Category: اخبار

اطلاعیه کانال تلگرامی سیمرغ

Share Button

اطلاعیه کانال تلگرامی سیمرغ

 

کانال تلگرامی سیمرغ به تازگی فعالیت خود را شروع کرده است. این کانال کاملاً سیاسی است و از تغییر بنیادی جمهوری اسلامی ایران و استقرار یک نظام دموکراتیک و سکولار با ویژگیهای دموکراسیهای اروپایی بجای آن طرفداری میکند.

ما راهبرد آرمانی خودرا ناسیونال لیبرالیسم، انتخاب کرده ایم که بیانگر ترکیب میهن پرستی با آزادیهای لیبرالی میباشد.
منظور از ناسیونال، ناسیونالیسم ایرانی است.
ملت ایران، ملتی نوپا نیست و خود از تمدن آفرینان جامعه بشری بوده است.
بر این باوریم که توسعه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران بدون برانگیختن غرور ملی، بدون پرورش احساس تعلق ملی و بدون سرافرازی ملی نسبت به هویت تاریخی خویش، هویتی که شایان غرور و افتخار است، ممکن نیست.
بر این باور هستیم که ملت ایران اینک پس از قریب ۴۰ سال باید قبا و لباده خفت و خواری را که این رژیم تبهکار و تاریخ دزد، بر تن هویت ملی و تاریخی مردم ایران پوشانده است را به دوراندازد و در شنل هویت تاریخی غرورآفرین خود، در جامعه جهانی ظاهر شود. ملت ما باید جایگاه سزاوار خود را در میان ملل جهان بیابد و نباید همچون اُمتی شریعت زده به رویارویی با دنیا بپردازد و درزمره جریانهای تروریستی داعش و القاعده و حزب الله قرار گیرد.
فقط زنده نگه داشتن این هویت تاریخی ارزشمند است که میتواند آسیب های فاجعه انگیز این ۴۰ سال صدمات فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی ما را ترمیم کند.
غرور آفرینی ملی می تواند احساس از خود بیگانگی را از جامعه ما بزداید و موجب نزدیکی مردم به همدیگر و ایجاد نگاه مهربان آنان به مردم دنیا گردد و روح عطوفت اجتماعی را در جامعه خودمان هم زنده کند.
و تا آنجا که به لیبرالیسم مربوط میشود، این مفهوم سیاسی فلسفی، در واقع بیان ویژگی و صفت هومانیستی، مدرن و آزاد اندیشانه به آن تمدن کهن ماست. لیبرالیسم، تجسم زنده و امروزین آن فرهنگی است که طی صدها قرن نیاکان ما خلق کرده اند. ناسیونالیسم لیبرالیستی، گذشته گرا نیست بلکه رو به آینده دارد و خواهان شرکت در فرهنگ سازی جامعه بشری می باشد زیرا جهان امروز ما روز بروز بهم پیوسته تر میشود و دیگر بحث از خانواده جامعه جهانی و دهکده ای شدن کره خاکی ما برای ساکنین آن در میان است که به جهانی شدن مصطلح گردیده است.

از نگاه لیبرالیسم، آزادی فرد و شکوفایی استعدادها و شخصیت آن، محور توسعه سیاسی و اجتماعی است و نمیتوان به بهانه حفاظت از منافع جمع جامعه، حق و آزادی را از افراد سلب کرد این سلب آزادی فرد عملاً به سلب آزادی همگانی منجر میشود.
«ناسیونال لیبرالیسم» یعنی میهن پرستی جهان گرایانه و آزادی خواهانه که با آئین جهان ستیزِ این رژیم اهریمنی در تقابل قرار دارد. رژیمی که از ملت ما اُمت ساخت و با چنگ انداختن بر ثروت ملی ما، با استفاده از حقوق ملی ما و به نمایندگی ما در جامعه جهانی، عملا ایران را در مقابل جهان و بشریت امروز قرار داده است.
ما نام سیمرغ را از آن جهت برگزیدیم که هم بیان پرواز آزادِ انسان ایرانی و اندیشه او باشد، هم بیان همبستگی ملی ایرانیان و هم بازگشت به هویت اهورائی سرزمینمان.
آشیانه این پرنده نمادین میتولوژی ایرانی در قله قاف، کوهی که به آسمان سر کشیده است اوج خواهی ملت ما را نمادینه میکند.
داعیه سیاسی ویژه ای برای خود نداریم! نه در جستجوی قدرتیم و نه در پی تبدیل شدن به یک جریان سیاسی.
ما در پی گسترش آن گفتمانی هستیم که درسطور بالا توضیح دادیم: ناسیونال لیبرالیسم!

هدف ما گفتمان سازی است. در باره ناسیونال لیبرالیسم در آینده بیشتر توضیح خواهیم داد.
بر این باوریم که گسترش آرمان و اندیشه ناسیونال لیبرالیسم درمیهن ما میتواند از ما دوباره ملت بسازد! ملتی که عزم پیشرفت دارد و میخواهد چون ققنوس از درون خاکستر خویش برخاسته و به اوج برسد!
پاینده ایران!
زنده باد ملت ایران!

@HabibTabrizian
@CimorghIran

معمای دموکراسیهای جمهوریتی پسا کمونیسم!

Share Button

 

ناسیونالیسم ایرانی و بازسازی مدرن و به روز شده آن به عنوان یک فانوس راهبُردی می تواند جامعه ما را از دُچار شدن به سرنوشتی که گریبان برزیل، ترکیه، آرژانتین، نیکاراگوئه و ونزوئلا و.. ، را گرفت در امان نگاه دارد. در این ممالک نهادهای نظامی، بازار و باندهای نهادینه شده قدرت از همه آنهایی که می خواستند یک جامعه دموکراتیک بسازند قوی تر بودند. 

با فروپاشی کمونیسم، در ممالک جهان سوم یا درحال توسعه، دیکتاتوری های نظامی در آمریکای مرکزی و جنوبی مانند جمهوریهای ظهور کرده پس از فرو پاشی سیستم مستعمراتی در آفریقا یکی پس از دیگری فروریختند و جای آنها را جمهوریهای پارلمانی و انتخاباتی  گرفتند. در میان این جمهوری های برآمده از انتخابات، آنهایی اشان که چپ گرا بودند، هم فاسد و هم ناکارآمد از آب درآمدند و هم دیکتاتور مانند حکومت ساندینیستی نیکاراگوئه و ونزوئلا و تا حدودی برزیل . آنهایی اشان هم که راست بودند، اکثراً دزد و فاسد از آب درآمدند. ولی انصافا هیچ کدام  از آن راستها براه دیکتاتوری نرفتند و هرگاه نتیجه انتخابات عزل آنها را فرمان داد تسلیم شدند و قدرت را رها کردند. اکثر این راست ها، راست های بازارِ سرمایه و نوکیسه گان تجارت پیشه، بودند یا نمایندگان سیاسی آنها تا راست های برآمده از دل اریستوکراسی سرمایه داری و زمین داری.

این معما را باید به نوعی بتوان به لحاظ جامعه شناسی سیاسی توضیح داد. من این را از یکسو ناشی از رشد ناموزون صنعتی و اقتصاد بازار در این کشورها می دانم و از سوی دیگر ناشی از فقدان یک فرهنگ ریشه دار ناسیونالیستی که به مردم هویتی تاریخی با سننی ریشه دار داده باشد.

میتوان فرورفتن در فساد و اقتدار گرایی همراه با سوء استفاده از ساز و کار های انتخاباتی در این ممالک را به نو پولدارشدگان در بازار آشفته اقتصادی این ممالک با سرمایه دارانی که در مدلهای کلاسیک ممالک صنعتی، صنعت آفرین بودند و با چنگ دندان کوشیدند از صفر طی چند صد سال صنعت آفرینی کنند تشبیه کرد.

نتیجه: من فکر میکنم زنده کردن ناسیونالیسم ایرانی و بازسازی مدرن و به روز شده آن به عنوان یک فانوس راهبُردی می تواند جامعه ما را از دُچار شدن به سرنوشتی که گریبان برزیل، ترکیه، آرژانتین، نیکاراگوئه و ونزوئلا و.. ، را گرفت در امان نگاه دارد. در این ممالک نهادهای نظامی، بازار و باندهای نهادینه شده قدرت از همه آنهایی که می خواستند یک جامعه دموکراتیک بسازند قوی تر بودند.

