Category: از دیگران و جراید خارجی

نامزد نخست وزیر لبنان معرفی شد! حالا چه؟

Share Button

 بنابراین، چندان مهم نیست که اساساً چه کسی نخست وزیر میشود، این، بُعد نمادین و صوری مسئله است، بعُد واقعی اینست که، جنبش خیابانی راضی شود، و دول حامی لبنان هم کمک کنند! حال نخست وزیر، می تواند خودِ سید حسن حزب الله باشد! ولی به شرطی که این برنامه ها را پیاده کند.

سعد حریری، رهبر اَمل(نبی بّری)، میشل عون(رئیس جمهور) و حزب الله روی معرفی سیاستمدار قدیمی و سرمایه دار متمایل به عربستان، محمد صفتی، به عنوان نامزد پست نخست وزیری لبنان توافق کردند. در این توافق سعد حریری به عنوان نماینده جامعه سُنی و رهبر بلوک سیاسی ۱۴ مارس و حزب الله، جنبش اَمل و حزب میهنی آزاد(حزب رئیس جمهور) جریانهای اصلی بلوک ۸ مارس، توافق کنندگان این تصمیم بوده اند.

در ذیل خبرِ درج شده نامزدی محمد صفتی در سایت نحار نت؛ ۷ نفر کامنت گذارده اند. من معمولاً کامنتهای زیر برخی خبرهای مورد نظرم را در این سایت می خوانم. 

کامنت گذاران در این سایت معمولاً از آدمهای آشنا به سیاست لبنان هستند. مضمون تمام این ۷ کامنت که خواندم نسبت به این توافق و این انتخاب شدیداً  منفی و نشانه ی تسلیم سعد حریری تلقی گردیده است. 

به نظر من واقعیت قضیه میتواند کاملاً غیر از این باشد.

برخلاف بحران عراق که تحرکات سیاسی در آن، همچنان در خیابان ها، بین جنبش اعتراضی و رژیم صورت میگیرد، در لبنان به علت همراهی سعد حریری و برخی دیگر از جریانهای سیاسی با جنبش اعتراضی توپ بازی به میدان پیکار سیاسی سیاستمدارن این دو جبهه انتقال یافته است. یعنی مبارزه در ساختار قدرت سیاسی تا حدود زیادی جای مبارزه خیابانی را گرفته یا مکمل آن شده است. 

مهمترین نقطه اتکاء و پشتوانه استراتژیک سعد حریری در این داد و سِتد سیاسی، جنبش اعتراضی خیابانی است و مهمترین نقطه اتکای  طرف یا طرفهای مقابل او، نظم و نظامات حقوقی حاکم است از جمله موازنه پارلمانی، پست ریاست جمهوری و ریاست مجلس.

امروز جنبش اعتراضی در لبنان، نه آن نظم و نظامات را میپذیرد چون آنها را فساد آفرین میداند و نه آن موازنه پارلمانی را قبول دارد که به هیچ وجه بازتاب دهنده نظر واقعی جامعه و نیازهای مبرم آن نیست.

ولی عرصه حقوقی نیز یکی از عرصه های پیکار است که روی توازن نیروی میدانی میتواند اثر جدی بگذارد. در لبنان امروز، و برای نیروهای موافق تغییر؛ مانور سیاسی در ساحتِ قدرت، با هدفِ خارج کردن همین فرادستی حقوقی/سیاسی، برای جلب اعتماد و اقناع اقشار محتاط و محافظه کار جامعه، و نشان دادن ناتوانی بلوک ضد جنبش خیابانی برای تغییر دادن موازنه میدانی نیرو اهمیت زیاد دارد و میتواند به شکست سیاسی ریزش دهنده ای در جبهه مقابل منجر شود که از هزینه جنبش اعتراضی میکاهد و میتواند اراده نیروهای مسلح را در حمایت از نظام سُست کرده آنها را بسوی طرفداری از انقلاب مسالمت آمیز بکشاند.

 قضیه بسیار ساده است. حل بحران عمیقی که رژیم لبنان در کُلیتش با آن روبرو می باشد؛ حداقل به دو تکان یا محرکه نیرومند نیاز دارد که هردو در این رابطه از اهمیت استراتژیک برخوردارند. اولین آن؛ ضرورت حمایت جنبش خیابانی از حکومت و جلب اعتماد آنست که بلوک ۱۴ مارس آنرا ندارد. 

 و دومین آن، حمایت بین المللی و منطقه ای؛(آمریکا، فرانسه، عربستان و امارات) است که بدون حمایت جدی آنها؛ بحران عمیق اقتصادی و بدهی خارجی لبنان حل شدنی نیست. 

حال در یک سوی چنین نا معادله ای، قدرت حقوقی/صوری و شبه نظامیان حزب الله قرار دارند که برتری پارلمانی و حقوقی دارند که میشل عون، حزب الله و اَمل آن را تشکیل میدهند؛ و در سوی دیگر؛ بلوک ۱۴ مارس و احزاب مسیحی هم جبهه با آن هستند که که در موضع حمایت از جنبش مردم قرار گرفته اند و از حمایت آمریکا، فرانسه و عربستان و امارات و کویت، مصر و..، برخوردارند. 

برای روشن تر شدن بیشتر قضیه فرض کنیم که بلُوک ۸ مارس، علیرغم قانون نانوشته تقسیم بندی پستهای حکومتی؛ پست نخست وزیری را بپذیرد و یک نفر از حزب الله یا امل یا  از حزب میشل عون نخست وزیر شود، فرض بگیریم که تمام بوروکراسی دیوانی و نظامی هم از آن نخست وزیر پشتیبانی کند. آیا این نخست وزیری میتواند جنبش اعتراضی خیابانی را بخواباند؟  پاسخ منفی است. آیا چنان نخست وزیری؛ میتواند چنین جنبشی را که یک نسل قبلش جنگ داخلی ۸ ساله داخلی در کشور را تجربه کرده است را با سرکوب نظامی به خواباند؟ پاسخ باز منفی است.

با این حال فرض کنیم چنین نخست وزیری بتواند جنبش را هم سرکوب کند آیا او میتواند، مسئله قروض خارجی کمرشکن لبنان را حل کند؟ میتوان بیکاری ۳۰%ی،  مشکل فساد، مشکل آب، برق، زباله را که عِللِ شعله ور شدن آغازین این جنبش بوده اند را حل کند؟ پاسخ باز هم منفی است.

مشکل بلوک ۸ مارس و عقبه ابرانی آن، اینجاست که در این نامعادله اسیمیتریک، نه بازوهای سیاسی و حقوقی آن و نه بازوی میلیشیایی(حزب اللهی) آن، ابداً کارآیی ندارند.

لبنان بیمارمحتضری است که فقط یک پزشک وجود دارد که قادر به درمان و نجات او میباشد و آنهم سعد حریری یا کسی از بلوک سیاسی اوست. و نسخه درمانی هم یکی است: ـ تشکیل یک دولت تکنوکرات! دولتی که خواست اصلی جنبش خیابانی است. جنبشی که هدف چشم اندازی آن فراتر از همه اینها؛ انحلال کامل حزب الله و تشکیلات شبه نظامی آن و غیر فرقه ای و سکولار کردن ساختار قدرت سیاسی در لبنان است!

 محمد صدفی، اگر این اهداف را در برابر خود قرار نداشته باشد، نه میتواند کمکهای مالی لازم را از عربستان و امارات و… ، صندوق بین المللی پول و بانک جهانی بگیرد و نه میتواند جنبش خیابانی را آرام کند و نه میتواند اعتماد دول غربی و به تبعیت از آن سرمایه گذاران خارجی را جلب کند.

 بنابراین، چندان مهم نیست که اساساً چه کسی نخست وزیر میشود، این، بُعد نمادین و صوری مسئله است، بعُد واقعی اینست که، جنبش خیابانی راضی شود، و دول حامی لبنان هم کمک کنند! حال نخست وزیر، می تواند خودِ سید حسن حزب الله باشد! ولی به شرطی که این برنامه ها را پیاده کند.

ح تبریزیان

آخرین خبر:

 تعداد دیگری کامنت های تند و تیز علیه توافق درج شده است که هنوز آنها را نخوانده ام و نحار نت در آخرین خبر خود گزارش میدهد که با انتشار توافق فوق اعتراضات از نو در خیابانها شعله ور شده است. که متعاقباً، منعکس خواهند شد.

توجه!

میتوانید اخبار و گزارشهای کوتاه را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» بخوانید!

@CimorghIran

پته ی دروغ سازی و شارلاتانیسم حاج قاسم شیاد به روی آب افتاد

Share Button

جنبش مردمی اعتراضی عراق به پیش خواهد رفت و با روشن شدن این سیاه بازی رسوای حاج قاسم شیاد باید در انتظار ریزش های جدی در صفوف احزاب حاکمه باشیم. تا همینجا رئیس جمهور، برهم صالح، با فاصله گرفتن از این خال بازیهای سرکوب گرانه، درکنار مردم قرار گرفته است و بیانیه آمریکا را هم نباید فقط یک پیام دیپلماتیک گرفت. آمریکا هنوز در عراق چند هزار نیروی «داعش کوب» دارد که با این موضع گیریهای اخیر به نفع جنبش مردم، به راحتی میتواند در این بحران و در آینده نقش آفرینی کند بدون اینکه در خیابانهای عراق با شعار «مرگ بر مداخله گر» از سوی مردم روبرو شود.

پس این  که دیروز همه رسانه های در تله دیس اینفُرماسیون(فریبکاری) افتاده، خبر سرهم بندی یک اِجماع سیاسی برای حمایت از نخست وزیر، المهدی و سرکوب اعتراضات را، از جمله با شرکت پسر آیت الله سیستانی و بلوک سائرون (مُقتدا صدر) در آن اجماع، توسط حاج قاسم سلیمانی را وسیعاً منعکس کردند، دفتر آیت الله العظمی حاج علی سیستانی، بلافاصله خبر شرکت پسر آیت الله در این اجماع و تایید آن تصمیبات را تکذیب کرد.

من همان دیروز اخبار آن جلسه و تصمیمات آن را با عنوان: «توطئه سرکوب جنبش اعتراضی با کمک حاج قاسم سلیمانی» را با توضیحات خود درج کردم .حالا امروز نوبت بلوک سائرون بود که نحوه یا محتوای خبر دیروز را تکذیب کند. ولی وقاحت این شارلان مداح حد ندارد و با این تکذیب ها کاهش یا پایان نمی گیرد.

خبر درج شده در سایت رسانه ای «بغداد بست»

بغداد بست 

11 نوامبر ۲۰۱۹

بنام خدا!

بلوک پارلمانی ائتلاف/سائرون، همچنان، خواست استیضاح نخست وزیر، عادل عبدل ال ـ مهدی، بر طبق موازین قانون اساسی و در چارچوب آن و مقررات مرسوم در مجلس نمایندگان را پیگیری میکند. 

