Archive for: June 2012

ساعاتی مانده به اعلان نتیجه انتخابات ریاست جمهوری مصر

Share Button


اخوان ظاهراً عزم خود جزم کرده است تا درصورت خلاف انتظار بودن نتیجه انتخابات چنان وضعیتی ایجاد کند که توده مذهبی هوادار خود را به درگیری با ارتش و نیروهای انتظامی بکشاند تا با کشته و پشته شدن مردم ، برای خود شهید نامه نوشته و معصومیت آفرینی کند، تا به آن نتیجه ای که میخواهد، یعنی رودر رو کردن نظامیان با مردم واثبات دیکتاتور بودن فرماندهی ارتش برسد

بی شک بسیاری بخاطر این اظهار نظری که میخواهم ذیلاً بکنم بر من خرده میگیرند و حتی شاید بخندند ولی تحت تأثیر رخدادهای سیاسی منطقه و بویژه مصر و مملکت خودمان کم کم دارم به یک نکته ایی میرسم که در ادبیات و جامعه شناسی سیاسی جایی ندارد ولی من با تجربه حسی واقعاً بدان رسیده ام و از اظهار آن هم با اینکه خلاف همه فورمولبندیهای علوم سیاسی و ادارک سیاست شناسان است خجالت نمی کشم.
«من به این نتیجه رسیده ام که در تحلیل سیاسی رویدادها، اظهار نظرها و موضع گیریهای سیاسی در این گوشه دنیا آدم باید به همان اندازه که به انشاء، موضوع، گزاره ها و عبارات تنظیم و اظهار شده افراد توجه میکند، همان اندازه هم به تیپ و قیافه اظهار کننده دقیق شود.»
حال بر اساس این نظر بظاهر نا متعارف سیاسی من؛ به اظهارات و قیافه این آقای سخنگوی اخوان المسلمین که در جریان بازدید خود از بیروت ابراز داشت است توجه کنید!
ح تبریزیان
………………………..
اهرام آن لاین
۲۳ ژوئن
محمد قزلان سخنگوی اخوان المسلمین: «ما به نتیجه انتخابات احترام خواهیم گذاشت.»
سخنگوی اخوان المسلمین تأکید کرد که این گروه به نتیجه انتخابات دور دوم انتخابات که قرار است ساعت ۳ بعد اظهر امروز اعلام شود احترام خواهد گذارد. او ادعا کرد که برنده انتخابات «هم اکنون تعین شده است.»
سخنگوی اخوان المسلمین، محمدقزلان، افزود که: « مردم آنچه را برای دفاع از خواست آزاد بیان شده اشان لازمست در اختیار دارند.»
…………….
کامنت من:
قزلان اول نتیجه انتخابات را تعین شده یعنی مورسی را برنده، اعلام میکند بعد میگوید که اخوان به این نتیجه احترام خواهد گذاشت. او تلویحاً تهدید میکند که مردم «یعنی نیروی پشت سر اخوان» با قدرت توده ایی و بسیجگر خود برای دفاع از این رئیس جمهور هم اکنون برنده شده آماده اند.
اخوان ظاهراً عزم خود جزم کرده است تا درصورت خلاف انتظار بودن نتیجه انتخابات چنان وضعیتی ایجاد کند که توده مذهبی هوادار خود را به درگیری با ارتش و نیروهای انتظامی بکشاند تا با کشته و پشته شدن مردم ، برای خود شهید نامه نوشته و معصومیت آفرینی کند، تا به آن نتیجه ای که میخواهد، یعنی رودر رو کردن نظامیان با مردم واثبات دیکتاتور بودن فرماندهی ارتش برسد. چقدر در این برنامه خود موفق شود چندان معلوم نیست مضافاً اینکه واقعاً تا این لحظه هم معلوم هم نیست که مورسی یا شفیق برنده انتخابات هستند.
اگر مورسی انتخاب شده باشد باید انتظار دو رویکرد متفاوت از او را داشت:
۱ ـ استفاده از جایگاه ریاست جمهوری برای شوراندن «پائینی ها علیه بالائی ها» در تمام سطوح اجتماعی و زیر مجموعه های دستگاه حکومتی و ساختار قدرت و در درجه اول ارتش و نیروهای امنیتی و انتظامی و دوم دستگاه بورکراسی و دولتی. این رویکرد در جامعه مذهبی مصر با فاصله طبقاتی و شکافهای بزرگ اجتماعی اقتصادی، از زمینه واقعی برخوردار است. اتخاز چنین رویکردی در صورت پیروزی اسلامیستها به استبداد دینی و در صورت شکستشان به دیکتاتوری نظامی خواهد انجامید چون اعمال قهرنظامی و اجتماعی تعین کننده بوده مسئله را یکطرفه خواهد کرد.
۲ ـ اگر او تن به رعایت سازوکارهای قانونی دهد؛ از تمامیت خواهی دست برداشته و رویکرد مشارکت اکثریتی سیاسی را در پیش گیرد، راهی را رفته است که حزب عدالت و توسعه ترکیه برهبری اردوغان رفت است. این رویکرد میتواند در صورت تداوم خود، سازو کار های دموکراتیک و قانونی را جایگزین لشگر کشی های مذهبی و ایدئولوژیک کرده و دموکراسی را در مصر نهادینه کند.
و اما اگر شفیق برنده اعلام شود:
و اخوان، اگر آنچنان که سخنگوی آن در حرف گفته است رفتار کرده و به انتخاب مردم تن دهد، بی شک صحنه سیاسی مصر شاهد حضور سیاسی فعال همه احزابی خواهد شد که همه آنها ادعای ترقیخواهی و دموکراسی دارند. این ادعا ها در عرصه پیکار رقابت آمیز سیاسی، اگر هم ادعاهایی توخالی باشند، بالجبار تحت تأثیر مشارکت سیاسی فعال مردم از محتوای جدی و عملی برخور دار خواهند شد و مصر را به پیشتاز دموکراسی در خاور میانه تبدیل خواهد کرد..
و اما اگر اخوان با لشگر کشی صلیبی و خیابانی به انتخاب شفیق واکنش نشان دهد ، چاره ایی برای نیروهای نظامی حاکم باقی نمیگذارد جز اینکه با قدرت و شدت عمل با آن روبرو شوند. هرگونه کوتاهی نیروهای مسلح مصر در چنین صورتی میتواند به چنان هرج و مرج فاجعه باری منتهی شود که سرانجام آنرا فقط خدا میتواند پیش بینی کند

دانشجویان سودان بهارمی آفرینند!

Share Button

رژیم عمرالبشیر به شکار دانشجویان و جوانان اعتراض کننده به دیکتاتوری ادامه میدهد! دستگیریهای خود سرانه به زدو خورد های خیابانی با پلیس عمر البشیر کشیده است!
بنا به گزارش نگهبانان حقوق بشر، رژیم دست به بازداشتهای خود سرانه و تشدید شرایط بازداشتی سخت خبر میدهند.
اعتراضات به گرانی، در حال دامنه گرفتن و گسترش است. اعتراضاتی که در ۱۶ ژوئن با تظاهرات دانشجویان خارطوم آغاز شد، به دیگر نقاط کشور و سایر دانشگاه ها در حال گسترش است!
حریق آزادی خواهی که از یکسال و نیم پیش در تونس آغاز شد همچنان به کاخهای پوسیده استبداد گسترش می یابد!
از بشار اسد که جان میکند گذشته است، اینک نوبت جلاد خارطوم است!
گزارش تحلیلی در روزهای آینده
ح ت
**************

Clashes in erupt in Khartoum.( Photo: Reuters)

الاهرام آنلاین قاهره
شنبه ۲۳ ژوئن
Sudan students at forefront of rising social unrest
Khartoum sees outburst of social unrest over past week as regime tries to crush student-led movement
AFP , Saturday 23 Jun 2012
Arbitrary arrests, dire conditions in South Sudan jails: HRW
The widening anti-government protests in Khartoum, which persist despite the security forces’ policy of violently dispersing them, began as a student demonstration outside the University of Khartoum on June 16 against the sharp rise in food and fuel prices and quickly spread to other universities in the capital.
The University of Khartoum was the cradle of Sudan’s first post-independence revolution, as protests there in 1964 led to a mass uprising that toppled the military dictatorship then in power, in what became known as the October revolution.
Opposition youth group Girifna published a story on its website on Monday entitled: “Khartoum University: heartbeat of the Sudanese revolution.” But the students now pushing for change face daunting challenges, particularly the repressive tactics of the ubiquitous security forces and the systematic infiltration of the universities by the regime, according to Nagi Musa, a medical student and member of Girifna (Arabic for ‘We’re fed up’).
“It is extremely difficult to have any public activity… The government is trying to take the space inside the universities, because they think it’s a danger to them,” he told AFP, describing how a group of pro-regime students had visited one of the main campuses earlier that day carrying metal bars and knives.
“The (ruling) National Congress Party have resources. They have money, and through this they employ a lot of security people,” said the student activist, who was detained for two weeks in January.
The riot police and agents working for Sudan’s feared National Intelligence and Security Service (NISS) have, as in the past, demonstrated a zero tolerance policy towards the protesters, firing tear gas, beating them with batons and making sweeping arrests. Amnesty International said on Friday that scores of activists had been detained since the demonstrations began.
AFP saw pictures of one, arrested while protesting at Sudan University on Tuesday, who had scars on his back, allegedly from being beaten while in custody, where he also had both his eyebrows shaved off.
A senior member of the NISS told an AFP correspondent, following his arrest at the University of Khartoum for taking photos, that the situation around the universities was “very sensitive.”
The government actually closed the Khartoum university for more than two months earlier this year after students clashed with riot police in December, following a sit-in over a dispute over university fees that spilled into the surrounding streets.
Sudanese academics say that despite the recent student demonstrations, the universities are not the hotbeds of political activism that they used to be, which partly explains why they have failed to bring large numbers onto the streets so far.
Omar al-Bashir’s regime, which celebrates 23 years in power next week, has successfully depoliticised the universities, says mathematics professor, Mohamed El-Tom, who was expelled from the University of Khartoum in 1992.
El-Tom, who has published research on the decline in higher education under Bashir, says NCP supporters now dominate the student union and the administrative staff at the universities are government appointees.
The policy of dramatically expanding and Islamising higher education in the 1990s has also relentlessly undermined standards, helping to explain why students do not command the respect that they used to, says El-Tom.
Another challenge for the activists is the fear among many Sudanese of the chaos that a revolution might usher in, given the existing conflicts in Sudan’s peripheral regions such as Darfur and South Kordofan.
But Hisham Bilal, a teaching assistant at the University of Khartoum, argues that the economic crisis has now enabled student protesters to forge a link with the street. “Put simply, hunger creates anger. So this could lead to more widespread social unrest,” he said.
The protests remain small compared with the mass demonstrations that swept neighbouring Egypt last year and toppled long-time strong man, Hosni Mubarak. But they come amid a rapidly deteriorating economic situation that has forced the government to announce drastic austerity measures and driven up the cost of living, especially for the burgeoning poor who are already struggling to cope with high food prices.
Musa, the activist with Girifna, believes that if any student gets killed this time, it could have a similar effect, recalling the death of student activist Ahmed al-Qureshi in 1964 which sparked the October Revolution. “It will move a lot of people. I think it will have a big influence, and the government knows this and it is afraid,” he said.
 

اُمت سازی از ملت و گوسفند سازی از آدم

Share Button

نگاهی غیر حرفه ایی به فمینسیم اسلامی


Supporters of the Muslim Brotherhood at a gathering to celebrate Morsi’s “victory” [Getty]
تظاهرات هواداران اخوان المسلمین بخاطر «پیروزی» محمد مورسی


با انقلاب اسلامی زنان سنتی جامعه که سرگرمی اشان سفره انداختن و روضه خوانی بود فرصت یافتند یکباره در مراسم سیاسی هم شرکت کنند. آنها فرصت یافتند تا در این مراسم بخاطر احساس مطرح شدن خود، پشت تریبون رفتن خود، فرصت عرض اندام کردن خود، وجدان و شخصیت جنسیتی و حقوق اجتماعی زنانگی خود را ناخواسته تسلیم گفتمانی کنند که در آن زن بعنوان جنس مؤنث و با حقوق جنسیتی خود جایی نداشت.

