Category: سیاسی – تحلیلی

بمب ساعتی زیر پای بازار مسکن

Share Button

بنا بر این پس از اینکه افزایش حبابی قیمت مسکن در اثر رکود عمومی اقتصادی متوقف شد، سرازیری جریان نقدینگی هم به این بخش متوقف گردید و بسوی طلا و دلار رفت که از آن ببعد، عامل نبودن الترناتیو سرمایه گذاری، قفل شدن صاحبان مستقلات در قیمیتهای حبابی خریداری شده که بعنوان پس انداز مادام العمری خانوار روی آن حساب کرده بودند و میکنند، و برخی علل دیگر، بازار مسکن را وارد یک مرحله ای کرد که نه قیمتها کاهش میافت و نه خریدار یافت میشد. بیماری رکود تورمی

Bildresultat för ‫حباب مسکن عکس‬‎
روزنامه جهان صنعت امروز بعنوان توصیه به دولت، گزارشی دارد از وجود حدود ۲٫۵ تا ۲٫۶ میلیون مسکن خالی اضافی. که باید مشمول مالیات شوند و ارزش بازاری آنها به حدود ۱۰۰ تا ۱۱۰ میلیارد دلار بالغ میشود. در این گزارش، گفته میشود که برای مالیات بستن به منازل خالی، قانون هم وضع شده است(ماده ۵۴ قانون مالیات‌های مستقیم مصوب سال ۸۶) که هرگز به اجرا گذارده نشده است.

گزارش ادامه میدهد:”… اخیرا احمد توکلی نماینده پیشین مردم تهران در مجلس نهم و رییس سازمان مردم‌نهاد دیده‌بان شفافیت و عدالت اعلام کرد در صورتی که وزارت راه‌ و‌ شهرسازی ظرف ۱۰ روز از انتشار نامه (پایان فروردین ۹۷) علل تعلل در خصوص عدم طراحی و اجرای سامانه ملی املاک و مستغلات را اعلام نکند، در دستگاه قضایی اعلام جرم علیه این وزارتخانه را مطرح خواهد کرد.”

…”مصطفی قلی خسروی رییس اتحادیه مشاوران املاک استان تهران نیز در نشست خبری خود در روزهای پایانی اسفند‌ماه سال گذشته در جمع خبرنگاران، …. درباره اجرای قانون مالیات بر خانه‌های خالی تصریح کرد: این قانون امکان اجرا شدن ندارد. چون زمینه شناسایی واحدهای مسکونی خالی فراهم نیست. زمانی اعلام شد از روی قبوض برق قرار است خانه‌های خالی شناسایی شود که برخی مالکان اقدام به روشن نگه داشتن چراغ‌های واحد مسکونی خالی می‌کردند تا قبض برق آنها صفر نشود. زمانی گفتند از روی قبوض آب شناسایی می‌کنیم که باز هم برخی مالکان واحدهای خالی تعدادی از شیرهای آب را در طول ماه باز نگه می‌داشتند بنابراین باید ابتدا سازوکار شناسایی واحدهای خالی طراحی شود و سپس اقدام به اخذ مالیات از آنها کنیم.”[به این پدیده ها میگویند پدیده های خاص مملکت آخوند زده ما. ح ت]

من ذیلاً به آنچه گزارش نویس جهان صنعت بهر دلیل در این زمینه ننوشته، میپردازم.

چند سال پیش درگرما گرم رونق بازار مسکن در دوره دوم ریاست جمهوری احمد نژاد، که قیمتها روز به روز افزایش میافت، در چند مقاله، به حبابی بودن این بازار اشاره کرده بودم. این حبابی بودن بازار مسکن از این روی برایم مسجل بود، که تولید مسکن با قیمتهای تمام شده آنروز، نه برای اجابت تقاضای مؤثر بازار بلکه برای فرار سرمایه و نقدینه ها، از کوره تورمی بود که سرمایه مردم را روزانه ذوب میکرد.

تغیر مسیر هزاران هزار میلیارد تومان از بخشهای تولیدی به بازار مسکن، هم خود این بازار را حبابی کرد و  هم بخش تولید مصالح ساختمانی و خدمات مربوطه را.

صاحب یک واحد مستقلاتی میتواند به امید ولو واهی بهتر شدن اوضاع چندی در صبر و انتظار بماند ولی واحد های تولیدی مصالح و خدمات ساختمانی نمیتوانند کارشان را تعطیل کنند تا اوضع بهتر شود، که بدلایلی هم که ذیلاً خواهم گفت، اوضاع در آینده بهتر هم نمیشود.

بنا بر این پس از اینکه افزایش حبابی قیمت مسکن در اثر رکود عمومی اقتصادی متوقف شد، سرازیری جریان نقدینگی هم به این بخش متوقف گردید و بسوی طلا و دلار رفت که از آن ببعد، عامل نبودن الترناتیو سرمایه گذاری، قفل شدن صاحبان مستقلات در قیمیتهای حبابی خریداری شده که بعنوان پس انداز مادام العمری خانوار روی آن حساب کرده بودند و میکنند، و برخی علل دیگر، بازار مسکن را وارد یک مرحله ای کرد که نه قیمتها کاهش میافت و نه خریدار یافت میشد. بیماری رکود تورمی

و اما علت بسیار مهمتری که در این رابطه وجود داشت و دارد، این بود که بانکها و مؤسسات مالی، یا از طریق مصادره املاک بدهکاران یا سرمایه گذاری برای کسب سود، صاحب بخش زیادی املاک مستقلاتی شده بودند که در دفاتر بانکی آنها با همان قیمت حبابی ثبت شده بود. اگر این بانکها و مؤسسات، بخواهند مانند رسم معمول همه ممالک سرمایه داری، تنزل قیمت مستقلات خود را که در بازار رخ داده و میدهد، بصورت ارزش کاهی(depreciation)در بیلان خود منظور و از دارایی خود کم کنند، همه این بانکها و مؤسسات مالی یکروزه ورشکست میشوند زیرا ضرر انباشته شده ایی که این بانکها با مستقلات و بنگاه داری برای خود طی سالهای اخیر ایجاد کرده اند چندین مرتبه از سرمایه اولیه و ثبت شده آنها بیشتر است.*[بر حسب سیاق حسابداری، در این موارد واژه استهلاک بکار برده میشود ولی من انطباق استهلاک را با سقوط قیمت ناشی از نوسان بازار را همانند نمیدانم لذا ارزش کاهی را بکار بردم.]

من در همان یادداشتهای مورد اشاره نوشتم که نخود لوبیا را اگر یک کاسب احتکار بکند برای چند ماه یا حتی یکی دو سال، چندان غریب نیست، ولی در مملکت ما احتکار از بازار کالا گذشته و گریبان بخش ساختمان و مسکن را گرفته است زیرا که این همه مستقلات سازیِ خارج از قدرت خرید واقعی مردم و بازار است. برای آنهایی که اندوخته ایی داشته یا دارند، سرمایه گذاری روی مسکن و مستقلات آنرا به یک کالای احتکاری پولساز تبدیل کرده بود که هزاران هزار میلیارد نقدینگی را بسوی خود جذب، راکد و منجمد کرده است.

تا روزی که شاخص قیمت، افزایش را نشان میداد همه چیز خوب پیش میرفت و دنیا بکام ولی مسکن و مستقلات  نخود  لوبیا نیست که بلافاصله در مواجهه با عدم تقاضای بازار یا صادر شود و یا زمینهای زیر کشت آن با یک سال فرصت به کشت دیگری تبدیل گردد مضافاً اینکه حبوبات یک کالای مصرفی و خانه و مستقلات، در درجه اول، یک کالای سرمایه میباشد. سیکل اولی یکسال و سیکل دومی چند ده سال.

خلاصه کنم: دولت احتیاج به پول دارد و بیشتر از اینکه از بانک مرکزی قرض کرده است دیگر نمیتواند قرض کند زیرا تورم افسار پاره میکند بدون اینکه تکانی به تولید و اقتصاد مملکت بدهد، بنا براین، بفکر مالیات سازی افتاده است، ولی همین زمزمه مالیات بستن به مستقلات، ضربه مرگ باری به این بخش اقتصادی است. که نهایتاً به سقوط قیمتها خواهد انجامد و قربانی مستقیم  و عمده سقوط بازار مسکن هم نه آنهائی که در تک منزل خود نشسته اند بلکه برج سازان و برج داران و بانکهایی هستند که هزارن واحد ملکی را یا خریده اند یا با قیمتهای تورمی و حبابی مصادره کرده اند. 

قفل شدن هزاران هزار میلیارد تومان نقدینگی مملکت در بخش مسکن و مستقلات، به غده بسیار بدخیم بزرگی در اقتصاد مملکت تبدیل شده است که اگر آنرا جراحی کنند اقتصاد را به ایست قلبی دوچار میکند و اگر جراحی نکنند تمام پیکر اقتصاد را بزمین مرگ خواهد زد و در درجه اول سیستم بانکی را. 

در جامعه رکود گرفته امروز ما، نه الان و نه در چشم انداز فردا، نشانه ایی از گشایش بازار برای این بیش از ۲٫۵ مسکن احتکاری نیست. 

مقام معظم رهبری، امسال را سال تولید ملی نام نهاده اند. معلوم نشد چه بر سر اقتصاد مقاومتی رفت که منتظر باشیم ببینیم بر سر سال تولید ملی چه میرود. ولی دلیل اینکه رهبر به فکر تولید ملی افتاده است بهیچوجه، انگیزه ایشان اقتصاد ملی نیست بلکه دلیل آن اینست که تمام ذخیره ارزی کشور ته کشیده است و آنچه هم که باقی مانده است تا با کفگیر کنده شود باید برای مصرف جنگ سوریه و پراخت هزینه جنگی حوثی های یمن  و کمک به حماس حفظ شود. 

 این گونه به فکر تولید ملی افتادن، مانند رژیم غذایی گرفتن فردیست که از بدبختی پولی ندارد تا قرص نانی بخورد لذا بالاجبار به کم خوری  و گرسنگی می افتد. به این نمیگویند رژیم غذائی گرفتن برای لاغر شدن و سوزاندن چربیها.   

موشکها، اعتبار پوتین و اتوریته اسد را درهم شکستند

Share Button

این موشکها و آن بمبهای افکنده شده در سحر گاه امروز، فقط در دمشق و حمص ویرانی ببار نیاوردند، آنها اقتدار روسیه را در داخل خود روسیه، اقتدار اسد را در داخل خود سوریه و اقتدار رژیم ایران را در داخل خود ایران ویران کردند.

پس لرزه های حمله موشکی و بمباران های سحرگاه امروز ادامه خواهد داشت.  

در دو یادداشت قبلی راجع حملات موشکی نوشتم که حمله موشکی خزانه داری آمریکا، اقتصاد روسیه را هدف گرفت و حمله موشکی سیاسی کاخ سفید هم، تتمه سرمایه سیاسی روسیه را بر باد داد و در مقابل برای برای آمریکا و دونالد ترامپ سرمایه آفرید.

و حالا حملات موشکی و هوائی به سوریه نه تنها تأثیرات آن حملات موشکی اقتصادی و سیاسی را ضریبی افزایشی  میدهد بلکه، اعتبار نظامی روسیه و ایران راهم کلاً خُرد میکند.

روسیه پس از تهدبد اول دونالد ترامپ و بعداً امانوئل مکرون و ترزا مای به انجام ضربات تنبیهی بخاطر استفاده رژیم اسد از سلاح شیمیائی علیه مردمِ خود، با صدای بلند اعلام کرد هر موشکی را که به سوریه شلیک شود در هوا خواهد زد بلکه از آن فراتر، سراغ منبع پرتاب موشکها و برخاستن هواپیماها چه در دریا و یا خشکی هم رفته و آنهارا نیز درهم خواهد کوبید.

پس از این تهدیدات مسکو؛ که رسانه های رژیم ایران هم آنرا  با چنان آب و تابی بازاتاب دادند که گوئی این سیستم دفاع ضد موشکی سپاه پاسداران است که درجایگاهی قرار گرفته است که میتواند چنین تهدیداتی بکند! انتظار آمیخته با ترسِ ناخواسته امروز دنیا این بود که روسیه آنچنان که تهدید کرده بود، نه تنها  همه آن ۱۱۰ موشکی را که سه منطقه تحت محافظت سیستم دفاع هوائی سوریه در هم کوبیدند را، بین زمین هوا میزد و سرنگون میکرد بلکه منتظر بودند، روسیه در اجرای تهدید خود، حمله ی موشکی و هوائی متهاجمین را دفع و زیر دریائیها، ناوهای آمریکائی و انگلیسی و فرانسوی که از آنها این موشکها شلیک شده و بمب افکنها برخاساته بودند را منهدم کند.

من چند ساعت پس از حمله هوائی و موشکی سحرگاه امروز به سوریه؛ سراغ اسپوتنیک (نشریه خبری سیاسی انگیسی زبان روسیه) رفتم. لحن این روزنامه با چرخشی ۱۸۰ درجه، نه اینکه تهاجمی و تهدید آمیز نبود بلکه فقط اتهام زنانه، شکوه آمیز، عصبی و استیصال آمیز بود.

درگزارشهای آن نشریه دولتی؛ خبری از تهدیدات انجام نیافته سابق روسیه نبود. بعنوان گزارش خبری از قضیه، نوشته بود که سیستم دفاع ضد هوائی قدیمی سوریه؛ که روسیه ۳۰ سال پیش آنرا در آن کشور ایجاد کرده بوده است، بیشتر موشکهای پرتاب شده به سوریه را ساقط کردند بدون اینکه از این بیشترین و کمترین موشک ساقط شده عددی بدست داده باشد.

این درحالی بود که  اولاً خود سوریه همانوقت گزارش داد که ۱۳ فروند از ۱۱۰ موشک پرتاب شده را در هوا زده و ساقط کرده است. که همین خبر هم از سوی خود دول حمله کننده تأئید نشده و ژنرال ژوزف دانفورد در مصاحبه مطبوعاتی امروز خود گفت که هنوز گزارشی از زدن موشکی یا هواپیمایی دریافت نشده است

درثانی، مگر همین دو روز پیش رسانه های دنیا از استقرار سیستم سوپر مدرن دفاع ضد موشکی اس ۴۰۰ روسیه در خاک سوریه و مخصوصاً در پایگاههای آنکشور در تارطوس خبر نداده بودند؟

خبرگزاری ایلنا بعنوان یکی از رسانه های وابسته به محافل نظامی/امنیتی،(البته با ظاهری غلط انداز)، در رابطه با این حمله، گزارش اسپوتنیک را با تیتر درشت درج کرده که: روسیه در دفاع از سوریه در مقابل حمله غرب شرکت نداشته است! باید تعجب کرد از اینکه چرا همین سایت یا دیگر سایتهای مشابه حکومتی که اکنون به شکوه و شکایت و فحاشی های عصبی نسبت به متهاجمین پرداخته اند، از اسپوتیک یا رژیم روسیه نمیپرسند: پس چه شد آن ادعاها که هر موشکی که به سوریه پرتاب شود را خواهیم زد و.. .؟

این ضعف و زبونی انتقادی را که حتی جرئت چنین سئوال بدیهی را نمیتوانند از روسیه بکنند و با سکوت از آن میگذرند را به چه باید تعبیر کرد؟ اگر روسیه نمیخواست مانند ترامپ به تهدیدش عمل کند چرا با این گونه بلوفهای و ژستهای حمایتگرانه و دعوی هم پیمانی استراتژیک، یکباره در حساس ترین لحظه جا زد و بشار اسد را تنها گذارد؟

بسیار اشتباه خواهد بود که تأثیر ویرانگر این ۱۱۰ موشک پرتاب شده بسوی  سوریه و بمبارانها را فقط در خرابیهایی مادی که بر جای نهاده اند و تلفات جانی احتمالی خلاصه کرد. همه این خرابیها و تلفاتها در برابر خُرد شدن اتوریته اسد، ولادیمیر پوتین و رژیم ایران هیچ است.

خرابیهای ناشی از این حمله را با چند میلیارد دلار میتوان مرمت کرد و تعداد کشته شدگان هم در مقایسه با تلفات هزارانی رژیم، در جریان جنگ داخلی  را نباید قابل ملاحظه دانست.

ولی نه رژیم اسد، نه ولادیمیر پوتین و نه رژیم ایران که اینهمه خود را مشتاق رویارویی با آمریکا و اسرائیل نشان میداد تا شق القمر نظامی خود را نشان دهد، بعد از  این آزمون بی اعتبار کننده، نمیتوانند حتی در بین طرفدران نزدیک خود، اعتبار و اقتدار یکشبه صفر شده ی خویش دیگر را بازسازی کنند.

این موشکها و آن بمبهای افکنده شده در سحر گاه امروز، فقط در دمشق و حمص ویرانی ببار نیاوردند، آنها اقتدار روسیه را در داخل خود روسیه، اقتدار اسد را در داخل خود سوریه و اقتدار رژیم ایران را در داخل خود ایران ویران کردند.و این اقتدار شکستگی را میتوان از لحن خائفانه آنها در واکنش به آن حملات نیز دریافت.

پس لرزه های این اقتدارشکنی برای روسیه از شبه جزیره کریمه تا بالکان و آدریاتیک  تا خود دمشق مسئله خواهند ساخت.

در یک کلام، موشکها و بمبهای پراتاب شده سحرگاه امروز به سوریه، موازنه ژئوپولیتیک و ژئو استراتژیک منطقه و شاید جهان را هم تغیر دادند. این موشکها به نیروهای مخالف رژیم سوریه پیام دادند که پیروزی آنها و سرنگونی اسد قطعی است، به رژیم اردوغان که خاشعانه از این حمله دفاع هم کرد، پیام داد که به ستون بی بنیاد پوتین و موشکهای اس ۴۰۰ آن نمیتواند تکیه زده و عربده کشی کند.

