Archive for: February 2012

روسیه و چین دروازه بانان استبداد و ارتجاع جهانی!

Share Button


ترجمه و تنظیم بر اساسی گزارش خبری
نهار نت لبنان
شنبه ۴ فوریه ۲۰۱۲
روسیه و چین قطعنامه شورای امینت را وتو کردند!
پس از مدتها مذاکرات و جرح و تعدیلات در پیش نویس قطعنامه ارائه شده از سوی مراکش بنمایندگی از طرف اتحادیه عرب به شورای امینت، روسیه و چین همان پیش نویس تعدیل شده را هم بالاخره وتو کردند در حالیکه پاکستان، که به قطعنامه اکتبر گذشته رای مخالف داده بود و آفریقای جنوبی و هند که رأای ممتنع داده بودند این بار به این قطعنامه پیشنهادی اتحادیه عرب که توسط مراکش تسلیم شده بود رأی مثبت دادند.
قطعنامه اخیر تا حد بسیاری تعدیل شده بود تا موجب مخالفت روسیه و چین را بر نشود و شرط کناره گیری بشار اسد از قدرت در آن حذف و مفاد آن به پایان دان به خشونت و برگزاری انتخابات آزاد محدود شده بود.
منطق تاریخ آهنین است و برای روسیه جایی باقی نگذارده است. اگر رای مثبت میداد به نزدیک ترین متحد استراتژیک و اخرین متحد خود دردنیا پشت کرده بود که موجب وحشتزدگی ایران هم میشد زیرا ایران هم در میافت که در شرایطی مشابه روسیه پشت آنرا هم خالی میکند. و حالا همکه وتو کرده است عملاً زیر کشتار قصاب وار رزیم اسد را امضاء انداخته است.
نماینده آمریکا پس وتوی روسیه گفت: « روسیه و چین بر عزم خود بر فروختن مردم سوریه و دفاع از رژیم سفاک سوریه ایستاده اند.»
بانکی مون گفت شکست شورای امنیت در حصول توافق روی این قطعنامه یک ضربه به سازمان ملل است.
واکنش دولتهای اروپایی و اتحادیه عرب نسبت به وتوی روسیه و چین محکوم کننده بود.
نماینده مراکش که دولت متبوعش عضو غیر دائمی شورای امنیت است گفت نمی توانم تأسف عمیق خود را از این وتو ها ابراز نکنم.
نماینده آلمان ؛ پتر ویتیگ گفت این کار، شورای امنیت را بی صورت کرد.
نماینده فرانسه گفت این بحثها در سی امین سالگرد قتل عام شهر سوری حما که در آن ده هاهزار نفر بفرمان حافظ اسد قتل عام شدند رخ میدهد. گویا آدم کشی در این خاندان ارثی است.
کامنت من:
همانطور که پیش بینی میشد و منهم در کامنت یا یاداشت دیروز خود نوشتم انتظار تصویب قطعنامه پیشنهادی مراکش و اتحادیه عرب،انتظاری بیهوده بود. روسیه و چین نه راه پیش داشتند و نه راه پس.تأئید این قطعنامه یعنی امضای فرمان سرنگونی بشار اسد که چیزی به آنها نمیداد ولی ته مانده اعتبار آنها را در انظار حامیانی چون رژیم های ایران سودان، اریتره و زیمبابو و.. ، میبرد. تو گویی این؛ یک بازی دراماتیک تاریخ می باشد که در آن مقدر است تا روسیه و چین به دروازه بان یا سنگر اصلی استبداد و ارتجاع جهانی تبدیل شوند!
جهان یکبار دیگر بسوی دو قطبی شدن پیش میرود ولی این بار با آرایشی کاملاً حیرت انگیز در یک بلوک: جنبش های دموکراسی خواهانه، جنبش های اسلامی، کشورهای اروپایی یا متروپول های سابق و آمریکا که پرچم الله اکبر را از دست کهنه مسلمانان گرفته و خود آنرا بر افراشته است و در برابر آن بلوک؛ جبهه متحد استبداد دینی و مافیایی، روسیه ، چین و ایران و حزبالله ایستاده است. تصور چنین چرخش شگفت آوری در صحنه سیاسی جهان تا این چند ماه پیش هم فانتزی گونه بود! چنین بنظر میرسد که هم جنبش های اسلامی و هم عربی به نتیجه واحدی رسیده اند و انهم تعامل و مدارگری است. موضعگیر یهای اخوان المسلین و حتی سلفیستها حد اقل در نگاهشان به مناسبات بین المللی چنین است.
مردم سوریه برای سرنگون کردن رژیم اسد به قطعنامه شورای امنیت نیازی ندارند ولی مردم عرب و جنبش آزادیخواهانه دنیا باید، پس از این همه چانه زنی و جرح و تعدیلات قطعنامه و سرانجام هم عدم تصویب آن در می یافت که : آرایش جدید دوست و دشمن در سپهر سیاست امروز جهان چگونه است. و این بزرگترین درسی است که نیروهای آزادی دوست ملل استبداد زده باید بگیرند و با گرفتن این درس نظم فلکی فکری خود را نیز مطابق اوضاع فلکی زمانه تنظیم کنند!
پیروزی ملت سوریه دور نیست ! حق داریم ازهمین امروز این پیروزی دورانساز را جشن بگیریم و به همه آن پیکار جویانی که درحما، حمص، دیرو لزور و هرگوشه دیگری از سوریه با جلاد ملت میجنگند پیام گرم همبستگی خود را ابراز داریم!

