Category: سیاسی – تحلیلی

کارگران، انتخابات و غیبت مطالبات کارگری در وعده های انتخاباتی

Share Button

آن دیگری که سابقه اش فقط در برپا کردن جرثقیل های دار در زندانهای سراسر ایران بوده است و کمترین تجربه ایی در اداره یک مؤسسه اقتصادی چند نفره را هم نداشته و ندارد، و تمام معلومات او هم، معلومات حوزوی و درس دادن آداب غسلِ حیض، نفاس، جنابت و آداب جماع  و.. ، بوده است وعده میدهد که مملکت را برای فقرا بهشت میکند و یارانه ۳ دهک اول را سه برابر میکند. ولی این معجره گر رمال منش نمیگوید اگر این کار شدنی بوده است بدون اینکه خزانه دولت را خالی تر از این هست بکند، چرا این راه حل را تا بحال به همین دولت نداده و منتظر مانده است و میماند تا نوبت ریاست جمهوری خود او برسد و این شق القمر را به نمایش بگذارد و آس خود را برای فقرای مملکت زمین بزند.

‎Tavaana: E-Learning Institute for Iranian Civil Society <a href=
توانا (آموزشکده جامعه مدنی ایران)

۷ اردیبهشت ۹۶

فصل انتخابات، فصل وعده و عیدهای انتخاباتی است که در جریان آنها هر نامزدی سعی میکند برای کسب بیشترین آرایِ رأی دهندگان، بیشترین وعده های ممکن را بدهد، و در اغلب اوقات هم، بدون اینکه ذره ایی به فکر انجام آنها باشد و بدون اینکه کمترین توضیحی اقتصادی بدهد که هزینه انجام این وعده ها از محل کدام درامدیا صرفه جویی باید تأمین شود درحالیکه بودجه دولتی با همین وضع فعلی هم همیشه مجبور به استقراض از بانکها یا بازار پولی خصوصی است.

مسئله، مسئله گذشتنِ خرِمراد از پل پیروزی انتخابات است نه بیش و تعهدی جدی در این زمینه هم درکار نیست. دلیل این امر اینست که رقابت انتخاباتی و سیاسی در مملکت ما برای پست رئیس جمهوری، مجلس یا شورای شهر، نه رقابت احزاب سیاسی سابقه دار کارنامه دار است که برنامه داشته و پاسخگوی وعده های انجام نشده خود باشند و پای مسئولیت معرفی نامزدهای خود بایستند، مانند دیگر کشورها، بلکه  رقابت موسمیِ افرادی است عملاً مستقل از هرگونه تعهد حزبی که در هر دوره ظاهر میشوند و بد عهدیهای آنان با اتمام دوره خود آنان به فراموشی سپرده میشود و آزمونی دیگر برای ملت تکرار میشود بدون اینکه پیشینه آنرا بخوبی بداند. شخصیهای گیرنده پستهای انتخابی در مملکت ما مانند فروشندگان دوره گردی هستند که کالای خود را چند برای قیمت بالاتر و بی کیفیت به مشتری میفروشند و بعد ناپدید میشوند تا سرو کله دوره گرد دیگری از نو پیدا شود و بازهم بازبان بازی کلاه مردم را بردارد و برود.

خریدار کالای انتخاباتی در میهن ما، با یک سوپر مارکت معروف و سابقه دار روبرو نیست تا اگر سرش کلاه رفت و متوجه شد که کیفیت جنس نامرغوب، و بجای ساخت ژاپونی یا کره ایی، ساخت چین است، بتواند برود و یخه فروشگاه را گرفته پول خود را پس بگیرد و جنس قلابی را پس بدهد.

ولی مسئله وعده وعیدهای توخالی نامزدهای انتخاباتی از لحاظی بسیار غم انگیز تر از اینست که ذکر شد و بچشم می آید. کافیست که به شعار های نامزدهای انتخاباتی فعلی نگاه کنیم. آنها همه گونه شعار میدهند و ملت را مخاطب قرار میدهند بدون اینکه بگویند جایگاه طبقه کارگر در این وعده های آنها کجاست؟

یکی از آنها وعده میدهد در ظرف یکسال ۵ میلیون شغل ایجاد میکند بدون اینکه بگوید چطور؟ و کسی هم نیست که  از او بپرسد آدم حسابی! اگر تو نسخه ایی به این خوبی برای ایجاد این همه شغل داشتی، در مقام شهردارِ چند دوره ای تهران، چرا در شهرداری نسخه اعجاز آمیزت را  اجرا نکردی، و چرا  این نسخه معجزه گر خودت را به همین دولت روحانی بیچاره ندادی تا مملکت را ظرف چند ماه از فلاکت درآورد؟

آن دیگری که سابقه اش فقط در برپا کردن جرثقیل های دار در زندانهای سراسر ایران بوده است و کمترین تجربه ایی در اداره یک مؤسسه اقتصادی چند نفره را هم نداشته و ندارد، و تمام معلومات او هم، معلومات حوزوی و درس دادن آداب غسلِ حیض، نفاس، جنابت و آداب جماع  و.. ، بوده است وعده میدهد که مملکت را برای فقرا بهشت کرده و یارانه ۳ دهک اول را سه برابر میکند. ولی این معجره گر رمال منش نمیگوید اگر این کار شدنی بوده است بدون اینکه خزانه دولت را خالی تر از این هست بکند، چرا این راه حل را تا بحال به همین دولت نداده و منتظر مانده است و میماند تا نوبت ریاست جمهوری خود او برسد و این شق القمر را به نمایش بگذارد و آس خود را برای فقرای مملکت زمین بزند.

غم انگیر ترین جنبه این وعده وعیدهای انتخاباتی اینست که هیچیک از این معجره گران انتخاباتی که داعیه ریاست جمهوری بر همه ملت را دارند؛ طبقه ۲۰ میلیونی کارگر ایران را ابداً بحساب نیاورده اند تا زحمت اینرا بخود دهند که حد اقل در یک مورد، بنام کارگر و با اشاره مشخص به مسائل این طبقه حتی محض ظاهر بگویند برای این جمعیت نعمت آفرین، که خود از بیشتر نعمتها محروم است و حد اقل نیمی از معشیت و رفاه ملت و طبقه مرفه جامعه را فراهم میکند چه وعده ای دارند ولو اینکه وعده ای تو خالی باشد و محض احترامِ ظاهری! کارگران ایران اینقدر در محاسبات این مدعیان ریاست جمهوری ناچیز و قابل چشم پوشی بوده و هستند که نامشان از صورت مسئله انتخابات و رقابت های آن کاملاً پاک شده است.

این بیخیالی و بی اعتنائی به طبقه ۲۰ میلونی کارگر میهنمان امری تصادفی در این نظام نیست بلکه زائیده طبیعت زالو صفتانه و ضد کارگری آنست. ولی ای کاش دردناکی سوزنده مسئله به همینجا ختم میشد.

درد بسیار بزرگتر اینستکه؛ آنها که بنام نماینده کارگران از روی شانه کارگران بالا رفته و درخانه باصطلاح کارگر نشسته اند کمترین حرمتی برای صاحبخانه قائل نیستند و اینقدر به کرنشگری و آستانبوسی صاحبان و ساختارِ قدرت خو گرفته و عادت کرده اند که یادشان رفته است بنام کارگران و از روی شانه آنها به آنجا رسیده و عافیت یافته اند. آنها میتوانستند اقلاً فهرستی از مطالبات مُبرم کارگری را در این فصل رقابت انتخاباتی در مقابل نامزدهای انتخاباتی بگذارند و از آنها بخواهند تا بگویندبا این مشکلات کارگران مملکت چه میخواهند بکنند؟ و برای آنها چه وعده ایی دارند ولو توخالی؟

سران خانه کارگر میتوانستند از نامزدهای پست ریاست جمهوری بخواهند تا در صورت پیروز شدن، دولت را مسئول پرداخت دستمزدهای سوخته شده و معوقه کارگران کند مانند صندوقهای ضمانتی که در اکثر ممالک دنیا برای چنین مواردی وجود دارد. آنها باید میخواستند تا برنده انتخابات ریاست جمهوری، بدهی دولت را به سازمان تأمین اجتماعی بی درنگ پرداخت کند و هئیتی را با شرکت نمایندگان خود کارگران مسئول پیگری فروش کارخانجات ورشکستهِ نهادها و سرمایه داران متنفذ به سازمان تأمین( شستا سازمان سرمایه گذاری تأمین اجتماعی) اجتماعی کند.*

آنها میتوانستند از نامزدهای انتخاباتی بخواهند تا موضعشان را نسبت به فرار مالیاتی واحد های صنعتی،خدماتی و تجاری تحت پوشش سپاه، بسیج، نهادهای مختلف مذهبی مانند آستان قدس رضوی، بنیاد (امام) تحت نظرخود مقام معظم رهبری و  دهها بنیاد کوچک و بزرگ دیگر و  قرارگاه خاتم الانبیاء ( سپاه)روشن کنند.

فرارهای مالیاتی این نهادها یعنی افزایش بار مالیاتی روی گرده کارگران بخش خصوصی( کارگران درجه ۲) که در ساختار اقتصادی کشور موقعیتی ضعیف دارد و علت عمده ورشکست شدن واحدهای کوچک و متوسط و سوخت رفتن دستمزدهای کارگران شاغل این بخش است.

