Archive for: October 2011

به بهانه انتخابات تونس!

Share Button


انتخابات تونس و درسهای آن
در جوامعی که تجربه یک یا دو سده دموکراسی و پارلمانتاریسم را پشت سر نهاده اند، بویژه اگر دین و مذهبی مدارا گرتر از آنچه ما داشته ائیم داشته بوده اند مسئله دموکراسی دیگر از موضوع کتب علوم سیاسی به پراتیک اجتماعی و سیاسی مردم عادی چنان تبدیل شده است که در متن و بستر آن زندگی خود را میگذرانند و با هوای آن تنفس میکنند. در این جوامع برای توضیح دموکراسی به مردم و یا روشنفکران دیگرنیازی به ارجاع دادن به موئلفه های عمده دموکراسی در مباحث روز نیست چون این موئلفه ها همزاد زندگی اجتماعی مردم گردیده اند. اما برای ما ملت هایی که هرگز تجربه دموکراسی نداشته ایم و متأسفانه نه تنها مردم عادی متوسط ما بلکه بسیاری از روشنفکران مدعی سیاست ورزی ما هم نیز با مشخصه ها و موئلفه های این مقوله تاریخی مدرن یا آشنایی ندارند یا آشنایی کلیشه ایی دارند، یادآوری برخی جنبه های نظری این گفتمان تاریخی معاصر مفید به فایده است. این برداشت سطحی و برخورد کلیشه ایی تنها به مقوله دموکراسی و دموکرات بودن محدود نشده شامل دو مقوله دیکتاتوری و استبداد نیز میشود. تا همین اواخر کم نبودند کسانی که هرگاه میخواستند از موضع «دموکراسی» راجع به سیاست قلم بزنند از نقد کوبنده استبداد دو هزار و پانصد ساله سلطنتی شروع میکردند. این دانشمندان هرگز از خود نمی پرسیدند در آن دوران استبداد دو هزارو پانصد ساله مورد اشاره آنان کدام کشور دموکراسی پارلمانی یا جمهوری در دنیاوجود داشته که مملکت استبداد زده ما از آنها متفاوت بوده است؟ آیا سلطه استبداد بر جهان طی ده ها قرن نظام برده داری، استبداد مرکزگرای آسیایی و فتودالیسم نوع اروپایی، توسعه مادی و معنوی جهان را متوقف کرده بوده است؟
واقعیت اینست که تمدن امروز بشر تحت مدیریت همان استبدادهای کهن ریشه گرفته و تناور گردیده است. تاریخ بشر، ازجمله، تاریخ گذار از استبداد به آزادی است و تا ریخ اعتبار یابی«فرد» در بافت ارگانیک جامعه است که «ماکس وبر» آنرا فردگرایی همگرایانه در برابرفرد گرئی خود خواهانه * طبقه بندی میکند. هیچ یک از دموکراسی های امروز دنیا تا همین یکی دو قرن پیش وجود نداشته اند. لذا بهتر است که همه کاسه کوزه ها را بسر استبداد دوهزار پانصد ساله خودمان نشکنیم. و اما در پرانتز بگویم که استبداد نامریی نهاد دین و کلیسا و مسجد و معبد هرگز کمتر استبداد سیاسی وحکومتی، آزادی کُش تر نبوده اند. اما از این شجره شناسی سطحی استبداد، نه میتوان نتیجه گرفت که باید به نفرین آن پرداخت و نه تقدیس آن. مهم اینست و خیلی هم مهم است که ما در ارزیابی تاریخی خود بدانیم که در این تمدنی که طی هزاران سال شکل گرفته است کدام «دیسپوت»، کدام «تیران» و کدام دیکتاتور، توسعه گرا بوده است و کدام یک واپسگرا و رخوت و رکود آفرین. بطور مثال اسکندر کبیر، کورش و داریوش کبیر، پطر و کاترین کبیر، ناپلئون، ملکه ویکتوریا، بیسمارک، رضا شاه و شاه، آتاتورک و بورقیبه، حسنی مبارک، سوکارنو و حتی فرانکو و پینوشه (فاشیست).. ، هیچ یک دموکرات نبوده اند ودر متن و زمینه سیاسی ـ اجتمایی دوران خود نمیتوانسته اند دموکرات هم باشند. برای ارزیابی سیاسی و تاریخی آنان باید معیار ها و مقولات فردی و ارزشی و اخلاقی را به کنار نهاد و نقش آنان را در آن شط مداوم توسعه ی تاریخی دید. باید دید که آنها در مجموع به توسعه تاریخی کمک کرده، یا نه، آنرا کند کرده اند. زیرا دموکراسی امروز دنیا مدیون آن پیشرفتهایی است که همان استبداد تاریخی آنرا مدیریت کرده است همچنان که دانش و فن امروز نیز دستاورد آن دوران هزاران ساله جوامع استبداد زده بوده است. از منظر اخلاق خالص فردی و انسانی میتوان بحال آن بردگانی که پوستشان زیر بار کار اجباری کنده میشد، یا آن کارگران نساج شهرهای منچستر و لیون که ۱۵ تا۱۶ ساعت روزانه جان میکندند و معدن چیان روهر و ویلز که دسته دسته در معادن ذغال زنده بگور میشدند، دلسوزی کرد ولی در عین حال باید دانست که بدون آن استثمار وحشتناک و بدون آن نظم استبدادی تمدن ساز، ما امروز نه دموکراسی داشتیم، نه رفاه امروز و نه حتی اولیه ترین تکنیک های تولید گری را. اگر استثمار بردگان نبود، افلاطون و ارسطو و سقراط نیز باید بجای تولید اندیشه به کار جمع آوری و نه حتی تولید خوراک خود میپرداختند.
پس، در ارزیابی نقش اقتدارو کاربرد زور برای حفظ نظم اجتماعی در تاریخ، که شالوده درجه بندی استبداد و آزادی است باید اولاً: توجه داشت که مرز دقیقی بین استبداد و آزادی در تاریخ بشر وجود نداشته و ندارد بلکه هر مرحله از توسعه تاریخی، با توجه به میزان توسعه، یک ملت را در یک نقطه ایی از این گذارِ فرایندی، از استبداد و اجبار به آزادی و دموکراسی قرار میدهد. براین مبنا، میتوان بهترین حکومت های تاریخ را که دورانساز شده اند، آن حکومت هایی دانست که در چهار چوب مقتضیات و امکانات زمانه خود بیشترین امکان را برای آزادی و ترقی فردی انسانها فراهم کرده اند . لذا نخست باید دید یک ملت مفروض به نسبت سهمش در توسعه تاریخی جهان و میزان توسعه تاریخی سرزمینش ازچه میزان آزادی بر خور دار شده است و بالقوه سزاوار چه میزان آزادی بوده است. تاریخ «حق آزادیِ» هر ملتی را در این ارتباط جهانی و ملی تعین میکند که حق تاریخی و طبیعی اوست. حال اگر ملتی کمتر از این آزادی برخوردار است حقش خورده شده است دقیقاً مثل ملت خود ما. در اینجا حکومت ها هستند که یا سهم عادلانه مردم را از آزادی میدهند و یا نه! اگر تصور کنیم که مثلاً مردم قبیله نشین سلطان نشین مسقط میتوانند و باید از همان میزان و نوع دموکراسی برخوردار باشند که مردم شمال اروپا، مفهوم دموکراسی و آزادی و ارتباط آنها را با توسعه تاریخی خوب درک نکرده ایم و دینامیسم تاریخی دموکراسی و آزادی را نشناخته ائیم. بنا یر این مقدمه؛ استبداد و دیکتاتوری را بصرف اعمال اقتدار و میزان جباریت حکومتی برای حفظ نظم اجتماعی نمیتوانیم ارزش گذاری کرده محکوم یا برعکس توجیه کنیم. باید جباریت ضرور را از جباریت غیر ضرور تشخیص دهیم، باید استبداد و دیکتاتوری شخصی و خانوادگی محور واپس گرایانه را از استبداد و دیکتاتوری مملکت محور، و توسعه گرا از هم تمیز دهیم، باید به سمت و سوی و جهتگیری اِعمال دیکتا توری توجه کنیم. مثلاً دیکتاتوری رضا شاهی و شاه را؛ که لبه تیز دیکتاتوریشان بیشتر نه متوجه نیروهای آزادیخواه بلکه متوجه نیروهایی بود که امروز در پرتو سی و دو سال استبداد دینی عیار ملی بودن، مردمی بودن، آزادیخواه بودن و استقلال طلب بودن آنان را تجربه کرده ائیم، نمیتوانیم با استبداد سید علی خامنه یی و شرکای لومپن تبارش به صرف استبدادی بودن هردو یکسان گرفته و دریکسوی معادله آزادی و استبداد قرار دهیم..
باید سطح توسعه ملی را با توسعه جهانی که ماهم درآن سهیم هستیم و حق داریم جبران کاستی توسعه ملی خود را «تا حدی» از آن محل مطالبه کنیم درنظر آوریم تا آنگاه به قضاوت درست راجع به اینکه چه دیکتاتوری و دیسپوتی چه اندازه و تا کجا به لحاظ مقتضیات تاریخی موجه و یا ناموجه بوده اند دست یابیم. در همین جا اضافه میکنم فساد همواره همزاد استبداد بوده است. هرچه یک حکومت استبدادی واپسگراتر باشد، فسادش نیز بیشتر است. بعنوان یک پرانتز باید اضافه کنم، درهیچ یک از دیکتاتوریهای توسعه گرای دوران معاصر؛ آن میزان دزدی، فساد و اختلاس که در حکومتِ استبدادی واپس گرایانه فعلی ما وجود داشته است سابقه نداشته است. میزان فساد نظام اسلامی ما نه تنها با فساد درآن نوع دیکتاتوریهای توسعه گرا نظیر سوکارنو، خونتای شیلی، فرانکوی اسپانیا، محمدرضا شاه ایران قابل مقایسه نیست بلکه بعید میدانم با فساد در دیکتاتوریهای واپسگرای مشابه دیگر؛ نظیر ایدی امین در اوگاندا، صدام درعراق، قذافی، بشار اسد، موگابه، خونتای نظامی برمه (میانمار) نیز قابل مقایسه باشد. لذا فساد در این گونه نظامها را هم باید در ارتباط منطقی با سطح توسعه تاریخی آنها نگریست.
بر مبنای این مقدمه میتوان میان استبداد آغا محمد خان قاجاری که به روایتی فقط در شهر کرمان ۷۰ هزار نفر را کور کرد، با استبداد شاه سلطان حسینی که کسی را کور نکرد ولی مملکت را تسلیم محمود افغان کرد تفاوت قائل شد. آن استبداد آغا محمد خانی توسعه گرا و در پایانه تاریخی خود آزادی آفرین بود ولی این نرمش خویی شاه سلطان حسینی استبداد پرور و استبداد ساز بود زیرا عقب ماندگی را نهادینه میکرد.
دموکراسی تعبدی و دموکراسی خود سامان (دموکراسی مکانیکال و دموکراسی دینامیکال )
امیل دور کهیم جامعه شناس برجسته فرانسوی در آغاز قرن گذشته، اخلاق را به دو نحله تقسیم میکند. ۱ ـ مکانیکال و داینامیکال mechanical Morality and dynamical morality . کاربرد کلمه مکانیک و دینامیک در مبحث اخلاق قدری نابجا بنظر میرسد ولی در واقع دورکهیم با استفاده از این دو مفهوم، گوهر اخلاق رایج را بازشناسی کرده، منشاء آنرا نشان میدهد. اخلاق میکانیکی بنظر دورکهیم آن اخلاقی است که از اعصار کهن از اعصار سلطه فرهنگ دینی، قومی و قبیله ایی بما به ارث رسیده است وکُدهای ویژه خود را دارد. در پس این اخلاق، آمریت، تعبد، کیفر و پاداش دهی قرار دارد. ترس از جهنم و شوق بهشت، ترس از سرزنش این و آن یا میل به تشویق و تحسین دیگران، از دست دادن این یا آن امیتاز و حفظ آبرو یا کسب آبرو. این محرکه های بیرونی و پیرامونی به ما حکم میکنند، دزدی نکینم، دروغ نگوئیم، نامردی نکنیم، با دیگران مهربان باشیم و… . حال در اگر دزدی کنیم و کسی نفهمد، دروغ بگوئیم و آشکار نشود، نامردی کنیم کسی درک نکند، نامهربان باشیم ولی دیگران متوجه نشوند، سخاوت، مهربانی ،شجاعت و راستگوئی ما مورد توجه قرار نگیرد، همه این کُدها دیر یا زود زیر فشار واقعیات و الزامات عینی شکسته شده و فقط پوسته های آنها باقی میمانند. ترس از جهنم و پاداش بهشت مارا وامیدارد که این بکنیم و آن نکنیم. این اخلاق، خاص دوران پیش مدرن جامعه بشری است که، درمقابل آن، اخلاق داینامیکال یعنی ذاتی شده، خود جوش و نهادینه شده قرار میگیرد. اخلاقی که ضمن حفظ جنبه های معنوی خوب و به ارث مانده از دوران تعبد اخلاق دینی، قومی، قبیله ایی، به اخلاق، وجهی منطقی هم میدهد. من دزدی نمیکنم چون فکر میکنم اگر همه دزدی بکنند جامعه باید کلی هزینه برای پلیس و زندان و دادگاه بدهد، من آشغال اینور و آنور نمی ریزم چون بقیه هم میریزند و همه خیابانها به آشغالدانی تبدیل شده و هزینه شهرداری و مالیاتی من هم بالا میرود، به اموال عمومی لطمه نمیزنم چون خودم مالیاتش را باید بدهم و.. .
در مقدمه فوق توضیح دادم که در کشورهای دموکراسی نوع اروپای غربی، دموکراسی به متن رفتار مردم جوامع دموکراتیک کشانده شده و همذات کردار آنان گردیده است. لذا برای توضیح منشاء و نوع دمکراسی، من آن مفاهیم ساخته شده در حوزه اخلاق توسط امیل دورکیهم را بر مبحث دموکراسی تعمیم داده و فکر میکنم کاربرد مفهوم مکانیکال برای همزیستی تعامل آمیز، ناچاری؛ و دینامیکال، برای دموکراسی نهادینه، ذاتی و عادت شده بیراه نباشد. بنابر این فکر میکنم همانجور که اخلاق مدرن و دینامیک از درون اخلاق تعبدی و مکانیک زاده شده و میراث دار جنبه های درست و ماندگار آن شد، دموکراسی دینامیک هم الزاماً از درون آنچه میتوان آنرا دموکراسی مکانیکی نامید زاده شده و عناصر ارزشی آنرا برای خود حفظ کرده و بار منطقی و مدرن، آنرا در زندئگی جامعه تثبیت و نهادینه میکند.
یک مثال خیلی ساده برای این نوع دموکراسی، همزیستی و همکاری مردم در یک مجتمع بزرگ مسکونی است که همه ساکنین آن مجبورند باهم راه بیایند تا امور مجتمع بچرخد با یک حزب سیاسی که همه اعضاء و هوادار آن از روی انگیزه و علاقه در آن جمع شده و خود جوشانه سعی میکنند حزب خود را بهتر و قوی تر کنند تا اهداف سیاسی آنان بهتر و سریعتر تحقق یابد.
آنچه امروز بعنوان جنبش دموکراسی خواهی در رابطه با «بهارعرب» در منطقه مطرح گردیده و ترجیح بند گزارشهای خبری و تحلیلی شده است در حقیقت چیزی نیست جز اینکه برای اولین بار در تاریخ این منطقه، جنبشی وسیع در بخشی از استبداد زده ترین نقطه جهان ظهور کرده است که ضمن کشاندن توده های میلیونی مردم به میدان پیکار، هیچ کس بر آن هژمونی و رهبری حزبی، ایدئو لوژیک یا کاریسماتیک ندارد. جنبشی ظهور کرده است که از فرای مرزهای های جغرافیای خود توسط نیروهایی حمایت شده و کمک میگیرد که آن نیروهای فرامرزی قصد مصادر به مطلوب، کردن آن و چیره شدن بر آن را ندارند و حمایتشان بیشتر ناشی از همپوشی اهداف راهبردی آنهاست، بدین معنا که امروز، دنیای غرب، بخاطر منافع استراتزیک و تاریخی خود در جبهه استقرار دموکراسی در این نقطه ازجهان قرار گرفته است، در این منطقه از جهان، جنبشی ظهور کرده است که تحت فشار مستقیم همان نیروهای فرا ملی مجبور است برای پیروزی خود بین اجزاء متشکله خود که تابحال در جنگ داخلی و توی سرهم زدن با هم بودند با هم تعامل آمیز کنار آمده، برای آزادی همگانی خویش پیکار کنند تا بتوانند در مجتمع مسکونی ملی خود که کشورشان است سرنوشت خود را خود آزادانه و اجماع گرانه تعین کنند.
نمونه تونس یکی از این نمونه هاست و بلحاظ انتخابات اخیرش اولین نمونه است. حزب اسلامی النهدا «نهضت اسلامی» تونس به رهبری راشد الغنوشی در آغاز جنبش و پس از فرار زین العابدین بن علی در هوای هژمونی بلامنازع خود بر جنبش مردمی تونس، با شعار اجرای قانون قرآنی و شریعه به میدان آمد. مخالفت این حزب و سایر جریانهای اسلامی با پوشش های لب دریایی و بی حجابانه و ممنوعیت الکل، بعنوان نشانه های ظهور یک استبداد دینی تلقی شده و جامعه شهری و طبقه متوسط تونس بویژه زنان را به هراس افکند.
با نزدیک شدن انتخابات، حضور طبقه متوسط از جمله همان طبقه ایی که پایگاه اجتماعی دیکتاتورسابق بود، حضور وسیع زنان و جوانان، این حزب در یافت که با آن شعارها ی مستعمل جز سرشاخ شدن با جامعه نیمه مدرن تونس، با بخشهای وسیع اقشار شهری و متوسط و مقابله با « دنیای غرب» که در پشت سر تحولات دموکراتیک منطقه قرار گرفته است کار دیگری نمیکند. این حزب در یک مدت کوتاه چند ماهه و حتی چند هفته ایی از یک حزب شریعتگرا به یک حزب اسلامیِ «دموکرات» تبدیل شد. جهشی یکهزار ساله!
این؛ تنها حزب نهضت اسلامی «النهدا» نبود که یکباره دموکرات شد بلکه سایر جریانها ی دیگر از جمله حزبِ نسبتاً با نفوذ کمونیست تونس هم دموکرات شد.
یک تحلیل گر برجسته روزنامه حریت ترکیه ضمن تحلیل انتخابات تونس از این فرایندِ جاری در تونس، بعنوان فاز پیش دموکراسی نام میبرد. من نام آنرا مکانیکال دمکراسی نام گذارده ام که آنرا تقریباً بیانگر دوران کودکی دموکراسی میتوان نام برد. بدون سایهِ سنگینِ مستقیم و غیر مستقیم غرب، بعنوان عامل خارجی مساعد، بدون جنبش مستقل فیسبوکی جوانان و جنبش زنان، بدون عقب راندن میراث خواران و سنگین وزنهای صاحب ادعای سیاسی، بدون موازنه نسبی قدرت و تقسیم آراء جامعه، مردم تونس شانسی برای نخستن تجربه دموکراسی اشان نداشتند. با توجه به موازنه کنونی و با توجه به نقش تأثیر گذار غرب بر فرایند دموکراتیزاسیون منطقه از جمله جامعه تونس، نه تنها این جامعه ی «بطور صوری» مدرن، هیچ شانسی برای گذار بسوی یک دموکراسی نهادینه شده یا داینامیکال، در آینده را نمی یافت، حتی ادامه همین دموکراسی شکننده مکانیکال هم در طولانی مدت بعید بنظر میرسید.
آنچه از تجربه تونس و سپس لیبی، و در دو ماه آینده از مصر و سپس سوریه و لبنان میتوان آموخت اینست که شرط نخست و حد اقل برای دموکراسی، قصیده سرایی در رثای دموکراسی و اتیکت گذاری ارزان و بی پشتوانه «دموکراتیک» نیست بلکه آمادگی پذیرش آن دموکراسی مکانیکال بعنوان گام نخست در این جهت است. یعنی تعامل همه آن نیروهایی که: یا از منظر تاریخی یا از منظر قومی، یا فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جایی در سپهر سیاست کشور و ریشه در تاریخ آن دارند و بدون مشارکت آنان، تدارک یک گفتمان یا دیالوگ ملی که شرط ضرور استقرار دموکراسی است ناقص الخلقه و علیل خواهد بود.
من با مبنا گیری این معیار«حداقلی» برای اندیشه و رفتار دموکراتیک، با تأسف باید بگویم که نیروهای جنبش ضد استبدادی میهن ما در تنوع بسیار خود از نظر چهره ها، احزاب و سازمانهایی که بطور «ایجابی و نه فقط سلبی» آماده یک تعامل دموکراتیک وسیع که بتوان آنرا زمینه یک «دیالوگ ملی» نامید، ازغافله زمان خیلی عقبترند و تأسف انگیز تر آنکه این نامُداراگری و بی تحملی سیاسی حول یک دیلوگ ملی در خارج کشور، که ایرانیان و احزاب و سازمانهای مهاجر در آنجا از آزادی های سیاسی کشورهای میزبان هم برخوردارند از درون کشور و در مقام مقایسه، ازآن سازمانهایی که در شرایط اختناق بسر میبرند بیشتر است.
سخن پایانی اینکه موضوع این یادشت چیزی نبود که بتوان آنرا بیشتر از این خلاصه کرد و بسیاری داده ها و احکام مورد ادعا در آن ، محتاج نقد و تدقیق بیشتری است که امیدوارم در آینده بدان پرداخته شود. ولی همینقدر تأکید میکنم که مطالب مطرح در این یاداشت و بویژه آن بخشهایی از آن که جنبه نظری داشت بیهوده مطرح نشدند بلکه مراد از آنها این بود که به استنتاجی برسیم که در مبارزه امان بخاطر آزادی، ارزش کاربردی و راهبردی داشته باشد تا بلکه بتوانیم بر پراکندگی خود غلبه کنیم و با این غلبه بر پراکندگی نیاز به مداخله خارجی را کاهش دهیم. با تکرار کردن اینکه ما با مداخله خارجی مخالفیم استقلال طلبی خود را نشان نمیدهیم بلکه آرزوی خود را بیان میکنیم و رقیبان خود را به قصد حذف می کوبیم.
راه اجتناب از نیاز به قدرتهای بین المللی برای در هم شکستن استبداد فعلی حصول آن تعامل دموکراتیک است که به زبان ساده معنایش برسمیت شناختن دیگرانی است که آنها هم به اندازه خود در این بسج دموکراتیک هم حق و هم مخاطب دارند.

