Archive for: November 2011

نسیم بهار عرب بر فلات لبنان

Share Button


۴ نفر متهم به ترور رفیق حریری و ۲۲ نفر دیگر؛ سلیم جمائیل ایاش، مصطفی امین بدرالدین، حسین حسن اونیسی و اسد حسن صابرا . این افراد از اعضای عالیرتبه نظامی و سیاسی . حزب الله هستند دادستان دادگاه میگوید که وظیفه دادگاه نیست که به مقامات لبنان بگوید چکار کتنند ولی این واضح است که آنها میتوانند کارهای زیادی برای دستگیری این متهمین بکنند.
*************
در زیرسطح بظاهر آرام جامعه لبنان جنگ سردی برای بودن و نبودن در جریان است که بهیچ رو کم اهمیت تر از رخدادهای سوریه برای منطقه و بویژه میهن ما نیست.
خیابانهای بیروت آرام است و خبری از تظاهرات و سرکوبگری نیست ولی در عوض نبردی در کریدورهای پارلمان و ساختمان نخست وزیری و کاخ دادگستری لبنان جریان دارد که هر آن میتواند به سطح یک جنگ داخلی جدید فرا روید.
هفته قبل نخستین جلسه دادگاه غیابی ۴ متهم به ترور رفیق حریری با تعین وکلای تسخیری توسط دادگاه و رسمیت یافتن و صلاحیت دادگاه برگزار شد. وکلای تعین شده درخواست لغو موقت حکم بازداشت متهمین را نمودند. در پس این فرمالیته های اداری و حقوقی، نبرد سیاسی برای تبدیل محاکمه متهمین به محاکمه خود حزب الله جریان دارد. رهبر حزب الله سید حسن نصرالله در واکنش به صدور کیفرخواست و احضار این چهار متهم، در چند ماه قبل، گفت آن دستی را که بطرف افراد مذکور دراز شود از بازو قطع خواهد کرد. امروز از آن لحن تهدید آمیز دیگر خبری نیست و سید حسن دریافته است که قضیه جدی تر آنست که بتوان با این گونه اظهاراتی که فقط در مساجد و حسینه های جنوب بیروت برای توده عوام ارزش مصرفی دارد آنرا سرسری یا نادیده گرفت.
بهارعرب در هریک از کشورهای منطقه رنگ و بو و شکفتگی ویژه خود را دارد. دولت ائتلافی لبنان در دوران نخست وزیری فئواد سنیوره ، که حزبالله هم بخشی از ائتلاف آن بوده است، خود را ملزم به تأمین ۴۹% بودجه و اجرای حکم «دادگاه ویژه» تعین شده از طرف سازمان ملل نموده است واین تأمین بودجه آنروی سکه الزام به اجرای حکم دادگاه است. آنروز که دولت لبنان زیر بار این تعهد میرفت همه نگاه ها بطرف سوریه بعنوان سازمانده و آمر ترور رفیق حریری بود لذا تعجبی ندارد اگر حزب الله برای اجتناب از مطرح شدن خود، در آنروز با سکوت به این تعهد دولت لبنان برخورد کرده بود. امروز این مسئله ایی که برای حزب الله بایگانی شده می نمود به یک چالش حقوقی برای کل نظام و هویت حقوقی لبنان به عنوان یک «دولت» تبدیل شده است که در پشت سر آن نظام قضایی وحقوقی دنیا قرار گرفته است. این، یک پدیده عادی است که یک مجرم جرم خود را انکار کند مثلاً سرعت بالا در رانندگی را، ولی هنگامی که کسی بگوید من بخود اجازه میدهم تند تر از سرعت مقرر برانم و پلیس حق ندارد غلطی بکند و دستش را برای جریمه نویسی از بازو قطع میکنم، اگر این شخص بزرگترین مقام مملکتی هم باشد عملاً کل نظام حقوقی مملکت را به چالش کشیده است. پلیس راهنمایی میتواند سرعت بالای نخست وزیر یا ژنرال یک کشور را نادیده بگیرد ولی تعمد آن نخست وزیر یا آن ژنرال در تخطی از قوانین راهنمایی یعنی به چالش کشیدن همان لباسی که پلیس راهنمایی به تن کرده و آن نهادی که به آن پلیس اتوریته حقوقی داده است.
ممکن است در اثر آنارشی قومی و قبیله ایی و چیرگی ملوک الطوایفی سیاسی بر لبنان بتوان کل مقررات و قوانین کشور را تابعی از نظام حقوقی درون طایفه ای دانست ولی وقتی یک کشور رئیس ادواری شورای امنیت و عضو سازمان ملل است و متعهد به اجرایی قراردادهای بین المللی، و برآنست که به اعتبار خط و مرزهای فلات قاره ایی تعین شده از سوی همان سازمان ملل دست به اکتشافات نفتی و گازی بزند نمیتواند از موضع نظام حقوقی درون طایفه ایی با این جامعه جهانی خود پسندانه روبرو شود.
«سعید میرزا» در پاسخ به علل عدم اجرای حکم دستگیری ۴ متهم حزب الله، به رئیس «دادگاه ویژه» میگوید که: « لبنان در شرایط آسیب پذیرامنیتی قرار دارد» که مانع از اجرای حکم دستگیری متهمین به ترور می شود. این اظهار نظر غیر حقوقی «سعید میرزا» دادستان کل لبنان، رئیس دادگاه ویژه، لین مانلی، را متعجب میکند. وی از سعید میرزا میپرسد که آیا منظور وی از «شرایط و وضعیت» ویژهِ آسیب پذیر لبنان، اشاره به تهدید سازمان( حزب الله )خاصی است؟
منابع مطلع از مواضع دادگاه ویژه میگویند دفتر رئیس دادگاه «بلمار» به مقامات لبنانی اطلاع داده است که دستگیری این ۴ متهم حزب اللهی کاری نیست که از پس پلیس قضایی برآید بلکه وظیفه؛ سازمان اطلاعات ارتش، نیروهای امنیتی داخلی، و اداره امنیت ملی است.
به داده های فوق باید افزود که رئیس دادگاه گفته است که اطلاعات و مدارک بسیار بیشتری در دست دارد که به دلیل حفظ امنیت شهود، و اجتناب از محو آثار جرم توسط مجرمین (حزب الله) فعلاً از انتشار آنها خود داری میکند.
سید حسن نصرالله دیروز در سخنرانی جمعه خود گفت که بهتر است دولتهای عربی این مبلغ تعهد شده را پرداخت کرده و مسئله را به این طریق رفع و رجوع کنند. دیگر صحبتی از قطع دست دستگیر کنندگان در میان نیست.
فئواد سینویره رهبر جریان المستقبل و ائتلاف ۱۴ مارس بلافاصله در واکنشی اظهار داشت که مسئله تنها تأمین مالی تعهد داده شده نیست بلکه برای دولت لبنان بعنوان یک دولت اجرای تعهد حقوقی خود از آن مهمتر است.
با توجه به اینکه فرار از نظام حقوقی بین المللی و نفی علنی سیستم قضایی خود لبنان جز با انحلال دولت لبنان به عنوان دولت ممکن نیست، حزب الله در چالشی قرار گرفته است که رهیدن از آن بمعنای انحلال دولت حقوقی لبنان است و چون این امر غیر ممکن است لذا حزب الله در این چالشگری خود، با کل جامعه لبنان روبرو خواهد شد که رهیدن از آن برایش غیر ممکن است. بهار عرب در لبنان یعنی اقتدار یابی دولت مرکزی تا حد اجرای تمام عیار تعهدات حقوقی آن بشمول دستگیری تروریستهای حزب اللهی وخلع سلاح حزب الله بعنوان یک دولت در دولت. در پشت سر این الزام و ضرورت سیاسی نه تنها بخش وسیعی از جامعه سیاسی و مدنی خود لبنان بلکه اردوگاه غرب قرار دارد که در رویکرد خود مصمم است.
یاداشت فوق بر اساس اخبار و گزارشهای درج شده در: نهار نت و دیلی استار لبنان تنظیم شده است.

