Category: از دیگران و جراید خارجی

اجتماع بزرگ کارگران در اعتراض به تغیر قانون کار

Share Button

صادقی در سالروز تصویب قانون کار:
کارگران اجازه تغییر قانون تامین اجتماعی را نمی‌دهند
سانسور کارگران در رسانه‌ ملی که با پول کارگران اداره می‌شود نه تنها خدمت نیست بلکه خیانت به نظام است/ ما امروز چوب عدم ثبات در مدیریت تامین اجتماعی را می‌خوریم/ آقای مرتضوی هنوز نیامده، بدون سابقه و اشراف دقیق به این حوزه وسیع و حساس، به سراغ تغییر قانون تامین اجتماعی رفته است.

در اعتراض به اصلاح قانون کار صورت گرفت؛
آغاز گردهمایی کارگران سراسر کشور در ورزشگاه شهید معتمدی
۱۳۹۱-۰۸-۲۹, ۰۹:۴۳
سرویس: کارگری
هزاران تن از کارگران در اعتراض به اصلاح یک‌طرفه قانون کار و تامین اجتماعی در ورزشگاه شهید معتمدی گرد هم آمدند.
لحظاتی پیش گردهمایی بزرگ کارگران سراسر کشور در ورزشگاه شهید معتمدی آغاز شد.

به گزارش خبرنگار ایلنا،هزاران تن از کارگران در اعتراض به اصلاح یک‌طرفه قانون کار و تامین اجتماعی در ورزشگاه شهید معتمدی گرد هم آمدند.

این کارگران نوشته‌هایی در اعتراض به اصلاح یک طرفه قانون کار و تامین اجتماعی،وضعیت اقتصادی کشور،وضعیت تولید، دستمزد،وضعیت معیشتی،عدم امنیت شغلی و….در دست داشتند.

همچنین کارگران نساجی مازندران نیز با حضور در این گردهمایی بار دیگر خواستار رفع مشکلات خود شدند.
…………………
صادقی در سالروز تصویب قانون کار:
کارگران اجازه تغییر قانون تامین اجتماعی را نمی‌دهند
سانسور کارگران در رسانه‌ ملی که با پول کارگران اداره می‌شود نه تنها خدمت نیست بلکه خیانت به نظام است/ ما امروز چوب عدم ثبات در مدیریت تامین اجتماعی را می‌خوریم/ آقای مرتضوی هنوز نیامده، بدون سابقه و اشراف دقیق به این حوزه وسیع و حساس، به سراغ تغییر قانون تامین اجتماعی رفته است.
رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری هشدار داد: جامعه کارگری اجازه تغییر ناعادلانه حتی یک بند از قانون تامین اجتماعی را به مدیر عامل این سازمان نمی‌دهد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، حسن صادقی در جمع هزاران کارگر که به مناسبت بیست و دومین سالروز تصویب قانون کار در سالن شهید معتمدی تهران تجمع کرده بودند سخنرانی می‌کرد، گفت: جامعه کارگری هنوز از لایحه ۷۴ ماده‌ای تغییر قانون کار فارغ نشده است که دولت موضوع تغییر قانون تامین اجتماعی را مطرح کرده است. تغییر ناعادلانه این قانون مهم برای جامعه کارگری هیچ سودی ندارد جز آنکه ضعف‌های دولت را بپوشاند.

صادقی قوانین کار و تامین اجتماعی را حاصل سال‌ها تلاش، مبارزه و مجاهدت جامعه کارگری دانست و به برخی تغییرات مد نظر دولت در لایحه تغییر قانون تامین اجتماعی اشاره کرد.

صادقی گفت: مدیران تامین اجتماعی قانون «الزام درمان» را به درمان پایه کاهش داده‌اند و درمان پایه به معنای درمان سرپایی است و این اتفاقات نه حاصل سه جانبه‌گرایی، که به دلیل «خوش رقصی‌هایی» است که نمایندگان قانونی کارگران برای جلب نظر دولت انجام می‌دهند. آنان پوستین را وارونه بر تن کرده‌اند.

معاون دبیرکل خانه کارگر در امور شهرستان‌ها افزود: با تغییر قانون تامین اجتماعی یکی دیگر از قوانینی که می‌خواهند بلاموضوع کنند، قانون مشاغل سخت و زیان آور است‌. ‌مدیران دولتی قصد دارند سهم حق بیمه کارفرما را کاهش داده و سهم حق بیمه کارگران را افزایش دهند.

صادقی که در جمع هزاران کارگر در سالن سرپوشیده شهید معتمدی تهران سخن می‌گفت، با تکذیب استدلال تهیه کنندگان لایحه تغییر قانون تامین اجتماعی مبنی بر تکلیف برنامه پنجم توسعه، گفت: ماده ۳۸ این قانون تنها به دولت اجازه داده که قانون بیمه بیکاری را اصلاح کند. آیا این به معنای اصلاح قانون تامین اجتماعی است؟
او ادامه داد: ما امروز چوب عدم ثبات در مدیریت تامین اجتماعی را می‌خوریم، در ۷ سال گذشته ۸ مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی عوض شده‌اند. در این شرایط است که آقای مرتضوی هنوز نیامده، بدون سابقه و اشراف دقیق به این حوزه وسیع و حساس، به سراغ تغییر قانون تامین اجتماعی رفته است.

صادقی گفت: سعید مرتضوی زمانی که وارد سازمان تامین اجتماعی شد قول داد که در شش ماه ابتدایی سال ۹۱، ۱۰۰ هزارتومان و در شش ماهه دوم ۲۰۰ هزار تومان به حقوق بازنشستگان اضافه کند. حال به جای آنکه به قولش عمل کند به سراغ تغییر قانون تامین اجتماعی رفته‌ است.

رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در بخش پایانی سخنان خود با اشاره عدم وجود دوربین‌های صدا و سیما در محل اجتماع اعتراضی کارگران، این اقدام مدیران صدا و سیما را «هزینه کردن از نظام» برای پوشاندن ضعف‌های دولت ارزیابی کرد و خطاب به مدیران صدا و سیما گفت: ‌اگر شما اخبار کارگری را پوشش دهید مردم برای کسب اطلاع از شرایط کارگران کشور به سراغ رسانه‌های خارجی نمی‌روند.

او در خاتمه تاکید کرد: سانسور کارگران در رسانه‌ ملی که با پول کارگران اداره می‌شود نه تنها خدمت نیست بلکه خیانت به نظام است.

پایان پیام

مصاحبه با یکی از مقامات مملکتی!

Share Button

دریکی از این گفت وگوها،فردی که به “اسمال شرخر” معروف است،درمورد تجربه خود صحبت های جالبی مطرح کرده است. «اسمال ‌شرخر» را می‌شود جلوی یکی از مجتمع‌های تجاری پایتخت پیدا کرد. نخستین بار که او را دیدم، منکر شرخری شد اما بعد خودش تماس گرفت. در این حرفه یکی از بهترین‌هاست و پیدا کردنش زیاد وقت نمی‌گیرد. با این حال دوست ندارد عکسش را منتشر کنیم. قدش زیاد بلند نیست اما هیکلش ورزیده است. روی صورتش جای دوزخم دیده می‌شود. یکی روی پیشانی که نشان از زخمی عمیق دارد و یکی روی گونه سمت راست که باریک اما طولانی است. می‌گوید بچه سه‌راه آذری است اما عمرش را در نظام‌آباد و یافت‌آباد سپری کرده و حالا شرخر یکی از مجتمع‌های تجاری پایتخت است.

گفت وگو با یک شرخر:نگوشرخر،بگو رابین هود/چک پارسال بیشتر از همیشه رونق داشت

هفته نامه تجارت فردا به بهانه افزایش میزان چک های برگشتی وتشدید دعاوی مالی،پرونده ویژه ای در مورد ‘اقتصاد شرخری’ گرد آوری کرده ودرآن با دو شرخر گفت وگو کرده است.