سوریه و حزب الله و سه خبر مهم!

Share Button

خبر مهم و یک خبر تکمیلی!
خبر اول:
برابر «النهار نت» لبنان فرستاده چین «ووُ سیک» که از منطقه دیدن میکند، در بازدید خوداز سوریه به دمشق راجع به خطرناک شدن اوضاع آن بدان هشدار داد. «ووُ» امروز در قاهره خطاب به خبرنگاران تأکید کرد که سرکوب مخالفین «نمیتواند ادامه یابد.»
او تأئید کرد که در بازدید پنجشنبه خود از دمشق به مقامات عالی سوریه اعلام کرده است که وضع بحالت خطر ناکی درآمده است و نمیتواند ادامه یابد.
او گفت که رژیم پرزیدنت بشار اسد « باید به انتظارات بحق مردم پاسخ گفته و بدانها احترام گذارد.».
«ووُ» گفت که چین از پیشنهاد اتحادیه عرب به سوریه برای مذاکره با مخالفین، که او با چند تن آنان در دمشق دیدارداشته است حمایت میکند.
او گفت «سوریه نرمش های معینی در مقابل نمایندگان اتحادیه عرب در رابطه با پیشنهاد آنها نشان داده است». او در پاسخ خبرنگاران که از او پرسیدند اگر مجدداً طرح محکومیت سوریه به شورای امنیت احاله شود آیا چین باز هم آنرا وتو خواهد کرد؟ پاسخ داد که به سوریها گفته است که وضع خطر ناک است.
روزنامه القبص کویت در شماره امروز خود می نویسد که در دیدار هیئت اتحادیه عرب به ریاست وزیر خارجه قطر به بشار اسد گفته شده است که یا بی درنگ دست به اصلاحات جدی میزند و یا اینکه باید منتظر مداخله خارجی باشند. به اسد گفته شده است که نپذیرفتن پیشنهاد اتحایه عرب دایر بر توقف بی درنگ سرکوب اعتراضات، بمعنای بین المللی کردن مسئله است. در پرتو این خبر القبس، میتوان منظور فرستاده چین از حمایت از طرح اتحادیه عرب را نیز بخوبی دریافت.
خبر دوم: پیش خبر اینکه من در هفته قبل خبر دیدار نماینده حزب الله از مسکو را و خبر ملاقات عجولانه سفیر روسیه را که پیام ادامه تعهد مسکو را نسبت به دادگاه ویژه و توصیه پرداخت سهم دولت لبنان را به آن کرده بود را درج کردم.
امروز سایت النهار نت خبر میدهد که مسکو گفته است که اگر کابینه کنونی نخواهد به تعهدش نسبت به دادگاه ویزه عمل کند باید استعفا دهد. طبق همین سایت ملاقات حزبالله که قرار بوده است۲،۵ ساعت بطول انجامد پس ۴۰ دقیقه خاتمه یافته است.
روسیه در دیدار با نمایندگان حزب الله از مسکو بدانها نیز گفته است که کابینه کنونی لبنان که حزب الله و حزب میهنی آزاد (میشل اون) بخشی از ائتلاف آن هستند یا باید به تعهدشان نسبت به پرداخت سهم لبنان به آن دادگاه عمل کنند و یا استعفا دهند تا دولتی دیگر که به این تعهد عمل میکند سر کار بیاید.
موضع گیری چین یعنی؛ آمادگی و تدارک برای مداخله نظامی در سوریه. چین نمیخواهد اشتباهی را که در لیبی مرتکب شد مرتکب شود. اظهارات فرستاده چین معنایی جز این ندارد که آن دولت از بقای رژیم اسد مایوس گشته است.
در خبر دیگری در دیلی استار لبنان آمده بود که بشار اسد از روسیه برای حل مشکل خود تقاضای کمک کرده است . لحن تقاضای اسد در آن خبر و اینکه در آنجا وی تأکید کرده بود که از اول روسها را در جریان جزئیات بحران قرار داده است و حالا از آن دولت انتظار کمک دارد بگونه ایی بود که تردیدی باقی نمی گذارد که بشار اسد روحیه خود را نیز باخته است.
بهر حال استنباط من از این سه خبر مهم اینست که شمارش معکوس نه تنها برای سقوط اسد هم اکنون آغاز گشته است بلکه حزب الله نیز در معرض آتش تعرض عمومی جبهه جهانی ضدِ محور سوریه ـ حزب الله ـ ایران قرار گرفته است.
من درهمان یاداشت قبلی راجع به حمایت روسیه از حزبالله و سوریه نوشتم که برای دولت روسیه حزبالله و سوریه فقط وسیله کسب امتیاز و معامله با غرب هستند و نه بیش. بشار اسد هم مثل قذافی اینرا در دم مرگ درخواهد یافت.
بنا بود تا امروز را به تحلیل انتخابات تونس اختصاص دهم که متأسفانه تراکم اخبار تحولات منطقه اجازه نمیدهد . در روزهای آینده بدان خواهم پرداخت. ولی مختصراًبگویم که راجع به اهمیت این انتخابات، از ۳ ـ ۴ ماه پیش من مرتب نوشته ام . اینروزها اخبار و تحلیل های زیادی راجع به ان در رسانه های دنیا منعکس میشود ولی آنچه من در ذهن خود دارم بررسی قضیه از یک زاویه دیگری است.