اتحادیه عرب و سوریه

Share Button

در دست نگارش

تفسیری کوتاه بر بیانات تهدید آمیز آقای خامنه ایی

Share Button

تفسیری کوتاه بر بیانات تهدید آمیز آقای خامنه ایی
دیروز سید علی خامنه ایی در سخنرانی خود در دانشکده نظامی درعکس العمل به قوت گرفتن شایعه حمله اسرائیل یا آمریکا به تأسیسات هسته ایی ایران شروع به تهدید متقابل غرب کرد. این سخنرانی تهدید آمیز وی را باید بدرستی درک کرد. معمر القذافی هم دقیقاً در آستانه حمله ناتو به لیبی بخاطر دفاع از مردم لیبی، با همین تهدیدات سعی داشت روحیه هواداران و نیروهای امنیتی خود را بالا نگاه دارد. نه او و نه رهبر جمهوری اسلامی چاره ایی جز این ژست های تهدید آمیز نداشتند و ندارند زیرا سکوت در چنین مواقعی فقط بر ترس از سقوط و بی اعتمادی نسبت به بقای رژیم در میان نیروهای حکومتی افزوده و فرسایش آنهارا شتاب میدهد. لذا این سخنرانی آقای خامنه ایی را باید تهدید ناشی از ترس تلقی کرد نه تهدید از موضع قدرت.
ولی درعین حال آنچه که باید در این تهدیدات بطور جدی مورد نظر قرار گرفته شود اینست که ایشان مثل معمر القذافی در لیبی و بشار اسد در سوریه، سعی دارد جنگ بین خود و غرب یا اسرائیل را جنگ مردم با آن قدرتها بنمایانند حال آنکه تا آنجا که به میهن ما مربوط میشود، مردم ایران؛ نه در ماجراجویی های بیمار گونه حکومت اسلامی نقشی داشته و نه در دفاع از آن ماجرا جوئیها پشت سر رژیم خواهند ایستاد.
اولاً در صورت حمله اسرائیل یا آمریکا به رژیم، با توجه به اینکه این رژیم بهیچ وجه من الوجوه از همان اسرائیل «صهیونیستی» نسبت به مردم ایران کمتر بیگانه نیست مردم همان رفتاری را در پیش خواهند گرفت که مردم لیبی دیروز در پیش گرفتند و مردم سوریه نیز دیر یا زود در پیش خواهند گرفت. مردم ایران، هیچ دشمنی در دنیا بدتر از همین رژیمی که چون بختک بر سر آنها افتاده است ندارند. آقای خامنه ایی بیهوده سعی میکند جنگ خود و دستگاه حکومتی جمهوری اسلامی را با غرب و اسرائیل جنگ ملت ایران با آنها بخورد مردم بدهد.
دوماً آقای خامنه ای و نظامیان اطراف وی تصور بسیار ساده اندیشانه ایی از حمله احتمالی غرب به خودشان دارند. تصور اینکه غرب برغم مخالفتِ علنی یا ضمنی مردم ایران با چنین ضربه ایی به رژیم، به این کار مبادرت ورزد تقریباً صفر است. اگر غرب بخواهد ضربه ای نظامی به رژیم ایران بزند این ضربه را با چنان مقدمات سیاسی و بر زمینه آمادگی روانی مردم چنان انجام میدهد که مردم ایران با فرو افتادن هر بمبی بر بر سر تأسیسات نظامی دولتی با فریاد تأئید آمیز «تکبیر» بدان واکنش نشان دهند. همانگونه که مردم لیبی با بمباران تأسیاسات قذافی و پایگاه های نظامی اش واکنش نشان میدادند.
مردم ایران خود علیه ماجراجوئیهای بلند پروازانه و هزینه ساز دستگاه حکومت ولایی است و بی شک در این این مخالفت خود با دنیایی که در معرض آسیبهای این ماجرا جوییهاست همسویی نشان خواهد داد و نه مخالفت.
بنابراین جنگی درکار نیست بلکه دوئلی است بین رژیم حاکم بر ایران و غرب که در آن، برخلاف تصور رهبر، سپاهیان ایشان اگر کشته شوند در حین فرار، از پشت تیر خواهند خورد و نه از جلو با ایستادگی در برابر «دشمن»، حد اقل مثل ششلول بندهای دیکتاتور لیبی.
نگارنده این سطور در گریز خفت آور سپاهیان حکومت ایران در برابر حمله احتمالی غرب تردیدی ندارد. این سپاه، ضمایم و ابوابجمعی آن در خیابان های تهران علیه جوانان خودمان و در دخمه های اماکنی مثل کهریزک، در برابر اسرای سیاسی مثل شیر زیان هستند نه در یک کار زار واقعی با دشمنی که هم از آنها هم اخلاق رزمی بمراتب بهتری دارد و هم انگیزه جنگی بمراتب بیشتری. بیشتر از رانتهای چرب دولتی پاسداران ما.
آلودگی حکومت اسلامی تهران در بحران سوریه و سرنگونی رژیم سوریه و انحلال قطعی حزب الله لبنان پیش یا پس از آن، چنان نفسی از حکومتگران ایران خواهد گرفت که دیگر توانی برای عربده جوئیهای مستانه برایشان باقی نخواهد گذارد.
طیف دیکتاتوریهایی از قماش حکومت ایران در منطقه، قافیه و بازی را کاملاً باخته است و شانسی برای ماندگاری ندارد، نه در سوریه و نه در ایران .
طبق نوشته روزنامه الشرق الاوسط ـ بر پایه یک مصاحبه با رهبر حزب «النهدا ی الجزیره» ـ آثار برآمد جنبش ضد دیکتاتوری در الجزایر هم آشکار شده است. آن رژیمهایی که ابتکار اصلاحات را خود بدست گرفته، بر حوادث پیشی میگیرند خواهند ماند و آن رژیمهایی که فرصت اصلاحات را از دست داده اند خواهند رفت، یا فقط با اتکا به نیروی خود شان و یا بکمک دموکراسی جهانی. این بستگی مستقیم به رفتار نظامیان و ماشین سرکوب هر کشور در مواجهه با اعتراضات مردمی دارد.
امیدوار باشیم که کار ما به کمک طلبیدن از دنیا نکشد هرچند کاملاً برای آن گزینه نیز باید آمادگی داشت و با پرهیز از خرافه پرستی سیاسی بکوشیم جسارت آمیز از آن رویکرد احتمالاً نا گزیر نیز تابو زدایی کنیم.

سوریه و یک خبر کوتاه!

