Archive for: January 2013

ایران با اینهمه طلا چه میخواهد بکند؟

Share Button

طلاGold behind Quasi Tripling of Turkish Exports to Iran in 2012

بنا به آمار گمرگ ترکیه صدور طلا به ایران ظرف این دو سال چند برایر شده است. قریب یک سال پیش تایمز مالی طی گزارش که وسیعاً هم انعکاس یافت در این رابطه این سئوال را مطرح کرد که: “ایران با اینهمه طلا چه میخواهد بکند؟” ایران نمیتواند این طلا ها را وارد بورس های دنیا کند و آنها را به ارز قوی تبدیل کند زیرا تحریم است و دسترسی به بورسها ندارد . دولت مجبور است این طلا ها را به سکه تبدیل کرده به مردم و یا به زرگرها بفروشد که هیچیک مشکل ارزی ایران را حل نخواهد کرد.
فاجعه زمانی بیشتر خواهد شد که بعلت بیرون آمدن اقتصاد دنیا از بحران کنونی که نشانه های آن هم اکنون هویداست قیمت طلا سقوط کند. مشاهده گزارش خبری نهار نت لبنان پیرامون خرید هنگفت طلا توسط ایران از ترکیه انگیزه این کامنت کوتاه بود. طبق این گزارش میزان واردات طلا از ترکیه به بیش از ۹ میلیارد دلار در سال گذشته بالغ شده است. قبلاً در این زمینه زیاد نوشته ام و چیزی تازه ایی ندارم به آنها اضافه کنم فقط تکرار میکنم که دولت با خرید طلا و تبدیل آن به سکه و فروش آن سکه ها به مردم فقط کلاه مردم را برمیدارد. در این تلاطم تورم ۵۰%ی بعلت افزایش نسبی قیمت سکه، خریداران متوجه کاهش ارزش واقعی و مطلق آن نمیشوند چون در هر حال قیمت سکه مثل هر چیز دیگری افزایش نشان میدهد

اینهم لینک گزارش نها نت

http://www.naharnet.com/stories/en/70359-gold-behind-quasi-tripling-of-turkish-exports-to-iran-in-2012

توافق تاریخی سلفیستها و سکولارهای مصر

Share Button

Yunis Makhiun

حزب سلفیست النور و جبهه نجات ملی روی نشکیل دولت وحدت به توافق رسیدند.
جرب النور سلفیست و “جبهه نجات ملی” با صدور بیانیه ایی حاوی ۸ ماده مورد توافق برای پایان دادن به بحران سیاسی توافق کردند.
در پایان نشست سران دو حزب بیانیه ایی صادر که در آن گفته میشود: “حصول این توافقنامه هنگامی اعلام میشود که هر دو حرب به این نتیچه رسیده اند که اوضاع سیاسی بنحو هشدار دهنده ایی در حال وخیم شدن است. هدف این توافق ۸ ماده ایی حراست از منافع عموم و پایان دادن به خونریزی در آینده است”

