Category: از دیگران و جراید خارجی

هاشمی رفسنجانی: مسئولان زمینه را برای انتخابات قانونی و آزاد فراهم کنند!

Share Button

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در سؤال یکی از حاضرین در مورد نقش و تکلیف مردم در شرایط کنونی کشور به‌ویژه انتخابات گفت: مردم متمدن، بافرهنگ و متدین ایران اسلامی همواره با درک شرایط و مقتضیات کشور به تکلیف خود به خوبی عمل کرده‌اند و همان‌گونه که مردم تکلیف دارند در صحنه‌های انقلاب حضور داشته باشند، مسئولان نیز تکلیف دارند زمینه حضور و مشارکت فعال مردم را در عرصه‌های مختلف از جمله انتخابات، به صورت قانونی و آزاد فراهم کنند.

برگرفته از سایت کلمه
پنجشنبه, ۱۸ آبان, ۱۳۹۱
چکیده :بسیاری از واحدهای تولیدی و صنعتی و کشاورزی در حالت نامطلوبی به سر می‌برند، و افزایش تعداد بیکاران و تعطیلی بخشی از کارخانه‌ها با شعار ایجاد شغل تطبیق ندارد. باید اشکال را شجاعانه شناخت و درصدد رفع معایب و سوء مدیریت‌ها برآمد… مسئولان تکلیف دارند زمینه حضور و مشارکت فعال مردم را در عرصه‌های مختلف از جمله انتخابات، به صورت قانونی و آزاد فراهم کنند. …

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار جمعی از اعضای چهارمین نشست مجلس کارگری ، بابیان اینکه از جوانی با مشقات و سختی‌های کارگران و کشاورزان آشنا و آنرا احساس کرده‌ام، گفت: کارگران علیرغم اینکه همواره قانع بوده حقوقشان به درستی ادا نشده، اما کمترین هزینه، خطر و دردسر را برای کشور داشته‌اند و در مقابل با صداقت و سخت‌کوشی نیازمندی های جامعه را تا حد توان تأمین کرده‌اند.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با تشریح اوضاع اقتصادی کشور، تصریح کرد: در حال حاضر درآمد و هزینه این قشر در کشور باهم تطابق ندارد و بسیاری از مزدبگیران در تأمین معاش خانواده خود مشکل دارند.

عضو مجلس خبرگان رهبری به درآمدهای سرشار و بی‌سابقه نفتی کشور در سالیان اخیر اشاره کرد و با بیان استعدادهای بی‌نظیری چون نیروی انسانی تحصیلکرده، جوان و مواهب مادی و معنوی خدادادی تأکید کرد: در حال حاضر بسیاری از واحدهای تولیدی و صنعتی و کشاورزی در حالت نامطلوبی به سر می‌برند، و افزایش تعداد بیکاران و تعطیلی بخشی از کارخانه‌ها با شعار ایجاد شغل تطبیق ندارد. باید اشکال را شجاعانه شناخت و درصدد رفع معایب و سوء مدیریت‌ها برآمد.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی وضع کنونی کشور را نتیجه تلاقی مدیریت ناکارآمد و طمع قدرتهای استکباری خواند و با ابراز تأسف از این وضع گفت: استکبار جهانی همواره به دنبال تأمین منافع خود است و ما نیز می‌توانیم مدبرانه، حقوق خود را تأمین و از عظمت مردم متمدن ایران و نظام و انقلاب اسلامی دفاع کنیم.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: مردم ایران با ایثار و فداکاری، انقلاب، دفاع مقدس، سازندگی و عرصه‌های دیگر را با موفقیت به سرانجام رساند و با ساخت زیربناها، کشور را در موقعیت جهش بزرگ قرار داد، لذا مسئولین کشور باید قدر این نعمت را بدانند و تدبیر، تلاش، پیشرفت و توسعه را به مردم عزیز ایران ارزانی دارند.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، همچنین در دیدار با جمعی از نمایندگان شوراهای اسلامی شهرهای کشور، تفکر شورایی را ضد خودمحوری، خودبینی و قانون گریزی دانست و با توجه به تأکید مکرر دین اسلام به تفکر و مدیریت شورایی گفت: هرچند پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همه اعضای شورای انقلاب تفکر شورایی داشتند، ولی مرحوم آیت‌الله طالقانی در این مورد بسیار پیگیر بودند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اینکه قانون تشکیل شوراها در مجلس شورای اسلامی و در زمان دفاع مقدس به تصویب رسید، گفت: هرچند به دلیل مشکلات و مضیقه‌های کشور، اجرای این قانون تا سال ۷۷ تحقق نیافت، ولی با انجام سه دوره انتخابات شوراهای اسلامی، اکنون شاهد نقش‌آفرینی خوب و مؤثر این شوراها به عنوان یکی از ارکان مردم‌سالاری در قانون اساسی هستم.

وی با اشاره به سابقه قدیمی کارهای شورایی در کشور حتی در مناطق روستایی، یکی از راههای تحقق تفکر شورایی را تشکیل شوراهای اسلامی شهرها در سراسر کشور خواند و گفت: تشکیل شوراهای شهر یاری نیز به منظور کمک به تصمیمات شوراهای اسلامی و مشارکت آحاد مردم در تصمیم‌گیری‌های شهری، یکی دیگر از آثار و برکات عملکرد شورایی است که برای کشور تاکنون مؤثر و کارگشا بوده است.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در تبیین اهمیت و جایگاه مشورت از دیدگاه اسلام، به آیاتی از قرآن کریم که پس از شکست اولیه مسلمانان در جنگ اُحد نازل شد، اشاره کرد و گفت: در بحبوحه جنگ که نفرات زیادی از سپاهیان اسلام حتی حضرت حمزه به دلیل غفلت برخی برای حفاظت از تنگه اُحد به شهادت رسیده و خود پیغمبر نیز مجروح شده بودند و شرایط سختی برای مسلمانان و پیامبر پیش آمده بود، آیه‌ای بر پیامبر نازل شد که رحمت خداوند شامل حال تو شد، چون نرمش نشان دادی و خشونت به خرج ندادی و همان جا خداوند توصیه می‌فرماید: کسانی را که به غفلت پشت جبهه را خالی کردند، ببخش و حتی با آنان مشورت کن.

وی با اشاره به همزمانی انتخابات شوراهای اسلامی با ریاست جمهوری گفت: از هم‌اکنون برنامه‌ریزی‌ها و تشریک مساعی‌ها برای انجام خوب انتخابات شوراها همراه با انتخابات ریاست جمهوری در دستور کار باشد تا این موضوع مورد غفلت و تحت‌الشعاع قرار نگیرد.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، قانون کنونی انتخابات و تشکیل شوراهای اسلامی را خوب توصیف کرد و گفت: چنانچه نیاز به تغییراتی در این قانون احساس می‌شود، باید به صورت لایحه و در زمان مناسب که منتج به نتیجه‌گیری مفید شود به مجلس شورای اسلامی ارائه شود.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در سؤال یکی از حاضرین در مورد نقش و تکلیف مردم در شرایط کنونی کشور به‌ویژه انتخابات گفت: مردم متمدن، بافرهنگ و متدین ایران اسلامی همواره با درک شرایط و مقتضیات کشور به تکلیف خود به خوبی عمل کرده‌اند و همان‌گونه که مردم تکلیف دارند در صحنه‌های انقلاب حضور داشته باشند، مسئولان نیز تکلیف دارند زمینه حضور و مشارکت فعال مردم را در عرصه‌های مختلف از جمله انتخابات، به صورت قانونی و آزاد فراهم کنند.

پایان گزارش کلمه

……………..

کامنت من:

آقای رفسنجانی باور بفرمائید مفهوم «استکبار» همانقدر مندرس و تاریخ گذشته است که مفهوم«استضعاف». همه دولتها وظیفه دارند از منافع ملی ممکت نحت مدیریت خود بهر صورت و قیمت دفاع کنند این استکبار استضعاف ندارد . این فقط جمهوری ولایی شماست که منافع ملی ما را با انگیزه و هوس «اُمت» سازی از مسلمانانی که در سراسر جهان به ملیت و کشور خودشان چسبیده اند و فکر منافع ملی خودشان هستند و نه فکر «اُمت» اسلامی، قربانی کرده است و فرصت های تاریخی بسیاری را از مملکت و ملت  ماگرفته است و میگیرد.
جناب رفسنجانی مگر مالزی، اندونزی، هند، مصر، ترکیه و.. فکر منافع ملی خودشان نیستند؟ چرا اینها را استکباری نمیخوانید و فقط به آمریکا بند میکنید؟ این؛ همین دولتهای همسایه عربی هستند که چشم طمع ارضی به مملکت ما دارند نه اسرائیل و آمریکا! این رأس الخیمه، کویت، عراق، قطر، و عربستان و مصر و همان جنبش فلسطین است که بر ما دعاوی سیاسی و ارضی و حتی ضدیت مذهبی دارند نه اسرائیل و آمریکا و انگلیس!
من فکر میکنم اگر کمتر از این مفهوم سازیهایی که ملت را بدبخت کرده است استفاده کنید محترم تر خواهید بود. این مفهوم سازیها را بگذارید در انحصار مقام معظم رهبری باشند.

این روزها در بانک ها چه خبر است؟ بحران اعتماد، مهم‌تر از بحران ارزی!

Share Button

بحران شدید اعتبار همراه با چیزی که بیشتر شبیه یک بحران نقدینگی عمیق است؛ سیستم بانکی را به نقطه فروپاشی نزدیک میکند؛ با این همه آیا کسی به هزینه سنگین “سلب اعتماد عمومى” به درایت دولت در مهار بحران ها مى اندیشد؟

برگرفته از سایت بازتاب
جمعه ۱۹ آبان
گزارش هایى که روزانه به دست روسای بانک ها می رسد، نشانگر سقوط هولناک در تعاملات بخش بازرگانی و صنایع کوچک هستند و بحران در کسب و کارهایی است که کارشان به کالاها و مواد اولیه وارداتی بستگی دارد.

با وجود آن که بحران ارزی که اکنون دیگر کشدار شده و بعد از دو ماه مردم هم تا حدی به تحمل آن عادت کرده اند، از دست رفتن اعتماد مردم به تصمیمات و اقدامات دولت، بحران پرآسیب تری به نظر می رسد.

به گزارش سرویس اقتصادی «بازتاب»؛ رضا – میم، کارمند بانک که خود رفتارهای مردم در وضع بی ثبات اقتصادی را مشاهده کرده، در یادداشت ارسالی خود می نویسد:

این روزها، مسئولان بانکهای کشور مجبورند با کاهش بی سابقه ارزش ریال دست و پنجه نرم کنند؛ برخی از نمایندگان مجلس مدعی اند که دولت تسلط بر امور اقتصادی را از دست داده است؛ اما به نظر می رسد علاوه بر بحران ارزی، مشکل اینجاست که ناکامی مستمر دولت در تثبیت نرخ ارز، باعث شده که مردم نسبت به اقدامات احتمالی دولت بدبین باشند.