نماینده مجلس حمدالله ال ـ  رکابی، سخنگوی بلوک سائرون در یک بیانیه مطبوعاتی اعلام کرد:« در مطابقت با اعلامیه ائتلاف سائرون، به طور روشن، اعلام میشود که تقاضای استیضاح نخست وزیر مطابق با قانون اساسی، و در چارچوب  موازین قانونی و مقررات مرسوم در مجلس نمایندگان، پیگیری میشود. 

رکابی افزود:مواضع ما مبتنی بر همسویی با منافع مردم و مطالبات مشروع آنها و جنبش اعتراضی میباشد. و ما هرگز روی مصالح ملی و موازین حقوق بشر مصالحه نمی کنیم!

ضمنا در خبری دیگر از «بغداد پست» که دیروز یکشنبه انتشار یافت؛ ایالات متحده در یک بیانیه مراتب نگرانی خود را نسبت به اوضاع کنونی عراق ابراز داشت. در این بیانیه به دولت عراق تأکید شده است که انتخابات زودرس، برای متوقف کردن خشونتها علیه معترضین در عراق را به اجرا بگذارد. 

در بیانیه گفته میشود که ایالات متحده از  نماینده سازمان ملل در فراخواندن دولت عراق  به پایان دادن خشونتها علیه تظاهرات کنندگان و انجام وعده های رئیس جمهور صالح، پشتیبانی میکند. 

کامنت:

«همانطور که در بالا نوشتم، بسیاری خبر گزاری منطقه و دنیا دیروز ، خبر تشکیل جلسه «همه» احزاب پارلمانی عراق را تحت نظارت یا ریاست حاج قاسم سلیمانی، و تصمیمات مهم آن دایر بر خاتمه دادن ضربتی به اعتراضات را درج کردند. در همین رابطه، نخست وزیر ابله عراق، عبدل مهدی که مُّدَبری حاج قاسم را جدی گرفته بود، در یک سخنرانی کوتاه تلویزیونی قدرتمدارانه گفت؛ که تصیمیاتی برای انجام اصلاحاتگرفته شده و پیام اعتراضات خیابانی نیز گرفته شده است و هنگام آن رسیده که وضع به حال عادی برگردد و تظاهرات جمع شود

دیروز که تکذیبیه دفتر آیت الله علی سیستانی را دیدم برایم کافی نبود تا از زیر تاثیر بمباران پخش خبر سرکوب تظاهرات و، وجود اراده واحد و قاطع همگانی همه نیروهای سیاسی عراق بر تحقق آن بدون تاثیر گرفتگی خارج شوم. هرچند تردید کمی در موضوع داشتم ولی کافی نبود تا وضعیت دقیقاً درک کنم.

امروز که اطلاعیه قاطع و صریح سخنگوی ائتلاف سائرون را دایر بر پشتیبانی بی تزلزل آن از منافع ملی و مطلبات جنبش اعتراضی و ایستادگی آن بر مطالبه عزل نخست وزیر را دیدم، برای مدتی حیرت کردم! چگونه ممکنست شیادی، صحنه سیاسی یک کشور ۴۵ میلیونی را این چنین به صحنه سیاه بازی و خال بازی رسوا شونده ای تبدیل کند!

اولین واکنش فکری ام این بود که صفت شیاد را بر نام حاج قاسم اضافه کنم. و بعد بگویم اشتباه این شیاد و همپالکی هایش در ایران، در اینست که الگوی روشهای سرکوب در ایران را میخواهند در عراق و لبنان هم پیاده کنند که نتیجه معکوس میگیرند.

آنها از درک وضعیت سیاسی و اجتماعی عراق عاجزند و نمی دانند که اگر در ایران با اینگونه روشها موفق میشوند علتش به ترتیب در این است که :

۱ ـ علیرغم تنوع ظاهری نیروهای سیاسی در ایران، نظر ساختار قدرت، مخصوصاً در مورد مسائل استراتژیک، همگون میباشد.

۲

ـ در ایران تمام نیروهای نظامی تفنگ به دست و چماقداران ذخیره نظام یکپارچه پشت سر نظامی که از قِبل آن مفتخوری میکنند می کنند ایستاده اند.

۳ ـ تمام دستگاه روحانیت به تابعیت رژیم درآمده است و نه تنها هیچ اپوزیسیون فعال و سازمان یافته ای در کشور در مقابل رژیم وجود ندارد، حتی مرجع معتبری هم که جلوی سید علی خامنه ای بایستند در کشور وجود ندارد..

۳ ـ دستگاه قضایی؛ ایدئولوژیک، فرقه ای و سیاسی شده است و مطیع فرمان و اشارات رهبری و درستگاه های امنیتی هستند.

۴ ـ دستگاه های گوناگون امنیتی، هرکه را بخواهند می گیرند شکنجه و زندان میکنند بدون اینکه یک اعتراض جدی و تاثیر گذار در برابر آن برخیزد.

بر فهرست این تفاوت های سیاسی /اجتماعی ایران و عراق میتوان افزود. ولی فکر کنم اینها کافی باشند.

جنبش مردمی اعتراضی عراق به پیش خواهد رفت و با روشن شدن این سیاه بازی رسوای حاج قاسم شیاد باید در انتظار ریزش های جدی در صفوف احزاب حاکمه باشیم. تا همینجا رئیس جمهور، برهم صالح، با فاصله گرفتن از این خال بازیهای سرکوب گرانه، درکنار مردم قرار گرفته است و بیانیه آمریکا را هم نباید فقط یک پیام دیپلماتیک گرفت. آمریکا هنوز در عراق چند هزار نیروی «داعش کوب» دارد که با این موضع گیریهای اخیر به نفع جنبش مردم، به راحتی میتواند در این بحران و در آینده نقش آفرینی کند بدون اینکه در خیابانهای عراق با شعار «مرگ بر مداخله گر» از سوی مردم روبرو شود.

در پایان این جنبش پرو شور، بیشک مردم عراق نگاهی دیگری به آمریکا مداخله گر خواهد داشت.

توجه!

میتوانید اخبار و گزارشهای کوتاه را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» بخوانید!

@CimorghIran

نگاهی به انقلاب عراق از نگاه انقلابیون آن دیار!

Share Button

نگاهی به انقلاب عراق از نگاه انقلابیون آن دیار!

مطلب زیر ترجمه تقریباً گوگلی بیانیه نیروهای انقلابی عراق و خلاصه برنامه سیاسی و اهداف و راهبرد های آنها است. اگر ترجمه زیاد سلیس نیست علت این است که، مطلب را با گوگل از عربی ترجمه کردم و پس از مقایسه با ترجمه انگلیسی گوگلی آن، آن را درج میکنم. علت استفاده از ترجمه ی گوگل برای این مطلب، اهمیت آن بود و بعلت اینکه من یک مسافرت ۳ روزه  از فردا صبح در پیش دارم وقت ترجمه دقیق آن را نداشتم. ولی ترجمه بقدر کافی رسا هست و به خاطر اهمیت موضوع، از دوستان بازپخش آن را انتظار دارم.

توجه!

میتوانید اخبار و گزارشهای کوتاه را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» بخوانید!

@CimorghIran

ح تبریزیان

……………………..

بغداد بوست

هذا وعد هذا وعد…..إیران الملالی ما تبقى بعد

وعده ما اینست…. ایران! وعده ما این است! تا بعد

قهرمانان میسان فریاد میزنند و سوگند می خورند که هیچ یک از ملالی های ایرانی جنایتکار در عراق باقی نخواهد ماند.

قهرمانان بصره در حال بستن بندر ام قصر هستند.

قهرمانان ما در ذی قار ، نصیریه و بابل تمام دفترهای احزاب عروسکی آخوندهای سیاسی ایران را آتش زدند.

والکات ، نجف و دیاله یک درس قهرمانانه به مجرمان و خادمان ایران و شبه نظامیان دست نشانده آن داد و موفق شد پیام سختی به آدمک هایشان در نجف شیطان/خامنه ای ارسال کند.

بغداد بزرگ انقلابی و نمایندگان تمام استانهای غربی پنج پل از هشت پل را می بندند و آنها همچنان شهید میدهند و خداوند با آنهاست.

این  یک انقلاب به تمام معنا و برای تغییر است و نه یک انتفاضه که روسپی های بغداد نشین را تکان خواهد داد. زیرا واقعاً به  و تا پیروزی واقعی و تغییر رژیم و تحقق خواسته های مردم و نمایندگان آن متوقف نمی شود:

۱  تشکیل یک دولت نجات ملی به سرپرستی یک شورای نظامی مرکب از رهبران ارشد نظامی و افراد تکنوکرات.

۲ برگزاری انتخابات زودرس تحت نظارت بین المللی و ممالک اسکاندیناوی ، فرانسه ، انگلیس ، آمریکا و کانادا (بدون دخالت سازمان ملل متحد) کارت جیره بندی سال ۲۰۰۳ را به عنوان مبنایی برای تعیین تعداد افراد واجد شرایط رای و با افزودن یک درصد  معنی بخاطر افزایش جمعیت هر استان و با توجه به کنترل های شناخته شده بین المللی ، به منظور کاستن از امکان دغل کاری در انتخابات و افزون سازی تعداد غیرقانونی آراء.

۳ تبدیل سیستم حکومتی مبتنی بر ریاست جمهوری و پارلمان که همه آنها مستقیماً توسط مردم انتخاب می شوند.

و این که همه عراقی ها در داخل و خارج از کشور به رئیس جمهور و اعضای پارلمان و استان های خود و با توجه به تعداد جمعیت و با آرای مستقیم بر اساس افرد و نه احزاب یا بلوکها رای دهند.

۴ بازنویسی قانون اساسی بر اساس مبنا گیری ملی که حاکمیت کشور را حفظ کرده و آن را مطابق با موازین امروزی از گزند دشمنان خارجی و داخلی محافظت کند. 

ما  از قوانین اساسی ممالک جهان چیزهای زیادی را برمیگزینیم و همه آنچه  که ما را متفرق و ضعیف میسازد؛ از فرقه گرایی مذهبی گرفته تا قومی را دور می اندازیم.

۵ محدود کردن سلاح فقط با ارتش و سرویس های امنیتی. هیچ حزب یا شبه نظامی مجاز نیست اسلحه را بدون مجوز ویژه و فقط برای محافظت شخصی حفظ کند.

۶ تجدید ساختار دولت بر اساس کنترل های بین المللی و لغو کلیه تصمیمات بیمارگونه سابق و الغاء کلیه ارگان ها و موسساتی که می توانند  با سیاسی شدن همچون سلاحی علیه مخالفان سیاسی به کار روند.