اهمیت انتخاباتی کردن مطالبات کارگران در اینست که نامزدها مجبور میشوند حد اقل وعده هایی بدهند که آن وعده ها برای بعدها و همیشه بصورت موضوعات انتخاباتی در می آیند و روأسای چمهور برگزیده شده براحتی زیر همه وعده هایشان بزنند. از سوی دیگر تکرار این مطالبات در فضای سیاسی و اجتماعی کشور به بیداری و اتحاد طبقه کارگرهم کمک میکند.

حبیب تبریزیان

*

بسیاری تحلیلگران و گزارشگران اقتصادی از ورشکستگی سازمان تأمین اجتماعی سخن میگویند بدون اینکه اشاره کنند که یکی از علل عمده این ورشگستگی فروش بسیاری واحدی صنعتی، خدماتی و تجاری ورشکسته با اعمال نفوذ و در دوره احمدی نژاد به این سازمان است. البته عدم پرداختهای موسسات بزرگ وابسته به کلان سرمایه داران و نهادها به این سازمان هم جای خود دارد.

………………………………

افزوده ها و ضمایم

دیدن این ویدئو کلیپ از دکتر زیبا کلام را اکیداً توصیه میکنم

توصیه زیباکلام به روحانی: در مناظرات تهاجمی عمل کن!

Share Button
وقتی ۵ میلیون بیکار وجود دارد اگر فرض بگیریم برای هر یک صد میلیون باید سرمایه‌گذاری شود، باید پانصد هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری شود. در حالی که در سال گذشته کل بودجه عمرانی دولت ١۵ هزار میلیارد بوده است. آقای روحانی باید بگوید که هر وقت صحبت از سرمایه‌گذاری شد و قرارشد شرکت‌های غربی در ایران سرمایه‌گذاری کنند، بلافاصله تبلیغات علیه آن شروع شد. علیه سرمایه‌گذاری غربی‌ها سخنرانی شد و حتی در نماز جمعه‌ها علیه آن صحبت شد.

منتشر شده در: .
 حدود ٢٠ روز تا دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری باقی مانده است و آقای روحانی گزینه مورد حمایت اصلاح‌طلبان در انتخابات آتی است. جریان مخالف دولت از ابتدای روی کار آمدن دولت تخریب‌هایی را علیه دولت مطرح کردند و به طور طبیعی این انتقادات در مناظرات انتخاباتی و ایام تبلیغات نامزدها به اوج خود خواهد رسید. از این رو نحوه برخورد آقای روحانی در مناظرات اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

آقای روحانی باید تغییراتی اساسی در نحوه تبلیغات انتخاباتی، مناظره‌ها و سخنرانی‌هایش داشته باشد. او در وضعیتی است که هیچ یک از نامزدهای انتخاباتی با آن مواجه نیستند و آن اینکه چهار سال رییس قوه مجریه بوده است. مخالفان او سعی خواهند کرد که از این ابزار علیه او استفاده کنند و نشان دهند که دولت هیچ دستاوردی برای کشور نداشته است. رقبای روحانی به بیکاری و رکود اشاره می‌کنند و سعی می‌کنند که از پنجره اقتصاد وارد شوند و علیه او موضع بگیرند. بنابراین خیلی مهم است که آقای روحانی چه دفاعی از خود می‌کند. اگر او صرفا مسائل را انکار کند و بگوید که بیکاری مقدارش کمتر از چیزی است که رقبا می‌گویند، به ضررش خواهد بود و این بازی کردن در زمین مخالفین است. آقای روحانی باید بگوید که قبول دارم که مشکلاتی در اقتصاد وجود دارد اما اساسا چند درصد از اقتصاد کشور زیرنظر قوه مجریه است و چند درصد زیرنظر نهادها، بنیادها و سازمان‌هایی است که هیچ ربطی به دولت ندارند؟ آستان قدس رضوی چه ارتباطی به دولت دارد؟ حتی خیلی از اینها یک ریال مالیات هم به دولت نمی‌دهند. بنابراین آقای روحانی باید ساختار اقتصادی کشور را برای مردم تشریح کند و رقبا را به حالت تدافعی بیندازد. نکته دیگری که آقای روحانی باید مطرح کند، اقتصاد بیمار کشور است. او باید بگوید اقتصاد کشور یک اقتصاد بیمار، فاسد و ناکارآمد دولتی است. هیچ اقتصاد دولتی‌ای طی ٢٠٠ سال گذشته نتوانسته موفق شود. اقتصاد جمهوری اسلامی ایران نیز تا وقتی دولتی باشد، موفق نخواهد بود. لذا آقای روحانی باید به این نوع مسائل بپردازد. همچنین باید از رقبا بپرسد که شما که می‌گویید ٧ میلیون بیکار در کشور وجود دارد، بدانید که اقتصاددان‌ها تخمین می‌زنند برای ایجاد شغل برای هر نفر بین یکصد تا سیصد میلیون نیاز به سرمایه‌گذاری وجود دارد.

وقتی ۵ میلیون بیکار وجود دارد اگر فرض بگیریم برای هر یک صد میلیون باید سرمایه‌گذاری شود، باید پانصد هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری شود. در حالی که در سال گذشته کل بودجه عمرانی دولت ١۵ هزار میلیارد بوده است. آقای روحانی باید بگوید که هر وقت صحبت از سرمایه‌گذاری شد و قرارشد شرکت‌های غربی در ایران سرمایه‌گذاری کنند، بلافاصله تبلیغات علیه آن شروع شد. علیه سرمایه‌گذاری غربی‌ها سخنرانی شد و حتی در نماز جمعه‌ها علیه آن صحبت شد. حتی با سرمایه‌گذاری در بخش انرژی نیز اصولگرایان تندرو مخالفت کردند. تا وقتی سرمایه‌گذاری خارجی در کشور صورت نگیرد، واقعا اشتغال ایجاد نمی‌شود. ضعیف بودن حاکمیت قانون باعث شده که امنیت برای سرمایه‌گذاری وجود نداشته باشد. میلیون‌ها ایرانی خارج از کشور هستند که در ایران سرمایه‌گذاری نمی‌کنند و دلیلش نیز همین امر است. اینکه فقط دولت بگوید که تورم را تک‌نرخی کردیم و رشد اقتصادی مثبت شده است، کافی نیست. بهتر است که آقای روحانی در مناظرات انتخاباتی در لاک حمله برود تا اینکه از خود دفاع کند. چرا که عمده بحث‌های رقبای دولت در زمینه اقتصاد خواهد بود. در زمینه سیاست خارجی آقای روحانی باید قرص و محکم از برجام دفاع کند. او نباید به این مسائل ورود کند که امریکایی‌ها به تعهدات خود پایبند نبوده‌اند، بلکه باید بگوید که ما دو دسته تحریم داشتیم که دسته اول در حوزه هسته‌ای و دسته دوم مربوط به نقض حقوق بشر و دسته سوم مربوط به حمایت از تروریسم بوده است. تحریم‌های دو دسته دوم و سوم اصلا قرار نبوده که برداشته شوند و دسته اول نیز باید به مرور زمان راستی‌آزمایی می‌شد. آقای روحانی باید محکم از برجام دفاع کند و بگوید که سیاست خارجی باید به سمت تنش‌زدایی برود. اینکه مدام در جهان ایجاد تنش کنیم، سیاست خارجی موجهی نیست. در مجموع آقای روحانی باید صریح و محکم از دستاوردهای دولت دفاع کند و با صراحت ساختار اقتصادی و سیاسی کشور را برای مردم تشریح کند.

پایان یادداشت.

………………………….

افزوده ها و ضمایم

دیدن این ویدئو کلیپ اکیداً توصیه میشود

رأی منفی مقام معظم رهبری به روحانی!

Share Button

اینکه مقام عظمی این بدیهیات را نمی فهمند تنها از نفهمی اشان نیست بلکه فکر میکنند با آویزان شدن به این خاشاک ظاهراً ملی گرایانهِ عوام پسند، میتوانند در این انتخابات برای پارکابیهای خود؛ سردارِ گاز انبری و رئیسی، بدون موضع گیری مستقیم بنفع آنان، برایشان  امتیاز سازی کنند. و با این زبان رهبر منشانه  است که مقام عظمی به مخاطبین مذهبی و اجتماعی خود پیام میدهند که یا به رئیسی یا به سردار گاز انبری رأی بدهند.

بنا به گزارش تابناک* مقام معظم رهبری گفتند نامزدها برای حل مسائل داخلی نگاهشان به ملت باشد و نه به خارج! مقام معظم در حالی این حرف را میزنند که ملیجک درباری ایشان ابراهیم رئیسی، فرستاده ویژه پوتین را ملاقات کرد بدون اینکه مراعات ضوابط ارتباط با نمایندگان سیاسی دول خارجی کرده و بعدهم وزارت امور خارجه را در حریان گذاشته باشد. اگر همین کار را جهانگیری که مسئولیت دولتی دارد با یک فرستاده ویژه از دول اروپایی کرده بود هم اکنون عربده های اتهامی اقتدارگریان و احزاب پادگانی علیه او و دولت بلند شده بود.

مقام معظم رهبری زمانی این فرمایشات را میفرمایند که سران سپاهشان یک پایشان در تهران و پای دیگرشان در مسکو است. مقام معظم زمانی این فرمایشات میفرمایند که خود و خواص دربارشان سلطه نو استعماری روسیه را بر میهنمان برقرار کرده اند.

