Category: از دیگران و جراید خارجی

تحریم‌های آمریکا با اقتصاد ناکارآمد ایران چه می‌کند؟

Share Button

اکونومیست بررسی کرد:

ریالِ ایران که این روزها با بحران ارزی مواجه است، از تابستان گذشته تاکنون حدود ۶۰ درصد از ارزش خود را از دست داده است. مسوولان تلاش کردند با دستگیری ده‌ها تن از تجار و سیاستمداران فاسد نشان دهند که قصد دارند به این مشکلات پایان دهند. اکونومیست اما در مطلبی نوشته است که مشکلات اقتصادی ایران بسیار عمیق‌تر است.

تحریم‌های آمریکا با اقتصاد ناکارآمد ایران چه می‌کند؟

تجارت نیوز

اکونومیست مدعی است «دو سال طول کشید تا توافق هسته‌ای حاصل شود و تنها با یک امضا همه رشته‌ها پنبه شد». این مجله در ادامه ادعای خود نوشته است: در ششم آگوست، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، فرمان اجرایی بازگرداندن تحریم‌های مربوط به صنعت خودروی ایران، تجارت طلا و فلزات گرانبها و انجام مبادلات با دلار را امضا و به این ترتیب وعده خود را عملی کرد. توافق هسته‌ای در سال ۲۰۱۵ امضا شد که در آن تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران به ازای محدود کردن فعالیت‌های هسته‌ای این کشور، برداشته شد. این تحریم‌ها اقتصاد ایران را بیش از گذشته آسیب‌پذیر می‌کند. اینکه آیا قرار است تحریم‌های آمریکا دستاوردهای دیگری هم داشته باشد را زمان مشخص می‌کند.

به گزارش تجارت‎نیوز، بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه و چین که دیگر امضاکنندگان توافق هسته‌ای هستند، معتقدند ایران بر اساس ارزیابی‌های آژانس بین‌المللی انرژی به تعهدات خود پایبند بوده است. ترامپ اما به صورت یکجانبه از توافق هسته‌ای خارج شد.

در تلاش برای حفظ برجام، اتحادیه اروپا به شرکت‌های اروپایی اعلام کرده که خسارت‌های ناشی از تحریم‌های آمریکا را جبران می‌کند. با این حال عده اندکی معتقدند که احیای مقررات مسدود کردن تحریم‌ها از سوی اتحادیه اروپا بتواند کمک چندانی کند. توتال فرانسه از قرارداد ۲ میلیارد دلاری برای توسعه میدان گازی پارس جنوبی دست کشیده است، ایرباس برنامه تحویل ۱۰۰ جت مسافربری را متوقف کرده و شرکت‌ آمریکایی بوئینگ هم قرارداد ۲۰ میلیارد دلاری خود را از دست داده‎ است.

در ماه‌های اخیر، تحریم‌های جدید و خروج سرمایه از ایران، بحران ارز در این کشور را تشدید کرده است. طبق گزارش اکونومیست، در تابستان گذشته قیمت هر دلار آمریکا در بازار سیاه ۳۸۰۰ تومان بود. از آن زمان تاکنون ریال بیش از ۶۰ درصد از ارزش خود را از دست داده است. در سی‌ام جولای نرخ دلار به ۱۱ هزار و ۹۰۰ تومان رسید. قیمت برخی از مواد غذایی تا بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است.

اکونومیست مدعی است دارایی‌های آستان قدس رضوی تنها در تهران حدود ۱۳ میلیارد دلار برآورد شده که دو برابر دارایی‌های بانک واتیکان است.

حسن روحانی؛ رئیس جمهور، دو مقام بانکی شامل ولی‌الله سیف؛ رئیس بانک مرکزی و احمد عراقچی؛ معاون ارزی بانک مرکزی را از کار برکنار کرد. احمد عراقچی که کمتر از یک سال معاون ارزی بانک مرکزی بود، برادرزاده عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه است. انتخاب او به عنوان معاون ارزی بانک مرکزی یکی از نمونه‌های خویشاوندسالاری در ایران است که موجب شده این کشور در پایین فهرست سازمان بین‌المللی شفافیت که فساد را در میان کشورها بررسی می‌کند، قرار بگیرد.

مسوولان اما تلاش کردند با دستگیری ده‌ها تن از تجار و سیاستمداران فاسد نشان دهند که قصد دارند به این مشکلات پایان دهند.

نویسنده این مطلب اکونومیست اما اعتقاد دارد مشکلات اقتصادی ایران عمیق‌تر است و دستگیری چند مقام فاسد کمک چندانی نمی‎‌کند. بخش‌های مهمی از اقتصاد ایران تحت نفوذ موسسات شبه‌دولتی در ایران است. یکی از آنها آستان قدس رضوی است؛ یک نهاد خیریه‌ای که دفتر مرکزی آن در استان شمال شرقی ایران، خراسان واقع شده است. این بنیاد در قرن شانزدهم و با هدف نگهداری و مراقبت از حرم امام رضا تاسیس شد. اکونومیست مدعی است، امروز اما این نهاد دیگر منافع  غیرمعنوی بسیاری دارد؛ شرکت‌های نفتی، معدنی و حتی یک شرکت بیمه‌ای در اختیار این نهاد است. اگرچه این نهاد ثروت بسیاری در کنترل دارد اما از مالیات معاف است. دارایی‌های آستان قدس رضوی تنها در تهران حدود ۱۳ میلیارد دلار برآورد شده که دو برابر دارایی‌های بانک واتیکان است.

نهادهای شبه‌دولتی ۴۰ درصد از بانک‌های خصوصی ایران را تحت کنترل دارند که بسیاری از آنها با کمبود سرمایه مواجهند.

هر بخشی از اقتصاد ایران امپراطوری خود را دارد. در حالی که کارگران در زیرِ زمین خط هفتم متروی تهران را حفاری می‌کنند، مهم‌ترین پیمانکار آن شرکت سپاسد از سوی ایالات متحده آمریکا تحریم شده است. خزانه‌داری آمریکا می‌گوید که این شرکت توسط سپاه پاسداران ایران اداره می‌شود. سپاه است بخشی از پروژه‌های مترو را به شرکت دیگری به نام حرا واگذار کرده که آن هم زیر نظر سپاه است. اگر شرکت‌هایی که پروژه‌های مترو را در دست دارند، به مصالح ساختمانی نیاز داشته باشند، می‌توانند از طریق شرکت‌های دیگری که آنها هم وابسته به سپاه پاسداران هستند، سیمان و فولاد مورد نیاز خود را تامین کنند. همچنین، این نهادهای شبه‌دولتی ۴۰ درصد از بانک‌های خصوصی ایران را تحت کنترل دارند که بسیاری از آنها با کمبود سرمایه مواجهند.

حسن روحانی که بر امضای توافق هسته‌ای اصرار داشت، وعده داده بود که با انعقاد این توافق سرمایه‌گذارهای خارجی به ایران هجوم می‌آورند. اما حتی پیش از آغاز ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ هم شرکت‌های خارجی در مورد انجام فعالیت‌های تجاری در ایران تردید داشتند. رقابت با شرکت‌های ایرانی که توسط این امپراطوری‌ها اداره می‌شوند، بسیار دشوار است.

حجم صادرات نفت ایران در سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ و با وضع تحریم‌های بین‌المللی حدود ۵۸ درصد کاهش یافت.

ایرانی‌ها مدت‎‌هاست که از رکود اقتصادی موجود ناامید شده‌اند. پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که اوضاع به مراتب بدتر خواهد شد؛ به‌ویژه در ماه نوامبر که آمریکا تحریم‌هایی را اجرایی خواهد کرد که صنعت نفت ایران را هدف قرار می‌دهند. ایران پیش‌تر در زمان ریاست‌جمهوری باراک اوباما هم تحریم‌ها را تجربه کرده بود. تحریم‌های بین‌المللی که از سوی آمریکا و دیگر متحدانش علیه ایران اعمال شد، کاهش چشمگیر صادرات نفت ایران را به دنبال داشت. حجم صادرات نفت ایران در سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ حدود ۵۸ درصد کاهش یافت.

ترامپ حالا به دنبال توافق بهتری است؛ توافقی که در آن برنامه‌های موشکی ایران محدودتر شده و تا یک دهه دیگر منقضی نشود. هنوز مشخص نیست که او چطور می‌تواند به چنین توافقی برسد، آن هم در شرایطی که متحدانش او را همراهی نمی‌کنند. او یک هدفی غیرواقعی برای خود مشخص کرده تا صادرات نفت ایران را که در حال حاضر ۲٫۵ میلیون بشکه در روز است، به صفر برساند. کشورهای مختلف واکنش‌های مختلفی به این تصمیم او نشان داده‌اند. هند به دنبال روش‌های پرداخت دیگری است تا بتواند روزانه ۷۶۸ هزار بشکه نفت از ایران خریداری کند. ترکیه می‌گوید با تحریم‌ها موافق نیست و چین که یک‌چهارم نفت خام ایران را خریداری می‌کند، از تحریم‌های جدید خوشحال است. شرکت فرانسوی توتال که قرار بود با همکاری شرکت ملی نفت چین پروژه توسعه میدان گازی پارس جنوبی را به دست بگیرد، حالا از ایران خارج شده و شرکت ملی نفت چین بارها به ایران پیشنهاد داده که جایگزین توتال شود.

