Archive for: July 2012

بازدید یک هیئت عالیرتبه اقتصادی سوری از ایران

Share Button



هدف از سفر این هیئت نمایندگی در درجه اول تیغ زدن ایران است و در درجه دوم با عنوان کردن چنان موضوعاتی طرفین میخواهند اطمینان به فرادی خودشان را به افکار عمومی نشان داده و تلقین کنند.

نهار نت لبنان امروز، خبر بازدید یک هیئت بلند پایه اقتصادی سوریه را از ایران درج کرده که بر حسب ظاهر برا ی همکاری های اقتصادی در زمینه آب، برق و مسکن سازی به ایران آمده است. ماهیت و موضوعات عنوان شده برای این هیئت اقتصادی سوریه فقط بدرد گول زدن ساده لوحان میخورد والی سوریه در حال حاضر در شرایطی نیست که با هیچ کشوری وارد قرار دادهای اقتصادی چند هفته ایی هم بشود تا چه رسد به چنین حوزه هایی برای همکاریهای بلند مدت اقتصادی.
هدف از سفر این هیئت نمایندگی در درجه اول تیغ زدن ایران است و در درجه دوم با عنوان کردن چنان موضوعاتی طرفین میخواهند اطمینان به فرادی خودشان را به افکار عمومی نشان داده و تلقین کنند. کوچکترین حرکت ایران برای خارج کردن سپرده های بانکی و سرمایه هایش در بخش، خدمات تجاری و صنعتی، به عنوان متحد استراتژیک رژیم سوریه از آن کشور، در حکم اعلامِ تدارک مجلس ختم رژیم اسد است که سقوط آنرا شتاب میدهد.
لذا مأموریت این هیت در درجه نخست تیغ زدن مالی و در درجه دوم اطمینان عمومی آفرینی است. این هیئت ممکن است در وظیفه نخست خود برای تیغ زدن ایران موفق شود ولی در انجام مأموریت دوم خود، یعنی اطمینان آفرینی سیاسی برای رژیم سوریه توفیقی نخواهد یافت.
………..
از توضیح یک نکته راجع به عکس فوق ناگزیرم
ظاهراً آقای صالحی از موقیعت ضعیف و خفت آور طرف سوری استفاده کرده و بعنوان یک ژست نمایشی دقیقاً در مقابل نقشه ایران و قرار دادن قسمت خلیج فارس در قسمت دست های بهم داده شده بنحوی نمایان این عکس را انتشار داده است. باید گفت این هنری نیست که با نماینده اقتصادی دولتی عربی که قریباًسقوط خواهد کرد چنین عکسی بگیری اگرآقای صالحی توانست با همان نماینده حماسی که میلیادرها دلار کمکاز دولت ما گرفته است یا شیوخ فُجیره یا رأاس الخیمه یا عمان چنین عکسی بگیرد هنر کرده است از شیوخ .کویت و قطر و دوبی چیزی نمیگویم

در آنسوی صحنه تحولات سوریه

Share Button


سخن اینست که امروزه؛ در جنگها، انقلابها، و رقابتها و تنشهای بین المللی، وسایل اطلاع رسانی و ذهنیت ساز اهمیتی استراتژیک حتی بیشتر از ناوهای هواپیما براتمی و موشکهای بالستیک با کلاهک اتمی دارند. زیرا آنها سلاح های استراتژیک جنگ روانی هستند که تعین کننده سرنوشت جنگ در عرصه های میدانی میباشد. امروزه پیروزی در جنگ روانی یعنی بُردن جنگ در عرصه واقعی و عملیات میدانی! «هدف گیری مغز دشمن و استراتژی او، از هدف گیری جسم او مهمتر است» (سون تسو).


افتطار پیروزی جنگجویان ارتش آزاد سوریه، دیروز سه شنبه، در یک شهرک حاشیه حلب که آنرا از دست حکومت آزاد کرده اند.
Syrian rebels in Aleppo break their Ramadan fast Tuesday. Rebels gained control of one neighborhood as fighting embroiled the northern Syrian city.

تا چند دهه پیش، کودتاهای نظامی پی در پی در کشورهای جهان سوم،* امری عادی بود، صرفنظر از انگیزه های کودتاگران، دراین کودتاها، معمولاً بخش کوچکی، حتی چند ده نفره، از افسران و درجه داران ارتش کشور، درعرض یک شب ستاد ارتش و رادیو تلویزون و کاخ حکومتی را تصرف کرده و خود را، از رادیو تلویزون، با عناوین گوناگون؛ از قبیل شورای انقلابی، جمهوری دموکراتیک خلق یا کمیته نجات ملی و.. ، فرمانروای سیاسی کشور اعلام میکردندو بهمین سادگی. در این کشورها بعلت فقدان استحکام دستگاه حکومتی و حاشیه بودن جامعه و غیبت نهاد های سیاسی، حقوقی و مدنی مشروع و معتبر، کودتا پیروز میشد و اگر قدری ریشه قبیله ایی، قومی، مذهبی و ایدئو لوژیک داشت و اگر آن ریشه را با کمی بی رحمی در حکومتگری در می آمیخت، میتوانست مثل: صدام، ایدی امین، موبوتو، عمرالبشیر و در این دو نمونه دوران کنونی قذافی و بشار اسد(سلسله اسد. پدربشار کودتاگر بود و او خود میراثدار آن کودتا)، ده ها سال حکومت کنند. از این مقدمه کوتاه میخواهم دو نتیجه بگیرم:
۱ ـ کاخ دولتی، ستاد ارتش و ساختمان رادیو تلویزیون، سه هدف یا قرارگاه استراتژیک هستند که با تصرف آنها یک کودتا میتوانست خود را پیروز اعلام کند. از این سه ارگان یا قرار گاه استراتژیک فوق الذکر، میتوان نقش کنترول رسانه ایی بطور اعم و ساختمان رادیو تلویزیون را بعنوان رسانه تصویری، شنیداری و مرکز عصبی ابزار روانیِ اِعمال اتوریته برمردم بحساب آورد که اثر آن، از آن دو تای دیگر بیشتر است.
اگر صبحگاهی مردم بیدار شده و تعدادی تانک را در خیابانهای پایتخت ببینند، و اگر صدای سهمگین شکستن دیوار صوتی را بر فرازسرشان بشوند و اگر در گوشه کنار خیابان شهر چند دستگاه نفر بر نظامی هم که تهدید آمیز ایستاده باشند، و اگر تعدادی گشت موتوری مسلح را در خیابانها ببینند هرگز به مخیله اشان خطور نخواهد کرد که آن تانکها هیچ مهمات و گلوله ایی ندارند، آن هوا پیما از یک کلاغ هم بی خطر تر اند چون بمبی ندارد و مسلسلهایش هم فشنگ ندارند، در پشت فرمان آن نفربرهای سرپوشیده نظامی هم چند شوفر وانت بار اجیر شده نشسته و جز رانندگی کاری دیگری نمیتوانند بکنند و در داخل آن نفر برهاهم کس دیگری بجز راننده نیست و آن گشت های موتوریزه مسلح خیابانی هم، مثل پیراهن شخصی های حکومتی خودمان چند صد نفر بیشتر نیستند که با سرعت و سرو صدای زیاد خیابانهای اصلی شهر را دور میزنند تا قلت تعداد خود را در برابر دریای میلیونی مردم پنهان کنند،… ، در چنین حالتی کافیست یک «گروهبان گارسیا»ی خود ژنرال خوانده ایی، با یک ورقه اطلاعیه «شورای نظامی انقلاب یا دولت حکومت نظامی موقت» در پشت صفحه تلویزیون ظاهر شده و با لحنی هرچه محکمتر و حاکی از اعتماد بنفس مقررات حکومت نظامی را اعلام ، دولت ومجلس را منحل و ترکیب فرماندهی ستادی نیروهای مسلح و کابینه نظامی جدید را اعلام کند. اگر بتواند بخاطر محکم کاری، بواقع یا به دروغ، اعدام سران حکومت قبلی را نیز اعلام کند، میتوان کار را کاملاً تمام شده تلقی کرد و بهمین سادگی.
این سناریوی فانتزیک که بهیچ وجه صرفاً فانتزی نیست آن چیزیست که بزبان عصرخود در ۵۰۰ سال پیش، سون تسو، استراتژ نامدار چین باستان از آن بعنوان« بُردن جنگ بدون جنگ» نام برد. یعنی پیروزی در جنگ از طریق بلوف دیس اینفرماتیو (گمراه سازانه و القاءگرانه و..،). و او میگوید یک ژنرال ورزیده باید به این طریق یک جنگ را ببرد و نه با کشت و کشتار و ویران کردن شهرها.
غرض از مقدمه فوق در درجه نخست، نشاندادن اهمیت استراتژیک ابزار اطلاعاتی و رسانه ایی در جامعه امروز است این را در تبلیغات تجارتی و در مبارزات انتخاباتی هم میتوانیم ببینم.
و اما هدف از این نتیجه گیری از آن مقدمه چیست ؟
قریب یکسال و نیم پیش در جریان قیام مردم بنغازی علیه رژیم قذافی، همانموقع که زن جوانی روی صفحه های تلویزیون دنیا از بی بی سی گرفته تا سی ان ان آن ظاهر شد و با شیون و زاری اعلام کرد که ده ـ دوازده نفر از نظامیان قذافی او را بزور ربوده و به یک قرارگاه نظامی برده و دسته جمعی به او تجاوز کرده اند و خبر تکذیبهای مکرر در مکرر سخنگوی قذافی هم بجایی نرسید، و کلاً، آمادگی ذهنی و روانی در دنیای از پیش به داوری و قطعیت رسیده آنروز برای گوش دادن به تکذیبهای دستگاه خبری قذافی نبود، من در یک یاداشت راجع به لیبی** نوشتم که خفقان رسانه ایی دیکتاتوری قذافی حالا گریبان خود او را گرفته است و در این کارزار جهانی علیه او این؛ رسانه های اوست که از سوی دنیا خود بخود، سانسور میشوند و آنهم از طرف خود مردم در سراسر جهان، مردمی که قذافی برایشان بصورت سمبلی از جنایت و فساد و دروغ و استبداد درآمده است.
بزرگترین بدبدختی حکومت های استبدادی اینست که با اِعمال سانسور رسانه ایی، سانسور علیه خود را پایه ریزی میکنند زیرا آنروز که در اثر چرخش اوضاع سیاسی، توجه افکار عمومی از اطلاع رسانی رسمی «دیکتاتور و فصل الخطاب»، به رسانه های مخالف او معطوف شود، دیگر با نشان دادن خورشید در آسمان بی ابر هم ، شخص«دیکتاتور» نمیتواند به جهانیان بباوراند که «روز» است و آفتابی و شب نیست تا چه رسد به اینکه نتواند دلیلی هم برای حرف خود داشته باشد.
در روزهای نخست انقلاب اسلامی بهمن خودمان، رسانه های انقلاب از جمله تلویزیون و رادیوی تسخیر شده توسط نیروهای انقلابی، فیلمی طولانی از کشف تونلی زیر زمینی از مقر یا ستاد ساواک در سلطنت آباد به ناکجا آباد نشان دادند که آقای دکتر متین دفتری خواهر زاده مرحوم مصدق با گروهی از مخبرین و ازجمله گزارشگر رادیو تلویزیون، فانوس بدست در آن میچرخید و میگفت این تونل را ساواک برای سربه نیست کردن مخالفین ساخته است و معلوم نیست انتهای آن به کجا میرسد؟ در حالیکه هیچ دشوار نبود تا تشخیص داده شود که آن تونل هولناک ساواک در حقیقت یک آبراه زیر زمینی بود برای اینکه وقتی در بهار برفهای البرز به سرعت آب میشوند،تهران را سیل نبرد و خیابانها سیلابی نشوند. کمتر آدم با شعوری بود که در نگاه اول تشخیص ندهد که آن تونل یک آبروی زیر زمینی است. همزمان با کشف این تونل مخوف، منزل یک سرهنگ بازنشسته ساواک بنام «سرهنگ زیبایی» نیز مورد حمله قرار گرفت و در آنجا علاوه بر ادوات شکنجه دو گونی هم ناخن کشیده شده نیز کشف شد. خبر کشف این دوگونی ناخن کشیده شده یادگاری، از خانه افسری که سالها بود بازنشسته شده بود نیز در همه رسانه های رسمی و نیمه رسمی و حزبی و گروهی درج شد و کسی هم، شهامت این را نداشت تا این «خبر»های از مضحک مضحک تر را تکذیب کند. و در جو غالب پهلوی ستیزی آنروز هم انگیزه ایی برای افشای این دروغها وجود نداشت. در پرانتز باید گفت اگر این سکوت در جو روانی سیاسی آنروز بخاطر«شاه باید برود!» توجیهی داشت پس از گذشت ۳۳ سال از آنروز، امروز دیگر توجیه اخلاقی ندارد چون مسئله ایی تاریخی شده است. بر همین منوال بود دزدی میلیاردی شاه و خارج کردن میلیاردها دلار توسط او. حال آنکه اگر این دزدیها مستند بودند، رژیم اسلامی موظف بود و میباید آنرا پی میگرفت مثل حکومت امروز تونس و مصر، خواهان بلوکه کردن آن میلیاردها ثروت دزدیده شده میشد.
پس از سقوط چاتو شسکو، دیکتاتور رومانی نیز، همه رسانه های رومانی نوشتند و رسانه های دنیا هم تکرار کردند که او ۳۰ میلیارد دلار در بانکهای خارج دارد. ولی پس از سرنگونی و اعدام او خبری از آن میلیارد ها نشد و من تردید دارم شائوشسکو حتی یک دلار هم در بانکهای خارج داشت. چندی پیش هم زین العابدین بن علی دیکتاتور سابق تونس، خود داوطلبانه ازبانکهای سوئیس خواست که تمام اطلاعات مالی حساب های او را در اختیار دولت کنونی تونس بگذارند. البته من در این یک زمینه، یعنی زمینه مالی شخص قذافی و بشار اسد را بدلیل اینکه آنها پنهانکاریهای مالی، تروریستی در خارج داشتند را مستثنی میکنم و میزان دخالت آنها در دیوان محاسبات، خزانه داری و دخل خرج و بودجه کشور مستقیم و زیاد بود. دراین زمینه حساب دخل و خرج و مالیه دولتی ما، متأسفانه از شیخ نشین فجیره و رأس الخیمه هم بدتر است.
الغرض: سخن اینست که امروزه؛ در جنگها، انقلابها، ورقابتها و تنشهای بین المللی وسایل اطلاع رسانی و ذهنیت ساز اهمیتی استراتژیک حتی بیشتر از ناوهای هواپیما براتمی و موشکهای بالستیک با کلاهک اتمی دارند. زیرا آنها سلاح های استراتژیک جنگ روانی هستند که تعین کننده سرنوشت جنگ در عرصه های میدانی میباشد. امروزه پیروزی در جنگ روانی یعنی بُردن جنگ در عرصه واقعی و عملیات میدانی! هدف گیری مغز دشمن و استراتژی او از هدف گیری جسم او مهمتر است (سون تسو).
وسایل اطلاع رسانی تحت شرایطی میتوانند با ذهینت سازی، و یا کمک به آن انتظارات و ذهنیت هایی که زمینه روانی و پذیرشی یافته اند، تصویرِ کاملاً خود ساخته «و فتوشاپیک» خویش را به افکار عمومی جهان بدهند در حالیکه، دستگاه هایی پرورشی، حمایت شده، و علیلِ خبری نظام های دیکتاتوری بعلت قرار داشتن مستمر در معرض تبلیغات یکسویه خویش در چنین شرایطی بهیچوجه قادر به خنثی کردن جنگ روانی و رسانه ایی و امواج اطلاع رسانی آن رسانه های جهانی که در شرایط باز و رقابت آمیز اطلاع رسانی تربیت یافته و اعتماد عمومی را در پشت سر خود را دارند، نیستند. لذا وقتی بخت سیاسی از یک رژیم برمیگردد این ماشین خودرَونده ی خبررسانی جهانی در چنان دنده ایی می افتد که میتواند از کاه کوه بسازد و این کوه سازی را به یک موج غالب، که مردم هم خواهان و مشتاق آنند تبدیل کنند. در چنین شرایطی، حقیقت ژورنالیستی هم بزیان «دیکتاتور»قربانی قضاوت سیاسی میشود. آن قضاوتی که؛ هیتلرها، موسولینی ها، صدامها، قذافی ها و بشار اسد ها و رژیم ایران با چند دهه دروغ، اعمال سانسور و ایجاد فضای خفقان رسانه ایی ایحاد کرده اند.
من در این یاداشت بهیچ وجه قصد داوری موضوعیِ گزاره ها و داده های خبری را ندارم بلکه هدفم فقط بیان آسیب شناسی دیکتاتور زدگی و خفقان اطلاع رسانی است. لذا اینکه مثلاً شاه چند میلیارد دزدیده یا اصلاً ندزدیده و یا اینکه مقدار و تعداد گونی های ناخن های یافته شده در خانه آن سرهنگ بازنشسته چقدر بوده اند کاری ندارم، هرچند معتقدم که در ایران آزاد فردا یک کمیته حقیقت یاب، نه بخاطر انتقام جویی بلکه، بخاطر عبرت آفرینی و بیدار کردن وجدان مدنی جامعه باید به این اتهامات رسیگی کند، هم متهمین و هم قضات آنروز را به یک دادگاه اخلاقی و تاریخی فرا خواند.
۲ـ دیروز بنا به گزارش «معتبرترین» رسانه های دنیا، رژیم اسد پس از مدتها استفاده از توپخانه و هلی کوپتر های توپدار برای کوبیدن اعتراضات مردمی، شهرها و روستاهای آزاد شده و گروههای مسلح شورشی، شکاری بمب افکن های خود را بکار گرفت. آنها مبادرت به شکستن دیوار صوتی بر فراز حلب، این دومین و بزرگترین شهر سوریه و عمده ترین مرکز تجاری آن کشور کردند. اما امروز صبح خبرگزاریها دنیا خبر از بمباران حلب توسط بمب افکن های نیروی هواهی سوریه دادند چون شکستن تنها دیوار صوتی ظاهراًکارساز نبوده است. اگر اغراقی هم در این خبر رسانی باشد، از یک درخت کوه ساختن است و نه از یک کاه. زیرا جنازه تانکهای منهدم شده در خیابانهای دمشق و حلب، سنگر بندیهای خیابانی و ساختمانها ویران شده که نمیتواند جز نتیجه بمباران و یا آتشباری توپخانه سنگین باشند، انبوه جنازه ها، ده ها هزار پناهنده سوری در کشورهای همسایه سوریه، فرار یکی از ژنرالهای حلقه داخلی ساختار قدرت و همدوره و دوست خود بشار اسد، ژنرال مناف طلاس پسر همرزم حافظ اسد، وزیر دفاع دو دهه ای رژیم، هم در دوران پدر و هم پسر؛« مصطفی طلاس» هردو، و پیام ویدئویی او از العربیه به ارتش سوریه دایر بر اینکه از فرمان رژیم اسد سرپیچی کرده به مردم بپیوندند، تهدید رسمی رژیم اسد به امکان استفاده از زرادخانه سلاح های شیمیایی، نشان میدهد که مواد این اخبار کاه نیستند و حتی درخت هم نیستند و در حد اقل ممکن کلمه، یک تپه یا صخره مهیبی هستند که از آنها کوه ساخته شده و یا میشود. و هیبت هراسناک همین صخره هم کافیست تا هر روزنامه خوان متعارفی با دیدن آن دریابد که رژیم اسد به احتضار افتاده است.
در چنین شرایطی، مقامات دولتی و فرماندهان سپاه و وزیر خارجه ما میگویند در سوریه خبری نیست و همه اینها جنجال رسانه ایی غرب است و ایرانیهای مقیم سوریه در امن و امان هستند و صد البته بحثی هم از ده ها میلیارد سرمایه گذاریها ی ایران در آن کشور و سپرده های میلیاردی احتمالی که دود خواهند شد سخنی در میان نیست.
باید پرسید اگر اینها همه جنجال رسانه ایی غرب است و در آنجا خبری نیست؛ این خبر زیر چه معنی دارد؟

