Category: سیاسی – تحلیلی

نوشتاری از صادق هدایت

Share Button


ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم ، ما برای خودمان تمدن وثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمیدانستیم همه اینها را از ما گرفتند وبجاش فقر و پشیمانی و مرده پرستی و گریه و گدائی و تأسف واطاعت از خدای غدار و قهار و آداب کونشوئی و خلأ رفتن برایمان آوردند ، همه چیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سود پرستی و بی ذوقی و مرگ و بدبختی است.

چرا ریختشان غمناک و موذی است و شعرشان چوس ناله است چونکه با ندبه و زوزه و پرستش اموات همه اش سرو کار دارند.

برای عرب سوسمار خوری که چندین صد سال پیش به طمع خلافت ترکیده، زنده ها باید به سرشان لجن بمالند و مرگ و زاری کنند.

… ، در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی گند خلاست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا به اصول این مذهب خو بگیرند. بعد این حوض کثیفیکه دست و پای چرکین خودشان را در آن می شویند و به آهنگ نعره مؤَذن روی زیلوی خاک آلود خودشان دولا و راست میشوند و برای خدای خونخوارشان ورد و اَفسون میخوانند.

… , عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر! است خدای جهودی آنها قهار و جبار و کین توز است و همه اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را میدهد وپیش از روز رستاخیز حضرت صاحب را میفرستد تا حسابی دخل امتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزند.

تازه مسلمان مومن کسی است که به امید لذتهای موهوم شهوانی و شکم پرستی آن دنیا با فقر و فلاکت و بدبختی عمر را بسر برد و وسایل عیش و نوش نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد. همه اش زیر سلطه اموات زندگی میکنند و مردمان زنده امروز از قواننین شوم هزار سال پیش تبعیت میکنند کاری که پست ترین جانوران نمیکنند.

عوض اینکه به مسائل فکری و فلسفی وهنری بپردازند ، کارشان این است که از صبح تا شام راجع به شک میان دو و سه استعامنه قلیله و کثیره بحث کنند.

این مذهب برای یک وجب پائین تنه از عقب و جلو ساخته و پرداخته شده. انگار که پیش از ظهور اسلام نه کسی تولید مثل میکرد و نه سر قدم میرفت ، خدا آخرین فرستاده خود را مامور اصلاح این امور کرده!

تمام فلسفه اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را از آن حدف کنیم اسلام روی هم میغلتد و دیگر مفهومی ندارد. بعد هم علمای این دین مجبورند از صبح تا شام با زبان ساختگی عربی سرو کله بزنند سجع و قافیه های بی معنی و پر طمطرق برای اغفال مردم بسازند ویا تحویل بدهند.

سرتا سر ممالکی را که فتح کردند، مردمش را به خاک سیاه نشاندند و به نکبت و جهل و تعصب و فقر و جا سوسی و دوروئی و دزدی و چاپلوسی و کون آخوند لیسی مبتلا کردند و سرزمینش را به شکل صحرای برهوت در آوردند.

اما مثل عصای موسی که مبدل به اژدها شد وخود موسی از آن ترسید این اژدهای هفتاد سر هم دارد این دنیا را می بلعد. همین روزی پنج بار دو لا راست شدن جلو قادر متعال که باید بزبان عربی او را هجی کرد، کافی است تا آدم را تو سری خور و ذلیل و پست و بی همه چیز بار بیاورد.

مگر برای ما چه آوردند ؟ معجون دل به هم زنی از آرا و عقاید متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات پیشین ، هول هولکی و هضم نکرده استفراق و بی تناسب بهم در آمیخته شده است، دشمن ذوقیات حقیقی آدمی، و احکام آن مخالف با هر گونه ترقی و تعالی اقوام ملل است و به ضرب ششمشیر به مردم زوزچپان کرده اند. یعنی شمشیر بران و کا سۀ گدائی است، یا خراج و جزیه به بیت المال مسلمین بپردازید یا سرتان را میبریم. هر چه پول و جواهر داشتیم چاپیدند. آثار هنری ما را از میان بردند و هنوز هم دست بردار نیستند؛ هر جا رفتند همین کار را کردند.

روضه خوانی که آیت الله و آنگاه رهبرشد!

Share Button

مراسم مشترک دانش آموختگی و تحلیف دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش
چهارمین مراسم مشترک دانش آموختگی و تحلیف دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش با حضور مقام معظم رهبری .
***********

مارکس، در «هیجدهم برومر»، به نقل از یکی از دوشس های آنروز فرانسه که به قدرت رسیدن سردسته ولگرد های پاریس، برادرزاده ناپلئون بناپارت و نشستن او بر جایگاه امپراطوری فرانسه، مهد انقلاب بوژوائی و گهواره تمدن و فرهنگ اروپائی، غمزده اش کرده بود مینویسد: فرانسه حکومت فواحش درباری را تا کنون تجربه کرده بود ولی تجربه به قدرت رسیدن دیوس ها را نه!
مملکت ما ایران، در طول تاریخ چند هزار ساله خود بسیاری شاهان خوب و بد را بخود دیده است از کورش و داریوش گرفته تا آغا محمد خان قاجار و شاه سلطان حسین صفوی را. همه این سلاطین صرفنظر از خوبی و بدی اشان واجد بسیاری از منش های پسندیده اشراف منشی نیز بوده اند و حد اقل اینکه گدائی نبوده اند که یکشبه معتبر شده و از جبروت اشرافیت خود مست و از خود بی خود شده یا شوند. ولی تصور نمیرود، در ذهن هیچ ایرانی ای می گنجیده است که روزی شیخی که پاسبانان محمد رضا شاهی هم برایش تّره خُرد نمیکرده اند با دروغ و شیادی سوار بر امواج خرافه و یا به قول لنین «نیروی مخوف عادات مردم»، بجایی برسد که خود را رهبر ایران بنامد، رهبری که فقط در نام و عنوان از سلاطین مطلق العنان دوران های ذلت این دیار، متمایز است و اگر خود را بجای رهبر، سلطان نمی نامد از آنرو نیست که نمیخواهد سلطان باشد و در حسرت این عنوان نمیسوزد، بلکه از آنروست که آنقدر سلطنت را سیاه نمائی کرده است و کرده اند که وی، آن اورنگ لجن مال شده را در شئو نات ذات اقدس رهبری خویش نمیدانند.
میهن ما امروز جای محمد رضا شاه و شاهان پیش از او را با این روضه خوان، و جای امیران تحصیل کرده او را با گزمه های برآمده از هیئت های سینه زنی و تربیت شدگان فرهنگ صدقه خوارگی تعویض کرده است!
مقام معظم رهبری قادرنبود تا یک سرجوخه ارتش محمد رضا شاهی را به سلام برخود وادارد لذا مراتب نظامی را آنچنان تنزل داد تا در این تنزل حقارت بار، گزمه ها و سرگزمه ها لباس ژنرالی بپوشند و بر مقام معظم رهبریش کرنش کنند تا شهوت قدرت پرستی ارضاء نا شدنی و اشتیاق سوزان او را به تملق شنیدن ارضاء کنند.
میهن ما تیغ تیز اعراب، تیموریان و مغول را روی گلوی فرزندن خود تجربه کرده بود ولی خزش رمالان، تعزیه گردانان ،مدحان و روضه خوانان و متولیان رنگا رنگ دینی را به سریر فرمانروائی بر خود تجربه نکرده بود!

مراسم مشترک دانش آموختگی و تحلیف دانشجویان دانشگاه

حبیب تبریزیان

کلاهبرداری حکومت و پاسخ مناسب به آن

Share Button

اگر از نگارنده این یاداشت درمورد بزرگترین ویژگی تیم سیاسی احمدی نژاد و حامیان آن سئوال شود میگویم «کلاهبرداری» و مصادره گری هرآنچه دیگران آقریده اند. باند احمدی نژاد به مصادره شرکت های بزرگ دولتی، تحت عنوان خصوصی سازی و چنگ اندازی به منابع و ثروت های ملی و طبیعی اکتفا نکرده اند . این باند برآنست که در عرصه سیاسی، فرهنگی و آرمانی نیز بر هرآنچه که از یک ارزش ملی یا تاریخی برای ملت و یا برای گروههای گونان اجتماعی در زیر مجموعه آن مطرح است چنگ اندازد و حجب و حیایی هم در این زمینه نمی شناسد.
نمونه برجسته این گونه کلاه برداری در عرصه گفتمان ملی ـ تاریخی، طرح ایرانگرایی از طرف رحیم مشاعی است. این باند خیلی زیرکانه میکوشد با بهره گیری از اعتراض مشتی آخوند حکومتی و حتی کوک کردن آگاهانه چنین اعتراضاتی به ایرانگرائی تقلبی رحیم مشاعی، و منعکس کردن وسیع این گونه اعتراضات، برای دولت شجره ایرانگرایی درست کند. احمدی نژاد نیز به نوبه خود سعی دارد، بنا به مقضای نوع مخاطبین خود، در جایی از تمدن چند هزارساله ایرانی سخن راند در حالیکه در جای دیگر چفیه عربی خود را به تقلید از رهبر، پهن و نمایان، روی شانه های خود می آویزد تا به مخاطبین فلسطینی، لبنانی، عراقی، یمنی و بحرینی خود پیام پان عربیستی و پان اسلامیستی خود را داده باشد.
این تنها، ناسیونالیسم ایرانی و مدنیت تاریخی مبنائی آن نیست که در معرض دستبرد این باند قراردارد بلکه اخیراً عبارات ضد سرمایه داری نیز وارد چاشنی سخنرانیها ی احمدی نژاد شده است.
منظومه سیاسی نظامی احمدی نژادمحور، به ربایش و تاراج ثروت مادیِ ملی وچپاول مردم قانع نیست بلکه سعی دارد موازیتاً برای کلاهبرداری و این غارت خود قباله سازی و شجره نویسی کند. در این راستا بر آنست تا ناسیونالیسم ایرانی را از طرفداران پادشاهی، اسلامیت را از روحانیت مردمی و واقعاً روحانی و روشنفکران مسلمان، عدالت طلبی سوسیالیستی و ضد سرمایداری را از چپ ودیر یا زود گفتمان اصلاح طلبی را از اصلاح طلبان و میراث افتخار آمیز دفاع مقدس را از رزمندگان و شهدا و خانواده های آن .. نیز برباید با این پیش فرض که با خفه کردن و حذف قطعی متولیان بحق این گفتمان ها و وارثین طبیعی و بحق آنها، خود را بر کرسی وارثت بلامنازع هرآنچه، و بنحوی، واجد ارزش بوده ودر این سر زمین آفریده شده است بنشاند. تصور اینکه در آینده، این باند مدعی آن خدماتی هم که رضا شاه کرده است و یا کارهای سازنده ایی هم که درعصر محمد رضا شاه انجام شده است بشود دور از انتظار نیست.
عکس برگردان این رویکرد کلاهبردارانه «جنبش سبز» است که بنظر نگارنده این سطور، زهدان و گهواره نوزایی همه آن آفرینش های مادی و معنوی است که در سرزمین ما رخ داده است و فرهنگ ما را در تمامیت خود و در همه عرصه ها میسازد. من فکر میکنم و یا حد اقل اینکه برداشت من چنین است که گفتمان سبز دربر گیرنده همه آن گفتمانهایی است که در ترکیب رنگارنگ خود فرهنگ غنی ما را ساخته و در آینده هم در ترکیب خود میسازند. و باند حکومتی چیزی نیست مگر پارازیتی با رشته کهن تاریخی بر این فرهنگ. قائل شدن به ذره ائی ارزش افرینی برای گروهای حاکم فقط حاکی عدم درک مفهوم فرهنگ و ارزش آفرینی است.
نتیجه ایی که من از این مقدمات برای سیاست ورزی عملی میگیرم اینست، که مسلمان و روحانیت واقعی، وظیفه دارد نگذارند دین و اسلام توسط این باند مصادره به مطلوب شود. ناسیونالیسم و ناسیونالیست ایرانی چه مصدقی و چه مشروطه خواهش، نباید اجازه دهد ایرانگرایی او توسط اینان مصادره به مطلوب شود و بر این سیاق چپ ایرانی وظیفه دارد پوکی شعار های ضد سرمایه داری احمد نژاد را که در پس آن غارتگری بی حساب و کتاب بازار و رانت سالاری بوروکراتیک پنهان گشته است و نه عدالتجوئی، را افشاء کرده و ساده لوحانه و یا فرصت طلبانه با شعار های ضد امریکائی ضد اسرائیلی این باند، که ابزارگرایانه، دقیقاً از مواضع ماورای ارتجاعی ونه از زاویه منافع ملی داده میشود، انفعالی برخورد نکند. برهمه جریان های ملی و آزادی خواه است که این مسئله را، هم برای خود و هم برای مردم روشن کنند که: این حکومت تنها یک دیکتاتوری معمولی نیست، حتی یک دیکتاتوری صرفاً ضد ملی هم نیست بلکه چیزی بیشتر، اینها، حکومتی ضد ترقی وضد بشری است و این سرشت ضد ترقی ضد بشری او، مرزهای وفاق سیاسی و مرزهای استراتژی پیکار با آن را برای مدعیانش که ما باشیم بوضوح مینمایاند. معنای شفافتر این برداشت و سخن این است که مردم ایران امروز دشمنی بدتر از این حکومت ندارند و هرگونه دشمن سازی دیگری در میدان پیکار امروز ما، مستقیم و یا غیر مستقیم اگر از طرف دستگاه های القاء گری( مانوپیولاسیون) همین حکومت، ساخته، پرداخته و لانسه نشده باشد ناشی از تابو گرائی، دگماتیسم سیاسی و ساده اندیشی و یا مرعوب گقتمان سازی حکومتی شدن است.
بر همین مبنا باید گفت امروز جنبش ملی مردم میهن ما از درون شیار های سخت و منجمد سیاسی و اعتقادی موجود در میهنمان، راه خود را بسوی نوزائی گشوده است، همچنانکه یک آتش فشان، دل کوه و صخره ها را میشکافد تا خود را آزاد کرده به فضای باز برساند. راه گشوده شده برای مردم ما برای نیل به آزادی و حرمت انسانی جز راه جنبش ملی سبز نیست. این جنبش، رهبری و نماد های خود را آفریده است. تصور اینکه موازی با این جنبش میتوان جنبش آفرینی کرد و یا با قراعتی خود ویژه از این جنبش وحدت یابنده، میتوان برای خویش جریان سازی کرد جز زیان برای خود و جنبش ملی نمی آفریند. رویکرد موازی گرانه و موازی سازانه، در حکم اینست که فکر کنیم با چند صد تا یا چند هزار تا بیل و کلنک بدسست میتوانیم مسیر، کانال و یا گسل ژئوفیزکی برای یک نیروی انفجاری و فورانی آتش نشانی درست کنیم.
پاسخ درست به سیاست هایی ضد ملی، ضد ترقی و ضد بشری حکومت، فشرده شدن هرچه بیشتر در صفوف جنبش سبز است ولو اینکه در رأس آن قرار نداشته باشیم. مهم این است که گفتمان مورد انتظارمان در پلاتفرم سیاسی و آرمانی این جنبش ملحوظ باشد و این مستلزم مشارکت فعال و دور از خود مطرح سازی و خود محوری ما در این جنبش ملی است. در این گفتمان سبز که روی دیگر سکه آن آشتی ملی و تاریخی است جائی برای، ناسیونالیسم ستیزی، روحانیت و اسلام ستیزی و چپ ستیزی وجود ندارد و میدان نقد سیاسی و تاریخی تا آنجا گسترده است که «منّقد» از آنسوی بام، بدامن حکومت نیفتد.
این درد مشترک تنها، جدا جدا درمان نمیشود!

