Category: از دیگران و جراید خارجی

تاریخ مصرف سپاه قدس برای روسیه در سوریه پایان یافته است

Share Button
 روسیه و ایران از ابتدای وقوع جنگ در سوریه تاکنون ـ به رغم اختلاف دیدگاه و گاه اختلاف منافع ـ همکاری نزدیکی به ویژه در صحنه عملیاتی نبرد سوریه داشته اند. با این حال، از دو سال گذشته تاکنون، همواره خبرها و تحلیل های بسیاری پیرامون اختلاف میان ایران و روسیه در سوریه منتشر شده است. در روزهای گذشته نیز خبرهای زیادی در رابطه با شکاف جدی میان تهران و مسکو در سوریه در رسانه های غربی و اسرائیلی منتشر شد. گمانه زنی هایی از اختلاف میان دو کشور که بار دیگر پس از اظهارات یک وزیر اسرائیلی و یک مقام روس تقویت شد.+کامنت در زیر مطلب
تاریخ انتشار:۱۴ بهمن ۱۳۹۷ – ۰۰:۳۱۰۳ February 2019

روسیه و ایران از ابتدای وقوع جنگ در سوریه تاکنون ـ به رغم اختلاف دیدگاه و گاه اختلاف منافع ـ همکاری نزدیکی به ویژه در صحنه عملیاتی نبرد سوریه داشته اند. با این حال، از دو سال گذشته تاکنون، همواره خبرها و تحلیل های بسیاری پیرامون اختلاف میان ایران و روسیه در سوریه منتشر شده است.

به گزارش «تابناک»؛ در روزهای گذشته نیز خبرهای زیادی در رابطه با شکاف جدی میان تهران و مسکو در سوریه در رسانه های غربی و اسرائیلی منتشر شد؛ گمانه زنی هایی از اختلاف میان دو کشور که بار دیگر پس از اظهارات یک وزیر اسرائیلی و یک مقام روس تقویت شد.

هفته گذشته، یو آو گالانت، از اعضای حزب لیکود اسرائیل و وزیر مهاجرت این رژیم به دنبال اظهارات نتانیاهو، مبنی بر درخواست از آمریکا برای حفظ نیروهایش در التنف گفت: اسرائیل برنامه دارد نیروهای ایرانی در سوریه را از این کشور بیرون براند.

وی درباره مواضع مشترک اسرائیل و روسیه درباره مسائل سوریه گفته بود: اسرائیل و روسیه دغدغه مشترکی برای بیرون راندن ایران از سوریه دارند.

این وزیر اسرائیلی درباره روابط ایران و روسیه در زمینه مسائل سوریه گفت: سوریه و متحدانش نواحی تحت کنترل حکومت را افزایش داده و گروه‌های انقلابی را وادار به شکست کرده‌اند؛ روسیه دیگر به ایران متکی نیست و این دو کشور بر سر این که «چه کسی سوریه را می‌سازد» اختلاف دارند.

با این حال، گمانه زنی ها در رابطه با علنی شدن شکاف میان ایران و روسیه زمانی تقویت شد که سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امورخارجه روسیه چند روز پیش گفته بود، روسیه هم پیمان ایران در سوریه نیست، بلکه ایران و روسیه در راستای مذاکرات آستانه در رابطه با سوریه در کنار هم همکاری می‌کنند.

اتحاد روسیه و اسرائیل علیه ایران در سوریه تا چه اندازه جدی است!؟

ریابکوف همچنین گفت: روسیه موافق برنامه‌های خصمانه ایران علیه اسرائیل نیست و هم زمان از حملات اسرائیل علیه سوریه به منظور هدف قرار دادن پایگاه‌های ایرانی انتقاد کرد.

سایت خبری المانیتور نیز در یک مقاله تحلیلی به نقل از آنتوان مارداسوف، کارشناس روس، اختلاف میان تهران و مسکو را جزئی از جنگ داخلی در سوریه دانسته و اظهارات سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه را یادآور شده که گفته «بهتر است از گفتن اینکه مسکو و تهران متحد هستند طفره بروم».

در این مقاله همچنین به خبر روزنامه روسی نوایا نیز پرداخته شده که بر اساس آن مسکو و تهران رقابت خود را برای حکمرانی بر تمامی خاورمیانه آغاز کرده‌اند.

از سوی دیگر، انتقاد حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران درباره غیرفعال کردن سامانه دفاع موشکی اس-۳۰۰ مستقر در سوریه توسط روسیه در زمان حملات اسرائیل نیز مورد توجه قرار گرفته است.

واقعیت مسلمی که وجود دارد، این است که ایران و روسیه به رغم همه همکاری های امنیتی در سوریه، اختلاف منافعی نیز با یکدیگر دارند، به ویژه وقتی پای اسرائیل به میان کشیده شود. با این حال، آن ها توانسته اند تاکنون با مدیریت اختلافات به همکاری ها ادامه دهند و زمینه های تثبیت نظام سیاسی سوریه را فراهم سازند.

با وجود این، اسرائیل و رسانه های وابسته به آن نیز با انتشار گسترده هر گونه اختلاف میان ایران و روسیه، به دنبال آن هستند میان دو کشور و به ویژه نخبگان سیاسی آن ها بدفهمی و تصور تهدید ایجاد کنند.

ذکر این نکته ضروری است که هرچه به پایان جنگ در سوریه نزدیک تر می شویم، احتمال آشکارتر شدن اختلافات میان تهران و مسکو بیشتر است. در واقع، با توجه به تثبیت دولت بشار اسد و از بین رفتن تهدید مشترک برای آن ها، باید در انتظار هر سناریویی در روابط میان ایران و روسیه در سوریه باشیم.

با این حال، دو کشور در حال پیشبرد برنامه های مشترکی در سوریه به ویژه در زمینه حل و فصل سیاسی بحران در این کشور هستند.

در همین زمینه، روز گذشته، «الکساندر لاورنتیف» نماینده ویژه پوتین در امور سوریه و «سرگی ورشنین» معاون وزیر خارجه روسیه و هیأت همراه با حسین جابری انصاری دستیار ارشد وزیر خارجه در امور ویژه سیاسی و مذاکره‌کننده ارشد ایران در امور سوریه و یمن دیدار و گفت‌وگو کردند.

در این دیدار و گفت‌وگوی سه‌ساعته که با ضیافت میزبان به افتخار هیأت روس پایان یافت، آخرین تحولات سیاسی و میدانی سوریه و موانع فراروی تشکیل کمیته قانون اساسی این کشور از جمله در زمینه نهایی‌سازی فهرست نمایندگان جامعه مدنی در این کمیته، مورد بررسی و تبادل نظر قرار گرفت.

کامنت: 

روسیه امروز و اتحاد جماهیر شوروی دیروز هرگز  دوست متحدی نداشته است. روسیه به همه شرکای خود بعنوان واسالهای سیاسی و  دست نشاندگان ژئوپولیتیک خود مینگرد. در نگاه روسی،”دیگران”، یا طرفهای معامله قدرتمند و شرکای موقتی هستند مانند دول غربی و یا نوکرانی که باید فقط فرمانبری کنند.

همه احزاب کمونیست برادر در دوران شوروی، جز اداره جات تحت فرمان ک گ ب نبودند و همه جمهوریهای اتحاد “جماهیر” شوروی هم مانند زنان صیغه ای مسلوب الحقوق. در قاموس تفکر روسی چیزی به عنوان متحد و شریک برابر حقوق و دوست وجود ندارد. فقط رابطه ارباب و نوکری معتبر است.

رژیم خامنه اى منطقه را به میدان مسابقه نظامى کشانده است

Share Button

رژیم خامنه ایی و سپاه پاسداران آن، بهترین بهانه را برای مسابقه نظامی کنونی و حضور دائمی ناوگانهای خارجی در خلیج فارس ایجاد کردند، کمپانیهای اسلحه سازی آمریکا، انگلیس و فرانسه باید مدیون رونق کارشان از خامنه ای باشند. این خیانتی بزرگ در کنار دیگر خیانتهای رژیم به میهن ما می با شد.

