Category: از دیگران و جراید خارجی

برج ۵٠٠ میلیون دلاری

Share Button

از همه بدتر چیزی که ازارم میداد این بود که من دو سال و نیم اینجا کار کردم و بعدش دو سال هم درگیر اینجا بودم ولی اصلا این فکر به مغزم خطور هم نکرده بود و این دوتا در عرض یک ساعت این رو فهمیدن!!! و تازه ما ایرانی ها نمیدونم از کجامون در اوردیم که باهوشیم؟؟؟.

از میان میل های رسیده
با سلام.لطفا با حوصله بخوانید و کمی با خود تجزیه و تحلیل بفرمایید.
دوستی داشتم که مهندس پروژه برج میلاد بود. همیشه راجع به این پروژه موقع ساختش با اب وتاب صحبت میکرد و من هم که حوصله اش رو نداشتم فقط بهش نگاه میکردم و سرمو برای تایید تکون میدادم ولی توی فکر خودم بودم. یه روز دیدمش که خیلی ناراحت بود. ازش پرسیدم که چی شده که شروع کرد به تعریف کردن. گفت:
” امروز یه چیزی پیش اومد که خیلی ناراحتم کرد. یه گروه ژاپنی اومده بودن برای بازدید. حدودا ١۴ یا ١۵ نفر بودن ، هر دونفر با یکی از ما رفتن که از چیزهای مختلف بازدید کنن. من هم با دو نفرشون رفتم و شروع به توضیح دادن کردم . از سه طبقه زیرزمین شروع کردم واینکه حدود ۴۵٠ تا ۵٠٠ میلیون دلار هم هزینه ساخت اون شده به اضافه اینکه ٨ سال هم از موقع شروع تا پایانش طول کشیده و بعد main hall و تجهیزات basement , seismic device ، و بعد سالن اجتماعات رو نشونشون دادم و بعد هم رفتیم توی اسانسور که قسمتهای کلاهک و pinnacle رو بهشون نشون بدم که توی اسانسور یکیشون پرسید از این قسمتshaft چه استفاده ای میشه؟؟؟ من هم نیشخندی زدم و گفتم که خوب معلومه دیگه این قسمت کلاهک ٢۵٠٠٠ تنی رو که بزرگترین کلاهک برج مخابراتی در دنیا هست رو نگه میداره. اون گفت نه منظورم این نیست، یعنی اینکه اینجا مسکونی هست یا اداری ؟؟ من گفتم نه این قسمت خالیه و راه پله و اسانسور و انتقال تجهیزات از اینجاست. اون هم دیگه چیزی نگفت و رسیدیم به بالای برج . خلاصه اونجا هم یه سری چیزها رو نشون دادم و بعد رسیدیم به رستوران گردان . چون هنوز راه نیفتاده بود من رفتم که موتورش رو نشون بدم که یکیشون گفت که این چرا این شکلیه؟؟؟ پیش خودم گفتم که اینها چه جوری اینقدر کم استعدادن!!! رستوران گردان تا حالا ندیدن و بعد هم با افتخار گفتم که این رستوران گردانه و یه عالمه توضیح دادم. خلاصه اون قسمتها که تموم شد اومدیم روی تراس که اون یکی گفت : پس gyroscope اینجا کجاست ؟؟؟ من گفتم که البته جایی براش تعبیه کردیم ولی فعلا در برنامه نیست که اون رو در محل بذاریم … یاروگفت جالبه چون من اون رستوران گردان رو فکر کردم که gyroscope هست… روی تراس که بودیم ژاپنی اولی ازم سوال کرد که این کوهها مال کشور شماست؟؟؟ من هم بادی در غبغب انداختم و گفتم بله تمام اونها مال کشور ماست. گفت ارتفاعشون چقدره ؟؟ گفتم ۴٠٠٠ متر حدودا . گفت چقدر از اینجا فاصله داره ؟؟؟؟ گفتم حدودا ٨ تا ١٠ کیلومتر. گفت تله کابین هم داره؟؟ گفتم بله داره ، میخواین ببرمتون اونجا؟ اسکی هم میتونین بکنین. گفتن نه احتیاجی نیست. اون اولی از من پرسید که شما مسوول پروژه هستین؟؟؟ و من هم که خیلی جو گرفته بودم گفتم بله خودم هستم ( البته نبودم و فقط مسوول یه قسمت کوچیکش بودم) بعد یه چیزی به ژاپنی به هم گفتن و شونه هاشون رو بالا انداختن و به ساعتشون نگاه کردن و گفتن باید بریم برای ناهار. برای ناهار رفتیم و همهشون جمع شدن و من با اون اولیه سر یه میز نشستیم. اولش ساکت بود و هیچی نمیگفت، بعدش یه دفعه رو به من کرد و گفت شما گفتین این برج shaft اش خالیه یعنی استفاده اداری ومسکونی نداره؟؟ گفتم بله برای مخابرات ساخته شده. گفت شما گفتین اون کوهها هم مال شماست و کمتر از ١٠ کیلومتر با اینجافاصله داره؟؟؟؟ گفتم بله مطمئنا. گفت خوب اگه شما مسوول این پروژه بودین چرا این برج رو روی اون کوهها نساختین؟؟؟ گفتم اخه این که خیلی واضحه توی اونشرایط جوی این همه مصالح برای ساختن برج اونجا رو چه جوری ببریم؟؟ گفت خوب من و دوستم هم همینو داشتیم بحث میکردیم شما اصلا احتیاجی به ساختن برج نداشتین یه دکل اونجا میذاشتین . یه دکل مخابرات در ارتفاع ۴٠٠٠ متری بهتر از یه دکل روی یک برج ۴٠٠ متری عمل میکنه. Shaft این برج که خالیه کاری انجام نمیده. گفتم شوخی میکنین، خوب اگه اینطوریه شما چرا خودتون بلندترین برج مخابراتی دنیا رو دارین میسازین(SKY TREE بلندترین برج مخابراتی جهان در توکیو سال٢٠١٢ افتتاح شد ولی اون موقع در حال ساخت بود) ؟؟؟؟؟ گفت توکیو یه شهریه که در کنار اب های ازاده. بلندترین منطقه اون ١٠٠ متر ارتفاع نداره . در ضمن تا ۶۵ کیلومتریش کوه ١٠٠٠ متری هم نیست چه برسه به کوه ۴٠٠٠ متری در فاصله ٩ کیلومتریش. گفتم این همه برج مخابراتی تو دنیا هست… حرفم تموم نشده بود که گفت برج رو که برای رقابت نمیسازن ، برای نیاز میسازن. تمام اونهای دیگه هم از این قاعده مستثنی نیستن. ….. یک کم فکر کردم .. برج مسکو ، تیانشان، تورنتو، کوالالامپور .. راست میگفت!!!! همه اینها در زمینهای flat land ساخته شدن و حتی تا فاصله ده ها یا صد ها کیاومتر اصلا یک تپه ۴٠٠ یا ۵٠٠ متری هم نیست!!!!!!!!
گفتم اخه ما نیاز به یک سمبل ملی داشتیم ،،،، گفت شما میتونستین یه سمبل ملی با ١٠ یا١۵ میلیون دلار درست کنین نه یک برج ۵٠٠ میلیون دلاری روی ضعیفترین نقطه شهر ،،، اونم بدون gyroscope که حتی به یک طوفان اجازه میده که اون رو جابجا کنه و نه حتی زلزله. چون تا جایی که من میدون gyroscope به صورت built in کار گذاشته میشه و باید اون در محل قرار داده بشه و بعد pinnacle دورش ساخته بشه…
من دیگه جوابی نداشتم بدم فقط گفتم که من مسوول ساخت اینجا نبودم و یه سری پرت وپلا که از قیافه یارو فهمیدم که دیگه نباید ادامه بدم ،،،، هر دو دیگه حرفی نزدیم…. من هم داشتم زمین و زمان رو مقصر میدونستم از اقا محمد خان قاجار که چرا تهران رو وسط کوهها ساخت نه بغل یه پهنه ابی تا ما بتونیم راحت توش برج بسازیم تا کسی که ۵٠٠ میلیون دلار رو هزینه این برج کرد و علاوه بر اون فکر روزی که یک جسم به وزن یک برابر ونیم USSR GEORGE WASHINGTON از ارتفاع ١٠٠٠ پا بخوره وسط بزرگراه همت!!!! و در یک سناریوی بدتر وارد پارک وی بشه و غلت بخوره بره پایین!!!!
از همه بدتر چیزی که ازارم میداد این بود که من دو سال و نیم اینجا کار کردم و بعدش دو سال هم درگیر اینجا بودم ولی اصلا این فکر به مغزم خطور هم نکرده بود و این دوتا در عرض یک ساعت این رو فهمیدن!!! و تازه ما ایرانی ها نمیدونم از کجامون در اوردیم که باهوشیم؟؟؟.
خلاصه اون ناهار کوفتم شد،،،،، و اون هم دیگه هیچی نگفت،،،، ناهارش که تموم شد بلند شد و دستش رو روی شونه من گذاشت و گفت خیلی ازتون عذر می خوام که ناراحتتون کردم ، اصلا منظوری نداشتم،،،، میدونستم که شما مسوول پروژه نیستین چون همون پایین که بودیم بهمون گفتن که ایشون نتونسته بیاد،،،،، مطمئنم اگه شما مسئولش بودین یه جای بهتر برای اون در نظر میگرفتین. اینا رو گفت و دستش رو زد به پشتم و رفت،،،،،،