نگاهی به بیانات تلویزیونی احمدی نژاد راجع به وضع ارزی کشور

Share Button

 

من این یادداشت را راجع به سیاست پولی و ارزی دولت در ۲ سال پیش نوشته ام. خواندن آنرا به علاقمندان توصیه میکنم . یادآوری اینکه احمدی نژاد چه گفت و چه شد در شرایط کنونی که نرخ دلار سربه جهنم کشیده و با شتاب بدانسو ادامه میدهد آموختنی است و ضمناً میتوان تصویری از آینده را نیز بدست دهد.

 

شب پیش آقای احمدی نژاد بیاناتی را راجع به وضعیت ارزی مملکت و نرخ برابری ریال و دلار، از تلویزیون ابراز کرد که نه علف، بلکه موجب سبز شدن چمن روی سر هر آدمی با شعور متعارف اقتصادی در حد یک کاسب محل میشد.
از ماه ها پیش و شاید هم سالها پیش نرخِ«مصنوعاً تثبیت شده و سیاسیِ» برابری ریال با دلار، حول محور هزار تومان، که به زیان اقتصاد ملی، تولید و اشتغال درکشورمان بوده، مورد انتقاد جدی صاحبنظران امر و دست اند کاران قرار داشته است و اجماع کارشناسی بر این بوده که نرخ دلار باید تا حد ریادی افزایش یابد تا کمر تولید کنندگان داخلی زیر بار کالای ارزان خارجی خُرد نشود، تا میلیونها کارگر بیکار نشوند و دستاورد های فنی ده ها ساله کشور در بسیاری زمینه ها از عرصه تولید ملی ریشه کن نگردد.
در چنین شرایطی جناب رئیس جمهور می آید پشت تلویزیون و اظهار میدارد که؛ بدلیل قدرت بی سابقه ریال صندوق ارزی لبریز از دلار است و بدلیل بهای ۸۲ دلاری نفت در بازار جهانی، نرخ تسعیر ریال در برابر دلار و سایر ارزها باید افزایش یابد. یعنی متقاضی دلار بتواند با مقدار کمتری ریال، دلار بیشتری تحویل بگیرد.
ساده ترین سئوالی که یک مسافر عازم خارج میکند اینست که جناب احمدی نژاد! اگر شما اینقدر به ذخیره و درآمد ارزی خود مطمئن هستید بجای ارزان کردن نرخ دلاری که، جز از ما بهتران حاشیه قدرت کسی دیگر از آن بهره مند نخواهند شد، شرط شبه کوپنی ۲ هزار دلار بهر مسافر را بشرط داشتن بلیط و پاسپورت بردارید.
سبزی فروش سر فلان گذر حق دارد بگوید آقای رئیس جمهور! منسوجات، وسایل الکترونیکی و برقی و… چینی کافی نبود! از این ببعد ما سبزی فروشان هم باید بخاطر دلار ارزان سیب زمینی، پیاز، کدو و گوجه فرنگی ترکستانی و موز و کیویِ پاکستانی و سیب و مرکبات ترکیه ائی به مشتریان بفروشیم؟
یک روزنامه خوان معمولی حق دارد بپرسد؛ آقای احمدی نژاد! نفت بشکه ائی ۸۲ دلار در کجا؟ دریای برنت یا خلیج فارس؟ به کدام مشتری؟ چین و کره و ژاپن که خرید نفت اشان را از شما نصف کرده اند و یا در بازارهائی که شما با تخفیف های بسیار باید نفت را بفروشید؟ نفت در بازار دنیا بشکه ای چند است؟ یا که فلانقدر است مربوط به امارات، عراق و سعودی است نه مملکتی که تحت مدیریت شماست! با چه شرایطی؟ و با چه قیمتی؟ و به چه طرفهائی؟ با چه پولی بهای آنرا محاسبه و با چه ارزی وجه آنرا دریافت میکنید؟ با «یوان» چینی؟ یا «دینار» صربستانی؟ و یا «لیره» ترکی یا دلار! زیمبابوـ ای؟
وقتی این اظهار نظر آقای احمدی نژاد را در سایت دنیای اقتصاد خواندم نمیتوانستم باور کنم گوینده یک آدم سالم است و هنوزهم، بدلایلی که ذیلاً می آورم نمی توانم باور کنم رئیس جمهور این سخنان را جدی ابراز کرده است زیرا نه منطق و نه بی منطقی پشت این سیاست را درک نمیکنم مضافاً اینکه کلاً این، وظیفه مسئول بانکی و پولی است که بیاید و بگوید که، به این یا به آن دلیل نرخ پول و یا بهره بانکی را بالا و یا پائین میبریم و نه رئیس جمهور یک کشور.
از حیرت فقط توانستم این مقایسه ای را که شرح میدهم در ذهن خود سناریو سازی کنم:
بچه تنبل و سمجی را درنظر بگیریم که به حرف مادرش گوش نداده و جیش نکرده به رختخواب رفته است. لذا او پس از لختی خواب رختخوابش را خیس میکند. برای اینکه قضیه را لوث کند پارچ بزرگ آب را روی رختخواب ولو میکند و روی آنهم با سماجت دراز میکشد و تا صبح بخود میپیچد، بروی خود نمی آورد و با سماجت، در فردای بیداری میخواهد خیس کردن جا را برغم بوی تند ادرار انکار کند و با اصرار تقصیر را گردن جام آب ریخته شده در رختخواب بیاندازد.
اگر آقای رئیس جمهور در این سیاستِ پولی و ارزی خود جدی بود، نمی توانستم چیزی به این مثال، در باره وی، بیافزایم.
در این تردید ندارم که آقای احمدی نژاد یکی از کودن ترین سیاستمدارانی است که تاریخ ما تاکنون بخود دیده است. تردید ندارم که سماجت وی در دفاع از سیاست های ویرانگرانه پولی اش حکایت از وجود یک ناهنجاری جدی روانی در وی میکند. ولی با این حال اینرا میدانم که در اطراف وی افرادی وجود دارند که تا این حد عقب افتاده نبوده و تا این حد نابهنجار نمی اندیشند. همین امر مرا به فکر فرو میبرد.
به تنها نتیجه ایی که میرسم اینست، که؛ آقای رئیس جمهور برآنست تا با یک پاتک غافلگیر کننده و چند منظوره؛ به «فتنه» ارزی، به بازار پولی، به رقبای سیاسی درون جبهه حکومتی شوک وارد کند و.. ، یکباره نرخ دلار را نه تنها تنزل ندهد، بلکه در حد ۲ هزار تومان و شاید هم بیشتر افزایش دهد تا به ظّن خویش، هم انگیزه دلار بازی را در بازار از بین ببرد. هم تولید داخلی را تقویت کند و هم با هزاران میلیارد تومان ناشی از افزایش نرخ دلار ، پول کافی برای پرداخت یارانه ها را دست و پا کرده و با مازاد آن بخشی از کسر بودجه دولتش را نیز جبران کند و شاید هم بتواند قسمتی از بدهی های هنگفتش را به وزارت نیرو، سازمان تأمین اجتماعی و بانکهای کشور بپردازد.
با عرض پوزش از خواننده این یاداشت باید بگویم که همه این محاسبات آقای رئیس جمهور، از قماش محاسبه آن کنیزک نگونبخت شعر مولوی است که گز نکرده پیش رفت و… ، بر او آن رفت که می باید و جنازه اش یافته شد.
در ذیل گزارش بیانات تلویزیونی وی را می آورم:

