Category: اخبار

نگاهی به روابط ایران و عراق

Share Button

نتیجه گیری: پیوند های ایدئولوژیک مانند دوستی های دوران کودکی و جوانی هستند که با بزرگ شدن و عقل رس شدن آدمها، جای گیر شدن افراد در یک کاته گوری و گروه خاص شغلی و اجتماعی، روابط  (جان جانی)گذشته اشان غالباً گسیخته می شود تا روابطی جدید مبتنی بر واقعیات جدید با آدمهای جدید به جای آنها برقرار گردد زیرا دیگر زمینه ها و پیش شرط ها تغییر کرده اند و کمکی به تداوم روابط گذشته نمی کنند.

رسانه های منطقه، از عرب نیوز تا العربیه و الاهرام سفر نخست وزیر عراق، عادل عبدالمهدی به عربستان و پذیرایی گرم ملک سلمان و  محمد ابن سلمان از وی را وسیعاً منعکس کرده اند. نخست وزیر عراق در این سفر، عزم کشور خود، برای  توسعه روابط نزدیک با عربستان را مورد تاکید قرار داد.

عبدالمهدی در این سفر چندین قرارداد با عربستان امضاء کرد که در میان آنها همکاری های امنیتی و اطلاعاتی شایان توجه می باشد. توافقنامه های همکاری های صنعتی، نفتی و در حوزه انرژی بین عراق و سعودی امضاء شد نیز با توجه به اینکه  ایران رقیب اصلی سعودی در منطقه می باشد که برق و گاز به عراق صادر میکند، حائز اهمیت ویژه می باشد.

وابستگی عراق به تحویل گاز و برق از سوی ایران، یک ابزار فشار استراتژیک در اختیار ایران قرار داده بود که حالا با اجرای این توافقنامه ها، از طرف سعودی برطرف خواهند گردید.

 بنا به گزارش آسوشیتد پرس ۴ آوریل، در یک بازدید دو روزه  یک هیئت بزرگ سعودی به رهبری وزیر خارجه سعودی به عراق، دولت سعودی یک کمک نقدی یک میلیارد دلاری به عراق اعطاء کرد و طی این بازدید یک کنسولگری عربستان در منطقه سبز بغداد افتتاح گردید. قرار است  سه کنسولگری دیگر نیز در آینده نزدیک در عراق تاسیس گردد. وزیر سرمایه سرمایه گذاری سعودی در این مراسم گفت که فصل جدیدی در روابط عراق و سعودی آغاز شده است .

خلاصه اینکه همه شواهد حاکی از نزدیکی شتابناک عراق به عربستان می باشد.

رژیم آخوندی و سران سپاه، در تبلیغات خود همواره روی نفوذ سیاسی، نظامی و مذهبی رژیم ایران بر عراق تاکید و به آن مباهات کرده اند و بین مردم چنان وانموده اند که عراق به راستی یکی از استانهای ایران است.

برای روشن شدن عیار پیوند عراق با رژیم در ایران، به سطح روابط  که بسیار متغیر است ابداً نمی توان بسنده کرد بلکه باید به عمق و ماهیت روابط و میل ترکیبی طرفین در یک دوره تاریخی رفت تا پایداری و ماندگاری روابط آنها را ارزیابی کرد.

پس از انقلاب؛ رژیم آخوندی سعی کرد تا از اشتراکات مذهبی (شیعی) با اقلیتها یا اکثریت های شیعی در تمام ممالک منطقه و حتی دنیا برای خود سرمایه سیاسی و پایگاه نفوذ بسازد. و تا هنگامی که شور و حرارتی در انقلاب اسلامی بود، و پیامهای آن نوید بخش یک زندگی بهتر بودند و هنوز فساد، ناکارآمدی، انحصار طلبی و استبداد فردی و فرقه ای همزاد این انقلاب و متولی گری آن خود را نشان نداده بود، در گوشه و کنار دنیا و منطقه جماعت هایی بودند که شیفته و شیدای انقلاب اسلامی نوظهور در ایران شده بودند و به چشم مدینه فاضله اسلامی موعود بدان می نگریستند، همان نگاه شیفته واری که بسیاری از جوانان نسبت به داعش در بدو اظهار وجودش نشان دادند و بدان پیوستند.

این تاثیرگذاری افسون آمیز انقلاب اسلامی، زمانی به اوج خود رسید که رژیم با استفاده از منابع سرشار ارزی مملکت و ذخیره های باقی مانده از رژیم شاه، حراج و غارتِ انباشته های ملی و منابع طبیعی، آن را با دوپینگ دلار و درهم بخشی تقویت کرد.

۷۰ سال قبل از استقرار حکومت آخوندی در ایران، رژیم بلشویکی تازه به قدرت رسیده در امپراطوری روسیه همین رفتار ریخت و پاش گرانه را با منابع آن امپراطوری کرد.

در حالی که مردم سرزمین تحت حکومت حزب  کمونیست، با محرومیت های بسیار دسته و پنجه نرم می کردند و دختران روسی برای چند بسته آدامس، یک شلوار جین یا جوراب نایلون خود را به توریستهای خارجی میفرختند، دولت حزبی شوروی سالیانه میلیاردها دلار کمک اقتصادی و نظامی به اقمار خود یا جریانهای کمونیستی و مبارزان ضد دولتهای غربی میداد. بطور نمونه پس از فروپاشی کمونیسم رهبر حزب کمونیست طرفدار روسیه سوئد، رولف هاگر اعتراف کرد که از دولت شوروی کمک مالی دریافت می کرده است.

ولی تجربه کمونیسم به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی و اسلامیسم یه عنوان یک ایدئولوژی مذهبی نشان داده است که به موازات کهولت و پژمردگی گفتمانی (دیسکورسیو) اینگونه ایدئولوژی ها، پیوندهایی هم که آنها در دوران شادابی و جوانی خود، بر اساس مشترکات اعتقادی ایجاد کرده اند رو به افول گذارده و جای خود را به پیوند های می دهند که زمینه واقعی مادی دارند.

۴۰ سال از استقرار رژیم آخوندی میگذرد و با قطعیت می توان گفت طی این چهل سال، تقریباً همه آنهایی که روزی هوراکش این نظام و رهبری آخوندی آن بودند با آن وداع کرده اند مگر آنها که در این نظامی به جاه و مال رسیده اند که مسئله آنها چه در آغاز و چه در امروز، نه باورهای دینی و پرنسیپ های انسانی بلکه رانتها و امتیازاتی است که از قِبَل انقلاب برده اند و همچنان می برند.

تنها کلان میلیاردرها و به قدرت و منصب رسیده ها نیستند که از این موضع، همچنان از نظام دفاع می کنند بلکه صد ها هزار سپاهی، که در رژیم گذشته حتی شانس قبولی در دوره های درجه داری،  سرجوخگی و پاسبانی را هم نداشتند، در این رژیم سردار شده اند و از این رژیم دفاع میکنند و باید هم بکنند در حالی که از نسل مدافع انقلاب در پشت سر نظام دیگر ابداً خبری نیست.

با انقلاب اسلامی، َخر رژیم جدید از پل تثبیت قدرت گذشت و امروزه دیگر چندان اهمیتی نمی دهد که گفتمان مذهبی آن در بین مردم خریداری دارد یانه؟ چون دیگر بر سرنیزه از یک سو و کنترل بر ثروت ملی از سوی دیگر اتکا دارد که به آن اجازه میدهد هم نیرو بخرد و هم مردم و مخالفین خود را سرکوب کند.

ولی سیاست سرکوب و سرنیزه در آن روابطی فرامرزی که روزی بر پایه هم اشتراکات اعتقادی بنا شده بود دیگر پاسخ نمی دهد تداوم آن سیاست به میلیاردها دلاری نیاز دارد که رژیم دیگر در اختیار ندارد و شیفتگی به مواعید گفتمان انقلاب اسلامی سالهاست که جای خود را به بده بستان مالی و ارتباطات فرقه ای داده است.

به طور نمونه حزب الله لبنان، حماس و حوثی های یمن و .. ، هم رژیم آخوندی را می دوشند و هم می دانند از لحاظ همسرنوشتی با فرقه آخوندی حاکم بر ایران در یک کشتی نشسته اند. برای اینها دیگر بحث، بحث دین و مذهب نیست بلکه نجات اتحادیه این فرقه های تروریستی/ارتجاعی است. ولی همه همپیمانان گذشته رژیم با رژیم هم سرنوشت نیستند و مانند عراق کشتی مشرف به غرق شدن رژیم را به موقع ترک میکنند تا در رزمناو مطمئن رقیب آن جای بگیرند.  

تا آنجا که به رابطه  رژیم با حکومت عراق مربوط می شود، به هیچ وجه از چرخش عراق به سوی عربستان نباید تعجب کرد.

لازم به یادآوری است که سفر نخست وزیر عراق به سعودی پس از سفر او به ایران انجام گرفت که در آن سفر، خامنه ای در دیدار با او گفت که آمریکا باید از عراق بیرون برود و نخست وزیر عراق مودبانه پاسخ داد که حکومت عراق خواهان رابطه سالم با همه دولتها می باشد. ولی او به خامنه ای نگفت که نه تنها آمریکا از عراق بیرون نمی رود بلکه عربستان هم در منطقه سبز بغداد با نمایندگی دیپلماتیک ایران همسایه میشود.

اینک عراق  آخرین گامهای خود را بسوی محضری برمی دارد که در آنجا رژیم خامنه ای را سه طلاقه کند و نباید از این امر شگفت زده شد.

