دیدار مهم سفیر آمریکا با صالح المطلق معاون معزول نوری المالکی

نوشته شده در تاریخ: May 20th, 2012 توسط:حبیب تبریزیان در بخش: سیاسی - تحلیلی نظرها: بدون نظر »


الاوسط عراق
20 می اول خرداد
دیدار صالح المطلق معاون نخست وزیر عراق، و جیمز جفری سفیر آمریکا در بغداد
طبق یک بیانیه دفتر صالح المطلق؛ جیمز جفری و مطلق روز پنجشمبه گذشته دیدار کرده و مسائل فیمابین بغداد و واشنگتن و همچنین بحران سیاسی جاری در عراق و راههای حل آن را به بحث گذاردند.
صالح المطلق در بیانیه خود میگیود که:« دستیابی به راه حل مسائل سیاسی باید در چهارچوب، منافع عالی مملکت؛ وحدت ملی، محافظت از ثروت ملی، تأمین امنیت اقتصادی ـ اجتماعی، پیشبرد حقوق بشر، عدالت و آزادی باشد.»
عراق در اثر بحران سیاسی از دسامبر 2011 (آذر ماه گذشته ــم) در اثر بحران سیاسی با ایراد اتهام فعالیت های تروریستی منجر به قتل به یکی از رهبران برجسته بلوک العراقیه، طارق الهاشمی، فلج شده است. علاوه بر ایراد اتهام به هاشمی ، نخست وزیر نوری المالکی، از معاون خود صالح المطلق، دیگر عضو برجسته العراقیه، نیز بعلت اینکه او مالکی را «دیکتاتور» نامیده بود سلب صلاحیت کرده بود.
علاوه بر این دو موضع بحران آفرین مردم دو ایالت؛ صلاح الدین و دیاله با استناد به قانون اساسی عراق خواستار خود مختاری شده اند. بحران به اینجا محدود نشده مسعود بارزانی نیز در ماه مارس تهدید کرد که اگر اوضاع بدین وضع ادامه یابد، به مردم مراجعه نموده و استقلال کردستان را اعلام خواهد کرد.
دیگر مسئله مورد تنش خود داری نور المالکی در اجرای مفاد موافقتنامه اربیل است که طبق آن دو پست وزارتی مهم وزارت دفاع و کشور باید در اختیار بلوک العراقیه قرار گرقته و افزون بر ا
آن نهاد جدیدی هم بعنوان «شورای سیاستگزاری استراتژیک» تشکیل شود که ایاد علاوی مسئول آن باشد.
……….
………..
پایان خلاصه ترجمه
………………………
کامنت من:
آنچه در گزارش خبری فوق مهم است ابن نیست که بین سفیر امریکا و مطق چه گذشته است بلکه مهم اینست که سفیر آمریکا با «معاون نخست وزیر»ی دیدار و« پیرامون بحران سیاسی عراق و مسائل فیمابین بغداد و واشنگتن» مذاکره کرده است که، خود نخست وزیر و مجلس او از وی سلب صلاحیت نموده اند. این حرکت سفیر آمریکا نشان از چرخش سیاسی آمریکا از حمایت از مالکی بسوی حمایت از مخالفین او دارد. در این رابطه لازم به یاد آوریست که بارزانی هم که در واقع استاندار یک ایالت عراق است هر چند رئیس جمهور اقلیم خود مختار نامیده میشود،، در مارس گذشته بعنوان یک سیاستمدار بلند پایه ملی یا فدرال عراق مورد پذیرایی مقامات واشنگتن قرار گرفت و دقیقاً پس از آن مسافرت بود که به جدا شدن کردستان از عراق تهدید کرد.
چرخش سیاسی آمریکا نمیتواند بدون پیش زمینه و عکس العملی باشد. بنظر من همه رویدادهای کنونی عراق در خطوط عمده خود طبق نقشه راهی پیاده میشوند که گزینه روی میز دولت اوباما در صورت خروج کامل نیروهای آمریکا از عراق بوده است.
معنای ساده این نقشه راه، چیزی جز چیدن دُم نفوذ ایران از صحنه قدرت سیاسی عراق نیست. همه نشانه ها بر این امر دلالت میکند.
رویای رهبری ایران برای نقش منطقه ایی بازی کردن، از غزه گرفته تا سوریه و لبنان عراق به کابوسی هولناک برای رهبری ایران تبدیل شده و بیشتر هم خواهد شد.
style=”text-align: left;”>
Motlak, Jeffrey discuss Iraq’s political impasse
5/15/2012 10:18 PM
BAGHDAD / Aswat al-Iraq: Iraqi Deputy Prime Minister Saleh al-Motlak and U.S.
ambassador in Baghdad James Jeffrey discussed bilateral relations between Baghdad and Washington as well as the current political crisis and means to solve it, according to a statement by Motlak’s office on Tuesday.