۷ تأمین امنیت اجتماعی ، بهداشت و آموزش برای هر شهروند عراقی بدون ترجیح و تبعیض.

۸  الغاء کلیه قوانینی که دولتهای پس از ۲۰۰۳  به خاطر سوء استفاده مالی افراد یا موسسات با  استفاده از وجوه دولتی که طبق این قوانین ناعادلانه پرداخت شده اند. 

9 برای احترام به شهدا و مجروحان و خانواده های آنها در این انقلاب پر برکت و تمام جنگهای ملی قبلی یا کسانی که هنگام انجام وظایف خود جان خود را از دست دادند.

۱۰ انحلال شورای ملی قضایی  و تعقیب کیفری جنایتکاران: ـ محمود و زیدان، به خاطر خیانت به میهن و تبانی با دشمن عراق؛ یعنی ایران، و ارتکاب  جنایت و فساد و عفو عمومی برای کلیه جرائم جزئی از سال ۲۰۰۳ تا کنون.

پشتیبانی بین المللی

اکنون تمام جهان انقلاب قدرتمند ما را می شناسند و از آن پشتیبانی می کنند. آخرین اظهارات دولت آمریکا در مورد خشونت های جاری در عراق واضح تر از پیشینیان این کشور در این زمینه بود: “ایالات متحده همیشه علاقمند به پشتیبانی از عراقی امن، مرفه و توانا  بوده است تا بتواند از مردم خود در برابر گروه های شدید افراطی دفاع کند و تلاش آنهایی را که میخواهند حاکمیت ملی آن و دموکراسی را تضعیف کنند، را خنثی سازد.

تکامل وقایع

در زمانی که جهان شاهد تحولات وقایع در عراق هستیم ، مشخص است که دولت عراق و رهبران سیاسی باید فوراً و جدی با شهروندان عراقی که خواستار اصلاحات هستند تعامل داشته باشند ، آینده ای برای عراق وجود ندارد که در آن خواست مردم سرکوب شود. ما از کشتار و ربوده شدن معترضین غیرمسلح ، تهدید آزادی بیان و چرخه خشونت ابراز تاسف می کنیم. “عراقی ها باید آزاد باشند تا درباره آینده کشورشان خود تصمیم بگیرند.”

دیروز ، کنگره آمریکا نیز در حمایت از تظاهرات مسالمت آمیز و عدم استفاده از سلاح علیه آنها و حق ندادن به آنها برای کاربرد سلاح علیه تظاهرکنندگان بیانیه ای صادر کرد.

روزنامه نیویورک تایمز دو روز پیش گزارشی طولانی در مورد قیام نوشت، از خواستهای این قیام حمایت کرد و به بربریت دولت و شبه نظامیان کثیف ایران حمله کرد.

اکتبر ماه تدارک، آزمون و بسیج نیروها بود. ماه نوامبر به خواست خدا ماه ارتقاء پیکار و گشایش پل ها و دفاع از شورشیان با  استفاده از سلاح در صورت لزوم برای دفاع از خود انقلابیون خواهد بود. 

صلح به معنای این نیست که بگذاریم قاتلان و جنایتکاران ما را بکشند و ما  در برابر جنایات آنها سکوت می کنیم. هرگاه دولتی شبیه به عادل عبدالمهدی، زبونانه  با خونسردی مردم را میکشد، این حق مردم است تا مسلحانه از خود دفاع کنند. 

قطع صادرات نفت از جنوب و شمال به یکی از وظایف این ماه تبدیل شده است و باید سریعاً کار را شروع کنیم.

اعلام نافرمانی مدنی برای فلج کردن دولت و اقدامات جنایتکارانه آن علیه مردم شریف ما بسیار مهم است.

ماه آینده ، دسامبر ماه تغییر کامل و جشن افتتاح دولت نجات ملی است. تمام دنیا با ما است و برای رسیدن به اهدافمان قبل از پایان سال جاری با ما همکاری خواهد کرد و خدا همیشه در کنار ما است.

آهام سامورایی

۱۱/۱۱/۲۰۱۹

https://s.thebaghdadpost.com/fa/183059

پرچم آخوندی یا پرچم ایران

Share Button

از جوانان ناآگاه ما که در مراسمهای ورزشی و مناسبتهای مشابه پرچم رژیم را به اهتزاز در می آورند بگذریم بسیاری فعالین سیاسی ما نیز که اگر نقطه بالای کلمه«فارس» در نگارش« خلیج فارس» حذف شود، غیرتی و جوشی می شوند، راحت پذیرفته اند که پرچم خمینی و   خامنه ای و خیل نیم میلیونی وجوهات بگیران و صدقه خوران عمامه دار، به عنوان پرچم ملی ما، به ما حقنه شود بدون اینکه واکنشی نشان دهیم.

جروزالم پست(اورشلیم)

۰۴/۱۱/۲۰۱۹

اعتراض کنندگان ضد دولتی در کربلا، کنسولگری ایران را به آتش کشیدند. 

این برای دومین بار است که در عرض این هفته و کنسولگری ایران حمله میشود.

عراقی ها از دیواری که دور تا دور کنسولگری ایران در بغداد کشیده شده است بالا رفته و پرچم عراق را بر فراز آن به اهتزاز درآوردند. آنها میگویند که پرچم عراق باید در آنجا  بر افراشته و پرچم ایران باید برداشته شود. تعداد دیگری از تظاهرات کنندگان تلاش کردند از دیوار دور کنسولگری بالا رفته و آن را به آتش بکشند. 

اعتراضات در عراق طی ماه گذشته پیوسته اوج گرفته است و در آن تعداد نفر  250 نفر جان باخته اند. 

نخست وزیر عراق ترغیب شده است تا استعفاء دهد. معترضین بارها دفاتر احزاب وابسته به ایران را در معرض حمله قرار داده اند. از جمله این احزاب؛ عصایب اهل الحق  و سازمان بدر و ائتلاف فتح می باشند.

کامنت: 

کاری به اصل خبر ندارم چون تازه نیست و لانه جاسوسی  و تروریسم رژیم لومپن/آخوندی در کربلا هم، پس چند بار آتش گرفتن بالاخره  تعطیل خواهد شد ولی آنچه در این رابطه باقی می ماند، تکلیف ما ایرانیها با پرچم ملی خودمان است. پرچمی که مانند آقا فیله در داستان «شهر قصه» از فیل بودن آن چیزی باقی نمانده بود. 

از جوانان ناآگاه ما که در مراسمهای ورزشی و مناسبتهای مشابه پرچم رژیم را به اهتزاز در می آورند بگذریم بسیاری فعالین سیاسی ما نیز که اگر نقطه بالای کلمه«فارس» در نگارش« خلیج فارس» حذف شود، غیرتی و جوشی می شوند، راحت پذیرفته اند که پرچم خمینی و   خامنه ای و خیل نیم میلیونی وجوهات بگیران و صدقه خوران عمامه دار، به عنوان پرچم ملی ما، به ما حقنه شود بدون اینکه واکنشی نشان دهیم.

حالا روزنامه جروزالم پست هم می نویسد که معترضین عراقی پرچم ایران را پایین کشیدند!  به عنوان یک ایرانی، این عمل جوانان غیور و میهن دوست عراق را نه تنها باید تبریک گفت بلکه باید از آنها  به این خاطر سپاسگزاری هم کرد که آنها کهنه حیض حکومت آخوند/لومپنی را از سرد ر این لانه فساد و تروریسم پایین کشیدند. آنها پرچم ایران را پایین نه کشیدند پرچم خامنه ای و دارودسته اش را پایین کشیدند.

چشم اندازِ جنبش اعتراضی مردم لبنان

Share Button

سعد حریری در هفته های اخیر نخست وزیری خود؛ از یک سو، با دستورات «اکید» خود به ارتش و نیروهای امنیتی دایر بر رعایت حقوق و آزادی شهروندی و از سوی دیگر با استعفای به موقع خود از مقام نخست وزیری و رها کردن کشتی در حال غرق شدن بدون سکان و بدون ناخدا و بدون قطب نمای دولت، فرش قدرت را از زیر پای همه حریفان در حکومت فعلی کشید و در کنار مردم و عملاً در کنار انقلاب آنان قرار گرفت. او در سخنرانی بسیار کوتاه و دراماتیک خود به عنوان سیاستمداری که برایش فقط لبنان و مردم آن مهم است و نه صندلی قدرت، خود را بیشتر از گذشته در قلب انقلاب و مردم جای داد. 

ریان ال امین؛ معاون رئیس«انستیتوی فارِس ایسّامِ» در دانشگاه آمریکایی بیروت، یک مقاله تحلیلی بسیار خوب از اوضاع بحرانی جاری این کشور دارد که در نشریه میدل ایست دیروز سه شنبه  درج شده است. من فقط سه پاراگراف نتیجه گیری تحلیلی او را در زیر می آورم.

… « سرنگونی نظام کنونی در لبنان یک هدف فوق العاده است که سرشار چالشهای گوناگون هم میباشد، از جمله واکنش نیروهای ارتجاعی در طبقه حاکم که میخواهند جایگاه خود را در حکومت همچنان حفظ کنند.

روشن نیست بعد چه اتفاق خواهد افتاد. اعتراض کنندگان خیابانها را گرفته اند، مصمم هستند راهها را ببندند و اماکن عمومی را تسخیر کنند. ولی آنچه مسلم است این میباشد که یک فرهنگ جدید از درون این قیام زاده شده است.

مردم لبنان در این پیکار بهم گرویده اند ـ با هم راهپیمایی می کنند، با هم شعار می دهند، با هم بحث میکنند و همه آنها خواهان تغییر هستند. مردم حتی خودشان هم از خود شگفت زده شده و اعتماد بنفس خود را بازیافته اند. آنها میتوانند در همیاری با هم آینده خویش را نجات دهند.»

این جملات را میتوان گویا ترین و  صحیح ترین ارزیابی«کُلی» از اوضاع کنونی لبنان دانست. 

تاریخ نشان داده است که نیروهای ارتجاعی و قدرت طلب و خواهان حفظ نظم موجود، ابداً زبان انقلابات و مردم انقلابی را نمی دانند و نمی فهمند. در بسیاری موارد هم، در آنجا که مردم تحول خواه رهبری سیاسی سازمانگر و پخته ای ندارند، زبان ارتجاع چسبیده به قدرت را نمی فهمند. 

از درون این دو زبان نفهمی متقابل، یک وضعیت سیاسی و اجتماعی شکل میگیرد که نتیجه  دینامیک، برآیندی و نهایی آن نه برای نیروهای ارتجاعی کاملاً قابل پیش بینی است و نه حتی برای خود نیروها و مردم انقلابی.

