Archive for: September 2011

جنبش دموکراسی خواهی در پس حجاب!

Share Button

من فکر میکنم صورت آن دموکراسی هم که این معترضین بدنبالش هستند بهمین اندازه در زیر نقاب سیاه پنهان است و مشاهده خطوط و مرزهای آن برای آزادی و حقوق مدنی کاملاً غیر
قابل رویت! البته حد و حدود دیکتاتوری خاندان آل خلیفه معلوم است ولی آیا این معترضین وعده جامعه بهتری را میدهند؟! باورش برای من سخت است.
پیکاری که شیعیان بحرین امروزه بدان دست زده اند هرچه هم به لحاظ شکل قهرمانانه و تحسین برانگیز باشد بلحاظ مضمونی پیامی جز این ندارد که بگذارید ما یک استبداد دینی را بجای استبداد سلطنتی و سکولار جایگزین کینم. موضعگیری از زاویه اکثریت دینی و مذهبی یعنی تقسیم جامعه به شیعه و سنی که نتیجه آن نه دموکراسی بلکه چیرگی استبداد اکثریت شیعه مذهبان خواهد شد. در حالیکه وارد شدن به مبارزه از زاویه مطالبات؛ حقوق مدنی، طبقاتی، حرفه ایی و جنسیتی فرهنگی و .. بمعنای گرد آوری نیروی دموکراسی خواه علیه استبداد است چه بصورت پنهان و به قدرت نرسیده شیعه اش و چه بصورت استبداد سلطانی اش. چنین آرایش نیرویی مرزهای شیعه و سنی را بهم ریخته و جای آنرا با مرز دموکراسی و دیکتاتوری تعویض میکند.
در اینجا به این نمی پردازم که ورای همه معاادلات جاری ،معادله مرزِ امنیت ملی ژئو پولتیک منطقه قرار دارد که به این معنا بحرین بخشی از شیخ نشینهای خلیج فارس و در کنار آن عربستان و کل جامعه عرب است که آنها به هیچ قیمتی و لو بقیمت یک جنگ تمام عیار و فرا منطقه ایی اجازه نخواهند داد در جوار مرزشان یک جهوری اسلامی کوچکی ایجاد شود که در واقع سکوی پرش جمهوری اسلامی خواهد بود. لذا از این منظر هم بلحاظ اهداف استرا تژیکی خود، جنبش شیعیان بحرین در راهی گام نهاده است که آینده ای نداشته و فقط به اهداف تنش آفرینانه جمهوری اسلامی کمک میکند بدون اینکه برای خود شانسی از پیرزی داشته باشد.
برای درک بهتر قضیه، برای یک لحظه خود را در دوران جنگ سرد و زمان استالین و آیزنهاور قرار داده و فکر کنیم که مردم ایرلند شمالی یا اسکاتلند واقعاً بخواهند سیستم کمونیستی را پیاده کنند. تصور تحقق جنین امری غیر ممکن است نه بلحاظ اینکه انگلیس از موضع مخالفت با دموکراسی آنرا سرکوب خواهد کرد بلکه از موضع امنیت ملی چنین اجازه ایی نخواهد داد لذا مسئله، مسئله امنیت ملی است که برای همه ی دولت های امروز دنیا حیاتی ومهم است، کما اینکه دولت ایران هم هرچه دموکرات شود هرگز به ساکنان سه جزیره تنب کوچک و بزرگ و ابو موسی اجازاه نخواهد داد با رأی خود حکومتی محلی را برگزینند که ارتباط و پیوند استرتژیکش با دولت سعودی باشد.

مشکل پارگی بکارت بکمک چینی ها حل شد!

Share Button

از میان اِ میل های رسیدهً
!مژده! یکی از مشکلات دختران جوامع اسلامی به کمک تکنیک چینی حل شد

> Datum: Wed, 28 Sep 2011 10:37:31 -0700 (PDT)

