Archive for: August 2011

دو بینی

Share Button

تودرسرای خنزر و پنزر فروشانِ ریز و درشت
چه گردی!که کیمیای عشق وحقیقت نخواهی جُست
زبس عجوزه بدیدم در این سرای پلشت
عفریت، ونوس نمایدم آغوش مرگ او چو بهشت
دهم اوت

عرفی گرایی در چالش با شریعت گرایی در مصر

Share Button

سوفیان مصری در حال اجرای رقص و موزیک
لینک الاهرام در باره جنبش ضد شریعت خواهی صوفیان

http://english.ahram.org.eg/NewsContent/1/64/18183/Egypt/Politics-/Egypts-Sufis,-joined-by-Copts,-call-for-a-millionm.aspx

برنامه مشترک نیروهای دموکراتیک و طرفداران استقرار دولت مدنی و عرفی در مصر برای برگزاری همایشی در پاسخ به نمایش قدرت سلفیستها و اخوان المسلمین و نیروهای مشکوک در پشت سر آنها، شریعتگرایان را چنان به دست و پا انداخته است که آنها از هم اکنون برای تخریب و ناکام ماندن این همایش خود را آماده کرده و به صحنه آمده اند.
گروه «الجماعة الاسلامیه»، بدون اینکه دعوتی از آنها برای شرکت در این اکسیون بزرگ ملی بعمل آمده باشد طی اطلاعیه ایی اعلام کرد است که در این همایش «سوفیان» و طرفداران دموکراسی در مصر شرکت نخواهد کرد زیرا آنها بدنبال ترویج شریعتگرایی هستند!
جالب اینجاست که این «بنیاد مطالعات اسلامی» هشدارمیدهد که در پشت سر همایش این جمعه میدان التحریر ایران قرار دارد که میخواهد شریعت گرایی را ترویج کند. این گونه موضع گیری در برابر فراخوان نیروهای مدنی و دموکراسی خواه مصر برای همایش این جمعه هیچ اعتباری به بهانه گیری این گروه برای تخطئه این همایش نمی دهد ولی فقط اینرا آشکار میکند که در درون جامعه عرب، رژیم ایران چقدر بی آبرو و بی اعتبار است که این گروه سعی دارد با منتسب کردن این همایش به آن، آنرا بی اعتبار سازد.
این گروه اعلام میکند که همایش جمعه آینده هوا داران دولت عرفی و مدنی در میدان التحریر، باعث هرج و مرج میشود. معلوم نیست این گروه و شرکای بنیاد گرایش از کی تا بحال نگران هرج و مرج هستند؟
جنبش «مارس»(تدارک دهندگان همایش جمعه آینده) بر یک دولت مدرن وعرفی بعنوان پاسخ و واکنشی مردمی، به شریعت خواهی اجتماع جمعه گذشته اسلامخواهان و نیروهای سلفیستی که شعار های بنیاد گرایانه اسلامخواهی را مطرح میکردند تأکید دارند.
نگارنده این سطور بر اهمیت همایش جمعه همین هفته در میدان التحریر مصر، بعنوان نقطه مرزبندی نیروهای دموکراسی خواه و شریعتگرایان شبه فاشیستی در کل منطقه تأکید دارد.
درمجموعه معادلات منطقه، رژیم ایران نه درطرف اسلام ایستاده است و نه در طرف دموکراسی و خیزش مردم منطقه علیه دیکتاتوری بلکه این رژیم سعی دارد با سوق دادن اعتراضات توده ایی جاری علیه امریکا و اسرائیل برای خود جای مانور یافته بلکه شاید بعنوان تنها دولت یا نیرویی که قادر است موج بنیاد گراییِ آمریکا و اسرائیل ستیزانه منطقه را کنترول کند، غرب را به تعامل و سازش با خود و سیاست ها ی ضد مردمی خویش وادارد و نه سازش بخاطر مصالح ملی بلکه سازش برای تضمینِ ماندگاری و امنیت رژیم.
حکومت اسلامی ما می اندیشد هرچه دردسر غرب و بویژه آمریکا در منطقه بیشتر باشد احتیاجش به جمهوری اسلامی برای اطفای حریق بنیاد گرایی اسلامی بیشتر خواهد بود از اینروست که برای این رژیم مهم نیست؛ این سلفیست است و آن یک شونیست ارمنی، یا ناسیولیست عربی و یا کمونیست افراطی، برای او مهم اینست که طرف چقدر ضد آمریکایی است و چقدر میتواند هرج مرج و ترور آفرینی کند.
ح تبریزیان
گزارش خبری الاهرام آن لاین درمورد موضع گیری گروه اسلامی مورد بحث:

Al-Jamaa Al-Islamiya doubt intentions of Friday’s march 

Al-Jamaa Al-Islamiya will be involved in this Friday’s march, accusing organisers of seeking to spread sharia
Ahram Online, Tuesday 9 Aug 2011

Al-Jamaa Al-Islamiya stressed that it will take no part in this Friday’s million-man march ‎called for by Egypt’s Sufis, as well as pro-democracy political parties and movements, ‎saying the organisers of the march are seeking to “spread sharia’s Islamic principles in ‎Egypt.”‎
‎”The Complex of ‎Islamic Studies has warned about the majority of the organisers of this day, saying that they are being funded by Iran to spread sharia’s Islamic principles ‎in Egypt,” a statement made by the Islamist group reads. ‎
Al-Jamaa, in the same statement, said the participation in Friday’s march would cause ‎more chaos on the political landscape and further weaken security as well. ‎
The march will be staged to emphasise a civil, modern state in response to last Friday’s ‎overtaking of Tahrir Square by
Islamists, especially Salafists, who raised hardline Islamic slogans.

حزب وفد متحد قدیمی اخوان المسلیمن آنرا ترک میکند

Share Button

حزب وفد جدائی از ائتلاف با اخوان المسلمین را مورد بررسی قرار میدهد
حزب وفد، قدیمی ترن متحد اخوان المسلمین، ممکن است این ائتلاف را بخاطر رفتار دوگانه آن طی تجمع میدان التحریر ترک کند.
اصّام شیحا، عضوکمیته حزبی به الاهرام گفت: این مسئله در اجلاس آتی ۱۴ اوت این حزب احتمالاً به بحث گذارده خواهد شد.
بنا به عقیده شیحا، یک فراکسیونی که وی آنر در حزب ا رهبری میکند، مخالف ائتلاف با اخوان المسلمین است. علت این امر اینست که اخوان المسلمین توافق های انجام شده پیش از اجتماع مشترک جمعه در میدان التحریر رعایت نکرده و شعار هایی داده است که مورد توافق نبوده است. اخوان المسلمین و سلفیستها با «وفد» توافق نموده بودند که از دادن شعار های مذهبی و برافراشتن پرچم های مذهب خود داری کنند حال آنکه تمام تظاهرات تحت شعار های مذهبی و حتی شعارهایی بنفع عربستان قرار گرفت.
حزب وفد یک تاریخ طولانی همکاری با اخوان دارد. هردو در جزیان انتخابات پارلمانی ۱۹۸۴ لیست مشترک داشتند.

 

Wafd Party considers leaving coalition with the Muslim
Brotherhood
Duplicitous behaviour of Islamists in Tahrir Square on 29 July’s ‘Friday of Unity’ gives the Wafd Party cause to consider their electoral pact with the Brotherhood
Ekram Ibrahim , Monday 8 Aug 2011

Related

• Egypt’s Wafd party may quit pact with Muslim Brotherhood

When the Wafd Party’s supreme committee meets on 14 August it will discuss the possibility of leaving the electoral coalition with the Muslim Brotherhood.
“We have asked that the supreme committee revises the coalition between the Wafd Party and the Muslim Brotherhood,” Essam Shiha, member of the Wafd Party’s committee, told Ahram Online.
According to Shiha, a wave in the party, which he heads, became opposed to the coalition with the Brotherhood after Islamist groups rallied in Tahrir Square on Friday 29 July, during which they reneged on an agreement with other political groups. The Islamists and Salafists had agreed not to raise any religious calls or banners, but the protest was dominated by religious chants, with even the flag of Saudi Arabia being raised.
The Wafd Party has a history of working with the Brotherhood. The two joined forces during the 1984 parliamentary elections.

