Archive for: August 2012

حمله های غافلگیرانه، بمباران هواهی و جنگ تن به تن خیابانی برای تسخیر حلب

Share Button

ایندیپندنت انگلیس
اول اوت ۱۱ مرداد

نشریه فوق گزارش مستقیمی از مناطق جنگی حلب دارد. این نشریه مینویسد که جنگجویان شورشی با اینکه زیر آتشباری مداوم توپخانه، هلیکپوپتر های توپدار و در دو مورد بمباران توسط جنگنده های رژیم بوده اند، به پیشروی مرحله به مرحله خود ادامه میدهند. نیروهای رژیم برغم آتشباری مداوم خود هیچ گونه موفقیتی در عرصه میدانی و پیشروی زمینی ندارند.
این جنگجویان توانسته اند یکی از قرارگاههای مستحکم نیروهای امنیتی را با پر کردن یک بشکه آب از مواد انفجاری تی.ان تی، و حمل آن توسط دو داوطلب، چنان منفجر کنند که اجساد ۱۵ نفر از از مدافعین قرار گاه بهمراه کیسه های شن آن بهوا پرتاب شده است. عبدلرحمان سرگروه واحد عملیاتی حمله به این قرار گاه میگوید که فقط ۴ نفر توانستند بگریزند که ۳ نفر آنها ایرانی و ۱ نفر روسی بوده اند.*
خبرنگار ایندیپندنت، از جمعی در یک ایستگاه تسخیر شده پلیس میپرسد آیا اتفاق افتاده است که کسانی پس از تسلیم شدن کشته شوند، یکی از فرماندهان جنگجویان پاسخ میدهد: آنها تسلیم نمیشوند، آنها دستگیر میشوند.
جسد سرهنگی که رئیس یک قرار گاه پلیس بوده است پس کشته شدن بدرون یک وانت گذارده شده و در شهر گردانده میشود. یکی از جنگجویان شورشی میگوید که او خیلی ظلم کرده و بسیار منفور بوده است.
در مناطق جنگی، درغرب و شمال غربی و در آخرین ساعات جنوبی شهر جو مرگ حاکم است. اجساد پلیسهای بسیاری یافت شده است که با یک گلوله در پس کله اشان، به قتل رسیده اند. یکی از جنگجویان میگوید که همه آنها پلیس نیستند د رمیان آنها افراد «مخابرات» یعنی دستگاه امنیتی و الشبیحه نیز وجود دارند.
در آخرین فاز از برآمد خشونت در حلب ، قبایل محلی وفادار به بشار اسد نیز بنفع ارتش وارد جنگ شده اند.
………….
یک توضیح و سپس کامنت من:
متاسفانه در هنگام درج شتابزده متن انگلیسی در صبح، اظهارات فرمانده گروه حمله کننده به قرار گاه پلیس که گفته بود؛ ۴ نفر موفق به فرار شدند که سه نفر آنان تک تیر اندازان ایرانی و یک روسی بودند، من اشتباهاً در یک سطر نوشتم سه ایرانی نیز کشته شده اندکه درست آن «فرار کردند» بوده است. و از این گذشته، در این وانفسای هرکه هرکه جنگی در حلب، نمیتوان از این جنگجویان انتظار داشت که با بیطرف و راستی رخدادهای جنگی را با خبرنگاران در میان بگذارند. که به این طرق ترجمه اشتباهی قبلی تصحیح میشود.
و اما بعنوان کامنت باید بگویم که همانطور هم که از گزارش خبری فوق برمی آید ارتش اسد نیروی زمینی جنگی که انگیزه جنگ تن بتن را در خیابانهای حلب داشته باشد ندارد و لذا در برابر جنگجویانی که از شور سیاسی و اعتقادی برای مبارزه با نیروهای رژیم برخوردارند و با هر پیروزی و مشاهده ضعف و ترس نیروهای دولتی جرعت بیشتری هم می یابند تصور نمیشود که ارتش بشار اسد بتواند کمترین موفقیتی در باز پس گیری حلب داشته باشد. ولی حتی به فرض محال اگر هم بتواند به چنین امری موفق شود این امر به قیمت از دست دادن کنترول خود بر بقیه کشور تمام خواهد شد که طبعاً نمیتواند پایداری داشته باشد. در گزارش رسانه های دیگر آمده بود که شاهراه منتهی به مرز ترکیه که از کنار فرودگاه هم میگذرد توسط شورشیان تصرف شده است. و بنا به اظهار یکی از نگاهبانان حقوق بشر سوریه اگر این خط تدارکاتی بدست شورشیان افتاده باشد معنایش اینست که شورشیان با ملزومات جنگی زیاد و نفرات جدید بیشتر تقویت خواهند شد.
از سوی دیگر نیروهای ارتشی فقط یک راه به دمشق دارند تا از آن تدارکات دریافت کنند که اگر آن در نقطه ایی بدست شورشیان بیفتد معنایش اینست که ارتباط نیروهای ارتشی حمله کننده به حلب با پشت جبهه تدارکاتی اشان قطع خواهد شد. حلب در نزدیکی مرز ترکیه قرار دارد و امکان دریافت ملزومات جنگی و خوار بار برای آنها وجود دارد.