گوسفند و بز یعنی دلار!

Share Button

چند وقت پیش در بحبوحه بگیر و ببند بازی حکومتی در اطراف خیابان فردوسی نوشتم که گوسفند هم دلار است، کافیست چند کیلومتر از اینسو به آنسوی مرز برود.
امروز بخش خبرِ «خبر آنلاین » زیر عنوان گوشت گوسفندی هفته آینده چه قیمتی خواهد داشت؟ به نقل از ایسنا مینویسد :
« ..از طرفی نیز مسوولان وعده دادند که جلوی خروج غیرقانونی دام گرفته شود و انشاءالله با انجام این وعده‌ها، قیمت گوشت گوساله در پی آن گوشت گوسفندی کاهش پیدا می‌کند..»
البته فقط اینشالله!
هفته قبل هم یکی از نشریات خارجی هم در رابطه با قاچاق کالا از بنادر خلیج نوشته بود که از عمان به ایران کالاهای ساخته شده و از ایران به آنطرف دام زنده قاچاق میشود.
دستگاه های بگیر و ببند رژیم ممکنست در اجرای مقررات حکومت نظامی ارزی در حاشیه خیابان فردوسی موفق شوند ولی همه دستگاه نظامی و گمرکی کشور هم نمیتواند مانع قاچاق دام، مواد خوراکی، فرش ، خشکبار غلات، برنج، حبوبات، طلا و عتیقه جات به خارج از کشور شوند.
با افزایش تفاوت نرخ دلار و ریال و نایاب شدن دلار در بازار، قاچاق مرزی بازار مملکت را از کالاهای اساسی مورد مصرف مردم خالی خواهد کرد تا پاسخ نیاز ارزی متقاضیان ارزی کشور را بدهد. هرچه دلار در بازار آزاد کمیابتر شود حجم قاچاق مرزی وارزی و به تبعیت از آن فساد و رشوه خواری نیز افزایش خواهد یافت تا آنجا که کنترول آن کاملاً از دست دولت خارج شود.
دولت احمدی نژاد با به اصطلاح تک نرخی کردن نرخ ارز که در عمل چیزی جز محدود کردن فروش آن نیست، بهیچ وجه دلار را تک نرخی نکرد بلکه از فروش آن، متناسب با تقاضای بازار خود داری کرد که با اتخاذ این رویکرد، عملاً بخشهای زیادی از جامعه را به بسوی قاچاق فروشی ( در مناطق مرزی و نوار ساحلی خلیج) میراند.
آثار مستقیم و آنی این سیاست تشدید بحران ارزی و کمیابی کالای های مصرفی در بازار داخلی است و در بلند مدت علاوه بر تبعات اقتصادی به فلاکت اجتماعی هم منجر میشود زیرا کشانده شدن بخش زیادی از جمعیت مولد کشور بسوی رانتخواری و قاچاقچیگری از خود، آسیب های جامعه شناختی دیر درمانی بجا میگذارد که صدمات آن برای توسعه جامعه در آینده بسی سنگین و حتی درمان ناپذیر خواهد بود. برگزداندن بخشی از جامعه که به نان راحت قاچاقچیگری خو کرده است به عرصه تولید کار آسانی نخواهد بود. وجود بخشی میلیونی رانتخوار و قاچاقچی در جامعه تنها بر یک آسیب شناسی اقتصادی دلالت نمیکند بلکه، یک عامل فرهنگ سازانه نیز هست. فرهنگی که با ساختار نظام ولایی تطابق کامل و ذاتی دارد.
البته تصور کاملاً اشتباه است که فکر کنیم قاچاق مرزی تنها کانال اصلی قاچاق ارزی است. نه! کانال اصلی قاچاق ارزی نه قاچاق مرزی و نه دلال بازی ارزی کنار خیابان فردوسی بلکه تجارت خارجی کشور است که با سوخت فامیل بازی، باند بازی و ارتشاء موتور آن با سرعت و بی وقفه کار میکند.
بطور خلاصه از منظر جامعه شناختی میتوان گفت : حکومت اسلامی ولایت فقیه، آن پایگاه اجتماعی یی را بسط و گسترش میدهد که در آینده پشتیبان و نقطه اتکایش باشد یعنی ده ها میلیون قاچاق فروش و رانتخواری که به قیمت مکیدن عصاره و شیره جان مملکت زندگی انگلی میگذرانند و در برابر هرگونه نغیری که این زندگی طفیلی وار آنان را بخطر اندازد با چنگ و دندان مقاومت خواهند کرد. این اقشار پارزیتی بهترین و مطمئن ترین نقطه اتکای حکومت اسلامی ما و پشتوانه اجتماعی جایگاه مقام معظم رهبری است.