China Envoy: Syria Dangerous Situation Cannot Continue
by Naharnet Newsdesk
1 hour ago
China’s Middle East envoy Wu Sike cautioned Syria during a visit to Damascus of the dangers of a government crackdown on dissent that he said “cannot continue,” he told reporters in Cairo on Sunday.
Wu said that he “affirmed to senior officials in Syria of the danger of the situation and that it cannot continue,” during his visit to Damascus on Thursday.
He said President Bashar al-Assad’s regime must “respect and respond to the aspirations and rightful demands of the Syrian people,” according to an Arabic translation of his remarks in Mandarin by an interpreter traveling in his delegation.
Wu said China supported an Arab League proposal for Assad’s regime to hold talks with dissidents, some of whom he met during his visit to Damascus.
“Syria has to show some flexibility in that regard in order to help the Arab League implement its proposal,” he said, when asked whether he believed Assad’s regime should negotiate with overseas-based dissident groups.
China, along with Russia, vetoed a Western-drafted resolution at the U.N. Security Council on October 4 that would have threatened Assad’s regime with targeted sanctions if it continued its campaign against protesters.
Asked whether China would veto further resolutions if the regime continued its crackdown, which the U.N. says has killed more than 3,000 people, Wu said he warned Syrian officials of the dangers of the continuing unrest.
He added that the “international community must respect Syria’s sovereignty” and that China “would continue its efforts internationally and in the Security Council to find a solution.”
Asked whether China would raise the pressure on Assad, he said: “At this time we must concentrate on ending the bloody clashes” through the Arab League’s efforts.
Wu’s remarks came as an Arab League team was due to hold talks with top Syrian officials later on Sunday.
The Arab ministerial delegation led by Qatar aims in the Doha talks to try to reach “serious results and an exit to the Syrian crisis,” a statement said.
In talks in Damascus last week, the Arab ministers warned Assad to stop the bloodshed and start meaningful reforms or face an international intervention, the Kuwaiti daily Al-Qabas reported on Sunday.
Citing well-informed Arab sources, the paper said the delegation told Assad on Wednesday that failure to resolve the crisis within the Arab fold would mean “internationalizing” the unrest.
“This would mean Syria should expect a foreign intervention and a painful international blockade on the economy and other aspects,” the daily said.
The Doha talks come as Syrian activists put mounting pressure on the Arab League to suspend Syria’s membership in the 22-member bloc.
“Assad’s militias have been killing us for eight months. They arrest us and crush us … And you, Arabs, who love rhetoric, what are you doing,” the Syrian Revolution 2011, one of the motors of dissent, said in a post on its Facebook page.
The activists called for protests across Syria on Sunday calling for the League to “freeze the membership” of Syria.
At least two people were killed in fresh violence on Sunday, both by snipers in the flashpoint central province of Homs, a human rights group said.
Gunfire from a security checkpoint in the Deir Balaa neighborhood of Homs city wounded another 10 people, some of them critically, the Syrian Observatory for Human Rights told Agence France Presse.
On Saturday in Homs, 20 Syrian soldiers were killed and 53 wounded in clashes with presumed army deserters, while 10 security agents and a deserter were killed in a bus ambush, the Britain-based watchdog added.
It said at least 12 civilians also died from sniper or machinegun fire in the province.
Funerals were held on Sunday for eight of the security force personnel killed the previous day, state news agency SANA said.

“Moscow Calls for Resignation of Lebanese Cabinet if it Fails to Fund STL
Russia has informed Hizbullah that the March 8 forces should resign from the government and form a new cabinet that remains committed to international resolutions if the Shiite party and its allies rejected to fund the international tribunal, diplomatic sources said.
The sources told An Nahar daily published Sunday that Moscow’s stance was announced during a meeting last week between the Russian deputy foreign minister, Mikhail Bogdanov, and a Hizbullah delegation led by MP Mohammed Raad.
The meeting lasted only 40 minutes and not two and a half hours as media reports in Beirut said, the sources stressed.
“The government that includes both Hizbullah and the Free Patriotic Movement should resign, and let a new cabinet that abides by Lebanon’s commitments be formed,” they quoted Bogdanov as telling the delegation when it stressed that the Shiite party and the FPM reject the funding of the Special Tribunal for Lebanon.
The sources also said that Moscow tasked its ambassador in Beirut, Alexander Zasypkin, to inform Lebanese officials that Lebanon should fulfill its commitments toward the STL that is set to try ex-Premier Rafik Hariri’s suspected assassins.
Zasypkin is relaying to the officials the warning that the U.N. Security Council which has established the tribunal through a resolution would implement sanctions against Lebanon if it fails to fund the STL.
The sources stressed that Russia remains committed to its stance that the court should be allowed to carry out its work under the best circumstances and that the criminals in Hariri’s case and other assassinations should be punished.
to senior officials in Syria of the danger of the situation and that it cannot continue,” during his visit to Damascus on Thursday.
He said President Bashar al-Assad’s regime must “respect and respond to the aspirations and rightful demands of the Syrian people,” according to an Arabic translation of his remarks in Mandarin by an interpreter traveling in his delegation.
Wu said China supported an Arab League proposal for Assad’s regime to hold talks with dissidents, some of whom he met during his visit to Damascus.
“Syria has to show some flexibility in that regard in order to help the Arab League implement its proposal,” he said, when asked whether he believed Assad’s regime should negotiate with overseas-based dissident groups.
China, along with Russia, vetoed a Western-drafted resolution at the U.N. Security Council on October 4 that would have threatened Assad’s regime with targeted sanctions if it continued its campaign against protesters.
Asked whether China would veto further resolutions if the regime continued its crackdown, which the U.N. says has killed more than 3,000 people, Wu said he warned Syrian officials of the dangers of the continuing unrest.
He added that the “international community must respect Syria’s sovereignty” and that China “would continue its efforts internationally and in the Security Council to find a solution.”
Asked whether China would raise the pressure on Assad, he said: “At this time we must concentrate on ending the bloody clashes” through the Arab League’s efforts.
Syria has been shaken since mid-March by an unprecedented protest movement against the regime of President Bashar al-Assad
…………………………………
Moscow Calls for Resignation of Lebanese Cabinet if it Fails to Fund STL
Russia has informed Hizbullah that the March 8 forces should resign from the government and form a new cabinet that remains committed to international resolutions if the Shiite party and its allies rejected to fund the international tribunal, diplomatic sources said.
The sources told An Nahar daily published Sunday that Moscow’s stance was announced during a meeting last week between the Russian deputy foreign minister, Mikhail Bogdanov, and a Hizbullah delegation led by MP Mohammed Raad.
The meeting lasted only 40 minutes and not two and a half hours as media reports in Beirut said, the sources stressed.
“The government that includes both Hizbullah and the Free Patriotic Movement should resign, and let a new cabinet that abides by Lebanon’s commitments be formed,” they quoted Bogdanov as telling the delegation when it stressed that the Shiite party and the FPM reject the funding of the Special Tribunal for Lebanon.
The sources also said that Moscow tasked its ambassador in Beirut, Alexander Zasypkin, to inform Lebanese officials that Lebanon should fulfill its commitments toward the STL that is set to try ex-Premier Rafik Hariri’s suspected assassins.
Zasypkin is relaying to the officials the warning that the U.N. Security Council which has established the tribunal through a resolution would implement sanctions against Lebanon if it fails to fund the STL.
The sources stressed that Russia remains committed to its stance that the court should be allowed to carry out its work under the best circumstances and that the criminals in Hariri’s case and other assassinations should be punished.

 

اسد: مداخله نظامی در سوریه زلزله سیاسی ایجاد میکند

Share Button


اگر به سوریه حمله شودف زلزله سیاسی منطقه را زیرو رو خواهد کرد

خلاصه ترجمه دیلی تلگراف شنبه ۲۹ اکتبر
بشار اسد در اولین مصاحبه خود با یک خبر نگار خارجی ، پس از شروع قیام مردم سوریه علیه خود میگوید که در صورت مداخله خارجی برای تغیر رژیم او چنان زمین لرزه ایی در منطقه حادث خواهد شد که ممکنست از درون آن، نه یک بلکه ده ها افغانستان برآید.
او میگوید که سوریه مثل هیچ یک از کشورهایی که در منطقه دستخوش انقلاب شده اند، از جمله مصر، تونس، لیبی و یمن نیست. او بر این اعتقاد است که سوریه آن گسلگاِه ژئوپولتیک در منطقه است که با بهم ریختن وضع آن وضعیت تمام منطقه زیرو رومیشود. او میگوید که تقسیم سوریه به تقسیم تمام منطقه منجر خواهد شد.
او ادعا میکند که رژیم او مثل سایر دولتهای دستخوش انقلاب نیست که با سماجت در برابر مردم سرنگون شدند زیرا رژیم او بلافاصله پس از شروع اعتراضات دست به اصلاحات وسیعی زد که هم چنان ادامه دارد از جمله آزادی فعالیت احزاب و تظاهرات و… . ولی بنظر وی اصلاحات زمان میخواهد. او میگوید که اعتراضات در اثر این اصلاحات فروکش کرده است و امروز فقط مبارزه با تروریستها و القاعده جریان دارد. او میگوید نبرد در اینجا نبرد بین پان عربیسم و پان اسلامیسم است. در اشاره به مخالفین خود، به اخوان المسلمین اشاره کرده و میگوید دولت سوریه با این جریان از گذشته مبارزه کرده است و باز هم به این مبارزه ادامه خواهد داد.
*************
کامنت من:
اسد بجای نشان دادن کمترین چشم اندازی مثبتی از گشایش بسوی آینده بعنوان توجیه در قدرت بودن و مشروعیتش، ترس از اسلامیسم و القاعده را چون یک هیولایی که فقط او در سوریه قادر به مبارزه با آن و کنترول آنست به میان کشیده و سعی دارد مخاطب را متقاعد کند که در غیاب او القاعده بر سوریه و شاید هم کل منطقه مسلط خواهد شد.
او یا از اخبار منطقه بی اطلاع است یا خود را به بی اطلاعی میزند. در لیبی هم قذافی سعی داشت یا نشان دادن لو لوی القاعده و اسلامیسم ضرورت وجودی حکومت خود را به جهانیان بقبولاند. در مصر هم حسنی مبارک با همین کارت سوخته بازی کرد. ولی انتخابات اخیر تونس ، موضع گیریهای نرم شده ی اخوان المسلمین مصر، همکاری استراتژیک اخوان المسلمین سوریه با همه جریان های سکولار ضد اسد، رخداد های پس از سقوط قذافی و ظهور اسلام میانه رو در آنجا نشان داده است که هیولا سازی از اسلامگرایی در منطقه بهمان اندازه تاریخ گذشته است که امریکا و غرب ستیزی.
چندی پیش هیلاری کلینتون در اشاره به انتخابات مصر گفت: « ما نگران روی کار آمدن اخوان المسلمین در مصر نیستیم».
چند ماه پیش در آغاز شروع جنگ داخلی در لیبی و ِاِعمال منطقه پراواز ممنوع در آنجا از سوی سازمان ملل، من در یاداشتی نوشتم قذافی با رفتار و واکنش های خود سپهر سیاست و معادلات سیاسی را در منطقه دگر گون کرد و شاید هم از برخی لحاظ در دنیا را زیرا او و پسرش با تهدید به قتل عام مردم بنغازی که منجر به درخواست کمک از ناتو شد، دیو غرب را به فرشته نجات مردم در منطقه تبدیل کردند. غرب درخواب هم نمیدید که چنین فرصتی بیابد در همانجا نوشتم که حافظ الاسد این سناریو را تکمیل خواهد کرد و سقوط رژیم اسلامی ما به آن نقطه پایان خواهد گذارد.
همچنانکه میبینیم امروز مردم سوریه با درهم شکستن تابوی غرب و امریکا ستیری فریادِ استمدادشان از غرب و سازمان ملل برای اجرای منطقه پرواز ممنوع در سوریه بلند شده است.
اگر کسی نفهمد که غرب این فرصت را دیگر هرگز از دست نخواهد داد و پس از تجربه افغانستان و عراق و لیبی، امروز در کنار جبهه آزادی و دموکراسی و در کنار بسیاری از همان دشمنان سوگند خورده قدیم خود ایستاده است و اگر نفهمد که امریکا ستیزی میرود تا در منطقه به تاریخ سپرده شود، از رویدادهای سیاسی جاری در منطقه چیزی نیاموخته است.
لذا بشار اسد نیز مثل معمر القذافی با کارتهای سوخته بازی میکند. اما سئوالی که جا دارد اینجا در برابر رژیم اسلامی خودمان بگذاریم اینست که: اسد صریحاً در این مصاحبه خود را محور پان عربیسمی که علیه پان اسلامیسم است معرفی کرده و خود را سردار این جنگ صلیبی جدید نشان میدهد و صریحاً میگوید که تا به آخر به سرکوب اخوان المسلمین هم ادامه خواهد داد.. با توجه به اینکه پان عربیسم آنقدر که شیعه و ایرانی ستیز است غرب ستیز نیست، رژیم اسلامی ما چه توجیهی برای اتحاد استراتژیک با این رژیم ضد اسلامی و سکولار دارد. آبا این خود گواه شارلاتانیسم و استفاده ابزاری از دین و اسلام نیست؟
اظهارات اسد دایر بر وقوع زلزله سیاسی و.. در منطقه یاد آور داستان آخرین خلیفه اسلامی بغداد و هلاکوی مغول است. جنین شایع بود که اگر خون معتصم بالله بعنوان نماینده خدا در زمین، بر زمین ریخته شود قاتل چنین و چنان خواهد شد و زمین و زمان نیز بهم خواهد ریخت . هلاکوخان مغول پس از قدری اندیشه تدبیری اندیشید و فرمان داد تا آن خلیفه را آنقدر نمد مالی کنند که جانش گرفته شود. و به این طریق مشکل کشتن معتصم باالله حل شد. بنظر من، جنبش انقلابی مردم سوریه و غرب، آنچنان کل رژیم سوریه بشمول بشار اسد و شرکاء را نمد مالی خواهد کرد که اگر هم زلزله ایی حادث شود فقط ناشی از جشن و هلهله و پایکوبی شدید مردم آزاد شده خواهد بود!