خبر آن لاین ۳ شنبه ۳ مرداد:
«سردار جزایری:مردم و دوستان سوریه اجازه تغییر نظام سیاسی را در این کشور نمی‌دهند
نظامی – معاون ستاد کل نیروهای مسلح گفت: دشمن قادر به جابجایی نظام سیاسی در سوریه نیست و مردم این کشور و دوستان اجازه چنین کاری را نمی‌دهند».
و اما خبر متناقض دیگر از زبان سردار وحیدی: و از سایت خبر آنلاین:
«وزیر دفاع: ایران هیچ نیروی نظامی در سوریه ندارد
نظامی – وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح اخبار منتشر شده مبنی بر تصمیم ایران برای اعزام نیروی نظامی به سوریه را تکذیب کرد.
سردار احمد وحیدی در حاشیه جلسه هیات دولت در پاسخ به پرسشی درباره اینکه گفته می‌شود ایران می‌خواهد برای کمک به دولت سوریه، نیروی نظامی به این کشور بفرستد، با رد چنین مساله‌ای گفت: چنین چیزی نیاز نیست و ما اعتقاد داریم که دولت و ارتش سوریه از عهده وظایفی که در راستای مقابله با تروریست‌ها دارند، برمی‌آیند.
وی با بیان اینکه “ایران هیچ نیروی نظامی در سوریه ندارد”، با محکوم کردن اقدامات تروریستی در سوریه اظهار کرد: این اقدامات تروریستی محکوم است و دولت سوریه در حال مقابله با این گروه‌های تروریستی است.
وزیر دفاع در پاسخ به اینکه گفته می‌شود ایران در حال حاضر در سوریه دارای نیروی نظامی است، تاکید کرد: این مطلب صحیح نیست و کسانی که این مباحث را مطرح می‌کنند به خاطر سرپوش گذاشتن بر اقداماتی است که خودشان انجام دادند. ایران هیچ نیروی نظامی در سوریه ندارد».

آری میتوان کوهی، کاه شده را افشا کرد ولی صخرخه ای کوه شده را نمیتوان پنهان کرد. لذا تلاش مقامات ایران در آرام نشان دادن اوضاع در سوریه و دوام رژیم اسد یک ژست دفاعی رسانه ایی بسیار ناشیانه ایی است که فقط بر بی اعتباری سیستم اطلاع رسانی خود ایران می افزاید. و این یعنی: شروع یک بازی محکوم به باختی بزرگ و استراتژیک، باختی که به باخت رژیم، در میدان عملیاتی آینده آن کمک خواهد کرد. و د رآنروز که این باخت چون بهمنی مهیب بر سر نظام فرود آید تحمیق امروزعوام، نه تنها کمکی بدان نخواهد کرد بلکه چون کمانه کردن یک گلوله، چون بومرانگی بطرف خود رژیم کمانه کرده برگشت خواهد خورد و آنوقت است که ده ها گونی ناخن های کشیده شده و صد ها پستان بریده شده زنان و یا گور های دسته جمعی یافت شود و از خانه هریک از سران سپاه جمجمه های خُرد و چال شده یافت شود؟
من اصل را بر این میگذارم که همه حرفهای مقامات ایران دایر براینکه در سوریه خبری نیست و رژیم اسد بر اوضاع مسلط و در حال اجرای اصلاحات اعلام شده خود است، همه درست است و جنگ و بمباران شهرها و تظاهرات چند صد هزاری و فرارو مهاجرت ده ها هزار نفری مردم، شکستن دیوار سوتی بر فراز حلب برای ترساندن مردم و سپس فرریختن بمب بر شهر و.. ، همه دروغ رسانه ایی استکبار و امپریلیسم خبری است. ولی! در میدان این جنگ روانی، غرب و مخالفین رژیم بشار اسد بطور قاطع پیروز شده اند. این پیروزی تسلسل منطقی و دینامیسم تحولی و اجتناب ناپذیر خود را دارد. یعنی اگر اپوزیسوین کنونی سوریه نتواند رژیم را درهم بشکند[ که بنظر من ابداً چنین نیست و خواهد توانست]، دوستان منطقه ایی و فرامنطقه ایی مردم سوریه باید پا بمیدان بگذارند و خواهند گذاشت تا به این همه جنایت و مردم کشی رژیم اسد [ولو در اصل فقط فیلم تلویزیونی هولیودی باشد] پایان دهند. که در این حالت رژیم اسد قربانی خفقان رسانه ایی و بی اعتباری خود شده است و در هر صورت رژیم اسد با چهره ای بسیار زشت و کارنامه ایی خونین سرنگون خواهد شد.
و اگر این اتفاقات، نه، یافته و بافته های رسانه ها استکباری بلکه صحت داشته باشند متحد استراتژیک دولت سوریه یعنی ایران اسلامی بنا به اظهار سردارد جزایری بمیان خواهد آمد و همه قدرت های« پوشالی» مداخله گر و شورشی را قلع و قمع خواهد کرد تا مانع تغیر نظام سوریه شود! این اظهارات سردار جزایری فقط شعر معروف کنیزک و کدوی مولوی را به ذهن تداعی میکند!