احمدی‌نژاد: پول ملی باید تقویت شود
فرمان دلاری از تلویزیون
دنیای اقتصاد- شنبه شب همه آنانی که برای کسب اطلاعات از جزئیات نحوه اجرای قانون یارانه‌ها به صحبت‌های رییس‌ جمهور از تلویزیون گوش فرا می‌دادند،. دیدگاه صریحی را در خصوص سیاست ارزی دولت از زبان احمدی‌نژاد شنیدند که اگرچه در مقطعی از دولت نهم نیز در دستور کار قرار گرفته بود، اما گمان می‌رفت که به بوته فراموشی سپرده شده و نظر دولت در این زمینه تغییر کرده است.
شاید در آن لحظه که رییس‌جمهور اعلام کرد که «از دکتر بهمنی (رییس‌کل بانک مرکزی) خواسته‌ایم تا نرخ دلار را واقعی کند»، خیلی از فعالان و صاحب‌نظران اقتصادی گمان کردند که منظور وی از واقعی‌سازی نرخ ارز همان چیزی است که آنان اعتقاد دارند؛ اما با جملات بعدی احمدی‌نژاد معلوم شد که منظور دقیقا برعکس است. بسیاری از صاحب‌نظران اقتصادی اعتقاد دارند که تثبیت نرخ اسمی دلار طی ده سال گذشته در شرایط تورم دورقمی باعث شده است کالاهای داخلی به نفع کالاهای وارداتی از بازار کشور عقب‌نشینی کنند؛ چراکه هزینه تولید کالاهای داخلی متناسب با تورم هر ساله افزایش یافته، اما کالاهای وارداتی به دلیل ثابت بودن نرخ دلار هیچ‌گونه افزایش قیمتی را شاهد نبوده‌اند و همین موضوع باعث رکود و بیکاری در بسیاری از حوزه‌های تولیدی شده است و این نظر را بسیاری از تولیدکنندگان تایید می‌کنند. بر این مبنا، معتقدین به این نظر به این نتیجه می‌رسند که نرخ دلار باید متناسب با مابه‌التفاوت نرخ تورم در ایران و جهان طی ده سال گذشته افزایش می‌یافت که در این صورت شاید با در نظر گرفتن کاهش ارزش جهانی دلار، نرخ آن در ایران حداقل به ۱۶۰۰ تا ۱۷۰۰ تومان می‌رسید.
البته برخی از اقتصاددانان به نرخ‌هایی بالاتر از این رقم‌ها نیز اعتقاد دارند و جالب آنکه در یکی از گزارش‌های بانک مرکزی، رقمی بسیار بالاتر برای نرخ واقعی دلار برآورد شده است.
اما به هر صورت، تعریفی که احمدی‌نژاد از دستور واقعی‌سازی نرخ دلار ارائه کرد، کاملا متفاوت بود؛ چراکه به اعتقاد وی، وقتی ذخایر عظیم ارزی در اختیار داریم باید پول ملی را تقویت کنیم و به همین دلیل روند کاهش نرخ دلار باید ادامه یابد.
دیروز به دنبال انتشار این دیدگاه صریح، وزیر اقتصاد دولت دهم نیز که در عین حال سخنگوی اقتصادی دولت نیز هست در حمایت از این دیدگاه اعلام کرد که با توجه به افزایش قیمت نفت، درآمدهای ارزی و همچنین افزایش عرضه دلار، انتظار این است که نرخ دلار در بازار کاهش یابد.
نکته جالب توجه آن است که تقویت پول ملی در شرایطی به عنوان سیاست ارزی کشور اعلام شده است که هم‌اکنون کشورهای مختلف جهان بر سر تضعیف پول ملی به عنوان «استراتژی تصرف بازارهای جهانی» با هم مسابقه گذاشته‌اند؛ موضوعی که تحت عنوان «جنگ ارزی» به مساله روز اقتصاد جهان تبدیل شده است.
www.donya-e-eqtesad.com

مهم! یک خبر موثق مهم از نقل و انتقالات ارزی مقامات سپاه

Share Button

از میان اِ میل های رسیده ی مورد وثوق.
لطفاً اطلاع رسانی کنید!

——————————————————————————–
Date: Mon, 18 Oct 2010 21:46:59 +0200
Subject: انتقال ارزهای ایران به بانک های کابل و بغداد

انتقال ارزهای ایران
به بانک های کابل و بغداد!
لطفا این خبر را که از منابع موثق داخل نظام است، منتشر بفرمائید:

روز جمعه، در یک تماس فوری و محرمانه که از بغداد و کابل گرفته شد، به اطلاع بیت رهبری رسانده شد که مقامات کابل و عراق بشدت نگران بلوکه شدن پول هائی هستند که اخیرا از ایران به بانک های این دو کشور سپرده و یا منتقل شده است. در همین تماس اطلاع داده شد که امریکائی ها در جریان این انتقال پول قرار گرفته و بسرعت در تدارک بلوکه کردن پول ها هستند.

در پی محدود شدن معاملات ارزی خصوصا ارسال ارز به خارج از کشور، واسطه های سپاه و صرافی های اقماری آنها از طریق بانک های افغانستان و عراق اقدام به ارسال وجه به خارج کرده اند.

به همین دلیل، ظرف هفته گذشته کلیه حواله های ارزی به سمت دوبی از طریق بغداد انجام شد و دولت ایران نیاز صرافی های مستقر در دوبی را از این طریف تامین کرد.

همچنین بانک کابل بعنوان یکی از بانک های اصلی در ارسال وجه به اروپا و آسیا مورد استفاده ایران قرار گرفت و صرافی های تهران با گرفتن وجه در تهران معادل آنرا به دلار از طریق بانک کابل به مقصد نهایی ارسال کردند.

استفاده از این دو کشور در سالیان اخیر بی سابقه بوده و رو آوردن به این دو کشور نشان از هر چه محدود شدن توانایی های ایران در چرخش ارز کشور دارد.

در هفته گذشته برای چین و هنک کنگ حواله تلکس از بانک کابل صادر شد.

توجه داشته باشید که صرافی ها به نیابت از دولت سرگرم نقل و انتقالات ارز هستند. صرافی های قانونی زیاد نیستند. شاید کمتر از ۳۰ صرافی قانونی در تهران جواز صرافی دارند و فعالیت می کنند و با دولت معامله ارزی دارند، اما بدون اغراق می توان مدعی شد که صدها صرافی غیر رسمی، بدون جواز در کشور فعالیت می کنند که همه آنها به منابع قدرت وصل هستند. همین وضع در کشورهای حوزه خلیج فارس و بویژه در دوبی نیز حاکم است. برای نمونه شاید بیش از ۱۵۰ صرافی در ارتباط با ایران فعال اند و از جانب سپاه حمایت می شوند که جواز صرافی ندارند و کسب و کار رسمی شان چیز دیگری است. مثلا کفاش اند و یا برنج فروش، اما همه آنها زیر چتر حمایتی دولت در تهران، در دوبی کار ارز می کنند و به شعبات بانک سپاه تبدیل شده اند.

روزشماری عملیات امدادی و نجات تعداد نامعلومی معدنچی در ایران

Share Button

روزشمار نجات معدنچیان ایرانی :-)))
از میان اِ میل های رسیده.
مقایسه ای است کمیکو پارودیک به مناسبت تلاش دولت شیلی برای نجات معدنچیانش که در ۵۰۰ متری زیر زمین گیر کرده و قریب دو ماه مدفون شده بودند.
Skickat: den 27 oktober 2010 08:08:17
روزشمار نجات معدنچیان ایرانی
روز اول: معدن ریزش می‌کند. احتمال داده می‌شود سی و سه معدن‌چی که در اعماق آن مشغول به کار بوده‌اند زنده باشند.
روز دوم: خانواده معدنچیان از وزارت صنایع و معادن می‌خواهند که کاری بکند. وزیر اعلام می‌کند که در راستای خصوصی سازی قبلا این معدن به سپاه واگذار شده بوده است.
روز سوم: به خاطر تجمع خانواده معدنچیان در مقابل سازمان معادن سپاه، هفتاد و شش نفر از آنان بازداشت می‌شوند. نخستین ارتباط معدنچیان از طریق سیم نازکی که قبلا کشیده شده بوده برقرار می‌شود. آنها زنده‌اند و آب و آذوقه کافی برای چند روز آینده دارند.
روز چهارم: موسوی و کروبی در دفاع از معدنچیان گرفتار بیانیه می‌دهند و از حکومت می‌خواهند بنا به سیره امام راحل، حقوق شهروندی معدنچیان را رعایت کند. عصر همان‌روز وزارت اطلاعات فاش می‌سازد که فتنه سبز عامل ریزش معدن سپاه بوده است.
روز پنجم: تیتر اول روزنامه کیهان: آمریکا و انگلیس برای ریزش تونل ۳ میلیارد دلار به سران فتنه پول داده بودند.
روز ششم: فرمانده کل سپاه اعلام می دارد که معدنچیان گرفتار عضو بسیج معادن بوده‌اند و سپاه آنها را ظرف یک هفته نجات خواهد داد.

روز هفتم: اوباما اعلام می‌کند آمریکا آمادگی کمک برای نجات معدنچیان ایرانی را دارد.

روز هشتم: احمدی‌نژاد در سخنرانی خود در جمع ائمه جمعه استان کهکیلویه و بویراحمد، خطاب به اوباما: «تو خیلی غلط می‌کنی که به فکر معدنچی‌های ما هستی. راست می‌گویی برو باغچه خودت را بیل بزن سیا بزرنگی»

روز نهم: از محل معدن خبر می‌رسد که در طول هفت روز گذشته یک گروه امداد رسان آلمانی که به طور ناشناس و در لباس حزب‌الله لبنان به ایران آمده بودند توانسته‌اند با حفر یک حفره نازک به قط ۵ سانتی‌متر، به معدن‌چیان دسترسی پیدا کرده و آب و مواد غذایی به آنها برسانند.
روز دهم: نیروی واکنش سریع سپاه بالاخره محل معدن و استقرار گروه امدادرسان را پیدا می‌کند. تمام آنها به اتهام جاسوسی برای اسرائیل بازداشت می‌شوند. سپاه کل منطقه را قرق می‌کند. عصر همان روز نخستین بسته‌های امداد سپاه با استفاده از همان حفره به دست معدنچیان می‌رسد: سی و سه سربند “یا خامنه‌ای ادرکنی.”
روز یازدهم: رهبر انقلاب در جریان دیدار با بسیجیان استان کرمان ضمن اشاره به “دشمن” می‌گوید: «عزیزان من، شما ببینید مثلا همین‌ها در جریان این حادثه ریزش معدن که خب…. یک امر طبیعی‌ست و هر روز در جهان رخ می‌دهد چه هجمه‌ی رسانه‌ای و فرهنگی عظیمی را علیه این نظام و انقلاب راه انداختند… حتی همین توئیتر را لابد شنیده‌اید که می‌خواسته خودسازی کند اما رئیس جمهور آمریکا رسما اعلام کرده شما دست نگه دارید فعلا… از دشمن غافل نشوید عزیزان من» دو ساعت نصف خانه مهدی کروبی توسط عزیزان من نابود می‌شود.
روز دوازدهم: نخستین تصاویر از معدنچیان گرفتار توسط دوربین دید در شبی که از حراست کل نیروگاه بوشهر قرض گرفته شده و توسط حفره آلمانی‌ها به زیر زمین فرستاده شده دریافت می‌شود: سیاه. به همراه دوربین کاغذی هم با بالا می‌آید که توسط معدنچیان نوشته شده: این که روشن نشد که. حسین می‌گه دوربینتون بنجله. از بانه خریدین؟

روز سیزدهم: نخستین تصاویر با استفاده از دوربین اهدایی شرکت سونی از پناهگاه معدنچیان به دست می‌آید. به علت لخت بودن بالا تنه آنها از پخش تصاویر در صدا و سیما جلوگیری می‌شود و به جای آن تصاویر بازسازی شده‌ی سی و سه تن از دانشجویان صدا و سیما در اختیار رسانه‌ها قرار داده می‌شود که با کت و شلوار و موهای آب و شانه شده هر یک با سربند “لبیک یا خامنه‌ای” و قاب عکس امام خمینی مشغول دعای ندبه هستند.

روز چهاردهم: وب‌سایت‌های خبری سبز به نقل از یک منبع آگاه و موثق در تهران خبر می‌دهند که معدنچیان بسیجی همگی بر ضد ولایت رهبری موضع گرفته‌اند و از طریق پدر زن صادق لاریجانی به او پیام داده‌اند که اوضاع ممکلت رو به ویرانی است. او هم شب ساعت ۱۱ و ۲۰ دقیقه به دیدار آیت الله خامنه‌ای رفته و گفته من خودم طرفدار جنبش مردم ایران هستم و یا بگذارید مجتبی را به زندان بیندازم یا استعفای مرا بپذیرید.

روز پانزدهم: نیویورک تایمز فاش می‌سازد که سازمان رسانه‌های سپاه پاسداران طی بزگترین معامله رسانه‌ای جهان حق پخش انحصاری نجات معدنچیان ایران را به فاکس نیوز فروخته است. سپاه به شدت تکذیب می‌کند و متعاقبا چهل و یک نفر از خبرنگاران ایرانی بازداشت می‌شوند.

روز شانزدهم: نخستین تصاویر ارسالی از معدنچیان ایرانی برای جهانیان به نمایش درمی‌آید. آنها یک صدا رو به دوربین فریاد می‌زنند: ما ترشمون کرده، کوکا می‌خوایم.

روز هفدهم: سپاه اعلام می‌کند برای نجات معدنچیان از اعماق زمین به نود میلیارد تومان بودجه نیاز است. چند ساعت بعد مجلس شورای اسلامی صد و ده میلیارد تومان بودجه برای این امر اختصاص می دهد.