نتیجه راهبردی حمله به غزه

Share Button

از سوی دیگر تحولات موجود نشان داد که مواجهه نهایی و نظامی اعراب با اسرائیل، احتمالی است که از نظر کشورهای عربی بلاموضوع فرض می‌شود، زیرا حداکثر اقدام دولت منتسب به اخوان‌المسلمین در مواجهه با حمله اسرائیل به مردم فلسطین، تهدید به فراخوان سفیر خود از تل‌آویو است. فراخوانی که اگر هم انجام شود دیر یا زود با سر و صدا یا بی سر و صدا، به پایان خواهد رسید. و از همه مهمتر این که در میانه‌ این کاروزار که دشمن تاریخی اعراب بیش از ۱۶۰ تن را در غزه کشته و بیش از ۱۲۰۰ را زخمی کرده است مشکل مردم مصر اعتراض به کشتار سال پیش قاهره است و به همین دلیل در میدان تحریر جمع شدند و به دولت خود اعتراض کردند! و هیچ مطالبه‌ای از این دولت برای جلوگیری از کشتار فلسطینی‌ها نداشتند

سایت آینده (عباس عبدی)
۱۳ آذر ۱۳۹۱
حمله هوایی اسرائیل به غزه مهم‌ترین خبر دو هفته گذشته جهان بود، اکنون که میان طرفین آتش‌بس برقرار شده بد نیست که به نتایج احتمالی راهبردی این اتفاق نیز اشاره‌ای شود. درباره دلایل وقوع این رویداد، نظرات گوناگونی وجود دارد، از جمله کوشش جناح راست و افراطی اسرائیل برای پیروزی در انتخابات آینده، یکی از دلایل مشهوری است که گفته می‌شود، زیرا نخست وزیر اسرائیل با این حمله می‌تواند فضای سیاسی را در داخل این کشور رادیکال کرده و زمینه را برای پیروزی خود و هم‌پیمانانش فراهم نماید. دلیل دیگر می‌تواند به چالش کشیدن اوباما باشد، زیرا بر خلاف انتظار و خواست نتانیاهو، اوباما پیروز انتخابات آمریکا گردید و این شکستی سیاسی برای نتانیاهو محسوب می‌شد. لذا این اقدام می‌توانست اوباما را با وضعیتی ناخوشایند مواجه کرده و او را مجبور به حمایت صریح از اسرائیل کند و از این طریق اعتبار او را در جهان عرب متزلزل نماید، و این اتفاقی بود که در عمل هم رخ داد. در باره هدف اول هم باید منتظر نتایج انتخابات اسراییل نشست. فارغ از این که هدف اسرائیل از این تهاجم چه بوده،(هر دو هدف هم می‌توانسته باشد) می‌توان درباره نتیجه راهبردی این جنگ فکر و گفتگو کرد. در این یادداشت می‌کوشم توضیح دهم که به لحاظ راهبردی احتمالاً بر این اقدام چه نتایجی بار می‌شود؟
این تهاجم، اولین آزمون نظامی جهان عرب در رودررویی با اسراییل، پس از پیروزی اسلام‌گرایان در مصر، تونس و لیبی است. در واقع اگر کسی گمان می‌کرد که وضعیت موجود میان اسرائیل و اعراب، ناشی از بی‌لیاقتی یا وابسته بودن رژیم‌های عربی از جمله مصر به غرب و آمریکاست و با تغییر این رژیم‌ها و روی کار آمدن دولت‌هایی با پایگاه مردمی و اسلامی، موازنه قوا به نفع اعراب و علیه اسرائیل خواهد شد، اکنون باید به این پرسش پاسخ دهد که این رژیم‌های مردمی، چه کار دیگری جز کوشش صادقانه برای برقراری آتش‌بس کردند؟ و این چیزی جز اثبات بیطرفی تا حدی مثبت آنها در این مناقشه نیست. فراموش نکنیم که پس از تغییر رژیم در تونس و لیبی و مصر و آمدن اخوان‌المسلمین و تحولات اخیر از جمله سفر امیر قطر به غزه و سپس نخست وزیر مصر به آنجا و نیز دسترسی حماس به موشک‌های دوربرد و حتی ضد تانک، باز هم تمام تلاش‌های اعراب و مصر برای جلب موافقت اسرائیل برای آتش‌بس است و حداکثر دستاوردهای این تحولات، تثبیت موقعیت فعلی حماس است و نه چیزی بیشتر. به علاوه این بهبود موقعیت حماس، بیش از آن که درون‌زا باشد، متأثر از حمایت برخی کشورها از جمله قطر و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس است. با توجه به ماهیت این حکومت‌ها، وابستگی حماس به آنها، نوعی چاقوی دو دم است که از یک سو موقعیت حماس را تثبیت می‌کند و از سوی دیگر اجازه عبور از مرزهایی را که این کشورها معتقد به آن هستند، را به حماس نمی‌دهد. بنابراین ارتقای موقعیت مذکور، مشروط به شرط‌های نانوشته حامیان آنان است.
از سوی دیگر تحولات موجود نشان داد که مواجهه نهایی و نظامی اعراب با اسرائیل، احتمالی است که از نظر کشورهای عربی بلاموضوع فرض می‌شود، زیرا حداکثر اقدام دولت منتسب به اخوان‌المسلمین در مواجهه با حمله اسرائیل به مردم فلسطین، تهدید به فراخوان سفیر خود از تل‌آویو است. فراخوانی که اگر هم انجام شود دیر یا زود با سر و صدا یا بی سر و صدا، به پایان خواهد رسید. و از همه مهمتر این که در میانه‌ این کاروزار که دشمن تاریخی اعراب بیش از ۱۶۰ تن را در غزه کشته و بیش از ۱۲۰۰ را زخمی کرده است مشکل مردم مصر اعتراض به کشتار سال پیش قاهره است و به همین دلیل در میدان تحریر جمع شدند و به دولت خود اعتراض کردند! و هیچ مطالبه‌ای از این دولت برای جلوگیری از کشتار فلسطینی‌ها نداشتند.
شایر برخی از افراد به نقاط ضعف و حتی ناکامی‌های اسرائیل نیز در این رویداد بپردازند که اشاره‌ای به جاست. این نکته می‌تواند منجر به این نتیجه شود که حتی جناح راست و افراطی اسرائیل را در انتخابات بعدی با شکست مواجه کند، زیرا تداوم این وضع چیزی نیست که مطلوب رأی‌دهندگان هر جامعه‌ای باشد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که این جنگ نیز در ادامه جنگ قبلی غزه، نوعی فرسایش را نزد طرفین دامن خواهد زد و در ادامه طرفین چاره‌ای نخواهند داشت جز آن که به سوی نیروهای میانه‌تر خود گرایش پیدا کنند. تقویت مواضع طرف ضعیف‌تر یک مجادله، به ویژه وقتی که عوامل مؤثر بر این تقویت به نحو پیش‌بینی ‌شده‌ای برون‌زا باشد، لزوماٌ به تقابل بیشتر منجر نخواهد شد.
جنبش جهان عرب و روی کار آمدن دولت‌هایی که تناسب بیشتری با خواست مردم خود دارند، نهایت آن چیزی بود که می‌توانستیم برای تغییر موازنه قوا علیه اسراییل، در منطقه انتظار داشته باشیم، مگر آن که منتظر آمدن سلفی‌های افراطی باشیم که در این صورت پیش و بیش از آن که با اسرائیل به جدال بپردازند، در داخل کشورهای عربی به تسویه‌حساب‌های خونین خواهند پرداخت. نمونه آن در دعوای فعلی میان نیروهای سلفی و سکولارها پیرامون قانون اساسی در مصر دیده می‌شود. همچنین حمله هوایی و کاملاً نابرابر و کشته شدن بسیاری از زنان و کودکان و تخریب زیرساخت‌های اردوگاه غزه نیز یکی از بدترین اقداماتی است که اسرائیل می‌تواند علیه فلسطینی‌ها انجام دهد، ولی وقتی در چنین شرایطی، هیچ تحرک فوق انتظاری نه در سطح «امت عربی!» و نه در سطح «دولت‌های عربی» دیده نمی‌شود، می‌توان نتیجه گرفت که نهایت راهی که پیش روی حماس قرار دارد، الحاق به محمود عباس است. البته پیش از طی این مسیر چاره‌ای جز مواجهه بیشتر با سلفی‌های رو به رشد در داخل غزه ندارد. حماس روی پشتیبانی محمد مرسی زیادی حساب بازکرده بود. در حالی‌که محمد مرسی در پی تثبیت موقعیت خود در داخل مصر است به همین دلیل هم در این رویداد به نحوی عمل کرد که آمریکایی‌ها و حتی اسراییلی‌ها هم از مواضع او تشکر کردند! تشکری که با احتیاط از حسنی مبارک می‌کردند.
این روزها هم خواهد گذشت و بر خلاف دفعه پیش که حماسی‌ها یک اسیر داشتند و می‌توانستند آن را با صدها فلسطینی دربند رژیم اسرائیل معاوضه کنند، این بار چنین دستاوردی هم وجود ندارد و معلوم نیست که باز شدن گذرگاهها هم گره چندانی از کار فروبسته سیاست در غزه باز کند، و در نتیجه با گذشت روزهای پرحرارت جنگ، حماس و اسرائیل باید مشغول ارزیابی دستاوردها و هزینه‌های این اتفاق شوند. معلوم نیست برخلاف اعلام پیروزی که از سوی هر دو طرف صورت می‌گیرد(آدم را یاد انتخابات ایران می‌اندازند که همه طرف‌های رقابت خود را پیروز خطاب می‌کنند! مثل انتخابات مجلس پنجم) هیچ یک از آنها بتوانند ارزیابی مثبتی پیدا کنند. هر چند دو طرف انگیزه‌های روشنی برای اعلام این پیروزی دارند، تا اقدامات خود را توجیه کنند.
منتشر شده در آسمان ۱۱-۹-۱۳۹۱
کامنت من ذیل یاداشت فوق در آینده البته اگر درج شود
با سلام آقای عبدی!
یاداشت تحلیلی بسیار خوبی بود. پس از جنگ ۸ روزه غزه که شما تحلیل درست خود را از آن دادید، محمود عباس با اعلام درخواست عضویت (ناظر) در سازمان ملل دست به یک تعرض دیپلماتیک زد که با تآئید حتی برخی کشورهای اروپایی هم روبرو شد که جای طرح و تحلیل آن در این یادشت خالی بود. بنظرمن این تعرض دیپلماتیک محمود عباس بهمان اندازه که علیه اسرائیل بود، علیه رقیب فتح، حماس هم بود. من خودم فکر میکنم اگر بحران مصر در کل اوضاع منطقه چرخشی ایجاد نکند، این جنگ ۸ روزه آخرین جنگ جدی غزه با اسرائیل باشد و از این ببعد جدال فلسطینیها با اسرائیل وارد یک مبارزه دیپلماتیک شود.

