Category: از دیگران و جراید خارجی

نیلوفر بیضایی و گمشدگانش:

Share Button

وحشتناک بود، به دلیل اینکه شما وقتی با موضوعی درگیر هستید و فکر می‌کنید دارید کاری انجام می‌دهید تا به جلوگیری از تکرار این فجایع کمک شود، می‌بینید که همچنان دارد تکرار می‌شود! مثل اینکه اینها در یک لجبازی عظیم تاریخی، درست در سالگرد کشتار زندانیان سیاسی چنین کاری می‌کنند. در حقیقت به یک شکلی می‌خواهند جوّ رعب و وحشت را حفظ کنند. از طرفی هم سه جوانی که جانشان را از دست دادند و هم حمله به دفتر احزاب کرد که شماری از اعضای آن کشته شدند، واقعا تاثربرانگیز است و از طرف دیگر باز هم به من ثابت کرد که باید در این مورد کار کنم و هنوز باید در این زمینه خیلی کار شود.

کیهان لندن

نیلوفر بیضایی و گمشدگانش:
حکومت در یک لجبازی تاریخی می‌خواهد جوّ رعب و وحشت را حفظ کند- «من از زاویه ایدئولوژیک این نمایش را کار نکردم و سعی کردم جنبه انسانی ماجرا را دنبال کنم و اینکه بر سر انسان‌ها در چنین شرایطی چه می‌آید.»-«من خارج از ایران زندگی می‌کنم و مسئله سانسور وجود ندارد پس باید که از این موقعیت استفاده کنم تا حرف‌هایی را که در ایران نمی‌شود، گفت در اینجا بگویم وگرنه دلیلی ندارد که اینجا باشم!»

یکشنبه ۱ مهر ۱۳۹۷ برابر با ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۸

آزاده کریمی (+عکس) نیلوفر بیضایی تئاتر «گمشدگان» را اوایل ماه سپتامبر در شهر فرانکفورت آلمان به مناسبت سی‌امین سالگرد کشتارهای دهه شصت و با بازیگری هرمین عشقی و فرهنگ کسرایی به روی صحنه برد.

این نمایش قرار است با کمی تغییرات و اضافه‌شدن یک روایت تازه در فستیوال تئاتر کلن اجرا شود. بیضایی از جمله کارگردانان تئاتر خارج از ایران است که تاریخ معاصر ایران و وقایع اجتماعی و سیاسی بخصوص پس از انقلاب را در کارهای خود همواره مورد نظر قرار داده است. نیلوفر بیضایی این بار به موضوع کشتارهای دهه شصت پرداخته و روایتی از نسل دیروز و نسل امروز ایران را برای مخاطبانش به اجرا درآورده است. تئاتر «گمشدگان» در شرایطی به روی صحنه رفت که رامین حسین‌پناهی، زانیار مرادی و لقمان مرادی، سه زندانی کُرد ایرانی اعدام شده و سپاه پاسدارن به مقر احزاب کرد در شمال عراق حمله موشکی کرده بود. با او درباره تئاتر «گمشدگان» گفتگویی داشتم که در ادامه می‌خوانید.

نیلوفر بیضایی kayhan.london©

-خانم بیضایی، نمایش «گمشدگان» تازه‌ترین کار شما در ارتباط با کشتارهای دهه شصت و تابستان سال ۶۷ است. چه شد که تصمیم گرفتید این نمایش را کار کنید؟

-برای نوشتن این متن سال‌ها به دنبال اسناد مختلف و خاطرات زندانیان بودم و بین همه آنها، نامه شکوفه منتظری، دختر حمید منتظری، یکی از زندانیان اعدامی خطاب به پدر اعدام شده‌اش را برای کار انتخاب کردم. در واقع، هر آنچه بر سر بازماندگان کشته‌شدگان دهه ۶۰ آمده در این نامه با زبانی متعلق به نسل جوان را می‌توان یافت. در عین حال، این نامه شرح حال و بازگوکننده اتفاقاتی هم هست که بر کشته‌شدگان این دهه، گذشته است. این نامه‌ را با یکی از یادداشت‌های یک زندان سیاسی اعدام شده به نام قربانعلی شکری، که بعد از مرگ‌اش در بین وسایلش پیدا شده، تلفیق کردم. ولی احتمالا برای اجراهای آینده، متن سومی را به آن اضافه می‌کنم که روایت یک مادر است که فرزندش را اعدام کردند. در دهه ۶۰ مجموعه‌ای از کشتار زندانیان سیاسی که بخش زیادی از مدت حبس خودشان را گذرانده بودند و حتی قرار بود بعد از مدتی آزاد شوند، انجام شد. بخصوص در سال ۶۷، بسیاری از آنها به دنبال مسئله جنگ، پایان جنگ و غیره اعدام شدند ولی کشتار زندانیان سیاسی در واقع از همان اوایل دهه ۶۰ آغاز شد. در جریان این کشتارها کسانی که در گروه‌های مختلف سیاسی کار می‌کردند و به هر حال در اثر انقلاب به وجود آمده بودند و نظری مخالف نظر آنچه حکومت دارد، داشتند و یا ایده‌های دیگری برای ایران داشتند، اعدام شدند. بسیاری از این افراد به زندان افتادند، از دختربچه ۱۴ تا آدم ۷۰ ساله در زندان‌ها بودند. به غیر افرادی که سیاسی بودند، افراد غیرسیاسی هم کشته شدند. دگراندیشان دیگر هم بودند از جمله بهاییان که تعدادی زیادی از آنها ناپدید شدند و اعضای محفل‌شان اعدام گشتند. در آن دوره، حتی جوانانی هم بودند که اصلا فعالیت بخصوصی انجام نمی‌‌دادند و فقط به خاطر باورهایشان به جوخه‌ی تیر یا چوبه‌ی دار سپرده شدند. این مجموعه سرکوب که اوج آن در دهه شصت بود، موضوع کار من بوده است. در حقیقت در نامه‌ای که انتخاب کردم، بسیاری از اتفاقاتی که در آن دوره افتاده، بازگو می‌شود.

تئاتر «گمشدگان»  از نیلوفر بیضایی

-چرا تصمیم گرفتید نسل جوان، نسل فرزندان، را در این نمایش وارد کنید؟

-به این دلیل که من به هر موضوعی که می‌پردازم، به امروز و آینده نگاه دارم. نسلی که امروز زندگی می‌کند، بار سنگینی بر دوش می‌کشد. از یک طرف، بار مسئولیت پیگیری این فاجعه که در کشور ما رخ داده، بخصوص در دهه شصت را برعهده دارد. البته سرکوب‌ها همچنان ادامه دارد ولی در دهه شصت به صورت سیستماتیک انجام می‌شد و هنوز خانواده‌ها داغدار هستند و هنوز این داغ تازه است. نسل جوان امروز مسئولیت پیگیری این فاجعه را دارد. به دلیل اینکه اگر این نسل خواهان عدالت و رسیدن به جامعه‌ای است که کسی به خاطر افکارش از بین نرود، این مسئولیت را دارد که در مورد فجایعی که در کشورش در همین دوره اتفاق افتاده ساکت نماند و آنها را دنبال کند. از سوی دیگر، این نسل باید هویت خودش را پیدا کند که الزاما همان هویت نسل‌های پیش از خودش نیست. باید بتواند از زیر سنگینی این سایه هم بیرون بیاید و راه جدیدی پیدا کند و این، کار را برای او سخت‌تر می‌کند. تمام این تناقض‌هاست که در آن نامه و این نمایش دیده می‌شود و این از نظر من، یک لایه‌ی دیگر به لایه‌های موجود در متن و مسئله‌ای که می‌خواستم به آن بپردازم، اضافه می‌کند.

-واکنش زندانیان سیاسی و بازماندگان‌ اعدام‌شدگان به نمایش «گمشدگان» چگونه بوده؟

-تعدادی از تماشاگران در سالن یا خودشان زندانی سیاسی بودند یا کسی از نزدیکانشان زندانی یا اعدام شده بود. برای من خیلی مهم بود که اولا، اولین اجرایم برای چنین جمعی باشد و دوم اینکه واکنش آنها را ببینم. برای اینکه من از زاویه ایدئولوژیک این نمایش را کار نکردم و سعی کردم جنبه‌ی انسانی ماجرا را دنبال کنم و اینکه بر سر انسان‌ها در چنین شرایطی چه می‌آید. خوشبختانه واکنش خیلی مثبت بود، به این معنا که هر کسی، به شکلی، بخشی از خودش را و ماجرا را، در این کار می‌دید. این نظر کسانی بود که با من صحبت کردند، کسانی هم بودند که پیش نیامد که با آنها صحبت کنم. ولی در مجموع چیزی که من برداشت کردم، این است که واکنش‌ها خیلی مثبت بوده.

«گمشدگان» روایتی از کشتارهای دهه شصت در ایران

-چه تغییراتی برای اجرای این نمایش در جشنواره تئاتر کلن که قرار است در ۱۷ نوامبر در این شهر برگزار شود در نظر گرفته‌اید؟

-در اجرای آینده در فستیوال کلن، من یک روایت جدید به این نمایش اضافه می‌کنم. روایت یک مادر جنوبی که دخترش را اعدام کردند. این روایت به دو روایتی که با هم تلفیق شده‌اند، اضافه می‌شود. شکل نهایی تلفیق این روایات را هنوز خودم نمی‌دانم و قرار است روی آن کار کنم و یک زاویه دیگری به آن اضافه کنم. نویسنده‌ی این روایت، خانم رویا غیاثی است که خواهر هفده ساله‌اش در دهه شصت اعدام شد. در عین حال خانم ستاره سهیلی به بازیگران دو روایت دیگر یعنی هرمین عشقی و فرهنگ کسرایی می‌پیوندند.

