Category: از دیگران و جراید خارجی

قدری بخندید! و بعد هم گریه کنید!

Share Button

روئیترز مینویسد:« ایران ۱۵ شرکت آمریکایی را بخاطر نقض حقوق بشر و رابطه با اسرائیل تحریم گرد.» 

این آژانس خبری اظهارات مقامات وزارت خارجه ایران را درج کرده است که در آن گفته شده است، این کمپانیها بطور خیره سرانه ایی حقوق بشر را زیر پا نهاده و با تروریسم  اسرائیلی علیه فلسطینیها و توسعه شهرک سازیها علیه آنها همکاری کرده اند.»

ترجمه زیر نویس پرچم: مردی یک پرچم غول پیکر را که از پرچمهای؛ ایران، فلسطین، سوریه و حزب الله لبنان را درمراسم سی و هفتمین سال انقلاب اسلامی د ر۱۱ فوریه حمل میکند(۲۲ بهمن) . روئیترز

زمانی احمدی نژاد که از در آمد نفت بشکه ایی ۱۴۰ دلار مست شده بود و فکر میکرد چرخ و فلک بها و بازار نفت بر همان مدار و حتی مداری با دامنه ایی دو برار آن میچرخد، ایالات متحده را تهدید کرد که با تغیر ذخیره ارزی ایران از دلار به یورو، کمر اقتصاد آمریکا را میشکند. او پیش بینی نفت بشکه ایی ۲۵۰ تا ۳۰۰ دلار را هم میکرد.

نه او و نه پدر خوانده او هر گز تصور نمیکردند که ایران تک محصولی شده نفتی، دو سال بعد با نفت  بشکه ای زیر ۳۰ دلار و فلاکت ارزی روبرو شود و از آن بدتر، بازار نفتی دلاری و یوروئی خود را نیز از دست داده و مجبور شوند، این تنها کالای عمده صادراتی خود را به هند و پاکستان و کشورهای درجه دوم آسیائی بفرشند که به ازای نفت خریداری کالاهای بنجول خود را بصورت معاملات تهاتری به ما بفروشند.

تراژدی قضیه از اینهم فراتر رفت و بخش عمده ایی از بهای همان معاملات تهاتری هم که بعلت عدم ظرفیت جذب بازارهای ایران از چنان اجناس بنجولی، بشمول برنج فاسد هندی، بصورت پول محلی نزد بانکهای  ممالک طرف معامله سپرده گذاری شده بود، نه تنها بعلت تنزل ارزش پولهای ملی آن ممالک در برابر دلار، به فرسایش ارزشی دوچار شد بلکه کلاً، بعلت تحریمها  تا زمان توافقنامه برجام بلوکه شده و تازه بعد از برجام هم قطره چکانی شروع به آزاد شدن کرد.

این تراژدی، در همان زمان یک وجه کمیک هم بخود گرفت و به یک سناریوی تماماً کومیکو تراژیک تبدیل گردید. این وجه کمیک قضیه آنجا پیدا شد که احمدی نژاد که با تغیر سپرده های دلاری ایران به یورو نتوانسته بود کمر اقتصاد آمریکا و دلار را بشکند، گفت ایران بکمک روسیه و امارات متحده عربی، دلار آمریکائی و یوروی اروپا را با  درهم اماراتی، روبل روسی و یوان چینی جایگزین ساخته و این پولها را به پول بین المللی برای معاملات بین المللی تبدیل و دلار و یورو را از گردونه خارج میکند. این نظر احمد نژاد از طرف یک مقام  ملی و پولی اماراتی بطور رسانه ایی به مسخره گرفته شد.

بالاخره چند سالی گذشت و نفت به زیر ۳۰ دلار رسید و بیشتر آن سپرده بالای یکصد میلیارد دلاری ایران هم بلوکه شد تا سپس لقمه لقمه در برابر دادخواستهای قربانیان تروریسم صادراتیرژیم حاکم بر ایران، از طرف دادخواست کنندگان بلعیده شود.

رژیمِ فراموشکار حاکم بر ایران، پس از گذشته سالها از آن الم شنگه بازی پرهزینه، همه آن سناریوی افتضاح آمیز را فراموش کرده و در برابر تحریمهای جدید چند مؤسسه طرف معامله با ایران یا مؤسسات ایرانی از سوی سنای آمریکا، اقدام به تحریم ۱۵ شرکت آمریکایی کرده است!

خبر این تحریم را روئیترز امروز بنقل سایت خبری ایرنا، با لحنی زیرکانه مضحکه آمیزی گزارش کرده است.

روئیترز مینویسد:« ایران ۱۵ شرکت آمریکایی را بخاطر نقض حقوق بشر و رابطه با اسرائیل تحریم کرد.» 

این آژانس خبری اظهارات مقامات وزارت خارجه ایران را درج کرده است که در آن گفته شده است، این کمپانیها بطور خیره سرانه ایی حقوق بشر را زیر پا نهاده و با تروریسم  اسرائیلی علیه فلسطینیها و توسعه شهرک سازیها علیه آنها همکاری کرده اند.» … « این اقدام ایرانیها دو روز پس از آن صورت گرفت که ایالات متحده تحریمهایی را علیه ۱۱ مؤسسه و افرادی از چین، کره شمالی، امارات متحده عربی که در انتقال برخی تکنولژیهای قابل استفاده در تولید موشک د رایران دست داشته اند را تصویب کرد.» … «ایران با تحریمهایی سختگیرانه تری بخاطر تلاشهایش در تولید موشک از سوی تعدادی از سناتورهای پرقدرت در کنگره روبرو است.».

تا اینجای قضیه بیشتر خنده دار بود و البته تا آنجا که به تحریم آن ۱۵ مؤسسه آمریکائی از سوی رژیم تهران بود ولی جنبه گریه دار مسئله، این است که پرچم هرکشور برای آن ملتی که به هویت ملی (نه مذهبی و قومی) خود افتخار میکند، از مقدسات ملی محسوب میشود. یک شهروند متعارف انگلیس، آلمان، فرانسه، آمریکا یا هند حاضر است بخاطر دفاع از حرمت ملی پرچم کشورش که نماد هویت ملی و تاریخی اوست دفاع کند در صورتیکه همان شهروند و بیشترین شهروندان همان کشورها حاضر نیستند بخاطر بی حرمت شدن مقدستات مذهبی اشان حتی قطره ایی خون از دماغشان هم بریزد.

یکی از حرمت زدائیها از ارزشهای ملی ما در جریان  انقلاب اسلامی، هویت زدائی از پرچم ملی امان بعنوان فصل مشترکت هویت تاریخی و ملی ما ایرانیان بود. در جریان این حرمت زدائی، پرچم ملی ما که ابداً ربطی به رزیم پادشاهی پهلوی هم نداشت جایگزینی پرچم ملی ما به یک اًلًمِ دینی بود که با نقش الله در وسط آن هویت واحد دینی را به همه ایرانیان از انواع مسلمان گرفته تا نا مسلمان و بیدین و زرتشتی و ارمنی و آسوری تحمیل کرده و  هویت ملی ایرانی ما را با هویت عام اَمت اسلامی جایگزین ساخت. این اُمت سازی از ملت با تحمیل چنان پرچمی به اینجا ختم نشد و در نمایشی سیاسی مذهبی امسال همان پرچم با پرچم حزبالله لبنان و  سوریه به اشتراک گذارده شد.

