Category: اخبار

قذافی روی دست احمدی بلند شد!

Share Button

قذافی روی دست احمدی بلند شد!

. روزنامه الشرق الاوسط  امرروز به نقل از یک ژنرال ارتش لیبی که به مخالفین پیوسته است مینویسد :

…«قذافی جادو گرانی را از کشور های آفریقائی بکار گرفته است تا به او در بحران کنونی کمک کنند حتی برخی از این جادو گران به جبهه هم اعزام شده اند تا با جادو گری و دادن طلسم به سربازان وفاداری آنان را نسبت به قذافی تقویت کنند.  این اقدام قذافی بعنوان یک ضد حمله در برابر فرار وسیع نظامیان تلقی میشود.  یکی از این جادوگران طلسم مخصوصی را به گردن قذافی زیر لباده ی او آویخته است که او را از هر گلوله و انفجاری محافظت میکند و یک علت اینکه او همیشه شنل( لباده) بر تن دارد پنهان کردن این طلسم از نگاه دیگران است. یک جادو گر دیگر مورتانیایی یک رینگ نقره ایی به گردن او آویخته است که  در آنهایی که با قذافی روبرو میشوند نسبت به او   احساس  ترس نسبت به  او  ایجاد میکند. این جادو گران از کشورهای؛ مالی، موریتانی، نیجریا، گامبیا مراکش بخدمت گرفته شده اند. … .» … در زیر اصل گزارش خبری را میتوانید ببینید!

….

Colonel Gaddafi using “African magic” to prolong his reign –Libyan rebel officer
Friday 01 July 2011
By Amro Ahmed
Cairo, Asharq Al-Awsat – Libyan rebel officer, Colonel Saleh Mansour al-Obeidi, who defected from the Gaddafi regime to join the Libyan rebels based in Benghazi, informed Asharq Al-Awsat that Libyan leader Colonel Muammar Gaddafi has resorted to using “magic” in an attempt to confront the rebels and prolong his reign.
Colonel al-Obeidi told Asharq Al-Awsat that Gaddafi is utilizing “African magicians” from Mali, Mauritania, Nigeria, Gambia, and Morocco to help him overcome the rebels. The rebel Colonel claimed that “African magicians” were even being deployed by Gaddafi on the battlefield to provide his soldiers with “magical talismans” that ensure loyalty to the Libyan leader, in an attempt to counteract the wide-spread defection from his military forces. Calling into question the Libyan leader’s psychological state, al-Obeidi said that Gaddafi considered “magic” to be like a secondary intelligence apparatus, allowing him to spy on Libyan officials and leaders.
Libyan rebel Colonel Saleh al-Obeidi, who claims to be among the first military figures to have defected from the Gaddafi regime, told Asharq Al-Awsat that “one of Gaddafi’s closest aides told me that he was utilizing a Gambian witch who was using magical talisman’s and voodoo to prolong his life, and ensure that he is not injured by any rebel or NATO attack.” He added that “this witch has provided Gaddafi with a magical talisman which he wears on his cloak so that he is not hit by bullets or hurt in an explosion…and this is why we always see him wearing this cloak. Even when it is extremely hot, he never takes it off!”
Colonel al-Obeidi added that “if we look at pictures of Gaddafi, we can see that he wears a silver ring, and this ring was made of hyena bone, which a significant animal to magicians. This ring was given to Gaddafi by a Mauritanian magician to inspire fear in anybody that deals or meets with him. Somebody close to me said that when he went to meet Gaddafi…he felt as if he had seen a demon. He told me that he began to recite the Quran under his breath [to ward off evil], when Gaddafi told him ‘why are you reciting the Quran as if you are entreating with a demon?’ and he [Gaddafi] kicked him out.”
Al-Obeidi claimed that “African witches” are not only kept close to Gaddafi to protect him, but are also being sent out to the battlefield to exert “magical” influence upon Gaddafi’s own soldiers, as well as to limit the progress of the rebels.
Al-Obeidi also claimed that some pro-Gaddafi fighters captured by the rebels had been magically enchanted, and could only say “God…Muammar…Libya” and nothing more. He added “we were perplexed by what was happening, but after we left them for two days and brought sheikhs to lift the magic, they would say ‘where am I?’ and ‘how did I get here?’ as if they were not aware of what they were doing, and this is because they were under the influence of Gaddafi’s magicians.”
Al-Obeidi also told Asharq Al-Awsat that Gaddafi is using magic to extend his own life, as well as to strengthen his grip on power. He added that Gaddafi is always accompanied by a number of “magicians” who enter the room before him, sprinkling water and muttering magical incantations, to cleanse the room prior to his arrival, stressing that such behavior “is not in line with Islamic Sharia law.”

Formulärets överkant

Formulärets nederkant

 

 

امواج طوفان سیاسی سوریه به بغداد میرسد

چشم انداز سقوط تولید نفت به ۳ ملیون بشکه

Share Button
ت
تا دوسال دیگر تولید نفت ایران به سه میلیون بشکه سقوط می کند/ انفجار قیمت نفت با بحران غرب مهار شد

دوشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۰ – ۱۳:۳۶:۲۹ |  اقتصاد > انرژی

غرب به دنبال بهره برداری اقتصادی از تحولات سیاسی منطقه خاورمیانه است برای خروج از بحرانی که با آن دست به گریبان است.

علی پاکزاد:آنچه در پی می آید مشروح گفتگوی غلامحسین حسنتاش کارشناس اقتصاد انرژی و عضو هیات علمی انجمن اقتصاد انرژی ایران است که به عنوان میهمان کافه خبر حول محور تحولات منطقه خاورمیانه و بازار نفت با وی به گفتگو نشستیم، وی اگرچه معتقد است تحولات اخیر منطقه ریشه در نفت ندارد ولی می تواند نشان از اتفاقاتی داشته باشد که در چشم انداز اقتصادی کشورهای نفت خیز بسیار مهم است.

تحولات گسترده ای در منطقه در حال وقوع است، به نظر شما این تغییرات می تواند به تغییر جغرافیای انرژی منطقه از نظر میزان تاثیر گذاری بازیگرانی مانند آمریکا در منطقه شود، مانند اتفاقاتی که در دوران ملی شدن صنعت نفت در ایران افتاد و منجر به موج گسترده تغییرات در میزان نفوذ بازیگران نفتی شد؟

من مانند شما معتقد نیستم که مسئله اصلی تحولات منطقه بحث نفت باشد هر چند می تواند از این تحولات تاثیر پذیر باشد، البته اگر بخواهیم از منظری دیگر به این دو موضوع یعنی نفت و تحولات منظقه با توجه به بازیگران اصلی جهانی یعنی آمریکا و غرب و در سوی دیگرچین داشته باشیم، شاید به تحلیل شما نزدیک شد.

در افق ۲۰۵۰ امریکا چالش اصلی خود را چین می داند و در این افق چین در بسیاری از شاخص های اقتصادی از آمریکا پیشی خواهد گرفت ویکی از این شاخص ها میزان مصرف انرژی است، امریکا هنوز حدود ۲۵ درصد از انرژی تولیدی جهان را مصرف می کند ولی در افق ۲۰۵۰ چین در این زمینه از آمیکا چیشی خواهد گرفت وبا توجه به آنکه چین منابعی انرژی در اختیار ندارد و نیازمند واردات انرزی بنابراین آمریکا می تواند با تسلط بر منابع انرژی جهان به خصوص خاورمیانه می تواند راهی برای مهار این رقیب بزرگ خود داشته باشد.