رسانه های مصر در سنگر آزادی با شعار: نه به دیکتاتوی!

Share Button

۱۲ نشریه و ۵ کانال تلویزیونی مصر امروز برای دفاع از آزادی با شعار «نه به دیکتاتوری!» دست به اعتصاب یکروزه زده اند. به دعوت «جبهه نجات ملی» قرار است امروز مخالفین «حکم حکومتی» مُرسی بطرف ساختمان ریاست جمهوری راه پیمایی کنند. عجله و شتاب اسلامگرایان مصر برای قبضه کردن همه قدرت و اعمال قوانین و موازین شرعی بر جامعه که در عمل بمعنی حکومت سلفیستها و اخوان است، جامعه مصر را بسرعت بسوی رویارویی ای کشانده است که نتیجه آن،چه اینطرف و چه آنطرف برنده شود خشونت و کشت و کشتار است. تأکید من بر دینامیک بودن این رویارویی از این روست که مُرسی نیردی را آغاز کرده است که نه خود میتواند دیگر آنرا کنترول کند و نه شانسی و جایی برای مخالفین خود باقی نهاده است تا رویارویی را کنترل کنند.
تنها و تنها راهی که در برابر مصر باقی مانده است، مداخله ارتش است که بین این دو نیرو که با نیروی دینامیک و خود انگیختگی کنترول ناپذیر خویش میروند تا خیابانهای قاهره را به شط خون تبدیل کنند حائل شده و از رودر رویی آنها جلو گیری کند.
و حکومت مجدد نظامیان بر مصر آن چیزی نبود که مردم مصر برای بازگشت و یا تداوم آن با کشته دادن قریب یکهزار نفر قیام کردند.به بن بست کشاندن انقلاب ۲۵ ژانویه مصر یکبار دیگر نشان داد که اسلامگرایی همانقدر با دمکراسی همخوانی دارد که آب با آتش! اسلامگزایی شانسی برای اسقرار در مصر ندارد ولی هزینه سنگین بگور سپاری خود را نه تنها به مردم مصر بلکه به تمام منطقه و حتی جهان تحمیل خواهد کرد.
نتیجه ورطه هولناکی که در برابر انقلاب مصر دهان گشوده است اینست که رژیم ایران، مسکو، حزبالله لینان و سوریه میدان مانور میابند تا با سرگرم کردن غرب و شاخ تراشی برای ان در منطقه مدتی بیاسایند. به دست انداز افتاده تحولات مصر آن امداد غیبی ای است که رژیم سوریه و پشتیبانان آن میخواهند تا به دنیا نشان دهند یگانه راه آرام سازی منطقه تعامل با آنها و امتیاز دهی بدانان است.
بعداً گزارش خبری و تحلیلی وقایع را خواهم نگاتشت.