هرچند چنین بحثی در این چند جمله نمی گنجد، ولی کافیست تا حداقل بدان فکر کنیم.

@HabibTabrizian

@CimorghIran

                        

 

ادامه: ممکن است ایران سوریه ایی شود…؟

Share Button

میهن و جامعه ما بسوی یکی از سرنوشت  ساز ترین گذرگاههای تاریخی خود پا نهاده است. ملت ایران میرود تا بساط این رژیم را درهم ریزد و طرحی نو  برای آینده خود دراندازد و بضاعت آنرا ندارد تا یکبار دیگر در تعیین سرنوشت خود به آزمونی خطا دست بزند.

مقدمه ایی بر مسئله رهبری بر جنبش دموکراتیک میهنمان

در بحث قبل گفتم، که فروپاشی رژیم اجتناب ناپذیراست ولی سوریه ای شدن ایران اجتناب پذیر است. ولی قبل از پرداختن به اینکه چه باید کرد و میتوان کرد تا میهن ما به سوریه دیگری مبدل نشود توضیح برخی مفاهیم بنیادی مرتبط با بحث فوق را ناگزیر میدانم.

۱ ـ در جنبش های اجتماعی که به تحول انقلابی منجر شده اند، توده های مردم از هر سنخ اجتماعی و فرهنگی با درجه دانایی سیاسی بسیار متفاوت شرکت میکنند.

ترکیب پیکر و بدنه جنبش آزادی خواهانه، از فرهیختگان سیاسی جامعه شروع میشود و بتدریج توده کاملاً ناآگاه یا کم آگاه را که به انگیزه های معیشتی و مطالباتی اقتصادی پا به میدان مبارزه نهاده اند را در برمیگیرد.

۲ ـ در یک جنبش فراگیر، توده فرودست و میانه حال جامعه، از شعارها پیروی میکنند و برانگیخته می شوند و نخبگان جامعه، با نگاه عقلانی وارد میدان میشوند.

ولی از آنجائیکه این توده های فرودست و میانه حال جامعه هستند، که نیروی  تحول آفرین هر جنبشی می باشند، مهم است که این توده از رهبریتی آگاه و آشنا به فنون مبارزه برخوردار باشد تا دنباله رو یا قربانی جریان های انحرافی یا حتی دستگاههای ظاهر الصلاح، ولی ستون پنجمی خود رژیمهای محکوم به سرنگونی  نشوند.

۳ ـ چه ما به پسندیم و چه نه پسندیم، توده عادی مردم، از عناصر و شخصیت های کاریسماتیک و از موضع شیفتگی تحول طلبانه پیروی میکنند و آرمانهای خود را در وجود چنین رهبرانی متبلور می بینند و از آنها برای خود و پیرامون خود سمبل سازی میکنند. حال آنکه فرهیختگان جامعه از عقلانیت تحول طلبانه،با بررسی و تحلیل  سیاسی خود، دور از شیفتگی تبعیت میکنند. بنا براین، این قشر به برنامه ای که یک رهبری مطرح میکند، به ظرفیت آن رهبر برای اجرای آن برنامه و به تجانس و هم خوانی گفتمانی آن برنامه با روشها و رفتارهای رهبریت سیاسی توجه دارد. بنا بر این یک رهبر سیاسی باید از یک طرف در نخبگان سیاسی نسبت به شایستگی خود اعتماد سازی کند و از طرف دیگر با تکیه بر کاریسمای خود توده عادی مردم را به دنبال خود بکشاند تا از ترکیب مجموعه این دو، جنبش ملی را پیش ببرد وبه آن انسجام بخشد.

  • ۴ ـ چهره کاریسماتیک ، توده ها را به حرکت در می آورد و شایستگی سیاسی رهبری، افق سیاسی تحول را به جامعه نخبگان نشان میدهد. وظیفه یک حزب سیاسی در آمیختن خواستهای برآمده از نیاز و منطبق با شعور حسی توده ها، با خواستهای اقشار پیشرو جامعه است که مجهز به شعور عقلانی میباشند. بین شعور حسی و شعور عقلانی جامعه، مرز مشخصی وجود ندارد منطقه خاکستری شونده، رنگ حایل بین دو منطقه توده ایی و عقلانیت مدنی و سیاسی هر جنبشی میباشد.
  • ۵ ـ در جنبشها و جوامعی مانند ما که سنن حزبی و سازمان یابی حزبی نهادینه نیست و اصولاً وجود ندارد، شخصیت های سیاسی نقطه تلاقی عقل و احساس جامعه میشوند. هم میتوانند توده های مردم را با شعارها و وعده ها و حتی ژستهای خود به حرکت درآورند و هم پاسخ فرهیختگان جامعه را بدهند. در حقیقت چنین رهبرانی ضمن  ایفای نقش رهبری فردی نقش رهبریت حزبی یا جبهه ای را هم بازی میکنند.

۶ ـ برای جوامع نیمه سنتی و با درجات متفاوت از انضباط  پذیری سازمانی مردم، ترکیب حزب و رهبر کاریسماتیک، کارآمد ترین نوع رهبری سیاسی است

۷ ـ منظور از قدرت و نفوذ کاریسماتیک، آن خصوصیات واقعی یا نسبت داده شده به کسی است که با آن خصوصیات، در یک زمینه به الگو برای جامعه یا بخشی از آن تبدیل میشود.

ماکس وبر جامعه شناس برجسته قرن ۱۹، در تعریف نفوذ کاریسماتیک، آنرا برآمده از صفات خارق العاده ای میداند، که به درستی یا از روی شیفتگی، مردم به یک شخصیت نسبت میدهند مانند یک شکارچی خیلی برجسته که میتواند چنین و چنان شکار کند یا یک رهبر سیاسی یا رهبر اتحادیه ایی و.. .

ولی جاذبه کاریسماتیک میتواند موروثی هم باشد مانند شاهزادگان، نواده و نبیره های سلطنتی، نخست وزیر، پاپ و کاردینال و.. . ماکس وبر میگوید، در کاریسمای غیرارثی، که برخاسته از انتساب برخی خصوصیت خارق العاده به چهره کاریسماتیک از سوی هواداران است، اگر آن فرد روزی نتواند به انتظاراتی که از او میرود پاسخ دهد، آن جاذبه کاریسماتیک رنگ باخته و محو میشود.

۸ ـ کاریسمای غیر ارثی الزاماً ناشی از فرهیختگی علمی یا فرهنگی نیست بلکه زائیده تلاقی رفتار یک شخصیت است که در یک تقاطع و بزنگاه تاریخی چنان مطرح شده که با انتظارات مردم خوانایی داشته است و میتواند در عمل یک پرتگاه هلاکت بار سیاسی باشد. خمینی نمونه تیپیک چنین چهره کاریسماتیکی بود.

بطور مثال خمینی و ماندلا دو چهره کاریسماتیک معاصر هستند که بر حسب نیاز زمانه جامعه خود ظهور کردند. کاریسمای ماندلا جاودانه گشت و کاریسمای خمینی به ضد آنچه از خود تصویر کرده بود یعنی ضد کاریسما تبدیل شد. در پرانتز بگویم آنهایی که سعی میکنند با سرنگ کلام  با روضه و نوحه چهره زشت خمینی را ملکوتی نشان دهند از مسئله پرت هستند.

@CimorghIran

نتیجه:

میهن و جامعه ما بسوی یکی از سرنوشت  ساز ترین گذرگاههای تاریخی خود پا نهاده است. ملت ایران میرود تا بساط این رژیم را درهم ریزد و طرحی نو  برای آینده خود دراندازد و بضاعت آنرا ندارد تا یکبار دیگر در تعیین سرنوشت خود به آزمونی خطا دست بزند.