همه گزینه ها برای سرنگونی بشار اسد مورد نظر است

Share Button


در تحلیل اوضاع منطقه در رابطه با سوریه دیدم بهتر است ترجمه کامل مقاله پائولاـ آستاتی در شرق الاوسط را که براساس مصاحبه با دو نفر از اعضای برجسته شورای ملی سوریه« SNC » تنظیم شده است را بیاورم. خواندن دقیق آنرا به همه باز دیدکنندگان توصیه میکنم. مواضع ابراز شده از سوی این دو نفر اعضای شورای ملی سوریه موضع انقلاب سوریه است، انقلابی که سرنوشت استبداد دینی در کشور ما را نیز ورق خواهد زد و به عمر حزب الله لبنان نیز پایان خواهد داد و کلاً سپهر سیاست را در منطقه و حتی فراتر از آن زیر و زبر خواهد ساخت.
ح تبریزیان
همه گزینه ها برای سرنگونی الاسد ـ قابل کاربرد است ـ شورای ملی سوریه
شنبه ۲۹ اکتبر ۲۰۱۱
توسط پائولا آستیه

دیروز هزاران نفر از مردم سوریه به فراخوان اجرای منطقه پرواز ممنوع درکشور، برای حمایت از ارتش شورشی و مردم غیر نظامی که در معرض آتش باری رژیم اسد قرار دارند به خیابانهای سوریه ریختند. فراخوان «ِاِعمال منطقه پرواز ممنوع»، از طرف معترضین داخلی رژیم اسد در بسیاری محافل به عنوان درخواست صریح کمک و مداخله نظامی از خارج برای خاتمه دادن به بحرانی که از ۷ ماه پیش در سوریه آغاز شده است، تلقی گردید.
این سناریویی است که بطور واضح از سوی اعضای ( SNC ) شورای ملی سوریه، که خود را موظف به پیروی از فعالین درونمرزی میدانند و هرگز گزینه توسل به مبارزه مسلحانه را برای سرنگونی رژیم الاسد را، چه از طریق برداشتن اسلحه از سوی خود یا دعوت از نیروی نظامی خارجی منتفی ندانسته اند، تکذیب نشده است.
در این رابطه؛ سمیر نشار، یک عضو عالیرتبه شورای ملی سوریه تأکید میکند که « گزینه مداخله خارجی یا جنگ داخلی» گزینه های بسیار بدی هستند که اکثر مردم سوریه آنها را رد میکنند ولی، بدترین گزینه اینست که شاهد ادامه رژیم اسد بر سر قدرت باشیم». وی می افزاید که « آن دو گزینه قبلی یک محدوده زمانی دارند که این گزینه آخر ندارد، بویژه اینکه بشار اسد قدرت را از پدرش به ارث برد و اگر بماند، او هم آنرا به پسر خودش منتقل خواهد کرد».
تا آنجا که به امکان مداخله نظامی خارجی مربوط میشود، نشار تأکید میکند که: « ما درعصر استعمار زندگی نمیکنیم و مورد لیبی یک نقطه چرخشی برای ما است که بدون مداخله نظامی در آنجا قذافی مردم بنغازی را محو و نابود میکرد.»
پیرو اعتراضات دیروز که در آن، فعالین سیاسی و توده های تظاهرات کننده، از جامعه جهانی درخواست اعلام «منطقه پرواز ممنوع » بر فراز سوریه را کردند؛ سمیر نشار گفت:« مردم سوریه انتخاب خود را کرده اند و آنها خواهان حمایت سازمان ملل و اتحادیه عرب از خود و برای جلو گیری از کشتار سیستماتیک مردم توسط رژیم بشار اسد هستند.»
سمیر بشار که در عین حال عضو و سخنگوی «بیانیه دمشق»* نیز هست میگوید مردم سوریه خواهان اجرای یک مکانیسم باز دارنده ایی از سوی سازمان ملل برای توقف کشتاری هستند که بی وقفه و بدون ترس از هرکیفری از طرف رژیم بشاراسد و از ۷ ماه پیش جریان یافته است. او تأکید میکند که: « اگرجامعه جهانی و جهان عرب نتوانند به خواست مردم سوریه برای حمایت و دفاع از آنان پاسخ دهند، آنگاه برای مردم سوریه چاره ایی باقی نخواهد ماند جز اینکه اسلحه بدست گرفته تا از خود دفاع کنند» وی می افزاید« این، آنچیزی است که هم اکنون در برخی مناطق (در سوریه) رخ داده است. نشار میگوید SNC (شورای ملی سوریه) سرانجام، باید از تصمیم مردم سوریه پیروی کند و این آن چیزی است که هم اکنون جریان دارد.» او می اضافه میکند که SNC « در کار بررسی و تعین آن گامهایی است که باید در پرتو آنچه در عرصه مبارزه مردمی میگذرد، برداشته شود.» این فعال شورای ملی سوریه میگوید بدتر شدن باز هم بیشتر اوضاع دور از انتظار نیست، مگر اینکه بشار اسد استعفاء دهد و یا اینکه با یک کودتای نظامی سرنگون شود.
فرد دیگری از شورای ملی سوریه SNC ، موتی البطین، نیز به الشرق الاوسط میگوید که « همه گزینه ها برای سرنگونی رژیم بشار اسد مورد نظر است» او تأکید میکند که این؛ « انقلابیون (سوری ) هستند، آن کسانی که سمتگیری رویدادها را در روزهای آینده تعین خواهند کرد.»
البطین همچنین به الشرق الاوسط گفت که SNC« تلاش میکند تا آنجا که میتواند خود را با خواستهای انقلابیون ( حاضر در عرضه پیکار)، همگام و تنظیم کند» و بکوشد تا در این جهت، برای آنان شناسایی بین المللی، بعنوان نماینده مشروع مردم سوریه برای SNC تأمین کند.
البطین میگوید که« رژیم سوریه به تنهایی مسئولیت همه پیامد های درخواست اِعمال منطقه پرواز ممنوع ** و هر چیز دیگری است، همچنانکه مسئول قتل عام مردم سوریه است.
تا آنجا که به مبارزه مقاومت مدنی درجریان، بمنظور مقابله با اِعمال خشونت و سرکوب از طرف نیروهای رژیم بشار اسد علیه مردم مربوط میشود، موتی البطین تأکید میکند که:« آنچه نیاز است اتخاذ موضع سریع است زیرا گامهای آهسته، علیه یک مستبدی که بمراتب بدتر از قذافی بدتر است کار ساز نیست… ما نمیخواهیم سناریوی لیبی در سوریه پیاده شود، ولی آگاهیم که الاسد از قدرت پائین نخواهد آمد مگر اینکه مردم سوریه آماده باشند تا خون های زیادی بدهند.
*
اِعمال منطقه پرواز ممنوع بزبان ساده یعنی مداخله بینالمللی برای کمک به مردم در تغیر رژیم اشان.
**
چندی پیش همزمان با تشکیل شورای ملی سوریه، رژیم اسد؛ احتمالاً پس از رایزنی با مقامات ایران، به ۷۷ نفر از اپوزیسیون داخل کشور اجازه داد همایشی داشته باشند. رژیم اسد کوشید تا با برپا کردن چنین اپوزیسیون تحت کنترولی از اشتهار شورای ملی سوریه که در استانبول تشکیل شده بود با عنوان اپوزیسیون درونمرزی بکاهد. ولی در شرایط انقلابی کنونی کشور، یک این چنین طرفند هایی بُرد ندارد. لذا بخشی از اپوزیسون داخل با خام کردن رژیم اسد از همین همایش هم که بسیاری از عوامل اسد در آن شرکت داشتند، سود جسته و بیانیه ایی علیه رژیم صادر کردند که به بیانیه دمشق معروف شد. برخی از امضاء کنندگان این بیانیه به خارج رفته و به شورای ملی سوریه پیوستند.
من این مقاله الشرق الاوسط را بعنوان نامه ای سرگشاده برای شورای موقت هماهنگی جنبش راه سبز امید میفرستم بویژه بعنوان واکنشی در برابر بیانیه اخیر این شورا و مصاحبه آقای امیر ارجمند با بی بی سی. زیرا بنظر من نکات ابراز شده در مقاله فوق، حامل و بیانگر وضعیت آتی میهن ما نیز هست.از اینکه زبانی شفاف و دور از الزامات ژورنالیستی بکار میبرم پیشا پیش پوزش میخواهم ولی این نحوه بیان نظر را، در آنجا که صلاح مُلک و ملت در کار است مناسب تر میدانم.
اعضای محترم شورای هماهنگی ! این ناموس گرایی سیاسی شما، قبل از اینکه گواه پایبندی شما به «استقلال طلبی» اتان باشد، قبل از آنکه گواه خشونت گریزی شما باشد نشان از ضعف شما در شکستن تابو ها یی دارد که مدتهاست تاریخ ضرورت درهم شکستن آنها سپری گشته است. اگر شما همچنان به این بکارت مقدس «استقلال» آویزان باشید یک ارگانِ فیس بوکی پنتاگون ساخته و یک شورای ملی ایرانیان ناتو ساخته، مردم به ستوه آمده میهنمان را در یک شرایط مناسب به خیابان خواهد کشاند و اقلیتهای قومی و مذهبی بجان آمده از ستم استبداد ولایی را به قیام واداشته و آنگاه بمب افکن های ناتو به دعوت آنها با رژیم مذاکره خواهند کرد.
فقط حضور فعال بمب افکن های ناتو بر فراز ایران است که کمرسپاه پاسداران ضد ایرانی و ضد مردمی و قداره بندان بسیجی و امنیتی چی های بیت رهبری را خواهد شکست و آنها را وا خواهد داشت تا پادگانها ی خود را ترک و آنها را به نمایندگان مردم تحویل دهند. غفلت شما این چنین سناریویی را محقق خواهد کرد. پس در اینجا جسارت عقلانی لازیم است تا آن «چرخشی» را که سمیر بشار عضو عالیرتبه «شورای ملی سوریه» از آن صحبت میکند دریافت ومطابق آن رفتار کرد.
شورای هماهنگی و جناب امیر ارجمند! نه جنبش سبز ما از جنبش مردم سوریه پر انرژی تر است و نه اعضای «شورای ملی سوریه » از شما کمتر استقلال طلب تر ند و نه مقام معظم رهبری ما در قصاوت ضد مردمی کمتر از بشار اسد میباشد یا ملایمتر است و نه سپاه پاسداران ما کمتر ضد مردمی تر! جنبش سبز ما نه بلحاظ دامنه و نه عمق خود و نه بار خشونت خود از جنبش مردم سوریه فراتر نیست مع الوصف تا کنون شنیده نشده است که بر خلاف مقام معظم رهبری ما، گزمه های بشار اسد به فرمان او یا با اغماض و چشم پوشی تأئید آمیز او ترتیب جوانان سوری را در بازداشتگاهایی نظر کهریزک های ما داده و سپس با آن قصاوت آنها را کشته باشند و سپس اولیای مقتولین را وادارند تا از تجاوز به فرزندان خود و کشتن آنها درگذشته و آنرا توجیه کنند!
شورای موقت هماهنگی سبز امید! جناب امیر ارجمند! اگر امروز بیدار نشوید و آن «چرخش» پیش گفته را درنیابید فردا دیر است وکمکی هم حتی به بیدار شدن سران نظام نکرده ائید.

