Archive for: December 2011

چین هم به تاریخ کهن ایران اعتراف کرد!

Share Button


چند هزار برابر شدن مبادلات ایران با چین در دوران جمهوری اسلامی و رسیدن آن به حدودیک چهارم تجارت خارجی ایران!
تاریخ چند صد ساله سلطه انحصاری امپراطوریهای استعماری هم بر مستعمرات خود بیاد ندارد که اقتصاد کشور های تحت استعمار تا این اندازه به یک کشور وابسته شده باشد. بقیه تجارت خارجی ایران هم بین روسیه، ترکیه، و دوبی تقسیم شده است .
اسلامیت و جمهوریت را در این حکومت تجربه کردیم و اینهم استقلال آن!
ح تبریزیان
و بقیه را از زبان سایت ایلنا بخوانید:
سفیر چین در تهران عنوان کرد:

افزایش ۴ هزار و ۹۰۰ برابری مبادلات ایران و چین

مبادلات ایران و چین در سال ۲۰۱۰ نسبت به ابتدای برقرای روابط سیاسی ۴هزار و ۹۰۰ برابر افزایش یافته است و پیش بینی می‌کنیم امسال حجم مبادلات بین دو کشوراز مرز ۴۰ میلیارد دلارعبور کند.

ایلنا: « مبادلات ایران و چین در سال ۲۰۱۰ نسبت به ابتدای برقراری روابط سیاسی، ۴هزار و ۹۰۰ برابر افزایش یافته است و پیش بینی می‌کنیم امسال حجم مبادلات بین دو کشور از مرز ۴۰ میلیارد دلارعبور کند.»

به گزارش خبرنگارایلنا، سفیر چین در ایران امروز (شنبه ۱۰ دی )در سمینار چهلمین سالروز روابط تاریخی ایران و چین گفت:« چین و ایران به عنوان دو کشور متمدن و باستانی در شرق و غرب آسیا قرار دارند و در طول تاریخ معاملات نزدیکی داشته و از لحاظ جاودانی روابطی عمیق در دو کشور بر جا گذاشته است.»

“یو هان” با بیان اینکه ۱۱۹ سال پیش از میلاد مسیح فرستاده پادشاه چین دو بار به نواحی غربی سفر کرد و دستیاران وی به سرزمین اشکانی رسیدند، اظهار داشت:« پس از رونق جاده ابریشم، ایران به عنوان نقطه تبادل انسانی و تجاری روابط خود را گسترش داد.»

به گفته وی فن چاپ، ابریشم، سفالگری، سکه چینی از جاده ابریشم به ایران وارد شد و ملت ایران نیز اسفناج، انگور، یونجه، گردو و هویج از این جاده به چین صادر کرد و موسیقی و هنر معماری را در چین گسترش داد.

سفیر چین در ایران با بیان اینکه معاملات و تبادل تاریخی این دو کشور باعث برقراری دوستی عمیق و پایه گذاری منافع متقابل شده است، افزود: «۴۰ سال از برقراری روابط چین و ایران می گذرد و در این مدت ارتباط سیاسی دو کشور به طور مستمر تقویت یافته است همچنین روابط فی مابین کشور روز به روز گسترش می‌یابد و مراودات دو کشور سرعت می گیرد.»

“یو هان” با بیان اینکه در ژانویه امسال رییس جمهوری خلق چین در حاشیه اجلاس کشورهای شانگهای با احمدی نژاد ملاقت کرد و به توافقات مهمی رسیده است، تصریح کرد:« طی این ۴۰ سال همکاری دو کشور مبنی بر منافع متقابل در همه حال توسعه یافته و هم‌اکنون ایران دومین شرکت تجاری چین در شمال آفریقا و سومین عرضه کننده نفت خام چین در دنیاست.»

وی اظهار داشت:«در مسایل مهم بین المللی و منطقه ای چین و ایران همکاری های بین المللی فراوانی داشته‌اند و با هم از منافع مشترک در حال توسعه دفاع می کنند.»

سفیر چین در ایران با بیان اینکه دو کشور از پشتیبانی سازمان های مربوطه و مسئولان خود در این زمینه بهره‌مندند اظهار داشت: «در ماه سپتامبر سال جاری به مناسبیت چهلمین سال ارتباط این دو کشور سفارت چین در ایران هفته فرهنگی برپا کرده و نمایشگاه عکسی را به معرض نمایش همگان گذاشت.»
پایان پیام

انقلاب سوریه شتاب میگیرد!

Share Button


امروز ارتش و نیروهای رژیم از بمب های تیغ دار که پخش میشوند علیه مردم استفاده کرده و دست کم ۳۲ نفر را کشتند.


تظاهرات مشترک مردم نوار مرزی لبنان علیه رژیم بشار اسد و درحمایت از جنبش مردم سوریه