: پرده بکارت یک بار مصرف چینی وارد بازار کشورهای اسلامی شد

پرده بکارت یک بار مصرف چینی وارد بازار کشورهای اسلامی از جمله حاشیه نشینان خلیج فارس شد
به گزارش برخی از خبرگزاری ها، این محصولی است که سالها توسط چین و برای بازار داخلی، به علت وجود بعضی از باورها و گرایش های سنتی در میان دختران چینی درمورد شب اول ازدواج ساخته و استفاده می شده است، اما اکنون با صادرات و ورود آن به برخی از کشورهای اسلامی خاورمیانه بحث آن درمیان رسانه ها و علما بالا گرفته است. حتا در مصر برخی از علمای تند رو خواستار ممنوعیت جدی ورود و فروش این محصول شده اند. وجود برخی رفتارهای افراطی درمیان مردان کشورهای مسلمان امروزی باعث شده است که رفتار دورویی در دختران برای تظاهر به باکره بودن در این کشورها رواج
> روزافزونی پیدا کند و روشهای مختلفی از جراحی گرفته (مانند ایران خودمان) تا استفاده از چنین محصولاتی رواج پیدا کنند. چین که یکی از بزرگترین تولید کنندگان محصولات مختلف با قیمت ارزان در سراسر جهان است، اخیرا نیز در ابتکاری تازه “پرده بکارت مصنوعی” را بصورت تجاری تولید کرده که آن را “پرده بکارت یک بار مصرف”‌ نیز نامیده اند.
. پایگاه خبری الجوار در این باره نوشته است :‌ “گفته می شود قیمت هر یک از این پرده ها با توجه به میزان کشش و خون مصنوعی داخل آنها و بسته بندی چیزی ما بین ۲۵ الی ۵۵ دلار است. تولیدکنندگان این کالای مصنوعی می گویند،‌ بیشترکشورهای عربی – اسلامی و از میان آنها مصر، بیش از سایرین از این محصول استقبال کرده اند. تعداد زیادی از بازرگانان مصری برای گرفتن نمایندگی رسمی این محصول، به این شرکت تولید کننده رفته و رقابت میان آنان شدت گرفته است که خود موجب بروز نگرانی در میان مقامات دیگر گردیده است. گفته می شود این کالا قرار بود اوایل ماه رمضان گذشته
بطور رسمی و با مجوز وارد مصر شود، اما مخالفت شدید برخی علما و چهره های دینی این کشور با وارد کردن آن در این ماه موجب شد که بازرگانان و واردکنندگان مسأله را به بعد از ماه رمضان موکول کنند. اما دسته ای دیگر از علما و چهره های دینی در کل با وارد کردن این نوع کالا به شدت مخالفند و آن را موجب نشر فحشا و فساد در جامعه می دانند. آنها میگویند این ابزار در واقع به افراد مرتکب عمل نامشروع، این امکان را می دهد که طرف مقابل را فریب دهند. در همین راستا شیخ “عبدالمعطی البیومی” عضو مجمع پژوهش های اسلامی دانشگاه الأزهر و نماینده سابق کمیته دینی در
> پارلمان مصر با صدور فتوایی ضمن انتقاد شدید از ورود این کالا به کشورش، خواستار محاکمه و قصاص واردکنندگان آن شد. از سوی دیگر شیخ “یوسف بدری” دیگر عضو مجمع پژوهش های اسلامی الأزهر حمایت کامل خود از فتوای شیخ “البیومی” را اعلام کرده و گفت: بنده ۱۰۰% این فتوا را درست می دانم و از آن دفاع می کنم. به اعتقاد بنده علاوه بر اینکه وارد کنندگان این کالا باید قصاص شوند، استعمال کنندگان آن نیز باید مورد قصاص قرار گیرند. فکر می کنم ۱۰ ضربه شلاق یا تبعید و حبس برای هر یک از استعمال کنندگان خوب باشد. شیخ “مصطفی شکعه” نیز در فتوایی مشابه خواستار اجرای
شدید قانون در این باره شد زیرا استعمال این کالا را فریب مردان توسط زنان که کاری حرام است دانست. گفتنی است شیخ “محمود عاشور” از اعضای سابق دانشگاه الأزهر پس از صدور این فتوا توسط “البیومی” و تأیید شدن آن از سوی “بدری”، آن را رد کرده و گفت: اینگونه اظهار نظرات یک اجتهاد شخصی است. به نظر بنده به جای قصاص واردکنندگان، باید آنان را جریمه کرد تا دست از واردات آن بردارند.

روش استفاده از این محصول طبق توصیه شرکت سازنده بدین قرار است:
چند ساعت قبل از رفتن به بستر، مثانه را تخلیه نموده، پرده را از بسته بندی خارج و آنرا وارد واژن نموده و به آرامی جلوی مدخل ورودی واژن به مدت چند دقیقه با فشار ملایم نگاه دارید. ترشحات طبیعی محیط موجب شروع فعالیت آنزیمی و چسبیدن پرده به بافت های داخلی واژن میشود بطوریکه مدخل را کاملا مسدود مینماید. در هنگام مقاربت سعی کنید ساکت نبوده و به نحوی با آه و بخصوص ناله در هنگام پاره شدن پرده دردناک بودن مقاربت و باکره بودن را تاکید نمایید. مدت زمانی که این محصول بطور محکم به بافت های واژن متصل میماند بسته به شرایط بین ۸ الی ۱۰ ساعت بوده و بعد
> از ان جدا شده و میتوانید آنرا به روش مناسب معدوم کنید.

و اما نظر مراجع تقلید ایران چیست؟
>>در سوالی ازآیت ا… روحانی از مراجع تقلید درباره اینکه آیا دختری که احتمال می دهد اگر ازدواج موقت نکند به گناه می افتد و ازدواج موقت بر او واجب است و از طرفی خانواده دختر مخالف ازدواج او هستند و او می خواند مخفیانه این عمل را انجام دهد اما می داند که با ازدواج موقت بکارت خود را از دست می دهد و بعد از ازدواج دائم شوهر و خانواده او متوجه این عمل او خواهند شد و او را به عنوان یک دختر هوسباز سرزنش خواهند کرد : ۱ – آیا بر چنین دختری جایز است که بعد از ازدواج موقت و از دست دادن بکارت با عمل جراحی دوباره صاحب پرده بکارت شود تا کسی از ازدواج موقت
مخفیانه او اطلاعی پیدا نکند ؟ ۲ – اگر شوهر دائم بکارت دختر را یکی از شروط ضمن عقد قرار دهد آیا می توان این بکارت غیر واقعی را به شوهر به عنوان بکارت واقعی مطرح کرد ؟

اینهم لینک ها و منابع :
>>http://news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/8279276.stm
>>http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2009/oct/28/artificial-hymen