-ما در ایران با سانسوری روبرو هستیم که امکان ندارد بتوان به مضامینی مثل کشتارهای دهه شصت پرداخت. شما در کارهایتان همواره به همین موضوعات تابو شده پرداخته‌اید؛ روایت وقایع پس از انقلاب در کارهای شما زیاد است. دلیل گرایش شما به این موضوع چیست؟ چرا به شکل جهانی‌تر، که در آلمان هم زیاد است، به این مشکل نمی‌پردازید؟

-برای اینکه، اولا خودم با این موضوع درگیر هستم و فکر می‌کنم جامعه ما هم با آن درگیر استجامعه ما، با امروزش و با گذشته‌اش درگیر است و بخش زیادی از بحران‌هایی که امروز وجود دارد ناشی از همین است. من چون ایران را خیلی دوست دارم و سرنوشت‌اش برایم مهم است، مثل بسیاری از ایرانی‌ها، خودم با این ماجرا درگیر هستم. با هر کدام از موضوعاتی که به آنها می‌پردازم، به یک شکلی، دوباره به این مسائل فکر می‌کنم و پرسش طرح می‌کنم. از طرف دیگر، من خارج از ایران زندگی می‌کنم و برایم مسئله سانسور وجود ندارد پس باید که از این موقعیت استفاده کنم تا حرف‌هایی را که در ایران نمی‌شود گفت اینجا بگویم. وگرنه دلیلی ندارد که اینجا باشم! در مورد موضوعاتی از این دست باید هنوز خیلی کار شود. واقعا این بار بزرگی است و من یک نفر نیستم، کسان دیگری هم هستند که در این زمینه‌ها کار می‌کنند. هنوز باید در این باره پرسش شود، هنوز باید در رشته‌های مختلف هنری بدان پرداخته شود و از زوایای مختلف به آن نگاه شود. در آلمان که اسم بردید، هنوز دارد آثاری درباره دوره فاشیسم هیتلری نوشته می‌شود و پایانی هم نخواهد داشت. به دلیل اینکه، این دوره‌ها، دوره‌شوک‌های تاریخی هستند که در به وجود آمدن آن، فقط یکی دو نفر سهیم نیستند، فقط یک عده از بالا نیستند که آمدند و آن فاجعه را بر سر ملت آوردند؛ بلکه سکوت یک ملت و در جاهایی همراهی یک ملت به تثبیت چنین سرکوب‌هایی کمک کرده و می‌کند.اگر قرار باشد چنین فجایعی تکرار نشود، فکر می‌کنم ما باید خیلی کار کنیم، بخصوص در زمینه فرهنگ و هنر. باید تلاش کنیم دیگر ملتی وجود نداشته باشد که پشت سرکوبگران بایستد بلکه باید ملتی باشد که از حق آزادی همگان دفاع کند، اگر می‌خواهد از این وضعیت بیرون بیاید. به همین دلیل فکر می‌کنم، بخصوص در این دوره، خیلی مهم است که در زمینه‌های مختلف هنری در این مورد کار شود و من سهم خودم را تا جایی که می‌توانم و توان دارم، ادا می‌کنم.

-شما درباره اعدام‌های دهه شصت کار کرده‌اید و همزمان با اجرای این نمایش سه جوان کرد ایرانی اعدام شدند. چه احساسی داشتید وقتی خبر این اعدام‌ها را شنیدید؟

-وحشتناک بود، به دلیل اینکه شما وقتی با موضوعی درگیر هستید و فکر می‌کنید دارید کاری انجام می‌دهید تا به جلوگیری از تکرار این فجایع کمک شود، می‌بینید که همچنان دارد تکرار می‌شود! مثل اینکه اینها در یک لجبازی عظیم تاریخی، درست در سالگرد کشتار زندانیان سیاسی چنین کاری می‌کنند. در حقیقت به یک شکلی می‌خواهند جوّ رعب و وحشت را حفظ کنند. از طرفی هم سه جوانی که جانشان را از دست دادند و هم حمله به دفتر احزاب کرد که شماری از اعضای آن کشته شدند، واقعا تاثربرانگیز است و از طرف دیگر باز هم به من ثابت کرد که باید در این مورد کار کنم و هنوز باید در این زمینه خیلی کار شود.

بانک‌های زیان‌ده ایران را ونزوئلا می‌کنند

Share Button

یک اقتصاددان عنوان کرد: دوراهی ونزوئلایی شدن یا نشدن روبروی ماست، نه آنکه پشت‌ ما باشد.یکی از تصمیمات حیاتی پیش‌روی اقتصاد، نحوه برخورد با بانک‌هایی است که دارایی‌ آنها کفاف پرداخت سپرده‌های آنها را نمی‌دهد.سپرده بانک‌های زیان‌ده نباید با پول بانک مرکزی پرداخته شود، ولی اگر این اتفاق بیفتد، همه ما با ونزوئلایی شدن کشور هزینه آن را می‌دهیم.

بانک‌های زیان‌ده ایران را ونزوئلا می‌کنند

تجارت نیوز

پویا ناظران، اقتصاددان مطرح کرد:

نقدینگی این روزها به واژه پرتکرار در کشور تبدیل شده است. دیگر تنها اقتصاددانان نیستند که در مورد میزان نقدینگی موجود در جامعه و خطرات آن هشدار می‌دهند. حتی مقامات مسئول هم بابتنقدینگی نگرانی‌هایی را مطرح کرده‌اند. خطراتی که حتی می‌تواند ونزوئلایی شدن ایران را در پی داشته باشد.

به گزارش تجارت‌نیوز،جدیدترین آمار بانک مرکزی حاکی از رشد قابل‌توجه نقدینگی و رسیدن آن به مقدار ۱۶۰۰ هزار میلیارد تومان است.

نقدینگی چیست و چگونه می‌تواند خطرآفرین باشد؟

علم اقتصاد به ما می‌گوید که نقدینگی به میزان نقدشوندگی دارایی‌های مختلف در قیمت معین گفته می‌شود. به زبان ساده، نقدینگی موجود در اقتصاد شامل پول و شبه‌پول است. پول شامل اسکناس و مسکوکات در دست مردم و هر نوع حساب بانکی است که شخص در هر زمانی امکان برداشت پول خود را دارد.

اما شبه‌پول برخلاف پول درجه نقدشوندگی کمتری دارد. بنابراین سپرده‌های مدت‌دار، قرض‌الحسنه پس‌انداز و سایر سپرده‌ها در این دسته قرار می‌گیرند. اقتصاددانان همواره نسبت به کنترل میزان نقدینگی (پول و شبه‌پول) موجود در جامعه و تناسب آن با حجم اقتصاد کشور، هشدار می‌دهند. چرا که بالا رفتن نقدینگی موجب گسترش تورم خواهد شد.

علی سرزعیم، اقتصاددان در این زمینه اعتقاد دارد: «اگر خون را نقدینگی در نظر بگیریم، باید میزان این خون با گوشت و بدن که همان حجم اقتصاد و GDP یک کشور است، تناسب داشته باشد. از این رو اگر به فرض، به بدن ما سه برابر حد مجاز خون تزریق شود، طبیعی است که سلامت ما دچار مشکل می‌شود. این حالت برای نقدینگی و اقتصاد نیز صادق است.»

از ابتدای شروع بحران ارزی در کشور، اکثر کارشناسان در ریشه‌یابی این بحران علاوه بر خروج آمریکا از برجام، به میزان بالای نقدینگی در اقتصاد ایران نیز اشاره می‌کنند. تا جایی که حتی برخی از کارشناسان نیز نقدینگی موجود در اقتصاد کشور را خطرناک‌تر از ترامپ می‌دانند. محمدرضا باهنر، نایب رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی از جمله افرادی است که اعتقاد دارد سهم ترامپ از مشکلات کنونی تنها ۳۰ تا ۴۰ درصد است.

باهنر ریشه بحران شکل‌گرفته در ماه‌های اخیر را به مساله ورشکستگی بانک‌ها و موسسات اعتباری ربط می‌دهد. جایی که به قول باهنر مجلس با فشار به دولت، سیاست‌گذاران را وادار کرد تا از طریق استقراض از بانک مرکزی، سپرده‌های مال‌باختگان را پرداخت کند.

آنگونه که باهنر روایت می‌کند با این کار توسط دولت، حدود ۱۰۰ هزار سرمایه بین ۱۰ میلیون تا ۵۰۰ میلیون آزاد شد و به جامعه سرازیر شد. اما روایتی را که باهنر نقل می‌کند، محمدباقر نوبخت، سخنگوی پیشین دولت اینگونه عنوان می‌کند که بانک مرکزی مجبور شد تا برای پرداخت سپرده مال‌باختگان میزان ۳۵ هزار میلیارد تومان نقدینگی تزریق کند که اثر آن بر رشد پایه پولی باقی می‌ماند.

به هر حال، مجموع چنین اقداماتی باعث شده تا امروزه نقدینگی به میزان ۱۶۰۰ هزار میلیارد تومان برسد. این حجم از نقدینگی به علت نااطمینانی در سطح اقتصاد کشور و عدم شرایط مناسب برای سرمایه‌گذاری تولیدی، به سمت بازار دارایی‌ها یعنی دلار، طلا، مسکن و… می‌رود. بدین صورت که از ابتدای سال جاری شاهد افزایش کم‌سابقه نرخ ارز در کشور بودیم.

آیا اشتباه دیگری در راه است؟

با این حال در حالی که اقتصاد کشور هنوز زیر تیغ نقدینگی تزریق شده ۳۵ هزار میلیارد تومانی موسسات مالی غیرمجاز رنج می‌برد، خبرها حاکی از آن است که این احتمال وجود دارد که دولت بخواهد همانند جریان موسسات مالی و اعتباری، بدهی برخی از بانک‌ها و موسسات مالی را از طریق استقراض از بانک مرکزی بپردازد. امری که اگر به وقع بپیوندد، منجر به رشد وحشتناک نقدینگی و تورم خواهد شد.