من اوضاع کنونی را به صورت توصیفی چنین بیان میکنم: فرض کنیم صخره ای بزرگ در برابر پیشرفت جامعه در لبه یک پرتگاه و شیب تند قرار دارد. مردم انقلابی فشار می آورند آن را به ته دره هُل دهند تا راه خود به سوی پیشرفت را بگشایند و نیروهای بازدارنده* هم سعی میکنند مانع شوند و تمام زور خود را به کار میبرند که نگذارند آن صخره به ته دره بیفتد. از آنجائی که، سطح ژئوفیزیکی(زمینی) به سوی مردم تحول طلب است یعنی مجوعه شرایط به سود آنها عمل میکند، غلطیدن این صخره به ته دره و گشوده شدن راه قطعی است.

در برخی موارد نیروی* بازدارندگی، و طرفداران حفظ نظم کهنه، که درک میکنند اوضاع قابل دوام نیست، بجای مقاومت خود را از سمت شیب دار زمینی که این صخره (بخوان صخره انقلاب یا شورش) در لبه پرتگاه قرار دارد کنار می کشند و به نوعی به هُل دهنده گان کنار می پیوندند که نتیجه  چنین جابجایی نیرویی، یک تحول آرام و مسالمت آمیز در ساختار حکومتی میشود. ولی در مواقعی که نیروهای بازدارنده زبان مخالفین، زبان انقلاب و زبان تاریخ را درک نمیکنند، از نای و نفس افتاده در زیر وزن مهیب صخره غلتان انقلاب یا بلدوزر شورش له میشوند. نمونه اول، تحولات لهستان و مصر و نمونه دوم تحولات رومانی و یا لیبی است. *[ از این رو، من واژه بازدارنده و باز دارنگی بجای انقلاب و نیروی انقلابی را بکار می برم که همیشه نیروی خواهان تغییر، ماهیت مترقیانه ندارد و میتواند طالبانی، داعشی یا اسلامیستی نوع خمینی و اخوان المسلمینی هم باشد.)

در لبنان امروز، سید حسن نصرالله، رهبر جنبش اَمل، حزب دموکراتیک آزاد به رهبری جبران بسیل ، داماد رئیس جمهور، خود رئیس جمهور، میشل عون، خرده ریزهای سیاسی مؤتلف آنها در بلوک ۱۴ مارس، نشان داده اند که با زبان مردم و انقلابی که تازه آغاز گشته است کاملاً بیگانه اند.

حزب الله و جنبش آمل، به تقلید از انصار حزب الله و پیراهن شخصی های ایرانی خودمان، چماقداران خود را روانه خیابانها میکنند تا با وحشت آفرینی، این جنبش میلیونی را مرعوب ساخته و به آن خاتمه دهند. رئیس جمهور ۸۱ یکساله و ژنرال سابق، از تظاهر کنندگانی که معلوم نیست چگونه بین خود هماهنگی عملیاتی ایجاد میکنند یا از«چه مرکز غیبی» برای حرکت خیابانی شان، راهبُردهای مناسب تاکتیکی میگیرند، دعوت میکند، کسانی را از بین خود انتخاب کنند تا بروند و با رئیس جمهور مذاکره  و مسائل را حل کنند. همه این تقلاهای خام اندیشانه چیزی نیستند جز ایستادن در مقابل آن صخره یا در جلوی بولدوزر انقلاب مردم.

نتیجه نمی تواند غیر از این باشد که همه اینها زیر زنجیر مهیب بلدوزر له خواهند شد.

سعد حریری در هفته های اخیر نخست وزیری خود؛ از یک سو، با دستورات «اکید» خود به ارتش و نیروهای امنیتی دایر بر رعایت حقوق و آزادی شهروندی و  از سوی دیگر با استعفای خود از مقام نخست وزیری و رها کردن کشتی در حال غرق شدن بدون سکان و بدون ناخدا و بدون قطب نما دولت، فرش قدرت را از زیر پای همه حریفان در حکومت فعلی کشید و در کنار مردم و عملاً در کنار انقلاب آنان قرار گرفت. او در سخنرانی بسیار کوتاه و دراماتیک خود به عنوان سیاستمداری که برایش فقط لبنان و مردم آن مهم است و نه صندلی قدرت، خود را بیشتر از گذشته در قلب انقلاب و مردم جای داد.  

شگفت این است که حریری در مقام نخست وزیر، به نام حقوق و آزادیهای شهروندی و حق تظاهرات مردم، به پلیس و ارتش دستور میدهد از امنیت جماعتی که خیابانها و جاده های اصلی شهرها را بسته اند، حراست و حفاظت کنند! 

مسئله این است که هم سید حسن نصرالله و هم نبی بَرّی رئیس مجلس و رهبر اَمل و هم رئیس جمهور خوب میدانند که معنای آزادیهای مدنی بند آوردن و بستن خیابانها با چادر زدن یا مبله کردن جاده های اصلی کشور نیست ولی از آن جائی که همه آنها از استعفای نخست وزیر و خلاء قدرت سیاسی ناشی از آن هراس دارند، زبانشان بند می آید و جرات نمی کنند بگویند: در کجای دنیا در کدام دموکراتیک ترین کشور دنیا، مبله کردن جاده ها و خیابانها و خیمه زدن در آنها و مفروش کردنشان مصونیت حقوقی دارد؟

جنبش انقلابی مردم لبنان، لبنانی که علیرغم همگرایی مردم در اعتراضات خیابانی شان  هنوز معلوم نیست، مردم آن تا چه حد خود را از رسوبات وابستگی به فرقه های مذهبی (سکتارین) آزاد ساخته اند، توانسته است تاکنون از بین گاردهای قدیم سیاسی  دو تن از خوش چهره ترینشان را به کنار خود بکشاند. از جامعه سُنی مذهب کشور، سعد حریری، نخست وزیر مستعفی، رهبر جنبش المستقبل و بلوک ۱۴ مارس و از جامعه مسیحی کشور هم  سمیر جعجع، مسیحی مارونی و رقیب میشل عون و رهبر حزب «نیروهای لبنان». 

تنها مهره ای که کم میباشد تا منظومه رهبری رهبری مستقیم یا غیر مستقیم جنبش اعتراضی و انقلابی تکمیل گردد، پیدا شدن یک شخصیت شیعی است که در برابر سید حسن نصرالله و نبی بَرّی، رهبر اَمل  قد علم کند،. منظومه ای که در عین آینده نگری و داشتن هویت فرا فرقه ای، بخشی از اتوریته قدیم فرقه سالاری(سکتارینیستی)، را هم با خود دارد تا موجب برانگیختن احساس تعلقات فرقه گرایانه مردم  نشود. 

بدون پیدا شدن یک چهره برجسته شیعی در مقابل حزب الله و آَمل هم جنبش مردم به پیش خواهد رفت ولی رقیب پیدا شدن برای این دو نفر در میان شیعیان لبنان، فرایند تجدید آرایش سیاسی مترقیانه جامعه و جنبش را تسریع و تسهیل خواهد کرد. 

حبیب تبریزیان

توجه!

اخبار و گزارشهای خبری کوتاه تازه را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» لینک زیر میتوانید ببنید!

CimorgIrn@

استقرار نیروی ضد تروریست در بغداد به چه معناست؟

Share Button

به نظر من، همچنان که قبلاً به تکرار نوشته ام، ارتش عراق و به شمول همین نیروی ضد تروریست، «مطمئن ترین و مردمی ترین نهادی» است که اولاً ملی است نه فرقه ای و در ثانی در مقایسه با دیگر نهاد دیگر کمتر آلوده به فساد میباشد که مردم میتوانند به آن هم اتکاء کنند و هم مهمتر اینکه، تا میتوانند از راه بروز عواطف ملی خود نسبت به آن، خود را به آن نزدیک سازند و پیوند فی مابین را تقویت کنند. مردمی شدن یک ارتش تا حدود زیادی در چنین شرایطی بوجود می یابد شکوفا میشود

بسیار مهم!  

رویترز

نیروی ویژه ضد تروریسم عراق در بیانیه ای اعلام کرد؛ از امروز یکشنبه بنا به فرمان عادل عبدل ال ـ مهدی، نیروهای خود را در خیابانهای بغداد مستقر میکند تا از ساختمانهای مهم دولتی در برابر عوامل ضد نظم که از فرصت سرگرم شدن نیروهای امنیتی که مشغول حراست از  حراست از تظاهرات و تظاهرات کنندگان، بهره برداری میکنند، حراست کنند.

۲ مامور امنیتی به رویترز گفتند که  از دیروز، شنبه نیروی ویژه ضد تروریسم در بغداد مستقر شده  و به آنها گفته شده است تا« از همه امکانات لازم» استفاده کنند تا به اعتراضات علیه دولت المهدی پایان دهند. 

کامنت من: 

اولاً دفاع از دولت در درجه اول از دفاع از مشروعیت آن در پارلمان(بر حسب ظاهر نماینده مردم) است و در درجه دوم وظیفه نیروهای پلیس و نه حتی ارتش تا چه رسد به نیروهای ضد تروریسم. 

بیانیه ذکر شده فوق نیروی ضد تروریست کمترین اشاره ای به دفاع از دولت ندارد بلکه فقط از محافظت از ساختمانها و ادارات دولتی سخن میگوید.

این اطلاعیه کوتاه که من آن را به دو نوع کاملاً متضاد تفسیر میکنم؛ به مراتب معنادارتر و مفصل تر از آنست که در این چند خط آمده است.

تفسیر اول که از ظاهر بیانیه استنباط میشود این است که دولت المهدی بسوی سرکوب اعتراضات و نظامی کردن فضا پیش میرود.

من این استنباط را نزدیک به صفر میدانم. استنباط یا تفسیر دوم که من تا ۹۹% روی آن حساب میکنم اینست که اولاً دولت المهدی بیش از اینکه حتی به نیروهای پلیس و امنیتی متکی باشد به بخشهایی از حشد الشعبی متکی است که پشت سر او ایستاده اند و به او به عنوان «محللی» برای دوران برنامه ریزی شده خود و برای تصرف تمام عیارقدرت سیاسی در عراق و حذف بقیه می نگرند، اتکاء دارد.

به نظر من، این نیروی مخصوص «ضد تروریست» نمی آید تا از دولت المهدی در برابر مردم و براندازان دفاع کند یا خود آن را ساقط کند بلکه می آید تا هرچه بیشتر و ممکن تر، در پوششی کاملاً قانونی، دست باندهای حشد الشعبی را از قدرت نمایی در عرصه سیاسی و امنیتی کشور کوتاه سازد. 

