Archive for: March 2012

SNC پیکار مسلحانه را در سوریه سازمان میدهد!

Share Button


نهار نت لبنان
۲ فوریه سوم اسفند
برهان غلیون : شورای ملی سوریه دفتری جهت سازماندهی دریافت اسلحه و تحویل آن به پیکار جویان سوری را دایر میکند.
نهار نت لبنان
سوم اسفند ۲ فوریه
برهان غلیون: شورای ملی سوریه امر مسلح کردن پیکارجویان ضد رژیم را سازمان خواهد داد

برهان غلیون دیروز سه شنبه گفت که شورای ملی سوریه بر آنست تا از طریق ایجاد یک دفتر نظامی، امر دریافت اسلحه از آن کشورهایی که آمادگی تحویل سلاح را به پیکار جویان سوریه دارند را سازمان دهد.
او گفت: « ما میدانیم که برخی کشور ها تمایل خود را برای تحویل اسلحه به انقلابیون سوریه ابراز داشته اند. شورای ملی سوریه (اس. ان. سی)، مایل است جریان دریافت و تحویل سلاح را برای مسلح کردن ارتش انقلابی را سازماندهی کند. شورای ملی سوریه بمثابه حلقه ارتباطی انقلابیون با آنهایی که مایلند کمک کنند عمل خواهد کرد.»
شورای ملی سوریه امروز چهارشنبه اعلام کرد که این دفترنظامی را به این خاطر ایجاد میکند تا بر «مقاومت مسلحانه» علیه رژیم، که حملات زمینی خود را متوجه منطقه تحت کنترول انقلابیون در اطراف حُمص کرده است، نظارت داشته باشد.
غلیون گفت که این دفتر نظامی، ارتش آزاد سوریه را با سایر پیکار جویان گسسته از ارتش پیوند خواهد زد. او گفت که سرهنگ ریاض الاسد فرمانده «ارتش آزاد سوریه» و ژنرال مصطفی الشیخ، که از اخیراً از ارتش جدا شده و «شورای عالی انقلابی» را ایجاد کرده است، هردو موافقت نموده اند تا در این دفتر نظامی فعالیت کنند.» محل استقرار این دفتر تا آنجا که ممکن است نزدیک مرز سوریه با ترکیه خواهد بود.
………..
کامنت من:
چنین بنظر میرسد که دوران تعارفات و بازیهای دیپلماتیک روی بحران سوریه به پایان رسیده است و اینک بقول مائو«قدرت سیاسی از لوله تفنگ» بیرون می آید. چرخش اوضاع سوریه بدینسو، بهیچ وجه خارج از انتظار نبود و من در همان آغاز بحران سوریه بارها نوشتم که مسئله سوریه از طریق جنگ داخلی حل خواهد شد. حکومت سوریه در موقعیتی نیست و نبود که عقب بنشیند و جنبش مردم هم که نسیم تند بهار عرب به بادبانهایش قدرتی تُندَرآسا داده بود لزومی به امتیاز دهی نمی دید. دولتهایی غربی هم حق دارند شاد باشند از اینکه با کشاندن روسیه به شورای امنیت و قرار دادنش در برابر اراده خلقهای بپا خواسته عرب، آنرا بیش از پیش منفور ملل عرب کردند.
گسترش جنگ داخلی، تنها رژیم سرویه را قربانی نخواهد کرد بلکه کمر حکومت ما را از هر لحاظ نیز خواهد شکست زیرا، (واقعاً معلوم نیست بر اساس چه محاسباتی) مقامات نظام به تکرار گفته اند که تا به آخر در کنار حکومت سوریه و رژیم اسد خواهند ایستاد. تکلیف حزب الله لبنان نیز ناگفته پیداست. هم حزب الله لبنان و هم متأسفانه شیعیان لبنان پس از سقوط رژیم اسد و انحلال حزب الله سرنوشت خوبی نخواهند داشت. چرخش سیاسی برای حزب الله به آسانی حماس نیست که از هم اکنون به محور ایران ـ سوریه ـ حزب الله ، پشت کرده و به بلوک مخالف پیوسته است. حزب الله در دوران اقتدار گذرای خود در لبنان بیش از آن تاخت و تاز کرده است تابتواند در همزیستی با سایر نیروهای سیاسی لبنان به حیات خود ادامه دهد.
موازنه استراتژیک در منطقه؛ هم به لحاظ سیاسی و هم از نظر نظامی آنچنان بزیان رژیم اسد است که با بمیدان آمدن تمام ارتش و سپاه پاسداران ایران هم شانسی برای ماندگاری آن رژیم نیست. سوریه در محاصره کشور هایی قرار دارد که همه به نوعی در پشت سر انقلابیون سوریه ایستاده اند و درپشت سر همه آنها هم تمام دنیای غرب ایستاده است. من نوشتم که خاور میانه عربی به خاور میانه غربی تبدیل خواهد شد و این یک واقعیت است نه اغراق گویی.
عراق هم ظاهراً در همان راهی قرار میگیرد که حماس قرار گرفته است. سه روز پیش یک مقام عالیرتبه امنیتی عراق به عربستان رفت و چند قرارداد امنیتی مهم با آن دولت بست. در آینده نزیدک قرار است اجلاس سالیانه سران اتحادیه عرب در عراق تشکیل شود و دولت عراق به بهانه تبعیت از تصمیمات اتحادیه عرب، سوریه را به این اجلاس دعوت نکرده است.

Balatarin

افتضاحات یا پیش درآمد سقوط!