****
*می‌خواهم در مورد بازار شرخری با شما صحبت کنم. خیلی دوست دارم در مورد دستمزد شرخری، خطرهای این کار، حاشیه‌های آن و اهمیت آن صحبت کنیم. سوالم این است که از نظر شما شرخری چه معنی و مفهومی ‌دارد؟
ببخشید داداش همین اول کار بگم که من از اصطلاح شرخری خوشم نمیاد. کار ما مثل رابین هود می‌مونه. ما کار راه‌اندازیم و شرخر نیستیم. از آدمایی می‌گیریم که حساب کتاب سرشون نمیشه اگرنه چرا آدمای بد‌بخت بیان سراغ ما؟ اگه حساب و کتاب بازار درست باشه هیشکی سراغی از ما نمی‌گیره.
*نفهمیدم. چرا رابین هود؟
برای اینکه رابین هود از آدمای پولدار می‌گرفت و به آدم‌های فقیر می‌داد.
*اما اجیر‌کننده شما فقیر نیست. آدمی هم که از او با زور پولی می‌گیرید، لزوماً ثروتمند نیست. رابین هود قهرمان یک داستان قدیمی ‌است که فکر می‌کرد باید از آدم‌های پولدار بگیرد و به فقرای ناتینگهام کمک کند. من شباهتی بین شما و رابین هود نمی‌بینم و در ضمن خیلی هم از رابین هود خوشم نمی‌آید. چرا باید از یک عده به زور پول گرفت وبه یک عده دیگر داد؟ من فکر می‌کنم شرخری واژه بهتری است. من هنوز دوست دارم شما شرخری را تعریف کنید.
شرخری یعنی زنده کردن پول. من نمی‌فهمم چرا میگن شرخر اما از اینکه به من بگن شرخر خوشم نمیاد. همین قدر می‌فهمم که بعضی‌ها خودشون نمی‌تونن از حق خودشون دفاع کنن بعد میان سراغ ما. یکی مزاحم ناموسی داره. اون یکی مستاجرش سرموعد حاضر نیست خونه رو تحویل بده و یکی دیگه طلب داره اما پولش زنده نمیشه. میان سراغ ما. ما هم می‌گیم دقیقاً چی می‌خوای؟ طرف دردشو می‌گه ما هم گوش می‌کنیم. بعضی لقمه‌ها برا دهن ما گنده است می‌گیم نه. بعضی‌ها باب دندون ماست می‌گیم آره. ته خط هم یه چیزی گیر ما میاد طرف هم به هدفش می‌رسه.
*پس شرخر فقط دنبال نقد کردن طلب مردم نیست. یعنی کارهای دیگری هم هست که قبول می‌کنید.
خیلی پیش اومده که یک زن تنها اومده سراغ ما گفته همسایه‌اش مزاحم دخترش میشه. گفتیم باشه آبجی پول نمی‌گیریم برات حلش می‌کنیم. رفتیم جوون لندهور مردمو انداختیم تو ماشین بردیم زدیمش و ادبش کردیم و بعد ولش کردیم. یک بار یک پیرمرد سراغ منو از بچه محل‌ها گرفته بود. اومد پیشم گفت پسرم مشکل منو حل می‌کنی؟ گفتم مشکلت چیه؟ گفت یه پسر دارم که خیلی اذیتم می‌کنه. توهین می‌کنه و پول می‌دزده می‌خوام ادبش کنی. بعد هم یه چیزی بابت دستمزد داد و من هم رفتم سراغ پسره. دیدم پسره معتاده و خیلی هم بچه پر‌روست. گرفتیم با بچه‌ها بردیمش تو باغ یکی از دوستان تو شهریار. یک هفته کار من این بود که این لندهورو کتک بزنم. هی می‌زدمش و هی خون بالا می‌آورد. اون قدر زدمش که بیهوش شد. از صبح تا شب کلاغ پرش کردم اون قدر که پاهاش از خودش نبود. پس می‌بینی که همه‌ش مساله پول نیست.
*چرا نباید این کار را به قانون سپرد؟
خوب در نمیاد. اولاً می‌گیرن ولش می‌کنن. بعدهم خوب ادبش نمی‌کنن. من وقتی این جور آدما رو می‌گیرم اون قدر می‌زنمشون که خون بالا می‌آرن. قانون چنین کاری نمی‌تونه بکنه. خود من صد بار بازداشت شدم اما همیشه آزادم کردن. شاید باورت نشه اما لات‌ها خیلی دوست دارن اون تو باشند. تو زندان کار هست، کاسبی هست اما این بیرون نیست.
*آیا شرخری برای شما شغل محسوب می‌شود؟
من کار دیگه‌ای بلد نیستم. اصلاً بذار درمورد این کار صحبت کنم. خیلی‌ها فکر می‌کنند این کار کثیفه ولی ما کار راه‌انداز مردم هستیم. فامیلام از من بدشون میاد. با من قطع رابطه کردن و منو می‌بینن روشون رو می‌کنن اون ور. ولی من این کارو دوست دارم. درآمدم خیلی خوبه. قبلاً یه موتور هم نداشتم اما حالا واسه خودم خونه و ماشین دارم. دفتر اجاره کردم. همه منو می‌شناسن. تو بانک که میرم بدون صف کارم راه می‌‌افته. تعارف که نداریم می‌ترسن دیگه.
*اینکه مردم از شما می‌ترسند آیا مزیت محسوب می‌شود؟
مزیت؟ چرا نباشه؟ این همه آدم تو این مملکت داریم همه‌شون هم دوست دارن آدما جلوشون خم و راست شن. ببین داداش لات‌ها برا خودشون آدم دارن که بهشون میگن نوچه. هرکی واسه خودش نوچه‌ای داره. شما نداری؟ رئیس فلان اداره نداره؟ نماینده نداره؟ همه دارن. همه‌ام دوس دارن مردم جلوشون خم و راست شن. من وقتی میرم تو بانک جلوم خم و راست می‌شن. چرا؟ چون زور دارم و نترس هستم. یه بار از رئیس یه شعبه آدرس صاحاب چکو می‌خواستم نداد. رفتم توی پارکینگ و دور تا دور ماشین خوشگلشو خط‌خطی کردم. روش هم نوشتم رابین هود. وقتی اومد بره بیرون، آتیش گرفته بود. من آدم بد‌لجی هستم. فرداش رفتم تو بانک داد و بیداد راه انداخت و زنگ زد پلیس. منو بردن ولی مدرک نداشتن ولم کردن. دوباره رفتم بانک و این بار درگوشش گفتم یا آدرسو بده یا می‌زنم زندگیتو نابود می‌کنم. آدرس زن و بچتو دارم. بازهم چقری کرد و نداد. شب رفتم در خونه‌ش زنگ زدم. خودش اومد پشت آیفون گفتم منم رابین هود. گوشیو گذاشت. می‌دونستم زنگ می‌زنه پلیس. رفتم قایم شدم. تا پلیس رفت دوباره رفتم در خونه‌ش. شروع کردم داد و بیداد کردن که آی مردم این مرده حیثیت خونوادمو برده. زن و بچه داره اما به ناموس من نظر داره. نیومد بیرون ولی باز پلیس اومد. دوباره فرار کردم. باز که پلیس رفت برگشتم در خونه‌ش زنگ زدم. دیگه عصبانی شده بودم. قاطی کرده بودم. گفتم پسرتو می‌دزدم یا آدرسو بده. شماره‌مو رو دیوار نوشتم براش. طرفای ظهر بود که دیدم زنگ زد. گفت تو رو خدا دست از سرمون بردار. گفتم کاری ندارم آدرسو بده. بنده خدا داد ولی اگه نمی‌داد می‌رفتم بچه‌شو می‌دزدیدم.
*به بچه‌اش چه ربطی داشت؟
ببین داداش این چیزا مال قصه‌هاس. اینکه رحم کنی و نکنی، چیزی درست نمیشه. من شرخرم. گل‌کار که نیستم. معلم که نیستم. طرف پول مردمو خورده و نمی‌ده. بعد رفته برا زن و بچه‌ش لباس و ماشین خریده اون وقت چطور ربطی نداره؟ سرنوشت اینها همه به هم وصله و شوخی نیست. چطور منو بگیرن و ببرن زندان زن و بچه‌م گشنه می‌مونن و هیشکی نیست کمکشون کنه.
*شما زن و بچه هم داری؟
بله، دو تا دختر دارم.
*می‌توانی تصور کنی یک نفر آنها را گروگان بگیرد؟
اوه اوه خدا اون روزو نیاره. قاطی می‌کنم بد جور. بین ما لات‌ها هم گاهی دعوا میشه. یه بار دارودسته مهدی‌سیاه با ما کج افتادن دستشون که به من نمی‌رسید دخترکوچیکه‌مو گروگان بردن. قاطی کردم. خدابیامرز مهدی‌سیاه رفیقم بود. زنگ زدم رو گوشی‌ش گفتم مهدی به بچه‌هات بگو تمومش کنند که اگه قاطی کنم، بد میشه. گوش نکرد. رفتم از بچه‌های نظام‌آباد چند نفر اجیر کردم. محل دعوا یکی از فرعی‌های شماره دو بود. آی زدیم همدیگه‌رو. قمه بود که فرو می‌رفت تو دل و جیگر بچه‌ها. خود من اون روز هفت تا چاقو خوردم ولی خدا خواست ما بردیم. مهدی سیاه به نوچه‌هاش دستور داد دخترمو آزاد کردن.
*شده تا حالا سر شرخری کتک هم بخوری؟
ببین داداش این کار کتک داره، فحش داره. بی‌ناموسی داره و همه چی داره. بذار برات تعریف کنم می‌فهمی چی میشه. یه بار یه بابایی جلو پاساژ منو دید وگفت تو اسمال ‌شرخری؟ گفتم آره، فرمایش؟ گفت: یه چک دارم مال یه بابایی که خیلی کله گنده‌س میگن فقط تو می‌تونی نقدش کنی. گفتم بیا بریم صحبت کنیم. رفتیم یه جا نشستیم صحبت کردیم. گفتم توکی هستی؟ گفت کارخونه گچ دارم. گفتم طرف کیه؟ گفت نماینده بوده والان داره تو خیابون فاطمی ساخت وساز می‌کنه. گفتم بادیگارد داره؟ گفت: آره راننده داره. طرف ۳۰۰ میلیون بدهکار بود و قرار شد من هشت تا بگیرم و پولشو نقد کنم. می‌دونستم خیلی خطرناکه. بادیگارد طرف غول بود و می‌دونستم منو لت و پار می‌کنه. گفتم اسماعیل این دیگه ته خطه. خلاصه نشستم فکر کردن تا اینکه یه چیزی به ذهنم رسید. تعقیبش کردم دیدم میره سر ساختمونش تو خیابون فاطمی. هر روز یه سر می‌زد و نیم ساعتی اون جا بود و بعد می‌رفت دفتر کارش که بلوار کشاورز بود. یه روز که بادیگاردش از شرکت رفت بیرون، رفتم تو دفترش. به بهونه تعمیر تاسیسات ساختمون. تنها بود. یه لحظه پشیمون شدم اما دیگه نمی‌شد کاری کرد. رفتم جلو کپی چک رو گذاشتم جلوش. گفت این چیه؟ گفتم مال شماست. موبایلشو برداشت زنگ بزنه گفتم حاجی پول نشه، پولت می‌کنم. دو روز دیگه میام. زدم بیرون. شب رفته بودم قهوه خونه ممد میشی دیدم چند نفر گردن‌کلفت اومدن تو. درو بستن و اونقدر ما رو زدن که تو ادرارم خون بود. خلاصه دیدم این یارو خیلی چقره. نگو عکسمو از تو دوربین در آورده بودن و شناسایی کرده بودن. به قدری کتک خوردم اون روز که تا سه ماه بدنم درد می‌کرد.
*تا حال از کاری پشیمان شده‌اید؟
بله، ولی عادت کردم بهش فکر نکنم. ولی شب‌ها بعضی وقت‌ها خوابش را می‌بینم. یه بار اشتباهی کارد فرو کردم تو پهلوی یه نفر دیگه. به یکی زنگ زدم لیچار بارم کرد عصبانی شدم. رفتم سراغش. قیافه‌شو نمی‌شناختم. از یکی پرسیدم، گفت اونه. رفتم کاردو فرو کردم تو کتفش بعد فهمیدم اشتباه کردم و اون نبوده. خیلی ناراحت شدم. یه بار هم رفتم چک یه بدبختو نقد کنم. خونه‌ش تو منیریه بود. تاجری بود که حساب و کتابش به هم ریخته بود و خلاصه چک‌هاش برگشت می‌خورد. دو روز پشت در موندم و هیچ کس درو باز نکرد. می‌دونستم تو خونه اس. رفتم رو پشت بام و کولرشو قطع کردم. بازهم بیرون نیامد. خلاصه یه چند روزی علافش بودم تا اینکه با هزار بدبختی از پنجره رفتم تو خونه‌ش. اصلاً صدایی نمی‌آومد در حالی که می‌دونستم تو خونه‌اس. هرجا رو نیگا کردم نبود. ولی متوجه شدم از تو حموم صدا میاد. رفتم یواش درو وا کردم دیدم بدبخت افتاده رو زمین و دوش هم بازه و همین طور آب هم داره میره. دستکش دستم کردم و شیر آب رو بستم. ولی دیدم مرده و نفس نمی‌کشه وآب هم صورتشو پوسانده بود. قیافه‌ش تا مدت‌ها توی ذهنم بود. اون روز اومدم بیرون و زنگ زدم به پلیس و گفتم من شرخرم و چنین چیزی دیدم. نمی‌دونم من چقدر مقصر بودم اما در هرحال عذابش برام مونده.
*هرکدام از کارهایی که می‌کنید، قیمت کارهایی که می‌کنید چقدر است؟
هر چیزی قیمتی داره. گوش، انگشت، بند انگشت، مو، پهلو، سر. خلاصه همه چیز واسه خودش قیمت داره. یه بار یه بنده خدایی به من پول داد تا سگ یه خانومه رو بکشم. مثل اینکه به سگ خانومه حسودیش می‌شد. یه روز عصرکه خانومه تو فرمانیه داشت پیاده‌روی می‌کرد، سگشو دزدیدم. طرفای عصر بود که دزدیدمش و شب هم فروختمش به یکی دیگه.۳۰۰ تا گرفتم. به هرحال چک یه نرخ داره، چک و توگوشی هم یه نرخ. کف‌گرگی هم قیمت خودشو داره. مثلاً مظنه چک،۱۰ تا ۲۰ درصده. شاید هم بتونی چک طرف رو بخری که در این صورت ۵۰ درصد از مبلغ چک کم می‌کنی و بقیه اش رو میدی طرف. بعد ولی باید نقدش کنی دیگه.
*آقا اسماعیل برای من یک سوال خیلی مهم است. دقیقاً چندسال است که داری کار می‌کنی واینکه کدام سال کار شما بیشتر رونق داشته است؟
راستش کار ما همیشه رونق داره. سفارش زیاده. تا بی‌حسابی باشه، کار ما هم رونق داره. وقتی وضع مردم خوب شه، وضع ما بد میشه. وقتی وضع مردم بد شه وضع ماهم خوب میشه. در ضمن الان دست زیاد شده و هرکیو می‌بینی، قمه دست گرفته می‌آفته توخیابون دنبال باج‌خواهی و شرسازی. بعضی‌ها شرخر نیستند، شر‌سازند.
*در مورد چک‌های برگشتی می‌گویم.
بله. در مورد چک، بیشتر از همیشه پارسال رونق داشت. پارسال من دفتر زدم و ۱۰ تا نوچه گرفتم. من الان ۱۱ ساله دارم کار شرخری می‌کنم. الان ۳۹ سال دارم و ۱۱ ساله شرخرم. اولش هیچی نداشتم. کارم سرقت گوشی بود ولی بعد یه بنده خدایی بود به نام تقی معروف به تقی وانتی منو کشوند تو این راه. من بچه لات بودم و دعوا راه می‌نداختم. گفت بیا شرخری کن نون خوبی توش داره. برا بار اول رفتم سراغ کارمند یه شرکت. دفترش تو جردن بود. نشستم تو دفترش گفتم تا پول ندی نمیرم. اونقدر کثیف و بد‌بو بودم که طرف چک ۵۰۰ هزارتومنی رو همون جا قرض کرد و پولشو داد. اون موقع ماهی دوسه تا چک برگشتی داشتیم الان ماهی ۲۰ تا داریم شاید هم بیشتر. خودم دیگه کمتر از ۱۰۰ میلیون کار نمی‌کنم ومعمولاً ۱۰ تا ۲۰ درصد می‌گیرم.
*فکر می‌کنید تا چه زمانی این کار را ادامه بدهید؟
دوست دارم دو سال دیگه بازنشسته کنم خودمو. شکر خدا الان خونه و ماشین و زندگی دارم ولی می‌خوام از نظام‌آباد بیام سمت یوسف‌آباد. یه خونه بزرگ می‌خوام و بعد یه ماشین و بعد هم بتونم یه گاراژ تو جاده قدیم بگیرم برا تعمیر پمپ و این طور چیزها. البته الان دیگه دعوا نمی‌کنم. رفتارم پخته شده و کمتر قلدری می‌کنم ولی همچنان احتمال قاطی کردنم هست.
برگرفته از خبر آنلاین
۲۹ آبان دو شنبه

کلمه: نامه ایی از همسر آیت الله هاشمی.

Share Button

بعنوان یک کامنت راجع به این نامه باید بگویم ساده، منطقی و دلنشین است. و در باره محتوای آن باید بگویم، بنظر من خانواده هاشمی و خود وی به آن دیوار کوتاهی تبدیل شده اند که هر کس میخواهد با شارلاتانی برای خود اعتبار کسب کند از آن میپرد تا هنر خود را نشان دهد. در فضای سیاسی امروز جامعه ما بسیاری قداست های قلابی و تابوهای قلابی تر وجود دارند که باید شکسته شوند و یکی از آنها هاشمی ستیزی کور و ابزاری است و قهرمان این میدان احمدی نژاد و شرکاء هستند و در پشت سر آنها  شخص عظمی که فقط در اطراف خود گماشتگان و قره نوکران مالشگر را تحمل میکند! نه شخصیت های صاحب وزن را.

حبیب تبریزیان

……………..

این چه نفوذی است که پسرش را مخفیانه از بیمارستان می دزدند و او نمی تواند حتی اعتراض کند؟
عفت مرعشی: اقتدار هاشمی در استقامت و دفاع از حقوق مردم است، نه اعمال نفوذ غیرقانونی
چکیده: فرض کنیم که مهدی از چنگ قانون فرار کرده و نمی خواسته که برگردد. مگر قانون اجازه محاکمه غیابی را نمی دهد. چرا پیش از دو سال تعلل کردند؟ پاسخ روشن است: مهدی در تبعید که محاکمه نشود، برای تداوم حمله سیاسی علیه هاشمی رفسنجانی مفید تر است تا مهدی محاکمه شده. اگر محاکمه اش عادلانه باشد، معلوم میشود که جرمی نداشته یا اگر هم محکمه او را مجرم بداند و حکمش اجرا شود، دیگر دستاویزی برای متهم کردن هاشمی باقی نمی ماند! حالا معلوم شد که اساسا مسئله قضایی نیست و چرا آنها نمی خواستند مهدی برگردد….

یکشنبه, ۲۸ آبان, ۱۳۹۱
عفت مرعشی همسر آیت الله هاشمی رفسنجانی در دومین نامه ی خود با بیان اینکه می دانم که سیل اتهامات و حملات دوباره نثار این مادر رنج کشیده خواهد شد اما قضاوت با مردم است نوشته: آنها که می گویند هاشمی رفسنجانی نفوذ دارد، اکنون باید پاسخ دهند که این چه نفوذی است که بیش از ماه و نیم دختر و پسر ایشان دربند هستند و چون دیگر فرزندان این سرزمین یکی بیش از یک ماه است که در سلول های انفرادی به سر می برد و دیگری نیز چون دیگر زنان و دختران آزاده، در بند زنان اوین دوران محکومیت خود را سپری می کند. این چه نفوذی هست که حتی هاشمی رفسنجانی نمی تواند پسرش بیمارش را به گواهی پزشکان ناراحتی قلبی دارد را در بیمارستان نگه دارد؟ این چه نفوذی است که پسر او را از بیمارستان می دزدند و با اون شرایط و به شکل مخفیانه خارجش می کنند و او نمی تواند حتی اعتراض کند؟

به گزارش کلمه، همسر رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس جمهور اسبق کشورمان در ادامه ی نامه ی خود تصریح کرده است: البته هاشمی مقتدر است و حجم حملات نشانگر اقتدار اوست، و تاکنون نتوانسته او را از میدان بدر کند، اما اقتدار او در استقامت و نفوذ کلام و دفاع از حقوق مردم است، نه در تعلیل وظایف دستگاه های قانونی! اتفاقا آنها هستند که به دلیل اقتدار هاشمی، همه دستگاه های کشور را در خدمت اغراض سیاسی خود قرار داده اند و آنها باید پاسخگو باشند.