به نظر من، همچنان که قبلاً به تکرار نوشته ام، ارتش عراق و به شمول همین نیروی ضد تروریست، «مطمئن ترین و مردمی ترین نهادی» است که اولاً ملی است نه فرقه ای و در ثانی در مقایسه با دیگر نهاد دیگر کمتر آلوده به فساد میباشد که مردم میتوانند به آن هم اتکاء کنند و هم مهمتر اینکه، تا میتوانند از راه بروز عواطف ملی خود نسبت به آن، خود را به آن نزدیک سازند و پیوند فی مابین را تقویت کنند. مردمی شدن یک ارتش تا حدود زیادی در چنین شرایطی بوجود می یابد شکوفا میشود

من ورود این نیرو به صحنه بحران زده عراق به فال نیک گرفته و آنرا بسیار مثبت ارزیابی میکنم.

عراق بسوی انقلاب!

Share Button

این نظر وجود دارد که تظاهرات جمعه( امروز) ممکن است به تغییر منجر شود و این تظاهرات، بخشی از یک جنبش اعتراضی وسیع در منطقه  مانند جنبش اعتراضی در لبنان میباشد که علیه فرقه گرایی و نفوذ دول به خارجی بر کشور و احزاب سابقه دار آن است،.

ژروزالم پست( امروزساعتی قبل) ۲۵ اکتبر

عراقی های روز جمعه ۲۵ اُکتبر خیابانها را تسخیر میکنند

ساکنین بغداد از ساعات نیمه شب شروع به حرکت به سمت منطقه سبز، منطقه  سازمانهای حکومتی، کرده اند، ساعاتی قبل از وقت تعین شده() ۲۵ اُکتبر) برای اجتماع و تظاهرات اعتراضی. این اعتراضات برای هفته ادامه داشته است و منجر به کشته شدن  حدود۱۳۰ نفر شده است(آخرین آمار رسمی ۱۴۶ نفر ح ت).

اعتراضات هم اکنون در منطقه ی بین میدان التحریر، پل جمهوریه، و منطقه سبز که در آنجا فعالین اعتراضات در خیابان های خلوت شعار سرمیدهند آغاز گردیده است. نظامیان غیر مسلح نیز آمده اند تا به تظاهرات بپیوندند. 

 در میان هواداران و اعضای شبکه شبه نظامی وابسته به مقتدا صدر بنام ال ـ سائرون، تعدادی هم مسلح آمده اند تا از اعتراض کنندگان دفاع کنند. این به خاطر این است که در جریان اعتراضات آغاز اُکتبر، تک تیر اندازان ـ اسنایپرها، که برخی از آنها از نیروهای ملقب به حشد الشعبی وابسته ایران میباشند، تظاهرات کنندگان را به گلوله بستند. حالا بنظر میرسد که بغداد نگران و عصبی است. اگر تیراندازیهای بیشتری انجام گیرد، این بار میتواند از هر دو طرف باشد. 

حوالی ساعت ۳ صبح امروز، دولت برای متفرق کردن مردم در اطراف مجلس از آب پاشهای فشار قوی استفاده کرد و همچنین تعدادی از افراد نیروهای امنیتی نقابدار را  به محل اعزام کرد که آنها نارنجکهای صوتی به میان تظاهرات کنندگان پرتاب کردند.

این احساس در بین معترضین وجود دارد که تاریخ به سود و در جهت آنها پیش میرود  و رژیم که آنها آن را به فساد متهم می کنند، در برابر خیزش جوانان دُچار سرگیجه و ضعف گردیده است. به وضوح به نظر میرسد که دولت نمی داند چه باید بکند. نخست وزیر، عادل عبدل المهدی، یک بیانیه مغشوش و بی سر و ته صادر کرد. دیگر احزاب ـ ازجمله ائتلاف فتح که از نگاه مردم، عموماً وابسته به ایران تلقی میگردد، دُچار نگرانی و عصبیت است. آنها نمی خواهند «علیه مردم» معرفی شده و در نظر گرفته شوند . صدر که حزب او بزرگترین حزب پارلمانی  است، خود ولی در گذشته به دفعات تظاهرات اعتراضی در منطقه  سبز بغداد راه انداخته است و خود را به عنوان یک رهبر ضد فساد میشناسد. او در صدد کسب سرمایه از این اعتراضات است. 

ولی اعتراض کنندگان جوان، می گویند که مایل نیستند تا احزاب سیاسی رهبری مبارزه آنها را داشته باشند. آنها(جنبش جوانان ح ت) برای اعتراضات در نُه شهر مرکزی و جنوبی کشور، اغلب شیعه نشین، برنامه ریزی کرده اند. شهرهای سُنی نشین، که از جنگ با داعش صدمه دیده اند، ساکت مانده اند. داعش هنوز در شمال عراق یک تهدید می باشد. در منطقه کردستان،  در شمال کشور، ناظران به دقت رویدادها را زیر نظر دارند.

این نظر وجود دارد که تظاهرات جمعه( امروز) ممکن است به تغییر منجر شود و این تظاهرات، بخشی از یک جنبش اعتراضی وسیع در منطقه  مانند جنبش اعتراضی در لبنان میباشد که علیه فرقه گرایی و نفوذ دول به خارجی بر کشور و احزاب سابقه دار آن است،.

این موج اعتراضات مردمی، در تمام منطقه آغاز شده است. سال قبل در در الجزایر و سودان که در انتخابات تونس بازتاب یافتند. ولی هنوز روشن نیست چه پیش خواهد آمد. رژیم های قدیمی و حکومت های سلطنتی، دیکتاتوریها و رژیمهای فرقه ای زیر نفوذ دول خارجی“foreign agendas” نشان داده اند که یک قیام خیابانی مصادره به مطلوب و درهم شکسته شده است..“

کامنت من: 

روزهای قبل خبر برگزاری اعتراضات امروز را  در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» و از ساعات بامدادی امروز هم اخبار آنرا از منابع گوناگون خارجی (بیشتر عربی) در همین کانال درج کرده ام و انتشار اخبار این اعتراضات را در کانال فوق در طول امروز و  احتمالاً روزهای آینده ادامه خواهم داد.

تقریباً همه رسانه های دنیا که اخبار اعتراضات چند هفته گذشته شهرهای شیعه نشین عراق را انتشار دادند، همگی به نوعی افزودند که این اعتراضات خود انگیخته و بدون رهبری می باشد. من در همان روزها در کامنتی نوشتم به نظر من، تاریخ منطقه تاکنون اعتراضاتی از این سازمان یافته تر و هدفمند تر به خود ندیده است. همین نظر را در باره جنبش مردم لبنان هم دارم. 

هم اعتراضات عراق و هم لبنان، رژیم ایران را نشانه گرفته اند و بعد هم پروکسی های آنرا که با صرف صد ها میلیارد دلار طی ۴۰ سال از کیسه ملت ما ایجاد شده اند. 

به نظر من هم جنبش عراق و هم جنبش مردم لبنان در این ماموریت تاریخی درخشان خود موفق خواهند شد. 

اخبار و گزارشهای کوتاه را که در کانال تلگرامی لینک زیر میتوانید ببینید!

CimorghIran@

سیمرغ ایران

آنچه درعراق علیه اعتراضات مردم گذشت رسماً تروریسم بود نه سرکوب معمولی

Share Button

رویترز: ۳۰ دقیقه پیش امروز پنجشنبه ۱۷ اُکتبر

و در اینجا باز تکرار میکنم عمل حشد الشعبی در استقرار تک تیر انداز بر بامهای ساختمان های بغداد نه مقابله متعارف و قانونی (ولو با هر میزان از خونریزی. مانند مورد اعتراضات اخیر مردم در هنگ کنگ) نه عملی قانونی و مجاز برای مقابله با شورش خیابانی بلکه عملی تروریستی و برنامه ریزی بوده است. 

 دو تن از منابع رسمی امنیتی عراق به رویترز گفتند: ـ شبه نظامیان مورد حمایت ایران در ایام اعتراضات خونین ضد دولتی اخیر طی این سالها، تک تیراندازان خود را روی بامهای ساختمانهای بغداد مستقر کردند.

استقرار جنگجویان شبه نظامی، که قبلاً گزارش نشده بود، بر وضعیت مغشوش سیاسی در عراق طی بروز این اعتراضات دلالت میکند. در این اعتراضات که از اول اُکتبر آغاز شد، بیش از ۱۰۰ نفر کشته و ۶۰۰۰ نفر مجروح شدند. با گسترش نفوذ ایران در کشور، این شبه نظامیان وابسته به ایران در عراق تصمیم ساز شده اند. آنها برخی اوقات همسو با نیروهای امنیتی عراق عمل می کنند ولی فرماندهی مستقل خود را دارند.  

این منابع امنیتی عراقی به خبرگزاری رویترز گفتند که رهبران شبه نظامیان وابسته به ایران،  بنا به رای خود تصمیم گرفتند در سرکوب اعتراضات مردم علیه دولت عادل عبدل المهدی در عراق کمک کنند. یکسال از دولت عبدل المهدی میگذرد و از سوی گروهای شبه نظامی نیرومند طرفدار ایران حمایت می شود. 

کامنت: 

در یادداشتی پیرامون اعتراضات اخیر مردم در عراق نوشتم: 

«… نکته بسیار مهمتر اینکه، وجود و نقش تک تیراندازان(اسنایپر)در کشتارها گزینشی بودن اهداف بوده است. در این مورد توضیح زیر لازم است.

استفاده از تک تیرانداز برای کشتن معترضین، نه میتواند کار نیروهای نظامی یا انتظامی بوده باشد زیرا، نیروهای انتظامی بر حسب معمول با روبرو شدن با تظاهرات، با دستور رسمی و با پاسخگویی قانونی و در درجه اول از راه ایجاد ارعاب و آنهم با کلاه خود و سپر و … ، با هر جمعیت اعتراضی روبرو می گردند و این قاعده در تمامی ممالک دنیا تا آنجا که به سرکوب متعارف یک جمعیت اعتراضی مربوط می گردد کم یا بیش صادق است و رعایت می شود. 

هدف استفاده از تک تیرانداز، کشتن گزینشی افراد معینی است که قبلاً شناسایی شده اند و این کار به سازمان، هماهنگی و کارهای مقدماتی اطلاعاتی نیاز دارد و در واقع این یک نوع ترور است که نمیتواند پشتوانه رسمی و قانونی داشته باشد.»

و در اینجا باز تکرار میکنم عمل حشد الشعبی در استقرار تک تیر انداز بر بامهای ساختمان های بغداد نه مقابله متعارف و قانونی (ولو با هر میزان از خونریزی. مانند مورد اعتراضات اخیر مردم در هنگ کنگ) نه عملی قانونی و مجاز برای مقابله با شورش خیابانی بلکه عملی تروریستی و برنامه ریزی بوده است. 

افشای نقش حشدالشعبی در کشتار برنامه ریزی شده مردم ، وضع بسیار شکننده ای از نظر سیاسی برای نخست وزیر، رئیس جمهور و فرمانده ارتش که گفته اند متخلفین را به دادگاه تسلیم می کنند و همچنین برای آیت الله سیستانی که دو هفته برای روشن شدن تحقیقات پیرامون این کشتار تروریستی فرصت داده است به وجود می آورد.   