البته در هویت زدائی از پرچم ملی بعنوان نماد هویتی ما، تنها رژیم مقصر نبود بلکه چریانهای گوناگون قومی و چپ نقش جدی داشتند که این خود بخشی از تراژدی سرنوشت ما ملت ایران است. یک تراژدی که ادامه دارد و بنظر نمیرسد که پایانی هم داشته باشد.

Aman carries a giant flag made of flags of Iran, Palestine, Syria and Hezbollah, during a ceremony marking the 37th anniversary of the Islamic Revolution, in Tehran February 11, 2016. REUTERS/Raheb Homavandi/TIMA

ترجمه زیر نویس پرچم: مردی یک پرچم غول پیکر را که از پرچمهای؛ ایران، فلسطین، سوریه و حزب الله لبنان را درمراسم سی و هفتمین سال انقلاب اسلامی د ر۱۱ فوریه حمل میکند(۲۲ بهمن) . روئیترز

باید به نقل حماسه سرای بزرگ طوس خواند:

 

بایران چو گردد عرب* چیره دست

شود بی بها مرد یزدان پرست

چو با تخت، منبر برابر شود

همه نام،  بوبکر و عُمّر شود

تبه گردد این رنج ـ های دراز

نَشیبی دراز است پیشِ فراز

نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر

ز اختر همه تازیان راست، بَهر

چو روز اندر آید بروز دراز

شودشان سر از خواسته، بینیاز

بپوشند از ایشان، گروهی سیاه

ز دیبا نهند پر سر عمامه، همچون کلاه

نه تخت و نه تاج و نه زرینه کفش

نه گوهر نه اختر نه بر سر درفش

بِرَنجد کسی، دیگری پُر خُورد

بِداد به بخشش کسی ننگرد

زپیمان بگردند و از راستی

گرامی شود کَژّی و کاستی

پیاده شوند مردم جنگجوی

سوار آنکه لاف آرد و گفتگوی

کشاورز جنگی شود بی هنر

نژاد و هنر کمتر آید به بَر

رُباید همی این از آن، آن از این

ز نفرین ندانند باز  آفرین

نهانی بَتَر زآشکارا شود

دل شاه چو سنگ خارا شود

بد اندیش گردد پدر با پسر

پسر برپدر همچنین چاره گر

شود بندۀ بی هنر شهریار

نژاد و بزرگی نیاید بکار

به گیتی نماند کسی را وفا

روان و زبانها شود پر جفا

از ایران و از ترک و از تازیان

نژادی پدید آید اندر میان

نه دهقان نه ترک و نه تازی بود

سخنها بکردار،  بازی بود

همه، گنجها زیر دامن نهند

بمیرند و کوشش بدشمن دهند

چنان فاش گردد غم و رنج و شور

که رامش بهنگام بهرام گور

زیانِ کسان، از پی سود خویش

بجویند و دین اندر آرند پیش

نباشد بهار و زمستان پدید

نیارند هنگام رامش نبیدز

زپیشی و بیشی ندارند هوش

نهان پُر بَد و  دوش، پشمینه پوش

بریزند خون از پی خواسته

شود روزگارِ  بد  آراسته

چو بسیار از این داستان بگذرد

کسی سوی آزادگان ننگرد

….

….

*

البته نسل کنونی عرب در منطقه نه تنها کمترین نقشی در آن تراژدی تاریخی  ۱۴ قرن پیش نداشته و مسئول هجوم اجداد خود نمیباشد بلکه خود قربانی پیروزی آن امپراطوری توحش بر تمدن است. اگر فردوسی امروز این شعر را میسرود وازه عرب را با آخوند و روضه خوان عوض میکرد. متأسفانه برخی با همسان سازی تاریخی حماسه شاهنامه را به رجز خوانی ضد عربی میکنند حال انکه بخش عمده ایی از جامعه عرب امروز در راستای تمدن آفرینی و دموکراسی در همان جبهه ایی قرار دارد که مردم ایران. در جامعه عرب تلاشهایی از بالا و از پائین میشود که هدفش آزاد کردن جامعه از زیر بار ان ماترک دینی تاریخی است. چگونه میتوان در برابر چنین تلاشهایی با ادعای عربی بودن آن موضع گرفت؟. ح ت

 

رواج گانگستریسم، مواد مخدر، فحشاء در منطقه تحت حاکمیت حزب الله

Share Button

نهار نت لبنان گزارش میدهد که واحدهای امنیتی ارتش لبنان، کنترل خود را بر منطقه جنوب بیروت که تا کنون تحت کنترل حزب الله بوده است برقرار کردند. مقامات امنیتی علت این امر را توسعه وسیع گانگستریم، فحشاء، باج بگیری، قاچاق وسیع مواد مخدر و  دزدی، آدم ربایی و دیگر عملیات جنائی نامیده اند که حتی پایه اجتماعی خود حزبالله را در منطقه تهدید میکرده است. مقامات امنیتی میگویند تازه  این اول کار است و عملیات گشت، تجسس، تعقیب مجرمان و باندهای قاچاق و جنایی ادامه خواهد یافت. این مقامات فقط در یک عملیات؛ از یکنفر محموله دای از هرئین بمبلغ ۴ میلیارد دلار کشف کرده اند.

خلاصه ترجمه. ترجمه کامل بعداً درج میگردد

Report: State Apparatuses ‘Lay Hands’ on Security in Hizbullah

Strongholds

Hizbullah has come to realize that outspread of chaos in areas under its control are wearing away its social environment. Based on that, a decision has been taken to restore the State’s control to Hizbullah’s strongholds, where a series of security operations succeeded at seizing some of the most wanted fugitives, it reported. … More than ten gang leaders who used to compel people into paying sums of money for personal interests in Dahiyeh were arrested, one of them had possessed what was worth four million dollars of heroin

Lebanese troops patrol in armored vehicles in a southern suburb of Beirut, Lebanon, Monday, Sept. 23, 2013. Hundreds of Lebanese soldiers and policemen begun deploying in Hezbollah strongholds south of Beirut after officials said they had reached a deal with the militant group to return a government presence to the area. (AP Photo/Bilal Hussein)

by Naharnet Newsdesk 6 hours ago

24/03/2017

Lebanon’s security apparatuses have launched a wide security operation to hunt down the most wanted fugitives of drug traffickers, kidnap gangs and outlaws in Hizbullah’s strongholds in Beirut’s southern suburbs (Dahiyeh) and the Bekaa valley, al-Akhbar daily reported on Friday.

Security sources who spoke on condition of anonymity said a decision has been taken to “restore the State’s standing in the said areas,” said the daily.

Hizbullah has come to realize that outspread of chaos in areas under its control are wearing away its social environment. Based on that, a decision has been taken to restore the State’s control to Hizbullah’s strongholds, where a series of security operations succeeded at seizing some of the most wanted fugitives, it reported.

Previous “pre-announced” security plans executed under a “consensual agreement” have failed to achieve the needed results. Today, the operation launched by security apparatuses for more than a month, have intensified recently based on a principle “no security by mutual consent and no cover for anyone,” said al-Akhbar.