این موشک باران به دنیا این پیام را داد که کنفرانس آستانه پایه اش از اول بر آب بوده است و آن کنفرانسی که میتواند برای مردم سوریه صلح بیاورد، کنفرانس ژنو ۴ یا ۵ است که زیر نظر سازمان ملل برگزار میشود و در قطعنامه دومین نشست آن موقتی و انتقالی بودن شخص بشار اسد پیش بینی و شرط شده است.

این موشک باران به حوثیها و حزب الله لبنان پیام خاص خود را خواهد داشت.

این موشک باران، تأثیر موشک باران مجازاتهای اقتصادی خزانه داری آمریکا را چند چندان کرده و به جو بی اعتمادی در فضای اقتصادی روسیه  و پیرامون آن دامن خواهد زد.

خلاصه کلام، تأثیر روانی حمله هوایی و موشکی فرانسه، انگلیس و آمریکا را باید مهم دانست و از تمرکز بر آثار ویرانگر فیزیکی و مادی آن گذشت.

اضافه شده بعدی: گاردین امروز  به نقل از پنتاگون نوشت که هیچیک از موشکهای پرتاب شده بسوی سوریه سرنگون نشده اند و با دفاع ضد موشکی سوریه اصلاً برخورد نکرده اند..ژنرال کنت مکنزی گفت که پدافند هوائی سوریه غیر مؤثر بوده است در حالیکه موشکهای ما “دقیق  و مهیب” بوده اند.

پس لرزه های حمله  سحرگاه امروز ادامه خواهد داشت.

عدم مشارکت پدافند هوایی روسیه در مقابله با حمله غرب به سوریه

عدم مشارکت پدافند هوایی روسیه در مقابله با حمله غرب به سوریه

وزارت دفاع روسیه اعلام کرد که تجهیزات ضد هوایی این کشور در دفاع از سوریه مقابل حمله سه‌جانبه غربی‌ها، مشارکت نداشته است.

به گزارش ایلنا به نقل از اسپوتنیک، وزارت دفاع روسیه امروز-شنبه- اعلام کرد پدافند هوایی این کشور در مقابله با حمله موشکی کشور‌های آمریکا، فرانسه و بریتانیا به مواضع سوریه، مشارکت نداشته است.

این وزارتخانه افزود که طی حمله امروز، ۱۰۰ موشک از سوی ناو‌های آمریکایی مستقر در دریای سرخ و جنگنده‌های فرانسه و بریتانیا در مدیترانه، به سمت مواضع دولت سوریه شلیک شده است.

………………………………………………………………………..

افزوده ها و ضمایم:

تابناک:

واکنشها:

توضیح روسیه

وزارت دفاع روسیه در پی حمله هوایی آمریکا و متحدانش به سوریه، با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد، هیچ یک از موشک‌های هدایت‌شونده‌ای که آمریکا و همپیمانانش به سوی اراضی سوریه شلیک کردند، وارد محدوده فعالیت سامانه‌های دفاع هوایی روسیه که از دو پایگاه حمیمیم و طرطوس حمایت می‌کنند، نشدند.

حزب الله لبنان

حزب الله لبنان نیز با محکوم کردن حمله آمریکا و متحدانش به سوریه گفت که آمریکا با به راه انداختن جنگ به اهدافش نخواهد رسید.

یک مقام ارشد وابسته به ائتلاف حامی دولت سوریه به رویترز گفت به دنبال هشدار اولیه روسیه، دمشق چند روز قبل مراکزی که بامداد روز شنبه توسط آمریکا و متحدانش هدف قرار گرفت را خالی کرده بود.

کوبا

کوبا تجاوز سه جانبه به سوریه را محکوم کرد و آن را نقض آشکار قوانین بین المللی و میثاق سازمان ملل توصیف کرد.

یانیه جنبش فتح

در مقابل وحدت سرزمینی سوریه ایستادگی میکنیم و تلاش هایی را برای از بین بردن آن و دست زدن به وحدت آن رد می کنیم.

پیوستن قطر به جمع حامیان حمله

دولت قطر ضمن پیوستن به جمع حامیان تجاوز نظامی آمریکا و غرب به سوریه اعلام کرد: حملات نظامی به اهداف و مواضع نظامی رژیم سوریه مورد حمایت ماست!

مقتدا صدر

پیامدهای تجاوز به سوریه فاجعه بار خواهد بود و تبعاتش نه تنها به سوریه، بلکه به عراق و منطقه کشیده می شود. فردا تظاهراتی در محکومیت حمله آمریکا به سوریه در بغداد برگزار می شود.

وزارت خارجه عراق

تجاوز آمریکا، انگلیس و فرانسه به سوریه اقدام بسیار خطرناکی است که تبعات ناگواری برای منطقه دارد و ثبات و امنیت منطقه را تهدید می‌کند.

بسوی روز جهانی کارگر با شعار متحد شویم

Share Button

جامعه کارگری و کل زحمتکشان میهنمان در شرایطی به استقبال روز خود، روز جهانی کارگر میرود که از سال پیش که هیچ بلکه فقط در همین دو هفته اخیر، در اثر سقوط ارزش پولمان و گران شدن ارزهای خارجی که بلافاصله روی قیمت سبد معیشتی حقوق بگیران بطور عام و کارگران بطور خاص تأثیر منفی نهاد، این اقشار حد اقل ۲۰%  از قدرت خرید خود را از دست دادند.

این سقوط ارزش پول ملی اگر به یکباره هزاران میلیارد تومن از مجموع حقوق و دریافتی مزد بگیران کاست، این کاهش را مستقیاً به جیب صاحبان کالا و سرمایه، بشمول سرمایه داران دولتی و خصوصی و نهادها و بنیادهای مختلف بشمول سپاه بعنوان بزرگترین بنگاه دار مملکت ریخت.

کارگران نیروی کار خود را پیشاپیش و در بلند مدت با قیمت ثابت میفروشند و در مقابل به قیمت های افزایش یابنده و تورمی، مایحتاج خود را میخرند.

در روزهای آینده بمناسبت روز اول ماه می، روز جهانی کارگر، در زمینه مسائل جنبش کارگری بیشتر خواهم نوشت.

در زیر چهارمین جلسه گفتار ویدئویی خودرا با عنوان «جامعه و جنبش گارگری میهنمان: رهیافتها» را درج و شما را به شنیدن آن دعوت میکنم.

حبیب تبریزیان

بسوی روز جهانی کارگر با شعار متحد شویم

Share Button

۲۵ روز به روزجهانی کارگر بیشتر نمانده است. ارگانهای دولتی و امنیتی به دست و پا افتاده اند که با تمام حیل چنان نمایشی از این روز به صحنه بیاورند که هم پاسخگوی بزرگداشت این روز در نگاه دنیای بیرون بشمول سازمان جهانی کار باشد و هم چنان کنترلی بر این مراسم و روی شرکت کنندگان در این برنامه (حتی) دولتی برقرار کنند که مبادا، در آن، همانند سال پیش شعاری بر خلاف میل حاکمیت که در مقبره خمینی برگزار شد داده شود که برای نظام ضد کارگری رسواکننده باشد.

دشواری معیشتی بر زندگی طبقه کارگر میهنمان چنان از مرزهای تحمل گذشته است که فریاد ستمزدگی آنها حتی از دیوار پولادین نظارت و کنترل امنیتی میگذرد و در فضای اجتماعی و سیاسی کشور منعکس میشود.

بمناسبت نزدیکی این روز بزرگ که، با توجه به وضع دشواری که گریبان زحمتکشان میهنمان را گرفته است نمیتوان آنرا جشن گرفتنی دانست یا عزاگرفتنی، سومین بخش سخنرانی خود را در رابطه به مسائل جامعه و جنبش کارگری میهنمان که در آموزشکده توانا ایراد شده است را ذیلاً درج کرده و دلبستگان به جامعه و جنبش کارگری
میهنمان را به شنیدن آن دعوت میکنم.

عدم اعتماد بنفس و ترس گریبان رژیم را گرفته است

Share Button

رژیم خود، دیگر پی برده است که برای او گذر از این همه گردنه های صعب العبور با این عرابه زواردررفته حکومتی امکان ندارد. به مانورهایی دست میزند تا بلکه مردم و جوانان را بسوی خود برگرداند ولی برای رسیدن به چنین هدفی؛ هم دستش تهی است، هم اعتباری برایش باقی نمانده است و هم  فرصت عقب نشینی تاکتیکی ندارد زیرا، جرئت و توان درافتادن با باندهای رانتخواری که از قَبَلِ اقتدارگرایی و تک صدائی آن به قدرت، مکنت و شوکت رسیده اند را ندارد، چون دیگر برایش و در پشت سرش بجز همین باندهای فرصت طلب و فاسد باقی نمانده اند.

برلب پرتگاه؛ رژیم نه راه عقب نشینی دارد و نه جرأت و توان پیشروی

اگر کسی به لحن مقامات بالای هیئت حاکمه مملکت و رسانه هایی که نظر آنهارا  منعکس میکنند، در ماههای اخیر توجه کرده و آنهارا با گذشته ای نه چندان دور مقایسه کند، متوجه میشود که برخلاف تهاجمی شدن مواضع مخالفین رژیم در دنیا و منطقه و حتی خود مردم در داخل کشور، لحن این طرف قضیه تا حدود بسیاری به موضع انفعالی و دفاعی تغیر کرده است.

از آنهایی که سرو صدای اعتراضشان به توفقنامه برجام، رسانه های حکومتی را تسخیر کرده بود که به دست به یقه شدن با وزیر خارجه کشور هم، روی این مسئله پیش رفته بود، نه تنها ابداً خبری نیست بلکه جای آنها را دلواپسان خروج آمریکا از برجام گرفته است.

دیگر مدتهاست از موشک پراکنی های سپاه و عربده های موشکی که وزیر خارجه و رئیس جمهور هم از آن عقب نمانده بودند خبر زیای نیست. دیگر از مانورهای ایذائی قایقهای سریع السیر سپاه و ناوچه های ایران در اطراف ناوگان آمریکا در خلیج فارس هم خبری نیست، دیگر از رفت آمدهای مرتب سردار سلیمانی به عراق خبری نیست و… .

لحن مقامات رژیم؛ نه تنها در برابر آمریکا بلکه در برابر عربستان و امارات و بحرین هم انفعالی، دفاعی وشکوه آمیز شده است تا هارت و پورت نظامی و موشکی. دیگر از پیروزیهای حوثیها در یمن، حشد الشعبی در عراق و حزب الله در لبنان خبر چندانی در رسانه های حکومتی نیست.

رئیس جمهور، شیخ حسن روحانی پس از ۴۰ سال در حلقه مرگزی حاکمیت بودن، یادش افتاده که شعار “مرگ بر و مرگ خواهی” بد اخلاقی است و باید از بین برود. او در مراسم تجلیل از فعالین ستاد انتخاباتی خود میگوید: « ما دلمان می‌خواهد برای همه شعار زنده باد باشد ان‌شاالله روزی مرگ از همه شعارها جمع شود شما ببینید بین سال ۸۸ تا ۹۶ چقدر تفاوت ایجاد شده است. در سال  ۸۸ بداخلاقی و تهمت توانست تا حدی کار را پیش ببرد اما در سال ۹۶ مردم مقابل بداخلاقی‌ها ایستادند. این متانت و قضاوت مردم بود.” شیخ حسن، ریاکارانه میخواهد مرگ طلبی را فقط به ۸۸  و مسائل داخلی مربوط کند در حالیکه این فقط مقدمه ایی برای حذف مرگ بر آمریکا و بعدها بر اسرائیل و عربستان است. و این نه ناشی از مهربانی بلکه ناشی از ترس و احساس ضعف است. البته کدام آدم متمدنی است که با جذف این شعار شناسنامه ای و هویتی شده برای جمهور اسلامی موافق نباشد؟ ولی فرق است بین خواست حذف این شعار از موضع مدنی با دوری کردن از ان در اثر ترس و نهیب دونالد ترامپ و ظهور محمد ابن سلمان!

شرایط حصر رهبران جنبش سبز اخیراً تا حدود محسوسی بهتر گشته و از چند ماه پیش زمزه های تأئید شده ای دایر بر رفع حصر تا همین نوروز، در فضای رسانه ای کشور بچشم میخورد. و اگر این رفع حصر عملی نشد، بنظر من نا ناشی از این نیست که که رژیم برای پایان دادن بدان آماده نشده است بلکه بدان دلیل است که میخواهد این کار بدون آبرو ریزی حاکمیت و در رأس آن، بی اعتبار شدن بیشتر علی خامنه ایی تمام شود که بمعنی لزوم راه آمدن موسوی و کروبی با رژیم برای حفظ آبروی آنست و این انتظار رژیم نا برآمده است و بنظر من نابرآمده هم خواهد ماند. زیرا موسوی، کروبی و رهنورد نشان داده اند کسانی  نیستنند که برای رفع حصر خود بر هزینه سنگینی که رهبری نظام  با کودتای انتخاباتی ۸۸ خود به مملکت تحمیل کرد معامله کنند و بسادگی از آن بالتر از خیانت بگذرند.

رویهمرفته ترس و عدم اعتماد بنفس را در سراسر رفتارها و گفتارهای رژیم میتوان دید که گویای بوجود آمدن یک  تغیر رادیکال روحیه سیاسی مردم  نسبت به رژیم، چیره شدن ترس بر رژیم است. اینکه این تغیر روحیه سیاسی مردم در چه بستری افتاده و  چگونه به تحول سیاسی منتهی شود، مسئله ای است که  پیش بینی آن آسان نیست.

نخستین عاملی که باعث این ترس رژیم شد حرکت خود جوش اعتراضی نسبتاً سراسری دیماه مردم بود که به رژیم فهماند، مرکز مختصات طغیان عمومی علیه آن، از جریان های سیاسی به بدنه توده ایی جامعه انتقال یافته است. رژیم از این پس با اعتراضاتی روبرو خواهد شد که رهبر یا رهبران سیاسی ای ندارد تا به گرفتن و بندکردن، تلویزیونی یا اعدام آنها نَفَسِ انرژی جنبشی اعتراضات مردم را بگیرد. این تظاهرات به رژیم و حتی به بسیاری منتقدین جدی رژیم نشان داد که مردم نه تنها از اصلاحطلبی بکه تا حد زیادی از جنبش سبز هم عبور کرده اند. و به عقب بازنخوهند گشت.

پس از اعتراضات دی ماه، باید در همین راستا به اعتراضات دراویش که منجز به کشته شدند چند نفر از نیروهای انتظامی و شهادت تعدادی از اعتراض کنندگان گردید اشاره کرد. که آنهم بنوعی در همان جهت حرکت پیش گفته بود.

دومین عامل ترس، انفعال و دفاعی شدن رژیم، سخت تر شدن موضع دولت آمریکا نسبت به رژیم است. دونالد ترامپ با گزینه های دولتی اخیر خود که آخرینش جان بولتون* بود و اعلام جنگ تجاری با چین و جنگ سیاسی با روسیه، با وضع تحریمهای جدید علیه تعدادی از اطرافیان  پوتین نشان داد که به شعار های انتخاباتی خود پایبند است. و اهل مانور توخالی نیست.

نزدیکی بیش از پیش دولت ترامپ و رهبری عربستان و تأکید بر همسوئی استراتژیک علیه ایران و تأکید بر حمایت ائتلاف عربی به رهبری عربستان در جنگ داخلی یمن هم، به هیئت حاکمه ایران نشان دادند که عمق استراتژیک دولت عبد رابه المنصور در یمن و ائتلاف عربی پشت سر آن تا خود پنتاگن امتداد دارد و این مسافتی نیست که بالگردهای ابابیل بتوان بدان رسید. و این درحالیست که میدان جنگ در یمن از حوالی عدن به صنعا رسیده است و دیر نیست که عربستان و بعد هم اسرائیل از سوی مرز عراق با ما هم مرز خواهد شد.

در رابطه با سوریه، دولت آمریکا موضع سخت تری اتخاذ کرده و رسماً میگوید از مناطق تحت کنترل خود از سوریه عقب نخواهد نشست و اینرا نه تنها به روسیه و دمشق فهمانده است بلکه به ترکیه هم رسانده است. موضوع کنفرانس اخیر رم ، برای کمک به وضعیت دفاعی لبنان که ۴۰ کشور در آن شرکت داشتند، هدف و دستور کارش در درجه اول عدم مدخله لبنان در بحرانهای منطقه ایی، از طریق تدوین یک استراتژی دفاعی ملی بود. البته در جریان استعفای موقت سعد الحریری، این تضمین داده شده بود که حزب الله پایش را از گلیم مسائل منطقه کنار بکشد و این امری است که قطعی است و در پشت سر ان بسیاری نیروهای سیاسی لبنان و اروپا و آمریکا ایستاده اند.

اگر روسیه و سوریه در غوطه شرقی و دیگر مناطق سوریه، دیگر نه به نیروهای پیاده، بلکه فقط به بمباران موشک باران  پیکاران جویان ضد رژیم دست میزنند میتواند  ناشی از این باشد که برای آنها دیگر در میدان جنگ پیاده جنگی زیادی باقی نمانده تا بتواند در زمین و سنگر به سنگر بجنگد.

زمزه های جدی وجود دارد که رابطه پنهانی عربستان با اسرائیل میرود تا رسمیت یافته و به همسوئی استراتژیک (علنی یا پنهانی) علیه رژیم ایران منجر گردد. دو روز پیش اولین هواپیمای هندی اجازه یافت تا از فراز آسمان عربستان به اسرائیل پرواز کند و هواپیمائی “اِل عال” اسرائیل دیروز داخواستی را به دادگستری آنکشور تقدیم کرد که در آن تقاضای رفع ممنوعیت پرواز از آسمان  عربستان شده بود. این پروازها را میتوان با بازی پینگ پونگ دوران مائو و نیکسون بین چین و آمریکا تشبیه کرد که آنها را به روابط استراتژیک بعدی رساند که وجه پنهان آن مبارزه مشترک با اتحاد شوروی بود.

