Archive for: December 2011

بر شهر بَم چه رفت؟

Share Button

چراغی که به خانه خودمان «روا» نیست ولی مسجد جنوب لبنان را گرم و روشن میکند!

قریب دوسال پیش عکسهایی از جنوب بیروت و منطقه جنگ زده لبنان در یوتیوب و بسیاری سایتهای اینترنتی نشان داده شد که نشان میداد چگونه با پول ایران که به قریب ۲ تا ۳ میلیارد تخمین زده میشد نه تنها خرابیها ناشی از جنگ یک ماهه با اسرائیل در آنجا نوسازی بلکه بهتر سازی شده بودند. در این ویدئو کلیپها دو خیابان متقارب را با نماهایی بهسازی شده با معماری کلاسیک و هتلهای مجلل درجنوب بیروت نشان میداد و سایرگزارشهای خبری حاکی از این بود که حزب الله به هر خانواده آسیب دیده نیز چند هزار دلار برای تهیه وسائل منزل داده است. همین سناریو در غزه هم البته به میزان کمتری تکرارشد. کافیست بدانیم که حزب الله لبنان محل در آمد مستقلی ندارد یعنی دولت نیست که مالیات بگیرباشد و اگر با دلار های ایران برای خود شرکت های مخابراتی و خدماتی یا بانکی درست کرده است، سود این موسسات بهیچ وجه در حدی نیست که بتواند هزینه چند میلیارد دلاری بمبارانها، پرداخت مستمری به خانواده کشته شدگان و آسیب دیدگان و جبرات خسارت های شخصی را بکند.
امروز رادیو بی بی سی مصاحبه ایی داشت با آقای محمد رهبر، خبر نگار سرویس اجتماعی به مناسبت هشتمین سال زلزله بم. زلزله ایی که در آن قریب ۴۰ تا ۴۵ هزار نفر قربانی شدند و دولت بدون رعایت هیچ مراسمی آنها را خاک کرد. از گفته این خبر نگار بر می آید که در گورهای جمعی با بلدوزر خاک شده اند. بهر حال، نه بر مرده بر زنده باید گریست هرچند در قاموس ما فقط برای مردگان میتوان گریست!
طبق آمار رسمی، علاوه کشته شدگان، در این زمین لرزه قریب یکصد هزار نفر نیز بی خانمان و بیش از ۵۰ هزار نفر مصدوم شدند. بیش از ۸۰% ارگ تاریخی بم که یکی از قدیمی ترین سازه های خشتی دنیا است نیز ویران شده که نه تنها برای مرمت آن تا کنون کاری انجام نشده بلکه بقیه هم در حال ویرانی است. به تجارت خرما و کشاورزی نخل داری نیز صدمات جدی وارد آمده است که کسی را به آن توجهی نیست.
مخبر مذبور اضافه میکند که بر خرمشهر جنگ زده نیز هم همان رفته است که بر بم رفت. نه تنها خود دولت کمکی نکرد بلکه کمکهای انسانی مردم و جوامع بین المللی هم در چاه ویل فساد مدیریت دولتی غیب شدند
…………..
پی نوشت:
شهرداری تهران بازسازی بخشی از بیروت را انجام می دهد
——————————————————————————–
و این فقط کمک شهرداری تهران است بر این بیافزائید کمک نهاد های تحت امر رهبریف بنیاد های مختلف و سپاه را!
: مهر
شهرداری تهران در طی دو هفته آینده مطالعات بازسازی بخشی از بیروت را انجام داده و مقدمات کارهای اجرایی آن صورت می گیرد.
به گزارش خبرگزاری مهر ، معاون امور مناطق شهرداری تهران در نشست مشترک با شهردار منطقه زاحیه بیروت و نماینده حزب الله در ایران که امروز در محل شهرداری تهران برگزار شد ،
ضمن تحسین مردم لبنان و رهبر مقاومت حزب الله که با دست خالی جنگیدند و پیروز شدند گفت: شهرداری تهران افتخار دارد که در بازسازی و نوسازی بخشی از لبنان نقش داشته باشد و منابع خود را در این زمینه به کار گیرد.
مهندس فرهاد یعقوبی با اشاره به اقداماتی که شهرداری تهران در این زمینه انجام داده است اظهار کرد: برای بازسازی بخشی از بیروت که به شهرداری تهران واگذار شده است ، طی بازدیدی که انجام شد، اجرای این کار باید از جنبه های مختلف بررسی شود که برای بازسازی شهر به صورت اصولی ، نیازمند طرح جامع با استفاده از متخصصان لبنانی و ایرانی هستیم و برای اجرای این طرح نیز باید گام های موثرتوسط مجریان طرح برداشته شود.
یعقوبی با تاکید بر اینکه شهرداری تهران با تمام توان برای بازسازی بیروت تلاش می کند گفت: طی دو هفته آینده گزارش نماینده اعزامی شهرداری تهران به بیروت بررسی می شود که برای فعالیت هایی که نیاز به طراحی دارند اقدام شود و همچنین مقدمات اجرایی کارهای طراحی شده نیز صورت پذیرد
لینک:
http://ettelaat.net/06-12/news.asp?id=17950

.