ضد حمله نیروها عرفگرای مصری علیه تهاجم شریعتگرایی

Share Button

برابر اطلاعیه بزرگترین سازمان جوانان مصر که در سازماندهی و آغاز اعتراضات سیاسی منتهی به سقوط مبارک نقش داشت، قرار است نیروهای عرفگرا و آزادیخواه که خواهان استقراریک دولت مدنی در جامعه هستند، در جمعه آینده در میدان معروف التحریر اجتماع کنند که این سازمان نیز بدان خواهد پیوست. با توجه به نمایش قدرت هراس نگیز جمعه نخست ماه رمضان شریعتگرایان، میتوان گفت که این اجتماع با پیام خود و همایش خود، موازنه قدرت سیاسی را  بین اسلامگرایان و عرفگرایان بهم خواهد زد. انتظار میرود تمام جامعه مدرن مصر در پشت سر این اجتماع بایستد. نمایش قدرت این جبهه و طرح پیامشان به احتمال زیاد به ایجاد گسلهایی در درون جبهه اسلامگرایان خواهد انجامید و نیروهای میانه رو و مدرن آنها را از بنییاد گرایان جدا خواهد کرد.

درارزیابی دو  نیروی شریعتگرا و عرفگرای کنونی نباید فقط به وزن کمی حمایت مردم توجه کرد بلکه این؛ وزن کیفی  نیروها است که در صورت سازماندهی درست و وحدت رهبری بی شک پیروز خواهد شد حتی اگر بلحاظ عددی نسبت به مجموع جمعیت کشور کمتر باشد. طبقه سوم و همه بخشهای مدرن کشور که چرخ مملکت را در دست دارند در این جبهه آزادی عرفگرایی قرار میگیرند.

در اینجا خیلی لازم است که این مقایسه نیز بعمل آید که اگر در فردای انقلاب اسلامی ما نیز، همه نیروهای عرفگرا متحداً در برابر تمامیت خواهی آیت الله  خمینی می ایستادند و اگر بخشهای روشن بین مذهبی به طمع شرکت در قدرت سیاسی با ارتجاع مذهبی در یک صف قرار نمی گرفتند، ما امروز سرنوشت دیگری داشتیم.

چنین بنظر میرسد که جنبش دموکراسسی خواهانه مصر بدون اینکه(احتمالاً) درسهای بس گرانبهای حاصل شده  ازانقلاب اسلامی ما را مرور کرده باشد راهی درست برگزیده است که در صورت تداوم، مصر را به گهواره دموکراسی منطقه تبدیل خواهد کرد هرچند به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، مصر از ایران عصر پهلوی بسیار عقب مانده ترست.

آنچه به من اجازه میدهد که ازمصر، بالقوه، بعنوان گهواره دموکراسی آینده منطقه نام ببرم، درگیری مستقیم نیروهای دموکراسی خواه آن کشور با بنیاد گرایی کهنسال و آبدیده دینی آنجا است که پدر خوانده گفتمان بنیاد گرایی در جهان اسلام است. در این نبرد«بود و نبود»؛ جنبش سیاسی مردم مصر، یک وظیفه تاریخی دوگانه خواهد یافت که در تاریخ در برابر کمترانقلابی قرار داشته است. هم پیکار برای دموکراسی و هم پیکار برای به قدرت نشاندن اراده مدنی مردم بجای تحقق آرمان اتوپیک دینی اشان درکسوت دولت دینی. این دو وظیفه در اروپا
در دو مرحله متفاوت تاریخی و به دو صورت متفاوت رخ داد، بصورت انقلابات فرهنگی ـ رنسانسی و انقلابات سیاسی یک صده بعد ازآن
توضیح اینکه اجتماع افطار توده ای در جمعه آینده با اجرای یک کنسرت ادامه خواهد یافت!
در زیر گزارش خبری کوتاه ترجمه شده الاحرام آنلاین را می آورم.

……..

جنبش ۶ آوریل مصر به افطار مردمیِ جمعه آینده در میدان تحریر پیوست!

سیاسی:

سوفی ها، مسیحیان قبطی به فراخوان برای برای تشکیل یک دولت مدنی و عرفی پیوستند. این اقدام در برابر خواستهای فزاینده اسلامیستی است.

الاهرام آنلاین یکشنبه ۷ اوت ۲۰۱۱

جنبش ۶ آوریل، یکی از بزرگترین گروههای انقلابی جوانان مصر است اعلام کرد که به دیگر گروههای سیاسی در اجتماع جمعه آینده، ۱۲ اوت در میدان التحریر، که برای استقرار یک دولت مدنی و عرفی اجتماع خواهند کرد می پیوندد.

سوفی ها، مسیحیان قبطی و نیروهای لیبرال،علیه موج فزاینده اسلامگرایی سنتی  که برای دولت دینی برخاسته است، برای روزجمعه ۱۲ اوت (۵ روز دیگرـ م)،در میدان التحریر برای یک افطار مردمی دعوت به اجتماع کرده اند که در پایان افطار با کنسرت خواننده نامدار مصر،علی الحاگار، ادامه خواهد یافت.

اعضای این جنبش( جوانان ۶ آوریل) گفتندکه برنامه ایی برای تبدیل اجتماع روز جمعه آینده به اعتراض نشسته در میدان ندارند. با اینحال، آنها با یاد آوری حمله های مکررشورای نظامی دولتی در ده روز گذشته، یک هشدار واضح به دولت دادند که پا روی حق شهروندی اعتراضات صلح آمیز نگذارد.

……………..

 

April 6 Youth Movement joins mass Iftar in Tahrir on Friday

Political, Sufi and Coptic groups join forces in calling for a civil state to counter rising tide of Islamist demands

Ahram Online, Sunday 7 Aug 2011

The April 6 Youth Movement, one of the largest revolutionary groups in Egypt, has announced that it will join other political forces in a rally on 12 August in Tahrir Square to call for the establishment of a civil state.

Sufi, Coptic and liberal forces have called the Friday rally in Tahrir to counter the rising tide of conservative Islamist forces which are calling for a religious state. They plan a mass Iftar (breaking the fast) to be followed by a musical concert featuring legendary singer Ali El-Haggar.

Members of the movement said that they had no plans to turn Friday’s action into a sit-in in the square. However, they also sent a clear warning to the government not to trample on the right of citizens to protest peacefully, in a clear reference to repeated attacks by the ruling military council on peaceful protesters in the last 10 days.

سردرگمی حزب الله در مسئله لبنان

Share Button

خلاصه ایی از مقاله فاینانشال تایمز
۰۵۰۸۲۰۱۱
در آغاز قیام مردم شمال آفریقا، حزب الله لبنان جزء آن نیروهایی بود که سرمست از این قیامها اعلام کرد که در برابر حق و ناحق بی طرف نمیتوان ایستاد و ما از حرکت مردم علیه دیکتاتوری و ظلم حمات میکنیم. این ژست سیاسی با ادعاهای همیشگی او وفق میداد ولی با شروع جنبش اعتراضی در سوریه، اوضاع برای حزب الله کاملاً دگرگون گشت. در یک چرخش ۱۸۰ درجه ایی این حزب اعلام کرد که اعتراضات در سوریه فتنه ایست که امریکا و اسرائیل در سوریه براه انداخته اند.
اینک با هر روزی که از اعتراضات مردم در سوریه میگذرد وضع حزب الله در توضیح و توجیه موضع سکوت آمیزش نسبت به رخدادهای سوریه برای حتی هواداران خودش هم سخت تر میشود. حزب الله احساس کرده است که ممکن است حکومت اسد سقوط کند لذا اخیراً ذخایر تسلیحاتی اش را از آنجا به لبنان آورده است.
با سقوط اسد، حزب الله نه تنها یک تکیه گاه عمده و یک خط تدارکاتی نظامی را از دست خواهد داد بلکه متحدینش هم در جبهه ائتلاف کنونی نسبت به آینده ائتلاف با این حزب به تردید خواهند افتاد و نشانه های این تردید را امروزه حتی در صفوف خود این حزب میتوان دید. یکی از نمایندگان پارلمانی این حزب به جنبه مردمی بودن اعتراضات در سوریه اذعان دارد ولی میگوید برای ما جبهه واحد علیه اسرائیل* مهمتر از مطالبات مردم سوریه است. یکی دیگر نماینگان پارلمانی حزب الله در یک مصاحبه میگوید ما مثل اینکه روبروی یک ساختمان ایستاده و با دست آنرا نگاه داشته و مواظبیم آوار آن روی سرمان خراب نشود و باید سر خودمان را حفظ کنیم. مشکل حزب الله به اینجا ختم نمیشود. در چنین شرایطی دادگاه ویژه (سازمان ملل) ترور رفیق حریری نخست وزیر پیشین لبنان دنبال ۴ نفر افراد این حزب به اتهام ترور اوست و اخیراً اعلام کرده است که لیست جدیدی از متهمین دیگر را در ماههای آینده انتشارخواهد داد.
*
کامنت مترجم
برای ما ایرانیان که تجربه طولانی سوء استفاده متولیان قلابی دین را تجربه کرده ائیم فهم این مسئله سخت نیست که بدانیم مبارزه با اسرائیل و امریکا و برای قدس و اسلام فقط ابزارفریب مردم است تا از آنها پلکان قدرت ساخته شود. این سوء استفاده ابزاری از دین و اسلام، هیچ وقت و در هیچ کجا مثل قضایای پس از کودتای انتخاباتی در کشور خودمان و فجایع دستگاه های امنیتی در حق مردم مان و پس از ما، امروز در سوریه خود را نشان نداده است. امروز این در درجه اول بیشتر هواداران سازمان اخوان المسلمین، پدر حرکت های اسلامی منطقه است، که توپخانه سنگین بشار اسد فریاد «الله اکبر» آنها را درحلقومشان در «حما»، در« دیر الزور» و سراسر سوریه خفه میکند! نه تنها نیروی اسرائیلی ای در کار نیست بلکه اسرائیل نگران سقوط بشار اسد است مبادا مرزهای امن آن با آمدن نیروهایی دیگری در سوریه نا امن شود.

