Archive for: January 2012

تب سکه و نظام رانتی!

Share Button


رانتخوار پروری، سیاست رسمی دولت!
از آغاز بانکداری مدرن که از فلورانس، با تأسیس نخستین بانک توسط خاندان مدیچی* آغاز شد تا امروز قریب ۶۰۰ سال میگذرد. لزومی به گفتن نیست که نه خانواده مدیچی در آنهگام و نه هیچ بانکدار دیگری بقصدِ خدمت به توسعه اقتصادی یا به مردم بانکی را تأسیس نکرده بلکه انگیزه بانکداری مثل هر فعالیت اقتصادی دیگری کسب سود بوده است. ولی آنچه که در عمل و در طول تاریخ، نظام بانکی انجام داده این بوده که اهرم نظام بانکی را در خدمت تولید و توسعه اقتصادی قرار داده است. نقشی که نظام بانکی از این منظر در طول تاریخ خود بازی کرده است را میتوان در ذیل ۲ سر فصل یا کاته گوری عمده خلاصه کرد:
۱ـ بسیج اندوخته های پراکنده و خُرد مردم و جامعه برای کارهای بزرگ اقتصادی (تولیدی، تجاری وخدماتی).
۲ ـ فعلیت دادن به قدرت خرید بالقوه مردم از طریق اعطای وام و اعتبار.
نظام بانکی با این دو نقش خود، قوی ترین لوکوموتیو توسعه اقتصادی دنیای پیش رفته امروز بوده است. امروزه بانکها خدمات گوناگونی دیگری را به مشتریان خود میدهند که همه این خدمات را میتوان زیر همین دو سرفصل یا کاته گوری قرار داد.
نمیتوان گفت که در طول این ۶۰۰ سال تاریخ بانکداری تمام سرویس بانکی معطوف به بسیج سرمایه در خدمت تولید و خدمات و فعال کردن قدرت خرید بلقوه در جامعه بوده است ولی با قطعیت علمی و آماری میتوان گفت که قاطع ترین نقش نظام بانکی، اجرای این دو وظیفه اصلی بوده که توسعه اقتصادی دنیای امروز هم نتیجه این نقش بسیجگرانه منابع مالی برای کارهای بزرگ از طرف سیستم بانکی بوده است. بدون بسیج و کانالیزه کردن اندوخته های خُرد جامعه؛ کدام سرمایه داری قادر بود شبکه های راه آهن، ناوگان تجاری و تأسیسات ذوب آهن و سایر صنایع سرمایه بر را بسازد؟ چند درصد مردم قادر بودند خانه های خود را نقد بخرند؟ چه تعداد از مردم قادرند اتوموبیل های خود را نقدی بخرند؟ و.. ؟
اما با همان قاطعیت فوق میتوان افزود که پس از ۶۰۰ سال از پیدایش نظام بانکی، دولتی پیدا شده است که نه تنها نظام بانکی مملکت مورد مدیریت خود را در خدمت رانتخواری و ایجاد یک طبقه رانتخوار اجتماعی قرار داده بلکه خود به یک پای چنین نظام رانتخواری تبدیل گردیده که خود آنرا ایجاد کرده است.
مانور دولت آقای احمدی نژاد روی فروش سکه با تخفبف برای جلب سرمایه های سرگردان اوج تحول این نظام رانتخوارگی و اقتصاد اسلامی آن است.
قریب ۵ـ ۶ هفته پیش با آغاز تزلزل ریال در برابر دلار و بالا رفتن قیمت سکه، دولت از این تب رانتی استفاده کرده و اعلام کرد با قیمت ۵۴۵٫۰۰۰ تومان سکه پیش فروش میکند حال آنکه در بازار قیمت سکه به بالای ۶۲۰،۰۰۰ تومان رسیده بود. با اینکه تفاوت قیمت نزدیک ۷۰ تا ۸۰ هزار تومان بود مردم بطرف حواله سکه های ارزان دولتی نرفته و همچنان دنبال خرید نقدی سکه ولو گرانتر بودند زیرا به وعده دولت اطمینان نداشتند.
حال سه روز قبل دولت تصمیم گرفت به ناگهان فروش مدت دار سکه را قطع کند:

۱۳۹۰/۱۱/ایلنا
پیش فروش سکه تا سوم بهمن در بانک ملی متوقف شد:

«طبق آخرین دستور بانک مرکزی، پیش‌فروش سکه از امروز در بانک ملی ایران متوقف شد.»

ایلنا: در حالی که بانک ملی تا روز پنج‌شنبه گذشته سکه تمام بهار آزادی منقوش به تصویر امام خمینی (ره) را با قیمت ۵۴۶ هزار تومان را پیش‌فروش می‌کرد، به دستور بانک مرکزی این اقدام از اول تا سوم بهمن‌ماه متوقف شده است.
بنا بر اعلام بانک ملی قرار است از روز سوم بهمن‌ماه با تعیین و اعلام روش جدید، پیش‌فروش سکه از سر گرفته شود.
از سوی دیگر هنگام تحویل سکه‌های پیش‌فروش شده قرار است مالیات بر ارزش افزوده‌ی آن براساس نرخ روز که توسط بانک اعلام می‌شود، دریافت شود.
پیش بینی می شود این اقدام به نوبه خود با افزایش قیمت سکه در بازار همراه شود.»

همزمان بانک مرکزی اعلام کرد که سری دوم حواله سکه به مبلغی بالای ۶۰۰٫۰۰۰ تومان و بمدت ۶ ماه در مقابل ۴ ماه مهلت سری اول عرضه میشود که در خبر فوق از ایلنا هم منعکس شده است. ببینیم معنی این مانور در عمل چیست؟
سری اول سکه که مدت تحویل ۴ ماهه دارد به تعدادِ قدری بالای سه میلیون عدد فروخته شد. ذخیره طلای دولت هرچه هم ته کشیده باشد در آن حد ته نکشیده که نتواند این تعداد سکه را بموقع تحویل دهد. هدفِ ناگفته دولت آقای احمدی نژاد از این مرحله بندی فروش سکه این است که پله پله اعتماد مردم را بیشتر جلب کند و نشان دهد که بی اطمینانی اولیه مردم نسبت به کمی ذخیره طلای دولتی و تحویل بموقع سکه های پیش قروش شده بیجا بوده است. این یعنی اطمینان آفرینی در جامعه برای سری دو م و سوم و الی آخر .
یک خریدار ساده پس از تحویل گرفتن سکه های خود در سری اول، می بیند که براحتی سود بیشتری معادل ۱۳ تا ۱۵ % ظرف ۲ یا ۳ ماه نسبت به کسیکه مشابه همان سکه را از بازار بطور نقدی خریده است برده است.
بزرگان اقتصاد هم ممکنست غرق در محاسبات اقتصادی فراموش کنند قضیه را از زاویه نقش فساد زا و طفیلی پرروری دولتی بررسی کنند و نه صرفاً از جنبه اقتصادی مسئله.
آنچه کمتر مورد توجه قرارگرفته میگرد اینست که وظیفه یک دولت سالم مبارزه با رانتخوارگی است نه پروار کردن لایه رانتخوار جامعه و پیوستن خود به آنان.

دولت در اینجا به بهانه جذبِ نقدینگی سرگردان و ویرانگری که راهی به تولید ندارد، خود در مقام رقیب دلالهای خیابانی وارد عرصه دلالی ارزی و سکه و رانتخواری میشود و البته با توان مالی بسی بیشتر و اقتدار دولتی در پشت سر آن.
آنچه میتوان و باید انتظار داشت اینستکه، در دور دوم، آنکس که سودی ۷۰ ـ ۸۰ هزار تومانی بیشتری در دور اول نسبت به خریداران نقدی سکه برده است، وسوسه شده ، برود و قلک بچه اش را هم خالی کرده و از در و همسایه و فک و فامیل هم اگر بتواند قرض کند تا آن سود برده بار نخست را با حجمی بیشتر تکرار کند. با چنین روندی، احتمال اینکه در دور دوم تعداد افرادی که وسوسه خرید سکه مدت دار شوند افزایش چشمگیر بیابد خیلی زیاد است که با ذکر داستانی از داستانهای شیرین ملا نصرالدین پایان این وسوسه سود و سکه بازی را نشان میدهم با تأکید بر اینکه دولت هرچه هم دارای ذخایر ارزی و طلای زیاد باشد بعلت اینکه از گردونه دریافت دلار و یورو به بیرون، بسوی روپیه هندی و پاکستانی بنگلادشی و افغان افغانی یو ان چینی پرتاب شده است نمیتواند پاسخگوی اشتهای بازار برای ارز و سکه باشد و لاجرم و در یک نقطه از اجرای تعهد خود برای تحویل این سکه هاباز میماند.
و اما داستان مُلا و دیگش:
روزی یکی از آشنایان رند ملا درب خانه ملا را میزند و از او خواهش میکند که آن دیگ مسی بزرگشان را قرض بگیرد. ملا برغم بی اطمینانی به طرف توی رودربایستی گیر کرده و دیگ را قرض میدهد. پس از یک روز طرف دیگ را باضافه یک دیگچه کوچک به ملا پس بر میگرداند. ملا با اشاره به دیگچه، میپرسد این دیگر چیست؟ طرف میگوید، دیگت دیشب زائید. ملا با تعجب میگوید مگر دیگ میزاید؟ طرف پاسخ میدهد نمیدانم ولی بهر حال دیگ تو زائید.
هفته بعد دوباره طرف می آید و دیگ را قرض میگیرد و همان داستان مجداداً تکرار شده و ملا هم راضی و خوشحال میگردد. بار سوم طرف می آید و دیگ را قرض میگیرد و دیگر بر نمیگرداند. پس چند روز انتظار ملا میرود سراغ یارو و میپرسد دیگ را نیاوردی؟ طرف پاسخ میدهد؛ خدا رحمتش کند دیگت سر زا مرد و از دار دنیا رفت. ملا با حیرت می پرسد مگر دیگ هم میمیرد؟ طرف میگوید مرد عاقل دیگی که میتواند بزاید مردنش هم طبیعی است و تعچبی ندارد!
*
ویکی پدیا تاریخ بانکداری

در دست تنظیم

آمریکا غلطی نمیتواند بکند!

Share Button


اینهم جوک یا شوخی سال! فقط نمیدانم بر آن بخندم و یا از اینکه سرنوشت مملکت بدست چنین یاوه بافانی افتاده است گریه کنم! تردید ندارم با وزیدن کمترین باد مخالفی این جماعت شارلاتان و ابن الوقت حرفه ایی بسرعت برق و باد رنگ عموض کرده در صف اول مخالفین همین رژیم قرار میگیرند. فکر میکنم قبل از اینکه این رژیم دشمن این ملت باشد اپورتونیسم یعنی فرصت طلبی دشمن اصلی این مردم است!