بنا داشتیم در این یاداشت، تصوری عمومی و جامع از اوضاع سوریه بدهم ولی چون نمی خواهم با خلاصه کردن موضوع از درسهای گرانبهایی که رخدادهای امروز آن کشور بما میدهد چشم پوشی کنم ادامه بحث را بعداً بصورت چند قسمت تکمیل خواهم کرد. بخش بعدی را در روزهای آینده خواهم نوشت..
ولی بعنوان چاشنی مطلب دیدن این تیتر خبری هم از خبر آنلاین بد نیست:

«لاریجانی در نطق پیش از دستور – ۱
«قدرت انقلاب اسلامی مجال بازیگوشی‌های کودکانه به آمریکا نمی‌دهد
خبرگزاری فارس: رئیس مجلس با اشاره تلویحی به تهدیدات نظامی آمریکا علیه ایران گفت: آنها خود می‌دانند قدرت انقلاب اسلامی مجال اینگونه بازیگوشی کودکانه را به آنها نمی‌دهد.»
*
کودتاهای متعدد در، پاکستان، ترکیه و تایلند از نوع توضیح داده شده فوق نیستند.
**
داستان آن زن و بسیاری اپیزود های دیگر راجع به انقلاب لیبی را در یاداشتهای من در همین سایت میتوان آنها را یافت. ولی یافتن و درج لینکشان برای خود من وقت بر هستند.
آخرین خبر تا ۲ ساعت پیش به نقل از نهار نت لبنان
ساعت ۱۱٫۰۰
با پیوستن دو ژنرال دیگر ارتش اسد به ارتش آزاد سوریه تعداد ژنرالهای گسسته از رژیم اسد به ۲۷ و با پیوستن سفیر سیار سوریه در امارات تعداد دیپلمات های بلند پایه به ۳ رسید.
»آقای علی اکبر صالحی! «باز هم بگو نوار!
نوار که تاج و ستاره نداره؟
جان اتباع ایرانی مقیم سوریه در خطر است و مسئول ششهادت آنها سید علی خامنه ایی و علی اکبر مصالحی و مصلحی وزیر اطلاعات و فرماندهی سپاه.
کوتاهی در فراخواندن آنان به ایران و بموقع یعنی فرستادن آنها به کهریزک سوریه!

آخرین خبر از حلب

Share Button

آخرین خبر تا ساعت ۲۲ دوشنبه ۳ مرداد

نهار نت لبنان ۲۳ ژولای
شورشیان مخالف اسد چند منطقه را در حلب آزاد کردند

بنا به اظهار سخنگوی ارتش آزاد سوریه، شورشیان نظامی ضد رژیم موفق شدند چند منطقه را در قسمت شمالی حلب که یک مرکز تجاری کشور است را آزاد کنند.
سرهنگ عبدل جبار ال ـ اوقیدی به آژانس فرانس پرس گفت:«این گام نخست برای آزادی کامل شهر است. او اضافه کرد که نبرد های سختی در شهرک های های حاشیه حلب: صلاح الدین، شَعَار و هانانو، طارق الباب و شیخ نجار جریان جریان دارد .
نیروهای رژیم به کوبیدن این مناطق آزادشده با توپخانه و هلی کوپتر های توپدار همچنان ادامه میدهند.
همین سخنگو قبلاً اعلام کرده بود که: « هدف از عملیات جاری آزاد کردن حلب از دست های خون آلود دستجات اسد است. که اشاره وی به نیروهای وفا دار به بشار اسد است.
………
کامنت من:
من فکر میکنم اعلام اینکه این حرکت نظامی هدفش آزاد سازی حلب است فقط یک بلوف نظامی است برای مجال ندادن به نیروهای اسد که در یک جا آرام شده و مسلط شوند. چنین بنظر میرسد که تاکتیک ارتش آزاد سوریه حمله به شهرها و شهرکها و کشاندن نیروهای نظامی از اینجا به آنجا به دنبال خود است تا آنها را خسته و فرسوده ساخته و نیروهای آنرا هرچه بیشتر پخش و تقسیم کنند. آنگاه که تمرکرقوای ارتش بهم خورد نیروهای پخش شده آنرا لقمه لقمه بخورند و از پای درآوردند. از آن مرحله است که آزادی دائمی مناطق تسخیر شده دائمی میشود. ولی فاز جدید عملیات نظامی ارتش آزادی بخش گواه این امر است که این ارتش اعتماد به نفس یافته، تجربه رزمی برای این شکل از عملیات رزمی را کسب کرده و قطعاً از کمک اطلاعاتی ماهواره ایی غرب هم در باره مناطق تحرکات و تمرکز نیروی ارتش رژیم هم برخوردار میباشد و لذا با دست باز عمل کرده و ابتکار را دردست دارد. همه اینها به این معناست که شکست آن دیگر ممکن نیست و روز بروز قوی تر، ورزیده تر و جسور تر میشود.
از تکرار این حرف ناچارم که؛ شکست و سقوط رژیم بشار اسد حتمی است و رهبری ایران با علم و اطلاع از وخامت اوضاع با جان اتباع ایرانی مقیم سوریه بازی میکند. دامنه خشونت در سوریه بحدی است که کسی به کسی رحم نمیکند و احساس کینه و انتقامجویی بر فضای مملکت چیره است. امروز دیگر غرب نگران ساقط نشدن اسد نیست بلکه نگران اینست که از درون اینهمه نفرت قومی و فرقه ایی چه زائیده خواهد شد!
در یکی دو روز آینده تحلیل جامع خودم را از اوضاع سوریه، و آثار و تبعات آن روی کشورمانرا خواهم نوشت.

ویدئو کلیپ از دیلی تلگراف
http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/middleeast/syria/9421710/Battle-for-Aleppo-is-crucial-for-Syrias-future.html

عکسهای دیدنی خرابیهای ناشی از جنگ داخلی! دیدنش لازمست تا بدانیم که علی اکبر صالحی وزیر خارجه ایران چقدر وقیح است وقتی اظهار میدارد : سوریه آرام است و برای ایرانیهای آنجا مشکلی نیست!
همراه شورشیان گزارشگر دیلی تلگراف

http://www.telegraph.co.uk/news/picturegalleries/worldnews/9397835/Scenes-of-destruction-and-rebellion-in-Syria.html?frame=2275940

23/07

Battle for Aleppo is ‘crucial’ for Syria’s future
Speaking from a village on the outskirts of Aleppo in Syria, the Telegraph’s Foreign Affairs Correspondent says that the rebels “think they have nothing to lose” in the battle for the city.
By Olivia Bolton6:48PM BST 23 Jul 2012
Syrian regime troops and rebels have clashed in several districts of Aleppo, a city in Syria which until now, has largely been excluded from the violence and protests of the conflict.
The Telegraph’s Damien McElroy, who is in a village about 15 miles from Aleppo, says that the battle for Aleppo is “crucial” because “if it falls into rebel hands then you can see that the country either divides in two or the rest of the regime falls quite quickly.”
He added that there is a “real feeling in Aleppo that this conflict has come to a desperate pass and they may as well join in [with the rebels].”
……..
اهرام آن لاین
۲۴ ژولای
ویلیام هیگ پیشنهاد اتحادیه عرب را دایر به اینکه به بشار اسد اجازه داده شود که از کشور خارج و در یک کشور خارجی پناهندگی
بگیرد را رد کرد و گفت اسد باید پاسخ جنایات خود را بدهد. ولی اگر مردم سوریه بالاجماع او را ببخشند انگلیس اعتراضی ندارد.

UK refuses Arab League’s offer to give Assad safe passage
The British government insists that the Assad regime must be held accountable for human rights violations in Syria
Amer Sultan, Monday 23 Jul 2012
British Foreign Secretary William Hague addresses the media during a news conference in Tunis February 8, 2011. (Photo: Reuters)
The UK has said it will refuse to give Syrian president Bashar Al-Assad safe passage even if he agrees to stop the violence in Syria and relinquish power.
The British Foreign and Commonwealth Office (FCO) has insisted that Al-Assad and his associates be held responsible for “human rights violations and the killing of Syrian civilians.”
The Arab League called on Al-Assad to step down and offered him safe passage.
The UK government rejects the idea, adding that it is still waiting for the details of the offer.
“Our positions is still the same. Al-Assad should go and be held responsible for his regime’s crimes,” FCO spokeswoman told Ahram Online.
She added that the UK is training and equipping groups of Syrian human rights activists to document “violations by the Syrian regime” and pass evidence to the UN Human Rights Council’s commission of inquiry.
William Hague, the UK foreign secretary, announced weeks ago that the activists have already played an invaluable role in gathering evidence.
“Such steps show that UK is very serious about the accountability for the crimes committed against civilians in Syria,” the spokeswoman said.
UK, however, said it will not dictate to the Syrian people what to do.
“If the Syrian people reached a consensus on granting a pardon to the regime officials including President Assad, we are not going to object,” the spokeswoman confirmed.
“The choice is the Syrian people’s,” she added.
UK describes the Al-Assad regime as criminal and calls for intensifying pressure against it.
In a statement issued after the EU foreign ministers meeting in Brussels earlier on Monday, Hague called for international action to stop violent crimes in Syrian.

The EU meeting endorsed a new package of sanctions against the Al-Asaad regime. “These new sanctions are a clear message to others close to the regime that if they continue to back Al-Assad and commit acts of violence and torture against civilians, the international community will hold them accountable,” the statement said

 

بسوی انتخابات بخش دوم

Share Button


کلمه: «به نظر می رسد میدان رقابت سیاسی در کشور نیز این روزها بیشتر برای همین گروه ها و افراد آماده و مهیا شده باشد، امری که با چراغ سبز و مساعد حکومت میسر شده، به طوری که حکومت و نهادهای امنیتی ممکن است حتی در سناریو های خود به خوبی از آن بهره گیرند. در خوشبینانه ترین حالت، می توان گفت گروه ها و شخصیت هایی که به واسطه حاشیه نشینی و حضور انتقادی کمرنگ در چند سال گذشته، کمتر مورد توجه نهادهای امنیتی و قضایی قرار گرفتند، این روزها مجال بهتری از سوی همین نهادها برای نقش آفرینی پررنگ تر در غیاب نیروهای اصلی اصلاح طلب مهیا می بینند.»

