Archive for: June 2012

کرونولوژی بحران عراق

رابطه استراتژیک ویتنام و آمریکا!

آنسوی چهره فدرالیسم نوع عراقی!

Share Button

قریب دو سال و نیم پیش نوری المالکی در رأس ائتلاف شیعه پس از زدو بند های زیاد پست نخست وزیری را از آن خود کرد، و پس از این که پست نخست وزیری را به امپراطوری فرقه گرایانه( سکتاریان) و ملوک و طوایفی خود تبدیل کرد، در برابر خواست مردم ایالات سنی مذهبِ انبار و صلاح الدین(؟) برای حقوق فدرال گفت؛ اگر آنها حقوق فدرالی بخواهند حمام خون راه می افتد!
حال با قرار گرفتن خودش در معرض سقوط از پست نخست وزیری، ایالت بصره که خالصترین ایالت شیعه نشین و تحت کنترول او و غیر مستقیم ایران است، تهدید کرده است که اگر مالکی عزل شود درآمد های نفتی عراق را که ۹۰% آن از چاه های بصره تأمین میشود را به دولت مرکزی نخواهد داد و برای خود نگاه خواهد داشت. اینهم اصل خبر تا ادامه کامنت:
تهدید بصره به فشارهای مردمی!
بغداد/ اسوط العراق
۱۲ خرداد ۱ ژوئن
نماینده پارلمانی«دولت قانون» تهدید بصره را ناشی از «فشار های مردمی» میداند. سلام المالکی، نماینده پارلمانی حزب دولت قانون مالکی، در یک اطلاعیه مطبوعاتی گفت« اگر رأی اعتماد مجلس به دولت مالکی پس گرفته شود، بصره آماده نیست تا پولهای خود را خرج ایالات دیگر بکند ». او خاطر نشان کرد که:«۹۰% از بودجه عراق از بصره تأمین میشود که ظرفیتهای دیگری هم برای بهره برداری دارد هنگامیکه خود را یک ایالت اعلام کند».
مالکی بلوکهای سیاسی را متهم کرد که:« ثروت بصره را مصادره میکنند تا خرج ایالات دیگر بکنند موضوعی که از سوی بلوکِ «دولت قانون» مورد تأئید نیست.
او از ایالات مرکزی و جنوبی خواست تا بر درخواست خود پا فشاری کنند.
بلوک العراقیه که توسط ایاد علاوی رهبری میشود، در هماهنگی با ائتلاف کرد و جریان صدر تلاش دارد تا با گرد آوری ۱۶۴ امضاء که قرار است برای ارائه به پارلمان تسلیم رئیس جمهور طالبانی شود، عزل مالکی را خواستار شود.
پایان خبر
……….
ادامه کامنت:
چنین تهدیدی که در حکم اعلام جنگ داخلی و فرقه ایست فقط میتواند از سوی یک نیرویی که به استیصال افتاده است، انجام شود. بی شک در پشت سر این تهدید نه تنها خود مالکی بلکه حکومت ما نیز قرار دارد.
هم ایران و هم مالکی در این خواب خوش بودند که با لابی ستون پنجمی خود دردرون فراکسیونهای پارلمانی این فرصت را هرگز به مخالفین نخواهند داد تا از دولت سلب عدم اعتماد پارلمانی کرده آنرا عزل کنند و لذا حالا شوکه شده اند.
آنها با طرفهایی به مراتب زرنگتر از خود روبرو هستند که آنها را در دامِ «خود بافته و خود پهن کرده» خویش گرفتار کردند. اقتدار دولت مالکی در درجه اول ناشی از این تصور عمومی ولی کاذب است که او بر اوضاع سوار است و همینکه روشن شود که او سوار نیست فرار از اردوی او شتاب بیشتر خواهد گرفت و این نماینده پارلمان بصره هم خود نمیداند که مردم بصره نیز درپشت سر آنها نیستند و با وسوسه درآمد نفتی هنگفت هم پشت سر باندی که ۱۰ سال آنرا آزموده اند نخواهند رفت.
بزودی مالکی و شرکاء باید پاسخگوی آنچه در این ۷ ساله کرده اند باشند و فکر میکنم لای و لجن زیادی بیرون آید که دامن دولت ما را هم خواهد گرفت! تا چه اندازه ؟ هنوز نمیتوان گفت.
خبر تکمیلی:
ایالت دیوانیه هم به التیماتوم بصره پیوست
نماینده پالمانی این ایلات ضمن دموکراتیک خواندن دللت مالکی و تأکید بر انتخابی بودن آن ، تلاش برای عزل او را کودتایی توصیف کرد که از جا های دیگر منابع آن تأمین میشود.
…………
کامنت:
وقاحت بیشتر از نمیشود .تو گوئی مالکی نه با آرای ۱۶۴ نفری نماینگان مجلس عراق بلکه مستقیم از راه رفرندام یا از آسمان انتخاب شده است که همان نمایندگانی که اورا برگزیدند حق ندارند او را با همان تعداد آراء عزل کنند؟
این دست و پا زدنها ناشی سرسام ناشی از شوک رأی عدم اعتماد و عزل مالکی است.