نقدی بر یاداشتی از آقای عباس عبدی

Share Button

عباس عبدی: اگر این صداقت است، پس دورویی چیست؟

یاداشت زیر در حقیقت بمنظور ارسال آن بصورت کامنت روی یاداشت آقای عباس عبدی باعنوان« اگر این صداقت است، پس دورویی چیست؟»
در روز آنلاین نگاشته شده ولی چون میدانم روز آنلاین انرا درج نمیکند انرا در ذیل مقاله ایشان در سایت آینده گذارده و در وبلاگ خودم هم انرا درج میکنم. علاقمندان به مطلب را به لینگ مطلب آقای عبدی در آینده، لینک زیر مراجعه میدهم.با سلام جناب عبدی!
بنظم طرح مسئله از آغاز درست نبوده و پاسخها هم پاسخهایی به ایرادها و مسئله ایی نادرست طرح شده هستند.
۱ ـ من خود مخالف جنگ و از آن بیشتر مخالف حمله نظامی به کشورم هستم.
۲ ـ من هم مثل بسیاری دیگر، پس از تجربه حمله به عراق فهمیدم «به صرف» سرنگونی یک رژیم دیکتاتوری ، دیکتاتوری از بین نمیرود.
۳ ـ ولی به همین اندازه هم فهمیده ام که رژیمهایی را که به قول خود شما، جامعه را به مرز فروپاشی کشانده اند نمیتوان با نیروی صرفِ داخل آن جامعه ی فرو پاشیده که اتمیزه شده وغریزه صیانت نفس فردی و نهایتاً خانوادگی در آن، بر تمام غرایز جمعی، گروهی، قومی، ملی و طبقاتی چیره شده و آنها را به حاشیه رانده یا به صفر رسانده است متحول کرد. نه مردم سوریه امروز و نه لیبی دیروز، بدون کمک نیروهای جهانی و صریحاً بگویم ناتو حریف رژیمهای خود نمیتوانستند و نمیتوانند بشوند. البته برای سقوط رژیمی مثل اسد، اگر نیروی خارجی، برای یک سزارین نوع لیبیایی نیاید، این کاستی با سکتاریانیستی کردن مبارزه حل خواهد شد یعنی بالانس استراتژیک به زیان رژیم اسد، در اثر سنی ـ شیعی شدن جنگ، بهم خورده و سقوط خواهد کرد ولی در عوض دروازه جهنم جنگ فرقه ایی به روی تمام منطقه گشوده خواهد شد زیرا وزنه استراتژیک سنیها د رمنطقه ده ها بار از ایران شیعه و علویهای سوری بیشتر است. آنچه غرب از آن میخواهد اجتناب کند همین جام زهر است که حتی المکان نمیخواهد سربکشد ولی اگر ناچار شود سر خواهد کشید و بهمان راهی خواهد رفت که ایران ما مدتهاست رفته است.
۴ ـ رژیم سعی دارد چنان وضعیتی ایجاد کند که آدمهایی مثل شما را در گازانبر بین گزینه: دفاع از حمله خارجی به میهنمان و قرار گرفتن در کنار «خارجی »، و یا قرار گرفتن در کنار خود رژیم علیه «خارجی » قرار دهد. چگونه میتوان در این تله نیافتاده و برای رژیم در این ماجراجوئیهایش عامل قوت قلب و تشجیع آن در این رویکرد ماجراجویانه نشد؟
۵ ـ اگر شما نه در ایران و دهه دوم قرن ۲۱ بلکه در فرانسه و ایتالیای دهه ۴۰ بودید در کنار نهضت مقاومت یعنی متفقین قرار میگرفتید یا کنار هیتلر یا حکومت ویشی و یا موسولینی؟ آیا بنظر شما در آن جنگ آمریکا و انگلیس به مردم آلمان نزدیک تر بودند یا رژیم هیتلری؟ و اگر بگوئید که حکومت ایران بجایی حمله نکرده و کوره آدمسوزی راه نیانداخته است را من قبول ندارم . رژیم ایران در تمام منطقه از بحرین تا یمن از آنجا تا جنوب عربستان و لبنان به ترویج فرقه گرایی دست زده است تا بلکه با این شگرد موزیانه شیعیان را دربرابر سنیها و هردوی اینها را در مقابل مسیحیان و بالعکس، به آرایش جنگی و نیمه جنگی بکشاند. وضعی که رژیم ما در عراق امروز ایجاد کرده است هزینه اش در بلند مدت صد ها برابر از هزینه جانی حمله نیروهای ائتلاف برای آن کشور بیشتر است. و این انشقاق سکتاریانیستی عراق در آینده ایی که چندان دور نخواهد بود به خود ما مردم ایران باز خواهد خورد. شیعیان طرفدار ایران به رهبری دولت مالکی نمیتوانند قدرت را برای مدتی طولانی در دست خود نگاه دارند. باید از نو منتظر میلیونها آواره شیعی عراقی هم باشیم.
۶ این فرو پاشی اجتماعیی که با یک واژه اضافی آنرا تکمیل میکنم آنهم «آنمی» یعنی به بی هویتی و پوچی رسیدن است، را مگر همین رژیم اسلامی در کلیتش ایحاد نکرده است؟ با از هم نپاشانیدن سامان سیاسی این جامعه اتمیزه شده چه چیزی را شما با آن منطقتان میتوانید نجات دهید؟
۷ ـ باید بحث حمله به ایران را از زاویه حق امنیت ملی دولتها و کشورهای و امنیت جهانی هم مورد بررسی قرارداد. اگر شما ببینید که یک فیتیله یک بسته دینامیت قرار گرفته شده در کنار خانه شما روشن است و اگر انرا خفه نکیند تمام سرای شما به آسمان خواهد رفت چه کار خواهید کرد؟ میدانم خواهید گفت که در چنین حالتی تقابل اتمی شوروی و آمریکا را مثال زده ائید. ولی این قیاس مع افارق بود. کمونیسم یک کژراهه تاریخی بود که فاقد ان ریشه عمیق فرهنگی و اعتقادی بود که اسلام از آن برخورداراست. ان نظام گفتمانی مدرن و همزبان با گفتمان عمومی درون ما داشت ولذا در رقابت گفتمانی خود با گفتمان دموکراسی و لیبرالیسم ماندگاری طولانی نمیتوانست داشته باشد(بحثی فراتر ازگنجایش این کامنت است). حال آنکه بخش وسیعی از جهان ما روی انبار باروت تفکر و منتا اسلامیلیته دینی زندگی میکند که زبان و منطق اسیمتریکال یا نامتعارف خود را دارد. و رژیمهایی مثل رژیم حاک بر ایران سعی دارند از ان گفتمان نامتعارف و یا استشهادی و اعتقادی برای خود توپخانه سیاسی درست کنند و کرده اند. کمونیسم بر اساس یک رشته صغرا کبرها ی جامعه شناسی مدرن به به ضرورت تاریخی استقرار خود رسیده بود و لذا با همین ایرار جامعه شناسانه از یکسو و نشان دادن برتری عملی و قابل مشاهده سرمایه داری مدرن، قابل شکست دادن بود. ولی به گفتمانی که حواله من و شما را برای زندگی بهتر به ان دینا میدهد با چه زبانی میخواهید سخن بگوئید؟ رژیم مرگ خواه و مرده پرست دینی را شما نمیتوانید با کمونیسمی که ادعای شاختن بهشت را در همین دنیا داده است یکی بگیرید. ان یک به نوعی تابع عقلانیت عملی است و این یک تابع محض غیر عقلانیت محض یا اعتقادی است.
۸ ـ جناب عبدی من آسیب یک رژیم استبدادی و نا توسعه گرا مثل رژیم خودمان، قذافی یا طالبان را با توجه به عوارض و آسیبهای آجتماعی که از خود بجا میگذارند را صدها بار از به کُشت رفتن حتی میلیونی مردم بدتر و بیشتر میدانم. و این اغراق نیست. به جامعه خود ما نگاه کنید! اعتیاد، افسردگی بی آیندگی جوانان، بحران جنسی و خانوادگی، تن فروشی، رواج رانتخواری و دلال بازی، بزه کاری، بی اخلاقی و ریشه کن شدگی از تاریخ و فرهنگ خود و.. .
جناب عبدی! اگر این وضع ادامه یابد در چند سال آینده، شما باید به گردن کلفت مافیایی محلتان یک مالیات علاوه برآنچه امروزه به دولت میپردازید، بدهید تا امنیت شما و خانواده اتان را حفظ کند. پلیس و دستگاه قضایی ایران از کفایت، سلامت و ظرفیت لازم رسیدگی به این حجم عظیم رشد بزه کاری را، ندارد. جامعه ما با ادامه این حکومت بیش از بیش در منجلاب فرو پاشی غرق خواهد شد قبل از آنکه مردم بتواندد بر ماشین تفرقه ساز آن غلبه کرده، متحد شده و آنرا براندازند. حال اگر تحولات منطقه این اسپیرال نکبت و فاجعه را بنحوی حرکت باز دارد مسئله دیگری است.
۹ ـ جناب عبدی! هرچند در یاداشت شما هسته های منطقی کم نبود ولی بیشتر مواد و گزاره های درست آن ناشی از ضعف قدرت استدلالی طرفی بوده است که شما را به نقد کشیده است. اگر سایتی مثل سایت روز، فامیل باز و رانت بنیاد نبود و نقدِ کسی مثل مرا بر یاداشت شما درج میکرد، وقت بیشتری میگذاشتم و با نظم نوشتاری بیشتری، نقدِ جامع تری از یاداشت شما میکردم.
در پایان بی پیرایه بگویم ظرف این سالهایی که با نوشته های شما در سایتهای مختلف آشناشده ام از شما بسی آموخته ام و این شاید اولین بار است که میبینم بر اساس یک رشته پیش فرضهای نادرست به قضاوتی که بگمان من یکسویه است کشانده میشوید!
آخرین کلام اینکه من( من نوعی) با این پروفیل سیاسی که دارم فقط اگر سومالی و یا طالبان به ایران حمله کنند حاضرم در کنار رژیم فعلی قرار بگیرم و چشمم را بروی فاصله نجومی ام با این حکومت ببندم.
در هر حال موفق باشید