مادر مهدی و فائزه هاشمی دو زندانی سیاسی که این روزها در زندان اوین به سر می برند پیش از این نیز در نامه ای به خدا نوشته بود: گاهی با خود می گویم تو که بیش از ده سال زندان و شکنجه آقای هاشی را در زمان طاغوت تحمل کردی، چطور چند روز زندانی شدن فرزندانت را تاب نمی آوری؟ از من می پرسند، باز هم کوس رسوایی این و آن بر بام ها انداخته ای! هشدارم می دهند، چیزی نگو که اجانب سوء استفاده کنند. و من برآنم که به همه ی این پرسش ها پاسخ دهم. بازهم با شما همه بچه های سرزمینم سخن خواهم گفت.

متن این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

همیشه تبلیغ می کردند که هاشمی رفسنجانی چنان نفوذی دارد که نمی گذارد فرزندانش محاکمه شوند. مردم عزیز کشورم به این مادر سرد و گرم روزگار چشیده فرصت دهند که در این یادداشت به این ادعا پاسخ دهد.

اولا اگر هاشمی چنان نفوذی دارد که قانون و قضا را هم تعطیل کند، چه کسی باید پاسخگو باشد؟ دستگاه قضایی اثر پذیر که بر مدار قانون عمل نمی کند و مجری اراده سیاسیون است و نیز نهادهای نظارتی و بالاتر که نمی توانند، جلوی اعمال نفوذ را بگیرند، یا هاشمی که به ادعای آقایان چنان مقتدر است که در همه جا اراده اش را حاکم می کند؟ این مدعیان نادان، جز اثبات بی عرضگی مسوولان نتیجه ای دیگر از دعوی خود نمی گیرند. اتفاقا این هاشمی رفسنجانی است که همواره از اعمال نفوذ سیاسی و خارج از چارچوب قانون در دستگاه قضایی نالیده است.

ثانیا کسی در کشور نیست که جواب بدهد، هاشمی رفسنجانی دست کم، ۱۶ سال است که همه قوای حاکم در کشور کمر به تضعیف او بسته بند هرکس از راه می رسد، حمله ای به او می کند، اگر این همه نفوذ دارد، چرا جلوی این حملات را نمی گیرد؟ آن دم مسیحایی که می تواند دستگاه قضا و همه نهادهای کشور را مسخ هاشمی کند، کجاست که نتوانست جلوی هزاران هزار حمله را از همه تریبون های رسمی و غیر رسمی کشور بگیرد.

البته هاشمی مقتدر است و حجم حملات نشانگر اقتدار اوست، و تاکنون نتوانسته او را از میدان بدر کند، اما اقتدار او در استقامت و نفوذ کلام و دفاع از حقوق مردم است، نه در تعلیل وظایف دستگاه های قانونی! اتفاقا آنها هستند که به دلیل اقتدار هاشمی، همه دستگاه های کشور را در خدمت اغراض سیاسی خود قرار داده اند و آنها باید پاسخگو باشند.

آنها که می گویند هاشمی رفسنجانی نفوذ دارد، اکنون باید پاسخ دهند که این چه نفوذی است که بیش از ماه و نیم دختر و پسر ایشان دربند هستند و چون دیگر فرزندان این سرزمین یکی بیش از یک ماه است که در سلول های انفرادی به سر می برد و دیگری نیز چون دیگر زنان و دختران آزاده، در بند زنان اوین دوران محکومیت خود را سپری می کند. مهدی باید از زندان ازاد میشد چون مطابق قانون یک ماه دوران انفرادی خود را گذرانده بود اما خلاف قوانین قضایی کشور کماکان در انفرادی است و از نفوذ پدرش نیز خبری نیست! این چه نفوذی هست که حتی هاشمی رفسنجانی نمی تواند پسرش بیمارش را به گواهی پزشکان ناراحتی قلبی دارد را در بیمارستان نگه دارد؟ این چه نفوذی است که پسر او را از بیمارستان می دزدند و با اون شرایط و به شکل مخفیانه خارجش می کنند و او نمی تواند حتی اعتراض کند؟

رابعا- فرض کنیم که مهدی از چنگ قانون فرار کرده و نمی خواسته که برگردد. مگر قانون اجازه محاکمه غیابی را نمی دهد. چرا پیش از دو سال تعلل کردند؟ پاسخ روشن است: مهدی در تبعید که محاکمه نشود، برای تداوم حمله سیاسی علیه هاشمی رفسنجانی مفید تر است تا مهدی محاکمه شده. اگر محاکمه اش عادلانه باشد، معلوم می شود که جرمی نداشته یا اگر هم محکمه او را مجرم بداند و حکمش اجرا شود، دیگر دستاویزی برای متهم کردن هاشمی باقی نمی ماند! حالا معلوم شد که اساسا مسئله قضایی نیست و چرا آنها نمی خواستند مهدی برگردد.

خامسا- حالا که فائزه زندان رفته، مهدی برگشته و خود را به دستگاه قضایی سپرده، پدرش نیز صراحتا اعلام کرده که فرزند او هم مانند همه آحاد مردم ایران است و جریان بازجویی ادامه دارد، دیگر آن بدخواهان چه چیزی دارند بگویند؟ و چرا همچنان رها نمی کنند؟ و چه پاسخی برای فریب افکار عمومی دارند.

می دانم که سیل اتهامات و حملات را نثار این مادر رنج کشیده خواهند کرد. اما اولا قضاوت با مردم است و ثانیا خواهند دید که مادر همه بچه های این سرزمین همچنان مقاوم است.

سایت کلمه: یک هفته با جامعه کارگری

Share Button

دوستانی که میخوانید! کارگران مملکت ما بلند گو و رسانه ایی جز همین امکانات مجازی ما ندارند! سعی کنیم بانگ رسای زحمتکشان میهن خود باشیم! بدون بلند شدن و فریادی شدن ناله های آنان؛ دموکراسی برای ما جز خواب و خیالی نیست!(ح تبریزیان)

سیاست های ضد تولیدی ‎دولت و اعتراض های پیاپی کارگران
چکیده:خواست کارگران در همه این کنش های اعتراضی چیزی جز اجرای قانون کار نیست و همه خواست هایشان با استناد به قانون کار مطرح می شود. جامعه کارگری نیاز دارد که این اعتراضات و اعتصابات پراکنده را به شکلی هماهنگ، یکپارچه و گسترده تر سازمان دهی کند تا بتواند یکه سالاران و قانون گریزان حاکم را به اجرای قانون کار و تحقق خواست هایشان مجبور کند. …

شنبه, ۲۷ آبان, ۱۳۹۱

کلمه – گروه کارگری:
در هفته گذشته جامعه کارگری شاهد اعتصابات و تجمعات اعتراضی پراکنده ای در سراسر کشور برای احقاق حقوق حقه اش بوده است؛ حقوقی که سال هاست در میان “سیاست ورزی منفک از کار” مسئولین و فعالان سیاسی به فراموشی سپرده شده است. از تجمعات اعتراضی رو به روی مجلس گرفته تا اعتصابات در کارخانه های پتروشیمی و ایستادن یک کارگر در اعتراض به شش ماه بی حقوقی در مقابل در ورودی کارخانه و ممانعت از ورد و خروج کامیون ها به کارخانه.

خواست کارگران در همه این کنش های اعتراضی چیزی جز اجرای قانون کار نیست و همه خواست هایشان با استناد به قانون کار مطرح می شود. جامعه کارگری نیاز دارد که این اعتراضات و اعتصابات پراکنده را به شکلی هماهنگ، یکپارچه و گسترده تر سازمان دهی کند تا بتواند یکه سالاران و قانون گریزان حاکم را به اجرای قانون کار و تحقق خواست هایشان مجبور کند.

مشکل جامعه کارگری تنها به کارفرمایی که برای آن کار می کند، محدود نمی شود؛ بلکه در سطحی ریشه ای تر، این سیاست های رهبری است که بواسطه ابلاغیه اصل ۴۴ قانون اساسی، که در عمل چیزی جز تغییر قانون اساسی بدون دخالت نظر مردم نبوده است، عملن چوب حراج به سرمایه های ملی و بین الانسلی و مشاع زده است و با واگذاری کارخانه ها و مراکز تولیدی به بخش نظامی، اختصاصی و جریان های نزدیک به حاکمیت، چرخه تولید و صنعت کشور را فلج کرده است.

تجمعات اعتراضی کارگران

در هفته گذشته چندین تجمع اعتراضی مقابل مجلس صورت گرفت. جمعی از کارگران اصفهانی در اعتراض به گران فروشی شرکت ماموت دیزل روز یکشنبه جلوی درب شمالی مجلس تجمع کردند. شرکت مذکور در نمایشگاه بین المللی تخفیف ویژه‌ای برای کشنده‌های پیش فروش شده که با ارز مرجع وارد شده بود در نظر گرفته است ولی اکنون با بالا رفتن نرخ ارز قصد فروش این کشنده‌ها را با قیمت ارز آزاد دارد.

همچنین تعدادی از مردم بندر امام خمینی نیز در اعتراض به عملی نشدن وعده رئیس دولت، امروز مقابل مجلس تجمع کردند این تجمع کنندگان خواستار شهرستان شدن بندر امام خمینی بودند. این بندر دارای هیچگونه امکاناتی حتی بیمارستان نیز نیست. این درحالی است که احمدی‌نژاد در سفر استانی خود چندین بار دستور شهرستان شدن این بندر را اعلام کرد ولی به گفته آن‌ها تا کنون هیچ اتفاقی در این زمینه نیفتاده است.

در اقدامی دیگر کارگران نساجی مازندان دو روز مداوم در اعتراض به تعطیلی این کارخانه و بیکاری شان مقابل مجلس تجمع اعتراضی برگزار کردند تا شاید نمایندگان مجلس از نزدیک مشکلات آنان را بشنوند و برای حل آن چاره ای بیاندیشند. این کارگران مازندرانی که تعداد آنها حدود ۱۰۰ نفر می شد بر خواسته‌های خود مبنی بر بازپس گیری کارخانه از سرمایه گذار خارجی و بازگشایی آن زیر نظر مدیران دولتی‏، پرداخت ۲۷ ماه مطالبات معوقه ۸۰۰ کارگر باقیمانده‏، پرداخت سنوات کارگران بازنشسته و همچنین روشن شدن وضعیت سوابق بیمه‌ای خود تاکید کردند. یکی از کارگران نساجی مازندران با اشاره به ۱۰ سال سابقه کاری خود در این واحد تولیدی به ایلنا گفت: انباشته شدن حجم مطالبات معوقه در کنار تعطیلی کارخانه باعث شده تا خانواده‌های آن‌ها بیش از هر زمان دیگری در معرض آسیب‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی قرار گیرند. در بسیاری از خانواده‌ها دیگر حرف ما اعتبار ندارد، خود من مانند بسیاری دیگر از همکارانم از زور بی‌پولی مجبور به دریافت فطریه و کفاره قوم و خویش هستم.

معاونت برنامه ریزی استانداری تهران در خیابان وصال نیز در هفته گذشته شاهد برپایی تجمع اعتراضی کارگران بود.

بیش از یکصد و پنجاه نفر از کارگران بازنشسته کارخانه‌های صنایع فلزی شماره ۱ و ۲ در این مکان دست به تجمع اعتراضی زدند و خواهان رسیدگی به خواستهای خود شدند. این تجمع در حالی صورت گرفت که معاونت برنامه ریزی استانداری تهران به وعده خود مبنی بر رسیدگی به خواست های کارگران عمل نکرده بود. تعداد کارگران معترض ۱۸۰ نفر است که از ۱ تا ۵ سال پیش بازنشسته شده‌اند ولی هنوز سنوات قانونی خود را دریافت نکرده‌اند. کارفرمای کارخانجات صنایع فلزی در سال ۱۳۸۶ برای پرداخت دستمزد معوقه کارگران، آنان را به این دو بانک معرفی کرد و قرار شد این وام‌ها از سوی کارفرما پرداخت شود اما وی در اقدامی کلاهبردارانه کارگران را بابت این وام‌ها وادار به دادن سفته به این دو بانک از سوی تک تک آنان کرد بطوریکه اکنون از آنجا که این وام‌ها از سوی کارفرما پرداخت نشده است این دو بانک هر کارگری را با توجه به دریافت سفته از آنان و ضامن کردن هر کدام به دیگری، مسئول پرداخت این وام‌ها می‌شناسد. کارگران خواهان پرداخت فوری سنواتشان، پرداخت خسارتهای ناشی از دیر کرد دریافت سنوات با توجه به تورم شدید در سه سال گذشته و عودت دادن سفته‌هایی که کارگران در دو بانک «سرمایه» و بانک «در شهر» بابت دریافت وام از سوی کارفرما گذاشته‌اند، می باشند.

حقوق های معوقه کارگران

یکی از نمایندگان مجلس، سیدهادی حسینی، از حقوق معوقه ۸۸ هزار کارگران کارخانه صنعت فولاد خبر داد. به گفته وی این کارگران ۲ الی ۳ ماه است که حقوقی دریافت نکرده‌اند. این نماینده مجلس از وزیر اقتصاد و صنعت خواست تا به این مساله رسیدگی کند تا زن و بچه های کارگران در خیابان نمانند.

کارگران کاشی سمند سمنان نیز بیش از ۴ ماه است که هیچ حقوقی دریافت نکرده‌اند. این کارگران که تعداد آنها به بیش از ۲۰۰ نفر می رسد نیمی از عیدی و پاداش سال ۹۰ را نیز هنوز از کارفرما طلب دارند. متاسفانه کارفرما تعداد ۸ کارگر معترض را به جرم تلاش برای اخلال در روند تولید و اشتغال کارگران اخراج کرد. کارگران بر این باورند که این کارخانه مشکلی در روند تولید و فروش محصولات خود ندارد ولی با این وجود کارفرما به بهانه‌های متعدد در پرداخت بدهی‌های خود به کارگران و سایر طلبکاران از جمله بدهی میلیاردی خود به تامین اجتماعی سر باز می‌زند.