گویا سقوط ارزش ریال در این مدت زمان کوتاه، غیر قابل پیش بینی بوده و مسئولان را نیز بشدت غافلگیر کرده و سرعت این روند هیچ فرصتی برای واکنش در دست بانک مرکزی باقی نگذاشته است. مرور روزانه “اخبار اقتصادی” نشان می دهد که دولت توان مهار تورم را ندارد و اقتصاد ایران و مردم در حال پرداخت تاوان این شرایط اند.

مشکلات پرداخت بموقع تعهدات و التماس مردم برای به تعویق انداختن سررسید وام هایشان و اینکه بانک ها با مشکلات عظیم عدم پرداخت بموقع، مواجه هستند، حالا دیگر بیش از آن که «اخبار اقتصادى» باشند جزو حوزه «اخبار اجتماعى» به شمار مى آیند.

گزارش هایى که روزانه به دست روسای بانک ها می رسد، نشانگر سقوط هولناک در تعاملات بخش بازرگانی و صنایع کوچک هستند و بحران در کسب و کارهایی است که کارشان به کالاها و مواد اولیه وارداتی بستگی دارد.

در سال اخیر، گرانی روز افزون و پی در پی باعث کاهش بیش از ۳۰ درصد ارزش حقوق مردم شده و با توجه به اخراج های پیاپى و نیز اخبار اخراج هاى مترقبه هفته های آینده، ممکن است شاهد واکنش های زنجیره ای دیگری باشیم که وضعیت را وخیمتر خواهند ساخت.

سیستم بانکی ایران در وضعیت بسیار حساسی قرار دارد. بانکهای تجاری وابستگی مطلق به دریافت مستمر وجه از بانک مرکزی دارند؛ عکس العمل رؤساى بانکها، نشانگر آن است که آنها در اصل هیچ راهکاری برای غلبه کردن به این بحران را ندارند . دست اندرکاران در حال حاضر در صدد سنجش اقدامات جدى تری برای جلوگیری از رسیدن به آن مرحله ای هستند که بعد از ان سیستم بانکی متلاشی شود.

با توجه به رویدادهای اخیر و تقاضای زیاد ارز، برداشت ریال به میزان بیش از حد، باعث تعمیق کسری در بانکها و ایجاد بحران نقدینگی در سیستم بانکی شده و مى شود. اکنون بانک مرکزی مانند گذشته از بانکهای تجاری پشتیبانی می کند، اما این وضعیت تا کى مى تواند ادامه داشته باشد؟ به نظر مى رسد در آینده و در صورت تداوم این وضعیت، بانک مرکزی دیگر قادر نخواهد بود چنین وجوهی را به بانکهای تجاری واریز کند.

بحران شدید اعتبار همراه با چیزی که بیشتر شبیه یک بحران نقدینگی عمیق است؛ سیستم بانکی را به نقطه فروپاشی نزدیک میکند؛ با این همه آیا کسی به هزینه سنگین “سلب اعتماد عمومى” به درایت دولت در مهار بحران ها مى اندیشد؟
پایان یاداشت بازتاب
………..
کامنت من:
بحران ارزی پایان نیافته است فقط بانک مرکزی و دولت بکمک دستگاه های امنیتی واکنش روانی بازار را «موقتاً» تحت کنترول در اورده اند ولی وقتی آثار تورم فعلی، آثار ورشکستگی ها و بیکاریهای فعلی و وردی تقلیل یابنده ارزی خود را نشان دهند این بحران چون غولی مهر ناپذیر از نو سر بلند خواهد کرد. و اما تا انجا که به سیستم بانکی مربوط میشود من فقط یک اشاره میکنم. بانک مسکن بعنوان یک موفقیت از وصول ۵۶۰ میلیون ریال معوقات خود خبر داد. در این خبر آمده بود که پس یک بخشودگی ۶%ی بهره معوقات این وصلی حاصل شده است. در ادامه گزارش این بانک امده بود که تعداد پرونده های معوقات حدود ۱۶۵۰۰ فقره است. با یک جمع و تفریق ساده تعداد پرونده ها و حدس میانگین وامها ضربدر ۶% بخشودگی میتوان دریافت میزان بخشودگی چقدر بوده است و میزان وصول معوقات بانکی چقدر؟ فرض کنید میانگین معوقات یک میلون است ضربدر ۱۶۵۰۰ ضربدر ۶% میشود حدود ۹۹۰ میلیون یعنی علیرغم بخشودگی ۹۹۰ میلیونی فقط ۵۶ میلیون تومان به بانک برگششته است. با کمی دقت در اخبار روزانه بانکها براحتی میتوان دریافت که ورشکستگی سیستم بانکی را بانک مرکزی با اضافه پرداخت های غیرقانونی و مازاد بر حق برداشت بانکها پنهان میکند و ورشکستگی خود بانک مرکزی را دولت و دستگاه های امنیتی.
یک خبر اضافی:
دقیق بخوانید!
فروش ۱۲۳ ملک مازاد بانک ها | چاپ |
دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۵۱
بینا- مدیر عامل فروش اموال مازاد بانک ها( فام) از فروش ۱۲۳ ملک مازاد بانک ها از ابتدای سال جاری خبر داد و گفت: این تعداد از املاک در چهار مرحله مزایده به فروش رسیده است.
به گزارش بینا، سید حسن یمنی به ایرنا،‌ افزود: مرحله پنجم و ششم فروش اموال مازاد بانک ها در حال انجام بوده و قرار است در این دو مزایده اختصاصی، املاک بانک های رفاه و صادرات به فروش برسد.
وی ادامه داد: همچنین روز چهارشنبه هفته گذشته نیز پاکات مربوط به مزایده تیر ماه ۹۱ بازگشایی شده است.
مدیر عامل فروش اموال مازاد بانک ها اظهار داشت: این شرکت تا کنون حدود ۶ مزایده را انجام داده و قرار است تا پایان سال جاری این تعداد به ۱۰ مزایده افزایش یابد.
یمنی با بیان آنکه ۱۰ بانک بزرگ سهام دار این شرکت هستند، گفت: علاوه بر این تعداد قراردادی نیز با پست بانک منعقد شده ضمن آنکه تا کنون این شرکت با ۷ بانک سهامدار نیز قراردادهایی را به امضاء رسانده است.
به گفته وی، از ۱۰ بانک سهامدار این شرکت ۹ بانک اقداماتی را برای فروش اموال مازاد انجام داده اند.
یمنی همچنین از انجام مذاکراتی با بانک مسکن برای فروش اموال مازاد این بانک خبر داد و گفت: فروش اموال مازاد بانک ها در ۷ تا ۸ ماه اخیر با جدیت بیشتری دنبال شده و نتایج مطلوبی نیز داشته است.
وی با بیان آنکه،‌ وزرات امور اقتصادی و دارایی نیز جلساتی را با اعضای هیات مدیره بانک ها برای فروش اموال مازاد برگزار کرده است،‌ گفت: در این جلسات از بانک ها خواسته شد تا همکاری های مناسبی را برای فروش اموال مازاد انجام دهند.
یاد آور می شود در ماه های گذشته رئیس جمهوری به وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی ماموریت داد که اموال مازاد بانک ها را شناسایی کرده و با فروش آنها درآمدهای حاصل را در راه پرداخت تسهیلات بانکی به جریان بیندازند.
شرکت فروش اموال مازاد بانک ها ( فام ) اواخر سال ۸۷ در راستای دستور ریاست جمهوری به منظور افزایش منابع، ارتقای توان تسهیلات دهی بانک ها در عرصه تولید تشکیل شد تا از این طریق کلیه اموال و املاک مازاد بر نیاز بانک ها به روش مزایده عمومی به فروش برسد.
توجه!
یاداشت جدید راجع به وضع بانکها است در همین سایت.
لینک زیر

http://iranesabz.se/?p=8252

کمیته هماهنگی سندیکایی لبنان راه مبارزه اعتصابی را برگزید!

Share Button

«حنا قریب» دبیر انجمن دبیران دبیرستانهای لبنان، در اظهار نظری که در روزنامه السفیر درج شدگفت: « ما نگران ساقط کردن کابینه نیستیم…..توجه ما فقط به حراست از حقوق شهروندان است.»

نهار نت لبنان
پنجشنبه ۸ نوامبر ۱۸آبان
امروز پنجشنبه، کمیته هماهنگی سندیکایی(لبنان ح ت)برگزاری یک اعتصاب سرتاسری، در اعتراض به شکست مذاکرات تعین طبقه بندی و تعدیل حقوقها را علام کرد. این کمیته از دولت خواسته بود تا مسئله را به پارلمان ارجاع دهد.
رئیس انجمن دبیران دبیرستانها، «حنا قریب» به رادیو لبنان گفت:« دولت از تعهد خود سر باز زد»
او؛ دولت، کمیته های اقتصادی، تعدادی از شرکتهای بزرگ و تجار کشور را مسئول تصمیمات فوق العاده و تنش آفزایی دانست که «کمبته هماهنگی سندیکاها» اتخاذ خواهد کرد دانست.
در اظهار نظری که در روزنامه السفیر درج شد گفت:« ما نگران ساقط کردن کابینه نیستیم…..توجه ما فقط به حراست از حقوق شهروندان است.»
هیئت دولت که دیروز با حضور رئیس بانک مرکزی، ریاض سلامه، تشکیل جلسه داده بود تا منبع تأمین اعتبار تعدیلات حقوق های مورد درخواست را مورد بررسی قرار دهد رسیدگی به مسئله را به آینده موکول کرد.
وزیر دارئی« محمد الصدفی به روزنامه الجمهوریه گفت:« ما مسئولیت اعتصاب را بعهده میگیریم ولی ما نمیتوانیم تصمیمی بگیریم که وضعیت اقتصادی مملکت را زیرو رو کند.»
او خاطر نشان کرد که پیشنهادات چندی برای تأمین منبع تعدیل حقوقها شده است که پیامدهای منفی دارند بنا براین ما باید آنها را مورد تجدید نظر قرار دهیم تا به ورطه نیفتیم.
صدفی قبلاً پیشنهاد افزایش مالیاتها برای مستقلات غیر قانونی ساحلی، سپرده های بانکی، دارائیهای لوکس، الکل، هزینه پستی را برای پوشش دادن تقاضای اضافه حقوق ها داده بود.
خزانه داری لبنان، به ۱٫۲ میلیارد دلار نیاز دارد تا افزایش مورد درخواست حقوق ۱۸۰۰۰ نفر از کارکنان بخش دولتی بشمول نظامیان را تأدمین کند.
رئیس بانک مرکزی در جلسه دیروز کابینه، نتیجه اقتصادی اجرای پیشنهادات صدفی را تشریح کرده و آنها را تورم زا توصیف کرد.
کمیته هماهنگی سندیکایی فردا جمعه تشکیل جلسه خواهد داد تا موضعی« محکم» دایر بر خواست ارجاع مسئله به پارلمان اتخاذ کند.
پایان گزارش نهار نت
………………………
کامنت من:
۱ ـ با توجه به اینکه کابینه فعلی (عمدتاً ۸ مارسی) زیر نفوذ حزب الله و متحد مسیحی وی میشل اعون«جنبش میهنی آزاد» و اکثریت پارلمانی آنهاست، ارجاع مسئله به پارلمان، نمایندگان حزب الله در پارلمان را بر سر دو راهی قرار خواهد داد. اگر با افزایش حقوقها موافقت کنند، کابینه را با بن بست مالی روبرو میکنند و اگر موافقت نکنند باید به سیاست پوپولیستی خود پایان داده و با جریانی روی یا روی شوند که؛ هم جامعه آموزشی و هم ارتش را برای درخواست اضافه حقوق پشت سر خود دارد.
۲ ـ جنبش اعتصابی و مطالباتی به بخش دولتی محدود نشده و فدراسیون اتحادیه های کارگری هم خواستهای مشابهی دارند. در یک کلام طرح مطالبات معشیتی و رفاهی کارکنان بخش دولتی میرود تا جامعه فرقه ایی شده لبنان را از باتلاق تقسیم بندیهای فرقه ایی دینی بیرون کشیده و به آن و گروهبندیهای حزبی و بلوکهای سیاسی آن شکل طبقاتی و اجتماعی بدهد و این یعنی پایان کار حزب الله بعنوان یک جریان سیاسی ـ مذهبی.
در لبنان آینده جایی برای حزبی که هویت خود را با انتساب به «الله» توصیف میکند وجود ندارد. تغیرات قریب الوقوع سوریه نیز این روند را شتاب خواهد بخشید. در مصر هم روند مشابهی در جریان است. سلفیست ها و بخشی از اخوان سعی دارند توده های مردم را به میدان تقسیمات، تفاوت ها و تعلقات مذهبی بکشانند ولی احزاب چپ و لیبرال و اتحادیه های کارگری میکوشند مردم لبنان را با منافع گروهی، صنفی و طبقاتی خود آشنا کرده و آنها را از زیر نفوذ اسلامگراییِ اُمت ساز بیرون بکشند.
مبارزه امروز زحمتشکان لبنان و مصر درسهای مفیدی برای ما مردم ایران دارد بویژه اینکه مدتهاست کارد از گوشت گذشته و به استخوان نشسته است. آگاه سازی مردم از آنچه در لبنان میگذرد و پیکار زحمتشکان آنجا وظیفه ایی است اخلاقی و سیاسی و منطقی!

