Category: سیاسی – تحلیلی

ترازنامه کنفرانس آستانه

Share Button

تابناک:«…اما اکنون آنچه به نظر می رسد، این است که روس ها با نزدیک شدن به نتیجه در راستای مذاکرات صلح سوریه بیش از همیشه سعی بر آن دارند تا این مذاکرات را به نام خود تمام کنند. پیش از برگزاری نشست دو روزه سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه بیان کرده بود که بشار اسد تنها سه هفته تا سقوط کامل فاصله داشت که نیروهای روسیه وارد سوریه شدند.»

به بررسی گذاردن دقیق حوادث و اتفاقات چند روزهِ پیش و پسِ اجلاس آستانه محتاج نگارش صفحات بسیاری است که از عهده نگارنده (من)  خارج است. ولی من نکات عمده آنرا ذیلاً شرح میدهم.

در کامنتی ذیل یادداشت اجلاس آستانا: «پوکر سیاسی یا مذاکره برای آتش بس» دو روز پیش برگزاری این اجلاس نوشتم:

«روسیه میداند که ادامه جنگ داخلی دربلند مدت نه از نظر سیاسی و نه از نظر اقتصادی و نظامی بنفع او نیست و آنکشور را بسوی یک رویارویی بلند مدت با غرب میکشاند که روسیه ظرفیت آنرا ندارد. لذا بهترین راه حل را آن میداند که برخی جریانهای اپوزیسیون را به تعامل و بده بستان با رژیم وادارد. قال قضیه را بکَنَد و در این راه نه تنها از قربانی کردن ایران و حزب الله لبنان دریغ ندارد بلکه وجود آنها را برای وجه المصالحه قرار دادنشان، بصورت مواد مصرفی چنین مصالحه ایی، لازم هم میداند.»…«بجز ایران، دیگر درگیران بحران سوریه، از منظر محض سیاسی، پراگماتیک و از موضع منافع ملی خود به قضیه مینگرند. فقط ایران است که دیدی اعتقادی، حیثیتی و ایدئولوژیک به قضیه دارد.»

و تابناک  دیروز ۶ بهمن در یاداشتی که نظر پیش گفته مرا تأئید میکند پیرامون مسئله نوشت:

آنچه روسیه در مذاکراتصلح سوریه و بعد آن دنبال میکند

«….اما اکنون آنچه به نظر می رسد، این است که روس ها با نزدیک شدن به نتیجه در راستای مذاکرات صلح سوریه بیش از همیشه سعی بر آن دارند تا این مذاکرات را به نام خود تمام کنند. پیش از برگزاری نشست دو روزه سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه بیان کرده بود که بشار اسد تنها سه هفته تا سقوط کامل فاصله داشت که نیروهای روسیه وارد سوریه شدند.

در طی مذاکرات نیز برخی گزاره ها از سوی هیأت روسی در راستای عدم پذیرش حملات نیروهای دولت سوریه به وادی البردی و انتقاد از آن به همراه گونه ای از رسمیت دادن به گروه احرار الشام و جیش الاسلام، نشان داد که روسها به دنبال آن هستند که هرچه سریع‌تر نتیجه دلخواه خود را از مذاکرات به دست آورند.»

این تنها من نبودم که نوشتم ایران با عنوان یکی از برنامه سازان کنفرانس آستانه عملاً سوخت تنور آن کنفرانس شده است تا ناخواسته و برخلاف مصالح خود نظام حاکم بر ایران، زمینه را برای گرم شدن رابطه سرد مسکو با واشنگتن را فراهم  سازد.

مسکو ظاهراً برای این کنفرانس دو مرحله گذارده بود. مرحله اول در صورت پیشرفت طبق برنامه که میبایستی به توافق سیاسی و همه جانیه بین اپوزیسیون و رژیم اسد منجر میشد. خود بشار اسد هم چندی قبل از کنفرانس گفته بود که حاضر به شنیدن  و بحث روی همه مسائل و گزینه ها در آستانه است. سایتهای وابسته به محافل حاکمه و باندهای نظامی ایران هم با تیتر درشت از توافق همه اپوزیسیون برای شرکت در کنفرانس آشتی ملی و پذیرش رهبری بشار اسد باسثنای داعش و النصرة خبر داده بودند.

و  اما مرحله دوم، یا انتظار حداقلی از اجلاس آستانه، قانع شدن به اینست که اپوزیسیون نقش میانجیگرانه روسیه را بپذیرد و بمبارانهای آنرا فراموش کند که روند مذاکرات دیگر روی این ریل افتاده است.

هدف روسیه، ایران و ترکیه در آغاز این بود تا همه دنیا را با تک خال صلح و اشتی ملی در سوریه شگفتزده کنند. ولی بهر جهت آن مرحله با شکست کامل روبرو شد، در درجه اول بخاطر اینکه اپوزیسیون با تکرار و تأکید گفت که حاضر به بحثی خارج از موضوع اتش بس نیست و عملاً از هرگونه بحث پیرامون مسائل سیاسی امتناع کرد. این توضیح را هم بدهم که دولت روسیه چند روز آینده ( پیش نشت آتی ژنو ) از اپوزیسیون دعوت کرده است تا به مسکو برود ولی اپوزیسیون از هیمن الان گفته است که حاضر به هیچ بحثی جز آتش بس  در آنجا هم نیست.

رژیم پوتین امروز مجبور شد به سوختن یکی دیگر از تک خالهای سیاسی خود اعتراف کند که من خلاصه آنرا ذکر میکنم.

نشریه نیمه دولتی اسپوتنیک* (روسی)، امروز خبر خودداری اپوزیسیون را، از(حتی) مطالعه و بررسی طرح پیشنهادی قانون اساسی جدید برای سوریه، توسط دولت روسیه که در آن وعده های زیاد داده شده است را درج کرده است.

قضیه از این قرار است که مدتی پیش از کنفرانس آستانه،  روسیه یک قانون اساسی پیشنهادی برای سوریه تدارک دیده بوده است که اولاً تا کنون پنهان نگاه داشته شده بوده و بعد علیرغم طی نشدن روند مذاکرات طبق نقشه قبلی، آن قانون اساسی پیش نهادی، بدون سنجیدن زمینه ها، مانند واگنی که روی یک ریل از پیش تعین شده افتاده باشد را به گروههای اپوزیسیون میدهد که با واکنش سرد آنها برخورد میکند.

اسپوتنیک مینویسد که رهبران اپوزیسیون عامداً از نگاه به سند تحویلی مسکو خود داری کردند و گفتند که بحث قانون اساسی جدید فقط میتواند پس از تثبیت آتش بس جریان یابد و آنهم باید مستلزم تغیرات پایه ایی و ساختاری باشد.

تنظیم این قانون اساسی پیشنهادی روسیه که بگفته مقامات ذیربط از روی خیرخواهی و نه مداخله در امور داخلی سوریه بوده است، و اینکه تا ۲ روز پس از اتمام کنفرانس خبر آن پنهان نگاه داشته شده، هزار و یکمین دلیل بر نوع نگاه توطئه چینانه مسکو به مسئله است و در عین حال علیلی فکری آنها را، از درک این نکته که بحرانی به این پیچیدگی و وسعت را با زدو بندهای شالارلان مآبانه و معاملات زیرجُلی و بازیهای پشت پرده نمیتوان تدبیر و مدیرت کرد را نشان میدهد.

واکنش اپوزیسیون سوریه بصورت امتناع از حتی نگاه به متن این قانون اساسی پیشنهادی باید به سران کرملین بفهماند که طرفهای آنها بچه های خردسال مدرسه نیستند.

در حاشیه همین رویدادها میتوان نادیده گرفته شدن ایران را نیز بخوبی دید. روئیترز، المونیتور و بسیاری دیگر نشریات خارجی از مانورهای روسیه اینطور نتیجه گرفته اند که روسیه میخواهد سرمایه بدست آمده در عرصه جنگی سوریه را به سرمایه سیاسی برای ایفای نقش میانجیگرانه خود تبدیل کند. در این نقش میانجی گرانه است که حکومت ایران که بیشترین هزینه اخلاقی، حیثیتی، مادی و نفراتی و نظامی را هم داده است به هیزم رایگان کوره آشتی جویی روسیه با آمریکا و ترکیه تبدیل گردیده است.

سایتهای محافل حاکمه هم بطور غیر مستقیم این مسئله را کشف کرده و بازتاب داده اند. علاه بر نقل قول فوق از تابناک، این سایت به تاریخ ده روز قبل نیز یاداشتی دارد با عنوان:

خبرگزاری روسی اسپوتنیک گزارش داد:

افشاگری در مورد اقدام روسیه برای حمایت از استقلال کردهای سوریه / آیا روسیه در حال قربانی کردن منافع اساسی و حیاتی ایران در سوریه است؟

اگر در ماجرای کنفرانس آستانه مقامات حاکمه ما هیزم شدن خود را در کوره فرصت طلبی پوتین  و روسیه درک نکرده باشند و یا نخواهند آنرا بروی خود بیاورند باید منتظر جلز و ولزهای بیشتری باشند!

تابناک با نقل از اسپوتنیک چنین ادامه میدهد:

۲۵ دی ۱۳۹
«…اگر گفته های این سیاستمدار کُرد درست باشد باید گفت که روسیه به سرعت در پی آن است که شرایط سوریه را با هر وسیله ای به نفع وضعیت خود به ثبات برساند و در این راستا ابایی از قربانی کردن اهداف و منافع متحدان خود در سوریه نیز ندارد. ضمن آنکه هیچ بعید به نظر نمی رسد که این مذاکرات برای اعطای خودمختاری به کردها بهانه و قدم اولی باشد برای در هم ریختن یکپارچگی کلی سوریه و دادن امتیاز مشابه به گروه های معارض دیگر در سوریه.

همچنین احتمال دارد که روسیه با این اقدام، یعنی با چراغ سبز نشان دادن به معارضان تحت هدایت و کنترل ترکیه، معامله ای با ترکیه و اردوغان در راستای اعطای خودمختاری به کردها نیز بکند که این عملا به معنی از دست رفتن کامل یکپارچگی سیاسی و قلمرو در کشور سوریه است.»

…………….

افزوده ها و ضمایم

Alarabiya

23/01/2017

Astana Talks: Why Iran and Russia differ on Syria?

………
عصر ایران

۲۶بهمن ۹۱

رئیس قرارگاه عمار افزود: اگر دشمن به ما هجوم کند و بخواهد سوریه یا خوزستان را بگیرد اولویت با این است که ما سوریه را نگه داریم چون اگر سوریه را نگه داریم می‌توانیم خوزستان را هم پس بگیریم اما اگر سوریه را از دست بدهیم تهران را هم نمی‌توانیم نگه داریم.

…………..

انتخاب

۲۹ بهمن ۱۳۹۱
کیهان نوشت:

اظهارات نادرست یکی از خطبای انقلابی درباره اولویت سوریه یا خوزستان، مورد سوء استفاده رسانه های فتنه گر و ضدانقلابی قرار گرفت که در عمل خائن به کشورند اما این بار طرفدار تمامیت ارضی شده اند.

به گزارش خبرگزاری دانشجو مهدی طائب در جمع مسئولان بسیج دانشجویی گفته است: سوریه استان سی و پنجم و یک استان استراتژیک برای ماست.

………………

 Independent Journal Rveiw

……………………….

*

Sputnik

16:52 26.01.2017

Syrian Draft Constitution Proposed by Russia Envisages Presidential Rights

Russian constitutional proposals for Syria that were presented to the opposition at the Astana talks envisage that the president is elected for seven years and for no more than two consecutive terms, the document obtained by Sputnik, reads.

“The president is elected for a period of seven years by the Syrian citizens through a general, equal and direct election and through a secret ballot; the re-election of the same individual to the post of president is prohibited except for one additional term,” the Russia-proposed constitutional draft reads. 

*

Sputnik

12:13 26.01.2017

Syrian Opposition Purposely Refuse to Examine Russian Proposals – Adviser

Syrian opposition deliberately refused to examine the proposals on constitutional change presented by the Russian delegation, adviser to the opposition delegation in Astana Yahya Aridi told Sputnik Thursday.

“We were presented a paper [on constitutional change] that we already knew before. … We did not look deeply into it to see how much they [new draft and the previous proposals] coincide. Because we took a decision, on purpose, not to look into it at this moment. Because we consider concentration on constitution to be diverting attention from what Astana was for. It was for the ceasefire,” Aridi said.

“We did not look deeply into it this time on purpose. It was just given to Mohammed Alloush [head of delegation]. … Because now we just want from the Russians one important thing — to use their leverage to establish the ceasefire in Syria. Discussion of constitution can be a late stage. After [the ceasefire] we will talk about real political transition,” he added.

 

سرانجام سلطان رجب اول رسماً به تخت سلطنت جلوس کرد

Share Button

 چگیده: … من قبلاً نوشته ام که اردوغان جامعه ترکیه را به چنان شکافهای سیاسی، مذهبی و قومی  دوچار کرده است که این شکافها ماهیت انفجاری و آتشفشانی دارند. اردوغان نمیتواند با زور به حکومت خود و حزبش ادامه دهد زیرا ساختار اقتصادی و اجتماعی و تغیرات نسلی در ترکیه و نزدیکی آن به اروپا این اجازه را به او نخواهند داد ولی او میتواند با ایجاد این شکافهای دیر ترمیم پذیر، ترکیه به باتلاق یک بحران سیاسی و اجتماعی طولانی بکشاند که بیرون آمدن کشور از آن آسان نخواهد بود.   

Turkish lawmakers scuffled on Thursday after Aylin Nazliaka, center left, handcuffed herself to a microphone to protest proposed changes to the Constitution.

قریب ۱۳ سال پیش که هنوز مدتی از نخست وزیری رجب طیب اردوغان نگذشته بود، برای یک سفر تابستانی در آنتالیا بودم. روزی در رستوران هتل به یکی از کارکنان آن که با هم سلام و علیکی پیدا کرده بودیم و میدانست که من ایرانی هستم، گفتم بالاخره کشور شما هم جمهوری اسلامی شد! با ژستی حاکی از اطمینان بنفس مشت گره کرده اش را بطور رزمی بالا برد و گفت ما ارتشی داریم که اجازه این کار را نمیدهد.