در کانال تلگرامی «سیمرغ  ایران»میتوانید گزارشها، اخبار و تحلیل های کوتاه را ببیند!

@CimorghIran@

بمب ساعتی ورشکستگی صنایع خود رو سازی

Share Button

ورشکستگی صنایع خود روسازی نکته تازه ای در اقتصاد ورشکسته ایران نیست ولی حالا چنان گند این ورشکستگی بیرون زده است که رسانه های رژیم هم قادر به پنهان کردن آن نیستند. در زیر گزارشی ناقص از وضعیت یکی از این صنایع است که سایت پادگانی تابناک آنرا درج کرده است. در این گزارش از نکاتی گفته شده ولی بسیاری نکات از جمله سرمایه گذاریهای ۴ میلیارد دلاری بر باد رفته ایران خود رو در سوریه و مالزی که چیزی نگفته شده است و به استخدامهای سفارشی هزینه آفرین و غیر تولیدی در این بنگاه صنعتی هم که کمر این صنعت راشکسته اشاره ای نشده است. خلاصه میتوان گفت ورشکستگی صنایع خود رو سازی با تقریباً ۴ میلیون نان خور چون بمب ساعتی در زیر ساختار پوسیده اقتصادی مملکت تیک تیک میکند. تورم ۶۰%ی و افرایش قیمت و تأخیر در تحویل سفارشات و پیش خریدها، زمان انفجار این بمب وحشتناک را به تأخیر انداخته است ولی نمی تواند از انفجار آن جلوگیری کند!

چکیده:

۱ ـ  در پایان سال ۱۳۹۲ میزان زیان انباشته ایران خودرو ۰٫۴ هزار میلیارد تومان بوده، متأسفانه این زیان انباشته در پایان سال ۱۳۹۷ حدود ۲۰ برابر شده و به ۷٫۷ هزار میلیارد تومان افزایش یافته است. صورت های مالی حسابرسی نشده ایران خودرو نشان می دهند که این زیان انباشته در پایان سه ماهه اول سال ۱۳۹۸ به ۹٫۸ هزار میلیارد تومان افزایش یافته است؛ یعنی ظرف سه ماه به زیان انباشته این خودروساز، مبلغی حدود ۲٫۱ هزار میلیارد تومان افزوده شده است

۲ـ هاشم یکه زارع حوالی ساعت ۱۷ با حکم قضایی توسط ضابطان دستگاه قضایی در دفتر خود بازداشت شد. در هفته های گذشته نیز اعلام شده بود حساب های بانکی مدیرعامل ایران خودرو مسدود شده است!

برکناری و سپس بازداشت هاشم یکه زارع، بر شش سال مدیریت وی بر ایران خودرو پایان داد. وی در نوزدهم شهریور ۱۳۹۲ جانشین جواد نجم الدین در مسند مدیرعاملی ایران خودرو شده بود

۳ ـ هاشم یکه زارع، مدیرعامل ایران خودرو در هجدهم بهمن ۱۳۹۴ طی مصاحبه ای پیرامون خسارات وارده از سوی شرکت پژو به ایران در سال ۱۳۹۱ گفت: میزان خسارت مربوط به رفتار پژو در ایران ۴۲۷ میلیون و ۶۰۰ هزار یوروست که البته بخشی از این مبلغ به طور غیرنقدی محاسبه می شود. ۱۱۶ میلیون یورو از این خسارت مربوط به مسائل حال و گذشته است و ۳۱۱ میلیون و ۶۰۰ هزار یورو نیز در مسائل آینده دیده شده است.

۴ ـ با خروج دوباره پژو از ایران، تعهدات ایران خودرو در زمینه تولید و تحویل خودروهای گروه پژو از جمله تولید و تحویل پژو ۲۰۰۸ با مشکل مواجه شد. پیش‌فروش پژو ۲۰۰۸ در تیرماه سال ۹۶ انجام شد. ایران خودرو از مشتریان پیش‌فروش عادی ۶۰ میلیون تومان گرفت و مجموعاً ۱۶ هزار تن در این پیش‌فروش برای تحویل خودروی پژو ۲۰۰۸ ثبت‌نام‌ کردند.

۵ ـ طبق آخرین آمار منتشره پیرامون تولید خودروها در ایران، در بهار ۱۳۹۸ تعداد ۲۸۲۰ دستگاه خودروی پژو ۲۰۰۸ تولید شده است. با این آمار می توان این گونه نتیجه گرفت که باید از ۱۶ هزار دستگاه خودروی پژو ۲۰۰۸ متعهد شده توسط ایران خودرو، تا پایان بهار ۱۳۹۸ در مجموع ۱۲۹۵۵ دستگاه تحویل مشتریان شده باشد و هنوز ۳۰۴۵ مشتری نتوانسته اند خودروهای پژو ۲۰۰۸ خود را تحویل بگیرند. 

6 ـ به هر صورت، گویا خبر تولید پژو ۳۰۱ توسط ایران خودرو که به نوعی برای ابقای هاشم یکه زارع در مدیرعاملی ایران خودرو منتشر شد، هم نتوانست وی را در سمت مدیرعاملی ایران خودرو ابقا کند و وی از این سمت کنار گذاشته شد و تکلیف تحویل برخی خودروهای پیش فروش شده از جمله پژو ۲۰۰۸ و همچنین اخذ غرامت از شرکت پژو به دلیل بدعهدی در سال ۱۳۹۱ مشخص نشد.

بررسی شش سال مدیرعاملی هاشم یکه زارع بر ایران خودرو؛

۲۰ برابر شدن زیان انباشته ایران خودرو/ وعده تولید پژو ۳۰۱ با ۸۰ درصد داخلی سازی/ افزایش سه برابری سهام ایران خودرو/ اُفت تولید سمند و رانا

هنگامی که هاشم یکه زارع در سال ۱۳۹۲ سکان مدیرعاملی ایران خودرو را در اختیار گرفت، میزان زیان انباشته این شرکت در صورت‌های مالی آن ۰.۴ هزار میلیارد تومان گزارش شده بود. این زیان انباشته در صورت‌های مالی سال ۱۳۹۷ حدود ۷.۷ هزار میلیارد تومان ثبت شد.

کد خبر:

۹۱۹۲۵۹

تاریخ انتشار:

۳۰ مرداد ۱۳۹۸ – ۱۱:۲۴

۲۱ August 2019

تابناک اقتصادی

هنگامی که هاشم یکه زارع در سال ۱۳۹۲ سکان مدیرعاملی ایران خودرو را در اختیار گرفت، میزان زیان انباشته این شرکت در صورت‌های مالی آن ۰.۴ هزار میلیارد تومان گزارش شده بود. این زیان انباشته در صورت‌های مالی سال ۱۳۹۷ حدود ۷.۷ هزار میلیارد تومان ثبت شد.

به گزارش «تابناک اقتصادی»؛ در ۲۸ مرداد ماه سال جاری، دو خبر پیرامون مدیرعامل ایران خودرو منتشر شد که به سرعت به تیتر یک رسانه ها تبدیل گشت. خبر اول که توسط علی ربیعی، سخنگوی دولت اعلام شد، این بود که هاشم یکه زارع، مدیرعامل ایران خودرو توسط وزیر صمت برکنار شد و خبر دوم که مهمتر از خبر اول بود، این که هاشم یکه زارع حوالی ساعت ۱۷ با حکم قضایی توسط ضابطان دستگاه قضایی در دفتر خود بازداشت شد. در هفته های گذشته نیز اعلام شده بود حساب های بانکی مدیرعامل ایران خودرو مسدود شده است!

برکناری و سپس بازداشت هاشم یکه زارع، بر شش سال مدیریت وی بر ایران خودرو پایان داد. وی در نوزدهم شهریور ۱۳۹۲ جانشین جواد نجم الدین در مسند مدیرعاملی ایران خودرو شده بود.

اما عملکرد شش ساله هاشم یکه زارع در ایران خودرو چگونه بود؟

۲۰ برابر شدن زیان انباشته ایران خودرو/ وعده تولید پژو ۳۰۱ با ۸۰ درصد داخلی سازی/ افزایش سه برابری سهام ایران خودرو/ اُفت تولید سمند و رانا

بیست برابر شدن زیان انباشته ایران خودرو طی شش سال

نمودار زیر سود و زیان انباشته ایران خودرو از سال ۱۳۹۲ تا سه ماهه نخست ۱۳۹۸ را بر اساس داده های موجود در صورت های مالی این شرکت نشان می دهد. همان گونه که دیده می شود در حالی که در پایان سال ۱۳۹۲ میزان زیان انباشته ایران خودرو ۰٫۴ هزار میلیارد تومان بوده، متأسفانه این زیان انباشته در پایان سال ۱۳۹۷ حدود ۲۰ برابر شده و به ۷٫۷ هزار میلیارد تومان افزایش یافته است. صورت های مالی حسابرسی نشده ایران خودرو نشان می دهند که این زیان انباشته در پایان سه ماهه اول سال ۱۳۹۸ به ۹٫۸ هزار میلیارد تومان افزایش یافته است؛ یعنی ظرف سه ماه به زیان انباشته این خودروساز، مبلغی حدود ۲٫۱ هزار میلیارد تومان افزوده شده است. البته نباید از این واقعیت نیز عبور کرد که ایران خودرو در طول مدیرعاملی هاشم یکه زارع در سال های ۱۳۹۳، ۱۳۹۴، ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ به ترتیب با سودهای انباشته ۰٫۱، ۰٫۱، ۰٫۳ و ۰٫۴ هزار میلیارد تومانی مواجه بوده است.

20 برابر شدن زیان انباشته ایران خودرو

قیمت سهام ایران خودرو تقریباً سه برابر شد

بررسی ها نشان می دهد که قیمت هر سهم ایران خودرو در اولین روز آغاز مدیریت یکه زارع در ایران خودرو، ۱۹۴٫۵ تومان بوده است که این قیمت در آخرین روز مدیریت وی به ۵۷۵٫۸ تومان افزایش یافته بود. این ارقام نشان می دهد که ارزش سهام ایران خودرو در مدت شش سال سه برابر شده است.

اُفت تولید در گروه سمند و رانا

در مدت مدیرعاملی یکه زارع، اقدامات مهم در جهت تولید یا مونتاژ یا واردات بدین شرح بوده است: تولید وانت آریسان، دنا در سال ۱۳۹۳، مونتاژ هایما اس ۷ در سال ۱۳۹۵، ازسرگیری تولید پژو ۲۰۷ آی با تغییر در چهره و تجهیزات، تولید تندر ۹۰ پلاس و تولید دنا پلاس در سال ۱۳۹۶ و واردات هایما اس ۵٫

بررسی صورت های مالی ایران خودرو نشان می دهد که در زمان مدیرعاملی یکه زارع تولید گروه پیکان متوقف شده و میزان تولید پژو، تندر ال ۹۰، دنا، گروه وانت و سایر محصولات جدید، سوزوکی، هایما و دانگ فنگ افزایش یافته است. همچنین میزان تولید گروه سمند و رانا در این مدت کاهش یافته است. در مجموع میزان تولید کل خودروها توسط ایران خودرو در این مدت رشد ۲۲۰۱۶ دستگاهی داشته است.