و اما آخرین آژیر خطرهایی که رژیم را به وحشت انداخته است انتخاباتهای آینده در عراق و لبنان است. با رصد پیش زمینه های انتخاباتی شکل گرفته در عراق؛ بنطر من شکست جناحهای طرفدار ایران به رهبری نوری المالکی خُرد کننده خواهد بود که با توجه به اصل” بودن یا نابودن”، شکست انتخاباتی باند مالکی در این انتخابات به حذف کامل سیاسی جناح او، یعنی پروکسی ایران در عرصه سیاسی عراق خواهد انجامید. این شکست وحذفسیاسی احتمالی متعاقب آن، برای رژیم ایران و سران نظامی اش که با دمیدن به شیپور نفوذ خود در عراق، یک احساس کاذب هزمونیستی شیعی بین نیروهای خود، در سپاه و بدنه و قاعده حاکمیت کرده بودند، یعنی یک شکست خُرد سیاسی و استراتژیک که بازخوردهای داخلی خود را خواهد داشت.

در لبنان هم، در ماه می آینده یعنی حدود ۶ هفته دیگر انتخابات پارلمانی برگزار خواهد شد. بنظر من، موضع حزب الله در این انتخابات، برخلاف رقتار تا کنونی، کاملاً دفاعی است تا تهاجمی.

در این انتخابات، حزب الله لبنان در قد و قامت یک حزب سکولار غیر مذهبی پیش آمده که با ریشه و ماهیت فرقه ایی و آخوندی آن سازگاری ندارد.

احزاب سکولار و مسیحی سکولار لبنان و بلوک سُنی سکولار ۱۴ مارس با اتخاذ یک استراتژی تهاجمی در برابر حزب الله قرار دارند. هرچند شاید شکست حزب الله در این انتخابات به اندازه شکست قابل پیش بینی نوری المالکی در عراق خُرد کننده نباشد ولی آنقدر سنگین خواهد بود که این حزب از ضربه آن قد راست نکند.

W460

چهره ایی که حزب الله میکوشد دز لبنان از خود نشان دهد

به همه نشانه های پیش شمرده فوق باید؛ بحران مزمن ارزی، بحران تشدید شونده اقتصادی و اعتراضات فزاینده کارگری و بلند شدن صدای اعتراض علنی علیه شخص خامنه ایی که نامه احمدی نژادفقط  یک نمونه آنست را افزود.

رژیم خود، دیگر پی برده است که برای او گذر از این همه گردنه های صعب العبور با این عرابه زواردررفته حکومتی امکان ندارد. به مانورهایی دست میزند تا بلکه مردم و جوانان را بسوی خود برگرداند ولی برای رسیدن به چنین هدفی؛ هم دستش تهی است، هم اعتباری برایش باقی نمانده است و هم  فرصت عقب نشینی تاکتیکی ندارد زیرا، جرئت و توان درافتادن با باندهای رانتخواری که از قَبَلِ اقتدارگرایی و تک صدائی آن به قدرت، مکنت و شوکت رسیده اند را ندارد، چون دیگر برایش و در پشت سرش بجز همین باندهای فرصت طلب و فاسد باقی نمانده اند.

…………………………………………………………………….

Home

Exclusive: UN-Sponsored Iraqi Electoral Code of Ethics

Saturday, 24 March, 2018 – 07:00
File photo: Iraqi Prime Minister Haider al-Abadi. Haidar Hamdani / AFP
London – Ibrahim Hamidi

Representatives of Iraqi political parties and parliamentary blocs agreed on Friday on an “electoral code of ethics,” under the sponsorship of UN and western experts.

The text, a copy of which was obtained by Asharq Al-Awsat, includes 24 clauses based on which Iraq will hold its first legislative elections after the defeat of ISIS.

Last January, the parliament set May 12 for the elections, which will decide the prime minister who will lead the country for the next four years.

The code of ethics condemns the use of sectarian or ethnic rhetoric, rejects violence and bans the intimidation of voters during elections.

Article 4 of the code calls on “rejecting all kinds of violence and on confronting any behavior that threatens national unity.”

The three-page text also calls for not using security issues for electoral purposes before the elections.

It said that following the elections, all signatories should accept the results of the polls and the peaceful transition of power to facilitate the immediate formation of a new government in line with the Iraqi Constitution.

“All candidates should behave as statesmen and respect each other by distancing themselves from all means of defamation,” the text said.

Western experts and Iraqi political figures have worked behind closed doors to draft the text.

UN Special Representative to Iraq Yan Kubish had sponsored this initiative and provided it with the needed UN backing.

In Article 10, the code of ethics called on respecting press freedom, human rights and democracy.

Another article said all parties should support the Independent High Electoral Commission so that it assumes its responsibilities and examines all elections-related complaints.

 ……………………………………………………………………
Home

Friday, 23 March, 2018 – 11:15

Bukhari: Saudi-Lebanese Relations Will Return to Their Golden Age

Saudi Embassy Chargé d’Affaires Walid Bukhari with an extended delegation from the Lebanese-Saudi Business Council (Asharq Al-Awsat)
Beirut- Asharq Al Awsat

Saudi Embassy Chargé d’Affaires Walid Bukhari said that economic cooperation between the Kingdom and Lebanon would soon witness important developments that would restore the “golden age” of bilateral relations.

The Saudi-Lebanese High Joint Committee is expected to convene in June to discuss 27 draft agreements that set formal frameworks for cooperation in most areas, including economy, transport, customs, culture, education, sports, and defense.

Bukhari said that discussing these agreements would constitute a qualitative shift in the official structure of relations and would be accompanied by visits at the ministerial and private sector levels.

The Saudi official was speaking during a meeting on Thursday at the embassy with an extended delegation from the Lebanese-Saudi Business Council, in the presence of the trade attaché at the embassy, Salim Al-Shahrani, the Consul General Sultan Al-Subaie, the Deputy Head of Mission Majid Mana Aba Al-Ola and the Economic Advisor Marwan Al-Saleh.

“This meeting comes at a time when the Saudi economy is entering a positive stage with the implementation of the Saudi Vision 2030. The aim is to diversify the economy, enhance the role of the private sector and launch a new phase of sustainable development, which will be full of opportunities for Lebanese and Saudi investors alike,” Bukhari said, noting that businessmen would be required to pursue efforts to strengthen these relations, particularly through the Lebanese-Saudi Business Council.

The Saudi official underlined the embassy’s readiness to take all steps that would help the private sector and the business council and provide facilities that promote trade, investment and tourism exchange between the two countries, stressing the Kingdom’s determination to remain at equal distance from all the Lebanese parties, and its keenness on the country’s sovereignty, political and security stability and economic prosperity

………………………………………………………
28 mars 2018

Don’t Blow Up The Iran Deal. Trump’s Strategy Is Working.

The U.S. can play hardball on renegotiating the agreement without alienating European allies.
……………..
01/04/2018

Israel, Saudi Arabia and the United Arab Emirates are all egging on the Trump administration to take a more confrontational approach. The White House may not need much encouragement. Trump has warned that if Iranian ships harass US naval vessels in the Gulf, “I’ll blow them out of the water”.

………………………………………………………..

شبح هراس انگیز انتخابات عراق و خوابزدگی رهبری در ایران

Share Button

کمتر از یک ماه دیگر انتخابات پارلمانی عراق برگزار میشود. انتخابات این دوره به کابوس مرگ برای هیئت حاکمه و محافل نظامی آن تبدیل شده است. رژیم ایران طی این ،حد اقل، دو دهه اخیر توانسته است یا سعی کرده است از پیروزیهای سیاسی برون مرزی موسمی اش در عراق و لبنان و افغانستان و.. ، پوششی برای ناکامیهایش در سیاست داخلی در سرو سامان دادن به اقتصاد کشور، برطرف کردن تورم و بیکاری و و…، استفاده کند. حال انتخابات آینده عراق میرود تا در آن، مردم آنکشور پس نزدیک به ۱۵ سال آزمون حاکمیت سیاسی آخوندی مدل ایران که آنرا حتی اسلامی هم نمتوان دانست، آزادانه به پای صندوقهای رأی بروند و نمایندگان خود را که در مجلس خبرگان هم از قبل تصویه نشده اند را برگزینند.

Haidar Al-Abadi

از شوربختی سرنوشت، مردم ایران، پس از انقلاب هرگز حتی برای یکبار هم که شده،فرصت نیافتند تا زیر نظر ناظران بین المللی، حضور نیروهای نظامی ناتو و آمریکا بگویند که آیا همچنان به رژیم خمینی خود برگزیده و رفراندم یک باره ایی ساخته خویش باور دارند یا نه؟ رژیم  خمینیستی دیگر این فرصت بازبینی به مردم ایران را هرگز نداد تا اگر میخواهند در آن تصمیم خود تجدید نظر کنند و همان (آری) روز اول به این نا جمهوری نکبت آفرین، اولین و اخرین فرصتی بود که مردم توانستند بگویند: “جمهوری اسلامی آری یا نه؟“.

ولی درعراق به برکت حضور نیروهای آمریکائی و حضور سیاسی آنکشور، ناتو و حاکمیت کم یا بیش قانون در مملکت، مردم عراق فرصت اینرا دارند تا در انتخابهای اولیه خود مداوماً با هر انتخابات تازه، تجدید نظر کنند.

مردم عراق پس از ترکتازیهای فرقه ایی نیروهای شبه نظامی وابسته به ایران، رفت آمدهای سلطان مآبانه سران سپاه ایران به و دیگر نمایندگان حلقه مرکزی قدرت در ایران به آنکشور، برخلاف ملت ایران این شانس را داشته اند تا طی قریب ۱۳ سال مزده قدرت گیری و حکومت روضه خوانان، هیئت چیها، تعزیه گردانان، صدقه خواران و وجوهات بگیران و لومپنهای به قدرت رسیده را از نزدیک ببینند بدون اینکه مانند ما ایرانیان، فقط در یک رفراندم، عقد ابدی و بندگی با این فرقه ها بسته باشند.

تحت چنین شرایطی است که مردم  عراق، با تجربه ۱۳ ساله، تا ۲۷ روز دیگر، به استقبال انتخاباتی میروندکه قرار است برگزار شود.

برای آنهائی که در نظام حاکم بر ایران به حق بلامنازع خود برای هرگونه مهندسی انتخاباتی عادت کرده اند و تقلب انتخاباتی برایشان به صورت یک حق مسلم در آمده است، چرخش قابل پیش بینی مردم عراق و رویگرانی آنان از ایران آخوندی و مدل سیاسی حاکم در آن، غیر قابل تصور است،  از ینرو، آنان برای این چرخش مردم نمیتوانند علل منطقی یافته و بنا براین، هر نیتجه خلاف انتظاری را از پیشا پیش نشانه دخالت آمریکا و دیگر قدرتهای خارجی معرفی میکنند.

انتخابات پیش روی عراق در ماه آینده یک شکست خُرد کننده برای حکومت ایران خواهد بود که طی دوران پسا صدام،  بسیار مغرورانه و بسیار به دفعات از نفوذ خود بر سیاست داخلی آنکشور بعنوان یک شق القمر سیاسی دادِ سخن داده و در رثای آن قصیده سرائی کرده و شکست خود در اداره امور جاری میهنمان را تحت الشعاع آن پیروزیهای صوری، تثبیت نشده و نادست یافته قرار داده است.

من تحلیل مفصلتر انتخابات پارلمانی بسیار مهم آینده عراق در ۲۶ اردیبشهت را به بعد سپرده و بعنوان مقدمه، کاربران سایت را به مطالعه یادداشت تسنیم در این زمینه، با تأکید براینکه ذهنیت مهندسی انتخاباتی رسوبیده در حاکمیت ایران بدانها اجازه نمیدهد تا این آمادگی را داشته باشند که  یک انتخاباتی ممکن است در اثر آزادی انتخاب کنندگان نتیجه ایی غیر آنکه انها میخواهند داشته باشد.

بدبختی حکومت ایران تنها اننخابات آتی عراق نیست بلکه انتخابات لبنان هم در پیش است که اگر نتیجه آن برای حزب الله بعنوان پروکسی رژیم خامنه ایی خُرد کننده نباشد بسیار سنگین خواهد بود و اینرا من به بازدید کنندگان سایت وعده میدهم.

ح تبریزیان

……………………………………..

خبرگزاری تسنیم

  • ۲۷سفند ۱۳۹۶ – ۱۴:۲۷

نقشه آمریکا برای دخالت در انتخابات عراق و روی کار آوردن مهره‌های مورد نظر

اصرار آمریکا برای حضور در انتخابات عراق به منظور حفظ شفافیت و سلامت آن هدفی جز دیکته کردن مقاصد مورد نظر و تقلب در انتخابات ندارد.

نقشه آمریکا برای دخالت در انتخابات عراق و روی کار آوردن مهره‌های مورد نظر

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری به نقل از پایگاه خبری “المراقب العراقی”، اصرار آمریکا برای حضور در انتخابات عراق به منظور حفظ شفافیت و سلامت آن هدفی جز دیکته کردن مقاصد مورد نظر و تقلب در انتخابات ندارد به گونه ای که زمینه برای روی کار آوردن مهره های مورد نظر واشنگتن فراهم شود.

ادامه دخالت های دولت آمریکا در مسائل داخلی عراق بیانگر دشمنی با ملت و دولت عراق است، تا جایی که واشنگتن اکنون سخت در تلاش برای تحمیل دیدگاههای خود بر انتخابا ت پارلمانی عراق است که قرار است ماه می آینده برگزار شود.

سفرهای پی در پی آمریکایی‌ها به عراق و تماس با دولت

در این خصوص آمریکا همواره به منظور تسلط هرچه بیشتر بر دو بخش سیاسی  و امنیتی عراق با دولت عراق در تماس است و مسئولان آمریکایی نیز سفرهای غیرمنتظره متعددی به عراق داشته اند و مسائلی را مطرح می کنند که دولت عراق قادر به مخالفت و رد آن نیست.

در این میان ناظران مسائل عراق در مورد خطر دخالت  های آمریکا و تلاش مداوم آن برای تقلب در انتخابات و ترسیم نقشه جدید سیاسی هشدار داده و هدف از آن را فراهم کردن زمینه راه یافتن هوداران خود در در راس قدرت در عراق عنوان کردند.

اصرار آمریکا به ایفای نقش گسترده در انتخابات عراق

در همین ارتباط معاون “دونالد ترامپ” رئیس جمهور آمریکا با حیدر العبادی نخست وزیر عراق تماس گرفته و بر تلاش آمریکا برای ایفای نقش گسترده و مهم در “حمایت از انتخابات عراق” و تضمین سلامت آن تاکید کرد، حال  آنکه واشنگتن با وجود دخالت های مردمی و سیاسی گسترده عراق نیروهای خود را در خاک این کشور مستقر کرده است.

در این شرایط “عادل مانع” کارشناس سیاسی عراقی در مورد خطرات دستور کار آمریکا در آینده عراق هشدار داد و یادآور شد، تماس معاون ترامپ با العبادی دخالت آشکار و خطرناک در مسائل عراق به شمار می آید.

کمک مالی آمریکا به تبلیغات نامزدهای انتخابات عراق

وی یادآور شد، بیشتر نیروهای سیاسی عراق برای تبلیغات انتخاباتی خود به کمک  مالی آمریکا پشتگرم خواهند بود که این به نفع آمریکا بوده و تحقق طرحهای مشکوک آن را تسهیل می کند، از همین رو نیروهای ملی باید ابتکار رویارویی قاطعانه با این چالش بزرگ که آینده عراق را در معرض خطر قرار می دهد، به دست بگیرند و توطئه امریکا مبنی بر تغییر نقشه سیاسی عراق در آینده را خنثی کنند.

همچنین “صفاء الاعسم” کارشناس مسائل امنیتی عراق با اشاره به سرنگونی یک هواپیمای آمریکا در الانبار، آن را نشانه روشنی از میزان مخالفت مردمی عراق با حضور نیروهای اشغالگر آمریکایی در کشورشان دانست و گفت توجیه آمریکا مبنی بر مشکل فنی در هواپیمای مزبور واقعیت ندارد بلکه چه بسا یک طرف مشخص آن را سرنگون کرده باشد.

پافشاری آمریکا بر حضور در چهار استان آزاد شده از اشغال داعش

وی افزود، پافشاری آمریکا بر حضور در چهار استانی که تحت اشغال گروه تروریستی داعش بود، بسیار نگران کننده است، به ویژه اینکه واشنگتن اصرار دارد در مراکز انتخاباتی این استان ها حضور داشته باشد و این در حالی است که هواپیماهای آمریکایی به میزان زیادی در حریم هوایی عراق حضور داشته و علاوه بر این آمریکا ۱۴ پایگاه در خاک عراق در اختیار دارد تا جایی که باید گفت این وضعیت  نشانه نقشه بزرگ آمریکا است که با دقت آن را برای مرحله آینده عراق در دست بررسی دارد.

این در حالی است که دولت آمریکا پیش از این لزوم مشارکت مشاوران آمریکایی در کمیساریای عالی انتخابات عراق را خواستار شد که هدف از آن ترسیم ساختار دولت آینده عراق طبق خواسته های خود مبتنی بر ادامه حضور پایگاههای نظامی ثابت آمریکایی  در خاک عراق است.

انتهای پیام

………………………………………………………………………..