۰۵۰۸۲۰۰۱

 

’s dilemma on Syria uprising
By Roula Khalaf and Abigail Fielding-Smith in Beirut
When the Arab spring first erupted, Lebanon’s Hizbollah movement enthusiastically celebrated people’s aspirations for freedom. “We cannot stand idly when the disputes takes place between the oppressed and oppressor, between right and wrong,” declared Sayyed Hassan Nasrallah, Hizbollah chief, of the uprising in Egypt.
But when people began to rise up against the Syrian government which, along with Iran, is one of Hizbollah’s main backers, the group’s tone changed. Broadcasts on al Manar, Hizbollah’s TV channel, sounded eerily like Syrian state TV, describing the uprising as part of an international conspiracy designed to benefit Israel.
More
Comment Oil traders on edge
Traditionally one of the Middle East’s most astute communicators, Hizbollah, a Shia militant group and political party, is now looking exposed by the Syrian crisis, and its problems go far beyond public relations.
Some people allied to the party implicitly acknowledge that Hizbollah recognises the Syrian unrest is a popular uprising and part of the broader regional wave of youth awakening. “But the priority for Hizbollah is the struggle against Israel so it has to support those who are part of that front,” admits an MP from the pro-Hizbollah coalition in Beirut. “Everything else, including internal reform, is secondary.”
Unfortunately for Hizbollah, each wave of arrests and killings in Syria exposes the dual standards of its position. There have been reports of protesters chanting anti-Hizbollah slogans, and the organisation has come in for criticism from some former supporters in the Arab media.
Even had it not shaken Syria, the Arab spring itself would have posed a challenge to a movement that has deftly exploited the powerlessness of Arab leaders in securing a homeland for the Palestinians to present itself as a source of pride for Shia and Sunni alike. After Hizbollah guerrillas stood up to a month-long Israeli assault in 2006, Mr Nasrallah became the most celebrated Arab leader in the region.
But when the youth finally rose, it was not in the name of Palestine but to liberate itself from autocratic rulers. However much the Arab public supports the Palestinian cause, the youth movement is producing its own heroes, the men and women who take to the streets to fight for democratic rights.
The Arab uprisings have coincided with growing pressure on Hizbollah, with four people believed to be members of its organisation, including a senior military commander, indicted in June for the 2005 assassination of Rafiq Hariri, the former Lebanese prime minister and Sunni leader. Further indictments are expected to be issued in the coming months.
Mr Nasrallah has dismissed the case as part of the same Israeli-American conspiracy taunting Syria. But despite fears the indictments could provoke a Sunni-Shia civil war, Hizbollah now is playing down the tribunal, comfortable in the knowledge that no one will be arrested or dragged before the court.
Indeed, the group has a key advantage today, having brought down Lebanon’s western-backed government in January and replaced it with an administration dominated by its own allies.
The fallout from Syria’s uprising could prove more difficult to contain, however, as a collapse of the Assad regime would deprive Hizbollah of a crucial backer and a conduit for weapons that allegedly come from Iran.
“Everyone in Lebanon is worried about Syria and Hizbollah is keeping its head down,” says another Hizbollah ally in government. “It is as if we are standing against a building. What happens if this building collapses?”
Diplomatic sources say the turmoil has already led Hizbollah to move to Lebanon some weaponry that it is said to have stored in Syria. The combination of the Hariri indictments and the Syrian uprising, moreover, has emboldened Hizbollah’s domestic opponents who want the organisation to dismantle its military wing and operate only as a political party.
“If the regime [in Syria] goes down some parties here will start trouble with Hizbollah,” says a Hizbollah supporter.
Analysts say that Hizbollah is betting that Syria will face a protracted crisis, perhaps descending into widespread civil strife, but that Mr Assad will survive. Syria’s Lebanese friends believe the Syrian leader remains widely popular, however discredited his regime might be.
One politician in the pro-Hizbollah coalition says that even if Syria were no longer governed by Mr Assad, no one should hasten to predict a devastating impact on the organisation. “The whole Middle East is exploding and no one can be sure what shape it is going to have,” he says.
Hizbollah’s adversaries, meanwhile, expect it to tighten its grip over Lebanon if the regime in Damascus looks increasingly shaky. They recall how Hizbollah was dealt a harsh blow after the 2005 withdrawal of Syrian forces from Lebanon, in the wake of the Hariri assassination that many blamed on Damascus, yet succeeded in reasserting itself as the country’s most powerful force.
“Hizbollah would have to manage this [Lebanese] theatre without a strong backing in Syria and its allies in Lebanon will be weaker because they draw influence from Syria,” says one anti-Hizbollah politician. “They will have to do a lot of work but they will not give up.”

شیخ و مریدان

Share Button

از میان میلهای رسیده برای خنده و گریه
……………

مریدی ترسان نزد شیخ برفت و عرض بکرد : یا شیخ خوابی دیدم بس عجیب ، خواب دیدم گدای سر چهار راه از من کمک قبول نکردی و بگفت که تو تحریمی.
شیخ فرمود : کمی دیر خواب دیدی. گامبیا و امبیا و سنگال نیز ایران تحریم بکرده اند.
حیرانم ازاین عجایب تودرتو***دگران را برق بگیرد مارا جرقه ی پتو!
و مریدان همی گریستند.
= = = = = = = = = = = = = = = = =
مریدی “تگری زنان” نزد شیخ برفت و گفت یا شیخ حالم دریاب که بغایت رسید.
شیخ فرمود : مریدا تو را چه شده ؟
عرض کرد : مرادا ! چشمانم ز حدقه درآمده ، خون در کله ام جمع بشده ، جهان در پیش چشمانم تیره گشته و شاخی بر سرم سبز شده.
شیخ فرمود : چیزی نیست ، یحتمل بعد از اخبار BBC ، اخبار بیست و سی بدیده ای.
و مریدان نعره ها و فغان ها زدند.
= = = = = = = = = = = = = = = = =
شیخ را پرسیدند : از برای چه ساکتی ؟
فرمود : سکوتم از رضایت نیست ، دلم اهل شکایت نیست.
و مریدان از هوش برفتندی.
= = = = = = = = = = = = = = = = =
روزی شیخ به گشت و گذار در نت همی پرداخت و لکن سرعت اینترنت ایران به سرعت الاغ پیر لنگ لوکی می مانست که کُره ای در شکم دارد و باری بر کول !
پس هیچ سایتی نبود مگر آن که تا لود شدنش شیخ چهار رکعت نماز همی گذاردی.
نوبت به لغت نامه دهخدا برسید . شیخ به انگشت تدبیر اینتر بزد و …
بالا آمد آن صفحه ی نحس شوم *** دق دهنده ی مردم مرز و بوم
پس شگفتی مریدان را درگرفت. شیخ را پرسیدند : یا شیخ این لغت نامه ای بود. این دیگر چرا ؟
شیخ بگریست …
لغتنامه مملو زلغات کهن و نو***چه ربطی داشت به سیاست و پو.ر.نو
که چنینش کردند پیلتر و مسدود *** گناه دهخدای ادیب دیگر چه بود ؟
و مریدان آنقدر بگریستند و نعره کشیدند تا تسمه موتورشان بسوخت.
= = = = = = = = = = = = = = = = =
مریدی بر سر زنان نزد شیخ برفت رقعه ای به شیخ داد و عرض کرد یا شیخ قبض گازتان آمد.
فغان و ناله از مریدان برخاست.
شیخ گریان فرمود : کاش قبض روح می شدیم و قبض گاز نمی شدیم ، حال آن کلنگ بده ببینم.
مرید عرض کرد : یا شیخ این کلنگ نیست قبض است.
فرمود : هرچه که هست خانه مان را ویران بکرده.
پس نیک در قبض نگریست که صفرهایش از قبض برون زده بود.
فرمود : به گمانم هیزم نیز گران گشته. بگردید و تپاله جمع کنید که گر آن هم گران شود بی گمان بیچاره ایم.
خوشا تپاله و وفور بی مثالش *** نه به این گاز و بهای بی زوالش
و مریدان خون بگریستند .
= = = = = = = = = = = = = = = = =
شیخ را پرسیدند : اینترنت ایران به چه ماند ؟
فرمود : به زنبور بی عسل.
عرض کردند : یا شیخ ، اینکه قافیه نداشت.
فرمود : واقعیت که داشت .
و مریدان رم کردندی و به صحرا برفتندی.

