Archive for: July 2011

سردرگمی در سیاست ارزی؟

Share Button
 
 
تعداد مشاهده : ۳۱۷۶ بار                  کد خبر : IRN- 259920                  تاریخ چاپ خبر : یکشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۰

   چاپ خبر

صاحبنظران اقتصادی پاسخ می‌دهند

سردرگمی در سیاست ارزی؟

دنیای اقتصاد- سیاست‌های ارزی بانک مرکزی طی هفته‌های اخیر، انتقاد بسیاری از کارشناسان را در پی داشته است؛ هر چند بسیاری از کارشناسان و فعالان اقتصادی، افزایش نرخ ارز به منظور حمایت از صادرات و جلوگیری از واردات بی‌رویه را امری ضروری می‌دانند؛ اما جهش یک‌شبه نرخ ارز به واسطه آثار آن بر سایر بخش‌های اقتصادی تا حد زیادی مورد انتقاد و در مقابل افزایش تدریجی آن مورد توصیه است؛ در همین حال علاوه بر انتقاد به افزایش یک شبه نرخ ارز، سیاست کاهش دستوری پس از آن، بیش از سیاست قبلی، اعتراض فعالان اقتصادی را در پی داشته است. در حقیقت سیاست‌های ارزی طی هفته‌های اخیر، جو بی‌اطمینانی و بی‌ثباتی را برای این گروه ترسیم کرده است.در این میان برخی از کارشناسان، علل حرکت‌های زیگزاگی و رفت و برگشتی بانک مرکزی را در ناهماهنگی بین دیدگاه‌های اقتصادی حاکم بر بانک مرکزی و تیم اقتصادی دولت ارزیابی می‌کنند. وضعیتی که در صورت واقعیت نمی‌تواند نافی ناهماهنگی بانک مرکزی به عنوان بخشی از بدنه دولت با سایر بخش‌ها باشد.در همین رابطه چند کارشناس اقتصادی در میزگردی نبود تدابیر مشخص ارزی، ضعف علمی اعضای شورای پول و اعتبار و ورود جریانات سیاسی به تصمیم‌گیری‌های اقتصادی را از عوامل اصلی بروز ناهماهنگی‌های اخیر در سیاست‌های ارزی می‌دانند. وضعیتی که در نهایت منجر به بروز آثار مخرب نوسانات شدید نرخ ارز بر فعالیت‌های اقتصادی می‌شود.

 