۱۲ newspapers and 5 TV channels strike for freedom of expression
12 Egyptian privately and partisan-owned newspapers and five TV channels plan to stop work on Tuesday and Wednesday against the proposed draft constitution
Ahram Online , Monday 3 Dec 2012
Media strike poster reads in Arabic “a constitution that terminates rights and restrains freedoms. No to dictatorship.”
Ahram Online declares its full support for the strike action undertaken on Tuesday by a large number of major Egyptian newspapers and TV stations in defence of freedom of the press, freedom of expression, civil liberties and the rule of law. In view of our particular status as a web-based news outlet, however, we will maintain our updates throughout this crucial day of protest, not in contravention of the strike action, but in full solidarity with it. These decisions were consensually adopted by an all-staff meeting of Ahram Online, and in consultation with members of the board of the Press Syndicate and striking news media.
Twelve Egyptian newspapers and five TV channels announced that they will go on strike for one day to object to both recently issued constitutional declaration and the draft constitution.
The newspapers will not print on Tuesday and the TV channels will go off-air on Wednesday.
The draft constitution, which was passed on 30 November by the Islamist-dominated Constituent Assembly and is set to be voted on in a referendum on 15 December, does not include articles against the imprisonment of journalists in cases related to freedom of expression as demanded by journalists.
The Journalists Syndicate’s executive council had withdrawn its representatives from the Constituent Assembly in mid-November after its recommendations and suggestions were ignored by the assembly.
Later, the general assembly of the syndicate had threatened on 25 November to stage a strike against the constitutional declaration that president Mohamed Morsi issued on 23 November..
The newspapers that will go on strike on Tuesday include: Al-Masry Al-Youm, Al-Watan, Al-Tahrir, Al-Wafd, Al-Youm 7, Al-Dostour, Al-Shorouk, Al-Sabah, Al-Ahaly, Al-Ahrar, Al-Fagr and Osbooa.
The TV channels that will go on strike on Wednesday, with blank screens broadcasting in place of content, are: ONTV channels, CBC and Modern channels, Al-Hayat Channels and Dream TV channels.
Already on Monday, Al-Wafd newspaper, Al-Youm 7 newspaper, Al-Watan newspaper, Al-Masry Al-Youm newspaper and Tahrir newspaper shared the same headline “No to dictatorship” with an illustration showing a prisoner made of newspaper sitting in a dark cell.
Online media will not go on strike on Tuesday to be able to cover the newspaper strike and other protests planned by the opposition against both the declation and the draft at the presidential palace in the evening.
“We need the online media to be able to send the message of the strike to the reader,” Alaa El-Attar, member of the Journalists Syndicate board told Ahram Online.
“However, it will be left to every online new site to define the way it expresses its solidarity with the strike,” El Attar added.
Ahram Arabic news website reporters have decided to go on partial strike on Monday in solidarity with the media strike planned for Tuesday.
“We announce, as the young reporters of Ahram Arabic portal, that on top the disgraceful rejection of journalism in the new draft constitution and how Judge Hossam El-Gheriany, the head of Constituent Assembly, mocked journalists,” said the statement.
“We decided to go on strike Monday, 3 December, in solidarity with the right of the reader to get free press, away from any pressure and in accordance with the decision of the Journalists’ Syndicate Council to go on strike to object to the repression of freedoms, the approval to confiscate newspapers and imprisonment of journalists in the new draft constitution,” the statement continued.
The reporters of Ahram Arabic news website, which is considered one of the biggest news portals in Egypt, are on strike, with the exception of a single reporter who is keeping the portal updated.
…………………………………………………….
Activists reject choice between constitution and declaration


Women from different backgrounds participate in Tuesday’s protests against Morsi’s constitutional decree (photo: Reuters)

Statement by activists rejects choice between ‘undemocratic’ constitution and ‘power-grabbing declaration’, condemns Brotherhood and former members of Mubarak regime

More than one hundred activists signed a statement on Monday rejecting President Morsi’s recent constitutional declaration and the new constitution.
Prime Minister Hisham Qandil has said the declaration will be cancelled if the constitution is passed by a national referendum on 15 December.

The revolutionaries said they would not accept an “undemocratic” constitution that “lacks basic rights” in order to cancel a “power-grabbing declaration.”

Moreover, they said they would not be forced into choosing between Islamists and members of the former regime, and refused to be represented by opportunistic members of the former regime who oppose the Brotherhood.

The activists also rejected the “forced” polarisation between secularists and Islamists, used by both camps for political gain. They said they stood with those who support the revolution and did not base their position on the Islamist-secularist divide.

The statement was signed by members of the Strong Egypt Party, Kazeboon (anti-military rule campaign), Doctors Without Rights and the Socialist Popular Alliance Party, as well as rights organisations, independent academics, artists, activists and intellectuals.

Islamists have accused members of the growing movement against the constitutional declaration of being guided by former regime figures seeking revenge against the Brotherhood and other Islamists. Revolutionaries have disregarded this as counterpropaganda.

‘Friends of Syria’ meet in Tokyo

Share Button
The Syrian opposition coalition hopes for more international pressure on the
Assad regime, Walid al-Bunni, a spokesman for the coalition, said in an interview with Japanese public broadcaster NHK ahead of the Tokyo meeting.
With “Russia and Iran still supporting them, sanctions (are) not enough. We need more than that,” he said, citing the possibility of NATO establishing a no-fly zone
TOKYO: Delegates from more than 60 countries gathered in Tokyo Friday, seeking to ramp up pressure on Bashar al-
Assad’s regime as the US moved towards recognising the newly-unified opposition as true leaders of Syria.
Abrahim Miro (R) of the Syrian Economic Task Force and Saad Alammar of the Gulf Cooperation Council look at a document before a working-level meeting on sanctions to Syrian government in Tokyo November 30, 2012. REUTERS/Toru Hanai

Japanese Foreign Minister Koichiro Gemba, told the “Friends of Syria” group the international community had to act together where the divided United Nations Security Council had failed.

“The violence has continued for more than 20 months and the number of casualties in Syria has surpassed 40,000 and counting today, causing a humanitarian crisis,” he told representatives from 67 countries.

“We are gravely concerned about the spillover of the crisis to the entire region.

“While the United Nations Security Council has been unable to assume its primary responsibility, it’s increasingly important for the international community to act as one in order to deal with” the continuing violence.

The Friends of Syria group has previously organised four such meetings — in Paris in April, Washington in June, Doha in July and The Hague in September.

The fifth “sanctions working group” meeting in Tokyo saw the first participation from four countries — Kazakhstan, Kosovo, Indonesia and Bangladesh, a foreign ministry official said.

On Thursday US Secretary of State Hillary Clinton said Washington was weighing what further help it could give the Syrian opposition rebels.

“We are going to carefully consider what more we can do,” Clinton told a Washington forum, saying the United States was constantly evaluating the situation and adding: “I’m sure we will do more in the weeks ahead.”

But she stopped short of saying whether the United States would recognise the newly-formed Syrian National Coalition, which is seeking to oust Assad, as the sole representative of the Syrian people, as several European countries have done.

Privately, US officials have said the Obama administration will likely go ahead and recognise the group at some point.

“We hope the National Coalition of Syrian Revolutionary and Opposition Forces… will play a further role as an entity that represents a wider range of the Syrian society, with a common objective of having all the Syrians enjoy peace and prosperity in the new Syria,” Gemba said on Friday.

Along with sanctions on the Assad regime, “providing assistance to refugees and internally displaced people” is essential, said Gemba, adding the world also had to “look ahead to a post-Assad” Syria.

The Syrian opposition coalition hopes for more international pressure on the Assad regime, Walid al-Bunni, a spokesman for the coalition, said in an interview with Japanese public broadcaster NHK ahead of the Tokyo meeting.

With “Russia and Iran still supporting them, sanctions (are) not enough. We need more than that,” he said, citing the possibility of NATO establishing a no-fly zone.

Read more: http://dailystar.com.lb/News/Middle-East/2012/Nov-30/196637-friends-of-syria-meet-in-tokyo.ashx#ixzz2Dh40LxLM
(The Daily Star :: Lebanon News :: http://www.dailystar.com.lb)

Nawara Negm: “Morsy has lost his legitimacy”

Share Button
 
There is nothing called “we will oust him”. I can confidently tell you, based upon my own view, that Morsy has committed a double crime; killing of protesters and inciting a civil war in the country, and as such, he is not my president and he must go. He has lost his legitimacy as a president. He breached the vow he had made and killed demonstrators. He is a criminal who incited a civil war, and he is not my president. I am not personally going home unless he leaves

November 29, 2012
Journalist, blogger and activist discusses corruption and legitimacy with DNE
How would you comment on the current situation with Tahrir filled with protesters?