گوشت گوسفندی هفته آینده چه قیمتی خواهد داشت؟
بازرگانی – ایسنا نوشت:
در حال حاضر گوشت گوسفندی با قیمت ۱۸ هزار و ۵۰۰ تومان به دست مشتری می‌رسد اما نرخ گوشت گوساله در هفته گذشته کاهش داشته و گوشت گرم گوساله با نرخ ۱۷ تا ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومان عرضه می‌شود.
علی‌اصغر ملکی ، رییس اتحادیه تهیه و توزیع گوشت گوسفندی با بیان این مطلب اظهار کرد: خروج دام به‌صورت غیرمجاز به کشورهای عراق و کویت بر بازار اثر منفی گذاشته است؛ از سوی دیگر اواخر سال معمولا به خودی خود دام کمتری به بازار عرضه می‌شود و گرانی علوفه نیز از طرف دیگر بر قیمت گوشت گوسفندی تاثیر گذاشته و به طور کلی موارد مذکور باعث افزایش ۲۰ تا ۲۵ درصدی قیمت گوشت شده است.
او با اشاره به کاهش قیمت گوشت گوساله در هفته آینده گفت:‌ قیمت گوشت گوساله در هفته گذشته کمی کاهش داشته و انشاالله در هفته آینده با وعده مسوولان مبنی بر عرضه گوشت منجمد برزیلی در بازار و فروشگاه‌ها و ثبت سفارش صورت گرفته از کشورهای آسیای میانه، باز هم قیمت گوشت گوساله کاهش می‌یابد.
وی توضیح داد: ‌از سوی دستگاه‌های مربوط به تنظیم بازار برنامه‌ریزی شده که از اواسط هفته آینده گوشت منجمد برزیلی با قیمت هشت هزار و ۸۰۰ تومان در میادین، فروشگاه‌ها و فروشگاه‌های زنجیره‌ای عرضه شود؛ از طرفی نیز مسوولان وعده دادند که جلوی خروج غیرقانونی دام گرفته شود و انشاءالله با انجام این وعده‌ها، قیمت گوشت گوساله در پی آن گوشت گوسفندی کاهش پیدا می‌کند.
ملکی در پایان از ذخیره‌سازی خوب مرغ و گوشت قرمز برای نوروز خبر داد و تاکید کرد: ‌در نمایشگاه بهاره نیز گوشت عرضه می‌شود و با تحقق وعده مسوولان پشتیبانی امور دام مبنی بر عرضه بازار نرخ گوشت تغییر می‌کند.

آی دزد! آی دزد!

Share Button


وقتی پاندازها مأمور اجرای عفاف میشوند و بنام اسلام به دختران این مملکت تجاوز جمعی میکنند، باید هم که پادوهای حکومتی و قرمساق های سیاسی هم پرچمدار انقلاب شوند!
کامنتی کوتاه بر افاضات علیرضا محجوب رئیس … خانه کارگر و نماینده مادام العمر کارگران در مجلس عشرت اسلامی!
…..

علیرضا محجوب رئیس خانه ضد کارگر و نماینده دایم العمر همان .. خانه :
ایلنا:
علی‌رضا محجوب:
«کسانی که در برابر نوسان ارز و سکه سکوت می‌کنند خارج از انقلابند»
ایشان میگوید ظرف دو هفته ۲ میلیارد سود از محل ارز بازی به جیب یک عده ایی رفته است!
نه آقای نماینده کار گر!
نه دو میلیارد!
بلکه بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار! در اثر سقوط ریال، یعنی پولی که حقوق و دستمزد کارگران و مستمری بگیران با آن پرداخت میشود، در اثر کاهش قدرت خریدشان از جیب آنان بیرون آمده و بجیب امثال تو و اربابان تو و کلان وامخواران و کلان دزدان درون گردونه قدرت رفته است. سود نوسان دلار نه به جیبِ خرده دلالان حاشیه خیابان فردوسی بلکه بجیب آن کلان تجاری رفته است که با ارقام ده ها و صد ها میلیونی از مجرای بازرگانی خارجی و با پوشش قانونی، از کشور ارز خارج میکنند بدون اینکه ترس از بگیر و ببند، و خطرِ اعدامی که رئیس … قوه قضائیه بدان تهدید میکند، داشته باشند.
ظرف دو هفته ده ها میلیارد دلار از بانک مرکزی عراق توسط ایرانیان خارج شده است که به ازای آن از ایران، جنس به عراق صادر شده و یا اسکناس های ایرانی که باز به ایران برگشته و هزینه توریستهای عراقی و یا خرید جنس از ایران و بردن آن به عراق میشود بدون اینکه حتی یک سنت به ازای آن به ایران برگردد.
رژیم انقلابی حاکم! و امثال شما آقای محجوب! بعنوان بخشی از عُمال آن، با آوازه گری روی دلال بازی خیابان فردوسی؛ در جهت معکوس و بقصد رد گم کردن؛ آی دزد! آی دزد میکنید!
کلان دزدان ارزی سوپر میلیاردرهای ایران مقیم امارات هستند که شعبه ایی از فدراسیون سندکای کلان دزدان حکومتی ما می باشند!
آقای محجوب!
اگر یک ارزن صداقت و شرف داری که در آن تردید دارم، به کارگران ، به مستمری بگیران بگو: چگونه فرسایش قدرت خرید ۳۰ ـ۴۰ درصدی ناشی از تورم و تنزل ارزش ریال خود را جبران کنند؟ مگر تو خود را نماینده آنها نمی دانی؟
پاسخ آن انقلابی که تو از آن دم میزنی و نان آن را ۳۰ است که خورده ایی به این غارت شدگی تاریخی چیست؟