جنبش اتحادیه ایی کارگری در مصر، لبنان و مقایسه آن با ایران

Share Button


 

جا دارد در این شرایطی که کمر کارگران میهنمان زیر بار گرانی و تورم و خوابیدن چرخ اقتصادی مملکت در حال خُرد شدن است وضع خانه کارگز خودمان را با فدراسیون اتحادیه های کارگری مصر مقایسه کنیم تا بدانیم اسلامیزه کردن نهاد ها صنفی کارگری پس از انقلاب توسط کمالی، علیرضا محجوب و  احمدتوکلی وزیر کار آنموقع چه خیانت بزرگی نه تنها به زحمتکشان مملکت بود بلکه مملکت را از یک نیروی مؤثری که میتوانست در برابر استبداد و خود کامگی بایستد محروم کرد.

نهارنت لبنان:

۱۴ بهمن ۳ نوامبر
تدارک برای تصویب افزایش دستمزد و طبقه بندی مزدها در نشست آینده هیئت دولت انجام شده است. پیش بینی میشود قانون یا مصوبه آن در همین چهار شنبه به تصویب برسد.
رئیس بانک مرکزی ریاض سلامه، بخاطر کنترول پیامدهای طبقه بندی شغلی و مزدها با نجیب میقاتی نخست وزیر، ملاقات و در این زمینه گفتگو کرده است.
سلامه در این دیدار نسبت به خطر افزایش دستمزدها برای اقتصاد کشور به میقاتی هشدار داد.
رئیس بانک مرکزی برای نشست کابینه نیز دعوت شده است.
در آغاز سال هیئت دولت جدول جدید حقوق کارکنان دولتی را که باعث یک کشمکش طولانی بین «کمیته هماهنگی سندیکاهای موسسات خصوصی و دولتی» با دولت شده بود را تصویب کرد
کمیته اقتصادی اتحادیه های کارفرمایان بخش خصوصی از قبل اعلام کرده کرده است که این تصمیمات هیئیت وزیاران را در مورد جدول بندی حقوق و دستمزدها را نخواهد پذیرفت.
کامنت من:
از یکسال پیش بین فدراسیون اتحادیهای کارگری و کارکنان بخش خصوصی و دولتی بر سر سطح دستمزدها کشمش شدیدی جریان دارد که منجر به چند اعتصاب سراسری کوتاه مدت شده است ولی با وعده وعید های دولت، فدراسیون اتحادیه های مربوطه از تهدید خود به اعتصاب سراسری نامحدود برگشته اند. جا دارد اقتدار اتحادیه های کارگری و کارمندی لبنان را با نقش ضد کارگری «خانه» ضد کارگر و انجمن ها و شوراهای اسلامی کارگری در ایران مقایسه کنیم. حالا سر دسته سابق این خانه فساد و رئیس حزب «اسلامی کار» کمالی میخواهد خود را برای ریاست جمهوری هم کاندید کند. ترتیب خانه کارگر را داد کافی نیست همه مملکت را نشانه گرفته است.
………………………
مصر قاهره
۳۱ اکتبر

اهرام آنلاین
قاهره ۳۱ اکتبر ۱۰ بهمن
سنیکایهای کارگران و کشاورزان در بیانیه مشترکی پیش نویس قانون اساسی را محکوم کردند و خواهان سهمیه ایی ۵۰ درصدی در هر دو مجلس (شورا و سنا ـ ح ت) شدند.
نمایندگان کارگران و کشاورزان طی بیانیه ایی قانون اساسی جدید مصر را غیر قبول دانست. در بیانیه گفته میشود: این«نقض حقوق » ماست که از پذیرش سهم ۵۰ درصدی ما در مجلس سنا و شورا خود داری شود.
منشور قانون اساسی قدیم که در زمان جمال عبدلناصر که در دهه ۱۹۶۰ تدوین شده بود سهمی ۵۰ درصدی را برای نمایندگان کارگران و کشاورزان در نظر گرفته بود.
این بیانیه مشترک با حضور دبیران فدراسیون سراسری اتحادیه های مصر در مرکز شهر صادر شد.
در این بیانیه گفته میشود که این پیش نویس قانون اساسی« یک تجاوز به حقوق ۷۷% از مردم مصر است.»
این سند مشترک تأکید می کند که: « این یک تخلف عمدی نسبت به حقوق ملی کارگران و کشاورزانی است که طبقه کارگر و طبق متوسط جامعه را تشکیل میدهند.»
بیانیه ادامه میدهد:« بدون حضور کارگران و کشاورزان، پارلمان نماینده جامعه نمی باشد ونمیتواند تضمین دهد که منافع و خواست واقعی افراد و جامعه را محفوظ داشته رعایت کند و در برنامه های اقتصادی و اجتماعیش موفق شود.»
بیانیه تأئید میکند که شرکت کنندگان همایش، تصمیم گرفته اند تا به بحث خود روی مسئله ادامه داداه و گزارشی تفصیلی روی پیش نویس مورد بحث تهیه کنند. آنها همچنین بی درنگ دیدار خواهد کرد تا به مشورت با رئیس مجمع قانون اساسی و رهبران احزاب موجود در این مجمع بپردازند تا نظر خود را دایر بر مطالبه سهم ۵۰% خود در هردو پارلمان تأمین کنند..
علاوه بر نمایندگان کارگران و کشاورزان تعداد دیگری از احزاب سیاسی نیز به پیش نویس قانون اساسی تدارک دیده شده معترضند.
پایان گزارش اهرام آنلاین
…………………..
کامنت من:
البته سهم ۵۰%ی کارگران و دهقانان که از نظام پارلمانی اتحاد شوری کپی برداری شده بود در دوران ناصر و قدری کمتر از دوزان وی در دوران انور سادات و مبارک جنبه صوری و فرمایشی یافته بود و مهره های گزینشی بودند که بنام کارگر و کشاورز به مجلس میرفتند ولی در شرایط کنونی مصر که اتحادیه کارگری و کشاورزی و احزاب سیاسی از آزادی برخوردارند شرکت حتی ۲۰%ی نمایندگان اتحادیه های کارگری و دهقانی میتواند روی شکل دهی به ساختارو نظام حقوقی جامعه مصر و ساختار حقیقی قدرت تأثیر اساسی بگذارد.
جا دارد در این شرایطی که کمر کارگران میهنمان زیر بار گرانی و تورم و خوابیدن چرخ اقتصادی مملکت در حال خُرد شدن است وضع خانه کارگز خودمان را با فدراسیون اتحادیه های کارگری مصر مقایسه کنیم تا بدانیم اسلامیزه کردن نهادهای صنفی کارگری پس از انقلاب توسط کمالی،  علیرضامحجوب و  احمدتوکلی وزیر کار آنموقع چه خیانت بزرگی نه تنها به زحمتکشان مملکت بود بلکه مملکت را از یک نیروی مؤثری که میتوانست در برابر استبداد و خود کامگی بایستد محروم کرد.
در باره تسهیم مجلس شورای اسلامی و خبرگان و.. در ایران، میتوان گفت این مجالس به نسبت ۵۰%، روحانیون معمم حکومتی و ولایتمدار و ۴۰% آخوند مکلای ولایتمدار و ۱۰% همیشه بله قربانگویان قدرت، تسهیم شده است.

پس لرزه بحران ارزی: ادامه۲

Share Button

معاون فنی و امور گمرکی گمرک ایران هم به ایسنا گفته است که دلیل ممنوعیت صادرات برخی از کالاها، جلوگیری از احتمال کمبود آن‌ها در بازار بوده است. این مقام دولتی گفته است: نوسانات اخیر نرخ ارز این دغدغه را به وجود آورده که اگر به منظور کمسب سود، همه تولیدات کشور صادر شود، از نظر معیشتی و رفاه مردم، ممکن است با کمبود مواجه شویم!