Security raids in Baalbek’s Hay al-Sharawneh last week which targeted a residence of the most wanted fugitive and druglord Nouh Zoaiter, came in that context. Although the raid did not reap an arrest, but the “operation in itself is a clear message that no fugitive will be spared,” said the newspaper.

Raid operations, mainly in Dahiyeh and Baalbek, have kicked off a month ago and are carried out almost on a daily basis.

The sources confirmed that they were able to break “security squares” controlled by the most wanted fugitives in the areas of al-Laylaki and Hay al-Joura, describing the overall arrests since February as “motivating and include big names.”

The most prominent arrests include Aa. Shams, a man accused in a homicide crime against two young men of the Ghandour and Qabalan families back in 2007.

More than ten gang leaders who used to compel people into paying sums of money for personal interests in Dahiyeh were arrested, one of them had possessed what was worth four million dollars of heroin.

Dozens were also arrested on charges of drug trafficking, shootings, theft at gunpoint, fraud, prostitution, etc.

The sources assured saying “many more will be soon detained. The daily raids will not stop in Dahiyeh and all regions in North Bekaa, Hermel, al-Qasr and al-Shawagir,” asserting “positive results of the campaign will be seen in weeks.”

SourceNaharnet

Syrian army sends reinforcements to Hama province

Share Button

An FSA rebel commander, in an interview with the pro-opposition Orient TV, said the Hama assault had been long in the planning, and insurgents were ready for a protracted fight.

 

A still image taken from a video uploaded on social media on March 22, 2017, purports to show Tahrir al-Sham rebel fighters on tanks, said to be in Soran district, near Hama, Syria. Social Media Website via Reuters TV
22/03/2017

The Syrian army is sending reinforcements to face a major rebel offensive in Hama province, a Syrian military source told Reuters on Wednesday, as insurgents pressed an attack in a western area critically important to President Bashar al-Assad.

The assault spearheaded by jihadist fighters got under way on Tuesday and follows two attacks on Assad’s seat of power in Damascus in recent days, showing the lingering threat posed by rebels even as Assad enjoys the military upper hand in the war.

The areas of Hama province targeted in the latest assault form part of the western region of Syria where Assad has shored up his rule during the six-year-long war with crucial military support from Russia and Iran.

The Syrian Observatory for Human Rights, a UK-based organization that monitors the war, said insurgents had captured the towns of Soran, some 20 km north of Hama city, and Khattab, some 10 km northwest of it, confirming rebel accounts.

The military source said there were clashes in both places but the situation was not yet decided, adding that the insurgents had mobilized large numbers for the assault.

“Reinforcements are now being sent” by the army, the source said. “There are fierce battles between the two sides.”

The attack is being led by Tahrir al-Sham, an alliance of Islamist factions dominated by a group that was formerly al Qaeda’s official affiliate in the Syrian war. Groups fighting under the Free Syrian Army banner are also taking part.

An FSA rebel commander, in an interview with the pro-opposition Orient TV, said the Hama assault had been long in the planning, and insurgents were ready for a protracted fight.

“The battle – praise God – has been prepared for a long time and all capacities have been prepared for it so that we can wage a long battle,” said the FSA commander identified as a lieutenant in the Ezza Army group.

 

The escalation in Hama province follows two rebel assaults on government-held areas in Jobar in Damascus, launched by opposition fighters from the Eastern Ghouta, an opposition stronghold east of the capital.

 

State media said on Wednesday the army was waging fierce clashes with insurgents in northern Jobar.

 

The Ezza Army commander said the rebel attack in Hama was coordinated with the one in Damascus. He also said that more attacks would be launched “in a number of other areas”.

 

(Reporting by Tom Perry; Editing by Alison Williams and Julia Glover)

تهاجم تازه پیکارجویان ضد رژیم اسد به قلب دمشق

Share Button

واعل علمان، سخنگوی گروه اصلی از مهاجمین، فیلق ال الرحمان، به خبرگزاری روئیترز گفت:« ما ساعت ۵ بامداد امروز دست به حمله زدیم و تمام مناطقی را که از دست داده بودیم را مجدداً پس گرفیتم. آتش بارهای ما اینک بر گاراژهای منطقه عباسیان کنترل خود را برقرار گرده اند و تهاجم برای تصرف آنجا را آغاز کرده ائیم.»

 

صحنه ایی از خیابان عباسیان در شرق دمشق که بعلت درگیریها از مردم خالی گشته است.

 

روئیتز امروز صبح گزارش میدهد که «پیکار جویان ضد رژیم اسد تهاجم جدیدی را از دروازه شمالی دمشق برای تصرف مناطق از دست داده دو روز گذشته را  آغاز کرده اند.»

صبحگاه امروز سه شنبه، پیکار جویان مخالف رژیم در سوریه، به یک تهاجم برای تصرفِ تقاطع یک جاده  اصلی منتهی به قلب دمشق مبادرت کردند. هدف این تهاجم بازپس گیری مناطقی است که آنها دیروز از دست دادند.

خبرگزاری دولتی سوریه گزارش میدهد که پیکارجویان وارد بخش شمالی شهر، منطقه جوبار گردیده اند و ارتش بمباران آنها را شروع کرده است.

واعل علمان، سخنگوی گروه اصلی از مهاجمین، فیلق ال الرحمان، به خبرگزاری روئیترز گفت:« ما ساعت ۵ بامداد امروز دست به حمله زدیم و تمام مناطقی را که از دست داده بودیم را مجدداً پس گرفیتم. آتش بارهای ما اینک بر گاراژهای منطقه عباسیان کنترل خود را برقرار گرده اند و تهاجم برای تصرف آنجا را آغاز کرده ائیم.»

دولت سوریه که از باز پس گیری کامل مناطق شمالی پایتخت، با اهیمت استراتژیک، از دست پیکارجویان ضد دولتی خبر داده بود راجع به اخبار پیروزی امروز مخالفان هنوز هیچ اظهار نظری نکرده است.

تشدید ضد حمله روز گذشته نیروهای دولتی، مبارزان ضد دولتی را مجبور کرده بود تا از بیشتر مناطق تحت تصرف خود که یک منطقه صنعتی است عقب نشینند.

رئیس جمهور سوریه بشار اسد و متحدین روسی، ایرانی و شبه نظامیان شیعی آن توانسته بودند موفقیتهای متواتری را طی ۱۸ ماه گذشته علیه مخالفین دولتی کسب کنند.

با این وجود آن موفقیت ها، تهاجم اخیر پردامنه اپوزیسیون که طی ۴ سال گذشته سابقه نداشته است، بداخل پایتخت، نشان میدهد، که علیرغم  یک رشته شکستها، اپوزیسیون قادر است که دست به چنین تهاجمی بزند.

پایان گزارش خبری روئیترز.

…………………………………..

کامنت من:

چه در آن پیروزیهای ۱۸ ماهه گذشته رژیم که روئیترز بدانها اشاره میکند، و چه پیروزی بسیار گذرای دو روز گذشته نیروهای رژیم؛ این بطور عمده نیروی هوایی رژیم و توپخانه آن بوده که بی رحمانه مناطق آزاد شده تحت کنترل اپوزیسیون را به بمباران و نیروهای اپوزیسیون  را وادار به عقب نشینی کرده بوده است و نه نیروهای پیاده آن. در یک کلام پیروزی رژیم در همه موارد مورد اشاره، پیرزوزی بمب افکنها بر نیروهای میدانی و پیاده اپوزیسیون بوده است.

