Category: اخبار

روحانی آمریکا را تهدید میکند!

Share Button

آقای روحانی باید به این سئوال از هم اکنون پاسخ دهد اگر جامعه جهانی؛ ایران را پس از صرف اینهمه هزینه گذاری روی موشک سازی وادار سازد که تن به برجام موشکی هم بدهد و سرانجام با ته مانده سنگین تحریمهای جدیدتر هم تا سالها دست و پنجه نرم کند؛ این، او بعنوان رئیس جمهور ایران است که مسئول میباشد یا رهبر مملکت؟

آیا بهتر نیست که رئیس جمهور پاسخ به همه این مسائلی که در حد قد و قواره قدرت و مسئولیت او نیست را به خود مقام خیلی معظم رهبری واگذار کند و با مردم و دنیا رو راست باشد و در حد میزان اختیارات خود با دنیا حرف بزند و  نه با ژست یک رئیس جمهور بمعنای واقعی کلمه که در دنیا از آن کلمه مستفاد میشود!

روحانی: اگر آمریکا به افزودن بر تحریمها ادامه دهد ایران توافق هسته را رها خواهد کرد

نهارنت لبنان به نقل از آژانس خبری فرانسه، اظهارات هشدار آمیز حسن روحانی رئیس جمهور  را در رابطه با وضع تحریمهای جدید آمریکا را گزارش کرده است که روحانی در این هشدارها تهدید کرده است که ایران در صورت وضع تحریمهای جدید از سویم آمریکا آماده است تا در عرض چند ساعت برجام را منتفی و از توفقهای هسته ایی خود را کنار بکشد.

روحانی در این اظهارت تلویزیونی از جمله میگوید: ” آنهایی که کوشش دارند به زبان تهدید و تحریم برگردند زندانی خطاهای گذشته هستند”

نیازی به ترجمه بیشتر توضیحات گزارش نیست. و همین اظهارات کافی است تا چند سوأل از آقای روحانی در این رابطه بشود.

۱ ـ این اولین بار نیست که رئیس جمهور کشور ما سینه خود را سپر جاه طلبیهای هسته ایی و موشکی سپاه کرده و غیر مستقیم ژستهای تهدید آمیز نظامیگرانه فرماندهان سپاه و  خود رهبر را؛ در مقام شخص اول مسئول مملکت، در برابر جامعه جهانی پوشش دیپلماتیک و سیاسی میدهد. زیرا جامعه جهانی رئیس جمهور و نه رهبر یا فرماندهان سپاه را از سوی ایران پاسخگو و طرف مقابل تعاملات با جامعه جهانی میداند.

از آقای رئیس جمهور باید پرسید اساساً سپاه برای ایشان آنقدر اعتبار قائل هست  تا مثلاً  اجازه ورود او را برای یک بازدید، به یکی از همان قرارگاههای موشکی یا سایت های هسته ایی بدهد که ایشان این چنین خود را صاحب مقام  و صاحب تصمیم در مورد ساخت یا نساختن موشک، غنی سازی یا امتناع از غنی سازی به دنیا نشان میدهد؟ آیا آقای روحانی در رابطه با برنامه های نظامی ایران، نقشی غیر فرمایشی دارد؟ آیا او میتواند تصمیم بگیرد که برجام را رعایت یا رعایت نکند؟ تکنولوژی موشکی توسعه یابد یا نیابد؟

۲ ـ و اگر رئیس جمهور ما در مهمترین مسائل مملکتی یعنی مسئله هسته ایی و موشکی تا این حد قدرت دارد، چگونه است که همین رئیس جمهور در انتخاب وزیرانش کابینه اش اینقدر ذلیل و توسری خورده است که مهمترین پستهای وزارتی را به او تحمیل میکنند؟ چرا در مسئله حصرها اینقدر کوتاهی میکند یا مصلوب الاختیار است؟

۳ ـ دونالد ترامپ برای لغو برجام نیاز به تصویب کنگره و سنا دارد که فرایند تصمیم گیری و کسب آرای آنها در این رابطه حداقل ، اگر نگوئیم چند ماه حد اقل به چند هفته وقت و کلی بحثها در کمسیونهای مربوطه و رسانه های کشور نیاز دارد.

این چگونه نظامی است ما داریم که میتواند طی چند ساعت مشابه آن فرایند تصیمیم گیری چند هفته ای در آمریکا را در مملکت خودمان به چند ساعت تقلیل دهد و در عرض چند ساعت روی مسئله ایی که به امنیت ملی میهن ما مربوط میشود تصمیم بگیرد بدون اینکه فرصت بحث رسانه ایی و پارلمانی بدان بدهد؟.

نکند که خدایی ناکرده رهبر برای همه مسائل مملکتی امریه حکومتی صادر میکند و آقای روحانی با فریب افکار عمومی مردم خودمان و جهان در دفاع از آن امریه ها، در نقش رئیس جمهور ظاهر میشود و بدفاع از آنها بمثابه محصول خرد جمعی پارلمانی و دولتی، بصورت اراده ملی، آنرا به بازار سیاست دنیا برای فروش عرضه میکند؟

۴ـ سئوال آخر اینست که تحریمهای جدید آمریکا بخاطر فعالیتهای موشکی و موشک پراکنیهای نظامیان حکومت ما است و نه نه بخاطر فعالیت هسته ایی که مقامات آمریکا در رعایت مفاد قرارداد روی آن بنام برجام ایرادی ندارند و بارها رعایت آنرا از سوی ایران تأئید کرده اند.

آقای روحانی باید بهتر از هر کسی بداند که میزان و رابطه موازنه قوا روی مسئله موشکی برای ممانعت از وضع تحریمهای جدید توسط آمریکا، همان خواهد بود که روی فعالیت هسته ایی بود که توافق برجام منجر به رفع نصفه نیمه ان تحریمهایی شد که کاغذ پاره بودند و حکومت ما مجبور شد پس از صرف هزینه اقتصادی بسیار سرانجام آن تلاشها را ترک کند.

آقای روحانی باید به این سئوال از هم اکنون پاسخ دهد اگر جامعه جهانی؛ ایران را پس از صرف اینهمه هزینه گذاری روی موشک سازی وادار سازد که تن به برجام موشکی هم بدهد و سرانجام با ته مانده سنگین تحریمهای جدیدتر هم تا سالها دست و پنجه نرم کند؛ این، او بعنوان رئیس جمهور ایران است که مسئول میباشد یا رهبر مملکت؟

آیا بهتر نیست که رئیس جمهور پاسخ به همه این مسائلی که در حد قد و قواره قدرت و مسئولیت او نیست را به خود مقام خیلی معظم رهبری واگذار کند و با مردم و دنیا رو راست باشد و در حد میزان اختیارات خود با دنیا حرف بزند و  نه با ژست یک رئیس جمهور بمعنای واقعی کلمه که در دنیا از آن کلمه مستفاد میشود!

 

W460

 

President Hassan Rouhani warned on Tuesday that Iran could abandon its 2015 nuclear deal with world powers within hours if the United States keeps on imposing new sanctions.

by Naharnet Newsdesk ۳ hours ag

15/08/2017

In a speech to parliament, he also hit out at US counterpart Donald Trump saying that he had shown the world that Washington was “not a good partner”.

Rouhani’s comments come with the nuclear deal under mounting pressure after Tehran carried out missile tests and strikes, and Washington imposed new sanctions — with each accusing the other of violating the spirit of the agreement.

Rouhani warned that Iran was ready to walk out of the 2015 deal, which saw the lifting of most international sanctions in return for curbs on its nuclear programme, if Washington persisted.

“Those who try to return to the language of threats and sanctions are prisoners of their past delusions,” he said in the televised address.

“If they want to go back to that experience, definitely in a short time — not weeks or months, but in the scale of hours and days — we will return to our previous situation very much more stronger.”

He said Iran did prefer to stick with the nuclear deal, which he called “a model of victory for peace and diplomacy over war and unilateralism” but that this was not the “only option”.

Rouhani said Trump had shown he was an unreliable partner not just for Iran but for US allies.

“In recent months, the world has witnessed that the US, in addition to its constant and repetitive breaking of its promises in the JCPOA (nuclear deal), has ignored several other global agreements and shown its allies that the US is neither a good partner nor a reliable negotiating party,” he said.

He highlighted Trump’s decisions to withdraw from the Paris climate agreement and international trade deals.

Iran’s parliament on Sunday approved more than half a billion dollars in funding for the country’s missile programme and foreign operations of the elite Revolutionary Guards in response to the new US sanctions.

– ‘Wanted to nominate women’ -Rouhani was addressing lawmakers as deliberations start over his new ministerial line-up, which must be approved by lawmakers in the coming days.

The president, who started his second term a fortnight ago, has faced criticism from reformists over his elderly and all-male cabinet.

“I wanted to nominate three women ministers but it did not happen,” he said, without explaining why.

“All ministers must use women in high-ranking positions… and especially female advisers and deputies,” he added.

Rouhani, a 68-year-old moderate cleric, won a resounding re-election victory in May in large part due to the backing of reformists who supported his message of greater civil liberties and equality.

Many felt let down by the lack of women ministers, saying he had bowed to pressure from the conservative religious establishment, although he did appoint two female vice presidents and a senior aide — positions which do not require parliamentary approval.

He defended his cabinet selections on Tuesday, and pointed to his choice for a new telecoms minister, 35-year-old Mohammad Javad Azari Jahromi, as “our first experience in choosing from the youth, someone who has grown up after the revolution”.

آزادی یواشکی یا پذیرش بی حقوقی زنانگی؟

Share Button

قدری دور تر به گذشته تاریخی برگردیم. در تاریخ جوامع اسلامی بسیار زنان مؤمنه ای بوده اند که با استفاده از هرفرصتی برای دادن استفاده میکردند ولی این دادنهای یواشکی هرگز باعث برقراری آزادیهای فمینیستی، برابر حقوقی جنسیتی برای زنان در جوامع اسلامی بشمول مملکت ما نشد و از این راه قاچاقی هرگز هیچگونه حقوقی برای زن ایرانی چه در مورد حجاب، چه حقوق خانوادگی، حقوق جنسیتی، حق مسافرت آزاد و.. ، برقرار  نشد و نخواهد شد بلکه این آزادیهای یواشکی فقط یک دلخوشکنی است که روی دیگر سکه آن پذیرفتن حجاب در فرم رسمی و قانونی آن و امتناء از آن بشکل غیر رسمی و خصوصی است.

Bildresultat för ‫آزادیهای یواشکی زنان‬‎

به یمُن دیکتاتوری(توسعه گرای)شاه، پیش از انقلاب و استبداد (گذشته گرای) این رژیم، طی ۴ دهه اخیر، صحنه دانشگاه های ما به میدان کلوپهای سیاسی و جنبش تحول طلبانه تبدیل گردیده است. بر این زمینه تاریخی، جنبش دانشجویی و نام خوش آوازه دانشجو؛ با ترقیخواهی، آزادیخواهی و روشنفکری مترادف گردیده است که تداعی کننده ارزشهای قابل ستایشی هستند که آرمان هر انسان شرافتمندی است.

اما این نام خوش آوازه مانند بسیاری عناوین دیگری که واجد یک بار ارزشی یا علمی هستند، در بسیاری موارد چنان برخی آدمها را اغفال میکند که که آنها درک نمیکنند که دانشجویانی وجود دارند که نه تنها حامل این صفتهای ارزشی نیستند بلکه درست عکس آن میباشند. و همین تداخل معانی سبب شده است تا عده ایی از عنوان دانشجو برای تابلوی غلط اندازِ مؤسسه سیاسی فاشیستی و استبداد پرست خود استفاده کنند. بسیج دانشجویی یکی از این موارد و  سایت ایسنا نیز در عرصه رسانه ایی نمونهِ دیگری از این موارد میباشد. این توضیح بماند تا در زیر به آن برسم.

با ایراد و انتقادات به لیست پیشنهادی کابینه روحانی از سوی بسیاری کنشگران و تحلیلگران سیاسی که چرا از زنها، جوانان و اقلیتها در کابینه خود استفاده نکرده است، این موضوع به مشغله فکری ام تبدیل شد که دو یادداشت در این زمینه نوشتم ولی مسئله برایم باز حل نشد و کلاً بصورت مسئله زن در جامعه خودمان برایم مطرح گردید.

این مسئله مرا بیاد حرکتی انداخت که از سوی یکی از زنان ژورنالیست خارج کشوری بنام (آزادی های یواشکی) راه افتاد و شهرت زیادی یافت. زیرا انتقادات به روحانی را در مورد عدم استفاده از زنان در کابینه از جنس همان آزادیهای یواشکی یافتم که رویکردی گمراه کننده در نحوه و نوعِ طرح مسئله میباشد و شوربختانه بسیاری از منتقدین روحانی را به میدان خود کشانده است.

در مورد حضور زنان در ساختار قدرت دیوانی(بوروکراتیک)*، باید به یک نکته بسیار مهم توجه داشت و آنهم اینست که با فرض حضور زنان در ساختار دولت، این حضور نه تنها ابداً بازتاب رابطه واقعی درون جامعه نیست بلکه برعکس اغفال کننده هم میباشد.