روز هجدهم: در رسانه های خارجی اعلام می‌شود یک شرکت ژاپنی اعلام کرده است با یک سوم این هزینه می‌تواند ظرف مدت یک ماه معدنچیان را نجات دهد. سفیر ژاپن به واحد امورخارجه سپاه احضار می‌شود.

روز نوزدهم: با اظهار نظر جنجالی رحیم مشائی درباره حضرت زکریا، تمام حواس رسانه‌های ایران متوجه امور مهمتر می‌شود.

هفته سوم: بینندگان شبکه فاکس‌نیوز به خاطر پخش مداوم زندگی معدنچیان ایرانی افزایش می‌یابد. بعضی از آنها حتی شروع به آموزش زبان فارسی می‌کنند تا بدانند معانی عباراتی نظیر: “یه روز یه ترکه… برو کنار بذار باد بیاد… یادش بخیر چه دورانی بود… ای من اون ننه‌تو… پول نفتمون… مملکته داریم؟… ” که دائما تکرار می‌شود چیست.

هفته چهارم: محسن کدیور در گفتگو با تلویزیون صدای آمریکا اعلام می‌کند که همه دنیا شاهد بودند که معدن‌چیان ایرانی دائما تکرار می‌کردند “نه لبنان نه ایران، جانم فدای اسلام”. فردای آن روز شبکه بلومبرگ از رشد انفجاری حواله‌جات از بانک‌های سراسر دنیا به ریش علمای اسلام خبر می‌دهد.

هفته پنجم: معاون فرهنگی بخش خدمات سفارت ایران در کنیا که سه روز قبل از پایان قراداد پیمانی‌اش با بخش تنظیف و چای‌رسانی وزارت امور خارجه ایران، به فرانسه پناهنده شده است در یک کنفرانس خبری فاش می‌سازد که شورای نگهبان عامل اصلی ریزش معدن بوده است و تمام معدنچیان هم سبز سیر بوده‌اند نه بسیجی گرسنه.

هفته هفتم: حاج منصور ارضی که به مناسبت جشن ختنه‌سوری یکی از طفلان مسلم در حسینیه دلاکان تهران سخنرانی می‌کند از اینکه معدن‌چی‌ها با دسیسه رحیم‌مشائی آنجا مانده‌اند تا برای رسانه‌های بیگانه خوراک تهیه شود انتقاد می‌کند. سعید حدادیان هم که پامنبری می‌خواند از رحیم مشائی به عنوان “زشتی رئیس جمهور” یاد می‌کند که باید قطع شود و مورد تشویق و تیغ‌تیغ حاضران قرار می‌گیرد.

روز بعد: معاونان آماد و پشتیبانی سپاه تهران که عمده فرماندهان آن، شب قبل پای رهنمودهای منصور ارضی بوده‌اند هم‌قسم می‌شوند که برای سوزاندن رحیم‌مشائی هم که شده معدن‌چیان را بیرون بیاورند.

عصر همان‌روز: جلسه مذکره با شرکت ژاپنی. مهندسان شرکت ژاپنی پس از دیدار با چند فرمانده سپاه اعلام می‌کنند که نمی دانسته‌اند ایرانی‌ها به عرض بشکه ۲۲۰ لیتری هستند. انصراف.

هفته بعد: عقد قرارداد با شرکت چینی به مبلغ ۳۰ میلیارد تومان. هشتاد میلیارد باقیمانده بین بچه‌ها سرشکن می‌شود.

هفته نهم: پخش فیلم مستندی از زندگی معدن‌چیان ایرانی در زیر زمین در بی‌بی‌سی فارسی. تشکیل شورای امنیت ملی برای یافتن رابط بی‌بی‌سی فارسی در بین معدنچیان.

ماه سوم: شرکت چینی اعلام می‌کند که تا پیش از دریافت قسط دوم قرارداد به مبلغ ۱۰ میلیارد تومان، از ادامه پروژه معذور است. مشخص می‌شود ۲۰ میلیارد باقی مانده از مبلغ قرارداد خرج اردوی راهیان نور و برگزاری دعای کمیل در محل معدن شده است.

ماه چهارم: رحیم مشائی شخصا با برداشت ۵۰ میلیارد تومان از صندوق ذخیره ارزی و پرداخت به یک شرکت فرانسوی از آنها قول می‌گیرد که ظرف مدت دو ماه معدنچیان را بیرون بیاورند. سپاه که این عمل را در حکم طعنه به توانایی‌های خود دیده است سه کارمند سفارت فرانسه در تهران را به جرم جاسوسی بازداشت می‌کند.

دو هفته بعد: با موافقت برای واگذاری رشته کوه‌های البرز به سپاه (در راستای خصوصی‌سازی)، سرانجام تنش بین سپاه و دولت پایان می‌گیرد. کارمندان فرانسوی که قبلا ۹۴ بار به جاسوسی و آدمکشی اعتراف کرده بودند آزاد می‌شوند و شرکت فرانسوی برای حفر تونل نجات به ایران می‌آید.

ماه پنجم: ساخت نخستین نوشابه گازدار توسط معدنچیان. افت شاخص سهام کوکا کولا و پپسی.

نماز جمعه سومین هفته از ماه پنجم: احمد جنتی در خطبه سوم نماز جمعه تهران: یه چی هم بگم درباره‌ی اینایی که اون تو موندن، هی دود، دید، داد، ددمنشیانه می‌کنن… اگه قوه قضائیه همون اولش می‌گرفت چارتا رو اعدام می‌کرد این‌طو نمی‌شد.…

شنبه: صادق لاریجانی در همایش قاضیان سراسر کشور از دستگیری چهار مفسد تحت الارض خبر می‌دهد که در لباس معدن‌چیان در صدد ضربه زدن به نظام قضا بوده‌اند. صرف غذا.

پنج شنبه: اعدام دو تن از معدن‌چیان مفسد تحت الارض به حکم قاضی صلواتی. ارسال یک پنجه تیرازانوروس عتیقه از سوی احمد جنتی به عنوان نازشصت برای صادق لاریجانی.

ماه ششم: انتشار عکس‌هایی از نوشیدن آبجو توسط یکی از کارگران فرانسوی شاغل در محل با تیتر “ناموس ایرانی بازیچه فرانسوی‌ها” در سایت تابناک و کپی پیست در ۱۲۶ چی‌چی‌نیوز فارسی. اخراج شرکت فرانسوی پس از تظاهرات کفن‌پوشان قمی سرو ساندیس… .

ماه هشتم: معدن‌چیان که توانسته‌اند به کاشت حبوبات، پرورش دام و طیور و بافت منسوجات اقدام کنند از سوی سازمان یونسکو مورد تقدیر قرار می‌گیرند.

روز بعد: افشای روابط صهیونیستی یونسکو توسط رجا نیوز.

روز بعدتر: هفت نفر از اعضای خانواده معدنچیان که هشت ماه پیش دستگیر شده بودند در برنامه‌ای تلویزیونی اعلام می‌کنند که با آمریکا رابطه داشته‌اند.

آخر هفته: به دستور مقام عظمای ولایت امر و برای جلوگیری از بهره‌برداری “دشمن” مقرر می‌شود ظرف مدت کوتاهی معدنچیان نجات پیدا کنند.

جمعه: یکی از نخبه‌گان معاونت مهندسی و اختراعات سپاه کشف می‌کند که شاش سربازان هجده ماه خدمت، خاصت اسیدی بسیار زیادی دارد که می‌تواند سنگ‌ها را سوراخ کند. قبلا وی از همین مایع برای سوخت موشک میان‌برد استفاده کرده بود که دوربرد شده بود و در جریان یک رزمایش باعث شهادت هفت نفر از سرداران گرد و قلمبه اسلام شده بود. دستور آنی برای اعزام سی هزار سرباز هجده ماه خدمت به دهانه چاه نیمه کاره.

ماه نهم: تولد نخستین کودک در زیر زمین!!!

ماه دوازدهم: چکیدن نخستین قطره‌های اسید شاشیستیک۲۶ از روی سقف تونل بر سر یکی از معدنچیان که مشغول نواختن سنتور است. مرگ درجا به علت ایجاد حفره از معز سر تا مقعد.

چهار روز بعد: ارسال نخستین کپسول نجات برای معدنچیان.

روز بعد: پیام معدنچیان: “نبوغ! کپسول آموکسی سیلین می‌فرستی؟”. با تدبیر نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران طناب چاه‌کنی فرستاده می‌شود.

دو روز بعد: بالا کشیدن نخستین معدن‌چی توسط تیم سایبر و چاه‌کنی سپاه. دستگیری فوری به علت زنده بودن.

سه روز بعد: ارسال آخرین پیام از معدن‌چیان: ما سوراخ رو بستیم. جامون خوبه و بیرون هم نمی‌یایم.

ایستادگی بر سر دروغ

Share Button

آقای خامنه ائی در سخنرانی اخیرش درقم:
«.. بدون تردید دشمن در جدا کردن مردم از نظام اسلامى شکست خورده است. سال گذشته در انتخابات، چهل میلیون مردم کشور پاى صندوقهاى رأى رفتند. در واقع یک رفراندوم چهل میلیونى به نفع نظام جمهورى اسلامى و به نفع انتخابات انجام گرفت؛ همین بود که دشمن را عصبانى کرد. خواستند با فتنه اثر آن را از بین ببرند، اما این را هم نتوانستند انجام دهند. مردم در مقابل فتنه هم ایستادند. فتنه‌ى سال ۸۸ کشور را واکسینه کرد؛..».

سخنرانی برای خانواده شهدا:
« حضرت آیت الله خامنه‌ای، استقبال پرشور و گسترده ملت لبنان را از رئیس‌جمهور«ملت ایران»، موضوعی شایسته مطالعه و تحلیل خواندند و افزودند: اینگونه حقایق، نشان دهنده جذابیت و عظمت ملت ایران در چشم دیگر ملت‌هاست.
ایشان»