Share Button


چنین بنظر میرسد که رژیم اسد نه تنها اصرار بر مطیع سازی مردم سوریه با کشتار مردم معترض دارد بلکه او بر آنست که این سرکوب را حتماً با به توپ بستن مردم که ارعاب آور تر است انجام دهد. بنا بر رسانه های منطقه، دیروز جمعه تظاهرات توده ایی در سوریه همچنان ادامه یافت و بیش از ۲۰ کشته بر جای نهاد و امروز نیز ارتش سوریه، حُمص را به توپ بسته و ۷ نفر دیگر را کشت. شایان توجه است که از پذیرش طرح اتحادیه عرب توسط حکومت دمشق چند روزی بیش نگذشته است.
همزمان با سرکوب مردم، بشار اسد برای شورشیان مسلح، آنها که اسلحه خریده، فروخته و یا در اختیار دارند یک هفته مهلت تعین کرد تا اسلحه خود را تحویل داده و از عفو عمومی برخوردار شوند.
خود این رویکرد بشاراسد که، بجای فکر تقسیم یا انتقال قدرت یا استعفای خود از طریق کنار آمدن با اپوزیسیون و عقب نشینی کم هزینه از قدرت برای اجتناب از یک جنگ داخلی، خود را همچنان در جایی قرار میدهد و میبیند که به مخالفین خود یعنی اکثریت ملت سوریه عفو عمومی دهد نشاندهنده اینستکه بقول معروف دو زاری وی نیفتاده است. ادامه قیام مسلحانه مردم شاید به او کمک کند تا این دوزاری بیفتد ولی بعید بنظر میرسد قبل از دوچار شدن او به سرنوشتی نظیر قذافی و حتی شاید بدتر.این بیدار شدن رخ دهد.
دولت آمریکا بلافاصله به مخالفین اسد هشدار داد که فریب وعده های اسد را نخورند و با توجه به امکانات اطلاعاتی آمریکا از تصمیمات محافل داخلی سوریه، میتوان طرح اتحادیه عرب را هم اکنون شکست خورده و ادامه و گسترش جنگ داخلی را یک رخداد غیر قابل اجتناب دانست.
همچنانکه قبلاً گفته ام جنگ داخلی در سوریه به سوریه محدود نشده و چون باتلاقی مهیب رژیم تهران و حزب الله لبنان را در خود فر و خواهد کشیدد.

پیروزی در جنگ بدون جنگیدن!

Share Button

فصلی از زندگی پایان یافت و فصلی دیگر از زندگای و مبارزه آغاز میشود. بسوی بازنشستگی