خبری از کباب نیست خر داغ میکنند!

Share Button

منابع نفت و ذخایر گازی که یهو پیدا شدند!
یا بوی کباب خر داغ کردن!
مرحوم ابوی هر وقت در یک تنگنای سختی گیر میکرد میگفت: « عقب میروی نیزه دشمن، جلو میری کوره آهنگری!»
این ضرب المثل را باید در کنار ضرب المثل دیگری قرار داد که میگوید: « طرف بوی کباب شنیده، بد بخت نمیداند که خر داغ میکنند.»
هر دوی این ضرب المثل ها به گزارشات خبری این چند ماهه اخیر راجع به کشف منابع عظیمی! از نفت و گاز در منطقه فلات قاره بین لبنان و اسرائیل مربوط میشود.
اگر بخواهم قضایا را کرونولوژیک* یا وقایع نگارانه توضیح دهم چنین میشود:
۱ ـ قریب ۲ ـ ۳ سال پیش دولت « فوآد سینویوره» در لبنان متعهد شد که با دادگاه بین المللی ویژه رسیدگی به ترور رفیق حریری برای کشف قضیه ویافتن ومجازات تروریستها همکاریی کند.
۲ ـ در آن موقع تصور همگانی براین بود که سوریه پشت سر این ترور بوده است. ولی همان موقع، حزب الله لبنان به این تصمیم دولت مبنی بر پذیرش این تعهد اعتراض کرد.
۳ ـ در همان اوان دو بلوک سیاسی معروف به ۱۴ و ۸ مارس در لبنان تشکیل شد. احزاب مخالف دخالت سوریه و ایران در لبنان و رقیبان حزب الله بلوک ۱۴ مارس را تشکیل دادند و موافقان حزب الله و سوریه و ایران بلوک ۸ مارس را.
۴ ـ وزاری حزب الله در بلوک ۸ مارس، با خروج از کابینه ائتلافی دولت سنیوره را ساقط کردند.
۵ ـ کابینه بعدی به رهبری سعد حریری فرزند مرحوم رفیق حریر تشکیل شد. سعد حریری خود را به تعهد دولت پیشین نسبت به همکاری با دادگاه ویژه بین المللی در مسئله ترور پدرش موظف اعلام کرد.
۶ ـ پس از چندی گزارشها یی از طرف دادگاه ویژه بیرون آمد که بر طبق آنها سوریه دیگر بخاطر آن ترور در معرض سوء ظن نیست و در عوض حزب الله هست.
۷ ـ چند ماه قبل با بالا گرفتن زمزمه دخالت حزب الله در آن ترور، حزب الله باز هم کابینه را ترک و با این کار دولت حریری را هم از اکثریت انداخت که ساقط شد.
۸ ـ دولت میقاتی با شرکت ۸ وزیر از حزب الله و بقیه از همان بلوک ۸ مارس تشکیل شد که البته وی هم، هرچند قدری مبهم، به تعهد دولت خود نسبت به همکاری با «دادگاه ویژه» ابراز وفاداری کرد.
۹ ـ «دادگاه ویژه» نام ۴ نفر از فرماندهان عالیرتبه حزب الله را بعنوان عوامل ترور رفبق حریری به دولت میقاتی و دادگاه عالی لبنان تسلیم و درخواست تحویل تروریستها را به آن دادگاه از دولت میقاتی کرد.
۱۰ ـ بلافاصله حزب الله اعلام کرد که زیر بار این پرونده امریکاـ اسرائیلی سرهم بندی شده نمیرود.
۱۱ ـ برخی احزاب ۸ مارس و کابینه ائتلافی میقاتی، با تعبیر و تفسیر هایی گفتند که ثبات سیاسی لبنان را فدای یک امر قضائی ولو بحق نمی کنند. میقاتی خودش نیز گفت با «دادگاه ویژه» تا آنجا همکاری میکند که ثبات و آرامش سیاسی کشور به خطر نیفتند.
تا اینجای قضیه اتفاقات رخداده را چندان نمیتوان برجسته و غیر قابل انتظار ارزیابی کرد.
اما!
۱۲ ـ قریب یک ماه پیش دولت اسرائیل نقشه فلات قاره تنظیم شده از طرف متخصصین خود را در مورد مرز دریایی مشترک بین آن کشور و لبنان را تسلیم ارگانهای مربوطه سازمان ملل نمود و در همان هنگام اخبار رسانه های دنیا پر شد از اینکه دریائی از نفت و مخازن بزرگی از گاز در آن منطقه وجود دارد.
۱۳ ـ بلافاصله این بوی کباب نفت به دماغ سید حسن نصرالله رسید و آنرا ضمناً فرصتی یافت تا خود را بعنوان یگانه حامی و پروتوکتور لبنان به مردم آن و سایر مردم منطقه و جهان نشان دهد.
در پاسخ آن بوی کباب نفت و گاز و نقشه فلات قاره تسلیم شده از سوی اسرائیل برای ثبت درسازمان ملل، سید نصرلله تهدید آمیز و عربده جویانه گفت : ما آن دستی را که بسوی منابع آبی و زیر آبی منطقه دریایی لبنان دراز شود قطع میکنیم. از آنروز به بعد بحث نفت زیر فلات قاره به گمانه زنی هایی در مورد احتمال بروز جنگ جدیدی در منطقه بویژه بین لبنان (حزب الله) و اسر ائیل منجر شده است. دیروز نوبت رئیس جمهور لبنان «میشل سلیمان» بود تا در سخنرای خود بگوید که نفت و گاز منطقه آبی به فرزندان آتی لبنان تعلق دارد:

