Category: از دیگران و جراید خارجی

مبارزه سیاسی، سازماندهی سیاسی و جنبش توده‌ای

Share Button
سخن کوتاه؛ بین تبلیغات سیاسی و مبارزاتی برای سازمان‌گری و کادرسازی و تبلیغات مطالباتی برای به میدان کشاندن مردم و دامن‌زدن به جنبش اعتراضی، یعنی جنبش سازمان‌گرانه سیاسی، تفاوت اساسی وجود دارد و نتیجه فعالیت در این دو عرصه می‌تواند
گاه آبستن ناکامی‌های بسیار پرهزینه و جبران‌ناپذیر باشد.

مبارزه سیاسی، سازماندهی سیاسی و جنبش توده‌ای

در چند دهه اخیر، جهان شاهد خیزش‌های بسیاری علیه رژیم‌های تمامیت‌خواه و استبدادی بوده است. تمام جنبش‌های ضد استبدادی این دوران، حداقل یک ویژگی مهم و آموزنده مشترک از خود نشان داده‌اند و آن هم عدم تناسب توسعه سازمانی سیاسی جنبش در نقش هرم رهبری آن، با جنبش‌های خودبه‌خودی یا نیمه خودانگیخته توده‌ای بوده است.
تجربه نشان داده است هرچه رژیم‌های استبداد سرکوبگرانه‌تر، زیرکانه‌تر و موفق‌تر در سرکوب مخالفین سیاسی خود عمل کرده‌اند، توده‌های مردم را از ارگان یا ارگان‌های راهبردی و رهبری‌کننده‌شان بیش‌تر محروم کرده‌اند.
همچنین هرچه توده‌های مردم بیش‌تر از آوانگاردهای راهبُردی یا نیروی رهبری‌کننده محروم بوده‌اند، هزینه سرکوب‌ها و شکست‌ها و زمین‌خوردن‌های آنان بیش‌تر بوده است. درست مانند ارتشی بدون ستاد و فرماندهی در یک جنگ خونین با دشمنی سازمان‌یافته و دارای فرماندهی ستادی.
به همین نسبت، هرچه فاصله جنبش توده‌ای با آوانگارد سیاسی بیش‌تر بوده است، سرکوب نیروهای آوانگاردی یا سیاسی برای رژیم‌های استبدادی آسان‌تر بوده و سرکوبگری آن رژیم‌ها نیز خشن‌تر بوده است.
بخش عمده مبارزه با هر رژیم استبدادی را در همه شرایط، چه در سطح توده‌ای برای برانگیختن مردم به اعتراض و چه برای ایجاد یک سازمان رهبری‌کننده سیاسیِ ضد استبدادی، فعالیت و مبارزه تبلیغاتی تشکیل می‌دهد.
در سطح جامعه و برای توده‌ها، این تبلیغات عمدتا روی مطالبات اقتصادی و اجتماعی ملموس و روزمره و افشاگری کاستی‌ها و کمبودها متمرکز است.
در سطح نخبگان سیاسی نیز بخش عمده مبارزه، همان فعالیت معطوف به ایجاد یک تشکیلات آوانگاردی است که بتواند مانند یک مرکز ستادی و سلسله مراتب سازمانی، جنبش مردم را به نحوی هدایت کند که هم کم‌هزینه باشد و هم نتیجه‌بخش.
تبلیغات معطوف به آوانگاردسازی عمدتا شامل آموزه‌های تئوریک، اصول سازمانی و سازمان‌گری و فن مبارزه شامل درس‌های تاکتیکی و استراتژیک است.
برای آن نخبگانی که نه صرفا به انگیزه مطالبات صنفی-اقتصادی ملموس و روزمره، بلکه با آینده‌نگری برای ایجاد تغییرات بنیادی در جامعه مبارزه می‌کنند، طرح مطالبات روزمره مردم و افشای حقوق ضایع‌شده آنها و افشای کاستی‌ها عمدتا یک موضوع و ابزار تاکتیکی برای رسیدن به اهداف استراتژیک تحول‌آفرین بنیادی هستند.
پس شکل این دو نوع پروپاگاند یا تبلیغات با هم کاملا متفاوت هستند.
هدف از تبلیغات سازمان‌گرانه سیاسی، کادرسازی و هدف از تبلیغات توده‌ای، آگاهانیدن آنان نسبت به حقوقشان، برانگیختن آنها به مبارزه برای دستیابی به حقوقشان، طرح مطالبات آنان و نشان‌دادن قدرت شکست‌ناپذیرشان با هدایت آنها در مبارزه روزمره‌شان است و سرانجام تحریک و تشویق آنان به مطالبه حقوق‌شان در همه زمینه‌ها است. در این بخش اخیر، یعنی تحریک (به زبان انگلیسی آژیتاسیون)، سازمانگر اعتراضات فقط شرح کمبودها و کاستی‌ها را نمی‌دهد بلکه او با استفاده از هنر تهییج‌کنندگی و شورآفرینی، سعی می‌کند انگیزش پیکار را در مردم ایجاد کند؛ «صد البته با وجود زمینه».
شعار، آهنگ و حرکات مختلف صوتی و رفتاری می‌توانند جسارت‌آفرین باشند. برعکس تبلیغات «کادرسازانه» خود را روی تعمیق درک تئوریک سیاسی و آموزش اصول و فنون مبارزه متمرکز می‌سازد و از رفتار و گفتار شعارگونه پرهیز می‌کند.
سخن کوتاه؛ بین تبلیغات سیاسی و مبارزاتی برای سازمان‌گری و کادرسازی و تبلیغات مطالباتی برای به میدان کشاندن مردم و دامن‌زدن به جنبش اعتراضی، یعنی جنبش سازمان‌گرانه سیاسی، تفاوت اساسی وجود دارد و نتیجه فعالیت در این دو عرصه می‌تواند گاه آبستن ناکامی‌های بسیار پرهزینه و جبران‌ناپذیر باشد.
برای روشن‌شدن بیش‌تر مطلب، وضع مبارزه در هر دو عرصه را در میهن امروز خودمان مورد بررسی قرار می‌دهم:
به برکت امکانات سایبری از اینستاگرام، فیس‌بوک، توئیتر گرفته تا تلگرام و دیگر ارتباطات سایبری و شبکه‌های اجتماعی، شبانه‌روز بر تعداد فعالین میدانی این جبهه به نحو حیرت‌انگیزی افزوده شده است. تعداد سایت‌های خبری سیاسی چنان انفجارآمیز توسعه یافته‌اند که بوق‌های تبلیغاتی زنگ‌زده رژیم، مانند صدا و سیما را دیگر بی‌مخاطب و بیننده کرده‌اند.
در سطح جهانی هم، با آن‌که گردش اخبار و اطلاعات آزاد است، مع‌الوصف بزرگ‌ترین و معروف‌ترین رسانه‌های دنیا نیز وادار شده‌اند خود را با شرایط جدید وفق داده و روزنامه‌های دیجیتال ایجاد کنند که هم سریع‌تر، هم کم‌هزینه‌تر و هم ارزان‌تر می‌توانند در اختیار مشتریان قرار گیرند.
به یاد می‌آورم در دوران جنبش ضد کودتای انتخاباتی ۸۸، موسوی در پیام‌های خود تأکید می‌کرد که هر کس خود یک رسانه است. اغراقی در کار نبود و امروز مردم ما چند برابر آن روز، رسانه دارند.
ولی این ساده‌شدن ارتباطات، همه‌اش مزیت نبوده است بلکه داری جنبه‌های آسیب‌شناختی خطرناک خاص خود نیز هست.
برای بسیج سریع یک اعتراض مردمی یا مدنی به شرط وجود زمینه و انگیزه واقعی، ده‌ها هزار، صدها هزار و میلیون‌ها آدم، رسانه‌اند و در میدان. ولی وقتی کارِ به‌صحنه‌آوردن همین نوع اعتراضات از مرحله نخست خود – که فراخوانی، آدرس دادن، تعیین شعارها و خواست‌ها و توضیحات دیگر است – گذشت، تازه چنین اعتراضاتی به زمین مین‌گذاری‌شده همان استبدادی می‌رسد که در آن ابتکار نه در دست این فراخوان‌دهندگان اجتماع اعتراضی، بلکه در دست نیروهای تربیت‌شده ستون پنجم رژیم برای مصادره به مطلوب چنین حرکت‌هایی است.
چنین مأموران یا گروه‌های ستون پنجمی، اگر نتوانند یک اجتماع اعتراضی را نخست با همسو نشان‌دادن و شبیه‌سازی تحت کنترل خود در آورند و آن را از درون و بیرون متلاشی کنند، تازه سعی می‌کنند آن را منحرف کنند، سعی می‌کنند آن را به سوی تفرقه، تخریب و چند شعاری بکشانند، سعی می‌کنند با رادیکالیزه‌کردن حرکت اعتراضی، مستقیم و غیر مستقیم، هم به نیروهای سرکوب‌گر بهانه سرکوب بدهند و هم بخش محتاط آن حرکت اعتراضی – که معمولا عمده‌ترین بخش هر جنبش اعتراضی است – را بترسانند تا آن‌ها صفوف اعتراض را ترک کنند و عناصر فعال‌تر را تنها گذارده و آن‌ها را ناخواسته زیر ضربه نیروهای سرکوب گر قراردهند.
این درس‌های آسیب‌شناختی مبارزه سیاسی و توده‌ای، نکاتی نیستند که امروز به طور اسلوبی، از شبکه‌های مجازی داد و ستد می‌شوند. نه تنها وسایل ارتباط گیری از نوع اینستاگرامی و تلگرامی بلکه، حتی سایت‌ها و رسانه‌هایی که فعالیت مستمر دارند، سمت و سوی تبلیغات و افشگری‌هایشان نه به سوی آوانگاردسازی‌ برای سازماندهی، بلکه منحصراً معطوف به تحریک مردم برای اعتراض به بدبختی‌ها و کاستی‌هایی است که وجود دارد. این عدم تناسب وحشتناک در رعایت تناسب بین کار سیاسی سازمانگرانه و پروپاگاند توده‌ای یک تله مهیب سیاسی است که ابزار آن بی‌تجربگی مردم و فقدان یا ناتوانی رهبری است.
جنبش توده‌ای در چنین زمینه‌ای، در موفق‌ترین حالت به شورش‌های توده‌ای می‌انجامد که در آن تودهِ گله‌وار مردم به‌پاخواسته – که فاقد سازمان و رهبری هرمی هستند – اولین نفر یا سازمانی را که به علت امکانات تبلیغاتی و رسانه‌ای یا پیش زمینه‌های تشکیلاتی، سیاسی، فرهنگی، دینی و نظامی، یا شهرت بی‌پایه سیاسی و کاریسماتیسم قلابیِ ضد تاریخی و مدنیت‌ستیزانه از نوع کاریسمای خمینی، توانسته است خود را به بالای برج اعتراضات برساند به عنوان رهبر خود برگزیده و گله‌وار دنبالش روان می‌شوند و از این به بعد دینامیک جنبش را، شعارها، خطابه‌ها و پیام‌ها و اندیشه‌های فرادست‌شده آن رهبر تعین می‌کند.
تجربه بهار عربی اگر خوب مطالعه شود این را بخوبی نشان می‌دهد. در تونس، بلافاصله پس از قیام مردم، دسته‌جات مذهبی سلفیست و اخوان‌المسلمین و حتی هواداران القاعده، میدان‌دار و میدان‌گیر عرصه سیاسی کشور و پیش‌آهنگان اعتراضات مردمی شدند و آن‌هایی که از دوران استعمار فرانسه و سپس دیکتاتوری (مدرن) بورقیبه و حزب دستور، مبارزه کرده و تبعیدها، زندان‌ها و رنج‌ها کشیده بودند، با خیزش توده‌های میلیونی عوام سنت‌گرا به حاشیه رفتند. بر قیام مردم مصر و لیبی نیز در آغاز این‌چنین رفت.
در سوریه نیز اخوان‌المسلمین و سلفیست‌ها بر همه جریانات دیگر از جمله سکولارهای ملی و لیبرال سبقت گرفتند و همین چیرگی جریان‌های مذهبی بود که هم سرکوبگری رژیم اسد را برای بخش زیادی از مردم توجیه کرد و هم راه را برای ظهور القاعده و داعش باز کرد که البته در این راه رژیم بشار اسد هم نقش اصلی را داشت تا مردم را در برابر گزینه‌ای بدتر از خود قرار دهد تا آنها از عقرب جرار داعش فرار کرده و به مار غاشیه رژیم پناه برند.
تجربه تاریخ نشان داده است که نیروهای سیاسی مترقی، به شرط آمادگی سازمانی، مجهزبودن به فوت و فن مبارزه و درک درست تاکتیکی و استراتژیک از مبارزه می‌توانند علاوه بر اقشار متوسط جامعه، عقب‌مانده‌ترین بخش‌های جامعه را هم رهبری کرده و انرژی آنان را در بستر سازندگی و نه ویرانگری سوق دهند.
خلاصه کلام اینکه؛ شوربختانه، در حالی که جنبش‌های اعتراضی مردمی به سرعت در میهن ما در حال گسترش است، ابداً خبری از کارِ سازمان‌گرانه سیاسی، ساخت و پرداخت یک گفتمان ملی راهبردی جامع‌الاطراف و کادرسازی سیاسی نیست.
با توجه به وضع بسیار وخیم مملکت از همه جهت و بحران تشدیدشونده در درون ساختار قدرت، گسترش اعتراضات بدون رهبری سیاسی مردم می‌تواند جنبش عمومی آنان را به کام اژدهای سپاه بیندازد تا پس از ویران‌سازی و خرابکاری سازمان‌یافته در این جنبش عمومی، خود به عنوان ناجی و رهاننده مملکت از هرج و مرج وارد میدان شود.
اگر نه، تمساح‌های دیگری هستند که روی آمادگی میدانی خود، در صورت فروپاشی مملکت، برای پیشی‌گرفتن بر دیگران و سیر حوادث حساب می‌کنند. این نیروها؛ مستقیم و غی مستقیم، از هیچ گونه کوششی برای جلوگیری از تشکیل یک رهبری سیاسی توانا برای جنبش ملی، یک گفتمان ملی و طرح‌شدن شخصیت واقعی ملی کوتاهی نمی‌کنند.
شانس این جریان‌ها فقط در یک شورش گله‌وار توده‌ای بی‌سرپرست و رهبری است که رژیم را به زمین بکشد ولی از خود گزینه‌ای برای آن نداشته باشد.
آری با پیام‌ها، جوک‌ها، و خبرهای «رژیم شکن» می‌توان با پتک تبلیغات ویران‌سازی به جان این رژیمی که ویران‌شدن سزاوار آن است افتاد، ولی با پتک ویران‌گری نمی‌توان رژیم‌سازی کرد و دولت ملی و دموکرات ساخت.