دو روز قبل که در یاداشت خود، راجع به هیئت اعزامی اتحادیه عرب و رهبری تعجب برانگیز آن که یک ژنرال بد نام سودانی بود مینوشتم، مثل اکثر تحلیلگران اوضاع منطقه تمام تمرکز فکری ام روی این بود که آن هیئت چه گزارش بکند،چه نکند و چگونه! به نکته ایی که توجه کمتری بدان داشتم امکان بهره گیری از فرصت حضور این هیئت برای جرئت دادن به مردم وتشجیع آنان برای به خیابان آمدن بود. علت این کم توجهی هم وضعیت دفاعی یا حتی پسرفت جنبش اعتراضی در این اواخر بود که استمداد مداوم شورای ملی سوریه از نهاد های بین المللی برای کمک هم بدان دامن میزد. در این غفلت، من تنها نبودم. صدای اعتراض ازهمه جا علیه این هیئت ناظران و ژنرال جلاد سودانی«احمد مصطفی الدابی»در رأس آن بلند شده بود. فکر میکنم خود بشار اسد و طراحان معاملات پشت پرده سوری وی هم که تن به پذیرش طرح اتحادییه عرب وبازدید این هیئت ناظران داده بودند، قطعاً با اطمینان از رعایت شروط خود، از زاویه مقابل امثال من، دوچار اشتباه ارزیابی مشابهی شده بودند. آنها تصور میکردند با وجود چنین شخصی در رأس هئیت، پس از گزارش آنان، همه دنیا را آچمز خواهند کرد و به جهانیان نشان خواهند داد در سوریه همه چیز در امن و امان است.
ولی مردم سوریه نه تنها منتظر ارائه گزارش این کارنوال بی خاصیت نشدند بلکه فیتله احساسات ملی و انسانی انها با اظهارات این ژنرال بدنام دایر بر اینکه در سوریه خبری نیست، چنان جرقه زد که سر تا سر سوریه را به طوفان اعتراض بی سابقه مردم تبدیل کرد.
با دعوت «شورای ملی سوریه»، توده های وسیع مردم تظاهرات را نه تنها به دومین شهر بزرگ سوریه «حلب» کشاندند بلکه موج اعتراضات توده ایی به مرکز دمشق نیز کشیده شد.
در مورد تظاهرات میلونی امروز مردم، تنها میتوان گفت که «بالانس روانی یا روانشناختی جنبش» بسرعت و شدت بزیان رژیم اسد چنان ناگهانی بهم خورده است که بعید بنظر میرسد او بتواند از تلو تلو خوردنهای های آن بخود آمده از نو تعادل سیاسی خود را باز یابد.
تظاهرات میلیونی مردم در سراسر سوریه بعید است دیگر به آرامی گرائیده یا در موضع دفاعی قرار گیرد. اعتراضات طوفانی امروز به احتمال قریب به یقین تا سرنگونی رژیم بشار اسد ادامه خواهد یافت.
اما شتاب، شدت و ناگهانی بودن فوران اعتراضات مردمی، تنها دامن بشار اسد و رژیم او را نخواهد گرفت از لبنان تا تهران و از آنجا تا مسکو زلزله ایجاد خواهد کرد زیرا هم تهران وهم مسکو نیز در این خیال خوش بودند که با گزارش آبکی این هیئت، راه برای مصالحه و ممانعت از سقوط رژیم اسد باز خواهد شد. در روزهای اخیر مسکو دائم بر اعتبار و رعایت نظر هیئت اعزامی تکیه میکرد که نشان از اطمینان خاطر دولت روسیه به نتیجه ی بازدید آن بود!
برای اینکه بدانیم میزان ریشتر زلزله سیاسی تظاهرات امروز سوریه چه اندازه بوده است میتوانیم به تظاهرات تقریباً ۵۰۰ نفره ای که امروزدر لبنان در حمایت و بعنوان همبستگی با مردم سوریه راه افتاده است فکر کنیم. تظاهراتی ۵۰۰ نفری د رلبنان بنظر زیاد نمی آید ولی در فراخوانهای مشابه قبلی در لبنان، جمعیت از چند ده نفر تجاوز نمیکرد. در تظاهراتی که به ابتکار اسلامگرایان لبنانی ولی باشرکت دیگر گرایشها، در حمایت از مردم سوریه در نوار مرزی با سوریه برگزار شد، به نوشته« نهار نت لبنان» قریب ۵۰۰ نفر شرکت کردند. در طرابلس نیز دانشجویان با ایجاد چادر برای اهدای خون برای مجروحان اعتراضات سوریه در این اکسیون بزرگ شرکت کردند.
تظاهرات وسیع امروز سوریه همه را تقریباً غافلگیر کرد و اگر با این شتاب ادامه یابد نه تنها کنترول آن از دست حکومت دمشق خارج خواهد شد بلکه خیلی سریع به لبنان و احتمالاً به عراق که در بحران سیاسی و دولتی دست و پا میزند سرایت خواهد کرد.
با تغیر ناگهانی و غیر قابل انتظار موازنه روانشناختی جنبش در سوریه ـ به شرط استمرار حرکت امروز ـ باید منتظر تغیر رویکرد مذبذبانه و دو دلانه همه دول منطقه و روسیه و چین نیز بود. حکومت روسیه خیلی زود بوی حلوای رژیم اسد را استشمام خواهد کرد وتغیر رفتار و رویکرد خواهد داد.

بدون شرح!

Share Button


This video posted on YouTube appears to show a Syrian soldier taking aim at a young boy during a protest in Deraa, Syria. Photograph: YouTube/MrAA991
گاردین ۳۰ دسامیر:
یک سرباز سوری سینه یک پسر بچه را در جریان تظاهرات در شهر درعا نشانه رفته است
اینهم اصلاحات به شیوه بشار اسد!

آیا بهار عرب به سودان هم میرسد؟

Share Button


ژنرال عمر البشیر دیکتاتور سودان

با پوزش باید بگویم علت تصمیم در نگارش یاداشتی راجع به سودان ، موضع هیئت اعرامی اتحادیه عرب به سوریه بود ولی باچرخش اوضاع در سوریه که توجه بدان اهمیت بیشتر دارد نگارش این یاداشت را به اینده دور محول میکنم

ح تبریزیان

سال نو مبارک باد!

Share Button

Happy New Year!


سال نو بر شما مبارک باد!

حبیب تبریزیان

ناو هوا پیما بر آمریکا در داخل منطقه مانور نیروی دریایی ایران!

Share Button


ناو هواپیما بر امریکا بقصد روکم کنی در منطقه مانوور نیروی دریایی ایران!
منبع حریت ترکیه

تهران ـ آژانس خبری فرانس پرس
حضور ناو هوا پیما بر آمریکا در منطقه مانور دریایی ایران
عکس فوق نصویر دستی گرفته شده این ناو امریکایی درتاریخ ۲۱ فوریه ۲۰۰۷ می باشد. این ناو که یکی از بزرگترین ناو های جنگی آمریکا و حامل هوا پیماهای شکاری بمب افکن است، بنا به ادعای ایران، در شرایط اجرای مانورنیروی دریایی ایران به محدوده منطقه تنگه هرمز نزدیک شده است. بنا به اظهار نظر مقامات نیروی دریایی ایران، حضور این ناو در سه شنبه این هفته در این منطقه، بمعنای آغاز بازی جنگ دریائی است که به افزایش تنش در حوزه این کانال پر اهمیت ترانزیت نفتی دامن میزند.
محمد موسوی سخنگوی این مانور دریایی در منطقه آبی اطراف نتگه هرمزگفت : « ما مطابق مقررات بین المللی آماده ائیم تا با متخلفینی که رعایت امنیت ما را در حین عملیات مانور نیروهایمان را نمی کنند برخورد کنیم. ما به همه نیروهای فرامنطقه ایی گفته ائیم که هرگونه هشدار مسئولین مانور نیروی دریائی ایران را جدی بگیرند.
مقامات رسمی آمریکا روز چهارشنبه اعلام کردند؛ که این ناو امریکایی و ابوابجمعی ضربتی آن قصد عبور از تنگه هرمز را دارند. پس از هشدارهای دولت و نیروی دریایی ایران در این هفته، که ممکن است ایران در صورت تهدید تحریمهای بیشتر از ناحیه غرب تنگه هرمز را ببندد، وزارت دفاع ایالات متحده اعلام کرد: « چنین اقدامی را تحمل نخواهد کرد!»
ایالات متحده یک ناوگان نیرومند دریایی را در منطقه خلیج فارس برای تضمین ترافیک دریایی نفکشها در این منطقه نگاه داشته است.
پایان خبر
………

