Category: از دیگران و جراید خارجی

دولت جدید مصر، دولت انقلاب، پیشرفت، آشتی ملی و تاریخی!

Share Button


لیست ۳۵ نفری کابینه جدید مصر. ترکیبی از دولت موقت پیشین، تکنوکراتهایی باسابقه که برخی از آنها با انقلاب توانسته اند پست های بالای دولتی بگیرند. همه اعضای کابینه بدون استثناء دارای درجات بالای آکادمیک با تجربه عملی شغلی هستند. تنها وزارت خانه ایی که هنوز وزیرش معرفی نشده است وزارت هواپیمایی کشوری است که در گذشته به ژنرال احمد شفیق (رقیب انتخاباتی مرسی) تعلق داشته است. حدس شخصی من اینست که احتمالاً در پشت پرده باید تماسهایی برای کشاندن او به این پست در کاینیه ایی که از طرف رقیب انتخاباتی او برگزیده شده در جریان است. اگر این حدس من درست باشد، این یک انقلاب در انقلاب در انقلاب است. این بمعنی اینست که کابینه «قندیل» کابینه ایست که در تاریخ سیاست نمونه نداشته است زیرا بجرئت میتوان گفت که این کابینه نماینده ۹۹% جامعه مصر است. اگر شفیق به این پست گمارده شود که فقط گمانه زنی منست باید گفت این کابینه یک سورپرایز تاریخی است که منطقه بحران زده خاور میانه برای بیرون آمدن از باتلاق آن به مدل و الگو سازی آن نیازی تاریخی داشته است. پیروزی زنسانس مصر پیروزی همه مردم منطقه است. توضیح اینکه حزب سلفیست نور ، حزب بنیاد گرای اسلامی از شرکت در کابینه قندیل امتناع کرد.( چه بهتر! ح ت).
ح ت

اهرام آن لاین قاهره
۳ اوت ۱۳ مرداد
Meet Hisham Qandil’s new Egypt cabinet
Ahram Online publishes the list of Egypt’s first government under President Mohamed Morsi except for the Minister of Civil Aviation, whose identity is yet to be revealed
Thursday 2 Aug 2012
Meet Hisham Qandil’s new Egypt cabinet
Qandil: 35 ministries in upcoming government; oath to take place shortly
Qandil continues meeting potential ministers
Egypt’s main salafist party refuses to join Qandil cabinet
This list below is in alphabetical order according to the ministry.
1. Minister of Agriculture and Land Cultivation: Salah Abdel-Mo’men, head of the Agricultural Research Centre
2. Minister of Antiquities: Mohamed Ibrahim – retaining seat from Ganzouri’s cabinet; worked for Egypt’s Supreme Council of Antiquities at the Saqqara and Giza Necropolis archaeological sites; former professor of archaeology at Ain Shams University
3. Minister of Communication: engineer Hani Mahmoud; head of the Information and Decisions Support Centre of the cabinet
4. Minister of Civil Aviation: Yet to be announced
5. Minister of Culture: Saber Arab – served as minister of culture for a couple of months in Ganzouri’s cabinet; former Chairman of the National Library and Archives of Egypt
6. Minister of Defence: Hussein Tantawi – head of the Supreme Council of Armed Forces (SCAF). He has served as defence minister since 1991, under seven different governments
7. Minister of Drinking Water and Sewage: Abdel-Qawi Khalifa – governor of Cairo since April 2011; previously CEO of the Holding Company for Drinking Water and Sanitation before
8. Minister of Education: Ibrahim Ahmed Ghonim – vice-president of Suez Canal University
9. Minister of Electricity and Energy: Mahmoud Balbaa – head of the Egyptian Electric Holding Company
10. Minister of Environment: Khaled Abdel Aziz – aassistant professor in the National Institute of Planning in The Economic Forecast Center 2004-2011; now an advisor to the Center
11. Minister of Finance: Momtaz El-Saeed – deputy finance minister in Essam Sharaf government; spent career working on state budgets; retaining seat from Ganzouri’s cabinet
12. Minister of Foreign Affairs: Mohammed Kamel Amr, retaining seat from Ganzouri’s Cabinet
13. Minister of Health: Mohamed Hamed Mostafa – professor of medicine at Cairo University
14. Minister Higher Education: Mostafa Mosaad – engineering professor; was responsible for the educational policy of Morsi’s presidential campaign
15. Minister of Housing: Tarek Wafiq – engineer; head of the housing committee within the Freedom and Justice Party
16. Minister of Information: Salah Abdel Maqsood – journalist; prominent Muslim Brotherhood figure, and longstanding member of the board of the Journalists’ Syndicate
17. Minister of Interior: General Ahmed Gamal El-Din – assistant of former interior minister; director of the Public Security Authority
18. Minister of Insurance and Social Affairs: Nagwa Khalil – retaining seat from Ganzouri’s cabinet; previously held position at the National Centre for Social and Criminological Research; was member of the fact-finding committee that was mandated with investigating the violent events that occurred during the January uprising
19. Minister of Investment: Osama Saleh – chairman of Egypt’s General Authority for Free Zones and Investment (GAFI)
20. Minister of Justice: Judge Ahmed Mekky – prominent reformist judge; former vice-president of Egypt’s Court of Appeal
21. Minister of Local Development: Ahmed Zaki Abdeen – governor of Kafr Al-Sheikh; governor of Beni Suef in 2006; worked as engineer officer in Egypt’s Armed Forces
22. Minister of Manpower: Khaled El-Azhary – leading member of the Brotherhood’s FJP; MP of the now dissolved parliament; active trade unionist appointed to the board of Egypt’s Trade Unions Federation after the fall of Mubarak
23. Minister of Military Production: Aly Sabry – held this post Essam Sharaf and Kamal El-Ganzouri’s cabinets.
24. Minister of Parliamentary Affairs: Mohamed Mahsoub – board member of the centrist Al-Wasat Party; member of the Constituent Assembly
25. Minister of Petroleum: Osama Kamal – chairman of the Egyptian Petrochemicals Holding Company which belongs to petroleum ministry
26. Minister of Planning and International Cooperation: Ashraf El-Araby – former head of the technical office of minister of planning under long-serving Faiza Abul Naga
27. Minister of Religious Endowments – Awqaf: Osama El-Abd – vice chancellor of Al-Azhar University
28. Minister of Scientific Research: Nadia Zakhary – retaining seat from Ganzouri’s cabinet; professor of biochemistry and tumour biology at Egypt’s National Cancer Institute
29. Minister of Sports: El Amry Farouk – businessman; member of the famous Ahly Club board.
30. Minister of Supply and Social Affairs: Mohamed Abou-Zeid – vice president of state-owned Food Industries Holding company
31. Minister of Tourism: Hisham Zaezou – served as minister of tourism in the 1990s; senior assistant to tourism minister Mounir Fakhry Abdel-Nour in Essam Sharaf’s government; head of the Egyptian Tourism Federation 2004-2007.
32. Minister of Trade and Industry: Hatem Saleh – CEO of Gozour food industry group, a subsidiary of Citadel Capital; deputy head of El-Hadara Party formed after the January 25 revolution by a number of reformist leading members of the Muslim Brotherhood leading members
33. Minister of Transport: Mohamed Rashad – engineering professor at Cairo University
34. Minister of Water Resources and Irrigation: Mohamed Bahaa El-Din Saad – former head of the irrigation authority; assigned in 2007 as the general coordinator of the national plan for water resources and irrigation project
35. Minister of Youth: Osama Yassin – member of FJP executive office; member of the now dissolved
parliament
 

گزیده رسانه های منطقه ـ ۱

Share Button


حریت ترکیه
۲ اوت
نیروهای شورشی پس از تصرف یک تانک لوله آنرا بسوی نیروهای دولتی برگردانده و آنها را زیر آتش گرفتند.آنها باهمین تانک نیز یک پایگاه هوایی را که جنگنده های نیروی هوایی از آنجا شورشیان را بمباران میکرد به آتش بستند.

