Category: از دیگران و جراید خارجی

گزیده رسانه های منطقه ـ ۴

Share Button


عضو رهبری ارتش آزاد سوریه سرهنگ «خالید ال حامود» به الشرق الاوسط تأکید میکند:« ورود ایرانیها از حالا به خاک سوریه ممنوع است. صرفنظر از اینکه آنها تحت چه عنوانی به سوریه بیایند؛ ما قلم پای آنها را قطع میکنیم چه به عنوان زائر بیایند چه برای جنگیدن.»

الشرق الاوسط
دوشنبه
رهبران اپوزیسیون و «ارتش آزاد سوریه» هشدارهای ایران را که اپوزیسیون مسلح سوریه برای منطقه پیامد های بسیارسنگینی خواهد داشت را رد کردند. اشاره آنها به سخنان علی لاریجانی است که؛ که ایالات متحده و برخی کشور های منطقه را متهم به مسلح کردن اپوزیسون سوریه برای براندازی رژیم بشار اسد کرده اند.
این روزنامه به نقل از اپوزیسیون سوریه این ادعای ایران را که سوریه محور «مقاومت» در منطقه است را رد کرده و به نقل از« ادیب الشکیلی» یکی از رهبران «شورای ملی سوریه» در نفی «مقاومت» خواندن سوریه از سوی مقامات ایرانی؛ میگوید؛ این چه مقاومتی بوده است که طی ۴۰ سال یک گلوله هم بطرف اسرائیل شلیک نکرده است. همه داستانها راجع به «مقاومت» بودن سوریه دروغ محض است . او ایران را متهم به کمک به رژیم اسد میکند. مهمترین فراز این گزارش خبری اینست:
الشکیلی میگوید:«هیچ مقاومتی نه از طرف سوریه و نه از طرف متحدینش وجود نداشته است… بحران واقعی در منطقه؛ حضور ایران و حمایت آن از احزابی از قماش حزب الله در لبنان و عواملش در عراق است.» او می افزاید که:« بحران از [یکسو] ناشی میشود و ایستادن در برابر آن یک ضرورت است» او ادعا میکند که:« مردم سوریه در این رویارویی خود عقب نخواهند نشست حتی اگر آنها در برابر موج فرقه گرایی ایجاد شده از سوی ایران تنها بمانند.» درهمین رابطه؛ عضو رهبری ارتش آزاد سوریه سرهنگ «خالید ال حامود» به الشرق الاوسط تأکید میکند:« ورود ایرانیها از حالا به خاک سوریه ممنوع است. صرفنظر از اینکه آنها تحت چه عنوانی به سوریه بیایند؛ ما قلم پای آنها را قطع میکنیم چه به عنوان زائر بیایند چه برای جنگیدن.»
ال ـ حامود ادامه میدهدکه:« از نظر مردم سوریه، ایرانیها خائن هستند، از پائین تا بالا تا مقامات ارشدشان. آن گروه ایرانیانی که ما بازداشت کردیم آمده بودند تا بنفع رژیم اسد با ما بجنگند و این اولین بار نیست که ایرانیان در سوریه بازداشت میشوند ولی برای اولین بار است که مسئله علنی میشود.» او در ادامه میگوید:« ارتش آزاد سوریه ساکت نخواهد ماند و ما به دفاع خود از مردم سوریه ادامه خواهیم داد.»

…..
افزوده شده

وال استریت ژورنال
۶ اوت
بنظر اغلب تحلیلگران سیاسی، گسست آقای حیجاب شدیدترین ضربه نمادین به رژیم است. یک تحلیلگر سیاسی میگوید؛ در حالیکه احتمال دارد او با در نظر گرفتن پستش که میبایستی سیاست های وزرای نفت و مالیه را نظارت و تأئید میکرده است از اسرار مالی رژیم اطلاع داشته باشد، شغل او ربطی به مسائل امنیتی یا عملیات نظامی نداشته که در آن زمینه چیز زیادی بداند.


علی البیانونی از اخوان المسلمین سوریه
گاردین لندن
۷ اوت ۱۷ مرداد
اخوان المسلمین سوریه آینده ایی میخواهد که به همه مردم سوریه باشد. آنها که کوشش دارند چهره انقلاب شرافتمندانه مارا واژگونه نشان دهند، مردمی را تحقیر میکنند که دارند جانشان را برای دموکراسی میدهند.
آینده دموکراسی در سوریه بسیاری موضوعات را در بر میگیرد: مردم نگران رفتار با اقلیت های و زنان هستند، نگران اقدامات انتقامجویانه و گذار به نظمی عادلانه هستند. برخی قوانین عام حقوق بشری میپرسند. برخی دیگر خطر استبداد مذهبی را اغراقگونه بمیان میکشند.
ولی آنها که این واژگون نمایی را عامداً یا سهواً مرتکب میشوند به منافع رژیم اسد خدمت میکنند که به جوانان ما تجاوز کرده و آنها را کشته است. (پس معلوم میشود سوریه هم کهریزک دارد ـ ح ت )
ما اعتقاد داریم که موضعی که باید در برابر اسد گرفته شود یک مسئله بزرگ اخلاقی است. دیگر مسئله یک بحث سیاسی نیست مردم سوریه باید دادخواهی خود را روی میز داوری جهانیان و آن افکار عمومی که قضیه را با دقت پیگیری میکنند بگذارند.
اسد! آیا حاضری هزاران سند از جنایت، شکنجه جوانان، و تجاوز به زنان توسط دستگاههایی، که میبایستی حافظ امنیت آنان باشند را میپذیری؟
تاریخ سوریه با خاندان اسد شروع نشده است.امروز در دمشق مردمی زندگی میکنند که، شجره آنان به پیش از مسیح میرسد. قبل، تا صد ها سال قبل از تولد مسیح، طی قرنها؛ یهودیان و مسیحیان و مسلمانان بدون هیچ محدودیتی از حقوق خود برخوردار بوده اند.

پایان گزیده ایی از گاردین. بلحاظ سندیت این یاداشت متن انگلیسی آن یاداشت بعدی از دیلی تلگراف را در زیر درج میکنم.

دیلی تلگراف لندن
۷ اوت

سوریه: آنها در حلب؛ جلوی چشم ما ـ تمام فامیل به هوا رفتند!

ریچارد اسپنسر خبرنگار دیلی تلگراف میگوید، در آخرین صحنه ایی که دیدم، ما فقط چند یارد از صحنه اینطرف تر بودیم که یک موشک که از سوی نیروی هوایی بشار اسد شلیک شد،تمام فامیل ۱۱ نفره را از زن و کودک از روی زمین جارو کرد.


Free Syrian Army fighters and civilians clear rubble from a residential home destroyed by the two missiles Photo: ADAM DEAN
افراد ارتش آزاد سوریه ساختمان مسکونی بمباران شده با موشک را پاک میکنند.

برابر آمار سازمان ملل، ده هزار از غیر نظامیان در عرض دو هفته گذشته از شهر حلب گریخته اند. نه! کافی نیست.
خانواده های، کایلی و کتاب ایستاده و در فکرند. آنها فکر میکنند اگر در زیر ساختمان خانه های خود پناه بگیرند بهتر است. ولی آنها در اشتباه بودند.
آنها، جتهای میگی را که بهوا برمیخواستند نه دیده و نه صدایشان را شنیدند. اوج گرفتند ، شیرجه رفتند و در اطراف ساختمان سه طبقه ایی که آنها در آنچا زندگی میکردند دور زدند. حمله، در سکوت انجام شد، زدند وهمه آنها را کشتند. موشکهای شلیک شده از سرعت زمان سبقت گرفتند و لذا صدای آنها بگوش کسی نرسید.
اغلب اتفاق نمی افتد که انسان محو شدن همزمان دو خانواده را در برابر چشمان خود ببیند. درست در جلوی چشمانت. ولی ما آن دو میگ را در هوا میدیدیم که نزدیک به یک ساعت بود که در هوا دور میزدند. یک چند مایلی دور تر از مقر فرماندهی«ارتش آزاد سوریه» که ما در محوطه آن ایستاده بودیم. و در پشت آن ساختمان مسکونی آن دو خانواده قرار داشت.
آنها نخست از جهت غرب سوی جنوب رفتند. تفنگهای ضد تانکشان بر آن زمینه آبی رنگ خود، در آن آسمان آبی می درخشید، نور را منعکس میکرد. ولی آنها با یک اوج گیری راه خود را بسمت جنوب بر فراز مقر فرماندهی تغیر دادند.
……
……

…………….
یک توضیح و یک خواهش از شما دوستانی که این گزارش خبرنگار دیلی تلگراف را خواندید!
باور کنید که من در این ساعت نزدیک ۵ صبح چند برابر وقت معمولی برای ترجمه این چند خط وقت گذاردم زیرا یا یک دست تایپ میکردم و با دست دیگر اشکهایم را باید پاک میکردم. من فکر میکنم با انعکاس دادن جنایاتی که در آن مملکت دیکتاتور زده توسط رژیم اسد رخ میدهد، وظیفه وجدانی و اخلاقی خود را انجام میدهم؛ شما هم لطف کنید این سطور را منعکس کنید! کمک کنید! تا مردم ما بدانند در سوریه چه میگذرد و رژیم اسلامی ما در پشت سر چه جنایاتی ایستاده است.

توجه!

کامنت خود را روی بحران سوریه در عرض روز جدا گانه تحت عنوان: « فرار نخست وزیر سوریه خبر مهمی نیست!» در قسمت سیاسی ـ تحلیلی درج میکنم.

The Muslim Brotherhood wants a future for all Syrians
Those seeking to distort our noble revolution insult the people giving their lives for democracy

o guardian.co.uk, Monday 6 August 2012 21.00 BST
o Jump to comments (75)
The future of democracy in Syria is the subject of many concerns: people are worried about the treatment of minorities and women, possible acts of revenge, and the likelihood of transitional justice. Some ask about universal human rights. Others exaggerate fears of religious tyranny.
But ultimately all these anxieties – intentionally or unintentionally – only serve the interests of the rapists and child killers of Bashar al-Assad’s regime.
We believe the position to take on Assad and his cabal is essentially a moral one. It is no longer a matter of political debate. Syrians must put their case to the court of global public opinion in the following direct manner: Assad, are you prepared to accept thousands of documented crimes, the torture of children and the rape of women by the state apparatus that should protect them?
Behind the concerns for democracy in a post-Assad Syria is typical negative stereotyping of Islamic society. Is it fair that after half a century of totalitarian rule the world should disregard a civilisation whose existence extends so deep into history? The Syrian cities of Damascus, Aleppo and Homs are so ancient that their first inhabitants are not known. The eastern shores of the Mediterranean share a long history and a crucible of cultures, religions and peoples, who have always coexisted.
The history of Syria did not begin with the Assad family. There are in Syria today descendants of peoples that go back hundreds of years before the birth of Christ. Over centuries Christians and Jews have lived together with Muslims, without restrictions on their rights. Syria is proud to preserve the Syriac language, which was the means of translation from older civilisations during the early Islamic era. And only in Syria are there communities that still speak Aramaic, the language of Christ.
The modern history of Syria since its formation after the first world warhas also witnessed its ability to preserve its pluralist nature and protect universal human rights. Since the 1920 national conference that founded the modern state, all the elements of Syrian society have taken part in cultural and political affairs – a reality that continued until the last truly elected parliament, overthrown by the military on 8 March 1963, hijacking public life in Syria until now.
The future that Syrians aspire to is an extension of that earlier era. After 50 years of autocratic rule, our national position and political record emphasises that we will not move towards autocracy, be that religious, political or social. The Muslim Brotherhood is committed to a Syria in which citizenship is the basis of rights and duties, and Syrians can reconstruct their unified civil society where the concept of majority and minority gradually disappears. Women must be given ample opportunity to assert themselves so future generations can play their crucial part in this national project.
Some have sought to distort the noble image of our revolution, depicting it as a proxy for foreign interests repeating the propaganda of the decaying regime. Nothing could be more erroneous. This is, indeed, the ultimate insult to the tens of thousands who have given their lives for a democratic, free and prosperous Syria – in what is truly a people’s revolution that, against all odds, has reached every corner of the country. Our vision of a fully independent Syria, master of its destiny, protects its people while rejecting the pitfalls of subservience and foreign control.
With regard to transitional justice, we believe that the ruling clique has transgressed all boundaries of aggression, and that the desire for reprisal is inevitable. But our faith emphasises that retribution must be enacted through a fair judicial process. There should be no revenge killings, and we reject the targeting of any group on religious, sectarian or political grounds. We are worried that the international community’s exaggerated reiteration of concern for minorities justifies the slaughter of the majority, and is counterproductive.
The Syria that we aspire to is a civil state that is sovereign and in which the individual enjoys all the fundamental rights guaranteed in international laws and conventions of human rights, without any discrimination on the basis of religion, sect, ethnicity or social background. We seek to build a state founded on a civil constitution with separation of powers, and where all citizens, men and women, will participate in its governance through the ballot box in a free and fair manner that allows the election of the most capable to every office.
As I write this article, my besieged city of Aleppo – under bombardment from ground and air – is without water, electricity, food or medicine. Even the Red Cross has decided to withdraw, leaving the people to face the butchers alone. The Russian and Chinese UN veto has become a wall that the conscience of the free world hides behind. Do the Syrian people have any hope left in a world of arid hearts?
………………..
دیلی تلگراف ۷ اوت

Syria: they died in front of our eyes – families blown to pieces in Aleppo
The Daily Telegraph’s Richard Spencer was just yards from the scene of the latest tragedy in Syria after missiles fired by Bashar al-Assad’s air force wiped out 11 women and children.