http://www.ayande.ir/1390/10/post_983.html

اعدام باید گردد!

Share Button


با شرحی مختصر!
هزاران تن از زنان طرفداران دموکراسی! طی راهپیمایی در شهر صنعا پایتخت یمن خواهان محاکمه و اعدام علی عبدلله صالح و استعفای کابینه انتقالی شدند!
ناگفته نماند شیعیان حوثی طرفدار ایران نیروی اصلی این جبش ضد عبالله صالح را تشکیل میدهند! البته قرار است بعد از سرنگونی رژیم دموکراسی را از روی مدل ایران پیاده و شاید هم .
.سوار کنند
توضیح بیشتر اینکه علی عبدالله صالح هم اکنون اسعفاءداده است و قرار است یا به عربستان یا به امریکا برود.

اختلاس با دزدی فرق دارد!

Share Button


اینها کاغذ باطله نیست!
در قانون جزایی ایران دست دزد قطع میشود ! ولی چون اختلاس با دزدی از نظر حجم موضوع خیلی فرق دارد قضیه جور دیگری از کانال دیگری با دفتر قانون دیگری پیگیری میشودد!

به دلیل متهم کردن شماری از شخصیت های اصولگرا
ویژه نامه روزنامه دولت درباره اختلاس بزرگ توقیف شد
یکشنبه ۳۰ محرم ۱۴۳۳هـ – ۲۵ دسامبر ۲۰۱۱م
ویژه نامه روزنامه دولت درباره اختلاس بزرگ توقیف شد
تبلیغ محصولات شماری از کشورها در مطبوعات ایران ممنوع شد
رئیس مجلس گزارش تخلفات دولت را به قوه قضائیه ارسال می کند
دانش آموز۱۷ ساله مصری به عنوان دومین مخترع برتر جهان شناخته
جلال طالبانی : طارق الهاشمی در کردستان عراق میهمان من است

اختلاس یزرگ در ایران بیش از ۳ میلیارد دلار برآورد شده است

دبی-العربیه.نت
یک سایت اصولگرا از توقیف ویژه نامه روزنامه دولتی ایران در رابطه با اختلاس بزرگ خبر داد.

سایت اصولگرای “جهان” نوشت: “در ادامه تلاش‌های رسانه‌های نزدیک به گروه انحرافی برای ایجاد مانع در مسیر قضایی پرونده فساد بزرگ بانکی، مدیران روزنامه ایران اقدام به تهیه ویژه نامه‌ای سوال برانگیز کرده‌اند.”

اصولگرایان نزدیک به آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی، به نزدیکان محمود احمدی نژاد رئیس جمهور این کشور، جریان انحرافی می گویند.

سایت “جهان” ادامه داده است: “روزنامه ایران که پس از حمایت بی قید و شرط از گروه انحرافی به عنوان ارگان این گروه شناخته می شود، ویژه نامه ای در رابطه با فساد اخیر بانکی تهیه و چاپ کرده که در آن رسانه های اصولگرا به دخالت در این فساد بزرگ متهم شده اند.”

متهم اصلی اختلاس سه هزار میلیارد تومانی اخیر که بزرگترین اختلاس در تاریخ نظام بانکی ایران به شمار می آید، فردی به نام “مه آفرید امیر خسروی ” صاحب مجموعه “گروه امیر منصور آریا” است که بر اساس گزارش های منتشره، توانسته است از طریق روابط خاص خود با بانک صادرات و بانک ملی ایران به گشایش اسناد اعتباری به مبلغ صدها میلیارد تومان اقدام کند، بدون آن که تمام یا دست کم بخش عمده‌ای از وجه این اعتبار نامه‌ها را پرداخته باشد.

در این زمینه شماری از مسئولان نیز متهم شده اند از جمله علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی که قوه قضائیه، برای او قرار مجرمیت صادر کرده است.

“جهان” درباره ویژه نامه روزنامه ایران نوشته است: “در این ویژه نامه عکس عادی یکی از شخصیت های رسانه ای اصولگرا که مربوط به چند ماه پیش است در کنار مدیرعامل سابق و فراری بانک ملی به عنوان سندی بر تایید ادعای روزنامه منتشر شده است.”

در ادامه خبر تاکید شده که نهادهای ذی صلاح پس از اطلاع از این ویژه نامه پراتهام مانع توزیع آن شدند.

شکست سیاسی دیگری برای ایران!

