Category: از دیگران و جراید خارجی

» قفل پرونده مهدی هاشمی باز نشد؛ برنامه ریزی بازجویان ناکام ماند

Share Button

چکیده :در حالی که بازجویان و مسئولان امنیتی مرتبط با این پرونده تصور می کردند ملاقات آیت الله هاشمی با پسرش ممکن است به ترغیب او به نوشتن عفو رهبری و در نتیجه باز شدن قفل این پرونده بینجامد، نتیجه این ملاقات برعکس خواسته ی بازجویان بوده و رییس مجمع تشخیص نظام در این ملاقات از ننوشتن درخواست عفو حمایت کرده و چنین کاری را در واقع نوعی اعتراف به خطای ناکرده از سوی او دانسته است….

رد مصاحبه تلویزیونی و پیشنهاد عفونویسی، از سوی مهدی هاشمی/ آیت الله از تصمیم فرزندش حمایت کرد
کلمه: پنجشنبه
پنجشنبه, ۹ آذر, ۱۳۹۱

آیت الله هاشمی رفسنجانی در ملاقات هفته گذشته با مهدی هاشمی، یکی از دو فرزند زندانی خود، از مقاومت وی در برابر خواست بازجویان برای نوشتن درخواست عفو حمایت کرده و چنین کاری را به منزله اعتراف او به خطای ناکرده دانسته است.

به گزارش کلمه، تقریبا همزمان با انتشار خبر رد پیشنهاد مرخصی از سوی فائزه هاشمی و شدت گرفتن اتهام پراکنی های رسانه های اقتدارگرا علیه فرزندان رئیس مجمع تشخیص مصلحت، منابع نزدیک به خانواده هاشمی می گویند مقام های قضایی اعتراف کرده اند که هیچ مدرک مستدلی در پرونده مهدی هاشمی وجود ندارد.

به گفته این منابع، در حالی که بازجویان و مسئولان امنیتی مرتبط با این پرونده تصور می کردند ملاقات آیت الله هاشمی با پسرش ممکن است به ترغیب او به نوشتن عفو رهبری و در نتیجه باز شدن قفل این پرونده بینجامد، نتیجه این ملاقات برعکس خواسته ی بازجویان بوده و رییس مجمع تشخیص نظام در این ملاقات از ننوشتن درخواست عفو حمایت کرده و آن را در واقع نوعی اعتراف به خطای ناکرده از سوی او دانسته است.

هفته ی گذشته فاطمه هاشمی فرزند دیگر رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو با کلمه با اعلام این خبر که برادرش مهدی هاشمی را دوباره برای چند ساعت و بی اطلاع خانواده به بیمارستان مدرس منتقل کرده اند، به ملاقات پدرش با مهدی پرداخته و گفته بود: مهدی گفته که این ها هیچی از من ندارند و هر چه هم که می گویند همه صحبت هایی که بوده دیگران علیه من کرده اند و فقط شفاهی بوده و سند و مدرکی ندارند. افرادی که در مورد من صحبت هایی کرده بودند هم هیچ مدرکی ارائه نداده بودند.. در این ملاقات مهدی هاشمی، خواست معمول بازجویان از متهمانی که درون نظام تعریف می شوند مبنی برپذیرش خطا و نوشتن عفو را که موجب تخفیف در مجازات و نیز منفعت برای نظام می شود را با پدر خود در میان گذاشته و تصمیم خود مبنی بر مقاومت در برابر این خواست بازجوها را به نظر آیت الله هاشمی رفسنجانی رسانده که با تایید و حمایت وی مواجه شده است.

همچنین بر اساس گزارش رسیده به کلمه از نزدیکان خانواده هاشمی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت در گفت و گوی تلفنی با رهبری، موضوع پیشنهاد بازجویان برای عفونویسی و مختومه کردن پرونده بدین ترتیب را با آیت الله خامنه ای در میان گذاشته است. به گفته این منابع، رهبری هم در این مکالمه اظهار داشته که نوشتن عفو یا اعتراف، نافذ بوده و به معنای پذیرش اتهام است و متهم نباید از کار ناکرده عفو بخواهد.

این مکالمه از این لحاظ حائز اهمیت است که در رویه متداول نهادهای امنیتی فعلی در بازجویی ها، اهمیت چندانی به مستندات و شواهد واقعی و محکمه پسند داده نمی شود؛ بلکه ضابطین قضایی و بازجوها متهم را در برابر اتهامی قرار می دهند و سپس او را بین نوشتن عفو یا اعتراف به جرم ارتکابی و دفاع از آن مخیر می کنند.

بدین ترتیب بازجوها بی اعتنا به نبود مدارک و مستندات، با فشار زیاد از متهمان می خواهند که از آنها عفو یا اعتراف بگیرند تا در هر صورت، اقرار متهم را به منزله شاهدی بر جرم ارتکابی به دادگاه و افکار عمومی عرضه کنند.

این در حالی است که برخلاف نظر آیت الله خامنه ای، اکثر فقها اعتراف متهم علیه خود تحت فشار و در شرایط حبس انفرادی را نافذ و دارای اعتبار شرعی و حقوقی نمی دانند.

بر اساس این گزارش مهدی هاشمی در این ملاقات گفته که برگه ای را با یک پرسش کلی پیش روی او می گذارند تا خودش هر عمل خلاف قانونی را که انجام داده بنویسد که وی از پاسخ به این گونه پرسش ها استنکاف کرده و خواستار پرسش های مشخص و مستند، طبق قانون شده است.

از دیگر موارد درخواستی بازجوها که مهدی هاشمی رد کرده، برائت از جنبش سبز و رهبران آن در یک برنامه ضبط شده تلویزیونی است.

یک منبع نزدیک به خانواده هاشمی معتقد است تماس با آیت الله هاشمی برای ملاقات با فرزندان خود در اوین، به امید توصیه او به فرزندش مهدی برای نوشتن عفو یا همکاری با بازجوها بوده است که بدین ترتیب نتیجه این ملاقات را می توان در هدفگذاری بازجوها، نوعی نقض غرض دانست.

از دیگر اخبار مربوط به مهدی هاشمی این است که پزشک معالج او تاکید کرده که باید مجددا در بیمارستان حضور پیدا کرده و اقدام به سیستوسکپی کند اما تاکنون به جز یک بار که بدون اطلاع خانواده هاشمی او را به بیمارستان برده اند، انتقال مجددش به بیمارستان که نظر پزشکان معالج اوست، انجام نشده است.

به این ترتیب و با توجه به اینکه نظر بازجوهای فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکنون تامین نشده است و با وجود نظر مخالف بازپرس پرونده و برخی اظهارات مقامات دادستانی تهران خطاب به خانواده هاشمی، قرار بازداشت موقت مهدی هاشمی با فشار بازجوها برای دوماه دیگر تمدید شد و اعتراض او نیز به صدور این قرار از سوی دادستانی رد شد.
نقل از کلمه.
……………….
توجه!

یک اطلاعیه:
چون تصمیم دارم ماه آینده فرنگی یعنی ماه دسامبر را به کنترل و سنجش میزان از استقبال سایت اختصاص دهم ، از گذاردن لینک مطالب؛ برای این ماه، در بالاترین، گوگل، فیس بوک، و توئیتر، و همچنین از ارسال با اِ میل برای دوستان خود داری میکنم. چنانچه دوستان علاقمند به دیدن سایت هستند، میتوانند مستقیم به آدرس آن مراجعه نمایند. با سپاس!

Fast-track constitution: Voting Thursday 2 months before deadline

Share Button
Worse, Dawoud added, giving Shura Council the power of legislating is a very dangerous development “because most non-Islamist forces do not trust an Islamist dominated upper house to issue laws that can
serve democratisation.”

Although given till 12 Feb 2013 by president Morsi to complete its work, the Islamist-dominated constituent assembly surprised all by declaring it will vote Thursday on Egypt’s new constitution
Gamal Essam El-Din , Thursday 29 Nov 2012
In spite of objections and boycott from the Church and most non-Islamist forces and big demonstrations across the country, the Islamist-dominated constituent assembly surprised all by deciding to put Egypt’s final draft of the new constitution to a final vote Thursday.
At the end of its nine-hour session on Wednesday, the Assembly made another big surprise. It rammed through an article that gives the Islamist-dominated upper consultative house of Shura Council the power to issue legislations and until a new lower house parliament (the House of Representatives) is elected.

The two decisions were a big surprise because they came after Islamist President Mohamed Morsi decided on 22 November to give the Assembly two additional months so that non-Islamists and Islamists can reach a consensus on the new charter and finish their work without haste.

Moreover, granting the Islamist-dominated Shura Council the power of legislating would cause a big backlash on the street. To most liberal and leftist forces, it makes no difference that Islamist president Mohamed Morsi or the Islamist-dominated Shura Council have the power of legislation because both are subject to the control of one force – the Muslim Brotherhood and its Salafist allies.

At the beginning of Wednesday’s session, the Assembly’s chairman Hossam El-Gheryani told members that “all of you should come at 10 O’clock tomorrow morning to get the honour of attending the vote on the new constitution.” El-Gheryani also issued a final call to members who withdrew from the Assembly – mostly non-Islamists and representatives of the Church – urging them “not to miss a glorious day.”

“You had a hand in drafting this constitution and you should be keen to be here tomorrow on a great day to put the final touch on this work.”

“I made several contacts with members who withdrew from the assembly such as poet Farouk Guwaida, political activist Ayman Nour and representatives of the church, appealing to them to come tomorrow to be honoured with endorsing Egypt’s constitution,” he added.

The Assembly’s Secretary-General Amr Darrag, a member of Muslim Brotherhood’s Freedom and Justice Party (FJP), also told parliamentary correspondents on Wednesday that “the debate on the final draft of the constitution would be completed today and then to be followed by a final vote on Thursday.”

After the vote, the final draft of the 230-article constitution is expected to be sent to President Morsi on the same day to put it to a national referendum within two weeks.

El-Gheryani told the Assembly last week that “all should be prepared for day-and-night debates throughout the week and from Saturday until Thursday and until we finish our work.”

In spite of this, most political observers expected that the final vote would be conducted next week. “It was expected that the final draft would be put for a public debate first for few days and then put to a final vote at the end but this is not what happened,” Mohamed Abdel-Alim Dawoud, a member of the Wafd party who joined withdrawals, told “Al-Ahram Online.”

Dawoud argued that El-Gheryani, a former judge with Islamist leanings, might have been subjected to pressure from Islamist president Mohamed Morsi and Muslim Brotherhood group to wrap up the debate and put it to a vote this week.

“The Brotherhood might believe that the passing of the final draft of the constitution could help them contain the popular anger directed at President Morsi, as expressed by last Tuesday’s huge demonstration at Tahrir Square, and get out of the current political crisis,” said Dawoud.

“The decision to rush out the vote will only serve to pour oil on fire and push more anger into the face of Morsi and his group. It will exasperate the existing impression that the Assembly is really under the tight control of Muslim Brotherhood and that the resulting constitution was tailored by them to serve their political ends.”

Worse, Dawoud added, giving Shura Council the power of legislating is a very dangerous development “because most non-Islamist forces do not trust an Islamist dominated upper house to issue laws that can serve democratisation.”

It is not clear how the vote will be conducted at the absence of around a quarter of the assembly’s original members (or a third of original and reserve members). According to internal rules, the first reading of the final draft should gain 67 votes and if it failed, a second reading could be based on 57 votes only. In both cases, Islamists – Muslim Brotherhood and ultraconservative Salafists -have the majority.

One major reason why non-Islamists boycotted the Assembly was that they asked for a vote of no less than 75 per cent of members.

“This could have reflected consensus rather than impose control by the majority,” said former presidential candidate and one-time Mubarak foreign minister Amr Moussa who was the first to withdraw.

Thursday’s vote comes as the Assembly, led by Islamist El-Gheryani, speeded up the process of drafting the constitution in the last few days. A whopping number of 50 articles have been discussed since Saturday, with most of them regulating controversial bodies like judicial authority, the army, the president’s powers and the press and media.
 