آنهایی که راهیمائیهای دوران پیش از انقلاب را دیده اند خوب بخاطر دارند، که اولاً آن راهپیایی ها بطور عمده مختلط بود و کم نبودند کسانی هم که با کراوات در همین راه پیمائی ها شرکت میکردند. ولی ببنیم و مقایسه کنیم قیام آنروز مردم خود را با آنچه در مصر امروز میگذرد.
من در درستی و حقانیت قیام اخیر ضد دیکتاوری مردم مصر علیه حکومت ۳۰ ساله مبارک کمترین توهمی ندارم و اگر خودم هم در مصر بودم بی شک یکی از شرکت کنندگان دراین اعتراضات می بودم ولی اولین مسئله اینست که حقانیت اعتراض به دیکتاتوری مدرن و توسعه گرای مبارک نباید برای استبداد واپس گرایانه ی بالقوه دینی اسلامیستها سرمایه آفرینی کند و بعد هم اینست که: ما ایرانیها که فکل کراواتی، مختط و بی حجاب و کم حجاب به خیابانها آمدیم حاصل کارمان شد خلافت مطلق العنان و امامت خمینی و بعد سیدعلی خامنه ایی و به ریاست جمهوری رسیدن یک نیمچه لومپنی مثل احمدی نژاد، قاضی القضاتی مثل لاریجانی یا گیلانی. حال پرسش اینست که این مصریها با این شروعی که دارند و عکس فوق گوشه ایی از میناتور نکبت واقعی آنها را نششان میدهد به کجا خواهند رسید؟
آیااین جمعیت با آگاهی سیاسی از آنچه میخواهد، از آنچه خواهد یافت، از جایگاه اجتماعی اقتصادی خود، از منافع بلند مدت مملکت این چنین شور و شیدا زده شده اند یا منظره کاذب یک دنیای وهمی آنانرا این چنین به هیجان آورده است؟
مدتهاست قصد داشتم یک یاداشتی پیرامون فمینیسم اسلامی و تفاوت آن با فمینیسم بمعنای واقعی آن بنویسم ولی وقت نکرده ام ولی هسته مطلب را در اینجا مینویسم.
همه آنهایی که به سن و سال من هستند و بیشتر آنهایی که در شهرستانهای پرت و کوچک و محیط های سنتی زندگی کرده یا میکنند حتماً دیده اند که مراسم عاشورا، تاسوعا، اربعین، ۲۸ صفر، نیمه شعبان فرصتهایی است که زنان و دختران خانوادهای سنتی میتوانند آزادانه بیرون بروند. زنهایی که سالی به دوازده ماه در خانه و فضای محدود آن، عملاً بدون اینکه خود متوجه باشند، زندانی هستند بهترین فرصت ها را دارند تا در این روزها آزادانه به خیابان بیاند. روی این اصل میتوان گفت بسیاری زنها که این فرصتها برایشان نوعی رها گشتگی از نگاه ناظر و حاضر مردان خانواده از شوهر و پدر برادر گرفته تا فرزندان ذکور است، بدشان نمی آید که همیشه عاشورا و تاسوعا باشد یا همیشه نیمه شعبان باشد.
برای این زنان موضوعیت ومحتوای نفوذ کننده ذهنیت و روان ساز این مراسم مذهبی توجه انگیز نیست، آن احساس آزادی لحظه ایی و خود بودن مطرح است.
با انقلاب اسلامی، زنان سنتی جامعه که سرگرمی اشان سفره انداختن و روضه خوانی بود فرصت یافتند یکباره در مراسم سیاسی هم شرکت کنند. آنها فرصت یافتند تا در این مراسم بخاطر ارضای غرور واحساس مطرح شدن خود، پشت تریبون رفتن خود، فرصت عرض اندام کردن خود، وجدان و شخصیت جنسیتی و حقوق اجتماعی زنانگی خود را ناخواسته تسلیم گفتمانی کنند که در آن زن بعنوان جنس مؤنث و با حقوق جنسیتی خود جایی نداشت. این زنان آزادی یافتند تا بخیابان آمده برای اسارت خود آزادانه و با فریاد، تکبیر بگویند و بر اسارت خود صحه بگذارند. شاید همینکه این انسان خفه شده، آزاد باشد تا فریاد کند: « مرگ برخودم» از این آزادی فریاد زدن نوعی احساس آزادی در شخص خویش احساس کند.
زن اسلامی از خانه آزاد نشد تا به صحنه اجتماع بیاید و آزادی خود را فریاد کند، او این آزادی را یافت تا به صحنه بیاید و به اسارت خود، ناخودگاه رأی دهد زیرا اسلامی سیاسی در برابر گفتمان مدرن فمینیستی و دنیای رقابتی امروز، مجبور بود تا زنان را بمیدان بکشد ولی نه برای طرح خواسته هایشان بلکه برای فریاد تأئید رقیتشان با زبان خودشان. اسلامیسم بعنوان قرائت سیاسی اجتماعی و نه دینی از اسلام، فقیر تر از آن بود تا بتواند چیزی به زن بدهد. اگر این گفتمان چیزی در عرصه آزادی برای زن و کل جامعه در توشه خود داشته بوده، ۱۴۰۰ سال برای عرضه آن فرصت داشته است!
امروزه محمد مورسی هم مثل سایر رهبران اخوان المسلمین و سلفیست و حماس در نوار غزه، کراواتی شده و زنها را به خیابانها آورده است. سید حسن نصرالله یک قدم جلو تر گذارده و بی حجاب های تمام عیار و بزک کرده را هم به خیابانهای بیروت کشانده است! همه اینها فقط یک کلاه برداری تاریخی از قماش همان کلاه برداری ای است که آیت االله خمینی در کشور ما انجام داد و بخش سنتی زنان جامعه ما در تله آن افتادند و بزرگترین رسالتشان، در این آزاد شدن و به صحنه آمدن خفه کردن فریاد مطالبات فمینیستی زنان بیدار شده جامعه بمعنای فمینیستی واقعی آن بود.
به پست و مقام رسیدن زنانی که آزادی فعالیتشان در حد سفره حضرت زینب و صغرا انداختن بود برای آنها این ارزش را داشت تا میخ مرد سالاری اسلامی را هرچه محکمتر بر زمین بکوبند زیرا پیشقراولان این فمینیسم اسلامی رشوه خود را از این نظام و انقلاب گرفته اند. آنها از شبستانها به صحنه آمده و در معرض توجه رسانه ها واقع شده اند. برای آنها رجم و سنگسار زنان که صد ها سال بود از خاطره ها رفته بود و فقط بعنوان یک حکم مهجور در فقه و قضاوت اسلامی و در شبستانهای مساجد برای طلاب علوم دینی مطرح بود، شایان توجه نبود، برای آنها رواج چند همسری و صیغه مطرح نبود زیرا جماعتی از آنان بنام «گشت اخلاق» این اقتدار را یافتند که به آن زنان و دخترانی که بدانها با حسادت می نگریستند بند کرده و آنها را تحقیر، توبیخ و بازداشت کنند.
فراموش نمی کنم مصاحبه خانم دکتر شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل را که پس از دریافت آن جایزه در یک مصاحبه گفت: حکومت اسلامی و اسلام مغایرتی با دموکراسی ندارد. ایشان با سری باز جایزه را دریافت کرد ولی با حجاب اسلامی به کشور باز گشت. اگر واقعاً او به آن حجاب اعتقاد داشت بایستی مثل همان زن یمنی که چندی پیش برنده جایزه نوبل شد با همان روسری آنرا دریافت میکرد و اگر به حجاب اعتقاد نداشت بایستی با استفاده از آن فرصت و اقتداری که این جایزه به او داده بود به ایران برمیگشت و مطمئناً بر او بدتر نسرین ستوده ها نمیرفت.
بحث من، حاجیه خانم شیرین عبادی نیست بلکه سوء استفاده محمد مورسی از بیرون کشاندن زنان مصری از خانه علیه نیروهای آزادی دوست است.
محمد مورسی بدون اینکه صراحتاً مدل زندگی خانوادگی خود را به جامعه مصر نشان دهد و بگوید الگوی مورد نظر او برای زنان مصر، در آنجا که به حقوق جنسیتی و مدنی اشان مربوط میشود چیست، از بیرون کشاندن زنان سنتی مصر و قداست و فضیلت آفرینی دینی در حول شخصیت خود، سوء استفاده سیاسی میکند.
شوروهیجان فرصت به خیابان آمدن و استفاده از حق فریاد کشیدن امروز بیشتر از آنست که زنِ امروز مصر بداند که او از این حق چگونه استفاده میکند؟ برای چه فریاد میکشد و در جستجوی چیست؟
زنان سنتی جامعه ما حتی بخشی از سکولار هایمان، همه، آهنگین و شورآفرین خواندند:
«ما همه پیرو توایم خمینی! گوش بفرمان توایم خمینی!»
و هیچ کس حق این فریاد کشی را تا امروز از ما نگرفته است. اینهم نوعی آزادی است!
ولی امید است که ژنرالهای مصر بتوانند این فریاد های ویرانگر و نکبت آفرین را با هر وسیله ممکن مدیریت کنند چون هزینه آن بیش از آن میتواند باشد که به تصور بگنجد!

نگاهی کوتاه به اوضاع منطقه ۱۶

Share Button


زنان حمص بریگاد نظامی تشکیل دادند

من به تکرار نوشتم از این ببعد، بجای خاور میانه عربی باید گفت«خاور میانه غربی». رژیم اسد خواهد رفت ولی صورت حساب جنایات رژیم او برای دولتین ایران و روسیه ارسال خواهد شد که سنگین هم خواهد بود. امروز شعارمرگ بر روسیه، ایران و حزب الله جای شعارهای ضد اسرائیلی ـ ضد آمریکایی را گرفته است. فقط بشار اسد و قذافی میتوانستند از پس این مأموریت تاریخی برآیند.