مدیر عامل این کارخانه به ایلنا گفت: حذف یارانه‌های بخش تولید مشکلات زیادی را در تامین و پرداخت حقوق در این واحد تولیدی به وجود آورده است به طوری که قبل از اجرای طرح حذف یارانه‌ها، این کارخانه حدود ۳۵ میلیون تومان بابت حاملهای انرژی خود پرداخت می‌کرد و هم اکنون این رقم (بعد از اجرای این طرح) به ۱۲۰ میلیون تومان رسیده است .ما در گذشته مواد اولیه پلاستیک مورد نیاز خود را به قیمت ۱۴۰۰ تومان خریداری می‌کردیم که این رقم در مقایسه با سال گذشته به ۶۰۰۰ هزار تومان رسیده است و همچنین قیمت لعاب روی کاشی نیز از ۲۵۰ تومان به ۲۰۰۰ تومان افزایش یافته است.

کارخانه اشکان چینی در قزوین در طول نزدیک به شش سال فعالیتش هر چند ماه اقدام به استخدام نزدیک به ۱۵۰ نفر نیروی کار در کارخانه می‌کند و پس از چند ماه کار آن‌ها را بدون پرداخت بیمه و حقوق اخراج می‌کند. این کارخانه کارگرانش را بیشتر از بین خانم‌ها انتخاب می‌کند و به خاطر بد سابقه شدن این کارخانه در سطح استان و پیگیری فعالان کارگری، اداره کار استان دیگر اجازه جذب نیرو در شهر قزوین را به این کارخانه نمی‌دهد، با این حال این واحد تولیدی اقدام به جذب نیرو از روستا‌ها و شهرهای دور‌تر می‌کند. این واحد تولیدی در آغاز کار ۳۰ میلیون یورو وام از دولت دریافت کرده است و قرار بود برای ۱۰۰۰ نفر اشتغال زایی ایجاد کند که این موضوع هیچ‌گاه محقق نشد.

اعتصابات کارگری

جامعه کارگری در هفته گذشته شاهد چندین اعتصاب پراکنده در سطح کشور بوده است. در بجنورد بیش از ۴۰۰ راننده بونکر در کارخانه سیمان طی در اعتراض به عدم افزایش کرایه حمل سیمان، به اعتراض صنفی اقدام کرده و اعتصاب کردند. طبق مصوبه و توافق صورت گرفته بین نماینده کامیون داران و کارخانه، ۱۷ درصد به کرایه‌های قبلی اضافه شد، اما رانندگان به دلیل افزایش بیش از اندازه هزینه های جاری همچنان از دستمزد در نظر گرفته شده از سوی مسئولان ناراضی هستند به اعتصاب خود ادامه دادند.

در ماهشهر نیز بیش از ۳۰۰ کارگر کارخانه پتروشیمی فجر در اعتراض به عدم دریافت پاداش روز کارگر، عدم افزایش حقوق خود با توجه به قول‌های قبلی شرکت پیمانکاری رامپکو و همچنین در اعتراض به عدم رعایت مسائل ایمنی کار توسط کارفرما از روز یکشنبه گذشته دست از کار کشیده و اعتصاب کردند. در هفته های گذشته نیز موج جدیدی از اعتصابات در کارخانه های پتروشیمی منطقه ماهشهر شروع شده بود. کارگران شرکت کیمیا و فراورش از مجتمع پتروشیمی بندر امام شروع کننده اعتصاب بودند و کارگران اعتصاب کننده خواستار حذف مافیای شرکت های پیمانکاری و عقد قرارداد مستقیم با کلیه کارگران پیمانکاری، هستند.

در ساوه نیز کارگران کارخانه نورد لوله صفا در اعتراض به عدم پرداخت دستمزد ‌هایشان بطور یکپارچه‌ای دست به اعتصاب زدند. این اعتصاب از صبح روز دوشنبه از یکی از سالن های این کارخانه آغاز شد و روز سه شنبه بقیه کارگران نیز به اعتصاب پیوستند. بدنبال این اعتصاب کارفرما وعده داد یکماه از مطالبات کارگران را به حسابشان واریز کند به همین دلیل کارگران به اعتصاب خود پایان دادند اما اعلام کردند اگر فقط یک ماه از دستمزد‌هاشان پرداخت شود از روز شنبه یکبار دیگر دست به اعتصاب خواهند زد. این کارگران با پایان ماه جاری ۶ ماه است که دستمزدهای خود را دریافت نکرده‌اند.

شش ماه بی حقوقی زندگی را چنان بر این کارگران تنگ کرده است که یکی از کارگران به نام حسین کابوسی در اقدامی انفرادی در ورودی کارخانه را بست و با ایستادن در مقابل آن مانع ورود و خروج کامیون‌ها به کارخانه شد. به بدنبال این اقدام مامورین حراست کارخانه نیروهای انتظامی را به محل فراخواندند. اما این مامورین پس از شنیدن خواست های این کارگر به مسئولین کارخانه اعلام کردند، شما باید حقوق وی را پرداخت کنید، ما در مورد اعتراض این کارگر برای بستن درب کارخانه نمی‌توانیم کاری کنیم و از این پس برای موارد این چنینی با ما تماس نگیرید.

زمزمه اعتصاب در میان کارگران نورد پروفیل ساوه نیز بالا گرفته است و کارفرمای کارخانه برای جلوگیری از اعتصاب کارگران، تعداد کارگران روز کار را بشدت کاهش داده و بر تعداد کارگران در شیف ۱۲ ساعته شب افزوده است. این کارگران نیز با احتساب ماه جاری ۶ ماه است دستمزدهای خود را دریافت نکرده‌اند. کارخانه‌های نورد پروفیل ساوه و نورد لوله صفا واقع در شهرستان ساوه به یک کارفرما تعلق دارد و مجموعا حدود ۲۵۰۰ کارگر در آن‌ها مشغول بکار هستند

دکتر صدیقی چه گفت؟

Share Button

“آنچه اعراب و مغول‌ها جدا جدا کردند، اینان یکجا خواهند کرد” و همه را حتی آقای دکتر شریعتی را که من شخصا توصیه کردم در دانشگاه مشهد استخدامش کنند را نیز از تیغ خواهند گذراند، اینها را من از روی تجارب تاریخی ایران و جهان می‌گویم و حتی خواهم کوشید که از وقوع چنین حادثه‌ای پیشگیری شود.»

از میان اِ میل های رسیده!

در یکی از روزهای بهار ۵۷ دکتر صدیقی، استاد جامعه شناسی در کلاس درس سرگرم درس بود که یکی از دانشجویان می پرسد

«استاد این روزها در کشور انقلابی آغاز شده است، شما چرا مثل دکتر شریعتی از انقلاب سخن نمی‌ گویید و فقط به جزوه‌ های خودتان چسبیده‌اید؟»

استاد که انتظار چنین رفتاری را نداشت همچنان که گوش می‌ داد، آرایش دیگری گرفت و خطابه درس را رها کرد و گفت

«آقای مهدوی می‌توانید بگویید آقای شریعتی و آن انقلابی که شما می‌گویید چه می‌گویند و چه می‌خواهند؟»

آقای مهدوی گفت : استاد آن ها همه همراه مردم و رهبران روحانی به دنبال انقلاب هستند و آزادی و عدالت می‌خواهند

استاد گفت : آقای مهدوی از درون هیچ انقلابی آزادی و عدالت بیرون نیامده است، انقلاب‌ها شبیه جنگ‌های داخلی می‌مانند که اگر گروهی به گروهی دیگر پیروز شوند، آن گروه شکست خورده را سرکوب خواهند کرد و سپس هر کس که منتقد یا مخالف شان باشد، آنان را نیز سرکوب خواهند کرد تا از بین بروند زیرا که همراه انقلاب نه عدالتی پدید می‌آید و نیز امکان ظهور آزادی، بخصوص آن که رهبران آن انقلاب اگر آقایان روحانیون باشند و سپاه آن انقلاب مردم مسلمان ایران، آنگاه بدترین انقلاب جهان روی خواهد داد.

و سپس با حالت پرسشی به آقای مهدوی نگاه کرد و گفت:

«آقای مهدوی می‌دانی اگر این آقایانی که شما از آن ها نام می‌برید یعنی روحانیون به حکومت برسند چه خواهند کرد؟ من می‌گویم:

“آنچه اعراب و مغول‌ها جدا جدا کردند، اینان یکجا خواهند کرد” و همه را حتی آقای دکتر شریعتی را که من شخصا توصیه کردم در دانشگاه مشهد استخدامش کنند را نیز از تیغ خواهند گذراند، اینها را من از روی تجارب تاریخی ایران و جهان می‌گویم و حتی خواهم کوشید که از وقوع چنین حادثه‌ای پیشگیری شود.»
ادامه “اندیشه” …

انتقاد هاشمی رفسنجانی از شانتاژهای جاهلانه و مغرضانه

Share Button

ایشان افزود: انتخابات آزاد، قانونی و فراگیر، مهمترین نمود و تجلّی مشارکت مردم در اداره کشور است و همین امر زمینه حضور سلایق گوناگون در مجلس، دولت و سایر ارکان نظام را فراهم می‌کند.

برگرفته از سایت کلمه
+ کامنت خودم
………………………
تا پایان عمربرای اصلاح تلاش می کنم

انتقاد هاشمی رفسنجانی از شانتاژهای جاهلانه و مغرضانه/ تا پایان عمربرای اصلاح تلاش می کنم

اشتراک جمعه, ۲۶ آبان, ۱۳۹۱
چکیده :در تمام این مدت هیچ چیزی را برای خود نخواسته‌ام و هر آنچه خواسته و تلاش کرده‌ام برای خدمت به انقلاب، نظام و مردم وفادار ایران بوده و تا پایان عمر هم از تلاش برای خدمت و اصلاح امور دست بر نخواهم داشت….

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار جمعی از اعضای کانون نمایندگان ادوار غرب کشور در مجلس شورای اسلامی، سخنان نمایندگان مردم را برآمده از درد و نیاز جامعه و ضروریات حاکم بر کشور خواند و با اشاره به معضلات کشور، گفت: نباید اجازه داد اوضاع جامعه اسلامی به جایی برسد که دوستان انقلاب دل‌خون و دشمنان کشور شاد و امیدوار گردند.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، با توجه به مشکلات کشور در عرصه‌های سیاست داخلی، خارجی، اخلاقیات، اعتقادات و وضع معیشت مردم تصریح کرد: بعد از پایان جنگ تحمیلی و شروع بازسازی کشور، علی‌رغم وجود خرابی‌های بسیار، کسری بودجه ۵۱ درصدی و دشمنی‌های خارجی، اتحاد و همدلی مردم، اخلاق، صبر و وفاداری آحاد جامعه و وحدت دلسوزان و نیروهای انقلاب از همه سلایق، سرمایه عظیم کشور برای سازندگی ایران اسلامی بود.

عضو مجلس خبرگان رهبری، تفرقه، پراکندگی و بدبینی را آفت یک جامعه پویا و در حال رشد خواند و با اشاره به وجود ساختارها و بنیان‌های محکم و خوب به‌جا مانده از دولت‌های پس از جنگ افزود: اگرچه امروز کارها سخت شده، اما می‌توان با بازسازی سرمایه‌های اجتماعی کشور، در پیش گرفتن عقلانیت و مدیریت صحیح در سطح داخلی و بین‌المللی و ایجاد وفاق و ائتلاف بین نیروهای وفادار به نظام از سلایق و جناح‌های گوناگون به سرعت کاستی‌ها و ضعف را تبدیل به کارآمدی و رشد و توسعه کرد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دولت وحدت ملی را بر پایه حضور نیروهای وفادار و کارآمد جناح‌ها و سلایق گوناگون و تحت حمایت رهبری معظم انقلاب ممکن دانست و تصریح کرد: موضوع وحدت ملی با شانتاژهای جاهلانه یا مغرضانه مورد هجمه تندروها قرار می‌گیرد در صورتی که منظور، تشکیل دولت وحدت ملی است که می‌تواند گره‌گشای مشکلات و معضلات کنونی جامعه باشد.

ایشان افزود: انتخابات آزاد، قانونی و فراگیر، مهمترین نمود و تجلّی مشارکت مردم در اداره کشور است و همین امر زمینه حضور سلایق گوناگون در مجلس، دولت و سایر ارکان نظام را فراهم می‌کند.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه در حال حاضر مردم و مسئولان لزوم وحدت و یکپارچگی را بیش از همیشه احساس می‌کنند، در پیش گرفتن سیاست خارجی معقول و منطقی با اصرار بر احقاق حقوق حقه جمهوری اسلامی را یکی دیگر از نیازهای کنونی ایران اسلامی خواند و گفت: آنچه که موجب اقتدار و عظمت ملت ایران در قبال دشمنان ریز و درشت خارجی است، وحدت و اتفاق مردم و مسئولان است و تفرقه و تشتت، مانند خوره به کشور از داخل لطمه می‌زند.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در پاسخ به درخواست‌های بسیار حاضران برای حضور بیشتر در صحنه سیاسی و نیز انتخابات آینده، به وجود نیروهای دلسوز، کارآمد و توانمند که می‌توانند بار مدیریت صحیح کشور را به عهده گیرند، اشاره و تأکید کرد: خوشبختانه در کشور قحط‌الرجال نیست و امیدواریم شرایط به‌گونه‌ای پیش برود که عرصه ورود و فعالیت نیروهای دلسوز، فعال و لایق در کشور فراهم شود. زیرا در شرایط کنونی هر کس دلش برای انقلاب و نظام اسلامی می‌سوزد، باید اشتباهات را شناسائی و برای جبرانش تلاش کند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به حضور ۶۰ ساله خود در عرصه مبارزه و انقلاب و نظام اسلامی تصریح کرد: در تمام این مدت هیچ چیزی را برای خود نخواسته‌ام و هر آنچه خواسته و تلاش کرده‌ام برای خدمت به انقلاب، نظام و مردم وفادار ایران بوده و تا پایان عمر هم از تلاش برای خدمت و اصلاح امور دست بر نخواهم داشت.

در ابتدای این دیدار آقایان حشمتیان، داریوش قنبری، احد طهان، کریمان، سیدمحمد تویسرکانی، محمدعلی کریمی، حاصل راسه، علی ططری (فرزند مرحوم اسماعیل ططری)، علی‌اکبر متین، حسنی، محمدیان، یعقوبی، ساداتیان و محمد محمدرضایی در سخنان خود محورهای زیر را بیان کردند:

– درخواست با اتفاق جمع حاضر برای کمک آیت‌الله هاشمی رفسنجانی برای برون‌رفت از مشکلات کشور.

