Archive for: July 2010

دور تسلسل کور خشونت، دست آورد رژیم است!

Share Button

«بدینوسیله جنبش مقاومت جندالله به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که امشب دو تن از فرزندان ایمان و حماسه در عملیاتی بی نظیر در قلب سپاهیان و پاسداران که در حسینیه زاهدان مشغول برگزاری همایش روز پاسدار بودند بیش از صد تن از پاسدارن و سپاهیان حزب الشیطان را به درک اسفل السافلین واصل کردند»
نقل از اطلاعیه جندالله .

موجی محکوم کننده فضای خبری اطراف عملیات انتحاری جندالله، علیه نیروهای سپاه پاسداران در روز پنجشنبه گذشته بیست و چهارم تیر ماه، در مراسم همایش روز پاسدار دریکی از مساجد زاهدان را گرفته است. از خانم کلینکتون تا و وزیر خارجه اتحادیه اروپا و البته دولتمردان و مجلس نشینان خودمان را گرفته تا بیشتر سایت های خبری داخلی و خارجی فارسی زبان، همه برای برائت از عملیات تروریستی انتحاری جندالله مسابقه گذاردند.
نگارنده این سطور نه نظر خوبی نسبت به عملیات تروریستی دارد و از آن کمتر، به جنبش های جدائی طلبانه  ولی اینقدر هم ساده انگار نیست که جای علت و معلول را با هم عوض کرده و چشم به روی ستم و ترور سیستماتیک رژیم تک صدای حاکم بر میهنمان که بر اقلیت های قومی و مذهبی روا میدارد ببندد. تروریسم جندالله و عملیات تروریستی اخیر آنان علیه افراد سپاه، نتیجه تروریسم کوری است که رژیم اسلامی ما علیه مردم بلوچ و فعالین مذهبی و قومی آن روا داشته و میدارد. عبد المالک ریگی و برادرش چندی پیش با تله گذاری دستگاه اطلاعاتی، و یقیناً با پرداخت رشوه زیاد به افراد اطلاعاتی پاکستان، دستگیر و پس از محاکماتی فرمایشی و عملیات توابسازی و تلویزیونی، سریعاً به جوخه اعدام سپرده شدند. آنها جوانانی بودند که خشم اقلیت قومی و مذهبی هموطنان بلوچ و سنی مذهب ما را،  از ستمی که بر آنان روا داشته میشود بیان میکردند. هنگام محکوم کردن عملیات این جوانان، انسان باید از خود بپرسد: حکومت شیاد  و  شبه نظامی ما چه امکانی برای ابراز مسالمت آمیز مطالبات آنان و دیگر اقلیت های قومی باز گذارده است تا امروزه، بخود حق دهیم یک جانبه تروریسم برخاسته از ستم رژیم را محکوم کنیم؟ بدون اینکه، به ریشه خشم استیصال آمیز جوانان بلوچمان توجه کرده باشیم.
قریب ۶ یا ۷ سال پیش، مأمورین امنیتی دولت راستگرای ترکیه، … اوجالان، رهبر پ ک ک را در یونان ربودند و پیروز مندانه به ترکیه بردند. اوجالان مستقیم و غیر مستقیم، در عملیات تروریستی بسیاری شرکت کرده و یا آنها را فرماندهی کرده بود. پرونده تروریستی اوجالان از عبدالمالک ریگی و برادرش بسیار سنگین تر و ستم قومی حکومت ترکیه بر کردها هم ، در ترکیه نسبت به ایران اسلامی ما بسیار کمتر از آن بود که رفتار تروریستی پ ک ک را توجیه کند. دولت ترکیه بجای اعدام اوجالان او را نگاه داشت و با او به مذاکره پرداخت و از او بعنوان میانجی خود و پ ک ک استفاده کرده و میکند. این رویکرد نه تنها از تنشها کاست بلکه جانهای بسیاری را نیز از قربانی شدن نجات داد. اوجلان در سالهای اخیر با میانجی گری خود موجب گردیده، هزچند ادواری، زبان مذاکره سیاسی جای زبان مسلسل و تفگ و تروریسم را بگیرد.
جندالله نیز قبل دستگیری و اعدام برادران ریگی، چندین بار، برای مذاکره با حکام تهران، ابراز آمادگی کرد ولی هی هات! که رژیم حاکم بر میهن ما از آغاز پیدایش خود جز با زبان زور سخن نگفته  و به زبانی دیگرعادت نکرده است. این رژیم با مخالفین خود در داخل همواره اصل را، زبان زور قرار داده است و بی شک خود نیز روزی با همین زبان به کرنش درآمده و بخاک خواهد افتاد.
باند نظام امنیتی حاکم و در رأس آن سید علی خامنه ایی جایی برای مصالحه، مذاکر و تعامل با مخالفین خود چه اصلاح طلب و چه غیر اصلاح طلب باقی نگذارده است. این در حالیست که این رژیم حاضر است در صورت گرفتن تضمین امنیتی برای خویش از غرب، نه تنها تمام پروژه های هسته ایی اش را بلکه اسلام خود را نیز و درکلیتش تعطیل کند.
قریب دو دهه، حکومت ما به چین ، روسیه و امارات، ونزوئلا و بسیاری کشورهای آفریقائی ـ آسیائی ـ امریکای مرکزی درجه سوم رشوه داد تا زیر پای خودش را در مذاکره با غرب برای گرفتن چنین تضمینی سفت کند ولی موفق نشد حالا نوبت ترکیه و برزیل است تا آنها هم چند صباحی دولت درمانده مارا بدوشند.
در چنین شرایطی محکوم کردن یک جانبه عملیات تروریستی جریاناتی از قبیل جندالله و پژاک و خاموشی در باره جنایات تروریستی و سرکوب گری رژیم کمکی به تفاهم ملی ما نمیکند. بگذار رژیم هرچه میخواهد با زبان سرکوب با مخالفین خود سخن بگوید ولی ما نباید در تله محکوم کردن یکسویه خشونت عکس العملی طرف مقابل بیفتیم.
متأسفانه باید منتظر بود تا رژیم، پاسخ انفجار های انتحاری علیه نیروهای سپاه را با اعدام ها، دستگیری و سرکوب بیشتر بدهد و از آنطرف هم کِشتگاه خون و شهادت شور تازه ائی در کوره تروریسم و انتقامجوئی کور بیافریند و بر صفوف داوطلبان عملیات انتحاری بیافزود.
سیاست سرکوب رژیم چیزی جز پیام خون برای مردم و میهن ما ندارد و هرکه جز این بیندیشد در اشتباه است.