 1392 (دستگاه)۱۳۹۷ (دستگاه)   میزان تغییر در فروش
گروه پیکان۵۷۰۱۲۰۵۸۲۵۷-
گروه پژو۲۰۹۳۰۸۲۵۰۵۵۴۴۱۲۴۶
گروه سمند۶۵۱۳۷۴۴۴۰۰۲۰۷۳۷-
تندر (ال ۹۰)۶۱۱۳۱۲۵۵۹۶۴۴۶
دنا۳۲۳۵۲۵۷۳۵۲۲۵
رانا۲۶۹۹۵۳۸۸۰۲۳۱۱۵-
گروه وانت وسایر محصولات جدید۰۵۵۸۵۵۵۸۵
سوزوکی۴۹۶۲۶۳۷۲۱۴۱
هایما۰۱۳۱۵۰۱۳۱۵۰
دانگ فنگ۰۱۹۰۸۷۱۹۰۸۷
جمع۳۶۵۰۹۳۳۸۷۱۰۹۲۲۰۱۶

قرارداد با پژو به کجا رسید؟

در سال ۲۰۰۳ قراردادی بین رؤسای جمهور ایران و فرانسه به امضا رسید که قرار بود طبق همین قرارداد شرکت پژو همکاری خود با ایران را از سال ۲۰۰۴ آغاز کند. مفاد این قرارداد نشان می داد که این توافق تا سال ۲۰۱۴ دارای اعتبار بود و مسئولان این شرکت فرانسوی حق نداشتند در هیچ تحریمی علیه ایران شرکت کنند. اما شرکت پژو از ابتدای سال ۱۳۹۱ به بهانه تحریم های اعمال شده علیه ایران، همکاری خود با ایران را قطع و به دنبال آن شرکت ایران خودرو از ناحیه توقف ارسال قطعات متحمل خسارت های سنگینی شد و عرضه خودرو به بازار توسط این شرکت به شکل قابل توجهی کاهش یافت.

با اجرایی شدن برجام، شرکت پژو فرانسه دوباره برای بازگشت به ایران تمایل نشان داد و طی سفری که رئیس جمهور روحانی در بهمن ۱۳۹۴ به فرانسه داشتند، قراردادی بین شرکت پژو و کارخانه ایران خودرو جهت سرمایه گذاری مشترک بسته شد.

هاشم یکه زارع، مدیرعامل ایران خودرو در هجدهم بهمن ۱۳۹۴ طی مصاحبه ای پیرامون خسارات وارده از سوی شرکت پژو به ایران در سال ۱۳۹۱ گفت: میزان خسارت مربوط به رفتار پژو در ایران ۴۲۷ میلیون و ۶۰۰ هزار یوروست که البته بخشی از این مبلغ به طور غیرنقدی محاسبه می شود. ۱۱۶ میلیون یورو از این خسارت مربوط به مسائل حال و گذشته است و ۳۱۱ میلیون و ۶۰۰ هزار یورو نیز در مسائل آینده دیده شده است.

در قرارداد جدیدی که ایران خودرو با پژو در سال ۱۳۹۴ منعقد کرد، ذکر شد که حضور دوباره پژو در ایران به آن شرط خواهد بود که فرانسوی ‌ها از سهم ۲ میلیون دستگاهی به ارزش ۸۰۰ میلیون یورو در بازار خودرو ایران برخوردار باشند. در این میان، مدیران شرکت پژو هنوز نیامده برای ایرانی ها شرط گذاشته و گفتند که فروش محصولاتشان در ایران باید به سطح فروش سال ۲۰۱۱ برسد؛ یعنی میزان فروش را طی دو سال به سالانه ۱٫۶ میلیون دستگاه خودرو و تا سال ۲۰۲۰ به ۲ میلیون دستگاه خودرو در سال برسانند.

همچنین طبق این قرارداد، قرار بود شرکت فرانسوی ۵ محصول خود را راهی بازار ایران کند. این  محصولات عبارت بودند از: پژو ۲۰۸، ۲۰۰۸، ۳۰۱، ۳۰۸ و ۵۰۸٫ از بین این پنج محصول طبق توافقات صورت گرفته بین این دو شرکت قرار بود، مدل های ۳۰۱، ۲۰۸، ۲۰۰۸ و احتمالا ۳۰۸ در شرکت مشترک ایکاپ مونتاژ و مدل ۵۰۸ فقط به صورت وارداتی به مشتریان ایرانی عرضه شود.

در اردیبهشت ماه سال گذشته و با خروج آمریکا از برجام، شرکت پژو سیتروئن در خرداد ماه ۹۷ اعلام کرد که با آغاز تحریم ها ایران را ترک خواهد کرد.

با خروج دوباره پژو از ایران، تعهدات ایران خودرو در زمینه تولید و تحویل خودروهای گروه پژو از جمله تولید و تحویل پژو ۲۰۰۸ با مشکل مواجه شد. پیش‌فروش پژو ۲۰۰۸ در تیرماه سال ۹۶ انجام شد. ایران خودرو از مشتریان پیش‌فروش عادی ۶۰ میلیون تومان گرفت و مجموعاً ۱۶ هزار تن در این پیش‌فروش برای تحویل خودروی پژو ۲۰۰۸ ثبت‌نام‌ کردند.

در حالی که همگان منتظر تحویل اولین پژوهای ۲۰۰۸ در شهریور ماه ۱۳۹۶ بودند، خبرهای منتشره در این زمینه حکایت از بدعهدی ایران خودرو در تحویل این خودرو داشت. در حالی که باید ایران خودرو تا پایان مرداد ماه ۱۳۹۷ تمام ۱۶ هزار دستگاه خودروی پژو ۲۰۰۸ متعهد شده را تحویل مشتریان می داد، آمارهای منتشر شده نشان می داد که این شرکت در سال ۱۳۹۶ تنها ۲۷۵۰ دستگاه از این خودرو را تولید کرده است. آمار تولید این خودرو در مردادماه ۱۳۹۷ در مجموع (سال ۹۶ و ۵ ماهه سال ۹۷) به ۶۳۴۶ دستگاه رسید. به همین دلیل در ۲۴ مرداد ماه ۱۳۹۷ بود که شرکت ایکاپ ضمن پوزش از مشتریان به دلیل تاخیر در تحویل خودروهای ثبت نامی پژو ۲۰۰۸ اعلام کرد این شرکت متعهد به تحویل تمامی خودروهای ثبت نامی است.

با این تعهد نیز باز هم میزان تولید خودروی پژو ۲۰۰۸ در پایان سال ۱۳۹۷، ۷۳۸۵ دستگاه اعلام شد و در مجموع دو سال تولید این خودرو، در کل ۱۰۱۳۵ دستگاه پژو ۲۰۰۸ تولید شد.

20 برابر شدن زیان انباشته ایران خودرو

طبق آخرین آمار منتشره پیرامون تولید خودروها در ایران، در بهار ۱۳۹۸ تعداد ۲۸۲۰ دستگاه خودروی پژو ۲۰۰۸ تولید شده است. با این آمار می توان این گونه نتیجه گرفت که باید از ۱۶ هزار دستگاه خودروی پژو ۲۰۰۸ متعهد شده توسط ایران خودرو، تا پایان بهار ۱۳۹۸ در مجموع ۱۲۹۵۵ دستگاه تحویل مشتریان شده باشد و هنوز ۳۰۴۵ مشتری نتوانسته اند خودروهای پژو ۲۰۰۸ خود را تحویل بگیرند. موضوعی که توسط یکه زارع تأیید شد. یکه زارع طی مصاحبه ای در تیرماه سال جاری در خصوص تولید پژو ۲۰۰۸ نیز گفت: ۱۶ هزار دستگاه از این خودرو فروخته شده که ۱۳ هزار دستگاه به مشتریان تحویل داده شد و ۳ هزار دستگاه نیز به زودی تحویل داده خواهد شد.

حتی شرکت ایران خودرو در روز دوشنبه ۲۴ تیر ماه ۱۳۹۸ اقدام به رونمایی از خودروی پژو ۳۰۱ در غیاب شریک فرانسوی خود کرد. هاشم یکه زارع مدیر عامل سابق ایران خودرو در مراسم رونمایی از خودروی پژو ۳۰۱ در جمع خبرنگاران در مورد میزان سرمایه گذاری در این پروژه گفت: تاکنون حدود ۶۰ میلیون یورو برای راه‌اندازی این خط تولید سرمایه‌گذاری شده است. وی ادامه داد: تا پایان امسال به خودکفایی ۸۰ درصدی در تولید پژو ۳۰۱ خواهیم رسید و در بدترین شرایط، اولین سری تولیدات پژو ۳۰۱ اردیبهشت ۹۹ به مشتریان تحویل داده خواهد شد.

به هر صورت، گویا خبر تولید پژو ۳۰۱ توسط ایران خودرو که به نوعی برای ابقای هاشم یکه زارع در مدیرعاملی ایران خودرو منتشر شد، هم نتوانست وی را در سمت مدیرعاملی ایران خودرو ابقا کند و وی از این سمت کنار گذاشته شد و تکلیف تحویل برخی خودروهای پیش فروش شده از جمله پژو ۲۰۰۸ و همچنین اخذ غرامت از شرکت پژو به دلیل بدعهدی در سال ۱۳۹۱ مشخص نشد.

نقدی و نگاهی به بیانیه ۱۴فعال سیاسی

Share Button

با توجه به همه جهات مثبت و منفی توضیح داده شده، داوری نگارنده این سطور اینست که از این «بیانیه» باید پشتیبانی و از امضاء کنندگان شجاع و میهن دوست آن سپاسگزاری کرد.

بیانیه ۱۴ نفر از فعالین سیاسی داخل کشور در ۲۱ خرداد ماه دایر بر خواست کنار رفتن سید علی خامنه ای، در شبکه های مجازی انعکاس وسیعی یافت. این بیانیه با استقبال نسبتاْ وسیع بخش هایی از نیروهای سیاسی داخل کشور و بخش بسیار وسیع تری از جامعه سیاسی مهاجر روبرو گردید. اگر به جای این ۱۴ نفر فعال سیاسی داخل کشور، ۱۴۰ هزار نفر از مهاجرین ایرانی خارج از کشور چنین بیانیه ای می دادند، چنین تاثیر و بازخوردی نداشت. 

