Category: از دیگران و جراید خارجی

بمناسبت چهلمین زادروز ستاره در خاک خفته، ستار بهشتی

Share Button

توضیح: این یادنامه ۳ سال پیش در دومین سالگرد شکنجه کُش شدن ستار نگاشته و تنظیم شده است که بمناسبت پنجمین سالگرد قتلِ آن زنده یاد به روز میگردد!

**********************

Sattar beheshti salgard.jpg

پنج سال از قتل ناجوانمردانه ستار بهشتی در یکی شکنجه گاههای رژیم میگذزد. امروز، او در گور سرد خویش خوابیده است و قاتلین او همچنان آزادند و میکوشند با چنین قتلهای دیگری، با اسید پاشی بروی زنان میهنمان، با اعدام و بگیر و ببنند از مردم  میهنمان، از فرزندان این سرزمین اهورایی زهر چشم بگیرند تا امکان طغیان آنها را از بین ببرند. اما چه ابلهانه، آنها در این باور خوش خیالانه خویش کبک وار مانده اند.

کلیپ ویدئویی زیر، سخنرانی نرگس محمدی را که در مراسم  دومین سالگرد کشتنش توسط دوستانش بر مزارش برگزار گردیده را نشان میدهد، این سخنرانی شجاعانه خانم نسرین محمدی بازتابی از آن خشم فروخورده سراسری  است که در زیر سطح آرامش قبرستانی میهنمان نیرو میگیرد و دیر یا زود  چون آتش فشانی میهیب خرمن  بیداد این رژیم  را خاکستر خواهد کرد .

********************************************************

سخنرانی افشاگرانه و شجاعانه نوریزاد در این مراسم نیز بسیار دیدنی و شنیدنی است

*****************************************

من نیز قطعه شعری را که بیاد ستار سروده ام در زیر درج میکنم. ستار، آنکه چون شهابی درخشید و سریع از آسمان میهن ما گذشت ومحو شد، آن چنان سریع که نتوانستیم آنرا بخوبی ببینیم و از فروغ صداقت و عشقش به میهنمان تجدید انرژی کنیم ولی خاطره او، چون اخگر همیشه تابنده ایی وجدان انسانی جامعه ما را بیدار نگاه خواهد داشت.

هردم ستاره ایی به زمین میشکند و باز

این آسمانِ غمزده غرق از ستاره هاست

سیاوش کسرایی

**************************

به ستار و ستاره های میهنم!

ستار! ای ستاره میهن من!

تو آن پر فروغ ستاره، بر آسمان زاد گاه منی

تو آن بیشمار آه برنکشیده، فرو خورده،

بغض  در گلو شکسته ی خلقهای سرزمین منی

تو پتک کاوه به سندان ظلم و نهیب خشم  اهورا به اهرمنی

تو بودی  آن شراره ز کوره خورشید

که فتادست به خرمن بیداد شیخ اهرمنی

تو ازتبار ایزد  و انسانخدای سرزمین منی

اگر که برنتافت، ترا خدای ستم

غمین مباش  چونکه فتادست شررت، به کاخ ظلم چنین اهرمنی

غریوِ زدردِ تو در زیر تازیانه های ستم

درهم شکست سکوت مرگ  را

چو تندری زخشم

به سرسرای قصرِ چنین اهرمنی.

آتش فشان خشم خلق، چو خون سیاوش به تشت میجوشد

تا که برکند ازبن، بساطِ بیدادِ چنین اهرمنی

اگر که مادر تو تا ابد سیه پوش است

تف به این سرنوشت تلخ،

که سپرد سرزمین اهورا به اهرمنی

ستار!

ای شهاب زود گذشته در آسمان این روزگار تیره و تلخ

غمگین مباش که حتی در آن گور تارک و سرد

توچون بیشمار هزاران هزارستارهِ برزمین کشیده دیگر،

چراغ پر فروغ  و  جاودانه، برفراز المپِ* سرزمین منی

حبیب تبریزیان

۲ نوامبر ۲۰۱۴

* کوه افسانه ایی مانند قاف ما در یونان باستان که انسانخدایانی چون پرومته در آنجا بوده اند. پرومته آتش و نور را از زئوس می رباید تا به انسانها در زمین رسانده زندگی تاریک آنها را روشن و گرم کند. زئوس او را بخاطر این خدمت به انسان، به کیفری ابدی محکوم میکند. او را در قله های قفقاز به صخره ای میبندد و به عقابی فرمان میدهد که هر روزه جگر اورا در آن صخره تفتان، نوک زده بخورد. 

شعر سروده شده با صدای خودم. تقدیم به مادر ستار!


…..

مقایسه رفتار روسیه با ایران و ترکیه

Share Button

برای سران نظامی ایران، روش تحقیر و خفت آمیز روسیه، اگر رفتارش را در این مورد مشابه با ترکیه مقایسه کنیم اهمیتی ندارد کما اینکه طول کشیدن ۳۰ سال برای تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر هم معنایی نداشت.

سمی ایدیز(SEMİH İDİZ)، تحلیلگر نشریه حریت ترکیه، تحلیلی دارد پیرامون قرارداد فروش سامانه موشکی  S-400  از سوی روسیه  به ترکیه. موضوع تحلیل او درست بودن یا نبودن، سیاسی یا نظامی بودن ماهیت این معامله است و نه شرط و شروط فروش یا تحویل این سامانه به ترکیه. 

او مینویسد: چنین بنظر میرسد که روند معامله سامانه موشکی S-400 Triumf، که یک سیستم موشکی دور برد میباشد، بین ترکیه و روسیه در حال پیشرفت است. دیمیتری شوگایف، سرپرست شرکت توانمندیهای فنی دولتی روسیه، دیرزو ۲۸ اوت به حریت، گفت که که این سیستم آماده تحویل است و فقط بخاطر انجام برخی جزئیات فنی هنوز تحویل آن انجام نیافته است.

من ابداً وارد جنبه درست یا نادرست بودن خرید چنین سامانه هایی نمیشوم که نه تخصصش را دارم و نه موضوع این یادداشت است.

ماجرای کودتای نافرجام گولنیستها از یکسو  و حمایت آمریکا از جریان SDF( نیروهای دموکراتیک سوریه) که (YPG) کمیته های حمایت مردمی کردی در آن نقش عمده را دارند از سوی دیگر موجب چرخش ترکیه به روسیه و ایران گشت. این چرخش تند، واکنش ترکیه در برابر عدم برآوردن انتظاراتش از متحدین غربی اش در آن دو موضوع مورد اشاره بالا بود.

ترکیه در این رابطه نخست با روسیه و ایران برنامه کنفرانس آستانه را بعنوان بدیلی برای کنفرانس ژنو گذارد و به این اکتفاء نکرده قرارداد خرید این موشکها را با روسیه امضاء کرد.

زمینه ها و علل این قرار داد از هیچ نظر مورد نظر نیست فقط منظور اینست که گفته شود از روز امضای این قرارداد تا امروز که این تحلیلگر حریت از زبان آن ژنرال روسی خبر تحویل این سامانه موشکی را میدهد، فقط چند ماه گذشته است. و این سامانه موشکی هم S-400 است و نه نسل قبل که خط تولیدش در روسیه، بنوشته تسنیم نیوز سال قبل (دیگر تعطیل شده بوده است. و این، همه قضیه نیست. نکته مهمتر اینست که طبق قرارداد، روسیه موظف است، همزمان امکانات مونتاژ و تکنولوژی این سامانه را نیز به ترکیه بدهد و همه اینها ظرف فقط چند ماه انجام یافته است.

و حال مقایسه کنیم قرارداد فروش و زمان تحویل آن سامانه موشکی S300-PMU2 را که در ایران پس از ده سال تحویل برای آن سرو دست شکستند و جشن و سرور نظامی برایش بر پا کردند و نمایشش دادند.

ماجرای کودتای نافرجام گولنیستها از یکسو  و حمایت آمریکا از جریان SDF( نیروهای دموکراتیک سوریه) که (YPG) کمیته های حمایت مردمی کُرد در آن نقش عمده را دارند از سوی دیگر موجب چرخش ترکیه به روسیه و ایران گشت. این چرخش تند، واکنش ترکیه در برابر عدم برآوردِ انتظاراتش از متحدین غربی اش در آن دو موضوع مورد اشاره  بود.

ترکیه در این رابطه نخست با روسیه و ایران برنامه کنفرانس آستانه را بعنوان بدیلی برای کنفرانس ژنو گذارد و به این اکتفاء نکرده قرارداد خرید این موشکها را با روسیه امضاء کرد.

زمینه ها و علل این قرار داد از هیچ نظر مورد نظر نیست فقط منظور اینست که گفته شود از روز امضای این قرارداد تا امروز، که این تحلیلگر حریت از زبان آن ژنرال روسی خبر تحویل این سامانه موشکی را میدهد فقط چند ماه گذشته است.

و این سامانه موشکی هم S-400 است و نه نسل قبلی قدیمی که خط تولیدش بنوشته تسنیم نیوز سال قبل (دیگر تعطیل شده بود و ایران تنها مشتری آن بوده است. این، همه قضیه نیست مهمتر از آن اینست که طبق قرارداد، روسیه موظف است مونتاژ و تکنولوژی این سامانه را نیز به ترکیه بدهد و همه اینها ظرف فقط چند ماه.

و حال مقایسه کنیم قرارداد فروش و زمان تحویل آن سامانه موشکی S300-PMU2 را که در ایران پس از ده سال، برای آن سرو دست شکستند و جشن و سرور نظامی برایش بر پا کردند.

تسنیم نیوز مینویسد: “… ایران، در سال ۲۰۰۷ قرارداد خرید سامانه موشکی S300-PMU1 را با روس‌ها امضا کرده بود که با عدم تحویل آن به ایران و گذشت سالیان دراز، خط تولید این سامانه در روسیه، کلا متوقف شد و ایران هم دیگر خواهان آن مدل از اس ۳۰۰ نبود، لذا ایران و روسیه توافق کردند که قرارداد را به‌روز کنند که این اتفاق سال گذشته رخ داد و تهران – مسکو، قرارداد جدیدی برای فروش اس ۳۰۰ به ایران امضا کردند اما مدل سامانه‌ای که قرار بود به ایران تحویل داده شود، هیچ وقت اعلام نشد.

اما با ورود ادوات مربوط به اس ۳۰۰ و “موشک‌ها”، مشخص شد که ایران سامانه S300-PMU2 که یکی از بهترین سامانه‌های دفاعی و پدافندی حال حاضر جهان است را تحویل گرفته است.”

بنوشته تسنیم نیوز این سامانه موشکی که بنوشته خود این سایت، خط تولیدش فقط با نخریدن ایران تعطیل شده بود، اولاً بهترین و پیشرفته ترین مدل است و در ثانی عیبی ندارد اگر تحویل آن ۱۰ سال طول کشیده است. ده سال در دوران تغیرات فنی شتابان امروز!

برای سران نظامی ایران، روش تحقیر و خفت آمیز روسیه، اگر رفتارش را در این مورد مشابه با ترکیه مقایسه کنیم اهمیتی ندارد کما اینکه طول کشیدن ۳۰ سال برای تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر هم معنایی نداشت.