کارشناسان در یک میزگرد تحلیلی بررسی کردند
سردرگمی در مدیریت ارزی کشور
گروه بازار پول- بازار ارز به کجا می‌رود؟ این سوالی است که این روزها بسیاری از کارشناسان و حتی مدیران سابق بازار پول از پاسخ آن معذورند، زیرا سیاست‌های اتخاذ شده حداقل در چند هفته گذشته، حاکی از بروز علائمی حاد در سیاست‌گذاری ارزی است. اواسط خرداد ماه امسال، بانک مرکزی یکباره نرخ ارز رسمی را افزایش و پس از یک هفته مجددا سیاست کاهش نرخ ارز را دنبال کرد.
از این رو اولین سوال کارشناسان از سیاست‌گذاران برای تحلیل بازار ارز این است که هدف در سیاست‌گذاری ارزی چیست؟ آیا هدف کاهش نرخ ارز در بازار است یا این نرخ متناسب با نظام ارزی کشور و شرایط اقتصاد ایران باید افزایش یابد؟
به اعتقاد کارشناسان پس از آنکه هدف مشخص شود می‌توان در خصوص روش کار که تدریجی باشد یا در قالب شوک، بحث کرد. اکثر صاحبنظران حوزه پولی اقدام بانک مرکزی در افزایش نرخ ارز را تایید و آن در قالب واقعیت‌های اقتصادی ایران قابل دفاع می‌دانند اما روش بانک مرکزی در اتخاذ این سیاست را دارای نقد عنوان می‌کنند. افزایش یک شبه نرخ ارز بدون اتخاذ سیاست‌های مکمل، مانند در نظر داشتن برخی گرفتاری‌های بخش تولید، اشتباه و دارای نقد است. به اعتقاد گروهی از کارشناسان، افزایش نرخ ارز بهتر است تدریجی و روشمند باشد. البته در کنار نقد کارشناسان بر سیاست افزایش تدریجی نرخ ارز، آنان سیاست کاهش نرخ ارز را نیز اشتباه بزرگ‌تر عنوان می‌کنند.به گفته کارشناسان، سیاست کاهش نرخ ارز در شرایط کنونی به معنای فدا کردن بخش قابل توجهی از ذخایر ارزی کشور است.غالب نظرات کارشناسی نشان می‌دهد که سیاست افزایش نرخ ارز برای اقتصاد ایران نه از روی انتخاب بلکه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. اما ظاهرا در شرایط اجرای هدفمندی یارانه‌ها، سیاست‌گذاری ارزی در کشور وارد یک منازعه فکری- سیاسی شده است. در حال حاضر دو جریان در این ماجرا نقش ایفا می‌کنند. جریانی که به گفته کوروش پرویزیان معتقد است، برخی از متغیرها از جمله نرخ سود باید تحت تاثیر برخی سیاست‌ها کنترل شوند. برهمین اساس در برخی مواقع نرخ سود کمتر از نرخ تورم در نظر گرفته می‌شود. در مقابل این جریان، نحله دیگری قرار دارند که با استناد به قوانین بالا دستی خواستار حرکت بر مبنای نظام ارزی شناور مدیریت شده هستند.در شرایط کنونی این منازعه فکری به مرحله ای رسیده که آثار سردرگمی در سیاست‌گذاری ارزی را به طور کامل هویدا کرده است. اقدام به افزایش یکباره و سپس کاهش آن،ارائه ارقام متفاوت برای نرخ ارز مرجع هدف از سوی مسوولان پولی و…نشانه‌هایی از این ادعا است.برخی کارشناسان با تاکید بر اینکه سیاست‌گذار پولی باید از ابزار خود به طور دقیق و حساب شده استفاده کند، اظهار نظرهای متناقض شخص رییس کل بانک مرکزی را یکی از عوامل نابسامانی بازار می‌دانند. رییس کل علاوه بر آنکه در یک ماه گذشته قیمت‌های متفاوتی را هدف بانک مرکزی برای دلار عنوان کرده بارها در مصاحبه‌های خود سخنان گذشته را نقل کرده است. این رویه به گونه ای بوده که طهماسب مظاهری رییس کل سابق بانک مرکزی در یادداشتی با انتقاد از موضع‌گیری‌های اتخاذ شده نوشت: «وعده بمباران ارزی توسط بانک مرکزی، موجب کاهش تقاضای ارز و کاهش قیمت آن در بازار نمی‌شود و دیدیم که نشد. ارزیابی بازار از این بیانیه این بود که بانک مرکزی با زبان اشاره اعلام می‌کند که با کمبود ارز مواجه هستیم. بانک مرکزی ای که ارز به اندازه کافی دارد و برای تنظیم بازار نیز برنامه مشخص و مدونی دارد، هیچ‌گاه به این نقطه نمی‌رسد که بازار را به بمباران ارزی تهدید کند.»
سخنی که یحیی آل اسحاق نماینده کنونی بخش خصوصی نیز بر آن تاکید دارد و معتقد است سیاست‌های نوسانی به بخش تولید ضربه می‌زند. نکته‌ای که بخشی از آن را محصول برخی رفتارهای سیاسی عنوان می‌کند. جمشید پژویان رییس شورای رقابت نیز نقطه تقابل رویکردهای کارشناسی و رجحان‌های سیاسی را شورای پول و اعتبار می‌داند. نهادی که به‌ جای سیاست‌گذاری به‌دلیل نداشتن عمق کارشناسی، براساس جریان‌های سیاسی تصمیم‌گیری می‌کند.
بررسی تحولات اخیر بازار ارز
در یک میزگرد اقتصادی نبود تدابیر مشخص ارزی، ضعف علمی شورای پول و اعتبار، عرضه پایین و محدودیت‌های ارزی، تاثیر مخرب نوسانات نرخ ارز بر فعالیت‌های اقتصادی، ورود جریانات سیاسی به تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و ضعف استقلال بانک مرکزی از عمده دلایل اتفاقات اخیر در بازار ارز شمرده شد.
حضور جمشید پژویان- رییس شورای رقابت، یحیی آل‌اسحاق- رییس اتاق بازرگانی تهران و کوروش پرویزیان مدیر عامل سابق بانک توسعه صادرات با شرکت در میزگردی در خبرگزاری فارس به بررسی تحولات بازار ارز در سه ماه اخیر پرداختند.
تداخل قوانین و کمبود اختیارات بانک مرکزی
کوروش پرویزیان مدیر عامل سابق بانک توسعه صادرات و مشاور کنونی رییس‌کل بانک مرکزی در این میزگرد از تداخل برخی قوانین و دست بسته بانک مرکزی، کمبود اختیارات، سیاسی نبودن تصمیمات اتخاذ شده، اوضاع بهتر بازار ارز و کارآمدی اقدامات انجام شده برای کنترل بازار ارز سخن گفت.
پرویزیان اظهار کرد: نگاهی به سیاست‌های ارزی نشان می‌دهد سیاست‌های اتخاذ شده در ماه‌های اخیر برای این بازار بسیار مناسب‌تر از سال‌های گذشته بوده است.
وی به اقتصاد دهه ۷۰ اشاره و تصریح کرد: در اوایل دهه ۷۰ نرخ رسمی ارز حدود ۲۵ برابر شد؛ به این معنی که ارز ۷۰ ریالی به ۱۷۵۰ ریال تبدیل شد و چند سال این نوسانات با اعداد مختلف تجربه شد.
مدیرعامل سابق بانک توسعه صادرات ادامه داد:‌ با این حساب نوسان ۱۰ الی ۱۲ درصدی نرخ رسمی ارز در ماه گذشته در قیاس با نوسان ۲۵ برابری نوسان کمتری است و این امر بیانگر بهبود تجربه ارزی نسبت به گذشته است.
این کارشناس اقتصادی درباره آثار نوسان نرخ ارز گفت: نوسانات نرخ ارز آثار به مراتب مخرب‌تری برای فعالان اقتصادی نسبت به افزایش یا کاهش این نرخ به همراه دارد.
وی ادامه داد: ناهنجاری ساختارهای بوروکراتیک و پایین بودن کارآیی این ساختارها در حال حاضر اثر بیشتری روی این موضوع در قیاس با موضاعات مدیریتی و عملکردی دارد.
پرویزیان بیان کرد: در رابطه مبادله پول ملی، ارز و ریال ناهنجاری ساختاری و پایین بودن بهره‌وری و کارآیی دستگاه‌های بوروکراتیک و بنگاه‌های دولتی و شبه دولتی (مصرف‌کنندگان عمده ارز) اثر بیشتری دارد.
مدیرعامل سابق بانک توسعه صادرات به دیدگاه‌های مختلف دراین باره اشاره و اضافه کرد: در این بخش می‌توان به قیاس سیاست سرکوب مالی یا سیاست‌های آزادسازی مالی پرداخت؛ چراکه در سیاست سرکوب مالی برخی از متغیرها از جمله نرخ سود باید تحت تاثیر برخی سیاست‌ها کنترل شوند.
این کارشناس اقتصادی در همین ارتباط گفت: برهمین اساس در برخی مواقع نرخ سود کمتر از نرخ تورم در نظر گرفته می‌شود؛ به این معنی که در این شرایط سیاستی اعمال می‌شود که این سیاست صرفا سیاست اقتصادی خاصی نیست.
وی ادامه داد: همچنین به دنبال این سیاست‌ها بانک مرکزی به عنوان یک نهاد کاملا‌ تخصصی و حرفه‌ای می‌تواند نرخ ذخایر قانونی را افزایش دهد و با این امر نحوه تخصیص منابع بانک‌ها تحت تاثیر قرار می‌گیرد. پرویزیان تئوری فوق را در کنار تئوری آزادسازی مالی دانست و گفت: تا کنون در حوزه اقتصاد نقاط مشخصی مد نظر سیاست‌گذاران قرار نگرفته است؛ گاهی اوقات سیاست‌های تعدیل و شبه آزادسازی مالی با ایجاد نوسانات شدید و برخی مواقع نیز سیاست‌های کنترلی شدید اعمال شده است. مدیرعامل سابق بانک توسعه صادرات با بیان اینکه براساس قانون و سیاست‌های ارزی قوانین برنامه‌های چهارم و پنجم توسعه، نظام ارزی کشور شناور مدیریت شده است، گفت: این سیاست به نظام ارزی تثبیت شده قابل تعدیل نزدیک است. او ضمن تاکید براینکه نوسانات بازار ارز باید به حداقل ممکن برسد، افزود: اما در زمانی که قانون بودجه در مجلس در حال بررسی بود کمیسیون‌های مرتبط از صاحب‌نظران برای مشورت در برخی مواد این قانون دعوت کرده بودند و در آنجا برای ارز مباحثی مطرح شد که عدد خاصی را برای سال جاری پیش‌بینی کردند. وی افزود: نرخ ارز در بودجه امسال از ۹۸۰ تومان سال گذشته تا ۱۰۵۰ تومان با رشد ۵ الی ۶ درصدی همراه بود؛ اگر قرار بود تغییری انجام شود در قانون وضعیت برای فعالان اقتصادی شفاف‌تر می‌شد. مدیر عامل سابق بانک توسعه صادرات در ادامه به وضع کنونی اقتصاد اشاره و تصریح کرد:‌ هم‌اکنون برخی از بخش‌های طرح تحول اقتصادی از جمله حذف یارانه‌های انرژی، افزایش هزینه خدمات دولت در آب، برق و گاز انجام شد. وی افزود: از سوی دیگر هم‌اکنون با تحریم‌های اقتصادی نیز رو به رو هستیم؛ چراکه تحریم‌ موجب اختلال و تغییر خیلی از منابع و امکانات فراتر از مرزها شده است. پرویزیان تحریم را یکی از مواردی برشمرد که به سیاست‌ها و منابع ارزی کشور فشار وارد می‌کند و تصریح کرد: اگر به مجموعه متخصصان و مدیران بانک مرکزی در حوزه ارزی اعتماد و اطمینان داشته باشیم به آرامش بیشتر بازار ارز کمک کرده‌ایم.
اختیارات بانک مرکزی کافی نیست
پرویزیان در ادامه با بیان اینکه جامعه ایران جامعه خاص با شرایط ویژه است گفت: تصمیماتی که در سطح سیاست‌گذاری کلان اتخاذ می‌شود تصمیمات تک‌رجی نیست، چرا که بانک مرکزی با شرایط فعلی به اندازه کافی در مورد سیاست‌های مرتبط با وظایف خود اختیار و قدرت دارد. مدیرعامل سابق بانک توسعه صادرات این اختیارات را برای سیاست‌گذاری‌های اقتصادی کشور کافی ندانست و افزود: باید در کنار این سیاست‌ها، سیاست‌های دیگر از جمله سیاست‌های مالی و غیره مورد توجه قرار گیرد، چرا که بانک مرکزی نمی‌تواند کاملا مجزا از این سیاست‌ها تصمیم‌گیری کند. این فعال اقتصادی بار دیگر به تحریم‌های بانکی اشاره و تصریح کرد: این تحریم‌ها دارای ریشه سیاسی بوده نه اقتصادی، از همین رو چطور می‌توان موضوعی را که تحت تاثیر جریانات سیاسی به وجود آمده را با اختیارات بانکی برطرف کرد. پرویزیان بررسی طرح‌های اقتصادی را تنها موضوع مورد توجه برای بانک مرکزی ندانست و گفت: بانک مرکزی تنها به تامین مالی دولت نمی‌پردازدو این امر هم در قانون آمده است. وی افزود: تامین مالی دولت در بودجه سالانه مشخص بوده و از طریق خزانه انجام می‌شود و اگر کسی از طرف دولت خواهان تسهیلات باشد از طریق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور مذاکرات لازم را انجام داده و بعد طرح به بانک مرکزی ارسال می‌شود. پرویزیان تشکیل صندوق توسعه ملی و حساب ذخیره ارزی را به همین منظور عنوان تصریح کرد: همچنین هیات امنای حساب ذخیره در دولت شکل گرفت و بانک مرکزی هم یکی از اعضای این هیات انتخاب شد. مدیر عامل سابق بانک توسعه صادرات ادامه داد: براساس قانون، هیات امنای حساب ذخیره ارزی برای تخصیص منابع مازاد درآمد نفت که در بودجه سالانه محل خرجی برای آن پیش‌بینی نشد به بخش خصوصی شکل گرفت. وی با بیان اینکه وظایف صندوق توسعه ملی و بانک مرکزی دارای وظایف جداگانه است، افزود: بانک مرکزی به اندازه کافی قدرت تصمیم گیری برای موضوعات مرتبط با خود را دارد اما به دلیل اینکه موضوعات دیگری حادث شده که ایجاد و خلق آنها در اختیار این بانک نبوده است قادر به کنترل برخی جریانات نشده است.
تمام سیاست‌های اقتصادی، سیاسی نیست
وی در واکنش به تصمیم‌گیری‌های اقتصادی تحت تاثیر فشارهای سیاسی، افزود:‌ بررسی متغیرهای خاص کشور نشان می‌دهد که تمام تصمیم‌گیری‌ها در کشور صرفا تحت تاثیر جریانات سیاسی اتخاذ نمی‌شود. پرویزیان اضافه کرد:‌ نباید در برخی شرایط خاص اقتصادی، فقط مجریان را بعنوان مقصر بشناسیم چراکه در برخی مواقع ساختارها، خطاهای انسانی و ناهماهنگی‌های اداری موجب بروز این اشکالات می شود.
نقش بانک مرکزی در اتفاقات بعد از عید
یحیی آل اسحاق نیز در این میزگرد اظهار کرد: نرخ ارز در پنج حوزه مشخص صادرکنندگان، واردکنندگان، تولید، تامین بودجه دولت و مصرف کننده اثرات مختلفی دارد.
وی با بیان اینکه نرخ ارز در سطح کلان اقتصادی آثار خاصی را به همراه دارد، افزود: مدیریت و سیاست‌های ویژه نرخ ارز در داخل کشور به خصوص سیاست شناور مدیریت شده به این آثار و نوسانات ارزی جهت می دهد.
رییس اتاق بازرگانی تهران، نوع منابع عرضه و تقاضای ارز را نیز بر جریانات ارزی و اقتصادی کشور موثر دانست و به اهمیت نقش بانک مرکزی در این حوزه اشاره و تصریح کرد: بانک مرکزی ظرف سه ماه گذشته یا به دلیل اینکه این جریان را با اهداف مختلف ایجاد کرده و یا به دلیل اینکه قصد مدیریت این جریان را داشته، برخی عکس‌العمل‌ها را از خود نشان داده که اثرات خوبی در عرصه اقتصاد نداشته است. وی تاکید کرد: اثرات منفی اقدامات بانک مرکزی به سیاست ارز شناور مدیریت شده معطوف می شود؛ البته در یک حالت نیز می توان این برداشت را کرد که وضعیت آشفته فعلی با توجه به اهداف مد نظر بانک مرکزی بسیار مطلوب است.
این فعال اقتصادی در ادامه به سخنان رییس‌کل بانک مرکزی اشاره و تصریح کرد: صحبت‌های آقای بهمنی نشان می دهد که وضعیت آشفتگی موجود خیلی هم غیرمطلوب نیست اگر چه خشن است ولی یکی از زوایایی است که در این خصوص مطرح می شود. آل اسحاق در ارتباط با اثرات افزایش نرخ ارز در هفته‌های اخیر گفت: شوک یکباره به بازار ارز و افزایش ۱۲ درصدی ارز رسمی و رساندن این نرخ به ۱۱۷۵ تومان و افزایش ارز آزاد در بازار به ۱۲۴۵ تومان و همچنین ادبیات و سیاست بانک مرکزی برای کنترل این وضعیت شوک دیگری را به بازار وارد کرد. وی سیاست بانک مرکزی برای کاهش نرخ ارز را نیز دارای اشکال دانست و به تشریح اثرات این امر در بخش تولید پرداخت و بیان کرد: این امر علاوه بر کل اقتصاد اثرات ویژه ای در بخش تولید داشت و در درجه اول، آشفتگی نظام ذهنی را در جامعه ایجاد کرد. وی ادامه داد: این نکته از آنجا حائز اهمیت می شود که سیاست گذاری با اهمیت ارزی در کشور از چه نظم و منطقی همراه است که فعالان اقتصادی برنامه‌های خود را بر همان اساس تنظیم کنند.
ایرادات اساسی در تدابیر ارزی بانک مرکزی
رییس اتاق بازرگانی تهران به برخی اخبار مبنی براینکه اتفاقات اخیر بازار ارز و سکه به خاطر جبران کسری بودجه و نقدینگی یارانه‌ها بوده است اشاره و تصریح کرد:‌ عرض بنده این است که مجموعه نظام تدبیر در این حوزه دارای ایراد اساسی است.
وی افزود: تدبیر و مدیریت مشکلات اخیر بازار ارز و سکه، هدف اصلی کار است؛ در این رابطه باید چگونگی بازنگری در نظام تدبیر و انضباط و برخوردات لازم مورد توجه قرار گیرد.
آل اسحاق درباره افزایش نرخ رسمی ارز و انتقاداتی به این سیاست مبنی بر تکرار تجربه سیاه دهه ۷۰ اظهار داشت: در رابطه با بحث تغییر نرخ ارز به دلیل ذی‌نفع‌های مختلف و بعضا متفاوت و متعارض (صادر کننده و وارد کننده و مصرف‌ کننده) سیاست‌های جداگانه‌ای مورد توجه قرار می‌گیرد.
وی افزود: این سیاست‌ها به عنوان دولت و حاکمیت باید دارای نگاه جامع و متعادلی باشد که نقطه بهینه این بازار را مورد توجه قرار دهد. رییس اتاق بازرگانی تهران به لزوم جهت‌گیری در اتخاذ تدابیر ارزی اشاره و تصریح کرد: اگر منابع ارزی در بانک مرکزی و نظام‌های سیاست‌گذاری از جمله شورای پول و اعتبار وجود نداشته باشد و یا امکانات تدبیر در این دستگاه‌ها وجود نداشته باشد مشکلات خاص خود را به همراه خواهد داشت.
به گفته وی، اما اگر جهت‌دهی و تدابیر ارزی دارای مشکل باشد به طور حتم آثار منفی در اقتصاد خیلی سریع خود را نشان می‌دهد. آل اسحاق تاکید کرد: اگر جهت‌گیری ارزی در حقیقت جهت‌گیری سیاسی باشد و با متر سیاسی بخواهیم تدابیر را اتخاذ کنیم نظام‌های قدرت و غیراصولی روی کار خواهند آمد.
لطفا سایه مبارک خود را از اقتصاد بردارید
این فعال اقتصادی، ورود جریانات سیاسی در اتخاذ تدابیر اقتصادی را بسیار خطرناک دانست و افزود: با صراحت اعلام می‌کنم که مشکلات فعلی بازار ارز ارتباطی به منابع ندارد بلکه مشکلات ناشی از سیاسی کاری در این بازارها است. وی افزود: باید محترمانه از رجال سیاسی خواهش و التماس کرد که اجازه دهند مسوولان بانک مرکزی با تدابیر اقتصادی سیاست‌گذاری‌های ارزی و غیره را اجرا کنند. آل اسحاق تاکید کرد: این درست نیست که رییس‌کل بانک مرکزی اعلام کند به دلیل عدم توان اعمال نظر برای کنترل پول سرگردان از طریق سیاست‌گذاری‌های پولی مجبور شدیم بازار ارز را نشانه بگیریم.
سرمایه‌گذاری بلندمدت جای خود را به کوتاه‌مدت داد
رییس اتاق بازرگانی تهران یکی از دلایل مشکلات موجود بازار ارز را سرمایه‌گذاری در اقتصاد عنوان و تصریح کرد: وضعیت موجود در اقتصاد به نحوی شده که فعالان اقتصادی امنیتی برای سرمایه‌گذاری احساس نمی‌کنند؛ فرضا اگر فردی بخواهد در بخش خاصی سرمایه‌گذاری کرده و طی ۴ سال بعد حاصل آن را برداشت کند با وضعیت موجود حتی مشخص نیست حاصل این سرمایه‌گذاری طی یک سال آینده چه خواهد شد.
آل اسحاق با تاکید بر اینکه رجال سیاست باید سایه خود را برای مدت محدود از حوزه اقتصادی بردارند، افزود: متری که در حوزه اقتصاد شکل می‌گیرد در حقیقت متر قدرت است و با الفبای اقتصادی (بهره‌وری، سود و زیان، کیفیت و غیره) حرکت نمی‌کند. وی با بیان اینکه اصول اقتصادی هم‌اکنون در سایه قدرت برخی فعالان سیاسی اتخاذ می‌شود به سیاست‌گذاری ارزی کشورهای دیگر اشاره کرد و ادامه داد: از آنجایی که پراکندگی ارز در کشورهای دیگر در اختیار فعالان بخش خصوصی است، بانک‌های مرکزی تنها در مواقع بروز بحران وارد عمل می‌شوند.
ریشه مشکلات بانکی در ضعف شورای پول و اعتبار
جمشید پژویان هم در میزگرد بررسی تحولات سه ماه اخیر بازار ارز اظهار کرد: در تمام دنیا بازار پول و اعتبار توسط بانک مرکزی کنترل می‌شود؛ ابزار این سیاست نیز در اختیار بانک‌های مرکزی قرار دارد. وی با بیان اینکه ساختار شورای پول و اعتبار فعلی کشور ما به‌عنوان ابزار بازارهای پولی و مالی کاملا غیرتخصصی است، افزود: این ساختار علاوه بر اینکه غیرتخصصی بوده به نوعی سیاسی نیز است؛ از همین رو همواره در تنظیم بازارهای پول و اعتبار سیاست‌های اشتباه را انتخاب کرده است. رییس شورای رقابت، اشتباهات این شورا را یکی از دلایل طرح انتقادات به سیاست‌های بانک مرکزی عنوان و تصریح کرد:‌ مقایسه ساختار بانک مرکزی کشورمان با سایر کشورها نشان می‌دهد که بانک مرکزی ایران فاقد وجاهت علمی است. پژویان ادامه داد:‌ این اشکالات موجب شده که بانک مرکزی نتواند بازار پول و اعتبار را کنترل کند و عدم اراده در تعیین نرخ سود سپرده‌ها و اعتبارات یکی از دلایل این امر است. وی با بیان اینکه بانک‌های مرکزی سایر کشورها نقدینگی را از طریق نرخ‌های سود سپرده و اعتبارات کنترل می‌کنند، گفت: از سوی دیگر در کشورهای دیگر به دلیل عدم داشتن سهم دولت‌ها و بانک‌های مرکزی در بازار ارز، کنترل این نرخ در اختیار بانک‌های مرکزی نیست؛ اما در ایران عکس این موضوع اتفاق می‌افتد. این کارشناس اقتصادی اضافه کرد: ارز، ناشی از صادرات و واردات بخش خصوصی است و بازار رقابتی ارز از طریق این بخش شکل می‌گیرد، با این حساب بانک مرکزی اصلا ورودی به این بازار ندارد مگر اینکه قصد اجرای سیاست‌های خاصی را داشته باشد. رییس شورای رقابت با تاکید براینکه در ایران بانک مرکزی کنترل‌کننده اصلی بازار ارز است، افزود: این امر بخاطر سهم اندک بخش خصوصی در بازار ارز و سهم عمده بانک مرکزی ناشی از درآمدهای نفتی دولت است. پژویان ادامه داد: از آنجایی که بانک مرکزی ۷۰ الی ۸۰ درصد کنترل ارز را در اختیار دارد می‌تواند با عرضه و تقاضای ارز به راحتی این بازار را کنترل کند.
تاثیر سیاست‌های دیگر اقتصادی بر بازار ارز
وی به اهمیت سیاست‌های دیگر مرتبط با سیاست ارزی از جمله هدفمندکردن یارانه‌ها اشاره کرد و گفت: بنده اگر بودم سیاست‌های قبلی را نیز درست تعیین می‌کردم به این معنی که هدفمندکردن یارانه‌ها را هدایت می‌کردم به سمت تجدید سرمایه‌گذاری در بخش خصوصی و توسعه این بخش و الان نرخ ارز را پایین می‌گذاشتم چراکه بخش خصوصی نیازمند واردات کالاهای سرمایه‌ای با حجم گسترده است.
رییس‌کل بانک مرکزی نباید در هیات دولت بنشیند
این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: رییس بانک مرکزی هیچ وقت در هیات دولت نمی‌نشیند چرا که بانک مرکزی مستقل است.
رییس شورای رقابت، مدیریت اقتصادی و نظام سیاست‌گذاری را از جمله دلایل ضعف رتبه ایران در بین سایر کشورها دانست و افزود: شورای پول و اعتبار کشور ما یک شورای غیرتخصصی است. وی تاکید کرد: اعضای شورای پول و اعتبار عده‌ای هستند که در مورد مسائل اقتصادی دارای وجاهت علمی نیستند که نظر بدهند حتی اگر یکی از آنها بهترین اقتصاد‌دان‌ها باشد. پژویان به ساختار شورای پول و اعتبار در سایر کشورها به عنوان «هیات‌مدیره» بانک مرکزی اشاره و تصریح کرد: بررسی ساختار شورای پول و اعتبار کشورهای دیگر بیانگر وجود بهترین متخصصان اقتصادی و بانکداری در شورای پول و اعتبار آن کشورها است.