دیروز سید علی خامنه ایی سفر بسیار زمینه چینی و پر تدارک دیده شده خودش را به قم پایان داد.
وی در صحن حضرت معصومه، در این زیارتگاهی که برای همه مردم باورمند مذهبی ما قداست و پاکیزگی قُدسی دارد باز هم بروش همیشگی دروغ پشت درغ سرهم کرد بدون اینکه ذره ای از این نواده پیغمبر و فاطمه زهرا، از خودِ خدا و یا از همان روحانیون و مراجع قم شرم کند. او از شرکت چهل میلیونی مردم بعنوان رفراندمی در جهت تأئید نظام نام برد حال آنکه کیست که، بر اساس یک برآورد ساده سیاسی ـ اجتماعی نداند، که قریب سی میلیون از این جمعیت شرکت کننده در انتخابات، در آن شرکت کردند تا به آقای خامنه ای و بیش از او به رئیس جمهور برگزیده او، احمدی نژاد، نه! بگویند. آقای خامنه ایی و همه دست اند کاران نظام اینرا میدانند وخوب میدانند که او دروغ میگوید. آنها اینرا نیز بطور قطع میدانند که بیشترجامعه شهری ما نیز میدانند، که او دروغ میگوید. مراجع مستقل مورد احترام مردم نیز میدانند که او درغ میگوید. حتی سران حماس و حزب الله نیز میدانند که او دروغ میگوید ولی وی از رو نرفته باز دروغ میگوید… .
وی بی مهابا از پیشرفت های همه جانبه علمی و اقتصادی مملکت سخن میگوید حال آنکه او میداند که همه اکثریت مردم میدانند که او دروغ میگوید. او از جنبش سبزی که مشروعیت خود او را در درون جامعه شهری به صفر رساند، و در درون دیگر اقشار اجتماعی نیز او را زیر سئوال برد و در عرصه دیپلماسی جهانی نیز نشان داد که او فاقد پایگاه اجتماعی است، بعنوان واکسیناسیون نظام نام میبرد.
اقتصاد مملکت در حال از هم پاشیدگی است و او از پیشرفت نام میبرد. به برکت نظام رانتی و رواج باند بازی، رشوه خواری و فساد در دستگاه حاکم، اخلاق از جامعه رخت بربسته، او از رونق و شکوفایی دینی دم میزند. روحانیتِ مورد احترام مردم تحت آمریت شخص وی نه تنهاخانه نشین شده بلکه مورد آزار و اذیتِ چماقداران حکومتی هم قرارگرفته اند ـ که نمونه حمله به بیوت آیت الله دستغیب و صانعی فقط نمونه هایی از آنند ـ درحالیکه معممین حکومتیِ صد بار بدتر و فاسد تر از«آخوندهای درباری» دوران شاه، از طرف آقای خامنه یی بعنوان روحانیت اصلی و روحانیتی که یکی از ستونهای نظام است معرفی و تعریف میشود.
واقعیت اینست که برای هرکس که کمترین آشنایی با اسلام و روحانیت داشته باشد روشن است که کل منظومه حاکم نه جایگاهی دردرون روحانیت مردمی و واقعی دارد و نه هیچ گونه ارتباطی با اسلام.
نگارنده این سطور بعید میداند که درکل ساختار قدرت حاکم و روحانیت وابسته به آن و حاشیه های آنان حتی یک نفرهم وجود داشته باشد که در دروغ گوییِ بی پروای ایشان، در همه ی زمینه هایی که او درسخنرانی اش درشهر قم داشت تردیدی داشته باشد.
تنها آقای خامنه ایی نیست که در رأس نظام بر سکوی دروغ ایستاده است، آقای احمدی نژاد، دو چندان بدتر، آقایان لاریجانیها، فرماندهان نظامی و مقامات امنیتی و انتظامی، همه رسانه های حکومتی و.. نیز.
میدانم که تا اینجای قضیه که توضیح دادم هیچ نکته ی تازه و نا فهمیده ایی را نگفته ام و همه تکراریست.
به خلاصه گفتم که کل منظومه قدرت و در رأس آن آقای خامنه ایی دروغ پشت دروغ میگویند و خود میدانند که مردم میدانند که آنها دروغ میگویند اما این مانع از این نمیشود که آنها همچنان به دروغگویی ادامه دهند. هدف از نگارش این یاداشت این نیست که بدیهیات را بازگفته یا بازنویسی کنم.
هدف این یاداشت اینست که به خواننده آن گفته شود؛ نه آقای خامنه ایی، نه دیگر بلند پایگان نظام یا کلان رانتخواران عمامه بسری چون یزدی و مصباح و جنتی و.. ، هیچیک تردیدی ندارند که؛ همه ایرانیانِ برخوردار از شعور متعارف که بخش عمده آنرا جامعه شهری تشکیل میدهد، میدانند که مجموعه نظام بر دروغ ایستاده است و آنها سالهاست که این انتظار را هم که جامعه متوسط ایران را فریب دهند ترک گفته اند. پس چرا؟ سئوال اینست: چرا آنها باز هم دروغ بخورد مردم میدهند؟ آیا واقعاً بیشعورند؟ آیا فریب تبلیغات خودشان را خورده و میخورند؟ و یا فقط مست قدرت گشته و کنترول و بالانس خود را از دست داده یا با این روش میخواهند به ملت دهن کجی کنند؟ ضمن اینکه همه این دلایا تا حدودی میتواند وجود داشته باشد ولی نه! اینها دلیل اصلی نیستند.
هرچند این، یک اصل است که معمولاً دیکتاتور ها و مستبدین در دام تبلیغات یکسویه ی خود گرفتار میشوند ولی این خود فریبخوردگی هم حدی دارد که درمورد بلند پایگان نظام ولائی ما مصداق قطعی ندارد.
اهمیتِ دانستن چرائیِ رواج و سلطه دروغ در نظام، ابداً در افشای رفتار نظام نیست. اهمیت فوق العاده آن در اینست که؛ اگر ما «ندانیم و خوب درک نکینیم» چرا سران نظام به این سادگی، هم دروغ میگویند و هم بر آن اصرار میورزند قادر نخواهیم بود راهبرد و راهکاری برای مقابله و کارِ تبلیغی سیاسی خود یافته، خود را با خرده کاری سیاسی افشاگری های بس آشکار گشته حاکمیت مشغول میکنیم. این تنها ما نیستیم که روی این خرده کاریهای سیاسی بیش از آنکه لازمست انرژی میگذاریم حتی رسانه های بزرگ دنیا هم در این دام گرفتارند که احمدی نژاد را با انگشت نهادن بر اظهارات لات منشانه، و دروغ های وقیحانه او افشاکنند ولی تنها کاری که انجام میدهند اینست که با آوازه گریهای ناخواسته خود، اورا به مخاطبین بلقوه اش در دنیا معرفی، برایش طرفداردرست کرده و پیامش را به اکناف دنیای پس مانده از غافله دنیای امروز میرسانند.
وقتی چاقو کش یک محل؛ عرق خورده، به راست یا به تظاهر، مستانه عربده میکشد و پائین تنه ی خود را به این و آن حواله میدهد، اشتباه است اگر ما فکر کنیم او با این کار آبروی خودش را می برد. این اشتباه است اگر بایستیم و بدیگران توضیح دهیم او چقدر لات و بی تربیت است. این عربده کش بد مست، با این عمل خود میخواهد به جوجه لات های محل پیغام دهد که این، منم! این، منم که عربده میکشم و پاسبان محل هم یارای جلو آمدن را ندارد ـ هر چند لحظه ای بعد برای همان پاسبان درِگوشی قربان و صدقه میرود و چاکرم نوکرم میکند. همه ی گنده لاتهای شهرها به همین روش گنده لات شده و توانسته اند برای خود حاشیه و در دورـ و ـ ورِ خود شبکه ایی از جوجه لات ها و نوچه ها را گرد آورند و تا آنجا اعتبار یابند که در برخی موارد مانند شعبان جعفری ها، طیب حاج رضائی ها رمضان یخی ها و.. مورد استفاده و گاه مرحمتِ قدرت سیاسی حاکم هم نیز قرار گیرند.
درست بر زمینه چنین راهبرد تبلیغاتیست که رژیم بطور کامل قید اقناع و جلب نظر مثبتِ وجدان بیدار جهانیان را، در سطح دنیا زده است. رژیم میداند که پس از رسوائی تاریخی کودتای انتخاباتی دیگر قادر نیست در درون اقشار متوسط و بویژه شهرنشین مملکت، اطمینان سوخته شده را بازآفرینی کند. لذا تمام امید رهبری این نظام و زیر مجموعه آن به این بسته شده است که، چه در سطح میهن خودمان و چه منطقه و جهان به گنده لات جهانی تبدیل شده تا شاید از سکو و جایگاه یک گنده لات و باجگیر منطقه ایی به بازی گرفته شود. استراتژی مبتنی بر شانتاژ هسته ایی هم بر این پایه استوار است.
رهبری نظام برای بقا و ارضای جاه طلبی خویش، نمیتواند زبان و بیان باورمندی دینی راستین مردم، نه درمیهن خودمان و نه در جهان اسلام، باشد. چرا ؟ چونکه با اتکاء صرف به داشتن چند متر چلوار سفید و سیاه بر سر خود و نوچه های خود، نمیتوان مدعی عنوانِ «روحانیت اسلامی» بودن را داشت و برای خود کسب و کار دینی راه انداخت و با سوء استفاده مضاعف از آن بهره سیاسی بُرد.
آقای خامنه ایی و زیر مجموعه تحت رهبریش، هرگز، نمیتواند بیان اعتراض فرو دستان جامعه باشد زیرا او خود بزرگترین به یغما دهنده ثروت ملی و حامی غارت کنندگان ثروت ملی و دسترنج میلیونها زحمتکش در کشوریست که برای زحمتکشان آن، جمع شدن زیر چتر یک اتحادیه در حکم زنای محصنه را دارد که مستلزم مجازات است در حالیکه داشتن اتحادیه و انجمن صنفی برای کلان سرمایه داران بازاری آزاد و کاملاً قانونی.
تاریخ شاهد این بوده است که فاشیسم همواره بر گُرده عُقده های مخرب فرودستان جامعه پانهاده و از نردبان قدرت بالا رفته است و تفاوت آن با چپ کمونیستی دقیقاً در این بوده است که این دومی، با اتکاء به مطالبات و یا افزونخواهی طبقاتی مبتنی بر آگاهی و وجدان طبقاتی زحمتکشان سعی کرده تا خود را به صحنه قدرت بکشاند. و اگر امروزه پس از فروپاشی جهان کمونیستی، هنوز کمونیست بودن ننگ نیست دلیلش همین اتکای کمونیسم بر آگاه سازی شعور ـ و نه عقده های واپس مانده بودن ـ طبقاتی کارگران بوده است. لذا عربده کشیهای آقای احمدی نژاد بر علیه «سلطه» در جهان، عربده جوئی شخص قانون گریزی است که عزمِ گُنده لات شدن در دنیا را دارد و روشش، اتکاء بر بی شعوری جامعه و نه بیداری آنست. این قانون ستیزی و قانون گریزی او هیچ ربطی به مبارزه با نظام سُلطه در جهان ندارد، کما اینکه یاغیگری یاغیان در کوه ها و عربده کشی چاقو کشان در خیابانهای تهران در زمان شاه هیچ ربطی به مبارزه با استبداد شاهی نداشت. عربده کشی این عربده کشان هدفش مرعوب سازی مردم عادی محل و نمایشِ به چالش کشیدن اقتدار پاسبان محل بود و مخاطبش هم لات و پات های محل.
نتیجه گیری:
اولاً دروغ گویی و عربده کشی آقای احمدی نژاد با دروغگویی و لافگفتاری مقام رهبری هردو از یک جنسند. دوماً، گروه های اجتماعیِ مخاطب ایندو و بقیه بلند پایگان نظام در درون کشور، اول انبوه میلیونی رانتخواران وابسته به عنایات و صدقات دولتی هستند و دوم آن تودهِ میلیونی ساده ایست که جز بوقهای صوتی و تصویری دولتی، منبع دیگری برای تغذیه فکری و سرگرمی خود ندارد. منظومه قدرت حاکم درکُلیت خود، از بالا تا پائین اینرا فهمیده است که دنیای او از یک نظم هنجاری ویژه ایی پیروی میکند و باید بکند. پیاده نظام رژیم و نیروهای ستادی و میدانی او همه میدانند که بدون رعایت این موازین و هنجار های مبتنی بر دروغ همه چیز بر باد است لذا بحثی از بحق بودن و یا نبودن ـ درست بودن یا نبودن این موازین و هنجارها نمیتواند در میان باشد بلکه، این، خودِ منطق این نظم است که مهم است، «منطق حفظِ قدرت» بهر قیمت و بهر وسیله و با هر روش.
بر پایه این توضیحات، بسیاری از اشکال مبارزاتی و اعتراض سیاسی مرسوم: اعتراضات خیابانی، اعتصاب غذا در زندانها، اعتراضات حقوق بشری، افشاگری سیاسی و… ، در برابر این رژیم دیگر جواب نمیدهد. شاید تا چند سال پیش که رژیم میکوشید برای خود حیثیتی در دنیا کسب کرده و اطمینان اقشار میانی جامعه را جلب کند این روشها میتوانست هنوز جواب دهد ولی اینک دیگر خیر!.
امروزه دیگر، رژیم از موضع قدرت عریان با منتقدین خود سخن میگوید و جز اطاعت کامل، رفتار دیگری را از « ولایت مندان» برنمی تابد و او خودنیز تنها همین «زبان قدرت» را هم میفهمد و لاغیر. لذا تا آنجا که به فشار بین المللی هم مربوط میشود این فشار ها به سهم خود و برغم اینکه بر مردم هم فشار می آورند تا آنجا ئیکه در راستای وادار کردن رژیم به تمکین از موازین مرسوم عرف امروز دنیا عمل میکنند، اهمیت آنها را باید درک کرد و دراین زمینه باید توهم را کنار گذارد.
اگرجنبش ملی مردم و فشار بین المللی نتواند در وادار کردن حکومت ولایی باند کنونی، به تمکین در برابر ملت، رعایت منافع و مصالح ملی، احترام به آزادی و یا حد اقل، رعایت قانون اساسی خودش موفقیتی کسب کند باید منتظر فروپاشی حتمی بافت و ساختمان خود جامعه باشد.
تاریخ بیاد ندارد که هیچ دستگاه انتظامی و یا قضایی در دنیای توانسته باشد قانون ستیزان و عربده کشان قانون گریز را با توسل به «گفتگو تراپی» و پند و اندرز، بدون اعمال و نشان دادن قدرت سر جای خود نشانده باشد. قدرت مردم لایزال است ولی باید راه سازمانگری آن را یافت.
باید قدرت مردم را به درستی شناخت. آنرا در پیکارشان برای آزادی سازمان داد و از هرز دادن نیرو در خِرده کاریهای انرژی سوز و خسته کننده اجتناب ورزید. گام نخست در این راستا، بدون کمترین تردیدی تحکیم جنبش واحد سبز و اجتناب از موازی سازی یا درست کردن سبز الوان است.
دستگاه های متعدد امنیتی و اطلاعاتی رژیم بیکار نیستند و تمام تلاششان اینست تا نیروهای مخالف را یا به اختلافات درونی خودشان سرگرم کنند، و یا هوای مطرح و رهبر شدن را به کله آنان بدمند و یا آنانرا باخُرده کاری های فرسایشی مشغول کنند. میدان پیکار را باید شناخت و شگردهای دشمن را نیز!
وظیفه فرهیختگان جنبش سبزهم اعتماد آفرینی و تلاش برای جذب حد اکثری تا رسیدن به یک جبهه بزرگ ملی است که هم بیان آشتی و مصالحه اجتماعی و هم بیان مصالحه تاریخی باشد. در این مصالحه و آشتی ملی تاریخی سه جریان تاریخی بهم میپیوندند: اسلام و روحانیت مردمی، ناسیونالیسم و چپ مدرنِ هوادار تعامل اجتماعی. در اینجا منظور از این سه جریان تاریخی سه گفتمان است و نه سه متولی و مدعی تاریخی!

