Archive for: May 2012

درگیری ارتش لبنان و حزب الله

Share Button


هفته گذشته بین یک شخص مظنون مورد تعیقیب و ارتش که سعی در دستگیری او داشت در منطقه بعلبک تبادل آتش رخ داد. فرد مظون بنا به اطلاعات داده شده به النهار، به فامیل «مَصری» متعلق است.
قبلاً ارتش برای دستگیری این فرد با حزب الله تماس گرفته بود زیرا که منطقه«نبی شیت» قرارگاه ومرکز« استحکامات مقاومت» است و ورود بدان مستلزم اجازه حزبالله میباشد لذا حزب الله اطلاع داد که مانع ورد ارتش به منطقه میشود.
نشریه النهار هفته قبل اطلاع داد که یک واحد گشتی ارتش، «مَصری» را دریکی از خیابانهای منطقه بعلبک مورد تعقیب قرار داد که او به منزل یکی از اقوامش که اداره کننده یک کارتل قاچاق کوکائین از کلمبیا و توزیع این مواد در لبنان می باشند پناهنده شد. این خانواده علاوه بر قاچاق کوکائین به ساخت و توزیع هروئین نیز اشتغال دارد که مسئله ایی شناخته شده است.
النهار ادامه میدهد که فرد مظنون تحت حمایت اقوامش قرار گرفت که آنها با آمادگی، با نفرات مسلح خود با ارتش به مقابله نظامی پرداختند.
النهار گزارش میدهد که با مشاهده واحد های ارتش، افراد فامیل مزبور شروع به شلیک بی هدف بدان نموده و ۱۹ نفر را مجروح ساختند که حال برخی از آنها وخیم است.
تفنگچیها و فرد مظنون، (مَصری) سریعاً از محل تیراندازی گریخته و به سوی «نبی شیت»( قرارگاه حزب الله ـم) متواری شدند.
پایان گزارش
……………………
کامنت من:
ظاهراً خبری کوتاه و بی اهمیت است. ولی دانستن اینکه حزب الله بخشی از هزینه خود را از طریق قاچاق هروئین و کوکائین تأمین میکند همواره مورد گمانه زنی جدی بوده است. چندی پیش یکی از افراد حزبالله در رابطه با یک معامله کوکائین (صحنه سازی شده از طرف نیروی مبارزه با مواد مخدر آمریکا در مکزیک بدام افتاد که سَرِ نخ آن به لبنان و حزب الله میرسید) بدام پلیس آمریکا افتاد.
آنچه خود من مشخصاً بیاد دارم ااینست که قریب ۳ سال پیش یکی از روحانیون درجه دوی حکومتی خودمان خیلی علنی از پشت یک تریبون تهدید کرد که اگر غرب چنین و چنان کند:« ما تمام اروپا و آمریکا را در مواد مخدر غرق میکنیم». متأسفانه دسترسی به این خبر اینک برایم آسان نیست چون آرشیو سازی منظمی ندارم.
بهر حال تنش بین حزب الله و سایر نیروهای سیاسی در لبنان روبه افزایش است. سرنوشت حزب الله در لبنان با سرنوشت رژیم بشار اسد گره خورده است. وضع کنونی زیاد پایدار نخواهد ماند.

ایران به سوریه و لبنان برق صادر میکند!

Share Button


نهار نت لبنان
۱۲ می ۲۳ اردیبشت
ایران برای صدور برق به لبنان ظرف یکهفته ابراز آمادگی کرد.
برابر خبرگزاری دولتی ایرنا؛ یک مقام وزارت نیروی ایران فاش کرد که این کشور بزودی آماده خواهد بود تا به صدور برق به سوریه و لبنان اقدام کند.
عبداله فرزام بهبودی گفت: «تحویل برق به لبنان و سوریه یکی از مسائلی بود که چند ماه پیش، ایران و لبنان روی آن توافق کرده بودند.»
او گفت که: « ایران آماده است که از همین هفته آینده شروع به صدور برق به لبنان کند. »
ناظران میگویند که این برنامه با سه مشکل روبروست: « اولین مسئله فنی است و آن هم مسئله ایجاد شبکه انتقال نیروست که باید از شهر حلب (در سوریه) بگذرد و اطمینانی وجود ندارد که بعلت رخدادهای منطقه مورد خرابکاری واقع نشود.» دومین مانع، تحریمهای تحمیل شده به ایران است. یکی از مطلعین به النهار میگوید: « برای اینکار ایران باید یک حساب مسدود شده (غیر قابل برداشت ـ م) در بانک مرکزی (لبنان ـ م ) باز کند که این اقدام نوعی فریب دادن جامعه جهانی است .»
مسئله سوم میزان مگاوات برقی است که باید صادر شود و مقامات دو کشور آنرا تعین نکرده اند.
پایان خلاصه گزارش
………………
کامنت من:
قیمت تمام شده برق در مملکت ما بعلت انواع و اقسام رانتهای مستقیم و غیر مستقیم ازجمله: عدم رعایت موازین زیست محیطی و حفاظت محیط زیستی و طبیعی، سوخت بسیار ارزان هیدروکربنی نسبت به نرخهای بین المللی تا آنجا که به توربین های گازی و هیدروکربنی مربوط میشود، نرخ بسیار ارزان نیروی کار، واردات تکنولوژی و توربین های مولد برق با استفاده از معافیت گمرکی و مالیاتی و.. ، از سایر ممالک بسیار کمتر است. و این وضع کما بیش در اکثر کشورهای نفت خیز منطقه نیز متأسفانه مصداق دارد.
اگر نخواهیم بپذیریم که دولت بنا به مصالح سیاسی خود برق را ارازنتر و یا حتی مجانی به سوریه و لبنان صادر خواهد کرد، درک اینکه حد اقل قیمتی در حد نرخ داخلی خواهد گرفت دشوار نیست.
دولت بعنوان تأمین انرژی مدت دو دهه است که دنیا را به چالشی کشیده است که هزینه نهایی و تمام شده آن اگر جنگ ۸ ساله با عراق بیشتر نیاشد کمتر نیست و بموازات و در نتیجه این چالش، نیروگاه هسته ایی بوشهر را که باید یکی دوسال دیگر درمقطع انقلاب به برق دهی میرساند، مدت سی سال به عاملی برای گروکشی روسها تبدیل کرده است. اگر برقی از این نیرو گاه روزی وارد شبکه شود یکی از گرانترین برقهایی خواهد بود که تاریخ بشر پس از ادیسون تجربه کرده است.
اگر روزی ایران بخواهد به صادر کننده چیزی واقعی با ارزش افزوده واقعی یعنی صدور محصول کاری مردممان بجای نفت، گاز و غیره ، تبدیل شود برق از جمله اخرین اقلامی است که قابل صادرات خواهد بود.
با اتکاء به سد سازیهای طبیعت ویران کن و انرژی هسته ایی چالش برانگیز و سوخت رایگان هیدرو کربنی برق صادر کردن حتی اگر به قیمت بسیار خوب هم صادر شود و بهر کشوری که میخواهد باشد، جز خیانت آشکار به منافع ملی نیست.
با مصرف سرمایه طبعی و ملی نقش ابر قدرت منطقه را بازی کردن هزینه اش خیانت به مملکت و ملت است و نه چیزی دیگر!

Iran Ready to Supply Lebanon with Electricity as of Next Week
by Naharnet Newsdesk Yesterday
An official at the Iranian Energy Ministry revealed that his country will start providing Lebanon and Syria with electricity “soon,” Iran’s state news agency IRNA reported.

“Supplying Lebanon with power was among the issues that Lebanon and Iran agreed on in the previous few months,” Abdolhamid Frazam Behboodi said.

He noted that Tehran is “ready to export electricity to Lebanon as of next week.”

However, a ministerial source ruled out to An Nahar newspaper the possibility of implementing the project.

The source said that the project needs three vital issues that aren’t available yet.

“The first is technical as setting the electricity lines through Aleppo (in Syria) and guarantying that they will not be sabotaged” is a difficult process amid the developments in the neighboring country.

More than 12,000 people, the majority of them civilians, have died since the Syrian uprising began in March 2011, according to the Observatory, including more than 900 killed since the April 12 truce.

The source said that the international sanctions imposed on Iran are another obstacle.

“Iran’s solution is to open a frozen account at the Central Bank, (a move that) would be considered a type of deception that the international community will not accept,” the source told the daily.
نهار نت لبنان

The United States and the European Union have imposed economic sanctions on Iran to pressure it over its disputed nuclear program.

The West and the U.N.’s International Atomic Energy Agency suspect the program includes a drive to develop the capability to make atomic weapons, despite Iran’s repeated denials.

The source added that the third issue is that the two countries didn’t agree on the quantity of exported megawatts from Iran. 