موضعگیری منفی علیه روحانی علنی تر نمیشود، زیرا مقام عظمی میداند بزرگترین دستاورد ۴ ساله دولت روحانی همین برجام و تعامل با خارج است و گشایشی هرچند مختصر در رابطه و تماس با آمریکا که در نتیجه آنها تحریمهای خفه کننده اقتصادی برداشته شد. مقام معظم میداند که از جهانگیری که خود رزرو روحانی است بگذریم، آن ۴ نامزد دیگر یا موضعی ضد برجام داشته و دارند(حد اقل در حرف، برای بی اعتبار کردن روحانی)، یا در بهترین حالت موضعی غیر تأئید آمیزانه نسبت به آن.

در دوران ما فقط از اقتصاد بی خبران میدانند که، در این دنیای بهم تنیده، بدون سرمایه گذاری خارجی توسعه اقتصاد ملی ممکن نیست و حتی خود دولتهای پیشرفته صنعتی که خود صادر کننده سرمایه و تکنولوژی هستند تلاش و با هم رقابت میکنند تا هرجه بیشتر سرمایه و تکنولوژی خارجی را جذب کنند. جذب سرمایه و تکنولوژی خارجی یعنی اشتغال بیشتر یعنی پول ملی قوی تر یعنی اینکه ستونهای اقتصاد کشور فروریختنی نیستند و سرمایه های خارجی میتوانند با احساس امنیت سرمایه هایشان را در آن کشور بکار اندازند و در یک کلام یعنی رژیم آن کشور رفتنی نیست و با ثبات است.

اینکه مقام عظمی این بدیهیات را نمی فهمند تنها از نفهمی اشان نیست بلکه فکر میکنند با آویزان شدن به این خاشاک ظاهراً ملی گرایانهِ عوام پسند، میتوانند در این انتخابات برای پارکابیهای خود؛ سردارِ گاز انبری و رئیسی، بدون موضع گیری مستقیم بنفع آنان، برایشان  امتیاز سازی کنند. و با این زبان رهبر منشانه  است که مقام عظمی به مخاطبین مذهبی و اجتماعی خود پیام میدهند که یا به رئیسی یا به سردار گاز انبری رأی بدهند.

پایان یادداشت

………………………..

*

رهبر انقلاب در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی:

من به همه‌ی این آقایان نامزدهای انتخابات این را عرض میکنم و قبلاً هم عرض کردم که تصمیم بگیرند و به مردم هم بگویند و در تبلیغاتشان هم بگویند، قول هم بدهند که برای پیشرفت امور کشور، برای توسعه‌ی اقتصادی، برای بازکردن گره‌ها، نگاهشان به بیرون از این مرزها نخواهد بود، نگاه به خود ملت خواهد بود.

کد خبر:۶۸۸۱۱۶
تاریخ انتشار:۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ – ۱۲:۱۹۲۵ April 2017
جمعی از مسئولان نظام، سفرای کشورهای اسلامی در تهران و خانواده‌های شهدا، صبح امروز با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.
به گزارش تابناک، هم‌زمان با خجسته سالروز بعثت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، جمعی از مسئولان نظام، سفرای کشورهای اسلامی در تهران و خانواده‌های شهدا، صبح امروز (سه‌شنبه) با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.
در زیر محورهای سخنان رهبر معظم انقلاب با جمعی از مسئولان نظام، سفرای کشورهای اسلامی در تهران و خانواده‌های شهدا می‌آید:
* بعد از تشکیل جمهوری اسلامی که یک رشحه‌ای از رشحات حکومت نبوی در آن به‌وجود آمد و همچنان ادامه دارد، دشمنان جوامع بشری شروع کردند با آن چیزی که مایه‌ی رشد جوامع بشری است مبارزه کنند، و آن «اسلام» است. چون اسلام می‌تواند جلوی ظلم علیه بشریت را بگیرد.
* امروز سررشته‌ی این دشمنی‌ها به‌دست آمریکا و صهیونیست‌ها است. آنها با جمهوری اسلامی بیش از جاهای دیگر مبارزه می‌کنند چون اسلام در ایران بارزتر است و زمینهی عمل به آن فراهم‌تر است. با آن مخالفند چون جلوی مطامع آن‌ها را می‌گیرد.
* رهبر انقلاب خطاب به نامزدهای انتخابات: به مردم قول بدهید که برای بازکردن گره‌ها نگاهتان به بیرون از مرزها نباشد.
* من به همه‌ی این آقایان نامزدهای انتخابات این را عرض میکنم و قبلاً هم عرض کردم که تصمیم بگیرند و به مردم هم بگویند و در تبلیغاتشان هم بگویند، قول هم بدهند که برای پیشرفت امور کشور، برای توسعه‌ی اقتصادی، برای بازکردن گره‌ها، نگاهشان به بیرون از این مرزها نخواهد بود، نگاه به خود ملت خواهد بود.

زیباکلام: حصر غیرقانونی، غیراسلامی و غیرانسانی است

Share Button

چکیده : در رابطه با موضوع حصر به ایشان نمره صفر می‌دهم. البته این را درک می کنم که رفع حصر از عهده رئیس جمهوری خارج است. اما حداقل این بود که حسن روحانی می توانست هر از چند گاهی در رابطه با موضوع حصر صحبت کند و مواضع‌اش را بهتر اعلام کند. بنده در همین جا اعلام می کنم که حصر؛ غیرقانونی، غیر اسلامی و غیر انسانی است…

کلمه

دوشنبه, ۴ اردیبهشت, ۱۳۹۶

صادق زیباکلام فعال سیاسی و استاد دانشگاه در مناظره خود با محمدعلی رامین گفت: «حصر غیرقانونی، غیراسلامی و غیرانسانی است.»

او درباره حصر و کارنامه حسن روحانی درباره آن نمره صفر را به رییس دولت داد و گفت: « در رابطه با موضوع حصر به ایشان نمره صفر می‌دهم. البته این را درک می کنم که رفع حصر از عهده رئیس جمهوری خارج است. اما حداقل این بود که حسن روحانی می توانست هر از چند گاهی در رابطه با موضوع حصر صحبت کند و مواضع‌اش را بهتر اعلام کند. بنده در همین جا اعلام می کنم که حصر؛ غیرقانونی، غیر اسلامی و غیر انسانی است.»

در مقابل، محمدعلی رامین مانند دیگر همفکرانش همان سخن تکراری گفت که: «اگر آشوبی اتفاق افتاد و کسانی همراهی بیگانگان را کردند باید برخی محصور شوند. اما اگر این محصور شدگان به اشتباه خود اعتراف کنند نظام رافت نشان می‌دهد.»

اما این در حالی است که هشت سال از ٢٢خرداد ٨٨ گذشته اما هشت دقیقه هم فرصت دفاع نداده نشد، بارها گفته شده محاکمه کنید ولی مروت و مردانگی داشته باشید دادگاه علنی و بدون سانسور برگزار کنید.

به گزارش ایسنا، “صادق زیباکلام” استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و “محمدعلی رامین” معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دهم و فعال سیاسی اصولگرا، عصر شنبه(دوم اردیبهشت) در مناظره‌ای تحت عنوان انتخاب دوازدهم که به همت انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد، شرکت کردند و درباره انتخابات با یکدیگر به مناظره پرداختند.

قبل از آغاز مناظره زیباکلام و رامین، دانشجویان حاضر در سالن شهید فتوحی دانشگاه صنعتی اصفهان، با سر دادن شعارهایی خواهان بیرون رفتن خبرنگار صدا و سیمای مرکز اصفهان از سالن شدند. چرا که اعتقاد داشتند جنبش دانشجویی هیچ جایی در اخبار صدا و سیما در سال‌های گذشته نداشته است، به همین دلیل خبرنگار صدا و سیما و تصویربردار این رسانه سالن را ترک کردند.

در ابتدای این مناظره، صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران گفت: همواره در انتخابات ریاست جمهوری عادت کرده‌ایم که به ما بگویند این دوره سرنوشت‌ساز است و حتما شرکت کنید. چهار سال قبل هم مسئولان می‌گفتند این انتخابات سرنوشت‌ساز است و در آن شرکت کنید. نمی‌دانم چرا این قدر ما اصرار داریم بگوییم انتخابات یک رفراندوم برای تائید نظام است یا نظام با انتخابات تقویت می‌شود.

وی افزود: در دنیا اگر مردم از حکومت‌شان راضی باشند در انتخابات شرکت می‌کنند. اما در ایران این‌گونه جا افتاده است که اگر مردم شرکت کنند به این معناست که نظام را قبول دارند.

زیباکلام تصریح کرد: بهتر است کمی هم در خصوص صلاحیت‌ها که شورای نگهبان تائید یا رد کرد صحبت کنیم. دو روز قبل معلوم شد که احمدی‌نژاد رد صلاحیت شده است. بنده از تیر ۱۳۸۴ که احمدی‌نژاد در انتخابات پیروز شد و تا روزی که ایشان سر کار بودند اگر آمار گرفته شود، نفر اول هستم که بیشترین انتقادات را نسبت به او انجام داده‌ام. هم اکنون هم منتقد سیاست‌های احمدی‌نژاد هستم اما فکر کنم احمدی‌نژاد این حق را داشت که به عنوان شهروند جمهوری اسلامی در انتخابات شرکت کند. اگر این حق چه از ایشان یا از کس دیگری سلب شود این مغایر دمکراسی و مردم‌سالاری است.