اما پویا ناظران، اقتصاددان در کانال تلگرامی خود توضیح می‌دهد که چگونه ممکن است دولت با پرداخت بدهی برخی بانک‌ها و موسسات اعتباری به رشد بیش از پیش نقدینگی و روند ونزوئلایی شدن ایران کمک کند.

این اقتصاددان می‌گوید: در حالی‌که برچیدن موسسات اعتباری غیرمجاز کار درستی بود، نحوه برچیده شدن آنها از زیان‌‌بارترین اقدامات بانک مرکزی طی این سال‌ها بود. بانک مرکزی با پرداختن مبلغی حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان، چک این موسسات را برای آنها پاس کرد و پول سپرده‌گذاران را پرداخت نمود.

وی ادامه می‌دهد: زمستان سال گذشته، این ۳۰ هزار میلیارد تومان، نقش مهمی در شکل‌گیری بحران سال ۹۷ ایفا کرد. در این بین البته بانک مرکزی به تمامی مقصر نبود، چرا که تحت فشار مردم و سایر نهادهای حاکمیتی این کار را به سرانجام رسانید.

ناظران در ادامه با اشاره به اینکه ممکن است اکنون دوباره بانک مرکزی به چنین اشتباهی دست بزند، به موضوع ادغام پنج بانک و موسسه اعتباری در بانک سپه اشاره می‌کند.

ناظران می‌گوید: مجموع زیان پنج بانک نظامی دست‌کم دو برابر زیان موسسات غیرمجاز تخمین زده می‌شود.

ناظران با طرح یک سوال می‌گوید: اگه این بانک‌ها ادغام شوند، آیا درآمد آنها زیاد می‌شود؟ بدیهی است که نمی‌شود! همانگونه که جمع دو عدد منفی مثبت نخواهد شد، جمع دو بانک زیان‌ده هم یک بانک سودده نمی‌شود! فقط در خلال ادغام، بانک مرکزی چک‌های این بانک‌ها را با پول خودش پاس می‌کند. آن بانک‌ها نیز چیزی غیر از این نمی‌خواهند.

اشاره این اقتصاددان به امکان پرداخت بدهی این بانک‌ها توسط دولت است که اگر چنین اتفاقی بیفتد این بار دولت باید مقداری به مراتب بیشتر از ۳۵ هزار میلیارد تومان از بانک مرکزی استقراض کند. ناظران در این خصوص می‌گوید: مجموع زیان پنج بانک نظامی دست‌کم دو برابر زیان موسسات غیرمجاز تخمین زده می‌شود.

وی در خصوص خطرات این اقدام احتمالی دولت می‌گوید: تخمین زده می‌شود که برخی از بانک‌های خصوصی دیگر، حتی زیان بیشتری هم داشته باشند. اگر زیان سپرده‌گذارها را از طریق افزایش پایه پولی به کل جامعه تحمیل کنیم، ونزوئلایی شدن یک ریسک خیلی جدی برای کشور محسوب می‌شود.

ناظران در ادامه می‌نویسد: بانک مرکزی باید به دنبال راه‌حلی باشد که اولا، سریعا جلوی too big to fail شدن بانک‌ها را بگیرد. ثانیا، در اصلاح ترازنامه بانک، حداقل استفاده را از پایه پولی بکند.

راهکار مواجه شدن با بانک‌های زیان‌ده

این اقتصاددان در ادامه ضمن ارائه یک پیشنهاد دو مرحله‌ای می‌نویسد: مرحله اول، اقدامات ضربتی و کوتاه‌مدت به منظور مهار این وضعیت خارج از کنترل نظام بانکی انجام می‌شود. یک اقدام موثر این است که بانک مرکزی هر بانکی که اضافه برداشت بیش از حد دارد را از اعطای تسهیلات جدید منع کند.

وی در خصوص انجام چنین اقدامی می‌گوید: این کار جلوی too big to fail شدن بانک‌های مشکل‌دار را می‌گیرد. بانکی که بدین شکل از اعطای تسهیلات جدید منع شده باید به دنبال جذب سرمایه جدید باشد، چرا که برای اعطای تسهیلات، اول باید اینقدر سرمایه جدید جذب کند تا اضافه برداشتش صفر شود.

وی ادامه می‌دهد: میزان اعطای تسهیلات بانک‌هایی که اضافه برداشت‌ آنها نزدیک به حد مورد نظر است هم باید محدود شود. این منع رو می‌شود همین هفته ابلاغ کرد و توصیه می‌کنم بانک‌ مرکزی در این خصوص وقت‌کشی نکند.

ناظران در مرحله دوم پیشنهاد خود به چگونگی تراز کردن ترازنامه بانک‌ها اشاره می‌کند و می‌نویسد: مقدمه تراز کردن ترازنامه بانک‌ها این است که بانک مرکزی یک ارزیابی واقع‌نگرانه از ارزش دارایی بانک‌های مورد نظر به دست بیاورد. اگر ارزش دارایی کفاف سپرده‌ها رو نمی‌دهد:

۱- اول سپرده‌ها تا سقف مورد تضمین صندوق ضمانت سپرده پرداخت شوند.

۲- سپس حقوق سهامدارن کنونی لغو شود.

۳- پس از آن بخشی از مانده سپرده‌ تبدیل به سهام جدید بانک شود و بخش دیگر تبدیل به اوراق با درآمد ثابت پنج ساله با سودهایی متناسب با توان سوددهی دارایی‌ها شود. مثلا اگه دارایی بانک ۱۵ درصد سود می‌دهد، نمی‌شود که سپرده‌گذار ۲۵ درصد سود بگیرد. بدین ترتیب بدون استفاده از پایه پولی، حداکثر حقوق ممکنه برای سپرده‌گذاران ایفاد شده است.

سهامداران و سپرده‌گذاران بانک‌های زیان‌ده باید زیان بانک را خودشان متقبل شوند.

ناظران در ادامه می‌گوید: یک اقدام پیچیده‌تر، پوشش زیان دارایی بانک‌ها با اوراقی‌ است که فقط به عنوان وثیقه بانک‌ مرکزی قابل‌پذیرش‌ هستند. سپس با این ابزار، سرعت رشد ترازنامه بانک در آینده کنترل شود. استفاده موثر از این ابزار، مستلزم افزایش ظرفیت فنی بانک مرکزی از سطح کنونی است.

این اقتصاددان ادامه می‌دهد: به طور کلی مسئله این است که این بانک‌ها به سپرده‌گذاران قول سودهای بالا داده و می‌دهند. این سودهای بالا ریسک بالایی هم دارد، و این زیان نیز تحقق همین ریسک است. در واقع بانک‌ها ریسک کردند ولی نتوانستند به اندازه کافی درآمد کسب کنند. سهامداران و سپرده‌گذاران بانک‌های زیان‌ده باید زیان بانک را خودشان متقبل شوند.

ناظران در قیمت پایانی می‌گوید: در حالی‌که چند روز پیش مطرح کردم که در وضعیت ونزوئلایی نیستیم، اما همزمان تاکید کردم سیاست‌هایی وجود دارد که ممکن است ما را ونزوئلایی کند. دوراهی ونزوئلایی شدن یا نشدن روبروی ماست، نه آنکه پشت‌ ما باشد. یکی از تصمیمات حیاتی پیش روی اقتصاد، نحوه برخورد با بانک‌هایی است که دارایی‌ آنها کفاف پرداخت سپرده‌های آنها را نمی‌دهد.

این اقتصاددان در نهایت می‌گوید: سپرده بانک‌های زیان‌ده نباید با پول بانک مرکزی پرداخته شود، ولی اگر این اتفاق بیفتد، همه ما با ونزوئلایی شدن کشور هزینه آن را می‌دهیم.

مهندس سلام!

Share Button

» سیامک قادری

مهندس سلام

برخی از ادامه راه بازماندند چرا که به تیغ قدار زندانبان ایران از نفس افتادند . اندکی پشیمان ازm آنچه «تندروی » اش خواندند ، به خوان نعمت جباران پیوستند و از این « درماندگی » خود چماقی از تئوریِهای پر طمطراق ساخته بر فرق یاران کوبیدند .
۹ ماه ایستادگی در میدان را تندروی خواندند و نزد «غارتگران اعتبار جمهوریت و جباران » ، نرد تملق و اعتذار باختند .