رییس‌کل: سفته‌بازها نمی‌توانند ما را از پا درآورند
رییس‌کل بانک‌مرکزی با بیان‌اینکه: «در هیچ‌جای دنیا ارز را با گونی نمی‌فروشند که ماهم بخواهیم این‌کار را بکنیم»، گفت: ورود و خروج غیرقانونی ارز مشکلاتی را برای ما به‌وجود آورده و اجرای سیاست‌های ارزی را با مشکلات جدی روبه‌رو کرده است. به گزارش فارس، محمود بهمنی دیروز در همایش راهبردهای نوین مبارزه با قاچاق، کالا و ارز با اشاره به اینکه قانون مبارزه با قاچاق نقص دارد، گفت: با فرمان مقام معظم رهبری در سال ۷۴ مبارزه با قاچاق وظیفه همه دستگاه‌ها است. رییس‌کل بانک مرکزی گفت: رقم واردات رسمی ما ۶۴ میلیارد دلار است، اما آمارهای خروج ارز خیلی بیشتر از اینها است. کنترل مبادی ورود کالاهای قاچاق ربطی به گمرک ندارد. بهمنی گفت: مگر بانک مرکزی چقدر می‌تواند ارز به داخل بازار تزریق کند؟ اگر تزریق نکند قیمت افزایش پیدا می‌کند و در صورت تزریق هم به شکل‌های مختلف از کشور خارج می‌شود. باید توجه داشته باشیم که قاچاق باعث کاهش درآمدهای عمومی می‌شود و صنایع به خاطر قاچاق آسیب می‌بینند. رییس‌کل بانک مرکزی گفت: ورود و خروج غیرقانونی ارز مشکلاتی را برای ما به‌وجود آورده و اجرای سیاست‌های ارزی را با مشکلات جدی روبه‌رو کرده است. بهمنی با تاکید بر اینکه بانک مرکزی پاسخگوی نیازهای واقعی است، گفت: بانک مرکزی تعهدی در قبال نیازهای کاذب ندارد و تفاوت نرخ ارز باعث می‌شود تا خساراتی ایجاد شود؛ به‌طوری که حتی مسافرها هم با اسناد صوری به دنبال خرید ارز هستند. شاید بتوان بخش مسافری را کنترل کرد، اما نمی‌‌توان سایر بخش‌ها را کنترل کرد. بهمنی گفت: در اتفاقات اخیر ارز با مدیر دو بانک تجاری برخورد کردیم و ۱۱ صرافی تعطیل شدند، همان‌طور که از ۱۷۰۰ تعاونی اعتبار فقط ۱۴ تعاونی اعتبار مانده است، چرا که ۸۵۰ هزار میلیارد ریال پول توسط موسسات مالی اعتباری و تعاونی‌های اعتبار و با نرخ‌های غیر متعارف به مردم داده می‌شد که ما جلوی آن را گرفتیم. بهمنی گفت: استراتژی اصلاح نرخ ارز بانک مرکزی باعث شد تا اقدام به افزایش نرخ ارز کنیم و بتوانیم فاصله بین نرخ رسمی و نرخ کاذب را به حداقل برسانیم و تصمیم مزبور براساس شناخت کامل در بازار اتخاذ شد. وی افزود: قیمت ارز را با شکاف بسیار کمتر به نرخ قبلی برمی‌گردانیم. در هیچ جای دنیا ارز را با گونی به کسی نمی‌فروشند که ما هم بخواهیم این کار را بکنیم. بهمنی گفت: در دو سال گذشته با خرید طلا با نرخ میانگین ۶۵۶ دلار متجاوز از ۱۰ میلیارد دلار به منابع ارزی خود افزودیم، به‌طوری که نرخ امروز طلا هزار و ۵۰۰ دلار است. وقتی امنیت اقتصادی به گونه‌ای است که دلار آمریکا و یورو ارزش خود را از دست می‌دهد طبیعی است که کشورها به سمت ذخیره کردن طلا حرکت کنند. همچنین ما در سال گذشته با تبدیل ارز و تشکیل سبد ارزی میلیاردها دلار سود کردیم و معتقدیم باید از فرصت‌های خاص و بحران‌های جهانی استفاده کنیم. رییس‌کل بانک مرکزی گفت: برای اولین بار ذخایر ارزی خود را از بانک‌های خارجی به داخل کشور منتقل کردیم و چند صد میلیارد دلار در زمینه‌های نفت و پتروشیمی سرمایه‌گذاری کردیم. وی افزود: ما برای ذخایر ارزی باید دو کار انجام دهیم که اول کاهش تقاضای خارج، دوم مدیریت واردات است و بتوانیم ارزهای خود را برای روز مبادا ذخیره کنیم. بهمنی گفت: سفته‌بازها نمی‌توانند ما را از پا دربیاورند و از قبل همه این مسائل پیش‌بینی شده بود. وی با گلایه از رسانه‌ها گفت: ارز را کنترل می‌کنیم اما یک دفعه مطبوعات می‌نویسند که بانک مرکزی ارز ندارد و یا اینکه آمارهای بانک مرکزی را زیر سوال می‌برند. صندوق بین‌المللی پول به ما می‌گوید: شما خودتان هم آمارهایتان را قبول ندارید. وی افزود: فرض کنید ما ارز نداشته‌ باشیم، باید این موضوع را اعلام کنیم تا مردم هجوم بیاورند؟ باید هماهنگی و انسجام در مسائل اقتصادی وجود داشته باشد. قسمت اعظم اقتصاد مربوط به مسائل روانی، فرهنگی و اجتماعی است و ما انتظار نداریم روزنامه‌ها و دوستان ما بانک مرکزی را تخریب کنند. وی افزود: مصرف سالانه طلا در کشور بین ۲۰ تا ۴۰ تن است اما ذخایر ما بالغ بر ۴۰۰ تا ۵۰۰ است و می‌‌توانیم ۱۰ تا ۱۵ سال آینده نیاز طلای کشور را تامین کنیم.
 