– لزوم تلاش برای دور ساختن کشور از کید دشمنان و مخاطرات خارجی.

– لزوم تشکیل کمیته‌های گوناگون از نخبگان و استفاده از تجربیات و توانمندی آنان برای حل مشکلات کشور.

– کشور بزرگ، مستعد و توانمند، به مدیریت بزرگ و کارآمد نیز نیاز دارد.

– لزوم برقراری عدالت قومیتی و استفاده از توانمندی اقوام و اهالی مذاهب گوناگون در اداره کشور.

– حفظ انقلاب همانند پیروزی آن تنها با حمایت مردم و احترام به آنان امکان‌پذیر است.

– لزوم ارائه تفسیری رحمانی از دین و نظام اسلامی در داخل و سطح بین‌الملل.

– لزوم بازسازی سرمایه‌های اجتماعی برای بهره‌برداری بهتر از امکانات و استعدادهای جامعه.

– تشکر از خدمات و اقدامات دولت سازندگی برای بازسازی مناطق جنگ‌زده کشور و عمران و آبادی فراوان.

– تحت‌الشعاع قرار گرفتن مسائل و معضلات اجتماعی با برجسته شدن مسائل اقتصادی و سیاسی.

– نگرانی از سست شدن اعتقادات و ارزش‌ها نزد جوانان.

– لزوم حضور و مشارکت گرایش‌ها و سلایق گوناگون در عرصه سیاسی وانتخاباتی کشور.

– تکاپوهای اجتماعی نشان‌دهنده امیدوار بودن جامعه به اصلاح امور است
پایان مطلب از سایت کلمه
……………..
کامنت من:
آیت الله رفسنجانی ..«….یکی دیگر از نیازهای کنونی ایران اسلامی خواند و گفت: آنچه که موجب اقتدار و عظمت ملت ایران در قبال دشمنان ریز و درشت خارجی است، وحدت و اتفاق مردم و مسئولان است و تفرقه و تشتت، مانند خوره به کشور از داخل لطمه می‌زند.»
جناب رفسنجانی! چرا شماهم فقط از دشمنان ریز و درشتی که ما را احاطه کرده اند و نه از دوستان ریز و درشتی که باید داشته باشیم و نداریم حرف میزنید؟ چرا نباید بتوانیم روی دوستان حساب کنیم؟ اگر دوستی نداریم؛ چرا نداریم؟ آیا شما در زندگی خصوصی خود هم اساس را بر جبهه گیری در برابر دشمنان ریز و درشت خود تنظیم میکنید یا تبدیل دشمنان به دو ستان و دوست آفرینی؟
شما میگوئید: «در تمام این مدت هیچ چیزی را برای خود نخواسته‌ام و هر آنچه خواسته و تلاش کرده‌ام برای خدمت به انقلاب، نظام و مردم وفادار ایران بوده و..»وفادار !!
جناب رفسنجانی!
شرافتمندانه و صادقانه! آیا میتوان علامت تساوی بین: انقلاب، نظام و مردم ایران گذاشت. مردمِ وفادار به کی و به چی؟ اگر من و میلیونها مثل من ادعا کنند که مردم ایران نه این نظام را میخواهند و نه دیگر به آن انقلابی که این نظام از دل آن بیرون آمده است را قبول دارند شما چگونه میخواهید ادعای مرا رد کنید؟ با استناد به کدام نظر خواهی و نظر سنجی سالم؟ کافیست چند روز اوین و جاهایی مثل کهریزک و شکنجه گاه ها و جوخهای اعدام و چوبه های دار را تعطیل کنند و تهدید سرنیزه را از سر مردم دور کنند تا شما بدانید که ملت این نظام و آن رهبر و آن شورای نگهبان را بزرگترین دشمن خود میداند و نه آمریکا و اسرائیل را. بهتر است شما برای آن دولت وحدت ملی پیشنهادی خود وظیفه رفراندم روی نظام را هم قرار دهید!
جناب رفسنجانی! شما از نظر بسیاری از مردم اگر محترم هستید دقیقآ به این خاطر است که شما «بی بصیرت» خوانده شده و مغضوبید و نه به خاطر این موضع گیریهایی است که دارید و اعلام میکنید!


جناب رفسنجانی!
اسرائیل دارد غزه را می کوبد و حماس با موشک های فجر ۵ ساخت ایران، دارد تا خود تل آویو را موشک باران میکند! اولاً ملت ایران حق دارد بپرسد دولت و حکومت ما با چه مجوز سیاسی و اخلاقی از شکم کارگران گرسنه ما که دستمزدهایشان چند ماه چند ماه خورده میشود و صندوق بیمه و بازنشستگی اشان به یغما میرود میزند تا «دشمن صهیونیستی» را بکوبد؟ آیا ملل مصر، ترکیه، عراق، عربستان ، پاکستان ؛مالزی، اندونزی، تونس از شما ها و مردم ما کمتر مسلمانند؟ چرا آنها و دولتهای آنان حماس را با موشکهای بُرد ۷۵ کیلومتری تجهیز نمیکنند و هزینه باز سازی ویرانیهای ناشی از این موشک پراکنی ها را از کیسه ملتهای خود نمی پردازند؟
جناب رفسنجانی!
امروز بنا به گزارش اهرام آنلاین،سایت معتبر ترین نشریه جهان عرب و خاورمیانه نوشت «صد ها» نفر در قاهره به فراخوان احزاب و جمعیتها برای اعتراض به بمباران غزه از سوی اسرائیل! پاسخ داده به خیابانها آمدند! صد ها نفر در کشوری با دولت اخوان المسلمینی و در شهری ۱۰ میلیونی! چناب رفسنجانی اگر در کشور ما نیمی از آن آزادی که در مصر امروز هست از مردم چنین دعوتی میشد همین ۲۰۰ ـ ۳۰۰ نفر هم به خیابانها نمی آمدند ولی در یک دعوتی عکس بنفع اسرائیل میلونها به خیابان می آمدند! و نه الزماً با نیت تآئید اسرائیل بلکه بخاطر نشان دادن نفرتشان از این استراتژی مملکت سوز « دشمن» ساز مقام معظم رهبری .
جناب رفسنجانی! بیدار شوید!

*

اهرام آنلاین:
صد های نفر از مصریهادر همایشی در برابر مقر اتحادیه عرب دیروز پنجشنبه اجاتماع کرده و خواهان توقف بی درنگ عملیات نظامی اسدائیل در نوار غزه که تا کنون به کشته شدن ۱۵ نفرشده است شدند.

…Hundreds of Egyptian protesters converged on the Arab League’s Cairo headquarters on Thursday evening to demand an immediate halt to ongoing Israeli military operations in the Gaza Strip, which have so far claimed the lives of 15 Palestinians
 

اهرام آنلاین نمیگوید که موشک فجر ۵ پرتاپ شده هم خانه یک فامیل اسرائیلی را بر سرشان خراب کرد و منجر به مرک سه نفر از جمله یک کودک شد (ح ت)

» نمایش انتخابات آزاد با حفظ ساختارهای مخرب کنونی، راه حل بحران نیست

Share Button

الگویی که اگر برپایه پنج اصل مطرح شده در بیانیه شماره ۱۷ مهندس موسوی بنا شود خود راهگشای بسیاری از مشکلات موجود خواهد بود. این اصول به اختصار عبارتند از: (۱) اعلام مسوولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت، مجلس، و قوه قضاییه، (۲) تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخابات ها، (۳) آزادی زندانیان سیاسی و احیای حیثیت و آبروی آن ها، (۴) آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده، و(۵) به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی کامل به اصل ۲۷ قانون اساسی.

بر گرفته از سایت کلمه!
راه حل مجاهدین انقلاب برای حل بحران: تصمیم تاریخی رهبری برای استقرار مردمسالاری به جای حکومت فردی
اشتراک چهارشنبه, ۲۴ آبان, ۱۳۹۱

چکیده :مسئله کشور طی ماه‌های آینده نه مسئله انتخابات ریاست جمهوری بلکه مسئله بنیادین شیوه مدیریت و اداره کشور و الگوی حکمرانی است. راه حل خروج از بحران عمومی حاکم بر کشور و نظام، آن چنان که برخی دیرهنگام تصور و تجویز کرده و می‌کنند نمایشی از انتخابات آزاد با حفظ ساختارهای مخرب کنونی قدرت نیست. راه حل واقعی برای خروج از بن بست و بحران، اتخاذ تصمیمی تاریخی از سوی حاکمیت و به ویژه شخص رهبری در تغییر الگوی حکمرانی و اصلاح بنیادین استراتژی کنونی حاکم بر اداره نظام و کشور است….

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، با صدور بیانیه ای تحلیلی به تشریح شرایط فعلی کشور در عرصه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی – فرهنگی پرداخته و خواستار تغییر رویه ها و شیوه های موجود در حکمرانی کشور شده است. در این بیانیه که حل مسایل و گذر از شرایط فعلی را فراتر از انتخابات پیش رو دانسته ، باردیگر بر بازگشت به اجرای بدون تنازل قانون اساسی و گردن نهادن به شرایط مهندس موسوی در بیانیه شماره ۱۷ تاکید شده است.

به گزارش سایت امروز، در قسمتی از این بیانیه آمده است: راه حل واقعی برای خروج از بن بست و بحران، اتخاذ تصمیمی تاریخی از سوی حاکمیت و به ویژه شخص رهبری در تغییر الگوی حکمرانی و اصلاح بنیادین استراتژی کنونی حاکم بر اداره نظام و کشور است. در اولین گام تلاش در جهت حل بحران مشروعیت و رفع خلاء بی‌اعتمادی در درون مرزهای ملی است. این هدف تنها و تنها با بازگشت واقعی و صادقانه حاکمان به سوی مردم و آشتی با ملت و تمکین در برابر حق ذاتی و قانونی و ملی آنان در مشارکت و تعیین سرنوشت خویش و با تلاش صادقانه برای برقراری حکومتی دموکراتیک از طریق اجرای بی‌تنازل قانون اساسی و جایگزینی الگوی حکومت مردمسالار به جای الگوی حکومت فردی متکی به نیروی نظامی/امنیتی محقق می‌شود.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

این روزها کشور ما در یکی از بحرانی‌ترین و مخاطره‌آمیز‌ترین دوره‌های حیات ملی و اجتماعی خود قرار گرفته است. واقعیت‌های کشور، نه آن چنان که ادعا و تصویر می‌شود، پیشرفت و عدالت و فاصله یک گردنه‌ای تارسیدن به اوج قله پیروزی بلکه در یک کلمه بحران است. بحران‌های فزاینده در همه زمینه‌های سیاست داخلی و سیاست خارجی، اقتصادی، اجتماعی، وفرهنگی. عملکرد حاکمان اقتدارگرا و دولت برآمده از کودتای ضد انتخاباتی ۲۲ خرداد ۸۸ اینک عریان در پیش چشم همگان می‌رود تا کشور، مردم و نظام جمهوری اسلامی را با فاجعه‌ای بزرگ مواجه کند.

در عرصه اقتصادی طی هفت سالی که از عمر دولت کودتا می‌گذرد،‌ کشور حدود ششصد میلیارد دلار درآمد نفتی داشته است که به تنهایی با کل درآمدهای نفتی ایران از آغاز اکتشاف نفت تا روی کار آمدن این دولت برابری می‌کند. این درآمد افسانه‌ای تحت مدیریت بی‌کفایت و نالایق دولت و مهم‌تر و مؤثرتر از آن تحت حکمرانی مطلقه فردی برای کشور دستاوردی جز فساد گسترده مالی و بحران عمیق و بی‌سابقه اقتصادی نداشته است. پرونده‌های متعدد اختلاس از جمله اختلاس سه هزار میلیارد تومانی، سقوط تولید و رشد اقتصادی، تعطیلی کارخانجات و بیکاری گسترده کارگران، ‌تورم و گرانی لجام گسیخته کالاها و خدمات که کمر زحمتکشان و اقشار دارای درآمد ثابت را خم کرده است، افزایش واردات، استهلاک زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی کشور، افزایش نرخ خط فقر، گسترش فساد اجتماعی، تضعیف شدید طبقه متوسط و عمیق‌تر شدن فاصله طبقاتی میان اکثریت مردم و اقلیت وابسته به نظامیان و باندهای قدرت – ثروت حاکم، و در ماه‌های اخیر سقوط آزاد ارزش پول ملی ارمغان این مدیریت ناکارآمد و حاکمیت یکه سالار برای ملت و کشور بوده است. گرفتار آمدن مردم در زندگی روزمره لبریز از مشقت تأمین معاش و مسکن و تحصیل و بهداشت و ازدواج جوانان و …، افزایش آمارهای طلاق، قتل، دزدی، فرار مغزها و دست‌های مولد از کشور، مهاجرت و آوارگی جوانان و نان‌آوران خانوارها، فروپاشی اخلاقی و رواج دروغ و تزویر و ریا و …واقعیت های اسفبار جامعه امروز ماست.

در عرصه سیاست خارجی خط‌ مشی‌ها و سیاست‌های ماجراجویانه و توهم آلود از یک سو، و عدم فهم صحیح واقعیات بین المللی و بی‌کفایتی سیاست‌گذاران و مدیران از سوی دیگر، کشور را با بحران‌های بی سابقه در این حوزه مواجه ساخته است.

بحران هسته‌ای و تصویب چهار قطعنامه شورای امنیت سازمان‌ ملل علیه ایران، روابط تنش آلود یا بحرانی با همسایگان، کشورهای منطقه و دول جهان،‌ حمایت پرهزینه و فاقد هرگونه توجیه اخلاقی، ملی و دینی از دیکتاتور جنایتکار سوریه آنهم برای افزودن چندماهی بیشتر به عمر ننگین این رژیم، دستاورد حاکمیت یکه سالار و مدیریت بی‌کفایت کنونی برای ملت ایران در عرصه سیاست خارجی است. براثر این سیاست خارجی اکنون جمهوری اسلامی به رغم شعار عزت، حکمت، مصلحت، علاوه بر ریختن ثروت کشور به خزانه دولت‌های چین و روسیه، به جای اتکاء به اقشار و طبقات مختلف ملت خویش، سرنوشت کشور را تماماً به دستان این دو دولت به گرو سپرده است. دولت‌هایی که در عمل ثابت کرده‌اند هرگاه منافعشان اقتضا کند به سادگی جمهوری اسلامی را وجه المصالحه معاملات سیاسی و اقتصادی خود با آمریکا و اروپا قرار خواهند داد. ماجرای موشک‌ اس ۳۰۰ و تأخیر پرهزینه در راه‌اندازی نیروگاه بوشهرتنها نمونه‌های روشنی ازاین سوداگری است.