Free Syrian Army fighters and civilians clear rubble from a residential home destroyed by the two missiles Photo: ADAM DEAN
By Richard Spencer, in Aleppo7:30PM BST 06 Aug 2012
Hundreds of thousands of civilians, the UN says, have fled Aleppo in the last two weeks. Not enough.
The Kayali and Katab families stayed and thought they would be safe if they sheltered in their basement, but they were wrong.
They could not have seen and may not have heard the MiG fighter jets that rose, looped and turned in on their three-storey home from the north. The attack went silent as it struck and killed them, the quiet missiles outpacing the sound of the engines.
It is not often you can say you have seen two families wiped out, right in front of you. But we had been watching the two MiGs circle for an hour, a couple of miles north of the Free Syrian Army command post in whose yard we were standing and behind which, to their cost, stood the house the families shared.
At first they were making runs west to east. The flashes of the anti-tank guns on their underside showed up clearly against the blue planes and the blue sky. But the planes would pull out of their runs and climb south over to the post.
It had been like this for 48 hours, the FSA soldiers inside said. No one could understand why the MiGs hadn’t attacked it: they must surely have known it was there.
If they didn’t know before, they did now. When the final turn came and the planes disappeared ominously – too low to be seen – we realised we had stayed too long. We were running as the explosion took out the compound wall behind us.
We saw the smoke rise 50 yards from where we were, running again as the second plane came in. This time we were 30 yards away, the rubble from the explosion pouring down from the sky onto the steel shop-awning under which we sheltered.
We waited to see if they were coming back. We could still hear them circling. Men and boys came out on the street. After a few minutes in which the MiGs’ drone was the only sound, a taxi screeched up, a middle-aged man pouring in his screaming teenage daughters, telling them to get out, to go to his family’s village 25 miles away.
As the jets disappeared, we turned back to the billowing smoke. It was already clear that both missiles had missed their target, and where they had landed a crowd was already gathering, pulling free a body.
The face of ten-year-old Kausa al-Kayali was still pretty, a large bundle of thick black hair matted with dust falling over a snub-nosed face, patched red and black by the blast that killed her. Her head was attached to a torso that ended at her stomach. There was nothing else. The crowd shouted that God was Great.
Then it descended on the rubble, scratching desperately at the heaped concrete blocks. A bulldozer arrived; the crowd retreated, and some turned to hold back two crying uncles. The menfolk had been outside – the 11 people in the house were mostly women and children, including Kausa’s three- and four-year-old brothers, Ahmed and Mustafa.
Two more men arrived on the scene. One was older, white-moustached, and held his hands up to the sky. “Oh Arab, why do you do this to Arabs?” he asked. He was drowned out by a high-pitched scream behind him, the unmistakable falsetto of grief. This was Ali al-Kayali, Kausa’s father, lashing out, panting, trying to push through.
I asked his brother, Mustafa, why the family had not left. “We didn’t have anywhere else to go,” he said. “All of Syria is being bombed. Where are we supposed to go?
“We were very frightened but until now they have just been using helicopters to shoot. We hoped if we stayed in the basement we would be safe.”
This is the dilemma for both the FSA and the Syrian army. The regime’s media describe Aleppo as the decisive battle, yet its military has neither the skill, the morale nor the smart missiles for successful urban warfare.
The regime’s troops are circling the city. But Aleppo still was open to FSA reinforcements yesterday, and as in previous sieges, notably of Homs, bombardment is anyway easier than entrusting the streets to a demoralised army whose soldiers continue to defect. Those remaining are often raw – two captives brought into the base yesterday were no more than teenagers, still in their jeans and T-shirts.
For this reason, the FSA are refusing to withdraw, and say they will make their stand here.
The civilian toll is heavy. Three bodies rolled up in a truck at the makeshift hospital behind the base, middle-aged men hit by rifle fire from a distance. Some local people are angry with the FSA for bringing the battle into their streets.
“I hate these guys,” one man sidled up to say. “Why have they done this to us? They don’t need to be here.”
But whatever their tactics, those of their opponents are worse. “They are not like the Assads,” the same man said. “For forty years they have stolen from us, killed us and lied to us. Look at them. They have to go now.”

 

گزیده رسانه های منطقه ـ ۳

Share Button

رسانه های منطقه خبر از جدا شدن ۳ ژنرال عالیرتبه امنیتی از تشکیلات اطلاعاتی رژیم اسد میدهند این ژنرالها دیروز وارد خاک اردن شدند.

اوضاع جنگ در حلب

گاردین از زبان فرمانده نیروهای شورشی سرهنگ ابوسلیمان در قسمت شمالی شهر مینویسد«ما انتظار داشتیم این منطقه را درعرض دو هفته فتح کنیم ولی الان اینجا هستیم.» او اضافه میکند: « ولی روزهای آینده برای انقلاب روزهای سرنوشت سازی هستند.»
رژیم به تمرکز نیروهای خود در حاشیه شهر ادامه میدهد. نفرات شورشی در یک مدرسه پشت یک میز برای افطار نشسته اند که رادیو ـ بیسم روشن میشود و خبر میدهد که چند تانک دیگر دارند میآیند. پسر بچه ۱۶ ساله ایی که چند ماه است به شورشیان پیوسته بلافاصله نارنجک اندازی را که از قوای دولتی گرفته شده است و یک چراغ قوه را برمیدارد و از میان مخروبه ها و دیوار های فروریخته به آنسو که خبر از آنجا رسیده است، تا نزدیکی توقفگاه تانکها میرسد. با ۳ بار علامت چراغ قوه به مرکزشان در مدرسه اطلاع میدهد که تعداد تانکها ۳ تا است. هواپیمایی چند دور میزند و بمب های خودرا میریزد و دور میشود. ابو سلیمان میگوید ما به نفرات خیلی بیشتری احتیاج داریم تا بتوانیم تمام منطقه ای را که تصرف کرده ایم نگاه دارم.
اکثر ایستگاه های پلیس منطقه گرفته شده و وسایط نقلیه اشان مصادره شده است ولی بنزین نیست و قیمت به ۴ دلار هر لیتر رسیده ، و اکثر پمپ بنزینی ها بسته شده اند. بخشی از منطقه مرکزی شهر، و همچنین بیمارستان بزرگ شهر در شرق، که تا چند روز قبل در اختیار رژیم بود به تصرف در آمده است. اینک در تمامی منطقه، بیشتر جنگجویان باقی مانده اند وخیلی از مردم منطقه را ترک کرده اند. حتی قناریها هم بی صاحب شده و مرده اند چون صاحبانشان آنها را رها کرده و رفت اند. در سنگرهای ایجاد شده تک تیراندازان شورشی چمباتمه زده، حرکت نیروهای رژیم را در ۲۰۰ متری زیر نظر دارند. یک جت جنگی در آسمان ظاهر میشود و پس از چند دور تهدید آمیز بمب های خود را می اندازد و میرود . قدرت آتش نیروهای رژیم بنحو چشمگیری بر شورشیان برتری دارد. بمباران هواپیماها شلیک هلیکوتر های توپ دار و توپخانه اینرا به ذهن متبادر میکند که این بمبارانها هرچه هم سنگین و کوبنده باشند بمعنی پیشرفت زمینی نیروهای پیاده رژیم نیست و آنها حریف شورشیان نمیشوند. ابو سلیمان میگوید:« فقط امروز، ۱۲۰ نفر از ارتش فرار کرده بما پیوسته اند.» این سرهنگ شورشی که دیده بانهای خود را به محل تمرکز نیروهای رژیم فرستاده است می افزاید:« ما این سه شنبه انتظار حمله را میکشیم.»
با جمعبدی نظرات فرماندهان شورشی دراین منطقه شمالی کشور بنظر میرسد که رژیم از ادلیب دمشق و حما نیروی خود را به حلب انتقال داده است. او اضافه میکند:« گارد ریاست جمهوری هم بدانها پیوسته است.» و میگوید:« شما میدانید! ما ضد هوائی هم داریم، که بموقعش از آنها استفاده خواهیم کرد.» او میگوید؛ ما خسته هستیم ولی نیروهای رژیم از ما خیلی بیشتر خسته اند. این نیروهای زمینی که رژیم به اینجا میکشاند انگیزه پیکار ندارند ولی ما داریم. شاید فقط ۲۰% از نیروهای رژیم اهل پیکار باشند.
پایان خلاصه ترجمه گاردین دیروز.
رسانه های منطقه خبر از جدا شدن ۳ ژنرال عالیرتبه از تشکیلات اطلاعاتی رژیم اسد میدهند این ژنرالها دیروز وارد خاک اردن شدند.
…………
کامنت من:
نیازی نیست تا انسان کارشناس امور نظامی با شد تا بداند رژیم اسد کمترین شانسی برای پیروزی در این جنگی که علیه مردم خود راه انداخته است ندارد. اسد، نبرد حلب را مادر همه جنگ، و سرنوشت پیکار در آنجا را سرنوشت سوریه توصیف کرده است. ارتش ۳۰ سال جنگ ندیده اسد و گارد ریاست جمهوریش قادر نخواهند بود در زمین، حریف آن نیرویی شوند که اکثرشان در منطقه خود میجنگند و در شهر سنگر گرفته اند و انگیزه پیکار دارند. همانطور که آن سرهنگ شورشی میگوید، هرچه هم که هواپیماهای رژیم بکوبند، باز ارتش در زمین قادر به پیشروی نخواهد بود و خود این عدم پیشروی نا امیدی را بر تمامی ارتش چیره میکند و به جدا شدن های بیشتر منجر میشود که مثل یک دور تصاعدی فرسایشی کمر رژیم را و همپای با آن، کمر متحدین ایرانی و روسی آنرا میشکند هرچند نه بمعنای نظامی کلمه.
بیش از یکسال قبل، من در همان آغاز اوج گیری اعتراضات در حُمص و حما و درعا و.. ، در چند یاداشت تحلیلی، اشاره کردم که معمر القدافی با سرکوب مردم خود؛ و انقلاب مردم لیبی علیه رژیم او، پای غرب و متروپول های سابق را بعنوان فرشته نجات و آزادی به منطقه گشود که فصل تاریخی جدیدی در آرایش نیروهای بین المللی در این منطقه حساس از جهان بازی کرد، و جنبش مردم سوریه و حمایت یکپارچه و قاطع غرب از این جنبش، میرود تا با بهره گیری از حمایت ناموجه و نامشروع ایران و روسیه، از رژیم ورشکست شده بشار اسد، برای همیشه پای این دو دولتِ [حداقل در ظاهر] دوست قدیمی مردم عرب منطقه را از اینجا قطع کند.
با گذشت هر روز از جنگ داخلی در سوریه نیروهای انقلابی جسورتر و مجرب تر میشوند و نیروهای رژیم روحیه خود را از دست داده و منابع استراتژیکشان هم برعکس طرف مقابل فرسای می یابد. حرکت رژیم اسد، تقلای احتضار و جنبش مقابل آن یک «تاتی تاتی» بالنده و رشد یابنده است. رژیم ایران بحساب سرمایه و حیثیت بین المللی و منطقه ایی و سابقه نسبتاً حسن همجواری مملکتمان با اعراب منطقه، روی اسب مرده ایی شرط بندی کرده است که ذره ای شانس پیروزی ندارد.
کافیست درنظر بگیریم؛ آن ژنرال، آن افسر جزء، آن سرباز و درجه داری را که هرروز از خواب برمیخیرند می بینند چند تا از همکارانشان غیب شده اند و پس از چند روز خبرشان از ترکیه یا اردن میرسد که به ارتش آزاد سوریه پیوسته اند. تاریخ جنگها و ارتشها به یاد ندارد ارتشی با این وضع رقت انگیز، توانسته باشد زیاد دوام آورده باشد.
فقط آنها که با توهمات: «امداد های غیبی و الطاف خفیه الهی» نظامیگری را آموخته اند و بحساب بکُشت دادن بیش از یک میلیون جوانان مملکتمان درجنگی ۸ ساله، که باید چند روز طول میکشید [اگر مدیریت ارتش مجرب و نیرومند ایران بدست هیئت چی ها و طلاب و مدرسین حوزه علمیه نیفتاده بود] میتوانند امید هپروتی به برنده شدن رژیم اسد در چنین جنگی که وجدان انسانی و بیدار جهان در پشت سرمخالفین او ایستاده است، امید داشته باشند.
پایان کامنت
….
یک خبر مهم از مصر:
رسانه های منطقه و دنیا خبر میدهند که دیروز یکشنبه، یک گروه ده نفره در منطقه َرَفع واقع در«سینا»، مرز مصر با اسرائیل، به یک پست نگهبانی پلیس مصر حمله کرده، ۱۶ سرباز و درجه دار و افسر را در موقع افطار کشته و دو خودروی نظامی را تصاحب کرده بسوی مرز اسرائیل حمله بردند که بهنگام تلاش برای وارد شدن به خاک اسرائیل از هوا با حمله شکاریهای اسرائیلی از پا درآمدند. حماس اقدام این گروه را یک جنایت خواند و مُرسی پس از تماس با فرماندهان ارتش وعده داد که امنیت را در مرز با اسرائیل و در سینا بر قرار کند. و اسرائیل از بهم خوردن وضعیت امنیتی سینا ابراز نگرانی کرد.
بنظر من جنبه سیاسی مسئله از حنبه نظامی و تروریستی این حمله بسیار مهمتر است زیرا وقتی حماس این حمله را شدیداً محکوم میکند معلوم میشود جریانی خارج از منطقه باید درپشت سر این اقدام با این دامنه باشد. سرنخ این اقدام تروریستی بکجا خواهد رسید؟ باید منتظر شد و دید!
……