Has the Muslim Brotherhood entered a new stage؟

Share Button
Now, the Muslim Brotherhood’s understanding of their current situation is as follows: if we’ve obtained the support of 70 per cent of the people, in addition to that of the Egyptian Armed Forces and the United States, are we not able then to impose our vision of an Islamic state upon Egypt? The constitutional declaration was the first step in this process, as it attacked the independence of the judiciary, and sought to grant control over it to their supporters

Farid Zahran / November 27, 2012
The process of Al-Tamkin is a phrase often used by Islamists, that can be traced back to the time of the Prophet (PBUH), which, according to various biographies, consists of two phases.

The first phase is Istada’af, (subjugation); Muslims during the time of the Prophet (PBUH) were often persecuted, and therefore often hid the fact that they were Muslims. Istada’af refers to the methods used and adopted by Muslims to endure persecution in societies that do not accept them.

The second phase of Al-Tamkin is also referred to as al-Tamkin, and refers to the time in history when God granted Muslims the power to defeat their hostile neighbours and establish the Caliphate. In modern terms, Al-Tamkin is used by many Islamic organisations to refer to overcoming adversity.

Islamic organisations of all stripes that participate in politics have borrowed from the past, take particular phrases and try to apply them to their modern day lives.

Shi’a Muslims are often champions of the notion of Al-taqia (dissimulation), as many branches of Shi’ism purposely conceal their beliefs, to the point that many act as underground movements, in order to avoid the dangers associated with making their identity public.

Sunnis on the other hand, which is how many Islamists in Egypt would describe themselves, have not been known to adopt methods of dissimulation except in circumstances where they face an ever present threat. However it is during this stage that God upholds his word and chases away the infidel.

Within both the stages of Al-Tamkin and Istada’af it is possible to say that there exists a series of small sub-stages, and that a sub-stage of Al-Tamkin in one instance may in fact be considered a sub-stage of Istada’af in another. Before the 25 January Revolution for example, the Muslim Brotherhood often existed quite publicly, operating local headquarters, and congresses, sometimes even speaking to the media.

All of this could be considered in some way a form of Al-Tamkin. However despite their public image, authorities often jailed dozens or sometimes hundreds of brotherhood members for long periods of time, in addition to rigging elections. These methods guaranteed that the Brotherhood would never be more than a minority opposition party in Parliament.

Taking into account the various forms of persecution they suffered during this period, it is also possible to say that this may have been a time of Istada’af for the Brotherhood, compared to what they have been able to accomplish recently.

The actions of the Muslim Brotherhood during this period could be seen as employing methods of dissimulation, as a means of hiding their true power for the purpose of biding their time and maintaining a role as an opposition movement.

Before the revolution, the Brotherhood often took part in protests as part of the democratic opposition to the Mubarak regime, and continued doing so until Mubarak stepped down on February 11, 2011.

However after the removal of Mubarak, their methods began to change, as they began to enter into the first of stage of Al-Tamkin. Once the announcement was made regarding parliamentary elections, the Brotherhood promised (based on the belief that they were not yet strong enough to lead) that their goal in taking part in the elections would only be to serve as a minority party that would form a government with a larger coalition.

However, once their power base amongst the Egyptian people began to grow, they began competing for more seats, and went on to contest the presidential elections despite the fact that they had promised not to run a candidate. They went back on their word a third time when they appointed Hesham Qandil to the position of prime minister after previously promising to appoint an individual experienced in politics.

In all of these cases, the Muslim Brotherhood was never content with exercising limited power, they instead went back on their promises when their power increased, and as a result they gradually moved from being in a state of Istada’af to al-Tamkin. The main difference between the two stages for the Muslim Brotherhood was the extent to which they would apply dissimulation to their politics and mask their true intentions.

The practice of reneging on their promises was no mistake, but rather was and is a calculated policy on the part of the Brotherhood to move from the stage of Istada’af to Al-Tamkin. The Muslim Brotherhood does not view any promises made during the period of Istada’af as ones they are expected to keep or uphold, and furthermore do not consider going back on their word in such a circumstance to be immoral.

Perhaps one can justify this by referring to it as continued dissimulation, taking necessary measures to ensure one’s survival, along the lines of that done by the Prophet (PBUH). But this is merely a claim that gives liars a cover against sin. Before the 25 January revolution the notion of the Muslim Brotherhood going back on its word had become normal and was not an issue that drew much attention.

However after the revolution, and with the speed with which unprecedented change swept Egypt, the scope of the Muslim Brotherhood’s lies expanded, and the time it took them to break their promises started becoming shorter and shorter, often not exceeding weeks or days or even a matter of hours.

Before the revolution, the Muslim Brotherhood could claim that they often changed their positions as a result of shifting circumstances, however after the revolution it became clear to the Egyptian people that their tendency to flip flop was not merely circumstantial, but rather was an ingrained part of their identity as a movement, a fact that would later cost them a large amount of support.

It is necessary to state here that like many other Islamist organizations, the Muslim Brotherhood believes in the notion that “war as trickery,” an Arabic phrase that can also be traced back to the Hadiths of the Prophet (PBUH), and they have employed it much in the same way they have dissimulation.

The practice of reneging on promises can be considered to be a part of the notion of war as trickery, and it is upon you my dear reader to realise that the Brotherhood does in fact consider itself at war, and that it is within this context of war that they are allowed to practice the idea of dissimulation.

The announcement of the new constitution is therefore just the latest in a series of steps leading up to Al-Tamkin, which at its core is rooted in what the Muslim Brotherhood considers to be a strategic change in the political landscape that will enable them to further pursue their ultimate goal of establishing an Islamist state and expelling those who stand in their way.

What was the strategic shift that took place in Egyptian politics that enabled the Muslim Brotherhood to draft this constitution, and how did it take place? We must return to the beginning, to the days of the 2011 revolution, and ask what forces were involved between 25 January and 11 February in ousting Hosni Mubarak?

We can agree that there were three main forces primarily responsible for ousting Mubarak, the first being the Egyptian people, and the participation of citizens of all different stripes in working to end a dictatorship. The second being the army, who refused to support Gamal Mubarak as the heir of the Mubarak dynasty. The last force being the west, specifically the United States, who saw that Mubarak had lost his legitimacy and was no longer able to protect their interests. Of course there are differences in opinion about which force played the biggest role in ousting Mubarak.

Opinions abound; some say that the American role had only been to provide political cover to the Egyptian revolutionaries, while others claim that the army contributed nothing other than simply being neutral. Regardless of what has been said, what is important is that the regime was ousted in just 18 days. Whether certain forces contributed more or less by remaining neutral or being active in the streets is of less importance.

Now, just days before the announcement of Morsy’s constitutional declaration the Muslim Brotherhood was able to live out it’s dream, at the expense of Israel and the United States by acting as the primary mediator in a cease-fire between Israel and Hamas. This move not only undermined the Palestinian cause, but also ignored Egypt’s security concerns.

There is no doubt that Egypt’s role in brokering the cease fire is the first in a series of steps that will lead to the Gaza Strip becoming a part of Egypt, which will be naturally followed by Jordan annexing the West Bank, two moves that will put an end to the dream of an independent Palestinian state and lead to permanent lawlessness in the Sinai Peninsula.

As far as the army is concerned, the Muslim Brotherhood has given them everything they could ever want.

No one can know whether Morsy actually received official support from the United States and the Egyptian armed forces regarding the declaration before its release, or whether he hoped to obtain it after the fact, based on the belief that he had given both parties everything they had wanted so much that their support was guaranteed.

Again, whether or not this was the case is not important. In Morsy’s eyes the Muslim Brotherhood/Islamist brand had the support of nearly 70 per cent of the Egyptian people (if one takes into account the Egyptian parliamentary elections) and had already reached a level of Al-Takmin that would give them the power to go after the Egyptian judiciary, unilaterally draft a constitution, and sack those who didn’t support their policies, even those who had previously been allies.

The history of political Islam, and the Muslim Brotherhood in particular, consists of alliances being broken as soon as one party believes it can be stronger and accomplish more on its own. The phrase “we eat lunch with them before we have dinner with them” comes to mind.

The Muslim Brotherhood has formed and broken alliances with Al-Naqrashi, Abd-al Nasr, Anwar Sadat, Hosni Mubarak, and even the United States in Kabul. All of these alliances were based on promises made, promises they inevitably went back on as soon as they felt they had moved from a phase of Istada’af to that of Al-Tamkin.

Now, the Muslim Brotherhood’s understanding of their current situation is as follows: if we’ve obtained the support of 70 per cent of the people, in addition to that of the Egyptian Armed Forces and the United States, are we not able then to impose our vision of an Islamic state upon Egypt? The constitutional declaration was the first step in this process, as it attacked the independence of the judiciary, and sought to grant control over it to their supporters. The media has also come under attack, starting by shutting down the Dream network.

Notice my dear reader that this is the very same channel that was ordered to return to work recently by judicial decree. But of course, the decisions of the president now and forever override those of any judicial power.
 

بمب گاز در کویر!

Share Button

این تکنو لوژی جدید، بمعنای این نیز هست که، ایالات متحده میتواند در راه خودکفایی از نظر انرژی برای وسائط نقلیه خود نیز باشد. چنین بنظر میرسد که این فرایند نقشی تعین کننده برای مسئله سیاست امنیت ملی دارا باشد زیرا این کشور به واردات نفتی کمتری از کشور های خاورمیانه مانند عربستان سعودی، ایران و عراق کمتر وابسته میماند.

داگنز ایندوستری سوئد
۲۶ نوامبر ۱۲
کشوری که میتواند عربستان سعودی دوم شود
در صحرای الجزایر آنقدر گاز منجمد میتواند وجود داشته باشد که تمام نیاز یک دهه اروپا را بدهد. این کشور در حال اجرای تسهیلات مالیاتی برای فعالیتهای اکتشافی است که موجب شده تا غولهای انرژی اروپایی از شادی دستهایشان را بهم بمالند.
برابر (آی. اِ . ای)، آژانس جهانی انرژی، حدود ۶٫۵ بلیون متر مکعب گاز جامد در زیر سطح خاک الجزایر وجود دارد.. این میزان گاز بیشتر ده برابرمصرف کل سالیانه گازطبیعی تمام اروپاست. ارزش این ذخایر گازی معادل ۱۷۰۰ میلیارد کرون (قریب ۲۵۰ میلیارد دلار ح ت) برآورد میشود.
این کشور هم اکنون، قراردادهایی را برای انجام عملیات اکتشافی گازی با: رویال دوچ شل، انی اسپا و تالیسمان انرژی امضاء کرده است و در حال انعقاد قرارداد با اکسون نیز هست.
در عین حال پارلمان الجزایر فقط یک هفته فرصت دارد تا لایحه تسهیلات مالیاتی را به تصویب برساند تا عملیات حفاری را برای گاز و نفت مقرون به صرفه سازد. مشابه این قوانین در دست تصویب در پارلمان الجزایر، در کشورهای دیگری از جمله نروژ وجود دارد.
گاز طبیعی الجزایر هم اکنون در جنوب اروپا مصرف میشود. این گاز از طریق لوله زیر دریای مدیترانه انتقال یافته و از جمله به ایتالیا و اسپانیا میرسد و گازمصرفی خانگی را برای آشپز خانه و گرمایش تأمین میکند.
چنین افزایشی در صادرات گاز شمال آفریقا به اروپا بمعنای اینست که، اروپا کمتر به غول گازی روسیه گاز پروم وابسته بماند. این غول گازی دولتی قیمت گاز صادراتی خود را به بهای نفت پیوند زده است. این امر موجب شده تا مثلاً قیمت گاز وارداتی از روسیه ۳ برابر گرانتر از قیمت گاز در ایالات متحده باشد. طبق گزارش مؤسسه بلومبرگ، پس از کشف و استخراج گاز جامد بطورجدی، بهای گاز در ایالات متحده، ظرف ۳ سال ۷۰% تنزل یافته است.
دلیل اینکه پیش بینی میشود که تولید گاز الجزایر بسرعت و بمیزان زیادی میتواند توسعه یابد، تکنولوژی جدید بهربرداری از منابع گاز و نفت رسوبی* است. این رسوب مثل لایه های رسوبی کوهستانی است.
این تکنو لوژی جدید، بمعنای این نیز هست که، ایالات متحده میتواند در راه خودکفایی از نظر انرژی برای وسائط نقلیه خود نیز باشد. چنین بنظر میرسد که این فرایند نقشی تعین کننده برای مسئله سیاست امنیت ملی دارا باشد زیرا این کشور به واردات نفتی کمتری از کشور های خاورمیانه مانند عربستان سعودی، ایران و عراق کمتر وابسته میماند.
افزایش زیاد سهم گاز صادراتی شمال آفریقا به جنوب اروپا ، برای این منطقه همان نقش را دارا است. زیرا از وابستگی اروپا به گاز روسیه کاسته میشود. امری که از نظر سران اروپا ریسک وابستگی اروپا را که علناً از سیاست های پوتین در سرکوب اپوزیسون در روسیه ناخشوندند را کاهش میدهد.
*
به سوئدی oljeskiffer
Shale oil انگلیسی به
یک کامنت یا خاطره کوتاه: حدود ۱۲ ـ ۱۳ سال پیش در یکی از شهرهای جنوبی نروژ در یک روز تابستانی برای شنا به دریا رفته بودم. در کنار ساحل با یک نروژی گرم صحبت شدم او از کارم پرسید، گفتم برای پلات فرمهای نفتی(اف شور) کار میکنم. علاقه بیشتری نشان داد و شروع به صحبت از «لایه های گاز منجمد متان» در اعماق زیاد دریای نروژ کرد که با توصیفات او، من لایه ها و تکه های گل سرشور در نظرم مجسم شد، من با تعجبی ناباورانه گفتم مگر میشود که لایه های منجمدی به قطر ده ها متر و بوسعت (آنجور که او توصیف میکرد هزاران کیلومتر مربع) از گاز وجود داشته باشد؟ بهر حال آخر سر فکر کردم طرف هذیان میگوید و از این نشریات فانتزیک علمی خوانده و تصوراتش را بجای واقعیت میگذارد.و کل قضیه را خیالبافی محض گرفتم. قریب دو سال پیش کم کمک اینجا و آنجا به مسئله برخوردم تا اینکه قریب چند ماه پیش یک گزارش خبری خیلی مفصلی در چند تا، و نه یکی هم، از نشریات بزرگ دنیا راجع به چیزی بنام «شِل اویل»** خواندم که به برکت کشف و بهره برداری از آن، آمریکا تا ۲۰۲۰ در تولید نفت از عربستان جلو میزند و… . بعداً گزارش کاریکاتور وار و مسخ شدهای از این یافته ی بزرگ دنیای انرژی را حتی در سایت تابناک هم دیدیم. با قضاوت از آنچه خوانده ام میتوانم بگویم دهه آینده دهه دگرگونی ژئوپولیتک نفتی در دنیاست و شاید هم زود تر.
**
راجع به شِل اویل میتوانیدبه ویکی پدیا رفته وبنویسید
Shale oil