تعبیر یک خواب یا جدی شدن یک طنز!

Share Button

هنگامی که فقط چند روز پیش این پارنوشته کمیک را راجع وضع رقت انگز بازار ارزی مینوشتم، خودم هم تصور نمیکردم که این سناریوی طنز گونه به این زودی به یک واقعیت سخت تبدیل شود. ولی وقتی امروز تیتر روزنامه دنیای اقتصاد را دیدم، دانستم که گمانه زنیم زیاد عجولانه و زود هنگام نبوده است.
در زیر یاداشت کمیک خود و گزارش خبری دنیای اقتصاد را کپی میکنم:

دلار ارزان شد!

خبر اقتصادی مهم! درنگ نکنید! دلاردار شوید!
فرمانده نظام پولی و قیم بانک مرکزی سردارسرلشگرمقدم که موقتاً فرماندهی نیروهای انتظامی را دارند اعلام کردند که فتنه ارزی به یمن سربازان گمنام انقلاب خنثی و دلار به نرخ آغاز انقلاب تنزل یافته و به مقدار نامحدود، با شرایط ذیل در اختیاران مردم و امت اسلامی گذارده میشود!
۱ ـ ارائه پاسپورت معتبر، بلیط دوسره عتبات عالیات، یا بلیط حج عمره یا زیارت حضرت زینب در شام و حلب ( کشور برادر سوریه).
۲ ـ گواهی شرکت در صفوف نیروهای خودجوش و پرجوشِ ضد فتنه و آمادگی شبانه روزی برای سرکوب و قلع و قمع عوامل استکبار در دانشگاهها و خوابگاههای دانشجوئی با تمام قدرت، با استفاده از همه وسایل و با توجه برخورداری از مصنویت کامل قانونی و قضائی از طرف مقام معظم رهبری.
۳ ـ تأییده رسمی مبنی بر شرکت در تظاهرات خود جوش ضد فتنه و نیروهای براندازی نرم موسوم به جنبش سبز.
۴ ـ ( تبصره) برای برادران و خواهران آشنا به جنگ غیر مسلحانه سایبری امتیازات و تخفیفات ویژه در نظر گرفته میشود.
توضیح اینکه لازم نیست واجدین شرایط فوق در صف دریافت ارز بایسند. کافیست کُد « ذوب گشته در ولایت» را به دربان هر بانکی بدهند تا در اسرع وقت به تقاضا ارزی آنان رسیدگی شود.
َ
بر گرفته از دنیا اقتصاد یکشنبه ۲۵ مهر:

تعداد مشاهده : ۳۷۶۸ بار کد خبر : IRN- 228295 تاریخ چاپ خبر : یکشنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۹
فروش دلار دولتی مشروط شد
دنیای اقتصاد- مشاهدات خبرنگاران از صرافی‌های خیابان فردوسی حاکی است به موجب بخشنامه بانک مرکزی، باید عرضه دلار فقط با ارائه بلیت و پاسپورت متقاضیان صورت بگیرد، هرچند که برخی از صرافی‌ها کماکان تنها به مشاهده کارت ملی و سایر مدارک شناسایی خریداران اکتفا می‌کنند. مشروط شدن فروش دلار دولتی موجب شده تا صف‌هایی که پیش از این در خیابان فردوسی برای خرید دلار دولتی تشکیل می‌شد، تقلیل یابد و فقط مسافران یا همان نیازمندان حقیقی موفق به خرید دلار شوند.

دلار فقط با ارائه بلیت و پاسپورت
فروش دلار دولتی مشروط شد
مشاهدات خبرنگار فارس از صرافی‌های خیابان فردوسی حاکی است به موجب بخشنامه بانک مرکزی، باید عرضه دلار فقط با ارائه بلیت و پاسپورت متقاضیان صورت بگیرد، هرچند که برخی از صرافی‌ها کماکان تنها به مشاهده کارت ملی و سایر مدارک شناسایی خریداران اکتفا می‌کنند.
دیروز مدیر صرافی بانک ملی از ارائه پیشنهاد فروش دلار در قبال بلیت پروازهای خارجی و در محل فرودگاه خبر داده بود.
طی روز گذشته صرافی‌های خیابان فردوسی با قید این شرط که فروش دلار تنها در قبال ارائه بلیت و پاسپورت به اشخاص حقیقی صورت خواهد گرفت، اقدام به فروش دلار حداکثر تا ۲۰۰۰ دلار نمودند.
این اقدام موجب شده تا صف‌هایی که پیش از این در خیابان فردوسی برای خرید دلار دولتی تشکیل می‌شد، تقلیل یابد و فقط مسافران یا همان نیازمندان حقیقی موفق به خرید دلار شوند. تصمیم جدید بانک مرکزی و ابلاغ آن به صرافی‌ها، خروج دلالان را از صف‌های دلار به همراه داشت، ولی این به معنای بیکار شدن دلال‌ها تلقی نمی‌شود؛ چرا که این افراد بیکار نمانده و مبادرت به خرید و فروش دلار در حوالی خیابان می‌کنند.
مشاهدات خبرنگار فارس حاکی است، جمعیتی که پیش از این در مقابل صرافی‌های ملی و ملت برای خرید دلار منتظر می‌ماندند که البته این افراد فقط صرافان مجاز بودند، طی روز گذشته دیگر مشاهده نمی‌شدند، چرا که با شرایط جدیدی که بانک مرکزی برای فروش دلار ابلاغ کرد، این افراد خیلی سریع‌تر توانستند دلار مورد نیاز خود را خریداری کنند.
البته فروش دلار با قید بلیت و پاسپورت فقط منوط به تعداد کمی از صرافی‌های خیابان فردوسی می‌شود؛ جمعیتی که تا روز پنج‌شنبه مقابل تعداد معدودی از صرافی‌ها صف می‌کشیدند با قید شرایط جدید به صرافی‌هایی مراجعه می‌کنند که قید و شرطی برای فروش دلار در نظر نگرفته‌اند، به این معنی که در خیابان فردوسی باز هم صرافانی هستند که تنها با ارائه کارت ملی به مردم عادی یا همان دلالان امروزی دلار می‌فروشند.
اقدام برخی از صرافی‌ها مبنی بر فروش دلار فقط با ارائه بلیت و پاسپورت، خشم و عصبانیت برخی از دلالان را به همراه داشته است؛ این دلالان در واکنش به این اقدام صرافی‌ها به خبرنگار فارس می‌گویند، قرار دادن این شرط فقط موجب سود کردن صرافان است. یکی از دلالان که همه روزه در خیابان فردوسی به خرید و فروش ارز با قیمت آزاد می‌پردازد، چنین می‌گوید: وقتی که صرافان این صف‌ها را می‌گذارند تنها به تعداد کمی از متقاضیان دلار می‌فروشند و مابقی را نزد خود نگه می‌دارند، وی تاکید می‌کند صرافان مابقی دلارها را با نرخ آزاد به دلال‌ها می‌فروشند.
طی روز گذشته صرافی‌های مجاز با قیمت ۱۰۵۰ تومان و دلالان با قیمت ۱۰۹۰ تومان دلار را به مردم می‌فروختند.
گزارش خبرنگار فارس حاکی است نوسانات بازار ارز در حالی همچنان ادامه دارد که بانک مرکزی از کنترل این بازار خبر داده بود، اما آنچه در واقعیت به چشم می‌خورد ثابت ماندن قیمت دلار از روز چهارشنبه تاکنون است.
دلار به مردم عادی در فرودگاه‌ها فروخته شود
مدیر صرافی بانک ملی از ارائه درخواستی به رییس کل بانک مرکزی مبنی بر فروش دلار در فرودگاه‌ها در قبال ارائه بلیت و گذرنامه و فروش دلار به صرافی‌ها با قیمت ۱۰۴۵ تومان و مردم عادی با قیمت ۱۰۵۰ تومان خبر داد و گفت: هم‌اکنون افرادی در صف‌ها می‌ایستند که دلال هستند؛ اصلا فروش دلار در قبال ارائه کارت ملی صحیح نیست. اسد‌اله اسدپور در گفت‌وگو با فارس ضمن تشریح وضعیت فروش ارز در صرافی بانک ملی طی روز گذشته،‌ اظهار کرد: قیمت فروش دلار برای صرافی‌های مجاز ۱۰۴۵تومان و مردم عادی ۱۰۵۰ تومان بود.
وی با بیان اینکه بیشتر جمعیتی که مقابل این صرافی در صف ایستادند، صراف‌ هستند، افزود: درحالی که صرافی‌های ملی و ملت فقط به صرافان و کسانی که دارای مدارکی مانند گذرنامه و بلیت هستند دلار می‌فروشند، ولی بازهم در صف‌های مقابل صرافی‌های دیگر عمدتا دلالان حضور دارند. مدیر صرافی بانک ملی از فروش ۲۰ میلیون دلار تا ساعت ۱۲ بعدازظهر روز گذشته به صرافی‌ها و اشخاص حقیقی دارای مدارک معتبر خبر داد و گفت: صرافی بانک ملی به تمام صرافی‌های تهران و شهرستان‌ها دلار می‌فروشد؛ خیلی کم در صف این صرافی افراد غیر «صراف» حضور دارند.
وی در ادامه به صحبت‌های خود با رییس کل بانک مرکزی اشاره و تصریح کرد: از آقای بهمنی درخواست کردم تا تمامی کسانی که بلیت و گذرنامه دارند از فرودگاه دلار مورد نیاز خود را تامین کنند. مدیر صرافی بانک ملی تاکید کرد: کسانی که احتیاج ندارند نباید در صف خرید دلار بایستند، زیرا پول رایج کشور ریال است و برای سبزی خریدن و مصارف روزانه نیازی به دلار نیست و این ارز در این موارد کاربرد ندارد. وی اضافه کرد: باید به مصرف‌کننده واقعی دلار فروخته شود و دلیلی ندارد که با ارائه کارت ملی به اشخاصی که احتیاجی ندارند دلار فروخته شود.
اسدپور خاطرنشان کرد: با باز شدن راه حواله‌های ارزی باید وضعیت خرید و فروش دلار در بازار به حالت عادی برگردد.
مردم بی‌توجه به توصیه‌های بانک مرکزی هنوز دلار می‌خرند
صرافی‌های بازار دیروز مجاز شدند که هر دلار را ۱۰۵۰ تومان به مردم عرضه کنند، در عین حال ادامه روند کاهشی نرخ دلار در بازار در دستور کار بانک مرکزی قرار دارد. اسدالله اسدپور در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر گفت: امروز (دیروز) صرافی‌های بانکی هر دلار را به قیمت ۱۰۴۵ تومان به صرافی‌های دارای مجوز بانک مرکزی و ۱۰۵۰ تومان به مردم عادی می‌فروشند.
مدیرعامل صرافی بانک ملی تصریح کرد: صرافی‌های بانکی نیز مجاز شدند که هر دلار را ۱۰۵۰ تومان به مردم بفروشند که این قیمت در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه هفته گذشته نیز اعمال شد.
وی با بیان اینکه بر اساس برنامه بانک مرکزی قیمت دلار باز هم کاهش خواهد یافت، تصریح کرد: هم‌اکنون با کاهش تقاضا برای خرید دلار مواجه هستیم. در عین حال حواله‌جات نیز باز شده است. اسدپور در مورد ازدحام جمعیتی در مقابل صرافی بانک‌ها از جمله صرافی بانک ملی برای خرید دلار، گفت: همیشه دلالان بازار برای خرید دلار در مقابل صرافی‌ها تجمع می‌کنند. مدیرعامل صرافی بانک ملی ادامه داد: صرافی‌های بانکی و صرافی‌های مجاز باید از فروش دلار به دلالان و سفته بازاها امتناع کنند و تنها به مردم دلار عرضه نمایند.
وی از فروش ۲۲ میلیون دلار در روز پنج شنبه گذشته توسط صرافی ملی خبرداد و افزود: با توجه به کاهش تقاضای خرید دلار، رقم فروش در روز پنج شنبه نسبت به روز چهارشنبه کاهش داشت. اسدپور خاطرنشان کرد: در روز پنجشنبه از ساعت ۱۴ بعدازظهر دیگر متقاضی برای خرید دلار وجود نداشت. دیروز صبح مجددا صف‌های طولانی در مقابل صرافی بانک‌ها و برخی از صرا فی‌های مجاز تشکیل شده بود. مردم به‌رغم توصیه‌های بانک مرکزی مبنی بر اینکه قیمت‌ها کاهش خواهد یافت، هر روز برای خرید دلار در مقابل صرافی‌ها به صف می‌ایستند.
دیروز صرافی‌ها قیمت فروش هر دلار را بر روی تابلوهای خود ۱۰۵۰ تومان و قیمت خرید را ۱۰۴۵ تومان درج کرده بودند. برخی از صرافی‌ها نیز طبق معمول، هیچ قیمتی بر روی تابلوها حک نکرده بودند.
همچنین قیمت فروش هر یورو دیروز در بازار ۱۵۴۰ تومان و قیمت خرید ۱۵۲۰ تومان بر روی تابلوی صرافی‌ها اعلام شد.