Diwaniya supports Mid and South region, if Maliki demoted, MP
6/1/2012 5:02 PM

BAGHDAD/ Aswat al-Iraq: White Bloc MP disclosed here that “Diwaniya province will not participate in any conspiracy against the elected government”, pointing that it will “support the proclamation of Mid and Southern Iraq Region, if confidence is withdrawn from Premier Nouri al-Maliki, according to a statement.

Diwaniya MP Aziz al-Mayahi added that “such move is a coup d’état against the elections held before two years”.

“We will not participate in any move against the will of the people”, he confirmed.

He charged that “great amounts of money were paid, from external sources, to topple Iraqi democratic experiment”.
 

.

با درخواست از مالکی برای استعفاء، بحران عراق تشدید شد!

Share Button


Iraqi Vice President Tareq al-Hashemi. (Photo: AP)
طارق الهاشمی نایب نخست وزیر عراق


رئیس دفتر بارزانی؛ فئواد حسین، در یک مصاحبه با« رودای نیوز» سایت دفتر ریاست جمهوری کردستان گفت : « مالکی باید خود را تغیر دهد یا، او تغیر داده خواهد شد. پیام به مالکی اینست که اگر او سیاست هایش را تغیر بدهد، ما این تغیر سیاست را خوش آمد میگوئیم، درغیر اینصورت او را تغیر داده میشود. ماه ها امتیاز دهی هزینه زیادی به کار کرد دولت تحمیل کرده است. »

اهرام آنلاین ـ قاهره، به نقل از آسوشیتد فرانس پرس
۰۲ ژوئن ۲۳ خرداد
یک رشته از مسائل گوناگون بخاطر ایراد اتهام به خود محور سازی نخست وزیر عراق تا حد درخواست کناره گیری او بالا گرفته و بحران سیاسی دولت عراق را فلج کرده است.
تحلیلگر سیاسی عراقی، احسان الشماری میگوید: « بحران سیاسی[ درعراق] اینک بحد اعلای خود از آغازش تا کنون رسیده است، ولی با این حال هنوز در چهار چوب بازی دموکراتیک جریان دارد. کشور در تمام سطوح فلج شده است؛ یک فلج کامل توأم با بیخیالی دولتی و عدم توانایی مقامات قانون گزاری، دامن کشور را گرفته است درحالیکه مردم با نارضایتی همراه با ترس به پیامدهای امنیتی آن مینگرند.»
….