اعتصابات کارگری مصری و اعتراضات کارگری ایرانی!

Share Button

در آنجا نو بهاران!
با هزاران جلوه، رنگ زندگی دارد.
در اینجا دیو فقر و ماتم و نکبت،
بهر کوی و بهر برزن،
گشاده دست و بی پروا؛
بهر سو،
دانه اندوه میکارد.

سالهاست اعتراضات و اعتصابات کارگری میهنمان را رصد میکنم و با دلمردگی و افسوس به هر اعتراض کارگری در میهنمان مینگرم.
سال ۱۳۵۲ بود که با آن ذهنیت چپ آنروزی، با دوستان جوان کارگری که در چیت ممتاز واقع در خیابان ری کار میکردند، نقشه تحریک کارگران به اعتصاب را کشیدیم. در آستانه نوروز ۵۲ تعدادی، اعلامیه دست نویس خطاب به کارگران کارخانه نوشتیم که؛ عید بزودی فرا میرسد و سفره رنگین کارفرمایان و مدیران رنگینتر و دستهای پینه بسته و خسته ما از همیشه تهی تر است و این اعلامیه را در رخت کن و سالن ناهار خوری پنهانی پخش کردیم. بعنوان عده ایی ازکارگران کارخانه نوشتیم: این سندیکای قلابی، و آن نماینده کارگرانی که ما داریم قره نوکران مدیریت کارخانه هستند و نه نماینده کارگران. نوشتیم ما در آستانه نوروز خواهان ۲۰% اضافه حقوق و افزودن سود ویژه * خود هستیم. پخش اعلامیه در کار خانه تا آنروز سابقه نداشت و لذا در کارخانه ولوله افتاد.
مدیر کارخانه از بی سیاستی، بجای اینکه قضیه را حد اقل مسکوت بگذارد، کارگران را در محیط کارخانه جمع کرد و طی یک سخنرانی قراء، گفت که خرابکاران و کمونیستها به کارخانه رخنه کرده اند و قصد تحریک و آشوب دارند. او گفت که مدیریت کارخانه، از مدتها قبل، خود قصد داشت دستمزدها را در آستانه نوروز افزایش دهد و این گونه تحریکات خرابکارانه در تصمیم مدیریت اثری ندارد. او وعده ۵% اضافه دستمزد داد. بسیاری از کارگران نمیدانستند اصلاً چه شده است که یکباره قرار است ۵% بر دستمزد آنها افزوده شود. پس از چند روز ولوله در کارخانه، کم کم اشتهای اضافه حقوق کارگران تحریک شد و هیئت مدیره سندیکا و نماینگان کارگران هم که فرصتی برای قدرت نمایی در برابر مدیریت کارخانه یافته بودند اعلام کردند که به کمتر از ۲۰% اضافه حقوق قانع نیستند و در یک روز بطور خود بخود همه کار را خواباندند. پس از چند دور مذاکره قضیه با ۱۰% اضافه حقوق و عملاً ۲۰% افزایش سود ویژه، پس از حدود فقط دو روز اعتصاب فیصله پیدا کرد.
امروز تیتر درشت صفحه اول «اهرام آنلاین» مصر، چشمانم را خیره کرد. با شروع بهارعرب موج جنبش کارگری مصر را فرا گرفته و دستگاه دولتی را به چه کنم ــ چه کنم انداخته است که رخداهای سیاسی بسیار عمیق کشور فرصتی برای انعکاس وسیع آن تا کنون باقی نگذاشته بوده است.