بر گرفته از  سایت کلمه

باضافه کامنت خودم در پایان:

این ۵۰ قلم کالا ممنوع الخروج شدند سه شنبه, ۹ آبان, ۱۳۹۱ چکیده :در تازه ترین واکنش نسبت به تحریم ها، دولت صادرات ۵۰ قلم کالا را ممنوع کرده است. معاون فنی و امور گمرکی گمرک گفته است که دلیل ممنوعیت صادرات برخی از کالاها، جلوگیری از احتمال کمبود آن‌ها در بازار بوده است…. در تازه ترین واکنش نسبت به تحریم ها، دولت صادرات ۵۰ قلم کالا را ممنوع کرده است. بر اساس گزارش ها، دولت به تازگی با تصویب مصوبات جدید ارزی، صادرات ۵۰ قلم کالا را که به نوعی از ارز مرجع یا اتاق مبادلاتی استفاده می‌کنند، ممنوع اعلام کرده است. در این فهرست، اقلامی از کالاهای اساسی و تجهیزات و ماشین آلات صنعتی دیده می شود و بعدازظهر امروز، ساعتی پس از انتشار خبر، تصویر نامه معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت در این باره نیز در خبرگزاری مهر منتشر شد. معاون فنی و امور گمرکی گمرک ایران هم به ایسنا گفته است که دلیل ممنوعیت صادرات برخی از کالاها، جلوگیری از احتمال کمبود آن‌ها در بازار بوده است. این مقام دولتی گفته است: نوسانات اخیر نرخ ارز این دغدغه را به وجود آورده که اگر به منظور کمسب سود، همه تولیدات کشور صادر شود، از نظر معیشتی و رفاه مردم، ممکن است با کمبود مواجه شویم! گندم، آرد، شکر، قند، روغن نباتی، گوسفند زنده، گوشت قرمز، کاتد مس، مفتول مسی، پوست خام، انواع لاستیک خودرو، انواع محصولات پلیمری، ماشین‌آلات صنعتی و راهسازی وارداتی، قطعات خودروی وارداتی، انواع کاغذ، جو، ذرت دامی، کنجاله سویا، دانه سویا، شمس آلومینیوم، شمش فولاد، قراضه آهن، ضایعات پت، آخال کاغذ، سولفور مولیبدن، انواع چوب، چای وارداتی، جوش شیرین، وت بلو(گاوی و گوسفندی)، استایرن مونومر، انواع برنج وارداتی، پلی اتیلن pe، انواع علوفه، پلی پروپیلین pp، انواع شیرخشک، پلی اتیلن ترفتالات pet، انواع کره حیوانی، پی وی سی pvc، انواع محصولات فولادی، پلی استایرن ps، دوده کربن، دی اکتیل فتالات dop، سولفات سدیم، اکریلونیتریل بوتادین استایرن abs، کربنات سدیم، کریستال ملامین، سود کاستیک، اسید سولفوریک، LAB ، بنزن، تخم مرغ نطفه و تخم مرغ خوراکی کالاهایی هستند که صادرات آنها ممنوع شده است.       کامنت من: تمام نیزوی سپاه باضافه بسیج میلیونی باضافه ارتش و و نیروهای مرزداری قادر نیستند از قاچاق این کالاها به کشورهای همسایه و تبدیل آن به دلار جلوگیری کنند. چون اولاً خود برادران بخشی از این شبکه تجارت سیاه هستند و دوماً دامنه قاچاق آنقدر است که این نیروها اگر با جدیدت هم کار کنند حریف نخواهند شد. در همان نخستین روزهای تعطیل عملی بازار آزاد ارز در فردوسی و منوچهری و سپس تسخیر درونی شبکه دلالی بازار منوچهری از طرف برادران به قصد هدایت بازار غیر رسمی ارز و با کمک بانک مرکزی، من به تکرار نوشتم خفه کردن بازار آزاد ارزی منوچهری باعث میشود که تجارت خارجی به یک شبکه صرافی تبدیل شده و بخشی از بازار ارزی هم در مناطق مرزی خود را مستقر کند. و اطلاعیه فوق دولت هم جز این معنی نمی دهد.

چرا مهدی هاشمی به ایران بازگشت!؟

Share Button

بر خلاف تصور بسیاری تحریم ها نه تنها فازی برای به زانو در آوردن حکومت نیست که پیش درآمد جنگ است. تنها و تنها کارکرد تحریم ها بالاتر بودن نارضایتی عمومی است تا مردمی که بیش از یک سده است فقط با دست بیگانگان گزیده شده اند به این نتیجه برسند که
کاوه ای دیگر نمیاید امید
کاشکی اسکندری پیدا شود (اخوان)
اگر این مقدمات را بپذیریم به زندان رفتن فرزندان هاشمی نشان نا امیدی او از اصلاحات درون نظام و گمانی قوی در مورد تحولی از بیرون است.

برگرفته از سایت ملی مذهبیها:
به زندان رفتن فرزندان هاشمی نشان نا امیدی او از اصلاحات درون نظام و گمانی قوی در مورد تحولی از بیرون است.
پیش گفتار
به زندان رفتن فایزه هاشمی و بازداشت مهدی مساله خبر ساز این روزهاست و نظر های متفاوتی در این خصوص و چرایی و پیامد های آن از سوی صاحبنظران مطرح شده است
این نوشته فراتر از بحث یک خبر در صدد است از منظری که این اتفاق میگشاید به وضعیت قدرت سیاسی و چشم انداز آینده آن نگاهی بیاندازد.با توجه به این که کمتر اطلاعاتی از درون سرا پرده قدرت به بیرون درز میکند برای فهم وضعیت درون جز رمز گشایی و تحلیل رفتار های بیرونی چاره ای در دست نیست.
*به طور حتم بازگشت مهدی هاشمی با نظر آقای هاشمی پدر ایشان بوده است و با پذیرفتن این نکته این پرسش مطرح میگردد که چرا آقای هاشمی به چنین نظری رسیده است در حالی که حکومت و باند های امنیتی با این بازگشت موافق نبوده اند و برای بیرون نگهداشتن او حتی فایزه را دستگیر کردند تا بلکه با ترساندن پدر از آمدن پسر جلوگیری کنند. با این حساب بازی را خود هاشمی شروع کرده است و اتفاقا حکومت نمیخواهد در این شرایط فشار را بر هاشمی و خانو اده اش از این که هست بیشتر کند با این اوصاف هاشمی خود به استقبال خطر رفته و به تعبیری خود خواسته فرزندانش را در دام حادثه انداخته است.هر چند این امکان برای او گشاده بود و پیش از این نیز میتوانست حرکتی در این خصوص انجام دهد و مثلا فرزندش را فرا بخواند اما وی این زمان را انتخاب کرده و این نکته قابل بررسی است.
* هاشمی در سالهای بعد از اصلاحات به فراست دریافته که فضا و گفتمان غالب در جامعه تغییر کرده است و بر این است تا خود را با خواسته مردم نزدیک کند هر چند در دوران اصلاحات نیز چنین میلی داشت اما تمامیت خواهی اصلاح طلبان این اجازه را به او نداد اصلاح طلبان متزورانه او را به لجن کشیدند و آنچه که در حق او نبود به او منتسب کردند و در نهایت نیز بعد از ضربه خوردن بسیار به دامن او باز گشتند ،بازگشتی که دیگر دیر بود،هاشمی نه عالیجناب سرخپوش بود و نه فرد اول در این قتل ها ،او میخواست تا اگر سکان دار اصلاحات نیست در این میدان مهره مهمی باشد که اصلاح طلبان نگذاشتند. او را به اردوگاه دشمن راندند و با این کار خود در اردوگاه مقابل استحکام و یکدستی ای به وجود آوردند که قدرت عمل تعیین کننده ای را به آنها برای سرکوب جنبش دموکراسی خواهی بخشید.اما ها شمی ماند و اصلاح طلبان رفتند با این تفاوت که پشت به هاشمی آمدند و رو به سوی او از قدرت ساقط شدند..هاشمی در نهایت خواسته خود را پیگیری کرد و در انتخابات ریاست جمهوری پیشین با خواسته های مردم پیوند خورد.هر چند محافظه کارانه و سست.هاشمی ادعای امیر کبیری دارد و چون احمدی نژاد متوهم نیز نیست که خراب آباد ها را رونق ببخشد و وانمود کند که این آبادی است. او حتی با مسایلی چون حجاب اختیاری نیز مشکلی ندارد و اگر مقاومت از سوی رقیب های قدرتش نباشد این مسایل را در صورت قدرت گرفتن به راحتی حل میکند،تاریخ او گواه این است که توسعه طلب است هر چند توسعه را متوازن نمیخواهد و آبادی را بدون آزادی مد نظر دارد که تجربه تاریخی ما نشان داده نشدنی است،اما از این بابت تفاوت بسیاری دارد با کسانی که در توهم امت اسلامی و برتری طلبی جهانی هستند.با این وجود با رفتارش در مورد جنبش سبز شاید بتوان گفت در ایده او نسبت به آزادی نیز تغییری ایجاد شده است.البته این نکته را باید در نظر داشت که هاشمی به آزادی و عدالت نگاهی وجودی ندارد و به آن ابزاری نگاه میکند او میخواهد محبوب باشد و در قدرت. و اکنون پی برده که اینها بدون دموکراسی ممکن نیست و الا در بازی قدرت اخلاق نزد او کمتر ارزشی دارد و از همین روست که تا به حال باقی مانده است.
*با این مقدمات میتوان به این نتیجه رسید که هاشمی با به آوردگاه فرستادن فرزندانش در پی این است که حسابش را حتی الامکان با حکومت جدا کند، او خود به سوی خانه نشینی رانده شده و فرزندانش به زندان،البته او با کیاست موقع مناسبی را برای این فاصله گذاری انتخاب کرده است و برخورد حکومت نیز نشان میدهد که انتخاب او درست بوده است. این که حکومت نمیخواسته مهدی برگردد خود گواه این نکته است که آنها در حال حاظر در پی پیچیدن با هاشمی نیستند،هاشمی در زمانی فرزندانش را وارد معرکه کرده که میداند حکومت به صلاح نمیداند با آنها برخورد بسیار سختی بکند. از یک طرف به خاطر شخص او که بالاخره هنوز در قدرت منصبی و نشانی دارد و از طرفی به دلایل جهانی و مسایل داخلی گوناگونی که جناح رانتی امنیتی با آن دست به گریبان است.
*تحول در فضای سیاسی ایران از درون با انسداد مواجه شده و در سیر منطقی خود تا پایان دوره رهبری آقای خامنه ای در بر همین پاشنه خواهد چرخید،و از این رو هیچ چشم انداز روشن و امیدوار کننده ای در کوتاه مدت وجود ندارد،اما این که هاشمی این موقع را برای تسویه حساب خود با حکومت انتخاب کرده نشان این است که او از یک طرف از اصلاح از درون نا امید شده و بر این است که این ساختار قدرت از او حرف شنوی نخواهد داشت و از سویی فرصت را محدود دیده که میخواهد تا آنجا که ممکن است به مردم نزدیک شود. تجربه بهار عربی و بررسی خانواده دیکتاتور ها و همچنین نیروهای حکومتی ای که در یک بزنگاه از حکومت سرکوبگر جدا شده و به دامن مردم برگشتند گواهی بر این مطلب است که حتی جانیان نیز وقتی به دامن مردم برگردند نگاهی دیگرگون آنها را داوری خواهد کرد و هاشمی میخواهد خانواده اش را به دامن مردم برگرداند،تا بعد از جمهوری اسلامی چنان ننگین نباشند که به محکمه کشیده شوند.چنین به نظر میرسد که این محکمه از نظر هاشمی چندان دور نباشد. ،به ظنی ضعیف می توان گفت از نظر او حکومت بر خلاف یکدستی ای که مسیر آن است در سرا شیب سقوط قرار دارد.با توجه به این که حمله خارجی محتمل ترین گزینه است ونیروی خارجی تنها نیرویی است که میتواند این حکومت را سرنگون کند.
بر خلاف تصور بسیاری تحریم ها نه تنها فازی برای به زانو در آوردن حکومت نیست که پیش درآمد جنگ است. تنها و تنها کارکرد تحریم ها بالاتر بودن نارضایتی عمومی است تا مردمی که بیش از یک سده است فقط با دست بیگانگان گزیده شده اند به این نتیجه برسند که
کاوه ای دیگر نمیاید امید
کاشکی اسکندری پیدا شود (اخوان)
اگر این مقدمات را بپذیریم به زندان رفتن فرزندان هاشمی نشان نا امیدی او از اصلاحات درون نظام و گمانی قوی در مورد تحولی از بیرون است.
سایت ملی – مذهب محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

