Category: اخبار

تصویری ناقص ولی بقدر کافی گویا از سرنوشت زنان جوان میهنمان

Share Button

از متن یادداشت«…در قانون، برای امثال شهیندخت، راه‌ها و چاه‌ها به خوبی پیش‌بینی‌شده اما اینکه این قانون و این آیین نامه با وجود گذشت ربع قرن  از تصویب چرا اجرایی نمی‌شود، سوالی است که بی‌پاسخ می‌ماند.»

کامنت من:” یادداشتی خواندنی است که دل هر انسان شرافتمندی را بدرد میاورد. در میهن ما قانون، دستگاه قضائی و اقتدار قدرت اجرائی یعنی پشم مگر اینکه نیروی میدانی، نیروی متحد و مقتدر اجتماعی در پشت سر آن قانون و در بالای سر دستگاه قضایی و اجرایی ایستاده باشند و اجرای قانون را امرانه و از موضع قدرت بخواهند. در این مملکت هر قانون ارتجاعی بلافاصله به اجرا گذارده میشود چون در پشت سر چنین قوانینی؛ خود رژیم و در رأس آ خامنه ایی، سپاه، ستاد ائمه جمعه، خیل میلیونی بسیجیان و رانتخواران حاشیه قدرت ایستاده اند. این یک توهم است اگر تصور شود در این مملکت با تغیر قانون، وضع عوض میشود. فقط با تغیر وضع است که قوانین مردمی اجرائی میشوند.»

ایلنا گزارش می‌دهد؛

زنانی با «رویاهای رنگ‌باخته» در میدان‌های شهر

زنانی با «رویاهای رنگ‌باخته» در میدان‌های شهر

از این دختر‌ها و زن‌ها، گوشه و کنار این شهرِ درندشت، کم نیستند؛ زن‌هایی که از حقوقِ کار محرومند و کارشان، کارمزدی است. کاسبیِ صاحب کار که خوب باشد، نانِ بخور و نمیری دارند، کاسبی که نباشد، فقط می‌آیند و می‌روند؛ بیگاریِ بی‌مواجب و بدون هیچ چشم‌انداز روشن.

«قرارداد ندارم، مانتو می‌فروشم، پورسانت می‌گیرم؛ این را هم همینطور شفاهی با صاحب مغازه توافق کرده‌ایم؛ هم من، هم دو فروشنده دیگری که اینجا با هم کار می‌کنیم و کارِ مشتریان را راه می‌اندازیم.»

اسمش شهیندخت است، دختری بیست و چندساله که در یکی از مانتوفروشی‌های دورِ میدان هفت تیر، شاغل است؛ هفت تیر به اصطلاح، کُلونیِ لباس رسمی زنانه است؛ تا دلت بخواهد مانتوفروشی و شال‌فروشی است و تا دلت بخواهد دختران جوانی هستند که در این مغازه‌ها کار می‌کنند.

از میان این همه مغازه و فروشگاه، سراغ دختری به نام شهیندخت آمدیم تا از شرایط شغلی‌اش برایمان بگوید؛ شهیندخت دختری است با موهای بلوند و شالِ پررنگِ جیغ، دختری که اجازه نمی‌دهد از محل کارش عکسبرداری کنیم؛ حتی اجازه نمی‌دهد نام مغازه را در گزارش بیاوریم یا از بیرون مغازه، یک شات کوچک تصویر برداریم؛ او می‌ترسد؛ می‌ترسد که همین شغل نیم‌بندِ به قول خودش «آبکی» را هم از دست بدهد؛ شاید هم ترسش چندان پُربیراه نباشد؛ اوضاعی که در آن به سر می‌برد، تعریف چندانی ندارد؛ وقتی از اوضاع و احوال کارش می‌گوید، بی‌پناهیِ زنان شاغل در این دست مشاغل، خودش را بیشتر نشان می‌دهد:

«سال آخرِ دانشگاه که بودم، از بیکاری و بی‌پولی به ستوه آمدم؛ پدرم که چندسالی می‌شد بازنشست شده بود، درآمد چندانی نداشت؛ او در یک کارخانه چینی‌سازی کار می‌کرد و نمی‌دانم چطور شده که با بیست سال سابقه، بازنشست شده و کمتر از همکارانِ هم‌رده‌اش حقوق می‌گیرد؛ برادر بزرگم هم مدتی راننده تاکسی بود، که گرفتار اعتیاد شد و چند سالی است که تا لنگ ظهر فقط در خانه می‌خوابد و بعد هم تا عصر سیگار پشتِ سیگار دود می‌کند، وقتی عصر‌ها نشئه شد، شاید چندساعتی کار کند؛ آن هم می‌شود خرجِ عمل خودش و خلاص…»

او می‌خواهد بیشتر از این‌ها از اوضاع زندگی و خانواده‌اش درددل کند؛ از خواهر طلاق‌گرفته، از عشق ناکام دوران دانشجویی خودش و از مادری که کم‌کمَک دارد، آلزایمر می‌گیرد؛ اما ترجیح می‌دهم از شغلش بگوید، از کارکردن در مغازهٔ رو به میدانِ هفت تیر:

«چند روزی، روزنامه همشهری را گرفتم و آگهی‌ها را چرخیدم؛ چیزی که به دردِ رشته‌ام، تاریخ، بخورد که پیدا نمی‌شد؛ کمی که چرخیدم، ناامیدی سراغم آمد؛ فهمیدم یا باید دستفروش شوم و خودم در مترو و کنارِ خیابان بساط کنم، یا شغلی مثل تایپ یا فروشندگی را انتخاب کنم؛ تایپ کردن برایم راحت نبود، دنبال مغازه‌های لباسِ زنانه گشتم و در ‌‌نهایت، بعدِ یک ماه، اینجا را پیدا کردم؛ روزی که برای مصاحبه آمده بودم، زن‌ها صف کشیده بودند، چه صف درازی؛ نبودید و ندیدید….»

شهیندخت از اینکه توانسته کار بگیرد، احساس غرور هم می‌کند:

«نمی‌دانید چقدر دلهره داشتم؛ ولی فکر کنم هم از همهٔ زن‌ها سرزبان‌دار‌تر بودم و هم خوش بر و رو‌تر؛ این چیز‌ها خیلی مهم است؛ چرا می‌خندید؟ باور نمی‌کنید؟ انگار در باغ نیستید اصلا..»

حالا درست، ۸ ماه است که شهیندخت، مانتو می‌فروشد و به قول خودش با پورسانت و انعام زندگی می‌کند؛ قراردادِ نوشته ندارد؛ حقوق ثابت ندارد؛ از بیمه هم خبری نیست؛ می‌گوید: ماهی دویست-سیصد، دستی از صاحب مغازه می‌گیریم، بابت تمیزکاری‌ها و چای دم کردن و خدمات، بقیه‌اش، درصدِ فروش است؛ دمِ عید به یک و نیم میلیون تومان هم رسید درآمدم؛ اما حالا اغلب ماهی ۷۰۰- ۸۰۰ بیشتر درنمی‌آورم؛ منتظر شهریور هستم، با نزدیک شدن به مهر و باز شدن مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها، دخترخانم‌ها و محصل‌ها دسته دسته می‌ریزند هفت تیر؛ می‌آیند، مانتو می‌خرند و وضعِ ما فروشنده‌ها باز کمی بهتر می‌شود.

در‌‌ همان حینِ صحبت، دو سه خانمِ مشتری داخل مغازه می‌شوند؛ شهیندخت با تاسف نگاه می‌کند که چرا بیرون ایستاده و مشغول صحبت است؛ باید برود داخل، گرچه قشنگ نیست این حرف، اما باید به اصطلاح خودش مشتری‌ها را قاپ بزند؛وگرنه پورسانت، نصیب دو فروشندهٔ دیگر می‌شود و کو تا دوباره سه خانمِ خواهانِ مانتو بیایند سراغ این مغازه.

از این دختر‌ها و زن‌ها، گوشه و کنار این شهرِ درندشت، کم نیستند؛ زن‌هایی که از حقوقِ کار محرومند و کارشان، کارمزدی است؛ این زن‌ها، کاسبیِ صاحب کار که خوب باشد، نانِ بخور و نمیری دارند، کاسبی که نباشد، فقط می‌آیند و می‌روند؛ بیگاریِ بی‌مواجب و بدون هیچ چشم انداز روشن…

74

این زن‌ها زیادند و قصه‌هایشان اغلب شبیه هم؛ اما اگر سراغ قانون کار برویم، برای این‌ها هم تدبیر اندیشیده‌شده؛ تدبیری که رعایت نمی‌شود:

ماده ۱۹۰ قانون کار: مدت کار، تعطیلات و مرخصی‌ها، مزدحقوق صیادان، کارکنان حمل و نقل (هوائی، زمینی و دریائی) خدمه و مستخدمین منازل، معلولین و نیز کارگرانی که طرز کارشان بنحوی است که تمام یا قسمتی از مزد و درآمد آن‌ها به وسیله مشتریان یامراجعین تامین می‌شود و همچنین کارگرانی که کار آن‌ها نوعا «در ساعات متناوب انجام می‌گیرد، در آئین‌نامه‌هائی که توسط شورایعالی کار تدوین و به تصویب هیات وزیران خواهد رسید، تعیین می‌گردد. در موارد سکوت مواد این قانون حاکم است.

حال سراغ آیین نامه مربوطه می‌رویم: آیین‌نامه مربوط به این دست شاغلینِ به اصطلاح کارمزدی یا انعامی، در تاریخ سیزدهم تیرماه سال ۱۳۷۲ توسط هیات وزیران تصویب شده‌است.

در این آیین‌نامه اولا بر ضرورتِ قرارداد تاکید شده و آمده سهم کارگر از وجوهِ دریافتیِ مشتری بایستی در قرارداد مشخص باشد؛ همچنین مزد ثابتِ پرداختی توسط کارفرما هم باید در قرارداد بیاید. دوما در این آیین نامه آمده که انعامی که کارگر از مشتری می‌گیرد، جزو مزد محسوب نمی‌شود و در ‌‌نهایت مهم‌تر از همه این است که طبق این آیین‌نامه، مجموع دریافتی کارگر، نباید از حداقل دستمزد مصوب کمتر باشد. همچنین در این آیین‌نامه آمده که کارگران مشمول، می‌توانند از تعطیلات و مرخصی براساس فصل سوم قانون کار استفاده کنند و مزد آن‌ها در دوران مرخصی و تعطیلات باید توسط کارفرما پرداخت شود.

در قانون، برای امثال شهیندخت، راه‌ها و چاه‌ها به خوبی پیش‌بینی‌شده اما اینکه این قانون و این آیین نامه با وجود گذشت ربع قرن  از تصویب چرا اجرایی نمی‌شود، سوالی است که بی‌پاسخ می‌ماند.

وقتی شهیندخت حقوقش را می‌فهمد، اینکه بایستی قرارداد داشته باشد و دستمزدش هم نباید از حداقل مزد که برایش توضیح می‌دهم امسال نهصد هزار تومان و خورده‌ای است، کمتر باشد، هم تعجب می‌کند و هم با یک دنیا استیصال در چشمانش می‌پرسد: خُب چطور باید اعتراض کنم و حقم را بگیرم؟ چطور که بیکار هم نشوم؟ و البته این هم سوال دیگری است که بی‌پاسخ می‌ماند….