دو عکس فوق ارتباطی با موضوع زیر ندارد ولی چون در روز بازنشست شدنم آنرا نوشته ام و به بازنشستگیم هم اشاره کرده ام این دو عکس را بعنوان فصلی پایان یافته از زندگی خود نیز درج کردم.
*************************
«پیروزی در جنگ بدون جنگیدن هنر نظامی است.» هنر جنگ، سون تسو
سون تسو میگوید: در آغازهر کارزار نظامی، یک ژنرال ورزیده آنست که مغز دشمن را نشانه میرود. نشانه روی مغز دشمن بدین معناست که دشمن باید چنان به اغتشاش فکری و سوء داروی بیفتند که از هرگونه اتخاذ تصمیم درست عاجز شود. او در جای دیگر میگوید یک ژنرال خوب آن ژنرالی نیست که با شمشیر از نیام برکشیده به دشمن حمله میکند بلکه آن ژنرالیست که با عملیات جنگ روانی، گمراه سازی و اغفالگری چنان دشمن را به فلج کامل کشیده است که دیگر یا نیاز چندانی برای کار برد شمشیر نیست و یا فقط ضربه خفیفی برای از پای درآوردن آن لازم است. سون تسو میگوید: که پیروز در جنگ با کشت وکشتار یک شق القمر نظامی نیست هنر نظامی آنست که یک ژنرال پیکاررا بدون جنگیدن و ایراد یا تحمل تلفات ببرد، این؛ بدین معناست که باید با استفاده از انواع جواسیس و ستون پنجم چنان پشت جبهه و داخل جبهه دشمن تضعیف شده و از کار انداخته شود و چنان اراده مقاومت در او شکسته شده و روحیه اش را باخته باشد که بی مقاومت یا با مقاومت کمی بتوان بر آن پیروز شد.
اگر بخواهیم نمونه کلاسیکی ازاین نوع نگاه به کارزار نظامی را یاد آوری کنیم، باید ازحمله مغول به ایران و کلاً به آسیای میانه یاد کنیم. این احتمال که بعلت هم فرهنگی چین و مغولستان، چنگیزخان با آموزه های سون تسو آشنا بوده و آن ها را در ایلغارهای های خود بکار بسته بوده باشد کم نیست.
من قبلاً راجع به آموزه های«سون تسو» و اثر کاربردی آن تا به امروز، کلاً روی بسیاری عرصه های نظامی، سیاسی و اقتصادی نوشته ام ولی یاد آوری این آموزه ها در اینجا در درجه اول؛ به مناسبت پذیرش طرح اتحادیه عرب از سوی سوریه می باشد که عملاً بقول عوام میتوان گفت که؛ رژیم سوریه با پذیرش طرح اتحادیه عرب هم اکنون لنگ را انداخته و کار زیادی برای اسلحه کشی رقیبان باقی نگذاشته است.
هنگامی که یک هفته پیش بشاراسد از روسیه، با این استدلال که متحد قدیمی آنکشور بوده و لذا در این بحران انتظار کمک دارد، تقاضای کمک کرد، اولین نشانه ایی بود که نشان میداد پروسه روحیه باختگی و از دست دادن روحیه رژیم دمشق بنحو برگشت ناپذیری آغاز گشته است.
مارکس در مورد «تالیران» وزیر خارجه نامدار پراگماتیست و اپورتونیست ناپلئون که در ۵ رژیم مختلف، پیش و پس از انقلاب پست وزیر خارجه را برای خود حفظ کرده بود میگوید: «تالیران» بوربون ها را به کنوانسیونیستها (انقلابیون فرانسه)، کنوانسیونیستهارا به، ژیروندینها (راستهای میانه رو در انقلاب فرانسه) و آنهارا نیز به ناپلئون و ناپلئون را به اتحاد مقدس (ائتلاف ضد ناپلئونی) فروخت. او تنها کسی را که نفروخت مادر خودش بود که آنهم خریداری نداشت! توصیف مارکس از تالیران یاد اور سیاست روسیه امروز است. بشار اسد در اوج افول ستاره اش در برج عقرب سرنگونی دست بدامن امامزاده ایی شده است که حاضر به فروش و معامله بر سرکائناتی نیز هست که بدان اعتبار بخشیده است. من قبل از این نیز گفته ام که روسیه کشورهایی نظیر سوریه و ایران را برایی معامله و امتیاز گیری از غرب میخواهد و نه بیش و دلیل آن ساده است. روسیه اتحاد جماهیر شوروی نیست که از خود منظومه جهانی قدرت را در برابر غرب داشته باشد. هدف نهایی روسیه پیوستن تمام عیار در سیستم غربی است منتها با هزینه کم و به هزینه، کشور هایی نظیر ایران و سوریه و امثالهم.
انگیزه بعدی در این یادآوریِ آموزه های« سون تسو» این باور من است که شمارش معکوس برای برخورد جدی با ایراندر غرب آغاز گشته است. اولین نشانه آن طرح توطعه ترور ایران علیه سفیرعربستان، انتقال نیروهای آمریکایی از عراق به کشورهای متحد امریکا در منطقه خلیج فارس است، استقرار سیستم دفاع ضد موشکی و ناوگان هوایی( درون ـ هواپیماهای بدون سرنشین و هدایت شونده از راه دور) در ترکیه و مجاور مرز ایران وسوم گزارش خبری امروز گاردین است که بموجب آن دولت انگلیس در عکس العمل به افزایش خطر هسته ای شدن ایران، گزینه حمله نظامی را مورد بررسی قرار میدهد.
ضمناً من حدود دو هقته پیش در یکی از یاداشتهایم نوشتم که تیر خلاص غرب به ایران، تولید و صادرات نفت را نشانه میرود. امروز رادیو بی بی سی خبر داد که موضوع تحریم و خرید نفت و محصولات نفت ایران در دستور کار دول غربی قرار گرفته است.
گزارشها حکی از افزایش بیسابقه استخراج نفت عراق، عربستان و شیخ نشینهای حاشیه خلیج فارس وبه بازار آمدن مجدد نفت لیبی است . حدود ۶ ماه پیش پرنس «تورکی الفیصل» سیاستمدار متنفذ حکومت عربستان گفته بود که ما با اشباع دنیا از نفت، ایران را بزانو درمی آوریم.
بی بی سی امروزهمچنین گفت که آمریکا به چین فشار خواهد اورد تا خرید خود را از ایران قطع کند و به روسیه هم هشدار داده است که اگر همکاریهای نفتی خود را با ایران قطع نکند بسیاری همکاریهایش از جمله در رشته فضایی را با آن کشور قطع خواهد کرد.
متآسفانه بمناسبت آغاز نخستین هفته بازنشستگی خود، پس از قریب ۲۶ سال کارِ کارگری در واحد های متعدد صنعتی در سوئد و نروژ، برای مدت یک هفته به مسافرت میروم و برغم اینکه کامپیوترم را با خود دارم، گمان نمیکنم چون گذشته رویدادهای کشومان و منطقه را بتوانم پیگری کرده به اطلاع برسانم. خیلی مایل بودم گزارش مهم خبری امروز گاردین را ترجمه میکردم و در سایت میگذاشتم ولی متآسفانه۳ ساعت به پروازم مانده است و هیچ کاری برای سفر هنوز نکرده ام.