نهار نت لبنان
۵ اوت ۱۶ مرداد
FSA Confirms Defection of Syrian VP’s Cousin Colonel Yaarab al-Sharaa
by Naharnet Newsdesk 11 hours ago
Three Syrian intelligence officers have defected from the Damascus regime and sought refuge in neighboring Jordan, a spokesman for the rebel Free Syrian Army said on Sunday.

“Colonel Yaarab al-Sharaa, his brother Mohammed Kanaan al-Sharaa and Colonel Yasser Ali Hajj, who worked in political intelligence in Damascus, have defected and are in Jordan,” Kassem Saadeddine told Agence France Presse.

Colonel Sharaa was head of the information department of the intelligence unit located in the capital.

The Sharaa brothers are the cousins of Syria’s Sunni Muslim vice president, Farouq al-Sharaa.

The government of President Bashar Assad has yet to confirm or deny the report.

Many soldiers of various ranks have deserted from the Assad regime since the start of an uprising in March 2011, some of them forming the Free Syrian Army.

SourceAgence France Presse 

سایت سپاه مجوز اعدام گروگانهای ایرانی را صادر کرد!

Share Button


به این تیتر و این لحن سایت سپاه «فارس نیوز» امروز دقت کند! بجز ترغیب و تحریک گروگان گیران سوری به کشتن گروگانها، آنرا به چه میتوان تشبیه کرد؟

ح تبریزیان
……………..
در چارچوب طرح تبدیل تروریست‌ها به قدرت برتر نظامی درسوریه
انگلیس تروریست‌های سوریه را به تلفن‌های ماهواره‌ای تجهیز کرد
خبرگزاری فارس:
یک روزنامه انگلیسی فاش کرد که دولت انگلیس علاوه بر تجهیز تروریست‌های سوریه به تلفن‌های ماهواره‌ای که وزارت دفاع انگلیس از آن استفاده می‌کند، آنان را درباره نحوه رفتار با افکار عمومی و مردم سوریه آموزش می‌دهد.
به گزارش فارس، پایگاه خبری هفته‌نامه میل‌آن ساندی انگلیس امروز به افشای نقش دولت انگلیس در حمایت از تروریست‌های سوریه پرداخت و اعلام کرد که لندن افراد مسلح در سوریه را آموزش می‌دهد و به تلفن‌های ماهواره‌ای مجهز کرده است و بدون حضور در این کشور نمی‌تواند از این تروریست‌ها حمایت کند.

این منبع انگلیسی نوشت: فراهم کردن جدیدترین نسل تلفن‌ همراه ضدآب و ضد ضربه، ضد غبار و مخصوص کار در محیط‌های خشن که وزارت دفاع انگلیس از آن استفاده می‌کند بخشی از ماموریت وزارت خارجه انگلیس در تبدیل کردن شبه‌نظامیان مسلح سوریه به ائتلافی است که قادر باشد بر این کشور کنترل پیدا کند.

بنا بر این گزارش، منابع در دولت انگلیس فاش کردند که وزارت خارجه انگلیس، «سران مخالفان سوریه را برای کسب مهارت مذاکره و حفظ آرامش آموزش می‌دهند و درباره چگونگی رفتار آنان با مردم سوریه و افکار عمومی بین‌المللی به آنان مشورت‌هایی می‌دهند».
میل آن ساندی به نقل از کارشناسان نظامی اعلام کرد: حضور مسئولان وزارت خارجه انگلیس و فراهم کردن آموزش و تجهیزات برای مخالفان، احتمال حضور نیروهای ویژه انگلیس در سوریه را تقویت می‌کند.
این نشریه اعلام کرد که گفته می‌شود که نیروهای ویژه انگلیس «از پایگاه‌هایی که در اردن دارند، به سوریه نفوذ کرده‌اند».
ریچاد کمپ یک فرمانده سابق نظامی انگلیس و عضو سابق کمیته اطلاعات مشترک دولت انگلیس در این خصوص اعلام کرد: دولت انگلیس نمی‌تواند بدون اینکه در داخل سوریه حضور داشته باشد، حمایت عملی به شورشیان بدهد همچنانکه هر مسئولی در وزارت خارجه انگلیس که تلاش می‌کند با سران مخالفان سوریه تماس برقرار کند، به حمایت مستحکم نیروهای ویژه نیاز دارد.
بر اساس این گزارش، ویلیام هیگ وزیر خارجه انگلیس هفته گذشته اعلام کرد که کشورش «کمک‌های عملی» به گروه‌های مخالف سوریه در هفته‌های گذشته را افزایش خواهد داد اما وی ماهیت این کمک‌ها را روشن نکرد اما تصریح کرد که در هفته‌های آتی کمک‌هایی به مخالفان سوریه خواهد داد.
پیش از این دیلی‌میل نیز اعلام کرده بود که انگلیس سران افراد مسلح در سوریه را آموزش می‌دهد.

انتهای پیام/.++

گزیده رسانه های منطقه ـ ۲

Share Button

آتشباری توپخانه جنگجویان مخالف اسد به فرودگاه نظامی حلب.
———————

توضیح عکس: شورشیان در «تال رفعت» در شمال حلب آماده عزیمت برای نبرد هستند تا با ارتش اسد در حلب بجنگند. فرانس پرس ۵ شنبه.
عرب نیوز جده
به نقل از فرانس پرس
جمعه ۳ اوت ۱۳ مرداد
جنگجویان مخالف اسد، دیروز یک پایگاه هوایی را که از آنجا جنگنده های نیروهای هوایی برای بمباران مواضع مخالفین تدارک گیری میکردند زیر آتش توپخانه گرفتند. پایگاه هوایی «مناق»، صبحگاه دیروز مورد آتشباری قرار گرفت. این پایگاه در ۳۰ کیلومتری شمال غربی شهر قرار دارد. خبرنگار فرانس پرس که خود در صحنه ناظر بمباران بوده است به نقل از یکی از جنگجویان میگوید؛ از این پایگاه، هلی کوپترها و جتها بلند شده حلب را بمباران میکردند. سازمان ملل دیروز اعلام کرد که ابنک جنگجویان مخالف بشار اسد به توپخانه سنگین مجهز شده اند. و بمباران هوایی مخالفین توسط جنگنده بمب افکن ها نیز از طرف ناظرین نظامی مورد تأئید قرار گرفته است.
بعلت محدودیت فعالیت خبر نگاران دریافت یک تصویر قابل وثوق همه جانبه از صحنه نبرد چندان آسان نیست. اما خبرنگار فرانس پرس میگوید که خود شاهد تصرف چند تانک و نیز تعدادی خود روی زرهی از کار افتاده بوده است.
ناظرین میگویند که تمام ارتباطات ایبنترنتی و تلفنی از روز ۴ شنبه قطع شده است و یک مقام امنیتی در دمشق میگوید که قطع چنین وسائل ارتباطی قبل از یک حمله بزرگ طبیعی است.
حمله دیروز به پایگاه هوایی درست هنگامی رخ داد که فاش شد که پرزیدنت اوباما به مقامات مربوطه آمریکا اجازه کومک به نیروهای مخالف اسد را داده است. این دستور شامل عملیات پنهانی سیا به نفع مخالفین اسد میشود.
همچنین خبرمیرسد که نیروهای امنیتی رژیم چهار شنبه وارد منطقه جدیدت آرتوز شده و ۱۰۰ نفر را دستگیر و آنها را به مدرسه محل برده مورد شکنجه قرار دادند.
روز پنجشنبه، نیروهای مخالف اسد نیز در یک گور دسته جمعی در همین جدیددت آرتوز ۴ جنازه را یافتند که تیرباران شده بودند. دیروز پنجشنبه در همین منطقه در یک حمله نیروهای رژیم ۲۸ نفر از ساکنین محل نیز کشته شدند. همه بازار و مغازه ها بسته است. اکثر مردم در رفته اند.

الشرق الاوسط ۳ اوت ۱۳ مرداد
بیروت: شورای ملی سوریه دولت انتقالی تشکیل میدهد.
بیروت: متعاقب اعلام تمایل حیتم ال ماله ـ صدر هیئت امنای انقلاب سوریه، ( SRBT ) به تشکیل دولت انتقالی، محمد سرمینی عضو شورای ملی سوریه( SNC ) فاش ساخت که مذاکرات فشرده ایی در این شورا برای تشکیل دولت انتقالی درجریان است. و خبر آن ظرف یکهفته آینده اعلام خواهد شد. او گفت:« این گامی جدیست و درجهت ایجاد دولت انتقالی مانند آنچه در بنغازی (لیبی) تشکیل شد در منطقه آزاد شده است.»
سرمینی به الشرق الاوسط گفت؛ دو کمیته تدارکاتی به این منظور تشکیل شده است که یکی مسئول تماس و مذاکره با ارتش آزاد سوریه است و دیگری، مسئول مذاکره به نیروها و شخصیت های سیاسی است. او گفت :« توجه عمده SNC نفس تشکیل این دولت نیست بلکه حمایت از . ) FSA ارتش آزاد سوریه ) است تا حلب و دیگر مناطق را آزاد کند. او گفت ما روی تشکیل دولت بحث جدی داریم ولی بحثی از اینکه چه کسانی آنرا تشکیل خواهند داد هنوز در میان نیست زیرا میخواهیم افرد صاحب صلاحیتی را برگزینیم که مرتبت با رژیم نباشند. ( کامنت من: فکرمکنم منظور او از آدمهایی که به رژیم مرتبت نباشند همین حیتم ماله و شرکای او در آن هیئت امنای کذایی هستند. آز آغاز قیام مردم سوریه، رژیم اسد بموازات سرکوب خونین جنبش با کمک روسیه و ایران و حزب الله، چند تلاش ناکام برای «اپوزیسیون سازی» انجام داد که یخ آن نگرف. از آغاز قیام، سنگینی بار مبارزه به گرده FSA — SNCبوده است اولی، شورای ملی سوریه اپوزیسیون غیر نظامی، و دومی افسران آزاد سوریه که بنیان گذار آن سرگرد هرموش اولین افسر جدا شده از ارتش اسد بود که دستگاه اطلاعاتی اسد او را از ترکیه دزدیده به سوریه برد بعد گرفتن مصاحبه تلویونی او را تیر باران کرد. و حالا فرمانده ارتش آزاد سوریه سرهنگ خلبان «اسعد» میباشد. رژیم اسد از رقیب تراشی برای اپوزیسیون واقعی دست بر نداشته است. ح ت)
صدر شورای ملی سوریه؛ عبدل باسیل سیدا، مراتب شگفتی خود را از اعلام تشکیل دولت انتقالی توسط، SRBT شورای امنای انقلاب سوریه اعلام کرد. او گفت:« چگونه یک جریان به ناگاه خود را تأسیس میکند و در همان زمان اعلام تشکیل دولت انتقالی میدهد.» او گفت این جریان تازه و بسرعت سرهم بندی شده، انتظارات و دعاوی ناموجهی دارد و بهتر است از ادعای خود دست بردارد.
………..