سایت کلمه در یاداشتی تحت عنوان «در حاشیه جبهه ایی با استفاده از نام اصلاح طلبان» پرده از دسیسه بازی نیروهای پنهان و پشت پرده رژیم برای مصادره آنچه که به خوبی از اصلاح طلبی باقی مانده است برمیدارد. همانطور که قبلاً وعده داده بودم مطالبی را که مستقیم و غیر مستقیم به انتخابات«وبنظر من سرنوشت ساز آینده» مربوط میشود و ارزش خواندن را دارند در اینجا با عنوان «بسوی انتخابات» درج میکنم. یاداشت کلمه، تا حدودی پرده از کلاه برداری « بدلی» ها بر داشته است ولی آنچه که نویسنده یاداشت بدان توجهی نداشته اینست که بدلی سازی در جمهوری اسلامی و در کلیت آن یک رویکرد راهبردی است و به این یا آن دسته سیاسی اصول گرا محدود نمیشود. و از اینهم فراتر، معلوم هم نیست که آیا صاحب امتیاز این راهبرد «بدلی سازی» ایران است یا روسیه و یا بشار اسد.
هنگامی که بشار اسد از سرکوب سریع نیروهای مخالف مأیوس شد با کمک روسیه دست به اپوزیسون سازی بدلی زد. من این اپوزیسون سازی بدلی دستپخت کرمیلین و دمشق را در چند مورد به تحلیل کشیدم. این اپوزیسون سازی برای نخستین باردر سوریه حدود یکسال پیش مهندسی شد و آنچنان هم، که همه رسانه بزرگ دنیا را هم به تله بلوف خود انداخت. در عرض چند روز ار فارس نیوز ، رجا نیوز و خبر انلاین و تابناک گرفته تا شرق الاوسط و نیویورک تایمز، وال استریت ژورنال و تایمز مالی و.. و نشریات منطقه مثل النهار و دیلی استار، همه یکزبان و تقریباً با انشای مشابهی خبر دادند که : اپوزیسون رژیم سوریه برای مبارزه با رژیم اسد در یکی از هتل های دمشق تشکیل جلسه داد! وحید معلم وزیر خارجه اسد، در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت حالا در داخل کشور هم اپوزیسیونی درست شده است که بخشی از آن خواهان سرنگونی هم هست. او به «شورای ملی سوریه» و سایر مخالفین رژیم توصیه میکرد که اگر هم میخواهند بر علیه رژیم مبارزه کنند بیایند در چها رچوب آن اپوزیسون در داخل مبارزه کنند.
عوامل اطلاعاتی بشار اسد و چپ های« ک.گ.ب» یی توانسته بودند چند تا از چهره های خوشنام ولی تاریخ گذشته را نیز بخاطر بزک کردن تابلوی اپوزیسونی خود بدام انداخته با خود همراه کنند.
شعار این اپوزیسون «ک.گ ب» ای سه« نه! » بود. نهً به خشونت. نه! به فرقه گرایی! نه! به کمک خارجی. منظور از نه! به خشونت پایان دادن به اعتراضات خیابانی بود. منظور از نه! به فرقه گرایی فاصله گیری از اخوان المسلمین و ان بخش فعال جنبش که از انگیزه های دینی برای مبارزه با استبداد سود میجست و نه! به کمک خارجی یعنی خزیدن زیر چتر ناسیونالیسم قلابی خارجی ستیزی و رویارو شدن با همه آن نیرو های منطقه ایی و جهانی که هر یک بنا به منافع خاص خود، در پیروزی جنبش آزادیخواهانه ضد استبدادی مردم سوریه علیه رژیم اسد زینفع بودند. رعایت این سه نه!!! یعنی سترون و استریل کردن جنبش مردمی سوریه با استدلال و شعاری غلط انداز.
بدل سازی «اصلاح طلبی» به سوریه ختم نشد و خود ولادیمیر پوتین هم در جریان انتخابات مهندسی شده اخیر ریاست جمهوری روسیه که منجر احراز پست ریاست جمهوری برای سومین دوره از سوی او شد، دست به رقیب سازی قلابی برای خود زد. یکی از بزرگترین تازه میلیاردر شده های روسیه که از همپالکی های خود پوتین بود، بناگاه بمیدان آمده و سه ماه قبل انتخابات سریعاً برنامه حزبی با رویکرد لیبرال دموکراسی و پایان دادن به فساد تشکیل داد که شرح آن خارج حد این کامنت است.
باید منتظر شگرد های بیشتری از سوی رژیم در این انتخابات آینده بود و این «اصلاح طلب سازی» فقط سرآغاز یک سری از مانورها و ضد مانورهای گمراه سازانه، مانوپولاتیو و دیس اینفرماتیو رژیم است. همه اینها، از نظر من یک معنی میدهد و آنهم اینست که رهبری نظام را ترس برداشته است و پاضربه های مارش «بهار» را در پشت مرزهای ایران احساس کرده است.
کامنت فوق من به هیچ عنوان بر تأئید اصلاح طلبان از طرف من دلالت نمیکند. همچنانکه قبلاً نوشتم درخلال درج این یاداشتها نظر راهبردی خود را راجع به انتخابات خواهم گفت. ولی بطور خلاصه در اینجا میگویم! چه اصلاح طلب باشیم، چه سبز باشیم و چه برانداز، باید این انتخابات آینده را جدی بگیریم. تحریم یا تسلیم راه کار نیست! تاکتیک درست لازمست تا مانورهای خود رژیم را بر ضد او بنفع دمکراسی بدل کنیم.
ح تبریزیان
لینک بخش نخست
http://iranesabz.se/?p=6206
……………
در حاشیه تشکیل جبهه ای با استفاده از نام اصلاح طلبان
آیا پروژه تولید اصلاح طلبان بدلی کمکی به حل مشکلات حاکمیت می‌کند؟
اشتراک یکشنبه, ۱ مرداد, ۱۳۹۱
چکیده :چند روز پیش رسانه های جریان حاکم اصولگرا از گردهمایی جمعی خبر دادند که آنها را اصلاح طلبان میانه رو معرفی می کردند. همزمان، همین رسانه ها از تغییر نام یک گروه سیاسی ناشناس به “جبهه اصلاح طلبان” خبر دادند؛ نامی شبیه جبهه اصلاحات که از سالها قبل در عرصه سیاسی کشور فعال است. آن گردهمایی و این تغییر نام، که البته در هر دو مورد بلافاصله مشخص شد بیشتر جنگ روانی رسانه های مدعی اصول است تا واقعیت؛ این سؤال را مطرح کرده که آیا پروژه تولید اصلاح طلبان بدلی، کمکی به حل مشکلات حاکمیت می‌کند؟…
چند روز پیش رسانه های جریان حاکم اصولگرا از گردهمایی جمعی خبر دادند که آنها را اصلاح طلبان میانه رو معرفی می کردند. همزمان، همین رسانه ها از تغییر نام یک گروه سیاسی ناشناس به “جبهه اصلاح طلبان” خبر دادند؛ نامی شبیه جبهه اصلاحات که از سالها قبل در عرصه سیاسی کشور فعال است. آن گردهمایی و این تغییر نام، که البته در هر دو مورد بلافاصله مشخص شد بیشتر جنگ روانی رسانه های مدعی اصول است تا واقعیت؛ این سؤال را مطرح کرده که آیا پروژه تولید اصلاح طلبان بدلی، کمکی به حل مشکلات حاکمیت می‌کند؟
به گزارش کلمه، خبرهای مربوط به این کنگره و همچنین جبهه جدید موسوم به اصلاح طلب، با سرعت بسیار در اکثر سایتها و روزنامه های جریان حاکم تکثیر و بازنشر شد. رسانه های محافظه کار و دولتی با لحنی خوشحال از این خبرها استقبال کردند و این موارد نیز به فهرست ادعاها و تعریضاتی اضافه شد که زیر خبرهای ویژه و در گوشه و کنار گزارش ها و تحلیل های رسانه های مدعی اصول تکرار می شود.

پایه گذاران حزب جدید

ابتدا خبرگزاری ها و سپس مطبوعات و سایت های این جریان، ادعا کردند جمعی از اصلاح طلبان با گرد آمدن در کنار یکدیگر و برگزاری کنگره سراسری تاسیس حزب وحدت و همکاری ملی ایران اسلامی را اعلام کردند. بنا به این گزارش ها، این کنگره با دعوت از اعضای آن از سراسر کشور صبح جمعه ۲۳ تیرماه در سالن اجتماعات حسینیه آل حیدر برگزار شد.

گفته شد که محمدرضا راه چمنی و همفکران وی، چهره های اصلی و مؤسس این حزب جدید، که خود آن را اصلاح طلب می دانند، خواهند بود. راه چمنی که مشی این حزب را خط امامی معتدل می نامد، می گوید: از سال ۸۷ مذاکراتی برای تشکیل چنین حزبی انجام شد، تا تشکل جدیدی ایجاد شود که بتواند نیروهای اصلاح طلب به ویژه اصلاح طلبانی که معتدل و خط امامی هستند را سازماندهی و به فضای سیاسی کشور وارد کند.
این فعال سیاسی که آخرین خبرهای منتشر شده از او در مطبوعات، مربوط به زمانی بود که اختلافات درونی حزب همبستگی با تلاش محافل سیاسی و رسانه ای محافظه کار علن شد، اکنون گفته که نام حزب مورد نظر وی، پس از انتخابات بحث برانگیز سال ۸۸ مشخص شده و یک سال بعد نیز وزارت کشور در ابلاغیه ای مجوز فعالیت آن را صادر کرده و حالا در آستانه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، این حزب قرار است فعال شود.

در نخستین گردهم آیی این حزب، راه چمنی انتقاداتی را نیز نسبت به اصلاح طلبان مطرح کرد. وی گفت: اصلاح طلبان باید بدانند که نباید فقط به دنبال حرف درمانی باشند، مشکلات مردم را نمی توان با حرف حل کرد و درمان نمود. وی همچنین با ادعای مخالفت با افراط و تفریط، بیان کرد که این گونه حرکات به اصلاح طلبان ضربه زده است.

غیر از راه چمنی، خبرگزاری های فارس و مهر به نامهای دیگری نیز به عنوان فهرست مؤسسان این حزب نوپا اشاره کرده اند؛ از جمله مسعود حیدرنژاد، سید محمد هاشمی، سید سبحان حسینی، شهرام صادر، فریدون سلیمی نیا، حجت الاسلام فاضل امیر جهانی ، حجت الاسلام محمد حسین مغیثی، سید حسن میرقائمی و سید علی موسوی.

میهمانانی که نیامدند
نخستین گردهم آیی این گروه از فعالان سیاسی که بنا به اعلام خود اصلاح طلبی معتدل را مشی خود قرار داده اند، با دعوت از میهمانانی ویژه همراه بود که البته به این دعوت پاسخ مثبت ندادند!
بنا به گزارش ایسنا و به نقل از مجری کنگره، این حزب از شخصیت هایی همچون محسن رضایی دبیر مجمع تشخییص مصلحت نظام، مجید انصاری عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، اسحاق جهانگیری وزیر دولت اصلاحات و محمدرضا باهنر نائب رئیس مجلس برای شرکت در این مراسم دعوت کرده بوده است که هر کدام بنا به دلایلی امکان حضور در جلسه را پیدا نکرده و بابت عدم حضور خود از برگزار کنندگان عذرخواهی کرده اند.
اصلاح طلبان جدید!؟
تشکیل حزب جدید اصلاح طلب توسط راه چمنی و برگزاری کنگره آن، بار دیگر بحث برآمدن طیفی جدید به نام اصلاح طلبی را در مرکز توجه قرار می دهد. این مسئله فراتر از این کنگره توجه فعالان سیاسی، اصلاح طلبان، منتقدین و حتی محافظه کاران را به خود جلب کرده است؛ چرا که هم گروهی از اقتدارگرایان حاکم و اقلیتی از گروههای کمتر فعال اصلاح طلبان طرحی را با عنوان و محتوای گروه اصلاح طلبان معتدل مطرح کرده اند. این تفکر و طرح، بیش از آنکه عقبه و پیشینه ای سیاسی داشته باشد به نظر می رسد محصول برخوردهای چند سال گذشته حکومت با جبهه بزرگ اصلاحات و منتقدین در کشور بوده باشد.
برخی ناظران سیاسی معتقدند از آنجا که حکومت با برگزاری دادگاه های نمایشی، پرونده سازی های غیرقانونی، بازداشت های بی مورد و حذف غیراخلاقی بسیاری از اصلاح طلبان در چند سال اخیر و پس از انتخابات ۸۸، فضا را برای گروه های اصلی اصلاح طلب و احزاب موثری چون مشارکت، مجاهدین انقلاب و … بسیار محدود و تنگ کرده و اجازه فعالیت عملا از آنها گرفته شده، گروهی از سیاسیونی که خود را اصلاح طلب دانسته اما از فراگیری، محبوبیت و مقبولیتی در بین مردم برخوردار نیستند را بر آن داشته تا با ورود به صحنه و خالی دیدن میدان از رقبا و اصلاح طلبان واقعی، به نقش آفرینی بپردازند.

به نظر می رسد میدان رقابت سیاسی در کشور نیز این روزها بیشتر برای همین گروه ها و افراد آماده و مهیا شده باشد، امری که با چراغ سبز و مساعد حکومت میسر شده، به طوری که حکومت و نهادهای امنیتی ممکن است حتی در سناریو های خود به خوبی از آن بهره گیرند. در خوشبینانه ترین حالت، می توان گفت گروه ها و شخصیت هایی که به واسطه حاشیه نشینی و حضور انتقادی کمرنگ در چند سال گذشته، کمتر مورد توجه نهادهای امنیتی و قضایی قرار گرفتند، این روزها مجال بهتری از سوی همین نهادها برای نقش آفرینی پررنگ تر در غیاب نیروهای اصلی اصلاح طلب مهیا می بینند.

شاید بتوان احزابی چون مردم سالاری را از این دست دانست. آنجا که سال گذشته در یک سیاست هماهنگ و یکپارچه تمامی گروههای اصلاح طلب و منتقد که در سال های گذشته از فعالیت منع شده بودند اعلام کردند به دلیل مهیا نبودن شرایط در انتخابات شرکت نمی کنند، این حزب با رهبری کواکبیان لیستی از افراد را در برخی شهرهای اصلی کشور منتشر و با عنوان ائتلاف اصلاح طلبان آن را وارد نمایش انتخابات مجلس کرد. شاید هم از این روست که این روزها این حزب و گروههای مشابه طرحی به اسم «مناسک» را مطرح کرده اند و با تغییر نام گروه خود به جبهه اصلاح طلبان و ادعای حضور ۵۰ حزب در آن!! سعی دارند ظهور گروهی جدید از اصلاح طلبان را مدیریت کنند. به ادعای طراحان، طرح مناسک به دنبال ایجاد نهاد رهبری اصلاح طلبان برای جلوگیری از یکه تازی برخی احزاب در درون جریان اصلاحات است. امری که البته بارها و بارها مورد انتقاد و تردید گروههای اصلی اصلاح طلب واقع شده است.

حزب سازی؛ همراه با نامزد سازی

به نظر می رسد پروژه برساختن گروهی جدید به نام اصلاح طلبان که قرار است بخش قابل توجهی از سناریوی رقیب تراشی برای اصولگرایان حاکم را در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو تامین کند، در همراهی با طرحی دیگر به عنوان نامزدسازی از طرف اصلاح طلبان در حال تکمیل است. با آنکه این روزها بحث انتخابات ریاست جمهوری کم کم داغ می شود، اما جبهه اصلاحات به دلیل برخوردهای غیرقانونی و حذفی حکومت و عملکرد چالش برانگیز در انتخابات اخیر مجلس و ریاست جمهوری، تاکنون برنامه و اراده ای جدی برای ورود به انتخابات نشان نداده است.

با این حال جریان حاکم مدعی اصولگرایی بر آن شده تا با ترتیب دادن و مدیریت کردن یک بازی، ساختن اخبار و شایعات مبنی بر حضور چند کاندیدا در جبهه اصلاح طلبان، فضای انتخابات را به صورت ساختگی گرم کند. این همان چیزی است که سایت اصولگرای تابناک نیز به آن اشاره کرده، آنجا که می نویسد: در این شرایط به نظر می رسد تولید کاندیداهای اصلاح طلب که بختی برای پیروزی در انتخابات ندارند و با حضور آنها تنور انتخابات گرم شده و احتمال کناره گیری برخی از آنها در آستانه انتخابات به نفع چهره های اصولگرا وجود داشته و در صورت باقی ماندن نیز با کسب آرای پایین، عدم اقبال مردمی به اصلاح طلبان را نشان خواهند داد، یکی از پروژه های اصولگرایان در ۶ ماه آینده خواهد بود.