امروز شنبه؛ پارلمان اردوغانی شده ترکیه، بدنبال چند روز بحث و سپس تصویب تک تکِ موادی که برای تبدیل قانون اساسی ترکیه از نظام دولت پارلمانی به نظام جمهوری لازم بود را تصویب نهایی کرد. اول باید تک تک مواد این پاکت تغیرات قانونی تصویب میشد تا سپس تمامی پاکت به رأی نهایی مجلس گذارده میشد که امروز این امر انجام شد.

البته تصویب این مجموعه تغیرات در قانون اساسی به آسانی پیش نرفت. طبق گزارشهای خبری که من از میان آنها گزارش نیویورک تایمز امروز را دستمایه این یادداشت کرده ام، طبق گزارش این نشریه، روز پنجشنبه و عصر دیروز (جمعه)در مراحل پایانی مذاکرات مجلس، کار موافقین و مخالفین به زدو خورد و حمله و هجوم پارلمانتاریانهای حزب اردوغان به مخالفین کشیده شده است که حد اقل ۳ نفر از نمایندگان مجلس بیمارستانی شده اند و دست و یک پای مصنوعی یکی از نمایندگان زن، که مصنوعی بوده چنان شکسته شده است که در محل اتصال ران و بازوی این خانم، صدمات جدی بدنی ایجاد کرده که منجر به بستری شدن او در بیمارستان گردیده است. نام این خانم نماینده صفک پیوی، Safak Pavey میباشد که قبلاً پست دیپلماتیک در سازمان ملل داشته است.

نیویورک تایمز مینویسد که خانمی دیگر بعنوان اعتراض دستانش را به میکرفون زنجیر کرده فریاد میزد اینها که امروز با ما این چنین میکنند فردا چه خواهند کرد؟ پس از این اعتراض، او هم مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

نیویورک تایمز چنین ادامه میدهد: « رئیس جمهور، رجب طیب اردوغان، ائتلافی از حزب خودش و حزب راست افراطی جنبش ملی far-right Nationalist Movement Party, or M.H.P» سرهم بندی کرد تا بتواند آرای لازم پارلمانی را برای تغیر قانون اساسی تأمین کند. او علیرغم انتقادهای شدید احزاب اپوزیسیون در پارلمان بشمول حزب دموکراسی مردم (طرفدار کُردها. ح ت) موفق شد آرای لازم را برای تصویب طرح خود تأمین کند. این در شرایطی است که ۱۱ تن از نمایندگان پارلمانی این حزب بشمول رهبر آن صلاح الدین دمیتراش به اتهام همکاری با تروریستها به زندان افکنده شده اند. [دیروز یک سایت هوادار این حزب نوشته بود که دادستان برای دمیتراش جمعاً بیش از ۱۳۰ سال زندان تقاضا کرده است و این درحالی است که در تمام دموکراسیهای پارلمانی نمایندگان مصونیت پارلمانی دارند. همین سایت* از قول دمیتراش نوشته بود جرم اصلی ما مخالفت با تغیر قانون اساسی توسط اردوغان است. اینرا هم توضیح بدهم که این حزب در انتخابات پارلمانی گذشته نزدیک ۱۳% رای داشت و بعنوان یک «حزب چپ مرکز گرا» میخواست به بزرگترین حزب سیاسی ترکیه تبدیل شود و نه فقط یک حزب کُردی. بخش قابل ملاحظه ایی از همین ۱۳% آرا هم از اقشار طبقه متوسط و روشنفکران و چامعه فرهنگی ترک بوده است. ح ت]

این مجموعه قانونی مورد تصویب مجلس که اردوغان با کمک گیری از آرای حزب راست افراطی «حزب جنبش ملیMHP» آنرا تا اینجا پیش برده است باید تا ماه آوریل، حدود ۳ ماه دیگر، به رفراندم گذارده شود.

میتوان تقریباً اطمینان داشت که اردوغان برای گذراندن آن از همه پرسی مشکلی نخواهد داشت زیرا او بر همان موج دین و مذهب زدگی توده هایی سوار است که خمینی در ایران، محمد مُرسی در مصر، ائتلاف شیعی در عراق و حزب الله در لبنان سوار شدند و یاهستند و سواری میگیرند. آنها از وزش باد دین و مذهب در بادبانهای کشتی سیاسی خود برخوردار شدند و هستند و رقیبانشان باید جان بکنند تا با زبان خِرَد مدنی و حقوق شهروندی با این توده دینوندان حرف بزنند که میتوان چنین رقابتی را اسیمتریک نام نهاد. آن یک عکس مار میشکد و این یک کلمه مار را مینویسد. اولی بهتر و آسانتر بخورد آن توده دین زده میرود.

… «نیویورک تایمز از فشردگی زمان طرح تا تصویب شتابزده این مجوعه تغیرات قانونی نوشته است که نمایندگان حتی فرصت مطالعه آنها را نیافته اند. این قانون اساسی جدید، بنا بر نظر منتقدین، قدرت بازهم بیشتری از آنچه اردوغان هم اکنون هم دارد به او میدهد. قدرت اینکه هروقت و بهر تعداد که میخواهد وضعیت اضطراری در مملکت برقرار کند.[ تحت شرایط اضطراری، قانون اساسی و سازو کار پارلمانی بحالت تعلیق درآمده و امور کشوری با حکم رئیس جمهور مدیریت میشود ح ت].

نیویورک تایمز ادامه میدهد که؛ اردوغان با استفاده از اعلام وضعیت فوق العاده به بهانه کودتا، قریب ۱۰۰٫۰۰۰ نفر از کارکنان دولتی را اخراج و قریب ۴۰٫۰۰۰ نفر را به بهانه ارتباط با کودتا به زندان انداخته است.»

نیویورک تایمز در ادامه همچنین از دستگیری قریب ۱۴۰ روزنامه نگار پس از کودتای انتسابی به فتح الله گولن خبر میدهد که ۸۰ تای آنها هنوز در زندان هستند.

پس از قریب ۱۳ سال از صحبت با آن کارمند هتل در انتالیا، باید بگویم پیش بینی من دایر بر تبدیل شدن نظام سیاسی ترکیه به یک جمهوری اسلامی دیگر چندان بیراه نبوده است. قضیه خیلی ساده است. دمکراسی پارلمانی در اینگونه کشورها؛ دهها میلیون توده مردم عقب مانده ایی را به میدان انتخابات میکشاند که آنها کمترین درکی از حقوق شهروندی و حق رأی که دموکراسی پارلمانی بدانها داده است ندارند و بسائقه اعتقادات و باورهای مذهبی بعنوان دینوند و نه شهروند بپای صندوقهای رأی میروند.

بیاد دارم که آقای احمد زیدآبادی، روزنامه نگار آزاده و اصلاح طلب مملکتمان که در آن زمان هنوز به زندان نیفتاده و تبعید و ممنوع القلم نشده بود، بمناسبت روی کار آمدن اردوغان در ترکیه یادداشتی در توصیف دموکراسی دینی با استناد به نمونه ترکیه نوشته بود که باید امروز برایش خواند:

گربه مسکین اگر پر داشتی

تخم گنجشک از زمین بر داشتی

آری در سالهای نخست حکومتگری، حزب عدالت و توسعه و رهبر آن رجب طیب اردوغان، هنوز میلیشیای شبه نظامی خود را بسبک پیراهن قهوه ایی های هیتلری و انصار حزب الله ما تشکیل نداده و در نهادهای حکومتی جانیافتاده و ریشه دار نشده بود و.. ، و امروز که پَر درآورده است فقط خدا باید بداد گنجشگان بینوای ترکیه برسد!

من قبلاً نوشته ام که اردوغان جامعه ترکیه را به چنان شکافهای سیاسی، مذهبی و قومی  دوچار کرده است که این شکافها ماهیت انفجاری و آتشفشانی دارند. اردوغان نمیتواند با زور به حکومت ادامه دهد زیرا ساختار اقتصادی و اجتماعی و تغیرات نسلی در ترکیه و نزدیکی آن به اروپا این اجازه را به او نخواهند داد ولی او میتواند با ایجاد این شکافهای دیر ترمیم پذیر، ترکیه به باتلاق یک بحران سیاسی و اجتماعی طولانی بکشاند که بیرون آمدن کشور از آن آسان نخواهد بود.

افزوده ها  ضمایم

………………..

ANHA

Demirtaş: Our arrest was planned by AKP officials

………..

Gulf News

21/01/2017

head of pro -Kurdish Oposition jaild in Turky

Newyork Times

21/01/2017

Amid Fistfights, Turkey’s Parliament Backs a New Constitution

……………

Almonitor

27/01/2017

Why Islamists are no longer Erdogan’s favorites

…………………………………………………..

سایت تجارت

۲ بهمن ۹۵

ترکیه به کدام سو می‌رود؟
سناریوهای امکان‌پذیر برای آینده ترکیه

 

ساختمان پلاسکو! فروریخت اما!؟

Share Button

برای یک لحظه تصور کنیم که امروز مردم آمریکا با شنیدن و یا خواندن خبر آتش گرفتن و فرو ریختن ساختمان پلاسکو و جان دادن تعدادی از هم وطنان ما، مانند آن برادران حزب اللهی و ولایتمدار ما در موقع وقوع فروریختگی آن برجها در نیویورک، به رقص و پایکوبی بپردازند و هلهله شادی سر دهند. لطفاً توضیح زیر یادداشت با ببینید!

امروز صبح ساعت خدود ۹ بوقت اروپا بود که خبر آتش گرفتن و سپس فرو ریختن ساختمان پلاسکو! را خواندم. به سایتهای داخلی رجوع کردم، تابناک و ایسنا، خبر فرریختن کامل این نخستین آسمانخراش ایران را که حدود ۶۰ سال از عمرش میگذشت را دیدم.

تابناک و ایسنا هردو نوشته بودندکه احتمال زیر آوار رفتن تعدادی تماشاچی و تعداد بیشتری آتش نشان میرود. نخستین چیزی که از این خبر دردناک به ذهنم تداعی شد و چون پرده سینما  ولی بسرعت از مغزم گذشت آن فیلمهای سینمایی بود که در وضف قهرمانی و از جان گذشتگی آتش نشانان بهنگام نجات آتش گرفتگان دیده بودم.

اغراق نیست اگر بگویم پرده اشک چشمم را فراگرفت. برای لحظاتی خود را وسط میدان حس میکردم که بدنبال فریاد کمک خواهی سوختگان و زیر آوار رفتگان از این سو بدانسو مبهوت و صاعقه زده میدویدم.

منظره ِ قیافه های وحشت زده و انتظارآلود همسران، فرزندان و بستگان آتش نشانانی که برای اطفای یک حریق و نه ستون کردن خود در زیر آوار صدها هزار تنی آهن و فولاد یک ساختمان فرسوده قدیمی ۱۵ طبقه ای رفته بودند که هنوز در بیم و امید و بی خبری، هر لحظه امید زنده بودن عزیزان خود و خبر سالم بودن آنها را داشند در برابر دیدگانم مجسم میشد و کنار نمیرفت.

اگر میهن ما قهرمانان و شهدایی در خور تقدیر هم داشته باشد، این عنوان در خور آن آتش نشانانی است که در این فاجعه جان خود را از دست داده اند و نه آنان که برای آتش زدن به زندگی مردم به سوریه رفته اند.

خود را شریک غم  مصیبت دیدگان این فاجعه میدانم و از ته دل بدانها تسلیت میگویم.

ولی رشته تداعی شونده ناشی از این رخداد به اینجا ختم نشد.

بیاد میآورم که در جوانی هر وقت به تهران می آمدم ۲ جا را حتماً میرفتم ببینم و از تکرار دیدن آنها خسته نمیشدم. یکی ساختمان و پاساژ پرعظمت ثابت پاسال بمقاس آن زمان بود که هم بخاطر عظمتش و هم بخاطر مغازه های لوکسش دیدنی بود و یکی هم فروشگاه فرودوسی بخاطر پله برقی اش.

بارها نگهبان فروشگاه ما را از در بیرون میکرد ولی ما از یک لحظه غفلت او استفاده کرده دو باره میآمدیم و سوار پله برقی میشدیم.

ثابت پاسال که گفته میشد یک بهایی است یکی از بنیانگذاران صنایع مدرن ایران  بود. او کارخانه پپسی کولا و یک کارخانه تولید تلویزیون را ایجاد و اولین شبکه سیاه و سفید پخش برنامه تلویزیونی را نیز راه انداخت.

شاید اگر این ساختمان همان صاحب سابقش را میداشت ۲۰ـ ۳۰ سال پیش او آنرا تخریب و یک برج ۵۰ طبقه ای مدرن با سیستم ایمنی مدرن میساخت که چنین اتفاقی هم به این سادگی در آن رخ نمیداد.

از دیگر نکات مورد تداعی که در این رابطه بسیار دراماتیک تر است، مقایسه لحن تأسف انگیز سایت های خبری در میهنمان در انعکاس خبر این فاجعه است که واقعاً تأثر انگیز است با شادی و پایکوبی کردن برادران ولایت زده، بسیجی و سپاهی ما پس از فروریختن برجهای دوقلوی وال استریت نیویورک در ۱۶ سال پیش.

تعداد تلفات احتمالی ساختمان پلاسکو! شاید و امید است که کمتراز آن تعداد دهها نفری باشد که پیش بینی میشود ولی در جریان حمله به برجهای دو قلوی مرکز تجارت جهانی نیویورک، نزدیک به ۴۰۰۰ نفر جان خود را ازدست دادند. ساختمان پلاسکو قبل از فرو ریختن تخلیه شد ولی زنده به گورشدگان آن برجها در نیویورک فرصت اینرا نیافتند تا فرار کنند. فقط یکی توانست فرار کند که همه تلویزیونها هم آنرا نشان دادند و آنهم کسی بود که از پنجره طبقه نود یا صدم خود را به پائین پرتاب کرد و در دم جان سپرد.

برای یک لحظه تصور کنیم که امروز مردم آمریکا با شنیدن و یا خواندن خبر آتش گرفتن و فرو ریختن ساختمان پلاسکو و جان دادن تعدادی از هم وطنان ما، مانند آن برادران حزب اللهی و ولایتمدار ما در موقع آن عمل تروریستی و وقوع فروریختگی آن برجها در نیویورک، به رقص و پایکوبی بپردازند و هلهله شادی سر دهند.

جنین مقایسه ایی به پاکیزه سازی وجدان ما کمک میکند.

توضیح:

در یاداشتهای دیگران دیدم که نوشته بودند پلاسکو توسط القانیان، یک یهودی میلیونر (در آن زمان ما میلیاردر نداشتیم)، ساخته شده است و دوستی پیام داد که ساختمان مرتبط با القانیان است و نه ثابت پاسال که من نوشته ام.