مواد ۸ گانه مورد توافق بقرار زیر هستند:
ماده ۱ ـ تشکیل یک دولت وحدت ( منظور تشکیل دولت با شرکت احزاب عمده از گرایشهای مختلف است ـ ح ت)
ماده ۲ ـ تشکیل یک کمیته ایی برای تغیر و تعدیل مواد مورد اختلاف قانون اساسی.
ماده ۳ ـ بیطرف سازی ارگانها و نهادهای دولتی
ماده ۴ ـ انتصاب یک دادستان کل جدید.
ماده ۵ ـ تشکیل یک کمیته حقوقی برای تحقبق روی خشونت های روزهای اخیر.
ماده ۶ ـ حصول اجماع بین احزاب، تا کشور را از سلطه یک جریان یا گروه خاص بر روی زندگی سیاسی باز دارند.
ماده ۷ ـ نفی هرگونه توسل به خشونت و تخریب اموال عمومی و احترام گذاری به اعتراضات و تظاهرات مسالمت جویانه.
ماده ۸ ـ بنیاد گذاری معیاری برای رفتار سیاسی که بر اساس آن همه احزاب به بحث های جدلی ستیزه جویانه بین خود روی ایماژهای سیاسی همدیگر پایان دهند.( منظور پایان دادن به بند کردن به مبانی اعتقادی و ایدئولوژیک همدیگر و انتقال بحث روی موضوعات اجرایی و مدیریتی است)
پایان گزارش اهرام آن لاین
//////////////////////////////////////////
من در روزهای آینده یاداشتی بر این توافق مهم برای مصر و فرا تر از مصر با توجه به استقبال یا عدم استقبال سایر نیروهای سیاسی مصر مینویسم.
ولی بعنوان کوتاهترین کامنت خود میتوانم بگویم: زنده باد سلفیستهای قشری مصر که هم از لیبرالهای ما، ناسیونالیستهای مصدقی ما، چپهای رنگا رنگ ما، اصلاح طلبان و سبز های ما قرنی جلو تر هستند و حرکت میکنند. تصور یک چنین توافقی در مملکت ما یک توهم است.
این عکس مُرسی و مرکل صدر اعظم آلمان را هم ببینید و با امتناع سید خندان ما از دست دادن با مادام اولبرایت و موارد متعدد دیگر از سوی احمدی نژاد مقایسه کنید. من فکر نمیکنم خاتمی و احمدی ذره ایی از آن اصالت دین داری مُرسی را هم بهره داشته باشند.
مُرسی مرکل
ح تبریزیان

کشف یک آیه جدید قرآنی توسط رهبر سلفیستهای مصر!

Share Button

بعنوان آخرین تحول در بحران، ساعاتی پیش رهبر حزب النور(حزب سیاسی سلفیستها) یوسف ماخیون(عکس فوق) با یافتن آیه ایی در قرآن اعلام کرد که پیغمبر هم با دشمنان خود مذاکره و تعامل میکرد چرا ما نکنیم بخصوص اینکه مخالفین دشمنان ما هم نیستند. رهبر سلفیستها اعلام کرد که هیچ گزینه ایی بجز گفتگو وجود ندارد. او بلا فاصله پس از این اظهارات که در صفحه تویتر او درج شد از “جبهه نجات ملی” برای گفتگو بخاطر یافتن یک راه حل فوری برای بحران دعوت کرد. دعوت او بی درنگ مورد قبول قرار گرفت و حمدین صباحی یکی از رهبران جبهه نجات آنرا بفال نیک گرفت.