کابینه جدید مصر:
اهرام آنلاین/ قاهره ۲ اوت
هشام قندیل نخست وزیر جدید مصر، امروز کابینه ۳۶ نفره خود را معرفی کرد. ترکیب کابینه بیشتر تکنوکرات، بوروکرات و غیر سیاسی است. در کابینه، فیلد مارشال طنطاوی همچنان پست وزارت دفاع را حفظ کرده است و یک ژنرال دیگر بنام احمد جمال الدین، پست وزیر کشور را گرفته است. در کل کابینه فقط ۳ وزیر از حزب منتسب به اخوان المسلیمن، در پستهای : وزارت آموزش، مسکن و جوانان وجود دارد. یک پروفسور از مسیحیان قبطی پست وزارت علوم را گرفته است و پست وزارت امور مذهبی که شایع بود به یکی از سلفیتهای تندرو قرار است داده شود به رهبر دانشگاه الاحضر که یک پرفسور و مسلمان میانه رو است واگذار شد. آمریکا مراتب خوشحالی عمیق خود را از ترکیب کابینه جدید مصر ابراز داشت و قول داد علاوه بر از سر گرفتن کمک سالیانه ۱٫۷ بیلیونی به مصر یک میلیارد دلار بدهی های مصر را نیز می بخشد. همه شخصیت های بازدید کننده آمریکا که از مصر بازدید کرده اند از پیشرفت روند دموکراسی در این کشور ابراز رضایت کرده اند.
کامنت من: ترکیب این کابینه، خلاف انتظار من نبود و باید آنرا به همه مردم مصر تبریک گفت. کابینه قندیل، کابینه انقلاب از یکسو، کابینه اشتی ملی و تاریخی از سوی دیگر و آغازی بر یک رنسانس همه جانبه در مصر است که میرود تا تمام منطقه را در آینده تحت تأثیر خود قرار دهد.
……..
حریت ترکیه
۲ اوت
نیروهای شورشی پس از تصرف یک تانک لوله آنرا بسوی نیروهای دولتی برگردانده و آنها را زیر آتش گرفتند.آنها باهمین تانک نیز یک پایگاه هوایی را که جنگنده های نیروی هوایی از آنجا شورشیان را بمباران میکرد به آتش بستند.(خبر مصادره این تانک در الشرق الاوسط هم مفصلتر توضیح داده ششده است که من متأسفانه آنرا دیر دیدم. ح ت)
در همانحالی که نیروهای بشار اسد منطقه استراتژیک صلاح الدین را زیر بمباران توپخانه و تانک قرار داده بودند و نیروهای شورشی در خودحلب کوشش داشتند موقیعت خود در مناطق به تصرف درآمده تحکیم کنند، واحد های نظامی بشار اسد به یک ناحیه اطراف دمشق حمله کرده و ۳۵ غیر نظامی را کشتند.( رسانه های دیگر، دیروز خبر دادند که در منطقه مسیحی نشین دمشق برای نخستین بار بین نیروهای دولتی و شورشیان در گیری شدیدی رخ داده است که من بعلت کثرت اخبار نتوانستم آنرا منعکس کنم . ح ـ ت). جنگ وسیع و همزمان در دو شهر بزرگ سوریه نشان میدهد که سوریه بسرعت بسوی یک جنگ داخلی تمام عیار پیش میرود.

نهار نت لبنان
۲ اوت
دولت عراق طی اعلامیه شدید الحنی، سفر روز یکشنبه وزیر خارجه ترکیه، داود اغلو را به اربیل (پایتخت دولت اقلیم خود مختار عراق . ح ت) که بدون اطلاع دولت مرکزی و وزارت خارجه عراق صورت گرفته است، شدیداً محکوم و آنرا مداخله ایی در امور داخلی عراق و خلاف عرف دیپلماتیک دانسته است. همین اعلامیه نیز به دولت اقلیم تاخته است که حق ندارد بدون اطلاع دولت مرکزی ترتیب چنین دید و بازدید هایی را بدهد. در چند ماهه گذشته دولت ترکیه بی توجه به دولت مرکزی عراق قرارداد های نفتی بزرگی با دولت اقلیم کردستان امضاء کرده است.
کامنت من:
الان مدت بیش از یکسال است که بحران سیاسی دولت مالکی را در عراق بحالت فلج در آورده است. بلوک العراقیه به رهبری عیاد علاوی، دولت اقلیم به رهبری بارزانی و مقتدا صدر رهبر حزب الاحرار که ۴۰ نماینده پارلمانی هم دارد و در کابینه هم مالکی هم همزمان، مثل آن دو جریان پیشگفته حضور دارد، در برابر دولت مالکی ضف بندی کرده اند. در این میان رفتار دولت اقلیم کردستان شایان توجه ویژه است. اقلیم خود مختار به رهبری بارزانی در عمل بصورت یک دولت کاملاً مستقل عمل میکند، از خود مقررات کنسولی گذارده و ویزا صادر میکند، فرودگاه بین المللی ایجاد کرده است و قرارداد های مهم نفتی با ترکیه، اردن ، اکسون نیز بستته است. چندی پیش بارزانی رسماً تهدید کرد که اگر عراق بسوی دموکراسی پیش نرود، کردها در ن نمانده و جدا خواهند شد. ۳ روز پیش دولت مرکزی تصمیم گرفت که تعداد۸ هزار نیروی نظامی در ۳ هنگ به مرز با ناحیه کردستان سوریه اعزام کند که نیروهای نظامی پیش مرگه کردستان اجازه عبور بدانها نداند و در برابر آنها سنگر بندی کردند.
چند ماه پیش یک روزنامه محلی نوشت که اعراب مناطق مرکزی برای مسافرت به اقلیم کردستان باید از پست های بازرسی متعدد عبور کنند که با آنها تحقیر آمیز رتار شده و مرتب از انها کارت شناسایی مطالبه میشود .
در پرتو رخداد های سوریه میتوان گفت که بحران سوریه به عراق کشیده خواهد شد و موازنه کنونی قدرت را در آنجا به زیان دولت شیعه مالکی بهم خواهد زد و به رویای بسیار پرهزینه جمهوری اسلامی برای تبدیل شدن به قدرت منطقه ایی برای همیشه پایان خواهد داد. اگر البته بحران فقط درهمین حد بماند و به جنگ داخلی در عراق منجر نشود. چون روابط بین جمعیت سنی و حتی بین جی المهدی و دولت مالکی بشدت انفجار آمیز است. سه ماه پیش مقتدا صدر دریک مصاحبه گفت : «اگر حتی سکولار هم شده ام ، نمیگذارم مالکی ادامه دهد.»
………

الاسوط العراقیه – بغداد
۳۰ ژولای
عبدل باسیل سیدا، دبیر« شورای ملی سوریه» برای ملاقات با رهبران حزب دموکرات سوریه وارد اربیل شده است. هدف او جلب حزب دموکرات به پیوستن به «شورای ملی سوریه » است. ولی او قرار است با رهبران دولت محلی کردستان از جمله بارزانی ملاقات کند. گفته میشود که این سفر اول باسیل به کردستان عراق نیست و او یک بار دیگر هم دو ماه پیش به این منطقه سفرکرده بوده است.
کامنت من:
این سفر در حالی انجام میگیرد که دولت مالکی پنهان و آشکار ، مالی و دیپلماتیک از رژیم بشار اسد حمایت کرده است. این سفر یک وجه خفت امیز برای دولت مالکی دارد.
…………..
مصر تکمیلی
اهرام آنلاین قاهره
۳ اوت ۱۳ مرداد