وال استریت ژورنال: افت صدور نفت ایران بعلت تحریمها

Share Button

وال استریت ژورنال
۱۱ آوریل

بنا به گفته آژانس جهانی انرژی* در این جمعه، صدور نفت خام ایران در ماه آوریل شدیداً سقوط کرده است و ممکن است با کاهش واردات بسیار ی از کشورها که در سه ماهه آینده به اجرا گذارده میشود، روزانه تا یک میلیون بشکه کاهش یابد.
«آژانس» میگوید تولید نفت ایران در ماه آوریل در سطح روزانه ۳٫۳ میلیون بشکه ثابت ماند، ولی ۱۵% تا ۲۵% نفت تولید شده نافروش مانده که در مخازن شناور دریایی ایران انبار شده است، ایران میتواند تا یکی دو ماه دیگر هم که این مخازن پر میشوند، به ذخیره سازی ادامه دهد ولی، بنا به گفته دیوید فیفه، سرپرست آژانس جهانی انرژی، ایران مجبور است که چاه ها را ببندد .
تازه ترین داده های اطلاعاتی آژانس جهانی انرژی از غنی ترین کشور های مصرف کننده نفت، نشان میدهد که چگونه فشار اقتصادی تحریمهای غرب در آستانه گفتگو روی برنامه هسته ایی ایران در این ماه در بغداد، تسمه فشار را تدریجاً روی ایران سفت و سفتر میکنند.
این داده های اطلاعاتی همچنین نشان میدهند که بخاطر افزایش تولید سایر کشورهای عضو سازمان تولیدکنندگان نفت (اوپک ـ م)، این تحریمها میتوانند بدون اینکه صدمه ایی به کشورهای مصرف کننده نفت بزنند به اجرا گذارده شوند.
«اولیویر یاکوب»، مدیر کل مؤسسه مشاوری پتروماتریسک میگوید: « بین سطح تولید اوپک وسطح تقاضا برای نفت اوپک آنقدر فضای کافی وجود دارد که حتی وقفه بسی بیشتراز توقف عرضه نفت ایران هم مشکلی ایجاد نخواهد کرد.»
بنابر گزارش ماهیانه آژانس جهانی انرژی، ناوگان نفتی ایران بخاطر دور زدن تحریمها و یا پنهان سازی آثار آنها، شروع به قایم موشک بازیهای گمراه کننده با نظاره گرهای ترافیک دریایی کرده اند.
برابر سرویس نظاره گر ترافیک دریایی، از تمام ۳۸ تانکر نفتکش ایران در این اواخر، فقط تعین وضعیت یکی از آنها امکانپذیر بوده است. لذا بعلت فقدان اطلاعات، تعین دقیق اینکه تحریمها تا چه اندازه واقعاً به درآمد نفتی ایران لطمه زده است دشوار است.
مقامات ایران در گزارشهای رسمی خود به اوپک ادعا میکنند که از آغاز تحریمهای نفتی که در ژانویه مقرر شد، حتی تولید روزانه خود را بمیزان ۳۸،۰۰۰ بشکه افزایش داده و آنرا بمیزان ۳٫۸ میلیون بشکه در روز در ماه آوریل رسانده اند. تحلیل خود اوپک که مبتنی بر منابع اطلاعاتی (آماری ـ م)دست دوم است نشان میدهد که تولید نفت ایران روزانه تا ۱۵۲٫۰۰۰ بشکه از ژانویه به بعد کاهش یافته و به ۳،۲ میلیون بشکه در آوریل رسیده است.
یک منبع کشتی رانی هفته قبل گفت که ارقام اولیه نشان میدهد که صادرات نفت خام جمهوری اسلامی تا میزان ۶۰۰،۰۰۰ بشکه در روزکاهش داشته و به ۱،۶ میلیون بشکه در روز در آوریل رسیده است.
برمبنای نرخ متوسط قیمت نفت(عمدتاً) سنگین ایران، قدری کاهش درمیزان صادرات، تا ۲میلیارد دلار از درآمد ایران خواهد کاست.
یک مقام عالیرتبه نفتی ایران، آخرین گزارش سازمان جهانی انرژی را رد کرد اما مقام نفتی دیگری در ایران،تأئید کرد که میزان نفتی را که ایران در شناور های خود ذخیره کرده است دو برابر شده و در فاصله مارس تا اواخر آوریل (فروردین تا اردیبشت ـ م) به ۲۴ میلیون بشکه رسیده است.
آقای «فیفه» میگوید؛ اگر ایران شناور های خود را پر کرده و مجبور به بستن چاهها شود، تأثیرات آن، از ازدست دادن درآمد صادراتی نفت بسی فرا تر خواهد رفت. تأمین گاز مصرفی داخلی که از میادین نفتی قدیمی تأمین میشود ممکن است مختل شده و این خطر نیز وجود دارد که صدمات بلند مدتی به بازدهی میادین نفتی قدیمی تر وارد شود .
آقای فیفه میگوید بازار نفت، با این وجود، قادر است از پس کاهش بیش از یک میلیون نفت ایران هم برآید تا مجبور نباشد دست به ذخایر نفتی خود بزند، هرچند فاصله عرضه و تقاضا در نیمه دوم سال جاری قدری بهم نزدیک تر میشود.
آژانس جهانی انرژی تا اندازه ایی بر برآورد خود از میزان تقاضای جهانی برای نفت خام اوپک در نیمه دوم سال افزوده و آنرا به ۳۰،۸ میلیون بشکه درروز رسانده است ولی میزان تولید این گروه در ماه آوریل ۳۱،۸۹ میلیون بشکه در روز بوده است. آژانس جهانی نفت میگوید که: « چنین بنظر میرسد که تولید کنندگان خلیجی اوپک، با توجه به وقفه در جریان نفت ایران، بر تولید نفت خود افزوده اند.»
*
IEA

http://online.wsj.com/article/SB10001424052702304203604577397544001219160.html
پایان گزارش تحلیلی وال استریت ژورنال

لینک قرارداد پرداخت به روپیه و خرید گندم قارچ دار
http://online.wsj.com/article/SB10001424052702304070304577393671154450382.html
لینک خرید گندم از آمریکا
http://online.wsj.com/video/AB17CF16-3871-4E61-8ACA-5DC552E789F5.html?wsj_article_tboleft
وال استریت ۵ شنبه ۱۰ مای

BY BENOÎT FAUCON
Acting to mitigate market nervousness amid Iran supply fears, OPEC on Thursday said it was pumping more oil than the market needs—at levels not seen since summer 2008—and expressed a cautiously optimistic note on demand.

The cautious optimism, combined with a production boost sufficient to cover all of Iran’s oil exports, is likely to further stabilize oil markets, where volatility by some measures has already smoothed in recent weeks.

In its latest monthly market report, the Organization of Petroleum Exporting Countries said its crude production was 32.42 million barrels a day in March, up 317,000 barrels a  

>>>>>>>>>>>>>>>>
کامنت من:
قریب یکسال پیش شاهزاده ترکی الفیصل؛ سیاستمدار متنفذ عربستان سعودی در یک سخنرانی در یکی از پایگاه های نیروی دریایی آمریکا در انگلیس، برای افسران عالیرتبه آمریکا و انگلیس گفت:« ایران وابسته به در آمد نفت است. ما با اشباع کردن بازار جهانی، از نفت آنرا مچاله میکینم، کاری میکنیم که کسی خریدار نفت ایران نباشد.» من در همان هنگام این سخنرانی را که در بسیاری از معتبرترین نشریات دنیا و در آغاز در همین وال استریت ژورنال درج شده بودو سپس در تایمز مالی، گاردین و نیویورک تایمز( یا واشینگتن پست) آمد، ترجمه و در سایت خود گذاردم.
چند روز پیش یکی از مقامات بلند پایه نفتی عربستان اظهار داشت که دنیا نباید بخاطر تأمین بازار نفت دغدغه ایی داشته باشد زیرا ما میتوانیم تا ۲،۵ میلیون بشکه دیگر تولید خود را افزایش دهیم.
همزمان، هند میزان نفت خریداری شده خود را بین ۱۵ تا ۲۵% از ایران کاهش داد. و چین هم خرید نفت خود از ایران را قبلاً بمقدار زیادی کاهش داده است و علاو.ه بر این هند به بهانه رعایت تحریمها از پرداخت ارز قوی به ایران امتناع کرده تا آنجا که گاردین انگلیس و رسانه های داخلی از جمله تابناک و دنیای اقتصاد خبر دادند که هند و ایران روی پرداخت بهای نفت خریداری به روپیه توافق کردند. معنای این توافق جز این نیست که ایران مجبور است تمام وجه مابه ازای نفت صادراتی خود را جنس هندی بخرد زیرا از مشکلات انتقال روپیه به بازار جهانی بدلیل تحریمها بگذریم، بازار پولی جهان قدرت جذب این مقدار پول هندی را ندارد. همین مسئله با پاکستان و چین هم وجود دارد. درماتیک قضیه به اینجا پایان نمی یابد. ایران که دوسال پیش مقامات غله آن، طبق اخباری که من در دوسال قبل آرشیو کرده و آنها را دارم با گزافه گویی اعلام کردند:« ایران هم به کلوپ کشورهای صادرکننده گندم پیوست» امروزه به درب و دیوار میزند که ازهند، روسیه و اوکراین و حتی آمریکا گندم وارد کند.
میزان خرید ایران فقط از هند امسال ۳ میلیون تن بوده است. اما اینهم، همه درماتیک قضیه نیست بلکه اصل درام در اینست که گندمهای تحویلی به ایران قارچ دار یا شپشک دار بوده اند. مقامات ایرانی اعتراض کرده اند و مقامات هندی هم پاسخ داده اند که همه گندمهای دنیا قارچی هستند. با قدری جستجو در سایتهای «دنیای اقتصاد، خبر آنلاین، ایلنا یا تابناک» خبر این گندمهای آلوده را میتوان یافت.
این داستان درماتیک را بنحوی مستند و مستدل همچنان میتوان ادامه داد ولی من تصور میکنم همین گفته بیش از کافی است فقط نکته پایانی و بسیار مهم اینست که:
منابع ارزی دلاری و اوروی ایران با تحریم نفت بمراتب بیش از کاهش میزان صادرات نفت کاهش خواهد یافت و ارزان فروشی نفت هم مزید بر علت خواهد شد و اینست راز آمادگی ایران برای نوشیدن بدون اخم و تخم جام زهر توقف هسته ایی در اجلاس آینده بغداد.
دولت کوشش دارد و کوشش کرده است که با فضا سازی خوشبینانه نسبت به نتیجه نشست بغداد از یکسو و تزریق تاکتیکی و محدود ارز به بازار از سوی دیگر، بر بازار ارزی خیابان فردوسی که در برابر معاملات و نقل و انتقال ارزی مملکت جز قطره ایی در برابر دریا نیست، این توهم را در بازار و مردم بوجود آورد که بزودی آرامش به بازار ارزی بازخواهد گشت. ولی این فقط یک توهم است زیرا اولاً همین چند روز پیش یکی از مقامات اتحادیه اروپا اظهار داشت که :« ما به کمتر از توقف کامل پروسه غنی سازی قانع نیستیم» و در ثانی مشکل با غرب که به این تحریمها منجر شده است هر چند بظاهر لولو سازی از فعالیت های هسته ایی ایران است ولی مسئله فعالیت مخرب ایران در منطقه و تحریکات آن در بحرین، یمن، عربستان، لبنان و حمایتش از رژیم بشار اسد بهیچ وجه اهمیت کمتری از تلاشهای هسته ایی آن برای غرب ندارد هرچند ممکن است این موضوعات رسماً در دستور جلسه نشست بغداد گنجانیده نشود.
در یک کلام من تصور نمیکنم غرب که تا اینجا، تا مرحله خُرد کردن رهبری ایران پیش رفته است به کمتر از تسلیم کامل و بی قید و شرط آن در برابر قدری تضمین های امینی بحساب و هزینه مردم ایران برای رژیم قانع شود.
تا یکهفته یا ده روز آینده روشن خواهد شد که مردم ایران چه هزینه ایی برای عربده کشی ها و ماجراجویی های این سه دهه رژیم باید بپردازند.
Balatarin