تنها در عراق نیست که باند خامنه ای و فرماندهان سپاه روی یخ عقدنامه نوشته و امضاء کرده اند، حکومت جزیره فسقلی کومور پس از اینکه میلیون ها دلار رژیم را دوشید، ۲ سال پیش با قطع روابط عربستان و امارات با ایران، روابطش را با ایران قطع کرد، عمر البشیر نیز پس از دوشیدن ایران وارد ائتلاف عربی به رهبری عربستان در یمن شد. حکومت بوسنی پس از اینکه همه گونه کمک از رژیم خامنه ای و سپاه در یافت کرد، سرانجام به قطعنامه تحریم علیه ایران رای مثبت داد. تردید نباید داشت که در صورت ماندگار شدن، حکومت بشار اسد هم اگر لگد محکم تری به حکومت ایران نزند سبک تر نخواهد زد.

نتیجه گیری: پیوند های ایدئولوژیک مانند دوستی های دوران کودکی و جوانی هستند که با بزرگ شدن و عقل رس شدن آدمها، جای گیر شدن افراد در یک کاته گوری و گروه خاص شغلی و اجتماعی، روابط  (جان جانی)گذشته اشان غالباً گسیخته می شود تا روابطی جدید مبتنی بر واقعیات جدید با آدمهای جدید به جای آنها برقرار گردد زیرا دیگر زمینه ها و پیش شرط ها تغییر کرده اند و کمکی به تداوم روابط گذشته نمی کنند.

حبیب تبریزیان            

دور زدن تحریمها سخت تر می شود

Share Button


سازمان ناوگانی بین المللی (IMO) پس از نشست هفته پیش خود تصمیم به ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی فراگیر دریانوردی گرفت که شامل انجام اقداماتی برای ثبت  کشتیها و کنترل دقیق تر اسناد هویت و مالکیت کشتیها در نظر گرفته است تا از جعل پرچم و اسناد هویتی کشتیهای متخلف جلوگیری کند. دیگر توصیه های این نشست شامل شناسایی شماره اختصاصی کشتیها و اسناد مالکیت قابل ارائه در عرشه آنها می باشد.

رویترز گزارش می دهد که (IMO) نهاد سازمان ملل برای نظارت بر کشتیرانی در آبراههای جهانی در صدد مسدود کردن گریزگاههای غیرقانونی دریانوردی در دنیاست. این نهاد برآنست تا مانع سوء استفاده از پرچمهای جعلی بر فراز کشتی ها برای تقلب  و گمراه سازی گردد.

برابر مقررات جدید(IMO) همه کشتی ها باید پرچم ثبت شده از یک کشور معین داشته باشند تا بتوانند با توجه به تحریمهای سازمان ملل و ایالات متحده روی ممالکی مانند کره شمالی، ایران، سوریه  در آب آبهای بین المللی کشتیرانی کنند. این کشورها سعی میکنند با تاکتیک هایی نظیر استفاده از پرچم و تابعیت جعلی کشتی و اسناد ساختگی بیمه حمل و نقل دریائی تحریمهای بین المللی و ایالات متحده را دور بزنند.

قاچاق مواد مخدر و اسلحه از جمله مواردی می باشند که شرکتهای صوری و پوشش دهنده(front companies) هویت اصلی فعالین این عرصه ها را پنهان می کنند تا  کشف و شناخته نشوند.

سازمان ناوگانی بین المللی (IMO) پس از نشست هفته پیش خود تصمیم به ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی فراگیر دریانوردی گرفت که شامل انجام اقداماتی برای ثبت  کشتیها و کنترل دقیق تر اسناد هویت و مالکیت کشتیها در نظر گرفته است تا از جعل پرچم و اسناد هویتی کشتیهای متخلف جلوگیری کند. دیگر توصیه های این نشست شامل شناسایی شماره اختصاصی کشتیها و اسناد مالکیت قابل ارائه در عرشه آنها می باشد.

سازمان بین المللی کشتیرانی دریایی(IMO) همچنین با شورای امنیت همکاری خواهد کرد تا کشتی ها قابل تجسس شوند.

تجربه نشان داده است که اسناد کشتی ها به طور جعلی تنظیم می شوند تا فعالیت هایی را که از سوی سازمان ملل و ایالات متحده ممنوع شده است را پنهان ساخته و آزادانه ناوگانی کنند.

کامنت: از بهینه شدن کنترل خزانه داری آمریکا بر سیستم نقل و انتقال پولی در دنیا و تنگ تر کردن حلقه محاصره فعالیتهای پولشویی تا بهینه شدن کنترل بر ترافیک دریایی و دیگر عرصه ها حاکی از محدود شدن و هزینه دار شدن فرار از تحریمهای سازمان ملل و ایالات متحده است.

با مقررات جدید (IMO)، دور زدن تحریمها برای رژیم آخوندی ایران و دلالان بین المللی آن، هم بسیار پرهزینه تر و هم دشوارتر می شود.

یکی از شگرد های قاچاق فروشی نفتی که رژیم در این سالها از آن استفاده میکرد، بارگیری نفتکشهای خودش بود که این نفتکشها ارتباط ماهواره ای خود را با سیستمهای کنترل ماهواره ای (GPS) قطع می کردند و در وسط دریاها محموله های نفتی خود را به دیگر کشتی ها که اغلب با پرچمهای جعلی ناوگانی میکردند انتقال می دادند.

با مقررات سختگیرانه جدید، این گونه دور زدن تحریمها دیگر عملی نخواهد بود.

چنگ، چنگ یاسی اما، جای پا، سُم خر است!

Share Button

رژیم حاکم بر مملکت ما طی ۴۰ سال با رخنه در درون اپوزیسیون، مخالفین خود را سر کار گذارده است، از آنها اطلاعات گیری کرده  بدون اینکه آنها خود بدانند، توسط آنها شبه اطلاعات گمراه کننده، نفاق افکنانه و تخریب گرانه انتشار داده است بدون اینکه خود آنها متوجه شوند که ابزار دست دستگاه های اطلاعاتی شده اند.

دنیای، جاسوسی، ضد جاسوسی، اطلاعاتی و گمراه سازی اطلاعاتی(دیس اینفرماسیون)، دنیای پیچیده ایست. در ممالک پیشرفته با دموکراسی های نوع اروپایی، سیستم اطلاعاتی و امنیتی روی دشمنان خارجی و بعد روی تحّرُکات و توطعه های تروریستی متمرکز است و هر گونه استفاده سوء از این دستگاهها برای ایجاد محدودیت سیاسی برای احزاب، مردم یا نهاد های مدنی در آنها نقض قانون اساسی است که بی شک به سقوط یک دولت (نه حکومت) منجر میشود.

این گونه دولتها در همان فعالیت های اطلاعاتی برون مرزی یا ضد تروریستی خود هم، مجاز به استفاده از فشار و شکنجه فیزیکی و روانی نیستند. آنها از روشهای بسیار پیشرفتهِ شنود، تعیقب و مراقبت و نفوذ اطلاعاتی بهر میگیرند. فعالیت جاسوسی از سوی این ممالک تا سطح یک تکنولوژی پیشرفته ارتقا یافته است.

در عوض در ممالک دیکتاتوری و مخصوصاً دیکتاتوریهای ایدئولوژیک، نظیر رژیم ایران، بشار اسد، کیم یون ایل، پوتین یا چین؛ بیشترین تلاش اطلاعاتی اشان، هم  متوجه خفه کردن نارضایتی های عمومی است و هم سرکوب خشن مخالفین با ابتدایی ترین و خشن ترین روشهای فیزیکی و فشار روانی می باشد.

اینگونه رژیم ها، در بیشترین حد ممکن از موارد، بسیاری قربانیان خود را زیر فشار و تهدید به آدمها و آدمک های خود تبدیل میکنند. این گونه قربانی ها پس از افتادن در تله همکاری با دژخمیان خود، به تدریج با روشهای بسیار زیرکانه و نرم، پس از خرد شدن شخصیت شان، به مهره های طبیعی دستگاه اطلاعاتی تبدیل میشوند. و کار جاسوسی از مخالفین رژیم برای آنها دیگر به یک شغلی تبدیل میشود که به ازای آن امتیازات زیادی از رژیم میگیرند.

رخنه گری، گرد آوری اطلاعات و پخش شایعات، تخریب حیثیتی و شخصیتی مخالفان، حتی ترور آنها، دام اندازی و تله گذاری غیراخلاقی، دیس اینفرماسیون یا انتشار اطلاعات گمراه کننده در بین آنها، تفرقه افکنی بین مخالفان رژیم، همه و همه، کار این گونه مهره ها است که به لحاظ اینکه خود سابقه و تجربه سیاسی و مبارزه هم داشته اند، شناختن و احساسِ نبض سیاسی مخالفان رژیم و تیپ رفتاری و گفتاری رایج در بین آنها، برای اینگونه مهره های «اهلی شده» بسی آسان تر است تا افسران و کارکنان حرفه ای دستگاه های اطلاعی که عمدتاً استخدامی بوده یا به انگیزه های جاه طلبانه، از فضای خارج از اپوزیسیون، وارد سیستم اطلاعاتی شده اند.

فرضاً، برای آنها که عباس شهریاری معروف(رهبر شاخته تهران حزب توده در دهه ۴۰ تا ۵۰) را می شناسند؛ چنین شخصی خیلی آسانتر در صفوف اپوزیسیون چپ، و حتی دیگر نحله های فکری نفوذ کند تا یک کارمند (ساواک) که از طریق مکانیسم های بوروکراتیک به استخدام ساواک در آمده بود.

سخن کوتاه: به داستان چنگ یاسی و جای پا سم خر میپردازم که بیانی کومیک برای نحوه کار دستگاه های اطلاعاتی می باشد.

منظومه ایست از میرزاده عشقی و داستان آن چنین است که در یک ده در کردستان،  کدخدایی به اسم عابدین زندگی میکرده که در خانه اش تقاری از شیره داشته است. دزدی به اسم یاسی به این شیره ها دستبرد میزده و از آنها میخورده است. عابدین متوجه میشود و اطراف کوزه شیره را گرد پاشی میکند تا از روی آثار پای دزد هویت او را کشف کند.