چاپ خبر

——————————————————————————–

www.donya-e-eqtesad.com

کلیه حقوق این سایت متعلق به روزنامه دنیای اقتصاد بوده و بلامانع است.
نرم افزار مدیریت خبر . نسخه ۱ . (نگارش)

Copyright ©۲۰۰۶ den – All Right Reserved

تنزل یک روزه ۱۰۰۰ واحدی بورس تهران از ۱۹ به هیجده هزار یعنی تقریباً ۵ در صد در یک روز یعنی کاهش چند صد میلیاردی یا هزار میلیاردی سرمایه سرمایه گزاران. مدیر عامل بورس یا نمی داند و یا نمیتوند این سقوط یک روزه را توضیح دهد و به توضحیات نامفهوم می افتد.
ولی بایَد گفت این یک رعد و برق در یک آسمان صاف نیست. ابرهای سراسری سیاه و سنگینِ بحران بر فراز اقتصاد مملکت، سقوط اقتصادی و گسنرش اپیدمیک ورشکستگی را خبر میدهد.
سقوط بورس تهران ادامه خواهد یافت همچنانکه سقوط ریال. مُسکن های موقتی دولت و سیاست گذاران مالی و پولی هم موقتاً و به قیمت انباشت قدرت بالقوه تخریبی بحران میتوانند این سقوط را، از این ستون به آن ستون، به تأخیر بیاندازند.
کلان بورسبازان، دست اندکاران و آنها که از پشت پرده ی اوضاع اقتصادی آگاهند و به آمارهای واقعی تر دسترسی دارند سهام خود را نقد میکنند و آنهم به طلا و دلار و یک مشت اوراق بی ارزش و منفی را برای سهامداران متوسط، خُرده پا، موسسات دولتی و نیمه دولتی مثل شستا و سایر صندوق های بیمه باقی میگذارند. بانکهای دولتی نیز میمانند با سهام این کلان سرمایه بازان، بعنوان اسناد تضمنی وامهای ملاخور شده که قریب نه ۴۹ میلیارد دلار رغم اعلام شده بلکه قریب یکصد میلیارد دلار برآورد میشود . نه طوفان بلکه سونامی اقتصادی در راه است و با بیل و کلنک هم نمیتوان جلوی آنرا گرفت.

حقیقت تلخ در جام شیرین ظنز! از میان میلهای رسیده!

Share Button

از یارو میپرسن ۲۲ بهمن چه روزیه؟ میگه روزی که جمهوری اسلامی به ایران حمله کرد.

++++++++++++
جهان سوم
جائیست که اگر روزه خودت رو بخوری اخراج میشی ولی اگر رای مردم روبخوری
رئیس جمهور, اگر زنا کنی سنگسار میشی ولی اگر تجاوز کنی سردار, چک برگشتی
داشته باشی میشی کلاهبردار ولی پول نفت و ببخشی به فلسطینیها میشی رهبر, با
بد بختی مدرک بگیری میشی راننده تاکسی ولی جعل کنی میشی وزیرکشور,شکایت
کنی کشته میشی و بکشی درجه میگیری,مال حلال بخوری میشی گداحرام بخوری میشی
وزیر

+++++++++++++++
در پی ناله ها و شکایات مردم به خدا در رابطه با وضع کنونی ایران خدا اعلام کرد : به من گیر ندین منم مثل شما منتظر ظهور امام زمانم
++++++++++++
عجب حکایتی شده! دیگه نمی تونیم یه کاری کنیم بچه هامون دو زار حساب ببرن!
قدیما مادرها برمی گشتن می گفتن: نکن! می گم لولو بیاد بخورتتا!
حالا اینو بگی بچه هه برمی گرده میگه: مامان، تو هوای خودت رو داشته باش! ب
++++++++++++++

اوایل انقلاب گفتند بچه بیاورید تا لشکر امام زمان را کامل کنیم و اینگونه بود که ما فرت و فرت بدنیا آمدیم؛ اما زهی خیال باطل! لشکر امام زمان که هیچ، دار و دسته لیان شامپو هم نشدیم! مع الوصف ما که با آن هدف متعالی بعمل آمدیم این شدیم! باید گریست بحال بچه هایی که برای یک میلیون تومان…ناقابل! تولید میشوند

++++++++++++

از لقمان پرسیدند: ادب از که آموختی؟گفت: ولم کنین بابا، من الآن چند ماه که دیگه نماز جمعه نمی‌رم!!!!

+++++++++++++++++++

عجیب ترین کشور دنیا ایرانه به این دلیل که:
یران تنها کشوری است که در دانشگاه آن
نماز می خوانند و در مصلی آن کتاب می فروشند .
ایران تنها
کشوری است که در آن سیاستمداران کار اقتصادی می کنند، شرکتهای اقتصادی کار
سیاسی می کنند و نیروهای نظامی کار تولیدی می کنند.
از هر ۱۰۰۰ مفسد اقتصادی یکی و از هر ۱۰۰۰ فعال سیاسی ۹۹۹ نفر در زندان داریم
در همه جای دنیا آثار باستانی را از زیر آب در میاروند، در ایران می برند زیر آب!؟
+++++++++++++
در پی اعلام آمادگی رئیس جمهور محبوبمان برای مناظره با اوباما، احمدی نژاد از همه

هموطنان غیور خواست، هرگونه عکسی که از همسر اوباما دارند در اختیار او بگذارند!

+++++++++++++++++

قابل توجه بسیجی هایی که ساعت ۸:۱۵ افطار میکنند : یادش بخیر زمان خاتمی ساعت ۵
افطار میکردیم…!!!

+++++++++++++++ \
آب را گل نکنید…وگرنه خدا با اون گِله یه احمدی نژاد‌ ِ دیگه می سازه ها!!

++++++++++++++++
طرف میره خرشو بفروشه وسط راه خوابش میبره وقتی بیدار میشه میبینه خره داره پول میشمره

++++++++++++++++
حجاب
همچون صدفی است که انسان را از گشت ارشاد مصون می دارد!

++++++++++++++
انگلیس جزیره ای در نزدیکی قاره ی
آفریقا نیست، امّا ایران آفریقایی در مرکز خاورمیانه ی ثروثمند است.

++++++

سازمان هوا شناسی اعلام کرد علت گرد و غبار های اخیرکشف شد :
احمدی نژاد کت خود را تکان داد !
در ضمن تهدید کرد اگر مردم باز به خیابانها بیایند
جوراب خود را در سد کرج می اندازد

از یارو میپرسن ۲۲ بهمن چه روزیه؟ میگه روزی که جمهوری اسلامی به ایران حمله کرد

++++++++++++
جهان سوم
جائیست که اگر روزه خودت رو بخوری اخراج میشی ولی اگر رای مردم روبخوری
رئیس جمهور, اگر زنا کنی سنگسار میشی ولی اگر تجاوز کنی سردار, چک برگشتی
داشته باشی میشی کلاهبردار ولی پول نفت و ببخشی به فلسطینیها میشی رهبر, با
بد بختی مدرک بگیری میشی راننده تاکسی ولی جعل کنی میشی وزیرکشور,شکایت
کنی کشته میشی و بکشی درجه میگیری,مال حلال بخوری میشی گداحرام بخوری میشی
وزیر

+++++++++++++++
در پی ناله ها و شکایات مردم به خدا در رابطه با وضع کنونی ایران خدا اعلام کرد : به من گیر ندین منم مثل شما منتظر ظهور امام زمانم
++++++++++++
عجب حکایتی شده! دیگه نمی تونیم یه کاری کنیم بچه هامون دو زار حساب ببرن!
قدیما مادرها برمی گشتن می گفتن: نکن! می گم لولو بیاد بخورتتا!
حالا اینو بگی بچه هه برمی گرده میگه: مامان، تو هوای خودت رو داشته باش! ب
++++++++++++++

اوایل انقلاب گفتند بچه بیاورید تا لشکر امام زمان را کامل کنیم و اینگونه بود که ما فرت و فرت بدنیا آمدیم؛ اما زهی خیال باطل! لشکر امام زمان که هیچ، دار و دسته لیان شامپو هم نشدیم! مع الوصف ما که با آن هدف متعالی بعمل آمدیم این شدیم! باید گریست بحال بچه هایی که برای یک میلیون تومان…ناقابل! تولید میشوند

++++++++++++

از لقمان پرسیدند: ادب از که آموختی؟گفت: ولم کنین بابا، من الآن چند ماه که دیگه نماز جمعه نمی‌رم!!!!

+++++++++++++++++++

عجیب ترین کشور دنیا ایرانه به این دلیل که:
یران تنها کشوری است که در دانشگاه آن
نماز می خوانند و در مصلی آن کتاب می فروشند .
ایران تنها
کشوری است که در آن سیاستمداران کار اقتصادی می کنند، شرکتهای اقتصادی کار
سیاسی می کنند و نیروهای نظامی کار تولیدی می کنند.
از هر ۱۰۰۰ مفسد اقتصادی یکی و از هر ۱۰۰۰ فعال سیاسی ۹۹۹ نفر در زندان داریم
در همه جای دنیا آثار باستانی را از زیر آب در میاروند، در ایران می برند زیر آب!؟
+++++++++++++
در پی اعلام آمادگی رئیس جمهور محبوبمان برای مناظره با اوباما، احمدی نژاد از همه

هموطنان غیور خواست، هرگونه عکسی که از همسر اوباما دارند در اختیار او بگذارند!

+++++++++++++++++

قابل توجه بسیجی هایی که ساعت ۸:۱۵ افطار میکنند : یادش بخیر زمان خاتمی ساعت ۵
افطار میکردیم…!!!

+++++++++++++++ \
آب را گل نکنید…وگرنه خدا با اون گِله یه احمدی نژاد‌ ِ دیگه می سازه ها!!

++++++++++++++++
طرف میره خرشو بفروشه وسط راه خوابش میبره وقتی بیدار میشه میبینه خره داره پول میشمره

++++++++++++++++
حجاب
همچون صدفی است که انسان را از گشت ارشاد مصون می دارد!

++++++++++++++
انگلیس جزیره ای در نزدیکی قاره ی
آفریقا نیست، امّا ایران آفریقایی در مرکز خاورمیانه ی ثروثمند است.