All options available to oust al-Assad – Syrian National Council
Saturday 29 October 2011
By Paula Astatih

Beirut, Asharq Al-Awsat – Thousands of Syrians took to the streets yesterday to call for the international community to impose a no-fly zone above the country to protect the Syrian rebel army and unarmed Syrian civilians from being targeted by the aerial weaponry of the al-Assad regime. This call for the imposition of a no-fly zone is being read in some circles as a first step towards the Syrian revolutionaries explicitly calling for foreign military intervention to put an end to the Syrian crisis which began almost 7 months ago. This is a scenario that was not explicitly denied by members of the Syrian National Council [SNC], who stressed that the SNC is seeking to adhere to the demands made by the Syrian activists on the ground, and did not rule out resorting to the military option to confront the al-Assad regime, whether this is with regards to calling for foreign military intervention or taking up arms themselves.
In this regard, Samir Nashar, a senior member of the SNC, stressed that “the options of military intervention or civil war are both extremely bad options and something that most Syrians reject, however the worst option would see Bashar al-Assad remaining in power.” He added that “the first two options have a time frame, whilst the last option does not, especially as Bashar al-Assad inherited power from his father, and will bequeath power to his son if he remains.”
As for the unpopularity of foreign military intervene, Nashar stressed that “we are not living in the age of colonialism, and the Libyan example remains a milestone in front of us, for without military intervention there Gaddafi would have exterminated the people of Benghazi.”
Following yesterday’s protests in which Syrian activists and demonstrators called for the international community to impose a no-fly zone above Syria, Nashar said that “the Syrian people have made their choice, and they want protection from the United Nations [UN] and the Arab States from the systematic killings being carried out by the al-Assad regime.”
Samir Nashar, who is also a member and spokesman for the Damascus Declaration, said “the [Syrian] people are calling for any UN mechanism to stop the killings after a 7 month absence of any deterrence to limit the scale of the massacres [being carried out by the al-Assad regime].” He stressed that “if the international community and the Arab world fail to meet these demands and protect civilians, then the Syrian people will have no choice but to take up arms to protect themselves” adding “this is something that is already happening in many areas [in Syria].”
Nashar also that the SNC “in the end, must adhere to the choice of the Syrian people, and this is currently what is taking place” adding that the SNC “will identify what steps must be taken in light of the facts and developments on the ground.” The SNC activist also said that he expected things to get even worse, unless al-Assad resigns or there is a military coup against him.
For his part, another SNC member, Moti al-Batin told Asharq Al-Awsat that “all options are available to oust the [al-Assad] regime” stressing that “the [Syrian] revolutionaries are the ones who will determine the direction in which things will develop during the coming days.”
Al-Batin also told Asharq Al-Awsat that the SNC is working “to adhere, as much as possible, to the demands of the Syrian revolutionaries [on the ground]” and that it is working “to win foreign recognition of the SNC as the legitimate representative of the Syrian people.”
Al-Batin said that “the Syrian regime alone will solely be responsible for the consequences of the demands for [the imposition of] a no-fly zone or anything else, as it is responsible for the massacring of the Syrian people.”
As for the campaign of civil disobedience that has been taking place to confront the systematic violence and suppression being carried out by the al-Assad regime against the people of Syria, Moti al-Batin stressed that “what is required are quick positions, for slow-paced measures will not work against a tyrant who is worse than Gaddafi…we do not want to see the Libyan scenario being played out in Syria, but we are aware that al-Assad will not step down until after the Syrian people have paid a high price in blood.”
 

Balatarin

اصلاحات در سوریه همچنان ادامه دارد!

Share Button


ارتش بشار اسد مأمور اجرای اصلاحات اوست که به سرعت در حال اجراست .در نتیجه این اصلاحات تا بحال قریب ۳ هزار نفر بدست نیروهای مجری اصلاحات اسد کشته شده اند و فقط دیروز در «روزجمعه ی درخواست منطقه پرواز ممنوع و محافظت شده» حدود ۴۰ نفر از تظاهر کنندگان بدست نیروهای اسد کنندگان کشته شدند و۱۷ نفرهم از ارتشیان بدرجه شهادت نائل آمدند علاوه برآن بنا به گزارش النهار بیروت ۲ زره پوش رژیم هم توسط نیروهای مردمی منهدم شد. در رخدادی دیگر وزرای ۲۲ کشور عربی مراتب نگرانی خود را از کشتار مردم غیر نظامی در سوریه اعلام و از دولت سوریه خواستند تا مانع کشتار مردم شود، این اعتراض دسته جمعی وزاری عرب را نباید یک ژست ساده دیپلماتیک حساب کرد بلکه باید آنرا نشانه ایی از بی اعتباری محتوم و منجر به سقوط رژیم اسد تلقی کرد . یک موسسه اینترنتی آمریکا نیز اعلام کرد که دولت سوریه سیستمهای پیچیده بلوکه کردن اینترنت را تهیه کرده است تا مانع ارتباط مخالفین خود شود. روز پنجشنبه گذشته، قبل از کشتار مردم حمص و حما سایر شهرها، دولت سوریه یک تظاهرات «خود جوش» چند ده هزار نفری در دفاع از رژیم اسد ترتیب داد .
سئوال اینست آیا رژیم بشار اسد بهتر نیست بجای راه اندازی این گونه تظاهرات «خودجوش» بقصد نمایش محبوبیت و مشروعیت خود یک بار هم قانونی و فارغ از کشت و کشتار و تهدید اجازه دهد تا مخالفین هم آزادنه به خیابان بیایند تا جهانیان بتوانند با چشمهای خود ببینند که رژیم اسد چقدر محبوبیت و مشروعیت دارد و مخالفین چقدر؟ این دست و پا زدن های بشار اسد نشان از یک چیز دارد و آنهم اینست که او از اوضاع واقعی و توازن واقعی و استراتژیک قوای خود و مخالفینش و فضای روحی و روانی حاکم بر عرصه کارزار کنونی هیچ برآورد تقریبی ای هم ندارد تا چه رسد دقیق. او کور کورانه برای بقاء میجنگد و در پشت سر او حزب الله و جمهوری اسلامی ما ایستاده است لذا سقوط رژیم اسد سقوط حتمی حکومت ما و انحلال حزب الله را در پی خواهد داشت.

نگاهی به بیانات آقای خاتمی و امیر ارجمند

Share Button

نگاهی به بیانات آقایان خاتمی و امیر ارجمند!َ
سید محمد خاتمی در دیدار با فرزندان میر حسین موسوی:
«رئیس‌جمهور سابق کشورمان همچنین تاکید کرد که همگان باید نسبت به خطرات و توطئه های موجود هوشیار باشیم و اولویت خودمان را دفاع از اصل و سرنوشت کشور و حقوق اساسی مردم قرار دهیم و اجازه‌ی جسارت به هیچ قدرت و نیرویی، به‌خصوص از خارج، علیه ملت و کشور و دخالت در امور داخلی خود را ندهیم.»
جناب آقای خاتمی ! امروز مردم ایران هزینه کوتاهی شمارا در دوران ریاست جمهوریتان میدهند. ضرب المثلی است که میگوید: سرچشمه شاید گرفتن به بیل ــ چو آن چشمه پر شد نشاید گرفتن به پیل. شما رئیس جمهوری بودید که ۲۲ میلیون آرای واقعی مردم را در پشت سرخود داشتنید در حالیکه اگر سید علی خامنه ایی در شرایط مساوی با شما در همان انتخابات خود را به رأی میگذاشت، ۲ میلیون رأی را هم بعید بودبدست آورد. دوره دوم ریاست جمهوری شما دوره تقلب بزرگ انتخاباتی، هم در انتخابات مجلس و هم ریاست جمهوری بود. اگر لایی لایی های خواب آور شما نبود، نه آیت الله هاشمی رفسنجانی باید از دست ظلم بارگاه تقلب شکایت به خدا میبرد و نه شیخ مهدی کروبی آن دو ساعت خواب راحت صبگاهی را میکرد که پس از آن ببیند که زیرِ مرغ کُرچ انتخاباتِ مدیریت شده از سوی دولت شما، بجای جوجه مرغ ، کرکس انتصابی از تخم سر برآورده است. بزبان ساده شما جناب خاتمی! سزاوارآن اطمینان و آن آرای مردم نبودید! شما به وسیله ای برای تثبیت استبداد ولایی و سلطه مافیای نظامی اقتصادی کنونی مبدل شدید و هنوز هم دست بردار نیستید.
شما جناب خاتمی! مردم را به هشیاری دربرابر کدام خطر و توطعه فرا میخوانی؟ آیا واقعاً معتقدید اولویت مردم ایران مبارزه با«لولویی» است که فقط ساخته و پرداخته همین رژیم ولایی و اسلامی است که بقصد فریب و انحراف توجهشان از دشمن اصلی، ساخته وبه ذهنشان تنقیه کرده است؟ «لولویی» که امثال شما ها، با اتکاء به وجاهتِ ناسزاوار تان در بین بخشی از مردم ـ که البته فکر نمیکنم دیگر چیزی از آنهم مانده باشد ـ به آن اعتبار داده و به ذهن مردم القاء کرده ائید؟
جناب خاتمی! مگر همه دولتهای مستقل دنیا با آمریکا و غرب، بخاطرحفظ استقلالشان سر جنگ دارند ؟ مگر همه ملل و دول مستقل دنیا دائم در کابوس توطعه دشمن غربی و امریکای جهانخوار! زندگی کرده و از ترس آن «لولوی هراس انگیز» واهی و حکومتی ساخته به آغوش اژدهایی پناه میبرند که همه چیز آنها را ازجمله ثروت، غرور، شرافت ملی، اخلاق انسانی، عاطفه ملی و شخصی آنها را از آنها گرفته با تحقیر هم به آنها مینگرد؟
جناب خاتمی! در این تردیدی نیست که غرب بشمول آمریکا بر اساس منافع خود عمل میکند ولی این، بهیچ وجه من الوجود، به معنای این نیست که منافع غرب در «متن توسعه سیاسی و اقتصادی دنیا» با منافع مردم ایران در همه جا در تضاد و تقابل است. اگر تضاد و تقابلی هست، که هست با رژیم ماجرا جویِ ولایی ماست. رژیمی که میخواهد با بهره برداریِ ابزاری از دین و مذهب و با اتکاء به موقعیت ژئو پولیتیکی میهن ما و دلارهای نفتی آن، نه تنها غرب بعنوان غرب را بلکه تمدن بشری و دمکراسی در دنیا را به چالش بکشد. رژیمی که در صدد است بحساب ملت ما، بحساب اعتقادات دینی مردم به بلند پروازیها و جاه طلبی های بیمار گونه و تحقق ناپذیر خود جامعه عمل بپوشاند.
جناب خاتمی! ملت ایران اولویتی بالاتر از سرنگونی این رژیم تبه کار و ضد مردمی ندارد! این اولویت ملی مردم ایران، در بسیاری زمینه ها و از بسیاری جهات با منافع غرب و حتی برخی همسایگان ما در همپوشی کامل قرار دارد.
بزرگترین خطری که ملت ایران را تهدید میکند، بزرگترین توطعه ای که در کمین موجودیت ملی است همین رژیمی است که به سر دستگی سید علی خامنه ایی چون بختک مرگ و فقر و نکبت و فساد بر سر مردم میهنمان سایه افکنده است.
مردم سوریه طی۷ دهه مبارزه با اسرائیل و غرب، نه کمتر از ما «ملی» هستند و نه کمتر از ما نگران استقلال خویش. مردم لیبی نیز، قهرمانی ملی چون «عمر مختار » را داشته اند که تحت رهبریش بیش بیست سال تا پای چوبه اعدامش بدست استعمارگران ایتالیائی برای استقلال میهنش همراه مردمش جنگید. ولی همین ملت برای اجتناب از قتل عام شدن، برای اجتناب از تصرف شدنِ به عنف ِ زنان و دخترانش بدست ارتش خصوصی شدهِ کسی که خود را قائد و یا رهبر معظم مردم لیبی میدانست، از غرب، ناتو و ازجمله از همان ایتالیا طلب کمک کرد تا به آزادی برسد و امروز در پرتو نتیجه موفقیت آمیز کمک غرب، هیچکس حتی رژیم هوچی و هیاهو آفرین ما و متحدین منطقه ای اش نه تنها جرئت محکوم کردن آن کمک گیری را ندارند بلکه برای برقراری ارتباط با دولتی که در نتیجه آن کمک بر سر کار آمده است با هم مسابقه میدهند.
جمعه ی دیروز را مردم سوریه «جمعه درخواست برقراری منطقه حفاظت شده و غیر قابل پرواز»، درست بهمان صورت که در لیبی رخ داد، اعلام کردند. این یعنی درخواست کمک از غرب برای آزادی و از طرف همان «شورایی» که همه نیروهای آزادیخواه و استقلال دوست دنیا بشمول شورای هماهنگی راه سبز ما، آنرا بعنوان نماینده واقعی مردم برسمیت شناخته اند. تا بحال کسی یافت نشده تا به این درخواست «شورای ملی سوریه» انگ استقلال شکنی زند زیرا اگر استقلالی هم بوده است رژیم بشار اسد قبلاً آنرا شکسته است.
جناب خاتمی! آنها که در خیابانهای دمشق آماج توپ و تانک ارتش بشار اسد قرار میگیرند حق دارند بگویند از کجا تهدید میشوند و از چه سویی در معرض خطر قرار دارند نه مفتی دمشق. آنها که زنان، دختران و حتی پسرانشان مورد تجاوز جنسی گزمه های بشار اسد قرار میگیرند میتوانند بگویند چه خطری و از کجا آنها را تهدید میکند!
متأسفانه آقای مهندس امیر ارجمند نیز در مصاحبه ایی با رادیو بی بی سی در واکنش به اظهارات هیلاری کلینتون راجع به عدم تمایل جنبش سبز به حمایت غرب در مقطع اعتراضات مردمی، همین تقابل آفرینی مصنوعی را با دنیا بنام مفهوم مقدس شده
« استقلال»، بمیان میکشد.
«کلمه» به نقل از مصاحبه مهندس امیر ارجمند با بی بی سی:
« امیر ارجمند با اشاره به تجربه‌ی تمام نهضت‌های جهان که نشان داده هر جنبش و نهضتی که به خود و اراده و نیروی مردم اتکا کند، حتما پیروز شده است، خاطرنشان کرد: مداخله‌ی قدرت‌های خارجی نمی‌تواند راه حل برای مسایل داخلی کشور باشد.
مشاور میرحسین موسوی همچنین در پاسخ به این سوال خبرنگار بی‌بی‌سی که “از سخنان خانم کلینتون این طور برمی‌آید که اگر در اعتراضات بعد از انتخابات ۸۸ از سوی معترضان کمک خواسته می‌شد، نتیجه‌ی آن متفاوت بود” گفت: کمک برای چه؟ برای مداخله در امور داخلی ایران؟ قطعا چنین کمکی از هیچ قدرتی درخواست نمی‌شود. ملت ما ملت سرافرازی بوده که همیشه سعی کرده خودش مشکلاتش را حل کند.
وی با اشاره به وضعیت حاکم بر کشور گفت: یک روند گذار دموکراسی در کشور اتفاق افتاده و متاسفانه نیروهای اقتدارگرا با سرکوب مردم جلوی رشد طبیعی این روند را گرفتند. اما این خود مردم هستند که باید با بسیج نیروهایشان و با اتکا به خود، این قدرت اقتدارگرا را به عقب برانند تا آنها را مجبور به قبول اراده و رای مردم کنند و در این راستا نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که دولت‌های دیگر بیایند برای ما مساله‌ی دموکراسی در کشور را حل کنند. هیچ وقت در هیچ جای دنیا نبوده که دولت‌های خارجی در جایی مداخله کنند و تنها و تنها و تنها برای رعایت دموکراسی و حقوق بشر باشد.
او با تصریح به اینکه “معمولا وقتی مداخله صورت می‌گیرد، انگیزه‌های دیگری پشت آن است”، بر این مساله تاکید کرد که “ملت ما ملتی نیست که به دولتهای دیگر نیاز داشته باشد.”»

