Category: از دیگران و جراید خارجی

نامه شجاعانه وکیل مبارز محمد نجفی به  رهبر!

Share Button


آقای خامنه ای!
انتخاب ما نه امامِ در ماه بود نه ملتِ در چاه!
وقتی کسی را ببری تا ماه بالا، دیگر دست و صدایت به او نمی رسد، خدایی می کند ناخودآگاه!

نسلِ ما را زبانِ گفتن آری یا نه نبود.

نسل ما از ثانیه اول که زاده شدیم بدون اینکه چون شما معجزه وار، بلند یاعلی! گفته باشیم وارث ایران و نام و دین و مذهب و حکومتِ دینی شدیم. ارثِ اجباری. خروج از دین اعدام خروج علیه حکومت اعدام!
آیه لااکراه_فی_الدینِ قرآن و اصول آزادی_عقیده و حق_تعیین_سرنوشت مندرج در قانون_اساسی هم، محلی در عمل نداشت!

شما هم میدانیدکه همه اتفاق های زندگی با میل انسان نیست. در فیلم سالِ ۶۸ مجلس_خبرگان_رهبری خودِ شما به صراحت گفتید:
“مخالف هستم رهبر بشوم، از نظر شرع و قانون رهبر شدنم مشکل دارد. باید_خون_گریست به حال ملتی که احتمال رهبر شدن من مطرح باشد”
ولی برخلاف میلتان و بر خلاف قانون و شرع، شما را رهبر کردند، سی سال است رهبر ماندید،رهبر هستید. صاحب معجزه ‌و ‌مبارک شدید، از غیب برایتان غذا می آید ماشین و چهره تان نورانی است. بر سنگ بنشینید نشیمنگاه تان محل تبرک می شود، محل فرود بالگردتان در سال های بعد گلباران می شود. به دستبوسی تان می آیند حتی زنانِ درجه دار. خلاصه نه به آن نخواستن و نه کار را به اینجا رساندن!

یادم نرفته در فیلم پنهان شده از چشمِ مردم که ناخواسته لو رفت در سال گذشته، به قول فردوسی پور، چه کرد آقای هاشمی_رفسنجانی در مجلس خبرگان رهبری.
با یک خاطره، سرانجام و حقوق و آزادی های ملت را انداخت به مخاطره!
خاطره ای از امام گفت؛ راوی خودش، سَنَد خودش، حامی خودش، و همه را ترغیب به پذیرش کرد، والسلام!
دست آخر هم، با یک شنایِ قورباغه ای، با یک زیرآبیِ اجباری، سرش را کردند زیر آب!
رفت جایی که بسیاری را فرستاده بود، تمام!
اما نسل ما همیشه هم تن به اجبار نداد. درسال های#۷۸ #۸۸ و خصوصا #۹۶ دست به انتخابِ آزادی های سیاسی و عقیدتی زد که حکومت با مشت_آهنین به دهانِ نسلِ ما کوبید!
پاسخِ خواسته مسالمت آمیز را اینگونه داد: باتوم زد، اشک آور زد، تهمت زد، دستبند زد، پابند زد، قمه زد، گلوله زد، دار زد!

آقای خامنه ای!
گناه انتخاب و اجبارِ هم نسلان تان را به گردن نسل بی گناه ما نیاندازید. شما یک انسان معمولی و زمینی هستید و نه فرازمینی و خاص! باید درخور اختیاراتِ فراوانتان، فراوان، پاسخگو باشید! که نیستید!

آقای خامنه ای!
نسلِ ما پاسوزِ شماست! روزگارمان به سیاهی عمامه تان است. عبایتان را از سرزمین هایِ همسایه جمع کنید.سرمایه ما را خرج ایدوئولوژی_شیعی خود نکنید. داخل به اندازه کافی اختلاس و رانت و فساد هست. پا در نعلین بزرگان جهان نکنید. چهل سال در برهه حساس کنونی درجا زدیم و سر جنگ با جهان داریم ولی ناتوان از تولید پوشک هستیم و بسیار فقیرِ بی نان داریم!

آقای خامنه ای!
انتخابِ نسل ما، دوستی با جهان است
بدون توجه به ملیت ونژاد و دین و مذهب!
با اختیار، به آزادیِ انتخابِ نسل_امروزِ ایران، تن بدهید. تن ندهید مجبورتان‌ میکنیم!

قلم_اگر_از_بیداد_ننویسدقلم باد!
محمد_نجفی_وکیل_دادگستری
شازند ۱۷/۶/۱۳۹۷
🔥🔥🔥
@CimorghIran

هشدار دکتر شفیعی کدکنی درباره‌ برنامه ‌های زبانی دشمنان

Share Button

🔥 هشدار دکتر شفیعی کدکنی درباره‌ برنامه ‌های زبانی دشمنان🔥

🔥🔥🔥

آنجا [آکسفورد] یک فرد انگلیسی که اسمش همه چیزش انگلیسی بود، عضو کمپانی هند شرقی بود، آمده زبان فارسی یاد گرفته و به فارسی شعر گفته و شعر در سبک هندی … شما تا بخواهید یک مصرع دیگری را بفهمید … شماهایی که زبان مادریتان هست، شما که بعضی ‌هایتان فوق لیسانس و دکتر ادبیات فارسی هستید محال است شعر بیدل را بفهمید. 

بیدل یک منظومۀ بسیار بسیار منسجم و پیچیده‌ای است که کُدهای هنریش را هر ذهنی نمی‌تواند اینکود کند به اصطلاح زبانشناس‌ها. و این آدم آمده و به سبک بیدل شعر گفته و چقدر جالب و عالی … آدم باورش نمی‌شود که اینقدر این‌ها … بعد آن وقتی که مسلّط شدند، گفتند: گور بابای زبان فارسی، شما زبان فارسی برایتان خوب نیست. شما بیایید اُردو را که یک زبان محلّی است، این را بگیرید بزرگش کنید و همین کار را کردند. 

می ‌دانستند که زبان فارسی شاهنامه دارد، مثنوی دارد، سعدی دارد، حافظ دارد، نظامی دارد، می‌ تواند با شکسپیر کُشتی بگیرد. ولی زبان اردو چیزی ندارد که با شکسپیر کُشتی بگیرد. بعد از مدتی بچّۀ هندی می‌ گوید: گور بابای این زبان اردو. من که می‌ توانم شکسپیر بخوانم، چرا این شعرهای ضعیف و این ادبیات چی چی … را بخوانم اصلاً زبانم را انگلیسی می‌ کنم، چنانکه کردند. 

 ببینید آنهایی که روی زبان‌ های محلّی ما فشار می‌ آورند که من آقا به لهجۀ کدکنی بهتر است شعر بگویم، او می‌ داند چکار می‌ کند، او می‌ داند که در لهجۀ کدکنی، شاهنامه وجود ندارد، مثنوی وجود ندارد، نظامی وجود ندارد، سعدی [وجود] ندارد. این لهجه وقتی که خیلی هم بزرگ بشود چهار تا داستان کوتاه و دو سه تا شعر بند تنبانی میراثش خواهد شد. آن بچه هم می‌ گوید من فاتحه این را خوندم. من شکسپیر می‌خوانم یا پوشکین می‌خوانم. 

 الان شما فکر می‌ کنید روس‌ ها چه کار می‌ کنند در آسیای میانه، در سرزمین آسیای میانه روس‌ ها الان سیاستشان همین است. هر قومیت کوچکی را پروبال می‌ دهند. می‌ گویند خلق قزاق و … بگویید گور بابای ادبیات فارسی و سعدی و حافظ. شما بیایید لهجۀ خودتان را موسیقی خودتان را … و ما برایتان کف می‌ زنیم، ما برایتان دپارتمان در مسکو تشکیل می‌ دهیم. مطالعات قوم قزاق و چی و چی … آن بچۀ قزاق مدتی که خواند می‌ گوید این زبان و فرهنگ قزاقی چیزی ندارد. من داستایوفسکی و چخوف و پوشکین می‌ خوانم. لرمانتف می‌ خوانم. فاتحه می‌ خوانم بر زبان و فرهنگ ملی خودم. روس می‌ شود. 

 زبان فارسی … این نظر من نیست که بگویید من یک شوونیست فارس هستم. زبان فارسی در همه کرۀ زمین با رباعیات خیام و مثنوی جلال‌الدین  و شاهنامه و سعدی و حافظ و نظامی و … شناخته می‌ شود در همۀ دنیا. شکسپیر با آن نمی‌ تواند کشتی بگیرد. پوشکین با آن نمی‌ تواند کشتی بگیرد. اما با آن لهجۀ محلی که تشویقت می‌ کنند، بعد از مدتی  نوۀ تو، نبیرۀ تو، می‌ گوید شاشیدم به این زبان محلی خودم. من روس می‌ شوم، انگلیسی می‌ شوم. شکسپیر می‌ خوانم، لرمنتف می‌ خوانم، پوشکین می‌ خوانم. این را ما هیچ بهش توجه نمی‌ کنیم. 

ما نمی‌ خواهیم هیچ زبان محلّی‌ ای را خدای‌ نکرده … چون این زبان‌ های محلّی پشتوانۀ فرهنگی ما هستند. ما اگر این زبان‌ های محلّی را حفظ نکنیم، بخش اعظمی از فرهنگ مشترکمان را عملاً نمی‌ فهمیم. ولی این زبان بین‌ الاقوامی که قرن‌ ها و قرن‌ ها و قرن‌ ها همۀ این اقوام درش مساهمت (همکاری و همیاری) دارند … هیچ قومی بر هیچ قوم دیگری تقدم ندارد در ساختن امواج این دریای بزرگ. 

 ما به این باید خیلی بیشتر از این‌ ها اهمیت بدهیم … همین کار الان در آسیانه میانه دارد می‌ شود، سه نسل، چهار نسلِ دیگر بگذرد، بچه‌ های قزاق و اُزبک و تاجیک، روس هستند (خواهند شد).  الان منقطع هستند، با ما هیچ ارتباطی ندارند. 