از همراهان توانا

مطالب مرتبط

انتخابات آزاد و منصفانه به منزله استراتژی گذار از دیکتاتوری به دموکراسی

http://bit.ly/1uPl0YR
انتخابات آزاد و مدلهای گذار به دموکراسی
http://bit.ly/1ljWxIA

‎Tavaana: E-Learning Institute for Iranian Civil Society توانا: آموزشکده جامعه مدنی ایران‎s foto.

پوتین: ایران باید از سوریه بیرون برود!

Share Button

روزنامه اسرائیلی ژروزالم پست دیروز گزارشی دارد در باره اظهارات پوتین در بازدید غیر منتظره بشار اسد از روسیه و دیدار با پوتین در شهر ساحلی سوشی که گزارشگر این نشریه، در اظهارات پوتین در این دیدار، نشانه هایی از بروز شکافهای تازه بین مسکو و تهران روی مسئله سوریه میبیند. بنظر من، اظهارات پوتین در این بازدید، بسیار بیش از آنچه در ظاهر بنظر میرسد معنا دارند و تحلیل عبارت به عبارات معنا دار آن، چند برابر حرفهای گفته شده او  در این گزارش میباشد.

اول ترجمه فارسی گزارش ژروزالم پست را بخوانید و در زیر آن، کامنتِ در حدِ امکان مختصر مرا در باره این اظهارات  مهم پوتین:

 بروز عدم توافق بین ایران و مسکو در اطراف حمله اسرائیل به مواضع ایران در مرکز سوریه که روسیه در مورد آن واکنشی نشان نداد.

بر طبق یک گزارش از منبع نزدیک به وزیر خارجه روسیه در مسکو که نخواست نامش فاش شود، گفته شده است که مسکو از حمله اسرائیل به مواضع نیروهای ایران اطلاع داشته ولی ایران را درجریان آن نگذاشته است.

ژروزالم پست

BY HERB KEINON
 MAY 22, 2018 21:17

بگفته منابع روسی، بعلت خود داری روسیه در استفاده از سیستم دفاع ضد موشکی خویش علیه حمله  هواپیماهای اسرائیلی به مواضع ایران در سوریه، برای دومین بار دوم در سه شنبه گذشته، شکافهای مختصری بین ایران و روسیه در این رابطه نمودار گردیده است.

برطبق گزارشهای رسیده به نشریه عربی الحیات چاپ لندن؛ منابع نزدیک به وزارت خارجه روسیه میگویند که روسیه با اینکه از این حملات هوائی اسرائیل اطلاع داشته است مع الوصف ایران را از وقوع آنها مطلع نکرده است.

بنا بر همین منابع خبری، روسیه نفعی در رویاروئی همه جانبه ایران و اسرائیل ندارد زیرا مسکو نمیخواهد حل مسئله سوریه، از مسیر خود خارج گردد.

مسکو در جستجوی اینست که نگذارد موازنه حساس بین بازیگران منطقه ایی و بین المللی در بحران سوریه  از کنترل خارج شود تا شرایط برای حصول یک راه حل سیاسی مرضی الطرفین برای همه طرفها فراهم گردد.

این نشریه ادعا میکند که مسکو از عدم اعتقاد ایرانیها به حصول یک راه حل سیاسی و  اصرار بر ادامه جنگ تا پیروزی نظامی و اینکه برخلاف طرف ترکیه که متحدینش را وادار ساخت تا راه حل مذاکره را بپذیرند ناراضی هستند. آنها [رژیم] اسد را تشویق میکنند تا از موضع ایران تبعیت کرده و در پی پیروزی نظامی حل نظامی مسئله باشد.

یک روز قبل، سخنگوی وزارت خاجه ایران بهرام قاسمی، فراخوان روسیه را برای اینکه همه نیروهای خارجی سوریه ترک کنند رد کرد.

قاسمی گفت: هیچ کس نمیتواند ایران را مجبور به انجام کاری کند. ایران یک کشور مستقل است و خودش سیاستهای خود را تعین میکند.

او گفت: حضور ایران (در سوریه ح ت) بر اساس دعوت دولت سوریه برای جنگیدن با تروریسم و دفاع از تمامیت ارضی سوریه بوده است، و تا هنگامیکه دولت سوریه بخواهد ایران به آن کمک کند، به کمک خود به آنکشور ادامه خواهد داد.

پنجشنبه گذشته، پوتین در یک دیدار غیرمنتظره در سوشی با رئیس جمهور سوریه، بشار اسد،گفت: “با درنظر گرفتن پیروزیهای مهم کسب شده و موفقیت ارتش سوریه در جنگ علیه تروریسم و پیشروی های فعالانه تر بیشتری از طرف آن در آینده، و با شروع فعالانه تر فرایند حل مسئله از طریق سیاسی، نیروهای مسلح خارجی باید از سرزمینهای جمهوری عربی سوریه خارج شوند.