از آغاز جنبش بهار عربی در مصر، از همان دی ماه (ژانویه) سال قبل جنبش کارگری مصر فارغ از جبهه بندی فرقه ایی و مذهبی؛ یک پارچه برای مطالبات طبقاتی خود به میدان آمد. پس از انتخابات ریاست جمهوری که منجر بروی کارآمدن رهبر اسلامیست ها شد، این جنبش با اعتصاب سراسری کارگران ۷ مؤسسه بزرگ نساجی با قریب ۴۰٫۰۰۰ کارگر، برای بهبود شرایط زنگی و معیشت خود فضای کارگری مصر را طوفانی کرد و به اسلامگرایان سلفیست و اخوان المسلمین اجازه نداد مسائل دینی و مذهبی را پرچم مطالباتی و حرکات کارگری ( مستضعف شدگی آنان) کنند. طبقه کارگر مصر با هویت، آرم و نشان طبقاتی و مطالبات معیشتی و رفاهی خود، مستقلانه پا به میدان پیکار طبقاتی نهاد. پس از اعتصاب ده ها هزار کارگر نساجی به رهبر فدراسیون اتحادیه های کارگری مصر(و نه انجمن های اسلامی و هیئت های سینه زنی کار گری)، چند هزار کارگر کارخانجات سرامیک سازی نیز بدانها پیوستند. نا گفته نماند بعلت وفور پنبه درمصر صنعت نساجی ستون فقرات اقتصاد صنعتی مصر را تشکیل میدهد.
تیتر درشت امروزاهرام آنلاین اینست:
[ تحلیل خبری: موج اعتصابات کارگران در برابر فعال مایشایی سرمایه ایستاده است!**]
در اینجا قصد تحلیل اهمیت تاریخی و منطقه ایی جنبش کارگری مصر را ندارم که بنظرم اهمیتی بیش از مطالبات اقتصادی و بسی تأثیرگذارتراز چهار چوب مرزهای مصر در منطقه را دارد بلکه قصدم مقایسه طبعیت اعتراضات کارگری در میهن خودمان با جنبش کارگری مصر امروز می باشد.
در روزها و شاید هفته های آینده به تشریح اهمیت اجتماعی، سیاسی و منطقه ایی جنبش کارگری مصر( در لبنان هم موج جنبش کارگری و مطالباتی رو به اوج است و میرود تا مرزهای فرقه گرایی را در آنجا هم درهم شکند) خواهم پرداخت.
در آغاز گفتم که بهار در مصر رنگ زندگی دارد و در میهن ما خزان استبداد و فقر بیداد میکند و نفس همه را بریده است.
در تمام دوران این سه دهه پس از انقلاب و بویژه در دوره دولت مهر ورز آقای احمدی نژاد، بر خلاف آنچه برخی از چپهای فسیل شده ما سعی میکنند نشان دهند؛ ما جنبشی اعتراضی با طبیعت کارگری نداریم. جنبش کارگری در طبیعب خود حرکت به پیش است، حرکت برای تحکیم منافع گروهی، انسجام طبقاتی و درجهت تقویت مواضع جمعی و تآمین مطالبات اقتصادی و حقوق حرفه ایی است. ییش از سی سال است که کارگران ایران نه در جایگاه کارگری خود بلکه بعنوان دزد زدگانی که اموالشان به سرقت رفته است، مثل هر دزد زده معمولی مجبورند برای دستمزد های معوقه خود که گاه به ماهها بالغ میشود، برای اخراجها ی دسته جمعی، برای تعطیل کارخانه ها دست به اعتراض زده از از این در به آن در بزنند. در تمام دوران حکومت شاه حد اقل من یکی بیاد ندارم، حتی یک نمونه رخ داده شده باشد که کارگرانی بخاطر ماه ها دستمزد معوقه و یا بالا