سوریه:
الشرق الاوسط خبر میدهد که برای نخستین بار تعدادی از زنان«حُمص» به سازماندهی زنان و آموزش آنها برای دفاع از خود پرداخته و «بریگاد زنان» را تشکیل داده اند. هدف آنها مبارزه با تجاوزگری واحد های نظامی و شبه نظامی رژیم اسد است. این بریگاد به آموزش رزمی زنان حمص خواهد پرداخت.
در خبر دیگری از سوریه، دولت اردن اعلام آمادگی کرد که حاضر است به بشار اسد در صورت پیوستن او به روند صلح پناهندگی سیاسی بدهد.
نیوریوک تایمز نیز می نویسد که سیل سلاحهای سبک آمریکا از طریق ترکیه برای اپوزیسوین رژیم اسد آغاز شده و سیا بر فعالیت خود در منطقه افزوده است. هدف سیا شناسایی گروههای مختلف ضد حکومت است و نظارت بر اینکه سلاحهای آمریکایی بدست تروریست ها نیفتد.
هزینه تسلیحات را ترکیه، عربستان و قطر میپردازند. سلاحها شامل: نارجک انداز، مهمات، مسلسل ، و راکتهای ضد تانک می باشند. تحویل راکت های ضد تانک میتواند نیروی زرهی و توپخانه اسد را فلج کند. ولی مهمتر از سلاح، تحویل وسایل ارتباطی به مخالفین رژیم است. واحد های «ارتش آزاد سوریه» به کمک وسایل پیشرفته ارتباطی میتوانند کاملاً نقل و انتقالات نظامی رژیم را کنترول کرده و با توجه به نقاط ضعف و حلقه های ضعیف و آسیب پذیر آن، عمده نیروی متحرک خود را روی آن نقاط متمرکز کنند. تردید نباید داشت که این وسایل ارتباطی از سرویسهای ماهواره ایی پیشرفته غرب هم استفاده خواهند کرد.
من در جریان قیام مردم لیبی نوشتم که مأموریت تاریخی قذافی فرشته سازی از آمریکا و دول استعماری سابق در منطقه و پایان دادن به آمریکا ستیزی بود، و مأموریت تاریخی بشار اسد هم، ادامه کار قذافی و فرسایش دادن نیروهای پشتیبان سوریه: ایران، روسیه و حزب الله است.
امروز کلینتون گفت که متاسفانه روسیه باعزل اسد موافق نیست. اسد برای دولت روسیه و ایران به چنان بار سنگین سیاسی تبدیل شده است که ادامه حمایت از آن کمرشان را خُرد خواهد کرد و حمایت نکردشان هم یعنی وداع با نفوذ منطقه ایی اشان و سپردن کامل تمام منطقه به دول غربی و در رأس آن آمریکاست.
من به تکرار نوشتم از این ببعد، بجای خاور میانه عربی باید گفت«خاور میانه غربی». رژیم اسد خواهد رفت ولی صورت حساب جنایات رژیم او برای دولتین ایران و روسیه ارسال خواهد شد که سنگین هم خواهد بود. امروز شعارمرگ بر روسیه، ایران و حزب الله جای
شعارهای ضد اسرائیلی ـ ضد آمریکایی را گرفته است. فقط بشار اسد و قذافی میتوانستند از پس این مأموریت تاریخی برآیند.
………………………..
عراق:
حزب صدریست الاحرار اعلام کرد که دولت مالکی تلویزیون «البغدادیه»، تلویزیون صدریستها را بسته است. مقتدا صدر بستن تلویزیون حزب خود را توسط وزارت کشور، در حکم دهن بند زدن به آنهایی دانست که از فساد دستگاه انتقاد میکنند.
بحران عراق و تنش بین دولت مالکی و مخالفین او بیش از آن ژرفش یافته است که از طریق مصالحه قابل حل باشد. اگر مخالفین نتوانند او را از طرق قانونی و پارلمانی عزل کنند، این کار با حرکت مردمی انجام خواهد شد. کشیده شدن تنش سیاسی کنونی در سطح احزاب سیاسی عراق اگر کنترول نشود، خطراین هست که کار به تجزیه کشور و جنگ داخلی هم بکشد که در این صورت هم برنده مالکی و جریان منتسب به او نخواهد بود و بازنده بزرگ هم کسی جز ایران اسلامی نیست.
…………….


نماز جمعه اعتراضی امروز در میدان التحریر به قدرت گیری نظامیان و انحلال پارلمان اسلامیستی
مصر:
کارگران چاپخانه دولتی مصر در رابطه با اتهام چاپ مقدار زیادی رأی قلابی که برخی آنرا تا حدود یک میلیون تخمین میزنند از سوی مقامات قضایی مورد بازجویی قرار گرفته اند. ظاهراً این آرای جعلی بنفع محمد مورصی به صندوق ریخته شده است. اگر این قضیه درست از آب درآید، نه تنها کل انتخابات ریاست جمهوری مصر زیر سئوال خواهد رفت بلکه سرنوشت خود اخوان المسلمین هم نامعلوم خواهد شد.
از سوی دیگر محمد البرادعی که تا کنون موضع تند انتقادی نسبت به شورای نظامی داشته بدون اینکه چراغ سبزی به اسلامیستها داده باشد و از تحریمگران انتخابات بوده است، پیشنهاد تشکیل یک هیئت میانجی گری برای حل بحران داده است. این حرکت برادعی را میتوان اولین حرکت مسئولانه او در جریان بحران مصر تا کنون تلقی کرد.
اگر بخواهیم از یک موضع سازنده به بحران مصر نگاه کنیم ، یک مصالحه تاریخی ، سیاسی، فرقه ایی، طبقاتی در شرایط کنونی آن چیزیست که مصر بدان شدیداً نیاز دارد و بهترین گزینه برای عبور از بحران و توسعه همه جانبه است. ولی چنین مصالحه ایی یک شرط اساسی دارد و آنهم اینست که اسلام گریان با پرچم سیاسی و با برنامه های اقتصادی اجتماعی به میدان بیایند و نه مذهبی و دست از تلاش تمامیت خواهانه برای تصرف همه قدرت سیاسی بردارند. راهی که اخوان المسلمین در پیش گرفته است بسوی رویارویی است. مسئله ریاست جمهوری فقط نمودی از آن سوء ظن عمیقی است که نسبت به اهداف اخوان المسلمین وجود دارد. این سوء ظن موجب اقدامات پیش گیرانه ایی از سوی شورای نظامی میشود که به «غلط» تلاش خزنده برای دیکتاتوری نظامی تعبیر میشود که این چنین نیست ولی اینهم بعید نیست که اگر اخوان المسلمین بر تشنج آفرینی خود بیافزایند، راهی برای نظامیان باقی نمی ماند جز استفاده از زور برای استقرار نظم. و اگر کار هم به اینجا بکشد کاربرد زور از سوی نظامیان از حمایت اجاماعی برخوردار است و آنهم از سوی دینامیک ترین بخش های جامعه نه توده روستایی یا اقشار معلق شهری که نیروی عمده اجتماعی اخوان المسلمین را تشکیل میدهند. فراموش نکنیم که در آخرین تظاهراتی که اخوان المسلمین و جنبش جوانان ۶ آوریل فراخوان آنرا داده بودند به گزارش همه رسانه ها فقط چند ده هزار شرکت کرده بودند و نکته اینجاست که هیچ محدودیتی هم از طرف دولت، مقامات انتظامی و شورای نظامی برای این اعتراض کنندگان ایجاد نده بود. این نه نظامیان بلکه اخوان المسلمین است که خطر حکومت نظامی و اید هم یک دیکتاتوری نظامی را ایجاد کرده است. اقتصاد مصر به سرعت بسوی فرو پاششی پیش میرود و مردم حاضر نیستند بیش از این برای بحران سیاسی مملکت هزینه بدهند. امروز الاهرام نوشت که دولت حدود ۳۳۰ میلیون قرضه دولتی دیگر صادر کرد که با نیم در صد بهره بیشتر فروش
رفت.
……………

سودان:
کاردین خبر از ادامه تظاهرات دانشجویی و گسترش آن به شهرهای بیشتری از خارطوم و ام دورمان میدهد. پلیس با گاز اشک آور و ضرب شتم پاسخ اعتراضات را میدهد. این روزنامه از قول یک صاحب نظر سیاسی در امور سودان می نویسد که اگر بحران ادامه یابد امکان سرنگونی عمر البشیر هست. قیمتها تا ۵۰% افزایش یافته است و دولت بر عوارض و مالیاتها هم افزوده است.
بنظر من رژیم سودان بسوی سرنگونی پیش میرود و با توجه به اوضاع منطقه سقوط آن نمیتواند چندان طول بکشد. تا آنجا که به ما مربوط میشود، با سقوط عمرالبشیر، حکومت ما یکی دیگر از متحدین خود را از دست خواهد داد.

بحران سیاسی در عراق جلوه ایی از بهار عربی

Share Button


مقتدا صدر وارد اتحادی استراتژیک با کردها و ایاد علاوی گردیده است که آنرا فقط به معنای اعلام جنگ با رهبری ایران میتوان تعبیر کرد.

به دلایلی این یاداشت را اختصاصی برای سایت جرس نوشته بودم که ۴ روز پیش برایشان ارسال کردم. متأسفانه برغم خواهش من مبنی براینکه اگر درج نمی کنند بمن اطلاع دهند تا آنرا در سایت خود درج کنم، نه درج کردند و نه اطلاعی دادند لذا
پس از چهار روز معطلی، با دو پی نوشت تکمیلی، آنرا درج میکنم.
ح تبریزیان
نشانه های تغیر در سیاست خارجی نوری المالکی