دولت آینده عراق؛ اکثریت یا توافقی؟

شمارش معکوس انتخابات پارلمانی عراق در حالی آغاز شده است که حزب حاکم الدعوه به نمایندگی نوری المالکی و حیدر العبادی در مورد نوع دولت آینده به توافق نرسیده‌اند.

  • خبرگزاری تسنیم
  • ۰۵ فروردین ۱۳۹۷ – ۱۰:۵۰

    به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از “العربی الجدید”،‌ با  آغاز شمارش معکوس زمان انتخابات پارلمانی عراق که قرار است حدود هفت هفته دیگه برگزار شود، حزب حاکم الدعوه سخت به تکاپو افتاده است تا در مورد شخصی که متصدی پست نخست و زیری خواهد بود، به توافق برسد.

    در همین ارتباط یک منبع نزدیک به حزب الدعوه از گفت‌وگوهای فشرده بین اعضای ارشد و درجه یک این حزب خبر داد که هدف از آن توافق در مورد شخصی است که متصدی نخست وزیر خواهد بود، اما تا این لحظه توافقی حاصل نشده است.

    ادامه اختلاف بین العبادی و المالکی در مورد دولت آینده

    بنابر اعلام این منبع اختلاف همچنان بین دو جبهه حیدر العبادی نخست وزیر عراق و نوری المالکی معاون رئیس جمهور در مورد حق نمایندگی حزب الدعوه در انتخابات شدید است و تمام تلاش های چند هفته پیش برای نزدیک کردن دو طرف ناکام مانده است.

    تلاش برای تضمین و تثبیت نخست وزیری از بین اعضای حزب الدعوه

    این در حالی است که مجلس شورای حزب الدعوه از مدتی  پیش تلاش های زیادی بعمل  آورده است تا به یک راهکار مورد رضایت همه طرفها دست یابد و خارج نشدن پست نخست وزیری از حزب الدعوة را تضمین کند.

    این منبع نزدیک به حزب الدعوه تاکید کرد، اعضای ارشد این حزب مانند “طارق نجم” و “عبدالحلیم الزهیری” در کمک به توافق بین طرف های رقیب بر سر یک نامزد برای نخست وزیری نقش زیادی دارند، اما مشکل در اختلاف برنامه های العبادی  والمالکی نهفته است.

    وی در توضیح این مطلب افزود: نوری المالکی که رئیس ائتلاف دولت قانون است بر تشکیل دولت اکثریت پس از انتخابات پافشاری دارد، حال آنکه حیدر العبادی رئیس “ائتلاف النصر” آن را به حاشیه راندن سایر گروه‌ها می داند و تاکید دارد که برنامه او ضامن تشکیل دولت توافقی واقعی است.

    دیدار المالکی با مراجع دین

    این تکاپو در حالی است که المالکی با برگزاری سلسله دیدارهایی با مراجع دین در تلاش است آنان را به برنامه انتخاباتی خود مبنی بر تشکیل اکثریت سیاسی متقاعد کند و علاوه بر این با کمک نماینگان ائتلاف خود سخت در تلاش برای تبلیغ  و ترویج دولت اکثریت سیاسی است.

    در همین ارتباط المالکی در جریان دیدار با “اسحاق الفیاض” از مراجع دینی عراق در شهر نجف اشرف تاکید کرد، عزم خود را برای پشت سرگذاشتن گذشته و ایجاد تغییرات و پایان دادن به شیوه سهمیه بندی که چیزی برای عراق نداشته است، جزم کرده است.

    فراخواندن روحانیون به تشویق مردم برای شرکت در انتخابات

    او از روحانیون خواست مردم را به مشارکت گسترده در انتخابات و روی کار آوردن دولتی که در تلاش برای ارائه خدمات و پاسخگویی به خواسته های همه عراقی ها است، تشویق کند.

    المالکی همچنین در دیدار با یک هیئت از شهر نجف اشرف، تاکید کرد، در تلاش برای تشکیل دولت قوی است که بتواند روند سازندگی و پیشرفت کشور را تکمیل کند و اجازه  نخواهد داد طرح های خدماتی که برای مردم اهمیت دارد، به دلایل سیاسی با مانع روبه رو شود و علاوه بر این اجازه  نخواهد داد عراق به گذشته بازگردد.

    مخالفت ائتلاف دولت قانون با تشکیل دولت توافقی

    از سوی دیگر “زینب الخزرجی” عضو فراکسیون پارلمانی دولت قانون اعلام کرد، این فراکسیون دولت مشارکت و سهمیه بندی را قبول نخواهد کرد و باید دولت اکثریت تشکیل شود.

    وی در یک بیانیه با اشاره به اینکه شعار اکثریت برای نجات و رهایی کشور تلاش خواهد کرد اما سهمیه بندی، بدنه کشور را از بین می برد، افزود، نیروهای سیاسی باید به شعار دولت قانون مبنی بر اکثریت سیاسی ایمان داشته باشند و به مشارکت که حاصلی نخواهد داشت بلکه اوضاع کشور را بدتر می کند، بازنگردند.

    مخالفت نخست وزیر با تشکیل دولت اکثریت

    از طرف دیگر العبادی مخالفت خود را با تشکیل دولت اکثریت که موجب به حاشیه راندن دیگران می شود، اعلام کرد و اظهار داشت، طرح اکثریت موجب دور کردن شرکاء می شود.

    با این توضیحات به عقیده “حسان العیدانی” استاد علوم سیاسی دانشگاه بغداد، کشمکش علنی بین المالکی و العبادی بر سر طرح تشکیل دولت، تعبیری جز این ندارد که انعکاس کشمکش پنهانی در داخل حزب الدعوه است که هر دو از اعضای آن هستند.

    به عقیده او این کانال های پشت پرده حزب الدعوه هستند که هویت نخست وزیر آینده را مشخص خواهند کرد.

    العیدانی افزود: المالکی فقط زمانی که پست نخست وزیری را تصدی کرد، معروف  شد، و العبادی نیز پیش از نخست وزیری تاثیرگذار نبود.

    به گفته او، تمایلات حزب الدعوه و میزان قدرت و توانایی آن در دستیابی به توافق نظر است که این موضوع را در لحظات  پایانی نهایی خواهد کرد به ویژه اینکه این حزب در این زمینه سابقه دارد.

    پیش بینی در مورد نخست وزیر آینده عراق کار سختی است

    این کارشناس مسائل سیاسی عراق ادامه داد، به دلایل متعدد و پیچیده پیش بینی اینکه چه کسی در آینده نخست وزیر می شود، اگر نگوییم محال، بسیار سخت است و موضوع تقریبا تایید شده این است که حزب الدعوه  با دو فهرست انتخاباتی شامل العبادی و المالکی وارد رقابت شده است و در قدرت باقی خواهد ماند و هر دو فهرست انتخاباتی از حمایت گسترده مردمی در عراق برخوردارند.

    نکته قابل توجه اینکه حزب الدعوه که با ایران روابط خوب و نزدیکی دارد، از سال ۲۰۰۵  قدرت را در درست دارد، به این معنی که ابراهیم الجعفری از اعضای ارشد این حزب در ابتدای سال ۲۰۰۵ نخست وزیری دولت موقت را به مدت یک سال در دست گرفت و پس از آن نوری المالکی از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۴ متصدی پست نخست وزیری بود و بعد از او نیز العبادی نخست وزیر بوده است.

    انتهای پی

بسوی روز جهانی کارگر با شعار متحد شویم!

Share Button

کمتر از دو ماه به روز جهانی کارگر، اول ماه می مصادف با ۱۱ اردیبهشت، باقی مانده است. طبقه کارگر میهنمان در شرایطی به استقبال این روز میرود که اولاً خودِ مناسبت این روز، توسط رژیم و عواملش در درون جامعه کارگری، سرقت شده و از این روزِ رزم  و پیکار برای بهبود شرایط کار و معیشت کارگران، روز دعا و ثناگویی برای مقام عظما و بیعتگیریهای زورکی از زحمتکشان میهنمان برای این نظام ضدکارگری ساخته شده است. نظامی که بهشت اختلاسگران و رانتخواران بوده و هست.  در اثر سیاست های ضدکارگری این نظام، هم اقتصاد مملکت در آستانه فرو پاشی کامل قرارگرفته و هم به تبع آن، هیولای بیکاری با همه عوارض هولناکش بر ته مانده سفره جامعه کارگری میهنمان چنگ انداخته است.

لزومی به برشمردن بیشتر مصائب جامعه کارگری میهنمان نمیبینم زیرا دهشتناکی این مصائب، عریان تر از آنند که لزومی به بازگوئی آنها باشد.

چون در زیر فایل ویدئویی دومین سخرانی خود را در آموزشکده توانا درج کرده ام، از توضیح نوشتاری بیشتر خود داری کرده و آنرا به نوشتارهای مستقلی که در آینده و در همین ستون درج خواهم کرد واگذار میکنم. فقط به اختصار میگویم! دوستان کارگر و فعالین جنبش کارگری در میهنمان! امسال بعلت تشدید غیر قابل تحمل فشارهای معیشتی، افشای بیشتر اختلاسگریها و اتخاذ سیاستهای ضد کارگری بیشتر از سوی رژیم؛ روز جهانی کارگر در میهن ما نمود و جلوه رزمی ترِ بمراتب بیشتری نسبت به سالهای گذشته خواهد داشت از اینرو گسترش هربحث مفیدی که بتواند به طرح مطالبات کارگران در این روز بیانجامد یک وظیفه اخلاقی و اجتماعی است. جامعه ما در شرایط ضعف کُش شدن طبقه کارگر، قادر نخواهد بود هیچ مسئله دیگری را بشمول؛ افسردگی عمومی،فساد فراگیر، فرارمغز ها و بیکاری وسیع تحصیلکردگان، اعتیاد و تن فروشی فراگیر و… ، را حل کند. اگر میخواهیم به آزادی و دموکراسی برسیم باید تا میتوانیم به تقویت مبارزه کارگران میهنمان کمک کنیم. انعکاس مطالبات و مبارزات آنها و ابراز همبستگی با آنها به هرنحوه ممکن گامی درست در این جهت میباشد.

حبیب تبریزیان.


تغیر پارادایمِ اعتراض و تحول در میهنمان

Share Button

سخن آخر اینکه هیئت حاکمه ولایی، نه تنها به لزوم ژیمناستیک اسلامی برای عقب نشینی پی برده است بلکه اینرا هم فهمیده که ضرورت  این نرمش را دیر فهمیده است و در نتیجه، برای اجرایی کردن آن عجله هم دارد. فقط آنچه بعنوان یک مانع در برابر باند رهبری قرار دارد اینست که چگونه رهبران جنبش سبز و دیگر منتقدین نظام را متقاعد کند که از این نرمش عقب نشینانه برای رسوا سازی رژیم و تعرض سیاسی بهره برداری نکنند چون در آن صورتنه از تاک نشان مانَد و نه از تاکنشان

اینروزها از هر گوشه نظام، زمزمه های نرمشهای ولایت منشانه در برابر اعتراضات مدنی و مطالبات مردم بگوش میرسد. سید علی یونسی یکبارزه بمیدان می آید، و پس از قریب ۱۰ سال قسمتی از پرونده قتل زهرا کاظمی را باز میکند و صراحتاً میگوید که او در بازداشتگاههای زیر نظر قوه قضائیه کشته شده است. یعنی آن دستگاهی که در ان زمان زیر نظر قاضی سعید مرتضوی بوده است.

در اقدامی دیگر بالاخره  قاضی سعید مرتضوی به دو سال حبس محکوم میشود که بنظر من پایان کار او نیست و رژیم برای تبرئه خود از بسیاری قتلهای دیگر او را قربانی خواهد کرد.

 عبدلرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور شیخ حسن روحانی، پس از چهل سال سرکوب زنان این ممکلت با شعار “یا روسری یا تو سری”، شیشه خرده بروی زنان کم حجاب یا آرایش کرده کشیدن و در مواردی اسید پاشی بروی آنان و چه رفتارهای ضد بشری دیگری که در حق آنها روانشده،تازه از خواب بیدار شده و میگوید: “نگاه‌مان به بحث حجاب نگاه جرمی نیست بلکه نگاه فرهنگی است. جلسه بعد که به موضوع حجاب می‌پردازیم باید راه‌حل‌های قابل اجرا و عملیاتی ارائه شود. این راه‌حل‌ها همیشه هم نباید به نیروی انتظامی و گشت ارشاد ختم شود، البته این راه در زمان اضطرار و وقتی با شبکه‌های فساد مواجه می‌شویم انجام می‌دهیم. البته تجربه ۳۸ ساله به ما می‌گوید این راه‌حل موثر نبوده است.

وزیر کشور گفت: نگاه‌مان به بحث حجاب نگاه جرمی نیست بلکه نگاه فرهنگی است و در این بحث محور اصلی باید مردم باشند.
عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور دیروز در نود و هشتمین جلسه شورای اجتماعی کشور که به میزبانی وزارت کشور برگزار شد، ضمن تاکید بر اینکه جلسه بعدی این شورا با موضوع حجاب برگزار خواهد شد، گفت: چند روز گذشته در قم خدمت جامعه مدرسین حوزه علمیه بودم. آنها با حسن نیت و توجه کامل مسایل کشور را پیگیری می‌کنند.

یک مقام دیگر دولتی، معاون سیاسی وزیر کشور اسماعیل جبارزاده معاون سیاسی وزارت کشور هم از این مسابقه ژیمناستیک اسلامی عقب نمانده میگوید: بعد از ناآرامی‌های دی ماه تعدادی از دبیران احزاب در وزارت کشور حضور داشتند و ما شاهد موضعگیری‌هایی بودیم که ۹۹ درصد مطالب بین جریانات فکری به ظاهر مخالف هم وقتی بحث مناقع کلیت نظام و امنیت کشور مطرح می‌شود، مشترک است و باید از این توان تشکل‌های سیاسی استفاده کرد… یکی از مشکلات جامعه عدم وجود گفت‌وگو هست و اگر باب این گفت‌وگو بسته شود از شیوه‌های دیگر می‌خواهند حرف‌شان را بزنند. لذا گفت‌وگو را به عنوان اصل تلقی کردیم و هرچه بتوانیم گفت‌وگو را ترویج کنیم ثمرات آن بیش از چیزی است  که امروز در ابتدای راه مد نظر داریم.”

این مقام هم تازه از خواب ۴۰ ساله زمستانی، در اثر نهیب اعتراضات خیابانی دی ماه، خواب نما شده و کشف کرده است که اولاً در جامعه گفتگو لازمست و در ثانی اگر راه گفتگو بسته شود، مردم از شیوه های دیگری میخواهند حرفشان را بزنند.

ولی فراز و اوج این نرمش ولایتمدارنه …. سرمقاله روزنامه جمهور اسلامی، یعنی روزنامه ای که با نظر و مدیریت خود خامنه ایی در همان سال اول انقلاب تأسیس گشت میباشد که سرمقاله نویس، او اولاً از زبان دیگری از احتمال رفع حصر حتی تا نورز امسال سخن میگوید  و درثانی مسئله حصر را چنان مطرح میکند که گویا این احمدی نژاد بوده است که فرمان حصر را داده است و این احمدی نژاد بوده است که سر دسته فتنه بوده است و این احمدی نژاد بوده که عنوان بی بصیرت را در مورد مرحوم  هاشمی رفسنجانی بکار برده است و این احمدی ن/زاد بوده است که همه فاجعه انتخابات ۸۸ را به صحنه آورده است. این سرمقاله نویس مینوسد: این روز‌ها تعدادی از نمایندگان مجلس و مسئولین اجرائی سخن از نزدیک بودن پایان حصر و فرا رسیدن زمان آزادی محصورین می‌گویند. هر چند هنوز میزان اعتبار این خبر مشخص نیست، ولی نفس همین خبر موجی از امید در قلب وفاداران واقعی به نظام جمهوری اسلامی پدید آورده و این افق روشن را در برابر چشم‌ها ترسیم کرده که گویا ابر‌های تیره بدبینی درحال کنار رفتن از آسمان سیاست ایران هستند و واقعیت‌ها قرار است جایگاه خود را پیدا کنند.
درست است که تحمل هفت سال حصر بسیار سخت است، ولی اکنون که به برکت صبرِ توصیه و تاکید شده در کلام الهی بسیاری از واقعیت‌های پشت پرده وقایع سال ۸۸ روشن شده و فتنه‌گران واقعی به دست خود و با زبان خود، ابهامات را برطرف کرده‌اند حتی اگر بر حصر نیز نقطه پایانی گذاشته نشود این سختی هفت ساله نتیجه شیرین خود را به همگان نشان داده و افراد محصور نیز برِ شیرین صبر را چشیده‌اند و این از آزادی بالاتر است.[ درست به شیرینی شربت شهادت که فقط بکام جوانان ساده لوح شیرن و گواراست ح ت]
در مقطعی از تاریخ نظام جمهوری اسلامی متاسفانه شاهد ارتکاب این چهار خطا بودیم و تاسف بالاتر اینکه به هشدار‌های بزرگانی که این خطا‌ها را گوشزد کردند نه تنها توجهی نشد بلکه به آن‌ها برچسب بی‌بصیرتی هم زده شد. در آن مقطع، افرادی که امروز در برابر اصل و فرع نظام جمهوری اسلامی می‌ایستند و خود را «قانون» و «انقلاب» و «اسلام» و «نظام» می‌دانند و برخلاف مسیر مردم حرکت می‌کنند و در عین حال خود را سخنگوی مردم می‌دانند، افراد «با بصیرت» و احیاگر گفتمان عدالت و انقلاب و امام معرفی شدند و حتی مخالفت با آن‌ها مخالفت با خدا تلقی می‌شد. کسی که در سال ۸۸ چنان مظلوم و صاحب حق جلوه داده شد که هر کس او را قبول نداشت محکوم و مطرود می‌شد، حالا شورای نگهبان را متهم به مهندسی انتخابات می‌کند و جالب اینکه شورای نگهبان که آن روز مدافع او بود، حالا فاش می‌کند که او درصدد مهندسی کردن انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ بود.
این‌ها برای اثبات خطای فاحش تمام کسانی که از چنین فردی حمایت کردند کافی است و نیازی به این نیست که خانه‌نشینی ۱۱ روزه او در اعتراض به نظر ولایت فقیه و سرپیچی وی از نهی صریح، ولی فقیه از ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ و سخنان مکرر ساختارشکنانه‌اش که آن‌ها هم با نهی، ولی فقیه مواجه شدند، ولی او به مخالفت خود ادامه داد، به رخ کشیده شود. برای اهل فن از همان ابتدا مشخص بود که این، یک جریان انحرافی است، ولی حامیان پر و پا قرص این جریان با اینکه بعد از آن همه تهمت و ناسزاگوئی به کسانی که پشت پرده را می‌دیدند بعد‌ها به همین واقعیت رسیدند، هنوز حاضر نیستند از ملت به خاطر این خطای تاریخی و خسارت بار عذرخواهی کنند و درصدد جبران بر آیند و سیاست نادرست خود را اصلاح کنند.
تصحیح سیاست «دشمن ساختن از دوست» واجب‌تر از رفع حصر است کما اینکه خود این سیاست، خسارت بارتر از حصر است. این سیاست، به کشور و ملت و نظام لطمه‌ای وارد می‌کند که جبران آن بسیار دشوار و گاهی غیرممکن است. اگر این سیاست ادامه یابد به همانجائی می‌رسد که در فرمایش امیرالمومنین آمده است و ما که می‌خواهیم نظام جمهوری اسلامی با قدرت و عزت باقی بماند باید به تغییر این سیاست همت کنیم…..ر خامنه ای درست و مدیریت شد و قطعاً هنوز هم میشود، میباشد”

ـ در اینکه فرایند نرمش ولایتمدارانه در مملکت آغاز شده است نباید شکی داشت بلکه باید در جستجوی علل و عوامل داخلی و خارجی آن بود.