یوسف ماخیون
ریاست جمهوری مصر دیروز از یک برنامه برای تغیر و تعدیل قانون اساسی (رفراندم شده) پرده برداشت. این تصمیم در جلسه ای گرفته شد که از سوی رئیس جمهور بمنظور گفتگوی ملی برای رفع بحران ترتیب داده شده بود . این جلسه از سوی مخالفین اصلی یعنی «جبهه نجات ملی» رد شد و در نتیجه فقط با شرکت نمایندگان ائتلافی خود حکومت مُرسی برگزار شد. مع الوصف علیرغم عدم حضور جبهه نجات ملی در این گفتگو، برگزار کنندن جلسه، زیر فشار اعتراضات خیابانی مردم و پیدایش علائم یک شورش عمومی علیه رژیم بر حسب ظاهر به برخی از خواستهای مخالفین تن داده اند.
بلافاصله پس از این نشست وزیر دفاع عبدالفتاح السیسی؛ طی هشداری از ادامه تنش سیاسی بین رهبران سیاسی کشور ابراز نگرانی کرد و از خطر از هم پاشیدگی دولت سخن راند که میتواند روی آینده سیاسی کشور و نسلهای آینده اثر گذارد.
بلافاصله پس این هشدار وزیر دفاع و با توجه به اینکه اهالی شهرهای اسکندریه، اسماعیلیه و پورت سعید نه تنها اعتناعی به مقررات وضعیت فوق العاه نکرده بودند بلکه برعکس؛ درست از آن ساعاتی که قرار بود این مقرارت به اجرا در آید، در جمعتهای هزاران نفری با شعارهای سرنگون خواهانه به خیابان ها آمده و در برخی نقاط مانند اسکندریه راهها را نیز مسدود کردند.
بی اعتناعی مردم به فرمان حالت فوق العاده از یکسو و هشدار السیسی وزیر دفاع از سوی دیگر چاره ایی جز عقب نشینی برای اسلامیستها و ریاست جمهور آنان باقی نگذاشت. بامداد امروز محمد مُرسی طی حکمی نظارت و تصمیم روی وضعیت فوق العاده را تا حد الغاء کامل آن به استانداران این سه شهر واگذار کرد که بمعنای شکست بود. عقب نشینی در این زمینه و پذیرش تجدید نظر در قانون اساسی نه یک ضربه سیاسی یا عقب نشینی تاکتیکی ساده بلکه یک شکست خُرد کننده استراتژیک برای اسلامیستها و در درجه نخست مُرسی و اخوان المسلمین است که آثار آن نه تنها روی تعاملات سیاسی در مصر بلکه در منطقه و روی گفتمان اسلامگرایی اثری زیر و رو کننده بجا خواهد گذارد. تحولات مصر نمیتواند در تونس روی رابطه النهضت و متحدین چپ و لیبرال آن به رهبری مرزوقی رئیس جمهور اثر نگذارد. با عقب نشینی اخوان در مصر آنهم در برابر سکولاریسهای لیبرال و چپ و به این نحو خفت بار، میتوان گفت که استراتژی تهاجمی اسلامیسم در منطقه دستخوش شکستی جبران ناپذبر شده است که تغیر راهبردی را از سوی اسلامگرایان ایجاب میکند. تغیری بنیادی و دیسکورسیو که آنها را برای تعامل با نیروهای سکولار آماده سازد.
یکی از تحلیلگران الشرق الاوسط دیروز نوشت؛ اخوان المسلمین مصر با تلاش برای کسب قدرت بزرگترین خطای سیاسی خود را مرتکب شدند بویژ اینکه آنها نخست اعلام کرده بودند که خواهان بیش از ۵۰% کرسی های پارلمانی نیستند ولی بعد برای تصرف همه کرسیها هجوم بردند. آنها اعلام کرده بودند کاندیدایی برای پست رئیس جمهوری نخواهند داشت ولی این پست را نیز ربودند.
من به این تحلیل تحلیلگر الشرق الاوسط باید اضافه کنم که رژیم مبارک و سادات و رقیبان اسلامگرایان مصر در خواب هم نمیتواستند تصور کنند که به قدرت راندن اخوان المسلمین میتوانست تله مرگ آنان باشد. از ضربات این شکست، اخوان مصر نه تنها قد راست نخواهد کرد بلکه چنین بنظر میرسد که هپچ چاره ایی ندارد جز اینکه در مقام مسئولیت دولت مجری برنامه های سکولار ها باشد.
دعوت حزب آزادی و عدالت شاخه سیاسی اخوان المسلمین از رقاصه و آوازه خوان معروف لبنان برای اجرای برنامه در مصر بخاطر اینکه از سکولاریستها “خوف زدایی” کنند