عکست را در نشر و بازنشر انبوه در شبکه های اجتماعی دیدم ، پیر شدی مهندس جان ولی چشمانت همچنان لبریز از شراره اراده مردان آهنینی است که سودای آزادی و عدالت دارند .
نخواستم همچون این سالها ، میرحسین خطابت کنم که امروز مخاطب هزاران راد مرد ایستاده بر آستانه فصل تغییر ( میرحسین ، کروبی و رهنورد و صدها زندانی همان دوران ) است .
از خیل میلیونی همراهان جنبش سبز ، همانگونه که توصیه کرده بودی بسیاری به خانه ها و نقطه عزیمت اعتراض خود – که به دلیل جنبش سیاسی « رای من کو » ترک کرده و به میدان آمده بودند – ، بازگشتند.
در این دوران فترت جنبش سبز اعتراضی ، برخی فعالانه اعتراض خود را پی گرفتند و آرمان اصیل خود را گم نکردند و طعن و لعن برخی دیگر از همراهان را به جان خریدند.
برخی از ادامه راه بازماندند چرا که به تیغ قدار زندانبان ایران از نفس افتادند . اندکی پشیمان از آنچه «تندروی » اش خواندند ، به خوان نعمت جباران پیوستند و از این « درماندگی » خود چماقی از تئوریِهای پر طمطراق ساخته بر فرق یاران کوبیدند .
۹ ماه ایستادگی در میدان را تندروی خواندند و نزد «غارتگران اعتبار جمهوریت و جباران » ، نرد تملق و اعتذار باختند .
چنبره سیاست بازان چنان جنبش را فرا گرفت که حتی تیغ قلم روزنامه نگاران را هم از حرکت و نفس انداخت و بعد از رفتن آن سردار دروغ و تقلب ، انگار همه شاخص های تباهی و زوال با تغییر رنگ سبزمان ، سیر صعودی یافت .
راستی! از اعتباری که از حصر به کیسه اصلاحات ریختی ، صحنه ای آرایی کردند خطرناک تر و صعب تر از خرداد ۸۸ و تمام اعتبار مقاومت و ایستادگی را هزینه کسانی کردند که خود مسبب این صحنه آرایی ها در تاریخ سی و اندی ساله بودند.
در این سال‌ها، بارها و بارها غیر از «منشور جنبش سبز »که منتسب به تو بود اما رگه هایی از تجدید نظر طلبی استمرارطلبانه در آن مشهود بود، بیانیه های تو و پرنسیب های غیر قابل خدشه آن ، چراغ راه امثال من بود و همان را ارجح از جملات و توصیه هایی می دانستیم که گاه به فراخور از حصر درز می کرد.
راستی مهندس جان ! توصیه های منصفانه و از سر درد تو در همان زمانی که به حصر رفتی را نپذیرفتند که هیچ ، اکنون به فهرست سیاهکاری های جباران فاسد متقلب ، صدها جان بر باد داده ، هزاران امید خانواده شهدای جنبش ، هزاران سال حسرت آزادی از پشت میله های زندان و حصر و حیف و میل و غارت میلیاردها دلار سرمایه مردم برای نشاندن عطش قدرت جباران اضافه شده است .
ماشین کشتارشان لحظه ای متوقف نشده و در تازه ترین اعتراضات در دیماه ، قریب ۵۰ نفر از معترضان را در خیابان و زندان به قتل رساندند.
اندک فقهای همراه جنبش و آزادیخواهان عدالت طلب یا نقاب در روی خاک کشیدند و یا به محاق حصرگونه رفتند و از اعتبار نهادهای منبعث از قانون اساسی اکنون فقط ولایت شرور فقیه مانده است .
آب و خاک این سرزمین را خرج همراه تراشی و بیعت ستانی برای بقا کردند و دیگر حتی به شکل صوری هم حاضر به توضیح به احدی حتی نمایندگان بی خاصیت مجلس نیستند .
اساتید قلب و تقلب ، منطقه را درگیر ناآرامی کرده و دشمن خود ساخته را به دیوی ترسناک برای ایجاد رعب و ترس در جامعه تبدیل کردند و جامعه ترس خورده و وحشت زده و مستأصل را جزیره ثبات جا زدند ، تا مدرنیزاسیون و نرمالیزاسیون و ماستمالیزاسیون را جای ارمانخواهی قالب کنند .
مهندس جان به نظر می رسد که اکنون امکان اصلاح این پوسته فاسد از بین رفته و سیاهکاری ها و خیره سری های آنکه رهبر مسلمین اش می خوانند- ولی جز عده ای سوداگران زر و زور اطرافش نمانده – کشور را در لبه پرتگاه نابودی قرار داده است .
شرایط بین المللی ، منطقه ای و داخلی را به گونه ای رقم زده اند ، که میلیون ها ایرانی و ایران را در آستانه اضمحلال و نابودی قرار داده اند .
مفاهیم ارزشمندی چون امنیت ، اقتدار و عدالت را پرچمی دروغین کرده و درفش تزویرشان در این هیاهو چنان در حال اهتزاز است که دل برخی از ارمانخواهان نومید را به امید واهی و سراب لرزانده است .
مهندس ، اشاره به آن شراره عدالت خواهی و آزادی طلبی چشمان تو ، تمنای بازگشت به این زمینه پرهیاهوی نافرم بدفرجام نیست که اگر بود ، بهترین گزینه برای رهایی ایران از این چارچوبه وحشت حکومت دینی به حکومتی غیر دینی و عرفی است ، بلکه زنهار از وسوسه دوستان سست عناصر و بریده ، در آستانه پایان حصر است .
مبلغان به فراخور رسم پناه از «مار غاشیه » به «عقرب جرار » ، بی اعتبار در این آشفته بازاری که مردمش نومیدانه ، قهرمان و نجات دهنده را در «تاریخ » اینجا و « جغرافیای » آنجا ، جست و جو می کنند ، اکنون نفس بریده در انتظار مددی هستند تا به آن تمسک جسته از غرق نجات یابند .
راستی مهندس جان ، چشمانت همان موقع هم می گفت که به همت اهل شعار و فریادشان که « موسوی دستگیر بشه ، ایران قیامت میشه » باور نداری اما ما سوگواران همیشه تاریخ ، یک عذر خواهی به تو که نتوانستیم در و دیوار حصر را بر سر صادر کننده دستور آن خراب کنیم ، بدهکاریم .
سیاست مدار آرمان خواه و با پرنسیب چه پیروز یا شکست خورده ، همواره در یاد و خاطره این ملت ماندگار است و حساب آنان با کسانی که اعتماد را به مثابه کالایی در بازار مکاره سیاست معاوضه می کنند فرق دارد ولی این فضای پر هیاهوی هیجانی که بیش‌تر به پوشاندن وحشت شبیه است تا «هل من مبارز طلبی»، وسوسه ات نکند و فریبت ندهد.
راستی مهندس جان از اردوگاه « سفید » ، شیخ بیانیه ای صادر کرده ، کارستان و قرارگاه سبز همچنان بی تاب بیان نهایی !
ادبار این سرزمین تمامی ندارد و زنجیریان ، دردمند – اگرچه به سختی – ره می سپارند تا وصال شاهد آزادی و عدالت اما منتظر کسی نمی مانند .
بابت همه ایستادگی ها و ‌پاسداری پرنسیب ها قدردان هستیم و اگر خسته شدی – که چشمانت این را نمی گوید – به تو خسته نباشید می گوییم عزیز .

ایستاده بر لبه؛ خطر سقوط در دره ابرتورم

Share Button

تصور اینکه این شرایط بدون تقبل هزینه بالا توسط بازیگران بد – که مسبب شرایط فعلی نیز هستند- قابل کنترل و حل است، باید بسرعت از ذهن سیاست‌گذاران زدوده شود. زیرا که هر تلاشی برای پوشش خطاهای این بازیگران بد با دست‌اندازی به پایه پولی کشور، خطر کامل سقوط در دره ابرتورم را در بر خواهد داشت . ایده‌هایی مانند ادغام بانک‌ها در صورتی که با حذف کامل بازیگران بد و اعمال ضرر بدان‌ها همراه نباشند، از این رو بسیار خطرناک‌اند.

تجارت نیوز

۲۱ شهریور ۱۳۹۷

یک سال بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲، با بررسی نهادهای پژوهشی و اقتصادی دولتی تقریبا بین تکنوکرات‌ها و کارشناسان این اجماع صورت گرفت که در کوتاه مدت، میان‌مدت و بلندمدت، کشور با ابربحران‌های عمیق در حوزه بانکی، صندوق‌های بازنشستگی و محیط زیستی روبه‌رو است.

البته تاکید بر این سه ابر بحران به معنای رد وجود سایر بحران‌ها در حوزه‌های اشتغال و غیره نبود، بلکه به نوعی مسیر همگی بحران‌ها از این سه عبور می‌نمود. با وجود این اخطارها، بروکرات‌های بلندمرتبه دولت ترجیح دادند با چنگ زدن به استدلال‌های پوشالی حفظ ثبات و یا عدم تمایل به تغییرات گسترده در حین انجام مذاکرات برجام، از هرگونه کنش معناداری برای انجام اصلاحات ساختاری مورد نیاز خودداری کنند. در حالی که می‌توان ادعا کرد که در فاصله بین ۹۳-۹۶ ، دولت دارای بالاترین سطوح اعتماد عمومی ممکن در کشور بود و می-توانست از این پشتوانه برای اصلاحات ساختاری بهره ببرد.

عدم کلیدزنی اصلاحات ساختاری در حوزه بانکی و حفظ بازیگران بد این صنعت با شیر پایه پولی بانک مرکزی و نیز فشار بودجه‌ای صندوق‌های بازنشستگی، رشد نقدینگی بی‌سابقه‌ای را رقم زد که در اخطارهای پی‌درپی اقتصاددانان از آن به عنوان بمب ساعتی یاد می‌شد.

چاشنی این بمب ساعتی در پی رویکرد دستورمحور بروکرات‌های پیرسال دولت و فشار گروه‌های ذی‌نفع خاص، با کاهش دستوری نرخ سود سپرده‌های بانکی فعال شد. حرکتی که در نظر این بروکرات‌ها قرار بود موجبات تحریک و رشد کسب‌وکارها را فراهم آورد؛ ولی همانطور که اقتصاددانان پیش‌بینی می‌کردند، این رویکرد اثری عکس اثر دلخواه طراحان آن داشت.

با خروج نقدینگی رسوب کرده در بانک‌ها، تک تک بازارها در مقابل سیل نقدینگی به تلاطم افتاده و تمامی دستاوردهای دولت در سالیان قبل را نابود کردند. در این بین موضع‌گیری‌های کلیشه‌ای مقامات ارشد، همراه با سیاست‌های غلط و شوک‌های خارجی، علاوه بر اینکه اعتماد عمومی به درایت و تدبیر دولت را خدشه دار نمود، با تحت تاثیر قرار دادن انتظارات شهروندان از آینده نوسانات بی‌سابقه‌ای را به بازارهای مختلف کشور معرفی کرد. نوساناتی که در هفته‌های اخیر می‌توان آنها را نه با رویکرد فاندمنتال اقتصادی، بلکه با تکیه بر انتظارات تحلیل کرد. همچنین در این بین نباید از جنگ روانی گسترده‌ای که علیه کشور و دولت در جریان است و سعی در شکل دادن به احساسات و انتظارات شهروندان دارد، غافل بود.