کامنت من:
ایران دقیقاً در آن تله ایی که غرب برایش گذاشته است میرود. اقدام غرب به تحریم ایران از همه نظز و در همه زمینه ها اقدامی سیاسی و دیپلماتیک و از مجاری نهاد های بین المللی یا حقوق و مقررات جاری حاکم بر دنیاست. حتی اگر سازمان ملل و شورای امنیت هم مخالف باشند هر دولت و یا گروهی از دولت ها حق دارند بنا به تصمیم خود نفت ایران را تحریم کنند درست مثل هر مشتری که حق دارد جنسی را از جایی بخرد و یا نخرد البته اگر قرار باشد مثلاً مردم یک محله اجماعاً، و متلازماً یک مغازه را تحریم کنند این کار احتیاج به تصویب یک ارگان محلی مثلاً شورای محل دارد. اما وقتی ایران تهدید به بستن تنگه هرمز میکند به دنیا و همه نهاد های مربوطه بین المللی اعلام جنگ میدهد و بدون رعایت قوانین و مقرات جهانی. این آن چیزی است که غرب و آمریکا دنبال آن برای گوشمالی ایران هستند.
انتخاب زمان عبور ناو هواپیما بر آمریکایی از تنگه هرمز درست در وسط منطقه مانور ایران بدون اعتنا به هشدارهای ایران هدفش تحقیر ایران و به سخره گرفتن آن اُلدرم بُلدرمی است که مقامات ایران در آغاز شورع این مانور راه انداختند. بی هیچ تردیدی نیروی دریایی ایران جرئت مزاحمت برای این غول دریایی امریکا را نخواهد داشت ولو اگر شده عملیات مانور خود را بخاطر عبور بی مزاحمت آن از منطقه قطع کند.
عبور این این ناو در این مقطع زمانی و از این منطقه مانور، هم تحقیر نیروی دریایی ایران در انظار شرکتهای نفتی و خریداران نفت دنیاست، هم جرئت دادن به دول حاشیه خلیج است و هم یک جنگ روانی روحیه خُرد کن برای خود نیروی دریایی ایران.
قریب سال پیش یکی از روزنامه معتبر امریکا: یا وال استریت ژورنال یا نیوزویک ـ دقیقاً یادم نیست ـ مصاحبه ایی با یکی از استادان برجسته موسسه مطالعات استراتژیک دریایی داشت که مخبر روزنامه از وی پرسید اگر ایران به جنگ دریایی با نیروی دریایی آمریکا بپردازد چه خواهد شد؟ این استاد انستیتوی مطالعات استراتژیک پاسخ داد:« ایران میتواند مزاحمتهایی را برای نیروی دریایی آمریکا ایجاد کند ولی ناوگان آنها (یعنی ناوگان ایران) در ظرف چند ساعت در قعر آب خواهد بود.» من همانموقع این مصاحبه را با کامنت خودم در برخی سایتها منعکس کردم.
اینک میتوان گفت که ایران با آتشی بازی میکند که دامنه خطر آنرا یا نمی داند یا خطر آنرا دست کم گرفته است. و آنهایی هم که بمناسبت و تحت عنوان مخالفت با جنگ یا بنامِ مخالفت با حمله نظامی به ایران، خود را در کنار دولت ایران، فارغ از ماجراجوئیهایش از جمله تهدیداتش به بستن تنگه هرمز، قرار میدهند و چشم بروی عملیات تحریک آمیز و خلاف مقررات بین المللی آن می بندند هیچ کاری جز تشیجع دولت ایران به ماجراجویی نمیکنند. این گروه «ناسیونال ولایتیستها » کمکی در باز دارندگی جنگ نمیکنند بلکه با انرژی و کبریت اضافی خود فیتیله آنرا روشن میکنند.
من به این دلیل که با جنگ و حمله نظامی به ایران مخالفم وظیفه خود میدانم با ماجراجوئیهای اتمی و دریایی ایران که در حکمِ صدور کارت سبز برای انجام عملیات نظامی علیه ایران است مخالفت کنم و راه دیگری هم جز این کاربرای مخالفت با حمله نظامی نمی بینیم!

A US aircraft carrier entered a zone near the Strait of Hormuz being used by the Iranian navy for wargames, an Iranian official said Thursday amid rising tensions over the key oil-transit channel.
“A US aircraft carrier was spotted inside the manoeuvre zone… by a navy reconnaissance aircraft,” Commodore Mahmoud Mousavi, the spokesman for the Iranian exercises, told the official IRNA news agency.
Iranian planes and vessels took video and photos of the US ship and the weaponry and aircraft it was carrying, he added, according to a report carried by state television.
“We are prepared, in accordance with international law, to confront offenders who do not respect our security perimeters during the manoeuvres,” the IRIB network quoted Mousavi as saying.
“We suggest that trans-regional forces completely and seriously take any warning issued by any unit of (Iran’s) naval forces,” he said.
The US aircraft carrier was believed to the USS John C. Stennis, one of the US navy’s biggest warships.
US officials announced Wednesday that the ship and its accompanying carrier strike group moved through the Strait of Hormuz, a narrow stretch at the entrance to the Gulf that is the world’s most important choke point for oil shipments.
After warnings from the Iranian government and navy this week that Iran could close the strait if threatened by further Western sanctions, the US Defence Department warned Wednesday that such actions “will not be tolerated.” The United States maintains a navy presence in the Gulf in large part to ensure oil traffic there is unhindered.
Iran, which is already subject to several rounds of sanctions over its nuclear programme, has repeatedly said it could target the Strait of Hormuz if attacked or its economy is strangled.
Such a move could cause havoc in the world oil market, disrupting the fragile global economy.
The Islamic republic is halfway through 10 days of navy exercises in international waters to the east of the strait that have included the laying of mines and the use of aerial drones, according to Iranian media.
Missiles and torpedoes were to be test fired in coming days.
The wargames zone covers an area of 2,000 square kilometres (770 square miles) in the Gulf of Oman into the Gulf of Aden, according to Iranian media.
So far, Iran and the United States have limited themselves to rhetoric and naval manoeuvres. But analysts and the oil market are watching the situation carefully, fearing a spark that could ignite open confrontation between the longtime foes.
The United States had proposed a military hotline between Tehran and Washington to defuse any “miscalculations” that could occur as their navies brush against each other. But Iran in September rejected that offer.
December/29/2011
http://www.hurriyetdailynews.com/us-aircraft-carrier-spotted-in-iran-wargames-zone-.aspx?pageID=238&nID=10276&NewsCatID=352

 

Balatarin

سوریه وهیئت ناظرین اتحادیه عرب!

