Category: از دیگران و جراید خارجی

حکومت قانون و اعدام سلطان سکه

Share Button

سلطان به گور رفته طلا

🖌عباس آخوندی – ۲۸ آبان‌ماه ۱۳۹۷

برگرفته از صفحه تلگرامی نویسنده

سلطان سکه و همکارش اعدام شدند. اینک سؤال این است که این نوع اقدام تا چه حد ظرفیت بازدارندگی دارد و چه کمکی به بازگشت ثبات به بازار می‌کند؟ و تا چه حد به حکومت قانون، توسعه سرمایه‌گذاری و رشدِ تولید ملی یاری می‌رساند؟ تا آنجا که من به‌یاد دارم این دو سومین و چهارمین افرادی هستند که به جرمِ اخلالِ اقتصادی پس از روزهای اول انقلاب اعدام می‌شوند. البته فردِ پنجمی نیز وجود دارد که محکوم شده و لیکن، حکمش اجرا نشده‌است.

در خبرها خواندم که خطیبِ نماز جمعه‌ی تهران، بسیاری دیگر از خطیبان جمعه، برخی نمایندگان محترم مجلس، سیاست‌ورزان و برخی کارشناسانِ در دسترسِ رسانه‌ی ملی از این اقدام استقبال کرده‌اند. بر اساسِ آن‌چه این بزرگان اعلام کرده‌اند، حتما در انطباق حکم با شرعِ انور ایرادی وجود ندارد و حجت تمام است. از این منظر من سخنی ندارم. لیکن، سؤالِ من، سودمندیِ آن از حیث اقتصادی و اجتماعی و حکومت قانون است.

به‌قاعده فرض بر این است که این اقدام دارای قدرت بازدارندگی حتمی است. سوداگران و متخلفان بزرگ از این مجازات سنگین هراسناک می‌شوند و از دست‌یازیدن به چنین جرائمی دستِ‌کم تا اندازه‌ای امتناع می‌کنند، عاملان بی‌ثباتی بازار منفعل می‌شوند و بازار تثبیت می‌شود. جامعه نیز حکومت را در کنارِ خود حس، پیام جدیت و قاطعیت از حاکمیت در سرکوبی فساد دریافت می‌کند. لذا، وجدان جامعه آرام می‌یابد؛ به‌قولی برخی جگرها خنک می‌شود. مردم به حاکمیت اعتماد بیشتری می‌کنند و با آن همراهی بیشتری می‌نمایند.

ولی سؤال این است که آیا به‌واقع این چنین است؟ آیا اطلاعات دقیق پرونده‌ی دو مورد پیشین پس از اجرای حکم برای یادگیری عمومی انتشار یافت؟ آیا در دو مورد پیشین چنین نتایجی حاصل شد و هیچ قرینه‌ای برای اثبات این مدعاها وجود دارد؟ آیا هیچ تحقیق میدانی چنین فرضیه‌هایی را ثابت می‌کند؟

خاطرم هست که در حاشیه جلسه شورای رقابت به قاضی سراجِ عزیز که هر دو عضو آن شورا بودیم گفتم که شما مه‌آفرید را به اتهام افساد بر روی زمین محاکمه می‌کنید. بر اساس اعلام نماینده‌ی دادستان تهران در جلسه‌ی دادگاه، اتهام وی عبارت است از : افساد فی الارض از طریق شرکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور از طریق تبانی و فساد در شبکه‌بانکی کشور و توسل به روش‌های متقلبانه و مجرمانه و اخذ میلیاردها تومان وجوه غیرقانونی، با علم به مؤثر بودن موضوع در مقابله و اضرار به نظام و مشارکت در کلاهبرداری کلان و تحصیل مال از طریق نامشروع جمعاً به مبلغ ۲۸،۵۵۴،۴۰۰،۰۰۰،۰۰۰ ریال با تشکیل و رهبری یک شبکه سازمان‌یافته برای ارتکاب جرایمی نظیر ارتشاء، اختلاس، کلاهبرداری، جعل و استفاده از اسناد مجعول و صوری، شرکت در پول‌شویی از طریق مصرف عواید حاصل از جرم پرداخت بیش از سی فقره رشوه، استفاده از اسناد مجعول متعدد مرتبط با گشایش‌های اعتبار اسنادی تنزیل شده و معاونت در جعل اسناد و تسهیل وقوع بزه اعلام کرد.

سؤالِ من از ایشان این بود که آیا یک فرد با هم‌دستی چند نفر می‌تواند بر روی زمین افساد کند، نظم را برهم زند و قاعده‌ی فاسد بنیاد کند و یا این اتفاق در غیاب حکومت قانون صورت می‌گیرد؟ اگر او فسادی انجام داده که براساس پرونده و اعتراف‌ها حتما انجام داده، آیا او ایجاد کننده‌ی فساد بر روی زمین و مُخلِّ نظمِ عمومی است و یا فردِ فاسدی است که از فضای بی‌قانونی، ناکارآمدی قانون و نحوه‌ی اعمال آن و بی‌انضباطی مالی حاکم حداکثر سوءاستفاده را به نفعِ خود کرده‌است؟ اینک آن سؤال هم‌چنان باقی است. اگر هر روز خبری از کشف فساد در گوشه‌ای می‌شنویم، آیا می‌توانیم اتهام افساد را متوجه متهمان نماییم؟ و یا آنان افراد فاسدی هستند که در بستر بی‌قانونی چون قارچ می‌رویند و چون هزینه‌ی فساد، سرجمع در ضعفِ حکومتِ قانون کم است، می‌توانند با کمترین مانع شبکه‌ی فاسد و فساد ایجاد کنند؟ آیا این‌گونه اقدام‌ها می‌تواند هزینه‌ی فساد را افزایش دهد و یا راه‌کار در برقراری حاکمیتِ مؤثر و کارآمدِ قانون است؟

به گمانِ من، گسترشِ فساد و عدمِ حاکمیتِ قانون دو روی یک سکه‌اند. آیا با عبور از قانون می‌توان به جنگ با فساد رفت؟ بی‌قانونیِ خوب و بد وجود ندارد. از نظر ذهنی، در عبور از قانون می‌توان نیتِ خیر داشت لیکن، بی‌تردید نتیجه معکوس خواهد بود. هیچ هدفِ آرمانی و بزرگی نمی‌تواند سرپیچی از قانون را توجیه کند. هیچ وضعیت و شرایطی نمی‌تواند تخطی از قانون را مشروع سازد. بر اساس اصل هفتاد و نهم قانون اساسی حتی در حالت‏ جنگ‏ و شرایط اضطراری‏ نظیر آن‏، دولت‏ صرفا حق‏ دارد با تصویب‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ موقتا محدودیت‌های‏ ضروری‏ را برقرار نماید، ولی‏ مدت‏ آن‏ به‏ هر حال‏ نمی‏‌تواند بیش‏ از سی‏ روز باشد و در صورتی‏ که‏ ضرورت‏ هم‌چنان‏ باقی‏ باشد دولت‏ موظف‏ است مجددا از مجلس‏ کسب‏ مجوز کند. این متن قانون اساسی است.

به‌نظر می‌رسد که علیرغم تاکید قانونِ اساسی و گذشت بیش از یکصد سال از نهضت مشروطیت با شعار حکومتِ قانون هنوز مفهومِ قانون در نظام هنجاری حکمرواییِ کشور جای باز نکرده و حکم امر مستحبی را دارد که عندالاقتضا بهتر است به آن عمل شود. لذا، جهتِ تامینِ منابعِ مالی اداره‌ی شهر، گروهی شهرفروشی را آغاز کردند و اکنون امری مباح و ناگزیر اعلام می‌شود. ولی وقتی فساد این روش آشکار می‌گردد، آدرس سوداگران بزرگ شهری؛ البته از گروهی خاص به افکار عمومی داده ‌می‌شود. طرفه آن‌که ابتدا امضای طلایی به‌رسمیت شناخته می‌شود و سپس توصیه به جابجایی ادواری صاحبان آن صورت می‌گیرد. ظرف یک مدت کوتاه ده‌ها بخشنامه‌ی ارزی و بانکی صادر می‌گردد و سامانه‌های متعدد ایجاد می‌شود سپس در پیِ جمشید بسم‌الله و سلطان سکه و ارتباط‌های خارجی می‌روند.