ایران هزینه کنفرانس تجزیه طلبان یمنی را میپردازد

Share Button


الشرق الاوسط
جمعه ۱۱ می
یک مقام یمنی به الشرق الاوسط میگوید که مقامات یمنی سفر تعدادی از نمایندگان مجلس یمن به بیروت برای شرکت در کنفرانس مخالفین دولت یمن را ممنوع کرده است. این کنفرانس به هزینه دولت ایران و مدیریت حزب الله لبنان و فرماندهان سپاه پاسداران ایران برگزار میشود.
این مقام یمنی که با الشرق الاوسط صحبت نموده، اظهار میدارد که دولت یمن سفر تعدای از نمایندگان حزب وفاق را از این جهت ممنوع کرد که این کنفرانس از طرف «حوثی»*ها و نمایندگان «علی سلیم ال بیده» تشکیل گردیده و از طرف ایران حمایت ملی میشود است.
همین منبع می افزاید که «این کنفرانس هدفش اختلال سیاسی در لبنان و خنثی کردن ابتکار شورای همکاری خلیج است.»
در حالیکه ایران مرتب تکرار میکند که در امور داخلی کشورهای خلیج دخالت نمیکند، «ابو بکرال کیربی» وزیر خارجه یمن میگوید که ایران تلاش دارد تا با متزلزل کردن امنیت یمن در آنجا بی ثباتی سیاسی ایجاد کند.
روزنامه اخبار الیوم یمن می نویسد که؛ این کنفرانس که به کمک ایران برگزار میشود همه عناصر ضد دولت کنونی یمن و جدایی طلبان جنوب، تحت رهبری علی ال عبیده و حتی برخی عوامل سابق رئیس جمهور مخلوع یمن علی عبدالله صالح را گرد آورده است.
همین روزنامه از دستگیری دو ایرانی منتسب به سپاه پاسداران پرده برداشته است.
*
حوثی ها قبایلی شیعی مذهب هستند که درجنوب عربستان و مرز مالی یمن زنگی میکنند و، هم با دولت عربستان میجنگند و هم با دولت یمن. پس از سقوط علی عبدالله صالح هیچ مانعی برای آنان شرکت آنان در روند آشتی ملی و بازسازی این کشور فقیر نبود ولی فتنه حکومت اسلامی ما این مردم را در هپروت اسقرار جمهور اسلامی به رویارویی با دولت مرکزی میکشاند.
پایان ترجمه گزارش خبری
…………………..
کامنت من:
پس از انقلاب اسلامی حکومت ما مدعی رهبری جهان اسلام شد و به فرمان رهبری آن موقع، صدور انقلاب اسلامی را هدف خود قرار داد. هزینه این صدور انقلاب، جنگ ۸ ساله با عراق، منزوی کردن ایران در منطقه و جهان و تیره کردن روابط دیپلماتیک با همه همسایگان و میدان دادن به توسعه اقتصادی ترکیه و دوبی به هزینه ایران بود.
هزینه مستقیمی که ایران برای صدور انقلاب؛ از فلیپین گرفته تا آفریقای جنوبی، بوسنیا و افغانسان تا کنون متحمل شده است سر به جهنم میزند. این هزینه هنگفت ذره ایی از سفره های رنگین و درآمد های کلان هزار فامیل جدید نکاسته ولی حاصلش برای مردم ما عقب ماندگی ، فقر و بی سرو سامانی بوده است. با بهار عرب پرچم اسلام بدست ترکیه و عربستان افتاد و همه بافته های این سی و دو سال چند ماهه پنبه شد.
امروز رژیم دیگر فقط به گروههای شیعی مذهب در یمن ، بحرین، لبنان، عراق و عربستان امید بسته است. اما بهره برداری از کارت سکتاریانیسم مذهبی (فرقه گرایی) کارتی نیست که بتوان با آن دون کیشوت وار به قلدری منطقه ایی و جهانی پرداخت. و بر اساس پترو دلاری که منبع آن روبه خشکیدن است نیز نمیتوان با ابر قدرت های واقعی اقتصادی منطقه چون عربستان و قطر در افتاد. این سیاست ماجراجوینه بدون کمترین تردیدی محکوم به شکست است و شکستی خفت آور هم.
رژیم ایران که در داخل کشور در تمامی عرصه ها با شکست روبرو شده است به امید کسب موفقیت های سیاسی در منطقه میخواهد جای آن شکست ها را پر کرده و در مردم ایران غرور کاذب بیافریند.
هزینه این ماجراجوئیها به مردم تحمیل میشود بدون اینکه رژیم کمترین شانسی برای موفقیت داشته باشد. بنا کردن محاسبه برابری استرتژیک بر پایه دلار نفتی و بخشهای شیعه مذهب کشور های منطقه، جز کوربینی محاسباتی و بنا کردن عمارت بر یخ چیز دیگری نیست.

الشرق الاوسط جمعه ۱۱ می

Iran funding Yemeni separatist conference in Beirut – Yemeni official
Thursday 10 May 2012
By Mohammed Jumeh

London, Asharq Al-Awsat – A Yemeni official informed Asharq Al-Awsat that Yemeni authorities have banned a number of MPs and officials from travelling to Beirut to attend the Yemeni opposition summit there which is being financed by Iran under the supervision of Hezbollah and the Iranian Revolutionary Guard Corp [IRGC].
The Yemeni official, speaking to Asharq Al-Awsat on the condition of anonymity, revealed that “the Yemeni government has banned a number of MPs affiliated to the Wefaq organization from travelling to attend a conference that will also be attended by Ali Salim al-Beidh and representatives of the Huthi movement in the Lebanese capital Beirut” adding “this conference is taking place under the supervision of Hezbollah and the IRGC, and is being financed by Iran.”
The source said that the objective of this conference is to disrupt the political process in Lebanon and circumvent the Gulf Initiative.
The Yemeni official also informed Asharq Al-Awsat that “Iran has named its new ambassador to Sanaa; however the Yemeni government refused to accept his credentials because he was previously a senior officer in the IRGC.”
Iran has issued repeated calls for Tehran not to interfere in its domestic affairs, whilst Yemeni Foreign Minister Abu Bakr al-Qirbi has accused Iran of attempting to interfere in Yemeni domestic affairs in order to undermine the country’s security and stability.
Yemen’s Akhbar al-Youm newspaper reported that the Yemeni Foreign Minister received orders not to grant diplomatic passports and travel documents to a number of followers of former president Ali Abdullah Saleh to attend the Yemeni opposition summit in Beirut, as this conference intends to pervert the implementation of the Gulf Initiative and is backed by Iran. This summit was to include members of the former regime, representatives of the Huthi movement, as well as representatives of the southern separatist trend led by Ali Salim al-Beidh. The newspaper claims that this ban was due to the fact that this opposition conference is being funded and directed by the Iranian intelligence and designed to destabilize the country. Yemen’s Akhbar al-Youm newspaper also revealed that Yemen had arrested two Iranian nationals in the country with alleged ties to the IRGC
 