طارق الهاشمی معاون نخست وزیر عراق از کشور گریخت و هم اینک محاکمه غیابی او در بغداد جریان دارد.
و، مسعود بارزانی جریان نفت دولت فدرال را از خاک کردستان را به این بهانه که دولت مالکی بدهی ۱٫۵ میلیاردی خود را به دولت اقلیم کردستان نپرداخته است قطع و به رویارویی با دولت مالکی پرداخته است.
و، روحانی قدرتمند شیعه، مقتدا صدر، که بلوک پارلمانی او بخشی از دولت وحدت ملی است همراه با بلوک العراقیه، و ائتلاف کردستان از نخست وزیر بعنوان «دیکتاتور» ی که عشقِ تعریف و تمجید دارد نام برده و او را متهم میکنند که میخواهد انتخابات را یا عقب بیاندازد و یا اینکه آنرا کنسل کند..
و، بلوک العراقیه که بعنوان اعتراض مدتی از شرکت درجلسات پارلمانی و کابینه خود داری کرده بود سرانجام برگشت ولی تلاش میکند که رئیس جمهور جلال طالبانی را وادارد که برای رأی عدم اعتماد به مالکی پارلمان را فرا بخواند در حالیکه مسعود بارزانی میگوید که با مالکی نمیتواند کار کند.[ آخرین خبر امروز این بود که طالبانی برای درخواست رأی عدم اعتماد از پارلمان؛ هم حاضر شده است و هم، تعداد آرای کافی برای عزل مالکی جمع کرده است که ظرف همین روزهای اینده تکلیف یکسره خواهد شد. ح .ت]
رئیس دفتر بارزانی؛ فئواد حسین، در یک مصاحبه با« رودای نیوز» سایت دفتر ریاست جمهوری کردستان گفت : « مالکی باید خود را تغیر دهد یا، او تغیر داده خواهد شد. پیام به مالکی اینست که اگر او سیاست هایش را تغیر بدهد، ما این تغیر سیاست را خوش آمد میگوئیم، درغیر اینصورت او را تغیر داده میشود. ماه ها امتیاز دهی هزینه زیادی به کار کرد دولت تحمیل کرده است. »
بحران اثر خود را بر اقتصاد هم گذارده است زیرا سرمایه گذارن اطمینانی به آینده ندارند.
نماینده مستقل پارلمانی کرد، محمد اُتمان میگوید:« مسئله؛ شروع به تأثیر گذاری روی بازرگانی و امینت و همه چیز دیگر کرده است.» او می افزاید: « رهبران بلوکهای سیاسی، چنان رفتار کرده اند تو گوبی دریک صحرا هستند». آنها باید مثل رهبران احزاب و گروهای سیاسی و دولتمردان رفتار کنند.
رئیس جمهور طالبانی در یک بیانیه، هشدار داد که «جدی بودن وضعیت کنونی» درعراق ناشی از درگیریهایی است که بزعم او امنیت ارگانهای اقتصادی، دولتی و امنیتی مملکت را تهدید میکند. او همچنین دعوت خویش را به گفتگو تکرار کرد ولی هیچ علامتی ازآشتی بین احزاب متخاصم و طرفهای مشاجره بچشم نمیخورد.
پایان گزارضش خبری و تحلیلی از اهرام آنلاین
………..
کامنت من:
پس از سقوط رژیم صدام، رهبری ایران بجای اینکه با یک ارزیابی واقع بینانه استراتژیک، از مجموعه شرایط عراق موضعی تعامل آمیز با نیروهای غیر شیعی و خود آمریکا، بعنوان نیرویی که هزاران میلیارد در آنجا هزینه کرده است، بر قرار کند؛ با ضعیف انگاری آمریکا و جریانهای غیر شیعی به یکه تازی شبه استعماری در آنجا پرداخت. رژیم تصور کرد که در آنجا به اعتبار وجود یک اکثریت جمعیت شیعی مذهب، میتواند به آسانی شروع به پایگاه و لابی زنی کرده و آن کشور را به واسال سیاسی ایدئولوژیک خود تبدیل کند غافل از اینکه دریک ارزیابی استراتژیک از اوضاع عراق، نمیتوان فقط به ترکیب یا نسبت جمعیت به لحاظ اعتقادات مذهبی آنجا بسنده کرد زیرا جغرافیای سیاسی و تاریخی عراق بگونه ایست که آنرا در منظومه کشور های عربی قرار میدهد. وانگهی وقتی یکپارچگی اسلامی خود نظام اسلام بنیاد ایران از همان آغاز با سقوط بازرگان، بنی صدر، منتظری، و بنوعی هاشمی، و سپس جنبش سبز بارها و بارها به ریزش های خطر ناک دوچار شد چه تضمینی برای اتکاء به یک پارچگی جامعه شیعه مذهب عراق و در پیوند استوارش با ایران اسلامی میتواند وجود داشته باشد؟
رژیم ایران عوامل نا موافق با ایران اسلامی را در عراق و نیروهای تأثیر گذار منطقه ایی را در آنجا؛ بنحوی بسیار خیالبافانه ایی دست کم گرفته بود.
بنظر من، نوری المالکی سقوط خواهد کرد و بعکس آنچه سخنگوی بارزانی، شاید به طعنه گفته است، حتی فرصتی برای تغیر روش و رویکرد او باقی نمانده است. مخالفین او به کمتر از قرار دادن او در جایگاه متهمین دادگاه، قانع نخواهند بود هرچند ممکن است اینرا به این آسانی بر زبان نیاورند.
چند روز پیش سفیر آمریکا در دیداری با مسعود بارزیانی گفت از تغیراتی که در چهار چوب قانون اساسی رخ دهد حمایت میکند و این یعنی چراغ سبز برای عزل دولت مالکی. روزنامه الشرق الاوسط دیروز گزارشی دارد که برابر آن ریزش آرای پارلمانی دولت مالکی شتاب گرفته است و من فکر میکنم حتی بعید نیست بسیاری یاران او نیز دیر یا زود قایق روبه غرق او را ترک کنند.
سقوط مالکی در عراق را میتوان آغاز حمله آمریکا به ایران تلقی کرد هرچند نه الزاماً حمله نظامی. چون با سقوط مالکی جناحهای شدیداً ضد ایرانی جای او را میگیرند و طارق الهاشمی هم اعلام کرده است که بزودی به عراق بر میگردد. این برگشتن او هم به سادگی رخ نخواهد داد و من بعید نمی دانم مصادف خواهد شد با سقوط و شاید حتی دستگیری مالکی هرچند این گمانه زنی ممکن است قدری ثقیل الهضم بنظر آید.
نه نیروهای سپاه قدس و نه نیروهای امنیتی عراق قادر نیستند در برابر اراده قانونی جامعه سیاسی و احزاب پارلمانی ضد مالکی بایستند زیرا نه ارتش و نه نیروهای امنیتی عراق را نمیتوان کاملاً در کنار دولت مالکی قرار داد و ارتش آمریکا هم بطور کامل منطقه را ترک نکرده است، علاوه بر ناوگان دریایی آمریکا در خلیج فارس چند ده هزار سپاه آن در کویت، قطر، عربستان و بحرین حضور دارند.
مالکی راهی ندارد جز اینکه تسلیم اراده رأی عدم صلاحیت و عزل خود شود!
…………
تکمیلی
در یاداشتهای بعدی مورد استفاده واقع خواهد شد
///////////
آیت الله حائری که مدرس مقتدا بوده است فتوا داد که کسی حق ندارد به مخالفین سکولار نوری المالکی رأی بدهد و انی بدترین نشانه دست و پا زدن حککومت ایران برای نگاه داشتن مالکی است که نتیجه عکس خواهد داد. مقتدا صدر راه خود را از تهران جدا کرده است و برگشتنی نیست.
ولی من حدس میزنم که رژیم تهران با استفاده از این فتواها تعدادی از نماینگان صدریست پارلمان را از بلوک او جدا کند.