در روزهای گذشته وزیر کار، در نشستی گفت: پرداخت انعام و قرارداد سفید امضا باید از بازار کار خارج شود؛ ربیعی گفت: متاسفانه برخی خبر‌ها حاکی از آن است که طیفی از کارگران امروز تنها با انعام زندگی خود را می‌چرخانند که باید به شدت از این نوع رفتار‌ها جلوگیری کرد مسائلی مانند دریافت انعام به‌جای دستمزد و کار با قرارداد سفید امضا باید هرچه زود‌تر از فضای کار و کارگر ایران خارج شوند. با این حساب، شاید فقط باید منتظر نشست و دید چطور قرار است این اتفاق بیفتد. آیا می‌توان امیدوار بود که روزی از راه می‌رسد که زن‌هایی مثل شهیندخت آنقدر درآمد داشته باشند که بتوانند مخارج یک زندگی شایسته را با فروشندگی در مغازه‌ای رو به میدانی در شهر، تامین کنند؟ روزی که هر روز از بیکارشدن نترسند…

بعدازظهرِ یک روز گرم تابستان به شب نزدیک می شود؛ اینجا میدان هفت تیر است؛ یک میدان شلوغ و پَررفت و آمدِ تهران؛ پر از آمد و شدِ آدم‌ها و هیاهوی مغازه‌ها. به راستی چند میدان مثل هفت تیر، چند شهر مثل کلانشهر تهران و چند زن مثل شهیندختِ جوان و پر از رویا وجود دارد؟ از واقعیت فاصله نگیریم: چقدر انتظار برای شهیندخت کافی است تا روزگار، نو شود و دورانِ غم به سر آید؟

سرمایه گذاری خارجی در مصر، برای سال جاری به۱۰میلیارد دلار میرسد

Share Button

Sahar Nasr

File photo: Sahar Nasr talks during an interview with Reuters when she was minister of international cooperation, in Cairo, Dec. 8, 2015. Following a merger of two ministries, she is now now minister of investment and international cooperation Reuters

سحر ناصر، وزیر سرمایه گزاری مصر اعلام کرد که،سرمایه گذاری مستقیم خارجی در مصر در سال مالی ۲۰۱۶ ـ ۱۷ که در ماه پیش پایان یافت،به رقم ۸٫۷$ میلیارد دلار بالغ گردید.

سال قبل، مصر به یک توافق بین المللی برای دریافت ۲۲$ میلیارد دلار از مؤسسات مالی بین المللی  نائل گردید. و پول ملی خود، پوند را شناور کرد تا سرمایه های خارجی را به کشور جلب کند.

وزیر سرمایه گزاری میگوید که در سال جاری مالی رقم سرمایه جذب شده به کشور به رقم ۱۰$ میلیارد دلار خواهد رسید.

بانک مرکزی مصر در هفته قبل اعلام کرد که، ذخیره ارزی این کشور ۴٫۷۳ $ میلیارد دلار افزایش یافته و به ۳۶٫۰۴ $ میلیارد دلار در پایان ماه گذشته، ژولای رسیده است

سه ماهه گذشته مصر شاهد افزایش جهشی تعداد واحد های اقتصادی بوده است که تأسیس گشته اند رقم مؤسسات ایجاد شده به ۳٫۵۶۶ رسید که در مقایسه با ۳٫۰۳۳ واحد  در دوره مشابه سال قبل، افزایش چشمگیری را نشان میدهد.

پایان گزارش اهرام انلاین

……………………………

کامنت من

زمانی به اهمیت دستآوردهایی فوق پی میبریم که در نظر بگیریم؛ در آمد توریستی مصر بعنوان یکی از عمده ترینهای منابع تأمین ارزی کشور طی ۳ سال گذشته بعلت عملیات تروریستروریستی بنحو قابل ملاحظه ایی کاهش یافته است. در نظر بگیریم که مصر بمدت ۳ سال از انقلاب ۲۵ ژانویه که منجر به سرنگونی مبارک شد تا سرنگونی محمد مرسی در اغتشاش و نا امنی سیاسی و هرج ومرج بود.

اگر بخواهیم با مملکت خودمان مقایسه کنیم، در مصر حتی یکی از موارد اختلاس از دستگاهها و بانکهای کشور که امری عادی شده است وجود ندارد.

در ژانویه امسال بخشی پلیس قاهره دست به اعتصاب زدند. دو روز پیش دادگاه ۵۰ نفر از انها را که به تهدید علیه فرماندهان خود متوسل شده بودند را به هریک ۳ سال زندان محکوم کرد. باید از خود بپرسیم اگر پلیس ایران جرئت اعتصاب بیابد، و اگر اعتصاب کنندگان فرماندهان خود را تهدید کنند چه بلایی برسرانها خواهد آمد؟ صرفنظر از محکومت آن پلیسها، آیا نفس دست زدن به اعتصاب در دستگاه پلیس خود ناشی از عدم وجود جو ترس امنیتی در جامعه نیست؟

 n. ..50 low-ranking police went on strike in January to protest against a cut in holiday entitlement

The policemen had gone on strike in January to protest against reduced holidays and allegedly “threatened violence” against superior officers, the newspaper said.

……………………………………………………………….

Egypt FDI seen at $8.7 bln in FY 2016-17: Investment ministry

Reuters , Friday 4 Aug 2017

Sahar Nasr

File photo: Sahar Nasr talks during an interview with Reuters when she was minister of international cooperation, in Cairo, Dec. 8, 2015. Following a merger of two ministries, she is now now minister of investment and international cooperation Reuters
 
 
Foreign direct investment in Egypt is expected to have risen to about $8.7 billion in the 2016-17 fiscal year that ended last June, compared to about $6.9 billion the previous year, an Investment Ministry statement said on Friday.

Egypt late last year signed a $12 billion three-year International Monetary Fund loan agreement and floated its currency in a bid to lure back investors that fled after its 2011 political uprising.

The ministry said that current indicators suggest FDI will exceed $10 billion in the current fiscal year.

Egypt’s central bank said this week that foreign reserves jumped by $4.73 billion to $36.04 billion at the end of July, higher even than their level before the 2011 uprising drained the country of foreign currency.

The last quarter of the 2016-17 fiscal year saw a jump in the number of new companies established, hitting 3,566 compared to 3,033 the year before, the statement said.

Egypt is hoping a new investment law ratified in June that provides a raft of incentives like tax breaks and rebates can draw in fresh capital needed to boost economic growth.

The executive regulations of the law, which provide crucial details on what projects are eligible, are expected to be passed within the coming weeks.

 

Venezuela Abandons Any Claim to Democracy

Share Button

Venezuela’s neighbors should now expel it from the Mercosur trading bloc and renew their push for condemnation by the Organization of American States. They should also do more to publicize what they know about the regime’s nefarious activities — the hundreds of millions (if not billions) of dollars in assets its members have appropriated, its role in drug trafficking and human smuggling, or its support for terrorists and abusers of human rights.

The Editors
Where votes don’t count. Photographer: Juan Barreto/AFP/Getty Images

President Nicolas Maduro’s bogus vote to rewrite Venezuela’s constitution is an affront to the country’s democratic government. To persuade him to change course, Venezuela’s neighbors will have to forge an unprecedented common front.

Notwithstanding the regime’s claims, the number of Venezuelans who voted for a new constitutional convention on Sunday was likely well under half the number who voted against it two weeks ago. In the day preceding the vote, some ۱۵ people were killed. But more unrest won’t deter the regime from dissolving the opposition-controlled legislature, cracking down further on protesters and booting internal dissenters such as its attorney general.

QuickTakeVenezuela’s Revolution

What’s needed is concerted and sustained action. The U.S. has just added Maduro to its list of Venezuelan officials facing sanctions, which Mexico, Panama and Colombia have said they would help enforce. Argentina, Brazil, Chile and Peru are among those who have said they won’t recognize the results of the vote, which Canada, the United Kingdom and the European Union have also condemned.

Venezuela’s neighbors should now expel it from the Mercosur trading bloc and renew their push for condemnation by the Organization of American States. They should also do more to publicize what they know about the regime’s nefarious activities — the hundreds of millions (if not billions) of dollars in assets its members have appropriated, its role in drug trafficking and human smuggling, or its support for terrorists and abusers of human rights.

More broadly, the United Nations Security Council needs to take up Venezuela’s abuses against its people. For that to happen, Latin America’s democracies will have to persuade China, a permanent member of the security council and Venezuela’s biggest creditor, that “non-interference” is a non-option.

Inevitably, more sanctions will have to be put on the table. But to be effective, they must be as collective as possible, target individuals rather than Venezuelans as a whole, and offer a clear off-ramp. A ban on Venezuela’s oil exports doesn’t pass that test: It would likely not only cause a disastrous debt default and economic hardship for ordinary citizens, but also give Maduro the perfect alibi for running his country into a ditch.

That’s why the U.S., the EU and Latin American nations must also offer ordinary Venezuelans a vision of a better future. Pledges of humanitarian aid and assistance from the International Monetary Fund and other financial institutions, for example, could help a democratic Venezuela recover from its spiraling economic crisis, including an inflation rate nearing 1,000 percent. Offering such help to a country with the world’s biggest proven oil reserves may seem absurd. But such are the depths to which Venezuela has sunk under Maduro’s inept and brutal leadership.

To contact the senior editor responsible for Bloomberg View’s editorials: David Shipley at davidshipley@bloomberg.net .

ونزوئلا به چه سوی میرود؟

Share Button

رژیم مادورو کمر به سرکوب جنبش مردم بسته است و نیروهای میدانی ضد رژیم هم در کارزار خیابانی روزمره علیه نیروهای سرکوبگر رژیم، ابتکارات رزمی از خود نشان میدهند. این فضای رزمی ایجاد شده، بمعنای اینست که به احتمال بسیار قوی، رژیم سرکوب اعتراضات را شدید تر و خونین تر خواهد کرد و مبارزان ضد رژیم هم پا بپای آن در آموزشگاه رزم و جنگ و گریز خیابانی بر قابلیت های رزمی و توانایی تاکتیکی خود خواهند افزود.


نیکلاس مادورو بالاخره انتخابات مجلس مورد نظر خویش را برای برای باز نویسی قانون اساسی، زیر سایه سنگین حضور قریب ۱۵۰ هزار نظامی و هزاران پیراهن شخصیِ شبه نظامی و موتور سوار  شبیه انصار حزب اللهی در مملکت خودمان، برگزار کرد. او مدعی شد که ۸ میلیون در این انتخابات شرکت کرده اند. یعنی حدود .۴۱% از واجدین شرایط رأی دهی. [تعداد کل واجدین شرایط حدود ۲۴ میلیون است.]