اگر میشد بهای پرداختی ترکیه برای یک نسل مدرنتر این سامانه موشکی را بیابیم، قطعاً بیشتر معلوم میشد که روسیه با ایران نه بعنوان خاتون و زن عقدی خود بلکه بصورت کنیز صیغه ایی خود رفتار کرده و میکند. مثلی است که میگوید: گدایی کن تا محتاج خلق نشوی! اینها بخشی از هزینه های آمریکا ستیزی رژیم است.

 

 

 

Hezbollah: Iran’s Middle East Agent, Emissary and Hammer

Share Button

Supporting all those families is expensive, and there are now more on Hezbollah’s payroll than ever before. Running a war and other international operations also drives up costs at a time when the United States has targeted the group’s finances

Hezbollah’s leaders have acknowledged that most of the group’s budget comes as cash from Iran. But residents of Hezbollah communities say they have felt the pinch in recent months, with less money in the economy as the party cuts spending

The New York Times

BEIRUT, Lebanon — For three decades, Hezbollah maintained a singular focus as a Lebanese military group fighting Israel. It built a network of bunkers and tunnels near Lebanon’s southern border, trained thousands of committed fighters to battle Israel’s army and built up an arsenal of rockets capable of striking far across the Jewish state.

But as the Middle East has changed, with conflicts often having nothing to do with Israel flaring up around the region, Hezbollah has changed, too.

It has rapidly expanded its realm of operations. It has sent legions of fighters to Syria. It has sent trainers to Iraq. It has backed rebels in Yemen. And it has helped organize a battalion of militants from Afghanistan that can fight almost anywhere.

As a result, Hezbollah is not just a power unto itself, but is one of the most important instruments in the drive for regional supremacy by its sponsor: Iran.

Hezbollah is involved in nearly every fight that matters to Iran and, more significantly, has helped recruit, train and arm an array of new militant groups that are also advancing Iran’s agenda.

An Israeli Merkava tank with its cannon twisted like a pretzel is displayed at a war museum operated by Hezbollah near the village of Mleeta in southern Lebanon.CreditSergey Ponomarev for The New York Times

Founded with Iranian guidance in the 1980s as a resistance force against the Israeli occupation of southern Lebanon, Hezbollah became the prototype for the kind of militias Iran is now backing around the region. Hezbollah has evolved into a virtual arm of Iran’s Islamic Revolutionary Guards Corps, providing the connective tissue for the growing network of powerful militias.

Months of interviews with officials, fighters, commanders and analysts from nine countries, and with members of Hezbollah itself, bring to light an organization with new power and reach that has not been widely recognized. Increasingly, Iranian leaders rely on it to pursue their goals.

Iran and Hezbollah complement each other. Both are Shiite powers in a part of the world that is predominantly Sunni. For Iran, a Persian nation in a mostly Arab region, Hezbollah lends not just military prowess but also Arabic-speaking leaders and operatives who can work more easily in the Arab world. And for Hezbollah, the alliance means money for running an extensive social services network in Lebanon, with schools, hospitals and scout troops — as well as for weapons, technology and salaries for its tens of thousands of fighters.

The network Hezbollah helped build has changed conflicts across the region.

In Syria, the militias have played a major role in propping up President Bashar al-Assad, an important Iranian ally. In Iraq, they are battling the Islamic State and promoting Iranian interests. In Yemen, they have taken over the capital city and dragged Saudi Arabia, an Iranian foe, into a costly quagmire. In Lebanon, they broadcast pro-Iranian news and build forces to fight Israel.

The allied militias are increasingly collaborating across borders. In April, members of a Qatari royal hunting party kidnapped by militants in Iraq were released as part of a deal involving Hezbollah in Syria. In southern Syria, Iranian-backed forces are pushing to connect with their counterparts in Iraq. And in the battle for Aleppo last year — a turning point in the Syrian war — Iranian-supported militants hailed from so many countries their diversity amazed even those involved.

“On the front lines, there were lots of nationalities,” said Hamza Mohammed, an Iraqi militiaman who was trained by Hezbollah and fought in Aleppo. “Hezbollah was there, Afghans, Pakistanis, Iraqis – everyone was there, with Iranian participation to lead the battle.”

Mr. Nasrallah delivered a televised address during a June rally in Beirut. CreditSergey Ponomarev for The New York Times

The roots of that network go back to the American invasion of Iraq in 2003, when Iran called on Hezbollah to help organize Iraqi Shiite militias that in the coming years killed hundreds of American troops and many more Iraqis.

Recent wars have allowed Iran to revive and expand the web, and some of the groups Hezbollah trained in Iraq are now returning the favor by sending fighters to Syria.

More than just a political alliance, Hezbollah, whose name is Arabic for Party of God, and its allies have deep ideological ties to Iran. Most endorse vilayat-e-faqih, the concept that Iran’s supreme leader is both the highest political power in the country and the paramount religious authority. They also trumpet their goal of combating American and Israeli interests, while arguing that they fill gaps left by weak governments and fight Sunni jihadists like Al Qaeda and the Islamic State.

Many wonder what these tens of thousands of experienced fighters will do after the wars in Syria and Iraq wind down. Hezbollah leaders have said they could be deployed in future wars against Israel.

But Tehran’s rising influence has made both Iran and its allies a target, the focus of military and diplomatic action by Saudi Arabia, Israel and the United States, all of which consider Hezbollah a terrorist organization.

For Hezbollah, moreover, expansion has come with a cost. The grinding war in Syria has saddled it with heavy casualties and growing financial commitments.

In an interview, Sheikh Naim Qassem, Hezbollah’s deputy secretary general, proudly acknowledged his organization’s efforts to pass its rich militant experience to other Iranian-aligned forces.

“Every group anywhere in the world that works as we work, with our ideas, is a win for the party,” he said. “It is natural: All who are in accordance with us in any place in the world, that is a win for us because they are part of our axis and a win for everyone in our axis.”

The Lebanese and Hezbollah flags outside the mountainous bunker complex at the war museum operated by Hezbollah in southern Lebanon. CreditSergey Ponomarev for The New York Time

War Without Borders

Hezbollah has become active in so many places and against so many enemies that detractors have mocked it as “the Blackwater of Iran,” after the infamous American mercenary firm.

The consequences are clear far from Hezbollah’s home turf.

In an expanding graveyard in the Iraqi city of Najaf, a militia fighter, Hussein Allawi, pointed out the headstones of comrades killed abroad. Some of the graves were decorated with plastic flowers and photos of the dead.

“This one is from Syria, that one is from Syria — we have a lot from Syria,” Mr. Allawi said.

Many had begun their careers as he did. After joining a militia, he received military training in Iraq. His most experienced trainers were from Hezbollah.

In recent years, much of the world has focused on the Sunni jihadists who have traveled to Syria and Iraq to join the Islamic State. But less attention has been paid as Iran fired up its own operation, recruiting, training and deploying fighters from across the Shiite world.

At the heart of that effort, Hezbollah has taken on increasingly senior roles in ventures once reserved for Iran’s Islamic Revolutionary Guards Corps — the force that helped create Hezbollah itself.

In Iraq, Iran has redeployed militias originally formed to battle American troops to fight the Islamic State. It has also recruited Afghan refugees to fight for a militia called the Fatemiyoun Brigade. And it has organized a huge airlift of fighters to fight for Mr. Assad in Syria. The Islamic Revolutionary Guards Corps provides the infrastructure, while commanders from Iran and Hezbollah focus on training and logistics.

Militiamen interviewed in Iraq described how they had registered at recruitment offices for Iranian-backed militias to fight the Islamic State. Some were trained in Iraq, while others went to Iran for 15 days of drills before flying to Syria to fight. More experienced fighters took advanced courses with Iranian and Hezbollah commanders in Iran or Lebanon.

Iran rallied the combatants with cash and religious appeals, effectively pitting one international jihad against another.

For Ali Hussein, an Iraqi high school dropout, the battle began after the Islamic State stormed into northern Iraq in 2014 and he went to the recruitment office of an Iranian-backed militia to sign up to fight the jihadists.

But first, Mr. Hussein was told, he had to fight in neighboring Syria, against rebels seeking to topple the government. He agreed and was promptly launched into an extensive, Iranian-built network of loyal militants scattered across the Middle East.

He was bused to Iran with other recruits and airlifted to Syria, where he received military training and lectures about holy war. After a month on the front lines, he returned to Iraq with $1,000 and a newfound ideological fervor.

“I want to continue fighting jihad until victory or martyrdom,” he said.

Phillip Smyth, a University of Maryland researcher who studies militant groups, said more than 10,000 Iraqi fighters were in Syria during the battle for Aleppo last year, in addition to thousands from other countries.

Officers from Iran coordinated the ground forces with the Syrian military and the Russian air force while Hezbollah provided Arabic-speaking field commanders, the fighters said.

Iraqi militia leaders defended their role in Syria, saying they went to protect holy sites and fight terrorists at the request of the Syrian government.

“If anyone asks why we went to Syria, ask them what allowed the Americans to occupy countries,” said Hashim al-Musawi, a spokesman for an Iraqi militia active in Syria. “We didn’t sneak in, we entered through the door.”

Hezbollah fighters from Lebanon have surfaced on Iraq’s battlefields, too.

Ali Kareem Mohammed, an Iraqi militia sniper, recalled a battle with the Islamic State in central Iraq when the jihadists kept sending armored cars filled with explosives that his comrades’ weapons could not stop. They called for help, and a group of Lebanese fighters brought advanced antitank missiles.

“Everyone knew they were Hezbollah,” Mr. Mohammed said. “If anyone came with a suicide car, they would hit it.”

Today, his group uses the same missiles without Hezbollah’s help, he said.Lebanese supporters of Hezbollah with portraits of Mr. Nasrallah at a June rally in a Beirut suburb. CreditSergey Ponomarev for The New York Times

Other Hezbollah relationships extend further afield, including with the Houthi rebels in Yemen who stormed the capital, Sana, in 2014, later toppling the government and prompting an air campaign by Saudi Arabia and its allies aimed at pushing the rebels back.

Although the Houthis follow a different sect of Islam, Iran and Hezbollah have adopted the Houthi cause in speeches by their leaders, raising the group’s profile. They have also provided some military and logistical support. Ali Alahmadi, a former Yemeni national security chief, said that Houthi fighters began receiving military training in Lebanon as early as 2010 and that two Hezbollah operatives were arrested in Yemen in 2012 and returned to Lebanon through Oman.

“We sent them to Oman with a verbal message to their bosses: Stop meddling in Yemen,” Mr. Alahmadi said.

After the American invasion that toppled Saddam Hussein in 2003, Hezbollah operatives went to Iraq to help organize militias to fight the Americans with roadside bombs and other insurgency tactics.

Some of those militiamen now lead forces that have made common cause with Hezbollah again, this time in Syria.

“Today, we have one project in the region,” said Jaafar al-Husseini, the military spokesman for another Iraqi militia that works with Hezbollah. “The threat in Syria, the threat to Hezbollah and the threat in Iraq have convinced us that we need to coordinate and work together more.”