اکنون سیاست خارجی غیرعقلانی و به دور از منطق هزینه – فایده در تأمین منافع و مصالح ملی زمینه ساز اجرای زیانبارترین و خطرناک‌ترین طرح‌ها و سناریوهای بدخواهان علیه ملت و سرزمین ایران شده است. تحریم‌های گسترده نفتی، بانکی، وبیمه‌ای روز افزون، امروز کشور را در فرایند خطرناکی قرار داده است که نهایت آن فرسایش تدریجی و البته سریع تمام ظرفیت‌ها و توانمندی‌های اقتصادی و سیاسی کشور است. سیاست‌های غیر عقلانی مذکور عرصه آماده‌ای برای قدرت‌های جهانی فراهم آورده است تا با بهره‌گیری از تجارب عراق و افغانستان با وضع تحریم‌های فزاینده بین المللی گلوگاه‌های حیاتی و تنفسی کشور را آرام‌ آرام یکی پس از دیگری ببندند و به این ترتیب بدون پرداخت کمترین هزینه‌ای گذشت زمان را به نفع خود به سوی فرسایش و نابودی تدریجی زیرساخت‌ها، ظرفیت‌ها و اندوخته‌های حیاتی ایران مدیریت ‌کنند. دراین میان اگر آمریکا به این یا آن کشور چندماهی فرصت می‌دهد تا تغییر سیستم پالایشگاه‌های خود از ایران نفت بخرند، اصول‌گرایان حاکم به جای آن که این اقدام را بخشی از تکمیل تدریجی حلقه محاصره اقتصادی ایران ارزیابی کنند، جاهلانه آن را شکست حلقه تحریم‌ها تبلیغ می‌کنند. بدین سان ترکیب فاجعه بار حاکمیت مطلقه فردی، بی‌کفایتی و ناکارآمدی دولت، و تلاش هماهنگ و آگاهانه قدرت‌های جهانی علیه ایران، در یک سیکل معیوب تشدید کننده، چشم‌انداز حیات ملی، اجتماعی و سیاسی مردم ما را وارد مرحله خطرناکی کرده است.

در حوزه قدرت و مدیریت نیز علائم ناکارآمدی و بی‌کفایتی اکنون چنان برملا شده است که جبهه متحد ضد اصلاحات و جنبش سبز، موسوم به جبهه اصول‌گرایان به لحافی چهل تکه‌ بدل گشته است و هر طرف می‌کوشد برای تبرئه خود و پنهان کردن نقش خویش در وضعیت بحران‌زده کنونی، گناه را به گردن طرف مقابل بیندازد و از خویش سلب مسؤلیت کند. حاکمیت یکدست با مدیرانی فرمانبردار و به دور از اختلاف، خواب و خیال خوشی بود که خیلی زود به کابوسی برای طالبان اقتدارگرای آن تبدیل شد. روزی نیست که تضاد و درگیری بین قوای سه گانه و نهادهای حاکم و خط و نشان کشیدن اطراف درگیر علیه یکدیگر در صدر اخبار داخلی کشور قرار نگیرد. شکاف و جنگ میان باندهای مافیایی حاکم و جناح‌های رقیب بلوک متحد دیروز و از هم گسیخته امروز حتی از مرز رقابت‌های سیاسی معمول فراتر رفته است به طوری که اکنون متهم کردن یکدیگر به بدترین اتهامات از قبیل قتل، وطن‌فروشی، ‌جاسوسی، خیانت، فسادهای اعتقادی، اخلاقی و مالی سکه رایج در درگیری حاکمان شده است. حامیان دولت ارزشی و همدستان و شرکای کودتای ضد انتخاباتی ۸۸ اینک «معجزه هزاره سوم» خود را قانون شکن‌ترین، فاسدترین و خطرناک‌ترین عنصر برای اسلام و نظام و ولایت فقیه معرفی می‌کنند. این همه درحالی است که بحران مشروعیت دولت و میزان بی‌اعتمادی مردم به حاکمیت، طی سی و چهار سال پس از انقلاب این اندازه سابقه نداشته است. اکنون آثار شکاف ملت/ دولت و بی‌اعتمادی به حاکمیت را به عنوان مهم‌ترین شکاف و بحران می‌توان در همه عرصه‌های حیات اجتماعی و فرهنگی کشور مشاهده کرد.

بحران‌های سیاسی، اقتصادی و مشروعیتی کنونی تنها موجودیت و آینده نظام جمهوری اسلامی را تهدید نمی‌کند، بلکه حیات ملی و آینده ایران را با چالشی بزرگ و کم‌سابقه مواجه ساخته است، به طوری‌که می‌توان گفت در هیچ مقطعی از تاریخ معاصر کشور ما ایران با چنین وضعیتی، که طی آن تمامی تهدیدها و آسیب‌پذیری‌های داخلی و خارجی همسو و هم‌جهت کیان کشور را نشانه گرفته باشند، مواجه نبوده است.

آن چه تا کنون گفتیم تصویری مجمل و درعین حال گویا از واقعیات کشور در عرصه‌های داخلی، خارجی، مدیریت و حکومت بود که جملگی دستاورد الگوی حکمرانی قدرت مطلقه فردی طی هفت سال گذشته و تلاش‌های پیش از آن برای محو اساس جمهوریت و استقرار یکه سالاری به جای آن بوده است. راهی که حاکمیت تا کنون با پیروی از الگوی حکمرانی یکه سالار و اتکای به زور و ارعاب و نیروی سرکوب پیموده و با پادگانی کردن محیط اجتماعی و سیاسی کشور اعتراضات مدنی مردمی و جنبش سبز را موقتاً زیر خاکستر رعب و وحشت پنهان ساخته، راهی نافرجام و محکوم به شکست است. آوازه‌گری و تکرار شعارهای کلیشه‌ای رسیدن به قله پیشرفت و قرار گرفتن در زمره چند کشور بزرگ صنعتی و در نوردیدن عنقریب مرزهای دانش و متقابلاً انکار واقعیت‌های تلخ و دردناک اما آشکار فقر و فساد و تبعیض و فاصله طبقاتی و سیر قهقرایی کشور در همه زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، راه چاره بحران کنونی نیست. نشستن به امید معجزه و سپردن سرنوشت کشور به پیش‌بینی‌های رمالان حکومتی با وعده‌های امدادهای غیبی و تضمین فتح و نصر به سبب مسلمانی و شیعه‌گری، جز نتایج فاجعه‌باری که در تاریخ این کشور بارها رخ داده و این کشور را صحنه تاخت و تاز بیگانگان کرده است، حاصلی نخواهد داشت.

حاکمان خوب کسانی نیستند که تنها تصمیم خوب می‌گیرند بلکه کسانی‌اند که تصمیم خوب را به هنگام اتخاذ می‌کنند، تصمیم بد که جای خود دارد. حتی اتخاذ تصمیم‌های خوب و درست اما نابهنگام کمکی به حل بحران‌ها و مصونیت کشور در برابر تهدیدها نمی‌کند. تجربه تصمیم دیرهنگام صدام حسین برای نجات خود و کشورش از خطر جنگ هنوز در خاطر ملت عراق و مردم منطقه زنده است. همچنین است تجربه زنده رژیم بعث سوریه. اگر بشار اسد تصمیم دیرهنگام آشتی ملی و گفت و گو با مخالفان و اصلاح در سیستم بعثی یکه سالار را به جای امسال در سال گذشته و قبل از سرکوب وحشیانه معترضان و کشاندن کشور به جنگ خانمان‌برانداز داخلی گرفته بود، امروز آینده و بقای خود و بهروزی مردم خود را تضمین کرده بود.

راه حل خروج از بحران عمومی حاکم بر کشور و نظام، آن چنان که برخی دیرهنگام تصور و تجویز کرده و می‌کنند نمایشی از انتخابات آزاد با حفظ ساختارهای مخرب کنونی قدرت نیست. امروز مشکل کشور بسی فراتر از مسئله انتخابات است. اگر در گذشته می‌شد میزان مشارکت در انتخابات را همچون آمار شرکت در راهپیمایی‌ها عامل مصونیت کشور در برابر تهدیدها دانست، امروز چنین انتخاباتی فاقد ظرفیت لازم برای حل بحران‌های متعددی است که کشور را درگیر خود کرده است. اگر بنابر این باشد که کشور همچنان تحت لوای حاکمیت یکه سالار اداره شود، اگر بخش اعظم اقتصاد و سیاست کشور در تیول سپاه پاسداران باشد، اگر قرار بر آن باشد که سیاست خارجی را سپاه قدس مدیریت کند، اگر اصل بر این باشد که رئیس جمهور باید به عنوان رئیس دفتر بیت رهبری عمل کند، اگر اصلی‌ترین مقولات سیاست خارجی از جمله راهبرد هسته‌ای به جای مصالح و منافع واقعی کشور همچنان براساس تمایلات و دیدگاه‌های غیر کارشناسی شخصی تنظیم و اجرا شود، اگر بدنه کارشناسی قدرتمند کشور به جای نقش آفرینی در فرآیندهای تصمیم سازی موظف به عملیاتی کردن اوامری باشد که از بالا ابلاغ می‌شود، اگر مجلس به عنوان خانه و مظهر قدرت ملت اجازه نظارت مستقل و اظهار نظر در امور حیاتی کشور را نداشته باشد، اگر احزاب و روزنامه‌ها و نهادهای مدنی در بیان نقد و انتقاد و دردها و مطالبات مردم و ازمشارکت در فرایندهای تصمیم سازی محروم باشند، و اگر … راه‌حل‌های مسکن و موقتی نظیر اجازه گزینشی به این یا آن جناح یا نامزد منتقد برای شرکت در انتخابات کمکی به حل مشکلات کشور نمی‌‌کند.

همچنین تصور اینکه با حفظ وضعیت موجود می‌توان با روی‌کار آوردن یک مدیر قوی اجرایی بحران‌های کشور را حل و به اوضاع سروسامان داد،‌ به ویژه در شرایط حساس کنونی که فرصت‌ها به سرعت برق و باد در حال از دست رفتن است، خطایی به مراتب بزرگ‌تر و خطرناک‌تر از خطاهای گذشته است. مدیر مسلوب الاختیاری که یک امر بر و رئیس دفتر باشد و در عرصه‌های اقتصادی و سیاست داخلی و خارجی موظف به اجرای دیدگاه‌های غیر کارشناسی حاکمیت فردی و نظرات و تحلیل‌های نظامی‌سیاسی‌های حاکم باشد، هرچقدر قوی قادر به حل مشکلات کشور نخواهد بود. بگذریم از این که هیچ انسان کریم و مدیر توانایی حاضر به پذیرش چنین شرایطی نخواهد بود. صاحبان این گونه راه‌حل‌ها و پیشنهادها یا نادانسته تصور می‌کنند که مشکلات کشور ناشی از ضعف و ناکارآمدی مدیریت اجرایی است و یا دانسته می‌کوشند چنین تبلیغ کنند. در حالی که حتی مردم کوچه بازاری که در تظاهرات علیه گرانی دلار شعار می‌دهند با شعار «سوریه را رها کن فکری به حال ما کن» بهتر از اینان در یافته‌اند که مشکلات کشور اگر چه ماهیتاً اقتصادی و اجتماعی است اما راه حلی سیاسی دارد.

راه حل واقعی برای خروج از بن بست و بحران، اتخاذ تصمیمی تاریخی از سوی حاکمیت و به ویژه شخص رهبری در تغییر الگوی حکمرانی و اصلاح بنیادین استراتژی کنونی حاکم بر اداره نظام و کشور است. در اولین گام تلاش در جهت حل بحران مشروعیت و رفع خلاء بی‌اعتمادی در درون مرزهای ملی است. این هدف تنها و تنها با بازگشت واقعی و صادقانه حاکمان به سوی مردم و آشتی با ملت و تمکین در برابر حق ذاتی و قانونی و ملی آنان در مشارکت و تعیین سرنوشت خویش و با تلاش صادقانه برای برقراری حکومتی دموکراتیک از طریق اجرای بی‌تنازل قانون اساسی و جایگزینی الگوی حکومت مردمسالار به جای الگوی حکومت فردی متکی به نیروی نظامی/امنیتی محقق می‌شود. انتخابات آزاد و منصفانه تنها یکی از نشانه‌های این تلاش است. پس از حل بحران بی‌اعتمادی و بر بنیاد آن است که می‌توان به حل اصولی و واقعی بحران در دیگر عرصه‌ها پرداخت.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران معتقد است مسئله کشور طی ماه‌های آینده نه مسئله انتخابات ریاست جمهوری بلکه مسئله بنیادین شیوه مدیریت و اداره کشور و الگوی حکمرانی است. الگویی که اگر برپایه پنج اصل مطرح شده در بیانیه شماره ۱۷ مهندس موسوی بنا شود خود راهگشای بسیاری از مشکلات موجود خواهد بود. این اصول به اختصار عبارتند از: (۱) اعلام مسوولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت، مجلس، و قوه قضاییه، (۲) تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخابات ها، (۳) آزادی زندانیان سیاسی و احیای حیثیت و آبروی آن ها، (۴) آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده، و(۵) به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی کامل به اصل ۲۷ قانون اساسی. پاسخ این سؤال که «آیا الگوی حکمرانی موجود که دستاورد آن برای کشور واقعیات اسف‌باری است که هم اکنون در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، ‌اجتماعی و سیاست خارجی شاهد آن هستیم، تغییر خواهد کرد یا خیر»، تعیین کننده سرنوشت مسائل دیگر از جمله مسئله انتخابات، تحریم‌های همه جانبه بین المللی و احتمال فاجعه تجاوز نظامی و به طور کلی همه بحران‌های داخلی و خارجی خواهد بود.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران (شاخه خارج کشور)

کلمه کارگری هم منتشر شد!