Well, I am personally optimistic and I see that all these events constitute a continuum of the revolution. Not only the Mubarak regime but also the older military establishment have altogether precipitated their residues on the country. We have to remove these layers of residue one after the other.
We cannot remove all ranks of corruption at a single time. First, we removed Mubarak and his corrupt entourage, then overthrew the military regime after revealing to what extent corruption had infiltrated the army. Now we have the principal opposition faction in Mubarak’s era. The truth is that during his era, Mubarak corrupted everything, including his own opposition. When we took to the streets during the revolution, we knew well that the only ready alternative had been the Muslim Brotherhood. We also knew that they are corrupt and fascist.

They [the Muslim Brotherhood] had to take this chance so that we would not marginalise them. We have a long journey to remove these successive precipitated layers of corruption. By the will of Allah, when we are done with what we are doing, the Brotherhood will quit; they will quit with the will of the people. We still have another journey, we are not done yet.

What is your opinion regarding the new constitutional declaration?

Well, I am all against it, but I am happy with it. The Muslim Brotherhood offered us a shortcut to end some stages. The president could have managed to gain these validities and authorities in a smarter and wiser way and [have] shown some patience. People are just getting out from a revolution and he just suddenly came up with such a dictatorial declaration. It has become clear that the Muslim Brothers have absolutely no issue with inciting a civil war in order to maintain their grip on power.

I know that Khairat El-Shater is behind this constitutional declaration and behind the Muslim Brotherhood’s hard-line stance and insistence that Morsy does not back down. The Muslim Brotherhood Organisation was founded by Hassan Al-Banna in 1928 and ended in 2012 by Khairat El-Shater.

El-Shater possesses a very self-centric personality and a great deal of ambition and pride. Money is also blocking his vision, and always take into account the years he spent in prison enduring Mubarak’s injustice. He dreams of being Erdogan II, and of possessing a certain project he does not even know. The important thing is for him to have a project, which he implements.

What do you think about raising the pensions for the families of the revolution’s martyrs, which was stipulated in the constitutional declaration?

While the spilt blood of those martyrs is extremely precious to me, I am still outstandingly happy that he misused it in this blunt, flawed and uncovered way. All that he gained from mentioning the martyrs and the wounded is even more disrespect and disdain.

What do you think about the revolution’s protection law, in light of the current polarisation?

This is a funny law, whereby the protection of the revolution’s achievements is done through abolishment of strikes, demonstrations and protests. Abolishment of defamation, as in abolishment of freedom of expression. The protection of the revolution comes in four clauses, the revolution’s prosecution investigates incidents of defamation, which is closely linked to freedom of expression. For example, when we insult Morsy or the Murshid [supreme guide], we will stand before the revolution’s prosecution. Any blockage of the streets, for example demonstrations, will be penalised. So, when they were rallying facing Ittihadiya Palace, were they not blocking the street? Any stoppage of production, for example strikes, is abolished. In other words, the revolution protection law forbids anyone from revolting.

Protesters are now saying either Morsy will follows their calls or they will oust him. What do you see?

There is nothing called “we will oust him”. I can confidently tell you, based upon my own view, that Morsy has committed a double crime; killing of protesters and inciting a civil war in the country, and as such, he is not my president and he must go. He has lost his legitimacy as a president. He breached the vow he had made and killed demonstrators. He is a criminal who incited a civil war, and he is not my president. I am not personally going home unless he leaves. There are people who are here because of the constitutional declaration; I do not have anything to do with them. I am speaking on my own behalf; this is not my president. I personally tell you, based upon my own feeling, especially after attending Jika’s funeral [a protester killed during recent clashes] that Morsy will not complete his presidential term.

» قفل پرونده مهدی هاشمی باز نشد؛ برنامه ریزی بازجویان ناکام ماند

Share Button

چکیده :در حالی که بازجویان و مسئولان امنیتی مرتبط با این پرونده تصور می کردند ملاقات آیت الله هاشمی با پسرش ممکن است به ترغیب او به نوشتن عفو رهبری و در نتیجه باز شدن قفل این پرونده بینجامد، نتیجه این ملاقات برعکس خواسته ی بازجویان بوده و رییس مجمع تشخیص نظام در این ملاقات از ننوشتن درخواست عفو حمایت کرده و چنین کاری را در واقع نوعی اعتراف به خطای ناکرده از سوی او دانسته است….

رد مصاحبه تلویزیونی و پیشنهاد عفونویسی، از سوی مهدی هاشمی/ آیت الله از تصمیم فرزندش حمایت کرد
کلمه: پنجشنبه
پنجشنبه, ۹ آذر, ۱۳۹۱

آیت الله هاشمی رفسنجانی در ملاقات هفته گذشته با مهدی هاشمی، یکی از دو فرزند زندانی خود، از مقاومت وی در برابر خواست بازجویان برای نوشتن درخواست عفو حمایت کرده و چنین کاری را به منزله اعتراف او به خطای ناکرده دانسته است.

به گزارش کلمه، تقریبا همزمان با انتشار خبر رد پیشنهاد مرخصی از سوی فائزه هاشمی و شدت گرفتن اتهام پراکنی های رسانه های اقتدارگرا علیه فرزندان رئیس مجمع تشخیص مصلحت، منابع نزدیک به خانواده هاشمی می گویند مقام های قضایی اعتراف کرده اند که هیچ مدرک مستدلی در پرونده مهدی هاشمی وجود ندارد.

به گفته این منابع، در حالی که بازجویان و مسئولان امنیتی مرتبط با این پرونده تصور می کردند ملاقات آیت الله هاشمی با پسرش ممکن است به ترغیب او به نوشتن عفو رهبری و در نتیجه باز شدن قفل این پرونده بینجامد، نتیجه این ملاقات برعکس خواسته ی بازجویان بوده و رییس مجمع تشخیص نظام در این ملاقات از ننوشتن درخواست عفو حمایت کرده و آن را در واقع نوعی اعتراف به خطای ناکرده از سوی او دانسته است.

هفته ی گذشته فاطمه هاشمی فرزند دیگر رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو با کلمه با اعلام این خبر که برادرش مهدی هاشمی را دوباره برای چند ساعت و بی اطلاع خانواده به بیمارستان مدرس منتقل کرده اند، به ملاقات پدرش با مهدی پرداخته و گفته بود: مهدی گفته که این ها هیچی از من ندارند و هر چه هم که می گویند همه صحبت هایی که بوده دیگران علیه من کرده اند و فقط شفاهی بوده و سند و مدرکی ندارند. افرادی که در مورد من صحبت هایی کرده بودند هم هیچ مدرکی ارائه نداده بودند.. در این ملاقات مهدی هاشمی، خواست معمول بازجویان از متهمانی که درون نظام تعریف می شوند مبنی برپذیرش خطا و نوشتن عفو را که موجب تخفیف در مجازات و نیز منفعت برای نظام می شود را با پدر خود در میان گذاشته و تصمیم خود مبنی بر مقاومت در برابر این خواست بازجوها را به نظر آیت الله هاشمی رفسنجانی رسانده که با تایید و حمایت وی مواجه شده است.

همچنین بر اساس گزارش رسیده به کلمه از نزدیکان خانواده هاشمی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت در گفت و گوی تلفنی با رهبری، موضوع پیشنهاد بازجویان برای عفونویسی و مختومه کردن پرونده بدین ترتیب را با آیت الله خامنه ای در میان گذاشته است. به گفته این منابع، رهبری هم در این مکالمه اظهار داشته که نوشتن عفو یا اعتراف، نافذ بوده و به معنای پذیرش اتهام است و متهم نباید از کار ناکرده عفو بخواهد.

این مکالمه از این لحاظ حائز اهمیت است که در رویه متداول نهادهای امنیتی فعلی در بازجویی ها، اهمیت چندانی به مستندات و شواهد واقعی و محکمه پسند داده نمی شود؛ بلکه ضابطین قضایی و بازجوها متهم را در برابر اتهامی قرار می دهند و سپس او را بین نوشتن عفو یا اعتراف به جرم ارتکابی و دفاع از آن مخیر می کنند.