اما برگردم به آزادیهای یواشکی:

پس از انقلاب با شعارِ “یا روسری یا تو سری“، روسری به حجاب کامل زنان تبدیل شد و زنان مملکت که تا آنروز حساسیتی به مسئله نداشتند و بسیاری بی حجابان هم بنا به اقتضاء، روسری یا چادر میپوشیدند، مجبور شدند از استاندارد حکومتی حجاب پیروی کنند. ولی تنها بی حجابی نبود که با انقلاب اسلامی در کشور ممنوع گردید، نوشیدن مشروبات الکلی هم از همان آغاز حتی با شدتی بیشتر از بی حجابی ممنوع گردید. ولی اهل شُرب از همان نخست به نوشیدن مشروبات الکلی ادامه دادند تا امروز که مردم کشور ما از نظر  مصرف مشروبات الکلی در صدر فهرست دنیا، در کنار روسیه قرار دارند و رسانه های دولتی هم دیگر از این مسئله بعنوان یک آسیب اجتماعی و نه زیر پا نهادن یک حکم قرآنی بطور باز حرف میزنند.

پس “نوشیدن یواشکی” مشروب الکلی بدون اینکه کسی پرچم آنرا بلند کند توسط خود نوشندگان، وسیعاً در پیش گرفته شد بدون اینکه کسی از آن برای خود دکه سیاسی راه اندازی کند. ولی هرگز این نوشیدن یواشکی بمعنی آزاد شدن شُرب نشد که یک حق شخصی در جوامع امروزی است. واکنش رژیم در برابر این مشروبخواری وسیع غیر علنی این بود که غیر علنیت را بدان تحمیل کند چون در برابر دامنه آن نمیتوانست بایستد. در غیر این صورت مشروب خواری از خفا خارج شده و به یک چالش اقتدار شکن علنی اجتماعی و حتی سیاسی برای او تبدیل میگردید که کنترل پذیر نبود. در صورت شدت عمل و سختگیری در این زمینه، رژیم مجبور میگردید یا روزی هزاران نفر را بجرم تکرار شُرب، بحکم قرآن اعدام کند و صدهها هزار نفر را به زندان بیاندازد یا به تخته شلاق ببندد و یا تسلیم شده مشروب خوری و مشروب فروشی را قانونی کند.

این یواشکی شدن نوشیدن مسکرات برای رژیم سوپاپ  اطمینانی شد که از علنی و انفجاری شدن مسئله جلوگیری میکرد. امروزه بین مشروب خواران و رژیم نوعی قرارداد نانوشته ترک مخاصمه منعقد شده است که مشروب خواران در بدترین حالت مستی، مشروبخواری خودرا انکار میکنند و مأمورین رژیم هم این انکار را میپذیرند و شتر دیدی ندیدی میگذرند. همین مسئله در مورد تن فروشی یواشکی وسیع هم صادق است.

این روش برخورد با گناه و خطا، در فقه شیعه و روحانیت متولی آن قدمتی باندازه خود روحانیت شیعی دارد.

قدری دور تر به گذشته تاریخی برگردیم. در تاریخ جوامع اسلامی بسیار زنان مؤمنه ای بوده اند که با استفاده از هرفرصتی برای دادن استفاده میکردند ولی این دادنهای یواشکی هرگز باعث برقراری آزادیهای فمینیستی، برابر حقوقی جنسیتی برای زنان در جوامع اسلامی، بشمول مملکت ما نشد و از این راه عشق بازی قاچاقی هرگز هیچگونه حقوقی برای زن ایرانی چه در مورد حجاب، چه حقوق خانوادگی، حقوق جنسیتی، حق مسافرت آزاد و.. ، برقرار  نشد و نخواهد شد بلکه این آزادیهای یواشکی فقط یک دلخوش کنکی است که روی دیگر سکه آن پذیرفتن حجاب در فرم رسمی و قانونی آن میباشد و درعوض امتناء از آن بشکل غیر رسمی و خصوصی.

رژیم از خدا میخواهد که این آزادی یواشکی به یک سوپاپ اطمینان اجتماعی مانند نوشیدنِ یواشکی و دادنِ یواشکی تبدیل گردد تا از رودر روئی زنان با رژیم بطور علنی و فزاینده جلوگیری شود.

در این رابطه مسئله گرهی بسیار مهمتر اینست که زنان و موجودیت اجتماعی آنها را مانند دیگر گروهها و کاته گوریهای اجتماعی میتوان به دو گونه در عرصه سیاست، حقوق مدنی، ادبیات و هنر و.. ، مطرح کرد. شکلِ نخست شکل ایستا و در حالت “بودگی و بودن” آنهاست و در حالت دوم در حالت “شدگی و شدن” آنها. مانند بذر یک گیاه در حالت خشکی و بی تَحَوّلی آن(اینرتیا) و یا در حال شکفته شدن، برونزائی و برون گشت آن و آنچه که در ذاتیت آنست.

مارکس در توصیف طبقه کارگر، از طبقه درخود و طبقه برای خود حرف میزند. منظور مارکس از این حرف طبقه کارگریست که بعنوان یک طبقه مولد در فرایند تولید و ارزش آفرینی شرکت دارد ولی فاقد حضور در پهنه اجتماعی است. طبقه ایی که به خود آگاهی طبقاتی نرسیده است از خود تشکیلات سیاسی ندارد و نقش او عمدتاً به تولید محدود میشود. طبق کارگر درخود مانند طبق برده باستان،  نقشی در عرصه مدیریت و مشارکت د ر امور اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بازی نمیکند. در مقایسه باید گفت طبقه سرمایه دار یک طبقه برای خود است زیرا که به منافع طبقاتی خود واقف است، از خود نهادها و تشکیلات سیاسی، فرهنگی و مدنی دارد و دولت سازی میکند و در همه عرصه ها حضور دارد.

بر مبنای توضیح فوق باید گفت تمام آن زنانی که در درون نظام حاکم بر میهنمان مدعی دفاع از حقوق زنان هستند و  آنهایی که از همین جایگاه بنام کارگر مدعی دفاع از حقوق کارگران مبیاشند، در بهترین و شرافتمندانه ترین حالت، مانند آینه هایی هستند که این دو گروه یا کاته گوری اجتماعی را، در بودن و بودگی و جایگاه ایستایشان مطرح و بازتاب میکنند نه در شوندگی و آنچه باید بشوند تا به آن خود آگاهی تمام عیار اجتماعی و طبقاتی که باید برسند.

یک جنبش واقعی کارگری یا فمینیستی افق نمائی میکند و راه رسیدن به چشم انداز تاریخی این کاته گوریهای اجتماعی را طرح کرده توضیح رهیافتی برای رها شدن میدهد و نه در چهار چوب بسته سنتها و وضع و نظام موجود دنبال مُسکن و تطبیق و انطباق این گروه اجتماعی با محیط میگردد.

در ستایش زنان، کارگران، روستائیان زحمتکش شریف و ایثار گر و.. ، در حکومت و جامعه ما قصیده های زیاد سروده میشود و آنها گاهی نوازش مادی و مالی هم میشوند ولی نه از حق داشتن اتحادیه، سندیکا و حزب کارگری، برای کارگران و مشارکت سازمانیافته سیاسی و طبقاتی آنان در سرنوشت مملکت خبری هست و نه  از برابرحقوقی جنسیتی زنان بمعنای کامل کلمه و فمینیستی آن بشمول نوع پوشش و نه از پایان دادن به بهره کشی شهر از روستا درکلیتش خبری.

زنان به پست و مقام رسیده در این نظام اسلامی نماد و  بیانگر سُنت زدگی و مطابعت زن از مرد در خانواده و بی حقوقی در سطح کلان اجتماعی و سیاسی آنها هستند. این زنان حکومتی بیان بیداری و خود اگاهی زنانه در جامعه ما نیستند بلکه در بهترین حالت بیانگر حق و حقوق زن مطبخی از نگاه جامعه  سنتی زنان میهن ما  هستند. آنها گذشته زنان و نه اینده آنان را نمایندگی میکنند.

و تا آنجا که که به آزادیهای یواشکی مربوط میشود اگر این گونه آزادی نباشد بهتر است زیرا خاکی است که بر سر و چشم زنان مملکت پاشیده میشود و آنهارا از حقوق فمینیستی اشان  دور میکند. آزادی قاچاقی و پنهانی را نمیتوان آزادی نامید.

در کارخانجات به کارگران فرصت زیاد اضافه کاری و شیفتهای شبانه میدهند تا آنها کسر درآمد خود را با کار اضافی یا شبانه و کار در تعطیلات جبران کرده و بفکر این نیافتند که خواهان بالارفتن پایه دستمزد رسمی خود شوند دستمزدی که مبنای محاسبه دیگر مزایا  است.

آن نماینده کارگری که خواهان پرداختهای یواشکی اضافی کاری و.. ، میشود نه نماینده کارگر بلکه نماینده کافرماست.

در حاشیه و اشاره به مقدمه مطلب باید گفته شود؛ برای آزادیهای موسوم به یواشکی در اینترنت گشتم و سایت زیر؛”دانشجو** را یافتم که عنوان دانشجو دارد ولی با مطالعه مطالب آن بزودی خواننده در میابد که با یک سایت پادگانی سرو کار دارد و غرض از مقدمه یادداشت هم اشاره به همین امر بود.

و در این سایت کلاهبرداری رسانه ایی زیر را هم دیدم. لباسهای این ضعیفه ها لباس ورزشی حزب الله لبنان است و صحنه که بهیچ وجه ورزشی هم به نظر نمیرسد توپی را نشان میدهد که روی آن آرم پرچم لبنان است در حالیکه در توضیح عکس، از سوی نویسنده سایت دانشجو، از خانم محجبه استرالیایی در استرالیا نام برده شده است و کفشهایی هم که به پاهای این ۴ زن هست ابداً شباهتی به کفش فوتبال ندارد.

حزب الله لبنان با عبرت گیری از بن بستی که سیاستهای زن ستیزانه در ایران اسلامی ایجاد کرده است بطور کلی از احکام و تقیدات دینی در بسیاری زمینه ها فاصله گرفته است و در راهپیمایی های خیابانی خود هم حتی المکان سعی میکند چند تا زن بزک کرده نیمه لخت را جلو دار و پرچم دار راهپیمائیهای خود کند. این روش سهلگیرانه پوشش و رفتار مذهبی، از حزب الله لبنان نوعی سازمان یا قبیله شیعیِ سیاسی ساخته است که بار مذهبی آن بسیار ضعیف و بار همبستگی دموگرافیک شیعی و فرقه ایی آن بسیار زیاد است و این رویکرد به حزب الله کمک کرده است تا نه تنها با نسل جوان و نیروهای لیبرال رو در روی نشود بلکه برای این سازمان تروریستی یک جاذبه هم بین شیعیان ایجاد کرده است.

…………………………………………….

*

در نظام فعلی حاکم بر میهنمان دستگاه رسمی دیوانی” دولت” قدرت بسیار کمی دارد و قدرت اصلی نزد دولت پنهان است که حکومت را در مجموعش تحت کنترل دارد. رئیس این دولت پنهان خود خامنه ایی است. علاوه بر اینها اصولاً مفاهیم دولت و حکومت متفاوت هستند. حکومت به کل مجموعه نظام بشمول ارتش ف پلیس، دستگاه قضاییف و مجلس میگوند در حالیکه دولت در بهترین حالت فقط یکی از سه قوه یعنی اجرائی را در دست دارد.

**

دانشحو

تصویر زیر توسط یک سایت استرالیایی منتشر شده و از خانم محجبه استرالیایی می‌گوید که با وجود مشکلاتی که در آن کشور در مورد حجاب وجود دارد توانسته با پوشش اسلامی در فوتبال بازی کند.

و اینهم چند عکس از راهپیمایی هواداران حزب الله لبنان در بیروت از آرشیو همین سایت

کوهِ دولت جدید روحانی موش زائید!

Share Button

من در اینکه روحانی لیستی خلاف انتظار آن رأی دهندگان به مجلس معرفی خواهد کرد کمترین ابهامی نداشتم. و اگر از من پرسیده شود منفی ترین وجه این لیست کجاست برخلاف اجماع نسبتاً همگانی آن ۲۴ میلیون رأی دهنده، پاسخ خواهم داد که ایراد اصلی لیست پیشنهادی وزاء، معرفی آن ۳ ضعیفه ایی است که او برای پستهای معاونت ریاست جمهوری معرفی کرده است. زیرا همانطور که در زیر شرح خواهم داد، این ۳ ضعیفه، حاجبه خانم شهیندخت مولارودی، حاجیه خانم معصومه ابتکار و حاجیه خانم لعیا جنیدی، بهیچ عنوان نه تنها جامعه زنان و جنبش فمینیستی میهنمان را نمایندگی نمیکنند بلکه آنها، نماد مصلوب الحقوقی زن ایرانی هستند که با پست وزیری یا نماینده ریاست جمهوری گرفتن، بنام زن و درکسوت زنانه مأموریت دارند روی مردسالاری خشن نظام حاکم و سرشت زن ستیز آن صحه بگذارد و چهره زشت زن ستیز آنرا بپوشانند.