باید پرسید جناب امیر ارجمند ! مگر نمیشود که در مسئله ایی، منافع غرب با منافع ملتی در برانداختن رژیمی که برای دنیا و ملت خود، درسر آفرین است همپوش شود و در انطباق باهم قرار گیرد؟ مگر نمیشود که با غرب از زاویه منافع مشترک و نه تقابل و تضاد منافع دائمی روبرو شد؟ مگر ما و غرب در این جهان دهکده شده، که خانه ی مشترک مردم سراسر کره ارض ماست در بسیاری مخاطرات و تهدیدها شانسها و فرصتها در اشتراک منافع نمیتوانیم باشیم؟ مگر سیل اخیر تایلند، سونامی سال پیش ژاپن، زلزله ترکیه، کشتار مردم سوریه توسط اسد، تهدید اتمی کره شمالی و نا جمهور اسلامی ما ، کشتار مردم جنوب سودان توسط عمر البشیر، قتل عام مردم کوسوو و… ، اینها همه فقط مسئله داخلی این ممالک بوده و هست؟
جناب امیر ارجمند! چرا؟ چرا شما فقط از موضع تقابل مواضع و منافع با غرب، قضیه را مطرح میفرمائید؟ آیا فکر نمیکنید که، جهانی که با خطر تروریسم القاعده و طالبان و بنیاد گرایی دینی روبروست و دولت ما نیز مستقیم و غیر مستقیم به کوره این تروریسم، سوخت رسانی میکند حق دارد تا نیروهای زندگی و آزادی دوست دنیا را برای مقابله با این خطر عمومی بسیج کرده در یک جبهه واحد قرار داده و خود در کنار آنها قرار گیرد؟
آری جناب امیر ارجمند، ملت لیبی هم بدون کمک غرب و ناتو میتوانست «روزی » و فقط روزی! به آزادی دست یابد ولی، آیا هزینه این «فاصله تا آنروز» را، ملت و نسلهای متوالی در لیبی باید پرداخت میکردند یا سلسله خونریز قذافی؟ آیا هزینه چنیین انتظار تاریخی ای به حفظ بکارت مصنوعی «استتقلال» می ارزید؟ جناب امیر ارجمند شما استاد در رشته حقوق و سیاست هستید و یقیناً بهتر از من میدانید فلسفه ی تقریباً مورد اجماعِ دنیای امروز «یوتیلیتاریسم یا فایده مندی» چه میگوید. اگر این استدلال شما را در غالب این فلسفه که فایده مندی مردم گرایانه را در تحلیل نهایی و از همه جهات مبنای درستی از نادرستی رفتارها میداند قرار دهیم نتیجه چه خواهد شد؟ آیا شما حاضرید برای رعایت مفهوم «قُدسی» شده «استقلالِ» مورد نظرتان، ده ها نسل دیگر از مردم میهن ما قربانی شوند تا خود، سرانجام بدست خود غل و زنجیر را از دست و پای خود بردارند؟ اگر اینطور است چرا ما خود از نو بدست خود، تلفن، اتوموبیل، ماشین رختشوئی و شامپوی سر و مایع تن شوئی را اختراع نکنیم تا بیشتر بتوانیم مستقل باشیم و به این استقلال افتخار کنیم؟ آیا شما در این رابطه به عامل زمان و هزینه ایی که این «قُدسی» نگری به مسائل دنیوی به انسانها تحمیل میکند نیز اندیشیده ائید؟ آری، منهم تردید ندارم که روزی این ملت با اتکا به نیروی خود زنخیر بردگی را از هم خواهد گیسخت، حتی به این دلیل ساده که فرزندان همین مافیای حاکم هم در آینده، تسلیم نظمی که پدرانشان بدانها تحمیل کرده اند نخواهند شد.
جناب امیر ارجمند! استقلال و آزادی ملت ما، قبل آنکه از سوی غرب تهدید شود از سوی همین رژیم، از سوی همین سید علی خامنه ایی بعنوان سردسته مافیای حاکم، از سوی سپاه پاسداران، بسیجیان و خیل میلیونی رانتخواران و ششلول بندان حکومت ولایی تهدید میشود و لاغیر! پس اگر شما نگران پایمال شدن استقلال کشور و مردم و خطر مداخله خارج هستید، تقابل این ملت و مردم را با رژیم ولایی مورد تأکید قرار دهید نه تقابل با «دشمنی» موهوم را که این حکومت آفریده است را برجسته کنید و ناخواسته و معصوم نمایانه در پناه چنین مفهوم سازیهایی های تابو شده ایی، چون خطر « مداخله خارجی» و تقابل آفرینی با غرب، ملت مارا غیر مستقیم با این حکومت در یک سنگر و جبهه در برابر آن «غرب»، یعنی دشمنِ وهمی قرار دهید! و غیر مستقیم به رژیم اطمینان دهید که برای فشار بر مردم، چراغ، سبزِسبز است! و خطر مداخله خارجی نظیر لیبی و سوریه در میان نیست!
جناب امیر ارجمند! لازم نیست در شرایط کنونی شما فریاد کمک خواهی از دنیا بردارید ولی لازم هم نیست به رژیم اطمینان دهید که تحت هیچ شرایطی ملت ایران از خارج، آمریکا و ناتو کمک نخواهد خواست!
متأسفانه شورای هماهنگی هم در اطلاعیه ایی تقریباً همین موضع آقای امیر ارجمند را اتخاذ و تحت عنوان اینکه ما در دفاع از ایران و علیه توطعه حاضریم و نه برای دفاع از گروه حاکم (نقل به مضمون)، تکرار شده است. که فکر کنم طی سطور فوق آنرا نیز نقد کرده ام.

توجه!
یاداشت بعدی، فردا تحت عنوان درسهای انتخابات تونس واوضاع منطقه درج خواهد شد
ح تبریزیان

نتیجه انتخابات در تونس!

Share Button


رشید قانوشیرهبر حزب النهدا.
هرچند نتیجه نهایی انتخابات در تونس اعلام نشده است ولی همچنانکه انتظار میرفت حزب اسلامی «النهدا» که یک حزب میانه روی اسلامی است بر دیگر جریانها پیشی نمایانی دارد. آنچه مهم است و کوتاه میتوان گفت اینست که:
«انهدا» بر آن نیست که با اجرای قوانین شریعه با سکولاریست ها و دنیا در بیفتند. سخنگوی این حزب میگوید که حزب یک سکولاریست را به ریاست جمهوری برخواهد گزید و هیچگونه محدودیتی برای توریستها و تفریحات ساحلی از جمله سرو مشروبات الکلی و بیکینی پوشی اعمال نخواهد کرد.
در پایان هفته تحلیل کامل خود را از روند انتخابت تونس که بازتاب و اثر گذاری منطقه ایی دارد را خواهم نوشت و لی فعلاً به این مختصر و کپی گزارش «الاهرام آن لاین» بسنده میکنم.

Tunisia’s new Islamist leadership espouses moderate credentials

October 27, 2011 01:19 AM
By Tarek Amara, Christian Lowe

TUNIS: Tunisia’s moderate Islamist party said Wednesday it would put forward one of its officials for the prime minister’s job, after it scored a resounding victory in the first election after the “Arab Spring” uprisings.

It reassured secularists and investors, nervous about the prospect of Islamists holding power in one of the Arab world’s most liberal countries, by saying it would not stop tourists wearing bikinis on the beaches or impose Islamic banking.

Officials were still tabulating results from Sunday’s election – the first democratic vote in Tunisia’s history – but the moderate Islamist Ennahda party is on course to be declared the winner by a wide margin.

Ennahda will be short of a majority in the new assembly, but is expected to form a coalition with two of the secularist runners-up. The Islamists will get the biggest say on important posts.

The outcome of the vote, 10 months after a Tunisian vegetable seller set fire to himself in an act of protest that set in motion the “Arab Spring,” will resonate in other countries, especially Egypt and Libya, which are wrestling with their own transition from repression to democracy.

No Islamists have obtained power in the Middle East since Hamas won a 2006 election in the Palestinian Territories, but the uprisings which reshaped the political landscape this year have created an opening for them.

Hamadi Jbeli, Ennahda secretary general and a former political prisoner under ousted President Zine al-Abidine Ben Ali, said his party would put him forward to be interim prime minister.

“It is completely normal since the secretary-general of the winning party in all democracies is the one who takes the prime minister’s post,” the TAP news agency quoted Jbeli as saying.

Jbeli spent over a decade in jail, along with thousands of other Ennahda supporters rounded up by the former authorities. An engineer by training, he is the leading lieutenant of party leader Rachid Ghannouchi.

He said the party may offer the presidency, a largely ceremonial post, to Beji Caid Sebsi, a secularist technocrat who is now caretaker prime minister. That could reassure Ennahda opponents who worry it will be too dominant. In line with its moderate stance – and with an eye on reassuring investors whom it needs to revive the spluttering economy – Ennahda said it would not try to impose Islamic strictures on modesty of dress, alcohol and usury.

Foreign tourists, some of whom test the tolerance of hard-line Muslims by wearing bikinis, are a major source of revenue for Tunisia.

“The tourism sector is among the achievements which we cannot touch. Is it logical to handicap a strategic sector like tourism by forbidding wine or wearing bathing costumes?” Jbeli was quoted as saying.

“These are personal liberties for Tunisians and foreigners as well.”

Ennahda, citing its own figures, says the election gave it 40 percent of the seats in the assembly which will draft a new constitution, appoint an interim government and set a date for new elections late next year or early in 2013.

The Islamists’ main secularist challengers have already conceded defeat.

Only a trickle of official results has so far appeared – unlike elections under Ben Ali when the outcome was announced straight away, probably because it had been pre-determined.

Returns from the districts which completed their counts showed Ennahda had 53 seats in the 217-seat assembly. Its nearest rival, the secularist Congress for the Republic, had 18. Figures from the capital have yet to be announced.

Tunisia became the birthplace of the “Arab Spring” when Mohammad Bouazizi set fire to himself in protest at poverty and government repression. His suicide provoked protests which forced Ben Ali to flee in January.

The revolution in Tunisia, a former French colony, in turn inspired uprisings which forced out entrenched leaders in Egypt and Libya, and convulsed Yemen, Syria and Bahrain.

Defying predictions that Tunisia’s election would lead to violence and clashes between police and a hardline Islamist minority, Sunday’s vote passed off peacefully. It was applauded by Western monitors.

The main Tunisian share index rose sharply Wednesday after Ghannouchi met executives from the stock exchange and told them he was in favor of more companies listing on the bourse.