جنبش مردمی با سرعتی حیرت آور به پیش مَیرود و رهبران یا فرهیختگان سیاسی جامعه به دنباله روان آن تبدیل گشته اند. بدون رهبری سیاسی، قطعاً و بی هیچ تردیدی این جنبش شکست خواهد خورد. و ظهور یک رهبری سیاسی، یا مستلزم جلب اعتماد مستقیم توده های میلیونی مردم می باشد یا نیازمند جلو افتادن فرهیختگان و مشعلداران جامعه است تا به فرایند تشکیل رهبری سیاسی کمک کنند. تاریخ و نسلهای آینده ما را نخواهند بخشید اگر در این امر حیاتی تاریخی، حتی برای لحظه ایی درنگ کنیم! و آگر پیشگامان مردم در این برهه حساس وظیفه بسیج مردم را به عهده نگیرند ، و مردم در یک فرایند ارتباط  مستقیم از خود رهبرسازی کنند، این مدعیان پیشگامی امروز، نمیتوانند فردا توقع داشته باشند که نظامی که چنین شکل خواهد گرفت پاسخگوی لیبرال دموکراسی مورد نظر آنان باشد.

در بخش بعدی این نوشتار به این امرکه چگونه باید به مسئله رهبری سیاسی این جنبش برخورد کرد تا رژیم، ایران مارا سوریه نکند، میپردازم.  

حبیب تبریزیان

..

هدف ما  اطلاع رسانی است. در این امر بما کمک کنید تا پیام ما به تعداد بیشتری از هم میهنمان برسد.

ما را در کانال تلگرامی (سیمرغ ایران) دنبال کنید و بما بپیوندید!

@CimorghIran

cimorghiran@gmail.com

 

ایران ممکن است از سوریه هم سوریه ای تر شود، اگر..

Share Button

چکیده … نکته شایان تحلیل و یادآوری در رابطه با اوضاع کنونی جامعه اینست که سیر عینی رویدادها و در مرکز آن رشد نارضایتی، گسترش اعتراضات و جسارت یافتن مردم برای اعتراضات که همه هم خودانگیخته و خودجوش هستند، عملاً مردم را در مسیر سرنگونی رژیم، پیشاپیش رهبران و نخبگان سیاسی که قاعدتاً باید آنها را رهبری کنند قرار داده است. این امر یکی از مهمترین موارد آسیب شناختی جنبش مردم هم در سوریه بود و هم در لیبی و این علت آسیب شناسانه، در جامعه ما بصورت بسی خطرناکتری وجود دارد.

چه کنیم تا ایران ما سوریه نشود و ایران بماند؟

این روزها که رژیم و تمام کارشناسان مدیریت بحرانهای آن از اعتراضات وسیع مردم شوکه شده اند، ماشین تبلیغات جنگ روانی و دیس اینفرماتیو* آن، به طناب پوسیده جدیدی آویخته اند تا از این موج اعتراضات رهایی یابند.

این طناب پوسیده اشاعه این تفکر ترس آفرین است که که اگر شلوغیها ادامه یابند ممکن است ایران سوریه شود.  اخیراً جواد ظریف هشدار داد! «هدف نه دولت و نه نظام است، دشمن ایران را نشانه گرفته است.»

ببینم اول سوریه چطور سوریه امروز شد؟

سوریه وقتی سوریه ی از هم پاشیده و گرفتار جنگ داخلی امروز شد که رژیم اسد در مشورت با رژیم ایران، چاره کار را دامن زدن به افراط گرایی از یکسو و خفه کردن کامل اعتراضات مسالمت آمیز مردم و نیروهای میانه رو از سوی دیگر دید.

استراتژی رژیم کاملاً روشن بود. پروراندن جریانی بدتر از خود رژیم در دل اعتراضات آرام مردم تا نهایتاً آنها به همان کفن دزد اولی راضی شوند و از ابراز نارضایتی دست بردارند. در اجرای این سیاست، رژیم در گام اول اعتراضات خیابانی آرام مردم را از هوا با هلیکوپترهای توپدار و از زمین با توپخانه بمباران کرد و شبه نظامیان الشبیحه را که طبق الگوی پیراهن شخصی های رژیم ایران ساخته بود را بجان مردم انداخت که هم به زنان، پسران و دختران مردم تجاوز کردند و هم آنها کشتند!

نتیجتاً، آن اعتراضات از خیابانها به مساجد که نوعی امنیت داشتند کشانده شدند و در این فرایند، رهبری اعتراضات از افراد و جریانهای مدنی و سکولار دموکرات بدست اخوان المسلمین و جریانهای بنیادگرا افتاد. بموازات این جابجایی در رهبری اعتراضات، رژیم بیش از ۶۰۰ القاعده ایی زندانی و چند صد نفر از بعثی های عراقی زندانی را که پس از سقوط صدام به سوریه گریخته بودند را از زندان آزاد کرد تا آنها بر این زمینه مذهبی شده اعتراضات، داعش و القاعده سوری را بسازند.

در عرصه میدانی ستون پنجم رژیم که در درون همین جریانهای افراطی نفوذ کرده بود، آنها را به جنگ علیه جریانهای ملی و دموکراتیک موسوم به ارتش آزاد سوریه واداشت بنحوی که این جریان مدنی و میانه رو بین لبه دو گازانبر سرکوب رژیم از جلو و حملات ناجوانمردانه اسلامگرایان گوناگون از پشت سر قرار گرفت و تضعیف شد.

از سوی دیگر، دولت اردوغان در ترکیه و رژیم قطر، که هر یک به زعم خود، فکر میکردند زمان آن رسیده است تا اخوان المسلمین را بر سوریه فرمانروا کنند شروع به تسلیح این جریانهای اسلامگرا کردند. و به این ترتیب سوریه، سوریه شد!

و اما بحث بر سر میهن خودمان است. آری ایران ما ممکنست نه تنها سوریه، بلکه بمراتب از سوریه هم بدتر شود ولی نه بخاطر اعتراضات مردم  علیه رژیم ولایی داعش پرور و ادامه این اعتراضات، بلکه کاملاً برعکس، در نتیجه ماندگاری آن. این، ماندگاری رژیم است که نهایتاً میتواند مردم  جان به لب رسیده را از جریانهای لیبرال ـ ملی و سکولار دموکرات بسوی داعش ایرانی براند.

دیگر برای خود رژیم و اعوان و انصار آنهم روشن شده است که در تمام زمینه ها بدون استثناء در اداره مملکت به بن بست رسیده است، ادامه این بن بست، خطر سوریه ای شدن میهن ما را کاهش نمیدهد بلکه به نسبت انباشت مسائل و بغرنج شدن بیشتر آنها، رادیکالیسم و افراطی گری، بیشتر و بیشتر زمینه می یابد.

فقط سرنگونی این رژیم است که میتواند بر ژرفش و گسترش بحرانی که موجودیت ملی ما را تهدید میکند نقطه پایان بگذارد. همین! والی ادامه عمر این رژیم فقط بر تراکم قدرت انفجاری مهیب جامعه می افزاید بدون اینکه ابداً خطر انفجار را برطرف کند.

نکته شایان تحلیل و یادآوری در رابطه با اوضاع کنونی جامعه اینست که سیر عینی رویدادها و در مرکز آن رشد نارضایتی، گسترش اعتراضات و جسارت یافتن مردم برای اعتراضات که همه هم خودانگیخته و خودجوش هستند، عملاً مردم را در مسیر سرنگونی رژیم، پیشاپیش رهبران و نخبگان سیاسی که قاعدتاً باید آنها را رهبری کنند قرار داده است. این امر یکی از مهمترین موارد آسیب شناختی** جنبش مردم هم در سوریه بود و هم در لیبی و این علت آسیب شناسانه، در جامعه ما بصورت بسی خطرناکتری وجود دارد.

مدعیان رهبری مردم، عمدتاً به معنای سازمانی و نه آرمانی یا گفتمانی، تا کنون دنباله روی مردم بوده اند نه پیشاهنگ آنان. چه سود که ۶۰ میلیون مردم ایران همه خواهان عدالت، قانون گرایی، دموکراسی واقعیِ پارلمانی و…، باشند ولی اولاً هرکس از این مفاهیم درک ویژه خود را داشته باشد و نماد مورد پرستش و احترام خویش را و بدون هم پیوستگی سازمانی و جبهه ای با میلیونهای دیگر که همه آنها هم همان را میخواهند! چه سود از اینکه همه این همپوشی عظیم آرمانی و مطالباتی در عرصه عملی، از هم گسیخته  و ناهمپوش بماند؟

آیا اگر همه مردم ایران، فرداً فرد خواهان دموکراسی شوند واقعاً جامعه دموکرات و قانونگرا میشود؟ اگر کسی بگوید آری پاسخ بطور قطع منفی است. 