Share Button
 دغدغه کارگران یعنی دغدغه تولید؛ همان ضرورتی که به پای شعارهای تشریفاتی سالانه و بی کفایتی های چندین ساله در حال ذبح شدن است. دغدغه کارگران یعنی دغدغه استقلال؛ که با خون شهدا و رنج ملت به دست آمده و حالا حاکمیت بی کفایت با ناتوانی از تنظیم بازار و متوسل شدن به واردات بی مهار، به نقض آن می پردازد. دغدغه کارگران یعنی دغدغه فردای ایران؛ که قرار است پس از عبور از مزاحمت های خودکامان و بدکاران، بار دیگر ایران را بسازد و نیاز به دستان پرتوان و کم توقع زحمتکشان دارد.
میرحسین گفته بود رسانه های سبز در این زمینه فعال شوند

کلمه کارگری؛ نشریه‌ای برای مستضعفان، این مطمئن‌ترین پایگاه اصلاح‌گری

سه شنبه, ۲۳ آبان, ۱۳۹۱

چکیده :اولین شماره نشریه کلمه کارگری منتشر شد؛ با این امید که هم ابزاری نو برای گسترش نهضت آگاهی بخشی باشد و هم امکانی جدید برای ارتباط گیری بیشتر با جامعه کارگری و پیوند زدن شبکه های اجتماعی حامی جنبش سبز با شبکه های اجتماعی فعال در مجامع کارگری فراهم شود. این نشریه، به واقع رسانه ای برای مستضعفان است؛ همان قشری که میرحسین آنها را مطمئن‌ترین پایگاه برای ارزش‌های برآمده از انقلاب اسلامی و آماده‌ترین قشر برای اصلاحگری می داند….

کلمه: “شبکه های جنبش سبز باید به سمت درک مشکلات همه اقشار خصوصا کارگران و کشاورزان و معلمان پیش برود که متاسفانه رسانه های سبز در این زمینه فقیر هستند و باید خیزش در اطلاع رسانی و ارائه راه حل ها آغاز شود.” این سخنان را میرحسین موسوی دو سال و نیم قبل بر زبان راند. اما یکی از ایده هایی که از دل این سخنان بیرون آمد، یعنی انتشار یک نشریه تک برگی با ادبیات جنبش سبز برای کارگران، تا امروز که ضرورت چرخش نگاه عموم فعالان به سمت کارگران بیش از هر زمان دیگر شده، به تاخیر افتاد. اما با وجود موانع موجود، گویا وقت پاسخ به این نیاز فرا رسیده است.

امروز اولین شماره نشریه تک برگی “کلمه کارگری” منتشر می شود. پیش از این هم چند بار ویژه نامه های کارگری در روزنامه کلمه منتشر شده بود، اما به یاری خدا قصد بر این است که نشریه کلمه کارگری به طور مستقل از روزنامه کلمه که در روزهای زوج هفته منتشر می شود، در اختیار مخاطبان علاقه مند قرار گیرد.

همراهان کلمه در جریان هستند که از ماهها قبل، فعالیت کلمه در حوزه کارگری با تمرکزی بیش از پیش پیگیری می شود و اخبار و گزارش های این حوزه و مسائل و مشکلات کارگران به طور ویژه مورد توجه قرار می گیرد. مرکز ثقل این رویکرد، انتشار گزارش های هفتگی از آخرین خبرهای حوزه کارگری بود که اکنون با انتشار نشریه کلمه کارگری تکمیل می شود. این نشریه بناست از منظر جنبش سبز به حیات و معیشت جامعه کارگری کشور بپردازد، آنها را هم موضوع و هم مخاطب قرار دهد و به بستری برای گفت و گو و تبادل اطلاعات کارگران و آگاهی بخشی به آنها تبدیل شود.

توجه به کارگران، چیزی فراتر از توجه به یک قشر است. این توجه خاص، یک جهت گیری و رویکرد متفاوت با رویکرد حاکم را بازتاب می دهد. وقتی از کارگران صحبت می کنیم و به آنها اهمیت می دهیم و نگران حال و روز آنها هستیم و از دغدغه های آنها می گوییم، در واقع از حیات اقتصادی و اجتماعی این جامعه سخن می گوییم که زیر چکمه های استبداد نظامی و فساد فراگیر سیاسی و اقتصادی در حال از بین رفتن است.

دغدغه کارگران یعنی دغدغه تولید؛ همان ضرورتی که به پای شعارهای تشریفاتی سالانه و بی کفایتی های چندین ساله در حال ذبح شدن است. دغدغه کارگران یعنی دغدغه استقلال؛ که با خون شهدا و رنج ملت به دست آمده و حالا حاکمیت بی کفایت با ناتوانی از تنظیم بازار و متوسل شدن به واردات بی مهار، به نقض آن می پردازد. دغدغه کارگران یعنی دغدغه فردای ایران؛ که قرار است پس از عبور از مزاحمت های خودکامان و بدکاران، بار دیگر ایران را بسازد و نیاز به دستان پرتوان و کم توقع زحمتکشان دارد.

نگرانی از نان و ایمان کارگران، غصه ی انسان است که قرار است محور توسعه باشد و ایران را به زودی از این وضعیت سختی که گرفتار آن شده، به در آورد. منابع انسانی کشور ما، به ویژه آنها که بیش از همه زحمت می کشند و کمتر از همه بهره مند می شوند، و سرمایه های اقتصادی و انسانی ما این روزها در حال مرگ تدریجی هستند و بر هر کسی که کاری از عهده اش بر می آید، وظیفه است که در مقابل این سقوط ناگوار بایستد.

نگاهی که میرحسین موسوی به مسائل کارگران داشت، جز این نبود که این مسائل جدا از مسائل عمومی کشور نیست. تورم آنها را مانند همه مردم و بلکه بیشتر از بقیه تحت فشار قرار می دهد؛ آنچنان که تحریم ها فشاری هم ردیف دیگر مردم و بلکه مضاعف بر ایشان وارد می کند، و نیز فساد اقتصادی و مدیریتی که بیش از همه ملت، این روزها کارگران را رنج می دهد.

اما دو وجه ویژه وجود دارد که لزوم توجه به حوزه کارگری را در شرایط فعلی دوچندان می کند؛ یکی همان موقعیت خاص این قشر به عنوان پایگاه اصلی ارزش های انقلاب و آمادگی بی نظیر آن برای اصلاح است که میرحسین ماهها قبل از تولد جنبش سبز، در بیانیه اعلام ورودش به عرصه انتخابات به آن اشاره کرده و گفته بود: “مستضعفان این مطمئن‌ترین پایگاه برای ارزش‌های برآمده از انقلاب اسلامی و آماده‌ترین قشر برای اصلاحگری و پایبندترین پشتوانه برای اصول و اصول‌گرایی صبورانه به‌گوشند که آیا فرزندان مصدرنشین‌شان همچنان به جایگاه عزیز آنان اقرار می‌کنند و بر وظایف تخطی‌ناپذیرشان در حمایت از منافع محرومین اصرار می‌کنند.”

آرمان جنبش سبز، بازگشت به شعارها و اهداف متعالی انقلاب و بازگشت به قانون اساسی است که پابرهنگان و کوخ نشینان را ولی نعمتان کشور می دانست و این را نه از باب تعارف، بلکه به عنوان زیربنای فکر بازسازی کشور پس از عبور از استبداد و فساد مد نظر و عمل قرار می داد. اکنون که شرمگینانه می بینیم حاکمان میراث دار آن انقلاب نه حاضر به عبور از استبداد هستند و نه از گسترش فساد در ابعاد مختلف ابایی دارند، راه بازگشت از این مسیر انحرافی، از مسیر بازگشت به کارگران و سهم دادن به آنها در تغییر مسیر کشور می گذرد.

دوم و فوری تر هم اینکه کارگران از مجموعه سیاست های حاکمیت اصولگرا در هشت سال اخیر بیش از همه آسیب دیده اند. تثبیت قیمت ها که ظاهرا قرار بود به نفع اقشار ضعیف باشد، در عمل به نابودی زیرساخت هایی منجر شد که قربانی اصلی آن، همین اقشار بودند. سهمیه بندی سوخت، آزادسازی قیمت انرژی و حذف یارانه ها نیز بیش از همه سبب ویرانی معیشت و زندگی کارگران و مزدبگیران شد و اکنون انفجار نقدینگی، گرانی بی سابقه ارز و سقوط ارزش پول ملی، بار دیگر کارگران را در فشار و تنگنا قرار داده و بلکه هستی آنها هدف گرفته است.

با چنین رهیافتی، انتشار کلمه کارگری آغاز می شود، با این امید که هم ابزاری نو برای گسترش نهضت آگاهی بخشی باشد و هم امکانی جدید برای ارتباط گیری بیشتر با جامعه کارگری و پیوند زدن شبکه های اجتماعی حامی جنبش سبز با شبکه های اجتماعی فعال در مجامع کارگری فراهم شود. بی تردید انتشار و توزیع این نشریه تک برگی، و همچنین تغذیه خبری و تحلیلی آن، نیازمند دستان پرمهر فعالان کارگری، علاقه مندان پیگیر مسائل این حوزه و آحاد کارگران است.

به همین بهانه، به اطلاع همراهان سبز کلمه می رسد که صفحه فیس بوک روزنامه کلمه نیز با حدود ۲۰ هزار عضو در آدرسfacebook.com/kaleme.rooz فعال است. علاقه مندان می توانند با عضویت در این صفحه، آخرین شماره های روزنامه را در صفحه فیس بوک خود نیز داشته باشند. همچنین از چند روز قبل، آرشیو کامل همه شماره های روزنامه تک برگی کلمه نیز در آلبوم عکس همین صفحه قرار گرفته که می تواند مورد استفاده علاقه مندان قرار گیرد.

اولین شماره نشریه کلمه کارگری را از آدرس های زیر دریافت کنید و در توزیع آن همراه باشید؛ رسانه شمایید.

 کلمه کارگری - بیست و  دوم آبان ماه - نسخه پی دی اف - PDFدریافت نسخه PDF – پی دی افدریافت نسخه JPEG – عکس

 

کامنت من:

ادبیات این برگ رسانه کارگری آمیخته با مفهوم سازیهای اعتقادیست که عملاً با وحدت طبقاتی کارگر بعنوان یک مقوله یا کاته گوری اجتماعی، طبقاتی و تاریخی که تعریف جامعه شناختی استاندارد  و نهادینه شده خود را دارد مغایر است. این قید و صفت گذاری بر «کارگر» نهایتاً به تقسیم کارگر مسلمان از کارگر غیر مسلمان یا کمتر مسلمان منجر خواهد شد. تحمیل مفاهیم ابداعی با بار ارزشی، کمکی به وحدت جنبش کارگری میهنمان نمیکند. همان وحدت اتحادیه ایی و سندیکایی که در تمام دنیا مرسوم است و از قید و بند های ایدئو لوژیک آزاد است.

نباید فکر کرد که نگاه طبقاتی به جنبش کارگری الزاماً یک نگاه «چپی و مارکسیستی » است.

ولی در غیاب یک رسانه کارگری واقعی، درغیاب یک جنبش واقعی چپ کارگری، در غیاب یک جنبش اتحادیه ایی کارگری باید انتشار این برگ رسانه کارگری که در محتوا و پیام آن ایرادی نیست را خوش آمد گفت. امید که انتشار دهندگان آن در آینده زبانی را برگزینند که با حسن استقبال و اجماع فعالین کارگری روبرو شود.

ولی گذشته از همه این نکات که در جای خود مهم هم هستند انتشار اخبار اعتراضات کارگری  از وظایف مبرم هر کنشگر سیاسی آزادیخواه است. زیرا امروز در عرصه اجتماعی، این؛ در درجه اول طبقه کارگر است که در حال بیداری است و میتواند دیو استبداد  را به زنجیر کشد. اعتراضات کارگری بسرعت در حال شتابگیری است و این وظیفه ماست(حتی اگر یک سرمایه دار ولی آزادیخواه هستیم) که این اعتراضات را در چنان سطحی منعکس کرده انتشار دهیم که فضای جامعه را چنان اشباع کند که هیچ گوشی از شنیدن صدای گامهای آن بی توجه و بی تفاوت نگذرد.

سلفیستهای سوریه علیه حزب الله مسلح میشوند

Share Button

متأسفانه وقتی برای ترجمه مطلب نیست. ولی خلاصه اینست که پس از یک مشاجره بین هواداران شیخ عسیر روحانی ضد حزب الله سلفیست که به تیر اندازی متقابل منجر شد، دو تن از محافظین شیخ عسیر کشته شدند و ۵ تن هم از اعضای حزب الله مجروح گردیدند. ارتش فعلاً کنترول اوضاع را در شهر صیدون بعهده گرفته و آرامش را موقتاً برقرار کرده است ولی تنش ادامه دارد و در شرایطی هم که دولت لبنان، هم با بحران سیاسی داخلی درگیر است و هم ناآرامیهای اجتماعی و کارگری و کارکنان دولتی.

Assir might form military armed wing: source
November 13, 2012 02:10 AM
By Mohammed Zaatari
The Daily Star

Sheikh Ahmad Assir and his supporters march during the funeral procession of Lubnan al-Azzi and Ali Samhoun, who died during Sunday’s clashes in Sidon, Monday, Nov. 12, 2012. (The Daily Star/Mohammed Zaatari)

SIDON, Lebanon: Two slain bodyguards of Sheikh Ahmad al-Assir were laid to rest in Sidon Monday, as sources said that the controversial preacher might form his own armed wing.

Ali Samhoun and Lubnan al-Azi were shot dead Sunday when a quarrel between Assir’s supporters and Hezbollah members in the Taamir area of the city turned into an armed clash.

An Egyptian youth, Ali Sharbini, was caught in the crossfire and killed as well. Five others, including Sidon-based Hezbollah official Sheikh Zeid Daher, were wounded.

Footage aired by LBCI Monday showed an argument break out as Assir and his supporters attempted to tear down a Hezbollah banner.

Prime Minister Najib Mikati said that there was an official decision to stabilize the security situation in Sidon, adding that strife will not happen in the southern coastal city.

There was a clear armed presence outside Sidon’s Martyrs’ Mosque at the funeral procession for Samhoun and Azzia, Sidon officials said.

Instead of heading toward Sidon’s cemetery as expected, around 100 armed Assir supporters and the preacher headed toward al-Karama Square, the site of their most recent sit-in, chanting slogans against Hezbollah leader Sayyed Hasan Nasrallah. The two bodyguards were laid to rest there.

A local official, who insisted on anonymity, said that amid the tense atmosphere Assir could be planning to form an armed wing.

“What happened in Taamir won’t stop with the funeral Monday. Assir is definitely preparing new moves, and taking up arms remains a possibility,” the official said.