پوتین اجازه نمی‌ دهد به این‌ ها که خط نیاکانشان را یاد بگیرند. نمی‌ خواهند گلستان سعدی و بوستان سعدی و نظامی بخوانند، سنگ قبر پدربزرگشان را نمی‌ توانند بخوانند این‌ ها … 

[انگلستان] آن شبه قاره هند را هم همینطوری کرد. اول زبان فارسی را از بین برد، بعد گفت: شما اردو بخوانید. اردو چه دارد که با شکسپیر کُشتی بگیرد. خیلی مهم است. ما این را باید بدانیم. 

این زبان بین الاقوامی ما منحصر در فارسی‌ زبانان نیست همۀ اقوام، مساهمت‌ کنندگان در خلاقیت این فرهنگ و زبان هستند.

🔥🔥🔥

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتر از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com   

🔥🔥🔥

@CimorghIran

مقام آمریکایی: حذف عرضه نفت ایران به بازار جهانی مسئله ای ایجاد نمی کند.

Share Button

رویترز

پاریس _ یک مقام عالیرتبه آمریکا گفت که هدفِ رساندن صادرات نفت ایران به نقطه صفر همچنان در دستور کار است و تصور نمی رود که حذف عرضه نفت ایران به بازار دنیا اثرات منفی در بازار داشته باشد.
بریان هوک، فرستاده ویژه کاخ سفید با ماموریت روی مسئله تحریمها، که پس از بازدید از آلمان، فرانسه و انگلیس در حال بازدید از هندوستان یکی از خریداران عمده  نفت ایران میباشد، این اظهارات را بیان داشت.
هر سه کشور اروپایی فوق تلاش میکنند تا قرارداد ۲۰۱۵ اتمی را زنده نگاه دارند.

ترجمه هسته اصلی گزارش طولانی رویترز

………………………………
کامنت  من:


برابر گزارشهای خبری دو هفته قبل، دو کمپانی هندی، برای ماه آینده مسیحی (نوامبر) مقدار ٩ میلیون بشکه و آنهم پس از جلب موافقت آمریکا از ایران نفت خریده اند که فقط یک خرید «تک پارتى» مى باشد و هند هیچ وعده اى براى خرید بیشتر نداده است و آمریکا هم تا کنون معافیت بیشترى برای هند  قائل نشده است. آن ۳ کشور اروپایی مورد بازدید بریان هوک فرستاده ویژه آمریکا هم از ماهها قبل خرید نفتی خود  از ایران را قطع کرده اند.

همین امروز رویترز گزارشی داشت دایر بر اینکه، کره جنوبی، یکی دیگر از خریداران عمده نفت ایران، از ماه قبل یعنی سپتامبر، دو ماه قبل از موعد اجرای تحریمها از سوی آمریکا، خرید نفتی خود از ایران را کاملا متوقف کرده است.
اضافه کنم که هند بهای همین ۹ میلیون بشکه را هم به روپیه هندی پرداخت خواهد کرد و نه دلار یا دیگر ارزهای قدرتمند دنیا.
دشوار نیست تصور کنیم که رژیم در این شرایط استیصال آمیز چقدر تخفیف سنگینی هم روی قیمت داده است. قبلا گفته شده که هزینه بیمه دریایی و حمل و نقل را طرف ایرانی تقبل خواهد کرد.
رسانه های مطیع رژیم اقلا بیش از یکصد بار با تیترها و انشاء های متفاوت، خبر این خرید تک پارتی نفتی هند را درج کرده و آن را گواه شکست تحریم آمریکا، و از آن گزافه گویانه تر، آن را نشانه پیروزی ایران و انزوای ایالات متحده قلمداد کرده اند.
رسانه های گوش به فرمان رژیم، در این ایام به نحوی مضحک با خبر سازی های مختلف، از جمله خبر امروز دایر تزریق ۳۰۰ میلیون دلار ارز به بازار برای گشایش اعتبار که در تجارت نیوز درج شده بود، میخواهند حقایق فلاکت بار انزوای همه جانبه و تنگنای کشنده ارزی دولت را به مردم وارونه نشان دهند.
تنها راهی که رژیم در پیش خود دارد دست بدامن شیخ قطر و پوتین  شدن میباشد تا بلکه آنها با وام اسارت بار استعماری کمک کنند تا شاید رژیم بتواند برای مدتی دیگر، با دلار استقراضی از قطر و روسیه، صورت ارزی اقتصاد مملکت را سرخ بنمایاند.
*******************

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتر از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفند ها و بدکرداری های آن نداریم!

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

 

تیم اقدام روی ایران، نیروی خود را پشت سر ترامپ میگذارد

Share Button

در استفاده از قدرت مالی آمریکا به عنوان یک سلاح، ترامپ بیش از هر کدام از رؤساء جمهور پیشین آمریکا به مقابله با متحدین خود  پیش رفته و آنها را بر سر این دوراهی قرار داده است تا اگر با علم به اینکه معامله با ایران در حکم پذیرش خطر تنبیهات آمریکا باشد جرأت کرده و با ایران معامله می کنند، بدانند که محرومیت از بازار آمریکا که اقتصاد آن ۶۰ برابر اقتصاد ایران میباشد در انتظار آنهاست.  تا آنجا که به دغدغه های هوک مربوط می شود، مسئله برای او حل شده است. او در یک مختصر گفتگو در ماه سپتامبر(مهر) گفت: « تعداد بسیار کمی از کمپانیها ممکن است ایران را برای بازرگانی بر آمریکا ترجیح دهند. این دقیقاً یک واقعیت اقتصادی می باشد.»


تیمی مرکب از زبده کارشناسان دنیا، مأمور فشار به کمپانیها شده اند تا آنها را از معامله با ایران باز دارند  


بلومبرگ:
October 4, 2018, 10:00

طی یک کنفرانس مطبوعاتی در مجمع عمومی سازمان ملل در ۲۶ سپتامبر، پرزیدنت ترامپ احساس خود را نسبت به آن کشورهایی که او را به خاطر خروج از قرارداد هسته ایی با ایران و برقراری مجدد تحریمها علیه تهران سرزنش میکنند روشن ساخت. او گفت: « مهم نیست سران ممالک دیگر چه فکر میکنند، ایران برای معامله  بسوی من خواهد آمد.»
یک دلیل این اطمینان خاطر؟ وجود یک تیم بسیار زبده با عنوانی که بنظر میرسد از فیلمهای اکشن دهه ۸۰ گرفته شده، میباشد:«گروه اکشن ایران». [ که من به تیم اقدام روی ایران ترجمه میکنم ح ت]
در همان حال که وزیر خارجه ترامپ، مایک پمپئو و مشاور امنیت ملی او، جان بولتون، تلاشهای رهبران ایران و اتحادیه اروپا برای حفظ قرارداد هسته ایی  را که آمریکا از آن خارج شد، رد کردند، تعدادی از زبده دست چین شدگان دولتی و خزانه داری آمریکا، به دور دنیا افتادند و در سکوت از پایتختهای ممالک  دنیا ومراکز کمپانی ها دیدار کردند تا این دولتها و شرکتها را وا دارند خود را از بازار ایران بیرون بکشند. گزینه ایی که آنها در برابر مخاطبین خود نهادند ساده بود: یا با آمریکا، بزرگترین اقتصاد جهان، معامله کنید یا با ایران و با تحریمها و ممنوعیت های سیستم مالی ایالات متحده روبرو شوید.
آنتونی راپا، سرپرست یکی از بزرگترین موسسات خدمات حقوقی بین المللی Kirkland & Ellis  که مسئول رصد اجرای تحریمها است، می گوید« آنچه ما پیش میکشیم، «انتخابی پُر ریسک است.». راپا از این در شگفت است که تیم پمپئو، اینهمه در منزوی کردن ایران موفق بوده است. او ادامه می دهد:« هر آنچه میخواهید درباره اظهارات ترامپ بگوئید، ولی آنهایی که این تیم را میگردانند، میدانند چه میکنند.»