احمدی نژاد مفت و مجانی نمی رود

Share Button

* رئیس جمهور برای اینکه بتواند در آینده جای پایی داشته باشد چاره ای ندارد جز این که چنین اقداماتی را انجام دهد چون هر کس دیگری که غیر از افراد منتسب به وی در تابستان سال بعد جای وی بیآید، همه مشکلات را به عهده او خواهد انداخت و لذا گمان می‌کند که در این صورت نابود می‌شود و ادامه روند موجود هیچ نتیجه ای برایش ندارد . بنابراین بناچار یا باید از اکنون جای پایی مطمئن برای خودشان جور کنند یا اینکه رئیس جمهور بعدی از خودشان باشد

برگرفته ار خبر آنلاین
عباس عبدی:احمدی نژاد مفت و مجانی نمی رود/رییس جمهور درصدد ایجاد فضای تبلیغاتی است
احزاب و شخصیت‌ها – عبدی می‌گوید احمدی نژاد قصد دارد با مطرح کردن چالشهای جدید، چالشهای قدیم خود را پوشش بدهد.
عباس عبدی در مورد اقدامات اخیر آقای احمدی نژاد گفت: به طور کلی این سیاست همیشگی و دنباله دار آقای احمدی نژاد است که وقتی مسائلی پیش می آید که باید در قبال آن پاسخگو باشد سعی می کند به صورت تهاجمی یک مساله جدیدتری را مطرح بکند تا مساله اصلی را تحت شعاع قرار دهد. هر چند ممکن است این مساله جدید حق وی هم باشد و من هم نسبت به طرح آن اعتراضی ندارم ولی این را برای این مطرح می‌کند که مساله اصلی فراموش شده و به حاشیه برود.
وی ادامه داد: مشکل دیگر این است که رئیس جمهور یک نوع شیوه تقابلی را با دو قوه قضاییه و مقننه انتخاب کرده که این دو قوه قادر نیستند با نحوه موجود مقابله خود با او پیروز شوند و یا یک کنش موثری را نشان بدهند . و این جزیی از سیاست های عمومی رئیس دولت است که در صدد ایجاد فضای تبلیغاتی است. مانند همان بحث هولوکاست که زمانی مطرح کرد و الان داریم هزینه‌اش را می‌دهیم. در داخل هم سعی می کنند مسائل جدیدی را مطرح کنند که دیگران را تحت فشار قرار دهند.
گزیده صحبت‌های عبدی در ادامه به نقل از الف می آید:
* احمدی نژاد اصلاً نگران طرح سوال از سوی مجلس نبود و نیست چون این مجلس قادر نیست از او بطور موثر سوالی را بکند به خاطر اینکه قادر نیست در برابر نوع پاسخی که وی می دهد تصمیمی موثر له یا علیه او بگیرد . رئیس جمهور هر پاسخی بدهد مجلس نمی تواند هیچ کاری بکند، مثل دفعه پیش، بنابراین مجلس نمی تواند با سوال کردن از وی گامی را به جلو ببرد.
* بیشتر مساله اقتصادی و قیمت ارز زمینه این نوع نامه نگاری ها و اقدامات را فراهم کرده، بحران کنونی اقتصادی باعث این اقدامات رئیس جمهور شده است ، پیش بینی قبلی من که چند بار هم بیان کرده‌ام این بود که ایشان در طی یک سال آخر شکاف زیادی با کل سیستم پیدا خواهد کرد.
* رئیس جمهور برای اینکه بتواند در آینده جای پایی داشته باشد چاره ای ندارد جز این که چنین اقداماتی را انجام دهد چون هر کس دیگری که غیر از افراد منتسب به وی در تابستان سال بعد جای وی بیآید، همه مشکلات را به عهده او خواهد انداخت و لذا گمان می‌کند که در این صورت نابود می‌شود و ادامه روند موجود هیچ نتیجه ای برایش ندارد . بنابراین بناچار یا باید از اکنون جای پایی مطمئن برای خودشان جور کنند یا اینکه رئیس جمهور بعدی از خودشان باشد.
* منطق دستگاه قضایی و نحوه برخورد آنها باید دقیق‌تر می‌بود، در تمام دنیا سیاستمداران و روسای جمهور اظهارات سیاسی می‌کنند اما دستگاه های قضایی باید اظهار نظر حقوقی کنند. من فکر می کنم جواب دستگاه قضایی به شکلی بود که شرایط را برای چنین پاسخی از رییس دولت فراهم کرد که قابل پیش بینی بود و می توانست رقبا را به حاشیه ببرد و همین هم اتفاق افتاد.
* برای دستگاه قضایی خوب نیست که بر اساس سیاست و مصلحت سنجی و اینگونه حرفها نظر بدهد، به نظر من دستگاه قضایی باید یک بازنگری جدی در رفتار خودش ایجاد کند. من کاری به حکم و زندانی کردن آقای جوانفکر و … ندارم ولی زندان کردن او در آن شرابط قابل فهم نبود چون خانم فائزه هاشمی را زندان کردند پس جوانفکر هم زندان کنند . قبلا شنیده بودیم که وقتی فائزه هاشمی را زندان خواهند کرد که جوانفکر نیز راهی زندان شود و یا بعد سعید تاجیک را نیز زندان کردند .
* اینها درست نیست و دستگاه قضایی باید کلاً از سیاست کنار برود و بر اساس مر قانون عمل کند و اگر آقای رئیس دولت می تواند از زندان بازدید کند باید کاملاً شرایطش فراهم باشد و اگر هم رئیس جمهور در این بین حقی ندارد می بایست مطابق قانون و با ادبیاتی قانونی پاسخ داد و جوابی مانند “مصلحت نیست” و “شما به وضعیت اقتصاد بپردازید” در شان دستگاه قضایی نیست.
* اگر رئیس دولت یا یک وزیر حرف بی ربطی بزند خیلی مساله نیست همچنانکه در تمام دنیا روسای جمهور و نمایندگان مجالس حرفهای بی ربط زیادی می‌زنند، اما دستگاه قضایی طوری باید حرف بزند که گویی فصل الخطاب است. دستگاه قضایی سیاست را به معنای دقیق کلمه باید طلاق دهد آن هم سه طلاقه.
* اصولگرایان اگر فکر می‌کنند که احمدی نژاد دوره‌اش سر آمده و همین طوری مفت و مجانی کرسی ریاست را تحویل می‌دهد اشتباه کرده‌اند.هزینه رفتار خارجی او را در قیمت ارز و تحریم باید بدهند و نتیجه رفتار سیاسی داخلی اش هم دیر یا زود باید پرداخت شود و هر چه زودتر بدهند به نفع آنان است

چرا هاشمی از دیپلماسی احمدی نژاد انتقاد می کند

Share Button

تا آنجا که من می دانم، کشورهای غربی به کنار، من هند، برزیل، آرژانتین، شیلی و ترکیه را نگاه می کنم، هیچ کدام از این کشورها سیاست خارجی تهاجمی ندارند و اساسا عصر و زمانه داشتن سیاست تهاجمی گذشته است و جهان به سمت گفتگو و مفاهمه حرکت کرده است

دیپلماسی ایرانی
تاریخ انتشار:یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۱ ۱۱:۵۵