دموکراسی به رهبری سیاسی برای جا انداختن و نهادینه کردن آن، برای فرهنگی*** کردن آن نیاز دارد. و نهادینه و جا افتادن ایده دموکراسی به رهبر یا رهبرانی نیاز دارد که قبل از اینکه دموکرات باشند تعامل گر و مداراگر باشند دموکراسی محصول کنش دموکراتها نیست بلکه نتیجه تضارب مسالمت آمیز و مداراگرانه جریان های رقیب سیاسی است. نظام دموکراسی پارلمانی در درجه اول یعنی اینکه احزاب مختلف رقیب با هم روی محور قانون اساسی تعامل دارند و  از آن مهمتر روی منافع ملی همپوشی دارند.

نگاهی به صحنه سیاسی مملکتمان بما میگوید، در حالیکه مردم جان به لب رسیده، چون یک توده تحریک شده، عاصی و بی نظم بسوی برافکندن این رژیم پیش میروند، کمترین دورنمایی برای شکل گیری یک رهبری سیاسی که بتواند برای این سیلاب یک کانال کشی درست کند که قدرت تخریبی آن گرفته شده و از آن برای آبیاری استفاده شود،بچشم نمیخورد.

اما با همه این حرفها، ایران ما سوریه نیست! تهمتنی دارد که مردم آن هستند و معنای جامعه شناختی تهمتن شاهنامه ایی هم جز این نیست. این تهمتن به رژیم اجازه نخواهد تا از میهن ما سوریه دیگری بسازد!

در بخش بعدی این نوشتار به این امرکه چگونه باید به مسئله رهبری سیاسی این جنبش برخورد کرد تا رژیم، ایران ما را سوریه نکند، میپردازم.  

حبیب تبریزیان

*

استفاده از واژه دیس اینفرماسیون که صفت آن دیس اینفرماتیو میشود، محض قلنبه گوئی نیست. دیس اینفرماسیون، در جنگ، رقابت های سیاسی و اقتصادی همانقدر مهم است که اینفرماسیون. سیستم های اطلاعاتی و جاسوسی از دیس اینفرماسیون برای گمراه کردن حریف استفاده کرده  و میکنند و رژیمهای ضد مردمی که دست بازتری برای گرفتن، کشتن و رخنه گری دارند از این روش برای متفرق کردن مخالفین و تشدید اختلاف در بین آنها و گمراه سازی سیاسی استفاده زیاد میکنند مخصوصا زمانی که یک اپوزیسیون فاقد ستاد سیاسی یعنی حزبی آگاه است. پس اگر میخواهیم دسایس رژیم را بشناسیم باید روشهای دیس اینفرماتیو آنرا بشناسیم!

**

پاتالوژی یک اصطلاح پزشکی است که کاربرد  جامعه شناختی هم یافته است. در کالبد شکافی یک مرده پاتالوژ دنبال علل مرگ میگردد. ممکن است کسی گلوی کسی را فشرده باشد ولی مرده در اثر یک سکته  مغزی و نه خفگی مرده باشد. در جامعه باید آسیب زدگی را ها را درست مانند یک کالبد شکاف شناسایی کرد و گول ظاهر آسیب را نخورد.

***

در سیاست، دموکراسی نخست با تبلیغ یا آمریت های اخلاقی و سیاسی و حزبی آموخته میشود ولی به تدریج به صورت عادت درمی آید که خارج از آن غیر عادی میباشد. دموکراسی در اکثر کشورهای سرمایه داری قدیمی نهادینه و فرهنگی شده است. یعنی به تربیت عمومی و کدهای رفتاری مردم تبدیل گردیده است.

ح تبریزیان

………………………………………………………………………..

هدف ما  اطلاع رسانی است. در این امر بما کمک کنید تا پیام ما به تعداد بیشتری از هم میهنمان برسد.

ما را در کانال تلگرامی (سیمرغ ایران) دنبال کنید و بما بپیوندید!

@CimorghIran

cimorghiran@gmail.com

 

چپاول ارزی را رها کنید! اَبَر چپاول جای دیگر است

Share Button

این روزها بسیاری از مردم سرشان به رصد کردن لیست اینکه چه کسانی چند ده میلیون اعتبار ارزی گرفت است  و چقدر خوردند و بردند سرگرم است در حالیکه از سوی دیگر هزاران برابر این خورده بُرده های ارزی اخیر، غارت شده و میشود که به چشم نمی نمی آید چون در عرصه اقتصاد روز، از طرف تورم خزنده انجام میشود.

کاریکاتور های تورم عکس های خنده دار گرانی و فشار اقتصادی بر مردم

نوعی دزدی وجود دارد که به آنها کشوزنی میگویند. روش کار در این نوع دزدی چنین است که یک نفر وانمود می کند که قصد خرید دارد و شروع به چانه زنی می کند و مغازه داره را سرگرم می کند هنگامی که مغازه دار صندوقش را باز میکند تا پول مشتری اول را دریافت کند، نفر بعدی از ره می رسد  یک کالای سبک را که چندان قیمتی هم ندارد و دم دست است برمیدارد و فرار میکند. مشتری یا دزد اول با تظاهر به اینکه این اوست که کِش رفتن دزد را دیده با لحنی دست پاچه کننده مغازه دار را متوجه آن دزد کرده و با فریادمی گوید: بگیرش! در رفت! و مغازه دار را چنان دچار استرس و هیجان می کند که مغازه دار فرصت پیدا نمی کند تا فکر کند که آن کالا را که آن دزد برداشته و فرار کرده ارزش زیاد ندارد تا او مغازه اش را برای آن  ترک کند و بدنبال آن دزد تیز پای بدود لذا شروع به تعقیب او میکند.

اما وقتی برمیگردد از مشتری اول خبری نیست و دخل او هم خالی شده است.

قبل از انقلاب بانک های مملکت با هم رقابت می کردند تا به مردم وام و اعتبار بدهند. و در وام و اعتبارگیری نفع یا بقول امروز رانت خاصی نبود که مردم وسوسه شوند تا وام بگیرند. در آن دوران،حتی نرخ نزول پول از نزولخوران از نرخ بانکهای اسلامی امروزمان هم کمتر بود و به راحتی پول نزول میدادند چون تمام اقتدار دستگاه دادگستری و اجرایی مملکت در پشت سر اعتبارِ چک و سفته و برات بود. بنابراین برای یک آدم معمولی با اقتصاد معمولی قرض کردن از بانکها و در بدترین حالت از نزول خواران مسئله ای نبود.

پس از انقلاب، وام و اعتبار بانکی، در اقتصاد تورمی و دلار صعودی پسا انقلاب، به بزرگترین منشاء ثروت و سرمایه خواری در مملکت تبدیل شد. کافی بود و هست تا شخصی با زد و بند، یک وام بانکی بگیرد و آنرا تبدیل به کالا از هر نوع کند تا بدون کمترین زحمتی بعداً آن کالا را به نرخ چند برابر بفروشد، تا سودهای کلان ببرد. سودی که منشاء آن نه ارزش آفرینی تولیدی و خدماتی بلکه سود ناشی از رانت و تورم است.

چنین فعالیت سفته بازانه ایی، در خرید مؤسسات صنعتی با اعتبار بانکی، برج سازی و مستقلات و تجارت خارجی، امتیازات معدنی با قیمت ثابت و فروش مواد به قیمت روز، پیش خرید خودرو در مقیاس زیاد وغیره خود را نشان میدهد.

اگر کسی میتوانست ده سال پیش با وام بانکی یک زمین، یا خانه بخرد، امروزه شاید با کمتر از یک چهارم قیمت روز آن میتوانست بدهی اش را بپردازد و چندین بار بیش از آنچه هم که بهره داده است سود ببرد.