این نامه در واقع بازتاب آن خشم به حق مردم میهن ما علیه رژیمی است که آن را مسبب سیه روزی مملکت خود میدانند. این بیانیه در حکم صاعقه و تُندری است که پیش درآمد بارانی شدن هوا است که در شرایط جوی میهن ما میتواند تند و سیلاب آفرین باشد.

این بیانیه شجاعانه، که با گفتارهای رسانه ای شده برخی از امضاء کنندگان آن، شجاعانه تر هم شده است را میتوان از۳زاویه نقد و واکاوی کرد. 

۱ـ روانشناسی مبارزاتی 

۲ـ  اهمیت سیاسی 

۳ ـ جنبه های تاکتیکی، استراتژیکی و راهبُردی

 اهمیت روانشناختی مبارزاتی «بیانیه» 

انتشار چنین بیانیه ایی با توضیحات تُند ضد رژیم برخی امضاء کنندگان آن را می توان یک ضربه حیثیتی و اقتدار شکنانه علیه رژیم تلقی کرد. رژیمی که طی ۴۰ سال، ارعاب و ترس آفرینی را به رویکرد راهبردی و دکترین امنیتی و خفقان سازی فضای سیاسی بکار گرفته بود امروزه رهبرش علنی و رسانه ای شده، از سوی ۱۴ تن از فعالین سیاسی داخل کشور که خطر پیگرد را به جان خریده اند، به فساد و تبه کاری متهم شده و عزل و استعفایش خواسته میشود. 

این ابداْ بدین معنا نیست که این بیانیه و امضاء کنندگان آن در اجرا و تحقق هدف بیان شده خود موفق میشوند ولی بدین معنا هست که با این میزان از رسانه ای شدن این بیانیه، ضربه خُرد کننده ای به اتوریته بلامنازع رهبر زده شده است که آثار آن تا درون شبستان قدرت امتداد می باید، به مخالفین رژیم هم جرأت علنی تر و مستقیم تر انتقاد را میدهد و به فرصت طلبانی نظیر اصلاح طلبان و دیگر جریانهای حزب بادی حاشیه ساختار قدرت هم هشدار میدهد که در جو تند شونده انتقادی علیه رژیم فضای کمی برای نمایشات عوام فریبانه صوری انتقادی وجود دارد و آنها باید فتیله نمایشات انتقادی خود از رژیم را تا آن حد بالا بکشند که کاملاْ حذف نشده و از دیده گان مخاطبان رو به ریزش خود بیشتر از این محو نشوند.

همه این تاثیرات یعنی شکسته شدن بیشتر اعتبار و اتوریته خامنه ای که با تضعیف اتوریته او جنگ قدرت هم در درون ساختار قدرت شدت خواهد گرفت و علنی تر خواهد شد که به مخالفین رژیم میدان مانور بیشتری خواهد داد.

اهمیت سیاسی «بیانیه»

بی مجامله باید گفت که «بیانیه» از نظر سیاسی نکته جدیدی ندارد و تکرار آنچه می باشد که حداقل از یک دهه قبل و پس از کودتای انتخاباتی ۸۸، مردم عادی در کوچه بازار با صدای بلند آن را بر زبان می آورند. 

از نکته فوق گذشته بیانیه در کلیت خود وجهی تماماْ سلبی دارد و اشاره مشخصی به رهیافت و راهبردهای اثباتی ندارد تا خواننده بداند با رفتن خامنه ای چه باید بشود! دلیل این امر را میتوان از لابلای اظهارت امضاء کنندگان دریافت که بر اساس آن اظهارات، امضاء کنندگان به نحله های فکری متفاوت تعلق دارند که در حد همین خواست طرح شده در بیانیه با هم به توافق رسیده اند و نه بیشتر. 

این مسکوت نهادن رهیافت اثباتی و بسنده کردن به اینکه « خامنه ای را نمی خواهیم» و باید برود، نشان میدهد که بخشی از جامعه سیاسی منتقد و مخالف رژیم هنوز فاصله زیادی با آن اتحاد ملی ضروری دارد که پیش شرط رهانیدن کشور از چنگال خونینی هیولای آخوندی حاکم است.

جنبه های تاکتیکی، استراتژیکی و راهبُردی

صدور چنین بیانیه ای و طرح خواست برکناری خامنه ای به عنوان فصل الخطاب نیروهای حاکمه، یک حرکت جسورانه علیه اصلی ترین ستون ساختار رژیم می باشد که میتوان آنرا یک جهش تاکتیکی علیه رژیم به شمار آورد. ولی باید بلافاصله افزود که این جهش تاکتیکی بر زمینه یک عقب رفت عمومی استراتژیک انجام میشود. 

امضاء کنندگان «بیانیه» با صدور و امضای آن، به یک حمله تاکتیکی تند تهاجمی علیه حساس ترین مواضع نظام یعنی رهبرش، خود را در معرض خطر دستگیری، زندانی شدن طولانی و حتی سر به نیست شدن قرار داده اند ولی این حرکت تاکتیکی تند تهاجمی به اعتبار لحن بیانیه و اظهارات تند تر توضیحی برخی امضاء کنندگان آن، هدفی را برای خود تعین کرده است که تقریباً تمامی بخش آگاه جامعه و بخشهای بسیار وسیعی از توده عادی مردم از آن گذشته اند. شعار«خامنه ای باید برود» دیگر شعار یا خواستی راهبردی در جامعه نیست بلکه رفتن تمامی رژیم به خواست عمومی و استراتژیک جامعه تبدیل گردیده است و بسیار فراتر از آن، دیگر «رژیم برود و پهلوی باید بیاید» به خواست بخشهای هرچه وسیع تری از مردم تبدیل گردیده و و با گذشت هر روز می گردد. 

هوشمندی و دوراندیشی چندان زیادی لازم نیست تا به افق سیاسی مملکت و امکانات فراروی سیاسی آن نگاه کنیم تا طلوع ستاره بخت شاهزاده رضا پهلوی را در آن افق با چشم غیر مسلح ببینیم. دیگر چشمان کم سوی نزدیک بین بسیاری آخوند های حاکم هم بروز و نموداری این طلوع را دیده اند که در اظهار نظرهای اخیر تعدادی از آنها بازتاب یافته است. 

واقعیت این است که بازگشت وارث خاندان پهلوی به قدرت را به لحاظ احساسی، چه بپذیریم و چه نپذیریم، از منظر عقلی و احساس مسئولیت ملی، از پذیرش این امر که برای نجات مملکت از خطر فروپاشی بجز رضا پهلوی، گزینه دیگری در صحنه سیاسی و پیکا ر وجود ندارد نمی توانیم بگریزیم. 

هیچ یک از آن نیروهایی که چه پیش و چه پس از انقلاب اسلامی در صحنه بوده یا به صحنه آمدند، نتوانسته اند کمترین کارنامه سیاسی قابل قبولی از خود به مردم ارائه داده و در عرصه سیاسی ارتفاع گیرند و اعتماد مردم را جلب کنند و همگی رفوزه از امتحان سیاسی خارج شدند و همگی آنها بدون هیچ استثنایی به راه زوال افتادند و بیشتر هم می افتنند. نمونه برجسته برای این ادعا اصلاح طلبان و غروب بی افتخار طالع آنها در افق سیاسی کشور میباشد.  

همین زوال تدریجی و به محاق رفتن همه مدعیان رژیم شاه حکم و حکمیت تاریخ است! از انواع چپ ها گرفته تا ملی مذهبی ها، اصلاح طلبان و حتی سبزها که رو سفید ترین نیروی سیاسی پسا انقلاب بودند، همگی به سراشیبی زوال سیاسی افتادند. 

تنها نیرویی که طی این ۴۰ سال مداوماً بالید و فرازمندی یافت گفتمان پهلویسم و نماد آن شخص رضا پهلوی است. 

پهلوی ستیزان ده ها سال از مصدق و عزل او گرز ایدئولوژیک علیه شاه ساختند و بر سر فرزندش هم کوبیدند تا مبادا قد علم کند. ولی داوری به حق تاریخ، بهوش آمدن مردم، بیدار شدن وجدان سیاسی و ملی جامعه و فعالیت های صادقانه و دور از ریا و جاه طلبی شاهزاده رضا پهلوی به او فرصت داد تا ققنوس وار از زیر تمامی این ضربات و آوار اتهامات پهلوی ستیزان بیرون آید تا امروز که به یگانه امید مردم میهنمان برای نجات مملکت تبدیل شده است.

بر این زمینه است که می گویم «بیانیه»ی این بزرگان که یک جهش تاکتیکی علیه رژیم بود در شرایط قرار گرفتن بازگشت پادشاهی پهلوی به عنوان دستور کار تحول بنیادی و تاریخی جامعه و فرادستی گفتمان پادشاهی بر دیگر گزینه های مدعی قدرت سیاسی و حاکمیت، از منظر استراتژیک در عقبه قافله تحولات سیاسی جاری قرار دارد. البته برای این کاستی آسیب شناختی میتوان خطرات امنیتی را ذکر کرد ولی در این صورت هم میتوان گفت که این بزرگان حداقل میتوانستند با نقش کردن پرچم شیر و خورشید بر بالای بیانیه خود به آن رنگ و بویی ملی و ایران گرایانه تر بدهند. 

ملت ایران به عنوان نماد هویت سیاسی خود، پرچم دیگری غیر از پرچم ۳ رنگ شیر و خورشید که لکه دار نباشد نمی شناسد و از این روست که می توان مزین کردن هرگونه حرکت مبارزاتی ضد رژیم به پرچم ملی مان را یک واکسیناسیون پیشگیرانه علیه ویروس های غیر ملی و برای اجتناب از شکسته شدن و مصادره شدن هر حرکت مبارزاتی در تکامل فرایندی و شرط سلامت مداوم سیاسی آن حرکت در نظر گرفت. 

در آسیب شناسی حرکت هایی نظیر صدور این بیانیه، باید گفت که رژیم از شفاف نبودن هویت سیاسی و اهداف چشم اندازی و پتانسیل های نهان اینگونه حرکتها و جهت گیریهای بالقوه تناقض آلود سیاسی درون آنها برای شکاف اندازی سیاسی و ایدئولوژیک در داخل شان بهره می گیرد تا آنها را به بیراهه کشاند. امید است که فعالان و امضاء کنندگان این «بیانیه» با هوشیاری مراقب باشند تا در چنین ورطه ای نیفتند.

با توجه به همه جهات مثبت و منفی توضیح داده شده، داوری نگارنده این سطور اینست که از این «بیانیه» باید پشتیبانی و از امضاء کنندگان شجاع و میهن دوست آن سپاسگزاری کرد.

حبیب تبریزیان

پنج شنبه ۱۷مرداد ۹۸ (سوئد)