بحرانی که از روز نخست دومین دوره نخست وزیری نوری المالکی گریبان دولت او را گرفت تا امروز آنرا رها نکرده است. در ماههای اخیر این بحران با تحت پیگرد قرار دادن طارق الهاشمی معاون رئیس جمهور، به اتهام سازماندهی عملیات تروریستی و درخواست از مجلس برای صدور رأی عدم صلاحیت صالح المطلق معاون نخست وزیر، بحران عراق وارد مرحله تازه ای شده است.
دولت خود مختار اقلیم کردستان، عربستان سعودی، قطر و سپس ترکیه از طارق الهاشمی، بی اعتنا به اتهامات منتهی به صدور قرار بازداشت وی از سوی دستگاه قضایی عراق، از وی بعنوان معاون رئیس جمهورعراق پذیرایی کردند. او، هم اکنون مهمان دولت ترکیه است.
همزمان با این دو موضوع تنش آفرین، مسعود بارزانی رئیس جمهور اقلیم کردستان عراق چندین قرارداد نفتی با کمپانیهای بزرگ بین المللی و همچنین با دولت اردن منعقد کرد که عملاً دهن کجی و بی اعتنایی به دولت مرکزی بود. بارزانی به این بسنده نکرده لوله نفت عراق را که از خاک آن میگذرد نیز به بهانه عدم پرداخت سهم ۱٫۵ میلیادری دولت مرکزی مسدود کرد.
بارزانی در برگشت از سفر دو ماه پیش خود ازآمریکا که در آنجا وی همچون رئیس یک دولت مستقل مورد پذیرایی واقع شد، در یک مصاحبه گفت اگر سیستم عراق دموکراتیزه نشود به ملت کرد رجوع خواهد کرد تا راجع به پیوندشان با عراق تصمیم بگیرند. سخنان وی یک التیماتوم صریح به دولت مالکی بود.
او پس از این موضع گیریها دوهفته پیش در یک کنفرانس اقتصادی بزرگ بین المللی در ترکیه شرکت کرد که در آنجا نیز همچون رئیس یک دولت مستقل مورد پذیرایی واقع شد و در بیانیه مشترک پایان سفرش با مقامات ترک، علاوه بر ذکر عبارت: « امضای قرارداد های بزرگ» کلمه «بین دو کشور» نیزگنجانده شده بود در حالیکه در زبان دیپلماسی نه بارزانی نماینده یک کشور است و نه کردستان که او رئیس جمهور آن است یک کشور و این در حالیست که روابط ترکیه از چند ماه پیش با عراق روبه تیرگی میرود.
کنفرانس سران عرب هم که دولت مالکی با تلاش و هزینه زیاد سیاسی چند ماه پیش برای آن این همه زحمت کشیده بود عملاً جز نمایش انزوای عراق چیز دیگری نشد.
در چنین شرایطی، بلوک العراقیه با ۹۱ نماینده پارلمانی، کرد ها با حدود ۴۰ نماینده ( به حدس) و حزب الاحرار مقتدا صدر با ۴۰ نماینده تصمیم گرفتند و تلاش کردند که با رأی عدم صلاحیت به دولت مالکی او را عزل کنند. بر طبق آرایش فراکسیونیستی پارلمان عراق، این سه جریان آرای کافی(۱۶۴ نماینده) برای به اجرا گذاردن تصمیم خود داشتند ولی ظاهراً حکومت ایران و خود مالکی از طریق لابی زنی، تطمیع یا تهدید توانستند برخی از نمایندگان فراکسیون های رقیب را وادارند تا امضای خود را از لیست امضاهای استیضاح دولت مالکی پس بگیرند.
در جریان این تلاشهای گرد آوری امضاء برای عزل نوری المالکی، برک اوباما نیز در یک گفتگوی تلفنی با مالکی به وی گفت که از هر گونه اقدام و حرکتی در چهار چوب قانون اساسی عراق برای رفع بحران حمایت میکند که این خود بمعنی این بود که در صورت حصول حد نصاب لازم برای سلب صلاحیت دولت او، آمریکا نیز از چنین اقدام منطبق با قانون اساسی و حقوق پارلمانی حمایت خواهد کرد.
پس از خروج نیروهای آمریکا ازعراق دولت مالکی و رهبری ایران فکر کردند زمان برای قبضه کردن قدرت با استفاده از متدهای امتحان شده در ایران، رسیده است حال آنکه تفاوت بین جامعه ایران با عراق و ویژگی ساختار قدرت در عراق بگونه ایی نیست که بتوان به آسانی اقتدار یک جریان را در آنجا اِعمال کرد. نه جامعه سُنی، نه کردها و سایر اقلیت های قومی و نه حتی بخشی از خود شیعان حاضرهستند هویت ملی عراقی و عربی خود را به آسانی با هویت شیعی وابسته به ایران جایگزین کنند.
بهر حال، ظاهرآ دور اول زورآزمایی پارلمانی موقتاً بسود دولت مالکی پایان یافته است ولی فقط «موقتاً» چون مقتدا صدر، ایاد علاوی و بارزانی در نشستی مجدد در اربیل برای ارزیابی جریان جمع آوری امضاء اعلام کردند که بهیچ وجه در نشست گفتگوی ملی که جلال طالبانی رئیس جمهور، به منظور یافتن راه حل سیاسی برای بحران پیشنهاد کرده است شرکت نخواهند کرد و همچنان به تلاش خود برای عزل دولت مالکی که آنها وی را به فساد، فرقه گرایی،اقتدارگرایی و دیکتاتور منشی متهم میکنند، ادامه خواهند داد.
امروز سایت انگلیسی زبان «اسوط العراقیه» به نقل از یکی از رهبران حزب الاحرار( حزب صدریستها) مینویسد که مقتدا صدر مصمم تر از گذشته برای عزل نوری المالکی به نجف بازگشته است.
ضمناً در جریان گرد اوری امضاءهای ضد مالکی، آیت الله حایری فتوایی صادر کرد که بموجب آن اقدام برای عزل مالکی و روی کار آوردن دولتی سکولار حرام است که این فتوا را هم میتوان نشانه استیصال دولت ایران و ترس آن از سقوط مالکی تلقی کرد . گفتنی است که حائری مُدّرس مقتدا صدر بوده است ولی صدر این فتوا را در موضعگیری خود بی اثر دانسته و اعلام کرد برای وی اتحاد عراق مهم تر است و حتی اگر سکولار هم شده از تلاش برای ساقط کردن مالکی دست بر نخواهد داشت.
آنچه شایان توجه است واکنش های بعدی نوری المالکی به این تلاشها است که در آغاز، او با زبان تهدید با نیروهای پشت سر این تلاشها سخن میگفت.
در روزهای اخیر نوری المالکی دو حرکت از خود نشان داد که در نگاه نخست حائز اهمیت نمی نمایند ولی در متن رویداد های چند ماهه گذشته باید برای آنها اهمیت قایل شد و حاکی از احساس ضعف و عدم اعتماد بنفس وی می باشند.
حرکت نخست وی سخنرانی او درجمع فرماندهان ارتش بود* که در آن سخنرانی به فرماندهان ارتش گفت که از اجرای مراسم مذهبی در ارتش خود داری کنند و بعداً هم تأکید کرد که ارتش نباید سیاسی شود. این نشان میدهد که او به خطر یکدست و شیعی کردن ارتش پی برده است و نمیخواهد اتیکت اتهام فرقه ایی کردن ارتش به او بچسبد.
حرکت دوم او اعلامیه ایی بود که وی دو روز پیش پس از دیدار با تونی بلینکن، مشاورسیاست امنیتی جو بایدن، معاون رئیس جمهور آمریکا صادر کرد که در آن گفته میشود: « دولت عراق خود را به اتخاذ یک سیاست خارجی بی طرفانه و استقرار یک سیستم دموکراتیک در داخل که به حل همه مسائل کمک کند متعهد میداند.» بیانیه ادامه میدهد:«نوری المالکی رابطه عمیقاً ریشه دار شده با واشنگتن را ارج نهاده و خواهان ژرفش هرچه ببشتر همکاریهای متقابل عراق و آمریکا در جهت امنیت و ثبات منطقه می باشد.» عبارات متن این بیانیه دست کمی از نوشیدن جام زهری که ناشی از ناتوانی است نیستند.
مالکی سیاست خارجی عراق را به تابعی از سیاست های منطقه ایی ایران تبدیل کرده است و عملاً نقش پروکسی (نیابتی) آن را عهده دار شده و تا کنون تلاش کرده است تا ارتش عراق را نیز به ابوابجمعی سپاه پاسداران ایران تبدیل کند. مقاومت سایر نیروهای سیاسی عراق، موضع گیریهای عربستان، امارات و قطر، و از همه مهمتر ترکیه و قطعاً همسو با همه اینها آمریکا، به مالکی فهماند که سیاست عراق را به میل خود نمیتواند تعین کرده و یکه تازی کند.
اما برای تجدید نظر در سیاست گذشته و آزاد شدن از انگها و اتیکت های وابستگی به ایران هم گمان نمیرود فرصتی برای او باقی مانده باشد. مالکی نمیتواند ماندگار باشد اگر با آرای پارلمانی نرود با اعتراض خیابانی خواهد رفت و با رفتن او یکی دیگر از ستونهای کاخ بلند پروازیهای منطقه ایی حکومت ما پس از متحمل شدن هزینه های زیاد فرو خواهد ریخت.
عراقِ فردا؛ در کنار سایر کشورهای عربی در برابر ایران اسلامی قرار خواهد گرفت حتی اگر مالکی بتوان در پست خود برای مدتی دیگر باقی بماند. نباید فراموش کرد که یکی از عللی که این چرخش را تسریع خواهد کرد بی اعتبار شدن «اسلامیت» نظام جمهوراسلامی ایران است. امروز پرچم اسلام در منطقه اگر نخواهیم بگوئیم بدست آمریکا افتاده است، نباید تردید هم کنیم که در دست ترکیه و قطر و عربستان افتاده است و دیگر کم هستند کسانی که اسلامی بودن رژیم ایران را باور داشته باشند. در رابطه با تحولات بهار عربی، اتیکت اسلام نوع ایرانی به بدترین تهمتهایی تبدیل شده بود که علیه اسلامیستها مورد استفاده قرار میگرفت و آنها بشدت از آن تَبّری می جستند و نمونه آن اخوان المسلمین مصر.
پی نوشت:
۱ ـ سایت تابناک امروز ۲۰ ژانویه خبر میدهد که مورصی تقاضای کاردار ایران را برای ملاقات رد کرده است. مورسیدر جریان بازدید از سفارت عربستان برای تسلیت گویی بخاطر درگذشت ولیعهد آن کشور، گفت که در صورت رئیس جمهور شدن اولویت مسافرتی و ارتباطی اش با عربستان است و در کنار آنهایی که علیه دول حاشیه خلیج ع ر ب ی هستند نخواهد ایستاد. ع ر ب ی را به تقلید از تابنک اینجور نوشته ام.
۲ ـ امروز نوری المالکی به دو کمپانی بزرگ آمریکایی ( اِکسون و.؟.. ) که با دولت خود مختار کردستان عراق قرارداد نفتی بزرگ بسته اند هشدار داد که آنها عراق را به جنگ داخلی و تجزیه می کشانند. همزمان او در تماسی با دولت آمریکا از آن دولت خواست تا مانع اجرای این قرارداد شود.
………
*
نه دقیقاً همان سخنرانی ولی در همان رابطه
افزوده
نوری المالکی ارتش عراق را به گارد شخصی خود تبدیل کرده است حالا میگوید ک ارتش را سیاسی نکنیم و زبان تهدید هم به ربان خواهش برای مذاکره و مصالحه تبیدل شده است.

اسوط الغراقیه
بغداد
دو شنبه ۱۸ ژوئن

Call not to politicize security and armed force, Maliki
BAGHDAD/ Aswat al-Iraq: Commander-in-Chief Nouri al-Maliki called security and military organs to “get away from politicization, develop the work of check-points and combating corruption”.

Maliki stressed the importance of dialogue to solve differences according to the constitution “for the service of Iraq”.

In a press statement of Premiership, copy received by Aswat al-Iraq, Premier Maliki received today a number of security and military commanders in both defence and interior ministries where he stressed that “the era Iraq is passing through is difficult and they bear the responsibility of defending the country”.

Maliki confirmed that the dialogue should be the base according to the terms of the Iraqi constitution.

“We are trying to create better relations among the political components”, he confirmed.

He called to follow-up the work and functions of the security and military forces at the check-points and combating corruption”
……………..

سه شنبه ۲۰ ژوئن
مالکی با بارزانی ملاقات میکند تا راهی برای حل بحران بیابد.

Maliki-Barzani meeting expected, Kurdish sources
6/19/2012 2:52 PM

Maliki-Barzani meeting expected, Kurdish sources

ARBIL/ Aswat al-Iraq: Kurdish government sources expected a meeting will be held between Premier Nouri al-Maliki and Kurdish region president Masoud Barzani to solve the current political crisis.

The source told Aswat al-Iraq that “there are unconfirmed reports said that expected meeting will be held between Maliki and Barzani in the coming period to end the current political crisis in the country.

Arbil-Najaf alliance (Iraqiya bloc, Sadrist Trend and the Kurdish Alliance) tried to withdraw confidence from Maliki, charging him “to unilaterally ruling the state and violating the constitution”.

President Talabani refused to respond to the powers demanding Maliki’s demotion, pointing that the signatures received were less than 164, but stressed that dialogue and the National Conference are the best ways to overcome political crises.

Talabani’s stand stirred criticism of Iraqiya bloc, Sadrist Trend and some Kurdish MPs and described his opinion as “unexpected”.

A number of meetings were held in Arbil, Najaf and Sulaimaniya during the last few weeks among the blocs that demanded demoting Maliki to determine their final stand on the political crisis

بهارعرب به دروازه های سودان رسیده است

Share Button


Demonstrators blocked a street in Khartoum while chanting ‘no, no to inflation’
نقل از سایت الجزیره : تظاهر کنندگان ضد دولتی یک خیابان را در خارطوم مسدود کرده و شار میدهند نه! نه! به تورم


در دوران عمر البشیر و اسلامگرایان متحد او نزدیک به صد ها هزار نفر در جنگ داخلی بین شمال و جنوب سودان و قبایل مختلف به قتل رسیده اند. هزاران هزاراز پیر و جوان پسر و دختر مورد تجاوز جنسی و بیشترهم از سوی اسلامگریان و نیروهای نظامی و شبه نظامی عمر البشیر قرار گرفته اند.