پایان دوران سیاست خارجی تهاجمی
دکتر صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران معتقد است انتقاد آیت الله هاشمی رفسنجانی نسبت به سیاست خارجی دولت کنونی به این دلیل است که رابطه ما با بسیاری از کشورهای مهم دنیا تیره و تار شده و ایشان این اتفاق را مناسب و در جهت منافع و مصالح ملی کشور نمی بینند.
دیپلماسی ایرانی: آیت الله هاشمی رفسنجانی اخیرا در مصاحبه با روزنامه آرمان ضمن پرداختن به مسائل مختلف، انتقاداتی را نیز به سیاست خارجی دولت کنونی وارد و عنوان کردند: “در سیاست خارجی خیلی بهتر از این می توانیم کار کنیم.” دکتر صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در گفتگو با دیپلماسی ایرانی به تحلیل این موضوع می پردازد که انتقادات آیت الله هاشمی از سیاست خارجی کنونی چه مواردی را در بر می گیرد و چگونه می توانیم در سیاست خارجی رویکرد بهتری داشته باشیم.
به نظر جنابعالی انتقاداتی که آیت الله هاشمی نسبت به سیاست خارجی کنونی اعلام کردند چه مواردی را در بر می گیرد و اساسا چه تفاوتی میان سیاست خارجی ایران در زمان ریاست جمهوری ایشان و اکنون وجود دارد؟
آقای هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست جمهوری خود در خصوص دیپلماسی کشور سیاستی را در پیش گرفتند که این سیاست بعدها در دوران اصلاحات به سیاست تنش زدایی معروف شد.
خلاصه سیاست تنش زدایی این بود که ما بی جهت و از روی انگیزه های ایدئولوژیک و سیاسی با کشورها و قدرت های مهم درگیر نشده و برای خود دشمن ایجاد نکنیم و حتی المقدور به خاطر منافع ملی سعی کنیم به سمت و سوی تعامل و تنش زدایی با کشورهای دیگر پیش رویم.
البته ایشان خود در ارتباط با اتحادیه اروپا و آمریکا نتوانستند این سیاست را پیش ببرند؛ اما تا آنجا که مربوط به برخی از همسایگان ما در خلیج فارس می شد؛ از جمله عربستان، ایشان بسیار موفق بودند.
در دوران اصلاحات این سیاست تنش زدایی ابعاد گسترده تری پیدا کرد و آقای خاتمی توانستند با کشورهای مهم اروپا مانند فرانسه، آلمان، ایتالیا و اتریش روابط مناسب و گرمی داشته باشند تا حدی که وقتی سیاست های رادیکال و تهاجمی آمریکا علیه ایران مطرح شد، این فرانسوی ها و آلمانی های بودند که با آن سیاست های تند و رادیکالی که کاخ سفید قصد داشت علیه ایران اعمال کند مخالفت کردند.
مقصود آقای هاشمی این است که این سیاست مطلوب بود و اگر چه آقای خاتمی و اصلاح طلبان در خصوص آمریکا نتوانستند یخی را بشکنند و به سمت و سوی تنش زدایی با آمریکا حرکت کنند؛ اما همانطور که عرض کردم روابط ما با کشورهای مهم اروپا دوستانه شده بود و حجم تنش ها و دشمنی ها با انگلستان هم خیلی کاهش پیدا کرده بود.
متاسفانه این سیاست از زمانی که اصولگرایان در سال ۸۴ به قدرت رسیدند ادامه پیدا نکرد و ابعاد دشمنی ما با کشورهای غربی به صورت منظمی رو به افزایش گذاشت و کار به جایی رسید که ما فرانسه، آلمان، ایتالیا و اتریش را به عنوان دوست یا شریک سیاست خارجی از دست دادیم و جای این کشورها را ونزوئلا، مغولستان، گینه بیسائو و زیمباوه گرفتند.
این مسئله دقیقا ایرادی است که آقای هاشمی رفسنجانی به سیاست خارجی اصولگرایان از سال ۸۴ به بعد مطرح می کنند. سوال و گلایه اصلی ایشان این است که خیلی از قدرت ها و کشورهای مهمی که امروز روابط ما با آنها تیره است یا دشمنی است و یا اساسا رابطه ای نداریم، می تواند به این صورت نباشد.
متاسفانه امروز روابط ما با خیلی از کشورهای غیرغربی هم مانند برزیل، آرژانتین و هند به حداقل ممکن تنزل پیدا کرده است. آقای هاشمی این اتفاق را مناسب و در جهت منافع و مصالح ملی کشور نمی بینند. به همین دلیل است که ایشان انتقادات جدی به سیاست خارجی اصولگرایان ظرف هفت سال گذشته دارند.
در ارتباط با بحث مذاکره و رابطه با آمریکا چندی پیش آقای هاشمی مسائلی را بیان کردند که با موضع گیری اصولگرایان روبرو شد. آقای احمدی نژاد هم چندی است این مسئله را به نوعی بیان می کنند. به نظر شما چه تفاوتی میان طرح این مسئله از سوی آقای هاشمی و احمدی نژاد وجود دارد؟
تفاوت آن در این است که نگاه آقای احمدی نژاد به این مسئله بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد. اینکه بر فرض گفته شود ما در حال مذاکره با آمریکا هستیم و این دستاورد را آقای احمدی نژاد انجام دادند و قص علی هذا.
در حالی که نگاه آقای هاشمی رفسنجانی تفاوت مهمی با رویکرد آقای احمدی نژاد پیدا می کند و آن هم این است که آقای هاشمی رفسنجانی نمی گویند ما با آمریکا مذاکره یا رابطه داشته باشیم؛ بلکه یک سوال اساسی و بنیادی مطرح می کنند مبنی بر اینکه اساسا دشمنی ما با آمریکا به خاطر چیست؟
سوال آقای هاشمی رفسنجانی این است که آن تضادهای بنیادی که اصولگرایان معتقدند میان ایران و آمریکا وجود دارد و جز تخاصم، درگیری و دشمنی هیچ چیز دیگری نمی تواند میان این دو کشور برقرار کند از کجا بوجود آمده است؟
ببینید القاعده و طالبان با مجموعه جهان غرب در تضاد و تقابل است؛ ولی ما با همه غرب در تضاد و تقابل نیستیم و فی الواقع استقبال هم می کنیم که با خیلی از کشورهای غربی رابطه داشته باشیم. اما فقط آمریکا است که نمی شود به هیچ صورتی با آن رابطه و مصالحه داشت. آقای هاشمی به مرحله ای رسیدند که دشمنی و ستیز با آمریکا برای ایشان زیر سوال رفته است و این سوال را مطرح می کنند که اساسا مبنا و فلسفه ی این دشمنی چیست.
به زعم طرفداران آقای احمدی نژاد یکی از نقاط مثبت سیاست خارجی ایشان ایجاد ارتباط گسترده با کشورهایی همچون ونزوئلا است که در حیات خلوت آمریکا واقع شده اند. به نظر شما از این ارتباط ایران نفع بیشتری برده است یا ونزوئلا و یا اساسا جنابعالی این مسئله را به عنوان نقطه قوت سیاست خارجی آقای احمدی نژاد تلقی می کنید.
خیر. به هیچ وجه. چون من قبول ندارم که یک دشمنی و تضاد نهادینه شده ای میان ایران و آمریکا وجود دارد. بله اگر شما این موضوع را به این صورت قبول داشته باشید، آن موقع هر کشوری که با آمریکا دشمن است ما باید با آن کشور دوست شویم. ولی من چون اساسا فلسفه تضاد و دشمنی با آمریکا را قبول ندارم، بنابراین خیلی برای من اهمیت ندارد که آیا روابط ما با ونزوئلا، بولیوی و نیکاراگوئه خوب است یا خیر.
آن چیزی که برای من ملاک است دشمنی با آمریکا نیست؛ بلکه منافع ایران است. آیا منافع جمهوری اسلامی ایران می طلبد که سرمایه گذاری هنگفتی در ونزوئلا کنیم، صرفا به این دلیل که این کشور مخالف آمریکا است؟ من اصلا این مسئله را به نفع منافع ملی ایران نمی بینم.
به نظر شما اکنون در دنیا چند کشور در دیپلماسی خود از سیاست خارجی تهاجمی بهره می گیرند و این سیاست که در هفت سال گذشته از سوی آقای احمدی نژاد اجرا شده است چه نقاط قوتی می تواند در بر داشته باشد؟
تا آنجا که من می دانم، کشورهای غربی به کنار، من هند، برزیل، آرژانتین، شیلی و ترکیه را نگاه می کنم، هیچ کدام از این کشورها سیاست خارجی تهاجمی ندارند و اساسا عصر و زمانه داشتن سیاست تهاجمی گذشته است و جهان به سمت گفتگو و مفاهمه حرکت کرده است.
برزیل ده بیست سال پیش قدرت اقتصادی نبود؛ اما امروز قدرت هفتم اقتصادی دنیا شده است و هیچ تضادی با آمریکا، اتحادیه اروپا، چین و روسیه ندارد. من چین را نگاه می کنم که به هیچ وجه سیاست تهاجمی ندارد و در رابطه با آمریکا تنها چیزی که برای چینی ها مهم است منافع ملی است. لذا سیاست تهاجمی نمی تواند در راستای منافع ملی کشور باشد.
تهیه کننده: تحریریه دیپلماسی ایرانی/ ۱۶
پایانیاداشت
………………………
آقای زیبا کلام را تحلیلگری آشنا به بازیها و تحولات درون ساختار قدرت و حلقه های اطراف آقای هاشمی میتوان بحساب آورد که نظرش بازتاب تفکریست که در میان لایه هایی از نیروهای حکومتی در حال شکلگیری است.
یاداشت فوق اولین یاداشت وی در این زمینه نیست و قبلاً هم در باره لزوم پایان دادن به آمریکا ستیزی نوشته اند. تصور اینکه لزوم پایان دادن به آمریکا ستیزی در بخشی از حاکمیت، هرچند نه در تمامیت رأس آن، احساس شده است قابل درک است ولی علنی گویی راجع به تجدید نطر در «آمریکا ستیزی» یعنی زیر سئوال بردن یکی از پایه های دکترین سیاسی حکومت اسلامی. برکمتر ایرانی ای پوشیده است که در این حکومت خبری از اسلام نیست و آنچه بنام اسلام به ملت تحمیل شده است قرائتی متناسب با منافع طبقه ممتازجدیدی است که آیت الله خامنه ایی در رأس آن قرار داشته و نماد انست.
رئیس سابق موساد دوسال پیش در یک مصاحبه گفت: وقتی ما با یک سازمان تروریستی روبرو هستیم ، با زدن سران آن ، سازمان آنرا از هم می پاشانیم. ولی وقتی ما با یک جریان تروریستی بعنوان یک گفتمان روبرو هستیم ما فقط با مبارزه ایدئولویک میتوانیم آن جریان را منهدم کنیم و سخت افزار نظامی در این زمینه کار آیی ندارد.
۲۵۰۰ سال پیش قبل رئیس موساد؛ سون تسو، ژنرال و استراتژ نامدار چین نیز گفت: یک ژنرال کارکشته آنست که به استراتژی حریف و به مغز او حمله کند.
البته آقای زیبا کلام در زمینه طرح ضرورت پایان دادن به آمریکا ستیزی اولین نفری نیست که مسئله را پیش میکشد ولی اهمیت طرح قضیه از طرف وی در اینست که بالاخره او در حاشیه این نظام قرار دارد و این مسئله را طرح میکند.

ولی یاداشت آقای زیبا کلام یک کاستی حدی دارد و انهم این است که ایشان بجای انتقاد هاشمی از دیپلماسی احمدی نژاد باید مینوشتند انتقاد هاشمی از رهبر زیرا کیست که  نداند سکان دیپلماسی در این مملکت نه در دست احمدی نژاد بلکه دردست مقام معظم رهبری است. احمدی نژاد تا آنجا میتواند در مسائل روابط خارجی اظهار نظر کند و هرچه میخواهد دهن دریدگی کند که منویات مقام معظم را منعکس میکند، با ادبیاتی خشن که خود مقام رهبری نمیخواهند  با بکار بردن چنان ژستها و ادبیات لمپن منشانه ایی در عرصه دیپلماسی، خود را  مثل احمدی خراب کنند.

نمی دانم این کاستی را بحساب زیرکی آقای زیبا کلام بگذارم یا بحساب دادن آدرس عوضی برای رد گم کردن؟!

بهر حال با پیروی از آموزه سون تسو: زیر ضربه گرفتن آمریکا ستیزی رژیم و برنامه هسته ایی آن بعنوان دو محور استراتژیک نظام که بدون آنها توجیه و علت وجودی نظام و شخص خامنه ایی بعنوان نماد این دو هدف استراتژیک، موضوعیت خود را از دست خواهند داد ودلیلی برای بودن و حفظ آنها نمیتواند وجود داشته باشد. از این نظری بازتاب دادن چنین نظریاتی یعنی نشانه رفتن چشم «سیکلوپ»*. نمیخواهم بگویم اسفندیار چون اسفندیار در اساطیر ما حرمتی دارد حال آنکه در اساطیر هلنی( در منظومه هومر) «سیکلوپ» هیولایی یک چشم است که در غاری تاریک و جادویی زندگی میکند. ادیسه با کور کردن همان یک چشمش ، موفق میشود او را بکشد و از غار بگریزد.
توجه!
من خود قبلاً در این زمینه کم ننوشته ام ولی بر اساس تحولات جدید فردا یا پس فردا یاداشت تحلیلی دیگری خواهم داشت.

راهکار های پیشنهادی عباس عبدی برای خروج از بحران

Share Button

به لحاظ اجتماعی من معتقدم فروپاشی اجتماعی در ایران عملا رخ داده و تنها عاملی که موجب بروزِ این نمی‌شود همین قدرت عریان دولت است که امیدوارم همین قدرت هم قبل از اینکه کلّ جامعهٔ ما بازسازی بشود از بین نرود که اگر آن هم از بین برود ما با یک فروپاشی عیان اجتماعی روبرو خواهیم شد. شکاف دولت- ملت هم که به هر دلیلی از سال ۸۸ به بعد افزایش پیدا کرده است و فکر می‌کنم وضعیت اقتصادی ایران آن را بیشتر از گذشته خواهد کرد و اصولاً با یک وضعیت ناخرسند کننده‌ای روبرو خواهیم بود.