Share Button


مخالفین دولت اسد میگویند هیئت ناظران اتحادیه عرب اعتباری نداردـ دیلی استار لبنان

سوریه وهیئت ناظرین اتحادیه عرب!
در کشورهای پیشرفته سرمایه داری برای ورشکستگی قوانین بسیار اکیدی وجود دارد به این معنا که هیت مدیره یک مؤسسه بمجرد مشاهده اینکه سرمایه مؤسسه آن در حال منفی شدن است و در پرداختهای جاری خود دوچار مشکل شده است، باید با صدور اطلاعیه ای رسمی اعلام ورشکستگی کرده و از خود سلب اختیار و مسئولیت کند تا ارگان قانونی زیربط روند ورشکستگی موسسه را مدیریت کند. اگر این اعلام ورشکستگی به موقع رخ نداهد موجب عواقب کیفری میباشد. ولی در ممالک و اقتصادیات ناتوسعه یافته، موسسه یاشخص ورشکسته میتواند به امید نجات، اینقدر کلاه کلاه کند که آخرِسر کلی هم مال مردم را بسوزاند.
در کشورهای پیشرفته با ارتکاب یکی از این تُپُق هایی مرسوم که آقای احمدی نژاد روزانه ده ها تا از آنها را میزند و عادی شده است، کل کابینه باید استعفاء داده و جای خود را به کابینه جدیدی بسپارد. یک تصادف توجیه ناپزیر قطار، فرو ریختن یک پل، خود کشی قابل اجتناب یک زندانی میتواند موجب استعفای فوری و یا اخراج وزیر یا یک مدیر مسئول شود. از بلبشوی ارزی و تأخیر دو ماهه در ارائه بودجه چیزی نمیگویم.
در کشورهای عقب مانده و دیکتاتور زده قاعده بگونه دیگری است. نه تنها یک مؤسسه ورشکسته مثل سازمان تأمین اجتماعی یا ایران خود رو در کشور خودمان میتوانند با سوء استفاده از منابع بانکی و زدو بند و بهره گیری از امواج تورمی خود را برهانند بلکه دولتها هم میتوانند با استفاده از دروغ و تزویر و پنهانکاری از اعلام رسمی ورشکستگی خود، روی برتافته و هزینه سنگین ماندگاری خود را روی شانه جامعه بیاندازند که باز نمونه ساده آن درمملکت خودمان، شکست انتخاباتی دولت احمدی نژاد وتوسل حکومت به کودتای انتخاباتی برای خود داری از اعلام این ورشکستگی بود. این خود داری از اعلام ورشکستگی نه به دولت احمدی نژاد اعتبار و مشروعیت قانونی داد و نه این دولت توانست با ادامه کار خود، گند آفرینی گذشته را جبران کند بلکه فقط بر هزینه عزل یا براندازی خود برای مردم و مملکت افزود.
امروز رژیم بشار اسد سوریه در همان موقعیتی قرار گرفته است که که رژیم قذافی پیش از سرنگونیش و دخالت نیروهای ناتو در آن کشور که با هلهله و شادی مردم روبر شد.
مردم سوریه با دادن قریب ۶۰۰۰ نفر کشته و ۹ ماه اعتراض پر هزینه خیابانی نشان داده اند که رژیم اسد را نمیخواهند؛ و نه تنها نفسِ این تظاهرات مردمی بلکه وعده وعیدهای انجام نشده ی پیاپی بشاراسد برای اصلاحات، اپوزیسیون سازی قلابی از طرف آن، فرار هزاران نظامی از ارتش و تشکیل ارتش آزاد سوریه، رویگرادنی سازمانی مثل حماس از رژیمی که چند دهه مهماندار و متحد استراتژیک آن بوده است، موضعگیری صریح دولت «بسیار حسابگری» مثل دولت ارودغان در ترکیه و مأمن دادن آن به اپوزیسیون رژیم دمشق «شورای ملی سوریه»، موضعگیری بسیاری از دولتهای عرب منطقه و درخواست صریح آنان از رژیم اسد برای کنار رفتن از قدرت، و موضعگیری خیلی صریحتر برخی دولتهای غربی و اتحادیه اروپا و آمریکا در برابر بشاراسد و درخواست آنان از وی برای کنار رفتن قدرت، همه اینها جای کمترین ابهامی باقی نمیگذارد که این رژیم ورشکسته، نجات یافتنی نیست و همان روسیه هم در صورت گرفتن امتیاز لازم از اپوزسیون سوریه و دولتهای غربی زیرمجوز هرگونه عملیات نظامی ناتو را علیه رژیم اسد امضاء خواهد کرد.
رژیم سوریه کمترین شانسی برای ماندن ندارد. نه این میلیونهایی که به خیابانها آمده و طی این نه ماه اینقدر کشته داده اند پس میزنند؛ نه آن جامعه جهانی که باصراحت و بارها رژیم بشار اسد را ورشکست اعلام کرده و خواهان رفتن آن شده است از موضع خود عقب می نشینید، نه آن دهها میلیارد دلار سرمایهِ گریخته از مملکت به کشور باز میگردد، نه اقتصاد فلج شده این کشور میتواند بیش از این بحران را تحمل کند و نه حتی خود ارتش اسد در مدتی طولانی ـ هر چند همفرقه با خاندان اسد ـ حاضر است تا به آخر به این کارزار علیه مردم ادامه دهد. اما رژیم همچنان جان سختانه مقاومت میکند.