نگاهی به اوضاع منطقه۱۴

Share Button

عراق:
پس از اینکه به درخواست دولت نوری المالکی، اینترپول برای طارق الهاشمی قرار بازداشت صادرکرد، مقامات ترکیه گفتند که او تحت معالجات پزشکی قرار دارد و تحویل دادن او به عراق ابداً مطرح نیست از سوی دیگر در خود عراق طالبانی نیز اظهار داشت که هاشمی میهمان دولت خود گردان کردستان است ولی او در هرجا و هرزمان که شرایط یک محاکمه منصفانه برای رسیدگی به اتهاماتش فراهم و تضمین شود حاضر خواهد شد. معنای واکنش ترکیه، بی اعتنایی به دولت مالکی است و معنای اظهارات رئیس جمهور عراق هم اینست که در عراق نظام قضایی سالم و قابل اعتمادی وجود ندارد و این خود یعنی متهم کردن دولت مالکی که قبلاً هم در معرض این اتهام قرار گرفته بود که دستگاه قضایی را به زیر مجمومعه خود تبدیل کرده است. اینکه این ترتیبات قضایی چگونه باید باشد تا بتوان برای آن، ترتیباتی عادلانه و مستقل قایل شد کشدار تر از آنست که به سادگی بتوان روی آن توافق داشت. عقب نشینی مالکی و تغیر رویه قضایی موجود یعنی پذیرفتن اینکه این رویه درست و عادلانه و مستقل نیست لذا بسیار بعید است که مالکی تن به تغیراتی در این زمینه بدهد. از سوی دیگر به تصور من هرگونه محاکمه علنی طارق الهاشمی، با توجه به رسانه ایی شدن وسیع موضوع و حساسیت جامعه عراق به مسئله، میتواند به محاکمه غیر رسمی خود مالکی منجر شود زیرا این امر کاملاً قابل تصور است که جناحهای مخالف مالکی و حتی سرویسهای اطلاعاتی غرب مدارک زیادی از تخلفات قابل پیگرد خود او، از جمله روابط ویژه اش با ایران و داشتن بازداشتگاهای خصوصی و اعمال شکنجه و… ، را در جریان محکمه هاشمی به معرض قضاوت عمومی بگذارند. مالکی در تله ایی افتاده است که برای رقبای خود کارگذارده بود.
بحران سیاسی عراق که در پی دومین دوره دولتمداری مالکی، با تنش بین حزب « دولت قانون» او و بلوکبندی « لیست العراقیه» آغاز گردیده بود اینک بدرون ائتلاف شیعه که با آرای آن، مالکی توانست تشکیل کابینه دهد کشیده شده است. دیروز مقتدا صدر اعلام کرد که بعنوان اعتراض به خود کامگی های نوری المالکی و با قبضه کردن قدرت توسط او، در کنفرانس دیالوگ ملی شرکت نمیکند مگر اینکه مالکی تن به تغیر سیاست خود بدهد.
در حرکتی دیگر، دو تن از رهبران ائتلاف شیعه، الجعفری و عمار حکیم طی بیانیه ایی اعلام کردند که برای نزدیک کردن جناحهای سیاسی در جهت اجرای مفاد قرارداد اربیل به توافق رسیده اند. طبق موافقتنامه اربیل قرار بود که دو پست مهم وزارت دفاع و وزارت خارجه به لیست العراقیه داده شود که مالکی تا کنون آنرا اجرا نکرده و خود این پسته را هم بعهده گرفته است و بعید است براحتی تن به اجرای توافقنامه اربیل بدهد. علاوه بر این، طبق همین موافقتنامه قرار بود ارگانی جدید با نام «شورای سیاستگذاری استراتژیک» ایجاد شود که قدرت آن هم وزن پست نخست وزیری میبایستی باشد که از ایجاد چنین نهادی هم تا کنون خبری نشده است و مقصر در این زمینه نیز کسی جز مالکی نیست. درکنار همه این مسائل کلیدی مردم سنی مذهب استانهای دیاله، الانبار صلاح الدین، با استناد به حقوق فدرالی نظام عراق خواهان حق خود مختاری هستند که در پاسخ آنها مالکی چند ماه پیش گفت این تقاضا یعنی ایجاد حمام خون در عراق.
خبر تهدید مسعود بارزانی به جداشدن کردستان از عراق در صورتیکه نظام حکومتی عراق دموکراتیک نشود قبلاً انتشار یافته است.
خلاصه:
هم دولت مالکی و هم رژیم ایران که در پشت سر او ایستاده است تصوری ساده تر از آنچه واقعیت عراق است داشته اند. آنها امروز دربرابر صورت هزینه تاخت و تازهای خود در عراق ایستاده اند و دیر یا زود مجبور به پرداخت تمام و کمال این صورت حساب خواهند بود.
آمریکا و انگلیس ازعراق بیرون نرفته اند بلکه در متن بحران سیاسی آنجا و با به استیصال افتادن ایران در اثر فشار های تحریمی وسیاسی منطقه ایی، جای پای خود را در آنجا هرروز محکمتر میکنند. این ایران است که سرانجام مجبور خواهد شد با خفت و پرداخت هزینه زیاد از عراق خارج شود. صورت هزینه چه خواهد بود ؟ مردم ایران آخرین هستند که از آن با خبر خواهند شد.
سوریه:
بانکی مون نسبت به خطر وقوع جنگ تمام عیار داخلی در سوریه هشدار داد. فرمانده ارتش آزاد سوریه هشدار داد که در صورت ادامه کشتار از سوی رژیم اسد به تعهد خود نسبت به رعایت آتش بس پایان خواهد داد. عملیات بمبگذاری های مرگبار هرروز بیشتر و میزان قربانیان افزونتر میشوند. رژیم اسد، مخالفین و مخالفین، رژیم اسد را مسئول این بمب گذاریهای مرگبار معرفی میکنند و با توجه به اینکه دولت بشار اسد تمام جبهه وسیع رسانه ایی منطقه و جهان را در برابر خود قرار داده است طبیعی است که ادعای ارتش آزاد سوریه ـ صرفنظر از اینکه درست باشد یا نادرست انعکاس بیشتر خواهد یافت و این رژیم بشار اسد است که باید پاسخگوی این بمب گذرایها باشد.
در این حالت نیمه جنگ داخلی ، بشار اسد ساده اندیشانه به نمایشات بدون خریدار خود تحت عنوان اصلاحات و الغای سیستم تک حزبی و اپوزیسیون سازی و حزب سازی همچنان ادامه میدهد که فقط نشانگر اینست که این رژیم تا چه اندازه از واقعیت وضع موجود پرت است.
قبلاً گفته ام و تکرار میکنم که موازنه استراتژیک در همه زمینه ها، در خود سوریه، منطقه و جهان کاملاً بزیان رژیم بشار اسد است. مخالفین اسد به زمان زیادی نیاز ندارند تا برتری استراتژیک خود را به برتری عملیاتی و تاکتیکی تبدیل کنند. به قضاوت من در سقوط این رژیم کمترین تردیدی نیست ولی ادامه حکومت اسد هزینه اش را برای متحدین روسی و ایرانی او سنگین خواهد کرد و شاید یکی از علل جان کندن طولانی اش هم همین امر باشد.
مصر:
تا دوهفته دیگر انتخابات ریاست جمهور برگزار میشود. پس از حذف کاندیداهای اصلی سلفیستها و اخوان المسلمین؛ یکی بدلیل سوء پیشیه «تروریستی یا سیاسی» و دیگری بدلیل تابعیت آمریکایی مادرش، شانس عمر موسی، وزیر خارجه سابق حسنی مبارک و رهبر اتحادیه عرب از دیگر کاندیدادها بیشتر شده است.
«محمد مُورصی» کاندیدای رسمی حزب عدالت و توسعه ( بازوی سیاسی اخوان المسلمین) در یک سخنرانی تند اعلام کرد که «مسجد القصی» باید پایتخت اسلام و دنیا باید مسلمان شود!
ادامه دارد
روسیه
مصر
نفت نشست بغداد
**************************

الاوسط عراق

Jaafari, Hakeem see eye to eye on cementing National Alliance
5/9/2012 12:02 AM

BAGHDAD / Aswat al-Iraq: National Alliance leader Ibrahim al-Jaafari and Islamic Supreme Council of Iraq leader Ammar al-Hakeem converged during a meeting on Tuesday on the need to work with other political powers to resolve the crisis, according to a release by the ISCI.

“Jaafari and Hakeem saw eye to eye on dialogue for the sake of ending the country’s political turmoil and listening to all initiatives serving the nation and improving its services and standard of living,” the release read.
Iraq has been gripped by a political crisis since December 2011 after charges pressed against Vice President Tariq al-Hashimi, a prominent member of al-Iraqiya, of involvement in “terrorism and murder” in addition to a decision by Maliki to withdraw confidence from his deputy Motlak, also a member of al-Iraqiya, over statements in which Motlak termed the Iraqi premier as a “dictator”.

Adding to the crisis were the repercussions of a decision by the Salah al-Din and Diala provincial councils to turn the two provinces into independent regions.

Tension marked failure to reach an agreement on the appointment of two ministers of interior and defense as Maliki is running the two portfolios.

Moreover, the government failed to adopt the strategic policy council, whose presidency should have been received by al-Iraqiya bloc in line with the Arbil Accord.

All those problems led al-Iraqiya to boycott parliament sessions and cabinet meetings on December 17, 2011 before it decided to return once again to parliament on January 29, 2012 and later cabinet meetings on February 6, 2012.

Further snowballing the Iraqi troubles, Iraqi Kurdistan Region President Massoud Barzani lashed out during a speech marking the Nowruz Day on March 20, 2012 at the Iraqi government and its premier, terming the government as “failure” and accusing Maliki of “seeking to impose hegemony over all powers in the state with disregard to partnership”.

Barzani said Iraq “is dashing towards the abyss due to the policies of some parties,” warning if the state of affairs continued like this, there will definitely be recourse to the people to take its decision, in reference to the right of self-determination and proclamation of a Kurdish state.