البته این در مورد دیگر رقبای امریکا نیز صدق کرده و تنها منوط به رقابیت باچین نیست، بلکه امریکا همواره به دنبال ان بوده است که بازیگر اصلی در صحنه بازارهای انرژی جهان باشد و نشان بدهد هر زمانی که بخواهد می تواند بازی را در این صحنه تغییر دهد.

همین موضوع در مورد چین هم هست و البته در مورد این کشور به غیر از محوریت انرژی تلاش دارند که تمامی آبراههای جنوبی چین رو هم در اختیار داشته باشند، البته چین نیز برای انکه بتواند از این بن بست خارج شود خرید گاز از ترکمنستان و واردات نفت از سیبری را در برنامه خود قرارداده است.

حال در این چالش کنترل خاورمیانه در اختیار آمریکایی ها بوده است، آخرین پتانسیل های افزایش تولید نفت عراق بود که امروز در اختیار امریکاست و حتی لیبی که به قول غربی ها چموش ترین کشور نفتی شمال آفریقا محسوب می شود مدت ها است که تن به حضور شرکتهای امریکایی و اورپایی داده است تا تولید نفت خود را از زیر یک میلیون بشکه  به ۱٫۶ میلیون بشکه در روز برساند.

به این ترتیب نمی توان گفت تحولات اخیر منطقه با تغییر جدی در ترکیب بازیگران اصلی نفت در منطقه همراه شود، ولی شاید از این منظر باید دید که آیا با توجه به حکومت های منطقه از آن برخوردار بوده اند، دوران طولانی ثبات که این حکومت های تک محوری از ان برخوردار بوده اند شاید برای آمریکایی ها این نگرانی را ایجاد کرده است که شاید نتوانند در بلند مدت ثبات لازم برای آمریکایی ها را در منطقه حفظ کنندف ثباتی که مانع نفوذ کشورهای رقیب امریکا مانند چین در منطقه خاورمیانه و منابع نفتی شود.

در واقع من تلاش دارم از این منظر دیدگاه شما را یعنی تاثیر متقابل نفت و تحولات منطقه را به هم نزدیک کنم. به عبارتی ساده تر در حالی که معتقد نیستم تحولات منطقه دست ساز کشورامریکا و متحدین غربی این کشور بوده است ولی می بینیم که در تحولات کشوری مانند مصر و حتی تونس، امریکا رژیم های مستبد منطقه را هیچ تشویقی در رابطه به سرکوب شدید مخالفین نکردند شاید فکر می کردند که اگر این  فشارها به صورتی مهار شده تخلیه شود تحولات خارج از کنترل بعدی و احتمال قدرت گرفتن کشوری ماند چین در منطقه را تضعیف می کند.

همچنین نباید فراموش کنیم که فرایند دموکراتیزاسیون در کشورها باعث نزدیکی این کشورها به غرب شده است، یعنی به سمت دموراتیک شدن حرکت کنند با توجه به آنکه چین اصلا کشوری دموکراتیک نیست نمی تواند برای نزدیک شده یک نظام دموکراتیک جذاب باشد بنابراین این فرایند می تواند به عنوان یکی از امتیازهای امریکا و غرب در کاهش نفوذ کشوری مانند چین در منطقه نیز تلقی شود، کما اینکه مقامات چنینی هم به این نظام غیر دموکراتیک خود معترف هستند و توجیه عنوان می کنند که در حال حاضر در مرحله ای از رشد و توسعه هستیم که نمی توانیم دموکراتیزه شدن را در برنامه های خود قرار دهیم به سراغ آن برویم.

می بینیم که این مسئله در دو کشور تونس و چین به خوبی مشخص است که با دموکراتیزه شدن، ارتباطات تنگاتنگ تری با غرب بر قرار شود و این زمینه ساز خواهد بود که آمریکایی ها برای مبارزه با چالش اصلی آنها، اگر بپذیریم که این چالش چین است.

این وضعیت چه ابعاد و یا چه منافع دیگی می تواند برای آمریکا و غرب داشته باشد؟

دقیقا سئوال شما نکته دیگری است که باید به آن توجه کرد،اگرچه شاید در وحله نخست این موضوع خیلی به نفت ارتباط نداشته باشد و البته من کمتر دیدم جایی به آن پرداخته شود، ربط تحولات منطقه با وضعیت فعلی اقتصادی غرب است.

من فکر می کنم اگرچه شاید نتوانم در این زمینه یک ارتباط سیستماتیک بر قرار کنم ولی فکر می کنم فوق العاده مرتبط است، از سال ۲۰۰۸ کشورهای OECD و غربی با بحرانی جدی دست به گریبان بوده اند و همه هم معتقدند که این بحران با بحران های قبلی متفاوت است و ریشه دار تر است و سیاستهایی که به کار گرفته شده است از جمله بسته های حمایتی هزینه های سنگینی برای این کشورها به دنبال داشته است ولی نتوانسته است این بحران را بر طرف کند. در کنار این مسئله نگاهی داشته باشیم به منطقه خاورمیانه که در آن به دلیل افزایش قیمت نفت ثروت زیادی انباشته شده است و رژیم های دیکتاتوری هم طی سه دهه گذشته حداکثر توان اقتصادی خود را به نمایش گذاشته اند و نشان داده اند بیش از این ظرفیت رشد اقتصادی ندارند، رژیم مبارک، بن علی و قضاویی که سالهاست در منطقه حضور داشته اند و رکورد های اقتصادی مشخصی را نشان داده اند و به قولی اگر تغییری دراین فضا ایجاد شود می تواند به سمت فضای بازتر اقتصادی حرکت کند، همین مسئله به معنی تعریف پروژه های جدید و افزایش تعاملات اقتصادی با غرب و حتی ایجاد بازاربرای کشورهای غربی و صنعتی چشم انداز روشن تری خواهد داشت.

در کتاب «من یک جنایتکار اقتصادی هستم»، توضیح می دهد در زمان شوک اول نفتی که سرمایه ها به سمت کشورهای نفت خیز خلیج فارس سرازیر شد، آمریکا و دیگر کشورهای غربی برای باز گرداندن این سرمایه ها به بازارهای خود شروع به اجرای پروژه های عمرانی سنگین و توسعه بازارهای کشورهای خلیج فارس کردند و در عمل با فروش کالاهای خود به کشورهای نفت خیر سرمایه ها را دوباره به بازارهای خود باز گرداندند و برای کالاهای انها ایجاد تقاضا کند؛ نویسنده این کتاب توضیح می دهد که ماموریت من این بود، در این کشورها تعریف پروژه های بزرگ تعریف کرده و درکنار این طرح ها حواشی مانند خانه های سازمانی و… با کار تراشی آنها را مجبور به هزینه کردن دلار های نفتی بکنم.

در حال حاضر هم نفتی که در رویا هم نمی دیدیم قیمتش از ۳۰ دلار بالاتر برود، به قیمتهای بالای ۱۰۰ دلار رسیده است و خود جهان غرب هم به دلایلی که اگر فرصت شد بیان می کنم به قیمت های بالای ۸۰ دلار رضایت داده است، این اتفاق پولهای بزرگی را در منطقه به گردش در می آورد که در رژیم های محدود و بسته نمی توانند اقتصاد بازی هم داشته باشند و امکان گردش این سرمایه عظیم را فراهم کنند و وقتی این فضای سیاسی تغییر می کند امکان تحولات اقتصادی و در پی آن کمک به اقتصاد کشورهای غربی را فراهم می کند.بنابراین شاید یکی از دلایلی که غربی ها فضا را باز کردند و ابن تحولات دامن زدند می تواند این مسئله هم باشد.