از سوی دیگر، دونالد ترامپ پیشنهاد کرده که با رهبران ایران بدون هیچ پیش‌شرطی ملاقات خواهد کرد. ایران اما واکنشی به پیشنهاد آمریکا نشان نداده است. ترامپ حالا بیشتر به اعتراضات و ناآرامی‌هایی که اخیرا در برخی شهرهای ایران رخ داده، متمرکز شده است. مقامات آمریکایی به تازگی گفته‌اند: ما می‌خواهیم تغییر رفتار رژیم ایران را با مردمش ببینیم.

اکونومیست در ادامه این بار مدعی شده است: در مورد اعتراض‌ها، نظرات سپاه پاسداران و کاخ سفید کاملا متفاوت است. فرمانده سپاه پاسداران، این اعتراضات را حتی جدی‌تر از تهدیدهای خارج از کشور می‌داند.

به عقیده نویسنده، این اعتراضات مداوم اما کوچک و بدون رهبری هستند و ایران در حال حاضر اپوزیسیونی با مخالفت کاملا منسجم برای به چالش کشیدن دولتمردان ندارد.

اوایل تابستان، ساکنان استان خرمشهر به مشکل بی‌آبی دچار شدند. معترضان دستگیر شدند و دولت یکی از شرکت‌های وابسته به سپاه را برای پروژه نصب خط لوله ۹۰ کیلومتری به این استان فرستاد.

حسن روحانی امیدوار بود بتواند نهادهای شبه‌دولتی را هم از نظر سیاسی و هم اقتصادی تضعیف کند، اما شکست خورد. اکونومیست در پایان این طور پیش‌بینی کرده با بحرانی که به وجود آمده، دولت نسبتا میانه‌روی او حالا ناچار است با جناح تندرو همکاری کند. این مساله قطعا موجب می‌شود که دولت بار دیگر نه به منافع غرب توجه کند و نه واکنش مناسبی برای مردم ایران داشته باشد. به این ترتیب ترامپ موفق شده تا رفتار رژیم را تغییر دهد؛ اما نه آن تغییری که به دنبالش بود!

تابناک: در بانک مرکزی رخنه کرده اند

Share Button

شهاب‌الدین بی‌مقدار در گفت‌وگو با تابناک

 

هرج‌ومرج کامل در بازار حاکم است هر کس به هر روشی که بتواند جیب مردم را خالی می‌کند هرروز قیمت اجناس گران‌تر می‌شود، و تنها راهکار این وضعیت در شرایط موجود این است که خود دولت کالا را وارد کند و در اختیار مردم بگذارند. 

 
تاریخ انتشار:۱۳ مرداد ۱۳۹۷ – ۱۳:۲۷۰۴ August 2018

عدم پاسخگویی مسئولان کشور به اوضاع اقتصادی موجی از نگرانی را در بین مردم ایجاد کرده است، برخی از مردم حتی توان تهیه مایحتاج ضروری خود را ندارند، کالا و خدمات هرروز گران‌تر شده و مردم با اضطراب در حال پیگیری قیمت‌ها هستند.

این وضعیت نمایندگان مردم در مجلس را نیز نگران کرده است، برخی از نماینده‌ها بر این اعتقاد هستند که مردم عصبانی هستند و اگر دولت به‌زودی راهکاری برای حل بحران پیدا نکند موج اعتراضات شروع خواهد شد و ممکن است جو امنیتی در کشور ایجاد گردد.

شهاب‌الدین بی‌مقدار در گفت‌وگو با تابناک اظهار داشت: وضعیت موجود به نظر می‌رسد که بیشتر از عدم اعتماد مردم به آینده کشور ناشی می‌شود، هرکس که یک پس‌انداز ناچیزی که داشت را سعی کرده است تبدیل به دلار سکه کند که حداقل بتواند اندک سرمایه خود را حفظ نماید.

این نماینده با اشاره به موضوع پیشنهاد ترامپ و همچنین احتمال حضور وزیر خارجه عمان برای پادرمیانی مذاکره با امریکا گفت: به نظر من باید ما هم مذاکرات را قبول کنیم تا این مسائله روانی حل شود و قیمت‌ها کمی کاهش پیدا کند.

وی در ادامه گفت: مشکل دیگری که دراین‌بین بوده ناشی از عدم مدیریت درست بازار ارز است، از ابتدا دولت باید برای مایحتاج اساسی مردم خود وارد گود می‌شد و اقدام می‌کرد، بقیه موارد را نیز آزاد می‌گذاشت و ارز کشور را هزینه این‌گونه کارها نمی‌کرد و به‌جای آن پروژه‌های نیمه خوابیده را احیا می‌کرد تا مردم هم احساس کنند که کارهایی صورت گرفته است.

اما بی‌برنامگی‌ها چنان شد که عده‌ای ارز ۴۲۰۰ تومان را گرفتند و به‌جای واردات مایحتاج مردم ارز کشور را در بازار آزاد به فروش رساندند. الآن دولت باید سریعاً تصمیم‌گیری کند و بازار ارز ثانوی را فعال کند، از طرف دیگر دروغ به مردم نگوید و نگوید که ما می توایم هرچه ارز لازم باشد را تأمین کنیم.

وی گفت: اگر اقدام لازم نشود و اقتصاد کشور تثبیت نگردد کارگران بیشمار بیکار خواهند شد و اگر این اتفاق رخ دهد مسائل اجتماعی و امنیتی زیادی برای کشور ایجاد خواهد شد.

وی گفت: با امنیتی کردن بازار و دستگیری افراد خورده پا اوضاع را درست نمی‌کند، الآن بازارها رو به تعطیلی است، بازاری نمی‌داند که جنس خود را بفروشد یا نفروشد.

این نماینده گفت: مردم الآن عصبانی هستند، این عصبانیت اگر پاسخ مناسبی دریافت نکند و اگر مجلس و دولت، پاسخ روشنی به آن ندهد به خیابان خواهند ریخت و حق خود را خودشان خواهند گرفت، الآن همه مظطرب هستند و نمی‌دانند چه‌کار باید بکنند، درامد یک کارگر به ۱۰۰ دلار رسیده و همه‌چیز گران شده است.

بیمقدار گفت: هرج‌ومرج کامل در بازار حاکم است هر کس به هر روشی که بتواند جیب مردم را خالی می‌کند هرروز قیمت اجناس گران‌تر می‌شود، و تنها راهکار این وضعیت در شرایط موجود این است که خود دولت کالا را وارد کند و در اختیار مردم بگذارند.

وی اظهار داشت:عده‌ای در بانک مرکزی معلوم نیست چگونه نفوذ کرده‌اند و چگونه دلار مفت را از دولت گرفته‌اند، طرف که هیچ سررشته‌ای از گوشت ندارد، دلار ۴۲۰۰ تومان گرفته تا از ارمنستان گوشت وارد کند اما دلارها سر از بازار آزاد درآورده است.

وی گفت: مردم در حال له شدن هستند، کارگران زیر بار فقر کمرشان راست نمی شود، افرادی که از کمیته امداد امرار معاش می کنند، چیزی برای خوردن پیدا نمی کنند، در طولانی مدت بازاری‌ها و کسبه هم فلج خواهند شد، وقتی مردم پولی برای خرید ندارند طبیعی است که بازارها بسته شود.

وی گفت: یکی از راهکارهای درست شدن اوضاع این است که ما سایه جنگ را از سر مردم برداریم، اینکه کری بخوانیم برای یکدیگر و فلان کار را می‌کنیم این‌ها راهکار نیست و مردم را بیشتر در تنگنا قرار می‌دهد.

 

 

 

 

……..
نظر یک کارشناس پولی راجع به علل بلا رفتن اخیر تورمل

سقوط ریال و صعود دلار و طلا ادامه خواهد یافت

Share Button

کنترل پولی و نظم و نظامات اقتصادی بطور کامل از دست دولت و بانک مرکزی خارج شده است و من با قطعیت میگویم، دقت کنید و بخاطر بسپارید! با قطعیت میگویم: نه این رئیس جدید بانک مرکزی آقای همتی و نه حتی اگر همه مغز های اقتصادی معاصر و سه قرن گذشته تا بحال را هم در یک اطاق جنگ یا فکر اقتصادی در بانک مرکزی جمع کنند، آنها قادر نخواهند بود گره از پای صعود موشکی و شتابگیری نرخ طلا و دلار و سقوط آزاد ریال را بگیرند. ما با سرعت بسوی تورمی نه دو رقمی و سه رقمی بلکه بسوی یک تورم نجومی مانند ونزوئلا، میلیون درصدی در حرکتیم. در این شرایط باید کمربندهارا سفت بست تا در این سقوط، با سر به ته ناپیدای صخره ای درّه نخورد.