تا اینجا، اعضای«تیم اقدام روی ایران» از بیش از ۳۰ کشور بازدید کرده و با دولتمردان و نمایندگان کمپانیهای آنها گفتگو کرده اند.آنها «رفتار فتنه انگیزانه» تهران در خاورمیانه و اطراف دنیا  را در برابر آنها نهاده اند. ولی ماموریت اصلی آنها این است تا به مخاطبین خود این پیام را دقیقا برسانند که ایالات متحده در این ضربه اقتصادی خود تا کجا حاضر است برود. و عمدتاً از طریق تحریمهای ثانویه ـ روی کمپانی هایی که مشمول مهلت موقت برای بازرگانی با ایران نشده اند.
این گروه که تا کنون نقش تشویقی داشته است، تا اینجا توانسته است با به اصطلاح  کار ردیابی تجاری، با تهیه یک لیست از تعداد ۸۰ کمپانی بزرگ دنیا؛ از توتال گرفته تا شرکت هواپیمایی کی ال ام هلند و شرکت موتورسازی مزدا را از بازار ایران بیرون بکشد. و مهمتر اینکه، این گروه توانسته است صادرات نفت ایران، که ۸۰%  آن به درآمد نفتی وابسته است را تا حدود ۴۰% تا کنون کاهش دهد. تولید ایران در ماه آوریل(خرداد) امسال، ماه قبل از خروج ترامپ از قرارداد هسته ایی، ۲٫۸ میلیون بشکه در روز بوده است.
این میزان کاهش حتی از خوشبینانه ترین پیش بینی ها هم بیشتر می باشد. بن لوکوک ، سرپرست گروه معاملات نفتی Trafigura Group، یکی از بزرگترین شرکتهای بازرگانی مواد اولیه دنیا، میگوید:« هر چه هم ما کوشش کنیم تا خرید همه ممالکی را که  احتمال میدهیم از ایران نفت بخرند را روی هم بگذاریم، به سختی می توانیم به رقم یک میلیون بشکه صادرات روزانه برای نفت ایران برسیم.»
ترکیب تیم عملیات روی ایران شامل افرادی چون، جیسن شل، متخصص امور انفجاری، دیوید تسلر، متخصص تحریمهای بی سرو صدا که از او فقط دو توییت به نام خودش بیشتر وجود ندارد، میشل گیدا، سخنگوی سابق نیوت  گینگریچ، که قهرمان سابق ژیمناستیک از دانشگاه لوس آنجلس بوده است و لن خودوروفسکی، مرد عرصه تبلیغات در نیویورک که فامیل او از شوروی به آمریکا گریخت زمانی که او هنوز یک کودک بود.
رهبر این تیم بریان هوک، فردی  زبردست در امور سیاست خارجی میباشد که در زمان دولت دبلیو بوش با آن دولت کار میکرد و در رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری ۲۰۱۲ هم مشاور میت رومی بود. هوک در زمان وزیر خارجه قبلی آمریکا، رکس تیلرسون، به عنوان مغز متفکر او، از نفوذ بسیاری برخوردار بود. با اینکه دامنه فعالیت او چندان گسترده نیست، با این وجود یک سرمایه ارزشمند می باشد که در ساختمانی بنام Mahogany Row، در مجاورت کاخ وزارت خارجه مستقر شده است که فقط چند درب با اطاق کار پمپئو فاصله دارد. او در عمل مدیریت امور ایران را در وزارت خارجه به عهده گرفته است.
این تیم  تمرکز خود را بر اثبات این نکته نهاده است که قدرت اقتصادی آمریکا و دلار آن در سیستم اقتصاد جهانی چنان نقش مرکزی یافته اند که که فقط  تحریم های آمریکا به تنهایی می توانند اقتصاد ایران را به انزوا برانند. این رویکرد در نقطه مقابل رویکرد مورد چالش عقل گرایانه ای بود که دولت اوباما نسبت به ایران برگزیده بود که بر اساس آن، تحریمهای آمریکا فقط هنگامی کارآمد خواهند بود که از سوی دولتهای دیگر، به ویژه دول هم پیمان آمریکا پشتیبانی شوند. یوآن  زراته سرپرست شبکه بهم پیوسته مالی و مشاور امنیت ملی در دولت بوش میگوید: «برای مدتها من فکر میکردم که ما توانایی خود را در کاربرد ابزارهای آمریکا به هنگام رویارویی با دولتهای یاغی در دنیا دست کم گرفته اییم.» این استدلال که قدرت ما از کنترل مان دارد خارج میشود و توانمندی ما برای اِعمال و حفظ تحریم ها رو به فرسایش است، با توجه به جائی که در آن قرار داشتیم یک استدلال نادرست بود.»
در استفاده از قدرت مالی آمریکا به عنوان یک سلاح، ترامپ بیش از هر کدام از رؤساء جمهور پیشین آمریکا به مقابله با متحدین خود  پیش رفته و آنها را بر سر این دوراهی قرار داده است تا اگر با علم به اینکه معامله با ایران در حکم پذیرش خطر تنبیهات آمریکا باشد جرأت کرده و با ایران معامله می کنند، بدانند که محرومیت از بازار آمریکا که اقتصاد آن ۶۰ برابر اقتصاد ایران میباشد در انتظار آنهاست.  تا آنجا که به دغدغه های هوک مربوط می شود، مسئله برای او حل شده است. او در یک مختصر گفتگو در ماه سپتامبر(مهر) گفت: « تعداد بسیار کمی از کمپانیها ممکن است ایران را برای بازرگانی بر آمریکا ترجیح دهند. این دقیقاً یک واقعیت اقتصادی می باشد.»

هوک و یارانش، قول داده اند که صدور نفت ایران را به صفر میرسانند و وعده داده اند که دیگر تولید کنندگان نفت مانند عربستان، کویت و دیگران  می توانند کاستی بوجود آمده را جبران و جریان نفت را متوازن نگاه دارند. ولی بازار هم اکنون هراسان شده است. قیمت نفت برنت ، شاخص عمده بین المللی نفت و نرخ مرجع، رکورد ۴ ساله را شکسته و از هر بشکه  ۵۵ دلار در سال پیش به ۸۵ دلار در سال جاری رسیده است.

بالا رفتن بهای نفت ممکن است تیم اقدام روی ایران را در معرض آنچه ممکن است بزرگترین تهدید برای آن باشد قرار دهد: و از جمله خود ترامپ را. یک ماه مانده به انتخابات میان دوره ای، شاید پرزیدنت ترامپ نگران آن  باشد که بهای بالاتر نفت ممکن است به آرای جمهوریخواهان صدمه بزند. او در سخنرانی اخیر خود در مجمع عمومی سازمان ملل پرخاشگرانه گفت:«ما، این وضع، این قیمتهای دهشت انگیز را بیش از این تحمل نخواهیم کرد.» این خطر وجود دارد که پرزیدنت مسیر خود را نسبت به ایران تغییر دهد همچنانکه با کره شمالی تغییر داد. تغییر از محور متحارب به مسیر متعامل. اسکوت مدل، مأمور سابق سیا و مدیر کل گروه انرژی راپیدان، میگوید:«ترامپ در آغاز چنان وانمود میکند که هرگز تسلیم نخواهد شد، ولی این یک تاکتیک برای مذاکره است، و او سرانجام میخواهد با ایران به تعامل برسد. او فقط دنبال اینست تا بدترین جنبه های رفتاری ایران را در حال حاضر خنثی کند تا به یک مذاکره طولانی مدت با آن برسد، به ویژه هنگامی که بهترین فرصت برای اوست تا بهای بنزین را زیر گالنی ۳ دلار نگاه دارد.»

خطر دیگر رفتار این مرد قدرتمند چیست؟ ممالکی مانند هند و چین بزرگترین چالش برای او  می باشند. هر دو کشور از وارد کنندگان عمده نفت ایران هستند. در حالی که چین مایل است به آمریکا یک سیلی بزند، هند بیشتر مایل به همکاری با آمریکا است. وندی شرمن، از معاونین در دولت اوباما که روند مذاکره با ایران را مدیریت می کرده است می گوید: « نتیجه تنها به میدان رفتن جدی است، مملکتی مانند هند را در نظر بگیرید که انتخابات را در پیش روی خود دارد. آنها می خواهند روابط خوبی با آمریکا داشته باشند و در این تردیدی نیست. ولی آنها در عین حال بحران انرژی نمی خواهند.»  

مسئله  فقط این  نیست که فعالیت های  تیم عملیات روی ایران چه اندازه موفق شود، بلکه هیچ تضمینی هم نیست  که ایران تسلیم شود. وزارت خارجه می گوید، هدفش اینست که بیشترین آسیب اقتصادی را به ایران برساند تا آنجا که ایران مجبور شود به پای میز مذاکره برگردد و بپذیرد که نه تنها برنامه هسته ایی خود را کنار بگذارد بلکه به آنچه ایالات متحده پشتیبانی مالی از تروریسم میخواند، به بلند پروازی های موشکی اش و گستراندن قدرت خود به آن سوی مرزهای خود در منطقه پایان دهد.

پمپئو، ۱۲ شرط را در برابر ایران نهاده است که برابر آنها ایران باید در خود یک تغییر سراسری ایجاد کند و جهت گیری ها و اولویت های سیاسی خود را هم تغییر دهد .شرمن میگوید: « این ا احتمالا زیاد هستند.  رهبران ایران زیرک، زبل و مذاکره کنندگانی سخت هستند.»

پایان ترجمه کامل گزارش تحلیلی بلومبرگ.

حبیب تبریزیان

……………………………………………..

در کانال تلگرامی سیمرغ به ما بپیوندید و همراه ما تلاش کنید تا بانگ اطلاع رسانی ما دامنه وسیع تری بیابد. تا صدا و پیام ما به تعداد هر چه بیشتر از هم میهنانمان برسد.

هدفی جز اطلاع رسانی به قصد افشای رژیم و طرفندها و بد کرداریهای آن نداریم!

CimorghIran@

تماس با کانال

cimorghiran@gmail.com

   ………………………………………………………….

توجه:

تحلیل بلومبرگ از مسئله ای که طرح و تحلیل کرده است، بنظر من نیاز به واکاوی و نقد دارد که من در روزهای آینده تحلیل خود را از کل مسئله ی تشکیل این تیم در همین سایت نوشتاری و درج میکنم.

ح تبریزیان

 

لاشه سگ زیر بالش ایرانیان !

Share Button

مجمع فعالان اقتصادی

دکتر مجتبی لشکربلوکی

روستایی بود که فقط یک چاه آب داشت. سگی به داخل چاه افتاد و مرد. آب چاه دیگر قابل استفاده نبود. روستاییان پیش پیر ده رفتند تا بپرسند که چه باید بکنند؟

پیرمرد با تجربه به آنان گفت که صد سطل از چاه آب بردارند و دور بریزند تا آب تمیز جای آن را بگیرد. روستاییان صد سطل آب برداشتند اما فرقی نکرد و آب کثیف و بدبو ماند. دوباره پیش او برگشتند. او پیشنهاد کرد که صد سطل دیگر هم آب بردارند. روستاییان این کار را انجام دادند اما باز هم فایده ای نداشت. روستاییان بنابر گفته او برای بار سوم هم صد سطل آب از چاه برداشتند اما مشکل حل نشد.
پیرمرد پرسید: چطور ممکن است این همه آب از چاه برداشته شود اما آب هنوز آلوده باشد. آیا قبل از برداشتن این سیصد سطل آب، لاشه سگ را بیرون آوردید؟ روستاییان گفتند: نه، تو گفتی فقط آب برداریم نه لاشه سگ را!