A Hezbollah operations center, hidden deep within a mountainous bunker complex, at the war museum operated by Hezbollah in southern Lebanon. CreditSergey Ponomarev for The New York Times

Bleeding for Assad

While Hezbollah has extended its regional reach, it has made its greatest foreign investments — and paid the highest costs — in Syria, and its intervention there has reshaped the group.

Its leaders have portrayed the war as a conspiracy by Israel, the United States and Saudi Arabia to use extremists to destroy Syria and weaken the pro-Iranian axis in the region. This, in their view, makes their intervention an extension of the “resistance” against Israel.

That was the feeling for many in Madaya, a Syrian mountain town that had joined the uprising against Mr. Assad in 2011. Four years later, the government decided to squeeze the rebels out and imposed a siege. Snipers moved in, and the fighters unleashed religious battle cries, letting Madaya’s residents know they were under siege by the Party of God.

“It was a spiteful siege,” said Ebrahim Abbas, a computer technician who took a bullet in his gut during the operation, in 2015. Aid shipments were cut off, and malnutrition spread.

Hezbollah went to Syria aware that if Mr. Assad fell, it would lose its only Arab state sponsor and the weapons pipeline from Iran. So Hassan Nasrallah, Hezbollah’s secretary general, consulted with officials in Iran’s Islamic Revolutionary Guards Corps, and they made a commitment to back Mr. Assad, according to Iranian officials and analysts close to the group.

Since then, Hezbollah has deployed as many as 8,000 fighters to Syria at any one time, analysts say. Now, with the immediate threat to Mr. Assad gone, many suspect that Hezbollah will maintain a permanent presence in Syria. It has organized Hezbollah-style militias among Syrians, evacuated border communities it considered a threat to Lebanon and established a branch of its Mahdi Scouts, a long-term investment in the cultivation of fighters.

Syria has given a new generation of Hezbollah fighters extensive experience, including in offensive operations and in coordinating with the Syrian military and the Russian air force.

But many have also returned in coffins, and their faces are enshrined on martyr posters throughout Lebanon.

In May, hundreds of people wearing yellow Hezbollah sashes crowded into a community hall in Natabiya in southern Lebanon to pay their respects to the group’s wounded fighters — ۱۸ of them at this particular ceremony, many from battles in Syria. Five were in wheelchairs, one missing a leg, another missing two. Others leaned on canes and crutches.

When the Lebanese national anthem played, only six could stand up.

Some analysts say the group has lost 2,000 fighters or more in Syria and that more than twice that many have been wounded — a substantial toll for a force that analysts say can draw on a maximum of 50,000 fighters.

In an interview, Sheikh Qassem, Mr. Nasrallah’s deputy, denied that Hezbollah had long-term ambitions in Syria. He also declined to discuss any numbers related to fighters, other than calling reports of more than 2,000 dead “enlarged.”

“In the end, we consider the results that we reached in Syria much greater than the price, with our respect to the great sacrifices that the young men of the party put forward,” he said.

Hezbollah fighters led a tour for Lebanese and foreign journalists in July at the Lebanese-Syrian border. CreditSergey Ponomarev for The New York Times

Strained Resources

Hezbollah has long put great resources into supporting the families of its dead fighters. It also takes care of the wounded, although they pose a different challenge, returning to their communities as reminders of war’s cost.

Supporting all those families is expensive, and there are now more on Hezbollah’s payroll than ever before. Running a war and other international operations also drives up costs at a time when the United States has targeted the group’s finances.

Hezbollah’s leaders have acknowledged that most of the group’s budget comes as cash from Iran. But residents of Hezbollah communities say they have felt the pinch in recent months, with less money in the economy as the party cuts spending.

Hezbollah’s success has multiplied its enemies. The more it grows, the more they want to destroy it.

“If you wait for the Iranian project to mature and take hold, you will see that this ragtag militia has become a competent military with ideological leadership and with what I would call a social support system,” said Anwar Gargash, minister of state for foreign affairs in the United Arab Emirates, which is part of the coalition fighting Iranian-aligned rebels in Yemen. “The Iranians have done it before.”

Israel, too, has been worried about Iran’s expansionism in Syria, through Hezbollah.

One concern is that Hezbollah has been able to move missile batteries into Syria, giving it another potential platform for attacks on Israel besides Lebanon.

A cave once used by a Syrian militant group near the border between Lebanon and Syria. It was captured by Hezbollah. CreditSergey Ponomarev for The New York Times

Hezbollah forbids its fighters to speak with outsiders, but through an acquaintance I met two fighters in April who agreed to speak on the condition that I concealed their identities.

One, with a pistol in his belt and flecks of white in his black beard, showed me videos of himself fighting in Syria and said he had joined the party at age 15 to fight Israel.

I asked if fighting other Muslims in Syria was different from fighting Israel, and he said it was the same battle: “Nothing has changed for us; we are still the resistance.”

He denied sectarian motivations. But he held no sympathy for Syrians who opposed Mr. Assad, and he dehumanized the rebels.

“I get disgusted by the way they look, their long beards and shaved mustaches,” he said, referring to the grooming practices of some conservative Muslims.

“If it were not for Hezbollah,” he added, “Syria would have fallen a long time ago.”

Asked about the use of siege tactics in Syrian towns like Madaya, one fighter claimed that it had been the rebels who had caused the hunger, by hoarding food.

The other chalked it up to the cost of winning the war.

“Either you are strong or you are weak, and if you are weak you get eaten,” he said. “Now, Hezbollah is strong.”Hezbollah fighters escorted a convoy of journalists in July near the Syria-Lebanon border. CreditSergey Ponomarev for The New York Time

The Home Base

It is from Beirut that Hezbollah runs the wide-ranging political, social and military operations that give it power at home and increasing clout abroad. Hezbollah does not control the state as much as maintain the power it needs to block any effort to undermine its force, diplomats and Lebanese officials said.

The center of its operations is the southern suburbs of Beirut, which serve as the party’s headquarters and a virtual diplomatic district for its regional allies. Inside, Hezbollah bureaucrats run a private school system and social services network. Representatives of Iraqi militias and Yemen’s Houthi rebels maintain a presence. And a range of satellite television stations run by Hezbollah and its allies blanket the region with pro-Iranian news.

The party’s history has helped solidify its place in Lebanon.

After the Islamic Revolution in Iran in 1979, Iranian leaders sent officers from the Islamic Revolutionary Guards Corps to organize Shiite militias in the Lebanese civil war. The result was Hezbollah, which also began waging a guerrilla war against the Israeli occupation in southern Lebanon.

Israel’s withdrawal, in 2000, helped enshrine Hezbollah as the centerpiece of the resistance. Its reputation was further burnished in 2006, when it fought Israel to a standstill in a 34-day war that killed more than 1,000 Lebanese and dozens of Israelis.

Some suspected that the war’s destruction would be the beginning of the end for Hezbollah. But Iran flooded the country with money, underwriting an enormous reconstruction campaign and also helping the party expand its military.

While Hezbollah has extended its regional reach, it has made its greatest foreign investments – and paid the highest costs – in Syria, and its intervention there has reshaped the group.CreditSergey Ponomarev for The New York Times

Few checks remain on Hezbollah’s domestic power.

But the group’s activities abroad remain troubling to many Lebanese, while its strength poses risks for the country.

Hezbollah has more than 100,000 rockets and missiles pointed at Israel, in addition to 30,000 trained fighters and a smaller number of reservists, said Brig. Gen. Ram Yavne, the commander of the Israeli Army’s strategic division. Israel also says Hezbollah is so integrated into the Lebanese state that it may not differentiate between the two in a new war.

For now, Hezbollah appears to be avoiding escalation with Israel in order to focus elsewhere. And the party’s political clout in Lebanon has many political figures here finding ways to work with the group.

Alain Aoun, a Christian member of Parliament from the president’s party, said that Hezbollah kept its domestic and regional activities separate and that he considered it a valuable political partner.

But he said that calls for Lebanon to contain Hezbollah were unrealistic after decades of support from Iran and Syria, and that confrontation with the United States and Israel had helped it grow.“All these countries contributed for 30 years to creating this power, so now you say, ‘Go, Lebanese, and fix this problem,’ ” Mr. Aoun said. “It is bigger than us.”

………………………………………………………………………………………………..
Reuters logo
AUGUST 28, 2017 / 5:12 PM / 16 HOURS AGO

After Syria fall-out, Hamas ties with Iran restored: Hamas chief

غلبه حاشیه بر متن: یادداشتی از عباس عبدی

Share Button

یادداشت زیر از عباس عبدی است در مورد وارد شدن روحانیت به حوزه هایی که خارج از قلمروی فعالیت سنتی و حرفه ایی آنان میباشد. عبدی در این یادداشت؛ مورد وارد شدن یک روحانی را به یک فضای ورزشی مطرح میکند و میگوید که این عرصه میدان طبیعیِ بازی روحانیت نیست و روحانیت با از دست دادن جای سنتی خود در آن عرصه ایی که منطقاً جای طبیعی اوست یعنی مساجد، میخواهد جای از دست رفته مساجد و خودش در بین مردم را باوارد شدن به فضاهایی عمومی دیگر جبران کند که او از این تلاش بعنوان غلبه حاشیه بر متن نام میبرد.

من بعنوان پیش کامنت ضمن تأئید این تحلیل و نتیجه گیری آن قدری صریحتر از آقای عبدی باید بگویم، روحانیت با انقلاب اسلامی، عرصه سیاسی را که جای طبیعی او نبود و نیست اشغال کرد. او با سیاسی کردن روحانیت و دین روحانیت و مذهب را به دم تیز شمشیر نگاه و نظر انتقادی و ایراد گیر یا پرسشگر مردم راند، نگاه و نظری که مردم در همه جای دنیا نسبت به سیاست و سیاستمدارجماعت دارند، یعنی عدم نگاه قُدسی، ربانی و روحانی به آن و این یعنی قداست زدایی از حریم دین و روحانیت، قداستی که جانمایه آنست. بی جهت نیست که پس از به قدرت رسیدن روحانیت در میهن ما، مردم رکیکترین ادبیات را نسبت به روحانیت حاکم بکار میبرند و زشت ترین جوک ها را برای مقدسات دینی و مذهبی میسازند.

و اما باید این پرسش را هم مطرح کرد که این روحانیتی که برای گرفتن مدارک تخصصی و دکترای تخصصی مرتبط با دستگاههای دیوانی، نظامی و امنیتی؛ از اقتصاد گرفته تا سیاست و مطالعات استراتژیک..، تشنه است و هَل هَل میزند، چرا  برای نمونه یک از آنها رشته پزشکی، مامایی و.. ، را انتخاب نکرد؟ چرا یکی اشان مهندس نشد، چرا یکی اشان آبشناس و دریا و زیست محیط شناس یا ادبیات فارسی شناس نشد.

یکی از بارزترین موارد کاهیدگی سطح دانش مدیران و دولتمردان حکومتی ما نا آشنائی آنان با زبانهای خارجی است حتی در سطح وزارت خارجه اش و پاراوکسال، این زیان نفهمی شامل زبان عربی هم میشود که دین و مذهب ما با آن زبان است. این درحالیست که تقریباً یکی از شرایط کشیش شدن در ممالک غربی دانستن زبان لاتین است که فقط زبانی کلیسائی است. چرا حتی یکی از این همه روحانیون دکتر، کارشناس و مدرس شده ما زبان عربی یا انگلیسی را حتی در حد متوسط آن نمیداند؟ و ما استاد یا دکتر زبان عربی، انگلیسی و فرانسه و.. نداریم که آخوند باشد.