Bildresultat för ‫زهرا خانم‬‎

چهره بی روتوش زن حکومتی در این رژیم اینست
از شعار های زهرا خانم: آی لیبرالها، کمونیستها کونتان را پاره میکنم!
زنان به وزارت رسیده در این حکومت تدام تاریخی ۴۰ ساله صحنه بالا هستند

دکتر زیبا کلام* در یادداشتی پیرامون معرفی کابینه ۱۲ روحانی از جمله مینویسد: «کابینه را دیروز به میمنت و مبارکی معرفی کردید.فهرست وزرای پیشنهادی شامل همان‌هایی می‌شود که ظرف چند هفته گذشته صحبت‌شان بوده است.بی‌شک مستحضر هستید که انتظارات فراوانی در خصوص کابینه دوم شما مطرح بوده است.خودتان نیز فرمودید که بنا دارید به خواست ۲۴میلیونی که به شما رأی دادند،لبیک بگویید اما فهرستی که معرفی کردید،فاصله فراوانی با انتظاراتی دارد که در جریان انتخابات به وجود آمدند.»

برخلاف دکتر زیبا کلام، من هم که بسهم خود از شرکت در انتخابات بسود شیخ حسن روحانی دفاع کرده بودم، بهیچوجه از لیست معرفی شده وزرای او به مجلس متعجب نشدم و اساساً چند و چون کابینه هرگز برایم مهم نبوده است حتی در آنهنگام که از شرکت انتخاباتی بسود روحانی دفاع میکردم.

از دکتر زیبا کلام متعجبم که قضیه ترکیب کابینه روحانی را جدی گرفته بوده و حالا از این لیست ولایت مآبانه او جا خورده است. از نگاه من مسئله انتخابات و شرکت در آن صرفاً یک اقدام سلبی بوده، هست و خواهد بود تا مردم در غیاب گزینه سازنده تر دیگری، از درون این انتخاباتها نشان دهند که چه؟ و که؟ را نمی خواهند.

انتخاب روحانی در این دو دوره، یعنی مردم سید علی خامنه ایی و مهره های مارک دار او را نمیپذیرند و نمیخواهند. انتخاب روحانی یعنی ۲۴ میلیون رأی دهنده و ۲۰ میلیون رأی نداده وضعیت حاضر را نمخواهند و خواهان تغیر آن هستند. حال برخی خواهان تغیر بنیادی آن و برخی خواهان تغیرات رفرمیستی آن.

من در اینکه روحانی لیستی خلاف انتظار آن رأی دهندگان به مجلس معرفی خواهد کرد کمترین ابهامی نداشتم. و اگر از من پرسیده شود منفی ترین وجه این لیست کجاست برخلاف اجماع نسبتاً همگانی آن ۲۴ میلیون رأی دهنده، پاسخ خواهم داد که ایراد اصلی لیست پیشنهادی وزاء، معرفی آن ۳ ضعیفه ایی است که او برای پستهای معاونت ریاست جمهوری معرفی کرده است. زیرا همانطور که در زیر شرح خواهم داد، این ۳ ضعیفه، حاجبه خانم شهیندخت مولارودی، حاجیه خانم معصومه ابتکار و حاجیه خانم لعیا جنیدی، بهیچ عنوان نه تنها جامعه زنان و جنبش فمینیستی میهنمان را نمایندگی نمیکنند بلکه آنها، نماد مصلوب الحقوقی زن ایرانی هستند که با پست وزیری یا نماینده ریاست جمهوری گرفتن، بنام زن و درکسوت زنانه مأموریت دارند روی مردسالاری خشن نظام حاکم و سرشت زن ستیز آن صحه بگذارد و چهره زشت زن ستیز آنرا بپوشانند.

عناوین اخبار روزنامه بهار در روز پنجشنبه ۱۹ مرداد :

در تاریخ جمهوری اسلامی هیچ یک از آن زنانی که به پست های وزارتی، وکالتی و مدیریتی رسیدند، جامعه زنان ایران را بمعنای جنسیتی آن  نمایندگی نمیکردند بلکه زنانی بودند که وظیفه اشات نقاب زدن بر چهره عمیقاً مردسالار نظام جمهوری اسلامی بود.

حضور این ۳ ضعیفه در ساختار سیاسی(حقوقی و نمایشی) نظام جمهوری اسلامی، حضوری فیزکی بود و نه اجتماعی و جنسیتی. آنها در این ساختار گنجانیده شدند تا رژیم به دنیا بگوید حتی زنان مملکت ماهم خواهان همین سروری مردانه هستند و بر سیاستهای آن در رابطه با زنان صحه میگذارند و حجاب اجباری، تعدد زوجات و ازدواجهای موقتی (صیغه)، محدودیت های مسافرتی و ورزشی و حتی سنگسار زنان را تأئید میکنند. رژیم میخواست و همچنان میخواهد از زبان چند زن(نما بمعنی اجتماعی) برای سیاست زن ستیزانه خود، امضاء بگیرد که همه این زنان به پست و مقام رسیده، این وظیفه را بخوبی انجام دادند.

در مقایسه با سیاست رژیم در عرصه مسائل کارگری؛ علیرضا محجوب و حسین کمالی در جامعه کارگری بنام نماینده کارگران کشور صدها بار بیشتر علیه کارگران کار کردند تا اگر یک سرمایه دار حرفه ایی و کار آفرین بجای آنها نماینده جامعه کارگری میهنمان میشد. این دو نفر خود فروخته، جز تأئید کننده سیاست های کارگر ستیزانه نظام کاری نکردند. رژیم به این مهره های عاری از هویت کارگری در کسوتِ کارگر نما نیاز داشت تا ترکیب کلکسیون اجتماعی ساختار تک بعدی و تک قدرتی سیاسی حکومت خود را از نگاه مردم و دنیا پنهان کند. و این نشان میدهد که مهره کاری تقلب آمیز مدیریتی در این نظام فقط به جامعه زنان محدود نمیشود و این رویکرد؛ یک رویکرد راهبردی در نظام است.

و بر این سیاق، دولت روحانی با معرفی این ۳ ضعیفه فقط در پی فریب افکار عمومی است و چه بهتر بود تا او صادقانه معاونین خود را نیز ۳ مرد پُر ریش و پشم یا سه سردار ولایتمدار سپاه، را بعنوان معاونین خود معرفی میکرد که اقلاً اگر به آن ۲۴ میلیون در مرحله انتخابات دروغ گفت و دروغ وعده داد، اقلاً با معرفی یک کابینه یک دست و تمام عیار از ولایتمداران و مالشگران مقام معظم رهبری دیگر به بیش از دیگر به رأی دهندگان خود دروغ نگوید.

در چنین صورتی کسانی مانند دکتر زیبا کلام درمیافتند که اگر شیخ حسن وعده دروغ داد، دیگر با کابینه رنگ آمیزی شده قصد رنگ کردن بیشتر آنها را ندارد.

کسوت قلابی و فریب مردم از این راه گوئی یک رویکرد عام اسلامیستی است که مخصوص جمهوری اسلامی ما نیست.

در بحث از قدرت طلبی سلطانی، رجب طیب اردوغان در ترکیه کمترین دست کمی از سلاطین عثمانی ندارد. او نشان داده است که برای حفظ قدرت و برای ثبت شدن در تاریخ ترکیه بعنوان یک سر سلسله اتومانی جدید، حاضر از از شطی از خون مخالفان خود بگذرد. ولی اگر از من بپرسند بزرگترین گناه او چیست، من استبداد سلطانی و اتومانی او را، فساد دستگاه سلطانی اش را، بگیر و ببند های دهها هزاری اخیرش را، به گلوله بستن مخالفانش و تصفیه های صدهها هزار نفری او را گناه بزرگ او نمیدانم بلکه ریش سه تیغه تراشیده شده و کراوات بسیار زیبا گره خورده او را بزرگترین گناه او میدانم. زیرا آن جرایم پیش گفته را همه میبینند و اردوغان هم سعی در کتمان آنها ندارد ولی این ژست سوپر مدرن کت و شلوار کراواتی که با آن سیاستهای درپیش گرفته شده کمترین خوانائی ماهوی باهم ندارند وسیله فریب مردم است که آن جرائیم پیش گفته بر بنیاد فریب آن بنا شده است.

اگر اردوغان بجای آن کسوت مدرن نما، شالی زربافت بردوش، دستاری اتومانیستی بر سر و مانند حوثیهای یمنی یا سلاطین عثمانی یک خنجر بر شالِ کمر خود مینهاد، انوقت اقلاً به دنیا و مردم ترکیه در باره ماهیت فرهنگی و فلسفه سیاسی خود دروغ نگفته بود.

انتخاب نکردن زنان برای کابینه، بی توجهی به کردها و صرفنظر کامل از همه اقلیتهای دینی و قومی در چینش پیشنهادی کابینه، گناه بزرگ روحانی نیست بلکه نسخه برابر اصل نظام و زیرمجموعه های آنست. اما گذاردن این عناصر گمراه کننده و دغل آمیز(معاونین زنانه ریاست جمهوری) در پشت ویترین دولت و حکومت زن ستیز، معنایی جز فریب اکار عمومی جامعه خودمان و جهان ندارد. وقتی در این کابینه وزرای آن استقلالی از خود ندارند و مجری دولت پنهان و محافل حلقه مرکزی قدرت هستند، دعوا بر سر شرکت دادن زنان در کابینه نیز گمراه کننده است زیرا غیر مستقیم این فکر را القاء میکند که وزارء و خود کابینه و حتی شخص رئیس جمهور در این نظام صاحب قدرتی هستند که از عناونین وزارتی آنها انتظارش میرود!

ح تبریزیان

Sadegh Zibakalam har lagt till ett nytt foto.
19 tim · 

کابینه را دیروز به میمنت و مبارکی معرفی کردید.فهرست وزرای پیشنهادی شامل همان‌هایی می‌شود که ظرف چند هفته گذشته صحبت‌شان بوده است.بی‌شک مستحضر هستید که انتظارات فراوانی در خصوص کابینه دوم شما مطرح بوده است.خودتان نیز فرمودید که بنا دارید به خواست ۲۴میلیونی که به شما رأی دادند،لبیک بگویید اما فهرستی که معرفی کردید،فاصله فراوانی با انتظاراتی دارد که در جریان انتخابات به وجود آمدند.

قصدم به‌هیچ‌وجه ابراز ندامت نیست.بی‌شک اگر زمان به عقب برگردد،بنده این‌بار حتی با عزم و اراده محکم‌تری برای شما از این شهر به آن شهر تبلیغ می‌کنم و به‌ویژه از مردمی که نمی‌خواستند در انتخابات شرکت کنند،خواهم خواست که پای صندوق‌ها بیایند و در انتخابات به شما رأی دهند.

احساسم در قبال همه آنان که صادقانه دعوتشان می‌کردم که به شما رأی دهند،احساس «سوزان هیوارد» در فیلم «می‌خواهم زنده بمانم» است.او درحالی‌که سعی می‌کرد کبودی ‌زیر چشمش و اشک‌هایش را از فرزندشان که شاهد دست بلند کردن پدر روی مادرش بود،پنهان کند،گفت: فرزندم ناراحت نباش،پدرت بی‌شک نمی‌خواست دست روی مادرت بلند کند.

من نیز مانند «سوزان هیوارد» به آن ۲۴میلیون می‌گویم که مقصود روحانی این فهرست نبود.به دست‌کم نیمی از آن ۲۴میلیون که بانوان کشورمان بودند،به کردها و اهل سنت،مانند «سوزان هیوارد» که از پدر با وجود کبودی زیر چشمش تعریف می‌کند،من نیز می‌گویم که روحانی می‌خواست از زنان،اهل سنت و کردها در کابینه‌اش دعوت کند اما نمی‌توانست.برای او مقدور نبود حتی مولوی عبدالحمید را در مراسم تحلیفش دعوت کند زیرا در آن مراسم شخصیت‌هایی! مانند علی پروین،داریوش ارجمند،علیرضا افتخاری و…که نقش بسیار مؤثرتری از مولوی عبدالحمید داشتند،باید حضور پیدا می‌کردند ولی جایی برای مولوی نبود!

اگر به عقب بازگردیم،مولوی عبد‌الحمید و صادق زیباکلام با عزم راسخ‌تری برای شما خواهند دوید زیرا اعتقاد داشتند که سرنوشت کشور نباید دوباره در دست کسانی بیفتد که از ۸۴تا۹۲ آن مصیبت‌ها را به سر ایران آوردند.

سطح کابینه شما اگر از این نیز پایین‌تر می‌رفت باز ما در میدان می‌بودیم.زیرا می‌دانیم شما حسن روحانی هستید.در مورد شما دچار هیچ وهم و خیالی نیستیم.می‌دانیم شما نلسون ماندلا،گاندی،بازرگان،مصدق،هاشمی‌رفسنجانی،منتظری و سید محمد خاتمی نیستید.کبودی زیر چشممان را پنهان می‌کنیم و به آن ۲۴میلیون می‌گویم اشکالی ندارد که او یک زن،کرد و اهل سنت را وارد کابینه‌اش نکرد.او منظوری نداشت و نمی‌خواست دست روی مادرت بلند کند.

تصویری ناقص ولی بقدر کافی گویا از سرنوشت زنان جوان میهنمان

Share Button

از متن یادداشت«…در قانون، برای امثال شهیندخت، راه‌ها و چاه‌ها به خوبی پیش‌بینی‌شده اما اینکه این قانون و این آیین نامه با وجود گذشت ربع قرن  از تصویب چرا اجرایی نمی‌شود، سوالی است که بی‌پاسخ می‌ماند.»