دولت جدید مصر، دولت انقلاب، پیشرفت و آشتی ملی و تاریخی !
لیست ۳۵ نفری کابینه جدید مصر. ترکیبی از دولت موقت پیشین، تکنوکراتهایی باسابقه که برخی از آنها با انقلاب توانسته اند پست های بالای دولتی بگیرند. همه اعضای کابینه بدون استثناء دارای درجات بالای آکادمیک با تجربه عملی شغلی هستند. تنها وزارت خانه ایی که هنوز وزیرش معرفی نشده است وزارت هواپیمایی کشوری است که در گذشته به ژنرال احمد شفیق (رقیب انتخاباتی مرسی) تعلق داشته است. حدس شخصی من اینست که احتمالاً در پشت پرده باید تماسهایی برای کشاندن او به این پست در کاینیه ایی که از طرف رقیب انتخاباتی او برگزیده شده در جریان است. اگر این حدس من درست باشد، این یک انقلاب در انقلاب در انقلاب است. این بمعنی اینست که کابینه «قندیل» کابینه ایست که در تاریخ سیاست نمونه نداشته است زیرا بجرئت میتوان گفت که این کابینه نماینده ۹۹% جامعه مصر است. اگر شفیق به این پست گمارده شود که فقط گمانه زنی منست باید گفت این کابینه یک سورپرایز تاریخی است که منطقه بحران زده خاور میانه برای بیرون آمدن از آن به مدل و الگو سازی آن نیازی تاریخی داشته است. پیروزی زنسانس مصر پیروزی همه مردم منطقه است. توضیح اینکه حزب سلفیست نور ، حزب بنیاد گرای اسلامی از شرکت در کابینه قندیل امتناع کرد.( چه بهتر! ح ت).
ح ت

Meet Hisham Qandil’s new Egypt cabinet
Ahram Online publishes the list of Egypt’s first government under President Mohamed Morsi except for the Minister of Civil Aviation, whose identity is yet to be revealed
Thursday 2 Aug 2012
Meet Hisham Qandil’s new Egypt cabinet
Qandil: 35 ministries in upcoming government; oath to take place shortly
Qandil continues meeting potential ministers
Egypt’s main salafist party refuses to join Qandil cabinet
This list below is in alphabetical order according to the ministry.
1. Minister of Agriculture and Land Cultivation: Salah Abdel-Mo’men, head of the Agricultural Research Centre
2. Minister of Antiquities: Mohamed Ibrahim – retaining seat from Ganzouri’s cabinet; worked for Egypt’s Supreme Council of Antiquities at the Saqqara and Giza Necropolis archaeological sites; former professor of archaeology at Ain Shams University
3. Minister of Communication: engineer Hani Mahmoud; head of the Information and Decisions Support Centre of the cabinet
4. Minister of Civil Aviation: Yet to be announced
5. Minister of Culture: Saber Arab – served as minister of culture for a couple of months in Ganzouri’s cabinet; former Chairman of the National Library and Archives of Egypt
6. Minister of Defence: Hussein Tantawi – head of the Supreme Council of Armed Forces (SCAF). He has served as defence minister since 1991, under seven different governments
7. Minister of Drinking Water and Sewage: Abdel-Qawi Khalifa – governor of Cairo since April 2011; previously CEO of the Holding Company for Drinking Water and Sanitation before
8. Minister of Education: Ibrahim Ahmed Ghonim – vice-president of Suez Canal University
9. Minister of Electricity and Energy: Mahmoud Balbaa – head of the Egyptian Electric Holding Company
10. Minister of Environment: Khaled Abdel Aziz – aassistant professor in the National Institute of Planning in The Economic Forecast Center 2004-2011; now an advisor to the Center
11. Minister of Finance: Momtaz El-Saeed – deputy finance minister in Essam Sharaf government; spent career working on state budgets; retaining seat from Ganzouri’s cabinet
12. Minister of Foreign Affairs: Mohammed Kamel Amr, retaining seat from Ganzouri’s Cabinet
13. Minister of Health: Mohamed Hamed Mostafa – professor of medicine at Cairo University
14. Minister Higher Education: Mostafa Mosaad – engineering professor; was responsible for the educational policy of Morsi’s presidential campaign
15. Minister of Housing: Tarek Wafiq – engineer; head of the housing committee within the Freedom and Justice Party
16. Minister of Information: Salah Abdel Maqsood – journalist; prominent Muslim Brotherhood figure, and longstanding member of the board of the Journalists’ Syndicate
17. Minister of Interior: General Ahmed Gamal El-Din – assistant of former interior minister; director of the Public Security Authority
18. Minister of Insurance and Social Affairs: Nagwa Khalil – retaining seat from Ganzouri’s cabinet; previously held position at the National Centre for Social and Criminological Research; was member of the fact-finding committee that was mandated with investigating the violent events that occurred during the January uprising
19. Minister of Investment: Osama Saleh – chairman of Egypt’s General Authority for Free Zones and Investment (GAFI)
20. Minister of Justice: Judge Ahmed Mekky – prominent reformist judge; former vice-president of Egypt’s Court of Appeal
21. Minister of Local Development: Ahmed Zaki Abdeen – governor of Kafr Al-Sheikh; governor of Beni Suef in 2006; worked as engineer officer in Egypt’s Armed Forces
22. Minister of Manpower: Khaled El-Azhary – leading member of the Brotherhood’s FJP; MP of the now dissolved parliament; active trade unionist appointed to the board of Egypt’s Trade Unions Federation after the fall of Mubarak
23. Minister of Military Production: Aly Sabry – held this post Essam Sharaf and Kamal El-Ganzouri’s cabinets.
24. Minister of Parliamentary Affairs: Mohamed Mahsoub – board member of the centrist Al-Wasat Party; member of the Constituent Assembly
25. Minister of Petroleum: Osama Kamal – chairman of the Egyptian Petrochemicals Holding Company which belongs to petroleum ministry
26. Minister of Planning and International Cooperation: Ashraf El-Araby – former head of the technical office of minister of planning under long-serving Faiza Abul Naga
27. Minister of Religious Endowments – Awqaf: Osama El-Abd – vice chancellor of Al-Azhar University
28. Minister of Scientific Research: Nadia Zakhary – retaining seat from Ganzouri’s cabinet; professor of biochemistry and tumour biology at Egypt’s National Cancer Institute
29. Minister of Sports: El Amry Farouk – businessman; member of the famous Ahly Club board.
30. Minister of Supply and Social Affairs: Mohamed Abou-Zeid – vice president of state-owned Food Industries Holding company
31. Minister of Tourism: Hisham Zaezou – served as minister of tourism in the 1990s; senior assistant to tourism minister Mounir Fakhry Abdel-Nour in Essam Sharaf’s government; head of the Egyptian Tourism Federation 2004-2007.
32. Minister of Trade and Industry: Hatem Saleh – CEO of Gozour food industry group, a subsidiary of Citadel Capital; deputy head of El-Hadara Party formed after the January 25 revolution by a number of reformist leading members of the Muslim Brotherhood leading members
33. Minister of Transport: Mohamed Rashad – engineering professor at Cairo University
34. Minister of Water Resources and Irrigation: Mohamed Bahaa El-Din Saad – former head of the irrigation authority; assigned in 2007 as the general coordinator of the national plan for water resources and irrigation project
35. Minister of Youth: Osama Yassin – member of FJP executive office; member of the now dissolved
parliament