Sleiman: Lebanon’s children will inherit country’s oil, gas riches
دیلی استار

حال خواننده حق دارد بپرسد که در این سناریو، ربط کوره آهنگری درپیش و نیزه دشمن در پشت، با آن منابع عظیم نفت و گاز چیست؟ پاسخ : در اینست که اولاً همه این ذخایر نفت و گاز هنوز فقط روی صفحه روزنامه ها وجود دارند و هیچ سندی بر واقعی بودن آن نیست. به این دلیل ساده که تا بحال در ان منطقه چنین چیزی کشف نشده است ولی این مسئله مسئله اصلی نیست و نگارنده این سطور هم فاقد صلاحیت برای قضاوت فنی روی این مسئله است. ولی این مشکل مشکلی نیست که با دست قطع کردن اسرائیل؛ حتی و فقط حتی اگر حزب الله قادر به آن هم باشد، و اگر توان لازم جنگی، برای جنگی تعرضی و برون مرزی را در آنسوی مرز لبنان با اسرائیل را داشته باشد، حل شود. زیرا این مسئله؛ مسئله ایست کاملاً حقوقی ـ جغرافیائی و در حوزه صلاحیت ارگان هایی مربوطه سازمان ملل.
اگر نقشه فلات قاره تسلیمی اسرائیل از طرف مراجع سازمان ملل در غیاب دولت لبنان تصویب شود، دولت لبنان دیگر حق اعتراض یا جنگ راه انداختن روی یک مصوبه ایی که خود با کوتاهی در تسلیم نقشه فلات قاره ایی خویش در مقابل نقشه اسرائیل، به همان مراجع ، موجب شده است را ندارد. در مقام قیاس میتوان گفت که اگر شیخ نشین رأس الخیمه و سلطان نشین مسقط و عمان قدرت اینرا هم داشته باشند که همه خلیج فارس را تصرف کنند آنها نمیتوانند نام خلیج فارس را عوض کنند مگر اینکه احمدی زیر آنرا امضاء کند! آنها نمیتوانند به میل خود شروع به استخراج نفت در سواحل ایران کنند و.. .**
و اما این مسئله جغرافیایی ـ حقوقی فلات قاره ای هم، همه مشکل نیست. مشکل اصلی جنبه حقوق بین الملل ـ ی آنست. دولت حزب اللهی لبنان بدون برسمیت شناختن دولت اسرائیل و تعامل مستقیم با آن نمیتواند ادعایی در این زمینه داشته باشد. شرط اول پذیرش اسرائیل به عنوان یک دولت است تا بعد بتوان با آن دولت مزر گذاری آبی کرد.
و اما! نه آن مشکل حقوقی اولی هنوز عمده است و نه دومی! اگر دولت لبنان بخواهد مصوبات سازمان ملل را قبول کند اول باید آن مصوبه ی قبل ازهمه این قضایا را راجع به«دادگاه ویژه ترور رفیق حریری» را قبول کند و اینست آن نیزه ایی که نمیتوان روی آن نشست و بدبختانه بدون نشستن یا پشت دان به آنهم نمیتوان دست شیطان کوچولوی اسرائیل را از منابع عظیم نفتی فلات قاره و منطقه مشترک قطع کرد. با قطعنامه ها و مصوبات سازمان ملل گزینشی نمیتوان برخورد کرد و اینست مشکل دولت لبنان و حزب الله در این رابطه.
سید حسن نصرالله حق دارد زبان خود را گاز بگیرد که چرا بی گدار به آب زد و اصلاً مسئله نفت و گاز منطقه آبی مشترک را مطرح کرد. حالا اگر او هم بخواهد از این منابع عظیم! چشم بپوشد مردم لبنان چشم نمیپوشند! مردم لبنان ترجیح خواهند داد که نه تنها آن ۴ نفر را بلکه خود نصرالله را هم تحویل دادگاه بین المللی دهند تا به آن ثروت هنگفت نفتی و گازی دست یابند.
نیزه ی تیز و زمخت پذیرش رأی دادگاه ویژه رفیق حریری؛ تحویل دادن ۴ تن از فرماندهان خود، لو دادن سید علی خامنه ایی و سران سپاه ایران بعنوان مهندسین و آمرین اصلی ترور؛ یا قبول نقشه تنظیمی فلات قاره شیطان کوچولو، و سر پوش گذاشتن بر مسئله نفت و گاز و.. ! البته اگر بشود!
و اما همه اینها هنوز همه قضیه نیست. دیروز رئیس« دادگاه ویژه سازمان ملل»، اعلام کرد این چهار متهم، به ترورهای دیگری، هم در داخل لبنان و هم درخارج لبنان دست زده اند که آنها هم در دست بررسی است!
تصور اینکه حزب الله با این همه بار اتهامات از رو دررو شدن با کل جامعه لبنان و سازمان ملل بتواند فرار کند تصوری باطل است. کلاف خفه کننده این قضایا روزبروز بر دور حزب الله پیچیده و بنظر من خیلی از متحدین کنونی اش در کابینه میکاتی هم اینرا خوب میدانند و احتمالاً حتی خود بخشی از بافندگان آن هستند.

*
متأسفانه تقویم رخدادها ممکن است زیاد دقیق نباشد چون از حافظه ذکر شده است ولی اگر تفاوتی هم در توالی و تاریخ سیر رویداد ها باشد ربطی به موضوع اصلی بحث ندارد. وقتی برای استخراج دقیق رویدادها نبود.
**
شاه در دهه ۴۰ آنهنگام که در اوج قدرتش بود و شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس تازه به نفت رسیده بودند، همزمان با تصرف قهری سه جزیره استراتژیک تنب ها و ابو موسی، با همه آن شیوخ از موضع قدرت، هم قدرت کارشناسی و هم نظامی مرزهای آبی ایران را تعین و بلحاظ بین المللی ثبت کرد. جا دارد در فهرست کردن خیانت های شاه، از این خیانت او هم نام برده شود بویژه از طرف کسانی مثل آیت الله رفسنجانی که هیچ فرصتی را برای تأکید مشرعیت این رژیم تماماً ملی و اسلامی، با یاد آوری خیانت ها، جنایتهای آن رژیم استبدادی از دست نمیدهد. آخرین از چنین یاد آوری هایی، سخنرانی ایشان بمناسبت سالروز مشروطه بود که خواندنی است!
************
پی نوشت از دیلی استار لبنان
….

پارلمان لبنان این پنجشنبه پیش پیش نویسی رادر مورد محدوده منطقه دریایی با اسرائیل و قبرس را در دومین روز جلسه پارلمانی خود تصویب کرد.
اقدامی که مورد تحسین نبی بری رئیس پارلمان ( و رهبر شیعیان امل) بعنوان یک دستاورد بزرگ قرار گرفت. تصویب این پیش نویس درمیان بگو مگو های اسرائیل و لبنان پیرامون آبهای فلات قاره ایی است که اعتقاد بر این است که در زیر آنها منابع غنی نفت و گاز وجود دارد.
ماه قبل دولت اسرائیل پیشنهادی را در مورد تعین مرزهای آبی خود با لبنان ارائه کرد که ناقض حقوق لبنان بر حریم منطقه اقتصادی ۸۴۵ کیلومتر مربعی محدوده آبی آنست.
این پیش نویس پس از تعدیلی در مفاد ماده ۶ آن که از طرف میقاتی مطرح شد به تصویب رسید. بموجب این ماده مرزهای منطقه استثنایی اقتصادی لبنان مشخص میشود.

او(نبیه بری ـم) گفت: « ما این مسئله را با حقوق دانان متخصص مورد بحث قرار دادیم…. یک کمپانی که در مسائل توپوگرافی (نقشه برداری ـ م) تخصص دارد، مرکز مختصات { منطقه استثنایی اقتصادی ـ احتمالاً منظور آن محلی است که ذخایرنفتی و گازی در ان قرار دارد ـم } را تعین خواهد کرد. او اضافه کرد که مرکز مختصات محدوده مورد بحث در مصوبه مجلس توضیح داده خواهد شد.
سامی جمال عضو پارلمان، نسبت به اینکه وقت کافی برای مطالعه پیش نویس این قانون، که همان روز پنجشنبه توزیع گشته است، در اختیار نمایندگان گذارده نشده اعتراض کرد.
نبی بری گفت این قانون «مخصوص… » است و « از مدتها پیش مورد بحث بوده است» و هم اکنون اسرائیل و قبرس مشعول استخراج نفت از دریا هستند و ما تلاش میکنیم تا این قانون تصویب شود.

همانطور که در یاداشت خود تحت «عنوان خر داغ میکنند» نوشتم قریباً یک ماه قبل بود که اسرائیل نقشه محدوده دریایی خود را برای ثبت به سازمان ملل ارسال کرد وحالا نبی بری میگوید که آنها و قبرس در حال استخراج نفت هستند. من فکر میکنم این به یک جوک بسیار پر هزینه شبیه است که هزینه آن در آینده ایی که دور نخواهدد بود فاکتور خواهد شد.
نظر به اینکه هیچ پلات فرمی در منطقه نصب نشده و هیچگونه عملیات حفاری انجام نشده است شاید با تلمبه های صهیونیستی این نفت و گاز دارند استخراج و با آآفتابه هایی بزرگ ترانسپورت میشوند! من فکر میکردم فقط مجلس اسلامی ما جوک است!
ح تبریزیان

August 05, 2011 01:29 AM
By Wassim Mroueh

The Daily Star

BEIRUT: Lebanon’s Parliament endorsed Thursday a draft law demarcating the county’s maritime borders with Israel and Cyprus during the second day of a two-day legislative session.
The move, which Prime Minister Najib Mikati praised as a “great achievement,” comes amid a dispute between Lebanon and Israel over territorial waters, believed to be rich with oil and natural gas resources.
Last month the Israeli government proposed maritime borders which Lebanese officials argue infringe on the country’s Exclusive Economic Zone by 854 square kilometers.
The draft law was endorsed after introducing an amendment to Article 6, as proposed by Mikati. The article specifies the borders of Lebanon’s Exclusive Economic Zone.
“We discussed this matter with international legal experts … a company specializing in topographic matters will determine the coordinates of the [Exclusive Economic Zone] next week,” he said, adding that the EEZ coordinates would be stipulated in a Cabinet decree.
Metn MP Sami Gemayel complained that there had not been adequate time to go through the draft law distributed to lawmakers Wednesday.
But Speaker Nabih Berri said the law was “special, ” adding, “It has been discussed for a period of time, and Israel and Cyprus have already started to extract [offshore] oil and gas. We are trying to get this law done.”
….
پی نوست دوم از دیلی استار

Gemayel calls on Hezbollah to recognize Lebanese state authority
August 05, 2011 03:52 PM (Last updated: August 05, 2011 07:20 PM)
By Dana Khraiche
The Daily Star

Gemyel also said Hezbollah must “hand over the suspects in the killing of the martyrs to international justice.”
BEIRUT: Kataeb chief Amine Gemayel asked Hezbollah Friday to recognize the authority of the Lebanese state, incorporate its arsenal within the army and hand over the four suspects involved in the assassination of former statesman Rafik Hariri.