www.iranesabz.se

تبدیل مراکز آموزشی به حوزه های دینی

Share Button

خبر زیر از سایت نشریه دنیای اقتصاد گرقته شده است ولی این، خبری بود که در بسیاری رسانه ها درج و در رادیوهای بسیار دیگری نقل شد. اینکه در آغاز قرن بیست یکم، قریب یکصد بیست سال پس از ایجاد و راه اندازی مدرسه دارالفنون که با مقاومت مرگ دکانداران دین مواجه شد و هشتاد سال پس تأسیس نخستین دانشگاه به فرمان رضا شاه کبیر، که چون خاری زهر آگین بر چشم دین فروشان و شریعتگرایان نشست، ارتش طالبان روستائی تبار، عزم تسخیر کامل مراکز آموزشی عرفی را کرده است که تراژدی فرهنگی و ملی است. دکانداران دین که خود عاری از هر دین و شریعتی هستند، امروزه با دین ابزاری کمر به تبدیل مدارس، دبیرستانها و دانشگاه های ما به مراکزحوزوی کرده اند و برآنند تا دانشگاه را به مرکز آموزش فقهی و حوزه های علمیه را به دانشگاه تبدیل کنند.
«هر دم از این باغ بَری میرسد! تازه تر از تازه تری میرسد». ولی ما ملت افعی گزیده در این باغ ، آنقدر از این بَرها دیده ایم که تلخ ترین آن ها هم ما را حال ما را بهم نمیزند و عادت کرده ایم تا استفراق خود را قورت دهیم.
قریب ۴۳ سال پیش ، محمد رضاه شاه پهلوی،همان کس که پدرش نخستین دانشگاه را ، مطابق با استاندارد های جهانی در عرض یک سال نیم ساخت، جوانانِ فارغ التحصیل دانشگاه و دبیرستان دیده شهری را بنام سپاه دانش و بهداشت به روستا های ایران فرستاد تا فرهنگ شهری و مدرن را به درون روستاها بکشنانند. امروز ارواح آزار دیده از آن رژیم خرافه ستیز، پیراهن خونین قدسین و خداوندان خرافه را برافرشته و مارش پیروزی بر دانشگاه ها را مینوازند. طلبگان روستا تبار بر آنند تا درس عفت، حجاب و عصمت به جوانان ما بیاموزند! و ای کاش آنها خود ذره ائی به پیامی که از خود برای جوانان ما داشتند باور میداشتند!
ابزار دین در دست این باند بی دین و لامذهب و ضد ایرانی، جز چماقی سیاسی نیست که از آن برای محو آن فرهنگی استفاده میکنند، که در بند بندِ بنیادش نافی مشروعیت و ایرانیت این رژیم است. معماران این رژیم آنقدر ابله نیستند که خود در سرشت ضد فرهنگی وضد ایر انی، این رویکرد ها تردید داشته باشند بلکه آنها درصدند با این تخریب گری محیط آموزشی و سایر مراکز فرهنگی، آن فرهنگی را بیافرینند که پاسخگوی و توجیه تاریخی و سیاسی آنان بر سریر قدرت باشد.