کشیده شدن دستمزدشان، یا اخراج های غیر قانونی و خارج از ضابطه و بدون جبران حق اخراجی، مجبور به توصل به اعتراض یا شکایت شده باشند. همه اعتراضات کارگری زمان شاه، برای افزون خواهیِ ( البته بحق) و مطالبات حرفه ایی بود: مزد بیشتر، سود ویژه بیشتر، نهار بهتر، شرایط شیفتکاری بهتر با اضافه پرداختی بیشتر و بهداشت محیط کار بهتر. در تمام دنیا چنین بوده و هست و این در طبیعت توسعه خود سرمایه است که بموازات توسعه خود و بموازات افزایش سهم صنعت و خدمات در اقتصاد ملی و رشد تولید کالایی که منجر به رشد کمی کارگران و فرصت های جدید شغلی میشود، بر انتظارت معیشتی کارگران هم می افزاید.
بجرعت میتوان گفت که تاریخ جنبش کارگری دنیا بیاد ندارد تا این حد و دامنه که در مملکت ما عادی شده است، به تعویق افتادن پرداخت دستمزد کارگران و یا ملا خور شدن دستمزد های چند ماهه آنان، مهمترین دغدغه این بخش از جامعه بوده باشد.
جنبش کارگری دنیا از جمله مصر، برعلیه استثمار اقتصادی پیکار میکند ولی کارگر ایرانی برعلیه راهزنی و سرقت و کلاه برداری. ایندو مبارزه طبیعت مشترکی ندارند و مبارزه کارگر ایرانی هیچ ربطی به استثمار به معنای واقعی کلمه ندارد تا به آن، صفت جنبش کارگری بدهیم. اگرکسی به شخصی چک بی محل بدهد و سر را کلاه بگذارد او را استثمار نکرده است بلکه کلاه اورا بر داشته و جرمی مستوجب جزای کیفری اتفاق افتاده است. نظام حاکم بر ایران نظامی کلاه بردارانه است و پیکار کارگران بعنوان بخشی از توده بی شکل و بی سازمان مردم نیز پیکار علیه نظامی راهزنانه می باشد.
همه اینها گواه اینست که طبقه کار گر ایران با نظام سرمایه داری به معنای متعارف کلمه روبرو نیست بلکه با نظامی دزدسالار و راهزنانه سرو کار دارد که از هیچ هنجار قانونی و متعارفی پیروی نمیکند. تاریخ جنبش کارگری دنیا بیاد ندارد که کارگرانی بخاطر دریافت دستمزده های ملا خور شده خود از روی استیصال مجبور به اعتصاب غذا شوند، اتفاقی که بارها در میهن ما افتاده است و رخ میدهد.
در این نظام دزد سالار، تشکیلاتی بنام خانه کارگر که نقش یک حسینیه و هیئت عزاداری را بخود گرفته است نمونه ای از دگردیسی آن چیزیست که در رابطه کارگری و کارفرمایی و سرمایه در میهن ما رخ داده است. جنبش کارگری مصر بسوی طبقاتی شدن پیش میرود و دیوارهای ستبر فرقه گرایی مذهبی و ایدئولوژیک را پیروزمندانه در هم میشکند و جامعه بهم ریخته کارگری میهن ما در هم شکسته شده تر شده و چنان به عناصر منفرد اولیه خود تقسم میشود که در این وانفسای بی تشکیلاتی و فشار اقتصادی؛ هر زحمتکشی سعی میکند بهر طریق مشروع و نامشروع، و گاه در رقابتی بهیمی، گلیم پوسیده خود را از آب بیرون کشد و یا بهتر است گفته شود؛ از منجلابی به منجلاب دیگر بیرون بکشد.