“Reaching solutions to political problems have to be within the framework of the country’s high interests, national unity, preservation of national wealth, achieving socio-economic security and enhancing justice, freedoms and human rights,” Motlak was quoted in the statement as saying.

Iraq has been gripped by a political crisis since December 2011 after charges pressed against Vice President Tariq al-Hashimi, a prominent member of al-Iraqiya, of involvement in “terrorism and murder” in addition to a decision by Prime Minister Nouri al-Maliki to withdraw confidence from his deputy Motlak, also a member of al-Iraqiya, over statements in which Motlak termed the Iraqi premier as a “dictator”.

Adding to the crisis were the repercussions of a decision by the Salah al-Din and Diala provincial councils to turn the two provinces into independent regions.

Tension marked failure to reach an agreement on the appointment of two ministers of interior and defense as Maliki is running the two portfolios.

Moreover, the government failed to adopt the strategic policy council, whose presidency should have been received by al-Iraqiya bloc in line with the Arbil Accord.

All those problems led al-Iraqiya to boycott parliament sessions and cabinet meetings on December 17, 2011 before it decided to return once again to parliament on January 29, 2012 and later cabinet meetings on February 6, 2012.

Further snowballing the Iraqi troubles, Iraqi Kurdistan Region President Massoud Barzani lashed out during a speech marking the Nowruz Day on March 20, 2012 at the Iraqi government and its premier, terming the government as “failure” and accusing Maliki of “seeking to impose hegemony over all powers in the state with disregard to partnership”.

Barzani said Iraq “is dashing towards the abyss due to the policies of some parties,” warning if the state of affairs continued like this, there will definitely be recourse to the people to take its decision, in reference to the right of self-determination and proclamation of a Kurdish state.

Al-Iraqiya, for its part, had threatened on March 19 to boycott cabinet meetings anew and avoid participation in the national conference if its key demands – the full implementation of the Arbil Accord, abolition of the accountability & justice law and accelerated enacting of the pardon law – have not been met.

Led by former premier Iyad Allawi, al-Iraqiya had proposed solutions to find a way out of the country’s incessant crisis, including the replacement of the current head of government.  

تحریم، حمله نظامی و اجلاس بغداد!

نوشته شده در تاریخ: May 20th, 2012 توسط:حبیب تبریزیان در بخش: سیاسی - تحلیلی نظرها: بدون نظر »