لاشه سگ حکایت اوضاع ماست. خیلی از مسایل حل نمی شوند. بلکه از دولتی به دولت دیگر و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند. هر چقدر هم آب می کشیم باز هم چاه مان بوی متعفن سگ مرده می دهد. یک مورد را با هم مرور کنیم:

مردم یک مساله مشخص دارند. بخشی از پولشان را پس انداز می کنند با انگیزه های مختلف. یکی می خواهد در آینده خانه بخرد و دیگری جهیزیه دخترش را تامین کند و یکی نیز نقشه دارد کسب وکاری برای خودش راه بیاندازد. مردم می خواهند این پولی که پس انداز می کنند، ارزشش حفظ شود و هم اینکه به صورت معقولی افزایش پیدا کند (پنج سال بعد قدرت خرید بیشتری داشته باشند). این خواسته مردم، کاملا معقول و منطقی است. اما مشکل آنجاست که برای این خواسته مشروع و منطقی جواب مناسبی فراهم نشده.
آیا می توانم به شیوه ای اطمینان بخش، در ایران ماهانه یک متر زمین بخرم؟ نه!
آیا می توانم در سهام صد شرکت استارت آپی که ستارگان موفق سال های آینده هستند سرمایه گذاری کنم؟ نه!
آیا اگر تشخیص دهم یک صنعت خاص رشد خوبی خواهد داشت می توانم به راحتی روی آن سرمایه گذاری کنم؟ نه!
آیا گزینه های آسانی برای آنکه ریسک خودم را در برابر تغییرات نرخ ارز پوشش دهم وجود دارد؟ نه!
آیا می توانم به جای آنکه در یک صندوق بازنشستگی سرمایه گذاری کنم، در شش صندوق، آتیه ام را تامین کنم؟ نه!

در صورتی که در کشورهایی که بازارهای مالی پیشرفته دارند شما می توانید ماهانه معادل یک متر زمین بخرید! فقط با مراجعه به یک نهاد مالی و یک بار سرمایه گذاری، همزمان سهام دار صد شرکت استارت آپی شوید. اگر با چین تجارت می کنید، می توانید از ابزارهای مالی استفاده کنید که ریسک شما را در برابر تغییرات نرخ یوان پوشش دهد.

فرض کنید که فکر می کنم دلار گران می شود. سه راه دارم: یکی اینکه بروم بازار، دلار بخرم و آنرا بگذارم زیر بالش. دوم اینکه دلار بخرم، آن را در حساب ارزی بانکی بگذارم و سوم اینکه سهام شرکت های با درآمد ارزی بخرم. این سه گزینه تاثیر کاملا متفاوتی بر اقتصاد می گذارند. مقایسه کنید دلاری که زیربالش های ماست و دلاری که در بانک ها می تواند تجمیع شود و تسهیلات ارزی ارایه کند. اما گزینه دوم و سوم در ایران به خوبی کار نمی کند. چرا؟ به این خاطر که مردم به دلیل تجربیات تلخ، در مورد سپرده های ارزی به بانک ها سخت اعتماد می کنند و گزینه سوم نیز محدودیت هایی دارد. بازار سرمایه (بازار خرید و فروش سهام و سایر اوراق بهادار) خوب رشد کرده، اما بعضاً به خاطر ترس و تنگ نظری و مخالفت های جاهلانه، نه تنوع گزینه هایش به میزان مطلوب است و نه آنچنان عمقی دارد که بتواند میزبان حجم نقدینگی ۱۷۰۰ هزار میلیارد تومانی باشد.

مشکل اینجاست که ما گزینه های متنوع و مطلوب سرمایه گذاری پیش روی مردم نگذاشته ایم. لذا مردم مجبورند در صف و در حال هجوم باشند: گاهی برای خرید سیم کارت! گاهی خودرو، زمانی طلا و سکه، گاهی ارز و گاهی هم هجوم برای پس گرفتن پول شان از موسسات مالی اعتباری بی اعتبار! و نباید مردم را ملامت کرد. باید کسانی را ملامت کرد که کار را به اینجا کشاندند.

دقت کنید که منظورم این نیست که فقط نبود گزینه های متنوع و مطلوب سرمایه گذاری، تنها لاشه سگ است. افزایش کنترل نشده نقدینگی، بی اعتقادی به بخش خصوصی، نگاه قیم مابانه به مردم، تخصیص بودجه بسیار ناکارآمد دولتی، عدم تعامل پذیری جهانی و وابستگی دولت به درآمدهای نفتی … لاشه سگ هایی هستند که تا از چاه بیرون کشیده نشوند، همچنان بوی تعفن ما را آزار خواهد داد.

به گواه تاریخ و شهادت خارجیان، ایرانیان تجارت را خوب می فهمند و خرید و فروش در ذات شان است. اگر بازار خوبی فراهم شود و گزینه های سرمایه گذاری متنوع و متعدد فراهم شود شک ندارم که پول و پس انداز مردم گزینه های خود را پیدا خواهد کرد و چرخ های تولید بهتر خواهد چرخید.
🔥🔥🔥
@CimorghIran

نیلوفر بیضایی و گمشدگانش:

Share Button

وحشتناک بود، به دلیل اینکه شما وقتی با موضوعی درگیر هستید و فکر می‌کنید دارید کاری انجام می‌دهید تا به جلوگیری از تکرار این فجایع کمک شود، می‌بینید که همچنان دارد تکرار می‌شود! مثل اینکه اینها در یک لجبازی عظیم تاریخی، درست در سالگرد کشتار زندانیان سیاسی چنین کاری می‌کنند. در حقیقت به یک شکلی می‌خواهند جوّ رعب و وحشت را حفظ کنند. از طرفی هم سه جوانی که جانشان را از دست دادند و هم حمله به دفتر احزاب کرد که شماری از اعضای آن کشته شدند، واقعا تاثربرانگیز است و از طرف دیگر باز هم به من ثابت کرد که باید در این مورد کار کنم و هنوز باید در این زمینه خیلی کار شود.

کیهان لندن

نیلوفر بیضایی و گمشدگانش:
حکومت در یک لجبازی تاریخی می‌خواهد جوّ رعب و وحشت را حفظ کند- «من از زاویه ایدئولوژیک این نمایش را کار نکردم و سعی کردم جنبه انسانی ماجرا را دنبال کنم و اینکه بر سر انسان‌ها در چنین شرایطی چه می‌آید.»-«من خارج از ایران زندگی می‌کنم و مسئله سانسور وجود ندارد پس باید که از این موقعیت استفاده کنم تا حرف‌هایی را که در ایران نمی‌شود، گفت در اینجا بگویم وگرنه دلیلی ندارد که اینجا باشم!»

یکشنبه ۱ مهر ۱۳۹۷ برابر با ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۸

آزاده کریمی (+عکس) نیلوفر بیضایی تئاتر «گمشدگان» را اوایل ماه سپتامبر در شهر فرانکفورت آلمان به مناسبت سی‌امین سالگرد کشتارهای دهه شصت و با بازیگری هرمین عشقی و فرهنگ کسرایی به روی صحنه برد.

این نمایش قرار است با کمی تغییرات و اضافه‌شدن یک روایت تازه در فستیوال تئاتر کلن اجرا شود. بیضایی از جمله کارگردانان تئاتر خارج از ایران است که تاریخ معاصر ایران و وقایع اجتماعی و سیاسی بخصوص پس از انقلاب را در کارهای خود همواره مورد نظر قرار داده است. نیلوفر بیضایی این بار به موضوع کشتارهای دهه شصت پرداخته و روایتی از نسل دیروز و نسل امروز ایران را برای مخاطبانش به اجرا درآورده است. تئاتر «گمشدگان» در شرایطی به روی صحنه رفت که رامین حسین‌پناهی، زانیار مرادی و لقمان مرادی، سه زندانی کُرد ایرانی اعدام شده و سپاه پاسدارن به مقر احزاب کرد در شمال عراق حمله موشکی کرده بود. با او درباره تئاتر «گمشدگان» گفتگویی داشتم که در ادامه می‌خوانید.

نیلوفر بیضایی kayhan.london©

-خانم بیضایی، نمایش «گمشدگان» تازه‌ترین کار شما در ارتباط با کشتارهای دهه شصت و تابستان سال ۶۷ است. چه شد که تصمیم گرفتید این نمایش را کار کنید؟

-برای نوشتن این متن سال‌ها به دنبال اسناد مختلف و خاطرات زندانیان بودم و بین همه آنها، نامه شکوفه منتظری، دختر حمید منتظری، یکی از زندانیان اعدامی خطاب به پدر اعدام شده‌اش را برای کار انتخاب کردم. در واقع، هر آنچه بر سر بازماندگان کشته‌شدگان دهه ۶۰ آمده در این نامه با زبانی متعلق به نسل جوان را می‌توان یافت. در عین حال، این نامه شرح حال و بازگوکننده اتفاقاتی هم هست که بر کشته‌شدگان این دهه، گذشته است. این نامه‌ را با یکی از یادداشت‌های یک زندان سیاسی اعدام شده به نام قربانعلی شکری، که بعد از مرگ‌اش در بین وسایلش پیدا شده، تلفیق کردم. ولی احتمالا برای اجراهای آینده، متن سومی را به آن اضافه می‌کنم که روایت یک مادر است که فرزندش را اعدام کردند. در دهه ۶۰ مجموعه‌ای از کشتار زندانیان سیاسی که بخش زیادی از مدت حبس خودشان را گذرانده بودند و حتی قرار بود بعد از مدتی آزاد شوند، انجام شد. بخصوص در سال ۶۷، بسیاری از آنها به دنبال مسئله جنگ، پایان جنگ و غیره اعدام شدند ولی کشتار زندانیان سیاسی در واقع از همان اوایل دهه ۶۰ آغاز شد. در جریان این کشتارها کسانی که در گروه‌های مختلف سیاسی کار می‌کردند و به هر حال در اثر انقلاب به وجود آمده بودند و نظری مخالف نظر آنچه حکومت دارد، داشتند و یا ایده‌های دیگری برای ایران داشتند، اعدام شدند. بسیاری از این افراد به زندان افتادند، از دختربچه ۱۴ تا آدم ۷۰ ساله در زندان‌ها بودند. به غیر افرادی که سیاسی بودند، افراد غیرسیاسی هم کشته شدند. دگراندیشان دیگر هم بودند از جمله بهاییان که تعدادی زیادی از آنها ناپدید شدند و اعضای محفل‌شان اعدام گشتند. در آن دوره، حتی جوانانی هم بودند که اصلا فعالیت بخصوصی انجام نمی‌‌دادند و فقط به خاطر باورهایشان به جوخه‌ی تیر یا چوبه‌ی دار سپرده شدند. این مجموعه سرکوب که اوج آن در دهه شصت بود، موضوع کار من بوده است. در حقیقت در نامه‌ای که انتخاب کردم، بسیاری از اتفاقاتی که در آن دوره افتاده، بازگو می‌شود.