آیا بشار اسد تسلیم میشود؟

Share Button


پست دیده بانی در مرز سوریه با لبنان

پیرو یاددشت قبلی دایر بر آمادگی رژیم دمشق برای پذیرفتن طرح اتحادیه عرب برای مصالحه ملی در سوریه، امروز، روزنامه دیلی استار سوریه از اخبار ضد و نقیض در این باره خبر داده و به اظهار نظر یک دیپلمات آشنا به مسئله اشاره کرده مینویسد ؛که هدف رژیم دمشق از پذیرش ظاهری طرح اتحادیه عرب خریدن فرصت و مانور است.
این نشریه مینویسد که سوریه در ازای پذیرش طرح پیشنهادی میخواهد: که فعالیت اپوزیسون قطع شود، اقدامات مسلحانه نیروهای ارتش آزادی سوریه خاتمه یابد، دولت های عربی که به اپویزیسون کمک مالی و تسلیحاتی میدهند به این کمکها پایان دهند.
با توجه به اینکه رژیم دمشق در موقعیتی نیست که چنین شرایطی را؛ که ضمناً هیچ تعریف مشخصی برای آنها وجود ندارد و میتواند به انحای مختلف تفسیر شود، پیش بکشد، چنین بنظر میرسد که برخلاف تصور اولیه حصول توافق بین اتحادیه عرب و دولت دمشق آنچنان هم که در آغازمینمود قطعی نیست. عدم توافق سوریه با طرح اتحادیه عرب یعنی لغزیدن سوریه بسوی یک جنگ داخلی که پیامدهایش در درجه اول برای رژیمهای دمشق، ایران و حزب الله لبنان مرگبار تر خواهد بود. زیرا موازنه استرتژیک در این رویارویی بنحو خرُد کننده ای بزیان محور دمشق ـ تهران ـ حزب الله است.

لینک

http://www.dailystar.com.lb/Default.aspx#axzz1VplfxrW8

بشار اسد جام زهر را سرمیشکد!

Share Button

بشار اسد جام زهر را سرمیکشد!
طبق خبر گزاریهای دنیا ومنطقه، حکومت بشار اسد دیروز سه شنبه اول اکتبر شرط اتحادیه عرب را دایر بر: قطع فوری عملیات سرکوب جنبش اعتراضی مردم و شروع مذاکره فوری با اپوزیسیون را پذیرفت.
پرنس ماکیاولی، پدر سیاست ورزی دنیای مدرن در پانصد و پنجاه سال پیش گفته است؛ یک دیسپوت هرگزنباید تن به عقب نشینی دهد، آنهنگام که عقب نشینی کرد به عمر اقتدارخود و حکومتش پایان داده است.
البته هنوز دولت سوریه رسماً زیر سند تسلیم را امضاء نکرده و قرار است امروز این کار را انجام دهد. ولی من اصل را بر صحت این خبر میگذارم چون راجع به گزینه های دیگر بقدر کافی نوشته ام و دیگران نیز صد چندان.
با پذیرش اصل صحت خبر به این نتیجه میرسیم که: رژیم اسد پذیرفته است با نمایندگان «خس و خاشاک» سوریه، همانها که وی آنها را «فتنه و توطعه اسرائیل و امریکا» خوانده بود مذاکره کند. از پیش محرز است که «شورای ملی سوریه» بعنوان یگانه طرف مذاکره با اسد و نماینده رسمی جنبش اعتراضی سوریه دستور مذاکره ای جز نحوه کنار کشیدن اسد از قدرت ندارد. دستور مذاکره ایی که بی شک تسهیم فوری قدرت بطور موقت، برگشت نظامیان شورشی بر سر پست های خود، آزادی زندانیان سیاسی، فقط بخشی از آن بسته توافقی انجام شده میتواند باشد. این توافق را میتوان آغاز عصر جدیدی درتاریخ معاصر سوریه تلقی کرد. عصری که سوریه از ایران فاصله گرفته و به محور عربستان و مصر و دول حاشیه خلیج و علیه خواهد پیوست. اولین موج چنین پس لرزه هایی به لبنان خواهد رسید و زنگها را برای آغاز شمارش معکوس برای اضمحلال حزب الله و تسلیم تروریستهای آن به دادگاه ویژه بصدا در خواهد آورد. دومین موج پس لرزه های آن که شدید تر نیز خواهد بود به بغداد خواهد رسید که پیامش به نوری المالکی و سایر جریانهای سکتارین شیعه آنجا اینست که هنگام فاصله گیری از ایران و پیوستن به جامعه عرب فرا رسیده است.