تجاوز گروهی توسط پاسداران عفاف و حجاب!

Share Button

خبر: از میان اِ میلهای رسیده!
اگر کسی فکر کند کَکِ سید علی خامنه ایی و سایر آخوند های حکومتی از این گونه جنایت میگزد اشتباه کرده است. انها دقیقاً چنین نظمی را میخواهند تا بنام اسلام مورد قرائت خود هر کاری که میخواهند بکنند!
یا رب روا مدار که گدا معتبر شود
گر معتبر شود زتوهم بی خبر شود!
……………………..
سردار باقر افشار حین تجاوز جنسی در قزوین دستگیر شد . تجاوز گروهی
توسط نیروهای انتظامی

با تجاوز جنسی امنیت را در ایران حاکم میکنیم .هشت مامور نیروی انتظامی
قزوین به اتهام تجاوزبه دهها دختر دانشجو دستگیر شده اند .خبرگزاری
آذربایجان ماموران کلانتری های ۱۱، ۱۲ و ۱۳ قزوین در طرح امنیت اخلاقی و
مبارزه با مظاهر بدحجابی و فساد برای خودشان یک باند تشکیل داده اند و از
این فرصت کمال سوء استفاده را برده اند. این ماموران ، در حال انجام
وظیفه، خودرو دخترانی که بدحجاب بوده اند را متوقف می کردند و به
پارکینگی به نام پارکینگ شرکت نفت انتقال می دادند و در آنجا با تهدید
دختران که بیشترشان دانشجو بوده اند، آن ها را تهدید می کردند که این
پرونده برایشان گران تمام می شود و ممکن است با گزارشی که تهیه می کنند
به چندین سال زندان محکوم شوند. دختران دانشجو هم که بیشترشان غیر بومی
بوده اند از پلیس حافظ ناموس ملت! می خواستند که در حق آن ها لطفی بکنند
ومسئله را فیصله دهند. ماموران کلانتری با گرفتن شماره تماس دخترها قول
می دادند که مشکل آن ها را خودشان حل کنند.بعد با آن ها تماس می گرفتند و
در همان پارکینگ قرار می گذاشتند که بیاید خودرو را تحویل بگیرد. وقتی که
دخترهای بی خبر از همه جا به پارکینگ می رفتند ماموران هم “وظیفه اشان”
را انجام داده اند.در یکی از همین روزها یکی از فرماندهان مبارزه با
مفاسد اجتماعی که اتفاقی در پارکینگ حاضر می شود ،متوجه می گردد که خودرو
کلانتری ۱۲ زیر پل پارکینگ مثلا مخفی شده است. مشکوک شده و داخل پارکینگ
می رود و یکی از پلیسها را با لباس نظامی در وضعیت نامناسبی می بیند .
همانجا با اطلاعات نیروی انتظامی قزوین تماس می گیرد و با دستگیری این
مامور هفت نفر دیگر هم لو می روند.در بررسی های اولیه مشخص شده است که تا
به حال ۱۸ دختر دانشجو به دام این ماموران افتاده اند. همینطور ۱۰۰ مورد
تعهد و شماره تلفن از دختران دانشجو در محل کار این مامور پیدا می
شود.بعد که داستان ادامه پیدا می کند رئیس باند “ماموران متجاوز نیروی
انتظامی” ماموری به نام سردارباقر افشار بوده است که در بازرسی از منزل
این مامور نیروی انتظامی ، ۲۰۰۰ بطری مشروب کشف می کنند. نیروی انتظامی
قزوین پرونده را به دادگستری قزوین نمی فرستد و خبرنگاران محلی هم اجازه
ورود به این ماجرا را ندارند.سردار اسماعیلی مقدم باید جوابگو باشد
.

ارتش بشار اسد در آستانه فروپاشی!