 روز بعد، فرستاده دیپلماتیک پوتین به سوریه، الکساندر لاورنتین، بطور واضحتر ابراز داشت که اظهارات پوتین: ” شامل همه نیروهای خارجی در سوریه، از جمله ترکیه، آمریکا، ایران و حزب الله میگردد.”
او گفت که اظهارات پوتین باید بعنوان یک “پیام سیاسی” تلقی شود و نه بمعنای آغاز خروج عملی نیروهای خارجی از سوریه.
اسرائیل ماهها روی خروج نظامیان ایران از سوریه، به مسکو فشار آورده است و میگوید که تهران میخواهد  ازاین کشو را به صورت تخته پرش برای حمله به اسرائیل استفاده کند همانطور که حزب الله از لبنان بهمین صورت علیه اسرائیل استفاده میکند. پاسخ رسمی مسکو  در این رابطه همواره این بوده است که، ایران یک کشور مستقل است که روسیه روی آن نفوذی ندارد.
………………………………………………….
کامنت من:
۱ ـ اسرائیل در اطلاعیه خود در ساعات پس از حمله به قرارگاههای نیروهای ایران در سوریه، از جمله گفت که این حمله را از پیش به روسیه اطلاع داده بوده است. این بدین معناست که روسیه ابائی ندارد تا بکمک حملات نظامی اسرائیل، بدون اینکه خود درگیر شود، ایران را پس مصرف امکانات نظامی آن برای دفاع از رژیم اسد، از سوریه بیرون بیاندازد و با قطعیت میتوان گفت، با چنین پیش فرضی، حملات اسرائیل به مواضع ایران در سوریه ادامه خواهند یافت و بشار اسد هم که خرش در حال عبور از پل مراد است، اگر  در این رابطه به اسرائیل سیگنال سبز برای حمله قرار گاههای ایران را ندهد از حمله آن به نیروهای سپاه قدس و متحدین آن در کشورش ناراحت  هم نمیشود.
۲ ـ در همان زمان، روسیه اعلام کرد سیستم ضد موشکی S400 را به سوریه تحویل نداده است و با توجه به اینکه عمدتاً حملات هوائی اسرائیل متوجه قرارگاههای ایران و حزب الله بوده است، روسیه کَکَش هم نمی گزد که پایگاهای ایران در سوریه ویران و نفرات آن کشته شوند.
۳ ـ برای روسیه که از دورانِ پیش تزاریسم تا پسا فروپاشی کمونیسم، در مراوادات جهانی بعنوان یک قدرت بزرگ شرکت داشته است، پراگماتیسم معطوف به منافع ملی روسیه، در چهار چوب اقتدار کرملین نشینان، چهار چوب اساسی سیاست خارجی روسیه بوده است، هرگز محو اسرائیل، یا تحریک دیگران بجنگ با آن کشور، حتی فرعی ترین هدف سیاسی یا ژئوپولیتیک یا ژئو استراتژیک روسیه هم نبوده است، زیرا چنین تلاشی را همان اندازه بیهوده میداند که بی فایده برای خود. و در اینجاست که سیاست مسکو از پایه و بنیاد در مقابل سیاست ایران که واقعاً میخواهد سوریه  را به تخته پرش جنگ با اسرائیل تبدیل کند، در تقابل دیامترال قرار میگیرد. برای رژیم ایران گردنکَشی های نظامی و چالش برانگیز، همواره یک اهرم راهبُردی در نگاهداشتن جامعه ایران بر لبه پرتگاههای بحران همیشگی از یکسو و نمایش اقتدار نظامی به مردم برای حفظ روحیه رزمی و جنگ طلبانه در نیروهای طرفدار خودش در صدر آنها نظامیان سپاه و بسیج، در داخل کشور، از سوی دیگر بوده است.
نکته مهم در کشانده شدن رژیم به جنگ داخلی سوریه این است که؛ رهبری ایران بهنگام وارد شدن به صحنه آن جنگ پر هزینه، با توهمات راه اندازی یک جنگ جهادی منطقه ایی علیه اسرائیل، که درجریان آن، ایران به نیروی رهبری کننده جهادی آن و به صلاح الدین ایوبی معاصر در جهان اسلام شناخته شود، به عاقبت کار(چه میخواستیم! چه شد!) توجه نکرده بوده است.
برای رهبری ایران، جنگ با اسرائیل بیش آنکه واقعاً مسئله آزادی قدس باشد، مسئله یک ماجرا آفرینی جهادی است که چه در آن شکست بخورد  و چه پیروز گردد، تمام شکستهای آنرا در داخل کشور به محاق فراموشی سپارد.
۴ـ روسیه به فرایند سیاسی حل مسئله می اندیشد و برای بیرون رفتن هریک از نیروهای خارجیِ درگیر در جنگ سوریه، راهکار معطوف به منافع خاص خود را دارد که ابزار تأمین آن منافع، نه جنگ بلکه استفاده از پیروزیهای میدانی برای معامله با غرب در درجه اول و دولتهای حاشیه خلیج فارس و ترکیه در دوم است. وقتی پوتین از لزوم بیرون رفتن نیروهای خارجی از آن کشور حرف میزند، در آنجا که منظور او نیروهای آمریکا است، روسیه بهیچوجه قصد ندارد نیروهای آمریکا را از طریق جنگ و مزاحمت های نظامی از سوریه بیرون براند  که قادر به این کار هم نیست، بلکه رسیدن به یک معامله کلان سیاسی، که در آن همه مشکلات خود را، از رفع تحریمها علیه خودش گرفته تا مسئله سوریه و حفظ پایگاه و جای پایش در آنجا، مسئله نفت و گاز، ممالک حوزه دریای شمال و وارد شدن مجددش به کلوپ ۷ ـ ۸ کشورهای بزرگ صنعتی دنیا مورد نظر اوست.
روسیه میداند که هرگز بزور نمیتواند؛ نه آمریکا را از بخشهای تحت کنترلش در سوریه خارج کند و نه نیروهای مورد حمایت ممالک عربی حاشیه خلیج فارس را.
روسیه به معامله سیاسی در این رابطه فکر میکند که بدان نیاز دارد، و ایران برعکس، به شق القمر نظامی، برای تهیه خوراک شوینستیِ ولایت محور شیعی، تا در مردم، هواداران خود، و سپاه و بسیج غرور کاذب شونیستی شیعی ایجاد کند که بیمه نامه بلند مدت حیات او باشند.
بنظر من روسیه آماده شده است تا حضور مستقیم یا غیر مستقیم آمریکادر سوریه را بپذیرد به شرطی که نقشه ژئو پولیتک آن بزیان روسیه و رژیم سوریه( که الزاماً بمعنای بشار اسد نیست) بهم نخورد.
حضور ایران در سوریه ابداً و اصلاً جزء محاسبات و معادلات مورد نظر روسیه و شخص پوتین نیست و در این زمینه، مسکو حتی نیازی به فشار به تل اویو هم ندارد. زیرا که این کشور ابداً قصد جنگ با اسرائیل را ندارد.
بنظر من روسیه حتی برای کنار گذاردن بشار اسد هم خود را آماده کرده است و میداند کسی که ۵۰۰ هزار تن از مردم کشور خود را قتل و عام کرده است هرگز نمیتواند مهره اصلی در یک فرایند آشتی ملی در آن کشور باشد. فرایندی که بدون آن، سوریه از جنگ داخلی و تشنج سیاسی رهائی نخواهد یافت.
ولی برای روسیه مهم است که رهبر سوریه، از طریق یک فرایند ولو نمایشی بطور قانونی و محترمانه کنار رود، زیرا فقط طی چنین فرایندی است که شالوده موازنه استراتژیک در این کشور با تغیر کامل رژیم آن به طریق قهری به زیان روسیه بهم نمی خورد و در چنین فرایندی، حق حضور آن در آخرین پایگاه فرا مرزیش در سواحل مدیترانه، حفظ میگردد.
و تصور نمیرود که آمریکا هم چندان با این راحل مخالف باشد. زیرا الترناتیو قابل اعتمادی برای رژیم اسد ندارد. و تا آنجا که به اسرائیل هم مربوط میشود، رژیم اسد، پدر و پسر، نشانداده اند که کم خطرترین رژیم عربی همسایه برای اسرائیل هستند زیرا طی ۴۰ سال حکومت خاندان اسد، تا قبل از جنگ داخلی کنونی در سوریه، از سوی ارتش سوریه گلوله ای بطرف اسرائیل شلیک نشده است.
۵ ـ  رژیم اسد و روسیه به نیروی نظامی ایران و به تبع آن حزب الله لبنان تا آنجا احتیاج داشتند که بکمک نیروی نظامی آنها، در درجه اول، جنبش مردمی و دموکرات سوریه را سرکوب کنند و نه اینکه زمینه “جهاد بازی” را درآن کشور پایه ریزی نمایند.
رژیم اسد در درجه اول رژیمی با رویکرد سیاست ورزانه پراگماتیک است و تا آنجا ایدئولوژیک میباشد که میخواهد در داخل کشور سیطره خود را بر جمعیتهای غیر علوی و دیگر جریانهای ایدئولوژیک حفظ کند و اسد مطلقاً داعیه فراتر رفتن از این هدف را ندارد.
این رژیم بخوبی میداند و میدانسته که بیرون کردن ایران و حزب الله از کشورش با توجه به موازنه نیروهای منطقه ایی کمترین زحمتی برای آن ندارد.
سخن کوتاه: شرکت بسیار پر هزینه نظامی ایران در جنگ داخلی سوریه، هم برای رژیم اسد و هم روسیه، یک شراکت کاملاً حساب شده، هرچند استراتژیک، ولی مطلقاً درمحدوده و چهار چوب نجات رژیم اسد  از موج بهار عربی در این کشور بوده است.
با تحقق این هدف پیش گفته، دیگر نه تنها نیازی به حضور اینها در آن کشور نیست بلکه اخراج آنها، هم برای روسیه و هم برای رژیم اسد یک امر لازم و در عین حال غیر قابل مذاکره میباشد.
ح تبریزیان

 

……………………………………..

DISAGREEMENTS BEGIN TO EMERGE BETWEEN MOSCOW, TEHRAN REGARDING SYRIA

According to a report, sources close to the Russian Foreign Ministry said that Moscow identified previous Israeli raids on Iranian positions in central Syria, “but did not respond.”

Disagreements begin to emerge between Moscow, Tehran regarding Syria

Small cracks in ties between Iran and Russia regarding Syria emerged for the second day in a row on Tuesday, when Russian sources were quoted as rejecting the idea that Moscow would use its advanced anti-aircraft batteries in Syria against Israeli planes going after Iranian targets.

According to a report in the London-based, pan-Arab Al-Hayat newspaper, sources close to the Russian Foreign Ministry said that Moscow identified previous Israeli raids on Iranian positions in central Syria, “but did not respond.”
Russia, according to these sources, is interested in preventing an “all-out confrontation between Israel and Iran” because that could “derail” Moscow’s efforts to solve the crisis in Syria.

“Moscow seeks to maintain the delicate balance between the regional and international actors in the Syrian crisis in order to reach a sustainable and satisfactory political solution for all parties,” the sources were quoted as saying.

Moscow, the paper cited the sources as saying, is “displeased by the Iranians’ lack of conviction in the political solution and their desire to continue the military solution and to encourage the [Assad] regime to do so, unlike the Turkish side, which in the past year pressed its allies to accept negotiations and make concessions.”

A day earlier, Iranian Foreign Ministry spokesman Bahram Qasemi rejected a call from Moscow for all foreign troops to leave Syria.