رژیم کنونی سودان را میتوان از طراز همان دیکتاتوریهای برآمده از ناسیونالیسم ارتجاعی و دنیا ستیزی دانست که با ایدئو لوژیهای پان عربیسم ـ پان اسلامیستی زاده شدند و طی چند دهه اگر طراوتی هم در پیام و اندیشه های خود داشتند آنرا از دست داده و به عفریته هایی تبدیل شده اند که امروزه از هر عنصر بالنده و آینده سازی مبرا هستند. اگر مبارک دیکتاتور بود دیکتاتوری توسعه گرا و آینده ساز بود حال آنکه دیکتاتوریهایی از طراز صدام، قذافی، رژیم اسلامی ایران، بشار اسد و عمر البشیر از هر گونه عنصر امید آفرین و آینده سازی عاری هستند. ماشین دیکتاتوری این رژیمها فقط تحکیم کننده سلطه حکمرانانی هستند که ادامه حکومت آنان مساوی با ویرانی، عقب ماندگی و تخریب بافت اجتماعی و ملی جامعه هستند.
تاریخ سودان نسبت به تاریخ دیگردیکتاتوریهای مشابه منطقه بسیارخون آلود تراست. در ۱۹۶۹ (۱۳۴۷ شمسی) سرهنگ نمیری همراه با ۳ افسر دیگر با یک کودتا قدرت را در سودان بدست گرفت همزمان با سرنگونی سلطنت خاندان سنوسی در لیبی توسط سرهنگ قذافی و هردو از مریدان عبدلناصربودند. در آن دوران برو بروی ناسیونالیسم عرب جمال عبدلناصر و حزب سوسیالیست متحده عرب او وجهه ایی کاریسماتیک داشتند هرچند با تاریخ مصرف.
دینامیسم ناسیونالیسم عربِ ناصر و مریدان او مثل حافظ اسد، نمیری و قذافی نه در تحول طلبیِ اجتماعی / اقتصادی /سیاسی آنان و گفتمانشان بلکه در استعمار و غرب ستیزی آنان بود. با زوال جوشش و جاذبه کمونیسم و سوسیالیسم و ناسیونالیسم عربی، جریانی که چنان پر انرژی زاده شده بود به عجوزه ایی تبدیل شد که فقط از قداست آفرینی گذشته تعذیه میکند و از هر نوع نیروی زایندگی و همراهی با جهان امروز بازمانده است. زیرا نه استعمار به آن صورت سابق باقی مانده است، نه آرمانگرایی عربی، اسلامی شادابی پیشین خود را حفظ کرده و نه منطقه و دنیا در وضعیت سابق را دارد.
ناسیونال/سوسیالیسم و پان اسلامیسم چیزی جز پیام و گفتمان غرب ستیزانه ای که تاریخ مصرف آن به اتمام رسیده است در توشه خود نداشت و این گفتمان، گفتمانی نبود که بتوان بر شالوده آن برنامه توسعه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ریخت.
رژیمهای نمیری در سودان و قذافی در لیبی پس از مراسم کمونیست کشی در آغاز دهه ۷۰، بیش از پیش از همان ادعاهای سوسیالیسم باسمه ایی خود هم دست کشیده و برای حفظ قدرت خویش به ریسمان گفتمان اسلام سیاسی چسبیدند. نتیجه چنین رویکرد و تغیر مسیراجتناب ناپذیری، قدرت یابی اسلامگرایی در این دو کشور بود. در لیبی که قذافی پایگاه قبیله ایی داشت و سنت جنبش سیاسی و مدنی در آن ضعیف تر، او توانست خود بعنوانِ هم پرچمدار اسلام و هم پیشوای کشور ظاهر شود ولی در سودان که در آنجا نمیری فقط با کمک اسلامگراین به رهبری صادق المهدی و «حزب اُمت» او توانست کودتای سال هفتادِ کمونیستی افسران ارتش را سرکوب و همه کودتاگران را قتل عام کند و پس ازکشتار بعدی خونین کمونیستها با شرکت همان اسلامگرایان بنیادگرا [که با همین اخوان المسلمین مصر عموزداده هستند] محور گفتمان حاکم در سودان از ناسیونال سوسیالیسم عربی با شتاب بسوی اسلامگرایی چرخش کرد که تا همین امروز که ژنرال عمر البشیر بر سریر جمهوریت سودان نشسته است ادامه دارد. بعلت دو قطبی بودن جهان هم درآن دوره و خطر شوروی و کمونیسم ،غرب هم از این چرخش نمیری استقبال کرد.
در دوران عمر البشیر و اسلامگرایان متحد او نزدیک به صد ها هزار نفر در جنگ داخلی بین شمال و جنوب سودان و قبایل مختلف به قتل رسیده اند. هزاران هزاراز پیر و جوان پسر و دختر مورد تجاوز جنسی و بیشترهم از سوی اسلامگریان قرار گرفته اند. در نتیجه جنگ داخلی طولانی، سال پیش جنوب سودان موفق شد طی یک رفراندم با میانجی گری اتحادیه آفریقا و سازمان ملل از شمال جدا شود. جنوب از نظر دستیابی به راه های آبی و خطوط بازرگانی خارجی به شمال وابسته است و شمال با جدا شدن جنوب بخش عمده میدانهای نفتی خود را از دست داده است. ولی لوله ها ی نفتی جنوب از شمال میگذرد که بعلت اختلاف و دست بدست گشتن مناطق نفت خیز مرزی عملاً هردو قسمت سودان سابق از بخش مهمی از درآمد ارزی خود محروم شده اند.
هزینه جنگی، فساد بسیار وسیع اقتصادی، ناتوانی کامل مدیریتی تورم خارج از مقایسه دستگاه بوروکراسیِ حکومت عمر البشیر، صندوق دولت را خالی کرده است.
دولت مجبور به قطع یارانه ها و در درجه اول یارانه انرژی شده است. گرانی ناشی تورم، اینروزها موجب بروز اعتراضات عمومی گریده است . در خارطوم و شهر های عمده دیگر سودان اعتراضات توده ایی به دشواری معیشتی آغاز شده است. پلیس سودان به مشت های آهنین با این تظاهرات برخورد میکند ولی با توجه به وضع انفجاری مملکت و وضعیت منطقه این امکان که جامعه منفعل شده سودان نیز برخاسته به موج بهار عربی بپیوندد کم نیست زیرا دولت سودان قادر به حل بحران اقتصادی و خاتمه جنگ با جنوب نیست. ماه های آینده ماه های بهارعرب درسودان است.
در پایان باید اضافه کنم که ژنرال عمر البشیر و تعدادی از نطامیان او از طرف دادگاه بین المللی به اتهام نسل کشی و جنایت علیه بشریت تحت تعقیب هستند. تردیدی نباید داشت که انها دیر و یا زود در صندلی اتهام قرار خواهند گرفت.
*************
این صفحه بعنوان کرونولوژی بحران سودان با لینکهای خبری و تحلیلی تازه ، به روز خواهد شد.
………….

……………..
الاهرام انلاین
۴ شنبه ۲۰ ژوئن

برای چهارمین روز متوالی در خارطوم و ام دور مان تظاهرات دانشجویی در اعتراض به گرانی شد

http://english.ahram.org.eg/NewsContent/2/8/45717/World/Region/VIDEO-Sudan-police-fire-tear-gas-at-fresh-Khartoum.aspx

انقلاب ۲۵ ژانویه مصر و انقلاب ۲۲ بهمن ایران

Share Button



اینهم یا از معجزات اسلام است یا از معجزات شرکت احمد شفیق در انتخابات که از ملاعمر مصری ظرف چند روز اردوغان مصری ساخت! یالاعجب!


بنا به این دلایل برشمرده، من قبلاً نوشته ام و باز تکرار میکنم: ژنرالهای مصر امروز پرچمدار دموکراسی، پیشرفت، انقلاب و
همزمان آشتی ملی در مصر هستند و آوانگارد تغیر پارادایم تحول از دینخواهی به دنیاخواهی و زندگی انسانی در منطقه میباشند.

این؛ گفته مشهور هگل است که مارکس آنرا بسیار بجا در ۱۸ برومر در مورد لوئی بناپارت بکار میبرد: « گویی تاریخ دو بار تکرار میشود. یکبار بصورت تراژدی و بار دوم بصورت کمدی.»
اینک، نوبت ما ایرانیان است که حتی مناسب تر از مورد کودتای ۱۸ برومرلوئی بناپارت، آن توصیف را بر رخدادِ تاریخی انقلاب ۲۵ ژانویه پارسال مصر و تحولات متعاقب آن و انقلاب ۲۲ بهمن خودمان تعمیم داده بگوئیم:« گوئی تاریخ دو بار تکرار میشود یکبار بصورت رستاخیز مردگان و ارواح و بار دیگر بصورت رستاخیز زندگان و زندگی خواهان» زیرا شباهتهای زیادی بین جامعه انقلابی مصر امروز و جامعه انقلابی آنروز میهن ما وجود دارد، بدون اینکه در فرجام ومضمون تحول به نتایج مشابهی منتهی شده یا شوند.
من فکر نمیکنم هیچ دائرةالمعارف سیاسی هر چند جامع و مانع بتواند به اندازه رخدادهای امروز مصر، کم و کاستی ها و اشتباهات فاجعه انگیز کنشگران سیاسی ایران را در آنروز و چند بار بیشتر در امروز نشان دهد. ولی متأسفانه مثل بچه ای که زیر خود را خیس کرده است و نمیخواهد تکان بخورد مبادا گند کار دربیاید، ماهم نمیخواهیم بطور جدی رخدادهای مصر را با نگاهی نقادانه، تطبیقی و مقایسه ایی مورد توجه قرار دهیم و با درک درست تشابهات آنروزیمان با مصر امروز دریابیم امروزه چه باید بکنیم. و یا اینکه کلاً بی تفاوت از این تحول بزرگی که در آنجا در حال وقوع است میگذریم و خود را با مسائل خیلی بزرگتری! مثل کمپین سازی و بیانیه دهی و افشاء گری افشا شده ها و بدیهیات، سرگرم میکنیم.
در صحنه سیاسی امروز مصر، مشابه همان بازیگرانی وجود دارند که در صحنه ایران ما در ۳۳ سال پیش. اسلامیستهای مصری همان هستند و همانرا میخواهند که خمینیستهای ما در ۳۳ سال پیش میخواستند و به بیشتر آنهم رسیدند. چپ ها و میلیون مصری تقریباً همان را میخواهند که چپ ها و ملیون ایرانی در آن هنگام میخواستند یعنی خُرد کردن و از هم پاشیدن ارتش و بوروکراسی و سیستم قضاعی رژیم گذشته و حذف کامل آثار آن از صحنه سیاسی و مدنی کشور، بدون اینکه به بدیل « آماده و منطقی» پس از آن سرنگونی و ازهم پاشاندن، کمترین اندیشه ایی بکنند والبته بدون اینکه سر از لعنت آبادها یا ماوراء بهار در آورند چون همان نظامیان این اجازه را ندادند و نمیدهند.
بخش قلیلی از جامعه روشنفکری مصر به برکت تجربه کارکرد اسلامیسم در ایران و در منطقه و با مشاهده تناقضات رفتاری و گفتاری اسلامیستها مصری، در کنار ارتش و شورای عالی نیروهای مسلح و کاندیداتوری احمد شفیق، لیبرال دموکراتی از خانواده و تبار سیاسی رژیم سابق که پیام انقلاب را بهتر از خود انقلابیون گرفته، ایستاده است. نیروهای واقعی لیبرال دموکرات مصر برعکس ۳۳سال پیش ما، بجای اینکه مثل بره های بی دفاع از برابر خیل گرگان بگریزند به یُمن ایستادگی و سیاستورزی بسیار ماهرانه نظامیان مصری در صحنه ماندند و «ادعای انقلابیون» را از خیابانهای قاهره، میدان التحریر و راهپیمایی های «میلیونی!» به مرحله آزمون رقابت انتخاباتی کشاندند. نتیجه این رقابت آن چیزی است که من آنرا قیام زندگان و زندگی خواهان علیه رستاخیز ارواح و مرگ پرستان مینامم. ارواحی که پیام انقلابشان، از چپ و راست و دینی و سکولار، جز انتقام از رژیم سرنگون شده و دولتمردان آن، و حاکم کردن استبداد دینی نیست. بخش بظاهر سکولار این ارواح انقلابی، همانقدر منسجم و دارای برنامه است که مجموعه سکولارهای انقلابی ایران در مقطع انقلاب ۲۲ بهمن خود ما.
نتیجه انتخابات ریاست جمهوری مصر هنوز رسماً اعلام نگردیده است. هر دو طرف ادعای برنده شدن دارند. اما با نگاهی جامعه شناختی به تحولات ناشی از رقابت انتخاباتی میتوانیم بگوئیم، دیگر چندان مهم نیست که شفیق به ریاست جمهوری برسد یا مورصی. انقلاب و یکسال نیم تجربه انقلابی، تا حدود بسیار زیادی از مردم مصر توهم زدایی کرده و به آنها آرایش مدنی و طبقاتی داده است آرایشی که جبهه بندی و آرایش مذهبی/ ایدئولوژیک آنها را درهم شکسته و صفوف آئین گرایانه آنرا تقریباً متلاشی کرده است. بیشتر مردم دیگر نه بر اساس توهمات مذهبی و ایدئولوژیک القائی بلکه بر اساس تجربه عملی این یکسال نیم خود تصمیم میگیرند. نتیجه چنین تغیری در رفتار سیاسی مردم، ریزش شتابناک آرای مورصی و ظهور مجدد و نیرومند احمد شفیق است. با حضور جریان احمد شفیق در صحنه سیاسی مصر، حتی اگر پست ریاست جمهوری را هم نگیرد، صرفاٍ با حضور خود در جامعه، با ایفای نقش اپوزیسیون قانونی و پارلمانی، دیگر اسلامگرایان شانس چیرگی بر حیات کشور را ندارند و قطعاً عمر دولتمداریشان کوتاه تر از آن خواهد بود که تصور میشود.
همین چند ماه پیش بود که خیرات شاطر کاندید نخست اخوان المسلمین و محمد مورصی پس از او با اطمینانِ بنفس ناشی از برتری قاطع پارلمانی، از اجرای بی کم و کاست برنامه شریعت خواهانه و احکام قرآنی خود با بی پروایی سخن میگفتند. روند و نتیجه کم وبیش روشن انتخابات ریاست جمهوری ۳ روز پیش، مثل داروی نظافت پشم اسلامخواهی و شریعتگرایی آنانرا چنان چید که محمد مورصیِ امروز، از محمد مورصی چند ماه قبل ابداً بازشناختنی نیست مگر فقط از روی شکل و شمایل ظاهری.
برای اینکه تو خواننده گرام بدانی منظور من چیست خواندن دقیق کلیپ زیر از اظهارات رهبر اخوان المسلمین در جشن زودهنگام پیروزی، در میدان التحریر را بمناسبت پیروزی در انتخابات، برگرفته از وال استریت ژورنال را توصیه
میکنم با این توضیح که هنوز نتیجه قطعی انتخابات معلوم نیست:



Egyptian Opposition Finds Unity Against Military
« ستاد انتخاباتی مورصی در قاهره، به صحنه هایی از جشن و سرور تبدیل گردیده است. در آنجا مورصی از رأی دهندگان،تشکر کرد و قول داد تا «دست در دست همه مصریها، برای آینده ایی بهتر، برای آزادی، دموکراسی، توسعه و صلح» تلاش کند.
مورصی ادامه داد: « ما در جستجوی انتقامگیری و حساب کشی نیستیم، ما میخواهیم یک دولت مدرن و دموکراتیک و برای همه مصریان بسازیم که در آن همه مصریان چه مسلمان و چه مسیحی از حقوق مساوی برخور دار باشند.»
جالب در این گزارش وال استریت ژورنال اینست که مینوسد برغم تضادهای درونی تظاهر کنندگان ضد نظامیان، تاریخ مصر چنین اتحاد و وحدتی از جریانهای مختلف سیاسی در مصر را بخود ندیده است. یکی از شعار ها را که غالب بوده است را ذکرمیکند که: نه سلفیست! نه اخوان! نه لیبرال امروز فقط مصر! و منظور از مصرهم سلب اتوریته از ارتش و انحلال آنست!
باید چنین تغیری در برنامه سیاسی این جریان اسلامگرا را ظرف فقط چند ماه، هرچند و هرچه هم فارغ از محتوا، کم محتوا و یا مصلحتی باشد، هم به فال نیک گرفت وهم بعنوان یک خدمت بزرگ تاریخی از سوی جریان احمد شفیق، ژنرالها و دادگاه قانون اساسیِ موردِ حمایت آنها دانست که با دادن فرصت شرکت در صحنه رقابت انتخاباتی به احمد شفیق، به اوامکان دادند تا با حضور خود در این صحنه ی گفتمان ساز و ذهنیت آفرین، گفتمانِ سیاسی چیره مذهبی و ایدئولوژیک در جامعه مصر را به گفتمان مطالبات مشخص مدنی، سیاسی و اقتصادی تغیر داده و آرایش مدنی و مطالباتی جامعه سیاسی را جایگزین آرایش مذهبی و ایدئولوژیک کند.
دیگر، در برنامه سیاسی کاندیداها، نه میزان اسلامیت، فضیلت های قُدسی و آن جهانی و یا اسرائیل ستیزی و آمریکا ستیزی، الغای قرارداد کمپ دیوید و تبدیل بیت المقدس به پایتخت امپراطوری و خلافت اسلامی، بلکه از دموکراسی و حقوق شهروندی از توسعه و ترقی و آینده ایی بهتر و از صلح و نفی انتقامجویی سخن در میان است. راهیابی تک تک این مفاهیم به گفتمان انتخاباتی مصر، برخاسته از تأثیر حضور انتخاباتی احمد شفیق در این انتخاباتی است که هنوز هم نتیجه آن معلوم نیست.
در غنا و تنوع مضمونِ: گفتمانی، تاریخی، طبقاتی و فرهنگی انقلاب مصر که خود را به نحوی نمایان در این دو انتخابات چه پارلمانی و چه ریاست جمهوری نشان داد هرچه گفته شود کم است و مخصوصاً برای ما ایرانیان.
عرصه پیکار سیاسی و انتخاباتی این چند ماهه مصر، تنها بازاجرای سناریوی انقلاب ۲۲ بهمن ما نبود بلکه در این سناریوی بسیار متنوع الجهات در صورت دقت، ما میتوانیم؛ ماهیت، محتوا و شکل وقایع مهم تاریخی میهن خودمانرا باز شناسی کنیم. انقلاب مشروطه امان، کودتای رضاخانی، ۲۸ مردادمان، ۱۵ خردادمان و سر انجام انقلاب اسلامی امان و نقش نیروهای چپ و ملی امان در جنبشهای سیاسی این چند دهه.
تنها صحنه ایی از رخدادهای میهن ما که در مصر امروز بازی نشده است، و ژنرالهای مصر، اجازه بازی کردن آنرا هم هرگز نخواهند داد، کشتارهای اسلامی امان، جر ثقیل های اسلامی امان، قتل های زنجیره ای امان سنگسارها و دست و پا قطع کردنهای اسلامی امان و بالاخره کلان اختلاسهای تاریخی و چپاول تاریخی ثروت ملی امان توسط متولیان دینی است.
بنا به این دلایل برشمرده، من قبلاً نوشته ام و باز تکرار میکنم: ژنرالهای مصر امروز پرچمدار دموکراسی، پیشرفت، انقلاب و همزمان آشتی ملی در مصر هستند و آوانگارد تغیر پارادایم تحول از دینخواهی به دنیاخواهی و زندگی انسانی در منطقه میباشند.
تأسف در این است که جریانهای سیاسی مملکت ما نمیتوانند خود را از چنبره تفکر کلیشه ای گذشته آزاد کنند. هنوز در ذکر رخدادهای مصر، مصالح مفهومی؛ در گزارشها و تحلیل رخدادهای مصر، همان مفاهیمِ: خونتای نظامی، عوامل رژیم دیکتاتوری سابق، نیروهای دموکراتیک و ترقیخواه ضد نظامیان، هوداران دموکراسی، کودتای نظامی خزنده، مصادره انقلاب و..، هستند که زمینه ساز داوری نهایی بوده و حکم قطعی را صادر میکنند. چنین گزارشهایی با چنین فورمولبندی را از فارس نیوز، رجا نیوز ، تابناک گرفته تا سایت های سبزمان میتوان دید. آخرین نمونه ای را که دیدم گزارشی تحلیلی در سایت کلمه بود با عنوان:
« ادامه جنگ قدرت در مصر: کاهش اختیارات رئیس‌جمهور از سوی نظامیان، ساعاتی پس از پایان رای‌گیری»
که در واقع مرثیه نامه ایی بر مظلومیت چند ده ساله اخوان المسلمین و دادنامه ایی علیه نظامیان جنایت کار مصری است. همان نظامیانی که اکثرشان هم در دو جنگ علیه اسرائیل مردانه جنگیده اند.

مفهوم سازی ژورنالیستی و ذهنیت سازی توده ایی

Share Button


رأی ۱۲٫۷ میلیونی محمد مرسی یعنی تأئید حکم دادگاه قانون اساسی مبنی بر انحلال مجلسی که از روی سلامت عقل و سنجیدگی تشکیل نشده بود. اگر همین انتخابات ریاست جمهوری دو روز پیش هم، ۶ ماه بعد از نو تکرار شود همین ۱۲٫۷ میلیون رأی به ۳ ـ ۴ میلیون تقلیل خواهد یافت.

نشریه اینترنتی الاهرام هم به روضه عاشورایی برای نفله شدن انقلاب ۲۵ ژانویه افتاده است. امروز؛ این نشریه در یک مقاله تند انتقادی به قلم ناظر که باید یکی از سردبیران نشریه باشد شورای نظامی حاکم را به باد انتقاد گرفته که به همه وعده های خود پشت کرده و چون صیادی به تعقیب انقلاب ۲۵ ژانویه پرداخته است. این ناظر نمیگوید که اسلامیستها در فضای هیجان دینی و سیاسی، شورزدگی سیاسی و احساسی جامعه در روزهای گرم و تب کرده انقلابی؛ به شعور انتخاباتی مردم شبیخون زدند و بیش از ۳۵ میلیون آرای مردم را جارو کردند. این ناظر نمیگوید از آن روز به بعد چه اتفاقی افتاد که این ۳۵ میلیون به ۱۲٫۷ میلیون یعنی یک سوم، ظرف ۶ ماه تقلیل یافته است؟ آیا مردم جنی شده اند؟ آیا شعور مردم ظرف این مدت پس رفته است؟ و یا تقلب شده و ۲۰ میلیون آرای اسلامیستها ضبط شده است؟
این ناظر نمیخواهد اعتراف کند وقتی آرای اسلامیستها ظرف ۶ ماه به یک سوم تقلیل یافته است یعنی آن مجلسی که در آنهنگام از روی شورو شیفتگی تشکیل شد با هوشیار شدن مردم از اعتبار افتاده است و آرای ریاست جمهور مردم در حقیقت رفراندمی برای ابطال آن انتخابات پارلمانی و تائیدی بود بر حکم داددگاه عالی قانون اساسی مبنی بر انحلال آن مجلس مذهبی .. . اسلامیستها یی که ۷۰% پارلمان منحله را تصرف کرده بودند امروزه برای یک سوم شدن آرای خود چه توضیحی دارند بدهند؟
رأی ۱۲٫۷ میلیونی محمد مورصی یعنی تأئید حکم دادگاه قانون اساسی مبنی بر انحلال مجلسی که از روی سلامت عقل و سنجیدگی تشکیل نشده بود.اگر همین انتخابات ریاست جمهوری دو روز پیش هم، ۶ بعد از نو تکرار شود همین ۱۲٫۷ میلیون رأی به ۳ ـ ۴ میلیون تقیل خواهد یافت.
این تنها الاهرم نیست که مثل کیهان دوران انقلاب ما رگ غیرت نظامی ستیزانه اش بجوش آمده و دموکراسی و انقلاب را در خطر می بیند بلکه بیشتر نشریات دنیا چنان جوگیر شده اند که مثل صفحه گرامافونی که روی یک خط افتاده باشد تکراز میکنند: جنبش انقلابی! جنبش انقلابی جوانان! نخستین پارلمان دموکراتیک! منحل شد، فعالین شخصیتهای های لیبرال و دموکرات ویا فلان جریان سوسیال دموکرات مخالف نظامیان و ضد احمد شفیق ژنرال و نخست وزیر رژیم سابق… ولی همین روزنامه ها بدون استثاء وقتی از احمد شفیق نام میبرند فکر میکنند خواننده مرض فراموشی دارد لذا عبارت؛ نخست وزیر دوران رژیم سابق، ژنرال ارتش، از دوستان نزدیک مبارک و.. را به آن می افزایند.
کیست که نداند این پسوندها بار ارزشی دارند و در تصویر سازی ذهنی مخاطبین تأثیر میگذارند.
تایمز مالی ۳ روز پیش یک گزارش خبری و یک گزارش تحلیلی داشت که در هردو این گزارشها چند بار؛ ازاولین پارلمان دموکراتیک تشکیل شده، و کاندید نظامیان یا حزب منحله ناسیونال دموکرات سابق .. نام برده بود.
در حالی که شفیق صراحتاً گفته است که اگر پیروز شود میدان التحریر را به هاید پارک قاهره تبدیل میکند و برای خود ۴ معاون: یک اسلامیست، یک زن ، یک مسیحی و یکی از جنبش جوانان تعین میکند در برابر او مرسی چون به سلفیستها وعده پست های بالا داده است نمیتواند علناً بگوید به چه جریاناتی چه پستی میدهد و نمی گوید که چگونه میخواهد سوسیال دموکراتهای لائیک و سکولار را در یک کابینه با سلفیستها و اسلامیستهای افراطی در یک کابینه یا دستگاه ریاست جمهوری جا دهد؟ او میخواهد فعلاً با شعار «همه باهم!» زیرآبِ شورای نظامی حاکم را بزند. شورایی که تنها مانع سلطه همه جانبه اسلامیستها بر مصر است.