Al-Iraqiya, for its part, had threatened on March 19 to boycott cabinet meetings anew and avoid participation in the national conference if its key demands – the full implementation of the Arbil Accord, abolition of the accountability & justice law and accelerated enacting of the pardon law – have not been met.

Led by former premier Iyad Allawi, al-Iraqiya had proposed solutions to find a way out of the country’s incessant crisis, including the replacement of the current head of government.
 

عباس عبدی: مقدمه‌ای بر نقد اصلاحات

Share Button

و کامنت من بر یاداشت آقای عبدی
……………………………
برای انتشار در مهرنامه اردیبهشت ۱۳۹۱
این متن در مهرنامه با بخشی از یادداشت “پیشنهاد یک راهبرد اصلاح طلبانه برای طرفداران تغییر” بصورت یادداشت واحدی منتشر شده است
مقدمه‌ای بر نقد اصلاحات

همیشه این پرسش در ذهن فعالان و نیز ناظران سیاسی وجود دارد که آیا راهبرد اصلاحات به بن‌بست رسیده‌است؟ یا چنین بن‌بستی بیش از آن که واقعیت داشته باشد، ناشی از ذهنیت ماست؟ و یا اگر بن‌بستی وجود دارد، آیا ناشی از ناکارآمدی مجریان و متولیان آن است و یا ناشی از عدول از اصول اساسی این راهبرد است؟ برحسب این‌ که کدام‌یک از این پاسخ‌ها را بپذیریم خود را به نتایج و تبعات گوناگونی ملتزم خواهیم کرد.
اولین نکته‌ای که باید مشخص کنیم، مفهوم و ابعاد یک راهبرد سیاسی است. باید میان راهبرد سیاسی با تاکتیک‌های سیاسی تفاوت قائل شد. شکل‌گیری و تغییرات هر کدام از این دو نیز ضوابط و شرایط خاص خود را دارند. منظور از راهبرد یا استراتژی سیاسی، خط‌‌مشی کلان و طرح عملیاتی درازمدتی است که به‌منظور دستیابی به اهداف عالی تعیین شده، طراحی و اجرا می‌شود. بنابراین وقتی که اهداف کلان و طرح درازمدت رسیدن به آن در ذیل مفهوم راهبرد قرارگیرند، روشن است که تعیین و نیز تغییر این مجموعه به سهولت و در زمان کوتاه انجام نمی‌شود در حالی که منظور از تاکتیک، کاربست آن راهبرد در شرایط خاص و میدان عمل است، که باید از اطلاعات و داده‌های جزیی و نیز با توجه به نتایج خاص هر عمل استخراج و اجرایی گردد.
با این تعریف روشن است که رسیدن به یک راهبرد سیاسی، بیش از آن که محصول پیشنهاد یک فرد یا حتی چند نفر باشد، ناشی از مجموعه‌ای از عوامل سیاسی تاریخی و تجربه مشترک است، و مدتی طول می‌کشد تا این مجموعه از عوامل، بر یکدیگر تاثیر گذاشته و درک راهبردی مشابهی را میان افراد طرفدار آن ایجاد کند. برای نمونه اتفاقاتی که پس از سال‌های اولیه دهه ۴۰ خورشیدی در ایران رخ داد، منجر به آن شد که راهبرد جدیدی تحت عنوان مبارزه مسلحانه شکل بگیرد، ولی نکته بسیار مهم این بود که این راهبرد میان مجموعه‌ی متنوعی از نیروها اعم از مذهبی یا کمونیستی و بدون آن که کوچکترین ارتباطی با یکدیگر داشته باشند، مورد پذیرش واقع شده بود. انطباق یافتن با این راهبرد از حیث ادبیات و رفتار و … مستلزم گذشت زمان بود و تحت تاثیر اوضاع داخلی و شرایط بین‌المللی شکل گرفت. همه آن‌چه که درباره راهبرد جنبش مسلحانه گفته شد به معنای درست بودن آن نیست. چه بسا تجربه بعدی نشان داد که این راهبرد باید شکست‌خورده محسوب ‌شود. ولی مجموعه‌ای از اتفاقات بیرونی و درون کشوری موجب شد که با گذشت کمتر ازپنج سال در حد فاصل سال‌های ۴۲ تا ۴۷، راهبرد مسلحانه به راهبرد غالب جریان های سیاسی تبدیل شود، و همه فعالان سیاسی خود را با آن انطباق دهند و در غیراین صورت مجبور بودند که از صحنه سیاست کناره‌گیری نمایند. جالب این‌که برخی از فعالان سیاسی که قادر نیستند راهبرد خود را تغییر دهند، درنتیجه مجبور به کناره‌گیری شده و نظاره‌گر ماجرا می‌شوند، زیرا تغییر استراتژی و راهبرد به این سادگی نیست، که بتوان آن را به سهولت تغییر داد و با آن انطباق یافت.
بنابراین اگر کسی یا کسانی به راهبرد اصلاحات انتقاد اصولی دارند و آن‌ را ناکارآمد و ضعیف و یا شکست‌خورده می‌دانند باید به تبعات چنین اعتقادی نیز ملتزم باشند. اولین نتیجه این اعتقاد این است که باید تا حدی منتظر بمانند که راهبرد بدیلی شکل‌گرفته و مورد پذیرش مجموعه‌ای از نیروها واقع‌شود که این کار نیازمند زمان است. نتیجه دوم این است که این راهبرد نیازمند نیروها و رهبران جدید نیز هست. تقریبا و با اطمینان باید گفت که رهبران راهبرد پیشین نمی‌توانند رهبری راهبرد جدید را نیز عهده‌دار شوند. چون آنان طی زمان طولانی با راهبرد پیشین هم‌دم و هم‌راه بوده‌اند و رفتار و گفتارشان با آن راهبرد تطابق داشته‌است، و از آن مهم‌تر، آن که تصویری که از آنان وجودداشته برگرفته از راهبرد قبلی است، ولذا نمی‌توانند این پوست‌اندازی را انجام‌دهند و در زمانی کوتاه، عهده‌دار راهبرد جدید شوند. نتیجه دیگر این‌که هر راهبردی اقتضات و لوازم خود را دارد، و به قول معروف شتر سواری دولا دولا وجود ندارد. نمی‌توان با رودربایستی و تعارف، و حالا ببینم چه می‌شود، راهبردهایی ترکیبی را برگزید، یک‌بار به میخ زد و یک بار هم به نعل. این بدترین اقدامی است که برای یک کنش‌گر سیاسی قابل تصور است. سکوت‌کردن و کنارکشیدن به چنین رفتارهای ناپایدار و مذبذب، ترجیح دارد. بنابراین اگر فرد یا افرادی معتقدند که راهبرد اصلاحات به‌واسطه نارسایی‌های ذاتی آن یا حداقل در مواجهه با شرایط جدید به بن‌بست رسیده و شکست‌خورده است، بناچار باید تبعات پیش‌گفته را بپذیرند و بر اساس آن عمل نمایند.
ممکن است کسانی پیدا شوند که شکست یا عدم موفقیت‌های موجود را نه ناشی از راهبرد اصلی اصلاحات، بلکه ناشی از ضعف در کاربست این راهبرد از سوی کنش‌گران اصلاح‌طلب بدانند، در این ‌صورت طبیعی است که آنان باید ‌ایده خود را برای جبران این ضعف‌ها ارایه نمایند. ولی در هر حال مسئولیت اصلی این عدم موفقیت‌ها باید متوجه عناصر و فعالان درونی اصلاحات باشد و نمی‌توان آن را ناشی از عوامل بیرونی معرفی کرد و کنش‌گران اصلاح‌طلب را مبرا از مسئولیت دانست.
ممکن است کسانی پیدا شوند که نه‌تنها اصلاحات را قرین با عدم موفقیت نمی‌دانند، بلکه نیروها و فعالان آن را نیز واجد اشکالی جدی نمی‌دانند، و همین وضعیت را مطلوب دانسته، دراین‌صورت طبیعی است که به همین راهبرد و با همین تجربیات به راه خود ادامه دهند، ولی نمی‌توان هم به موفقیت‌آمیز بودن اصلاحات ایراد داشت، و هم اصول و قواعد آن‌را نارسا دانست و هم افراد و کنشگران آن را ضعیف و مشکل‌دار معرفی کرد و در عین حال همان راه گذشته را با تمام جزئیاتش ادامه داد. این بدترین شیوه ممکن است که یک سیاست‌مدار ممکن است پیش گیرد.
نکته دیگری که در انتخاب و نقد هر راهبرد باید مورد توجه قرارگیرد، نسبی بودن راهبردهاست. به عبارت دیگر هر راهبردی در واقعیت خود تناقضات و نارسایی‌های متعددی دارد، و چنین نیست که راهبردها، به مثابه الگوهای نظری کامل و جامع، فاقد اشکال و تناقض باشند، و راهبردهایی که تا این حد بی‌اشکال هستند، چنان انتزاعی می‌شوند که کاربرد اجرایی نخواهند داشت. ازاین رو میان راهبردها باید انتخاب کرد و به صرف طرح برخی مشکلات و تناقضات نمی‌توان راهبرد معینی را حذف کرد و نادیده گرفت.
با این مقدمه به نظر بنده، راهبرد اصلاحات که از سال ۱۳۷۶ مجال بروز عملی پیدا کرد و برای حدود یک دهه پیش از آن ادبیات و مفاهیم آن شکل‌گرفته بود و در دهه بعد هم این ادبیات غنی‌تر شد، کماکان برای ایران معتبر و کارآمد است و تناقضات آن از هر راهبرد بدیل دیگری بسیار کمتر است. ولی نارسایی و عدم موفقیت آن بیش از آن‌که محصول اشکالات درونی این راهبرد باشد، ناشی از نادیده‌گرفتن اصول حاکم بر آن و نیز نارسایی‌های ناشی از مجموعه هدایتگر این راهبرد بوده است. از این رو با ترمیم این دو نقطه ضعف، این راهبرد قادر است که مسیر امیدبخشی را پیش روی تمامی کنشگران سیاسی قرار دهد. جزییات این ایده را در یادداشت دیگری در تارنمای آینده تحت عنوان پیشنهاد یک راهبرد اصلاح طلبانه برای طرفداران تغییر ارائه کرده‌ام.