گزارش گاردین از یک فیلم مستند جنبش سبز

Share Button

گزارش روزنامه گاردین راجع به فیلم مستند علی صمدی احدی از جنبش سبز با استفاده از عکسهای گرفته شده توسط موبایل و انیمیشن سازی و مصاحبه های کوتاه ویدئویی راجع به روزهای اعتر اضی جنبش سبز.

he Green Wave – review
This film about Iran’s green movement is a revelatory document of a harsh and difficult time
Henry Barnes
guardian.co.uk, Thursday 29 September 2011 22.22 BST
Article history

Hard times … The Green Wave
The Green Wave
Production year: 2010
Country: Rest of the world
Runtime: 80 mins
Directors: Ali Samadi Ahadi
Cast: Payam Akhavan, Pegah Ferydoni, Shirin Ebadi
More on this film
Ali Samadi Ahadi’s documentary blends phone footage, animation and to-camera interviews to follow the course of the Iranian green movement during the disputed re-election of Mahmud Ahmadinejad in June 2009. It’s a film powered by the internet, in which the voices of Iran’s reformists are relayed via blogpost readings and on-screen tweets to create a day-by-day account of events. Animator Ali Reza Darvish’s drawings offer a flashcard guide to the protestors’ emotional state; they’re played skillfully across interviews with some of the thousands of imprisoned activists, as Ahadu pulls the curtain back on a government that was willing to imprison and torture its electorate. A blogger’s quote lingers longest: “Endurance is the only option Iranians have.” It’s an immensely courageous, terribly sad statement.

 

عربستان داری بزرگترین نیروگاه خورشیدی میشود

Share Button

عربستان سعودی نخستین ایستگاه برقی خورشیدی خود را با ظرفیت ۸۶۴۰۰۰ کیلوات برق روز شنبه افتتاح میکند. عربستان سعودی جز نخستین کشورهای دنیاست که چنین سرمایه گذارای در این تکنولوژی پسا انرژی هسته ایی و هیدورکربنی میکند. انتظار بعیدی نیست اگر فکر کنیم این کشور میتواند در آینده جزء پیشتازان فن آوری این رشته مهم صنعتی باشد.
سایت زوایا (عربستان)
عربستان سعودی : کمپانی انرژی خورشیدی نخستین ایستگاه نیروگاه خورشیدی را راه اندازی میکند.
جیزان ـ این ایستگاه که در منطقه «فاراسان» در نزدیکی جده و با کمک یک کمپانی ژاپنی احداث است شده است روز شنبه راه اندازی میشود. این کمپانی رویی انرژی تمیز کار میکند.

Saudi Arabia: SEC to launch first solar-powered electricity plant
JIZAN — The Kingdom’s first solar-powered electricity-generating power station is set to be launched Saturday.
The station, located on Farasan Island, in the Kingdom’s Southern region, will be launched by the Saudi Electricity Company and is expected to have an annual production of 864,000 kilowatt hours, officials said.
The power source is financed by Showa Shell Sekiyu, a Japanese company that seeks to generate clean energy on the island, said Abdul Salam Al-Yamani, Vice Chairman of Public Affairs at Saudi Electricty Company.
The firm has installed equipment at the plant, he added. The plant will be linked to the main relay network in the area, Al-Yamani added. Ali Bin Saleh Al-Barrak, CEO and President of the SEC; Khaled Bin Abdul Aziz Al-Faleh, President of Saudi Aramco; and Shigeru Endo, the Japanese ambassador to the Kingdom, are also scheduled to attend the event.
http://www.zawya.com/story.cfm/sidZAWYA20110929041935/Saudi_Arabias_SEC_to_launch_first_solarpowered_electricity_plant
 

اختلاس نیست دعوای خانگیست!

Share Button


اختلاسِ ۳٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ تومنی بانکی جنجالی ایجاد کرد که من فکر میکنم فقط روی صفحه روزنامه ها و سایت های اینترنتی بیشتر منعکس شده واکنش آفرید تا توی خود جامعه. به تصور من این ابر اختلاس بانکی که در تاریخ بانکداری جهان از آغاز پیدایش تا کنون بی سابقه است حساسیتی در مردم عادی برنیانگیخت. شاید مقام های حکومتی از این خونسردی نشان دادن مردم روی این دامنه بی سابقه از فساد شاد شده باشند ولی اگر دقیق بنگریم جا دارد از ترس بخود بلرزند. این بی تفاوتی مردم اگر آنجور که من درک کرده ام درست باشد فقط آژیر خطری دال بر فرو پاشی جامعه است . مردم دیگر چنان فساد را هم ذات این نظام مقدس ولایی گرفته اند که اگر صد بار بیشتر این را هم ببینند تعجب نمیکنند البته تا آنجا که مستقیماً معشیت روزمره آنها را تهدید نکرده است.
آنروی واقعیت این اختلاس این است که رژیم ولایی و دررأس آن مقام معظم رهبری وسایر روحانیون حکومتی سی دو سال است تمام مملکت را مصادره و اختلاس کرده اند و به این خرده اختلاسها هم بعنوان دعوای مالی بین خود نگاه میکنند مثل جنگ داخلی باند های مافیای سیسیل یا مکزیک، تا امری که به مردم مربوط باشد. این اختلاس به خاطر میزان نجومی آن شاید اولین در نوع خود باشد ولی بیگمان آخرین نخواهد بود. قراداد های هزاران میلیاردی سپاه و قرارگاه خاتم الانبیاء هیچ یک کمتر از این اختلاس نیستند.
فقط سرنگونی این رژیم است که به این منظومه فساد پایان خواهد داد.