تئاتر «گمشدگان»  از نیلوفر بیضایی

-چرا تصمیم گرفتید نسل جوان، نسل فرزندان، را در این نمایش وارد کنید؟

-به این دلیل که من به هر موضوعی که می‌پردازم، به امروز و آینده نگاه دارم. نسلی که امروز زندگی می‌کند، بار سنگینی بر دوش می‌کشد. از یک طرف، بار مسئولیت پیگیری این فاجعه که در کشور ما رخ داده، بخصوص در دهه شصت را برعهده دارد. البته سرکوب‌ها همچنان ادامه دارد ولی در دهه شصت به صورت سیستماتیک انجام می‌شد و هنوز خانواده‌ها داغدار هستند و هنوز این داغ تازه است. نسل جوان امروز مسئولیت پیگیری این فاجعه را دارد. به دلیل اینکه اگر این نسل خواهان عدالت و رسیدن به جامعه‌ای است که کسی به خاطر افکارش از بین نرود، این مسئولیت را دارد که در مورد فجایعی که در کشورش در همین دوره اتفاق افتاده ساکت نماند و آنها را دنبال کند. از سوی دیگر، این نسل باید هویت خودش را پیدا کند که الزاما همان هویت نسل‌های پیش از خودش نیست. باید بتواند از زیر سنگینی این سایه هم بیرون بیاید و راه جدیدی پیدا کند و این، کار را برای او سخت‌تر می‌کند. تمام این تناقض‌هاست که در آن نامه و این نمایش دیده می‌شود و این از نظر من، یک لایه‌ی دیگر به لایه‌های موجود در متن و مسئله‌ای که می‌خواستم به آن بپردازم، اضافه می‌کند.

-واکنش زندانیان سیاسی و بازماندگان‌ اعدام‌شدگان به نمایش «گمشدگان» چگونه بوده؟

-تعدادی از تماشاگران در سالن یا خودشان زندانی سیاسی بودند یا کسی از نزدیکانشان زندانی یا اعدام شده بود. برای من خیلی مهم بود که اولا، اولین اجرایم برای چنین جمعی باشد و دوم اینکه واکنش آنها را ببینم. برای اینکه من از زاویه ایدئولوژیک این نمایش را کار نکردم و سعی کردم جنبه‌ی انسانی ماجرا را دنبال کنم و اینکه بر سر انسان‌ها در چنین شرایطی چه می‌آید. خوشبختانه واکنش خیلی مثبت بود، به این معنا که هر کسی، به شکلی، بخشی از خودش را و ماجرا را، در این کار می‌دید. این نظر کسانی بود که با من صحبت کردند، کسانی هم بودند که پیش نیامد که با آنها صحبت کنم. ولی در مجموع چیزی که من برداشت کردم، این است که واکنش‌ها خیلی مثبت بوده.

«گمشدگان» روایتی از کشتارهای دهه شصت در ایران

-چه تغییراتی برای اجرای این نمایش در جشنواره تئاتر کلن که قرار است در ۱۷ نوامبر در این شهر برگزار شود در نظر گرفته‌اید؟

-در اجرای آینده در فستیوال کلن، من یک روایت جدید به این نمایش اضافه می‌کنم. روایت یک مادر جنوبی که دخترش را اعدام کردند. این روایت به دو روایتی که با هم تلفیق شده‌اند، اضافه می‌شود. شکل نهایی تلفیق این روایات را هنوز خودم نمی‌دانم و قرار است روی آن کار کنم و یک زاویه دیگری به آن اضافه کنم. نویسنده‌ی این روایت، خانم رویا غیاثی است که خواهر هفده ساله‌اش در دهه شصت اعدام شد. در عین حال خانم ستاره سهیلی به بازیگران دو روایت دیگر یعنی هرمین عشقی و فرهنگ کسرایی می‌پیوندند.

-ما در ایران با سانسوری روبرو هستیم که امکان ندارد بتوان به مضامینی مثل کشتارهای دهه شصت پرداخت. شما در کارهایتان همواره به همین موضوعات تابو شده پرداخته‌اید؛ روایت وقایع پس از انقلاب در کارهای شما زیاد است. دلیل گرایش شما به این موضوع چیست؟ چرا به شکل جهانی‌تر، که در آلمان هم زیاد است، به این مشکل نمی‌پردازید؟

-برای اینکه، اولا خودم با این موضوع درگیر هستم و فکر می‌کنم جامعه ما هم با آن درگیر استجامعه ما، با امروزش و با گذشته‌اش درگیر است و بخش زیادی از بحران‌هایی که امروز وجود دارد ناشی از همین است. من چون ایران را خیلی دوست دارم و سرنوشت‌اش برایم مهم است، مثل بسیاری از ایرانی‌ها، خودم با این ماجرا درگیر هستم. با هر کدام از موضوعاتی که به آنها می‌پردازم، به یک شکلی، دوباره به این مسائل فکر می‌کنم و پرسش طرح می‌کنم. از طرف دیگر، من خارج از ایران زندگی می‌کنم و برایم مسئله سانسور وجود ندارد پس باید که از این موقعیت استفاده کنم تا حرف‌هایی را که در ایران نمی‌شود گفت اینجا بگویم. وگرنه دلیلی ندارد که اینجا باشم! در مورد موضوعاتی از این دست باید هنوز خیلی کار شود. واقعا این بار بزرگی است و من یک نفر نیستم، کسان دیگری هم هستند که در این زمینه‌ها کار می‌کنند. هنوز باید در این باره پرسش شود، هنوز باید در رشته‌های مختلف هنری بدان پرداخته شود و از زوایای مختلف به آن نگاه شود. در آلمان که اسم بردید، هنوز دارد آثاری درباره دوره فاشیسم هیتلری نوشته می‌شود و پایانی هم نخواهد داشت. به دلیل اینکه، این دوره‌ها، دوره‌شوک‌های تاریخی هستند که در به وجود آمدن آن، فقط یکی دو نفر سهیم نیستند، فقط یک عده از بالا نیستند که آمدند و آن فاجعه را بر سر ملت آوردند؛ بلکه سکوت یک ملت و در جاهایی همراهی یک ملت به تثبیت چنین سرکوب‌هایی کمک کرده و می‌کند.اگر قرار باشد چنین فجایعی تکرار نشود، فکر می‌کنم ما باید خیلی کار کنیم، بخصوص در زمینه فرهنگ و هنر. باید تلاش کنیم دیگر ملتی وجود نداشته باشد که پشت سرکوبگران بایستد بلکه باید ملتی باشد که از حق آزادی همگان دفاع کند، اگر می‌خواهد از این وضعیت بیرون بیاید. به همین دلیل فکر می‌کنم، بخصوص در این دوره، خیلی مهم است که در زمینه‌های مختلف هنری در این مورد کار شود و من سهم خودم را تا جایی که می‌توانم و توان دارم، ادا می‌کنم.

-شما درباره اعدام‌های دهه شصت کار کرده‌اید و همزمان با اجرای این نمایش سه جوان کرد ایرانی اعدام شدند. چه احساسی داشتید وقتی خبر این اعدام‌ها را شنیدید؟

-وحشتناک بود، به دلیل اینکه شما وقتی با موضوعی درگیر هستید و فکر می‌کنید دارید کاری انجام می‌دهید تا به جلوگیری از تکرار این فجایع کمک شود، می‌بینید که همچنان دارد تکرار می‌شود! مثل اینکه اینها در یک لجبازی عظیم تاریخی، درست در سالگرد کشتار زندانیان سیاسی چنین کاری می‌کنند. در حقیقت به یک شکلی می‌خواهند جوّ رعب و وحشت را حفظ کنند. از طرفی هم سه جوانی که جانشان را از دست دادند و هم حمله به دفتر احزاب کرد که شماری از اعضای آن کشته شدند، واقعا تاثربرانگیز است و از طرف دیگر باز هم به من ثابت کرد که باید در این مورد کار کنم و هنوز باید در این زمینه خیلی کار شود.

بانک‌های زیان‌ده ایران را ونزوئلا می‌کنند

Share Button

یک اقتصاددان عنوان کرد: دوراهی ونزوئلایی شدن یا نشدن روبروی ماست، نه آنکه پشت‌ ما باشد.یکی از تصمیمات حیاتی پیش‌روی اقتصاد، نحوه برخورد با بانک‌هایی است که دارایی‌ آنها کفاف پرداخت سپرده‌های آنها را نمی‌دهد.سپرده بانک‌های زیان‌ده نباید با پول بانک مرکزی پرداخته شود، ولی اگر این اتفاق بیفتد، همه ما با ونزوئلایی شدن کشور هزینه آن را می‌دهیم.

بانک‌های زیان‌ده ایران را ونزوئلا می‌کنند

تجارت نیوز

پویا ناظران، اقتصاددان مطرح کرد:

نقدینگی این روزها به واژه پرتکرار در کشور تبدیل شده است. دیگر تنها اقتصاددانان نیستند که در مورد میزان نقدینگی موجود در جامعه و خطرات آن هشدار می‌دهند. حتی مقامات مسئول هم بابتنقدینگی نگرانی‌هایی را مطرح کرده‌اند. خطراتی که حتی می‌تواند ونزوئلایی شدن ایران را در پی داشته باشد.