“No one can force Iran to do anything, Iran is an independent country that determines its own policies,” Qasemi said.
“The presence of Iran is at the invitation of the Syrian government to fight against terrorism and defend the territorial integrity of Syria, and will last as long as the Syrian government wants Iran to help it,” he said. “Those who have entered the country without the consent of the Syrian government must leave Syria.”
On Thursday, after a surprise meeting between Russian President Vladimir Putin and Syrian President Bashar Assad in Sochi, Putin said, “We presume that, in connection with the significant victories and success of the Syrian Army in the fight against terrorism, with the onset of a more active part, with the onset of the political process in its more active phase, foreign armed forces will be withdrawn from the territory of the Syrian Arab Republic.”

The next day, Putin’s envoy to Syria, Alexander Lavrentiev, clarified that Putin’s statement “involves all foreign troops in Syria, including Turkish, American, Iranian and Hezbollah.”

He said that Putin’s remarks should be viewed as a “political message,” and “not to view it as the beginning of a withdrawal process of foreign troops from Syria.”

Israel has been urging Moscow for months to ensure an Iranian military withdrawal, saying that Tehran wants to use the country as a staging ground for attacks against Israel, just as Hezbollah has done from Lebanon. Up until now, Moscow’s general response has been that Iran is a sovereign country over which Russia does not have control.

 …………………………………………………………………….

Are Cracks Emerging in the Russia-Iran Alliance in Syria?

W460

Russia’s recent call for foreign forces to leave Syria was seen as a possible turning-point in its tricky alliance with Iran, though analysts say their partnership still has a long way to run.

“With the start of the political process in its most active phase, foreign armed forces will withdraw from Syrian territory,” President Vladimir Putin vowed after meeting his Syrian counterpart Bashar al-Assad in Sochi on Friday.

Putin’s envoy to Syria, Alexander Lavrentiev, later said this included Iran.

Up to now, the two countries have worked in fairly close tandem, with Russia providing the air power and Iranian forces doing the heavy lifting on the ground.

Henry Rome, Iran researcher for the Eurasia Group in Washington, said Putin’s comments were “not game-over in the Russia-Iran alliance in Syria by any means, but it is a pretty serious bump in their road.”

Iranian officials reacted testily, with foreign ministry spokesman Bahram Ghasemi telling reporters: “Nobody can force Iran to do something against its will.”

Syria’s deputy foreign minister tried to defuse the tension on Wednesday, saying the departure of Iran, or its Lebanese ally Hizbullah, was “not even on the agenda for discussion.”

But Putin tends to choose his words carefully, and analysts say he was sending a message that the Syrian conflict must not evolve into an even deadlier war between Iran and Israel.

Unnerved by the presence of so many Iranian forces to the north, Israel has launched a series of deadly air raids on Iranian positions in Syria in recent weeks.

Russia is the only power with close ties to both, and seen as crucial to keeping the pot from boiling over.

“The Russians are playing a delicate balancing act between different regional allies,” said Julien Barnes-Dacey of the European Council on Foreign Relations.

He said the Russian statement about removing foreign forces was a message to Iran that there would be limits to its influence in Syria.

“But they will have extreme difficulty in enforcing it,” he added.

“We’ve seen a whole series of statements from Russia over the last couple years about an impending drawdown of foreign forces, none of which have materialized.”

Iran is deeply entrenched militarily in Syria, and wary of Russia trying to edge it out of the country and reap all the spoils of reconstruction.

“Iran fought a very difficult war — is still fighting it — and expects long-term concessions out of that in terms of energy contracts and so on,” said Rome.

There has been consternation in Tehran, he said, that Russian and Turkish firms are winning key contracts instead of them, and even more so that Russia appeared to give Israel the green light for its recent air strikes on Iranian positions.

– ‘Using each other’ –

But for all the bad blood, Russia and Iran are still working closely.

Iran relies on Russian air support and anti-aircraft equipment, while Iranian forces and proxies will be crucial to a ground war that is still far from over.

“They will both use each other as much as possible, for as long as possible,” said Rome.

For analysts in Iran, claims of divisions are over-blown, and they insist Iran has no interest in maintaining a long-term presence in Syria.

“Iranians are fine with leaving Syria,” said Mohammad Marandi, a political analyst at the University of Tehran.

“They weren’t there in the first place and if the Americans and their allies hadn’t created this mess in Syria, they wouldn’t be there now,” he said.

Russian analyst Vladimir Sotnikov said Putin had no interest in damaging the “strategic partnership” with Iran.

“Although Iran is not an easy partner for Russia, the two countries will not break their close ties,” he told AFP.

He said Putin’s comments about foreign forces referred to countries without clear authorization from Assad, which Iran currently has.

But all analysts agree the major parties are maneuvering for position in the post-war landscape.

“My sense is that Assad won’t want to be left with an autonomous military sub-system that reports to Tehran from inside his country,” said Barnes-Dacey.

“But the bottom line is that the Iranians are in Syria to stay, with some degree of military presence.”

Source

 

یک چهارم مردم کشور اختلال روانی دارند

Share Button

چنین بنظر میرسد که بالاخره پس از قریب ۴۰ سال، حکومت اسلامی بر آمده از انقلاب اسلامی، آثار برکت آفرین خود را نشان میدهد. برای اینکه به  فقط یکی از این مواهب خیر و برکت دار که ودیعه الهی به اُمت ایران از کانال روحانیت انقلابیست آشنا شوید، گزارش زیر را که از نشریه جهان صنت چاپ داخل کشور است دقیقاً بخوانید! 

صفحه جامعه: ایلنا- رییس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با بیان اینکه راه خروج از بیماری مزمن حوزه اجتماعی، استفاده از تمام ظرفیت‌هاست گفت: مردم محور کار هستند و نباید در حوزه اجتماعی نگاه قیم‌مآبانه به مردم داشت و باید تمام سازمان‌ها در این حوزه درگیر شوند.
سید حسن موسوی چلک با اشاره به ۶۰ سالگی حرفه مددکاری اجتماعی در کشور ادامه داد: واقعیت حوزه اجتماعی حکایت از آن دارد که حوزه اجتماعی در شرایط خوبی به سر نمی‌برد و اگر شرایط حوزه اجتماعی مطلوب نباشد شرایط هیچ حوزه‌ای مناسب نیست.
موسوی چلک خاطر‌نشان کرد: ۲۰۰۰ عنوان مجرمانه در ایران وجود دارد در حالی که میانگین این شاخص در دنیا ۶۰ تا ۹۰ عنوان است‌ متاسفانه با داشتن ۸۰ میلیون جمعیت در کشور، مطابق آمار مسوولان قضایی ۱۵ میلیون و ۲۰۰ هزار پرونده قضایی در کشور وجود دارد. این در حالی است که کشور هندوستان با داشتن بیش از یک میلیارد جمعیت، تعداد یک میلیون و ۲۰۰ هزار پرونده قضایی دارد.
او افزود: مطابق آمارهای وزیر دادگستری در تیرماه سال ۹۶، ورودی زندان‌های کشور ۴۵۹ هزار و ۶۶۶ نفر است یعنی ۵۲ نفر به ازای هر یک ساعت. در حالی که در سال ۵۸ این میزان ۱۰ نفر به ازای هر ساعت بود.
رییس انجمن مددکاری اجتماعی ایران همچنین با اشاره به اینکه در طول ۴۰ سال گذشته استراتژی‌های درستی برای مدیریت اجتماعی در کشور اتخاذ نشده است، اظهار کرد: حوزه اجتماعی با رویکرد اجتماعی قابل حل است و باید نگاه‌های سیاسی و امنیتی را در این حوزه کنار گذاشت.
او تصریح کرد: وجود تعداد بالای پرونده‌های قضایی، افزایش طلاق (به ازای هر ۵/۳ ازدواج یک طلاق)، افزایش خشونت خانگی، سالمندآزاری (یکی از سه مولفه مداخلات در حوزه مددکاری اجتماعی) و مسایلی از این دست نشانه ضعف اخلاق در جامعه است.کمیسر اخلاق فدراسیون مددکاران اجتماعی آسیا- اقیانوسیه همچنین گفت: مطابق آمار وزیر بهداشت به ازای هر چهار نفر در کشور یک نفر دارای اختلال روانی است و شش میلیون افسرده در کشور وجود دارد.موسوی چلک یادآور شد: مطابق آمار وزارت راه ۱۹ میلیون نفر در کشور در محلات ناکارآمد شهری زندگی می‌کنند که از حداقل‌های خدمات عمومی محروم هستند و سال‌ها به عنوان شهروند درجه ۲ قلمداد می‌شدند و برچسب غیررسمی بر این مناطق زده شده بود.او ادامه داد: امروز شاخص کیفیت زندگی در کشور ما پایین است و این امر موجب ایجاد ناامیدی، بی‌تفاوتی، ضعف مشارکت و فردگرایی و در نهایت تنهایی اجتماعی و جایگزین مولفه‌هایی می‌شود که موتور محرک کشور است.
رییس انجمن مددکاری اجتماعی ایران در پایان خاطر‌نشان کرد: اگر در حوزه اجتماعی دیر بجنبیم اوضاع به هم خواهد ریخت. هرکس باید نقش خود را به خوبی ایفا کند و باید بدانیم مسوولیت‌پذیری بخشی از اخلاق است.

 

EX-MOSSAD OFFICIAL: ISRAEL, U.S., SAUDIS CAN HELP REGIME CHANGE IN IRAN

Share Button

“We can deal with the threat itself: nuclear weapons, conventional Iranian missiles… But [US] President [Donald] Trump’s actions on the Iran situation have created a major opening,” he said.

Elaborating, he said that since the ayatollahs took control of Iran in 1979, there have been regular rounds of protests illustrating the regime’s socio-economic weakness and its unpopularity with a wide range of the Iranian public.

Jerusalem Post

BY YONAH JEREMY BOB 

 MAY 15, 2018 19:15 

Israel, the US and Saudi Arabia can all secretly help to advance regime change in Iran, former top Mossad official Haim Tomer told The Jerusalem Post on Tuesday.

Tomer spoke to the Post about a range of issues relating to Iran, intelligence and national security, leading into Wednesday’s conference in Tel Aviv on intelligence sponsored by the Intelligence Heritage and Commemoration Center and Israel Defense, where he will be a featured speaker.

