Archive for: February 2012

انتخابات یا افتضاحات!

Share Button

انتخابات یا افتضاحات!
در طبقه بندی و نامگزاری رخدادها و پدیده ها، گاه چنان تناقضات مضمونی و ماهوی دیده میشود که انسان برای نامیدن دو رخداد یا دو پدیده ماهیتاً متفاوت با نام واحد دوچار سردرگمی میشود. بهر حال آنچه در جمعه آینده بنام انتخابات قرار است در میهن ما اتفاق بیافتد عنوانش انتخابات است، راه دور نمیروم و انتخابات چند هفته پیش مصر هم عنوانش انتخابات بود! اما تفاوت از زمین تا به آسمان. بنا بر این راهی ندیدم جز اینکه نمایش جمعه آینده را افتضاحات بنامم تا از این عنوانی که صدها سال پیکارآزادیخوانه مردم دنیا بدان معنا داده است هتک حرمت نکرده باشم.
بهر حال، چه افتضاحات و چه انتخابات، رژیم و دستگاه تبلیغاتی اش ماهرانه میکوشند توجه افکار عمومی را روی % رأی دهندگان متمرکز کنند.
در پشت سر«درصد» کل شرکت کنندگان، تقلب بزرگ ماهوی و معنایی از جمله در قالب پوشش قانونی میتواند خود را پنهان کند که هدف رژیم هم، پنهان کردن قلب ماهیت خود انتخابات است که میخواهد آنرا تحت الشعاع تقلب کّمی آرا ویا میزان شرکت کنندگان قرار دهد.
در آخرین انتخابات عراق عصر صدام بیش از نود درصد مردم در انتخابات شرکت کردند، در زیمبابوی رابرت موگوبابه، لیبریای ژنرال آراب مویی، لیبی قذافی و سودان عمر البشیر نیز همواره درصد قابل قبولی از مردم در انتخابات شرکت میکردند یا میکنند. ولی آیا می شود گفت این مشارکتِ بالاتر از ۵۰% ی انتخاباتی به مجالس هیچیک از این رژیمها اعتبار داده یا میدهد؟ مسلماً خیر. در این گونه رژیمها تنها تقلب در آراء نیست که پارلمانهای آنانرا بی اعتبار میکند، بلکه؛ هم نوع توده شرکت کننده و هم بله قربانگو بودن این مجالس است که آنها را فاقد صلاحیت عنوان پارلمان میکند.
آفتابی شدن یک روز انتخاباتی، مثلاً در سوئد، میتواند % شرکت کنندگان را به نزدیک ۵۰% کاهش دهد و شاید هم زیر ۵۰%. دولتمردان سوئد در هر دوره انتخاباتی نگران شرکت کم مردم در انتخابات میشوند.
بی میلی برای شرکت در انتخابات در دموکراسی های نوع اروپایی در مقایسه با کشوری مثل ایران، دو دلیل کاملاً متضاد دارد: در یکی «آرامش خاطر» مردم نسبت به کارکرد سالم سیستم سیاسی اشان و در دیگری «عدم اعتماد» به نظامشان و کل دستگاه های مقننه و اجرائی و قضائیشان باعت نرفتن مردم به پای صندوقهای رأی میشود.
بنابر این، هرچند شرکت درصد رأی دهندگان در هر ساز و کار انتخاباتی کم اهمیت نیست ولی آنچه به یک انتخابات معنی میدهد دستور بحث، کار و برنامه احزاب و کاندیدا ها است و در درجه دوم، چه گروههای اجتماعی، چه طبقاتی، چه گروه های سنی و جنسی.. ، در انتخابات شرکت میکنند؟ و، چه گروهها، اقشار، طبقاتی و… ، شرکت نمیکنند؟ این ویژیگی را میتوان جنبه دموگرافیک یا جمعیت شناختی انتخابات نام برد. بر این مبنا، نه، درصد و میزان شرکت کنندگان، بلکه« تیپ اجتماعی» شرکت کنندگان است که به یک انتخابات عنوان واقعی انتخابات را و به آن دیگری عنوان نمایش انتخاباتی را میدهد.
ماشین تبلیغات رژیم در این روزها نتیجه نظر سنجی های حکومتی را پخش میکند که برابرآنها، گویا انتظار اینست که ۵۷% مردم، که میانگین شرکت کنندگان در انتخاباتهای گذشته بوده است، در این انتخابات نیز شرکت کرده و رژیم را رو سفید کنند. ولی رژیم نه تنها با ۵۷% بلکه با ۷۷% شرکت کننده هم[ حتی اگر این نسبت واقعی هم بوده و رقم سازی هم نباشد] مشروعیت انتخاباتی نخواهد یافت.
اولین دلیل اینکه اگر رژیم تا این حد در جامعه پایگاه دارد چرا باید اجازه یک راهپیمایی ساده قانونی، بی شعار و پلاکارد را از مخالفین خود دریغ کند؟ آیا در صورت برخورداری از یک پایگاه اجتماعی حتا ۵۰ ـ ۶۰% ی، برای رژیم بهتر نبود تا محض بی اعتبار کردن جنبش فتنه سبز هم که شده چنین اعتراضات خیابانی را تشویق هم میکرد تا بی پایگاهی آنها را در مقابل نیروی دشمن شکن خود نشان دهد؟
دومین دلیل اینکه رژیمی که تا این حد به پایگاه اجتماعی خود باور دارد، چرا باید صدها چهره سیاسی منتقتد خود را به زندان بیاندازد، چرا باید گروهی را وادار به عکس العمل های اعتصاب غذایی تا دم مرگ کند که موجب رسوایی اش شوند، چرا باید به مجرد یک فراخوان ساده به یک راهپیمایی ساکت از سوی فتنه گران سبز، تمام پایتخت و شهر های بزرگ را امنیتی کند؟ چرا باید برای همین انتخابات مجلس دهم، پیشاپیش از طرف دستگاه های امنیتی اش، برای مردم التیماتوم امنیتی صادر کرده و ۸۰ هزار بسیج را ورانه خیابانها کند؟
رژیم با این این بلوف های نخ نما شده سرچه کسانی را میخواهد شیره بمالد؟ هم هوادارانش و جماعت رانتخوار حامی آن میدانند قضیه از چه قرار است و هم مخالفین و هم جهانیان.
رژیم میتواند با رقم سازی تعداد شرکت کنندگان را کم و زیاد کند، میتواند با کاستن از شعبات اخذ رأی تراکم مصنوعی ایجاد کند، میتواند با کاستن از وقت و زمان رأی گیری و کاستن از تعداد مامورین ثبت رأی صفهای مصنوعی در مقابل صنوقهای اخذ رأی درست کرده از آن صفها فیلم بگیرد و نشان دهد، میتواند بطور غیر مستقیم و مستقیم همه کارمندان و کارگران دولتی و وابسته به دولت را به پای صندوقها بکشاند و… .
ولی کدام یک از این حقه بازی و شارلاتان بازیها توانسته است تا کنون ذره ایی بر مشروعیت این رژیم افزوده و به افتضاحات آن معنا و مفهوم انتخابات دهد؟
مردم نباید تعچب کنند اگر در فردای انتخابات، رژیم رقم شرکت کنندگان را ده ها میلیونی و دشمن شکنانه اعلام کند ولی باید از این تعجب کنند که؛ رژیمی که ادعا میکند از حمایت یک چنین جمعیت دشمن شکن دهها میلیونی بر خور دار است چرا باید شیخ کهنسالی مثل کروبی را که که بزعم رژیم بیش چند صد هزار رأی هم نداشته است در زندان یا حصر نگاه دارد؟ چرا کسی مثل دکتر خزئلی و محمد نوریزادها با آن سابقه رزمی و مذهبی بخاطر هیچ و پوچ زندانی کند که برای رژیم و شخص رهبر بی حیثیتی بیشتر ایجاد کنند؟
نه!
جناب خامنه ایی!
میزان شرکت کنندگان در انتخابات یا افتضاحات پس فردا را نه از روی آماری که گماشتگان رانتخور شما میدهند بلکه از روی تعداد روزنامه های بسته شده در این ستمکده ایی که تو درست کرده ایی و از روی تعدادِ زندانیان سیاسی، تیپ جرم و تعلق سیاسی و اجتماعی آنان در این مملکت میتوان دریافت. آمارسازی پادوها ی تو هم تغیری در آمار واقعی شرکت کنندگان دراین نمایش تهوع آور نمی دهد و از همه مهمتر «وزن اجتماعی و سیاسی» تحریم کنندگان این نمایش است که نمایانگر تناسب نیروی اجتماعی و سیاسی تحریم یا شرکت کنندگان و میزان سنج مشروعیت این به اصطلاح انتخابات است.
Balatarin