او از روی جای کفشها به دزد دهکده یاسی میرسد و یقه او را میگیرد. یاسی اعتراف میکند و به التماس می افتد و قسم میخورد که دیگر به شیره عابدین دستبرد نزند.

پس از چندی هوس شیره خوری در یاسی بیدار میشود و نمیتواند خود را نگاه دارد. او تدبیری می اندیشد و سوار خر شده، تا دم ظرف شیره رفته وبا چنگ شیره برمیدارد و می خورد. عابدین متوجه کم شدن شیره میشود و اثر چنگال یاسی را روی خُم شیره تشخیص میدهد ولی وقتی به زمین نگاه می کند، بجای اثر پای یاسی اثرسُم خر می بیند.

و اما نتیجه گیری از این داستان:

رژیم حاکم بر مملکت ما طی ۴۰ سال با رخنه در درون اپوزیسیون، مخالفین خود را سر کار گذارده است، از آنها اطلاعات گیری کرده  بدون اینکه آنها خود بدانند، توسط آنها شبه اطلاعات گمراه کننده، نفاق افکنانه و تخریب گرانه انتشار داده است بدون اینکه خود آنها متوجه شوند که ابزار دست دستگاه های اطلاعاتی شده اند.

این اپوزیسیون به جای پا برای چنگ و چنگال خونین و تخریب گر دستگاههای امنیتی تبدیل شده و هنوز خود نمی داند.

باید گفت، جای پا، پای اپوزیسیون و نقش چنگ و پنجه، چنگ و پنجه دستگاههای اطلاعاتی رِژیم!

راز علیل بودن اپوزیسیون در عرصه سیاسی میهن ما در این جای پای قلابی و عاریتی است که هویت پنجه قهار دزد را پنهان کرده است.

اصل شعر عشقی در زیر درج می شود. خواندن آنرا توصیه میکنم!     

 

چنگ، چنگِ یاسی اما جای پا سُم های خر!

هست در اطراف کردستان دهی

خاندان چند کُرد ابلهی

قاسم آباد است آن ویرانه ده

این حکایت اندر آن واقع شده

***********************

کدخدایی بود کاکا عابدین

سرپرست مردم آن سرزمین

خمره ای را پر ز شیره داشته

از برای خود ذخیره داشته

مرد دزدی ناقلا “یاسی” بنام

اهل ده در زحمت از او صبح و شام

بود همسایه بر آن ، کاکای راز

وای از همسایه ی ناسازگار

عابدین هرگه که می گشتی برون

“یاسی” اندر خانه میرفتی درون

نزد خم شیره ، بگرفتی مکان

هم از آن شیرین ، همیکردی دهان

این عمل تکرار هی میگشته است

شیره هم رو بر کمی میهشته است

تا که روزی ، کدخدای دهکده

دید از مقدار شیره کم شده

لاجرم اطراف خم را کرد سیر

دید پای خمره جای پای غیر

پس همه جا ، جای پاها را بدید

تا بدرب خانه ی “یاسی” رسید

بانگ زد ای یاسی ! از خانه درآ

اینقدر همسایه آزاری چرا ؟

دزد شیره ، یاسی نیرنگ باز

کرد گردن را ز لای در دراز

گفت او را این چنین کاکا سخن :

“تو چه حق داری خوری از رزق من”

شیره ی من ، از بهر خود پرورده ام

خواست تا گوید که من کی کرده ام

عابدین گفتش : ” نظر کن بر زمین

جای های پای های خود ببین”

دید یاسی ، موقع انکار نیست

چاره ای جز عرض استغفار نیست

“گفت : من کردم ولی ، کاکا ببخش

بنده را بر حضرت مولا ببخش

بار دیگر ، گر که کردم این چنین

کن برونم یکسر از این سرزمین”

از ترحم عابدین صاف دل

جرم او ببخشید و یاسی شد خجل

چونکه از این گفتگو چندی گذشت

نفس اماره ، به یاسی چیره گشت

باز میل شیره کرد آن نابکار

اشتها برد از کفش ، صبر و قرار

دید بسته عهد ، او با عابدین

که ندزدد شیره اش را بعد از این

فکر بسیاری نمود ، آن نابکار

تا در این بابت ، برد حیله بکار

رفت بر پشت خری شد جایگزین

راند خر را در سرای عابدین

دست خود را در درون خم ببرد

تا دلش میخواست از آن شیره خورد

کار خود را کرد ، چون بر پشت خر

با همان خر ، آمد از خانه بدر

باز دید اوضاع خم ، بر هم شده

همچنین از شیره ی خم کم شده

پای خم را کرد با دقت نظر

دید پای خمره ، جای پای خر!

اندرون خمره هم ، سر برد و دید

هست جای پنجه ی یاسی پدید

سخت در حیرت ، فرو شد عابدین

هم ز خر بد دل ، هم از یاسی ظنین

پیش خود میگفت این و می گریست

ای خدا اینکار ، آخر کار کیست ؟

گر که خر کردست خر را نیست دست

یاسی ار کردست ، یاسی بی سم است

زد دودستی بر سر ، آخر عابدین

وز تعجب بانگ بر زد اینچنین!

چنگ چنگ یاسی و پا پای خر

من که از این کار ، سر نارم بدر!

                                          

 

هشدار امنیتی دوم به فعالین سیاسی مخالف رژیم!

Share Button

آقای طبرزدی! آیا رژیم خیلی دموکرات و اپوزیسیون نواز بوده یا شده است و ما کودن های سیاسی نمی دانستیم یا شما  بخشی از پروژه سیاه بازی دستگاه های اطلاعاتی رژیم برای فریب دادن اپوزیسیون و مردم هستید!؟

قریب ده روز پیش یادداشتی در رابطه با ظهور یک جریان مشکوک سیاسی بنام “ایران یاران” نوشتم که بنظرم  بطور قطع دست پخت دستگاههای اطلاعاتی رژیم بود هر چند ممکن است چند ساده لوح یا جاه طلب سیاسی هم در میان این جمعیت وجود داشته باشد که مسئله ای تعین کننده نیست.

ده روز از نگارش آن یادداشت نگذشته است که جریان مشکوک دیگری با شعار های بسیار مد روز، از قبیل دموکراسی، حقوق بشر، تمرکز زدایی و.. ، ظهور کرده است و این بار چهره بیرونی آن حشمت الله طبرزدی است که طی یک گفتار ویدئوئی اندیشه ها و پروژه خود را برای متحد کردن اپوزیسیون با بینندگان و مخاطبین این گفتار ویدئویی در میان میگذارد. من در اینجا قصد ندارم  فعلاً به تناقضات گفتاری این پروژه مشعشع در حرف و روی کاغذ و ماهیت اطلاعاتی ساخته و ضد اپوزیسیونی آن بپردازم چون پرداختن به آنها وقت و تمرکز فکری بیشتری می طلبد که من فعلاً بدلیل اشتغالات دیگر فاقد آنها هستم ولی بطور قطع در هفته آینده مفضلاً بدان خواهم پرداخت. و از این رو ترجیح میدهم در حال حاضر وارد بحث و تحلیل موضوعی و ماهوی گفتار ایشان نشوم.

اما چون مسئله از نگاه من، که طی بیش از ۵۰ سال فعالیت سیاسی که بخش زیادی از آن در جنگ و گریز سازمانی با دستگاههای اطلاعاتی رژیم شاه و این رژیم گذشته است، افشای تله های امنیتی و سیاسی برای مبارزان سیاسی، یک مسئله مهم، حیاتی و عاجل امنیتی می باشد. ولی تحلیل ماهیت امنیتی/ سیاسی چنین تله هایی را باید با حوصله انجام داد.

بنا بر این با تقَّدُم دادن به فوریت مسئله از آقای حشمت الله طبر زدی چند سئوال ساده میپرسم:

آقای طبرزدی!

شما مدت طولانی در این رژیم گاه ادواری، در زندان این رژیم بوده اید. ولی تا آنجا که میدانم  شما هرگز برای یک مدت طولانی با دیگر زندانیان هم بند نبوده اید و دائماً از این بند به آن بند نقل و انتقال داده شده اید که این شائبه و شُبهه را ایجاد میکند که شما در این فواصل، نه در زندان و بازداشتگاه بلکه آزاد بوده اید.

شما در تمام طول زندان دائماً اعلامیه بیرون میدادید و با شدید ترین لحن سیاسی تعجب برانگیز، زیرا که برای یک مخالف درون مرزی کشور صدورچنین اعلامیه هایی بسیار خطرناک بوده است، ولی شما رژیم و شخص خامنه ائی را مورد حمله قرار میداده اید. این در حالی است که در همین دوران، بسیاری از معترضین به رژیم، برای جرایمی بسیار کمتر از رفتار چالشگرانه و سرنگونی طلب شما، و تک تک آن اعلامه های تند و تیز تان، زیر شکنجه کشته شده یا ترور شده اند. شما در شرایطی اعلامیه های سانسور نشده ضد رژیم را از زندان به بیرون انتشار می دادید که در همان زمان کسی مانند احمد زید آبادی، روزنامه نگار اصلاح طلب، با اینکه مستقیماً حرفی علیه رهبر نزده بود، ۵

سال زندان و بعد از سپری شدن زندان  به جنوب کشور تبعید میشود. عبدالله مؤمنی(اصلاح طلب)، دبیر دفتر تحکیم وحدت، به دلیل حمایت از موسوی و کروبی به همین اتهام به زندان طویل المدت محکوم میشود بدون اینکه بتواند با خانواده خود راحت مکاتبه کند تا چه رسد که از زندان علیه رهبر عظما اعلامیه بدهد!