این تلاش ضد ملی ضد فرهنگی رژیم یک پاسخ بیشترندارد آنهم زنده و پاس داشتن تاریخی آن چهره هایی در تاریخ میهن ماست که نامشان در حکم ابطال مشروعیت و فرهنگ ستیزی این باند های تبهکار ضد ملی حاکم شده بر میهن ماست. در میان بسیاری چهره های تاریخی عصر تجدد ایران نام رضا شاه کبیرجای ویژه ائی دارد. ما انقلابیون عصر پهلوی نه تنها صفت کبیر را از نام این بزرگمرد عصر نوزائی ایران گرفتیم بلکه بجای آن صفت دیکتاتور را نشاندیم و براستی هم او یک دیکتاتور بود و تردیدی در این نبود و نیست ولی لبه تیز دیکتاتوری آن مرد متوجه همان نیروهای سیاسی سیاهی بود که پس از انقلاب اسلامی شیخ اکابر نرفته ائی* را که تخصصش حدیث بوده است با تیتر دکترا، رئیس همان دانشگاهِ تهرانی کردند که به فرمان آن دیکتاتور، در عرض یک سال نیم در ۸۰ سال پیش ساختتند و صحن آنرا به گور شهدا و محل اجرای نماز جمعه تبدیل کردند. اگر تصور شود این همه تلاش ها، چیزی جز تلاش انتقامجویانه مشروعه خواهان عصر مشروطه که ، پارادکسال، از آزین و ایمان دینی و مذهبی برهنه شده اند، بیراهه اندیشی است.


کپی خبر به نقل از سایت نشریه دنیای اقتصاد

“معاون پرورشی آموزش و پرورش تهران:
یک‌هزار روحانی به‌عنوان افسران جنگ نرم از مهر ماه وارد مدارس می‌شوند
معاون پرورشی و تربیت بدنی سازمان آموزش و پرورش تهران گفت: کتاب «حجاب و عفاف» به عنوان دستورالعمل‌ و شیوه نامه سال تحصیلی ۸۹ در دست چاپ است و از مهر امسال در مدارس توزیع می‌شود.

محمد بنیادی در گفت‌وگو با «ایسنا»، همچنین از اعزام یک هزار روحانی به مدارس تهران خبر داد و خاطرنشان کرد: یکی از برنامه‌های مهم امسال ما استفاده از روحانیون در پایگاه‌ها، دارالقرآن‌ها و مدارس است و از مهر ۸۹ افسران جنگ نرم وارد مدارس خواهند شد که هدف اصلی از تربیت این نیروها پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی از جمله آسیب‌های پرخطری همچون جنگ نرم است. بنیادی در پایان خاطرنشان کرد: ما در گذشته در بازسازی و نوسازی اندیشه‌ها دچار غفلت شدیم؛ اما در فرصتی که پیش روی ما قرارگرفته است باید هرچه بیشتر از این فرصت‌ها استفاده کنیم. دانش‌آموزان را هر چه بیشتر با مباحثی همچون فتنه و استکبار آشنا کنیم که رویکرد اصلی برنامه‌های تربیتی و پرورشی سازمان آموزش و پرورش شهر تهران نیز بر این اصل شکل گرفته است.
*
دکتر در حدیث از حوزه های علمیه قم ، حجت الاسلام عمید زنجانی به مدت دو سال و تا یکسال قبل رئیس دانشگاه تهران بود و برغم اعتراضات وسیع دانشجوئی  و در دوره همان بزرگوار بود که وزارت آموزش عالی تصمیم گرفت جنازه تعدای از شهدای جنگ را در صحن دانشگاه دفن کرده تا به زیارتگاه تبدیل شود.”
کد خبر : DEN- 214800 تاریخ چاپ : سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۹