برگرفته از سایت آینده سایت عباس عبدی
۲۹ مهر ۱۳۹۱
در نشست سازمان دانشجویی حزب اسلامی کار مطرح شد :
عباس عبدی، کار‌شناس و تحلیلگر مسائل سیاسی، ۳ راه را برای خروج از بحران فعلی، به دولت و مجموعه اصولگرایان پیشنهاد می‌کند.
به گزارش پویش، سایت رسمی سازمان دانشجویی حزب اسلامی کار، او با تاکید بر عدم تقدم و یا تاخر هر یک از راه‌ها بر یکدیگر اظهار داشت: یکی از این سه راه این است که جریان حاکم خودش را بازسازی کند، راه دیگری که فکر می‌کنم می‌تواند برای مجموعه اصولگرایان قابل تصور باشد، سازش خارجی هست و راه سوم آن است که تفاهم و سازشِ داخلی صورت بگیرد.
این روزنامه نگار و پژوهشگر اصلاح طلب وضعیت امروز ایران را به یک کشتی سوراخ تشبیه کرد و گفت: امروز جامعهٔ ما چنان با بحران روبرواست که کلیت جامعه در خطر است. من اگر به وضعیت اصلاح طلب‌ها حساس می‌شوم مربوط به این است که آن‌ها چه کمکی برای برون رفتِ از این وضعیت می‌توانند بکنند. امروز شما وضع اقتصادی را می‌بینید. آن از قصه ۶۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی و این هم از وضعیت نرخ دلار و ارز که باعث شده اقتصاد مملکت در چهار راه استانبول تعیین شود.
عبدی با انتقاد از عدم پاسخگویی مسئولان ادامه داد: یک زمانی اگر دلار بیست تومان بالا یا پایین می‌شد می‌گفتند که دولت باید برای این بیست تومان جواب بدهد ولی حالا در عرض دو هفته هزار تومان قیمتِ دلار بالا می‌رود. باید ببینیم جریان حاکم بی‌تفاوت شده‌اند، نمی‌توانند کاری بکنند و یا آن را وضعی طبیعی می‌دانند. وضعیت بیکاری، تورم، صادرات، واردات و همهٔ حوزه‌های اقتصادی به این شکل است. وضعیت وحدت خود نیروهای اصولگرایان اینطور است که وقتی که رییس دولت در سازمان ملل در حال صحبت است و حالا به این کاری نداریم که چه می‌گوید، اینجا مشاور مطبوعاتی‌اش‌‌ همان لحظه روانهٔ زندان می‌شود. حالا می‌توانستید او را یک هفته قبل یا یک هفته بعد ببرید و یا اینکه اصلاً‌‌ همان موقع که حکم دادید او را زندان می‌بردید. از طرفی با فرزندان آقای هاشمی این گونه رفتار می‌کنند. دستگاهِ قضایی هم اصرار پشتِ اصرار که ما سیاسی نیستیم ولی خوب هر کسی نگاه کند می‌فهمد که این‌ها رفتارهای سیاسی است. اگر به یک کسی حکم دادید خب ببریدش زندان، حالا این حکم هر چه هست من کاری ندارم.
او افزود:‌‌ همان موقع من شنیده بودم که به آقایان گفته بودند که چرا فلانی را زندان نمی‌برید، به یکی از نزدیکانش گفته بود که هر وقت جوانفکر را بردند این را هم می‌برند که بعدش هم دقیقاً همینطور شد، گویی دستگاه قضایی مرتبطِ به معادلات سیاسی است که اگر از این طرف یکی را زندان می‌برند حتماً از اطرافیان احمدی‌نژاد هم یکی را می‌برند تا یک جور توازن برقرار شود. وحدت اصولگرایان را هم اگر نگاه کنیدمی بینید تعجب آور است که یک جریان به صورت هم زمان دچار بحران داخلی و خارجی باشد.
این کار‌شناس و تحلیلگر مسائل سیاسی با اشاره به بحث روابط خارجی اعلام کرد: از یک طرف یکی می‌گویند جنگ می‌شود و وقتی می‌بینند حرف خوبی نزده‌اند دوباره می‌گویند نه جنگ نمی‌شود و معلوم نیست که در این دو روز چه اتفاقی افتاده که تا دیروز می‌گفتند جنگ قطعی است و دیر و زود دارد و سوخت و سوز ندارد امّا امروز می‌گویند نه چنین خبرهایی نیست. صرف مطرح شدن مسئلهٔ جنگ در روابط خارجی- کاری به خوب بودن یا بد بودنِ آن ندارم، من به تبعاتش نگاه می‌کنم -کل اقتصاد را دچار بحران می‌کند چه برسد به اینکه این موضوع این همه مدت مطرح باشد و رویش اصرار باشد که رخ می‌دهد یا رخ نمی‌دهد.
این فعال سیاسی اصلاح طلب با تاکید بر شکاف روز افزون دولت – ملت اظهار کرد: به لحاظ اجتماعی من معتقدم فروپاشی اجتماعی در ایران عملا رخ داده و تنها عاملی که موجب بروزِ این نمی‌شود همین قدرت عریان دولت است که امیدوارم همین قدرت هم قبل از اینکه کلّ جامعهٔ ما بازسازی بشود از بین نرود که اگر آن هم از بین برود ما با یک فروپاشی عیان اجتماعی روبرو خواهیم شد. شکاف دولت- ملت هم که به هر دلیلی از سال ۸۸ به بعد افزایش پیدا کرده است و فکر می‌کنم وضعیت اقتصادی ایران آن را بیشتر از گذشته خواهد کرد و اصولاً با یک وضعیت ناخرسند کننده‌ای روبرو خواهیم بود.
وی ادامه داد: مثلا من در چند روز گذشته درگیر کارهای فرزندم در دانشگاه تهران برای میهمان شدن از شیراز به تهران و به دلایل پزشکی بودم. تمامِ مراحل را طبق ضوابط انجام دادیم که حالا کاری نداریم که هیچ کسی این کار را انجام نمی‌داد و آخر سر هم ما خسته شدیم و گفتیم اصلاً نمی‌خواهیم و‌‌ همان شیراز بماند بهتر است. نکتهٔ کلیدی‌اش اینجاست که دانشگاه تهران که باید باز‌ترین و خوش برخورد‌ترین و سیال‌ترین سیستمِ اداری را داشته باشد چنان نظام اداریِ فاجعه باری دارد که اگر چنانچه فردا دانشجو با کینه و نفرتی که از آن نظام اداری پیدا می‌کند از دانشگاه فارغ التحصیل شود خواهند دید که چه اتفاقی خواهد افتاد، چون امروز صدایشان نمی‌تواند در بیاید. این دانشگاه تهران است. ولی حالا شما می‌بینید که کل سیستم کمابیش یا از یک لحاظ درگیر فساد مالی است، و یا از یک لحاظ با ناکارآمدی نظام اداری رو به رو است.
عبدی با انتقاد از عملکرد صدا و سیما اظهار داشت: وضع فرهنگی و اجتماعی هم به این گونه است که شکاف رسانه‌ای که ما داریم در هیچ کجای دنیا نداریم. شما نگاه کنید! یک رسانهٔ رادیو و تلویزیون داریم که برای خودش یک شهر عظیمی است و به اندازهٔ چند کشورِ کوچک آنجا ساختمان دارد. شما فقط برون دادِ این سازمان را ببینید که رنگش از من و تو می‌پرد. شبکه‌ای که ۴ نفر در یک اتاقی نشسته‌اند و اداره‌اش می‌کنند. فقط یک ورزش نشان می‌دهند که آن را هم دوست ندارند و از سر اجباراست. بنابر این می‌خواهم بگویم این شکاف رسانه‌ای یک تصویرِ بسیار ناخوشایندی را از آیندهٔ ما نشان می‌دهد که واقعاً من به لحاظ تحلیلی نمی‌دانم که چه اتفاقی خواهد افتاد. شاید یک کم هم می‌ترسم از اینکه به آینده فکر کنم.
او با پیشنهاد ۳ راهکار به جریان حاکم اعلام کرد: من نمی‌خواهم بگویم که کدامیک بر آن یکی تقدم یا تاخر دارد، فقط این سه راه را می‌گویم؛ یکی از این سه راه این است که جریان حاکم خودش را بازسازی کند، یعنی از این وضعیت بلاهت آوری که سیستمِ مدیریتی دارد به هر دلیلی تصمیم بگیرند که بیرون بیایند و یک نوعی عقلانیت را در سیستم تزریق کنند و افرادی را که قادر به این کار هستند را در مصدر کار بگنجانند و مملکت را از ریل خطرناک فعلی خارج کنند. یک راه دیگری که فکر می‌کنم می‌تواند برای جریان حاکم قابل تصور باشد، سازش خارجی هست. با خارج سازش کنند و کوتاه بیایند. یک راهِ دیگر این است که تفاهم و سازشِ داخلی صورت بگیرد.
این کار‌شناس و تحلیلگر مسائل سیاسی ضمن تاکید بر تعدد و پراکندگی اصلاح طلبان در فضای سیاسی کشور اظهار داشت: بعضی اوقات اگر می‌بینید اصلاح طلب‌ها خیلی متعدد و پراکنده هستند و یا حتی غیر معمول حرف می‌زنند به دلیل این است که در یک برکهٔ ساکن و ساکت و آرامی قرار گرفته‌اند و هر کدام از آن‌ها در این برکه یک سازی می‌زند و می‌روند، امّا اگر یک جریان و یا یک جنبش اجتماعی ولو ضعیف به وجود بیاید همه سعی می‌کنند خودشان را با آن هماهنگ و تنظیم کنند که حالا یا آن جریان را تغییر می‌دهند و یا خودشان با آن همراه می‌شوند که فرقی در اصل موضوع نمی‌کند. امّا نهایتاً همه در یک مسیر حرکت می‌کنند.
او با اشاره به صحبت‌های آقای علوی تبار در جمع اعضای سازمان که ماه پیش اتفاق افتاد بیان کرد: چون من و آقای علوی تبار با هم حشر و نشرِ بیشتری داریم به این سبب هم همفکریمان هم بیشتر است. بنابر این ممکن است صحبت‌هایی که اینجا مطرح کردم با صحبت‌های ایشان (علوی تبار) در قسمت‌هایی همپوشانی داشته باشد. نکته‌ای که باید عنوان کنم این است که شما می‌خواهید ببنید آیندهٔ اصلاح طلبی و احیاناً آیندهٔ اصلاح طلبان چه وضعی خواهد داشت؟ باید بگویم که اگر شما در یک کشتی نشسته باشید که این کشتی سالم است و در حال حرکت به سوی مقصدش است و یک گروهی در این کشتی هستند که در موردِ آیندهٔ خودشان صحبت می‌کنند، این یک کار معقولی است چرا که می‌توانند بگویند برنامهٔ ما وقتی که این کشتی به مقصد می‌رسد چه است. امّا یک وقت یک گروهی در کشتی نشسته‌اند و این کشتی سوراخ شده و در حال غرق شدن است، آن وقت صحبت کردن از آیندهٔ آن گروه یک امرِ بیهوده و اضافی است. اینجا باید صحبت از آیندهٔ کشتی باشد. اگر در موردِ آیندهٔ این گروه هم می‌خواهیم بحث کنیم دقیقاً در ارتباط با آیندهٔ این کشتی باید بحث کنیم که این گروه چه نقشی در عبور سالم این کشتی از امواج و غرق شدن می‌تواند داشته باشد. بنابراین مهم‌ترین برنامه‌ای که اصلاح طلب‌ها برای جلوگیری از غرق شدن این کشتی دارند این است که یک اراده و ایده روشنی را روی میز بگذارند. مجموعه اراده اصلاحات باید ایده‌های کلی‌اش را حول و حوش چهار پنج موضوع و محور اساسی روز تنظیم بکند و با بیان روشن ارائه بکند.
این روزنامه نگار و پژوهشگر اصلاح طلب ادامه داد: اما این کار کفایت نمی‌کند چون در سیاست کسی به دنبال ایدهٔ کسی نیست بلکه قدرتی که به دنبال تحقق این ایده است مهم است. مجموعه‌ای که معرف قدرت اصلاح طلبان هست باید ارادهٔ خود را نشان بدهد. اصلاح طلبان علی رغم وسعتی که دارند ارادهٔ شکل گرفته‌ای ندارند. برای مثال در مورد بحث انتخابات هر روز یک رفتاری می‌کنند یا در مورد مخاطب مختلف نظرات مختلف ارائه می‌کنند. این رفتار‌ها در سیاست نتیجه مطلوبی ندارند.
این فعال سیاسی با تاکید بر ضرورت ثبات رفتاری اصلاح طلبان ذکر کرد: هر عملی یک چوب دارد و یک نون. اصلاح طلبان در اثر عدم ثبات رفتاری این چوب را می‌خورند اما نونش را نمی‌خورند. ارادهٔ اصلاحات مساله بسیار مهمی است که متجلی بشود.
وی در پایان با تاکید بر اقدام از موضع قدرت اصلاح طلبان اظهار کرد: اصلاح طلبان باید خودشان را نسبت به آینده کشور متغیر مستقل تعریف کنند، یعنی با توجه به تغییری که می‌توانند در آینده کشور بگذارند منتظر کار‌ها و حرکات دیگران نباشند تا برای آن‌ها راه را باز کنند و مسلما باید به تبعات این استقلال هم ملتزم باشند.
سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۱ ۱۴:۴۰
http://www.puyesh.org/fa/module.news_Page._TypeId.3_NewsId.233_Action.NewsBodyView.html