به این دلیل بود که استقراض از بانکها برای مردم عادی غیر ممکن شد چون رانت کلان برای استقراض بانکی وجود دارد. مردم دیگر نه قرض کنندگان از بانکها بلکه عمدتاً و فقط وام دهنده به بانکها شدند، بدون اینکه بدانند در اغلب موارد بیش از آنچه بهره میگیرند در اثر تورم از دست میدهند.

کار به اینجا ختم نشد! بسیاری از همین کلان وام گیران بانکی حتی از پرداخت اصل وامها هم در این اقتصاد زد و بندی خودداری کردند که عنوان معوقات بانکی بخود گرفت. تا ده سال پیش با نرخ دلاری ۱۰۰۰ تومان، میزان این معوقات بانکی ۸۰ میلیارد دلار بود. یعنی معادل دو سال درآمد نفتی امروز کشور. اگر این معوقات را امروز بخواهیم با همان دلار ۱۰۰۰ تومانِ زمان دریافت وامها رقم بزنیم مسلماً از ۲۰۰ـ ۳۰۰ میلیارد دلار کمتر نخواهد شد وامهایی که کمترین شانسی برای وصول آنها وجود ندارد و باید این مطالبات لاوصول را به حساب زیان بانک منظور کنند اما همچنان جزو مطالبات بانک نشان می دهند تا ورشکستگی موسسات مالی و بسیاری از بانکها را لاپوشانی کنند.

این روزها بسیاری از مردم سرشان به رصد کردن لیست اینکه چه کسانی چند ده میلیون اعتبار ارزی گرفت است و چقدر خوردند و بردند سرگرم است در حالیکه از سوی دیگر هزاران برابر این خورده بُرده های ارزی اخیر، غارت شده و میشود که به چشم نمی نمی آید چون در عرصه اقتصاد روز، از طرف تورم خزنده انجام میشود.

اَبرچپاولگران ارزی و مالی و فعالین عرصه اقتصاد سیاه که رانت بری های ارزی اخیر، نوک قله قابل رویت کوه یخ آن چپاول ارزی است، فقط طی ۳ ماه قیمت سرمایه های کالایی و مستقلاتی خود را دو یا سه برابر کرده اند. و همزمان با  تازاندن تورم و راندن دلار به مرز بالای ۸۰۰۰ تومان، به همان نسبت، بدهی های بانکی میلیارد در میلیاردی و دیگر تعهدات ثابت ریالی خویش را به دلیل تورم اخیر عملاً به نصف کاهش داده اند بدون اینکه دیناری از آن بدهی پرداخته باشند

این کلان رانت بران تنها با یغما بردن دلار ارزان سود نبرده اند آنها دهها و شاید صدها برابر آن از گران تر شدن دارئی خود سود برده اند.

حبیب تبریزیان

cimorghiran@gmail.com

هدف ما اطلاع رسانی است. ما را در کانال تلگرامی (سیمرغ ایران)دنبال کنید و بما بپیوندید تا پیامهایمان به بیش‌ترین

مخاطبین ممکن برسد تک آوا ها هرچه هم خروشنده باشند در فضا محو میشوند ولی فریاد های جمعی تداوم می یابند.

CimorghIran@

تحریم نفتی ایران، استثناء ندارد

Share Button

 

دومین بسته تحریمی آبان‌ماه وارد اجرا می‌شود و بخش نفت را هدف قرار خواهد داد

وزارت خارجه آمریکا از اجرایی شدن اولین بسته تحریمی علیه ایران در چهارم آگوست (۱۳ مرداد ماه) آینده خبر داد.

آفتاب‌‌نیوز :

برایان هوک، مشاور سیاستگذاری وزارت خارجه آمریکا می‌گوید در آستانه وضع تحریم‌های آمریکا علیه ایران تاکنون ۵۰ کشور از قصد خود برای کاهش فعالیت‌ها در ایران خبر داده‌اند.
به گزارش الجزیره، مقام وزارت خارجه آمریکا همچنین مدعی شد که هدف از فشارهای این کشور بر ایران، تغییر نظام نیست، بلکه هدف تغییر رفتار ایران است.
وی اعلام کرد که اولین بسته تحریمی علیه ایران چهارم آگوست (۱۳ مرداد ماه) آینده وارد فاز اجرا می‌شود.
بر اساس اعلام مقام وزارت خارجه آمریکا، همچنین دومین بسته تحریمی نیز نوامبر آینده (آبان ماه) وارد اجرا می‌شود و بخش نفت را هدف قرار خواهد داد.
برایان هوک همچنین اعلام کرد که طی روزهای آتی به کشورهای حاشیه خلیج فارس سفر خواهد کرد.
این مقام آمریکایی افزود که دولت کشورش تلاش می‌کند بیشترین تعداد از کشورها هرچه زودتر واردات نفت خود از ایران را به صفر برسانند. وی تاکید کرد که ظرفیت بازار جهانی نفت می‌تواند کاهش شدید صادرات نفت ایران را جبران کند.
مشاور امور سیاستگذاری وزارت خارجه آمریکا افزود که واشنگتن قصد ندارد برای تحریم‌های نفتی علیه تهران استثناء قائل شود.
وی همچنین گفت هدف واشنگتن از تحریم‌ها، رساندن درآمدهای حاصل از صادرات نفت ایران به صفر است.‎
با خروج آمریکا از توافق هسته‌‌ای با ایران، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در صدد است تا صادرات نفت ایران را متوقف کرده و از شرکایش خواسته است تا واردات نفت از ایران را متوقف کنند.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، وی همچنین روز گذشته اعلام کرد که از ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی خواسته است تا میزان تولید نفت خود را بالا ببرد.
………………………………………………………………………………..
کامنت من:
رهبر، شیخ حسن روحانی را بعنوان سفیر حسن نیت، برای نرمش قهرمانانه به سویس و اطریش اعزام کرده است تا پیام کوتاه آمدن رژیم در برابر تهدیدات آمریکا را به اروپا برساند. از سوی دیگر جواد ظریف هم بعنوان سفیر صلح با  مشابه همان پیام، منتها برای شاهزاده محمد ابن سلمان به عمان اعرام داشته است تا پیام آمادگی رژیم را برای نرمش قهرمانه به پادشاهی سعودی و رهبران امارات متحده عربی برساند. ولی بنظر من، هم شیخ حسن روحانی و هم جواد ظریف وزیر خارجه او دست خالی از مأموریتشان با خواهند گشت.

الغَریقُ یُتَشَبِثُ بِکُلِ حشیش

Share Button

علیرضا محجوب از مهره های اطلاعات سپاه، دبیر خانه کارگر که پیش از انقلاب کارگری عادی بوده است، بدون کمترین پیشینه مبارزه سیاسی قبل از انقلاب، از جمله فرصت طلبانی بود که سوار بر مرکب دین، از همه موانع سیاسی گذشت و به دبیری خانه کارگر رسید. او در آن ِسمَت طی ۴۰ سال جزسرگرم کردن و مطیع سازی کارگران برنامه دیگری نداشته است. علیرضا محجوب به یُمنِ هفت رنگی خود ،توانست دوره های متمادی نماینده مجلس بشود و هم اکنون هم نماینده مجلس است. او طی این قریب ۴۰سال در مقام دبیر خانه کارگر، و صاحب امتیاز سایت خبری ایلنا ،کارگزار اطلاعات سپاه و دیگر دستگاههای اطلاعی بوده است.