من در اینجا فقط فهرست وار به این عوامل اشاره میکنم  تا بعد، در یادداشتهایی مستقل یک بیک به آنها بپردازم. ولی در اینجا تأکید میکنم که این نرمش ولایتمدرانه  را باید جدی گرفت و از فرصتهای آن برای عقب راندن حداکثر رژیم حد اکثر فایده را برد.

علل داخلی:

تظاهرات بخون کشیده شده ی تقریباً سراسری مملکت در دی ماه گذشته، شیپور تغیر پارادیم پیکار برای تغیر و تحول را در سرسرای حکومتی بصدا درآود  و به هیئت حاکمه فهماند که دیگر دوران اعتراضات شناسنامه داری که بتوان با بگیر و ببند و بکش  سران و فعالینش ترس را بر جامعه حاکم کرد گذشته است و این تظاهرات، تظاهرات توده مردمی است که اولاً رهبری سیاسی واحدی ندارد تا آنها را بتوان دستگیر و احتمالاً تلویزیونی کرد و در ثانی رهبران هزارانی ای است که از پشت شبکه تیره ابزار مجازی و سایبری این توده را هدایت میکنند.

تظاهرات خشم آگین و بخون کشیده شده دراویش نیز تأکیدی بر پیام تظاهرات اول بود که به رژیم نشان داد دوران واکنش انفعالی اعتراضات به پایان رسیده است و از این ببعد گزمه های رژیم هم از میدان این گونه تظاهرات و آنگونه سرکوبها سالم نخواهد جست و این تازه اول کار است که در ادامه قطعاً به جنگ و گریز خیابانی بسیار پر هزینه هم کشیده خواهد شد .

فریاد “مرگ بر کارگر زنده باد ستمگر” و “یک اختلاس کم بشه مشکل ما حل میشه” کارگران فوالاد مبارکه، که به وسعت در رسانه های داخلی و فارسی زبان خارجی انعکاس یافت سومین پیام را به رژیم داد که؛ فشار و تنگنای معیشتی توده میلیونی کارگران را در آستانه انفجار قرار داده است. فریاد این کارگران و وسعت دیگر اعتراضات کارگری در مملکت آژیر خطری بود که کَرترین گوشهای سران رژیم هم آنرا شنیدند.

حرکات جسورانه و ارعاب شکنانه زنان و دختران جوان میهنمان در برداشتن روسریهای روی بلندیها و سکوها و در میادین شهرها، پیام قاطع دیگری بود که به رژیم فهماند ترس زنان میهنمان دیگر از بگیر و ببند ریخته است و آماده رویاروئی با گزمه های حکومتی هستند.

بموازات این عوامل داخلی، تهدید آمریکا به لغو برجام یا حد اقل لغو بخشهایی از آن در شرایطی که رژیم در بدترین نتگنای ارزی است نیز نشان داد که رژیم تا چه اندازه از نظر خارجی آسیب پذیر  و از نظر داخلی چقدر بی دفاع است.

بموازات اینها؛ تهاجم دیپلماتیک و فر هنگی عربستان و برنامه های بسیار بزرگ مدرنیزاسیون آنکشور، گشودن دربهای استادیومهای ورزشی بروی زنان، انتصاب ۳ زن جوان خوشگل و سست حجاب، به پستهای بالای حکومتی در حد وزارتی یا وزیر، نیز ناقوسی بود که به رژیم ولایی نشان داد دیگر تنها کشوری در منطقه است که، اجازه حضور زنان را در استادیومهای ورزشی نمیدهد.

زنان پست وزارتی یا در حد وزارتی گرفته در عربستان در ماه قبل

برنامه های مدرن سازی ولیعهد جوان عربستان، شاهزاده محمد ابن سلمان به همین جا ختم نیافته؛ طبق گزارش امروز العربیه انگلیسی، عربستان با شرکت مصر و اردن برنامه ای دهها میلیارد دلاری برای تبدیل سواحل دریای سرخ به منطقه ایی توریستی در سطح اروپائی دارد. العربیه از قول یک مقام سعودی میگوید که تا کنون با ۸ شرکت بزرگ توریستی اروپا تماس گرفته شده است تا در این پروژه بزرگ که همه گونه امکانات تفریحی را در بر خواهد داشت مشارکت کنند.

برنامه مدرنیزاسیون عربستان که محرکه عمده آن علاوه بر آمریت و اقتضای زمانه است، اراده قاطع رهبری عربستان برای قطع بند ناف اقتصاد کشور از نفت میباشد.

سخن آخر اینکه هیئت حاکمه ولایی، نه تنها به لزوم ژیمناستیک اسلامی برای عقب نشینی پی برده است بلکه اینرا هم فهمیده که ضرورت  این نرمش را دیر فهمیده است و در نتیجه، برای اجرایی کردن آن عجله هم دارد. فقط آنچه بعنوان یک مانع در برابر باند رهبری قرار دارد اینست که چگونه رهبران جنبش سبز و دیگر منتقدین را متقاعد کند که از این نرمش عقب نشینانه برای رسوا سازی رژیم و تعرض سیاسی بهره برداری نکنند چون در آن صورت”نه از تاک نشان مانَد و نه از تاکنشان

مزید بر عوامل برشمارده فوق دو انتخابات شکست آفرین برای رژیم در منطقه در پیش روست یکی عراق و دیگری لبنان. شکست باند نوری المالکی بعنوان محور پرکسیهای رژیم در عراق، در این انتخابات قطعی بنظر میرسد. و در مورد لبنان هم اگر شکست حزبالله خُرد کنندده نباشد شکستی نسبی خواهد بود. که جای پرداختن بدین انتخاباتها در این یادداشت نبود و بعداً بدانها خواهم پرداخت.

منابع مورد استناد یادداشت فوق در زیر درج شده اند.

ح تبریزیان

………………………………………

ایلنا

۱۰ اسفند ۹۶

اگر باب گفت‌وگو میان جریان‌ها بسته شود، از شیوه‌های دیگری حرف‌شان را می‌زنند

اگر باب گفت‌وگو میان جریان‌ها بسته شود، از شیوه‌های دیگری حرف‌شان را می‌زنند

معاون سیاسی وزارت کشور گفت: اگر باب این گفت‌وگو بسته شود از شیوه‌های دیگر می‌خواهند حرف‌شان را بزنند.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایلنا، اسماعیل جبارزاده معاون سیاسی وزارت کشور در نشست سالانه خانه احزاب با بیان اینکه وزیر کشور در سفر استانی همراه رئیس‌جمهور بودند برای همین من در این جلسه حاضر شدم، گفت : هفته گذشته منشور گفت‌وگوی سیاسی توسط وزیر کشور به همه استانداران ابلاغ شد. آنچه در این منشور دنبال می‌کنیم ایجاد رابطه تعریف شده بین احزاب و جریانات سیاسی و بخش‌های دولتی است.

معاون سیاسی وزیر کشور تاکید کرد: این منشور مقدمه‌ای دارد که اشاره می‌کند به اصول فصل سوم قانون اساسی؛ به ویژه فصل قانون فعالیت احزاب و همچنین چند بخش نامهای که توسط دولت یازدهم در رابطه با موضوع صادر شده است. بر اساس این منشور استانداران موظف به تاسیس خانه احزاب و سمن‌ها هستند. اعتقاد داریم وجود سمن‌ها در بخش‌های مختلف عنوان هم فکری و کمک به دولت را دارد. خانه احزاب هم باید در استان‌ها تحکیم شود.

وی افزود : دومین مساله آسیب شناسی و اصلاح فرآیندهای محدودیت آفرین و رفع موانع فعالیت‌های صنفی است. با گفت‌وگویی که در استانها شکل می‌گیرد نمی‌توان یک الگوی کلی برای هر استان پیچید. خیلی از موارد استانی است لذا آسیب شناسی را از خود این شورای گفت‌وگو خواستیم انجام دهند. بند بعدی ایجاد سازوکاری است که نتیجه آن تعامل پایدار و موثر با اصحاب جراید، صنوف و تشکل‌های شناسنامه‌دار و دریافت نظرات آنها است.

جبارزاده خاطرنشان کرد:  در این منشور بندی پیش‌بینی شده که استانداران را مکلف می‌کند جلسات توجیحی و مقدمات را برای بهتر فعال کردن و آوردن تشکل‌های سیاسی به صحنه‌های کشور است، انجام دهند. در بند دیگری استان‌داران را مکلف کرده بستر گفت‌وگو را میان جریان‌ها فراهم کنند. یکی از مشکلات جامعه عدم وجود گفت‌وگو هست و اگر باب این گفت‌وگو بسته شود از شیوه‌های دیگر می‌خواهند حرف‌شان را بزنند. لذا گفت‌وگو را به عنوان اصل تلقی کردیم و هرچه بتوانیم گفت‌وگو را ترویج کنیم ثمرات آن بیش از چیزی است  که امروز در ابتدای راه مد نظر داریم.

معاون سیاسی وزارت کشور یادآور شد: بعد از ناآرامی‌های دی ماه تعدادی از دبیران احزاب در وزارت کشور حضور داشتند و ما شاهد موضعگیری‌هایی بودیم که ۹۹ درصد مطالب بین جریانات فکری به ظاهر مخالف هم وقتی بحث مناقع کلیت نظام و امنیت کشور مطرح می‌شود، مشترک است و باید از این توان تشکل‌های سیاسی استفاده کرد.

جبارزاده با بیان اینکه ما در سایه گفت‌وگوی بین دولت و بخش خصوصی شاهد هستیم که مدیران محلی در اکثر بحث‌ها مشارکت دارند، گفت: امیدواریم این تجربه را به مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کشور تعمیم بدهیم. تاسیس شورای گفت‌وگو استفاده از ظرفیت‌های موجود در جامعه و مردم است و می‌شود نتیجه آن را شورای گفت‌وگوی بین ملت و دولت بدانیم. دولت معتقد نیست عقل کل است و نیاز به مشورت ندارد بلکه علاقمند است که با خرد جمعی گردانده شود و این کار مستلزم همکاری شماست.گشایش … .

 

…………………………………………………………………..

وزیر کشور در خصوص حجاب:
تجربه نشان می‌دهد توسل به نیروی انتظامی و گشت ارشاد موثر نیست
صفحه نگاه نخست: رویداد۲۴- نگاه‌مان به بحث حجاب نگاه جرمی نیست بلکه نگاه فرهنگی است. جلسه بعد که به موضوع حجاب می‌پردازیم باید راه‌حل‌های قابل اجرا و عملیاتی ارائه شود. این راه‌حل‌ها همیشه هم نباید به نیروی انتظامی و گشت ارشاد ختم شود، البته این راه در زمان اضطرار و وقتی با شبکه‌های فساد مواجه می‌شویم انجام می‌دهیم. البته تجربه ۳۸ ساله به ما می‌گوید این راه‌حل موثر نبوده است.
وزیر کشور گفت: نگاه‌مان به بحث حجاب نگاه جرمی نیست بلکه نگاه فرهنگی است و در این بحث محور اصلی باید مردم باشند.
عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور دیروز در نود و هشتمین جلسه شورای اجتماعی کشور که به میزبانی وزارت کشور برگزار شد، ضمن تاکید بر اینکه جلسه بعدی این شورا با موضوع حجاب برگزار خواهد شد، گفت: چند روز گذشته در قم خدمت جامعه مدرسین حوزه علمیه بودم. آنها با حسن نیت و توجه کامل مسایل کشور را پیگیری می‌کنند.
رحمانی فضلی گفت: دو سال قبل آقای خاموشی آماری دادند که ۹۳ درصد مردم متدین و معتقد به حجاب هستند، حال باید چه کنیم این ۹۳ درصد در مذاهب عینی هم تجلی پیدا کنند.

………………………………………

اظهارات یونسی درباره دسترسی احمدی‌نژاد به پرونده‌های سری وزارت اطلاعات، حکمیت رهبری در ماجرای زهرا کاظمی، اتهام جاسوسی سیدامامی

اظهارات یونسی درباره دسترسی احمدی‌نژاد به پرونده‌های سری وزارت اطلاعات، حکمیت رهبری در ماجرای زهرا کاظمی، اتهام جاسوسی سیدامامی

وزیر اطلاعات دولت اصلاحات درباره اظهارات اخیر خود در مورد پرونده زهرا کاظمی توضیحاتی را ارائه کرد و گفت: همیشه از وزارت اطلاعات دفاع می‌کنم.

علی یونسی وزیر اطلاعات دولت اصلاحات است وی پس از استعفاء دری نجف آبادی در جریان قتل‌های زنجیره‌ای که بحران‌های بسیاری را برای وزرات اطلاعات ایجاد کرده بود با کسب  ۲۱۹ رای موافق از مجلس شورای اسلامی چهارمین وزیر اطلاعات ایران بعد از انقلاب شد و تا پایان دولت خاتمی در کابینه حضور داشت.

بعد از به روی کار آمدن دولت‌های نهم و دهم و حذف اصلاح‌طلبان از عرصه سیاسی کشور یونسی هم مانند هم‌قطارانش به دیگر فعالیت‌ها روی آورد اما با آمدن دولت تدبیر و امید در سال ۹۲ او بار دیگر در جمع دولتمردان قرار گرفت و در حکمی در ۹ مهر همان سال از سوی حسن روحانی، به عنوان دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی منصوب شد.

یونسی که این روزها مشاور روحانی در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی است در ارتباط با فوت پرونده زهرا کاظمی در مراحل  بازجویی مسائلی را مطرح کرده این اظهارات سوالات زیادی را در افکار عمومی به وجود آورده است.

 شرح گفت‌وگوی ایلنا با حجت‌الاسلام علی یونسی را در ذیل می‌خوانید:

***شما بعد از مدت‌هاپرونده خانم زهرا کاظمی را مطرح کردید. سوالی که بعد از مطرح کردن این مساله پیش آمد این بود که چرا در زمانی که مسئولیت داشتید این مطالب را عنوان نکردید و چرا در این برهه از پرونده خانم کاظمی صحبت کردید،‌ عده‌ای معتقد هستند در واقع شما با مطرح کردن این موضوع قصد هشدار به مسئولان را در خصوص بازداشت‌های اخیر داشتید تا آن وقایع دوباره تکرار نشود؛‌ آیا این درست است؟

در مصاحبه اخیرم دو مساله را مطرح کردم؛ تعریف جاسوسی و اینکه جاسوسی یک تهدید است و علیه امنیت ملی شکل می‌گیرد. باید برای درک و فهم تهدید به محیط، شرایط بین‌المللی، شرایط داخلی و ماهیت تهدید توجه کرد و معتقد هستم این موضوعات باید در جای خود تفسیر و تحلیل شود.

بعداز صحبت‌های اخیر من، دو سوال که در ذهن کسانی که از پرونده اطلاع نداشتند پیش آمده این است؛ نخست اینکه چرا در این زمان و موقعیت این صحبت‌ها مطرح شده است و دوم اینکه چرا تا به این حد، دیرهنگام از این مسائل صحبت کرده‌ام؟ پاسخ این است که قصد من از مطرح کردن مجدد پرونده خانم کاظمی در این برهه این بود که از  وزارت اطلاعات و جایگاه و ماموریتش دفاع کنم.

همیشه از وزارت اطلاعات دفاع می‌کنم

شاید عده‌ای بگویند چون روزی وزیر این وزارت‌خانه بوده‌ام اینچنین طرح موضوع کرده و دفاع می‌کنم؛ باید بگویم، خیر چنین نیست،  من از جایگاه تخصصی هر سازمان صلاحیت‌دار دفاع می‌کنم. در تمامی مراحلی که مسئولیت‌های اجرایی بر عهده داشته‌ام حتی قبل از این که به وزارت اطلاعات بروم، همیشه از آن دفاع کرده‌ام و در حال حاضر هم این کار را انجام می‌دهم.