بدین ترتیب بازجوها بی اعتنا به نبود مدارک و مستندات، با فشار زیاد از متهمان می خواهند که از آنها عفو یا اعتراف بگیرند تا در هر صورت، اقرار متهم را به منزله شاهدی بر جرم ارتکابی به دادگاه و افکار عمومی عرضه کنند.

این در حالی است که برخلاف نظر آیت الله خامنه ای، اکثر فقها اعتراف متهم علیه خود تحت فشار و در شرایط حبس انفرادی را نافذ و دارای اعتبار شرعی و حقوقی نمی دانند.

بر اساس این گزارش مهدی هاشمی در این ملاقات گفته که برگه ای را با یک پرسش کلی پیش روی او می گذارند تا خودش هر عمل خلاف قانونی را که انجام داده بنویسد که وی از پاسخ به این گونه پرسش ها استنکاف کرده و خواستار پرسش های مشخص و مستند، طبق قانون شده است.

از دیگر موارد درخواستی بازجوها که مهدی هاشمی رد کرده، برائت از جنبش سبز و رهبران آن در یک برنامه ضبط شده تلویزیونی است.

یک منبع نزدیک به خانواده هاشمی معتقد است تماس با آیت الله هاشمی برای ملاقات با فرزندان خود در اوین، به امید توصیه او به فرزندش مهدی برای نوشتن عفو یا همکاری با بازجوها بوده است که بدین ترتیب نتیجه این ملاقات را می توان در هدفگذاری بازجوها، نوعی نقض غرض دانست.

از دیگر اخبار مربوط به مهدی هاشمی این است که پزشک معالج او تاکید کرده که باید مجددا در بیمارستان حضور پیدا کرده و اقدام به سیستوسکپی کند اما تاکنون به جز یک بار که بدون اطلاع خانواده هاشمی او را به بیمارستان برده اند، انتقال مجددش به بیمارستان که نظر پزشکان معالج اوست، انجام نشده است.

به این ترتیب و با توجه به اینکه نظر بازجوهای فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکنون تامین نشده است و با وجود نظر مخالف بازپرس پرونده و برخی اظهارات مقامات دادستانی تهران خطاب به خانواده هاشمی، قرار بازداشت موقت مهدی هاشمی با فشار بازجوها برای دوماه دیگر تمدید شد و اعتراض او نیز به صدور این قرار از سوی دادستانی رد شد.
نقل از کلمه.
……………….
توجه!

یک اطلاعیه:
چون تصمیم دارم ماه آینده فرنگی یعنی ماه دسامبر را به کنترل و سنجش میزان از استقبال سایت اختصاص دهم ، از گذاردن لینک مطالب؛ برای این ماه، در بالاترین، گوگل، فیس بوک، و توئیتر، و همچنین از ارسال با اِ میل برای دوستان خود داری میکنم. چنانچه دوستان علاقمند به دیدن سایت هستند، میتوانند مستقیم به آدرس آن مراجعه نمایند. با سپاس!

Fast-track constitution: Voting Thursday 2 months before deadline

Share Button
Worse, Dawoud added, giving Shura Council the power of legislating is a very dangerous development “because most non-Islamist forces do not trust an Islamist dominated upper house to issue laws that can
serve democratisation.”

Although given till 12 Feb 2013 by president Morsi to complete its work, the Islamist-dominated constituent assembly surprised all by declaring it will vote Thursday on Egypt’s new constitution
Gamal Essam El-Din , Thursday 29 Nov 2012
In spite of objections and boycott from the Church and most non-Islamist forces and big demonstrations across the country, the Islamist-dominated constituent assembly surprised all by deciding to put Egypt’s final draft of the new constitution to a final vote Thursday.
At the end of its nine-hour session on Wednesday, the Assembly made another big surprise. It rammed through an article that gives the Islamist-dominated upper consultative house of Shura Council the power to issue legislations and until a new lower house parliament (the House of Representatives) is elected.

The two decisions were a big surprise because they came after Islamist President Mohamed Morsi decided on 22 November to give the Assembly two additional months so that non-Islamists and Islamists can reach a consensus on the new charter and finish their work without haste.

Moreover, granting the Islamist-dominated Shura Council the power of legislating would cause a big backlash on the street. To most liberal and leftist forces, it makes no difference that Islamist president Mohamed Morsi or the Islamist-dominated Shura Council have the power of legislation because both are subject to the control of one force – the Muslim Brotherhood and its Salafist allies.

At the beginning of Wednesday’s session, the Assembly’s chairman Hossam El-Gheryani told members that “all of you should come at 10 O’clock tomorrow morning to get the honour of attending the vote on the new constitution.” El-Gheryani also issued a final call to members who withdrew from the Assembly – mostly non-Islamists and representatives of the Church – urging them “not to miss a glorious day.”

“You had a hand in drafting this constitution and you should be keen to be here tomorrow on a great day to put the final touch on this work.”

“I made several contacts with members who withdrew from the assembly such as poet Farouk Guwaida, political activist Ayman Nour and representatives of the church, appealing to them to come tomorrow to be honoured with endorsing Egypt’s constitution,” he added.

The Assembly’s Secretary-General Amr Darrag, a member of Muslim Brotherhood’s Freedom and Justice Party (FJP), also told parliamentary correspondents on Wednesday that “the debate on the final draft of the constitution would be completed today and then to be followed by a final vote on Thursday.”

After the vote, the final draft of the 230-article constitution is expected to be sent to President Morsi on the same day to put it to a national referendum within two weeks.

El-Gheryani told the Assembly last week that “all should be prepared for day-and-night debates throughout the week and from Saturday until Thursday and until we finish our work.”

In spite of this, most political observers expected that the final vote would be conducted next week. “It was expected that the final draft would be put for a public debate first for few days and then put to a final vote at the end but this is not what happened,” Mohamed Abdel-Alim Dawoud, a member of the Wafd party who joined withdrawals, told “Al-Ahram Online.”

Dawoud argued that El-Gheryani, a former judge with Islamist leanings, might have been subjected to pressure from Islamist president Mohamed Morsi and Muslim Brotherhood group to wrap up the debate and put it to a vote this week.

“The Brotherhood might believe that the passing of the final draft of the constitution could help them contain the popular anger directed at President Morsi, as expressed by last Tuesday’s huge demonstration at Tahrir Square, and get out of the current political crisis,” said Dawoud.

“The decision to rush out the vote will only serve to pour oil on fire and push more anger into the face of Morsi and his group. It will exasperate the existing impression that the Assembly is really under the tight control of Muslim Brotherhood and that the resulting constitution was tailored by them to serve their political ends.”

Worse, Dawoud added, giving Shura Council the power of legislating is a very dangerous development “because most non-Islamist forces do not trust an Islamist dominated upper house to issue laws that can serve democratisation.”

It is not clear how the vote will be conducted at the absence of around a quarter of the assembly’s original members (or a third of original and reserve members). According to internal rules, the first reading of the final draft should gain 67 votes and if it failed, a second reading could be based on 57 votes only. In both cases, Islamists – Muslim Brotherhood and ultraconservative Salafists -have the majority.

One major reason why non-Islamists boycotted the Assembly was that they asked for a vote of no less than 75 per cent of members.

“This could have reflected consensus rather than impose control by the majority,” said former presidential candidate and one-time Mubarak foreign minister Amr Moussa who was the first to withdraw.

Thursday’s vote comes as the Assembly, led by Islamist El-Gheryani, speeded up the process of drafting the constitution in the last few days. A whopping number of 50 articles have been discussed since Saturday, with most of them regulating controversial bodies like judicial authority, the army, the president’s powers and the press and media.
 

Has the Muslim Brotherhood entered a new stage؟

Share Button
Now, the Muslim Brotherhood’s understanding of their current situation is as follows: if we’ve obtained the support of 70 per cent of the people, in addition to that of the Egyptian Armed Forces and the United States, are we not able then to impose our vision of an Islamic state upon Egypt? The constitutional declaration was the first step in this process, as it attacked the independence of the judiciary, and sought to grant control over it to their supporters

Farid Zahran / November 27, 2012
The process of Al-Tamkin is a phrase often used by Islamists, that can be traced back to the time of the Prophet (PBUH), which, according to various biographies, consists of two phases.