پوتین مخالفین خود را متهم به تدارک تقلب میکند!

Share Button

فرانس پرس
امروز چهار شنبه پوتین به مخالفین هشدار داد که تسلیم اکثزیت شوند. او منتقدین خود را متهم کرد که آنها برای استفاده از دوز و کَلَک های کثیف در انتخابات ریاست جمهوری آماده می شوند.
پوتین گفت:« قاعده احترام گذاری به اقلیت، ولی تسلیم شدن به اکثریت است.» او گفت که اپوزیسیوین بر آنست تا صندوقهای رأی با پر کردن صندوقها با اوراق آرای تقلبی انتخابات را بی اعتبار کند.
…………………
کامنت من:
نفسِ بکار گیری چنین ادبیاتی و چنین اتهاماتی از سوی پوتین حکایت از:« سالی که نکوست از بهارش پیداست.» دارد. پوتین طی ماههای گذشته همه انواع پوپولیسم مبتذل را برای جلب توجه اقشار عقب مانده جامعه روسیه بکار برد. از نمایشهای کاراته بازی، اسب سواری های نمایشی، دمیدن به شیپور زنگ زده آمریکایی ستیزی، ناسیونالیسمِ مبتذلِ خارجی ستیز روسی تا وعده های سر خرمنی نوع احمدی نژادی و لجن مالی چهره های اصلی مخالف با پخش مکالمات تلفنی آنها و.. .
طی چند ماهه اخیر ولادیمر پوتین نشان داد نه سیاستمداری، حداقل، از طراز کاسگین و گرومیکو یا گورباچف بلکه از قماش احمدی نژاد و هوگو چاورز است.
پوتین به پیروزی خود در این انتخابات اطمینان ندارد و از آن بیشتر از این واهمه دارد تا پس از انتخابات به تقلب متهم شود اتهامی که میتواند طلیعه ی اعتراضات مداوم و اوج گیرنده خیابانی شده و سر انجام به بهار روس یا انقلاب مخملی منتهی شود.
پوتین در بن بستی قرار گرفته است که تقریباً یکسال پیش بشاراسد بدان دوچار بود. اگر تن به رفرم داده و دست از پوپولیسم و عوامفریبی بردارد، ساقط شده و بخاطر قانون شکنی های بسیار، در دوران فرمانروایی اش، جایش پس از چندی گوشه زندان است و اگر تن به رفرم ندهد، باید در مقابل اعتراضات رشد یابنده مردم بایستد و روز بروز از ابزار سرکوبِ بیشتر استفاده کند.
اما روسیه سوریه نیست. ارتش روسیه مطیع پوتین نیست .علاوه بر حزبِ کم یا بیش ریشه دار کمونیست، احزاب لیبرال و ناسیونالیست هم هستند که بعید است اجازه دهند ولادیمیر پوتین دیکتاتوری شخصی خود را مستقر کند.
صرفنظر از نتایج انتخاباتی، روسیه آبستن اعتراض وسیع مردمی است. حال این اعتراض با چه شتاب و چه وسعتی آغاز شود و گسترش یابد، به روحیه تغیر یابنده مردم در جریان انتخابات ۴ مارس [۱۵ اسفند] در روزهای آینده بستگی دارد. ولی احتمال ژرف شدن تنش بین مردم ( بویژه اقشار متوسط شهری و و بخشی از کارگران) با دولت پوتین و الیگارشی مالی/ امنیتی پشت سر آن بسیار است. حتی اگر پوتین موفق به خفه کردن اعتراضات مردم هم شود، نطفه مخالفت با کل نظام شکل گرفته است و ولادیمیر پوتین و حزب روسیه متحد او شانس و فرصت ابتکار عمل را از هم اکنون از دست داده اند زیرا در برابر خود اقشار تحول طلب جامعه را دارند که آنها بدانچه پوتین قادر است به آنها بدهد قانع نیستند. ساقط کردن پوتین در دستور جنبش کنونی قرار گرفته است. رخدادهای روزهای آینده روسیه هم بر سرنوشت ایران و هم سوریه تأثیر جدی خواهد داشت.
Balatarin

رهبری حماس: ایران ازما عصبانی است!

Share Button


الشرق الاوسط ۹ اسفند
ابو مزروق، دبیر دفتر سیاسی حماس در مصاحبه با آسوشیتد پرس فاش ساخت که:« خالد مشعل و نزدیکترین یارانش عازم دوحه هستند. او گفت که ایرانیها از موضع گیری حماس در رابطه با سوریه راضی نیستند.» در اشاره به تقلیل کمک های مالی ایران به حماس، وی افزود که:«رفتار ایرانیها با ما مثل گذشته نیست.»
…………..
کامنت من:
رهبری حماس به ازای میلیارد ها دلار کمک نقدی، خدماتی و تسلیحاتی طی حد اقل یک دهه، تنها چیزی که به رهبر ایران داد همان شالی است که مقام معظم رهبری آنرا مانند جیگرکی های حاشیه جمشید سابق بر روی شانه خود می اندازند. هر چند رهبر حماس بجای آن شالی که به مقام رهبری ما داد، کراوات ابریشمی خرید و به گردن خود آویخت تا ژست مدرن و آشتی جویانه خود را در برابر دشمنان سابق تکمیل کند.

ضبط ۴ دستگاه ماشین دزدی و اسلحه از منزل عضو حزب الله!