سعید حجاریان معلول، به خاطر حمایت از موسوی به زندان می افتد و روی همان صندلی علیلها  مجبور به مصاحبه تلویزیونی با زبان الکن و من من کنان و نهایتا وادار به ندامت میشود. آیا او خیلی ضعیف بود یا شماخیلی تهمتن!؟

این فهرست را میتوان ادامه داد.

به میر حسین موسوی و همسرش، دکتر زهرا رهنورد میرسم. چگونه است که او که نخست وزیر دوران جنگ بوده است و ابداً قصد عبور از نظام را هم  نداشته و ندارد، در شبکه آهنین امنیتی و منطقه امنیتی نرده کشی شده محصور میشود و تا همین چند ماه پیش، پس از ۹ سال حصر، باید در حضور ماموران امنیتی زیر دوربین مدار بسته تلویزیونی  با دخترانش ملاقات میکرد و رژیم برای انتقام کشی از او حتی برادرزاده اش را هم ترور می کند ولی شما در همین شرایط و زمان در امنیت کامل، از زندان بیانیه های پر طمطراق ضد رژیم و ضد خامنه ای میدادید؟

جناب طبرزدی: حتماً شنیده اید که دستگاه امنیتی رژیم با رهبران اعتراضات فولاد اهواز و مجتمع نیشکر هفت تپه چه کرد!  رژیم اینها را برای اجبار به اظهار پشیمانی به صلابه کشید با اینکه پشت سر اینها، هزاران کارگر واحدهای صنعتی، دهها نهاد مدنی، شخصیت های اجتماعی و حتی برخی نمایندگان مجلس و امام جماعات منطقه و مردم شهرهای شوش و اهواز بودند، و بیش از اینها، اعتراضات نهادهای بین المللی و رسانه های پوشش دهنده بین المللی اعتراضات علیه رژیم وجود داشت . در حالیکه در پشت سر  شما، هنگامی که اعلامیه میدادید هیچ کس، هیچ رسانه جهانی و هیچ نهاد مدنی یا حرفه ای و حتی همان دفتر تحکیم وحدت که شما روزی عضو آن بودید نبود تا رژیم را در برخورد با شما به ملاحظه و احتیاط وا دارد.

شما در گفتار ویدئویی خود خطاب به اپوزیسیون برانداز ادعا میکنید که با «آق رضا» ۳ ساعت صحبت راجع به براندازی رژیم داشته اید و میگوئید که از او خواسته اید که این جلسات ادامه یابد تا به توافق برسید. پرسش این است  که همین حد آزادی عمل شما در برابر رژیم دال بر دموکرات و مدارا گر بودن این رژیم نیست!؟

آقای طبرزدی! آیا رژیم خیلی دموکرات و اپوزیسیون نواز بوده یا شده است و ما کودن های سیاسی نمی دانستیم یا شما  بخشی از پروژه سیاه بازی دستگاه های اطلاعاتی رژیم برای فریب دادن اپوزیسیون و مردم هستید!؟

از آنها که با محتوای مطلب موافق نیستند انتظاری نیست. ولی از خوانندگانی که موضوع و مسئله را جدی میگیرند انتظار میرود تا بر حسب وظیفه اخلاقی خود آنرا هرچه وسیعتر باز نشر و تکثیر کنند. مسئله، مسئله یک تله بزرگ سیاسی و امنیتی است!

حبیب تبریزیان

خاطره ای از گذشته دور که جشن چهلمین سال انقلاب آنرا در من زنده کرد

Share Button

رژیم به زور یا با ساندیس اُمت خود را به خیابانها میکشد در حالی که در طرف دیگر آن خیابان های مسیر تظاهرات مردم ایستاده اند که علناً به رژیم بد و بیراه میگویند. و در بسیاری  از شهرها در حاشیه همین تظاهرات ها مردم با جسارتی تحسین آمیز با شعار های ضد رژیم به خیابانها آمدند و رسانه های رژیم آنها راهم جزء شرکت کنندگان این جشن حکومتی معرفی کردند.

سالهای ۴۲ـ۴۳ شمسی بود و من در تهران در نیروی هوایی خدمت وظیفه را انجام میدادم. هر تعطیلی پیش یکی از بستگان دور که اطاقی در یک  آپارتمان ۵ ظبقه در خیابان شهناز آنروز که نمیدانم حالا به نام کدام قدیس یا قدیسه نام گزاری شده، اجاره کرده بود می آمدم. او راننده تاکسی بود. این آپارتمان ۵ طبقه در واقع یک فاحشه خانه بود و تنها استثناء در میان  همه مستأجرین زنانه آن یکی فامیل راننده تاکسی ما بود و یکی هم مرد دیگری که می گفتند مأبون است و ِسَمتِ دولتی بالایی دارد  و برای همخوابگی های  خود یک نیم طبقه را اجاره کرده است.

هر طبقه این ساختمان از دو نیم طیقه تشکیل میشد که در هر نیم طیقه ۳ اطاق و یک توالت وجود داشت خبری از حمام و آشپزخانه نبود .مستأجرین برای استحمام به حمام های عمومی میرفتند و خبری هم از آب گرم و آشپزخانه نبود هرکس در اطاق خود یک چراغ نفتی داشت که روی آنها پخت و پز میکرد.

در این نیم طبقه که قوم ما زندگی میکرد یک رقاصه کافه های لاله زار نو دو اطاق و فامیل ما یک اطاق را  در اجاره داشتند. رابطه ما با این رقاصه رابطه گرم همسایگی بود. چون در طبقه مشترکی زندگی میکردیم.

اکثر مستأجرین یا رقاصه های ارزان قیمت کافه های لاله زار نویی و شاه آبادی بودند یا فاحشه های لوکس خیابانی یا تلفونی. اینها را به این خاطر تعریف میکنم تا به صاحب خانه برسم.

صاحب خانه یک حاجی مقدس مآب بود که اغلب با یک پالتوی بزرگ و یک کاه شاپو در زمستان و یک شبه پالتو یا قبا در تابستانها، همیشه در آن اطراف ولو بود و شبکه مستقلاتی خود را مدیریت میکرد. او بجز این آپارتمان ۵ طبقه؛ بخش بزرگی از آپارتمانها و خانه های آن منطقه را هم، ورزشگاه و ناصری در خیابان شهناز را مالک بود. برای حاجی پول اجاره ها مهم بود و نه شغل مستأجرین.

این قوم ما، برخلاف شغل و تحصیلات زیر دبستانی اش که در حد کلاس ۴ ابتدائی بود، ظاهری مدیریتی و داشت همیشه کراوات میزد و یک عینک پنسی هم میزد که ژست او را خیلی غلط انداز میکرد.

عید بود و من مرخصی داشتم و آمدم پیش این خویشاوندمان. چون خانواده پدری من هنوز در ملایر زندگی میکردند من جایی به جز پیش این فرد فامیل نداشتم بروم.  اول روز عید، او کت و شلوار و کراواتش را پوشید و عطر و ادکلن هم زد گفت من برای عید مبارکی میرم پیش حاجی غلامعلی! تو خانه باش تا برگردم  و آنوقت یک برنامه ای بگذاریم. پس از ساعتی برگشت. پرسیدم چطور بود؟  گفت یک عمله دیگه مثل من اومده بود عید دینی او، اونو به عنوان مهندس … به من معرفی کرد و مرا که سرو وضعم از او بهتر بود به عنوان دکتر … به او معرفی کرد.

ولی من فهمیدم که آن یارو همانقدر مهندس است که من دکتر! و فکر میکنم هردوی ما بازدید کنندگان حاجی هردو میدانستیم که او هم یک پا انداز و عشرتکده دار معمولی است که از این طریق کار خود را می گرداند.

از این داستان یا خاطره واقعی میتوان فهمید، که حاجی نمی خواست غیر حاجی و یک عشرتکده دار نمایانده و معرفی شود. او نمی خواست بازدیدکنندگان او هم کمتر از مهندس و دکتر باشند. آن مهندس و دکتر هم میدانستند که با عناوین دروغین به هم معرفی می شوند ولی از نسبت این عناوین به خود نارحت نبودند.. مخرج مشترک این اپیزود یعنی دروغ و خالی بندی هر سه طرف!

و اما شباهت شگفت انگیز آن حاجی آقای عشرتکده دار و میهمانان دکتر و مهندس او را با جمهوری اسلامی و نظام ولایی آن در این چهلمین سال انقلاب اسلامی آخوندی شده  ما و تبلیغات تماماً قلابی پیرامون حضور میلیونی و دهها میلیونی امت اسلامی را می توان به خوبی دید.

رژیم به زور یا با ساندیس اُمت خود را به از هیت ها و حسینه ها، از مساجد و از پادگانها به نمایش خیابانی میکشد در حالی که  همان جمعیت اتوبوسی به خیابان آمده همه میدانند که به زور و از روی اجبار آمده اند و در حالی که در طرف دیگر آن خیابان های مسیر تظاهرات، مردم دیگری از تیپ دیگری ایستاده اند و علناً به رژیم بد و بیراه میگویند. و در بسیاری  از شهرها در حاشیه همین تظاهرات ها مردم با جسارتی تحسین آمیز با شعار های ضد رژیم به خیابانها آمدند و رسانه های رژیم آنها را هم جزء شرکت کنندگان این جشن حکومتی معرفی کردند.

به این تیتر سایت پادگانی تابناک نگاه  کنید:

«بازتاب گسترده جشن چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی در رسانه های جهان»

«به گزارش تابناک، خبرگزاری اسپوتنیک روسیه با پخش مستقیم مراسم ۲۲ بهمن اعلام کرد: مردم شهر تهران برای برگزاری چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به خیابان ها آمدند.»

تابناک از خیرگزاری بی اعتبار روسی اسپوتنیک، حاجت گرفته و میخواهد مراسم را مشعشع نشان دهد.