به گزارش تجارت‌نیوز،جدیدترین آمار بانک مرکزی حاکی از رشد قابل‌توجه نقدینگی و رسیدن آن به مقدار ۱۶۰۰ هزار میلیارد تومان است.

نقدینگی چیست و چگونه می‌تواند خطرآفرین باشد؟

علم اقتصاد به ما می‌گوید که نقدینگی به میزان نقدشوندگی دارایی‌های مختلف در قیمت معین گفته می‌شود. به زبان ساده، نقدینگی موجود در اقتصاد شامل پول و شبه‌پول است. پول شامل اسکناس و مسکوکات در دست مردم و هر نوع حساب بانکی است که شخص در هر زمانی امکان برداشت پول خود را دارد.

اما شبه‌پول برخلاف پول درجه نقدشوندگی کمتری دارد. بنابراین سپرده‌های مدت‌دار، قرض‌الحسنه پس‌انداز و سایر سپرده‌ها در این دسته قرار می‌گیرند. اقتصاددانان همواره نسبت به کنترل میزان نقدینگی (پول و شبه‌پول) موجود در جامعه و تناسب آن با حجم اقتصاد کشور، هشدار می‌دهند. چرا که بالا رفتن نقدینگی موجب گسترش تورم خواهد شد.

علی سرزعیم، اقتصاددان در این زمینه اعتقاد دارد: «اگر خون را نقدینگی در نظر بگیریم، باید میزان این خون با گوشت و بدن که همان حجم اقتصاد و GDP یک کشور است، تناسب داشته باشد. از این رو اگر به فرض، به بدن ما سه برابر حد مجاز خون تزریق شود، طبیعی است که سلامت ما دچار مشکل می‌شود. این حالت برای نقدینگی و اقتصاد نیز صادق است.»

از ابتدای شروع بحران ارزی در کشور، اکثر کارشناسان در ریشه‌یابی این بحران علاوه بر خروج آمریکا از برجام، به میزان بالای نقدینگی در اقتصاد ایران نیز اشاره می‌کنند. تا جایی که حتی برخی از کارشناسان نیز نقدینگی موجود در اقتصاد کشور را خطرناک‌تر از ترامپ می‌دانند. محمدرضا باهنر، نایب رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی از جمله افرادی است که اعتقاد دارد سهم ترامپ از مشکلات کنونی تنها ۳۰ تا ۴۰ درصد است.

باهنر ریشه بحران شکل‌گرفته در ماه‌های اخیر را به مساله ورشکستگی بانک‌ها و موسسات اعتباری ربط می‌دهد. جایی که به قول باهنر مجلس با فشار به دولت، سیاست‌گذاران را وادار کرد تا از طریق استقراض از بانک مرکزی، سپرده‌های مال‌باختگان را پرداخت کند.

آنگونه که باهنر روایت می‌کند با این کار توسط دولت، حدود ۱۰۰ هزار سرمایه بین ۱۰ میلیون تا ۵۰۰ میلیون آزاد شد و به جامعه سرازیر شد. اما روایتی را که باهنر نقل می‌کند، محمدباقر نوبخت، سخنگوی پیشین دولت اینگونه عنوان می‌کند که بانک مرکزی مجبور شد تا برای پرداخت سپرده مال‌باختگان میزان ۳۵ هزار میلیارد تومان نقدینگی تزریق کند که اثر آن بر رشد پایه پولی باقی می‌ماند.

به هر حال، مجموع چنین اقداماتی باعث شده تا امروزه نقدینگی به میزان ۱۶۰۰ هزار میلیارد تومان برسد. این حجم از نقدینگی به علت نااطمینانی در سطح اقتصاد کشور و عدم شرایط مناسب برای سرمایه‌گذاری تولیدی، به سمت بازار دارایی‌ها یعنی دلار، طلا، مسکن و… می‌رود. بدین صورت که از ابتدای سال جاری شاهد افزایش کم‌سابقه نرخ ارز در کشور بودیم.

آیا اشتباه دیگری در راه است؟

با این حال در حالی که اقتصاد کشور هنوز زیر تیغ نقدینگی تزریق شده ۳۵ هزار میلیارد تومانی موسسات مالی غیرمجاز رنج می‌برد، خبرها حاکی از آن است که این احتمال وجود دارد که دولت بخواهد همانند جریان موسسات مالی و اعتباری، بدهی برخی از بانک‌ها و موسسات مالی را از طریق استقراض از بانک مرکزی بپردازد. امری که اگر به وقع بپیوندد، منجر به رشد وحشتناک نقدینگی و تورم خواهد شد.

اما پویا ناظران، اقتصاددان در کانال تلگرامی خود توضیح می‌دهد که چگونه ممکن است دولت با پرداخت بدهی برخی بانک‌ها و موسسات اعتباری به رشد بیش از پیش نقدینگی و روند ونزوئلایی شدن ایران کمک کند.

این اقتصاددان می‌گوید: در حالی‌که برچیدن موسسات اعتباری غیرمجاز کار درستی بود، نحوه برچیده شدن آنها از زیان‌‌بارترین اقدامات بانک مرکزی طی این سال‌ها بود. بانک مرکزی با پرداختن مبلغی حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان، چک این موسسات را برای آنها پاس کرد و پول سپرده‌گذاران را پرداخت نمود.

وی ادامه می‌دهد: زمستان سال گذشته، این ۳۰ هزار میلیارد تومان، نقش مهمی در شکل‌گیری بحران سال ۹۷ ایفا کرد. در این بین البته بانک مرکزی به تمامی مقصر نبود، چرا که تحت فشار مردم و سایر نهادهای حاکمیتی این کار را به سرانجام رسانید.

ناظران در ادامه با اشاره به اینکه ممکن است اکنون دوباره بانک مرکزی به چنین اشتباهی دست بزند، به موضوع ادغام پنج بانک و موسسه اعتباری در بانک سپه اشاره می‌کند.

ناظران می‌گوید: مجموع زیان پنج بانک نظامی دست‌کم دو برابر زیان موسسات غیرمجاز تخمین زده می‌شود.

ناظران با طرح یک سوال می‌گوید: اگه این بانک‌ها ادغام شوند، آیا درآمد آنها زیاد می‌شود؟ بدیهی است که نمی‌شود! همانگونه که جمع دو عدد منفی مثبت نخواهد شد، جمع دو بانک زیان‌ده هم یک بانک سودده نمی‌شود! فقط در خلال ادغام، بانک مرکزی چک‌های این بانک‌ها را با پول خودش پاس می‌کند. آن بانک‌ها نیز چیزی غیر از این نمی‌خواهند.

اشاره این اقتصاددان به امکان پرداخت بدهی این بانک‌ها توسط دولت است که اگر چنین اتفاقی بیفتد این بار دولت باید مقداری به مراتب بیشتر از ۳۵ هزار میلیارد تومان از بانک مرکزی استقراض کند. ناظران در این خصوص می‌گوید: مجموع زیان پنج بانک نظامی دست‌کم دو برابر زیان موسسات غیرمجاز تخمین زده می‌شود.

وی در خصوص خطرات این اقدام احتمالی دولت می‌گوید: تخمین زده می‌شود که برخی از بانک‌های خصوصی دیگر، حتی زیان بیشتری هم داشته باشند. اگر زیان سپرده‌گذارها را از طریق افزایش پایه پولی به کل جامعه تحمیل کنیم، ونزوئلایی شدن یک ریسک خیلی جدی برای کشور محسوب می‌شود.

ناظران در ادامه می‌نویسد: بانک مرکزی باید به دنبال راه‌حلی باشد که اولا، سریعا جلوی too big to fail شدن بانک‌ها را بگیرد. ثانیا، در اصلاح ترازنامه بانک، حداقل استفاده را از پایه پولی بکند.

راهکار مواجه شدن با بانک‌های زیان‌ده

این اقتصاددان در ادامه ضمن ارائه یک پیشنهاد دو مرحله‌ای می‌نویسد: مرحله اول، اقدامات ضربتی و کوتاه‌مدت به منظور مهار این وضعیت خارج از کنترل نظام بانکی انجام می‌شود. یک اقدام موثر این است که بانک مرکزی هر بانکی که اضافه برداشت بیش از حد دارد را از اعطای تسهیلات جدید منع کند.

وی در خصوص انجام چنین اقدامی می‌گوید: این کار جلوی too big to fail شدن بانک‌های مشکل‌دار را می‌گیرد. بانکی که بدین شکل از اعطای تسهیلات جدید منع شده باید به دنبال جذب سرمایه جدید باشد، چرا که برای اعطای تسهیلات، اول باید اینقدر سرمایه جدید جذب کند تا اضافه برداشتش صفر شود.

وی ادامه می‌دهد: میزان اعطای تسهیلات بانک‌هایی که اضافه برداشت‌ آنها نزدیک به حد مورد نظر است هم باید محدود شود. این منع رو می‌شود همین هفته ابلاغ کرد و توصیه می‌کنم بانک‌ مرکزی در این خصوص وقت‌کشی نکند.

ناظران در مرحله دوم پیشنهاد خود به چگونگی تراز کردن ترازنامه بانک‌ها اشاره می‌کند و می‌نویسد: مقدمه تراز کردن ترازنامه بانک‌ها این است که بانک مرکزی یک ارزیابی واقع‌نگرانه از ارزش دارایی بانک‌های مورد نظر به دست بیاورد. اگر ارزش دارایی کفاف سپرده‌ها رو نمی‌دهد:

۱- اول سپرده‌ها تا سقف مورد تضمین صندوق ضمانت سپرده پرداخت شوند.

۲- سپس حقوق سهامدارن کنونی لغو شود.

۳- پس از آن بخشی از مانده سپرده‌ تبدیل به سهام جدید بانک شود و بخش دیگر تبدیل به اوراق با درآمد ثابت پنج ساله با سودهایی متناسب با توان سوددهی دارایی‌ها شود. مثلا اگه دارایی بانک ۱۵ درصد سود می‌دهد، نمی‌شود که سپرده‌گذار ۲۵ درصد سود بگیرد. بدین ترتیب بدون استفاده از پایه پولی، حداکثر حقوق ممکنه برای سپرده‌گذاران ایفاد شده است.