کامنت من:” یادداشتی خواندنی است که دل هر انسان شرافتمندی را بدرد میاورد. در میهن ما قانون، دستگاه قضائی و اقتدار قدرت اجرائی یعنی پشم مگر اینکه نیروی میدانی، نیروی متحد و مقتدر اجتماعی در پشت سر آن قانون و در بالای سر دستگاه قضایی و اجرایی ایستاده باشند و اجرای قانون را امرانه و از موضع قدرت بخواهند. در این مملکت هر قانون ارتجاعی بلافاصله به اجرا گذارده میشود چون در پشت سر چنین قوانینی؛ خود رژیم و در رأس آ خامنه ایی، سپاه، ستاد ائمه جمعه، خیل میلیونی بسیجیان و رانتخواران حاشیه قدرت ایستاده اند. این یک توهم است اگر تصور شود در این مملکت با تغیر قانون، وضع عوض میشود. فقط با تغیر وضع است که قوانین مردمی اجرائی میشوند.»

ایلنا گزارش می‌دهد؛

زنانی با «رویاهای رنگ‌باخته» در میدان‌های شهر

زنانی با «رویاهای رنگ‌باخته» در میدان‌های شهر

از این دختر‌ها و زن‌ها، گوشه و کنار این شهرِ درندشت، کم نیستند؛ زن‌هایی که از حقوقِ کار محرومند و کارشان، کارمزدی است. کاسبیِ صاحب کار که خوب باشد، نانِ بخور و نمیری دارند، کاسبی که نباشد، فقط می‌آیند و می‌روند؛ بیگاریِ بی‌مواجب و بدون هیچ چشم‌انداز روشن.

«قرارداد ندارم، مانتو می‌فروشم، پورسانت می‌گیرم؛ این را هم همینطور شفاهی با صاحب مغازه توافق کرده‌ایم؛ هم من، هم دو فروشنده دیگری که اینجا با هم کار می‌کنیم و کارِ مشتریان را راه می‌اندازیم.»

اسمش شهیندخت است، دختری بیست و چندساله که در یکی از مانتوفروشی‌های دورِ میدان هفت تیر، شاغل است؛ هفت تیر به اصطلاح، کُلونیِ لباس رسمی زنانه است؛ تا دلت بخواهد مانتوفروشی و شال‌فروشی است و تا دلت بخواهد دختران جوانی هستند که در این مغازه‌ها کار می‌کنند.

از میان این همه مغازه و فروشگاه، سراغ دختری به نام شهیندخت آمدیم تا از شرایط شغلی‌اش برایمان بگوید؛ شهیندخت دختری است با موهای بلوند و شالِ پررنگِ جیغ، دختری که اجازه نمی‌دهد از محل کارش عکسبرداری کنیم؛ حتی اجازه نمی‌دهد نام مغازه را در گزارش بیاوریم یا از بیرون مغازه، یک شات کوچک تصویر برداریم؛ او می‌ترسد؛ می‌ترسد که همین شغل نیم‌بندِ به قول خودش «آبکی» را هم از دست بدهد؛ شاید هم ترسش چندان پُربیراه نباشد؛ اوضاعی که در آن به سر می‌برد، تعریف چندانی ندارد؛ وقتی از اوضاع و احوال کارش می‌گوید، بی‌پناهیِ زنان شاغل در این دست مشاغل، خودش را بیشتر نشان می‌دهد:

«سال آخرِ دانشگاه که بودم، از بیکاری و بی‌پولی به ستوه آمدم؛ پدرم که چندسالی می‌شد بازنشست شده بود، درآمد چندانی نداشت؛ او در یک کارخانه چینی‌سازی کار می‌کرد و نمی‌دانم چطور شده که با بیست سال سابقه، بازنشست شده و کمتر از همکارانِ هم‌رده‌اش حقوق می‌گیرد؛ برادر بزرگم هم مدتی راننده تاکسی بود، که گرفتار اعتیاد شد و چند سالی است که تا لنگ ظهر فقط در خانه می‌خوابد و بعد هم تا عصر سیگار پشتِ سیگار دود می‌کند، وقتی عصر‌ها نشئه شد، شاید چندساعتی کار کند؛ آن هم می‌شود خرجِ عمل خودش و خلاص…»

او می‌خواهد بیشتر از این‌ها از اوضاع زندگی و خانواده‌اش درددل کند؛ از خواهر طلاق‌گرفته، از عشق ناکام دوران دانشجویی خودش و از مادری که کم‌کمَک دارد، آلزایمر می‌گیرد؛ اما ترجیح می‌دهم از شغلش بگوید، از کارکردن در مغازهٔ رو به میدانِ هفت تیر:

«چند روزی، روزنامه همشهری را گرفتم و آگهی‌ها را چرخیدم؛ چیزی که به دردِ رشته‌ام، تاریخ، بخورد که پیدا نمی‌شد؛ کمی که چرخیدم، ناامیدی سراغم آمد؛ فهمیدم یا باید دستفروش شوم و خودم در مترو و کنارِ خیابان بساط کنم، یا شغلی مثل تایپ یا فروشندگی را انتخاب کنم؛ تایپ کردن برایم راحت نبود، دنبال مغازه‌های لباسِ زنانه گشتم و در ‌‌نهایت، بعدِ یک ماه، اینجا را پیدا کردم؛ روزی که برای مصاحبه آمده بودم، زن‌ها صف کشیده بودند، چه صف درازی؛ نبودید و ندیدید….»

شهیندخت از اینکه توانسته کار بگیرد، احساس غرور هم می‌کند:

«نمی‌دانید چقدر دلهره داشتم؛ ولی فکر کنم هم از همهٔ زن‌ها سرزبان‌دار‌تر بودم و هم خوش بر و رو‌تر؛ این چیز‌ها خیلی مهم است؛ چرا می‌خندید؟ باور نمی‌کنید؟ انگار در باغ نیستید اصلا..»

حالا درست، ۸ ماه است که شهیندخت، مانتو می‌فروشد و به قول خودش با پورسانت و انعام زندگی می‌کند؛ قراردادِ نوشته ندارد؛ حقوق ثابت ندارد؛ از بیمه هم خبری نیست؛ می‌گوید: ماهی دویست-سیصد، دستی از صاحب مغازه می‌گیریم، بابت تمیزکاری‌ها و چای دم کردن و خدمات، بقیه‌اش، درصدِ فروش است؛ دمِ عید به یک و نیم میلیون تومان هم رسید درآمدم؛ اما حالا اغلب ماهی ۷۰۰- ۸۰۰ بیشتر درنمی‌آورم؛ منتظر شهریور هستم، با نزدیک شدن به مهر و باز شدن مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها، دخترخانم‌ها و محصل‌ها دسته دسته می‌ریزند هفت تیر؛ می‌آیند، مانتو می‌خرند و وضعِ ما فروشنده‌ها باز کمی بهتر می‌شود.

در‌‌ همان حینِ صحبت، دو سه خانمِ مشتری داخل مغازه می‌شوند؛ شهیندخت با تاسف نگاه می‌کند که چرا بیرون ایستاده و مشغول صحبت است؛ باید برود داخل، گرچه قشنگ نیست این حرف، اما باید به اصطلاح خودش مشتری‌ها را قاپ بزند؛وگرنه پورسانت، نصیب دو فروشندهٔ دیگر می‌شود و کو تا دوباره سه خانمِ خواهانِ مانتو بیایند سراغ این مغازه.

از این دختر‌ها و زن‌ها، گوشه و کنار این شهرِ درندشت، کم نیستند؛ زن‌هایی که از حقوقِ کار محرومند و کارشان، کارمزدی است؛ این زن‌ها، کاسبیِ صاحب کار که خوب باشد، نانِ بخور و نمیری دارند، کاسبی که نباشد، فقط می‌آیند و می‌روند؛ بیگاریِ بی‌مواجب و بدون هیچ چشم انداز روشن…

74

این زن‌ها زیادند و قصه‌هایشان اغلب شبیه هم؛ اما اگر سراغ قانون کار برویم، برای این‌ها هم تدبیر اندیشیده‌شده؛ تدبیری که رعایت نمی‌شود:

ماده ۱۹۰ قانون کار: مدت کار، تعطیلات و مرخصی‌ها، مزدحقوق صیادان، کارکنان حمل و نقل (هوائی، زمینی و دریائی) خدمه و مستخدمین منازل، معلولین و نیز کارگرانی که طرز کارشان بنحوی است که تمام یا قسمتی از مزد و درآمد آن‌ها به وسیله مشتریان یامراجعین تامین می‌شود و همچنین کارگرانی که کار آن‌ها نوعا «در ساعات متناوب انجام می‌گیرد، در آئین‌نامه‌هائی که توسط شورایعالی کار تدوین و به تصویب هیات وزیران خواهد رسید، تعیین می‌گردد. در موارد سکوت مواد این قانون حاکم است.

حال سراغ آیین نامه مربوطه می‌رویم: آیین‌نامه مربوط به این دست شاغلینِ به اصطلاح کارمزدی یا انعامی، در تاریخ سیزدهم تیرماه سال ۱۳۷۲ توسط هیات وزیران تصویب شده‌است.

در این آیین‌نامه اولا بر ضرورتِ قرارداد تاکید شده و آمده سهم کارگر از وجوهِ دریافتیِ مشتری بایستی در قرارداد مشخص باشد؛ همچنین مزد ثابتِ پرداختی توسط کارفرما هم باید در قرارداد بیاید. دوما در این آیین نامه آمده که انعامی که کارگر از مشتری می‌گیرد، جزو مزد محسوب نمی‌شود و در ‌‌نهایت مهم‌تر از همه این است که طبق این آیین‌نامه، مجموع دریافتی کارگر، نباید از حداقل دستمزد مصوب کمتر باشد. همچنین در این آیین‌نامه آمده که کارگران مشمول، می‌توانند از تعطیلات و مرخصی براساس فصل سوم قانون کار استفاده کنند و مزد آن‌ها در دوران مرخصی و تعطیلات باید توسط کارفرما پرداخت شود.

در قانون، برای امثال شهیندخت، راه‌ها و چاه‌ها به خوبی پیش‌بینی‌شده اما اینکه این قانون و این آیین نامه با وجود گذشت ربع قرن  از تصویب چرا اجرایی نمی‌شود، سوالی است که بی‌پاسخ می‌ماند.

وقتی شهیندخت حقوقش را می‌فهمد، اینکه بایستی قرارداد داشته باشد و دستمزدش هم نباید از حداقل مزد که برایش توضیح می‌دهم امسال نهصد هزار تومان و خورده‌ای است، کمتر باشد، هم تعجب می‌کند و هم با یک دنیا استیصال در چشمانش می‌پرسد: خُب چطور باید اعتراض کنم و حقم را بگیرم؟ چطور که بیکار هم نشوم؟ و البته این هم سوال دیگری است که بی‌پاسخ می‌ماند….

در روزهای گذشته وزیر کار، در نشستی گفت: پرداخت انعام و قرارداد سفید امضا باید از بازار کار خارج شود؛ ربیعی گفت: متاسفانه برخی خبر‌ها حاکی از آن است که طیفی از کارگران امروز تنها با انعام زندگی خود را می‌چرخانند که باید به شدت از این نوع رفتار‌ها جلوگیری کرد مسائلی مانند دریافت انعام به‌جای دستمزد و کار با قرارداد سفید امضا باید هرچه زود‌تر از فضای کار و کارگر ایران خارج شوند. با این حساب، شاید فقط باید منتظر نشست و دید چطور قرار است این اتفاق بیفتد. آیا می‌توان امیدوار بود که روزی از راه می‌رسد که زن‌هایی مثل شهیندخت آنقدر درآمد داشته باشند که بتوانند مخارج یک زندگی شایسته را با فروشندگی در مغازه‌ای رو به میدانی در شهر، تامین کنند؟ روزی که هر روز از بیکارشدن نترسند…

بعدازظهرِ یک روز گرم تابستان به شب نزدیک می شود؛ اینجا میدان هفت تیر است؛ یک میدان شلوغ و پَررفت و آمدِ تهران؛ پر از آمد و شدِ آدم‌ها و هیاهوی مغازه‌ها. به راستی چند میدان مثل هفت تیر، چند شهر مثل کلانشهر تهران و چند زن مثل شهیندختِ جوان و پر از رویا وجود دارد؟ از واقعیت فاصله نگیریم: چقدر انتظار برای شهیندخت کافی است تا روزگار، نو شود و دورانِ غم به سر آید؟

سرمایه گذاری خارجی در مصر، برای سال جاری به۱۰میلیارد دلار میرسد

Share Button

Sahar Nasr

File photo: Sahar Nasr talks during an interview with Reuters when she was minister of international cooperation, in Cairo, Dec. 8, 2015. Following a merger of two ministries, she is now now minister of investment and international cooperation Reuters

سحر ناصر، وزیر سرمایه گزاری مصر اعلام کرد که،سرمایه گذاری مستقیم خارجی در مصر در سال مالی ۲۰۱۶ ـ ۱۷ که در ماه پیش پایان یافت،به رقم ۸٫۷$ میلیارد دلار بالغ گردید.

سال قبل، مصر به یک توافق بین المللی برای دریافت ۲۲$ میلیارد دلار از مؤسسات مالی بین المللی  نائل گردید. و پول ملی خود، پوند را شناور کرد تا سرمایه های خارجی را به کشور جلب کند.