در آخرین تحول در منطقه، این رژیم؛ با مانورهای زیاد و شرط و شروط گذاری های بسیار حاضر شد طرح اتحایده عرب را بپذیرد. موقعی که وزیر خارجه سوریه «وحید معلم » و از سوی اتحادیه عرب «العربی» دبیر آن اتحادیه اعلام کردند که سوریه بالاخره طرح اتحادیه عرب را امضاء میکند، به هیئت ناظرین اتحادیه اجازه میدهد در مناطق بحران زده بر بیرون کشیدن نیروهای نظامی از شهر ها نظارت کند و دولت سوریه زندانیان سیاسی را آزاد کرده و با اپوزیسیون به مذاکره خواهد پرداخت بسیاری، از جمله نگارنده همین سطورکه ازآغاز تحولات سوریه را تعقیب کرده است، به خوشبینی دوچار شده و زودهنگام ابراز خوشحالی کردند. اما با واکنش منفی « برهان غلیون» رهبر شورای ملی سوریه در درجه اول و شنیدن اینکه رهبر هیئت ناظران اتحادیه عرب یک« دیپلمات» سودانی است دوچار قدری بد بینی شدم. چون در رژیم سودان آدمی که مستقیم و یا غیر مستقیم دستش بخون مردم جنوب آلوده نشده باشد وجود ندارد.
رهبر اپوزیسیون،«برهان غلیون» بلافاصله پس امضای طرح اتحادیه عرب از سوی سوریه گفت رژیم سوریه در پی وقت کشی و دلسرد کردن جنبش و جامعه جهانی از تغیر خویش است و مجدداً از شورای امنیت و جامعه جهانی خواهان دخالت درسوریه برای جلو گیری از سرکوب و کشتار مردم شد. حیرت جهانیان ودر کنار آن چرت نویسنده این سطور زمانی پاره شد که درست روز پیش از ورود هیئت اتحادیه عرب تانکهای سوریه شهر های حمص و حما و درعا و دیگر شهرهای اعتراضی را به گلوله بسته و رکورد کشتار را ظرف دو روز با کشتن ۱۱۰ نفر از خود باقی گذاشتند. نیروهای اسد، در کنار کشتن ۱۱۰ نفر غیر نظامی، ۷۰ نفر هم از نیروهای نظامیِ در حال فرار از ارتش را، که میتوانستنند پس از محاصره زنده دستگیر کنند، به گلوله بسته تا نفر آخر کشتند. رژیم اسد در کنار این نمایش قدرت و توأم با بی اعتنایی عمدی خود به افکار عمومی، با یک صحنه سازی نسبتاً دقیق دوتا از مراکز امینی خود را با قرار دادن اتوموبیلهای مملو از مواد انفجاری منفجر کرد و در اجرای این سناریو، جنازه کشته شدگان روزهای قبل را به محل حادثه انتقال داده بعنوان کشته شدگان در اثر انفجار جا زدند. رژیم ورشکسته سوریه در حالی به این مانورهای دنیا فریب دست میزند که اجازه نمیدهد تا ناظرین و متخصصین بی طرف بیایند و همین جنازه را معاینه کرده تاریخ و نوع مرگ آنها را تعین کنند. رژیم اسد حتی بیشتر از قذافی درهای مملکت را بروی همه ارگانهای خبری دنیا بسته است.
همانطور که در بالا گفتم شک من نسبت به پذیرش طرح اتحادیه عرب زمانی بیدار شد که خواندم که یکی از «دیپلمات» های کار کشته دولت «سودان» رهبری هیئت ناظران اتحادیه را بعهده دارد. تا آنجا که اکثریت آشنایان به اوضاع سودان میدانند رژیم سودان از هنگام حکومت نمیری تا امروز که ژنرال عمر البشیر در آنجا حاکم است جز کشتار، نسل کشی و راه اندازی واحد های شبه نظامی و جوخه های مرگ برای کشتن مردم جنوب سودان و سرکوب مردم درشمال پیشینه دیگری ندارد. در دوران حکومت ژنرال عمر البشر بیش یک میلیون از مردم در جنوب سودان بدست ارتش او به قتل رسیده و به ده ها هزار زن و دختر مردم آنجا تجاوز شده و خود عمر البشیر به جرم نسل کشی از طرف دادگاه بین المللی تحت تعقیب قرار گرفته است.
حیرت زده از این سناریوها، دیروز در «الشرق الاوسط » به کارنامه « احمد مصطفی الدابی» که نه یک دیپلمات ورزیده آنچنانکه رژیم سوریه و متحدین آن به دنیا قالب کردند بلکه یک ژنرال ۶۳ ساله ایست که از آغاز خدمت خود در دوران دیکتاتوری ژنرال نمیری تا امروز در پست های امنیتی و اطلاعاتی خدمت کرده است برخوردم. خود دیپلمات خواندن این ژنرال جلاد که بیشترین دوران خدمت خود را درمنطقه دارفور واقع جنوب سودان گذرانده است نشان از تلاش کثیف رژیم سوریه و متحدین آن برای اجتناب از اعلام ورشکستگی و فریب افکار عمومی است.
امروز دیگر جنک تبلیغاتی و روانی برای آگاه کردن یا گول زدن افکار عمومی نسبت به وقایع سوریه به فاز نهایی خود نزدیک شده و کار زیادی در این زمینه برای هیچ یک از دو طرف دعوا باقی نمانده است و بیشتر آنهایی که بخواهند بدانند هم اکنون میدانند و عقیده آنهایی را هم که از زاویه منافع خود قضاوت میکنند را نمیتوان تغیر داد، لذا بقیه کار را نیروهای واقعی عرصه پیکار در سوریه در درجه نخست و حمایت پشیبانان آنها در عرصه جهانی اشان در درجه دوم به پایان خواهند رساند. بنظر من در این عرصه برتری استراتزیک بطور قاطع بنفع جنبش آزادیخواهانه مردم سوریه است و از تبدیل این برتری استراتژیک به برتری عملیاتی برای سرنگون کردن رژیم اسد راه زیادی نیست و این مانورهای رژیم اسد هم جز مصمم تر کردن مردم سوریه به ادامه پیکار نتیجه دیگری نخواهد داشت. سرانجام روسیاهی بر آن ذغالهایی خواهد ماند که سرجلادِ مردم منطقه دارفور را «دیپلمات کارکشته»! به دنیا غالب کردند.
لینک