Share Button

آنکه ناموخت از گذشت روزگار
هیچ ناموزد زهیچ آموزگار
تقدیر قلدرهای تاریخ گویا چنین است که از پیشینیان خود هیچ نیاموزند و دقیقاً در آن تله مرگی گرفتار آیند که گذشتگان افتاده اند. چائوشسکو، قذافی، صدام، مبارک، شاه، زین العابدین بن علی و سر انجام سید علی خامنه ایی! البته من مبارک، شاه و زین العابدین بن علی را از آن سه تن دیگر جدا میکنم زیرا، اینها برغم دیکتاتوری و فساد دستگاهشان، دیکتاتورهایی توسعه گرا بودند که در نهایت، نظام ساخته آنان در صورت استمرار میتوانست به سر منزل توسعه سیاسی، حکومت قانون و دموکراسی هم برسد. در صورتیکه آن سه دیگر دیکتاتوریهایی بوده و هستند قدرت گرا به معنی مطلق کلمه که ادامه حکومتشان جز «فروپاشی» و ویرانی از خود باقی نخواهد گذارد. فرو پاشی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ، اخلاقی و و حتی کل موجویدت وحدت ملی.
این اشتباه است اگر سقوط دیکتاتورهایی را که ظرف این سه دهه ساقط شده اند را در عامل مستقیم سقوط شان: قیام مردم یا مداخله خارجی بدانیم. این دیکتاتور ها در درجه اول خود با مسدود کردن فضای سیاسی پیرامون خود شانس نظارت هوشیارانه اوضاع را از خود گرفتند.
دیکتاتور رومانی، چائو شسکو،در اولین سخنرانی خود پس از بازگشت از مسافرت سه روزه اش به ایران، هو کردن حضار را بجای هورا کشیدنی که بدان عادت کرده بود گرفته و تا چند لحظه بعنوان ابراز امتنان، برای مردم دست تکان میداد. دقایقی گذشت تا بهوش آمده و ببیند که مردم دارند او را هو میکنند و برایش هورا نمیکشند. شاید اگر گوش چائو شسکو دو دهه پیش میتوانست با خونسردی و واقع بینی چند تا از این هو کردنها را بشنود و در آن اندیشه کند کارش به پای جوخه اعدام نمیکشید. اگر قذافی در آنروزهای آخر، بجای اینکه به هورا کشی اطرفیان جیره خوار و مجیز گویش دلخوش کند به پیامهایی که ازبنغازی می آمد یک ذره توجه میکرد و پیام آن کشورهای عربی را که حاضر بودند به او و خانواده اش پاهندگی اعطاءکنند میشنید کارش بجایی نمیرسید تا چوب به کون، کتک خورده، با افتضاح کشته شده و یا بروایتی به آتش کشیده شود.
این دیکتاتور ها را نه مخالفین آنها به تنهایی بلکه هورا کشان آنها نیز با گمراه کردنشان و ابراز وفاداریهای قلابی خود نیز ساقط کردند.
اگر ولادیمیر پوتین پیام دو ماه پیش میخائیل گورباچف پیر را میشنید و پس از این دوره فرمانروایی در پست نخست وزیری و و دو دوره ریاست جمهوری، از گردونه قدرت پیاده میشد، میتوانست احترام خویش را مثل خود گورباچف حفظ کند ولی حرص او برای قدرت گویا سرنوشت دیگری را برای او رقم زده است. او نمیتواند ببیند که قادر نخواهد بود در قاره اروپا ، در قرن بیست و یکم که نسیم دموکراسی در آن به سونامی دگرگونی تحول یافته است ، اقتدار فردی خود را مستقر کند.
در میهن خودمان، جنبش اصلاحات، مقام معظم رهبری را بیدار نکرد! در اعتراض به کودتای انتخاباتی ۸۸، خروش اعتراضی جنبش سبز هم او را از خواب شهوتناک قدرت طلبی اش بیدار نکرد! تحریم انتخابات هم از سوی: با احساس مسئولیت ترین، پیشرو ترین و شرافتمندترین شخصیتهای این مرز و بوم و آن احزاب و سازمانهایی که نه پروارشده رانتهای حکومتی بلکه احزابی هستند که ریشه در تاریخ و پیکار آزادیخواهانه مردم این سرزمین دارند وی را بیدار نکرد. آخرین شانس بیداری برای وی فرداست، دوازدهم اسفند ماه ۱۳۹۰ خورشیدی.
و مردم ایران با ایستادن در خانه هایی خود میتوانند آخرین پیام و التیماتوم خود را به ایشان بدهند قبل از آنکه مثل مردم لیبی از چوب استفاده کنند.
هیئت حاکمه میتواند به آسانی رقم سازی کرده و میزان شرکت مردم را هرچه مناسب میداند اعلام کند ولی در این تردیدی نیست که اکثریت عظیم جامعه شهری، اقشار میانه حال و متوسط جامعه و آن گروههایی اجتماعی که گوسفندان رهبری و هیئت حاکمه نیستند بلکه نیرویی هستند که قدرت تأثیر گذاری سیاسی و اجتماعی دارند، در خانه خواهند ماند.
در خانه ماندن همه این گروههای پیش گفته پیامی قاطع به شخص سید علی خامنه ایی است که مردم صلاحیت وی را برای رهبری مملکت نمی پذیرند، نه ولایت فقیه را قبول دارند و نه نظام ولایی را. اگر مقام معظمش این پیام را جدی نگیرد نباید انتظاری بیش دوچار شدن به سرنوشت معمر القذافی داشته باشد.