این رقم ۸ میلیون ساختگی، اگر بیشتر از این اعلام میشد، با قلت پایگاه اجتماعی رژیم، بصورت جوک در می آمد و اگر کمتر از اینهم اعلام میشد از رقم ۷ میلیونی شرکت کننده در رفراندم اپوزیسیون که دو هفته پیش انجام شد کمتر میشد که بمعنی شکست رسمی  این انتخابات میبود.[ در ان رفراندم که در بخشهای مرکزی کشور و در ۲۰۰۰ از حوزه و منطقه از جمعاً ۱۴۰۰۰ حوزه انجام شد ۷ میلیون شرکت کرده و علیه رژیم رأی دادند]

اپوزیسیون میزان مشارکت کننده انتخابات یکشنبه را ۱۲٫۵% واجدین شرایط، یعنی قدری بیش از حدود ۲ میلیون و منابع مستقل، به گفته BBC حدود ۳٫۵ میلیون، یعنی حدود ۱۳% واجدین شرایط رآی دهی بوده است. بنا به گزارش خبرگزاری آسوشیتد پرس، یک مؤسسه آماری وابسته به بانک سرمایه گذاری Torino Capital و یک مؤسسه نظر سنجی افکار عمومی با رصد ۱۱۰حوزه رأی گیری میزان مشارکت را ۳٫۵ میلیون، یعنی ۱۸٫۵ واجدین شرایط ارزیابی کرده اند.

برای اثبات ساختگی بودن رقم ارائه شده این انتخابات از سوی برگزار کنندگان آن، کافیست تا به انتخابات پارلمانی سال پیش که منجر به پیروزی ۸۰%ی اپوزیسیون گردید اشاره شده و با آن مقایسه شود.

بعلت تحریم یک پارچه این انتخابات از سوی اپوزیسیون، فقط هواداران رژیم عملاً به پای صندوقها رفتند و حتی از آنهم کمتر زیرا که بخشی از رآی دهندگان، کارمندان دولتی بودند که از ترس اخراج رأی دادند، و کارگرانی که با شایعه قطع یارانه اشان در صورت خود داری از رأی دادن، حاضر شدند بروند و برگه های خود را به صندوق بیاندازند که انتظار اعلام آمار این گونه آراء، که قطعاً آرای باطله هستند از طرف رژیم عبث است.

این انتخابات از طرف اتحادیه اروپا، کشورهای همسایه ونزوئلا مانند کلمبیا، آرژانتین و برزیل محکوم و فاقد مشروعیت اعلام شده است. آمریکا هم در همین رابطه علاوه بر تحریم ۱۳ نفر از نزدیکان مادورو در پیش از انتخابات، دیروز خود او را هم تحریم کرد.

در اینکه رژیم مادورو با این بگیر و ببندها نمیتواند برای خود مشروعیت ساخته و پایه اجتماعی اقتدار سیاسی خود را تحکیم کند کمترین تردیدی نیست و در اینکه تحرمیهای جدید، فشار خارجی و انزوای سیاسی در منطقه و دنیا هم پایه های اجتماعی آنرا با گذشت هر روز بیشتر فرسایش خواهند داد جای کمترین تردیدی نیست ولی آنچه در رفتار حاکمانه این رژیم درس آموز است اینست که سماجت آن برای حفظ قدرت، مانند رژیم بشار اسد در سوریه و موگابه در زیمبابو نشان میدهد که دیکتاتوریهای شرق گرا و چپ نما تا چه حد در چسبیدن به قدرت، تا مرز نابودی مملکت و فقر، گرسنگی و آوراگی ملتی که بنام آن حکومت میکنند سرسخت هستند و عاری از وجدان ملی و سیاسی. وجدان آینگونه فرمانروایان فقط قدرتی است که بدان مانند کنه چسبیده اند.

تاریخ دویست ساله اخیر جهان، رفتن و آمدن صذهها رژیم را در سراسر کره ارض شاهد بوده است ولی فقط نمونه هیتلر، یک چنین جانسختی نمونه واری از خود نشان داده است که رزیمهای اسد و مادورو از خود نشان میدهند.

من در اینجا رژیم حاکم بر میهن خودمان و رژیم پوتین در روسیه را نیز در این زمره قرار میدهم و اضافه میکنم که اگر وجود رژیم ایران، پوتین و چین نبودند، رژیمهایی نظیر بشار اسد، نیکلاس مادورو، و کیم ایل یون در کره، حتی یک هفته در برابر فشار خارجی و اعتراضات مردمی در درون کشورهای خود نمیتوانستند دوام بیاورند. این رژیمها، همگی در یک ارتباط منظومه ایی و اقماری، و یک پیوند دینامیک داخلی (interactional)، بهمدیگر پشتوانه استراتژیک داده و برای یکدیگر عمق و عرض استراتژیک ایجاد میکنند.

با به اجرا گذاردن این انتخابات کذایی برای بازنویسی قانون اساسی دیکتاتور پسندانه، و سرکوب اعتراضات مردمی به قیمت ۱۱۵ کشته تا امروز، رژیم مادورو بیشک پا در راهی نهاده است که رژیم بشار اسد در ۶ سال قبل در آن پا  نهاد. رژیم مادورو پتانسیل اینرا دارد که ونزوئلا را به سوریه آمریکای مرکزی تبدیل کند ولی از بدبختی او، ونزوئلا نه در خاورمیانه بلکه در آمریکای مرکزی واقع شده است که امکانات کمک رسانی روسیه، ایران و چین بدان چندان آسان نیست. ونزوئلا برعکس سوریه، در بدو اعتراضات مردمی از اپوزیسیونی پارلمانی معتبر برخوردار است که با آرای ۸۰%ی مردم  پا به مجلس نمایندگان گذارده است. اپوزیسیون ونزوئلا بنا به همین دلایل، بمراتب انسجام یافته تر از اپوزیسیون بسیار پراکنده سوریه در آغاز قیام مردم  آنکشور بوده و از نظر گروهبندیها و اهداف سیاسی راهبردی اش  هم دوچار سردرگمی ایدئولوژیک یا دین زده  نیست و میداند چه میخواهد.

این عوامل ذکر شده فوق بگذریم، سیر حوادث ونزوئلا تا آنجا که به رفتار و عکس العمل رژیم مادورو نسبت به اعرتاضات دموکراتیک مردم مربوط میشود، شباهت های زیادی با نمونه سوری خود نشان میدهد.

رژیم مادور کمر به سرکوب جنبش مردم بسته است و نیروهای میدانی ضد رژیم هم در کارزار خیابانی روزمره علیه نیروهای سرکوبگر رژیم، ابتکارات رزمی از خود نشان میدهند. این فضای رزمی ایجاد شده، بمعنای اینست که به احتمال بسیار قوی، رژیم سرکوب اعتراضات را شدید تر و خونین تر خواهد کرد و مبارزان ضد رژیم هم پا بپای آن در آموزشگاه رزم و جنگ و گریز خیابانی بر قابلیت های رزمی و توانایی تاکتیکی خود خواهند افزود.

سخن کوتاه، انتخابات یکشنبه گذشته، نه آنچنان که مادورو وعده داد، دموکراسی و ثبات بلکه آنچنانکه که در عمل نشان داد دیکتاتوری، سرکوب و بی ثباتی و سرانجام یک جنگ داخلی خونین به مردم خود هدیه خواهد کرد. ولی چه با اعتراض خیابانی و چه با جنگ داخلی، رژیم مادورو کمترین شانسی برای ماندن بر سر قدرت ندارد. او سرنگون خواهد شد!

ویدئو کلیپ زیر را ببینید!

و ثبات و دمکراسی نیکلاس مادورویی چنین مسقر میشود!

………………………………

………………………………………………..

Venezuela Is Beginning To Resemble A War

The view from the protest groups is that the fight is entering a new phase

Sky’s Stuart Ramsay is caught up in a tear gas attack and shot at by police while covering Venezuela’s election.

The election result was never in doubt.

How the opposition politicians, the street fighters and Venezuela’s security services react will determine whether or not the death toll rockets in the coming days.

The omens are not good.

Weeks of confrontation, flats raided and set on fire by the police, shootings of unarmed civilians, Molotov cocktails and roadside bombs, injured police, armed pro-government militias roaming the streets at night and now the military deployed. It’s the stuff of nightmares.

Venezuela’s economy is dominated by the oil industry, and it has the largest proven reserves of crude oil in the world. President Hugo Chavez, who was elected in 1998 on a populist platform, consolidated state control over the economy and nationalized its telephone and electricity companies. Chavez was succeeded upon his death by his vice president, Nicolas Maduro, who was elected president in 2013

President Maduros government has faced ongoing protests and civil unrest since the beginning of 2014. There are growing signs that Maduros support in the region is dwindling, as neighboring countries have expressed concern about his governments response to the crisis, including the aggressive treatment of protesters.

The anti-government protesters had been calling the election day “D-Day” for a week and they are promising it is just the start.

Every announcement from the government on moves to change the constitution or the law will be met with yet further street protests.

Despite international condemnation and internal unrest, the government is ploughing on with its agenda of taking total control; and it is difficult to see what the opposition or its opposition-controlled parliament can do about it.

Where groups of demonstrators gather – even in small numbers – they are hit

The new assembly, however illegitimate, is a higher body and the courts loaded with Maduro judges will support it.

With the more militant elements of the opposition already frustrated by what they see as inertia from their political leaders it seems likely that things really are going to get much worse.

The security forces tactic is to stop mass marches before they even start.

Where groups of demonstrators gather – even in small numbers – they are hit.

The first volleys of tear gas are fired across their barricades, as they gather. Soon afterwards, the National Guard and National Police on motorcycles, in full riot gear and carrying shotguns, make their charge.

We were part of the chaos as it developed. Young demonstrators scooped up the tear gas and threw it back. But as the motorcycles got nearer there was utter pandemonium as people tried to flee, scrabbling over their own barricades that were now locking them inside the kill zone.

Hundreds streamed through narrow streets and we were virtually carried along as the gas enveloped the crowds.

It is choking and debilitating. Your eyes and throat burn.

They were heading for a cathedral and they pushed inside as more tear gas rounds sizzled around us.

We paused for a moment before realising we were being hunted down and ran as fast as we could away from the trouble.

Near the brow of a hill we stopped and looked back. The guards were through the barricades and heading towards us.

There was no escape and we stood with our hands in the air, with our press credentials on show.

Dozens of motorcycles passed us on the corner. They could see we were unarmed and they could see three of us were European and, let’s be frank, not very young. But one of the riders fired at point blank range. Our Venezuelan producer was hit in the arm with salt pellets.

 

The tear gas is choking and debilitating, Stuart Ramsay says
Anti-government activists clash with security forces during a protest against the elections for a Constituent Assembly proposed by Venezuelan President Nicolas Maduro, in Caracas on July 30, 2017.
Deadly violence erupted around the controversial vote, with a candidate to the all-powerful body being elected shot dead and troops firing weapons to clear protesters in Caracas and elsewhere. / AFP PHOTO / Ronaldo SCHEMIDT (Photo credit should read RONALDO SCHEMIDT/AFP/Getty Images)

There is no excuse for this as a rule, but this is a very violent confrontation and it is beginning to resemble a war. In these circumstances things like this happen.

The same motorcycle unit sped off to another confrontation 100m from our position. As they passed through one of the rubbish strewn barricades an enormous roadside bomb was detonated. This is where it is going. I had not expected this type of escalation. The army is now deployed as well.

The numbers of people being killed continues to rise. It seems neither side is prepared to back down. It looks certain that things are going to get even worse.