هنوز در حیرتم که چرا در ایران هم‌چنان سُرنا از دهانه‌ی گشاد آن نواخته می‌شود. راه‌کارِ آسان‌تر حاکمیت قانون و قبول نظریه‌ی علمی، مشروط بر داشتن شهامت عبور از وسوسه‌ی حفظ منافع شخصی و گروهی به سمت منافع ملی و تعهد به ارزش‌های اخلاق عمومی است. بی‌مبنا‌ترین سخن آن است که گفته‌شود باید از بحث‌های انتزاعی و تئوریک خود را برهانیم و به سمت کارایی و حل مشکلات برویم. حضرات توجه ندارند که نظریه محصول تامل در امر واقع است و از ناکجا نیامده است و بدون نظریه چگونه می‌توان سمت‌وسوی کارایی و حل مشکلات را یافت. اگر نظریه‌ای نتواند یک امر واقع را تبیین کند، از اساس فاقد ارزش است. چنان اینان امرِ نظری را محکوم می‌کنند که گویی نظریه تاملات در عالمِ خلسه است و یا آن‌که بدون نظریه می‌توان حرکت کرد.

حرکت بدون نظریه چون حرکت در تاریکی بدون چراغ است که جز دوری از مقصد ثمری ندارد. به فرموده‌ی امام صادق (ع) هر که بدون بصیرت عمل کند مانند کسی است که بیراهه می‌رود هر چند شتاب کند از هدف دورتر گردد.

▪️پایان

@AbbasAkhoundi

تفاوت کیفی تحریم‌ها و شرایط اقتصادی و اجتماعی

Share Button

واقعیت این است که هم ابعاد تحریم‌ها فراگیرتر و هدفمندتر از گذشته است و هم توانایی اقتصاد و اجتماع برای تاب‌آوری،  ضعیف‌تر از قبل است. به این اعتبار، یا باید با تغییر رویه‌ها به سراغ رفع تحریم‌ها رفت یا باید به انتظار آینده‌ی سخت‌تری نشست.


دکتر علی دینی ترکمانی

تحریم‌های سال‌های ۵۸ تا ۸۹ شامل بلوکه کردن بخشی از دارایی‌های ایران و عدم فروش مستقیم قطعات جنگنده‌های ساخت آمریکا از جمله اف ۵ و همین‌طور قطعات هواپیماهای مسافری ساخت آمریکا و خود هواپیما بود. باوجود این، در این سال‌ها، ایران می‌توانست این قطعات را از اروپا تهیه کند.

خرید نفت ایران هیچ‌گاه تحریم نشد. حتی در زمان جنگ، اگر امکان تولید و صادرات وجود داشت، منعی در برابر ان نبود.  همین‌طور شبکه بانکی تحریم نشد و در این مقیاس شخصیت‌های حقیقی و حقوقی در لیست تحریم قرار نگرفتند.

آستانه‌ی تحمل مردم، به‌‌دلیل آرمان‌گرایی ناشی از فضای انقلاب و بسیج اجتماعی جنگی، بالا بود.
شرایط اقتصادی این‌چنین ناامیدکننده نبود. در زمان جنگ، به رغم افت وضع رفاهی، شرایط تحمل می‌شد و بعد از جنگ به امید نیل به شرایط رفاهی بالا، خوش‌بینی نسبی به آینده وجود داشت. افزایش ظرفیت تولید و صادرات نفتی و دسترسی به درآمدهای ارزی نفتی طی دو دهه ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰، و رشد سرمایه‌گذاری و مصرف، شرایط  نسبتآ با ثباتی، به رغم شکل‌گیری تدریجی طبقه‌ی نوکیسه نوین، خلق کرد.

آثار انفجار جمعیت در دهه ۶۰ ، هنوز در بازار کار بازتاب پیدا نکرده بود. بحران ساختاری بیکاری، به ویژه در بخش فارغ التحصیلان دانشگاهی،  در این ابعاد نبود.

کژکارکردی‌های اقتصادی و اجتماعی چون نابرابری و فساد و حاشیه نشینی هنوز این‌چنین نمایان نشده بود.

بحران زیست محیطی  چه برحسب کم‌آبی و خشک شدن زاینده‌رود و هیرمند و دریاچه ارومیه و غیره و چه برحسب طوفان شن و ریزگرد در خوزستان،  در این ابعاد نبود.

از سال ۱۳۹۰، تحریم‌ها در ابعاد وسیع، با هدف از کار انداختن قلب تپنده اقتصاد کشور، یعنی بخش نفت، طراحی و اعمال شده است. برجام، فرصتی برای رهایی از پیامدهای بسیار منفی آن ایجاد کرد. پیامدهای منفی که چون شبحی ترسناک دوباره با بازگشت تحریم‌ها بر سر اقتصاد  ایستاده است.

شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور، به‌لیل کارکرد اثر پروانه‌ای و انباشتی، در موقعیت شکننده‌تری قرار دارد.  اثر پروانه‌ای می‌گوید عطسه‌ای در این سوی جهان می‌تواند موجب بروز طوفانی در ان سوی جهان بشود. عطسه در ابتدا موجب جابه‌جایی هوا در مقیاسی کوچک می‌شود. پیوستگی و استمرار جابه‌جایی هوا در مسیر طولانی می‌تواند سر از طوفان در بیاورد.

برحسب شاخص‌هایی چون بیکاری ۲۷ درصدی  جوانان، و بیکاری ۲۵ درصدی سرپرستان خانواده‌ها، ناتوانی شبکه بانکی در تامین نقدینگی مورد نیاز بنگاه‌ها و همین‌طور ناتوانی در تامین اعتبار پروژه‌ها به‌دلیل حجم بالای مطالبات معوقه، فساد فراگیر و شدید، تخریب زیست محیط، افزایش سهم هزینه‌های مصرفی از کل بودجه به مرز ۱۰۰ درصد و ته کشیدن بودجه عمرانی،  و فقر و حاشیه نشینی رو به افزایش، می‌توان از بحران فراگیر توسعه سخن گفت. بحرانی که ان سوی سکه‌اش شکست نظام‌مند است.

در این شرایط بازگشت تحریم‌ها دارای اثار کیفی متفاوتی نسبت به سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۹ است. با تمثیلی این تفاوت روشن‌تر می‌شود. کاهش ۳۰ کیلو وزن برای فردی که  ۱۰۰ کیلو وزن دارد، تاثیر جدی بر سلامت او نمی‌گذارد. اما، همین میزان کاهش وزن برای کسی که ۷۰ کیلو وزن دارد، یعنی به خطر افتادن جدی سلامت او.

حتی اگر، فرض نادرست ابعاد یکسان تحریم‌های فعلی و گذشته را بپذیریم، تاثیرش به لحاظ کیفی متفاوت است چرا که اقتصاد به‌دلیل کارکرد اثر پروانه‌ای و انباشته شدن مشکلات و اعتراضات،  آسیب پذیرتر از گذشته شده است.
اما، واقعیت این است که هم ابعاد تحریم‌ها فراگیرتر و هدفمندتر از گذشته است و هم توانایی اقتصاد و اجتماع برای تاب‌آوری،  ضعیف‌تر از قبل است.

به این اعتبار، یا باید با تغییر رویه‌ها به سراغ رفع تحریم‌ها رفت یا باید به انتظار آینده‌ی سخت‌تری نشست.

    ***********************

توجه!

 

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتری از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

پاینده ایران

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

 

واقعیتها و تحریم ها! احمد زید آبادی

Share Button

🔴واقعیت تحریم‌ها!

✍🏻#احمد_زیدآبادی

🔹بسیاری از ایرانی ها گمان می‌کردند که بین ایران و آمریکا امری پنهان در جریان است که منجر به بازگشت تحریم‌های نفتی و بانکی ایالات متحده نخواهد شد.

🔹طبعاً همواره بین کشورهای دارای اختلاف حتی کشورهای متخاصم، پیغام و پسغام‌هایی از طریق واسطه ها رد و بدل می‌شود که به معنای مذاکره نیست بلکه بیشتر برای کشف نیّت و قصد نهایی طرف مقابل است.

🔹احتمالاً این گونه پیغام‌ها از طریق میانجی‌ها و واسطه‌ها بین ایران  آمریکا نیز مبادله شده است و خواهد شد که البته اهمیت خاصی هم ندارد؛ اما افشای آنها برای رسانه‌ها سخت دلفریب و وسوسه‌انگیز است تا مخاطبان خود را از کسالت بی‌خبری در آورند!

🔹به هر حال، آنچه روشن است بین ایران و آمریکا در ماه‌های گذشته مذاکرۀ معناداری برای حل و فصل اختلافات صورت نگرفته و تا چند ماه آینده نیز بسیار بعید است صورت گیرد.

🔹با این حساب، امروز و فردا تحریم‌ها از راه می‌رسند. مسئولان ایرانی احتمالاً به قصد کاهش اثرات روانیِ بازگشت تحریم‌ها بر افکار عمومی داخلی، بر بی‌اثر بودن یا تأثیر اندک تحریم‌های تازه بر اقتصاد ایران تأکید می‌کنند و برخی از آنها معافیت چند کشور از اجرای تحریم‌ها را علامت ناکامی و شکست آنها در ابتدای کار می‌دانند.