Tomer, who held top positions until 2014 in the Mossad – working with foreign intelligence agencies and in operations, technology and other units – was focused on two prior dilemmas regarding Iran: “How to deter Iran; and can Israel… promote regime change?”
He explained that, “the big problem isn’t that Iran has conventional missiles or potentially worse. The problem is this Khomeini-ist Islamic state… has a defining goal of destroying Israel” which, combined with “weapons of mass destruction, [presents] a very deadly scenario.”
“We can deal with the threat itself: nuclear weapons, conventional Iranian missiles. We can defend against them. But [US] President [Donald] Trump’s actions on the Iran situation have created a major opening… to carefully weigh pushing for regime change as a formal goal,” he said.
Elaborating, he said that since the ayatollahs took control of Iran in 1979, there have been regular rounds of protests illustrating the regime’s socio-economic weakness and its unpopularity with a wide range of the Iranian public.
Importantly, Iranian Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei is old and has been sick for a long time. While there are debates about how sick he is, Tomer points out that most expect he will not last much longer and that his successor will not have nearly the same status or control.
He said that Israel could clandestinely help facilitate regime change, while the Saudis could help finance it and the US could support it on various fronts – if all of the parties worked together as part of a cohesive strategy.

Admitting that Israel failed in its attempt to facilitate regime change in Lebanon in the 1980s – when its handpicked peace-promoting Lebanese president Bashir Gemayel was assassinated and Lebanon almost immediately switched back to confrontation with Israel – but he said that its failure should not disqualify Israel from taking a shot with Iran.
“I am not saying it will be a piece of cake – The Iranian Revolutionary Guard Corps and the Basiji militias are very strong. But… even if regime change does not succeed… it is better to have the Iranians fighting among themselves.”
Asked what specifically Israel could do, he said, “there is potential… clandestine actions can lead to change… There is a lot that the Mossad can do when it gets a mission. I cannot go into the details… but it would be clandestine.”
BESIDES REGIME change, Tomer also described a new strategy for deterring Iran.
He noted that Tehran can already threaten Israel with conventional ballistic missiles and with attacks from Syrian Shiites, Hezbollah and potentially Hamas – and maybe with nuclear weapons in the future.
“If Iran goes all out, it can fire a large volume of missiles at Tel Aviv and Haifa and can activate Hezbollah to fire 300- 400 rockets per day or more for an extended period… Iran has the potential to open a very difficult front against Israel… so what do we do?” he asked rhetorically.
First, he dismissed “all sorts of statements about attacking all of these different threats at once. If there was an all-out conventional war with Iran, we could not use… our weapons fast enough.”
He also said that Israel’s impressive missile defense “provides a response, but is not a hermetic” defense, especially “against hundreds to thousands of Hezbollah, Iranian, Syrian and Gazan rockets at once… so how do we avoid war?”
The key he said was to be publicly clear with Iran about exactly which parts of Iran itself would be targeted if missiles are fired on Israel. “If you shoot at us – it will be oneto- one that we will shoot at you. Israel must declare we will do this and be ready at all times” to take the war directly to Iran.
Tomer moved on to discuss the Mossad’s recent operation appropriating a large volume of secret Iranian nuclear files to Israel. While many have said this was the most successful and complex operation that the Mossad ever performed, he knowingly said that it was impressive, but was not the first massively successful operation.
“The Mossad carries out substantial and complex operations – and has carried out many. Since 2005, there were reports of managing various confrontations with Iran. Foreign publications say that Iran was eventually infected with a cyber [virus] program called Stuxnet. The Mossad has done many things in Iran before. This was among the most important, but there have been operations like it, and maybe even more important,” he said.
Attempting to predict which of the Mossad’s many units that he ran or had a hand in may be the most important in the future – foreign intelligence cooperation, operations and cyber – Tomer said, “Israel, in its current circumstances, needs to move toward every one [of its allies] working against Iran. This will pay big dividends.”
However, at the same time, it needs to “develop independent blue and white abilities where sometimes it needs to do something. [Regarding] targeted killings, very few [foreign intelligence agencies] do this; Israel [is one that] does, according to foreign sources. The head of the Mossad should explore both directions and abilities. And if I understand what is happening, this is what Israel is doing.”

How far will Israel and Iran go in pursuing their Syria interests?

Share Button

As Seth Frantzman observed in the Jerusalem Post this week, Israel also has the capacity to undo all the work and investments an over-extended Iran put into Syria: “Since 2011, when protests broke out against Assad, Tehran has been one of the regime’s main backers. Up to 80,000 volunteers have been trained by Iran in Syria, some of them brought from as far away as Afghanistan and Pakistan. This has been a massive financial investment at a time when Iran is just recovering from the sanctions relief of the nuclear deal and its currency is trading at all-time lows. The more Iran builds and invests in Syria, the more it stands to lose. It found that out in the first hours of May 10 when Israel attacked numerous Iranian targets, carrying out its largest operations in recent history … Reports indicate that ‘nearly all of Iran’s military infrastructure’ in Syria was hit, totaling between thirty and fifty sites.”

How far will Israel and Iran go in pursuing their Syria interests?

 

-

By DAVID ROMANO ۱۳/۵/۲۰۱۸

 

This week saw a marked escalation in the conflict between Iran and Syria. After Tuesday’s Israeli strike targeting

Iranian bases and forces in Syria, Iran responded by firing twenty ineffective rockets at Israel. Israel’s riposte came in the form of Thursday’s more extensive barrage of attacks on dozens of Iranian Revolutionary Guard (IRGC) positions in Syria, killing some 42 people including 19 Iranians.

Besides the risk of inter-state war, the increased tensions jeopardize all the recent gains of the Assad regime in Syria’s long-running civil war. How far will each actor go in pursuing its interests in Syria, and why have tensions grown so markedly this past week?

Since the beginning of Syria’s civil war, Israel has struck targets in Syria on approximately one hundred different occasions. These targets generally consisted of weapons convoys destined for Lebanese Hezbollah, top Hezbollah or IRGC personnel, a secret Syrian nuclear site under construction, and Syrian or rebel rocket sites responsible for fire into Israeli territory.

Israel has generally avoided targeting Syrian government forces, however. Since the start of the civil war in Syria, Jerusalem’s outlook remained ambivalent about the Assad regime. Although Assad’s Syria remains a bitter enemy, with memories of the 1973 hard-fought war between the two still prominent, Israeli decision makers did not envision an improvement in the situation should Sunni Islamist rebels topple him. A radical Sunni Islamist government in Damascus might even represent a much worse outcome for Israel, given that the Assad regime at least kept the border between Israel and Syria (if not Israel and Lebanon) quiet from 1973 to 2011.

Israelis thus saw little reason to risk precious resources backing one side or the other in the Syrian civil war. The only Syrian faction the Israelis like are the Kurds – but with little way to reach or supply the cantons of Afrin, Kobane and Jazira, such sympathy does not appear to translate into much tangible Israeli support for Syrian Kurds.

With the Syrian civil war winding down in Assad’s favor, however, Iran appears intent in translating all its support for Assad (in the form of money, weapons, effort and even tens of thousands of Shiite fighters) into a more robust, permanent presence in Syria. The establishment in Syria of Iranian bases, missile sites and frontline positions facing Israel poses an unacceptable risk for the Israeli government.

Iranian leaders, after all, regularly threaten to “erase Israel from the map.” Iran also created and grew the Lebanese Hezbollah movement into a major threat to Israel. Even after the Israeli withdrawal from Lebanon in 2000, Hezbollah continued to launch rockets into Israel and conduct raids across the border.

Iran, via Hezbollah, was also the likely culprit behind many attacks on Israeli tourists and Jewish civilians abroad, from Argentina to Bulgaria, Azerbaijan, Cyprus and elsewhere. The Buenos Aires attacks of 1992 and 1994 – targeting the Israeli embassy and an Argentinian Jewish Community Center – killed 114 people and injured hundreds more.

With all this in mind, the Iranians probably underestimated Israeli willingness to intervene in Syria against them. While there is little Israel can do about the Iranian presence in Iraq or other places further afield, Syria remains right next door and quite familiar to the Israelis.

As Seth Frantzman observed in the Jerusalem Post this week, Israel also has the capacity to undo all the work and investments an over-extended Iran put into Syria: “Since 2011, when protests broke out against Assad, Tehran has been one of the regime’s main backers. Up to 80,000 volunteers have been trained by Iran in Syria, some of them brought from as far away as Afghanistan and Pakistan. This has been a massive financial investment at a time when Iran is just recovering from the sanctions relief of the nuclear deal and its currency is trading at all-time lows. The more Iran builds and invests in Syria, the more it stands to lose. It found that out in the first hours of May 10 when Israel attacked numerous Iranian targets, carrying out its largest operations in recent history … Reports indicate that ‘nearly all of Iran’s military infrastructure’ in Syria was hit, totaling between thirty and fifty sites.”

As a result, Iran will prove unlikely to escalate more directly against Israel. Especially if it did so from Syria, the results would not go well for Tehran. Instead, we might expect more indirect Iranian attempts to deter and exact “payback” against the Israelis. This, of course, probably means more terrorist bombings on soft targets abroad.

David Romano has been a Rudaw columnist since 2010. He holds the Thomas G. Strong Professor of Middle East Politics at Missouri State University and is the author of numerous publications on the Kurds and the Middle East.

The views expressed in this article are those of the author and do not necessarily reflect the position of Rudaw.

Comments

pre-Boomer Marine brat ۱۳/۵/۲۰۱۸
The Syrian PM during the mid-Forties admitted in his memoirs that “Nakba” was a myth – that the Israelis were not who gave Palestinians the order to flee their homes. … That’s on top of Caliph el-Malik’s concoction regarding Jerusalem being part of the Night Journey. El-Malik had a political/military problem during the Second Fitna, and creating the Dome of the Rock appeared, at the moment, to be a way to solve it. (His problem got worse when no one believed him.)
Report
pre-Boomer Marine brat ۱۳/۵/۲۰۱۸
Regarding the “the work and investments”, a decade ago, there were reports of Iran being allowed to convert Alawite villages to Iranian/Safavid politicized Shiism, “paying” for it by building clinics & schools in those towns. I wonder where all that will wind up if Iran’s forced to pull the plug.
Report
m s rehman ۱۳/۵/۲۰۱۸
Iran can easilly and cheaply target US in afghanistan through daesh and taliban
Report
Non kurd ۱۴/۵/۲۰۱۸
@Preboomer marine idiot… Palestinians fled in 1948 because of attacks and threats by Jewish terrorist like the haganah and irgun. Israeli scum admit this themselves.
Report
pre-Boomer Marine brat ۱۴/۵/۲۰۱۸
@m s Rehman — Iran already has. A decade ago, it was known to be providing explosively-formed penetrators (EFPs) to the Taliban and al Qaida.
Report
pre-Boomer Marine brat | yesterday at 04:15
@Non Kurd — check out the 1948-published book “This is Israel” by I.F. Stone. Also, be advised that Stone was a Communist and occasional operative of the NKVD (thereby, rather anti-American.)