تحت شرایط سیاسی و اقتصادی کنونی نقطه توقفی برای سقوط ریال و صعود دلار و طلا نیست

روزنامه های امروز کشور از بالا رفتن شاخص بورس و از گرانتر شدن مسکن نوشته اند و تلویحا آنرا نشانه ای مثبت ارزیابی کرده اند.
اگر کسی این بالا رفتن ها را حمل بر رونق یا بهبود اقتصادی کشور تلقی کند معلوم است که نه از اقتصاد چیزی میداند نه از وضع خاص بحران اقتصادی کشور.
خیل نقدینگی کلان و سرگردان در مملکت پس از غارت طلا و ارز بانک بانک مرکزی حالا متوجه بازار مسکن و بورس شده است و کار به زودی به خرید نخود و لوبیا و فرش و هر آنچه جنس قابل نگهداری که شده هم میرسد.
ریال به آتش سوزانی تبدیل شده که دست دارنده خود را می سوزاند و باید سریعا آن را با یک کالای منجمد و سرد ذوب نشونده معاوضه کرد.
همه اسکناسهای صادره بانک مرکزی سراسیمه بسوی انتشار دهنده خود یعنی بانک مرکزی در حرکتند مانند چک و سفته های یک تاجر ورشکسته که پانیک زده پیش صادر کننده خود برمیگردند قبل از اینه. صفر شده باشند و کاملا بی ارزش.
بزودی مردم در جلول بانکهای معتبر هم صف خواهند بست تا سپرده های خود را بگیرند و بهر جنسی که میتوانند آنها را تبدیل کنند.
کنترل پولی و نظم و نظامات اقتصادی بطور کامل از دست دولت و بانک مرکزی خارج شده است و من با قطعیت میگویم، دقت کنید و بخاطر بسپارید! با قطعیت میگویم: نه این رئیس جدید بانک مرکزی آقای همتی و نه حتی اگر همه مغز های اقتصادی معاصر و سه قرن گذشته تا بحال را هم در یک اطاق جنگ یا فکر اقتصادی در بانک مرکزی جمع کنند، آنها قادر نخواهند بود گره از پای صعود موشکی و شتابگیری نرخ طلا و دلار و سقوط آزاد ریال را بگیرند. ما با سرعت بسوی تورمی نه دو رقمی و سه رقمی بلکه بسوی یک تورم نجومی مانند ونزوئلا، میلیون درصدی در حرکتیم. در این شرایط باید کمربندهارا سفت بست تا در این سقوط، با سر به ته ناپیدای صخره ای درّه نخورد.
CimorghIran@

پیرامون نامه اصلاح طلبانه به وزیر خارجه آمریکا

Share Button

در اینکه این نامه نویسی و آرشیو کاوی گفته های داریوش همایون و بنی صدر و رجز خوانیهای سردار حاج قاسم مداح همه اپیزودهای یک سناریو واحد هستند که دستگاههای اطلاعاتی رژیم آنرا سازمان داده اند من تردید ندارم. چند روز پیش از این اتفاقات، شیخ حسن روحانی در یک سخنرانی با تأکید گفت« خیلی از ایرانیان مخالف رژیم در خارج هم وطن پرست هستند و وطنشان را دوست دارند و مخالف سیاست آمریکا می باشند». 

امروز نامه ایی از سوی حدود ۲۰۰۰ نفر از اصلاحطلبان قسم خورده به مایک پمپئو در شبکه مجازی ظاهر شد که مواضع اخیر مقامات آمریکا را محکوم نموده اند. در اینکه این نامه نویسی و آرشیو کاوی گفته های داریوش همایون و بنی صدر و رجز خوانیهای سردار حاج قاسم مداح همه اپیزودهای یک سناریو واحد هستند که دستگاههای اطلاعاتی رژیم آنرا سازمان داده اند من تردید ندارم. چند روز پیش از این اتفاقات، شیخ حسن روحانی در یک سخنرانی با تأکید گفت« خیلی از ایرانیان مخالف رژیم در خارج هم وطن پرست هستند و وطنشان را دوست دارند و مخالف سیاست آمریکا می باشند». این اظهارات روحانی داستان دزد ویالون زن را به ذهن آدم تداعی کند.

برای آنها که داستان را نمیدانند:« دزدی شبی مشغول اره کردن قفل فروشگاهی بود تا پول و اجناس آن را بدزد. پاسبانی رسید گفت چه کار میکنی؟ دزد پاسخ داد که ویالون میزنم . پلیس با تعجب پرسید ولی من صدایی نمی شنوم! دزد پاسخ داد که صدای ویالون های شبانه من صبح روز بعد درمی آید. و فردای آن روز که صاحب فروشگاه آمد و متوجه شد که دزد به مغازه او زده است، شیونش بلند شد. پاسبان از راه رسید و گفت جه خبر است، صاحب فروشگاه ناله کنان گفت دیشب مغازه ام را دزد زده است. پاسبان تازه فهمید که این همان صدای ویالون شبانه آن دزد بوده است.

حال صدای ویالون شیخ حسن که لطف کرده و به سینه مخالفین وطن پرست رژیم مدال اسلامی زده امروز بلند شد.

تا اینجای کار و اینکه رژیم شبکه وسیع ستون پنجمی در بین مخالفین دارد و میتواند هراز گاهی از این ویالون ها بزند شکی نیست و در این هم شکی نیست که بیشتر امضاء کنندگان و نه سازمان دهندگان چنین نامه ایی ارتباطی با رژیم ندارند و واقعاً فکر میکنند در شرایط تقابل فعلی رژیم  با آمریکا باید در کنار رژیم بایستند هم حرف نیست. ولی دردناک اینست که این نامه آن قدر که توسط فعالین مخالف رژیم، بظاهر از روی تعجب زدگی یا آگاهانیدن دوستان در عرصه شبکه های اجتماعی پخش و باز تکثیر شد، یک دهم آن توسط خود رژیم انجام نگردید.

این امر ضعف و بی سازمانی مخالفین رژیم را میرساند که بعلت پراکندگی و عدم ارتباط اپوزیسیونی بین خود ناخواسته به اعلامیه پخش کن دستگاههای اطلاعاتی رژیم تبدیل می گردند و این در حالی است که این گروهها یا افراد که این چنین یافته خبری این چنینی خود را پخش میکنند، موقع انتشار اخباری که برعلیه رژیم است اگر رابطه قوم و خویشی سیاسی با نگارنده یا نشر دهنده نداشته باشند از پخش آنها ولو صد در صد هم مورد تاییدشان باشد خودداری  می کنند.

در روزهای آینده یادداشت مفصل تری راجع به این نامه خواهم نگاشت.

در کانال تلگرامی سیمرغ(زیر) بما به پیوندید تا بتوانیم بانگ اعتراض بخشهای بیشتری از مردم نسبت به رژیم باشیم و فریاد اعتراض آنها را وسیعتری منعکس کنیم. هدفی جز گفتمان سازی ملی و آزادیخواهانه نداریم که آنرا، ناسیونال لیبرالیسم عنوان گذاری کرده اییم.

CimorghIran@

شیادی سیاسی آخوند منشانه مقام معظم رهبری

Share Button

آن بخش از مردم میهن ما که به رویدادهای سیاسی کشور توجه می کنند، کمتر روی این نکته حقوقی سیاسی دقت کرده اند که در حکومت دوگانه حاکم بر میهن ما، رئیس جمهور کشور (از بی اختیاری او می گذریم) به لحاظ حقوقی مسئول ترین شخص در برابر جامعه خودمان و جامعه جهانی است. بر حسب ظواهر حقوقی او برگزیده مردم است. پس وقتی او علیه این یا آن کشور عربده جوئی میکند، از قدرت موشکی ایران و تصمیم(رژیم) به توسعه دادن ظرفیت و کیفیت تولید موشکی و دیگر جنگ افزار ها سخن میگوید؛ این، درحقیقت مردم ایران هستند که در پشت سر این حرفها ایستاده اند و نه یک ارگان فراقانونی که نفوذی روی آن ندارند!