برای کنترل وضع بغرنج موجود، با توجه به نقش محوری انتظارات در تلاطمات هفته‌های گذشته بازارها، ابتدا بایستی سیگنال سیاسی مثبت و قدرتمندی به شهروندان و بازیگران بازار ارسال شود. دامنه امکان‌های موجود برای این سیگنال با توجه به دست‌گل‌های ماه‌های اخیر سیاست‌گذاران محدود است و با گذشت زمان محدودتر نیز خواهد شد.

علاوه بر این، طراحی و اجرای این سیگنال نیازمند خلاقیت بالای سیاسی خواهد بود که به احتمال زیاد از دست بروکرات‌های پا به سن گذاشته دولت برنخواهد آمد و امید است سایرین فکری در این زمینه نمایند. در مرحله بعدی، افزایش نرخ بهره سیستم بانکی باید همزمان با اصلاحات ساختاری برای حذف کامل بازیگران بد، بازسازی بازیگران مشکل‌دار و ترمیم بازیگران خوب، با قدرت کامل پیگیری شود.

تصور اینکه این شرایط بدون تقبل هزینه بالا توسط بازیگران بد – که مسبب شرایط فعلی نیز هستند- قابل کنترل و حل است، باید بسرعت از ذهن سیاست‌گذاران زدوده شود. زیرا که هر تلاشی برای پوشش خطاهای این بازیگران بد با دست‌اندازی به پایه پولی کشور، خطر کامل سقوط در دره ابرتورم را در بر خواهد داشت . ایده‌هایی مانند ادغام بانک‌ها در صورتی که با حذف کامل بازیگران بد و اعمال ضرر بدان‌ها همراه نباشند، از این رو بسیار خطرناک‌اند.

علاوه بر این، حرکت‌های پوپولیستی همچون افزایش حقوق کارکنان به صورت لنگر شده به تورم، کسری بودجه¬های گسترده بدنبال خواهد داشت که دوباره به دره ابرتورم ختم خواهد شد.

در شرایطی که پس و پیش کشیدن‌های انواع مختلف سیاست‌های ارزی در شش ماهه نخست، حجم واردات کشور را بطور قابل توجه تحت تاثیر قرار داده است، سیاست‌های سرکوبی پلیسی برای کنترل قیمت‌ها و یا حرکتی اشتباه از انواعی که بدان اشاره شد، می‌تواند کشور را بصورت آنی دچار بحران کمبود کالا و چالش‌های ابرتورمی نماید. امید است مسئولین امر، بتوانند با جلوگیری از اشتباهات ذکر شده، کشور را از لبه پرتگاه دور کرده و اقتصاد را دوباره به ریل ثبات بازگردانند

تعلیق نیروگاه خورشیدی بخاطر تحریم

Share Button

در پی تحریم های ایالات متحده در مورد ایران، ما تصمیم گرفتیم تمام فعالیت های خودمان در این کشور از جمله پروژه ۶۰۰ مگاوات را متوقف کنیم. دیگو بیسی، مدیر اجرایی کرکوس در روز سه شنبه در یک ایمیل گفت: ما همچنان از نزدیک وضعیت را رصد می کنیم.

ختم سریال فعالیت شرکتهای خارجی در کشور با نزدیک شدن بازگشت تحریمهای نفتی 

اختصاصى:شرکت کرکوس بریتانیا، نیروگاه ۵۷۰میلیون دلاری خورشیدی ایران را متصل می کند
رویترز– سرمایه گذار انرژی تجدید پذیر انگلیس، کرکوس گفت به دلیل بازگشت اخیر تحریم های آمریکا علیه تهران ساخت پروژه
نیروگاه خورشیدی در ایران را متوقف میکند. این اولین سرمایه گذاری انرژی تجدیدپذیر که در خارج از اروپا توسط کرکوس و ششمین سرمایه گذاری بزرگ آن درجهان با ظرفیت ۶۰۰ مگاوات بوده است.
تحریم های اعمال شده علیه ایران توسط ایالات متحده در اوایل ماه جاری، بانک ها و شرکت های بسیاری را در سراسر جهان وادار به عدم معامله و قرارداد با تهران نموده است.
در پی تحریم های ایالات متحده در مورد ایران، ما تصمیم گرفتیم تمام فعالیت های خودمان در این کشور از جمله پروژه ۶۰۰ مگاوات را متوقف کنیم. دیگو بیسی، مدیر اجرایی کرکوس در روز سه شنبه در یک ایمیل گفت: ما همچنان از نزدیک وضعیت را رصد می کنیم.
بیسی گفت که این شرکت همچنان به نظارت بر وضعیت ازنزدیک ادامه خواهد داد، او حاضر به توضیح بیشتر نشد
انتظار می رفت که ساخت و ساز پروژه به مدت سه سال ادامه یابد و هر ۱۰۰ مگاوات به صورت جداگانه عملیاتی شده و هر شش ماه به شبکه وصل شود.
💥💥💥
کامنت:🔥
این در حالى است که. عربستان، امارات متحده عربى و مصر پروژه هایى در زمینه استفاده از انرژى خورشیدى دارند که تا آنجا که به مصر و امارات مربوط میشود، اولا دهها برابر طرح معلق شده ایران است و تا جایى که به عربستان مربوط میشود برنامه ایى را شامل میشود که این کشور را در پایان برنامه چشم اندازى ٣٠ ساله محمد ابن سلمان، به پیشتاز استفاده از انرژى خورشیدى در جهان تبدیل خواهد کرد. مصر برنامه ایى براى خورشیدى کردن ٢٠٪؜ى انرژى خود دارد.
ترجمه ،تلخیص و کامنت
کاوشگر
CimorghIran@

تحریم‌های آمریکا با اقتصاد ناکارآمد ایران چه می‌کند؟

Share Button

اکونومیست بررسی کرد:

ریالِ ایران که این روزها با بحران ارزی مواجه است، از تابستان گذشته تاکنون حدود ۶۰ درصد از ارزش خود را از دست داده است. مسوولان تلاش کردند با دستگیری ده‌ها تن از تجار و سیاستمداران فاسد نشان دهند که قصد دارند به این مشکلات پایان دهند. اکونومیست اما در مطلبی نوشته است که مشکلات اقتصادی ایران بسیار عمیق‌تر است.

تحریم‌های آمریکا با اقتصاد ناکارآمد ایران چه می‌کند؟

تجارت نیوز

اکونومیست مدعی است «دو سال طول کشید تا توافق هسته‌ای حاصل شود و تنها با یک امضا همه رشته‌ها پنبه شد». این مجله در ادامه ادعای خود نوشته است: در ششم آگوست، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، فرمان اجرایی بازگرداندن تحریم‌های مربوط به صنعت خودروی ایران، تجارت طلا و فلزات گرانبها و انجام مبادلات با دلار را امضا و به این ترتیب وعده خود را عملی کرد. توافق هسته‌ای در سال ۲۰۱۵ امضا شد که در آن تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران به ازای محدود کردن فعالیت‌های هسته‌ای این کشور، برداشته شد. این تحریم‌ها اقتصاد ایران را بیش از گذشته آسیب‌پذیر می‌کند. اینکه آیا قرار است تحریم‌های آمریکا دستاوردهای دیگری هم داشته باشد را زمان مشخص می‌کند.

به گزارش تجارت‎نیوز، بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه و چین که دیگر امضاکنندگان توافق هسته‌ای هستند، معتقدند ایران بر اساس ارزیابی‌های آژانس بین‌المللی انرژی به تعهدات خود پایبند بوده است. ترامپ اما به صورت یکجانبه از توافق هسته‌ای خارج شد.

در تلاش برای حفظ برجام، اتحادیه اروپا به شرکت‌های اروپایی اعلام کرده که خسارت‌های ناشی از تحریم‌های آمریکا را جبران می‌کند. با این حال عده اندکی معتقدند که احیای مقررات مسدود کردن تحریم‌ها از سوی اتحادیه اروپا بتواند کمک چندانی کند. توتال فرانسه از قرارداد ۲ میلیارد دلاری برای توسعه میدان گازی پارس جنوبی دست کشیده است، ایرباس برنامه تحویل ۱۰۰ جت مسافربری را متوقف کرده و شرکت‌ آمریکایی بوئینگ هم قرارداد ۲۰ میلیارد دلاری خود را از دست داده‎ است.

در ماه‌های اخیر، تحریم‌های جدید و خروج سرمایه از ایران، بحران ارز در این کشور را تشدید کرده است. طبق گزارش اکونومیست، در تابستان گذشته قیمت هر دلار آمریکا در بازار سیاه ۳۸۰۰ تومان بود. از آن زمان تاکنون ریال بیش از ۶۰ درصد از ارزش خود را از دست داده است. در سی‌ام جولای نرخ دلار به ۱۱ هزار و ۹۰۰ تومان رسید. قیمت برخی از مواد غذایی تا بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است.

اکونومیست مدعی است دارایی‌های آستان قدس رضوی تنها در تهران حدود ۱۳ میلیارد دلار برآورد شده که دو برابر دارایی‌های بانک واتیکان است.

حسن روحانی؛ رئیس جمهور، دو مقام بانکی شامل ولی‌الله سیف؛ رئیس بانک مرکزی و احمد عراقچی؛ معاون ارزی بانک مرکزی را از کار برکنار کرد. احمد عراقچی که کمتر از یک سال معاون ارزی بانک مرکزی بود، برادرزاده عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه است. انتخاب او به عنوان معاون ارزی بانک مرکزی یکی از نمونه‌های خویشاوندسالاری در ایران است که موجب شده این کشور در پایین فهرست سازمان بین‌المللی شفافیت که فساد را در میان کشورها بررسی می‌کند، قرار بگیرد.