سایت امنیتی پادگانی تسنیم نیوز نیز در گزارش های خود، تلاش دارد مشارکت مردم را در این نمایش حکومتی بی محتوا گسترده نشان دهد و خود بهتر از هر کس میداند دروغ می بافد و میداند که مردم هم میدانند که همه این شبکه دروغ میگویند ولی بازهم دروغ میگویند و راه دیگری ندارند چون اعتراف به انزجار و دوری مردم از این مراسم حکومتی یعنی خودکشی و اعتراف به شکست.

ولی باید در خاتمه این یادداشت بگویم به نظر من و هر شخص منصف دیگری، دروغگویی و خالی بندی آن حاجی آقای عشرتکده دار، هزاران بار بر این خالی بندان و مبلغان رژیم  اسلامی و شخص مقام معظم بر ما  شرافت دارد. چون خالی بندی آن حاجی فقط پوشش اخلاقی به کاری که در دنیای امروز  چندان نامرسوم نیست میدهد و خالی بندی مقام عظما و حواریون رجاله سیرت او  و لومپن منش او علیه ملت ماست.

**********************************

توجه!

ر کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتری از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

پاینده ایران

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

سرمایه گذاری های بر باد رفته ایران در سوریه

Share Button

برآورد میشود که سوریه برای بازسازی مملکت بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار کمک نیاز دارد. و با وضع اقتصادی مملکت که برای هزینه های جاری خود هم هنوز به ایران متکی میباشد، تصور برگشت سرمایه گذاریها و وامهای اعطائی ایران به آن کشور فقط یک توهم میتواند باشد.

سایت پادگانی تابناک، گزارشی در باره موضع تضعیف شونده ایران در سوریه در اثر هم پیمانی اسرائیل و روسیه  و علیه ایران در آن کشور دارد که من آنرا امروز کپی و درج کردم.

آن گزارش انگیزه ای شد تا به موضع سوریه از زاویه دیگری بپردازم. از زاویه سرمایه گذاریهای بازگشت ناپذیر ایران در آن کشور.

اول، به گزارشی از سایت اقتصادی سرمایه که در زمان احمدی نژاد بسته شد و موضوع آن در خاطرم مانده است اشاره می کنم.

این سایت، حدود ۱۰ سال پیش از سرمایه گذاری ۲ میلیارد دلاری ایران خودرو در سوریه و چند و چون آن نوشته بود که بعلت اهمیتش همچنان در ذهنم مانده است و شرح آن چنین است.

ایران خود رو کارخانه ای برای مونتاژ اتوموبیل های تولیدی خود در سوریه با سرمایه ای ۲ میلیارد دلاری ایجاد میکند. پس از راه افتادن خط تولید فقط ۳ دستگاه از این اتوموبیلها توسط قطر به عنوان نمونه آزمایش خریداری شد و دیگر هیچ. زیرا پس از راه افتادن خط مونتاژ تولیدات ایران خود رو، دولت سوریه تعرفه گمرکی اتوموبیل های وارداتی را شدیداً تخفیف داد که در واقع تیر خلاص به این کارخانه مونتاژ بود.

ایران خود رو با بکار انداختن دستگاه سیاسی موفق میشود که شرکت های تاکسیرانی سوریه را وادار به خرید اتوموبیل های ایران خودرو کند. تصور این دشوار نیست که قطعاً در این توفیق زورکی و موقتی، تنها اهرم فشار سیاسی در کار نبوده و رشوه و تخفیف زیاد هم در کار بوده است.

جای یاد آوری است که در همین زمان ایران خودرو برای بدهی های جاری اش و پرداخت دستمزد کارگران وامانده بود و از دولت و بانک مرکزی درخواست کمک فوری کرد تا مانع اعلام ورشکستگی اش شوند. نتیجه اینکه دولت و بانک مرکزی هریک پذیرفتند که هریک یک میلیارد دلار به ایران خودرو بپردازند. یک میلیارد کمک بلا عوض و یک میلیارد دلار هم  به صورت وام طویل المدت با بهره کم.

در همان زمان از یک سرمایه گزاری ۵۰ میلیون دلاری شیشه اتومبیل توسط بخش خصوصی در سوریه نیز گزارش شد.

برای نشان دادن ابعاد سرمایه گذاری های ایران در سوریه، من ذیلاً فقط یک نمونه و فقط ظرف یک سال را با استناد به نشریه دولتی ایران تایمز (کپی شده در زیر) مثال می آورم. و چند گزاره از آنرا در ذیل خلاصه ترجمه می کنم:

۱ ـ ایران یک اعتبار ۳٫۶ میلیارد دلاری برای خرید مشتقات نفتی برای تابستان (۹۱)به سوریه اعطاء کرد. ایران به ازای مبلغ فوق سهام بورس سوریه را دریافت خواهد کرد که در صورت سقوط بشار اسد بی ارزش خواهد شد. ایران تایمز

۲ ـ ایران هم اکنون به اسد اسلحه، خدمات و آموزشهای اطلاعاتی و دیگر خدمات مستشاری استراتژیک می دهد. ایران تایمز

۳ ـ یک اعتبار ۱ میلیارد دلاری جاری اعطاء شده به دمشق تمدید میشود تا بتواند تجهیزات  نیرویگاهی برق و دیگر  کالاها را بخرد.

۴ ـ سال گذشته ایران و سوریه یک قرارداد تهاتر بنزین و گازوئیل بستند که بعلت تصرف مناطق نفتی سوریه توسط شورشیان، دمشق دیگر نتوانست نفت  خام یا بنزین اضافی  و نفت سفید خود را به ایران بدهد. ایران تایمز

۵ ـ سوریه همچنین ۲۵۰٫۰۰۰ تن گندم از ایران دریافت کرد. ایران تایمز

من گزاره های ترجمه شده را در متن نشریه رنگی کرده ام. تا خواننده مجبور به مطالعه همه گزارش نگردد.

ایران تایمز می نویسد اگر اسد سقوط کند این سرمایه گزاریها از بین خواهند رفت.  اولاً باید گفت نمی توان گفت که رژیم اسد تثبیت شده است. یک سوم خاک کشور در دست کردها و عربهای شورشی است و در بخشی از کشور هم آمریکائیها با متحدین سوری خود خیمه زده اند. و  بیشتر میادین و چه های نفتی هم یا در کنترل شورشیان کرد است یا در دیر الزور در کنترل شورشیان ضد رژیم. 

برآورد میشود که سوریه برای بازسازی مملکت بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار کمک نیاز دارد. و با وضع اقتصادی مملکت که برای هزینه های جاری خود هم هنوز به ایران متکی میباشد، تصور برگشت سرمایه گذاریها و وامهای اعطائی ایران به آن کشور فقط یک توهم میتواند باشد.

و در نظر بگیریم که ایران تایمز فقط  بخشی از سرمایه گذاریها را و فقط برای سال مورد گزارش یعنی ۲۰۱۳ نام برده است.

سایت تابناک که من گزارش آنرا هم جدا گانه در سایت درج کرده ام از احتمال هم پیمانی روسیه و اسرائیل در سوریه علیه ایران نوشته است. ولی روسیه و بشار اسد برای گذاردن بخشی از هزینه نجومی بازسازی سوریه به ایران نیاز دارند. و فقط پس از دوشیدن کامل مملکت ماست که رژیم درخواهد یافت چقدر زیر پایش در سوریه رژیم بعثی بشار اسد سفت است؟!

**********************************

توجه!

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتری از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

پاینده ایران

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

Iran Times

Iran investing big in Syria

October 04-2013

Iran handed Syria a $3.6 billion credit for buying oil products over the summer.  The loan will be repaid by giving Iran equity stakes in investments in Syria—stakes that would likely be worthless if President Bashar al-Assad doesn’t win the civil war.

Tehran has already provided military assistance to Assad—arms, training ,intelligence aid and strategic advice.

The new loan, which was announced by the Syrian state news agency, gives Iran a growing economic interest in seeing the Syrian fighting through to victory.

Syria is short of diesel for its army and fuel to keep the economy running, partly because of US and EU financial sanctions imposed on Syria after the crackdown on protests at the start of the crisis two years ago. Syria’s main supplier of petroleum products by sea has long been Iran.

With Iran now selling only 45 percent as much oil as it sold before oil sanctions took hold one year ago, Iran has lots of crude oil sitting around and can probably refine most of what Syria needs without difficulty.  The deal is most likely more significant in foreign policy terms than it is in economic terms.

Still, it cannot be overlooked that Iran has a growing economic investment in Syria that will likely turn to dust if Assad goes.

A $1 billion credit line to Damascus was extended earlier to buy Iranian power generating products and other goods in a barter arrangement that has helped Syria export textiles, phosphates and some agricultural products such as olive oil and citrus fruits, trade officials said.

Alongside the favorable deferred payment terms of these two financing facilities, Damascus has been in talks for months to secure a loan of up to $2 billion with low interest and a long grace period, one official told Reuters.

The country had been earning some $2.5 billion a year from oil exports before the crisis.  With the economy now on a war footing and military costs spiraling, Syria has been forced to rely increasingly on new credit lines from its main allies. Russia, Iraq and China have provided support—sometimes in the form of barter deals—but not on the scale of last week’s credit line.

The latest deal should also ease financial demands on an economy whose $60 billion GDP is estimated to have shrunk by around 30 percent since the conflict began two years ago.

Bankers told Reuters the credit facilities would be channeled through the state-owned Commercial Bank of Syria and Iran’s Bank Saderat.

The pound has crashed as low as one-sixth of its pre-crisis value against the dollar, leading to rampant inflation. “There will be less demand on the dollar when the state gets oil products and flour from Iran and we export to them textiles and some foodstuffs,” said Essam Zamrick, deputy head of the Damascus chamber of industry.