در بحث های روز خیابانی و محفلی یا حتی رسانه ایی در رابطه با رژیم، بسیاری مسائل، به طور بسیار ظریفی، چنان بسته بندی می شوند که حتی وقتی بسته آنها باز می شوند باز هم مانند جعبه های شامورتی بازی و چشم بندی آدم نمی فهمد موجود توی این جعبه یک افعی است یا یک کبوتر. یا ماری به شکل کبوتر و یا برعکس.
بنا به گزارش روئیترز امروز، سید علی خامنه ایی، امروز شنبه، از موضع رئیس جمهور ایران شیخ حسن روحانی دایر بر بلوکه کردن صادرات نفت ممالک حاشیه خلیج فارس، در صورت توقف صادرات نفت ایران پشتیبانی کرده است.
روئیتر می نویسد:« رهبر عظمای ایران سید علی خامنه ای، از پیشنهاد حسن روحانی دایر بر اینکه ایران ممکن است در صورت توقف صادرات نفت خود از صدور نفت ممالک حاشیه خلیج جلوگیری کند، پشتیبانی کرد. او ضمناً در این سخنرانی هرگونه مذاکره با آمریکا را رد کرد».
آکادمی های بزرگ دنیا باید دو فاکولته جدید یکی برای زبان شناسی آخوندی رایج در ایران و یکی برای رفتارشناسی و روانشناسی آخوندی حاکم بر میهنمان دایر کنند تا رمز و راز حرفهای مقامات رژیم را باز کنند.
زبان پیچیده آخوندی حاکم و رفتار ویژه آخوندی، تنها برای فرنگی ها مسئله نیست بلکه در درجه اول خود مردم میهنمان را هدف میگیرند و چنان از مجاری غیر مستقیم از شنونده و بیننده شعور زدایی میکنند که شخص هر چه هم کارکشته باشد سر آخر تا حدی تنقیه فکری شده است.
من به تحلیل همین دو گزاره فوق میپردازم.
مگر بستن ترافیک نفتی در خلیج فارس امریست که در حوضه اختیارات ریاست جمهور، شیخ حسن می باشد که خامنه ای این حکم را اول به او نسبت می دهد و بعد از آن حمایت میکند؟ آیا آن نیروهایی که باید در چنین صورتی راه را بر تانکر های نفتی عربستان و امارات و بحرین ببندند، تحت فرمان شیخ حسن هستند یا فرمانده کل قوا که خود سید علی خامنه ای می باشد؟
مگر قرار است صدور نفت ایران متوقف شود که رهبر عظما تهدید به متوقف کردن محموله نفتی ممالک حاشیه خلیج فارس میکنند؟
مگر نه این است که آمریکا با استفاده از ابزار های مالی و خزانه داری مقتدر خود و نه مین گذاری سواحل ما یا ممانعت از ترافیک تانکرهای حامل نفت ما، مشکلات بازاری و نه نظامی برای فروش نفت ما ایجاد میکنند؟
آیا اگر حسن به حسین سلام نداد، حسین این حق را دارد که با سیلی توی گوش حسین بزند؟ آیا کسی مانع این حق برای حسین می شود که او هم به حسن سلام ندهد؟
آمریکا با استفاده از قدرت مالی خود رژیم را تحریم کرده است که یک معنای آن تحریم، نخریدن نفت ایران است. سیدعلی خامنه ای و رئیس جمهور برگزیده اش، می توانند به عنوان عکس العمل، آمریکا و ممالکی که از آن در این تحریمهاتبعیت می کنند را تحریم کنند. و اگر نمی توانند و قدرت این کار را ندارند غلط میکنند به هزینه مردم ایران و سنگین کردن بار معیشتی آنان برای آنها، به دنیا اعلان جنگ بدهند.
درگیری با آمریکا، که به بزرگترین محمل سیاسی و مذهبی این رژیم فاسد وعوام فریب تبدیل شده است، هزینه اش نه بر سفره رنگین خامنه ایی و شرکاء بلکه بر معیشت مردم و گذران مردم تحمیل می شود. و آنها حق ندارند بیش از این از مردم برای سیاستهای خود مایه بگذارند.
و اما جنبه رفتار شناسانه مسئله:
آن بخش از مردم میهن ما که به رویدادهای سیاسی کشور توجه می کنند، کمتر روی این نکته حقوقی سیاسی دقت کرده اند که در حکومت دوگانه حاکم بر میهن ما، رئیس جمهور کشور (از بی اختیاری او می گذریم) به لحاظ حقوقی مسئول ترین شخص در برابر جامعه خودمان و جامعه جهانی است. بر حسب ظواهر حقوقی او برگزیده مردم است. پس وقتی او علیه این یا آن کشور عربده جوئی میکند، از قدرت موشکی ایران و تصمیم(رژیم) به توسعه دادن ظرفیت و کیفیت تولید موشکی و دیگر جنگ افزار ها سخن میگوید؛ این، درحقیقت مردم ایران هستند که در پشت سر این حرفها ایستاده اند و نه یک ارگان فراقانونی که نفوذی روی آن ندارند!
مدتهاست که شیخ حسن بر خلاف وعده های انتخاباتی خود مامور عربده کشی برای آمریکا، اسرائیل و عربستان شده است و این به هیچ وجه اتفاقی نیست. این درحالیست که صرفنظر از جایگاه شیخ حسن در دستگاههای امنیتی و دولت پنهان، او بعنوان رئیس جمهور، همان تدارک چی هست که سید خندان در ۴ دوره قبل از او بود و نه چیزی بیش.

خامنه ای رندانه دستگاه مافیایی و شبه فراماسونی دولت پنهان را از آنچه هست پنهان تر کرده و ماموریت چالش گری با دنیا را در دوره احمدی نژاد به او و در این دوره به شیخ حسن واگذار کرده است.
مردم ایران و دنیا باید این نقش دوگانه رئیس جمهور و ساخت دوگانه حکومت در ایران را درک کنند. او وقتی تهدید به بلوکه کردن ترافیک نفتی در خلیج میکند از زبان سید علی خامنه ایی و دولت پنهان سخن میگوید و نه از زبان مردم ایران و به نمایندگی از سوی آنان. در این رابطه او رئیس جمهور نیست بلکه سخنگوی خامنه ایی و سران سپاه می باشد.
از اصل مسئله که همه این هارت و پورتها خالی بندی های ناخریدار هستند میگذرم. چون رژیم نه جرأت و نه توان بستن آبراه هرمز را دارد.
پایان یادداشت.

*****************************

توجه!

تلاش ما برای طرح و گسترش گفتمان ناسیونال لیبرالیسم است که آنرا آنتی تزی برای گفتمان اسلام ولایی و شریعت گرایی سیاسی می دانیم و آلترناتیوی آزادیخواهانه و میهن پرستانه برای همه آن اندیشه های سیاسی که طی یکصد سال، از انقلاب مشروطه تا به امروز، نتوانسته اند پاسخگوی نیاز جامعه ما باشند و لاجرم از عرصه سیاسی محو شده اند که نتیجه آن فقدان یک گفتمان راهبردی و رهبری سیاسی امروز برای جنبش آزادیخواهانه مردم ما  است.

به ما بپیوندید! به ما کمک کنید تا گفتمان ناسیونال لیبرالیسم را به عنوان یک گفتمان راهبردی و ملی، بتوانیم فراگیر و اجتماعی کنیم! هدفی جز این نداریم!

CimorghIran@

و سقراطیون کانال گفتمان ما و مبانی استدلالی و فلسفه سیاسی آن.

سیمرغ کانال خبری و اطلاع رسانی ماست.

SoqratiunIran@

سقراطیون،کانال نظریات راهبردی و فلسفه سیاسی ما می باشد.

پاینده ایران

کاهش خرید نفت ترکیه از ایران

Share Button

 ایران مجموعاً ۴ کشتی نفت خام که معادل تقریبی ۱۹۰ هزار بشکه میشود هر ماه،  از ماه می تا ژوئن به این شرکت فروخته است  که  بر اساس چارت ترافیک کشتی های نفتی و مقایسه با  ماههای قبل، ۸ تا ۶ فروند کشتی کاهش نشان میدهد.

 

شرکت نفتی ترکیه ای توپراس، بخاطر تحریم آمریکا خرید نفت خود از ایران را کاهش داد. 

استانبول/ لندن (روئیترز)

بزرگترین وارد کننده نفت ایران در ترکیه، خرید نفت خود از ایران را برای ماه می(اردیبهشت) را کاهش داد. دلیل آن موضع دولت آمریکا در بازگرداندن تحریم ها علیه تهران می باشد. تحلیل گران بر این عقیده اند که توپراس  احتمالاً به خریدهای نفتی کمتری از ایران در ماههای آینده ادامه خواهد داد.

 بنا به گفته یک معامله گر نفتی؛ ترکیه که عضو ناتو میباشد تا حدود زیادی به واردات انرژی وابسته میباشد و همسایه آن ایران، بخاطر قیمت مناسب، نزدیکی  و کیفیت نفت آن، یکی از عمده ترین طرف های مطلوب نفتی ترکیه بوده است.

بر حسب داده های آماری  موسسه  نظارت بر معاملات نفتی EPDK ، طی ۴ ماهه نخست ۲۰۱۸، بزرگترین پالایشگاه ترکیه روزانه بطور متوسط ۱۸۷٫۱۹۶ بشکه نفت از ایران خریده است.

 در ماه آوریل(خرداد) تنها ، شرکت توپراس ۸ فقره نفت وارداتی معادل ۲۴۰ هزار بشکه از ایران داشته است.