مسوولان اما تلاش کردند با دستگیری ده‌ها تن از تجار و سیاستمداران فاسد نشان دهند که قصد دارند به این مشکلات پایان دهند.

نویسنده این مطلب اکونومیست اما اعتقاد دارد مشکلات اقتصادی ایران عمیق‌تر است و دستگیری چند مقام فاسد کمک چندانی نمی‎‌کند. بخش‌های مهمی از اقتصاد ایران تحت نفوذ موسسات شبه‌دولتی در ایران است. یکی از آنها آستان قدس رضوی است؛ یک نهاد خیریه‌ای که دفتر مرکزی آن در استان شمال شرقی ایران، خراسان واقع شده است. این بنیاد در قرن شانزدهم و با هدف نگهداری و مراقبت از حرم امام رضا تاسیس شد. اکونومیست مدعی است، امروز اما این نهاد دیگر منافع  غیرمعنوی بسیاری دارد؛ شرکت‌های نفتی، معدنی و حتی یک شرکت بیمه‌ای در اختیار این نهاد است. اگرچه این نهاد ثروت بسیاری در کنترل دارد اما از مالیات معاف است. دارایی‌های آستان قدس رضوی تنها در تهران حدود ۱۳ میلیارد دلار برآورد شده که دو برابر دارایی‌های بانک واتیکان است.

نهادهای شبه‌دولتی ۴۰ درصد از بانک‌های خصوصی ایران را تحت کنترل دارند که بسیاری از آنها با کمبود سرمایه مواجهند.

هر بخشی از اقتصاد ایران امپراطوری خود را دارد. در حالی که کارگران در زیرِ زمین خط هفتم متروی تهران را حفاری می‌کنند، مهم‌ترین پیمانکار آن شرکت سپاسد از سوی ایالات متحده آمریکا تحریم شده است. خزانه‌داری آمریکا می‌گوید که این شرکت توسط سپاه پاسداران ایران اداره می‌شود. سپاه است بخشی از پروژه‌های مترو را به شرکت دیگری به نام حرا واگذار کرده که آن هم زیر نظر سپاه است. اگر شرکت‌هایی که پروژه‌های مترو را در دست دارند، به مصالح ساختمانی نیاز داشته باشند، می‌توانند از طریق شرکت‌های دیگری که آنها هم وابسته به سپاه پاسداران هستند، سیمان و فولاد مورد نیاز خود را تامین کنند. همچنین، این نهادهای شبه‌دولتی ۴۰ درصد از بانک‌های خصوصی ایران را تحت کنترل دارند که بسیاری از آنها با کمبود سرمایه مواجهند.

حسن روحانی که بر امضای توافق هسته‌ای اصرار داشت، وعده داده بود که با انعقاد این توافق سرمایه‌گذارهای خارجی به ایران هجوم می‌آورند. اما حتی پیش از آغاز ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ هم شرکت‌های خارجی در مورد انجام فعالیت‌های تجاری در ایران تردید داشتند. رقابت با شرکت‌های ایرانی که توسط این امپراطوری‌ها اداره می‌شوند، بسیار دشوار است.

حجم صادرات نفت ایران در سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ و با وضع تحریم‌های بین‌المللی حدود ۵۸ درصد کاهش یافت.

ایرانی‌ها مدت‎‌هاست که از رکود اقتصادی موجود ناامید شده‌اند. پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که اوضاع به مراتب بدتر خواهد شد؛ به‌ویژه در ماه نوامبر که آمریکا تحریم‌هایی را اجرایی خواهد کرد که صنعت نفت ایران را هدف قرار می‌دهند. ایران پیش‌تر در زمان ریاست‌جمهوری باراک اوباما هم تحریم‌ها را تجربه کرده بود. تحریم‌های بین‌المللی که از سوی آمریکا و دیگر متحدانش علیه ایران اعمال شد، کاهش چشمگیر صادرات نفت ایران را به دنبال داشت. حجم صادرات نفت ایران در سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ حدود ۵۸ درصد کاهش یافت.

ترامپ حالا به دنبال توافق بهتری است؛ توافقی که در آن برنامه‌های موشکی ایران محدودتر شده و تا یک دهه دیگر منقضی نشود. هنوز مشخص نیست که او چطور می‌تواند به چنین توافقی برسد، آن هم در شرایطی که متحدانش او را همراهی نمی‌کنند. او یک هدفی غیرواقعی برای خود مشخص کرده تا صادرات نفت ایران را که در حال حاضر ۲٫۵ میلیون بشکه در روز است، به صفر برساند. کشورهای مختلف واکنش‌های مختلفی به این تصمیم او نشان داده‌اند. هند به دنبال روش‌های پرداخت دیگری است تا بتواند روزانه ۷۶۸ هزار بشکه نفت از ایران خریداری کند. ترکیه می‌گوید با تحریم‌ها موافق نیست و چین که یک‌چهارم نفت خام ایران را خریداری می‌کند، از تحریم‌های جدید خوشحال است. شرکت فرانسوی توتال که قرار بود با همکاری شرکت ملی نفت چین پروژه توسعه میدان گازی پارس جنوبی را به دست بگیرد، حالا از ایران خارج شده و شرکت ملی نفت چین بارها به ایران پیشنهاد داده که جایگزین توتال شود.

از سوی دیگر، دونالد ترامپ پیشنهاد کرده که با رهبران ایران بدون هیچ پیش‌شرطی ملاقات خواهد کرد. ایران اما واکنشی به پیشنهاد آمریکا نشان نداده است. ترامپ حالا بیشتر به اعتراضات و ناآرامی‌هایی که اخیرا در برخی شهرهای ایران رخ داده، متمرکز شده است. مقامات آمریکایی به تازگی گفته‌اند: ما می‌خواهیم تغییر رفتار رژیم ایران را با مردمش ببینیم.

اکونومیست در ادامه این بار مدعی شده است: در مورد اعتراض‌ها، نظرات سپاه پاسداران و کاخ سفید کاملا متفاوت است. فرمانده سپاه پاسداران، این اعتراضات را حتی جدی‌تر از تهدیدهای خارج از کشور می‌داند.

به عقیده نویسنده، این اعتراضات مداوم اما کوچک و بدون رهبری هستند و ایران در حال حاضر اپوزیسیونی با مخالفت کاملا منسجم برای به چالش کشیدن دولتمردان ندارد.

اوایل تابستان، ساکنان استان خرمشهر به مشکل بی‌آبی دچار شدند. معترضان دستگیر شدند و دولت یکی از شرکت‌های وابسته به سپاه را برای پروژه نصب خط لوله ۹۰ کیلومتری به این استان فرستاد.

حسن روحانی امیدوار بود بتواند نهادهای شبه‌دولتی را هم از نظر سیاسی و هم اقتصادی تضعیف کند، اما شکست خورد. اکونومیست در پایان این طور پیش‌بینی کرده با بحرانی که به وجود آمده، دولت نسبتا میانه‌روی او حالا ناچار است با جناح تندرو همکاری کند. این مساله قطعا موجب می‌شود که دولت بار دیگر نه به منافع غرب توجه کند و نه واکنش مناسبی برای مردم ایران داشته باشد. به این ترتیب ترامپ موفق شده تا رفتار رژیم را تغییر دهد؛ اما نه آن تغییری که به دنبالش بود!

تابناک: در بانک مرکزی رخنه کرده اند

Share Button

شهاب‌الدین بی‌مقدار در گفت‌وگو با تابناک

 

هرج‌ومرج کامل در بازار حاکم است هر کس به هر روشی که بتواند جیب مردم را خالی می‌کند هرروز قیمت اجناس گران‌تر می‌شود، و تنها راهکار این وضعیت در شرایط موجود این است که خود دولت کالا را وارد کند و در اختیار مردم بگذارند. 

 
تاریخ انتشار:۱۳ مرداد ۱۳۹۷ – ۱۳:۲۷۰۴ August 2018

عدم پاسخگویی مسئولان کشور به اوضاع اقتصادی موجی از نگرانی را در بین مردم ایجاد کرده است، برخی از مردم حتی توان تهیه مایحتاج ضروری خود را ندارند، کالا و خدمات هرروز گران‌تر شده و مردم با اضطراب در حال پیگیری قیمت‌ها هستند.

این وضعیت نمایندگان مردم در مجلس را نیز نگران کرده است، برخی از نماینده‌ها بر این اعتقاد هستند که مردم عصبانی هستند و اگر دولت به‌زودی راهکاری برای حل بحران پیدا نکند موج اعتراضات شروع خواهد شد و ممکن است جو امنیتی در کشور ایجاد گردد.

شهاب‌الدین بی‌مقدار در گفت‌وگو با تابناک اظهار داشت: وضعیت موجود به نظر می‌رسد که بیشتر از عدم اعتماد مردم به آینده کشور ناشی می‌شود، هرکس که یک پس‌انداز ناچیزی که داشت را سعی کرده است تبدیل به دلار سکه کند که حداقل بتواند اندک سرمایه خود را حفظ نماید.

این نماینده با اشاره به موضوع پیشنهاد ترامپ و همچنین احتمال حضور وزیر خارجه عمان برای پادرمیانی مذاکره با امریکا گفت: به نظر من باید ما هم مذاکرات را قبول کنیم تا این مسائله روانی حل شود و قیمت‌ها کمی کاهش پیدا کند.

وی در ادامه گفت: مشکل دیگری که دراین‌بین بوده ناشی از عدم مدیریت درست بازار ارز است، از ابتدا دولت باید برای مایحتاج اساسی مردم خود وارد گود می‌شد و اقدام می‌کرد، بقیه موارد را نیز آزاد می‌گذاشت و ارز کشور را هزینه این‌گونه کارها نمی‌کرد و به‌جای آن پروژه‌های نیمه خوابیده را احیا می‌کرد تا مردم هم احساس کنند که کارهایی صورت گرفته است.