در ادامه زیباکلام خاطرنشان کرد: این سئوال مطرح می‌شود که چرا نظام جلوی این گونه ثبت‌نام‌ها را برای انتخابات ریاست جمهوری نمی‌گیرد. به همان دلیل نمی‌گیرد که می‌خواهند در سایه رد صلاحیت‌های افرادی که صلاحیت ندارند افراد واجد شرایط را هم رد صلاحیت کنند. نظارت استصوابی ناقض اساسی‌ترین حقوق مردم است چرا که شورای نگهبان هیچ‌گاه پاسخگو نبوده است و تازه سخنگوی این شورا با الفاظ هم بازی می‌کند و تنها پاسخ می‌دهد که این افراد رد صلاحیت نشده‌اند، فقط صلاحیت‌شان برای ما احراز نشد.

این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: به همه مردم ایران می‌گویم که تردید را کنار بگذارند و در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند و حتی کسانی را هم که نمی‌خواهند رای دهند، شما عزیزان وادار کنید که رای بدهند.

مدال تأئید صلاحیت بخاطر ارتکاب جنایت به ابراهیم رئیسی

Share Button

«سخنگوی ستاد مردمی خادم ملت با ابراز اینکه “ما احساس کردیم رئیسی کاندیدای واقعی مردم است”، گفت: تلقی ما این بود که باید کار جهادی کنیم و این جمع برای رأی آوردن آقای رئیسی تلاش می‌کند و وی را اصلح می‌دانیم.

Image result for ‫ابراهیم رئیسی‬‎

من در یاداشتی با عنوان:«رهبری نظام خواهان تأئیدیه مردم برای کشتار ۷۶زندانیان سیاسی است» نوشتم که کاندیتاتوری ابراهیم رئیسی برای پست ریاست جمهوری در واقع تلاش رهبری نظام برای امضاء گرفتن از مردم زیر حکم کشتار بزرگ زندانیان سیاسی در سال ۶۷ است.

سایت کمپین بین المللی حقوق بشر در ادامه گزارش خود از مصاحبه با احمد منتظری، در معرفی سابقه رئیسی مینویسد:« ابراهیم رئیسی از سال ۱۳۸۳ تا سال ۱۳۹۳ به مدت ۱۰ سال معاون اول قوه قضائیه بود و از سال ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۴ نیز دادستان کل کشور شد. او ۱۷ اسفند ماه  ۱۳۹۴ با حکم آیت‌الله خامنه‌ای به تولیت آستان قدس رضوی یکی از ثروتمندترین و قدرتمندترین نهادهای غیرشفاف در جمهوری اسلامی منصوب شد. اما بیشترین بخش از دوران مسئولیت‌‌های اداری‌اش در قوه قضائیه جمهوری اسلامی سپری شده است. او از ابتدای دهه شصت در سمت‌های قضائی-امنیتی مشغول به کار بود. در جریان اعدام‎ زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ او از اعضای گروه موسوم به «هیات مرگ» بود و درباره مرگ و زندگی زندانیان سیاسی تصمیم گیری می‌کرد.»

نامزدی ابراهیم رئیسی در این دوره انتخابات ریاست جمهوری معنایی بسیار بیشتر از آنچه در ظاهر امر به ذهن متبادر میشود دارد. نامزد کنندگان رئیسی و خود او آگاهانه به میدانی آمده اند که میدانند در آن باختشان هم بُرد خواهد بود.

از بیسوادی و فقدان سابقه سیاسی رئیسی چیزی نمیگویم که احمد منتظری هم بدان اشاره کرده است، روی این انگشت میگذارم که  َنفسِ ورود رئیسی به عرصه رقابت انتخاباتی، درحکم پذیرش نامزدی سردسته یک باند گانگستریِ آدمکش و مواد مخدر برای ریاست دستگاه مبارزه با قاچاق مواد مخدر و جنایات عمده است.

ساده ترین نتیجه پذیرش این نامزدی در حد همین پذیرش، انکارِ  سوابق علنی شده گانگستری و جنائی آن فرد میباشد. تائید صلاحیت ابراهیم رئیسی از سوی شورای نگهبان، یعنی اینکه نه تنها نظام، شورای نگهبان و رهبرش همچنان در دفاع از کشتار هزارانی سال ۶۷ زندانیان سیاسی ایستاده اند بلکه شیادانه میخواهند با سوء استفاده تغیرات نسلی بحساب فراموشی ملت و بیخبری نسلهای پس از آن کشتار، از مردم ایران برای یکی از سرجلادان آن کشتار بزرگ نه تنها برائتنامه بلکه تشویق نامه بگیرند. این کار رژیم یعنی تف کردن بصورت ملت، یعنی تحقیر مردم و پوچ گرفتن نسل جوان کشور.

مردم ایران نه آن جنایت برزگ و مجریان و عامران آنرا فراموش میکند و نه این توهین بزرگ را نامزدی یکی از آن جانیان را برای پست ریاست جمهوری!

آری! محاسبه رئیسی و شرکایش از اینجهت که با وارد شدن در این دور انتخاباتی و تأئید صلاحیت اولاً برای آن باند آدمکش که رئیسی یکی از آنها بوده است، حکم رسمی تبرئیه میگیرند و از آن بیشتر، در جریان این رقابت انتخاباتی؛ تعداد اعضای« گروه مرگ» در آن جنایت را از چند نفر در حد همان «گروه مرگ» را تا حدِ تعدادی که این دژخیم  در این انتخابات رأی بیاورد افزایش میدهند.

یک رأی چند میلونی حتی اگر به فینال انتخاباتی هم نرسد، از نظر حقوقی یعنی بخشی میلیونی از مردم میهن ما، یا آن کشتار را تأئید کرده اند یا بطور ساده از آن بعنوان امری عادی گذشته اند و این نه تنها تبرئه رئیسی، نیری، رازینی، پورمحمدی و اژه ایی و.. بلکه تبرئه کلیت نظام از آن جنایت؛ محکوم و مستحق الاعدام دانستن آن جانباختگان !

اینها که نقش اعضای ستاد انتخابات رئیسی را پذیرفته اند در حقیقت در دفاع از کشتار ۶۷ ایستاده اند(زینلیان، رضا نجابت و ... ).
 آیا اینها میدانند که با عضویت خود در این ستاد عملاً به عضویت جوخه مرگ ۶۷ درآمده اند!

«سخنگوی ستاد مردمی خادم ملت با ابراز اینکه “ما احساس کردیم رئیسی کاندیدای واقعی مردم است”، گفت: تلقی ما این بود که باید کار جهادی کنیم و این جمع برای رأی آوردن آقای رئیسی تلاش می‌کند و وی را اصلح می‌دانیم.

نجابت افزود: قرار شد تمام ظرفیت‌های مردمی به‌وجود آمده را تجمیع کنیم و فارغ از بوروکراسی‌های رسمی وارد کار شویم.

وی خاطرنشان کرد: آقای رئیسی هم به این ستاد عنایت داشته و می‌خواهیم با استفاده از جوانان فضای خسته مدیریتی را بر هم بزنیم تا ان‌شاءالله در صورت پیروزی رئیسی شاهد حضور جوانان باشیم. تسنیم نیوز»

… «نجابت افزود: قرار شد تمام ظرفیت‌های مردمی به‌وجود آمده را تجمیع کنیم و فارغ از بوروکراسی‌های رسمی وارد کار شویم.»

باید گفت ابراهیم رئیسی و سایر اعضای «گروه مرگ»، دقیقاً با همین منطقِ عبور کردن از بوروکراسی رسمی دستگاه قضایی بود که ظرف یکهفته، قریب ۵۰۰۰ نفر از زندانیان سیاسی محکومیت کشیده، یا در حال طی کردن محکومیت حبس خود را به جوخه اعدامهایی سپردند که فرا تر از اعدام، شکنجه کُشی سادیستیک و انتقامی بود.

بیشک کسی جرئت اشاره به آن جنایت بزرگ در مناظره های تلویویزیونی پیش روی را نخواهد داشت و شاید یکی از عللی که بحث انتشار مناظره ها بطور ضبط شده مطرح شده است همین باشد. البته با یک امریه رهبری این مسئله حل خواهد شد و من فکر میکنم رئیسی ترجیح میدهد مصاحبه ها زنده پخش شوند و برعکس روحانی نه! زیرا عدم طرح سوابق جنایی رئیسی در مناظره برای روحانی یک امتیاز منفی بزرگ و طرح کردن انهم درحکم شمشیر کشیدن بروی نظام است. بنا براین برگزاری مناظره های انتخاباتی بطور زنده و عدم اشاره به نقش رئیسی در  اسیر کشی ۶۷، تأئیدی ضمنی ولی مضاعف بر برائت او از این گناه میباشد.

رئیسی در این مناظره ها بعنوان قاتلی سریالی کُش در کسوتی اخلاقمندانه و مردم دوستانه ظاهر خواهد شد که مدعیانش که باید نقش مدالعموم ملت را در برابر او داشته باشند، حد اکثر حق دارند و میتوانند او را به یک یا چند تخلف ترافیکی کوچک یا لغزشهای پیش پا افتاده متهم کنند.