برای انتشار در مهرنامه فروردین ۱۳۹۱
****************
با سلام جناب عبدی!
هرچند پیشا پیش نمیدانم که با نتیجه گیری شما از این مقدمه موفق خواهم بود یا نه ولی در حد این مقدمه نظر خود را میگویم.
برخی اسکی بازان بسیار حرفه ایی نه تنها از پس پیستهای معمولی و پرشی برمی آیند حتی قادرند در مناطق کوهستانی آزمون نشده که برف آن کوبیده و هموار نشده از ارتفاعات صخره ایی و بسیار سخت با شتابی حیرت انگیز و پرشهایی دهها و شاید هم صد ها متری بپرند. این نوع اسکی بازی مستلزم منتها ی ورزیدگی عضلانی، منتهای تمرکز فکری و قدرت مانور بسیار بالا و سرعت تصمیم گیری درست میباشد همه اینها یعنی هماهنگی بسیار بالای مغزی، عصبی، و عضلانی به اضافه مهارت مانور خیلی بالا و تجهیزات بسیار مناسب.
چنین اسکی بازی روی مهربانی و نرمش صخره های کوهستانی حساب نکرده بلکه فقط و فقط روی توانایی خود حساب میکند.
«کنو» قایق سبک و باریکی است که با یک یا دو سرنشین که در محفظه آن جابگیری شده اند برای قایقرانی ورزشی مورد استفاده قرار میگیرند. خیلی ها از «کنو» رانها، از آن برای ورزش پارو زنی روی آب های آرام استفاده میکنند درست مثل اسکی بازهای طولی نه پیست های شیبدارو ارتفاعی ولی برخی ورزشکاران «کنو» ران، از آن برای قایقرانی های بسیار خطر ناک در رود خانه های بسیار پر شتاب، کوهستانی، صخره ایی، آبشاری و پر پیچش استفاده میکنند که نمونه های آنهارا میتوان در فیلمهای تلویزیونی دید.
در این نوع ورزش هم مثل نمونه اسکی فوق، قایقران باید از نهایت هماهنگی فکری، قدرت واکنشی سریع و درست برخور دار باشد. حال اگر قایقران بجای یک نفر دو یا جند نفر باشند هدایت قایق از میان پیچهای تند صخره ایی یا آبشاری بسیار دشوار تر میشود.
بسیاری رودخانه ها هستند که ماهرترین قایقرانها هم نمیتوانند تصور قایقرانی در آنها را به مخیله خود راه دهند و در ارتفاعات آلپ یا البرز خودمان یا آند و هیمالیا، مناطق پر برف پرشگاهی زیاد است ولی بلحاظ پرتگاهی اشان، هیچ اسکی بازی هرچند ماهر جرعت آزمون آنهارا بخود نمیدهد.
لذا با مبنا گیری این دو مثال میتوان گفت: نخستین گام در اتخاز یک راهبرد استراتژیک، داشتن یک ارزیابی بسیار کلی از آن وضعیت سیاسی است که یک جریان میخواهد از درون آن با مانور و بهره گیری از کمترین فرصت مناسب، ذره دره راه خود را به پیش بگشاید. ولی نباید لحظه ایی تردید کرد که هیچ اسکی باز یا کنو ران سیاسی هر چند هم ماهر هرگز نمیتواند بگوید که همه پرتگاه های پیش روی را شناخته است و روانشناسی ساختار قدرت را مثل کف دست میشناسد از اینرو بنظر من مطلق کردن راهبرد اصلاح طلبی همانقدر اشتباه آمیز است که مطلق کردن راهبرد های دیگر.
اگر در مثال اسکی بازی یا قایقرانی فوق یکی از ضروری ترین و حتمی ترین شروط ، تمرکز حواس، هماهنگی حد بالای سیستم فکری با حرکتهای بدنی و فیزیکی است، در عرصه سیاسی این امر بدین معناست که وحدت اراده سیاسی[برای تحول]، هماهنگی راهبردهای تاکتیکی با اهداف راهبردی کلان و استراتژیک* شرطی ضرور است و این امر مستلزم وجود یک اپوزیسوین منسجم با رهبری مقتدر و مورد اجماع است. بدون «وحدت رهبری»،قدرت مانور سیاسی مناسب و کم کردن هزینه برای جریان تحول طلب امکان ندارد. آنچه، کار را در لیبی؛ و سپس در سوریه به مبارزه مسلحانه کشاند در درجه اول فقدان یک اپوزیسون مشروع و مورد اجماع بود. اگر مورد آفریقای جنوبی را بخاطر بیاوریم، آنچه امکان داد که رژیم آپارتائید سرانجام با «آ . ان . س» کنار بیاید اتوریته رهبری گنگره ملی آفریقا و بویژه شخص ماندلا بود که رقیب سیاسی نداشتند. اگر« سان سوچی» میتواند با خونتای نظامی برمه کنار بیاید، که شما هم در یاداشت های قبلی بدان آشاره کرده بودید، وحدت اپوزیسیون برمه ـ یا میانمارـ است که پشت سر رهبری خود ایستاده است.
رژیمهای چون ایران اسلامی ما، عمر البشیر سودانی، قذافی و بشار اسد با کوبیدن و بی اعتبار
کردن اپوزیسون اصلاح طلب خود، ابتکار را به جریانهایی وامیگذارند که ترجیح میدهند با قیام، انقلاب و اسلحه نظر خود را پیش ببرند یا حد اقل بدانها امکان تأثیر گذاری میدهند. رژیم شاه چنین کرد و رژیم کنونی حاکم صد بار بدتر از آن میکند.
مهندس بازرگان در زمان خود، در دادگاه نظامی گفته بود که ما آخرین کسانی هستیم که با این زبان با رژیم سخن میگوییم.
در سوریه ما شاهد آنیم که رژیم اسد با سرکوب خشونت بار خود نه تنها مبارزه مسلحانه را به مردم و جنبش اعتراضی آنها تحمیل کرد بلکه با سرسختی خود بحران را منطقه ایی و بین المللی کرده و مخالفین را بسمتی راند تا هرروز بیشتر به نیروی خارجی متکی شوند.
معمر القذافی با سرکوب خشونت آمیز خود با استفاده از مزدوران خارجی شرایطی را فراهم آورد که مداخله ناتو برای نجات مردم مشروعیت و مقبولیت یافت. شما نمیتوانید مداخله نظامی خارجی را فقط بگردن خودِ خارجی ها بیاندازید و به ناتو بد و بیراه بگوئید، شما نمیتوانید گناه مسلح شدن جنبش اعتراضی را به گردن رهبران متمایل به غرب جنبش سوریه و لیبی بگذارید. دیکتاتوری ضد مردمی بشار اسد و قذافی «و بنظر من رژیم ایران» چنان شرایطی را پدید آورده و می آورند که مردم این کشورها سرانجام جام زهرِ توسل به نیروی خارجی را میپذیرند.
جناب عبدی! نه من و نه شما امکان نظر سنجی نداریم ولی واقعاً میتوانید با قطعیت بگوئید که بخشی چند ده درصد ی از مردم ایران مداخله خارجی را به ادامه وضع موجود ترجیح نمیدهند؟ فکر نمیکم.
فکر نمیکنم در انقلابی بودن و برانداز بودن بلشویکهای روس با من اختلاف نظری داشته باشید ولی همین بلشویکها هم ترجیح میدادند از راه مسالمت آمیز به تغیر اوضاع یا رژیم برسند! لنین به کرار میگوید که این حکومت تزار است که قیام مسلحانه را به ما تحمیل میکند.
لذا ارزیابی درست از درجه نرمش پذیری ساختار قدرت بما میگوید که آیا میتوان با مانور از این پرتگاه های کوهستانی سیاست گذشت یا نه! باید در برخی فواصل از هلی کوپتر یا «کایوت» استفاده کرد! آیا آن وحدت رهبری در نیروهای تحول طلب ایران وجود دارد تا بتواند با اتکاء بدان با رژیم از در تعامل وارد شود؟ باز هم من فکر نمیکنم.
لذا بی ربط نیست اگر با عاریه گیری از اصطلاحی که این سالها مد سیاست بین المللی شده است بگوئیم : همه گزینه ها روی میز است و باید باشد!
با اتخاز چنین راهبردی، انسان دست و پای خود را در یک راهبرد نمی بندد. اصلاحات تا آنجا که پیش میرود بسیار خوب است ولی آمادگی برای رویارویی میدانی در آنجا که کار اصلاح طلبی به بن بست میرسد نیز خود شرطی برای پیشرفت و موفقیت اصلاح طلبی است. و بی رودربایستی و ملاحظه باید گفت اگر اصلاحات به بن بست بخورد صد البته راه مداخله خارجی و اتکاء به نیروی خارجی باز میشود و این در حوزه تصمیمی گیری من و شما نیست که مداخله را بپذیریم یا نپذیریم. شرایطی فراهم خواهد شد که مردم از این مداخله استقبال خواهند کرد. اگر من و شما هم جلو این جریان بایستیم « برهان غلیون» هایی پیداخواهند شد که این خط را توجیه کرده و به مردم بقبولانند.
*
من راهبرد را نه بمعنای استراتژی بلکه بمعنای مشی یا خط مشی که در سابق رایج بود درک میکنم که اگر درست باشد میتوان از راهبرد استراتژیک یا راهبرد تاکتیکی نام برد. فکر میکنم بجای کل عبارت راهبرد استرتژیک هم میتوان ازاصطلاح « نقشه راه»* که در سالهای اخیر مرسوم شده است استفاده کرد که برای خود من قدری نامأنوس است.
*
Road Map
Balatarin