“We call on Hezbollah to recognize the Lebanese state and its democratic system as the sole source of power and decision making,” Gemayel said during his opening speech at the 29th Kataeb conference in Grand Hills hotel in Broumana, adding that the responsibility of protecting the country against its enemies is the role of the Lebanese Army.

Gemyel also said Hezbollah must “hand over the suspects in the killing of the martyrs to international justice.”

Members of the March 14 coalition have intensified their criticism of Hezbollah in the wake of the collapse of former Prime Minister Saad Hariri’s Cabinet after ministers from the Hezbollah-led March 8 alliance resigned.

Division between Lebanon’s main rival factions deepened further when the Special Tribunal for Lebanon probing the assassination of Rafik Hariri indicted four Hezbollah members over the 2005 bomb explosion.

As Hezbollah continues to reject the United Nations-backed court, claiming it is a U.S.-Israeli tool, Marach 14 members including the Kataeb party, defended the tribunal as the only means to achieve justice.

Gemayel, a leading March 14 figure, warned that Lebanon was facing a “great crisis,” and urged political leaders to take responsibility and save the country from an imminent war.

“The gain envisaged by those who are involved in this scheme is one of two evils, either install the mini state or capture the entire state. Either way, this party is placing Lebanon in front of two evils: Sectarian strife or eternal division,” Gemayel said, referring to Hezbollah’s so-called “mini state” in its stronghold in south Lebanon and other Beirurt suburbs.

Gemayel accused Hezbollah of attempting to alter Lebanon’s identity, saying: “We have rejected Israel, the Syrian regime and the Palestinian organization’s projects [to alter Lebanon’s identity] and we will not allow anyone to do so even if it accumulates all the weapons in the world.

“Before we reach the point of no return, Hezbollah should realize that its project will inevitably fail,” he said, adding that Hezbollah derives its legitimacy from Israel’s security threat against Lebanon.

“While the Arab elites are aspiring to a similar democratic system as Lebanon, some groups in Lebanon are trying to place [the country] in a backward political and uncivilized environment.”

Gemayel, whose son, former Industry Minister Pierre Gemayel’s assassination is also being investigated by the tribunal, ruled out the possibility of resuming national dialogue in the country.

“What is the use of dialogue about weapons when they consider it [the possession of arms] sacred? … What is the use of dialogue regarding the country when they consider the murderers to be saints? If the accused are saints, we wouldn’t have martyrs,” Gemayel said.

He added that dialogue requires participants to be in agreement about basic, fundamental principles such as sovereignty and loyalty, and Lebanon does not have such consensus.

President Michel Sleiman has called on Lebanon’s rival factions to resume national dialogue in a bid to bridge the gap threatening the security of the country. March 14 lawmakers agreed on the need for dialogue but on the sole condition that Hezbollah’s arseneal is discussed.

Hezbollah, in turn, have said its weapons would not be an item on the national dialogue committee’s agenda.

Read more: http://www.dailystar.com.lb/News/Politics/2011/Aug-05/Gemayel-calls-on-Hezbollah-to-recognize-Lebanese-state-authority.ashx#ixzz1UC2Wq2Kz
(The Daily Star :: Lebanon News :: http://www.dailystar.com.lb)

Read more: http://www.dailystar.com.lb/News/Politics/2011/Aug-05/Parliament-endorses-law-on-maritime-borders.ashx#ixzz1UBe4fsCk
(The Daily Star :: Lebanon News :: http://www.dailystar.com.lb)

«مصرستان»؟

Share Button

تحلیلگری بنام محمد صالح در سایت انگلیسی زبان دارالحیات گزارشی از اوضاع مصر پس از نمایش قدرت هراس انگیز اسلامیستها(اخوان المسلمین و سلفیستها)، دارد که خلاصه آنرا به فارسی برگردانده ذیلاً میآورم.
صحنه جمعه «اتحاد و اراده» که نمایش قدرت اسلامیستها بود برای؛ لیبرالها، سکولاریستها و همه آنهایی که به لحاظ سابقه تاریخی رقابتی با اسلامیست ها داشته اند از چپها گرفته تا ناصریست ها و حتی آن جماعت غیر سیاسی که فقط نمیخواهند کشورشان به«مصرستان»؟ تبدیل شود، هشدار دهنده بود. این، ابداً به این معنا نیست که این مشاهده صحنه قدرت نمایی جمعه حتی برای آنها که اسلامیستها را حمایت کرده و یا خواهان حکومت اسلامی در مصر هستند هراسناک نبود. این، بازتابی از اوضاع و احوال کشور است که در مورد نظامیان هم صدق میکند. در یک طرف نظامیان و در طرف دیگر اسلامیست ها. تا آنجا که نظامیان به انتقاد نسبت به خود و حتی خواست کناره جوئی خود با مخالفین و منتقدین مماشات آمیز برخورد کرده و کارشان به صدرور بیانیه و تصویب نامه و قانون خلاصه میشود چندان ایرادی ندارد ولی هیچ روشن نیست که این امر همینطور بماند.
رخداد نمایش قدرت اسلامیستها، خیلی ها را بیدار کرد. بسیاری به این واقعیت پی بردند که اسلامیستها به نیروی عمده در کشور تبدیل گردیده اند و قدرت را دردست خواهند گرفت. آنها از سالها پیش توانسته اند با ایجاد یک شبکه وسیع خدمات اجتماعی بین مردم برای خود پایگاه سازی کنند. بنا بدلایل بسیار میتوان گفت که ثمره انقلابی که توسط سازمانهای جوانان، چپها، ناصرستها، لیبرالها آغاز شد توسط اسلامیستها چیده خواهد شد. اخوان المسلیمن از تجربه های گذشته خویش از جمله همکاریش با نظامیان در کوتای ضد حکومت سلطنتی فاروق آموخته است که نباید با نظامیان در یک جبهه قرار گیرد لذا با تعامل با ارتش از یکسو و حفظ موضع انتقادیش نسبت به آن از طرف دیگر و دست برنداشتن از اصول و اهداف انقلابی اسلامیش توانسته است بخشهای دیگری را که از سلطه ارتش بیمناک هستند نیز بدنبال خود کشد. سکولاریست ها هم که رقیب اینها هستند عملاً باسیاست های اشتباه آمیز خود آب به آسیاب اخوان المسلمین میریزند.
در حالیکه طی سالها اسلامیستها با خدمات اجتماعی اشان در خیابانها و محلات با مردم در آمیخته اند حال آنکه چپها لیبرالها و نمایندگان جوانان با شوهای سیاسی تلویزیونی و خبر و اطلاع رسانه ای ماهواره ای مشغول بوده اند. قصد کم اهمیت نشان داد این ابزارهای اطلاع رسانی مدرن نیست ولی تجربه نشان داده است که تغیر رفتار مردم و اثر گذاری روی آنها از طریق ارتباط مستقیم بین خطاب کننده و مخاطب ممکن است و این آن امکانی است که اسلامیستها از آن برخوردار بوده اند.
……
با خواندن یاداشت فوق تصویری که در ذهنم نسبت به افق سیاسی مصر ترسیم گشت، البته تا آنجا که میتوان براساس فاکت های امروز قضاوت کرد و با تجربه ایی که از انقلاب خودمان دارم اینستکه:
اسلامیستهای سلفیستی و اخوان المسلمین برعلیه دیوانسالاری اداری و نظامی به ارث مانده از حکومت مبارک نمیشورند. آنها سعی خواهند کرد با شریک شدن در قدرت بتدریج وظایف، امکانات وظرفیتها ی نهاد های دولتی را به درون نهادهای خود ساخته دینی خویش و موازی با دولت انتقال دهند مثل حکومت خود ما در آغاز انقلاب که دستگاه دولت، ارتش و پلیس را به مساجد انتقال داد و آنگاه دستگاه دولتی را با تمام امکاناتش به زیر مجموعه دستگاه دینی اداری تبدیل کرد و سپس این دستگاه دینی و اداری را رسماً بر سریر اقتدار و مدیریت کشور نشاند تا سرانجام همه این دستگاه ساخته و باز سازی و نقل مکان کرده به تصرف اقتدارگرایانی قرارگیرد که برایشان دین، ملت و مملکت جز ابزار ساده و قابل مصرف دستیابی به قدرت نیست.
اگر سیر حوادث درمصر آنچنان پیش رود که تحلیلگر «الحیات» ترسیم کرده است؛ در آینده قدرت پارلمان به شورای شیوخ مرکب از سلفیستها و اخوان المسلمین، اختیارات و قدرت پلیس به کمیته و بسیج و ارتش به سپاه، رئیس جمهوری به رهبر مذهبی انتقال خواهد یافت. این سیاستی است که نیروهای اسلامی تعقیب خواهند کرد. حرکت نرم از پائین با موازی سازی و تشکیل قدرت دوگانه. حزب الله لبنان هم همین خط را در لبنان تعقییب میکند.