Share Button


دست آورد حمله توپخانه و خمپاره اندازی کورِ ارتش بشاراسد به شهر حمص!
کپی از نهار نت

۰
گروهی از افسران ارتش آزاد سوریه
نهار نت لبنان
جمعه ۱۳ بهمن
یک سخنگوی «ارتش آزاد سوریه» به خبر گزاری فرانس پرس میگوید: بموازت سقوط روحیه و اخلاق رزمی واحد های نظامی، ارتش سوریه کم کم در آستانه از هم پاشیدگی قرار گرفته است و تعداد روز افزونی از سربازان گریخته و با نظامیانی که مردم را سرکوب میکنند میجنگند.
سرهنگ «ماهر نعیمی» از FSA که از مقر خود در ترکیه صحبت میکرد امروز جمعه در مصاحبه تلفنی با فرانس پرس میگوید: ارتش منظم در وضعیت رقت انگیزی قرار گرفته است و دم بدم به فرو پاشی نزدیکتر میشود.
هرچند ارتش زرادخانه بسیار عظیمی در اختیار دارد ولی نفرات آن دیگر تمایلی به پیکار ندارند و یا در حال امتناع از جنگیدن هستند.
نعیمی میگوید نارضایتی در بین رده های گوناگون افسران نسبت به فرماندها ن ارتش که عمدتاً برخاسته از علویها هستند که شاخه ایی از تشیع می باشند نیز در حال افزایش است.
بیشتر سربازان وظیفه ارتش از جامعه اهل تسُنن هستند. تعداد روز افزونی از آنها با گذشت ۱۱ ماه از سرکوب قیام مداوم مردمی، از ارتش اسد گریخته و به ارتش آزاد سوریه می پیوندند. برخی بر آوردها از تعدادی بیش از ۶۰۰۰ نفر کشته در اثر عملیات سر کوب حکایت میکنند.
نعیمی میگوید؛ در ۲۴ ساعت گذشته در بخشهای مختلف کشور که در آنها ناآرامی وجود دارد فرار بسیاری از ارتش رخ داده است در برخی نواحی یک سرباز و در برخی نواحی واحد ها ی کامل نظامی.
نعیمی میگوید که فرار زیادی همین امروز در اطراف «درعا» رخ داده است که در آن منطقه همین امروز ۹ نفر از نفرات رژیم در در گیری با FSA به هلاکت رسیده اند.
او میگوید که در برخی موارد فراریان با جنگیدن و گذر از پستهای بازرسی و از میان نیروهای امنیتی راه فرار خود را گشوده اند. او اضافه میکند که جوانان مشمول خدمت سربازی دیگر خود را برای خدمت سربازی معرفی نمیکنند.
او اضافه میکند: «و این یک نشانه ای از شکست ارتش است.»
بااینکه ارتش آزاد سوریه از نظر نفرات و تجیهزات نسبت به ارتش رژیم دست پائین را دارد، ولی بنحو روز افزونی جسارت آمیزانه تر به واحد های نظامی رژیم حمله میکند بنحوی که توانسته است در اطراف شهر هایی که کانون درگیری هستند کنترول بسیاری مناطق را در دست گیرند.
FSA ادعا میکند که نزدیک به ۴۰۰۰۰ نفر عضو دارد که شامل هواداران و فراریان ارتش میشود.
………..
کامنت من:
فرار وسیع سربازان از ارتش بشار اسد بیش ازاهمیت مستقیم رزمی خود، تأثیر روانی خُرد کنننده بر کل ارتش حتی فرماندهی عالی آن دارد. در جریان انقلاب اسلامی، ۹۰% فراریان ارتش را سربازانی تشکیل میدادند که تنها کاری که از آنها ساخته بود نگهبانی دادن بود و نه جنگیدن. یا همافرانی که در حقیقت کادر فنی بودند ولی فرار همین نیروهای غیر رزمی؛ اراده، انظباط و وفاداری ارتش را در آن واحد هایی که توان رزمی و جنگی داشتند درهم شکست.
در اینکه ستون فقرات ارتش اسد در هم شکسته است تردیدی نمیتوان داشت. و فکر نمیکنم مخالفین رژیم اسد هم خود مایل به پیروزی سریع باشند چون ادامه پیکار و بازیهای دیپلماتیک و سیاسی جانبی آن دست آورد کمتری از پیروزی نظامی بر رژیم دمشق ندارد.
اما یک نکته بسیار پر معنای تاریخی که هم در لیبی رخ داد و امروز با عمق و دامنه بیشتری در سوریه رخ میدهد اینست که تا ۲۰ سال پیش اتحاد جماهیر شوروی و چین در کنار جنبش های آزادیخوانه علیه امپریالیسم برای خود حیثیت سازی و اعتبار آفرینی میکردند و دوست قابل اعتماد خلقها بودند، حال نوبت امپریالیسم آمریکا و دول استعماری و متروپل سابق هستند که پشت جبهه جنبش دموکراسی خواهانه مردم دنیا شده اند و روسیه و چین به باروی قابل اتکای استبداد و ارتجاع در سطح جهان تبدیل گردیده اند. اززیمبابو تا میانمار تا سومالی، از سومالی تا سودان و لیبی و سوریه! و ایران و … .
این آرایش جدید نیرو را در جبهه پیکار برای آزادی و دموکراسی باید درک کرد! این چرخش وضعیت تاریخی پیامی بیش از سرنگون شدن قذافی، بشار اسد و بزودی و بنحو دیگری سید حسن نصرالله در لبنان و مالکی در عراق و سپس مقام معظم رهبری ما و آنگاه … ؟ دارد.
هزار رشته باریکتر زمو اینجاست!