Edict by influential Shiite Muslim cleric seen as aiding Iraqi premier against opponents

By Associated Press, Updated: Sunday, June 3, 6:58 PM
BAGHDAD — An Iranian-based Shiite Muslim cleric on Sunday published a religious edict that could undermine efforts to unseat the Iraqi prime minister and also signaled Iran’s growing influence over Iraq’s politics.The ruling was issued by Ayatollah Kazim al-Haeri, spiritual mentor of anti-American Iraqi cleric Muqtada al-Sadr.
0In recent weeks, al-Sadr has aligned himself with opponents of Prime Minister Nouri al-Maliki, who is facing mounting allegations from members of his broad unity government of Shiites, Sunnis and Kurds that he is monopolizing power.
The prime minister’s critics are trying to gather enough backing to bring him down with a no-confidence vote in parliament.
In a religious ruling published Sunday, al-Sadr’s spiritual mentor, al-Haeri, who lives in Iran, said it is forbidden to vote for secular politicians in Iraq’s government — an apparent reference to al-Maliki’s opponents. Al-Sadr’s followers hold 40 seats in the 325-member parliament and are part of the ruling coalition. Their support would be crucial to any attempts to unseat al-Maliki in a no-confidence vote.
Later Sunday, despite the edict, al-Sadr issued a statement calling on al-Maliki to step down.
“I have to tell him, ‘do the right thing and announce your resignation, for the sake of a nation that just needs a few crumbs to live on and for the sake of partners who only need partnership,’” al-Sadr said in a statement, referring to the prime minister.
Despite the strident tone of the statement, it appeared unlikely al-Sadr would go against the wishes of his spiritual mentor. The statement was seen as a possible face-saving device, since it put the onus on the prime minister and did not say whether al-Sadr would still be part of efforts to topple al-Maliki.
Majority Shiite Iran has close ties to Baghdad’s Shiite-dominated government as well as leading clerics in Iraq, prompting frequent complaints of meddling from Iraq’s minority Sunni politicians.
Iraq’s political crisis began almost as soon as al-Maliki formed his unwieldy coalition in late 2010, nine months after general elections. His coalition partners, key among them the Sunni-dominated Iraqiya bloc, have complained that he has reneged on power-sharing promises made during coalition talks.
There is mounting concern that the continued political paralysis will re-ignite sectarian tensions or lead to Iraq’s political disintegration.
Copyright 2012 The Associated Press. All rights reserved. This material may not be published, broadcast, rewritten or redistributed. 

حسنی مبارک به زندان ابد محکوم شد!