Share Button


کشف وضبط ۴ دستگاه اتوموبیل سرقت شده و مقادیر زیادی اسلحه از منزل یکی از اعضای حزب الله
منبع نهار نت لبنان
۲۷ فوریه ۸ اسفند
نیروهای امنیتی برغم تلاش حزب الله سلاح های عضو آن را مصادره کردند.

بنا به اظهار یکی از مقامات امنیتی به نشریه النهار امروز دو شنبه، مقامات حزب الله بیهوده تلاش کردند تا مانع از ضبط سلاحهای مکشوفه در منزل یکی از اعضای حزب الله در حومه بیروت توسط نیروهای امنیتی لبنان شوند.
همین منبع گفت که این سلاحها و ۴ دستگاه وسیله نقلیه مسروقه نیز از منزل این عضو حزب الله، نیظار الحسینی، روز گذشته، کشف و ضبط شده است. کشف و ضبط این اتوموبیلها و سلاحها هنگامی رخ داد که یک دستگاه (ب. ام. و) ایکس ۵ مسروقه که در مسیر جاده حمرا دزدیده شده بود در برابر منزل این عضو حزب الله در منطقه حاشیه ی جنوب بیروت، بیر العابد ، مشاهده شد.
همین منبع امنیتی در تفصیل حادثه گفت که نیروهای امنیتی بهنگام کشف این ۴ دستگاه وسیله نقلیه مسروقه، از سیستمِ (گ . پ . آر. اس) استفاده کرده بودند و موقعی که به بیر العابد رسیدند با ۳ فرد مسلح روبرو شدند که آنها، با این استدلال که پلیس قبلاً برای اقدام خود با مرکز حزب الله تماس نگرفته و با آن هماهنگی نکرده اند به مشاجره با پلیس ها پرداختند.
مشاجره زمانی به وخامت گرائید که یکی از افراد مسلح به پای یکی از پلیس ها شلیک کرد اما مأمورین پلیس پس نکشیده و مأموریت خود را با ضبط اتو موبیلهای مسروقه و سلاحها انجام دادند.
با این حال، الحسینی موفق شد فرار کند ولی مأمورین پلیس پسر او را بازداشت و مقدار زیادی اسلحه و مهمات را بعلاوه ی ب ام وی ایکس ۵ و ۴ اتومبیل مسروقه دیگر را باضافه یک دستگاه رمزشکن ماشین های نو را ضبط کردند.
همین منبع پلیس اظهار داشت:« مقامات حزب الله تلاش کردند با میانجیگری، بگویند که سلاحها متعلق به حزب الله است ولی ما (پلیس/م) بر مصادره آنها اصرار ورزیده آنها را ضبط کردیم. »
…………
کامنت من:
در شرایط عادی در کشوری مثل لبنان کشف مقداری سلاح، مسئله مهمی نیست ولی اهمیت رخداد فوق در این است که رخداد چیین اتفاقی یعنی مصادره سلاحهای افراد حزبالله غیر قابل تصور بود.
باید افزود که با توجه به تنش سیاسی حاد در لبنان همین رخداد میتواند تا سطح یک رحران سیاسی جدی فرا روید.
جنبه سرقت اتو مبیل هم، یک مسئله ساده ایی نیست که برای حزب الله و رهبری آن ارزان تمام شود.
Balatarin

مشتِ رهبر حماس بر پوزه مقام معظم رهبری!