Ghannouchi is keeping himself out of government, some analysts say to concentrate on winning a presidential election expected early in 2013.

Ennahda’s win is a remarkable turnaround for a group which until earlier this year was outlawed.

Ghannouchi was forced into exile in Britain for 22 years because of harassment by police. A soft-spoken scholar, he dresses in suits and open-necked shirts while his wife and daughters wear the hijab.

Ghannouchi is at pains to stress his party will not enforce any code of morality on Tunisian society. He models his approach on the moderate Islamism of Turkish Prime Minister Recep Tayyip Erdogan.

In a slick, well-funded campaign, the party tapped into a desire among ordinary Tunisians to be able to express their faith freely after years of aggressively enforced secularism.

It also sought to show it could represent all Tunisians, including the large numbers who take a laissez-faire view of Islam’s rules, drink alcohol, wear revealing clothes and rarely visit the mosque.

A version of this article appeared in the print edition of The Daily Star on October 27, 2011, on page 1.

Home Middle East

elections / Ennahda / Islamic / Secular / Tunisia / Tunisia

Advertisement

Comments

Your feedback is important to us!
We invite all our readers to share with us their views and comments about this article.
Disclaimer: Comments submitted by third parties on this site are the sole responsibility of the individual(s) whose content is submitted. The Daily Star accepts no responsibility for the content of comment(s), including, without limitation, any error, omission or inaccuracy therein. Please note that your email address will NOT appear on the site. All fields are mandatory.

Name *
Email *
Country *
City *
Comment *
Word Count: Left:
Alert me of future comments

 

Your comment was sent successfully, thank you…

Read more: http://www.dailystar.com.lb/News/Middle-East/2011/Oct-27/152353-tunisias-new-islamist-leadership-espouses-moderate-credentials.ashx#ixzz1bxKcJobl
(The Daily Star :: Lebanon News :: http://www.dailystar.com.lb)

احمدی از خط قرمزنظام عبور کرد!

Share Button


چندروز پیش محسن رضایی فرمانده سابق سپاه و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در مصاحبه با تلویزیون حزبالله لبنان (المنار) گفت که سوریه، لبنان و حماس خط قرمز ما هستند. این اظهار نظر رضایی نکته جدیدی در خود نداشت زیرا ارتباط و در آمیختگی حکومت ما با سیاست های پشت پرده در سوریه، حزب الله لبنان و تا حدی با حماس بیشتر از آنست که سقوط این محورهای استراتژیک برای رژیم تهران قابل تحمل باشد. لذا میتوان اظهار نظر رضایی را موضع کل نظام تلقی کرد.
حال روزنامه دیلی استار امروز لبنان مینوسید که بعلت اظهار نظر احمدی نژاد با «سی ان ان» که بنحو غیر قابل انتظاری کشتار در سوریه را محکوم کرد، موجب گردید تا سوریه سفر چند روزه وزیر خارجه ایران به آن کشوررا کنسل کند. و سفر او به لبنان هم که قرار بود در ادامه همین سفر انجام شود نتیجتاً لغو شد. در این سفر قرار بود که علی اکبر صالحی وزیر خارجه دولت احمدی نژاد با میقاتی نخست وزیر، عدنان منصور وزیر خارجه ومیشل سلیمان رئیس جمهور لبنان نیز دیدار کند که آنها برای خود برنامه شرکت در مراسم ختم ولیعهد عربستان را قرار دادند. خودِ اینکه به بهانه مسافرت، آنها از پذیرایی صالحی طفره بروند نیز معنی دار است چون آنها یک روز پیش یا پس از سفر خود میتوانستند ملاقات مقرر شده را انجام دهند. و تازه میتوان پرسید اگر رهبر ایران هم بمیرد آیا همه هیئت رهبری لبنان دسته جمعه به مراسم ختم وی می آیند؟
دیلی استار به نقل از مصاحبه احمدی نژاد در اشاره به سوریه می نویسد: « هیچ کس حق ندارد کس دیگری را بکشد نه حکومت و نه مخالفین».
یک مقام دیپلماتیک به نشریه دیلی استار میگوید: « دمشق از مجاری دیپلماتیک به وزیر خارجه ایران اطلاع داده است که در سفر پیش روی وی به منطقه، دولت دمشق مایل به پذیرایی از وی نیست».
«هیلال خاشان» استاد علوم سیاسی دانشگاه امریکایی بیروت به دیلی استار میگوید:« این واکنش سوریه تعجب آمیز نیست چون بسیار محتمل مینمود که سوریه پس از چنین اظهار نظری دعوت خود را پس بگیرد.
کامنت:
دو فرضیه در مورد موضع گیری احمدی نژاد میتوان تصور کرد :
۱ ـ فرضیه نخست اینکه او بقول معروف گز نکرده پاره کرده و ناخود آگاه این سخنان را پرانده است که در این صورت میتوان گفت او جو و برداشت درون دولت خود را ناخود آگاه بیان داشته است ولی اگر چنان نگاهی به مسئله دردرون دولت احمدی نژاد وجود نمیداشت برزبان آمدنش قدری غیر منطقی مینمود. نگاهی که با خط سیاسی رهبری جمهوری اسلامی که مخالفین بشاراسد را تروریست، عامل کشتار و فتنه اسرائیل و آمریکا میداند در تباین مطلق است.
۲ ـ اگر وی آگاهانه چنین موضع ضد سوری گرفته باشد که وضع باز هم بدتر میشود و بمعنای اینست که احمدی نژاد با این موضع گیری، روی مسئله ایی که واجد اهمیت راهبردی و استراتژیک برای حاکمیت ایران است خط خود را از خط رهبری و سیاست اصلی نظام که محسن رضائی از آن بعنوان خطوط قرمز نظام نام برده بود جدا کرده است.

Iran FM postpones visit after Ahmadinejad’s remarks on Syria: sources

October 24, 2011 11:39 AM (Last updated: October 24, 2011 04:47 PM)

The Daily Star

Iranian Foreign Minister Ali Akbar Salehi attends the Asia Cooperation Dialogue (ACD) forum in Kuwait City on October 10, 2011. AFP

BEIRUT: A trip by the Iranian foreign minister to Beirut has been postponed because of President Mahmoud Ahmadinejad’s condemnation of the “killings” in key ally Syria, diplomatic sources told The Daily Star Monday.
The Lebanese Foreign Ministry confirmed Ali Akbar Salehi’s two-day trip to Beirut had been postponed, with no new date set, but did not elaborate on the reason for the postponement.
Salehi was due to meet with Lebanese President Michel Sleiman, Prime Minister Najib Mikati and Foreign Minister Adnan Mansour during his two-day visit to Lebanon Monday-Tuesday.
Diplomatic sources told The Daily Star the visit had been cancelled after Ahmadinejad criticized the seven-month bloody crackdown on protesters in Syria. The trip was also due to include Syria and other Arab countries, visits which have also been cancelled, the source said.
“Nobody has the right to kill others, neither the government nor the opponents,” Ahmadinejad told Fareed Zakaria of CNN in an interview broadcast over the weekend.
“We are going to make greater efforts to encourage both the government of Syria and the other side, all parties, to reach an understanding,” he added.
The diplomatic sources described the Iranian president’s remarks as “unprecedented.”
“Damascus, unsatisfied with Ahmadinejad’s position, has informed Iran’s foreign minister through diplomatic channels that Syria has no desire to welcome him during his upcoming tour of the region,” one diplomatic source told The Daily Star.
“For this reason, the trip was cancelled altogether,” he added.
The source said reports being circulated by the Iranian Embassy in Beirut trying to link the cancellation of the visit to the absence of Sleiman and Mikati from the country are inaccurate, and that the cancellation had been made before Prince Sultan’s death.
Sleiman and Mikati are traveling to Saudi Arabia this week to offer condolences over the death of the Saudi Crown Prince Sultan bin Abdul-Aziz al-Saud.
Hilal Khashan, a professor of political science at the American University of Beirut, told The Daily Star such a decision on the part of Syria would not be surprising. “Of course, [it is likely] Syria would cancel such a visit because it was upset by Ahmadinejad’s statements,” Khashan said.
“Syria’s threshold for criticism of its regime is nil,” added Khashan. He said both Iran and Hezbollah are “changing their course” in case the Syrian government of President Bashar Assad is toppled.
“They [Iran and Hezbollah] are trying to open other lines of contact in case events in Syria lead to regime change,” Khashan said.

Read more: http://www.dailystar.com.lb/News/Politics/2011/Oct-24/152066-iran-fm-cancels-visit-after-ahmadinejads-remarks-on-syria-sources.ashx#ixzz1bikyCjR7
(The Daily Star :: Lebanon News :: http://www.dailystar.com.lb)

نامه شجاعانه مصطفی تاجزاده به رهبر جمهوری اسلامی

Share Button


من در اعتقادات مذهبی تاجزاده با وی شریک نیستم. ولی از صمیم قلب شجاعت سیاسی و اخلاقی وی را تحسین میکنم.. هرچند میدانم متأسفانه خوانندگان این نامه از سقوط اخلاقی ارهبر پوست کلفت و پاچه ورمالیده جمهوری اسلامی بیشتر آن آگاهند تا حتی یک چنین نامه هایی چیزی بر دانسته های آنان در این زمینه بیافزاید ولی بلحاظ تبت در تاریخ هم که شده نگارش چنین نامه هایی خوب است. کاری که از ما برمی آید پخش اآن است.
به امید آزادی همه زندانیان سیاسی و آزادی ایران
حبیب تبریزیان
سسیدمصطفی تاج‌زاده عضو زندانی شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی با ارسال نامه‌ای سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی ایران نسبت محاکمه و تهدید همسرش به حکم زندان اعتراض کرد.ا
وی در بخشی از نامه ی خود آورده است: من حدود دو سال و نیم است که در زندان به سر می‌برم، در تمام این مدت تنها به علت این که نظرات خود را در باره مسائل کشور به صورت کاملاً قانونی منتشر ساخته‌ام، برخلاف قانون در شرایط انفرادی نگهداری می‌شوم. قصد من از این نامه چنان که گفتم نه شکوه به شماست و نه انتظار رسیدگی به این ظلم آشکاراز جانب شما. تنها از شما می‌پرسم برمبنای کدام معیار اخلاقی و انسانی مقامات قضایی مطیع اوامر حضرتعالی حق دارند به منظور اعمال فشار و وادار کردن من به سکوت و عدم اظهار نظر در باره امور کشور، همسرم را دستگیر و محاکمه کنند؟
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز متن کامل این نامه به شرح زیر است:ا
بسم الله الرحمن الرحیم
مقام محترم رهبری جمهوری اسلامی ایران
احتراماُ آن چه مرا به نوشتن این نامه به شما ترغیب کرده است، نه گله و شکایت از ظلم و جنایتی است که بر من و دوستانم رفته است و نه امید و انتظار به تغییر مواضع و دیدگاه‌های شما نسبت به امور کشور و نه هشدار نسبت به آینده کشور در مسیر کنونی است، این موارد را طی سال‌های اخیر بسیاری از بزرگانی که در هوشمندی و تجرب و صداقت ایشان تردیدی وجود ندارد مستقیم و غیر مستقیم به عرض جنابعالی رسانده‌اند والبته نتیجه‌ای هم نگرفته‌اند. ما نیز پیمانی با خدای خود بسته‌ایم و راهی را با توکل او در پیش گرفته‌ایم و در این راه خود را به او سپرده‌ایم و از احدی از بندگان خدا انتظار لطف و عنایت نداریم.ا