http://www.daralhayat.com/portalarticlendah/293561

دارالحیات ۰۲/۰۸
?‘Egypstan’
Mon, 01 August 2011
Mohammad Salah
Yes, the scene on the Friday of ‘Popular Will and Unification’ was alarming to the liberals, the advocates of a secular state, and those who have a legacy of historic rivalry with the Islamists, from leftists to Nasserists or even the apolitical groups that do not want their country to turn into ‘Egypstan’. However, this does not mean that the event on Friday was not thrilling to others, who support the Islamists and who want to see an Islamic state in Egypt. This reflects exactly the nature of things in the country, and the same applies to the position on the ruling military council. Some people consider it a red line that must not be crossed, while others believe that as long as the council is ruling the country, issuing laws and decisions, while its members give statements, this council is subject to evaluation, criticism and perhaps even rejection. What ultimately matters in the Friday of ‘Popular Will and Unification’, is that it brought nothing new except to those who were not good at interpreting reality and see what is already under their noses, because they had ignored that all the indications were showing that the Islamists were winning. All the facts on the ground after the revolution are in favor of the latter, for a multitude of reasons. Furthermore, those who do not learn from their mistakes and then persist in repeating them, then lament their conditions or call for what they had rebelled against and opposed before, are looking for more causes to defer blame for what Tahrir Square has become on the Friday of ‘Popular Will and Unification’!
Regardless of the support or opposition to the ideas of the Islamists, or their methods and the approaches they use to promote themselves, facts on the ground in Egypt show that they have become a major force that is at the forefront of the political arena. However, this does not mean that they are the only force. There are other factions that can also occupy a large place in the same scene, and which all call for a secular state. However, it seems that their conduct and methods have in the end been in favor of the Islamists!
The Muslim Brotherhood has learned from the mistakes of their experience with the army following the 1952 July revolution, and decided not to make the same mistakes again. For this reason, the group has adopted a political discourse that supports the army and the military council following the July 25 revolution of 2011, without abandoning the declared goals of the revolution and which are the subject of agreement among all political forces. The Brotherhood was followed in this by the rest of the Islamists. As a result, they gained the support of many segments of the Egyptian people, who strongly fear for the unity of the armed forces, and who are concerned by criticism, attacks and mockery against the latter and its leadership. This is a fact, regardless of how satisfied these people are by the decisions or stances of the military council. The ordinary people, who were the fuel of the revolution without which the latter would not have succeeded, believe that any split in the army will turn their country into another Lebanon or Somalia. And because they, in their majority, do not hold particular political views, they believe that the discourse of the Islamists in the media and their political stances on the ground do not target nor harm the army. This was in fact a surprise for said people, as there have always been concerns that ideological politicians are a threat to the state if they are to confront any other party. The Islamists have strongly benefited from the concerns of the citizens when they heard about threats to close down the Suez Canal, declare civil disobedience or put government headquarters under siege and deny access to or from them, as had happened with the Tahrir Complex. The reason is that many segments of the Egyptians suffer directly from such ideas and acts, also regardless of whether these acts are the right thing to do to put pressure on the military council and the government of Dr. Sharaf, in order to attain the remainder of the revolution’s goals, or whether these acts are wrongful because they entail a retaliation that does everyone harm. What is certain is that such acts are not the subject of consensus among the populace, and subsequently, the advocates of such acts are losing the support of many segments of the population in favor of the Islamists, the party that has a ‘reconciliatory’ discourse vis-à-vis the army.
The other thing is that the Islamists have, over the years, excelled in dealing with public opinion, by offering services to the citizens, for example, services that alleviate the difficulties of life, in addition of course to the mosques which they use to communicate with the crowds. By contrast, liberal, leftist, Nasserist and youth leaders, who started the revolution, and the members of their groups, have in their majority become guests on satellite TV talk shows. Some have even turned into hosts of such programs, believing that the media is the path to reaching out to the populace. However, the most basic rules of the media and how to influence public opinion tell us that changing convictions and pushing people to take specific actions or decisions, requires direct communication between the interlocutor and the recipient. On the other hand, indirect communication through the media is useful in disseminating news, ideas and visions, but without guaranteeing that this would help alter people’s behavior or convince them of the need to adopt certain stances. The Islamists in the streets make gains every day, meanwhile, while the others mourn the rise of ‘Egypstan’ on satellite TV talk shows!

ستون پنجم قذافی و درسهای آن برای ما

Share Button

قسمت چهارم
ترجمه این گزارش خبری هارتص را بعنوان قسمت چهارم یاداشتهای پیشین خود تحت عنوان« ستون پنجم» میآورم.
یک گروه نفوذی رژیم قذافی در درون جبهه مبارزان ضد اوکشف شد
بدنبال ترور هفته پیش «عادل ـ فتاح یونس» فرمانده نظامیان مبارز ضد قذافی که بزعم رهبری انقلابیون کار عوامل قذافی بود، اینک سعی میشود تا صفوف این مبارزان از عوامل نفوذی قذافی پاکسازی شود.
هآرتص به نقل از آسوشیتد پرس
رهبر انقلابیون لیبی روز یکشنبه گفت که نیروهایشان به تعقیب یک باند نفوذی مسلح رژیم قذافی که خود را درداخل انقلابیون جا زده بود پرداخته و با آنها برخورد کردند. این باند به صوف مبارزان جنوب لیبی رخنه کرده بوده است. برخورد نیمه شبانگاهی نیروی انقلابی و نفوذی های رژیم قذافی که ازهریک از دو طرف ۴ کشته بجا گذاشت بیان بحران در درون جنبش انقلابی ضد قذافی است. انقلابیون لیبی که از ترور رهبرشان شوکه شده اند سعی دارند خود را از شر نفوذی های قذافی برهانند. رهبری انقلابیون لیبی تقصیر قتل« یونس» را بگردن رژیم قذافی میگذارد ولی شاهدان بسیاری میگویند که وی توسط خودی ها کشته شده است. مقامات با جمعبندی داده های مختلف اطلاعاتی در باره درگیری نظامی یکشنبه شب، اعلام کردند که گروهی که خود را «النداء» نام نهاده بود در حقیقت از عوامل قذافی تشکیل شده بودند که باانقلابی نمایی بدرون صفوف مبارزان رخنه کرده بوده اند.
افشاء این ماجرا خود این سئوال را مطرح میکند که میزان وفاداری واحد های رزمی انقلابی که انسجامشان برای پیشروی این جنبشی که ۶ ماه است برای سرنگونی قذافی آغاز گشته است ؟چقدر است
یکی از رهبران نظامی میگوید، ظنِ وابستگی گروه «الندا» به قذافی قطعی است و موقعی این ظن تقویت شد که معلوم گردید این گروه، در شکستن درهای دو زندان در روز جمعه و فراری دادن ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر بازداشتیهایی که یا از آدمکشان قذافی بوده اند یا از هواداران او، در بنغازی پایتخت غیر رسمی انقلابیون، دست داشته اند.
مصطفی ال ـ ساگزلی، سرپرست وزارت داخله انقلابیون میگوید: « این افراد از هرج و مرج ناشی از کشته شدن «یونس» سوء استفاده کرده به زندان ارتش و زندان غیر نظامی (کویتییا) حمله کردند.»
یک فرمانده عملیاتی انقلابیون بنام « صلابی» که درعملیات شرکت داشته است میگوید که پیش از سپیده دم روز یکشنبه نیروهای انقلابی رد گروه «الندا» را تا به کارخانه ای که مخفی گاه آن گروه بود گرفته پس ازمحاصره آنان از آنها خواستند تا تسلیم شوند که آنها از تسلیم خود داری، دست به مقاومت زدند که در اثر درگیری ناشی از مقاومت آنان، ۴ نفرشان کشته و ۲۵ نفرشان دستگیر شدند. بنظر این فرمانده نظامی همه آنها از افراد بریگاد خود قذافی بودند.
او اضافه میکند: « این یک ضربه کاری به این ستون پنجم بود.»
واحد های نظامی انقلابی موفق شدند ۴۰ نفر از زندانیان فراری را نیز دستگیر کنند.
صحبت از ستون پنجم بدنبال آن اغتشاشی که در پی کشته شدن « فرمانده نظامی انقلابیون «یونس» بوجود آمد و هنوز راز آمیز میباشد مطرح گردیده است. مقامات رهبری انقلاب میگویند؛ یونس بخاطر کجراهه رفتن عملیات جنگی واحد های تخت فرماندهی اش مورد سوء ظن قرار گرفته دستگیر شده بود ولی او هنگامیکه تحت مراقبت سنگین نظامی از محلی به محل دیگر انتقال میافته مورد حمله چند فرد مسلح قرار گرفته و کشته میشود.
بسیاری از شاهدان عینی میگویند که او توسط افراد خودش کشته شده است. یونس قبل از اینکه به انقلابیون بپیوندد وزیر داخله رژیم قذافی بوده است.