Last year Iran and Syria arranged a gasoline-for-diesel swap, but the loss of Syria’s main oil producing areas in the east to the rebels meant Damascus no longer has the light crude it produced nor the extra gasoline and naphtha it used to export to Iran.

سال گذشته ایران و سوریه یک قرارداد تهاتر بنزین و گازوئیل بستند که بعلت تصرف مناطق نفتی سوریه توسط شورشیان، دمشق دیگر نتوانست نفت  خام یا بنزین اضافی  و نفت سفید خود را به ایران بدهد.

Iranian firms have also been awarded more contracts in the power sector and have signed deals to construct several grain silos, which will be financed through the expanded credit lines, one banking source said.

Under that credit financing deal, Syria has also received 250,000 tons of Iranian flour, easing bread shortages in government-held areas caused by the loss to rebels of almost half the northern city of Aleppo, where most of the country’s milling capacity is sited.

تخریب سانترفیوژهای رژیم توسط ویروسهای اسرائیلی

Share Button

رهبری ایران مردم ایران را یا ابله پنداشته است یا اساساً قید اینکه  آنها چه می خواهند را زده است و گوشش به خواست مردم بدهکار نیست که به نظر من این رویکرد به واقعیت نزدیکتر است. رژیم دیگر میداند که تمام این پروژه افتضاح آمیز و پرهزینه که کمر اقتصاد مملکت را شکسته است، قابل ادامه دادن نیست. ولی فقط برای فریب افکار عمومی و برای انکار اینکه این ماجراجویی از اول اشتباه کرده است همچنان به آن ادامه میدهد. رژیم با میلیاردها دلار از بازار سیاه دنیا که بسیاری از آنهم در کنترل همان اسرائیل و آمریکا می باشدصد ها هزار  سانتریفیوژ پیش رفته خرید و اسرائیل با هزینه ایی چند صد هزار درصدی آن ، با یک ویروس اینترنتی آنها را از کار انداخت.

 

AN IRANIAN ballistic missile on display in Tehran. . (photo credit: REUTERS)

جروزالم پست

JANUARY 30, 2019 1

یکی از کارشناسان برجسته سلاح هسته ای، دیوید البرایت، بازرس سابق تیم سازمان جهانی انرژِی اتمی (IAEA) و سرپرست اتاق فکر انستیتوی بین المللی امنیت علمی که با CIA و موساد و سازمان انرژی اتمی رابطه دارد، در این هفته برای جروزالم پست فاش ساخت که تقریباً تمام سانتریفیوژهای پیشرفته مورد استفاده ایران برای غنی سازی اورانیوم که بالقوه میتوانستند برای ساخت بمب اتمی از کار افتاده اند(از کار انداخته شده اند).

او می گوید؛ بسیاری نگران بودند که اگر ایران موفق به توسعه سانتریفیوژهای پیشرفته، (ماشین هایی که به سرعت می چرخند تا اورانیوم را غنی سازند) بشود، این حد از پیشرفت میتواند درعرض چند هفته امکان ساخت سلاح هسته ای را بدهند بدون اینکه ساختن آن فاش شود.

اینها اظهارات دیوید البرایت، بازرس سابق تیم سازمان جهانی انرژِی اتمی (IAEA) و سرپرست اتاق فکر انستیتوی بین المللی برای امنیت علمی که با CIA و موساد و سازمان انرژی هسته ای در ارتباط است می باشد.  

آخرین داده ها اطلاعاتی این کارشناس اتمی جهانی روی مسئله ایران، فقط به یکی از بسیاری نگرانیها درباره موافقتنامه هسته ای با ایران پایان میدهد.

البرایت به جروزالم پست می گوید؛ ولی بسیار مهم می باشد که ردگیری دیگر تهدیدات واقعی ایران و تهدید بالقوه برنامه هسته آن همچنان ادامه یابد.

یک رشته بحث های طولانی روی گریزگاه های موجود در توافقنامه ۲۰۱۵ هسته ای( برجام) که آمریکا خود را در ماه می گذشت از آن کنار کشید جریان داشته است. گریزگاه هایی که می توانست به جمهوری اسلامی ایران امکان دهد تا زیر پوش فعالیت های آزمایشگاهی به سوی ساخت بمب اتمی پیش رود بدون اینکه توافقنامه را نقض کرده باشد، که این گریزگاه ناقض اصل توافقنامه بود.

یکی از داغ ترین مواد توافقنامه هسته ای این بود که این توافقنامه به ایران اجازه میداد به فعالیت های آزمایشگاهی با سانتریفیوژهای پیشرفته هسته ای ادامه دهد.

حقیقت امر این است که  سانتریفیوژهای پیشرفته مانند IR-8، که ایران قبل از توافقنامه دارای آنها بود، بالقوه، ۱۶ برابر بیشتر نسبت انواع IR-1 میتوانند فرایند غنی سازی را انجام دهند.

البرایت می گوید؛ ایران در بکارگیری سانتریفیوژهای ۸ – IR  شکست خورده است ولی اگر آنها درست کار می کردند، میتوانستند با سرعت بسیار بیشتری کار غنی سازی را انجام دهند.

حتی با سانتریفیوژهای-IR- 1s، بازرسان متوجه شدند که ۲۰% تا ۳۰% آنها معیوب هستند و منظم کار نمی کنند. و این بود دلیل اینکه برای ایران زمان خیلی طولانی طول کشید تا  مشکوک شده و دریابد که ویروسهای ، Stuxnet computer virus in 2009-2010.  سبب این کار شده اند.( ارسال این ویروسها کار اسرائیلی ها بود)

البرایت میگوید علیرغم این شکستها، ایران شدیداً تلاش میکند تا به افکار عمومی نمایشی از موفقیت خود را نشان دهد.

این ترجمه بخشی از مصاحبه جروزالم پست با این کارشناس برجسته آژانس اتمی جهان بود.

کامنت:

البرایت کاملاً مُحق است وقتی می گوید علیرغم همه این شکسته رژیم تلاش میکند تا به افکار عمومی،  نمایشی خود را موفق بدهد. رژیم طی موافقتنامه برجام، اینطور که البرایت می گوید، سانتریفیوژهای پیشرفته خود را تعطیل کرد. اگر فراموش نکنیم که علت وجودی و فلسفه اقتصادی غنی سازی اورانیوم، تامین سوخت برای نیروگاه هسته ای بوده است، سوال اینست که هزینه این کَش و واکَش های بین المللی و افتادن به ورطه ویرانگر تحریمهای بین المللی و تونل سازی های زیرزمینی برای غنی سازی،  در نطنز و ورامین و دیگرها که فقط خدا میداند و سر آخر تعطیل همه به خاطر تعدیل و نه پایان تحریمها!!

آشیخ حسن رئیس جمهور، در مناظره تلویزیونی انتخاباتی با با قالیباف گفت: درست است که سانتریفیوژها باید بچرخند ولی قبل از آنها چرخ اقتصاد مملکت باید بچرخد. ولی تجربه این دو سال نشان داد که این شیخ در دروغگویی و شیادی کمی از رهبر خود ندارد اگر استاد و مرشد او نباشد.

رهبری ایران مردم ایران را یا ابله پنداشته است یا اساساً قید اینکه  آنها چه می خواهند را زده است و گوشش به خواست مردم بدهکار نیست که به نظر من این رویکرد به واقعیت نزدیکتر است. رژیم دیگر میداند که تمام این پروژه افتضاح آمیز و پرهزینه که کمر اقتصاد مملکت را شکسته است، قابل ادامه دادن نیست. ولی فقط برای فریب افکار عمومی و برای انکار اینکه این ماجراجویی از اول اشتباه کرده است همچنان به آن ادامه میدهد. رژیم با میلیاردها دلار از بازار سیاه دنیا که بسیاری از آنهم در کنترل همان اسرائیل و آمریکا می باشدصد ها هزار  سانتریفیوژ پیش رفته خرید و اسرائیل با هزینه ایی چند صد هزار درصدی آن ، با یک ویروس اینترنتی آنها را از کار انداخت.

**********************************

توجه!

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتری از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

پاینده ایران

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

 

CNBC :سوریه دیروز و ونزوئلای امروز

Share Button

 از کامنت.. «واقعیت این است که در عرصه سیاسی جهان امروز،  آمریکا به عمده ترین نیروی حامی دموکراسی در دنیا تبدیل گردیده است و این هم درحد اقل  ترین تعریف، ناشی از این است که گسترش دموکراسی در دنیا به تضعیف دولتهای استبدادی و استبداد پرور مانند روسیه و چین که رقیب آمریکا هستند کمک میکند. ولی خطا است اگر که این نوع کمک ها را به تلاش رقابت آمیز برای منطقه نفوذ تقلبل دهیم و با این کار عملاً رقابت این دو قدرت را به جنگ دو کفتار برای ربودن طعمه از دهان یکدیگر تنزل دهیم.»

نبرد آمریکا و روسیه برای نفوذ بر ونزوئلا یادآور مردم سوریه است

 

CNBC

Wed, 30 Jan 2019
جبهه جدیدی در تنش های ژئوپلیتیکی بین ایالات متحده و روسیه در ونزوئلا بازشده است، و هم اکنون هر دو طرف حمایت خود را از رهبران رقیب، نیکلاس مادورو و رئیس جمهور موقت خود خوانده، خوان گایدو، اعلام کرده اند .
در حال حاضر  صاحب نظران سیاسی، شباهت های زیادی را  در مسابقه کنونی در ونزوئلا برای نفوذ در آینده سیاسی و اقتصادی این کشور با مبارزه در رابطه با تغییر رژیم سوریه در سال های اخیر مشاهده  میکنند.

روسیه حمایت وسیع نظامی، مالی و دیپلماتیک خود را از رئیس جمهور بحث برانگیز سوریه، بشار اسد در جنگ داخلی پیچیده ای که در سال ۲۰۱۱ آغاز شد، بعمل آورد. در همین حال، ایالات متحده و متحدان غربی آن، از تغییر رژیم و گروههای شورشی مختلف که به دنبال خروج اسد از قدرت بودند، حمایت کردند.