……………………………….
Bloomberg

04/08/2018
Russian Oil Giant Lends Support to Venezuela Oil Company
……………………………

(AFP(NAHARNET

14/08/2017

Some Quick Facts on Venezuela’s Dire Economy

………………….

رژیم مادورو مصمم به سرکوب جنبش مردم است!

Share Button

رژیم مادورو که تا کنون علاوه بر ویرانسازی مملکت به کشتن حد اقل ۱۰۰ نفر تا دیروز متهم است، بسیار بعید است در برابر فشار جنبش مردم  عقب بنشیند زیرا در صورت عقب نشینی جای او  تا آخر عمر  پشت میله های زندان است و اگر هزار برابر این تعداد را هم بکشد و مملکت را بیشتر متلاشی سازد بازهم همان کیفر را خواهد دید. بنا بر این، عطف به مقدمه یادداشت در باره چپ پسا فروپاشی کمونیسم، باید نتیجه گرفت که رژیم مادورو بنام آن آئینی که او از آن برای مردم امامزاده ساخته و خود کمترین باوری بدان ندارد، تا لحظه ایی که بتواند بقیمت کشتار مردم و سرکوب آنان در قدرت خواهد ماند هرچند در سرنگونی قطعی او تردیدی نیست ولی آنچه مطرح است، میزان کشتار و و ویرانی ای است که او از پس خود باقی خواهد گذارد.

اگر برای حدود یک صده، تا مقطع فروپاشی اردوگاه کمونیستی، مفهوم، آرمان و ایدئولوژی چپ، سوسیالیسم و کمونیسم، بیانگر یک آرمانگرایی ضد سرمایه داری، ضدکالاپرستی و پول پرستی بود و  در عرصه سیاسی ،در کلام و گفتار، مدافع دموکراسی و در عرصه جهانی بیان سلطه ستیزی و استیلاجویی امپریالیستی بود، و بنا به این پیش فرضها برای  چندین نسل جوانان روشنفکر و پیکارجویان راه عدالت اجتماعی گفتمانی راهبردی،  پس از فروپاشی بلوک ورشو با محوریت مسکو و عریان شدن چهره ضد انسانی، سترون و ضد توسعه گرایی آن به یکباره تمام آن ویژیگیهای انسانی، آرمانی نسبت داده شده بدان از این گفتمان تاریخی رخت بر بست و به یک لعنت تاریخی تبدیل گردید ولی هنوز متولیان سمجی برای آن وجود دارد که دست از این امامزاده بی معجز و رسوا شده دست نمی کشند و میکوشند از آوازه قدیم آن برای خود وجهه اجتماعی و سیاسی بسازند.

در عرصه بین المللی امروز، وارثین به لحاظ اخلاقی، آرمانی و ایدئولوژیک فقیر و بی بضاعتِ آن چپ آرمانخواه گذشته؛ آن گفتمان تاریخی را از هر نظر به ابتذال کشانده و آنرا به آمریکا ستیزی کور تبدیل کرده اند. و پارادوکسال در زمانی هم، که آمریکا بدلیل تحولات جهانی نیم قرن اخیر چه در عرصه اقتصادی و چه مناسبات و موازنه قدرت، در موضع دفاع از دموکراسی قرار گرفته است.

به برکت این تغیر موضع و نقش آمریکا، بکمک مستقیم آن یا با چراغ سبز آن نه تنها بیشتر ممالک تحت سلطه استبدادی شوروی به دموکراسی های مدرن و توسعه گرا تغیر نظام دادند، بلکه در تعداد زیادی از خشن ترین دیکتاتوری اقماری خود آمریکا نیز دموکراسی مسقر گردیده که با رشد شتابان اقتصادی هم همراه می باشد. برزیل، شیلی، اندونزی، کره جنوبی، تایلند، سنگاپور، فیلیپین، مالزی، نمونه های از این کشورها هستند که تعدادی از آنها بدلیل رشد جهشی اشان به ببر اقتصادی موسوم شده اند.

نقش آمریکا در جهان طی این دوران دگرگون گشته و؛ گسترش دموکراسی و توسعه آفرینی اقتصادی و اجتماعی در جهان به استراتژی راهبردی آنکشور تبدیل گردیده است در حالیکه باز ماندگان چپ در دنیا همچنان در دنیای تنگ خود دست و پا میزنند و بعلت سرمایه گذاری خود روی این گفتمان تاریخ گذشته نمیتوانند از آن دست بردارند یا دل بکنند. برای این چپِ پسا کمونیسم، دیگر گفتمان چپ به یک دکه سیاسی تبدیل گردیده است که اثری از آن شادابی آرمانگرایانه، جوان و روشنفکر پسند دهه های پسا جنگ جهانی اول تا مقطع فروپاشی بلوک شرق در آن دیگر اثری نیست. چپ امروز همانند عفریته ایی است که با سرخاب و سفیدآب میخواهد خود را بعنوان یک باکره سیاسی به برخی گروهای اجتماعی قالب کند. و هستند پااندازانی هم که فکر میکنند این عفریته هنوز دارای بازار است و فروختنی!

در برخی ممالک جهان سوم که در آنها نوعی سوسیالیسم ملی و بومی شده حکومت میکرد مانند زیمبابو، ونزوئلای چاوز و مادورو، سوریه سلسله اسد، کره شمالی؛ این سوسیالیسم فقط پرده ساتری شد برای خشن ترین نوع حکومتگری فاشیستی که برجسته ترین شاخص آن ضد آمریکایی بودن آنهاست و با هیچ ذره بینی نمیتوان ذره ایی از تئوریهای مارکسیتستی ضد سرمایه داری در آن مشاهده کرد. تظاهر به گدا پرستی در عین فقر آفرینی و دفاع از فقیران خود ساخته جای آن تئوریهای حد اقل به ظاهر علمی مارکیسیستی را  در این دولتهاگرفته است*. این دولتها از آن جهت ضد آمریکائی نیستند که آمریکا، “چه درست و چه غلط”، امپریالیست است آنها با آمریکا از این جهت دشمن هستند که لیبرالیسم و دموکراسی مورد حمایت آمریکا بنیان حکومتهایشان را تهدید میکند. و دولت ایران ما هم دقیقاً از این زاویه است که با آمریکا ضدیت دارد و نه زاویه دیگری.[قریب دو سال پیش یک تحلیلگر یا سیاستمدار غربی راجع به دولت رابرت موگابه در زیمبابو(۹۳ ساله) گفت او سقوط نمیکند چون فقیران از او حمایت میکنند و او از آنها. او فقر را مدام بازتولید میکند و از اینرو تا فقر واقشار فقیر هستند و در برابر آن فقر، مشتی از طبقه متوسط که وضعشان قدری بهتر است، او خود را مدافع آن فقرا در برابر این “مشتی بهترها” نشان میدهد و این دور تسلسل همچنان ادامه خواهد یافت. و امروز که موگابه ۹۳ ساله از روی تخت بیمارستان هم قدرت را مدیریت میکند معلوم میشود که آن حرف چقدر حکیمانه بوده است. در رژیم اسلامی ایران؛ هم فقر هست و هم فساد. مقام معظم رهبری مخالف فقر و فساد میباشد و در عین بازتولید کننده این فقر و آن فساد. نتیجه معادله روشن است. .وارستگی ریائی رهبر نقابی است که بسیاری را به این فریب میکشاند که فکر نمیکنند خود این مقام عظما ریشه فقر و فساد است. 

در ممالک اروپایی بقایای آن چپ؛ در موضع آمریکا ستیزی در رابطه با سیاست خارجی و در موضع دفاع از پارازیتیسم و انگل وارگی در عرصه داخلی قرار دارد. رأی دهندگان این چپ در ممالک اروپا دیگر نه اقشار متوسط، جوان و روشنفکر، بلکه آویختگان به کمکهای دولتی و شهرداریها میباشند(سوسیال خوارها). چپگرای اروپایی امروز همانقدر چپ بمعنای مارکسیستی کلمه است که مداحان حکومتی ایران مسلمان! بمعنای قرآنی آن.

رژیم نیکلاس مادورو یکی از این نوع حکومتهای “چپ” است که دقیقاً از موضع پیش گفته فوق، ضد آمریکا است.

مردم ونزوئلا یکپارچه علیه رژیم فقر آفرین مادورو  برخاسته اند ولی او بنام سوسیالیسم و وطن سوسیالیستی و بنام مبارزه با امپریالیسم آمریکا ملت را سرکوب میکند تا از آن  ارزشهای سیاسی، اخلاقی و ایدئولوژیک فرا مردمی چپ دفاع کند. مادورو بیان و نماد نفرت کور و عقده های طبقاتی اقشار فرودست جامعه است که از آن نفرتها برای خود ایدئولوژی ساخته و بنام آن مردم را سرکوب میکند. او نماد فقر و گذشته است و نه آینده و برومندی ملی.

مردم کشور در انتخابات پارلمانی گذشته، که خود این رژیم برگزار کرد ۸۰% نمایندگان مخالف رژیم مادرو را برگزیدند ولی او، با آئینی کردن ایدئولوژی خود ساخته، مبنا قرار دادن موازین آن، میخواهد آن پارلمان انتخاب شده مردمی و منطبق با قانون اساسی را با ترتیب دادن یک انتخابات مهندسی شده و ایجاد یک مجمع مهندسی شده بازنویسی قانون اساسی از اختیار انداخته و با تأئیدیه آن مجمع خود ساخته، تمام قدرت را در دستان خود متمرکز سازد.

رژیم مادورو نسخه نیمه موفق بشار اسد در سوریه را میخواهد در ونزوئلا پیاده کند. او اپوزیسیون پارلمانی را سرکوب و خفه میکند و عملاً راه را برای قدرت گیری نیروهای خیابانی که چون واکنشی برخاسته از خشونت حکومتی هستند هموار میکند. تا بلکه با رادیکالیزه کردن جنبش علیه رژیم خود و راندن آن بسوی خشونت آفرینی، خودش را بعنوان تنها قدرتی که قادر است خشونت را مهار کند به مردم و جامعه جهانی تحمیل کند.

سرکوب رژیم هر روز ابعاد تازه ایی میگیرد. دیروز دو نفر جوان دیگر در درگیریهای خیابانی کشته و ۹ نفر بسختی مجروح شدند.

دولت ترامپ در واکنش به سرکوب مردم توسط رژیم و شبه نظامیان خیابانی اش، ۱۳ نفر از دولتمردان حلقه مرکزی قدرت را تحریم کرد و تهدید کرده است اگر رژیم  در روز یکشنبه، پروژه انتخابات مجمع تجدید نظر و بازنویسی قانون اساسی را به اجرا بگذارد؛ تحریمهای بسیار شدیدتر دیگری را علیه آن به اجراء بگذارد.