حمله های غافلگیرانه، بمباران هواهی و جنگ تن به تن خیابانی برای تسخیر حلب

Share Button

ایندیپندنت انگلیس
اول اوت ۱۱ مرداد

نشریه فوق گزارش مستقیمی از مناطق جنگی حلب دارد. این نشریه مینویسد که جنگجویان شورشی با اینکه زیر آتشباری مداوم توپخانه، هلیکپوپتر های توپدار و در دو مورد بمباران توسط جنگنده های رژیم بوده اند، به پیشروی مرحله به مرحله خود ادامه میدهند. نیروهای رژیم برغم آتشباری مداوم خود هیچ گونه موفقیتی در عرصه میدانی و پیشروی زمینی ندارند.
این جنگجویان توانسته اند یکی از قرارگاههای مستحکم نیروهای امنیتی را با پر کردن یک بشکه آب از مواد انفجاری تی.ان تی، و حمل آن توسط دو داوطلب، چنان منفجر کنند که اجساد ۱۵ نفر از از مدافعین قرار گاه بهمراه کیسه های شن آن بهوا پرتاب شده است. عبدلرحمان سرگروه واحد عملیاتی حمله به این قرار گاه میگوید که فقط ۴ نفر توانستند بگریزند که ۳ نفر آنها ایرانی و ۱ نفر روسی بوده اند.*
خبرنگار ایندیپندنت، از جمعی در یک ایستگاه تسخیر شده پلیس میپرسد آیا اتفاق افتاده است که کسانی پس از تسلیم شدن کشته شوند، یکی از فرماندهان جنگجویان پاسخ میدهد: آنها تسلیم نمیشوند، آنها دستگیر میشوند.
جسد سرهنگی که رئیس یک قرار گاه پلیس بوده است پس کشته شدن بدرون یک وانت گذارده شده و در شهر گردانده میشود. یکی از جنگجویان شورشی میگوید که او خیلی ظلم کرده و بسیار منفور بوده است.
در مناطق جنگی، درغرب و شمال غربی و در آخرین ساعات جنوبی شهر جو مرگ حاکم است. اجساد پلیسهای بسیاری یافت شده است که با یک گلوله در پس کله اشان، به قتل رسیده اند. یکی از جنگجویان میگوید که همه آنها پلیس نیستند د رمیان آنها افراد «مخابرات» یعنی دستگاه امنیتی و الشبیحه نیز وجود دارند.
در آخرین فاز از برآمد خشونت در حلب ، قبایل محلی وفادار به بشار اسد نیز بنفع ارتش وارد جنگ شده اند.
………….
یک توضیح و سپس کامنت من:
متاسفانه در هنگام درج شتابزده متن انگلیسی در صبح، اظهارات فرمانده گروه حمله کننده به قرار گاه پلیس که گفته بود؛ ۴ نفر موفق به فرار شدند که سه نفر آنان تک تیر اندازان ایرانی و یک روسی بودند، من اشتباهاً در یک سطر نوشتم سه ایرانی نیز کشته شده اندکه درست آن «فرار کردند» بوده است. و از این گذشته، در این وانفسای هرکه هرکه جنگی در حلب، نمیتوان از این جنگجویان انتظار داشت که با بیطرف و راستی رخدادهای جنگی را با خبرنگاران در میان بگذارند. که به این طرق ترجمه اشتباهی قبلی تصحیح میشود.
و اما بعنوان کامنت باید بگویم که همانطور هم که از گزارش خبری فوق برمی آید ارتش اسد نیروی زمینی جنگی که انگیزه جنگ تن بتن را در خیابانهای حلب داشته باشد ندارد و لذا در برابر جنگجویانی که از شور سیاسی و اعتقادی برای مبارزه با نیروهای رژیم برخوردارند و با هر پیروزی و مشاهده ضعف و ترس نیروهای دولتی جرعت بیشتری هم می یابند تصور نمیشود که ارتش بشار اسد بتواند کمترین موفقیتی در باز پس گیری حلب داشته باشد. ولی حتی به فرض محال اگر هم بتواند به چنین امری موفق شود این امر به قیمت از دست دادن کنترول خود بر بقیه کشور تمام خواهد شد که طبعاً نمیتواند پایداری داشته باشد. در گزارش رسانه های دیگر آمده بود که شاهراه منتهی به مرز ترکیه که از کنار فرودگاه هم میگذرد توسط شورشیان تصرف شده است. و بنا به اظهار یکی از نگاهبانان حقوق بشر سوریه اگر این خط تدارکاتی بدست شورشیان افتاده باشد معنایش اینست که شورشیان با ملزومات جنگی زیاد و نفرات جدید بیشتر تقویت خواهند شد.
از سوی دیگر نیروهای ارتشی فقط یک راه به دمشق دارند تا از آن تدارکات دریافت کنند که اگر آن در نقطه ایی بدست شورشیان بیفتد معنایش اینست که ارتباط نیروهای ارتشی حمله کننده به حلب با پشت جبهه تدارکاتی اشان قطع خواهد شد. حلب در نزدیکی مرز ترکیه قرار دارد و امکان دریافت ملزومات جنگی و خوار بار برای آنها وجود دارد.

اخوان المسلمین سوریه: ایران و روسیه در خون مردم سوریه شناورند

Share Button


نهارنت لبنان
یکساعت پیش یکشنبه ۲۹ ژولای

by Naharnet Newsdesk 51 minutes ago


اخوالمسلمین همچنین میگوید که ایران و روسیه .. دو متحد نیرومند رژیم بشار اسد در «خون مردم سوریه غوطه ورند.»

اخوان المسلمین سوریه امروز یکشنبه، طی بیانیه ایی بشا ر اسد و متحدین او ایران و روسیه را به شرکت در خونریزی و جامعه جهانی را، بخاطر «سکوت» و ناتوانی اش در حفاظت از جان غیرنظامیان سوری محکوم کرد.
این بیانیه در بحبوحه تشدید نبرد در سوریه و بویزه در شهر حلب بزرگترین شهر بازرگانی سوریه صادر میشود. این جنبش پر نفوذ اسلامی میگوید اسد«قانوناً و اخلاقاً مسئول جان هر قربانی بیگناهی است که در سور یه کشته میشود.»
اخوان المسلمین همچنین میگوید که ایران و روسیه .. دو متحد نیرومند رژیم بشار اسد در «خون مردم سوریه غوطه ورند.»
بیانیه ادامه میدهد:« نه روسها و نه ایرانیها از مسئولیت جنایاتی که (اسد) مرتکب شده است رهایی نخواهند یافت.
این بیانیه زمانی صادر میشود که واحد های نظامی دولتی تعرض بلا وقفه خود را برای دومین روز متوالی بسوی مناطق تحت کنترول شورشیان در حلب، این شهر کلیدی واقع در شمال سوریه ادامه میدهند. در این بیانیه آمده است که لاوروف وزیر خارجه روسیه به بشار اسد برای قتل عام مردم چراغ سبز داده است.
اخوان المسلمین همچنین میگوید؛ جامعه بین المللی بدلیل سکوت طولانی خود، «شریک» این خشونتی است که در سوریه جریان دارد و نتوانسته است به تعهد خود در حفاظت از جان شهروندان غیر نظامی عمل کند.
ضمن انعکاس بیانیه صادر شده در این یکشنبه توسط شورای ملی سوریه، که در آن اخوان المسلیمن نقش عمده را دارد، این گروه تبعیدی اسلامی، برای یک قتل و عام قریب الوقوع در حلب هشدار داد.
این بیانیه همچنین رژیم اسد را بخاطر ممانعت یا ناتوانیش در ارائه سرویس های اولیه به مردم حلب محکوم کرد.
در بیانیه گفته میشود که در شهر نه آب در خانه ها هست و نه آرد برای نانوائیها و نه دارو در داروخانه ها و نه سرویسی برای خدمات عمومی.