The first phase is Istada’af, (subjugation); Muslims during the time of the Prophet (PBUH) were often persecuted, and therefore often hid the fact that they were Muslims. Istada’af refers to the methods used and adopted by Muslims to endure persecution in societies that do not accept them.

The second phase of Al-Tamkin is also referred to as al-Tamkin, and refers to the time in history when God granted Muslims the power to defeat their hostile neighbours and establish the Caliphate. In modern terms, Al-Tamkin is used by many Islamic organisations to refer to overcoming adversity.

Islamic organisations of all stripes that participate in politics have borrowed from the past, take particular phrases and try to apply them to their modern day lives.

Shi’a Muslims are often champions of the notion of Al-taqia (dissimulation), as many branches of Shi’ism purposely conceal their beliefs, to the point that many act as underground movements, in order to avoid the dangers associated with making their identity public.

Sunnis on the other hand, which is how many Islamists in Egypt would describe themselves, have not been known to adopt methods of dissimulation except in circumstances where they face an ever present threat. However it is during this stage that God upholds his word and chases away the infidel.

Within both the stages of Al-Tamkin and Istada’af it is possible to say that there exists a series of small sub-stages, and that a sub-stage of Al-Tamkin in one instance may in fact be considered a sub-stage of Istada’af in another. Before the 25 January Revolution for example, the Muslim Brotherhood often existed quite publicly, operating local headquarters, and congresses, sometimes even speaking to the media.

All of this could be considered in some way a form of Al-Tamkin. However despite their public image, authorities often jailed dozens or sometimes hundreds of brotherhood members for long periods of time, in addition to rigging elections. These methods guaranteed that the Brotherhood would never be more than a minority opposition party in Parliament.

Taking into account the various forms of persecution they suffered during this period, it is also possible to say that this may have been a time of Istada’af for the Brotherhood, compared to what they have been able to accomplish recently.

The actions of the Muslim Brotherhood during this period could be seen as employing methods of dissimulation, as a means of hiding their true power for the purpose of biding their time and maintaining a role as an opposition movement.

Before the revolution, the Brotherhood often took part in protests as part of the democratic opposition to the Mubarak regime, and continued doing so until Mubarak stepped down on February 11, 2011.

However after the removal of Mubarak, their methods began to change, as they began to enter into the first of stage of Al-Tamkin. Once the announcement was made regarding parliamentary elections, the Brotherhood promised (based on the belief that they were not yet strong enough to lead) that their goal in taking part in the elections would only be to serve as a minority party that would form a government with a larger coalition.

However, once their power base amongst the Egyptian people began to grow, they began competing for more seats, and went on to contest the presidential elections despite the fact that they had promised not to run a candidate. They went back on their word a third time when they appointed Hesham Qandil to the position of prime minister after previously promising to appoint an individual experienced in politics.

In all of these cases, the Muslim Brotherhood was never content with exercising limited power, they instead went back on their promises when their power increased, and as a result they gradually moved from being in a state of Istada’af to al-Tamkin. The main difference between the two stages for the Muslim Brotherhood was the extent to which they would apply dissimulation to their politics and mask their true intentions.

The practice of reneging on their promises was no mistake, but rather was and is a calculated policy on the part of the Brotherhood to move from the stage of Istada’af to Al-Tamkin. The Muslim Brotherhood does not view any promises made during the period of Istada’af as ones they are expected to keep or uphold, and furthermore do not consider going back on their word in such a circumstance to be immoral.

Perhaps one can justify this by referring to it as continued dissimulation, taking necessary measures to ensure one’s survival, along the lines of that done by the Prophet (PBUH). But this is merely a claim that gives liars a cover against sin. Before the 25 January revolution the notion of the Muslim Brotherhood going back on its word had become normal and was not an issue that drew much attention.

However after the revolution, and with the speed with which unprecedented change swept Egypt, the scope of the Muslim Brotherhood’s lies expanded, and the time it took them to break their promises started becoming shorter and shorter, often not exceeding weeks or days or even a matter of hours.

Before the revolution, the Muslim Brotherhood could claim that they often changed their positions as a result of shifting circumstances, however after the revolution it became clear to the Egyptian people that their tendency to flip flop was not merely circumstantial, but rather was an ingrained part of their identity as a movement, a fact that would later cost them a large amount of support.

It is necessary to state here that like many other Islamist organizations, the Muslim Brotherhood believes in the notion that “war as trickery,” an Arabic phrase that can also be traced back to the Hadiths of the Prophet (PBUH), and they have employed it much in the same way they have dissimulation.

The practice of reneging on promises can be considered to be a part of the notion of war as trickery, and it is upon you my dear reader to realise that the Brotherhood does in fact consider itself at war, and that it is within this context of war that they are allowed to practice the idea of dissimulation.

The announcement of the new constitution is therefore just the latest in a series of steps leading up to Al-Tamkin, which at its core is rooted in what the Muslim Brotherhood considers to be a strategic change in the political landscape that will enable them to further pursue their ultimate goal of establishing an Islamist state and expelling those who stand in their way.

What was the strategic shift that took place in Egyptian politics that enabled the Muslim Brotherhood to draft this constitution, and how did it take place? We must return to the beginning, to the days of the 2011 revolution, and ask what forces were involved between 25 January and 11 February in ousting Hosni Mubarak?

We can agree that there were three main forces primarily responsible for ousting Mubarak, the first being the Egyptian people, and the participation of citizens of all different stripes in working to end a dictatorship. The second being the army, who refused to support Gamal Mubarak as the heir of the Mubarak dynasty. The last force being the west, specifically the United States, who saw that Mubarak had lost his legitimacy and was no longer able to protect their interests. Of course there are differences in opinion about which force played the biggest role in ousting Mubarak.

Opinions abound; some say that the American role had only been to provide political cover to the Egyptian revolutionaries, while others claim that the army contributed nothing other than simply being neutral. Regardless of what has been said, what is important is that the regime was ousted in just 18 days. Whether certain forces contributed more or less by remaining neutral or being active in the streets is of less importance.

Now, just days before the announcement of Morsy’s constitutional declaration the Muslim Brotherhood was able to live out it’s dream, at the expense of Israel and the United States by acting as the primary mediator in a cease-fire between Israel and Hamas. This move not only undermined the Palestinian cause, but also ignored Egypt’s security concerns.

There is no doubt that Egypt’s role in brokering the cease fire is the first in a series of steps that will lead to the Gaza Strip becoming a part of Egypt, which will be naturally followed by Jordan annexing the West Bank, two moves that will put an end to the dream of an independent Palestinian state and lead to permanent lawlessness in the Sinai Peninsula.

As far as the army is concerned, the Muslim Brotherhood has given them everything they could ever want.

No one can know whether Morsy actually received official support from the United States and the Egyptian armed forces regarding the declaration before its release, or whether he hoped to obtain it after the fact, based on the belief that he had given both parties everything they had wanted so much that their support was guaranteed.

Again, whether or not this was the case is not important. In Morsy’s eyes the Muslim Brotherhood/Islamist brand had the support of nearly 70 per cent of the Egyptian people (if one takes into account the Egyptian parliamentary elections) and had already reached a level of Al-Takmin that would give them the power to go after the Egyptian judiciary, unilaterally draft a constitution, and sack those who didn’t support their policies, even those who had previously been allies.

The history of political Islam, and the Muslim Brotherhood in particular, consists of alliances being broken as soon as one party believes it can be stronger and accomplish more on its own. The phrase “we eat lunch with them before we have dinner with them” comes to mind.

The Muslim Brotherhood has formed and broken alliances with Al-Naqrashi, Abd-al Nasr, Anwar Sadat, Hosni Mubarak, and even the United States in Kabul. All of these alliances were based on promises made, promises they inevitably went back on as soon as they felt they had moved from a phase of Istada’af to that of Al-Tamkin.