نهار نت لبنان
۵ اوت ۱۶ مرداد
FSA Confirms Defection of Syrian VP’s Cousin Colonel Yaarab al-Sharaa
by Naharnet Newsdesk 11 hours ago

Three Syrian intelligence officers have defected from the Damascus regime and sought refuge in neighboring Jordan, a spokesman for the rebel Free Syrian Army said on Sunday.

“Colonel Yaarab al-Sharaa, his brother Mohammed Kanaan al-Sharaa and Colonel Yasser Ali Hajj, who worked in political intelligence in Damascus, have defected and are in Jordan,” Kassem Saadeddine told Agence France Presse.

Colonel Sharaa was head of the information department of the intelligence unit located in the capital.

The Sharaa brothers are the cousins of Syria’s Sunni Muslim vice president, Farouq al-Sharaa.

The government of President Bashar Assad has yet to confirm or deny the report.

Many soldiers of various ranks have deserted from the Assad regime since the start of an uprising in March 2011, some of them forming the Free Syrian Army.

SourceAgence France Presse 

دولت جدید مصر، دولت انقلاب، پیشرفت، آشتی ملی و تاریخی!

Share Button


لیست ۳۵ نفری کابینه جدید مصر. ترکیبی از دولت موقت پیشین، تکنوکراتهایی باسابقه که برخی از آنها با انقلاب توانسته اند پست های بالای دولتی بگیرند. همه اعضای کابینه بدون استثناء دارای درجات بالای آکادمیک با تجربه عملی شغلی هستند. تنها وزارت خانه ایی که هنوز وزیرش معرفی نشده است وزارت هواپیمایی کشوری است که در گذشته به ژنرال احمد شفیق (رقیب انتخاباتی مرسی) تعلق داشته است. حدس شخصی من اینست که احتمالاً در پشت پرده باید تماسهایی برای کشاندن او به این پست در کاینیه ایی که از طرف رقیب انتخاباتی او برگزیده شده در جریان است. اگر این حدس من درست باشد، این یک انقلاب در انقلاب در انقلاب است. این بمعنی اینست که کابینه «قندیل» کابینه ایست که در تاریخ سیاست نمونه نداشته است زیرا بجرئت میتوان گفت که این کابینه نماینده ۹۹% جامعه مصر است. اگر شفیق به این پست گمارده شود که فقط گمانه زنی منست باید گفت این کابینه یک سورپرایز تاریخی است که منطقه بحران زده خاور میانه برای بیرون آمدن از باتلاق آن به مدل و الگو سازی آن نیازی تاریخی داشته است. پیروزی زنسانس مصر پیروزی همه مردم منطقه است. توضیح اینکه حزب سلفیست نور ، حزب بنیاد گرای اسلامی از شرکت در کابینه قندیل امتناع کرد.( چه بهتر! ح ت).
ح ت

اهرام آن لاین قاهره
۳ اوت ۱۳ مرداد
Meet Hisham Qandil’s new Egypt cabinet
Ahram Online publishes the list of Egypt’s first government under President Mohamed Morsi except for the Minister of Civil Aviation, whose identity is yet to be revealed
Thursday 2 Aug 2012
Meet Hisham Qandil’s new Egypt cabinet
Qandil: 35 ministries in upcoming government; oath to take place shortly
Qandil continues meeting potential ministers
Egypt’s main salafist party refuses to join Qandil cabinet
This list below is in alphabetical order according to the ministry.
1. Minister of Agriculture and Land Cultivation: Salah Abdel-Mo’men, head of the Agricultural Research Centre
2. Minister of Antiquities: Mohamed Ibrahim – retaining seat from Ganzouri’s cabinet; worked for Egypt’s Supreme Council of Antiquities at the Saqqara and Giza Necropolis archaeological sites; former professor of archaeology at Ain Shams University
3. Minister of Communication: engineer Hani Mahmoud; head of the Information and Decisions Support Centre of the cabinet
4. Minister of Civil Aviation: Yet to be announced
5. Minister of Culture: Saber Arab – served as minister of culture for a couple of months in Ganzouri’s cabinet; former Chairman of the National Library and Archives of Egypt
6. Minister of Defence: Hussein Tantawi – head of the Supreme Council of Armed Forces (SCAF). He has served as defence minister since 1991, under seven different governments
7. Minister of Drinking Water and Sewage: Abdel-Qawi Khalifa – governor of Cairo since April 2011; previously CEO of the Holding Company for Drinking Water and Sanitation before
8. Minister of Education: Ibrahim Ahmed Ghonim – vice-president of Suez Canal University
9. Minister of Electricity and Energy: Mahmoud Balbaa – head of the Egyptian Electric Holding Company
10. Minister of Environment: Khaled Abdel Aziz – aassistant professor in the National Institute of Planning in The Economic Forecast Center 2004-2011; now an advisor to the Center
11. Minister of Finance: Momtaz El-Saeed – deputy finance minister in Essam Sharaf government; spent career working on state budgets; retaining seat from Ganzouri’s cabinet
12. Minister of Foreign Affairs: Mohammed Kamel Amr, retaining seat from Ganzouri’s Cabinet
13. Minister of Health: Mohamed Hamed Mostafa – professor of medicine at Cairo University
14. Minister Higher Education: Mostafa Mosaad – engineering professor; was responsible for the educational policy of Morsi’s presidential campaign
15. Minister of Housing: Tarek Wafiq – engineer; head of the housing committee within the Freedom and Justice Party
16. Minister of Information: Salah Abdel Maqsood – journalist; prominent Muslim Brotherhood figure, and longstanding member of the board of the Journalists’ Syndicate
17. Minister of Interior: General Ahmed Gamal El-Din – assistant of former interior minister; director of the Public Security Authority
18. Minister of Insurance and Social Affairs: Nagwa Khalil – retaining seat from Ganzouri’s cabinet; previously held position at the National Centre for Social and Criminological Research; was member of the fact-finding committee that was mandated with investigating the violent events that occurred during the January uprising
19. Minister of Investment: Osama Saleh – chairman of Egypt’s General Authority for Free Zones and Investment (GAFI)
20. Minister of Justice: Judge Ahmed Mekky – prominent reformist judge; former vice-president of Egypt’s Court of Appeal
21. Minister of Local Development: Ahmed Zaki Abdeen – governor of Kafr Al-Sheikh; governor of Beni Suef in 2006; worked as engineer officer in Egypt’s Armed Forces
22. Minister of Manpower: Khaled El-Azhary – leading member of the Brotherhood’s FJP; MP of the now dissolved parliament; active trade unionist appointed to the board of Egypt’s Trade Unions Federation after the fall of Mubarak
23. Minister of Military Production: Aly Sabry – held this post Essam Sharaf and Kamal El-Ganzouri’s cabinets.
24. Minister of Parliamentary Affairs: Mohamed Mahsoub – board member of the centrist Al-Wasat Party; member of the Constituent Assembly
25. Minister of Petroleum: Osama Kamal – chairman of the Egyptian Petrochemicals Holding Company which belongs to petroleum ministry
26. Minister of Planning and International Cooperation: Ashraf El-Araby – former head of the technical office of minister of planning under long-serving Faiza Abul Naga
27. Minister of Religious Endowments – Awqaf: Osama El-Abd – vice chancellor of Al-Azhar University
28. Minister of Scientific Research: Nadia Zakhary – retaining seat from Ganzouri’s cabinet; professor of biochemistry and tumour biology at Egypt’s National Cancer Institute
29. Minister of Sports: El Amry Farouk – businessman; member of the famous Ahly Club board.
30. Minister of Supply and Social Affairs: Mohamed Abou-Zeid – vice president of state-owned Food Industries Holding company
31. Minister of Tourism: Hisham Zaezou – served as minister of tourism in the 1990s; senior assistant to tourism minister Mounir Fakhry Abdel-Nour in Essam Sharaf’s government; head of the Egyptian Tourism Federation 2004-2007.
32. Minister of Trade and Industry: Hatem Saleh – CEO of Gozour food industry group, a subsidiary of Citadel Capital; deputy head of El-Hadara Party formed after the January 25 revolution by a number of reformist leading members of the Muslim Brotherhood leading members
33. Minister of Transport: Mohamed Rashad – engineering professor at Cairo University
34. Minister of Water Resources and Irrigation: Mohamed Bahaa El-Din Saad – former head of the irrigation authority; assigned in 2007 as the general coordinator of the national plan for water resources and irrigation project
35. Minister of Youth: Osama Yassin – member of FJP executive office; member of the now dissolved
parliament
 

گزیده رسانه های منطقه ـ ۱

Share Button


حریت ترکیه
۲ اوت
نیروهای شورشی پس از تصرف یک تانک لوله آنرا بسوی نیروهای دولتی برگردانده و آنها را زیر آتش گرفتند.آنها باهمین تانک نیز یک پایگاه هوایی را که جنگنده های نیروی هوایی از آنجا شورشیان را بمباران میکرد به آتش بستند.

کابینه جدید مصر:
اهرام آنلاین/ قاهره ۲ اوت
هشام قندیل نخست وزیر جدید مصر، امروز کابینه ۳۶ نفره خود را معرفی کرد. ترکیب کابینه بیشتر تکنوکرات، بوروکرات و غیر سیاسی است. در کابینه، فیلد مارشال طنطاوی همچنان پست وزارت دفاع را حفظ کرده است و یک ژنرال دیگر بنام احمد جمال الدین، پست وزیر کشور را گرفته است. در کل کابینه فقط ۳ وزیر از حزب منتسب به اخوان المسلیمن، در پستهای : وزارت آموزش، مسکن و جوانان وجود دارد. یک پروفسور از مسیحیان قبطی پست وزارت علوم را گرفته است و پست وزارت امور مذهبی که شایع بود به یکی از سلفیتهای تندرو قرار است داده شود به رهبر دانشگاه الاحضر که یک پرفسور و مسلمان میانه رو است واگذار شد. آمریکا مراتب خوشحالی عمیق خود را از ترکیب کابینه جدید مصر ابراز داشت و قول داد علاوه بر از سر گرفتن کمک سالیانه ۱٫۷ بیلیونی به مصر یک میلیارد دلار بدهی های مصر را نیز می بخشد. همه شخصیت های بازدید کننده آمریکا که از مصر بازدید کرده اند از پیشرفت روند دموکراسی در این کشور ابراز رضایت کرده اند.
کامنت من: ترکیب این کابینه، خلاف انتظار من نبود و باید آنرا به همه مردم مصر تبریک گفت. کابینه قندیل، کابینه انقلاب از یکسو، کابینه اشتی ملی و تاریخی از سوی دیگر و آغازی بر یک رنسانس همه جانبه در مصر است که میرود تا تمام منطقه را در آینده تحت تأثیر خود قرار دهد.
……..
حریت ترکیه
۲ اوت
نیروهای شورشی پس از تصرف یک تانک لوله آنرا بسوی نیروهای دولتی برگردانده و آنها را زیر آتش گرفتند.آنها باهمین تانک نیز یک پایگاه هوایی را که جنگنده های نیروی هوایی از آنجا شورشیان را بمباران میکرد به آتش بستند.(خبر مصادره این تانک در الشرق الاوسط هم مفصلتر توضیح داده ششده است که من متأسفانه آنرا دیر دیدم. ح ت)
در همانحالی که نیروهای بشار اسد منطقه استراتژیک صلاح الدین را زیر بمباران توپخانه و تانک قرار داده بودند و نیروهای شورشی در خودحلب کوشش داشتند موقیعت خود در مناطق به تصرف درآمده تحکیم کنند، واحد های نظامی بشار اسد به یک ناحیه اطراف دمشق حمله کرده و ۳۵ غیر نظامی را کشتند.( رسانه های دیگر، دیروز خبر دادند که در منطقه مسیحی نشین دمشق برای نخستین بار بین نیروهای دولتی و شورشیان در گیری شدیدی رخ داده است که من بعلت کثرت اخبار نتوانستم آنرا منعکس کنم . ح ـ ت). جنگ وسیع و همزمان در دو شهر بزرگ سوریه نشان میدهد که سوریه بسرعت بسوی یک جنگ داخلی تمام عیار پیش میرود.