!چرخش اوضاع در سوریه

سوریه در مسیر جنگ داخلی

Share Button


سوریه در مسیر جنگ داخلی!
روزقبل چهارشنبه ۲۸ سپتامبر، از طرف پرتقال، انگلیس، فرانسه و با حمایت امریکا، پیش نویس قطعنامه تعدیل شده تری از آنچه قبلاً در نظر گرفته شده بود برای اقدامات تحریمی بیشتر و سریعتر علیه سوریه تحویل شورای امینت شد. اهمیت پیش نویس این قطعنامه در ۳ چیز است:
۱ ـ پیامی است به مردم سوریه که غرب آنها را فراموش نکرده است و این یادآوری طبعاً روحیه پیکار را در مردم همچنان بالا نگه میدارد و شانس اسد را در ماندگاری اش میکاهد.
۲ ـ به مردم منطقه نشان میدهد که این؛ آمریکا، انگلیس و فرانسه هستند که در پشت سرمطالبات دموکراتیک آنها با قاطعیت ایستاده اند.
۳ ـ روسیه و چین را بیش از پیش در انظار جهانیان و بویژه مردم منطقه حامی استبداد و سرکوب نشان میدهد که با توجه به سیر تحول دموکراتیک در منطقه احساسات چند ده ساله ضد غربی را بیش از بیش نرم کرده و سوء استفاده ازاین احساسات را برای بازیهای پوپولیستی نوع احمدی نژادی و حزب اللهی روز بروز دشوار تر میکند و، با توسل به زور بیشتر رژیم اسد در سرکوب مردم هم، موضعگیری در حمایت از آن رژیم هم هزینه دار تر میشود.
۴ ـ با صدورهر قطعنامه وعدم اجرای مفاد آن از طرف رژیم اسد، دفاع از آن رژیم برای حامیانش در سطح بین المللی دشوار تر شده و خود رژیم سوریه را نیز درچنان موقعیت دفاعی قرار میدهد که هر ذره عقب نشینی برایش سقوط آفرین تر نیز خواهد شد.
روزنامه هاآرتس چاپ اسرائیل نیز ازتصمیم دولت ترکیه به اعمال تحریمات سخت علیه حکومت اسد خبر میدهد.
دیروز،روزنامه ژروزالم پست نیز، ضمن درج عکس بزرگ اردوغان با تیتر درشت مینویسد: « نخست وزیر ترکیه با اشاره به ایران بعنوان یگانه حامی بشار اسد که کمکهایش آن رژیم را سرپا نگاه داشته است در مورد این حمایتها به ایران شدیداً هشدار جدی داد است. بنا به گفته رادیو ترکیه، وی میگوید؛ که کلید سوریه در دست ایران است و اضافه میکند که که ترکیه دیگر به ایران اجازه نخواهد داد تا از محدوده های این کشور برای ارسال اسلحه به سوریه استفاده کند.»
لازم به یاد آوریست که هفته قبل خبرگزاریهای جهان از توقیف یک کشتی حامل اسلحه به سوریه توسط ترکیه خبر دادند که قطعاً صاحب این کشتی و محموله تسلیحاتی آن جز ایران کشور دیگری نمیتواند باشد.
روزنامه الشرق الاوسط مقاله ایی طولانی راجع به لغزیدن تدریجی سوریه بسوی جنگ داخلی دارد و از قول مردم نقل میکند که؛ چرا ناتو به کمک آنها نمی آید؟ نگارنده مقاله الشرق الاوسط نظر گروههای مختلف اپوزیسیون را بیان میکند که بخشی از آنان موافق و برخی موافق مبارزه مسلحانه علیه رژیم هستند.
آنها که بر مبارزه مسلحانه تأکید دارند استدلال میکنند که رژیم امکانی برای مبارزه مسالمت آمیز باقی نگذارده است و آنها که مخالف هستند در درجه اول از فرقه ای (سکتاریانیستی) شدن جنگ داخلی میترسند و در درجه دوم از اینکه مبادرت به مبارزه مسلحانه، به رژیم اسد؛ هم در سرکوب بیشتر جنبش مسالمت آمیز مردم حقانیت خواهد داد و هم اینکه تبلیغات آنرا دایر بر اینکه یگانه عامل ثبات و امنیت درکشور است را تأئید خواهد کرد.
بخشهایی ازمردم نیز از لبنانیزه شدن و وقوع جنگ فرقه ایی اجتناب ناپذیر ـ چه رژیم برود و چه نرود؛ چه از رژیم خوششان بیاید یا نیاید ـ برای لزوم مسلح شدن خود دلیل آورده و از آن نتیجه میگیرند که باید مسلح شوند زیرا امنیت درهر حال از بین رفته و بیشتر ازاین هم از بین میرود و بنا براین هر کس باید بتواند خودش از حریم خویش دفاع کند.
در عین حال رژیم بشار اسد که همه فرصتها را برای اصلاحات سیاسی و مشارکت دادن مردم و مخالفین درامور مملکت را از دست داده است بیشتر و بیشر به خشونت متوصل شده و در آخرین رویکردهای خود، به تعقیب خانواده های مبارزانی که قادربه دستگیری آنان نیست پرداخته است. هفته قبل مأمورین رژیم سر خواهر یکی از مبارزانی را که حاضر نشده بود خود را به مراجع امنیتی معرفی کند، بریده و پیکر اورا در خیابانها انداخته اند. خبرراجع به تعقیب، بازداشت و شکنجه و آزارِ خانواده های مبارزان و ارتشیان ترکِ خدمت کرده زیاد است که حکایت ازاین دارد که رژیم کنترل خود را بر خویش از دست داده است.
موج فرار از ارتش گسترش می یابد و البته این احتمال را باید قوی دانست که برخی از این فرارها میتواند توسط خود رژیم برای رخنه در درون اپوزیسون مسلح ترتیب داده شده باشد، همان روشی که قذافی هم وسیعاً بکار برد ولی این گونه تدابیر هم کمکی به رژیم نکرده و اپوزیسیون در کوران مبارزه، ستون پنجم را شناخته و آنرا تصفیه خواهد کرد هر چند با هزینه بسیار.
در گزارشی دیگر خبر میرسد که «شورای ملی سوریه»، یکی از ائتلافهای اخیر که درست شده است، از همه نیروهای مخالف رژیم دعوت کرده تا در همایشی برای روزهایی ۲ و ۳ اکتبر یعنی ۵ روز دیگر، در استانبول جمع شوند تا بتوانند یک ارگان مرکزی ایحاد کنند. ناگفته نماند این هفتمن و یا هشتمین از این نوع نشست ها است.