🔹قاعدتاً بازگشت تحریم‌ها در کنار تأثیرات واقعی و عینی، تأثیرات ذهنی و روانی هم با خود به همراه دارد؛ اما به نظرم راه خنثی کردن تأثیرات روانی، انکار و یا بی‌اهمیت شمردن اثرات واقعی آنها نیست.

🔹در این گونه موارد، چاره‌ای جز رویارو شدن با واقعیت نیست. واقعیت هم ذهنی و روانی نیست. تحریم‌ها سر می‌رسند و واقعیت خود را عریان می‌کنند و اگر راه چاره‌ای برای آنها اندیشیده نشده باشد؛ اقتصاد را به ویرانی و مردم را به فلاکت می‌کشانند.

🔹تردیدی نیست که دولت ترامپ با قاطعیت در پی تغییر رفتار دولت ایران از راه اعمال حد اکثر فشار اقتصادی است و برای دستیابی به هدف خود، روز به روز بر شدت فشارها خواهد افزود.

🔹در این میان، مجموعۀ کشورهای منتقد خط مشی دولت ترامپ در صحنۀ جهانی، نه از وحدت و هماهنگی لازم برای ایستادگی در مقابل او برخوردارند و نه از این جهت نفع مشترکی می‌برند. بنابراین تحرکات آنها پراکنده، بی‌برنامه، ناهماهنگ و در مجموع فاقد اهمیت لازم برای خنثی کردن اثرات تحریم‌ها خواهد بود؛ بنابراین مسئولان ایرانی نباید به برخی لفاظی‌ها در این باره دل خوش کنند.

🔹معافیت‌ها نیز محدود و کوتاه مدت و بر مبنای قول کشورهای معاف شده برای همکاری با آمریکا در مدت زمانی مشخص است و از این جهت، جای هیچگونه خوشحالی ندارد.

🔹این در حالی است که دور زدن تحریم‌ها و ورود به بازار سیاه جهانی نیز شاید درآمدی را در پی داشته باشد؛ اما نه به اندازه‌ای که گرهی از زندگی جمعیت ۸۰ میلیونی ایران بگشاید. بنابراین، منابع درآمدی از طریق صادرات نفت، تا اندازۀ زیادی محدود و منحصر به همان میزانی خواهد شد که برای واردات دارو و غذا، در نظر گرفته شده است.

🔹بدین ترتیب، دولتی که در سال‌های اخیر با وجود برخورداری از منابع ارزی نفت، کشور را بدانگونه اداره کرده است؛ من نمی‌دانم در شرایط بغرنج پیشِ رو با کدام توان و قدرت و برنامه می‌خواهد از پس مشکلات برآید و امور را مدیریت کند؟

🔹و سرانجام، بیم آن می‌رود که مسئولان نه از سر مقابله با تأثیرات روانی تحریم‌ها بلکه به دلیل عدم آمادگی روانی خود برای پذیرش واقعیت‌های پیشِ رو، در صدد انکار اثرگذاری تحریم‌ها بر آمده باشند!

🔹به واقع چیزی در این دنیا به اندازۀ نادیده گرفتن و انکار واقعیت، خطرناک و ویرانگر نیست! از این رو، شناسایی و به رسمیت شناختن واقعیت نخستین گام موفقیت و بزرگترین فضیلت آدمی است.

✅@kaleme
🔥🔥🔥
@CimorghIran

بازنشر شهادت نامه نحوه مرگ ستار بهشتی در سالگرد مرگ او: بدن شکنجه شده ستار بهشتی را به چشم دیدم

Share Button

چکیده :پس از افشاى قتل در بازداشتگاه پلیس فتا مسئولان بار‌ها عنوان کردند که مستند و موضوع اتهام ستار بهشتى مطالب منتشره در وبلاگش بوده است، اما جالب است بدانید این حد از شکنجه و رفتارهاى غیرقانونى بنا به گفته خود ستار نه با هدف اخذ اقرار در خصوص محتواى وبلاگ و یا حتى صفحه فیس بوک ستار بلکه به منظور اطلاع از نام کاربرى و رمز اشتراک او در فیس بوک و اعترافاتى در این زمینه بوده است. بنابراین محور بازجویى مطالب و محتواى وبلاگ و صفحه فیس بوک نبوده بلکه هدف غیرقانونى دستیابى به حریم خصوصى متهم انگیزه دو دور بازجویى توام با شکنجه و منجر به مرگ بوده…

پنج شنبه, ۱۰ آبان, ۱۳۹۷

یازدهم آبان ماه سال ۹۱ کلمه از بازداشت و ضرب و شتم ستار بهشتی توسط پلیس امنیت خبر داده بود و کمتر از یک هفته پس از آن خواهر این سبز گمنام اعلام کرد که از پلیس امنیت به وی اعلام کرده اند که که این جوان ۳۵ ساله جان خود را از دست داده و آنها باید روز آینده برای دریافت پیکرش مراجعه کنند.

پس از دو روز با انتشار سندی با دستخط ستار بهشتی که در بند ۳۵۰ شکایت خود را از کسانی که وی را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند این رفتار غیر انسانی و غیر قانونی محکوم و از سکوت مسئولان امر و رسانه های وابسته به قدرت در کشور انتقاد شد.

به گزارش کلمه، همان زمان زندانیان سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین با انتشار دو بیانیه  شهادت دادند که پیکر شکنجه شده ی ستار را دیده اند و از مسئولان خواستند که به جای ترساندن شاهدان جنایت پیگیر آنچه باشند که در سیستم قضایی و پلیس کشور در حال وقوع است. تلاش هایی که بالاخره نتیجه داد و هرچند به تبعید عابدینی، شاهدی که نزد بازپرس شهادت داده بود به آنچه دیده اما سخنگوی قوه قضاییه را وادار کرد که واکنش نشان دهد و اعلام کند که پیگیر ماجرا است.

بیش ازشش سال از قتل یک کارگر وبلاگ نویس در بازداشت می گذرد و در ششمین سالگرد ستار بهشتی کلمه شهادت نامه ای که از داخل زندان اوین در همان سال منتشر کرد را بازنشر میکند.

متن این شهادت که به مراجع قضایی نیز ارسال شده و اینک در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

به: قاضی ایزدى، رییس شعبه ۱۰۵۷دادگاه کیفری

موضوع: اعلام آمادگى جهت گواهى و اداى توضیح در خصوص پرونده قتل مرحوم ستار بهشتى

با سلام و تقدیم احترام؛

اخیرا در زندان از طریق جراید مطلع شده‌ام که در جریان رسیدگى به پرونده قتل مرحوم ستار بهشتى اتهام «قتل عمد» را از عداد اتهامات منتسب به متهمان خارج کرده و عنوان اتهامى را به «قتل شبه عمد» تغییر داده‌اید. بر این اساس به منظور تشحیذ خاطر آن مرجع محترم قضایى لازم دیدم از آنجا که در زندان محبوسم و امکان حضور در محکمه را ندارم، برخى از آنچه در این پرونده را یا به چشم دیده و یا از زبان آن مرحوم در بند ٣۵٠ زندان اوین -اندکى پیش از وقوع قتل- شنیده‌ام را براى اولین بار بیان دارم، به آن امید که در این مرحله از دادرسى به کشف حقیقت کمک کرده باشم و از این رو همین جا آمادگى خود را جهت حضور در محضر دادگاه و اداى گواهى و توضیح اعلام مى کنم.

البته اینجانب هیچگاه طرفدار مجازات هاى سالب حیات نبوده‌ام اما آنچه همواره از آن حمایت کرده و بدان اعتقاد داشته‌ام، دادرسى عادلانه، کشف حقیقت و اجراى قانون با هدف اصلاح و پیشگیرى از نقض حقوق انسان‌ها بوده است.

دادرس محترم

نکات آتى را به مقتضاى وظیفه انسانى و اخلاقى‌ام بازگو مى کنم و امید آن دارم که به روشن شدن زوایاى پنهان این پرونده و نیز احیاى عدالت مدد رسانده باشم.

اینجانب اندکى پس از ورود مرحوم ستار بهشتى به بند ۳۵۰ اوین (تاریخ ۱۰ آبان) با وى آشنا شده و پس از گفتگوى کوتاهى متوجه شدم که وضعیت جسمى او بر اثر اتفاقاتى که حین دور اول بازجویى‌ها (یعنى روزهاى ۱۰ آبان تا ۱۱ آبان) روى داده نامساعد و نگران کننده است.

اینجانب در‌‌ همان شب حضور ستار در بند ٣۵٠ آثار و علایم زیر را بر روى بدن آن مرحوم مشاهده کردم:

-آثار آسیب دیدگى و کبودى بر روى مچ هاى هر دو دست که نتیجه آویزان کردن از سقف و دستند قپانى بود.