dollymb (1)
دیروز سایت العربیه در صفحه انگلیسی خود، برنامه رقص یک رقاصه لبنانی را پخش کرد که برنامه و هزینه آن توسط اخوان ترتیب و تأمین شده بود. در این برنامه رقص، رقاصه جوان و خوشگل لبنانی علاوه با سینه های آبدار نیمه لخت آرایش نسبتاً غلیظ هم کرده بود.( لینک آن رادر زیر میتوانید باز کنید). حزب سلفیست النور بخاطر اجرای این برنامه از اخوان المسلمین و حزب آزادی و عدالت انتقاد کرده بود و آنهم فقط بخاطر آرایش آن رقاصه نه لباس و خود رقصش که اخوان در پاسخ گفت این رقص بخاطر زدودن ترس سکولاریستها و توریستها از اسلامگرائی است.
بعنوان آخرین تحول در بحران، ساعاتی پیش رهبر حزب النور(حزب سیاسی سلفیستها) یوسف ماخیون(عکس فوق) با یافتن آیه ایی در قرآن اعلام کرد که پیغمبر هم با دشمنان خود مذاکره و تعامل میکرد چرا ما نکنیم بخصوص اینکه مخالفین دشمنان ما هم نیستند. رهبر سلفیستها اعلام کرد که هیچ گزینه ایی بجز گفتگو وجود ندارد. او بلا فاصله پس از این اظهارات که در صفحه تویتر او درج شد از “جبهه نجات ملی” برای گفتگو بخاطر یافتن یک راه حل فوری برای بحران دعوت کرد. دعوت او بی درنگ مورد قبول قرار گرفت و حمدین صباحی یکی از رهبران جبهه نجات آنرا بفال نیک گرفت. از این تحولات میتوان ازجمله نتیجه گرفت که آیات مغفول مانده قرآن در صورت زور مردمی و جمعیت خیابانی؛ از زیر آوار آیات جهادی و منکر ستیز دیگر بیرون میآیند.
باید منتظر این باشیم که قانوشی، رهبر النهضت (اخوان تونس) هم، همین امروز و فردا یک آیه مشابه کشف کند. تنها کسی که بگمان من چنین فرصتی را از دست داده، مقام معظم رهبری ایران است که همچنان بر موضع جهادی خود بر علیه «دشمن» و «فتنه» ایستاده است.
تذکر یک نکته نیز لازمست. ارتش در جریان آرایش یابی در شهرهای مورد وضعیت فوق العاده نه تنها کوچکترین اقدامی علیه تظاهر کنندگان نکرد بلکه فرماندهان آن طی اطلاعیه های متعدد به مردم اطمینان دادند که مزاحم تظاهرات مسالمت آمیز آنان نمیشوند. در جریان این ۲ روز از اعلام وضعیت فوق العاده در این سه شهر سوئز، ارتش مصر، که قبلاً هم پایگاه مردمی داشت بیش از پیش در قلب مردم مصر جا گرفت. ارتش مصر با قرار گرفتن در کنار مردم هرچند بعنوان مجری مقررات فوق العاده، به مقتدر ترین قدرت سیاسی در مصر تبدیل شد که میتواند ضامن دموکراسی فردای مصر باشد.
قریب یکسال پیش در جریان تنش بین تظاهرکنندگان مخالف شورای عالی نظامی در میدان التحریر و اخوان از یکسو و نظامیان از سوی دیگر در تحلیلی نوشتم: امروز ژنرالهای مصر در جبهه دموکراسی و دموکراسی خواهان در جبهه ارتجاع قرار دارند. رخدادهای این روزهای مصر گواه درستی آن ارزیابی است با این تفاوت که چپها، لیبرالها و ناصریست های مصر هم طی این مدت، و مغازله پرهزینه و بی ثمرشان با اسلامیستها و جبهه مشترکشان علیه احمد شفیق در جریان انتخابات ریاست جمهوری، درسهای بسیار آموخته و ظاهراً راه خود را تغیر داده اند
dollymb (1)
لینک رقص رقاصه لبنانی که با پول اخوان در مصر برنامه اجرا کرد.
Home > Web TV
Egypt’s salafists snub the Brotherhood for funding concert with racy singer
Tuesday, 29 January 2013
سلفیستهای مصر اخوان را بخاطر تامین بدوجه برنامه این رقاصه لوند مورد سرزنش قرار دادند.
http://english.alarabiya.net/articles/2013/01/29/263224.html
مشروح گزارش دعوت از رقاصه لبنانی (دولّی شاهاین) توسط اخوان که موجب غیرتی شدن سلفیستها شد از زبان گزارشگر الشرق الاوسط