ضرب المثل عامیانه ایست که اکثر مردم آنرا میدانند. منظوراینست که یک غریق درمانده، به هر خس و خاشاکی بعنوان یک قایق نجات مینگرد. و این سرنوشت رژیم است و مدیران جنگ روانی آن که در حد اکابرهم از این فن بهره نبرده اند، وقتی وارد میدان میشوند فقط ناتوانی خود را نمایش میدهند.
مدتیست تصمیم دارم یادداشتی راجع به مفهوم دیس اینفرماسیون بعنوان شکلی از جنگ اطلاعاتی و روانی بنویسم که متاسفانه تا کنون فرصت آنرا نیافته ام.
موضوعی که سبب نگارش این یادداشت گردید، موضوعی است که دقیقاً در حوزه جنگ روانی و اطلاعاتی قرار میگیرد.
در یک ماهه اخیر حداقل ۳ گزارش، و خبر در شبکه های اجتماعی انتشار یافت که هر سه مصداق دیس اینفرماسیون بودند. یکی از آنها نامه اردشیر زاهدی در نیویورک تایمز بود، دیگری خبر “دست اولی!” دایر بر اینکه بخشی از حاکمیت (بخوان روحانی)، جزیره قشم یا کیش را به انگلیس واگذار کرده است و قرار است انگلیس ناوگان خود را در آنجا مستقر کند. گزارش سوم راجع به سوریه ایی شدن اوضاع ایران و آغاز آن از درگیری مسلحانه خرمشهر است. به این سه مورد در آینده مفصل خواهم پرداخت.
و اما مورد چهارم که موضوع این یادداشت است. ولی در ابتدا مختصری راجع به مفهوم «دیس اینفرماسیون».
جنگ اطلاعاتی و روانی عمدتاً دو شکل دارد یا اطلاعاتی است یا گمراهسازی اطلاعاتی و مانورهای گمراه کننده. در مورد اول: ۱ـ هدف شناختن دشمن یا رقیب است و تشخیص نقاط آسیب پذیرش برای کوبیدن آن با حداکثر تأثیر و حداقل هزینه، در صورت درگیری. ۲ ـ شناختن حریف برای آمادگی و مقابله با آن است و بنا براین شناخت امکاناتش
و اما گمراه سازی اطلاعاتی یا «دیس اینفرماسیون»، معطوف به اینست که دشمن یا رقیب به ارزیابی اشتباه بیفتد. ارزیابی نادرستی که او را به همان سمتی هدایت میکند که ما میخواهیم. او را به آن نتیجه ایی برساند که ما میخواهیم، او را بدانجا و آن میدانی بکشاند که ما برای رویارویی با آن کاملاً مهیا هستیم. تزریق اطلاعات غلط حریف را از راه منحرف و به سوی چاهی که بر سر راه او کنده شده میراند. «دیس اینفرماسیون» در عرصه عملی اشکال مختلف دارد که در اینجا از آن میگذرم.
علیرضا محجوب از مهره های اطلاعات سپاه، دبیر خانه کارگر که پیش از انقلاب کارگری عادی بوده است، بدون کمترین پیشینه مبارزه سیاسی قبل از انقلاب، از جمله فرصت طلبانی بود که سوار بر مرکب دین، از همه موانع سیاسی گذشت و به دبیری خانه کارگر رسید. او در آن سِمَت طی ۴۰ سال جزسرگرم کردن و مطیع سازی کارگران برنامه دیگری نداشته است. علیرضا محجوب به یُمنِ هفت رنگی خود ،توانست دوره های متمادی نماینده مجلس بشود و هم اکنون هم نماینده مجلس است. او طی این قریب ۴۰سال در مقام دبیر خانه کارگر، و صاحب امتیاز سایت خبری ایلنا ،کارگزار اطلاعات سپاه و دیگر دستگاههای اطلاعی بوده است.

حالا این فرد خائن به طبقه کارگر، به فرمان اربابان پادگانی و امنیتی خود مأموریت یافته است تا یک آکسیون دیس اینفرماتیو را به صحنه بیاورد. طبق این سناریو، او خواب نما شده که وزیر خزانه داری آمریکا دستور داده است تا ۲۲ میلیارد دلار، ارزهای دلاری موجود در خانه های مردم باطل شود.
هم خنده دار است و هم گریه آور. خنده دار از اینکه، این امر مانند این است که بانک مرکزی مملکت ما تصمیم بگیرد همه پولهای مردم بروجرد یا کرمان را باطل کند!
جل الخالق! وقتی یک سردار سپاه کشف میکند که اسرائیل و آمریکا جلوی ابرهای بارانی را گرفتند تا در مملکت خشکسالی شود، یک چنین دیس اینفرماتورعقب مانده ایی هم باید مأموریت یابد تا به مردم بگوید: «دلارهای آنها توسط خزانه داری آمریکا باطل خواهد شد!» این ابله حداقل باید میدانست که یکی از علل همین موجودی دلاری مردم، سیاست هدفمندانه خزانه داری آمریکا بوده است تا مردم ریال های بی ارزش خود را، بسته بسته تحویل بانک مرکزی بدهند که آنها را بی پشتوانه چاپ و انتشار داده است و بجای آنها ارزی بگیرند که قوی است و ارزش اندوخته های آنان را حفظ میکند.
نکته پایانی اینکه، سناریو نویسان این دیس اینفرماسیون حتی حساب نکرده اند که اگر این خبر صحیح گرفته شود اول از همه بانک مرکزی که بیشترین دلار را دارد ورشکست میشود، مگر اینکه حرف دولت که میگوید ارز کافی داریم یک بلوف باشد و خزانه خالی از دلار باشد!
بیش از این نمی نویسم. در زیر متن اطلاعات فوق سری رسیده به علیرضا محجوب را که در شبکه سایت های امنیتی و پادگانی انتشار یافته است را درج میکنم قضاوت بیشتر را به خواننده وامیگذارم!
تابناک
[علیرضا محجوب گفت: وزارت خزانه داری امریکا با اعلام اینکه ۲۲ میلیارد دلار ارز کشور در دست مردم است، به دنبال باطل کردن این اسکناسهاست. این موضوع در صدر تصمیمات وزارت خزانه داری امریکاست. شخص رئیس جمهور امریکا به جد آن را دنبال می‌کند که اگر به اطلاعات بنیادی برسد ابتدا این اسکناس‌ها را مشکوک و بعد باطل اعلام کند. هدف امریکا از این اقدام حادثه سازی است تا باعث ایجاد تجمع برای فروش دلار و پس دادن این پول‌ها بشود. دولت و دولتی‌ها باید رفتارهای خود را اصلاح کنند و بعد مردم را دعوت به کاری کنند. نوبخت و دیگر مسئولان به جای اینکه از مردم بخواهند کاری کنند از خودشان و خانواده‌شان و از هیئت دولت بخواهند پیشقدم این اقدامات شوند./تسنیم]
حبیب تبریزیان
@CimorghIran

………………………………………………………………

توجه و توصیه:

یک روز پس از نگارش وق

در انتظار لیست تکمیلی

Share Button

اما با انتشار این لیست، سوالاتی مطرح است که پاسخ به آنها می‌تواند راه مناسب برای اصلاح اقتصاد ایران را بازگشایی کند. اینکه در شرایطی که شخص رییس‌جمهور روی انتشار لیست کامل تاکید کرده، واقعا چرا لیست آنقدر ناقص و فیلتر شده منتشر شده است؟ چه گروه‌هایی و با چه هدفی پشت این قضیه قرار دارند که لیست به دقت و با جزییات منتشر نشود؟ واقعا انتشار لیست ارزبگیران به ضرر چه کسانی است؟ آیا اقتصاد ایران از شفافیت هراس دارد؟