Share Button


درود اسماعیل هنیه به مردم قهرمان سوریه!
نهارنت لبنان ۵ اسفند
***********************
پس از قدری تأخیربعلت تعمیر کامپیوتر!
جمعه پیش اسماعیل هنیه در میان فریادِ«نه ایران! نه حزب الله!» ی مردمِ قاهره که واکنشی اشاره آمیز به حمایت حزب الله لبنان و حکومت ایران از رژیم بشار اسد بود، درسخنرانی خود در مسجد الاحضرقاهره از جمله گفت: « درود به مردم قهرمان سوریه که برای دموکراسی و اصلاحات» پیکار میکنند.
من قریب دو هفته پیش که «هنیه» به ایران رفته بود با نگاهی به سایت حماس نیوز با گزینش خبر دو خطی آن: « خامنه ایی به هنیه درس مبارزه میدهد!»، لحن تمسخر و مچل آمیز آنرا نسبت به مقام معظم رهبری، دستمایه یک نامه سرگشاده به مقام رهبری* کردم.
آن سفر هنیه را که رسانه های داخلی ما آنقدر پوشش دادند، اکثر رسانه های منطقه ایی سفری برای دریافت کمک مالی و نه مذاکرات سیاسی منعکس کرده بودند.
مضمون اصلی سخنرانی هنیه در تهران در مقایسه با اظهار نظرهای مقام معظم رهبری کاملاً متفاوت بود. در آن سخنرانی، اسماعیل هنیه از وحدت « ملت فلسطین»، در اشاره تلویحی به توافقنامه با الفتح، برهبری محمود عباس سخن میگوید و مقام معظم رهبری، از وحدت « اُمت اسلامی» و تلاش رخنه گران برای ازسکه انداختن مسئله فلسطین. مقام معظم رهبری از حمایت بی دریغ ایران و تا به پیروزی جمهوری اسلامی، از جنبش فلسطین فرمایشاتی کردند و رهبر حماس از اینکه حماس هیچ تعهدی در هیچ زمینه ایی به ازای کمکهای دریافتی به کسی نمیدهد سخن گفت.
قریب ۶ ـ ۷ ماه پیش بود که خالد مشعل در قاهره با محمود عباس دیدار کرد و هردو طرف توافق نامه ایی برای تشکیل دولت موقت وحدت ملی امضاه کردند. در آنروز، هنوز نه فشار روی ایران تا حد امروز خُرد کننده شده بود و نه رژیم سوریه تا این اندازه منفرد و زیر فشار قرار گرفته بود. با این حال حماس آنقدر هوشیار بود تا بوی الرحمن رژیم محتضر سوریه برهبری بشار اسد را با شامه های تیز سیاسی خود احساس کند.
آن موافقت نامه، بعلت عدم وضوحِ بهم خوردگی قطعی موازنه قدرت سیاسی و تغیرات منطقه ای تا حد امروز، به تشکیل دولت وحت ملی نیانجامید زیرا فتح و محمود عباس بر نخست وزیری «فیاض» نخست وزیر تکنوکرات کنونی اصرار داشتند و حماس و مشعل او را نمی پذیرفتند. ولی پس از ۴ ماه، حماس دو گام بیشتر هم عقب نشست که اولین آن قبول کردن خود محمود عباس بعنوان نخست وزیر دوره انتقالی و دومین آن تشکیل جلسه در کشور اردن بود، یعنی دولتی غرب گرا که خالد مشعل را ده سال قبل اخراج و تابعیت اردنی او و سایر سران حماس را از آنها گرفته بود.
در نشست اخیر عُمان، خالد مشعل و محمود عباس، روی تشکیل دولتی موقت و فرا جناحی به رهبری عباس توافق کردند. این حرکت یک حرکت ساده تاکتیکی نبود بلکه، هم تشکیل جلسه در پایتخت اردن و هم پذیرش محمود عباس بعنوان رئیس دولت موقت چرخشی استراتژیک از سوی حماس بود. در نخستین نشست در قاهره، خالدمشعل بر ادامه دیپلماسی بعنوان محوری ترین شکل مبارزه برای حل مسئله فلسطین صحه گذارد راهبردی که فراتر ازاهمیت استراتژیک و مسئله ایی اعتقادی و ایدئولوژیک بود. البته در همین توافقنامه، راهبرد مبارزه مسلحانه نیز نفی نشد، که انتظارنفی آن در همان گام اول انتظاری بیهوده و حتی مخرب نیز بود زیرا میتوانست بهانه ایی برای خرابکاری آن جناحهای تند رویی شود که کلاً با این روند مخالف بودند.
با سخنرانی این جمعه اسماعیل هنیه در مسجد الاحضرقاهره، میتوان با قاطعیت گفت که هم هنیه و هم مشعل باید به قدر کافی از پشت جبهه سیاسی خود احساس اطمینان کرده باشند که با این صراحت در برابر سوریه و تبعاً ایران موضع گیری کنند.
سخنرانی جمعه اسماعیل هنیه تنها یک چرخش راهبردی فرا استراتژیک در درون جنبش فلسطین نبود بلکه، اهمیت بسیار عظیم تر آن در اینست که، این موضعگیری رهبر حماس علیه رژیم سوریه و قهرمانانه نامیدن جنبش مردم علیه رژیم و نامبردن از آن باعنوانِ «پیکار قهرمانانه برای دموکراسی و اصلاحات مردم سوریه» یعنی تو دهنی زدن به رژیم سوریه که، مردمی را سرکوب میکند که برای دموکراسی یعنی علیه دیکتاتوری اسد قهرمانانه پیکار میکنند و دوماً این پیکار را با رویکرد اصلاح طلبانه انجام میدهند و نه آنچنان که رژیم اسد تبلیغ میکند با روشهای تروریستی و انگ «فتنه صهیونیستی و آمریکایی» به آنهم زدن انگی نچسب است تا اندازه که سید حسن نصرالله هم نه تنها آنرا بکار نمیبرد بلکه او هم در سخنرانی چند هفته پیش خود بمناسبت رحلت پیغمبر از آن بعنوان مردمی که قسمتی از کشور را در کنترل خود دارد نام برد*.
علاوه بر همه اینها هنیه از جنبش مردم سوریه نه با صفت اسلام خواهی بلکه باصفت «دموکراسی خواهی » نام برد. باید با گفتمان اسلامیستی حماس و اهمیت ایدئو لوژیک آن برای حماس آشنا بود تا اهمیت مفهومی این «دموکراسی خواهی» را از زبان هنیه دریافت.
اگر کشوری مثل الجزایر یا حتی سودان با همین عبارت پردازیهای بکار برده شده از سوی اسماعیل هنیه، در کنار جنبش مردم سوریه قرار میگرفتند، یکهزارم اهمیتی را که این موضع گیری رهبرحماسِ داشت را، نمیتوانستند داشته باشد. چرخش حماس با معروفیت خود به تروریسم، بنیاد گرایی و آمریکا ستیزی افراطی و اعتقادی خود، در چنین مسئلهِ بسیار با اهمیتی که بواقع، نه تنها در سطح منطقه، بلکه در سطح جهانی اهمیت استراتژیک یافته است، نشان از تغیر توازن استراتژیک، بطور قاطع بسود نیروهای طرفدار غرب در منطقه دارد. تغیری که کل موازنه را در جهان دگرگون خواهد ساخت زیرا تأثیرات زنجیره ایی یا دومینویی آن بهیچ روی به خود سوریه، و سپس لبنان، حزب الله محدود نخواهد شد و از ایران اسلامی ما هم عبور خواهد کرد.
جنبش های تحول طلب منطقه که نیروهای اسلامی در آن نقش رهبری کننده دارند روزبروز بیشتر در می یابند که تقابل وضدیت آنها با غرب فاقد موضوعیت و بی دلیل است و غرب نیز دریافته است که اسلام هراسی را با اسلام ستیزی نیز نمیتوان درمان کرد.
انقلابِ در جریانِ کنونی سوریه این رسالت تاریخی را دارد که به جهانیان و مردم منطقه نشان دهد که تضاد عمده کنونی که ملل دنیا با آن روبرو هستند، نه بین ملل در حال توسعه و غرب، نه بین تمدن اسلامی و تمدن غربی، بلکه بین جنبشهایی دموکراسی خواهی و استبداد در کل پهنه گیتی است. بهارعربی نشان داده است و در سوریه با وضوح بیشتری این را نشان میدهد که غرب و در رأس آن آمریکا، پس چند دهه حمایت از دیکتاتوریهای غرب گرا، امروز در کنار جنبش دموکراسی خواهی در سراسر گیتی ایستاده است و بر عکس روسیه و چین برای امتیاز گیری از غرب وحکومتهای استبدادی به باروی حمایتی استبداد در جهان و علیه آزادی و دموکراسی تبدیل شده اند. در آن کشور هایی که به غرب وابسته هستند، بعلت همین وابستگی به غرب امکان تحولات مسالمت آمیز و رفرمیستی بسوی دموکراسی کاملاً وجود دارد و در آن کشور هایی که در پناه روسیه و چین قرار دارند، امکان اینکه تحولات دموکراتیک شکل قهر آمیز بخود بگیرند، بر عکس، کم نیست مگر اینکه تکیه گاههای استبداد در سطح جهانی به چنان ضعف و فتوری دوچار شوند که استبداد در اینجا یا آنجا شانسی برای خود در مقاومت نشان دادن دیگر نبیند.
خلاصه: چرخش حماس، که نشانه های آن از ماه ها پیش نمودار گشته بود نه تنها برای مردم منطقه بلکه برای همه استبداد زدگان جهان پیام دموکراسی دارد. رهبران جمهوری اسلامی و بیش از همه مقام معظم رهبری، سخنرانی ۲۲ بهمن اسماعیل هنیه در تهران را نفهمیدند و از آن کمتر، آنها، معنا و ابعاد اهمیت سخنان اخیر او در مسجد الاحضر را فهمیدند.
مشابه نشانه های چرخشهایی که از قریب ۸ ماه پیش در سیاست حماس بروز کرد، در حزب الله لبنان، دولت عراق و حتی جریان منتسب به مقتدا صدر در عراق نیز بچشم میخورد.
برای حزب الله لبنان، بدلیل آشتی ناپذیری مخالفینش در لبنان چرخش آن آسان نیست و اگر بلوک ۱۴ مارس همان نرمشی را که الفتح نسبت به حماس نشان داد، نشان دهد ظرف چند هفته سید حسن نصرالله نیز در کنار غرب، دولت آمریکا و عربستان سعودی و شیوخ خلیج قرار خواهد گرفت ولی مخالفین حزب الله لبنان، خود را در موضعی قوی تر از آن میدانند تا به دعوت های مکرر آن برای «گفتگوی ملی» پاسخ دهند. بلوک ۱۴ مارس با قاطعیت اعلام کرده است که در چنین دیالوگی فقط در صورتی شرکت خواهد کرد که دستور مذاکرات آن خلع سلاح حزب الله باشد. که البته این فقط شرط اول است و شرط دوم تحویل دادن تروریستهای حزب الله است که در ترورهای لبنان شرکت داشته اند.
بعنوان مؤخره باید اضافه کنم که خالد مشعل پس از خروج از سوریه با بسیاری از رهبران عرب ملاقات داشت ولی نه با رهبران حزب الله تا کنون ملاقاتی داشته است نه با رهبران عراق. هنگامیکه اسماعیل هنیه هم پس از ۳ سال، نوار غزه را در این مسافرت دوره گردی اش به خارج ترک کرد، نخست از قطر، مصر، عربستان، بحرین، اردن سودان بازدید کرد و پس از ۳ یا ۴ هفته از ایران و آنهم بخاطر دریافت کمک مالی و نه مشورت سیاسی زیرا وظیفه دوم بعهده خالد مشعل بود که پس از خارج شدن از سوریه کمترین اعتنائی به ایران و رهبری آن نکرد.
آخربن خبر هم اینکه هوشیار زیباری وزیر خارجه عراق اعلام کرد که در اجلاس آتی اتحادیه عرب که قرار است در عراق تشکیل شود، دولت عراق از سوریه دعوت نکرده است.
امروز قرار است در سوریه همه پرسی تغیر قانون اساسی انجام شود. اکثر ناظران سیاسی دنیا بحق این نمایش را بسیار پوچ و مضحک دانسته اند ولی من بر پوچ و مضحک بودن آن میافزایم که این نمایشنامه بی مایه و بی روح تنها مضحک نیست بلکه نمایش علیلی سیاسی و به استیصال افتادن محور دمشق ـ تهران و مسکو نیز هست.
Balatarin