وزارت اطلاعات وظیفه حفظ امنیت ملی را بر عهده دارد و باید بگویم این وزارت‌خانه با یک نگاه تخصصی، حرفه‌ای، کارشناسانه و دوراندیشانه تاکنون وظیفه‌ و ماموریت‌هایش را به خوبی انجام داده و خدمات بسیار عظیم و ارزشمندی به کشور کرده است.

جایگاه وزارت اطلاعات ایران در قانون و حتی عموما نهادهای امنیتی در دنیا مشخص است و به عنوان یک تشکیلات قوی و حرفه‌ای که کارش حفظ امنیت و آرامش ملت است، شناخته می‌شود. وزارت اطلاعات جزء دولت است اما وظیفه اصلی آن حاکمیتی است و حفظ نظام و امنیت ملی هدف اصلی آن است، این وزارت‌خانه در مهار جاسوسی، جاسوسان و تروریست‌ها تجربه عظیمی دارد که برای کشور مایه افتخار است و پشتوانه بزرگی برای امنیت ملی محسوب می‌شود اما عده‌ای می‌خواهند وزارت اطلاعات را تضعیف کنند و یا نادیده بگیرند و در این راه حتی به امنیت ملی جفا می‌کنند، برای این که به مقصد خود برسند.

***از بیرون نگاهی وجود دارد مبنی بر این که ارگان ها و نهادها با وزارت اطلاعات در رقابت هستند نه  تعامل.نظر شما چیست؟

بطور طبیعی همیشه میان ارگان‌های مختلف با وظایف مشابه، رقابت‌هایی شکل می‌گیرد و در یک حدی هم البته لازم و مفید است. درهمه جای دنیا هم چنین رقابت‌هایی وجود دارد. مهم این است که آن را به درستی مدیریت کنیم. گاهی برخی رقابت‌ها و دعواها شکاف‌هایی ایجاد می‌کند که از این شکاف، حریفان و دشمنان سوءاستفاده می‌کنند و از همان طریق به دولت و یا حکومت ضربه وارد می‌کنند.

بگذارید مثالی برای شما بزنم؛ ۱۱ سپتامبر محصول همین شرایط است، همیشه در آمریکا بین نهادهای امنیتی و اطلاعاتی رقابت وجود داشته و دارد، ضربه هایی که در ۱۱ سپتامبر به امنیت این کشور وارد شد به خاطر همین ناهماهنگی میان  نهادهای امنیتی این کشور بود، که بعد از ۱۱ سپتامبر برای رفع این مشکل، تغییراتی در ساماندهی و هماهنگی سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی ایالات متحده صورت گرفت و البته باید همنی جا یادآوری کنم این نکات و ظرایف، در ایران، از بدو تاسیس وزارت اطلاعات رعایت شده است. یعنی مسئله مدیریت و هماهنگی بین سازمان‌های مختلف امنیتی پیش‌بینی شده است.

نمی‌شود همه اطلاعات کشور را در وزارت اطلاعات متمرکز کرد

حال سوال پیش می‌آید که چرا این هماهنگی ضرورت دارد؟ یک پاسخ این است که نمی‌شود همه اطلاعات کشور را در وزارت اطلاعات جمع‌آوری و متمرکز کرد. باید گفت مرزبندی دقیقی در کشور ما میان دستگاه‌های امنیتی وجود دارد، وزارت‌ اطلاعات حق ورود به حیطه نیروهای مسلح را ندارد و وظیفه‌اش فعالیت امنیتی در خارج از محیط نظامی است و در مقابل،  نیروهای نظامی هم حق ورود به حیطه کاری و ماموریت‌های وزارت اطلاعات را ندارد؛ البته  سپاه، ارتش و نیروی انتظامی حق دارند اطلاعات مورد نیاز خود را  به دست بیاورند، داشته باشند و از آن‌ها حفاظت کنند، به این صورت که  نیروهای مسلح، هم تشکیلات امنیتی و اطلاعاتی داشته باشند هم قانون به آنها اجازه داده و هم این‌که وظیفه سازمانی آن هاست و درست هم است، اما به هیچ‌وجه مصلحت نیست یک سازمان غیرنظامی وارد محیط نظامی شود و همین‌طور سازمان‌های نظامی نباید وارد حوزه‌های غیرنظامی شوند. در قانون تاسیس وزارت اطلاعات، در این خصوص پیش‌بینی‌های لازم صورت گرفته است. لذا اگر همه این نهادها تن به قانون بدهند، هیچ مشکلی ایجاد نمی‌شود.

نیروهای نظامی نباید وارد کار وزارت اطلاعات شوند

 وزیر اطلاعات، رئیس شورای عالی اطلاعات است که به نوعی در حوزه‌های مشترک با نیروهای مسلح باید هماهنگ باشد هدف من از طرح این موضوع این بود که نه وزارت اطلاعات باید به خود حق بدهد که وارد محیط‌های نظامی شود و نه نیروهای نظامی باید وارد کار وزارت اطلاعات شوند اما گاهی یک مورد مشترک وجود دارد که این اتفاق بسیار می‌افتد.

***آیا چنین مواردی پیش می آید؟ اگر مواردی مشترک بود چه باید کرد؟

بله، در چنین شرایطی، قانون مسئول هماهنگی اینگونه موارد متداخل را به وزیر اطلاعات داده است. مواردی وجود دارد که تعدادی از متهمان و مظنونان آنها نظامی و تعدادی دیگرغیرنظامی هستند. در این صورت باید وزارت اطلاعات و نیروهای مسلح با هم هماهنگ باشند که مداخله‌ای  در کار یک دیگر صورت نگیرد. نباید طوری عمل کنیم که در بیرون این فضا ایجاد شود که گویی میان این نهادها ناهماهنگی وجود دارد و آنها بدون ضابطه در کار و ماموریت هم دخالت کرده و ورود می‌کنند.

سازمان‌های امنیتی جهان سوم هنوز با تعاریف گذشته عمل می‌کنند

اما در کنار این بحث، باید با ایجاد هماهنگی‌های لازم و توانمند و به روز کردن کار اطلاعاتی و نهادهای مسئول در این امر،  تهدید را درست شناسایی کنیم و از همان‌جا به تحلیل اطلاعات و شرایط بپردازیم باید شرایط امروز را فهم و درک کنیم. هنوز هم در جهان سوم سازمان‌های امنیتی با توجه به تعاریف گذشته برنامه‌ریزی می‌کنند همان‌ چیزهایی که در گذشته تهدید و محرمانه بوده است را مدنظر قرار می‌دهند و براساس آن عمل می‌کنند آن هم در شرایطی که دیگر آن پدیده‌های قبل، تهدید به حساب نمی‌آیند و محرمانه هم نیستند.

در حال حاضر تهدیدهای جدیدی با توجه به شرایط و پیشرفت تکنولوژی به وجود آمده است. اینترنت و فضای مجازی و امکانات ارتباطی که در حال حاضر وجود دارد حتما تهدیدهای جدیدی برای ما ایجاد کرده و می‌کند؛ همین فضای باز اطلاعاتی بسیاری از موارد را  از محیط امنیتی و محرمانه خارج کرده و تهدیدهای جدیدی متوجه ملت‌ها می کند.

***در مورد پرونده اخیر کارشناسان محیط زیست، آیا با وزارت اطلاعات به عنوان مسئول هماهنگی اطلاعاتی کشور، هماهنگی صورت گرفته است؟ نظر وزارت چیست؟

در این مورد خاص،  نمی‌دانم هماهنگی صورت گرفته یا نه؟ شاید هماهنگ شده باشد، لذا به طور کلی به خودم اجازه نمی‌دهم در این مورد اظهارنظر کنم.

اعلام نکردن جزییات پرونده‌های جاسوسی به وزارت اطلاعات، غیرحرفه‌ای است

 اما اگر احیانا جاسوسی و تهدیدی صورت گرفته باشد چنان‌چه به سازمان ذیربط و تخصصی، اعلام نشود، رفتار غیرحرفه‌ای محسوب می‌شود.

***به سوال اصلی و پرونده خانم کاظمی بازمی‌گردیم، سخنان و اظهارات شما در چند روز اخیر درباره این پرونده، بحث‌ها و تحلیل‌های زیادی به همراه داشتهاست، بفرمایید چرا دیرهنگام این موضوع را مطرح کردید؟

در مورد پرونده مرحومه زهرا کاظمی بعضی‌ها گفتند که چرا آن موقع صحبت نکرده‌ایم و سخنان این افراد، مرا به  تعجب وامی‌دارد. مشخص است که آن‌ها سابقه و تاریخ موضوع را به دقت  پیگیری نکرده‌اند و یا تازه وارد مسائل سیاسی شده‌اند و از تحولات و اتفاقات آن دوره مطلع نیستند یا اطلاعات کامل ندارند. این مساله آن قدر در آن شرایط زمانی، حساسیت پیدا کرد که  در جای خودش در دنیا مطرح شد و اخبار رویداد مذکور در همه جا مطرح بود و موج شدیدی را در داخل و خارج به راه انداخت، تا جایی که  روابط ایران و کانادا به تیره و قطع شد. در حال حاضر هم  به خاطر همین پرونده رابطه بین دو کشور ایران و کانادا قطع است. خاطرم می‌آید که آن زمان بیشترین اطلاع‌رسانی و بحث در خصوص این پرونده مطرح شد. من بارها در خصوص پرونده زهرا کاظمی مصاحبه‌هایی را انجام دادم و مجلس هم  در این قضیه ورود پیدا کرد و تحقیق و تفحص صورت گرفت و گزارش آن هم  اعلام شد. اقدامات زیادی در جهت پیگیری این پرونده صورت گرفت دولت یک کارگروه تشکیل داد و قوه قضائیه هم  افرادی را به اتهام قتل خانم کاظمی محاکمه کرد.

نگفتم کسی با مسئولیت قضایی مباشر قتل  زهرا کاظمی است

ضمنا بنده در ارتباط با این پرونده هم هیچ کدام از مقام‌های قضایی وقت را متهم به مباشرت در قتل نکردم و نگفتم که کسی با مسئولیت قضایی، مباشرتا قاتل است. پرونده هم از نظر قضایی ظاهرا به نوعی رسیدگی شده است.

***شما پیشتر گفته‌اید که اصرار آقای مرتضوی برای متهم کردن وزارت اطلاعات به قتل، برای وزارت بحران ایجاد کرد، ‌در این باره توضیح می‌دهید؟

در پرونده زهرا کاظمی پیشنهاد حکمیت را به رهبری دادیم

همین‌طور است. اصرار وی برای مقصر جلوه دادن کارشناسان وزارت اطلاعات، در داخل این وزارتخانه بحران ایجاد کرد. برای اینکه وزارت اطلاعات، خود را در اینجا صددرصد مظلوم می‌دید و هر مظلومی هم حق دارد از خود دفاع کند. البته  پیشتر در این باره و در گفت‌وگوی دیگری، توضیحات کامل دادم و با استناد به دلایل و روند مرگ زهرا کاظمی، و مدارکی که در وزارت موجود است، گفتم چنین چیزی امکان‌پذیر نبوده و چنین اتهامی متوجه این نهاد خدمتگزار نیست و بررسی ۳ قاضی عالی رتبه قوه قضاییه نیز به این ابهامات خاتمه داد.

با حکمیت رهبری، وزارت اطلاعات از تهمت مرتضوی تبرئه شد

ما برای رفع ابهام، پیشنهاد حکمیت به رهبری دادیم ایشان هم با این پیشنهاد موافقت کردند و قضات ماموریت یافته هم بررسی‌های کافی انجام دادند و نهایتا گزارشی مبنی بر مبرا بودن وزارت اطلاعات از تهمتی که مرتضوی بر آن اصرار داشت، ارائه و وزارت تبرئه شد.

جناب آقای یونسی، این روزها در عرصه سیاسی کشور، بحث‌هایی هم در زمینه گفت‌‌وگوی ملی مطرح می‌شود با توجه به شرایط فعلی کشور اجرایی شدن این امر چقدر لازم و شدنی است و دولت و جریان‌های سیاسی چگونه می‌توانند سازوکار این گفت‌وگو را فراهم کنند؟

گفت‌وگوی ملی به عنوان یک مطالبه عمومی و خواست مردم، مکرر از سوی جریان‌های سیاسی به خصوص اصلاح‌طلبان تاکنون مطرح شده و دولت هم حمایت کرده است، این گفت‌وگو جزء شعارهای اصلی آقای روحانی در دوران انتخابات بوده است اما تعریف دقیقی تاکنون از آن نشده که این گفت‌وگوی ملی چیست؟ برداشت من این است که ما عملا بخش‌های مهمی از گفت‌وگوی ملی را در سطوح بالایی انجام داده‌ایم؛ مانند انتخابات. انتخابات عالی‌ترین مظهر گفت‌وگوی ملی است که همه شاخصه‌های گفت‌وگوی ملی را با خود دارد.

بعد از انتخابات، منتخبان، حامیانشان را فراموش می‌کنند و صدا و سیما به  سیاسی نگاه غیرملی، بازمی‌گردد

 در هر گوشه‌ای از این مملکت مردم هنگام انتخابات با یکدیگر به  بحث و تبادل نظر می‌پردازند، در دانشگاه‌ها دانشجویان مناظره می‌کنند و جریان‌های حزبی در محافل سیاسی با یکدیگر به گفت‌وگو می‌نشینند و در نهایت همه مردم نظر خود را با یک برگه رای اعلام می‌کنند و البته رسانه ملی، از امکانات وسیعی که در اختیار دارد، این گفت‌وگوی ملی را در دوره انتخابات، نسبتا آزادانه منعکس می‌کند. اگر چه متاسفانه بعد از انتخابات، ناگهان و به یک باره، همه هیجان‌های انتخاباتی و رقابتی، فروکش می‌کند. در اینجا اشکالی وجود دارد که پس از خروج از فضای انتخاباتی، گروه‌های سیاسی و جریان‌ها، گفت‌وگو را رها می‌کنند، احزاب به دنبال کار خود می‌روند ولی کسانی که رای می‌آورند، حامیان خودشان را فراموش می‌کنند و از یاد می‌برند. صدا و سیما هم دوباره به سیاست قبلی خود، یعنی یکجانبه‌گرایی و نگاه غیرملی، بازمی‌گردد. نهایتا دولت‌ها هم حامیان خود را فراموش کرده و رها می کنند.

جای رسانه ملی در ترویج گفت‌وگوی ملی بسیار خالی است

البته از آن سو، گفت‌وگو در دانشگاه‌ها تاحدودی زنده مانده و انجام می‌گیرد و اگر چنانچه به کرسی‌های آزاداندیشی توجه بیشتری می‌شد می‌توانستیم این مهم یعنی گفتمان گفت‌و‌گو را نهادینه کرده و پیش ببریم.

مرحوم آیت‌الله هاشمی، بسیار اصرار داشتند که کرسی‌های آزاداندیشی در دانشگاه‌ها تقویت شود و تا حدی هم در دانشگاه آزاد، آن را راه‌اندازی کردند. خود من، دو سال، در دانشگاه آزاد، با مرحوم آیت الله هاشمی، در این زمینه همکاری کردم. بار دیگر باید تاکید کنم،  آن سازمانی که جایش در ترویج گفت‌وگوی ملی بسیار خالی است رسانه ملی است و این رسانه ضرورتا باید همگانی باشد و از کار رسانه‌ای یک‌سویه و یک‌جانبه دور شود.

اما در کلان موضوع، معتقدم، به جای گفت‌و گو، تلاش برای ناکارآمد نشان دادن دولت، که نهایتا به تبلیغ ناکارآمدی علیه نظام مبدل می‌شود نتیجه‌اش ناامیدی عمومی در جامعه و تبدیل شدن اعتراض‌های کوچک و مطالبات قابل تحقق،‌ از طریق حرکت‌های مدنی و تبدیل شددن آن، به آشوب وسیع وغیرمدنی است. لذا باید از فراهم کردن چنین بسترهایی به شدت پرهیز کرده و حتی در مقام انتقاد و نقد دولت،  به مسائل نگاه ملی داشته باشیم. درعین حال، اگر ما حق اعتراض و انتقاد مدنی و منطقی،‌ به مردم بدهیمو هر چیزی در جایگاه خود قرار بگیرد دیگر هر اعتراض مدنی کوچک و حتی بزرگی موجب ایجاد نگرانی نخواهد شد و از هر اعتراض به عنوان یک فرصت برای حل مشکلات کشور بهره خواهیم برد.

مدیریت اقلیت‌ها و فرقه‌ها، باید بر اساس جذب حداکثری، صورت بگیرد

برای نمونه، در مورد بحث دراویش، که قبلا مفصل در رسانه‌های دیگر در این باره توضیح و تحلیل ارائه کرده‌ام، اضافه می‌کنم که جریان دراویش مانند همه فرقه‌ها و مذاهب و اقلیت‌های مذهبی و دینی و قومی، در ایران یک فرصت عالی برای همگرایی و انسجام ملی و تحکیم بیشتر امنیت ملی هستند، مشروط به اینکه، همه آنها را همانند اعضای یک پیکر و خانواده بزرگ ایرانی و ایران، بدانیم و هیچگونه تبعیض و تضییقی روا نداریم.