اخوان المسلمین،در ۱۹۶۳ در سوریه ممنوع شد و بسیاری از اعضایش پس از یک شورش در سال ۱۹۸۲ که به سختی سرکوب شد و قریب ۲۰۰۰۰ کشته بجا گذاشت از کشور فرار کردند.
…………..
آخرین خبر تا ساعت ۲۳٫۳۰ بوقت اروپا
مردم حلب یک تانک ارتش را تصرف کردند و سوار بر آن در خیابانهای حلب میرانند و هلهله میکنند

http://www.guardian.co.uk/world

تحولات مصر از دید روزنامه نگار زندانی، سیامک قادری

Share Button

تحلیلی بسیار خوب برگرفته از سایت کلمه!
ح ت
…………..
» تحلیل آخرین تحولات مصر، در یادداشتی به قلم سیامک قادری روزنامه‌نگار زندانی
وقتی انصاف قاضیان و بصیرت نظامیان، مصر را در عبور از دیکتاتوری یاری کرد
اشتراک یکشنبه, ۱۱ تیر, ۱۳۹۱چکیده :این بصیرت و آگاهی نظامیان آگاه مصری فراتر از درک سیاستمداران در حال منازعه چنان منطقی برخورد کرد که حتی محمد مرسی از ارتش مصر به عنوان بهترین و آگاه ترین نظامیان جهان نام برد. ارتش که به صورت بالقوه در نظام های بسته می تواند به عنوان تهدیدی بر دموکراسی عمل کند،‌در مصر به مسئولیت تاریخی خود عمل کرد و همانند نیروی نظامی سایر کشور های استبدادی وسوسه قدرت را زیر شعارهای واهی مخفی نکرد و به عنوان وزنه تعادل در مصر نوین عمل کرد….
گزارش طولانی و کامل کمیسیون انتخابات ریاست جمهوری مصر در هفته گذشته که حتی فشارهای اجتماعی، سیاسی و ایدئولوژیک نیز نتوانست شتابزدگی و سیاست زدگی را به آن تحمیل کند، نماد پیروزی جنبش اجتماعی- مدنی مردم سرزمینی بود که به رغم درگیر بودن در اعتراضات توفنده ی توده ای بر بستر عقلانیت حرکت داشته و به مثابه لنگر تعادل میان نهاد نیروی نظامی و نهادهای جامعه مدنی عمل کرد.

این گزارش حقوقی مستدل و مستند که اشک شوق را بر گونه هزاران مصری در انتظار در «میدان التحریر» روان ساخت، اشک را در سیمای ایرانیان و مردم برخی کشور های درگیر با حکومت جاری کرد و نقطه پایان بر مرحله ای از مقاومت و ایستادگی مردمی بود که تغییر را به جای تقدیر برگزیدند و عاقبت نیز شاهد را در بر گرفتند.

یک سال ایستادگی نهادهای مدنی و مستقل به همراه عقلانیت جاری در حوزه « نهاد حکومت»، «نهادهای داوری و انصاف» و «جامعه مدنی» موجب شد تا گذر از نظام بسته با شکوه و آرام صورت پذیرد.

آنچه که موجب تامل در این میان شد، شباهت های نهادی و در عین حال تفاوت های اصولی میان نهادهای درگیر منازعه در ایران و مصر بود. اینکه ایستادگی ده ها هزار نفری مردم قاهره در میدان التحریر (آزادی) به چنین فرجامی ختم شود و اجتماع میلیونی و دامنه دار در خیابان آزادی در تهران به چنان انجامی! موضوعی دردناک است.

اغلب تحلیلگران و کارشناسان بر این باورند آنچه به زعم این شباهت ها، به نتایج متفاوت انجامید، حاکی از رفتار مسئولانه نهادهای درگیر در آن منازعه، همچون ارتش، قوه قضاییه و نهادهای مدنی در اوج و فرود تحولات سرزمین اهرام بود.

درست از زمانی که موج موسوم به بهار عربی که به اعتقاد فعالان مدنی جهان عرب با الهام از جنبش سبز مردم ایران در شمال آفریقا وزیدن گرفت، حکومتیان و وابستگان آن، این موج را وامدار انقلاب اسلامی خواندند. حتی اگر بپذیریم موج زیبای مخالفت با حکومت فردی در مصر نه خاستگاهی در جنبش سبز که ریشه در آموزه های انقلاب اسلامی داشته باشد، باید توالی منطقی و اقتضاعات آن را نیز پذیرفت.

سوال اساسی این است که چگونه آرمان های انقلاب اسلامی، ۳۰ سال پس از آغاز، برخورد، خشونت، زندان، حصر و تبعید را برای آزادی خواهان ایران به ارمغان آورد ولی در سرزمین «فراعنه»، گل دموکراسی و انتخابات آزاد و منصفانه به بار می آورد. اگر سابقه ۱۰۰ ساله در تمنای دموکراسی و نهادهای حامعه مدنی ایران را مبنای تحلیل قرار دهیم غیر از ضعف اصولی ناشی از تضعیف همیشگی آن توسط حکومت، باید علت پیروزی آزادی خواهان مصری را در رفتار مسوولانه نهادهای دولت قدیم چون حکومت و ارتش و استقلال و انصاف نهاد داوری و قضایی آن و پاسداری و انسجام شبکه های اعتراضی و اجتماعی جستجو کرد.

کمیسیون انتخابات در مصر اگر چه بر بستر ساز و کار نظامیان تشکیل شده بود، اما قضات مستقل و حقوقدانانی که شرافت حرفه ای را هرگز وا نگذاشتند، ادعاهای ریز و درشت و صحیح و مبهم دو نامزد مدعی پیروزی را دریافت کرده، شکایات آنان را حتی در شعب خرد و کوچک که تعداد آرای آنان به صد هم نمی رسید بررسی کرده، تخلفات را کشف و در بازشماری نتایج لحاظ کردند. در جای جای این گزارش مطول و مستند به تمامی ادعاهای معترضان رسیدگی شد و شاید بتوان گفت حتی یک مورد غفلت هم صورت نگرفت و در طول بررسی، از کلی گویی و صدور بیانیه هایی از موضع بالا خودداری شد و شان داوری را هم در عمل و هم در انشا گزارش رعایت کرده شد و نهایتا به پیروزی نامزدی رای داده شد که در ساخت قدرت در مصر جایگاهی پایین تر از نامزد نظامی داشت. ترازوی انصاف آنان به قدری دقیق و بر مدار عدالت قرار داشت که نامزد حذف شده حتی اعتراض هم نکرد.

همین قضات و حقوقدانان در طول یک سال مقاومت مدتی مردم در چارچوب دستگاه قضا به گونه ای عمل کردند که نه تنها معترضان به حکومت نظامی فراتر مجازات های قانونی، مجازان و مواخذه نشدند بلکه همزمان با حضور بازماندگان رژیم گذشته در عرصه قدرت، به تخلفات شخص مبارک و مقامات ارشد نیز با آرامش و انصاف رسیدگی گرده و بی توجه به هیاهوی دشمن پندارانه درتوده های جهان عرب حتی نهادهای مطالعاتی خارجی را که مورد غضب نظامیان قرار گرفته و تعلیق بودند از اتهامات انقلاب مخملی و تحریک به اغتشاش و شورش تبرئه کرد و از تعرض انقلابی مصون ساخت و این همه در حالی صورت گرفته بود که فریاد انتقام از حلقوم صدها هزار مصری بی تاب روزانه به هوا بود و انصاف را به چالش می گرفت.

به رغم تعلیق بسیاری از قوانین و خصوصا قانون اساسی رژیم سابق، ۲ انتخابات ریاست جمهوری و مجلس در فضایی رقابتی برگزار شد که در هر دوی آنها اخوان المسلمین حزبی که ۷۰ سال مورد تعرض بود، پیروز شد، هیچ حزب و گروهی اعم از مذهبی و غیر مذهبی از شرکت در انتخابات منع نشد اگر چه توده های انقلابی چنین می خواستند. احزاب و گروه هایی که انتخابات تحت سلطه نظامیان را غیر منصفانه خوانده و آن را تحریم کرده بودند در محاق توقیف قرار نگرفتند و اعضای آن بازداشت نشدند. محمد مرسی رهبر مخالفان در چنین فضایی گرفتار حصر و زندان نشد و خانه اش را تنها زمانی در حلقه نظامیان یافت که به رای مردم و کمسیون مستقل، عنوان ریاست جمهوری را کسب کرده بود و حضور نظامیان برای محافظت از منتخب ملت بود.