نگاهی به مذاکرات هسته ایی مسکو

Share Button


پرز میافزاید:« برای این منظور، هشدار باید جدی باشد، تحریمها باید جدی باشند… پس، بیائیم در درجه اول از وسایل غیر نظامی استفاده کرده و این جدی بودن را برای ایرانیان مشخص کنیم. آقایان! بهتر است شما به یک تقابل غیر نظامی تن دهید تا از مقابله نظامی اجتناب شود.»

روزنامه اسرائیلی هارتص، امروز بخشی از مصاحبه شیمون پرز باCNN را درج کرده است که در آن پرز از جمله میگوید: « ایران باید درک کند که گزینه نظامی برای برنامه هسته ای اش همچنان مطرح است. آیا ایرانیان بطور جدی اینرا خواهند فهمید که این یک گزینه واقعی است؟ ولی ما نیازی نداریم اینرا درک کنیم چون بلوف نمیزنیم. جدی نگرفتن این گزینه و آنرا بلوف تلقی کردن یعنی بسوی جنگ رفتن»
پرزمی افزاید:« برای این منظور، هشدار باید جدی باشد، تحریمها باید جدی باشند… پس، بیائیم در درجه اول از وسایل غیر نظامی استفاده کرده و این جدی بودن را برای ایرانیان مشخص کنیم. آقایان! بهتر است شما به یک تقابل غیر نظامی تن دهید تا از مقابله نظامی اجتناب شود.»
این سخنان پرز را، قبلاً سارکوزی هم به صورت ساده تری گفته بود. سارکوزی در یک مصاحبه گفت ما از این جهت خواهان تشدید تحریمها هستیم که با گزینه نظامی مخالیم و میخواهیم از آن پرهیز کنیم.
با قضاوت از لحن طرفهای شرکت کننده در اجلاس مسکو و نحوه انعکاس این اجلاس در رسانه های دنیا و خود ایران بخوبی میتوان حدس زد که امید جدی برای حصول توافق نیست.
غرب مدت چند سال است که برای شکستن شاخ هسته ایی ایران سرمایه گذاری و هزینه کرده است. چند سال است که بخش زیادی از انرژی دیپلماسی آمریکا، فرانسه، انگلیس و اسرائیل صرف کشاندن یا هل دادن ایران به این نقطه خفت زدگی و استیصال شده است. تصور اینکه غرب، امروزه همان امتیازاتی را به ایران بدهد که ۴ یا ۵ سال پیش حاضر بود بدهد تصوری عبث است.
غرب همه هزینه های لازم را داده است و برخلاف تصور رهبری ایران، آمریکا، هرگز در منطقه به قدرت امروز نبوده است. کمر گفتمان آمریکا ستیزی در منطقه شکسته شده است و فریاد مرگ بر آمریکا جای خود را به مرگ بر ایران و طلب کمک از آمریکا برای برانداختن بشار اسد داده است. آمریکا در مبارزه با القاعده و طالبان ابتکار عمل را بدست گرفته و روزی نیست که از سومالی گرفته تا وزیرستان پاکستان و تا یمن، چند تا از سردسته های این دو جریان را شکار نکند. نشانه های بسیاری هست که نشان میدهد سرویسهای اطلاعاتی غرب و بویژه سیا تا عمق این دو جریان نفوذ کرده اند. حملات القاعده بیشتر و بیشتر به عملیات انتحاری محدود شده و از درگیر های رویارو کمتر خبری بگوش میرسد. اوضاع بحرین تحت کنترل در آمده و در یمن هم ارتش در حال پیش روی است و همین دو روز پیش چهارمین شهر آنجا را از بنیاد گریان پس گرفت. در عراق که گمان میرفت دولت مالکی و شیعیان آنجا بکمک ایران و سپاه قدس جای آمریکا را کاملاً پر کرده و بر کشور کاملاً مسلط شده اند، اوضاع لحظه به لحظه برای نوری المالکی و ائتلاف شیعه پشت سر او به وخامت میگراید. مقتدا صدر در کنار بارزانی و ایاد علاوی در کسوت چه گوارای عراق ظاهر شده و میگوید حتی اگر به قیمت سکولار شدنش هم شده دست از تلاش برای ساقط کردن نوری المالکی برنخواهد داشت. مقتدا صدر همان کسی است که ۴ یا ۵ سال پیش با یک عکس خیلی نمادین در کنار احمدی نژاد گفت اگر آمریکا به ایران حمله کند « او در کنار ایران از این کشور حمایت خواهد کرد» (نقل به مضمون). و مطبوعات دولتی هم بدون اینکه متوجه خفت باری چنین اظهاراتی برای ایرانی که ادعای ابر قدرتی دارد باشند آنرا در صفحات اول خود درج کردند.
تحولات مصر، چه مورصی رئیس جمهور شود چه شفقیق، چنان موجی از دگرگونی سیاسی و مذهبی و تغیر موازنه در منطقه ایجاد کند که کوچکترین ترکشهای آنهم برای ایران اسلامی مرگبار خواهند بود.
اوضاع سوریه که اظهرومن الشمس است ولی در لبنان هم، یکی دیگر از ستونهای اتکای استراتژیک ایران، خلع سلاح حزب الله، مهمترین مسئله روز است و بنظر میرسد که حزب الله هم بشرط دریافت برخی تضمینها از جمله منع تعقیب افراددش بخاطر ترورهای متعدد، خود را برای آن و فاصله گیری از ایران آماده کرده است. قبلاً حماس پس از دوشیدن های بسیار ، خرج خود را از ایران جدا و در کنار قطر و عربستان و اردن قرار گرفته بود.
در زمینه نفتی هم کافیست گفته شود که امروزه بازار دنیا با اضافه عرضه روبروست و چند روز پیش هم یکی از روزنامه های معتبر آمریکا نوشت که ظرف ۵ سال آینده آمریکا در تولید نفت، روسیه و عربستان را پشت سر خواهد گذارد و استراتژی انرژی دولت آمریکا خود کفایی در زمینه نفتی است همین روزنامه ادامه داده بود که ذخایر جدیدی بالغ بر ۴ میلیارد بشکه در آلاسکا کشف شده است، خلیج مکزیک هم که روی دریای نفت قرار دارد. عراق با تولید بیش از ۳ میلیون بشکه در روز جای ایران را در اوپک گرفته است وبرنامه دارد ظرف ده سال و شاید هم ۵ سال آینده خود را بپای عربستان برساند. سایت تابناک دو روز پیش نوشت (هنوز هم در سایت هست) ما بهمان اندازه عربستان از عراق* هم باید بترسیم.
اگر به اوضاع داخلی هم توجه کنیم و از عربده های ناشی ازتب ها مالیخولیایی مقام معظم رهبری بگذریم می بینیم که در آن سایتها و رسانه هایی که جماعت درس خوانده بدانها مراجعه میکنند؛ کارشناسان و مسئولین کشور کمترین توهمی روی فشار خُرد کننده تحریمها ندارند و قضیه را خیلی شفاف هم مطرح میکنند ولی برعکس، صدا و سیما که مخاطبانش توده عوام هستند و همینطور خطیبان نماز جمعه با هارت و پورت گمراه کننده با مردم صحبت میکنند.
لذا با قرار گرفتن کشورمان در چنین وضع فلاکت باری توهم آمیز است اگر فکر کنیم غرب حاضر است بطور جدی پاکت های پیشنهادی ایران را حتی نگاه کند. غرب به کمتر از تسلیم کامل ایران قانع نیست و به این هدفش هم ، بگمان من، با همان «تحریمهای جدی»، که پرز و قبل از او سارکوزی گفتند، خواهد رسید. در نقطه ایی؛ گارد روانی توخالی دستگاه رهبری ایران خواهد شکست و بطور کامل و حتی بیش از آنچه لازم باشد امیتاز داده و تسلیم خواهد شد.
هرچه این تسلیم شدن دیرتر، هزینه آن سنگینتر.
خود کرده را تدبیر نیست! اینرا همه شنیده ائیم. فرض کنید کسی با یک نقاب گانگستری، با یک هفت تیر حتی پلاستیکی به صندوقدار یک بانک مراجعه کند و کارت اعتباری بانکی اش را درآورد خطاب به صندوقدار، خیلی هم مهربانانه و مؤدب بگوید لطفاً این مقدار پول از حسابم به من بدهید. صندقدار به لحن ملایم او توجه نخواهد کرد و آژیر را میکشد. حال اگر پلیس هم یک دق و دلی داشته باشد فقط خدا باید بداد آن مردک مسخره سازبرسد.
از همان آغاز مسئله هسته ایی مقامات ایران، خطاب به مقامات بین المللی، سعی داشتند با لحن آرام و اطمینان بخش بگویند که والله و بالله ما اهل اتمی شدن نیستیم. ولی همین مقامات و بیش از همه مقام معظم و احمدی برای جاذبه آفرینی بین عوام و شگفت زده کردن آنان، هم در منطقه و و هم داخل کشور چنان از موفقیت های هسته ایی ایران اسلامی رزمجویانه با الدرم و بلدرمهای عربده جویانه داد سخن میدادند که تردیدی در شنونده باقی نمیگذاشت که منظور نه ایزوتوپاهای مصرفی دندان پزشکی بلکه کلاهک اتمی روی موشکهای بالستیک است.
ملت ایران امروز هزینه عربده کشی های مستانه احمدی و مقام منیع و معظم رهبری را از یکسو و خفقان گرفتگی بخش زیادی از جامعه سیاسی خود را میپردازد تو گویی حتی نیم نگاهی به قدیس هسته ای، آدم را درجا سنگ میکند.
پایان یاداشت
……………….
*
اصل خبر و گزاش مفصل آن در حریت ترکیه به نقل … بود ولی متآسفانه نتوانستم آنرا پیدا کنم. اینهم خلاصه خبر در

لینک ترکیش ویکلی
http://www.turkishweekly.net/news/137377/oil-and-gas-production-boom-could-see-usa-overtake-russia-saudi-arabia.html

تیتر خبر
Oil and gas production boom could see USA overtake Russia, Saudi Arabia

**
تابناک شنبه
۱۶ ژوئن
از عراق هم باید به اندازه عربستان نگران بود
روند تحولات صنعت نفت عراق که می‌رود این کشور را تدریجا به دومین تولید کننده در اوپک تبدیل سازد، حاکی از آن است که این کشور در آینده می‌تواند تأثیر بسزایی در سیاست‌های اوپک بگذارد و ایران باید از این تحولات، به همان اندازه عملکرد عربستان نگران باشد.