نشریه انگلیسی زبانِ “ تودی ونزوئلا” در گزارشی پیرامون نخستین روز اعتصاب عمومی اعلام شده  از سوی اپوزیسیون مینویسد: « اعتصاب سراسری علیه بازنویسی قانون اساسی بخشهای بزرگی از کشور و پایتخت را تعطیل کرد و موجی از خشونتهای پراکنده خیابانی را  موجب گردید. مادورو دیروز تآکید کرد که علیرغم اعتراضات و تهدیدات تحریمی آمریکا، او به برنامه خود برای تغیرات ساختاری در حکومت ادامه خواهد داد.».. « یک گروه اپوزیسیون برای روز شنبه دعوت به راهپیمایی کرده است و از  آن بعنوان “مارش بزرگ” نام برده است که بمعنای بازگشت به استراتژی رویارویی میباشد.» … « در همین حال یکی از دیپلماتهای رژیم در سازمان ملل، بعنوان اعتراض از شغل خود استعفاء داد. این دیپلمات در توضیح استعفای خود گفت: ـ او نمیتواند به دولتی خدمت کند که در سازمان ملل از حقوق بشر دفاع میکند ولی در داخل کشور، خودش این حقوق را  نقض میکند. او گفت مادورو باید در مجامع جهانی برای آنچه میکند پاسخگو باشد. او افزود که دولت مسئول خشونت در کشور است “و بعنوان قاتل باید نگریسته شود” او افزود که حاظر است به پای این حرف خود در هر جا بایستند چون حرفی درست است.»

تودی ونزوئلا  در ادامه مینویسد که  گروه کوچکی از بالاترین مقامات دولتی از زمان شروع بحران، پشتشان را به مادورو کرده اند که دادستان کل کشور، لوئیزا اورتگا دیاز از آن جمله است.»

بعنوان اخرین کامنتم بر این یادداشت باید تکرار کنم که همه نشانه های بحران و رفتار رژیم مادورو نشان از آن روند منحوسی دارد که در آغاز بحران سوریه در آن کشور طی شد؛ اعتراضات توده ایی مسالمت آمیز مردم سرکوب گردید و زمینه رشد گروههای خشونت گرا فراهم شد.

رژیم مادور که تا کنون علاوه بر ویرانسازی مملکت به کشتن حد اقل ۱۰۰ نفر تا دیروز متهم است، بسیار بعید است در برابر فشار جنبش مردم  عقب بنشیند زیرا در صورت عقب نشینی جای او  تا آخر عمر  پشت میله های زندان است و اگر هزار برابر این تعداد را هم بکشد و مملکت را بیشتر متلاشی سازد بازهم همان کیفر را خواهد دید. بنا بر این، عطف به مقدمه یادداشت در باره چپ پسا فروپاشی کمونیسم، باید نتیجه گرفت که رژیم مادورو بنام آن آئینی که او از آن برای مردم امامزاده ساخته و خود کمترین باوری بدان ندارد، تا لحظه ایی که بتواند بقیمت کشتار مردم و سرکوب آنان در قدرت خواهد ماند هرچند در سرنگونی قطعی او تردیدی نیست ولی آنچه مطرح است، میزان کشتار و و ویرانی ای است که او از پس خود باقی خواهد گذارد.

ویدئو کلیپ زیر  را ببینید!

TODAY VENEZUELA NEWS

Two killed, nine injured in Venezuela’s nationwide protests

 

پرولتاریای ونزوئلا علیه سوسیالیسم بپا میخیزد!

Share Button

 

بیش از ۳۵۰ اتحادیه کارگری ونزوئلابه اعتصاب عمومی علیه مادورو پیوستند.

 

بنا بگزارش نشریه ال یونیورسال ونزوئلا، ۳۵۰ اتحادیه کارگری در پاسخ به فراخوان ائتلاف واحد دموکراتیک ونزوئلا امروز چهارشنبه و فردا  به اعتصاب عمومی خواهند پیوست.

بیش از ۳۵۰ اتحادیه کارگری، روز یکشنبه، از اعضای خود خواستند تا به اعتصاب عمومی ملی و سراسری دو روزه که از چهارشنبه (امروز) ۲۶ ژولای آغاز شده بپیوندند.

فراخوان این اعتصاب عمومی از طرف اپوزیسیون که تحت نام پانل ائتلاف واحد دموکراتیک(MUD) فعالیت میکند داده شده است. این اعتصاب  در اعتراض به نیکلاس مادورو انجام میشود که میخواهد روز یکشنبه آینده با راه اندازی که  یک مجمع قانون اساسی، خارج از چهار چوب موازین پارلمانی و قانون اساسی، پارلمان را دور زده و قدرت را از نهاد های انتخابی به خودش و این مجمع انتقال دهد. اپوزیسیون خواهان لغو چنین برنامه ایی میباشد.

اتحادیه های عمده کارگری شامل؛ کنفدراسیون عمومی کارگران (CGT) و کنفدراسیون کارگران ونزوئلا (CTV)  به این فراخوان پاسخ داده و به اعتصاب عمومی دعوت کرده اند.

………………………………………………………………………

کامنت من:

پیوستن کارگران ونزوئلا به قیام عمومی علیه رژیم سوسیالیستی مادورو، یادآور قیام کارگران لهستان علیه حزب و دولت کمونیستی آن کشور میباشد.

Over 350 trade unions Venezuela join general strike in Venezuela

Major trade unions, including the Workers’ General Confederation (CGT) and the Venezuelan Workers’ Confederation (CTV) will go on strike on Wednesday and Thursday

24 de julio de 2017 07:06 AM

Actualizado el 24 de julio de 2017 07:16 AM

Over 350 trade unions Venezuela join general strike in Venezuela

Over 350 Venezuelan trade unions called on Sunday upon a 48-hour general strike starting on Wednesday, July 26, supporting in this way a nationwide strike sponsored by the opposition coalition Unified Democratic Panel (MUD) to request President Nicolás Maduro to suspend the National Constituent Assembly.

Major trade unions, including the Workers’ General Confederation (CGT) and the Venezuelan Workers’ Confederation (CTV) will join the move

The National Constituent Assembly is scheduled to be elected on Sunday, July 30, under the government aegis to draft a new Constitution. In the opinion of the opposition and major social sectors in Venezuela, “it will consolidate dictatorship,” Efe reported.

“In principle, we are calling for a two-day strike, but everything will depend on the situation, for there is only one intention: we want the government to end once and for all, and call for elections,” Norma Torres, one of the organizers and leader of the electric sector of the Workers’ Front, told Efe.

روزهای رژیم نیکلاس مادورو به شماره است

Share Button

چنین بنظر میرسد که با سیر صعودی شتاب یابنده مبارزه در ونزوئلا علیه رژیم مادورو، روزهای فرمانروایی این شوفر اتوبوسی که فرمانروایی بر کشوری ۳۵ میلیونی را به آسانی راندن اتوبوس شهری آسان گرفته بودف دیگر بطور جدی به شماره افتاده است و من فکر میکنم طول ماندن او بر سریر قدرت ریاست جمهوری از چند ماه تجاوز نکند. من فکر میکنم که ماورو اگر  این بین کشته نشود کریسمس امسال را بخاطر جنایات و قانون شکنی هایی که مرتکب شده است، در زندان کارا کاس خواهد گذارند.

Venezuelan police

نیویورک تایمز گزارش مفصلی  همراه با عکسهای بسیار از جنبش اعتراضی مردم ونزوئلا علیه نیکلاس مادورو،  دارد.  نیکلاس مادرور، رئیس جمهوری است که مانند نمونه های بشار اسد، ولادیمیر پوتین، اردوغان، رابرت موگابه و رائول کاسترو (ولیعهد برادرش فیدل کاسترو)، قصد کنار رفتن از قدرت را ندارد. برای همه اینها انتخابات ریاست جمهوری مانند ولایت فقیه ما فقط انتخابتی یکباره است است که تکرار نمیشود.

مادورو برآنست تا نسخه نسبتاً نتیجه داده سوریه را در ونزوئلا پیاده کند آیا موفق میشود یا نه باید دید! سرکوب بی امان پلیس، شبه نظامیان ( شبه انصار الله) رژیم و به روایتی سازمان داده شده از طرف سپاه قدس ایران، و ارتش، روز بروز اپوزسیون میانه رو و پارلمانی را از صحنه میراند و جای آنرا جوانان بیکار و گاه ماجرا جو و خشونت طلب  که در جنبشی خیابانی شکل گرفته، بنام  Resistencia (مقاومت)، متشکل شده اند، میگیرد.

نیویورک تایمز گزارش میدهد که دو روز قبل همین جوانان یک واحد ارتش ۲۰۰ نفره را وادار به فرار کردند. در مواردی که افراد پلیس یا شبه نظامیان رژیم، به چنگ همین جوانان افتاده اند؛ با خشونت با انها رفتار شده است و گزارشگر نیویورک تایمز به یک مورد دستگیری شخصی در حین دزدی توسط همین جوانان اشاره دارد که جوانان او را زنده زنده آتش زده اند.

هفته پیش اپوزیسیون یک رفراندم نمادین برگزار کرد که موضوع آن عزل نیکلاس مادورو و اعاده قانون اساسی بود. این رفراندم که۷٫۲۰۰ هفت میلیون دویست هزار در آن شرکت کردند روحیه اپوزیسیون را بنحوی جدی بالا برد و موجب ریزش زیادی در اردوی رژیم مادورو گشت.

رقیب اپوزیسیونی مادورر در انتخابات ریاست جمهوری ۳ سال قبل ۷٫۳ و مادورو زیر ۷٫۵ میلیون رای آورده بوده است با اینکه مادور همه ماشین دولتی و رسانه دولتی را بنفع خود در آن انتخابات بکار گرفته بود.

ولی نکته مهم در این رفراندم اخیر این بود که این رفراندم، بعلت محدودیت های اعمال شده توسط رژیم مادورو، فقط در ۲۰۰۰ حوزه از ۱۴۰۰۰ حوزه انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و این میزان رأی به این تعداد نسبتاً معدود حوزه رأی گیری تعلق دارد. معنای ساده این حرف اینست که اگر یک رفراندم واقعی در تمام کشور (همه ۱۴۰۰۰ حوزه) برگزار شود، اپوزیسیون به احتمال قوی بیش از ۸۰% آرای مردم را خواهدد داشت وشاید هم بیشتر. چون اپوزیسیون توانست در انتخابات پارلمانی گذشته که قریب یکسال و نیم پیش برگزار شد، بیش از ۷۵% آرای رأی دهندگان را بخوداختصاص دهد.

پس از ان رفراندم موفقیت آمیز هفته پیش، برای نخستین بار اپوزیسیون، فراخوانی برای یک اعتصاب سراسری داد که بنا به گزارشهای معتبر جهانی بخشهای وسیعی از کاراکاس و سراسر کشور را بحالت فلج درآورد.

حالا پس از آن اعتصاب موفقیت آمیز، بنا به گزارش فرانس پرس اپوزیسیون برای یک اعتصاب دو روزه (پنجشنبه و جمعه همین هفته) فراخوان داده است. با توجه به سیر صعودی اعتبار و اتوریته اپوزیسیون انتظار میرود که این اعتصاب عمومی با موفقیت باز هم بیشتری برگزار شود که برنامه چنین است که بعداً برای روز دوشنبه، اعتصاب تجدید شود.