شاید در واکنش به همین موضوع بود که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در بیانیه ای که به مناسبت سومین سالگرد جنبش سبز منتشر کرد، با شرح دستاوردهای جنبش سبز در سه سال گذشته، نسبت به جنگ روانی اقتدارگرایان و ایجاد جریان های اصلاح طلب بدلی تذکر داد: “طراحان جنگ روانی در جبهه استبداد اکنون پس از این ناکامی فضاحت‌بار و ناامید از جلب نظر جامعه،‌ راه چاره را در ایجاد اختلاف و تفرقه در صفوف مخالفان و منتقدان دیده‌اند. ایجاد جریان‌های اصلاح طلب بدلی که اصلی‌ترین کارویژه آن‌ تأیید استبداد و اختناق و سانسور حاکم و مخالف‌خوانی و بدگویی علیه اصلاح‌طلبان راستین و دربند است، در کانون این عملیات روانی قرار دارد.”
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بیانیه خود افشای این ترفند جدید را وظیفه و مسؤلیت تاریخی فعالان جنبش سبز دانست و از همگان خواست تا از مرزبندی‌های کاذب از گونه اصلاح طلب و سبز، داخل و خارج، اصلاح طلب تندرو و اصلاح طلب معتدل، خودداری کنند و به این حقیقت توجه داشته باشند که از نگاه استبدادیان، اصلاح طلب خوب، اصلاح طلب مرده است.
احمد شیرزاد نماینده اصلاح طلب مجلس ششم نیز اصلاح طلبان جدید را به سکه تقلبی تشبیه می کند که می خواهند اصلاح طلبان واقعی را بدنام کنند. این عضو جبهه مشارکت با اشاره به احتمال اعلام حضور برخی از گروه‌های اصلاح طلب ناشناخته در آستانه انتخابات و با بیان اینکه در شرایط فعلی نمی‌شود برای کسی کارت اصلاح طلبی صادر کرد، می گوید: البته یک حسن قضیه هم این است که اصلاح‌طلبی در حال حاضر نان و آبی ندارد و هرچند از طرف جامعه مقبولیت دارد، اما افراد سودجو بیشتر به دنبال منافع کوتاه مدت هستند تا سرمایه گذاری‌های بلند مدت.
مصطفی درایتی مشاور سید محمد خاتمی نیز چندان به این اصلاح طلبان نوظهور خوش بین نیست. او بر این اعتقاد است که اصلاحات همواره در میان افکار عمومی جامعه مقبولیت دارد و اینکه یک جریان تصنعی بتواند مردم را فریب بدهد غیر ممکن است. درایتی می گوید: پیش از این هم تلاش‌هایی برای ایجاد یک جریان تصنعی در اصلاحات شروع شد اما موفق نبود و طراحان جریان رقیب به این نتیجه رسیده‌اند که نمی‌توان یک جریان را در غالبی دیگر رهبری کرد و ما نیز از این بابت احساس نگرانی نداریم ، زیرا بدل سازی نتیجه نخواهد داشت.
مطرح کردن نامهایی چون محمدعلی نجفی، عبدالله نوری، اسحاق جهانگیری، محمدرضا عارف و مجید انصاری که این روزهای به صورت واحد از سوی رسانه های مدعی اصول دنبال می شود، بیش از آنکه رنگی از واقعیت داشته باشد، از پروژه ای هماهنگ در بین اصولگرایان در جهت گرم کردن صوری تنور انتخابات و همچنین اختلاف افکنی بین فعالان جنبش سبز و اصلاح طلبان واقعی خبر می دهد که ضروری است همه منتقدان حاکمیت فعلی نسبت به آن هشیار باشند و از تلاش رسانه های حکومتی برای منحرف کردن افکار عمومی از کارنامه هشت سال حاکمیت بکدست جناح اصولگرا در زمینه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاست داخلی و خارجی به سمت دعواهای حیدری- نعمتی انتخاباتی جلوگیری کنند. همانگونه بارها همین چهره ها و پیش از آنها سید محمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی اعلام کرده اند، هدف اصلی، نیل به انتخابات آزاد است و بدین معنا، شرکت در یک بازی انتخاباتی از قبل تعیین شده، چیزی جز نقض غرض نیست.

آماده تحویل گرفتن جنازه شهدای رژیم از سوریه باشیم

Share Button


آقای علی اکبر صالحی به که دروغ میگوید؟ به ملت ایران یا به آن ایرانیانی که در سوریه گیر کرده اند؟
در حالیکه جهاد اسلامی از سوریه در رفته و نفرات و تشکیلات خود را به ایران انتقال میدهد، آقای صالحی با آرامش خیال دادن قلابی به پرسنل دیپلماتیک و شهروندان ایرانی مقیم سوریه با جان آنها بازی میکند زیرا نمیخواهد با خارج کردن آنها از سوریه اعتراف کند که، دولت ایران هم دیگر امیدی به ماندن بشار اسد ندارد.
این وظیفه تک تک ایرانیان است که با پخش خبر چشم بستن رژیم به این کشتار در راه، از رخدادن آن جلو گیری کنند
دوستانی که این سطور را میخوانید در پخش این مهم بکوشید؟
اجازه ندهید جان هم میهنان ما قربانی مصلحت و بازی سیاسی دستگاه حاکمه شود.


حمله واحد یکهزار نفری از جنگجویان ارتش آزاد سوریه به حلب در حالیکه تانکها و هلیکوپتر های توپدار رژیم آنها را گلوله باران میکنند
از «دیلی استار» بیروت
خبر آنلاین ۲ مرداد
صالحی: اوضاع دمشق عادی است/ اتباع ایرانی در سوریه مشکلی ندارند
دیپلماسی – فارس نوشت:
علی‌اکبر صالحی وزیر خارجه کشورمان در حاشیه مراسم اولین سالگرد گرامی داشت شهید داریوش رضایی نژاد در جمع خبرنگاران در خصوص وضعیت اتباع ایرانی در سوریه با توجه به تحولات اخیر نیز گفت: مشکلی در سوریه وجود ندارد که بخواهیم نگران آن باشیم. دمشق وضعیتی عادی دارد و اتباع ایرانی که در سوریه هستند، مشکلی در این خصوص ندارند.
وی در خصوص ترور شهید رضایی نژاد با بیان اینکه هدف استکبار از این گونه ترورها، ایجاد یاس و ناامیدی در مقابل ملتی است که ۳۳ سال پیش تصمیم گرفت مستقل باشد، گفت: آنها به هر اقدامی دست می‌زنند تا یاس و ناامیدی را در ملت ایران ایجاد کنند. علی‌رغم تلاش‌های آنها نه تنها در حرکت علمی کشورمان خللی ایجاد نشده، بلکه جوانان ما جهاد علمی را به پا کردند.
رئیس دستگاه دیپلماسی در خصوص تحریم‌های اخیر نیز گفت: اگر چه این تحریم‌ها محدودیت‌هایی ایجاد کرده، اما ملت ما ایستاده و به خلاقیت و ابتکار روی آورده است.
۲۹۲۱۹

کلیدواژه ها: ایران و سوریه – علی‌اکبر صالحی
……………….

الاهرام آنلاین قاهره
۲۳ ژولای
الجزایر هم اتبع خودش را از سوریه بیرون برد

۱,۰۰۰ Algerian families leave Syria
AFP , Sunday 22 Jul 2012
‘Syria is calm,’ Iran foreign minister says
Syrian rebels: Battle to ‘liberate’ Aleppo has begun
Syrian rebels control three border posts: Turkish diplomat
Syrian refugees clash with Turkish police in border camps
About 1,000 Algerian families settled in Syria have returned home as regime forces battle rebels across the country, the foreign ministry said on Sunday.
“One thousand Algerian families have so far left Syria by their own means,” foreign ministry spokesman Amar Belani told the national news agency APS.
“For the thousand families still left, Air Algerie is offering big discounts (of 30 percent) for those less well off to use the Damascus-Algiers route,” the spokesman said.

Belani said a crisis cell has been set up at the ministry to follow the conflict in Syria and the situation of the Algerian community in the country
 

ثروت خانواده اسد سر به میلیارد میزند!

Share Button


Banner med den syriske presidenten Bashar al-Assad. Foto: KHALED AL-HARIRI
داگنزنرینگز لیو (اقتصاد روز) نروژ
۲۲ ژولای ۲ مرداد
رئیس جمهور سوریه، اسد و فامیل او رویهم نزدیک به یک میلیارد دلار سرمایه اندوخته اند که معادل ۹ میلیارد کرون(نروز ـ ح . ت) میشود. اگر او مجبور به فرار از کشور شده و به یک جای امنی در خارج خود را برساند، او خود روی این پولها دست خواهد گذارد البته اگر او این شانس را بیابد. بیشتر ثروت اسد بین؛ روسیه، هنگ کنک و تعدادی دیگر از کشورهای کوچک با نرخ مالیاتی خیلی کم پخش شده است.
منابع دیپلماتیک میگویند که یک تعداد زیادی شرکت و مؤسسه برای پنهان نگاهداشتن سرمایه خانواده اسد، که به مردم تحت حکومت رژیم او تعلق دارد، تأسیس شده است.
………..
کامنت من:
دزدان بیت المال چه در سوریه چه در ایران باید بدانند که، در دنیای امروز هیچ جای امنی نه برای خود آنها و نه ثروت های غارت شده توسط آنها وجود ندارد. ملت سوریه تا دینار آخر این پولها را از گلوی خانواده او بیرون خواهد کشید همچنانکه مردم ایران نیز برای سالها غارت کشور از حکومت فعلی و حتی بازماندگان آنها حساب خواهدکشید. مردم ایران باید هوشیار باشد و اجازه ندهد دزدی اموال ملت مشمول تارخ و مرور زمان شود!
………………
روزنامه داگنز ایندوستری چاپ سوئ هم همان گزارش خبری را درج کرده است که عین سوئدی آنرا ذیلاً کپی میکنم.

داگنز ایندوستری سوئد
۲۲ Juli
دیکتاتور سوریه ۱۰ میلیارد را مخفی کرده است

Syriens diktator har gömt 10 miljarder
Uppdaterad 2012-07-21 15:25. Publicerad 2012-07-21 15:10

Bashar al-Assad, Syriens vacklande president, beräknas ha lagt undan motsvarande drygt 10 miljarder kronor åt sig och sina närmaste. Det skriver The Guardian.

Enligt tidningen äger kretsen runt Bashar al-Assad mellan 60-70 procent av Syriens samlade tillgångar. Det rör sig om allt från landegendomar till fabriker och kraftverk.

Dessa tillgångar blir dock svåra att dra nytta av om regimen faller. Men Bashar al-Assad och hans närmaste beräknas därutöver ha motsvarande drygt 10 miljarder kronor spridda runt världen.

Det placerar Syriens diktator på samma rikedomsnivå som Egyptens förre president Hosni Mubarak hade vid sin avgång.

Storbritannien, USA och Schweiz har fryst Bashar al-Assads tillgångar, men merparten av pengarna antas finnas i Ryssland, Hongkong Dubai, Libanon, Marocko och utländska skatteparadis, skriver The Guardian.

di.se
 

جهاد اسلامی به ایران اسباب کشی میکند!

Share Button



ایرانیان مقیم سوریه باید به ایران فراخوانده شده و تمام هیئت نمایندگی ایران نیز در اسرع وقت دمشق ترک و به ایران برگردانده شوند. سید علی خامنه ایی و رهبری سپاه بویژه سر پاسدار سلیمانی فرمانده قُدس و احمدی نژاد رئیس جمهور مسئول هر قطره خونی هستند که در فردای امروز از ایرانیان در سوریه بر زمین ریخته شود، آنها مسئول برباد رفتن میلیاردها دلار سرمایه گذاری غیر اقتصادیِ سیاسی از محل منابع مالی و ملی ما در سوریه هستند و باید پاسخپو باشند!