++++++

سازمان هوا شناسی اعلام کرد علت گرد و غبار های اخیرکشف شد :
احمدی نژاد کت خود را تکان داد !
در ضمن تهدید کرد اگر مردم باز به خیابانها بیایند
جوراب خود را در سد کرج می اندازد

بحران اقتصادی کشوروانفعال رسانه های ایرانیان خارج کشور

Share Button

توجه و تلاش بسیاری از فعالان سیاسی، رسانه های خارج کشوری منتقد دولت احمدی نژاد، روی سیاستهای مخربش و نقض مدام و خشن اولیه ترین حقوق شهروندی از طرف آن متمرکز است. در اینکه پیکار در این عرصه ها: دفاع از حقوق زندانیان سیاسی، مخالفت با اعدام مخالفین، سرکوب تظاهرات مسالمت آمیز مردم و .. ، کاری لازم است و تلاش در این راستا توانسته است نقاب ازچهره ضد انسانی، نه تنها احمدی نژاد بلکه کلیت رژیم بردارد و آنرا بعنوان یکی از ضد مردمی ترین رِژیمهای موجود دنیا به جهانیان معرفی کند، کمترین تردیدی نیست. ولی محدود کردن پیکار برای دموکراسی به موارد عدیده نقض حقوق بشر از سوی حکومت، آنهم با یک بی نظمی سازمانگرانه ای، به نحوی که هرکس از هرگوشه دنیا بکمک امکانات سایبری، خود را زبان اعتراض حقوق بشری جامعه ما کند، چنان آب را در این عرصه گل آلود میکند که نهایتاً خود رژیم در آن ماهی میگیرد. خود رژیم در فرجام این روش کاری میتواند در این فضای تاریک سایبری ابتکار مبارزه برای حقوق نقض شده قربانیان خود را خود بدست گیرد، تا آن را به نا کجا آباد دلخواهش بکشاند. بهر حال مراد از این یاداشت پرداختن به این مسئله نیست و سعی میکنم درآینده اگر فرصتی دست دهد مفصلتر بدان بپردازم. این اشاره در اینجا ناشی از این است که نگارنده این سطور بر آنست که این عرصه مبارزه، سایر عرصه ها را که بلحاظ سیاسی میتوانند اهمیت بیشتری بلحاظ نتیجه مندی نهایی اشان داشته باشند تحت الشعاع قرار داده است و بحران اقتصادی کنونی کشور یکی از آنهاست.
بحران ارزی، تورمی و کلاً اقتصادی ای که امروز دامن نظام را گرفته است موضوع این یاداشت است. این بحران به بزرگترین چالش نظام در دوران موجودیتش تبدیل گشته است. برخی تحلیل گران؛ این بحران را نتیجه تحریمها میدانند، برخی ناشی از سوء مدیریت دولت احمدی نژاد، برخی ناشی از سیاست جدید مستقیم کردن یارانه ها و برخی نیز واردات بی رویه و.. . اما بنظر نگارنده این سطور این ها همه در عین درستی نسبی خود فقط لایه خارجی قضیه را مینمایانند.
بحرانی که امروز گریبان حکومت اسلامی ما را گرفته است بحرانی ساختاری و ناشی از ذات مدیریت سیاسی مبتنی بر ایدئولوژی اسلامی حاکم بر نظام است. هرچند از بار معنویت دینی این ایدئولوژی دیگر ذره ایی درچنته نظام باقی نمانده است ولی آثار زیانبارِ در آمیختن ایدئولوژی دینی با مدیریت اقتصادی و سیاسی همچنان اثر مرگ بار و فلج کننده خود را بر کل سیاست و اقتصاد مملکت میگذارد.
تنها کاری که مستقیم سازی یارانه ها، تحریمها و فتنه ارزی و پولی و شیوع سریع اپیدمی دلالی و سفته بازی ارزی کرده و میکند، شتاب دادن به آن بحران ساختاری و درونزادی است که نطفه اش در زهدان گفتمان اقتدارگرایانه حاکم بسته شده و با جان نظام پیوند «حیاتی» یافته است. مدیران نظام میکوشند از یکسو این پدیده را با توسل به انواع مسکن هائی که به نوبه خود پیامدهای مرگبار اقتصادی دارند کنترول کنند و از سوی دیگر آنرا یا به دلالان، مردمی که بوی کباب درآمد مفت به دماغشان خورده و به سوی این بازار کشیده شده اند و یا فتنه ارزی و اقتصادی منتسب کنند. ولی همه این پدیده ها در هر نظام و کشوری، قانونمندانه زمانی ظهور میکنند که بوی حلوای نظام محتضر سیاسی شامه ها را تحریک و ندای الرحمن برای آن گوش ها را تیز کرده است. و الی، چرا این عوامل نمیتوانند، مثلاً رژیم اردن، مراکش، یا لیبی را به چنین مخمصمه ای بیاندازد؟ از سوئد و نروژ و لوگزامبورگ و.. ، حرف نمیزنم.
مدیران اقتصادی کشور، شاید، بکمک فرماندهی نیروی انتظامی و یا نیروهای خود جوش بتوانند، نهایتاً، پس ازعرضه آخرین دلار و دِرهم های بانک ملی و مرکزی به متقاضیان ارزی که بسیاری از آنها هدفی جز حفظ ارزش و قدرت خریدِ پس اندازها و یا سرمایه خود ندارند، بزورِ بگیر و ببند، صف جلوی بانکها را متفرق کنند ولی باید بدانند که این بحران ساختاری به نقطه ائی رسیده است که حل خود را «عاجلانه» میطلبد و مسئله اینست که در چهار چوب این دولت که کمترین اجماعی پشت سر آن وجود ندارد این معضل ساختاری نه تنها قابل حل نیست بلکه روز بروز با شبه تدابیر مخربترهمین دولت عمق و ژرفش بیشتری میابند. شکاف بین ارزش واقعی پول ملی ما «ریال» و ارزهای خارجی که طی دولتمداری آقای احمدی نژاد تعریض و تعمیق گردیده است میرود تا با ژرفش گرفتن بیشتر خود گور کلیت نظام را بکند زیرا در فضای نا مطمئن اقتصادی و سیاسی کنونی در کشورمان، کمترین انگولکی به نرخ رسمی دلار بعنوان نماینده همه ارزها دیگر، به مثابه بازی با چاشنی بمب اتمی است که در زیر ساخت اقتصاد کشورمان بدست همین دولت کارگذاشته شده است و، بحال خود رها کردن این شکافِ تعمیق و تعریض شونده نرخ برابری نیز بمعنی نظاره انفعالی بر انباشت نیروی انفجاری این بمب هسته ائی پولی است.
حال، سخن من و همچنین تعجب من؛ از اینست که چرا این مسئله بسیار مهم که حتی در اکثریت رسانه های تحت کنترول داخلی و سایت های اینترنتی داخلی اینقدر مورد بحث قرار گرفته است بازتابی در رسانه های اپوزیسونی و نیمه اپوزیسونی خارج کشور و اینهمه سایت های مستقل مدعی رژیم نیافته است.
ایا این بی توجهی تصادفی است؟
بحران ارزی کنونی تنها زحمتشکشان یدی و فکری مستمری بگیر، صاحبان گارگاه های خُرد و متوسط و یا حتی کلان صنایع مارا خُرد نمیکند بلکه آن عده از ایرانیان مهاجر را هم که به امید سود، طی این سالهای خارج نشینی، اندوخته هایشان را به ایران انتقال داده یا به ازای بهره ی ۲۰ درصدی به بانکها سپرده و یا در زمین ومستقلات سرمایه گذاریها کرده اند، بنحوی سورپرایز کننده، متضرر خواهد. اگر این رسانه ها و سایتها نمیتوانند به مردم داخل کشور اطلاع رسانی کنند، میتوانند اقلاً برای این گروه از ایرانیان مقیم خارج این کار را بکنند. ناگفته باید پیدا باشد که دفاع ازمعشیت دهها میلیون ایرانی که ممکنست در اثر سوء مدیریت دولت آقای احمدی نژاد بیشتر از امروز هم به روز سیاه بیفتند کمتر از مبارزه برای حقوق بشر و خُرده کاریهای حاشیه آن واجد اهمیت نیست. در یایان این یاداشت و آنهم اختصاراً باید بگویم، آنها که با لات و لمپن نامیدن آقای احمدی نژاد و رفتار سیاسی او، وی را مورد انتقاد قرار میدهند باید بدانند که مورد خنده تمسخر آمیز همین آقای احمدی نژاد قرار میگیرند. آقای احمدی نژاد و مقام رهبری دیگر، قطار اتکاء به نیروهای سیاسی و اقشار مدرن جامعه را از دست داده اند و خود اینرا میدانند و لذا بفکر نشستن در صندلی نخست و فرماندهی رهبری قطار نیروهای واپس مانده اجتماعی در سراسر جهان هستند تا بلکه شاید از طریق آن بتوانند با شانتاژ هسته ایی به تعامل با دنیای متمدن برسند، آقای احمدی نژاد دیگر نه تنها تّره هم برای اینکه بعنوان آیشمن اسلامی در دوران معاصر معرفی شود خُرد نمیکند بلکه احساس غرورِ مهم و مطرح بودن هم میکند، آقای احمدی نژاد ابائی از این ندارد که جهان و افکارعمومی و وجدان بیدارجهانیان بدانند که کشور تحت مدیریت او در سودای تبدیل شدن به یک قدرت اتمی است. او نه تنها پروائی از این گونه اتهامات ندارد بلکه این اتهامات برای او تهدیداتیست که به فرصتِ خوبی هم برای جلب توجه نیروهای عقب مانده اجتماعی در سراسر منطقه و شاید جهان تبدیل شده و به او کمک میکنند تا از یک موضع عقب مانده، غرب ستیزانه و با استفاده از زبان لومپنی، جاهلانه، خرافه و تعصب آمیز، خود را به پیشوای کاریسماتیک عقب مانده ترین نیروهای اجتماعی، سیاسی و مذهبی کشور خودمان در درجه اول و آنگاه منطقه و بعد جهان اسلام و آنسوی اسلام فرابرویاند. لذا آن رسانه و نیرو هائی که این تاکتیک تبلیغی احمدی نژاد را درک نکرده اند نادانسته و نا خواسته به آن کانالی تبدیل گردیده اند که از مجرای آن احمدی نژاد گفتمان و پیامش را رایگان در سراسر جهان تبلیغ میکند. احمدی نژاد بدون کمکِ رسانه های معتبر بین المللی و مخالفینش نمیتوانست خود را به یک چهره سیاسی مطرح در سطح جهان که دنبال مخاطبین ویژه خود است تبدیل کند. پیام او از طریق رسانه های غرب و مخالفینش به پابرهنه ها و کوخ نشینان سراسر منطقه و جهان میرسد و برای او یک سرمایه مجانی پوپولیستی ایجاد میکند و این، آن چیزی است که او بدنبالش می باشد.
به سخره گرفتن آن اقتدار، ثروت و نظمی که غرب مظهر آنست، ارضا کننده عقده و شیرین کننده ذائقه آن توده های فردوست و فرو مانده درعقب ماندگی دینی ای است که با هر علت اجتماعی و یا تاریخی از قافله توسعه در جهان جا مانده اند و برانگیختن احساسات بر آمده از این پیش زمینه ها در این اقشار اجتماعی هیچ ربطی به عدالت خواهی، زور ستیزی استیلا جویانه و مبارزه با سرمایه داری ندارد.
نتیجه اینکه رسانه های جهانی و بخشی اپوزیسوین عملاً بطور غیر مستقم با تبلیغات نادرست ضد احمدی نژادی او را در هدفش یار میکنند.
روزی یکی از نزدیکان لنین در یک جلسه حزبی میگوید که فلان فرد بالای حکومتی به ما خیلی فحاشی کرده و بد و بیراه میگوید و نشریه های تزاری هم آنرا درج میکنند. پاسخ لنین این است: ـ چه بهتر ازاین! آنها مارا با فحاشی خود درجامعه مطرح میکنند!
البته قامت کوچک سیاسی آقای احمدی نژاد از اعضای ساده حزب سوسیال دموکرات آنروز روس خیلی کوتاه تر است ولی مُتد آوازه گری در هردو مورد یکی و همان است.