قبلاً سران اپوزیسیون گفته بودند که تعرض کنونی اخیر که از قریب ۳ ماه پیش آغاز شده  و به ریزش سریع نیروهای مادورو و افزایش نیروی اپوزیسوین انجامیده، تا سرنگونی رژیم مادورو، و بازگرداندن اعتبار و اقتدار پارلمان و قانون اساسی ادامه خواهد یافت.

چنین بنظر میرسد که با سیر صعودی شتاب یابنده مبارزه در ونزوئلا علیه رژیم مادورو، روزهای فرمانروایی این شوفر اتوبوسی که فرمانروایی بر کشوری ۳۵ میلیونی را به آسانی راندن اتوبوس شهری آسان گرفته بودف دیگر بطور جدی به شماره افتاده است و من فکر میکنم طول ماندن او بر سریر قدرت ریاست جمهوری از چند ماه تجاوز نکند. من فکر میکنم که ماورو اگر  این بین کشته نشود کریسمس امسال را بخاطر جنایات و قانون شکنی هایی که مرتکب شده است، در زندان کارا کاس خواهد گذارند.

فقط اضافه کنم که این جوانان “مقاومت” از همه وسایل و امکانات، برای خود ابزار رزم خیابانی ساخته اند، فلاخن های بزرگ، کوکتل مولوتوف و بطریهای حاوی مدفوع و ادار و.. . آنها از گلیمهای کهنه برای خود خفتان ضد گلوله های لاستیکی و از زانو بندان پاتیناژ ماسک ضد گاز و از… ، ساخته اند.

در زیر تمام گزارش نیویورک تایمز را درج میکنم. اگر خواندن گزارش ممکن نیست دیدن عکسهای زیر را اکیداً به علاقمندان توصیه میکنم.

 

 

…….

Antigovernment protesters celebrating in May after seizing control of the Francisco Fajardo Highway through Caracas.CreditMeridith Kohut for The New York Times

New York  Times

CARACAS, Venezuela — Motley throngs of masked antigovernment protesters hurl rocks, fireworks and Molotov cocktails. The police and soldiers retaliate with tear gas, water cannon blasts, rubber bullets and buckshot.

An uprising is brewing in Venezuela.

Nearly every day for more than three months, thousands have taken to the streets to vent fury at President Nicolás Maduro and his increasingly repressive leadership.

These confrontations often turn into lopsided and sometimes lethal street brawls — more than 90 people have been killed and more than 3,000 arrested.

A firebomb thrown by protesters exploded over security forces firing tear gas, rubber bullets and buckshot. CreditMeridith Kohut for The New York Times
President Nicolás Maduro has vowed to confront protesters forcefully. In May, a water cannon was used. CreditMeridith Kohut for The New York Times

I have worked as a photojournalist for The New York Times in Venezuela for nine years, and for the past two have focused on the plight of Venezuelans struggling with the worst economic crisis in the country’s history.

I have witnessed their growing anger as food and medicine disappear and Mr. Maduro’s authoritarianism intensifies.

His government has delayed elections while jailing protesters and political opponents. Now he has called for a new constituent assembly to be elected at the end of the month, empowered to rewrite the Constitution, which many Venezuelans have called a blatant power grab and threat to their democracy.

Mr. Maduro has called the protests a violent attempt to overthrow his government. Demonstrators say they are invoking their right to rebellion against tyranny, guaranteed by the Constitution he wants to revise

Protesters hurled stones and firebombs during a clash with security forces on the Francisco Fajardo Highway. CreditMeridith Kohut for The New York Times
Since near-daily street protests began in April, they have captivated Venezuelans, like these office workers. CreditMeridith Kohut for The New York Times

I often start my day now hopping onto a motorcycle taxi and heading to the front lines where the tear gas is wafting and the projectiles are flying.

I’ve come to know some of the regular protesters, like Tyler, 22, a former government supporter who has become adept at dodging rubber bullets and buckshot behind a homemade shield painted blue, yellow and red to match the Venezuelan flag knotted around his neck. His eyes peek from the black T-shirt wrapped around his face to hide his identity.

We sat beside a burning barricade during a lull and he told me about his family.

Tyler said he was fighting because of medicine shortages that killed his mother, worsened his grandmother’s high blood pressure and left his asthmatic little sister gasping. He said his family could afford only one meal a day, usually just plain white rice.

“We are living with a hunger that we have never had before,” he said. “Things are already really ugly here, and we won’t take it anymore.”

The Francisco Fajardo Highway was overrun with protesters during a demonstration in May. CreditMeridith Kohut for The New York Times

Tyler joined La Resistencia — the ragtag street protesters who clash regularly with government security forces.

Members of La Resistencia say taking to the streets is the only option left.

“If they don’t kill us here protesting, we will die either way — be killed for a cellphone or a pair of sneakers — or we will die of hunger, or die simply from catching any disease because there is no medicine here,” said Marco, a graduate student.

I feel as if I am inside a video game when photographing the front lines — constantly skipping over obstacles and dodging projectiles whizzing from all directions. Dozens of antagonists get hit during each protest, some evacuated with broken bones and bloody wounds.

Soldiers lining a barricade blocking antigovernment protesters. CreditMeridith Kohut for The New York Times
Medical workers helped a woman who had seizures after being hit with tear gas during a protest in June. CreditMeridith Kohut for The New York Times

Unfortunately for the press corps, both sides have less-than-perfect aim. We are frequently pelted with rocks, paint and water cannons. I took a buckshot blast to the helmet from roughly 15 yards that gave me a concussion. Many photographers have fared worse, hospitalized with serious injuries.

Security forces regularly target journalists, beating and arresting them, smashing or seizing their cameras. More than 200 “acts of aggression” against journalists have been reported since the protests began.

Sometimes the protesters hijack 18-wheelers to block the main Francisco Fajardo Highway through Caracas.

They have beaten captured soldiers and police officers and burned their motorcycles. They also have committed mob vigilantism.

Members of La Resistencia see themselves as modern-day freedom fighters. CreditMeridith Kohut for The New York Times
Vigilantism has occurred. Demonstrators set fire to Orlando Figuera, a man accused of stealing at a protest. CreditMeridith Kohut for The New York Times

When a man was accused of stealing during a protest, Resistencia members punched and stabbed him, doused him with gasoline and set him afire. The man, Orlando Figuera, died days later.

When armored military vehicles aim water cannons to disperse protesters, Resistencia members sometimes fire back with giant slingshots, manned by four people each. Their artillery rounds are baby-food jars full of paint or even human excrement.

“It’s nasty,” one protester said, “but everyone has it, and most important, it’s free.”

The protesters also improvise to protect themselves. Some turn swim goggles and plastic soda bottles into makeshift gas masks, and create shinguards from old magazines and duct tape.

Antigovernment protesters launched fireworks at security forces from what they call a “torta.” CreditMeridith Kohut for The New York Times

Others have fashioned armor from carpet scraps to thwart rubber bullets and buckshot, lethal at close range. More than 30 protesters have died this way, according to a tally by local journalists.

“Don’t knock it,” one protester said with a grin when asked about his carpet vest. “It has already saved me several times.”

Protesters have made vests out of carpet as protection from rubber bullets and buckshot.CreditMeridith Kohut for The New York Times

Many carry homemade shields of wood and old oil drums. Some are adorned with Venezuelan flags, cartoons of Mr. Maduro burning the Constitution or phrases like “freedom, future, elections now!” and “I love you, mom.”

Members of La Resistencia are generally young and say they support neither the government nor the opposition politicians. Some are middle-class university students who fight with cameras affixed to their skateboard helmets to update their Instagram pages.

The peaceful demonstrators vary widely. Young, old, professionals and unemployed join sit-ins and actions to block streets. Hundreds of thousands have marched toward government offices. Almost always, security forces violently block them.

Thousands of doctors and other health care professionals marched in May to protest medicine shortages. CreditMeridith Kohut for The New York Times
Protesters celebrating as they burned a police motorcycle during a demonstration. CreditMeridith Kohut for The New York Times

During the March for Health, thousands of doctors, nurses and patients protested the crippled public health system. They held signs made from empty drug boxes with messages like “S.O.S.” and “without medicine, they’re also killing us.”

When soldiers used tear gas on them, doctors in white lab coats locked arms — gagging with tears streaming — but refused to budge.

In another march, Catholic priests, nuns and other religious protesters carried a large Virgin Mary decorated with the national flag. A nun in white carried a sign with the line from Scripture, “We must obey God rather than men.”

At the March of the Empty Pots, families banged on cookware to protest food shortages and soaring prices. A recent poll found that 90 percent of Venezuelans say they cannot afford the food they need.

Protecting themselves with shields fashioned from wood and old oil drums. CreditMeridith Kohut for The New York Times

Gustavo Misle, 80, a retired university professor, regularly attends the protests holding an old Halloween skeleton cutout repurposed with a sign, “I am hungry.”

He once ran a nonprofit that fed homeless children. Now he and his wife survive on bananas. Inflation has ravaged his monthly pension, worth only a few dollars.

The homemade protective gear is no guarantee of safety. Neomar Lander, 17, was wearing a carpet vest when he died on the front lines. Comrades placed candles around the bloodstained spot where he fell, keeping vigil until late into the night.

Johan Caldera, a friend of Mr. Lander’s, said he was even more determined to protest.

A giant slingshot was used to launch glass jars — some filled with paint, others with feces — at the police. CreditMeridith Kohut for The New York Times
Priests, nuns and hundreds of other Catholics participated in a peaceful protest against government violence. CreditMeridith Kohut for The New York Times

“Now, I have no fear, because I already lost the fear I had, and the respect for the military,” he said.

“The real soldiers of Venezuela wear rags on their faces,” he said. “They don’t use grenades — they use stones.”

Many Resistencia members wear T-shirts resembling the uniform of Simón Bolívar, who led the rebellion for Venezuela’s independence from Spain. They sometimes plead with soldiers to join them, quoting Bolívar: “When tyranny makes law, rebellion is a right.”

Wuilly Arteaga, 23, a violinist who became a symbolic figure in the protests for playing the national anthem at the front lines, cried when the police broke his violin. Videos of Mr. Arteaga in tears went viral. He was flown to the United States, where two prominent musicians, Marc Anthony and Oscarcito, gave him a new violin.

Mr. Arteaga was injured on Saturday in violent clashes between security forces and protesters at a march on the Supreme Court in support of alternative magistrates appointed Friday by the opposition. “Neither rubber bullets nor pellets will stop our fight for Venezuela’s independence,” Mr. Arteaga posted later on Twitter. “Tomorrow I will be back in the streets.”

After an earlier day of clashes, hundreds of soldiers retreated, their ammunition exhausted. Members of La Resistencia celebrated as they retook the main highway, raising their fists and singing the national anthem.

“Glory to the brave people, who shook off the yoke,” they sang. “Off with the chains! Off with the chains!” the song continues. “Death to oppression!”

A protester resting as an industrial-size truck that protesters hijacked and used as a roadblock burned. CreditMeridith Kohut for The New York Times

The government calls Resistencia members terrorists and has threatened a more muscular military response. “If Venezuela was plunged into chaos and violence and the Bolivarian Revolution destroyed, we would go to combat,” President Maduro said.

At the vigil for Mr. Lander, a fellow Resistencia member squatted, his Converse high-tops touching the spot where Mr. Lander was killed, and vowed to stay in the street until the government falls.