– تورم و کبودى شدید در بالاى پیشانى، سمت چپ سر آن مرحوم.

– آثار خون ریزى در چشم چپ.

– آثار کبودى روى صورت و جراحت روى لب‌ها.

– آثار متعدد کبودى در ناحیه قفسه سینه، پهلو و شکم که نتیجه مشت و لگد بازجو بود.

– جراحت روى پا‌ها و لنگیدن به هنگام راه رفتن.

– گلایه او از درد در ناحیه بیضه.

– سرگیجه و حالت تهوع.

همچنین مرحوم ستار بهشتى مطالب و جزییات تکان دهنده اى در باب نحوه رفتار بازجو عنوان کرد که شخصا با آنکه روایت هاى متعددى از شکنجه در پلیس امنیت شنیده بودم اما این میزان از خشونت و شدت عمل با توجه به نوع و سطح فعالیت ستار توجیه پذیر نبود. مرحوم ستار بهشتى نقل مى کرد که بازجو وى را در حالى که از سقف آویزان کرده بود مورد ضرب و شتم قرار داده است؛ آن مرحوم که به شدت نگران تکرار شکنجه‌ها بود اظهار مى کرد: «درحالى که دستبند قپانى به من زده بوده و روى زمین‌‌ رهایم کرده بودند بازجو پا روى سرم گذاشته و به مادر و خواهرم فحاشى مى کرد». مرحوم بهشتى بیان مى کرد:

«در یک مورد دست و پایم را به صندلى بسته بودند و بازجو با مشت و لگد به جانم افتاده بود». ستار عنوان مى کرد که بازجو صراحتا به وى گفته بود: «مى کشمت و نمى گذارم زنده از اینجا بیرون بروى، حتى نمى گذارم جنازه‌ات به دست مادرت برسد، تنها راهى که مى توانى از اینجا بیرون بروى و دوباره مادرت را ببینى همکارى با من است و اینکه آن چیزى را که من مى خواهم بگویى و بنویسى».

مرحوم ستار اظهار مى کرد که زخم روى گردن‌اش به دلیل استفاده از شوک الکتریکى است که علاوه بر مشت، لگد و کابل براى شکنجه او استفاده شده بود. آن مرحوم با گلایه از درد بیضه اظهار مى داشت که در حین بازجویى و بعد از چند ضربه به شکم و بیضه‌اش در ادرار خود خون مشاهده کرده بود.

متاسفانه ایشان عنوان مى کرد که بازجو با اجبار به عریان شدن وى را تلویحا به آزار جنسى تهدید کرده بود.

جناب قاضى

پس از افشاى قتل در بازداشتگاه پلیس فتا مسئولان بار‌ها عنوان کردند که مستند و موضوع اتهام ستار بهشتى مطالب منتشره در وبلاگش بوده است، اما جالب است بدانید این حد از شکنجه و رفتارهاى غیرقانونى بنا به گفته خود ستار نه با هدف اخذ اقرار در خصوص محتواى وبلاگ و یا حتى صفحه فیس بوک ستار بلکه به منظور اطلاع از نام کاربرى و رمز اشتراک او در فیس بوک و اعترافاتى در این زمینه بوده است. بنابراین محور بازجویى مطالب و محتواى وبلاگ و صفحه فیس بوک نبوده بلکه هدف غیرقانونى دستیابى به حریم خصوصى متهم انگیزه دو دور بازجویى توام با شکنجه و منجر به مرگ بوده است.

دادرس محترم

مى دانید که ستار بهشتى تنها چهار روز در بازداشت بود که یک روز آن نیز در بند ٣۵٠ اوین بدون بازجویى و شکنجه سپرى شد. شما اکنون عهده دار قضاوت هستید، وقتى فردى را در کمتر از ٣۶ ساعت تا این حد مورد ضرب و شتم قرار مى دهند و با تهدید به قتل که خود جرمى مجزاست، صراحتا به او مى گویند تو را مى کشیم، زنده‌ات نمى گذاریم. و حتى در کلام خود در مورد سرنوشت جنازه فرد مضروب نیز اظهار نظر مى کنند، آیا مى توان از عدم وجود قصد و سوءنیت در قتل سخن گفت؟ آیا این مقدار خشونت و آزار و ایذاء جسمى و روحى «نوعا کشنده» نیست؟ آیا یک بازجو که على القاعده از این شیوه اعتراف گیرى مکررا استفاده کرده و آگاه به شدت ضربات خود و توان تحمل جسم افراد است مى تواند با سوءاستفاده از جایگاه‌اش با توسل به هر نوع ابزار شکنجه فیزیکى بر متهم بتازد و آنگاه در پیشگاه قانون مدعى عدم سوءنیت و تعمد شده و از عواقب عمل مجرمانه خود رهایى یابد؟!

اینجانب ضمن تکرار اعلام آمادگى جهت اداى این توضیحات در محضر دادگاه خواستار ثبت و رسیدگى به این وجیزه در آن مرجع محترم قضایى مى باشم.

با تشکر و تجدید احترام

سید حسین رونقى ملکی

زندان اوین

آمریکا به بزرگترین تامین کننده انرژی دنیا تبدیل میشود

Share Button

چکیده … از لحاظ تولید نفت خام، ایالات متحده در اوایل سال جاری، بر بزرگترین صادر کننده یعنی عربستان سعودی پیش گرفت و اخیرا یک رکورد تولید ۱۱ میلیون بشکه ای در روز را به دست آورد که ایالات متحده را به مرز روسیه به عنوان بزرگترین تولید کننده نفت در دنیا قرار داد.

سنگاپور (رویترز) – یک مقام دیپلمات برجسته آمریکا در امور نفتی  گفت که کشورش به یک منبع کلیدی تامین انرژی جهان تبدیل خواهد شد تا بتواند با نوآوری در فناوری و تامین مالی، تولید نفت و گاز ایالات متحده را چنان تقویت کند  که تا در دهه آینده پاسخگوی تقاضای رو به رشد در جهان باشد

فرانک فانون، معاون وزیر امور خارجه دفتر انرژی اداره دولتی ایالات متحده، گفت: ” انتظار ما این است تا در عرض ۵ تا ۱۰ سال آینده، میزان بهبود بازیابی* حتی به  دو برابر شدن در بعضی از میادین پربار گازی ما منجر شود.”

او در یک کنفرانس صنعت در سنگاپور گفت: “این بدین معنی است که در کوتاه مدت ایالات متحده ممکن است به تولیدی دو

برابر میزان فعلی دست یابد و نه تنها ظرفیت صادراتی خود را دوبرابر سازد بلکه به عرضه کننده نوآوریهای تکنولوژیک  در بازار تبدیل شود.

فاته بیرول، مدیر اجرایی آژانس بین المللی انرژی (IEA)**، در همان اجلاس گفت که ایالات متحده تبدیل به رهبر بلامنازع تولید نفت و گاز در جهان خواهد شد.

از لحاظ تولید نفت خام، ایالات متحده در اوایل سال جاری، بر بزرگترین صادر کننده یعنی عربستان سعودی پیش گرفت و اخیرا یک رکورد تولید ۱۱ میلیون بشکه ای در روز را به دست آورد که ایالات متحده را به مرز روسیه به عنوان بزرگترین تولید کننده نفت در دنیا قرار داد.

به خاطر افزایش تولید ایالات متحده، در سپتامبر گذشته تولید نفت ۳ کشور عمده جهان به ۳۳ میلیون بشکه در روز بالغ گردید

داده های موسسه آیکون اینفینیتو نشان میدهد که  تولید نفت خام سه تولید کننده برتر جهان در ماه سپتامبر برای اولین باربه ۳۳ میلیون بشکه در روز رسید.

این افزایشی معادل  ۱۰ میلیون بشکه در روز، از آغاز دهه جاری  میباشد و به این معنی است که این سه تولید کننده به تنها یی در حال حاضر یک سوم از تقاضای جهانی نفت را تامین می کنند.

در خصوص گاز، بیرول از IEA گفت؛ ایالات متحده، همراه با استرالیا و قطر، تا سال ۲۰۲۳ , ۶۰ درصد تولید گاز مایع جهانی  (LNG) را تامین خواهند کرد.

ایالات متحده در حال حاضر تنها دو پروژه عملیاتی  گاز مایع صادراتی LNG دارد، گرچه چندین پروژه منتظر تایید مالی می باشند.

*

منظور از عملیات یا فن آوری بازیافت چاههای نفتی، عملیاتی است که با تزریق آب یا گاز تتمه نفت باقی مانده  در یک میدان نفتی را استخراج میکنند. در مناطق نفتی دنیا اغلب چاهها بخاطر کاهش فشار تماماً استحصال نشده اند ولی فن آوری های جدید امکان این را فراهم ساخته اند که از اینگونه میادین و چاهها بهره برداری شود.