نهار نت لبنان
۲ اوت
دولت عراق طی اعلامیه شدید الحنی، سفر روز یکشنبه وزیر خارجه ترکیه، داود اغلو را به اربیل (پایتخت دولت اقلیم خود مختار عراق . ح ت) که بدون اطلاع دولت مرکزی و وزارت خارجه عراق صورت گرفته است، شدیداً محکوم و آنرا مداخله ایی در امور داخلی عراق و خلاف عرف دیپلماتیک دانسته است. همین اعلامیه نیز به دولت اقلیم تاخته است که حق ندارد بدون اطلاع دولت مرکزی ترتیب چنین دید و بازدید هایی را بدهد. در چند ماهه گذشته دولت ترکیه بی توجه به دولت مرکزی عراق قرارداد های نفتی بزرگی با دولت اقلیم کردستان امضاء کرده است.
کامنت من:
الان مدت بیش از یکسال است که بحران سیاسی دولت مالکی را در عراق بحالت فلج در آورده است. بلوک العراقیه به رهبری عیاد علاوی، دولت اقلیم به رهبری بارزانی و مقتدا صدر رهبر حزب الاحرار که ۴۰ نماینده پارلمانی هم دارد و در کابینه هم مالکی هم همزمان، مثل آن دو جریان پیشگفته حضور دارد، در برابر دولت مالکی ضف بندی کرده اند. در این میان رفتار دولت اقلیم کردستان شایان توجه ویژه است. اقلیم خود مختار به رهبری بارزانی در عمل بصورت یک دولت کاملاً مستقل عمل میکند، از خود مقررات کنسولی گذارده و ویزا صادر میکند، فرودگاه بین المللی ایجاد کرده است و قرارداد های مهم نفتی با ترکیه، اردن ، اکسون نیز بستته است. چندی پیش بارزانی رسماً تهدید کرد که اگر عراق بسوی دموکراسی پیش نرود، کردها در ن نمانده و جدا خواهند شد. ۳ روز پیش دولت مرکزی تصمیم گرفت که تعداد۸ هزار نیروی نظامی در ۳ هنگ به مرز با ناحیه کردستان سوریه اعزام کند که نیروهای نظامی پیش مرگه کردستان اجازه عبور بدانها نداند و در برابر آنها سنگر بندی کردند.
چند ماه پیش یک روزنامه محلی نوشت که اعراب مناطق مرکزی برای مسافرت به اقلیم کردستان باید از پست های بازرسی متعدد عبور کنند که با آنها تحقیر آمیز رتار شده و مرتب از انها کارت شناسایی مطالبه میشود .
در پرتو رخداد های سوریه میتوان گفت که بحران سوریه به عراق کشیده خواهد شد و موازنه کنونی قدرت را در آنجا به زیان دولت شیعه مالکی بهم خواهد زد و به رویای بسیار پرهزینه جمهوری اسلامی برای تبدیل شدن به قدرت منطقه ایی برای همیشه پایان خواهد داد. اگر البته بحران فقط درهمین حد بماند و به جنگ داخلی در عراق منجر نشود. چون روابط بین جمعیت سنی و حتی بین جی المهدی و دولت مالکی بشدت انفجار آمیز است. سه ماه پیش مقتدا صدر دریک مصاحبه گفت : «اگر حتی سکولار هم شده ام ، نمیگذارم مالکی ادامه دهد.»
………

الاسوط العراقیه – بغداد
۳۰ ژولای
عبدل باسیل سیدا، دبیر« شورای ملی سوریه» برای ملاقات با رهبران حزب دموکرات سوریه وارد اربیل شده است. هدف او جلب حزب دموکرات به پیوستن به «شورای ملی سوریه » است. ولی او قرار است با رهبران دولت محلی کردستان از جمله بارزانی ملاقات کند. گفته میشود که این سفر اول باسیل به کردستان عراق نیست و او یک بار دیگر هم دو ماه پیش به این منطقه سفرکرده بوده است.
کامنت من:
این سفر در حالی انجام میگیرد که دولت مالکی پنهان و آشکار ، مالی و دیپلماتیک از رژیم بشار اسد حمایت کرده است. این سفر یک وجه خفت امیز برای دولت مالکی دارد.
…………..
مصر تکمیلی
اهرام آنلاین قاهره
۳ اوت ۱۳ مرداد

دولت جدید مصر، دولت انقلاب، پیشرفت و آشتی ملی و تاریخی !
لیست ۳۵ نفری کابینه جدید مصر. ترکیبی از دولت موقت پیشین، تکنوکراتهایی باسابقه که برخی از آنها با انقلاب توانسته اند پست های بالای دولتی بگیرند. همه اعضای کابینه بدون استثناء دارای درجات بالای آکادمیک با تجربه عملی شغلی هستند. تنها وزارت خانه ایی که هنوز وزیرش معرفی نشده است وزارت هواپیمایی کشوری است که در گذشته به ژنرال احمد شفیق (رقیب انتخاباتی مرسی) تعلق داشته است. حدس شخصی من اینست که احتمالاً در پشت پرده باید تماسهایی برای کشاندن او به این پست در کاینیه ایی که از طرف رقیب انتخاباتی او برگزیده شده در جریان است. اگر این حدس من درست باشد، این یک انقلاب در انقلاب در انقلاب است. این بمعنی اینست که کابینه «قندیل» کابینه ایست که در تاریخ سیاست نمونه نداشته است زیرا بجرئت میتوان گفت که این کابینه نماینده ۹۹% جامعه مصر است. اگر شفیق به این پست گمارده شود که فقط گمانه زنی منست باید گفت این کابینه یک سورپرایز تاریخی است که منطقه بحران زده خاور میانه برای بیرون آمدن از آن به مدل و الگو سازی آن نیازی تاریخی داشته است. پیروزی زنسانس مصر پیروزی همه مردم منطقه است. توضیح اینکه حزب سلفیست نور ، حزب بنیاد گرای اسلامی از شرکت در کابینه قندیل امتناع کرد.( چه بهتر! ح ت).
ح ت

Meet Hisham Qandil’s new Egypt cabinet
Ahram Online publishes the list of Egypt’s first government under President Mohamed Morsi except for the Minister of Civil Aviation, whose identity is yet to be revealed
Thursday 2 Aug 2012
Meet Hisham Qandil’s new Egypt cabinet
Qandil: 35 ministries in upcoming government; oath to take place shortly
Qandil continues meeting potential ministers
Egypt’s main salafist party refuses to join Qandil cabinet
This list below is in alphabetical order according to the ministry.
1. Minister of Agriculture and Land Cultivation: Salah Abdel-Mo’men, head of the Agricultural Research Centre
2. Minister of Antiquities: Mohamed Ibrahim – retaining seat from Ganzouri’s cabinet; worked for Egypt’s Supreme Council of Antiquities at the Saqqara and Giza Necropolis archaeological sites; former professor of archaeology at Ain Shams University
3. Minister of Communication: engineer Hani Mahmoud; head of the Information and Decisions Support Centre of the cabinet
4. Minister of Civil Aviation: Yet to be announced
5. Minister of Culture: Saber Arab – served as minister of culture for a couple of months in Ganzouri’s cabinet; former Chairman of the National Library and Archives of Egypt
6. Minister of Defence: Hussein Tantawi – head of the Supreme Council of Armed Forces (SCAF). He has served as defence minister since 1991, under seven different governments
7. Minister of Drinking Water and Sewage: Abdel-Qawi Khalifa – governor of Cairo since April 2011; previously CEO of the Holding Company for Drinking Water and Sanitation before
8. Minister of Education: Ibrahim Ahmed Ghonim – vice-president of Suez Canal University
9. Minister of Electricity and Energy: Mahmoud Balbaa – head of the Egyptian Electric Holding Company
10. Minister of Environment: Khaled Abdel Aziz – aassistant professor in the National Institute of Planning in The Economic Forecast Center 2004-2011; now an advisor to the Center
11. Minister of Finance: Momtaz El-Saeed – deputy finance minister in Essam Sharaf government; spent career working on state budgets; retaining seat from Ganzouri’s cabinet
12. Minister of Foreign Affairs: Mohammed Kamel Amr, retaining seat from Ganzouri’s Cabinet
13. Minister of Health: Mohamed Hamed Mostafa – professor of medicine at Cairo University
14. Minister Higher Education: Mostafa Mosaad – engineering professor; was responsible for the educational policy of Morsi’s presidential campaign
15. Minister of Housing: Tarek Wafiq – engineer; head of the housing committee within the Freedom and Justice Party
16. Minister of Information: Salah Abdel Maqsood – journalist; prominent Muslim Brotherhood figure, and longstanding member of the board of the Journalists’ Syndicate
17. Minister of Interior: General Ahmed Gamal El-Din – assistant of former interior minister; director of the Public Security Authority
18. Minister of Insurance and Social Affairs: Nagwa Khalil – retaining seat from Ganzouri’s cabinet; previously held position at the National Centre for Social and Criminological Research; was member of the fact-finding committee that was mandated with investigating the violent events that occurred during the January uprising
19. Minister of Investment: Osama Saleh – chairman of Egypt’s General Authority for Free Zones and Investment (GAFI)
20. Minister of Justice: Judge Ahmed Mekky – prominent reformist judge; former vice-president of Egypt’s Court of Appeal
21. Minister of Local Development: Ahmed Zaki Abdeen – governor of Kafr Al-Sheikh; governor of Beni Suef in 2006; worked as engineer officer in Egypt’s Armed Forces
22. Minister of Manpower: Khaled El-Azhary – leading member of the Brotherhood’s FJP; MP of the now dissolved parliament; active trade unionist appointed to the board of Egypt’s Trade Unions Federation after the fall of Mubarak
23. Minister of Military Production: Aly Sabry – held this post Essam Sharaf and Kamal El-Ganzouri’s cabinets.
24. Minister of Parliamentary Affairs: Mohamed Mahsoub – board member of the centrist Al-Wasat Party; member of the Constituent Assembly
25. Minister of Petroleum: Osama Kamal – chairman of the Egyptian Petrochemicals Holding Company which belongs to petroleum ministry
26. Minister of Planning and International Cooperation: Ashraf El-Araby – former head of the technical office of minister of planning under long-serving Faiza Abul Naga
27. Minister of Religious Endowments – Awqaf: Osama El-Abd – vice chancellor of Al-Azhar University
28. Minister of Scientific Research: Nadia Zakhary – retaining seat from Ganzouri’s cabinet; professor of biochemistry and tumour biology at Egypt’s National Cancer Institute
29. Minister of Sports: El Amry Farouk – businessman; member of the famous Ahly Club board.
30. Minister of Supply and Social Affairs: Mohamed Abou-Zeid – vice president of state-owned Food Industries Holding company
31. Minister of Tourism: Hisham Zaezou – served as minister of tourism in the 1990s; senior assistant to tourism minister Mounir Fakhry Abdel-Nour in Essam Sharaf’s government; head of the Egyptian Tourism Federation 2004-2007.
32. Minister of Trade and Industry: Hatem Saleh – CEO of Gozour food industry group, a subsidiary of Citadel Capital; deputy head of El-Hadara Party formed after the January 25 revolution by a number of reformist leading members of the Muslim Brotherhood leading members
33. Minister of Transport: Mohamed Rashad – engineering professor at Cairo University
34. Minister of Water Resources and Irrigation: Mohamed Bahaa El-Din Saad – former head of the irrigation authority; assigned in 2007 as the general coordinator of the national plan for water resources and irrigation project
35. Minister of Youth: Osama Yassin – member of FJP executive office; member of the now dissolved
parliament