CNBC

01/02/2019

صاحبنظران امور نظامی در آمریکا می گویند؛ گمانه زنی ها پیرامون پایگاه موشکی بالستیک سعودی، فاصله گرفتن آن کشور از واشنگتن را نشان میدهد.
آنطور که تصاویر ماهواره ای نشان میدهند، این تصاویر حاکی از آنند که در اعماق صحاری عربستان، ریاض بر سرمایه گذاری روی ظرفیتِ توانایی های نظامی اش با هدف استقلال از واشنگتن افزوده است.
آنها بر این اعتقادند که، این نشانه ها دال بر این می باشند که در سعودی تمایل فزاینده ای وجود دارد تا این کشوردیگر بدون مشورت با تامین کننده عمده نیازهایی تسلیحاتی خود، موضعی تهاجمی تر اتخاذ کند. بدون اینکه گوش به آمریکا فرا دهد.
میشل روبین،کارمند سابق پنتاگون و کارشناس امور ممالک عرب در انستیتوی سرمایه گذاری آمریکا به CNBC گفت که یک مسابقه تسلیحاتی جریان دارد. تغییر رویکردهای سیاسی واشنگتن تاثیر خود را ریاض به جای نهاده است و مقامات سعودی دیگر خود را به رعایت نجواهای کاخ سفید ملزم نمی دانند.
کامنت:
تا قبل از روی کار آمدن رِژیم آخوندی در ایران، خلیج فارس عمدتاً میدانگاه ناوهای ایران بود. تلاش اعراب در زمان شاه، برای اینکه نام خلیج فارس را به خلیج عربی، و اروندرود را (که مجدداً در این رژیم شط العرب شده است) شط العرب بنامند، کمترین موفقیتی نه در منطقه و نه در جهان یافت.
در دوران رژیم شاه، ایران بهترین روابط را هم با عربستان و هم دیگر دول عربی حاشیه خلیج فارس داشت و پادشاهی سعودی و شاه از بنیانگذاران اوپک بودند و ارتش ایران به سلطان قابوس، پادشاه عمان و مسقط در فرو نشاند شورش داخلی در ظفار کمک کرد بدون اینکه با کمترین اعتراضی از جانب این ممالک ابزار گردد.
با استقرار رژیم اسلامی، در اثر سیاست صدور انقلاب در سالهای اولیه انقلاب که تا امروز که این سیاست به صدور تروریسم عریان تبدیل گردیده است، روابط با این همسایگان که تا آن روز به ایران به عنوان حامیان خود می نگریستند، بسیار حسنه و دوستانه بود و اثری هم از ناوگانهای دولتهای بزرگ در خلیج فارس خبری نبود.
سیاست صدور تروریسم و تهدیدات موشکی و هسته ای رژیم اسلامی، تمام منطقه را وارد یک دور مسابقه تسلیحاتی و خصومت منطقه ای کرد که هم صد ها میلیارد دلار بر هزینه های نظامی ممالک منطقه افزوده است و هم خلیج فارس را به حیاط خلوت ناوها و رزمناوهای آمریکا و انگلیس تبدیل کرده است.
این سیاست نظامیگرانه ضد ملی رژیم سبب شده است که حتی روسیه از پایگاههای هوایی ما، دریای خزر و آسمان ما برای حمله به اپوزیسیون ضد رژیم بشار اسد بارها استفاده کند.
نه حضور آمریکا در دوران شاه در خلیج فارس در آن دوران تصور پذیر بود و نه تصور اینکه روسیه بتواند مملکت ما را به سکوی نظامی خود تبدیل کند و بحر خزر را دریای روسی کند .
حال عربستان پاسخ جاه طلبی های رژیم را به صورتی که در گزارش فوق آمده است میدهد. عربستان برای موشکی و اتمی شدن هم منابع مالی بیشتر و هم نیروی تحصیلکرده بیشتری با کیفتهای تحصیلی بسیار بهتر از ایران دارد. و مجبور نیست به خاطر تحریمهای تحمیل شده به ایران، تجهیزات لازم را چند برابر قیمت از بازار سیاه دنیا تهیه کند.
رژیم خامنه ایی و سپاه پاسداران آن بهترین بهانه را برای مسابقه نظامی کنونی و حضور دائمی ناوگانهای خارجی در خلیج فارس ایجاد کردند، کمپانیهای اسلحه سازی آمریکا، انگلیس و فرانسه باید مدیون رونق کارشان از خامنه ای باشند.
این خیانتی بزرگ در کنار دیگر خیانتهای رژیم به میهن ما می با شد.

***********************************

توجه!

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتری از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

پاینده ایران

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

 

نگاهی به «منشور نوین جبهه دموکراتیک ایران»

Share Button

دوستی منشور نوین جبهه دموکراتیک ایران را برایم فرستاده بود. نخست فکر کردم نقد جامعی بر آن بنویسم ولی بعد به دلایلی منصرف شدم و فکر کردم خصوصی به آن دوست نظرم را بنویسم. پس از نگارش نامه و نظر، دیدم درج کردن آن بی مناسبت هم نیست. لذا نامه را به صورت همان نامه با عنوان نگاهی به «منشور نوین جبهه دموکراتیک ایران» در کانال سقراطیون درج و در سایت ایران سبز و کانال سیمرغ باز درج میکنم.

منشور نوین جبهه دموکراتیک ایران


شرایط سیاسی ایران ضرورت تاسیس جبهه ای برای سازماندهی آزادیخواهان به قصد تقویت و رهبری جنبش آزادیخواهانه ی ملت ایران و دست یابی به جامعه ای آزاد و دموکراتیک راایجاب نموده است. به همین دلیل گروهی از نیروهای آزادیخواه پس ازمذاکرات فراوان و توافقات کلی ، جبهه دموکراتیک ایران را
تاسیس ودرتاریخ ۱۱ مهرماه ۱۳۷۹ خورشیدی آن را اعلام می نمایند. اینک برای تمام افراد و تشکل های آزادیخواه که برای رهایی ملت مبارزه می کنند و علاقه مند هستند به
این جبهه بپیوندند ، اصول خط مشی سیزده گانه به شرح  زیر اعلام می گردد:
اصول خط مشی
الف : خط مشی تشکیلاتی
۱- این تشکل به صورت جبهه ای شکل گیری می شود، بنابراین احزاب، سازمان ها، اتحادیه ها و تشکل های مختلف می توانند با حفظ استقلال خود در این جبهه عضویت داشته باشند.
۲- احزاب و گروه ها با هرنوع فکر وعقیده و ایدئولوژی به شرط پذیرش و التزام به اصول آزادی و دموکراسی، اعلامیه جهانی حقوق بشر، استقلال کشور و منافع ملی می توانند به عضویت این جبهه درآیند. بنابراین جبهه دموکراتیک ایران ازهیچ عقیده یا ایدئولوژی پیروی نمی کند ویک جبهه ی سیاسی آزاد و ملتزم به اصول پلورالیسم وتکثرگرایی است.
١
۳- تا زمانی که فضای نسبتا امن و آزاد برای شکل گیری و فعالیت تشکل های سیاسی و مدنی به وجود آید، امکان عضو گیری شخصیت های حقیقی وجود داشته باشد.
ب: خط مشی اجتماعی
۴- درآیین اجتماعی، این جبهه خود را ملزم به اجرای اعلامیه ی جهانی حقوق بشر با در نظر گرفتن مقتضیات و نیازهای کنونی بشر دانسته و دفاع از حقوق انسان ها فارغ از نژاد، ملیت، قومیت، جنس وعقیده آنان در رأس برنامه های این جبهه قرار دارد.
۵- جبهه دموکراتیک ایران خود را ملزم به برقراری وگسترش اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و میثاق های آن دانسته و دفاع از حقوق تمامی ایرانیان فارغ از نژاد و تیره و قوم، محل تولد یا سکونت، رنگ، جنسیت وگرایش جنسی، زبان، مذهب، عقیده و خاستگاه اجتماعی در رأس برنامه های این جبهه قراردارد.
پ: خط مشی سیاست بین المللی
۶- جبهه ی دموکراتیک ایران روابط خارجی بین ایران با سایر ملل را برپایه قوانین و ضوابط بین المللی و احترام متقابل دانسته و ضمن تأکید برعضویت ایران در جهان آزاد، ایجاد روابط با تمام ملتها و دولتها براساس منافع ملی، حفظ تمامیت ارضی و استقلال همه جانبه کشور را از اصول خدشه ناپذیر خود می داند
و به هیچ دولتی اجازه دخالت در امور کشور تحت هیچ عنوانی را نخواهد داد. ت: خط مشی سیاست داخلی
۷- این جبهه حق حاکمیت ملی ازطریق مشارکت همه جانبه آحاد شهروندان واحزاب و گروه ها درتعیین سرنوشت خود را ازابتدایی ترین حقوق مدنی وتنها ملاک مشروعیت حاکمیت به شمارآورده وبا هرنوع قیم
٢
مĤبی صنفی یا ایدئولوژیک وهرنوع استبداد و خودکامگی فردی یا گروهی که حق تعیین سرنوشت و حاکمیت ملی را خدشه دارنماید، مبارزه فعال خواهد کرد. بنابراین تنها ملاک مشروعیت هرنوع حاکمیت رأی اکثریت ملت خواهد بود که ازطریق رفراندوم و انتخابات آزاد به دست خواهد آمد.
۸- آزادی ، دموکراسی، برابری، عدالت و مساوات طلبی ازاصول غیرقابل خدشه درخط مشی جبهه دموکراتیک ایران است و مشروعیت این جبهه و شرط عضویت افراد و تشکل ها دراین جبهه درالتزام همه
جانبه به اصول فوق است. بنابر این احزاب و گروه هایی که درمنطق سیاسی و عملکرد اجتماعی خود آزادی، دموکراسی وعدالت خواهی را ابزاری برای به دست آوردن قدرت قرار داده، اما به این اصول التزامی ندارند، نمی توانند دراین جبهه عضویت داشته باشند.
۹- این جبهه معتقد به حکومتی دموکراتیک است، بنابراین بر جامعه ای با حاکمیت سکولار و چند حزبی و جدایی دین و هرنوع ایدئولوژی از حکومت که عملاً با منطق و اصول دموکراسی سازگاری ندارد( تأکید می کند.
۱۰- جبهه دموکراتیک ایران خود را ملزم به دفاع و گسترش اعلامیه جهانی حقوق حیوانات دانسته و در رابطه با تخریب محیط زیست و حیات وحش ، موضع گیری جبهه بشدت اعتراضی بوده و حفاظت و بازسازی محیط زیست و حیات وحش را، از اصول مهم خود می داند.
ث: خط مشی مبارزاتی ۱۱- جبهه دموکراتیک ایران برای رسیدن به اصول خط مشی خود و در جهت نیل به جامعه ای مترقی و
٣زندگی شرافتمندانه آحاد شهروندان و تأمین آزادی، رفاه، توسعه همه جانبه، امنیت وجامعه ای مردم سالار

ودموکراتیک، مبارزه ی سیاسی اعتراض آمیز و نافرمانی مدنی را از حقوق اولیه خود و هم مهمترین تکلیف ملی وانسانی دانسته ودر این راه هیچ نوع تسامحی را جایز نمی داند.
۱۲- جهت گیری جبهه دمکراتیک ایران درمقابل شیوه های استبدادی و غیردموکراتیک، اعتراضی است و روش مبارزه در این شرایط، مسالمت آمیز و خشونت پرهیز با تأکید بر حق دفاع مشروع تا رسیدن به حاکمیتی قانونمند، مدنی و دموکراتیک است.
ج: خط مشی جبهه برای حاکمیت آینده
۱۳- جبهه دموکراتیک ایران براین باور است که درشرایط فعلی لازم است تمام آزادیخواهان درجهت دستیابی به حاکمیتی قانونمند، دموکراتیک، سکولار و ملی از طریق مراجعه به آرای عمومی مبارزات همه
جانبه، مسالمت آمیز و اعتراضی خود را تداوم و شدت بخشیده و تحت هیچ شرایطی به کمترازحاکمیتی ملی، سکولار، مردم سالار و قانونمند بر مبنای قوانین حقوق بشر، رضایت ندهند. تنها دریک ساختاردموکراتیک، نابرابری ها، مظالم، مفاسد وتبعیض های اجتماعی ریشه کن شده و آحاد شهروندان دریک مشارکت همه جانبه با فقر، بیکاری، جهل، عقب افتادگی، ظلم، فساد، استبداد، خشونت و ناهنجاری های گوناگون مبارزه اصولی نموده و کشور را به سوی توسعه همه جانبه و رشد و تعالی، در همه زمینه ها سوق خواهند داد. امروزه بیش از هر چیز نیازمند به اقتدار ملی متکی بر اراده ملت و برقراری دموکراسی،
قانون وامنیت برای تأمین منافع ملی و بهبود زندگی آحاد شهروندان ایرانی می باشیم. تنها در سایه حاکمیت
ملی با مشارکت همه احزاب و سلیقه ها می توان به ایرانی آزاد، آباد و توسعه یافته دست یافت. بافت اقلیمی، قومی، زبانی، مذهبی، فرهنگی و اجتماعی و شرایط اقتصادی ملت ایران به گونه ای است که لازم است برای تحقق عدالت و توسعه همه جانبه، ضمن تاکید بر یکپارچگی در چارچوب مرزپرگوهر و تقویت وحدت ملی
۴
در نحوه اداره کشور، با به رسمیت شناختن واقعیات موجود٫ در چارچوب یک حاکمیت غیر مرکزگرا تصمیم گرفت. بدون توجه به این مهم، عدالت، دموکراسی، توسعه عادلانه و هماهنگ در سراسر کشور برقرار نخواهد شد.
این منشور در سال ۱۳۷۹ توسط موسسین جبهه دموکراتیک ایران تهیه و تصویب و در سال ۱۳۹۷ در شورای عالی جبهه بازنگری و تکمیل گردید.
شورای عالی جبهه دموکراتیک ایران بهمن ماه ۱۳۹۷ خورشیدی زنده باد آزادی وعدالت
برقرار باد دموکراسی و حاکمیت ملی نابود باد استبداد

 

نگاهی به منشور نوین جبهه دموکراتیک ایران

 

ببین! من این کانال سیمرغ را درست کرده ام، از دیگران دعوت کردم به آن بپیوندند. نا گفته پیدا است که در این دعوت، من خود را رهبر و لیدر این کانال منصوب کردم. تا اینجای کار عیبی ندارد. ولی اگر من برنامه و گفتمان محور باشم و نه خود محور، باید اگر دیدم یا دیده شد که کس دیگری در چارچوب اعلام شده این کانال، بهتر از من کار می کند و یا وزن سیاسی بیشتری (به هرعلت) دارد، باید روابط جوری باشد که او جای مرا بگیرد.

در سطح کانال سیمرغ این جایگزینی می تواند دوستانه حل شود و البته فقط این یک مثال بود. ولی وقتی مسئله روی تشکیل یک “جبهه” است که نام آن در معرض نگاه و انتخاب مردم گذارده میشود، باید سازوکار سازمانی یا راهبرد سازمانی آن مشخص شود. و این امر در شرایط خفقان کار ساده ای نیست.

 

1 ـ من  از منظر راهبردی (راهبرد تاریخی، راهبرد سازمانی و راهبرد استراتژیک) بیانیه یا دعوت نامه جبهه آقای طبرزدی را دچار کاستی های جدی میدانم. علاوه بر چنین کاستی هایی، بیانیه فاقد یک نماد راهبردی که “تاریخیت” و هویت ملی ما را نمادینه سازد نیز می باشد. نمادی که وجود آن را برای متحد سازی نیروهای آزادیخواه و ملی الزامی می دانم. این نماد اگر میخواهد بیان آن هدفی  باشد که که در متن بیانیه جبهه دموکراتیک ملحوظ شده است چیزی جز پرچم ملی ما، یعنی پرچم سه رنگ شیروخورشید ما نمی باشد.

اگر ما جمهوریخواه هم هستیم باید بدانیم که پرچم سه رنگ شیر و خورشید، پرچم سلسله پهلوی یا هیچ سلسله دیگری نیست و از زمان قاجار و طی انقلاب مشروطه بوده است. این پرچم بند نافی که فرهنگ ما را از اسلامیتی که به عنوان فرهنگ ملی ـ سیاسی به میهن و مردم ما تحمیل شده است، می بُرد و بیان هویت سکولار جامعه ماست. این پرچم؛ نماد گفتمان «ناسیونالیسم ایرانی»* است که در مشخصا در تقابل با گفتمان اسلام سیاسی و چیرگی فرهنگ  مذهبی غیر ایرانی بر جامعه ما تعریف می شود و نه ناسیونالیسمی تنگ نظرانه یا شووینستی در تقابل با ملل یا فرهنگ های دیگر و یا همسایگانمان. پرچم سه رنگ شیروخورشید نشان، همان اندازه نماد یک پادشاهی مدرن میتواند باشد که نماد یک جمهوری مدرن و نه یک جمهوری صوری، جهان سومی از نوع مورد نظر مصدق طلبان که مشخصه عمده آن صرفاً انتخابات ادواری است.

انتخاب پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان و تاکید بر احترام به آن، پشتوانه روانی و فرهنگی سیاسی برای وحدت ملی ماست و در شرایط حاضر می تواند پیامی به همه ناسیونالیستهای ایران ازهر سنخ فکری و سیاسی باشد، چه جمهوریخواه و چه مشروطه خواه.

جبهه دمکراتیک آقای طبرزی در بدو تشکیل ، پرچم شیر و خورشید را آرم خود کرده بود ولی حالا با یک عقبگرد، سه تیغه کمانی رنگین بی شناسنامه را پرچم یا آرم جبهه فراگیر «ملی» خود کرده است و این یک عقب نشینی از آن راهبرد تاریخی مورد اشاره بالا می باشد.

اگر، حتی تصور غالب در جامعه اینست که پرچم شیرو خورشید مال سلطنت طلبان می باشد، نیروهای واقعاً ناسیونالیست باید بجای تسلیم شدن به این تصور نادرست و برگزیدن پرچمها و نشانه های دیگر برای اجتناب از انگ سلطنت طلب خوردن، باید با غلبه بر این تصور اشتباه آمیز اجازه ندهند که سلطنت طلبان حق امتیاز انحصاری داشتن این پرچم را داشته باشند وگرنه با جبهه سازی های متعدد بر تعداد این پرچمها و آرم ها هم افزوده خواهد شد که معنایی جز تسلیم شدن به تجزیه سیاسی که به تجزیه جغرافیایی مملکت خواهد انجامید ندارد.

۲ ـ جبهه دمکراتیک تاسیس خود را؛ با برنامه ای بسیار مبهم که سایر سازمانهای موجود در دنیای مجازی هم مشابه آن را به دفعات  ارائه داده اند، اعلام نمود. و این بزرگترین عیب همه این سازمانها است زیرا تمام جریانهای سیاسی مهم تاریخ، از لیبرالیسم تا کمونیسم، نخست با گفتمان سازی آغاز کرده اند و بعد در جدال بحث ها و نقد ها که همه جوانب فعالیت آنها را دربر می گرفته به جبهه و حزب سازی رسیده اند. اما، ما ایرانیها به شمول همین جبهه آقای طبرزدی، اول جبهه یا حزب خود را ایجاد می کنیم و بعد از بیعت گیری از هواداران، تازه شاید به بحث بنشینیم. که معمولاً این بحث ها هم نه نقد،  بلکه تعهد نامه سیاسی ایدئولوژیک یا درس و مشق حزبی هستند. که اثری از نقد سازنده در آنها نیست.

من فکر میکنم اپوزیسیون ایران باید اول یک ارگان گفتمانی داشته باشد که میتواند یک سایت سیاسی باشد  تا در آن همه جهات گفتمان ملی مطرح، از سوی علاقمندان به نقد گذارده شده و صیقل بخورد تا از درون آن؛ راهبردهای: الف ـ تاریخی، یعنی هدف تاریخی ما کجاست و هویت تاریخی ما چیست؟ از کجا آمده ایم و به کجا میخواهیم برویم؟ ب ـ راهبرد استراتژیک: یعنی، هدف مرحله ای ما چیست و در این مرحله، نیروهای عمده و اصلی  و غیرعمده و فرعی ما کدامند و ما روی چه طبقات اجتماعی حساب می کنیم. و متحدین بین المللی ما و جهت گیری جهانی و منطقه ایی ما چیست؟ ج ـ راهبرد سازمانی: ما چگونه سازمانی، جبهه یا حزب یا ائتلافی و.. میخواهیم داشته باشیم.؟ فعالیت ما علنی خواهد بود یا مخفی یا ترکیبی از این دو؟د ـ راهبرد تاکتیکی: مبارزه و اهداف عملیاتی و میدانی و مقطعی ما چیست و شکل مبارزه ما کدام است، اعتصاب، تظاهرات، نافرمانی مدنی، استفاده از تریبون های عمومی و قانونی و آزاد یا تحریم آنها و… ؟ رفتار ما در انتخاباتهای رژیم؟ و… .

۳ ـ مسئله امنیتی: در این جمهوری اسلامی که اصلاح طلبان آبکی مانند محمد رضا خاتمی و برادرش تحمل نمی شوند، جبهه دموکراتیک چگونه می خواهد فعالیت کند؟. با توجه به اینکه در همه ممالک استبداد زده و به نسبت  میزان کنترل استبداد بر فعالیت سیاسی مخالفین، فضای غیر رسمی کنترل شده ای برای مخالفین یا سازمانهای آنها ایجاد میشود تا دستگاههای اطلاعاتی بتوانند نفوذی های خود را به درون این گونه فعالیت ها بچپانند بدون اینکه  ابن نفوذیها کنترل یا شناسایی شوند زیرا آنها زندگی خود را به بهانه های امنیتی از نگاه کنترل کننده و نظارتی پنهان میکنند و هیچ ابزار کنترل کننده ای هم برای فعالیت آنها وجود ندارد تا دانسته شود که آنها فقط شعار میدهند و هیاهو میکنند تا بهتر رخنه کنند یا نه! واقعا اوت پوت و خروجی دارند و فعالیت مفید انجام میدهند. بی جهت نیست که در این رژیم، حزب توده و اکثریت به طور غیر رسمی تحمل میشوند ولی اصلاح طلبان و نهضت آزادیها و سبز ها نه!

به نظر من جبهه دموکراتیک مردم طبرزدی اگر خودش را منحل کند و یک سایت بزند و از همه مخالفینی که جهت گیری ملی گرایانه دارند دعوت کند تا نظرشان را در آن به بحث و نقد بگذارند و از این طریق (ولو با نام مستعار) برای فعالین کاردان و بازده دار، چهره سازی شود  تا از درون آن هرم رهبری سیاسی جنبش ملی و گفتمان راهبردی آن شکل بگیرد بهترین خدمت را در مرحله کنونی انجام داده است.

من(نویسنده این سطور) سعی کردم با ایجاد کانال سیمرغ و قبل از آن، سایت ایران سبز این کار را بکنم ولی به هر دلیلی ناموفق بودم که عمده ترین آن عدم تفاهم با جریان های سیاسی موجود و آنتی پاتی هایی شخصی  بود و نه اینکه راه اشتباه است. و برای این مهم، ذخیره و کار لجستیکی لازم است که خود من فاقد آن هستم ولی هرگز از اینکه مانند یک پیاده نظام سیاسی به دنبال جریانی که آن را درست تشخیص داده ام بروم تردید به خود راه نداده ام.

اول وعده داده بودم که بر «منشور نوین جبهه دموکراتیک ایران» نقد جدی بنویسم ولی دیدم آب در هاون کوبیدن است و ترجیح دادم با نوشتن این نامه به دوستی که «منشور نوین جبهه دموکراتیک ایران» را برایم فرستاده بود نظرم را  در مورد آن ابراز کرده باشم.ولی بعد از نگارش نامه دیدم بد نیست آن را به همان صورت نامه درج کنم و درج آن به این دلیل می باشد.

*

من در آینده یادداشتی نظری در باره مفهوم سیاسی و تاریخی ناسیونالیسم ایرانی خواهم نوشت

تبدیل عربستان به یک کشور توریستی بجای نفتی

Share Button

عکسی از نمایش و مسابقه بزرگ مُد عربستان در ریاض در ۲ سال قبل. 
البته اکثر مانکنها خارجی بودند. برنامه ریز و مدیر مسابقه مد یک خانم لبنانی. عکس صفحه اول دختر شاهزاده ترکی الفیصل. سرپرست ورزش

چشم انداز عربستان سعودی برای سرمایه گذاری میلیاردها دلار در زمینه تفریحات و سرگرمی
ریاض (رویترز) – عربستان سعودی روز سه شنبه گفت که انتظار می رود میلیاردها دلار به یک بخش سرگرمی تحت حمایت دولت تزریق شود و ده ها مورد از اقدامات غربی را شامل می شود، از جمله نمایشگاه بسکتبال NBA و بازی گلف اسپانیایی.

این کشور در تلاش است تا تصویر فوق العاده محافظه کارانه خود را، برای ورود دلار توریست ها به خانه، جذب بازدید کنندگان خارجی، ایجاد شغل برای جوانان سعودی و بهبود کیفیت زندگی در کشوری که سینماها و کنسرت های عمومی تا همین اواخر ممنوع  بود، بزداید.
ولیعهد محمد بن سلمان، فشارهای اجتماعی، از جمله پایان دادن به ممنوعیت رانندگی زنان، محدود کردن قدرت پلیس دینی و تضعیف قوانین جدایی جنسیتی، را کاهش داده است.
دولت در ماه گذشته با اجرای کنسرتهای عربی و غربی از جمله کنسرت سیاه پوستهای چشم نخودی موافقت کرد، ،که این امر  در یک کشوری که، در آن پلیس مذهبی ریشو با چوب گشت میزند تا از برگزاری مجالس رقص عمومی و بداخلاقی محافظت کند، غیر قابل تصور بود.
اما فشار اصلاحات همراه با سرکوب مخالفان، از جمله دستگیری فعالان حقوق زنان، روحانیون و روشنفکران است. قتل روزنامه نگار جمال خاشقچی در ماه اکتبر گذشته، تصویر کشور را نیز تیره  کرد و تکان داد و برخی از سرمایه گذاران بالقوه را نگران کرد.
ترکی الشیخ رئیس اداره عمومی سرگرمی (GEA)، در جریان راه اندازی تقویم سرگرمی ۲۰۱۹، ده ها مورد از رویدادهایی را که پادشاهی امیدوار است در این سال برگزار شود، شامل مسابقات اتومبیل، نمایشات شعبده بازی و نمایش های تئاتری را ذکر کرد.

ترکی الشیخ افزود:”امیدوارم شرکت های ملی، بانک ها، بازرگانان، هنرمندان و تمام بخش ها دست همکاری دراز کنند. فرصت های طلایی وجود دارد “، او این موضوع را در نشستی به همین منظور در حصور شاهزادگان، وزرا، افراد مشهور عربی و چند روحانی مسلمان ابراز کرد.
او اضافه کرد: “این یک فرصت بزرگ برای ده ها  از هزارها اگر نگوییم صدها از هزارها شغل است و برای ده ها میلیارد اگر نه صدها میلیارد” ریال پول.
الشیخ گفت که پادشاهی می خواهد در میان ۱۰ کشور برتر تفریحی  و سرگرمی جهان و در رتبه چهار در آسیا قرار گیرد، اما هیچ جدول زمانی و ارقام مستحکمی مشخص برای اهدافش ارائه نداد.
مقامات قبلا گفته اند که اهداف  اصلاحات هر سال یک چهارم ۲۰ میلیارد دلار بودجه تخصیصی  را در خارج از کشور ، توسط سعودی ها برای سرگرمی جذب می شود.
سال گذشته، GEA گفت که سرمایه گذاری های زیربنایی در دهه آینده به ۲۴۰ میلیارد ریال (۶۴ میلیارد دلار) خواهد رسید که ۱۸ میلیارد ریال به تولید ناخالص داخلی سالیانه خواهد داشت و تا سال ۲۰۳۰ تولید ۲۲۴۰۰۰ شغل جدید ایجاد خواهد کرد.

ترجمه از کاوشگر

عربستان به پیش و ما به پس!

Share Button

برگرفته از کانال تلگرامی سیمرغ

?رویترز

? عربستان سعودی برنامه های پالایش نفتی و پتروشیمی را در آفریقای جنوبی اجرا میکند.
پرتوریا (رویترز)، خالد الفالح، وزیر انرژی عربستان سعودی، روز جمعه گفت که عربستان سعودی، قصد دارد پالایشگاه نفت و یک کارخانه پتروشیمی را در آفریقای جنوبی به عنوان بخشی از سرمایه گذاری ده میلیارد دلاری در این کشور، بسازد.
الفلح در پرتوریا در دیدار با وزیر انرژی آفریقای جنوبی، جف ریدب، گفت که نفت عربستان سعودی در پالایشگاهی مورد استفاده قرار خواهد گرفت که ساخت آن توسط شرکت انرژی دولتی سعودی آرامکو هدایت خواهد شد.
الفلح گفت: “تیم های آرامکو عربستان مذاکرات متعددی را انجام داده اند که توسط وزارت انرژی آفریقای جنوبی حمایت شده است.”
ردبو گفت: محل دقیق تاسیسات پالایشگاه و پتروشیمی ها در هفته های آینده نهایی خواهد شد.
الفلح گفت که عربستان سعودی نیز علاقمند به استفاده آفریقای جنوبی از تسهیلات ذخیره سازی عمده نفت آفریقای جنوبی است، و افزود که شرکت Acwa Power، توسعه دهنده ی عربستان سعودی، به دنبال سرمایه گذاری در برنامه انرژی تجدید پذیر آفریقای جنوبی میباشد.
شاهزاده محمد بن سلمان در ماه نوامبر در حاشیه اجلاس گروه ۲۰ در آرژانتین با رام فاشا دیدار کرد.
گزارش توسط الکس

?کامنت
این اولین مجتمع بزرگ پالایشگاهی نیست که عربستان در خارج از کشور میسازد، قبلا تا آنجا که من میدانم در یک کشور اروپایی ، در هند و پاکستان هم در این زمینه سرمایه گذاری کرده است.
استراتژی بلند مدت عربستان که جدی تعقیب می کند، تبدیل شدن از یک صادرکننده نفت خام به صادر کننده محصولات (معیانات) نفتی است.
عربستان با این سیاست هم بازارهای ایران را از دست آن در می آورد و هم بازار فروش نفت خام صادراتی خود را تضمین میکند و هم سود هنگفت پالایشی میبرد. علاوه بر اینها عربستان برنامه توسعه و تاسیس پالایشگاه های بزرگ در خود خاک سعودی را هم در دستور کار دارد
?در مقایسه با ایران باید گفت زمانی خواهد آمد که عربستا به امپراطوری نه تنها نفت خام بلکه صنایع پالایشی نفتی دنیا تبدیل شده و ایران هم رو زرادخانه موشکهای تاریخ گذشته ای که حتی مصرف آهن قراضه را هم نخواهند داشت . مانند روسیه امروز که از آن هزاران موشک اتمی جز هزینه انبار داری و هزینه های اوراق آنها نتیجه دیگری حاصلش نشده است چون آمریکا در کار درست کردن سیستم ضد موشکی لیزری است که هم هزینه کمتری از توسعه موشهای جدید است و هم منهدم کننده موشکهای تازه ساخته شده سوپر سونیک روسیه میباشند.

???
@CimorghIran

من هم شکنجه شدم!

Share Button

نااباید خطاب به خودمان یعنی مردم رنج کشیده ایران بگوییم : شکنجه بس است. اعدام بس است . مرگ بس است. ما عدالت میخواهیم و انرا با مبارزات بی امانمان خواهیم یافت. عدالت از نان شب برایمان واجب تر است . وقتی عدالت باشد , ازادی میاورد . وقتی ازادی بود , شکنجه نیست. درد شکنجه نیست. نجاتی ازاد میشود. سام رجبی ازاد میشود. ارشام رضایی ازاد میشود. بهنام ابراهیم زاده ازاد میشود. اتنا دائمی و گلرخ ازاد میشوند. حتی شکنجه گر از شکنجه دائمی روح خود ازاد میشود و شکنجه من و تو پایان میابد.تا ان زمان “من هم شکنجه میشوم” درست مثل تو.من_هم_شکنجه_شدم.

✍️ شعله پاکروان ؛

“من هم شکنجه شده و میشوم. مثل تو. مثل او. مثل ما. مثل شما. مثل انها”

چند روز است کارزار “من هم شکنجه شدم ” ابعاد تازه ای از انواع شکنجه را پیش روی مردم ایران فاش کرده است.یکی شلاق خورده . یکی قپانی شده . یکی تهدید به تجاوز شده و یکی واقعا مورد تجاوز قرار گرفته. یک زندانی سیاسی سابق شرح شکنجه هایش را برایم فرستاد و با خواندن هر قسمت از جفای رفته بر او , دست و پایم بیحس شد.