Share Button



در بیرون دادگاه جمعتی با فریاد الله اکبر فریاد میزدند؛ حرف کافی است! «اعدام باید گردد!»

گاردین لندن
۲ ژوئن ۱۳ خرداد
دادگاه کیفری مصر، حسنی مبارک را بخاطر دخالت داشتن در کشته شدن معترضین اعتراضات سال قبل که به عزل او منجر شد به حبس ابد محکوم کرد. پسران او و چند تن از افسران پلیس از اتهام فساد تبرئه شدند اما حبیب العدلی، وزیر کشور او نیز به حبس ابد محکوم شد.
مردم نسبت به آرای صادره واکنشهای متفاوت نشان دادند. برخی از صدور حکم ابد برای مبارک و وزیر کشورش ابراز خوشحالی و برخی با فریاد« دادگاه قلابی!» خواهان پاکسازی دستگاه قضایی شده و با سنگ اندازی بسوی پلیس به رأی دادگاه واکنش نشان دادند.
جک شنکر، گزارشگر گاردین مینویسد؛ مبارک ۸۴ ساله، یکی از رهبر عرب بود که تا کنون در کشور خود محاکمه میشد. او دردرون یک قفس که دادگاه، وی را در آن نهاده بود ساکت بنظر میرسید در حالیکه پسرانِ در گذشته قدرتمند او، با حلقه های سیاهی که در اطراف چشمانشان نشسته بود نا آرام و مظطرب بودند. پسر بزرگ او زیر لب قرآن میخواند.
قاضی «احمد رفعت» هنگام قرائت رأی دادگاه؛ عصر مبارک را«۳۰ سال تاریکی» و یک کابوس طولانی نامید که فقط با خیزش مردم برای تغیر پایان یافت. او گفت: «مردم مسالمت آمیزانه از رهبرانی که زمام قدرت را دردست داشتتند دموکراسی مطالبه میکردند.»
در بیرون دادگاه جمعتی با فریاد الله اکبر فریاد میزدند؛ حرف کافی است! «اعدام باید گردد!»
پسر یکی ازآنهایی که کشته شده بود، حنفی السید، فریاد میزد:« من به کمتر از حکم اعدام راضی نیستیم. با کمتر از آن ما خاموش نمیشویم و دو باره انقلاب خواهد شد.
پایان گزارش خبری گاردین
کامنت من:
من قصد وارد شدن به جزئیات محاکمه حسنی مبارک را ندارم ولی گوشه های در این رخداد تاریخی هست که در نگاه اول دیده نمیشود و از آنها نمیتوانم بگذرم. اولین آن اینست که برغم ایراد اتهام قتل و کشتار به مبارک؛ دادگاه نه به مبارک، نه فرزندان و نه حتی وزیر کشور اتهام فساد و دزدی وارد نکرد حال آنکه در جریان تظاهرات میلیونی! میدان التحریر [این میدان هم، مثل میدان آزادی ما بیش از چند ده هزار نفر جا نمیگیرد]، بسیاری بحثها و شعار های روی دزدی ها و ثروت های دزدی شده مبارک و خانواده او از جمله زنش دور میزد.
دومین نکته اینکه؛ مبارک تا لحظه ای که با خانواده اش به شرم الشیخ به حصر خانگی فرستاده شد، مصممانه بر روی این تصممیمش ایستاد که از مملکت خارج نخواهد شد و برای پاسخگویی خواهد ماند، حال آنکه وضعیت او حتی با علی عبدالله صالح و زین العابدین بن علی خیلی فرق داشت و او براحتی میتوانست به غرب یا کشورهای عربی خلیخ پناهنده شود و زندگی مرفه و راحتی داشته باشد.
سومین نکته اینکه به نسبت دامنه اعتراضات و به نسبت جمعیت نزدیک به ۸۰ میلیونی مصر و با توجه به فرهنگ سیاسی و هنجارهای دولتمداری در کشورهای خاور میانه؛ اگر تعداد ۸۰۰ نفر کشته راست باشدو مثل شایعات اغراق آمیز کشتارهای دوران انقلاب خودمان توسط شاه نباشد* و با فرض اینکه همه این کشتارها از طرف نیروهای پلیس رخ داده و خود سری این نیروها هم در آن نقشی نداشته است، باز باید برای خویشتن داری و نرم رفتاری ماشین سرکوب مبارک در مقایسه با بقیه دیکتاتور های منطقه امتیازی قائل شد که نمیتوان آنرا جز خصوصیات میهن پرستانه مبارک نگذارد. دیر یا زود ملت مصر از هیجانات انقلابی امروز خود بیرون خواهد آمد و در داوری امروز خود تجدید نظر خواهد کرد.
یک خاطره از زندگی دوران کودکی خود میگویم شاید قضیه را بیشتر روشن کند. در دوران جنبش ملی شدن نفت پدرم کاسب ساده و میانه حال و جبهه ملی چی بود. او هفته ایی ۷ روز و هر روز ۱۴ ساعت، در مغازه بود برای اینکه خرج یک عائله ۱۰ نفری را میبایستی در آورد. انرژی و قدرت تحمل او چنان در این کار خسته کننده فرسایش میافت که تحملی برای او نمیگذاشت تا با نرمش با من که پسری نافرمان و اذیت کن بودم رفتار کند لذا او فقط با زبان کتک با من حرف میزد. پس از کودتا او را دستگیر کردند و چند ماهی زندان بود که این ماهها در آنروز گار جز بهترین ایام دوران کودکی من بود. بچه های بزرگتر برای اذیت کردن من اغلب با تظاهری ساختی میگفتند که بابات را دار میزنند و نحوه دار زدن را هم برای من بر حسب ذهنیات خود تشریح میکردند. مثلاً اینکه چطور آدمهای دار زده شده شلوار خود را خراب میکنند و یا زبانشان چگونه از دهنشان بیرون زده میشود. هیچ یک از این توضیحات وحشت آور در من کمترین تأثری نسبت به سرنوشت پدرم برنمی انگیخت زیرا آزاد شدن پدرم را مساوی کتک خوردن خود میدانستم.