حمله های غافلگیرانه، بمباران هواهی و جنگ تن به تن خیابانی برای تسخیر حلب

Share Button

ایندیپندنت انگلیس
اول اوت ۱۱ مرداد

نشریه فوق گزارش مستقیمی از مناطق جنگی حلب دارد. این نشریه مینویسد که جنگجویان شورشی با اینکه زیر آتشباری مداوم توپخانه، هلیکپوپتر های توپدار و در دو مورد بمباران توسط جنگنده های رژیم بوده اند، به پیشروی مرحله به مرحله خود ادامه میدهند. نیروهای رژیم برغم آتشباری مداوم خود هیچ گونه موفقیتی در عرصه میدانی و پیشروی زمینی ندارند.
این جنگجویان توانسته اند یکی از قرارگاههای مستحکم نیروهای امنیتی را با پر کردن یک بشکه آب از مواد انفجاری تی.ان تی، و حمل آن توسط دو داوطلب، چنان منفجر کنند که اجساد ۱۵ نفر از از مدافعین قرار گاه بهمراه کیسه های شن آن بهوا پرتاب شده است. عبدلرحمان سرگروه واحد عملیاتی حمله به این قرار گاه میگوید که فقط ۴ نفر توانستند بگریزند که ۳ نفر آنها ایرانی و ۱ نفر روسی بوده اند.*
خبرنگار ایندیپندنت، از جمعی در یک ایستگاه تسخیر شده پلیس میپرسد آیا اتفاق افتاده است که کسانی پس از تسلیم شدن کشته شوند، یکی از فرماندهان جنگجویان پاسخ میدهد: آنها تسلیم نمیشوند، آنها دستگیر میشوند.
جسد سرهنگی که رئیس یک قرار گاه پلیس بوده است پس کشته شدن بدرون یک وانت گذارده شده و در شهر گردانده میشود. یکی از جنگجویان شورشی میگوید که او خیلی ظلم کرده و بسیار منفور بوده است.
در مناطق جنگی، درغرب و شمال غربی و در آخرین ساعات جنوبی شهر جو مرگ حاکم است. اجساد پلیسهای بسیاری یافت شده است که با یک گلوله در پس کله اشان، به قتل رسیده اند. یکی از جنگجویان میگوید که همه آنها پلیس نیستند د رمیان آنها افراد «مخابرات» یعنی دستگاه امنیتی و الشبیحه نیز وجود دارند.
در آخرین فاز از برآمد خشونت در حلب ، قبایل محلی وفادار به بشار اسد نیز بنفع ارتش وارد جنگ شده اند.
………….
یک توضیح و سپس کامنت من:
متاسفانه در هنگام درج شتابزده متن انگلیسی در صبح، اظهارات فرمانده گروه حمله کننده به قرار گاه پلیس که گفته بود؛ ۴ نفر موفق به فرار شدند که سه نفر آنان تک تیر اندازان ایرانی و یک روسی بودند، من اشتباهاً در یک سطر نوشتم سه ایرانی نیز کشته شده اندکه درست آن «فرار کردند» بوده است. و از این گذشته، در این وانفسای هرکه هرکه جنگی در حلب، نمیتوان از این جنگجویان انتظار داشت که با بیطرف و راستی رخدادهای جنگی را با خبرنگاران در میان بگذارند. که به این طرق ترجمه اشتباهی قبلی تصحیح میشود.
و اما بعنوان کامنت باید بگویم که همانطور هم که از گزارش خبری فوق برمی آید ارتش اسد نیروی زمینی جنگی که انگیزه جنگ تن بتن را در خیابانهای حلب داشته باشد ندارد و لذا در برابر جنگجویانی که از شور سیاسی و اعتقادی برای مبارزه با نیروهای رژیم برخوردارند و با هر پیروزی و مشاهده ضعف و ترس نیروهای دولتی جرعت بیشتری هم می یابند تصور نمیشود که ارتش بشار اسد بتواند کمترین موفقیتی در باز پس گیری حلب داشته باشد. ولی حتی به فرض محال اگر هم بتواند به چنین امری موفق شود این امر به قیمت از دست دادن کنترول خود بر بقیه کشور تمام خواهد شد که طبعاً نمیتواند پایداری داشته باشد. در گزارش رسانه های دیگر آمده بود که شاهراه منتهی به مرز ترکیه که از کنار فرودگاه هم میگذرد توسط شورشیان تصرف شده است. و بنا به اظهار یکی از نگاهبانان حقوق بشر سوریه اگر این خط تدارکاتی بدست شورشیان افتاده باشد معنایش اینست که شورشیان با ملزومات جنگی زیاد و نفرات جدید بیشتر تقویت خواهند شد.
از سوی دیگر نیروهای ارتشی فقط یک راه به دمشق دارند تا از آن تدارکات دریافت کنند که اگر آن در نقطه ایی بدست شورشیان بیفتد معنایش اینست که ارتباط نیروهای ارتشی حمله کننده به حلب با پشت جبهه تدارکاتی اشان قطع خواهد شد. حلب در نزدیکی مرز ترکیه قرار دارد و امکان دریافت ملزومات جنگی و خوار بار برای آنها وجود دارد.

اخوان المسلمین سوریه: ایران و روسیه در خون مردم سوریه شناورند

Share Button


نهارنت لبنان
یکساعت پیش یکشنبه ۲۹ ژولای

by Naharnet Newsdesk 51 minutes ago


اخوالمسلمین همچنین میگوید که ایران و روسیه .. دو متحد نیرومند رژیم بشار اسد در «خون مردم سوریه غوطه ورند.»

اخوان المسلمین سوریه امروز یکشنبه، طی بیانیه ایی بشا ر اسد و متحدین او ایران و روسیه را به شرکت در خونریزی و جامعه جهانی را، بخاطر «سکوت» و ناتوانی اش در حفاظت از جان غیرنظامیان سوری محکوم کرد.
این بیانیه در بحبوحه تشدید نبرد در سوریه و بویزه در شهر حلب بزرگترین شهر بازرگانی سوریه صادر میشود. این جنبش پر نفوذ اسلامی میگوید اسد«قانوناً و اخلاقاً مسئول جان هر قربانی بیگناهی است که در سور یه کشته میشود.»
اخوان المسلمین همچنین میگوید که ایران و روسیه .. دو متحد نیرومند رژیم بشار اسد در «خون مردم سوریه غوطه ورند.»
بیانیه ادامه میدهد:« نه روسها و نه ایرانیها از مسئولیت جنایاتی که (اسد) مرتکب شده است رهایی نخواهند یافت.
این بیانیه زمانی صادر میشود که واحد های نظامی دولتی تعرض بلا وقفه خود را برای دومین روز متوالی بسوی مناطق تحت کنترول شورشیان در حلب، این شهر کلیدی واقع در شمال سوریه ادامه میدهند. در این بیانیه آمده است که لاوروف وزیر خارجه روسیه به بشار اسد برای قتل عام مردم چراغ سبز داده است.
اخوان المسلمین همچنین میگوید؛ جامعه بین المللی بدلیل سکوت طولانی خود، «شریک» این خشونتی است که در سوریه جریان دارد و نتوانسته است به تعهد خود در حفاظت از جان شهروندان غیر نظامی عمل کند.
ضمن انعکاس بیانیه صادر شده در این یکشنبه توسط شورای ملی سوریه، که در آن اخوان المسلیمن نقش عمده را دارد، این گروه تبعیدی اسلامی، برای یک قتل و عام قریب الوقوع در حلب هشدار داد.
این بیانیه همچنین رژیم اسد را بخاطر ممانعت یا ناتوانیش در ارائه سرویس های اولیه به مردم حلب محکوم کرد.
در بیانیه گفته میشود که در شهر نه آب در خانه ها هست و نه آرد برای نانوائیها و نه دارو در داروخانه ها و نه سرویسی برای خدمات عمومی.

اخوان المسلمین،در ۱۹۶۳ در سوریه ممنوع شد و بسیاری از اعضایش پس از یک شورش در سال ۱۹۸۲ که به سختی سرکوب شد و قریب ۲۰۰۰۰ کشته بجا گذاشت از کشور فرار کردند.
…………..
آخرین خبر تا ساعت ۲۳٫۳۰ بوقت اروپا
مردم حلب یک تانک ارتش را تصرف کردند و سوار بر آن در خیابانهای حلب میرانند و هلهله میکنند

http://www.guardian.co.uk/world

تحولات مصر از دید روزنامه نگار زندانی، سیامک قادری

Share Button

تحلیلی بسیار خوب برگرفته از سایت کلمه!
ح ت
…………..
» تحلیل آخرین تحولات مصر، در یادداشتی به قلم سیامک قادری روزنامه‌نگار زندانی
وقتی انصاف قاضیان و بصیرت نظامیان، مصر را در عبور از دیکتاتوری یاری کرد
اشتراک یکشنبه, ۱۱ تیر, ۱۳۹۱چکیده :این بصیرت و آگاهی نظامیان آگاه مصری فراتر از درک سیاستمداران در حال منازعه چنان منطقی برخورد کرد که حتی محمد مرسی از ارتش مصر به عنوان بهترین و آگاه ترین نظامیان جهان نام برد. ارتش که به صورت بالقوه در نظام های بسته می تواند به عنوان تهدیدی بر دموکراسی عمل کند،‌در مصر به مسئولیت تاریخی خود عمل کرد و همانند نیروی نظامی سایر کشور های استبدادی وسوسه قدرت را زیر شعارهای واهی مخفی نکرد و به عنوان وزنه تعادل در مصر نوین عمل کرد….
گزارش طولانی و کامل کمیسیون انتخابات ریاست جمهوری مصر در هفته گذشته که حتی فشارهای اجتماعی، سیاسی و ایدئولوژیک نیز نتوانست شتابزدگی و سیاست زدگی را به آن تحمیل کند، نماد پیروزی جنبش اجتماعی- مدنی مردم سرزمینی بود که به رغم درگیر بودن در اعتراضات توفنده ی توده ای بر بستر عقلانیت حرکت داشته و به مثابه لنگر تعادل میان نهاد نیروی نظامی و نهادهای جامعه مدنی عمل کرد.

این گزارش حقوقی مستدل و مستند که اشک شوق را بر گونه هزاران مصری در انتظار در «میدان التحریر» روان ساخت، اشک را در سیمای ایرانیان و مردم برخی کشور های درگیر با حکومت جاری کرد و نقطه پایان بر مرحله ای از مقاومت و ایستادگی مردمی بود که تغییر را به جای تقدیر برگزیدند و عاقبت نیز شاهد را در بر گرفتند.

یک سال ایستادگی نهادهای مدنی و مستقل به همراه عقلانیت جاری در حوزه « نهاد حکومت»، «نهادهای داوری و انصاف» و «جامعه مدنی» موجب شد تا گذر از نظام بسته با شکوه و آرام صورت پذیرد.

آنچه که موجب تامل در این میان شد، شباهت های نهادی و در عین حال تفاوت های اصولی میان نهادهای درگیر منازعه در ایران و مصر بود. اینکه ایستادگی ده ها هزار نفری مردم قاهره در میدان التحریر (آزادی) به چنین فرجامی ختم شود و اجتماع میلیونی و دامنه دار در خیابان آزادی در تهران به چنان انجامی! موضوعی دردناک است.

اغلب تحلیلگران و کارشناسان بر این باورند آنچه به زعم این شباهت ها، به نتایج متفاوت انجامید، حاکی از رفتار مسئولانه نهادهای درگیر در آن منازعه، همچون ارتش، قوه قضاییه و نهادهای مدنی در اوج و فرود تحولات سرزمین اهرام بود.

درست از زمانی که موج موسوم به بهار عربی که به اعتقاد فعالان مدنی جهان عرب با الهام از جنبش سبز مردم ایران در شمال آفریقا وزیدن گرفت، حکومتیان و وابستگان آن، این موج را وامدار انقلاب اسلامی خواندند. حتی اگر بپذیریم موج زیبای مخالفت با حکومت فردی در مصر نه خاستگاهی در جنبش سبز که ریشه در آموزه های انقلاب اسلامی داشته باشد، باید توالی منطقی و اقتضاعات آن را نیز پذیرفت.

سوال اساسی این است که چگونه آرمان های انقلاب اسلامی، ۳۰ سال پس از آغاز، برخورد، خشونت، زندان، حصر و تبعید را برای آزادی خواهان ایران به ارمغان آورد ولی در سرزمین «فراعنه»، گل دموکراسی و انتخابات آزاد و منصفانه به بار می آورد. اگر سابقه ۱۰۰ ساله در تمنای دموکراسی و نهادهای حامعه مدنی ایران را مبنای تحلیل قرار دهیم غیر از ضعف اصولی ناشی از تضعیف همیشگی آن توسط حکومت، باید علت پیروزی آزادی خواهان مصری را در رفتار مسوولانه نهادهای دولت قدیم چون حکومت و ارتش و استقلال و انصاف نهاد داوری و قضایی آن و پاسداری و انسجام شبکه های اعتراضی و اجتماعی جستجو کرد.

کمیسیون انتخابات در مصر اگر چه بر بستر ساز و کار نظامیان تشکیل شده بود، اما قضات مستقل و حقوقدانانی که شرافت حرفه ای را هرگز وا نگذاشتند، ادعاهای ریز و درشت و صحیح و مبهم دو نامزد مدعی پیروزی را دریافت کرده، شکایات آنان را حتی در شعب خرد و کوچک که تعداد آرای آنان به صد هم نمی رسید بررسی کرده، تخلفات را کشف و در بازشماری نتایج لحاظ کردند. در جای جای این گزارش مطول و مستند به تمامی ادعاهای معترضان رسیدگی شد و شاید بتوان گفت حتی یک مورد غفلت هم صورت نگرفت و در طول بررسی، از کلی گویی و صدور بیانیه هایی از موضع بالا خودداری شد و شان داوری را هم در عمل و هم در انشا گزارش رعایت کرده شد و نهایتا به پیروزی نامزدی رای داده شد که در ساخت قدرت در مصر جایگاهی پایین تر از نامزد نظامی داشت. ترازوی انصاف آنان به قدری دقیق و بر مدار عدالت قرار داشت که نامزد حذف شده حتی اعتراض هم نکرد.