US aircraft carrier strikeforce readies in case of war with Iran

Share Button

The flagship $4.5 billion carrier, a 100,000 ton floating city with a crew of 5,000, was despatched four months earlier than planned to bolster the United States Navy’s already formidable force in the region, the Fifth Fleet.
Its mission is to keep some of the world’s busiest shipping lanes open in its most combustible region; at any moment America’s standoff with Iran could escalate into a crisis.
“Could there be a threat?” asked Rear Admiral Mike Shoemaker, the man who would command any mission to force open the sea lanes. “Yes is the answer. Is it manageable? Also yes.”
Admiral Shoemaker, a wiry man with a Navy buzz cut, runs through the likely threats: anti-ship cruise missiles; midget submarines; speedboats on suicide missions. Iran’s conventional air force and navy are clapped out and no match for the US Navy, but they had years of practising mine-laying.
“If they sunk a tanker, that could shut the Strait for a couple of days or a week,” Adm Shoemaker said. “But we could
deal with that quite quickly. A massive mine-laying effort, though, would take a while to clear.”

متآسفانه در هنگام درج بقیه مطلب اشکال فنی پیش می آید. برای خواندن بقیه مطلب به لینک زیر مراجعه نمائید. وقت کنم ترجمه میکنم.

http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/middleeast/iran/9700439/US-aircraft-carrier-strikeforce-readies-in-case-of-war-with-Iran.html

 

 

 

کلمه:یک هفته با جامعه کارگری

Share Button

دوستان! اگربه انتشار دیگر مطالب تمایل ندارید اشکالی ندارد! ولی این یک فریاد حق طلبی کارگران میهن ماست. فریاد آنها فریاد میهن ما و جنبش آنها ستون فقرات جنبش دموکراسی خواهی میهنمان است! این را منعکس کنید! بگذارید کارگران میهنمان بدانند فریاد آنان طنینی سراسری در میهن ولایت زده ما دارد. ح تبریزیان

اتحادیه ها و سندیکاهای کارگری عینی ترین و انضمامی ترین بخش جامعه مدنی است و دولت و احزاب سیاسی حق مداخله در آن را ندارند و تنها باید به دست خود جامعه کارگری تشکیل و اداره گردد. هدف تشکل های کارگری باید پی گیری مطالبات و خواست های جامعه کارگری باشد. حقوق جامعه کارگری سالهاست که توسط قانون گریزان پایمال می شود و تشکل های کارگری بجای رقابت باید به فکر استیفای این حقوق باشند….

شنبه, ۴ آذر, ۱۳۹۱
حقوق های معوقه، اخراج و بیکاری کارگران
هدف تشکل های کارگری باید پی گیری مطالبات جامعه کارگری باشد

کلمه – گروه کارگری: بخش هایی از جامعه کارگری ایران به مناسبت سالروز تصویب قانون کار در روز دوشنبه ۲۹ آبان از ساعت ۹ تا ۱۱ در ورزشگاه شهید معتمدی، واقع در ضلع شمالی ترمینال جنوب تهران تجمع کردند. این مراسم به همت خانه کارگر برگزار شد و سخنران های این مراسم نیز از همین طیف بودند. در این زمانه که قانون گریزی برنامه ی هر روزه ی اقتدارگرایان شده است، این تجمع در نفس خود قابل اعتنا است. دفاع از قانون کار به عنوان یکی از اساسی ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی نشان دلبستگی جامعه کارگری به آرمان های انقلاب دارد و از همه مهمتر اینکه آنها به پی گیری مطالباتشان در چهارچوب قانون پایبند هستند و قانون مداری را در همه حال حتی در بدترین شرایط زیستی که بر آنها تحمیل کرده اند، فراموش نمی کنند.

در عین حال در خبرها نشانی از سخنان و حضور دیگر تشکل های کارگری همچون انجمن صنفی، شورای اسلامی کار و مجمع نمایندگان در این مراسم نبوده است. رقابت میان تشکل های کارگری سال هاست که موجب نسیان مشکلات جامعه کارگری توسط این تشکل ها شده است و بهره برداری سیاسی و جناحی از مشکلات جامعه کارگری امری متداول در میان این تشکل های کارگری شده است. به عنوان نمونه می توان به تعامل میان شورای اسلامی کار و خانه کارگر در مورد توزیع فرم های سهام عدالت اشاره کرد. علی دهقان کیا، عضو هیأت مدیره کانون شوراهای اسلامی کار استان تهران در این مورد گفته بود: “با واگذاری بخشی از فرم‌های مربوط به سهام عدالت از سوی سازمان خصوصی‌سازی به خانه کارگر، توزیعی نیز در این زمینه بین کارگران انجام شده بود ولی با مخالفت کانون عالی شوراهای اسلامی، هم اکنون توزیع فرمها متوقف شد. کانون عالی شوراهای اسلامی کار با واگذاری فر‌م های سهام عدالت از سوی احزاب و نهادهای سیاسی مخالف است. بنابراین قرار شد کار از طریق کانون عالی شوراها و با هماهنگی در استان‌ها پیگیری شود. سازمان خصوصی‌سازی نیز قول داده بود تا اول تیرماه سال‌جاری فرم‌های مربوط به سهام عدالت کارگران را در اختیار ما قرار دهد.” ( خبرگزاری مهر، ۲۴ خرداد ۱۳۸۹ )

“اتحادیه آزاد کارگران ایران”، به عنوان تشکل کارگری مستقل و غیر دولتی، در خرداد و مهر ماه گذشته طومار اعتراضی با بیست هزار امضاء تهیه کرده بود. کارگران امضاء کننده در این نامه به تعیین دستمزدها بدون لحاظ کردن نرخ واقعی تورم و عدم رعایت اصل ۴۱ قانون کار اعتراض کرده بودند و خواهان افزایش حقوق هایشان شدند. نحوه برخورد برخی از تشکل های کارگری با طومار اعتراضی کارگران نیز نشان دیگری از بی توجهی آنها به مشکلات جامعه کارگری است. برخی از این تشکل های کارگری عصبیت و نارضایتی خود را در همان زمان ارسال نسخه دوم طومار اعتراضی پنهان نکرده بودند. هادی ابوی، سخنگوی کانون عالی انجمن های صنفی کارگران ایران در واکنش به این طومار اعتراضی گفته بودند: ” از جامعه کارگری انتظار داریم که هرگونه مطالبه و خواسته‌ای را تنها از کانال نمایندگان خود در تشکلهای صنفی کارگری، شوراهای اسلامی کار و مجمع عالی نمایندگان در استان مربوطه پیگیری کنند تا اینکه به برخی جریان های خاص متکی شوند. ( خبرگزاری ایسنا، ۵ مهر ۱۳۹۱ )

فراکسیون کارگری مجلس نیز حتی حاضر نشده است که بواسطه طومار اعتراضی بیست هزار کارگر، وزیر کار را به مجلس بکشاند و در ارتباط با این موضوع از او سوال بپرسد. گرچه زمانی که نسخه دوم این طومار اعتراضی در ابتدای مهر امسال به مجلس و وزارت کار فرستاده شد بود، بخشی از این فعالان تشکل های کارگری از این نامه حمایت کردند؛ ولی همه ی این حمایت ها در حد حرف باقی ماند و نه تنها هیچ اقدام حقوقی و عملی برای پیگیری این مطالبات و خواست ها انجام نشده است، حتی در قطعنامه پایانی مراسم سالروز تصویب قانون کار که خانه کارگر متولی آن بوده، هیچ اشاره ای به طومار اعتراضی بیست هزار کارگر نشده است.

اتحادیه ها و سندیکاهای کارگری عینی ترین و انضمامی ترین بخش جامعه مدنی است و دولت و احزاب سیاسی حق مداخله در آن را ندارند و تنها باید به دست خود جامعه کارگری تشکیل و اداره شود. هدف تشکل های کارگری باید پی گیری مطالبات و خواست های جامعه کارگری باشد. حقوق جامعه کارگری سال هاست که توسط قانون گریزان پایمال می شود و تشکل های کارگری بجای رقابت باید به فکر استیفای این حقوق باشند.

حقوق های معوقه کارگران

قزوین کارگران کارخانه ابر صنعتی قزوین در ۲ سال گذشته حتی یک ریال هم بابت حقوق و مطالبات معوقه خود دریافت نکرده‌اند. ظرف دو سال گذشته با کنار رفتن کارگران قراردادی، هم اکنون تعداد کارگران از ۱۰۰ نفر به حدود ۳۰ نفر کاهش یافته است. این کارخانه تولید کننده ابرهای‌ اسفنجی سپر خودرو‌های سواری و یکی از واحدهای قطعه سازی خودرو محسوب می‌شد و از زمانی که میان کافرما با کارخانه‌های خودروسازی بر سر مواد خام تحویل داده شده و محصولات تولید شده اختلافات جدی به وجود آمد، این واحد تولیدی دچار رکود و سپس تعطیل شد. در حال حاضر به حکم دادگاه ساختمان‌های کارخانه شامل سه سالن تولید و دو انباری بابت حقوق معوقه توقیف شده‌ است اما کارفرما در اقدامی غیر قانونی با تفکیک ساختمان‌های کارخانه آن‌ها را اجاره داده است. سابقه کار کارگران کارخانه ابر صنعتی قزوین از ۱۶ تا ۲۸ سال متغییر است؛ گفت: چنانچه این کارخانه امروز تعطیل نشده بود بسیاری از کارگران آن تا کنون به استناد قوانین بازنشستگی عادی و پیش از موعد بازنشسته شده بودند.