اتحاد اپوزیسون و نقشی که غرب میتواند در تسریع آن بازی کند:
در رابطه با اتحاد اپوزیسون سوریه، من در آینده یاداشتی تحلیلی راجع به کمک غرب در متحد کردن نیروهای ضد قذافی و کمک به شکل گیری شورای موقت دولتی آنجا به رهبری «جبریل» خواهم نوشت ولی مختصراً در اینجا میگویم که کمک بزرگتروتعین کننده تر ناتو و غرب به اپوزیسیون ضد قذافی قبل از آنکه کمک نظامی بوده باشد، سازماندهی شورای دولتی موقت و سازماندهی واحد های نظامی در میان انارشی جنگی و وجود باند های مشکوک مسلح بود که بدون ایجاد یک چنین نیروی مرکزی ای شانسی برای پیروزی بر قذافی وجود نداشت. اگرغرب به سازماندهی و ازآن مهمتر، به «اتوریته آفرینی» برای اپوزیسیون قذافی، کمک نمیکرد با صدها برابر بیشتر از آن بمبارانهای هوایی هم، رژیم قذافی ساقط شدنی نبود چون مخالفین آن، چنان پراکنده بودند که قادر نبودند از خود، در سطح یک دِهکده یا شهرک هم مدیریت خود را مستقر کرده به بمردم بقبولانند تا چه رسد به کل کشور. این کاستی در سوریه بعلت قدرت وحشتناک دستگاههای امنیتی سوریه بمراتب از لیبی بیشتر است. لذا نتیجه ایی که من میخواهم در اینجا بگیرم و تنها به لیبی و سوریه هم محدود نمیشود اینستکه؛ تا غرب با استفاده از نفوذ خود و احساس ضرورت و نیاز به کمک گیری از آن، از طرف اپوزیسون، به اتوریته بخشی به یک ارگان مرکزی اپوزیسیون سوری کمک نکرده است انتظار اینکه خود این اپوزیسیون به تشکیل چنین ارگانی موفق شود تقریباً غیر ممکن است زیرا پراکندگی و تفرقه در آنها بیشتر از آنست که آنها خود بتوانند با درایت و همزیستی خود بر آن فائق آمده و برای خود دردرون جامعه اتوریته و اعتماد آفرینی کنند مخصوصاً که این َتفَرُق بطور دائم توسط ستون پنجم رژیم اسد تغذیه و شارژ میشود.
البته میدانم که چنین با صراحت از کمک غرب در سازماندهی اپوزیسیون سوریه، که هیچ بعید نیست در صورت تضعیف جنبش سبز مدلی هم برای آینده ما باشد، سخن گفتن زود هنگام باشد و به ذائقه آنانی هم که خود را الترناتیو بی چون و چرا و طبیعی رژیم میدانند خوش نیاید ولی آینده نشان خواهد داد که متأسفانه بدون کمک غرب از جمله در این زمینه جنبش دموکراسی خواهی نه در سوریه و نه در بقیه منطقه پیش نخواهد رفت. معادلات تغیر یافته قدرت را در منطقه باید جدی گرفت و از نگاه آرزومندانه و آرمان گرایانه پرهیز کرد زیرا هزینه دار است.
سخن پایانی اینکه درتأئید گزارش تحلیلی الشرق الاوسط دیروز، باید بگویم که بنظر من هم سوریه در مسیر جنگ داخلی قرار گرفته است و بعید مینماید که نیرویی باشد یا بتواند و بخواهد که آنرا در این مسیر متوقف کند. آنچه میتوان امید وار بود و آرزو کرد اینست که با هوشیاری اپوزیسون و کمک غرب، چنین جنگ ناخواسته ایی در مسیر جنگ فرقه ایی( سکتاریانیستی) نیافتاده و صورتی ملی، علیه کلیت دیکتاتوریی و استبداد را بخود بگیرد.
کم نیستند نیروهایی که حد اکثر سعی خود را خواهند کرد تا اگر نتوانند رژیم اسد را نجات دهند اقلاً جنگ داخلی را به جنگ سکتاریانیستی تبدیل کنند تا بلکه در کوره فرقه گرائی آن نان خویش را بپزند.
ایران، روسیه، حزب الله و به نوعی دیگر القاعده از جمله این نیروها هستند.