 
Lebanese Entertainer Lands Muslim Brotherhood in Hot Water
29/01/2013
By Suha al-Sharqawi
Cairo, Asharq Al-Awsat—Lebanese entertainer Dolly Shahine has landed the Muslim Brotherhood in hot water among its Islamist allies after performing at an event hosted by the organization’s political wing, the Freedom and Justice Party (FJP) . Shahine performed at an event aimed at promoting tourism in the coastal city of Hurghada a few days ago; this event was held under the auspices of the FJP and the Al-Wasat Party.
The Dolly Shahine scandal has captured Egyptian public opinion; some are taking it seriously while others are using it as a means of satire, illustrating the political contradictions in the country. However, Helmy Al-Jazzar, secretary of the FJP in Giza, has stressed that his party was not solely responsible for the event; rather it was held under the auspices of more than twenty parties and organizations, and that the FJP’s role was merely ceremonial.
Those attending the ceremony, who were entertained by the Lebanese performer singing and dancing, were surprised by the subsequent stinging attack launched against the Muslim Brotherhood by some Salafis on social networking websites, after a clip of Shahine performing at the event was circulated online. Critics deemed the performance to be provocative.
Sheikh Mohammed Saad Azhari, a Salafi leader and a member of the Egyptian constituent assembly, criticized the FJP and its sponsorship of the event in Hurghada, which was aimed at increasing international tourism. In a statement to the press, Sheikh Azhari said, “The leaders of the FJP should not be attending an event where there are women wearing provocative outfits, and this is a slip-up on their behalf”.
For her part, Shahine commented on the backlash against her performance, telling Asharq Al-Awsat, “I am an Arab artist doing my job. I do not have any stake in Egyptian politics and am far removed from any (Egyptian) political action, especially since I am Lebanese. Nevertheless, I cannot deny my support for the Egyptian revolution.” With regards to the ceremony, Shahine claimed she had received an invitation from the Mira Group for Tourism and Event Planning to participate in a concert to mark the national day of the Red Sea governorate, and also to celebrate the Russian-Egyptian Friendship Society in Hurghada, with the aim of promoting tourism.
Shahine went on to say, “I immediately agreed without hesitation to contribute in any way to Egyptian tourism”, adding that she did not receive any fee for her performance and was the only Arab artist to participate at the event, which was attended by a number of artists, sports personalities, and media figures. On the same day of the ceremony, a press conference was held in the presence of the governor of the Red Sea, the environment minister, a representative from the ministry of tourism, as well as representatives from some Egyptian parties, but Shahine denied knowing anything about this. She added, “That evening I simply went to the concert, which was a successful event by any standards.”
Shahine expressed surprise at her name being dragged into a political dispute which she characterized as “Egyptian internal affairs that have nothing to do with me”, confirming that her contract was with the event planning company and not with the FJP. She even posted the agreement on her own social networking page. Shahine expressed her hope that political scores were not being settled at the expense of artists, and condemned the fact that her name was being used in what she called “a cheap political game”.For his part, Dr. Mazhar Shaheen, an imam and orator at the Omar Makram Mosque in Tahrir Square, commented sarcastically on the incident, saying, “How wonderful that the Muslim Brotherhood has implemented Dolly Shahine-eqsue Islamic Sharia law, under the auspices of the Freedom and Justice Party, as we saw in a recent conference to promote tourism. However, the very important question that remains is: Are events of this sort a mistake, or are things that are prohibited permissible by necessity?
 

ای کاش انقلاب نمی کردیم!