سمنان حدود ۵۷۰ کارگر در سمنان در حوزه قطعه سازی برای صنعت خودرو سازی ۵ ماه است که حقوقی دریافت نکرده اند. واحد‌های تولیدی “مهره سازان” با ۳۰۰ کارگر ، “ماشین لنت” با ۷۰ کارگر و کارخانه “صنایع لاستیکی پارمیدا” ۲۰۰ کارگر از جمله واحدهای تولیدی هستند که به علت بحران در صنعت خودروسازی دچار مشکلات مالی شدند. این واحدهای تولیدی به سبب عدم دریافت معوقات مالی و بدهی‌های خود از تولید کنندگان بزرگ خودرو که عمده ترین مشتریان این کارخانه هستند، دچار بحران مالی و کمبود نقدینگی شده است.

اخراج و بیکاری کارگران

ایلام کارخانه زرجین بافت، بزرگ‌ترین تولید کننده پارچه در ایلام تعطیل و ۱۴۰ کارگر بیکار شدند. سوابق کار این کارگران از یک تا ۱۸ سال است کمبود نقدینگی، ‌گرانی مواد اولیه و عدم فروش محصولات از دلایل تعطیلی این کارخانه بوده است.

گیلان قرارداد کاری موقت ۱۵۰ نفر از کارگران کارخانه فومن شیمی تمدید نشد و این افراد بیکار شدند. یک واحد تولید کننده پارچه به نام «مهتاب بافت» واحد خود را در گیلان تعطیل کرده بود که با خواهش و دخالت ما و فرماندار، با اکراه این واحد تولیدی بازگشایی شد و اکنون با دشواری مشغول تولید است.

گرانی مواد اولیه و حامل های انرژی و عدم پرداخت سهم ۳۰ درصدی تولید در قانون هدفمندی یارانه‌ها توسط دولت از دلایل بحران های مالی در این کارخانه ها اعلام شده است. بحران بیکاری و رکود در گیلان تنها مختص صنعت در این استان نمی باشد و به بخش کشاورزی نیز موجب بیکاری مردم شده است.

از مجموع ۱۸۰ کارخانه چای در شمال کشور هم اکنون ۱۱۵ کارخانه بصورت نیمه فعال با حداقل ظرفیت در حال تولید هستند و بیش از ۶۵ واحد تولیدی نیز تعطیل شده‌اند. با تعطیلی هر یک از این کارخانه ها حدود ۵۰ کارگر بیکار شدند. وزارت جهاد کشاورزی به عنوان متولی خرید برگ سبز چای از کشاورزان، بدون سیاست گذاری و تامین منابع مالی خود، کشاورزان و کارخانجات تولید کننده را دچار مشکلات عدیده اقتصادی کرده است و عدم پرداخت مطالبات تولید کنندگان موجب تعطیلی کامل این واحد‌ها شده است. در منطقه مرکزی لاهیجان بسیاری از باغات زیر کشت چای به دلیل مقرون به صرفه نبودن کشاورزی چای، تبدیل به جنگل شده‌اند و این امر باعث شده کارخانه‌های این محدوده به سبب کاهش برگ سبز چای به تعطیلی کشیده شده و با تغییر کاربری تبدیل به قطعات مسکونی و یا تبدیل به سالن‌های مجالس شوند.

کارگران زندانی

سیدهادی دانشیار طی حکمی از سوی دادگاه انقلاب شیراز در روز یکشنبه ۲۸ آبان ماه به اتهام تبلیغ و تبانی علیه نظام، به نفع گروه‌های ضد نظام و شرکت در تجمعات غیرقانونی در شیراز به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم شده است. این فعال کارگری ۳۸ ساله ساکن شیراز در جریان اعتصاب کارگران معدن استان فارس، در سال ۸۷ بازداشت و پس از تحمل دو ماه بازجویی و حبس در اداره اطلاعات و زندان عادل آباد شیراز با قرار وثیقه به طور موقت آزاد شده بود. وی پیش از این و در ابتدای سال ۸۷ نیز بنا بر شکایت اداره اطلاعات و به اتهام اقدام علیه امنیت کشور مبنی بر تحریک کارگران معدن به اغتشاش به دو سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه که در حال حاضر دوران محکومیت شش سال زندان خود را در زندان اوین بند ۳۵۰سپری می‌کند، بخاطر سردرد‌های شدید و بی‌حسی انگشتان دست چپش روز شنبه ۲۷ آبان ساعت ۱۱صبح به بخش سی تی اسکن و‌ ام ار‌ آی بیمارستان امام خمینی منتقل شد و تا ساعت ۹شب در بیمارستان مورد معاینه پزشکی قرار گرفت و سپس به زندان اوین برگردانده شد.

Egypt’s judges launch attack on Morsi after controversial decree

Share Button
Judges hold extraordinary general assembly to denounce recent constitutional decrees by president Morsi; several courts strike on Saturday; Lawyers speak out at event
 


Ahmed El-Zend, the head of the Judge’s Club – a fierce critic of the president – at the general assembly (Photo: Snapshot from Al -Jazeera live stream Egypt)

New decree will allow Morsi to reinstate Egypt parliament: Legal expert
Hundreds of judges are holding an extraordinary general assembly at the High Court headquarters in downtown Cairo to discuss measures against President Morsi’s constitutional decree issued Thursday, which they argue oversteps their judicial jurisdiction and independence.
During an emergency meeting on Saturday afternoon, Egypt’s Supreme Judiciary Council (SJC) issued a statement expressing their disappointment and describing Morsi’s move as “unprecedented attack on judiciary independence.”

Courts and prosecution offices in the Delta governorate of Qalioubiya went on strike Saturday.

The primary court of Egypt’s second-largest city, Alexandria, likewise went on strike and further issued a statement on Saturday demanding the retraction of the recent constitutional declaration.

The chief of the Judges’ Club of Alexandria, Mohamed Ezzat El-Agwa announced “the suspension of work in all courts and prosecution administrations in the governorates of Alexandria and Beheira… until the end of the crisis caused by this declaration,” according to AFP reporting.

Several anti-Muslim Brotherhood figures have joined the extraordinary assembly.

Former parliament member Mohamed Abou-Hamed, outspoken lawyer Mortada Mansour and former MP Mostafa Bakry and Nasserist Adel Hammouda are present in the assembly, which is taking place in Egypt’s High Judiciary Court.

The quartet is known for being staunch opponents of the influential Islamist group.

Signalling their growing contempt, the usually conservative judges chanted “the people demand the downfall of the regime”.

Former general prosecutor Abdel Meguid Mahmoud, who was sacked following Morsi’s decree, spoke at length, saying he would legally challenge the president’s decision to relieve him of his duties.

Mahmoud attempted to rebutt accusations that his office was slow or ineffective in prosecuting those who killed unarmed protesters after the January 25 uprising by pointing fingers at the ministry of interior for not referring any suspects to his office.

Mahmoud slammed the ministry of interior saying that it failed to provide the prosecutors with evidence or suspects in the violent attacks against the anti-SCAF protesters in 2011.

“The ministry of interior has never referred any suspects to the office of the prosecutor general in the Two Saints church bombing in January 2010, Maspero massacre October 2011, Mohamed Mahoumd clashes in November 2011 and the cabinet clashes December 2011.”

Head of the lawyers’ syndicate Sameh Ashour also said he fully endorses the judges in their bid to challenge Morsi.

“The country’s fate is in your hands now, if you decided to strike, we will strike. If you decided to stage a sit-in, we will join you,” he said.

The newly-announced constitutional declaration says that the president’s decisions cannot be overturned by any judicial authority – putting him out of judicial reach.

The council urged the president to drop the decree to preserve judicial independence.

Twenty members of the independent Judiciary Movement also issued a statement on Saturday rejecting the constitutional declaration.

The independent Judiciary Movement is a group of judges that demanded reform and judiciary independence in 2005 following massive vote-rigging in the presidential elections under ousted president Mubarak’s rule.

“This is an unjustified apostasy that hinders the independence of judiciary, freedoms and rights,” reads the statement referring to Morsi’s constitutional declaration.

Judges warn that although within Morsi’s bundle of decisions, he did concede some of the people’s demands, it nevertheless jeopardised democracy and freedoms.

“Calling for re-trials and investigations the way it was done through the constitutional decree undermines the judiciary’s independence and guarantees, which will lead to the devaluation of court verdicts,” the independent Judiciary Movement argues.

Meanwhile, outside the High Court, hundreds of protesters who marched to protest against president Mohamed Morsi’s decree were attacked by unknown assailants in the late afternoon hours.

The liberal Constitution Party, the Egyptian Social Democratic Party and the liberal Wafd Party came to the court to voice support to judges.

Ahram Online reporters at the scene said the demonstrators were attacked with fireworks, which stirred panic among them as everyone ran aimlessly to escape violence.
Police dispersed protesters using tear gas canisters.

 

بحران و جنگ قدرت در مصر تا کجا خواهد رفت!

Share Button

اولین سئوال اینست که مُرسی با اتکاء به کدام بخش از دستکاه نظامی و انتظامی و امنیتی میخواهد این قانون را پیاده کند؟
ساده و سریعرین پاسخ اینست که مُرسی میخواهد با این مانور وطرح این قوانین که خواست انقلا بیون «اعدام خواه و اعدام باید گردد» نیز هست کارت سبز سرکوب و حمایت یا بی تفاوتی بخشی از معترضین را نیز برای خود تأمین کند. با این مانور نیز بخشی از نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی را که سنتاً استبدادگرا بوده و دل خوشی از نیروهای چپ، لیبرال، ملی و هرآنکس که در انقلاب علیه آنها بوده است ندارند انتقام بگیرند. از سوی دیگر کم نیستند مثل چپها و میلیون آغاز انقلاب خودمان که فقط به آن لبه ایی از ساطور انقلاب نظر دارند که گردن طاغوطیان میارکی و سران سابق ارتش را میزند و حاضرند این ساطور را صیقل دهند.
 
تکمیلی:
اولاً با پوزش از اینکه در کامنت قبل ویکتوریا نولاند، سخنگوی کاخ سفید را نماینده کاخ سفید در سازمان ملل نوشته بودم و تشکر از دوستی که از این اشتباه بی خیال نگذشت و آنرا یاد آوری کرد.
و اما همه روزنامه های دنیا بحث عمده اشان کودتای محمد مُرسی است . پس از صدور اعلامیه گسترش اختیارات خود، مُرسی اعلامیه جدیدی دیگری صادر کرد که رنگ و بوی تهدید دارد، ذیلاً متن انگلیسی آنرا نیز به نقل از اهرام آنلاین درج میکنم. .ولی از گزارش نسبتاً طولانی وال استریت ژورنال، پارگراف زیر را انتخاب کرده ام که برای ما نسل انقلاب که عروج «مکتبی» ها را به همه پست های دولتی تجربه کرده ائیم، شایان توجه باید باشد، تا آنجا که بجای مدیران کراوات زده و دانشگاه دیده و متخصص عصر شاه در رأس مؤسسات دولتی و ارگانهای نظامی امروزه یا آخوندها نشسته اند یا آخوند زاده هاً. تسخیر پست های های موسسات دولتی درحقیقت خلع سلاح طبقه متوسط از آن قدرتی بود که به سبب موقعیت شغلی و حرفه ایی خویش داشت.
ضمناً در ترجمه زیر من «لویالیست» را به مکتبی ترجمه میکنم که در این رابطه بسیار درست است.
وال استریت:

سید دیعا رشوان، سر تحلیل گر مرکز مطالعات استراتژیک برای امور سیاسی در مرکز اهرام در قاهره میگوید:
«ادارک عمومی بر این است که کشور و مؤسسات آن تدریجاً ار طرف اخوانیها تسخیر شده اند. ولی مسئله اینست که آنها بیشتر پستها را با مکتبی ها پر کرده اند و نه افراد متخصص.»
که البته میتوان به آقای رشوان گفت تجربه ما د رایران اینست که آن مکتبی ها منصوب نشده اند تا در گام نخست کار ها را بگردانند بلکه آمده اند تا نخست با ایجاد جو ترس کنترول روانی و اتوریته خود را گسترش دهند. مطالب داخل پرانتز کامنت های خود منست.
…………….
اهرام آن لاین
اعلامیه جدید ریاست جمهوری:
رئیس جمهور مصر مُرسی یک قانون جدید دیگری با عنوان«حراست از انقلاب» (بخوان انقلاب دوم! ح ت) صادر کرد.
هدف ازاین قانون جدید تحت تعقیب قرار دادن«جنایت انقلابی» و دیگر تخلفات علیه انقلابیون مصر است.( اولاً منظور همان دادگاه انقلاب است و بعدهم فقط تصور کنید که باتوجه به اینکه مُرسی خود را بر فراز دستگاه قضایی قرار داده است این حکم در عمل چه معنایی میتواند داشته باشد/ ح ت)
بسط قدرت رئیس جمهور مُرسی، چالشی علیه قوای مقننه است.
سخنگوی پرزیدنت مُرسی، یاسر علی قوانین جدیدی را تحت عنوان«قانون حراست از انقلاب» اعلام کرد که هدف از آنها محاکمه آنهائیست که که «جنایات انقلابی و دیگر جنایات علیه« انقلابیون» مرتکب میشوند. (ظرافت کار مُرسی دقیقاً در اینجاست زیرا در گام نخست چوبه های دار و جوخه های اعدام را برای مقصرین رژیم قبلی که مجازات و اعدام آنها مورد حمایت بیشتر انقلابیون نیز هست تدارک می بیند تا بعد آنچنان شود که در ایران ما شد! ح ت).
درقانون جدید ایجاد یک داد سرای «حراست از انقلاب» پیش بینی شده است که به تحقیق روی هر ادله جدیدی علیه متهمین خواهد پرداخت حتی اگر آن متهمین قبلاً توسط دادگاه دیگری تبرئه شده باشند تجدید محاکمه خواهد شد.
جنایات مشمول این قانون، عبارتند از کشتن یا مجروح کردن انقلابیون، پنهان کردن مدارک جرم علیه چنین مجرمانی، و فساد در مورد عوامل رژیم سابق میشود.(هدف به محاکمه کشیدن همه بلند پایگان لشگری و کشوری و امنیتی عصر مبارک است تا با قلع و قمع انها بذر ترس را در جامعه و در درون ارتش بپاشد و به دادگاه انقلاب مشروعیت بدهد. ح ت)
جنایات مشمول این قانون، عبارتند از: کشتن یا مجروح کردن انقلابیون، پنهان کردن مدارک جرم علیه چنین مجرمانی، و فساد در مواردی که به عوامل رژیم سابق مربوط میشود.
بر طبق این قانون، دادستان میتواند هرکسی را که متهم به جنایت میشود تا مدت ۶ ماه بازداشت کند.
پایان گزارش اهرام آنلاین
………….
کامنت من:
اولین سئوال اینست که مُرسی با اتکاء به کدام بخش از دستکاه نظامی و انتظامی و امنیتی میخواهد این قانون را پیاده کند؟
ساده و سریعرین پاسخ اینست که مُرسی میخواهد با این مانور وطرح این قوانین که خواست انقلا بیون «اعدام خواه و اعدام باید گردد» نیز هست کارت سبز سرکوب و حمایت یا بی تفاوتی بخشی از معترضین را نیز برای خود تأمین کند. با این مانور نیز بخشی از نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی را که سنتاً استبدادگرا بوده و دل خوشی از نیروهای چپ، لیبرال، ملی و هرآنکس که در انقلاب علیه آنها بوده است ندارند انتقام بگیرند به حمایت از خود جلب میکند. از سوی دیگر کم نیستند مثل چپها و میلیون آغاز انقلاب خودمان که به فقط به آن لبه ایی از ساطور انقلاب نظر دارند که گردن طاغوتیان میارکی و سران سابق ارتش را میزند و لذا حاضرند این ساطور را صیقل دهند.
و اما اخبار بعدی:
۱ ـ یکی از مشاوران مُرسی بعنوان اعتراض استعفاء داد که البته دلیل مشخص اعتراضش این است که با وی مشورت نشده و در جریان نبوده است. او نماینده قبطی های مسیحی است.
۲ ـ کاترین اشتون از طرف اتحادیه اروپا مراتب نگرانی خود را از تصمیم مُرسی برای قبضه کردن قدرت در دست خود ابراز کرده و خواستار رعایت حریم قوای سه گانه شد.
آخرین کامنت من تا اینجا:
موج اعتراض بیش از آن بالا گرفته است که به آسانی آرام شدنی باشد. شعار سرنگونی مُرسی به شعار عمده اصلی معترضین تبدیل شده است. خطر عمده در اینست که این اعتراض عظیم توده ایی بعلت فقدان رهبری واحد و در اثر مانور های مُرسی و اخوان از هم بپاشد زیرا بسیاری از این نیروها خواهان سقوط مُرسی نیستند و گروهی هم خواهان محاکمه یا تجدید محاکمه نظامیان هستند. خطر اینهم هست که مُرسی همان کاری را با ارتش مصر بکند که همه انقلابیون ایران با ارتش شاه کردند یعنی شوراندن کادر های پائین و «شورا سازی» در ارتش و تخریب دیسیپلین نظامی.. که آیت الله خمینی و اسلامگرایان برنده آن بودند.

اهرام آنلاین
Egypt’s President Morsi issues new ‘Revolution Protection’ Law
New legislation aims to prosecute those responsible for ‘revolutionary crimes’ and other offenses against Egyptian ‘revolutionaries’
Ahram Online , Thursday 22 Nov 2012
Egypt’s President Morsi expands power, defies judiciary with new declaration
Egyptian Presidential Spokesman Yasser Ali announced new legislation dubbed the ‘Revolution Protection Law’ aimed at trying those responsible for “revolutionary crimes” and other crimes against “revolutionaries.”
The new law stipulates the creation of a ‘Revolution Protection’ prosecution to investigate any new evidence brought against the accused, who will be retried even if previously acquitted by other courts
Crimes included in the law include injuring and killing revolutionaries, hiding incriminating information against the latter, and political corruption in the case of former regime members.
The prosecutor-general may order – according to the law – the detention of anyone charged with these crimes for a period not exceeding six months.
وال استریت ژورنال
“The general impression is that the country and all its institutions are gradually being taken over by the Brotherhood. But the problem is that they are filling most positions with loyalists, not competent people,” said Diaa Rashwan, a senior analyst with the Cairo-based Ahram Center for Political and Strategic Studies.
 

……………………………………………………………………..

ویکتوریا نولاند سخنگوی در سازمان ملل و کاندید جانشینی کلینتون از تصمیم مُرسی دایر بر گشترش اختیاراتش اظهارز نگرانی کرده و   همه طرفها را را دعوت به ارامش و برقراری یک گفتگوی ملی کرد.
پیش کامنت من:
سخنگوی کاخ سفید از اقدام مُرسی ابراز تأسف و همه طرف ها را دعوت به گفتگو کرد. من از بیش از یکسال قبل گفته ام که بحران مصر جز با تعامل پیش نمیرود. متآسفانه چنین بنظر میرسد که انقلابیون و هپروت چپها،ناسیونالیستها و لیبرلها میخواهند در آن واحد در دو جبهه بجنگند هم با اسلامگریان و هم با بقایای نظام گذشته که میتوان گفت بیش از نیمی از جامعه مدرن شهری مصر را نمایندگی میکنند. و اخوان المسلمین و سایر اسلامگرایان هم روی این جبهه دوگانه مخالفین خود حساب میکنند و ضدیت افراطی و غیر عقلانی نیروهای چپ، ناسیونالیست و لیبرال را نسبت به نیروهای کنده شده از رژیم سابق همچون یک امتیاز استراتژیک و یک آسمانی تلقی کرده و حساب میکنند که بر موج این مخالفت و ضدیت میتوانند سوار شده و اقتدار استبداد دینی خود را مستقر کنند. ولی همه اینها اشتباه محاسبه همه جریان در صحنه سیاسی در مصر است و راهی نیست جز دیالوگ ملی، همان چیزی که ویکتوریانولاند میگوید. هر راه دیگری به استبداد، انقلاب استبداد ساز یا هرج و مرج ویران ساز منتهی میشود.

بعلت سرما خوردگی شدید حال و وقت ترجمه نیست. در روزهای آینده نظر تحلیلی خود را خواهم نگاشت.

U.S. Urges Calm, Dialogue in Egypt

by Naharnet Newsdesk 21 minutes ago

The United States said on Friday that the assumption of sweeping powers by Egypt’s President Mohamed Morsi was a matter of concern, amid a new round of protests in the country.

“The decisions and declarations announced on November 22 raise concerns for many Egyptians and for the international community,” said State Department spokeswoman Victoria Nuland, in a statement.

“One of the aspirations of the revolution was to ensure that power would not be overly concentrated in the hands of any one person or institution,” she said, referring to the uprising that toppled veteran ruler Hosni Mubarak.

Nuland warned that Egypt’s “constitutional vacuum … can only be resolved by the adoption of a constitution that includes checks and balances, and respects fundamental freedoms, individual rights, and the rule of law consistent with Egypt’s international commitments.”

“We call for calm and encourage all parties to work together and call for all Egyptians to resolve their differences over these important issues peacefully and through democratic dialogue,” she added.

On Thursday, Morsi undercut a hostile judiciary that had been considering whether to scrap an Islamist-led panel drawing up a new constitution, stripping judges of the right to rule on the case or to challenge his decrees.

The decision effectively placed Morsi’s presidency above judicial oversight until a new constitution is ratified.

Amid fears of a return to the authoritarian rule Egyptians suffered under Mubarak, protesters held rival rallies and attacked Muslim Brotherhood offices in several cities, including in Alexandria on the Mediterranean.

Morsi meanwhile insisted Egypt was on the path to “freedom and democracy.”

“Political stability, social stability and economic stability are what I want and that is what I am working for,” he told an Islamist rally outside the presidential palace.

و بدین گونه احمدی معتبر شد!

Share Button

تقدیم به مرد روز؛ کسی که برای نخستین بار توانست، افسار ترکتازی قدرقدرتی رهبرعظما را بکشد و مجلس نشینان را از سکه یک پول گذشته به کهنه … تبدیل کند و با بانگ بلند بگوید: منم! احمدی نژاد!
این سروده شبه حماسی را که در رثای چهره بنام پارودیک یا کاریکاتوریک حماسی مبهنمان دکتر محمود احمدی نژاد سروده شده است را از یک دوست اینترتی گرفتم. سراینده این منظومه برایم شناخته نیست ولی هرکه هست بر وزن و ساختار شعری شاهنامه تسلط کافی داشته ،از قریحه شعری بسیار برخوردار بوده و از آن مهمتر با دنیای سیاست آشنا و با شجره سیاسی احمدی هم آشناتر بوده است. حیفم می آید این را دراختیار دوستان نگذارم. آنرا سال قبل در وبلاگم گذاردم. مجدداً آنرا بروز میکنم. پارودی یا طنز نیز خود نوعی اطلاع رسانی  و روشنگری است و در عرصه سیاسی گاه کارآیی بیشتری از نوشتارهای جدی ژونالیستیک و تحلیلگرانه دارد.

 

از میان اِمیل های رسیده! قدری هم خنده و دیدن یک دلقک لازم است. ولی غم انگیز هم هست چونکه در زمان آن خدا بیامرز هیچ دولت افریقایی یا آسیایی و یا اروپایی قدرت نداشت تا با امیر عباس هویدا که هیچ، با رئیس دفتر او هم چنین رفتار حقارت باری داشته باشد. از شاه چیزی نمیگویم.
ح ت
……………..