Rebels Say Syrian Army near Collapse
The Syrian army is slowly disintegrating as troop morale plummets and more soldiers defect to join rebels fighting a regime crackdown against dissent, a spokesman for the Free Syrian Army said Friday.
“The regular army is in a pitiful state and getting close to collapsing,” said Major Maher Nuaimi, who is based with the FSA in Turkey, in a telephone interview with Agence France Presse.
“Even though the army has huge military capabilities, soldiers no longer have the will to fight or are ready to do so.”
Nuaimi said there was also growing discontent among officers and the rank and file against army commanders, who are largely drawn from President Bashar al-Assad’s Alawite community, an off-shoot of Shiite Islam.
Most of the conscripts in the military are from Syria’s majority Sunni Muslim community.
A growing number have been defecting and joining the Free Syrian Army (FSA) as the 11-month government crackdown on a popular revolt continues.
An estimated 6,000 people have died in the bloodshed, according to rights groups.
“In the last 24 hours many defections have taken place in all of the provinces where there is unrest,” Nuaimi said. “Some involve one soldier and others a whole group.”
Nuaimi said several soldiers defected on Friday in the southern province of Daraa where nine regime troops were killed in clashes with the FSA.
He said in many instances dissident soldiers have literally had to fight their way out, braving checkpoints by security forces to escape.
Nuaimi added that young men over the age of 18 were also no longer reporting for their compulsory military service.
“This is a sign of defeat for the army,” he said.
Although heavily outnumbered and outgunned, the Free Syrian Army has increasingly launched bold attacks against regime forces and managed to seize control of some neighborhoods of the central flashpoint town of Homs.
The FSA claims to have some 40,000 members, including defectors and sympathizers.
SourceAgence France Presse
 

Balatarin

نگاهی به ۲۵ بهمن در راه!