اشکال قضاوت ما مردم با فرهنگ جهان سومی اینست که هیچ گونه، چیدمان یا متدولوژی ـ ای برای توضیح رویدادها و قضاوت روی آن رویدادها نداریم. برای ما، مرزی بین مسائل حقوق بشری، سیاسی، نظام حقوق قضایی و داوری حقوقی و تفاوت آن با داوری سیاسی و تفاوت داوری سیاسی با داوری تاریخی وجود ندارد.
شاید روزی فرا رسد که حکومت قانون و اعمال اراده سیاسی ملت یا جامعه بشری، از طریق ارگانهای قدرت دولتی یا فرا دولتی و ملی با حقوق بشر در انطباق قانونی قرار گرفته و همه اینهاهمپوش شوند، ولی تا روز استقرار آنچنان مدینه فاضله ایی باید گفت؛ تا هنگامیکه دولت بعنوان ابزار یا مکانیسم اراده ملت [یا (در دیکتاتوریها) بخشی از ملت یا جمعیت] وجود دارد، و تا هنگامیکه تضادهای حاد اجتماعی، فرهنگی، قومی و طبقاتی وجود دارد دولت ها یی هم خواهند بود که باید «اراده ایی» را که ملزم به اجرای آن هستند با زور [ اگر نتوانند بدون زور و قهاریت جاری کنند] به اجرا گذارند. از درون چنین کارکردی است که «قهر» بعنوان یکی از بنیانی ترین مفاهیم در تعریف دولت و بعنوان مهمترین وظیفه یک دولت شکل میگیرد چه میخواهد دولت های پسا مدرن نوع اسکاندیناویایی باشد چه دیکتاتوریهایی نظیر دولت ایدی امین دراوگاندای سابق یا جمهوری اسلامی ایران یا معمر القذافی یا بشار اسد.
پس با این مقدمه باید گفت که این؛ نفس اعمالِ «قهر» نیست که جرم محسوب میشود بلکه «اعمال این قدرت قهریه مطابق موازین قانونی یا عدم مطابقت آنست که مطرح است و این جنبه است که باعث عدول یک دولت از موازین دولتمداری است و این عدول از موازین قانونی است که میتواند تا سرحد جنایت طبقه بندی و تعریف شود.» حال در این رعایت و یا عدم رعایت موازین قانونی، چنان مرزبندی ظریفی وجود ندارد تا براحتی بتوان از قضاوت سیاسی عبور کرد و موازین حقوق کیفری را برای داوری روی اعمال یک سیاست مدار بکار گرفت.
ما خود رژیم پادشاهی را سرنگون کردیم. در خیابانها با شور و با شعار، آنرا به محاکمه کشیدیم و بالاخره هم هنوز نمیدانیم آیا او بخاطر جنایات مشمول قوانین کیفری خود، یا بخاطر جرائم سیاسی اش بعنوان رئیس مملکت، یا کلاً بخاطر نقش منفی و مخرب تاریخی اش، تخطی اش از قانون اساسی باید محاکمه میشد. از دزدیهای ده ها میلیاردی او سخن زیاد رفت ولی این دولت «دزد گیر» اسلامیِ برآمده از انقلاب و حق طلب، هرگز، نه لیستی از ثروتهای ادعایی او، از پولهای خارج کرده اش از مملکت، از رشوه های ادعایی گرفته او، از آن دو گونی ناخن های کشیده و یافت شده در خانه یکی از افسران بازنشسته اطلاعاتی او و صاحبان آن ناخنها، هرگز و هرگز دیگر نه بحثی جدی و حقوقی/کیفری کرد و نه یک تحلیل درست سیاسی به مردم در توجیه حقوقی از یک طرف و سیاسی از طرف دیگر برای سرنگونی شاه ارائه داد تا این حکومت برآمده از انقلاب را دور از شعار توجیه کرده باشد. هرچه دراین زمینه تا کنون گفته شده است همه پرونده سازیهای سیاسی و ایدئولوژیک بوده است. هرچند نمیتوان گفت که این پرونده سازیها یکسره بی محتوا بوده اند. ایراد اصلی به نحوه تنظیم آنهاست.
در بحبوحه هیجانات اولیه مراحل نخست محاکمه مبارک که هر تظاهر کننده ایی خود را آماده کرده بود تا طناب دار را بگردن تمام خانواده مبارک بیاندازد، یکی از تحلیل گران عرب در سایت تحلیلی« دارالحیات» گزارشی از کارنامه سیاسی و اقتصادی مبارک داده و لیست بزرگی از خدمات تاریخی اورا نوشته بود. او نتیجه گرفته بود که کارنامه مبارک در مجموع به آن سیاهی که مدعیانش ادعا میکنند نیست.
امروز مردم مصر فقط سرکوب ها و انسداد سیاسی دوران او را می بینند ولی برای ما مردم ایران که در اثر انقلاب نه تنها آزادی سیاسی را بدست نیاوردیم بلکه دست آوردهای اقتصادی و اجتماعی دوران حکومت شاه را هم؛ از جمله آزادیهای مدنی و حتی مذهبی امان را هم از دست دادیم، داوری راجع به مبارک آسان تر است.