پذیرش ۷۰ تا ۹۰ دلار را اشاره کردید، چطور شد، غرب تن به این قیمت ها داده است؟

ما یک دوره ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸ را داریم که قیمت نفت از حدود ۴۰ دلار به ۱۴۰ دلار رسید، نتیجه این رشد قیمت ها این بود که مشخص شد سرمایه گذاری های صورت گرفته برای افزایش ظرفیت های تولیدی نفت، کفایت نمی کندو در اوپک هیچ ظرفیت مازاد تولیدی وجود نداشت.

البته عربستان سعودی خیلی تلاش کرداین مسئله لو نرود ولی با توجه به ادامه فضا مشخص شد که واقعا ظرفیت ها توام پاسخگویی به میزان تولید را ندارد و وضعیت به قدری حساس شده بود که به محض وقوع هر اتفاقی قیمت نفت می توانست به بالای ۲۰۰ دلار برسد و این غرب را بسیار نگران کرد زیرا متوجه شدند قیمت نفت باید در حدی باشد که هم سرمایه گذاری بر روی نفت توجیه داشته باشد و هم در انرژی های جایگزین، شاید رکود اقتصادی سال ۲۰۰۸ که به دنبال آن شاهد کاهش رشد اقتصادی بودیم در اینجا به منزله یک راه نجات بود.

اما بعد از سال ۲۰۰۸ می بینیم که بحث عدم کفایت میزان سرمایه گذاری در بخش انرژی در تمامی کنفرانس های انرژی مطرح است. بنابراین می بینم در حالی که اوپک برای قیمت های ۸۰ و ۹۰ دلار برنامه ریزی می کند غربی ها مانند گذشته مخالفت نمی کنند.

در فضای فعلی فارغ از مشکلات داخلی که داریم به نظر شما باید چه استراتژی باید برای خود تعریف کنیم که منافع ملی ما تضمین شود؟

در نهایت اگر بخواهیم یک برنامه ریزی بلند مدت داشته باشیم باید به سمتی برویم که توسعه یافته تلقی شویم، یعنی از اقتصاد تک محصولی متکی به صادرات نفت فاصله بگیریم در غیر این صورت به کار گیری سیاست هایی مانند حفظ سهم بازار ادرس غلطی است که بر اساس تئوری وابستگی ما به درآمدهای نفتی تنظیم شده است.

قیمت نفت بر اساس عوامل برونزایی تعیین می شود که ما نقشی در آن نداریم در چنین شرایطی منطقی نیست که اقتصاد کشور را به این عامل وابسته نگهداریم، راه نجات این است که ما از فرصت قیمت های بالای نفت استفاده کرده با حاکم کردن یک عقلانیتی در بازار نفت بتوانیم که این اقتصاد خود را از نفت خلاص کند، چون این نفت نشان داده است که عامل بازیچه قرار گرفتن، عاملی برای دخالت های بین المللی در کشور است.

شاید ما از لحاظ توسعه صنعتی به حدی برسیم که نفتی برای صادر کردن نداشته باشیم، گازی برای صادر کردن نداشته باشیم و این ایرادی ندارد زمانی که هزاران کلا با ارزش افزوده بالا صادر کنیم که نیازی به صادرات نفت خام نداشته باشیم و به نظر من هیچ راه حل اساسی دیگری وجود ندارد در غیر این صورت اگر بخواهیم همچنان با افزایش تولید بخواهیم سهم خرا در بازارها حفظ کنیم، فرض کنید کسی بخواهد جریان انرژی به رقیب اقتصادی اش قطع شود (مانند رقابتی که در حال حاضر به شکلی بین چین و امریکا در جریان است). به هر حال اسان خواهد بود که کاری کند تا کشور شما بر هم بریزد تا جریان صادرات انرژی شما قطع شود.

حال اگر از فضای بین المللی و مباحث بلند مدت خارج شویم و به جریان مسائل فعلی انرژی وصنعت نفت کشور بر گردیم می بینیم که یکی از اصلی ترین مشکلات بخش نفت در ایران عدم سرمایه گذاری در این بخش است، امارها نشان می ده که در سال گذشته صادرات نفت ایران در حدود ۱٫۸ تا ۱٫۹ میلیون بشکه در روز بوده است، چشم انداز شما در مورد این وضعیت چیست؟

این که متوسط تولید ما ۳٫۶ میلیون بشکه در روز بوده است و این آماری که شما عنوان می کنند با این که ما روزانه ۱٫۷ میلیون بشکه مصرف داخلی داریم با صادراتی که شما عنوان می کنید تاکید بر افت تولید دارد.

با توجه به آنکه از ۶۰ تا ۷۰ میدان نفتی کشور حدود ۸۰ درصد از کل نفت تولیدی کشور از حدود ۱۲ میدان نفتی ما استخراج می شود که میادینی عظیم هستند و همه آنها در قوس نزولی تولید خود هستند یعنی اگر شما رهاشون کنید و سرمایه گذاری در آنها نکنید سالانه ۵ تا۶ درصد افت تولید را در این میادین شاهد خواهیم بود و این به سرعت گریبان ما را می گیرد، می توان پیش بینی کرد اگر سال گذشته ۳٫۶ میلیون بشکه بوده است، امسال به ۳٫۴ میلیون بشکه می رسد و ظرف دو تا سال به حدود ۳ میلیون بشکه در روز برسیم مگر آنکه بر روی توسعه میادین سرمایه گذاری کنیم، سرمایه گذاری در زمینه تعمیرات، حفر چاههای تازه، تزریق گاز به عنوان یک کار اساسی که سالها است عقب است.

در حالی که قرار بود در برنامه چهارم قرار بود ۲۸۰ میلیون متر مکعب در روز در این میادین تزریق شود، که کمتر از ۷۰ میلیون متر مکعب  تحقق پیدار کرده است، این در حالی است که کارشناسان معتقدند ۲۸۰ میلیون مترمکعب حداقل میزانی بوده است که کارشناسان فکر می کردند در طول برنامه وزارت نفت می توانست این میزان را تامین کند که متاسفانه این رقم حداقل هم تامین نشد.

بنابراین همه این مسائل نشان می دهد که سرمایه گذاری عظیمی در میادین نفتی خودمان باید انجام بدهیم که عقب است، یک سرمایه گذاری سنگینی نیاز داریم در پارس جنوبی که گاز را تامین کنیم برای تزریق در میادین نفتی و یا مصرف داخلی.

در کنار این موارد نیاز به سرمایه گذاری در میادین مشترکی داریم که دیگر همسایگان در حال برداشت از ان هستند، به جرات می توانم بگویم که در این شش سال گذشته بدترین وضعیت بوده است در صنعت نفت از نظر سرمایه گذاری، ارقامی که دوستان مطرح می کنم تنها موافقتنامه هایی است که تا تبدیل شدن به قرارداد خیلی فاصله داریم.

من واقعا کم لطفی و بی عنایتی ویژه ای می بینم که به صنعت نفت صورت گرفته است، چرا؟ چون ما برای توسعه میادین نفتی و سرمایه گذاری در این صنعت دو مشکل داریم، اول مشکل مدیریتی است که با نیامدن شرکتهای بزرگ بین المللی نمی توانیم پروژه های بزرگ چند وجهی را در کشور مدیریت بکنیم.