مصریها نظام نوع سعودی را بر ترکیه ترجیح میدهند

Share Button


حریت نرکیه ۱۰ می
گزارش تحلیلی زیر از حریت بسیار خواندنی و بسیار آموزنده است. نگاهی عمقی بدان از بیماری مشترکی پرده برمیدارد که دامن ملل خاور میانه را گرفته است. برابر یک نظر خواهی ۶۳% مردم مصر نظام نوع سعودی را بر سیستم نوع ترکیه ترجیح میدهند و خواهان اجرای قانون شرع، مطابق با موازین قرآنی هستند. نکته جالب اینست که در عین حال در همین حدود هم خواهان دموکراسی و و مطبوعات آزاد هستند این تناقض نشان میدهد که درک مردم از اجرای قرآن همان دموکراسی و از دموکراسی همان احکام اسلامی و قرآنی است. مشروط و ملزمن کردن دو متغیری که هیچ تعریف دقیقی برای آن ندارند. این امر میدان را فقط برای اپورتونیستهای حرفه ایی بازار سیاست باز میگذارد تا هم از دین و هم آزادی، ابزاری برای چیره شدن بر ساختار قدرت استفاده کنند. نمونه این درک مغشوش را از قرآن و آزادی، ما در شعار « آستقلال ـ آزادی ـ جمهوری اسلامی» تجربه کردیم. جای خوشبختی اینست که ارتش مصر با سنن ناسیونالیستی خود، هرچند از نوع مندرسش هنوز از هم نپاشیده است ولی غم انگیز تر اینکه انقدر که چپها و لیبرالها برای بی اعتبار و در صورت لزوم انحلال ارتش اصرار دارند سلفیها و اخوان المسلمین ندارند. حال آنکه اگر مصریها شانسی برای دموکراسی داشته باشند همان باقی ماندن بخشی از بوروکراسی عصر مبارک و ارتش آن است زیرا اقتدار نسبی ارتش بالانسی از قدرت ایجاد میکند که در سایه موازنه آن فضایی برای تنفس نیروهای لیبرال و سکولار و چپ باقی میماند.
اما لیبرلها و چپهای مصری بر انند تا این آخرین شاخه ایی را که بر روی آن نشسته اند با ساطور انقلابی گری قطع کنند!

Egyptians choose Saudi Arabia over Turkey as model: poll

ISTANBUL- Hürriyet Daily News
The majority of Egyptians prefer Saudi Arabia over Turkey as a model for the role of religion in governance, a poll says. Six out of ten want Shariah while secular figures are paradoxically still most favored by society
Egyptian protesters attend noon prayers over a large Egyptian national flag on the blocked road leading to the Ministry of Defense in this April 29 photo. Despite the ongoing turmoil in the country, army ruler Tantawi is well regarded by 63 percent of Egyptians. AP photo
Most Egyptians see Saudi Arabia as a better model than Turkey for the role religion should play in government as they want Islam to play a major role in society and believe the Quran should help shape the country’s laws, a recent survey indicated.
When asked which country, Saudi Arabia or Turkey, served as the better model for the role of religion in government 61 percent said Saudi Arabia. Only 17 percent choose Turkey while the remaining 22 percent responded that neither country was an appropriate model, according to a nationwide survey conducted by the Pew Research Center’s Global Attitudes Project. Results of the survey in Egypt are based on 1000 face-to-face interviews conducted from March 19 to April 10. The sample taken was representative of the country’s adult population.
A majority of Egyptians, 64 percent according to the survey, continue to believe Islam plays a positive role in their country’s politics. According to the survey, Egyptians want Islam to play a role in shaping the nation’s laws as the majority, 60 percent to be exact, said Egypt’s laws should strictly adhere to the Quran. About 32 percent say the country should follow the values and principles of Islam but not strictly follow the teachings of the Quran. However, most also endorse specific democratic rights and institutions which do not exist in Saudi Arabia, such as free speech, a free press and equal rights for women. Among those who choose Saudi Arabia over Turkey as the best model for Egypt, two-thirds also said democracy is preferable to any other kind of government. More than six out of ten people, or 64 percent, said it is very important to live in a country with a free press. Sixty-one percent responded with freedom of speech.
Army still popular
Despite the country’s ongoing political conflict, many of the organizations and leaders who played key roles in last year’s revolution, such as the military, the Muslim Brotherhood and the liberal April 6 Movement, remain popular. While the military’s ratings may have dropped since 2011, a majority of Egyptians continue to view the military, the Supreme Council of Armed Forces (SCAF) and the country’s ruler Field Marshal Hussein Tantawi in a positive light. However, the influence of the military has dropped from 88 percent to 75 percent when compared to figures from 2011. Tantawi is well regarded by 63 percent of Egyptians, although his favorability rating has fallen from last year’s 90 percent.
Of people surveyed 83 percent said religious leaders have a very good or somewhat good influence on the country. Despite the political turmoil which has surrounded the military over the past year 75 percent of Egyptians have continued to say it has a good influence in the country. Ex-Mubarak foreign minister and current presidential candidate Amr Moussa is also very popular with the Egyptian public with 81 percent giving him favorable ratings, down only slightly from 89 percent in 2011.
Amr Moussa leading in presidential race: survey
CAIRO
Former Arab League chief and Foreign Minister Amr Moussa remains the most likely winner in the upcoming Egyptian presidential election, a recent poll has found.
Moussa received the backing of 39 percent of the electorate, 15 percent clear of his nearest rival just two weeks ahead of the official polling day, the Al-Ahram Center for Political and Strategic Studies poll found. Former Muslim Brotherhood member Abdel-Moneim Abolfotoh came second with 24.5 percent, followed by former Prime Minister Ahmed Shafiq with 17.2 percent, according to Al-Akhbar’s website. However Shafiq, who was controversially allowed back into the race after initially being disqualified, showed the fastest growth among the candidates, rising from 11.9 percent a week before.
Official Muslim Brotherhood candidate Mohammed Morsi lagged behind, with just 7 percent of
people saying they would give him their first-preference vote. None of the 13 candidates in the first round of the election are expected to get the 50 percent support needed to avoid a run-off.  

سازمان جهانی ائتلاف علیه فساد را بشناسیم!

Share Button


Children hold pictures of Algeria’s President Abdelaziz Bouteflika during a commemoration of the 1945 Setif massacre, when many thousands of nationalists were killed when they staged a protest demanding the end of French rule. Photograph: Mohamed Messara/EPA
توضیحی برای عکس فوق:
تصویری بسیارآشنا! بچه ها خردسال با حجاب کامل پوستر بوتفلیقه رئیس جمهور چند دوره ایی ۸۰ ساله الجزایر را بدست گرفته اند. کودک ابزاری سیاسی هم یکی از مشترکات حکومت های استبدادی است. عکس فوق نمایشی سیاسی بمناسبت چهل و پنجمین سالگرد استقلال الجزایر از سلطه استعمار فرانسه را نشان میدهد.انقلاب آزادیبخشی که پس از قربانی دادن یک میلیون دویست هزار نفرطی دو دهه پیکار، جز فقر و فلاکت و فساد ارمغان دیگری برای مردم نداشت. آیا جا ندارد از خود بپرسیم اگر الجزایر مستعمرده مانده بود مردم آن حرمت انسانی و رفاهی بیشتر به مراتب بیشتر از امروز خود نداشتند! دردناک است که انسان افسوس دوران استعمار را بخورد ولی به چنین افسوسی رسیدن نیز خود گامی بسوی بیداریست!
**************