ذخیره ارزی سوریه بزودی ته میکشد

Share Button

نهار نت لبنان
۲۳ فوریه
منابع دیپلماتیک غربی بر این اعتقادند که ذخیره ارزی سئریه که نخست از تحریم و سپس از قیام مردم ضربه خورده است ظرف ۳ الی ۵ ماه آینده ته خواهد کشید.

Syria Currency Reserves to Run out Soon: Western Diplomat
by Naharnet Newsdesk 3 hours ago
Comment 1

Syria will exhaust its foreign currency reserves in three to five months, sparking crisis in an economy reeling from sanctions over its crackdown on protests, a Western diplomat said Wednesday.

“Foreign reserves are down, probably hemorrhaging up to $3 billion (2.3 billion euros) a month,” the diplomat told reporters in London.

“We think the reserves will probably be exhausted in three to five months,” he said, adding that this was his government’s “best estimate” at a time of scant reliable data on the Syrian economy.

“There will be a point at which their currency will collapse,” he said.

The Syrian pound has plunged to a series of record lows in black market trading since anti-regime protest broke down last month, and been hit by mounting economic woes.

The embattled regime of President Bashar al-Assad is also being squeezed by European Union oil and arms embargoes and the EU is currently planning a fresh set of penalties.

The United States and Canada have also imposed sanctions, while Arab nations have banned transactions with the Syrian government and central bank and frozen Syrian government assets in Arab countries.

Arab and Western powers are to meet with Syrian opposition figures in Tunis on Friday at a conference aimed at boosting international action to end the increasingly bloody crisis, which has claimed at least 6,000 lives.

The “Friends of Syria” conference will gather top diplomats from the Arab League, Europe and the United States, but will be marked by the absence of Russia, which denounced the meeting as one-sided and refused to attend.

British Foreign Secretary William Hague and “several of his counterparts” will also discuss the bloodshed on the margins of a conference on Somalia in London on Thursday, a foreign ministry spokesman said.

Britain’s ambassador to Damascus returned to Syria on Friday, the spokesman said, after the Foreign Office had recalled the envoy to London on February 6 in protest against the regime’s violent crackdown.

“We recalled the ambassador for consultations and we have had those consultations,” the spokesman said. “The balance is in favor of retaining a limited presence in Damascus.”

The spokesman said the small British diplomatic mission in Damascus was communicating with both members of the regime and the opposition.
 

بازدید بازرسان آژانس و ضد و نقیض گویی مقامات

Share Button

خبر آنلاین ۳ اسفند
مقام معظم رهبری:
«ملت ایران هیچ‎گاه به دنبال سلاح هسته ای نبوده و نخواهد بود و به دنیا نیز ثابت خواهد کرد که سلاح هسته ای اقتدار آفرین نیست بلکه یک ملت با اتکای به استعدادها و ظرفیت های بالای انسانی و طبیعی خود، توانایی شکستن اقتدار متکی به سلاح هسته ای را دارد.»
رجا نیوز ۳ اسفند
«روایت صالحی از حضور بازرسان آژانس در ایران
علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه کشورمان امروز (چهارشنبه) در حاشیه همایش بین‌المللی بانون برگزیده ادیان آسمانی در پاسخ به پرسش خبرنگار فارس در خصوص نشست ۳ روزه کارشناسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در تهران، اظهار داشت: این گروه در ارتباط با مطالعات ادعایی سؤالاتی را داشتند و الحمدلله جلسات خیلی خوبی برگزار شد.
وی این جلسات را مثبت برشمرد و با بیان اینکه قدمی به جلو برداشته شد، افزود: قرار شد این رایزنی‌ها ادامه یابد.»