خود این معادله در درجه دوم نشان میدهدکه تروریست کیست؟ رژیم است؟ یا نیرویی که رژیم با به بکارگرفتن نیروی هوایی خود آنها را به عقب نشینی وا میدارد.

در درجه دوم تکیه رژیم به بمباران کور و ویرانسازی سراسری نشان میدهد که در این جنگ؛ رژیم فاقد آن نیروی زمینی و پیاده ایست که روحیه رزمی داشته و بتواند همان مناطق ویران شده را تصرف و حفظ کند. و این بمعنای اینست که رژیم در این جنگ ضد مردمی خود در نهایت بازنده خواهد بود.

 

 

فقط در ایران اسلامی میتواند چنین اتفاق افتد!

Share Button

تعداد ورشکستگی ها در دو سال گذشته، حدود ۷۰۰ درصد افزایش داشته که البته باعث تضعیف وضعیت بانک ها شده است. همچنین به دلیل کارشناسی های نادرستی که شده، گزارش هایی داشته اند که فلان کس ورشکست شده و قاضی هم رأی داده و زمانی هم که کسی ورشکست شد، دیگر کسی نمی تواند از وی طلبی داشته باشد و هر چه دارد میان طلبکاران تقسیم کنند.

جزئیات تبانی بدهکاران بانکی برای فرار از پرداخت بدهی؛

تابناک
تاریخ انتشار:۲۶ اسفند ۱۳۹۵ – ۱۴:۳۳۱۶ March 2017

به گفته دادستان تهران، از حدود یک سال پیش و از زمان افزایش فشارها بر بدهکاران بانکی، دادخواست های ورشکستگی زیاد شده است. به گفته برخی کارشناسان، دلیل این افزایش ناشی از تقلب و تبانی سرمایه داران با بانک ها تبانی عنوان می شود.

به گزارش «تابناک»؛ گاهی برخی ورشکستگان به تقلب، تاریخ توقف فعالیت های خود را به دروغ در چند سال قبل اعلام و از این روش برای نپرداختن بدهی های خود استفاده می کنند.

هرچند در روزهای گذشته، ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی مقرر کرد تا مدیران عامل بانک ها دعوت و نسبت به خطر ورشکستگان به تقلب توجیه شوند و در دام آن ها نیفتند، هنوز آمارها از میزان ورشکستگی افراد رو به رشد است.

محمدعلی پور مختار در گفت و گو با تابناک در خصوص این موضوع نیز اظهار داشت: بسیاری از سرمایه داران و بدهکاران بانکی، اعلام ورشکستگی می کنند و تا دیون خود را به بانک ها پرداخت نکنند، مبالغی را که برای انجام سرمایه گذاری دریافت کرده بودند، پس ندهند.

وی گفت: شاید در این بین تبانی با بانک ها داشته باشند؛ البته گزارش خاصی در این باره نشده و بیشتر تقلبی است که مربوط به بخشی از این اشخاص می شود که برای فرار از دیون خود به بانک با با استفاده از ظرفیت های قانونی، تقاضای توقف و اعلام ورشکستگی می کنند.

وی گفت: این تعداد در دو سال گذشته، حدود ۷۰۰ درصد افزایش داشته که البته باعث تضعیف وضعیت بانک ها شده است. همچنین به دلیل کارشناسی های نادرستی که شده، گزارش هایی داشته اند که فلان کس ورشکست شده و قاضی هم رأی داده و زمانی هم که کسی ورشکست شد، دیگر کسی نمی تواند از وی طلبی داشته باشد و هر چه دارد میان طلبکاران تقسیم کنند.

وی درباره تقلب ها هم که شده، گفت: متأسفانه کسی نظارتی بر این موضوع ندارد، چون رسیدگی در دادگاه نیاز به یکسری تشریفات قانونی دارد که از این طریق انجام می شود و در نهایت دادگاه درباره وضعیت فرد تصمیم گیری می کند.

این عضو کمیسیون حقوقی مجلس ادامه داد: برای اینکه از این کار جلوگیری شود، از سوی دادگاه ابلاغ شده که همه دادگاه ها نسخه ای از دادخواست این افراد را به بانک مرکزی بدهند تا بانک مرکزی این را در اختیار سایر بانک ها قرار دهد تا همه در جریان باشند که توانمندی این افراد را به دادگاه اعلام کنند که با حساسیت بیشتری به این موضوعات رسیدگی شود.

وی همچنین یادآور شد: متأسفانه آماری از این میزان ورشکسته ها وجود ندارد و همه این سرمایه ها تا کنون از بین رفته است؛ اما اگر زمانی کشف شود که آمارهای ارائه شده غیر واقعی بوده و به نوعی دسیسه بود، بار دیگر بررسی خواهند شد.

وی گفت: افزایش یکباره ۷۰۰درصدی ورشکستگی قطعا غیر منطقی است و از پس از انقلاب بی سابقه بوده است. این آمار وقتی در دو سال، این میزان افزایش داشته، قطعا بیماری در آن است و نشان می دهد، این اقدامات تقلبی در آن رخ داده است و باید مانع آن شد.

……………………………………………………

افزوده ها و ضمایم

تابناک

وی به معوقات بانکی به عنوان یکی دیگر از معضلات کشور اشاره کرد و گفت: ۸۰ درصد معوقات بانکی کمتر از ۵۰۰ تن است. خب اینهایی که ۳۰۰ میلیارد تومان وام می گیرند، شما به هر روش هم بخواهید این معوقات را حل کنید، نمی توانید.

در خاورمیانهِ دین زده ما قهرمانان چنین ساخته میشوند

Share Button

چکیده …. قهزمان ملی شدن این آدمکش، آدم را بیاد آنهایی می اندازد که در ۱۱ سپتامبر بخاطر حمله تروریستی به برجهای مرکز تجارت جهانی در نیویورک که به کشته شدن قریب ۴ هزار نفر شهروند عادی، از کارمند معمولی گرفته تا نظافتچی آن دو مجتمع منجر شد پایکوبی کردند.

احمد داقش، یک سرباز اردنی بخاطر کشتن ۷ دختر بجه اسرائیلی در ۱۳ ماه مارس ۱۹۹۷ محکوم شد

روئیتر امروز خبری دارد دایر بر آزاد شدن یک سرباز اردنی پس از ۲۰ سال زندان بخاطر بگلوله بستن و کشتن ۷ دختر بچه اسرائیلی از زندان اردن آزاد شد.

روئیترز در توضیح رخداد ادامه میدهد؛ در ژولای ۱۹۹۷ یک دادگاه نظامی ۵ نفره  اردن داقامش را بخاطر به گلوله بستن یک گروه از دختربجه های اسرائیلی و کشتن ۷ تن از آنها مقصر دانست و او را به ۲۰ سال زندان محکوم کرد.

نکته چندش آور در این ماجرا اینست که این سرباز پس از این جنایت به یک قهرمان ملی تبدیل گردید. روئیترز مینویسد:« بنا به نظر شاهدان  عینی؛ بسیاری از اردنیها بخاطر آزادی او جشن گرفتند و  او را قهرمان ملی خوانند.»…«داقش برای اردنیها به یک قهرمان تبدیل گردید و اسلامیستها و ملی گرایان اردنی برای او به عنوان یک چهره نمادین آغوش گشودند.»