ولی از ماه بعد، می، هنگامی که دونالد ترامپ اعلام کرد که تحریم ها علیه ایران را بازخواهد گرداند و دولت خویش را از موافقت نامه هسته ایی ۲۰۱۵ کنار کشید، واردات توپراس از ایران رو به کاهش نهاد.

 ایران مجموعاً ۴ کشتی نفت خام که معادل تقریبی ۱۹۰ هزار بشکه میشود هر ماه،  از ماه می تا ژوئن به این شرکت فروخته است  که  بر اساس چارت ترافیک کشتی های نفتی و مقایسه با  ماههای قبل، ۸ تا ۶ فروند کشتی کاهش نشان میدهد.

پایان ترجمه گزارش روئیترز.

………………………………………………………..

آنچه در این گزارش مهم است این نیست که چه تعداد محموله های نفتی به ترکیه کاهش یافته است. مهم تر، آن متن و زمینه سیاسی، اقتصادی و ژئوپولیتیکی است  که این کاهش واردات در آن رخ میدهد.

چندی پیش اردوغان گفت که اهمیتی به تحریم های ترامپ نمیدهد و آن چنان که به نفع ترکیه است رفتار خواهد کرد. اردوغان بعنوان یک طرفدرار اخوان المسلمین با جاه طلبی های اتومانی خویش، پس از بی اعتنایی های آمریکا در مورد استرداد فتح الله گولن، حمایت از کردهای سوریه، دستگیری رضا ضراب و رئیس بزرگترین بانک ترکیه در آمریکا و محکوم کردن آنان به حبس های سنگین در رابطه با کمک به دور زدن تحریم ها علیه ایران، بسیار مشتاق بود تا به آمریکا ژستی تمرد آمیز نشان دهد و اتوریته آنرا در ترکیه و منطقه بی اعتبار کند و خود را هم سوپر من ضد آمریکایی در در منطقه و خود ترکیه نشان دهد. ولی وقتی پای تجارت پیش می آید، رئیس جمهور ترکیه نمی تواند جریمه مالی احتمالی آمریکا علیه کمپانیهای ترک را از جیب دولت پرداخت کند. آنجا ایران نیست و دخل و خرج دولت حساب و کتاب دارد.

 ولی همه قضیه این هم نیست. در پشت سر تحریم های آمریکا، تحریم های ممالک عربی حاشیه خلیج فارس پیش خواهد آمد. چه تحریم معکوس بصورت فروش نفت بسیار ارزانتر از ایران به باقیمانده  مشتریان منطقه ایی یا آفریقایی آن و چه تهدید به تحریم توریستی و تجاری ممالکی مانند ترکیه در صورت ادامه معامله نفتی با ایران.

 این ممالک هنوز در این سناریوی تحریم ها کارت خود را بازی نکرده اند ولی تردید نباید داشت که آن کشورها در پشت سر تحریم های نفتی و مالی ترامپ با ابزار های اقتصادی و نفتی خود بمیدان خواهند آمد و اگر شده به چین و هند و ترکیه نفت رایگان هم بدهند، گلوی صادرات نفتی رژیم ایران را تا مرز خفگی کامل خواهند فشرد. هزینه این کار برای آنان بسیار کمتر از هزینه آنان برای خنثی کردن توطعه های رژیم ایران در ممالک اشان خواهد بود.

 در روزهای اخیر رسانه های دنیا از انبار کردن نفت در عربستان و خود داری آن کشور از باز کردن شیر صادرات خود تا آخر صحبت میکنند ولی کمتر کسی برای این کار عربستان دلیل قانع کننده دارد. بنظر من این نفت های ذخیر شده فقط برای جواب گویی به مشتریان ایران در آینده است.

……………………………………………..

توجه!

تلاش ما برای طرح و گسترش گفتمان ناسیونال لیبرالیسم است که آنرا پادزهری برای گفتمان اسلام ولایی و شریعت گرایی سیاسی می دانیم و آلترناتیوی آزادیخواهانه و میهن پرستانه برای همه آن اندیشه های سیاسی است که طی یکصد سال، از انقلاب مشروطه تا به امروز، نتوانسته اند پاسخگوی نیاز جامعه ما باشند و لاجرم از عرصه سیاسی محو شده اند و جنبش آزادیخواهانه مردم ما را با خلاء رهبری و گفتمان راهبردی باقی گذارده اند.

به ما بپیوندید! به ما کمک کنید تا گفتمان ناسیونال لیبرالیسم را به عنوان یک گفتمان راهبردی و ملی، بتوانیم فراگیر و اجتماعی کنیم! هدفی جز این نداریم!

CimorghIran@

و سقراطیون کانال گفتمان ما و مبانی استدلالی و فلسفه سیاسی آن.

سیمرغ کانال خبری و اطلاع رسانی ماست.

SoqratiunIran@

سقراطیون،کانال نظریات راهبردی و فلسفه سیاسی ما می باشد.

پاینده ایران

مسئله ورشکستگی نه چندده کارخانه بلکه، ورشکستگی کل تُولید ملی درمیان است

Share Button
 از میان اِ ـمیل های رسیده:
نویسنده یادداشت، با وضعیت صنایع ایران و نحوه مدیریت آنها و نارسایی ها و کاستی های اساسی و ساختاری آنها آشنا است.
 Image result for ‫تعطیلی کارخانجات عکس‬‎

دلایل ورشکستگی کارخانجات در چهل سال حکومت جمهوری اسلامی ایران :

ورشکستگی کارخانجات در ایران  در پس از انقلاب اسلامی به دلایل گوناگون رخ داده است برخی از این دلایل عام است و در همه کارخانجات وجود داشت و برخی فقط در یک کارخانه یا گروه خاص وجود داشت
پس انقلاب اسلامی در ایران تقریبا همه کارخانجات بزرگ و حتی بسیاری از کارخانجات کوچک به تملک نهاد های جمهوری اسلامی  در  آمدند و نهادهایی مانند سازمان گسترش ، بنیاد مستضعفان و بنیاد شهید و  بنیاد ۱۵ خرداد و آستان قدس و بسیاری از بنیاد های مذهبی و وابسته به روحانیت  ماموریت یافتند تا تعدادی از این کارخانجات را  اداره نمایند.
تا دو سال پس از انقلاب که ماشین آلات این کارخانه ها هنوز فرسوده نشده بودند و متخصصین  قبلی در کارخانه حضور داشتند این کارخانجات با کمترین مشکل اداره می شدند اما رفته رفته بسیاری از متخصصین به دلیل همفکر نبودن با حکومتگران از کارخانجات بیرون شدند و برخی از آنها که فعالیت سیاسی داشتند نیز زندانی و یا اعدام شدند و از آن پس تعهد بر تخصص ترجیح داده شد و شارلاتان های بی تخصص که کاسه داغتر از آش شده بودند با تظاهر به اینکه دغدغه دین دارند  همه پست های کلیدی را به دست گرفتند و هرکس که متظاهر تر و عوامفریب تر بود در پله های بالاتر قرار می گرفت و دست دوستان و همپالکی های خودرا نیز می گرفت و آنها را بالا می کشید و هر کس برای خود باند و دسته درست می کرد و حاتم طایی می شد و از جیب کارخانجات ولخرجی و حاتم بخشی می کرد و  به اعضای باند خود امتیازات بیشمار می داد و  اگر یک مدیر به کارخانه دیگر  می رفت مدیران آنجا را بیرون می کرد و همه اعضای باند  خود در کارخانه قبلی را به کار خانه جدید می آورد  و این مدیران تا دو سال همه ناکارآمدی های خود را به پای مدیران قبلی می نوشتند و می گفتند چون تازه به این کارخانه آمده اند هنوز به کارها مسلط نشده اند و برای برنامه ریزی و سود آور کردن کارخانه نیاز به زمان بیشتر دارند. برای گردش و تفریح چندین ماموریت خارجی  غیر مفید ولی پر هزینه برای خود و دیگر مدیران درنظر  می گرفتند و پس از دوسال دوباره مدیران این کارخانه به آن کارخانه می رفتند و مدیران آن کارخانه به این کارخانه می آمدند  و راههای نیمه رفته مدیران قبلی را مردود می دانستند و  آن روش ها  و آن پروژه ها با همه هزینه هایی که برای آنها انجام شده بود را کنار می گذاشتند و  میخواستند که فقط راهکار خودرا پیاده کنند.
آنها دغدغه تولید و بهبود محصول و کاهش ضایعات را نداشتند و بیشتر به فکر ساخت مسجد و نماز خانه در محوطه کارخانه و چاپ کتب و بروشورهای مذهبی و توزیع آنها در بین کارگران بودند.
EIKO logo.png
زیر نظر خامنه ایی با قریب یکصد میلیارد دلار سرمایه در ده سال پیش 
به انجمن های اسلامی مجال می دادند تا در کارخانه ول بچرخند و آنان تولید را متوقف کنند و کارگران را به جلسات سینه زنی و دعای ندبه و زیارت عاشورا و نماز وحدت و دیدار  با امام و غیره بفرستند و در این جلسات از کارگران با میوه و شربت و شیرینی و غذا پذیرایی شود
نوع پستهای سازمانی و تعداد مدیران بر اساس نیاز کارخانه تعیین نمی شد بلکه هرگاه دوستان آنها به کار نیاز داشتند و یا امامان جمعه و سایر افراد با نفوذ به آنان فردی را برای استخدام معرفی می کردند یک پست غیر ضروری ولی نون و آب دار برای وی درنظر گرفته می شد. ظهر ها در هر کارخانه باید نماز جماعت برگزار می شد در هر کارخانه یک آخوند برای امامت نماز جماعت تعیین شده بود که ظهرها با راننده و خودروی کارخانه  به منزلش می رفتند و او را به کارخانه می آوردند تا یک ربع نماز بخواند و یک ربع سخنرانی کند و کارگران را گمراه کند و یک ربع هم غذا بخورد و دوباره او را با خودروی کارخانه به منزلش می بردند تا استراحت کند و حق العبادت این آخوند بابت این کار اخروی او در هر ماه سه برابر دستمزد یک کار گر بود که در سخترین وضعیت کار می کرد.
استخدام کارکنان بر اساس میزان تخصص آنان صورت نمی گرفت بلکه هرکس که در مصاحبه معلوم می شد اطلاعات مذهبی اش کم است از استخدام شدن باز میماند. تعداد کارگران بیشتر از تعداد مورد نیاز بود و خیلی از آنها بر اثر سفارش مقامات بانفوذ استخدام شده بودند اگر کسی عضو انجمن اسلامی می شد نیاز نبود که به کار سخت در بخش تولید بپردازد و فقط در جلسات انجمن و جلسات مذهبی شرکت می کرد.
در سالهای جنگ که کالا در بازار نایاب بود و نرخ ارز آزاد بیش از سه برابر نرخ ارز دولتی بود کارخانجات آن زمان که کالاها را با ارز دولتی تولید و با ارز آزاد می فروختند با وجود همه ریخت و پاش ها و نا کارآمدی هایی که داشتند باز هم سود آور بودند.
در آن سالها در جبهه های جنک به ابزار و ادوات و لوازم خاص نیاز بود که این کارخانجات بخشی از ماشین آلات و نیروی انسانی خودرا برای تولید آن لوازم اختصاص داده بودند و به رایگان در اختیار جبهه ها قرار می دادند
همانگونه که گفته شد برخی علل ورشکستگی کارخانجات ایران در پس از ا نقلاب اسلامی فقط ویژه کارخانه خاص و یا گروه خاص بود و برخی از علل نیز عمومیت داشت و در همه کارخانجات وجود داشت در مقاله های بعدی به علل ورشکستگی برخی کارخانجات بنیاد مستضعفان و ایران خودرو و غیره پرداخته خواهد شد.
بابک خرمدین
در کانال سیمرق بما بپیوندید، کمک کنید که گفتمان ناسیونال لیبرالیسم را به گفتمان راهبردی جنبش ملی تبدیل کنیم!
CimorghIran@
..