فقط انتشار خبر تن دادن رژیم بشار اسد به مذاکره با آنهایی که همین ۴ روز پیش، او در مصاحبه خود با دیلی تلگراف در باره اشان گفته بود که حکومت او، آنهارا در گذشته سرکوب کرده است وبعداً هم سرکوب خواهد کرد(اخوان المسلمین)، تمام ستون های اقتدار وی را درمیان پایگاه تحلیل رفته و فرسوده حکومتی اش فرو خواهد ریخت و اعتماد به او را در میان هواداران و فرمانده هان ارتش و نیروهای امنیتی اش از بین خواهد برد.
در این هیچ تردیدی نیست که حاصل و هسته اصلی پاکت توافق اتحادیه عرب کنار رفتن بشار اسد است با این امتیاز احتمالی که سهمی از قدرت برای جامعه علوی سوریه حفظ، از انتقامجویی و پیگرد جنایت کاران حکومتی خود داری شده و جان سردمداران حکومتی تضمین شود. چون «شورای ملی سوریه» بعنوان نماینده جنبش توده ایی اعتراضی سوریه به کمتر از رفتن بشار اسد قانع نیست و بیشتر از این امتیازات ذکر شده هم نمیتواند بدهد.
اگر، و فقط اگر؛ بشار اسد برخلاف روش گذشته اش که دادن وعده های توخالی و فریبکارانه بود، اینبار، دراین چرخش رویکردی جدید خود صادق باشد میتوان، برغم همه کژکرداریهای دولتمدارانه اش، او را در جای دیگری غیر از آنجا که قذافی و صدام قرار گرفتند قرار داد.
در پایان یادآوری میکنم که اتحادیه عرب در پیام چند روز پیش خود به بشار اسد، طبق نوشته روزنامه کویتی القبس، به او گفته بوده است که یا تسلیم طرح اتحادیه میشود و یا منتظر مداخله خارجی میماند. مدودیف رئیس جمهور روسیه نیز به وی پیام داده بود که یا باید به اصلاحات اساسی دست زند یا از قدرت کنار برود. فرستاده ویژه دولت چین «ووُ» به منطقه نیز پس از دیدار از سوریه در پاسخ خبرنگاران که ازوی پرسیده بودند اگر قطعنامه جدیدی به شورای امنیت ارائه شود آیا دولت چین آنرا وتو خواهد کرد؟ پاسخ داده بود که به بشار اسد گفتهاسست که: ـ«ااوضاع خیلی خطر ناک است.»
اگر رژیم بشار اسد واقعاً بسته پیش نهادی اتحادیه عرب را پذیرفته باشد بمعنای پیش گیری از یک جنگ وسیع داخلی که دامنه آن فقط به سوریه محدود نمی ماند میباشد. لذا باید آماده بود که گفته شود پس از حسنی مبارک: باز خدا پدر این یک دیکتاتور را بیامرزد. این خدا بیامرزی یک پیام صریح هم برای مقام معظم رهبری ایران نیز می باشد. آیا ایشان میخواهد درزمره خدا آمرزیدگان باشد یا گور بگور شدگان!
******************
آخرین خبر به نقل از کویت تایمز:
تا کنون ۶۰ نفر در رابطه با محکمه متهمین ترور رفیق حریری ،بعنوان قربانیان آن ترور و وابستگانشان به دادگاه «هاگ» شکایت کرده اند. ۴ تن از بلند پایگان حزب الله در این رابطه در مظان اتهام قرار دارند. توضیح اینکه عملیات تروریستی ای که توسط حزب الله انجام شده است به مورد حریری تنها مربوط نمیشود. رئیس دادگاه قبلاً گفته بود که لیست جدیدی از ترورهای انجام شده در دست تنظیم است
http://www.kuwaittimes.net/read_news.php?newsid=NTI5OTQyMDcxNw==