القانیان بعد از انقلاب بجرم یهودی و عامل صهیونیسم بودن اعدام شد چون جزم دیگری نداشت.

با توجه به اینکه چه سازنده پلاسکو القانیان یا ثابت پاسال بوده باشد تغیری در موضوع، مضمون، محتوا و پیام یاداشت نمی دهد از تغیر آن خود داری میکنم.

چه انتظاری از اجلاس آستانا میرود؟

Share Button

در آغاز بحث برقراری آتش بس در سوریه؛ از سه طرفِ :روسیه، ایران و ترکیه بعنوان معماران آتش بس نام برده میشد ولی حالا دیگر خبری از ایران و نقش آن در این جریان نیست و این درحالیست که این؛ ایران بوده است که از آغاز تا امروز پای تمام هزینهه جنگی رژیم اسد ایستاده است و هزارن حزب اللهی لبنانی و افغانی و عراقی باا دریافت حقوق جنگی از ایران در آن کشور جنگیده اند.

با یک نگاه به نقشه فوق که از طرفِ یک انستیتوی مطالعات نظامی ترسیم شده  میتوان دید که حدود ۵۰% (تمام قسمت خاکستری نقشه) در کنترول پیکارجویانِ “میانه رو شناخته شده” میباشد. قریب ۵% هم مناطق مورد منازعه است که دست بدست میشود.

پس؛ اولاً تحکیم آتش بس اگر به هیچ امتیاز سیاسی بسود اپوزیسیون هم نیانجامد، معنایش برسمیت شناختن دو فاکتوی حاکمیت آن بر نیمی از خاک کشور است.

اما البته قزضیه به این سادگی نیست. نمایندگان بشار اسد با این نیت به آستانا نمیروند که این حاکمیت را برسمیت بشناسند بلکه میروند تا با مانور سیاسی و مذاکراتی، وعده امتیاز به گروهی و منفرد کردن گروهی دیگر و بازی بین گروههای اپوزیسیون آنهارا در مقابل هم قرار دهند. دولت روسیه هم با همین رویکرد تدارک تدارک اجلاس آستانا را چیده است.

رجب طیب اردوغان هم پس برباد رفتن خوابهای اتومانی اش و تیره شدن رابطه اش با غرب، فقط یک راه برای نجات خود از قیمه نشدن بین گاز آنبرِ؛ اپوزیسیونی که روز بروز بطرف دول غربی و عربی حاشیه خلیج متمایل شده و از ترکیه فاصله میگرد و یک بشار اسد پیروز شده، میبیند و آنهم اینست که با استفاده از فرصت مانوری که برایش پیش آمده است در زدو بند با روسیه، قضیه را چنان نصفه نیمه  به سرانجام برساند که گروههای طرفدار آو در این مذاکرات سهمی برای خود و سهمی برای اردوغان بگیرند. باید توجه داشت که گروههای طرفدار ترکیه بیش از آنکه گروههای جنگی و میدانی باشند پروکسیهای سیاسی محلی میباشند.

پس؛ در یک طرف این معادله: ۱ـ رژیم دمشق ۲ ـ روسیه ۳ ـ ترکیه و پروکسیهای های آن قرار گرفته اند و در طرف دیگر این معادله پیکار جویان عمده ای هستند که اگر هم نوعی مشارکت را با دولت مرکزی بپذیرند که قبلاً پذیرفته اند در چنین مشارکتی حاضر نیستند کمترین جایی به حلقه مرکزی اطراف بشار اسد و تضمینی برای بقای آن بدهند.

معماران نشست آستانا از آغاز میخواستند خود سرو ته مذاکرات، آتش بس و صلح را همانجا تمام کنند. ولی برخورد سرد دولِ غربی، عربی و واکنش منفی بیشتر گروههای اپوزیسیون آنها را وادار ساخت که نقش این اجلاس را در سطح جلسه تدارکاتی برای کنفرانس آینده ژنو تقلیل دهند. این تنها راه حفظ آبروی خود و نجات این کنفرانس بود که حالا هرکس بنوعی از این نتیجه راضی است.
روئیترز* در گزارشی پیرامون شرکت اپوزیسیون در آستانا از جمله مینویسد: «یکی از رهبران ارتش آزاد سوریه(FSA) میگوید؛ گروههای مختلف خواهند رفت و اولین بحثی که خواهند داشت” مسئله آتش بس و نقض آن از طرف رژیم است” این یک آزمون از روسیه است که تضمین کننده این آتش بس میباشد.»

ذکریا ملحیفجی،از رهبران گروه فستقیم میگوید: «اکثر گروهها تصمیم گرفتند که حضور یابند. بحث در مورد مسئله آتش بس و کمکهای انسانی و تحویل کمکها و آزادی بازداشت شدگان خواهد بود.

مقامات اپوزیسیون میگویند آنها در آستانا، با تعمیم هرگونه بحثی به عرصه سیاسی فراتر از موارد فوق را رد میکنند.»

محمد علوش یکی از رهبران جیش الاسلام، امروز دوشنبه به سایت خبری الجزیره  گفت که او سرپرستی هیئت نمایندگی عازم آستانا را بعهده خواهد داشت. او افزود؛ پیکارجویان برای مذکره ایی میروند که هدفش«خنثی سازی نقش جنایتکارانه» ایران در مناقشه سوریه است. علوش به خبرگزاری فرانس پرس میگوید «همه گروهها (به آستانه) میآیند. همه موافقت کرده اند.

او گفت:« آستانا یک فرایندی است که به خونریزی توسط رژیم و متحدینش پایان خواهد داد». ما میخواهیم که به این دور جنایات پایان دهیم.

Mohammad Alloush of the Jaish al Islam faction and member of the High Negotiations Committee (HNC) attends a news conference after a meeting with U.N. mediator Staffan de Mistura during Syria Peace talks at the United Nations in Geneva, Switzerland, April 13, 2016. REUTERS/Denis Balibouse/File Photo

در آخرین دور مذاکرات بی نتجه ژنو دوم، بشار جعفری نماینده رژیم اسد در سازمان ملل به علوش گفت؛ اول برو ریشت را بزن بعد بیا با من حرف بزن. البته در آن اجلاس کفتگویی مستقیم بین اپوزیسیون و رژیم نبود و مذاکرات از طریق استفان دیمستورا نماینده سازمان ملل انجام میشد.

تأکید علوش بر اینکه «همه» توافق کرده اند و همه میآیند را باید در اینجا معنی دار تلقی کرد. باحتمال زیاد در ترکیب این هئیت افرادی از گروههایی خواهند بود که طرف مذاکره شدن با آنها برای نمایندگان رژیم عبور از خط قرمز است.

ضمناً از قرائن و اخبار انتشار یافته چنین برمیآید که پوتین هم تعدادی را بعنوان اپوزیسیون از طرف دولت خود به این اجلاس خواهد آورد که این اپوزیسیون دست پخت دستگاه اطلاعاتی خود پوتین است. و من در باره اینگونه ادمکهای مسکو قبلاً نوشته ام.

در پایان اضافه کنم که اکثر رسانه هایی که خبر اجلاس آستانا را درج کرده اند، و شخصیتهایی که روی آن اظهار نظر کرده اند از آن بعنوان جلسه تدارکی برای اجلاس ژنو که قرار است تا یک ماه دیگر زیر نظر سازمان ملل انجام گیرد یاد کرده اند و نه اجلاسی که  از ظرفیت سیاسی و اجماعی لازم برای حل و فصل مناقشه برخوردار است.

در این میان سایتهای وابسته به سپاه و شاکله نظام، بطور زمزه وار از حاشیه قرار گرفتن ایران و حتی زدو بند پوتین علیه ایران نوشته اند که این یک واقعیت است. تابناک ترجمه مقاله ایی را از اسپوتنیک روسیه درج کرده است که عنوان آن چنین است:خبرگزاری روسی اسپوتنیک گزارش داد؛افشاگری در مورد اقدام روسیه برای حمایت از استقلال کردهای سوریه / آیا روسیه در حال قربانی کردن منافع اساسی و حیاتی ایران در سوریه است؟

در آغاز بحث برقراری آتش بس در سوریه؛ از سه طرفِ :روسیه، ایران و ترکیه بعنوان معماران آتش بس نام برده میشد ولی حالا دیگر خبری از ایران و نقش آن در این جریان نیست و این درحالیست که این؛ ایران بوده است که از آغاز تا امروز پای تمام هزینه جنگی رژیم اسد ایستاده است و هزارن حزب اللهی لبنانی و افغانی و عراقی با دریافت حقوق جنگی از ایران در آن کشور جنگیده اند.

……………..

افزوده ها و ضمایم

Alsharq Al Aawsat

18/01/2016

Jaafari Heads Regime Delegation at Astana Talks, Ahrar Al-Sham Decides on Participation within 24 Hours

Syrian Opposition group Ahrar al-Sham is expected to finalize and issue its conclusive decision on whether it would be partaking at the talks alongside other opposition factions, Ahrar al-Sham leader Abu al-Hassan said.

“The movement (Ahrar al-Sham), should it decide to stand out from the Astana talks, will not disrupt the negotiations,” Abu Al-Hassan told Asharq Al-Awsat.

Spokesman for the Syrian Free National Party, an opposition party established in 2005, said that Ahrar al-Sham are likely to abstain from participation at the talks, especially that the group’s officials have incessantly insisted that the Astana peace talks are nothing but a Russian ambush.

Aljazeera

17/01/2016

Former FSA commander’s visit to Moscow stirs anger

Members of the Free Syrian Army denounced a visit by a former rebel commander to Russia.

……………………..

Al Arabiya English

Tuesday, 17 January 2017

Emergence and rise of the Free Syrian Police

……………………………

Almonitor

16/01/2017

What prompted Russia’s shift in stance on Syria opposition?

Anton Mardasov is a military affairs expert and journalist. He currently heads the Department of Middle Eastern Conflicts at the Moscow-based Institute for Innovative Development. On Twitter: @anton_mardasov

РОССИЯ / БЛИЖНИЙ ВОСТОК

What prompted Russia’s shift in stance on Syria opposition?

Read more: http://www.al-monitor.com/pulse/originals/2017/01/moscow-recognition-syria-opposition-russia-talks-astana.html#ixzz4W0w0eL9K

……

Alshraq Al aawsat

16/01/2016

State Duma Deputy and Deputy Chairman of Committee on International Affairs Andrey Klimov was quoted in the semi-official Izvestia newspaper saying that Israel uses the armed forces against organization considered a threat to its security. He also accused Hezbollah without naming it explicitly saying: “Tel Aviv is fighting against terrorist organizations engaged in the war in Syria.”

Israeli officials believe that this is an official Russian hint to Iranians, and Hezbollah, that they disagree with Moscow concerning arrangements in Syria.

Israel’s benefit is evident here: to deter any attempts that the Syrian regime might try to take control over Golan Heights, whether through war or dialogue with the opposition.

Reuters

16/01/2017

*

“The factions will go and the first thing they will discuss will be the matter of the ceasefire and the violations by the regime,” said an official in a Free Syrian Army (FSA) rebel group who declined to be identified because the groups had yet to appoint a spokesman. “This will be a test for the Russians as the guarantor,” he said.

A second official, Zakaria Malahifji of the Fastaqim rebel group, said: “The majority of the groups decided to attend. Discussions will be on the ceasefire – the humanitarian issues – aid deliveries, release of detainees.”

The rebel groups would reject any discussion of broader political issues at the Astana talks, the rebel officials said.

**

The Federal Security Service of the Russian Federation (FSB; Russian: Федеральная служба безопасности Российской Федерации (ФСБ)

 

اون به آن پول جمع کَردَنت، اینهم به این به کُون رفتنت

Share Button

ژنرال انتخاب شد! اولین سفرش به ریاض بود و آنچنان به خیر و خوبی گذشت که ملک سلمان منع کمک ۳ میلیارد دلاری کشور خود برای خرید تجهیزات نظامی به لبنان را برداشت. پس از آن او به قطر رفت و با امیر آنکشور هم قرار مدارهای خود ر ا گذاشت و حالا قرار است برابر گزارش نهارنت لبنان به دیدار ژنرال السیسی به مصر برود.w460 (1)

پیر زن مَتَل میگفت. متلهای بامزه و خوشمزه میگفت. یکی از آنها داستان “دُهُل چی و قره نی چی” یا نقاره چی بود.

یکی بود یکی نبود. در روزگار قدیم در یک منطقه یک دُهُل چی بود و یک قره نی زن بودند که باهم دور  و اطرافِ شهرها و روستاها میگشتند و دهل و قره نی میزدند. سازهای شاد و رقص آورنده میزدند و مردم را خوشحال میکردند.

روزی گذرشان به یک روستا افتاد و شروع بنواختن کردند. آن یک با دُهل و این یک با قره نی خود. آنها نمی دانستند که در این دهکده خبری هایی هست و  آنروز روز، روز عروسی دختر خان با پسر خان دهات مجاور است.

خان که بطور نامنتظره ای از رسیدن این موزیک ناخوانده شاد و شنگول شده بود دستور داد تا بخاطر این شادی آفرینی سازهای هرکدام را پر سکه کنند و به آنها بدهند. دُهلِ دهلچی هزاران سکه گرفت تا پر شود و قرنی قره نی چی فقط تعدای معدودی سکه گرفت. آن یک شنگول و این یک ملول پس از شرکت در ضیافت عروسی راهی ده دیگر شدند.

آنها به امید پول زیاد از همان بخش وردی ده شروع به نواختن سازهای سرور آفرین و شاد کردند. آنها نمیدانستند که از بخت بد آنها، فززند جوان خان این ده همانروز جوانمرگ شده است. فکر میکردند پول خوبی گیرشان خواهد آمد.

خان ده که از این موسیقی نابجا بهنگام سوگ و بخاک سپاری فرزندش عزادار  کفری شده بود دستوز داد: ـ بگیرید ساز این مادر قهبه ها را  و توی کونشان بکنید تا در مراسم عزای فرزند عزیز از دست رفته من ساز و نقاره نزنند. مباشرین خان دویدند و آن دو سازچی را گرفتنند. هرچه سعی کردند دهل را به کون دُهل چی بچپانند نشد و خسته، دست از تلاش برداشتند ولی هنگامی که به قره نی چی رسیدند؛ قره نی یا نقاره طرف تا میلیمتر آخر به ماتحت او فرورفت.