ملت ایران به پای صندوق های رأی خواهد رفت تا ثابت کند جنایتکاران را «نه!» بخشیده است و «نه!» فراموش کرده است. ملت ایران از این فرصت انتخاباتی و نامزدی رئیسی در آن، برای طرح وسعیتر کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ استفاده کرده و آمران و عاملان آن قتل عام را به ملت و نسل های پس از آن کشتار معرفی خواهد کرد

حبیب تبریزیان

سردار نجات صریحا از ضرورت تغییر دولت روحانی گفت

Share Button

چکیده : نهاد نظامی پر قدرت، پر پول، پر سلاح و پررسانه سپاه که پس از سابقه سیاهی که از کودتای انتخاباتی ۸۸ از خود بر جای گذاشت با سخنان اسفند ماه فرمانده کل سپاه که گفته بود «احدی در سپاه حق دخالت سیاسی و جناحی در انتخابات و تخریب کاندیداها را ندارند.» سعی در تطهیر دخالت غیرقانونی این نهاد در انتخابات داشت که البته تاریخ مصرف آن کوتاه بود …

سردار نجات صریحا از ضرورت تغییر دولت روحانی گفت

کلمه

شنبه, ۲ اردیبهشت, ۱۳۹۶

با اظهارنظر انتخاباتی جانشین اطلاعات سپاه علیه حسن روحانی در همایش انتخاباتی ابراهیم رییسی از دخالت غیرقانونی سپاه در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری پرده برداشته شد.

به گزارش کلمه، سردار نجات که روز پنجشنبه پیش از آغاز تبلیغات انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری برای حضور در همایشی انتخاباتی عازم مشهد بود، با انتقاد از حسن روحانی، مواضع و مطالبات دولت مطلوب آینده سپاه را علنی کرد.

نهاد نظامی پر قدرت، پر پول، پر سلاح و پررسانه سپاه که پس از سابقه سیاهی که از کودتای انتخاباتی ۸۸ از خود بر جای گذاشت با سخنان اسفند ماه فرمانده کل سپاه که گفته بود «احدی در سپاه حق دخالت سیاسی و جناحی در انتخابات و تخریب کاندیداها را ندارند.» سعی در تطهیر دخالت غیرقانونی این نهاد در انتخابات داشت که البته تاریخ مصرف آن کوتاه بود.

حالا مواضع و مطالبات انتخاباتی سپاه از سوی سردار نجات، جانشین اطلاعات سپاه علنی شده است. او با ادعای اینکه« یکی از مشکلات ما خطر استمرار غرب گرایی است.» گفته است: «در چنین شرایطی روی کار آمدن یک دولت انقلابی یک ضرورت به شمار می رود.»

محمد حسین زیبایی نژاد که با نام مستعار نجات در سه دهه اخیر در محافل امنیتی و نظامی عضویت داشته، چهره نزدیک به آیت الله خامنه ای است که گفته می شود برای اولین بار پیشنهاد حصر رهبران جنبش سبز را او به رهبری داده است.

او که در همایش سراسری هیات رزمندگان اسلام در مجتمع امامت مشهد حضور یافته بود، با اعلام مطالبه سپاه برای روی کار آمدن دولتی انقلابی مخالفت حسن روحانی با تماس صوتی تلگرام را رسانه ای کرده است.

نجات از سرداران تندروی سپاه که نقش ویژه ای در سرکوب تظاهرات مردمی داشته است، در سخنانش در مشهد با بیان اینکه مدرنیته وقتی در جامعه پیاده شود تبدیل به مدرنیزم می‌شود، گفته است: دولت‌‌هایی که داخل ایران می‌آیند می‌گویند باید مدرنیزه شویم، در صحبتی که با حجت الاسلام روحانی داشتیم تاکید کردیم که راه اندازی صوت تلگرام سبب می شود که ما هیچ موردی را نتوانیم، کنترل کنیم، اما رئیس جمهور در پاسخ گفتند، چرا از هرتکنولوژی که از غرب وارد می‌شود، مخالفت می‌کنید؟ تلگرام مظهر تمدن و مدرنیزم است و باید وارد کشور شود.

وی بیان کرد: وقتی تمدن غرب می‌خواست وارد کشورهای ژاپن و سنگاپور که ساختار ایدئوژلیک نداشتند، شود، به سرعت، این مناطق، مدرنیته و مدرنیزم را پذیرفتند، مبنای قانونگذاری تمدن غرب انسان است، اما اسلام مبنای قانون گذاری را خدا می‌داند، آنها معتقدند، دین نباید وارد جامعه شود، درحالی که همه پیامبران الهی آمده‌اند که بگویند دین برای اداره جامعه فرستاده شده است

او در ادامه افزوده که پهلوی دوم، مبانی غرب‌گرایی را در دانشگاه تدریس کرد تا مبنای جوانان فارغ التحصیل کرده، تمدن غرب باشد، با پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی، زنجیره غرب‌گرایی در کشور شکسته شد و مردم در جنگ دریافتند که می‌شود با نه گفتن به غرب در جنگ پیروز شد.

سخنان نجات را که سایت صبح توس به عنوان یکی از ابزارهای رسانه ای رییسی منتشر کرده، در حالیست که اسفندماه گذشته سرلشکرمحمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه در جمع فرماندهان و مسئولین سپاه مدعی شد : احدی در سپاه چه از پاسداران و چه از فرماندهان مانند گذشته حق دخالت سیاسی و جناحی در انتخابات و تخریب کاندیداها را ندارند. دستگاه‌های نظارتی در سپاه موظف شده‌اند اجرای این مهم را با حساسیت و دقت به طور مستمر دنبال‌گیری و کنترل کرده و با متخلفین بدون اغماض برخورد کنند.

همایش مدیران هیئت رزمندگان اسلام سراسر کشور که سردار نجات در آن موضع گیری انتخاباتی کرده است، محفلی انتخاباتی برای حمله علیه حسن روحانی بوده که طی آن محمد حسین صفارهرندی نیز به نفع ایراهیم رییسی سخنرانی کرده است.

پیش از این خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه به نقل از سیدحسن ذاکرین از جمله اهداف بیست و سومین همایش مدیران هیئت‌های رزمندگان سراسر کشور را بایدها و نبایدها در انتخابات و انتخاب اصلح اعلام کرده و از جمله حاضران آن را آیت‌الله علم‌الهدی معرفی کرده بود.

صادق زیبا کلام: “احمدی نژاد باید تایید صلاحیت شود”

Share Button

✍️ استدلال نظام که «در سایر کشورها هم به‌هرحال یک فیلتر و نهادی وجود دارد که اجازه نمی‌دهد تا هرکس بتواند در انتخابات نامزد شود»، یک مغلطه بیشتر نیست.

پیش کامنت:

دکتر زیبا کلام بر اساس استدلال خود؛ که مبتنی بر اولیه ترین موازین دموکراسی و سازو کارهای عملیاتی و اجرائی دموکراسی در حد ظرفیت همین نظام است، در مخالفت با نظارت استصوابی (تشخیص صلاحیت نامزدهای انتخاباتی)، و رد احتمالی صلاحیت دکتر احمدی نژاد و حمیدبقایی معاون اجرائی او در دولت دهم، دفاع کرده است.

در اینکه حرفهای دکتر زیبا کلام در این زمینه و در رد عدم صلاحیت احتمالی ایندو کاملاً درست است شکی نیست.

ولی وقتی درجمهوری اسلامی از حق و ناحق سخن میرانیم، زیاده است تا به موازین دموکراسی در این نظام ضد دموکراتیک استناد کنیم بلکه در این نظام باید به زبانی درخور آن و متناسب با آن سخن برانیم. از این روی من در چهار چوب چنین زبانی از تأئید نظر دکتر زیبا کلام فراتر رفته میگویم، دکتر احمدی نژاد به گفته مقام معظم رهبری از دومین شخصیت سیاسی کشور یعنی آیت الله هاشمی رفسنجانی هم با بصیرت تر بوده است و به مقام معظم رهبری نزدیکتر.

اگر این شخص و معاون او، پس از دو دوره ریاست جمهوری که با حمایت مقام رهبری و اصولگرایان تحقق یافت رد صلاحیت شود، بمعنی حکم عدم صلاحیت رهبر معظم در جایگاهی که دارد و آن اصولگرایانی که در دوران او، کرسیهای دولت مجلس و دستگاه قضائی را داشته اند میباشد.

بنا بر این صدور حکم عدم صلاحیت دکتر احمدی نژاد و حمید بقائی یعنی صدور حکم عدم صلاحیت رهبر و اصولگرایان! نکته دیگر اینکه اگر دکتر احمدی نژاد تا این درجه ناصلح بوده است،مقام معظم رهبری و اصلگرایان مدارک و اسناد لازم را در این زمینه در اختیار عموم قرار دهند تا مردم بدانند تقیرات او چه بوده است. در غیر اینصورت صدور حکم عدم صلاحیت او چیزی جز جنگ قدرت محض در منظومه حکومتی نمیتواند تلقی گردد و علاوه بر آن میتواند گفت که استقلال رأی نسبی احمدی نژاد نسبت به ارگانهای  فراقانونی نیز میتواند دلیلی  مضاعفی باشد بر رد صلاحیت او. استقلال رأی احمدی نژاد آن خصوصیتی است اگر از سوی شوری نگهبان مضموم و ناصواب ولی از نگاه ملت خصوصیتی ستایش انگیز است. وقتی شخصی مانند ابراهیم رئیسی با آن سابقه خونینش میتواند تأئید صلاحیت گردد، سلب صلاحیت از رئیس جمهور دو دوره ایی کشور، که حد اقل بنا به آمار خود نظام در دوره دوم بیش از ۲۰ میلیون رأی داشته است، عملاً حکم ابطال خود نظام است.