سهامداران و سپرده‌گذاران بانک‌های زیان‌ده باید زیان بانک را خودشان متقبل شوند.

ناظران در ادامه می‌گوید: یک اقدام پیچیده‌تر، پوشش زیان دارایی بانک‌ها با اوراقی‌ است که فقط به عنوان وثیقه بانک‌ مرکزی قابل‌پذیرش‌ هستند. سپس با این ابزار، سرعت رشد ترازنامه بانک در آینده کنترل شود. استفاده موثر از این ابزار، مستلزم افزایش ظرفیت فنی بانک مرکزی از سطح کنونی است.

این اقتصاددان ادامه می‌دهد: به طور کلی مسئله این است که این بانک‌ها به سپرده‌گذاران قول سودهای بالا داده و می‌دهند. این سودهای بالا ریسک بالایی هم دارد، و این زیان نیز تحقق همین ریسک است. در واقع بانک‌ها ریسک کردند ولی نتوانستند به اندازه کافی درآمد کسب کنند. سهامداران و سپرده‌گذاران بانک‌های زیان‌ده باید زیان بانک را خودشان متقبل شوند.

ناظران در قیمت پایانی می‌گوید: در حالی‌که چند روز پیش مطرح کردم که در وضعیت ونزوئلایی نیستیم، اما همزمان تاکید کردم سیاست‌هایی وجود دارد که ممکن است ما را ونزوئلایی کند. دوراهی ونزوئلایی شدن یا نشدن روبروی ماست، نه آنکه پشت‌ ما باشد. یکی از تصمیمات حیاتی پیش روی اقتصاد، نحوه برخورد با بانک‌هایی است که دارایی‌ آنها کفاف پرداخت سپرده‌های آنها را نمی‌دهد.

این اقتصاددان در نهایت می‌گوید: سپرده بانک‌های زیان‌ده نباید با پول بانک مرکزی پرداخته شود، ولی اگر این اتفاق بیفتد، همه ما با ونزوئلایی شدن کشور هزینه آن را می‌دهیم.

مهندس سلام!

Share Button

» سیامک قادری

مهندس سلام

برخی از ادامه راه بازماندند چرا که به تیغ قدار زندانبان ایران از نفس افتادند . اندکی پشیمان ازm آنچه «تندروی » اش خواندند ، به خوان نعمت جباران پیوستند و از این « درماندگی » خود چماقی از تئوریِهای پر طمطراق ساخته بر فرق یاران کوبیدند .
۹ ماه ایستادگی در میدان را تندروی خواندند و نزد «غارتگران اعتبار جمهوریت و جباران » ، نرد تملق و اعتذار باختند .


عکست را در نشر و بازنشر انبوه در شبکه های اجتماعی دیدم ، پیر شدی مهندس جان ولی چشمانت همچنان لبریز از شراره اراده مردان آهنینی است که سودای آزادی و عدالت دارند .
نخواستم همچون این سالها ، میرحسین خطابت کنم که امروز مخاطب هزاران راد مرد ایستاده بر آستانه فصل تغییر ( میرحسین ، کروبی و رهنورد و صدها زندانی همان دوران ) است .
از خیل میلیونی همراهان جنبش سبز ، همانگونه که توصیه کرده بودی بسیاری به خانه ها و نقطه عزیمت اعتراض خود – که به دلیل جنبش سیاسی « رای من کو » ترک کرده و به میدان آمده بودند – ، بازگشتند.
در این دوران فترت جنبش سبز اعتراضی ، برخی فعالانه اعتراض خود را پی گرفتند و آرمان اصیل خود را گم نکردند و طعن و لعن برخی دیگر از همراهان را به جان خریدند.
برخی از ادامه راه بازماندند چرا که به تیغ قدار زندانبان ایران از نفس افتادند . اندکی پشیمان از آنچه «تندروی » اش خواندند ، به خوان نعمت جباران پیوستند و از این « درماندگی » خود چماقی از تئوریِهای پر طمطراق ساخته بر فرق یاران کوبیدند .
۹ ماه ایستادگی در میدان را تندروی خواندند و نزد «غارتگران اعتبار جمهوریت و جباران » ، نرد تملق و اعتذار باختند .
چنبره سیاست بازان چنان جنبش را فرا گرفت که حتی تیغ قلم روزنامه نگاران را هم از حرکت و نفس انداخت و بعد از رفتن آن سردار دروغ و تقلب ، انگار همه شاخص های تباهی و زوال با تغییر رنگ سبزمان ، سیر صعودی یافت .
راستی! از اعتباری که از حصر به کیسه اصلاحات ریختی ، صحنه ای آرایی کردند خطرناک تر و صعب تر از خرداد ۸۸ و تمام اعتبار مقاومت و ایستادگی را هزینه کسانی کردند که خود مسبب این صحنه آرایی ها در تاریخ سی و اندی ساله بودند.
در این سال‌ها، بارها و بارها غیر از «منشور جنبش سبز »که منتسب به تو بود اما رگه هایی از تجدید نظر طلبی استمرارطلبانه در آن مشهود بود، بیانیه های تو و پرنسیب های غیر قابل خدشه آن ، چراغ راه امثال من بود و همان را ارجح از جملات و توصیه هایی می دانستیم که گاه به فراخور از حصر درز می کرد.
راستی مهندس جان ! توصیه های منصفانه و از سر درد تو در همان زمانی که به حصر رفتی را نپذیرفتند که هیچ ، اکنون به فهرست سیاهکاری های جباران فاسد متقلب ، صدها جان بر باد داده ، هزاران امید خانواده شهدای جنبش ، هزاران سال حسرت آزادی از پشت میله های زندان و حصر و حیف و میل و غارت میلیاردها دلار سرمایه مردم برای نشاندن عطش قدرت جباران اضافه شده است .
ماشین کشتارشان لحظه ای متوقف نشده و در تازه ترین اعتراضات در دیماه ، قریب ۵۰ نفر از معترضان را در خیابان و زندان به قتل رساندند.
اندک فقهای همراه جنبش و آزادیخواهان عدالت طلب یا نقاب در روی خاک کشیدند و یا به محاق حصرگونه رفتند و از اعتبار نهادهای منبعث از قانون اساسی اکنون فقط ولایت شرور فقیه مانده است .
آب و خاک این سرزمین را خرج همراه تراشی و بیعت ستانی برای بقا کردند و دیگر حتی به شکل صوری هم حاضر به توضیح به احدی حتی نمایندگان بی خاصیت مجلس نیستند .
اساتید قلب و تقلب ، منطقه را درگیر ناآرامی کرده و دشمن خود ساخته را به دیوی ترسناک برای ایجاد رعب و ترس در جامعه تبدیل کردند و جامعه ترس خورده و وحشت زده و مستأصل را جزیره ثبات جا زدند ، تا مدرنیزاسیون و نرمالیزاسیون و ماستمالیزاسیون را جای ارمانخواهی قالب کنند .
مهندس جان به نظر می رسد که اکنون امکان اصلاح این پوسته فاسد از بین رفته و سیاهکاری ها و خیره سری های آنکه رهبر مسلمین اش می خوانند- ولی جز عده ای سوداگران زر و زور اطرافش نمانده – کشور را در لبه پرتگاه نابودی قرار داده است .
شرایط بین المللی ، منطقه ای و داخلی را به گونه ای رقم زده اند ، که میلیون ها ایرانی و ایران را در آستانه اضمحلال و نابودی قرار داده اند .
مفاهیم ارزشمندی چون امنیت ، اقتدار و عدالت را پرچمی دروغین کرده و درفش تزویرشان در این هیاهو چنان در حال اهتزاز است که دل برخی از ارمانخواهان نومید را به امید واهی و سراب لرزانده است .
مهندس ، اشاره به آن شراره عدالت خواهی و آزادی طلبی چشمان تو ، تمنای بازگشت به این زمینه پرهیاهوی نافرم بدفرجام نیست که اگر بود ، بهترین گزینه برای رهایی ایران از این چارچوبه وحشت حکومت دینی به حکومتی غیر دینی و عرفی است ، بلکه زنهار از وسوسه دوستان سست عناصر و بریده ، در آستانه پایان حصر است .
مبلغان به فراخور رسم پناه از «مار غاشیه » به «عقرب جرار » ، بی اعتبار در این آشفته بازاری که مردمش نومیدانه ، قهرمان و نجات دهنده را در «تاریخ » اینجا و « جغرافیای » آنجا ، جست و جو می کنند ، اکنون نفس بریده در انتظار مددی هستند تا به آن تمسک جسته از غرق نجات یابند .
راستی مهندس جان ، چشمانت همان موقع هم می گفت که به همت اهل شعار و فریادشان که « موسوی دستگیر بشه ، ایران قیامت میشه » باور نداری اما ما سوگواران همیشه تاریخ ، یک عذر خواهی به تو که نتوانستیم در و دیوار حصر را بر سر صادر کننده دستور آن خراب کنیم ، بدهکاریم .
سیاست مدار آرمان خواه و با پرنسیب چه پیروز یا شکست خورده ، همواره در یاد و خاطره این ملت ماندگار است و حساب آنان با کسانی که اعتماد را به مثابه کالایی در بازار مکاره سیاست معاوضه می کنند فرق دارد ولی این فضای پر هیاهوی هیجانی که بیش‌تر به پوشاندن وحشت شبیه است تا «هل من مبارز طلبی»، وسوسه ات نکند و فریبت ندهد.
راستی مهندس جان از اردوگاه « سفید » ، شیخ بیانیه ای صادر کرده ، کارستان و قرارگاه سبز همچنان بی تاب بیان نهایی !
ادبار این سرزمین تمامی ندارد و زنجیریان ، دردمند – اگرچه به سختی – ره می سپارند تا وصال شاهد آزادی و عدالت اما منتظر کسی نمی مانند .
بابت همه ایستادگی ها و ‌پاسداری پرنسیب ها قدردان هستیم و اگر خسته شدی – که چشمانت این را نمی گوید – به تو خسته نباشید می گوییم عزیز .