**

آژانس انرژی جهانی IEA با آژانس انرژی اتمی اشتباه نشود. این آژانس که بیش ۲۵ کشور بزرگ صنعتی عضو آن هستند بر نفت و گاز و.. نظارت دارد و خود داری یک ذخیره احتیاطی نزدیک به ۵۰۰ میلیون بشکه ایی نفت می یابشد برای اتفاقات احتمالی.

ترجمه کامل گزارش رویترز از

کاوشگر

********************************

توجه!

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتری از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

پاینده ایران

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

 

نامه شجاعانه وکیل مبارز محمد نجفی به  رهبر!

Share Button


آقای خامنه ای!
انتخاب ما نه امامِ در ماه بود نه ملتِ در چاه!
وقتی کسی را ببری تا ماه بالا، دیگر دست و صدایت به او نمی رسد، خدایی می کند ناخودآگاه!

نسلِ ما را زبانِ گفتن آری یا نه نبود.

نسل ما از ثانیه اول که زاده شدیم بدون اینکه چون شما معجزه وار، بلند یاعلی! گفته باشیم وارث ایران و نام و دین و مذهب و حکومتِ دینی شدیم. ارثِ اجباری. خروج از دین اعدام خروج علیه حکومت اعدام!
آیه لااکراه_فی_الدینِ قرآن و اصول آزادی_عقیده و حق_تعیین_سرنوشت مندرج در قانون_اساسی هم، محلی در عمل نداشت!

شما هم میدانیدکه همه اتفاق های زندگی با میل انسان نیست. در فیلم سالِ ۶۸ مجلس_خبرگان_رهبری خودِ شما به صراحت گفتید:
“مخالف هستم رهبر بشوم، از نظر شرع و قانون رهبر شدنم مشکل دارد. باید_خون_گریست به حال ملتی که احتمال رهبر شدن من مطرح باشد”
ولی برخلاف میلتان و بر خلاف قانون و شرع، شما را رهبر کردند، سی سال است رهبر ماندید،رهبر هستید. صاحب معجزه ‌و ‌مبارک شدید، از غیب برایتان غذا می آید ماشین و چهره تان نورانی است. بر سنگ بنشینید نشیمنگاه تان محل تبرک می شود، محل فرود بالگردتان در سال های بعد گلباران می شود. به دستبوسی تان می آیند حتی زنانِ درجه دار. خلاصه نه به آن نخواستن و نه کار را به اینجا رساندن!

یادم نرفته در فیلم پنهان شده از چشمِ مردم که ناخواسته لو رفت در سال گذشته، به قول فردوسی پور، چه کرد آقای هاشمی_رفسنجانی در مجلس خبرگان رهبری.
با یک خاطره، سرانجام و حقوق و آزادی های ملت را انداخت به مخاطره!
خاطره ای از امام گفت؛ راوی خودش، سَنَد خودش، حامی خودش، و همه را ترغیب به پذیرش کرد، والسلام!
دست آخر هم، با یک شنایِ قورباغه ای، با یک زیرآبیِ اجباری، سرش را کردند زیر آب!
رفت جایی که بسیاری را فرستاده بود، تمام!
اما نسل ما همیشه هم تن به اجبار نداد. درسال های#۷۸ #۸۸ و خصوصا #۹۶ دست به انتخابِ آزادی های سیاسی و عقیدتی زد که حکومت با مشت_آهنین به دهانِ نسلِ ما کوبید!
پاسخِ خواسته مسالمت آمیز را اینگونه داد: باتوم زد، اشک آور زد، تهمت زد، دستبند زد، پابند زد، قمه زد، گلوله زد، دار زد!

آقای خامنه ای!
گناه انتخاب و اجبارِ هم نسلان تان را به گردن نسل بی گناه ما نیاندازید. شما یک انسان معمولی و زمینی هستید و نه فرازمینی و خاص! باید درخور اختیاراتِ فراوانتان، فراوان، پاسخگو باشید! که نیستید!

آقای خامنه ای!
نسلِ ما پاسوزِ شماست! روزگارمان به سیاهی عمامه تان است. عبایتان را از سرزمین هایِ همسایه جمع کنید.سرمایه ما را خرج ایدوئولوژی_شیعی خود نکنید. داخل به اندازه کافی اختلاس و رانت و فساد هست. پا در نعلین بزرگان جهان نکنید. چهل سال در برهه حساس کنونی درجا زدیم و سر جنگ با جهان داریم ولی ناتوان از تولید پوشک هستیم و بسیار فقیرِ بی نان داریم!

آقای خامنه ای!
انتخابِ نسل ما، دوستی با جهان است
بدون توجه به ملیت ونژاد و دین و مذهب!
با اختیار، به آزادیِ انتخابِ نسل_امروزِ ایران، تن بدهید. تن ندهید مجبورتان‌ میکنیم!

قلم_اگر_از_بیداد_ننویسدقلم باد!
محمد_نجفی_وکیل_دادگستری
شازند ۱۷/۶/۱۳۹۷
🔥🔥🔥
@CimorghIran

هشدار دکتر شفیعی کدکنی درباره‌ برنامه ‌های زبانی دشمنان

Share Button

🔥 هشدار دکتر شفیعی کدکنی درباره‌ برنامه ‌های زبانی دشمنان🔥

🔥🔥🔥

آنجا [آکسفورد] یک فرد انگلیسی که اسمش همه چیزش انگلیسی بود، عضو کمپانی هند شرقی بود، آمده زبان فارسی یاد گرفته و به فارسی شعر گفته و شعر در سبک هندی … شما تا بخواهید یک مصرع دیگری را بفهمید … شماهایی که زبان مادریتان هست، شما که بعضی ‌هایتان فوق لیسانس و دکتر ادبیات فارسی هستید محال است شعر بیدل را بفهمید. 

بیدل یک منظومۀ بسیار بسیار منسجم و پیچیده‌ای است که کُدهای هنریش را هر ذهنی نمی‌تواند اینکود کند به اصطلاح زبانشناس‌ها. و این آدم آمده و به سبک بیدل شعر گفته و چقدر جالب و عالی … آدم باورش نمی‌شود که اینقدر این‌ها … بعد آن وقتی که مسلّط شدند، گفتند: گور بابای زبان فارسی، شما زبان فارسی برایتان خوب نیست. شما بیایید اُردو را که یک زبان محلّی است، این را بگیرید بزرگش کنید و همین کار را کردند. 

می ‌دانستند که زبان فارسی شاهنامه دارد، مثنوی دارد، سعدی دارد، حافظ دارد، نظامی دارد، می‌ تواند با شکسپیر کُشتی بگیرد. ولی زبان اردو چیزی ندارد که با شکسپیر کُشتی بگیرد. بعد از مدتی بچّۀ هندی می‌ گوید: گور بابای این زبان اردو. من که می‌ توانم شکسپیر بخوانم، چرا این شعرهای ضعیف و این ادبیات چی چی … را بخوانم اصلاً زبانم را انگلیسی می‌ کنم، چنانکه کردند. 

 ببینید آنهایی که روی زبان‌ های محلّی ما فشار می‌ آورند که من آقا به لهجۀ کدکنی بهتر است شعر بگویم، او می‌ داند چکار می‌ کند، او می‌ داند که در لهجۀ کدکنی، شاهنامه وجود ندارد، مثنوی وجود ندارد، نظامی وجود ندارد، سعدی [وجود] ندارد. این لهجه وقتی که خیلی هم بزرگ بشود چهار تا داستان کوتاه و دو سه تا شعر بند تنبانی میراثش خواهد شد. آن بچه هم می‌ گوید من فاتحه این را خوندم. من شکسپیر می‌خوانم یا پوشکین می‌خوانم. 

 الان شما فکر می‌ کنید روس‌ ها چه کار می‌ کنند در آسیای میانه، در سرزمین آسیای میانه روس‌ ها الان سیاستشان همین است. هر قومیت کوچکی را پروبال می‌ دهند. می‌ گویند خلق قزاق و … بگویید گور بابای ادبیات فارسی و سعدی و حافظ. شما بیایید لهجۀ خودتان را موسیقی خودتان را … و ما برایتان کف می‌ زنیم، ما برایتان دپارتمان در مسکو تشکیل می‌ دهیم. مطالعات قوم قزاق و چی و چی … آن بچۀ قزاق مدتی که خواند می‌ گوید این زبان و فرهنگ قزاقی چیزی ندارد. من داستایوفسکی و چخوف و پوشکین می‌ خوانم. لرمانتف می‌ خوانم. فاتحه می‌ خوانم بر زبان و فرهنگ ملی خودم. روس می‌ شود. 