به تومبوکوتو خوش آمدید اجرای مراسم شورانگیز استقبال از اوس محمود

اینا درس و مشق ندارن؟

گارد ریاست جمهوری تومبوکوتو در مراسم سان


به تومبوکوتو خوش آمدید اجرای مراسم شورانگیز استقبال از اوس محمود

اینا درس و مشق ندارن؟

گارد ریاست جمهوری تومبوکوتو در مراسم سان

لیدر جریان انحرافی در حال ارشاد نمودن شمشیر باز:
«غلافش کن ما خودمون ختم روزگاریم »

ورود روسای جمهوری ایران و تومبوکوتو در سالن کنفرانش خبری مهم
ظاهرا هنوز اتو در تومبوکوتو اختراع نشده


دیدار با نخبگان تومبوکوتو در جنگل

بازدید از نمایشگاه کتاب تومبوکوتو

برقراری تفاهمنامه صدور نیزه و انتقال تکنولوژی ساخت
غلاف شمشیر و پرورش تخم مورچه و فناوری شیشه نوشابه

بازدید از موزه حیات اهل تومبوکوتو
غرفه بقایای مسافران قبلی که همگی خورده شدند

مراسم لطیفه گویی و تقلید صدا و اجرای تاتر “«منم منم بزبزقندی» توسط دکتر


مراسم شورانگیز پاچه خواری و مالیدن مهمان پولدار
توسط یکی از روسای قبایل تومبوکوتو

دکتر سوغات خود را بر روی زمین گذاشته و منتظر است
یکی بیاد ازش بگیره بگه ممنون….
غافل از اینکه توی غار تابلو نمیزنن که دکتر!
احمدی

شما به دل نگیرید این سفر هیچ هزینه ای برای ما نداشته فقط یه هفتصد میلیون دلار ناقابل برای کمک به تغییر فرهنگ غار نشینی مردم (تومبوکتو) بصورت بلاعوض تقدیم شده است .

‫حالا مختصات این شهر که پایتخت کشور مالی است را از ویکیپدیا ببینید و فکر کنید مسئولین کشورمان دنبال چه اهدافی در این منطقه صحرایی و بی جمعیت که در هر کیلومتر مربع آن کمتر از دو نفر زندگی میکنند، میباشند؟


لیدر جریان انحرافی در حال ارشاد نمودن شمشیر باز:
«غلافش کن ما خودمون ختم روزگاریم »

ورود روسای جمهوری ایران و تومبوکوتو در سالن کنفرانش خبری مهم
ظاهرا هنوز اتو در تومبوکوتو اختراع نشده

دیدار با نخبگان تومبوکوتو در جنگل

بازدید از نمایشگاه کتاب تومبوکوتو

برقراری تفاهمنامه صدور نیزه و انتقال تکنولوژی ساخت
غلاف شمشیر و پرورش تخم مورچه و فناوری شیشه نوشابه

بازدید از موزه حیات اهل تومبوکوتو
غرفه بقایای مسافران قبلی که همگی خورده شدند

مراسم لطیفه گویی و تقلید صدا و اجرای تاتر “«منم منم بزبزقندی» توسط دکتر

مراسم شورانگیز پاچه خواری و مالیدن مهمان پولدار
توسط یکی از روسای قبایل تومبوکوتو

دکتر سوغات خود را بر روی زمین گذاشته و منتظر است
یکی بیاد ازش بگیره بگه ممنون….
غافل از اینکه توی غار تابلو نمیزنن که دکتر!

شما به دل نگیرید این سفر هیچ هزینه ای برای ما نداشته فقط یه هفتصد میلیون دلار ناقابل برای کمک به تغییر فرهنگ غار نشینی مردم (تومبوکتو) بصورت بلاعوض تقدیم شده است .

‫حالا مختصات این شهر که پایتخت کشور مالی است را از ویکیپدیا ببینید و فکر کنید مسئولین کشورمان دنبال چه اهدافی در این منطقه صحرایی و بی جمعیت که در هر کیلومتر مربع آن کمتر از دو نفر زندگی میکنند، میباشند؟

حالا به عکس این رئیس جمهور هم نگاه کنید!


………………………..
و اما! دوستان سایت را بدون خواندن سروده حماسی زیر ترک نکنید ولی خواهش دارم اگر با ریتم شاهنامه خوانی آشنایی ندارید از خواندن درگذرید یا بدهید کسی که وارد است بخواهد. زحمت شاعر را هدر ندهید!
ح تبریزیان
ووووووووووووووووو