مطابق گزارش خبری الشرق الاوسط، «زیاد ناخاله»، معاون فرمانده جهاد اسلامی برای هفته های متوالی در ایران بوده و فقط برای کفن و دفن سلیم حماده، دیگر رهبر جهاد اسلامی که به مرگ طبیعی مرده به لبنان مسافرت کرده است.
منبع خبری فوق اظهار داشته است که، یکی دیگر ار رهبران جهاد اسلامی بنام رمضان شاالله، نیز بیشتر اوقات خود در ایران بسر میبرد. جهاد اسلامی که رابطه تنگاتنگی با رژیم سوریه دارد، در جریان بازدید رهبر آن از جامعه الاظهر مصر، حمایت خود را از بشار اسد اعلام داشته است. مع الوصف، یکی از افراد جهاد اسلامی این خبر را که رهبری آن به ایران منتقل شده است را تکذیب کرده و اظهار داشته است که بخشی از سران جهاد برای امور خیریه ایی غزه را ترک کرده اند و خروج آنها از غزه دائمی نیست. همین منبع ادامه میدهد که جهاد بر خلاف حماس که ترجیح داد در بیرون از سوریه باشد رابطه بسیار خوبی با دولت بشار اسد دارد. این سازمان از همه انقلابات عربی در تونس، مصر و یمن پشتیبانی کرده ولی بر ضد انقلاب سوریه است و سوریه نیز بنوبه خود حامی این جریان میباشد.
منبع فوق میگوید رفتن رهبران سازمان به ایران بمعنی فاصله گرفتن از سوریه نیست. برخی منابع نیز اظهار میدارند که ده ها نفر از اهالی غزه که در کنفرانسی در ایران شرکت کرده اند هم اکنون در سوریه گرفتار شده اند و راه پس یا پیش ندارند. معولاً سوریه سرپل رفت و آمد افراد جهاد اسلامی به ایران است.
برطبق همین منابع، حضور هیئت نمایندگی زنان فلسطین در ایران نیز گواه رابطه نزدیک این سازمان با ایران است. بعلت شرکت برخی افراد در این هیئت نمایندگی که از زندانیان سابق( در اسرائیل احتمالاً ـ ح ت) بوده اند، سفر این هیئت یک سفر افتخاری نیز بوده است. هردو هیئت نمایندگی تهران را به مقصد سوریه ترک کرده اند تا بعد از آنجا به مصر و و سپس غزه بروند ولی بخاطر وخامت اوضاع امنیتی در سوریه گیر کرده اند. به آنها اطلاع داده شده است که فرودگاه و مرز در حال حاضر بسته است و آنها باید منتظر شوند.
………… کامنت من:
مهاجرت و اقامت بخشی از رهبری جهاداسلامی در ایران در درجه اول بمعنی (مال بد بیخ ریش صاحبش) می باشد. مطمئناً تا چندی دیگر همه تشکیلات و ابوابجمعی جهاد اسلامی از کانالهای دیگر خود را به جزیره فعلاً امن ایران میرسانند. عراق مرزهای خود را بروی فراریان شیعه از سوریه بسته است. ولی معلوم نیست تا کجا بتواند به این کار ادامه دهد. ایران تنها جایی است که آنها میتوانند بروند.
باید منتظر بود تا در مقیاس میلیونی کشور ما میهماندار جهادیون شیعه سوری و لبنانی و احتمالاً در آینده عراقی و یمنی باشد. خاور میانه به برکت سیاست جنون آمیز رهبری ایران، برای شیعیان چنان نا امن خواهد شد که تاریخ بیاد ندارد. و در درجه دوم با مهاجرت جهاد اسلامی به ایران و سیطره تمام عیار حماس در غزه، حماسی که دیگر در کنار پادشاه اردن، محمدمُرسی و پادشاهی عربستان ایستاده است سرمایه گذاریهای سه دهه و میلیاردها دلاری ایران و همه موشکهایی که با فلاکت بدانجا قاچاق شده اند، نه تنها بر باد خواهد رفت، احتمالاً از این سلاحها علیه رژیم اسد نیز استفاده خواهد شد چون حماس دیگر جنگی با اسرائیل ندارد و از جنبش مردم سوریه اعلام پشتیبانی کرده است.
تمام رؤیایی قدرت منطقه ایی بودن رهبر مالیخولیایی ایران اسلامی بر باد است ولی قبل از آن، این؛ سرمایه مملکت ماست که علیه خود ما و علیه صلح در منطقه بکار گرفته شده است.
اگر ایرانی هستیم! اگر احساس مسئولیت وجدانی میکنیم! اگر نمیخواهیم در فردای سقوط رژیم مردم کُش اسد هزینه گروگان گیری ایرانیان مقیم سوریه را بپردازیم! اگر نمیخواهیم در فردای سقوط بشار اسد با تمام منطقه از در جنگ درآئیم! همه، از رژیم و رهبری ایران بخواهیم مثل اکثر دولت های مسئولیت پذیر منطقه و جهان؛ مثل، اردن، عراق، کویت و عربستان و ده ها دولت دیگر، شهروندان کشورمان را از آنجا فراخوانده و بخواهیم سریعاً آن کشور را تر ک کنند. ایرانیان مقیم سوریه باید به ایران فراخوانده شده و تمام هیئت نمایندگی ایران نیز در اسرع وقت دمشق ترک و به ایران برگردانده شوند. سید علی خامنه ایی و رهبری سپاه بویژه سر پاسدار سلیمانی فرمانده قُدس و احمدی نژاد رئیس جمهور مسئول هر قطره خونی هستند که در فردای امروز از ایرانیان در سوریه بر زمین ریخته شود، آنها مسئول برباد رفتن میلیاردها دلار سرمایه گذاری غیر اقتصادیِ سیاسی در سوریه هستند! اگر مجلس اسلامی یک ارزن شرف داشته و یک جو احساس مسئولیت انسانی و ملی میکند باید در اطراف برباد رفتن این سرمایه گذاریهای غیر اقتصادی از دولت حسابکشی کند. این میلیاردها ارث پدر خامنه ایی یا احمدی نبوده است که برای نجات آن اقدامی نشده یا برای سوختنشان حسابکشی نشود!
……….
پی نوشت!
نقل از خبر آنلاین ۲ امرداد
صالحی: اوضاع دمشق عادی است/ اتباع ایرانی در سوریه مشکلی ندارند
دیپلماسی – فارس نوشت:
علی‌اکبر صالحی وزیر خارجه کشورمان در حاشیه مراسم اولین سالگرد گرامی داشت شهید داریوش رضایی نژاد در جمع خبرنگاران در خصوص وضعیت اتباع ایرانی در سوریه با توجه به تحولات اخیر نیز گفت: مشکلی در سوریه وجود ندارد که بخواهیم نگران آن باشیم. دمشق وضعیتی عادی دارد و اتباع ایرانی که در سوریه هستند، مشکلی در این خصوص ندارند.
وی در خصوص ترور شهید رضایی نژاد با بیان اینکه هدف استکبار از این گونه ترورها، ایجاد یاس و ناامیدی در مقابل ملتی است که ۳۳ سال پیش تصمیم گرفت مستقل باشد، گفت: آنها به هر اقدامی دست می‌زنند تا یاس و ناامیدی را در ملت ایران ایجاد کنند. علی‌رغم تلاش‌های آنها نه تنها در حرکت علمی کشورمان خللی ایجاد نشده، بلکه جوانان ما جهاد علمی را به پا کردند.
رئیس دستگاه دیپلماسی در خصوص تحریم‌های اخیر نیز گفت: اگر چه این تحریم‌ها محدودیت‌هایی ایجاد کرده، اما ملت ما ایستاده و به خلاقیت و ابتکار روی آورده است.
پایان خبر از خبر آنلاین
این گفته مصلحی را بیاد داشته باشید که وقتی فردا جنازه شهدای راه ذیکتاتوری اسد یکی پس از از راه میرسد بدانیم قاتل غیر مستقیم یا بکسشت دهنده اتباع ایرانی کیست. جهد اسلامی دارد از سوریه در میرود و قبل از او حماس در رفت و ایشان میگوید ای مردم آسوده بخوابید که من بیدارم!

۲۹۲۱۹
Balatarin

تدارک کفن و دفن بشار اسد در دوحه

Share Button

الاهرام آنلاین قاهره

تشکیل جلسه اضطراری وزرای خارجه عرب در دوحه

یکشنبه ۲۱ ژولای ۱ مرداد
دبیرکل اتحادیه عرب« نبیل ال ـ اعرابی» بعد ازظهر شنبه (دیروز) قاهره را به قصد پایتخت قطر دوحه ترک کرد. در آنجا، قرار است بعد ازظهر یکشنبه، اجلاسی اضطراری وزرای کشور های عضو اتحادیه عرب برای بررسی اوضاع سوریه برگزار شود.
روز چهار شنبه، ال ـ اعرابی مراتب نگرانی جامعه عرب را از وخیم شدن شرایط انسانی در سوریه ابراز داشته و هشدار داد که در آنجا خطر افزایش تهدید جنگ داخلی و« تشدید خشونت» وجود دارد.
سرپرست اتحادیه عرب دعوت خود را برای انتقال مسالمت آمیز و دموکراتیک قدرت سیاسی در سوریه تکرار کرد و گفت این تنها راه برای عبور سالم از خون و خونریزی کنونی است.
پایان خبر
………………
کامنت من:
با بمب اتمی و ژستهای لومپن منشانه ی رئیس جمهور یک کشور در مراجع بین المللی، هیچ کشوری قدر قدرت نمیشود!
قطر با جمعیتی حدود ۵% و وسعت خاکی ۰٫۷% ایران دارای تولید خالصی ملیِ حدود ۳/۱ ایران است. در آمد سرانه (بی توجه به نسبت توزیع آن) در ایران ۷۰۰۰ $ و قطر۲۱۰۰۰$ است.
نباید تصور کرد که قطر فقط یک کشور نفتی و گازی است. این کشور ناوگان هوایی بزرگ و مدرنی دارد که با شرکت های بزرگ دنیا رقابت میکند و در ایران هم فعالیت دارد.
این کشور مدت ۱۳ سال است از منطقه مشترک فلات قاره ایی (پارس جنوبی) با ایران بهره برداری گاز میکند ولی کشور ما هنوز شروع به بهره برداری نکرده است.
این کشور تنها کشور عربی بود که رسماً با اعزام ۲ فروند هوا پیما در جریان مداخله نظامی در لیبی برای سرنگونی قذافی شرکت کرد. قطر تنها کشوری بود که سربازانش دوش بدوش نیروهای ضد قذافی در لیبی جنگیدند و این کشور چه به لحاظ دیپلماتیک چه بلحاظ نظامی در سرنگونی قذافی شرکت داشت.
ناوگان دریایی آمریکا از تسهیلات بندری قطر استفاده میکند و آمریکا در این کشور پایگاه نظامی و چند هزار سرباز دارد (تعداد دقیق را نمی دانم). هفته پیش رسانه های خارجی(گاردین یا وال استریت) خبر از ایجاد یک سیستم بسیار پیشرفته راداری، با هدف شناسائی موشکهای ایران، در یک نقطه سری در قطر دادند.
این کشور را میتوان به لحاظ پیشرفت سیستم بانکی اش سویس منطقه بحساب آورد.
بخش زیادی از جمعیت ۱٫۵ میلیون نفری قطر را کارگران خارجی بدون حقوق کامل شهروندی تشکیل میدهند. ( در جایی خواندم که ۲۰۰ هزار خود قطر جمعیت دارد و بیش یک میلیون خارجی هستند ـ به این ارقام اطمینانی نیست).
سلطان قطر تا پیش از انقلاب برای شرفیاب شدن به حضور« هویدا» و نه « اعلیحضرت سابق» باید چند روزی در هتلهای کشورانتظار میکشید و امروزه رئیس جمهور اما از شرفیاب شدن به حضور امپراطور قطر کیفور میشود.
امروز این سلطان نشین چند صد هزار نفری در مهندسی سیاسی منطقه در کنار عربستان، و حتی خیلی فعال تر از آن، نقش آفرین شده است. امروز سلطان قطر به امپراطور واقعی منطقه تبدیل گردیده ودرتصمیم گیری روی سرنوشت سوریه و مصر تونس و لیبی با یک دیپلماسی فعال و دینامیک شرکت فعال دارد.
با این وضعیت این کشور حق دارد با دولت ایران اسلامی هم از موضع قدرت سخن بگوید زیرا قدرت یک کشور در اورانیوم غنی شده و داشتن سلاح اتمی نیست که اگر بود کره شمالی در این زمینه از ما پیرفته تر است، بلکه در استفاده از فرصت های سیاسی بکمک ابزار های دقیق دیپلماتیک بسود مملکت و ملت است.
در چنین شرایطی است که وزاری خارجه جامعه عرب امروز در قطر گرد هم می آیند تا همسو با شورای ملی سوریه، گروه کشورهای دوست مردم سوریه (۱۰۰ کشور) و ارتش آزاد سوریه سرنوشت رژیم بشار اسد را تعین کنند!
بزرگترین شانسی که ممکنست نصیب بشار اسد شود فرار و دریافت پناهنگی از یک کشور خارجی است اگر و فقط اگر! این شانس از دست نرفته باشد.
دیروز، عراق مرزهای خود را بروی شیعیان فراری سوریه بست و تهدید کرد که همه فراریان را برمیگرداند و معلوم نیست این مرز را بروی بشار اسد فراری هم بگشاید! و فکر نمیکنم ایران ما و روسیه هم دیگر حاضر باشند تن به اعطای پناهندگی به او بدهند.
…………………..
توجه پی نوشت پست لینک زیرا را که ترجمه مختصر مقاله گاردین است را بخوانید!

http://iranesabz.se/?p=6227

گندم ها خوراک مرغ شد!