خِرِ مش رجب

Share Button

خر مش رجب:
شعری از محمد رضا عالی پیام (هالو)
شنیدم که دزدی زبل نیمه شب
ربود از طویله خر مش رجب
رجب تا که شستش خبر دار شد
جهان پیش چشمش شب تار شد
درون طویله دو زانو نشست
زمین و زمان را دم فحش بست
یکی گفت تقصیر از آن توست
که قفل طویله نبستی درست
یکی گفت گیرید معمار را
بنا کرده کوتاه دیوار را
یکی گفت تقصیر از شحنه هاست
که هر روز بر پا چنین صحنه هاست
یکی گفت: نه، بوده تقصیر خر
چرا ؟ چون که می کرد اگر عر و عر
و یا یک کمی جفتک و گرد و خاک
مسلم که آن دزد می زد به چاک
شنیدم که با غیض مشدی رجب
در آن بین می گفت : یاللعجب
که هر کس به نوعی ست در اشتباه
فقط دزد در این میان بی گناه

قلم دست هالو چو در کار شد
بدانید تاریخ تکرار شد
شنیدم که در حومه ی اصفهان
به شهری که نام خمینی بر آن
به دست گروهی از اشرار پست
حریم خصوصی مردم شکست
نه در شب، که در روز جمعی پلید
به دستان خود فاجعه آفرید
نه از چوب قانون هراسی به دل
نه از آدم و آدمیت خجل
شنیدم که فرمود شیخ الانام
نبودند زن ها علیه السلام
و آن دیگری گفت: از مرد و زن
همه مست بودند در انجمن
یکی گفت: آن جا به جای نماز
همه بوده مشغول آواز و ساز
یکی گفت : الحق که مردانشان
ز غیرت نبردند هرگز نشان
یکی از بزرگان صنف پلیس
چنین گفت با لحن رک و سلیس
که تحقیق کردیم بسیار زود
«حجاب زنان» مشکل کار بود
خلاصه همه بوده تقصیر کار
به جز آن تجاوز گر نابکار

کجایی ببینی عمو مش رجب
که ما خوش بتازیم ، دنده عقب
اگر در دهات تو خر می برند
در این خطه ناموس را می درند