کریمی قدوسی در گفت‌وگو با ایسنا:
آمریکا جرات نداشت به تنهایی از تنگه هرمز عبور کند
اگر تنگه هرمز بسته شود، ناوها غنیمت جنگی ایران می‌شوند سرویس: مجلس
۱۳۹۰/۱۱/۰۴
۰۱-۲۴-۲۰۱۲
خبرگزاری دانشجویان ایران – تهران
سرویس: مجلس
یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تاکید کرد: عبور همزمان ناوهای آمریکا، انگلیس و فرانسه از تنگه هرمز این موضوع را نشان می‌دهد که آمریکا با جدی گرفتن تهدید ایران، جرأت عبور تنهایی از این تنگه را ندارد.
جواد کریمی قدوسی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، با اشاره به عبور ناو‌های آمریکا،‌ انگلیس و فرانسه از تنگه هرمز و استقرار این ناوها در خلیج فارس گفت: در شرایطی که نیروهای مسلح آمادگی کامل برای برخورد با این ناوها را داشتند، این سه ناو پس از دریافت مشخصات و صدور مجوز از سوی نیروی دریایی سپاه از تنگه هرمز عبور کردند.
وی افزود: البته به دلیل آمادگی کامل جمهوری اسلامی برای اعمال سیاست‌هایش در منطقه، آمریکا به این نتیجه رسید که به تنهایی قادر به عبور از تنگه هرمز نیست و برای عبور از این تنگه از انگلیس و فرانسه کمک خواست؛ براین اساس می‌توان گفت که عبور همزمان این سه ناو نقطه عطفی در تاریخ انقلاب به شمار می‌آید.
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در ادامه یادآور شد: ایران قبل از عبور این سه ناو این پیام را به جهان داد که در صورت تحریم نفتی، تنگه هرمز را می‌بندد؛ اکنون نیز منتظریم تا اروپایی‌ها تصمیم‌شان را برای تحریم نفتی ایران عملی کرده و دیگر کشورها را به این امر مجبور کنند تا تنگه هرمز را ببندیم.
وی افزود: اگر روزی تنگه هرمز بسته ‌شود، ناوهای آمریکایی واروپایی شریک در تحریم نفتی ایران، غنیمت جنگی به شمار می‌آیند و ملت ایران اجازه بازگشت این ناوها از تنگه هرمز به سمت کشورشان را نخواهد داد.
کریمی قدوسی تاکید کرد: ‌در چنین شرایطی بهتر است این کشورها با دست کشیدن از تهدید، با جمهوری اسلامی به عنوان کشوری مقتدر و بلامنازع در منطقه رفتار کرده و تمام دشمنی‌هایشان را متوقف کنند، همچنین نیروهای نظامی خود را از منطقه خارج کرده تا امنیت صادرات نفت به جهان به خطر نیافتد.
به گفته کریمی قدوسی، روزی که ایران تنگه هرمز را ببندد هیچ کسی قدرت مقابله با جمهوری اسلامی را در منطقه ندارد.
وی همچنین با تاکید بر اینکه سیاست‌ اعلام شده از سوی جمهوری اسلامی مبنی بر کنترل و بستن تنگه هرمز سیاستی دم دستی و تازه نیست، گفت: جمهوری اسلامی برای اجرای این سیاست در طول ۳۰ سال گذشته تدارکات لازم را به کار بسته است، به طوری که تحلیلگران غرب به ویژه کارشناسان نظامی بر این موضوع اذعان دارند که ایران تمام ابزار لازم را برای بستن این تنگه در دست دارد.
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، همچنین با اشاره به نامه اوباما به ایران گفت: ‌در این نامه اوباما تاکید کرده که قصد مقابله با جمهوری اسلامی به لحاظ فیزیکی و نظامی نداشته و ملتمسانه درخواست حل مشکلات را کرده است.
به گفته وی اوباما با نوشتن این نامه از موضوع تنگه هرمز به عنوان فرصتی استفاده کرده تا در رفتار خود تجدید‌نظر کند.
انتهای پیام

بحران جاری از زبان یک اصولگرا!

Share Button

یاداشت ذیل سخنرانی آقای توکلی نماینده اصولگرای مجلس است. من بعنوان کامنتی کوتاه به این سخنرانی که تا حدودی اوضاع واقعی اقتصادی و بحران کنونی نشان میدهدف اضافه میکنم که بحران ارزی کنونی اگر فقط بحران پولی بود با قدری تعدیل نرخ ریال قابل حل بود. ولی اشکال همه پزشکان اقتصادی ما در اینست که نمیخواهند بفهمند که بحران ارزی کنونی اولاً ساختاری است، دوماً با بحران سیاسی، بحران مشروعیت، جنگ جدل در دستگاه حکومتی و بحران چالشهای منطقه ایی و بین المللی چنان بهم بافته شده است که هیچ مسیحایی را یارای نجات این محتضر نیست. آری یک محتضر را هم شاید بتوان نجات داد ولی نه با کتک زدن او و پرتاب کردنش توی برف و یخ سرما. اگر یونان یا ایتالیا دوچار بحران میشوند دنیا بدادشان میرسد تا انها را نجات دهد ولی دربحران ما همه دنیا از جمله توده ناراضی مردم تلاش میکنند تا به چک و لگد و مشت دق و دلی خود را روی این محتضر خالی کنند!
ح تبریزیان
………
.خبر گزاری مهر

توکلی:
وضعیت طلا و ارز اقتصاد را به ورشکستگی می‌کشاند/ مجلس ورود می‌کند
رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه ادامه وضعیت موجود بازار ارز و طلا اقتصاد را به ورشکستگی می کشاند، از ایفای نقش مجلس در رابطه با عزل مسئولان اقتصادی بی لیاقت یا تعیین تکلیف کل دولت خبر داد.
احمد توکلی در گفتگو با خبرنگار پارلمانی مهر درخصوص وضعیت پیش آمده برای بازار سکه و ارز گفت:‌ اگر به سرعت به داد اقتصاد نرسیم وضع موجود بازار ارز و طلای کشور را به ورشکستگی می کشاند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد:‌علت این بی ثباتی بازار ارز و طلا چه بی کفایتی باشد چه خیانت، اقتصاد را متوقف می کند.

تدبیر، سلامت، عقل و جدیت دولت می تواند آثار تحریم ها را خنثی کند

وی تاکید کرد:‌ تحریم ها در بی ثباتی بازار طلا و ارز اثر دارد اما تدبیر، سلامت، عقل و جدیت می تواند آثار تحریم ها را خنثی کند، اما زمانی که تصمیماتی گرفته می شود که وضعیت بی ثبات اقتصادی را تشدید می کند باید به عقلانیت و سلامت برخی تردید کرد.

توکلی در خصوص تاثیر وضعیت بی ثباتی بازار طلا و ارز در افزایش نرخ تورم گفت:‌ بانک مرکزی با بی اعتنایی به وظیفه قانونی خود که مهمترینش حفظ ارزش پول ملی است، بازار را عمدا و یا از سر ناتوانی رها کرده است، دولت هم سکوت می کند و این سکوت بازار را مبهم تر کرده است.

وی افزود: در این شرایط مردم ناچار می شوند قضاوت های متفاوتی را نسبت به هدف دولت از این رفتار داشته باشند و این امر عدم اطمینان و ریسک را بالا می برد.

نوسانات شدید بازار سکه و ارز تورم را تشدید می کند

توکلی با اشاره به اینکه تبعات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نوسانات بازار بسیار مخرب است اظهار داشت: از بعد تجاری چون روند افزایش قیمت ارز و طلا بسیار سریع و پر نوسان است همه سعی می کنند خریدشان را از ترس این که فردا کالاها گران تر می شود جلو بیاندازند.

وی افزود: در این شرایط عرضه کنندگان تلاش می کنند در حد ممکن فروششان را عقب بیاندازند زیرا فکر می کنند شاید فردا بتوانند با قیمت بیشتری کالای خود را به فروش برسانند، در نتیجه این روند شکاف میان عرضه و تقاضا افزایش یافته و تورم تشدید می شود.

توکلی با بیان اینکه این چرخه باطل دائما خود را تشدبد می کند، اظهار داشت: در مورد تاثیر نوسانات بازار بر بخش تولید، ما در تامین مواد اولیه و ماشین آلات وابسته به واردات هستیم، تولید کننده مردد است چون مواد اولیه خرید می کند و کالا تولید می کند اما نمی داند با چه قیمتی باید کالای تولیدی خود را به فروش برساند.

وی با بیان اینکه بازار امروز با دو پدیده گرانی و نوسان ارز روبروست گفت:‌ نتیجه این روند این است که تولید کننده اگر بتواند حداقل تولید را خواهد داشت و اگر نتواند در کارخانه و بنگاه اقتصادی را می بندد.

توکلی تصریح کرد: وضع سرمایه گذاری در این دوران بسیار وخیم است زیرا سرمایه گذاری از زمانی که شروع می شود تا زمانی که بازدهی پیدا کند حدود ۴ تا ۵ سال طول می کشد و باید افق آینده را در مورد نفت یا ضرر اقتصادی پروژه سرمایه گذاری خود بداند.

نماینده مردم تهران در مجلس تاکید کرد: در شرایطی که در عرض دو تا سه ماه ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی نصف می شود هیچ سرمایه گذاری وارد بازار نخواهد شد، این مشکل بدان معناست که ما علاوه بر اینکه در کوتاه مدت با مشکلات زیادی مواجه خواهیم بود در میان مدت نیز با مشکلاتی دست و پنجه نرم خواهیم کرد.

وی نوسانات قیمت بازار ارز و طلا را از حیث عدالت اجتماعی بسیار خطرناک خواند و گفت:‌ این نظریه که گفته می شود دارایی مردم نصف شده اشتباه است، زیرا دارایی کسانی که دارایی ثابت دارند نه تنها نصف نشده بلکه ارزشش افزایش نیز پیدا کرده است اما کسانی که دارایی ندارند و با درآمدشان زندگی می کنند و با کارشان درآمد کسب می کنند بیچاره می شوند.

نوسانات شدید بازار سکه و ارز در انتخابات پیش رو اثرات منفی می گذارد

رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: از حیث سیاسی هم وقتی مردم ببینند دولتی پرمدعا که این همه دم از توانایی و قدرت می زند ظرف دو ماه هر حرفی که مسئولان اقتصادی اش می زنند غلط از آب در می آید به دولت بی اعتماد می شوند و در نتیجه فکر می کنند در مملکت کسی نیست که به دادشان برسد.

وی با بیان اینکه از نظر فرهنگی نوسانات بازار ارز و سکه باعث حرمان و ناامیدی مردم می شود، گفت: ‌در این حالت مردم دائما می گویند کاش سکه می خریدیم، کاش ارز می خریدیم، وقتی حرمان تشدید شده و عمومی می شود نتیجه آن عدم رضایت از وضعیت فعلی است که اثرات سیاسی مخربی دارد و در حضور مردم در انتخابات پیش رو اثر مخرب می گذارد.

مجلس و قوه قضائیه وظیفه خود را در برخورد با بی کفایتی های دولت انجام نمی دهند

توکلی تاکید کرد:‌ متاسفانه مجلس وظیفه خود را در برخورد با بی کفایتی دولت انجام نمی دهد.

وی با تاکید بر اینکه همه ما در مقابل مردمی که فشارهای ناشی از نوسانات بازار سکه و ارز را تحمل می کنند مسئولیم، افزود: قوه قضائیه هم علیرغم پرونده های متعددی که مجلس از تخلفات دولت به این قوه ارسال نموده وظیفه قانونی خود را در رسیدگی به تخلفات دولت انجام نمی دهد در نتیجه دولت هر کاری دلش می خواهد انجام می دهد.

رئیس مرکز پژوهش های مجلس در پاسخ به این سئوال که دولت به خاطر در اختیار داشتن ذخایر ارز و طلا از نوسانات بازار سکه و ارز سود می برد، گفت: اگر دولت را آدمی فرض کنیم که به دنبال منافع شخصی خود است البته این حرف درست است اما اگر دولت را دولتی ملی بدانیم که در خدمت مردم است این حرف نادرست است.

وی تاکید کرد:‌ اگر دولت در راستای افزایش ارزش ذخایر ارز و طلای خود نوسانات بازار را مدیریت نکند دیگر بحث بی کفایتی و بی عرضگی مطرح نیست بلکه بحث خیانت به مردم مطرح است.

دولت نباید ارزش پول ملی را وجه المصالحه کسب درآمد خود کند

توکلی افزود: همه دولتها وظیفه دارند پول ملی خود را در مقابل تغییرات کنترل کنند برای این منظور بانک مرکزی تاسیس می شود، ذخایری از طلا و ارز برای خود پیش بینی می کنند و تدابیر قانونی دارند کشور ما نیز دارای قانون پولی و بانکی است که تکلیف این مسئله را روشن کرده است.

وی تاکید کرد:‌هیچ دولتی ارزش پول ملی اش را وجه المصالحه کسب درآمد برای اداره مخارج دولت نمی کند چرا که دولتها طبق عقل، علم و اعتقادات اسلامی باید بودجه را در خدمت تعادل اقتصادی قرار دهند.