وقتی سیاست ورزی و دولت مداری بر خلاف سیر پیشرفت و تحول سیر کند و این بازدارندگی جامعه از تحول، با اعمال قهر دولتی همراه شود، و هنگامیکه این اعمال قهر، هیچ گونه حد و مرز و موازین قانونی را مراعات نکند؛ یک ملت حق دارد فریاد زند:« اعدام باید گردد!» و حق دارد طناب دار را نیز بر گردن قانون شکنان و دولت مردان و رهبرانی که ماشین «قهر» دولتی برای را برای مقاصد سیاسیِ طایفه ایی، خانوادگی و مافیایی گونه خود بکار گرفته اند بیندازد. در اینجا جرم کیفری با جرم سیاسی در عالیترین حد خود با هم رخ داده و همپوش گردیده است.
اما به داروی من، حسنی مبارک اگر در یک دادگاه کیفری محض مستوجب حکم اعدام است، در یک دادگاه سیاسی و تاریخی شایسته مدال میهن پرستی است، هرچند شاید نه ازعالیترین نوع آن.
اضافه کنم اگر قرار باشد رهبران سیاسی دنیا در طول تاریخ را در یک دادگاه کیفری یا حقوق بشری محض محکمه کنیم، از کوروش و داریوش تا ژولیوس سزار و اسکندر و ناپلئون؛ از محمد و علی و خلفای راشدین و عباسی تا خلفای اتومانی عثمانی تا تونی بلر، اوباما، بوش، کلینتون و ملکه انگلیس و شارل دوگل و کاسترو و گوربا چف و پوتین؛ هیچ یک، از چوبه اعدام نمیتوانند بگریزند.
ازجمله عمده ترین وظیفه رهبر سیاسی و حکومتی یک مملکت استفاده از «ماشین قهر دولتی » برای حفظ امنیت میلیونی شهروندان است. در کار برد این ماشین مسئله سرکوب و کشتار هم میتواند رخ دهد مخصوصاً در جوامعی که تنش های سیاسی در آن سونامیک و انفجاری هستند. هیچ رهبرسیاسی نمیتواند از این جنبه از مسئولیت خود شانه خالی کند و با دستهای پاکیزه بمعنی حقوق کیفری از دار دنیا یا از سریر قدرت برود. آنچه کار برد زور و قهر دولتی را توجیه، موجه و یا غیر قابل توجیه و ناموجه میکند سَمت و سوی کاربرد و اهداف اعمال قهر است.
*
طبق اطلاعات مستندی که بعدها توسط آقای باقی انتشار یافت جمع کشته شدگان و اعدامهای دوران شاه از قائله آذربایجان تا اعدامهای پس از کودتا و ناشی از جنگهای چریکی علیه رژیم و قائله کردستان و فارس و ۱۵ خرداد و کشته های انقلاب طی ۳۷ سال حکومت شاه، حدود ۳۷۵۰ نفر میشده است.
با کشتار هایی که توسط حکومتهای مدعی، استقلال و دموکراسی و سوسیالیسم در این دوران رخ داده است مقایسه کنیم!
صدام، قذافی، ناصر، بشار اسد و حافظ اسد و حکومتهای خلق و پرچم در افغانستان، الجزایر مسالمان و سوسیالیست نوع فانونی، نمیری در سودان و زیاد باره ایی در سومالی و حکومت سوسیالیستی و خلقی یمن جنوبی سابق ،