روح زمانه در منظومه ایی شاهنامه گونه

این سروده شبه حماسی که در رثای چهره بنام پارودیک یا کاریکاتوریک حماسی مبهنمان دکتر محمود احمدی نژاد سروده شده است را از یک دوست اینتر نتی گرفتم. سراینده این منظومه برایم شناخته نیست ولی هرکه هست بر وزن و ساختار شعری شاهنامه تسلط کافی داشته از قریحه شعری بسیار برخوردار بوده و از آن مهمتر با دنیای سیاست آشنا و با شجره سیاسی احمدی هم آشناتر بوده است. حیفم می آید این را دراختیار دوستان نگذارم. آنرا سال قبل در وبلاگم گذاردم. مجدداً آنرا بروز میکنم. پارودی یا طنز نیز خود نوعی اطلاع رسانی و روشنگری است و در عرصه سیاسی گاه کارآیی بیشتری از نوشتارهای جدی ژونالیستیک و تحلیلگرانه دارد.
حبیب تبریزیان
با اجازه سراینده منظومه
………….
این منظومه در هفت بخش یا دفتر کوچک نوشته شده و در آن تلاش شده تا به اندازه ای که بضاعتم در
ادبیات فارسی اجازه میدهد ترکیبی از اشعاری شبیه به شاهنامه فردوسی همراه با برخی از اصطلاحات
روزمره به رشته تحریر درآید. پس اگر در لابه لای برخی از سطور بالاجبار از دایره ادب خارج شده ام
پیشاپیش از خوانندگان عزیز پوزش میطلبم. موضوع این منظومه که روایت بسیار مختصری از زندگی
محمود احمدی نژاد از ابتدا تا کنون است، در ابتدا قرار بود طنز آمیز باشد که با پیش رفتن کار، اندک
اندک وجه حماسی قضیه بر وجه طنز آن چربید به گونه ای که تغییراتی اساسی در طرح اولیه پدید آمد.
تأکید می کنم که:
۱( در این نوشتار با توجه به بی حوصلگی اکثر خوانندگان ایرانی در خواندن مطالب بلند بخصوص
شعر، حتی الامکان سعی شده که روایت به صورت بسیار خلاصه ارائه شود به گونه ای که به اصل آن
خدشه ای وارد نشود. دفتر نخست، کوتاهترین دفتر این مجموعه است و بخش های بعدی حاوی ابیات
بیشتری خواهند بود.
۲( داستان این منظومه برداشت و استنباط شخص من از وقایع ایران بوده که در برخی موارد با تخیلات
من آمیخته شده است و لزومن درست نیست.
۳( با توجه به اینکه هیچگونه چشمداشت مادی از ارائه این کار برایم متصور نیست، پس، از خوانندگان
عزیز استدعا دارم در صورت ارسال این مطلب به فضای مجازی وب، دستکم برای حفظ اجر معنوی،
نشانی وبلاگ و منبع اصلی و نام نویسنده مطلب را نیز حتمن ذکر کنند و از دستکاری مطلب اصلی
جدن خودداری نمایند.
این نوشته را تقدیم میکنم به جنبش آزادیخواهی ملت ایران. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
عنوان دفاتر:
یکم: اندر زاده شدن محمود و رفتن به تهران
دویم: اندرجوانی تا انقلاب
سِیُم: اندر دوران پس از انقلاب و نبرد با اراکیان )عراقیان(
چهارم: اندر دوران سازندگی، اصلاحات و شهرداری تهران
پنجم: اندر ریاست جمهوری دور نخست
ششم: اندرمناظره با میرحسین
هفتم: اندر کودتا
یکم: اندر زاده شدن محمود و رفتن به تهران
به نام خداوند فرزانگان خداوند پاکان و آزادگان
خداوند شادی و فرخندگی خداوند نیکی و سرزندگی
پس از نام یزدان که بایسته شد روان کردن کِلک، شایسته شد
سحرگه که سر پنجه ی آفتاب زُدود از دو چشمان من گَردِ خواب
مرا آمد اندیشه کای مرد جنگ نباشد ازین بیش جای درنگ
همه کارِ گردون شده زیر و رو ببُردند از ایرانیان آبرو
سه ده سال بگذشت ازین انقلاب ندیدی بجز سایه از آفتاب
بسی رنج بردی درین سال سی ز نامردمی، بد دلی، ناکسی
نه از پهلوانیست دیگر سخن نه از پاکبازان دشمن شکن
که زاغان به جای عقاب آمدند چو دزدانِ ره با نقاب آمدند
ببردند و خوردند و افروختند ز دین آتش و مردمان سوختند
به خامه درآور یکی داستان ز دوران نزدیک، نی باستان
بجای تهمتن بیا و بگو ز محمود، اهریمن زشتخو
پس اینک «دودوزه » بگوید ترا ز مردی که مردی نباشد ورا
هزار و سه صد با سی و پنج شد به زاییدنش مام در رنج شد
ارادان بُد آنجا دِه گرمسار همه مردمانش کنون شرمسار
یکی نفله آمد به گردون پدید که گردون بدین نفله گی کس ندید
نهادند محمود نام ورا ز خونابه شستند کام ورا
چو بگشود چشمش به دنیای دون همه دلخوشی ها زدل شد برون
تو گویی دو چشمش دو سوراخ ریز که دارد به گیتی هوای ستیز
دماغش به رخ همچو گرز گران بزد ناله چون گربه ی نیمه جان
چو چشم پدر بر دو چشمش فتاد چو میمونِ خندان، دو لب برگشاد
بگفتا یکی چیست این جانور که شرمنده کرده ز زشتی، پدر
دویُم گفت زشتست و بی مایه این تراود ز چشمان او خشم و کین
دگر گفت بوزینه زین بهتر است که در آفرینش ز گوهر، سر است
بگفتند وپی در پی از ننگ او به زخم زبان کرده آهنگ او
سه سالی گذشت و ببالید خوش بِرید و بخورد و بمالید خوش
ولی طعنه ی مردمان کم نشد به زخم زبان هیچ مرهم نشد
چو ز اندازه بگذشت زخم زبان شدند از ارادان به تهران روان
دویم: اندرجوانی تا انقلاب
به تهران رسیدند با خان و مان بدیدند آزاد شهری کلان
یکی شاه باشد در آنجا به تخت یکی همچو جمشیدِ کِی، نیکبخت
همه مردمان از پی روزی اند همه دوستداران بهروزی اند
ز غوغا پُرست و ز جوش و خروش همه در تکاپو و در جنب و جوش
پدر چون بدید آنهمه آب و رنگ بشد شهد شیرین به کامش شرنگ
بخود گفت، من ساده آهنگرم که از ناگزیری بدینجا شدم
چگونه به بار آورم این پسر در این شهر پر جادویِ پر ز شر
چو با دین مداران سِگالید وی وز آشوبِ اندیشه نالید وی
یکی زان میان گفت کای نیکمرد نشاید هراسی به گاه نبرد
بباید که افسون کنی، جان او به دین آوری زیور، ایمان او
بریزی به رگ اندرش، خون دین خمارش کنی جان، به افیون دین
پذیرفت رایِ ورا و بشد بیاورد محمود را پیش خود
سپردش به شیخان تَردَست، او کژاندیش و بد هیبت و پَست خو
ز دستی به دست دگر بر شدی ز اندیشه خشک و به ته، ترشدی
بیاموخت رسوایی و هرزگی دورویی و ترفند و دریوزگی
بد آموزِش آمیخت با بد گهر بد اندر بد آمد ورا کارگر
یکی پر دغل گشتی و پر دروغ که جانش ندارد ز یزدان فروغ
بشد نوجوانیِ وی برگزار به هم کاسه گی با گدایان زار
رها کن تو محمود و بشنو سخن پسندیده پندی به پندار من
که ایزد خرد را به جانت نهاد خرد در نهاد تو پاینده باد
نسازَش تو آلوده با زهر دین که شالوده اش را نباشد چنین
چو دین از درِ جانت آید درون خرد از دگر در، گریزد برون
از آن سو شنو کاندر این سال و ماه چه بگذشت بر روز آن پادشاه
چه فرمان یزدان چه فرمان شاه در اندیشه، او را بکردی تباه
بگفتا که شاه جهان پرورم نباشد به گیتی کسی هم سرم
ندید او نیازی به هشدار کس تبه کرد اندیشه را از هوس
هر آنکس که پندی بدادی ورا دو دستان به بندی فتادی ورا
چو آن شه بشد غَرّه بر زور خویش بکنَدی به دستان خود گور خویش
بتوفید توفان مرگ و جنون که تاج کیانی کند واژگون
ز مردم بسی کشته گشتند و ریش که آزادی آرند بر بوم خویش
جوانیست محمود، فرصت طلب در آن روزگاران پر تاب و تب
زند اهرمن در نهادش نهیب نه گاه درنگست ای پر فریب
بدو گفت تا کی خوری نان و ماست که ساده خوری شیوه انبیاست
نه پیغمبری تو نه مرد نبرد که از ترس، دامن کنی زود زرد
چو کار شهنشه تمام آمدست فر ایزدی با امام آمدست
همان به که با موج همره شوی امامی شوی دشمن شه شوی
چو این موج بشکست دیهیم شاه در آید ترا زین نمد یک کلاه
بدینسان شد او دوستدار امام نه از راستی، از پی ننگ و نام
صد افسوس ضحاک بر تخت شد دگر باره کار جهان سخت شد
سگالش: فکر و اندیشه
سِیُم: اندر دوران پس از انقلاب و نبرد با اراکیان )عراقیان(
یکی مرد دین رفت بر تخت شاه لجن را رسانید تا اوج ماه
چو ضحاک، بر شد به تخت کیان بشد آدمی هم سر ماکیان
بجام اندرون خون رَز لخته شد درِ شادی و خرمی تخته شد
سپاهی همه از کژان و بدان بفرمان او چون سپاهِ ددان
به دین سیه مردمان کوفتند به نامردمی آتش افروختند
دوسالی بکشتند از ایرانیان به فرمان ابلیسِ الله نشان
چو از کار ایران بدر آمدند به اندیشه ی شور و شر آمدند
کز اینجا به بیت المقدس شویم بجز پیرمان پند کس نشنویم
برای رسیدن به آن خاک پاک درآییم از نینوا در اراک
از آنسو، دگر اهرمن در کمین که صدام نامش بُد آن سهمگین
به اندیشه ی خاک ایران زمین سپاهی درآورد پر ساز و کین
بسی ژاژ خایید و پندار کرد که پایان بَرَد در سه روز این نبرد
چو نزدیک شد ارتش تازیان گذشتند مردم ز سود و زیان
همه سر به سر گرد هم آمدند به پاتَک بر آنان دُژَم آمدند
دوسالی درازید جنگ و نبرد به جای سه روزی که پندار کرد
برون رفت دشمن از ایران زمین به سازش درآمد سوی مرد دین
بگفتا به پاسخ که جویم ترا به خون تنت رخ بشویم ترا
نداری گریزی ز دستان من پس ایدون نباشد ز سازش سخن
چو تکریتی تیره دل این شنید دگر تازیان را به یاری گُزید
بدادند بسیار از ساز و زر که ضحاک را سنگ کوبد به سر
چو شش سال دیگر درازید جنگ بزد ناتوانی به ضحاک چنگ
فرو خورد زهر غم و کینه را بنوشید آن جام دیرینه را
در این هشت ساله نبرد سترگ نکردست محمود کاری بزرگ
چو دیدی به شام سیه رنگ دود یقین دان که محمود رزمنده بود
چو موشی به سوراخ اندر شده که از ترس، دامان او تر شده
بمردند شیران و مردانِ مرد شغالی چو محمود پروا نکرد
بگفتا که من نیز کوشیدمی ز ترس ریا روی پوشیدمی
من آنم که دشمن بسی کشته ام به میدان ز نام آوران گشته ام
بدانند جمله ز پیر و جوان }من آنم که رستم بود پهلوان{
دژم: خشمگین، آشفته
دفتر چهارم: اندر دوران سازندگی، اصلاحات و شهرداری تهران
بگویم ترا داستانی دگر به گوشَت بگیر و نه از یاد بَر
چو ضحاک، آن شوکران سرکشید پس ابلیس یاری دگر برکشید
یکی همچو نمرود برجای او بزد پُشت، تا برکشد رای او
یکی چون مترسک به جالیز، بر روان از پی اش مردم کور و کر
دگر بود بی ریشی از بهرمان به میدان سازندگی قهرمان
ولی شیخک بهرمان مار بود که گنجینه ای پر ز اسرار بود
ز رندی بگفتا به نمرود، هین تویی آیه ی ایزدی بر زمین
تو رهبر شو و از پی آیم مَنَت تو دامن کشان، من کشم دامنت
همه کارها را بگردانمی ز فرمان تو سر نگردانمی
طمع کرد نمرود و دستش فشرد همه کارها را بدستش سپرد
بپایان شد آن شور رزمندگی شد آغاز دوران سازندگی
به هرسو روانند سوداگران که بالا روند از سر دیگران
همه از پی جاه و سیم و زرند که از خوان دولت به یغما برند
در این برهه محمود آغاز کرد پس آهنگ خوش خدمتی ساز کرد
به سوداگری آن شه روبهان به دست و به لب با زبان و دهان
بمالید و بوسید و لیسید وی ز اهریمنان خایه و دست و پِی
به پیوند با دین مداران پَست زبردست شد مردک زیردست
بکردند او را شه اردبیل چو موشی که بنشسته بر پشت پیل
درآن سالیانی که سازندگیست وی اما به کار نوازندگیست
نوازد همه یاوران پلشت پلیدی برآوَرد و نیکی بِهَشت
بسی مال مردم بُبردند خوش بنام خداوند و خوردند خوش
}چنین است رسم سرای درشت گهی پشت برزین و گه زین به پشت{
چو دوران سازندگی سر شدی به نمرود اندیشه ای بر شدی
بخود گفت تا کی نشینم کنار؟ نیاید مرا همنشینی به کار
درین هشت سالی که رهبر شدم دمی نیست کز هاشمی سر شدم
کنون او برفتست و تنها منم که لاف خدایی به گیتی زنم
بباید که از دسته ی چاکران یکی را نشانم به جایش گران
فرستم ورا اندر این جایگه به شهر ولایت شوم پادشه
یکی ناطقی بود نوری نشان تو گویی که پرسی ز کوری نشان
که در چاکری بس بُدی چیره دست به سالوسی و نوکری نیز هست
ز سوی دگر خاتمی بود و بس شتابیده مردم به یاریش، پس
به نیرنگ، نمرود، آورد دست به زور سگان ولایت پرست
به آرای مردم، که شاید توان نشاندن سگش را در این آستان
ولی بهرمانی که بُد کشته کار بکردی سگِ تازیِ او شکار
همه یاوران را بهم خوانده بود به آوردِ نمرود، فرمانده بود
بشد خاتمی اندر آن جایگاه شناور به آب روان همچو کاه
بشد رای مردم بدو بیشمار نیامد ز ترفندها هیچ کار
درین هشت سالی که بر کار بود ز نیرنگ نمرود افگار بود
به تازِش به یاران وی آمدی نوازشگر دشمنانش شدی
چو محمود دید این دو لشکر به هم بگفتا که پایم براهی نهم
که باشد در آن هوده ی بیشتر نگردد تهی زیر پایم دگر
چو دید آنهمه زورِ نمرود، وی بپیچید چون تار در پودِ وی
سر آورد بر آستانش زمین فرو کرد پوزه به آخور دین
چو نمرود دیدش یکی بد گهر یکی جانورخویِ سودا به سر
بخود گفت باید که رامش کنم به سودای ناپخته خامش کنم
نهادش به تهران ورا شهردار به آماده باش از پی کارزار
افگار: آزرده – هوده: درست، حق، سود، فایده
دفتر پنجم – اندر ریاست جمهوری دور نخست
چو آمد دگر موسم آزمون شدند از دو لشکر سواران برون
ز هر سو یکی تک سوار آمدی به آوردگاه، استوار آمدی
از این سوی محمود آمد سوار از آن سو بشد بهرمانی به کار
دگر بود کروبیِ پر خروش پر از زور بودی و هم سختکوش
بدور نخستِ نبرد آن سه تن بیاویخته از سه سو تن به تن
بزد شیخِ کروب، محمود را بکوبید اردوی نمرود را
ولی خواب، هوش از سرش در ربود نبودی به میدان چو چشمش گشود
به دور دویم هر دو آراسته به خونخواهی دوستان، خاسته
درین رزم، نمرود آماده بود که بشکستن هاشمی ساده بود
همه آنچه ترفند آمخته بود در این آش آورده و پخته بود
به میدان فرستاد محمود را که بر او زند کین نمرود را
به نیرنگ آمد که من زیر و رو کنم خانه ی دزد بی آبرو
به هر خوان بَرَم هوده ی نفت را به هر خانه هفده کنم هفت را
من آنم که کشور کنم سربلند نیابد دگرباره، ایران گزند
چو مردم شنیدند گفتار او بگفتند با یکدگر سر به تو
نشاید که آن کوسه بار دگر بر اورنگ شاهی برآرد کمر
در آن هشت سالی که برکار بود نه با ما که با خویشتن یار بود
بدادی به خویشان خود سیم و زر به ایشان سپاریده زیر و زبر
همان به که محمود آید به تخت که گیرد بر این رهزنان، کار، سخت
پس، از وی همی روی برتافتند به اردوی محمود بشتافتند
بزد پشت بر تخت و آماده شد بر آن جایگه، اهرمن، زاده شد
ز فردای روزی که آمد بکار بر ایرانیان تلخ شد روزگار
به اندام و اندیشه کوتاه بود ز مردم فریبی چو روباه بود
همه آنچه بر مردمان گفته بود ز یادش همی رفته و خفته بود
فرو ریخت بنیان هر سازمان فرو شد به هفت، هفدهِ خانمان
گروهی ز دزدی چو باز آمدند گروه دگر یکه تاز آمدند
نماندی به ایرانیان آبرو چو گشتند با دیگران روبرو
چو مردم ز سختی به جان آمدند ز پرسش به پیشش دوان آمدند
بر آنان چو در پاسخ آمد تباه درآورد امام زمان را ز چاه
که شمشیر در راه او می زنیم پی بازگشتش به هر برزنیم
نشاید که پرسید از کار ما که ناگفتنی باشد اسرار ما
نشاید شما را غم نان و آب نکردیم از بهر نان انقلاب
ز بهر یکی هسته بشکافتن وز آن پُرتوان، سروری یافتن
درآیم به هر رزمگه چون هُژَبر زبان همچو پتک و به سینه ستبر
بود پرتو ایزدی بر سرم که بگرفته چون هاله ای در برم
یلان جهان خیره در چشم من نه پروای جنبیدن از خشم من
به من واگذارید، این کارزار که پند شما هیچ ناید به کار
چو مردم شنیدند آن گفتگو از آن ناجوانمرد پست و دورو
به دندان گَزیدند انگشت را گره کرده بر دستشان مشت را
بگفتند هر گز نبینی دگر بر این جایگاهت، تو بی پا و سر
ازین دوره چون بگذرد سال، چار بیاید دگر صحنه ی کارزار
هُژَبر: شیر
دفتر ششم – اندر مناظره ی با میرحسین
یکی بود میری بخویش اندرون به رخ داشت لبخند و ریش اندرون
که بنشسته در گوشه ای بیست سال بدور از هیاهو و از قیل و قال
سرش گرم کار نگاره گری نخواهد که جوید به کس سَروَری
ز نمرود و نمرودیان خسته بود ز بیدادشان لب فروبسته بود
به آوردنش پای بِفشُرده بس بدرگاه وی بس فرستاده کس
بگفتند تا کی کنی سر به برف نبینی به رنجند مردم، شگرف؟
بیا و بروب این تبه کار را بکوبش بچوب این سر مار را
که اینک تویی واپسین تیر ما به آوردگاه نفسگیر ما
چو دندانِ اندیشه بر لب گزَید خرد رهنمون گشت و راهش گُزید
بخود گفت او را به زیر آورم به رزمش خرد را دلیر آورم
پس او مژده دادی به یاران که، هی پذیرم، درآیم به آوردِ وی
از آن سو چو مردم شنیدند این به شادی بکوبیده پا بر زمین
همه سر به سر گرد میر آمدند به رزم شغالان چو شیر آمدند
بگفتند سوی تو شد رای ما جهان بشنود اینک آوای ما
چو نمرود را گفته آمد ازین فشردی لبانش ز ترس و ز کین
بخود گفت اندیشه باید کُنم وزین دشمنان ریشه باید کَنَم
ز نیرنگ و افسون کنم زارشان بسازم به دوز و کَلَک کارشان
بخواند او یکی را ز یاران به پیش رُخَش همچو گرگ و تَنَش گاومیش
بدو گفت اکنون به فرمان من سر آور فرو و نیوش این سخن
بیارا چنان رزمگاهی دُرُست که محمود، سخت آید و میر سُست
همان به که بینند مردم همه که مارا نباشد ز وی واهمه
ببوسید درگاه و درکار شد در آن کار، نیرنگِ بسیار شد
یکی مجلس رزم، آراست پس بشد هر چه نمرود میخواست، بس
نشستند هر یک به کرسی خویش دو پا پس نهاده، سر آورده پیش
چو محمود را لب ز لب باز شد بنام خدا، جنگ آغاز شد
به رزم اندر آمد به ننگ و دروغ بکردی به ترفند، میدان شلوغ
بگفتا زخشنودی مردمان زمین را بدوزید بر آسمان
بگفتا که من اینم و آن کنم فدا بهر مردم، سر و جان کنم
به گردون نباشد چو من هیچکس نباشد شما را چو من دادرس
به دندانِ دشمن، چو مشت آورم یلان جهان را به پشت آورم
فرو کرد انگشت خود در دماغ تو گویی گُلی را بجوید به باغ
به سوراخش انگشت، پوینده شد بیابد هر آنکس که جوینده شد
به پاسخ بر او میر آماده بود که بر میر، کار جهان ساده بود
بدو گفت باشد کژی پیشه ات نیاید درستی به اندیشه ات
نباشد تو را بهره ای از خرد همه یاوه هایت کسی کی خَرَد؟
نمایاند آمار وی را دروغ بکرد آتش مکر او بی فروغ
چو میر از همه سوی او را ببست به لب کف بر آورد و خود را شکست
بگفتا بگویم؟ بگویم ترا؟ به آب گناهت بشویم ترا؟
یکی نامه از همسرش کرد رو که بر سینه آرَد چو دشنه، فرو
چو پیمانه ی میر لبریز شد خرد با پلیدی گلاویز شد
بر آن خیره سرآنچنان خیره شد که دهشت بر آن خیره سر چیره شد
بگفتا تو گویی زبانوی من؟ که بودست همواره همسوی من؟
دروغ و دغل را خدایی، درست تو اهریمن ژاژ خایی، درست
زنی چون غریقی به خاشاک چنگ خراشی رخ ماه را چون پلنگ
ندیدی بدنیا ز مردانگی از آیین پاکی و فرزانگی
هر آنکس که همچون تو اهریمنست نشاید به تخت اهورا نشست
چو میر از همه سوی بر وی بتاخت پس آن ناجوانمرد خود را بباخت
چو مردم بدیدند، آورد را گرفتند سوی جوانمرد را
همه آنچه نیرنگ، نمرود کرد به سویش شد و راستی سود کرد
دفتر هفتم و واپسین – اندر رسوایی)کودتا(
به سر شد چو گاه رَجَز از دو سو ز نمرود و محمود رفت آبرو
چو کردند ترسیده هر سو نگاه ندیدند جز اندکی در سپاه
همه سوی اردوی میر آمده همه پاک باز و دلیر آمده
بلرزید محمود و سینه پر آه به سستی درآمد به آوردگاه
ز سوی دگر میر آمد برون که او را هم ایدون کند واژگون
جهید و به محمود بربست راه به چشمان ریزش بکردی نگاه
به سرپنجه آورده پا و سرش فرو کوفتی بر زمین پیکرش
بگفتا که مَردُم، منم با شما زمین خورد اهریمن ژاژخا
غریوی برآمد به هفت آسمان ز فریاد و از شادی مردمان
چو نمرود دید این تکاپوی را ز مردم شنید آن هیاهوی را
بگفتا که آورد را دیده ام دگر باره او را پسندیده ام
نشاید که بیهوده شد شادمان نباشد به میر این زمان رایمان
چو رای من آید ورای همه کنم داوری از برای همه
پس ایدون بدانید شد رای ما که محمود مانَد به تختش به جا
چو گستاخی او ز اندازه شد به رگ، خون آزادگی تازه شد
خروشیده از چارسو مردمان تکاور به اردوی نمرودیان
بکشتند نمرودیان چند تن ز خرد و کلان و ز مرد و ز زن
چو نمرود دید آنهمه های و هو هژیر آمد و رفت در گفتگو
ز نیرنگ لرزیده آوای او سرشکی ز چشمش چکیده فرو
بگفتا نباید که بازی کنید به درگاه ما دست یازی کنید
چه فرمان یزدان چه فرمان من پس ایدون نگویید دیگر سخن
چو مردم شنیدند این یاوه را شکستند بازار یاوه سرا
نهادند گامی دگر باز پیش به دشت ولایت، روان همچو خیش
به شورش به نمرود سخت آمدند زِ هر جا سوی پایتخت آمدند
شنیدند نمرودیان آن نفیر بکشتندشان پس هراسان به تیر
کِشیدند از آنان بسی را به بند که مردم ببینند و ترسان شوند
جهان چون بدید آنهمه شور و کین بگفته بر ایرانیان آفرین
ز هر کشوری مردمان تاختند خدنگی به نمرود انداختند
نماند آبرو بهر نمرودیان به تنگ آمدند از زمین و زمان
در این بیست سال آنچه اندوختند در آتش به نابخردی سوختند
…………………………………………………..
شنیدم که فرجام شهنامه را خوش آورد مرد فِسانه سرا
ولی نیست پایان بر این نامه، پس ندانست پایان آن هیچکس
چو خواهی بدانی سرانجام آن بود خامه در دست تو این زمان
هژیر: جَلد، چابک، زیرک، هوشیار، نیکو، پسندیده
پایان
تیرماه ۱۳۸۹ خورشیدی