داگنز نرینگس لیو (نروژ)
۲۲ فوریه ۳ اسفند
IAEA : ـ مذاکرات بی نتیجه در ایران
امتناع ازاجازه بازرسی از تأسیسات یک پایگاه نظامی به بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی، آژانس را نسبت به نتیجه مذاکرات جاری با مقامات ایرانی مأ یوس کرد.
طی بیانیه ایی IAEA ، امروز چهارشنبه اعلام کرد که حصول توافق روی طرحی برای ادامه بازرسی روی برنامه مورد مناقشه اتمی ایران غیر ممکن بنظر میرسد. بازرسان آژانس برای بار دوم اجازه نیافتند تا از تأسیسات نظامی پارچین دیدن کنند.
یوکیا آمانو، سرپرست IAEA میگوید: ـ عدم پذیرش درخواست ما ازایران برای بازدید از پارچین مأیوس کننده است. با آنکه ما یک موضع سازنده ایی اتخاذ کرده بودیم نتوانستیم به توافقی دست یابیم.
تقویت شبهات
نمایندگان IAEA هفته قبل در ایران بودند و انتظار این بود که تماسها ادامه یابد. ولی چنین بنظر میرسد که برنامه منتفی شده و برنامه تغیر کرده است.
یک سخنگوی «آمانو» میگوید که در برهه زمانی کنونی، هیچ نقطه تفاهمی برای برگزاری مذاکرات جدید وجود ندارد.
ایران اصرار دارد که برنامه هسته ای اش صرفاً مصرف تولید انرژی و تحقیقاتی دارد. ولی کشورهای غربی و اسرائیل بر این سوء ظن هستند که هدف واقعی توسعه سلاح اتمی است.
یک گزارش جدید از سوی IAEA در نوامبر گذشته، این سوء ظن ها را تقویت کرد. آن بار نیز از تأسیسات پارچین بعنوان محلی که بازرسان آژانس مایل به تهیه اطلاعاتی از آن بودند امتناع گردید.
تحریمها اثر گذاشته اند
گزارش پیشین آژانس منجر به اجرای تحریمهای جدیدی علیه ایران شد و در این اواخر معلوم شد که این تحریمها، اقتصاد کشور را با مشکل روبرو کرده اند.
نه ایالات متحده و نه اسرائیل، یک حمله نظامی به تأسیسات اتمی ایران را نمیخواهند منتفی بدانند. در این اواخر گمانه هایی زده میشود دایر بر اینکه، اسرائیل در همین بهار دست به اقدام خواهد زد.
مقامات آمریکایی، در عین حال آشکارا این رویکرد را ایده ایی نا مناسب میدانند. آنها میترسند که در صورت بمباران تأسیسات اتمی اش، ایران به عملیات انتقامی دست خواهد زد، آنها بر این عقیده اند که مسئله به کمک تحریمها و مذاکرات حل خواهد شد.
وزیر دفاع ایالات متحده، مارتین دمپسی، در این هفته گفت که؛ همچنان روشن نیست که ایران واقعاً در صدد تهیه سلاح هسته ایی است. او از اسرائیل خواست خویشتن داری نشان دهد چون بمباران هوایی در بهترین حالت برنامه اتمی ایران را فقط چند سال به تأخیر خواهد انداخت.
هفته قبل کشورهای غربی، پس از اینکه ایران برای وزیر خارجه اتحادیه اروپا کاترین اشتون نامه نوشت، اظهارات خوشبیننانه ایی از خود بروز داشتند که حاکی از این بود که طرف ایرانی رویکرد تازه ایی در مذاکرات روی برنامه اتمی اش اتخاذ کرده است.
…………………
کامنت من:
آقای صالحی اظهار میدارند که مذاکرات ثمر بخش بوده است و ادامه خواهد یافت حال آنکه سرپرست آژانس و سخنگوی وی از یأس آمیز و بی نتیجه بودن مذاکرات سخن میگویند. آقای صالحی از ادامه داشتن مذاکرات صحبت میفرمایند و سخنگوی آژانس از اینکه ادامه مذاکرات بیهوده است حرف میزند.
فقط دو حالت وجود دارد یا آقای صالحی میخواهد با چند قطره سکنجبین رقیق سر ملت را شیره بمالد با این فرض که ملت چیزی سرش نمیشود و یا اینکه نه ایشان با زبان انگلیسی یعنی زبان مرسوم بازرسان آژانس آشنا یی دارد و نه بازرسان آژانس به زبان فارسی آشنایی دارند.
البته زبان نفهمی در این دولت منحصر به وزیر خارجه نیست.
از آنطرف هم مقام معظم رهبری به یاوه بافی های تکراری خود همچنان ادامه میدهند در حالیکه آژانس بجای ترهات تکراری ایشان، شفافیت میطلبد و نه یاوه بافی!
در حالیکه یک گمانه اینست که اسرائیل ممکن است (ولو ما این احتمال را ۱% بگیریم) در همین بهار به تأسیسات هسته ایی ایران حمله کند مقام معظم هم چنان بحر طویل می بافند.

مطالبات معوق بانکها=۲ برابر بودجه عمرانی کشور

Share Button

خبر آن لاین به نقل از خبر گزاری پارس
۳ اسفند ۹۰
بازار مالی – فارس نوشت:قائم مقام دبیرکل جامعه اسلامی کارکنان بانکها گفت: در حالی که عمده مطالبات معوق بانکی ناشی از تسهیلات سفارشی و غیرکارشناسی است، حجم این معوقات حدود دو برابر بودجه عمرانی کل کشور شده است. حمیدرضا معلمی با بیان اینکه ریشه اصلی معوقات بانکی به تسهیلات سفارشی و غیرکارشناسی و بدون مطالعه برمی‌گردد گفت: حجم این مطالبات بیش از ۴۵ هزار میلیارد تومان شده که این رقم از کل بودجه عمرانی کشور در یک سال بیشتر شده است.

وی افزود: اگر بانکها تلاش کنند حتی نیمی از این مطالبات معوق را وصول کنند به اندازه عملکرد بودجه عمرانی در سال گذشته خواهد بود.

قائم مقام دبیرکل جامعه اسلامی کارکنان بانکها افزود: یکی از دلایل افزایش هزینه تسهیلات در بانکها به خاطر مطالبات معوق است که بانکها مجبورند برای جبران این مطالبات بخشی از منابع خود را بلوکه کنند و نرخ تسهیلات و خدمات خود را افزایش دهند.

معلمی یادآور شد: وقتی نظارت بر اعطای تسهیلات بزرگ وجود ندارد ۴۵ هزار میلیارد تومان مطالبات معوق هر روز بزرگتر می‌شود.

وی گفت: هر وقت به بانکها گفته می‌شود به وصول مطالبات بپردازند سراغ وامهای کوچک می‌روند در حالی که وامهای ۲ یا ۵ میلیون تومانی یا از وثیقه و یا حقوق ضامن برداشت می‌شود اما مشکل در مورد تسهیلات کلان و میلیاردی است که بدون در نظر گرفتن وثیقه‌های لازم و طرح توجیه فنی و اقتصادی پرداخت می‌شود.

قائم مقام دبیرکل جامعه اسلامی کارکنان بانکها یادآور شد: به عنوان مثال فردی با ثبت یک شرکت حدود ۱۲ میلیارد تومان تسهیلات از یک بانک دولتی دریافت کرده که اگر وام گیرنده با رئیس شعبه تبانی نمی‌کرد هرگز این تسهیلات پرداخت نمی‌شد در حالی که برای برخورد با این رئیس شعبه فقط حکم بازنشستگی او را امضا کردند و او دوباره رئیس یکی از شعب‌ بانکهای خصوصی در بازار شد.

حجت‌الاسلام معلمی یادآور شد: اگر رئیس شعبه فقط یک استعلام از بانکهای مجاور انجام می‌داد متوجه می‌شد که این فرد به بانکهای متعدد بدهکار است لذا تسهیلات به او پرداخت نمی‌شود.

وی افزود: در شرایطی که دادگاه مفسدان کلان اقتصادی شبکه بانکی تشکیل شده اما اگر مسئولان نظارتی و امنیتی به هشدارهای قبلی مجمع اسلامی کارکنان بانکها توجه می‌کردند باعث نمی‌شد افراد ظاهرالصلاحی که بازنشسته شده بودند دوباره به مدیرعاملی بزرگترین بانک کشور انتخاب شده در حالی که تابعیت دوگانه داشته و هر لحظه امکان فرار او از کشور وجود داشت.