در این نکبتی که گریبان جامعه کارگری میهن ما را گرفته است تنها نظام راهزن و دزد پرور حاکم مقصر نیست، نیروهای چپ از همان آغاز انقلاب و بهمان اندازه چپ های مذهبی، جنبش اصلاح طلبی نیز مقصر بوده و هستند. اصلاح طلبان و آقای خاتمی دو دوره فرصت داشتند تا به سازمانیابی جنبش اتحادیه ایی و سندیکایی کشور کمک کنند و یا حد اقل میدان دهند و ندادند و نکردند. سازمانیابی جنبش کارگری، امروز میتوانست جلیقه نجات خود آنان نیز در این پرت شدگی از قطار ساختار قدرت باشد.
چند ماه دیگر بسوی انتخابات یا انتصاب رئیس جمهور دیگری میرویم و بسیاری از بازیگران سیاسی نظام از هم اکنون شال و کلاه کرده اند تا به صحنه بیایند. سردار پاسدار محسن رضایی یکی از این همیشه در صحنه بودگانی است که حالا ادعای مواضع انتقادی دارد. سردار پاسدار دیگر ، قالیباف نیز در راه است. تقدیر اینست که همه دولتمردان میهن ما یا روضه خان باشند و یا کمیته چی و سپاهی!
ولی وظیفه نیروهای دموکراسی خواه میهنمان، وظیفه فعالین کارگری است که خواست برسمیت شناخته شدن جنبش اتحادیه ایی و سندیکایی کارگری را به این جماعت، در رقابت انتخاباتی اشان تحمیل کنند. چه؛ برنامه شرکت در انتخابات را داشته باشند و چه تحریم آنرا.
کارگر ایرانی بدون برخورداری از سازمان های صنفی مستقل خود هرگز به حقوق خود نخواهد رسید. و تا در این مملکت دزدیدن و کلاهبرداری آسان است، اقتصادی مولد که مبتنی بر ارزش افزایی واقعی باشد نیز شکل نخواهد گرفت. و تا چنین اقتصادی مستقر نشود از دموکراسی خبری نخواهد بود. در جامعه ایی دزد پرور حتی سرمایه دار به استثمار قانع نیست بلکه سود راهزنانه میخواهد.
در پایان یک توضیح را لازم میدانم . آنهم اینست که برغم اینکه بیش از ۲۷ سال از زندگی خودرا در محیط های صنعتی بعنوان کارگر فنی و فلز کار، کارگری کرده ام بهیجوجه دارای گرایش چپ نیستم. و از نوشتار فوق نباید چنین برداشتی شود که خدایی ناکرده! من چپ شده ام!
*
قبل از انقلاب کارگران هرساله مبلغی معادل دو ماه حقوق خود سود ویژیه میگرفتند. و هر وقت موعد پرداخت سود ویزه میشد بین کارفرمایان و کارگران روی محاسبه این دو ماه دعوا بود و گاهی کار به اعتصاب میکشید.

**
News analysis – Wave of strikes: Egypt Labour fights back, capital draws a line
While workers’ actions have won concessions in latest wave of strikes, both capital and government, with political advantages over labour, remain intransigent in the face of demands that challenge the neo-liberal status quo
Mostafa Ali , Tuesday 31 Jul 2012