وزیر سرمایه گزاری میگوید که در سال جاری مالی رقم سرمایه جذب شده به کشور به رقم ۱۰$ میلیارد دلار خواهد رسید.

بانک مرکزی مصر در هفته قبل اعلام کرد که، ذخیره ارزی این کشور ۴٫۷۳ $ میلیارد دلار افزایش یافته و به ۳۶٫۰۴ $ میلیارد دلار در پایان ماه گذشته، ژولای رسیده است

سه ماهه گذشته مصر شاهد افزایش جهشی تعداد واحد های اقتصادی بوده است که تأسیس گشته اند رقم مؤسسات ایجاد شده به ۳٫۵۶۶ رسید که در مقایسه با ۳٫۰۳۳ واحد  در دوره مشابه سال قبل، افزایش چشمگیری را نشان میدهد.

پایان گزارش اهرام انلاین

……………………………

کامنت من

زمانی به اهمیت دستآوردهایی فوق پی میبریم که در نظر بگیریم؛ در آمد توریستی مصر بعنوان یکی از عمده ترینهای منابع تأمین ارزی کشور طی ۳ سال گذشته بعلت عملیات تروریستروریستی بنحو قابل ملاحظه ایی کاهش یافته است. در نظر بگیریم که مصر بمدت ۳ سال از انقلاب ۲۵ ژانویه که منجر به سرنگونی مبارک شد تا سرنگونی محمد مرسی در اغتشاش و نا امنی سیاسی و هرج ومرج بود.

اگر بخواهیم با مملکت خودمان مقایسه کنیم، در مصر حتی یکی از موارد اختلاس از دستگاهها و بانکهای کشور که امری عادی شده است وجود ندارد.

در ژانویه امسال بخشی پلیس قاهره دست به اعتصاب زدند. دو روز پیش دادگاه ۵۰ نفر از انها را که به تهدید علیه فرماندهان خود متوسل شده بودند را به هریک ۳ سال زندان محکوم کرد. باید از خود بپرسیم اگر پلیس ایران جرئت اعتصاب بیابد، و اگر اعتصاب کنندگان فرماندهان خود را تهدید کنند چه بلایی برسرانها خواهد آمد؟ صرفنظر از محکومت آن پلیسها، آیا نفس دست زدن به اعتصاب در دستگاه پلیس خود ناشی از عدم وجود جو ترس امنیتی در جامعه نیست؟

 n. ..50 low-ranking police went on strike in January to protest against a cut in holiday entitlement

The policemen had gone on strike in January to protest against reduced holidays and allegedly “threatened violence” against superior officers, the newspaper said.

……………………………………………………………….

Egypt FDI seen at $8.7 bln in FY 2016-17: Investment ministry

Reuters , Friday 4 Aug 2017

Sahar Nasr

File photo: Sahar Nasr talks during an interview with Reuters when she was minister of international cooperation, in Cairo, Dec. 8, 2015. Following a merger of two ministries, she is now now minister of investment and international cooperation Reuters
 
 
Foreign direct investment in Egypt is expected to have risen to about $8.7 billion in the 2016-17 fiscal year that ended last June, compared to about $6.9 billion the previous year, an Investment Ministry statement said on Friday.

Egypt late last year signed a $12 billion three-year International Monetary Fund loan agreement and floated its currency in a bid to lure back investors that fled after its 2011 political uprising.

The ministry said that current indicators suggest FDI will exceed $10 billion in the current fiscal year.

Egypt’s central bank said this week that foreign reserves jumped by $4.73 billion to $36.04 billion at the end of July, higher even than their level before the 2011 uprising drained the country of foreign currency.

The last quarter of the 2016-17 fiscal year saw a jump in the number of new companies established, hitting 3,566 compared to 3,033 the year before, the statement said.

Egypt is hoping a new investment law ratified in June that provides a raft of incentives like tax breaks and rebates can draw in fresh capital needed to boost economic growth.

The executive regulations of the law, which provide crucial details on what projects are eligible, are expected to be passed within the coming weeks.

 

Venezuela Abandons Any Claim to Democracy

Share Button

Venezuela’s neighbors should now expel it from the Mercosur trading bloc and renew their push for condemnation by the Organization of American States. They should also do more to publicize what they know about the regime’s nefarious activities — the hundreds of millions (if not billions) of dollars in assets its members have appropriated, its role in drug trafficking and human smuggling, or its support for terrorists and abusers of human rights.

The Editors
Where votes don’t count. Photographer: Juan Barreto/AFP/Getty Images

President Nicolas Maduro’s bogus vote to rewrite Venezuela’s constitution is an affront to the country’s democratic government. To persuade him to change course, Venezuela’s neighbors will have to forge an unprecedented common front.

Notwithstanding the regime’s claims, the number of Venezuelans who voted for a new constitutional convention on Sunday was likely well under half the number who voted against it two weeks ago. In the day preceding the vote, some ۱۵ people were killed. But more unrest won’t deter the regime from dissolving the opposition-controlled legislature, cracking down further on protesters and booting internal dissenters such as its attorney general.

QuickTakeVenezuela’s Revolution

What’s needed is concerted and sustained action. The U.S. has just added Maduro to its list of Venezuelan officials facing sanctions, which Mexico, Panama and Colombia have said they would help enforce. Argentina, Brazil, Chile and Peru are among those who have said they won’t recognize the results of the vote, which Canada, the United Kingdom and the European Union have also condemned.

Venezuela’s neighbors should now expel it from the Mercosur trading bloc and renew their push for condemnation by the Organization of American States. They should also do more to publicize what they know about the regime’s nefarious activities — the hundreds of millions (if not billions) of dollars in assets its members have appropriated, its role in drug trafficking and human smuggling, or its support for terrorists and abusers of human rights.

More broadly, the United Nations Security Council needs to take up Venezuela’s abuses against its people. For that to happen, Latin America’s democracies will have to persuade China, a permanent member of the security council and Venezuela’s biggest creditor, that “non-interference” is a non-option.

Inevitably, more sanctions will have to be put on the table. But to be effective, they must be as collective as possible, target individuals rather than Venezuelans as a whole, and offer a clear off-ramp. A ban on Venezuela’s oil exports doesn’t pass that test: It would likely not only cause a disastrous debt default and economic hardship for ordinary citizens, but also give Maduro the perfect alibi for running his country into a ditch.

That’s why the U.S., the EU and Latin American nations must also offer ordinary Venezuelans a vision of a better future. Pledges of humanitarian aid and assistance from the International Monetary Fund and other financial institutions, for example, could help a democratic Venezuela recover from its spiraling economic crisis, including an inflation rate nearing 1,000 percent. Offering such help to a country with the world’s biggest proven oil reserves may seem absurd. But such are the depths to which Venezuela has sunk under Maduro’s inept and brutal leadership.

To contact the senior editor responsible for Bloomberg View’s editorials: David Shipley at davidshipley@bloomberg.net .

ونزوئلا به چه سوی میرود؟

Share Button

رژیم مادورو کمر به سرکوب جنبش مردم بسته است و نیروهای میدانی ضد رژیم هم در کارزار خیابانی روزمره علیه نیروهای سرکوبگر رژیم، ابتکارات رزمی از خود نشان میدهند. این فضای رزمی ایجاد شده، بمعنای اینست که به احتمال بسیار قوی، رژیم سرکوب اعتراضات را شدید تر و خونین تر خواهد کرد و مبارزان ضد رژیم هم پا بپای آن در آموزشگاه رزم و جنگ و گریز خیابانی بر قابلیت های رزمی و توانایی تاکتیکی خود خواهند افزود.


نیکلاس مادورو بالاخره انتخابات مجلس مورد نظر خویش را برای برای باز نویسی قانون اساسی، زیر سایه سنگین حضور قریب ۱۵۰ هزار نظامی و هزاران پیراهن شخصیِ شبه نظامی و موتور سوار  شبیه انصار حزب اللهی در مملکت خودمان، برگزار کرد. او مدعی شد که ۸ میلیون در این انتخابات شرکت کرده اند. یعنی حدود .۴۱% از واجدین شرایط رأی دهی. [تعداد کل واجدین شرایط حدود ۲۴ میلیون است.]

این رقم ۸ میلیون ساختگی، اگر بیشتر از این اعلام میشد، با قلت پایگاه اجتماعی رژیم، بصورت جوک در می آمد و اگر کمتر از اینهم اعلام میشد از رقم ۷ میلیونی شرکت کننده در رفراندم اپوزیسیون که دو هفته پیش انجام شد کمتر میشد که بمعنی شکست رسمی  این انتخابات میبود.[ در ان رفراندم که در بخشهای مرکزی کشور و در ۲۰۰۰ از حوزه و منطقه از جمعاً ۱۴۰۰۰ حوزه انجام شد ۷ میلیون شرکت کرده و علیه رژیم رأی دادند]

اپوزیسیون میزان مشارکت کننده انتخابات یکشنبه را ۱۲٫۵% واجدین شرایط، یعنی قدری بیش از حدود ۲ میلیون و منابع مستقل، به گفته BBC حدود ۳٫۵ میلیون، یعنی حدود ۱۳% واجدین شرایط رآی دهی بوده است. بنا به گزارش خبرگزاری آسوشیتد پرس، یک مؤسسه آماری وابسته به بانک سرمایه گذاری Torino Capital و یک مؤسسه نظر سنجی افکار عمومی با رصد ۱۱۰حوزه رأی گیری میزان مشارکت را ۳٫۵ میلیون، یعنی ۱۸٫۵ واجدین شرایط ارزیابی کرده اند.

برای اثبات ساختگی بودن رقم ارائه شده این انتخابات از سوی برگزار کنندگان آن، کافیست تا به انتخابات پارلمانی سال پیش که منجر به پیروزی ۸۰%ی اپوزیسیون گردید اشاره شده و با آن مقایسه شود.

بعلت تحریم یک پارچه این انتخابات از سوی اپوزیسیون، فقط هواداران رژیم عملاً به پای صندوقها رفتند و حتی از آنهم کمتر زیرا که بخشی از رآی دهندگان، کارمندان دولتی بودند که از ترس اخراج رأی دادند، و کارگرانی که با شایعه قطع یارانه اشان در صورت خود داری از رأی دادن، حاضر شدند بروند و برگه های خود را به صندوق بیاندازند که انتظار اعلام آمار این گونه آراء، که قطعاً آرای باطله هستند از طرف رژیم عبث است.

این انتخابات از طرف اتحادیه اروپا، کشورهای همسایه ونزوئلا مانند کلمبیا، آرژانتین و برزیل محکوم و فاقد مشروعیت اعلام شده است. آمریکا هم در همین رابطه علاوه بر تحریم ۱۳ نفر از نزدیکان مادورو در پیش از انتخابات، دیروز خود او را هم تحریم کرد.

در اینکه رژیم مادورو با این بگیر و ببندها نمیتواند برای خود مشروعیت ساخته و پایه اجتماعی اقتدار سیاسی خود را تحکیم کند کمترین تردیدی نیست و در اینکه تحرمیهای جدید، فشار خارجی و انزوای سیاسی در منطقه و دنیا هم پایه های اجتماعی آنرا با گذشت هر روز بیشتر فرسایش خواهند داد جای کمترین تردیدی نیست ولی آنچه در رفتار حاکمانه این رژیم درس آموز است اینست که سماجت آن برای حفظ قدرت، مانند رژیم بشار اسد در سوریه و موگابه در زیمبابو نشان میدهد که دیکتاتوریهای شرق گرا و چپ نما تا چه حد در چسبیدن به قدرت، تا مرز نابودی مملکت و فقر، گرسنگی و آوراگی ملتی که بنام آن حکومت میکنند سرسخت هستند و عاری از وجدان ملی و سیاسی. وجدان آینگونه فرمانروایان فقط قدرتی است که بدان مانند کنه چسبیده اند.

تاریخ دویست ساله اخیر جهان، رفتن و آمدن صذهها رژیم را در سراسر کره ارض شاهد بوده است ولی فقط نمونه هیتلر، یک چنین جانسختی نمونه واری از خود نشان داده است که رزیمهای اسد و مادورو از خود نشان میدهند.

من در اینجا رژیم حاکم بر میهن خودمان و رژیم پوتین در روسیه را نیز در این زمره قرار میدهم و اضافه میکنم که اگر وجود رژیم ایران، پوتین و چین نبودند، رژیمهایی نظیر بشار اسد، نیکلاس مادورو، و کیم ایل یون در کره، حتی یک هفته در برابر فشار خارجی و اعتراضات مردمی در درون کشورهای خود نمیتوانستند دوام بیاورند. این رژیمها، همگی در یک ارتباط منظومه ایی و اقماری، و یک پیوند دینامیک داخلی (interactional)، بهمدیگر پشتوانه استراتژیک داده و برای یکدیگر عمق و عرض استراتژیک ایجاد میکنند.