Share Button

مذهب کاتولیک و دین ما اسلام و بسیاری ادیان دیگر سقط جنین را گناهی در حد آدم کشی دانسته اند. بگذریم از اینکه در جمهوری اسلامی خودمان که درکلام، سقط یک جنین ۲ روزه را قتل نفس تلقی میکند مثل آب خوردن فتوای اعدام داده میشود. من اصل را براین میگیرم که سقط جنین براستی عملی بسیار شنیع در حد جنایت است. ولی فرض کنیم بنا به برخی دلایل پزشکی بارداری برای یک زن، خطر جانی ایجاد کرده باشد، آیا باز در چنین موردی هم سقط جنین مجاز نیست؟ آیا چسبیدن به یک حکم شرعی باید تا پای مرگ یک زن باردار رعایت شود؟
در دین ما اسلام، خوردن گوشت سگ و گربه حرام است. ولی همین دین در شرایط گرسنگی شدید و خطر مرگ از گرسنگی به انسان مسلمان اجازه میدهد تا سگ و گربه و موش مرده را هم تناول کند.
قریب تقریباً دو دهه است که واژه ساختار شکنی، براندازی، انقلاب و بویژه در نوع قیام مسلحانه اش از یک واژه قُدسی و انسان ـ آرمانی به یک تابو در حد استفاده از کهنه حیض سیاسی تبدیل شده است. از اینها بدتر بر وزنِ بارِ ارزشی واژه های: بیگانه، دشمن، خارجی و.. ، چنان ملاط سنگین اخلاقی و حیثیتی و دینی ـ سیاسی ـ ملی افزوده شده است که ملت را؛ از تصور بهره جستن از هر امکانی و دست زدن به هر اقدامی که: ساختار شکنانه، انقلابی، غیراصلاح طلبانه تلقی شده، یا بنوعی بمعنای جایز شمردن استفاده از امکانات فشارهای بین المللی باشد منع میکند.
امروز دعوت از ناظرین بین المللی برای نظارت بر انتخابات در بسیاری کشورها که کمترین احتمالی از سوء تفاهم در سلامتی برگزاری انتخابات آنها برود، به یک هنجار بین المللی تبدیل شده است. ولی در کشور ما حتی نماینده سازمان ملل برای رسیدگی به نحوه رعایت حقوق بشر، از طرف ارگانی که مملکت ما هم عضو رسمی آنست، حق ورود به کشور را نیافته و با توهین هم از وی یاد میشود.
رویکرد رژیم در اینکه کمترین حق شهروندی برای مردم و منتقیدن خود قایل نباشد قابل فهم است ولی اتخاذ این رویکرد از سوی اپوزیسیون یا منتقدین حکومت بزبان ساده؛ یعنی علامت دادن به رژیم که در پامال کردن حقوق مردم، غارت ثروت ملی اشان، منهدم کردن بافت و نسوج اجتماعی اشان، بهم ریختن هنجار های طبیعی فرهنگیشان و تنقیه کردن الگوهای فرهنگی حکومتی خود به آنها، آزاد است و میتواند با دست باز عمل کند.
تجربه پس از جنگ دوم و روی کار آمدن رژیمهای اقتدارگرای ایدئولوژیک، قبیله ای، مافیا گونه [یا مافیا کراتیک]، طالبانیستی و نوع ولایت فقیهی [یا لومپنکراتیک] که بدترین نوع همه آنهاست، در گوشه و کنار جهان بوضوح نشان داده است که این رژیمها تحت شرایطی تا آنجا در برابر تغیرات سیاسی مقاومت نشاند میدهند که پیش از آنکه خود از نظر سیاسی ساقط شده فرو بپاشند جامعه را از هم می پاشانند و آنچنان هم که هیچ معلوم نیست پس از آنها دیگر جنبده سیاسی سالمی باقی مانده باشد تا ویرانگری آنها را جبران کند.
این تصور که در هر شرایطی، فقط با تکیه محض بر نیروهای ملی میتوان بر رژیمهایی مثل رژیم ضد ملی خودمان، قذافی، بشار اسد.. ، غلبه کرد تصوری خام است که در مورد کشور خودمان، خود رژیم هم به انحای مختلف میکوشد این تصور را در ذهنیت مردم و جامعه سیاسی میهنمان نهادینه کند. این ذهنیت بزرگترین کارت بیمه رژیم است. برای تقویت این ذهنیت رژیم نه تنها از عوامل کارکشته خود و شبکه تبلیغاتی و ذهنیت سازی عمومی خود استفاده میکند بلکه از تعصبات و تابوها و تقدسات بی محتوا شده سیاسی نیز سود میبرد!
در وضعیت کنونی جنبش دموکراسی خواهی مردم ما، نه هنوز بحثی از تقاضای کمک انسان دوستانه بین المللی میتواند در میان باشد و نه رد چنین رهیافتی، نه بحث دفاع از حمله ناتو به تآسیسات هسته ایی ایران میتواند در میان باشد نه جبهه گرفتن قاطع دربرابر چنین حمله ایی زیرا آن پیش فرضها و پیش شرطهایی که پذیرش و رد چنین رویکردهایی را محتمل میکنند هنوز وجود ندارند.
لذا آنهایی که پیشاپیش به این احتمالات و گزینه ها از زاویه طرد یا پذیرش قطعی آنها مینگرند و چنیین رهیافتهایی را تبلیغ میکنند، پیشاپیش میخواهند برای رژیم در جایگاه منتقد یا اپوزیسیوین رژیم کارت بیمه معتبر و مردمی بگیرند یا برای نیروهای خارجی کارت سبز مداخله و حمله نظامی صادر کنند.
تا همین ۵ ماه پیش در سوریه طرح در خواست کمک از شورای امنیت و بین المللی کردن بحران سوریه یک قضیه ناموسی سیاسی، در درجه اول بین خود سوریها بود و در درجه دوم مسئله ایی فقط عربی، حالا اپوزیسیون مردمی سوریه، از جامعه جهانی گله مند است که چرا منفعلانه، نظاره گر کُشت و کُشتار مردم توسط رژیم اسد است و برای جلو گیری از سرکوبگری دولت دمشق مداخله نمیکند. در این نباید تردید داشت که اگر رژیم اسد این قدرت را داشته باشد که دست به سرکوب بیشتر مردم بزند، اپوزیسیون مردمی و ملی سوریه درنگ نخواهد کرد تا رسماً از ناتو و فرانسه بخواهند تا با درهم کوبیدن تأسیسات نظامی رژیم اسد و از کار انداختن ماشین کشتار آن امنیت مردم و معترضین را حفظ کنند واین رویکرد؛ از حق مشروع این اپوزیسیون گذشته، وظیفه ملی وسیاسی آنست.
رژیم ایران و شخص خامنه ایی از روز اول که جنبشهای منطقه شروع شدند، باستثنای سوریه، از همه این اعتراضات حمایت کرده و اعتراض و خواست تغیرات سیاسی را حق مردم دانسته اند.
اینک هنگام آزمون خود رژیم و شخص خامنه ایی بعنوان مسئول ترین شخصیت نظام و رهبر آن فرا رسیده است تا به مردم ایران و جهانیان نشان دهند که تا چه پایه به آن حقی که برای مردم بحرین و تونس و اردن مصر.. ، در اعتراض سیاسی نسبت به حکومتهایشان قائل هستند برای مردم ایران نیز قائل می باشند.
«شورای هماهنگی راه سبز امید» بعنوان ارگان رهبری جنبش سبز، از مردم خواسته است تا در ۲۵ بهمن بعنوان اعتراض به حکومت، نه به قصد انقلاب و نه بقصد براندازی؛ به راهپیمایی ساده و ساکت در خیابانهای اصلی شهر ها بپردازند. وظیفه رژیمی که از حق همه گونه تظاهرات مردمی در دنیا، از تظاهرات وال استریت درنیویورک گرفته تا میدان تحریر مصر و منامه در بحرین دفاع میکند نه تنها حق سرکوب این راهپیمایی مسالمت آمیز مردمی ندارد بلکه وظیفه دارد آنرا پوشش دهد، هم بلحاظ امنیتی وهم خبری !
و اما این تنها وظیفه رژیم نیست تا مزاحم و مانع این حرکت بسیار مسالمت آمیز مردم نشود بلکه این وظیفه شورای هماهنگی نیز هست تا درصورت هرگونه اقدام خشونت آمیزی از طرف رژیم، چه مستقیم از سوی نیروهای انتظامی آن و چه از طرف نیروهای «خودجوش» آن، بدون ترس از شانتاژ و انگ و رنگ، خواهان مداخله سازمان ملل برای جلو گیری از سرکوب مردم شود!
من بعنوان یک شهروند ایرانی بسهم خود از هم اکنون با قاطعیت و احساس مسئولیت وجدانی اعلام میکنم که بسسهم خود: با مداخله ناموجه خارجی در امور داخلی میهنم مخالفم، با حمله نظامی برای تغیر نظام سیاسی کشورم مخالفم، اما اگر در این ۲۵ پنجم بهمن دستگاه سرکوب رژیم مانع حرکت اعتراضی مردم شود و بدتر از آن، اگر به سرکوب چنین اعتراضی دست زند، آنچنانکه تا بحال کرده است، بسهم خود بعنوان یک شهروند از همه مجامع بین المللی از همه قدرتهای بزرگی که در دنیا برای خود مسئولیتی قائلند می خواهم با هر امکانی که در اختیار دارند و مفید به فایده است به کمک بیایند تا مردم ما نیز بتوانند بدور از ترس گلوله باران شدن، اعتراض خود را به نظام حاکمشان نشان دهند.
آخرین سئوال اینست: آیا باید مثل لیبی و سوریه هزاران نفر در کشور ما کشته شوند؟ هزاران هزار آواره شوند تا جامعه جهانی بفکر بیفتند و مانع چنین کشت و کشتارهایی در میهن ما بشود؟
آیا باید جنگ داخلی، لرزش منطقه ایی و آوارگی میلیونی رخ دهد تا دنیا بفکر فشار روی رژیم ایران بیفتند؟
خود مردم میهنمان نیز باید بدانند! خواست ملت ایران، خواست نیروهای آزادیخواه میهنمان برای دموکراسی و حقوق کامل مدنی تعطیل شدنی نیست! و مردم ایران از این خواسته های خود دست نخواهند کشید.
مردم ایران سعی خواهند کرد تا با مسالمت آمیزترین وجهی به این خواستها برسند ولی اگر کسی فکر کند پیکار برای رسیدن به این اهداف ملی و انسانی به صرف سرکوب رژیم تعطیل می شود تصوری باطل کرده است. تلاش رژیم برای سرکوب مردم جز با واکنشی شدیدتر و پیکار جویانه تر از سوی مردم روبرو نخواهد شد. یگانه راه کم هزینه ترکردن تحولات مورد مطالبه، متحد شدن بیشتر و نشان دادن قاطعیت بیشتر در مطالبه این خواستها است. با پیکارمتحد؛ به رژیم کمک کنیم تا از این توهم بیرون بیاید که میتواند برای مدتی طولانی از تسلیم شدن به اراده مردم شانه خالی کند.