نماینده مردم تهران در مجلس گفت: کدام دولت را در دنیا سراغ دارید که به مردمش وفادار باشد عقل هم داشته باشد اما عدم تعادل اقتصادی را بپذیرد تا بودجه خود را تامین کند. هیچ دولت عاقل و وفاداری این کار را انجام نمی دهد.

رئیس مرکز پژوهش های مجلس در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه کارشناسان اقتصادی نوسانات بازار سکه و ارز را مسئله امنیتی خوانده اند و خواستار دخالت وزارت اطلاعات در این موضوع شده اند، گفت: من نمی توانم در این موضوع روشن صحبت کنم به نظر من صرفا مسئله بی عقلی دولت در کار نیست بلکه اهداف و مقاصد دیگری در کار است.

مذاکرات با هیئت رئیسه مجلس برای تعیین تکلیف دولت

توکلی در پایان با اشاره به اینکه فردا با محمد رضا باهنر نایب رئیس مجلس در رابطه با بررسی وضع موجود دیدار دارد، گفت:‌ در این دیدار در رابطه با وظیفه مجلس برای عزل مسئولین اقتصادی بی لیاقت دولت یا تعیین تکلیف کل دولت مذاکره خواهم کرد.

بحرطویلهای نفتی کارشناسان دولتی ما و واقعیت بازار نفت دنیا!

Share Button

بجرئت میتوانم بگویم اگر تمام دنیا را زیرو رو کنیم مملکتی را نخواهیم یافت که مسئولینش تا این اندازه با مردم خود بی صداقت بوده و چنین آشکارا شعور آنها را به شوخی گرفته و تا این حد در دروغگویی به مردم حد و حدود عقل متعارف آنها را به هیچ پنداشته باشند!
برنامه نوشتاری امروزم،نوشتن یک یاداشت راجع به پیش فروش سکه بود که در کنار پیش فروش اوراق نفتی یا سلف نفتی هدف آن، استقراض از مردم یا به عبارت مرسوم ، جذب نقدینه های سرگردان بود یا هست.
با دیدن دو خبرهای نفتی در سایت تابناک ترجیح دادم راجع به این دو خبر زیر بنویسم.
کارشناس نفتی که هیچ، دیپلمه نفتی هم نیستم. بعنوان یک روزنامه خوان معمولی وقایع را تعقیب میکنم و وقتی می بینم این کارشناسان نفتی مملکت ما، چنین آشکار خلاف واقع حرف میزنند نمیتوانم از افشای دروغهای ارزان و نسنچیده آنها خود داری کنم. ولی قبل از این افشاءگری باید بگویم؛ نمیدانم آیا در این مملکت یک ژورنالیسم پنهان و موازی هم هست که اخبار واقعی را به مقامات برساند یا نه! خود مقامات هم از همین دروغهایی که برای مردم میبافند خودشان هم بناچار تغذیه میکنند که در این حالت دوم، باید گفت؛ علت بیشتر نابسامانی ها هم همین استکه مقامات تو تله دورغ خود می افتند.
و اما طبق دو خبر زیر؛ در اثر تحریم نفتی ایران:
۱ ـ در دنیا قحطی نفت میشود و قیمت هربشکه ممکن است به ۳۰۰ دلار هم برسد
۲ ـ ایران صدور نفت را به اروپا قطع میکند که این امر موجب تشدید بحران در غرب میشود بویژه برای ایتالیا یونان و اسپانیا.
و اما واقعیت:
من قریب ۴ یا ۵ ماه پیش سخنرانی شاهزاده متنفذ سعودی ترکی الفیصل را که در یک پایگاه هوایی انگلیس برای نظامیان بلند پایه امریکایی و انگلیسی ایراد شده بود را، هم در این سایت درج کردم و هم بعنوان کامنت درسایت کلمه و هم در فیس بوک گذاردم. این مصاحبه در اکثر روزنامه های معتبر دنیا مثل وال استریت ژورنال و فاینشال تایمز درج شد. تورکی الفیصل در آن سخنرانی خود گفت: ایران به نفت وابسته است. ما آنقدر نفت با بازار سرازیر میکنیم که بازار دنیا از نفت ایران بی نیاز شود. ما ایران را به اینطریق میچلانیم* و مچاله میکنیم.
سخنرانی این شاهزاده سعودی که قبلاً پست های امنیتی و دیپلماتیک مهمی هم داشته است همزمان با بحران لیبی و قطع عرضه نفت آن کشور به بازار دنیا ایراد شد. همانموقع، عربستان مقدار یک میلیون و امارات و کویت هم معادل یک میلیون بر تولید و صدور نفت خود افزودند. با اینکه کیفیت نفت خلیج فارس با کیفیت نفت لیبی متفاوت هم هستند ولی با این وصف در اثر قطع عرضه نفت لیبی به دنیا، آب از آب تکان نخورد، با اینکه در آن مقطع زمانی اقتصاد رکود زده غرب هم تکان خورده و بر تقاضای نفت در دنیا افزوده شده بود.
تنها امارات وکویت عربستان نبودند که شیر نفت را باز کردند بلکه [ IEA ]
آژانس جهانی آنرژی هم( با آژانس اتمی اشتباه گرفته نشود) که بر عرضه، تولید و ذخیره نفت در دنیا نظارت مدیرتی دارد، تصمیم گرفت بمدت ۲ ماه روزانه ۱ میلیون از ذخایر خود را روانه بازار کند. رئیس آژانس در همانموقع به خبر نگاران گفت ما نفت را برای چنین روزهایی ذخیره میکنیم اگر آنرا امروز روانه بازار نکینم پس کی کنیم؟
فکر کنم همه روزنامه خوانهایی مثل من از تصمیمات امارات و عربستان برای جبرانِ حذف عرضه نفت ایران به بازار دنیا خبر دارند چون این خبر بیشتر از آنچه لازم است منعکس شده است ولی فکر میکنم از خبر* دیگری که انتشار یافت ولی توجهی بر نیانگیخت اکثراً بی اطلاع باشند که برابر آن: همان رئیس آژانس جهانی انرژی از ۲۸ کشور عضو خود که بزرگترین مصرف کنندگان نفت هستند خواست آماده باشند تا بمدت یک ماه روزانه ۱۴ میلیون بشکه از ذخایر استراژیک نفتی خود را روانه بازار کنند. کافیست بدانیم کل عرضه نفت خلیج فارس به بازار دنیا حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز است. البته این به این معنا نیست که تازه عرضه این ذخایر استراتژیک بعد از یک ماه قطع میشود بلکه فقط بمعنای آنست که مقدار آن کاهش بسیار می یابد تا بتواند ادامه داشته باشد.
به همه این توضیحات باید اضافه کنم که همین دیروز در یکی از نشریات دنیا(فکر میکنم وال استریت ژورنال)* بود خواندم که روسیه هم بر حجم تولید خود افزوده است و باز اضافه کنم ظرف یکی دو ماه آینده وضع استخراج و صدور نفت لیبی هم کاملاً وضع عادی می یابدو عراق هم در حال افزایش عرضه نفت خود است.
لذا، با اینکه اقتصاد دنیا در حال پشت سر گذاردن رکودی است که گریبانش را گرفته بود میباشد، با توجه به اقدامات پیشگیرانه فوق، باور من بر اینست که بهای نفت نه تنها در دنیا افزایش نخواهد یافت و نه تنها کم و کسر نفت هم رخ نخواهد داد بلکه بنا به دلیل مضاعفی که ذیلاً شرح میدهم ممکن کاهش هم بیابد.
واقعیت اینست که غرب اصولاً هدفش قطع عرضه نفت ایران به بازار دنیا نیست. بلکه با تحریم خرید نفت از سوی کشور های صنعتی دنیا میخواهد نفت ایران را بسوی آن کشور هایی کانالیزه کند که هم با سوء استفاده از وضعیت دشوار ایران نفت آنرا با تخفیف های زیاد میخرند و دوماً نه دلار یا یورو یا ین بلکه روپیه بنگادشی، روپیه پاکستانی و پول افغانی به ایران میدهند شاهد زنده آن خبر دیروز درج شده همین سایت تابناک راجع به «بدهی ده میلیارد دلاری هند و.. » است که منهم آنرا تحت عنوان :
«سلطان حسین، شاه صپاهانم آروزست! » در همین سایت درج کرده ام.
منِ غیر کارشناس به این مغزهای نفتی و اقتصاد نفتی تکراراً عرض میکنم با تحریم نفت ایران اتفاقی نخواهد افتاد. فقط ایران نفت خود را در بازارهای درجه سه آسیا و آفریقا حراج میکند و بجای آنهم فقط میتواند برنج، شکر ، قهوه و موز و کالاهای مصرفی وارد کند نه کالا های سرمایه ایی یا واسطه ایی همین و همین!
به مردم دروغ نگوئید! و سر آنها را با چند قطره سکنجبین رقیق شیره نمالید !
و آخرین حرف:
هنگامی که هلاکوی مغول بغداد پایتخت امپراطوری اسلامی را فتح کرد آخرین خلیفه عباسی «معتصم بالله» را کت بسته پیش او آوردند. هلاکو فرمان داد گردن او را بزنند! گروهی از همان اعراب که به خیلفه اسلام پشت کرده و بسوی هلاکو دویده هراسا به خان مغول گفتند: ای خان او را نکُش! چون او خلیفه مسلمین است و وجودش مقدس! اگر یک قطره از خون او به زمین جاری شود زمین کُنف و یکون و زیرو رو خواهد شد. هلاکو قدری اندیشید و گفت عیبی ندارد او را در نمدی بگذارید و آنقدر بمالید تا جان دهد. بدینترتیب خان مغول مسئله ریختن خون خلیفه مسلمین را حل کرد!
شوخی تاریخ اینست که گویا این؛ بار شیوخ عرب حاشیه خلیج اند که میخواهند خلیفه اسلام را نمد مالی کنند البته با اتکاء به غرب!
*
سعی میکنم بعداً لینک های مورد اشاره فوق را راجع ببه آژانس و سخنان تورکی الفیصل و افزایش تولید نفت روسیه را یافته در ذیل این پست بگذارم.دوستان علاقمند میتوانند بعداً شاید همین فردا نگاهی دیگر به پست بیاندازند و مطالب رفرنس شده را ببینند.
پایان یاداشت
……….
تابناک ۳ آبان
با توجه به تصمیم اتحادیه اروپا برای تحریم نفت ایران
:
ایران صدور نفت خود به اروپا را متوقف می کند؟
منابع مطلع در بروکسل معتقدند که در صورتی که قیمت نفت در صورت تحریم ایران افزایش یابد ، این اتحادیه در تصمیم خود صرف نظر خواهد کرد.برخی از تحلیل گران هم در ایران پیشنهاد می دهند که در صورت اجرای چنین تحریمی ایران باید از هم اکنون فروش نفت خود به اروپا را متوقف کند و اجازه ندهد اروپا با خیال راحت فصل سرما و اوج بحران مالی خود را پشت سر بگذارد
کد خبر: ۲۲۱۷۸۵
تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۳۹۰ – ۰۰:۰۹
سرویس اقتصادی – در حالی که امروز دوشنبه اتحادیه تحریم فازبندی شده نفت ایران را تصویب کرده است ، با این وجود منابع مطلع در بروکسل معتقدند که در صورتی که قیمت نفت در صورت تحریم ایران افزایش یابد ، این اتحادیه در تصمیم خود صرف نظر خواهد کرد.

به گزارش تابناک ، «بلومبرگ» امروز گزارش داده است که متعاقب تصمیم اتحادیه اروپا ، قیمت نفت افزایش یافت . امروز قیمت نفت برنت دریای شمال با ۹۲ سنت افزایش در هر بشکه به ۱۱۰٫۷۸ دلار در هر بشکه رسید و قیمت نفت “وست‌تگزاس اینترمدیت” نیز در هر بشکه ۶۴ سنت افزایش را تجربه کرده است.