دومین مشکل سرمایه و نقدینگی است که البته با توجه به قیمت های نفت در چند سال اخیر این دومی را می توانستیم تامین کنیم، اگر آن مکانیزم ذخیره ارزی را رعایت کنیم و در واردات کالاهای مصرفی بی مبالاتی نمی کردیم، خیلی کار سختی نبود که از این بعد حداقل می توانستیم مشکل سرمایه گذاری در صنعت نفت را حل کنیم؛ بگذریم  که در زمینه سرمایه گذاری هم در نهایت نه خارجی ها آمده اند و نه دولت کاری صورت داده است حتی در برخی از موارد اوراق قرضه جمع آوری شده برای توسعه پارس جنوبی صرف کارهای دیگر شده است که این کار خیلی بی انصافی در حق صنعت نفت بوده است و به نظر من در این زمینه با مشکل زیادی مواجه هستیم.

در مورد بحث ادغام  من فکر می کردم مسئله پارس جنوبی به قدری خطیره که اصلا نباید در گیر این نوع مسائل اش کرد، من تمامی مسائل دیگر را نادیده می گیرم و فقط قضیه پارس جنوبی بخواهیم بپردازیم نشان از زیان عظیمی است که به ثروت های ملی وارد آمده است.

ایران در پارس جنوبی ۱۱ سال تاخیر از رقیب برای برداشت آغاز به کار کرده است و هنوز هم کمتر از نصف قطر در حال برداشت از این میدان هستیم. اگر تجمعی در این زمینه حساب کنیم باید گفت هزاران میلیارد دلار از حق مسلم مردم را برباد داده ایم و هیچ کس هم در مورد ان پاسخگو نیست.

حقوق مسلم ما فقط انرژی هسته ای نیست، سوخت های فسیلی هم حقوق مسلم ما هستند که تا کنون ارقام عظیمی از آن از بین رفتاست. بنابراین وقتی یک همچین مسئله خطیری در نفت وجود دارد چه طور می شودما بیاییم و وزارت نفت را در وضعیت تغییرات مداوم، بی وزیری و از این دست مسائل قراردهیم، یعنی با هر جا بتوان شوخی کرد، با اینجا نباید شوخی کرد. بنابراین اگر تمامیبحث های دیگر را کنار بگذاریم تنها و تنها همین مسئله توسعه میدان گازی پارس جنوبی به قدری حساس است که نباید وزارت نفت را دچار کوچکترین شوک میشد ولی می بینیم طی شش سال گذشته همین وزارت نفت سه وزیر عوض شده است و در حد ۳۰۰ مدیر در ان تغییر کرده است چه مفهومی می توان از آن استنباط کرد، ضمن آنکه در بحث افت تولید نفت کشورهم یکی از مسائل اصلی تزریق گاز است که باز هم به تاخیر در توسعه میادین گازی پارس جنوبی باز می گردد.

در چنین شرایطی بازهم می بینیم که وزارت نفت به اینگونه عمل می شود تنها تعبیری که می توانم در مورد آن به کار بگیرم، این است که بر سر شاخ بن می بریم.

/۲۲۲۳۱


کلیه حقوق مادی و معنوی این مطلب متعلق به خبر آنلاین است.
منبع: خبرآنلاین
چاپ شده در تاریخ پنجشنبه ۹ تیر ۱۳۹۰ – ۱۰:۴۹:۳۴ از آدرس:

 

بحرین بسوی آشتی ملی

Share Button

روزنامه حریت چاپ ترکیه در یک گزارش خبری (کپی انگلیسی در زیر) مینویسد که حزب وفاق مهمترین حزب شیعه، که قبلاً ۳۸ نماینده در پارلمان  ۸۰ نفری بحرین داشته است امکان مشارکت برای اشتی ملی و شرکت در روند سیاسی کشور را مورد بر رسی قرار میدهد.

 

…………….

 

Font Size: Larger|Smaller

Tuesday, June 28, 2011

DUBAI – The Associated Press United

Just days before Bahrain’s Sunni rulers hope to open talks with the Shiite opposition, the country’s most powerful pro-reform bloc is asking supporters whether it should join or snub the dialogue, causing a crack in the opposition.

Already, the leaders of the Shiite political group al-Wefaq have appeared to show their leanings questioning how reconciliation efforts, pushed by the United States, can proceed while authorities still impose rigid security measures and hold trials linked to the Shiite-led campaign for greater rights. Now the question of whether to participate in the government-arranged dialogue beginning Saturday is being debated in town hall-style meetings around the strategic Gulf island nation, home to the U.S. Navy’s 5th Fleet. Much hangs on the outcome.

The absence of Wefaq would be a severe blow to the credibility of the talks and reinforce the sense that Bahrain is still deeply wounded after more than four months of unrest. Wefaq is the leading political voice for Shiites about 70 percent of Bahrain’s 525,000 people and held 18 seats in the 40-member parliament before a mass resignation to protest the violence against demonstrators.

It also would sting Washington, which has publicly backed the talks as the only option to calm tensions in one of its main Gulf military allies. At the same time, the U.S. is under growing pressures to take a harder line against Bahrain’s ruling dynasty, which claims that Shiite power Iran has had a role in the protests.

At least 31 people have died since February when Bahrain’s Shiites inspired by uprisings elsewhere in the Middle East started a campaign for greater freedoms and an end to the Sunni hold on power. Hundreds of Shiite opposition supporters and leaders have been arrested or dismissed from state jobs and universities.

Last week, eight prominent opposition activists were sentenced to life in prison. On Monday, 28 doctors and nurses faced charges of taking part in the protests and spreading “false news” which is seen as a reference to talking to foreign media.

“It’s not a good atmosphere,” said Ali Salman, the leader of Wefaq, who suggested Bahrain’s rulers are seeking dialogue to improve the country’s image so that it again appears safe for tourism and foreign investors.

“They picked a date, they sent out invitations and they decided on the agenda,” Salman said. “We feel that even the result of this dialogue has already been determined. That is a bad sign.”

Muneera Fakhro, a Sunni politician who is leading the secular al-Waad party at the talks, said the entire effort would be futile without Wefaq. “If they don’t come, then with whom will the government talk in the opposition?” she said.

Even the distribution of seats points to a possible Wefaq protest boycott. Just five of the 300 seats in the talks have been set aside for Wefaq even though they represented about 60 percent of voters in parliamentary elections last year. Many other seats have gone to government-allied civic groups, political societies and business representatives.

 

 

عربستان سعودی در مقابل اتمی شدن ایران بیکار نخواهد نشست

Share Button

Saudi Arabia worries about stability, security and Iran

In a UK speech, Prince Turki al-Faisal outlines Saudi Arabia’s concerns relating to the Arab spring, its foreign policies and Iran

Prince Turki Al Faisal Bin Abdul Aziz Al

Prince Turki al-Faisal, who spoke at RAF Molesworth. Photograph: Max Nash/AFP/Getty Images

It was a very discreet meeting deep in the English countryside. The main speaker was Prince Turki al-Faisal, one of Saudi Arabia‘s best-known and best-connected royals. The audience was composed of senior American and British military officials. The location was RAF Molesworth, one of three bases used by American forces in the UK since the second world war. Now a Nato intelligence centre focused on the Mediterranean and theMiddle East, the sprawling compound amid green fields was an ideal venue for the sensitive topics that Turki, former head of Saudi Arabian intelligence, wanted to raise.