Share Button

وضع وخیم ذخیره گندم!
آیا قحطی گندم در راه است؟
گزارشی از تابناک
در روزهای آینده من این مسئله را با توجه به سابقه امر مود بررسی قرار خواهم داد
ح ت
…………….

گندم‌ها خوراک مرغ شد

۳تاریخ انتشار: ۰۱ مرداد ۱۳۹۱ – ۱۰:۲۱
این روزها شاید تصور شود کشاورزان برای تحویل گندم در راه سیلوها هستند ولی دیگر خبری از صف‌های کیلومتری کامیون‌ها برای تخلیه گندم نیست و وضعیت دپوی این محصول استراتژیک وخیم است.

به گزارش خبرنگار مهر، برخی شنیده‌ها حاکی از آن است که میزان گندم خریداری شده از کشاورزان قمی تا چند روز گذشته کمتر از هزار تن است و این در حالی است که در سال گذشته در همین مدت زمانی حدود ۱۷ هزار تن گندم از کشاورزان خریداری شده و این کاهش ۱۶ هزار تنی نشان از بحرانی عمیق دارد.

این در حالی است که مدیر شرکت غله و خدمات بازرگانی استان نه تنها این آمار را رد نکرده است بلکه از پاسخگویی به دغدغه‌های کشاورزان که از سوی خبرنگار ما مطرح شده خودداری می‌کند.

از سوی دیگر گندم به عنوان غذای اصلی مردم و جو به خاطر نقش بسیار حساسی که در تغذیه دام و فرآورده‌های اصلی دارد از محصولات مهم و استراتژیک کشاورزی به شمار می‌آیند اما این روزها شاخص اقتصادی «قیمت» است که بر خرید و فروش گندم به عنوان غذای اصلی مردم دخالت مستقیم دارد و سبب شده تا نگاه کشاورزان به دست و جیب‌های خریدارانی گاه از جنس دولت و گاه واسطه‌ها معطوف شود.

در این میان شنیدن درد دل‌های کشاورزانی که ماه‌ها برای به ثمر رسیدن دسترنج خود خون دل خورده‌اند حاکی از آشفتگی در سیاست‌های اقتصادی دولت دارد.

گندم، علوفه دام می‌شود

کشاورز نمونه سال‌های ۸۰ تا ۸۲ می گوید: در حال حاضر هزینه‌های کشاورزی بالاست و کشاورزان مجبورند محصولات خود را به مرغداری و دامداری‌ها بفروشند تا خرج خود را جبران کنند.

زراعی ادامه می دهد که در حال حاضر قیمت گندم دولتی از آزاد ارزان‌تر است، دیگر کشت گندم با هزینه های سنگینی از قبیل چهار الی پنج بار سم پاشی، آب‌رسانی بیشتر و… جواب نمی‌دهد.

وی از قیمت بالای جو به عنوان نهاده دامی می‌گوید که سبب شده است دامداران به جای این محصول، گندم را – که قیمت کمتری نسبت به جو دارد – خریداری کنند و مورد استفاده دام‌ها قرار دهند.

این گندم‌گار قمی، امسال ۵۰ درصد کشت گندم را کاهش داده است تا مجبور نباشد برای تامین هزینه‌ها، محصول خود را به مرغداری‌ها و دامداری‌ها بفروشد.

دلالان نقد معامله می کنند

دیگر کشاورز روستاهای قمرود و اسلام آباد که به گفته خودش ۲۰ سال است مشغول کاشت و برداشت محصولات کشاورزی است، از نقد بودن پول واسطه‌ها می‌گوید: افرادی که در کنار سیلوها حضور دارند و در صورت عدم رضایت کشاورز به تحویل محصول خود به سیلوها قیمت بالاتری پیشنهاد می‌کنند.

ناصری می‌گوید: کارشناسان و ناظران شرکت غله، زمان تحویل گندم، درصد افت بالایی به محصول وارد می‌کنند، به گونه‌ای که هر ۱۰۰ کیلو گرم گندم، ۱۷ کیلو افت کیفیت محسوب می‌شود و در برخی موارد این میزان به فاصله یک هفته افزایش پیدا می‌کند.

به گفته وی میانگین قیمت خرید گندم توسط دولت ۴۲۰ تومان اعلام شده است، اما این میزان برای کشاورزان با توجه به هزینه های بالای برق و کود قابل جبران نیست.

این گندم‌کار، هزینه بالای برق کشاورزی بعد از هدفمند شدن یارانه‌ها، عدم پرداخت نقدی پول از سوی سیلوها و کاهش قیمت خرید محصولات از سوی دولت پس از برداشت را از مشکلات کشاورزان عنوان می کند که تداوم در اشتغال به امر کشاورزی در استان، تامین و ذخیره محصولات مورد نیاز، توجه ویژه مسئولان را می‌طلبد.

مشکلات عدیده‌ای که گندم‌کاران با آن مواجه هستند رغبت کشاورزان را به کشت این محصول استراتژیک کاهش داده و چه بسا ممکن است کشور در سال‌های آینده با بحران کمبود گندم مواجه شود.

کشت گندم در سال آینده کاهش می‌یابد

زمانی که دولت قیمت خرید گندم را ۳۹۰ تومان اعلام کرد، اعتراض کشاورزان بالا گرفت و دولت ۲۵ تومان به عنوان جایزه برداشت گندم به قیمت‌ها اضافه کرد، اما در این میان واسطه‌ها بیکار ننشستند و قیمت‌ها را تا ۴۳۰ و گاها تا ۴۵۰ تومان بالا بردند.

به گفته رئیس شورای اسلامی شهر جعفریه در فاصله اعلام مرحله اول قیمت خرید گندم تا مرحله دوم، کشاورزان به بازار آزاد روی آوردند.

محمدرضا قوی می‌گوید: کشاورزان بازار خود را پیدا کردند و رغبتی برای مراجعه به سیلوها ندارند. قیمت نامتعادل در بازار مرغ که از کیلویی ۳ هزار تومان به ۶ هزار تومان افزایش یافت، سبب شد مرغداران بازار را قبضه کرده و به خرید و ذخیره خوراک دام روی آورند.

رئیس شورای اسلامی شهر جعفریه به جایگزین کردن گندم به جای جو اشاره می‌کند و از آنجایی که گندم قیمتی پایین‌تر از جو دارد، انبار مرغداران و دامداران از گندم پر شد.

وی میزان ذخیره سازی گندم در سیلوها در سال ۹۱ را کمتر از سال ۹۰ عنوان می کند و می گوید: اگر این وضعیت ادامه داشته باشد و دستگاه های مربوطه این موضوع را مورد توجه قرار ندهند، میزان کشت گندم تا سال بعد کاهش چشمگیری خواهد یافت.

پاس‌کاری مسئولان

این در حالی است که گرانی بی‌ضابطه برخی اقلام مورد نیاز مردم از جمله شیر، مرغ و… که در ماه‌های اخیر همانند کلافی پیچیده سر از این اداره و آن اداره درآورد و هر مسئول، مسئول و نهاد دیگری را به عنوان فرد پاسخگو معرفی می‌کند، در مسئله عدم ذخیره سازی مکفی گندم در سیلوها نیز تکرار شد. مسئولان ادارات مربوطه از پاسخگویی شانه خالی کرده و پیگیری مشکلات کشاورزان و گندم‌کاران استان را به دیگری واگذار کردند.

رحیمی مدیر شرکت غله و خدمات بازرگانی استان که ساماندهی، نظارت و انجام فعالیت‌های بازرگانی لازم در راستای اجرای سیاست‌های تنظیم بازار و حمایت از تولید داخلی که توسط دولت اعمال می‌شود و همچنین ارائه خدمات بازرگانی از قبیل واردات، خرید، تدارک تجهیزات نگهداری، ذخیره سازی (انبار، سیلو و غیره)، آماده سازی، توزیع، فروش و صادرات کالاهای اساسی و همچنین ساخت و توسعه سیلوها و انبارهای ذخیره در اساسنامه این شرکت قید شده است، از پاسخ به سئوالات خبرنگار ما سر باز زد و تنها به بیان اینکه شرکت غله خریدار گندم بوده و جهاد کشاورزی تولیدکننده است، اکتفا کرد.

صنعت، معدن و تجارت عهده‌دار تنظیم بازار است

در این زمینه رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان هم سازمان صنعت، معدن و تجارت را عهده دار تنظیم بازار نهاده‌های کشاورزی و ذخیره سازی آن می‌داند که شامل تنظیم مجموعه نهاده های کشاورزی از علوفه دام تا گندم برای مصرف انسان است.

رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان قم می‌گوید: سال زراعی ۹۰ _ ۹۱ سالی کم خطر و کم آفت برای تولید گندم بود و بالغ بر ۴۲ هزار تن گندم در قم تولید شده است.

در این سال زراعی مانند سال قبل خشکسالی گریبانگیر کشاورزان شد، اما تولید گندم به طور تقریبی معادل سال گذشته است و با توجه به خشکسالی و کم آبی دائمی، شرایط برای تولید محدود است.

رضا سیار ادامه می‌دهد: گندم در حال حاضر ۳ مشتری دارد؛ بخش دولتی که با قیمت ۴۲۰ تومان توسط شرکت غله و خدمات بازرگانی نسبت به خرید گندم اقدام می‌کند، کارخانه‌های آرد که مجاز به خرید، ذخیره سازی گندم و تولید آرد و فروش آن به نانوایی‌ها و دیگر واحدهای صنعتی هستند و سوم دامداران هستند که برای تامین علوفه دام خود گندم را جایگزین جو و ذرت می‌کنند.

به گفته وی، کشاورز گندم خود را به اشخاصی که بهتر و مناسب‌تر بخرند می‌فروشد و در واقع این قیمت است که تعیین می‌کند کشاورز محصول خود را به چه کسی بفروشد.

در این میان اظهارات معاون برنامه‌ریزی استانداری قم که تمایل دارد آینده سوء مدیریت در ذخیره گندم را خوشبینانه تلقی کند جالب است.

اگر گندم نبود وارد می‌کنیم

سید رضا دهناد می‌گوید: ما برای تامین گندم مشکلی نداریم و اگر حجم ذخیره گندم کافی نبود، از قزاقستان که انبار گندم جهان است وارد می‌کنیم.

هر چند که این اظهارات دهناد بارقه امیدی برای تامین گندم مورد نیاز کشور محسوب می‌شود اما اگر همه محصولات تولیدی کشور را با این نگاه بنگریم طولی نمی‌کشد که محصولات خارجی جایگزین بازار داخلی می‌شود.

با توجه به اینکه در شرایط فعلی به دلیل پایین بودن قیمت خرید گندم از سوی دولت و وجود واسطه‌ها، کشاورزان بسیاری کشت گندم را یا متوقف کرده یا کاهش داده‌اند، این امر نیاز به این محصول را در آینده با نگرانی‌هایی مواجه کرده است.

باید به این مهم توجه داشت که بعد از اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها به دلیل حمایت نشدن بخش تولید به ویژه در زمینه کشاورزی و دامداری، نوسان در قیمت نهاده‌های دامی و کشاورزی، تولیدکنندگان را در این دو مجموعه با زیان‌های هنگفتی مواجه کرد که قطعا بازگشت دولت به صحنه حمایت از این قشر آسیب دیده می‌تواند مقداری از مشکلات را کاهش دهد.

سوریه پس از نبرد یک هفته ای دمشق

Share Button

عکس از نهار نت لبنان ۲۱ ژولای

Heavy clashes between troops and rebels raged into a second day in Syria’s second city Aleppo on Saturday

……………..