Staring into my camera, he had this message for the president: “Take a good look at my face, because I am not afraid.”

Demonstrators at a memorial near where a protester, Neomar Lander, was killed by security forces. CreditMeridith Kohut for The New York Times

داعش اردوغانی از خود پرده برداری میکند.

Share Button

وزیر اموزش ترکیه ، برنامه جدید دوره تحصیلی سال آینده را اعلام کرد. وقت ترجمه کامل مطلب نیست ولی خلاصه آن چنین است:

۱  ـ  مطالب مربوط به تکامل طبیعی کاملاً از دروس آموزشی حذف میشود و بجای آن تعلیم جهاد داده میشود!

۲ ـ در  دروس جدید تاریخ، کمالیسم و مدرنیزاسیون اتوتورک مورد تجدید نظر قرار میگیرد.

۳ ـ بخشی از تاریخ به «فتنه» فتح الله گولن اختصاص داده میشود.

۴ ـ این تغیرات فعلاً در دروس دوره های اموزشی ابتدایی و متوسطه پیاده میشود و بتدریج در دو سال آینده برا دوره های آموزشی بالاتر هم اجرائی میشود

خلاصه!

سلطان رجب با حمهوریت به ستیز  رو در روی برنمیخیزد و دموکراسی را هم نفی نمیکند بلکه او تاج سلطانی اتومانیسم را بر سر جمهوریت و خرقه استبداد دینی را بر تن دموکرسی افکنده و خود  را مظهر هردو معرفی میکند!

اتحادیه آموزگاران ترکیه در اعتراض به این برنامه تغیر درسی آنرا برخلاف قانون اساسی سکولار ترکیه نامید، و گفت این برنامه درسی؛ آموزش در ترکیه را به قهقرا میبرد.

ولی سلطان رجب فقط به تحکیم پایه های قدرت خود فکر میکند که سیمان و ساروج دین آنرا بتونیزه و آسیب ناپذیر میکند.

لزومی به کامنت گذاری بر این مطلب نمی بینم ولی فقط میگویم اگر فردا ارتش ترکیه مانند ارتش مصر، مملکت را از دهان اژدهای استبداد دینی  اردوغان و حزبش نجات دهد، مدافعین و هواداران حقوق بشر کتابی و ملا نقطه ای فریادشان برمیخیزد که: ای وای! دموکراسی بر باد رفت و چکمه پوشان یونیفرم پوش کودتا کردند!

hurriyet

18/07/2017

Turkish education ministry reveals new curriculum: Evolution out, ‘jihad’ in

AA photo

The final version of Turkey’s national school curriculum has left evolution out and added the concept of “jihad” as part of Islamic law in books, Education Minister İsmet Yılmaz said on July 18.

The new curriculum will be put into execution for first, fifth, and ninth graders starting from this year, and it will extend to other classes in the 2018-2019 academic year. Accordingly, a total of 176 class curricula have been renewed.

“Jihad is an element in our religion; it is in our religion… The duty of the Education Ministry is to teach every concept deservedly, in a correct way. It is also our job to correct things that are wrongly perceived, seen or taught,” Yılmaz announced at a press meeting in the Turkish capital Ankara.

“In this manner, in the lessons on Islamic law and basic religion sciences, there will be [the concept of] jihad. But what is this jihad? What our Prophet [Muhammad] says is that while returning from a war, we are going from a small jihad to a big jihad. What is this big jihad? It is to serve our society, to increase welfare, to ensure peace in society, to serve the society’s needs. The easiest thing is to wage war, to fight. The skill is the difficult one, which is to ensure peace and tranquility,” he said.

Speaking about the controversial decision to exclude evolution, Yılmaz said it was not included in the national curriculum “because it is above the students’ level and not directly relevant.”

Information on last year’s failed coup attempt will also be included in the curriculum. “When the subject of winning democracy is covered in social sciences classes, we will want the July 15 National Unity Day to be covered, too,” Yılmaz said.

“In Turkish language classes, when topics on the national struggle led by Mustafa Kemal Atatürk [founder of modern Turkey] are being discussed, July 15 [2016 coup attempt] will also be touched on,” the minister noted.

Yılmaz said the new curriculum will also include topics on the Fethullahist Terrorist Organization (FETÖ), the outlawed Kurdistan Workers’ Party (PKK), and the Islamic State of Iraq and the Levant (ISIL).

The chairman of a teachers’ union described the changes as a huge step in the wrong direction for Turkey’s schools and an attempt to avoid raising “generations who ask questions.”

“The new policies that ban the teaching of evolution and requiring all schools to have a prayer room, these actions destroy the principle of secularism and the scientific principles of education,” said Mehmet Balık, chairman of the Union of Education and Science Workers (Eğitim-İş).

July/18/2017

بیاد ستاره درخشان ریاضی در کیهان بی انتهای خطوط و اعداد

Share Button

نیویورک تایمز، همچنین به پیام ابراز تآسف آقای روحانی رئیس جمهور ایران اسلامی اشاره کرده است که من فکر کردم این پیام از طرف حکومتی زن ستیز و نخبه کُش اگر  بمناسبت خاموش گشتن این ستاره پر فروغ علمی میهنمان داده نمیشد، بهتر بود زیرا روح علم و دانش و جماعت دانشمند با بنیاد گفتمان اعتقادی نظام حاکم بر میهنمان در تضادی بنیادی است.

اگر دنیا به این ستاره بزرگ ریاضی ارج نمیگذاشت، محال بود آقای روحانی هم کلمه ایی را جع به او، درگذشتش، استعداد و خدمات علمی اش چیزی بگوید.

نگاه معصومانه اش، تبسم راز آمیزش اگر از سوی هنرمندی چون لئوناردو داوینچی کشف میشد.میتوانست موضوع یک شاهکار جاودانه نقاشی از طراز مونالیزا باشد

این نگاه تا بنیاد قلب و روح  آدمی را چنگ میزند

FieldsMedalFront.jpg

Outstanding contributions in mathematics attributed to young scientists

مریم میرزا خانی، برنده مدال فیلدز(Fields Medal)، آنچنانکه نیوریک تایمز توصیف میکند، رازگشای بسیاری مسائل مطرح ریاضی و حرکتهای فضائی بوده است. بنوشته نیویورک تایمز  مدال فیلدز، که بزرگترین مدال در زمینه ریاضی است به دانشمندان زیر ۴۰ سال اهدا میشود که هنوز در میدان رازگشایی از اسرار دنیای ریاضی، روی بسوی گشودن پنجره هایی برای آینده دارند. مریم میرزا خانی اولین زن ریاضیدان دنیاست که پس از ۸۱ سال از برقراری چنین مدالی در سال  ۱۹۳۶، برنده چنین مدالی گردیده است و تنها فرد ایرانی نیز هست که برنده یک مدال علمی بزرگ با این درجه از اهمیت شده است.  او این مدال را در کنگره ۲۰۱۴ ریاضی دانان در کره جنوبی دریافت کرده است.

نیویورک تایمز، همچنین به پیام ابراز تآسف آقای روحانی رئیس جمهور ایران اسلامی اشاره کرده است که من فکر کردم این پیام از طرف حکومتی زن ستیز و  نخبه کُش اگر  بمناسبت خاموش گشتن این ستاره پر فروغ علمی میهنمان داده نمیشد، بهتر بود زیرا روح علم و دانش و جماعت دانشمند با بنیاد گفتمان اعتقادی نظام حاکم بر میهنمان در تضادی بنیادی است.

اگر دنیا به این ستاره بزرگ ریاضی ارج نمیگذاشت، محال بود آقای روحانی هم کلمه ایی را جع به او، درگذشتش، استعداد و خدمات علمی اش چیزی بگوید.

در مملکت ما علم و فن فقط تا آنجا ارزش دارند که در خدمت سیاستهای ملیتاریستی و ماشین جنگی رژیم باشند. دانشمند فقط در آنجا ارزش میابد که در این میدان برای رژیم کار کند.

آیا آقای روحانی هنگام ارسال پیام فکر اینرا کرد که دارد برای درگذشت یک زن بی حجاب احساسات ارزان قیمت خود خود را مصرف میکند؟ در حالیکه چنین زنانی در مملکت ما فقط به صرف همین بی حجاب بودن و با مردان نامحرم نشست و برخاست کردن انگ روسپی گری میخورند. و اگر گیر برداران و خواهران عفت مدار بیافتند تّره هم برای نقش و جایگاه علمی آنان قائل نمیشوند و آنها را تحقیرآمیزانه کیفر میدهند؟

جایزه مدال فیلدز؛ تا کنون فقط به ۵۲ نفر داده شده است که  زنده یاد میرزادخانی یکی از آنها و تنها زن در میان آنها بوده است.

اینروزها هر روزنامه و سایت معتبر دینا را نگاه میکنم بدون اسثناء خبر دردناک درگذشت این زن جوان دانشمند از میهن ما را درج کرده اند. خود من با شرمساری باید بگویم که مطرح شدن او و خبر درگذشت او را در سر تیتیر بسیاری از نشریات دیدم ولی امروز برای اولین بار بود، که گزارش نیویورک تایمز را در باره او میخواندم و ارزش والای علمی او را درک میکردم.
دیدن ویدئو کلیپهای  زیر را توصیه میکنم!

خاطره اش جاودانه باد.

یادداشت نیویورک تایمز را ذبلاً درج میکنم:

 

Maryam Mirzakhani was awarded a Fields Medal in 2014. CreditStanford University

Maryam Mirzakhani, an Iranian mathematician who was the only woman ever to win a Fields Medal, the most prestigious honor in mathematics, died on Friday. She was 40.

The cause was breast cancer, said Stanford University, where she was a professor. The university did not say where she died.

Her death is “a big loss and shock to the mathematical community worldwide,” said Peter C. Sarnak, a mathematician at Princeton University and the Institute for Advanced Study.

The Fields Medal, established in 1936, is often described as the Nobel Prizeof mathematics. But unlike the Nobels, the Fields are bestowed only on people aged 40 or younger, not just to honor their accomplishments but also to predict future mathematical triumphs. The Fields are awarded every four years, with up to four mathematicians chosen at a time.

“She was in the midst of doing fantastic work,” Dr. Sarnak said. “Not only did she solve many problems; in solving problems, she developed tools that are now the bread and butter of people working in the field.”

Top Math Prize Has Its First Female Winner  

Dr. Mirzakhani was one of four Fields winners in 2014, at the International Congress of Mathematicians in South Korea. Until then, all 52 recipients had been men. She was also the only Iranian ever to win the award.

President Hassan Rouhani of Iran released a statement expressing “great grief and sorrow.”

He wrote, “The unparalleled excellence of the creative scientist and humble person that echoed Iran’s name in scientific circles around the world was a turning point in introducing Iranian women and youth on their way to conquer the summits of pride and various international stages.”

Dr. Mirzakhani’s mathematics looked at the interplay of dynamics and geometry, in some ways a more complicated version of billiards, with balls bouncing from one side to another of a rectangular billiards table eternally.

A ball’s path can sometimes be a repeating pattern. A simple example is a ball that hits a side at a right angle. It would then bounce back and forth in a line forever, never moving to any other part of the table.