چاپ خبر



www.donya-e-eqtesad.com

 

 

نگاهی به تحولات جاری منطقه

Share Button

نگاهی به تحولات جاری منطقه

و رفتار سیاسی حکومت ما

قریب ۶ ماه از تند باد تغیرات سیاسی ای که از شمال آفریقا شروع شد و تا امروز که به مرزهای عراق و لبنان رسیده است میگذرد.همراه با این گردباد بیداری و خیزش مردم، موج همبستگی از همه سو با معترضین به حکومت های خود کامه منطقه نیز  برخواسته است. این موج همبستگی هم دولتها را ـ که از ایران تا امریکا را شامل میشود ـ  و هم  مردمِ از استبداد به جان آمده منطقه را در بر گرفته است. در آغاز فرارویی این جنبش در حال گسرش، دولت ایران، حزب الله لبنان، حماس،  دولت های سوریه و سودان ، در گردباد تحول آفرین آن، جریاهای اسلامی و ضدغربی را دیده و اوضاع را به کام خویش ارزیابی میکردند و برعکس دولت های غربی و نیروهای میانه روی منطقه  شگفت زده شده و سردرگم شده بودند. چرا؟ چونکه این تغیرات، همچون رعد و برقی در یک هوای آفتابی  بود و آغازش علیه دیکتاتورها تونس و مصر بود که وابستگی اشان به غرب عیان بود. شروع این طوفان تحول زا اگر غرب را در آغاز غافلگیر کرد بهمان میزان  در بین کشور های ضد غربی سراسر منطقه هیچان و سرورآفرید. ولی واقعیتی که در دینامیسم این تحوالات و منطق عینی آن نهفته بود برای دنیا پیام دیگری داشت.

۳۲ سال پیش که جنبش اعتراضی علیه رژیم شاه در ایران ما برخاست؛ ترجیح بند شعار های مردم،« تا شاه کفن نشود، این وطن وطن نشود» بود. و کمتر کسی به فردای کفن کردن رژیم شاه می اندیشید. هدف فقط کفن کردن رژیم سلطنتی بود بدون اینکه روی گزینه بدیل بجای آن تعمقی شده باشد، بدون اینکه به داشته ها و دستاوردها هم توجهی شده باشد و نه فقط  روی کاستی ها انگشت نهاده شود. هر نیرویی که در انقلاب شرکت داشت انقلاب را از آن خود میدانست و کمتر کسی وزن نیروی رهبری کننده مساجد، تکایا و هیئت های سینه زنی و قمه زنی را جدی میگرفت حال آنکه روحانیت  در رأس انقلاب قرار گرفته بود و سازمان و ارتش سیاسی اش هم همین شبکه عظیم نهاد های دینی و آئینی بود. از گروه کوچک چند صد نفره «پیکار» گرفته  تا حزب تحت فرمان مسکو، مجاهدین خلق، فدائیان  هر یک خود را لوکوموتیو اصلی جنبش تصور میکردند. فضای آکنده از فریاد مرگ بر شاه در این مارش کفن و دفن رژیم پادشاهی جائی برای شنیدن و یا دیدن عربده های قدرت طلبی استبدادی باقی نمیگذارد. حتی در درون جبهه نیروهای اسلامی نیز تفاوتهای  گفتمانی، اعتقادی و آرمانی خود را در پس پرده همرنگِ پهلوی ستیزی، چپ ستیزی، غرب ستیزی و لیبرال ستیزی پنهان کرده بود.

رخدادی که امروز منطقه ما تا شمال آفریقا را در بر گرفته است، فرو افتادن این ماسک و نمایان شدن رنگارنگی درونی امواج جنبش اعتراضی کنونی است که بنظر من اطلاق عنوان جنبش دموکراسی خواهی برآن اگر یک ژست مصلحت جویانه نباشد نشان از عدم شناخت این جنبش ماهیتاً متنوع  دارد.

حکومت ما این جنبش منطقه ایی را ملهم از انقلاب اسلامی با الگوسازی از جمهوری اسلامی ما میداند و بسیاری روشنفکران و فعالین سبز، آنرا جنبشی الهام گرفته از جنبش سبز مردم ما  و نیروهای استبدادی حاکم که در معرضِ این گرد باد قرار دارند، آنرا  دسیسه القاعده، سلفیستها، و بنیاد گرایان دینی  و اسرائیل میدانند.

تا آنجا که نگارنده این سطور، قضایا را ازآغاز تعقیب کرده است، موضع گیری اخیر آیت الله خامنه ایی و قبل از وی، هیلاری کلینگتون، هریک از منظرِ منافع حکومت های خود یا متبوع خود، پایه ی منطقی داشته اند. خانم کلینگتون، پس از مشاهده چرخش اوضاع و تسری جنبش اعتراضی از مصر و تونس به لیبی و سوریه اظهار داشت؛ برخورد ما با جنبش اعتراضی در این کشورها یکسان نیست و با هریک بنا به وضعیت ویژه هریک، با آنها بر خورد میکنیم. مقام رهبری هم اخیراً و به تکرار اظهار داشت که برخی از این اعتراضات دسیسه رژیم صهیونیستی و غرب است مثلِ مورد سوریه که ما با آنها مخالفیم ولی برخی از آنها مردمی هستند مثل : بحرین، اردن و… ، که ما از آنها حمایت میکنیم.

در این بین، بسیاری از رسانه های بین المللی ، چهره های سیاسی و فعالین حقوق مدنی و..، با نگاه صرف به ضد «دیکتاتور و ضد استبداد» بودن این جنبشها، بدون توجه به درونمایه پیام سیاسی و آرمانی آنها، از آنها بعنوان جنبش دموکراسی خواهی نام میبرند. البته از منظر دفاع از حقوق مدنی چنین دفاع نا مشروطی هیچ محلی از ایراد ندارد ولی ازیک منظر سیاسی چگونه میتوان مثلاً فریاد «مرگ بر شاه» افرادی نظیر:سردار رادانها، طائب ها، لاجوردیها و همسویان دگراندیش آنها را فریاد آزادی و دموکراسی خواهی دانست؟ آری این جنبش ها ضد« دیکتاتور» هستند ولی ضد دیکتاتوری بمعنای کامل و عام آن نیستند. برخی از آنها بدنبال جایگزینی استبدادی خشن تر بجای آن دیکتاتوری هستند که عزم ساقط کردنش را کرده و مرگ آنرا فریاد میزنند.  در جنبشهای اعتراضی امروز منطقه و شمال آفریقا باید گفتمان راهبردی آنهارا یافت وتمیز داد والی ضد حسنی مبارک دیکتاتور بودن دقیقاً بمعنای دموکراسی (در مصر) خواستن نیست و کم نیستند نیروهایی که از مواضعی کاملاً ماورای استبدادی و ارتجاعی با دیکتاتورهای تاریخ گذشته مبارزه میکنند. آنها در حقیقت بدنبال به کرسی نشاندن دموکراسی نیستند بلکه بدنبال تصرف کردن استبداد هستند. آنها با استبداد حاکم از آنرو مخالفند که این استبداد مانعی بر سر راه استبداد آنانست. انها با جنبه های مترقی سیاسی اجتماعی  همین مستبدان کراواتی و غربگرا مخالفند و نه با جنبه های زشت استبداد آنها. در یک کلمه؛ آنها با سمت و سوی استبداد مسئله دارند و نه با نفس خودِ استبداد.

جریانهای اسلامی بنیاد گرا سعی دارند با تزریق هرچه بیشتر شعارهای دینی، و شریعت طلبانه، سکولار گریزی، زن ستیزی و برجسته سازی امریکا و اسرائیل ستیزی ازهم اکنون این جنبش ها را در مقابل دموکراسی خواهی اصیل و گفتمان جامعه مدنی واکسینه کنند. گفتمان شریعت طلبی بیش از هزار سال در ذهنیت اتوپیک و پندارگونه مردم، مدینه فاضله ایی را سر مقصد تلاش خود معرفی کرده و میکند که فقط ما ایرانیان افعی گزیده؛ چهره دروغین، دوزخی و ضد بشری آنرا با تمام وجود تجربه کرده ایم. هرچند بخش وسیعی از جامعه روشنفکری کشورهای اسلامی بوِیژه پس از سرکوب خشن جنبش سبز، و سرکوب گریهای قبل از آن، خود را از افسون این توهم و اتوپی شریعت گرایانه آزاد کرده است ولی  با این وصف، در واقعیت امر و درعمل، این؛ پیام احمدی نژاد، رهبر ایران و امثالِ سید حسن نصرالله است که در بین توده عامی مردم کشورهای اسلامی باز تاب می یابد و نه، پیامِ روشنفکران دینی و غیر دینی این کشورها. چند درصد مردم کشور های عربی به اینترنت دسترسی دارند و یا روززنامه میخوانند یا میدانند بر ما ایرانیان چه رفته است؟

دریک تقسیم بندی کلی ازجنبش های اعتراضی مورد بحث، ما با دونوع دیکتاتوری یا استبداد روبرو هستیم.