اما بی‌برنامگی‌ها چنان شد که عده‌ای ارز ۴۲۰۰ تومان را گرفتند و به‌جای واردات مایحتاج مردم ارز کشور را در بازار آزاد به فروش رساندند. الآن دولت باید سریعاً تصمیم‌گیری کند و بازار ارز ثانوی را فعال کند، از طرف دیگر دروغ به مردم نگوید و نگوید که ما می توایم هرچه ارز لازم باشد را تأمین کنیم.

وی گفت: اگر اقدام لازم نشود و اقتصاد کشور تثبیت نگردد کارگران بیشمار بیکار خواهند شد و اگر این اتفاق رخ دهد مسائل اجتماعی و امنیتی زیادی برای کشور ایجاد خواهد شد.

وی گفت: با امنیتی کردن بازار و دستگیری افراد خورده پا اوضاع را درست نمی‌کند، الآن بازارها رو به تعطیلی است، بازاری نمی‌داند که جنس خود را بفروشد یا نفروشد.

این نماینده گفت: مردم الآن عصبانی هستند، این عصبانیت اگر پاسخ مناسبی دریافت نکند و اگر مجلس و دولت، پاسخ روشنی به آن ندهد به خیابان خواهند ریخت و حق خود را خودشان خواهند گرفت، الآن همه مظطرب هستند و نمی‌دانند چه‌کار باید بکنند، درامد یک کارگر به ۱۰۰ دلار رسیده و همه‌چیز گران شده است.

بیمقدار گفت: هرج‌ومرج کامل در بازار حاکم است هر کس به هر روشی که بتواند جیب مردم را خالی می‌کند هرروز قیمت اجناس گران‌تر می‌شود، و تنها راهکار این وضعیت در شرایط موجود این است که خود دولت کالا را وارد کند و در اختیار مردم بگذارند.

وی اظهار داشت:عده‌ای در بانک مرکزی معلوم نیست چگونه نفوذ کرده‌اند و چگونه دلار مفت را از دولت گرفته‌اند، طرف که هیچ سررشته‌ای از گوشت ندارد، دلار ۴۲۰۰ تومان گرفته تا از ارمنستان گوشت وارد کند اما دلارها سر از بازار آزاد درآورده است.

وی گفت: مردم در حال له شدن هستند، کارگران زیر بار فقر کمرشان راست نمی شود، افرادی که از کمیته امداد امرار معاش می کنند، چیزی برای خوردن پیدا نمی کنند، در طولانی مدت بازاری‌ها و کسبه هم فلج خواهند شد، وقتی مردم پولی برای خرید ندارند طبیعی است که بازارها بسته شود.

وی گفت: یکی از راهکارهای درست شدن اوضاع این است که ما سایه جنگ را از سر مردم برداریم، اینکه کری بخوانیم برای یکدیگر و فلان کار را می‌کنیم این‌ها راهکار نیست و مردم را بیشتر در تنگنا قرار می‌دهد.

 

 

 

 

……..
نظر یک کارشناس پولی راجع به علل بلا رفتن اخیر تورمل

سقوط ریال و صعود دلار و طلا ادامه خواهد یافت

Share Button

کنترل پولی و نظم و نظامات اقتصادی بطور کامل از دست دولت و بانک مرکزی خارج شده است و من با قطعیت میگویم، دقت کنید و بخاطر بسپارید! با قطعیت میگویم: نه این رئیس جدید بانک مرکزی آقای همتی و نه حتی اگر همه مغز های اقتصادی معاصر و سه قرن گذشته تا بحال را هم در یک اطاق جنگ یا فکر اقتصادی در بانک مرکزی جمع کنند، آنها قادر نخواهند بود گره از پای صعود موشکی و شتابگیری نرخ طلا و دلار و سقوط آزاد ریال را بگیرند. ما با سرعت بسوی تورمی نه دو رقمی و سه رقمی بلکه بسوی یک تورم نجومی مانند ونزوئلا، میلیون درصدی در حرکتیم. در این شرایط باید کمربندهارا سفت بست تا در این سقوط، با سر به ته ناپیدای صخره ای درّه نخورد.

تحت شرایط سیاسی و اقتصادی کنونی نقطه توقفی برای سقوط ریال و صعود دلار و طلا نیست

روزنامه های امروز کشور از بالا رفتن شاخص بورس و از گرانتر شدن مسکن نوشته اند و تلویحا آنرا نشانه ای مثبت ارزیابی کرده اند.
اگر کسی این بالا رفتن ها را حمل بر رونق یا بهبود اقتصادی کشور تلقی کند معلوم است که نه از اقتصاد چیزی میداند نه از وضع خاص بحران اقتصادی کشور.
خیل نقدینگی کلان و سرگردان در مملکت پس از غارت طلا و ارز بانک بانک مرکزی حالا متوجه بازار مسکن و بورس شده است و کار به زودی به خرید نخود و لوبیا و فرش و هر آنچه جنس قابل نگهداری که شده هم میرسد.
ریال به آتش سوزانی تبدیل شده که دست دارنده خود را می سوزاند و باید سریعا آن را با یک کالای منجمد و سرد ذوب نشونده معاوضه کرد.
همه اسکناسهای صادره بانک مرکزی سراسیمه بسوی انتشار دهنده خود یعنی بانک مرکزی در حرکتند مانند چک و سفته های یک تاجر ورشکسته که پانیک زده پیش صادر کننده خود برمیگردند قبل از اینه. صفر شده باشند و کاملا بی ارزش.
بزودی مردم در جلول بانکهای معتبر هم صف خواهند بست تا سپرده های خود را بگیرند و بهر جنسی که میتوانند آنها را تبدیل کنند.
کنترل پولی و نظم و نظامات اقتصادی بطور کامل از دست دولت و بانک مرکزی خارج شده است و من با قطعیت میگویم، دقت کنید و بخاطر بسپارید! با قطعیت میگویم: نه این رئیس جدید بانک مرکزی آقای همتی و نه حتی اگر همه مغز های اقتصادی معاصر و سه قرن گذشته تا بحال را هم در یک اطاق جنگ یا فکر اقتصادی در بانک مرکزی جمع کنند، آنها قادر نخواهند بود گره از پای صعود موشکی و شتابگیری نرخ طلا و دلار و سقوط آزاد ریال را بگیرند. ما با سرعت بسوی تورمی نه دو رقمی و سه رقمی بلکه بسوی یک تورم نجومی مانند ونزوئلا، میلیون درصدی در حرکتیم. در این شرایط باید کمربندهارا سفت بست تا در این سقوط، با سر به ته ناپیدای صخره ای درّه نخورد.
CimorghIran@

پیرامون نامه اصلاح طلبانه به وزیر خارجه آمریکا

Share Button

در اینکه این نامه نویسی و آرشیو کاوی گفته های داریوش همایون و بنی صدر و رجز خوانیهای سردار حاج قاسم مداح همه اپیزودهای یک سناریو واحد هستند که دستگاههای اطلاعاتی رژیم آنرا سازمان داده اند من تردید ندارم. چند روز پیش از این اتفاقات، شیخ حسن روحانی در یک سخنرانی با تأکید گفت« خیلی از ایرانیان مخالف رژیم در خارج هم وطن پرست هستند و وطنشان را دوست دارند و مخالف سیاست آمریکا می باشند». 

امروز نامه ایی از سوی حدود ۲۰۰۰ نفر از اصلاحطلبان قسم خورده به مایک پمپئو در شبکه مجازی ظاهر شد که مواضع اخیر مقامات آمریکا را محکوم نموده اند. در اینکه این نامه نویسی و آرشیو کاوی گفته های داریوش همایون و بنی صدر و رجز خوانیهای سردار حاج قاسم مداح همه اپیزودهای یک سناریو واحد هستند که دستگاههای اطلاعاتی رژیم آنرا سازمان داده اند من تردید ندارم. چند روز پیش از این اتفاقات، شیخ حسن روحانی در یک سخنرانی با تأکید گفت« خیلی از ایرانیان مخالف رژیم در خارج هم وطن پرست هستند و وطنشان را دوست دارند و مخالف سیاست آمریکا می باشند». این اظهارات روحانی داستان دزد ویالون زن را به ذهن آدم تداعی کند.

برای آنها که داستان را نمیدانند:« دزدی شبی مشغول اره کردن قفل فروشگاهی بود تا پول و اجناس آن را بدزد. پاسبانی رسید گفت چه کار میکنی؟ دزد پاسخ داد که ویالون میزنم . پلیس با تعجب پرسید ولی من صدایی نمی شنوم! دزد پاسخ داد که صدای ویالون های شبانه من صبح روز بعد درمی آید. و فردای آن روز که صاحب فروشگاه آمد و متوجه شد که دزد به مغازه او زده است، شیونش بلند شد. پاسبان از راه رسید و گفت جه خبر است، صاحب فروشگاه ناله کنان گفت دیشب مغازه ام را دزد زده است. پاسبان تازه فهمید که این همان صدای ویالون شبانه آن دزد بوده است.

حال صدای ویالون شیخ حسن که لطف کرده و به سینه مخالفین وطن پرست رژیم مدال اسلامی زده امروز بلند شد.

تا اینجای کار و اینکه رژیم شبکه وسیع ستون پنجمی در بین مخالفین دارد و میتواند هراز گاهی از این ویالون ها بزند شکی نیست و در این هم شکی نیست که بیشتر امضاء کنندگان و نه سازمان دهندگان چنین نامه ایی ارتباطی با رژیم ندارند و واقعاً فکر میکنند در شرایط تقابل فعلی رژیم  با آمریکا باید در کنار رژیم بایستند هم حرف نیست. ولی دردناک اینست که این نامه آن قدر که توسط فعالین مخالف رژیم، بظاهر از روی تعجب زدگی یا آگاهانیدن دوستان در عرصه شبکه های اجتماعی پخش و باز تکثیر شد، یک دهم آن توسط خود رژیم انجام نگردید.