نظامیان حاکم و نهادهای نظارتی، پس از اعلام پیروزی ۲ نامزد رقیب، این اقدام را انقلاب مخملی نخواندند و رسانه هایی که این ادعاها را منعکس کردند،‌ لغو امتیاز و مجوز نکرده آنها را به محاق فیلترینگ نفرستادند و به جای آن با مدیریت اوضاع و اعتراضات و از جایگاه داوری نه جایگاه طلبکارانه و تهدید آمیز با دقت جزییات ادعاها را بررسی و اعلام کردند.

در حالیکه قوانین در تعلیق قرار داشت، رفتار حکومت و رفتار نهادهای داوری از محدوده انصاف خارج نشده و شهروندان معترض و منتظر، تحریک شده از سوی قدرت های خارجی معرفی نشدند.

در سرزمینی که حکام مستبد منطقا آن را کشور فرانسه می خواندند، نظامیان برای خود وظیفه حفظ نظام و مرزهای ایدئولوژیک و جغرافیایی آن را مقدس می شمردند. نظامیان ارشد مجتمع در شورای نظامی حاکم، هویت سیاسی خود را مدیون نظام سیاسی مبارک می دانستند، با این حال هرگز منافع ملی مصر را با زیاده خواهی های مبارک در مرحله قدرت پیوند نزدند و بر روی مردم آتشی مستقیم نگشودند.

آنها در گرماگرم منازعه مردم با حکومت، با به رسمیت شناختن حق اعتراض مردم حتی به موجودیت حکومت مبارک، در حالیکه چشم بر هرگونه تحرک دشمن تاریخی و واقعی خود (اسراییل) در این شرایط بحرانی داشتند، در دعوای میان مردم و حکومت طرف منافع ملی کشور خود را گرفتند و به نفع هیچ یک از طرفین وارد میدان نشدند. آنها در عین رصد کردن منازعه درون مرزهای خود در مراحلی هشدارهایی جدی به تهدیدهای فرامرزی از سوی دشمن دادند و مراقب بودند شراره های عصیان انقلابی،‌ منافع ملی مصر را نسوزاند.

این بصیرت و آگاهی نظامیان آگاه مصری فراتر از درک سیاستمداران در حال منازعه چنان منطقی برخورد کرد که حتی محمد مرسی از ارتش مصر به عنوان بهترین و آگاه ترین نظامیان جهان نام برد. ارتش که به صورت بالقوه در نظام های بسته می تواند به عنوان تهدیدی بر دموکراسی عمل کند،‌در مصر به مسئولیت تاریخی خود عمل کرد و همانند نیروی نظامی سایر کشور های استبدادی وسوسه قدرت را زیر شعارهای واهی مخفی نکرد و به عنوان وزنه تعادل در مصر نوین عمل کرد.

و سرانجام جنبش اجتماعی مردم مصر بر اثر رفتار مسوولانه بخش های مختلف اعم از نهادهای حکومتی سابق، نهادهای نظارتی و نظامیان آگاه و روش بین و جامعه مدنی و شبکه های اجتماعی مختل نشده گذار از جامعه بسته را انجام داد و برون شدن تاریخی خود را از چرخه استبداد و نا آگاهی به انجام رساند و حتی اگر تحولات آینده مصر چندان با استاندارهای دموکراتیک هماهنگ نباشد، می توان گفت جنبش اجتماعی مردم ایران متناسب جامعه مدنی مصر بود که توانست در ابتدای دهه دوم قرن ۲۱،‌ گذری آرام و مسالمت جویانه را در آزمایشگاه تاریخ در جغرافیای خاورمیانه پر تلاطم به آزمون موفقیت گذارد.

*سیامک قادری، روزنامه نگار دربندی که مرداد ماه سال ۸۹ بازداشت و به اتهام تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده است. وی هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین دوران محکومیت خود را می گذراند و این مقاله توسط یاران گمنام جنبش سبز در اختیار کلمه قرار گرفته است.

بدون دیدگاه

آینده احمدی نژاد از نگاه صادق زیبا کلام

Share Button

مصاحبه ایی خواندنی است.
ح تبریزیان
*****************
تاریخ انتشار: ۰۶ فروردین ۱۳۹۱, ساعت ۱۵:۳۱
آینده‌ی سیاسی احمدی‌نژاد
در گفت‌و‌گو با صادق زیباکلام
صادق زیباکلام معتقد است عمر سیاسی محمود احمدی نژاد در نظام جمهوری اسلامی ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ به پایان می‌رسد. او در تحلیل آینده سیاسی احمدی نژاد، احتمال شکل‌گیری ائتلاف احمدی نژاد و هاشمی را به شدت رد می کند و امکان تأسیس حزب از سوی احمدی نژاد و یا ریاست وی بر مجلس دهم را نیز منتفی می داند. او معتقد است: «احمدی نژاد پس از پایان ریاست جمهوری اش حتی ممکن است از عضویت در دانشگاه علم و صنعت هم کنار گذاشته شود! و یا اجباراً بازنشسته شود! در این گفت‌وگو، آینده‌ی سیاسی احمدی نژاد از زوایای گوناگون بررسی شده است. این مصاحبه را هومان دور‌اندیش سامان داده است و در تاریخ ششم فروردین‌ماه ۱۳۹۰در تارنمای عصر ایران منتشر شده است.

در سال ۱۳۹۰ حوادثی رخ داد که به خروج محمود احمدی نژاد از کانون قدرت نظام سیاسی ایران منجر شد. به نظر شما، این امر چه تاثیری در آینده سیاسی احمدی نژاد خواهد داشت؟

حوادثی که در اردیبهشت ماه سال ۹۰ رخ داد، یعنی عزل و نصب وزیر اطلاعات و قهر یازده روزه احمدی نژاد، هنوز برای من معماست. من نمی دانم احمدی نژاد با چه فکری به آن خانه نشینی یازده روزه رفت. او در آن یازده روز به نحو محسوسی جایگاهش را از دست داد و هیچ نفعی نصیبش نشد.

اگر احمدی نژاد بی دردسر می پذیرفت که مصلحی وزیر اطلاعات بماند، او هم اکنون نیز قدرت زیادی داشت. ما نباید فراموش کنیم که احمدی نژاد تا پیش از آن ماجرا، قدرت بسیار زیادی داشت. آن قهر یازده روزه، نتایجی فاجعه بار برای احمدی نژاد داشت.

بنابراین جا دارد که این سوال را از احمدی نژاد بپرسیم که چرا آن کار را انجام دادی؟! شاید احمدی نژاد فکر می کرد که اگر قهر کند، خیلی ها به طرفداری او به خیابان ها می ریزند و همان حوادث پس از ۲۲ خرداد ۸۸ رخ می داد. شاید فکر می کرد اقشار و لایه های حزب اللهی و محروم جامعه از او حمایت می کنند.

البته موقعیت احمدی نژاد پیش از اردیبهشت ماه سال ۹۰ تا حدی متزلزل شده بود. یعنی شاید احمدی نژاد برای جلوگیری از ادامه روند تزلزل موقعیتش خواست حرکتی کرده باشد.

نه، من اصلاً با شما هم عقیده نیستم. مشکل رحیم مشایی همیشه وجود داشت. اگر یادمان باشد، مدتی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، احمدی نژاد محسنی اژه ای را از کار برکنار کرد و آب هم از آب تکان نخورد. محسنی اژه ای سال ها مستقیماً با حکم ولی فقیه قاضی شرع بود. برکناری او قدرت زیادی می خواست و احمدی نژاد این کار را انجام داد.