با به اجرا گذاردن این انتخابات کذایی برای بازنویسی قانون اساسی دیکتاتور پسندانه، و سرکوب اعتراضات مردمی به قیمت ۱۱۵ کشته تا امروز، رژیم مادورو بیشک پا در راهی نهاده است که رژیم بشار اسد در ۶ سال قبل در آن پا  نهاد. رژیم مادورو پتانسیل اینرا دارد که ونزوئلا را به سوریه آمریکای مرکزی تبدیل کند ولی از بدبختی او، ونزوئلا نه در خاورمیانه بلکه در آمریکای مرکزی واقع شده است که امکانات کمک رسانی روسیه، ایران و چین بدان چندان آسان نیست. ونزوئلا برعکس سوریه، در بدو اعتراضات مردمی از اپوزیسیونی پارلمانی معتبر برخوردار است که با آرای ۸۰%ی مردم  پا به مجلس نمایندگان گذارده است. اپوزیسیون ونزوئلا بنا به همین دلایل، بمراتب انسجام یافته تر از اپوزیسیون بسیار پراکنده سوریه در آغاز قیام مردم  آنکشور بوده و از نظر گروهبندیها و اهداف سیاسی راهبردی اش  هم دوچار سردرگمی ایدئولوژیک یا دین زده  نیست و میداند چه میخواهد.

این عوامل ذکر شده فوق بگذریم، سیر حوادث ونزوئلا تا آنجا که به رفتار و عکس العمل رژیم مادورو نسبت به اعرتاضات دموکراتیک مردم مربوط میشود، شباهت های زیادی با نمونه سوری خود نشان میدهد.

رژیم مادور کمر به سرکوب جنبش مردم بسته است و نیروهای میدانی ضد رژیم هم در کارزار خیابانی روزمره علیه نیروهای سرکوبگر رژیم، ابتکارات رزمی از خود نشان میدهند. این فضای رزمی ایجاد شده، بمعنای اینست که به احتمال بسیار قوی، رژیم سرکوب اعتراضات را شدید تر و خونین تر خواهد کرد و مبارزان ضد رژیم هم پا بپای آن در آموزشگاه رزم و جنگ و گریز خیابانی بر قابلیت های رزمی و توانایی تاکتیکی خود خواهند افزود.

سخن کوتاه، انتخابات یکشنبه گذشته، نه آنچنان که مادورو وعده داد، دموکراسی و ثبات بلکه آنچنانکه که در عمل نشان داد دیکتاتوری، سرکوب و بی ثباتی و سرانجام یک جنگ داخلی خونین به مردم خود هدیه خواهد کرد. ولی چه با اعتراض خیابانی و چه با جنگ داخلی، رژیم مادورو کمترین شانسی برای ماندن بر سر قدرت ندارد. او سرنگون خواهد شد!

ویدئو کلیپ زیر را ببینید!

و ثبات و دمکراسی نیکلاس مادورویی چنین مسقر میشود!

………………………………

………………………………………………..

Venezuela Is Beginning To Resemble A War

The view from the protest groups is that the fight is entering a new phase

Sky’s Stuart Ramsay is caught up in a tear gas attack and shot at by police while covering Venezuela’s election.

The election result was never in doubt.

How the opposition politicians, the street fighters and Venezuela’s security services react will determine whether or not the death toll rockets in the coming days.

The omens are not good.

Weeks of confrontation, flats raided and set on fire by the police, shootings of unarmed civilians, Molotov cocktails and roadside bombs, injured police, armed pro-government militias roaming the streets at night and now the military deployed. It’s the stuff of nightmares.

Venezuela’s economy is dominated by the oil industry, and it has the largest proven reserves of crude oil in the world. President Hugo Chavez, who was elected in 1998 on a populist platform, consolidated state control over the economy and nationalized its telephone and electricity companies. Chavez was succeeded upon his death by his vice president, Nicolas Maduro, who was elected president in 2013

President Maduros government has faced ongoing protests and civil unrest since the beginning of 2014. There are growing signs that Maduros support in the region is dwindling, as neighboring countries have expressed concern about his governments response to the crisis, including the aggressive treatment of protesters.

The anti-government protesters had been calling the election day “D-Day” for a week and they are promising it is just the start.

Every announcement from the government on moves to change the constitution or the law will be met with yet further street protests.

Despite international condemnation and internal unrest, the government is ploughing on with its agenda of taking total control; and it is difficult to see what the opposition or its opposition-controlled parliament can do about it.

Where groups of demonstrators gather – even in small numbers – they are hit

The new assembly, however illegitimate, is a higher body and the courts loaded with Maduro judges will support it.

With the more militant elements of the opposition already frustrated by what they see as inertia from their political leaders it seems likely that things really are going to get much worse.

The security forces tactic is to stop mass marches before they even start.

Where groups of demonstrators gather – even in small numbers – they are hit.

The first volleys of tear gas are fired across their barricades, as they gather. Soon afterwards, the National Guard and National Police on motorcycles, in full riot gear and carrying shotguns, make their charge.

We were part of the chaos as it developed. Young demonstrators scooped up the tear gas and threw it back. But as the motorcycles got nearer there was utter pandemonium as people tried to flee, scrabbling over their own barricades that were now locking them inside the kill zone.

Hundreds streamed through narrow streets and we were virtually carried along as the gas enveloped the crowds.

It is choking and debilitating. Your eyes and throat burn.

They were heading for a cathedral and they pushed inside as more tear gas rounds sizzled around us.

We paused for a moment before realising we were being hunted down and ran as fast as we could away from the trouble.

Near the brow of a hill we stopped and looked back. The guards were through the barricades and heading towards us.

There was no escape and we stood with our hands in the air, with our press credentials on show.

Dozens of motorcycles passed us on the corner. They could see we were unarmed and they could see three of us were European and, let’s be frank, not very young. But one of the riders fired at point blank range. Our Venezuelan producer was hit in the arm with salt pellets.

 

The tear gas is choking and debilitating, Stuart Ramsay says
Anti-government activists clash with security forces during a protest against the elections for a Constituent Assembly proposed by Venezuelan President Nicolas Maduro, in Caracas on July 30, 2017.
Deadly violence erupted around the controversial vote, with a candidate to the all-powerful body being elected shot dead and troops firing weapons to clear protesters in Caracas and elsewhere. / AFP PHOTO / Ronaldo SCHEMIDT (Photo credit should read RONALDO SCHEMIDT/AFP/Getty Images)

There is no excuse for this as a rule, but this is a very violent confrontation and it is beginning to resemble a war. In these circumstances things like this happen.

The same motorcycle unit sped off to another confrontation 100m from our position. As they passed through one of the rubbish strewn barricades an enormous roadside bomb was detonated. This is where it is going. I had not expected this type of escalation. The army is now deployed as well.

The numbers of people being killed continues to rise. It seems neither side is prepared to back down. It looks certain that things are going to get even worse.

……………………………….
Bloomberg

04/08/2018
Russian Oil Giant Lends Support to Venezuela Oil Company
……………………………

(AFP(NAHARNET

14/08/2017

Some Quick Facts on Venezuela’s Dire Economy

………………….

رژیم مادورو مصمم به سرکوب جنبش مردم است!

Share Button

رژیم مادورو که تا کنون علاوه بر ویرانسازی مملکت به کشتن حد اقل ۱۰۰ نفر تا دیروز متهم است، بسیار بعید است در برابر فشار جنبش مردم  عقب بنشیند زیرا در صورت عقب نشینی جای او  تا آخر عمر  پشت میله های زندان است و اگر هزار برابر این تعداد را هم بکشد و مملکت را بیشتر متلاشی سازد بازهم همان کیفر را خواهد دید. بنا بر این، عطف به مقدمه یادداشت در باره چپ پسا فروپاشی کمونیسم، باید نتیجه گرفت که رژیم مادورو بنام آن آئینی که او از آن برای مردم امامزاده ساخته و خود کمترین باوری بدان ندارد، تا لحظه ایی که بتواند بقیمت کشتار مردم و سرکوب آنان در قدرت خواهد ماند هرچند در سرنگونی قطعی او تردیدی نیست ولی آنچه مطرح است، میزان کشتار و و ویرانی ای است که او از پس خود باقی خواهد گذارد.

اگر برای حدود یک صده، تا مقطع فروپاشی اردوگاه کمونیستی، مفهوم، آرمان و ایدئولوژی چپ، سوسیالیسم و کمونیسم، بیانگر یک آرمانگرایی ضد سرمایه داری، ضدکالاپرستی و پول پرستی بود و  در عرصه سیاسی ،در کلام و گفتار، مدافع دموکراسی و در عرصه جهانی بیان سلطه ستیزی و استیلاجویی امپریالیستی بود، و بنا به این پیش فرضها برای  چندین نسل جوانان روشنفکر و پیکارجویان راه عدالت اجتماعی گفتمانی راهبردی،  پس از فروپاشی بلوک ورشو با محوریت مسکو و عریان شدن چهره ضد انسانی، سترون و ضد توسعه گرایی آن به یکباره تمام آن ویژیگیهای انسانی، آرمانی نسبت داده شده بدان از این گفتمان تاریخی رخت بر بست و به یک لعنت تاریخی تبدیل گردید ولی هنوز متولیان سمجی برای آن وجود دارد که دست از این امامزاده بی معجز و رسوا شده دست نمی کشند و میکوشند از آوازه قدیم آن برای خود وجهه اجتماعی و سیاسی بسازند.

در عرصه بین المللی امروز، وارثین به لحاظ اخلاقی، آرمانی و ایدئولوژیک فقیر و بی بضاعتِ آن چپ آرمانخواه گذشته؛ آن گفتمان تاریخی را از هر نظر به ابتذال کشانده و آنرا به آمریکا ستیزی کور تبدیل کرده اند. و پارادوکسال در زمانی هم، که آمریکا بدلیل تحولات جهانی نیم قرن اخیر چه در عرصه اقتصادی و چه مناسبات و موازنه قدرت، در موضع دفاع از دموکراسی قرار گرفته است.

به برکت این تغیر موضع و نقش آمریکا، بکمک مستقیم آن یا با چراغ سبز آن نه تنها بیشتر ممالک تحت سلطه استبدادی شوروی به دموکراسی های مدرن و توسعه گرا تغیر نظام دادند، بلکه در تعداد زیادی از خشن ترین دیکتاتوری اقماری خود آمریکا نیز دموکراسی مسقر گردیده که با رشد شتابان اقتصادی هم همراه می باشد. برزیل، شیلی، اندونزی، کره جنوبی، تایلند، سنگاپور، فیلیپین، مالزی، نمونه های از این کشورها هستند که تعدادی از آنها بدلیل رشد جهشی اشان به ببر اقتصادی موسوم شده اند.

نقش آمریکا در جهان طی این دوران دگرگون گشته و؛ گسترش دموکراسی و توسعه آفرینی اقتصادی و اجتماعی در جهان به استراتژی راهبردی آنکشور تبدیل گردیده است در حالیکه باز ماندگان چپ در دنیا همچنان در دنیای تنگ خود دست و پا میزنند و بعلت سرمایه گذاری خود روی این گفتمان تاریخ گذشته نمیتوانند از آن دست بردارند یا دل بکنند. برای این چپِ پسا کمونیسم، دیگر گفتمان چپ به یک دکه سیاسی تبدیل گردیده است که اثری از آن شادابی آرمانگرایانه، جوان و روشنفکر پسند دهه های پسا جنگ جهانی اول تا مقطع فروپاشی بلوک شرق در آن دیگر اثری نیست. چپ امروز همانند عفریته ایی است که با سرخاب و سفیدآب میخواهد خود را بعنوان یک باکره سیاسی به برخی گروهای اجتماعی قالب کند. و هستند پااندازانی هم که فکر میکنند این عفریته هنوز دارای بازار است و فروختنی!

در برخی ممالک جهان سوم که در آنها نوعی سوسیالیسم ملی و بومی شده حکومت میکرد مانند زیمبابو، ونزوئلای چاوز و مادورو، سوریه سلسله اسد، کره شمالی؛ این سوسیالیسم فقط پرده ساتری شد برای خشن ترین نوع حکومتگری فاشیستی که برجسته ترین شاخص آن ضد آمریکایی بودن آنهاست و با هیچ ذره بینی نمیتوان ذره ایی از تئوریهای مارکسیتستی ضد سرمایه داری در آن مشاهده کرد. تظاهر به گدا پرستی در عین فقر آفرینی و دفاع از فقیران خود ساخته جای آن تئوریهای حد اقل به ظاهر علمی مارکیسیستی را  در این دولتهاگرفته است*. این دولتها از آن جهت ضد آمریکائی نیستند که آمریکا، “چه درست و چه غلط”، امپریالیست است آنها با آمریکا از این جهت دشمن هستند که لیبرالیسم و دموکراسی مورد حمایت آمریکا بنیان حکومتهایشان را تهدید میکند. و دولت ایران ما هم دقیقاً از این زاویه است که با آمریکا ضدیت دارد و نه زاویه دیگری.[قریب دو سال پیش یک تحلیلگر یا سیاستمدار غربی راجع به دولت رابرت موگابه در زیمبابو(۹۳ ساله) گفت او سقوط نمیکند چون فقیران از او حمایت میکنند و او از آنها. او فقر را مدام بازتولید میکند و از اینرو تا فقر واقشار فقیر هستند و در برابر آن فقر، مشتی از طبقه متوسط که وضعشان قدری بهتر است، او خود را مدافع آن فقرا در برابر این “مشتی بهترها” نشان میدهد و این دور تسلسل همچنان ادامه خواهد یافت. و امروز که موگابه ۹۳ ساله از روی تخت بیمارستان هم قدرت را مدیریت میکند معلوم میشود که آن حرف چقدر حکیمانه بوده است. در رژیم اسلامی ایران؛ هم فقر هست و هم فساد. مقام معظم رهبری مخالف فقر و فساد میباشد و در عین بازتولید کننده این فقر و آن فساد. نتیجه معادله روشن است. .وارستگی ریائی رهبر نقابی است که بسیاری را به این فریب میکشاند که فکر نمیکنند خود این مقام عظما ریشه فقر و فساد است. 