قصد من از این نامه یادآوری اصول و ارزش‌هایی است که جزو بدیهی ترین و مقدس ترین اصول نهضت ما تلقی می‌شد و امروز متأسفانه در سخن و عمل آشکارا نفی و نقض می‌شود.ا
انقلاب ما برای دنیای معاصر پیام پیشرفت و توسعه و علم و فناوری و حتی دموکراسی و آزادی بیان نداشت، چرا که در این عرصه ها دیگران گام‌هایی بسیار بلند برداشته‌اند و تجاربی عظیم اندوخته‌اند که سرمایه ما و انقلاب ما باید تلقی شود. آن چه این انقلاب را از سایر انقلاب‌های جهان متمایز می‌ساخت پیام معنوی و اخلاق برای بشریت گرفتار آمده در زندگی مصرف زده و مادی امروز بود. و همین پیام و ویژگی بود که نظر دنیا را به انقلابی به نام دین به رهبری مردی روحانی جلب کرد.ا
به گمان صرفنظر این که از آغاز انقلاب چه در دهه اول و چه در دهه‌های بعدی تا چه انقلاب در تحقق این پیام موفق بوده که البته جای نقد و بحث فراوانی است، مرحوم امام بیش از همه به این ویژگی توجه داشت. ایشان در نامه به گورباچف او را به عبور از مارکسیسم به سوی آزادی و دموکراسی تشویق نکرد، آن راهی بود که لامحاله بشر امروز در آن حرکت می‌کند، قصد امام از آن نامه آن گونه که در ملاقات با ادوارد شوارد نادزه به وی متذکر شد، گشودن درهایی به سوی آسمان به روی آقای گورباچف بود. آن نامه تنها یک پیام داشت و آن این بود که مشکل شما در پیروی از مارکسیسم قبل از دیکتاتوری و فراتر از محرومیت از حقوق و آزادی‌های اساسی، مادیت زمینی و محرومیت از اخلاق و معنویت آسمانی بود بنابراین با افتادن به دامان دنیای مادی و اسارت در زندگی مصرف زده و عاری از معنویت غرب سرمایه‌داری اشتباه گذشته را تکرار نکنید.ا
حضرت آیت الله خامنه‌ای
امروز ملت‌های مسلمان منطقه یکی پس از دیگری علیه ظلم و استبداد و تحقیر به پا خاسته‌اند و با سرنگونی دیکتاتور و فروپاشی نظام استبداد طالب تجربه دنیای جدید و زندگی بهتر هستند. اگر مطلوب آن‌ها علم و فناوری و توسعه و رفاه باشد، بی شک ما و شما به علت تورم و گرانی و بیکاری و رشد صفردرصدی اقتصادی و کاهش تولید ملی و … که همگی محصول مدیریت ناکارآمد و بی کفایت کنونی است اگر در این زمینه حرفی برای آن‌ها داشته باشیم این است که نمونه کنونی ایران را الگوی خود قرار ندهند. و راهی که ما رفته‌ایم نروند. اما اگر مطلوب آن‌ها اخلاق و معنویت باشد، یعنی همان که پیام اصلی و وجه تمایز انقلاب ما از دیگر انقلاب‌های جهان بود، شما به عنوان رهبر جمهوری اسلامی در این زمینه کدام دستاورد ملموس و عملی نظام را به آن‌ها ارائه خواهید فرمود؟ دروغ و تظاهر و ریای مسؤولان کشور با مردم را و یا بررگترین فساد مالی تاریخ کشور را؟ و یا رعایت خلاف مروت و
انسانیت مأموران و مسؤولان با شهروندان را؟
رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران
ما تا پیش از این خوانده و از منابر شنیده بودیم که حکومت و حاکم اسلامی مسؤولیت تأمین زندگی خانواده زندانیان را برعهده دارد. اگر چه این مهم هیچ‌گاه در طول سال‌های انقلاب عملی نشد، اما متقابلاً نیز هرگز تصور نمی‌کردیم نظام اسلامی شهروندانی را به اتهام کمک مالی به خانواده‌های زندانیان سیاسی دستگیر و ماه‌ها درسلول‌های تاریک و نمور انفرادی تحت بدترین شرایط زندانی و به حبس‌های طویل المدت محکوم کند. ما نشینده بودیم و به مخیله مان هم خطور نمی‌کرد خانواده‌های زندانیان سیاسی به خاطر برگزاری میهمانی افطار مورد یورش مأموران حکومت قرار گیرند و امنیتشان تهدید شود و زن و فرزند ایشان بازداشت شوند. ماهرگز تصورش را هم نمی‌کردیم نظام اسلامی در اقدامی سازمانیافته تأکید می‌کنم در اقدامی سازمانیافته و برنامه ریزی شده منتقدان و مخالفان خود را علاوه بر زندان از کار و شغلی که دارند اخراج کند تا خانواده‌ آن‌ها نیز به سزای فعالیت سیاسی نان آورشان از حداقل تأمین اقتصادی و معیشتی محروم شوند. دادستان کل کشور به صراحت می‌گوید از تابعیت دوگانه آقای خاوری و زندگی خانواده وی در کانادا بی‌خبر بوده است.ا

بی شک مأموران امنیتی نیز از این امر بی‌خبر بوده‌اند.اما آنان از خصوصی‌ترین امور خانوادگی زندانیان سیاسی اطلاع دارند و هم در آن دخالت می‌کنند تا آن جا که به نیت تقویت و خدمت به ولایت با تهدید ارعاب مانع ازدواج فرزندان آن‌ها می‌شوند. ما هرگز تصور هم نمی‌کردیم که وضعیت اخلاق و انسانیت در این کشور به چنیت ابتذالی کشیده شود که فرزندان به جرم تلاش پدران برای اعتلا و سربلندی کشور نه تنها از تحصیلات عالی و تحصیل در خارج کشور محروم شوند، بلکه زندگی خصوصی آینده آنان نیز به اراده بازجویان و مأموران امنیتی رقم بخورد. ماهرگز در خواب هم نمی‌دیدیم که شرافت و انسانیت در این کشور چنان به قهقرا رود که فرزندان زندانیان از ترس این که ممنوع الخروج شده از تحصیل بازبمانند جرأت سفر به کشور و تسلای دل مادر و خانواده بی‌پناه خود را نداشته باشند و مادران نیز به تاوان فعالیت همسران ممنوع الخروج شوند و اجازه دیدار فرزندان خود در خارج کشور را نداشته باشند.ا
طرفداران نظریه ولایت فقیه در اثبات این نظریه استدلال می‌کنند لازمه اجرای حدود الهی به دست گرفتن قدرت است. آیا قطع کردن روزی منتقدان و مخالفان، در تنگنا قرار دادن خانواده آن‌ها و محروم کردن فرزندان آن‌ها از بدیهی‌ترین حقوق انسانی یعنی تحصیل
همان حدود الهی است که نظام ولایت فقیه در ایران برای اجرای آن تشکیل شده است؟
حضرت آیت الله خامنه‌ای
بی‌شک شما نیز مانند من به خاطر دارید زمانی که آقای بنی صدر قبل از خروج از کشور، پنهان شده بود به دستور یکی از مقامات قضایی خانواده وی دستگیر شدند تا وی مجبور به معرفی خود شود، مرحوم آیت الله بهشتی وقتی این خبر را شنید برآشفت و ضمن مؤاخذه آن مقام قضایی دستور آزادی سریع خانواده بنی صدر را صادر کرد. آقای بنی صدر به خارج گریخت و خانواده وی نیز ممنوع الخروج نشدند و به او پیوستند تا امروز من بتوانم این ماجرا را به عنوان یک افتخار و نمونه‌ای زیبا از انسانیت و اخلاق و معنویت گمشده در این کشور به حضرتعالی یادآور شوم.ا
مقام محترم ولایت فقیه
من نه آقای بنی صدرم و نه با منافقین علیه نظام مستقر دست به قیام وشورش زده‌ام و خوشبختانه به علت این که بلافاصله بعد از برگزاری انتخابات دستگیر شده‌ام اتهامات موهومی نظیر انقلاب مخملی و راه‌اندازی تظاهرات اعتراضی و دعوت به اغتشاش و آشوب را نمی‌توان به من نسبت داد و باز خوشبختانه به خارج از کشور هم فرار نکرده‌ام بلکه اسیر شما در زندان هستم. بنابراین به چه علت باید همسر من که جز اعتراض به دستگیری من و نوشتن نامه به شوهرش در وبلاگ خود باید درخیابان مورد یورش مأموران قرار گرفته دستگیر و درزندان انفرادی نگهداری شود؟ و چرا اکنون به خاطر اعتراض به ظلمی که بر شوهر وی رفته باید محاکمه شود؟
مولای من و شما خطاب به خوارج طغیانگری که او را کافر می شمردند، می‌فرمود سه حق را در مورد شما رعایت می‌کنیم:‌ از حق بیتالمال شما را محروم نمیکنیم ۲٫ از ورود شما به مسجد برای نماز جلوگیری نمیکنیم. ۳٫ با شما نمیجنگیم تا شما جنگ را آغاز کنید.ا
اما مسؤلان مطیع شما شیعیان مولا و خانواده و فرزندان آن‌ها را تنها به جرم اعتراض به ظلمی که برایشان رفته نه از بیت المال که از شغل و تحصیل محروم می‌کنند و به جرم برگزاری مراسم دعای کمیل و توسل برای رهایی شوهرانشان دستگیر و محاکمه و کسانی را که در صدد کمک مالی به ایشان برمی‌آیند روانه سلول‌های انفرادی می‌کنند.ا
مقام محترم رهبری جمهوری اسلامی ایران
من حدود دو سال و نیم است که در زندان به سر می‌برم، در تمام این مدت تنها به علت این که نظرات خود را در باره مسائل کشور به صورت کاملاً قانونی منتشر ساخته‌ام، برخلاف قانون در شرایط انفرادی نگهداری می‌شوم. قصد من از این نامه چنان که گفتم نه شکوه به شماست و نه انتظار رسیدگی به این ظلم آشکاراز جانب شما. تنها از شما می‌پرسم برمبنای کدام معیار اخلاقی و انسانی مقامات قضایی مطیع اوامر حضرتعالی حق دارند به منظور اعمال فشار و وادار کردن من به سکوت و عدم اظهار نظر در باره امور کشور، همسرم را دستگیر و محاکمه کنند؟
من نگران محکومیت و حبس همسرم نیستم و محکومیت او مانع اظهار نظر من در باره مسائل کشور نخواهد شد، بی شک شریک و همراه زندگی من این ظلم را نیز تاوان ادامه راهی می‌داند که مشترکاً برگزیده‌ایم. دخترانم نیز خدایی دارند مهربان‌تر و رحیم تر و کریم‌تر از آن که آنان را نیازمند خلقش کند. من به این می‌اندیشم نظامی که با این سرعت در سراشیبی سقوط اخلاقی و معنوی حرکت می‌کند چه سرنوشتی خواهد یافت و این ملت چه تاوان سنگینی از این بابت خواهد پرداخت. من تنها این را می‌فهمم که آن چه که امروز به نام دین و نظام دینی در این کشور اجرا می‌شود هیچ نسبتی با دین ندارد و مسؤلانی که آمر و عامل این امور هستند هیچ نسبتی با دین و خدای دین ندارند.ا

زندان اوین سید مصطفی تاجزاده

دیداری کوتاه و دنیایی معنی!

Share Button


یک گزارش کوتاه و دنیایی معنی!
بدستورمقامات مسکو زاسکین با سنیورا در بیروت ملاقات کرد!
(زاسیپکین سفیر روسیه فئواد سنیورا نخست وزیر پیشین لبنان و رهبر ائتلاف ۱۴ مارس است که از مخالین حزب الله و ائتلاف ۸ مارس آن می باشد ـ ح ت)
بنا به گزارش النهار دیداری بین سفیر روسیه الکساندر زاسیپکین و رهبر پارلمانی بلوک «المستقبل» فئواد سنیوره بنا به دستور مقامات مسکو انجام شد. در این دیدار که دیروز شنبه انجام گرفت، محمد صالح از وزرای پیشین نیز شرکت داشت.
بعد از انجام ملاقات سنیوره، زاسیپکین به خبر نگاران گفت که روسیه همواره از اجرای تصمیمات دادگاه ویژه سازمان ملل در لبنان که در صدد محاکمه تروریستهای مظنون به قتل نخست وزیر سابق هستند حمایت کرده است.
او همچنین روی تعهدِ مسکو به استقلال، ثبات و اجرای عدالت در لبنان تأکید کرد.
اظهار نظر وی پس از مراجعه هئیت نمایدگی پارلمانی حزب الله به سرپرستی محمد رعآد رهبر فدائیان بلوک مقاومت (حزب الله ـ ح ت) از مسکو که برای رایزنی پیرامون اوضاع منطقه و لبنان بدانجا رفته بود انجام میشود.
کامنتی کوتاه:
۱ ـ اگر سفیر مسکو میخواهد مراتب ادامه تعهد خود را به ثبات، استقلال و عدالت در لینان و حمایت از دادگاه ویژه را به گوش کسی در لبنان برساند، باید یا با میقاتی نخست وزیر و یا با سلیمان رئیس جمهور دیدار میکرد نه فئواد سنیوره رقیب خونی حزب الله.
۲ ـ خیلی جالب است بدانیم علت اصلی اینهمه عجله مسکو که فوری پس از عزیمت هیئت نمایندگی حزب الله از مسکو با رهبر بلوک مخالف آن تماس گرفته است چیست؟ من در یاداشت دو روز پیش خود راجع به سفر هیئت نماینگی حزب الله یادآوری کردم که مسکو روی حزب الله و اسد معامله خواهد ولی فکر نمیکردم با این عجله این معامله انجام شود.
۳ ـ حزب الله سعی کرد نه تنها با اعزام این هئیت بلند پایه خود حمایت مسکو را جلب کند بلکه با نمایش این دیدار میخواست چنان گوه ایی بین مسکو و رقبای لبنانی خود بزند که جبرانش برای مسکو آسان نباشد و آن کشور را در عمل و جبهه گیری انجام شده قرار دهد ولی ظاهرآً مقامات مسکو از نصرالله زرنگتر و سریعتر عمل کرده اند.
ولی بهر حال معامله را انجام یافته باید تلقی کرد!

Report: Zasypkin-Saniora Meeting Came upon Orders from Russian Authorities
0comments0like
by Naharnet Newsdesk
A meeting between Russian Ambassador Alexander Zasypkin and al-Mustaqbal parliamentary bloc leader Fouad Saniora came upon orders from authorities in Moscow, An Nahar daily reported Sunday.
The meeting held between the two sides on Saturday was attended by former Minister Mohammed Shatah.
Zasypkin told reporters following his talks with Saniora that Russia has always supported the implementation of all U.N. Security Council resolutions on Lebanon, including a resolution on the Special Tribunal for Lebanon that is set to try ex-Premier Rafik Hariri’s suspected assassins.
He also stressed Moscow’s commitment to Lebanon’s sovereignty, stability, unity and justice.
His remarks come after a Hizbullah delegation led by Loyalty to the Resistance bloc leader MP Mohammed Raad returned from its trip to Moscow where it held conversations on the regional developments and the situation in Lebanon.
 

Balatarin