قرنی چی بدبخت از درد فریاد میزد “اون پول جمع کردنت و اینهم به این کون رفتنت. او” آنقدر از درد فریاد زد و به قرنی یا نقاره خود نفرین کرد و فحش داد تا جانسپرد.

رژیم حاکم بر میهن ما بارها خرج ویرانی بیروت و جنوب لبنان را که در جنگ با اسرائیل ویران شده بود  را از کیسه ملت ما داد. زرادخانه موشکی حزب الله را به هزینه مردم و بیت المال مردم ما جبران کرد و بیش از ۳ دهه است خرج آموزش، تجهیز، حفظ و نگهداری ارتش چند ده هزار نفری حزب الله در لبنان را میدهد و تمام قد پشت سر حزب الله لبنان و از طریق او پشت سر انتخاب همین میشل ائون بعنوان رئیس جمهور کشور ایستاد تا این ژنرال بازنشتسته به سمت رئیس جمهور آن کشور انتخاب شد.

ژنرال انتخاب شد! اولین سفرش به ریاض بود و آنچنان به خیر و خوبی گذشت که ملک سلمان پادشاه عربستان منع کمک ۳ میلیارد دلاری کشور خود برای خرید تجهیزات نظامی به لبنان را برداشت. پس از آن او به قطر رفت و با امیر آنکشور هم قرار مدارهای خود ر ا گذاشت و حالا قرار است برابر گزارش نهارنت لبنان به دیدار ژنرال السیسی به مصر برود.

این سفرهای میشل ائون رئیس جمهور تازه انتخاب شده لبنان یادآور سرنوشت همان نقاره زن یا قره نی چی نگون بختی است  که گلوی خود را برای نواختن نوای شادی به امید پاداشی پاره کرد ولی نصیبش آن شد که در قصه فوق رفت.

گفته میشود که شاید او(ژنرال) به ایران هم سفر کند ولی سفر او به ایران در بهترین حالت پس از خوش و بش کردنها و قرار مدارهای دوستانه او با مقامات سعودی، قطر و مصر است که اتفاق خواهد افتاد و احتمالاً بر ای دوشیدن بیشتر ایران ولی البته این احتمال که او قبل از آنهم بدیدار پادشاه اردن و سران امارت و بحرین و سپس رئیس جمهور فرانسه برود بسیار زیاد است.

نمی دانم که آیا مقام معظم رهبری که اینقدر خود را برای لبنان بعنوان یکی از محور های مقاومت علیه اسرائیل جرداده اند هنوز فشار سوزناک قره نی لبنان را حس کرده اند یا نه؟  و شاید هم ایشان آنقدر به اینکونه فشارها عادت دارند که عین خیالشان نخواهد بود یا از کون ملت در این موارد استفاده میکنند البته بشرط اینکه مردم ایران آنرا آنچنان که هست نبینند و نشوند و از مجاری بوق های تبلیغاتی رژیم خبر آنرا بگیرند.

اما عنوان مَتَل فوق را در رابطه با مورد اشاره بالا باید به ” «آن به خرج کردنت و این به سگ محل شدنت” تغیر داد.

……………………..

افزوده ها و ضمایم

Naharnet

17/01/2017

Geagea and Bassil: No Turning Back in LF-FPM Relation

The agreement with the FPM has led to “tangible results, away from any narrow interests,” Geagea said in an interview with MTV.

Asked to “give a grade” to the current ties between the two parties’ popular bases, Geagea gave them 10/10.

“We were accused of nominating Iran’s candidate for the presidency, but that turned out to be incorrect after the president made his first foreign trip to Saudi Arabia and Qatar,” Geagea added.

…………

Naharnet

14/01/2016

Aoun to Visit Egypt Soon

هاشمی چهره مردمی انقلاب درگذشت

Share Button

هاشمی رفسنجانی با انقلاب بلند شد و بقدرت رسید، و در زمان انقلاب نمادی از اشتباه تاریخی مردم در انچام آن انقلاب ضد تاریخی بود. او به نسبتی که مردم بیدار شدند، به نسبتی که مردم خواهان تصحیح اشتباهات آن انقلاب شدند، در پیشاپیش آنان قرار گرفت و اوج این پیشقراولی، آخرین خطابه او در آخرین نماز جمعه ایی بود که او برگزار کرد و بخاطر آن “بی بصیرت” خطاب شد.

هاشمی

یادش زنده باد و خاطره اش گرامی!

در انتخاب تیتر یادداشت اشتباه نکرده ام. برای اینکه بدانیم به چه معنای روانشناختی تاریخی، هاشمی رفسنجانی مظهر اراده توده های مردم انقلاب کرده میباشد باید قدری به عقب، به ۳۸ سال قبل برگردیم و قبل از این عقبگرد باید من بعنوان نویسنده این یادداشت بگویم، ایده ال امروزه من این بود که این انقلاب اتفاق نمی افتاد، رژیم شاه باقی مانده بود و مملکت ماهم بهمان مسیری میرفت که کره جنوبی، تایوان و برزیل رفتند. دیکتاتوری های این رژیمها از رژیم شاه بسیار خشن تر بود در حالیکه برنامه شاه از آنها بسیار مدرنتر.

ولی عرصه سیاست، عرصه واقعیات است و نه آرزوها.

البته این آرزو و ایده آل میتوانست آرزویی منطقی و واقعیت بنیاد داشته باشد در صورتی که زمین خوردگان آن انقلاب، بموقع، بخود می آمدند و اجازه نمیدادند دستآوردهای آن نظام سرنگون شده، در زیر آوار جنگ سیاسی قبیله ایی، دشمنی تاریخی و دروغپردازیهای پهلوی ستیزانه مدفون شود و خود آنها هم به فراموشخانه تاریخ بروند.

این آرزو میتوانست حتی پس از ۵۰ ـ ۶۰ سال زنده بماند بشرطی که پهلوی ستیزان؛ از اصرار بر فائق کردن گفتمان برتری جمهوریت بر سلطنت بجای گفتمان حکومت مدرن ملی دست برمیداشتند و آنهم در شرایطی که میخ جمهوری اسلامی هر روزه محکمتر بر سرزمین ما کوبیده میشد و حتی فراتر از آن، انقلاب از ولایت فقیه هم عبور کرده و به ولایت مافیایی/نظامی و لومپنکراسی تحول یافته بود. آری میشد مشعل حکومت مدرن ملی را شعله ور نگاه داشت در صورتی که پهلوی ستیزان از ضدیت خود با تاریخ دست برمیداشتند و همراه با مشروطه خواهان، جبهه واحدی علیه کلیت نظام مافیا و لومپنکراسی پیروز شده تشکیل میدادند و اجازه بخواب رفتن سیاسی به مردم نمیدادند. اما چنین نشد! مردم به خواب دینی و مذهبی فرو رفتند و گذشته به محاق!

مسئله اصلی هیزم کشان بی مواجب کوره انقلاب، تا همین ۳ دهه پیش و شاید تا امروز، تازیانه زذن بر جنازه رژیم سابق و شخص شاه بود و نه ایجاد جبهه فراگیر دموکراسی خواهی.

چنان نشد و مردمی که انقلاب کرده بودند، خود را با انقلاب و گفتمان و فرهنگ آن تطبیق دادند و به آن عادت کردند.

این مردم بهمان دلایل فوق و ورشکستگی کامل مدعیان ترقیخواهی، جمهوریخواهی و دموکراسی خواهی، فرصت اینرا نیافتند که حتی برای لحظه ایی به عقب راندن این انقلاب شوم با یک انقلاب در انقلاب، یا یک ضد انقلاب اندیشه کنند.

این مردم انقلاب کرده عادت کردند و عادت داده شدند تا مطالبات اقتصادی، مدنی و سیاسی خود را در چهار چوب همین نظام جستجو کنند و بهبود سرنوشت خود را در همین نظام بجویند.

هیچیک از مدعیان دموکراسی خواهی یا مخالفین این رژیم نتوانستند پس از پیرزوی این انقلاب، حتی برای لحظه ایی مردم را متوجه پیامهای مطنطن خود کنند، و اگر اعتراضی یا خیزشی کم نفس هم انجام شد به ابتکار نیروهای برخاسته از درون همین رژیم بود و نه اپوزیسیون پر مدعا در دنیای سایبری.

در چنین شرایطی که مردم به رژیم برخاسته از انقلاب عادت کرده بودند، کسانی در میان رهبری سیاسی همین انقلاب پیدا شدند، که با اشتباهات مردم، با اشتباهات انقلاب گام بگام پیش آمده بودند و بیانگر خواستهای واقعی مردم شدند؛ نه خواستهای ایده آلیسی و آرزومندانه گروههائی مجزا از مردم، گروههایی فراتر از تاریخ و فراتر از واقعیات ستُرگ و سرسخت آن.

هاشمی رفسنجانی با انقلاب بلند شد و بقدرت رسید، و در زمان انقلاب نمادی از اشتباه تاریخی مردم در انجام آن انقلاب ضد تاریخی بود. او به نسبتی که مردم بیدار شدند، به نسبتی که مردم خواهان تصحیح اشتباهات آن انقلاب شدند، در پیشاپیش آنان قرار گرفت و اوج این پیشقراولی، آخرین خطابه او در آخرین نماز جمعه ایی بود که او برگزار کرد و بخاطر آن “بی بصیرت” خطاب شد.

اگر او اصل انقلاب را انکار نکرد، دلیل این نیست که او ارتجاعی بود بلکه فقط دلیل این بود که با مردمی بود که خواستهای خود را از همین حکومت برخاسته و برآمده از انقلاب میخواستند و اینهم، آنچنانکه در بالا گفتم، ناشی از علیلی و سترونی اپوزیسیونی بود که نتوانست پس از انقلاب اسلامی، گفتمان “انقلاب در انقلاب” و حکومت ملی و ایرانی را تدوین و آنرا فرهنگی کرده به ذهنیت جاری و شعور عملی مردم تبدیل کند.

این اپوزیسیون علیرغم الدرم و بلدرمش در دنیای مجازی از صحنه سیاسی مملکت برای همیشه غیب شده بود و شده است.

انقلاب اسلامی را میتوان حاصل شکست شعور مدنی و اجتماعی مردم از اوهام اندیشی دینی آنان دانست. نماد شعور مدنی و اجتماعی مردم شاهپور بختیار بود و نماد اوهام اندیشی مردم آیت الله خمینی. انقلاب ۵۷ اگر در سطح همان دولت بختیار میماند مردم ایران هم مدرنیزاسیون رژیم شاه را داشتندو هم دموکراسی را. ولی شاهپور بختیار را فقط خمینی ساقط نکرد بلکه بیش از، او مدعیان دموکراسی خواهی که برای کرنش در برابر خمینی بر هم سبقت میگرفتند ساقط کردند.

با پیروزی جبهه اوهام مذهبی، انقلاب اسلامی پیروزی قطعی یافت. و این واقعیت تلخ تاریخی اتفاق افتاده، سرآغاز دوران جدیدی گشت که در آن مردم و رهبرانشان تقلا آمیزانه میکوشند تا به دنیای واقعی برسند نه از راه “انقلاب در انقلاب” بلکه از راه تصحیح همان اشتباه تاریخی.

میراث خواران سیاسی آن اشتباه بزرگ تاریخی( هیئت حاکمه کنونی)، سرسختانه میکوشند تا چرخ تاریخ میهنمان را بر محور همان اشتباه بزرگ تاریخی نگه داشته بگردانند زیرا فقط در آنصورت میتوانند با قدوسی کردن آن انقلاب بعنوان متولیان آن مقدسه، زمام مملکت را در دستان خود نگاه داشته و منابع آنرا تاراج کنند. این میراث خواران با مشت های آهنین و اتکاء به سرنیزه میخواهند از تصحیح آن کژراهه تاریخی توسط امثال زنده یاد هاشمی جلو گیری کنند زیرا هرگونه تصحیح و تغیر مسیر معادل از دست رفتن قدرت و حاکمیت آنهاست.

هاشمی رفسنجانی در آنجا که مقتضی بود، از تغیر مسیر و محور چرخ دنده انقلاب دفاع کرد و به پای هزینه آن نیز ایستاد. زاویه گیری هاشمی رفسنجانی از رهبری نظام، ولو بنام همان انقلاب و رهبر راحلش در حقیقت متناسب با بیداری و زاویه گرفتن مردم از آن انقلاب بود و هست.

رفسنجانی نه چند صد متر یا کیلو متر بلکه بحدی که مناسب بود و میبایست، پیشاپیش توده مردم حرکت کرد و از اینرو به نماد مطالبات تحول طلبانه آنان تبدیل شد. نام او در تاریخ ایران جاودانه خواهد شد هرچند این بمعنای انکار اشتباهات بزرگ او نیست ولی او بخشی از همین انقلاب و بخشی از رهبری همین مردم بود، مردمی که با آرای ۹۵%ی خود بدون اینکه داغ و درفش یا تهدیدی در پشت سر آنان باشد با این انقلاب ضد تاریخی بیعت کردند.

من بسهم خود یاد این شخصیت سیاسی بزرگ را گرامی داشته و به خانواده و اقوام او مراتب تسلیت خود را ابراز میدارم. درگذشت او فقدانی برای همه ملت ایران است.

یادش زنده باد و خاطره اش گرامی!

حبیب تبریزیان

 

کودتای زیرزمینی یا پروژه آتش بس و صلح

Share Button

ولادیمیر پوتین بر این تصور بود که با حمله غافلگیرانه آتش بس خود با شرکت بشار اسد، بموازات عملیات پشت جبهه ایی و ستون پنجمی، چنان آشتفتگی در صفوف اپوزیسیون و حامیان آن اسد ایجاد خواهد کرد که راه تکه پاره کرده آنها باز خواهد شد.
Putin.Stalin

       بهرام گور، کو همی گور میگرفت     دیدی که برفت و عاقبت، گور بهرام گرفت

به خواننده حق میدهم که از کاربرد عنوان کودتا به طرح آتش بس پوتین ـ اردوغان در این یادداشت با تعجب ابروی خود را بالا بیاندازد، ولی بنظر من چنین واکنشی بیشتر ناشی از در نظر نگرفتن آن مجموعه شرایطی است که روسیه، ترکیه، ایران و بشاراسد را بسوی چنین سناریوی مانورآمیزی رانده است.