رسانه های حکومتی ما مثل رسانه های دوران صدام، معمر القذافی و یا امروزِ بشار اسد میتوانند یکسویه، هرآنچه را که خودمیخواهند بخورد مردمی که جز دیدن صدا و سیما و شنیدن رادیوهای دولتی و خواندن روزنامه مجاز و شنیدن خطابه های نماز جمعه چاره و امکان دیگری ندارند بدهند.
این رسانه ها میتوانند بخش زیادی از مردم را که عادتاً و یا بدلیل فقدان امکانات دیگر مصرف کننده و افسونِ تولیدات خبری و ذهنیت ساز این وسائل ارتباط جمعی هستند، با بحر طویل های خبری و تحلیل های خود همچنان افسون کنند ولی آنهنگام که پای برخورد با واقعیت در زندگی واقعی پیش آید این افسون زدگی، ساده تر از ترکیدن یک حباب، آنچنان در هوا میترکد که گویی هرگز نبوده است.
بیاد می آورم چند سال پیش همین تلویزیون دولتی رژه تبلیغاتی بسیجیان جوان انتحاری را با کمربند های انفجاری اشان در خیابانهای تهران نشان میداد که از رسانه های خارجی هم پخش میشد. سئوال امروز اینست که واقعاً چند درصد از آن بسیجیان انتحاری آنروز، امروز حاضرند پای آن نمایشات رانت آور خیابانی واقعاً بایستند!
مکاالمه آن سرهنگی سپاهی را که جندالله پس از حمله به یک واحد نظامی در بلوچستان اسیر کرده بود بیاد می آورم.
پشت تلفون فرد جنداللهی به یکی از فرماندهان سپاه که ظاهراً تصمیم گیرنده بود در تلفون گفت؛ اگر اسرای ما را آزاد نکنید این شخص را خواهیم کشت. طرف سپاهی مسئول از اینسوی خط پاسخ داد: «بکشید! او شهید میشود!». او نمیدانست که آن سرهنگ اسیر شده به آن مکالمه تلفنی گوش میدهد.
هنوز حرف طرف تمام نشده بود که آن سرهنگ اسیر قریاد زد: مرتیکه اگر شهات خوبه! خودت بیا شهید بشو!
جندالله این مکالمه کوتاه را در اختیار رسانه های دنیا گذارد!
دستگاه رهبری مملکت پس از انتخابات اخیر مجلس از شرکت 63% مردم در انتخابات سخن گفت و طبق معمول آنرا دشمن شکن خواند ولی برای کسی با سن و سال سیاسی من این 63 % ها نیستند که مشروعیت یک رژیم و حمایت مردمی از آنرا نشان میدهند. در روسیه قبل از گورباچف، در زیمباوبو موگابه و عراق عصر صدام، لیبی معمر القذافی؛ گاهاً درصد شرکت کنندگان در انتخاباتها به بیش از 90% هم میرسید.
میزان واقعی مشارکت مردم در انتخابات اخیر مجلس، را من نه از روی این داده های پوچ آماری بلکه از روی هجومی که مردم؛ برغم التماس و تهدید دولت، پس از گران شدن ناگهانی دلار بسوی مغازه ها برای انبار کردن خوارو بار درخانه های خود بردند و ذخیره سازی فزون از حد مواد استراتژیک غذایی توسط خود دولت و اپیدمی همگانی تب سکه و ارز، پس از صعود نرخ طلا و دلار میبینم.
آزمونهای بس دشوارتری پیش روی مردم ما است که رفتار آنان در برخورد با این آزمونها، میزان حرف شنوی اشان را از حکومتی که برای آن مشروعیت قائلند نشان خواهد داد. شاخصی که با استفاده از آن میتوان میزان واقعی مشارکت واقعی انتخاباتی مردم را حدس زد.
اگر درمقطع جنگ اسرائیل با حزب الله و حماس در 6 و 4 سال پیش، از مردم عرب منطقه برای دفاع از حزب الله و حماس نظر خواهی میشد، قطعاً بیش از 90% مردم آرای خود را بسود حزب الله و حماس به صندوقها میریختند. ولی در عرصه عمل در آن هنگام، نه اعتراضات خیابانی بزرگی ازطرف همان مردم علیه حمله اسرائیل در این کشورها رخ داد و نه دولتهای عرب منطقه حتی زحمت اینرا بخود دادند تا صدای خود را بعنوان اعتراض جدی علیه آن حملات بلند کنند. این سکوت دولتهای عرب فقط گواه این بود که آنها نبض « واقعی» و نه« نمایشی» سیاسی مردم را دردست داشتند.