وزیر آموزش‌وپرورش در گفت‌وگوی ‌اختصاصی با ایلنا
“با اجرای طرح مدارس‌قرآنی حضور روحانیون در مدارس پر‌رنگ‌تر می‌شود
سعی داریم بیش از ۵۰ هزار مدرسه قرآنی در سراسر کشور طی سه سال ایجاد کنیم که به شکل فوق برنامه در حاشیه برنامه‌های اصلی مدارس فعالیت کند/هنوز تعداد روحانیونی که به مدارس اعزام می‌شوند، مشخص نیست.

ایلنا: وزیر آموزش و پرورش با اشاره به اینکه قطعا همکاری آموزش و پرورش و حوزه‌های علمیه می‌تواند مفید و مثمر ثمر واقع شود، گفت: همکاری آموزش و پرورش به عنوان نهادی تربیتی با حوزه‌های علمیه که رویکرد آنها نیز تربیتی و دینی و مذهبی است، در شکل‌گیری هویت دینی، ملی و مذهبی دانش‌آموزان تاثیر بسزایی را دارد.
حمید رضا حاجی‌بابایی وزیر آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا با اشاره به اینکه نیم درصد از بودجه‌های عمرانی و جاری آموزش و پرورش صرف فعالیت‌های قرآنی در مدارس می‌شود،گفت: سعی داریم بیش از ۵۰ هزار مدرسه قرآنی در سراسر کشور طی سه سال ایجاد کنیم که به شکل فوق برنامه در حاشیه برنامه‌های اصلی مدارس فعالیت کند.
وی در پاسخ به سئوال خبرنگار ایلنا، مبنی بر اینکه با فعال‌ ساختن مدارس قرآنی آیا حضور روحانیون در مدارس افزایش می‌یابد؟، گفت: قطعا همکاری آموزش و پرورش و حوزه‌های علمیه می‌تواند مفید و مثمر ثمر واقع شود و در طول چند سال اخیر با توجه به اینکه هنوز این همکاری به شکل محکم‌تری شکل نگرفته بود، خلاءها و مشکلاتی را در این بین داشتیم.
وی افزود: همکاری آموزش و پرورش به عنوان نهادی تربیتی با حوزه‌های علمیه که رویکرد آنها نیز تربیتی و دینی و مذهبی است، در شکل‌گیری هویت دینی، ملی و مذهبی دانش‌آموزان تاثیر بسزایی را دارد و بر این اساس در ۵۰ هزار مدرسه قرآنی که شکل می‌گیرد حضور روحانیون در مدارس پررنگ‌تر می‌شود.
حاجی‌بابایی در پاسخ به سئوال خبرنگار ایلنا که تعداد روحانیونی که در قالب مدارس قرآنی به مدارس اعزام می‌شوند، چقدر است، تاکید کرد: با توجه به اینکه هنوز این طرح و جزئیات آن تکمیل نشده است و کارگروهی در حال کار کردن بر روی آن هستند، هنوز تعداد روحانیونی که به مدارس اعزام می‌شوند، مشخص نیست.”
۱۳۸۹/۴/۲۳
کد خبر : ۱۳۵۱۷۹

شاخ گاو قدرت دریائی امریکا و ماجراجوئی نظامی دولت شبه نظامی ما

خیک مرگ !

مجرمین اصلی کهریزک آزاد میشوند!

Share Button

 

«مجرمین اصلی کهریزک حکم اولیه دادگاه ماجرای کهریزک منتشر شد »

 «دو نفر از متهمان کهریزک محکوم به قصاص شدند»

«همچنین علاوه بر پرونده کهریزک هم‌زمان با رسیدگی به پرونده کوی دانشگاه تهران، پرونده تخریب در مجتمع سبحان نیز مورد پیگیری و رسیدگی قرار گرفت و شماری از عوامل دخیل در این رویداد نیز شناسایی و مورد تعقیب قرار می‌گیرند. در مجموع بیش از شصت نفر تحت تعقیب قضایی واقع و سرانجام بنا بر اسناد، مدارک و شواهد موجود، دادسرای نظامی تهران ۳۳ نفر از متهمان را مجرم شناخته و پرونده آنان را به دادگاه فرستاده و درباره دیگر متهمان به دلیل احراز نشدن جرم، قرار منع پیگرد صادر کرده است».