پوتین، بشار اسد و رژیم تهران بهتر از هر کسی دریافته اند که جنگ داخلی سوریه میرفت تا طولانی و فرسایشی شودو گرفتن شرق حلب اگر چه سر و صدای زیادی دارد ولی بهیچوجه بمعنای شکست مخالفین رژیم نیست و شاید برعکس صفوف آنهار را بهم فشرده تر هم بکند.

پوتین اینقدر ابله نیست که نداند، ادامه وضع موجود در سوریه و بموازات آن گرداب اوکرائین که در آن گرفتار مانده است و اعمال تحریمهای اروپا و آمریکا، وضعیتی نیست که قابل دوام باشد. این دو گرداب روسیه را به حاشیه جهان پویای صنعتی رانده است و با هر روزی که از این حاشیه ماندگی میگذرد، روسیه شانس کمتری برای جبران عقب ماندگی امروز خود از قافله توسعه جهانی خواهد داشت.

در دوران توسعه شتابناک تکنولوژیک جهان، هر دقیقه و هرثانیه که از دست برود برای آن مللی که داعیه حضور در این توسعه رقابت آمیز را دارند جبران ناپذیر خواهد بود. شاید برای کشوری مانند تایلند که جاه طلبی جهانی ندارد و دنبال این هم نیست تا در واگن اول ماراتون نفس گیر توسعه دنیا بنشیند و به این قانع است که به درب و دیوار بدنه واگن بعدی آویزان شود، تا حدودی، این حاشیه ماندگی قابل تحمل باشد ولی برای روسیه که جاه طلبی جهانی دارد، این حاشیه ماندگی از توسعه و تقسیم کار جهانی و محروم ماندن از شرکت در دستآوردهای علمی و فنی دنیا مرگ آور میباشد. ادامه این وضع، ظرف یک دهه میتواند روسیه به روز ونزوئلای امروز بیاندازد.

در ماهها و هفته های پایانی سال گذشته مسیحی، نیروی هوایی روسیه آنچه در توان داشت و بقیمت زیر پا نهادن همه موازین و مقررات جنگی بین المللی تلاش کرد تا ارتش اسد در شرق حلب به پیروزی برسد. این پیروزی اگر به تخته پرشی برای تعرض صلح و خاتمه جنگ بسود رژیم اسد منجر نمیشد(که البته نشد)، نه تنها میتوانست شکست سنگین سیاسی را در پی داشته باشد بلکه چنین شکست سیاسی خود آبستن شکست نظامی را نیز بود.

برای روسیه اهمیت حیاتی داشت تا از باطلاق سوریه خارج شود ولی نه به قیمت خفت زدگی سیاسی و نظامی.

روسیه گمان میبرد که با پیروزی در حلب میتواند بعنوان یگانه تهمتن میدان بازی در بحران کنونی سوریه به تعرض صلح دست بزند و همه رقیبان را کنار بگذارد. بزعم پوتین چنان تعرضی در صورت موفقیت میتوانست آثار جرم جنایات جنگی روسیه و رژیم اسد و متحدان آنها را نیز پاک کرده و بمحاق براند.

مقطع زمانی چنین تحولی نیز برای پوتین مهم بود زیرا با وارد شدن ترامپ به کاخ سفید که پوتین امید زیاد بدان بسته است، رئیس جمهور جدید و بظاهر مایل به دوستی با مسکو نباید وارث شرایطی بشود که بعداً او را در مقابل روسیه قرار دهد.

پس باید قبل از روی کار آمدن ترامپ قال قضیه کنده میشد.

رژیم بشار اسد جاه طلبی های جهانی روسیه را ندارد و فقط به این قانع است که سرنگون نشود. طولانی و فرسایشی شدن جنگ برای او معنایی جز سقوط قطعی و حتمی اش و به سرنوشت صدام دوچار شدن ندارد. بشار اسد میداند که نه تنها رژیم او قادر به تحمل هزینه مادی، سیاسی و نظامی ادامه این جنگ نیست بلکه میداند که هزینه این جنگ دیر یا زود کمر روسیه و ایران را هم خواهد شکست و دیر یا زود آنها هم وا خواهند داد. پس، یک پیروزی نمادین، حتی بقیمت ارتکاب جنایات جنگی و زیر پا نهادن همه موازین انسانی، یگانه فرصتی میبود که طی آن رژیم اسد و متحدینش، قادر میشدند تا با استفاده حداکثر از توپخانه تبلیغانی جنگ روانی و مانورهای زیر زمینی و ستون پنجمی، با فرادستی، بحران را در مجرای سیاسی دلخواه خود بیاندازدند. مجرایی که دول عربی منطقه و دول غربی حامی اپوزیسیون سوریه در آن نقشی نداشته باشند زیرا به بازی گرفتن این حامیان اپوزیسیون در مذاکرات صلح و آتش بس تاثیر منفی بر ناموازنه سیاسی/نظامی مورد نظر محور مسکو، ایران و دمشق میگذارد.

یکی از اهداف تهاجم صلح و سازش پوتین، این بود که به اپوزیسیون نشان دهد که غرب و دول عربی حامی آن؛ نه توانستند در حلب بدانها کمکی کنند و نه قادرند آتش بسی پایدار را تضمین کرده و به اجراء بگذارند.

این هدفگیری، در شرایطی که اپوزیسیون مجبور به خروج از شرق حلب شده بود، از نظر پوتین، میبایستی منطقاً شرایط روحی و روانی لازم(شکست خوردگی) را در گروههای پیکار جو برای پذیرش شرایط پوتین اردوغان فراهم آورده باشد. (در اینجا مجالی برای واکاوی انگیزه های اردوغان در این سناروی سازی که آنهم در جای خود حائز اهمیت میباشد نیست.)

پرده دوم مانور آتش بس از اینجا شروع میشود که روسیه و اردوغان نه تنها پنهان از نظر دول غربی و عربی حامی اپوزیسیون، بلکه حتی پنهان از نظر عمده ترین جریان اپوزیسیون یعنی ارتش آزاد سوریه و تیم مذاکره کننده مخالفان، این سناریو را طرح و به اجرا گذارده بودند.

استفان دیمیستورا، نماینده سازمان ملل برای مذاکرات بین مخالفین رژیم و رژیم اسد، دو روز پس از اعلام توافق آتش بس در یک گفتگوی رسانه ایی که العربیه آنرا درج کرد گفت، آنها، باید مرا در جریان میگذاشتند و این برنامه باید زیر نظر سازمان ملل انجام پذیرد. چنین اظهاراتی یعنی فرستاده سازمان ملل هم از این توافق بیخبر بوده است. عین همین بی خبری را جورج صبرا و ریاض حجاب، دو تن از رهبران درجه اول اپوزیسیون نیز بنوعی دیگر ابراز داشتند.

در اخباری که بعداً انتشار یافت معلوم شد که حتی هیچ یک از همان رهبران عمده گروههای مورد بحث رسماً توافق اتش بس را امضاء نکرده اند بلکه افراد فاقد مسئولیت بالای سازمانی آن گروهها در جریان قرار گرفته بوده اند و یکی از این گروههای بعداً نام برده شده، حتی کلاً شرکت خود را در چنین مذاکراتی تکذیب کرد.

در خود اعلامیه مسکو از موافقت ۷ گروه نام برده شده است که عباتند از: فیلق الشام،احرار الشام، جیش الاسلام، طیوار الشام، جیش المجاهدین،جیش ادلیب ،الجبهة شامیه. در حالیکه تعداد گروههای عمده پیکار جو نزدیک به ۱۵ میباشد و تعدادی از گروههای نامبرده در این توافق چندان شناخته شده نیستند.

جالب اینست که برخی از این گروههایی که مسکو از آنها بعنوان طرف مذاکره نام میبرد (مشخصاً احرار الشام) همواره از سوی مسکو بعنوان تروریست نام برده شده و مسکو به بهانه هم آمیزی آن با دیگر گروههای میانه رو، تمامی واحد های رزمی اپوزیسیون را به مدت بیش از یکسال تمام در شرق حلب و بخشهای دیگری از کشور، بی تفکیک بمباران کرده بوده است. حال چه اتفاقی افتاده است که این گروه و تعدادی دیگر، بیک باره از دید مسکو از اتهام تروریست بودن  تطهیر شده طرف و مذاکره قرا گرفته اند.

از نظر پوتین و شرکاء سناریو بخوبی طراحی و بخوبی در حال پیاده شدن بود.

اما تهاجم جنگ روانی مسکو برای تخریب روحیه اپوزیسیون آن نتیجه ایی را که پوتین انتظار داشت ببار نیاورد. تعداد زیادی از گروههای پیکار جو یا شرکت خود را در چنین مذاکراتی انکار کردند و یا اجرای آتش بس را برای همه گروهها باستثناء داعش خواستند. گروههای پیکار جو بجای اینکه با این مانور مسکو/آنکار از هم پاشیده شوند، در برابر این مانور حتی از خود همبستگی بیشتری هم نشان دادند.

ولادیمیر پوتین بر این تصور بود که با حمله غافلگیرانه آتش بس خود؛ با شرکت بشار اسد، اردوغان و ایران بموازات عملیات پشت جبهه ایی و ستون پنجمی، چنان آشتفتگی در صفوف اپوزیسیون و حامیان آن ایجاد خواهد کرد که راه تکه پاره کرده آنها در آینده باز خواهد شد.

ولی سناریو آنچنان که میباید پیش نرفت. گروههای پیکار جو اعلام کردند که مسکو تقلب کرده و دو سند متفاوت را به امضاء گذارده است که متن نسخه در اختیار بشار اسد با متنی که گروههای پیکارجو در اختیار دارند و طبق آن آتش بس فراگیر و باسثنای داعش شمولیت همگانی خواهد داشت تفاوت دارد. در متنی که در اختیار بشار اسد است رژیم حق دارد گروههایی را که تروریست میداند بمباران کند.

اعتراضات سران اپوزیسیون، انکار برخی گروهها از شرکت در مذاکرات، پافشاری گروههای شرکت کننده در مذاکرات برای سراسری و فراگیر کردن آتش بس و قائل نشدن استثناء بجز داعش، بروز تظاهرات وسیع مردمی در بسیاری شهرها با استفاده از فرصت اعلام آتش بس، آن نتیجه ایی را که پوتین و شرکاء میخواستند از تهاجم روانی خود بگیرند نداد و برعکس به تشجیع اپوزیسیون و هواداران آنها انجامید. واکنش اپوزیسیون نشان دادن که از این مانور غافلگیر نشده و برای آن آمادگی داشته است.

سماجت پوتین و اردوغان بر ادامه سناریو موجب میشد که نه تنها هیچ یک از دولی که آنها انتظار داشتند با مانورهای خود به مذاکرات قزاقستان (آستانه) بکشانند به دعوت پوتین و اردوغان نه بگویند بلکه بسیاری از گروههای درگیر هم اعلام کردند که اساساً در چنین مذاکراتی شرکت نخواهند کرد و  بقیه هم شرکت خود را به رعایت اکید آتش بس از سوی رژیم و متحدانش مشروط کردند امری که نه در مخیله پوتین گنجانیده شده بود و نه بشار اسد و چنین بود که؛ این مذاکرات و آتش بس که هدفش غافلگیر کردن و کنار گذاردن دول غربی و عربی حامی اپوزیسیون سوریه بود سر از شورای امنیت در آورد و ابتکار از دست پوتین خارج شد و آنچه از این سناریوی مانورآمیز برای پوتین، بشار اسد و ایران باقی ماند پذیرش آتش بسی است که در حکم نوشیدن جام زهر و برسمیت شناختن حاکمیت اپوزیسیون بر بیش از نیمی از سوریه است. ولادیمیر پوتین نه میتواند دیگر طرح خود را پس بگیرد و نه میتواند و بصلاح اوست تا آنرا دقیقاً به اجرا بگذارد.

آخرین سئوالی که باید پاسخ داده شود اینست که چرا دول حامی اپوزیسیون این سناریو را کودتا یا شبه کودتا یا توطئه نخواندند؟

واقعیت اینست که طرح پوتین/اردوغان بعنوان فقط یک طرح، و خارج دسیسه های پشت پرده آن برای خالی کردن زیر پای اپوزیسیون، شامل اهداف اعلام شده دول غربی و عربی بوده است و این روسیه و رژیم بوده اند که همواره از اجرای چنین آتش بسی طفره میرفته اند. بنا بر این حالا که خود روسیه آنرا پیشنهاد میکند این دولتها و خود اپوزیسیون نمیتوانند و نباید علیه طرحی که مورد نظر خود آنها بوده است موضع گیری کنند ولو اینکه از اهداف ناسالم پنهانی پشت آن با خبر باشد.

در زمینه این سناریو و مانور پوتین و شرکاء بسی بیش از این میتوان نوشت و میتوان مستندات و فاکتهای بسیاری را نیز درج کرد. ولی بنظرم نه خواننده حوصله بیش از این را خواهد داشت و نه من حوصله نوشتن و جمع و جور کردن همه فاکتها را. برخی منابع را در زیر از الجزیره، العربیه، روئیترز و BBC بطور نامنظم کپی کرده ام که خواننده میتواند در صورت علاقه آنها را پیگیری کند. در آینده هم بر ضمایم این یادداشت افزوده خواهد شد. فقط اضافه کنم که یکی از بازنده های این ظرح رژیم تهران است که برای توضیح آنهم فعلاً مجالی نیست. این راهم بعنوان مؤخره اضافه کنم که یکی از تحلیلگران سیاسی  در توضیح تمایل پوتین برای خاتمه جنگ نوشته بود که روسیه نمیخواهد” شیطان بزرگ” در خاورمیانه شود.ولق من فکر میکنم کار روسیه از این حرفها گذشته است.

…………………….

Naharnet

05/01/2017

Clashes Near Damascus Despite Syria Truce

……………………….
Aljazeera
29Dec
Russian President Vladimir Putin says an agreement has been reached on a countrywide ceasefire for Syria, with Russia and Turkey to act as guarantors.

He said the truce would begin at midnight on Thursday (22:00 GMT) and be followed by peace talks between Syrian President Bashar al-Assad’s government and the Syrian opposition in the Kazakh capital Astana.

“The agreements reached are, no doubt, very fragile and they demand special attention and follow-up in order to keep them and develop them. Nevertheless, this is a notable result of our joint work, efforts by the defence and foreign ministries, our partners in the regions,” Putin said.