روحانیت هدفش تسخیر فضای عمومی اجتماعی بود آن فضایی که به او امکان میداد و میدهد تا بر مردم سوار شود. این امکان با مهندس یا پزشک یا استاد ادبیات شدن حاصل نمیشود. حالا این روحانیتی که متن را از دست داده است به حاشیه ورزشی چشم دوخته تا آن عرصه را هم به سرنوشت عرصه سیاسی دوچار کند.

ح ت

………………………..

آینده (عباس عبدی):

غلبه حاشیه بر متن
تحلیلی از تعییر کارکرد نقش روحانیون منتشر شده در صدا ۴-۶-۱۳۹۶
در تقویم ما آخرین روز مرداد روز جهانی مسجد نامیده شده است. مسجد و روحانی دو عنصر مرتبط به یکدیگر هستند که پیش از انقلاب و پس از آن در تحولات اجتماعی نقش مهمی داشته‌اند. ولی نقش و کارکردها این دو عنصر در حال تغییر است و بد نیست که بصورت اجمالی به آن پرداخته شود شاید راهی برای بحث‌های جدی‌تر در این باره باز شود. پس از انقلاب به علل گوناگونی برخی از نقش‌های فردی و حتی نهادی دچار دگرگونی شده است. بخشی از این دگرگونی چون کم‌کم و به مرور زمان رخ داده، ابتدا چیز مهمی به نظر نمی‌رسید، ولی با گذشت زمان متوجه می‌شویم که این دگرگونی جزیی به استحاله نقش‌ها نیز انجامیده است. مثل یک مخزن بزرگ آب زلال که از مایعی رنگی به صورت قطره‌ای به آن اضافه می‌شود در ابتدا تغییر رنگی دیده نمی‌شود، ولی در یک مرحله متوجه می‌شویم که افزایش قطرات رنگی به حدی شده که تغییر رنگ ایجاد کرده است. نمونه مهم این تغییر را در نقش روحانیون و مسجد مشاهده می‌کنیم. اخیراً ویدیویی منتشر شده که دو روحانی با لباس شیک و زیبا و با همسرانشان که حجاب کامل دارند روی صحنه تلویزیون ظاهر شده‌اند و مجری از عشق و علاقه آنان به همسرانشان می‌پرسد و به نوعی اصرار دارد که بگویند همسرانشان را “دوست” دارند (هر دو طرف به همدیگر بگویند). از سوی دیگر یکی از روزنامه‌ها تصویری از یک روحانی را در ورزشگاه منتشر کرده که با مشت‌های گره کرده در حمایت از تیم فوتبال مورد نظرش شعار می‌دهد. این روزنامه گفتگویی را با این روحانی ترتیب داده که بهتر است بخشی از دلایل او در انجام این کار را با هم مرور کنیم::“هدف دیگر من آشتی بین روحانیت و مردم بود که به نظرم فاصله‌ای میان آنها در سال‌های اخیر افتاده و نباید بگذاریم این شکاف بیشتر شود… حرف من این است که تا چه زمانی باید روحانیون در مسجد و هیأت‌ها بنشینند و منتظر ملاقات با مردم باشند؟ این دفعه سعی کردم به‌عنوان یک روحانی من پاپیش بگذارم… تماشاگران مرا چند دقیقه تشویق کردند و شعار دادند؛ حاج آقا خوش آمدی… از روحانیون دیگر نیز دعوت می‌کنم که به ورزشگاه بیایند. مطمئن باشید که این اتفاق تأثیر مثبتی در جو ورزشگاه‌های ما دارد. در همین ٢ بازی جوان‌ها نزد من آمدند و سوال‌های دینی پرسیدند و باعث شد وقتشان صرف اتفاقات خوب شود. البته می‌خواهم به کانون هواداران باشگاه تراکتورسازی پیشنهاد دهم که یک بخش فرهنگی راه بیندازد تا بتوانیم این کار را ادامه دهیم… شاید برخی‌ها نسبت به این موضوع ایراد بگیرند و بگویند که این حرکات با این لباس درست نباشد. با این حال، اعتقاد من چیز دیگری است، چون در صفحه‌های اجتماعی که نگاه می‌کنم، ٩٠‌درصد کامنت‌ها مثبت است. اگر بخواهیم اینطور فکر کنیم، باید بگوییم نباید کسی با لباس روحانیت وارد ورزشگاه شود. شاید این کار تا چند ‌سال قبل خوب به نظر نمی‌رسید اما باید به اقتضای زمان پیشرفت کنیم. بار دیگر می‌گویم که تا چه زمانی باید در مسجد بنشینیم تا جوان‌ها نزد ما بیایند؟ اگر من با تماشاگران آنطور شادی و خوشحالی نمی‌کردم، می‌گفتند خودت را گرفته‌ای، پس ما هم مسجد نمی‌آییم.”سال‌های پیش نیز یک روحانی دیگر به کسوت کارگردانی سینما درآمده بود و از این نوع خرق عادت‌ها زیاد است. این نوع رفتارها در خصوص نهادهای مذهبی بویژه مسجد هم دیده می‌شود که کارکردهای غیرعبادی و مذهبی پیدا کرده‌اند. هرچند علل و توجیهاتی برای این کارها ذکر می‌شد، که مورد نظر این یادداشت نیست، ولی این تحول در نقش‌ها به هر علتی انجام شده باشد تبعات خاص خود را دارد و به نظر می‌رسد که به نفع روحانیت و مسجد نیست. چرا؟ابتدا توضیح دهم که روحانی بودن منافی با داشتن شغل مستقل نیست. آنان را از گذشته‌ها در کسوت استادی دانشگاه، آموزگاری مدارس، کشاورزی یا کارهایی مثل انتشارات، فعالیت مطبوعاتی و… دیده‌ایم. بجز شغل، حضور در برنامه‌ها و اماکن خاص نیز معمول و طبیعی است. ولی انجام برخی از کارها و حضور در برخی از برنامه‌ها می‌تواند نافی انتظارات جامعه از نقش‌هایی باشد که برای آنان در نظر گرفته است. البته این حق آنان است که به عنوان یک شهروند در هر برنامه شرکت و در هر شغل معمولی در جامعه را انتخاب کنند. بنابراین بحث درباره حقوق آنان نیست، بلکه بحث درباره معنا و اثرات رفتارهای آنان است.

برای شرح بهتر ماجرا مصداقی بحث کنیم. فرض کنیم که یک روحانی به هر دلیلی طرفدار یک تیم فوتبال است و می‌خواهد بازی تیم را از نزدیک ببیند و حتی آن را تشویق کند و از همه مهم‌تر ابراز احساسات هم بنماید. باز هم فرض کنیم که چنین رفتاری را بتواند به لحاظ مبانی فکری خود توجیه کند، هر چند بعید است که با معیارهای گذشته و سنتی بتوان برای این رفتار توجیهی شرعی آورد. در این صورت می‌تواند بدون لباس روحانیت به ورزشگاه برود و اعتراضی نیست ولی اگر با لباس روحانیت برود در اینجا هدف دیگری را پیگیری می‌کند. همان هدفی می‌شود که از زبان روحانی فوق گفته شده است. در واقع چون جوانان به سمت او نمی‌روند، او می‌خواهد به سمت آنان برود. چون مردم کمتر به مسجد و بیشتر به ورزشگاه می‌روند، پس او نزد مردم می‌آید. این همان نکته‌ای است که می‌تواند مورد نقد و اعتراض باشد. در حقیقت از یک سو با این کار خود صورت مسأله را پاک می‌کنند. صورت مسأله این است که چرا این افراد به سمت روحانیون نمی‌روند؟ با آمدن روحانیون به سمت این افراد مشکلی حل نمی‌شود، بلکه فقط صورت مسأله پاک می‌شود. از سوی دیگر بجای آنکه روحانیت در نقش هادی و راهنما قرار گیرد، در نقش تابع مردم ظاهر می‌شود و این خلاف ادعای اولیه آنان است.

در مورد اول ذکر این نکته کافی است که پیش از انقلاب جوانان و مردم خیلی جاها بودند، مثلاً سینما می‌رفتند، در ورزشگاه‌ها حاضر می‌شدند، ولی هیچ‌گاه روحانیون با این توجیه به نزد آنان نمی‌آمدند، بلکه رفتار و کارکردشان به گونه‌ای بود که مردم به مساجد و نزد آنان می‌آمدند. تقریباً بیشتر مساجد سه نوبت صبح و ظهر و مغرب نماز می‌خواندند و برنامه داشتند، در حالی که الآن بخشی از این موارد از برنامه‌های معمول مساجد حذف شده است. این امر معلول تغییر کارکرد این اماکن و متولیان آن در دوره‌ای از انقلاب بود ولی هنگامی که این کارکردها دوباره به نهادهای رسمی منتقل شد، این اماکن از جوش و خروش خود خالی شدند. روحانیون نیز کارکرد اصلی خود را که اشاعه معارف دینی، ارزش‌ها و رفتارهای اخلاقی و معنوی، کمک به مردمان ضعیف و فقیر و… است با کارکردها و نقش‌های دیگر جابجا کردند و طبیعی است که نقش‌های اصلی آنان در سایه نقش‌های جدید قرار گرفت و در نتیجه مردمی که به دلیل نقش‌های سنتی به آنان رجوع می‌کردند، اکنون دلیلی برای این مراجعه مشاهده نمی‌کنند. و به علل دیگری به آنان مراجعه می‌کنند که چندان با آن کارکردهای سنتی تطابق ندارد.

مورد دوم نیز به شکل دیگری آنان را از محل رجوع بودن خارج کرده است. ایفای نقش‌های جدید و حضور در ورزشگاه شاید برای تماشاگران جذاب باشد ولی این ربطی به جایگاه روحانی بودن و انتظاراتی که از یک روحانی می‌رود ندارد. فرض کنیم که یک روحانی خیلی خوب فوتبال بازی کند و یا حتی تحلیل ورزشی را خوب انجام دهد و بسیاری هم این وضع برایشان جذاب باشد. این جذابیت چه ربطی به انتظاراتی که از وی به عنوان یک روحانی می‌رود، دارد؟ هیچ. در واقع یک نقش اصیل قربانی یک مسأله فرعی شده است. علت اصلی نیز این است که به احتمال زیاد آنان نمی‌توانند نقش اصلی خود را درست بازی کنند، لذا متوسل به نقش‌های حاشیه‌ای می‌شوند. حاشیه‌ای که همسو با نقش متن نیست، و پس از مدتی نیز این حاشیه‌ها بر متن غلبه می‌کنند. اینکه یک روحانی جلوی دوربین به همسرش بگوید دستت دارم و همسرش نیز همین را تکرار کند، و حضار نیز کف بزنند! چه معنایی دارد؟ مگر مردم فکر می‌کنند که روحانیون همسرشان را دوست ندارند که حالا بخواهند این برداشت را اصلاح کنند؟ اگر در ذهن مردم روحانیون تافته‌های عجیب و غریبی هستند که مثلاً زنانشان را دوست ندارند و برعکس، باید ریشه این ذهنیت را پیدا کرد، و الا وارد بیان عشق و عاشقی شدن آنان جز اینکه باعث تغییر انتظارات از نقش می‌شود نتیجه دیگری ندارد.