“In a matter of days, Assir could call for the establishment of a military wing and describe it as similar to Hezbollah’s,” the official said. “He would justify it by calling it a resistance group against Israel.”

The officials said Assir might also hold further demonstrations and sit-ins.

After prayers at the mosque, Assir appealed to his supporters to exercise calm and pray for the souls of Sundays dead rather than shooting into the air.

Following a call by the city’s Merchants’ Association for a strike to condemn the incident and show respect for the victims, schools and shops shut their doors Monday.

The Army and Internal Security Forces beefed up their presence across the city shortly after the deadly incident, but many residents remained concerned about the repercussions of the clash.

Until Sunday there had been no major violence in Sidon since the unrest began in Syria. Locals now must confront the possibility that the perpetrators may not be arrested and their safety is no longer guaranteed.

Sidon officials told The Daily Star that the city is stuck between an atmosphere of hope for salvaging “what is left of the state’s authority,” and a feeling of uncertainty about the future.

President Michel Sleiman warned Monday of the potential for strife and called on security and judiciary officials to arrest those involved in the clashes.

Sidon MP Bahia Hariri, who paid her condolences to the bodyguards’ families, said the city wants no weapons other than the legitimate arms of the state.

“Sidon does not want to see anything other than legitimate arms; Sidon only wants justice and stability. Stability cannot be achieved without justice,” Hariri said during a meeting with Brig. Gen. Tarek Abdallah, the ISF commander in south Lebanon.

Hariri also phoned Interior Minister Marwan Charbel to discuss the city’s security and the recent developments.

Future Movement leader Fouad Siniora made a number of phone calls to Sleiman, Prime Minister Najib Mikati and Charbel Monday to stress the need for bolstering Sidon’s security and arresting all who violate the law.

Siniora also called Assir to urge calm in the coming days.

A version of this article appeared in the print edition of The Daily Star on November 13, 2012, on page 1.

Read more: http://dailystar.com.lb/News/Politics/2012/Nov-13/194849-assir-might-form-military-armed-wing-source.ashx#ixzz2C4hCCgzE
(The Daily Star :: Lebanon News :: http://www.dailystar.com.lb) 

وام‌هایی که به بانک ها باز نمی گردند

Share Button

افزایش چهار برابری بدهی‌های دولت به بانک‌ها طی شش سال
آمارهای رسمی نیز این گمانه‌زنی را تائید می‌کنند؛ براساس گزارش بانک مرکزی بدهی دولت به بانک‌ها طی سال‌های ۸۴ تا ۹۰ چهار برابر شده است.
بدهی دولت به سیستم بانکی کشور از ۱۱٫۲ هزار میلیارد تومان در سال ۸۴ به رقمی معادل ۴۰٫۳ هزار میلیارد تومان در بهمن ۹۰ رسیده است و این نشان از افزایش شدید کسری بودجه دولت در این سال‌ها دارد.

سایت بانک و بیمه(بینا)
دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۴۳
بینا- بانک‌ها گاهی اوقات حتی در صورت تمایل به پرداخت تسهیلات، توان و امکان این کار را ندارند. اما آیا تنها علت ناتوانی بانک‌ها در اعطای وام به متقاضیان، بالابودن میزان تقاضاها نسبت به منابع بانک‌ها است؟ به عبارت دیگر بانک‌ها فقط از این بابت نمی‌توانند تسهیلات پرداخت کنند که تعداد و مبلغ تسهیلات طلب شده از آنها بیشتر از منابعی است که دارند یا علت‌های دیگر نیز وجود دارد؟
پاسخ این پرسش را باید در میزان مطالبات معوق نظام بانکی جستجو کرد؛ در واقع باید برای ضعف شبکه بانکی کشور در پرداخت تسهیلات به دنبال مشکلاتی در چرخه اعطای وام و بازپرداخت وام نیز گشت.
این موضوع همان داستان معروف و البته تلخ مطالبات معوق بانکی است که سال‌هاست واگویه می‌شود اما راهکاری نیز برای برون‌رفت از آن پیدا نمی‌شود.
بانک‌ها چقدر طلبکارند
براساس گزارش جام جم، بنا به گفته رییس کل بانک مرکزی در شهریور امسال، رقم مطالبات معوق شبکه بانکی کشور به ۶۰ هزار میلیارد تومان رسیده است.
این میزان مطالبات معوق در واقع به این معناست که ۶۰ هزار میلیارد تومان از منابعی که بانک‌ها به اشکال مختلف تسهیلات پرداخت کرده‌اند، بازنگشته است.
افزایش رقم مطالبات معوق بانکی به حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان در حقیقت محصول روند رو به رشدی است که این مطالبات طی سال‌های اخیر داشته‌اند.
بنابر آمارهای موجود، رقم مطالبات معوق و سررسید گذشته بانک‌ها درپایان دی ماه ۸۸ بیش از ۴۴ هزارمیلیارد تومان، در سال ۸۹ به ۳۵هزارمیلیارد تومان و در بهار سال ۹۰ به ۳۶ هزار میلیارد تومان رسیده است.
رقم مطالبات معوق بانک‌ها از چنان رشدی طی سال‌های اخیر برخوردار بوده است که بدون شک نمی‌توان این میزان مطالبات را معلول پرداخت نکردن تسهیلات اعطا شده به متقاضیان خرد دانست و حتما باید پای تسهیلات‌گیرندگان بزرگی در میان باشد؛ اینچنین است که توجه‌ها به سمت دولت و شرکت‌های دولتی به‌عنوان بزرگ‌ترین بدهکاران و تسهیلات گیرندگان شبکه بانکی به ماجرا باز می‌شود.
افزایش چهار برابری بدهی‌های دولت به بانک‌ها طی شش سال
آمارهای رسمی نیز این گمانه‌زنی را تائید می‌کنند؛ براساس گزارش بانک مرکزی بدهی دولت به بانک‌ها طی سال‌های ۸۴ تا ۹۰ چهار برابر شده است.
بدهی دولت به سیستم بانکی کشور از ۱۱٫۲ هزار میلیارد تومان در سال ۸۴ به رقمی معادل ۴۰٫۳ هزار میلیارد تومان در بهمن ۹۰ رسیده است و این نشان از افزایش شدید کسری بودجه دولت در این سال‌ها دارد.
روند رو به رشد این بدهی‌ها به سیستم بانکی نشان می‌دهد طی سال‌های ۸۸ تا ۹۰ به ترتیب سالانه نزدیک به ۱۰ هزار میلیارد تومان به بدهی دولت به سیستم بانکی افزوده شده است و این وضع البته تا حدود زیادی همزمان است با بحث اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها که می‌تواند مهر تائیدی باشد بر مباحثی که حول محور استقراض دولت از سیستم بانکی برای پرداخت یارانه‌های نقدی مطرح شده بود.
گذشته از این عامل نسبتا جدید، می‌توان ریشه‌های دیگری را نیز برای افزایش مطالبات معوق شبکه بانکی برشمرد.
پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی طی پژوهشی عوامل دخیل در ایجاد این مطالبات را در ۹ محور دسته‌بندی کرده است.
علل ۹ گانه ایجاد مطالبات معوق
اما چه چیزی موجب ایجاد مطالبات معوق و انباشته‌شدن آن می‌شود؟ از یک منظر جامع، دلایل شکل‌گیری مطالبات معوق را می‌توان به علل اقتصادی، علل سیاسی و فرهنگی و علل خارج از نظارت سیستم بانکی تقسیم کرد، اما از منظر جزئی‌تر، عواملی که در شکل‌گیری مطالبات معوق در بانک‌ها، موسسات مالی و اعتباری تاثیرگذارند، در دو بعد درون‌سازمانی و برون‌سازمانی مورد بررسی قرار می‌گیرند.
عوامل درون‌سازمانی بیشتر ریشه در ضعف نظارتی و ارزیابی مشتریان خلاصه می‌شود، اما عوامل برون‌سازمانی ناشی از سیاستگذاری دستوری است.
عوامل درون سازمانی
الف:‌ نبود سیستم مناسب ارزیابی و اعتبارسنجی: برخی کارشناسان «نبود سیستم مناسب ارزیابی و اعتبارسنجی مشتریان» در بانک‌ها را یکی از دلایل درون‌سازمانی رشد مطالبات معوق می‌دانند. از نظر آنها امروزه اکثر موسسات مالی تسهیلات دهنده از یک رویه ثابت برای اعتبارسنجی مشتریان خود بهره می‌برند که معمولا در صورت کارمندبودن متقاضی، دریافت فیش حقوقی و گواهی اشتغال به کار؛ و در صورت داشتن شغل آزاد، ارائه جواز کسب و پرینت حساب جاری بانکی و سایر مدارک برای ارزیابی اعطای تسهیلات به مشتری ضروری است. کارشناسان معتقدند ضعف اصلی در فقدان یک سیستم جامع اطلاعاتی است که بتواند تمام فعالیت‌های اعتباری، قضایی، حقوقی و مالی جامعه را ثبت و ضبط کند. سیستمی که در کنار ارتباط با بانک‌ها و موسسات مالی و اعتباری با سایر نهادهای ذی‌ربط شامل نهاد انتظامی، قوه قضاییه، اداره ثبت احوال، ثبت شرکت‌ها و حوزه مالیات مرتبط است و اطلاعات خود را به ازای هر شخص برای هر سازمان بر حسب نیاز تسهیم می‌کند.
ب:‌ ضعف کیفی فرآیند و مراحل بررسی تسهیلات: از سوی دیگر «ضعف کیفی فرآیند و مراحل بررسی تسهیلات» نیز در تسهیلات‌دهی بانک‌ها دیده می‌شود. شیوه‌های اعتبارسنجی در اعطای تسهیلات تقریبا یکسان است، اما به دلیل فقدان یک بانک اطلاعاتی جامع، فرآیند اعطای تسهیلات بسیار زمانبر است. مدارک اعتباری متقاضیان، برای تسهیلات با ارقام بالاکه هر کدام به نوبه خود به بازنگری نیاز دارد و هنوز سیستم بانکی جایگزین مناسبی برای آنها ارائه نداده است. در حقیقت تسهیلات‌گیرنده و ضامن وی از لحاظ اعتباری آن‌گونه که باید و شاید مورد بررسی قرار نمی‌گیرند.
ج:‌ عدم نظارت کافی در نحوه مصرف تسهیلات: تجربه نشان داده که در بیشتر پرونده‌های مطالبات معوق، شخص تسهیلات‌گیرنده نقشی به جز درخواست و ارائه مدارک اعتباری جهت استفاده از تسهیلات ندارد و همچنین تسهیلات دریافتی بابت آن نیاز مطرح‌شده خرج نمی‌شود. در اکثر موارد نیز در صورت صحت هر دو مورد فوق، کارشناسی و ارزیابی موسسه تسهیلات‌دهنده، در وقت کافی انجام نمی‌شود.
ضمن این‌که در بسیاری از قراردادهای اعطای تسهیلات، مثلاقرارداد اجاره به شرط تملیک که شخص تسهیلات گیرنده تا پایان مدت قرارداد خود حق استفاده از مورد اجاره را دارد، امکان بررسی و نظارت بر نحوه استفاده از سوی موسسه تسهیلات‌دهنده وجود ندارد.
عوامل برون سازمانی
به اعتقاد کارشناسان، تصمیم‌گیری‌ها و قوانین و رویه‌های اجرایی دولت، مجلس، قوه قضاییه و تمام سازمان‌ها و نهادهایی که به هر دلیلی با نظام بانکی سر و کار دارند، می‌توانند به‌عنوان عوامل برون‌سازمانی در شکل‌گیری مطالبات معوق بانکی تاثیرگذار باشند. بنابر پژوهش‌های صورت‌گرفته حداقل شش عامل کلان برون‌سازمانی در شکل‌گیری مطالبات نقش دارند.
فاصله نرخ سود بانکی از بهره بازار، تفاوت نرخ تورم و نرخ سود بانک‌ها، تغییرات نرخ ارز، ساختار اقتصاد دولتی و نگاه دستوری به بخش اعتباری، بی‌ثباتی سیاست‌های مالی و پولی و تغییرات مکرر قوانین و مقررات از جمله عوامل برون سازمانی رشد مطالبات معوق است.

پایان گزارش بینا

……………

کامنت من:

اولاً  ـ ترتیب تغیرات میزان معوقات ذکر شده:«بنابر آمارهای موجود، رقم مطالبات معوق و سررسید گذشته بانک‌ها درپایان دی ماه ۸۸ بیش از ۴۴ هزارمیلیارد تومان، در سال ۸۹ به ۳۵هزارمیلیارد تومان و در بهار سال ۹۰ به ۳۶ هزار میلیارد تومان رسیده است.» اشتباه است که فکر میکنم سهوی باشد.

دوماً و مهمترین نکته در رابطه با  این معوقات اینست که این اینها وامهایی هستند که در دوران دلار ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ تومانی پرداخت شده اند.   یعنی دارائی فیزیکی خریداری یا تهیه شده از محل ان وامها بر حسب تورم تا کنون باید ۲  تا ۳ برابر شده باشد و بر حسب نرخ برابری دلار بیش از ۳ برابر. آنچه در این میان بازهم مهمتر است اینست که این وامها از محل سپرده های مردم و دستگاه های دولتی که در حقیقت بیت المال مردم محسوب میشوند و در صدر همه صندوقهای بازنشستگی و بیمه نظیر تأمین اجتماعی پرداخت شده اند.

برای دریافت تصویر کاملتری از میزان واقعی معوقات(چون ارقام بالا صحیح نیستند) به لینکهای زیر مراجعه کنید!

عنوان :  مطالبات معوق بانکها  ـ۲

http://iranesabz.se/?p=3960

عنوان :  آیا معوقات بانکی کاهش پیدا کرده اند!

خبر آنلاین:

«… میزان مطالبات معوق سیستم بانکی در سال ۹۰ به راحتی به مرز ۶۰ هزار میلیارد تومان نزدیک شده باشد، هرچند تا زمانی که گزارش رسمی از سوی نهاد های ذیصلاح در این زمینه منتشر نشود نمی توان به طور قطع در مورد میزان معوقات منتشر نشود، این نوع برآورد تنها در حد حدس و گمان باقی می ماند ولی واقعیت این است که شرایط اقتصادی و مشکلات بخش تولید در سال جاری به راحتی می تواند دلیل محکمی برای سیر صعودی این شاخص باشد. … .»

http://iranesabz.se/?p=3941