در همین حال در ایران کارشناسان معتقدند که تحریم نفتی ایران چندان جدی نیست . وزیری هامانه وزیر ابق نفت در این باره با اعلام اینکه نوع کیفیت نفت خام ایران با هیچیک از کشورهای عضو اوپک همچون عربستان سعودی قابل اجرا نیست، می گوید که آثار روانی تصمیم امروز اتحادیه اروپا منجر به افزایش شدید و ناگهانی بهای نفت خام در بازارهای جهانی خواهد شد.

وی با اعلام اینکه با تحریم نفت ایران در اروپا تنها مصرف کنندگان بزرگ زیان خواهند دید، اظهارداشت: با این وجود شخصا تحریم نفت ایران در اروپا را جدی نمی بینم. وزارت نفت ایران هم معتقد است حتی در صورت اجرای این تحریم ها نفت ایران مشتریان دیگری خواهد یافت . کارشناسان نفتی عرب هم وابستگی ۴۰۰ هزار بشکه ای نفت در ایران را جدی می دانند و این تحریم ها را آسیب زا می دانند .

برخی از تحلیل گران هم در ایران پیشنهاد می دهند که در صورت اجرای چنین تحریمی ایران باید از هم اکنون فروش نفت خود به اروپا را متوقف کند و اجازه ندهد اروپا با خیال راحت فصل سرما و اوج بحران مالی خود را پشت سر بگذارد. اما در مورد عملیاتی شدن و توافق روی این پیشنهاد تا کنون صحبتی نشده است .

اما کشورهای وارد کننده نفت ایران چه کشورهایی هستند ؟

بر اساس آمارهای بین المللی حدود ۱۸ درصد نفت ایران به اروپا صادر می شود که در این بین کشورهای ایتالیا ، اسپانیا و یونان بیشترین وارد کننده های نفت ایران هستند که هر سه کشور هم با بحران مالی روبرو هستند .
…………………………
احتمال افزایش قیمت نفت تا۳۰۰دلار
کد خبر: ۲۲۱۷۸۴
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۹۰ – ۲۳:۲۱
نویسنده و مفسر ایرانی تحریم صادرات نفت از سوی اتحادیه اروپا را بی اهمیت خواند و گفت: نفت ایران مشتریان زیادی در دنیا دارد بنابراین تحریم پذیر نیست و از سویی در صورت افزایش تهدیدها و بسته شدن تنگه هرمز احتمال افزایش قیمت نفت تا ۳۰۰ دلار وجود دارد.

“حسن هانی زاده” عصر دوشنبه به شبکه خبری العالم گفت: نفت ایران در شرق آسیا مشتریان فراوانی دارد و چین ، هند ، کره جنوبی و دیگر کشورها پیوسته خرید نفت ایران را خواستار هستند لذا تحریم نفت و بانک مرکزی ایران ، تاثیر زیادی در اقتصاد این کشور نخواهد داشت.

هانی زاده خاطرنشان کرد: ایران کشوری بزرگ و دارای منابع و امکانات طبیعی فراوان است و درصورت بروز مشکل در پی تحریم نفت ، می تواند منابع دیگر را جایگزین آن کند.

تحریم اروپا در آستانه مذاکره ۱+۵ با ایران

وی گفت: تحریم نفت ایران از سوی اتحادیه اروپا در راستای تشدید فشارها علیه تهران شکل گرفته است و این تحریم درحالی وضع شده است که به برگزاری مذاکرات بین ایران و گروه ۱+۵ در ترکیه در خصوص برنامه هسته ای زمان چندانی نمانده لذا این تحریم ها با هدف تسلیم کردن تهران در برابر خواسته های غرب شکل گرفته است.

طرح اقتصادی ایران برای مقابله با تحریم

حسن هانی زاده با اشاره به این که ایران تسلیم فشارهای خارجی نمی شود، خاطرنشان کرد: تهران ، طرح اقتصادی کاملی را برای مقابله با پیامد تحریم های غرب در دست اجرا دارد.

با افزایش تهدیدها ایران مجبور به بستن تنگه هرمز خواهدشد

این نویسنده و مفسر سیاسی درباره تهدیدهای تهران مبنی بر بستن تنگه هزمر گفت: ایران از توان نظامی برای بستن این تنگه برخوردار است و اگر فشارهای غرب به تهران ادامه یابد مجبور به این کار خواهد شد.

تابناک ۳ بهمن
احتمال افزایش نفت تا ۳۰۰ دلار

هانی زاده خاطر نشان کرد که ۴۰ درصد از صادرات نفت به بازارهای جهانی از طریق تنگه هرمز صورت می گیرد و طبق برآورد کارشناسان اقتصادی اگر این تنگه بسته شود احتمال افزایش قیمت نفت تا ۳۰۰ دلار برای هر بشکه وجود دارد.

تهران به دنبال دامن زدن به تنش ها نیست

وی از تنگه هرمز به عنوان برگ برنده مهمی در دست ایران یاد کرد و گفت: تهران درصدد دامن زدن به تنشها نیست و اما اگر مجبور شود به چنین اقدامی دست خواهد زد.

تابناک ۴ بهمن:
احتمال افزایش قیمت نفت تا۳۰۰دلار
کد خبر: ۲۲۱۷۸۴تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۹۰ – ۲۳:۲۱
نویسنده و مفسر ایرانی تحریم صادرات نفت از سوی اتحادیه اروپا را بی اهمیت خواند و گفت: نفت ایران مشتریان زیادی در دنیا دارد بنابراین تحریم پذیر نیست و از سویی در صورت افزایش تهدیدها و بسته شدن تنگه هرمز احتمال افزایش قیمت نفت تا ۳۰۰ دلار وجود دارد.

“حسن هانی زاده” عصر دوشنبه به شبکه خبری العالم گفت: نفت ایران در شرق آسیا مشتریان فراوانی دارد و چین ، هند ، کره جنوبی و دیگر کشورها پیوسته خرید نفت ایران را خواستار هستند لذا تحریم نفت و بانک مرکزی ایران ، تاثیر زیادی در اقتصاد این کشور نخواهد داشت.

هانی زاده خاطرنشان کرد: ایران کشوری بزرگ و دارای منابع و امکانات طبیعی فراوان است و درصورت بروز مشکل در پی تحریم نفت ، می تواند منابع دیگر را جایگزین آن کند.

تحریم اروپا در آستانه مذاکره ۱+۵ با ایران

وی گفت: تحریم نفت ایران از سوی اتحادیه اروپا در راستای تشدید فشارها علیه تهران شکل گرفته است و این تحریم درحالی وضع شده است که به برگزاری مذاکرات بین ایران و گروه ۱+۵ در ترکیه در خصوص برنامه هسته ای زمان چندانی نمانده لذا این تحریم ها با هدف تسلیم کردن تهران در برابر خواسته های غرب شکل گرفته است.

طرح اقتصادی ایران برای مقابله با تحریم

حسن هانی زاده با اشاره به این که ایران تسلیم فشارهای خارجی نمی شود، خاطرنشان کرد: تهران ، طرح اقتصادی کاملی را برای مقابله با پیامد تحریم های غرب در دست اجرا دارد.

با افزایش تهدیدها ایران مجبور به بستن تنگه هرمز خواهدشد

این نویسنده و مفسر سیاسی درباره تهدیدهای تهران مبنی بر بستن تنگه هزمر گفت: ایران از توان نظامی برای بستن این تنگه برخوردار است و اگر فشارهای غرب به تهران ادامه یابد مجبور به این کار خواهد شد.

احتمال افزایش نفت تا ۳۰۰ دلار

هانی زاده خاطر نشان کرد که ۴۰ درصد از صادرات نفت به بازارهای جهانی از طریق تنگه هرمز صورت می گیرد و طبق برآورد کارشناسان اقتصادی اگر این تنگه بسته شود احتمال افزایش قیمت نفت تا ۳۰۰ دلار برای هر بشکه وجود دارد.

تهران به دنبال دامن زدن به تنش ها نیست

وی از تنگه هرمز به عنوان برگ برنده مهمی در دست ایران یاد کرد و گفت: تهران درصدد دامن زدن به تنشها نیست و اما اگر مجبور شود به چنین اقدامی دست خواهد زد.
………
تابناک ۳ بهمن
درخواست جدید چین، آفریقا و هند برای افزایش واردات نفت از ایران
بانگاهی به آمار میزان صادرات نفت ایران به کشورهای هدف می توان گفت تحریم نفتی ایران از سوی کشورهای اروپایی تنها موجب بالارفتن قیمت نفت در بازار می شود، این در حالی است که از هم اکنون تقاضاهای جدیدی برای نفت ایران مطرح است.
کد خبر: ۲۲۱۷۰۸تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۹۰ – ۱۵:۰۸
به گزارش فارس در حالی سفرای اتحادیه اروپا رای به تحریم نفتی ایران دادند که با نگاهی به آمار و اطلاعات صادراتی نفت ایران باید گفت این تحریم ها کمترین اثر را در بازار صادراتی نفت ایران خواهد داشت.
بنابراین گزارش به ترتیب سریلانکا ۱۰۰ درصد، ترکیه ۵۱ درصد،آفریقای جنوبی ۲۵ درصد، یونان ۱۴ درصد،ایتالیا و اسپانیا ۱۳ درصد، هند و چین ۱۱ درصد،ژاپن و کره نیز هر کدام ۱۰ درصد از نفت موردنیاز خود را از ایران وارد می کنند.
بنابراین بانگاهی به این آمار و اطلاعات اگر کشورهای اروپایی اقدام به تحریم نفت ایران کنند تنها این تحریم موجب بالارفتن قیمت نفت در بازار های جهانی خواهد شد و تاثیر دیگری نخواهد داشت.
آنهم برای سه کشور یونان، ایتالیا و اسپانیا که هم اکنون با جزو بحرانی‌ترین اقتصاد‌های اروپا به شمار می‌روند.
این در حالی است که کشورهای چین و آفریقا و هند درخواست کرده اند واردات نفت خود از ایران را افزایش دهند.
بر اساس این گزارش پس از اعمال این تحریم ها که از سوی اتحادیه اروپا به تصویب رسیده است،تقاضهای جدید برای نقت ایران قطعا افزایش می‌یابد و این امر موجب شکستن هدف تحریم نفتی ایران می شود.
پیروز موسوی مدیرعامل شرکت پایانه های نفتی نیز چندی پیش در گفت‌وگو با خبرنگار فارس از عدم وجود نفت روی آب ایران خبرداده و اعلام کرده بود که محموله های نفتی ایران تماماً به فروش می رسد.
…………….
*
تورکی الفیصل
http://iranesabz.se/?p=2721

تاکتیک «بیلاخ» در بحران ارزی جاری!

Share Button

حیثیت دولت رفته است!

سایت تابناک اظهارات آقای مصباحی مقدم رئیس کمسیون طرح ویژه تحول اقتصادی مجلس را با عنوان «حیثیت دولت رفته است!» را درج نموده است و به نقل از وی مینویسد که دولت دارای ذخیره ارزی کافی است و بیخود بازار را به حال خود رها کرده است. وی میپرسد اگر قصد دولت از این کار سود بردن روی تفاوت قیمت دلار و طلا است این سود بردن، به بی حیثیت شدن دولت نمی ارزد. وی در ادامه میگوید:
« ذخایر ارزی بانک مرکزی بالای ۱۰۰ میلیارد دلار است.