Share Button

نهارنت لبنان
دفتر اسماعیل هنیه، نخست وزیر نوار غزه، طی تماسی تلفنی به آژانس خبری فرانس پرس گفت که وی قرار است برای بازدید ازمصر، سودان نوارغزه را ترک کند. این بازدید با بازدید از قطر، ترکیه، تونس و بحرین ادامه خواهد یافت.
هدف اولیه از این بازدیدها طبق گفته دفتر وی« جلب حمایت و دریافت کمک » برای باز سازی شهرغزه است. انتظار میرود که وی طی این سفر نظر خود را نیز در مورد مسئله آشتی درحال جریان بین دو گروه عمده فلسطینن نیز ابراز کند.هنیه از طریق معبر «رفح»، معبر عبور به مصر از غزه خارج خواهد شد.
……………………….
کامنت: برای اطلاع بیشتر از سابقه قضیه به لینک زیر مراجعه نمائید!
بطور خلاصه نظر من اینست که حماس به محور ترکیه ـ قاهره ـ قطر و عربستان خواهد پیوست محوری که در منطقه و در بحران سوریه در بر ابر ایران ایستاده است. در طی ماه های اخیر طبق رسانه های منطقه، حماس بیش ۴۰% از افراد خود را از سوریه بیرون کشیده است و انتظار میرود با این سفرهنیه، بقیه نیز بسرعت از سوریه خارج شوند. پیوستن حماس به محور فوق الذکر نه تنها یک ضربه استراتژیک و آبرو بر برای ایران است بلکه به احتمال زیاد، حماس اطلاعات خود را از برنامه های پنهان: ایران ، سوریه و حزب الله به ازای امتیاز گیری در روند آشتی با حکومت ساحل غربی و کمکهای مالی و حمایت های استراتژیک از قطر و عربستان در آینده ، در اختیار عربستان و متحدین آن قرار خواهد داد.
شایان توجه زیاد است که بدانیم چند روز پیش تعدادی از زندانیان فلسطینی آزاد شده از اسرائیل به تهران آمده و با مقامات ایرانی دیدار کردند. به کلیپ زیر از خبر آن لاین توجه نموده و در نظر داشته باشید که اسماعیل هنیه در این سفر طولانی نه از ایران متحد استراتژیک خود! دیدار میکند و نه از سوریه درعوض به دیدار پادشاه بحرین و سعودی و قطر میرود.
«خبر آنلاین: لاریجانی:حمایت از فلسطین را وظیفه خود میدانیم/مقاومت، تنها راه مقابله با اسرائیل است
مجلس – اسرای آزاد شده فلسطینی از بند رژیم صهیونیستی، از جمله دو نفر از وزرای کابینه اسماعیل هنیه – وزرای کشور و اسرا و زندانیان- مهمان جلسه علنی امروز مجلس بودند.
به گزارش خبرآنلاین، علی لاریجانی رئیس مجلس، در ابتدای جلسه امروز، «مجاهدانی از مردم مظلوم فلسطین» را مهمانان عزیز مجلس خواند که سالیان زیادی در زندانهای مخوف رژیم صهیونیستی شکنجه شدهاند و در سیاهچالهای این رژیم به سر بردند.
وی با بیان اینکه آنها با مقاومت خودشان این حماسه عظیم را به بار آوردند، به اسرای آزاد شده فلسطینی خیرمقدم گفت و افزود: شما به کشور خودتان تشریف آوردهاید.
فواد که ۳۱ سال در بند رژیم صهیونیستی اسرائیل بوده است، در جلسه امروز مجلس از لاریجانی به عنوان برادر عزیز خود یاد کرد و با درود و سلام به مقام معظم رهبری و امام خمینی(ره)، گفت: برادران عزیز ایرانی نقش زیادی در آزادیمان از زندان داشتند که با طرح مساله شهدا و زندانیان در محافل بینالمللی و حمایت از خانوادههای آنها، از مردم مظلوم فلسطین حمایت کردند.
وی خواستار تداوم حمایتهای ایران از قیام مردم فلسطین شد و ابراز امیدواری کرد که همه مسلمانان به زودی زود در مسجد الاقصای آزاد نماز بخوانند.
سخنان وی با فریاد مرگ بر اسرائیل نمایندگان همراهی شد. پس از او یکی از زنان آزاده فلسطینی که محکوم به ۱۲ سال حبس در اسرائیل بوده است، پشت تریبون قرار گرفت. او در این مدت فرزندی در زندان به دنیا آورده بود که نامش را یوسف نهاده بود. پسری که امروز نیز وی را در مجلس ایران همراهی می کرد. او نیز خواستار همکاری بیشتر ایران با مردم فلسطین شد و از روحیه انقلابی ایرانیان تقدیر کرد.
لاریجانی از وی به عنوان یکی از اسرایی نام برد که در یک عملیات استشهادی دستگیر شده و از فرزند وی نیز به عنوان کوچکترین زندانی فلسطینی یاد کرد و گفت: حضور فلسطینیان در مجلس ایران اثبات کننده رفتارهای ضد حقوق بشر در رژیم صهیونیستی است که زنی را در یک عملیات استشهادی با وجودی که باردار بوده بازداشت کرده و به ۱۲ سال زندان محکوم نمود. البته با تلاش ملتهای مسلمان وی پس از سه سال آزاد شد.


»

http://iranesabz.se/?p=2936

گورباچف: پوتین باید استعفاء دهد!

Share Button


میخائیل گورباچف آخرین رهبر اتحاد شوروی

نهار نت لبنان
میخائیل گورباچف در جریان اعتراضات دیروز، شنبه ۲۴ دسامبر، در مسکو خطاب به پوتین توصیه کرد که به خواست مردم تمکین کرده و استعفاء دهد. وی گفت: « من آنهنگام که دیدم دیگر مردم نمی خواهند استعفاء» دادم. توصیه من به پوتین هم اینست که چون مردم وی را نمیخواهند استعفاء داده و آنچه را بنفع کشور تا بحال انجام داده است را بنام خود وبرای خود حفظ کند. سه دوره در رأس قدرت بوده است، کافیست. دو دوره در مقام ریاست جمهوری و یک دوره نخست وزیری..

مارش با شکوه خس و خاشاک روسی

Share Button

. چکیده: بیش از یکصدهزار نفر به دعوت اپوزیسیون ضد دولت پوتین و بعنوان اعتراض به تقلب انتخاباتی برغم سرمای سخت مسکو به خیابانها آمدند.

اپوزیسیون، جمعیت اعتراضی را ۱۲۰ و پلیس ۲۹ هزار نفر گزارش کرده است ولی آخرین گزارش مربوط به آسوشیتددپرس است که از راهپیمایی اعتراضی یکصد هزار نفری گزارش کرده و مینویسد که از تظاهرات دو هفته قبل بمراتب بزرگتر بوده است. همین خبر گزاری از طول ۲٫۵ کیلومتری راهپیمایان مسکو و برگزاری تظاهرات در دهها شهر دیگر روسیه خبر میدهد.
یکی از رهبران اپوزسیون، الکسی ناوالین، یک مبارز ضد فساد و حقوق دان که تازه از یک بازداشت ۱۵ روزه آزاد شده است، به خبرنگاران میگوید: ما قدرت مردم هستیم و در آینده با تعداد بیشتری به خیابان خواهیم آمد. او اضافه میکند که هیچ اطمینانی به وعده های مدودف نیست.
گاری کاسپاروف قهرمان شطرنج شوروی جزء سخنرانان اصلی بود. حضور وی در میان صفوف معترضین موجب اعتبار دهی بیشتر بدان میشد. وی به خبرنگاران میگوید: «ما چقدر زیاد هستیم ! و آنها (هواداران پوتین) چه کم! آنها خود را در پشت سر پلیس پنهان کرده اند. ما قدرت مردم هستیم.»
این جمعیت یکصد هزار نفری برغم سرمای شدید مسکو برای اعتراض به تقلب انتخاباتی بیرون آمده بودند. اینکه این بار دوبرابر جمعیت اعتراضات قبلی، مردم به خیابان آمده بوبدند چندان مهم نیست که: ۱ ـ ادامه و استمرار آن ۲ ـ افزاایش نسبی جمعیت که نشان از اعتماد بنفس یافتگی بیشتر مردم و جسارت یابی آنها میدهد. این نشانه ایست که این اعتراضات هر بار از دفعه دیگر بزرگتر خواهد شد و دستگاه حکومتی روسیه قادر به کاهانیدن دامنه آن نیست و امکان توسل به زور را هم به آسانی ندارد.
روسیه بسوی بهار خود پیش میرود و با به بار نشستن بهار آن دنیا به شکفتگی میرسد و استبداد در جهان بزرگترین پایگاه خود را از دست میدهد! جز این چیز دیگری راجع به بهار روسیه نمیتوان گفت. بهاران بر شما سرما و تاریکی زدگان، خجسته باد!