نخست آن دسته از دیکتاتور هایی  که عزم  خود را جزم کرده اند که تا آخرین نفس از فرمانروایی خود بهر قیمت ازجمله کشتار مردم، نابودی مملکت و با بکار گیری همه ی روشها و ابزارها ازجمله تجاوز جنسی (بعنوان نوعی کیفر ـ از جمله در کشور خودمان ،لیبی، سوریه و سودان)، دفاع کنند. این گونه دیکتاتوریها بعلت استقلال نسبی اشان نسبت به جهان غرب و قدرت مطلقه اشان در داخل کشور خود، برای خفه کردن جنبش های اعتراضی دستی باز دارند  بدون اینکه دنیای غرب و یا جهانیان کار زیادی بتواند برای مهار آنها بکنند. ساختار قدرت این نوع دیکتاتوریها  از یکسو بر پایه منابع داخلی کشور تحت فرمانروایی خود آنها قرار دارد از طرف دیگر بر پایه ی فقدان یک اجماع جهانی علیه و در مقابل  آنها در دنیا بنا شده است. قدرت این گونه دیکتاتوریها در برخورد با ملت خود وسیع و بزیر کشیدن آنها دشوار است. کافیست از نمونه لیبی و سوریه و ایران خودمان بگذریم و به  نمونه ی کره شمالی، برمه، زیمبابو و بسیاری کشورهای ریز و درشت آفریقا نگاه کنیم.

دوم دیکتاتوریهایی که پایه های قدرتشان تا حدی از مشروعیت نسبی داخلی اشان و تا حدی از هم پیوندیشان با دنیای غرب* ناشی میشود. فروریزی هریک از این دو پایه در برابر یک موج اعتراض مردمی ـ که ضمناً بهم مرتبط هم هستند، موجب سقوط این دیکتاتوریها میشود. دنیا ده ها مورد از سقوط این نوع اخیردیکتاتوریها را، پس از جنگ دوم بخود دیده است. حکومت های دیکتاتوری؛ سرهنگان یونان،  پینوشه، فرانکو اسپانیا، سالازار در پرتقال، شاه،  مارکوس در فیلیپین، سوهارتو در اندونزی، نظامیان در کره جنوبی و ترکیه و تقریباً تمام نیم قاره امریکایی مرکزی و جنوبی. از آن نوع دیکتاتوریهای بوده اند که با کمی فشار داخلی و سلب حمایت خارجی سقوط کرده اند.

اولین درسی که میتوان از این طرازبندی گرفت اینست که هرچه یک رژیم دیکتاتوری، ضد امریکایی تر باشد، در ماندگاری استبدادیش جان سخت تر است. دومین درس اینست که در چنین دیکتاتوریهایی، بعلت جا افتان ذهنیت غرب ستیزانه و هیولا سازی از آمریکا و اصل را بر آمریکا ستیزی نهادن، نیروهای ضد «دیکتاتور» یا اصطلاحاً اپوزیسوین دیکتاتور (و تأکید میکنم نه دیکتاتوری) از رسوبات سخت جان این ذهنیت برای مصالح استقرار دیکتاتوری فردای خود سود می جویند لذا آنها این ذهنیت استبدادپرور و استبدادگرا را مصادره کرده و طبق منافع خود باز سازی میکنند نه اینکه آنرا افشا کرده و با آن مبارزه کنند.  مبارزه القاعده، سلفیستها، اسلامیون هوادار جمهوری اسلامی ما، چپ های افراطی مختلف، آنارشیستهای قبیله گرا( مثل بسیاری دسته جات دولت ناپذیر و مرکز گریز در کشورهای افریقائی با نمونه  تیپیک سومالی) با دیکتاتورهای متمایل به غرب از منظر همین تصرف استبداد و بازسازی آن است  و نه از مواضع دموکراسی خواهی.

آیا مشارکت این گونه نیروهای ماورای استبدادی و ارتجاعی باید مارا به تحمل دیکتاتورها و دیکتاتوریهای موجود با منطق بد بهتر از بدتر است  وادارد؟  پاسخ منفی است.

امتیاز بنیادینی که دیکتاتوریهای نوع اول بر نوع دوم دارند، صرفنظر از ملایمتر و مداراگر بودن نسبی آنها، اینست که غرب بعنوان حامی آنان، نشان داده است که با مشاهده بروز یک جنبش اعتراضی وسیع مردمی ـ مشروط بر اینکه هدفش تغیر رادیکال مواضع استراتژیک یا ایجاد خفقانی بدتر نباشد، حمایت خود را از این نوع دیکتاتورها را قطع و حتی سقوط آنها را تسریع میکند. این امر و این رابطه، هم به کاهش زیاد هزینه تغیرات سیاسی و هم به سوق دادن تحولات در بستری اصلاح طلبانه و مسالمت امیز منجر میشود. دخالت غرب در چنین مواردی کاملاً میتواند به یک پیام سیاسی خلاصه شود در حالیکه در موردی مثل  صدام، قذافی و در آینده، عمر البشیر در سودان یا بشار اسد در سوریه و در گذشته  میلوسویچ دریوگوسلاوی سابق، برای کمک به یک سزارین سیاسی  اجتناب ناپذیر در کشورهای تحت حکومت آنان نه تنها به فشاردیپلماتیک وسیع نیاز بود بلکه در مواردی بدون مداخله سازمان ملل و حتی کاربرد نیروی نظامی خارجی تغیرات دموکراتیک لازم امکان ناپذیر می بود. تصور اینکه دولتی مثل کره شمالی که کمترین امکانی برای اعتراض مدنی مردم باقی نگذارده است صرفاً با دست مردمِ مطیع، رام و قرنطینه شده خود آن کشور تغیر کند قدری خوش خیالانه است. دانش جامعه شناسی میگوید که در تحلیل نهایی این مردم هستند که در طولانی مدت به حکومت ها و نظامهای سیاسی خودشان شکل میدهند ولی همین دانش، در عرصه تاریخی، مردمان و تمدنهایی را دیده است که بعلت نیافتن روزنه ای سیاسی برای برای گذر از بن بست سیاسی و دست یابی به یک نظام سیاسی مناسب   انقراض یافته  و فرو پاشیده اند.

نتیجه:

رخدادهای منطقه را باید در تنوع سیاسی و آرمانی نیروهای درون جنبش اعتراض ضد استبدادی  آنها دید. نگاه یکسان به مقوله دیکتاتوری و استبداد و نا دیده گرفتن ساختار اجتماعی جوامع مورد بحث و ندیدن« زیر گفتمانهای» گفتمانِ چیره ضد« استبداد»، میتواند انسان خیر خواه و آزاده را به هیزم کش استبدادی مهیب تر از آنچه هست تبدیل کند.

حکومت های استبدادی غرب ستیز تلاش دارند جنبش اعتراض مردم منطقه را بسمت رویارویی با آمریکا و اسرائیل سوق دهند تا در این مسیر خود سوار بر موج «مقاومت» ی برحق نما  شده و گفتمان آمریکا ستیزی را بر گفتمان آزادیخواهی چیره کنند، مثل حزب الله و حماس و دولت ما. گفتمان و ذهنیتی که ده ها سال برای ساخت و پرداخت و مفهوم سازی  آن صرف شده تا در فرهنگ سیاسی جامعه نهادینه شود تا به توجیه اِعمال وحشتناکترین استبداد دینی یا ایدئولوژیک به بهانه خطر «دشمن» تبدیل گردد.

به نیروهای دموکراسی خواه در کشورهای دستخوش دگرگونی، در چنین شرایطی، این وطیفه بسیار دشوار تاریخی تحمیل شده است تا بکوشند از فاجعه مسیریابی جنبشهای آزادیخوانه مردم سرزمین خویش بسوی بنیاد گراییِ (تجربه نشده برای بسیاری از ملل درگیر و تجربه شده برای ما ایر انیان)، جلو گیری کنندد بدون اینکه با بگذارند با انگ امریکا و اسرائیل خواهی اتیکت گذاری شوند، در شرایطی که قدرت چسبندگی این اتیکت  در متن تاریخی ـ سیاسی جامعه ی خاورمیانه ای ما بسیار زیاد است، و بدون اینکه در سراشیب دفاع از استبدادهایی بیفتند که تاریخ مصرف آنها نیز رو به پایان است هرچند استبداد مهیب تر پنهان در شریعتگرایی میکوشد بر موج اعتراض علیه  آن و فرسودگیش، خود را به قدرت برساند.

برزمینه تحولات جاری، اشاره مشخص به سه مورد بجاست:

۱ ـ بحرین. دولت ما کوشیده و میکوشد از شیعیان بحرین بعنوان ابزاری برای گسترش نفوذ خود و لبنانیزه کردن کل منطقه استفاده کند. در حالیکه پادشاه بحرین و بخصوص ولیعهد آن کشور پیشنهاد یک دیالوگ ملی بر پایه حقوق شهروندی را داده اند. برخی گروهای شیعه اصرار بر تقسیم فرقه ایی مردم کشور به شیعه و سنی دارند و میکوشند حقوق دینوندی را بجای حقوق شهر وندی قرار دهند. چرا؟ چون یک  چنین تقسیم بندی ایی راه گسترش منطقه ایی «شیعه کراسی» را  با محوریت ایران ولایی و اسلامی باز میکند. کنار زدن شیعه و سنی و تنظیم مناسبات اجتماعی و سیاسی براساس حقوق شهروندی، امیتاز مثبت و منفی دینی را از همه گروههای دینی گرفته و مرزبندی اجتماعی را بر اساس جایگاه فرد در ساختار اقتصادی و اجتماعی گذارده و ابزارِ احزاب مدرن و نهاد های صنفی و مدنی را بجای نهاد های دینی قرار میدهد.  چنین مکانیسمی یعنی ساختاری مردم محور  بر اساس نهاد های مدنی و حقوق مردمی. حکومت ما کوشش دارد سیاست فرقه ای کردن منطقه را که در لبنان و تا حدود زیادی در عراق تجربه کرده و در آنها موفق شده است را در همه منطقه ترویج کند زیرا با پیاده شدن این سیاست، مثلاً یک شیعه عربستانی  یا یمنی قبل از اینکه با وابستگی ملی و اجتماعی خویش خود را باز شناسی کند، با هویت مذهبی و تعلق خود به مذهب شیعه و نزدیک اش به «ایران شیعی» خود را باز میشناسد و حقوق خود را تعریف میکند و آنهم نه « ایران» بعنوان یک کشور و یک واحدِ  ژئو پولتیک بلکه ایران بعنوان  جایگاه  ولایی شیعه و رأس القرای اسلام. همچنانکه  بیشتر کمونیست های دنیا در عصر دنیای دو قطبی قبل از اینکه  به زادگاه ملی خود ارج نهاده و وفادار به آن باشند کاخ کرملین را قبله گاه هویت آفرین خود میدانستند.  و از این روست که دولت بحرین، در برابر مطالبات فرقه گرایانه شیعیان و نه در برابر مطالبات دموکراسی خواهانه  احزاب و سازمانهای شیعی آن سرزمین مقاومت میکند. تن دادن دولت بحرین به تقسسیم بندی فرقه ایی (sectarian ) ساختار قدرت  ونظام سیاسی میتواند  تمام منطقه را در یک جهنمی از کشمکشهای مذهبی فروبرد که پایانش را جز با جنگ های صلیبی و دوران جنگهای اتومانهای  ترکِ سنی مذهب با ایران صفوی شیعه نمیتوان مقایسه کرد و شاید هم  بسی بدتر.