Now, the Muslim Brotherhood’s understanding of their current situation is as follows: if we’ve obtained the support of 70 per cent of the people, in addition to that of the Egyptian Armed Forces and the United States, are we not able then to impose our vision of an Islamic state upon Egypt? The constitutional declaration was the first step in this process, as it attacked the independence of the judiciary, and sought to grant control over it to their supporters. The media has also come under attack, starting by shutting down the Dream network.

Notice my dear reader that this is the very same channel that was ordered to return to work recently by judicial decree. But of course, the decisions of the president now and forever override those of any judicial power.
 

بمب گاز در کویر!

Share Button

این تکنو لوژی جدید، بمعنای این نیز هست که، ایالات متحده میتواند در راه خودکفایی از نظر انرژی برای وسائط نقلیه خود نیز باشد. چنین بنظر میرسد که این فرایند نقشی تعین کننده برای مسئله سیاست امنیت ملی دارا باشد زیرا این کشور به واردات نفتی کمتری از کشور های خاورمیانه مانند عربستان سعودی، ایران و عراق کمتر وابسته میماند.

داگنز ایندوستری سوئد
۲۶ نوامبر ۱۲
کشوری که میتواند عربستان سعودی دوم شود
در صحرای الجزایر آنقدر گاز منجمد میتواند وجود داشته باشد که تمام نیاز یک دهه اروپا را بدهد. این کشور در حال اجرای تسهیلات مالیاتی برای فعالیتهای اکتشافی است که موجب شده تا غولهای انرژی اروپایی از شادی دستهایشان را بهم بمالند.
برابر (آی. اِ . ای)، آژانس جهانی انرژی، حدود ۶٫۵ بلیون متر مکعب گاز جامد در زیر سطح خاک الجزایر وجود دارد.. این میزان گاز بیشتر ده برابرمصرف کل سالیانه گازطبیعی تمام اروپاست. ارزش این ذخایر گازی معادل ۱۷۰۰ میلیارد کرون (قریب ۲۵۰ میلیارد دلار ح ت) برآورد میشود.
این کشور هم اکنون، قراردادهایی را برای انجام عملیات اکتشافی گازی با: رویال دوچ شل، انی اسپا و تالیسمان انرژی امضاء کرده است و در حال انعقاد قرارداد با اکسون نیز هست.
در عین حال پارلمان الجزایر فقط یک هفته فرصت دارد تا لایحه تسهیلات مالیاتی را به تصویب برساند تا عملیات حفاری را برای گاز و نفت مقرون به صرفه سازد. مشابه این قوانین در دست تصویب در پارلمان الجزایر، در کشورهای دیگری از جمله نروژ وجود دارد.
گاز طبیعی الجزایر هم اکنون در جنوب اروپا مصرف میشود. این گاز از طریق لوله زیر دریای مدیترانه انتقال یافته و از جمله به ایتالیا و اسپانیا میرسد و گازمصرفی خانگی را برای آشپز خانه و گرمایش تأمین میکند.
چنین افزایشی در صادرات گاز شمال آفریقا به اروپا بمعنای اینست که، اروپا کمتر به غول گازی روسیه گاز پروم وابسته بماند. این غول گازی دولتی قیمت گاز صادراتی خود را به بهای نفت پیوند زده است. این امر موجب شده تا مثلاً قیمت گاز وارداتی از روسیه ۳ برابر گرانتر از قیمت گاز در ایالات متحده باشد. طبق گزارش مؤسسه بلومبرگ، پس از کشف و استخراج گاز جامد بطورجدی، بهای گاز در ایالات متحده، ظرف ۳ سال ۷۰% تنزل یافته است.
دلیل اینکه پیش بینی میشود که تولید گاز الجزایر بسرعت و بمیزان زیادی میتواند توسعه یابد، تکنولوژی جدید بهربرداری از منابع گاز و نفت رسوبی* است. این رسوب مثل لایه های رسوبی کوهستانی است.
این تکنو لوژی جدید، بمعنای این نیز هست که، ایالات متحده میتواند در راه خودکفایی از نظر انرژی برای وسائط نقلیه خود نیز باشد. چنین بنظر میرسد که این فرایند نقشی تعین کننده برای مسئله سیاست امنیت ملی دارا باشد زیرا این کشور به واردات نفتی کمتری از کشور های خاورمیانه مانند عربستان سعودی، ایران و عراق کمتر وابسته میماند.
افزایش زیاد سهم گاز صادراتی شمال آفریقا به جنوب اروپا ، برای این منطقه همان نقش را دارا است. زیرا از وابستگی اروپا به گاز روسیه کاسته میشود. امری که از نظر سران اروپا ریسک وابستگی اروپا را که علناً از سیاست های پوتین در سرکوب اپوزیسون در روسیه ناخشوندند را کاهش میدهد.
*
به سوئدی oljeskiffer
Shale oil انگلیسی به
یک کامنت یا خاطره کوتاه: حدود ۱۲ ـ ۱۳ سال پیش در یکی از شهرهای جنوبی نروژ در یک روز تابستانی برای شنا به دریا رفته بودم. در کنار ساحل با یک نروژی گرم صحبت شدم او از کارم پرسید، گفتم برای پلات فرمهای نفتی(اف شور) کار میکنم. علاقه بیشتری نشان داد و شروع به صحبت از «لایه های گاز منجمد متان» در اعماق زیاد دریای نروژ کرد که با توصیفات او، من لایه ها و تکه های گل سرشور در نظرم مجسم شد، من با تعجبی ناباورانه گفتم مگر میشود که لایه های منجمدی به قطر ده ها متر و بوسعت (آنجور که او توصیف میکرد هزاران کیلومتر مربع) از گاز وجود داشته باشد؟ بهر حال آخر سر فکر کردم طرف هذیان میگوید و از این نشریات فانتزیک علمی خوانده و تصوراتش را بجای واقعیت میگذارد.و کل قضیه را خیالبافی محض گرفتم. قریب دو سال پیش کم کمک اینجا و آنجا به مسئله برخوردم تا اینکه قریب چند ماه پیش یک گزارش خبری خیلی مفصلی در چند تا، و نه یکی هم، از نشریات بزرگ دنیا راجع به چیزی بنام «شِل اویل»** خواندم که به برکت کشف و بهره برداری از آن، آمریکا تا ۲۰۲۰ در تولید نفت از عربستان جلو میزند و… . بعداً گزارش کاریکاتور وار و مسخ شدهای از این یافته ی بزرگ دنیای انرژی را حتی در سایت تابناک هم دیدیم. با قضاوت از آنچه خوانده ام میتوانم بگویم دهه آینده دهه دگرگونی ژئوپولیتک نفتی در دنیاست و شاید هم زود تر.
**
راجع به شِل اویل میتوانیدبه ویکی پدیا رفته وبنویسید
Shale oil

US aircraft carrier strikeforce readies in case of war with Iran

Share Button

The flagship $4.5 billion carrier, a 100,000 ton floating city with a crew of 5,000, was despatched four months earlier than planned to bolster the United States Navy’s already formidable force in the region, the Fifth Fleet.
Its mission is to keep some of the world’s busiest shipping lanes open in its most combustible region; at any moment America’s standoff with Iran could escalate into a crisis.
“Could there be a threat?” asked Rear Admiral Mike Shoemaker, the man who would command any mission to force open the sea lanes. “Yes is the answer. Is it manageable? Also yes.”
Admiral Shoemaker, a wiry man with a Navy buzz cut, runs through the likely threats: anti-ship cruise missiles; midget submarines; speedboats on suicide missions. Iran’s conventional air force and navy are clapped out and no match for the US Navy, but they had years of practising mine-laying.
“If they sunk a tanker, that could shut the Strait for a couple of days or a week,” Adm Shoemaker said. “But we could
deal with that quite quickly. A massive mine-laying effort, though, would take a while to clear.”

متآسفانه در هنگام درج بقیه مطلب اشکال فنی پیش می آید. برای خواندن بقیه مطلب به لینک زیر مراجعه نمائید. وقت کنم ترجمه میکنم.

http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/middleeast/iran/9700439/US-aircraft-carrier-strikeforce-readies-in-case-of-war-with-Iran.html