 زبان فارسی … این نظر من نیست که بگویید من یک شوونیست فارس هستم. زبان فارسی در همه کرۀ زمین با رباعیات خیام و مثنوی جلال‌الدین  و شاهنامه و سعدی و حافظ و نظامی و … شناخته می‌ شود در همۀ دنیا. شکسپیر با آن نمی‌ تواند کشتی بگیرد. پوشکین با آن نمی‌ تواند کشتی بگیرد. اما با آن لهجۀ محلی که تشویقت می‌ کنند، بعد از مدتی  نوۀ تو، نبیرۀ تو، می‌ گوید شاشیدم به این زبان محلی خودم. من روس می‌ شوم، انگلیسی می‌ شوم. شکسپیر می‌ خوانم، لرمنتف می‌ خوانم، پوشکین می‌ خوانم. این را ما هیچ بهش توجه نمی‌ کنیم. 

ما نمی‌ خواهیم هیچ زبان محلّی‌ ای را خدای‌ نکرده … چون این زبان‌ های محلّی پشتوانۀ فرهنگی ما هستند. ما اگر این زبان‌ های محلّی را حفظ نکنیم، بخش اعظمی از فرهنگ مشترکمان را عملاً نمی‌ فهمیم. ولی این زبان بین‌ الاقوامی که قرن‌ ها و قرن‌ ها و قرن‌ ها همۀ این اقوام درش مساهمت (همکاری و همیاری) دارند … هیچ قومی بر هیچ قوم دیگری تقدم ندارد در ساختن امواج این دریای بزرگ. 

 ما به این باید خیلی بیشتر از این‌ ها اهمیت بدهیم … همین کار الان در آسیانه میانه دارد می‌ شود، سه نسل، چهار نسلِ دیگر بگذرد، بچه‌ های قزاق و اُزبک و تاجیک، روس هستند (خواهند شد).  الان منقطع هستند، با ما هیچ ارتباطی ندارند. 

پوتین اجازه نمی‌ دهد به این‌ ها که خط نیاکانشان را یاد بگیرند. نمی‌ خواهند گلستان سعدی و بوستان سعدی و نظامی بخوانند، سنگ قبر پدربزرگشان را نمی‌ توانند بخوانند این‌ ها … 

[انگلستان] آن شبه قاره هند را هم همینطوری کرد. اول زبان فارسی را از بین برد، بعد گفت: شما اردو بخوانید. اردو چه دارد که با شکسپیر کُشتی بگیرد. خیلی مهم است. ما این را باید بدانیم. 

این زبان بین الاقوامی ما منحصر در فارسی‌ زبانان نیست همۀ اقوام، مساهمت‌ کنندگان در خلاقیت این فرهنگ و زبان هستند.

🔥🔥🔥

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتر از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com   

🔥🔥🔥

@CimorghIran

مقام آمریکایی: حذف عرضه نفت ایران به بازار جهانی مسئله ای ایجاد نمی کند.

Share Button

رویترز

پاریس _ یک مقام عالیرتبه آمریکا گفت که هدفِ رساندن صادرات نفت ایران به نقطه صفر همچنان در دستور کار است و تصور نمی رود که حذف عرضه نفت ایران به بازار دنیا اثرات منفی در بازار داشته باشد.
بریان هوک، فرستاده ویژه کاخ سفید با ماموریت روی مسئله تحریمها، که پس از بازدید از آلمان، فرانسه و انگلیس در حال بازدید از هندوستان یکی از خریداران عمده  نفت ایران میباشد، این اظهارات را بیان داشت.
هر سه کشور اروپایی فوق تلاش میکنند تا قرارداد ۲۰۱۵ اتمی را زنده نگاه دارند.

ترجمه هسته اصلی گزارش طولانی رویترز

………………………………
کامنت  من:


برابر گزارشهای خبری دو هفته قبل، دو کمپانی هندی، برای ماه آینده مسیحی (نوامبر) مقدار ٩ میلیون بشکه و آنهم پس از جلب موافقت آمریکا از ایران نفت خریده اند که فقط یک خرید «تک پارتى» مى باشد و هند هیچ وعده اى براى خرید بیشتر نداده است و آمریکا هم تا کنون معافیت بیشترى برای هند  قائل نشده است. آن ۳ کشور اروپایی مورد بازدید بریان هوک فرستاده ویژه آمریکا هم از ماهها قبل خرید نفتی خود  از ایران را قطع کرده اند.

همین امروز رویترز گزارشی داشت دایر بر اینکه، کره جنوبی، یکی دیگر از خریداران عمده نفت ایران، از ماه قبل یعنی سپتامبر، دو ماه قبل از موعد اجرای تحریمها از سوی آمریکا، خرید نفتی خود از ایران را کاملا متوقف کرده است.
اضافه کنم که هند بهای همین ۹ میلیون بشکه را هم به روپیه هندی پرداخت خواهد کرد و نه دلار یا دیگر ارزهای قدرتمند دنیا.
دشوار نیست تصور کنیم که رژیم در این شرایط استیصال آمیز چقدر تخفیف سنگینی هم روی قیمت داده است. قبلا گفته شده که هزینه بیمه دریایی و حمل و نقل را طرف ایرانی تقبل خواهد کرد.
رسانه های مطیع رژیم اقلا بیش از یکصد بار با تیترها و انشاء های متفاوت، خبر این خرید تک پارتی نفتی هند را درج کرده و آن را گواه شکست تحریم آمریکا، و از آن گزافه گویانه تر، آن را نشانه پیروزی ایران و انزوای ایالات متحده قلمداد کرده اند.
رسانه های گوش به فرمان رژیم، در این ایام به نحوی مضحک با خبر سازی های مختلف، از جمله خبر امروز دایر تزریق ۳۰۰ میلیون دلار ارز به بازار برای گشایش اعتبار که در تجارت نیوز درج شده بود، میخواهند حقایق فلاکت بار انزوای همه جانبه و تنگنای کشنده ارزی دولت را به مردم وارونه نشان دهند.
تنها راهی که رژیم در پیش خود دارد دست بدامن شیخ قطر و پوتین  شدن میباشد تا بلکه آنها با وام اسارت بار استعماری کمک کنند تا شاید رژیم بتواند برای مدتی دیگر، با دلار استقراضی از قطر و روسیه، صورت ارزی اقتصاد مملکت را سرخ بنمایاند.
*******************

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتر از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

 

تیم اقدام روی ایران، نیروی خود را پشت سر ترامپ میگذارد

Share Button

در استفاده از قدرت مالی آمریکا به عنوان یک سلاح، ترامپ بیش از هر کدام از رؤساء جمهور پیشین آمریکا به مقابله با متحدین خود  پیش رفته و آنها را بر سر این دوراهی قرار داده است تا اگر با علم به اینکه معامله با ایران در حکم پذیرش خطر تنبیهات آمریکا باشد جرأت کرده و با ایران معامله می کنند، بدانند که محرومیت از بازار آمریکا که اقتصاد آن ۶۰ برابر اقتصاد ایران میباشد در انتظار آنهاست.  تا آنجا که به دغدغه های هوک مربوط می شود، مسئله برای او حل شده است. او در یک مختصر گفتگو در ماه سپتامبر(مهر) گفت: « تعداد بسیار کمی از کمپانیها ممکن است ایران را برای بازرگانی بر آمریکا ترجیح دهند. این دقیقاً یک واقعیت اقتصادی می باشد.»


تیمی مرکب از زبده کارشناسان دنیا، مأمور فشار به کمپانیها شده اند تا آنها را از معامله با ایران باز دارند  


بلومبرگ:
October 4, 2018, 10:00

طی یک کنفرانس مطبوعاتی در مجمع عمومی سازمان ملل در ۲۶ سپتامبر، پرزیدنت ترامپ احساس خود را نسبت به آن کشورهایی که او را به خاطر خروج از قرارداد هسته ایی با ایران و برقراری مجدد تحریمها علیه تهران سرزنش میکنند روشن ساخت. او گفت: « مهم نیست سران ممالک دیگر چه فکر میکنند، ایران برای معامله  بسوی من خواهد آمد.»
یک دلیل این اطمینان خاطر؟ وجود یک تیم بسیار زبده با عنوانی که بنظر میرسد از فیلمهای اکشن دهه ۸۰ گرفته شده، میباشد:«گروه اکشن ایران». [ که من به تیم اقدام روی ایران ترجمه میکنم ح ت]
در همان حال که وزیر خارجه ترامپ، مایک پمپئو و مشاور امنیت ملی او، جان بولتون، تلاشهای رهبران ایران و اتحادیه اروپا برای حفظ قرارداد هسته ایی  را که آمریکا از آن خارج شد، رد کردند، تعدادی از زبده دست چین شدگان دولتی و خزانه داری آمریکا، به دور دنیا افتادند و در سکوت از پایتختهای ممالک  دنیا ومراکز کمپانی ها دیدار کردند تا این دولتها و شرکتها را وا دارند خود را از بازار ایران بیرون بکشند. گزینه ایی که آنها در برابر مخاطبین خود نهادند ساده بود: یا با آمریکا، بزرگترین اقتصاد جهان، معامله کنید یا با ایران و با تحریمها و ممنوعیت های سیستم مالی ایالات متحده روبرو شوید.
آنتونی راپا، سرپرست یکی از بزرگترین موسسات خدمات حقوقی بین المللی Kirkland & Ellis  که مسئول رصد اجرای تحریمها است، می گوید« آنچه ما پیش میکشیم، «انتخابی پُر ریسک است.». راپا از این در شگفت است که تیم پمپئو، اینهمه در منزوی کردن ایران موفق بوده است. او ادامه می دهد:« هر آنچه میخواهید درباره اظهارات ترامپ بگوئید، ولی آنهایی که این تیم را میگردانند، میدانند چه میکنند.»