هرج و مرج در تجارت خارجی و چپاول ارزی

Share Button

کشوزنی نوعی دزدی است. این دزدها از دیوار خانه مردم بالا نمیروند بلکه با زبل بازی دخل کسبه یا فروشگاهها را میزنند. این نوع دزدی حد اقل به دو نفر نیاز دارد. یکی بعنوان مشتری عادی که شروع به خرید کالائی میکند و نفر دیگر که با برداشتن مثلاً یک بسته آدامس، تیز پا و حساب شده پا به فرار میگذارد. اگر صاحب مغازه دنبال آدمس دزد بدود، کشو زن دیگر، تمام دخل طرف را خالی کرده و غیب میشود. اگر هم صاحب مغازه دنبال آدامس دزد ندود، طرف دیگر یا جنسی را که میخواسته میخرد یا اظهار پشیمانی کرده میرود. حد اقل ترین دستآورد این کشو زنها، یک بسته آدامس است که البته میتواند بیشتر از یک بسته آدامس هم باشد.

حالا این تئوری را کمی بسط داده با وضعیت حاکم بر بازار ارزی و تجارت خارجی کشور تطبیق دهیم:

فرض کنیم در یک فروشگاه بزرگ نه دو نفر کشو زن بلکه ۲۰ نفر یا بیشتر با برنامه وارد فروشگاه شوند و تعدادی از آنها یکی یکی در فاصله کوتاه مدتی جنسی برداشته و فرار کند، اول نگهبانان دنبال آنها میدوند، دوم بقیه کارکنان و در این حین دیگران از این بلبشو استفاده کرده شروع به کلان دزدی میکنند. وقتی بلبشو بیشتر شود حتی خیلی از مشتریها هم فرصت را غنیمت شمرده و بدون پرداخت با جنسهای جمع کرده خود جیم میشوند با گسترش این هرج و مرج، حتی خود فروشندگان و کارکنان هم فرصت را غنیمت دیده دوربین ها را از کار انداخته و جنسهای از قیمت سنگین از وزن سبک را به اطاق رخت کن خود یا عقب ماشینهایشان انتقال و بعد بحساب دزدها میگذارند. مدریریت فروشگاه فرصت نمیکند تا بخود آمده و نظم را برقرار کند حد اقل بخاطر اینکه  یک مشت دزد را بعنوان کارمند استخدام کرده است.

البته این سناریو ی فرضی هر چند از نظر منطقی محتمل ولی از نظر عملی اتفاق افتادنی نیست.

ولی وقتی این سناریو را روی وضعیت تجارت خارجی مملکت پیاده کنیم و ببینیم در همان حالی که مفتش های رنگارنگ رژیم، با چراغ و فانوس برای کشف دلالهای چند هزار دلاری، دنبال جمشید بسم الله های بازار ارزی  افتاده و کل تجارت خارجی کشور را که میدان گردش عملیات میلیادرها دلاری است رها کرده اند، کشوزنان حرفه ایی ارزی وارد کننده و صادر کننده تا میتوانند به هرج و مرج و سردرگمی و سیاست های لحظه ایی ارزی دامن میزنند تا سُکان سیستم ارزی را کاملاً از دست بانک مرکزی و دولت بگیرند؛  صادر کنند تا ارز حاصله از آنرا در بازار سیاه بفروشند. و با ارز حتی زیر ۴۲۰۰ تومان نرخ اعلام شده بانک مرکزی(به بخش قرمز شده گزارش زیر مراجعه کنید!) وارد کنند تا اجناس وارداتی را بر پایه نرخ بازار سیاهِ دلار بالای ۷۰۰۰ تومانی در بازار بفروشند.

برای روشن شدن بیشتر؛ یادداشت زیر از سایت تابناک را با دقت بخوانید تا بدانید، مملکت بدست یک مشت کشو زن حرفه ایی عمامه بسر افتاده است و کنترلی در کار نیست. فقط خدا میتواند در این بلبشوی فراگیر و فرمانروایی بلامنازع دزدسالاری بداد رسیده و مملکت را عاقبت بخیر کند!

از ملت دیگر کاری ساخته نیست! اَمَن یُجیبُ  مُستّرَع اذا دعا و… .

دستها را تضرع آمیز بسوی آسمان بلند کنید!

…………………….

مدتی است دولت جهت سر و سامان دادن به اوضاع بازار ارز، راهکارهایی در نظر گرفته که یکی از این راهکارها، ارائه دوباره خدمات ارزی توسط برخی بانک هاست. صادرکنندگان موظفند ارزهای خود را به بانک ها و صرافی های مجاز تحویل دهند و واردکنندگان هم باید برای تأمین ارز خود به بانک ها و صرافی های مجاز مراجعه کنند. در این بین، به دلیل نبود سازوکار مناسب، بانک ها، صادرکنندگان و واردکنندگان سردرگم شده اند.

کد خبر:۷۹۹۶۴۸
تاریخ انتشار:۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ – ۱۰:۱۵۱۶ May 2018

سردرگمی واردکنندگان و صادرکنندگان با سیگنال‌های متفاوت از دلار رسمی و غیر رسمیمدتی است دولت جهت سر و سامان دادن به اوضاع بازار ارز، راهکارهایی در نظر گرفته که یکی از این راهکارها، ارائه دوباره خدمات ارزی توسط برخی بانک هاست. صادرکنندگان موظفند ارزهای خود را به بانک ها و صرافی های مجاز تحویل دهند و واردکنندگان هم باید برای تأمین ارز خود به بانک ها و صرافی های مجاز مراجعه کنند. در این بین، به دلیل نبود سازوکار مناسب، بانک ها، صادرکنندگان و واردکنندگان سردرگم شده اند.

به گزارش «تابناک اقتصادی»؛ اوایل اردیبهشت ماه سال جاری، اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور، شیوه فروش ارز صادراتی را ابلاغ و در شیوه نامه ای ۱۲ بندی برای ۹۵ درصد از ارز حاصل از صادرات صادرکنندگان تعیین تکلیف کرد.

در این شیوه نامه صادرکنندگان مکلف شدند تا ظرف شش ماه از تاریخ صدور پروانه صادراتی گمرکی، ۹۵ درصد از ارز حاصل از صادرات خود را به یکی از اشکال مقابل استفاده کنند: واردات در مقابل صادرات، پرداخت بدهی ارزی، فروش ارز به بانک ها و صرافی های مجاز، سپرده گذاری نزد بانک ها و از سوی دیگر در بند دو این ابلاغیه نیز ذکر شد که ارز حاصل از صادرات که نزد بانک سپرده گذاری شده است، در هر زمان می تواند برای این امور صرف شود: واردات در مقابل صادرات، پرداخت بدهی ارزی، فروش ارز به بانک ها و صرافی های مجاز.

حالا با گذشت حدود یک ماه از ابلاغ سیاست های ارزی دولت، مجیدرضا حریری نائب رئیس اتاق ایران و چین در گفت وگو با خبرگزاری فارس از سردرگمی صادرکنندگان و واردکنندگان در مواجهه با این سیاست های ارزی دولت گفته و اظهار داشته: هنوز در سطوح مختلف اعم از سازمان توسعه تجارت، بانک مرکزی، بانک های عامل و گمرک در خصوص اجرای این دستورالعمل ها دچار مشکل هستیم و قاعدتاً سیاستی که در یک شب اعلام می شود، اگر پشتوانه مطالعاتی قبلی برای اجرایی شدن نداشته باشد، دچار همین موضوع خواهد شد.

همان گونه که ملاحظه می شود درست است که به گفته دولتمردان و مسئولین بانک مرکزی ارز به میزان کافی در کشور وجود دارد اما نبود سازوکار مناسب برای اجرای سیاست های ارزی دولت باعث شده است تا صادرکنندگان و واردکنندگان و همچنین بانک های عامل با سردرگمی رو به رو شوند.

هم اکنون با نبود سازوکار مناسب، برخی از واردکنندگانی که دارای رانت می باشند، قادرند که ارز مورد نیاز خود جهت واردات کالا را در کشورهای مبدأ با قیمتی کمتر از ۴۲۰۰ تومان تامین کنند و واردکنندگانی که فاقد رانت هستند و به دلیل نبود سازوکار مناسب در داخل کشور نمی توانند از ارز ۴۲۰۰ تومانی بهره مند شوند، مجبورند ارز مورد نیاز خود را از بازار غیررسمی با قیمتی بالاتر از ۷ هزار تومان تأمین کنند. نکته جالب این که هر دو دسته واردکنندگان با ورود کالاهای وارداتی به بازارهای داخلی، این کالاها را با قیمت دلار بازارهای غیررسمی یعنی دلار بیش از ۷ هزار تومان به بازار عرضه می کنند.

برای سر و سامان دادن به این شرایط، دولت باید هر چه زودتر به این موضوع ورود پیدا کند و با مدیریت بهتر و طراحی سازوکار مناسب، صادرکنندگان، واردکنندگان و بانک های عامل را از سردرگمی خارج نماید.

آمریکا به کیم جون اون قول داد تا اورا سرنگون نکند

Share Button

کیم جون اون؛ در اِزای تضمین اینکه آمریکا او را سرنگون نکند، حاضر شده است تا از زرادخانه هسته ایی خود که بقیمت بوجود آوردن دهها سال انزاوی سیاسی، تحریمهای فلاکت آفرین بین المللی و گرسنگی و قحطی برای مردم بدست آورده است، دست برداشته و آنها را نابود کند.

واشنگتن پست امروز گزارشی دارد که تیتر درشت آن چنین است: “پمپئو میگوید به کیم(جون اون) اطمینان داده است که آمریکا در پی سرنگونی او نیست.

وزیر خارجه دولت ترامپ امروز یکشنبه گفت که اوبه رهبر کره شمالی کیم جون اون اطمینان داده است که مسئله سرنگونی او هدفی از اهداف سیاسی آمریکا نیست.”پمپئو در مصاحبه با آژانس خبری فوکس گفت؛ ما قطعاً اطمینانهای لازم را در این زمینه خواهیم داد.”

قول اینکه به کره شمالی حمله نخواهیم کرد یا اینکه  در فکر سرنگونی او نیستیم  انگیزه ای است تا او از سلاحهای هسته  ای اش دست بردارد.

نیازی به ترجمه بیشتر مطلب نیست. کیم جون اون؛ در اِزای تضمین اینکه آمریکا او را سرنگون نکند، حاضر شده است تا از زرادخانه هسته ایی خود که بقیمت بوجود آوردن دهها سال انزاوی سیاسی، تحریمهای فلاکت آفرین بین المللی و گرسنگی و قحطی برای مردم بدست آورده است دست برداشته و آنها را نابود کند.