این امر ضعف و بی سازمانی مخالفین رژیم را میرساند که بعلت پراکندگی و عدم ارتباط اپوزیسیونی بین خود ناخواسته به اعلامیه پخش کن دستگاههای اطلاعاتی رژیم تبدیل می گردند و این در حالی است که این گروهها یا افراد که این چنین یافته خبری این چنینی خود را پخش میکنند، موقع انتشار اخباری که برعلیه رژیم است اگر رابطه قوم و خویشی سیاسی با نگارنده یا نشر دهنده نداشته باشند از پخش آنها ولو صد در صد هم مورد تاییدشان باشد خودداری  می کنند.

در روزهای آینده یادداشت مفصل تری راجع به این نامه خواهم نگاشت.

در کانال تلگرامی سیمرغ(زیر) بما به پیوندید تا بتوانیم بانگ اعتراض بخشهای بیشتری از مردم نسبت به رژیم باشیم و فریاد اعتراض آنها را وسیعتری منعکس کنیم. هدفی جز گفتمان سازی ملی و آزادیخواهانه نداریم که آنرا، ناسیونال لیبرالیسم عنوان گذاری کرده اییم.

CimorghIran@

شیادی سیاسی آخوند منشانه مقام معظم رهبری

Share Button

آن بخش از مردم میهن ما که به رویدادهای سیاسی کشور توجه می کنند، کمتر روی این نکته حقوقی سیاسی دقت کرده اند که در حکومت دوگانه حاکم بر میهن ما، رئیس جمهور کشور (از بی اختیاری او می گذریم) به لحاظ حقوقی مسئول ترین شخص در برابر جامعه خودمان و جامعه جهانی است. بر حسب ظواهر حقوقی او برگزیده مردم است. پس وقتی او علیه این یا آن کشور عربده جوئی میکند، از قدرت موشکی ایران و تصمیم(رژیم) به توسعه دادن ظرفیت و کیفیت تولید موشکی و دیگر جنگ افزار ها سخن میگوید؛ این، درحقیقت مردم ایران هستند که در پشت سر این حرفها ایستاده اند و نه یک ارگان فراقانونی که نفوذی روی آن ندارند!


در بحث های روز خیابانی و محفلی یا حتی رسانه ایی در رابطه با رژیم، بسیاری مسائل، به طور بسیار ظریفی، چنان بسته بندی می شوند که حتی وقتی بسته آنها باز می شوند باز هم مانند جعبه های شامورتی بازی و چشم بندی آدم نمی فهمد موجود توی این جعبه یک افعی است یا یک کبوتر. یا ماری به شکل کبوتر و یا برعکس.
بنا به گزارش روئیترز امروز، سید علی خامنه ایی، امروز شنبه، از موضع رئیس جمهور ایران شیخ حسن روحانی دایر بر بلوکه کردن صادرات نفت ممالک حاشیه خلیج فارس، در صورت توقف صادرات نفت ایران پشتیبانی کرده است.
روئیتر می نویسد:« رهبر عظمای ایران سید علی خامنه ای، از پیشنهاد حسن روحانی دایر بر اینکه ایران ممکن است در صورت توقف صادرات نفت خود از صدور نفت ممالک حاشیه خلیج جلوگیری کند، پشتیبانی کرد. او ضمناً در این سخنرانی هرگونه مذاکره با آمریکا را رد کرد».
آکادمی های بزرگ دنیا باید دو فاکولته جدید یکی برای زبان شناسی آخوندی رایج در ایران و یکی برای رفتارشناسی و روانشناسی آخوندی حاکم بر میهنمان دایر کنند تا رمز و راز حرفهای مقامات رژیم را باز کنند.
زبان پیچیده آخوندی حاکم و رفتار ویژه آخوندی، تنها برای فرنگی ها مسئله نیست بلکه در درجه اول خود مردم میهنمان را هدف میگیرند و چنان از مجاری غیر مستقیم از شنونده و بیننده شعور زدایی میکنند که شخص هر چه هم کارکشته باشد سر آخر تا حدی تنقیه فکری شده است.
من به تحلیل همین دو گزاره فوق میپردازم.
مگر بستن ترافیک نفتی در خلیج فارس امریست که در حوضه اختیارات ریاست جمهور، شیخ حسن می باشد که خامنه ای این حکم را اول به او نسبت می دهد و بعد از آن حمایت میکند؟ آیا آن نیروهایی که باید در چنین صورتی راه را بر تانکر های نفتی عربستان و امارات و بحرین ببندند، تحت فرمان شیخ حسن هستند یا فرمانده کل قوا که خود سید علی خامنه ای می باشد؟
مگر قرار است صدور نفت ایران متوقف شود که رهبر عظما تهدید به متوقف کردن محموله نفتی ممالک حاشیه خلیج فارس میکنند؟
مگر نه این است که آمریکا با استفاده از ابزار های مالی و خزانه داری مقتدر خود و نه مین گذاری سواحل ما یا ممانعت از ترافیک تانکرهای حامل نفت ما، مشکلات بازاری و نه نظامی برای فروش نفت ما ایجاد میکنند؟
آیا اگر حسن به حسین سلام نداد، حسین این حق را دارد که با سیلی توی گوش حسین بزند؟ آیا کسی مانع این حق برای حسین می شود که او هم به حسن سلام ندهد؟
آمریکا با استفاده از قدرت مالی خود رژیم را تحریم کرده است که یک معنای آن تحریم، نخریدن نفت ایران است. سیدعلی خامنه ای و رئیس جمهور برگزیده اش، می توانند به عنوان عکس العمل، آمریکا و ممالکی که از آن در این تحریمهاتبعیت می کنند را تحریم کنند. و اگر نمی توانند و قدرت این کار را ندارند غلط میکنند به هزینه مردم ایران و سنگین کردن بار معیشتی آنان برای آنها، به دنیا اعلان جنگ بدهند.
درگیری با آمریکا، که به بزرگترین محمل سیاسی و مذهبی این رژیم فاسد وعوام فریب تبدیل شده است، هزینه اش نه بر سفره رنگین خامنه ایی و شرکاء بلکه بر معیشت مردم و گذران مردم تحمیل می شود. و آنها حق ندارند بیش از این از مردم برای سیاستهای خود مایه بگذارند.
و اما جنبه رفتار شناسانه مسئله:
آن بخش از مردم میهن ما که به رویدادهای سیاسی کشور توجه می کنند، کمتر روی این نکته حقوقی سیاسی دقت کرده اند که در حکومت دوگانه حاکم بر میهن ما، رئیس جمهور کشور (از بی اختیاری او می گذریم) به لحاظ حقوقی مسئول ترین شخص در برابر جامعه خودمان و جامعه جهانی است. بر حسب ظواهر حقوقی او برگزیده مردم است. پس وقتی او علیه این یا آن کشور عربده جوئی میکند، از قدرت موشکی ایران و تصمیم(رژیم) به توسعه دادن ظرفیت و کیفیت تولید موشکی و دیگر جنگ افزار ها سخن میگوید؛ این، درحقیقت مردم ایران هستند که در پشت سر این حرفها ایستاده اند و نه یک ارگان فراقانونی که نفوذی روی آن ندارند!
مدتهاست که شیخ حسن بر خلاف وعده های انتخاباتی خود مامور عربده کشی برای آمریکا، اسرائیل و عربستان شده است و این به هیچ وجه اتفاقی نیست. این درحالیست که صرفنظر از جایگاه شیخ حسن در دستگاههای امنیتی و دولت پنهان، او بعنوان رئیس جمهور، همان تدارک چی هست که سید خندان در ۴ دوره قبل از او بود و نه چیزی بیش.

خامنه ای رندانه دستگاه مافیایی و شبه فراماسونی دولت پنهان را از آنچه هست پنهان تر کرده و ماموریت چالش گری با دنیا را در دوره احمدی نژاد به او و در این دوره به شیخ حسن واگذار کرده است.
مردم ایران و دنیا باید این نقش دوگانه رئیس جمهور و ساخت دوگانه حکومت در ایران را درک کنند. او وقتی تهدید به بلوکه کردن ترافیک نفتی در خلیج میکند از زبان سید علی خامنه ایی و دولت پنهان سخن میگوید و نه از زبان مردم ایران و به نمایندگی از سوی آنان. در این رابطه او رئیس جمهور نیست بلکه سخنگوی خامنه ایی و سران سپاه می باشد.
از اصل مسئله که همه این هارت و پورتها خالی بندی های ناخریدار هستند میگذرم. چون رژیم نه جرأت و نه توان بستن آبراه هرمز را دارد.
پایان یادداشت.

*****************************

توجه!

تلاش ما برای طرح و گسترش گفتمان ناسیونال لیبرالیسم است که آنرا آنتی تزی برای گفتمان اسلام ولایی و شریعت گرایی سیاسی می دانیم و آلترناتیوی آزادیخواهانه و میهن پرستانه برای همه آن اندیشه های سیاسی که طی یکصد سال، از انقلاب مشروطه تا به امروز، نتوانسته اند پاسخگوی نیاز جامعه ما باشند و لاجرم از عرصه سیاسی محو شده اند که نتیجه آن فقدان یک گفتمان راهبردی و رهبری سیاسی امروز برای جنبش آزادیخواهانه مردم ما  است.

به ما بپیوندید! به ما کمک کنید تا گفتمان ناسیونال لیبرالیسم را به عنوان یک گفتمان راهبردی و ملی، بتوانیم فراگیر و اجتماعی کنیم! هدفی جز این نداریم!

CimorghIran@

و سقراطیون کانال گفتمان ما و مبانی استدلالی و فلسفه سیاسی آن.

سیمرغ کانال خبری و اطلاع رسانی ماست.

SoqratiunIran@

سقراطیون،کانال نظریات راهبردی و فلسفه سیاسی ما می باشد.

پاینده ایران