وی افزود: در حال حاضر مسئولان نظارتی و قضایی باید پس‌مانده‌های باند افراد خطاکار در شبکه بانکی را حذف کنند. چون با ماندن این افراد در بدنه بانکهای دولتی زمینه را برای فساد آماده می‌کنند.

قائم مقام دبیرکل جامعه اسلامی کارکنان بانکها افزود: اگر به فرمان هشت ماده‌ای مبارزه با مفاسد اقتصادی که از سوی مقام معظم رهبر در سال ۸۰ صادر شد عمل می‌کردند امروز چنین فساد بزرگ بانکی رخ نمی‌داد.

وی افزود: متاسفانه عده‌ای به فرمان مبارزه با مفاسد اقتصادی عمل نکردند و اگر به دقت به آن عمل می‌شد جلوی بسیاری از مفاسد گرفته می‌شد.

http://khabaronline.ir/detail/200223/economy/energy

گدایی کن تا محتاج خلق نشی!

Share Button

به روس و چین امارات باج بده تا با اسرائیل وغرب بستیزی!
ایسنا ۳ اسفند:
«رهبر معظم انقلاب اسلامی بزرگترین دستاورد موفقیت‌ها و پیشرفت‌های دانشمندان جوان در عرصه علم و فناوری هسته‌ای را، ایجاد احساس عزت نفس و عزت ملی در کشور و ارائه الگویی به ملت‌های منطقه و جهان از توانایی یک ملت برای ایستادگی در مقابل فشارها، استقلال و توانایی شکستن انحصار علمی قدرت‌های استکباری دانستند و تأکید کردند: ملت ایران هیچگاه به دنبال سلاح هسته ای نبوده و نخواهد بود و به دنیا نیز ثابت خواهد کرد که سلاح هسته ای اقتدار آفرین نیست، بلکه یک ملت با اتکاء به استعدادها و ظرفیت های بالای انسانی و طبیعی خود، توانایی شکستن اقتدار متکی به سلاح هسته ای را دارد.»
مخاطبین تأکید آقای خامنه ایی درسخنرانیش برای دانشمندان و دانش پژوهان هسته ایی کشور بر اینکه هدف جمهوری اسلامی دستیابی به سلاح هسته ایی نیست بی هیچ تردیدی آن جماعتی که در آنجا گرد آورده شده اند نیست چون اولاً اکثر آنان، یا به انگیزه امتیازات مادی یا امکانات صرف پژوهشی که در جای دیگر نمیتوانند بیابند جذب پروژه های هسته ایی رژیم شده اند و نه ساختن بمب اتمی یا با انگیزه های اسلامیت حکومتی. دوماً مقام معظم متبختر تراز آن هستند که ضرورتی برای دادن چنین توضیحاتی به فرودستان خود احساس کنند. بنا براین مخاطب مقام رهبری، دو روز پس از بازگشت هیئت بازرسان سازمان جهانی انرژی اتمی از بازدید بی حاصلشان از ایران کسان دیگری غیر آن جمع بگوش نشسته پژوهشگران هسته ایی ایران است. تأکید مقام رهبری بر اینکه (بخدا و به پیر و به پیغمبر) ما دنبال بمب اتمی نیستیم در واقع ترس از ادامه تحریمهای کنونی و تشدید بیشتر این تحریماست که امان از رژیم بریده است.
رژیم نه میتواند بعلت اهداف واقعی هسته ایی اش به بازرسان آژانس آزادی کامل برای بازدید دهد و نه میخواهد تبعات پنهانکاری های خود را بپذیرد. اگر واقعاً هدف رژیم استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای است، در تکنولوژی هسته ای در این سطح، هیچ نکته پنهانکارانه ای، حتی بلحاظ تکنولوژیک نمیتواند وجود داشته باشد و حتی دشمنان قسم خورده ایران هم میتوانند بیایند و ببینند که اورانیوم در سطح مناسب سوخت انرژیک آن در کشور ما چگونه غنی میشود. این پروسه همانقدر میتواند سری باشد که تولید کاغذ در کارخانجات کاغذ سازی فنلاند و تولید دوچرخه در سوئد.
و اما سئوالهایی که در اینجا مطرح هستند و برای اولین بار هم نیست که مطرح میشوند اینها هستند: اگر واقعاً هدف حکومت ما از تکنو لوژی هسته ایی، تولید انرژی است؛ چرا با هزینه ایی بمراتب کمتر، بدون هزینه ایران ویران ساز تحریمهای سریال و در افتادن با دنیا حاضر نیست میله های حاضر و آماده اروانیوم غنی شده را از خارج بخرد؟ همانجور که امروز بنزین و نفت سفید را میخرد؟ مگر چند در صد انرژی مصرفی ایران در آینده قراراست از محل نیروگاه های هسته ایی تأمین شود؟
آیا اورانیومی که هنوز وارد چرخه تولید انرژی نشده است، از بنزین و نفت و گازوئیل و گندمی که در مقادیر زیاد وارد میکنیم برای ما استراتژیک تر هستند؟
چند تا از کشور هایی که دارای نیروگاه هسته ایی هستند خود، این سوخت را تولید میکنند؟
آیا این جاه طلبی هسته ایی به اینکه کشور ما تو سری خورده روسیه و چین امارات و ترکیه آذربایجان شود را دارد؟ آیا این توسرخوردگی مصداق گدایی کن تا محتاج خلق نشوی نیست؟
آیا این پروژه غنی سازی به تحریمهایی که میلیونها نفر را در میهنمان بیکار، پول ملی امان را به کاغذ باطله تبدیل کرده و دیپلماسی کشور را مضحکه شرق و غرب نموده و در بلند مدت توان، اعتبار منطقه ایی، جهانی و اقتصادی مارا با همان غرب و اسرائیل را فرسایش میدهد را دارد؟
چرا رژیمی که خود را محتاج انرژی بیشتر و از محل سوخت هسته ایی میداند باید به لبنان پیشنهاد صدور برق بدهد؟ این عجیب نیست؟ [خبر پیشنهاد فروش برق به لبنان چندی پیش هم در رسانه های لبنان آمده بود وهم سایت های داخلی]
آدم خیلی باید ساده باشد تا یاوه بافیهای مقام معظم رهبری را باور کند. واقعیت اینست که هدف ایران ساخت سلاح هسته است ولی غم انگیز و تراژیک تر اینست که برخلاف آنچه اسرائیل و آمریکا و اروپا و حتی شیوخ امارات تبلیغ میکنند، این بمبهای هسته ایی نه اسرائیل و آمریکا بلکه خود ملت ایران را نشانه میروند. منظور ساخت بمب اتمی، گرفتن تضمین های امنیتی از غرب برای ماندگاری بر اریکه قدرت، برای دهه های آینده است.
رژیم می اندیشد که با اتمی شدن بعنوان نخستین کشور اسلامی که در چالش با غرب و اسرائیل به سلاح هسته ایی دست یافته است میتواند افکار عمومی جهان اسلام را با خود همراه کند، میتواند با تکیه به آن حمایت جمعیت میلیاردی مسلمین جهان را جلب کرده و بعنوان زراد خانه انسانی خود در سطح جهانی، از موضعی نسبتاً متعادل با غرب به تعامل و بده بستان برسد همانکاری که روسیه بیش از ۷ دهه کرد.
جنبش کمونیستی دنیا که در هر کشوری یک شعبه، با کلی هوادار داشت در پیوند با قدرت اتمی و نقش جهانی اتحاد شوری بود. امتیاز اسلام ضد غرب و ضد اسرائیل برای رژیم تهران، از ایدئو لوژی کمونیسم برای امپراطوری شوروی بسی بیشتر است زیر اسلام ریشه عمیقتر تاریخی و ایمانی دارد و در اقشاری از جامعه ریشه دار تراست که دوچار یک کرختی فرهنگی هستند و براحتی به ابزار سیاسی تبدیل میشوند. ایدئو لوژی کمونیسم بعلت بر آمدنش از جهان مدرن و گفتمان های معاصر در تقابل با جهان امروز، بعلت ناهم خوانی اش با جهان، از شکنندگی بیشتری برخور دار بود تا ایدئو لوژی دینی(انزوا گرای) اسلامی که در ارتباط ارگانیک و مستقیم با جهان نیست.
کره شمالی هم بمب اتمی دارد ولی بمب اتمی کره شمالی؛ «بمب اتمی کره شمالی» است حال آنکه بمب اتمی جمهوری اسلامی «بمب اتمی اسلام» ضد اسرائیلی و ضد استکباری است و پیکان جهادی اسلام علیه کفر و استکبار جهانی و تبعاً ایران اسلامی بعنوان دارنده این پیکان، و ولی فقیه در رأس این جبهه جهادی علیه کفر و استکبار! از این موضع است که دستگاه رهبری جمهوری اسلامی که کشتی اش تا کمرگاه دکلش به گِل نشسته است میتواند، البته بزعم خود، با دنیا به تعامل امنیتی برسد. رژیم حاکم که بدون کمترین استثنایی در تمامی عرصه های سازندگی و توسعه وامانده است، تنها جلیقه نجات خود را در ماجراجویی اتمی می جوید که این ماجرا جویی را با اتیکت اسلامی در کشورهای اسلامی، و در میهن خودمان در اتیکت دو گانه اسلامی ـ ملی عرضه میکند.
رژیم و باند های مافیایی آن فکر میکنند با گذشت چند سال دیگر و بگور رفتن نسل انقلاب، تمام تبه کاریهای این ۳۳ ساله مشمول مرور زمان شده، هم خونها ریخته شده و هم ثروتهای غارت شده شسته میشوند.
رژیم به این امید بسته است که با به چالش کشیدن دنیا، روحیه ناسیونالیستی را از یکسو و اسلامیت را از سوی دیگر در ملت بیدار کرده و در پناه فوران این غیرت ناسیونالیستی و اسلامی هرگونه مقاومت سیاسی داخلی را در برابر خود خُرد کند.
بنابر این هدف ازساختن بمب اتمی نه بمباران اسرائیل و اروپا بلکه بمباران روانی ـ سیاسی اعتراضات داخلی، با غرور آفرینی بیمارگونه ناسیونالیسم ایرانی ـ اسلامی است حال آنکه، نه این رژیم از شیوخ امارت به اعتبار ایرانی بودن به ملت ایران نزدیکترند و نه به اعتبارمسلمان بودن. برای این رژیم هم ایرانیت و هم اسلامیت ابزارهایی هستند که بکمک آن میتوان شعور مردم را دزدید و اراده مقاومت را درآنها کُشت.
نتیجه:
آنهایی که با قلم یا زبان خود، در محکوم کردن تلاش هسته ایی رژیم کوتاهی میکنند، یا بدتر از آن، فشار های غرب را برای بازداشتن رژیم ایران از مسلح شدن به سلاح اتمی را تخطعه میکنند و یا با خودی دانستنِ( بهر صورت) این رژیم، و ایستادن در کنارآن در ماجراجویی هایش، فکر میکنند موضعی ملی اتخاذ کرده اند، آگاهانه یا نا آگاهانه رژیم را در مقاصد ضد ملی و ماجراجویانه اش، و راندن میهنمان بسوی رویارویی نظامی با دنیا کمک میکنند.
اگر رژیم بداند که مردم ایران، فرهیختگان سیاسی و اقشار آگاه جامعه ایران در این ماجراجویی های جاه طلبانه او بهیچ قیمتی، حتی در صورت بمباران سایت های هسته اش، که نه به ملت ایران بلکه به مقام رهبری و باندهای مافیایی تحت امر او تعلق دارند قرار نخواهند گرفت، مجبور خواهد شد هم در سیاست های خود، هم در برخورد با دنیا و هم مردم ایران تجدید نظر کند!
اگر تصور شود که راهی بجز این مسیر برای منصرف کردن باند حاکم بر میهنمان وجود دارد ، تصوری واهی است.