حلیما کرافت، سرپرست و استراتژ موسسه سرمایه گذاری RBC Capital Markets  در مقایسه وضعیت سوریه و ونزوئلا، به خبرگزاری CNBC میگوید:«ظاهراً روسیه نیروهای جنگی مزدور(کنتراکتور)* به آن کشور فرستاده است و مبالغ هنگفتی به دولت مادورو وام داده است… ، و از این نظر بحث من این است که مسئله برای روسیه مهم است. ولی آنها تا چه میزان دیگر حاضرند برای بقاء رژیم مادورو بیشتر از این کمک مالی بدهد؟

پس از انتشار گزارش هایی مبنی بر اینکه آمریکا ۵۰۰۰ نفر نظامی به کلمبیا اعزام کرده است و نیز گزارش اخبار اعزام نیروی های تقویتی بیشتر از سوی مسکو، چشم انداز درگیری نظامی در ونزوئلا را بالا برده است.

جنگ داخلی سوریه، بطور عمده نبردی برای افزایش نفوذ در خاورمیانه بود.  روسیه با پشتیبانی از رژیم اسد، به عنوان یک طرف این نبرد نمی خواست شاهد افتادن یکی دیگر از اقمارش به دایره نفوذ آمریکا باشد، حالا این اعتبار را بدست آ‌ورده است که در نگهداری بشار اسد در راس قدرت موفق شده است.

حالا نبرد دیگری، این بار در ونزوئلای نفت خیز شروع شده است که در یک طرف آن ایالات متحده است که در تلاش برای تغییر رژیم مادورو می باشد و از رهبر اپوزیسیون، خوزه گایدو، که خود را رئیس جمهور اعلام کرده است،  پشتیبانی میکند و روسیه که از رژیم دیکتاتوری سوسیالیست مادورو حمایت میکند.

کامنت:

در(خلاصه) ترجمه گزارش تحلیلی فوق از سایت خبرگزاری معتبر جهانی CNBC  که مصاحبه ای با یک تحلیلگر و استراتژ موسسه بزرگ سرمایه گذاری در دنیا می باشد، می بینیم که تحلیل گر، تمرکز تحلیل خود را بر رقابت برای منطقه نفوذ دو قدرت بزرگ دنیا نهاده است و عامل «مردم»، ماهیت جنبش آنها و مطالباتشان را نادیده گرفته است.

شاید از یک تحلیل گر بازار سرمایه در دنیا این نادیده انگاری جنبش وسیع توده ای مردم سوریه و ونزوئلا، در اعتراض به رژیمهای دیکتاتوری و فاسدشان، امری حرفه ای و طبیعی باشد ولی خواننده نباید با این نگاه به اشتباه  داوری بیفتد.

واقعیت این است که در عرصه سیاسی جهان امروز،  آمریکا به عمده ترین نیروی حامی دموکراسی در دنیا تبدیل گردیده است و این هم درحد اقل ترین تعریف، ناشی از این است که گسترش دموکراسی در دنیا به تضعیف دولتهای استبدادی و استبداد پرور مانند روسیه و چین که رقیب آمریکا هستند کمک میکند. ولی خطا است اگر که این نوع کمک ها را به تلاش رقابت آمیز برای منطقه نفوذ تقلبل دهیم و با این کار عملاً رقابت این دو قدرت را به جنگ دو کفتار برای ربودن طعمه از دهان یکدیگر تنزل دهیم.

اگر این تحلیلگر اقتصادی، درگیری آمریکا و روسیه را که ماهیتاً درگیری بین دموکراسی و ضد دموکراسی در دنیا است تا سطح رقابت اقتصادی و برای منطقه نفوذ تقلیل می دهد، گروه دیگری از تحلیلگران که نگاه حقوقی محض به روابط بین المللی دارند بین مداخله نظامی آمریکا و مداخلات نظامی روسیه نیز علامت تساوی نهاده، ترازوی متعادل حقوقی را بکار گرفته و هرگونه دخالت در امور دیگر کشورها را غیر قانونی و خلاف حقوق بین المللی میدانند که بر چنین مبنایی چون بشار اسد در سوریه و نیکلاس مادورو در ونزوئلا رئیس جمهورهای «انتخاب شده» و قانونی کشورشان هستند حق دارند از روسیه و ایران و حزب الله کمک بگیرند ولو اینکه مردم خود را بکشند و گرسنگی بدهند در حالی که آمریکا دعوت نشده آمده و مداخله گر است و انگیزه های جهان خواری و امپریالیستی دارد.

باز هم در این معادلات عامل مهم مردم و خواست آنها، نادیده گرفته شده و کمک های آمریکا چه نظامی، چه مالی و رسانه ای و چه در شکل تحریم رژیمهای دیکتاتوری، تا سطح حقوقی محض تنزل داده شده و سرنوشت مردم تحت ستم دیکتاتوری ها و خواست آنها در این گیرودار نادیده گرفته میشود.

خلاصه اینکه اولاً مردم ونزوئلا حق دارند از طریق رهبری خودشان، رهبر اپوزیسیون، خوزه گایدو، در برابر رژیم فاسد و دیکتاتوری نیکلاس مادورو از آمریکا کمک بگیرند و این کمک گیری کاملاً مشروع است ولو اینکه طابقُ النعل به نعل، با تفاسیر جانبدارانه  موازین حقوقی همخوانی نداشته باشد.

و در ثانی، آمریکا برای کسب منطقه نفوذ تلاش نمی کند بلکه برای دفاع از تمامیت سیستم مدل دموکراسی غربی در دنیا دفاع میکند. آمریکا بزرگترین قدرتی است که میتواند چنین مسئولیتی را در دنیا به عهده گیرد و اگر قدرت بزرگ نظامی آن نباشد بی هیچ تردیدی دنیا به کام استبداد روسی پوتین، دیکتاتوری شبه نظامی حزبی کمونیستی خلق چین، اتومانیسم اردوغانی و اسلامیسم شیعی ایران فرو خواهد رفت. هیچ یک از دموکراسی های اروپایی یا اقیانوسیه قادر به ایفای چنین نقشی در دنیا نیستند.

آمریکا پلیس دنیا است و دنیا به این پلیس برای حفظ و بقای دست آورد های ارزشمند  دموکراتیک خود که با هزینه ای گزاف بدست آمده است نیاز دارد!

در تعریف پلیس نباید چندان در جستجوی صفات حسنه افراد آن بود بلکه باید توجه کرد: ـ آیا وظیفه پلیسی اش را برای حفظ و گسترش آن دست آورد های گفته شده بخوبی و حرفه ای انجام میدهد یا خیر؟ این است مبنا و معیار قضاوت روی آمریکا!   

   ***********************************

توجه!

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتری از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

پاینده ایران

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

 

 

رژیم و سپاه قدس در تله بی بازگشت سوریه

Share Button

چکیده … ایران در سوریه  دقیقا به وضعیتی افتاده است که نه توان روی یا رویی با اسرائیل را دارد و نه میتواند حملات آن را دفع کند و به به خاطر حیثیتی کردن حضور نظامی اش در سوریه دیگر میتواند پس بکشد. فقط میتواند بماند تا له و خُرد شود و همه نفرات خود را شربت خور کند.

Netanyahu and Khamenei

سون تسو: « …و بنابراین، آنها که در جنگ کار کشته اند، دشمن را به میدان نبرد می کشند و نه اینکه توسط او به به میدان کشانده شوند … ، تو تعین کن که دشمنت در چه وضعیتی باید قرار بگیرد و میدان نبرد را با این کار برای خودت قابل اطمینان کن(چنان مانورهایی بده تا دشمنت در آن وضعیتی که تو میخواهی قرار گیرد. در این صورت به برتری ات در میدان اطمینان مییابی.م) .»

سون تسو:«.. بنابراین، یک فرمانده  کارکشته مواضعی را میگیرد که در آنها شکست نمی خورد و در عین حال هیچ فرصتی را برای چیره شدن به دشمن از دست نمی دهد.»

سون تسو: «آن کس که میداند کی باید بجنگد و کی نه باید، پیروز میشود.»

سون تسو: «خود را ضعیف نشان بده و به نخوت دشمنت دامن بزن»

سون تسو: « ژنرال دشمن را عصبانی کن و مغز او را مغشوش کن»

سون تسو: « شکست ناپذیری در دفاع  است در حالی که پیروزی در حمله فقط یک احتمال می باشد»

سون تسو: «آنها که کار کشته اند، دشمن را از طریق صحنه سازی و مانور  در موقعیتی قرار میدهد تا وادار به حرکاتی شود که منطبق با انتظار می باشد. آنها با یک طعمه او را اغوا می کدند، چیزی که او یقین دارد به آسانی به آن میرسد و با انداختن آن طعمه زود دست یافتنی(هدف تاکتیکی بی اهمیت. م)، با قدرت در انتظار او می نشینند.»

سون تسو: « سردرگمی آشکار، نشانه وجود یک نظم اساسی در پشت سر آن سردرگمی است  و ضعف و ترسیده نشان دادن، نشانه قدرتمندی است.»

اینها گزیده های بودند از آموزه های ژنرال و استراتژ نامدار چین باستان که میتوان گفت در حملات روزهای اخیر اسرائیل به نیروهای ایران، موبه مو از سوی اسرائیل علیه  نیروهای سپاه قدس و زیرمجموعه های افغانی و لبنانی اش رعایت شده اند و رژیم و سپاه قدس درست برعکس آنچه سون تسو توصیه کرده است رفتار کرده اند..