در بیستمین سال سوگ مرگِ اصلاحات

Share Button

آرمان امیری در نقد نوشته ای از آقای علوی تبار، که در آن اوضاع کشور غیر عادی خوانده شده که مستلزم، رهیافتی غیر عادیست، یادداشت زیر را نوشته اند که خود بقدر کافی گویا میباشد ولی من کامنت کوتاه زیر را بر آن می افزایم:

هسته اصلی نقد آقای امیری اینست که اصلاح طلبان چنان خود را در زمین انتخابات، شرکت در مقابل تحریم ، میخکوب کرده بوده است، که حالا با روبرو شدن با وضعیت غیر عادی کنونی کشور، حیران مانده و کاملاً فلج شده  اند.

ریشه مسئله در این است، که اصلاح طلبان مانند اصول گرایان و تقریباً همه نیروهای ستادی هردوی آنها، که بی هزینه سوار بر موج انقلاب اسلامی به قدرت رسیدند، برای آن انقلاب که برج و باروی نظام شاهنشاهی را درهم کوبید و بجای آن خلافت اسلامی/آخوندی خمینی را بنیان نهاد حکومت جاودانه قائل شدند که تا ظهور مهدی ادامه خواهد یافت. آنها آن انقلاب را «خاتم الانقلاب» گرفتند همچنان که مسلمانان صدر اسلام محمد را خاتم الانبیاء! تا مبادا پیغمبر دیگری ظاهر شود و بساط آنان را جمع کند.

ولی با همین اسلامی کردن آن انقلاب در فاز اول و آخوندی کردنش در فاز دوم و با لومپن ـ کراتیک/آخوندی کردنش در فاز نهایی، عملاً برای خود و به دست خویش بر آن انقلاب تاریخ مصرف گذاردند.

اینها ۴۰ سال کوشیدند این تاریخ مصرف را بزور ماشین استبداد کشدار کنند. ولی این ماشین دیگر از کار افتاده است و چنان تک تک پیچ مهره های زنگ زده اش به صدا در آمده اند که هر آن احتمال ریزش و ازهم پاشیدگی کامل آن میرود.

آری اصلاح طلبان بعنوان بخشی از عقبه نظام، سرنوشت خود را با سرنوشت نظام گره زده اند. اگر کسی فکر کند که دیگر حرکتی بعنوان اصلاح طلبی در این مملکت از طرف این مردم کارد به استخوانشان رسیده رخ دهد چیزی نه از تاریخ و نه از سیاست میداند.

اینها راهروان جاده صافی بودند که بولدیزر استبداد آنرا هموار کرده بود. ولی این بولدیزر دیگر از کار افتاده است و جاده کوهستانی و ناهموار گشته است.

 

چرا اصلاحات دچار بن‌بست و رکود شده؟

دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۳۹۷

چکیده :بدین ترتیب، می‌توان گفت اصلاحات، تا زمانی که نخواهد شعار «قانون‌گرایی» را از شاخصه هویتی خود کنار بگذارد و مجموعه‌ای از اهداف، مطالبات و چشم‌اندازها را جایگزین آن کند، هیچ توانایی و ظرفیتی در به روز رسانی خود با شرایط بحرانی کشور نخواهد…

 

آرمان امیری

علی‌رضا علوی‌تبار، طی یادداشتی در روزنامه اعتماد، شرایط کنونی کشور را «غیرعادی و نامتعارف» خوانده است. متعاقب چنین توصیفی، ایشان به این نتیجه رسیده‌اند که «سیاست ورزی عادی و متعارف در این وضعیت پاسخگو نیست و باید به گونه دیگری از سیاست ورزی اندیشید». البته آقای علوی‌تبار چند توصیه هم در باب چگونگی این شیوه جدید سیاست‌ورزی فهرست کرده‌اند اما واقعیت این است که همچنان این تغییر برای اکثریت قریب به اتفاق اصلاح‌طلبان و در نتیجه مخاطبان آن‌ها گنگ است. در واقع باید گفت که انگار همه فهمیده‌اند نیازمند تغییری هستیم، اما هنوز کسی نمی‌داند که آن تغییر چه شکل و به چه صورت باید محقق شود. چرا اینگونه است؟

خیلی ساده اگر بخواهیم پاسخ دهیم، باید به ۲۰ سال سابقه اصلاح‌طلبی صندوق محور اشاره کنیم. از مقامات و چهره‌های اصلاح‌طلب تا ساده‌ترین هواداران این جریان طی این دو دهه برای کنش‌های انتخاباتی آب‌دیده شده‌اند. کمپین می‌کنند. بحث و جدل می‌کنند. شعار می‌سازند و خلاصه هرکس برای خودش یک ستاد است؛ اما وقتی سخن از اصلاح‌طلبی غیرانتخاباتی باشد، آن وقت همه در بهت فرو می‌روند: بدون بهانه قرار دادن یک انتخابات باید چه کار کرد؟ بجز استدلال «آن‌ها از ما بدتر هستند» چه استدلالی باید به کار برد؟ اصلا برای کدام هدف یا کدام کنش باید مردم را ترغیب کرد؟

ما هیچ کدام را نمی‌دانیم. نمی‌دانیم، چرا که اصلاحات طی این ۲۰ سال از تدوین یک گفتمان منسجم ایجابی و یک سند چشم‌انداز عاجز بوده است. تنها کلیدواژه مشترک اصلاح‌طلبان طی دو دهه گذشته تاکید بر «قانون‌گرایی» بود. تعبیری که در بهترین حالت می‌توانست نمایان‌گر یک شیوه عمل باشد و ابدا مشخص نمی‌کرد هدف نهایی و چشم‌انداز این شیوه عمل به کدام سمت است و مطلوب نهایی و آرمانی چیست؟ (حالا بماند که آیا این شیوه عمل می‌توانست موفق باشید یا خیر!)