مدیریت این اقلیت‌ها و فرق، باید بر اساس حداکثر جذب، صورت بگیرد و از حقوق شهروندی آنان حفاظت شود والبته اجازه هم داده نشود که بیگانگان و گروه‌های معاند و افراطی داخلی و خارجی در میان آنها نفوذ کرده و از آنان به عنوان ابزاری برای اهداف خود استفاده کنند و همچنین نباید، بهانه بدست مخالفان و دشمنان پیشرفت و توسعه و امنیت ایران، که به ظاهر به عنوان دلسوز و مدافع حقوق این بخش از اقشار جامعه ایرانی، تبلیغ می کنند، داد.

اجمالا تاکنون هم به همین صورت عمل شده و نظام مانع تحقق اهداف دشمنان و مخالفان شده است و سران و رهبران این فرقه ها و اقلیت های ایرانی با جمهوری اسلامی به عنوان یک ایرانی علاقه‌مند به پیشرفت کشور، همکاری داشته‌اند در حالی که در عین حال، اندک افراد تندرو و افراطی در میان اینان وجود داشته و یا افراطیون مذهبی متعصب، بر آنها فشار و تضییقاتی روا داشته‌اند که باید همواره با این آسیب‌رسانان به وحدت و انسجام ملی، برخورد لازم صورت پذیرد.

می‌شد با تدبیر از حادثه خیابان پاسداران جلوگیری کرد

حادثه اخیر و تلخ پاسداران، به هیچ وجه قابل توجیه نیست و نتیجه هرچه بود، تنها به آرزوی دشمنان جمهوری اسلامی کمک کرد به شکلی که یا تحمیلی در سایه نفوذ دشمن، در میان آنان بود و یا متاسفانه تسلیم شدن در برابر تعصبات بعضی از افراطیون داخلی بود که می‌شد با تدبیر از این حادثه جلوگیری کرد ، همانگونه که تاکنون در موارد مشابه زیادی، پیشگیری، به نفع امنیت و منافع ملی صورت پذیرفته است.

امیدوارم، که این حادثه تلخ، دو نتیجه با خود داشته باشد، اول اینکه این فرقه و فرقه‌های مشابه آن، در مدیریت داخلی خود و پیروانشان، تجدیدنظر اصلاحی کنند واجازه ندهند عناصر جاهل و افراطی بر روند فعالیت‌های آنها تاثیر بگذارند و دوم آنکه جمهوری اسلامی با تاکید بر سیاست تسامح و بردباری مذهبی گذشته خود، راهبرد مدیریت این اقلیت‌ها و هموطنان ایرانی را تببین کنند.

***شما در سخنان خود اشاره کردید که در زمان انتخابات گفت‌وگو صورت می‌گیرد و کاندیداها با احزاب و افراد صاحب‌نظر وارد گفتمان می‌شوند، اما بعد از انتخابات، و استقرار دولت، برنده‌های انتخابات، حامیان خود را فراموش می‌کنند. مشخصا رفتار دولت فعلی با آقای خاتمی و اصلاح‌طلبان منظور ماست. چرا چنین می‌شود؟

روحانی ناچار است مظلومانه به خاطر منافع ملی سکوت اختیار کند

در اینکه دولت نتوانسته با جریان‌های حامی خود ارتباط مناسب‌تر برقرار کند، کاملا حق با شماست. انتظار اصلاح‌طلبان هم  از دولت تدبیر و امید، درست و منطقی است اما باید در نظر داشته باشیم اختیارات آقای روحانی محدود است و به لحاظ ساختاری و اختیارات و واقعیت‌های موجود، این امکان برای فراهم کردن بستر لازم جهت تحقق همه مطالبات فراهم نمی‌شود و لذا ایشان ناچار است مظلومانه به خاطر منافع ملی سکوت اختیار کند.

هیچ عنصر افراطی‌ در دولت فعلی نیست

این را نه تنها بنده بلکه دیگرانی قبلا هم گفته‌اند که ساختار دولت کنونی، ضعف‌هایی در حوزه اطلاع‌رسانی و تیم رسانه‌ای خود، و همچنین، نارسایی‌هایی در ارتباط بیشتر با صاحب‌نظران و حامیان خود داشته و این قابل انکار نیست اما معتقدم، دولت، با توجه به شرایط،‌ در تشکیل کابینه عملکرد نسبتا قابل قبولی داشته است. همه شاهد هستند که هیچ عنصر افراطی‌ در دولت نیست. وزرا و هیات دولت را  اصلاح‌طلبان و  اصولگرایان معتدل تشکیل داده اند.

روحانی هم طور طبیعی با خاتمی به دیدار داشته است

آقای روحانی هم با آقای خاتمی به طور طبیعی دیدار داشته است و از طرفی هم ایشان و هم شخص معاون اول دیدارهایی را با صاحب‌نظران داشته و دارند، آقای جهانگیری با اصلاح‌طلبان دیدار و تماس دارد و روزی نیست که این ارتباط وجود نداشته باشد.

روحانی پیشتر تا این حد اصلاح‌طلب نبود اما امروز از هر اصلاح‌طلبی اصلاح‌طلب‌تر است

 امروز همه شاهد هستند که بعضی از اصولگرایان معتدل که تعدادی از آنان در دولت هم حضور دارند به خاطر سختگیری،‌ تنگ‌نظری و واقعیت‌های داخل جامعه و جهان،‌ به سمت گفتمان اصلاح‌طلبی گرایش پیدا کرده‌اند؛ خودِ آقای روحانی نمونه‌ای از آنهاست. ایشان پیشتر تا این حد اصلاح‌طلب نبود اما امروز می‌بینیم از هر اصلاح‌طلبی اصلاح‌طلب‌تر است. ایشان نظرات اصلاح‌طلبانه در حوزه‌های مختلف نظری و عملی و اخیرا در مورد علوم انسانی، بیان کردند، که کمتر شخصیتی به وضوح و شجاعانه، مانند ایشان مطرح کرده است.

وضعیت محصوران نسبت به قبل بهتر شده است

در ارتباط با رفع محدودیت برخی از شخصیت‌های سیاسی هم که پرسیدید باید بگویم که رئیس‌جمهور همانطوری که  بارها در تبلیغات انتخاباتی هم اعلام کرد تلاش خود را  به طور جد معمول خواهند کرد و این طورهم عمل کردند. امروز  می‌توان گفت که وضعیت درباره این افراد نسبت به قبل بهتر بوده و محدودیت‌ها دیگر به آن صورت، سختگیرانه‌ نیست و نسبت به گذشته بهتر شده است. دولت هم درصدد است تا مشکلات را رفته رفته از میان بردارد و ما هم امیدوار به حصول نتیجه مورد انتظار رای دهندگان به آقای دکتر روحان  هستیم.

***یعنی شما تایید نمی‌کنید که تا عید نوروز حصر از میان برداشته شود؟ آقای مطهری گفته‌اند که قبل از عید حصر رفع می شود.

شاید تا سال آینده دیگر محدودیتی،‌ کشور و سیاسیون را رنج ندهد

در مورد آنچه آقای مطهری گفته‌اند اطلاع ندارم اما این را می‌دانیم که محدودیت‌ها رو به پایان است.

 اگر این فرآیند با تدبیر ادامه پیدا کند شاید تا سال آینده دیگر چنین مشکلاتی،‌ کشور و سیاسیون را رنج ندهد و اساسا معتقدم که رفع حصر مشکلی برای کشور ایجاد نمی‌کند.

این روزها شاهد هستیم که آقای احمدی‌نژاد به رهبری نامه نوشته و بحث مهندسی انتخابات را پیش کشیده است. نظر شما در این‌باره چیست؟

احمدی‌نژاد هیچ گاه از توهم خلاصی ندارد

 احمدی‌نژاد با زرنگی در حال پاک کردن چالش‌ها و پرونده‌های گذشته و تاریخی است که خود عامل ایجاد آن بوده و به این ترتیب، می‌خواهد فرافکنی و مظلومنمایی کرده و خود را به عنوان محور اپوزوسیون، در مقابل نهادهای حکومتی و قوا نشان دهد.  احمدی‌نژاد خود مسئول برگزاری دو انتخابات و ناظر و شاهد بر چندین انتخابات بوده است  بحث اصلی  این است، که او مشکلاتی ایجاد کرده که یا  دیگر قابل حل شدن نیست، و یا کشور باید هزینه‌های سنگینی برای عبور از این مشکلات پرداخت کند. بخش قابل توجه مشکلاتی که امروز در کشور وجود دارد، محصول کار دولت وی است و احمدی‌نژاد هم  خود فهمیده که مسئول انسداد و بن‌بست‌هایی است که در کشور وجود دارد، و امروز می‌خواهد خود را آن از شرایط خلاص کند. این نظر آقای باهنر درست بود که گفت آقای احمدی‌نژاد دچار یک توهم استو این فرد هیچ گاه از توهم خلاصی ندارد.

احمدی‌نژاد یک جریان نیست بلکه یک پدیده است

معتقدم احمدی‌نژاد یک جریان نیست بلکه یک پدیده است، پدیده استثنایی که به وجود آمد. او نه فرقه است و نه جریان، شاید فهمیده است که برای اینکه در صحنه سیاسی باقی بماند باید خود را به‌گونه‌های مختلف مطرح کند. کافی است  که  رسانه‌ها و سیاسیون  او را به حال خود بگذارند و از مطرح کردن او خودداری کنند. در این صورت قطعا فراموش می‌شود. او به دنبال ایجاد جنجال است و خواسته‌اش این است که قوه قضائیه با او برخورد کند و محدود شود.

البته نظر و پاسخ من، درباره ادعای مهندسی انتخابات، که احمدی‌نژاد، مطرح می‌کند و پیشتر و در زمانی که خود، ۸ سال رییس دولت بود و کوچکترین اشاره به آن نداشت، به پاسخ هوشمندانه سخنگوی شورای نگهبان نزدیک است و شما را به واکنش و پاسخ و واکنش اخیر وی به اظهارات احمدی نژاد ارجاع می دهم.

گفته می‌شود با احمدی‌نژاد به این دلیل برخورد نمی‌شود که مدارکی از وزارت اطلاعات در زمانی که رئیس جمهور بوده با خود دارد و به همین دلیل است که تحمل می شود. نظر شما چیست؟

به لحظ فنی امکان ندارد احمدی‌نژاد مدارکی را از وزارت اطلاعات برداشته باشد

خیر، چنین تحلیلی را قبول ندارم. من که وزیر اطلاعات بوده‌ام، می‌دانم که به لحظ فنی و ساختاری در وزارت اطلاعات، چنین امکانی وجود ندارد ولی در هر صورت، رییس دولت، به میزانی که رییس دولت و کابینه است، دسترسی به اسناد بکلی سری در محدوده خود دارد و در دسترس‌اش است.

همه اطلاعات سری در وزارت اطلاعات خلاصه نمی‌شود

 من در مورد اسناد در دسترس او، چیزی نمی‌دانم، اما از آن طرف هم نمی‌دانیم ایشان به دنبال چیست؟ بطور کلی، اولا همه اطلاعات سری در وزارت اطلاعات خلاصه نمی‌شود و بسیاری سازمان‌های اطلاعاتی دیگری هم هستند که اطلاعات سری در اختیار دارند، من جمله نهاد ریاست جمهوری و شخص رییس‌جمهور به عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی و رییس شورای عالی امنیت ملی  است که در تصمیمات کلان، دارای مسئولیت بوده و اسناد آن را هم در اختیار داشته است.

در چند هفته اخیر شاهد پدیده‌ای در میان برخی از زنان و دختران معترض حجاب بودیم، برخورد حاکمیت را چگونه دیدید؟

نباید اعتراض به حجاب را تبدیل به یک بحث سیاسی کنیم

این حرکت‌ها  نباید تبدیل به یک بحث سیاسی شود و باید به عنوان یک پدیده اجتماعی مورد توجه قرار گرفته و دیده شود. باید با آن هوشمندانه برخورد کرد و نباید تبدیل به چالش کرد .

……………………………………………………………………………………

تابناک  ۱۲ اسفند سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی، بقلم مسیح مهاجری را درج کرده است که در آغاز آن مینوسد: این روز‌ها تعدادی از نمایندگان مجلس و مسئولین اجرائی سخن از نزدیک بودن پایان حصر و فرا رسیدن زمان آزادی محصورین می‌گویند. هر چند هنوز میزان اعتبار این خبر مشخص نیست، ولی نفس همین خبر موجی از امید در قلب وفاداران واقعی به نظام جمهوری اسلامی پدید آورده و این افق روشن را در برابر چشم‌ها ترسیم کرده که گویا ابر‌های تیره بدبینی درحال کنار رفتن از آسمان سیاست ایران هستند و واقعیت‌ها قرار است جایگاه خود را پیدا کنند.
درست است که تحمل هفت سال حصر بسیار سخت است، ولی اکنون که به برکت صبرِ توصیه و تاکید شده در کلام الهی بسیاری از واقعیت‌های پشت پرده وقایع سال ۸۸ روشن شده و فتنه‌گران واقعی به دست خود و با زبان خود، ابهامات را برطرف کرده‌اند حتی اگر بر حصر نیز نقطه پایانی گذاشته نشود این سختی هفت ساله نتیجه شیرین خود را به همگان نشان داده و افراد محصور نیز برِ شیرین صبر را چشیده‌اند و این از آزادی بالاتر است.
در مقطعی از تاریخ نظام جمهوری اسلامی متاسفانه شاهد ارتکاب این چهار خطا بودیم و تاسف بالاتر اینکه به هشدار‌های بزرگانی که این خطا‌ها را گوشزد کردند نه تنها توجهی نشد بلکه به آن‌ها برچسب بی‌بصیرتی هم زده شد. در آن مقطع، افرادی که امروز در برابر اصل و فرع نظام جمهوری اسلامی می‌ایستند و خود را «قانون» و «انقلاب» و «اسلام» و «نظام» می‌دانند و برخلاف مسیر مردم حرکت می‌کنند و در عین حال خود را سخنگوی مردم می‌دانند، افراد «با بصیرت» و احیاگر گفتمان عدالت و انقلاب و امام معرفی شدند و حتی مخالفت با آن‌ها مخالفت با خدا تلقی می‌شد. کسی که در سال ۸۸ چنان مظلوم و صاحب حق جلوه داده شد که هر کس او را قبول نداشت محکوم و مطرود می‌شد، حالا شورای نگهبان را متهم به مهندسی انتخابات می‌کند و جالب اینکه شورای نگهبان که آن روز مدافع او بود، حالا فاش می‌کند که او درصدد مهندسی کردن انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ بود.
این‌ها برای اثبات خطای فاحش تمام کسانی که از چنین فردی حمایت کردند کافی است و نیازی به این نیست که خانه‌نشینی ۱۱ روزه او در اعتراض به نظر ولایت فقیه و سرپیچی وی از نهی صریح، ولی فقیه از ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ و سخنان مکرر ساختارشکنانه‌اش که آن‌ها هم با نهی، ولی فقیه مواجه شدند، ولی او به مخالفت خود ادامه داد، به رخ کشیده شود. برای اهل فن از همان ابتدا مشخص بود که این، یک جریان انحرافی است، ولی حامیان پر و پا قرص این جریان با اینکه بعد از آن همه تهمت و ناسزاگوئی به کسانی که پشت پرده را می‌دیدند بعد‌ها به همین واقعیت رسیدند، هنوز حاضر نیستند از ملت به خاطر این خطای تاریخی و خسارت بار عذرخواهی کنند و درصدد جبران بر آیند و سیاست نادرست خود را اصلاح کنند.
تصحیح سیاست «دشمن ساختن از دوست» واجب‌تر از رفع حصر است کما اینکه خود این سیاست، خسارت بارتر از حصر است. این سیاست، به کشور و ملت و نظام لطمه‌ای وارد می‌کند که جبران آن بسیار دشوار و گاهی غیرممکن است. اگر این سیاست ادامه یابد به همانجائی می‌رسد که در فرمایش امیرالمومنین آمده است و ما که می‌خواهیم نظام جمهوری اسلامی با قدرت و عزت باقی بماند باید به تغییر این سیاست همت کنیم…  .”

…………………………………………………………………………………

Alarabiya

Saudi, Egypt agree to develop lands in southern Sinai for mega-city project

Saudi Arabia and Egypt signed an investment agreement to develop more than 1,000 square kilometers of Egyptian lands South of Sinai to be within the planned mega-city of Neom.

For this purpose, they will establish a joint fund with equal shares and that’s worth more than $10 billion of which the Egyptian shares are the lands leased for long periods of time. This agreement has branched from the joint Egyptian-Saudi investment fund agreement.

The two countries also signed an environmental protocol to protect marine environment, prevent pollution to maintain coral reefs and beaches and to prevent “visual pollution”. This is all part of the Saudi strategy before it begins working on the Red Sea projects.

READ ALSO: All you need you know about Egypt’s plans for new Saudi mega-city NEOM 

Given the significance of tourism, Saudi Arabia, Egypt and Jordan will work on developing the area. Saudi Arabia, for instance, plans to establish seven maritime tourist attractions, which include cities and tourist projects, in Neom. It’s also working on establishing 50 resorts on the Red Sea and four small cities as part of the Red Sea Project.

It’s also working on developing areas between Neom and the Red Sea Project and creating three other tourist destinations, 15 maritime destinations and hundreds of resorts.

Meanwhile, Egypt will focus on two tourist attractions, Sharm El Sheikh and Hurghada, and Jordan will focus on developing Aqaba within the framework of Saudi-Jordanian investments.

Saudi Arabia will work in cooperation with Egypt and Jordan to attract European navigation and tourism companies that work in the Mediterranean Sea in the summer to get them to work in the Red Sea after the summer season. Saudi Arabia is thus currently negotiating with more than seven tourist companies to improve marine navigation in the region.

According to several studies, demand on trips via navigation and tourism companies that work in the Mediterranean Sea decrease after the summer season so some of these companies close until the next summer or operate in the Caribbean and the Indian Ocean. However, there is a lot of competition in the Indian Ocean and tourist sites are also very far from each other.