بجرئت میتوان گفت کمتر آدم متمدن و با شرفی از قهرمان شدن چنین جنایتکاری به احساس تهوع دوچار نمیشود. ولی قضیه تنها همین حالت اشمئز نیست بلکه جا دارد از آن تظاهر کنندگانی که علیه تصمیم دونالد ترامپ تظاهرات راه انداختند، که در اصل تظاهرات آنها مشروع هم بود، چقدر حاضرند برای  اعتراضچنین جنایاتی حتی برای چند دقیقه به خیایان بیایند و نفرت خود را از این گونه اعمال بدتر از جنایات داعشی ابراز کنند و از اینهم کمتر، آیا حتی حاضرند امضای خود را پای یک بیانیه علیه این گونه جنایت بگذارند.

قهزمان ملی شدن این آدمکش، آدم را بیاد آنهایی می اندازد که در ۱۱ سپتامبر بخاطر حمله تروریستی به برجهای وال استریت نیویورک(مرکز تجارت جهانی) که به کشته شدن قریب ۴ هزار نفر شهروند عادی، از کارمند معمولی گرفته تا نظافتچی آن دو مجتمع منجر شد پایکوبی کردند.

جا دارد از خود بپرسیم این جماعت چقدر حق دارند به تصمیم دونالد ترامپ در ممنوعیت اتباع برخی کشورهای اسلامی بشمول کشور ما اعتراض کنند؟ جا دارد از خود بپرسیم این اسلامیستها و این گونه ملی گریان چه پیامی جز مرگ و ویرانی در انبان اعتقادی و مرام سیاسی خود برای ملتهای خود و منطقه دارند؟

رژیم حاکم بر میهن ما از درون چنین فرهنکی برآمد، بقدرت رسید و با تکیه بر چنین فرهنگی به کشتار مخالفین خود پرداخت و بر اساس چنین فرهنگی جهان را به چالش میطلبد و برای ماندگاری خود چنین فرهنگ بربرمنشانه ایی را ترویج میکند.

آری بسیاری قهرمانان در سرزمین های اسلام زده خاور میانه ایی ما چنین زاده شده و میشوند، مباح بودن کشتن اسرائیلی ها و آمریکائیها در بین بخش عمده ایی از مردم منطقه به یک فرهنگ تبدیل گردیده است. آنها که آفریدگان این فرهنگ بوده و هستند هرگز از آن تبری نجسته اند.

داستان تلخ دیگری از میان دیگر داستانهای کلاه برداری از ملت

Share Button

در زیر داستان کلاه برداری یک مؤسسه مالی بنام کاسپین از مردم بی سرپناهی است که معلوم نیست با چه سختی مبلغی را تهیه کرده به امید سرپناه دار شدن نزد این مؤسسه مالی گذارده اند که مورد تأئید بانک مرکزی هم بوده است. امروز مالباختگان در برابر موسسه مالی کاسپین خیمه زده اند و دیر نیست که سپرده گزاران در برابر بانکهای بزرگ کشور برای خارج کردن سپرده های مسدود شده خود خیمه زنند! ح تبریزیان

تسنیم گزارش می‌دهد؛

سپرده‌گذاران کاسپین در سعادت آباد “چادر” زدند+عکس

شناسه خبر: ۱۳۵۲۸۱۵ سرویس: اقتصادی

سپرده گذاران کاسپین

جمعی از سپرده گذاران کاسپین از روز گذشته (شنبه۲۱اسفند) مقابل ساختمان مرکزی کاسپین در سعادت آباد اقدام به تجمع کرده و تا نیمه های شب نیز با زدن چادرهای مسافرتی در خیابان ماندند.

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، اعتراض و تجمع سپرده گذاران موسسه اعتباریکاسپین به دلیل بی توجهی مدیران این موسسه و بانک مرکزی دولت تدبیر و امید در حل مشکلات بوجود آمده با توجه به نزدیک شدن به روزهای پایانی سال شدت گرفته است.

جمعی از سپرده گذاران کاسپین از روز گذشته (شنبه۲۱اسفند)  مقابل ساختمان مرکزی کاسپین در سعادت آباد اقدام به تجمع کرده و تا نیمه های شب نیز با زدن چادر های مسافرتی در خیابان ماندند.

این تجمع اعتراضی همچنین در روز جاری (یکشنبه ۲۲اسفند) با حضور تعدادی از سپرده گذاران ادامه دارد؛این افراد با در دست داشتن پلاکاردهایی خواستار دسترسی بدون قید و شرط به سپرده هایشان و تعیین تکلیف این موسسه مجاز متخلف توسط بانک مرکزی هستند.

گفتنی است، ولی الله سیف رئیس بانک مرکزی همواره مردم را به دوری از سپرده‌گذاری در مؤسسات مالی غیر‌مجاز و سپرده‌گذاری در بانک ها و مؤسسات مجاز تشویق می کرد.

کمتر کسی فکر می کرد بانک مرکزی دولت تدبیر و امید برخلاف شعارها و توصیه های خود عمل کرده و سپرده گذاران کاسپین را با وجود مجوز بانک مرکزی دچار این واقعه تلخ تاریخی در نظام بانکداری نماید.

هر چند رئیس کل بانک مرکزی اعلام کرده موسسه کاسپین شعبه ای در کشور نداشته و اصولا نباید نسبت به دریافت سپرده اقدام می کرد ولی مردم می گویند در موسسه کاسپین افتتاح حساب کرده و پول هایمان را در این موسسه گذاشتیم نه ۸ تعاونی منحله در آن!

بانک مرکزی در حالی از مشروط بودن مجوز موسسه کاسپین سخن می گوید که حدود ۳ ماه پیش تبلیغات متعدد موسسه مجاز کاسپین از تمام شبکه های سراسری در حال پخش بودند و در آرشیو سیما مستندات آن موجود است.

سوالی که از بانک مرکزی باید پرسید آن است که آیا این تبلیغات جهت شعبه هایی بدون حق سپرده پذیری بوده است یا آنکه صرفا در ادامه همان سلسله اشتباهات سهوی بانک مرکزی است؟؟!!

با فرض سهوی بودن اشتباهات بانک مرکزی در ارتباط با عدم اطلاع رسانی به موقع به هنگام صدور مجوز کاسپین در سال گذشته از شروط ضمنی و تعهدات فی ما بین خود و تعاونی های اعتبار در سایت رسمی آن بانک و همچنین عدم بازبینی صحیح در بازرسی صورت های مالی ۸ تعاونی اعتبار تشکیل دهنده قبل از فرآیند صدور مجوز انحلال و ادغام و تشکیل کاسپین  ، که به نوبه خود باعث گمراه سازی مردم سپرده گذار با صدور مجوز و در نتیجه آسیب های مالی و روحی فراوان تا کنون بر آنها شده است ؛ بی تردید بانک مرکزی می تواند با پذیرش مسئولیت گذشته خود و حل سریع آن به نفع مردم ، بهترین اقدام را در جهت رضایت و تقویت اعتماد عمومی انجام داده و  نقش موثر خود را در راستای حفظ منافع هموطنان در سراسر کشور را نشان دهد.