After an anecdote about how Franklin D Roosevelt was told by a naked Winston Churchill that nothing between them or their countries should be hidden, Turki warmed to his theme: “A Saudi national security doctrine for the next decade.”

For the next half an hour, the veteran diplomat, a former ambassador to Washington and tipped to be the next foreign minister in Riyadh, entertained his audience to a sweeping survey of his country’s concerns in a region seized by momentous changes. Like Churchill, Turki said, the kingdom “had nothing to hide”.

Even if they wanted to, the leaders of the desert kingdom would have difficulty concealing their concern at the stunning developments across the Arab world. Few – excepting the vast revenues pouring in from oil selling at around $100 a barrel for much of the year – have brought much relief to Riyadh.

Chief among the challenges, from the perspective of the Saudi royal rulers, are the difficulties of preserving stability in the region when local autocracies that have lasted for decades are falling one after another; of preserving security when the resultant chaos provides opportunities to all kinds of groups deemed enemies; of maintaining good relations with the west; and, perhaps most importantly of all, of ensuring that Iran, the bigger but poorer historic regional and religious rival just across the Gulf from Saudi Arabia’s eastern provinces, does not emerge as the winner as the upheavals of the Arab spring continue into the summer.

“The [Saudi king], crown prince and government cannot ignore the Arab situations, we live the Arab situation and hope stability returns,” the al-Sharq al-Awsat newspaper quoted Prince Nayef, the second in line to the throne and minister of the interior, as saying in Riyadh last week.

The prince, known as a conservative, went on to add that the possibility “of interference to prolong the chaos and killing between the sons of the Arab people … could not be discounted”.

Iran, a majority Shia state committed to a rigorous and highly politicised Islamist ideology, remains at the heart of such fears in Saudi Arabia, a predominantly Sunni state ruled by the al-Saud family since its foundation in 1932. Recent moves such as the Saudi-inspired invitation to Morocco and Jordan, both Sunni monarchies, to join the Gulf Cooperation Council (GCC), a group of Sunni autocratic states, are seen by analysts as part of Riyadh’s effort to bolster defences against Tehran. So too is the deployment of Saudi troops under the umbrella of the GCC to Bahrain, where largely Shia demonstrators took to the streets to demand greater democratic rights from the Sunni rulers.

One fear in Riyadh is that the 15% or so of Saudi citizens who are Shia – and who largely live in the oil-rich eastern province – might mobilise in response to an Iranian call to arms.

“It is a kind of ideological struggle,” said a Ministry of Interior official.

Describing Iran as a “paper tiger” because of its “dysfunctional government … whose hold on power is only possible if it is able, as it barely is now, to maintain a level of economic prosperity that is just enough to pacify its people”, Turki, according to a copy of his speech at RAF Molesworth obtained by the Guardian, said the rival state nonetheless had “steel claws”, which were “effective tools … to interfere in other countries”.

This Tehran did with “destructive” consequences in countries with very large Shia communities such as Iraq, which Turki said was taking a “sectarian, Iranian-influenced direction”, as well as states with smaller ones such as Kuwait and Lebanon. Until Iraq changed course, the former intelligence chief warned, Riyadh would not write off Baghdad’s $20bn (£۱۲٫۵bn) debts or send an ambassador.

More worryingly for western diplomats was Turki’s implicit threat that if Iran looked close to obtaining nuclear weapons, Saudi Arabia would follow suit, threatening a nuclear war between the two powers. “Iran [developing] a nuclear weapon would compel Saudi Arabia … to pursue policies which could lead to untold and possibly dramatic consequences,” Turki said.

A senior adviser told the Guardian that it was “inconceivable that there would be a day when Iran had a nuclear weapon and Saudi Arabia did not”.

“If they successfully pursue a military programme, we will have to follow suit,” he said. For the moment, however, the prince told his audience, “sanctions [against Iran] are working” and military strikes would be “counterproductive”.

One alternative, Turki told his audience, would be to “squeeze” Iran by undermining its profits from oil, explaining that this was something the Saudis, with new spare pumping capacity and deep pockets, were ideally positioned to do.

Money has long been a key foreign policy tool for Saudi Arabia. Turki’s speech reveals the extent to which the kingdom is relying on its wealth to buy goodwill and support allies. In Lebanon, to counter Syrian influence and the Shia Hezbollah movement, the kingdom has spent $2.5bn (£۱٫۶bn) since 2006.

Several billion more will reach the Palestinians, either directly or via the Palestinian Authority, Turki said. Then there is the $4bn (£۲٫۵bn) in unconditional “grants, loans and deposits to Egypt’s emerging government”, which “stand in stark comparison to the conditional loans that the US and Europe have promised”.

This was an indication of the “contrast in values between the kingdom and its western allies”, the prince said.

The aim of such expenditure – only a fraction of the state’s $550bn (£۳۴۳bn) reserves – is to minimise any potential ill-will towards Saudi Arabia among populations who have deposed rulers backed previously by Riyadh.

King Abdullah, who has ruled Saudi Arabia since 2005, initially backed long-term allyHosni Mubarak, reportedly personally interceding on his behalf with President Barack Obama.

“The calculation in Riyadh is very simple: you cannot stop the Arab spring so the question is how to accommodate the new reality on the ground. So far there is no hostility to the Saudis in Tunisia, Egypt or elsewhere, popular or political,” said Dr Mustafa Alani, from the Gulf Research Centre, Dubai.

One difficult issue is that of the “unwanted house guests”. Saudi Arabia has a long tradition of offering a comfortable retirement home to ex-dictators, and two of the deposed leaders – Zine al-Abidine Ben Ali of Tunisia and Ali Abdullah Saleh of Yemen – are now in the kingdom. Ben Ali is reported to have been housed in a villa on the Red Sea coast. Saleh is in a luxury hospital receiving treatment for wounds caused by the bomb that forced his flight from the country he ruled for 21 years as president, and is now under pressure from his hosts to retire permanently.

Other regional rulers are being gently pressured to ease crackdowns, in part in response to western outcry over human-rights abuses, one official said.

Yemen, however, remains a major security concern to the Saudis, who worry about the presence of Islamic militants and Shia rebels who, again, they view as proxies of Iran.

“It is very important to make sure Yemen is stable and secure and without any internal struggle,” said one Interior Ministry official.

In his speech in the UK, Turki worried that Yemen’s more remote areas had become a safe haven for terrorism comparable to Pakistan’s tribal areas.

Along with money, religion too has been used as a weapon of Saudi foreign policy. Since 1986, Saudi kings have used the title of custodian of the two holy mosques – Mecca and Medina – and “as such [the kingdom] feels itself the eminent leader of the wider Muslim world”, said Turki. Iran challenges this claim.

One key western concern has long been the export of rigorous and sometimes intolerant strands of Islam. Between the 1979 Iranian revolution and the 9/11 attacks, this was seen as a key part of Saudi foreign policy. It also served to placate clerical establishment internally. In the last decade, a major effort has been made to cut back funding for extremism abroad. The results, government spokesmen admit, are sometimes mixed.

Senior Saudi charity officials told the Guardian that their work was not only “non-political” but also avoided any attempt to spread Wahhabism, as the puritanical Saudi strands of Islamic practice are often known, too.

“We follow the wishes of local communities and never get involved in politics. We are a purely humanitarian organisation, said Dr Saleh al-Wohaibi, the secretary-general of the World Assembly of Muslim Youth (Wamy), a Riyadh-based NGO engaged in relief work and development assistance across the Islamic world, which has been accused of funding extremism.