یکی از خطراتی که نهاد روحانیت و نهادهای دینی را تهدید می‌کند از یک سو تعریف نقش‌های بی تناسب برای خودشان است و از سوی دیگر وارد شدن به نقش‌های حاشیه‌ای برای جبران ضعف نقش اصلی است. این راه نتیجه‌ای جز تشدید بحران نقش و کارکرد این دو نهاد ندارد.

@abdiabbas

وقتی هیولای دین خواب بود و شاهزاده بیدار!

Share Button

پیش کامنت من: یادداشت زیر در مورد امان الله خان، شاهزاده  و سپس پادشاه افغانستان است. موضوع یادداشت عروسی اوست و اینکه چگونه او در همان آغاز جوانی بفکر توسعه و ترقی کشور، مدرنیزه کردن آن و رهانیدن زنان از چنگال سنتهای های مذهبی قبیله ایی بوده است. او همان بلندپروازیهایی را برای مدرنیزاسیون افغانستان داشت که رضا شاه برای ایران و اتاتورک برای ترکیه. او از پدرش خواست تا هزینه پیش بینی شده برای عروسی اش صرف ساختن یک مدرسه دخترانه و یک بیمارستان کند. در ۱۹۱۹ رسماً به پادشاهی رسید ولی در ۱۹۲۹ در یک کودتای درباری خلع شد و به هند مهاجرت و سپس به اروپا نقل  مکان کرد و در سوئیس مقیم شد که در آنجا بسال ۱۹۶۰ درگذشت.

در حالیکه اریستوکراسی درباری ممالک خاور میانه از مصر تا ایران و سپس شرق آسیا بفکر انتقال مدرنیته و مدرنیزه کردن ممالک این منطقه بودند، روشنفکران چپ شده، انرژیک راه حکومتهای اسلامی داعش و القاعده را به انگیزه مبارزه با امپریالیسم دانسته یا نادانسته هموار میکردند.

Bildresultat för ‫زن افغانی صیغه‬‎

قبل از اسید، بعد از اسید

سایت حزب همبستگی افغانستان

نویسنده: فرزاد

مراسم عروسی امان‌الله خان باید الهامبخش جوانان امروز گردد

مراسم عروسی امان‌الله خان باید الهامبخش جوانان امروز گردد

شاه امان‌الله خان نه تنها استقلال کشور را کسب کرد، بلکه برای قانونمند ساختن جامعه و ارتقاع آن به مدارج بلند انسانی کارهای ماندگاری نمود. او هرچند بنابر عطش فراوان در آوردن تغییرات فوری در وطن دربدرش دچار اشتباهاتی شد، اما در یک مقطع مهم تاریخ ما ارزش‌های بزرگی را بنیان نهاد که با گذشت صد سال هنوز در مواردی بصورت تمام و کمال به آنها دست نیافته‌ایم.

امان‌الله خان مثل حکام خاین امروزی، فقط در سطح حرف و نمایشی عاشق مردم و وطنش نبود بلکه در عمل در زندگی خودش کوشید به مردم الگویی ارایه نماید. تلاش‌های پیگیر او برای دفاع از حقوق زنان و رهانیدن آنان از زیر بار جهل و ستم و مردسالاری ستودنی بود. او در دورانی که شهزاده دربار و جوان بی‌تجربه بود، در مراسم عروسی خود در عمل درسی به مردم داد که حتی برای جوانان امروزی کشور ما باید الهامبخش باشد. مراسم عروسی امان‌الله خان با ثریا طرزی می‌توانست در دربار پدر عیاش و مستبدش حبیب‌الله خان شاهانه و با مصارف گزاف برگزار گردد، اما او از پدرش درخواست نمود تا پولی را که به این منظور در نظر دارد صرف ساخت یک مکتب یا شفاخانه‌ زنانه کرده به مراسم ساده‌ای اکتفا کند که چنین شد.

گزارش مراسم عروسی امان‌الله خان در «سراج‌الاخبار افغانیه» (سال چهارم، شماره ۷، ۱۲ قوس ۱۲۹۳) تحت عنوان «یک عروسی ابدی ثمر» به نشر رسیده که بخش‌هایی از آن را در ذیل نقل می‌کنم:

«مراسم عروسی شهزادهٔ بلند اقبال مکرم عین‌الدوله سردار (امان‌الله) خان دام اقباله بیک کیفیتی اجرا گردید که ثمرهٔ نیکویی آن در صحایف تاریخ افغانستان یک یادگار ابدی باقی گذاشت. از مدتی همه‌گان را خیال این بود که آیا این عروسی بچه دبدبه‌ها و سازها و سامانها و طنطنه‌های فوق‌العاده، و مخارجهای بی‌اندازهٔ بوقوع خواهد آمد. بواقعیکه تدارکات و تهیات عظیمهٔ نیز در انباب دیده می‌شد.

حال آنکه آنهمه انتظارهایی که برای اسرافهای بی‌سود کشیده میشد بیک طرز بسیار مستحسن و پرسودی جلوه‌گر ظهور گردید: تفصیل این کیفیت چنین است که شهزادهٔ مکرم‌مشارالیه با یک عریضهٔ مخصوصهٔ از حضور میمنت موفور والدکثیر‌المحامد شان ذات اعلیحضرت “سراج‌الملة و‌الدین” استرحام و استدعا نمودند که اگر ارادهٔ مراحم عادهٔ اعلیحضرت همایونی شرفتعلق پذیرد که همین مبالغ مخصصهٔ مراسم عروسی برای تاسیس یافتن یک باب “مکتب اناثیه” یا یک باب “شفاخانهٔ اناثیه” بخرج برسد، و ملک و ملت از آن مستفید شده یک تذکار ابدی و یادگار دایمی برای این مراسم بماند و از اسرافات بیهوده و بی‌ثمر صرفنظر شود عین مرحمت خواهد بود.

ذات شوکتسمات اعلیحضرت همایونی …. این رای و خیال خیراندیشانهٔ فرزند ارجمند شاهانهٔ شانرا به افکار قدسیت آثار همایونی موافق و مطابق یافته و شهزادهٔ مکرم بلنداقبال را مظهر تحسین و نوازشات پرآفرین همایونی فرموده مبلغ جسیمی را که برای مراسم عروسی تخصیص شده بود برای آن مؤسسات فواید اثر ابدی‌ثمرتعیین فرمودند. و اجرای مراسم شادمانیٔ عروسی را بیک ترتیب دلنشین ساده سنگینی اراده و فرمان فرمودند.

همین گزاف‌خرجیهای اینگونه رسومات عروسیها، ختنه‌سوریها کابینهاست که بر مردمان ممالک اسلامیهٔ شرقیه مانند بلای مبرمی نازل شده اگر چه بظاهر آنرا خانه‌آبادی و شادمانی نام نهاده‌اند، ولی موجب بسی خانه‌خرابیها و ناکامیها گردیده است…. عموما از روی این‌گونه گزاف‌خرجیهای اینچنین مراسم‌ها دایما مبتلای فلاکتها و قرض‌ها، افلاس‌ها شده اند.

مراسم این عروسیٔ ابدی‌ثمر در یوم چارشنبه ۲۲ ماه ذی‌الحجۃ الحرام مطابق ۱۹ عقرب سنهٔ ۱۳۳۲ و ۱۱ نوامبر سنهٔ ۱۹۱۴ بوقوع پیوسته است.»

صفحه‌ای از سراج‌الاخبار افغانیه در مورد عروسی امان‌الله خان
صفحه‌ای از سراج‌الاخبار افغانیه در مورد مراسم عروسی امان‌الله خان

هرچند در گزارش بالا ذکری از آن نرفته، اما شکی نیست که ثریا طرزی که خود زن تابوشکن، پیشرو و علم‌پرور بود، در این تصمیم امان‌الله خان نقشی داشته باشد.

امان‌الله خان و ثریا ۱۰۳ سال قبل به این آگاهی دست یافته بودند که باد کردن پول در مراسم بی‌ارزش عروسی برای جامعه‌ای که غرق فقر و بدبختی است، شرم است و باید آنرا برای پخش علم و دانش بین مردم صرف کرد، اما متاسفانه امروز شاهدیم که تنها در پایتخت دهها سالون عروسی پر زرق و برق به چشم می‌خورند که در آنها روزانه میلیونها افغانی به هدر داده می‌شوند.

از جنگسالاران و مافیازادگانی که میلیونها دالر حرام را در اینگونه مراسم شان به گفته مردم به شاخی باد می‌کنند، گله‌ای نباید کرد چون این دشمنان مردم حامی ارتجاعی‌ترین و عقب‌مانده‌ترین رسم و رواج‌ها اند تا ملت را افسون کرده به خواب عمیق ناآگاهی و جهالت فروبرند. اما برای زوج های جوان و تحصیل‌کرده و متعهد لازم است که درین زمینه شاگردان امان‌الله خان گردیده از ننگ و حماقت خرج پول برای هیچ و پوچ اجتناب ورزند. البته طی چند سال گذشته ما شاهد بعضی نمونه‌های مثبت سنت‌شکنی درین زمینه بوده‌ایم از جمله زوجی که اخیرا در هرات پول مصارف عروسی شان را برای ساختن یک پل در قریه شان اختصاص داند که قابل قدر است، اما نیاز است که این نمونه عالی را تعمیم داده همگانی سازیم.

امان‌الله خان، محمود طرزی، حبیب‌الله خان و دیگران در سال ۱۲۹۲
امان‌الله خان، محمود طرزی، حبیب‌الله خان و دیگران در سال ۱۲۹۲

با رسیدن امان‌الله خان به قدرت، او عمیقا به این درک رسیده بود که بدون کسب استقلال، رفاه و پیشرفت افغانستان میسر نیست، بنا ابتدا علیه سلطه بیگانگان شمشیر از نیام برکشید و وقتی از آزادی کشورش مطمئن شد کوشید نظام‌نامه‌هایی برای غرس ارزش‌های انسانی در اجتماع قبیلوی تصویب و عملی سازد. «نظامنامه‌ٔ نکاح، عروسی و ختنه‌سوری» یکی از آنها بود که گفته می‌شود شخصا توسط امان‌الله خان در ۲۴ ماده نگاشته شده در سال ۱۳۰۰ مرعی‌الاجرا گردید که هدف اصلی آن دفاع از حقوق زنان بود. این نظامنامه گواه افکار مترقی و دیدگاه والای شاه امان‌الله است که اکنون نیز در بسا موارد نیاز است که برای عملی ساختن آنها علیه زن‌ستیزان جهادی، طالبی، داعشی و یا عناصر نکتایی‌پوش اما ضدزن به مبارزه ادامه داد.

نظامنامه نکاح، عروسی و ختنه‌سوری
نخستین نظامنامه «نکاح، عروسی و ختنه‌سوری» که از جانب شاه‌ امان‌الله خان در سال ۱۳۰۰ نافذ شد. این نظامنامه در سنبله ۱۳۰۳ با تغییرات اندکی تجدید چاپ و در ثور ۱۳۰۶ ترجمه پشتوی آن نیز منتشر گردید.