دولت ما، سوریه، حزب الله لبنان و حماس با تمام توان میکوشند درشرایط کنونی که مسئله مطالبات برحق دموکراتیک مردم در کل منطقه مطرح است، بنحوی با حادثه آفرینی و حتی اگر ممکن است با راه اندازی جنگ علیه اسرائیل، اذهان مردم و جهانیان را از مبارزه برای دموکراسی  و جنگ بشار اسد و قذافی با مردم خود منحرف کنند. راه اندازی کاروان دریایی بسوی غزه نیز که در زمان و جای خود میتواند عملی بسیار درست باشد نیز با همین نیت راه اندازی میشود. هدف اینست که با عملیاتی تحریک آمیز(پروواکاتیو) علیه  اسرائیل و واداشتن آن کشور  به واکنشی سخت، اذهان مردم  بسوی این« دشمن صهیونیستی» منحرف شود. حال آنکه روی کار آمدن حکومتهای دموکراتیک در منطقه بزرگترین ضربه ایست که به اسرائیل وارد میشود. یک غزه یا سوریه دموکراتیک برای اسرائیل از هزاران موشک اندازی روزانه  بدرون آن کشورهم بدتر است.

  • * در دنیای دو قطبی گذشته هم تغیرات در یک کشور به اصطلاح سوسیالیستی بدون چراغ سبز شوروی غیر ممکن بود.

………………..

ضمیمه

اظهارات  آیت اللله خامنه ایی در رابطه با اوضاع سوریه

رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و قشرهای مختلف مردم:
تبیین‌ماهیت متفاوت حوادث‌سوریه و مظلومیت‌مردم بحرین/ هرجا به نفع امریکا و صهیونیسم شعار داده شود انحرافی است

 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار مسئولان نظام و قشرهای مختلف مردم، با تبریک عید شریف مبعث به ملت ایران و امت اسلامی، بعثت پیامبر اکرم (ص) را بزرگترین نعمت الهی و برترین و پربرکت ترین روزهای سال خواندند و تأکید کردند: بیداری اسلامی ملتهای منطقه، حرکتی در مسیر نبوی است و ملتهای مسلمان و ملت بزرگ ایران، با هوشیاری اجازه نخواهند داد امریکایی ها و صهیونیستها، با ایجاد اختلاف و حیله های دیگر، این حرکت عظیم را منحرف و یا بر آن موج سواری کنند.

به گزارش رجانیوز، ‌متن کامل این بیانات در ادامه آمده است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

تبریک عرض می‌کنم این عید بزرگ و این روز شریف را به حضار محترم این مجلس، مسئولان محترم کشور، سفیران محترم کشورهاى اسلامى و به عموم ملت عزیز ایران و به امت بزرگ اسلامى و به همه‌ى جامعه‌ى بشریت.

اگر عظمت و اهمیت ایام به این باشد که خداى متعال لطفى را در روزى بر بشریت نازل کرده باشد، یقیناً روز مبعث عظیم‌ترین و مهمترین همه‌ى روزهاى سال است؛ چون نعمت بعثت و برانگیختن پیامبر اعظم براى بشریت از همه‌ى نعمتهاى الهى در طول تاریخ بزرگتر است. بنابراین می‌توان به‌جرأت این را گفت که روز مبعث، برترین و بزرگ‌ترین و پربرکت‌ترین روزهاى همه‌ى ایام سال است. خاطره‌ى آن روز را باید گرامى بداریم و عظمت آن حادثه را در نظرمان مجسم کنیم.

امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) فرمود: «ارسله على حین فترة من الرّسل و طول هجعة من الأمم»؛ بعثت در هنگامى اتفاق افتاد که دوران طولانى‌اى بود بشریت از حضور انبیاى الهى محروم بود. از ظهور حضرت عیسى حدود ششصد سال می‌گذشت. صدها سال بود که بشر در میان خود سفیر الهى ندیده بود. نتیجه چه بود؟ «و الدّنیا کاسفة النّور ظاهرة الغرور»؛(۱) دنیا تاریک بود، ظلمانى بود، معنویت رخت بربسته بود، بشر در جهالت و گمراهى و غرور به سر میبرد. در یک چنین شرائطى، خداى متعال پیغمبر را فرستاد.

نبى مکرم، آن عنصر شایسته‌اى بود که براى یک چنین حرکت عظیمى، براى طول تاریخ بشریت، خداوند او را آماده کرده بود. لذا توانست در طول ۲۳ سال یک جریانى را به راه بیندازد که این جریان با همه‌ى موانع، با همه‌ى مشکلات، تا امروز تاریخ را جلو رانده و پیش برده است. ۲۳ سال، زمان کوتاهى است. ۱۳ سال از این مدت هم با مبارزاتِ غریبانه گذشت. در مکه اول با پنج نفر و ۱۰ نفر و ۵۰ نفر شروع شد و جمعیت معدودى در زیر فشارهاى طاقت‌فرساى دشمنان متعصب، کور و جاهل توانستند مقاومت کنند. ستون‌هاى مستحکمى ساخته شد، براى اینکه جامعه‌ى اسلامى و تمدن اسلامى بر روى این ستون‌ها قرار بگیرد.

بعد هم خداوند متعال شرایطى را پیش آورد که پیغمبر توانست به مدینه هجرت کند و این نظام و این جامعه را به وجود بیاورد و این تمدن را پى‌ریزى کند. همه‌ى مدتى هم که پیغمبر اکرم این نظام نوپا را پرداخت، ساخت، آماده کرد و پیش راند، ۱۰ سال شده است؛ یعنى یک مدت کوتاه. یک چنین حوادثى معمولاً در طوفان امواج حوادث دنیا گم می‌شود، از بین می‌رود، فراموش می‌شود. ۱۰ سال خیلى مدت کوتاهى است؛ اما در همین مدت پیغمبر اکرم توانست این نهال را غرس کند، آبیارى کند، وسیله‌ى رشد و نمو آن را فراهم کند؛ یک حرکتى را ایجاد کند که این حرکت یک تمدنى را آفرید و این تمدن بر اوج قله‌ى تمدن بشرى در دوران مناسب خود قرار گرفت. یعنى در قرن سوم و چهارم هجرى، در همه‌ى دنیاى آن روز، با سابقه‌ى تمدنها، با حکومت‌هاى مقتدر، با میراث‌هاى گوناگون تاریخى، هیچ تمدنى به عظمت و رونق تمدن اسلامى مشاهده نشده است؛ این هنر اسلام است.

و این در حالى است که از بعد از دوران نبى مکرم اسلام، از بعد از همان دوران ده‌ساله، حوادث گوناگون و تلخى هم براى امت اسلامى به وجود آمد؛ موانع به وجود آمد، اختلافات به وجود آمد، درگیرى‌هاى داخلى پیدا شد. با همه‌ى اینها، انحرافاتى که در طول زمان به وجود آمد، ناخالصى‌هایى که در جریان اسلام پیدا شد و رشد کرد، پیام پیغمبر اکرم و پیام بعثت در طول سه چهار قرن توانست آن عظمت را به وجود بیاورد که همه‌ى دنیا و همه‌ى تمدنهاى امروز مدیون آن تمدن قرن سوم و چهارم هجرى مسلمانان است. این یک تجربه است.

بشریت اگر بیندیشد و انصاف را رعایت کند، تصدیق خواهد کرد که نجات بشر و حرکت بشر به سوى کمال، به برکت اسلام ممکن خواهد شد و لاغیر. ما مسلمان‌ها قدرناشناسى کردیم؛ ما نمک خوردیم و نمکدان را شکستیم؛ ما قدر اسلام را ندانستیم؛ ما پایه‌هایى را که پیغمبر اکرم براى بناى جوامع برجسته و متکامل انسانى بناگذارى کرده بود، در میان خود نگه نداشتیم؛ ما ناشکرى و ناسپاسى کردیم و چوبش را هم خوردیم. اسلام این توانایى را داشت و دارد که بشریت را به سعادت برساند، به کمال برساند و از لحاظ مادى و معنوى او را رشد دهد. این پایه‌هایى که پیغمبر گذاشتند – پایه‌ى ایمان، پایه‌ى عقلانیت، پایه‌ى مجاهدت، پایه‌ى عزت – پایه‌هاى اصلى جامعه‌ى اسلامى است.

ایمان‌مان را در دل‌هاى خود و در عمل خود تقویت کنیم؛ از خرد انسانى، که هدیه‌ى بزرگ الهى به بشر است، استفاده کنیم؛ جهاد فى‌سبیل‌الله را  چه در میدان‌هاى نبرد نظامى، آن وقتى که لازم باشد؛ چه در میدان‌هاى دیگر، میدان سیاست، میدان اقتصاد و دیگر میدان‌ها – دنبال کنیم و حس عزت و کرامت انسانى و اسلامى را براى خودمان مغتنم بشماریم.

اینها وقتى در یک جامعه‌اى زنده بشود، این جامعه همان حرکت اسلامى را، همان خط نبى معظم اسلام را یقیناً دنبال خواهد کرد. به برکت پیام اسلام، به برکت نداى امام بزرگوار، ما ملت ایران توانستیم بخشى از آن را در زندگى خودمان تحقق ببخشیم؛ آثار و ثمراتش را داریم مشاهده می‌کنیم.

امروز دنیاى اسلام متوجه شده است. این حرکاتى که امروز در برخى کشورهاى شمال آفریقا و منطقه‌ى خاورمیانه مشاهده می‌شود، همان استفاده و استضائه‌ى از نور اسلام و استفاده‌ى از جهت‌گیرى دست مبارک پیغمبر اکرم است. لذاست که آینده‌ى این منطقه، آینده‌ى این کشورها، به توفیق الهى، به حول و قوه‌ى الهى، آینده‌ى روشنى است.