در ممالک اروپایی بقایای آن چپ؛ در موضع آمریکا ستیزی در رابطه با سیاست خارجی و در موضع دفاع از پارازیتیسم و انگل وارگی در عرصه داخلی قرار دارد. رأی دهندگان این چپ در ممالک اروپا دیگر نه اقشار متوسط، جوان و روشنفکر، بلکه آویختگان به کمکهای دولتی و شهرداریها میباشند(سوسیال خوارها). چپگرای اروپایی امروز همانقدر چپ بمعنای مارکسیستی کلمه است که مداحان حکومتی ایران مسلمان! بمعنای قرآنی آن.

رژیم نیکلاس مادورو یکی از این نوع حکومتهای “چپ” است که دقیقاً از موضع پیش گفته فوق، ضد آمریکا است.

مردم ونزوئلا یکپارچه علیه رژیم فقر آفرین مادورو  برخاسته اند ولی او بنام سوسیالیسم و وطن سوسیالیستی و بنام مبارزه با امپریالیسم آمریکا ملت را سرکوب میکند تا از آن  ارزشهای سیاسی، اخلاقی و ایدئولوژیک فرا مردمی چپ دفاع کند. مادورو بیان و نماد نفرت کور و عقده های طبقاتی اقشار فرودست جامعه است که از آن نفرتها برای خود ایدئولوژی ساخته و بنام آن مردم را سرکوب میکند. او نماد فقر و گذشته است و نه آینده و برومندی ملی.

مردم کشور در انتخابات پارلمانی گذشته، که خود این رژیم برگزار کرد ۸۰% نمایندگان مخالف رژیم مادرو را برگزیدند ولی او، با آئینی کردن ایدئولوژی خود ساخته، مبنا قرار دادن موازین آن، میخواهد آن پارلمان انتخاب شده مردمی و منطبق با قانون اساسی را با ترتیب دادن یک انتخابات مهندسی شده و ایجاد یک مجمع مهندسی شده بازنویسی قانون اساسی از اختیار انداخته و با تأئیدیه آن مجمع خود ساخته، تمام قدرت را در دستان خود متمرکز سازد.

رژیم مادورو نسخه نیمه موفق بشار اسد در سوریه را میخواهد در ونزوئلا پیاده کند. او اپوزیسیون پارلمانی را سرکوب و خفه میکند و عملاً راه را برای قدرت گیری نیروهای خیابانی که چون واکنشی برخاسته از خشونت حکومتی هستند هموار میکند. تا بلکه با رادیکالیزه کردن جنبش علیه رژیم خود و راندن آن بسوی خشونت آفرینی، خودش را بعنوان تنها قدرتی که قادر است خشونت را مهار کند به مردم و جامعه جهانی تحمیل کند.

سرکوب رژیم هر روز ابعاد تازه ایی میگیرد. دیروز دو نفر جوان دیگر در درگیریهای خیابانی کشته و ۹ نفر بسختی مجروح شدند.

دولت ترامپ در واکنش به سرکوب مردم توسط رژیم و شبه نظامیان خیابانی اش، ۱۳ نفر از دولتمردان حلقه مرکزی قدرت را تحریم کرد و تهدید کرده است اگر رژیم  در روز یکشنبه، پروژه انتخابات مجمع تجدید نظر و بازنویسی قانون اساسی را به اجرا بگذارد؛ تحریمهای بسیار شدیدتر دیگری را علیه آن به اجراء بگذارد.

نشریه انگلیسی زبانِ “ تودی ونزوئلا” در گزارشی پیرامون نخستین روز اعتصاب عمومی اعلام شده  از سوی اپوزیسیون مینویسد: « اعتصاب سراسری علیه بازنویسی قانون اساسی بخشهای بزرگی از کشور و پایتخت را تعطیل کرد و موجی از خشونتهای پراکنده خیابانی را  موجب گردید. مادورو دیروز تآکید کرد که علیرغم اعتراضات و تهدیدات تحریمی آمریکا، او به برنامه خود برای تغیرات ساختاری در حکومت ادامه خواهد داد.».. « یک گروه اپوزیسیون برای روز شنبه دعوت به راهپیمایی کرده است و از  آن بعنوان “مارش بزرگ” نام برده است که بمعنای بازگشت به استراتژی رویارویی میباشد.» … « در همین حال یکی از دیپلماتهای رژیم در سازمان ملل، بعنوان اعتراض از شغل خود استعفاء داد. این دیپلمات در توضیح استعفای خود گفت: ـ او نمیتواند به دولتی خدمت کند که در سازمان ملل از حقوق بشر دفاع میکند ولی در داخل کشور، خودش این حقوق را  نقض میکند. او گفت مادورو باید در مجامع جهانی برای آنچه میکند پاسخگو باشد. او افزود که دولت مسئول خشونت در کشور است “و بعنوان قاتل باید نگریسته شود” او افزود که حاظر است به پای این حرف خود در هر جا بایستند چون حرفی درست است.»

تودی ونزوئلا  در ادامه مینویسد که  گروه کوچکی از بالاترین مقامات دولتی از زمان شروع بحران، پشتشان را به مادورو کرده اند که دادستان کل کشور، لوئیزا اورتگا دیاز از آن جمله است.»

بعنوان اخرین کامنتم بر این یادداشت باید تکرار کنم که همه نشانه های بحران و رفتار رژیم مادورو نشان از آن روند منحوسی دارد که در آغاز بحران سوریه در آن کشور طی شد؛ اعتراضات توده ایی مسالمت آمیز مردم سرکوب گردید و زمینه رشد گروههای خشونت گرا فراهم شد.

رژیم مادور که تا کنون علاوه بر ویرانسازی مملکت به کشتن حد اقل ۱۰۰ نفر تا دیروز متهم است، بسیار بعید است در برابر فشار جنبش مردم  عقب بنشیند زیرا در صورت عقب نشینی جای او  تا آخر عمر  پشت میله های زندان است و اگر هزار برابر این تعداد را هم بکشد و مملکت را بیشتر متلاشی سازد بازهم همان کیفر را خواهد دید. بنا بر این، عطف به مقدمه یادداشت در باره چپ پسا فروپاشی کمونیسم، باید نتیجه گرفت که رژیم مادورو بنام آن آئینی که او از آن برای مردم امامزاده ساخته و خود کمترین باوری بدان ندارد، تا لحظه ایی که بتواند بقیمت کشتار مردم و سرکوب آنان در قدرت خواهد ماند هرچند در سرنگونی قطعی او تردیدی نیست ولی آنچه مطرح است، میزان کشتار و و ویرانی ای است که او از پس خود باقی خواهد گذارد.

ویدئو کلیپ زیر  را ببینید!

TODAY VENEZUELA NEWS

Two killed, nine injured in Venezuela’s nationwide protests

 

پرولتاریای ونزوئلا علیه سوسیالیسم بپا میخیزد!

Share Button

 

بیش از ۳۵۰ اتحادیه کارگری ونزوئلابه اعتصاب عمومی علیه مادورو پیوستند.

 

بنا بگزارش نشریه ال یونیورسال ونزوئلا، ۳۵۰ اتحادیه کارگری در پاسخ به فراخوان ائتلاف واحد دموکراتیک ونزوئلا امروز چهارشنبه و فردا  به اعتصاب عمومی خواهند پیوست.

بیش از ۳۵۰ اتحادیه کارگری، روز یکشنبه، از اعضای خود خواستند تا به اعتصاب عمومی ملی و سراسری دو روزه که از چهارشنبه (امروز) ۲۶ ژولای آغاز شده بپیوندند.

فراخوان این اعتصاب عمومی از طرف اپوزیسیون که تحت نام پانل ائتلاف واحد دموکراتیک(MUD) فعالیت میکند داده شده است. این اعتصاب  در اعتراض به نیکلاس مادورو انجام میشود که میخواهد روز یکشنبه آینده با راه اندازی که  یک مجمع قانون اساسی، خارج از چهار چوب موازین پارلمانی و قانون اساسی، پارلمان را دور زده و قدرت را از نهاد های انتخابی به خودش و این مجمع انتقال دهد. اپوزیسیون خواهان لغو چنین برنامه ایی میباشد.

اتحادیه های عمده کارگری شامل؛ کنفدراسیون عمومی کارگران (CGT) و کنفدراسیون کارگران ونزوئلا (CTV)  به این فراخوان پاسخ داده و به اعتصاب عمومی دعوت کرده اند.

………………………………………………………………………

کامنت من:

پیوستن کارگران ونزوئلا به قیام عمومی علیه رژیم سوسیالیستی مادورو، یادآور قیام کارگران لهستان علیه حزب و دولت کمونیستی آن کشور میباشد.

Over 350 trade unions Venezuela join general strike in Venezuela

Major trade unions, including the Workers’ General Confederation (CGT) and the Venezuelan Workers’ Confederation (CTV) will go on strike on Wednesday and Thursday

24 de julio de 2017 07:06 AM

Actualizado el 24 de julio de 2017 07:16 AM

Over 350 trade unions Venezuela join general strike in Venezuela

Over 350 Venezuelan trade unions called on Sunday upon a 48-hour general strike starting on Wednesday, July 26, supporting in this way a nationwide strike sponsored by the opposition coalition Unified Democratic Panel (MUD) to request President Nicolás Maduro to suspend the National Constituent Assembly.

Major trade unions, including the Workers’ General Confederation (CGT) and the Venezuelan Workers’ Confederation (CTV) will join the move

The National Constituent Assembly is scheduled to be elected on Sunday, July 30, under the government aegis to draft a new Constitution. In the opinion of the opposition and major social sectors in Venezuela, “it will consolidate dictatorship,” Efe reported.

“In principle, we are calling for a two-day strike, but everything will depend on the situation, for there is only one intention: we want the government to end once and for all, and call for elections,” Norma Torres, one of the organizers and leader of the electric sector of the Workers’ Front, told Efe.

روزهای رژیم نیکلاس مادورو به شماره است

Share Button

چنین بنظر میرسد که با سیر صعودی شتاب یابنده مبارزه در ونزوئلا علیه رژیم مادورو، روزهای فرمانروایی این شوفر اتوبوسی که فرمانروایی بر کشوری ۳۵ میلیونی را به آسانی راندن اتوبوس شهری آسان گرفته بودف دیگر بطور جدی به شماره افتاده است و من فکر میکنم طول ماندن او بر سریر قدرت ریاست جمهوری از چند ماه تجاوز نکند. من فکر میکنم که ماورو اگر  این بین کشته نشود کریسمس امسال را بخاطر جنایات و قانون شکنی هایی که مرتکب شده است، در زندان کارا کاس خواهد گذارند.

Venezuelan police

نیویورک تایمز گزارش مفصلی  همراه با عکسهای بسیار از جنبش اعتراضی مردم ونزوئلا علیه نیکلاس مادورو،  دارد.  نیکلاس مادرور، رئیس جمهوری است که مانند نمونه های بشار اسد، ولادیمیر پوتین، اردوغان، رابرت موگابه و رائول کاسترو (ولیعهد برادرش فیدل کاسترو)، قصد کنار رفتن از قدرت را ندارد. برای همه اینها انتخابات ریاست جمهوری مانند ولایت فقیه ما فقط انتخابتی یکباره است است که تکرار نمیشود.

مادورو برآنست تا نسخه نسبتاً نتیجه داده سوریه را در ونزوئلا پیاده کند آیا موفق میشود یا نه باید دید! سرکوب بی امان پلیس، شبه نظامیان ( شبه انصار الله) رژیم و به روایتی سازمان داده شده از طرف سپاه قدس ایران، و ارتش، روز بروز اپوزسیون میانه رو و پارلمانی را از صحنه میراند و جای آنرا جوانان بیکار و گاه ماجرا جو و خشونت طلب  که در جنبشی خیابانی شکل گرفته، بنام  Resistencia (مقاومت)، متشکل شده اند، میگیرد.

نیویورک تایمز گزارش میدهد که دو روز قبل همین جوانان یک واحد ارتش ۲۰۰ نفره را وادار به فرار کردند. در مواردی که افراد پلیس یا شبه نظامیان رژیم، به چنگ همین جوانان افتاده اند؛ با خشونت با انها رفتار شده است و گزارشگر نیویورک تایمز به یک مورد دستگیری شخصی در حین دزدی توسط همین جوانان اشاره دارد که جوانان او را زنده زنده آتش زده اند.

هفته پیش اپوزیسیون یک رفراندم نمادین برگزار کرد که موضوع آن عزل نیکلاس مادورو و اعاده قانون اساسی بود. این رفراندم که۷٫۲۰۰ هفت میلیون دویست هزار در آن شرکت کردند روحیه اپوزیسیون را بنحوی جدی بالا برد و موجب ریزش زیادی در اردوی رژیم مادورو گشت.

رقیب اپوزیسیونی مادورر در انتخابات ریاست جمهوری ۳ سال قبل ۷٫۳ و مادورو زیر ۷٫۵ میلیون رای آورده بوده است با اینکه مادور همه ماشین دولتی و رسانه دولتی را بنفع خود در آن انتخابات بکار گرفته بود.