http://www.asharq-e.com/news.asp?section=3&id=27878

فروپاشی اجتماعی؛ مقاله ای قدیمی از عباس عبدی

Share Button


دیروز بخاطر ردیابی بحران کنونی روسیه گوگل را میگشتم که به یک مقاله تحلیلی دو بخشی بسیار خواندنی از آقای عباس عبدی برخوردم. عبدی در این مقاله که تاریخ نگارش آن به قریب ۶ سال پیش برمیگردد، بنحو داهیانه ایی تمام آن نشانه هایی را که میبایستی بعنوان علائم اخطاری فرایند «فروپاشی اجتماعی » جامعه امان تشخیص داد، تشخیص داده و بروشنی بیان کرده است.
اگر درگیری و کتک کاری دو روز پیش در مجلس بین نماینده دولت و یکی از نمایندگان رخ داد را درنظر بگیریم، اگر ادبیات سقوط کرده اخلاقی دولتمردان را در نظر بگیریم، اگر اختلاس ۳ میلیاردی را در نظر بگیریم، اگر نابسامانی در بازار ارزی و عدم تنظیم بودجه دولت را دو ماه مانده به سال نو در نظر بگیریم، اگر فرمان سلطان مآبانه احمدی نژاد را : «من از رئیس بانک مرکزی میخواهم سریعاً به وضع ارزی سرو سامن دهد!» را ببینیم. اگر دو شقه شدن روحانیت را به روحانیت رانتخوار و عربده کش و روحانیت واقعی ولی مهجور گشته و اتوریته معنوی از دست داده مملکت را ببینیم، اگرسراسیمگی تمام ارکانهای قدرت را در آستانه انتخاباتی که فقط جشن خودیهای حکومتی است و اخطار و هشدار های امنیتی آنها را در این رابطه ببینیم، اگر شکست افتضاح آور دیپلماسی دولت در منطقه و دنیا را ببینیم، اگر تمکین دیپلماسی امان را به روسیه و ترکیه و موضع حقیرانه آن را در برابر شیوخ خلیج و عربستان را ببینیم و بالاتر از همه اینها اگرطوفان سیاسی جنبش اعتراضی مردم را به کودتای انتخاباتی ببینیم در می یابیم که نقاط مورد اشاره در این مقاله چگونه امروز برای دیدگان غیر مسلح به درک جامعه شناختی هم امکان پذیر گشته است. لذا حیفم آمد از این مقاله گذشته و آنرا درج نکنم.
ح ت
فروپاشی اجتماعی؛ ابعاد و احتمالات(۱)
مقدمه
چندی قبل برای شرکت در مباحثه‌ای پیرامون وضعیت آسیب‌شناسی جامعه ایران، از من خواسته شد که نظرم را درباره فروپاشی اجتماعی مشابه مجموعه یادداشت‌هایی که در اوایل سال ۱۳۸۱ در این زمینه نوشتم بیان کنم و متن حاضر محورهای اساسی و مبانی نظری موضوعی است که ارایه شد.
ابتدا لازم می‌دانم که عقیده خود را به طور خلاصه بیان کنم. به نظر من جامعه ایران به لحاظ معیارهای جامعه‌شناختی در معرض فروپاشی است، یا حداقل روند رو به ضعف بنیان‌های انسجام و وحدت اجتماعی آن طی سال‌های متمادی محسوس بوده است، و چون بیماری که به مرور وضع وخیم‌تری می‌یابد، می‌توان منطقاً نتیجه گرفت که دیر یا زود چنین اتفاقی رخ خواهد داد مگر تحت شرایطی که در ادامه خواهم گفت. آنچه که جامعه ایران را به ظاهر سرپا نگهداشته است، عناصر و مولفه‌های درونی جامعه نیست، بلکه چسب قدرت و زور است که اجزای جامعه را به یکدیگر پیوند داده است، آن هم پیوندی مکانیکی، چون آجرهای یک دیوار نه چندان راست و نه چون سلول‌های یک بدن زنده و پویا. و اگر شرایطی پیش آید که خاصیت چسبندگی این چسب از میان برود یا تضعیف شود، آجرهای این دیوار به شکل غیرقابل انتظاری از یکدیگر جدا خواهند شد، و جامعه ذره‌ای و غیراخلاقی چون دملی چرکین سرباز خواهد کرد. قدرت چسبندگی این چسب نیز کمابیش وابستگی مستقیم به درآمدهای وصولی از لوله‌های نفت دارد و تا وقتی که درآمدهای کلان فعلی وجود دارد، طبعاً چسبندگی آن نیز مشهود است، اما به علت برون‌زا بودن متغیر مذکور و نیز احتمال بروز متغیرهای برون‌زای دیگر از جمله افزایش تنش با جهان خارج، تصور می‌رود که چسبندگی این چسب همواره در خطربی خاصیت شدن قرار دارد، و تنها راه جلوگیری از فروپاشی اجتماعی اصلاحات اجتماعی به نحوی است که این چسب اگر چه در کوتاه‌مدت قدرت مکانیکی چسبندگی خود را حفظ می کند، اما همزمان شرایط را به نحوی باید فراهم کرد که نهادها و هنجارهای اجتماعی مناسب در تمامی وجوه جامعه (اعم از سیاست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع) شکل بگیرد و روابط میان اجزای جامعه از حالت مکانیکی و نیازمندی به چسب قدرت درآید و به وحدت وانسجامی ارگانیک برسد که قدرت و سیاست نیز یکی از وجوه جامعه و در عرض دیگر وجوه آن قرار گیرد نه آن که در رأس جامعه و غیرمرتبط با آن باشد، و به نظر من راهبرد سیاسی موثر و صحیح هم از دل چنین تحلیلی در می‌آید.
ماهیت فروپاشی
فروپاشی اجتماعی چیست؟احتمالا بتوان در این زمینه تعاریف علمی و تئوریک ارایه داد، اما شاید بهتر باشد که به مرور نمودهای عینی رخ داده بسنده کنیم. اتحاد جماهیر شوروی. عراق کنونی و ایران ۱۳۵۷، نمونه‌های مناسبی هستند. در اواسط دهه هشتادمیلادی هیچ کس تصور نمی‌کرد که در عرض چند سال امپراطوری شوروی چنان مضمحل شود که برای سال‌های سال با بحران‌های داخلی و عظیمی مواجه گردد. اگر روزگاری مسکو مرکز تصمیم‌گیری درباره بسیاری از کشورهای جهان بود، پس از فروپاشی برای مدت‌ها، باندهای جنایتکار بر این شهر حاکم شدند، که اتفاقاً بسیاری از آنان هم روس‌تبار نبودندو از اقلیتهای تحت سلطه بودند. اگر در جوامع سوسیالیستی و شوروی سابق فقر و بیکاری و احیاناً جرم و جنایت نمود بیرونی نداشت، به یک باره چنان شد که در این زمینه‌ها گویی سبقت را از تمامی کشورهای دیگر ربودند. قدرت مرکزی آن که بر جهان اشراف داشت، نه تنها به پانزده جمهوری تجزیه شد که از پس جمهوری‌های خودمختار کوچکی مثل چچن هم برنمی‌آید. جامعه‌ای که ادعا می‏شد در پرتو سوسیالیسم، انسان‌های طراز نوین تولید کرده است به نحوی که همه مردم آموزش دیده و فرهیخته‌اند، چنان غرق جنایت و تروریسم (آن هم به شدیدترین شکلی که القاعده را شاگردان خلف و درس‌خوان آنان می‌توان نامید) شده است، که گویی این مردم هیچگاه چنانچه شایسته است اجتماعی نشده‌اند.
عراق کنونی هم گرچه گفته می‌شود که درگیر نوعی جنگ داخلی است، اما جنایاتی که طرفین علیه هم انجام می‌دهند، در واقع پژواک نظام بسته صدامی است که با زور و سرکوب از مردم عراق جامعه‌ای به ظاهر منسجم ساخته بود، اما در واقع چسب صدام بود که آنان را در زیر چتر عراق واحدو ملت واحد نگهداری می‌کرد، و اکنون که آن چسب از میان رفت، ماهیت فروپاشیده این جامعه به ظهور رسیده زیرا نیروهای ائتلاف هم فاقد ماهیت سیاسی قدرت صدام حسین در چسبندگی اجتماعی هستند. برخی‌ها معتقدند که حضور این نیروها موجب این بحران‌ها شده است. اما دیر یا زود و هنگامی که قدرت صدام فرو می‌پاشید، این فجایع و شاید بدتر از آن نیز بروز می‌کرد، مگر آن که فرآیندی اصلاحی می‌توانست ماهیت ساختار قدرت در عراق را در مسیری متناسب با ساخت اجتماعی آن قرار می‌داد.