همین قضات و حقوقدانان در طول یک سال مقاومت مدتی مردم در چارچوب دستگاه قضا به گونه ای عمل کردند که نه تنها معترضان به حکومت نظامی فراتر مجازات های قانونی، مجازان و مواخذه نشدند بلکه همزمان با حضور بازماندگان رژیم گذشته در عرصه قدرت، به تخلفات شخص مبارک و مقامات ارشد نیز با آرامش و انصاف رسیدگی گرده و بی توجه به هیاهوی دشمن پندارانه درتوده های جهان عرب حتی نهادهای مطالعاتی خارجی را که مورد غضب نظامیان قرار گرفته و تعلیق بودند از اتهامات انقلاب مخملی و تحریک به اغتشاش و شورش تبرئه کرد و از تعرض انقلابی مصون ساخت و این همه در حالی صورت گرفته بود که فریاد انتقام از حلقوم صدها هزار مصری بی تاب روزانه به هوا بود و انصاف را به چالش می گرفت.

به رغم تعلیق بسیاری از قوانین و خصوصا قانون اساسی رژیم سابق، ۲ انتخابات ریاست جمهوری و مجلس در فضایی رقابتی برگزار شد که در هر دوی آنها اخوان المسلمین حزبی که ۷۰ سال مورد تعرض بود، پیروز شد، هیچ حزب و گروهی اعم از مذهبی و غیر مذهبی از شرکت در انتخابات منع نشد اگر چه توده های انقلابی چنین می خواستند. احزاب و گروه هایی که انتخابات تحت سلطه نظامیان را غیر منصفانه خوانده و آن را تحریم کرده بودند در محاق توقیف قرار نگرفتند و اعضای آن بازداشت نشدند. محمد مرسی رهبر مخالفان در چنین فضایی گرفتار حصر و زندان نشد و خانه اش را تنها زمانی در حلقه نظامیان یافت که به رای مردم و کمسیون مستقل، عنوان ریاست جمهوری را کسب کرده بود و حضور نظامیان برای محافظت از منتخب ملت بود.

نظامیان حاکم و نهادهای نظارتی، پس از اعلام پیروزی ۲ نامزد رقیب، این اقدام را انقلاب مخملی نخواندند و رسانه هایی که این ادعاها را منعکس کردند،‌ لغو امتیاز و مجوز نکرده آنها را به محاق فیلترینگ نفرستادند و به جای آن با مدیریت اوضاع و اعتراضات و از جایگاه داوری نه جایگاه طلبکارانه و تهدید آمیز با دقت جزییات ادعاها را بررسی و اعلام کردند.

در حالیکه قوانین در تعلیق قرار داشت، رفتار حکومت و رفتار نهادهای داوری از محدوده انصاف خارج نشده و شهروندان معترض و منتظر، تحریک شده از سوی قدرت های خارجی معرفی نشدند.

در سرزمینی که حکام مستبد منطقا آن را کشور فرانسه می خواندند، نظامیان برای خود وظیفه حفظ نظام و مرزهای ایدئولوژیک و جغرافیایی آن را مقدس می شمردند. نظامیان ارشد مجتمع در شورای نظامی حاکم، هویت سیاسی خود را مدیون نظام سیاسی مبارک می دانستند، با این حال هرگز منافع ملی مصر را با زیاده خواهی های مبارک در مرحله قدرت پیوند نزدند و بر روی مردم آتشی مستقیم نگشودند.

آنها در گرماگرم منازعه مردم با حکومت، با به رسمیت شناختن حق اعتراض مردم حتی به موجودیت حکومت مبارک، در حالیکه چشم بر هرگونه تحرک دشمن تاریخی و واقعی خود (اسراییل) در این شرایط بحرانی داشتند، در دعوای میان مردم و حکومت طرف منافع ملی کشور خود را گرفتند و به نفع هیچ یک از طرفین وارد میدان نشدند. آنها در عین رصد کردن منازعه درون مرزهای خود در مراحلی هشدارهایی جدی به تهدیدهای فرامرزی از سوی دشمن دادند و مراقب بودند شراره های عصیان انقلابی،‌ منافع ملی مصر را نسوزاند.

این بصیرت و آگاهی نظامیان آگاه مصری فراتر از درک سیاستمداران در حال منازعه چنان منطقی برخورد کرد که حتی محمد مرسی از ارتش مصر به عنوان بهترین و آگاه ترین نظامیان جهان نام برد. ارتش که به صورت بالقوه در نظام های بسته می تواند به عنوان تهدیدی بر دموکراسی عمل کند،‌در مصر به مسئولیت تاریخی خود عمل کرد و همانند نیروی نظامی سایر کشور های استبدادی وسوسه قدرت را زیر شعارهای واهی مخفی نکرد و به عنوان وزنه تعادل در مصر نوین عمل کرد.

و سرانجام جنبش اجتماعی مردم مصر بر اثر رفتار مسوولانه بخش های مختلف اعم از نهادهای حکومتی سابق، نهادهای نظارتی و نظامیان آگاه و روش بین و جامعه مدنی و شبکه های اجتماعی مختل نشده گذار از جامعه بسته را انجام داد و برون شدن تاریخی خود را از چرخه استبداد و نا آگاهی به انجام رساند و حتی اگر تحولات آینده مصر چندان با استاندارهای دموکراتیک هماهنگ نباشد، می توان گفت جنبش اجتماعی مردم ایران متناسب جامعه مدنی مصر بود که توانست در ابتدای دهه دوم قرن ۲۱،‌ گذری آرام و مسالمت جویانه را در آزمایشگاه تاریخ در جغرافیای خاورمیانه پر تلاطم به آزمون موفقیت گذارد.

*سیامک قادری، روزنامه نگار دربندی که مرداد ماه سال ۸۹ بازداشت و به اتهام تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده است. وی هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین دوران محکومیت خود را می گذراند و این مقاله توسط یاران گمنام جنبش سبز در اختیار کلمه قرار گرفته است.

بدون دیدگاه

آینده احمدی نژاد از نگاه صادق زیبا کلام

Share Button

مصاحبه ایی خواندنی است.
ح تبریزیان
*****************
تاریخ انتشار: ۰۶ فروردین ۱۳۹۱, ساعت ۱۵:۳۱
آینده‌ی سیاسی احمدی‌نژاد
در گفت‌و‌گو با صادق زیباکلام
صادق زیباکلام معتقد است عمر سیاسی محمود احمدی نژاد در نظام جمهوری اسلامی ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ به پایان می‌رسد. او در تحلیل آینده سیاسی احمدی نژاد، احتمال شکل‌گیری ائتلاف احمدی نژاد و هاشمی را به شدت رد می کند و امکان تأسیس حزب از سوی احمدی نژاد و یا ریاست وی بر مجلس دهم را نیز منتفی می داند. او معتقد است: «احمدی نژاد پس از پایان ریاست جمهوری اش حتی ممکن است از عضویت در دانشگاه علم و صنعت هم کنار گذاشته شود! و یا اجباراً بازنشسته شود! در این گفت‌وگو، آینده‌ی سیاسی احمدی نژاد از زوایای گوناگون بررسی شده است. این مصاحبه را هومان دور‌اندیش سامان داده است و در تاریخ ششم فروردین‌ماه ۱۳۹۰در تارنمای عصر ایران منتشر شده است.

در سال ۱۳۹۰ حوادثی رخ داد که به خروج محمود احمدی نژاد از کانون قدرت نظام سیاسی ایران منجر شد. به نظر شما، این امر چه تاثیری در آینده سیاسی احمدی نژاد خواهد داشت؟

حوادثی که در اردیبهشت ماه سال ۹۰ رخ داد، یعنی عزل و نصب وزیر اطلاعات و قهر یازده روزه احمدی نژاد، هنوز برای من معماست. من نمی دانم احمدی نژاد با چه فکری به آن خانه نشینی یازده روزه رفت. او در آن یازده روز به نحو محسوسی جایگاهش را از دست داد و هیچ نفعی نصیبش نشد.

اگر احمدی نژاد بی دردسر می پذیرفت که مصلحی وزیر اطلاعات بماند، او هم اکنون نیز قدرت زیادی داشت. ما نباید فراموش کنیم که احمدی نژاد تا پیش از آن ماجرا، قدرت بسیار زیادی داشت. آن قهر یازده روزه، نتایجی فاجعه بار برای احمدی نژاد داشت.

بنابراین جا دارد که این سوال را از احمدی نژاد بپرسیم که چرا آن کار را انجام دادی؟! شاید احمدی نژاد فکر می کرد که اگر قهر کند، خیلی ها به طرفداری او به خیابان ها می ریزند و همان حوادث پس از ۲۲ خرداد ۸۸ رخ می داد. شاید فکر می کرد اقشار و لایه های حزب اللهی و محروم جامعه از او حمایت می کنند.

البته موقعیت احمدی نژاد پیش از اردیبهشت ماه سال ۹۰ تا حدی متزلزل شده بود. یعنی شاید احمدی نژاد برای جلوگیری از ادامه روند تزلزل موقعیتش خواست حرکتی کرده باشد.

نه، من اصلاً با شما هم عقیده نیستم. مشکل رحیم مشایی همیشه وجود داشت. اگر یادمان باشد، مدتی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، احمدی نژاد محسنی اژه ای را از کار برکنار کرد و آب هم از آب تکان نخورد. محسنی اژه ای سال ها مستقیماً با حکم ولی فقیه قاضی شرع بود. برکناری او قدرت زیادی می خواست و احمدی نژاد این کار را انجام داد.

ولی روند حوادث از اواخر سال ۸۹ به گونه ای بود که احمدی نژاد خودش در آغاز سال ۹۰ فهمیده بود که به تدریج آن جایگاه قبلی را از دست می دهد.

این حرف از یک جهت درست است. یعنی به واسطه حضور رحیم مشایی و بعضی از موضع گیری های خود احمدی نژاد، اصطکاک هایی بین احمدی نژاد و کانون های قدرت وجود داشت ولی احمدی نژاد در اردیبهشت پارسال هنوز ۹۰ درصد قدرتش را در اختیار داشت.

بالاخره نفرمودید که خروج احمدی نژاد از کانون قدرت، چه پیامدهایی برای خود او می تواند داشته باشد.

در آن یازده روز، به نظر من، قدرت احمدی نژاد به سی چهل درصد افت کرد. بعد از آن هم این روند نزولی ادامه داشت. یعنی این طور نبوده که آب رفته به جوی بازگردد. حالا سوال اساسی این است که آینده احمدی نژاد چه می شود؟ آیا نظام در برابر احمدی نژاد می ایستد و قصه بنی صدر تکرار می شود یا اینکه احمدی نژاد می پذیرد که دیگر جایگاهی ندارد و باید قدرت و موقعیت سابقش را واگذار کند؟

احمدی نژاد قطعاً می داند که اگر اوضاع به همین منوال پیش برود، قدرت و نفوذش در این نظام حتی از خاتمی هم کمتر می شود. برای اینکه نظام تصمیم گرفت که خاتمی را به کل کنار نگذارد و حتی عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام به خاتمی پیشنهاد شد؛ اگر چه خاتمی آن سمت را نپذیرفت.

اما با این روندی که ما شاهدش هستیم، من فکر می کنم که احمدی نژاد پس از پایان ریاست جمهوری اش حتی ممکن است از عضویت در دانشگاه علم و صنعت هم کنار گذاشته شود! و یا اجباراً بازنشسته شود!

به نظر شما ممکن است احمدی نژاد در یک سال و نیم آینده عزل شود؟

مشکل فقط این نیست که احمدی نژاد از تیر ماه ۹۲ دیگر هیچ سمتی نخواهد داشت. مشکل عمیق تر از این حرفهاست. ظاهراً بسیاری از نزدیکان و اطرافیان احمدی نژاد پرونده های جدی ای در قوه قضاییه دارند.

یعنی با تیم سیاسی او تسویه حساب می شود؟

بله. من فکر می کنم چنین روندی آغاز خواهد شد.

اگر احمدی نژاد یک سال و نیم آینده را بدون مشکل تراشی سپری کند، فکر نمی کنید چنین تسویه حسابی هم منتفی شود؟

نظام با خود احمدی نژاد کاری نخواهد داشت ولی قطعاً به سراغ اطرافیان احمدی نژاد می رود تا به همه نشان دهد با کسی تعارف ندارد و در پی اجرای عدالت است.