با قرار دادن روش و تاکتیک به جای گفتمان و چشم‌انداز، عملا اصلاحات به جبهه‌ای بدل شد که نیروهایش صرفا همه چیز را با ملاک عمل می‌سنجیدند و یکدیگر را هم در چهارچوب همین شاخصه‌های شکلی نقد می‌کردند.

(شاخصه‌هایی که غالبا هم انتخاباتی بود و در دوگانه بحث مشارکت یا تحریم خلاصه می‌شد. یعنی اصلاح‌طلب کسی بود که رای می‌داد و هرکسی که رای نمی‌داد به نوعی از جرگه اصلاحات خارج می‌شد) طبیعتا، چنین جبهه‌ای وقتی به این جمع‌بندی برسد که نیازمند روش‌های جدیدی در شیوه عمل خود است، بلافاصله با این مشکل بزرگ مواجه خواهد شد که: پس آن اتحاد سابق چه می‌شود؟ اجماع جدید حول چه چیز باید شکل بگیرد؟ چه هدف، چه روش یا چه گفتمانی وجود دارد که همه نیروها بتوانند بر سر آن توافق کنند؟

فراتر از این پرسش، مشکلی بزرگتری که ایجاد شد، حیثیتی و هویتی شدن «تاکتیک» بود. حداقل ویژگی یک تاکتیک این است که قابلیت تغییر و به روز شدن با شرایط متفاوت را داشته باشد، اما وقتی این تاکتیک به یک نشانه هویتی بدل شد این قابلیت خود را از دست می‌دهد و دیگر قابل تغییر نخواهد بود. پس طبیعی است که مشاهده کنیم اصلاح‌طلبانی که تمام هویت خود را در همان شکل و تاکتیک عملی خلاصه کرده‌اند، در برابر هرگونه پیشنهاد عملی جدید و متفاوت به گونه‌ای واکنش نشان می‌دهند که گویی بنیان هویتی آن‌ها زیر سوال رفته است. برای چنین جریانی، سخن گفتن یا حتی اندیشیدن به تاکتیک‌های جدید چنان وحشت‌آور است که نقد کردن و ای بسا توبه کردن از بنیان هویتی خود.

بدین ترتیب، می‌توان گفت اصلاحات، تا زمانی که نخواهد شعار «قانون‌گرایی» را از شاخصه هویتی خود کنار بگذارد و مجموعه‌ای از اهداف، مطالبات و چشم‌اندازها را جایگزین آن کند، هیچ توانایی و ظرفیتی در به روز رسانی خود با شرایط بحرانی کشور نخواهد داشت. از این منظر شاید اغراق نباشد که بگوییم اصلاح‌طلبان، به همان رکود و جمودی دچار می‌شوند که کل حاکمیت بدان گرفتار آمده است. یعنی درست در شرایطی که خودشان روند سقوط آزاد را به چشم می‌بینند و خطر فروپاشی یا از دست دادن مشروعیت را درک می‌کنند، باز هم قدرت و امکان گردن نهادن به هیچ تغییری را ندارند.

*************

توجه!

ما را در کانال تلگرامی سقراطیون ایران(لینک زیر) دنبال کنید. سقراطیون کانالی سیاسی است که مروج گفتمان ناسیونال لیبرالیسم است!

SoqratiunIran@

 

 اشتباه محاسبات رژیم روی مسئله بازار نفت 

Share Button

من با  قاطعیت می گویم، ۳٫۵ ماه دیگر که ترامپ تحریمهای جدید را علیه ایران برقرار خواهد کرد برخلاف تصور وهم آمیزانه آقای حسین کاظم پور اردبیلی نماینده ایران در اوپک، آمریکا مجبور نخواهد شد حتی از ذخایر استراتژیک خود هم استفاده کند بلکه با عرضه باز هم بیشتر نفت  از منابع شل موجب کاهش قیمت نفت هم خواهد شد. و بگمان من ممالک نفت خیز که با افت قیمت روبرو شوند بر تولید و عرضه بازهم بیشتر نفت خود خواهند افزود تا کاهش قیمت و درآمدشان را جبران کنند. سیکلی که بارها تا کنون اتفاق افتاده است و همین ۲ سال پیش  بهای نفت را  به کانال ۲۵ دلار برای هر بشکه انداخت.

 

در  زمان احمدی نژاد و هَل من مبارز طلبی های نفتی اش، زمانی گفت اگر نفت ایران تحریم شود قیمت نفت به ۲۵۰ دلار هر بشکه می رسد. در آن موقع تکنولوژی نفت شل ، که از راه پالایش لایه های هیدرو کربن منجمد یا شکستن صخره های مجوف نفتی اعماق زمین انجام میشود، تازه در سطح تجاری وسیع رایج شده بود و آمریکا مرکز و پیشتاز این عرصه بود و هست.

نفت ایران تحریم شد و بعلت همان نوآوری نفت شل که ظرف قریب ۵ سال ، آمریکا را از بزرگترین وارد کننده نفت به صادر کننده نفت و گاز هم تبدیل کرد، نفت و گاز نه تنها گران نشدند بلکه ارزان هم شدند.

امروز،موسسه معروف بلومبرگ گزارش می دهد که حسین کاظم پور اردبیلی خطاب به آمریکا می گوید: مستر پرزیدنت ترامپ! فکر استفاده از ذخایر استراتژیک نفت را از  سر بیرون کن! او اضافه میکند که در ممالک نفت خیز جهان همه ظرفیت های اضافی بکار گرفته شده اند.

ظاهراً معنای پیام هشدار آمیز اردبیلی قرار گرفتن جهان در برابر کاهش عرضه است که با حذف صادرات نفت ایران پیش خواهد آمد و [برابر برخی پیش بینی های گمراه کننده] بهای هر بشکه نفت را به بالای ۱۵۰ دلارهم برساند.

من این توضیح را بدهم که آمریکا همیشه حدود ۵۰۰ میلیون بشکه ذخیره نفتی دارد که از آن بعنوان ذخایر استراتژیک نام برده میشود. در ماههای اخیر با بُروز زمزمه بازگشت تحریمها روی جریان صدور و عرضه نفت ایران به بازار جهانی و نگرانی از  گران شدن نفت و در نتیجه برگشت به عقب و کند شدن رشد اقتصاد جهان ، ظاهرا دونالد ترامپ را برآن داشت تا از عربستان و دیگر ممالک حاشیه خلیج فارس درخواست کند تا بر تولید خود بیفزایند.

عربستان بلافاصله ۵۰۰ هزاربشکه بر تولید خود افزود و در اطلاعیه ایی اعلام کرد و متعهد شد که عرضه کافی  نفت در جهان را تضمین خواهد کرد.

حالا  روئیترز  امروز خبر میدهد که چند شرکت بزرگ نفتی که اخیرا نفت گران قیمت پیش خرید کرده  بودند کلی ضرر داده اند چون آمریکا به ناگهان تولیدش را به ۱۱٫۵ میلیون بشکه رسانده است.( بالاترین داده آماری قبلی حدود ۱۰٫۸ میلیون بشکه بود)

تا جائی که من میدانم عربستان میتواند تولید خود را به ۱۳ میلیون بشکه در روز برساند یعنی ۲ میلیون بشکه بیش از تولید امروزش که به تنهایی جبران کاهش عرضه نفت ایران را میکند.

دیگر ممالک عربی حاشیه خلیج فارس همچون کویت، بحرین ،امارات و عراق هم ظرفیتهای استفاده نشده بیشتری دارند که با قطع عرضه نفت ایران به دنیا، این ظرفیت ها را بکار خواهند گرفت و فرصت مشتری دزدی و سهم افزایی برای خود را در بازار از دست نخواهند داد.

من با  قاطعیت می گویم، ۳٫۵ ماه دیگر که ترامپ تحریمهای جدید را علیه ایران برقرار خواهد کرد برخلاف تصور توهم آلود آقای حسین کاظم پور اردبیلی نماینده ایران در اوپک، آمریکا مجبور نخواهد شد حتی از ذخایر استراتژیک خود هم استفاده کند بلکه با عرضه باز هم بیشتر نفت  از منابع شل موجب کاهش قیمت نفت هم خواهد شد. و بگمان من ممالک نفت خیز که با افت قیمت روبرو شوند بر تولید و عرضه بازهم بیشتر نفت خود خواهند افزود تا کاهش قیمت و درآمدشان را جبران کنند. سیکلی که بارها تا کنون اتفاق افتاده است و همین ۲ سال پیش بهای نفت را  به کانال ۲۵ دلار برای هر بشکه انداخت.

پارادوکس قضیه اینست که دو تا از کشورهایی که حاضرند جای خالی شده ایران را در بازار نفت بگیرند عراق و روسیه هستند که سران ایران آنها را متحدان استراتژیک خود میدانند.

رژیم برای تحمیق و خواب کردن مردم خودمان ، به تبلیغاتی دست میزند که کسی جز خودش در دام آن تبلیغات نمی افتد و شوربختانه هزینه اشتباه محاسبات پر هزینه رژیم دامن ملت را هم میگیرد.