رئیس کمیسیون ویژه مجلس تصریح کرد: یک نکته قابل توجه این است که خوشبختانه از نظر ذخایر ارزی و طلا نگرانی نداریم. ذخیره ارزی ما در دو بخش صندوق توسعه ملی و ذخایر ارزی بانک مرکزی است که در صندوق توسعه ملی ۲۸ میلیارد دلار و در بخش ذخایر ارزی بانک مرکزی بالای ۱۰۰ میلیارد دلار است.»
در تمام دنیا کار دولتها ایجاد اعتماد بین خود و جامعه، تا آنجا که مقدور است می باشد. اما سیاست عمومی و راهبردی دولت احمدی نژاد سیاست «بیلاخ» و سورپرایز مردم و مخصوصاً مخالفین است که عملاً این بیلاخ و سور پرایز گریبان مردم عادی را بیشتر میگرد که از فردای تصمیم های دولت خود بی اطلاعند. و آنچه هم به دولت اجازه راهبرد «بیلاخی» را میده بی دفاعی مردم و کوتاه بودن دست و زبان آنهاست. از کشور های پیشرفته میگذرم؛ در کشورهای نیمه توسعه یافته هم دولت نمیتواند هرجور که مایل است با معشیت مردم و اقتصاد کشور مثل کیسه شخصی خود رفتار کند. در این کشورها یک حد اقلی از پاسخگویی وجود دارد که به دولتها اجازه بیلاخ گفتن به مردمشان را نمی دهد.
من در رابطه به سخنان آقای مصباحی مقدم پس یک توضیح کوتاه راجع به اصل ادعا موضع را بر اساس دو گمانه زنی واکاوی میکنم.
توضیح من اینست که: آن قسمت از ذخیره ارزی و طلای بانک مرکزی که پشتوانه پولی، پشتوانه ی اسکناسهایی است که بانک انتشار داده و به جریان انداخته است از ردیف ذخیره ارزی جاری باید خارج شود چونکه بدون آن پشتوانه، اسکناسهای انتشار یافته از سوی بانک مرکزی با کاغذ باطله هیچ تفاوتی ندارند پس این قسمت از دارایی ارزی یا طلای بانک مرکزی را هرچه که هست، با آن قسمت از سپرده های دولتی یا موجودی بانکی که باید بمصرف مبادلات تجاری و پرداختهای خارجی، ارزهای مسافرتی و.. شود نباید در هم آمیخت والی اگر غیر از این باشد، باید جواهرت به ارث گذاشته شده سلطنتی هم که نقش قسمتی از پشتوانه ارزی را در زمان آن خدا بیامرز داشتند را، (از وضع فعلی آنها بی اطاعم شاید هم بالا کشیده شده باشند) میتوان جزء ذخیره ارزی و طلای «جاری» بانک حساب کنیم.
سکوت و پنهان کاری بانک مرکزی و دولت هدفی جز اغفال مردم و بازی با آنها و هدایت و تحت کنترول گرفتن عکس العمل آنها طبق اراده حاکم بر جامعه ندارد و هدفش مانور های سورپرایز کننده است بدون اینکه جامعه از احتمال آن مانورها مطلع باشد .
و اما گمانه زنی اول من: من اصل را بر این قرار میگذارم که دولت واقعاً دارای ذخیره کافی ارزی است! در چنین حالتی سئوال اینست که پس سکوت کردن و بازار را به قول آقای مصباحی مقدم بحال خود رها کردن یعنی چه؟
با توجه به رفتار شناسی «بیلاخی» تیم احمدی نژاد فکر میکنم ایشان ممکن است بگذارد تا مردمِ نگران از معشیت خود و دلالهای بازار بطمع مقداری سود نرخ دلار و طلا را بالا و بالا تر بکشند و سپس دولت و بانک مرکزی، با یک پاتک ارزی یک باره اعلام کنند دلار و سکه؛ از مثلاً فلان روز و فلان ساعت به نرخ دولتی از سوی بانک های دولتی و صرافیهای مجاز به مردم عرضه میشود. هدف چنین رویکردی سلب قدرت واکنشی مردم و ایجاد چنان بی اعتمادی در جامعه است تا مردم عادت کنند به هیچ کس و چیز جز همین دولت و بانک مرکزیش اعتماد نکنند. اگر دست مردمی که برای قدری سود بسوی دلار دراز شده است دو بار داغ و چزانده شود مردم دیگر تسلیم وسوسه و انگیزش های روانی اقتصادی نشده و به اطلاعیه های همین دولت اطمینان بیشتری میکنند.
با فرض صحت این گمانه زنی دولت احمدی نژاد مشکلِ ته کشیدگی صندوق ارزی دولت خود را حل نمیکند بلکه چنان وضعی ایجاد میکند که با یک حمله ارزی شبیخون وار، در پس نوسان بازار بعنوان عاملی که بیشترین قدرت مانور ارزی را دارد، از طریق غافلگیر کردن جامعه و آن قسمت از بازار که از پشت پرده خبر ندارد، میتواند با خیال راحت با نرخ ارز مانور دهد بدون اینکه مردم بتوانند از پیش، خود را در برابر صدمات ناشی از تصمیمات ناگهانی دولت و بانک مرکزی آن خود را بیمه یا آماده کرده باشند .
در چنین حالتی فقط مردم عادی هستند که بناگهان غافلگیر شده و یک روز از خواب برمیخیزند و با خبر مثلاً دلار ۴ هزار تومان روبرو میشوند.
بنظر من ممکن است بانک مرکزی با قبول ریسک و استفاده از پسمانده ذخیره ارزی خود به چنین مانوری دست بزند.
و اما گمانه زنی دوم که آنهم کم محتمل نیست:
شاید واقعاً وضع دولت خراب تر از آنست که در رسانه منعکس میشود زیرا اگر واقعاً وضع زیاد خراب نبود امنیتی کردن بازار ارزی بقول آقای مصباحی مقدم جز « بی حیثیت شدن دولت نتیجه دیگری نمیتواند داشته باشد.»
در هر حال یک امر مسلم و غیر قابل تردید است اگر دولت به لحاظ ارزی زیر پایش حتی قدری سفت بود از همان روز اول با تزریق منتاسب ارز به بازار مانع پیدا شدن چنین بحرانی میشد!
یادداشت بعدی راجع به پیش فروش سکه از طرف بانک مرکزی است که آنهم جای تأمل دارد.

سلطان حسین، شاه صپاهانم آرزوست!

Share Button


ز ابلهی احمدی آنچنان دلم گرفت
که سلطان حسین، شاه صپاهانم آرزوست
احمدی کاری کرده است که ما باید قبطه دوران شاه سلطان حسین صفووی معروف، بی عرضه ترین شاه تاریخ ایران را بخوریم!
نفت ایران به هند فروخته شده و در خبر ها از ۵ میلیارد دلار صحبت بود که هند برای پرداخت ان بعلت تحریمها مشکل دارد. حال سایت تابناک از ده میلیارد مینویسد! این همه تفاوت ارقامی یعنی رکورد دروغ به مردم یعنی پنهان کردن وضع خزانه و ذخیره ارزی از مردم!
ح تبریزیان
……………….
تابناک ۲۳ ژانویه
سوم بهمن

سرویس اقتصادی ـ با تشدید فشارها بر نقل و انتقالات مالی خارجی ایران، از هند خواسته شده است که بخشی از بدهی نفتی خود به ایران را به صورت «ین» پرداخت کند.

به گزارش «تابناک» به نقل از بلومبرگ، در نشست‌هایی که در هفته اخیر در تهران برگزار شده است، هند پیشنهاد کرده که هزینه نفت وارداتی از ایران را ـ که دومین صادر کننده نفت به هند است ـ با روپیه و از طریق یک حساب بانکی در هند بازپرداخت کند.

ولی طرف ایرانی درخواست کرده است که بخشی از این پرداخت، به صورت ین باشد، زیرا این نگرانی هست که در تبدیل روپیه به ارزهای رایج‌تر، مشکلاتی پدید آید و عملی نباشد.

پس از این که بانک مرکزی هند، مکانیزم پرداخت با دلار و یورو را در دسامبر ۲۰۱۰، از کار انداخت، حال طرفین به دنبال راهی هستند که رابطه نه و نیم میلیارد دلاری صادرات نفت ایران به هند حفظ شود.

بنا بر این گزارش، هم‌اکنون ارتباطات مالی دو طرف از طریق بانکی در آنکارا (Turkiye Halk Bankasi AS (HALKB)) برقرار است، ولی بانک ترک به پالایشگاه‌های هندی اعلام نموده که پس از این نمی‌تواند نقش میانجی را بازی کند.

در این باره باید گفت، روپیه هند در یک سال اخیر، نزدیک ۱۰ درصد از ارزش خود را از دست داده، ولی در این دوره زمانی، ارزش ین ژاپن، نزدیک ۶٫۵ درصد تقویت شده است.

گزینه «ین»

هند به دنبال یافتن راهی برای پرداخت با ین به ایران بوده و ایران نیز در حال مطالعه این گزینه است که حسابی را در بانکی هندی باز کند که پالایشگاه‌های هند، بهای نفت وارداتی از ایران را به آن واریز کنند تا واردات ایران از هند نیز از این منبع تأمین اعتبار شود.
ناگفته نماند که افتتاح حساب در بانک هندی از سوی هند، به تأیید بانک مرکزی هند نیاز دارد.

نگرانی ایران این است که صادرات هند به ایران به مراتب کمتر از میزان نفتی است که به هند صادر می‌شود. واردات سالانه ایران از هند، نزدیک ۲٫۵ میلیارد دلار و ارزش صادرات نفت به هند سالانه نزدیک ۹٫۵ میلیارد دلار است. به همین دلیل، ایران از هند خواسته است که در پروژه‌‌های زیربنایی ایران سرمایه‌گذاری کند.

یک مقام هندی در این باره گفته است: کشورهای دیگر همچون چین، ژاپن و روسیه ترتیبات مشابهی را با ایران به اجرا گذاشته‌اند. مشکلی نیست که پول نفت ایران را به این کشورها بپردازیم، به ویژه که آنها تراز تجاری متعادلی با ایران دارند.

بر پایه این گزارش، هم‌اکنون مذاکرات با گاز پروم بانک روسیه نیز در جریان است.

بنا بر این گزار، چند روز پیش، رویترز به نقل از منابع آگاه از نهایی شدن مذاکرات ایران و هند برای پرداخت پول نفت ایران به روپیه خبر داده بود که بر پایه آن، بانک مرکزی ایران باید حسابی را در بانک‌های هندی باز می‌کرد و پول نفت ایران به این حساب واریز می‌شد.

گفتنی است، هند در هفته‌های اخیر قراردادی را با ژاپن بسته است تا نقش دلار در روابط دو طرف کمتر شود.

از سوی دیگر، «رانجان ماتای»، وزیر خارجه هند در هفتم ژانویه (شش روز پیش) گفته که هند با تحریم ایران، فراتر از قطع‌نامه‌های سازمان ملل مخالف است و به واردات نفت از ایران ادامه خواهد داد.

X Share Google Reader Stumble Upon Delicious Cloob Facebook Twitter Digg

علی عبدالله صالح رفت!