اینجا صحبت از رعایت کرامت ملی، تمامیت ارضی، حق حاکمیت و غرور ملی در میان نیست. فقط سرنگون نشدن این ابله که برگله ایی از آدمیان در این چراگاه از هر سو بسته، چون چوپانی خشن حکم رانده است در میان است.

این ابله نمیداند که اگر او در شرایط کنونی کشورش، در معرض سرنگونی قرار گیرد ، حتی کلاه سبز های آمریکائی و ارتش کره جنوبی دخالت خواهند کرد تا مانع سرنگونی این چوپانی شوند زیرا که فقط او میتواند این گله ترسیده و مطیع و عادت کرده به اطلاعت را چوپانداری کند.

نَفس این حرف که وزیر خارجه آمریکا به این ابله خودبزرگ بین قول میدهد که آمریکا او را سرنگون نخواهد کرد همه زوایای ماجراجوئیهای هسته ای او و انگیزه های او در این جاجوئی ها را توضیح میدهد.

این، فقط کیم جون اون نیست که تنها انتظارش از دولت آمریکا اینست که او را سرنگون نکند، رژیم والایی ایران نیز حاضر است به ازای فقط تضمین امنیتی برای خود و قول سرنگون نشدن، از همه چیز بگذرد. برای این رژیم؛ آنچه ابداً مهم نیست، خفت، خواری و عقب ماندگی میهن ما و فروختن و به مخاطره افکندن آنست.

 این روضه خوان دو تومانیِ به مقام معظم رهبری رسیده در کشوری با سابقه تاریخی چند هزار ساله، حاضر است همه مملکت را هم به ثمن بخس بفروشد تا چون آدمکی بر صدر و سریر سلطنت این مملکت ولو با نام غلط انداز مقام معظم رهبری باقی بماند. همین است مسئله و نه بیش.

ولی به این مجنون بی بصریت باید گفت؛ بدبخت! میر حسین موسوی و کروبی نمیخواستند ترا سرنگون کنند، تلاش آنها برای این بود تا تو، خود و مملکت را به این فلاکت و نکبت نیاندازی تا برای سرنگون نشدن خودت، پای سندی را امضاء کنی که تضمینی برای باقی ماندن تو در قدرت بتو نمیدهد! هدف آنها سرنگونی تو روضه خوان مست شده از قدرت نبود بلکه  آنها میخواستند با تعامل با دنیا این نظام را که تو (بحق!)به قله آن رسیده ایی  را سرپا نگاه دارند چون خود برای آن هزینه داده بودند.

Pompeo says U.S. assuring Kim that it does not seek his overthrow

 

وزیر خارجه دولت ترامپ امروز یکشنبه گفت که اوبه رهبر کره شمالی کیم جون اون اطمینان داده است که مسئله سرنگونی او  بخشی از موضوع سیاست آمریکا نیست.”پمپئو در مصاحبه با آژانس خبری فوکس گفت؛ ما قطعاً اطمینانهای لازم را در این زمینه خواهیم داد”

قول اینکه به کره شمالی حمله نخواهیم کرد یا اینکه  در فکر سرنگونی او نیستیم  انگیزه ای است تا او از سلاحههای هسته  ای اش دست بردارد.انگیزه است

Secretary of State Mike Pompeo meets Wednesday with North Korean leader Kim Jong Un in Pyongyang, North
Korea. (Korea Central News Agency/Korea News Service/AP)
 May 13 at 11:58 AM 

The United States is assuring North Korean leader Kim Jong Un that his ouster is not part of the agenda for the summit next month between Kim and President Trump, Secretary of State Mike Pompeo said Sunday.

“We will have to provide security assurances, to be sure,” Pompeo said in an interview on “Fox News Sunday.”

The promise not to invade North Korea or otherwise seek Kim’s overthrow would be incentive for him to give up his nuclear weapons.

“This has been a trade-off that has been pending for 25 years,” Pompeo said, referring to the long history of failed negotiations with Pyongyang as well as the North Korean narrative that the United States is a mortal threat

Trump is scheduled to meet Kim in Singapore on June­ ۱۲ for an unprecedented summit.

On CBS’s “Face The Nation,” Pompeo said he had already provided that assurance to Kim.

“I have told him that what President Trump wants is to see the North Korean regime get rid of its nuclear weapons program, completely and in totality, and in exchange for that we are prepared to ensure that the North Korean people get the opportunity that they so richly deserve.”

هزیانگوئی مالیخولیائی مقام عظما و رسالت تاریخی اُمت سازی او

Share Button

نباید بصرف هزیان گوئی مالیخولیائی فرمایشات مقام عظما، از خواندن یا شنیدن آن گذشت. این هزیان گوئیها؛ ترجمان عملی خود را در سیاستگذاری اجرائی مملکت میگذارند و روی سرنوست ملتی که او میخواهد از آن اُمت بسازد و مملکتی که او میخواهد آنرا به تخته پرش اسلام شیعی تبدیل کند، میابند و بر اساس آنها میهن ما به تخته پرش تروریسم در منطقه تبدیل شده است. ادامه کامنت در زیر مطلب:

رهبر انقلاب:

نخبگان یک حرکت عظیم فکری برای بازگشت جهان اسلام به قله تمدن بشری آغاز کنند/ کاری کنیم آمریکایی‌ها نتوانند به رؤسای کشورهای اسلامی «باید و نباید» بگویند

نخبگان یک حرکت عظیم فکری برای بازگشت جهان اسلام به قله تمدن بشری آغاز کنند/ کاری کنیم آمریکایی‌ها نتوانند به رؤسای کشورهای اسلامی «باید و نباید» بگویند

رهبر انقلاب تاکید کردند: دنیای اسلام باید از لحاظ علمی قوی شود تا آمریکا نتواند به آن باید و نباید بگوید. نخبگان یک حرکت عظیم فکری برای بازگشت جهان اسلام به قله تمدن بشری آغاز کنند.

به گزارش ایلنا، آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در دیدار شرکت‌کنندگان در کنگره‌ی بین‌المللی «نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی»، مهم‌ترین نیاز امروز دنیای اسلام را «وحدت و یکپارچگی» و همچنین «حرکت جدی برای پیشرفت علمی در همه‌ی علوم» دانستند و تأکید کردند: امروز «بیداری» در دنیای اسلام به وجود آمده است و به‌رغم تلاش غربی‌ها برای انکار آن، این بیداری زمینه‌ساز گرایش بیشتر به اسلام و نویدبخش آینده‌ای بهتر است.

رهبر انقلاب اسلامی با قدردانی از دست‌اندرکاران و پدیدآورندگان این همایش، به‌ویژه شخص حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی، گفتند: امروز هر حرکتی که موجب شناخت بیشتر گروه‌ها و فرقه‌های اسلامی از یکدیگر شود، یک حسنه است و این گردهمایی از مصادیق حرکت در جهت اتحاد امت اسلامی است.

آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تلاش دیرینه‌ی دشمنان برای رودَررو قرار دادن مسلمانان، افزودند: در چنین شرایطی، هر عملی که موجب شناخت مسلمانان از نقاط قوت یکدیگر و زمینه‌ساز هم‌افزایی آن‌ها شود، به وحدت و یکپارچگی امت اسلامی کمک خواهد کرد.

ایشان به نقش شیعه در طول تاریخ برای اعتلای علوم اسلامی و طبیعی اشاره و خاطرنشان کردند: این آثار و خدمات گران‌بها باید به امت اسلامی معرفی شوند زیرا مایه‌ی افتخار و موجب یکپارچگی خواهند بود.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم مراقبت جدی برای جلوگیری از ایجاد هرگونه شائبه و گلایه میان فِرَق اسلامی، گفتند: یکی از مسائل بسیار مهم و مورد نیاز کنونی دنیای اسلام، موضوع پیشرفت علمی و حرکت جدی در این زمینه است.

آیت‌الله خامنه‌ای، علت اصلی تحت سلطه قرار گرفتن دنیای اسلام را عقب‌ماندگی علمی دانستند و افزودند: دنیای غرب بعد از قرن‌های متمادی عقب‌ماندگی علمی، توانست با استفاده از پیشرفت‌های علمیِ دنیای اسلام، ثروت و قدرت علمی، نظامی، سیاسی و تبلیغاتی خود را افزایش دهد و در نهایت با استعمار، وضعیت کشورهای اسلامی را به شرایط کنونی برساند.

ایشان با اشاره به زورگویی قدرت‌های غربی به کشورهای اسلامی و دنباله‌روی بسیاری از حکام این کشورها از زورگویان بین‌المللی، تأکید کردند: این شرایط باید به‌واسطه‌ی پیشرفت علمی کشورهای اسلامی تغییر کند و دنیای اسلام می‌تواند بار دیگر در قله‌ی تمدن بشری قرار گیرد.

رهبر انقلاب، حرکت در مسیر پیشرفت علمی را وظیفه‌ی حکومت‌های اسلامی و نخبگان آن برشمردند و گفتند: نخبگان دنیای اسلام باید یک حرکت عظیم فکری و یک خواست عمومی برای پیشرفت علمی و رسیدن به قله‌ی علم و دانش را به وجود آورند.

آیت‌الله خامنه‌ای از حرکت جمهوری اسلامی ایران در مسیر پیشرفت علمی به‌عنوان یک نمونه‌ی موفق یاد کردند و افزودند: بر اساس گزارش‌های مراکز علمی جهانی، شتاب حرکت علمی ایران در سال‌های گذشته، ۱۳ برابر متوسط جهانی بوده است.

ایشان خاطرنشان کردند: ما این مسیر را تا رسیدن به مرزهای علم و دانش ادامه خواهیم داد و ایران برخلاف غربی‌ها، آمادگی انتقال دستاوردها و پیشرفت‌های علمی خود را به دیگر کشورهای اسلامی دارد.

رهبر انقلاب، پیشرفت در علوم اسلامی و علوم طبیعی را ضروری خواندند و افزودند: یکی از مواردی که اسلام می‌تواند در مسائل مختلف بشری «حرف نو» داشته باشد، در زمینه‌ی مسائل فقهی است که باید در این زمینه کار بیشتر و جدی‌تری انجام شود.

آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه باید در زمینه‌ی فلسفه و علوم عقلی، سرعت حرکت علمی افزایش یابد، گفتند: غربی‌ها، فلسفه‌ خود را تا عرصه‌های مختلف مسائل سیاسی و اجتماعی امتداد داده‌اند و ما نیز باید چنین کاری را انجام دهیم زیرا فلسفه‌ اسلامی، قوی‌تر، ریشه‌دارتر و مستحکم‌تر از فلسفه‌ غربی است.