در دست تهیه

در سوریه آدمها دوبار کشته میشوند!

Share Button

تحلیلی خیلی خلاصه از انفجار اخیر دو مرکز امنیتی سوریه


کسی به کس دیگری میگوید روباه حیوانی است که هم میزاید و هم تخم میگذارد. طرف پاسخ میدهد از این دم بریده هرچه بگویی بر می آید!
آری ! حقیقت است. در سوریه آدمها دو بار کشته میشوند!
جریان انفجار در دو قرارگاه امنیتی سوریه نیز شبیه این نوع زائیدن و تخم گذاردن روباه بود. قریب ۲ ماه پیش نیز، رسانه های دنیا خبر از انفجار ستاد سازمان اطلاعات سوریه دادند که «ارتش آزاد سوریه» بلافاصله آنرا تکذیب کرد. هر چند طبق منطق جنگ روانی؛ این ارتش باید برای شهرت سازی قدرت رزمی خود هم که شده، انجام آنرا منطقاً بعهده میگرفت.
صحنه سازی انفجاری دیروز از طرف دستگاه های جنگ روانی رژیم سوریه چنان ناشیانه بود که طبق گزارشات بسیاری از خبر گزاریها و نشریات معتبر دنیا، حتی خود هواداران رژیم اسد هم آنرا باور نکردند.
«شورای ملی سوریه» طبق اطلاعیه ایی اظهار داشت که رژیم دمشق، جنازه های کشته شدگان روزهای قبلِ اعتراضات خیابانی را که تعداد آنها به ۲۰۰ نفر بالغ میشد را به محل قرارگاه برده و از ده دقیقه قبل تمام منطقه را پاک و تردد در نزدیک آنها را ممنوع کرده بوده است. طبق همین گزارشات این دو قرار گاه از کنترول شده ترین مناطق امنیتی دمشق بوده و همه رفت و آمدها در آنجا بدقت و با دوربین های مخفی نظارت میشود.
شورای ملی سوریه درهمان بیانیه خود، ضمن صحنه سازی بودن این انفجارها ادعا کرد که شاهدی دارد که خود جزء افرادی بوده است که در حمل و نقل اجساد کشته شدگان خیابانی یه این دو قرار گاه شرکت داشته و در صورتیکه تضمین جانی بگیرد حاضر است علنی شده و ماجرا را شرح و بر آن شهادت دهد.
رژیم سوریه از آغاز شکل گیری جنبش اعتراضی مردم به همه طرفندهای ممکن از آدم ربایی گرفته تا اعزام افراد امنیتی خود به درون اپوزیسون تا اپوزیسیون سازی و ترتیب کنفرانسهای اپوزیسیونی نما گرفته تا این صحنه سازی انفجاری ناشیانه دو روز گذشته و همزمان با ورود هیئت اتحادیه عرب دست زد تا در آنجا که سرکوب مستقیم و به توپ بستن مردم کار ساز نیست، با این شگردها جنبش مردم را بد نام و مستوجب سرکوب معرفی کند. همه این الم شنگه بازیها ناشی از این است که رژیم اسد قصد تمکین به خواست مردم را ندارد و یا بهتر گفته شود این رژیم در ارتباط تنگا تنگ با رژیم ایران و حزب الله لبنان چنان آلودگیهایی دارد که یک میلیمتر عقب نشینی آن در برابر اراده مردم و قدری پرتو افکنی بر تاریکخانه و شبستان قدرت ۴۲ سال حکومت سلسله اسد، گند ِ توطئه، فساد و جنایت این رژیم را چنان درخواهد آورد که برای بسیاری از وفاداران آنهم قابل تحمل نخواهد بود . لذا این بازیها و مانور های رژیم اسد همه معطوف به این است تا با خرید زمان بلکه اتفاقی در منطقه بیفتند، و بحران سوریه را تحت الشعاع قرار دهد و مصداقِ از این ستون تا آن ستون فرجی است، ستون سقوط رژیم را به تأخیر بیاندازد.
فرجی که ایجاد نخواهد شد! ولی رژیم اسد با این بازیها فقط کشور را بسوی جنگ داخلی سوق میدهد.

انتحار سیاسی مالکی فقط به خود وی محدود نمیشود!