ویژگی بزرگ امان‌الله خان که او را به قهرمان بی‌بدیل مردم ما بدل نمود در همین نکته نهفته بود که عاشق مردم و میهنش بود و با افکار پیشرو که داشت برای تعالی کشورش دست به اقدامات شجاعانه زد و برعکس شاهان گذشته دل به تخت و ثروت نبسته برای تغییر چهره افغانستان با تابوشکنی‌های پرریسک پیش رفت که هرچند تخت و تاج را باخت، اما در میهنش ارزش‌هایی خلق کرد که شاهان مستبد بعدی نتوانستند آنرا از مردم بگیرند.

امروز اشرف غنی بصورت کرکننده‌ای سخن از «کارهای پایه‌ای» برای افغانستان می‌زند، اما در عمل افغانستان را به ماتمکده‌ای خونین مبدل ساخته است چون سوار بر سرپنجه بیگانگان ناممکن است که بتوان کاری برای وطن کرد، رییس جمهوری که توسط جان‌کیری نصب شده باشد، نمی‌تواند مدافع مردم و پرچمدار عدالت و پیشرفت گردد.

تحریم آن‌ها و مقابله‌ی ما: تا کِی شعار؟

Share Button

چکیده : این طرح مجموعه‌ای‌ست از شعارهای ضدآمریکایی، که با گرته‌برداری از اقدامات آمریکایی‌ها نوشته شده‌است؛ مثلاً در مقدمه برخی عبارات را، باز به‌تقلید از آمریکایی‌ها، تعریف کرده‌اند، که البته برخی واژگان موجود در تعریف‌ها، خودْ از فرط ابهام نیازمند تعریف‌اند (!)، یا این‌که دارایی آمریکایی‌های مشمول طرح را در ایران توقیف کرده‌اند، یا امکان مبادلات بانکی را با ایران از ایشان سلب کرده‌اند ـــ کسی هم نیست که بپرسد مگر هیچ مقام سیاسی یا نظامی آمریکایی در ایران حساب بانکی دارد؟ ... +کامنت من درپایان

یوسف رحمانی:

در پاسخ به‌تحریم‌های اخیر آمریکا، صرف‌نظر از بررسی تخصصی این‌که تصویب این تحریم‌ها ناقض برجام هست یا خیر، مجلس شورای اسلامی طرحی را با عنوان «مقابله با اقدامات ماجراجویانه و تروریستی آمریکا در منقطه» تصویب کرده‌است. مطالعه‌ی هر دو متن بسیار آموزنده است؛ از جمله در خصوص دقت خیره‌کننده و جزئی‌نگری مثال‌زدنی آمریکایی‌ها در تحریم، و بی‌دقتی و رفتار نمایشی و کلی‌گویی و شعارهای بی‌مایه‌ی ما در پاسخ به‌این تحریم؛ خصوصاً اگر پیش‌نهادهای نمایندگان را در اصلاح این طرح بخوانیم که حسابی مفرح است: برخی حتا به‌دنبال این بوده‌اند که سران حکومت سابق را نیز به‌موجب همین طرح تحریم کنند (!).

در واقع، این طرح مجموعه‌ای‌ست از شعارهای ضدآمریکایی، که با گرته‌برداری از اقدامات آمریکایی‌ها نوشته شده‌است؛ مثلاً در مقدمه برخی عبارات را، باز به‌تقلید از آمریکایی‌ها، تعریف کرده‌اند، که البته برخی واژگان موجود در تعریف‌ها، خودْ از فرط ابهام نیازمند تعریف‌اند (!)، یا این‌که دارایی آمریکایی‌های مشمول طرح را در ایران توقیف کرده‌اند، یا امکان مبادلات بانکی را با ایران از ایشان سلب کرده‌اند ـــ کسی هم نیست که بپرسد مگر هیچ مقام سیاسی یا نظامی آمریکایی در ایران حساب بانکی دارد؟ یا اصلاً مگر وزن ما در مبادلات تجاری بین‌المللی چقدر هست که بخواهیم دیگران را از امکانات گسترده و نظام بانکی شفاف و پاسخ‌گوی‌مان (!) محروم کنیم؟ وقتی سهم ما از تجارت بین‌الملل چیزی کم‌تر از نیم‌درصد است، این حرف‌ها بیش‌تر به‌شوخی شبیه است.

وانگهی، سایر اقدامات هم، از تحرکات منطقه‌ای تا دیگر حرکات، تاکنون در حال انجام بوده‌اند؛ چه‌نیازی به‌این‌که متنی که روشن است از جایی دیگر به‌مجلس‌نشینان دیکته شده به‌تصویب برسد، و شأن قانون‌گذار بیش از پیش دچار خدشه شود؟ تنها عبارت مفید معنای این طرح در مواد ۱۱ و ۱۲ آن آمده‌است، که بدون هیچ‌گونه تدبیری جهت تخصیص بودجه و پیش‌بینی محل آن، دولت را ملزم کرده‌است که مجموعاً ۲هزارمیلیارد تومان را به‌تحرکات امنیتی در منطقه و توسعه‌ی توان موشکی اختصاص دهد؛ در حالی که مطابق اصل ۷۵ قانون اساسی، طریق هرگونه «افزایش در هزینه‌ی عمومی» باید معلوم شده‌باشد.

از این گذشته، حتا این عبارات مفید معنا هم در واقع بی‌معنی‌اند: با این قبیل اقدامات می‌خواهیم دقیقاً چه‌مقابله‌ای با اقدامات آمریکا کنیم؟ کل بودجه‌ی این طرح، که در شرایط فعلی، بار هزینه‌ای قابل ملاحظه‌ای را نیز بر منابع عمومی تحمیل می‌کند، چیزی نزدیک به۶۰۰میلیون دلار است؛ در حالی که فقط بودجه‌ی نظامی ایالات متحد در سال ۲۰۱۷ نزدیک به۶۵۰میلیارد دلار بوده‌است: دوبرابر کل بودجه‌ی ایران در سال ۱۳۹۶ ـــ مقایسه‌ای که به‌قدر کفایت برای بیان اختلاف در قدرت گویاست.

تقویت توان دفاعی خوب است، لازم است، ضروری‌ست؛ ولی این‌قبیل اقدامات را هیچ‌کس جدی نمی‌گیرد. فن‌آوری‌های نظامی بازدارنده نیازمند توسعه‌اند، ولی اولاً در موشک خلاصه نمی‌شوند و، خصوصاً، ما نیازمندتر به‌پدافندهای هوایی قدرت‌مند هستیم. از این گذشته، راه قوی‌شدن از این مسیرها نمی‌گذرد؛ اگر می‌توانیم از خودمان دفاع کنیم، که بحمدالله می‌توانیم، اکنون باید با کار اقتصادی نیرومندتر شویم؛ ایران اکنون نیازمند شفافیت و ثبات اقتصادی، مبارزه‌ی بی‌امان با فساد ساختاری، و برچیدن زمینه‌های متنوع آن است، تا با جذب روزافزون سرمایه‌ی خارجی، بتوانیم آن‌چنان اقتصاد مستحکمی بسازیم، که هیچ تحریمی بر آن اثرگذار نباشد.

…………………………………………………………….

کامنت من:

قصد داشتم راجع به این تخصیص اعتبار دو هزار میلیارد تومانی از سوی مجلس و بدرخواست دولت ناامیدی و تسلیم روحانی یادداشتی بنویسم که یادداشت فوق را در کلمه دیدم که نکاتی را ذکر کرده است که به ذهن من خطور نمیکرد و متقابلاً نکاتی وجود دارند که این یادداشت خوب از نظر انداخته است. من ذبلاً بدانها اشاره میکنم.

۱ـ حق مسلم هسته ایی که تا کبریای تقدس گرایی و عظمت نمایی عومگرایانه بالارفت، بالاخره زیر فشار تحریم اقتصادی، رژیم مجبور به دست برداشتن از آن گردید. آنچه از آن حق مسلم هسته ایی نصیب کشور شد؛ انزاوی بین المللی، اتکای وابستگی آور بیشتر به روسیه و چین، دهها میلیارد دلار هزینه مستقیم و صدها میلیارد دلار هزینه غیرمستقیم، برباد رفتن نزدیک به ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی طی ۸ سال دولت احمدی نژاد به بهانه و تحت پوشش دور زدن تحریمها، اختلاسهای میلیارد دلاری و ظهور  رضا ضرابها، مه آفرید امیر خسرویها و بابک زنجانیها و… ، بود.

حالا حق مسلم موشکی عَلَم شده است منتها متولیان آن نمیخواهند که با عنوان گذاری “حق مسلم موشکی” خاطره آن حق مسلم ایران ویرانساز را در ذهن مردم تداعی کنند، و الی همان منافع و همان انگیزه ها که پشت سر آن حق مسلم بود پشت سر این یکی هم هست.

۲ ـ از نظر محاسبه قدرت و برابری نیرو، همواره ملتها و ممالک انقلابی اتکایشان به مردم و مقاومت مردمی بوده است و میباشد. اگر مردمی قادرند قیام کنند و یک رژیم مقتدر و مسلح و برخوردار از حمایت قدرتهای بزرگ جهانی را براندازند، آن مردم بی شک قادرند با مقاومت توده ایی خود در حد ارتش ملی و توده ایی، از انقلاب و نظام انقلابی خود دفاع هم بکنند. پس میلیتاریزه کردن ساختار قدرت از سوی حکومت های برآمده از انقلاب فقط یک معنی میدهد و آنهم فاصله گیری اشان از ملت و ضد ملی شدن است. و هرچه این نظامیگری بیشتر باشد فاصله حکومت با مردم بیشتر است. هرچه سرمایه گذاری روی فن آوریهای نظامی مدرنتر بیشتر باشد، بی اعتنایی و عدم اتکاء رژیم به مردم بیشتر است.

روسیه انقلابی از روز فاصله گیری اش از آن مردمی که در اثر انقلاب آنان به قدرت رسیده بود، شروع کرد به سرمایه گزاری سنگین روی زرادخانه موشکی و هسته ایی. چین هم بالنسبه همین راه را رفت. بشار اسد امروزه برای بقای خود و رژیمش فقط به بمباران هوائی و ضربات موشکی و نه ارتش منظمش، تا مرحله استفاده از نیروی هوایی روسیه برای بمباران مردمش روی آورده است. اگر این رژیم مشروعیت ملی و مردمی داشت باید از سربازان و نیروهای مردمی اش برای به اصطلاح “تروریستها” استفاده کند. در حالیکه کار در آنجا برعکس است.  رژیم برای سرکوب مردم از پیاده نظام حزب الله لبنان و گردانهای فاطمیون افغان و حزب الله عراق و نیروهای مستشاری سپاه قدس اسفاده میکند در حالیکه مخالفین نظام از همان مردم که اسد بنام آنها حکومت میکند، سرباز گیری داوطلبانه میکنند تا با رژیم زیر بمباران سنگین هوائی و موشکی آن بجنگند.