امروز حکومت ما پس از سرمایه گزاریهای بی بازده بسیار سنگین و کمر شکن روی بسیج افکار عمومی منطقه علیه اسرائیل و آمریکا در جریان چالشگری خود با آن دو دولت، آماده شده است تا جام زهر تسلیم هسته ایی را سرکشد. اگر مسئله ایی هست روی اصل قضیه نیست بلکه درشکل ظاهری بدون رسوایی این« سرکشیدن»، روی جرعه جرعه یا یک ضرب سر کشیدن آنست.
واقعیت قضیه اینست که حجم این جام و تلخی آن بیش از آنست تا بتوان یک ضرب آنرا بالا رفت.
رسانه های رژیم طی دوران تحریم از اقتدار ایران، از دور زدن تحریمها، از ورق پاره بودن قطعنامه ها سخن گفتنند. ولی تأکید سران دیپلماسی هسته ایی ایران امروز بر کاهش تحریمها به ازای آمادگی دولت ایران برای توقف غنی سازی در سطحی معین، از چه چیز، جز استیصال حکومت ما حکایت میکند؟
رسانه های معتبر بین المللی از جمله وال استریت ژورنال و نیورک تایمز تصویر بسیار تیره ایی از تآثیرات تحریمها در یک هفته گذشته داشتند. هردو این نشریات از پر شدن شناور های نفتی ایران در خلیج فارس تامیزان 40% از نفت نافروش مانده ایران خبر میدهند، از پرشدن کامل این شناورها ظرف دو ماه آینده، از لزوم بسته شدن چاه های نفتی در دو ماه آینده، که با بسته شدن آنها میزان استخراج گاز هم که مصرف جاری صنایع و عامه مردم است خبر میدهند، از سفارش دو شناور بزرگ نفتی برای ذخیره سازی نفت های نافروش مانده به چین که قرار است بزودی تحویل شود، از سقوط تولید نفت به میزان یکسوم و تا یک میلیون بشکه در روز خبر میدهند. این آمارها نه مانند محصولات آمارسازان حکومتی خودمان بلکه متکی به منابع و داده های مستندِ ارگانها معتبر بین المللی از جمله خود اوپک و سازمان جهانی انرژی است.
درستی آرای 63% مردم و میزان توان حکومت، درمقابله با تحریمها را نه از روی رسانه های مردم رنگ کن بلکه باید از آن اظهارات بی مناسبتِ بسیار خوشبینانه ولی بسیار زود هنگام آقای صالحی پس از نشست استانبول دید که با قاطیت گفت در نشست بعدی در بغداد ما میرویم که همه مسائل را حل کنیم. ایشان اگر روزنامه های آنروز دنیا را میخواندند، با خبر میشدند که ترافیک دیپلماتیک بین تل آویو و پایتختهای اروپایی شتابی بی سابقه گرفته و سخن گفتن از 5+ 1 در میان نیست بلکه باید از 6+ 1 سخن گفت، ایشان باخبر میشدند که سناتور ها و نمایندگان کنگره در آمریکا اعمال تحریمهای شدید تری را مورد بحث قرار داده اند، ایشان با خبر میشدند که یکی از بلند پایگان اتحادیه اروپا میگوید« ما به کمتر از توقف کامل پروسه غنی سازی برای پایان دادن به تحریمها قانع نیستیم»، ایشان اگر ذره ایی خِرد سیاسی و دیپلماتیک داشتند میدانستند که روال سیا ست در غرب برخلاف ایران اسلامی ما چنین نیست که یکشبه یک تصمیم سیاسی استراتژیک توسط رئیس یا رهبر مملکت گرفته شود و یکشبه هم تصمیم مغایر آن لغو شود.
نشست بغداد نه قادراست «فوراً » به تحریمها، حتی به شرط تسلیم کامل ایران، پایان دهد و نه تحریم کنندگان پس از اینهمه هزینه پذیری برای به زانو درآوردن دستگاه رهبری ایران، به این آسانی و با امتیاز های غیر استراتزیک حاضر خواهند شد کوتاه بیاید.