اگر احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوریش دوچار خبط و خطائی هم شده است این مردم ایران هستند که با آرای خود تعین خواهند کرد که او دارای صلاحیت یا فاقد صلاحیت است. رد احتمالی صلاحیت دکتر احمدی نژاد نه تنها خلاف موازین دموکراسی مورد اشاره زیبا کلام است بلکه خلاف سازو کارهای رایج و مرسوم در همین نظام هم میباشد. 

بنظر من، دفاع از تأئید صلاحیت دکتر احمدی نژاد برای شرکت در رقابتهای انتخاباتی پیش روی، یک وظیفه اخلاقی و سیاسی در چهار چوب همین نظام میباشد. رد صلاحیت احتمالی دکتر احمدی نژاد را نمیتوان به چیزی جز ترس نظام از آرای میلیونی او بحساب آورد.

پایان پیش کامنت. ح تبریزیان 
سحام نیوز

.

👈 دکتر صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در یادداشتی تلگرامی نوشت:

✍️ دمکراسی را هر طور که تعریف کنیم، یکی از نخستین اصول بنیادین آن برخورداری از حق شرکت در انتخابات است.

✍️ اگر به هر دلیلی شهروندان یک کشور از حق شرکت در انتخابات آن محروم بمانند، آن نظام را دیگر نمی‌توان مردم‌سالاری تعریف نمود.

✍️ ممکن است که آن نظام از یک نظام مردم‌سالاری بسیار شایسته‌تر و کارآمدتر هم باشد، اما نام آن دیگر مردمسالاری و نظام مبتنی بر دمکراسی نیست.

✍️ به هر دلیلی که نظام، آقایان احمدی‌نژاد، حمید بقایی و یا هر فرد دیگری که ثبت‌نام نموده را از این حق محروم نماید، دیگر نمی‌توان آن انتخابات را دمکراتیک نامید و به آن نظام عنوان مردم‌سالاری اطلاق نمود.

✍️ استدلال نظام که «در سایر کشورها هم به‌هرحال یک فیلتر و نهادی وجود دارد که اجازه نمی‌دهد تا هرکس بتواند در انتخابات نامزد شود»، یک مغلطه بیشتر نیست.

✍️ در هیچ نظام مبتنی بر دمکراسی ما مقوله‌ای به نام «تعیین صلاحیت» نداریم؛ یعنی یک ارگانی برای مردم تصمیم‌گیری نماید که چه کسی صلاحیت دارد و مردم می‌توانند به وی رأی دهند و چه کسی فاقد صلاحیت است و نمی‌تواند در انتخابات شرکت نماید؛ در هیچ نظام مبتنی بر دمکراسی وجود ندارد.

✍️ چنین ترتیبی با اساس یک نظام مبتنی بر رأی مردم در تناقض است. این فقط خود مردم هستند که می‌بایستی تشخیص دهند که چه کسی صلاحیت دارد و چه کسی ندارد.

✍️ بگذریم که همین مقوله غیردمکراتیک «تعیین صلاحیت» هم در ایران درست و در چارچوب قانون صورت نمی‌گیرد.

✍️ قانون می‌گوید که صلاحیت هر داوطلب شرکت در انتخابات می‌بایستی از چهار مرجع، وزارت اطلاعات، دادگستری، نیروی انتظامی و ثبت‌احوال استعلام شود.

✍️ معنی این قانون آن است که اگر آن چهار مرجع، صلاحیت داوطلب را تأیید کردند او می‌تواند نامزد شود؛ اما شورای نگهبان این قانون را قبول ندارد و پس‌ازآنکه آن چهار مرجع صلاحیت داوطلب را اعلام کردند، استدلال می‌کند که «خودش هم می‌بایستی در مورد صلاحیت وی تصمیم‌گیری نماید».

✍️ درحالیکه اگر استدلال شورای نگهبان درست می‌بود (که نیست)، در آن صورت قانون‌گذار از همان ابتدا اعلام می‌کرد که تشخیص صلاحیت داوطلب بر عهده شورای نگهبان است و نیازی دیگر به استعلام از آن چهار مرجع هم نمی‌بود.

✍️ متأسفانه این دیگر اظهرمن‌الشمس شده که ملاک شورای نگهبان نه قانون که اعمال سلیقه سیاسی است.

✍️ تعیین صلاحیت می‌بایستی در چارچوب قانون صورت گیرد و چنانچه شورای نگهبان صلاحیت داوطلبی را رد کند، موظف است دلایل قانونی و موجهی که مبنای تصمیمش بوده را اعلام نماید؛ اما شورای نگهبان از این تکلیف قانونی همواره سر باز زده و مستندات رد صلاحیت داوطلب را اعلام نمی‌نماید.

✍️ از آن بدتر اینکه آقای دکتر عباسعلی کدخدایی، سخنگوی محترم شورای نگهبان، با بازی کردن با عبارات و گفتن اینکه «ما نمی‌گوییم که داوطلب صلاحیت ندارد، بلکه صلاحیت وی برای شورای نگهبان احراز نشد»، از ذکر دلیل امتناع می‌ورزد.

✍️ تناقضات، مغایرت با قانون، غیردموکراتیک و ناموجه بودن عملکرد شورای نگهبان در انتخابات را به روشن‌ترین شکل می‌توان در جریان انتخابات سال۹۲۲ ملاحظه نمود.

✍️ درحالیکه مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ردصلاحیت شدند و آقایان دکتر عارف و روحانی «با وساطت برخی از اعضای شورای نگهبان صلاحیتشان تأیید شد»، آقای دکتر سعید جلیلی بالاترین رأی را در میان اعضای شورا آوردند (مصاحبه دکتر کدخدایی بعد از انتخابات).

✍️ نظارت استصوابی جدای از آنکه در تناقضی آشکار با دمکراسی است، اجرای آن‌هم به‌صورت فعلی مغایر با قانون است. “تعیین صلاحیت” صرفا به‌صورت یک ابزار سیاسی درآمده در خدمت نظام تا جلوی ورود هرکس را که ازنظر سیاسی نمی‌پسندد بگیرد.

✍️ داور نهایی در خصوص “تعیین صلاحیت” آقای احمدی‌نژاد، حمید بقایی یا هر نامزد دیگری، صرفا و فقط رأی آحاد مردم است و بس.

منبع: کانال تلگرام راهبرد

منهم با نظر حضرت آیت الله العظمی حسینی همدانی موافقم!

Share Button

چکیده … پس؛ وقتی حضرت آیت الله العظمی حسینی همدانی میفرمایند: «آزمون انتخابات ۹۶، در سطح ۸۸ یا ۷۸ نبوده و سخت‌تر است، به‌طوری‌که ممکن است اخص الخواص را نیز در بربگیرد.» معنایش اینست که به احتمال قریب به یقین زمین خوردگان پیکار انتخاباتی این دوره از درشت مهره های حکومتی و مهره های درونی حلقه قدرت هستند و رهبری نظام برای قربانی یا ذبح کردن چنین مهره هایی خود را از همم اکنون آماده کرده است.

 

سایت منتسب به محافل نظامی سپاه، تسنیم، سخنان حضرت آیت الله العظمی حسین همدانی در کرج را درج کرده است که مشارالله میفرمایند؛ فتنه بزرگتری از فتنه ۸۸ در راه است.  و من با این سخنان بسیار درست حضرت آیت الله موافق هستم البته از این زوایه که هرچه برای نظام فتنه است برای ملت بزرگ ایران برکت و سعادت آفرین است.

بنظر من دلیل عمده صحت این بیانات حضرت آیت الله العظمی همدانی اینست که فتنه ۸۸ آخرین فرصنتی بود که مردم ایران پس از انقلاب اسلامی یافتند تا به شخصیت های مورد اعتماد خود رأی دهند که آن آراء به تیر غیب کودتای انتخاباتی گرفتار آمد و در ماشین معجزه آفرین استحاله آراء، به آرای شخص با بصیرت مورد نظر مقام معظم رهبری تبدیل گردید.

انتخابات ریاست جمهوری ۱۱ که به پیروزی شیخ حسن روحانی منجر شد، دوره گذار از پس مانده های جمهوریت نظام بسوی نظام تک صدایی ولایی بود که در فرایند آن گذار، مبارزه انتخاباتی بین نمایندگان مردم و نماینده رهبر معظم، با شکست نمایندگان مردم، حصر و حبس آنان خاتمه یافت و در چنین فرایندی، مرکز ثقل تضادهای سیاسی در عرصه انتخاباتی، از بیرون نظام با مردم، بدرون حلقه ساختار قدرت انتقال یافت و شیخ حسن روخانی در واقع نقطه تقاطع دوران گذشته با دورانی است که جنگ ملت با نظام در عرصه سیاسی بعلت انسداد کامل سیاسی و پایان مشارکت حد اقلی مردم در شکل دادن به هیئت نظام، بطور موقت، بپایان رسید و در عوض جنگ قدرت در درون مجموعه نظام آغاز گردیده.