نشریه جهان صنعت

 دوشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۷

Monday 2 July 2018

صفحه نگاه نخست: علیرضا مناقبی*- از نخستین روزهایی که بخشنامه ارز ۴۲۰۰ تومانی ابلاغ شد، فعالان اقتصادی‌ بارها و بارها هشدار دادند که این ابلاغیه‌ به روشنی زمینه‌ساز بروز رانت و فساد خواهد شد ولی متاسفانه گوش شنوایی در این خصوص در دولت و حتی مجلس وجود نداشت و مسیر ارز راه خود را همان‌طور که برنامه‌ریزی شده بود، پیش رفت. همچنین دولت تاکید کرد که هیچ نرخی جز دلار ۴۲۰۰ تومانی برای واردات و ۳۸۰۰ تومانی برای واردات کالاهای اساسی رسمیت ندارد. به دنبال آن، کالاها دسته‌بندی، گروه‌بندی و اولویت‌بندی شدند و لیست کالاهای ممنوعه اعلام شد و کنش و واکنش‌ها برای انتقال کالاها از یک لیست به لیست دیگر شروع شد.باز هم با وجود اینکه به تجربه‌های قبلی و به ویژه دوره پیش از برجام استناد کردیم و از احتمال ظهور بابک زنجانی‌های جدید سخن‌ها گفتیم و تاکید کردیم که با ایجاد محدودیت و ممنوعیت، فقط واردکنندگان رسمی را از کار بیکار می‌کنید و درها را به روی کالاهای قاچاق باز می‌کنید، باز هم هیچ مرجعی در بدنه دولت‌ موضوع را جدی نگرفت. از این رو همه با فراغ خاطر، به ساز‌و‌کارهای نظارتی و بازرسی و سازماندهی‌های پیش‌بینی شده تکیه کردند و گفتند نگران نباشید ارز به میزان کافی داریم.با گذشت زمان‌ به موازات آنکه دولت از ثبت سفارش‌های متوالی و بانک مرکزی از تخصیص ارز و پرداخت آن به واردکنندگان آمارهای سنگین ارائه می‌دادند، زمزمه‌های واردکنندگان در بخش خصوصی از گوشه و کنار مبنی بر عدم دریافت ارز بلند شد.واردکنندگان بخش خصوصی با عدم پوشش مناسب سامانه نیما مواجه بودند و در عین حال‌ متولیان امر بر دسترسی واردکنندگان به ارز تاکید می‌کردند‌ تا اینکه فعالان اقتصادی بخش خصوصی با ادبیات مختلف و از تریبون‌های متفاوت، خواستار آن شدند که لیست شرکت‌هایی که ارز ۴۲۰۰ تومانی دریافت کرده‌اند، اعلام شود تا معلوم شود آن کسانی که ارز دریافت کرده‌اند، کیستند؟ از کجا آمده‌اند؟ به کجا وابسته‌اند‌ و چه کالایی وارد کشور کرده‌اند؟ به دنبال ابتکار عمل وزیر ارتباطات و انتشار لیست شرکت‌های واردکننده گوشی تلفن همراه، شاهد آن هستیم که سرانجام بانک مرکزی در راستای تاکید رییس‌جمهور‌ مبنی بر لزوم شفاف‌سازی اختصاص ارز فهرست کالاهای دریافت‌کننده ارز رسمی به تفکیک افراد و شرکت‌ها را منتشر کرد.اما با انتشار این لیست، سوالاتی مطرح است که پاسخ به آنها می‌تواند راه مناسب برای اصلاح اقتصاد ایران را بازگشایی کند. اینکه در شرایطی که شخص رییس‌جمهور روی انتشار لیست کامل تاکید کرده، واقعا چرا لیست آنقدر ناقص و فیلتر شده منتشر شده است؟ چه گروه‌هایی و با چه هدفی پشت این قضیه قرار دارند که لیست به دقت و با جزییات منتشر نشود؟ واقعا انتشار لیست ارزبگیران به ضرر چه کسانی است؟ آیا اقتصاد ایران از شفافیت هراس دارد؟ در این میان آنچه ضرورت دارد آن است که این مسیر باید تا پایان راه، یعنی انتشار لیست کامل دریافت‌کنندگان ارز و تعیین سهم بخش خصوصی، بخش دولتی و از همه مهم‌تر بخش خصولتی ادامه پیدا کند و هیچ‌کس جز ارز‌خواران نباید از شفاف‌سازی و گردش آزاد اطلاعات ترس به خود راه دهند.
*رییس مجمع واردات

امواج فسادند که حکومت را مدیریت میکنند!

Share Button

پیش کامنت من: یک قایقران حرفه ایی وقتی در تندآب یک رودخانه خروشان قرار میگیرد، نه تنها دست پاچه نمیشود، بلکه از بازی با امواج تند لذت هم میبرد. ولی یک قایقران آماتور و ناوارد با اولین موجها و ریزگاههای تند شیبب دار رود،دست پاچه میشود و بجای هدایت قایق، با حرکاتی واکنشی، عملاً تسلیم قایقی میشود که مطیع امواجی شده است آنرا به گردابها تندتر  و هلاکت بار میکشاند تا بالاخره سرنگون شود.

مسئله مدیریت اقتصادی مملکت اینست: آیا این دولت است کشتی اقتصاد را میراند؟ یا، این امواج خروشان هستند که دولت رابا خود میبرند و قایق و قایقران را مدیریت میکنند؟

بنظر من دیگر این بحران اقتصادی که از عرصه  اقتصادی به عرصه سیاسی و اجتماعی هم کشیده شده است میباشد که کل دولت و رژیم را با خود میبرد و آنهارا مدیریت میکند.

در این تندآب مهیب هلاکت بار، امواج فساد کُل کشتی حکومت را مدیریت میکنند. حکومت قادر به بیرون رفتن از این گرداب نیست. و یادداشت زیر در نشریه جهان صنعت نمونه ایی از صدها نمونه ایست که بر صحت پیش کامنت من دلالت میکند.

حبیب تبریزیان

Bildresultat för storm in sea and boat

جهان صنعت

سه شنبه, ۰۵ تیر ۱۳۹

صفحه نگاه نخست: ابراهیم جمیلی* – اقتصاد کشور دچار بحران شده است و این حقیقت را نباید کتمان کرد. باید پذیرفت جامعه و اقشار مختلف آن دچار التهاب شده‌اند. این بحران نه‌تنها قابل چشم‌پوشی نیست بلکه در صورت ادامه سیل عظیمی خواهد آمد که ریشه‌های اقتصاد کشور را بیشتر از گذشته تضعیف می‌کند. دولت به شکلی مکرر تصمیمات اقتصادی خود را تغییر می‌دهد و این تغییرات نه‌تنها در یک راستا نیست بلکه گاهی در تضاد با تصمیمات قبلی آسیب‌ها را تشدید کرده و مشکلات اقتصادی جامعه را افزایش می‌دهد‌. این سوال به شکلی مکرر وجود دارد که چرا دولت خود تصمیمات خود را نقض می‌کند و بعد از گذشت زمانی کوتاه تصمیم تازه‌ای می‌گیرد.
این آشفتگی‌ها خود بیانگر آن است که برنامه‌ریزی‌های تیم اقتصادی دولت مثبت و در راستای اهدافی روشن نبوده و از همین رو دولت باید به سرعت تیم اقتصادی خود را تغییر دهد و در مسیری روشن قدم بردارد. همزمان با آغاز بحران اقتصادی کارشناسان و فعالان حوزه تجارت و بازرگانی پیشنهاد شفاف‌سازی شرایط برای مردم را به دولت ارائه دادند اما این موضوع مورد توجه قرار نگرفت و متاسفانه تا به امروز شاهد افزایش آسیب‌ها هستیم. به طور قطع یکی از راهکارهایی که بخش اعظم مشکلات را بهبود خواهد بخشید گفت‌و‌‌گو با مردم و توضیح درباره شرایط فعلی است. این راهکار اما به طور کامل به فراموشی سپرده شده.
شرایط فعلی نه‌تنها برای تولید‌کننده بلکه برای مصرف‌کننده، تاجر و بازرگان نیز خطرناک است. تعادل و نظم بازار در شرایط فعلی دچار از‌هم‌گسیختگی شده و باید بازار را از التهاب نجات داد. خروج بازار از این التهاب شاید یک ماه گذشته ساده‌تر از امروز پیش می‌رفت اما از آنجا‌ که تیم اقتصادی دولت توجهی به هیچ یک از راهکارهای ارائه شده نداشت بحران تا جایی پیشروی کرد که بازار به طور فیزیکی وارد عرصه شد و نارضایتی خود را بیان کرد. این موضوع بیانگر آن است که این بحران بسیار جدی است و نمی‌توان مانند ادوار گذشته به سادگی از آن گذر کرد.
چنین بحران‌هایی مختص به ایران نیست و کشورهایی مانند کره جنوبی و مالزی نیز با آن مواجه شده‌اند اما راهکارهای عمل‌گرایانه را مورد توجه قرار دادند و این امکان فراهم شد که از بحران عبور کنند. در شرایط فعلی نیز دولت باید با بازار به گفت‌و‌گو بنشیند و راهکارهای اجرایی را مورد بررسی قرار دهد. بدیهی است بازار نیز هیچ تمایلی به آشفته‌تر شدن شرایط اقتصادی ندارد و از این موضوع منتفع نخواهد شد. از همین رو اگر حتی دولت تصور می‌کند دست‌هایی از پشت پرده اقدام به ایجاد تشنج کرده است، شفاف‌سازی کند و در مسیر حفظ امنیت عمومی اقتصاد کشور گام بردارد.
* رییس خانه اقتصاد ایران

………………………………………………………….