مشکلات سپرده گذاران کاسپین موجب شده تا ولی الله سیف امروز به کمیسیون اقتصادی مجلس برود؛ حال باید منتظر ماند و دید که آیا جلسه رییس بانک مرکزی با اعضای کمیسیون اقتصادی مجلس نتیجه ای عملی و قطعی در جهت رضایت و صیانت از حقوق مردم خواهد داشت یا آنکه پرونده این مسئله به شکل لاینحل همچنان در سال جاری  مفتوح می ماند.

انتهای پیام/

انباشتگی بدهی بانکها به بانک مرکزی

Share Button

پیش کامنت: وقتی میتوان وام و اعتبار گرفت و آنرا به آرشیو مطالبات معوقه بانکها حواله داد! وقتی نرخ بهره برای کلان وامگیران و خودیها از نرخ تورم کمتر میشود، وقتی اعطای تسهلیات بانکی نه بر مبنای ضابطه بلکه برمبنای رابطه و رشوه انجام میگیرد، وقتی کلان وامخوارانی که قریب ۱۰۰ میلیارددلار* وامهای دریافتی از بانکها را حتی پس بخشودگی جریمه دیرکردشان پرداخت نمیکنند، صندوقهای بانکی هم هپلی هپو میشوند و با تعویض و تغیر مدیران هم رد پای ریخت و پاش گران و خاصه خرجی کنها از ذخیره ها و سپرده های مردم گم میشود همچنان که شده است و داستان میشود کی بود کی بود من نبودم!

در یک کلام بانکهای ایران همه ورشکست هستند  ولی سیستم مدیریت حکومتی و اقتدار چنگیزی بانک مرکزی با اجازه دادن بدانها برای باستقراض اضافه بر میزان قانونی تعین شده از بانک مرکزی که بر مبنای میزان سپرده های جاری و ثابت بانکها و سپرده قانونی آنها نزد بانک مرکزی تعین شود، عملاً ورشکستگی آنها را پنهان میکند. ولی این انباشت شدگی نجومی  بدهی بانکه به بانک مرکزی، علاوه بر اینکه گویای این حقیقت تلخ است که بیشترسپرده های نزد این بانکها، چه ثابت چه جاری به فنا رفته است حامل این هشدار است که این روند، روند افزایش بدهی بانکها به بانک مرکزی نمیتواند تا ابد ادامه یابد و دیر یا زود این بانکها مانند اشخاص نزول زده، فقط باید قرض بگیرند تا بهره وامهای خود را به بانک مرکزی بپردازند که انهم حدی و زمانی دارد.

وقتی در این مملکت سر رشته همه امور به بیت مقام خیلی معظم رهبری وصل است، او نمیتواند از مسئولیت این همه سوء مدیریتها مملکت بر باد ده و اختالاسهائی که در تاریخ دنیا سابقه نداردند شانه خالی کند! و فقط به عربده کشیهای مستانه و ماجرا جویانه برای دنیا و ملل منطقه بپرادازد! تحلیلگر دنیای اقتصاد هم بجای اعلام ورشکستگی بانکها یا حد اقل اسهال خونی شدید آنها ، اصطلاح نرمتر سوء تغذیه در بازار پول را برگزیده است. ح تبریزیان

نماینده صندوق بین المللی پول:«به همین دلیل کاهش نرخ بازده برای تقویت بخش تولید و افزایش شتاب خروج از رکود اقدامی ضروری است، اما باید توجه کرد که این اقدام ضروری در گرو ایجاد اصلاحات در ساختار نظام بانکی ایران است و بدون ایجاد این اصلاحات ساختاری نمی‌توان انتظار داشت که این تنگنا در دسترسی به اعتبار مرتفع شود. از سوی دیگر همزمان با افزایش تب بیماری در بین بانک‌های ایرانی مراجعه بانک‌ها به بانک مرکزی برای تامین نقدینگی مورد نیاز برای اهداف اعتباری افزایش پیدا می‌کند. روندی که در سال‌های اخیر باعث انبساط سالانه معادل ۳۰ درصد در حجم نقدینگی شده است. روندی که در صورت ادامه‌دار شدن می‌تواند دستاورد تورمی ایران را تا حدود زیادی در تیررس تهدید قرار دهد. در صورت افزایش تورم به سطح دو رقمی نیز دولت باید سیاست‌های مالی خود را تغییر دهد، موضوعی که در نهایت باعث کاهش سرعت رشد اقتصادی ایران می‌شود.»

*توضیح اینکه گزارشگرانی که از معوقات بانکی مینویسند نمیگویند در موقع اخذ این وامها نرخ ریال در برابر سایر ارزها چقدر بوده است و این امتیازی است که به این وامخواران داده میشود. لازم به یاد اوریست که خیلی از این به اصطلاح معوقات بانکی؛ میراث دوران دلار زیر ۱۰۰۰ تومان میباشد، که باید بازپرداخت آنها نیز برمبنای همان معادل دلاری اشان در زمان استقراض باشد نه به ریالی که طی این ۱۵ سال به یکسوم ارزش خود رسیده است و با یک حساب درست میزان این وامهای پرداخت نشده میشود حدوداً ۳۵۰ هزار میلیارد تومان.

…………………………………………………….

بررسی آمارهای پولی و بانکی بانک مرکزی نشان می‌دهد

روزنامه دنیای اقتصاد – شماره ۴۰۰۵ تاریخ چاپ:۱۳۹۵/۱۲/۲۲

آخرین آمارهای بانک مرکزی نشان می‌دهد که میزان بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی در دی‌ماه سال‌جاری به ۱۰۹ هزار میلیارد تومان رسیده است. این رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل (رشد نقطه به نقطه) ۱/ ۳۰ درصد افزایش یافته است. مطابق این آمارها، در سال‌جاری بانک‌ها، با مشکل تامین منابع مالی روبه‌رو شدند و در نتیجه برای جذب منابع، به سمت استقراض از بانک مرکزی روی آوردند. این روند باعث افزایش پایه پولی خواهد شد که خطری برای تورم تک‌رقمی محسوب می‌شود.

 

آخرین آمارهای بانک مرکزی نشان می‌دهد که رشد بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی در دی‌ماه به سطح ۱/ ۳۰ درصد رسیده است. این روند باعث شده که رشد پایه پولی در این ماه معادل ۳/ ۱۷ درصد گزارش شود. در ابتدای سال جاری، رقم رشد بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی کمتر از ۵درصد گزارش شده بود. این آمارها تایید می‌کند که بانک‌ها، در بخش جذب منابع خود در سال جاری با مشکل روبه‌رو شدند و در نتیجه میزان اضافه برداشت بانک‌ها یا تسهیلات‌گیری آنها از بانک مرکزی رشد کرده است. ادامه این روند برای تورم تک رقمی، یک تهدید محسوب می‌شود.