…………….
Aljazeera
29dec

[Mohamed Mounzer Masri/Reuters]
The fate of a nationwide truce for Syria remains unclear with the Syrian National Coalition, the country’s main political opposition bloc, telling Al Jazeera that it has still not received a draft plan from either Turkey or Russia.

Turkey’s state-run Anadolu news agency had reported on Wednesday that a ceasefire plan had been submitted to Syria’s rival parties and could come into force as early as midnight.

Syria: Under Russia’s fist
But the coalition, which represents the Free Syrian Army and other rebel groups fighting across the country, told Al Jazeera that it was yet to receive a draft of the document.

Labib Nahhas, the foreign relations head of the powerful Ahrar al-Sham rebel group, said the faction was “aware of ongoing discussions between Russia and Turkey about a nationwide ceasefire”.

…..
Aljazeera

29/12/2016

Citing a source who requested anonymity, Anadolu said “terrorist organisations” would be excluded from the deal.

This would most certainly exclude the Islamic State of Iraq and the Levant (ISIL) group and Jabhat Fateh al-Sham, the group formerly known as al-Nusra Front.

The source also said that if the ceasefire succeeded, political negotiations would start in the Kazakh capital, Astana, under Turkey and Russia’s guidance.

Samir Nashar, a Syrian opposition figure, said that there were “tremendous efforts being exerted by the Turkish government to implement such a ceasefire with the help of an Arab country” before a proposed meeting takes place in Kazakhstan.

Labib Nahhas, foreign relations head for another rebel group, Ahrar al-Sham, confirmed to AFP news agency that the faction was “aware of ongoing discussions between Russia and Turkey…”.

But he said that rebel factions had not been presented with any official proposal and said there were still obstacles to the deal.

“Russia wants to exclude Eastern Ghouta from the ceasefire, which is not
acceptable,” he said, referring to a rebel-held area outside Damascus.
………………………

Aljazeera

31/12/2016

In their statement, the rebels said it appeared the government and the opposition had signed two different versions of the ceasefire deal, one of which was missing “a number of key and essential points that are non-negotiable”, but did not say what those were.

“There is a different interpretation on this ceasefire between Syrian opposition groups on the one hand and the Russians and other parties on the other,” Marwan Kabalan, an analyst at Doha Institute, told Al Jazeera.

There was confusion over which groups in the opposition are included in the ceasefire. The Islamic State of Iraq and the Levant (ISIL, also known as ISIS) group, which has made enemies of all sides in the conflict, is not included.

“The opposition said the ceasefire includes all Syrian factions excluding ISIL, whereas the Russians said it would exclude all UN-designated terrorist organisations including al-Nusra Front,” said Kabalan. “This [difference] is a ticking bomb that will jeopardise the whole process as the Syrian forces will go after al-Nusra and that will put the

.Syrian opposition

…………………………

BBC

31/12/2016

Syria conflict: UN endorses Syria ceasefire deal

…………

Aljazeera

31/12/2016

In their statement, the rebels said it appeared the government and the opposition had signed two different versions of the ceasefire deal, one of which was missing “a number of key and essential points that are non-negotiable”, but did not say what those were.

“There is a different interpretation on this ceasefire between Syrian opposition groups on the one hand and the Russians and other parties on the other,” Marwan Kabalan, an analyst at Doha Institute, told Al Jazeera.

There was confusion over which groups in the opposition are included in the ceasefire. The Islamic State of Iraq and the Levant (ISIL, also known as ISIS) group, which has made enemies of all sides in the conflict, is not included.

“The opposition said the ceasefire includes all Syrian factions excluding ISIL, whereas the Russians said it would exclude all UN-designated terrorist organisations including al-Nusra Front,” said Kabalan. “This [difference] is a ticking bomb that will jeopardise the whole process as the Syrian forces will go after al-Nusra and that will put the Syrian opposition factions in a very difficult position.”

………………..

۲۹/۱۲/۲۰۱۶

 Alarabia
Russia’s defense ministry said the insurgent groups which signed the agreement were: Failaq al-Sham, Ahrar al-Sham, Jaish al-Islam, Thuwwar al-Sham, Jaish al-Muhajidin, Jaish Idlib and al-Jabha al-Shamia.

فیلق الشام،احرار الشام، جیش الاسلام، طیوار الشام، جیش المجاهدین،جیش ادلیب ،الجبهة شامیه

……………..….

Reuters

29/12/2016

The Syrian army announced a nationwide halt to fighting but said Islamic State and ex-Nusra Front militants and all groups linked to them would be excluded from the deal. It did not say which unnamed groups would be excluded.

آغاز بحران سوریه به روایت شهید حسین همدانی/۲

Share Button

آخرین پیشنهاد آن شب به بشار اسد داده شد/نقشه را به سردار سلیمانی دادیم

خرین پیشنهاد آن شب به بشار اسد داده شد و گفتم حالا که همه‌چیز تمام شده و کاخ ریاست جمهوری در آستانه سقوط است، شما باید این آخرین پیشنهاد ما را عملی کنید.

خبرگزاری فارس: آخرین پیشنهاد آن شب به بشار اسد داده شد/نقشه را به سردار سلیمانی دادیم

به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، سردار حسین همدانی جزو اولین فرماندهان سپاه بود که این توفیق برایشان فراهم آمد در سال های آخر خدمت در این لباس سبز مجاهدت برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) و کوتاه کردن دست تروریست‌های تکفیری عازم سوریه شد. و چه خوشبخت بود حبیب سپاه که پس از سال ها دوری و بی قراری و حضور در انواع جنگ های نامتقارن سرانجام توانست به آنچه می‌خواهد دست پیدا کند و دست شست از همه چیزهایی که یک روز از ما جدا خواهند شد و حیات ابدی‌اش را چه زیبا با خونش رنگین و آغاز کرد.

اینکه چگونه سوریه دوباره روی پای خود ایستاد را می‌توانید در ادامه این مطلب که برشی از کتاب «پیغام ماهی‌ها» است از زبان سردار همدانی بخوانید:

*نقشه را به سردار سلیمانی دادیم

بنده یک راهبرد جامع یا همان چیزی که به آن نقشه راه می‌گویند، در پنج حوزه مأموریتی برای خروج سوریه از این بحران نوشتم. آن پنج حوزه عبارتند از: حوزه نظامی، حوزه امنیتی، حوزه اقتصادی، حوزه سیاسی و حوزه فرهنگی. این نقشه راه به ما نشان می‌داد که اگر سال‌ها در سوریه ماندیم، باید چه‌کار کنیم. می‌دانستیم در مقابل توطئه دشمنان امت اسلامی سوریه چه نقشه‌ای داریم و چه اقداماتی را باید انجام دهیم. در این سند راهبردی بیش از صد و چند اقدام را برای سوریه پیش‌بینی کرده بودیم. وقت گرفتیم و آمدیم ایران و این نقشه را به سردار سلیمانی دادیم و در جلسه‌ای که چندین ساعت طول کشید با ایشان در این‌ باره صحبت کردیم.

*حضرت آقا فرموده بودند سیاست‌های کلان‌ محور مقاومت و سوریه زیر نظر سید حسن باشد

جلسه ما از صبح تا حدود دوازده ظهر به طول انجامید. ایشان بسیار دقیق این نقشه راه را ملاحظه کردند و بخش‌هایی از آن را اصلاح نمودند و گفتند: من کاملاً با این سند راهبردی موافقم. از آنجا که حضرت آقا فرموده بودند تا سیاست‌های کلان‌محور مقاومت و سوریه زیر نظر سیدحسن نصرالله باشد. لذا ایشان طبق فرمایشات حضرت آقا کلیه امور مربوطه به سوریه را مدیریت می‌کرد. بر همین اساس حاج قاسم گفتند: این نقشه راه را ببرید و به سیدحسن نشان بدهید و اگر موافق بودند، کار را شروع کنید. ما هم رفتیم و این سند راهبردی را به ایشان دادیم و قرار شد ایشان یک هفته مطالعه کند و بعد جواب را بدهد.

*کار سوریه تمام بود!

بعد از یک هفته به ما پیغام دادند که بیایید. ما هم از دمشق به بیروت رفتیم. آنجا با برادرمان ابا مهدی که همان آقای زاهدی، فرمانده سپاه لبنان است، به حضور سید حسن نصرالله رفتیم. نماز مغرب و عشاء را با ایشان خواندیم و بعد از نماز جلسه شروع شد. ایشان از بنده خواستند تا درباره طرح، توضیحاتی بدهم. من هم درباره این سند مدتی صحبت کردم. بعد از من، ایشان هم صحبتی کردند و درباره طرح سؤالاتی پرسیدند. این جلسه که بعد از نماز مغرب و عشاء شروع شده بود، تا نماز صبح به طول انجامید و به‌ جز نیم ساعت، سه‌ ربع که برای غذا خوردن متوقف شد، یکسره ادامه پیدا کرد و برای نماز صبح پایان یافت. در آن موقع بیش از ۷۵ درصد کشور سوریه در اشغال تروریست‌های مسلح بود و ۲۵ درصد از آن دست حکومت مرکزی مانده بود. وضعیت بسیار خطرناک بود و اصلاً کار سوریه تقریباً تمام شده بود.

*سید حسن نصرالله گفت: فقط بحث نظامی و امنیتی در اولویت است

ایشان در پایان جلسه به ما گفتند: بسیار طرح خوبی است، اما در حوزه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هیچ نیازی به کار نیست و این‌طور برای ما مثال زدند: الآن بشار و حاکمیت حزب بعث و دولتمردان نظام سوریه تا گردن در باتلاق غرق شده‌اند و این‌قدری نمانده است تا اینها از بین بروند، حالا در این شرایط شما می‌خواهید بروید کار فرهنگی بکنید؟ برای اینها کلاس بگذارید؟ از معنویت بگویید؟ الآن اصلاً موقعیت برای کار فرهنگی مناسب نیست. اینها دارند غرق می‌شوند. از نظر اقتصادی شما می‌خواهید برای اینها کت‌ و شلوار بدوزید؟ می‌خواهید غذا بدهید؟ اینها غذا نمی‌خواهند، دارند غرق می‌شوند و از بین می‌روند. از نظر سیاسی می‌خواهید بحث کنید که ساختار حکومت را درست کنند. همه چیز دارد از دست می‌رود. این سه مأموریت در این پنج حوزه از سند راهبردی را کنار بگذارید. فقط بحث نظامی و امنیتی در اولویت است. ابتدا باید بشار و حاکمیت سوریه را از این باتلاق بیرون آوریم. بعد به نظافت آنان می‌پردازیم و کت‌ و شلوار تنشان می‌کنیم. غذا بهشان می‌دهیم، درسشان را می‌خوانند و عبادت می‌کنند. الآن بیرون کشیدن‌شان از این باتلاق اولین و مهم‌ترین اقدام راهبردی شما است. خب، خیلی حرف بجایی بود. بعد از آن به ما گفتند: بروید و این قسمت را اصلاح کنید و بازگردید.

*تدبیر امام نبود اوضاع کشور ما بدتر از سوریه می‌شد

یک هفته به‌ طول انجامید تا سند اصلاح شود. آن سه اقدام راهبردی مورد تذکر سید حسن را کنار گذاشتیم و فقط در حوزه امنیتی و نظامی برنامه را تهیه کردیم. دوباره طی جلسه‌ای سند راهبردی اصلاح‌ شده را خدمت ایشان بردیم. ایشان هم بعد از چندین ساعت بحث و بررسی موافقت خود را با این طرح اعلام کردند و گفتند: دولتمردان سوریه درک اهمیت این نقشه راه را ندارند، الآن هم که به شدت درگیر این بحران شده‌اند. اگر شما همه سند با اقدامات موجود در آن را یکجا به آنها بدهید، آنها هم آن را بایگانی می‌کنند. بهتر است در چند مرحله و در هر مرحله بخشی از این اقدام‌ها را در اختیارشان بگذارید. در سوریه، چون همه ارتش از پادگان‌ها بیرون آمده و در شهرها درگیر بودند، سربازان اهل تسنن مانده در پادگان هم، پادگان را رها کرده و رفته بودند. البته نه اینکه به مسلحین وصل شوند، رفته بودند در روستاها و شهرهای خودشان. چون احساس می‌کردند در این درگیری‌ها بی‌خودی کشته می‌شوند. ارتش هم هرچه توان داشت وارد صحنه کرده بود و به نیروی کمکی نیاز داشت. مثل کشور ما هم نبود که پلیس داشته باشد، سپاه داشته باشد، بسیج داشته باشد. وجود این یگان‌ها نشان از تدبیر حضرت امام خمینی(ره) دارد که بعد از پیروزی انقلاب علی‌رغم وجود کمیته انقلاب اسلامی، ارتش، ژاندارمری و شهربانی، بلافاصله دستور تشکیل سپاه پاسداران و بعد از یکی، دو ماه هم دستور تشکیل بسیج مستضعفین را می‌دهند و می‌گویند: «کشوری که سی‌وشش میلیون جمعیت و بیست میلیون جوان دارد، باید برای دفاع کردن بیست میلیون تفنگ به دست داشته باشد.» اگر حضرت امام این تدبیر را نکرده بودند، وضعیت ایران در اوایل انقلاب به‌مراتب وخیم‌تر از موقع اوج بحران سوریه بود. زمانی که این آشفتگی را در  ارتش سوریه مشاهده کردیم، یکی از اقدام‌های راهبردی ما مشارکت دادن مردم برای کمک به ارتش، جهت عبور از بحران بود. مسئولان سوری پرسیدند که معنی این اقدام چیست؟ گفتیم: یعنی تشکیل بسیج مردمی و برایشان توضیح دادیم. آنها هم با سه دلیل با این اقدام مخالفت کردند.

اول گفتند: ما ارتش خودمان را نمی‌توانیم پشتیبانی کنیم، شما می‌خواهید یک ارتش دیگر برای ما درست کنید؟ نه، ما با این طرح مخالفیم.

دوم، شما می‌خواهید به جوانان اهل سنت اسلحه بدهید؟ این‌که برای ما خطر دارد! اینها می‌آیند با ما می‌جنگند. به مردم که نمی‌شود اعتماد کرد.

سوم، اینکه مردم غلط کرده‌اند می‌خواهند تشکیل ارتش بدهند، آنان باید جوانانشان را جهت سربازی در اختیار ما قرار دهند. کلاً با این اشکال‌های اساسی‌ای که گرفتند با طرح مخالفت کردند.

