Category: سیاسی – تحلیلی

نگاهی به بیانات تلویزیونی احمدی نژاد راجع به وضع ارزی کشور

Share Button

 

من این یادداشت را راجع به سیاست پولی و ارزی دولت در ۲ سال پیش نوشته ام. خواندن آنرا به علاقمندان توصیه میکنم . یادآوری اینکه احمدی نژاد چه گفت و چه شد در شرایط کنونی که نرخ دلار سربه جهنم کشیده و با شتاب بدانسو ادامه میدهد آموختنی است و ضمناً میتوان تصویری از آینده را نیز بدست دهد.

 

شب پیش آقای احمدی نژاد بیاناتی را راجع به وضعیت ارزی مملکت و نرخ برابری ریال و دلار، از تلویزیون ابراز کرد که نه علف، بلکه موجب سبز شدن چمن روی سر هر آدمی با شعور متعارف اقتصادی در حد یک کاسب محل میشد.
از ماه ها پیش و شاید هم سالها پیش نرخِ«مصنوعاً تثبیت شده و سیاسیِ» برابری ریال با دلار، حول محور هزار تومان، که به زیان اقتصاد ملی، تولید و اشتغال درکشورمان بوده، مورد انتقاد جدی صاحبنظران امر و دست اند کاران قرار داشته است و اجماع کارشناسی بر این بوده که نرخ دلار باید تا حد ریادی افزایش یابد تا کمر تولید کنندگان داخلی زیر بار کالای ارزان خارجی خُرد نشود، تا میلیونها کارگر بیکار نشوند و دستاورد های فنی ده ها ساله کشور در بسیاری زمینه ها از عرصه تولید ملی ریشه کن نگردد.
در چنین شرایطی جناب رئیس جمهور می آید پشت تلویزیون و اظهار میدارد که؛ بدلیل قدرت بی سابقه ریال صندوق ارزی لبریز از دلار است و بدلیل بهای ۸۲ دلاری نفت در بازار جهانی، نرخ تسعیر ریال در برابر دلار و سایر ارزها باید افزایش یابد. یعنی متقاضی دلار بتواند با مقدار کمتری ریال، دلار بیشتری تحویل بگیرد.
ساده ترین سئوالی که یک مسافر عازم خارج میکند اینست که جناب احمدی نژاد! اگر شما اینقدر به ذخیره و درآمد ارزی خود مطمئن هستید بجای ارزان کردن نرخ دلاری که، جز از ما بهتران حاشیه قدرت کسی دیگر از آن بهره مند نخواهند شد، شرط شبه کوپنی ۲ هزار دلار بهر مسافر را بشرط داشتن بلیط و پاسپورت بردارید.
سبزی فروش سر فلان گذر حق دارد بگوید آقای رئیس جمهور! منسوجات، وسایل الکترونیکی و برقی و… چینی کافی نبود! از این ببعد ما سبزی فروشان هم باید بخاطر دلار ارزان سیب زمینی، پیاز، کدو و گوجه فرنگی ترکستانی و موز و کیویِ پاکستانی و سیب و مرکبات ترکیه ائی به مشتریان بفروشیم؟
یک روزنامه خوان معمولی حق دارد بپرسد؛ آقای احمدی نژاد! نفت بشکه ائی ۸۲ دلار در کجا؟ دریای برنت یا خلیج فارس؟ به کدام مشتری؟ چین و کره و ژاپن که خرید نفت اشان را از شما نصف کرده اند و یا در بازارهائی که شما با تخفیف های بسیار باید نفت را بفروشید؟ نفت در بازار دنیا بشکه ای چند است؟ یا که فلانقدر است مربوط به امارات، عراق و سعودی است نه مملکتی که تحت مدیریت شماست! با چه شرایطی؟ و با چه قیمتی؟ و به چه طرفهائی؟ با چه پولی بهای آنرا محاسبه و با چه ارزی وجه آنرا دریافت میکنید؟ با «یوان» چینی؟ یا «دینار» صربستانی؟ و یا «لیره» ترکی یا دلار! زیمبابوـ ای؟
وقتی این اظهار نظر آقای احمدی نژاد را در سایت دنیای اقتصاد خواندم نمیتوانستم باور کنم گوینده یک آدم سالم است و هنوزهم، بدلایلی که ذیلاً می آورم نمی توانم باور کنم رئیس جمهور این سخنان را جدی ابراز کرده است زیرا نه منطق و نه بی منطقی پشت این سیاست را درک نمیکنم مضافاً اینکه کلاً این، وظیفه مسئول بانکی و پولی است که بیاید و بگوید که، به این یا به آن دلیل نرخ پول و یا بهره بانکی را بالا و یا پائین میبریم و نه رئیس جمهور یک کشور.
از حیرت فقط توانستم این مقایسه ای را که شرح میدهم در ذهن خود سناریو سازی کنم:
بچه تنبل و سمجی را درنظر بگیریم که به حرف مادرش گوش نداده و جیش نکرده به رختخواب رفته است. لذا او پس از لختی خواب رختخوابش را خیس میکند. برای اینکه قضیه را لوث کند پارچ بزرگ آب را روی رختخواب ولو میکند و روی آنهم با سماجت دراز میکشد و تا صبح بخود میپیچد، بروی خود نمی آورد و با سماجت، در فردای بیداری میخواهد خیس کردن جا را برغم بوی تند ادرار انکار کند و با اصرار تقصیر را گردن جام آب ریخته شده در رختخواب بیاندازد.
اگر آقای رئیس جمهور در این سیاستِ پولی و ارزی خود جدی بود، نمی توانستم چیزی به این مثال، در باره وی، بیافزایم.
در این تردید ندارم که آقای احمدی نژاد یکی از کودن ترین سیاستمدارانی است که تاریخ ما تاکنون بخود دیده است. تردید ندارم که سماجت وی در دفاع از سیاست های ویرانگرانه پولی اش حکایت از وجود یک ناهنجاری جدی روانی در وی میکند. ولی با این حال اینرا میدانم که در اطراف وی افرادی وجود دارند که تا این حد عقب افتاده نبوده و تا این حد نابهنجار نمی اندیشند. همین امر مرا به فکر فرو میبرد.
به تنها نتیجه ایی که میرسم اینست، که؛ آقای رئیس جمهور برآنست تا با یک پاتک غافلگیر کننده و چند منظوره؛ به «فتنه» ارزی، به بازار پولی، به رقبای سیاسی درون جبهه حکومتی شوک وارد کند و.. ، یکباره نرخ دلار را نه تنها تنزل ندهد، بلکه در حد ۲ هزار تومان و شاید هم بیشتر افزایش دهد تا به ظّن خویش، هم انگیزه دلار بازی را در بازار از بین ببرد. هم تولید داخلی را تقویت کند و هم با هزاران میلیارد تومان ناشی از افزایش نرخ دلار ، پول کافی برای پرداخت یارانه ها را دست و پا کرده و با مازاد آن بخشی از کسر بودجه دولتش را نیز جبران کند و شاید هم بتواند قسمتی از بدهی های هنگفتش را به وزارت نیرو، سازمان تأمین اجتماعی و بانکهای کشور بپردازد.
با عرض پوزش از خواننده این یاداشت باید بگویم که همه این محاسبات آقای رئیس جمهور، از قماش محاسبه آن کنیزک نگونبخت شعر مولوی است که گز نکرده پیش رفت و… ، بر او آن رفت که می باید و جنازه اش یافته شد.
در ذیل گزارش بیانات تلویزیونی وی را می آورم:

احمدی‌نژاد: پول ملی باید تقویت شود
فرمان دلاری از تلویزیون
دنیای اقتصاد- شنبه شب همه آنانی که برای کسب اطلاعات از جزئیات نحوه اجرای قانون یارانه‌ها به صحبت‌های رییس‌ جمهور از تلویزیون گوش فرا می‌دادند،. دیدگاه صریحی را در خصوص سیاست ارزی دولت از زبان احمدی‌نژاد شنیدند که اگرچه در مقطعی از دولت نهم نیز در دستور کار قرار گرفته بود، اما گمان می‌رفت که به بوته فراموشی سپرده شده و نظر دولت در این زمینه تغییر کرده است.
شاید در آن لحظه که رییس‌جمهور اعلام کرد که «از دکتر بهمنی (رییس‌کل بانک مرکزی) خواسته‌ایم تا نرخ دلار را واقعی کند»، خیلی از فعالان و صاحب‌نظران اقتصادی گمان کردند که منظور وی از واقعی‌سازی نرخ ارز همان چیزی است که آنان اعتقاد دارند؛ اما با جملات بعدی احمدی‌نژاد معلوم شد که منظور دقیقا برعکس است. بسیاری از صاحب‌نظران اقتصادی اعتقاد دارند که تثبیت نرخ اسمی دلار طی ده سال گذشته در شرایط تورم دورقمی باعث شده است کالاهای داخلی به نفع کالاهای وارداتی از بازار کشور عقب‌نشینی کنند؛ چراکه هزینه تولید کالاهای داخلی متناسب با تورم هر ساله افزایش یافته، اما کالاهای وارداتی به دلیل ثابت بودن نرخ دلار هیچ‌گونه افزایش قیمتی را شاهد نبوده‌اند و همین موضوع باعث رکود و بیکاری در بسیاری از حوزه‌های تولیدی شده است و این نظر را بسیاری از تولیدکنندگان تایید می‌کنند. بر این مبنا، معتقدین به این نظر به این نتیجه می‌رسند که نرخ دلار باید متناسب با مابه‌التفاوت نرخ تورم در ایران و جهان طی ده سال گذشته افزایش می‌یافت که در این صورت شاید با در نظر گرفتن کاهش ارزش جهانی دلار، نرخ آن در ایران حداقل به ۱۶۰۰ تا ۱۷۰۰ تومان می‌رسید.
البته برخی از اقتصاددانان به نرخ‌هایی بالاتر از این رقم‌ها نیز اعتقاد دارند و جالب آنکه در یکی از گزارش‌های بانک مرکزی، رقمی بسیار بالاتر برای نرخ واقعی دلار برآورد شده است.
اما به هر صورت، تعریفی که احمدی‌نژاد از دستور واقعی‌سازی نرخ دلار ارائه کرد، کاملا متفاوت بود؛ چراکه به اعتقاد وی، وقتی ذخایر عظیم ارزی در اختیار داریم باید پول ملی را تقویت کنیم و به همین دلیل روند کاهش نرخ دلار باید ادامه یابد.
دیروز به دنبال انتشار این دیدگاه صریح، وزیر اقتصاد دولت دهم نیز که در عین حال سخنگوی اقتصادی دولت نیز هست در حمایت از این دیدگاه اعلام کرد که با توجه به افزایش قیمت نفت، درآمدهای ارزی و همچنین افزایش عرضه دلار، انتظار این است که نرخ دلار در بازار کاهش یابد.
نکته جالب توجه آن است که تقویت پول ملی در شرایطی به عنوان سیاست ارزی کشور اعلام شده است که هم‌اکنون کشورهای مختلف جهان بر سر تضعیف پول ملی به عنوان «استراتژی تصرف بازارهای جهانی» با هم مسابقه گذاشته‌اند؛ موضوعی که تحت عنوان «جنگ ارزی» به مساله روز اقتصاد جهان تبدیل شده است.
www.donya-e-eqtesad.com

مهم! یک خبر موثق مهم از نقل و انتقالات ارزی مقامات سپاه

Share Button

از میان اِ میل های رسیده ی مورد وثوق.
لطفاً اطلاع رسانی کنید!

——————————————————————————–
Date: Mon, 18 Oct 2010 21:46:59 +0200
Subject: انتقال ارزهای ایران به بانک های کابل و بغداد

انتقال ارزهای ایران
به بانک های کابل و بغداد!
لطفا این خبر را که از منابع موثق داخل نظام است، منتشر بفرمائید:

روز جمعه، در یک تماس فوری و محرمانه که از بغداد و کابل گرفته شد، به اطلاع بیت رهبری رسانده شد که مقامات کابل و عراق بشدت نگران بلوکه شدن پول هائی هستند که اخیرا از ایران به بانک های این دو کشور سپرده و یا منتقل شده است. در همین تماس اطلاع داده شد که امریکائی ها در جریان این انتقال پول قرار گرفته و بسرعت در تدارک بلوکه کردن پول ها هستند.

در پی محدود شدن معاملات ارزی خصوصا ارسال ارز به خارج از کشور، واسطه های سپاه و صرافی های اقماری آنها از طریق بانک های افغانستان و عراق اقدام به ارسال وجه به خارج کرده اند.

به همین دلیل، ظرف هفته گذشته کلیه حواله های ارزی به سمت دوبی از طریق بغداد انجام شد و دولت ایران نیاز صرافی های مستقر در دوبی را از این طریف تامین کرد.

همچنین بانک کابل بعنوان یکی از بانک های اصلی در ارسال وجه به اروپا و آسیا مورد استفاده ایران قرار گرفت و صرافی های تهران با گرفتن وجه در تهران معادل آنرا به دلار از طریق بانک کابل به مقصد نهایی ارسال کردند.

استفاده از این دو کشور در سالیان اخیر بی سابقه بوده و رو آوردن به این دو کشور نشان از هر چه محدود شدن توانایی های ایران در چرخش ارز کشور دارد.

در هفته گذشته برای چین و هنک کنگ حواله تلکس از بانک کابل صادر شد.

توجه داشته باشید که صرافی ها به نیابت از دولت سرگرم نقل و انتقالات ارز هستند. صرافی های قانونی زیاد نیستند. شاید کمتر از ۳۰ صرافی قانونی در تهران جواز صرافی دارند و فعالیت می کنند و با دولت معامله ارزی دارند، اما بدون اغراق می توان مدعی شد که صدها صرافی غیر رسمی، بدون جواز در کشور فعالیت می کنند که همه آنها به منابع قدرت وصل هستند. همین وضع در کشورهای حوزه خلیج فارس و بویژه در دوبی نیز حاکم است. برای نمونه شاید بیش از ۱۵۰ صرافی در ارتباط با ایران فعال اند و از جانب سپاه حمایت می شوند که جواز صرافی ندارند و کسب و کار رسمی شان چیز دیگری است. مثلا کفاش اند و یا برنج فروش، اما همه آنها زیر چتر حمایتی دولت در تهران، در دوبی کار ارز می کنند و به شعبات بانک سپاه تبدیل شده اند.

روزشماری عملیات امدادی و نجات تعداد نامعلومی معدنچی در ایران

Share Button

روزشمار نجات معدنچیان ایرانی :-)))
از میان اِ میل های رسیده.
مقایسه ای است کمیکو پارودیک به مناسبت تلاش دولت شیلی برای نجات معدنچیانش که در ۵۰۰ متری زیر زمین گیر کرده و قریب دو ماه مدفون شده بودند.
Skickat: den 27 oktober 2010 08:08:17
روزشمار نجات معدنچیان ایرانی
روز اول: معدن ریزش می‌کند. احتمال داده می‌شود سی و سه معدن‌چی که در اعماق آن مشغول به کار بوده‌اند زنده باشند.
روز دوم: خانواده معدنچیان از وزارت صنایع و معادن می‌خواهند که کاری بکند. وزیر اعلام می‌کند که در راستای خصوصی سازی قبلا این معدن به سپاه واگذار شده بوده است.
روز سوم: به خاطر تجمع خانواده معدنچیان در مقابل سازمان معادن سپاه، هفتاد و شش نفر از آنان بازداشت می‌شوند. نخستین ارتباط معدنچیان از طریق سیم نازکی که قبلا کشیده شده بوده برقرار می‌شود. آنها زنده‌اند و آب و آذوقه کافی برای چند روز آینده دارند.
روز چهارم: موسوی و کروبی در دفاع از معدنچیان گرفتار بیانیه می‌دهند و از حکومت می‌خواهند بنا به سیره امام راحل، حقوق شهروندی معدنچیان را رعایت کند. عصر همان‌روز وزارت اطلاعات فاش می‌سازد که فتنه سبز عامل ریزش معدن سپاه بوده است.
روز پنجم: تیتر اول روزنامه کیهان: آمریکا و انگلیس برای ریزش تونل ۳ میلیارد دلار به سران فتنه پول داده بودند.
روز ششم: فرمانده کل سپاه اعلام می دارد که معدنچیان گرفتار عضو بسیج معادن بوده‌اند و سپاه آنها را ظرف یک هفته نجات خواهد داد.

روز هفتم: اوباما اعلام می‌کند آمریکا آمادگی کمک برای نجات معدنچیان ایرانی را دارد.

روز هشتم: احمدی‌نژاد در سخنرانی خود در جمع ائمه جمعه استان کهکیلویه و بویراحمد، خطاب به اوباما: «تو خیلی غلط می‌کنی که به فکر معدنچی‌های ما هستی. راست می‌گویی برو باغچه خودت را بیل بزن سیا بزرنگی»

روز نهم: از محل معدن خبر می‌رسد که در طول هفت روز گذشته یک گروه امداد رسان آلمانی که به طور ناشناس و در لباس حزب‌الله لبنان به ایران آمده بودند توانسته‌اند با حفر یک حفره نازک به قط ۵ سانتی‌متر، به معدن‌چیان دسترسی پیدا کرده و آب و مواد غذایی به آنها برسانند.
روز دهم: نیروی واکنش سریع سپاه بالاخره محل معدن و استقرار گروه امدادرسان را پیدا می‌کند. تمام آنها به اتهام جاسوسی برای اسرائیل بازداشت می‌شوند. سپاه کل منطقه را قرق می‌کند. عصر همان روز نخستین بسته‌های امداد سپاه با استفاده از همان حفره به دست معدنچیان می‌رسد: سی و سه سربند “یا خامنه‌ای ادرکنی.”
روز یازدهم: رهبر انقلاب در جریان دیدار با بسیجیان استان کرمان ضمن اشاره به “دشمن” می‌گوید: «عزیزان من، شما ببینید مثلا همین‌ها در جریان این حادثه ریزش معدن که خب…. یک امر طبیعی‌ست و هر روز در جهان رخ می‌دهد چه هجمه‌ی رسانه‌ای و فرهنگی عظیمی را علیه این نظام و انقلاب راه انداختند… حتی همین توئیتر را لابد شنیده‌اید که می‌خواسته خودسازی کند اما رئیس جمهور آمریکا رسما اعلام کرده شما دست نگه دارید فعلا… از دشمن غافل نشوید عزیزان من» دو ساعت نصف خانه مهدی کروبی توسط عزیزان من نابود می‌شود.
روز دوازدهم: نخستین تصاویر از معدنچیان گرفتار توسط دوربین دید در شبی که از حراست کل نیروگاه بوشهر قرض گرفته شده و توسط حفره آلمانی‌ها به زیر زمین فرستاده شده دریافت می‌شود: سیاه. به همراه دوربین کاغذی هم با بالا می‌آید که توسط معدنچیان نوشته شده: این که روشن نشد که. حسین می‌گه دوربینتون بنجله. از بانه خریدین؟

روز سیزدهم: نخستین تصاویر با استفاده از دوربین اهدایی شرکت سونی از پناهگاه معدنچیان به دست می‌آید. به علت لخت بودن بالا تنه آنها از پخش تصاویر در صدا و سیما جلوگیری می‌شود و به جای آن تصاویر بازسازی شده‌ی سی و سه تن از دانشجویان صدا و سیما در اختیار رسانه‌ها قرار داده می‌شود که با کت و شلوار و موهای آب و شانه شده هر یک با سربند “لبیک یا خامنه‌ای” و قاب عکس امام خمینی مشغول دعای ندبه هستند.

روز چهاردهم: وب‌سایت‌های خبری سبز به نقل از یک منبع آگاه و موثق در تهران خبر می‌دهند که معدنچیان بسیجی همگی بر ضد ولایت رهبری موضع گرفته‌اند و از طریق پدر زن صادق لاریجانی به او پیام داده‌اند که اوضاع ممکلت رو به ویرانی است. او هم شب ساعت ۱۱ و ۲۰ دقیقه به دیدار آیت الله خامنه‌ای رفته و گفته من خودم طرفدار جنبش مردم ایران هستم و یا بگذارید مجتبی را به زندان بیندازم یا استعفای مرا بپذیرید.

روز پانزدهم: نیویورک تایمز فاش می‌سازد که سازمان رسانه‌های سپاه پاسداران طی بزگترین معامله رسانه‌ای جهان حق پخش انحصاری نجات معدنچیان ایران را به فاکس نیوز فروخته است. سپاه به شدت تکذیب می‌کند و متعاقبا چهل و یک نفر از خبرنگاران ایرانی بازداشت می‌شوند.

روز شانزدهم: نخستین تصاویر ارسالی از معدنچیان ایرانی برای جهانیان به نمایش درمی‌آید. آنها یک صدا رو به دوربین فریاد می‌زنند: ما ترشمون کرده، کوکا می‌خوایم.

روز هفدهم: سپاه اعلام می‌کند برای نجات معدنچیان از اعماق زمین به نود میلیارد تومان بودجه نیاز است. چند ساعت بعد مجلس شورای اسلامی صد و ده میلیارد تومان بودجه برای این امر اختصاص می دهد.

روز هجدهم: در رسانه های خارجی اعلام می‌شود یک شرکت ژاپنی اعلام کرده است با یک سوم این هزینه می‌تواند ظرف مدت یک ماه معدنچیان را نجات دهد. سفیر ژاپن به واحد امورخارجه سپاه احضار می‌شود.

روز نوزدهم: با اظهار نظر جنجالی رحیم مشائی درباره حضرت زکریا، تمام حواس رسانه‌های ایران متوجه امور مهمتر می‌شود.

هفته سوم: بینندگان شبکه فاکس‌نیوز به خاطر پخش مداوم زندگی معدنچیان ایرانی افزایش می‌یابد. بعضی از آنها حتی شروع به آموزش زبان فارسی می‌کنند تا بدانند معانی عباراتی نظیر: “یه روز یه ترکه… برو کنار بذار باد بیاد… یادش بخیر چه دورانی بود… ای من اون ننه‌تو… پول نفتمون… مملکته داریم؟… ” که دائما تکرار می‌شود چیست.

هفته چهارم: محسن کدیور در گفتگو با تلویزیون صدای آمریکا اعلام می‌کند که همه دنیا شاهد بودند که معدن‌چیان ایرانی دائما تکرار می‌کردند “نه لبنان نه ایران، جانم فدای اسلام”. فردای آن روز شبکه بلومبرگ از رشد انفجاری حواله‌جات از بانک‌های سراسر دنیا به ریش علمای اسلام خبر می‌دهد.

هفته پنجم: معاون فرهنگی بخش خدمات سفارت ایران در کنیا که سه روز قبل از پایان قراداد پیمانی‌اش با بخش تنظیف و چای‌رسانی وزارت امور خارجه ایران، به فرانسه پناهنده شده است در یک کنفرانس خبری فاش می‌سازد که شورای نگهبان عامل اصلی ریزش معدن بوده است و تمام معدنچیان هم سبز سیر بوده‌اند نه بسیجی گرسنه.

هفته هفتم: حاج منصور ارضی که به مناسبت جشن ختنه‌سوری یکی از طفلان مسلم در حسینیه دلاکان تهران سخنرانی می‌کند از اینکه معدن‌چی‌ها با دسیسه رحیم‌مشائی آنجا مانده‌اند تا برای رسانه‌های بیگانه خوراک تهیه شود انتقاد می‌کند. سعید حدادیان هم که پامنبری می‌خواند از رحیم مشائی به عنوان “زشتی رئیس جمهور” یاد می‌کند که باید قطع شود و مورد تشویق و تیغ‌تیغ حاضران قرار می‌گیرد.

روز بعد: معاونان آماد و پشتیبانی سپاه تهران که عمده فرماندهان آن، شب قبل پای رهنمودهای منصور ارضی بوده‌اند هم‌قسم می‌شوند که برای سوزاندن رحیم‌مشائی هم که شده معدن‌چیان را بیرون بیاورند.

عصر همان‌روز: جلسه مذکره با شرکت ژاپنی. مهندسان شرکت ژاپنی پس از دیدار با چند فرمانده سپاه اعلام می‌کنند که نمی دانسته‌اند ایرانی‌ها به عرض بشکه ۲۲۰ لیتری هستند. انصراف.

هفته بعد: عقد قرارداد با شرکت چینی به مبلغ ۳۰ میلیارد تومان. هشتاد میلیارد باقیمانده بین بچه‌ها سرشکن می‌شود.

هفته نهم: پخش فیلم مستندی از زندگی معدن‌چیان ایرانی در زیر زمین در بی‌بی‌سی فارسی. تشکیل شورای امنیت ملی برای یافتن رابط بی‌بی‌سی فارسی در بین معدنچیان.

ماه سوم: شرکت چینی اعلام می‌کند که تا پیش از دریافت قسط دوم قرارداد به مبلغ ۱۰ میلیارد تومان، از ادامه پروژه معذور است. مشخص می‌شود ۲۰ میلیارد باقی مانده از مبلغ قرارداد خرج اردوی راهیان نور و برگزاری دعای کمیل در محل معدن شده است.

ماه چهارم: رحیم مشائی شخصا با برداشت ۵۰ میلیارد تومان از صندوق ذخیره ارزی و پرداخت به یک شرکت فرانسوی از آنها قول می‌گیرد که ظرف مدت دو ماه معدنچیان را بیرون بیاورند. سپاه که این عمل را در حکم طعنه به توانایی‌های خود دیده است سه کارمند سفارت فرانسه در تهران را به جرم جاسوسی بازداشت می‌کند.

دو هفته بعد: با موافقت برای واگذاری رشته کوه‌های البرز به سپاه (در راستای خصوصی‌سازی)، سرانجام تنش بین سپاه و دولت پایان می‌گیرد. کارمندان فرانسوی که قبلا ۹۴ بار به جاسوسی و آدمکشی اعتراف کرده بودند آزاد می‌شوند و شرکت فرانسوی برای حفر تونل نجات به ایران می‌آید.

ماه پنجم: ساخت نخستین نوشابه گازدار توسط معدنچیان. افت شاخص سهام کوکا کولا و پپسی.

نماز جمعه سومین هفته از ماه پنجم: احمد جنتی در خطبه سوم نماز جمعه تهران: یه چی هم بگم درباره‌ی اینایی که اون تو موندن، هی دود، دید، داد، ددمنشیانه می‌کنن… اگه قوه قضائیه همون اولش می‌گرفت چارتا رو اعدام می‌کرد این‌طو نمی‌شد.…

شنبه: صادق لاریجانی در همایش قاضیان سراسر کشور از دستگیری چهار مفسد تحت الارض خبر می‌دهد که در لباس معدن‌چیان در صدد ضربه زدن به نظام قضا بوده‌اند. صرف غذا.

پنج شنبه: اعدام دو تن از معدن‌چیان مفسد تحت الارض به حکم قاضی صلواتی. ارسال یک پنجه تیرازانوروس عتیقه از سوی احمد جنتی به عنوان نازشصت برای صادق لاریجانی.

ماه ششم: انتشار عکس‌هایی از نوشیدن آبجو توسط یکی از کارگران فرانسوی شاغل در محل با تیتر “ناموس ایرانی بازیچه فرانسوی‌ها” در سایت تابناک و کپی پیست در ۱۲۶ چی‌چی‌نیوز فارسی. اخراج شرکت فرانسوی پس از تظاهرات کفن‌پوشان قمی سرو ساندیس… .

ماه هشتم: معدن‌چیان که توانسته‌اند به کاشت حبوبات، پرورش دام و طیور و بافت منسوجات اقدام کنند از سوی سازمان یونسکو مورد تقدیر قرار می‌گیرند.

روز بعد: افشای روابط صهیونیستی یونسکو توسط رجا نیوز.

روز بعدتر: هفت نفر از اعضای خانواده معدنچیان که هشت ماه پیش دستگیر شده بودند در برنامه‌ای تلویزیونی اعلام می‌کنند که با آمریکا رابطه داشته‌اند.

آخر هفته: به دستور مقام عظمای ولایت امر و برای جلوگیری از بهره‌برداری “دشمن” مقرر می‌شود ظرف مدت کوتاهی معدنچیان نجات پیدا کنند.

جمعه: یکی از نخبه‌گان معاونت مهندسی و اختراعات سپاه کشف می‌کند که شاش سربازان هجده ماه خدمت، خاصت اسیدی بسیار زیادی دارد که می‌تواند سنگ‌ها را سوراخ کند. قبلا وی از همین مایع برای سوخت موشک میان‌برد استفاده کرده بود که دوربرد شده بود و در جریان یک رزمایش باعث شهادت هفت نفر از سرداران گرد و قلمبه اسلام شده بود. دستور آنی برای اعزام سی هزار سرباز هجده ماه خدمت به دهانه چاه نیمه کاره.

ماه نهم: تولد نخستین کودک در زیر زمین!!!

ماه دوازدهم: چکیدن نخستین قطره‌های اسید شاشیستیک۲۶ از روی سقف تونل بر سر یکی از معدنچیان که مشغول نواختن سنتور است. مرگ درجا به علت ایجاد حفره از معز سر تا مقعد.

چهار روز بعد: ارسال نخستین کپسول نجات برای معدنچیان.

روز بعد: پیام معدنچیان: “نبوغ! کپسول آموکسی سیلین می‌فرستی؟”. با تدبیر نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران طناب چاه‌کنی فرستاده می‌شود.

دو روز بعد: بالا کشیدن نخستین معدن‌چی توسط تیم سایبر و چاه‌کنی سپاه. دستگیری فوری به علت زنده بودن.

سه روز بعد: ارسال آخرین پیام از معدن‌چیان: ما سوراخ رو بستیم. جامون خوبه و بیرون هم نمی‌یایم.

ایستادگی بر سر دروغ

Share Button

آقای خامنه ائی در سخنرانی اخیرش درقم:
«.. بدون تردید دشمن در جدا کردن مردم از نظام اسلامى شکست خورده است. سال گذشته در انتخابات، چهل میلیون مردم کشور پاى صندوقهاى رأى رفتند. در واقع یک رفراندوم چهل میلیونى به نفع نظام جمهورى اسلامى و به نفع انتخابات انجام گرفت؛ همین بود که دشمن را عصبانى کرد. خواستند با فتنه اثر آن را از بین ببرند، اما این را هم نتوانستند انجام دهند. مردم در مقابل فتنه هم ایستادند. فتنه‌ى سال ۸۸ کشور را واکسینه کرد؛..».

سخنرانی برای خانواده شهدا:
« حضرت آیت الله خامنه‌ای، استقبال پرشور و گسترده ملت لبنان را از رئیس‌جمهور«ملت ایران»، موضوعی شایسته مطالعه و تحلیل خواندند و افزودند: اینگونه حقایق، نشان دهنده جذابیت و عظمت ملت ایران در چشم دیگر ملت‌هاست.
ایشان»

دیروز سید علی خامنه ایی سفر بسیار زمینه چینی و پر تدارک دیده شده خودش را به قم پایان داد.
وی در صحن حضرت معصومه، در این زیارتگاهی که برای همه مردم باورمند مذهبی ما قداست و پاکیزگی قُدسی دارد باز هم بروش همیشگی دروغ پشت درغ سرهم کرد بدون اینکه ذره ای از این نواده پیغمبر و فاطمه زهرا، از خودِ خدا و یا از همان روحانیون و مراجع قم شرم کند. او از شرکت چهل میلیونی مردم بعنوان رفراندمی در جهت تأئید نظام نام برد حال آنکه کیست که، بر اساس یک برآورد ساده سیاسی ـ اجتماعی نداند، که قریب سی میلیون از این جمعیت شرکت کننده در انتخابات، در آن شرکت کردند تا به آقای خامنه ای و بیش از او به رئیس جمهور برگزیده او، احمدی نژاد، نه! بگویند. آقای خامنه ایی و همه دست اند کاران نظام اینرا میدانند وخوب میدانند که او دروغ میگوید. آنها اینرا نیز بطور قطع میدانند که بیشترجامعه شهری ما نیز میدانند، که او دروغ میگوید. مراجع مستقل مورد احترام مردم نیز میدانند که او درغ میگوید. حتی سران حماس و حزب الله نیز میدانند که او دروغ میگوید ولی وی از رو نرفته باز دروغ میگوید… .
وی بی مهابا از پیشرفت های همه جانبه علمی و اقتصادی مملکت سخن میگوید حال آنکه او میداند که همه اکثریت مردم میدانند که او دروغ میگوید. او از جنبش سبزی که مشروعیت خود او را در درون جامعه شهری به صفر رساند، و در درون دیگر اقشار اجتماعی نیز او را زیر سئوال برد و در عرصه دیپلماسی جهانی نیز نشان داد که او فاقد پایگاه اجتماعی است، بعنوان واکسیناسیون نظام نام میبرد.
اقتصاد مملکت در حال از هم پاشیدگی است و او از پیشرفت نام میبرد. به برکت نظام رانتی و رواج باند بازی، رشوه خواری و فساد در دستگاه حاکم، اخلاق از جامعه رخت بربسته، او از رونق و شکوفایی دینی دم میزند. روحانیتِ مورد احترام مردم تحت آمریت شخص وی نه تنهاخانه نشین شده بلکه مورد آزار و اذیتِ چماقداران حکومتی هم قرارگرفته اند ـ که نمونه حمله به بیوت آیت الله دستغیب و صانعی فقط نمونه هایی از آنند ـ درحالیکه معممین حکومتیِ صد بار بدتر و فاسد تر از«آخوندهای درباری» دوران شاه، از طرف آقای خامنه یی بعنوان روحانیت اصلی و روحانیتی که یکی از ستونهای نظام است معرفی و تعریف میشود.
واقعیت اینست که برای هرکس که کمترین آشنایی با اسلام و روحانیت داشته باشد روشن است که کل منظومه حاکم نه جایگاهی دردرون روحانیت مردمی و واقعی دارد و نه هیچ گونه ارتباطی با اسلام.
نگارنده این سطور بعید میداند که درکل ساختار قدرت حاکم و روحانیت وابسته به آن و حاشیه های آنان حتی یک نفرهم وجود داشته باشد که در دروغ گوییِ بی پروای ایشان، در همه ی زمینه هایی که او درسخنرانی اش درشهر قم داشت تردیدی داشته باشد.
تنها آقای خامنه ایی نیست که در رأس نظام بر سکوی دروغ ایستاده است، آقای احمدی نژاد، دو چندان بدتر، آقایان لاریجانیها، فرماندهان نظامی و مقامات امنیتی و انتظامی، همه رسانه های حکومتی و.. نیز.
میدانم که تا اینجای قضیه که توضیح دادم هیچ نکته ی تازه و نا فهمیده ایی را نگفته ام و همه تکراریست.
به خلاصه گفتم که کل منظومه قدرت و در رأس آن آقای خامنه ایی دروغ پشت دروغ میگویند و خود میدانند که مردم میدانند که آنها دروغ میگویند اما این مانع از این نمیشود که آنها همچنان به دروغگویی ادامه دهند. هدف از نگارش این یاداشت این نیست که بدیهیات را بازگفته یا بازنویسی کنم.
هدف این یاداشت اینست که به خواننده آن گفته شود؛ نه آقای خامنه ایی، نه دیگر بلند پایگان نظام یا کلان رانتخواران عمامه بسری چون یزدی و مصباح و جنتی و.. ، هیچیک تردیدی ندارند که؛ همه ایرانیانِ برخوردار از شعور متعارف که بخش عمده آنرا جامعه شهری تشکیل میدهد، میدانند که مجموعه نظام بر دروغ ایستاده است و آنها سالهاست که این انتظار را هم که جامعه متوسط ایران را فریب دهند ترک گفته اند. پس چرا؟ سئوال اینست: چرا آنها باز هم دروغ بخورد مردم میدهند؟ آیا واقعاً بیشعورند؟ آیا فریب تبلیغات خودشان را خورده و میخورند؟ و یا فقط مست قدرت گشته و کنترول و بالانس خود را از دست داده یا با این روش میخواهند به ملت دهن کجی کنند؟ ضمن اینکه همه این دلایا تا حدودی میتواند وجود داشته باشد ولی نه! اینها دلیل اصلی نیستند.
هرچند این، یک اصل است که معمولاً دیکتاتور ها و مستبدین در دام تبلیغات یکسویه ی خود گرفتار میشوند ولی این خود فریبخوردگی هم حدی دارد که درمورد بلند پایگان نظام ولائی ما مصداق قطعی ندارد.
اهمیتِ دانستن چرائیِ رواج و سلطه دروغ در نظام، ابداً در افشای رفتار نظام نیست. اهمیت فوق العاده آن در اینست که؛ اگر ما «ندانیم و خوب درک نکینیم» چرا سران نظام به این سادگی، هم دروغ میگویند و هم بر آن اصرار میورزند قادر نخواهیم بود راهبرد و راهکاری برای مقابله و کارِ تبلیغی سیاسی خود یافته، خود را با خرده کاری سیاسی افشاگری های بس آشکار گشته حاکمیت مشغول میکنیم. این تنها ما نیستیم که روی این خرده کاریهای سیاسی بیش از آنکه لازمست انرژی میگذاریم حتی رسانه های بزرگ دنیا هم در این دام گرفتارند که احمدی نژاد را با انگشت نهادن بر اظهارات لات منشانه، و دروغ های وقیحانه او افشاکنند ولی تنها کاری که انجام میدهند اینست که با آوازه گریهای ناخواسته خود، اورا به مخاطبین بلقوه اش در دنیا معرفی، برایش طرفداردرست کرده و پیامش را به اکناف دنیای پس مانده از غافله دنیای امروز میرسانند.
وقتی چاقو کش یک محل؛ عرق خورده، به راست یا به تظاهر، مستانه عربده میکشد و پائین تنه ی خود را به این و آن حواله میدهد، اشتباه است اگر ما فکر کنیم او با این کار آبروی خودش را می برد. این اشتباه است اگر بایستیم و بدیگران توضیح دهیم او چقدر لات و بی تربیت است. این عربده کش بد مست، با این عمل خود میخواهد به جوجه لات های محل پیغام دهد که این، منم! این، منم که عربده میکشم و پاسبان محل هم یارای جلو آمدن را ندارد ـ هر چند لحظه ای بعد برای همان پاسبان درِگوشی قربان و صدقه میرود و چاکرم نوکرم میکند. همه ی گنده لاتهای شهرها به همین روش گنده لات شده و توانسته اند برای خود حاشیه و در دورـ و ـ ورِ خود شبکه ایی از جوجه لات ها و نوچه ها را گرد آورند و تا آنجا اعتبار یابند که در برخی موارد مانند شعبان جعفری ها، طیب حاج رضائی ها رمضان یخی ها و.. مورد استفاده و گاه مرحمتِ قدرت سیاسی حاکم هم نیز قرار گیرند.
درست بر زمینه چنین راهبرد تبلیغاتیست که رژیم بطور کامل قید اقناع و جلب نظر مثبتِ وجدان بیدار جهانیان را، در سطح دنیا زده است. رژیم میداند که پس از رسوائی تاریخی کودتای انتخاباتی دیگر قادر نیست در درون اقشار متوسط و بویژه شهرنشین مملکت، اطمینان سوخته شده را بازآفرینی کند. لذا تمام امید رهبری این نظام و زیر مجموعه آن به این بسته شده است که، چه در سطح میهن خودمان و چه منطقه و جهان به گنده لات جهانی تبدیل شده تا شاید از سکو و جایگاه یک گنده لات و باجگیر منطقه ایی به بازی گرفته شود. استراتژی مبتنی بر شانتاژ هسته ایی هم بر این پایه استوار است.
رهبری نظام برای بقا و ارضای جاه طلبی خویش، نمیتواند زبان و بیان باورمندی دینی راستین مردم، نه درمیهن خودمان و نه در جهان اسلام، باشد. چرا ؟ چونکه با اتکاء صرف به داشتن چند متر چلوار سفید و سیاه بر سر خود و نوچه های خود، نمیتوان مدعی عنوانِ «روحانیت اسلامی» بودن را داشت و برای خود کسب و کار دینی راه انداخت و با سوء استفاده مضاعف از آن بهره سیاسی بُرد.
آقای خامنه ایی و زیر مجموعه تحت رهبریش، هرگز، نمیتواند بیان اعتراض فرو دستان جامعه باشد زیرا او خود بزرگترین به یغما دهنده ثروت ملی و حامی غارت کنندگان ثروت ملی و دسترنج میلیونها زحمتکش در کشوریست که برای زحمتکشان آن، جمع شدن زیر چتر یک اتحادیه در حکم زنای محصنه را دارد که مستلزم مجازات است در حالیکه داشتن اتحادیه و انجمن صنفی برای کلان سرمایه داران بازاری آزاد و کاملاً قانونی.
تاریخ شاهد این بوده است که فاشیسم همواره بر گُرده عُقده های مخرب فرودستان جامعه پانهاده و از نردبان قدرت بالا رفته است و تفاوت آن با چپ کمونیستی دقیقاً در این بوده است که این دومی، با اتکاء به مطالبات و یا افزونخواهی طبقاتی مبتنی بر آگاهی و وجدان طبقاتی زحمتکشان سعی کرده تا خود را به صحنه قدرت بکشاند. و اگر امروزه پس از فروپاشی جهان کمونیستی، هنوز کمونیست بودن ننگ نیست دلیلش همین اتکای کمونیسم بر آگاه سازی شعور ـ و نه عقده های واپس مانده بودن ـ طبقاتی کارگران بوده است. لذا عربده کشیهای آقای احمدی نژاد بر علیه «سلطه» در جهان، عربده جوئی شخص قانون گریزی است که عزمِ گُنده لات شدن در دنیا را دارد و روشش، اتکاء بر بی شعوری جامعه و نه بیداری آنست. این قانون ستیزی و قانون گریزی او هیچ ربطی به مبارزه با نظام سُلطه در جهان ندارد، کما اینکه یاغیگری یاغیان در کوه ها و عربده کشی چاقو کشان در خیابانهای تهران در زمان شاه هیچ ربطی به مبارزه با استبداد شاهی نداشت. عربده کشی این عربده کشان هدفش مرعوب سازی مردم عادی محل و نمایشِ به چالش کشیدن اقتدار پاسبان محل بود و مخاطبش هم لات و پات های محل.
نتیجه گیری:
اولاً دروغ گویی و عربده کشی آقای احمدی نژاد با دروغگویی و لافگفتاری مقام رهبری هردو از یک جنسند. دوماً، گروه های اجتماعیِ مخاطب ایندو و بقیه بلند پایگان نظام در درون کشور، اول انبوه میلیونی رانتخواران وابسته به عنایات و صدقات دولتی هستند و دوم آن تودهِ میلیونی ساده ایست که جز بوقهای صوتی و تصویری دولتی، منبع دیگری برای تغذیه فکری و سرگرمی خود ندارد. منظومه قدرت حاکم درکُلیت خود، از بالا تا پائین اینرا فهمیده است که دنیای او از یک نظم هنجاری ویژه ایی پیروی میکند و باید بکند. پیاده نظام رژیم و نیروهای ستادی و میدانی او همه میدانند که بدون رعایت این موازین و هنجار های مبتنی بر دروغ همه چیز بر باد است لذا بحثی از بحق بودن و یا نبودن ـ درست بودن یا نبودن این موازین و هنجارها نمیتواند در میان باشد بلکه، این، خودِ منطق این نظم است که مهم است، «منطق حفظِ قدرت» بهر قیمت و بهر وسیله و با هر روش.
بر پایه این توضیحات، بسیاری از اشکال مبارزاتی و اعتراض سیاسی مرسوم: اعتراضات خیابانی، اعتصاب غذا در زندانها، اعتراضات حقوق بشری، افشاگری سیاسی و… ، در برابر این رژیم دیگر جواب نمیدهد. شاید تا چند سال پیش که رژیم میکوشید برای خود حیثیتی در دنیا کسب کرده و اطمینان اقشار میانی جامعه را جلب کند این روشها میتوانست هنوز جواب دهد ولی اینک دیگر خیر!.
امروزه دیگر، رژیم از موضع قدرت عریان با منتقدین خود سخن میگوید و جز اطاعت کامل، رفتار دیگری را از « ولایت مندان» برنمی تابد و او خودنیز تنها همین «زبان قدرت» را هم میفهمد و لاغیر. لذا تا آنجا که به فشار بین المللی هم مربوط میشود این فشار ها به سهم خود و برغم اینکه بر مردم هم فشار می آورند تا آنجا ئیکه در راستای وادار کردن رژیم به تمکین از موازین مرسوم عرف امروز دنیا عمل میکنند، اهمیت آنها را باید درک کرد و دراین زمینه باید توهم را کنار گذارد.
اگرجنبش ملی مردم و فشار بین المللی نتواند در وادار کردن حکومت ولایی باند کنونی، به تمکین در برابر ملت، رعایت منافع و مصالح ملی، احترام به آزادی و یا حد اقل، رعایت قانون اساسی خودش موفقیتی کسب کند باید منتظر فروپاشی حتمی بافت و ساختمان خود جامعه باشد.
تاریخ بیاد ندارد که هیچ دستگاه انتظامی و یا قضایی در دنیای توانسته باشد قانون ستیزان و عربده کشان قانون گریز را با توسل به «گفتگو تراپی» و پند و اندرز، بدون اعمال و نشان دادن قدرت سر جای خود نشانده باشد. قدرت مردم لایزال است ولی باید راه سازمانگری آن را یافت.
باید قدرت مردم را به درستی شناخت. آنرا در پیکارشان برای آزادی سازمان داد و از هرز دادن نیرو در خِرده کاریهای انرژی سوز و خسته کننده اجتناب ورزید. گام نخست در این راستا، بدون کمترین تردیدی تحکیم جنبش واحد سبز و اجتناب از موازی سازی یا درست کردن سبز الوان است.
دستگاه های متعدد امنیتی و اطلاعاتی رژیم بیکار نیستند و تمام تلاششان اینست تا نیروهای مخالف را یا به اختلافات درونی خودشان سرگرم کنند، و یا هوای مطرح و رهبر شدن را به کله آنان بدمند و یا آنانرا باخُرده کاری های فرسایشی مشغول کنند. میدان پیکار را باید شناخت و شگردهای دشمن را نیز!
وظیفه فرهیختگان جنبش سبزهم اعتماد آفرینی و تلاش برای جذب حد اکثری تا رسیدن به یک جبهه بزرگ ملی است که هم بیان آشتی و مصالحه اجتماعی و هم بیان مصالحه تاریخی باشد. در این مصالحه و آشتی ملی تاریخی سه جریان تاریخی بهم میپیوندند: اسلام و روحانیت مردمی، ناسیونالیسم و چپ مدرنِ هوادار تعامل اجتماعی. در اینجا منظور از این سه جریان تاریخی سه گفتمان است و نه سه متولی و مدعی تاریخی!

تعبیر یک خواب یا جدی شدن یک طنز!

Share Button

هنگامی که فقط چند روز پیش این پارنوشته کمیک را راجع وضع رقت انگز بازار ارزی مینوشتم، خودم هم تصور نمیکردم که این سناریوی طنز گونه به این زودی به یک واقعیت سخت تبدیل شود. ولی وقتی امروز تیتر روزنامه دنیای اقتصاد را دیدم، دانستم که گمانه زنیم زیاد عجولانه و زود هنگام نبوده است.
در زیر یاداشت کمیک خود و گزارش خبری دنیای اقتصاد را کپی میکنم:

دلار ارزان شد!

خبر اقتصادی مهم! درنگ نکنید! دلاردار شوید!
فرمانده نظام پولی و قیم بانک مرکزی سردارسرلشگرمقدم که موقتاً فرماندهی نیروهای انتظامی را دارند اعلام کردند که فتنه ارزی به یمن سربازان گمنام انقلاب خنثی و دلار به نرخ آغاز انقلاب تنزل یافته و به مقدار نامحدود، با شرایط ذیل در اختیاران مردم و امت اسلامی گذارده میشود!
۱ ـ ارائه پاسپورت معتبر، بلیط دوسره عتبات عالیات، یا بلیط حج عمره یا زیارت حضرت زینب در شام و حلب ( کشور برادر سوریه).
۲ ـ گواهی شرکت در صفوف نیروهای خودجوش و پرجوشِ ضد فتنه و آمادگی شبانه روزی برای سرکوب و قلع و قمع عوامل استکبار در دانشگاهها و خوابگاههای دانشجوئی با تمام قدرت، با استفاده از همه وسایل و با توجه برخورداری از مصنویت کامل قانونی و قضائی از طرف مقام معظم رهبری.
۳ ـ تأییده رسمی مبنی بر شرکت در تظاهرات خود جوش ضد فتنه و نیروهای براندازی نرم موسوم به جنبش سبز.
۴ ـ ( تبصره) برای برادران و خواهران آشنا به جنگ غیر مسلحانه سایبری امتیازات و تخفیفات ویژه در نظر گرفته میشود.
توضیح اینکه لازم نیست واجدین شرایط فوق در صف دریافت ارز بایسند. کافیست کُد « ذوب گشته در ولایت» را به دربان هر بانکی بدهند تا در اسرع وقت به تقاضا ارزی آنان رسیدگی شود.
َ
بر گرفته از دنیا اقتصاد یکشنبه ۲۵ مهر:

تعداد مشاهده : ۳۷۶۸ بار کد خبر : IRN- 228295 تاریخ چاپ خبر : یکشنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۹
فروش دلار دولتی مشروط شد
دنیای اقتصاد- مشاهدات خبرنگاران از صرافی‌های خیابان فردوسی حاکی است به موجب بخشنامه بانک مرکزی، باید عرضه دلار فقط با ارائه بلیت و پاسپورت متقاضیان صورت بگیرد، هرچند که برخی از صرافی‌ها کماکان تنها به مشاهده کارت ملی و سایر مدارک شناسایی خریداران اکتفا می‌کنند. مشروط شدن فروش دلار دولتی موجب شده تا صف‌هایی که پیش از این در خیابان فردوسی برای خرید دلار دولتی تشکیل می‌شد، تقلیل یابد و فقط مسافران یا همان نیازمندان حقیقی موفق به خرید دلار شوند.

دلار فقط با ارائه بلیت و پاسپورت
فروش دلار دولتی مشروط شد
مشاهدات خبرنگار فارس از صرافی‌های خیابان فردوسی حاکی است به موجب بخشنامه بانک مرکزی، باید عرضه دلار فقط با ارائه بلیت و پاسپورت متقاضیان صورت بگیرد، هرچند که برخی از صرافی‌ها کماکان تنها به مشاهده کارت ملی و سایر مدارک شناسایی خریداران اکتفا می‌کنند.
دیروز مدیر صرافی بانک ملی از ارائه پیشنهاد فروش دلار در قبال بلیت پروازهای خارجی و در محل فرودگاه خبر داده بود.
طی روز گذشته صرافی‌های خیابان فردوسی با قید این شرط که فروش دلار تنها در قبال ارائه بلیت و پاسپورت به اشخاص حقیقی صورت خواهد گرفت، اقدام به فروش دلار حداکثر تا ۲۰۰۰ دلار نمودند.
این اقدام موجب شده تا صف‌هایی که پیش از این در خیابان فردوسی برای خرید دلار دولتی تشکیل می‌شد، تقلیل یابد و فقط مسافران یا همان نیازمندان حقیقی موفق به خرید دلار شوند. تصمیم جدید بانک مرکزی و ابلاغ آن به صرافی‌ها، خروج دلالان را از صف‌های دلار به همراه داشت، ولی این به معنای بیکار شدن دلال‌ها تلقی نمی‌شود؛ چرا که این افراد بیکار نمانده و مبادرت به خرید و فروش دلار در حوالی خیابان می‌کنند.
مشاهدات خبرنگار فارس حاکی است، جمعیتی که پیش از این در مقابل صرافی‌های ملی و ملت برای خرید دلار منتظر می‌ماندند که البته این افراد فقط صرافان مجاز بودند، طی روز گذشته دیگر مشاهده نمی‌شدند، چرا که با شرایط جدیدی که بانک مرکزی برای فروش دلار ابلاغ کرد، این افراد خیلی سریع‌تر توانستند دلار مورد نیاز خود را خریداری کنند.
البته فروش دلار با قید بلیت و پاسپورت فقط منوط به تعداد کمی از صرافی‌های خیابان فردوسی می‌شود؛ جمعیتی که تا روز پنج‌شنبه مقابل تعداد معدودی از صرافی‌ها صف می‌کشیدند با قید شرایط جدید به صرافی‌هایی مراجعه می‌کنند که قید و شرطی برای فروش دلار در نظر نگرفته‌اند، به این معنی که در خیابان فردوسی باز هم صرافانی هستند که تنها با ارائه کارت ملی به مردم عادی یا همان دلالان امروزی دلار می‌فروشند.
اقدام برخی از صرافی‌ها مبنی بر فروش دلار فقط با ارائه بلیت و پاسپورت، خشم و عصبانیت برخی از دلالان را به همراه داشته است؛ این دلالان در واکنش به این اقدام صرافی‌ها به خبرنگار فارس می‌گویند، قرار دادن این شرط فقط موجب سود کردن صرافان است. یکی از دلالان که همه روزه در خیابان فردوسی به خرید و فروش ارز با قیمت آزاد می‌پردازد، چنین می‌گوید: وقتی که صرافان این صف‌ها را می‌گذارند تنها به تعداد کمی از متقاضیان دلار می‌فروشند و مابقی را نزد خود نگه می‌دارند، وی تاکید می‌کند صرافان مابقی دلارها را با نرخ آزاد به دلال‌ها می‌فروشند.
طی روز گذشته صرافی‌های مجاز با قیمت ۱۰۵۰ تومان و دلالان با قیمت ۱۰۹۰ تومان دلار را به مردم می‌فروختند.
گزارش خبرنگار فارس حاکی است نوسانات بازار ارز در حالی همچنان ادامه دارد که بانک مرکزی از کنترل این بازار خبر داده بود، اما آنچه در واقعیت به چشم می‌خورد ثابت ماندن قیمت دلار از روز چهارشنبه تاکنون است.
دلار به مردم عادی در فرودگاه‌ها فروخته شود
مدیر صرافی بانک ملی از ارائه درخواستی به رییس کل بانک مرکزی مبنی بر فروش دلار در فرودگاه‌ها در قبال ارائه بلیت و گذرنامه و فروش دلار به صرافی‌ها با قیمت ۱۰۴۵ تومان و مردم عادی با قیمت ۱۰۵۰ تومان خبر داد و گفت: هم‌اکنون افرادی در صف‌ها می‌ایستند که دلال هستند؛ اصلا فروش دلار در قبال ارائه کارت ملی صحیح نیست. اسد‌اله اسدپور در گفت‌وگو با فارس ضمن تشریح وضعیت فروش ارز در صرافی بانک ملی طی روز گذشته،‌ اظهار کرد: قیمت فروش دلار برای صرافی‌های مجاز ۱۰۴۵تومان و مردم عادی ۱۰۵۰ تومان بود.
وی با بیان اینکه بیشتر جمعیتی که مقابل این صرافی در صف ایستادند، صراف‌ هستند، افزود: درحالی که صرافی‌های ملی و ملت فقط به صرافان و کسانی که دارای مدارکی مانند گذرنامه و بلیت هستند دلار می‌فروشند، ولی بازهم در صف‌های مقابل صرافی‌های دیگر عمدتا دلالان حضور دارند. مدیر صرافی بانک ملی از فروش ۲۰ میلیون دلار تا ساعت ۱۲ بعدازظهر روز گذشته به صرافی‌ها و اشخاص حقیقی دارای مدارک معتبر خبر داد و گفت: صرافی بانک ملی به تمام صرافی‌های تهران و شهرستان‌ها دلار می‌فروشد؛ خیلی کم در صف این صرافی افراد غیر «صراف» حضور دارند.
وی در ادامه به صحبت‌های خود با رییس کل بانک مرکزی اشاره و تصریح کرد: از آقای بهمنی درخواست کردم تا تمامی کسانی که بلیت و گذرنامه دارند از فرودگاه دلار مورد نیاز خود را تامین کنند. مدیر صرافی بانک ملی تاکید کرد: کسانی که احتیاج ندارند نباید در صف خرید دلار بایستند، زیرا پول رایج کشور ریال است و برای سبزی خریدن و مصارف روزانه نیازی به دلار نیست و این ارز در این موارد کاربرد ندارد. وی اضافه کرد: باید به مصرف‌کننده واقعی دلار فروخته شود و دلیلی ندارد که با ارائه کارت ملی به اشخاصی که احتیاجی ندارند دلار فروخته شود.
اسدپور خاطرنشان کرد: با باز شدن راه حواله‌های ارزی باید وضعیت خرید و فروش دلار در بازار به حالت عادی برگردد.
مردم بی‌توجه به توصیه‌های بانک مرکزی هنوز دلار می‌خرند
صرافی‌های بازار دیروز مجاز شدند که هر دلار را ۱۰۵۰ تومان به مردم عرضه کنند، در عین حال ادامه روند کاهشی نرخ دلار در بازار در دستور کار بانک مرکزی قرار دارد. اسدالله اسدپور در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر گفت: امروز (دیروز) صرافی‌های بانکی هر دلار را به قیمت ۱۰۴۵ تومان به صرافی‌های دارای مجوز بانک مرکزی و ۱۰۵۰ تومان به مردم عادی می‌فروشند.
مدیرعامل صرافی بانک ملی تصریح کرد: صرافی‌های بانکی نیز مجاز شدند که هر دلار را ۱۰۵۰ تومان به مردم بفروشند که این قیمت در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه هفته گذشته نیز اعمال شد.
وی با بیان اینکه بر اساس برنامه بانک مرکزی قیمت دلار باز هم کاهش خواهد یافت، تصریح کرد: هم‌اکنون با کاهش تقاضا برای خرید دلار مواجه هستیم. در عین حال حواله‌جات نیز باز شده است. اسدپور در مورد ازدحام جمعیتی در مقابل صرافی بانک‌ها از جمله صرافی بانک ملی برای خرید دلار، گفت: همیشه دلالان بازار برای خرید دلار در مقابل صرافی‌ها تجمع می‌کنند. مدیرعامل صرافی بانک ملی ادامه داد: صرافی‌های بانکی و صرافی‌های مجاز باید از فروش دلار به دلالان و سفته بازاها امتناع کنند و تنها به مردم دلار عرضه نمایند.
وی از فروش ۲۲ میلیون دلار در روز پنج شنبه گذشته توسط صرافی ملی خبرداد و افزود: با توجه به کاهش تقاضای خرید دلار، رقم فروش در روز پنج شنبه نسبت به روز چهارشنبه کاهش داشت. اسدپور خاطرنشان کرد: در روز پنجشنبه از ساعت ۱۴ بعدازظهر دیگر متقاضی برای خرید دلار وجود نداشت. دیروز صبح مجددا صف‌های طولانی در مقابل صرافی بانک‌ها و برخی از صرا فی‌های مجاز تشکیل شده بود. مردم به‌رغم توصیه‌های بانک مرکزی مبنی بر اینکه قیمت‌ها کاهش خواهد یافت، هر روز برای خرید دلار در مقابل صرافی‌ها به صف می‌ایستند.
دیروز صرافی‌ها قیمت فروش هر دلار را بر روی تابلوهای خود ۱۰۵۰ تومان و قیمت خرید را ۱۰۴۵ تومان درج کرده بودند. برخی از صرافی‌ها نیز طبق معمول، هیچ قیمتی بر روی تابلوها حک نکرده بودند.
همچنین قیمت فروش هر یورو دیروز در بازار ۱۵۴۰ تومان و قیمت خرید ۱۵۲۰ تومان بر روی تابلوی صرافی‌ها اعلام شد.

چاپ خبر

——————————————————————————–

www.donya-e-eqtesad.com

کلیه حقوق این سایت متعلق به روزنامه دنیای اقتصاد بوده و بلامانع است.
نرم افزار مدیریت خبر . نسخه ۱ . (نگارش)

Copyright ©۲۰۰۶ den – All Right Reserved

تنزل یک روزه ۱۰۰۰ واحدی بورس تهران از ۱۹ به هیجده هزار یعنی تقریباً ۵ در صد در یک روز یعنی کاهش چند صد میلیاردی یا هزار میلیاردی سرمایه سرمایه گزاران. مدیر عامل بورس یا نمی داند و یا نمیتوند این سقوط یک روزه را توضیح دهد و به توضحیات نامفهوم می افتد.
ولی بایَد گفت این یک رعد و برق در یک آسمان صاف نیست. ابرهای سراسری سیاه و سنگینِ بحران بر فراز اقتصاد مملکت، سقوط اقتصادی و گسنرش اپیدمیک ورشکستگی را خبر میدهد.
سقوط بورس تهران ادامه خواهد یافت همچنانکه سقوط ریال. مُسکن های موقتی دولت و سیاست گذاران مالی و پولی هم موقتاً و به قیمت انباشت قدرت بالقوه تخریبی بحران میتوانند این سقوط را، از این ستون به آن ستون، به تأخیر بیاندازند.
کلان بورسبازان، دست اندکاران و آنها که از پشت پرده ی اوضاع اقتصادی آگاهند و به آمارهای واقعی تر دسترسی دارند سهام خود را نقد میکنند و آنهم به طلا و دلار و یک مشت اوراق بی ارزش و منفی را برای سهامداران متوسط، خُرده پا، موسسات دولتی و نیمه دولتی مثل شستا و سایر صندوق های بیمه باقی میگذارند. بانکهای دولتی نیز میمانند با سهام این کلان سرمایه بازان، بعنوان اسناد تضمنی وامهای ملاخور شده که قریب نه ۴۹ میلیارد دلار رغم اعلام شده بلکه قریب یکصد میلیارد دلار برآورد میشود . نه طوفان بلکه سونامی اقتصادی در راه است و با بیل و کلنک هم نمیتوان جلوی آنرا گرفت.

حقیقت تلخ در جام شیرین ظنز! از میان میلهای رسیده!

Share Button

از یارو میپرسن ۲۲ بهمن چه روزیه؟ میگه روزی که جمهوری اسلامی به ایران حمله کرد.

++++++++++++
جهان سوم
جائیست که اگر روزه خودت رو بخوری اخراج میشی ولی اگر رای مردم روبخوری
رئیس جمهور, اگر زنا کنی سنگسار میشی ولی اگر تجاوز کنی سردار, چک برگشتی
داشته باشی میشی کلاهبردار ولی پول نفت و ببخشی به فلسطینیها میشی رهبر, با
بد بختی مدرک بگیری میشی راننده تاکسی ولی جعل کنی میشی وزیرکشور,شکایت
کنی کشته میشی و بکشی درجه میگیری,مال حلال بخوری میشی گداحرام بخوری میشی
وزیر

+++++++++++++++
در پی ناله ها و شکایات مردم به خدا در رابطه با وضع کنونی ایران خدا اعلام کرد : به من گیر ندین منم مثل شما منتظر ظهور امام زمانم
++++++++++++
عجب حکایتی شده! دیگه نمی تونیم یه کاری کنیم بچه هامون دو زار حساب ببرن!
قدیما مادرها برمی گشتن می گفتن: نکن! می گم لولو بیاد بخورتتا!
حالا اینو بگی بچه هه برمی گرده میگه: مامان، تو هوای خودت رو داشته باش! ب
++++++++++++++

اوایل انقلاب گفتند بچه بیاورید تا لشکر امام زمان را کامل کنیم و اینگونه بود که ما فرت و فرت بدنیا آمدیم؛ اما زهی خیال باطل! لشکر امام زمان که هیچ، دار و دسته لیان شامپو هم نشدیم! مع الوصف ما که با آن هدف متعالی بعمل آمدیم این شدیم! باید گریست بحال بچه هایی که برای یک میلیون تومان…ناقابل! تولید میشوند

++++++++++++

از لقمان پرسیدند: ادب از که آموختی؟گفت: ولم کنین بابا، من الآن چند ماه که دیگه نماز جمعه نمی‌رم!!!!

+++++++++++++++++++

عجیب ترین کشور دنیا ایرانه به این دلیل که:
یران تنها کشوری است که در دانشگاه آن
نماز می خوانند و در مصلی آن کتاب می فروشند .
ایران تنها
کشوری است که در آن سیاستمداران کار اقتصادی می کنند، شرکتهای اقتصادی کار
سیاسی می کنند و نیروهای نظامی کار تولیدی می کنند.
از هر ۱۰۰۰ مفسد اقتصادی یکی و از هر ۱۰۰۰ فعال سیاسی ۹۹۹ نفر در زندان داریم
در همه جای دنیا آثار باستانی را از زیر آب در میاروند، در ایران می برند زیر آب!؟
+++++++++++++
در پی اعلام آمادگی رئیس جمهور محبوبمان برای مناظره با اوباما، احمدی نژاد از همه

هموطنان غیور خواست، هرگونه عکسی که از همسر اوباما دارند در اختیار او بگذارند!

+++++++++++++++++

قابل توجه بسیجی هایی که ساعت ۸:۱۵ افطار میکنند : یادش بخیر زمان خاتمی ساعت ۵
افطار میکردیم…!!!

+++++++++++++++ \
آب را گل نکنید…وگرنه خدا با اون گِله یه احمدی نژاد‌ ِ دیگه می سازه ها!!

++++++++++++++++
طرف میره خرشو بفروشه وسط راه خوابش میبره وقتی بیدار میشه میبینه خره داره پول میشمره

++++++++++++++++
حجاب
همچون صدفی است که انسان را از گشت ارشاد مصون می دارد!

++++++++++++++
انگلیس جزیره ای در نزدیکی قاره ی
آفریقا نیست، امّا ایران آفریقایی در مرکز خاورمیانه ی ثروثمند است.

++++++

سازمان هوا شناسی اعلام کرد علت گرد و غبار های اخیرکشف شد :
احمدی نژاد کت خود را تکان داد !
در ضمن تهدید کرد اگر مردم باز به خیابانها بیایند
جوراب خود را در سد کرج می اندازد

از یارو میپرسن ۲۲ بهمن چه روزیه؟ میگه روزی که جمهوری اسلامی به ایران حمله کرد

++++++++++++
جهان سوم
جائیست که اگر روزه خودت رو بخوری اخراج میشی ولی اگر رای مردم روبخوری
رئیس جمهور, اگر زنا کنی سنگسار میشی ولی اگر تجاوز کنی سردار, چک برگشتی
داشته باشی میشی کلاهبردار ولی پول نفت و ببخشی به فلسطینیها میشی رهبر, با
بد بختی مدرک بگیری میشی راننده تاکسی ولی جعل کنی میشی وزیرکشور,شکایت
کنی کشته میشی و بکشی درجه میگیری,مال حلال بخوری میشی گداحرام بخوری میشی
وزیر

+++++++++++++++
در پی ناله ها و شکایات مردم به خدا در رابطه با وضع کنونی ایران خدا اعلام کرد : به من گیر ندین منم مثل شما منتظر ظهور امام زمانم
++++++++++++
عجب حکایتی شده! دیگه نمی تونیم یه کاری کنیم بچه هامون دو زار حساب ببرن!
قدیما مادرها برمی گشتن می گفتن: نکن! می گم لولو بیاد بخورتتا!
حالا اینو بگی بچه هه برمی گرده میگه: مامان، تو هوای خودت رو داشته باش! ب
++++++++++++++

اوایل انقلاب گفتند بچه بیاورید تا لشکر امام زمان را کامل کنیم و اینگونه بود که ما فرت و فرت بدنیا آمدیم؛ اما زهی خیال باطل! لشکر امام زمان که هیچ، دار و دسته لیان شامپو هم نشدیم! مع الوصف ما که با آن هدف متعالی بعمل آمدیم این شدیم! باید گریست بحال بچه هایی که برای یک میلیون تومان…ناقابل! تولید میشوند

++++++++++++

از لقمان پرسیدند: ادب از که آموختی؟گفت: ولم کنین بابا، من الآن چند ماه که دیگه نماز جمعه نمی‌رم!!!!

+++++++++++++++++++

عجیب ترین کشور دنیا ایرانه به این دلیل که:
یران تنها کشوری است که در دانشگاه آن
نماز می خوانند و در مصلی آن کتاب می فروشند .
ایران تنها
کشوری است که در آن سیاستمداران کار اقتصادی می کنند، شرکتهای اقتصادی کار
سیاسی می کنند و نیروهای نظامی کار تولیدی می کنند.
از هر ۱۰۰۰ مفسد اقتصادی یکی و از هر ۱۰۰۰ فعال سیاسی ۹۹۹ نفر در زندان داریم
در همه جای دنیا آثار باستانی را از زیر آب در میاروند، در ایران می برند زیر آب!؟
+++++++++++++
در پی اعلام آمادگی رئیس جمهور محبوبمان برای مناظره با اوباما، احمدی نژاد از همه

هموطنان غیور خواست، هرگونه عکسی که از همسر اوباما دارند در اختیار او بگذارند!

+++++++++++++++++

قابل توجه بسیجی هایی که ساعت ۸:۱۵ افطار میکنند : یادش بخیر زمان خاتمی ساعت ۵
افطار میکردیم…!!!

+++++++++++++++ \
آب را گل نکنید…وگرنه خدا با اون گِله یه احمدی نژاد‌ ِ دیگه می سازه ها!!

++++++++++++++++
طرف میره خرشو بفروشه وسط راه خوابش میبره وقتی بیدار میشه میبینه خره داره پول میشمره

++++++++++++++++
حجاب
همچون صدفی است که انسان را از گشت ارشاد مصون می دارد!

++++++++++++++
انگلیس جزیره ای در نزدیکی قاره ی
آفریقا نیست، امّا ایران آفریقایی در مرکز خاورمیانه ی ثروثمند است.

++++++

سازمان هوا شناسی اعلام کرد علت گرد و غبار های اخیرکشف شد :
احمدی نژاد کت خود را تکان داد !
در ضمن تهدید کرد اگر مردم باز به خیابانها بیایند
جوراب خود را در سد کرج می اندازد

بحران اقتصادی کشوروانفعال رسانه های ایرانیان خارج کشور

Share Button

توجه و تلاش بسیاری از فعالان سیاسی، رسانه های خارج کشوری منتقد دولت احمدی نژاد، روی سیاستهای مخربش و نقض مدام و خشن اولیه ترین حقوق شهروندی از طرف آن متمرکز است. در اینکه پیکار در این عرصه ها: دفاع از حقوق زندانیان سیاسی، مخالفت با اعدام مخالفین، سرکوب تظاهرات مسالمت آمیز مردم و .. ، کاری لازم است و تلاش در این راستا توانسته است نقاب ازچهره ضد انسانی، نه تنها احمدی نژاد بلکه کلیت رژیم بردارد و آنرا بعنوان یکی از ضد مردمی ترین رِژیمهای موجود دنیا به جهانیان معرفی کند، کمترین تردیدی نیست. ولی محدود کردن پیکار برای دموکراسی به موارد عدیده نقض حقوق بشر از سوی حکومت، آنهم با یک بی نظمی سازمانگرانه ای، به نحوی که هرکس از هرگوشه دنیا بکمک امکانات سایبری، خود را زبان اعتراض حقوق بشری جامعه ما کند، چنان آب را در این عرصه گل آلود میکند که نهایتاً خود رژیم در آن ماهی میگیرد. خود رژیم در فرجام این روش کاری میتواند در این فضای تاریک سایبری ابتکار مبارزه برای حقوق نقض شده قربانیان خود را خود بدست گیرد، تا آن را به نا کجا آباد دلخواهش بکشاند. بهر حال مراد از این یاداشت پرداختن به این مسئله نیست و سعی میکنم درآینده اگر فرصتی دست دهد مفصلتر بدان بپردازم. این اشاره در اینجا ناشی از این است که نگارنده این سطور بر آنست که این عرصه مبارزه، سایر عرصه ها را که بلحاظ سیاسی میتوانند اهمیت بیشتری بلحاظ نتیجه مندی نهایی اشان داشته باشند تحت الشعاع قرار داده است و بحران اقتصادی کنونی کشور یکی از آنهاست.
بحران ارزی، تورمی و کلاً اقتصادی ای که امروز دامن نظام را گرفته است موضوع این یاداشت است. این بحران به بزرگترین چالش نظام در دوران موجودیتش تبدیل گشته است. برخی تحلیل گران؛ این بحران را نتیجه تحریمها میدانند، برخی ناشی از سوء مدیریت دولت احمدی نژاد، برخی ناشی از سیاست جدید مستقیم کردن یارانه ها و برخی نیز واردات بی رویه و.. . اما بنظر نگارنده این سطور این ها همه در عین درستی نسبی خود فقط لایه خارجی قضیه را مینمایانند.
بحرانی که امروز گریبان حکومت اسلامی ما را گرفته است بحرانی ساختاری و ناشی از ذات مدیریت سیاسی مبتنی بر ایدئولوژی اسلامی حاکم بر نظام است. هرچند از بار معنویت دینی این ایدئولوژی دیگر ذره ایی درچنته نظام باقی نمانده است ولی آثار زیانبارِ در آمیختن ایدئولوژی دینی با مدیریت اقتصادی و سیاسی همچنان اثر مرگ بار و فلج کننده خود را بر کل سیاست و اقتصاد مملکت میگذارد.
تنها کاری که مستقیم سازی یارانه ها، تحریمها و فتنه ارزی و پولی و شیوع سریع اپیدمی دلالی و سفته بازی ارزی کرده و میکند، شتاب دادن به آن بحران ساختاری و درونزادی است که نطفه اش در زهدان گفتمان اقتدارگرایانه حاکم بسته شده و با جان نظام پیوند «حیاتی» یافته است. مدیران نظام میکوشند از یکسو این پدیده را با توسل به انواع مسکن هائی که به نوبه خود پیامدهای مرگبار اقتصادی دارند کنترول کنند و از سوی دیگر آنرا یا به دلالان، مردمی که بوی کباب درآمد مفت به دماغشان خورده و به سوی این بازار کشیده شده اند و یا فتنه ارزی و اقتصادی منتسب کنند. ولی همه این پدیده ها در هر نظام و کشوری، قانونمندانه زمانی ظهور میکنند که بوی حلوای نظام محتضر سیاسی شامه ها را تحریک و ندای الرحمن برای آن گوش ها را تیز کرده است. و الی، چرا این عوامل نمیتوانند، مثلاً رژیم اردن، مراکش، یا لیبی را به چنین مخمصمه ای بیاندازد؟ از سوئد و نروژ و لوگزامبورگ و.. ، حرف نمیزنم.
مدیران اقتصادی کشور، شاید، بکمک فرماندهی نیروی انتظامی و یا نیروهای خود جوش بتوانند، نهایتاً، پس ازعرضه آخرین دلار و دِرهم های بانک ملی و مرکزی به متقاضیان ارزی که بسیاری از آنها هدفی جز حفظ ارزش و قدرت خریدِ پس اندازها و یا سرمایه خود ندارند، بزورِ بگیر و ببند، صف جلوی بانکها را متفرق کنند ولی باید بدانند که این بحران ساختاری به نقطه ائی رسیده است که حل خود را «عاجلانه» میطلبد و مسئله اینست که در چهار چوب این دولت که کمترین اجماعی پشت سر آن وجود ندارد این معضل ساختاری نه تنها قابل حل نیست بلکه روز بروز با شبه تدابیر مخربترهمین دولت عمق و ژرفش بیشتری میابند. شکاف بین ارزش واقعی پول ملی ما «ریال» و ارزهای خارجی که طی دولتمداری آقای احمدی نژاد تعریض و تعمیق گردیده است میرود تا با ژرفش گرفتن بیشتر خود گور کلیت نظام را بکند زیرا در فضای نا مطمئن اقتصادی و سیاسی کنونی در کشورمان، کمترین انگولکی به نرخ رسمی دلار بعنوان نماینده همه ارزها دیگر، به مثابه بازی با چاشنی بمب اتمی است که در زیر ساخت اقتصاد کشورمان بدست همین دولت کارگذاشته شده است و، بحال خود رها کردن این شکافِ تعمیق و تعریض شونده نرخ برابری نیز بمعنی نظاره انفعالی بر انباشت نیروی انفجاری این بمب هسته ائی پولی است.
حال، سخن من و همچنین تعجب من؛ از اینست که چرا این مسئله بسیار مهم که حتی در اکثریت رسانه های تحت کنترول داخلی و سایت های اینترنتی داخلی اینقدر مورد بحث قرار گرفته است بازتابی در رسانه های اپوزیسونی و نیمه اپوزیسونی خارج کشور و اینهمه سایت های مستقل مدعی رژیم نیافته است.
ایا این بی توجهی تصادفی است؟
بحران ارزی کنونی تنها زحمتشکشان یدی و فکری مستمری بگیر، صاحبان گارگاه های خُرد و متوسط و یا حتی کلان صنایع مارا خُرد نمیکند بلکه آن عده از ایرانیان مهاجر را هم که به امید سود، طی این سالهای خارج نشینی، اندوخته هایشان را به ایران انتقال داده یا به ازای بهره ی ۲۰ درصدی به بانکها سپرده و یا در زمین ومستقلات سرمایه گذاریها کرده اند، بنحوی سورپرایز کننده، متضرر خواهد. اگر این رسانه ها و سایتها نمیتوانند به مردم داخل کشور اطلاع رسانی کنند، میتوانند اقلاً برای این گروه از ایرانیان مقیم خارج این کار را بکنند. ناگفته باید پیدا باشد که دفاع ازمعشیت دهها میلیون ایرانی که ممکنست در اثر سوء مدیریت دولت آقای احمدی نژاد بیشتر از امروز هم به روز سیاه بیفتند کمتر از مبارزه برای حقوق بشر و خُرده کاریهای حاشیه آن واجد اهمیت نیست. در یایان این یاداشت و آنهم اختصاراً باید بگویم، آنها که با لات و لمپن نامیدن آقای احمدی نژاد و رفتار سیاسی او، وی را مورد انتقاد قرار میدهند باید بدانند که مورد خنده تمسخر آمیز همین آقای احمدی نژاد قرار میگیرند. آقای احمدی نژاد و مقام رهبری دیگر، قطار اتکاء به نیروهای سیاسی و اقشار مدرن جامعه را از دست داده اند و خود اینرا میدانند و لذا بفکر نشستن در صندلی نخست و فرماندهی رهبری قطار نیروهای واپس مانده اجتماعی در سراسر جهان هستند تا بلکه شاید از طریق آن بتوانند با شانتاژ هسته ایی به تعامل با دنیای متمدن برسند، آقای احمدی نژاد دیگر نه تنها تّره هم برای اینکه بعنوان آیشمن اسلامی در دوران معاصر معرفی شود خُرد نمیکند بلکه احساس غرورِ مهم و مطرح بودن هم میکند، آقای احمدی نژاد ابائی از این ندارد که جهان و افکارعمومی و وجدان بیدارجهانیان بدانند که کشور تحت مدیریت او در سودای تبدیل شدن به یک قدرت اتمی است. او نه تنها پروائی از این گونه اتهامات ندارد بلکه این اتهامات برای او تهدیداتیست که به فرصتِ خوبی هم برای جلب توجه نیروهای عقب مانده اجتماعی در سراسر منطقه و شاید جهان تبدیل شده و به او کمک میکنند تا از یک موضع عقب مانده، غرب ستیزانه و با استفاده از زبان لومپنی، جاهلانه، خرافه و تعصب آمیز، خود را به پیشوای کاریسماتیک عقب مانده ترین نیروهای اجتماعی، سیاسی و مذهبی کشور خودمان در درجه اول و آنگاه منطقه و بعد جهان اسلام و آنسوی اسلام فرابرویاند. لذا آن رسانه و نیرو هائی که این تاکتیک تبلیغی احمدی نژاد را درک نکرده اند نادانسته و نا خواسته به آن کانالی تبدیل گردیده اند که از مجرای آن احمدی نژاد گفتمان و پیامش را رایگان در سراسر جهان تبلیغ میکند. احمدی نژاد بدون کمکِ رسانه های معتبر بین المللی و مخالفینش نمیتوانست خود را به یک چهره سیاسی مطرح در سطح جهان که دنبال مخاطبین ویژه خود است تبدیل کند. پیام او از طریق رسانه های غرب و مخالفینش به پابرهنه ها و کوخ نشینان سراسر منطقه و جهان میرسد و برای او یک سرمایه مجانی پوپولیستی ایجاد میکند و این، آن چیزی است که او بدنبالش می باشد.
به سخره گرفتن آن اقتدار، ثروت و نظمی که غرب مظهر آنست، ارضا کننده عقده و شیرین کننده ذائقه آن توده های فردوست و فرو مانده درعقب ماندگی دینی ای است که با هر علت اجتماعی و یا تاریخی از قافله توسعه در جهان جا مانده اند و برانگیختن احساسات بر آمده از این پیش زمینه ها در این اقشار اجتماعی هیچ ربطی به عدالت خواهی، زور ستیزی استیلا جویانه و مبارزه با سرمایه داری ندارد.
نتیجه اینکه رسانه های جهانی و بخشی اپوزیسوین عملاً بطور غیر مستقم با تبلیغات نادرست ضد احمدی نژادی او را در هدفش یار میکنند.
روزی یکی از نزدیکان لنین در یک جلسه حزبی میگوید که فلان فرد بالای حکومتی به ما خیلی فحاشی کرده و بد و بیراه میگوید و نشریه های تزاری هم آنرا درج میکنند. پاسخ لنین این است: ـ چه بهتر ازاین! آنها مارا با فحاشی خود درجامعه مطرح میکنند!
البته قامت کوچک سیاسی آقای احمدی نژاد از اعضای ساده حزب سوسیال دموکرات آنروز روس خیلی کوتاه تر است ولی مُتد آوازه گری در هردو مورد یکی و همان است.

دولار و سایر ارزها دو نرخی و دلال بازی ارزی رواج می یابد!

Share Button

دولار و سایر ارزها دو نرخی و دلال بازی ارزی رواج می یابد!
سایت نشریه «دنیای اقتصاد» دیروز یکشنبه ۱۸ مهر، خبر از کاسته شدن صفهای ارزی و تنزل دلار در بازار ارز خبر میدهد. ولی توضیح ذیل تیترِ « صف‌های خرید ارز کاهش یافت» گزارش این سایت وابسته به اصولگرایان، حکایت دیگری داردکه کلیپ هائی از آنرا ذیلاً می آورم:
«.بازار دلار به سوی آرامش و کاهش صف‌های مردم برای خرید دلار دولتی در مقابل صرافی‌ها از نشانه‌های بازگشت آرامش است…».
«.. مدیر صرافی بانک ملی ضمن اشاره به اینکه قیمت فروش دلار طی روز یکشنبه به‌علت تعطیلی بازارهای جهانی مشابه روز گذشته است، به خبرگزاری فارس گفت: دیگر به دلالان دلار نمی‌فروشیم و همین باعث کم‌شدن ازدیاد جمعیت مقابل صرافی شده است…».
«.. مدیر صرافی بانک ملی گفت: تنها با ارائه مدارک مربوط به واردکنندگان،‌ صرافان و مسافران دلار فروخته می‌شود…».
«…اسد پور در مورد میزان فروش دلار در صرافی بانک ملی طی روز یکشنبه (دیروز) اظهار کرد: روز شنبه معادل ۳۰ میلیون دلار به فروش رسید و روز یکشنبه این رقم افزایش یافته و تنها تا این ساعت (ساعت ۱۳) این صرافی ۳۰ میلیون دلار فروخته است…».
«..
با وجود انتقادهایی که فعالان بخش خصوصی مدت‌ها است به تثبیت نرخ ارز ابراز می‌کنند، معاون وزیر بازرگانی در توسعه خارجی تصریح کرد: اکنون شرایط مناسبی برای بحث تعدیل نرخ ارز نیست…».
«…، محسن حاجی‌بابا، یکی دیگر از اعضای اتاق اظهار کرده بود: «منصفانه‌ترین و سریع‌ترین راه برای جبران هدفمندکردن یارانه‌ها نرخ ارز است. تنها راهی که در ارتباط با واردات و صادرات و هدفمند کردن یارانه‌های عادلانه می‌تواند عمل کند، موضوع نرخ ارز است و هر راه دیگری ۱۰۰درصد غیرعادلانه و کند خواهد بود….».
«…. با وجود این انتقادات و حتی پیشنهادی که بعد از مدت‌ها از سوی یکی از مقامات اتاق بازرگانی ایران مبنی بر هزار و ۷۰۰ تومان شدن نرخ دلار مطرح شد، معاون توسعه خارجی وزارت بازرگانی به مانند قائم مقام این وزارتخانه اعتقاد دارد که بحث نرخ در شرایط هدفمندسازی یارانه‌ها نباید مطرح شود….».
گزارش مورد اشاره« دنیای اقتصاد» حاکی از این است که صفها ارزی بعلت:
۱ ـ خوداری صرافیهای بانک ملی از عرضه ارز به دلال ها کم شده اند.
۲ ـ فقط به مسافران، وارد کنندگان،، صرافان و.. آنهم با « ارائه مدرارک مربوطه» ارز فروخته میشود.
۳ ـ در کمتر از نیمروزه یکشنبه باندازه تمام روز یکشنبه ارز فروخته شده است.( ۳۰ میلون دلار).
۴ ـ معاون وزیر بازرگانی قبول دارد که نرخ تسعیر دلار باید بالا برود ولی شرایط را مناسب نمیداند.
۵ ـ آقای محسن حاج بابائی بعنوان یکی از اعضای اطاق بازرگانی و زبان صادرکنندگان، تنها افزایش سریع نرخ برابری دلار را راه برون رفت از بحران میداند و قائم مقام وزارت بازرگانی نرخ ۱۷۰۰ تومان را مناسب میداند. و… .
پس اولاً پیام اینست که افزاش نرخ دلار و تبعاً سایر ارزها نسبت به ریال اجتناب ناپذیر است ولی فرصت مناسب باید فراهم شود.
از آخر قضه شروع میکنم. اولاً در کشورهای پیش رفته ی دارای بازرگان وسیع و سیستم پولی متأثر شونده از بازار جهانی، فقط مقامات بانگ مرکزی هستند که راجع به تنزل و یا افزایش نرخ برابری پول ملی تصمیم میگیرند و نه در اطاقهای بازرگانی و صنایع و.. . از این مهمتر، تصمیم در این زمینه که به زندگی همه مردم مربوط شده و بر معیشت همگانی اثر میگذارد، در اطاقهای دربسته بدون اطلاع قبلی رسانه ها و موسسات ذینفع انجام شده و بلافاصله اعلام میشود و معمولاً پس پایان ساعات کاری و روز تجاری. هدف از این پنهانکاری، اجتناب از عملیات سفته بازانه پولی است. همین روش در مورد تغیرات نرخ بهره بکار بسته میشود. اگر این سّریت رعایت نشود، کلان پولدارها سرشیر همه تدابیر پولی را جمع کرده و پس آبِ خالی را برای نظام پولی و مردم باقی میگذارند.
در ایران ما این رویه کار، کاملاً برعکس انجام میشود. درکریدورهای اطاقهای بازرگانی و صنعت داد زده میشود که ریال باید دیر یا زود تنزل یابد و… . این، یعنی علامت به صادرکنندکان تا تعهدات ارزی خود را به تأخیر بیاندازند، به وارد کنندگان تا زود تر سفارش و گواهی ارزی بگیرند، به پولدارها و دلالان و سفته بازها که سودی ۳۰ ـ ۴۰ درصدی در اینجا خوابیده است پول خود را تسعیر کنید. به آنها که میخواهند ارز وارد کنند، یعنی صبر کنید، به آنها که میخواهند ارز صادر کنند یعنی عجله کنید و… .
و اما راجع به گزاره های پیشین بر این:
بحران و تب دلار در بازار نخوابیده است بلکه مقامات بانکی غیر مستقیم اعلام کرده اند که شعار روز اول آنها راجع به اشباع بازار با عرضه نامحدود ارز توخالی بوده است. درگام اول، آنها سهم هر مشتری را از ۳۰ به ۳ هزار دلار و سپس به ۲ هزار دلار تقلیل دادند. این اقدام مؤثر نبود فروش ارز را مشروط و مطالبه مدارک قابل قبول وارداتی ، مسافرتی و یا صرافی و… . را بر آن افزودند.
این رویکرد ها در برخورد با نظام ارزی شناخته تر از آن هستند که برای سنجش پیامد آنها درایت و یا تخصص وِیژه اقتصادی لازم باشد.
در اتحاد جماهیر شوروی سابق، پشت شیشه بانکهائی که همه دولتی بودند نرخ روبل کشور شوراها در برابر دلار تقریباً یک نیم برابربود اما همین نرخ جلوی هتل های خارجی ها، توسط دلال ها یکدهم یعنی ۱۰ ـ ۱۵ سنت. و این تنها در اتحاد جماهیر شوروی نبود که وضع براین منوال بود درتمام کشور های بلوک شرق سابق، موازی با نرخ و بازار رسمی و دولتی ارز، یک نرخ سیاه هم وجود داشت. توریستها میتوانستند با تسعیر ارز خود در بازار سیاه همه چیز را از سکس گرفته تا عطر و ادکلن و البسه پوستی را به قیمت نسبتاً مفت بخرند. این اقتصاد سیاه و سفید چیز ناشنا خته ائی نیست. منتها کشورهای بکوک شرق سابق این تفاوتهای اساسی را با میهن اسلامی امروز ما داشتند که آنها ۵ میلیون تبعه مهاجر نداشتند که در رفت و آمد دائم به کشور باشند. آنها چنان مرزهای کنترل شده ائی داشتند که میتوانستند پرواز پرندگان را هم از روی سیم های خاردارشان را کنترول کنند. آنها هزاران منفذ قاچاق مرزی نداشتند که میلونها نفر را به اقتصاد خود مشغول کرده باشد. رواج فساد و ارتشاء در آنجاها( بهر دلیلی) در حد کشور ما نبود. د رآنجا بخش خصوصی ای که هزاران هزار میلیارد تومان نقدینه شناور و سیال داشته باشد نداشتند و… . آنها صنایعی که بند نافشان به واردات قطعات و لوازم یدکی و ماشین الات خارجی باشد و مبادلات خارجی اشان کنترول پذیر نباشد نداشتند و… .
پس باید به طور خلاصه گفت که با محدود و مشروط شدن عرضه ارز از طرف بانک ملی و مرکزی، بازار سیاه ارزی د رکشور ما نه تنها شکل خواهد گرفت بلکه بسرعت تنومند خواهد شد تا جائی که کنترل ارزی را از دست ارگانهای رسمی پولی و بانکی در اورد. بر تعداد مسافرین یکروزه خارجی که فقط به خاطر سود راحت از اینطرف مرز به آنطرف مرز میروند تا سهمیه ارزی بگیرند افزوده خواهد شد. بر حجم تقلبات و سوء استفاده ارزی در مبادلات خارجی، چه در بخش دولتی و چه بخش خصوصی افزوده خواهد گشت. فساد و رشوه خواری مثل بافت سرطانی در تمام تارو پود نظام بانکی و گمرکی بیشتر از گذشته خواهد طنید و اقتصاد تولیدی و سالم را برزمین خواهد کوبید.
برای دولت و بانک مرکزی فرصت برای تعدیل نرخ ارز از دست رفته است و با توجه به حجم آوارگونه نقدینگی در بازار، کنترول نرخ ارز از دست دولت خارخ و بدست دلالان خواهد افتاد.
با توجه به دادو ستد وسیع خارجی کشور، تحت کنترول در آوردن معاملات ارزی برای ارگانهای مربوطه و مسئول ناممکن خواهد شد.
روند فرار سرمایه شتاب گرفته با سقوط غیر قابل کنترول ریال در بخشهائی از اقتصاد کشور، سیر معکوس قاچاق ( قاچاق از داخل به خارج) شتاب خواهد گرفت که موجب احتکار داخلی، تورم بیشتر و نایابی کالاهای مصرفی و بویژه قاچاق کالاهای برخوردار از سوبسید های دولتی مثل شکر، سوخت، آرد و برنج حبوبات و.. .
بر متن این سناریوی بحران ، تهیه ارز برای بسیاری از بیماران عازم خارج برای درمان خود، محصلین و مسافرین عازم خارج و.. ، دشوار تر خواهد شد. والبته اگر در آنهنگام کسی موفق شود سهمیه مختصر ارزی خود را، با ارائه ی« مدارک معتبر و قابل قبول» بگیرد، شاید بتواند به چند صد دلاری به نرخ رسمی برسد!
پس از نگارش این یاداشت؛ امروز دوشنبه، نگاهی به سایت « خبر آن لاین» انداختم که گزارش داده است که : نه تنها صف ها ارزی امروز دوشنبه کمتر از دیروز و پریروز نیست بلکه به مراتب بیشتر است و صرافی ها هم ساعت ۱۱ باز کرده اند. علاوه بر این خبر همین سایت در جای دیگر گزارش میدهد که زنان خانه دار هم به صف خریداران و دلالان ارزی پیوستند. لذا چنین بنظر میر همچنانکه انتظار میرفت ان تدابیر مسئولین پولی و بانکی هم نتوانسته است اعتماد را به ریال برگرداند.
به نظر نگارنده این سطور گمان نمیرود که دولت و ارگانهای پولی بتوانند جلوی سقوط آزاد و شتاب یابنده ریال در برابر دلار و سایر ارزهای خارجی و طلا را بگیرند!
نشانه این سقوط را نه چند ماه دیگر، بلکه شاید همین هفته ها و یا حتی روزهای آینده خواهیم دید.

لینک خبر آنلاین:
افزایش ازدحام جمعیت مقابل صرافی‌‌های فردوسی
http://khabaronline.ir/news-99541.aspx

بلبل خوب نمیخواند!

Share Button

«قوانین میباید مفاد و ترجمان اراده عمومی باشند و حکومتها باید طبق آنها عمل کنند»
«قدرت قانون گذاری فقط حق مردم است»
«قوانینی که مورد تأئید و تصویب مردم قرار نگرفته هیچ اند و اصلاً قانون نیستند»
ژان ژاک روسو( ۱۷۶۲ قرارداداجتماعی)

در کشورهای مدرن، پیشرفته و یا به زبانی بر خوردار از نظام های لیبرال دموکراتیکِ امروزِ دنیا، سیاست و مشارکت سیاسی برای مردم یعنی شرکت در جابجائی و تنظیم ادواری مدیریتی است که، خطوط عمده کار کرد آنرا قوانین اساسی، نهاد های ریشه دار سیاسی و مدنی، نظارت مستقل و مداوم رسانه ائی و حکمیتِ نیرومند قضائی تعین کرده است. در این نظامها اگر وزن اقتدار سیاسی در مقابل اقتدار یا اختیار و آزادی فرد و کارگزاران سیاسی و مدنی آنها سنگین و یا سبک تر میشود به روح آن قوانینی مربوط میشود که بر روابط بین ارگانها ی فوق الذکر حاکم است. میزان دموکراسی و حقوق فردی تابع حاکمیت ادواری این یا آن حزب نیست. مدیران سیاسی مملکت مصونیت قانونی چندان بیشتری از شهروندان عادی ندارند و با رفتن این حزب و آمدن آن حزب هم چیزی زیرو رو نمیشود. این آن چیزی است که حدودِ ۴ صده پیش از میلادمسیح، افلاطون از آن بعنوان آمریت و اقتدار قانون در برابر اقتدار فرد، شاه یا تیران در «جمهوریت» خود فورموله کرد. در چنین «جمهوری»، مهم نیست شاه رئیس مملکت باشد یا یک رئیس جمهور که ادواری برگزیده میشود. ژان ژاک روسو قریب ۲۲ صده پس از افلاطون این مبحث را در اثر خود بنام « قرارداداجتماعی» فورمولبندی کرد.
در نظامی که در آن رئیس مملکت قدرت فائقه را دارد، سهمِ جمهور (به معنی آحاد و عامه مردم) و ارگانهای نمایندگی آنان کم و سهم رئیس مملکت از آمریت و اقتدار زیاد است و بر عکس در نظامی که اقتدار قانون و نهاد های قانونی زیاد است قدرت دولتمردان تابعی از دیوانسالاری قانونگرایانه است دیوان سالاری و نظام قانونیی که تبلور اراده مردم است. عرصه قدرت( سیاسی و حکومتی) در یک کشور مفروض را میتوان به یک خانه یا بنای تجاری یا دفتر سیاسی تشبیه کرد که در این غرب و یا مدل غربی، مستأجرانی در آن می آیند و میروند و کاری بیش تعوض کاغذ دیواری و یا جابجائی مبلها و قاب عکسها ندارند و حتی قدرت تعویض کامل خدمه خانه یا بنا (دیوان سالاری ) را هم ندارند. در این نظامِ مدل شده ی غربی، ایدئولوژی این یا آن حزب، تا آنجا بُردِ کارکردی دارد که خود را در تنظیمات سطحی و روکارانه و نه بنیادسازانه، مثل تعیرات مالیاتی، جرح و تعدیل سیاست های آموزشی و به نسبت محدود تری روابط خارجی و.. نشان میدهد و نه بیش. و از همه مهمتر در این گونه مدل سیاسی، ایدئولوژی زدائی از سیاست، نگاه کارکردیِ (پوریتیویستی) و پراگماتیک به سیاست، قضاوت سیاسی را برای مردم آسان و آنرا در تیررس شعور ساده، متعارف و تجربی شهروندان قرار داده است. برای قضاوت سیاسی احتیاجی نیست همه این عرصه را در بعد نظری، تاریخی، اخلاقی و.. ، عمیقاً و فیلسوف مآبانه درنوردید*.
در جومع غیر« لیبرال دموکرات»، جوامع عمدتاً آسیائی، مسئله قدرت سیاسی و جابجائی در آن مسئله تغیر مستأجر نیست بلکه مسئله ی پروژه ساخت است. حال آیا این پروژه سازی یا شالوده ریزی برای یک بنای استیجاری سیاسی است یا نه، شالوده ریزی برای بنائی است با نیّتِ ابد مدت سازی ساخت قدرت که، در جائی مثل ایران ما، بحث قصر و کاخ ولائی و سلسله ولائی است، و یا نه، کاخِ سلسله های «خودجمهوری خوانده» از قبیل جمهوری صدامی و معمر القذافی و.. و یا قصور سلطنتی است چه با تاج و چه بی تاج. تغیرات سیاسی در این جوامع تغیر بنیادهاست . این تغیر مثل آزمون استقرار حکومت اسلامی در میهن ما و کمونیسم در کشور های کمونیستی سابق، پیاده کردن یک اتوپی دینی و یا سیاسی است. اتوپی هائی که ریشه در باورهای کهن مردم دارد که موضوع روانشناسی و متافیزیک تاریخی است.
چند روز پیش که مقاله ی دو تا از بزرگان اصلاح طلب را که در آن برای زدن چند تلنگر انتقادی به استبداد حکومتی سایه انداخته برمملکتمان، تازیانه که هیچ بلکه شمششیر انتقاد بر استبداد پهلوی کشیده بودند، را خواندم بفکر افتادم تا در این زمینه، این شلم شوربای سیاست ورزی که در آن دوغ و دوشاب ایدئولوژک و تاریخی در هم میجوشد و موازین اخلاقی فردی( که در بسیاری موارد اجمائی هم روی آنها نیست)، به حوزه سیاست ورزی روزانه کشیده میشوند، یاداشتی بنویسم. متاسفانه در تحلیلهای بسیاری از نخبگان سیاسی جامعه ما مسائل مورد بحث تاریخی مثل احکام الهی و بدیهیات سیاسی و تاریخی چنان مبنای قضاوت قرار میگیرند که گوئی از هرگونه شک منطقی مبرا وبی نیاز هستند. با خود گفتم جامعه ائی که در آن اکثر فرهیختگان سیاسی اش به «حقیقت محض» دست یافته اند، حقیقتی که در آن، خود و باورشان محوریت دارد، به پرسش گذاشتن «مسائل حل شده و قطعیت یافته» در وبلاگ و سایتی ناپیدا و گمنام چون سایت من، بسان ناله یا گریه ضعیف کودکی در همهمه یک دیسکوتک شلوغ است.
روشنگری اروپائی، از جمله، با شک کردن در آنچه حقیقت محض و پذیرفته شده مینمود آغاز شد ولی قریب چهارصد سال پس از «رنه دکارت» که شک کردنِ خود را دلیل «بودنِ» خود میدانست، ما در میان ادعیه و اورادِ تاریخی دنبال راه درمان دردهای سیاسی امروزمان میگردیم و بر اساس بسیار مستندات وِرد گونه ی شبه تاریخی به داوری مینشینیم. در چنگال استبداد دینی گرفتار شده، به استبداد و دیکتاتوری سیاسی محمد رضا شاهی فحش میدهیم بدون اینکه اولاً زحمت درک تفاوت صفت استبداد «سیاسی» و «مذهبی» را بخود بدهیم و از آن بدتر درمقام دکتر علوم سیاسی علامت تساوی بین دیکتاتوریهای فاسد و گذشته گرا با دیکتاتوری های توسعه گرا میگذاریم و مدعی حقوق بشر( بعنوان یک جنبش مدنی و آرمانی) در طول تاریخ شده استبداد ۲۵۰۰ ساله شاهی را در با ترازوی نظام پارلمانتاریستی امروزه اروپا و نه دیروز استبدادی و نوع آتیلائی آن، اندازه میگیریم. البته داشتن تیتر دکترای سیاسی و جامعه شناسی و ِسمت مدرس دانشگاهی داشتن این ضعف ادراکی را در بازار سیاست امروز ما میتواند جبران کرده و دهن بند به دهان آدمهای غیر اکادمیکی از قماش نگارنده این یاداشت بزند .
دوران حاکمیت امام راحل با طلای ناب آبکاری و زرنگاری میشود تا بعنوان عصر طلائی و اوج تجربه دموکراسی( و البته منبعِ مرجع و قابل ارجاء) در تاریخ ما ثبت شود. دکتر محمد مصدق « رهبر بی چون چرای جنبش ملی شدن صنعت نفت» که در حقیقت خود مدعی چیزی فراتر از گفتمان ملی شدن صنعت نفت نبود و پایگاه اجتماعی او بازار و امثال مرحوم شمشیریها
( صاحب چلو کبابی معتبر بازار) و بخشی از روحانیت سیاسی و لایه های سنتی متوسط جامعه شهری با نگاه ناسیونالیستی جهان سومی( نه باز، مدرن و جهان گرایانه) بودند، به پیامبر، نماد و نمود بی چون چرای جنبش مدرن ملی و آرمان تجدد خواهی ما فرا میروید، بار اخلاقیات فردی به معنای سنتی اشان، چنان دربافت سیاست مملکت میطند که شرابخوری فلان زن درباری یا رقصیدنش با این و یا آن مرد و روابط جنسی او، به بزرگترین پارامتر قضاوت سیاسی نخبگان سیاسی زمان تبدیل میشود. همزماناً مدرنیزانسیون عصر محمد رضا شاهی، سمت گیری هایی رفرمیستی او در عرصه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در چنان لایه زمختی از لای و لجن پیچیده میشود که فرصت ایجاد شک و تردید را به کسی در لجن واره بودن کلیت و تمامیت آن نظام نمیدهد. ذکر یاد عصر پهلوی چه پدر و چه پسر و اشاره بدانها، بدون ترجیح بندِ صفات آرماتوریزه شده ی « فاسد، استبدادی و جنایتکار و..»، تقریباً نامرسوم است.
نگارنده این سظور بر آنست تا بگوید؛ بنظر وی « بلبل خوب نمی خواند»**. صوت شناسانی که سعه صدر دارند بهتر است بپذیرند که: هستند میلیونهایی هم که بنظر آنها بلبل یا خوب نمی خواند و یا در قضاوت روی این مسئله هنوز به قطعیت نرسیده و تردید دارند. نگاه مدرن، آزاد منشانه ولتر گونه حکم میکند به آنها اجازه دهیم حرف خود را بزنند و فضایی ایجاد کنیم تا آنها هم بتوانند بگویند چرا در خوش خوانی بلبل تردید دارند. سوار شدن بر امواج رسوبات وجدانیات و عواطف بر آمده از یک فضای تاریخی ناروشن و تاخت تاز کردن، حقانیت بی چون و چرای تاریخی را از آن و در انحصار خود دانستن، کمکی به گفتمان یک آشتی ملی و تاریخی که در برگیرنده نیروهای مدرن و دموکراسی طلب میهنمان باشد، که نیاز حیاتی امروز ماست، نمیکند.
فلسفه سیاسی مورد باور نگارنده این سطور: (غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ــ زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است)، میباشد. با نگاهی پراگماتیک، جز به سعادت مردم میهنم، در درجه اول، نمیاندیشم و بر این باور جدی هستم که طلوع خورشید سبز بر فراز میهنمان، شانسی برای جریان های دیگر و خارج از این رود پر خروش باقی نگذاشته است. همه نیروهای علاقمند به سرنوشت کشور و مردم ، فقط دردرون این جنبش بزرگ مردمی است که میتوانند به سهم خود در، درانداختن طرحی نو برای فردای میهنمان شانس خود را بیازمایند و به آن کمک کنند. این امر به یک همت آزادمنشانه همگانی نیاز دارد که بر جاذبه این جنبش و وسعت دهی به آن و گفتمان دموکراتیکش بیافزاید. برای نیل به هدف باید بکوشیم از داخل کردن مسائل تاریخی، ایئولوژیک و زیر سئوال تاریخی به عرصه سیاست روز اجتناب کنیم که از آن جز تفرقه و از هم وارفتگی بر نخواهد خاست.

* در سالهای نخست مهاجرتم به سوئد معمولاً با یک دوست سوئدی نوبتی فاصله خانه تا کار را میراندیم. معمولاً در بین راه صحبت میکردیم و راجع به همه چیز از جمله سیاست. در آن دوران مثل تمام رفقا، به سیاست نگاهی اعتقادی و موضعی ایدئولوژیک داشتنم. آن دوست سوئدی که با من همسفر بود شخصی ضد مذهب بود مثل اکثر کارگران سوئد. در یکی از ایام انتخاباتی از وی پرسیدم به چه حزبی رأی خواهد داد. سریع و بی تأمل گفت حزب دموکرات مسیحی. من خیلی تعجب کردم و با همان حالت متعجب پرسیدم ولی تو با مذهب مخالفی چطور به این حزب ؟ او با تعجی مشابه گفت چرا که نه؟ در برنامه این حزب افزایش کمک هزینه بچه و کمک هزینه مسکن و طولانی تر کردن تعطیلات برای بچه دار شدن و بچه و.. است. برای من قضیه تا سالها قابل هضم نبود که چگونه یک آدم میتواندبرخلاف اعتقاد مذهبی و ضد مذهبی اش به حزبی رأی دهد که عقیده آنرا نمیپسندد.
** مردی در بستر مرگ فرزندانش را به بالین خود خواست تا بدانها رازی را که او را همواره در طول عمر آزار داده است را بگوید. فرزندان مرد دلشان بدرد آمد و گفتند پدر بگو چرا تا بحال هیچ نگفته ائی؟ پیر مرد محتضر گفت راستش اینست که من در تمام عمرم فکر و احساس کرده ام که ـ بلبل خوب نمیخواند! ولی از آنجا که همگان، این حکم را که بلبل خوب میخواند چنان به صورت قطعی و اجماعی پذیرفته اند که آمادگی این نیست کسی غیر از این بگوید و لذا من تا بحال از ترس مردم جرعت نکرده ام بگویم که « بنظر من» بلبل خوب نمیخواند. حال که در بستر مرگم از حرف مردم ترسی ندارم لذا آنچه را که میاندیشم میگویم.

حیثیتی و سیاسی شدن تولید و صادرات گندم

Share Button

اتحاد شوروی در بحبوحه جنگ سرد هر ساله ده ها میلیون تن گندم از امریکا وارد میکرد. ایالات متحده هم به این معامله صرفاً نگاهی اقتصادی و تجارتی داشت. خود کفائی گندم، بهر قیمت نیز، هرگز به هدف استراتزیک دولت شوروی تبدیل نشد زیرا تحقق آن برایش پر هزینه بود.
امروز دولت ما مسئله خود کفایی گنم را به یکی از اهداف استرتزیک اقتصادی خود تبدیل کرده است. بنظر میرسد این امر، از مسئله یک هدف استراتژیک اقتصادی برای دولت گذشته، به یک امر حیثیتی و اعتبار آفرین تبدیل گشته است.
سایت « غذا و سلامت( لینک زیر این یاداشت)، به نقل از خبر گزاری فارس گزارش میدهد که ایران، با صدور ۵۰۰ ـ ۶۰۰ هزار تن گندم به باشگاه صادرکنندگان گندم پیوست. البته دولت میتواند به قیمت تخریب اقتصاد مملکت و فرسایاندن مراتع و اراضی بایر ترتیب صدور چند برابر این مقدار گندم را بدهد ولی باید دید این کار چقدر عاقلانه است و به چه قیمتی تمام میشود.
در همن سایت به نقل از خبر گزاری فارس اشاره میشود که قیمت تمام شده گندم در ایران معادل قیمت تمام شده آن در فرانسه است. با توجه به اینکه در آمد سرانه هر کشاورز فرانسوی سالی ۱۵ هزار دلار، و این مبلغ در ایران، (امار دقیقی در دست نیست) تصور نمیرود از سه هزار دلار بیشتر باشد، دردرجه نخست میتوان گفت که هزینه تولید گندم در کشور ما چند برابر هزینه تولید آن در فرانسه است که این تفاوت هزینه در درجه اول با دستمزد یا سهم ناچیز نیروی کار مصرف شده کشاورز ایرانی برای تولید غله جبران میشود و دردرجه دوم رانت های نا مشهود دولتی. ولی این اصلاً همه قضیه نیست.
کشاورز فرانسوی گندم را در اقلیمی تولید میکند که میانگین بارندگی در آن حد اقل به ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیمتر در سال میرسیده حال آنکه این میزان در کشور ما تقریباً یک چهارم آنجا و در حدود متوسط ۲۵۰ میلیمتر بطور سالیانه است. به این امر این را نیز باید افزود که میزان آبهای سطح ارضی آنجا، بعلت کثرت رودخانه و جریان دایمی آب از سلسله جبال آلپ به مراتب از کشور ما بیشتر است.
به عوامل طبیعی فوق باید این را نیز افزود که رواج آبیاری مکانیزه در فرانسه استفاده بهینه از آب را، نسبت به ایران ما، خیلی بیشتر تأمین میکند.
به علت عامل پیش گفته، در فرانسه مرزی یا تفاوت چندانی بین کشت دیم و آبی، برای گندم کاری وجود نداشته و متوسط برداشت، یک به ۵۰ تا ۶۰ دانه است حال آنکه در بسیاری از مناطق خشک ایران مثل بنادر و نوار حاشیه ائی کویر در کشور ما، این میزان یک به ده یا پانزده و در کشت آبی یک به ۴۰ یا ۵۰ تخم است. باید توجه داشت که مساحت زیر کشت دیم در کشور ما چندین برابر کشت آبی گندم است.
سئوالی که به ذهن متبادر میشود اینست که با این کم بازدهی چرا صدور محصول کشت دیم؟
قبل از اینکه به سئول بالا پاسخ داده باشم این نکته مهم اکولوژیکی یا اگرونومیک ( آبی زمینی و کشاورزی) را باید توضیح دهم که گزینه طبیعی و بهینه تر برای کشت و برداشت فقیر از زمینهای فقیر و فرسوده کشور ما که زیر کشت دیم قرار دارد تبدیل آنها به مرتع، یا واگذاردن آنها به حال خود است تا پوشش طبیعی گیاهی خود را باز یافته تا هم پاسخگوی نیاز چراگاهی دامی مملکت شودند و هم پوشش گیاهی خاک حفظ شود.
اما پاسخ سئوال فوق که چرا اصولاً کشاورز ایرانی به کشت دیم مبادرت میورزد اینست که در فرانسه یا دیگر کشورهای اروپائی قیمت بنزین و یا گازوئیلی که کشاورز اروپائی به صرف راندن تراکتور و یا کمباین خود میکند نزدیک ۲ دلار است یا ۲ هزار تومن حال آنکه هزینه سوخت مصرفی کشاورز ایرانی در بالاترین حالت یک پنچم این مبلغ است که تبعاً نمیتواند در بلند مدت ادامه داشته باشد. و مسئله تنها سوخت هیدروکربنی نیست بلکه قیمت برق مصرفی کشاورز ایرانی نیز چند برابر از کشاورز اروپائی، با برق کیلوواتی ۱۲۰۰ ـ ۱۸۰۰ تومن نیز کمتر است. این ارزانی سوخت و برق به معنی این نیست که این دو قلم انرژی تولیدی در ایران ما ارزانتر تمام میشوند بلکه به معنی اینست که، این، تخفیف نوعی رانت و سوبسید دولتی است که مانع از آن میشود تا ما، درکی اقتصادی و حسابدارانه از قیمت تمام شده این کالا داشته باشیم. در اینجا از این نکته که حتی ساخت تراکتوری هم که در تولید این گندم بکار گرفته میشود با نیروی کار، برق و انرژی سوبسیدی و رانتی تولید میشود و به سهم خود در قیمت تمام شده کاذب گندم اثر میگذارد و اینکه کشاورز ایرانی به ازای درآمد خود مثل کشاورز اروپائی نزدیک به۲۰ در صد مالیات نمی دهد، میگذرم.
لذا در حقیقت آنچه به تیتر « ایران هم به باشگاه صادرکنندگان گندم پیوست»، معنای اقتصادی میدهد اینست که صدور گندم برای کشور ما، تا آنجا که به شرایط اقلیمی آن، یعنی فرسایاندن اراضی طبیعی، مرتعی و چراگاهی کشومان مربوط میشود، یعنی بر باد دادن استعداد طبیعی خاکمان و تا انجا که به سایر فاکتور های مورد اشاره اقتصادی در فوق مربوط میشود یعنی صدور نیروی کار ارزان روستائی امان و پوشاندن ضرر کشت گندم صادراتی با رانتهای مستقیم و غیر مستقیم دولتی. این سیاست نه تنها در بلند مدت پاسخ نمی دهد بلکه در آینده مارا با فاجعه تولید کشاورزی هم روبرو خواهد کرد.
انگیزه نگارش این یاداشت توضیح مطالب فوق که نگارنده این سطور در صحت آنها تردید ندارد نیست بلکه گزارشی بود که روز قبل «جمعه» از رادیو سوئد شنییدم. مضمون این خیر این بود که برابر گزارش« اف . آ . او» ، سازمان خوار و بار جهانی، در آینده جهان با افزایش قیمت مواد غذائی روبرو خواهد شد و امسال کشاورزان اروپا و امریکا بر آنند تا قیمت غله را بین ۵ تا ۶ در صد افزایش دهند. طبقق این گزارش امسال بدلیل وقوع خشکسالی در روسیه و سیل پاکستان وضع قیمت مواد غله ایی بسیار بحرانی تر خواهد بود. حال مقامات دولتی ما با چه قیمتی و بر اساس کدام ارزیابی دقیقی از تولید دست به صدور گندم زده اند، مسئله ای است بسیار قابل تأمل.
نگارنده این سطور بر این عقیده است که مقامات مسئول عجولانه، هم برای فروش این کالای پایه ائی مورد تغذیه مردم تصمیم گرفته اند و هم در ارزیابی تولید امسال گندم کشور راه خوشبینی را در پیش گرفته اند. طبق گزارش همین سایت مورد اشاره زیر کشور ما در سال ۸۷ و ۸۸ قریب ۵٫۵ و ۶ میلیون تن گندم وارد کرده است. حال چگونه؟ کشوری که نزدیک به یک چهارم گندم مورد نیاز کشور را تا همین سال پیش وارد میکرده است میتواند در عرض یکسال به باشگاه صادرکنندگان گندم وارد شود؟ چنین معجزه ائی فقط در ایران ما میتواند رخ دهد.
ولی نگارنده این سطور، که ادعای تخصص هم در مورد موضوع بحثی که به میان کشیده ندارد ولی کمتر از تخصص فاقد اعتقاد به چنین معجراتی است، بر اساس اطلاعات عمومی خود و داده های آماری بدیهی، بر این عقیده است که بزودی دولت ما مجبور خواهد شد که چند برابر مقدار گندم های صادر شده را با قیمت های خیلی بیشتر از نو وارد کند. هرچند بسیار بعید است دولت حتی با این کار هم بتواندجلوی افزایش قیمت جهشی آردگندم و نان را بگیرد.

http://xn—-ymcamxdk3a5mi86i.worldfood.ir/T_14355

…………………….

تعداد مشاهده : ۶۹ بار کد خبر : IRN- 222422 تاریخ چاپ خبر : دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۹

برداشت ۴۷‌هزار تن گندم از اراضی شهرستان کامیاران
دنیای اقتصاد – سنندج – فرزاد نویدی: فرماندار کامیاران در خصوص میزان برداشت گندم از اراضی این شهرستان گفت: تاکنون بیش از ۴۷‌هزار تن گندم از اراضی این شهرستان برداشت شده است.
جعفر حبیب‌زاده افزود: این میزان گندم از سطح بیش از ۳۲‌هزار هکتار اراضی کامیاران برداشت شده که بیش از ۲۷‌هزار هکتار آن را گندم دیم و مابقی را گندم آبی تشکیل می‌دهد.
وی افزود: اراضی کشاورزی شهرستان بالغ بر ۶۷‌هزار هکتار است که از این میزان ۵۳‌هزار هکتار را اراضی دیم و ۱۴‌هزار هکتار دیگر را اراضی آبی در برمی‌گیرد. فرماندار کامیاران تصریح کرد: در فصل برداشت محصول گندم تاکنون بیش از ۱۹‌هزار تن در سیلوهای منطقه، بیش از ۲۲‌هزار تن در فضای آزاد ذخیره‌سازی و در این راستا همچنین بیش از ۵‌هزار تن نیز به خارج از شهرستان حمل شده است.

……………
ایلنا مشاور وزیر نیرو . یکشنبه ۱۲ سپتامبر

ایلنا: مشاور وزیر نیرو در امور آب و آبفا، فقدان برنامه جامع سیلاب و خشکسالی در کشور را از چالش‌های مهم موجود در مدیریت سیلاب‌های شهری خواند.
به گزارش ایلنا، رسول زرگر ضمن اعلام مطلب فوق در خصوص الگوی مدیریت به هم پیوسته سیلاب های شهری در ایران، گفت: تحولات شهری و شهرنشینی در ایران، شرایط و تحولات آب و هوایی کشور، روند حوادث طبیعی در ایران و آسیب پذیری شهرها در این ارتباط، پیش‌بینی تاثیر تحولات آب و هوایی بر مناطق شهری کشور، چالش‌های موجود در مدیریت سیلاب‌های شهری در کشور و ارایه الگوی مدیریت به هم پیوسته سیلاب‌های شهری در کشور از مسایل عمده مربوط به الگوی مدیریت به هم پیوسته سیلاب‌های شهری در ایران محسوب می‌شود.
مشاور وزیر نیرو در امور آب و آبفا درخصوص تحولات شهری و شهرنشینی در ایران، گفت: پدیده شهرنشینی در کشور در طول نیم قرن اخیر به ویژه سه دهه گذشته متاثر از دو مولفه مهم افزایش بی‌رویه جمعیت کشور و رشد شهری و شهر نشینی در کشور بوده است.
وی افزود: کم آبی طبیعی، عدم تناسب زمانی و مکانی بارش‌ها، خشکسالی‌های متوالی و تغییر اقلیم نیز از ویژگی‌های عمده آب و هوایی کشور محسوب می‌شود.
زرگر وضعیت آبی کشور را کم آب طبیعی خواند و افزود: متوسط بارش در جهان ۷۵۰ میلی متر بوده و این در حالی است که متوسط بارش در ایران ۲۵۰ میلی متر است.
وی سرانه منابع آب تجدیدپذیر در جهان را ۷۵۰۰ متر مکعب و سرانه منابع آب تجدیدپذیر در ایران را ۱۷۰۰ مترمکعب خواند و با اشاره به نامتناسب بودن زمان و مکان بارش‌ها در کشور، گفت: در زمان حاضر ۷۰درصد بارش‌ها در ۳۰ درصد گستره کشور اتفاق می افتد و ۹۰ درصد بارش‌ها در فاصله آبان تا اردیبهشت سال آبی رخ می رهد و همچنین ۷۵ درصد گستره کشور نیمه خشک، خشک و فراخشک و یک درصد جمعیت جهان در ایران قرار دارد.
وی در خصوص خشکسالی‌های متوالی در کشور و تغییر اقلیم در جهان، گفت: هر پنج تا هفت سال یک دوره یک تا سه ساله خشکسالی مخرب در کشور رخ می‌دهد ضمن آن‌که تشدید بروز پدیده گلخانه‌ای در جهان، افزایش دو تا هفت درجه‌ای دمای کره زمین در طول قرن حاضر، افزایش ارتفاع آب دریا و اقیانوس‌ها تا ۹۰ سانتی متر و کاهش بارش‌ها و افزایش سیلاب‌های مخرب به دلیل تغییر رژیم بارش‌ها در ایران از دلایل مهم تغییر اقلیم در جهان و کشور محسوب می‌شود.
زرگر در ادامه در خصوص چالش‌های موجود مدیریت سیلاب‌های شهری، تصریح کرد: فقدان برنامه جامع سیلاب و خشکسالی در کشور، عدم تناسب فعالیت‌های اجراسی و منابع اعتباری آن با برنامه ساماندهی رودخانه‌های کشور، نبود هماهنگی بین آب‌های منطقه‌ای و شهرداری‌ها در خصوص ساماندهی رودخانه‌ها و مسیل‌های شهری، بی توجهی به تصرف و تجاوز به رودخانه‌ها و مسیل‌های شهری توسط نهادهای ذیربط و فقدان برنامه جامع برای جمع آوری آب‌های سطحی در اکثر شهرهای بزرگ کشور از چالش‌های مهم موجود در مدیریت سیلاب‌های شهری محسوب می‌شود.
وی با تاکید بر لزوم مدیریت بهم پیوسته سیلاب شهری، گفت: الگوی رویکرد بهم پیوسته (Integrated) در خصوص مدیریت های فرابخشی از جمله الگوهای کارآمدی است که در سطح بین المللی هم توصیه می شوند، لذا به دلیل فرابخشی بودن این مدیریت، مدیریت بهم پیوسته سیلاب شهری مناسب ترین الگو خواهد بود.
به گفته وی، پیوستگی در این مدیریت به مفهوم مشارکت تمام تاثیرگذاران، تاثیر پذیران و ذینفعان از یکطرف، هماهنگی و همکاری و وحدت رویه از طرف دیگر و نیز بهم پیوستگی در برنامه و اجرا و بهم پیوستگی در اجرا و بهره برداری و بهم پیوستگی طرح های سخت افزاری و نرم افزاری با هدف کنترل و کاهش قابل قبول خسارات جانی و مالی حاصل از بروز سیلاب ها در شهرها است.
مشاور وزیر نیرو در امور آب و آبفا از وزارت نیرو، وزارت کشور و شهرداری ها به عنوان ارکان اصلی مدیریت بهم پیوسته سیلاب های شهری نام برد و گفت: در این مدیریت نهادهایی چون هواشناسی یا محیط زیست نیز به عنوان همکار ایفای نقش خواهند کرد و این مدیریت در سطوح استان ها و شهرستان ها هم مستقر خواهد شد.
وی در پایان گفت: با وجود پیش بینی کاهش بارش ها در کشور، به دلیل تغییر رژیم بارش ها از بعد شدت، مدت، زمان و مکان بارش ها، وضعیت خاک، تصرف های مخرب در طبیعت، ایزوله کردن سطح شهرها، قرار گرفتن اکثریت شهرها در کنار رودخانه و مسیل ها امکان بروز سیلاب های مخرب بیش از گذشته خواهد بود و سیلاب های اخیر در کشور نیز بیانگر این مطلب است زیرا از ۳۵۵ سیلاب سال ۸۸ در کشور ۷۷ سیلاب در استان کرمان به عنوان خشک ترین استان در طول چند سال گذشته به وقوع پیوسته است.
پایان پیام


از فارس نیوز

http://www.farsnews.net/printable.php?nn=8906221642

http://www.farsnews.net/printable.php?nn=8906221642

……….
آفتاب نیوز ۲۶ـ۱۰ ۰۷

http://aftabnews.ir/vdcc1xqsi2bqs48.ala2.html
………………….

معاون وزیر بازرگانی با بیان اینکه سناریوی تلفیقی وزارت بازرگانی برای تغییر قیمت نان در اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها در کارگروه طرح تحول اقتصادی تصویب شد، گفت: قیمت گندم با نرخ جهانی محاسبه می‌شود.
آفتاب: معاون وزیر بازرگانی با بیان اینکه سناریوی تلفیقی وزارت بازرگانی برای تغییر قیمت نان در اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها در کارگروه طرح تحول اقتصادی تصویب شد، گفت: قیمت گندم با نرخ جهانی محاسبه می‌شود.

حمید علیخانی در جمع خبرنگاران گفت: سناریوی تلفیقی وزارت بازرگانی برای تغییر در قیمت نان به تصویب کارگروه طرح تحول اقتصادی رسید و بر این اساس، قرار بر این شد که حمایت از خرید تضمینی گندم صورت گیرد و در عوض، یارانه تخصیصی به تولیدکنندگان نان حذف و به صورت مستقیم به مصرف کنندگان پرداخت شود.

معاون وزیر بازرگانی در پاسخ به سئوال مهر افزود: در این حالت، پرداخت قیمت گندم به کشاورزان به قیمتهای جهانی خواهد بود و مصرف کنندگان نیز با دریافت یارانه های نقدی، خود تصمیم می گیرند که نان را با چه قیمتی از نانوایان آزادپز خریداری کنند.

وی در پاسخ به این سئوال که اغلب مردم نان یارانه ای استفاده می کنند و تنها بخش کوچکی از جامعه به استفاده از نانهای آزادپز رو آورده اند، گفت: هم اکنون ۵۴ هزار نانوایی در کشور وجود دارد که از این رقم، ۱۰ هزار نانوایی آزادپز هستند، این درحالی است که مردم نیز کیفیت را به قیمت در خرید نان ترجیح می دهند.

به گفته علیخانی، در فرآیند آزادسازی قیمت نان، مبلغ یارانه مستقیم به مردم پرداخت می شود. از سوی دیگر، قیمت آرد نیز با قیمتهای جهانی در اختیار آزادپز ها قرار می گیرد که با توجه به آنکه قیمت آرد هم اکنون بالاتر از قیمت جهانی است، در نتیجه قیمت نان آزادپزها کاهش می یابد.

وی اظهار داشت: سرانه مصرف نان و یارانه تخصیصی به هر یک از مردم باید تجزیه و تحلیل شود.

علیخانی تاکید کرد: آنچه که از اهمیت برخوردار است، این است که دولت و مجلس به سمت حرکتی نخواهند رفت که وضعیت از حال فعلی بدتر شود. از سوی دیگر، قیمت گندم در دنیا ارزانتر از گندم داخلی است که به قیمت خرید تضمینی از کشاورز خریداری می شود و در اختیار نانوا قرار می گیرد، بنابراین قیمتها کاهش می یابند.

معاون وزیر بازرگانی گفت: خرید تضمینی گندم همچون گذشته انجام می شود؛ ولی قیمتی که آرد در اختیار نانوا قرار می گیرد، به قیمتهای جهانی است که ارزانتر از قیمت داخلی است.

وی در خصوص کیفیت گندم خریداری شده از کشاورزان گفت: به دلیل برخی مسائل، کیفیت گندم تولیدی کشاورزان در سال جاری ۳ تا ۵ درصد کاهش داشته است.

علیخانی همچنین در خصوص نان صنعتی نیز اظهارداشت: هم اکنون ظرفیت تولید نان در کشور ۳۱ هزار تن است که باید ۵ درصد آن معادل ۱۵۰۰ تن از طریق نان‌های صنعتی تامین شود، اما هم اکنون ۱۰۰۰ تن از تولید نان کشور از سوی نانوایی‌های صنعتی است.

وی اظهار داشت: دلیل عقب ماندن از برنامه کندی نصب ماشین آلات و استفاده از تسهیلات بانکی است که امیدواریم در طول برنامه پنجم، ۴۰ درصد از تولید نان کشور به عهده نانوایی‌های صنعتی باشد.
کد مطلب : ۱۱۰۸۳۲