در این دوره جدید، مردم شاهد آن خواهند بود که تمساحهای حکومتی با سبعیتی بیسابقه گلوی همدیگر را پاره کنند و جگر همدیگر را به دندان کشند. مشخصه دوران جدید، تضاد اصلی در عرصه سیاسی بین اصلاحطلبان و اصولگرایان نیست بلکه جنگ خونین سیاسی بین تمامی آن باندهایی است که پیش از روی کار آمدن روحانی، در تقابل با اصلاحطلبان با هم تعامل ضد اصلاحطلبانه یا ضد سبز داشنتد.

پس! وقتی حضرت آیت الله العظمی حسینی همدانی میفرمایند: «آزمون انتخابات ۹۶، در سطح ۸۸ یا ۷۸ نبوده و سخت‌تر است، به‌طوری‌که ممکن است اخص الخواص را نیز در بربگیرد.» معنایش اینست که به احتمال قریب به یقین زمین خوردگان پیکار انتخاباتی این دوره از درشت مهره های حکومتی یا مهره های درونی حلقه قدرت هستند و رهبری نظام برای قربانی یا ذبح کردن چنین مهره هایی خود را از هم اکنون آماده کرده است.

آیت‌الله حسینی‌همدانی:

آزمون انتخابات ۹۶، از ۸۸ سخت‌تر است/ مردم و نیروهای انقلابی باید بصیر و هشیار باشند

«امام‌جمعه کرج با اشاره به نزدیک شدن زمان انتخابات ریاست جمهوری و تشدید فعالیت‌های انتخاباتی، بیان داشت: بعضی ثبت‌نام‌ها و موضع‌گیری‌ها، نشان‌دهنده‌ فعالیت جریاناتی در پس پرده است که قصد دارند هزینه‌هایی برای نظام و کشور ایجاد کنند.

وی یادآور شد: طبق قاعده، فتنه‌ها همچون امتحاناتی هستند که پس از قبولی در هرکدام، مرحله‌ بالاتری در پیش روی قرار داده می‌شود، لذا آزمون انتخابات ۹۶، در سطح ۸۸ یا ۷۸ نبوده و سخت‌تر است، به‌طوری‌که ممکن است اخص الخواص را نیز در بربگیرد.

نماینده ولی‌فقیه در استان البرز اظهار داشت: بررسی صدق و کذب سخنان و خطوط فکری در قضایای قبلی آسان‌تر بود ولی در شرایط کنونی می‌بینیم که دشمنان نیز، منافقانه دم از ولایت‌مداری می‌زنند و در عین اینکه ادعای انقلابی گری و بصیرت دارند، دقیقاً برخلاف نظرات ولی‌فقیه عمل می‌کنند.»

رهبری نظام خواهان تأئیدیه مردم برای کشتار ۷۶زندانیان سیاسی است

Share Button

پس برای اینکه چنان جنایت بزرگی به محاق فراموشی سپرده شده، برای آن حکم منع تعقیب تاریخی صادر شود، فقط و فقط یک راه وجود دارد و آن راه هم اینست که مردم ایران بنحوی شریک آن جرم تاریخی گردند و از آنها، اگر نه از همه، حد اقل از چند میلیون آنها بنحوی در تأئید آن جنایت و تبدیل آن به یک حکم مردمی امضاء گرفته شود.

در روزهای پایانی مهلت ثبت نامزدهای پست ریاست جمهوری، شیخ حسن روحانی و سید ابراهیم رئیسی هم آمدند.در  آمدنِ شیخ حسین روحانی شکی نبود ولی آمدن میرغضب کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷، سید ابراهیم رئیسی، و نامزدی او برای پست ریاست جمهوری جای تأمل و تعمق بسیار دارد. سایتهای مختلف داخلی، خبر نامزد شدن رئیسی را درج کرده اند که از آن میان من خبر اعلام نامزدی او را از ایسناگرفته و در زیر درج کرده ام.

دیروز دکتر احمدی نژاد هم که انتظار میرفت امریه مقام عظما را رعایت کرده و از نامزد شدن برای پست ریاست جمهوری خود داری کند، از فرمان رهبر تمرد کرده، آمد و برای پست ریاست جمهوری ثبت نام کرد.

دکتراحمدی نژاد میداند که با اینکارش خشم حیوانی مقام معظم رهبری را برمی انگیزد و به احتمال قوی بفرمان مشارالله سلب صلاحیت هم خواهد شد،ولی او همه ریسکهای احتمالی را پذیرفت و آمد.

تنها توضیحی که میتوان برای این سرپیچی تحقیر کننده برای  مقام معظم رهبری از سوی احمدی نژاد یافت اینست که شَم  سیاسی او، به او گفته است که باید برای فردای پس از رهبری سرمایه گذاری کند چون تاریخ اعتبار نظام  و رهبر قُدسی مرتبت آن رو به پایان است و در این جهت، سلب صلاحیت شدن از سوی نظام و فرمانروای آن، خود بهترین سرمایه گذاری برای آینده است.

و اما تا آنجا که به نامزدی جلاد کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷، ابراهیم رئیسی  مربوط میشود، باید حِکمت و معمای آنرا در چهارچوب سازو کارها و محاسبات بلند مدت و مصلحت آمیزانه داخل نظام جستجو کرد.

بخش زیادی از مردم  بویژه در شهرها، از نقش خونریز این میرغضب نظام، در آن کشتار تاریخی اطلاع دارند و به همان علت، اگر بخواهند در این انتخابات شرکت کنند، به این جلاد بی آبرو رأی نخواهند داد. و تا آنجا که به بیخبران سیاسی مربوط میشود، آنها کمترین سابقه مدیریت سیاسی یا برنامه اقتصادی توده پسندی از او ندیده اند تا بر آن مبنا به او رأی دهند.

همه این نکات برشمرده را سران نظام بشمول خود مقام معظم رهبری هم میدانند و لذا تعجب در اینجاست که با وقوف براین کاستیها  و بی آبروئیها چگونه شاکله نظام موفقت فرموده اند یا حتی شاید امریه داده اند که این شخص بدنام و جانی نامزد پست ریاست جمهوری شود درحالیکه کسی مانند دکتر احمدی نژاد، که هرچه باشد سابقه دو دوره تجربه مدیریتی ریاست جمهوری داشته و  در ۴ سال گذشته هم فارغ از مسئولیت اجرائی، فرصت نقد و بازبینی سیاستهای گذشته خودش و سیر تغیر و تحولات سیاسی کشور را داشته است، امر کنند که نیاید و خانه نشین شود!

بر همه آنان که از ماجرای کشتار زندنیان سیاسی در تابستان ۶۷ آگاهی دارند، و بر همه آنانی که کم یا بیش داستان آن تراژدی مهیب را از دور و با فاصله شنیده اند، واضح است که آن جنایت بزرگ مانند خون سیاوش در جوشش است و تا دامن بانیان و مرتکبین آنرا نگیرد فروننشسته و در آرشیو جنایات بزرگ تاریخ، بایگانی نخواهد شد.

پس برای اینکه چنان جنایت بزرگی به محاق فراموشی سپرده شده، برای آن حکم منع تعقیب تاریخی صادر شود، فقط و فقط یک راه وجود دارد و آن راه هم اینست که مردم ایران بنحوی شریک آن جرم تاریخی گردند و از آنها، اگر نه از همه، حد اقل از چند میلیون آنها بنحوی در تأئید آن جنایت و تبدیل آن به یک حکم مردمی امضاء گرفته شود.

با چنین فرضی است که؛ اگر سید ابراهیم رئیسی در رقابت انتخاباتی پیش روی فقط چند میلیون رأی هم بیاورد، از نظر نظام در حکم تبریه رژیم و توجیه تاریخی و تأئیدیه مردمی آن کشتار برزگ است.

و دقیقاً در این ارتباط است که حضور دکتر احمدی نژاد  در این انتخابات، که نه تنها خودش از یک پشتوانه چند میلیونی برخوردار است بلکه به احنمال زیاد بخش بزرگی از آرای ناراضیان حکومتی و تحریمگران انتخاباتی هم از موضع سلبی و برای بی اعتبار تر کردن مقام معظم رهبری را هم جذب سبد آرای خود خواهد کرد؛ سدی در راه تحقق هدف پیش گفته رهبری نظام از مهندسی کثیر الاهداف انتخابات ریاست جمهوری آینده است.

حذف احمدی نژاد با هدف کانالیزه کردن بخشی از آرای او به سوی سید ابراهیم رئیسی گزینه ای ایست که رهبری نظام دارد و عبور احمدی نژاد از موانع، مانع آنست تا رهبری نظام بتواند برای  این سید خونریز و جوان کُش از مردم تأئیدیه و جواز قضایی و اخلاقی بگیرد.

*

ایسنا

حجت الاسلام و المسلمین سید ابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس، برای کاندیداتوری در دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری عصر روز جمعه وارد وزارت کشور شد.

سید ابراهیم رییسی گفت: رای مردم در نظام ما تشریفاتی نیست و سرنوشت کشور را رقم می‌زند.