شمشیر داموکلوس حمله اسرائیل به تأسیسات اتمی، نظامی و زیر بنایی ایران، بیش از آنکه خطر و تهدیدی واقعی علیه ایران باشد، هشداری است به غرب که: اگر روی تحریمها کوتاه بیائید! ما پاسخ آن کوتاهی شما را با زیرو رو کردن تأسیسات اتمی ایران و بخطر انداختن صلح و ثبات منطقه می دهیم.
اروپا بیش از آنکه به اظهارات ذلیلانه آقای صالحی در مورد اینکه «در بغداد همه چیز حل خواهد شد» توجه کند به ششمین عضو غیر رسمی 5 +1، یعنی عقابهای بر سر قدرت در اسرائیل گوش میدهد. در واقع ایران در نشست چند روز آینده در بغداد، نه با اروپا و آمریکا بلکه در درجه اول با اسرائیل روبروست.
برغم آمار سازی های برخی تحلیلگران سیاسی وطنی که ژست اپوزیسیون را هم میگیرند، در جریان جنگ لیبی نه ده ها هزار نفر بلکه رقمی زیر ده هزار نفر کشته شدند که بیشتر شان هم قربانیان بمباران ارتش قذافی ویا آدمکشان او بودند تا حملات هوایی ناتو. چنین پروپاکاند آمار سازانه ایی از این رو خطر ناک است که منجر به قضاوت عمومی گمراه کننده میشود.
در جریان حملات ناتو به مقر قذافی، نشریه انگلیسی گاردین از دقت حیرت انگیز این بمبارانها گزارشی داشت خواندنی. در این گزارش آمده بود که جت های ناتو، سقف یک ساختمانی را چنان با راکتهای هدایت شونده خود زده بودند که تختخوابها و کمدهای اطاق سالم مانده بودند.
منظره حمله «درُن» ها یا هواپیماهای بی سرنشین آمریکایی به نفرات و سران القاعده و طالبان یا حملات گاه و بی گاه هوایی اسرائیلیها به نوار غزه برای از پا دراوردن افراد و نه کوبیدن تأسیسات نوار غزه نشان میدهد که دقت هدفگیری راکتهای راهداری و هدایت شونده تا چه حد پیش رفته است. لذا تصور اینکه یک حمله احتمالی اسرائیل و یا آمریکا به تأسیسات هسته ایی و نظامی ایران، با چنان خرابی وکشتار وسیعی همراه شود که به رژیم دستآویز و بهانه ایی برای برانگیختن احساسات مردم یا جهانیان دهد، بنظر من همانقدر واهی است که تمام محاسبات دیگر رژیم تا کنون.
بنظر من اگر ایران نتواند از آخرین شانسی که با فرصتِ نشست بغداد بدان داده شده است استفاده کرده و طرف مذاکره را به حسن نیت 100% خود قانع کند، اولاً تحریمها؛ فلج کننده تر خواهند شد و اگر بازهم رهبری ایران از تسلیم کامل سرپیچی کند حمله .نظامی در شرایطِ سیاسی و دیپلماتیکی کاملاً متفاوتی از آنچه رژیم تصورش را میکند رخ خواهد داد.
این شرایط متفاوت یعنی چنان اِعمال فشاری که مردم را به ستوه در آورده و خواهان یکسره شدن اوضاع شوند و اراده مقاومت در دستگاه رهبری ایران را هم چنان خرد کند که امکان مقاومتی جدی در آن وجود نداشته باشد.
با کمی دقت در اظهارات دولتمردان ایران میتوان از هم اکنون بروشنی، آثار روحیه باختگی و درهم شکستگی اراده مقاومت را دید فقط کمی دقت در اظهارت آنان لازمست.
در چنین شرایط مفروضی بنظر من بخشی از مردم، نه تنها از بمبارانی که فقط قرارگاه های سپاه، بسیج، و سایت های اتمی رژیم را خواهد کوبید ناراحت نخواهند شد بلکه خوشحال هم میشوند، بخشی هم بی تفاوت به قضیه خواهند نگریست و بخش سوم هم، یا از منظر منافع شخصی یا از روی احساسات وطن دوستی با افسوسی انفعالی به قضیه نظر خواهد کرد. غیر این اتفاق جدی دیگری نخواهد افتاد و فکر میکنم اینرا خود بلند پایگان نظام هم خوب میدانند.
یاداشت بعدی راجع به تحولات مصر خواهد بود
balatarin
Balatarin

صفحه بعد →

Golden Tags: