Category: از دیگران و جراید خارجی

تروریسم صادرتی ایران برکت و تروریسم سعودی نکبت است

Share Button

جناب ظریف مثلی است متناسب با سطح فرهنگ و ادبیات رژیم حاکم بر میهن ما که میگوید: «گوزِخاتون بو و صدا ندارد!» و در این مملکت امام زمانی ما، این گوز مقام معظم شماست که نه تنها بودار و پرصدا نیست بلکه معطر و مِلودیک هم هست و بزرگترین دلیل آنهم کثرت مالشگرانی است که حاضرند مقعد مبارک ایشان را همانجور ببوسند که ضریح سید الشهدا را. عکس صفحه اول، یک پسر بچه حزب اللهی را با مسلسل در یک راهپیمائی یا رژیه نظامی نشان میدهد.

Iran's Foreign Minister Mohammad Javad Zarif smiles during the opening of the Oslo Forum at Losby Gods outside Oslo, Norway June 13, 2017. NTB Scanpix/Hakon Mosvold Larsen via REUTERS

این رژه رزمی تروریست پرور در عربستان نیست یا در ایران است و یا در لبنان

روئیترز امروز  سه شنبه، گزارشی دارد دایر بر اینکه وزیر خارجه کشورمان دولت سعودی را متهم به تحریکات تروریستی در داخل ایران میکند. ظریف از دولتهای منطقه  ضمناً برای یک میز گرد دعوت نموه تا این کشور ها مسائلشان را حل کنند.

من بعنوان یک شهروندِ از مملکت جهنم شده گریخته، بخاطر تروریسم حکومتی و ماشین جبر و قهر حکومتی و فرمانراویی چوبه های دار و جوخه های اعدام گریخته، به آقای ظریف میگویم جناب وزیر خارجه! در مملکت ما هیچ احتیاجی نیست که یک دولت خارجی تحریکات تروریستی کند چون خودِ رژیمی که شما وزیر خارجه اش هستی به بهترین نحوی این کار را میکند! وقتی رژیم فقط با شکنجه، زندان و چوبه اعدام با مخالفانش سخن میراند دیگر چه لزومی دارد تا عربستان جوانان ما را تحریک به ترور کنند. آیا همین روش سرکوب حکومتی برای رشد خشونت گرائی و رواج تروریستم کافی نیست؟

جناب ظریف! یک نگاهی بیاندازید به رفتار بسیار تبعض آمیز حکومت ما با بلوچها، اعراب، ترکمنها، دراویش، بهائیان و مسیحیان. جناب ظریف! چند تا کشیش، بهایی و کلیمی بخاطر اعتقاداتشان در این سرزمین امام زمانی شما به چوبه های دار یا جوخه های اعدام سپرده  شده اند؟

جناب دکتر ظریف! خجالت بکشید! از اینکه دولت عربستان را متهم به تشویق تروریسم در ایران میکنید، زمانی که رئیس سپاه ما(سردار جعفری) در واکنش به شایعات استعمال بطری به برخی از بازداشت شدگان سیاسی، در یک سخنرانی برای سران سپاه میگوید :«بله! ما هم بطری میسازیم و هم خوب آنرا استفاده یا استعمال میکینم!» جناب ظریف! حکومت رجاله سالار و اوباشکراسی ما چنین است. و این سخنان سردار جعفری بهترین کارت هویت و شناسنامه فرهنگی این نظام الهی و قُدسی مرتبت شماست.

جناب ظریف! عربستان اگر هم تحریکات تروریستی کرده باشد سران آن اینقدر شعور دارند که با بانگ بلند حمایت تروریستی خود را در دنیا اعلام نکنند که در حکم به چالش کشیدن تمام قوانین حاکم بر روابط بین المللی است. اما رهبر خودبزرگ بین و بیشعور شما که عنوان مقام معظم را با خود هم یدک میشکد، اینقدر شعور ندارد تا بداند که حق ندارد رسماً و علناً از تروریستهای حوثی در یمن، شیعیان تروریست بحرینی و عربستانی، حماس و حزب الله و جهاد اسلامی و دهها فرقه و باند تروریست شیعی در منطقه پشتیبانی کند و برای آنها در مملکت ما اردوی اموزش نظامی و ایدئولوژیک بگذارد و آنانرا از نظر مالی تأمین کند.

جناب دکتر ظریف! جکومت ما حکومتی است که در زیر چتر مشروعیت قانونی و حقوقی آن(و نه مشروعیت مردمی)، برای کشتن سلمان رشدی جایزه نقدی تعین شد و دو یا سه سال قبل، این جایزه از طرف یکی از بنیادها دو برابر شد.

جناب ظریف مثلی است متناسب با سطح فرهنگ و ادبیات رژیم حاکم بر میهن ما که میگوید: «گوزخاتون بو و صدا ندارد!» و در این مملکت امام زمانی ما، این گوز مقام معظم شماست که نه تنها بودار و پرصدا نیست بلکه معطر و مِلودیک هم هست و بزرگترین دلیل آنهم کثرت مالشگرانی است که حاضرند مقعد مبارک ایشان را همانجور ببوسند که ضریح سید الشهدا را.

ولی اگر مثال معطر بودن و بی صدایی گوز مقام معظم رهبری برای شما مصداق یک حکم درست و منطبق با واقعیت است؛ برای دولتهای منطقه که از بوی گندِ باد معده حکام ما که ده برابر آنچه از پائین خارج میکنند از دهنشان با آروغ بیرون میدهند، حال تهوع بهشان دست میدهد.

جناب ظریف! تروریسم، تروریسم است و بین تروریسم شیعیان بحرینی، حوثی های یمنی که با پول و اسلحه دولت شما، با دولتِ مورد تأئید جامعه ملل در ممالک خود میجنگند و فضای وحشت بر سرزمینهای تحت اشغال خود حاکم کرده اند و با موشکهای ساخت ایران اهالی عربستان را میزنند، با داعش تفاوتی نیست. جناب ظریف! موشکهای کوتاه بردی که مناطق مسکونی اسرائیل و اهالی غیر نظامی آن کشور را نشانه میگیرند کمترین تفاوتی با روش تروریستی داعش که در بازارها و محلات مسکونی بمبگذاری میکنند وجود دارند. آن موشکها از ایران ما به لبنان برای حزب الله  و به غزه برای حماس قاچاق میشوند.

 

Hezbollah al-Mahdi boy scouts shout slogans as they march at an anti-US protest in Beirut’s southern suburbs September 17, 2012. (Reuters)

پیش اهنگان حرب الله لبنان در رزه خیابانی شعار مرگ بر آمریکا میدهند

جناب ظریف! تبدیل جوانان خردسال به آدمکهای کوکی سیاسی مرگ طلب در دنیای امروز تروریسم محسوب میشوند. میتواند حتی یک نمونه مشابه این صحنه را در عربستان، بحرین یا امارت نشان دهید

جناب ظریف شما بهتر است بجای پیشنهاد برگزاری فاریوم منطقه ایی برای حل و فصل اختلافات، به مقام رهبر معظمتان توصیه کنید: ـ اولاً به جنگسالاران سپاه بفرمایند تا از صدور تروریسم به کشورهای منطقه دست بردارند و در ثانی به تبعیض چند لایه قومی، مذهبی و فرهنگی که بستر رشد افراط و خشونت گرایی است، نسبت به بلوچها، اعراب خوزستان، کردها، درواویش اهل حق و دراویش گنابادی، بهائیان و دیگر اقلیتها دینی و قومی پایان دهید. با پایان یافتن چنین تبعضی و دست کشیدن از سرکوب و خفقان در حق شهروندان، زمینه بروز تروریسم هم از بین میرود.

 

US working to prevent ‘Iranian victory’ in Syria

Share Button

The moment is a “major crossroads” in the conflict, said Kamel Wazne, who studies Hezbollah, the United States and the Middle East and teaches at the American University of Beirut.The Americans want to prevent the establishment of a “Shiite crescent” of influence from Iran to Lebanon, Wazne said, and to maintain “a piece of what is taking place in Syria.” “They will not allow the Iranians and those they support to have a victory at the expense of the Americans in the whole region,” he added.

Recent escalations on the Syria-Iraq border could spark wider confrontation between the US, Iran and Russia

 

Image Credit: REUTERS
A woman, who fled with others from an Islamic State-controlled area, holds up a white flag upon their arrival to a Syrian Democratic Forces-controlled area near Raqqa city, Syria June 7, 2017. REUTERS/Rodi Said

Published: 13:36 June 11, 2017Gulf News

By Anne Bernard, New York Times News Service

hub in northern Syria, and signs are that they could capture the long-sought target with relative ease. Yet the terror group’s commanders, who have withdrawn their toughest forces from the city, and most everyone else in Syria’s multifaceted war are looking ahead to an even more decisive battle in the south.

There, a complex confrontation is unfolding, with far more geopolitical import and risk. Daesh is expected to make its last stand not in Raqqa but in an area that encompasses the borders with Iraq and Jordan and much of Syria’s modest oil reserves, making it important in stabilising Syria and influencing its neighbouring countries.

Whoever lays claim to the sparsely populated area in this 21st-century version of the Great Game not only will take credit for seizing what is likely to be Daesh’s last patch of a territorial caliphate in Syria, but also will play an important role in determining Syria’s future and the post-war dynamics of the region.

With the stakes so high, the United States, Iran and Russia are all scrambling for advantage. They are building up their forces and proxy fighters and, increasingly, engaging in inflammatory clashes that threaten to escalate into a larger conflict.

On Thursday, a US pilot shot down an Iranian-made drone as big as an American Predator that had fired on US-backed Syrian fighters and US Special Forces advisers.

All have their eyes on Deir Al Zor province, where Daesh forces surround an estimated 200,000 people in a government-held section of the provincial capital of the same name.

The contested area also includes desert regions farther south with several border crossings, among them the critical highway connecting Damascus and Baghdad — coveted by Iran as a land route to Lebanon and its ally, the Hezbollah militia.

But what is really at stake are even larger issues. Will the Syrian government re-establish control of the country all the way to its eastern borders? Will the desert straddling the Syrian-Iraqi border remain a no man’s land ripe for militant control? If not, who will dominate there — forces aligned with Iran, Russia or the United States? Which Syrian factions will wield the most influence?

The moment is a “major crossroads” in the conflict, said Kamel Wazne, who studies Hezbollah, the United States and the Middle East and teaches at the American University of Beirut.

The Americans want to prevent the establishment of a “Shiite crescent” of influence from Iran to Lebanon, Wazne said, and to maintain “a piece of what is taking place in Syria.”

“They will not allow the Iranians and those they support to have a victory at the expense of the Americans in the whole region,” he added.

That, Wazne said, puts the United States at loggerheads with the pro-government alliance in Syria, especially Hezbollah and Iran. With President Donald Trump and his partners in Saudi Arabia and the Arabian Gulf turning up the heat against Iran, Tehran and its allies will be determined, he said, to show they cannot be intimidated.

“They can drive the confrontation,” he said. “This camp is actually more determined to carry through with the fight, in their minds the ultimate confrontation.”

Moving east from the heart of Syria is the alliance backing President Bashar Al Assad, consisting of the Syrian army and Iran-backed militias, supported by Russian air power and Iranian advisers. Some reports even suggest that Russian advisers are active on the battlefield.

Indeed, on Friday, pro-government forces struck what could be a major blow to US plans, making a surprise advance to the Iraqi border that cut off US-backed troops, blocking their way to the front against Daesh in Deir Al Zor.

The lineup of combatants is dizzying. Moving north from the Jordanian border are Syrian rebels who have long fought the government but are now being trained to fight Daesh by US, British and Norwegian forces. They have a garrison near the Jordanian and Iraqi borders and the Baghdad highway, and receive air support from the US-led, anti-Daesh coalition.

Then there is a different US-backed force, the one attacking Daesh in Raqqa. There are signs that to take Raqqa without an all-out fight, they will let more Daesh fighters escape to the south. And their leaders have voiced ambitions to follow the fight south to Deir Al Zor.

That is a problematic prospect because the force, known as the Syrian Democratic Forces, is led by Syrian Kurdish militias that have established a semi-autonomous Kurdish zone farther north and are distrusted by many Arabs. US officials have sought to allay those concerns by noting that the force is half Arab and saying it will hand over retaken areas to civilian local councils.

Finally, in Iraq, Iran-backed Iraqi Shiite militias have pushed west to the border with Syria.

With all these forces on a collision course, several recent escalations have raised fears of a direct confrontation between the United States and Iran, or even Russia.

While saying it does not seek confrontation with the Syrian government or its allies, the United States has begun deliberately bombing them, something it had not done before in the war, hitting Iranian-backed militias it deemed too close to Tanf, the site of the US and rebel garrison.

But the pro-government alliance has not backed down. It has denounced the US presence as illegal and continued to confront the allied forces, culminating in Thursday’s drone strike.

That episode showed that Iranian advisers, or perhaps even Iranian proxies like Hezbollah, are operating full-size drones in Syria and are willing to risk clashes with the Unitedtates.

Looming over everything is the question of how far Russia is prepared to back Iran — a tactical ally but one with which it differs strategically on major issues like Israel and the United States.

US generals believe that the answer is “not far.”

Defence secretary James Mattis even said Russia had tried to persuade the Iranian-backed forces not to approach the US base.

But diplomats in Beirut say Russia may be saying the opposite to its allies in Syria, and may see little reason to halt what could be an awkward test for the United States, which insists it does not want to get more deeply involved in Syria. The question remains whether it will risk war to protect a small base?

سرنگونی پهباد ایران توسط آمریکا و خاموشی محافل نظامی ایران

Share Button

اصرار ایران و حزب الله لبنان بر این اتصال نیروهایشان از دو سویِ مرز سوریه و عراق؛ و مصمم بودن پیکار جویان سوری تحت پوشش حمایتی آمریکا در آن منطقه در ممانعت از تحقق این هدف، با اتکاء به حمایت آمریکا و نیروهای ائتلاف تحت رهبری آن، یعنی درگیری مستقیم نظامی ایران با نیروهای آمریکایی. من فکر نمیکنم نیروهای آمریکایی مستقر در آن منطقه تحمل کمترین غلغلک مزاحمی را داشته باشند. ریسک آزمایش کردن آمریکائیها در آن منطقه از طرف نیروهای ایرانی و حزب الله میتواند عواقبی بسیار سنگین و خطرناک برای میهن ما داشته که به کشیده شدن مملکت ما به یک راه بی باز گشت بیانجامد. رفتار آمریکا؛ هم با آن دو فقره بمباران قبلی نیروهای وابسته به ایران و هم باساقط کردن امروز این پهباد، پس آنهمه تهدیدات اطاق فرماندهی مزبور، نشان میدهد که آمریکائیها در این منطقه زیر پای خود را محکم حس کرده و با اطمینان به نفس عمل میکنند و بلوفی در کار نیست. 

نظامیان و نظامیگران ایران دست به آزمایش خطرناک آمریکا در نوار مرزی سوریه عراق زده اند

FILE — This March 7, 2017 frame grab from 

توجه خوانندگان را به دو گزاره خبری زیر از روئیترز جلب میکنم. گزاره اول، به منبع یادداشت تحلیلی دیروز من که روئیترز* با عنوان “دومین حمله هوائی آمریکا به نیروهای ائتلافی ایران در سوریه” بود تعلق دارد که من حوصله نکردم همه گزارش آنرا ترجمه کنم از جمله همین گزاره مهم زیر را در یادداشت خود ذکر نکردم. گزاره چنین بود:

« حزب الله لبنان در یک پیامی تلویزیونی که ظاهراً هدف از پخش آن نشان دادن توانمندی ایران بعنوان پشتیبان سوریه بود، فیلم پرواز یک درون ایرانی بر بالای سر یک درون امریکایی را نشان  میداد که در آن پیام ادعا میشد، آن فیلم، بدون اینکه آن پهبادآمریکایی، پرواز پهباد ایران را بر بالای سرخود کشف کند  از آن گرفته شده بود.

در همین یادداشت که با عنوان: “ائتلاف طرفدار اسد در سوریه تهدید کرد که مواضع آمریکا را میزند.” تهدیدات زیادی از طرف یک ارگانی که نام خود را «فرماندهی اطاق عملیات نیروهای متحد سوریه» گذارده بود متوجه آمریکا شده بود. هم از سوی این اطاف تازه تأسیس و هم از سوی خود مقامات سوری که به آمریکا هشدار داده بودند که به حملات هوائی خود در خاک سوریه پایان دهد.

و اما گزاره دوم که از یک گزارش جدید امروز روئیترز گرفته شده که ساعت ۲:۱۶ انتشار یافته است: «ایالات متحده یک درون طرفدار سوریه را که به سوی نیروهای ائتلاف آتش گشوده بود را سرنگون کرد.» هم  خبر کوتاه بود و هم عمر آن پهباد ایرانی کوتاه بود و به پایان رسید. حالا میماند آن« فرماندهی اطاق عملیاتی نیروهای طرفدار سوریه و عیار تهدیداتی که کرده بودند.

روئیترز ادامه میدهد که آن درون داغان شد بدون اینکه کمترین آسیبی جانی یا خسارتی مادی به واحد نظامی جنوب سوریه تحت پوشش نیروهای ائتلاف وارد شود. سرهنگ ریان دیلون، سخنگوی پیکار جویان سوری که با دولت اسلامی(داعش) میجنگند به خبرنگاران گفت؛سقوط این درون بمعنای اینست که احتمالاً، آن متوجه شلیک اخطار ما نشده است.

[پرسش و مسئله مهم در این رابطه اینست که اگر واحدهای ایرانی یا آن قایقهایی که دوست دارند با مانور دادن با آنها تا نزدیک ناهای آمریکائی ویراژ بدهند، مانند این درون متوجه تیر اخطار نشوند چه میشود؟] ح ت.

روئیترز ادامه میدهد:« دیلون گفت این حادثه بروشنی نشان میدهد که یک تهدید، حتی اگر بصورت فقط یک شلیک اخطار آمیز هم باشد، برای ما بمعنای یک نیت خصمانه تلقی میشود، چنین حرکتی یک عمل خصمانه و یک ژست تهدیدآمیز برای نیروهای ما میباشد، زیرا این درون هنوز دارای باری از مهمات بود.[ پس! از حرف این سرهنگ آمریکایی میتواند فهمید که آن درون آمریکائی نه تنها حضور این دورن را در بالای سر خود دیده است بلکه حتی تشخیص هم داده است که در داخل خود بار مهمات جنگی هم دارد.] ح ت

من در دو یاداشت قبل پیرامون بحرانی شدن اوضاع در منطقه الطنف، واقع در تقاطع بزرگراهی  مرز بین سوریه و عراق، توضیح داده ام. در اینجا تکرار میکنم؛ از همه ظواهر  رویدادها بر میآید که ایران در آن نقطه با آتش بازی میکند. ائتلاف تحت رهبری آمریکا در آن منطقه اجازه پیوستن نیروهای ائتلاف سوری حامی بشار اسد در سوریه را به نیرویهای مؤتلف با ایران در عراق بشمول حشد الشعبی و سپاه بدر و حزب الله عراق را در آن بزرگراه را نمیدهد.

اصرار ایران و حزب الله لبنان بر این اتصال نیروهایشان از دو سویِ مرز سوریه و عراق؛ و مصمم بودن پیکار جویان سوری تحت پوشش حمایتی آمریکا در آن منطقه در ممانعت از تحقق این هدف، با اتکاء به حمایت آمریکا و نیروهای ائتلاف تحت رهبری آن، یعنی درگیری مستقیم نظامی ایران با نیروهای آمریکایی. من فکر نمیکنم نیروهای آمریکایی مستقر در آن منطقه تحمل کمترین غلغلک مزاحمی را داشته باشند. ریسک آزمایش کردن آمریکائیها در آن منطقه از طرف نیروهای ایرانی و حزب الله میتواند عواقبی بسیار سنگین و خطرناک برای میهن ما داشته که به کشیده شدن مملکت ما به یک راه بی باز گشت بیانجامد. رفتار آمریکا؛ هم با آن دو فقره بمباران قبلی نیروهای وابسته به ایران و هم باساقط کردن امروز این درون، پس آنهمه تهدیدات اطاق فرماندهی مزبور، نشان میدهد که آمریکائیها در این منطقه زیر پای خود را محکم حس کرده و با اطمینان به نفس عمل میکنند و بلوفی در کار نیست.

*

Reuters

Wed Jun 7, 2017

In an apparent message to show the capabilities of Damascus backer Iran, Hezbollah aired what it said was footage taken undetected by an Iranian drone of a U.S. drone flying over southeastern Syri

…………………………

**

U.S. downs pro-Syrian drone that fired at coalition forces: spokesman

The United States shot down a pro-Syrian government drone that fired toward U.S.-led coalition forces in Syria on Thursday, a U.S. military spokesman said, in a major escalation of tensions between Washington and troops supporting Damascus.

پیشگاه مقام معظم خلیفه امر مسلمینِ عراق و شامات، حضرت ابوبکر البغدادی

Share Button

من بر حسب سابقه ایی که از عملیات جهادی سازمان حضرتعالی دارم میدانم که اگر اراده آن مقام معظم خلافتمدار بر اعزام تیم جهادی و افراد انتحاری به مملکت ما بود، برای چنین عملیاتی اینهمه هزینه بخاطر کمترین نتیجه دست زده نمی شد و بجای آن؛ این نفرات جهادی اعزامی شما با منفجر کردن خود در مراکزی بمراتب آسیب پذیرتر و حساستر مانند مراسم عبادی نماز جمعه که همه شرکت کنندگان درآن از ولایتمداران داعیش، مانند بزرگان سپاه و مقامات حکومتی، افراد دستگاه قضائی و مجلس خبرگان و شورای نگهبان هم  میباشند که صفوف اول آنرا اشغال میکنند دست میزدند یا مانند دهها و صدها مورد دیگر با کامیونهای انفجاری به مرکز سپاه و بسیج میزدند تا از شهادت خود نتیحه بیشتری یگیرند و مردم ما را هم مثل این مورد ناجوانمردانه اینقدر به ماتم نمی نشاندند.

از میان میل های رسیده. با اینکه با برخی از نکات آن موافق نیستم با کمی تغیر در آن، از درج آن نتوانستم خود داری کنم. ح ت

بسم الله لارحمن و لارحیم

پیشگاه مقام معظم خلیفه امر مسلمین صدرالدولة الإسلامیة فی العراق والشام* حضرت ابوکر البغدادی دامَةً البرکاةُ

میدانم که این خُرد مقدار را در بارگاه مقدست مکانی نیست تا عرضحال خود را مستقیماً و شفاهاً به عرض مبارکت برسانم. و از تلخی سرنوشت، آدرسی هم از حضرتعالی ندارم تا این عرضحال مکتوب را بدان پست کنم. لهذا، درد دل خویش یا بهتر گفته باشم ابهامات خود در مورد مقام معظمت را بدینوسیله بصورت عرضحالی سرگشاده  برای این سایت ارسال میکنم به امید اینکه درج کند تا شاید با عنایت پروردگاری به عرض آن مقام معظم برسد.

حضرت مقُدسُ ابوبکر البغدادی! حتماً خادمان بارگاهت به عرض رسانیده اند که دو روز قبل در ایران که تصادفاً بیشتر مردم آنهم خود را مسلمان میدانند، البته بدون اینکه زیاد دغدغه جنگ فرقه ایی سران مذهبی عالم اسلام را داشته یا جهادی باشند، تعدادی از هم میهنمان این حقیر به گلوله بسته شدند و یا در اثر انفجار افراد انتحاری منتسب بشما به دیار باقی شتافتند.

حکام ما که بر حسب تصادف نام رمز آنها هم با قدری تفاوت املائی شبیه فرقه حضرت عالی «داعش» میباشد  گفتند که این عمل کار اصحاب حضرت عالی بوده است. این توضیح را در باب تفاوت مختصر نام داعش حضرت عالی با حکومت خودمان عرض کنم که حکومت ما هم خود را اسلامی و نماینده خدا روی زمین میداند ولی نام حکومت ما داعیش است. داعش از نظر پیروان حضرت عالی یعنی الدولة الإسلامیة فی العراق والشام‎* ولی برعکس شما که حکومت خود را به العراق و الشامات قانع و محدود فرموده ائید، داعیش ایرانی ما مدعی حاکمیت بر تمام دنیای اسلام میباشد و معنای آنهم میشود دولت اسلامی عیش (و خوش) داعیش.

برحسب خبرگزاریها دنیا، داعش شما، یعنی جنداللهِ حضرت عالی، مسئولیت این عمل بظاهر جهادی را بعهده گرفته و آنرا با یک اطلاعیه اعلام کرده است. ولی برای این حقیر که از بدو تولد و مجاهدات داعش تا امروز، فعالیت اسلامی و استشهادی آنرا تعقیب کرده ام، این عمل دو روز پیش در مملکت اسلامی ما با الگوها و روشهای سازمان اسلامی حضرت عالی چندان وفق نمیدهد که این حقیر را به سرگیجه دوچار کرده است. ولی قبل از اینکه ابهامات خود را در این زمینه بعرض مقام مقدست برسانم میخواهم قدری بعقب برگردم و از بایگانی ذهنم مشاهدات و ملاحظات خودم را از روز های نخستی که داعش توسط آن مقام معظم قدسی مرتبت بنیادگذاری شده و شهرتی جهانی و عالمگیر یافته، بیرون آورده بعرض حضور مقدست برسانم.

وقتی قریب ۵ سال پیش داعش حضرت عالی برخلاف نظر اکید پیش کسوت و پیشوایتان حضرت ایمان الظواهری، از القاعده که بالاخره برای اسلام جهادی هزینه بسیار داده بود جدا شدید و عَلَم استقلال برافراشته مستقل شده و گروه خود را بنام داعش پایه نهادید،نوک تفنگ ها و عملیات انتحاری خود را علیه آن سازمان برادر، القاعده، برگردانیدید و یکباره بطور کلی فراموش فرمودید که اولاً آن سازمان برای شما نقش پدرخواندگی و پیش کسوتی داشته است و درثانی جبهه اصلی نبرد جای دیگریست و حکومت ضد اسلامی بشار الاسد میباشد و متمرکز شدن روی جنگ داخلی با برادران جان برکف القاعده که با بشار الاسد میجنگیدند عملاً در حکم کمک به آن حکومت ضد اسلامی بود که کمترین همپوشی اعتقادی با حضرت خلیفه امر مسلمین شامات و عراق نداشت. این معما که چرا شما جنگ با حکومت ضد اسلامی بشار الاسد را ترک و  در سوریه بجنگ با القاعده پرداختید همچنان از معماهای حل نشده برای این حقیر است چون حضرت خلیفه میدانست که آن برادران جهادی با جان و دل و ایمان با ان حکومت ضد دینی میجنگند و سزاوار نبود که از پشت خنجر بخوردند. این حقیر از روی بیخردی تصور کردم شاید شیاطین غربی زیر پای حضرتعالی نشسته اند تا با دستان شما القاعده منهدم کنند ولی با ملاحظه سیر حوادث بعدی به این نتیجه رسیدم که قضیه میتواند برعکس باشد و شیاطین روسی، ایرانی و آل اسد زیر پایتان نشسته اند تا با دست شما دشمنان خود را نه تنها در شامات بلکه در تمام منطقه اسلام خیز و پیامبر آفرین خاور میانه ایی ما از ریشه برکنند. بخود میگویم؛ آن شیاطین عجب تله ای پیش پای خلیفه امر مسلمین مقام معظم البغدادی نهاده اند. حضرت خلیفه این حقیر بمدت ۵ سال است که با شکیات در جنگم! چاره چیست و حقیت کدام است؟

ای کاش زاویه حرکتی حضرت عالی و داعش در همین جا متوقف  میشد که نشد و دولت اسلامی عراق و شامات (داعش شما)بخش دیگری از قدرت آتش جهادی خود را متوجه جریانی ساخت بنام «ارتش آزاد سوریه». آن بیجاره ها هم اکثراً مسلمان بودند ولی فقط دولت و حکومت اسلامی را قبول نداشتند و فقط میخواستند با حکومت الاسد بجنگند و یک حکومت مردمی بر سر کار بیاورند.

دولت اسلامی تحت خلافت حضرتعالی بجای جنگیدن با حکومت ضد اسلامی بشار الاسدِ«علوی» شروع به قلع و قمع این نظامیان غالباً مسلمانی کرد که از ظلم آل اسد بستوه آمده برعلیه آن خروج کرده بودند و میخواستند مردم را از دست این سلسله خونخوار و لامذهب آزاد کنند. نمیدانم برای شما چه نفعی داشت که علیه اینها برخیزید و حکومت ال اسد را به فراموشی بسپارید.

علی ای الحال این حقیر به راز و رمز های خلافتگری آشنا نیستم و امیدوارم، روزی این استفهامات برایم روشن گردد تا مبادا خدای ناکرده خللی در ارکان اعتقادم نسبت به حضرتعالی پیدا شود و یا در خلوص اعتقادت اسلامی شما شک کنم.

ابهام دیگری که مرا همواره طی این ۴ ـ ۵ سال به سرگیجه کشانده است این میباشد که استشهادیون پیرو مقام معظم خلیفه امر مسلمین، در آغاز خروج  حماسی و مقدس خود در شامات مرتب و پیاپی سر خبرنگاران غربی را بطور نمایشی و رعُب آوری میبریدند و از ذبح آنان فیلم ویدئویی گرفته ضمن ارسال پیام، پخش میکردند. من هرگز ندیدم که حضرت اشرف بعنوان خلیفه امر مسلمین، فرمان دهید تا اقلاً سر یک خبرنگار روسی را هم که تعدادشان در شامات دهها برابرخبرنگاران غربی بود یا سر یک مستشار روسی را که تعدادشان در سوریه هزاران بود را ببرند تا کلکسیون تاریخی حضرت عالی ناقص نباشد و سرهایی از اهالی مناطق رودخانه ولگا در روسیه تا تایمز لندن و دانوب در بلگراد و سن  در پاریس و..، در کلکسیون تکمیل شده سرهای بریده عوامل استکبار داشته باشید تا برای عبرت آیندگان به یادگار بگذارید.

این مراعات حال روسها را کردن از سوی آن مقام بزرگوار برای این حقیر که شاهد سربریدنهای شجاعانه خبرنگاران غربی توسط اسشهادیون و نیروهای جهادی داعش بودم نیز از معماهای بزرگ است؟

مقام معظم خلیفه امر مسلمین؛ جناب ابوبکر البغدادی!

از حضرتت تقاضا دارم اگر آن معماها و ابهامات این حقیر را بی پاسخ و لاینحل رها میکنی اقلاً بگو آیا واقعاً کشتن این بیگناهان هموطن من در ۲ روز قبل، کار داعش شما بود یا نه کار داعیش؟ که با آدرس غلط دادن به مردم بنام شما، آن ۱۶ تن بیگناه را کشتند و دهها بیگناه دیگر  را در مملکتی که من هم از همانجا هستم زخمی کردند؟. اگر کار شما نیست کار کیست؟

من بر حسب سابقه ایی که از عملیات جهادی سازمان حضرتعالی دارم میدانم که اگر اراده آن مقام معظم خلافتمدار بر اعزام تیم جهادی و افراد انتحاری به مملکت ما بود برای چنین عملیاتی اینهمه هزینه بخاطر کمترین نتیجه دست زده نمی شد و بجای آن؛ این نفرات جهادی اعزامی شما با منفجر کردن خود در مراکزی بمراتب آسیب پذیرتر و حساستر مانند مراسم عبادی نماز جمعه که همه شرکت کنندگان درآن از ولایتمداران داعیش، مانند بزرگان سپاه و مقامات حکومتی، افراد دستگاه قضائی و مجلس خبرگان و شورای نگهبان هم  میباشند که صفوف اول آنرا اشغال میکنند دست میزدند یا مانند دهها و صدها مورد دیگر با کامیونهای انفجاری به مرکز سپاه و بسیج میزدند تا از شهادت خود نتیحه بیشتری یگیرند و اجر اخروی زیادی هم نصیبشان گردد و مردم ما را هم مثل این مورد ناجوانمردانه اینقدر به ماتم نمی نشاندند.

*

Islamic State of Iraq and the Levant

واکنش نسبت به بمباران نیروهای مورد حمایت ایران در سوریه

Share Button

وظیفه همه آنهایی که توانی در نوشتن و گفتن دارند میباشد که به مردم در این زمینه و خطری که رویاروئی مستقیم با آمریکا در سوریه برای میهن ما ایجاد میکند آگاهی و هشدار باش بدهند. افسوی خوردن فردا کمکی نمیکند! خطر تقابل نظامی با آمریکا در سوریه جدیست و اطلاعیه سپاه بمناسبت  حملات تروریستی امروز در تهران که مستقیماً آمریکا و متحدینش را در منطقه تهدید کرده بود خود گواه سناریو سازی این ترور بخاطر آن وضعیت در سوریه است تا اگر کار به رویاروئی کشید، آمریکا را با متهم کردنش به این ترور آغاز کننده درگیری نشان دهند.

بدست آوردن یک ارتباط مستقیم و مشخص بین آنچه اینروزها در سوریه جریان دارد و عملیات تروریسی منتسب به داعش در ایران، نه کار یک تحلیلگر سیاسی  یا نظامی بلکه کار یک سازمان اطلاعاتی و جاسوسی است. تحلیلگر بر حسب شرایط، رخدادها را تحلیل کرده و نتیجه میگیرد. بر این سیاق، من در ارزیابی یا تحلیلم از عملیات تروریستی امروز آنرا نتیجه پیروزی انتخاباتی مردم دانستم و حالا بر آن نتیجه گیری، چرخش دراماتیک اوضاع در منطقه کویری سوریه بنام ال طنف  را نیز باید اضافه کنم. ال طنف شهری در  منطقه مرزی بین سوریه و عراق است که بزرگراه دمشق به بغداد از آن میگذرد.

امروز صبح راجع به دومین بمباران هوایی نیروهای وابسته به ایران در سوریه توسط نیروی هوایی آمریکا نوشتم و امروز، روئیترز گزارشی از واکنش تند نیروهایی که در  یک بیانیه، بمناسبت حمله نیروی هوایی آمریکا انتشار داده، و خود را «فرماندهی اطاق عملیات نیروهای متحد سوریه»  “commander of the operations room of the forces allied to Syria”, نام نهاده اند، دارد. این بیانیه توسط حزب الله انتشار یافته و پخش گردیده است.

ولی قبل از پرداختن به گزارش روئیترز باید بگویم بگمان من، سران سپاه در ایران و خامنه ایی، در چالشهای منطقه ای اشان با امریکا و متحدانش، محاسبات خود را بر عقب نشینی آمریکا در برابر بلوف های نظامی ایران گذارده اند و الی، ابداً در خود جسارت آنرا نمی بینند که به اجرا گذاردن این بلوفها جدی فکر کنند. تهدیدات صدام هم در زمان خود از همین نوع بود.

حمله های تکراری بی پاسخ هوایی اسرائیل  به خاک سوریه و خاموشی حزب الله لبنان در برابر آن حملات، گواه خوبی برای درستی این ارزیابی است. ولی خطر برای میهن ما دقیقاً در همین جاست، زیرا این احتمال کم نیست که در شرایط یک بن بست حیثیتی مانند تکرار حملات آمریکا، سران نظامی ما و خامنه ایی بین بی آبرو شدن کامل یا تن به ریسک درگیری دادن، دومین گزینه را انتخاب کنند شاید شانسی برای نجات در آن باشد و مملکت را به یک فاجعه بکشانند.

ساده تر اینکه رژیم حاکم بر ایران چنان مسئله سوریه را برای خود حیثیتی کرده است که اگر روزی خود بشار اسد و روسیه هم حاضر به عقب نشینی و تسلیم شوند، رژیم ایران جای عقب نشینی برای خود باز نگذاشته است.

روئیترز مینویسد:« یک ائتلاف نظامی که در سوریه از اسد دفاع میکند، امروز تهدید کرد که مواضع آمریکا را در سوریه هدف قرار خواهد داد و گفت اگر آمریکا از “خطوط قرمز” بگذرد،”خویشتن داری” روی حملات هوایی آمریکا به اتمام میرسد. این تهدید از بالاگرفتن تنش بین ایالات متحده و دولت سوریه و متحدینش، روی کنترل جبهه های جنوب شرقی با عراق میباشد، جائیکه واشنگتن در آن نقطه از خاک سوریه، پیکار جویان سوری را بعنوان بخشی از مبارزه با دولت اسلامی، آموزش میدهد.

این منطقه برای متحدین ایرانی بشار اسد بخاطر راه زمینی تهران به عراق، سوریه و لبنان،(هلال شیعی)، حائز اهمیت حیاتی است. امری که دغدغه ایالات متحده  و متحدین آن در منطقه است.

تنش در جنوب شرقی سوریه طی چند هفته گذشته بین طرفین بالا گرفته است. ایالات متحده دیروز به حمله هوایی علیه آنچه گفته شد نیروهای طرفدار اسد بوده و برای نیروهای آمریکایی ایجاد خطر میکرده اند مبادرت کرد. و این دومین حمله هوایی علیه این نیروها میباشد.

در بیانیه مورد اشاره، این نکته که آیا روسیه، قوی ترین متحد اسد، نیز از جمله امضاء کنندگان بیانیه میباشد یا نه چیزی گفته نشده است. اظهارات مشابهی هم از سوی وزیر خارجه سوریه از تلویزیون دولتی پخش گردیده  که او نسبت به “خطر تنش افزایی” هشدار داده و از ائتلاف تحت رهبری آمریکا خواسته است تا به بمباران در خاک سوریه پایان دهند.

در این بیانیه گفته شده:”آمریکا باید خوب درک کند که خون جوانان سوریه، ارتش عربی سوریه، و متحدینش ارزان نیست و توانایی برای ضربه به مواضع آنها و اطرافشان در سوریه وجود دارد که بموقع خود انجام خواهد شد.”

گزارش روئیترز طولانی است و از ترجمه تمام آن میگذرم و کوتاه میگویم که کنترل بر این مسیر استراتژیک بهمان اندازه برای پیکار جویان سوری و ائتلاف آمریکا حیاتی است که برای ائتلاف ایران.

تلاش نیرویهای متحد اسد که این گذرگاه استراتژیک را از کنترل پیکار جویان تحت حمایت آمریکا خارج کنند در حکم اینست که آمریکا از تمام هزینه نظامی، سیاسی که روی پیکار با داعش گذارده و با امید اینکه پیکار جویان سوری بتوانند در مناطق آزاد شده از دست داعش، حاکمیت و اقتدار خود را برقرار کنند بگذرد و  آن سرمایه گذاری فرا استراتژیک را بر باد رفته بداند.  امری که بیشک مقدمه بیرون کردن آمریکا از عراق و نهایتاً کل منطقه توسط ایران و روسیه و متحدانشان است. بزبان ساده باید گفت رسیدن به این هدف لقمه ایی بسیار بزرگتر از دهان تمام ائتلاف سوری بشمول روسیه است.

پیروزی و شکست در این نقطه کوچک جغرافیایی کویری سوریه، هم برای نیروهای آمریکایی و ائتلاف تحت رهبری آن، و هم برای ایران و مؤتلفینش که گمان کرده بودند براحتی میتوانند  این منطقه را تصرف کنند به مسئله «بودن و نابود شدن» تبدیل گردیده است.

اگر در مبارزه بر سر این گذرگاه، ایران و متحدین آن موفق نشوند نه تنها با یک شکست بزرگ نظامی با اهمیت استراتژیک و سرنوشت ساز روبرو شده اند بلکه با یک ضربه روانی خُرد کننده شدید هم دچار میشوند که رها شدن از آثار سیاسی آن ناممکن خواهد بود.

ایران و متحدینش در این منطقه فقط با چند صد پیکار جوی سوری سروکار ندارند بلکه با تمام قدرت نظامی آمریکا و متحدانش روبررو هستند.

وظیفه همه آنهایی که توانی در نوشتن و گفتن دارند میباشد که به مردم در این زمینه و خطری که رویاروئی مستقیم با آمریکا در سوریه برای میهن ما ایجاد میکند آگاهی و هشدار باش بدهند. افسوی خوردن فردا کمکی نمیکند! خطر تقابل نظامی با آمریکا در سوریه جدیست و اطلاعیه سپاه بمناسبت  حملات تروریستی امروز در تهران که مستقیماً آمریکا و متحدینش را در منطقه تهدید کرده بود خود گواه سناریو سازی این ترور بخاطر آن وضعیت در سوریه است تا اگر کار به رویاروئی کشید، آمریکا را با متهم کردنش به این ترور آغاز کننده درگیری نشان دهند.

من در روزهای آینده به وعده خود که در یادداشت قبلی در این رابطه داده بودم عمل خواهم کرد و تحلیلی جامعتر خواهم داد.

……………..

اطلاعیه سپاه درباره حوادث تروریستی تهران: ریخته شدن هیچ خون پاکی را بدون انتقام نمی گذاریم

……………….

منابع، ضمایم و افزوده ها

روئیترز

Wed Jun 7, 2017

Pro-Assad alliance threatens to hit U.S. positions in Syria

 FILE PHOTO: Syria's President Bashar al-Assad speaks during an interview with Croatian newspaper Vecernji List in Damascus, Syria, in this handout picture provided by SANA on April 6, 2017. SANA/Handout via REUTERS
 …………………………………………………………………………
Reuters
Wed Jun 7, 2017

 …………………………………………………………………………
08/06/2017
…………….

Saudi minister says Qatar must end support for Hamas, Muslim Brotherhood

Share Button

“We believe that common sense and logic will convince Qatar to take the right steps. The decisions that were made were very strong and will have a fairly large cost on Qatar and we do not believe that Qataris want to sustain those costs,” he said. 

Adel al-Jubeir

Saudi Foreign Minister Adel al-Jubeir (File photo: Reuters)
Ahram Online

Saudi Arabia’s foreign minister said on Tuesday Qatar must take several steps, including ending its support for the Palestinian group Hamas and the Muslim Brotherhood, to restore ties with other Arab states.Minister Adel Al-Jubeir said Qatar knew exactly what to do to restore relations with Riyadh and its Arab allies.

“We want to see Qatar implement the promises it made a few years back with regard its support of extremist groups, regards its hostile media and interference in affairs of other countries,” Jubeir told reporters in Paris.

“Nobody wants to hurt Qatar. It has to choose whether it must move in one direction or another direction”.

Saudi Arabia, the UAE, Egypt and Bahrain said on Monday they would sever all ties with Qatar, accusing it of supporting terrorism.

“We took this step with great pain so that it understands that these policies are not sustainable and must change,” Jubeir said.

Jubeir added that Qatar was undermining the Palestinian Authority and Egypt in its support of Hamas and the Muslim brotherhood.

“We don’t think this is good. Qatar has to stop these policies so that it can contribute to stability in the Middle East,” he said.

Jubeir declined to say exactly what he wanted Qatar to do immediately, but said the measures taken by Arab states, including a sea, land and air blockade would have a considerable cost on the country.

“We believe that common sense and logic will convince Qatar to take the right steps. The decisions that were made were very strong and will have a fairly large cost on Qatar and we do not believe that Qataris want to sustain those costs,” he said.

The campaign to isolate Qatar is disrupting trade in commodities from crude oil to metals and food, and deepening fears of a possible shock to the global gas market, where the Gulf state is a major player.

Jubeir also dismissed Qatar’s recent rapprochement with Shia Iran – Sunni Saudi Arabia’s arch foe in the region – saying that countries that deal with Tehran “deal with it at their own peril”.

When asked whether there could be military measures should Doha not change course, Jubeir said: “I hope not.”

Search Keywords:
Reuters

Qatar

Riyadh

Saudi Arabia

UAE

Tehran

Arab states

Egypt

Middle East

Paris

Doha

ties

Gulf

Hamas

Muslim Brotherhood

Adel Al-Jubeir

Terrorism

Shia

Sunni

Short link:

 

بسیاری از عوامل فساد در نهادهای حاکمیتی حضور دارند

Share Button

جام ساز افزود: متاسفانه فساد آنچنان در اقتصاد کشور که یک اقتصاد دولتی رانتی است نهادینه شده است که هر از گاهی شاهد فرار یک مقام مسئول با هزاران میلیارد تومان از کشور و پناهندگی آنان به کشورهای عمدتا غربی هستیم.

منتشر شده در: .

محمود جام ساز گفت: متاسفانه با وجود اخطارهای متعدد بانک مرکزی هنوز گوش شنوایی در هیات‌های مدیره و اداره کنندگان مؤسسات مالی غیر مجاز وجود ندارد و آنها همچنان به ادامه فعالیت خود مشغولند.

محمود جامساز، اقتصاددان در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی ایلنا در مورد چگونگی شکل‌گیری مؤسسات مالی غیرمجاز اظهار داشت: طی‌ سال‌های گذشته به اعتبار آمارهای دولتی ۷ هزار مؤسسه پولی و اعتباری بدون مجوز بانک مرکزی‌تحت عنوان عمدتا اسامی مذهبی تشکیل شدند که بانک مرکزی هیچگونه نظارتی برعملکرد آنها نداشت. اطمینانی به مؤسسات بدون مجوز برای بازپرداخت سپرده های مردمی وجود ندارد

وی افزود: این مؤسسات برای جذب سپرده‌های خرد و کلان مردمی در یک رقابت نامطلوب نرخ بهره  سپرده‌های بانکی را به شدت افزایش دادند و سپرده‌گذاران که به هر حال طالب دریافت سود بیشتری بودندسپرده‌های خود را از بانکهای دولتی و خصوصی بیرون کشیده و به این مؤسسات بدون مجوز منتقل کردند، در حالی که هیچ اعتماد و اطمینانی به این مؤسسات در مورد بازپرداخت سپرده‌های مردمی وجود نداشت.

این اقتصاددان گفت: متاسفانه چندین مورد فساد مالی و اختلاس در این مؤسسات باعث شد که آنان نتوانند حتی سود سپرده‌های مردمی تعهد شده را پرداخت کنند و لذا سپرده‌گذاران به اعتراض پرداختند و چون نتیجه‌ای نداد در موارد متعددی در برابر بانک مرکزی اجتماع کردند.

وی تصریح کرد: بانک مرکزی بارها اعلام کرده است که این مؤسسات تحت نظارت این بانک نیستند و هشدار داده بود که سپرده‌گذاران در این مؤسسات سپرده‌های خود را تودیع نکنند

جام ساز ادامه داد: مصادیق بسیار زیادی را می‌توان ذکر کرد که تازه‌ترین آن مؤسسه مالی و اعتباری کاسپین است که چندگاهی است روزنامه‌ها این مسئله را دست مایه انتقاد از بانک مرکزی کرده‌اند.

وی افزود: البته تاسیس این بنگاههای مالی با حجم سرمایه‌گذاری بالا که هیچ منع قانونی در مقابل دریافت وجوه مردمی در مورد آنان وجود نداشت نمی‌تواند مسئولیت بانک مرکزی را به صرف عدم مجوز دادن به آنها منتفی‌کند.

کوتاهی تنها از سوی بانک مرکزی نبود

جامساز افزود: البته سازمان‌های مختلفی‌که اصولا در ثبت قانونی این مؤسسات اقدام کرده‌اند همه باید پاسخگو باشند.

وی خاطر نشان کرد: چگونه است که وقتی یک بنگاه تولیدی تاسیس می‌شود برای کسب مجوز مجبور به گذراندن مراحل بسیار زیادی است که عمدتا حدود چندین ماه طول می‌کشد و حتی در مورد نام گذاری این مؤسسات مقررات محدود کننده‌ای وجود دارد.

جام‌ساز تصریح کرد: هزاران مؤسسه مالی و اعتباری با سرمایه‌هایی که معلوم نیست از کجا و چه منابعی‌تامین شده‌اند بدون هیچ گونه موانع بازدارنده‌ای تاسیس می‌شوند.

وی گفت: مسلما تفحص موشکافانه‌ای لازم است تا اصولا منابع تامین مالی اولیه این مؤسسات مالی و اعتباری آشکار و به سمع و نظر مردم برسد.

بسیاری از عوامل فساد در نهادهای  حاکمیتی حضور دارند

جام ساز گفت: از آنجایی‌که بسیاری از عوامل فاسد در بوروکراسی کشور و در نهادهای مختلف دولتی و حاکمیتی وجود دارند هر بار این تحقق و تفحص‌ به محاق فراموشی می‌افتد تا اینکه هرازگاهی بر اثر ورشکستگی یکی از این مؤسسات، موضوع رسانه‌ای می‌شود.

وی تصریح کرد: این در حالی است که اگر قوانین به‌نحو مطلوب از سوی مجریان متعهد و مسئول به اجرا گذارده شود و توسط ابزارهای نظارتی از جمله مجلس مورد نظارت قرار گیرد مطمئنا چنین حوادث تلخی رخ نخواهد داد.

جام ساز افزود: متاسفانه فساد آنچنان در اقتصاد کشور که یک اقتصاد دولتی رانتی است نهادینه شده است که هر از گاهی شاهد فرار یک مقام مسئول با هزاران میلیارد تومان از کشور و پناهندگی آنان به کشورهای عمدتا غربی هستیم.

هیئت مدیره مؤسسات اعتباری غیر مجاز گوش شنوا ندارند

جامساز در خاتمه تاکید کرد: متاسفانه با وجود اخطارهای متعدد بانک مرکزی هنوز گوش شنوایی در هیات‌های مدیره و اداره کنندگان این مؤسسات وجود ندارد و آنان همچنان به ادامه فعالیت خود مشغولند البته دولت دوازدهم اولویتهای اقتصادی بسیار مهمی در برنامه خود دارد اما باید توجه داشت که اصلاح نظام بانکی کشور می‌تواند یکی از مهم‌ترین اولویت‌های اقدامی دولت در ۴ سال آینده باشد.

Syrian rebel commander: 150 US troops at al-Tanf base

Share Button

Mohannad al-Talaa: Second, to meet the Iranian desire of establishing a Shiite crescent stretching from Iran to Lebanon, through the Syrian and Iraqi territories, in order for the Syrian regime to secure a land bridge, which is an ancient scheme. Yet we are lying in wait.

It is a dream for them to have such a land route. Nevertheless, we are well-prepared at the military level. We have the right equipment, weapons and ammunition to win any battle. Our fighters are the most powerful; they are well-trained and equipped for any battle. We are not allowing them to make this dream come true.

The leader of the Maghawir al-Thawra faction, Mohannad al-Talaa, is seen in an undated photo.  (photo by Muhannad al-Talla)

Syrian rebel commander: 150 US troops at al-Tanf base

ALMONITOR

Author: Mohammad Ersan

AMMAN, Jordan — Given its location on the Syrian-Iraqi-Jordanian border triangle, al-Tanf military base is perceived to be strategic for the US-led coalition against the Islamic State (IS), and also a red line.

Summary⎙ Print In an interview with Al-Monitor, Lt. Col. Muhannad al-Talla, the commander of Maghawir al-Thawra, speaks of the role of the US-led coalition at al-Tanf military base, which is close to the border between Jordan, Syria and Iraq.

Author

TranslatorJoelle El-Khoury

used as a facility to train Maghawir al-Thawra (Revolutionary Commando Army), which was founded in May 2015 and trained in Jordan to fight IS, Lt. Col. Muhannad al-Talla, the commander of the faction, told Al-Monitor.On May 18, the US-led coalition’s aircraft destroyed a pro-Syrian regime convoy advancing toward al-Tanf base, after ignoring warning shots. Commenting on the strike, US Secretary of Defense James Mattis said, “We are not increasing our role in the Syrian civil war. But we will defend our troops.”

Talla said that 150 US troops are stationed at al-Tanf base, in addition to troops of five different nationalities from within the ranks of the coalition — which he did not name at the request of these member states — including two Arab countries.

Al-Monitor spoke to Talla over the phone about the role of the US-led coalition at the base, the reasons behind the Russian troops’ control over areas close to al-Tanf, and the arrival of Iranian and Iraqi militias as reinforcements in the Syrian desert.

The text of the interview follows:

Al-Monitor:  Can you introduce Maghawir al-Thawra? How many members does it consist of? Where is it deployed? Where does the support come from?

Talla:  Maghawir al-Thawra — formerly known as the New Syrian Army — took seven months to see the light. It was founded on May 20, 2015, and its troops were initially trained in Jordanian territory. It consists of former fighters of the Free Syrian Army who fled the areas that IS managed to seize following fierce battles. Most of them fled Deir ez-Zor, al-Bukamal, Palmyra and the countryside of Aleppo.

Its initial formation amounted to 120 fighters. The number today has grown bigger, going beyond hundreds of fighters who were trained by military experts from friendly countries within the ranks of the US-led coalition. I founded the group and I am leading it. We are present in al-Hamad [in the Syrian desert] and al-Tanf area, which is near the Iraqi-Jordanian-Syrian border triangle.

The training and support are delivered by the coalition’s member states, most notably the United States.

Al-Monitor:  How important is the base in the Syrian desert, especially in the fighting against IS?

Talla:  Al-Tanf area is a key border crossing on the Iraqi-Syrian border, connecting Syria to Iraq. Al-Tanf base is a mobilization base from which Maghawir al-Thawra and the US-led coalition forces launch operations and conduct patrols in the search for IS hotbeds that are scattered in the vast al-Hamad desert.

Troops including officers of different ranks of five nationalities are present with us on the ground, most of whom are Americans — with 150 troops. They amount to hundreds of troops of friendly countries within the ranks of the US-led coalition. Their mission is to provide us with backup in our military missions, and give the new fighters physical and military training.

Al-Monitor:  What are the reasons that prompted the Syrian regime, as well as Iranian and Iraqi militias, to step up presence on the Baghdad-Damascus road?

Talla:  First, to ignite battles between the world powers, such as Russia and the US-led coalition forces. It had Russian aircraft violate Turkish airspace in order to turn Syrian territory into a battlefield involving international forces.

Second, to meet the Iranian desire of establishing a Shiite crescent stretching from Iran to Lebanon, through the Syrian and Iraqi territories, in order for the Syrian regime to secure a land bridge, which is an ancient scheme. Yet we are lying in wait.

It is a dream for them to have such a land route. Nevertheless, we are well-prepared at the military level. We have the right equipment, weapons and ammunition to win any battle. Our fighters are the most powerful; they are well-trained and equipped for any battle. We are not allowing them to make this dream come true.

Al-Monitor:  Pro-Syrian regime media outlets circulated photos of Russian flags flying over the desert of Suwayda. Which areas are under Russian control?

Talla:  The current Russian-held areas are namely al-Dumayr airport, the road leading to al-Batma area, al-Radayef Dam, Sabaa Biyar, Zaza and Khirbet Ghazaleh areas toward the south of Suwayda city near the Jordanian border. They managed to advance as the Syrian opposition forces were preoccupied battling IS.

Al-Monitor:  A decision was made during the Arab-Islamic-American summit to form a counterterrorism force of 34,000 troops. Do you expect this force to assume a role in the Syrian desert?

Talla:  Given the number of troops, this force will have a consequential role in the Syrian desert. Eliminating IS hotbeds and taking full control over such a vast area requires a large number of troops.

Al-Monitor:  How are the battles in the desert, Qalamoun and al-Tanf being reflected on political talks?

Talla:  These battles will lead the opposition to have the upper hand in the talks. The only option available for the regime is surrendering to reality. This is because all of its cards turned out to be a failure, starting with IS and ending with the Shiite mercenaries.

Al-Monitor:  How are you protecting civilians in areas under your control?

Talla:  These civilians are our people. We took up arms and sacrificed our lives for their sake and for the sake of their freedom. They are an indispensable support for us. We will provide them with all forms of protection, particularly the widows, women, elderly and children.

Read more: http://www.al-monitor.com/pulse/originals/2017/06/syria-desert-tanf-us-backed-rebel-group.html#ixzz4j9Rq6ZVA

………………………………….

Tehran, Washington set for proxy clash on Syrian-Iraqi border

ALMONITOR

Author: Mustafa Saadoun

BAGHDAD — As the Popular Mobilization Units (PMU) continue their operations in the western areas of Mosul, some PMU factions reached the Syrian border May 29 and were met by Syrian army divisions on the other side of the border.

Summary⎙ Print Due to its strategic position and impact on the future of Syria, the Iraqi-Syrian border is likely to be the site of a new conflict between the allies of Washington and Tehran soon after the Mosul operation concludes.

Author

TranslatorSahar Ghoussoub

Badr Organization, PMU forces are stationed in the Um Jaris village on the Iraqi-Syrian border, northwest of the Ninevah governorate. The forces announced that they intend to continue to control the Iraqi-Syrian border toward al-Qaim district, north of the Anbar governorate, stretching over 300 kilometers (186 miles).International coalition aircraft had previously bombed a convoy of the Syrian army and armed loyalists near the border triangle between Iraq, Syria and Jordan, according to Abu Alaa al-Walai, secretary-general of the Martyrs of Sayyid Battalions, affiliated with the PMU. “The US aircraft bombed Friday night, May 19, PMU forces in the area of Abu Kamal, near the Iraqi-Syrian border,” Walai said.

As the Syrian government headed by Bashar al-Assad prepares to exert influence over the Iraqi-Syrian border with the help of its allies in Iraq and Iran, the opposition armed groups seek to do the same with the support of the international coalition. The border area between Iraq and Syria will turn into a conflict zone between the allies of Tehran and those of Washington.

Ahmad al-Asadi, a PMU spokesman, told Al-Monitor, “The PMU forces will mobilize to secure the Iraqi-Syrian border and then shut it down to prevent the infiltration of terrorist groups.”

Asadi expects a possible clash between the Iraqi regular forces supported by the PMU with what he called “terrorist groups, controlling an area of 100 kilometers [62 miles] inside the Syrian border.”

“If we do not attack these groups, they will simply attack us first. This is when the clash will occur as we will protect our border, as we believe that the presence of these groups inside the Syrian border will pose a threat to Iraq,” Asadi added.

On April 7, Al-Monitor published an article regarding Iraq’s readiness to enter into the Syrian war. In the same vein, Wahhab al-Tai, adviser to the Iraqi interior minister, told Radio Sawa on May 15, “Iraq will not only defend its borders from within but will reach some areas beyond its borders to prevent the infiltration of terrorist gangs, especially from Syria.”

“There is security cooperation between Iraq and Syria in this regard, within the framework of the security quartet, which also includes Russia and Iran,” Tai added.

Iraq laid out a military plan to secure its border with Syria. Iraqi Prime Minister Haider al-Abadi said during a press conference May 9, “Iraq’s plan in the next phase is securing the Iraqi-Syrian border from terrorist groups.”

Iraqi national security adviser Faleh al-Fayyad, Abadi’s envoy to Syria and head of the PMU, confirmed to Almayadeen TV Feb. 8 that “the PMU is securing the Syrian-Iraqi border.”

Fayyad also relayed a verbal message from Abadi to Assad on May ۱۸ about joint cooperation to fight terrorism in both countries and to secure the border between the two countries.

The PMU — which is fighting alongside the Iraqi government forces — seeks to reach and take control of the border between Iraq and Syria. This comes against the wishes of the United States.

The movement of the Syrian government forces toward the southern border indicates that they intend to get close to the al-Tanf base located in the area between Syria, Jordan and Iraq, where the United States trains Free Syrian Army (FSA) elements.

Retired Lebanese army Brig. Gen. Elias Hanna said in an interview with Al-Ghad Al-Arabi television May 12, “The US wants to control the Iraqi-Syrian border.”

A member of the FSA media office told Almodan newspaper on May 19 that “the Syrian government and Iran seek to control the crossings of al-Tanf and al-Walid to open a channel between Iran and Syria through Iraq. This would spell great clashes on the Iraq-Syria border.”

The United States wants to prevent any contact between Iran and the Syrian government that could facilitate the supply of arms from Tehran to Damascus through Iraqi territory, and this is why it exerts all possible efforts to prevent the PMU and the Syrian government from controlling the borders between the two countries.

The borders between Iraq and Syria will not be turned into a safe zone anytime soon. This will be subject to major negotiations between the two concerned countries, as well as between the United States and Iran.

The United States seeks to ward off all threats against its military base in al-Tanf and keep away all forces from the borders, except for the forces it backs.

Iran also wants its allied forces to take care of the Iraqi-Syrian border issue because it still wants to open a land crossing linking Iraqi-Iranian borders in eastern Iraq to the Iraqi-Syrian border in western Iraq. This issue that Washington and Tehran have been fighting over will place Abadi in an embarrassing position.

Abadi does not want to anger or marginalize the PMU, but he also does not want to lose his US ally, as he seeks to prevent the PMU from having the last say on the border issue.

A military conflict over the Iraqi-Syrian border between the allies of Tehran and those of Washington is on hold now because of the ongoing military operations in Mosul.

However, it seems this conflict is inevitable and likely to erupt after the liberation of the district of Tal Afar in the Ninevah governorate.

Read more: http://www.al-monitor.com/pulse/originals/2017/06/syria-iraq-mosul-anbar-pmu-us-iran.html#ixzz4j9ZUeVDD

……………………….

In Syria, Iran Sees Necessary War

Share Button

A third man with a key role to play was IRGC Gen. Hossein Hamedani, who was killed in Syria in October ۲۰۱۵٫ Hamedani’s role was essential in leading the forces on the ground. He left behind a full account of what happened on the way to Syria. The book, titled “Letters of the Fish,” focuses on Hamedani’s life. He recalls surprise at his being asked to go to Syria and how he met with many figures and visited several areas. He said 75% of the country “was under the control of the terrorist groups.” He added, “After some time, I sent a detailed report to the supreme leader, asking him to allow me to return to Iran, given that the Syrians weren’t making use of our presence. The leader told Hajj Qasem [Soleimani]: ‘You shouldn’t leave and return! Syria is sick, but doesn’t know it is sick; this disease should be explained to Syrian politicians and statesmen.’”

Covert Geopolitics

March 19,2017

Six years into the crisis in Syria, Iran sees the outcome of the conflict as shaping the new Middle East. It was Iran’s first overt foreign intervention in decades, one that some Iranian ideologues have called a war for existence.

by Ali Hashem 

Iranian officials say it spared the Islamic Republic from having to fight a similar war within its own borders. Yet it has been costly, draining and merciless in terms of material losses, and even worse when it comes to Iran’s image in the Muslim world. It has limited Iran’s options and has caused alliances — notwithstanding the common ground Iran shares with its partners — to seem very shaky and fragile.

“Iran learned a lot from these years,” an Iranian military source told Al-Monitor on condition of anonymity. The source said the conflict in Syria has not been a traditional war where things can easily be anticipated: “The mandate was changing from one day to another. When Iran decided to take part in the war via our military advisers, Syrian President Bashar al-Assad was on the verge of falling. More than 70% of the country was under [the control of] terrorist groups who were enjoying widespread international, regional states’ and popular support. Today, President Assad has the upper hand, and the world knows well that he’s the only choice for those who seriously want to defeat terrorism. Yet this is not the final phase.”

In Tehran, political and military elites believe enemies of the “resistance axis” created the crisis in Syria to take revenge for what Iranian elites see as the latter’s achievements and widespread popularity in the region. “It’s obvious that after the 33-day war in Lebanon and Hezbollah’s victory over Israel [in 2006], the Americans and their local agents started thinking of how to defeat us,” an Iranian official told Al-Monitor on condition of anonymity. The official said, “Since they can’t wage a war on Iran and their attempt to destroy Hezbollah failed, there was only one option at that time left — hitting the heart: Syria.” Therefore, according to the Iranian official, the Islamic Republic had no choice but to defend itself, and therefore, “Iran’s struggle in Syria is different from others: It’s an existential war with no choice for us but to win. All the other parties fighting in Syria can afford to win or lose, save Iran. Not winning this war will have dire consequences not only for Iran but for the Shiites of the world. Therefore, it was the Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei who took the decision to help Syria. It was both a religious and a political decision.”

The story of the Iranian decision to intervene in Syria has been a question for many, mainly with regard to how the decision was taken and whether a plan was in place from day one. Filling out the picture is the account of former Iranian member of parliament Esmail Kowsari — a former commander in the Islamic Revolutionary Guards Corps (IRGC) — who told the semi-official Fars News Agency in November 2013 how Hezbollah chief Hassan Nasrallah had gone to Ayatollah Khamenei with fears that Assad would be toppled. Kowsari said that Nasrallah, nine months after the Syrian war started, had concluded that the situation was bad and was almost over. Nasrallah was quoted as saying, “Along with some officials, we went to the [supreme] leader and told him our thoughts. After we finished speaking, he said: ‘No, that is not the case. We must just do our duty. If we do our duty, Assad and Syria will be stable.’”

The Iranian military source confirmed this account to Al-Monitor, adding, “When Nasrallah returned to Beirut, he met the [Hezbollah] Shura Council and told it about the [supreme] leader’s point of view; he asked them to prepare their plans. At the same time, Ayatollah Khamenei started meeting the leadership of the IRGC and asked it to put together their views and road map for how this conflict could end.” The Iranian source elaborated that Khamenei had two main concerns: preserving the weapons pipeline to Lebanon and keeping the holy shrines in Syria safe. The source said the two main leaders chosen to ensure that these objectives were met were Nasrallah and IRGC Quds Force commander Qasem Soleimani.

A third man with a key role to play was IRGC Gen. Hossein Hamedani, who was killed in Syria in October ۲۰۱۵٫ Hamedani’s role was essential in leading the forces on the ground. He left behind a full account of what happened on the way to Syria. The book, titled “Letters of the Fish,” focuses on Hamedani’s life. He recalls surprise at his being asked to go to Syria and how he met with many figures and visited several areas. He said 75% of the country “was under the control of the terrorist groups.” He added, “After some time, I sent a detailed report to the supreme leader, asking him to allow me to return to Iran, given that the Syrians weren’t making use of our presence. The leader told Hajj Qasem [Soleimani]: ‘You shouldn’t leave and return! Syria is sick, but doesn’t know it is sick; this disease should be explained to Syrian politicians and statesmen.’”

Hamedani also sent a report to the leadership of the IRGC. That report was later read by Ayatollah Khamenei, who asked Hamedani to consult with Nasrallah, who — according to the book — was “in charge of all the policies of the resistance axis in Syria.” Hamedani had more than 100 proposals for steps to be implemented, along with five main suggestions on the political, economic, cultural, military and security fronts. Since Nasrallah was the man in charge of Syria, Hamedani and his aides went to meet him in Beirut, with the discussions lasting “from the evening prayer until the morning prayer.” The book says the Hezbollah chief saw no need for political, cultural and economic steps at that time, saying, “Bashar Assad and the Baath Party are drowning to their necks in a quagmire. Nothing is left until they completely drown.” Hamedani then quotes Nasrallah as saying, “On the cultural side, do you want to teach them how to pray? Set up classes and teach them? Discuss spirituality with them? The time isn’t right; they are drowning! On the economic side, you want to sew clothes for them? You want to give them food? Those people need no food; they are vanishing. On the political front, you want to discuss the correct structure for the regime and reform it? They are losing everything!” Nasrallah concluded, “First we have to get Bashar and the Syrian government outside the quagmire; then, we’ll clean them, give them clothes, feed them, ask them to study and do their prayers. Now is the time to get them out [of the quagmire], and this is the strategic move.”

Hamedani’s account along with other ones by various Iranian commanders tell a lot about the Syrian war and about how and why Iran is keen to fight to the last man standing. Today, just as when Iran decided to enter Syria, the Islamic Republic continues to believe that compromising Damascus is akin to giving up Tehran — and that whatever the price of the war, it will never exceed the cost of losing it.

Photo: Lebanese sit in front of giant posters bearing portraits of Hassan Nasrallah, the head of Lebanon’s militant Shiite Muslim movement Hezbollah (L), the founder of Iran’s Islamic Republic, Ayatollah Ruhollah Khomeini (R) and Iran’s Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei (C), in the southern town of Kfour, Lebanon, March 1, 2016. (photo by MAHMOUD ZAYYAT/AFP/Getty Images)

نقدی بر نقد سحام نیوز در باره گور خمینی

Share Button

بمناسبت نقد سحام نیوز با عنوان: «توسعه حرم امام با برافراشتن ستونها با طرح های زیبا مهم است یا نجات دادن انسانها از فقر و تنگدستی

 

عظمت معماری و زرق و برق زرکاریهای گورخمینی نماد روشن و بی ابهام آنچه است که او با انقلاب اسلامی به مردم میهن ما وعده داده بود. ولی از آن وعده های عوامفریبانه او، برای مردم، مملکتی فقر و فساد زده و ویران باقی ماند و گورِ طلا و زرکاری شده و آبادِ خود او، و بسیاری از دیگر گورهایی که از محل بیت المال ملت، با مصر ف صدها تن طلا و نقره در ایران، عراق و سوریه آزین بندی و زرکاری و نقره کاری شدند.

با خانه خرابی ملت دهها هزار مسجد، امامزاده، مصلی، تکیه و زیارتگاههای دیگر آباد گشت تا به وعده ی آبادانی خمینی جامعه عمل بوشیده شود. آری خمینی پیشتاز آبادانی بود ولی برای مردگان و آنهم فقط مردگان آئین ضد مردمی خودش . گور رضا شاه بزرگ سازنده ایران مدرن، ویران شد و گور مصدق و نادر و فردوسی و کورش و داریوش و.. ، به امان خدا رها گشتند.

از آن آبادی فقر و خانه خرابی نصیب مستضعفین گشت و نه تنها آب و برق مجانی نشد بلکه نان کافی هم از سر سفره آنان نیز رخت بربست و بدینسان دیکتاتوری مدرن،ت وسعه گرا  و آینده ساز شاه با استبداد گذشته گرا، و حاکمیت مداحان و رمالان جایگزین گشت.

مرده پرستی نصیب مردم و زنده پرستی شهوت آلود از آن روضه خوانان گشت تا آخرت گرائی را به مردم هدیه کنند در حالیکه خود دنیا پرستانه با چنگ و دندان و ناخن به همین دنیا بچسبند.

ح تبریزیان

گور خمینی

Bildresultat för ‫قبر خمینی‬‎

 

 

Bildresultat för ‫قبر خمینی‬‎

قبر ملک عبدالله پادشاه فقید عربستان و معمار مدرنیزاسیون در آن کشور 

Bildresultat för The grave of King Abdullah

قبر ملک عبدالله

روانش شاد باد!
منتشر شده در: .

چهاردهم خرداد سالروز ارتحال امام خمینی است که با وجود بسیاری از نقدها،  مخالفین ایشان بر دو ویژگی مهم او اتفاق نظر دارند: یکی تاثیرگذاری او به عنوان رهبر یکی از مردمی ترین انقلاب های جهان و  دیگری ساده زیستی.

سخن این نوشتار ویژگی دوم است و بهانه ای است برای نقد به مجموعه  اقداماتی است که در چند سال اخیر با عنوان توسعه حرم امام صورت گرفته است. پیش از این، توسعه حرم امام با انتقادهای زیادی روبرو شده  بود و جالب بود منتقدین از طیف های مختلف اصولگرا اصلاح طلب و حتی مخالفان خارج از حاکمیت بودند که روی یک موضوع  اتفاق نظر داشتند: اینکه در حالی که کشور با بحران های فراوانی در زمینه اقتصاد و معیشت و اجتماع  روبروست هزینه سنگین برای توسعه حرم چه توجیهی دارد؟ آیا این اقدامات  اصولا با منویات و روحیات امام سازگار است؟

هر چند که نه محل هزینه های توسعه حرم و نه میزان آن شفاف است اما با نگاهی به سقف و پایه‌های بسیار مستحکم و دیوارهای ضخیم بتونی ، پاساژها و مغازه های ساخته شده و طرح های فروان در دست اقددام می توان تخمین زد هزینه ها میلیاردی و کلان است و عدم شفافیت هم خود نقطه ضعفی است. به این موضوع نیز واقفیم که توجیه مسئولان توسعه حرم امام، حرف هایی از این دست هستند: حرم امام، خانه مردم و خانه تکریم و تعظیم مردم است…کار هنری ارزشمند است و…”

به نظر نمی رسد این توجیهات پاسخ های مناسبی برای انتقادات مطرح شده به طرح توسعه حرم امام باشد. اول اینکه این هزینه های میلیاردی با روحیه امام سازگار نیست. دوم اینکه توسعه حرم برای هیچ شخصیتی کرامت و احترام نیاورده است بلکه آنچه کرامت می آورد سابقه مبارزاتی و تلاش برای احقاق حقوق مردم است. سوم اینکه متولیان این طرح آیا بهتر نبود اندیشه می کردند و این پول های گزاف و سنگین را در مسیری خرج می کردند که راه و یاد امام بهتر زنده نگاهداشته می شد؟

چگونه هزینه های میلیاردی برای حرم امام قابل توجیه است درحالی که وضعیت کودکان ایرانی در سیستان و بلوچستان اسفناک است و در استان های محروم کردستان، لرستان و ایلام وچند استان دیگر امکانات اولیه برای آموزش و پرورش آنها میسر نیست؟آیا متولیان ساخت حرم به حاشیه های شهرهای بزرگ و وضعیت اندوهناک بخشی از هموطنانمان سر زده اند؟ آیا رواست بخشی از هموطنانمان به نان شب محتاج باشند اما این همه هزینه سنگین میلیادری برای توسعه حرم شود؟

حتما بانیان این طرح پاسخ می دهند با توقف این طرح و هزینه نکردن برای آن این مشکلات حل می شوند؟ پاسخ ما هم خیر است حل نمی شوند اما هزینه نکردن منابع مالی سنگین برای توسعه حرم امری نمادین است . احترام به سختی هایی است که مردم محروم  می کشند. درک وضعیت مستمندانی است که بعد از نزدیک به ۴۰ سال از وقوع انقلاب همچنان محروم از امکانات ابتدایی هستند. چگونه از لحاظ وجدانی باید پذیرفت پولی را که می شود صرف نجات حداقل دهها نفر از مردم غرق در بحران فقر و تنگدستی کرد برای توسعه حرم خرج کرد؟

و آخر اینکه آیا بهتر نبود متولیان این طرح اگر دغدغه حفظ  نام و یاد امام را داشتند این پول رادر اختیار سازمان های غیر دولتی قرار می دادند تا با بحران های اجتماعی مبارزه کنند. یا اینکه حتی به نام امام، از  ان جی اوهایی حمایت می شد که برای کاهش درد وفقر مردم تلاش می کنند؟ کدام روش برای پاسداشت نام و یاد امام  بهتر  است: برافراشتن ستونها با طرح های زیبا یا نجات دادن انسان ها از فقر و تنگدستی؟ هزینه برای هر یک از این اهداف نمادین است. نشانگر مسیری است که در آن حرکت می کنیم.