Bildresultat för storm in sea and boat

نه! ملت ایران با رژیم در یک کشتی ننشسته است

Share Button

جناب ظریف! این مخالفین همسفر جهنم قعر دریا با شما: سرنشین این کشتی بوده و هستند، یا اسرائی بوده و میباشند که: دسته دسته از آنان براحتی اعدام میشوند، به شکنجه گاهها  فرستاده  میشوند، سربه نیست میشوند، ترور میشوند، مورد تجاوز جنسی و جسمی قرار میگیرند، از مملکت تارانده میشوند، صدایشان خفه میشود، زنان و دخترانشان در خیابانها از سوی گزمه های شما مورد آزار و اذیت و تهدید قرار میگیرند؟

جواد ظریف اظهاراتی در مورد قرار داشتن موافقین و مخالفین جمهوری اسلامی در یک کشتی دارد که کانال توانا آنرا درج کرده است.
ظریف: «موافق جمهوری اسلامی با مخالف جمهوری اسلامی در یک کشتی نشسته‌اند»
محمد جواد ظریف هدف «دشمنان» ایران را نه نظام جمهوری اسلامی که خود ایران دانست و گفت: «اکنون هدف دشمنان نه نظام ایران، نه دولت ایران، بلکه هدف ایران است. این ایران است که اکنون برای تحقق برخی از اهداف و تمایلات مانع است، می‌خواهند ایران را نابود کنند».
ظریف در اجلاس ماهیانه اتاق بازرگانی به شدت از «ناموفق بودن برجام» ابراز نگرانی کرد و گفت خروج از برجام «انتخاب نظام نیست».
او همچنین در بخش های دیگری از سخنان خود گفت: «خیال نکنید اگر روحانی رفت، اصولگرا موفق می‌شود. ما در ایران از اصولگرا، اصلاح‌طلب، بی‌خط، مخالف جمهوری اسلامی، و یا مخالف دولت همه در یک کشتی نشسته‌ایم».
سئوال توانا:
شما چه فکر می‌کنید؟ شما فکر می‌کنید مخالفان جمهوری اسلامی با موافقان جمهوری اسلامی در یک کشتی نشسته‌اند؟
و اینهم پاسخ من بدان:
شباهت آخوندهای مکلا و معمم با هم در این نظام لومپنکراتیک و شیادسالار، حیرت آور است و فرقی نمیکند این مکلاها دکتر باشند، استاد دانشگاه باشند، فرنگ درس خوانده یا در داخل درس خوانده باشند. اینان در هر حال رکود دار وقاحتنند!
جناب ظریف! شما میگوئید که هم مخالفین و هم مخالفین نظام در یک کشتی نشسته اند و سرنوشت مشترکی دارند، و به زعم شما، اگر غرق شوند با هم غرق میشوند.
جناب شیخ جواد چند سئوال ساده از شما!
۱ – شما در این اظهارات نگفتید که سکاندار این کشتی که بوده است و کیست؟ شما یا مخالفاتان؟
۲- حکومت شما طی این ۴۰ سال فرمانروای خود، چقدر به این مخالفین هم سرنوشت با خود، در این کشتی فرصت داده تا با کمک به هدایت آن مانع  غرق شدن آن شوند؟
۳- این مخالفین همسفر جهنم قعر دریا با شما: سرنشین این کشتی بوده و هستند، یا اسرائی میباشند که : دسته دسته از آنان براحتی اعدام میشوند، به شکنجه گاهها فرستاده میشوند، سربه نیست میشوند، ترور میشوند، مورد تجاوز جنسی و جسمی قرار میگیرند، از مملکت تارانده میشوند، صدایشان خفه میشود، زنان و دخترانشان در خیابانها از سوی گزمه های شما مورد آزار و اذیت و تهدید قرار میگیرند؟
۴- جناب آشیخ ظریف! دشمنان ایران چه ممالکی هستند؟ روسیه، چین، که شما مملکت ما را؛ هم به مستعمره سیاسی و هم مستعمره اقتصادی آنها تبدیل کرده ائید، یا اسرائیلی که بخش بزرگی از شهروندان آن ایرانیانی هستند که به میهن ما همچنان بعنوان وطن خودشان مینگرند؟ نوروز ما را جشن میگیرند و به کورش کبیرمان بعنوان پیغمبر مینگرند؟
۵- آیا اسرائیل نسبت به ما دعاوی ارضی دارد؟ نسبت به سرزمین ما، خلیج فارس یا بحر خزرمان ادعاهای  آبی دارد؟
۴ ـ ممکنست بگوئید از منظر منافع ملی ما، یعنی منافع ایران امان، و نه از منظر منافع فرقه خودتان و متحدینِ جهاد اسلامی، حماس و حزب الله لبنان، و سوری شما، ما چه دشمنی باید با اسرائیل داشته باشیم که فرقه حکومتگر شما دائم آن مملکت را تهدید به نابودی میکند؟ با تجهیز موشکی حماس، حزب الله و جهاد اسلامی علیه آن ضشهروندان و مردم عادیش را در معرض تهدید دائمی قرار میدهد؟
۵ – پرچم واقعی ملی ما که هیچ، آیا حتی برای یکبار هم شده است که اسرائیل پرچم فرقه ایی، الله نشان، شما را بسوزاند یا زیر پا برای لگد کردن قرار دهد؟ آیا شده است که حتی یک بار یک اسرائیلی برای ما، برای ایران ما و حتی برای شما ایران ستیزان به قدرت رسیده در این سرزمین، مرگخواهی کرده و «مرگ بر» ایران بگوبد؟
این سئولات را میتوان باز هم ادامه داد.
جناب آشیخ جواد! همه آنچه در فوق گفته شد، در مورد آمریکا و عربستان هم صادق است. فقط باید اضافه شود که: – آیا هرگز ظرف این ۴۰ سال حکومت شما اتفاق افتاد که به سفارت شما در آمریکا یا عربستان حمله شود، به دیپلماتهای شما توهین شود یا آنها به گروگان گرفته شوند؟
چناب آشیخ جواد! مردم ایران نه تنها با شما در یک کشتی ننشسته است و هم سرنوشت نیستند بلکه کشتی استبداد شما را؛ چه خود را اعتدالگرا بنامید چه اصولگرا به قعر آبهای لاجوردین خلیج فارسمان خواهد فرستاد و در این تلاش ممکن است هزینه بدهد، ولی هرگز با شما نه تنها غرق نخواهد شد بلکه روز غرق شدن شما را روز رستگاری و رهائی خود میداند که پس از شما، هر سال یادمان آنرا جشن خواهد گرفت.
جناب آشیخ حسن! ملت ایران دشمنی از شما و متحدین روسی، سوری، جزب اللهی و حماسی و حوثی شما بدتر ندارد.
جبهه نبرد مردم ایران علیه رژیم شما، آن خط مقدم پیکاریست که در برابر مردم ایران قرار دارد! و در این پیکار علیه شما با همان اسرائیل، آمریکا و عربستان همپوشی راهبُردی و استراتژیک دارد.
صدها سال ملت ایران در کنار همسایگان غربی ساحلی خلیج فارسمان؛ عربستان، امارات متحده عربی و بحرین در صلح و صفا زیسته است، اگر این ممالک، آمریکا و اسرائیل دشمن ایران بودند چرا قبل از روی کار آمدن شما اقدامی علیه میهن ما نکردند و نمیکردند؟
جناب آشیخ جواد! بس کن وقاحت را! ملت ایران بیدار شده است!
حبیب تبریزیان
ما را در کانال تگرامی
CimorghIran@
دنبال کنید و در آن عضو شوید!