کامنتی کوتاه درسایت کلمه بر تکذیبیه آقای مزروعی!

Share Button

علی مزروعی دروغی دیگر از “امپراطوری دروغ” را تکذیب کرد
دستگاه خبر سازی بقول آقای مزروعی خبری جعلیدایر بر ملاقات آقایان امیثر ارجمند، واحدی و مزروعی انتشار داده است که آقای مزروعی با همان ادبیات بکار برده شده در بوقهای تبلیغاتی امپراطوری دروغ ان دروغ را تکذیب کرده است. کار بردن وازه گروهک که نشانی از نشنهای استبداد دینی است نشان میدهد که آقای مزروعی هنوز از منجلاب خودی غیر خودی خود را بیرون نکشیده است و کما کان با همان ادبیاتی سخن میگوید که خود از ان در عذاب است.
من کامنت کوتاه زیر را در سایت کلمه ذیل پست مربوطه گذاردم/

..
«..اعلام می دارم انجام چنین جلسه یا جلساتی با حضور من و دو فرد نامبرده با کادر رهبری گروهک فدائیان خلق (اکثریت) تکذیب می شود و جالب اینکه هیچگاه ما سه نفری هم با هم جلسه ای نداشته ایم! روشن است وقتی انجام چنین جلسه یا جلساتی از پایه و اساس دروغ است… .»..»
جناب مزروعی ! شما با اینگونه تکذیبیه خود، آن امتیازی را که آن امپراطوری دروغ خواست به آن دادید»
من کمترین سمپاتی نسبت سازمان اکثریت ندارم ولی هر گز هم آنها را گروهک نمی نامم. امتیاز تیپ شما افراد بر این سازمان در این است که آنها به زیر علم حکومت نخزیدید و تن بدار مجازات دادند و نان دین نخوردند. آنها هرچه هستند «گروهک » نیستند و هرچه هستند در پیشگاه تاریخ و مردم ایران از شما روسفید ترند.