برابر گزارش نهار نت امروز، جنگ در حلب وارد دومین روز خود شده ولی ظاهراً در دمشق فرو کش کرده است. یکی از از جنگجویان ارتش آزاد سوریه میگوید که ما عقب نشینی تاکتیکی میکنیم.
حلب بزرگترین شهر از لحاظ جمعیت و مرکز تجاری سوریه است. اگر رژیم اسد نیروهایش را برای حفظ پایتخت نگاه دارد، این شهر و شهر های دیگر را از دست داده است و اگر آنهارا به دنبال حملات تاکتیکی و جنگ و گریزهای« بزن و در رو»ی واحد های ارتش آزاد سوریه به اینطرف و آنطرف بکشاند، نیروهایش فرسایش یافته و دامنه حملات تاکتیکی شورشیان وسیعتر شده و تا حفظ مواضع تصرف شده توسط آنها پیش میرود. این تاکتیکی کلاسیک برای «جنگهای مردمی» است یعنی راهبردی تاکتیکی از سوی نیرویی که اتکایش به مردم است.
رژیم بشار اسد و ارتش آن هیچ راهی بری بر آمدن از پس این تاکتیک ندارند و لذا بر خشونت و قساوت خود می افزایند و بدین وسیله بیشتر منزوی تر میشوند. نیروهای ارتش آزاد سوریه کنترول کامل مرز عراق را بدست گرفته اند و من فکر نمیکنم این حرکت یک حرکت تصادفی و بی برنامه باشد. باید منتظر سیل مهاجران شیعه و علوی از سوریه بسوی عراق بود که قطعاً در کوتاه مدت؛ بخشی از آنها عازم ایران خواهند شد. پس از این همه پشتیبانی دولت ایران از حکومت اسد بسیار بعید است بخش شیعه مذهب جمعیت سوریه بتواند در ان کشور دوام آورد و این امر چندان ربطی هم به این ندارد که چه حکومتی در سوریه بر سر کار آید. دولت آینده سوریه نمیتواند به آسانی احساس تنفر عمومی از شیعیان را در آن کشور را کنترول کند.
باید منتظر تأثیرات مستقیم اوج گیری جنبش مسلحانه در سوریه در لبنان و سپس عراق بود. با پیروزی مخالفین اسد در سوریه اوضاع منطقه بنحوی رادیکال فرقه ایی شده و فضا برای شیعیان و علوی ها تنگ خواهد شد. این هدفی است که مستقیم و غیر مستقیم از سوی قطر، ریاض، ترکیه تعقیب میشود.
حکومت اسلامی ما با ظهور و استقرارش در ایران درب جعبه پاندرای کشمکش فرقه ایی را در منطقه گشوده است و در ترکیب با غرب ستیزی اش، امروزه این بلای انتشار یافته در منطقه تماماً به ایران خود ما صادر میشود و جلو گیری از آن دیگر حتی از یک دولت مردمی و ملی در کشورمان هم به آسانی امکان پذیر نخواهد بود.
دولتهای عرب و اخوان المسلمین و سایر نیروهای دینی سیاسی منطق عربی خاورمیانه سهم خود را از آمریکا و و غرب برای همرایی اشان با غرب علیه ایران با آنها را مطالبه میکنند این سهم چه خواهد بود آینده نشان خواهد داد!
آنچه امروز برای سازمانها و فعالین سیاسی ایرانی یک وظیف است اینست که مصراً از دولت احمدی نژاد بخواهند که مثل بقیه کشورهای منطق سریعاً شهروندان و هیئت دیپلماتیک ایران را ار سوریه فرا خوان تا انها به گروگانی برای باجگیری دولت آینده سوریه تبدیل نشوند. مردم ایران بیش از این بضاعت پرداخت هزینه برای حمایت رژیم را از بشار اسد ندارد. دولت احمدی نژاد باید به مردم گزارش دهد که بر سر میلیاردهای دلار سرمایه گذارریهای اقتصادی ایران در سوریه چه خواهد آمد و مسئول بر باد رفتن این سرمایه هایی که غیر اقتصادی و با انگیزه سیاسی در آن کشور بکار انداخته شده است کیست؟
دولت احمدی نزاد باید به مردم ایران پاسخ دهد چه میزان از سپرده های دلاری ایران در بانکهای سوریه برای همیشه دفن شده است؟
توجه!
پی نوشت وعده داده شده بسیار خواندنی ولی خلاصه است نه همه مطلب گاردین

با فرض ریزش بیشتر در اطراف اسد و با فرض سقوط او بخاطر این ریزش، کشوری که بمدت بیش از ۴۰ سال در زیر چکمه های آهنین این طایفه بوده است، چهره سیاسی سوریه کاملاً دگرگون خواهد شد. ولی امواج این تغیر به خود سوریه محدود نخواهد ماند زیرا؛ این کشور؛ با عراق، لبنان، ترکیه و اسرائیل هم مرز است.
بیشترین احتمالات را با فرض سقوط رژیم اسد در نظر بگیریم: مرحله ایی از کشتار های انتقامجویانه توسط سُنی ها علیه علویها و مسیحیان متحد آنها به اجرا گذارده خواهد شد. آنها در پی انتقام هستند و نه تنها بخاطرقربانیان قیام اخیر بلکه بخاطر قتل و عام تاریخی ۲۰۰۰۰ نفر، در شهر حما در ۱۹۸۲ و آخرین باری که اسد با یک قیام مردمی مواجه شد.
اگر یک چنین فورانی از خشونت رخ دهد، نباید انتظار داشت که به سوریه محدود بماند. حتی اگر کشتار به آنسوی مرزها کشیده نشود، بقیه سوریهای در معرض خطر هم به آن ۱۲۵۰۰۰ نفری خواهند پیوست که هم اکنونی به کشور های همسایه گریخته اند و اینها همه هنوز در زمانیست که سوریه به صحنه جنگهای «پروکسیکال» (جنگ نیابتی به حساب دول خارجی ـ ح ت)، تبدیل نشده است، جنگی که در آن عربستان سعودی در پشت سر سُنیها و شورشیان ضد اسد و ایران در پشت سر نیروهای هوادار اسد بایستد.
.
بنابراین، این؛ مسئله ایی نیست که فقط بر سرنوشت خود سوریه تأثیر گذارد. سریع ترین تأثیر آن روی ایران خواهد بود و نه تنها بخاطر از دست دادن یکی از محورهای اتکای عربش، بلکه بخاطر محروم شدن آن از معبر گذار خود به منطقه و تأثیر گذاری روی لبنان، زیرا سوریه تحویل حدود ۴۰۰۰۰ موشک از سوی ایران را به پروکسی آن در لبنان، حزب الله، امکانپذیر ساخته بود.
بدون سوریه، ایران سرپل استراتژیک خویش را به جهان عرب از دست خواهد داد، ( حتی اگر، به برکت حمله تحت رهبری امریکا به عراق در ۲۰۰۳، ایران توانسته باشد به دوستی با عراق رسیده باشد). ولی قضیه بسی بیشتر از این عمق خواهد یافت.
ایران این ادعا را داشته است که رهبری آن بر « محور مقاومت» برای سوریها، حزب الله لبنان و حماس الهام بخش بوده تا در برابر اسرائیل و امریکا محکم بایستند، حال باید دیگر ساکت شود چونکه، برابر گفته «دانیل لوی»، تحلیلگر میدل ایست، او در این ادعا هم دیگر«هم اکنون بازنده است.» دانیل لوی میگوید؛ حماس با بی اعتناعی به تهران، جانب شورشیان سوری مخالف اسد و یک بهار عربی گرفت، که تماماً در حکم بطلان اداعاهای پیشین ایران بود، ادعای دایر بر این که ملل عرب بطور غیر مستقیم، توسط دیکتاتورهای دست نشانده امریکا رهبری میشوند. درست ۶ سال قبل، در خلال جنگ اسرائیل و لبنان، رهبران ایران و حزب الله که شیعه هستند خیلی وجهه مردمی داشتند ولی بنا به عقیده دانیل لوی، در فضای فرقه ایی کنونی این خوش وجهگی دیگر بلا موضوع شده است.
سقوط بشار اسد، تنها بمعنای محو و تنزل حضورایران نیست، بلکه بمعنای چیرگی یک فرهنگ سیاسی کاملاً جدید در منطقه است. اسد آخرین نماینده شکلی از حاکمیت در خاور میانه است که قریب نیم قرن بر خاور میانه رایج بوده است: یعنی دیکتاتوری های قدر قدرت سکولار با پنجه هایی بیرحم و پولادین.

……………….
بسیار خواندنی!
گاردین ۲۰ ژولای

نبرد برای سوریه نبردی برای همه خاور میانه است
بخشهایی از این مقاله را ترجمه خواهم کرد.

The battle for Syria is a battle for the entire Middle East
If Assad falls, the area will lose a brutal dictator and Iran a pivotal ally. It could mark the end of an entire political culture


o Jonathan Freedland
o guardian.co.uk, Friday 20 July 2012 20.15 BST
o )

Bashar al-Assad greets his new defence minister on TV. ‘When the ¬dictator has to appear on TV just to prove he’s alive, the end seems imminent.’ Photograph: Sana/Reuters
It looks a lot like the end. Just as viewers of a movie franchise know the formula so well, they can tell when the final reel is under way, so we’re getting used to the way Arab revolutions unfold – and sense that the signs point to a denouement in Syria. The key moment came this week with the assassination of four members of the Assad ruling clique by a still-mysterious bomb. The rumour mill promptly generated two storylines whose equivalents had been heard in the final days of the ancien régimes in Tunisia, Egypt and Libya: the president’s wife had fled abroad (to Russia) and the president himself was nowhere to be seen. Assad surfaced eventually, but when the dictator has to appear on TV just to prove he’s alive, the end seems imminent.
Of course, there could be a twist to this sorry tale. Bashar Assad’s more pessimistic opponents recall the Desert Storm momentum that meant Saddam Hussein’s days were surely numbered in 1991 – only for those days to number another 12 years. The Damascus regime still has a mighty arsenal and, in Russia and Iran, two powerful allies. It could cling on, fighting a sectarian civil war that could last months or even, as in Lebanon in the 1970s, years.
But let’s assume that the House of Assad is crumbling. Its fall will obviously transform Syria, a country that has lived under the boot-heel of that clan for four decades. But it will also radically affect the wider region. Syria, which borders Jordan, Iraq, Lebanon, Turkey and Israel, does not keep itself to itself. As one former Obama official says: “Syria won’t implode; it will explode.” Put simply, the battle for Syria is a battle for the entire Middle East.
Take the most probable consequence of Assad’s removal, a round of revenge killings perpetrated by Syria’s Sunni majority on Assad’s Alawite community and their Christian allies. They will be seeking vengeance, not only for the thousands slain in the current uprising, but for a history of brutality that includes the slaughter of up to 20,000 in Hama in 1982, the last time an Assad faced popular protest.
If that kind of sectarian violence erupts, don’t expect it to stay confined to Syria. Even if the killing does not spill over the borders, then Syrians themselves will, joining the 125,000 who have already fled as refugees. And that’s without Syria becoming the site of an all-out proxy war, with Saudi Arabia backing the rebels and Iran lining up behind the pro-Assad forces.
The west will not stay aloof for long. (Some say it is already involved, tacitly backing Saudi and Qatari arms shipments to the rebels.) Strikingly, the talk in the last 48 hours has shifted from direct intervention – for which there were few takers – to an international peacekeeping force to be dispatched after Assad’s exit. Former CIA official Bruce Reidel, who led President Obama’s 2010 review of US policy on Afghanistan and Pakistan, today proposed just such a force, noting the paradox that one of its first tasks would “be to protect the Alawite community and its allies from vengeance”. Both the US and Israel are also anxiously eyeing Syria’s supply of chemical and biological weapons, now said to be unlocked and on the move, fearing Assad may choose to go down in a lethal blaze glory.
So this is no domestic matter affecting Syria alone. The most immediate impact will be felt by Iran, which stands to lose not only its pivotal Arab ally but also the gateway Syria has long provided to Iran’s proxy force in Lebanon, enabling Tehran to put upwards of 40,000 rockets in the hands of Hezbollah. Without Syria, Iran will lose that vital strategic bridgehead into the Arab world (even if, thanks to the US-led invasion in 2003, it can now count Iraq as friendly). But it goes deeper than that.
Iran’s previous claim to lead an “axis of resistance”, inspiring Syria, Hezbollah and Hamas to stand firm against the US and Israel, will be silenced. “It was losing that already,” says Middle East analyst Daniel Levy, noting both Hamas’s defiance of Tehran to side with the Syrian rebels and an Arab spring that is rendering obsolete Iran’s previous claim that the Arab nations were uniformly led by autocrat-puppets of the US. Just six years ago, during Israel’s Lebanon war, the leaders of Iran and Hezbollah, although they are Shia, were popular heroes on the Sunni Arab street. That, says Levy, wouldn’t happen in the sectarian climate of today.
The fall of Assad will do more than diminish Iran. It will mark the passing of an entire political culture in the region. For Assad is the last representative of a form that dominated the Middle East for half a century: that of the secular strongman, the dictator backed by a merciless intelligence apparatus, what Chatham House’s Nadim Shehadicalls “a Stasi state, where everyone is watching everyone else”.
What began with Nasser in Egypt – or even Ataturk in Turkey – will end with Assad: the regime that represses local and ethnic difference in the name of a nationalism centred cultishly on the leader. In its place, Shehadi says, will come at first the chaos of hundreds of new parties and an even greater number of “mediocre politicians”. But eventually, he hopes, it will pave the way for a post-dictatorship Middle East, a place where rulers stand or fall not on their ability to exploit problems as moves in a geopolitical power game, but to solve them instead.
It’s an optimistic prognosis for a region that could be about to explode in bloody violence. But the fate of Syria will be decisive either way. If Assad holds on, then the Arab awakenings of 2011-12 will only ever have been a partial success. But if the Syrian rebels succeed, they will have achieved a sweeping victory. They will have effected a revolution without the full-blown foreign intervention required in Libya and more completely than in Egypt, where the security apparatus remains in place. That the revolt will have taken so long may even be a sign of strength, proving a depth and resilience that overnight insurrections elsewhere could not match.
Syria is on the brink. What will follow is not clear, given the mixed and divided nature of the opposition. This much we know: on the fate of Syria hangs the fate of the earth’s most combustible region.