سایت تابناک امروز نوشته بود که زمزمه هایی از مبادله نفت ایران در برابر غذا با روسیه بگوش میرسد. باید گفت : گدایی کن تا محتاج خلق نشوی!

حبیب تبریزیان

 

هدف ما  اطلاع رسانی است. در این امر بما کمک کنید تا پیام ما به تعداد بیشتری از هم میهنمان برسد.

ما را در کانال تلگرامی (سیمرغ ایران) دنبال کنید و بما بپیوندید!

cimorghiran@gmail.com

CimorghIran@

 

ادامه: ممکن است ایران سوریه ایی شود…۳

Share Button

بدترین و اشتباه آمیزترین نتیجه گیری از این دورنمای تاریک اینست که فکر کنیم بهتر است این رژیم بماند تا مملکت از هم نباشد. مسئله درست عکس این است. باید این رژیم از هم بپاشد تا مملکت از هم نپاشد. ادامه عمر این رژیم فقط بحران فروپاشی را عمیق تر و نیروی مخرب انفجاری آنرا در آینده بیشتر میکند.

تاریخ بخود ندیده است که جنبشی بدون رهبری پیروز گردد

یافتن و ساختن یک رهبری سیاسی مورد اعتماد بر رأس جنبش دموکراتیک مردم تنها راه اجتناب از فروپاشی مملکت است

 

در یک هوای بسیار بارانی نیازی به تخصص هواشناسی نیست تا هر کسی بگوید هوا ابری و بارانی است . و هرکس که بیشتر تجربه داشته باشد با نگاهی به افق، به نوع و میزان تراکم ابرها حتی می تواند حدس بزند که باران متوقف می شود یا ادامه خواهد یافت.

نشریه جهان صنعت در گزارشی یک لیست طولانی از کارخانجات بزرگ و قدیمی میهنمان را  که ورشکست و تعطیل شده اند و یا در شُرُف ورشکستگی هستند را بدست میدهد. در بین این کارخانجات نام هایی چون: داروگر، ارج، روغن نباتی قو، قند ورامین، پارس الکتریک، ماشین سازی تبریز، چیت ری و ایران چوب و صدها کارخانه و بنگاه دیگر بچشم میخورد.

به لیست فوق باید صنایع خود رو سازی را نیزافزود و تنها صنعتی که هنوز روی پایش است صنعت نفت و پتروشمی است که آنهم مدیون رانت نفتی و گازی میباشد.

گزارشگر جهان صنعت فراموش کرده بگوید این صنایع همه وامداران بانکی هستند و موج ورشکستگی آنها به معنی ورشکستگی پنهان نگاه داشته شده بانکها نیز هست

برای اینکه کسی بگوید سیستم پولی مملکت آشفته است و پول ملی ما در سراشیب سقوط است نیز، نیازی به تخصص امور پولی نیست. سقوط پول ملی ما مانند ریزش همان باران در مثال فوق احساس کردنی است. فقط کافیست تا آدم به خیابان منوچهری برود و بخواهد قدری روپیه پاکستانی بخرد تا بفهمد که ریال ایران ارزشش را نسبت به همه پولهای دنیا به استثنای «بلیوار» ونزوئلا روز به روز از دست میدهد.

اگر ورشکستگی بنگاههای صنعتی فوق فقط به یک شاخه از صنایع مربوط بود، شاید میشد گفت که فقط بخشی از اقتصاد مملکت دُچار بحران است. ولی دامنه و تنوع ورشکستگی ها چنان است که جز فروپاشی کل اقتصاد چیز دیگری نمی توان به آن گفت.

ولی کدام بازاری  هست تا با مراجعه به آن بتوان ابعاد آسیب های ویرانگر اجتماعی را اندازه گرفت؟ سقوط اخلاقی جامعه، بالا رفتن میزان افسردگی، بالا رفتن میزان بیکاری، طلاق، از هم پاشیدن خانواده ها و سست شدن بنیاد خانواده، بالارفتن میزان اعتیاد و کم شدن سن معتادین، آلوده شدن فضای تنفسی مردم، فرسایش پوشش خاکی و کاهش فضای سبز، خشک شدن تالاب ها و رودخانه ها و بحران آب در کشور، گسترش رشوه خواری، بالارفتن کارتن خواب ها، افزایش تعداد تن فروشان، فرار دختران از خانه و کاهش سن فحشا، افزایش میزان مهاجرت و مخصوصاً نخبگان  علمی و غیره از جمله مواردی است که هیچ بازار و ابزاری برای اندازه گیری ابعاد آسیب های فاجعه بارش وجود ندارد

 

همه این سقوط ها یعنی جامعه ما نه فقط در عرصه اقتصادی بلکه همه جانبه بسوی فروپاشی تمام عیار میرود و حتی برای نمونه یک ارگان یا بافت آن نیست که بیمار و علیل نباشد.

گزارشگر جهان صنعت به عنوان یک گزارشگر اقتصادی بخود اجازه نداده از ورشکستگی های واحدهای صنعتی نتیجه گیری اجتماعی و سیاسی کند. ولی من بطور کوتاه پیامد اجتماعی و سیاسی این ورشکستگی عمومی اقتصادی را توضیح می دهم.

تا هنگامی که میلیونها کارگر در واحدهای تولیدی و خدماتی کار میکنند، اگر قیام هم بکنند و رژیم را هم سرنگون کنند، روی یک سکو یا پلاتفرم شغلی و در ارتباط اقتصادی ایستاده اند، که آنها را بخشی از بدنه جامعه و ساختار اقتصادی آن میکند. کارگر قیام نمی کند تا غارت کند قیام میکند تا بی عدالتی و فساد را از بین ببرد.

ولی میلیونها توده کارگر بیکار که کارفرمای آنها ورشکسته شده و مؤسسه خود را هم تعطیل کرده اند دیگر فاقد آن هویت شغلی است و آن چشم انداز آرمانی را که به عنوان کارگر داشت دیگر ندارد. این توده بیکار اگر برخیزد دیگر توده کارگر نیست بلکه توده بی کار و نامنظمی است که بهر سو که نفع لحظه ای اش اقتضاء کند میرود. این توده بی شکل و اتمیزه شده، توده کارگری نیست که با نظم، انظباط و ارتباط محیط کاری به خیابان می آید یا قیام میکند. بلکه توده گرسنه ای است که دیگر آن تعلق خاص اجتماعی قبلی را ندارد یا حداقل به شکل قبلی را ندارد، این توده گرسنه انقلاب نمیکند تا مملکت را درست کند بلکه شورش میکند تا شکم زن و بچه خود را موقتا سیر کند.

تنها توده میلیونی کارگران بیکاران کشور نیست که ممکن است به سونامی شورش گرسنگان به پیوندد بلکه جامعه ما تحت نظام فعلی قشر بسیار بزرگی از بزه کاران، قاچاقچیان، هیئت چی ها، باج بگیران و.. ، را پرورش داده است که اغلب از ترکیب ولگردهای خیابانی با کمیته های انقلاب اسلامی در آغاز انقلاب و بعدها بسیج و سپاه تشکیل شده اند و خطر بسیار بزرگتری از آن اقشار بیکاران هستند. اگر آن توده گرسنه بیکار به یک فروشگاه حمله میکند تا کیسه برنجی ببرد این کاته گوری دوم به خانه های مردم میریزد تا هم ببرد و هم تجاوز کند.

بدترین و اشتباه آمیزترین نتیجه گیری از این دورنمای تاریک اینست که فکر کنیم بهتر است این رژیم بماند تا مملکت از هم نباشد. مسئله درست عکس این است. باید این رژیم از هم بپاشد تا مملکت از هم نپاشد. ادامه عمر این رژیم فقط بحران فروپاشی را عمیق تر و نیروی مخرب انفجاری آنرا در آینده بیشتر میکند.

تنها راه اینست که جنبش اعتراضی مردم از نابسامانی و حرکت گله وار خود خارج شود. و این ممکن نیست مگر با پیدا شدن یک رهبری سیاسی که آنقدر مورد اعتماد باشد که اگر مردم بیشتر از این هم تمیزه و بی سازمان شوند از برنامه ها و رهنمودهای متحد کننده آن پیروی کنند و بدانند خارج از کادر آن رهنمودها، هر حرکت دیگری اغتشاش گری، خرابکاری و آشوب آفرینی است که در پشت سر آن آشوب ها، همین رژیم و عوامل آن قرار دارند.

توضیخ:

هم یادداشتهای پیرامون مسئله بحران اقتصادی و ارزی و هم بحران گزینه رهبری سیاسی جنبش اعتراضی ادامه خواهد داشت.

 

حبیب تبریزیان

 

هدف ما  اطلاع رسانی است. در این امر بما کمک کنید تا پیام ما به تعداد بیشتری از هم میهنمان برسد.

ما را در کانال تلگرامی (سیمرغ ایران) دنبال کنید و بما بپیوندید!

@CimorghIran

cimorghiran@gmail.com