ولی روند حوادث از اواخر سال ۸۹ به گونه ای بود که احمدی نژاد خودش در آغاز سال ۹۰ فهمیده بود که به تدریج آن جایگاه قبلی را از دست می دهد.

این حرف از یک جهت درست است. یعنی به واسطه حضور رحیم مشایی و بعضی از موضع گیری های خود احمدی نژاد، اصطکاک هایی بین احمدی نژاد و کانون های قدرت وجود داشت ولی احمدی نژاد در اردیبهشت پارسال هنوز ۹۰ درصد قدرتش را در اختیار داشت.

بالاخره نفرمودید که خروج احمدی نژاد از کانون قدرت، چه پیامدهایی برای خود او می تواند داشته باشد.

در آن یازده روز، به نظر من، قدرت احمدی نژاد به سی چهل درصد افت کرد. بعد از آن هم این روند نزولی ادامه داشت. یعنی این طور نبوده که آب رفته به جوی بازگردد. حالا سوال اساسی این است که آینده احمدی نژاد چه می شود؟ آیا نظام در برابر احمدی نژاد می ایستد و قصه بنی صدر تکرار می شود یا اینکه احمدی نژاد می پذیرد که دیگر جایگاهی ندارد و باید قدرت و موقعیت سابقش را واگذار کند؟

احمدی نژاد قطعاً می داند که اگر اوضاع به همین منوال پیش برود، قدرت و نفوذش در این نظام حتی از خاتمی هم کمتر می شود. برای اینکه نظام تصمیم گرفت که خاتمی را به کل کنار نگذارد و حتی عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام به خاتمی پیشنهاد شد؛ اگر چه خاتمی آن سمت را نپذیرفت.

اما با این روندی که ما شاهدش هستیم، من فکر می کنم که احمدی نژاد پس از پایان ریاست جمهوری اش حتی ممکن است از عضویت در دانشگاه علم و صنعت هم کنار گذاشته شود! و یا اجباراً بازنشسته شود!

به نظر شما ممکن است احمدی نژاد در یک سال و نیم آینده عزل شود؟

مشکل فقط این نیست که احمدی نژاد از تیر ماه ۹۲ دیگر هیچ سمتی نخواهد داشت. مشکل عمیق تر از این حرفهاست. ظاهراً بسیاری از نزدیکان و اطرافیان احمدی نژاد پرونده های جدی ای در قوه قضاییه دارند.

یعنی با تیم سیاسی او تسویه حساب می شود؟

بله. من فکر می کنم چنین روندی آغاز خواهد شد.

اگر احمدی نژاد یک سال و نیم آینده را بدون مشکل تراشی سپری کند، فکر نمی کنید چنین تسویه حسابی هم منتفی شود؟

نظام با خود احمدی نژاد کاری نخواهد داشت ولی قطعاً به سراغ اطرافیان احمدی نژاد می رود تا به همه نشان دهد با کسی تعارف ندارد و در پی اجرای عدالت است.

نفرمودید در چه صورت ممکن است خود احمدی نژاد عزل شود؟

اگر با همین وضع پیش برویم، بعد از انتخابات ریاست جمهوری آینده، برای خود احمدی نژاد مشکلی پیش نمی آید. حداکثر ممکن است در دانشگاه علم و صنعت اجباراً بازنشسته شود. اما احمدی نژاد کمابیش این چیزها را حدس می زند.

بنابراین سوال این است که آیا او تسلیم شده و چنین آینده ای را قبول کرده یا اینکه در پی تمهید شرایطی است که بتواند وارد یک معامله شود. من فکر می کنم احمدی نژاد به دنبال چنین فرمولی خواهد رفت.

معامله بر سر چه چیزی؟

معامله بر سر مصونیت اطرافیانش و حفظ جایگاهی برای خودش. یعنی اینکه همه چیز را از دست ندهد.

یعنی احمدی نژاد قید مطالبات حداکثری اش را می زند و به حداقل ها رضایت می دهد؟ یعنی مثل هاشمی که با تیمش در مجمع تشخیص مصلحت نظام است، او هم با تیمش به گوشه ای از نظام برود؟

بله، تقریباً. و من فکر می کنم احمدی نژاد کارت هایی هم برای بازی کردن دارد. ظاهراً بزرگترین کارتش هم این است که در یک سال و نیم جنجال آفرینی هزینه دار نکند. یعنی نظام از احمدی نژاد انتظار دارد که این زمان باقی مانده را هم به آرامی سپری کند تا کار به استیضاح و برکناری احمدی نژاد نکشد.

به هر حال مشخص است که نظام نمی خواهد احمدی نژاد به سرنوشت بنی صدر دچار شود. هر چند که در رویارویی همه جانبه نظام و احمدی نژاد، نظام برنده می شود و احمدی نژاد در این نزاع قدرتی ندارد، اما اصولگرایان نمی خواهند چنین تقابلی شکل بگیرد. بنابراین سقوط احمدی نژاد، سقوط سیاسی و اخلاقی اصولگرایان است.

اصولگرایان تا اردیبهشت امسال درد و بلای احمدی نژاد را می کوبیدند بر سر خاتمی و هاشمی و اصلاح طلبان و ملی مذهبی ها. حالا اگر احمدی نژاد یکباره عزل شود و اصولگرایان رای به بی کفایتی سیاسی او بدهند، این برای اصولگرایان خیلی گران تمام می شود.

اما اینکه چنین اتفاقی می افتد یا نه، تا حد زیادی در گرو عملکرد خود احمدی نژاد است. این احمدی نژاد است که می تواند کار را به رویارویی همه جانبه بکشاند و یا دم فروبندد و اجازه دهد این یک سال و اندی هم بگذرد.

اگر احمدی نژاد با همین رویه ای که در آخرین جلسه سوال از رئیس جمهور در پیش گرفت، پیش برود، اصولگرایان او را تحمل می کنند؟

احمدی نژاد در جلسه سوال از رئیس جمهور ، مجلس را به سخره گرفت ولی این کارها به نظر من، برای اصولگرایان قابل تحمل است.

یعنی اصولگرایان این ضرر حداقلی را می پذیرند؟

بله. به هر حال احمدی نژاد از این ضرر و زیان ها وارد خواهد کرد. اما اگر احمدی نژاد کار را به رویارویی با نظام نرساند، این یک امتیاز برای او خواهد بود.

به نظر شما ، سناریوی پوتین – مدودف دیگر منتفی شده است؟

بله، آن سناریو الان دیگر منتفی است. این سناریو قبلاً به صورت جدی مطرح بود ولی واقعه اردیبهشت ۹۰ این سناریو را منتفی کرد. یعنی اصولگرایان دیگر به هیچ وجه اجازه اجرای چنین سناریویی را نخواهند داد.

ولی به هر حال خود احمدی نژاد احتمالاً کاندیدایی برای انتخابات ریاست جمهوری آتی دارد. آیا خود او هم دیگر به اجرای این سناریو فکر نمی کند؟

خود احمدی نژاد قطعاً این سناریو را در سر می پروراند ولی الان دیگر خود او هم می داند که این سناریو قابل اجرا نیست.

احتمال دارد احمدی نژاد در یک سال آینده، به سمت ائتلاف با هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان برود؟

نه، این ائلاف غیرممکن است.

چرا؟

برای اینکه نه هاشمی احمدی نژاد را قبول می کند ، نه اصلاح طلبان.

ولی انگار احمدی نژاد مستقیم و غیرمستقیم پیغام هایی برای هاشمی فرستاده است.

احمدی نژاد دو هزار پیغام و پسغام هم برای هاشمی فرستد بی فایده است. احمدی نژاد حاضر نشد حکم ریاست فرهاد دانشجو بر دانشگاه آزاد را امضا کند. خیلی ها معتقدند که این کار او، در واقع پیامی بود برای هاشمی. برخی هم معتقدند که معرفی جاسبی از سوی احمدی نژاد برای عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی، پیام دیگری برای هاشمی بود.