درسهایی ازبهار تونس و جنبش مردمی سوریه

Share Button

ساده ترین تعریف یک حزب سیاسی عبارت است از: تشکیلاتی که بیانِ نظری وعملی منافع یک گروه یا طبقه اجتماعی باشد و یا یک جنبش فرا طبقاتی مثل جنبش زیست محیطی یا فمینیستی.
در چند دهه اخیر احزاب مذهبی هم درست شده اند که نه دارای ویژگی های نوع اولند و نه نوع دوم. این نوع احزاب اگر اعتقاد محور باشند نه یک حزب سیاسی بلکه یک جنبش و جریان مذهبی هستند حتی اگر نام خود را حزب بگذارند و اگر برنامه و مطالباتی محور باشند در حقیقت از مذهب بعنوان یک سرمایه اعتقادی حاضر آماده برای جلب مردم از طریق گنجانیدن اعتقادات دینی آنان در کار پایه سیاست حزبی خویش استفاده یا سوء استفاده میکنند. این رویکرد به این احزاب امکان میدهد هم بخشهای وسیعتری از مردم را بخود جلب کنند و هم کاستی های برنامه ای و مطالباتی خود را زیر پوشش مشترکات دینی و اتوریته روانشانختی آن پنهان نمایند.
بهر حال چون مراد از این یاداشت این جنبه قضیه نیست از آن گذشته به اصل موضوع میپردازم.
بنا به تعریف فوق از حزب سیاسی؛ چون در جامعه، تعداد گروهها یا طبقات اجتماعی از انگشتان دست تجاوز نمیکنند و تعداد جنبش های فراطبقاتی نیز، از جنبش زیست محیطی گرفته تا همجنس بازان، جوانان، بازنشستگان، زنان نیز همینطور، لذا در دموکراسی های پیش رفته دنیا تعداد احزاب سیاسی در هر کشور انگشت شمارند. در این کشورها معمولاً دو حزب قوی وجود دارد و چند تا احزاب اقماری یا کوچکتر.
حال برای مقایسه و نتیجه گیری، نگاهی به «دموکراسی» نوپای تونس انداخته و ببینیم در آنجا که به برکت انقلاب به آزادی رسیده و تا دو هفته دیگر هم مردم آزادانه و شاید برای اولین بار درطول تاریخشان به پای صندوقهای رأی میروند، اوضاع بر چه منوال است.
در انتخابات پارلمانی پیش روی در تونس علاوه بر سه حزب اسلامی، حدود ۱۰۰ حزب سیاسی دیگر نیز برای شرکت در انتخابات پارلمانی نام نویسی کرده اند. با اطمینان میتوان گفت این تعداد یکصد به چند صد و حتی هزارهم میتواند افزایش یابد اگر فقط همه آدمهای با سلیقه های متفاوت در این احزاب از امکانات مادی برای نشر ارگان حزبی مستقل، برنامه نویسی حزبی، تهیه و تأمین مادی یک ستاد حزبی برای خود، برخوردار میبودند.
در سوریه هم که احزاب آن هنوز فرصت تمرین سیاست ورزی در فضای آزاد را نیافته اند، پس از سرایت بهار عرب به آنجا تاکنون حد اقل ۶ ائتلاف سیاسی در: ۲ تا استانبول، آنتالیا، نیکوزیا، پاریس و دمشق درست شده که در کمترین آن ۴۰ حزب و در بیشترین آن بیش یکصد حزب و شخصیت مستقل و صاحب ادعا شرکت کرده اند.
نباید فکر کرد در لیبی بهتر از این خواهد بود. مردم مصر هم دو ماه دیگر به پای صندوقهای رأی میروند و در آنجا هم هرچند وضع به این فلاکت باری نیست ولی چندان بهترهم نیست. در همه این کشورها، احزاب اسلامی که برنامه سیاسی خودرا در بسته بندی اعتقادات دینی با پشتوانه نهادها و شبکه خدمات دینی بنا نهاده اند برتری شکننده ای نسبت به دیگر احزابی که فقط با مطالبات صرف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی به میدان می آیند برخوردار هستند. دراین کشورها مواعید زیبای مدینه فاضله تبلیغ شده هزار ساله برای توده عادی مردم جاذب تر و با روانشناختی اجتماعی آنان خوانایی بیشتری دارد تا شعار های نا مأنوس سیاسی احزاب مدرن. اتوریته دین و لباس دینی به اتوریته شخص منادی دین انتقال یافته و یک برتری می آفریند که به آسانی قابل رقابت نیست. برای این مردم تکرار اینکه الزامات دینی عدالت آفرین است بهتر درک میشود تا فلان شعار چپ که از مشترکات طبقاتی سخن میگوید یا فلان جریان لیبرال که توسعه اقتصادی و شکوفایی استعداد فردی و رقابت سالم را دینامیسمِ رشدی معرفی میکند که، اگر به عدالت تساوی طلبانه نمی انجامد ولی، به رفاهی چند ده بار بیشتر از آن تساوی و عدالت در فقر(آنهم فقط صوری و ادعایی)، منتج میشود.
بهر روی، برخورداری از پشتوانه مشترکات دینی و تأکید بر آن مثل بادی نیرومند و موافق است که در بادبان کشتی های این احزاب در دریای سیاست روز می افتد و آنان را به مقصد قدرت زوتر میرساند درمقام مقایسه با آنانیکه با پارو زنی عرق میریزند و همان مسافت را میخواهند با حرکات تند ونفس گیر پاروزنی طی کنند. بگذریم از اینکه نه قایقهاشان از ساخت مناسبی برخوردارند و نه پارو زنانشان در پاروزنی خود، کشته کارند.
خوشبختانه در پهنه سیاسی کشورهای دستخوش انقلاب منطقه، مثل دهه های قبل وضعیت بگونه ای نیست که اولین انتخابات آزاد، آخرین انتخابات آزاد نیز باشد. درمعادلات سیاسی امروز منطقه هم عنصر فرامرزی و بین المللی بمراتب بیشتر از گذشته اثر گذار شده است و هم فضای گفتمانی، تغیر یافته است وهم جوانانی که زود به نقد کاستیها میرسند شرکت دارند و هم در بین خود گردانهای سیاسی مدعی قدرت نیز چیرگی قطعی وهژمونیک یک جناح وجود ندارد تا این یا آن حزب «پوتین*» وار سلسله خود را بنام جمهوریتی برخوردار از چرخش و گردش قدرت، ابد مدت سازد.
مردم مصر، تونس و لیبی و در آینده سوریه و لبنان و عراق فرصت خواهند یافت احزاب سیاسی را با محک تجربه خویش بیازمایند و در صورت نپسندیدن آنان، رأی خود را عوض کنند.
ولی دشواری کار زمانی جدی میشود که این تَکَثُر تفرقه آمیز و غیرعادی سیاسی نه در مرحله کارزار انتخاباتی بلکه در مرحله پیکار با دیکتاتوری رخ میدهد که هزینه آن با جان انسانها پرداخت میشود مثل نمونه کشور سوریه و خود ما و نه فقط به قیمتِ از دست رفتن فرصتهای انتخاباتی.
درون مایه واقعی این روحیه جمع وسازمان ناپذیری، نه تفاوتهای برنامه ایی این یا آن گروه یا حزب بلکه قدرت طلبی این یا شخص و یا تبار پرستی (غالباً نا بحقِ) این یا آن جریان است. درپس این تبار گرایی، ادعای تاریخی و ارث و میراث خواهی قرار دارد که خود را در پشت تفاوت آفرینی ها یا تفاوت یابی های برنامه ایی یا آرمانی پنهان میکند. آن میراث خواهی سیاسی بنوبه خود اصرار بر تاریخ نویسی سیاسی دارد که در آن، همه بازیکنان تاریخ یا شمرند یا امام حسین و همه وقایع تاریخی نیز آشورایی هستند و لذا جایی برای قضاوت و تحلیل درست تاریخشناسانه باقی نمی ماند.
مراد من از طرح این جنبه از آسیب شناسی نیروهای مخالف استبداد در منطقه نه سوریه بلکه دردرجه اول کشور خودمان است. ظرف سه دهه گذشته؛ چند تا بلوک جمهوری خواهی زاده شده است؟ چند تا گروه چپ بر آن قدیمها افزوده شده است؟ چند فرقه مذهبی سیاسی بوجود آمده است؟ چند سازمان و حزب سلطنت طلب ایجاد شده است؟ از این ده ها تا حزب و سازمان کدامیک کمترین نشانی از تمایل به مداراگری سیاسی نشان داده اند؟
اگر اینجا یا آنجا مصلحت آمیزانه زیر بیانیه ایی هم امضاء شده، دربنیاد گفتمانی چنین بیانیه هایی، اثری ازوفاق «ملی» نبوده است. چندین سایت منتسب به جنبش سبزامید داریم که درج نظریات روحانیون منتقد دولت در آنها با عکس روحانیون مربوطه یک پدیده کاملاً عادی و جا افتاده شده است ولی دریغ از اینکه این سایتها زحمت درج مطلب یک آدم کراواتی یا خانم بدون حجاب را یا یک منتقد مستقل یا از گفتمان دیگری را بخود بدهند.
سخن کوتاه!
زمان آن رسیده است که بجای درج و نگارش روزانه صدها مطلب افشاکننده رژیم که دیگر کَکَش هم ازاین افشاگریها نمی گزد؛ چون آب ازسرش گذشته و داستان اعدامهایش، شکنجه هایش، کلاه برداریها و اختلاسهایش درحد اهمیت موضوعات روزمره صفحه حوادث روزنامه ها عادی و تکراری شده است، به آسیب شناسی وحدت عمل جنبش ضد رژیم بپرداژیم. انتخاباتی دیگر با بامبول بازی های دیگر درراهست ولی دریغ از یک بحث جدی در مقیاس ملی روی این مسئله؟ و این فقط یک مسئله ساده است.
انسان اگر یک دزد کهنه کار را دزد خطاب کند شخص دزد عین خیالش نیست ولی دزد نامیدن یک آدم باشرف واکنش جدی ایجاد میکند. این حکومت با عنوان دزد و قاتل و مردم کُش و تجاوزگرچنان عادت کرده است که قضیه دیگر برایش افشا شدن نیست بلکه مشغول شدن مردم به این سرگرمی است.
تا هنگامیکه ما نتوانسته ایم دور یک میز نشسته با هم صحبت کنیم جای واقعیی تفاوت ها و مشترکات خود را بیابیم حق نداریم از دموکراسی صحبت کنیم همین و بس!
در مسیر پیکار آنچه مبنایی و اتحاد آفرین است و باید محور قرارگیرد راهبردهای اجرایی وعملیاتی و مضمونی است و نه اهداف آرمانی و اعتقادی و اشکال رفتاری. دانش و تکنیک امروز بشر از آنجا شروع به توسعه و تکامل کرد که خود را بر پایه تجربه « روش امپریک» مبتنی کرد بدون اینکه افق هایی تئوریک خود را هرگز به بایگانی کامل سپرده باشد.