*

با خود آقای بشار صحبت کردیم و قرار شد ما جوانان را آموزش دهیم و هر موقع که نیاز شد ارتش از اینها استفاده کند، اینها آماده باشند. چون ارتش سوریه دیگر توان آموزش نداشت و همه نیروهایش درگیر جنگ شده بودند. ما آمدیم در استان‌هایی مثل دمشق، لاذقیه، طرطوس و یک بخشی از استان حمص که هنوز دست نظام سوریه بود، جوانان را جذب کردیم. جوانان سوری برای سربازی نمی‌آمدند، اما برای این کاری که ما قصد انجامش را داشتیم می‌آمدند. ما هم کار آموزش را شروع کردیم. هر هفته حدود ششصد نفر از این جوانان جذب می‌شدند و کار آموزش آنها شروع می‌شد. دوره آموزشی آنها هم دوازده روزه بود. یعنی اولین روزی که وارد پادگان می‌شدند تا آخرین روزی که از آنجا خارج می‌شدند، دوازده روز بیشتر طول نمی‌کشید. یک جوانی که می‌خواهد کار با اسلحه را یاد بگیرد، باید سه ماه آموزش ببیند. تازه به این مرحله رزم مقدماتی می‌گویند. بعد از آن هم آموزش تکمیلی و مراحل بعدی. ولی چون سوریه در بحران قرار داشت، ما سه ماه آموزش و جزوه‌های آن را فشرده و به دوازده روز رزم مقدماتی تبدیل کردیم. در این دوره آموزش‌های عمومی و تخصصی‌ای که نیاز نبود را کنار گذاشتیم. برای این جوانان تازه‌کار آموزش امداد، تخریب و آموزش سلاح‌هایی را که فعلاً نیاز نبود، تعلیق کردیم. طبق سازماندهی‌‌ که انجام می‌دادیم، جوانان را به گروه‌های مختلف تقسیم می‌کردیم. گروهی به‌ عنوان تک‌تیرانداز که فقط همین آموزش را می‌دیدند. گروهی آر.پی.جی‌زن که آنها نیز فقط کار با آر.پی.جی را می‌آموختند. عده‌ای برای کار با خمپاره شصت انتخاب می‌شدندکه این عده نیز تنها کار با خمپاره شصت و شلیک و گرابندی با آن را آموزش می‌دیدند. همین‌طور گروه‌های دیگر و آموزش‌ تسلیحات دیگر. با این اقدام تعداد روزهای آموزش به علت تخصصی شدن آن به یک نوع از تسلیحات، کاهش می‌یافت.

* اتفاقی که در شورای امنیت سوریه رخ داد

جهت تنوع در بحث، اجازه بدهید اتفاقی را که در شورای امنیت سوریه رخ داد، برایتان تعریف کنم. چون کشور سوریه وضعیت بحرانی پیدا کرده بود. این شورا مدام تشکیل جلسه می‌داد. مهم‌ترین دستورات برای ارتش و مهم‌ترین سیاست‌های کلان سوریه در این شورا صادر و اخذ می‌شد. یک فردی که حدود بیست سال آشپز وزارت دفاع بود و برای وزیر دفاع، اعضای شورای عالی امنیت و فرماندهان ستاد ارتش سوریه غذا می‌پخت. توسط مخالفین با دریافت مبلغ زیادی پول جذب می‌شود، آنها موادی به نام جیوه در اختیار او قرار می‌دهند تا در غذای این اشخاص بریزد. جیوه ضمن اینکه وارد خون می‌شود، داخل سلول‌های بدن نیز نفوذ می‌کند. نهایتاً برخی از اعضای این شورا با خوردن غذای آلوده، به‌شدت مسموم می‌شوند. آن آشپز هم به‌ محض سرو این غذا به‌ بهانه کاری از ساختمان ستاد ارتش خارج شده و توسط مخالفین مسلح به کشور اردن برده شد و پناهنده این کشور شد. در این عملیات تروریستی وزیر دفاع، تعدادی از اعضای شورای عالی امنیت و وزیر کشور مسموم شدند. درمان اولیه روی آنها انجام شد، اما جواب نداد. خونشان را هم عوض کردند، اما باز بهبودی حاصل نشد. چون جیوه داخل سلول‌های آنها نیز رفته بود. نهایتاً یک تیم پزشکی از بیمارستان بقیه‌الله ایران به سوریه آمدند و بحمدالله پزشکان بسیار مجرب ما توانستند این مسمومین را تحت‌درمان قرار داده و از مرگ حتمی نجات دهند، البته درمان این افراد حدود یک ماه‌ونیم به‌ طول انجامید. تروریست‌ها تصمیم داشتن که ابتدا ارکان نظام و فرماندهان ارتش را مسموم کرده و از بین ببرند و بعد از آن حمله خود را آغاز کنند.

*با این کار رژیم سوریه به‌ طور کامل سقوط می‌کرد

اتفاق دیگری نیز اسفندماه سال ۱۳۸۹ زمانی که دمشق محاصره شده بود روی داد. ماجرا این بود که تروریست‌ها فردی از معتمدین دولت را با پرداخت پول جذب کردند. همان زمان که قرار بود حمله گسترده و سراسری خود را به دمشق آغاز کنند. ساعت هشت صبح جلسه شورای عالی امنیت تشکیل شده بود و اعضای شورا دور یک میز لوزی شکل نشسته بودند. قبل از شروع جلسه توسط همان فرد خود فروخته، مواد منفجره زیر این میز جاسازی شده بود. پس از یک ربعی که از شروع جلسه می‌گذرد، انفجار مهیبی به‌ وقوع می‌پیوندد. در این انفجار وزیر دفاع، شوهر خواهر بشار، آصف شوکت، رئیس شورای عالی امنیت کشته می‌شوند و تعدادی دیگر از اعضای این شورا کشته و مجروح می‌شوند. در واقع تروریست‌ها کسی که مورد اعتماد فرماندهان ارشد بود را می‌خرند و با تهدید خودش و خانواده‌اش، این عملیات تروریستی را انجام می‌دهند. دقیقاً مثل تروری که در اوایل انقلاب در دفتر ریاست جمهوری، زمان شهید رجائی انجام شد و شخصی که آن بمب‌گذاری را انجام داد، فردی مورد اعتماد شهید رجائی بود. تروریست‌ها قصد داشتند حالا که محاصره شهر دمشق کامل شده با این عملیات تروریستی فرماندهان و مسئولان رده بالای سوریه را از دور خارج کرده و با یک حمله سراسری و گسترده، کل شهر دمشق را تصرف نمایند و با این کار دیگر کار سوریه یکسره می‌شد و رژیم سوریه به‌ طور کامل سقوط می‌کرد.

*آخرین پیشنهاد آن شب به بشار اسد داده شد

اسفند ۱۳۹۱ تروریست‌ها کاملاً به نقطه پیروزی نزدیک شده بودند. آنها با حمایت همه‌ جانبه عربستان، قطر، امارات و کشورهای غربی توانسته بودند حلقه محاصره را تنگ‌تر و به کاخ ریاست جمهوری سوریه در دمشق نزدیک شوند. طوری که عنقریب کاخ را به اشغال خود درآورند. آن شب وضعیت بسیار بغرنجی پیش آمده بود، البته خانواده‌ها را فرستاده بودیم به جاهای امن، بشار اسد هم کار را تمام شده می‌دانست و دنبال رفتن به یک کشور دیگر بود.

آخرین پیشنهاد آن شب به بشار اسد داده شد. گفتم: حالا که همه‌چیز تمام شده و کاخ ریاست جمهوری در آستانه سقوط می‌باشد، شما باید این آخرین پیشنهاد ما را عملی کنید. گفتند: چه کنیم؟ گفتم: درِ اسلحه‌خانه‌ها را باز کنید و مردم را با اسلحه‌های موجود در آن مسلح کنید تا خود مردم جلوی این تروریست‌ها را بگیرند.

شکر خدا با این پیشنهاد موافقت کردند و همان شب با این اقدام سوریه از سقوط حتمی نجات پیدا کرد و مردم تروریست‌های تکفیری را از اطراف کاخ ریاست جمهوری و بعد هم شهرهای سوریه عقب راندند. همین نیروها هسته اولیه تشکیلاتی به نام «دفاع وطنی» را شکل دادند که الآن در سوریه با داعشی‌ها، النصره‌ای‌ها و… می‌جنگند.

………………………

کامنت من:

موارد مورد اشاره در این خاطره نویسی جای بحث زیادی دارند که از حوصله منِ کامنت گذار خارج است فقط به یک نکته اشاره میکنم و آنهم اینست این رژیم و رئیس چمهوری که از روی تخته تابوت با زور تنفس مصنوعی سردار شربت خورده، زنده نگاه داشته شد و با کمک بمب افکن های پوتین و جهادیون حزب الله لبنان و فاطمیون افغان و باندهای شبه نظامی شیعه عراقی همچنان بر سرپا نگاهداشته شده است، یکسال پیش دست به انتخاباتی زد که نتیجه آن طبق اظهار همین سایتهای نظامی ایران، پیروز شدن بشار اسد با نزدیک به ۸۲% در آن بود.

هزینه این نجات از تخته تابوت به تخت قدرت را دولت اسلامگرا و ولایی ما از جیب ملت داد و در آینده هم خواهد داد.

سلاخی ارزش پول، ۲۰% سقوط در عرض ۶ ماه

Share Button

سقوط ریال و جهش دلار ناشی از تراکم فشار در زیر پایه ارزی کشور است

Foto: NTB Scanpix / Shutterstock

سایت نشریه فاینانس آویسن نروژ” هگنار آنلاین، گزارشی در باره سقوط شدید ارزش پول ملی میهنمان دارد که عنوان آن: «سلاخی ارزش پول، ۲۰% سقوط در عرض ۶ ماه» میباشد. اهمیت این گزارش با اینچنین تیتری در اینست که این نشریه و سایت آنلاین آن حد اقل برای کشورهای اسکاندیناوی نقش مرجع را دارد و بنگاههای اقتصادی اسکاندیناوی بر اساس تصویر تاریکی که این نشریه از ریال، پول ملی ایران بدست میدهد، در معاملات خود با کشورمان رفتار میکنند.

این نشریه مینویسد:

بنا بر گزارش داگنز ایندوستری سوئد*،علیرغم توافقنامه اتمی با کشورهای بزرگ دنیا، ریال ایران ارزش خود را در برابر دلار از دست میدهد.

حالا دیگر؛ ریال تا ۲۰% نرخ ۶ ماه قبل خود سقوط کرده است. برابر این گزارش، نرخ رسمی دلار تغیر داده نشده است و همچنان روی ۳۲٫۰۰۰ ریال برای یک دلار ثابت مانده است. ولی نرخ غیر رسمی دلار از ۳۴٫۰۰۰ در خردادماه(ژولای) گذشته به ۴۱٫۳۰۰ ریال در حال حاضر رسیده است.

یکی از دلایل این سقوط ریال انتخاب دونالد ترامپ به سمت ایالات متحده است. او در واقع تهدید کرده است که قرار اتمی با ایران را الغاء خواهد کرد. امضای این توافق به تعداد زیادی از کشورها فرصت داد تا تحریمهای ایران را بردارند. بعلاوه هنوز یکرشته تحریمهای آمریکا هنوز بقوت خود باقی هستند که بانکهای دنیا را در معامله با ایران به احتیاط وامیدارند.

یک فعال بزرگ اقتصادی در تهران که نمیخواست نامش ذکر شود میگوید؛بانکهای بزرگ دینا همچنان از معامله با ایران اجتناب میکنند و مانع برگشت پول نفت ایران به کشور میشوند.

تا همین ۶ سال گذشته هر دلار معادل ۱۰٫۰۰۰ ریال بود و قبل از انقلاب ۱۹۷۹ دلار در اطراف ۷۰ ریال معامله میگردید.

…………………..

کامنت من:

پس از شروع ترجمه دیدم که خود هگنار آنلاین هم گزراش را از نشریه سوئدی داگنز ایندوستری گرفته است که از نشریات اقتصادی معتبر اروپاست.

و اما سقوط تند ریال در برابر دلار نباید کمترین تعجبی داشته باشد و سقوط بیشتر آنهم حتی تا مرز ۱۰٫۰۰۰ تومان برای یک دلار غیر مترقبه نیست.

در ایران، این، مکانیسم عرضه و تقاضای بازار نیست که تعین کننده نرخ ارز است بلکه شامورتی های بانک مرکزی در همکاری نزدیک با دستگاههای امنیتی است که نرخ ارز را تعین میکند. درواقع نرخ ارز مهندسی میشود.

من بارها نوشته ام که حتی آن بازاری هم که آزاد بنظر میرسد در کنترل غیر مستقیم بانک مرکزی و نهاد های امنیتی است. آنها با حفظ این بازار میناتوری که وزنش در برابر داد و ستد ارزی تجاری و کلان کشور بسیار اندک است روی نرخ دلار بمقیاس کلان تجاری اثر میگذارند و مهمتر از آن، دولت و بانک مرکزی از طریق مکانیسم و شبکه پنهانی خود در واقع با پائین نگاه داشتن مصنوعی نرخ دلار و تزریق قطره چکانی ارز بصورت سوپاپ تنظیم ارزی چنان قیمتی را  مهندس میکنند که خود برنده باشند زیرا بانک مرکزی، بیش آنکه ارز به این بازار بظاهر آزاد ترزیق کند، ارز مهاجرین ایرانی و برخی تجار را با نرخ دیکته شده پائین جذب میکنند.

اگر دولت این شبکه بظاهر آزاد ارزی را در کوچه منوچهری و خیابان فردوسی تعطیل کند، نه تنها جریان دائمی نا پیدای ارزی بداخل کشور قطع میشود بلکه ممکنست به روند معکوسی هم میتواند شود.

در اثر مهندسی نرخ ارز در کشورمان، هیچ خداوند اقتصادی نیست که بتواند بگوید نرخ واقعی دلار چقدر است.

ولی آنچه مهم است این میباشد که نیروی بازار تا زمانی با مهندسی کنترل پذیر است که تلاطمی رخ نداده و فشار در پایه ارزی زیاد متراکم نشده باشد ولی وقتی بی اطمینانی ایجاد  میگردد دیگر قیمت ارز بسوی سطح طبیعی خود میل میکند.