لاوروف: اجازه نمی دهیم سناریوی لیبی در سوریه تکرار شود

Share Button


حریت چاپ ترکیه: روسیه اجازه مداخله در سوریه را نخواهد داد
وزیر خارجه روسیه در یک کنفرانس مطبوعاتی در پایتخت ابو ظبی امروز سه شنبه، گفت که کشورش با یک عملیات «لیبی گونه» در سوریه مخالفت خواهد کرد. او تلویحاً گفت که ناتو از مصوبه شورای امنیت سوء اسفاده نموده و خود به یکی از طرفهای درگیری در آنجا تبدیل شد حال آنکه قعطنامه شورای امنیت، فقط اعمال منطقه پرواز ممنوع را برای حمایت از شهروندان عادی در برابر حمله قذافی پیش بینی کرده بود. او گفت: «ما سئولات بسیاری داریم… در رابطه با آنچه شورای امنیت در مورد لیبی تصمیم گرفت.»
لاوروف در پاسخ به این سئوال که آیا میتوان تصمیمی مشابه آنچه راجع به لیبی در شورای امنیت گرفته شد در مورد سوریه هم گرفته شود، گفت: «ا اگر این امر بما بستگی داشته باشد، من فکر نمیکنم ما اجازه دهیم چنان چیزی دو باره تکرار شود.»
از او پرسیده شد که آیا مسکو همچنان از پرزیدنت بشار اسد حمایت خواهد کرد؟ وزیر خارجه مسکو گفت: «ما از هیچ رژیمی حمایت نمی کنیم.»
این نشریه سپس به تقاضای هفته پیش بشار اسد از مسکو برای حمایت رژیمش اشاره کرده و اظهارات مدودیف به اسد را یاد آور میشود که به اوگفته بود؛ او باید بی درنگ یا اصلاحات اساسی را آغاز کند یا از قدرت کنار برود.
در ادامه مصاحبه اش، لاورف ناتو را متهم کرد که از اختیاراتی که از شورای امنیت گرفته بوده بسی فراتر رفته است.
لینک:
http://www.hurriyetdailynews.com/n.php?n=russia-will-not-allow-military-intervention-in-syria-fm-2011-11-01