ایران در اواسط دهه پنجاه نیز واقعیتی مشابه داشت، و هیچ کس تصور نمی‌کرد که رژیم شاه با آن وضعیت در اندک مدتی دچار اضمحلال به معنای واقعی کلمه شود. اما اگر فروپاشی به شکل دو مورد قبلی رخ نداده، به علت بروز انقلاب بود که در واقع ارایه‌کننده نظم بدیل است و به سرعت یا همزمان جانشین نظم فروپاشیده می‌شود، اما در هر حال عوارض خود را دارد. بحران‌های متعدد در کردستان، آذربایجان، گنبد، بلوچستان، جنوب و خوزستان و… نمودهای این بحران اجتماعی بودند که در برابر نظم بدیل شکست خوردند، در واقع هنگامی که شاه می‌گفت من اگر بروم ایران، ایرانستان می‌شود، به یک تعبیر درست می‌گفت و اقرار عظیمی علیه خودش بود، چرا که نظم اجتماعی را وابسته به قدرت و زور خود نموده بود و نظمی درون‌زا و خودجوش نبود. همچنان که این نظم در عراق نیز به صدام و در شوروی به حزب کمونیست وابسته بود. اما به تعبیری اظهارات شاه غلط بود، چرا که در کنار فروپاشی رژیم وی، نظام بدیل توانست مانع آن مسایل گردد، نه تنها چنین شد، بلکه انسجام و وحدت اجتماعی در انقلاب حتی در کوتاه‌مدت رشد کرده و ارتقا می‌یابد و به نوعی نظم اجتماعی ماهیتی خودجوش و ارگانیک و پویا می‏یابد.
آنچه که گفته شد بدین معنا نیست که جامعه پس از فروپاشی از میان می‌رود. ممکن است در مواردی به چند جامعه تجزیه شوند تا هر کدام برحسب شرایط خود نظم خودجوش و ارگانیکی را تجربه کرده و سامان دهند، ممکن است چنین تجزیه‌ای هم صورت نگیرد، (مثل رومانی). اما در هر حال سال‌های متمادی و با صرف هزینه‌های مادی و معنوی فراوان می‌توان جامعه را بازسازی کرد و نظمی خودجوش و پایدار و ارگانیک در آن ایجاد کرد.
بنابراین فروپاشی با این مصادیق در واقعیت خارجی مشاهده شده است، و تبعات و عوارض روانی و مادی آن نیز فراوان است و چه بسا جامعه را برای سال‌هایی طولانی عقب بیاندازد، اما علی‌رغم این نکات ماهیت جامعه در حال فروپاشی به گونه‌ای است که صاحبان قدرت و تصمیم‌گیران را از خطرات در کمین غافل می‌کند، و بسیاری از آنان تصور نمی‌کنند چنین واقعه‌ای رخ دهد، به عبارت دیگر فروپاشی به موضوعی غیرقابل پیش‌بینی در عرف سیاسی و اجتماعی تبدیل می‌شود، به خصوص این که برای جلوگیری از فروپاشی، ملات زور و قدرت در استحکام بنای جامعه به میزان بیشتری بکار گرفته می‌شود و همین امر موجب کاهش انسجام ارگانیک و همبستگی میان اجزا و بیگانه شدن آنان با یکدیگر می‌شود. و هنگامی که ملات زور برای حفظ این ساختمان بیشتر شود، بازسازی همبستگی و انسجام ارگانیک نیز برای ساخت قدرت سخت‌تر و پرهزینه تر می‌شود و در مسیر بازگشت‌ناپذیر قرار می‌گیرد، مسیری که بیش از پیش نیازمند ملات زور برای حفظ انسجام و نظم است.
دلایل فروپاشی
پرداختن به دلایل فروپاشی نیازمند مباحث مفصل و همه جانبه‌ای است، اما اجمالاً می‌توان گفت که وقتی روابط میان اجزای جامعه دچار اختلال و غیرکارکردی شد، فضای لازم برای اجتماعی شدن فرد نیز از میان می‌رود، و افراد کمابیش در موقعیت طبیعی جامعه رشد نمی‌کنند و تحت فشار قدرت سیاسی حاکم نسبت به یکدیگر تعاملی ظاهری را تجربه می‌کنند. ساختار سیاسی انسدادی با بستن فضای جامعه ،اختلال ارتباطی واختلال در امر اجتماعی شدن را موجب می شود، هر چقدر انسداد ایجاد شده از سوی حکومت دارای عمق و گستره بیشتری باشد، اختلال عمیق‌تر و خطرناک‌تر است. منظور از عمق انسداد، میزان استبداد و منع‌های رفتاری و مشارکت‌جویانه برای مردم است، و منظور از گستره انسداد، وجوه اجتماعی است که انسداد شامل آن می‌شود، مثلاً برخی از حکومت‌ها، انسداد را فقط در ساختار سیاسی اعمال می‌کنند و به ساختارهای دیگر از جمله اقتصاد و اجتماع و تا حدی فرهنگ کاری ندارند، یا در دو وجه از چهار وجه انسداد ایجاد می‌کنند، چنین نظام‌هایی کمتر با فروپاشی کامل مواجه می‌شوند، زیرا تعامل اجتماعی در وجوه آزاد از انسداد کمابیش و به صورت طبیعی رخ می‌دهد و نهادهای اجتماعی و مدنی لازم خود را نیز ایجاد می‌کند و در نتیجه دیر یا زود توسعه جامعه فشار لازم به وجه انسدادی برای باز شدن فضارا وارد می‌کند و حتی ممکن است انقلاب یا جنبش‌هایی هم صورت گیرد اما در هر حال به فروپاشی منجر نخواهد شد. بنابراین فروپاشی عموماً گریبان نظام‌های ایدئولوژیک که در همه وجوه جامعه دخالت می‌کنند را می‌گیرد و هنگامی که عمق انسداد در چنین نظام‌هایی زیاد شد، حتی اصلاح ساختار سیاسی هم امکان‌پذیر نخواهد شد.
در چنین شرایطی دو عنصر مهم اجتماعی یعنی سرمایه رابطه‌ای و سرمایه نهادی کاملاً تضعیف می‌شوند. مهم‌ترین ویژگی سرمایه رابطه‌ای، اعتماد (به خود، به حکومت، به دیگران و…) و ارزش‌های اجتماعی و رفتاری است. و سرمایه نهادی نیز شامل نهادها و سازمان‌های مدنی مستقل از حکومت و نیز شیوه‌های متنوع مشارکت مدنی مردم است.
مطالعات موجود معرف آن است که سرمایه رابطه‌ای طی سال‌های اخیر به مقادیر بسیار نازلی سقوط کرده است. مطالعات جامع پیمایشی ارزش‌ها، نگرش‌های ایرانیان (سال‌های ۱۳۷۹ و ۱۳۸۲) به خوبی این واقعیت را نشان می‌دهد که برای اطلاع از جزئیات باید به آنها مراجعه کرد. در این زمینه می‌توان بدبینی شدید مردم را نسبت به وجود ارزش‌های اجتماعی یا میزان واقعیت‌های ناخوشایند هم‌چنین احساس بسیار بد نسبت به وجود عدالت، پارتی‌بازی، برابری در برابر قانون، بی‌عدالتی قومی و نیز نسبت به آینده و فقدان بصیرت اجتماعی و… به عنوان معیارهای مناسب برای فقدان این سرمایه رابطه‌ای مثال آورد.
تقویت سرمایه نهادی نیز که یکی از اهداف جنبش اصلاحی بود، با شکست این جنبش و عقب‌گرد کامل به مرزهای خطرناکی رسیده است. یکی از نهادهای مهمی که پیش از انقلاب هم استقلال خود را حفظ کرد و مثمرثمر واقع شد، نهاد دین و روحانیت بود، اما این نهاد نیز طی سال‌های اخیر چون نهادهای دیگر به ساختار سیاسی وابستگی یافته است، به طوری که نمی‌توان برای آن استقلالی تأثیرگذار قایل شد.