کدخبر: ۱۰۶۸۳آزاد میشوند

بر گرفته از سایت تابناک

خبر فوق به نقل از سایت تابناک، سایت سردار  پاسدار سپهبد رضائی است. این سایت و صاحب امتیاز آن که سعی میکنند نقش سوپاپ اطمینان دستگاه حاکمه را بازی کنند میخواهند به خواننده القاء کنند که دستگاه قضاائی نیروهای مسلح رژیم با قاطعیت  با متهمینِ به قتل، تجاوز ناموسی و شکنجه و…  بازداشتگاه  کهریک و کوی دانشگاه برخورد میکنند.

اما تجربه نشان داده است که امید کیفر دادن و یا یافتن مجرمین  و متعدیان به حقوق مردم از دستگاه های شبه قضائی حاکم امیدی واهی و ناشی از ساده لوحی محض است.

برای رژیمی که بسیار ی متهمین علیه نظام را دستگیر و پس از فقط چند روز و شاید چند ساعت اعدام میکند چه اشکالی میداشت اگر صداقت قضائی در کار بود متهمین را نه به قصاص بلکه به اعدام محکوم میکرد؟ راز قضیه در این است که در چنین مواردی حکم قصاص جز حکم آزادی متهم یا متهمین نیست. حکم قصاص یعنی پرتاب توپ به زمین اولیای دم قربانیان جنایات حکومتی زیرا اگر حکم قصاص صورت نگیرد معنی اش بخشودگی است.  و چه قدر ساده لوحی است اگر تصور شود اولیا ی دمِ  جان باختگان بازداشتگاه کهریزک، حاضر خواهند شد  نقش میرغضب را خود اجرا کنند  و آنهم در حکومتی که هر یک از مهره های انتظامی و امنیتی و قضائی اش خود بالقوه و حتی بالفعل یک میر غضب و جلاد هستند.

نه!  بطور قطع میتوان اطمینان داشت که کسی قصاص نخواهد شد و در زیر سایه مقام معظم رهبری طناب دار هم فقط مورد مصرف برای غیر حکومتیان دارد و لا غیر.

دقیقاً به خاطرم نیست که در مورد ضارب حجاریان بود یا قاتل فروهرها که دادگاه اسلامی بجای حکم اعدام ، حکم قصاص صادر کرد که نتیجتاً شاکی ترجیح داد از اجرای قصاص دست بردارد و لذا متهم آزاد شد.

واقعیت حقوقی و جزائی قضیه اینست که روح الامین ها و سهراب ها در یک دعوای خصوصی و خانوادگی به قتل نرسیده اند تا «موضوع» جرم شخصی تلقی شده و حکم قصاص صادر شود. جرم  مرتکبین این جنایات، جرمی ملی و بر علیه کلیت حقوق شهروندی میلونها ایرانی رخ داده است و اگر مجازات آنها مرگ است، این مجازات جز کیفر اعدام نمیتواند باشد. و جلادان حکومتی میتوانند زحمت اجرای این حکم را  خود کشیده، و صواب اخروی آنرا نیز برای خود بخرند!

باید بانگ زد:  ریا کاری و شیادی کافی است! و با شامورتی بازی های رسانه ائی و  آرام سازی موقتی فریاد عداالتخواهی مردم،  با صدور این چنن آرائی و پس از کش دادن یک ساله آن، نمیتوان بر روی جنایات بزرگ باند احمدی نژاد و خامنه ایی پرده ساتر کشید. متهمین اصلی این جنایات خود رژیم ، دستگاه امنیتی و قضَائی و حتی مجلس خفقان گرفته اسلانمی آنست.

نه محکومین به قصاص، قصاص خواهند شد!  و نه محکومین  به حبس، زندانی . و این احکام جز پاشیدن یک آب سرد موقتی برای تسکین روحیه اعتراض در جامعه نقش دیگری ندارند. مجرمین و متهمن در آینده، اگر این حکومت بماند، با دریافت پاداش های بیشتر و درجات شغلی بالاتر بخاطر سکوتشان و عدم فاشگوئی اشان در مورد  آمرین اصلی و متهمن صدر نشین،  نوازش خواهند شد و خلعت هم خواهند گرفت همچنانکه  ….عسگر ها شدند و گرفتند.

مژدگانی که گربه عابد شد 

عابد و زاهد مسلمانا!

…………………..

حبیب تبریزیان

www.iranesbz.se