حمله مخالفین شفیق به همایش طرفداران او

Share Button


Clashes in Qena. (Photo: Ahram daily newspaper)

اهرام آنلاین
جمعه ۱۱ خرداد
اول ژوئن
انقلابیون، اخوان المسلمین، و سلفیستها به همایش انتخاباتی طرفداران شفیق به بهانه جلو گیری از اظهار وجود «بقایای رژیم سابق» حمله کردند. سه نفر زخمی شدند.
گفته میشود که شفیق بنام یک صوفی که مدافع تهیدستان و اخوان که اسلامخواه است؛ آن یک از صوفیسم و این یک از اسلام ابزارگرایانه استفاده میکنند.
….

************

و من فقط امیدوارم طرفداران آزادی، اسلام، دموکراسی، حقوق بشر و…. بنام این ارزشها همدیگر را قتل و عام نکنند!
بنظر من تیتر گزارش الاهرام باید: حمله مسلحانه چماقداران طرفدارِ انقلاب، آزادی و اسلام به اجتماع آرام یک کاندید ریاست جمهوری میبود!
من مدتها قبل نوشتم که ما در مصر با هیچ نیروی واقعاً دموکرات یا آزادیخواهی روبرو نیستیم بلکه با نیرو هایی رو برو هستیم که هر یک برای استقرار دیکتاتوری خودشان می جنگند. ولی اجبار آنان در مصر پسا مبارک به تعامل در چهار چوب پارلمانتاریسم نوعی دموکراسی ایجاد میکند که ناشی از توازن نیرو است و من آنرا توازن مکانیکی در برابر توازن دینامیکی دموکراسی نام گذارده بودم.

کاندیدایی که حد اقل ۵ میلیون رأی مردم را در دور اول آورده است و قطعاً در دور دوم این تعداد به نزدیک ۲۰ میلیون خواهد رسید.
ح ت
…………

Anti-Shafiq protesters attacked in ‘To be or not be’ rally
Campaign rally for Ahmed Shafiq in the southern city of Qena ends with supporters opening fire to disperse group demonstrating against the ex-Mubarak premier’s run for the presidency
Ahram Online , Friday 1 Jun 2012
Three were injured in the southern city of Qena on Thursday when a campaign rally organised by tribal figures for presidential hopeful Ahmed Shafiq ended in clashes between supporters of the former prime minister and a group comprising revolutionaries, members of the Muslim Brotherhood and Salafists.
“We went there after we found out that remnants of the old regime were conducting the event to support Shafiq,” Mostafa Fouad, a member of the Revolution Youth Coalition told Al-Ahram daily newspaper.
As the anti-Shafiq demonstrators entered the event, their peaceful protest was welcomed by gunfire.
The violence saw three anti-Shafiq protesters wounded. Police forces eventually arrived at the scene and brought an end to the fighting.
On Thursday, 500 tribal leaders in Qena announced their support for Shafiq, using “to be or not to be” as their slogan.
During the presidential rally, Shafiq was described as a Sufi who loves the poor while the Muslim Brotherhood were criticised for using Islam to win political gains and not correctly observing the faith.
It was not the first time a Shafiq presidential campaign rally witnessed violence. During the first round of the presidential elections on 23 May, Shafiq was hit with stones and shoes as he attempted to cast his vote in Cairo. At another rally in Luxor, two weeks ago, a protester hurled a shoe at him.
Shafiq is running against the Brotherhood’s Mohamed Mursi in the second round of elections slated for 16-17 June.