Share Button

قریب ۵ روز پس بیرون رفتن آخرین بخش از نیروهای آمریکایی از عراق، دولت مالکی در آستانه فروپاشی و خود این کشور در آستانه جنگ فرقه ایی قرار گرفته است.
روزنامه دیلی تلگراف حرکت این دو روزه مالکی را به بازی با آتش و گامی آنسو تر رفته، آنرا به خود کشی سیاسی تشبیه میکنم. قبل از اینکه به شرح دلایل خود در این « خودکشی دانستن» حرکت نوری المالکی بپردازم چند توضیح را لازم میدانم.
هنوز انقلاب لیبی و مصر در نیمه های راه بودند و جنبش اعتراضی در سوریه تازه شروع شده بود که من در یاداشتهای خود پیرامون اوضاع منطقه در همین وبلاگ نوشتم که این بهار بزودی به لبنان و عراق هم خواهد رسید. دلایلی که برای این ادعا داشتم گسل هایی بودند که در بافت سیاسی قدرت در لبنان و عراق بچشم میخورد. ممکن است گفته شود ساختار سیاسی لبنان چند ده سال است که بر مبنای تقسیم فرقه ایی قدرت قرار داشته و دوام آورده ست و دلیلی برای درهم شکستنش وجود ندارد. ولی توضیح اینستکه بر متن رویدادهای پس از انقلاب لیبی و دخالت ناتو این معادله دیگر مصداق ندارد.
اولین توضیح، تشریح بافتمان ساختار قدرت در عراق است. از لبنان فعلاً میگذرم. روزنامه دیلی تلگراف دیروز در توضیح این بافتمان قدرت چنین می نویسد:
«برای اینکه بحران انفجار آمیزجاری در عراق را درک کنیم ، باید چند نکته مهم را در نظر بگیریم. در درجه نخست؛ عراق یک دموکراسی معمول و متعارف نیست. ـ این حکومتی است محصول چانه زنی ـ که بطور شکننده ایی از فرقه های دینی و قومی تشکیل شده است. این حکومت مثل بازی«جنگا» از نوع ژئو پلیتیکی است که بازی کنان در آن قطعات سنگ یا چوب را روی هم می چینند هرکس بیشتر بسازد و بالاتر رودبرنده است. ولی چنانچه یکی از این تکه سنگها یا تکه چوبها از زیر برداشته شود؛ و در مورد خاص مورد نظر ما، حذف تنها یک رهبر سنی، باعث فروپاشی تمام ستون یا ساختمان میشود.
همین روزنامه در شماره امروز خود مینویسد؛ همه احزاب عراق دستشان به ترور آلوده است و از جمله خود نوری المالکی که جوخه مرگ و زندانهای مخفی دارد. ودست بر قضاء همین «طارق الهاشمی» که مالکی وی را ترور متهم کرده است کمتراز دیگران سزاوار چنین اتهامی است.
جرم بزرگ طارق الهاشمی نه ترور بلکه این است که آشکا را و رسانه ایی مالکی را دیکتاتوری بدتر از صدام تعریف کرده است. طارق الهاشمی سنی مذهب، معاون رئیس جمهور و از لیست العراقیه است که بر حسب توافق فرقهای مذهبی و سیاسی و قومی روی تقسیم قدرت به معاونت ریاست جمهور منصوب شده بوده است.
در توضیح حکومت عراق،بر مقاله دیلی تلگراف اینرا اضافه میکنم که : «دموکراسی» و ساختار قدرت در عراق در واقع و بزبان ساده یک صلح مسلح و تعامل آمیز بین طوایف سیاسی، قومی و مذهبی است. استبداد در این کشور مثل لبنان خود را زیر یک پوشش «فدرالیته» ای مرکب از فرقه های جنگ سالار پنهان کرده است. ظهور چنین نظمی در حقیقت نتیجه مداخله جمهوری اسلامی ما در فرایند شکلگیری حکومت کنونی عراق پس از سقوط صدام است*. حکومت ایران همین سیاست را در مورد جنبش شیعیان بحرین در پیش گرفته است.
شعیان که ۶۰% جمعیت عراق را تشکیل میدهند با توجه به این برتری کمی خود روی تقسیم قدرت بر مبنای مذهبی تأکید کردند. از آنطرف کردها که نه با تعلق مذهبی اشان بلکه بر حسب قومیت خویش، خود را تعریف میکنند در چهارچوب چنین فدرالیسمی حق وسهم خویش را در ساختار قددرت براساس قومیت خود طلب کردند که علاوه بر حکومت خود گردان خود در شمال عراق، پست تجملی ریاست جمهوری را نیز بخود اختصاص داند. ریاست مجلس هم به سنی ها و دو پست معاونتی رئیس جمهوری و نخست وزیری هم به سنیان رسید.
پست معاونت ریاست جمهور تشریفاتی که قدرتی نداشت و معاونت نخست وزیری هم با وجود نوری المالکی در رأس قدرت عملاً فاقد قدرت بوده است به سنیان از لیست العراقیه داده شد.
بدستور نوری المالکی، حکم جلب طارق الهاشمی به اتهام ترور متهم صادر شد و برای صالح المطلق، معاون خود هم، مالکی از مجلس تقاضای رأی عدم اعتماد کرد.
ایندو نفر، هر دو از جناح سکولارـ سنی ـ لیبرالِ «لیست العراقیه» ایاد علاوی رقیب اصلی ائتلاف شیعه می باشند.
نباید فراموش کنیم که در انتخابات دو سال پیش که منجر به سرهم بندی شدن دولت فعلی شد، حزب «لیست العراقیه» ۳۱ درصد و « حکومت قانون» نوری المالکی قریب ۲۹ درصد آراء را کسب کرد. نوری المالکی که در دورماقبل سمت نخست وزیری را را داشت از استعفاء خود داری کرده و تشکیل دولت جدید بعلت سماجت وی برا ی حفظ پست نخست وزیری قریب ۶ ماه به تأخیرافتاد. دیگر احزاب شیعه از جمله حزب حکیم و مقتدا صدر برغم مخالفتشان با نوری المالکی زیر فشار ایران، بالاخره از نخست وزیری وی مشروط بر اینکه قدرت را تقسیم کند حمایت کردند. با میانجی گری مسعود بارزانی دولت فعلی تشکیل شد و فدارلیته مذهبی ـ قومی با فدرالیته دیوانی و تقیسم وزارتخانه ها و ادارت دیگر بین جنگسالاران سیاسی تکمیل شد. بدین ترتیب فدارلیسم بوراکراتیک برفدرالیسم دینی ـ قومی افزون شد.