 

رشد ۳۰ درصدی بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی

بانک مرکزی آخرین آمارهای پولی و بانکی را در دی ماه سال جاری منتشر کرد. در این گزارش عملکرد دارایی و هزینه‌های بانک‌ها و بانک مرکزی منتشر می‌شود. مطابق این آمارها در دی ماه سال جاری میزان بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی به ۱۰۹ هزار میلیارد تومان رسیده است. این رقم در آذر ماه سال جاری معادل ۷/ ۱۰۴ هزار میلیارد تومان بوده است؛ بنابراین طی دی ماه رشد این بدهی‌ها معادل ۴ درصد بوده است. رشد ماهانه بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی نیز ۴ درصد بوده است. به‌طور کلی، پس از مرداد ماه، رشد بالای ماهانه در این متغیر به چشم می‌خورد. به‌طور متوسط رشد ماهانه بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی در سال جاری معادل ۳ درصد بوده است. این در حالی است که در سال گذشته متوسط رشد ماهانه بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی معادل صفر بوده است.

در ۱۰ ماه نخست سال جاری ۵/ ۲۵ هزار میلیارد تومان به بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی افزوده شده است. این روند یعنی در هر ماه بانک‌ها ۵/ ۲ هزار میلیارد تومان به مبلغ بدهی خود اضافه می‌کنند. روندی که نشان می‌دهد در سال‌جاری بانک‌ها برای تامین منابع خود با چالش روبه‌رو شدند.

 

دو روند متفاوت در بدهی بانک‌ها

روندی که در آمار رشد نقطه به نقطه نیز مشاهده می‌شود. مطابق آمارهای بانک مرکزی میزان افزایش بدهی بانک‌ها در دی ماه سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل، به ۵/ ۳۰ درصد رسیده است. این در حالی است که رشد نقطه به نقطه این متغیر مهم، در ابتدای سال جاری تنها ۵/ ۴ درصد بوده است. بنابراین طی ۹ ماه حدود ۲۵ واحد درصد به رشد نقطه به نقطه بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی افزوده شده است. این در حالی است که مقایسه آمارها نشان می‌دهد که رشد نقطه به نقطه بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی، تقریبا برعکس سال گذشته بوده است. سال قبل، رشد نقطه به نقطه در ابتدای سال در سطح ۳۰ درصد بود که تا دی ماه سال قبل این رقم تا یک درصد کاهش یافت. در نتیجه در این سال عملکرد قابل قبولی در کاهش بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی مشاهده می‌شد. اما در سال‌جاری، دوباره رشد بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی افزایش یافته است. رخدادی که می‌تواند نشان‌دهنده، وضعیت نامناسب بانک‌ها در جذب منابع خود باشد.

 

شارژ پایه پولی

مطالبات بانک مرکزی از بانک‌ها یکی از اجزای اصلی پایه پولی محسوب می‌شود. به بیان دیگر با افزایش بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی، رشد پول پرقدرت نیز افزایش می‌یابد. آخرین آمارهای بانک‌مرکزی نشان می‌دهد که رشد پایه پولی در دی ماه سال جاری معادل ۴/ ۱۷ درصد بوده است. این موضوع باعث شده که رشد نقدینگی در این ماه معادل ۲۶ درصد باشد. به‌نظر می‌رسد اگر روند افزایشی بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی افزایش یابد، رشد پایه پولی حتی به بالای ۲۰درصد بازگردد، در نتیجه این روند تهدیدی برای تورم تک رقمی محسوب می‌شود.

 

علل رشد بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی

یک تحقیق در پژوهشکده پولی و بانکی با عنوان «مدیریت بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی» به بررسی اثرگذاری این عامل در پایداری تورم تک رقمی پرداخته است. مطابق این تحقیق، ساختار کنونی روابط بانک مرکزی با شبکه بانکی در ایران اعمال نظارت بر بانک‌ها بر کنترل پایه پولی را بسیار دشوار می‌کند. فقدان راهکارهای عملی مناسب برای مدیریت بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی باعث شده سهم زیادی از رشد پایه پولی به بدهی بانک‌ها اختصاص یابد. بررسی ریشه‌های علل افزایش بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی نشان می‌دهد سیاست‌های مالی دولت و کسری پنهان بودجه، ناترازی منابع و مصارف بانک‌ها، سیاست‌های نظارتی و کاستی اقتدار قانونی بانک مرکزی در قبال اضافه برداشت از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری این پدیده است.

در این زمینه، راهکارهایی که سیاست‌گذار پولی می‌تواند در افق کوتاه‌مدت و میان‌مدت به منظور اضافه برداشت بانک‌ها استفاده کند، عبارت است از تعمیق و توسعه بازار بین بانکی، تقویت نظارت بر چگونگی مدیریت در بانک‌های بدهکار و کاهش نرخ سپرده قانونی، ارتقای سطح شفافیت در آمارهای پولی و اصلاح روابط دولت و بانک مرکزی نیز از اقداماتی است که در افق بلندمدت باید مدنظر مقام‌های پولی و مالی قرار گیرد.

این پژوهش با آسیب‌شناسی اضافه برداشت بانک‌ها، توضیح می‌دهد که در صورت عدم شناخت دقیق عوامل شکل‌دهنده اضافه برداشت بانک‌ها، طرح راهکارهای عملی برای رفع آن میسر نیست. این پژوهش، اولین و مهم‌ترین علت اضافه برداشت بانک‌ها از منابع بانک مرکزی را سیاست‌های مالی دولت می‌داند که ممکن است تاخیر در عملیات مالی دولت به اضافه برداشت بانک‌ها بینجامد. فرآیند شکل‌گیری بودجه در کشور باعث می‌شود، بخشی از بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی ماهیت شبه‌بودجه‌ای داشته باشد. در تدوین بودجه علاوه بر درآمدهای نفتی و مالیاتی، منابع بانکی هم برای تامین برخی مصارف بودجه درنظر گرفته می‌شود. از سوی دیگر در طرف هزینه‌ها، هنگامی که دولت با کسری مواجه می‌شود، پرداخت تعهدات دولت به بانک‌ها به تاخیر می‌افتد. از سوی دیگر در طرف هزینه‌ها، هنگاهی که دولت با کسری مواجه می‌شود، پرداخت تعهدات دولت به بانک‌ها به تاخیر می‌افتد. در بودجه تامین مالی، طرح‌هایی با ساختار بلندمدت و نرخ بازده کم به نظام بانکی تکلیف می‌شود. عامل دوم را می‌توان ناترازی منابع و مصارف بانک‌ها دانست. در سال‌های اخیر، نسبت تسهیلات‌ به سپرده‌ها با رشد قابل‌توجهی افزایش یافته است. در سال‌جاری نیز رشد مانده تسهیلات نسبت به رشد مانده سپرده بانک‌ها افزایش یافته است. به منظور ریشه‌یابی کسری مزمن ترازنامه بانک‌ها، لازم است عوامل موثر در عدم توازن منابع و مصارف بانک‌ها بررسی شود. تسهیلات غیرجاری و تجدید مستمر تسهیلات اعطایی و نقدشوندگی کم دارایی‌های بانک‌ها به دلیل سرمایه‌گذاری در پروژه‌های ساختمانی از عوامل مهم و اثرگذار در محدودیت نقدینگی بانک‌ها است. عامل سوم مورد اشاره در این پژوهش، سیاست‌های نظارتی بانک مرکزی است. اقتدار مقام ناظر و اعمال سیاست‌های نظارتی کارآ بر عملکرد شبکه بانکی باعث می‌شود اضافه برداشت از منابع بانک مرکزی تا حد زیادی کاهش یابد. همچنین کاستی اقتدار قانونی بانک مرکزی در قبال اضافه برداشت‌ها در رشد بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی اثرگذار بوده است. نقش بانک مرکزی در مدیریت و کنترل بدهی بانک‌ها تاکنون منفعلانه بوده است. در حال‌حاضر، بانک مرکزی مانند شرکت‌های بیمه ضامن ریسک بانک‌هاست. با آنکه منابع بانک مرکزی باید تنها برای رفع ریسک نقدینگی کوتاه‌مدت بانک‌ها و در قبال اخذ وثایق معتبر استفاده شود، این منابع از طریق سیستم پرداخت در دسترس تمام بانک‌هاست.