However, al-Wohaibi confirmed Wamy had built thousands of religious schools in countries such as Pakistan. Since 9/11, he said, donations from within Saudi Arabia had reduced considerably.

At mosques in Riyadh last week, religious students said they hoped to travel overseas as soon as possible. “It is our duty to help other countries all over the world to improve their practice of Islam and [to improve] the image of Saudi Arabia,” said Abdalillah al’Ajmi, 18, after evening prayers at the al-Rajhi mosque in Riyadh.

In his speech at Molesworth, Turki simply referred to Islam playing “a central … role” in ensuring Saudi security in the years to come. “Saudi Arabia is … the birthplace of Islam …. Iran portrays itself as the leader of not just the Shia world but of all Muslim revolutionaries interested in standing up to the west,” he said.

A Saudi bomb?

Julian Borger

Diplomatic editor

Prince Turki al-Faisal’s remarks reflect alarm at the progress of Iran’s nuclear programme and eroding confidence in the protective umbrella of Saudi Arabia’s longstanding ally, America.

In 2003, as its forces got bogged down in Iraq and the US began to look vulnerable, the Saudi government laid out three alternatives for itself: build its own bomb, shelter under someone else’s, or agree a Middle East nuclear-free zone. Tentative talks on a zone are underway with a view to a UN-chaired conference next year, but few observers believe Israel would surrender its nuclear arsenal or that Iran would halt its programme.

As for its own weapon, Saudi Arabia has declared it will spend $300bn on 16 nuclear reactors, for which it is about to open bids. But they would be turnkey projects with safeguards making it almost impossible to use the fuel to make weapons.

Building a Saudi bomb would require starting a uranium enrichment programme from scratch. Even with unlimited resources that would take years.

In the short term, Saudi Arabia could look to other states. Since the Arab spring, the monarchy has become disillusioned with Washington’s capacity to defend it. Instead, it may see its best option for a rapid response (to an Iran nuclear test, for example) as Pakistan. Saudi Arabia is reported to have an “option” on Pakistan’s nuclear capability, in return for financing Pakistan for decades.

And the US would find it hard to stop such destabilising nuclear co-operation. Its influence with both the Pakistanis and the Saudis has frayed considerably.  
 

غول خواب رفته ی سوریه بیدار میشود

رکورد چاپ اسکناس توسط بهمنی

Share Button

در حالیکه رکود اقتصادی، اقتصاد ممکت را زمینگیر کرده است، دولت و بانک مرکزی با چاپ اسکناس به  دسترنج و اندوخته ملت چنگ انداخته و بهای آنرا با اسکناسهای بی پشتوانه میپردازند

گزارشی از «خبر آنلاین»

در حتالیکهبهمنی رکورد دار چاپ اسکناس درایران / انتشار ۱۳هزار میلیارد تومان پول طی ۳۳ ماه

اقتصاد > بازار مالی  – مقایسه عملکرد چهار رئیس کل بانک مرکزی در انتشار اسکناس و ضرب سکه در ایران، بهمنی را رکورد دار نشان می دهد. 

چاپ اسکناسعلی پاکزاد: رشد حجم نقدینگی در سالهای اخیر یکی از دلایل بروز بحران تورمی بود که البته دولت مدعی است توانسته است در سال ۸۹ آنرا مهار کند البته این مهار به قیمت اجرای سیاستهای انقباضی سنگین در ارایه تسهیلات به بخش های مولد اقتصادی کشور صورت گرفته، تنها نتیجه اش افزایش حجم نقدینگی سرگردان، رشد سپرده های بلند مدت و افزایش هزینه های سیستم بانکی بوده است.

انشار اسکناس با تکیه بر رشد اقتصادی و افزایش مبادلات می تواند متضمن رشد فعالیت های اقتصادی باشد اما در صورتی که این تعادل بین میزان فعالیت های مولد اقتصادی و حجم نقدینگی وجود نداشته باشد در عمل اقتصاد از تعادل خارج و دچار شرایط تورمی خواهد شد که یکی از نتایج آن کاهش ارزش پول ملی است.

اما به نظر می رسد در سالهای اخیر مدیران پولی کشور کمتر به این نکته توجه کرده و بیش از آنکه به تعادل بین بخش های مختلف فضای پولی کشور توجه کنند برای جبران کسری روز افزون بودجه دولت به چاپ اسکناس و ضرب سکه روی اور شده اند.

نگاهی به امارهای بانک مرکزی نشان می دهد طی سالهای ۷۷ تا ۸۹ اگر مقایسه بین دوره فعالیت آخرین چهار رئیس کل بانک مرکزی داشته باشیم می بینیم محمود بهمنی رئیس کل فعلی بانک مرکزی رکورد دار چاپ اسکناس و ضرب سکه بوده است، بر اساس آمارهای منتشر شده از ۳۳ ماهه نخست فعالیت محمود بهمنی از نیمه نخست سال ۸۷ تا آذرماه سال ۸۹ حجم اسکناس و سکه ای که توسط بانک مرکزی عرضه شده است معادل ۱۳ هزار میلیارد تومان بوده است رقمی بیش از سر جمع کل اسکناس و سکه منتشر شده توسط سه رئیس قبلی طی یک دوره ۱۰ ساله.

این در حالی است که نرخ رشد اقتصادی طی دوره فعالیت در امارهای رسمی نامشخص است زیرا دقیقا از زمان تصدی وی انتشار نرخ رشد اقتصادی از گزارشات رسمی بانک مرکزی محو و متوقف شده و تنها منابعی که طی این دوره منبع نرخ رشد اقتصادی بوده اند نامه ای از هیات اعزامی صندوق بین المللی پول بوده که در مورد نرخ ۳٫۵ درصدی رشد اقتصادی در سال ۸۸ اظهار نظر کرده اند و البته مقاله ای هم بوده که حسین قضاویی قائم مقام وی به عنوان یک کارشناس جهت ارایه به یک همایش نوشته است. آخرین رقم منتشر شده در گزارشات رسمی بانک مرکزی در مورد نرخ رد اقتصادی به نیمه اول سال ۸۷ باز می گردد که مربوط به زمان ریاست طهماسب مظاهری بر بانک مرکزی است و بعد از ان تا امروز هیچ یک از گزارشات رسمی بانک مرکزی در مورد نرخ رشد اقتصادی رقمی ارایه نداده اند. برآوردها از رشد اقتصادی سال ۹۰ رقمی معادل صفر است که از سوی صندوق بین المللی پول منتشر شده است و در نامه ای که توسط بانک مرکزی به نقل از یک هیات صندوق بین المللی پول کرده هیچ اشاره ای به رشد سال ۸۹ نشده و تنها در مورد نرخ ۳٫۵ درصدی سال ۸۸ اظهار نظر شده است.

در کنار رکود انتشار اسکناس می بینیم در دوره فعالیت محمود بهمنی از ۳۰۰ هزار میلیارد تومان گذشته است یعنی رقمی بیش از ۶۰ درصد از کل تولید ناخالص داخلی که توسط منابع بین المللی برآورد شده است.