چندی پیش یک مهندس سیستم آبرسانی در عراق با رادیو سوئد مصاحبه ایی داشت و تعریف میکرد که با تصدی حزب مقتدا صدر بر وزارتخانه ایی که او در آن مشغول بوده است او و بقیه غیر صدریها از وزارتخانه اخراج شده اند. حالا او هرکجا دنبال کار مناسب تخصص خود میرود کار پیدا نمی کند. وی توضیح داد که در همه وزارتخانه وضع بر همین منوال است.
حرکت کودتا وار مالکی علیه معاون خود صالح المطلق و معاون رئیس جمهورطارق الهاشمی از «لیست العراقیه» از آن جهت «خود کشی سیاسی» بزعم من و «بازی با آتش» بزعم دیلی تلگراف است که مالکی حتی در بین خود جامعه شیعه هم واجد چنان قدرتی نیست که با اتکای به آن به این مانور بود و نبود دست بزند.
با توجه به تغیر جو سیاسی در منطقه، در تنگنا قرار گرفتن ایران و بی آینده بودن همراهی با آن، حتی احتمال چرخش برخی از جناحهای شیعه بسوی غرب و همصدایی با جناح «ایاد علاوی» کم نیست. مضافاً اینکه خود علاوی شیعه مذهب است.
دولت خود مختار کُرد شمال عراق هم با پناه دادن به طارق الهاشمی عملاً اقتدار نورالمالکی را به سخره گرفت. گمان نمیرود که مجلس هم به خواست مالکی در دادن رأی عدم اعتماد به صالح المطلق گردن نهد و اگر تن به این کار بدهد و بفرض محال چنین رایی هم داده شود، این؛ دیگر نوری المالکی نیست که خود کشی میکند بلکه همه جریانهای شیعه حکومتی هستند که دست به خود کشی جمعی میزنند. زیرا موازنه قدرت واقعی در عراق برخلاف جنجال تبلیغاتی مهندسی و برنامه ریزی شده از سوی غرب و دولت های متحد منطقه ایی آن، و با استناد به قدرقدرتی سپاه قدس و نفوذ ایران در عراق، چندان بسود جناح نوری المالکی و حزب حکومت قانون وی نیست.
بنظر من آوازه گری های تبلیغاتی نفوذ ایران در عراق که حکومت ایران هم نشئه وارانه از آوای خوش آن مست شده است، بیش از آنکه انعکاس قدرت و نفوذ ایران در عراق باشد از این جا ناشی میشود که هم آمریکا و هم دولتهای میانه روی منطقه و هم حتی جناح بارزانی به آن نیاز داشتند تا بتوانند در سایه ترس آفرینی از احتمال سلطه ایران برعراق وسیعترین ائتلاف ممکن را علیه ایران سازمان دهند. بنظر من با الدُرم بُلدرم های مستانه نوری المالکی، تشکیل چنین ائتلافی هم اکنون کلیک خورده و مالکی روی ان پوست خربزه ای پا نهاده است که برایش از قبل تدارک دیده اند. نوری المالکی ۹ وزیر از لیست العراقیه را که نشست کابینه را تحریم کرده اند، تهدید کرده است که اگر از وظیفه وزارتی خود و حضور در وزارتخانه های مربوطه امتناع کنند آنها را جایگزین خواهد کرد. این تهدید که فقط از مستی خود قدر قدرت بینی ناشی میشود، درآینده نزدیک با فقدان آرای اعتماد کافی به دولت مالکی خود را نشان خواهد. وضعیت دیگری که ممکن است پیش اید پس گرفتن مالکی تمام تهدیدات و دستورات سلطان مآبانه خویش است و با خفت عقب نشینی کردن.
این تصور که آمریکا انگلیس و ناتو با صرف هزاران هزار میلیارد صدام را براندازند تا مقتدا صدر و دیگر آدمکهای جمهوری اسلامی قدرت را درعراق بدست گیرند خیلی ساده لوحانه بوده وئ هست.
«سون تسو» استراتژ نامدار ۵۰۰ پیش از میلاد میگوید: در برخورد با دشمن، اگر سازمانیافته و دارای امادگی رزمی هستی خود را آشفته و فاقد آمادگی نشان بده و اگر برعکس، داری وضعیتی خراب هستی خود را منظم و داری آمادگی رزمی نشان بده. هنگامی که قریب یکسال پیش اوباوا گفت ما از عراق بیرون میرویم ولی در افغانسان خود را نقویت میکنیم، تحلیلگرعاقل باید نتیجه میگرفت که آمریکا اقدامات و زیر سازیهای لازم را برای حفظ حضور خود در عراق آنجام داده بنحوی که بدون داشتن نیروی نظامی در عراق حضوری چند برابر گذشته داشته باشد.
ارتش ۹۰۰ هزار نفری تعلیم دیده عراقی توسط مشتشاران آمریکا، آن ارتشی نیست که در خدمت اهداف ایران بکار گرفته شود ولی میتواند آن ارتشی باشد که در صورت تکرار بمب گذاریهای روزهای اخیر، و درصورت ادامه فلج سیاسی دولت و بحران سیاسی کنونی برای نجات مملکت از فرو رفتن به غرقاب جنگ فرقه ایی و درجهت خواست مردم عراق قدرت را در این کشور بدست گیرد!
البته اگر جناح شیعه عراق سر عقل نیاید و به تقسیم درست و عادلانه قدرت دست نزند!
این گمانه زنی من برای روزه و شاید ماه های آینده در عراق است.
تا آنجا که به کشور ما مربوط میشود، همه شاخص ها حکایت ازاجرای پروژه «رژیم چنج » میکنند. تنها کسانی که قادر به درک این شاخصها به زبان ساده نیستند خود سرداران سپاه و سران حکومتی ما هستند!
یک توضیح:
نظر به فشردگی و سرعت حوادث منطقهف انتشار این یاداشتها که بالاجبار سریع صورت میگیرد ممکن است فاقد سلاست نوشتاری لازم و چیدمان تنظیمی لازم باشند لذا از خواننده خواهش میکنم نگارنده را بخشیده و به هسته مطلب توجه نماید.
فردا روز اعتراض به تقلب انتخاباتی در روسیه است و یاداشت فردا به آن اختصاص خواهد داشت ولی به این یاداشت هم در آینده ادامه خواهم داد زیرا بهار عراق تازه آغاز گشته است اما نه بصورت اعتراضات میلیونی خیابانی بلکه بصورت جنگِ جنگسالاران فرقه ایی، قومی و قبیله ایی!
آینده منطقه آبستن سورپرایز های بسیار است ازجمله در زمینه جاسوس بازی و جاسوس گیری و هواپیما دزدی سایبری!
*
مسئله نوع ویژه فدرالیزه شدن عراق و سیاست ایران در تقویت همه گرایشات مذهبی و نه تنها شیعه یا سنی، مسئله مهمی است که نیاز مند یاداشتهای مستقلی میباشد.