اسرائیل به ایران حمله نکرده است بلکه ایران را به سرزمینی کشانده است که حضورش در آنجا  هیچ گونه توجیهی ندارد و پشت گوش اسرائیل و تمام قدرت نظامی آن می باشد. با افزایش تلفات رژیم و سپاه قدس در سوریه، به دلیل توجی همین توجیه ناپذیری حضور نظامی در آن کشور، فقط بر دامنه نارضایتی مردم افزوده می شود  که حتی به درون خود نیروهای نظامی رژیم هم کشانده خواهد شد.

مطابق با  آموزه سون تسو، اسرائیل با زدن خود به موش مردگی بر غرور کور نظامی و بی پشتوانه رژیم از رهبری گرفته تا رئیس جمهور و سران سپاه، دامن زد. همین امروز فرمانده نیروی هوایی ارتش عزیز  نصیرزاده در اظهاراتی که خبرگزاری پادگانی تسنیم آن را منعکس کرد، گفت:«بی صبرانه در انتظار نبرد با اسرائیل هستیم.». این رجز خوانی مستانه دقیقا همان چیزی است که سون تسو گفت، یعنی دشمنت را به خودش غرّ ه  کن و او را به میدان مورد نظر خود که بر آن احاطه داری بکشان.

اگر همین حملات دیروز را که به کشته شدن(آخرین آمار  کشته ها) ۲۱ نفر که ۱۵ نفرشان از سپاه قدس بوده اند و ۶ نفر از نظامیان سوری، اسرائیل به خاک ایران انجام داده بود، دنیا علیه اسراییل و حامی عمده آن آمریکا عصیان می کرد. ولی اسرائیل ایران را به خاک سوریه کشانده است تا در آنجا به همه نفرات آن شربت شهادت بنوشاند بدون اینکه اعتراض بین المللی را به دنبال داشته باشد و افکار عمومی دنیا و مردم  منطقه را تحریک کند. و معلوم نیست چه تعداد دیگر از مجروحین این حمله زنده بمانند.

ایران در سوریه  دقیقا به وضعیتی افتاده است که نه توان روی یا رویی با اسرائیل را دارد و نه میتواند حملات آن را دفع کند و به به خاطر حیثیتی کردن حضور نظامی اش در سوریه دیگر میتواند پس بکشد. فقط میتواند بماند تا له و خُرد شود و همه نفرات خود را شربت خور کند.

تابناک، سایت پادگانی دیگر، امروز در گزارشی تحلیلی نوشت، که وضع در سوریه خطرناک شده است و احتمال درگیری مستقیم بین ایران و اسرائیل وجود دارد. گزارش نویس در ادامه با لحنی که ناخودآگاه گلایه آمیز است  می نویسد، اسرائیل تا حملات این روزهای اخیر، اولاً راجع به حملات خود سکوت اختیار می کرد و در ثانی آنها را از پیش اطلاع میداد و به اهداف انسانی هم حمله نمیکرد ولی حالا دیگر هم به نفرات نظامی ما حمله میکند و قبلاً هم دیگر اطلاع نمی دهد.

معنای حرف تابناک که باید نظر حاکم بر محافل نظامی ایران باشد، در واقع چنین است: ـ مشکل کار این است که اولاً حالا دیگر اسرائیل با اعلام آشکار حملات خود به نیروهای سپاه قدس، ایران را در موضع خفت آوری قرار میدهد. که این، هم درست  است و هم، نه از روی قمپز در کردن، مانند نظامیان ایران، بلکه برای تحقیر ایران است با هدف اطمینان آفرینی در میان اعراب منطقه تا آنها هم در برابر ایران اعتماد به نفس پیدا کرده و به اسراییل هم بیشتر نزدیک شوند. ولی هدف مهمتر این حملات که میتوان آنها را پروواکاتیو(تحریک آمیز) تلقی کرد، تحریک ایران به واکنش متقابل نظامی نیز می باشد  تا به اسرائیل برای حملات مرگبارتری و حتی در ادامه، به خاک ایران بدهد و در عین حال ایران را پیش قدم در درگیری معرفی کند.

نیروی قدس تنها مانده در سوریه  که ارتش سوریه هم کمترین پشتیبانی از آن نمی کند، در برابر ارتش اسرائیل، در مجاورت خاک آن کشور، یک لقمه یک روزه ارتش اسراییل می باشد. هدف اسرائیل اینست که (باز هم طبق آموزه سون تسو) نیروهای ایران را به آن حرکت و واکنشی وادار سازد که بیشترین مزیت را برای دولت اسرائیل دارد.

بنا بر این در واقع این ارتش و دولت اسرائیل است که  با مانور های «وضعیت آفرین تحمیلی خود به نیروهای ایران» تصمیم می گیرند سپاه قدس و رژیم ایران، چه حرکتی بکنند.

عربده کشی های سران سپاه و رهبر ایران و شیخ حسن روحانی رئیس جمهور، دقیقا آن چیزی است که اسرائیل میخواهد و ایران را وادار به انجام آن میکند.

حملات مرگبار این روزهای اسرائیل که بنا به نوشته  ژرُزالم پست امروز، در ادامه بیش از ۳۰۰ فقره حمله ی به سکوت برگزار شده گذشته می باشند، بیش از این که نوشتم معنا دارد و تحلیل می طلبد  ولی در این پست بیش این خسته کننده میشود.

 

فرمانده نیروی هوایی ارتش ایران: بی صبرانه در انتظار نبرد با اسرائیل هستیم

To approve a single suggestion, mouse over it and click “✔”
Click the bubble to approve all of its suggestions.
To approve a single suggestion, mouse over it and click “✔”
Click the bubble to approve all of its suggestions.
To approve a single suggestion, mouse over it and click “✔”
Click the bubble to approve all of its suggestions.
To approve a single suggestion, mouse over it and click “✔”
Click the bubble to approve all of its suggestions.
To approve a single suggestion, mouse over it and click “✔”
Click the bubble to approve all of its suggestions.

راه دور زدن تحریم نفتی به دست انداز افتاد

Share Button

پس از شروع مجدد تحریمها سخنگویان و بلندگویان رژیم داد سخن دادند که ایران علیرغم تحریمها، نفت خود را خواهد فروخت. یکی از این راهها یافتن دلالان داخلی و خارجی که نامشان در فهرست تحریمها نیست از طریق بورس و فروش نفت به آنها بود تا آنها نفت خریداری در بورس تهران را بنام خود و با ناوگان نفتی ایران یا دیگر ممالک در بازار آزاد دنیا بفرشند. در چنین صورتی تمام عملیات فروش در آنسوی مرزهای ایران به نام این افراد تمام میشد که در معرض تحریم نیستند. و این دلالها دست بازتری از رژیم که تحت نظارت خزانه داری آمریکا است دارند تا این نفتها را در بازار قاچاق یا خارج از نظارت دنیا بفروشند.

حال تابناک خبر میدهد که دو شنبه یک میلیون بشکه نفت به بورس عرضه شد. و در ادامه  می نویسد که خریداران دیگر مجبور به پرداخت بهای نفت خریداری به ارز خارجی نیستند بلکه میتوانند بهای آنرا به پول ایران هم پرداخت کنند. از این عقب نشینی پرداختی گذشته مهلت تسویه حساب هم از ۶۰ روز به ۹۰ روز افزایش یافته است. بهای نفت هم هربشکه ۵۲.۴۲ تعیین گردیده است. این درحالی است که نفت برنت که نفت خلیج فارس هم در کانال آنست، امروز ۵۹٫۴۰ دلار معامله شده است. که نشان میدهد با همه این تخفیفها و مهلت ها، دولت ایران نفت ایران را حاضر است به ۷٫۶۰ دلار زیر قیمت بین المللی بفروشد که از آن میتوان میزان تخفیف داده شده به همان مشتریان خارجی که مهلت ۶ ماهه برای خرید نفت ایران گرفته اند را تخمین زد که بعید است با مقایسه نرخ گذاری بورس در روز دو شنبه، میزان تخفیفی به آنها از ده دلار کمتر باشد.

ولی مسئله این است که این حقه جدید دور زدن تحریم، در همان اول جاده کمربندی اش در دور سر تحریم به بن بست میرسد. و این به بورس نهادن نفت برای فروش فقط تقلای ناموفق رژیم را نشان میدهد که فقط علامتی برای کلاهبردان تحریم نیز هست تا از استیصال رژیم حد اکثر سوء استفاده را بکنند.

گزارش تابناک برای مطالعه در زیر درج میشود

 

فروش نفت ۵۲ دلاری در سومین عرضه بورسی

سرانجام پس از هفته‌ها قرار بر این شد، برای سومین بار نفت خام سبک در بورس انرژی عرضه شود. آن طور که شرکت ملی نفت ایران اعلام کرده دوشنبه (اول بهمن ۱۳۹۷) یک میلیون بشکه نفت خام سبک در حجم‎های ۳۵ هزار بشکه‌ای با قیمت پایه ۵۲.۴۲ دلار به ازای هر بشکه عرضه خواهد شد. در سومین دوره عرضه نفت خام سبک در بورس انرژی علاوه بر امکان تسویه حساب با ارز‌های بین‎المللی، امکان تسویه کامل با ارز ریال ایران با نرخ سنا وجود دارد و همان طور که سابقا رئیس بورس انرژی اعلام کرده، دوره تسویه حساب معاملات نسبت به دو دوره قبلی از ۶۰ به ۹۰ روز افزایش یافته است. به نقل از ایسنا؛ این طور که اعلام شده مجوز‌های لازم برای این عرضه از سران سه قوه بابت سه میلیون بشکه نفت خام در بورس انرژی اخذ شده و قرار است در این مرحله، یک میلیون بشکه نفت خام سبک ایران برای عرضه در نظر گرفته شده و به تناسب فروش، نسبت به حجم عرضه در دوره‎های بعدی تصمیم گیری و اقدام شود