سید ابراهیم رییسی پس از ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری گفت: از افتخارات نظام اسلامی ما این است که تمامی اجزای نظام با رای مردم رقم می خورد. مراجعه به ارای مردم اساس نظام را تشکیل می دهد.

وی با بیان اینکه رای مردم در نظام ما تشریفاتی نیست و سرنوشت کشور را رقم می‌زند، گفت: مردم ما فرصتی دارند در هر انتخابات برای بازنگاهی به آنچه برگزیده‌اند و برای آینده کشور تصمیم می‌گیرند.

رای مردم در نظام ما تشریفاتی نیست

 

چالش بررسی صلاحیت بررسی صلاحیت احمدی نژاد برای نظام

Share Button

چکیده… وقتی دلسوزان انقلاب فریاد برآورند که این فسادها از جیب مستضعفان خرج شده، بیت‌المال بوده و باید عاملانش محاکمه شوند و حتی پرونده قضایی برای احمدی‌نژاد باز شد، باز هم گفتند نظر رهبری بر این است که مقام عالی در دادگاه حاضر نشود …..

کلمه – نرگس نامدار:

محمود احمدی‌نژاد در رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری نام‌نویسی کرد و بزرگترین شوک را به اردوی اصولگرایان وارد کرد. فرزند ناخلف جریان سیاسی‌ای که یک پارچه سال ۸۸ بر سر او قمار کردند و اگرچه به ظاهر پیروز میدان شدند اما در مخصمه‌ای گرفتار آمدند که خود می‌دانستند رهایی از آن با خرج آبرو میسر خواهد بود.

آیت‌الله خامنه‌ای بزرگترین خبط سیاسی خود را انجام داد و مقابل ملت ایستاد و گفت که نظرش به نظر ایشان نزدیک‌تر است و انتظار داشت نظر ایشان هم همچنین باشد که نبود و نیست و نشد.

احمدی‌نژاد با ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم در حالی که از سوی رهبری نهی شده بود، حاکمیت را به چالش عظیمی کشید که از هر مسیر که رود، راه به بیراه است.

احمدی‌نژاد چهار سال گذشته را در سکوت گذراند، بر سر کلاس درس حاضر شد، نمازش را در مسجد محل اقامه کرد و از خود چهره‌ای نشان داد که پس از ریاست جمهوری‌اش به زندگی عادی برگشته است.

وقتی پرونده‌های فساد دولتمردانش که هر کدام ارقام نجومی داشت، آشکار شد، رهبری یک بار دیگر به حمایتش برخاست و گفت: «کش ندهید!»

وقتی دلسوزان انقلاب فریاد برآورند که این فسادها از جیب مستضعفان خرج شده، بیت‌المال بوده و باید عاملانش محاکمه شوند و حتی پرونده قضایی برای احمدی‌نژاد باز شد، باز هم گفتند نظر رهبری بر این است که مقام عالی در دادگاه حاضر نشود.

حال این فرزند نافرمان، یک بار دیگر سر ناسازگاری برداشته و با آنکه از پشت بلندگو هم به او گفتند، در انتخابات شرکت نکند، تمرد کرده وبا معاونانش که هر کدام پرونده قضایی دارند برای کاندیداتوری ثبت‌نام کردند.

در این میانه او، رهبری و هوادارانش را به چالش کشیده که بیش از یک دهه چشم بر اعمال غیرقانونی و فسادها بسته و با زدن بر طبل فتنه ارتزاق سیاسی کرده بودند.

حال آنان در دو راهی تایید یا رد صلاحیت فرزند نامشروع و نورچشمی خود معطل خواهند ماند.

رهبری و اصولگرایان با او درست خلاف همتایان قبلی‌اش رفتار کردند.

سیدمحمد خاتمی را سر فتنه، مرحوم هاشمی‌رفسنجانی را ساکت فتنه و میرحسین موسوی را خود فتنه نامیدند و از گردونه سیاست خارج کردند. یکی را حصر و آن دیگری را ممنوع الخبر و تصویر کردند.

اما حال باید جوابگوی مدیریت هشت ساله او باشند چراکه شاخصه تایید یا رد صلاحیتش عملکرد او در دوران ریاست بر دولتین است.

اگر تایید صلاحیتش کنند، مهری تاییدی است بر آنچه در این دوران انجام داده و خود می‌دانند که ویرانه‌ای ساخت از ایران و اگر ردش کنند خود را مقابل افکار عمومی خواهند دید که می‌پرسد اگر عملکرد قابل قبولی نداشته چرا مورد پرسش، یا بازخواست قرار نگرفته است.

احمدی‌نژاد می‌داند دقیقا در کدام میدان بازی می‌کند، اما اصولگرایان مانند کسی که توپ به سرشان خورده باشد، گیج می‌زنند، ابراز برائت می‌کنند و …..او مقابل خبرنگاران ایستاد و وقتی مورد پرسش قرار گرفت که مگر رهبر نگفت شرکت نکنید فقط خندید و انگشت پیروزی نشان داد.

………………………………………………

افزوده ها و ضمایم

احمدی نژاد نظرش به نظر هیچکس نزدیک نیست

چکیده : شهریور ماه سال ۱۳۹۴ بود که زمزمه های حضور احمدی نژاد در انتخابات مطرح شد، زمزمه هایی که با واکنش رهبری مواجه شد، رهبری روز دوشنبه پنجم مهر در یک سخنرانی اعلام کرد که حضور احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده را «صلاح» نمی‌داند. یک روز پس از سخنان رهبری ۱۳۹۵ احمدی نژاد اعلام کرد که قصد نامزدی در این انتخابات را ندارد …

 

کلمه- زهرا امیری:

فردی که نظر رهبری به او نزدیک بود ثابت کرد نظرش به نظر هیچکس نزدیک نیست. پس از چندین ماه حاشیه سازی، محمود احمدی نژاد، نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد. در حالی که چند ماه پیش علنا توسط رهبری از شرکت در انتخابات نهی شده بود.

سپاه پاسداران در سال ۱۳۸۸ با کمک نهادها و مقام های حاکمیتی کودتایی انتخاباتی ترتیب داد تا احمدی نژاد را بر صندلی ریاست جمهوری بنشاند تعداد زیادی از رجال و فعالان سیاسی همزمان با برگزاری انتخابات دستگیر شدند، اعتراضات مردمی گسترده ای در شهر های بزرگ به راه افتاد اما پس از نماز جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ و خطبه های رهبری تکلیف بر همه روشن شد، تک جمله رهبری؛ (نظر من به نظر احمدی نژاد نزدیک تر است) باعث شد اعتراضات مردمی به شدت سرکوب شود.

شهریور ماه سال ۱۳۹۴ بود که زمزمه های حضور احمدی نژاد در انتخابات مطرح شد، زمزمه هایی که با واکنش رهبری مواجه شد، رهبری روز دوشنبه پنجم مهر در یک سخنرانی اعلام کرد که حضور احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده را «صلاح» نمی‌داند. یک روز پس از سخنان رهبری ۱۳۹۵ احمدی نژاد اعلام کرد که قصد نامزدی در این انتخابات را ندارد. او در نامه‌ای خطاب به رهبری، که سه شنبه ششم مهر منتشر شد، نوشت در دیدار نهم شهریور «برنامه‌های خود برای تبیین انقلاب در سراسر کشور» را تشریح کرده است و پس از آن رهبر جمهوری اسلامی به او توصیه کرده است که صلاح نیست در این دوره در انتخابات شرکت کند. او گفت که در جلسه نهم شهریور هم تبعیت خود را از نظر آیت الله خامنه ای اعلام کرده بود.

اما حاشیه ها همچنان ادامه داشت، ۲۳ بهمن ماه احمدی نژاد با انتشار اطلاعیه ای ضمن رد برخی شایعات درباره حمایت وی از یک کاندیدای خاص اعلام کرد: اینجانب عضو هیچ جناح ، حزب و گروهی نیستم و از هیچ فرد یا جناح، حزب و گروهی حمایت نکرده و نخواهم کرد. ممکن است برخی افراد یا جریانات و جناح ها به خاطر منافع گروهی، اخبار و شایعاتی تحت عنوان حمایت از شخص خاصی به نقل از اینجانب منتشر نماید. صریحا اعلام می نمایم که این نوع شایعات و اخبار حتی اگر از زبان نزدیکان اینجانب باشد، خلاف واقع است و قویا تکذیب می شود.

اما این سخنان محمود احمدی نژاد مانند بقیه سخنانش دروغ بود. او در هفته های گذشته از نامزدی حمید بقایی معاون خود در انتخابات حمایت کرد و نهایتا امروز همراه بقایی به وزارت کشور رفت و هردو ثبت نام کردند. ثبت نام امروز احمدی نژاد در واقع دهن کجی بزرگی به نهاد های نظامی حامی او و مسئولانی است که روزی تمام قد در کنار او ایستادند و تمامی اقدامات غیر قانونی او را توجیه کردند. احمدی نژاد ثابت کرد که نظرش به نظر هیچکس نزدیک نیست و تمامی هزینه هایی که نظام برای او پرداخته در واقع هزینه های برای هیچ بوده است.

هنوز آوار برداری از تخریب هایی که او در طول ۸ سال ریاست دولت تمام نشده او با پشت پا زدن به تمام محافظه کاران و تند رو هایی که از او حمایت می کردند، بازگشته است.

…….