کامنت من
برای من دشوار است بپذیرم که روسیه و چین، سیاست غرب و ناتو را در رابطه با سوریه درک نکنند. با کمی دقت میتوان درک کرد که سیر حوادث و عملیات غیر قابل توجیه سرکوب اعتراضات مردم در سوریه و دامنه اعمال خشونت آن، سوریه را بسویی میراند که اولاً ورشکستگی اقتصادیش را قطعی میکند و دوماً در چنان انزوا و فلاکت همه جانبه ایی خواهد افتاد که ساقط کردن آن اولاً دشوار نخواهد بود و در ثانی ایران، روسیه و چین بعلت حمایت یا سکوت تأئید آمیزشان در برابر بربریت بشار اسد، آنان را در موقعیتی قرار خواهد داد که یا باید در پایان کار، با افتضاح تسلیم ساقط شدن بشار اسد به کمک ناتو شوند و یا در برابر همه افکار عمومی جامعه جهانی قرار گیرند که این نه تنها از نظر بین المللی برایشان بسیار گران تمام خواهد شد، نه تنها با این موضعگیری بنفع سرکوب و بربریت در چشم مردم منطقه منفور خواهند شد، نه تنها با این موضع گیری پوئن های مثبت بیشتر را برای ناتو در منطقه فراهم خواهند ساخت بلکه حتی چنین رویکردی در داخل همان جامعه خسته و سیاست زده خودشان نیز واکنش ایجاد خواهد کرد.
من یک سناریوئ دیگر را به حالت فوق اضافه میکنم. فرض میکنیم که ناتو همان جور که دبیر کل دانمارکیش دیروز اعلام کرد بهیچ وجه قصد تکرار آنچه را در لیبی انجام داد نداشته باشد که من از قضا این گزینه را بسیار محتمل تر هم میدانم. ولی اگر نتیجه این سناریو برای متحدین ایرانی ، روسی و چینی سوریه بمراتب بدتر نباشد بهتر نیست زیرا همچنان که یکی از اعضای برجسته «شورای ملی سوریه» چند روز پیش گفت؛ گزینه دیگر کمک خارج؛ جنگ داخلی است. ادامه اعتراضات پرتلفات این ۷ ماهه مردم و جدا شدن هزاران نفر نظامی سوری و تشکیل ارتش آزادی سوریه و کشف مدام محمولات نظامی قاچاق از لبنان به سوریه که فقط میتواند برای ارتش آزادی سوریه و مردمی که میخواهند مسلح شوند باشد (از محمولاات احتمالا پنهانی ارسالی خود ارتش ترکیه چیزی نمیگویم) بدین معناست که همه زمینه های لازم برای شروع یک جنگ وسیع داخلی آماده است. معنای جنگ داخلی بعنوان گزینه ناتو به این معناست که هزینه این جنگ را اولاً فقط ایران باید بدهد زیرا اقتصاد سوریه پس از ۷ ماه بحران و اغتشاش داخلی هم اکنون هم با بحران جدی روبروست که تأمین هزینه چنین جنگی کمر اقتصاد ایران را خواهد شکست و دوماً، ایران، روسیه و هم چین را چنان در جبهه طرف بازنده قرار خواهد داد که ضرر آن از دادن چراغ سبز برای کوبیدن رژیم بشار اسد بمراتب بیشتر خواهد بود.
لذا با توجه به هشدار روز گذشته چین که وزیر خارجه اش گفت که به مقامات دمشق گفته است که: «اوضاع فوق العاده خطر ناک است» و اظهارات مدودیف که به بشار اسد گفته است که اگر نتواند اصلاحات اساسی را به اجرا بگذارد، باید از قدرت کنار رود ـ که هم اکنون هم معلوم هم شده است که اسد قادر به اجرای اصلاحات نیست و کلاً او برای اصلاحات و آشتی با مردم خود فرصت را از دست داده است ـ پس نتیجه میتوان گرفت که این حرفهای لاوروف، فقط برای امتیاز گیری از طرف غربی به ازای چراغ سبز دادن دارد و نه بیش.
بنظر من هیچ مسیحایی را یارای نجات رژیم محتضر بشار اسد نیست. تله ی غرب برای حکومت ما اینست که چنان زمینه ایی فراهم کند که، اسد با غرق شدن خود اگر هم به تمامی حکومت اسلامی مارا غرق نمیکند آنچنان آنرا به این باتلاق تا گلوگاه فرو برد که ضربه نهایی کمترین هزینه و بیشترین دستآورد را برایش داشته باشد. در این رابطه یاد آوری اظهار نظر محسن رضائی سخن گویی غیر رسمی مقام معظم رهبری و دبیر تشخیص مصلحت را لازم میدانم که با صراحت گفت: امنیت سوریه، حزب لله و حماس خط قرمز ما هستند.