این ارقام اگر در کنار حجم نقدینگی در اقتصاد ایران قرار گیرد نشان می دهد که سهم اسکناس در نقدینگی کشور دوباره در سالهای ۸۷ به بعد از مرز یک درصد گذشته است و نکته جالب آنکه در دوره فعالیت ۳۳ ماهه محمود بهمنی(دوره ای که در مورد ان گزارشات رسمی بانک مرکزی منتشر شده است) معادل ۱۰۳ هزار میلیارد تومان به حجم نقدینگی کشور افزوده شده است و مقایسه این دوره با دوره های قبلی نشان می دهد تنها در دوره ریاست ابراهیم شیبانی است که معادل همین رقم به نقدینگی کشور افزوده شده است که البته طی زمانی حدود ۵۴ ماه (چهار سال و نیم) و طی این دوره متوسط نرخ رشد اقتصادی کشور حدود ۶٫۱ درصد بوده است.

میزان انتشار پول

 

 

پخش کاندوم و تشویق بزهکاران به تجاوز به زندانیان سیاسی

Share Button

به تبه کاران کاندوم داده شده و انها تشویق به تجاوز جنسی به فعالین سیاسی در زندانها میشوند.

Iranians opposition supporters

Opposition protests in 2009: political activists have accused the intelligence ministry and revolutionary guards of harassing inmates with sexual assaults. Photograph: Reuters

Prison guards in “More from guardian.co.uk on Iran” are giving condoms to criminals and encouraging them to systematically rape young opposition activists locked up with them, according to accounts from inside the country’s jail system.

A series of dramatic letters written by prisoners and families of imprisoned activists allege that authorities are intentionally facilitating mass rape and using it as a form of punishment.

Mehdi Mahmoudian, an outspoken member of Iran’s Participation Front, a reformist political party, is among those prisoners who have succeeded in smuggling out letters revealing the extent of rape inside some of the most notorious prisons.

Mahmoudian was arrested in the aftermath of Iran’s 2009 disputed presidential election for speaking to the press about the regime’s suppression of the movement and is currently in Rajaeeshahr prison in Karaj, a city 12 miles (20km) to the west of the capital, Tehran.

“In various cells inside the prison, rape has become a common act and acceptable,” he wrote in a letter published on Kaleme.com, the official website of opposition leader Mir Hossein Mousavi.

According to Mahmoudian and letters published on various opposition websites, political prisoners are locked up with some of the most dangerous criminals – murderers and ex-members of armed gangs.

Meanwhile, 26 prominent political activists who have been in jail since the 2009 election have written to an official prison monitoring body accusing the government’s intelligence ministry and the revolutionary guards of harassing inmates with unlawful tactics that included sexual assaults.

Mohsen Aminzadeh, a senior deputy foreign minister, Mohsen Mirdamadi, a leader of a reformist party and Behzad Nabavi, a veteran activist are among those who put their signatures on the letter.

Speaking to Jaras, a website run by opposition activists, families of political prisoners have alleged that prison guards are failing to protect them from rape or sexual assault.

“During exercise periods, the strong ask for sex without any consideration. Criminals are repeatedly seen with condoms in hand, hunting for their victims,” an unnamed family member told Jaras.

“If the inmate is not powerful enough or guards would not take care of him, he will be certainly raped. Prison guards ignore those who are seen with condoms simply because they were given out to them by the guards at first place,” the family member said.

The family members say prison guards are turning a blind eye to the systematic rape and have ignored complaints made by rape victims.

Amnesty International, which has documented rape inside Iran’s prisons and interviewed victims for a 2010 report, called on Iran to launch an investigation into the recent allegations.

Kristyan Benedict, Amnesty International UK’s Middle East campaign manager, told the Guardian: “Rape is a terrible crime and these allegations [mentioned in the letters] should be thoroughly investigated. Amnesty International has also documented the rape of male and female detainees by security officials. Many of those detained for taking part in post-election protests were tortured and did not receive fair trials. The Iranian authorities still continue to punish and persecute those who peacefully speak up against them.”

According to Mahmoudian, who has been transferred to a solitary confinement after his letter attracted attention, one young prisoner was raped seven times in a single night.

“In [Rajaeeshahr] prison, those who have pretty faces and are unable to defend themselves or cannot afford to bribe others are forcibly taken to different cells each night [to be raped],” he writes.

“The situation is such that those exposed to rape even have an owner and that owner makes money by renting him out to others and after a while selling him to someone else.”

Rape victims in Iran usually stay quiet in order to protect the honour of their family but at the time when journalists based in the country are facing strict restrictions, these letters have become one of the only sources of information about the situation of hundreds of imprisoned activists.

Iranian officials have ignored the allegations and have previously denied any claims of rape inside jail.

 

چقدر دلار به بازار تزریق شد؟

Share Button

 

رمزگشایی رییس کل بانک مرکزی

چقدر دلار تزریق شد؟

دنیا‌ی‌اقتصاد- رییس‌کل بانک مرکزی با بیان اینکه هر ۱۰ دلار افزایش قیمت نفت، ۷ میلیارد درآمدهای نفتی کشور را افزایش می‌دهد، اعلام کرد بانک مرکزی از محل افزایش نرخ ارز طی هفته‌های گذشته، ۲۹۰ میلیارد تومان به حساب خزانه واریز کرده است. با احتساب اینکه دوهفته از افزایش ناگهانی نرخ ارز می‌گذرد و با توجه به افزایش ۱۰۰ تومانی نرخ ارز مرجع درآمد اعلام شده از سوی بهمنی، برآورد می‌شود حدود ۳ میلیارد دلار ارز از سوی بانک مرکزی به بازار تزریق شده است.