نفرمودید در چه صورت ممکن است خود احمدی نژاد عزل شود؟

اگر با همین وضع پیش برویم، بعد از انتخابات ریاست جمهوری آینده، برای خود احمدی نژاد مشکلی پیش نمی آید. حداکثر ممکن است در دانشگاه علم و صنعت اجباراً بازنشسته شود. اما احمدی نژاد کمابیش این چیزها را حدس می زند.

بنابراین سوال این است که آیا او تسلیم شده و چنین آینده ای را قبول کرده یا اینکه در پی تمهید شرایطی است که بتواند وارد یک معامله شود. من فکر می کنم احمدی نژاد به دنبال چنین فرمولی خواهد رفت.

معامله بر سر چه چیزی؟

معامله بر سر مصونیت اطرافیانش و حفظ جایگاهی برای خودش. یعنی اینکه همه چیز را از دست ندهد.

یعنی احمدی نژاد قید مطالبات حداکثری اش را می زند و به حداقل ها رضایت می دهد؟ یعنی مثل هاشمی که با تیمش در مجمع تشخیص مصلحت نظام است، او هم با تیمش به گوشه ای از نظام برود؟

بله، تقریباً. و من فکر می کنم احمدی نژاد کارت هایی هم برای بازی کردن دارد. ظاهراً بزرگترین کارتش هم این است که در یک سال و نیم جنجال آفرینی هزینه دار نکند. یعنی نظام از احمدی نژاد انتظار دارد که این زمان باقی مانده را هم به آرامی سپری کند تا کار به استیضاح و برکناری احمدی نژاد نکشد.

به هر حال مشخص است که نظام نمی خواهد احمدی نژاد به سرنوشت بنی صدر دچار شود. هر چند که در رویارویی همه جانبه نظام و احمدی نژاد، نظام برنده می شود و احمدی نژاد در این نزاع قدرتی ندارد، اما اصولگرایان نمی خواهند چنین تقابلی شکل بگیرد. بنابراین سقوط احمدی نژاد، سقوط سیاسی و اخلاقی اصولگرایان است.

اصولگرایان تا اردیبهشت امسال درد و بلای احمدی نژاد را می کوبیدند بر سر خاتمی و هاشمی و اصلاح طلبان و ملی مذهبی ها. حالا اگر احمدی نژاد یکباره عزل شود و اصولگرایان رای به بی کفایتی سیاسی او بدهند، این برای اصولگرایان خیلی گران تمام می شود.

اما اینکه چنین اتفاقی می افتد یا نه، تا حد زیادی در گرو عملکرد خود احمدی نژاد است. این احمدی نژاد است که می تواند کار را به رویارویی همه جانبه بکشاند و یا دم فروبندد و اجازه دهد این یک سال و اندی هم بگذرد.

اگر احمدی نژاد با همین رویه ای که در آخرین جلسه سوال از رئیس جمهور در پیش گرفت، پیش برود، اصولگرایان او را تحمل می کنند؟

احمدی نژاد در جلسه سوال از رئیس جمهور ، مجلس را به سخره گرفت ولی این کارها به نظر من، برای اصولگرایان قابل تحمل است.

یعنی اصولگرایان این ضرر حداقلی را می پذیرند؟

بله. به هر حال احمدی نژاد از این ضرر و زیان ها وارد خواهد کرد. اما اگر احمدی نژاد کار را به رویارویی با نظام نرساند، این یک امتیاز برای او خواهد بود.

به نظر شما ، سناریوی پوتین – مدودف دیگر منتفی شده است؟

بله، آن سناریو الان دیگر منتفی است. این سناریو قبلاً به صورت جدی مطرح بود ولی واقعه اردیبهشت ۹۰ این سناریو را منتفی کرد. یعنی اصولگرایان دیگر به هیچ وجه اجازه اجرای چنین سناریویی را نخواهند داد.

ولی به هر حال خود احمدی نژاد احتمالاً کاندیدایی برای انتخابات ریاست جمهوری آتی دارد. آیا خود او هم دیگر به اجرای این سناریو فکر نمی کند؟

خود احمدی نژاد قطعاً این سناریو را در سر می پروراند ولی الان دیگر خود او هم می داند که این سناریو قابل اجرا نیست.

احتمال دارد احمدی نژاد در یک سال آینده، به سمت ائتلاف با هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان برود؟

نه، این ائلاف غیرممکن است.

چرا؟

برای اینکه نه هاشمی احمدی نژاد را قبول می کند ، نه اصلاح طلبان.

ولی انگار احمدی نژاد مستقیم و غیرمستقیم پیغام هایی برای هاشمی فرستاده است.

احمدی نژاد دو هزار پیغام و پسغام هم برای هاشمی فرستد بی فایده است. احمدی نژاد حاضر نشد حکم ریاست فرهاد دانشجو بر دانشگاه آزاد را امضا کند. خیلی ها معتقدند که این کار او، در واقع پیامی بود برای هاشمی. برخی هم معتقدند که معرفی جاسبی از سوی احمدی نژاد برای عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی، پیام دیگری برای هاشمی بود.

ولی هاشمی نشان داده که اهل سازش و ائتلاف است. هاشمی در انتخابات مجلس ششم در برابر اصلاح طلبان بود و در انتخابات سال ۸۸ در کنار آنها.

برای اینکه اصلاح طلبان پایگاه اجتماعی گسترده دارند که بخشی از آن پایگاه با پایگاه اجتماعی هاشمی مشترک است.

الان هم احمدی نژاد در تلاش است تا اقشار و طبقات مدرن جامعه ایران را با شعارهای ملی گرایانه اش جذب کند؟

این کار نشدنی است. هاشمی رفسنجانی می توانست با اصلاح طلبان بر روی یک پلت فرم سیاسی به توافق برسد زیرا پایگاه اجتماعی مشترک داشتند.

بهترین گواه این مدعا، همان ده میلیون رای هاشمی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ است. اما اصلاح طلبان و هاشمی، به هیچ وجه پایگاه اجتماعی مشترک با احمدی نژاد ندارند. پایگاه اجتماعی عمده احمدی نژاد، اقشار و لایه های روستایی و کم در آمد است که به دلیل هزینه های مالی ای که احمدی نژاد صرف آنها کرده است، حامی او هستند.

حالا اگر سید حسن خمینی کاندیدای مورد حمایت هاشمی و اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ باشد. هاشمی و اصلاح طلبان نیروهای اجتماعی شان را به نفع سید حسن بسیج کنند و احمدی نژاد هم به آنها بگوید روستاییان و طبقات محروم شهری را به نفع سید حسن خمینی بسیج می کند. آیا در این صورت ائتلاف با احمدی نژاد به نفع هاشمی نیست؟

نه، نه! چنین ائتلافی نه از سوی هاشمی صورت می گیرد و نه از سوی اصلاح طلبان. به نظر من، احمدی نژاد همین امروز هم اگر کاندیدای ریاست جمهوری شود، بین ده تا پانزده میلیون رای خواهد داشت. یعنی همین طبقات و اقشار محروم و روستایی، به او رای می دهند. اما هاشمی رفسنجانی به چنین ائتلافی تن نخواهد داد زیرا این ائتلاف، در حقیقت هاشمی را مستقیماً در برابر رهبری قرار می دهد.

هاشمی هیچ اعتقادی به تقابل با رهبری ندارد. او در گذشته این کار را نکرده و در آینده هم چنین نخواهد کرد. هاشمی معتقد است رهبری به عنوان ولی فقیه و عمود خیمه نظام باید حفظ و تقویت شود. بنابراین هاشمی به چنین ائتلافی که در برابر کاندیدای مد نظر رهبری قرار می گیرد، روی خوش نشان نمی دهد.

مگر سال ۸۸ هاشمی از میرحسین موسوی حمایت نکرد؟

حمایت از کاندیدای مد نظر احمدی نژاد با حمایت از میرحسین موسوی فرق دارد. برای اینکه ائتلاف با احمدی نژاد، معنایش ائتلاف نیروهای اجتماعی هاشمی و اصلاح طلبان با نیروهای اجتماعی احمدی نژاد است و این معنایی جز تقابل آشکار با رهبری ندارد. هاشمی چنین کاری نخواهد کرد. اصلاح طلبان هم چنین نمی کنند زیرا آنها اساساً هیچ وجه اشتراک سیاسی و فکری ای با احمدی نژاد ندارند.

احتمال دارد احمدی نژاد پس از پایان دوران ریاست جمهوری اش از کشور خارج شود؟

فکر نمی کنم احمدی نژاد چنین کاری بکند.

ممکن است احمدی نژاد پس از اتمام ریاست جمهوری اش حزب تاسیس کند؟

احمدی نژاد رویه کار تشکیلاتی و حزبی و سازمان یافته را ندارد. او در این هفت سال نشان داده است که فقط می تواند فعالیت سیاسی توده انگیزانه داشته باشد.

نمی توان یک حزب فراگیر توده ای بزند؟

تاسیس حزب فراگیر توده ای با جلب حمایت توده ها فرق می کند. حزب به هر حال مستلزم کار تشکیلاتی است که این کار اصلاً با سلول های بدن احمدی نژاد سنخیت ندارد! احمدی نژاد عادت دارد بگوید و دیگران در برابرش انقیاد و حرف شنوی داشته باشند.

چقدر محتمل می دانید احمدی نژاد در انتخابات مجلس دهم شرکت کند؟

ممکن است احمدی نژاد چنین کاری بکند و اگر کاندیدای نمایندگی مجلس شود، قطعاً رای هم خواهد آورد.

یعنی ممکن است احمدی نژاد در اواسط دهه ۱۳۹۰ رئیس مجلس ایران باشد؟

نه، برای اینکه کار کردن در مجلس، شما باید اهل بده بستان و فراکسیون باشید. یعنی باید کار تشکیلاتی بکنید و احمدی نژاد نمی تواند چنین کاری بکند.

حالا فارغ از اینکه او می تواند یا نمی تواند چنین کاری کند، اصلاً اجازه داده می شود که او رئیس مجلس شود؟

به فرض که چنین اجازه ای هم داده شود و نمایندگان مجلس دهم احمدی نژاد را به عنوان رئیس مجلس انتخاب کنند، باز هم احمدی نژاد نمی تواند رئیس مجلس باشد؛ چرا که شیوه کار احمدی نژاد این است که من می گویم و شما گوش کنید! احمدی نژاد نه می تواند کار حزبی بکند و نه می تواند رئیس مجلس باشد؛ زیرا همه این ها لازمه اش کار توانایی کاز سازمانی است.

با این حساب به نظر شما، عمر سیاسی احمدی نژاد در جمهوری اسلامی تمام شده است؟

بله، عمر سیاسی احمدی نژاد را باید تمام شده دانست. اگر در این یک سال و اندی، اتفاق خاصی نیفتد، احمدی نژاد تا یکی دو سال پس از ریاست جمهوری اش، به عنوان چهره ای محبوب که برای توده های محروم و پابرهنه ها و روستاییان کار کرد و به دهاتشان رفت و برای آنها لوله کشی آب کرد و به آنها یارانه داد، در خاطره آنها باقی می ماند.

شما احمدی نژاد را یک سیاستمدار باهوش می دانید؟

احمدی نژاد آدم باهوشی است اما لازمه کار سیاسی، فقط هوش بالا نیست بلکه شما باید ویژگی های دیگری هم داشته باشید که به نظر من احمدی نژاد آن ویژگی ها را ندارد.

آیا احمدی نژاد که با این هوشش از استانداری اردبیل به ریاست جمهوری رسیده است، نمی تواند راهی برای برون رفت از شرایط نامطلوب کنونی اش پیدا کند تا عمر سیاسی اش به پایان نرسد؟

اینکه احمدی نژاد از استانداری اردبیل به ریاست جمهوری رسید، تا حدی محصول توانایی و استعداد و هوش ذاتی این آدم بوده است. اما علاوه بر این، روند تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه و بویژه ظهور احمدی نژاد در زمان مناسب نیز در این برآمدن نقش موثر داشت.

اصولگرایان در سال ۸۴ برای زدن هاشمی و اصلاح طلبان به کسی چون احمدی نژاد نیاز داشتند. اصولگرایان به توده انگیزی احمدی نژاد نیاز داشتند و همین نیازاصولگرایان به ابزاری برای کوبیدن هاشمی و اصلاح طلبان، موجب شد که احمدی نژاد بشود احمدی نژاد.

ممکن ست پس از مرداد ماه ۹۲ عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام به احمدی نژاد پیشنهاد شود ؟

به نظر من حوصله رفتن به مجمع و بحث کردن با دیگران را ندارد؛ چون احمدی نژاد روشش این است که بگوید و دیگران اجرا کنند.