اتکاء رژیم ولایی ما به فن آوری موشکی و به قایقهای سریع السیر انتحاری روبوتیک (بی سرنشین)، فقط یک معنا دارد و آنهم اینست که که رژیم به مردم کمترین اطمینانی ندارد و وقتی خامنه ایی از دشمن نام میبرد در ضمیرش همین مردم و مخالفان داخلی اش منظور میباشند که احتمالاً به ضم او، آن دشمن خارجی هم در کسوت همین دشمن داخلی ظهور خواهد کرد.

۳ ـ سالی نیست که دهها مانور شهری در تهران و دیگر شهرهای بزرگ از سوی سپاه برگزار نشود. باید پرسید؛ مگر رژیم منتظر است در خیابانهای تهران و شیراز و تبریز و.. ، با دشمن روبروش شود!؟ که این همه تمرین نظامی شهری برای سپاه ترتیب میدهد؟

نویسنده یادداشت فوق در مقام مقایسه، به بودجه ۶۵۰ میلیارد دلاری نظامی امریکا اشاره کرده است. باید این توضیح داده میشد که آمریکا، قبل از صرف این بودجه کلان؛ از محل کارهای تحقیقاتی برای فن آوریهای نظامی اش، هرساله صدها میلیارد دلار در نتیجه فروش دست آوردهای جانبی آن تحقیقاتها و با فروش محصولات مورد تحقیق و توسعه، بصورت فروش کالها و خدمات غیر نظامی و جنگ افزارهای مدرن به دنیا درآمد صادراتی وارد کشور میکند که از قبل آن میلونها امکان شغلی در کشور ایحاد میشود.

از نظر اقتصاد ملی (و نه اقتصاد شرکتی) بازده و برآیند بودجه دفاعی آمریکا برای کشور اگر زیر صفر نباشد بالای صفر هم نیست. و اینست و این بود آن تفاوتی که کمر اقتصاد شوروی را در یک مسابقه نظامی بسیار نابرابر با آمریکا شکست.

امریکا با استفاده از صنایع عظیم نظامی اش و بودجه های تحقیقاتی اش، بازار کالاهای غیر نظامی هزاران میلیارد دلاریش را در دنیا توسعه داد و اتحاد شوروی همه اقتصاد غیر نظامی اش را هزینه و قربانی صنایع نظامی اش کرد تا در مسابقه نظامی عقب نماند.

به حضرت آیت الله العظمی سیستانی مرجع بزرگ تشیع

Share Button

کمپین مردمی درخواست از علما و مراجع؛ وساطت برای رفع حصر

راه‌اندازی کمپین مردمی یک میلیون امضا برای رفع حصر با تقاضا از آیت‌الله سیستانی برای وساطت در این خصوص

محضر مبارک مرجع عالیقدر جهان اسلام
حضرت آیت الله العظمی سیستانی مد ظله العالی
با سلام و احترام
حضرتعالی را با عنوان مرجع عالیقدر جهان اسلام مورد خطاب قرار دادیم چرا که علم ، فقاهت ، درایت وسیره ی حسنه حضرتعالی در دهه های اخیر نه تنها موجب تحکیم جایگاه شیعیان در سراسر دنیا که باعث تقریب میان پیروان تمامی مذاهب اسلامی گردیده و با توجه به جایگاه ویژه ای که نقش آفرینی شما در استقرار امنیت و صلح و دوستی میان پیروان ادیان و مذاهب گوناگون در منطقه گرد دیدگاه های ارزشمند حضرتعالی فراهم آورده ، آن چنان است که تمامی آزادگان جهان و دوستداران صلح و آزادی در سراسر گیتی را به ستایش از شما وادار نموده ، لذا بی شک امروز عنوان مرجع عالیقدر جهان اسلام را شایسته شما می نماید تا مرجعیت جهان تشیع.
حضرت آیت الله
نقش بی بدیل حضرتعالی بر همگان در سراسر دنیا از مقام های بین المللی با هر گرایشی گرفته تا سران منطقه و کشورهای همسایه و نیز پیروان ادیان و مذاهب و گروه های سیاسی مختلف ، روشن است که تدابیر شما باعث استقرار وضعیتی با ثبات هم در عراق و هم در بسیاری از کشورهای منطقه شده و هم چنین با ایجاد همدلی و اخوت از بروز فجایع حتمی که با بی تدبیری برخی افراد و جریان ها در حال وقوع بود جلوگیری شده است.
ایران زادگاه حضرتعالی و اولین مکانی است که شما در آن رشد و نمو یافته اید و قطعا از سالیان دور گذشته تا کنون سرنوشت این کشور و اخبار پیرامون آن برای شما دارای اهمیت بوده چنان که در دیدارهای مختلف خود با ایرانیان همواره جویای اخبار شهرهای مختلف و مردمان آن بوده اید و با صبر و حوصله از منابع مختلف وضعیت مردم ایران را پیگیری نموده اید.
حضرت آیت الله
هشت سال گذشته در ایران انتخاباتی بحث برانگیز برای گزینش دهمین رئیس جمهور اسلامی ایران برگزار گردید که بسیاری از دولتمردان و مردم کشور نسبت به نتایج آن اعلام تردید نموده و سپس به صورت مسالمت آمیر با برپایی راهپیمایی های اعتراض آمیز نسبت به آن چه که به عنوان نتیجه انتخاب اعلام شده بود اعتراض کردند اما متاسفانه پاسخ حاکمیت کشور به این اعتراض های مسالمت آمیر ، عدم تدبیر بایسته و دستگیری و زندانی کردن افراد بیگناه معترض بود و پس از مدتی حصر رهبران معترض این حرکت بدون توجه به رویه های حقوقی و قضایی عملی شد.
آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و سرکار خانم زهرا رهنورد از شش سال و نیم گذشته تا کنون بدون محاکمه و صدور حکمی توسط دادگاه صالحه بصورت غیر قانونی ، تحت شدیدترین کنترل های امنیتی در حصر خانگی به سر می برند و وضعیت جسمانی این افراد روز به روز در حال نامناسب تر شدن است.
از آن جا که مردم ایران ، در انتخابات سال های ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ مجلس و شوراهای اسلامی و ریاست جمهوری و هم چنین به صورت های گوناگون دیگر خواست خود مبنی بر پایان دادن هر چه سریع تر به این شیوه ی غیرعادلانه را اعلام نموده اند اما متاسفانه تلاش های دلسوزان تا کنون نتیجه نداده و مسئولان امر از پذیرش این خواسته ی به حق و مشروع مردمی استنکاف ورزیده اند.
از آن جا که جایگاه بی بدیل حضرتعالی در منطقه و قلوب مردم ایران امری بدیهی و آشکار است انتظار آنست که با درایت و بزرگواری خود به مسئولان دست اندرکار در ایران و به ویژه رهبری نظام با خواست و تذکر مشفقانه موجبات استخلاص هر چه سریع تر این سه عزیز دربند را فراهم آورید . بدون شک رفع سریع حصر گام مهمی در ایجاد محبت و همدلی و یکپارچگی میان مردم ایران خواهد بود که شما از آن دیار برخاسته و به سرنوشت آن هم چنان علاقمندید.
این تلاش شما اگر مثمر ثمر واقع شود علاوه بر اجر اخروی باعث ایجاد همدلی هر چه بیشتر میان مردم و دولت ملت خواهد شد و چنان چه خدایی ناکرده علی رغم اقدام مسئولانه شما ، آن ها باز هم از تن دادن به این خواست مشروع مردمی سرباز زنند علاوه بر ماجور بودن شما ، حجت مردم در غیر شرعی بودن این امر و عدممشروعیت آن خواهد بود که در روز محشر در محضر عدل الهی به عنوان تلاش تمامی دلسوزان دین و ملت پیش رویمان است که توسط حاکمان اجابت نشد ، و این امر به عنوان شکوائیه ای بزرگ با همراهی میلیون ها انسان به دادگاه عدل الهی ارائه خواهد شد تا احکم الحاکمین خود بین مردم و حاکمان دنیوی قضاوت نماید

…………………………………………………

برای امضای طومار تقاضای رفع حصر به لینک زیر رجوع ننمائید !

https://www.ipetitions.com/petition/poyeshemardomirafhasr

ستم‌پیشگی حکومت، کروبی را واداشته تا در۸۰ سالگی دست از جان بشوید

Share Button

ابوالفضل قدیانی: آقای خامنه‌ای صدمات جبران ناپذیری بر این کشور و ملت مظلوم وارد کرده است

چکیده : ظلم مظاعف در این حصر ظالمانه و غیرقانونی این است که ماموران امنیتی با وقاحت در خانه محصور جا خوش کنند و دائما برای وی ایجاد تنش کنند. در کدام نقطه دنیا چنین ظلم مظاعفی را می‌توان مشاهده کرد. چنین اعمال غیرقانونی و ستم پیشگی حکومت است که کروبی عزیز را وادار کرده است تا در سن ۸۰ سالگی و پس از عمل قلب، دست به اعتصاب غذا بزن و دست از جان بشوید …

ابوالفضل قدیانی، از فعالین سیاسی و از مبارزان دوران ستم‌شاهی در یادداشتی با ابراز نگرانی از وضعیت مهدی کروبی در اعتصاب غذای خشک، هشدار داده است که اگر اتفاقی برای آقای کروبی رخ دهد مسئول مستقیم آن آقای خامنه‌ای است که باید پاسخگو باشد که استبدادورزی و صدمات جبران ناپذیری بر این کشور و ملت مظلوم وارد کرده است.

به گزارش کلمه، این زندانی پیش و پس از انقلاب در یادداشت خود از رهبری خواسته است که دست از لجاجت و کینه‌توزی بردارد و به حصر غیرقانونی رهبران جنبش سبز پایان دهد.

از شب گذشته و پس از انتشار خبر اعتصاب غذای مهدی کروبی در حصر خانگی، بسیاری از مردم، فعالان سیاسی، نمایندگان مجلس و شورای شهر و … با ابراز نگرانی از آینده این اعتصاب غذای خطرناک، خواهان رفع حصر و رسیدگی به خواسته‌های به‌حق مهدی کروبی شده‌اند. در این میان جمعی از فعالان سیاسی نیز در همراهی با مهدی کروبی دست به اعتصاب غذا زده‌اند.

به گزارش کلمه متن یادداشت ابوالفضل قدیانی را در ادامه بخوانید:

چهارشنبه شب، ۲۵ مرداد اعلام شد که شیخ اصلاحات اقدام به اعتصاب غذا کرده است و هدف خود را از این اعتصاب، برآوردن دو خواسته اعلام نموده: ۱- خارج شدن ماموران از منزل خود یعنی محل حصر و ۲- در صورت ادامه حصر، برگزاری دادگاه علنی تا اینکه ایشان بتواند حقایق را به گوش مردم ایران برسانه که البته خواسته ای است برحق و قانونی که حاکمیت نه تنها باید به این دو خواسته عمل کند بلکه باید این حصر ظالمانه، غیرقانونی و عدالت کش را بردارد.

در حقیقت شکستن حصر رهبران سرافراز جنبش سبز مطالبه اکثریت قاطع ملت ایران است که در برگزاری انتخابات ریاست جمهوری رساترین شعار مردم ایران بوده و است.