Share Button

پیش کامنت من:
یاداشتی خود انتقادی و بغایت خواندنی و آموزنده از آقای نوریزاد که من از وبلاگ شخصی ایشان کپی کرده ام. این یاداشت انتقادی و “خود نقدی” میتواند برای ما نمونه باشد تا بدانیم ما خود در دموکراتیسم و آزاداندیشی و روحیه نقاد مورد ادعای خود چقدر صادق و پیگیرهستیم؟ این نامه نوریزاد باید مبنای قضاوت روی ادعاهای آن اصلاح طلبان و سبز هایی باشد که، میخواهند دموکراسی، ترقی، آزادی، عدالت و کرامت انسانی و سر بلندی ملی را از دین و حکومت دینی و گفتمان انقلاب و تقدس وارگی انقلابی که جز نکبت و عقب ماندگی و فساد چیزی در انبان خود نداشت، استخراج کنند قرار گیرد. همه درگوشی میگویند نباید انقلاب میشد ولی دریغ از یک جو شهامت تا این “دریغ گویی»را به یگ گفتمان، گفتمانی که بدون ساختن آن ترممیم ضایعات و صدمات انقلاب ممکن نیست، تبدیل کنند. ما چون شتر عصار بر محور پایان نیافتنی انقلاب نکبتمند اسلامی ۲۲ بهمن میچرخیم و بر ضریح رهبر آن دخیل میبندیم.
حبیب تبریزیان
………………………………..
نوریزاد
برگرفته از وبلاگ شخصی نوریزاد
مردم، اگر انقلاب نمی شد، به خدا نزدیکتر بودند. و یعنی: انقلاب مردم را از خدا راند و مردم را به سمت نفرتی ناگزیر از مقدسات و مذهب هدایت کرد و آنچه را که باقی گذاشت پوسته ای آذین شده به شعارهای پوک و سطحیِ مذهبی است. به هیاهوی مداحان و مرثیه خوانان و روضه خوانان و پیدا شدن هفده هزار امامزاده ی تازه تأسیس دقت کنید!
گفتن این “ای کاش” برای همچو منی بسیار ناگوار است. اما می گویم برای آنانی که درپی انقلابند. معتقدم: دگرگونی های ناگهانی – بی آنکه از رشد و پختگیِ جمعی بهره مند باشند – هدردهنده ی سرمایه های ملی اند. این دگرگونی های ناگهانی، هم جمعیت نخبگان و شایستگان را از پا درمی آورند و به حاشیه می برند، و هم اندوخته های ملی و مالی کشور را ضایع می کنند.
براستی اگر در سال پنجاه و هفت انقلاب نمی کردیم، اکنون – در سال نود و یک شمسی – در کدام نقطه و در کجا ایستاده بودیم؟
۱ – اگر انقلاب نکرده بودیم، امروز حداقل پنج نیروگاه هسته ایِ پیشرفته در پنج نقطه از کشورمان دایر بود. این نیروگاهها با آنکه پیمانکارانشان آلمانی ها و ژاپنی ها بودند، علاوه بر تأمین برق، سطح علمی ما را خواه ناخواه ارتقا می بخشودند. و همچنین سطح مشاغل حرفه ای و علمیِ متخصصین ما را، و مرتبتِ جهانیِ اندیشمندان ما را.
۲ – اگر انقلاب نشده بود، امروز وزنِ علمیِ دانشگاههای ما در مقایسه با دانشگاههای مطرح خاورمیانه و حتی شرق آسیا، از رتبه و اعتبار قابل اعتنایی برخوردار بود. همچنانکه میانگین سطح علمی دانشگاههای تهران و شریف (آریامهر) و شیراز و اصفهان و مشهد و تبریزدر سال پنجاه و شش بسیار فراتر از سطح علمی دانشگاههای مطرح منطقه بود.
۳ – اگر انقلاب نکرده بودیم، امروزه ظهور چند بچندِ شخصیت های برجسته و نام آور ایرانی در زمینه های علمی و فرهنگی و اقتصادی و هنری، نام ایران را در اذهان مردمان جهان با احترام و تواضع همراه کرده بود. همچنانکه در این سی و سه سال، ما انقلاب کرده ها، عمدتاً از تربیت شدگان و فراورده های علمی و تخصصیِ رژیم گذشته در اغلب زمینه ها سود برده ایم و بر سر جهانیان منت نهاده و فخر باریده ایم. حتی روحانیان انقلاب کرده ی ما نیز تربیت شده در فرهنگ آن دوره بوده اند و از همان فرهنگ بهره ها داشته اند. بهره ای که در این سالها هرگز نصیب کسی نشد. آزادی را می گویم. با همه ی کمبودهایش در آن دوره. و چیزی که نیست در این دوره.