چند روز است میخواهم ببینم اسماعیل بخشی بیشتر شکنجه شده یا ستار بهشتی ؟ سپیده قلیان یا سعید ماسوری ؟ ارژنگ داوودی یا خالد حردانی؟ حسن نظری یا خواهر و برادران مریم اکبری منفرد؟ میخواهم بدانم اساسا شکنجه جسمی بیشتر شکنجه است یا شکنجه روحی؟ فقط زندانی شکنجه میشود یا خانواده اش هم به همان اندازه درد میکشند؟وقتی سبیلهای یک درویش را میتراشند به همان اندازه درد میکشد که موهای سر پسر جوانی را میتراشند؟ وقتی به نوزده سال چشم انتظاری اکرم زینالی فکر میکنم میخواهم بدانم شکنجه طولانی هم درد دارد یا نه؟اکرم و هاشم زینالی بیشتر شکنجه شدند یا سعید؟ وقتی به قپانی شدن ریحانم توسط مردی به نام مومنی در زندان اوین و درد کتف ریحان که او را تا حد فکر کردن به خودکشی میکشاند فکر میکنم به خودم میگویم درد ریحان بیشتر بود یا درد کتف ارش صادقی که استخوان درمان نشده دوران شکنجه اش تبدیل به سرطان شد؟ درد همسرم که با چشمهای پر از بیم و امید پشت دیوار رجایی شهر منتظر بود بیشتر است یا درد عبدالفتاح سلطانی که با کمر تا شده از زندان امد تا همای رنج کشیده و جوانمرگش را به خاک بسپارد؟ درد مردی که به دلیل فقر به سه فرزندش قرص برنج داد تا به رنج گرسنگی فرزندانش پایان دهد بیشتر است یا درد کسانی که هنوز نمیدانند عزیزانشان چرا و در چه روزی اعدام و در کجا دفن شدند ؟ درد ان اعدامی روی برانکارد بیشتر بود یا درد کسانی که سنگسار شدند؟ درد گورخواب بیشتر است یا گرسنگانی که در انبوه زباله به دنبال غذا میگردند؟ درد دانشجوی دکترایی که کولبری میکند بیشتر است یا سعید شیرزاد که برای رویای ایران بدون کودک کار جنگید و اکنون زندانی ست؟ درد شهرام احمدی با سی و چهار ماه انفرادی بیشتر بود یا مادرش با دو داغ اعدام بر جگر؟ درد زندانی بلوچ بیشتر است یا زینب جلالیان کرد؟ درد پدر رامین حسین پناهی بیشتر است یا فرزند اصغر رحیمی ؟ درد مادر رضایی بیشتر است با هفت فرزند جانباخته در قبل و بعد از انقلاب یا زهره شفایی که پدر و مادر و خواهر و برادرانش را با هم کشتند؟ درد مادری که بچه هایش اواره شدند و در حسرت دیدار میسوزد بیشتر است یا درد مادری که دخترش در اتش شین اباد سوخت ؟ درد بینی شکسته سهیل عربی بیشتر است یا حبیبی معلم که در مدرسه با ضرب و شتم دستگیر شد؟

بقول معروف درد را از هر طرف بخوانی درد است .شکنجه , شکنجه است . کم و زیاد ندارد. حتی شکنجه گر هم روح خود را شکنجه میدهد . هر شلاق که بر پشت کسی میزند ضربه ای به روح خود مینوازد که قادر به دیدنش نیست. تهی شدن قالب از انسانیت و خوی حیوانی یافتن هم شکنجه ای است که او بر خود روا داشته.

من از شکنجه خود و دادخواهان نمیگویم. از شکنجه زندانیان سیاسی یا عادی نمیگویم. . از شکنجه زندانی ایرانی و افغانستانی نمیگویم. حتی از شکنجه در حکومت نالایق و فاسد کنونی نمیگویم . بلکه میگویم رد خون و خاطره بر روح هشتاد میلیون ایرانی وجود دارد که توسط دیکتاتوری های مختلف در طول تاریخ بر وجدان بشریت سنگینی میکند. برای پایان دادن به شکنجه هشت کارگر فولاد و هشت زندانی محیط زیست و هشت هزار کارگر فصلی هفت تپه و هشتاد میلیون ایرانی , باید روی دیکتاتوری خط بطلان کشید. باید ازادی را در اغوش کشید و قدرش را دانست و با چنگ و دندان مراقبش بود.

اگر میخواهید داستان شکنجه برای همیشه پایان یابد میبایست حاکمیتی که بر پایه شکنجه است پایان دهید. نیازی به مناظره نیست . همه مان میدانیم که حتی یک بخشدار هم هرگز پاسخگو نبوده . چرا که حکومت از اساس پاسخگو نیست. چه رسد به وزیر اطلاعات!

باید خطاب به خودمان یعنی مردم رنج کشیده ایران بگوییم : شکنجه بس است. اعدام بس است . مرگ بس است. ما عدالت میخواهیم و انرا با مبارزات بی امانمان خواهیم یافت. عدالت از نان شب برایمان واجب تر است . وقتی عدالت باشد , ازادی میاورد . وقتی ازادی بود , شکنجه نیست. درد شکنجه نیست. نجاتی ازاد میشود. سام رجبی ازاد میشود. ارشام رضایی ازاد میشود. بهنام ابراهیم زاده ازاد میشود. اتنا دائمی و گلرخ ازاد میشوند. حتی شکنجه گر از شکنجه دائمی روح خود ازاد میشود و شکنجه من و تو پایان میابد.
تا ان زمان “من هم شکنجه میشوم” درست مثل تو.

مبارزه با تورم به شیوه آخوندی

Share Button

چکیده …«رژیم که میداند دیگر کمترین شانسی برای جلب حمایت مردم یا کمترین شانسی برای فریفتن بیشتر آنان ندارد، این استراتژی را برگزیده است که بخش قلیلی از جامعه را تطمیع و سیر و مسلح کند و همزمان به آنها توجیه شرعی بدهد، و با بقیه مردم از طریق ماشین سرکوب سخن بگوید و با آنها رفتار کند.»

این هم یک نوع نجات کشتی از غرق شدن است

علم اقتصاد روشهای تجربه شده چند صد ساله خود را دارد که تئوریزه و قانونمند شده اند. در این علم، جایی برای مبارزه با تورم و جلوگیری ازسقوط ارزش پول ملی با حربه آمریت حکومتی، بگیر و ببند و اعدام سلطانک هایی که خارج از حلقه اشرافیت حکومتی هستند وجود ندارد.

استاندارد شده ترین راه مبارزه با تورم در وهله نخست، کاستن از هزینه های بودجه دولتی و بالابردن بهره بانکی به منظور«گران شدن» وام ها و اعتبارات مصرفی تورم زا است که در ایران بلا موضوع می باشد زیرا که وام و اعتبار گیران در ایران توده عادی مردم نیستند. در ایران افزایش بهره بانکی عکس العمل بانک مرکزی به دلیل فوق نیست بلکه برای کانالیزه کردن سپرده های مردم از بازار طلا، ارز و سفته بازی ملکی به سوی بانکها است تا از محل آنها بیشتر به خواص حکومتی وام و اعتبار بدهند.

برخلاف تجارب تئوریزه شده علم اقتصاد که در بالا بدان اشاره شد، دولت شیخ حسن روحانی برای مبارزه با تورم راهی کاملاً معکوس و تورم آفرین را در پیش گرفته است که بهترین نمود آن بودجه تورمی اخیر او است.

شگفت انگیز اینکه در این بودجه تورمی، ارقامی از هزینه افزایش یافته اند که به نهادهای مذهبی تعلق دارند، نهادهایی که در رژیم گذشته مانند همه جای دنیا هزینه اشان از محل وجوهات و صدقات مردم تأمین میشود. فقط طالبان و داعش در سالهای اخیر در قلمرو نفوذ خود پرداخت اینگونه صدقات و وجوهات را اجباری کرده اند. و لازم به گفتن نیست که حذف این بخشهای انگلی از جامعه و حذف هزینه اشان از بودجه کشور، نه تنها از توسعه کشور، رفاه و سعادت ملت نمی کاهد بلکه به آنها سرعت و امکان رشد بیشتر هم میدهد.

نسخه ای که شیخ حسن برای مبارزه با تورم در پیش گرفته است، نه کاستن از تورم بلکه کاهش مهندسی شده قدرت خرید مردم و حتی کاهش جمعیت خود مردم است تا از این طریق تقاضای موثر بازار را، ولو به قیمت مرگ و میر مردم از فقر و گرسنگی، یا مهاجرت های اجباری کاهش دهد به این امید که شاید بتواند تورم را در نقطه ای متوقف کند. بنابراین اشتباه است اگر تصورکنیم دولت نمیداند چه میکند.

دولت میداند! ولی اولاَ این مافیای نظامی/ آخوندی است که بودجه نویسی می کند نه دولت و دوما خود شیخ حسن هم بخشی از همین مافیا است.