غربى‌ها بیخود لجاجت میکنند، بیخود بر مواضع غلط خودشان پافشارى می‌کنند. آنچه امروز در مصر و در تونس و در برخى کشورهاى دیگر به جریان افتاده است و مشاهده می‌شود، معنایش این است که تاریخ این منطقه ورق خورده است و فصل جدیدى شروع شده است. آن موازنه‌ى غلطِ ظالمانه‌اى که از صد سال پیش، صد و پنجاه سال پیش، مستکبران غربى، مستعمران غربى در این منطقه به وجود آورده بودند و می‌خواستند این را حاکم بر سرنوشت این منطقه‌ى عظیم و حساس بکنند، به هم خورده است؛ فصل جدیدى شروع شده است.

البته امروز قدرت‌هاى مستکبر غربى جان‌سختى به خرج می‌دهند؛ نمی‌خواهند در مقابل این واقعیت بزرگ و غیرقابل انکار تسلیم شوند که ملت‌هاى منطقه بیدار شدند، ملت‌هاى منطقه به اسلام برگشته‌اند؛ لیکن حقیقت همین است. نفس اسلامى در کشورهاى مسلمان دمیده شده است. وابستگان و حکام دست‌نشانده‌ى آمریکا و غرب با این ملت‌ها کارى کردند که این ملت‌ها احساس کردند که جز قیام، جز حرکت عظیم عمومى، جز انقلاب، راهى در مقابل آنها نیست؛ لذا قدم در این راه گذاشتند و دارند پیش می‌روند. این حرکت‌ها یقیناً به نتیجه خواهد رسید.

البته غربى‌ها خیلى تلاش می‌کنند. امروز همه‌ى دستگاه‌هاى تبلیغاتى و سیاسى و اقتصادى آمریکا و بعضى از مزدوران‌شان در این منطقه به کار افتاده است تا این انقلاب‌هاى مردمى را، این قیام‌هاى بزرگ را از مسیر اصلى منحرف کنند؛ جنبه‌ى اسلامى آن را مخفى کنند، مکتوم کنند، انکار کنند؛ کسانى را پیدا کنند که با فریب مردم بر سر کار بیایند و همه‌ى معادله‌ها را باز دوباره به نفع غرب برگردانند. این تلاش‌ها را دارند می‌کنند، لیکن فایده‌اى ندارد؛ ملت‌ها بیدار شده‌اند. وقتى ملتى بیدار شد، وقتى ملتى وارد عرصه شد، جان خود را کف دست گرفت و آمد، دیگر نمی‌شود او را برگرداند، نمی‌شود او را فریب داد. ما امیدواریم این مسیر دشوار ملت‌هاى مسلمانِ قیام کرده و آنهایى که این زمینه در آنها هست، ان‌شاءالله ادامه پیدا کند و این مسیر هرچه کوتاه‌تر شود. نتیجه قطعى است؛ راه ممکن است طولانى باشد، ممکن است کوتاه باشد.

امروز آمریکایى‌ها به کمک صهیونیست‌ها، به کمک برخى از هم‌پیمانان و مزدوران خودشان در منطقه تلاش می‌کنند این انقلاب‌ها را منحرف کنند، بر اینها مسلط شوند، بر روى امواج اینها سوار شوند؛ لیکن فایده‌اى ندارد. البته براى ملت‌ها دردسر درست میکنند – این دردسرها طبیعى است – اختلاف ایجاد می‌کنند؛ ما همه‌ى این چیزها را تجربه کرده‌ایم. در انقلاب ما هم اختلاف ایجاد کردند، نفوذ پیدا کردند، اقوام را به جان هم انداختند، درگیرى‌هاى داخلى درست کردند، یک دشمن خارجى را تحریک کردند که به ما حمله‌ى نظامى کند، لشکرکشى کند؛ اینها همه اتفاق افتاد، اما ملت ایستاد، راه را با قدرت ادامه داد، بر همه‌ى اینها فائق آمد، بعد از این هم فائق خواهد آمد. بنابراین، این مشکلات هست.

امروز مشاهده می‌کنید در مصر، در جاهاى دیگر، اختلافات داخلى ایجاد می‌کنند، درگیرى ایجاد می‌کنند، یقیناً سلسله‌ى ترورها و فتنه‌انگیزى‌ها را به راه خواهند انداخت. علاج عبارت است از همین بیدارى مردم، بیدارى نخبگان؛ نخبگان علمى، نخبگان سیاسى، مسئولان دلسوز و علاقه‌مند به سرنوشت کشور. اینها باید بیدار باشند، مراقبت کنند و ان‌شاءالله کار به بهترین وجهى ادامه پیدا خواهد کرد. این همان ادامه‌ى بعثت پیغمبر و حرکت نبوى است که امروز به این شکل دارد خود را نشان می‌دهد.

ملت‎هاى مظلوم دنبال کرامت خودشان هستند؛ همان عزت و کرامتى که یکى از پایه‌هاى دعوت پیغمبر بود. در طول سال‌هاى متمادى، دشمنان و مستکبران و اشغالگران و مداخله‌گران، ملت‌هاى ما را استثمار کردند؛ در عین حال آنها را تحقیر کردند، ذلیل کردند. ملت‌ها وقتى که از اسلام بهره‌مند باشند، عزت‌طلبند، کرامت‌طلبند. این همان حرکت اسلامى است. حرکت اسلامى معنایش این است.

ما ملت‌هاى مسلمان باید هشیار باشیم. نخبگان کشورهاى اسلامى باید بیدار باشند؛ خودشان را سرگرم بگومگوهاى بى‌مورد و کم‌اهمیت نکنند؛ اختلافات مذهبى، اختلافات قومى، اختلافات سلیقه‌اى و بحث‌هاى حاشیه‌اى را وارد نکنند. آنچه که در این منطقه دارد اتفاق مى‌افتد، عظمتش بیش از این حرف‌هاست.

ما ملت ایران هم خوشحال و خوشوقتیم از این که مى‌بینیم ملت‌هاى مسلمان دارند حرکت می‌کنند و آزادى و کرامت خودشان را به دست مى‌آورند. از آغاز پیدایش و پیروزى این انقلاب در ایران، مواضع انقلاب نسبت به مسائل منطقه، حرکت‌هاى منطقه، قیام‌هاى منطقه، روشن بوده است. هر جایى که حرکت بر ضد استکبار است، بر ضد صهیونیسم است، بر ضد دولت غاصب صهیونیستى در کشور عزیز فلسطین است، این حرکت، حرکت مقبول و مورد حمایت و تأیید ماست. هر جا حرکت علیه آمریکاست، علیه این دیکتاتورىِ بین‌المللى است – که امروز آمریکا یک دیکتاتورى بین‌المللى به وجود آورده است – هر جا حرکت علیه دیکتاتورى‌هاى داخلى است، براى احقاق حق ملت‌هاست، ما با آنها موافقیم.

باید همه هوشیار باشند؛ هم ما هوشیار باشیم، هم ملت‌ها هوشیار باشند؛ بدانند دسائس و حیله‌هاى دشمنان متنوع است، پیچیده است. بصیرت را معیار کار خودمان قرار بدهیم. ملت‌ها توجه داشته باشند؛آمریکایى‌ها و صهیونیست‌ها و مزدوران‌شان و همراهان‌شان سعى می‌کنند انقلاب‌ها را منحرف کنند؛کشورهایى را که در آنها بیدارى به وجود آمده است، مورد توجه قرار می‌دهند؛ هرچه می‌توانند، تلاش می‌کنند حرکت این ملت‌ها را منحرف کنند.

ملت مظلوم بحرین هم مثل ملت مصر است، مثل ملت تونس است، مثل ملت یمن است؛ آنجا هم قضیه همین است؛ تفکیک بین اینها معنا ندارد. ما مى‌بینیم متأسفانه کسانى به جاى اینکه به حرف دل ملت‌ها توجه کنند، راهى را می‌روند، حرکتى را می‌کنند که دشمنان این ملت‌ها این حرکت را دارند دنبال می‌کنند.

امروز آمریکا براى شبیه‌سازى کارى که در مصر و در تونس و در یمن و در لیبى و امثال اینها انجام گرفته است، متوجه شده است که سوریه را – که در خط مقاومت است – دچار مشکل کند. ماهیت قضیه در سوریه با ماهیت قضیه در این کشورها متفاوت است. در این کشورها حرکت ضد آمریکا و ضد صهیونیسم بود، اما در سوریه دست آمریکا آشکار و مشهود است؛ صهیونیست‌ها دنبال قضیه هستند. ما نباید اشتباه کنیم. ما نباید معیار را فراموش کنیم. آنجایى که حرکت ضد آمریکا و ضد صهیونیسم است، آن حرکت، حرکت اصیل و مردمى است؛ آنجایى که شعارها به نفع آمریکا و صهیونیسم است، آنجا حرکت انحرافى است. ما این منطق را، این بیان را، این روشنگرى را حفظ خواهیم کرد.

البته میدانیم دشمنان نظام جمهورى اسلامى خشمگین می‌شوند، عصبانى می‌شوند، بر توطئه‌هاى خودشان علیه ما مى‌افزایند. ما در مقابل این توطئه‌ها ایستادگى کردیم. ملت آبدیده شده است. ملت ایران در طول این ۳۰ سال، در مقابل انواع توطئه‌ها ایستاده است؛ استقامت کرده است؛ آبدیده شده است. دل‌شان را خوش می‌کنند به بعضى از حوادث داخلى، خوشحالى می‌کنند.

خوشبختانه امروز دستگاه‌هاى گوناگون کشور، با امید، با شوق، مشغول کارهاى خودشان هستند. در همین مدت‌هاى اخیر، در همین سال اخیر، شما ببینید چقدر کار در کشور انجام گرفته است. ما از کشورى که وارد کننده‌ى فرآورده‌هاى نفتى بود، تبدیل شدیم به کشورى که این فرآورده‌ها را صادر می‌کنیم. در زمینه‌هاى مختلف، بحمدالله کشور مشغول است. همین مسئله‌ى کوچک کردن دولت – اقدامى که دولت و مجلس مشترکاً انجام دادند – کار بسیار مهم و بزرگى است؛ اینها بایستى دنبال شود و ان‌شاءالله دنبال می‌شود.

ملت ایران با ایستادگى خود، با مقاومت خود، با اتحاد خود، با امید بى‌پایان خود به کمک الهى، و مسئولان کشور با وحدت کلمه، با همکارى‌هاى خود، ان‌شاءالله خواهند توانست یک بار دیگر امید دشمنان ملت ایران را تبدیل به نومیدى و یأس کنند.

از خداوند متعال می‌خواهیم که به برکات فراوان خود بر این ملت بیفزاید؛ و به برکت این روز شریف و این عید مبارک، و به احترام وجود مقدس خاتم‌الانبیاء، ان‌شاءالله ملت ایران و ملت‌هاى مسلمان را مشمول تفضلات و نصرت خود قرار بدهد و قلب مقدس ولى‌عصر (ارواحنا فداه) را از همه‌ى ما راضى و خشنود کند.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لبنان و کیفر خواست دادگاه بین المللی

Share Button
لبنان در برابر کیفر خواست داده حریری واکنش نشان میدهد. 