نیروهای اسد سه لبنانی را کشتند!

Share Button


نهار نت لبنان
چهار شنبه ۱۸ دی ۲۸ دسامبر
دیروز سه شنبه سه شهر وند لبنانی در نوار مرزی با سوریه با شلیک گلوله نیروهای امنیتی سوریه به قتل رسیدند. تلویزیون المستقبل توضیح داد که این سه لبنانی بدست نیروهای وفادر به اسد و در جریان آتش باری سنگین آنها در نزدیک محلی بنام «وادی خالد ال بوقیه» که گزارش آن قبلاً منتشر شده بود به قتل رسیدند.
این در حالیست که آژانس خبری دولتی گفته است:« سه نفر در اتوموبیلی در «اکارز وادی الخالد» در تیراندازی مرزی با سوریهبه قتل رسیده اند.». دو ماه قبل نیز که دو نفر در نوار مرزی کشته شده بودند دولت لبنان را سراسییمه کرد.
پایان خبر
در شرایط بحرانی کنونی رخداد چنین حوادثی براحتی میتواندبه یک تنش بزرگ بین دو کشور و یا در درون جریانهای سیاسی متخاصم در لبنان منجر شود.

لیبی مدل ترکیه و مالزی را برمیگزیند!

Share Button

حریت ترکیه:
۲۷ دسامبر
«وزیر کشور دولت موقت لیبی فوزی عبدالعلی گفت؛ قانون اساسی ترکیه مدل مورد نظر ماست!»
عبدالعلی اظهار داشت: «لیبی از مدل کشورهای اسلامی ترکیه و مالزی برای تنظیم قانون اساسی جدید خود استفاده خواهد کرد. ما این جریان را با نخست وزیر ترکیه رجب طیب اردوغان و برخی وزرای لیبی و ترکیه در میان نهاده ایم.» او از دولت و مردم ترکیه بخاطر حمایت و کمکی که در جریان انتقال قدرت و فرایند باز سازی به لیبی داده اند تشکر کرده افزود، آنها برای استقرار یک ساختار دموکراتیک در لیبی کوشش بسیاری بکار بردند.
وی در عین حال اعلام کرد دولت انتقالی لیبی روز ۲۵ دستامبر را روز ثبت نام مبارزانی که در جریان مبارزه مسلحانه برای سرنگونی قذافی با آن رژیم مبارزه کرده اند مقرر کرده است. هدف از این ثبت نام اینست تا آن پیکار جویانی که مایلند بصفوف نیروهای امنیتی جدیداً تشکیل شده کشور بپیوندند خود را ثبت کنند.
وزیر برنامه ریزی «عیسی التویجر » نیز گفت هدف از این طرح اینست تا بسیاری از این پیکار جویان که هنوز وضعیت میلیشیایی پراکنده خود را جفظ کرده اند به نیروهای نظامی ملی بپیوندند.
در جریان مبارزه با قذافی هزاران نفر از مردم کار و زندگیشان را رها کرده و به اعتراضانی که به قیام مسلحانه تبدیل شد علیه دیکتاتور لیبی، معمر القذافی پیوستند. پس از سقوط و کشته شدن قذافی بسیاری از این مبارزان مناطق مختلف کشور را هنوز در کنترل خود دارند.