دولت روحانی در حقیقت مجری انطباق دولت مافیایی و دولت پنهان دوره های قبل با دولت رسمی و علنی میباشد.

بی جهت نیست اگر این شیخی که می گفت اول باید چرخ اقتصاد بچرخد تا سانتریفیوژها هم بچرند حالا که خر مرداش ازپل انتخابات دوره دومش گذشته، همچون هفت تیر کشان هسته ایی و موشکی نظام، با دنیا و دول منطقه سخن میگوید.

در هفته قبل رسانه های داخلی خبر بیکار شدن حدود ۲۴۰ هزار کارگر کارگاههای قطعه ساز صنایع خودروسازی را اعلام کردند،  خبری دردناک برای مردم و خبری «ضد تورمی!» برای دولت مافیایی حاکم.

رژیم که میداند دیگر کمترین شانسی برای جلب حمایت مردم یا کمترین شانسی برای فریفتن بیشتر از این آنان ندارد، این استراتژی را برگزیده است که بخش قلیلی از جامعه را تطمیع و سیر و مسلح کند و همزمان به آنها توجیه شرعی بدهد، و با بقیه مردم از طریق ماشین سرکوب سخن بگوید و با آنها رفتار کند.

روی این اصل رژیم دیگر حساسیت خود را نسبت به افشاگریها و بدگوییهای مخالفین علیه خودش را از دست داده است. برای او اقناع بخش تطمیع و توجیه شده طرفدار خودش مهم و تعیین کننده است.

به عنوان سخن آخر خواننده را به خواندن گزیده ایی از یک گزارش نشریه جهان صنعت  جلب میکنم. بعلت طولانی بودن گزارش، از آن گزیده برداری کرده ام

جهان صنعت

«…رییس کارگروه صنایع غذایی اتاق ایران با بیان اینکه ثبت سفارش یک سال در یک ماه انجام شد، اظهار کرد: در اوایل سال‌جاری با حراج و بذل و بخشش ارز دولتی از سوی دولت روبه‌رو بودیم به طوری که در نهایت با فرار سرمایه‌گذاران، لرزیدن دل فعالان اقتصادی و ترس و نگرانی مردم مواجه شدیم‌‌. این در حالی است که عدم شفافیت تخصیص ارز دولتی پیامدهایی را در بازار به دنبال داشت که همچنان ادامه دارد و با ظهور تورم سنگین اثر خود را نشان داده است‌‌.

قاچاق نان، دارو و ماهی

وی افزود: ما همه در مورد معضل قاچاق نهاده‌ها و منابع ملی کشور شنیده‌ایم‌‌. به طوری که بنده به شخصه شاهد خروج تریلی نان از لب مرز به افغانستان بودم‌‌. به گفته شریعتی، سال‌هاست که قاچاق سوخت در کشور ادامه دارد اما این روزها شاهد این هستیم که قاچاق دیگر محدود به سوخت نیست بلکه در حوزه کالاهای ضروری و مورد نیاز مردم از جمله نان، دارو و ماهی نیز ریشه دوانده است‌‌.

رییس کارگروه صنایع غذایی اتاق ایران خاطرنشان کرد: اخیرا حتی با گلایه بازاریان محلی سلیمانیه، بصره و چندین شهر نزدیک به مرز ایران روبه‌رو بودیم که از کاهش فروش خود نگران بودند‌‌. به گفته آنها، طی ماه‌های اخیر مردم عراق دیگر از فروشندگان محلی خرید نمی‌کنند بلکه ترجیح می‌دهند به ایران بیایند و کالاهای مورد نیاز خود از جمله ماهی تازه را خودشان خریداری کنند‌‌. … »

….

«..وی با اشاره اینکه دولت برای درمان سردرد، نسخه درمان دل‌درد را می‌پیچد، گفت: این روزها شاهد بگیر و ببند در بازارهای مختلف هستیم به طوری که دولت به تعزیرات، وزرا و دیگر دستگاه‌ها دستور مقابله با گرانفروشی را می‌دهد در حالی که در کشور هزاران بازاری و صدها خرید و فروش وجود دارد که از دولت دستور نمی‌گیرند‌‌. از این رو نتیجه سیاست‌های دستوری در نهایت ایجاد فضای رانتی شدیدتر است‌‌. »

«…وی اظهار کرد: در حال حاضر با پدیده‌هایی نظیر صف خرید گوشت یخ‌زده، صف کپسول گاز و صف خرید مرغ در برخی شهرستان‌ها روبه‌رو هستیم که اینها پدیده‌های ناشی از توزیع کالاهای رانتی در کشور است‌‌. نکته قابل تامل در این میان آن است که مسوولان خودشان اعلام می‌کنند که از تحولات بازار خبر دارند همانطور که چندی پیش رییس‌جمهور و وزیر جهاد کشاورزی به علت گرانی گوشت که ناشی از قاچاق دام زنده است، اشاره کردند‌‌.»

 

  *************

توجه!

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتری از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

پاینده ایران

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

 

نامه سعید حجاریان به دکتر نوبخت

Share Button

برگرفته شده از کانال تلگرامی سیمرغ

?حتمن بخوانید و حتمن باز نشر کنید
?نامه ای منطقی که بی بنیادی رژیم را از زبان یکی از آگاه ترین تحلیل گران آشنا به وضعیت مملکت و حاکمیت به نمایش میگذارد. این نامه فقط صدای حجاریان نیست بلکه غرش قبل از طوفان مردمی است که دیگر طاقتشان طاق شده است.
???

?نامه سعید حجاریان به دکتر نوبخت:
اقای نوبخت، یادت هست پیرزنانی را که زمان جنگ با چند عدد تخم مرغ به جبهه ها کمک میکردند!؟
می دانی چرا از همان اندک دارایی خود میگذشتند!؟
یک آرمانی وجود داشت، یک کشوری، یک احساس تعلقی، یک حس وابستگی یگانه در ملت وجود داشت و شما و امثال شما این احساس را طی این سالیان به مسلخ فرستادید و تکه تکه کردید.
مردم را دسته دسته کردید به میزان های نامیزان دینی و اقتصادی و جناح بندی های هیچ و پوچ…
و حالا درخواست کمک دارید که طلای ملت و ارز انباشته ملت چند روز بیشتر به شما فرصتِ فرصت سوزی بدهد!

مردم کمک کنند که شما چه کار کنید؟ مگر روحانی نگفت ما در هر شرایطی به فلسطین و لبنان کمک میکنیم، چطور در هر شرایطی میشود به آنها کمک کرد و به مردم خودمان نمی شود!؟

اکنون دست گدایی برای چه به ملت دراز میکنید؟
پرداخت ها به حزب الله عقب افتاده؟ امریکا و اسراییل تجهیزات شما را در سوریه دود هوا کرده اند و نیاز به سرمایه گذاری مجدد دارید!؟
پول برای ساخت موشک جهت تحویل به حوثی های یمن کم دارید!؟
برادران و برادر خوانده های شما که با وثیقه آزاد اند ، نیازمند منابع جدید جهت اختلاس اند!؟
بودجه گشت ارشاد و هزار و یک مرکز فرهنگی که کاری غیر تخریب فرهنگ این ملت نکرده اند، کم آمده است!؟
برای این ملت چه کردید که اکنون دست نیاز به سمت آنها دراز میکنید و چرا باید کسانی که چهل سال جیب آنها را زده اید ، امروز آخرین قطره های جام های تهی خود را در گلوی شما بریزند!؟