حماس با عباس به توافق نزدیک میشود

Share Button


از راست به چپ: محمود عباس رئیس دولت خود گردان ـ سلیم الذانون و رئیس شورای ملی و رهبر حماس خالد مشعل در جلسه ملاقات در قاهره.

چکیده: بلند پروازیهای حکومت ما که کاملاً فاقد محاسبات، عمق و پشتوانه مادی و استراتزیک بوده است همانند جاه طلبی هایش در زمینه سلاح هسته ایی، فقط مملکت را به ویرانی .اقتصادی کشانده است

با آغاز بهار عرب، حماس که از نزدیک و بر اساس یک پراگماتیسم فلسطین محور در چهار چوب منافع مردم فلسطین رفتار میکند شروع به فاصله گیری از ایران، سوریه و حزب الله لبنان کرد.
تحولات مصر و موضع گیری ترکیه بنفع حماس و مردم فلسطین و برخورد مانور آمیزِ تند و نمایشی اردوغان با اسرائیل، آزادی بیش ازیکهزار زندانی فلسطینی به ازای آزادی شلیظ سرباز اسرائیلی از سوی جزب الله یا جهاد اسلامی، از یکسو و احتمال فروپاشی رژیم دمشق که شامه تیز حماس بوی آنرا از همان آغاز استشمام کرده بود از سوی دیگر موجب چرخش حماس بسوی آشتی با حکومت خود گردان ساحل غربی شد.
حرکت مانور آمیز محمود عباس در درخواست از مجمع عمومی برای برسمیت شناخته شدن حکومت خود بعنوان یک دولت نیز پرستیژ و غرور زیادی برای حکومت ساحل غربی آفرید. اینها از جمله آن پارامترهای روان شناختی بودند که روی فضای روانی جامعه حساس فلسطین اثر گذارده و زمینه روانی چنین چرخشی را پس از چند سال تنش و انتقامجویی سیاسی و نفرت آفرینی بین حماس و حکومت ساحل غربی امکانپذیر ساخت.
بنظر میرسد آشتی حماس با حکومت ساحل غربی و پیوستن آن به جبهه آزادیبخش فلسطین که رهبری آنرا الفتح دارد به روند صلح با اسرائیل دیگر تقریباً قطعی شده است. در بیانیه مشترک اجلاس قبلی، برای نخستین بار حماس مرزهای ۱۹۶۷ اسرائیل را پذیرفت و این گامی بزرگ و رادیکال نسبت به سیاست قبلی این سازمان که معطوف به هدفِ محو اسرائیل و اهداف فرامنطقه ایی بود می باشد. در همان بیانیه نیز روی تلاش دیپلماتیک بعنوان گزینهِ نخست برای حل مسئله با اسرائیل تأکید شده بود که این نیز خود چرخشی با اهمیت ماهوی در راهبردهای حماس است.
با نشست دوم قاهره، چشم انداز همگرایی این دو جناح جنبش فلسطین روشن و شانس صلح به نحو زیادی افزایش یافته است و بعید است بر متن رویداد های منطقه این روند دیگر کند یا متوقف شود بلکه بر عکس شتاب خواهد گرفت.
حماس و محمود عباس د رهمان نشست اول در قاهر ه در دو ماه پیش روی تشکیل یک دولت موقتِ مشترک مرکب از چهره های تکنوکرات و بی طرف به توافق رسیدند. این دولت موقت مورد توافق وظیفه دارد انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری را در نوار غزه و ساحل غربی برگزار کند. در باره این دولت موقت محمد عباس روی نخست وزیر کنونی ساحل غربی اصرار دارد و حماس با آن مخالف است ولی چنین بنظر میرسد که این اختلاف هم در این اجلاس دوم قاهره حل شود.
من از چند ماه پیش، به پیدا شدن چنین رخدادی در یاداشتهایم راجع به اوضاع منطقه اشاره کرده بودم. نقطه شروع گمانه زنی من هنگامی بود که رسانه های منطقه و برخی رسانه های غربی از امتناع حماس در جانب گیری بسود سوریه و محکوم کردن جنبش مردم سوریه موضع گیری کرد و این رویکرد برغم فشار دولت ایران بر حماس از طرف آن سازمان اتخاذ شد. برخلاف حماس حزب الله لبنان که فاقد پراگماتیسم حماس است در همان مسیری رفت که ایران دیکته کرده بود. نتیجه این شد که دولت ایران بلافاصله کمک هایش را به حماس قطع کرد غافل از اینکه عربستان و شیوخ حاشیه خلیج براحتی چند برابر این کمکها راجبران خواهند کرد.
لذا میتوان انتظار داشت و گفت که معنای دیگر چرخش رویکردی حماس قرار گرفتن آن در جبهه کشورهای عربی مخالف جمهوری اسلامی است.
حال نوبت حکومت اسلامی ماست که باید به مردم توضیح دهد که طی این سالها که به اتحاد استراتژیک خود با حماس بعنوان یک سکوی مبارزه با اسرائیل و غرب بالیده بود و به آن فخر فروشی کرده بود، چقدر برای این اتحاد استراتژیک بنا شده بر توهمات، بر روی یخ هزینه کرده است. بدون شک سخن از میلیاردها دلار در میان است. همین چند روز پیش یکی از این سایتهای حکومتی گزارش مصوری از دیدار لاریجانی رئیس مجلس با تعدادی از فلسطینیان اخیراً آزاد شده از زنداند اسرائیل داشت. اظهارات لاریجانی : « ما هر کمکی که از دستمان بر آید برای آزادی فلسطین میکییم» در آن تیتر شده بود.
بنظر من چنین سرنوشتی به نوعی دیگر در انتظار حزب الله لبنان نیز هست. زمین سیاست، در زیر پای سید حسن نصرالله درلبنان با شدتی فزاینده به لرزه افتاده است. مسئله تقویت حضور ارتش لبنان در مرزهایش با اسرائیل و سوریه جدیست که بمعنای قطع یا کنترل ارتباط لوجیستیک حزب الله به سوریه و کاهش نقش و اهمیت نظامی آن مناطق مرزی با اسرائیل می باشد. حزب الله برای تحویل سلاحهایش به ارتش لبنان هم از داخل و هم از خارج زیر فشار است. علاوه بر همه اینها این سازمان زیر فشار برای تحویل ۴ تن از افراد رده بالای خود به دادگاه بین المللی قرار دارد که در زیر فشار آن یا باید خُرد شود و یا رو در روی کل جامعه لبنان بایستد.
دها میلیارد سرمایه گذاری حکومت ما در منطقه چه بصورت کمک تسلیحهاتی و تعلیمات نظامی یا بصورت باز سازی نوار غزه و بیروت و کمک نقدی مستقیم، پس از جنگ ویرانگرحزب الله و حماس با اسرائیل و همچنین میلیاردها دلارسرمایه گذاری در سوریه را از دست رفته باید تلقی کرد.
بلند پروازیهای حکومت ما که کاملاً فاقد محاسبات، عمق و پشتوانه مادی و استراتزیک بوده است همانند جاه طلبی هایش در زمینه سلاح هسته ایی، فقط مملکت را به ویرانی اقتصادی کشانده است و تا آن حد که در آینده نه ترکیه بلکه عربستان هم با قدرت عظیمی که یافته است و برنامه ایی که برای ایجاد یک اتحاد فدراتیو بزرگ در منطقه، و حتی باشرکت احتمالی اردن مراکش و شاید هم عراق پس از مالکی دارد، برای میهن ما به یک چالش جدی در منطقه تبدیل خواهد شد، چالشی بمراتب خطر آفرین تر و بزرگتر از اتحاد شوروی سابق. زیرا این فدراسیون مورد بحث نه تنها مدعی پس گرفتن سه جزیره است بلکه مدعی «الاحواز» هم خواهد شد در حالی که شوروی دعوی ارضی علیه ما نداشت.
فقط کوتاه بگویم ترکی الفیصل شخصیت با نفوذ عربستان چندی پیش گفت که در صورت اتمی شدن ایران، دولت عربستان بیکار نخواهد نشست و دست به ایجاد زراد خانه اتمی خواهد زد. کشورهای عربی مخالف ایران در رویاروئیشان با ایران با اطمینان از کمک غرب برخوردارند در حالیکه ایران بازیچه دست بازیهای معاملاتی و امتیاز گیرانه روسیه! است که میخواهد تنش ایران با غرب همچنان باقی بماند تا از هردو طرف و تا جایی که میتواند امتیاز بگیرد.
دو هفته پیش برخی روزنامه های غربی و همچنین «پروادا ـ چاپ انگلیسی»ی روسیه خبر از امضای مقاوله نامه هایی برای ساخت ۱۶ نیروگاه هسته یی بین عربستان و کره جنوبی و دیگر کشورها دادند.
تحولات در منطقه زیاد و سریع است. بحران میرود تا عراق را به باتلاق مرگ برای حکومت ما تبدیل کند. موضوع یادداشت بعدی با عنوان « خودکشی سیاسی نوری المالکی وحزب قانون» به این مسئله اختصاص خواهد داشت.
فردا ۲۴ دسامبر، روز اعتراض به تقلب انتخاباتی پوتین است. بنظر من این تظاهرات، وسیع و تکاندهنده خواهد بود و آنرا میتوان دومین موج آغاز بهار روسیه تلقی کرد. در این زمینه نیز با شروع تظاهرات و انتشار اخبار آن نیز یاداشتی خواهم نوشت.
و اخرین خبر اینکه مقامات پلیس ضد مواد مخدر امریکا یک شبکه قاچاق کوکائین را در ارتباط با حزب الله که به پولشوئی هم از طریق تجارت اتوموبیل های دست دوم دست میزده است کشف کرده و در این رابطه ۳۰۰ میلیون دلار را هم ضبط کرده اند. انتشار این خبر نیز خود حاکی از تنگ شدن حلقه محاصره بدور حزب الله است.