شاید با توجه به ارتباط مستقیم نرخ ریال با دلار و در آمد نفتی کشور بتوان گفت، پس از سقوط ۵۰ ـ ۶۰ %ی قیمت نفت باید نرخ ریال هم بهمان نسبت کاهش میافت کما اینکه این امر در مورد دیگر کشورهای نفتی که ذخیره ارزی زیاد نداشتند رخ داد. نرخ روبل روسیه از حدود ۳۵ روبل برای یک دلار به کانال ۶۵ ـ ۷۰ دلار افتاد و اگر دولت پوتین نرخ دلار را ثابت نگاه میداشت تا امروز دیگر دلاری در صندوق بانک مرکزی باقی نمانده بود.

ولی بازار ارزی روسیه نسبتاً آزاد است. این اتفاق به نسبت شدیدتری برای ونزوئلا و نیجریه هم رخ داد که آنها هم برای دفاع از پول خود ترجیح دادند ارزش آنرا کاهش دهند.

نگاه داشتن مصنوعی نرخ ارز ممکنست موقتاً آرامش ایجاد کند ولی در بلند مدت کمر اقتصاد کشور را میشکند و بحران به نقطه ایی میرسد که دولت کاملاً کنترل خود را بر بازار ارزی و پولی از دست میدهد.

با سیاست مهندسی ارزی، فشار زیر پایه ارزشی ارز متراکم تر میشود و این تراکم در نقطه ایی به جهش نرخ ارز منجر میگردد. اینکه گفته شود انتخاب دونالد ترامپ سبب اصلی این نوسان دلار و ارز شده است، ناشی از نشناختن ساختار پولی و ارزی کشور ماست. انتخاب ترامپ و تهدید های او فقط آن ضربه خفیفی هستند که نیروی جهشی متراکم شده را آزاد میکنند و در واقع نقش چاشنی انفجاری دارند نه مواد اصلی انفجاری.

Valutaslakt – ned 20 prosent på seks måneder

Irans sentralbank har åpenbart gitt opp å forsvare landets valuta.

Foto: NTB Scanpix / Shutterstock
Foto: NTB Scanpix / Shutterstock

Artikkel av: Eline Hvamstad

26. desember 2016 – 07:49

Til tross for atomavtalen med omverdenen, fortsetter den iranske rialen å svekke seg mot dollar, ifølge Di.se.

Nå er rialen ned nesten 20 prosent de siste seks månedene.

Ifølge nettstedet har ikke den offisielle kursen endret seg, den ligger på ۳۲٫۳۰۰ rial for en dollar dollaren. Men den uoffisielle kursen har falt fra 41.300 i juni til 34.600 nå.

En av årsakene bak valutafallet skal være at Donald Trump ble valgt til USAs neste president. Han har nemlig truet med å oppheve atomavtalen med Iran, som har bidratt til å landet har fått en rekke sanksjoner fra alle verdens land opphevet. Også det at USA fortsatt har en rekke sanksjoner mot landet, er med på gjøre bankene usikre.

– Store internasjonale banker nekter fortsatt å jobbe med Iran, og det hindrer tilbakeføringen av oljepenger, sier en anonym handelsmann i Teheran.

Så sent som i 2010 fikk man en dollar for 10.000 rialer. Og før revolusjonen i 1979 var dollaren på rundt 70 rialer.

ترور دیپلمات مافیایی روس

Share Button

نتیجه اینکه در دستگاه پلیسی و مافیایی شده رژیم پوتین، سنگر اصلی تروریسم خود دستگاه حکومتی روسیه است و هیج تعجب ندارد اگر ادعا شود دستگاه دیپلماسی کشور بعنوان حساس ترین ارگان دولتی باید بیش از  دیگر دستگاههای دولتی پلیسی باشد. لذا ترور شدن یک پلیس مافیایی  روسیه (مورد اخیر در ترکیه)؛ چندان افسوسی ندارد و تا آنجا به اثر بخشی مثبت آنهم مربوط میشود، باید تکرار کنم که هرچند عمل تروریستی در کُل غیر سازنده است ولی چشاندن طعم تلخ آن به عمده ترین آفرینندگان آن در دوران ما شاید، بعنوان یک “شوک ـ تراپی”، کمکی به دست برداشتن رژیم پوتین از تروریسم  دولتی کند.

MAFIA STATE:: LUKE HARDING

دیروز در پایتخت ترکیه سفیر روسیه بدست یکی از افسران واحد ضد تروریست ترکیه ترور شد. در اینکه ترور بطور کلی در هرجهتی که باشد رویکرد و روشی سازنده نیست شکی نیست و بماند که از نظر انسانی هم درست نمی باشد.

ولی آیا این یک قاعده عاری از استثناء است؟ حتی لنین که بر علیه تروریسمِ سوسیالیست های انقلابی روسیه رساله ها ی زیادی داشت، در مواردی استفاده از ترور را مجاز میدانست. البته مورد ترور این سفیر نه بر مبنای آن ملاحظات لنینی بلکه از زاویه دیگری میتواند از جمله مواردی باشد که شامل قاعده فوق الذکر نمیشود.

قریب چند دهه است که تروریسم بخش وسیعی از جهان را به آشوب کشانده است و مرکز ثقل این تروریسم خاورمیانه میباشد که با ظهور داعش در سوریه و عراق به معضل جهانی تبدیل گردیده است.

ظهور داعش، با سرکوب بسیار خشونت آمیز و بیسابقه یک جنبش مسالمت آمیز مردمی در سوریه توسط اسد آغاز شد. رژیم اسد و متحدین روسی و ایرانی او بر این اندیشه بودند که با راندن آن اعتراضات بسوی خشونت هر بیشتر و میدان دادن به جریانات بنیادگرا، جهان و مردم سوریه را در لبه پرتگاهی قرار میدهند که یکسوی آن ورطه تروریسم کور داعش است و در طرف دیگر رژیم اسد با همه خصوصیت سرکوبگرانه اش. اسد و حامیان او فکر میکردند و هنوز فکر میکنند؛ دول منطقه، غربی و مردم سوریه سرانجام قیودت و بردگی در زیر لوای این کفن دزد* اولی را ترجیح خواهند داد.

بلحاظ منطقی، تنها کس، کسان یا رژیم و رژیمهایی که از تروریستی شدن فضا در سوریه، عراق، منطقه  و دنیا سود میبرند زمامداران سوریه، روسیه، ایران و رژیمهای این کشور ها باضافه واسالهای سیاسی تروریستی آنها میباشد.

مشغول شدن غرب و دول منطقه به مقابله با داعش و القاعده نه تنها هزینه زیادی، از همه نظر روی دست دول غربی و متحدین منطقه ایی آنها میگذارد بلکه در موارد بسیاری از جمله در عراق و خود سوریه آنها را ناچار میکند تا مستقیم و غیر متسقیم، کمک رژیم ایران و روسیه را بپذیرند و با آنها با زبان مدارا سخن بگویند. این رژیمها با تروریسم پرروی خود امنیت دنیا را به گروگان گرفته اند.

وجود تروریسم داعس در عراق توجیهی برای تشکیل یک قدرت شبه نظامی یکصد هزار نفری از نوع حزب الله در لبنان با کمک مادی و اموزشی ایران بنام حشد الشعبی در عراق گردید که از شیعیان و معدود سُنی مذهبان (خریداری شده) عراقی تشکیل شده است.

بدون تروریسم داعش هیچ توجیهی برای وجود این ارتش یکصد هزار نفری که هدف نهایی آن تبدیل عراق به یک واسال رژیم ولایی ایران است وجود ندارد.

در چنین شرایطی که تروریسم در منطقه و خاک اروپا گسترش یافته و به ایجاد یک فضای پلیسی و امینتی  در اقصاء نقاط جهان منجر شده است، در خاک روسیه و ایران که بر حسب ظاهر جزء دول ضد تروریست، ضد داعش و القاعده هستند خبری از فعالیت این داعش و القاعده نیست.

آیا برای صدهها بنیاد گرای چچنی و افشاسیایی (در روسیه)، انجام عملیات انتحاری از آن نوع که در اروپا، علیه نیروهای مخالف اسد در سوریه و در کشورهای عربی متحد غرب انجام میشود انجام دهند دشوار است؟  بی شک نه! پس چرا از اینگونه ترورها در این دو کشور خبری نیست!؟

روسیه، ایران و رژیم اسد امنیت خود را در سرگرم شدن غرب و متحدین عرب آن با مسئله داعش و تروریسم میدانند. رژیم پوتین و خامنه ایی مطمئن هستند که تا هنگامیکه آن دولتها با داعش و القاعده در جنگند، امکاناتشان برای فشار به اینها محدود و کم خواهد بود.

بنا بر این چشاندن طعم تلخ تروریسم به این دولتهای تروریست پرور، شاید تنها راه برای وادار کردن آنها به اندیشه در مورد نتیجه کار خودشان باشد، تا آنها بدانند که میدان عمل تروریسم برای ابد به سرزمینهای غربی و متحدین منطقه ایی آنها محدود نخواهد ماند.

رژیم ایران باید بداند که تجهیز و تعلیم تروریستهای حوثی در یمن علیه دولت قانونی آنکشور و دول عربی منطقه، تجهیز و اموزش تروریستهای حزب شیعی الوفاق در بحرین دیر یا زود به تجهیز و تعلیم نیروهای قومی و مذهبی ضد حکومت مرکزی در ایران از طرف آن ممالک زخمی و آسیب دیده از تروریسم خواهد شد. رژیم روسیه باید بداند که این شتر سیاه روزی بر درب خانه خود آنهم خواهد نشست.

لوک هاردین خبرنگار گاردین که ۴ سال به کار خبرنگاری در روسیه در دوران زمامداری پوتین مشغول خبرنگاری بوده است در کتابی با عنوان ” حکومت مافیایی” از ترکیب ساختاری مافیایی حکومتی روسیه در دوران فرمانروایی پوتین پرده برمیدارد. او نشان میدهد که چگونه جوخه های مرگ، مخالفین پوتین را در روسیه و حتی خارج از کشور ترور میکنند. روزنامه نگاران و قضاتی را که جرعت طرح فساد و چپاول مملکت توسط پوتین و شبکه مافیایی او را بخود میدهند، چگونه با کثیف ترین شیوهای ممکن، یا میکشند یا وادار به سکوت میکنند. لوک هاردینگ از درآمیختگی سازمانهای مافیایی با KGB سابق، در ترکیب حکومت فعلی  نیز پرده برمیدارد. او پرده از ثروت ۴۰ میلیارد دلاری پوتین در خارج از کشور برمیدارد که رقمی مربوط به ۱۰ سال پیش است.

لوک هاردینگ مینویسد ساختار قدرت رژیم کنونی روسیه تحت زمامداری پوتین بمراتب بیش از زمان سلطه حزب کمونیست پلیسی شده ولی چون در زمان کمونیسم، دولت و حکومت حزبی، به سرکوب مخالفین رسماً، علناً و بر مبنای توجیهات ایدئولوژیک شکل قانونی و علنی داده بودند، ابایی نداشتند که خشونت و سرکوب آنها علنی گردد. در آن نظام بحث از جنگ دو ایدئولوژی بود که مردم روسیه باید آنرا میفهمیدند نه اینکه از آن بی خبر باشند.

ولی حکومت پوتین که پس از فروپاشی آن رژیم؛ با نفی آن گذشته، یک ظاهر دموکراسی بخود گرفته است با تغیر روش، سلطه پلیسی را بیش از رژیم قبل گسترش داده و آنرا ظریفتر و پنهانی تر کرده است.

لوک هاردینگ مینویسد، در زمان نظام کمونیستی، “ک. گ. ب” زیر نظر کمیته مرکزی و دفتر سیاسی حزب عمل میکرد و بنا بر این در برابر حزب و کمیته مرکزی آن پاسخگو بود در حالیکه در رژیم پوتین FSB، که جایگزین KGB شده و بسیار گسترده تر از KGB هم شده  است، زیر نظر خود شخص پوتین انجام وظیفه میکند و فقط به او پاسخگو است.

در نظام کمونیستی بعلت سلطه حزبی بر کشور؛ نیازی نبود تا دستگاه حکومتی تماماً KGB ئی و اطلاعاتی شود چون سلطه حزبی خود این امر را غیر لازم میساخت ولی حکومت شبه مافیایی رژیم کنونی که از انظباط و انسجام ایدئولوژیک حزبی عاری است، پوتین را وادار ساخته است تا بیش از ۷۰% کُل دستگاه حکومتی را از همکاران سابق خود در KGB برگزیند که نام آن به FSB تغیر یافته است. لوک هاردینگ نشان میدهد که چگونه رژیم پوتین بیش از زمان سطله کمونیسم کشور را پلیسی کرده است.

%da%af%d8%b1%da%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%a8

رهبر باندِ  مافیایی (لباس شخصی) معروف به “گرگهای شب” در کنار پوتین

من(نویسنده یادداشت) شخصاً فقط به یک مورد از روشهای پوتین اشاره میکنم.  قریب ۲ سال قبل پس از تظاهرات نسبتاً وسیع مردم علیه مهندسی انتخابات ریاست جمهوری روسیه، قانونی در مجلس (دوما) گذرانده شد که برای تظاهرات غیر قانونی خیابانی ۹۰۰۰ دلار جریمه تعین کرد. این مبلغ معادل چند سال درآمد یک آدم معمولی در روسیه  است. و تهدید این جریمه سنگین، اگر بمراتب از خطر تبعیدگاههای سیبری در عصر استالین بیشتر نباشد کمتر نیست.

%da%af%d8%b1%da%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%a8-3

نتیجه اینکه در دستگاه پلیسی و مافیایی شده رژیم پوتین، سنگر اصلی تروریسم خود دستگاه حکومتی روسیه است و هیج تعجب ندارد اگر ادعا شود دستگاه دیپلماسی کشور بعنوان حساس ترین ارگان دولتی باید بیش از  دیگر دستگاههای دولتی پلیسی باشد. لذا ترور شدن یک پلیس مافیایی  روسیه (مورد اخیر در ترکیه)؛ چندان افسوسی ندارد و تا آنجا به اثر بخشی مثبت آنهم مربوط میشود، باید تکرار کنم که هرچند عمل تروریستی در کُل غیر سازنده است ولی چشاندن طعم تلخ آن به عمده ترین آفرینندگان آن در دوران ما شاید، بعنوان یک “شوک ـ تراپی”، کمکی به دست برداشتن رژیم پوتین از تروریسم  دولتی کند.

*

یک ضرب المثل است که اصل آنرا نمیدانم ولی مفهومش دوچار شدن به وضعی بدتر از گذشته است