احزاب لیبرال و چپ مصر امروز علیه اخوان المسلمین تظاهرت میکنند

Share Button

حزب قانون اساسی، یکی از احزاب عمده برگزار کننده راهپیمایی مورد نظر اعلام کرده است؛ راهپیمایی برنامه ریزی شده امروز با عنوان «مصر مُلک طلق خصوصی هیچ کس نیست ـ مصر به همه مصریان تعلق دارد، معطوف به این است تا به حزبِ رئیس جمهور و متحدین وی، اخوان المسلمین و احزاب اسلامگرا پیام دهد که، دوران فرمانروایی تک حزبی، سپری گشته است و قانون اساسی باید بیان خواست همه مصریان باشد.»

اهرام آنلاین
قاهره پنجشنبه ۱۸ اکتبر
۲۷ مهر
مصریها ازهنگام خیزش انقلابی ۲۵ ژانویه خود بطور مستمر در میدان التحریر به تظاهرات خود ادامه داده اند. این جمعه نیز، گروههای سیاسی لیبرال و چپ برآنند تا علیه سلطه یک گروه بر زندگی سیاسی مصریان، یعنی اخوان المسلمین، تظاهرات کنند. تظاهرات کننگان همچنین میخواهند صدای اعتراض خود را در نفی پیش نویس قانون اساسی از طرف مجمع قانون اساسی مصر بلند کنند.
آنچنانکه بیانیه حزب قانون اساسی، یکی از احزاب عمده برگزار کننده راهپیمایی مورد نظر اعلام کرده است؛ راهپیمایی برنامه ریزی شده امروز با عنوان «مصر مُلک طلق خصوصی هیچ کس نیست ـ مصر به همه مصریان تعلق دارد، معطوف به این است تا به حزبِ رئیس جمهور و متحدین وی، اخوان المسلمین و احزاب اسلامگرا پیام دهد که، دوران فرمانروایی تک حزبی، سپری گشته است و قانون اساسی باید بیان خواست همه مصریان باشد.»
این حزب اضافه میکند:«جمعه گذشته، حزب رئیس جمهور، به تظاهرات مسالمت آمیزی که درخواست عدالت اجتماعی و یک قانون اساسی که تبلور اراده و خواست همه مصریان باشد را داشتند حمله کردند. ما بجای آشتی جویی، دریافتیم که افراد حزب آزادی و عدالت شروع به حمله و زد و خورد با دیگر احزاب و نیروهای سیاسی کردند.»
حزب جدید التأسیس قانون اساسی همچنین برآنست تا در نمایش اعتراضی امروز در میدان التحریر، از اخوان المسلین بخواهد تا بخاطر عملکرد جمعه گذشته اش در برخورد با معترضین، عذرخواهی کرده و در باره رویداد های آنروز که منجر به مجروح شدن قریب ۱۵۰ نفر در اثر زدوخورد حامیان مُرسی و رقیبان سیاسی اش شد تحقیقات صورت گیرد.
در میان ۲۹ حزب و جریان که برای شر کت در تظاهرات جمعه امروز اعلام آمادگی کرده اند: حریان مردمی، حزب قانون اساسی، حزب مصریان آزاد، حزب نیل، حزب سوسیال دموکرات، حزب ائتلاف سوسیالیستهای مردمی،جنبش جوانان ۶ آوریل، جبهه جنبش دموکراتیک، سوسیالیست های انقلابی، انجمن ملی برای تغیر، جبهه تغیرات مسالمت آمیز، و کمپین« نه! به محاکمات نظامی بیشتر» شرکت دارند.
۶ گروه از گروههای انقلابی جوانان ۶ آوریل(سازمانگران اعتراضات منجر به انقلاب ۲۵ ژانویه ـ ح ت) و حزب جبهه دموکراتیک همچنین آمادگی خود را برای شرکت در تظاهرات امروز اعلام داشته اند. کاندیدای سابق ریاست جمهوری حمدین صباحی و عمر موسی نیز در این تظاهرات حضور خواهند داشت. (صباحی؛ ناصریست چپ و موسی؛ لیبرال، به ترتیب نفر سوم و چهارم در انتخابات ریاست جمهوری بودند ـ ح ت) .
برطبق اطلاعیه حزب قانون اساسی، تظاهرات امروز ۳ خواست عمده را برای دستگاه حاکمه محمد مُرسی مطرح خواهد کرد. این خواستها شامل: محاکمه آنهایی که متهم به کشتن معترضین در جریان انقلاب ۲۵ ژانویه هستند، اصلاح مجمع قانون اساسی آنچنانکه نماینده همه مصریان باشد، و همچنین برداشتن گامهای جدی بسمت ارتقائ عدالت در مصر می باشد.
پس از مراسم نماز جمعه امروز ۳ مسیر برای تظاهرات تعین شده است: ۱ ـ اولی از میدان مهندسین بسوی میدان التحریر حرکت خواهد . ۲ ـ دومی از منطقه سید زینب و ازبخش قدیمی قاهره بسوی التحریر راه خواهد افتاد.
در راهپیمایی اعتراضی جمعه گذشته حزب قانون اساسی که از خیابان هارب طلعت راه افتاده بود که در بین راه توسط افراد اخوان المسلیمن مورد حمله قرار گرفت .
۳ مسیر گروه سوم از منطقه شوبرای قاهره بسوی التحریر خواهد بود. درهریک از مسیر سه گانه تظاهرات فوق حد اقل یک چهره شناخته انقلابی در پیشاپیش جمعیت خواهد بود.
پس از تلاقی در میدان التحریر، دو راهپیمایی دیگر نیز انجام خواهد شد: یکی بسوی کاخ عبدین( احتمالاً کاخ ریاست جمهوری ح. ت) برای طرح درخواست عدالت اجتماعی، و دیگری بسمت مجلس شورای ملی برای اعتراض به پیش نویس قانون اساسی.
هواداران رژیم سابق و گروههای دیگر نیز اعلام داشته اند که در این تظاهرات شرکت خواهند داشت. مجری معروف تلویزیونی توفیق اوکاشا، که اخیراً متهم به اهانت به رئیس جمهور محمد مُرسی شده بود، گفت که به تظاهرات این هفته و به آنهایی که خواهان برکناری اخوان المسلمین از قدرت هستند خواهد پیوست. در خلال دوران گذار پس از انقلاب، اوکاشا منتقد ترین فرد نسبت به نیروهای انقلابی بوده است. (چهره ایی شبیه شادروان فرخزاد در ایران ح. ت).
روزگذشته، پنجشنبه، احزاب و جنبش های انقلابی، در یک همایش اعتراضی طی بیانیه ایی تصور هرگونه مشارکت بقایای رژیم سابق را در راه پیمایی رد کردند. در بیانیه آنان آمده است: « هدف ما استقرار یک قانون اساسی متوازن و تجدید محاکمه قاتلین تظاهرات کنندگان است.» بیانیه ادامه میدهد: « این اهداف مستقیماً در تناقض با آنهایی است که از رژیم سابق و شورای نظامی حمایت کرده اند.» بیانیه ادامه می دهد: «ما نمیتوانیم تصور کنیم که حامیان رژیم سابق، از یک قانون اساسی متوازنی که تبلور اراده عموم مصریان باشد پشتیبانی کنند در حالیکه آنها قبلاً از قانون اساسی ای حمایت کرده اند که به اندازه قد و قواره حسنی مبارک، پسرش دوخته شده بوده است.»
احزاب و گروههای اسلامگرا، بطور عمده عدم تمایل خود را برای شرکت در راهپیمایی امروز اعلام داشته اند. دیروز پنجشنبه، یاسر حامد، سخنگوی حزب سلفیست نور طی بیانیه ایی در صفحه فیس بوک خود، راهپیمایی برنامه ریزی شده امروز را مورد نکوهش قرار داد.
در بیانیه حزب نور، حامد میگوید که: « این حزب برخلاف سازمانگران این تظاهرات به تجدید حیات مصر و باز سازی ملی فکر میکند.» او نخبگان سیاسی مصر و آنهایی را که در هر برنامه شبانه مصر به پرزیدنت محمد مُرسی میتازند مورد نکوهش قرار داد.
پایان گزارش خبری اهرام آنلاین
توجه! من بعداً پس از انجام راهپیمایی امروز هم گزارش تظاهرات و هم کامنت خود را روی جوانب ان خواهم نگاشت که فردا بعد اظهر درج میکنم.