کد خبر: ۲۵۱۶۶۳تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ – ۱۵:۱۵

روند تحولات صنعت نفت عراق که می‌رود این کشور را تدریجا به دومین تولید کننده در اوپک تبدیل سازد، حاکی از آن است که این کشور در آینده می‌تواند تأثیر بسزایی در سیاست‌های اوپک بگذارد و ایران باید از این تحولات، به همان اندازه عملکرد عربستان نگران باشد.

به گزارش «تابناک»، به نظر می‌رسد که توسعه صنعت نفت عراق، که اکنون پس از نزدیک بیست سال از زیر گرد و خاک تحریم و جنگ بیرون می‌آید، تلاش اوپک را برای تحت تأثیر قرار دادن قیمت‌ها در بازار پیچیده کرده و با مشکل روبه‌رو سازد.

بنا بر این گزارش، هرچند هم‌اکنون مسئولین عراقی در کلام، از تلاش ایران برای کاهش تولید و بالا بردن قیمت‌ها در بازار حمایت می‌کنند، اما بلندنظری عراق برای توسعه صنعت نفت کشورش، می‌تواند منجر به اضافه تولیدی شود که در پایان منجر به کاهش دوباره قیمت‌ها در بازار شود.

تحلیل‌ها حاکی از آن است که حرکت رو به رشد عراق در ماه‌های اخیر در حال تغییر توازن در میان دوازده عضو اوپک است و می‌تواند منجر به بر هم خوردن نظام سهمیه بندی اوپک، در راستای تطبیق با خروجی نفت عراق شود.

تولید نفت عراق به تازگی به مرز سه میلیون بشکه در روز رسیده است که طی یک دهه گذشته بی‌سابقه بوده و این امر می‌رود تا عراق را به دومین تولید کننده بزرگ نفت در اوپک، و جا گذاشتن ایران تبدیل کند که در ‌‌نهایت تنها عربستان را پیش روی دارد.

توان عراق برای تولید دو برابر

یکی از تحلیلگران مؤسسه اوپنهایمر در نیویورک اظهار نظر کرده که عراق توان آن را دارد که در پنج سال آینده، تولید نفت خود را دو برابر کرده و به رقم شش میلیون بشکه در روز برسد. فادل گیت در این باره گفته است: این توانی است که هم‌اکنون هیچ یک از اعضای دیگر اوپک آن را در اختیار ندارند.

هرچند فاکتورهای بسیاری بر بهای نفت در بازار تأثیرگذار است، بی‌گمان، مهمترین آن‌ها وضعیت عرضه و تقاضا در بازار است. در سال‌ها اوپک تلاش کرده تا قیمت را در بازار به وسیله محدودیت تولید کنترل کند. در نتیجه افزایش تولید نفت عراق، در صورتی که با کاهش تولید سایر اعضا همراه نباشد، می‌تواند منجر به کاهش قیمت‌ها به شکلی محسوس در بازار شود.

اما سیاست‌های اوپک یک چنین تصمیمی را نشان نمی‌دهد. روز پنجشنبه در وین، عراق از تأثیرگذاری نوظهورش برای همراهی با متحد سیاسی و اقتصادی‌اش، یعنی ایران و در مقابل عربستان سعودی استفاده کرد. ایران در این نشست به کاهش تولید برای بالا بردن قیمت تأکید داشت و اوپک سرانجام تصمیم به تعیین سهمیه سابق برای ماه‌های آتی و کاهش اضافه تولید کشورهای عضو گرفت.

در همین حال دبیر کل اوپک، البدری روز جمعه اعلام کرد که قیمت‌ها می‌تواند به مرز ۱۱۰ دلار بازگردد؛ بدون اینکه به اقتصاد بین‌الملل آسیبی برساند.

از سویی عراق بازگشت خود به اوپک را با معرفی نامزدش برای دبیرکلی اوپک، اعلام کرد. اظهار نظر جالب ساموئل شیزوک در این باره شایان توجه است؛ آنجا که می‌نویسد عراق با این کار می‌خواهد بگوید: «ببینید دوستان، اوضاع تغییر کرده. ما دیگر کودک دردسرساز اوپک نیستیم».

آخرین باری که عراق یک چنین لحنی، مبنی بر تأثیرگذاری در اوپک داشت، بازمی‌گردد به زمان حکومت صدام حسین و در جریان جنگ تحمیلی که پس از آن ایران و عراق، همواره بر سر اینکه کدام کشور بایستی سهم بیشتری در تولید اوپک داشته باشد، با یکدیگر در رقابت بودند. اکنون اما وضعیت کاملا متفاوت است و عراق که بیش از همیشه به کسب عواید از قیمت نفت می‌اندیشد، در کنار ایران جبهه گرفته است.

اما قرار نبود بازگشت عراق، این همه به طول بینجامد و پیش از این جورج بوش عنوان کرده بود که صنعت نفت عراق به سرعت بازپروری خواهد شد. اما و به هر حال، تولید نفت عراق با یک جهش از ۱. ۹ میلیون بشکه در سال ۲۰۰۹ اکنون به ۲. ۵ میلیون بشکه رسیده است؛ یعنی به‌‌ همان اندازه تولید ایران در روز.

توسعه صنعت نفت عراق در سال‌های اخیر، می‌رود تا انتقام چندین سال پیش را از نظام سهمیه بندی اوپک بگیرد. این در حالی است که سیاست این سازمان هنوز بین انتخاب سهمیه بندی کلی، یا تعیین سهمیه به شکل جداگانه برای هر کشور در نوسان است. طی سال‌های اخیر عراق جزیی از سهمیه بندی کلی در نظام اوپک نبود، زیرا صنعت نفت این کشور به شدت از کار افتاده بود، ولی با بالا رفتن میزان تولید، اکنون اعضا خواهان تعیین سهمیه برای عراق هستند.

اگر در ماه‌ها و سال‌های آینده، عراق اقدام به تزریق سه تا چهار میلیون بشکه نفت در روز به بازار کند، این به آن معناست که سایر اعضا یا بایستی اقدام به کاهش تولید کنند، یا میزان سهمیه بندی کلی را بیشتر از سی میلیون در نظر بگیرند و یا اینکه تن به کاهش قیمت دهند.

از سویی، جاه طلبی نفتی عراق برای بستن قراردادهای بزرگ با شرکت‌هایی چون، اکسون موبایل، بریتیش پترولیوم و رویال داچ شل، در یک دورنما، برخلاف آن چیزی است که عراق در روز پنج شنبه در نشست اوپک به سایر اعضا نشان داده است؛ کاهش تولید برای افزایش قیمت.

این نشان از آن دارد که عراق در سال‌های آتی می‌تواند تأثیر بسیاری بر روند سیاست‌ها اوپک بگذارد و ایران به‌‌ همان اندازه که از بابت عربستان سعودی نگرانی دارد، بایستی از آینده نفتی عراق نیز نگران باشد.

متمم قانون اساسی مصر و فریاد دموکراسی خواهی!

Share Button

متم قانون اساسی اعلام شده توسط شورای عالی نیروهای مسلح مصر (SCAF)
در تاریخ ۱۷/ ۰۶ ۲۰۱۲
نقل از الاهرام

پاراگراف ۳۰: در شرایطی که پارلمان در حال تعلیق است، رئیس جمهور در برابرمجمع عمومی دیوان عالی قانون اساسی سوگند یاد خواهد کرد.
پاراگراف ۵۳ : اعضای کنونی شورای عالی نیروهای مسلح مسئولندتا در باره همه مسائلی که به نیروهای مسلح مربوط میشود، از جمله؛ انتصاب فرماندهان آن و تعین مدت دوره آن فرماندهان تصمیم بگیرند. رئیس کنونی شورای عالی نیروهای مسلح تا تشکیل پارلمان و تدوین قانون اساسی جدید، در مقام فرمانده عالی نیروهای مسلح و وزیر دفاع انجام وظیفه خواهد کرد.

پاراگراف ۱/۵۳ ـ ریئس جمهور فقط پس از اخذ تائید شورای عالی نیروهای مسلح میتواند اعلام جنگ کند .
پاراگراف ـ ۲/۵۳ : در صورت مواجهه شدن کشور با نا آرامی داخلی بنحوی که ضرورت مداخله نیروهای نظامی را ایجاب کند، رئیس جمهور میتواند دستور تشکیل کمیسیونی از نیروهای مسلح پس از تائید شورای عالی نیروهای مسلح را بدهد ـ تا از اموال و امنیت عمومی دفاع کند. قانون فعلی مصر امکان استفاده از قدرت نیروهای مسلح و مسئولین آنرادر صورتی که ارتش مجبور به استفاده از اعمال قدرت شود را برای دستگیری و بازداشت پیش بینی کرده است.
پاراگراف ـ ۵۶ B : شورای عالی نیروهای مسلح، مقامات مسئول موضوع پاراگراف ۱/۵۶ اعلامیه قانون اساسی تدوین شده در ۳۰مارس ۲۰۱۱ را تا هنگام تشکیل پارلمان جدید تعین خواهد کرد. ( از موضوع این پارگراف خبر ندارم ـ ح ت)

پاراگراف ـ ۶۰B: اگر مجلس قانون اساسی با موانعی برخورد کند که مانع انجام وظیفه اش شود، شورای عالی نیروهای مسلح در عرض یکهفته، یک مجلس قانون اساسی جدید دیگری را تشکیل خواهد داد تا به تدوین یک قانون اساسی جدید در عرض ۳ ماه از تاریخ تشکیل خود بپردازد. این قانون اساسی جدیداً تدوین شده، ظرف ۱۵ روز از تاریخ تدوین برای تصویت عمومی به رفراندم ملی گذارده خواهد شد. انتخابات پارلمانی یک ماه پس از تائید قانون اساسی در رفراندم برگزار میشود..
پاراگراف ـ B1 60: اگر رئیس جمهور، رئیس شورای عالی نیروهای مسلح، نخست وزیر و شورای عالی دادرسی، یا یک پنجم مجلس قانون اساسی در یابد که یک یا چند ماده از قانون اساسی جدید، با اهداف انقلاب یا اصول عمده آن مباینت داشته و یا در تناقاض با اصول پذیرفته شده قانون اساسی قبلی است، هر یک از ارگانها یا افراد پیش گفته میتوانند تجدید نظر در آن ماده یا مواد را از مجلس قانون اساسی در عرض ۱۵ روز خواستار شوند.
اگر مجلس قانون اساسی به این درخواست مواد قانون اساسی مورد تجدید نظر در خواستی اعتراضی داشته باشد، موضوع به دادگاه عالی قانون اساسی احاله خواهد شد که مجبور است روی آن حکم صادر کند. دادگاه عالی قانون اساسی نهایی ترین مرجع است و رأی خود را در عرض ۳ روز پس از صدور حکم در روزنامه رسمی کشور اعلام خواهد کرد.
پاراگراف ۳۸ از اعلامیه قانون اساسی ۳۰ مارس ۲۰۱۱: « انتخابات پارلمانی بر طبق قانون برگزار خواهد شد»

تحلیل روی رخداد های انتخاباتی امروز عصر تنظیم و در ذیل همین پست یا بالای آن درج میشود.