ایستاده بر لبه؛ خطر سقوط در دره ابرتورم

Share Button

تصور اینکه این شرایط بدون تقبل هزینه بالا توسط بازیگران بد – که مسبب شرایط فعلی نیز هستند- قابل کنترل و حل است، باید بسرعت از ذهن سیاست‌گذاران زدوده شود. زیرا که هر تلاشی برای پوشش خطاهای این بازیگران بد با دست‌اندازی به پایه پولی کشور، خطر کامل سقوط در دره ابرتورم را در بر خواهد داشت . ایده‌هایی مانند ادغام بانک‌ها در صورتی که با حذف کامل بازیگران بد و اعمال ضرر بدان‌ها همراه نباشند، از این رو بسیار خطرناک‌اند.

تجارت نیوز

۲۱ شهریور ۱۳۹۷

یک سال بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲، با بررسی نهادهای پژوهشی و اقتصادی دولتی تقریبا بین تکنوکرات‌ها و کارشناسان این اجماع صورت گرفت که در کوتاه مدت، میان‌مدت و بلندمدت، کشور با ابربحران‌های عمیق در حوزه بانکی، صندوق‌های بازنشستگی و محیط زیستی روبه‌رو است.

البته تاکید بر این سه ابر بحران به معنای رد وجود سایر بحران‌ها در حوزه‌های اشتغال و غیره نبود، بلکه به نوعی مسیر همگی بحران‌ها از این سه عبور می‌نمود. با وجود این اخطارها، بروکرات‌های بلندمرتبه دولت ترجیح دادند با چنگ زدن به استدلال‌های پوشالی حفظ ثبات و یا عدم تمایل به تغییرات گسترده در حین انجام مذاکرات برجام، از هرگونه کنش معناداری برای انجام اصلاحات ساختاری مورد نیاز خودداری کنند. در حالی که می‌توان ادعا کرد که در فاصله بین ۹۳-۹۶ ، دولت دارای بالاترین سطوح اعتماد عمومی ممکن در کشور بود و می-توانست از این پشتوانه برای اصلاحات ساختاری بهره ببرد.

عدم کلیدزنی اصلاحات ساختاری در حوزه بانکی و حفظ بازیگران بد این صنعت با شیر پایه پولی بانک مرکزی و نیز فشار بودجه‌ای صندوق‌های بازنشستگی، رشد نقدینگی بی‌سابقه‌ای را رقم زد که در اخطارهای پی‌درپی اقتصاددانان از آن به عنوان بمب ساعتی یاد می‌شد.

چاشنی این بمب ساعتی در پی رویکرد دستورمحور بروکرات‌های پیرسال دولت و فشار گروه‌های ذی‌نفع خاص، با کاهش دستوری نرخ سود سپرده‌های بانکی فعال شد. حرکتی که در نظر این بروکرات‌ها قرار بود موجبات تحریک و رشد کسب‌وکارها را فراهم آورد؛ ولی همانطور که اقتصاددانان پیش‌بینی می‌کردند، این رویکرد اثری عکس اثر دلخواه طراحان آن داشت.

با خروج نقدینگی رسوب کرده در بانک‌ها، تک تک بازارها در مقابل سیل نقدینگی به تلاطم افتاده و تمامی دستاوردهای دولت در سالیان قبل را نابود کردند. در این بین موضع‌گیری‌های کلیشه‌ای مقامات ارشد، همراه با سیاست‌های غلط و شوک‌های خارجی، علاوه بر اینکه اعتماد عمومی به درایت و تدبیر دولت را خدشه دار نمود، با تحت تاثیر قرار دادن انتظارات شهروندان از آینده نوسانات بی‌سابقه‌ای را به بازارهای مختلف کشور معرفی کرد. نوساناتی که در هفته‌های اخیر می‌توان آنها را نه با رویکرد فاندمنتال اقتصادی، بلکه با تکیه بر انتظارات تحلیل کرد. همچنین در این بین نباید از جنگ روانی گسترده‌ای که علیه کشور و دولت در جریان است و سعی در شکل دادن به احساسات و انتظارات شهروندان دارد، غافل بود.

برای کنترل وضع بغرنج موجود، با توجه به نقش محوری انتظارات در تلاطمات هفته‌های گذشته بازارها، ابتدا بایستی سیگنال سیاسی مثبت و قدرتمندی به شهروندان و بازیگران بازار ارسال شود. دامنه امکان‌های موجود برای این سیگنال با توجه به دست‌گل‌های ماه‌های اخیر سیاست‌گذاران محدود است و با گذشت زمان محدودتر نیز خواهد شد.

علاوه بر این، طراحی و اجرای این سیگنال نیازمند خلاقیت بالای سیاسی خواهد بود که به احتمال زیاد از دست بروکرات‌های پا به سن گذاشته دولت برنخواهد آمد و امید است سایرین فکری در این زمینه نمایند. در مرحله بعدی، افزایش نرخ بهره سیستم بانکی باید همزمان با اصلاحات ساختاری برای حذف کامل بازیگران بد، بازسازی بازیگران مشکل‌دار و ترمیم بازیگران خوب، با قدرت کامل پیگیری شود.

تصور اینکه این شرایط بدون تقبل هزینه بالا توسط بازیگران بد – که مسبب شرایط فعلی نیز هستند- قابل کنترل و حل است، باید بسرعت از ذهن سیاست‌گذاران زدوده شود. زیرا که هر تلاشی برای پوشش خطاهای این بازیگران بد با دست‌اندازی به پایه پولی کشور، خطر کامل سقوط در دره ابرتورم را در بر خواهد داشت . ایده‌هایی مانند ادغام بانک‌ها در صورتی که با حذف کامل بازیگران بد و اعمال ضرر بدان‌ها همراه نباشند، از این رو بسیار خطرناک‌اند.

علاوه بر این، حرکت‌های پوپولیستی همچون افزایش حقوق کارکنان به صورت لنگر شده به تورم، کسری بودجه¬های گسترده بدنبال خواهد داشت که دوباره به دره ابرتورم ختم خواهد شد.

در شرایطی که پس و پیش کشیدن‌های انواع مختلف سیاست‌های ارزی در شش ماهه نخست، حجم واردات کشور را بطور قابل توجه تحت تاثیر قرار داده است، سیاست‌های سرکوبی پلیسی برای کنترل قیمت‌ها و یا حرکتی اشتباه از انواعی که بدان اشاره شد، می‌تواند کشور را بصورت آنی دچار بحران کمبود کالا و چالش‌های ابرتورمی نماید. امید است مسئولین امر، بتوانند با جلوگیری از اشتباهات ذکر شده، کشور را از لبه پرتگاه دور کرده و اقتصاد را دوباره به ریل ثبات بازگردانند

تعلیق نیروگاه خورشیدی بخاطر تحریم

Share Button

در پی تحریم های ایالات متحده در مورد ایران، ما تصمیم گرفتیم تمام فعالیت های خودمان در این کشور از جمله پروژه ۶۰۰ مگاوات را متوقف کنیم. دیگو بیسی، مدیر اجرایی کرکوس در روز سه شنبه در یک ایمیل گفت: ما همچنان از نزدیک وضعیت را رصد می کنیم.

ختم سریال فعالیت شرکتهای خارجی در کشور با نزدیک شدن بازگشت تحریمهای نفتی 

اختصاصى:شرکت کرکوس بریتانیا، نیروگاه ۵۷۰میلیون دلاری خورشیدی ایران را متصل می کند
رویترز– سرمایه گذار انرژی تجدید پذیر انگلیس، کرکوس گفت به دلیل بازگشت اخیر تحریم های آمریکا علیه تهران ساخت پروژه
نیروگاه خورشیدی در ایران را متوقف میکند. این اولین سرمایه گذاری انرژی تجدیدپذیر که در خارج از اروپا توسط کرکوس و ششمین سرمایه گذاری بزرگ آن درجهان با ظرفیت ۶۰۰ مگاوات بوده است.
تحریم های اعمال شده علیه ایران توسط ایالات متحده در اوایل ماه جاری، بانک ها و شرکت های بسیاری را در سراسر جهان وادار به عدم معامله و قرارداد با تهران نموده است.
در پی تحریم های ایالات متحده در مورد ایران، ما تصمیم گرفتیم تمام فعالیت های خودمان در این کشور از جمله پروژه ۶۰۰ مگاوات را متوقف کنیم. دیگو بیسی، مدیر اجرایی کرکوس در روز سه شنبه در یک ایمیل گفت: ما همچنان از نزدیک وضعیت را رصد می کنیم.
بیسی گفت که این شرکت همچنان به نظارت بر وضعیت ازنزدیک ادامه خواهد داد، او حاضر به توضیح بیشتر نشد
انتظار می رفت که ساخت و ساز پروژه به مدت سه سال ادامه یابد و هر ۱۰۰ مگاوات به صورت جداگانه عملیاتی شده و هر شش ماه به شبکه وصل شود.
💥💥💥
کامنت:🔥
این در حالى است که. عربستان، امارات متحده عربى و مصر پروژه هایى در زمینه استفاده از انرژى خورشیدى دارند که تا آنجا که به مصر و امارات مربوط میشود، اولا دهها برابر طرح معلق شده ایران است و تا جایى که به عربستان مربوط میشود برنامه ایى را شامل میشود که این کشور را در پایان برنامه چشم اندازى ٣٠ ساله محمد ابن سلمان، به پیشتاز استفاده از انرژى خورشیدى در جهان تبدیل خواهد کرد. مصر برنامه ایى براى خورشیدى کردن ٢٠٪؜ى انرژى خود دارد.
ترجمه ،تلخیص و کامنت
کاوشگر
CimorghIran@