ضرب المثلی معروف است که از یک روزنه دشتی پیداست. از روزنه میزان: اعتیاد، نرخ بیکاری، میزان جرم و جنایت، تعداد طلاق، خود کشی، میزان مهاجرت و نوع آن و..، بسیاری پارامتر های دیگر میتوان تصویر نسبتاً کاملی از اوضاع یک مملکت را بدست داد.
درجه فساد یکی از عمده ترین شاخص هایی است که سطح اخلاق عمومی و سیستم حاکم هر مملکت را معرفی میکند.
امروز ضمن مطالعه یک گزارش خبری در الاهرام راجع به انتخابات پارلمانی الجزایر و ذکر اینکه این کشور در رده ۱۱۲ فساد در دنیا قرار دارد، کنجکاویم تحریک شد تا بدانم ایران ما در کجای جدول ایستاده است. وقتی دیدم کشور ما روی دست الجزایر زده است که «اهرام آنلاین» از آن بعنوان یک کشور فاسد رده بالا نام برده است بیشتر کنجکاو شدم تا نگاهی به وضع برخی کشور های دیگر که مقایسه آنها با ما بجاست بیاندازم.
ولی قبل از لیست کردن این کشورها باید بگویم با مطالعه جریان انتخابات الجزایر از جمله در گلف نیوز، اهرام آنلاین و گاردین با حیرت دیدم کشور ما بلحاظ سلطه نامرعی نظامیان، متد سرکوب نرم و سخت، استیصال عمومی، سیاست زدگی و میل فرار از کشور و مهاجرت بین جوانان شباهت زیادی به این کشور دارد. از اینرو در طی روز و شاید فردا یاداشتی را به این کشور و مقایسه ان با ایران اسلامی خودمان اختصاص دهم. الجزایر محاط در منطقه طوفانی بهار عرب و شمال آفریقا بظاهر آرام مانده است و.لی این آرامش قبل از آنکه ناشی از یک ثبات سیاسی واقعی باشد ثباتی خفقانی است. پیش بینی میشود که کمتر از ۳۰% از مردم در انتخابات شرکت کنند. در بین کاندیداتور های پالمان هم عناصر کاملاً بیسواد وجود دارد هم تبهکاران شناخته شده اجتماعی. مردم بویزه جوانان به این اننتخابات با بی تفاوتی مینگرند.
پس خود سوزی یک دستفروش در تونس که منجر به قیام عمومی شد ده ها مورد اقدام به خود سوزی در الجزایر شده است تا بلکه حرکتی ایجاد کند ولی ظاهراً احساسات سیاسی مردم الجزایر پینه بسته تر از انست تا با این گونه اقدامات غلغلک شود. از سوئی میتوان گفت معمولاً چنین شریطی گول زننده است مثل انبار باروتی که با انفجار ناگهانی خود شگفتی می آفریند. فردای انتخابات امروز خواهیم دید که جامعه الجزایر مردابی روبه خشکیدن است یا انباری از مواد انباشته شده انفجاری!
و اما جدول استخراجی من:
نام کشور ردیف فساد در دنیا
۱ ـ سوئد ۴
۲ ـ فنلاند ۲
۳ ـ امارات متحده ۲۸
۴ ـ قطر ۲۲
۵ ـ قبرس ۳۰
۶ ـ اردن ۵۷
۷ـ عربستان سعودی ۵۷
۸ـ ترکیه ۶۰
۹ ـ اسرائیل ۳۶
۱۰ ـ ایران ۱۲۰
۱۱ ـ عراق ۱۷۵
۱۲سوریه ۱۳۵
لینک:
http://www.transparency.org/country#QAT
Balatarin

تروریست انتحاری برای “سیا” کار میکرد!

Share Button


تروریست انتحاری برای سیا کار میکرد!
خلاصه شده از گاردین
چهار شنبه ۹ می
کاخ سفید از یک توطعه تروریستی پرده برداشت که حدود ۱۰ روز قبل کشف گردیده و موجب آژیر خطر در سراسر آمریکا شده بوده است.
اما در واقع کسی که کمربند انتحاری در زیرِ جامه های خود داشته و بظاهر یکی فرد انتحاری بوده که می خواسته به یک پایگاه جنگنده های آمریکایی ـ دریمن ـ حمله کند، یک عامل نفوذی در درون القاعده بوده که با سرویس اطلاعاتی سعودی و سازمان سیا همکاری میکرده است.
دو روز پیش از این اتفاق «درون (هواپیماهای بی سرنشین ـم )» های آمریکایی دو عضو برجسته القاعده را در اتوموبیلشان در یمن مورد هدف موشکی قرارداده میکشد که با قضیه کشف عمل انتخاری بعدی مرتبط بوده است.
مقامات یمنی و آمریکایی در یمن به آسوشیتد پرس میگویند که این شخص انتحاری برای سیا و عربستان کار میکرده و توانسته است از موانع امنیتی فرودگاه بگذرد.
اطلاع رسانی در باره این عملیات بیش از آنکه پاسخی به سئوالات پیش آمده در این زمینه باشد خود، ابهامات بیشتری راجع به این گونه عملیات پنهانی برانگیخته است.


پایان خلاصه گزارش خبری گاردین
کامنت من:
از مدتها پیش آنجا که مناسب بوده است نوشته ام، آنچنانکه از قرائن پیداست؛ سیا و دیگر سرویسهای های اطلاعاتی غربی در عمق تشکیلات القاعده رخنه کرده اند. حمله نیروهای ویژه آمریکایی به اقامتگاه ناشناخته و بسیار محافظت شده بن لادن، هدفگیری های دقیق«درون»های موشک انداز آمریکایی وکشتن رهبران القاعده در یمن، سومالی و افغانسان نشان میدهد که سرویسهای اطلاعاتی غرب توانسته اند نقب های لازم را بدرون این شبکه تروریستی بزنند.
با قطعیت نمیتوان حتی بر اظهارات مقامات یمنی و آمریکایی دایر براینکه این شخص انتحاری اخیر واقعاً مأمور خود سیا یا عربستان باشد صحه نهاد. این احتمال نیز وجود دارد که این شخص از طریقی از درون خود القاعده لو داده شده و سیا با خودی معرفی کردن او میخواهد مهره یا مهره های نفوذی خود را در درون القاعده استتار کند.
آنچه مهم است با پخش خبر نفوذی بودن این شخص بظاهر انتخاری، که ممکن است کاملاً حساب شده هم باشد، فاز جدیدی در عملیات سرویسهای اطلاعاتی علیه القاعده آغاز میشود که با اغتشاش آفرینی، سوءظن پراکنی، هدف گیری مهره های واقعاً القاعده ایی از سوی نفوذی های اطلاعاتی، تصفیه های مهندسی شده اطلاعاتی، پراکندن هرچه بیشتر عدم اطمینان به قصد توجیه شناسایی بیشتر افراد و روابط آنها و.. ، در درون این سازمان تروریستی آغاز میشود. شبکه القاعده دیر یا زود چون مگسی در شبکه عنکبوتی سرویسهای اطلاعاتی غرب و در درجه اول سیا و« ام آی ۶ » گرفتار خود بود و از درون تسخیر خواهد گردید. اگر سرویسهای اطلاعاتی غرب توانستند در گشتاپو و اس اس نفوذ کنند در القاعده هم میتوانند.
آنچه از این عملیات ضد القاعده ایی برای ما ایرانیان درس آموز است اینست که شبکه های ارتباطی منتقدین رژیم و یا آنچه اپوزیسیون خوانده میشود نه، از القاعدهد نفوذ ناپذیرترند و نه، روش مبارزاتی آنها انتحاری و یا جنگی است که رخنه گری را برای عوامل اطلاعاتی رژیم دشوار سازد.
اگر «درون» های موشک انداز آمریکایی جان افراد القاعده را نشانه میروند؛ «درون های» مانوپولاتیو اطلاعتی رژیم مغر ما منتقدین و مخالفین خود را نشانه میروند و هر کس که حتی برای یک لحظه در موفقیت ۱۰۰% رژیم در این زمینه تردید کند، بویی از سازمانگری سیاسی و کار تشکیلاتی در شرایط ویژه خفقانی نرم و سخت افزاری نظام ولائی نبرده است. این ۱۰۰% موفقیت رژیم، به اعتقاد من، مرهون ناتوانی در عین پر مدعایی آن پیشکسوتان سیاسی ایی است که دست کشیدنشان از سیاست، و منتقد رژیم بودن به امر مبارزه با رژیم کمک بیشتری میکند تا مبارزه اشان با رژیم!
بی ربط نیست بگوییم:
مرا به خیر تو امید نیست
شر مرسان!
یاداشتهای آینده در باره:
نشست بغداد
اوضاع منطقه
مقاله آقای گنجی در روز آنلاین
نگاهی جامعه شناختی به دو استبداد پهلوی و و ولایی
خواهد بود

Balatarin

عکسها سخن میگویند!

Share Button

بر این دو عکس تفسیری نمیتوان نهاد! اولی نماد ز شتی درونی و بیرونی یک نظام، نماینده جمهوری دروغ و تظاهر و تقلب و دومی تجلی زیبایی زنانه انسانی، در زیبایی انسان دوستانه و بی ریا. «دیوا» از ان جهت از پست دیپلماتیک سازمان ملل استعفاء داد که آن سازمان به توصیه هایش برای رسیدگی به گرسنگان جهان پاسخ کافی نداد! و این یک؛ کی از تخت قدرت دیپلماتیک بر زمین سرد تصفیه درون حکومتی کوبیده شود ، فقط خدا میداند!
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
حاج غضنفر رکن آبادی سفیر جمهوری اسلامی ایران در لبنان

دیوا الیساء خواننده لبنانی و سفیر وِیژه لبنان در سازمان ملل برای رسیدگی به ملل دستخوش سوء تغذیه

Diva Elissa quits post as U.N. goodwill envoy: report
May 08, 2012 03:47 PM
The Daily Star
Lebanese singer Elissa. (Archive Photo/The Daily Star)
BEIRUT: Lebanese singer Elissa has resigned from her post as a United Nations goodwill ambassador, reported Albawaba Tuesday.
Read more: http://www.dailystar.com.lb/News/Local-News/2012/May-08/172697-diva-elissa-quits-post-as-un-goodwill-envoy-report.ashx#ixzz1uIWe23ff
(The Daily Star :: Lebanon News :: http://www.dailystar.com.lb)