تا اینجا، اعضای«تیم اقدام روی ایران» از بیش از ۳۰ کشور بازدید کرده و با دولتمردان و نمایندگان کمپانیهای آنها گفتگو کرده اند.آنها «رفتار فتنه انگیزانه» تهران در خاورمیانه و اطراف دنیا  را در برابر آنها نهاده اند. ولی ماموریت اصلی آنها این است تا به مخاطبین خود این پیام را دقیقا برسانند که ایالات متحده در این ضربه اقتصادی خود تا کجا حاضر است برود. و عمدتاً از طریق تحریمهای ثانویه ـ روی کمپانی هایی که مشمول مهلت موقت برای بازرگانی با ایران نشده اند.
این گروه که تا کنون نقش تشویقی داشته است، تا اینجا توانسته است با به اصطلاح  کار ردیابی تجاری، با تهیه یک لیست از تعداد ۸۰ کمپانی بزرگ دنیا؛ از توتال گرفته تا شرکت هواپیمایی کی ال ام هلند و شرکت موتورسازی مزدا را از بازار ایران بیرون بکشد. و مهمتر اینکه، این گروه توانسته است صادرات نفت ایران، که ۸۰%  آن به درآمد نفتی وابسته است را تا حدود ۴۰% تا کنون کاهش دهد. تولید ایران در ماه آوریل(خرداد) امسال، ماه قبل از خروج ترامپ از قرارداد هسته ایی، ۲٫۸ میلیون بشکه در روز بوده است.
این میزان کاهش حتی از خوشبینانه ترین پیش بینی ها هم بیشتر می باشد. بن لوکوک ، سرپرست گروه معاملات نفتی Trafigura Group، یکی از بزرگترین شرکتهای بازرگانی مواد اولیه دنیا، میگوید:« هر چه هم ما کوشش کنیم تا خرید همه ممالکی را که  احتمال میدهیم از ایران نفت بخرند را روی هم بگذاریم، به سختی می توانیم به رقم یک میلیون بشکه صادرات روزانه برای نفت ایران برسیم.»
ترکیب تیم عملیات روی ایران شامل افرادی چون، جیسن شل، متخصص امور انفجاری، دیوید تسلر، متخصص تحریمهای بی سرو صدا که از او فقط دو توییت به نام خودش بیشتر وجود ندارد، میشل گیدا، سخنگوی سابق نیوت  گینگریچ، که قهرمان سابق ژیمناستیک از دانشگاه لوس آنجلس بوده است و لن خودوروفسکی، مرد عرصه تبلیغات در نیویورک که فامیل او از شوروی به آمریکا گریخت زمانی که او هنوز یک کودک بود.
رهبر این تیم بریان هوک، فردی  زبردست در امور سیاست خارجی میباشد که در زمان دولت دبلیو بوش با آن دولت کار میکرد و در رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری ۲۰۱۲ هم مشاور میت رومی بود. هوک در زمان وزیر خارجه قبلی آمریکا، رکس تیلرسون، به عنوان مغز متفکر او، از نفوذ بسیاری برخوردار بود. با اینکه دامنه فعالیت او چندان گسترده نیست، با این وجود یک سرمایه ارزشمند می باشد که در ساختمانی بنام Mahogany Row، در مجاورت کاخ وزارت خارجه مستقر شده است که فقط چند درب با اطاق کار پمپئو فاصله دارد. او در عمل مدیریت امور ایران را در وزارت خارجه به عهده گرفته است.
این تیم  تمرکز خود را بر اثبات این نکته نهاده است که قدرت اقتصادی آمریکا و دلار آن در سیستم اقتصاد جهانی چنان نقش مرکزی یافته اند که که فقط  تحریم های آمریکا به تنهایی می توانند اقتصاد ایران را به انزوا برانند. این رویکرد در نقطه مقابل رویکرد مورد چالش عقل گرایانه ای بود که دولت اوباما نسبت به ایران برگزیده بود که بر اساس آن، تحریمهای آمریکا فقط هنگامی کارآمد خواهند بود که از سوی دولتهای دیگر، به ویژه دول هم پیمان آمریکا پشتیبانی شوند. یوآن  زراته سرپرست شبکه بهم پیوسته مالی و مشاور امنیت ملی در دولت بوش میگوید: «برای مدتها من فکر میکردم که ما توانایی خود را در کاربرد ابزارهای آمریکا به هنگام رویارویی با دولتهای یاغی در دنیا دست کم گرفته اییم.» این استدلال که قدرت ما از کنترل مان دارد خارج میشود و توانمندی ما برای اِعمال و حفظ تحریم ها رو به فرسایش است، با توجه به جائی که در آن قرار داشتیم یک استدلال نادرست بود.»
در استفاده از قدرت مالی آمریکا به عنوان یک سلاح، ترامپ بیش از هر کدام از رؤساء جمهور پیشین آمریکا به مقابله با متحدین خود  پیش رفته و آنها را بر سر این دوراهی قرار داده است تا اگر با علم به اینکه معامله با ایران در حکم پذیرش خطر تنبیهات آمریکا باشد جرأت کرده و با ایران معامله می کنند، بدانند که محرومیت از بازار آمریکا که اقتصاد آن ۶۰ برابر اقتصاد ایران میباشد در انتظار آنهاست.  تا آنجا که به دغدغه های هوک مربوط می شود، مسئله برای او حل شده است. او در یک مختصر گفتگو در ماه سپتامبر(مهر) گفت: « تعداد بسیار کمی از کمپانیها ممکن است ایران را برای بازرگانی بر آمریکا ترجیح دهند. این دقیقاً یک واقعیت اقتصادی می باشد.»

هوک و یارانش، قول داده اند که صدور نفت ایران را به صفر میرسانند و وعده داده اند که دیگر تولید کنندگان نفت مانند عربستان، کویت و دیگران  می توانند کاستی بوجود آمده را جبران و جریان نفت را متوازن نگاه دارند. ولی بازار هم اکنون هراسان شده است. قیمت نفت برنت ، شاخص عمده بین المللی نفت و نرخ مرجع، رکورد ۴ ساله را شکسته و از هر بشکه  ۵۵ دلار در سال پیش به ۸۵ دلار در سال جاری رسیده است.

بالا رفتن بهای نفت ممکن است تیم اقدام روی ایران را در معرض آنچه ممکن است بزرگترین تهدید برای آن باشد قرار دهد: و از جمله خود ترامپ را. یک ماه مانده به انتخابات میان دوره ای، شاید پرزیدنت ترامپ نگران آن  باشد که بهای بالاتر نفت ممکن است به آرای جمهوریخواهان صدمه بزند. او در سخنرانی اخیر خود در مجمع عمومی سازمان ملل پرخاشگرانه گفت:«ما، این وضع، این قیمتهای دهشت انگیز را بیش از این تحمل نخواهیم کرد.» این خطر وجود دارد که پرزیدنت مسیر خود را نسبت به ایران تغییر دهد همچنانکه با کره شمالی تغییر داد. تغییر از محور متحارب به مسیر متعامل. اسکوت مدل، مأمور سابق سیا و مدیر کل گروه انرژی راپیدان، میگوید:«ترامپ در آغاز چنان وانمود میکند که هرگز تسلیم نخواهد شد، ولی این یک تاکتیک برای مذاکره است، و او سرانجام میخواهد با ایران به تعامل برسد. او فقط دنبال اینست تا بدترین جنبه های رفتاری ایران را در حال حاضر خنثی کند تا به یک مذاکره طولانی مدت با آن برسد، به ویژه هنگامی که بهترین فرصت برای اوست تا بهای بنزین را زیر گالنی ۳ دلار نگاه دارد.»