Share Button



منبع از الجزیره
علی عبدالله صالح رئیس جمهور یمن که ۳۳ سال با دیکتاتوری بر یمن فرمان راند امروز پس ازایراد یک سنخنرانی خطاب به مردم یمن با آنها خداحافظی کرد و صنعا را در یک هواپیمای
خصوصی عربستان سعودی به قصد عمان یا ریاض ترک کرد تا بعداً برای درمان به آمریکا برود!
من با تحسین به پایان کار او مینگرم. او یک دیکتاتور بود ولی در واپسین دوره زمامداری خویش هر آنچه را که در قدرت داشت انجام داد تا انتقال قدرت چنان برگزار شود که نه القاعده پس از او در مملکت مسقر شود و نه مثل قذافی و بشار اسد حاضر شذ برای ادامه حکومت خود تا آخر بجگند و با توپ و تانک و هوا پیما مردم را سرکوب کند. اگر او در واگذا ری قدرت دست، دست کرد نه برای ادامه دادن به حکومت بلکه برای انتقال حساب شده قدرت سیاسی بود و او در این کار، حد اقل تا اینجا موفق شد. او از ترس از مملکت نگریخت و به کشتار مردم هم متوسل نشد. او در سخنرانی خود بهنگام عزیمت گفت: «من از همه مردم، زنان و مردان میهنم میخواهم تا بخاطر هر کوتاهی که در این ۳۳ سال حکومت خودکرده ام مرا ببخشند..»
عقب نشینی حساب شده و کم هزینه او از قدرت در کشوری که القاعده بخشی از آنرا و شیعیان حوسی وابسته به ایران قسمت دیگری از آنرا عملاً در کنترول خود گرفته اند، کم هزینه تر از این که شد امکان نداشت. سیستم حکومتی و دستگاه دولتی فرو نریخت و حد اقل تا اینجا و بظاهر؛ مصالحه برای دولت وحدت ملی انجام شده است.
آری! علی عبدلله صالح یک دیکتاتور بود اما من ابداً او را بخاطر دیکتاتوری اش سرزنش نمیکنم زیرا این گونه تلقی از دموکراسی یا دیکتا توری را بدتر از نفهمیدن مقوله دموکراسی، صریح بگویم، بیشعوری یا عوامفریبی میدانم. اگر کسی فکر کند در جامعه ایلی عشیره ایی و ماقبل فتودالی یمن میشد و میتوان دموکراسی برقرار کرد و چون علی عبدلله صالح دموکزاسی را پیاده و یا رعایت نکرده در حکم اینست که بر دیوار کعبه ادار کرده است مفهوم دموکراسی را نفهمیده است. علی عبدالله صالح بخاطر دیکتا توریش قابل سرنش نیست زیرا جامعه ایی مثل یمن سزاوار و درخور بیش از یک دیکتاتور صالح و پاتریارکال هم نیست! ایرادی که میتوان به صالح گرفت دیکتاتوریش نیست بلکه احتمالاً اینست که او برا ی مدرنیزه کردن آن جامعه ماقبل فئودالی آنچه باید میکرد نکرد. او باید با آن جامعه آن میکرد که رضا شاه و محمد رضا شاه با جامعه فئودالی و سنتی ایران کردند. رضا شاه و پسرش کمر فتودالیسم و ایل سالاری را در مملکت ما شکستند و اگر امروز سید علی خامنه ایی نمیتواند بر امپراطوری دروغ و فریب مذهبی خود بنیادگیر شود ناشی از آن پروژه های مدرنیزاسیونی است که خاندان پهلوی انجام دادند و از اینرو کینه سنت گرایان دینی نسبت به شاه و رضا شاه برای من کاملاً قابل فهم است ولی درک کینه روشنفکران سیاسی از چپ و راست برایم نامفهوم!
دموکراسی پارادیم عصر سرمایداری، عصر تولید کالایی است؛ چگونه میتوان آنرا در یک جامعه ایلی پیاده کرد برای من غیر قابل فهم است. آری! هم رضا شاه و هم شاه دیکتاتور بودند ولی من به دیکتاتوری آنها هم مثل علی عبدالله صالح ایراد و اعتراضی ندارم. ولی به اینکه ایا این دیکتاتوری میتوانست بیشتر از آنچه کرد بکند، همواره فکر میکنم.
علی عبداله صالح یک نظامی دیکتاتور و بر آمده از جامعه ایلی بود و نه یک روشنفکر مدعی دموکراسی. اگر او ماشین اقتدار دولتی را برای پیشرفت جامعه قبیله ایی یمن بیشتر از آنچه بکار گرفت نگرفت در خور سرزنش است ولی صرفاً بخاطر دیکتاتوریش خیر!. در هر صورت او پایان کار خود را شرافتمندانه و با رعایت مسئولیت سیاسی سامان داد. کناره گیری و نه سقوط علی عبدالله صالح شاه و رضا شاه را در ذهنم تداعی کردند و علت گریز زدن به صحرای کربلا نیز همین تشابه نسبی تاریخی بود.

سرسام ریال و افسارگسیختگی تورم

Share Button


فکر کنم حصرت آیت الله شاهرودی عراقی باشند که مدتها رئیس دستگاه قصایی بودند

کارشناسان ترافیک به مقتصای عرض باند، تندی و تعداد پیچ های یک جاده و مقدارمتوسط تردد درآن، میزان سرعت مجاز را در آن تعین میکنند و حضور افزون برنیاز پلیس راهنمایی در یک جاده نمیتواند برظرفیت و کشش ترافیک آن جاده چندان بیافزاید. حال تصور کنیم که در یک جاده پرپیچ و خم دو باندی ۶ متری؛ یکباره بعلت بلوکه شدن دیگر راههای بدیل، حجم ترافیک ۶ برابر شود و بعلت شایعه تراکم یابی بیشتر ترافیک هم، عجله رانندگان بیشتر و به دلایلی سرعت وسایط نقلیه هم در آن جاده مفروض لحظه به لحظه شتاب گیرد! در چنین شرایطی نه پلیس راهنمایی میتواند کاری بکند نه واحد های امدادی و جرثقیل دار میتوانند ماشیهای تصادفی را جمع و جور کنند و نه بیمارستانها میتوانند به مصدومین برسند و نه حتی مرده شورها میتوانند برسند تا جانباختگان چنان ترافیک پر تلفاتی را شستشو و کفن و دفن کنند.
تعریف کلاسیک و پذیرفته شده برای ارزش پول در یک اقتصاد مفروض مثل همین مثال ظرفیت ترافیک بالا است. نه پلیس با توپ تشر میتواند از تعدا د وسایط نقلیه بکاهد نه رانندگان میتوانند از روی پیچها و یا دیگر ماشینها بپرند! ظرفیت همین است که هست.
میزان کالا و خدمات تولیدی و سرعت گردش آن کالاها و خدمات در واحد زمان تعین کننده حجم پول مورد نیاز در اقتصادِ [ کشور] با توجه به ضریب متوسط سرعت گردش آنست که با معادله ساده میزان کالاها و خدمات تولیدی در واحد زمان در یکطرف این معادله و حجم پول مورد نیازضرب در سرعت گردش پول درآن طرف معادله قرار میگیرد. نه امام زمان شدنی یک اقتصاد میتواند این معادله ساده را تغیر دهد و نه توان مدیریتی جهان.
غرض توضیح واضحات تئوری پیش دانشگاهی اقتصادی نیست بلکه توضیح ساده مکانیسم وکارکرد پول و سیستم پولی است.
حال در نظر بگیرید که تعدادی از رانندگان درآن مثال فوق، نه سوار خودروهای کوچک بلکه سوار بلدوزر و زره پوش نظامی و آژیرهای جهادی باشند یا خودشان پلیس راهنمایی که میخواهند با سبقت گرفتن از بقیه زودتر به مقصد برسند. چقدر شانس برای بقیه اتوموبیلها باقی میماند تا به بموقع به مقصدهای خود برسند، در جاده ای که رعایت مقررات ترافیک در آن فقط برای مردم عادی الزامی است و نه از برای ما بهتران درون سیستم و یا حاشیه آن!
مجسم کنید؛ آنهایی که به ثبات ارزش ریال و نرخ تورم عادتاً اطمینان کرده اند و پیمان تحویل کالا یا خدماتی را در مدتی معین بسته اند، آنهایی که به ازای مزد و حقوقی نسبتاً ثابت، کار خود را پیش فروش یا سلف فروش کرده اند، آنهایی که با بهره هایی بمراتب کمتر از نرخ تورم اندوخته های خودشان را به بانکها سپرده اند تا وامخواران حرفه ایی همان پولها و سپرده ها را با تفاوتی خیلی کم از همان بانکها بگیرند به سرمایه واقعی و فیزیکی مثل جنس و زمین و مستقلات تبدیل نموده یا پیش خرید جنسی وخدماتی کرده با وامهای بانکی ارزان کار و کاسبی کنند.
کدام زمین خوار، نزول خوار، مستقلات دار و سرمایه داریست که پول و پس انداز خود را به ازای بهره بانکی، به بانک بسپارد؟ کدام کارفرمائیست که حاضر باشد اجرت و دستمزد کارگران خود را به نسبت تغیرات روزانه نرخ تورم پرداخته و یا در شرایط تورم لحظه ایی، کالای خود را به قیمت روز یا حتی ساعت گذشته بفروشد؟
بهترین مصداقِ تاریخی برای: ـ ضیف پامال است! امروز اقتصاد مستضعف پرور و امام زمانی ماست. چنین پارادوکس و دو گانگی نظری و عملیِ چشمگیری را تاریخ بیاد ندارد. تاریخ نظایر چنین وضعیتهایی را که درآن ضعفا پایمال و اقویا فربه تر شده اند را بخود بسیار دیده است ولی آنچه تاریج اقتصاد جهان تا کنون بخود ندیده است اینست که چنین تاراج وغارت بزرگی بنام؛ اقتصادی مدعی مستضعف نوازی، دولت مدعی مهرورزی وحکومتی امام زمانی و دین بنیاد رخ داده باشد، چنان نظم اقتصادی ای که درآن ظرف دو یا سه هفته، هزاران میلیارد دلار از جیب مستضعفین به کسیه های پر نشدنی کرکسهای مالی، کلان وامخواران، رانتخواران و خاک بازان سرازیر شود. درعرض چند روز حجم« بدهی» واقعی کلان وامخواران و« دستمزد» مزد بگیران نصفه شده و باز هم نصفه تر ونصفه تر شود.
چه! مدعی مدیریت جهانی بپذیرد و چه نپذیرد، طلا، و دلار بعنوان رقیب و همسنگ آن ناب ترین و قابل اعتماد ترین کالایی در بازارهستند که بعلت وبا زدگی پولهای ملی و در مورد کشور ما، «ریال»، مردم بسوی آنها خواهند رفت. اما این؛ همه قضیه نیست. امروز دیگر دانش اقتصادی زیادی لازم نیست تا انسان دریابد که با تغیر آهنگ تورم سپردن پول به بانکها، با هر میزان بهره ایی مساوی ضرراست زیرا بهره بانکی نفس زنان از پس تورم و افزایش نرخ دلار و سکه میدود نه پیشا پیش آن. لذا در روز های آینده به نسبت تب و تاب تورمی در بازار شاهد هجوم مردم بسوی بانکها خواهیم بود. مردمی که میخواهند و حق دارند سپرده های مختصر خود را از مچاله شدن زیر چرخ زنجیره های بلودوزرهای مالی کلان وامخواران نجات دهند. روزهای آینده شاهد هجوم مردم برای تبدیل هر آنچه از نقدینگی دارند به کالاهای اساسی ایی خواهیم بود که ممکن است در فردای امروز تهیه کردنشان به قیمت امروز به رویا تبدیل شده باشند.
نتیجه اینکه دستگاه بانکی و دولت باید حکومت نظامی ارزی فعلی در سطح تمام شعب بانکی و مراکز خرید و مرزهای کشور گسترش دهد، زیرا هجوم مردم برای بیرون کشیدن سپرده های خود و تبدیل به احسن آن، شتاب و دامنه خواهد گرفت!
فاجعه سقوط آزاد ریال به خود ریال محدود نخواهد ماند. بر تعداد بیکاران و ورشکستگان افزوده خواهد شد، دستگاه قضایی زیر بار سنگینی پرونده های مالی، افزونی چکهای برگشتی و سفته های واخواستی فلج تر ازامروز خواهد شد و اتوریته قضایی خود را در این زمینه از دست خواهد داد و امنیت و اعتماد اقتصادی بیش ار پیش از عرصه کسب و کار رخت برخواهد بست.

حکومت نظامی ارزی یا جن گیری دلاری !

Share Button


دیگر بخث از افزایش نرخ دلار و طلا در میان نیست بلکه از جهش یا « تیک آفِ» بهای طلا و دلار و سقوطِ آزاد ریال درمیان است و در این بحبوحه مقامات مسئول به بحر طویل خوانی افتاده اند درست مثل اطرافیان فرد مُشرف بموتی که برای دلداری محتضر از بهبود قریب الوقوع او، با او سخن میگویند.