ایشان با اشاره به گسترش بیداری در دنیای اسلام و افزایش گرایش به اسلام در جهان، خاطرنشان کردند: امروز جوانان در دنیا، سؤال‌های زیادی دارند که می‌خواهند پاسخ آن‌ها را در چارچوب اسلام بیابند، بنابراین باید حرکت علمی در دنیای اسلام شتاب بگیرد و امت اسلامی بار دیگر به اوج اقتدار علمی و تمدنی خود برسد تا دشمنان اسلام و آمریکایی‌ها نتوانند به رؤسای کشورهای اسلامی دستور بدهند و «باید و نباید» بگویند.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین اعرافی رئیس شورای سیاستگذاری کنگره‌ی «نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی» گفت: «پاسخ به شبهات»، «تعمیق تفاهم میان مذاهب اسلامی»، «بازشناسی سرمایه‌های فکری شیعه و مسلمانان» و «دستیابی به نقاط قوت برای تکمیل و ارائه‌ی علوم اسلامی» جزو اهداف اصلی کنگره بوده است.

همچنین حجت‌الاسلام رضایی دبیر کنگره گزارشی از اهداف و برنامه‌های این همایش بیان کرد.

………………………………………………………

کامنت من:

او گفت:«: امروز «بیداری» در دنیای اسلام به وجود آمده است و به‌رغم تلاش غربی‌ها برای انکار آن، این بیداری زمینه‌ساز گرایش بیشتر به اسلام و نویدبخش آینده‌ای بهتر است.»

اولاً با همین یک جمله، معلوم میشود که هدف چشم اندازی رژیم، مسمان سازی دنیاست و نه سرنوشت ایران که مدیریتش به خود بزرگ بین مالیخولیائی واگذار شده  و در ثانی مسیر این مسلمان سازی دنیا، مشابه همان مسیری است که در یمن، عراق، لبنان، نوار غزه، در جریان است. و قُله علم و فن را هم گرفتن یعنی آموزشهای موشک سازی نظیر آنچه به حوثیهای یمنی و حزب الله و حماس …  آموخته میشود.

مقام عظما، برای عرصه علمی و فنی، عرصه ایی جز جنگ افزار سازی تروریستی و تلاش برای هسته ایی شدن نظامی نمیشناسد. در عرصه حفظ محیط زیست، در عرصه اقتصادی، مدیریت صنعتی و مالی و.. خبری از این ادعاها نیست.

اوج فرمایشات ایشان اُمت شدن ملل مسلمان است. که با اُمت شدن مردم ایران از ۴۰ سال پیش آغاز شده و در اجرای آن، سرمایه ملی این ملتِ اُمت شده به مُلک و ثروت مشاع(همگانی) مسلمانان شیعی طرفدار حکومت ولایی ما تبدیل گردیده است.

از این ثروت مشاعِ صاحب مرده، از تأمین جهیزه ی دختران شیعی هم بیعت با عظما در افغانستان گرفته تا پرداخت مستمری به شربت خور شده های حماس و جهاد اسلامی در غزه، حزب الله در لبنان و پرداخت حقوق به لشگر فاطمیون (افغانی) در سوریه و هزینه جنگی سوریه و یمن و… ، تأمین میگردد.

این فقط مردم ایران هستند که اعلام اُمت شدگی کرده اند نه حتی آن حوثیهای یمنی یا حماس غزه ایی.

تظاهرات ۶ میلیونی مردم تهران در واکنش به حرکت سخیف ترامپ

Share Button

با شعار ترامپ غلط میکنی! که مقام معظم آنرا نخست بکار بردند، نزدیک به ۶ میلیون از هموطنان تهرانی ما به رژیم استبدادی و سخیف دونالد ترامپ با شعارهای دشمن شکنِ الموت الامریکائیه! و الموت الاسرائیلیه! اعتراض کردند.

با این توضیح که قریب ۵ میلیون ۹۹۵٫۵۰۰ نفر از این هموطنان تهرانی تظاهرات کننده، ترجیح دادند در خانه های خود به اعتراض بپردازند و اصل تظاهرات در خیابانهای شهر را بعهده چند صد تن از شهادت طلبان ولایتمدار واگذار کنند.

در زیر تصاویر این تظاهرات را میتوانید ببینید!

ایلنا گزارش می‌دهد؛

راهپیمایی مردم تهران در اعتراض به خروج امریکا از توافق هسته‌ای/ از به آتش کشیده شدن آدمک ترامپ تا آتش نگرفتن پرچم برجام

راهپیمایی مردم تهران در اعتراض به خروج امریکا از توافق هسته‌ای/ از به آتش کشیده شدن آدمک ترامپ تا آتش نگرفتن پرچم برجام

به دنبال خروج آمریکا از برجام، مردم تهران پس از پایان اقامه نمازجمعه، راهپیمایی کردند.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایلنا، به دنبال خروج آمریکا از برجام،‌ مردم تهران پس از نمازجمعه، از مقابل درهای دانشگاه تهران تا میدان انقلاب راهپیمایی کردند.

در این راهپیمایی شعارهایی همچون «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل»، «مرگ بر انگلیس»، «مرگ بر آل سعود»، «الله اکبر»، «مرگ بر سازشکار»، «نه سازش نه تسلیم نبرد با آمریکا»، «ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند» و… سر داده شد.

همچنین پرچم‌های امریکا و اسرئیل و آدمک دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده امریکا از سوی راهپیمایان به آتش کشیده شد.

براساس مشاهدات خبرنگار ایلنا، برخی از افراد قصد به آتش کشیدن پرچم برجام را هم داشتند که این پرچم به آتش نگرفت و این افراد موفق به انجام این کار نشدند.

در پایان این راهپیمایی، قطعنامه‌ای به زبان انگلیسی و آلمان قرائت شد.

3

4

5

6

8

9

10

12

14

15

بحرین از ضربات نظامی اسرائیل به قرار گاههای ایران در سوریه حمایت کرد

Share Button

اهرام آنلاین مصر، به نقل از آژانس خبری فرانسه مینویسد؛ بحرین از حق اسرائیل برای دفاع از خود، پس از ضربات آنکشور به اهدافی در داخل سوریه حمایت کرد.

وزیر خارجه بحرین، شیخ خالد ال خلیفه، امروز پنجشنبه از حق اسرائیل در دفاع از خود، پس از آنکه اسرائیل اعلام کرد که دهها هدف نظامی را در داخل خاک سوریه درهم کوبیده است حمایت کرد.

این وزیر که کشورش رابطه نزدیکی با عربستان دارد در  صفحه توئیت خود نوشت: تا آنجا کها ایران آرامش منطقه را بهم میزند و به دیگر ممالک بشمول اسرائیل با موشک حمله میکند،این ممالک حق دارند با انهدام منبع خطر از خود دفاع کنند.

از زمان شروع جنگ داخلی در سوریه در ۲۰۱۱، اسرائیل مکرراً مواضع ارتش سوریه و شبه نظامیان شیعی لبنانی حزب الله را در خاک سوریه مورد ضربه قرار داده است.

لزومی به ترجمه بیشتر گزارش نیست. من در یادداشت امروز خود پیرامون درهم کوبیدن مواضع سپاه و سکوهای پرتاب موشک آن در سوریه توسط اسرائیل، با عنوان:«رژیم به باتلاقی کشانده شد که بیرون نیامدنی است»  از جمله نوشتم:«حمله موشکی ایران و پاسخ سخت اسرائیل بدان، برای رهبران ممالک عربی منطقه که مخالف رژیم اسلامی ایران هستند، فضائی ایجاد کرد تا با جسارت بیشتری و علنی تر خود را به اسرائیل نزدیک کنند. این پاسخ اسرائیل نمیتواند مورد استقبال، خاموش اپوزیسیون سوریه نیز واقع نشود

و اینک صحت آن پیش بینی را میتوان در این حرکت وزیر خارجه بحرین بخوبی دید. و بسیار ساده اندیشی است اگر در نظر نگیریم که غیر ممکن است وزیر خارجه بحرین بدون مشورت با عربستان و امارات چنین اظهاراتی کرده باشد.

در واقع پیش اندختن کشور کوچک نیم میلیونی بحرین برای طرح ایده دفاع از اسرائیل در برابر ایران، آزمایش اولیه و احتیاط آمیزانه برای باز کردن طرح وسیع این ایده بعنوان یک راهبرد جدید دیپلماتیک میباشد.

Bahrain backs Israel right to ‘defend itself’ after Syria strikes

Khalid bin Ahmed Al Khalifa

File Photo: Bahrain’s foreign minister, Shaikh Khalid bin Ahmed Al Khalifa (Reuters)

“As long as Iran has breached the status quo in the region and invaded countries with its forces and missiles, any state in the region, including Israel, is entitled to defend itself by destroying sources of danger,” the minister, whose country is a close ally of Saudi Arabia, said on his Twitter account

وزیر خارجه بحرین، شیخ خالد ال خلیفه، امروز پنجشنبه از حق اسرائیل در دفاع از خود، پس از آنکه اسرائیل اعلام کرد که دهها هدف نظامی را در داخل خاک سوریه درهم کوبیده است حمایت کرد.

این وزیر که کشورش رابطه نزدیکی با عربستان دارد در  صفحه توئیت خود نوشت: تا آنجا کها ایران آرامش منطقه را بهم میزند و به دیگر ممالک بشمول اسرائیل با موشک حمله میکند،این ممالک حق دارند با انهدام منبع خطر از خود دفاع کنند.

Since the start of Syria’s civil war in 2011, Israel has repeatedly targeted positions of the Syrian army and Lebanon’s Shia movement Hezbollah backing it inside the country.

The latest escalation came overnight, when Israel’s army said it hit dozens of Iranian military targets in Syria.

Israel carried out the raids after it said 20 rockets were fired from Syria at its forces in the occupied Golan Heights at around midnight.

It blamed the rocket fire on Iran’s Quds force.

Syria’s foreign ministry said the Israeli attacks on its territory marked a “new phase” of direct involvement in the country’s seven-year conflict.

Syria has had strained relations with most of the Arab world since launching a deadly crackdown on demonstrators in March 2011 and was eventually suspended from the Arab League.

But the Bahraini foreign minister’s support for the Israeli strikes marks a rare, if not unprecedented public stance by an Arab government.

Bahrain is a close ally of Saudi Arabia and the two countries, whose foreign policies are often in lockstep, view Iran as the chief threat to the region.