خطر دیگر رفتار این مرد قدرتمند چیست؟ ممالکی مانند هند و چین بزرگترین چالش برای او  می باشند. هر دو کشور از وارد کنندگان عمده نفت ایران هستند. در حالی که چین مایل است به آمریکا یک سیلی بزند، هند بیشتر مایل به همکاری با آمریکا است. وندی شرمن، از معاونین در دولت اوباما که روند مذاکره با ایران را مدیریت می کرده است می گوید: « نتیجه تنها به میدان رفتن جدی است، مملکتی مانند هند را در نظر بگیرید که انتخابات را در پیش روی خود دارد. آنها می خواهند روابط خوبی با آمریکا داشته باشند و در این تردیدی نیست. ولی آنها در عین حال بحران انرژی نمی خواهند.»  

مسئله  فقط این  نیست که فعالیت های  تیم عملیات روی ایران چه اندازه موفق شود، بلکه هیچ تضمینی هم نیست  که ایران تسلیم شود. وزارت خارجه می گوید، هدفش اینست که بیشترین آسیب اقتصادی را به ایران برساند تا آنجا که ایران مجبور شود به پای میز مذاکره برگردد و بپذیرد که نه تنها برنامه هسته ایی خود را کنار بگذارد بلکه به آنچه ایالات متحده پشتیبانی مالی از تروریسم میخواند، به بلند پروازی های موشکی اش و گستراندن قدرت خود به آن سوی مرزهای خود در منطقه پایان دهد.

پمپئو، ۱۲ شرط را در برابر ایران نهاده است که برابر آنها ایران باید در خود یک تغییر سراسری ایجاد کند و جهت گیری ها و اولویت های سیاسی خود را هم تغییر دهد .شرمن میگوید: « این ا احتمالا زیاد هستند.  رهبران ایران زیرک، زبل و مذاکره کنندگانی سخت هستند.»

پایان ترجمه کامل گزارش تحلیلی بلومبرگ.

حبیب تبریزیان

……………………………………………..

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتر از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفندها و بد کرداریهای آن نداریم!

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

   ………………………………………………………….

توجه:

تحلیل بلومبرگ از مسئله ای که طرح و تحلیل کرده است، بنظر من نیاز به واکاوی و نقد دارد که من در روزهای آینده تحلیل خود را از کل مسئله ی تشکیل این تیم در همین سایت نوشتاری و درج میکنم.

ح تبریزیان

 

لاشه سگ زیر بالش ایرانیان !

Share Button

مجمع فعالان اقتصادی

دکتر مجتبی لشکربلوکی

روستایی بود که فقط یک چاه آب داشت. سگی به داخل چاه افتاد و مرد. آب چاه دیگر قابل استفاده نبود. روستاییان پیش پیر ده رفتند تا بپرسند که چه باید بکنند؟

پیرمرد با تجربه به آنان گفت که صد سطل از چاه آب بردارند و دور بریزند تا آب تمیز جای آن را بگیرد. روستاییان صد سطل آب برداشتند اما فرقی نکرد و آب کثیف و بدبو ماند. دوباره پیش او برگشتند. او پیشنهاد کرد که صد سطل دیگر هم آب بردارند. روستاییان این کار را انجام دادند اما باز هم فایده ای نداشت. روستاییان بنابر گفته او برای بار سوم هم صد سطل آب از چاه برداشتند اما مشکل حل نشد.
پیرمرد پرسید: چطور ممکن است این همه آب از چاه برداشته شود اما آب هنوز آلوده باشد. آیا قبل از برداشتن این سیصد سطل آب، لاشه سگ را بیرون آوردید؟ روستاییان گفتند: نه، تو گفتی فقط آب برداریم نه لاشه سگ را!

لاشه سگ حکایت اوضاع ماست. خیلی از مسایل حل نمی شوند. بلکه از دولتی به دولت دیگر و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند. هر چقدر هم آب می کشیم باز هم چاه مان بوی متعفن سگ مرده می دهد. یک مورد را با هم مرور کنیم:

مردم یک مساله مشخص دارند. بخشی از پولشان را پس انداز می کنند با انگیزه های مختلف. یکی می خواهد در آینده خانه بخرد و دیگری جهیزیه دخترش را تامین کند و یکی نیز نقشه دارد کسب وکاری برای خودش راه بیاندازد. مردم می خواهند این پولی که پس انداز می کنند، ارزشش حفظ شود و هم اینکه به صورت معقولی افزایش پیدا کند (پنج سال بعد قدرت خرید بیشتری داشته باشند). این خواسته مردم، کاملا معقول و منطقی است. اما مشکل آنجاست که برای این خواسته مشروع و منطقی جواب مناسبی فراهم نشده.
آیا می توانم به شیوه ای اطمینان بخش، در ایران ماهانه یک متر زمین بخرم؟ نه!
آیا می توانم در سهام صد شرکت استارت آپی که ستارگان موفق سال های آینده هستند سرمایه گذاری کنم؟ نه!
آیا اگر تشخیص دهم یک صنعت خاص رشد خوبی خواهد داشت می توانم به راحتی روی آن سرمایه گذاری کنم؟ نه!
آیا گزینه های آسانی برای آنکه ریسک خودم را در برابر تغییرات نرخ ارز پوشش دهم وجود دارد؟ نه!
آیا می توانم به جای آنکه در یک صندوق بازنشستگی سرمایه گذاری کنم، در شش صندوق، آتیه ام را تامین کنم؟ نه!

در صورتی که در کشورهایی که بازارهای مالی پیشرفته دارند شما می توانید ماهانه معادل یک متر زمین بخرید! فقط با مراجعه به یک نهاد مالی و یک بار سرمایه گذاری، همزمان سهام دار صد شرکت استارت آپی شوید. اگر با چین تجارت می کنید، می توانید از ابزارهای مالی استفاده کنید که ریسک شما را در برابر تغییرات نرخ یوان پوشش دهد.

فرض کنید که فکر می کنم دلار گران می شود. سه راه دارم: یکی اینکه بروم بازار، دلار بخرم و آنرا بگذارم زیر بالش. دوم اینکه دلار بخرم، آن را در حساب ارزی بانکی بگذارم و سوم اینکه سهام شرکت های با درآمد ارزی بخرم. این سه گزینه تاثیر کاملا متفاوتی بر اقتصاد می گذارند. مقایسه کنید دلاری که زیربالش های ماست و دلاری که در بانک ها می تواند تجمیع شود و تسهیلات ارزی ارایه کند. اما گزینه دوم و سوم در ایران به خوبی کار نمی کند. چرا؟ به این خاطر که مردم به دلیل تجربیات تلخ، در مورد سپرده های ارزی به بانک ها سخت اعتماد می کنند و گزینه سوم نیز محدودیت هایی دارد. بازار سرمایه (بازار خرید و فروش سهام و سایر اوراق بهادار) خوب رشد کرده، اما بعضاً به خاطر ترس و تنگ نظری و مخالفت های جاهلانه، نه تنوع گزینه هایش به میزان مطلوب است و نه آنچنان عمقی دارد که بتواند میزبان حجم نقدینگی ۱۷۰۰ هزار میلیارد تومانی باشد.

مشکل اینجاست که ما گزینه های متنوع و مطلوب سرمایه گذاری پیش روی مردم نگذاشته ایم. لذا مردم مجبورند در صف و در حال هجوم باشند: گاهی برای خرید سیم کارت! گاهی خودرو، زمانی طلا و سکه، گاهی ارز و گاهی هم هجوم برای پس گرفتن پول شان از موسسات مالی اعتباری بی اعتبار! و نباید مردم را ملامت کرد. باید کسانی را ملامت کرد که کار را به اینجا کشاندند.

دقت کنید که منظورم این نیست که فقط نبود گزینه های متنوع و مطلوب سرمایه گذاری، تنها لاشه سگ است. افزایش کنترل نشده نقدینگی، بی اعتقادی به بخش خصوصی، نگاه قیم مابانه به مردم، تخصیص بودجه بسیار ناکارآمد دولتی، عدم تعامل پذیری جهانی و وابستگی دولت به درآمدهای نفتی … لاشه سگ هایی هستند که تا از چاه بیرون کشیده نشوند، همچنان بوی تعفن ما را آزار خواهد داد.

به گواه تاریخ و شهادت خارجیان، ایرانیان تجارت را خوب می فهمند و خرید و فروش در ذات شان است. اگر بازار خوبی فراهم شود و گزینه های سرمایه گذاری متنوع و متعدد فراهم شود شک ندارم که پول و پس انداز مردم گزینه های خود را پیدا خواهد کرد و چرخ های تولید بهتر خواهد چرخید.
🔥🔥🔥
@CimorghIran