بروید یاد بگیرد که روی موشک نمیشود حساب کرد، یاد بگیرید که روی موشک اسم دیگر کشور ها را ننویسد، یاد بگیرید که حرمت کشور های همسایه را حفظ کنید، یاد بگیرد با دیگران تعامل کنید. یاد بگیرید حسینیه کردن کاخ سفید یک شعار پوچ است وقتی نوسانِ دلارِ کاخ سفید شما را به فنا میدهد، شما هنوز با ماشین جنگی امریکا روبه رو نشده اید، دارند با شما شوخی اقتصادی میکنند و به زانو افتاده اید!
به فرماندهان خود یاد بدهید تکنولوژی دست چندم روسیه را در تهدید شیلک هزار تایی موشک به رخ دنیا نکشند، خود روسیه نوع اتمی این تجهیزات را داشت اما فرصت شلیک یکی را پیدا نکرد و از درون متلاشی شد، به دلیل فسادی مشابه انچه که اکنون دامن گیر شماست.
مردم پول بدهند شما رودخانه ها را خشک، جنگل را حذف، کشاورزی و اقتصاد را نابود کنید و بعد فرزندان شما با خودرو های میلیاردی به آنها فخر بفروشند که ما ژن برتریم!؟
چگونه شد که اختلاس ها هر بار در رکورد زدن هزارمیلیاردی افزایش پیدا میکرد، چه شد آن ثروت ها که امروز مردم باید حمایت کنند تا چرخ شما بچرخد؟
آقای دکتر چه کسی به شما گفت که در چند جبهه در عراق و سوریه و لبنان و یمن ، چهار جبهه ی جدید باز کنید و ارز مملکت را در چاه ویل آنها بریزد؟
آقای دکتر بجای گدایی از مردم فقیر بروید به بزرگان حاکمیت حالی کنید که دیگر شعار های پوچ ندهند که هنگام دفع مجبور به التماس و نرمش قهرمانانه و غیر قهرمانانه نباشند.
آقا دکتر این بار کج است. اگر بجای ملت ایران، همه ملت دنیا هم به شما پول و طلا بدهند، بار شما به منزل نمیرسد.
آقای نوبخت این ملا های ۸۰ – ۹۰ ساله چیزی برای ازدست دادن ندارند، یک پای آنها بر لبه ی گور و پای دیگر خود را در خیالاتشان در بهشت برین می بینند، اما این کشور در معرض تهدید جدی و از دست رفتن و تکه تکه شدن است. بخود آیید، همین امروز، حتی فردا خیلی دیر است.
???
@CimorghIran

کردهای سوریه و خروج آمریکا از آن کشور در نگاهی کوتاه

Share Button

روئیترز امروز گزارشی از وضعیت کردهای سوریه  دارد با «عنوان در کجای جنگ سوریه کردها قرار دارند؟». یادداشت زیر کامنت کوتاهی است بر آن گزارش. متاسفانه وقت ترجمه گزارش نبود و فکر میکنم این کامنت بازتاب درستی از آن می باشد.

Bildresultat för YPG pictures

کردهای سوریه و سرانجام مغازله با مثلث روسیه، ایران و رژیم اسد

:کردهای سوریه استراتژی خود را به در گیربودن آمریکا در منطقه بسته بودند و بسته اند ولی همزمان با روسیه، ایران و رژیم اسد مغازله  سیاسی استراتژیک میکنند
آنها به حمایت آمریکا و ائتلاف بین المللی نگاهی ابزاری دارند در حالیکه امید نهایی خود را به رژیم اسد و پشتیبانان روسی و ایران آن بسته اند تا شاید به خاطر ترس از نزدیکی کردها به آمریکا، از رژیم امتیاز گیری سیاسی کنند
در آغاز خیزش مردم سوریه علیه رژیم اسد، کردهایی که از اولیه ترین حقوق مدنی و شهروندی در سوریه بشار اسد، محروم بودند، با پشت کردن به جنبش مردم و از پشت خنجر زدن به آنها، امید پاداش از رژیم را به صورت حق خود گردانی فدراتیو داشتند ولی، رژیم اسد و متحدینش، به کردهابه عنواد مواد و نیروی مصرفی علیه جنبش دموکراتیک مردم مینگریستند نه متحد استراتژیک
حالا کارِ کردها ی سوریه به تَکدی سیاسی نزد رژیم اسد و ولادیمیرپوتین کشیده است. آنها از درک ماهیت رژیم اسد و پوتین عاجز هستند و نمی دانند که این دو امامزاده، فقط کور میکنند و محال است شفا دهند
اگر کردها در آغاز جنبش دموکراسی خواهی مردم سوریه علیه اسد بجای زدو بند با رژیم اسد، با مبارزان سوری هم پیمان میشدند، نه سرو کله داعش در سوریه در این ابعاد پیدا میشد و نه رژیم اسد میتوانست با فراغ بال به کمک رژیم ایران، روسیه و حزب الله، آن جنبش بزرگ و میلیونی را
در خون نزدیک به نیم ملیون از مردم سوریه به غلطاند و غرق کند
کردهای سوریه نه از سرنوشت مذاکرات پنهانی کردهای ایران که در دو مورد به ترور رهبران آنها منجر شد درس گرفتند و نه از سرنوشت تفاهم نامه های دوستانه کردهای عراق با رژیم خون آشام صدام حسین.
زیگزاک سیاسی کردهای سوریه نشان میدهد که آنها به اصول ضد امپریالیستی(در درجه اول ضد آمریکایی) خود بیشتر پایبند می باشند تا آن دموکراسی خواهی که ادعایش را دارند. آنها این را در همان روزهای قیام مردم سوریه با پاکسازی مناطق تحت کنترل خود از اعراب ضد رژیم نشان دادند. و نشان دادند که که میل ترکیبی بیشتری با رژیم های «ضد امپریالیست» سوریه و ایران دارند تا با دموکرات های سوریه.
فراموش نباید کرد که سازمان های کُرد ایران هم،( کومله و حزب دموکرات)، در جریان جنبش موسوم به سبز در سال ۸۸ ساکت نشستند و نظاره گر سرکوب آن اعتراض شدند.

الغریقُ یُتشَبثُ بکُل حشیش

Share Button

قریب یک سال پیش دوستی به خاطر نوشتن جمله قرآنی فوق به عنوان تیتر یکی از یادداشتهایم که با موضوع مطلب مناسبت داشت به من اعتراض کرد و گفت که از این ادبیات قرآنی متنفر است و من او را درک میکردم. ولی باید بگویم، تنها جمله قرآنی درست که تا بحال شنیده ام و به ضرب المثل هم تبدیل شده است همین عبارت فوق است. این توضیح را بدهم که حشیش در زبان عربی یعنی خس و خاشاک. و اما علت این مقدمه چینی:

اسحاق جهانگیری و نیکلاس مادرو

روئیترز:
کنترل زمام امور نفتی در ونزوئلا در دست نظامیان، تولید نفت ونزوئلا را به سراشیبی سقوط انداخته است

در ۶ ژولای امسال، ژنرال مانوئل کوئودو، به همسرش که یک کشیش کاتولیک است به یک اجتماع مذهبی و مراسم دعای کارگران نفت در ساختمان شرکت ملی نفت ونزوئلا پیوست.

برای اولین بار است که یک ژنرال ارتش در ونزوئلا، در یک مراسم دُعا شرکت میکند. این مراسم دعا یک دعای معمولی نبود بلکه یک مراسم دعای رسمی بود که دعا کنندگان از خدا راه افتادن تولید نفت را طلب می کردند.
در دعای چاپ شده وزارت نفت که بعداً از صفحه و سایت اینترنتی شرکت نفت حذف گردید، از جمله از زبان کارگران نفت از خداوند طلب میشد که تولید و صنایع نفت کشور را دوباره به حرکت درآورد.
وقتی در ماه نوامبر سال پیش،رئیس جمهور مادورو، فرمانده گارد ملی را بدون هیچگونه کمترین تجربه ای در نفت و صنعت آن داشته باشد، به ریاست شرکت ملی نفت ونزوئلا [PDVS] منصوب کرد، همه شنوندگان حیرت زده شدند. ولی پس از آن انتصاب، رفتار بعدی ژنرال باعث حیرت زدگی و تردید های باز هم بیشتری شده و این سئوال را برانگیخته است که آیا این ژنرال و بقیه فرماندهان نظامی که مسئولیت اداره صنایع نفت کشور را عهده دار شده اند  اصلاً یک طرح قابل ارائه برای نجات این صنایع از بدهیهای سنگین، جلو گیری از فرار کارگران صنایع نفت و کاهش تولید که ۷ دهه است ادامه دارد، دارند؟
نیازی به ترجمه بیشتر مطلب نیست.
به عنوان تکمیل مطلب:

✅@kaleme

[11:59:23 AM]سایت خبری-تحلیلی کلمه

در حال حاضر ۱۸۰۰ روحانی در وزارت نفت فعال هستند!

حسنوند، رئیس کمیسیون انرژی مجلس
:این حجم از به کارگیری روحانیون به معنای آن است که دستور مقام معظم رهبری مبنی بر اجرای پیوست فرهنگی برای پروژه ها پیگیری می‌شود.
https://www.reuters.com/article/us-venezuela-pdvsa-military-specialrepor/special-report-oil-output-goes-awol-in-venezuela-as-soldiers-run-pdvsa-idUSKCN1OP0RZ
???
@CimorghIrab