*
چند روز پیش رسانه های دنیا اعلام کردند که پوتین در انتخابات آینده روسیه کاندید ریاست جمهوری خواهد بود و مدودیف کاندید پست نخست وزیری. تصور اینکه نظم انتخاباتی، عنوان ریاست جمهوری و نخست وزیر پارلمانی، در یک کشور اروپایی بیشتراز این میتوانست به مضحکه تبدیل شود غیر ممکن بود. کشور روسیه اگر بلیه انقلاب اکتبر دامنگیرش نشده بود با فرهنگ غنی اش، نه تنها امروز یکی از قدرتهای بزرگ صنعتی اروپا بود بلکه یکی از گهواره های دموکراسی دنیا نیزمیتوانست باشد. فکر نمیکنم اگر در فردای فروپاشی امپراطوری پوشالی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی مردم روسیه یکی از فرزندان یا نواده های استبل چیان نیکلای دوم، تزار روس را، به بنام تزار به سلطنت مینشاندند، مردم روسیه امروز دموکراسی ضعیف تری از آنچه مافیا کراسی پوتین بدانها داده است میداشتند

با اسلام مهر ورزانه بیشتر آشنا شویم!

Share Button


از میان اِمیل های رسیده!

دانشجوی ممتاز دانشگاه فردوسی مشهد در یکی از رشته های مهندسی .. به خاطر یک قوطی آبج و, بعد از ۶ روز بازداشت …. ۲۹ بار تجاوز توسط ۷ نفر … در آخر ۸۰ ضربه حد!! به نظرتان در نگاه او چه دیدم???? فقط نفرت !!!!!!!! !!!!!!! با توام ای کسی که حتی حوصله یا شعور انتشار این خبر تکراری را نداری !!!!! همین کار کوچک را میتوانی
انجام دهی???
……………..
با تمام حنجراه ام
جانم
وجودم
روحم
،بر کبریا شوریده
بر عرش کوبیده
فریاد میکشم!
ای پفیوز!
ننگت باد!
ده ها بار تجاوزبه عنف، ۸۰ ضربه شلاق، قریب یک هفته بازداشت همراه با تجاوز بخاطر نوشیدن یک قوطی آبجو!
البته شرب مسکرات اول انسان را از دین خارج میکند و انگاه تصرف به عنف او را مجاز و شرعی!