….
کامنت من:
اولین نکته ایی را که باید در رابطه با یاداشت فوق بگوبم اینست که این گزارش یک گزارش ژورنالیستی بوده و شاید ۹۰% آن برای پرده پوشی آنچه در پس قضایا بوده است میباشد ولذا فاقد ارزش کارشناسی و تخصصی اطلاعاتی است. ولی آن ۱۰%ی از آن که مسلم است و میتواند مورد قبول واقع شده و شایسته توجه می باشد اینست که ستون پنجم قذافی شدیداً در بین جنبش دموکراسی خواهی مردم لیبی بنحوی فلج کننده رخنه کرده است. اهمیت این نکته برای جنبش ضد دیکتاتوری لیبی چقدر است؟ مسئله اصلی ما نیست.
مسئله ما ایرانیان سبز مطالعه شیوه عمل ستوان پنجم استبداد است. چه؛ میخواهد در لیبی باشد چه در سوریه و چه؛ تجربه جنبش سبز خودمان که در جرییان آن دولت و ارگانهای کنترول و سرکوبش پس ازغافلگیریی شدگی و گیجی اولیه، که از شوک ناشی ازتظاهراهرات میلیونی ۲۵ خرداد و روزها ی بعد از آن دوچارش شده بود بخود آمد و توانست تقریباً با موفقیت موج میلیونی اعتراضات مردم را مدیریت کند. رژیم ما همان کار را در تهران و خارج کشور با اعتراضات مردم کرد که امروزه قذافی در لیبی و بشار اسد در سوریه تواماً با سلاح سنگین و گرم میکنند. جنبش سبز مردم ما قطعاً در آینده با آزمونی بمراتب سخت تر از آزمون مردم سوریه و لیبی روبرو خواهد شد. این است آنجه ما باید از این یاداشت مختصر فوق
بیاموزیم.
قریب ۴ ماه پیش در آغاز شروع قیام مردم لیبی، نگارنده این سطور در۲ یا ۳ بخش سلسله یاداشت هایی را دقیقاً در مورد «ستون پنجم» در رابطه با رویدادهای لیبی و درسهایی که ما و جنبش سبز ما از آن میتواند بگیرد نوشتم. در باره اینکه چگونه نیروهای امنیتی رژیم قذافی که از وحدت وهماهنگی عملیاتی و سازمانی و فرماندهی واحدِ ستادی برخوردار بودند خود را به درون صفوف معترضین چپانده وحتی در بسیاری موارد توانستند ابتکار را از چنگ مبارزین واقعی خارج کدند نوشتم. در همان هنگام به پیوستن قلابی یکی از ژنرالهای قذافی که چند هفته بعد از پیوستن دستوری اش به انقلابیون، پیش اربابش برگشت اشاره کردم و حتی اینکه الدُرم ُبلدرم پسر قذافی و خود او ناشی از این بود و هست که او به رخنه فلج کننده وسیع ستون پنجم خود در درون نیروهای ضد خود اطمینان زیاده از حد دارد.
در این رابطه از ذکر، مقایسه ومصداق بینی داستان معروف کنیزک و کدوی مولوی نمیتوانم ( البته در جهت معکوس یعنی فقدان پارامتر هایی منفی) بگذرم. قذافی فقدانِ کدوی عظمت جنش مردمی را، فقدان کدوی عظمت همبستگی جهانی با مردم لیبی را، فقدان کدوی درجه تنفر مردم از خودش و خانواده اش را در این بحران نتوانست ببیند چنانکه رژیم اسد هم دقیقاً در همان خطی میرود که قدافی رفت. بی شک، هم قدافی و هم بشار اسد و هم حسن نصرالله در آینده ای که دور نیست سقوط خواهند کرد. ولی اشتباهی که آنان کردند و میکنند دقیقاً همان اشتباهی است که مقام معظم رهبری ما کرده و میکند. در یاداشتی تحلیلی بر بازدید مقام معظمش از وزارت اطلاعات در چند ماه پیش نیز نوشتم که ایشان نیز کور خوانده است و آقای مصلحی هم که میگوید ما در درون نیروهای اپوزیسون خارج نشین رخنه کرده ایم نیز به چنان کوری دوچار شده است که فقدان کدوی بزرگِ دامنه بحران، دامنه نارضایتی و نفرت عمومی، دامنه بحرانِ عمیق اقتصادی و فرو ریزی اتوریته و اقتدار دستگاه استبداد ولایی را نمی بیند. ولی این؛ برای اولین بار در تاریخ نیست که کنیزکان یا این گونه غلامان نگون بخت مست ازشهوت قدرت، آن یک را دیده ولی، بود و نبود این یک رانمی بینند. آرای ستون پنجم در شرایط فقدان چنین پارامترهای مرگباری برای بقای استبداد میتواند کار ساز باشد. ولی دامنه کار سازی آنها با ظهور این عوامل شرح داده شده در بالا پایان میگیرد.
آری تردیدی نیست که شبکه امنیتی و اطلاعاتی رژیم از قدرت مانور بسیاری در بینِ، بویژه «اپوزیسون خارج نشین» برخوردار است ولی شیشه عمر رژیم نه توسط اپوزیسیون خارج نشین بلکه علاوه با دستان مردمان جان به لب رسیده خودمان در داخل، با قیام مردم سوریه و بعد لبنان، هم در داخل و هم، در آن سوریه ایی که دیگر برای ما ایرانیان «خارج» هم حساب نمیشود شکسته میشود. و تا آنروز دیر نیست.
….
نظر
در این وانفصای انظباطی و فریادهای آی دزد آی دزد! تشخیص اینکه کی دزد است و کی دزد زده ابداً آسان نیست. در مقام یک ناظر، فکر میکنم فقط همکاری صریح و مستقیم ارگانهای اطلاعاتی تشکیلات سیاسی نیروهای انقلابی لیبی با سرویسهای اطلاعاتی خارجی از جمله تونس ، مراکش و فرانسه و ایتالیا و..، که اِشراف بهتری بر اوضاع لیبی نسبت به این جنبش سریعاً جان گرفته دارند، میتواند به خنثی کردن دسایس دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی قذافی کمک کند. چنین همکاری ای میتواند به آنها کمک کند  تا صفوف خود را از عوامل نفوذی قذافی تصفیه کنند. والی این ستون پنجم چنان بلبشوی خونینی در درون اردوی مخالفان قذافی ایجاد میکند که سرانجام مردم به همان کفن دزد اولی راضی شوند.