But if a ball bounced at an angle, its trajectory would be more intricate, often covering the entire table.

“You want to see the trajectory of the ball,” Dr. Mirzakhani explained in a video produced by the Simons Foundation and the International Mathematical Union to profile the 2014 Fields winners. “Would it cover all your billiard table? Can you find closed billiards paths? And interestingly enough, this is an open question in general.”

 

Maryam Mirzakhani: A Tenacious Explorer of Abstract Surfaces Video by Quanta Magazine

…………………..

In work with Alex Eskin of the University of Chicago, Dr. Mirzakhani examined billiards tables of more complicated shapes, and in fact considered the dynamics of balls bouncing around all possible tables that fit certain criteria.

It was a challenging problem that had been attacked by many prominent mathematicians. That included Curtis T. McMullen, her thesis adviser at Harvard and also a Fields medalist, who had solved a special case. But no one had a good idea of the path toward a more encompassing solution.

Amie Wilkinson, a mathematics professor at the University of Chicago, recalled sitting in on a meeting with Dr. Mirzakhani and Dr. Eskin. Whereas Dr. Eskin tended to be pessimistic, seeing all the potential pitfalls that could scuttle a proof, Dr. Mirzakhani was the opposite.

“Just pushing and pushing and pushing,” Dr. Wilkinson said. “Completely optimistic the whole time.’’

After a decade of work, Dr. Mirzakhani and Dr. Eskin proved not the original problem that they had set out to solve but a slightly different one.

“When these trajectories unwind,’’ Dr. Wilkinson said, “they reveal deep properties about numbers and geometry.”

Dr. Sarnak said that though Dr. Mirzakhani wrote relatively few papers, she was still a game changer. “I’m sure in the long run, she would have had many more of these decisive papers,” he said.

In addition to being mathematically talented, “she was a person who thought deeply from the ground up,” he said.

“That’s always the mark of someone who makes a permanent contribution,” he added.

In an interview in 2014 with Quanta Magazine, published by the Simons Foundation, Dr. Mirzakhani, who described herself as a “slow” mathematician, acknowledged her tendency to take the harder path.

The front pages of Iranian newspapers on Sunday with pictures of Dr. Mirzakhani. Some news outlets took the unusual step of running a picture of her without a head covering. CreditAtta Kenare/Agence France-Presse — Getty Images

“You have to ignore low-hanging fruit, which is a little tricky,” she said. “I’m not sure if it’s the best way of doing things, actually — you’re torturing yourself along the way.”

Maryam Mirzakhani was born on May 3, 1977, in Tehran. As a child, she read voraciously and wanted to become a writer. Iran was at war with Iraq at the time, but the war ended as she entered middle school.

“I think I was the lucky generation,” she said in the Fields video, “because I was a teenager when things became more stable.”

In high school, she was a member of the Iranian team at the International Mathematical Olympiad. She won a gold medal in the olympiad in 1994, and the next year won another gold medal, with a perfect score.

After completing a bachelor’s degree at Sharif University of Technology in Tehran in 1999, she attended graduate school at Harvard, completing her doctorate in 2004. She then became a professor at Princeton before moving to Stanford in 2008.

Survivors include her husband, Jan Vondrák, who is also a mathematics professor at Stanford, and a daughter, Anahita.

Dr. Mirzakhani often dived into her math research by doodling on vast pieces of paper sprawled on the floor, with equations at the edges. Her daughter described it as “painting.”

“It is like being lost in a jungle,” Dr. Mirzakhani said, “and trying to use all the knowledge that you can gather to come up with some new tricks — and with some luck you might find a way out.”

Correction: July 17, 2017 
An earlier version of this obituary, using information from Stanford University, misstated the date of Ms. Mirzakhani’s death. It was Friday, July 14 — not Saturday, July 15.
  • Stanford professor had suffered from breast cancer
  • Prestigious Fields medal is considered maths’ equivalent of the Nobel

…………………………………………

سلطان رجب در دام تله خود!

Share Button

حزب توسعه و عدالت برای اینکه همه مدالهای سرکوب کودتای ۱۵ ژولای سال گذشته را به سیه خود نصب کند، با این پوستر ها که دیگر برای جمع شدن آنها دیر است، ارتش را در مجموعش  تحقیر کرده است در حالیکه بنوشته اکثر تحلیلگران حریت، اگر ارتش کودتا را سرکوب نمیکرد؛ نیروهای لباس شخصی حزب توسعه و عدالت که گوئی از مدتها پیش برای چنین اتفاقی آماده شده بودند تا بمیدان آمده قهرمانی کنند، کاری علیه کودتا گران نمیتوانستند انجام دهند و کودتا موفق میشد.

تحلیلگران حریت مینویسند که این؛ در درجه اول ارتش و سپس نیروهای سکولار بودند که کودتا را در هم شکستند.

اردوغان و حزبش تدارک وسیعی دیده بودند تا از فرصت سالگرد این کودتای شکست خورده، برای تهاجم هرچه بیشتر و شاید نهایی، به آن ارگانهای که هنوز دستشان بدان نرسیده بود مانند خود ارتش، و احتمالاً قلع و قمع این چند حزب اپوزیسیون استفاده کنند.

ولی آن راهپیمایی که موجب فروریزی دیوار ترس شد، دیگر سکوت را در ترکیه درهم شکسته و قدرت تعرض را از اردوغان و حزبش بطور مطلق گرفته است. حال در سنگر کنونی او چگونه از خود و اتهاماتی که بر او وارد است از جمله آگاهی قبلی اش از کودتا و سکوت عامدانه در باره آن به قصد بهره برداری و سرکوب مخالفین، دفاع خواهد کرد، در روزهای آینده روشن خواهد شد. ولی یک چیز بسیار مسلم است و آن  اینست که او غافلگیر شده است و من فکر نمیکنم او حزبش بتوانند بالانس و تعادل خود را حفظ کنند و باید منتظر اشتباهات جدیدتری از ناحیه آنها بود زیرا آنچه که بنظر محسوس میرسد اینستکه، آنها ارزیابی درستی از وضعیتی که پیش آمده است ندارند.

بجای پوستری که سربازان را خفت زده نشان میدهد،شما میبایستی، پوستری از سربازان قهرمانی مانند عمر حالیسدمیر میساختید که او ژنرالِ فتح الائیستی تروریست را با یک گلوله از پای درآورد.

بجای پوستر سازی از یک سرباز تسلیم شده، شما بایستی پوستر ی میساختید که نشان دهد چگونه شما در دام فریب گولنیست FETÖ افتادید.

بجای ساختن پوستری از یک سرباز تسلیم شده گریان، شما بایستی یک پوستر از سربازنی میکشیدید که زندگی آنانراباندگولنیست با نمایش صحنه ارگنکن و بالیوز* نابود کرد.

پوستری از آن اعضای پارلمان بسازید که آنها چنان به پنسیلوانیا شهری که اقامت گاه فتح الله گولن است مسافرت میکردند که گوئی به زیارت سرزمین مقدس میروند.

بجای اینکه پوستری از اعضای گولنیست در یونیفورم نظامی بکشید، ، از تعداد و نحوه  نفوذ گولنیسم به درون ارتش میکشیدید که چگونه آنها توانستند بدرون نیروهای مسلح ترکیه نفوذ کنند.

بجای اینکه پوستیری از سربازان بیگناهی که خبرب از جائی نداشتند و نمیدانست چی به چی است، پوستری از آنهائی میکشیدید که همه چیز را میدانستد و لی با این وجود کاری برای ممانعت از آن نکردند.**

 

Bildresultat för 15 july coup turkey poster

پیراهن شخصیهای اردوغان و سربازانِ شکست یا فریب خورده

*

 از جزئیات ماجرای ارگنکن و بالیوز اطلاعی ندارم جز اینکه میدانم آنها دو مورد کودتا بودند که کشف شدند و سران آن که از بلند پایگان ارتش بودند به دادگاه کشانده شده و به حبس های طویل المدت محکوم شدند و این در زمانی بود که فتح الله گولن با اردوغان همچنان یار و غار بودند. ولی پس جدائی فتح الله گولن از اردوغان و  مهاجرت خود خواسته اش به آمریکا، حدود ۲ سال قبل معلوم شد که همه آن دو کودتا صحنه پرادازی شده و و توطئه دارو دسته فتح الله گولن بوده اند و آن امیران ارتش همه اعاده حیثیت شدند.

**

اینجور که بسیاری از تحرلیلگران و فعالین سیاسی ترکیه به تلویح میگویند، اردوغان و اطرافیانش از ماجرای کودتا اطلاع داشته اند و بعمد به آن اجازه اجراء شدن داده اند تا به بهانه آن، دیگر مخالفین را هم قلع و قمع کنند. عملاً همین کاری که شروع شده بود. تصفیه و دستگیری وسیع، برقرار وضعیت اضطراری، اختیارت فوق العاده برای رئیس جمهور، قراردادن دستگاه قضایی و مجلس در ذیل قدرت رئیس جمهور و  اِعمال محدود شدید برای رسانه ها و احزااب و سازمانهایِ غیر.

ولی همچنان که در بالا نوشتم، حالا با ریختن دیوار ترس در ترکیه همه این کارتها ها به کارتهای باخت تبدیل شده اند و از طرف مخالفین برای به پرسش کشیدن خود اردوغان مورد استفاده قرار خواهند گرفت. او که تاج سلطانی  را دست یافته و  احیای نو اتومان ترک و امپراتوری خود را مفروض میگرفت، دیگر در هوای روحی این نیست تا به این پرسشها که وسیعاً در جامعه مطرح است پاسخ دهد و از خود دفاع کند.

سخن آخر اینکه، پخش آن پوسترهای تحقیر آمیز از ارتش بطور قاطع تکلیف آنرا در قرار گرفتن درکنار اپوزیسیون تعین کرده است ولو اینکه علناً به صحنه نیاید.

نکته دیگر اینکه جنگ فتح الله گولن با اردوغان جنگ دو دایناسور قدرت طلب دینی است که در آن: زهر طرف که شود کشته سود مردم ترکیه و منطقه است.

…………………………………………………………………………………………………………………………….

The Gaurdian

14/07/2017

As the president and his Justice and Development (AK) party consolidate their power, there are few indications that the rifts will heal.

……………………………………………………………………………….

New York Times

Inside Erdogan’s Prisons

There are so many writers, journalists and other professionals in Turkish prisons that 38,000 inmates convicted of fraud, rape, theft, looting and extortion were released before finishing their sentences to
make room.

Inmates have no privacy, not even access to a private toilet. Surveillance cameras zoom in on the cell door, window and beds; inmates are watched even as they sleep. Covering cell windows with newspaper or putting up a curtain is forbidden.

……………………………………………………

Hurriyet

Turkey’s detention of human rights activists aims to create intimidation, Amnesty International says

AFP photo

AFP photo

The detention of 10 human rights defenders on July 5 in Turkey is a general message of intimidation given by the government to human rights organizations, Amnesty International’s Turkey researcher Andrew Gardner told Deutsche Welle (DW) Turkish in an interview on July 13.

………………………………………………..

Hurriyet

16/16/2017

Turkey must stick to democratic values to join EU, says Juncker

………………………….