ظلم مظاعف در این حصر ظالمانه و غیرقانونی این است که ماموران امنیتی با وقاحت در خانه محصور جا خوش کنند و دائما برای وی ایجاد تنش کنند. در کدام نقطه دنیا چنین ظلم مظاعفی را می‌توان مشاهده کرد. چنین اعمال غیرقانونی و ستم پیشگی حکومت است که کروبی عزیز را وادار کرده است تا در سن ۸۰ سالگی و پس از عمل قلب، دست به اعتصاب غذا بزن و دست از جان بشوید.

واضح است که چنانچه حاکمیت در بر آوردن خواسته ایشان تعلل کند نتیجه فاجعه بار خواهد بود. بنابراین آقای خامنه‌ای که این حصر و مشکلات ناشی از آن به فرمان و اراده اوست باید دست از لجاجت و کینه‌توزی و انتقامجویی بردارد و این حصر غیرقانونی رهبران سرافراز جنبش سبز را پایان دهد.

در هر صورت اگر خدای ناکرده اتفاقی برای آقای کروبی رخ دهد مسئول مستقیم آن آقای خامنه‌ای است که باید پاسخگو باشد که استبدادورزی و صدمات جبران ناپذیری بر این کشور و ملت مظلوم وارد کرده است.

والعاقبه‌اللمتقین
ابوالفضل قدیانی

……………………………………………………………………

کامنت من در فیس بوک:

شیخ مهدی کروبی به آرش کمانگیر دوران ما تبدیل شد. او از همه امکاناتی که در این حکومت نمرودی میتوانست نصیبش شود دست شست و جانش را سپر بلای حقیقت در برابر رذالت این نظام ساخت! نگذاریم فداکاریش به محاق فراموشی رود! بلندآوازه نگاه داشتن نام این مرد آن خدنگ مرگباریست که بر قلب رهبرسفاک و حقیر حاکم بر میهن ما نشسته است. پیکان تیز این خندک و زهرآگینی آن نوش جان مقام معظم رهبری باد که تحقیر این ملت بر او بیش از هر رهبری پفیوزی در تاریخ رواتر و فزونتر است!

Iran opposition leader begins hunger strike to demand public trial

Share Button

The Gaurdian: Karroubi, who was imprisoned before the Islamic revolution in 1979, told the Guardian in a rare

 Intervew 2010 that despite widespread corruption, the shah treated his opponents less harshly than the regime at the time.

Mehdi Karroubi at a news conference in 2004

Mehdi karrobi at a new conferance in 20014, befor he fell of iranian government

and was subjected to house arrest Phetograph: Damir Sagolir/ Reuters

Ailing Mehdi Karroubi has demanded a public trial after being under house arrest for more than six years

An ailing 79-year-old Iranian opposition leader who has been under house arrest since February 2011 has embarked on a hunger strike, demanding authorities try him in public.

Mehdi Karroubi, a former presidential candidate, fell foul of the establishment following the disputed re-election of Mahmoud Ahmadinejad in 2009, which led to months of unrest.

A leader of the Green movement, he was put under round-the-clock surveillance by guards living in his home six years ago, without being put on trial or publicly charged. He has been taken to hospital twice in the last three weeks and has undergone heart surgery.

Saham News, a website close to Karroubi, quoted his wife as saying that he started the dry hunger strike soon after performing his morning prayers on Wednesday, and that he will refuse to eat or drink until his demands are met.

“He wants the security guards to leave the premises of his house,” she said. Never before – pre-Islamic revolution nor after it – we have seen such presence of guards, living inside the house alongside those under house arrest, keeping all aspects of his life under watch, through bugs and cameras.

“If the house arrest is to continue, he wants to be put on trial in public, after six and a half years under house arrest, he wants the authorities to announce when they will hold a trial in public.”

Two other opposition leaders, Mir Hossein Mousavi, also a former presidential candidate, and his wife, Zahra Rahnavard, were put under house arrest in Tehran in similar circumstances in 2011.

Both Karroubi and Mousavi are suffering from medical complications partly as a result of their age. Mousavi, 75, has also been taken to hospital a number of times in recent years. Some members of the three leaders’ immediate families are allowed to visit them in pre-arranged and approved meetings.

Advertisement

“My father wants a trial that is held in public and in the presence of a jury as provisioned by article 168 of the constitution,” Karroubi’s son, Mohammad-Taghi Karroubi, said. “The establishment wants a quiet end to the house arrests, without paying a price. My father has said that he will not challenge the verdict of a trial, he hasn’t had a chance to defend himself and he wants to respond to the accusations made by the state.”

He said he had spoken to his father by phone recently when he was discharged from hospital. It was the first time in six months the two had been allowed to talk. “My father is on the verge of becoming 80 and a dry hunger strike, which given his health complications raises serious concerns.”

The continued restrictions on opposition leaders is a major challenge for the moderate president, Hassan Rouhani, and popular demand for an end to the house arrests is high. Almost every rally Rouhani held during the campaign that led to his re-election in May featured chants by supporters in support of Karroubi, Mousavi and Rahnavard.

Karroubi’s recent medical problems have prompted renewed pleas for his release. A number of activists and supporters tried to visit him in hospital, but were prevented from doing so. Pictures surfaced online of activists expressing sympathy with his wife outside the hospital.

One image showed Karroubi in his hospital bed with his wife at his side, and with flowers sent on behalf of Mousavi and Rahnavard.

View image on Twitter

پس از دوبار آنژوگرافى و پایین بودن ضربان قلب پدر، دقایقى پیش عمل تعبیه پیس میکر انجام شد. ممنون محبت هاى بی دریغ مردم عزیز و دوستان هستیم.

Amnesty International also expressed concern on Wednesday about the health of an incarcerated Iranian human rights defender, Arash Sadeghi, who it said was critically ill. Sadeghi, 30, suffers from deteriorating digestive and respiratory problems. “The denial of access to medical care in these circumstances amounts to torture,” it said.

مقتدا صدر از امارات متحده عربی دیدار کرد!

Share Button

مقتدا صدر امروز پرنفوذترین شخصیت سیاسی مذهبی در عراق است که از یک دولت مدرن و سکولار در عراق دفاع میکند و مبارزات او علیه فساد و فرقه گرایی بخشهای عمده اقشار متوسط جامعه عراق را بسوی او و طرفداری از او جلب کرده است. بنظر من مقتدا صدر شخصیت سیاست ساز عراق فردا است. با پایان عمر داعش در عراق، عمر نفوذ ایران و موجودیت حشد الشعبی و دیگر پروکسیهای مسلح ایران در عراق نیز پایان خواهد یافت. تغیر موازنه نیرو به این سمت در حرکت است.

نهارنت لبنان به نقل از فرانس پرس گزارش میدهد که مقتدا صدر روحانی با نفوذ شیعه عراقی از امارات متحده عربی یک بازدید دو روزه بعمل آورده است. فرانس پرس این بازدید صدر را دومین سفر او به ممالک حاشیه خلیج در این ماه ذکر میکند.

در ساعات پایانی دیروز، یکشنه، مقتداصدر با شاهزاده شیخ محمد ابن زیاد، ولیعهددوبی دیدار کرد که ولیعهد دوبی پیروزی ماه پیش عراق بر گروه دولت اسلامی(داعش) در موصل را به صدر تبریک گفت.

شیخ محمد در این دیدار اظهار امیدواری کرد که عراق جای شایسته خود را در بین ممالک عربی بیابد. او گفت نیکفرجامی عراق امنیت ممالک عربی را تقویت میکند. او گفت که تجربه بما آموخته است که به عنوان جوامع عربی و مسلمان، منادی وحدت باشیم.

در اوایل این ماه، صدر از دولت بغداد خواست تا گروه شبه نظامی حشد الشعبی را که زیر نفوذ ایران قرار دارد را منحل کند. او همچنین از مقامات خواست تا همه سلاحهای تمام گروهها را مصادر کند.

صدر این سفر را پس از سفر به عربستان انجام داد.

پایان خلاصه ترجمه نهار نت.

……………………………………………

کامنت من

امروزه امارات متحده عربی در کنار عربستان و مصر درکنار ائتلاف بین المللی علیه تروریسم چه القاعده ایی چه داعشی و چه شیعی آن میجنگد. در حالیکه ایران پنهانی هم به القاعده کمک میکند و هم به داعش. هفته پیش روزنامه نیویورک تایمز *در ارتباط با کشتن ملا منصور دومین (شاید هم اولین) نفر طالبان گزارشی داشت که در آن از جمله از رفت و آمد نظم سران طالبان افغان به ایران خبر میداد.قدر مسلم، اینست که این رفت آمد های طالبان به ایران برای چاق سلامتی نیست.

و مقتدا صدر امروز پرنفوذترین شخصیت سیاسی مذهبی در عراق است که از یک دولت مدرن و سکولار در عراق دفاع میکند و مبارزات او علیه فساد و فرقه گرایی بخشهای عمده اقشار متوسط جامعه عراق را بسوی او و طرفداری از وی جلب کرده است. بنظر من مقتدا صدر شخصیت سیاست ساز عراق فردا است. با پایان عمر داعش در عراق، عمر نفوذ ایران و موجودیت حشد الشعبی و دیگر پروکسیهای تروریستی مسلح ایران در عراق نیز پایان خواهد یافت. تغیر موازنه نیرو به این سمت در حرکت است.

در همین هفته گذشته در افغانستان یک تظاهرات نسبتاً وسیع ضد ایرانی برگزار شد که خبر آنرا سایت ایلنا درج کرده بود و این تظاهرات موجب خشم مقامات ایران گردید.

ح تبریزیان

Iraqi Shiite Cleric Visits United Arab Emirate

W460

Influential Iraqi Shiite cleric Moqtada al-Sadr has visited the United Arab Emirates, its official news agency said Monday, his second trip in weeks to a Sunni-ruled Gulf country after Saudi Arabia.

Late Sunday, Sadr met Abu Dhabi Crown Prince Sheikh Mohammed bin Zayed, who congratulated Iraq on its victory against the Islamic State group in Mosul last month, WAM said.

Sheikh Mohammed said he hoped Iraq would “regain the role it deserves among Arab countries”.

“The prosperity of Iraq reinforces the security of the Arabs,” WAM reported Sheikh Mohammed as saying.

“Experience has taught us to call for what unites us as Arabs and Muslims, and banish partisans of discord and division,” he said.

Earlier this month, Sadr called on the Baghdad government to dismantle the Hashed al-Shaabi paramilitary group, which is dominated by Iran-backed Shiite militias and has played a major role in the fight against IS.

He has also called on the authorities to “seize the arsenal of all armed groups”.

Sadr’s visit to the UAE comes after he made a rare journey to Saudi Arabia at the end of July.

Saudi Arabia and Iraq went a quarter century without diplomatic relations, which were cut following Saddam Hussein’s 1990 invasion of Kuwait.

But both countries hailed an improvement in ties in June when Iraqi Prime Minister Haider al-Abadi visited the kingdom.

Sadr led a militia that fought against the US occupation of Iraq.

He is now seen as a nationalist who has repeatedly called for protests against corruption in the Iraqi government. His supporters have staged huge demonstrations in Baghdad calling for electoral reform.

……………………………………………..
*
 ۱۴/۰۸/۲۰۱۷

Taliban Chief Targeted by Drone Strike in Pakistan, Signaling a U.S. Shift