رمزگشایی آقای رییس کل
چقدر دلار تزریق شد؟
گروه بازار پول- رییس‌کل بانک مرکزی با اشاره به تبعات افزایش نرخ ارز در چند هفته گذشته گفت: دو هزار و ۹۰۰ میلیارد ریال از محل افزایش نرخ ارز عاید دولت شد. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دولت، محمود بهمنی با تاکید بر اینکه دولت به‌دنبال درآمد از طریق افزایش نرخ ارز نبوده است، اضافه کرد: به دنبال افزایش نرخ ارز بانک مرکزی تلاش کرد با تنظیم این بازار و حذف فاصله ایجاد شده میان نرخ آزاد و مرجع در بازار مداخله کند که این مداخله  موجب شد دو هزار و ۹۰۰ میلیارد ریال به خزانه کشور واریز شود.
قیمت دلار رسمی در ۱۸ خرداد بیش از ۱۰۰ تومان افزایش یافت، با توجه به آنکه بانک مرکزی هر هفته ۵/۱ میلیارد دلار ارز به بازار تزریق می‌کند به نظر می‌رسد سود ۲۹۰ میلیارد تومانی با عرضه ۳ میلیارد دلار از ذخایر بانک مرکزی به دست آمده است.رییس‌کل بانک مرکزی با بیان اینکه توان کشور برای مدیریت بازار ارز بالا است، گفت: هر ۱۰ دلار افزایش قیمت نفت، ۷ میلیارد دلار درآمدهای نفتی کشور را افزایش می‌دهد. بهمنی گفت: مجلس شورای اسلامی بانک مرکزی را از افزایش دارایی‌های خارجی منع کرده و این بدان معناست که باید این دارایی‌ها تزریق شود و بخشی از این منابع به صورت طبیعی به گشایش اعتبارات اسنادی در می‌آید. وی گفت :از طرفی این منابع فرصت مناسبی را برای مدیریت نرخ ارز برای بانک مرکزی فراهم کرده است و چون کمبودی نداریم به راحتی می‌توانیم عملیات مدیریت نرخ ارز را انجام دهیم. رییس‌کل بانک مرکزی با بیان اینکه اگر دست ما از ارزهای خارجی پر نبود، برای تنظیم بازار ارز وارد عمل نمی شدیم، گفت: اضافه قیمت نفت که در بودجه تعیین شده است باید به حساب خزانه واریز شود، به عبارت دیگر وقتی قیمت نفت از ۵/۸۱ به ۱۲۰ دلار در هر بشکه می‌رسد و میانگین آن به ۱۱۲ دلار می‌رسد، درآمد کشور هم متناسب با آن افزایش یافته است. بهمنی با انتقاد از برخی افراد که تا چندی پیش از پایین بودن نرخ ارز گلایه مند بودند و مقاله منتشر می‌کردند، افزود: فهرست ۶۸ نفری ازهمین افراد دارم که اکنون می‌گویند چرا نرخ ارز افزایش یافته است. وی از کارشناسان و رسانه‌ها خواست با درک واقعیت‌های کشور، بپذیرند که ما نباید تفاوت نرخ ارز را به جیب دلال‌ها بریزیم. بهمنی همچنین گفت: آنها به جای انتقادها و فشار بر بانک مرکزی اگر ایده‌های بهتری دارند ارائه کنند تا استفاده شود. بهمنی با تاکید براینکه رییس‌کل بانک مرکزی به تنهایی تصمیم نمی گیرد بلکه با خرد جمعی و حضور شماری از وزیران و مسوولان کشور در شورای پول و اعتبار و با درنظرگرفتن همه جوانب تصمیمات گرفته می‌شود تا اشتباه در آن به حداقل برسد ،گفت : من صرفا به عنوان یک عضو وسخنگوی این شورا تصمیمات را اعلام می‌کنم. وی با بیان اینکه در تمام دنیا حداقل ۱۰ تا ۱۵ روز طول می‌کشد تا برخی سیاست‌های اقتصادی اثرگذار شود، افزود: نباید انتظار داشت یک شبه قیمت ارز کاهش یابد. بهمنی گفت: دلم می‌خواست حداقل ۵ نفر در کشور می‌گفتند عجب کار خوبی کردید که تفاوت ۱۵۰ تومانی نرخ ارز را به ۳۰ تا ۴۰ تومان کاهش دادید و واسطه‌ها را از میدان خارج کردید. رییس‌کل بانک مرکزی افزود: گاهی فکر می‌کنم دست واسطه‌ها در جاهایی ما را تحت فشار قرار می‌دهد و وقتی این فشار در مطبوعات منعکس می‌شود، آنها می‌خواهند ما را از این میدان خارج کنند تا به منافع گذشته شان همچنان دست داشته باشند.
دلار به ۱۱۶۰ تومان رسید
همچنین قیمت ارز و سکه در بازار روز پنجشنبه باز هم کاهشی بود. قیمت دلار آزاد آمریکا در پی کاسته شدن ۴۹ ریال دیگر از نرخ مرجع آن، با ۱۰ تومان کاهش به ۱۱۶۰ تومان رسید. نرخ مرجع دلار آمریکا روز پنجشنبه به ۱۰۹۱۱ ریال رسید. در مقابل یورو در بازار ارز کشور با وجود افت ارزش آن در بازار‌های جهانی، با ۵ تومان افزایش تا ۱۶۷۵ تومان بالا رفت. بازار سکه شاهد افت قیمت ۱۰۰۰ تومانی سکه آزاد و کاهش ۱۲۴۸ تومانی قیمت سکه دولتی بود. سکه در بازار ۴۴۳ هزارتومان و در شعب بانک ملی به ۴۴۴ هزار و ۸۰ تومان رسید.
بهای جهانی طلا در ۲ روز گذشته با کاهش تقریبا ۲۸ دلاری از رقم بسته شده ۱۵۴۸ دلاری روز چهارشنبه فروافتاده است. کاهش قیمت نفت در بازار‌های جهانی و فروش عمده طلا همزمان با تقویت ارزش دلار دلایل کاهش قیمت طلا عنوان شده است. روز گذشته تا ساعت ۳۰/۱۸ به وقت تهران قیمت جهانی طلا به ۱۵۱۸ دلار رسید.

چاپ خبر




 

 

لبنان بسوی خفقان سیاسی

Share Button

 

Lebanon in the Face of the Winds of Change

Fri, 24 June 2011
Husam Itani

 

The Lebanese should be concerned, and even fearful, over the remaining public freedoms and spaces to express one’s opinion.

This is not directly linked to the formation of the new government or the political and media campaigns launched against it by the new opposition. It is rather linked to a series of phenomena and escalating measures to which public life is being subjected, namely cultural and social life. Indeed, two movies were banned in less than a week. The first is Lebanese called “What Happened” regarding a massacre that took place in the Akkar region during the civil war, and the second is an Iranian movie called “Green Days” about the uprising demanding democracy which followed the Iranian presidential elections in 2009.

On the other hand, the Lebanese authorities reinforced the measures to prevent the entry of the refugees fleeing the oppression of the Syrian regime, but also to arrest those seeking security in Lebanon in a blunt defiance of all the pacts signed by the Lebanese government in regard to the protection of human rights. This behavior was accompanied by warnings from the deputies of the new majority, that each Lebanese citizen who helps a Syrian refugee will be considered a partner in the American-Israeli plot against the state of rejectionism in Syria.

But the relevant phenomena did not stop at this level, as those convened at Dar al-Fatwa issued a statement in which they announced their categorical rejection of a draft law sanctioning domestic violence against women, under the pretext that the draft was submitted by secular women’s associations based on “the savage principles of capitalism, market values and individualism.”

There is something distinguishing the aforementioned measures and events, leading each of them back to a specific political and social context for which the sides in the ruling coalition – regardless of the majority or minority in the government formation – are responsible. Indeed, there is no arguing about Hezbollah’s role and that of the March 8 forces in the prevention of the Syrian refugees from entering the country and the refusal to host international fact-finding committees to learn about the violations committed against the Syrian civilians. On the other hand, there is no doubt that the position of Dar al-Fatwa toward the draft law and before that, the slightly exaggerated position towards a violation committed by some Palestinians on lands affiliated with the Sunni endowments, stem from a feeling of encirclement, domination and threat prevailing over a wide faction of Sunnis. This is being expressed through excessive sensitivity toward anything that might feature a threat to the status and interests of the sect, even if the issue is related to helping poor Palestinian families get set.

It is believed there is one climate that produced all these steps and measures. It is a mixture of puzzlement and terror vis-à-vis the major changes which are being witnessed in the Arab world and are shedding light on the extent of the rottenness on the internal levels, and the expiry of the exploitation of foreign threats to uphold the oppression, tyranny and disregarding of the freedoms.

We could even go a step further and say that what Lebanon is witnessing today – in terms of the deterioration affecting public freedoms and the measures targeting foreign journalists – conveys an attempt by the system of the Lebanese sects to defend itself against the Arab revolutions. In the face of the freedom called for by these revolutions, the Lebanese are returning to repression. And in response to the demands to open up to the world, the Lebanese are pursuing their Syrian brothers among the refugees. Furthermore, in order to stop the massive media communication from which the Arab revolutions are benefitting, the institutions of the sectarian system have nothing to do but prohibit movies revealing the simple facts in regard to what the people of this part of the world have endured in terms of civil wars and the confiscation of opinions.

We believe that the Arab revolution is extending to Lebanon from these doors, and not from ones that were exploited by the leaders of the dominating sects