ولی هاشمی نشان داده که اهل سازش و ائتلاف است. هاشمی در انتخابات مجلس ششم در برابر اصلاح طلبان بود و در انتخابات سال ۸۸ در کنار آنها.

برای اینکه اصلاح طلبان پایگاه اجتماعی گسترده دارند که بخشی از آن پایگاه با پایگاه اجتماعی هاشمی مشترک است.

الان هم احمدی نژاد در تلاش است تا اقشار و طبقات مدرن جامعه ایران را با شعارهای ملی گرایانه اش جذب کند؟

این کار نشدنی است. هاشمی رفسنجانی می توانست با اصلاح طلبان بر روی یک پلت فرم سیاسی به توافق برسد زیرا پایگاه اجتماعی مشترک داشتند.

بهترین گواه این مدعا، همان ده میلیون رای هاشمی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ است. اما اصلاح طلبان و هاشمی، به هیچ وجه پایگاه اجتماعی مشترک با احمدی نژاد ندارند. پایگاه اجتماعی عمده احمدی نژاد، اقشار و لایه های روستایی و کم در آمد است که به دلیل هزینه های مالی ای که احمدی نژاد صرف آنها کرده است، حامی او هستند.

حالا اگر سید حسن خمینی کاندیدای مورد حمایت هاشمی و اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ باشد. هاشمی و اصلاح طلبان نیروهای اجتماعی شان را به نفع سید حسن بسیج کنند و احمدی نژاد هم به آنها بگوید روستاییان و طبقات محروم شهری را به نفع سید حسن خمینی بسیج می کند. آیا در این صورت ائتلاف با احمدی نژاد به نفع هاشمی نیست؟

نه، نه! چنین ائتلافی نه از سوی هاشمی صورت می گیرد و نه از سوی اصلاح طلبان. به نظر من، احمدی نژاد همین امروز هم اگر کاندیدای ریاست جمهوری شود، بین ده تا پانزده میلیون رای خواهد داشت. یعنی همین طبقات و اقشار محروم و روستایی، به او رای می دهند. اما هاشمی رفسنجانی به چنین ائتلافی تن نخواهد داد زیرا این ائتلاف، در حقیقت هاشمی را مستقیماً در برابر رهبری قرار می دهد.

هاشمی هیچ اعتقادی به تقابل با رهبری ندارد. او در گذشته این کار را نکرده و در آینده هم چنین نخواهد کرد. هاشمی معتقد است رهبری به عنوان ولی فقیه و عمود خیمه نظام باید حفظ و تقویت شود. بنابراین هاشمی به چنین ائتلافی که در برابر کاندیدای مد نظر رهبری قرار می گیرد، روی خوش نشان نمی دهد.

مگر سال ۸۸ هاشمی از میرحسین موسوی حمایت نکرد؟

حمایت از کاندیدای مد نظر احمدی نژاد با حمایت از میرحسین موسوی فرق دارد. برای اینکه ائتلاف با احمدی نژاد، معنایش ائتلاف نیروهای اجتماعی هاشمی و اصلاح طلبان با نیروهای اجتماعی احمدی نژاد است و این معنایی جز تقابل آشکار با رهبری ندارد. هاشمی چنین کاری نخواهد کرد. اصلاح طلبان هم چنین نمی کنند زیرا آنها اساساً هیچ وجه اشتراک سیاسی و فکری ای با احمدی نژاد ندارند.

احتمال دارد احمدی نژاد پس از پایان دوران ریاست جمهوری اش از کشور خارج شود؟

فکر نمی کنم احمدی نژاد چنین کاری بکند.

ممکن است احمدی نژاد پس از اتمام ریاست جمهوری اش حزب تاسیس کند؟

احمدی نژاد رویه کار تشکیلاتی و حزبی و سازمان یافته را ندارد. او در این هفت سال نشان داده است که فقط می تواند فعالیت سیاسی توده انگیزانه داشته باشد.

نمی توان یک حزب فراگیر توده ای بزند؟

تاسیس حزب فراگیر توده ای با جلب حمایت توده ها فرق می کند. حزب به هر حال مستلزم کار تشکیلاتی است که این کار اصلاً با سلول های بدن احمدی نژاد سنخیت ندارد! احمدی نژاد عادت دارد بگوید و دیگران در برابرش انقیاد و حرف شنوی داشته باشند.

چقدر محتمل می دانید احمدی نژاد در انتخابات مجلس دهم شرکت کند؟

ممکن است احمدی نژاد چنین کاری بکند و اگر کاندیدای نمایندگی مجلس شود، قطعاً رای هم خواهد آورد.

یعنی ممکن است احمدی نژاد در اواسط دهه ۱۳۹۰ رئیس مجلس ایران باشد؟

نه، برای اینکه کار کردن در مجلس، شما باید اهل بده بستان و فراکسیون باشید. یعنی باید کار تشکیلاتی بکنید و احمدی نژاد نمی تواند چنین کاری بکند.

حالا فارغ از اینکه او می تواند یا نمی تواند چنین کاری کند، اصلاً اجازه داده می شود که او رئیس مجلس شود؟

به فرض که چنین اجازه ای هم داده شود و نمایندگان مجلس دهم احمدی نژاد را به عنوان رئیس مجلس انتخاب کنند، باز هم احمدی نژاد نمی تواند رئیس مجلس باشد؛ چرا که شیوه کار احمدی نژاد این است که من می گویم و شما گوش کنید! احمدی نژاد نه می تواند کار حزبی بکند و نه می تواند رئیس مجلس باشد؛ زیرا همه این ها لازمه اش کار توانایی کاز سازمانی است.

با این حساب به نظر شما، عمر سیاسی احمدی نژاد در جمهوری اسلامی تمام شده است؟

بله، عمر سیاسی احمدی نژاد را باید تمام شده دانست. اگر در این یک سال و اندی، اتفاق خاصی نیفتد، احمدی نژاد تا یکی دو سال پس از ریاست جمهوری اش، به عنوان چهره ای محبوب که برای توده های محروم و پابرهنه ها و روستاییان کار کرد و به دهاتشان رفت و برای آنها لوله کشی آب کرد و به آنها یارانه داد، در خاطره آنها باقی می ماند.

شما احمدی نژاد را یک سیاستمدار باهوش می دانید؟

احمدی نژاد آدم باهوشی است اما لازمه کار سیاسی، فقط هوش بالا نیست بلکه شما باید ویژگی های دیگری هم داشته باشید که به نظر من احمدی نژاد آن ویژگی ها را ندارد.

آیا احمدی نژاد که با این هوشش از استانداری اردبیل به ریاست جمهوری رسیده است، نمی تواند راهی برای برون رفت از شرایط نامطلوب کنونی اش پیدا کند تا عمر سیاسی اش به پایان نرسد؟

اینکه احمدی نژاد از استانداری اردبیل به ریاست جمهوری رسید، تا حدی محصول توانایی و استعداد و هوش ذاتی این آدم بوده است. اما علاوه بر این، روند تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه و بویژه ظهور احمدی نژاد در زمان مناسب نیز در این برآمدن نقش موثر داشت.

اصولگرایان در سال ۸۴ برای زدن هاشمی و اصلاح طلبان به کسی چون احمدی نژاد نیاز داشتند. اصولگرایان به توده انگیزی احمدی نژاد نیاز داشتند و همین نیازاصولگرایان به ابزاری برای کوبیدن هاشمی و اصلاح طلبان، موجب شد که احمدی نژاد بشود احمدی نژاد.

ممکن ست پس از مرداد ماه ۹۲ عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام به احمدی نژاد پیشنهاد شود ؟

به نظر من حوصله رفتن به مجمع و بحث کردن با دیگران را ندارد؛ چون احمدی نژاد روشش این است که بگوید و دیگران اجرا کنند.