اجتماع بزرگ کارگران در اعتراض به تغیر قانون کار

Share Button

صادقی در سالروز تصویب قانون کار:
کارگران اجازه تغییر قانون تامین اجتماعی را نمی‌دهند
سانسور کارگران در رسانه‌ ملی که با پول کارگران اداره می‌شود نه تنها خدمت نیست بلکه خیانت به نظام است/ ما امروز چوب عدم ثبات در مدیریت تامین اجتماعی را می‌خوریم/ آقای مرتضوی هنوز نیامده، بدون سابقه و اشراف دقیق به این حوزه وسیع و حساس، به سراغ تغییر قانون تامین اجتماعی رفته است.

در اعتراض به اصلاح قانون کار صورت گرفت؛
آغاز گردهمایی کارگران سراسر کشور در ورزشگاه شهید معتمدی
۱۳۹۱-۰۸-۲۹, ۰۹:۴۳
سرویس: کارگری
هزاران تن از کارگران در اعتراض به اصلاح یک‌طرفه قانون کار و تامین اجتماعی در ورزشگاه شهید معتمدی گرد هم آمدند.
لحظاتی پیش گردهمایی بزرگ کارگران سراسر کشور در ورزشگاه شهید معتمدی آغاز شد.

به گزارش خبرنگار ایلنا،هزاران تن از کارگران در اعتراض به اصلاح یک‌طرفه قانون کار و تامین اجتماعی در ورزشگاه شهید معتمدی گرد هم آمدند.

این کارگران نوشته‌هایی در اعتراض به اصلاح یک طرفه قانون کار و تامین اجتماعی،وضعیت اقتصادی کشور،وضعیت تولید، دستمزد،وضعیت معیشتی،عدم امنیت شغلی و….در دست داشتند.

همچنین کارگران نساجی مازندران نیز با حضور در این گردهمایی بار دیگر خواستار رفع مشکلات خود شدند.
…………………
صادقی در سالروز تصویب قانون کار:
کارگران اجازه تغییر قانون تامین اجتماعی را نمی‌دهند
سانسور کارگران در رسانه‌ ملی که با پول کارگران اداره می‌شود نه تنها خدمت نیست بلکه خیانت به نظام است/ ما امروز چوب عدم ثبات در مدیریت تامین اجتماعی را می‌خوریم/ آقای مرتضوی هنوز نیامده، بدون سابقه و اشراف دقیق به این حوزه وسیع و حساس، به سراغ تغییر قانون تامین اجتماعی رفته است.
رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری هشدار داد: جامعه کارگری اجازه تغییر ناعادلانه حتی یک بند از قانون تامین اجتماعی را به مدیر عامل این سازمان نمی‌دهد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، حسن صادقی در جمع هزاران کارگر که به مناسبت بیست و دومین سالروز تصویب قانون کار در سالن شهید معتمدی تهران تجمع کرده بودند سخنرانی می‌کرد، گفت: جامعه کارگری هنوز از لایحه ۷۴ ماده‌ای تغییر قانون کار فارغ نشده است که دولت موضوع تغییر قانون تامین اجتماعی را مطرح کرده است. تغییر ناعادلانه این قانون مهم برای جامعه کارگری هیچ سودی ندارد جز آنکه ضعف‌های دولت را بپوشاند.

صادقی قوانین کار و تامین اجتماعی را حاصل سال‌ها تلاش، مبارزه و مجاهدت جامعه کارگری دانست و به برخی تغییرات مد نظر دولت در لایحه تغییر قانون تامین اجتماعی اشاره کرد.

صادقی گفت: مدیران تامین اجتماعی قانون «الزام درمان» را به درمان پایه کاهش داده‌اند و درمان پایه به معنای درمان سرپایی است و این اتفاقات نه حاصل سه جانبه‌گرایی، که به دلیل «خوش رقصی‌هایی» است که نمایندگان قانونی کارگران برای جلب نظر دولت انجام می‌دهند. آنان پوستین را وارونه بر تن کرده‌اند.

معاون دبیرکل خانه کارگر در امور شهرستان‌ها افزود: با تغییر قانون تامین اجتماعی یکی دیگر از قوانینی که می‌خواهند بلاموضوع کنند، قانون مشاغل سخت و زیان آور است‌. ‌مدیران دولتی قصد دارند سهم حق بیمه کارفرما را کاهش داده و سهم حق بیمه کارگران را افزایش دهند.

صادقی که در جمع هزاران کارگر در سالن سرپوشیده شهید معتمدی تهران سخن می‌گفت، با تکذیب استدلال تهیه کنندگان لایحه تغییر قانون تامین اجتماعی مبنی بر تکلیف برنامه پنجم توسعه، گفت: ماده ۳۸ این قانون تنها به دولت اجازه داده که قانون بیمه بیکاری را اصلاح کند. آیا این به معنای اصلاح قانون تامین اجتماعی است؟
او ادامه داد: ما امروز چوب عدم ثبات در مدیریت تامین اجتماعی را می‌خوریم، در ۷ سال گذشته ۸ مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی عوض شده‌اند. در این شرایط است که آقای مرتضوی هنوز نیامده، بدون سابقه و اشراف دقیق به این حوزه وسیع و حساس، به سراغ تغییر قانون تامین اجتماعی رفته است.

صادقی گفت: سعید مرتضوی زمانی که وارد سازمان تامین اجتماعی شد قول داد که در شش ماه ابتدایی سال ۹۱، ۱۰۰ هزارتومان و در شش ماهه دوم ۲۰۰ هزار تومان به حقوق بازنشستگان اضافه کند. حال به جای آنکه به قولش عمل کند به سراغ تغییر قانون تامین اجتماعی رفته‌ است.

رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در بخش پایانی سخنان خود با اشاره عدم وجود دوربین‌های صدا و سیما در محل اجتماع اعتراضی کارگران، این اقدام مدیران صدا و سیما را «هزینه کردن از نظام» برای پوشاندن ضعف‌های دولت ارزیابی کرد و خطاب به مدیران صدا و سیما گفت: ‌اگر شما اخبار کارگری را پوشش دهید مردم برای کسب اطلاع از شرایط کارگران کشور به سراغ رسانه‌های خارجی نمی‌روند.

او در خاتمه تاکید کرد: سانسور کارگران در رسانه‌ ملی که با پول کارگران اداره می‌شود نه تنها خدمت نیست بلکه خیانت به نظام است.

پایان پیام