In the Red Sea, however, the distance between the tourist attractions will be no more than 3 hours-apart. Of course this is in addition to a great weather during the winter season. Some of the plans will also focus on attracting the yacht industry and establishing specialized marinas in the new resorts in the Red Sea.

گفتاری پیرامون مسائل جامعه و جنبش کارگری میهنمان: ۱

Share Button

بنا به دعوت آموزشکده توانا ۴ جلسه سخنرانی پیرامون مسائل جنبش کنونی جامعه ایران داشته ام که هرچند بسیار خلاصه تر از آن هستند که تصویری دقیق و جامع از این مبحث اجتماعی/سیاسی مهم امروز میهنمان بدست دهند ولی با این حال فکر میکنم در حد مقدور  و بضاعت خود، خطوط عمده مسائل و چالشهای مقابل جامعه کارگری میهنمان را البته از زاویه نگاه خویش توضیح داده ام. لینک ویدوئی اولین جلسه در زیر نهاده شده است.

اصراری بر پذیرش دربست نکات ابراز شده در این گفتارها و تحلیها از سوی شنونده و بیننده ندارم ولی بر این نکته تکیه دارم که موارد ذکر شده در این گفتار ها بیانگر یک نگاه متفاوت از آنچه تا کنون در این زمینه از سوی دیگر تحلیلگران جنبش کارگری و تاریخسازان یا تاریخنگاران آن مرسوم بوده است میباشد که این خود فرصتی برای بحث انتقادی و روکرد نقادانه به تحلیل و توضیح جنبش کارگری میهنمان است که میتواند راهگشای بن بستی باشد که در آن گرفتار است.

من سعی خواهم کرد با یادداشت های توضیحی مفصلتر در آینده نکات مورد تحلیل در این سخنرانیها را بیشتر باز کرده و توضیح دهم. از هفته آینده تا  اول ماه می آینده، روز جهانی کارگر، بخش تحلیل سایت را به این سری یادداشتها و اخبار کارگری اختصاص خواهم داد.

بر این باورم که روز جهانی کارگر امسال در میهنمان از مناسبت روز آن در سالهای گذشته متفاوت خواهد بود و دلیل آنرا وسعت دامنه اعتراضات خودجوش کارگری به وضعیت معیشتی همه زحمتکشان میهنمان میدانم. افزون بر آن بحران اقتصادی و اعترضات خودجوش مردمی در چند ماه گذشته نشانگر این اینست که وضعیت عینی اجتماعی در جامعه بسوذ اعتراضات مردمی تغیر یافته و بهمان نسبت انبان دولت و حاکمیت از وعده وعید های که بتوانند مردم را آرام سازند بیش از پیش تهی گشته است و همه نشانه ها بر سر درگمی خود حاکمیت در برابر انبوه مسائل معیشتی مردم  حکایت میکند.

از کاربرانی که با حسن نظر و همسوئی با موضوعات و جهتگیریهای تحلیلی سایت مینگرند انتظار میرود به خاطر اطلاع رسانی هر بیشتر و برای کمک به آزادی میهنمان و برونرفت آن از اوضاع نابسامان کنونی، در انتشار این مطالب بکوشند زیرا مسائل و درد ما مشترک است.

omid@iranesabz.se

ح تبریزیان

 

مرور کلی بر جامعه و جنبش کارگری در ایران

اعتراضات کارگری اقصی نقاط ایران را فرا گرفته است. در این بحبوحه کارگران نیازمند شناخت حقوق خود و چگونگی سازماندهی اعتراضات هستند. حامیان حقوق کارگران نیز باید حقوق کارگران را بدانند تا بتوانند حمایتی بهتر و حرفه ای تر انجام دهند. از این رو به شما توصیه می کنیم دوره «حقوق کار و سازماندهی کارگری» را از دست ندهید. این کلاس در تلگرام برگزار می شود. جلسه اول «حقوق کار و سازماندهی کارگری» برگزار شد. در این جلسه علاوه بر مرور مسائل و جنبش کارگری در ایران، به آسیب‌زدگی‌های جامعه کارگری مانند: فقدان تشکل حرفه‌ای، و تبعات آن مانند فقدان نظام بیمه‌ای، عدم تأمین شغلی و عدم پرداخت دستمزدهای مقرر پرداخته می‌شود.شما می توانید لینک یوتیوب برنامه را در اینجا ببینید: http://bit.ly/2oGQfcuنسخه پادکستی این برنامه را در اینجا می توانید گوش کنید: http://bit.ly/2t8AFeWدانش‌جویان زیادی گوگل‌فرم جلسه اول را پر نکرده‌اند. لطفا این فرم را که زمان اندکی می‌برد تکمیل کنید. دریافت مدرک پایان دوره منوط به پرکردن این فرم و همین‌طور گوگل‌فرم پیش‌آزمون است.گوگل‌فرم جلسه اول:http://bit.ly/2CkD76bگوگل‌فرم پیش‌آزمون:http://bit.ly/2BUxfzc

Opslået af ‎Tavaana: E-Learning Institute for Iranian Civil Society توانا: آموزشکده جامعه مدنی ایران‎ på ۱٫ marts 2018

پوتین و معمای روسیه: تایمز مالی

Share Button

نشریه تایمز مالی۱۲ فوریه(۲۳ بهمن) یادداشتی تحلیلی دارد با عنوان “سیستم قدرت در روسیه توضیح عقلانی ندارد.” اگر خواننده از اشارات مستقیم و مشخص آمده در این تحلیل به ساختار قدرت روسیه بگذرد و هسته منطقی آنرا استخراج کند به فرمول یا حکمی منطقی میرسد که؛ این ویژگهای توضیح داده شده و آسیب شناختی تنها به روسیه مربوط نمیشوند بلکه یک الگوی آسیب شناسانانه عام برای اغلب رژیمهای توتالیتر شرق محور هستند. منظور از الگوی شرق محور، الگوئی است که از دوران اتحاد شوری و بلوک ورشو باقی مانده و در برخی کشورها صرفنظر از تفاوتهای صوری آنها بیانگر همپوشی گفتمانی و دکترین سیاسی و شیوه اِعمالِ قدرت سیاسی در آنهاست. چه آن کشور عراق صدام، لیبی قذافی یا ونزوئلای نیکلاس مادرو و ایران باشد چه سوریه بشار اسد و روسیه پوتین.

گاردین:پوتین به رهبر باند گرگهای شب، بخاطر عملیاتشان در اوکرائین مدال میدهد
 این  لینک گاردین را حتماً با دقت ببینید! کلیپهای فوق از تایمز مالی نیستند.

سیستم قدرت در روسیه با هرگونه موازین عقلی مغایرت دارد

شهروندان این کشور باید به نتیجه برسند که عواقب اقتدارگرایی بدتر از ترس آنها از هرج مرج است

تایمز مالی

لیلیا شحفتسوا
۱۲ فوریه ۲۰۱۸
فقدان یک انتخابات رقابتی و وابستگی رئیس جمهور پوتین به دستگاه حکومتی بمعنای اینست که او ناتوانی و سترونی کامل را برساختار حکومتی فرمانروا میکند.

سراسر قرون ۱۹ و ۲۰، مسئله آلمان، بعنوان یک ملت که در تلاش یافتن هویت و نقش خود در جهان بود، به برهم زننده آرامش در دنیا مبدل گردیده بود. ولی در آغاز  قرن ۲۱، این روسیه است که به مسئله دردسر بین المللی تبدیل شده است.

روسیه در جستجوی هویت یابی خویش، خود را در درون یک تله تاریخی یافته است: مدل آن برای توسعه بهیچ روی تأمین کننده رشد و ثبات نیست ولی تغیر این پارادایم نیز اصل موجودیتش را بعنوان “دولت ـ کشور” بمخاطره می اندازد. سیستم فردی شده  قدرت در روسیه به شکل گرفتن واقعیتی انجامیده است که با هیچگونه معیارهای عقلای قابل توضیح نیست. عواملی که منطقاً باید برای دولت ثبات آفرین باشند، آنرا متزلزل میکنند در حالیکه سردرگمی و فقدان انسجام برعکس به بقایش کمک میکنند.

انتخابات پیش روی نمونه ایی از این پارادوکس است. نتایج سنجشگری آماری که تا کنون انتشار یافته ـ میبایستی قدری مشروعیت به حکومت پرزیدنت پوتین تزریق میکرده است. ولی فقدان یک رقابت انتخاباتی اصیل و وابستگی آقای پوتین به دستگاه دولتی او را در معرض تهدیدِ اسیر شدگی در حلقه حامیانش قرار داده است که در حکم اتکای کامل او به ابزاری کاملاً از کار افتاده و استریل برای حکومت کردن است.

مورد دیگر این پارادوکس، اینست که کرملین در سرکوب اعتراضات توده ایی علیه فرمانروائی خود طی ۲۰۱۱ ـ ۲۰۱۲ موفق بوده است و آمادگی حاکمیت برای به آغوش کشیدن نخبگان، احساسی از آرامش را در سیستم ایجاد کرده است.

مردمی که به بیراهه رانده شده و از لحاظ اخلاقی سقوط کرده اند،ترجیح میدهند تا به همین دولت اتکاء کنند ـ حتی دولتی که بدان اعتماد ندارند. ولی مفهوم باب شده “وضعیت نو هنجاری، خود بهنجار است”(new normal)، فریبنده میباشد. فقدان کانالهایی که بخوبی منافع مردم را فرموله و بیان کنندمردم روسیه را دوباره بخیابانها کشانده و آنها را متقاعد کرده است که راه تغیر، انقلاب است.

برخاستن الکسی نوالنی*،بعنوان رهبر جنبش نافرمانی مدنی آینده، به خشم فزاینده جامعه یک چهره راهبردی داده است.*(فعال حقوق بشری، چهره رهبری اپوزیسیونی و کاندیدای رد شده رقیب پوتین در انتخابات آینده. ح ت).

انضمام شبه جزیره کریمه در ماه می ۲۰۱۴ به کرملین کمک کرد تا به احساسات میهن پرستانه در کشور دامن بزند، ولی آن اتفاق به تحریمهای دردناکی برای روسها نیز منجر گردید. آن هیجانات میهن پرستانه شروع به وارفتن کرده است: طبق نظر سنجی لوادا، یک موسسه مستقل نظر سنجی، ۵۵ درصد از پرسش شوندگان میگویند؛ مصرف منابع بودجه ملی برای کمک به کریمه اشتباه است.

شگرد رایج شده دیگر برای جلب حمایت مردم و غیرتی کردن آنها  القاء  این تصویر از  مملکت است که گویا در محاصره دشمنان قرار گرفته است ـ که بنظر میرسد هنوز هم نتیجه  میدهد: قریب یک چهارم روسها عقیده دارند که کشورشان از سوی دشمنان محاصره شده است. از سوی دیگر با اینهمه، روسها کلاً برای گلاویزی با دنیا آماده نیستند: ۵۹ درصد مردم عقیده دارند که سیاست خارجی مملکت باید” صلح و امنیت را برای روسیه تأمین کند”، ۱۹ درصد مردم از موضع مقابله با غرب پشتیبانی میکنند  ولی اکثریت مردم بهیچ روی از سمتگیریهای تهاجمی و کشورگشایانه(imperial) کرملین حمایت نمیکنند: ۶۵ درصد میگویندکه روسیه نباید جمهوریهای سابق ( اتحادشوروی . ح ت) را کنترل کند و مسئولیت آنها را بپذیرد. از اینرو،  هیچ اطمینانی نیست که ادعاهای انضمامگرایانه امروز کرملین در آینده موقعیت آنرا در داخل کشور تقویت کند.

نخبگان روسیه از جهانی شدن(globalisation ح ت) که بدانها اجازه جذب شدن در غرب را داد بخوبی سود جستند. ولی این جذب شدگی آنها را در مقابل تحریمهای غرب آسیب پذیر نیز ساخت. با پایان یافتن حمایت های پوتین از قشر امتیازبر، و تصفویه های گزینشی او در درون طبقه حاکم، از وفاداری این نخبگان به کرملین بسیار کاسته شده است.

صرفنظر از اینکه دغدغه ها و نیات پوتین چیست، عوامل متعدد چندی مانع تغیر سیستم کهنه قدیم گشته است. اولین آنها، ترس است، حتی در میان منتقدین خود آقای پوتین از اینکه مبادا صحنه ۱۹۹۱* تکرار شود ـ یعنی، فروپاشی حکومت در نتیجه سقوط رژیم.*[کودتای علیه گورباچف که به سقوط نظام کمونیستی انجامید. ح ت]

یک عدم اطمینان عمیق وجود دارد که آیا خودِ “دولت ـ ملت” روسیه بعنوان “مجموعه اجراء” منطقه ایی خود میتواند انسجام خود را تحت یک حکومت دموکراتیک حفظ کند؟

عامل دوم، اینست که لیبرالیسم بعنوان یک ایدئولوژی در روسیه بی اعتبار گشته است: که علت آن، از یکسو رکودی است که دامنگیر  لیبرال دموکراسیهای* دنیا شده است و از سوی دیگر دست داشتن غرب در دزدسالاری حاکم در روسیه؛ و نقشی که لیبرالهای درون سیستمِ خودِ کشور در راه اندازی و تحکیم اقتدارگرائی بازی کرده اند. [معلوم نیست که نویسنده از کدام رکود در غرب و در چه عرصه ایی حرف میزند ولی تا آنجا که به نقش لیبرالهای روسی در تحکیم دزدسالاری و تقویت اقتدار گرایی پوتین مربوط میشود، میتوان نقش آنها در روسیه را با نقشی که مسلمانان پیروی خط امام و بعد در ادامه، نقشی که همانها بعنوان اصلاحطلب در تحکیم استبداد کنونی در کشور خودمان بازی کردند مقایسه کرد. ولی اصلاح طلبی در ایران و لیبرالیسم نوع روسی در نظام سیاسی آنکشور فقط شکلکی آنهم ناقص از لیبرال دموکراسی بوده و هستند. ح ت

ظهور یک چهره تمام عیار عرصه تلویزیونی سابق، بعنوان لیدر” اپوزیسیون لیبرال” آخرین نقطه سیاه بر چهره لیبرالیسم در نگاه عامه مردم است. عامل سوم : همچنانکه رویدادهای اوکرائین نشان داد، سیر تحول در جوامع پساکمونیسم بسیار پیچیده تر از آزاد شدن از قید خود کمونیسم است.

عامل چهارم: مسئله  اصل حق حاکمیت ملی است(sovereignty). آیا یک دمکراسی روسیِ برکنار از اِعمال احکام و موازین غربی که بمعنای تحدید حق حاکمیت ملی روسیه است، امکان پذیر میباشد؟ پذیرش چنین رابطه ایی حتی برای اپوزیسیون در حکم خود کشی سیاسی است.[ کامنت: یک دمکراسی نظاممند در شرایط فراگیری گلوبالیزاسیون، الزاماً به کاهش حق حاکمیت ملی می انجامد. دموکراسیهای مدرن دنیا، در فرایند همگرائی خود، بتدریج حق حاکمیت ملی خود را بسود جذب و شریک شدن در یک جامعه بزرگتر از دست میدهند ولی به ازای آن شراکت، در میدان مُشاعِ و مشترک حق حاکمیتِ آن مجموعه بزرگتر، شریک شده و داری سهمی در تصمیم گیری در آن مجموعه فرادولتی میشوند. مانند اتحادیه اروپای امروز که مالتا یا قبرس هم در آن حق رای تا حد وتو دارند. نمیتوان هم خدا را و هم خرما را هردو خواست. ح ت]

روسیه میتواند از سردرگمی غرب با مانور های مغشوش خود بهره گرفته و غرب را در این وسوسه نگاهدارد که؛ بگذار این بازی نمایشی جّدی وانمود شود. ولی تا کی این بازی میتواند ادامه یابد؟[منظور نویسنده اینست که زاویه گسترش یابنده غرب با روسیه به سطح نیامده و با ادامه این مغاذله کار به تقابل کشانده نشود. ح ت]

روسها باید به این نتیجه برسند که این ریشه ایی که اقتدارگرایی ایجاد میکند بمراتب بدتراز از ترسِ آنها از فروپاشیدگی و هرج و مرج است. شاید دور بعدی ریاست جمهوری پوتین به مردم  روسیه کمک کند تا به این نتیجه برسند و از توهم خارج شوند. و اگر نرسند، مسئله روسیه لزوماً به بزرگترین معمای سراسر قرن ۲۱ مبدل خواهد گردید. پایان ترجمه کامل مطلب

 ……………………………..

آخرین کامنت:در معرفی نویسنده ( ) بگویم که او یک ژورنالیست عادی نیست. او در درون سیستم حزب کمونیست شوری پرورش یافته و با درجه دکترا از آکادمی علوم  اجتماعی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی فارغ التحصیل شده  و سپس سمت دبیر اول اینستیتوی مطالعات سیاسی را داشته و در عین حال معاونت اینستیتو مطالعات اقتصادی و سیاسی  مسکو را داشته است. او درجات دیگری از مؤسسات مطالعاتی و تحقیقاتی دنیا را گرفته است و هم اکنون هم عضو انجمن اروپا ” Chatham House” انگلیس میباشد که یک مرجع مطالعات سیاسی میباشد. اضافه کنم که این یادداشت آسیب شناسانه او از جامعه و نظام سیاسی حاکم بر روسیه بیش از هر جای دیگر از جمله بیش از روسیه با وضعیت مملکت ما مطابقت دارد. ح ت.

………………………………………………..

افزوده ها و ضمایم

The World Post

Night Wolves, Putin’s ‘Biker Brothers,’ To Ride To Ukraine To Support Pro-Russia Cause