تنگنایی که حزب الله  قادر به گریختن از آن نیست

Lebanon reacts to issuance of Hariri tribunal indictment
Friday 01 July 2011
By Layal Abo Rahal
Beirut, Asharq Al-Awsat – ۶ years, 4 months, and 16 days after the assassination of former Lebanese Prime Minister Rafik Hariri, and 21 others, the Special Tribunal for Lebanon [STL] has issued the long-awaited indictment and arrest warrant for this crime which shook Lebanon and the entire Arab world, with members of Hezbollah reportedly among those named. STL Prosecutor Daniel Bellemare handed over a copy of this indictment to Lebanese Attorney General Said Mirza, with reports indicating that this included arrest warrants for 4 figures with ties to Hezbollah, namely Mustafa Badreddine, Salim Ayyash, Assad Sabra, and Hussein Anaissi. The STL has given Lebanon 30 days to respond to the indictment; however the whereabouts of the alleged Hezbollah members named in the indictment are currently unknown. Hezbollah affiliated Al-Manar TV dismissed the indictment as being “politicized”.
Former Lebanese Prime Minister Saad Hariri – son of the slain former Lebanese Prime Minister Rafik Hariri – described the indictment as being a “historic moment for Lebanon” and called on the Hezbollah dominated Mikati government to cooperate with the STL. In a statement issued by Saad Hariri, he stressed that “after many years of patience, of struggle…today, we witness a historic moment in Lebanese politics, justice, and security.” Hariri, who is currently living in Paris, added that “the cabinet should implement Lebanon’s commitments towards the international tribunal, and has no excuse in escaping its responsibilities.” He also stressed that “we are not seeking revenge; rather we put our faith in God.”
The March 14 Alliance and Future movements both called on the newly formed Lebanese government – headed by Prime Minister Najib Mikati – to respond positively to the STL indictment, denying that the STL or the timing of this indictment was politicized. Future movement MP Okab Sakr told Asharq Al-Awsat that “the March 14 Alliance’s dealing with the indictment falls outside of the concern of [political] dominance, or revenge, and away from the logic of conspiracies.” He added that “the Lebanese judiciary and political community must respond to this indictment as befits the Lebanese people’s unanimous position towards respecting the STL.”
Sakr also stressed the necessity of “moving away from [viewing this] as a divisive indictment…but rather [viewing it] as a uniting one.” He also called for this indictment to be viewed “calmly and away from accusations of treason; its goal is to respect the blood of the Lebanese martyrs and citizens” adding that “we also recognize every party’s right to defend itself to the last.”
MP Okab Sakr also told Asharq Al-Awsat that “we all condemn the killers [of Rafik Hariri] in a clear manner, nobody wants to politicize this issue or allow the killers to remain at large, therefore these are points of consensus that we can deal with in a calm manner.”
He also stressed that “this indictment does not mean that any trial is pre-judged and certain figures being accused [of Rafik Hariri’s assassination] does not mean accusations being leveled at any political party.” Sakr also warned of “the danger of hiding behind politics” with regards to dealing with the indictment, stressing that “hiding behind sectarianism is even more dangerous.”
As for the manner in which the March 14 Alliance will deal with the STC indictment in the forthcoming period, MP Okab Sakr stressed to Asharq Al-Awsat that “[former] prime minister Saad Hariri’s statement dotted the i’s and crossed the t’s, and this is as far away as possible from any prospect of mobilization [of armed forces] or inciting strife.” He added that “a roadmap [on how to deal with the indictment] is being drawn up, and this stresses the necessity of obtaining the justice that all Lebanese want, and to achieve their primary demand of protecting the blood of our martyrs.”
As for Lebanese Prime Minister Najib Mikati, on Thursday he issued his long-awaited ministerial statement – which put forward the policies of the newly-formed Lebanese government – and which failed to clearly spell out whether his government would continue to cooperate with the STL or not. In this ambiguous statement, Mikati said that “the government confirms that it will follow the progress of the Special Tribunal for Lebanon, which was set up in principle to see justice served in a manner that is neither politicised nor vengeful, and as long as it does not negatively affect Lebanon’s stability and civil peace.”
This ministerial statement was immediately subject to criticism from a number of Lebanese political parties, with Secretary-General of the March 14 Alliance Fares Soueid, being quoted as saying “they (the Mikati government) consider that justice would undermine stability and national unity. They picked stability and national unity over justice…while we consider that stability cannot be at the expense of justice.”
As for Druze leader Walid Jumblatt, in a televised press conference following the issuance of the STL indictments, he stressed that “justice should not come at the expense of stability.” The Progressive Socialist Party leader told reporters that “let us allow matters to move smoothly: let the government do its job, [and] the judiciary do its job.” He added that “as much as justice is important for the martyrs and the wounded, so too is civil peace and stability for our hopes for the future” stressing that “civil peace is more important than anything else.”
Jumblatt also questioned the timing of the issuance of the indictments, telling reporters that “it is puzzling that the indictment coincided with the formation of the [Lebanese] Cabinet” adding that “this Cabinet is committed to international resolutions and would not place Lebanon in confrontation with the international community.” He also stressed the importance of logic in political discourse, rather than emotion. Jumblatt also said that he was sure that the newly-formed Lebanese government was committed to the STL – contrary to the opposition’s belief that the Hezbollah dominated Mikati government might denounce the tribunal – adding that “[Rafik Hariri] was committed to civil peace and never discriminated between the Lebanese. He always preserved Lebanon’s stability…if Hariri was with us today, he would have taken a position that coincided with the vision of preventing civil strife in the country.”
As for Lebanese Forces leader Samir Geagea, he told reporters that “the martyrs can now rest in peace because justice has finally been done following the issuance of the indictment.” He also stressed that “any attempt to escape the judgment of the STL represents a betrayal of Lebanon.” Geagea added that the charges issued by the STL are against individuals, not any political party or country. He also called on “the families of the martyrs of March 14 to act wisely and to follow the court’s proceedings calmly” adding that “vengeance has never been an option.”
Whilst Kataeb leader Amine Gemayel called on Lebanese security forces to arrest those named in the STL indictment as soon as possible, stressing that “we will not accept any negligence with regards to this issue.” Gemayel also warned that the Kataeb party will confront anybody that attempts to obstruct the implementation of the STL indictment, stressing that “We will stand in their way and use all the available democratic means to prevent this.” He added that the government’s ministerial statement “employed ambiguous terms when addressing the issue of the STL, and we ask for transparency and the execution of the [arrest warrants].” 

Formulärets överkant

Formulärets nederkant

 

 

قذافی روی دست احمدی بلند شد!

Share Button

قذافی روی دست احمدی بلند شد!

. روزنامه الشرق الاوسط  امرروز به نقل از یک ژنرال ارتش لیبی که به مخالفین پیوسته است مینویسد :

…«قذافی جادو گرانی را از کشور های آفریقائی بکار گرفته است تا به او در بحران کنونی کمک کنند حتی برخی از این جادو گران به جبهه هم اعزام شده اند تا با جادو گری و دادن طلسم به سربازان وفاداری آنان را نسبت به قذافی تقویت کنند.  این اقدام قذافی بعنوان یک ضد حمله در برابر فرار وسیع نظامیان تلقی میشود.  یکی از این جادوگران طلسم مخصوصی را به گردن قذافی زیر لباده ی او آویخته است که او را از هر گلوله و انفجاری محافظت میکند و یک علت اینکه او همیشه شنل( لباده) بر تن دارد پنهان کردن این طلسم از نگاه دیگران است. یک جادو گر دیگر مورتانیایی یک رینگ نقره ایی به گردن او آویخته است که  در آنهایی که با قذافی روبرو میشوند نسبت به او   احساس  ترس نسبت به  او  ایجاد میکند. این جادو گران از کشورهای؛ مالی، موریتانی، نیجریا، گامبیا مراکش بخدمت گرفته شده اند. … .» … در زیر اصل گزارش خبری را میتوانید ببینید!

….

Colonel Gaddafi using “African magic” to prolong his reign –Libyan rebel officer
Friday 01 July 2011
By Amro Ahmed
Cairo, Asharq Al-Awsat – Libyan rebel officer, Colonel Saleh Mansour al-Obeidi, who defected from the Gaddafi regime to join the Libyan rebels based in Benghazi, informed Asharq Al-Awsat that Libyan leader Colonel Muammar Gaddafi has resorted to using “magic” in an attempt to confront the rebels and prolong his reign.
Colonel al-Obeidi told Asharq Al-Awsat that Gaddafi is utilizing “African magicians” from Mali, Mauritania, Nigeria, Gambia, and Morocco to help him overcome the rebels. The rebel Colonel claimed that “African magicians” were even being deployed by Gaddafi on the battlefield to provide his soldiers with “magical talismans” that ensure loyalty to the Libyan leader, in an attempt to counteract the wide-spread defection from his military forces. Calling into question the Libyan leader’s psychological state, al-Obeidi said that Gaddafi considered “magic” to be like a secondary intelligence apparatus, allowing him to spy on Libyan officials and leaders.
Libyan rebel Colonel Saleh al-Obeidi, who claims to be among the first military figures to have defected from the Gaddafi regime, told Asharq Al-Awsat that “one of Gaddafi’s closest aides told me that he was utilizing a Gambian witch who was using magical talisman’s and voodoo to prolong his life, and ensure that he is not injured by any rebel or NATO attack.” He added that “this witch has provided Gaddafi with a magical talisman which he wears on his cloak so that he is not hit by bullets or hurt in an explosion…and this is why we always see him wearing this cloak. Even when it is extremely hot, he never takes it off!”
Colonel al-Obeidi added that “if we look at pictures of Gaddafi, we can see that he wears a silver ring, and this ring was made of hyena bone, which a significant animal to magicians. This ring was given to Gaddafi by a Mauritanian magician to inspire fear in anybody that deals or meets with him. Somebody close to me said that when he went to meet Gaddafi…he felt as if he had seen a demon. He told me that he began to recite the Quran under his breath [to ward off evil], when Gaddafi told him ‘why are you reciting the Quran as if you are entreating with a demon?’ and he [Gaddafi] kicked him out.”
Al-Obeidi claimed that “African witches” are not only kept close to Gaddafi to protect him, but are also being sent out to the battlefield to exert “magical” influence upon Gaddafi’s own soldiers, as well as to limit the progress of the rebels.
Al-Obeidi also claimed that some pro-Gaddafi fighters captured by the rebels had been magically enchanted, and could only say “God…Muammar…Libya” and nothing more. He added “we were perplexed by what was happening, but after we left them for two days and brought sheikhs to lift the magic, they would say ‘where am I?’ and ‘how did I get here?’ as if they were not aware of what they were doing, and this is because they were under the influence of Gaddafi’s magicians.”
Al-Obeidi also told Asharq Al-Awsat that Gaddafi is using magic to extend his own life, as well as to strengthen his grip on power. He added that Gaddafi is always accompanied by a number of “magicians” who enter the room before him, sprinkling water and muttering magical incantations, to cleanse the room prior to his arrival, stressing that such behavior “is not in line with Islamic Sharia law.”

Formulärets överkant

Formulärets nederkant

 

 

امواج طوفان سیاسی سوریه به بغداد میرسد