Riyadh: First Concert in 30 Years

Share Button

Riyadh-Thursday night was an extraordinary night in Riyadh; the Saudi audience delivered its message loudly, singing along with, and even louder than, singers.

A historical night that included Artist of Arabs Mohammed Abdu and Legendary Arab singer Rashed al-Majed at King Fahad Cultural Center hall launched the return of concerts to the Saudi capital after a hiatus of 28 years.

Both singers have Saudi roots and are popular throughout the Arab world but fans said Abdu had not sung in the Saudi capital since 1988.

Riyadh-Thursday night was an extraordinary night in Riyadh; the Saudi audience delivered its message loudly, singing along with, and even louder than, singers.

A historical night that included Artist of Arabs Mohammed Abdu and Legendary Arab singer Rashed al-Majed at King Fahad Cultural Center hall launched the return of concerts to the Saudi capital after a hiatus of 28 years.

Both singers have Saudi roots and are popular throughout the Arab world but fans said Abdu had not sung in the Saudi capital since 1988.

On Thursday, the flags of the nation rose and love for the homeland and its rulers was in the air.

Majed gave his fans three encores after they had waited about three decades for such a show.

Majed expressed his happiness and told Asharq Al-Awsat that he is overwhelmed for singing in his homeland and among his precious audience.

“Singing in my country felt different. I am very proud for watching the audience raise the Kingdom’s flag and sing with us.”

He thanked the entertainment authority and described members of the audience as champions.

asharq al awsat logo

.

Tony Blair: Against Populism, the Center Must Hold

Share Button

Politics in most European countries, and certainly in the United States, is still dominated by the traditional parties of right and left. Under pressure from radical populism, though, it’s shifting more to the extremes, as we’re seeing with the British Labour Party and the French Socialists.

 CreditSébastien Thibault

The New York Times

LONDON — Outrage is easy; strategy is hard. Outrage provides necessary motivation. But only strategy can deliver victory.

Politics is being reshaped, and this phenomenon is the same whether it is in the United States or in Europe. At stake in the forthcoming elections in France and Germany will be the future of Europe and, possibly, of European liberal democracy.

The rightist populism, on both sides of the Atlantic, is intent on blowing up traditional conservative politics and replacing it with a new coalition, comprising traditionally left-leaning supporters in working-class communities who feel left behind by globalization and traditionally right-leaning supporters who hate liberalism. Both constituencies believe that traditional culture is at risk from immigration and “political correctness.” Both believe in the nation-state as opposed to international alliances. Both feel let down by the so-called elites and think that the solution is an authoritarian figure strong enough not to care what a biased establishment thinks about him.

This is a revolution that is partly economic, but mainly cultural. The new coalition differs from the old Reagan-Thatcher one, though it has some similarities. Back in the 1980s, working-class voters moved to the right because they felt that the left didn’t satisfy their aspirations for self-improvement. That was a cultural issue, of course; but it was primarily an economic one. It was not so much that they felt fearful as that they felt held back.

Today is different. The modus operandi of this populism is not to reason but to roar. It has at times an anarchic feel. Yet it has also mobilized a powerful media behind it. Its supporters welcome the outrage their leaders provoke. This polarizes public discourse and enhances their sense of belonging, so that even when they’re in government, they act as if they were excluded from it.

Meanwhile, traditional conservatives feel like strangers in their own land. They are unsure whether to play along with the new order on the basis that it will soon pass or to accept that this is a revolution aimed at overturning their authority and fight it.

The causes of this movement are the scale, scope and speed of change. This is occurring economically as jobs are displaced and communities fractured, and culturally as the force of globalization moves the rest of the world closer and blurs old boundaries of nation, race and culture.

The same dynamics are splintering the left, too. One element has aligned with the right in revolt against globalization, but with business taking the place of migrants as the chief evil. They agree with the right-wing populists about elites, though for the left the elites are the wealthy, while for the right they’re the liberals.

This leftist populism is a profound error. It has no chance of matching the populist appeal of the right, and it dangerously validates some of the right’s arguments. This only fuels a cynicism that depresses support for the more progressive parts of the left’s program

The question is, will this be a temporary phase, perhaps linked to the aftermath of the 2008 financial crisis and Sept. 11, and will politics soon revert to normal, or has a new political age begun?

The party structures on both sides of the Atlantic have their origins in the Industrial Revolution and the debates engendered by that epoch about socialism and capitalism, the market and the state. These parties have endured because the roots they put down were very strong. But now, there are different distinctions than those simply of traditional right and left.

When I was growing up, people like my dad were conservative; and that meant economically and socially. Today, many such voters don’t fit that old stereotype. They may be pro-private enterprise and conservative on economics in traditional terms, but they’re also socially liberal — in favor, for instance, of gay rights. And there are those who used to vote left, but who are culturally illiberal and now don’t mind voting for parties of the wealthy.

Today, a distinction that often matters more than traditional right and left is open vs. closed. The open-minded see globalization as an opportunity but one with challenges that should be mitigated; the closed-minded see the outside world as a threat. This distinction crosses traditional party lines and thus has no organizing base, no natural channel for representation in electoral politics.

Politics in most European countries, and certainly in the United States, is still dominated by the traditional parties of right and left. Under pressure from radical populism, though, it’s shifting more to the extremes, as we’re seeing with the British Labour Party and the French Socialists.

So this leaves a big space in the center. For the progressive wing of politics, the correct strategy is to make the case for building a new coalition out from the center. To do so, progressives need to acknowledge the genuine cultural anxieties of those voters who have deserted the cause of social progress: on immigration, the threat of radical Islamism and the difference between being progressive and appearing obsessive on issues like gender identity.

The center needs to develop a new policy agenda that shows people they will get support to help them through the change that’s happening around them. At the heart of this has to be an alliance between those driving the technological revolution, in Silicon Valley and elsewhere, and those responsible for public policy in government. At present, there is a chasm of understanding between the two. There will inevitably continue to be a negative impact on jobs from artificial intelligence and big data, but the opportunities to change lives for the better through technology are enormous.

Any new agenda has to focus on these opportunities for radical change in the way that government and services like health care serve people. This must include how we educate, skill and equip our work forces for the future; how we reform tax and welfare systems to encourage more fair distribution of wealth; and how we replenish our nations’ infrastructures and invest in the communities most harmed by trade and technology.

Progressives must reach across the party divide, making a virtue of nonpartisanship. Those who feel dispossessed within existing party structures should make common cause, and do so unashamedly. This is exactly what those of us are doing in Britain who are making the case for staying in a reformed European Union.

The politics of the progressive center has not died, but it needs reinventing and re-energizing. For liberal democracy to survive and thrive, we must build a new coalition that is popular, not populist.