ولی نکته مهم در این رفراندم اخیر این بود که این رفراندم، بعلت محدودیت های اعمال شده توسط رژیم مادورو، فقط در ۲۰۰۰ حوزه از ۱۴۰۰۰ حوزه انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و این میزان رأی به این تعداد نسبتاً معدود حوزه رأی گیری تعلق دارد. معنای ساده این حرف اینست که اگر یک رفراندم واقعی در تمام کشور (همه ۱۴۰۰۰ حوزه) برگزار شود، اپوزیسیون به احتمال قوی بیش از ۸۰% آرای مردم را خواهدد داشت وشاید هم بیشتر. چون اپوزیسیون توانست در انتخابات پارلمانی گذشته که قریب یکسال و نیم پیش برگزار شد، بیش از ۷۵% آرای رأی دهندگان را بخوداختصاص دهد.

پس از ان رفراندم موفقیت آمیز هفته پیش، برای نخستین بار اپوزیسیون، فراخوانی برای یک اعتصاب سراسری داد که بنا به گزارشهای معتبر جهانی بخشهای وسیعی از کاراکاس و سراسر کشور را بحالت فلج درآورد.

حالا پس از آن اعتصاب موفقیت آمیز، بنا به گزارش فرانس پرس اپوزیسیون برای یک اعتصاب دو روزه (پنجشنبه و جمعه همین هفته) فراخوان داده است. با توجه به سیر صعودی اعتبار و اتوریته اپوزیسیون انتظار میرود که این اعتصاب عمومی با موفقیت باز هم بیشتری برگزار شود که برنامه چنین است که بعداً برای روز دوشنبه، اعتصاب تجدید شود.

قبلاً سران اپوزیسیون گفته بودند که تعرض کنونی اخیر که از قریب ۳ ماه پیش آغاز شده  و به ریزش سریع نیروهای مادورو و افزایش نیروی اپوزیسوین انجامیده، تا سرنگونی رژیم مادورو، و بازگرداندن اعتبار و اقتدار پارلمان و قانون اساسی ادامه خواهد یافت.

چنین بنظر میرسد که با سیر صعودی شتاب یابنده مبارزه در ونزوئلا علیه رژیم مادورو، روزهای فرمانروایی این شوفر اتوبوسی که فرمانروایی بر کشوری ۳۵ میلیونی را به آسانی راندن اتوبوس شهری آسان گرفته بودف دیگر بطور جدی به شماره افتاده است و من فکر میکنم طول ماندن او بر سریر قدرت ریاست جمهوری از چند ماه تجاوز نکند. من فکر میکنم که ماورو اگر  این بین کشته نشود کریسمس امسال را بخاطر جنایات و قانون شکنی هایی که مرتکب شده است، در زندان کارا کاس خواهد گذارند.

فقط اضافه کنم که این جوانان “مقاومت” از همه وسایل و امکانات، برای خود ابزار رزم خیابانی ساخته اند، فلاخن های بزرگ، کوکتل مولوتوف و بطریهای حاوی مدفوع و ادار و.. . آنها از گلیمهای کهنه برای خود خفتان ضد گلوله های لاستیکی و از زانو بندان پاتیناژ ماسک ضد گاز و از… ، ساخته اند.

در زیر تمام گزارش نیویورک تایمز را درج میکنم. اگر خواندن گزارش ممکن نیست دیدن عکسهای زیر را اکیداً به علاقمندان توصیه میکنم.

 

 

…….

Antigovernment protesters celebrating in May after seizing control of the Francisco Fajardo Highway through Caracas.CreditMeridith Kohut for The New York Times

New York  Times

CARACAS, Venezuela — Motley throngs of masked antigovernment protesters hurl rocks, fireworks and Molotov cocktails. The police and soldiers retaliate with tear gas, water cannon blasts, rubber bullets and buckshot.

An uprising is brewing in Venezuela.

Nearly every day for more than three months, thousands have taken to the streets to vent fury at President Nicolás Maduro and his increasingly repressive leadership.

These confrontations often turn into lopsided and sometimes lethal street brawls — more than 90 people have been killed and more than 3,000 arrested.

A firebomb thrown by protesters exploded over security forces firing tear gas, rubber bullets and buckshot. CreditMeridith Kohut for The New York Times
President Nicolás Maduro has vowed to confront protesters forcefully. In May, a water cannon was used. CreditMeridith Kohut for The New York Times

I have worked as a photojournalist for The New York Times in Venezuela for nine years, and for the past two have focused on the plight of Venezuelans struggling with the worst economic crisis in the country’s history.

I have witnessed their growing anger as food and medicine disappear and Mr. Maduro’s authoritarianism intensifies.

His government has delayed elections while jailing protesters and political opponents. Now he has called for a new constituent assembly to be elected at the end of the month, empowered to rewrite the Constitution, which many Venezuelans have called a blatant power grab and threat to their democracy.

Mr. Maduro has called the protests a violent attempt to overthrow his government. Demonstrators say they are invoking their right to rebellion against tyranny, guaranteed by the Constitution he wants to revise

Protesters hurled stones and firebombs during a clash with security forces on the Francisco Fajardo Highway. CreditMeridith Kohut for The New York Times
Since near-daily street protests began in April, they have captivated Venezuelans, like these office workers. CreditMeridith Kohut for The New York Times

I often start my day now hopping onto a motorcycle taxi and heading to the front lines where the tear gas is wafting and the projectiles are flying.

I’ve come to know some of the regular protesters, like Tyler, 22, a former government supporter who has become adept at dodging rubber bullets and buckshot behind a homemade shield painted blue, yellow and red to match the Venezuelan flag knotted around his neck. His eyes peek from the black T-shirt wrapped around his face to hide his identity.

We sat beside a burning barricade during a lull and he told me about his family.

Tyler said he was fighting because of medicine shortages that killed his mother, worsened his grandmother’s high blood pressure and left his asthmatic little sister gasping. He said his family could afford only one meal a day, usually just plain white rice.

“We are living with a hunger that we have never had before,” he said. “Things are already really ugly here, and we won’t take it anymore.”

The Francisco Fajardo Highway was overrun with protesters during a demonstration in May. CreditMeridith Kohut for The New York Times

Tyler joined La Resistencia — the ragtag street protesters who clash regularly with government security forces.

Members of La Resistencia say taking to the streets is the only option left.

“If they don’t kill us here protesting, we will die either way — be killed for a cellphone or a pair of sneakers — or we will die of hunger, or die simply from catching any disease because there is no medicine here,” said Marco, a graduate student.

I feel as if I am inside a video game when photographing the front lines — constantly skipping over obstacles and dodging projectiles whizzing from all directions. Dozens of antagonists get hit during each protest, some evacuated with broken bones and bloody wounds.

Soldiers lining a barricade blocking antigovernment protesters. CreditMeridith Kohut for The New York Times
Medical workers helped a woman who had seizures after being hit with tear gas during a protest in June. CreditMeridith Kohut for The New York Times

Unfortunately for the press corps, both sides have less-than-perfect aim. We are frequently pelted with rocks, paint and water cannons. I took a buckshot blast to the helmet from roughly 15 yards that gave me a concussion. Many photographers have fared worse, hospitalized with serious injuries.

Security forces regularly target journalists, beating and arresting them, smashing or seizing their cameras. More than 200 “acts of aggression” against journalists have been reported since the protests began.

Sometimes the protesters hijack 18-wheelers to block the main Francisco Fajardo Highway through Caracas.

They have beaten captured soldiers and police officers and burned their motorcycles. They also have committed mob vigilantism.

Members of La Resistencia see themselves as modern-day freedom fighters. CreditMeridith Kohut for The New York Times
Vigilantism has occurred. Demonstrators set fire to Orlando Figuera, a man accused of stealing at a protest. CreditMeridith Kohut for The New York Times

When a man was accused of stealing during a protest, Resistencia members punched and stabbed him, doused him with gasoline and set him afire. The man, Orlando Figuera, died days later.

When armored military vehicles aim water cannons to disperse protesters, Resistencia members sometimes fire back with giant slingshots, manned by four people each. Their artillery rounds are baby-food jars full of paint or even human excrement.

“It’s nasty,” one protester said, “but everyone has it, and most important, it’s free.”

The protesters also improvise to protect themselves. Some turn swim goggles and plastic soda bottles into makeshift gas masks, and create shinguards from old magazines and duct tape.

Antigovernment protesters launched fireworks at security forces from what they call a “torta.” CreditMeridith Kohut for The New York Times

Others have fashioned armor from carpet scraps to thwart rubber bullets and buckshot, lethal at close range. More than 30 protesters have died this way, according to a tally by local journalists.

“Don’t knock it,” one protester said with a grin when asked about his carpet vest. “It has already saved me several times.”

Protesters have made vests out of carpet as protection from rubber bullets and buckshot.CreditMeridith Kohut for The New York Times

Many carry homemade shields of wood and old oil drums. Some are adorned with Venezuelan flags, cartoons of Mr. Maduro burning the Constitution or phrases like “freedom, future, elections now!” and “I love you, mom.”

Members of La Resistencia are generally young and say they support neither the government nor the opposition politicians. Some are middle-class university students who fight with cameras affixed to their skateboard helmets to update their Instagram pages.

The peaceful demonstrators vary widely. Young, old, professionals and unemployed join sit-ins and actions to block streets. Hundreds of thousands have marched toward government offices. Almost always, security forces violently block them.

Thousands of doctors and other health care professionals marched in May to protest medicine shortages. CreditMeridith Kohut for The New York Times
Protesters celebrating as they burned a police motorcycle during a demonstration. CreditMeridith Kohut for The New York Times

During the March for Health, thousands of doctors, nurses and patients protested the crippled public health system. They held signs made from empty drug boxes with messages like “S.O.S.” and “without medicine, they’re also killing us.”

When soldiers used tear gas on them, doctors in white lab coats locked arms — gagging with tears streaming — but refused to budge.

In another march, Catholic priests, nuns and other religious protesters carried a large Virgin Mary decorated with the national flag. A nun in white carried a sign with the line from Scripture, “We must obey God rather than men.”

At the March of the Empty Pots, families banged on cookware to protest food shortages and soaring prices. A recent poll found that 90 percent of Venezuelans say they cannot afford the food they need.

Protecting themselves with shields fashioned from wood and old oil drums. CreditMeridith Kohut for The New York Times

Gustavo Misle, 80, a retired university professor, regularly attends the protests holding an old Halloween skeleton cutout repurposed with a sign, “I am hungry.”

He once ran a nonprofit that fed homeless children. Now he and his wife survive on bananas. Inflation has ravaged his monthly pension, worth only a few dollars.

The homemade protective gear is no guarantee of safety. Neomar Lander, 17, was wearing a carpet vest when he died on the front lines. Comrades placed candles around the bloodstained spot where he fell, keeping vigil until late into the night.

Johan Caldera, a friend of Mr. Lander’s, said he was even more determined to protest.

A giant slingshot was used to launch glass jars — some filled with paint, others with feces — at the police. CreditMeridith Kohut for The New York Times
Priests, nuns and hundreds of other Catholics participated in a peaceful protest against government violence. CreditMeridith Kohut for The New York Times

“Now, I have no fear, because I already lost the fear I had, and the respect for the military,” he said.

“The real soldiers of Venezuela wear rags on their faces,” he said. “They don’t use grenades — they use stones.”

Many Resistencia members wear T-shirts resembling the uniform of Simón Bolívar, who led the rebellion for Venezuela’s independence from Spain. They sometimes plead with soldiers to join them, quoting Bolívar: “When tyranny makes law, rebellion is a right.”

Wuilly Arteaga, 23, a violinist who became a symbolic figure in the protests for playing the national anthem at the front lines, cried when the police broke his violin. Videos of Mr. Arteaga in tears went viral. He was flown to the United States, where two prominent musicians, Marc Anthony and Oscarcito, gave him a new violin.

Mr. Arteaga was injured on Saturday in violent clashes between security forces and protesters at a march on the Supreme Court in support of alternative magistrates appointed Friday by the opposition. “Neither rubber bullets nor pellets will stop our fight for Venezuela’s independence,” Mr. Arteaga posted later on Twitter. “Tomorrow I will be back in the streets.”

After an earlier day of clashes, hundreds of soldiers retreated, their ammunition exhausted. Members of La Resistencia celebrated as they retook the main highway, raising their fists and singing the national anthem.

“Glory to the brave people, who shook off the yoke,” they sang. “Off with the chains! Off with the chains!” the song continues. “Death to oppression!”

A protester resting as an industrial-size truck that protesters hijacked and used as a roadblock burned. CreditMeridith Kohut for The New York Times

The government calls Resistencia members terrorists and has threatened a more muscular military response. “If Venezuela was plunged into chaos and violence and the Bolivarian Revolution destroyed, we would go to combat,” President Maduro said.

At the vigil for Mr. Lander, a fellow Resistencia member squatted, his Converse high-tops touching the spot where Mr. Lander was killed, and vowed to stay in the street until the government falls.

Staring into my camera, he had this message for the president: “Take a good look at my face, because I am not afraid.”

Demonstrators at a memorial near where a protester, Neomar Lander, was killed by security forces. CreditMeridith Kohut for The New York Times