جملاتی که باید آنرا مزمزه کرد!

Share Button

در حاشیه نشست شورای امنیت روی مسئله بحران سوریه و خواست اتحادیه عرب دایر بر تشکیل دولت وحدت ملی و کناره گیری بشار اسد که معنای عملی ان تغیر رژیم با حضور مشارکت خود رژیم اسد است.
العربیه انگلیسی
۴ شنبه ا فوریه
لاوروف گفت سیاست ایزوله کردن و تغیر رژیم، خطر بر افروختن « درام بسی بزرگتر» را در خاورمیانه ایجاد میکند.
«آنهائیکه به تغیر دادن رژیمها خو گرفته اند، باید منظره وسیعتر آن را در نظر بگیرند. و من نگرانم که اگر تمایل شدید به تغیر رژیمها همچنان ادامه یابد، ما به آنجا خواهیم رسید که شاهد وضعیتی بسیار بد، بسیار ، بسیار ،بسیار بدتر از فقط سوریه، لیبی، مصر و یا هر کشور دیگری خواهیم بود.»

“The people who are obsessed with removing regimes in the region, they should be really thinking about the broader picture. And I’m afraid that if this vigor to change regimes persists, we are going to witness a very bad situation much, much, much broader than just Syria, Libya, Egypt or any other single country.  

این اظهار نظر لوروف را به چیزی جز ناله های احتضار یا واپسین نفسهای یک معادله درهم ریخته قدرت در سطح جهانی نمیتوان تعبیر کرد. بطور خلاصه در این چشم انداز: بسیار ،بسیار ،بسیار بدتر مورد نظر لاورف بهار عربست که دامان کشان از ایران گذشته به دروازه کرملین رسیده است!