روزنامه شرق ۳۰ دی:
«…معاون نظارتی بانک مرکزی با بیان اینکه نیروی انتظامی برای برخورد با دلالان ارزی با لباس مبدل وارد بازار ارز شده‌اند، افزود: نیروی انتظامی با لباس مخصوص وارد بازار نشده است. وی تاکید کرد: علاوه بر نیروی انتظامی، سایر ارگان‌ها و نهادهای نظارتی با بازرسان بانک مرکزی برای نظارت بر بازار ارز همکاری دارند. درویشی خاطرنشان کرد: به شما اطمینان می‌دهم که دلالی در بازار به خرید و فروش آزاد ارز نمی‌پردازد، …»
ادامه:
«… . جالب اینکه هنوز خبر معاون بانک مرکزی داغ بود که در واکنش به همین سیاست، دلار با اعتماد به نفس کامل‌هزار و ۸۶۰ تومانی شد. به این ترتیب ظاهرا بازار ارز در مقابل تدابیر رنگ‌به‌رنگ بانک مرکزی واکسینه شده و به هیچ عنوان خیال عقب‌نشینی ندارد، به عبارت دیگر دلار اگر حتی کالای قاچاق هم گرفته باشد این کالا مانند اشیای عتیقه ارزش پذیرفتن ریسک خرید و فروش را دارد.. . »

ایلنا۳۰ دی:
«.. قاچاق کود یارانه‌ای کشاورزان صحت ندارد
ادعاهای اظهار شده در رابطه با قاچاق کودهای یارانه‌ای به کشورهای همجوار غیر مستند بوده و به لحاظ اطلاعات اخذ شده از ستاد قاچاق کالا و ارز قابل قبول نمی‌باشد… .»
ادامه:..
«…براساس گزارش ایلنا، ‌چندی پیش یک تولیدکننده کودهای شیمیایی گفته بود کودهایی که به عنوان یارانه‌ای به بخش کشاورزی تعلق می‌گیرد به دست کشاورزان نمی‌رسد و به صورت قاچاق در کشورهای عراق، پاکستان و افغانستان توزیع می‌شود.. .»

ایلنا ۳۰ دی:
«.. رئیس فراکسیون کارگری مجلس گفت: با توجه به افزایش قیمت کالاهای داخلی که به شدت با قیمت ارز گره خورده، هزینه معیشتی کارگران ۷۰ درصد افزایش یافته است، بنابراین افزایش دستمزد کارگران نیز باید تابع تورم موجود باشد.. .»

ایسنا ۳۰ دی
دبیر اجرایی خانه کارگر استان تهران:
دستمزد باید بر اساس نرخ ارز تعیین شود
از آنجا که نرخ ارز اکنون تراز پول کشور شده و در بازار نقش ایفا می‌کند، باید در زندگی و معیشت مردم و کارگران لحاظ شود و به‌عنوان معیاری برای تعیین حداقل دستمزد کارگران باشد.
اسماعیل حق‌پرست ـ ‌دبیر اجرایی خانه کارگر استان تهران ـ در گفت‌وگو با خبرنگار کار و اشتغال خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره ملاک‌های تعیین حداقل دستمزد کارگران در شورای عالی کار بیان کرد: متاسفانه امروزه فضای اجتماعی و سیاسی کشور به سمتی رفته که انتقادپذیری به صفر رسیده است.
وی ادامه داد: به وضعیت اقتصادی باید با نگاه اقتصادی نگریست نه نگاه سیاسی؛ همچنین ما باید نگران این باشیم که نکند روزی نتوانیم جوابگوی مستضعفان و دهک‌های پایین در کشور باشیم.

ایلنا ۳۰ دی
دبیر اجرایی خانه کارگر استان تهران ادامه داد: بر اساس مصوبه دولت، قرار بود پس از هدفمندسازی یارانه‌ها مراکز تولیدی و کارخانه‌ها مورد حمایت قرار بگیرند ولی با محقق نشدن این موضوع همه این مراکز مجبور به تعدیل نیرو و اخراج کارگران خود شدند.
حق‌پرست با تاکید بر این که وضع حقوق و دستمزد کارگران در شرایط اقتصادی فعلی در وضعیت نامناسبی قرار گرفته است، گفت: غول تورم، نابسامانی اقتصادی و فساد مالی در این روزها کارگران را اذیت می‌کند و هر نرخی که برای دستمزد تعیین شود باز هم جوابگوی نیازهای آنان نیست.
وی با بیان این‌که امروزه مقیاس هر فعالیت اقتصادی در کشور دلار و ارز است، خاطرنشان کرد: این مقیاس باید در زندگی و معیشت مردم و کارگران لحاظ شود.
حق‌پرست با تاکید بر این که نرخ دستمزد باید براساس دلار باشد، بیان کرد: متناسب با میزان افزایش نرخ ارز دستمزدها باید تعیین شود زیرا این نرخ اکنون تراز پول کشور شده و در بازار نقش ایفا می‌کند.

تابناک ۳۰دی:
«…بازار ها پر است، مردم نگران نباشند!
محمد‌علی ضیغمی در گفت‌وگو با فارس در پاسخ به این سؤال که مردم با نگرانی زیاد به مراکز توزیع عمده مواد غذایی و کالاهای اساسی هجوم آورده و اقدام به خرید‌های کلان می‌کنند اظهار داشت: اینکه مردم خرید می‌کنند خیلی خوب است و نشان‌دهنده نشاط بازار است.. .»

تابناک ۳۰ دی:
«..سرویس اقتصادی ـ چند سالی است که ایران افزون بر واردات گوشت یخ زده گوسفند و گوساله، به واردات گوسفند زنده برای تأمین گوشت گرم گوسفندی در بازار روی آورده است.
به گزارش «تابناک»، امروز پنجشنبه ۲۹ دی ماه، گوشت گرم گوسفندی در فروشگاه‌های پروتئینی (قصابی‌ها)ی تهران به ندرت یافت می‌شد، به گونه‌ای که ۷۵% از موارد مراجعه میدانی خبرنگار تابناک، رسما از نداشتن گوشت گوسفندی خبر می‌دهند.
اما این فروشندگان دلایل گوناگونی را برای نایاب شدن گوشت گوسفند می‌آورند که عبارتند از:
الف) سخت شدن تهیه دلار برای وارد کنندگان گوشت گوسفندی، که عمدتا از پاکستان واردات داشته‌اند.
ب) گران شدن دلار و از بین رفتن صرفه واردات گوشت گوسفندی برای وارد کنندگان.
پ) اعتصاب کشتارگاه‌ها (که درستی این مورد در پیگیری‌های بعدی خبرنگار تابناک تأیید نشد)
.ک فروشنده در گفت‌وگو با خبرنگار «تابناک» گفت: دیروز ۱۰۰ کیلو سفارش دادم و تنها ۲۰ کیلو برایم فرستادند…. نکته دیگر اینجاست که در چند روز گذشته نیز که عرضه وجود داشته است، این عرضه روند کاهشی داشته و همواره عرضه گوشت به میزان کمتر از درخواست قصابی‌ها بوده است .»

فارس نیوز ۱ بهمن
دستور بانک مرکزی و از امروز
«پیش فروش سکه متوقف شد
خبرگزاری فارس: پیش فروش سکه در شعب بانک ملی ایران از امروز متوقف شد.
به گزارش خبرنگار اقتصادی باشگاه خبری فارس«توانا» پیش‌فروش سکه بهار آزادی در شعب بانک ملی ایران متوقف شد.
بنا به گفته کارکنان بانک ملی طبق ابلاغ بانک مرکزی پیش‌فروش سکه آتی از صبح امروز صورت نمی‌گیرد.»

تقریباً هیچ سایت یا روزنامه ایی نیست که متناسب با رابطه اش با کانون قدرت یا به بحر طویل بافی در باره روبراه شدن قریب الوقوع وضع بازار ارزی و فروکش کردن عنقریب تب ،۴۵درجه بازار ارز و طلا نیفتاده باشد یا برعکس به فاتحه خوانی بر جنازه نیم نفس پول ملی امان ریال که از بستر احتضار بر نخواهد خواست. انتخاب و گذاردن کلیپ های خبری بیشتر در این زمینه تکراری و فقط وقت گیر میتواند باشد والی مورد بسیار است.

اما چرا احتضار و نه التیام ؟
چند سال پیش یک اقتصادان غربی این نظریه را مطرح کرد که در دوران ما پیش بینی نوسانات بازار بیش از بیش دشوار میشود زیرا از یکسو بخش زیادی از مردم به سیکلهای اقتصادی و مکانیسم بازار آشنایی نسبی یافته و با آگاهانه عمل کردن خود از یکسو و واکنش روانی وسیع جامعه از سوی دیگر پیش بینی رفتار بازار را دشوار ساخته است زیرا این دو عامل عواملی ذهنی هستند و محاسبه آنها به آسانی عوامل عینی مثل مکانیسم ساده عرضه و تقاضا رابطه ساده نقدینگی و تورم و.. ، نیست. این اقتصاد دان بخاطر نظریه خود که من در همین حد کلی و بصورت شنیداری از نظر وی مطلع هستم برنده جایزه نوبل در اقتصاد شد. از ان سال فکر کنم قریب ۷ یا ۸ سال میگذرد و خبر اعطای جایزه نوبل به این اقتصاد دان را هم من تصادفی از رادیو سوئد یا نروژ شنیدم که بخاطرم مانده است . درک صحت نظر این اقتصاد دان دشوار نیست.
بیشتر مردم ،امروز، برخلاف بحران بزرگ آغاز دهه ۳۰ که دنیا را گرفت خود یک پا اقتصاد دان هستند. روی این اصل، سیاستگذاران پولی و مالی در هر اقدامی باید بیش از گذشته واکنشِ رفتار اگاهانه و روانی مردم را در برابر تدابیر پولی و مالی خود در نظر بگیرند.
متأسفانه بحران ارزی هفته های اخیر بوضوح نشان داد که شعور اقتصادی دلال های حاشیه خیابان فردوسی از مقامات پولی کشور و رئیس جمهور مملکت بیشر است. من جداً فکر میکنم اگر آقای احمدی نژاد یا بهمنی چند تا از دلال های خیابان فردوسی را خواسته و آنها را وادار به مشاوره دهی صادقانه کرده و بر اساس مشاوره آنان رفتار میکردند شاید کمتر از آنچه این روزها خرابکاری کردند میکردند هرچند باز هم در کل قادر نبودند، نیستند و نخواهند بود ریال محتضر را نجات دهند و تحت شرایط بوجود آمده هیچکس دیگری هم قادر به این معجزه نیست چون خرابی از حد گذشته است.
قریب ۴ سال پیش روزنامه مرحوم سرمایه به نقل از یکی از مقامات گمرکی کشور خبری داشت دایر بر اینکه، فقط در مرز جنوبی کشور حدود ۳۵۰۰ گذر گاه قاچاق مرزی وجود دارد. من فرض را بر این میگیرم که همه مرزهای دیگر امن و امان است! آیا این ۳۵۰۰ گذرگاه قاچاق برای قاچاق کم است؟ آیا گوسفند و قاطر و یابو دلار نیستند و نمی توانند حتی با بارشان در آنسوی مرز به اسکناسهای صد دلاری تبدیل شوند؟ آیا هزاران لنج در بنادر جنوب و جنوب شرقی کشور نمیتوانند قاچاق سوخت کنند؟ آیا کسی میتواند مانع بار شدن برنج، شکر، عدس، برنج ، گندم و لوبیا به تریلیهایی که حمل و نقل خارجی میکنند بشود؟ آیا میتوان مانع هزاران مسافری شد که هر روز از مملکت خارج میشوند تا به خودشان جواهر و زینت الات قیمتی نیاویزند؟
در ماه های آغاز انقلاب، جواهر فروش معروف، مظفریان را در فرودگاه مهرآباد بخاطر قاچاق سنگهای قیمتی گرفتند. او میلیونها دلار سنگ قیمتی را در لابلای آستر کت خود پنهان کرده بود. وقتی از او میپرسند اگر قصد قاچاق نداری چرا اینها را مخفی سازی کرده ای، او پاسخ میدهد از ترس دزدها! به اینکه قضیه چه شد کاری ندارم . ولی فقط اینرا میگویم که دولت چند خرده دلال را با جنجال در خیابان فردوسی میگیرد و چنین وانمود میکند که دارد با مشکل بحران ارزی برخورد میکند. آیا این آدرس عوضی دادن و فرا فکنی نیست؟ در همان حالیکه در اثر سوء سیاست ارزی و پولی او میلیاردها میلیارد ثروت مملکت به صورت گله های گوسفند، جواهرات، فرش و عتیقه جات، از مملکت خارج میشود.
وقتی میگویم که رئیس بانک مرکزی و رئیس جمهور باید بروند ازهمان دلالهایی که این روزها دستگیر کرده اند مشاوره اقتصادی بگیرند اغراق نگفته ام.
خلاصه:
بحران ارزی جاری تقریباً ربط مستقیمی به تحریمهای غرب ندارد. اگر یک دولت ملی برخوردار از حمایت عمومی و مورد اعتماد مردم بر سرکار بود میتوانست حتی با غیر نفتی کردن بودجه مملکت با برخورداری از همراهی مردم از پس این تحریمها برآید بگذریم از اینکه چنان دولتی کارش با جامعه جهانی و با اقتصاد مملکت بدینجا نمیکشید.
کشور ما با استفاده از وسایل نقلیه موجود کشور و سرویس و تعمیر درست آنها، بجرئت میتواند تا ده سال از ساختن حتی یک وسیله نقلیه نو خود داری کند. کافیست جلوی اسراف در همه زمینه ها گرفته شود. از نو پوشی های افراطی پرهیز شود، از زمینهای کشاورزی بهتر و اقتصادی تر بهره برداری شود… .
تحریم اقتصادی غرب فقط آن کاستها و درد و مرض های پنهان اقتصاد ما را بیرون ریخت که بانی بیشتر آنها همین آقای احمدی نژاد و رئیس بانک مرکزی اوست. کافیست بدانیم اقتصاد مملکت، بنا به اعتراف همه اقتصاد دانان کشور، امروزه، بیش از قبل از انقلاب به در آمد نفتی وابسته شده است. آیا مضحک تراز این میشود که حکومتی که اینقدر خود را تک محصولی و وابسته به غرب کرده است برای دنیا رجز خوانی کند و جهانرا بچالش بکشد؟
بحران پولی و ارزی کنونی که گریبان کشور را گرفته است، فقط برونزایی بیماری ساختاری اقتصادی ماست. این بحران، امروز دیگر جنبه صرف پولی، مالی و حتی اقتصادی خود را از دست داده و در رابطه با بحران اعتماد عمومی، بحران مشروعیت سیاسی، بحران در رابطه با دنیا و چالش هسته ایی چنان ابعاد متنوع سیاسی و روانی گرفته است که تدابیر دولت و بانک مرکزی را در برخورد با آن، فقط میتوان مضحکه کردن مردم دانست که اوج آن دستگیری جنجالی ۴۰ دلال ارزی در خیابان فردوسی است.
بنظر من این تدابیر بیش از آنکه اقتصادی باشند و جدی حاکی از توسل به متد های جن گیری گونه درمان بیماری اقتصادی کشور است. اگر دولت اعلام میکرد که ۴۰ نفر جن گیر و دعا نویس را برای بهبود وضع اقتصادی مملکت فراخوانده تا کاری بکنند بنظر من هیچ تفاوتی با امنیتی کردن مسئله ارزی و اجرای حکومت نظامی ارزی اطراف صرافیها و خیابان فردوسی نداشت. این تدابیر نه تدابیر اقتصادی بلکه شیوه شاه سلطان حسینی مدیریت اقتصادی است. تنزل و سقوط مدیریت مملکت بیشتر این تصور نا پذیر است.
برک اوباما دیروز در پاسخ به برخی نمایندگان جمهوری خواه که او را متهم به بی عملی در برابر ایران کردند گفت:«تحریمها اقتصاد ایران را به افتضاح کشیده است.»
به افتضاح کشیده شدن اقتصاد ایران نه صرفاً کار تحریمهای غرب بلکه در درجه اول شاهکار بیش از شش سال مدیریت آقای احمدی نژاد است که مدعی مدیریت جهان ر ا دارد و آقای اوباما میخواهد آنرا بحساب خود بگذارد.
بحران اقتصادی کنونی ایران صرفاً بحران ارزی نیست بلکه نمودی از یک بحران عمیق اقتصادی و ساختاری است که راه حل پولی، مالی[بودجه ایی] و اقتصادی ندارد. این بحران خود بخشی از بحران سیاسی و مشروعیتی است که گریبان کل حاکمیت را گرفته است و بدون تغیر بنیادی در ساختار مدیریت کشور، بدون استقرار یک حاکمیت مردمی که از اعتماد مردم در داخل و اعتماد جامعه جهانی در بیرون برخوردار باشد حل شدنی نیست. لذا هر اقتصاد دانی هم که بر اساس محاسبه ارتباط نقدینگی و موجودی ارزی و کالایی، سقفی برای دلار و سکه تعین کند اقتصاد دان نیست بلکه شرط بند است.
بزودی بحران ارز و طلا به بازار کالاهای دیگر نیز سرایت خواهد کرد. خطر ناک ترین آن، سرایت این بحران به عرصه کالاهای اساسی مورد نیاز مردم است. و در این زمینه حرف آقای عسگر اولادی رئیس اطاق بازرگانی که گفت اگر اوضاع چنین پیش رود تا ۴ ماه دیگر با قحطی روبرو میشویم اغراق نیست.
تمام سپاه پاسداران و بسیج ۲۰ میلیونی هم، نه میتواند مانع احتکار خُرد (اقتصاد خانوار ) و کلان(تجاری وعمده فروشی) شود و نه میتواند ده ها هزار منافذ قاچاق مرزی را کنترول کند و از همه بدتر نه میتواند ذره ایی جلوی سوء استفاده مافیای حریصی را که هم امکان مالی و هم ارتباطی لازم را برای چاپیدن مملکت در این بلبشوی ارزی و اقتصادی را دارد بگیرد.
بعنوان متمم اضافه میکنم که در خبرهای امروز آمده بود که روسیه و ایران دلار* را از رابطه تجاری خود حذف کرده و از این به بعد با پول دوکشور مبادله فیمابین را انجام خواهند داد! ظاهر خبر معصومانه و شاید غرور آفرین هم بنماید ولی برابر خبر مربوطه دولت روسیه خریدهایش از ایران را به ریال و فروش هایش را به روبل محاسبه خواهد کرد!. امید واربودم چنین نباشد!

در پایان دو سئوال؟
۱ ـ تکلیف قریب معادل ریالی ۶۰ میلیارد دلار مطالبات معوقه بانکی که بدهکاران با دلار ۸۰۰ تا ۹۰۰ تومان از بانکها گرفته اند با این تغیر نرخ ارز و طلا چه میشود؟ تغیر نرخ ارز اگر در همین حد کنونی هم بماند یعنی بخشیدن نزدیک به ۴۰ میلیارد دلار به این بالا کشیدگان پول مردم به این آقایان کلاه بردار. یعنی ۱۲ برابر آن ۳ میلیارد دلار اختلاس! چه کسی پاسخگو است؟ بر همین مبنا میتوان تخفیف صد ها میلیارد دلاری را به کلان وامگیران سیستم بانکی و در درجه اول سپاه که با وام بانکی مخابرات را خریده است و باوامهای ارزان بانکی صد ها پروژه نفتی و گازی را بعهده گرفته است مورد سئوال قرار داد! تاریخ جهان یک چنین کاهبرداری بزرگی را د رخود ثبت نکرده است.
۲ـ آیا آن مقامات مملکتی که سعی دارند به مردم آرامش دهند و آنها را از تبدیل اندوخته هایشان به ارز و طلا منع میکنند واقعاً همین توصیه را در ارتباط با اقتصاد خود هم بکار میبرند؟ چه خوب بود تا یک هیئت بازرسی بحساب این آقایان و اطرافیانشان رسیدگی میکرد تا معلوم میشد خودِ آنان چقدر موازین شرف را در این دعوت های آرامساز انه برای التهاب بازار ارزی، رعایت میکنند؟

*
«..ایران و روسیه در روابط تجاری‌شان دلار آمریکا را کنار گذاشتند
بازرگانی – ایسنا نوشت:
سفیر ایران در مسکو اعلام کرد که ایران و روسیه در روابط تجاری‌شان دلار آمریکا را کنار گذاشته‌اند و به استفاده از روبل و ریال روی آورده‌اند.
سید رضا سجادی سفیر ایران در مسکو روز جمعه گفت: تجارت بر مبنای ارز ملی‌مان قرار گرفته است.
سجادی در یک کنفرانس خبری در مسکو گفت: ما مدت‌ها قبل این کار را آغاز کردیم. تاجران ایرانی در حال خرید کالا از روسیه هستند و برای پرداخت از روبل استفاده می‌کنند. دلار ..»آ‌مریکا تکیه‌گاه اقتصادی ندارد.

سوریه هم در چنگال بحران ارزی!

Share Button


سوریه هم ارزش پول خود را کاهش میدهد
تایمز مالی

Syrian plan paves way for pound’s devaluation
By Abigail Fielding Smith in Damascus
Getty
Syria plans to introduce a managed float of its exchange rate next week, Adib Mayaleh, the central bank governor, told the Financial Times on Thursday, effectively devaluing its currency.
The move comes as a 10-month political crisis has pushed the Syrian pound to record lows against the dollar on the black market. President Bashar al-Assad’s regime is struggling to bolster an economy hit by European Union sanctions on the lucrative oil trade and the loss of valuable tourism dollars.
More
ON THIS STORY
• Syria set for showdown over Arab League
• Comment Monitoring Syria
• Diplomats seek UN Syria consensus
• In depth Syria
• Monitors feted by Damascus residents
ON THIS TOPIC
• Global Insight League risks letting Assad off hook
• Arab League urges end to Syria violence
• Syria opposition groups fail to reach accord
• Syrian rebels raise a flag from the past
IN MIDDLE EASTERN FINANCE
• UAE central bank hit by hackers
• Dubai’s new-found optimism anchored by debt
• Egypt’s stifled SMEs gear up for listing
• UAE squeezes federal spending
“During the last 10 days the exchange rate jumped a lot of steps, we are now in a period of controlling those steps,” said Mr Mayaleh.
Until now, private banks have been obliged to supply foreign currency at an exchange rate determined by the central bank. At the start of the political crisis, both the official and the black market rates were around 47.5 Syrian pounds to the dollar.
But since the crisis began there has been a surge in demand for dollars as Syrians contemplate an increasingly uncertain political and economic future. This has pushed the black market rate up to about S£۷۰ to the dollar, while the central bank rate has risen to just S£۵۷٫
Banks are thought to have dollars but are assumed to be reluctant to sell them at the official rate, analysts say. The central bank’s plan seems to be that allowing private banks to sell foreign currencies at a rate of their choice will increase the flow of money in the system, though it will allow a de facto devaluation of the currency. “We know banks have sufficient foreign exchange and want to sell it,” Mr Mayaleh said.
“By putting private bank money in the market they would hope it would impact the black market rate and exert some control over inevitable devaluation,” said David Butter of the Economist Intelligence Unit.
The decree, issued by the prime minister’s office, is a bold move for a regime which has historically exercised a large degree of control over the economy. As such, it reflects the serious nature of their predicament.
But the move still falls short of a full liberalisation of the exchange rate. The central bank will continue to finance the import of “essential substances” at the official rate. The supply of foreign currency for personal use is still governed by heavy restrictions. Individuals can only buy $2,000 of foreign exchange a year without special permission.
The defence of the pound has also cost the Syrian government. Last year it said that it had spent $2bn of its foreign currency reserves defending the pound. There has been speculation that the recent slide reflects a decision to ration the supply of foreign currency reserves, also hurt by the loss of oil revenue due to EU sanctions and the loss of tourism dollars.
Last September, the government sought to ban imports in an effort to preserve the country’s foreign currency reserves. It later overturned this decision under pressure from the business community.
Mr Mayaleh declined to comment on the state of the central bank’s foreign currency reserves, saying the release of those numbers would provide “tools” for those seeking to undermine confidence in the pound. He insisted that the state had the resources to cope with the current economic environment. “We know this crisis will last for a long time, we are ready to face it,” said Mr Mayaleh. “Sanctions will be pain, but they won’t kill.”