۴ – اگر انقلاب سال پنجاه و هفت صورت نمی پذیرفت، سطح صنعتِ ما با عنایت به شتابی که تا سال پنجاه و هفت گرفته بود، ایران را در تراز کشورهایی چون کره ی جنوبی، و حتماً برتر از ترکیه ی فعلی قرار می داد. در سالهای پس از انقلاب، ما غیرمنصفانه کیفیتِ صنعتِ پیشین را بسیار کوفتیم. که: آن صنعت، صنعت مونتاژ بود. شما بگو اکنون چیست؟ کدام صنعت است که استعدادها را برنیاورد و راه های ناگشوده را پیش روی نیاورد؟ انقلاب اسلامی، مردان و زنان کارآمد خود را از کجا آورد؟ مگر نه این که همگانشان درس آموخته و کارآزموده ی همان دوران بودند؟
۵ – اگر انقلاب نمی شد، امروزه کشور ما در بخش صنعت نفت و صنعت پتروشیمی، به یکی از قطب های محوریِ جهان تغییر چهره داده بود. تجربه های ناشی از قدمت صنعت نفت در ایران، و ظهور صنعت نوپای پتروشیمی در این اواخر، می رفت که ایران را ابتدا در منطقه و بعد در کل دنیا، در تراز یکی از قطب های مسلمِ استخراج و تولید فراورده های نفتی قرار دهد.
۶ – اگر انقلاب نمی شد صنایع نظامی ما با همه ی وابستگی اش به آمریکا، کیفیت مطلوب تری می داشت. حداقل این که از صنایع کم کیفیت چینی و کره ای (شمالی) برتر بود. با کارشناسانی که همان صنایع را پشتیبانی می کردند. و با این ترجیح که: مشکل قطعات یدکی نیز نمی داشتیم. هم درصنایع نظامی وهم درسایرصنایع. شاید بصورت ظاهر من خیلی بی رگ و بی غیرت شده ام که وابستگی به حضورخارجیان را نوعی برتری نسبت به وضعیت موجود می دانم. اما کدام استقلال؟ شما بگو استعماریعنی چه؟ این بلایی که روسها برسرما باریده اند مگرآیا استعمارنیست؟ مگر روسها ما را کم دوشیده اند وچیزی درکاسه ی گدایی وبی کیاستی ما ننهاده اند؟ در این سالها ما عمدتاً بر بومی سازی تکنولوژی تأکید کرده ایم و لابد به توفیقاتی نیز نائل آمده ایم. شما بفرما من چگونه نخندم به این عبارتِ بی نوای “بومی سازی دانش هسته ای”؟
۷ – اگر انقلاب نمی کردیم، آبادانی و رفاه عمومی و رونق اقتصادی حتماً بسیار مطلوب تر از امروز بود. به دلایلی که برشمردم. تجلی سرمایه و کار و علم و فرهنگ و هنر، حتماً به معیشت و امنیت و رفاه و رشد می انجامد.
۸– اگر انقلاب نمی شد، روحانیان و اساساً نظام حوزه ها حتماً از امروز مقبول تر و با آبروتر بودند. چرا که روحانیت، در تمام دوره ی پنجاه ساله ی پهلوی، علاوه بر ساماندهی مراتب مذهبی مردم، نقش ناظر منتقدی را داشت که در سمت مردم قرارگرفته بود و حاکمیت باید مراعات همان مردم را – و به تبع مردم مراعات روحانیت را – می کرد. اگرانقلاب نمی کردیم، برای نخستین بار دست روحانیان درتاریخ به خون مردم آلوده نمی شد. وساحتِ آنان به دزدی ودروغ، وترویج ریاکاری وبرآوردن آدمهای کودن نمی آلود. واین البته خسارت کمی نیست. روحانی وآدم کشی؟ به عکس ها وفیلمهای خلخالی ازیکسووچهره ی فلاحیان وحسینیان ازدیگرسوی بنگرید!
۹ – انقلاب اگر نشده بود، خدا و اسلام و قرآن، و پیامبران و امامان و کل مقدسات از امروز خواستنی تر و عمیق تر و دلنشین تر بودند. بهمین خاطر، سطح ایمان و ادب و فرهنگ مردم نیز بسیار فراتر از امروز بود. یعنی مردم، اگر انقلاب نمی شد، به خدا نزدیکتر بودند. و یعنی: انقلاب مردم را از خدا راند و مردم را به سمت نفرتی ناگزیر از مقدسات و مذهب هدایت کرد و آنچه را که باقی گذاشت پوسته ای پوک و آذین شده به شعارهای پوک و سطحیِ مذهبی است. به هیاهوی مداحان و مرثیه خوانان و روضه خوانان و پیدا شدن هفده هزار امامزاده ی تازه تأسیس دقت کنید!
۱۰ – اگر انقلاب نمی شد، رفته رفته در سایه ی فهم وخواست مردم میزان اقتدار رژیم سلطنتی از یکسوی و میزان وابستگی و سرسپردگی اش به اجانب از سوی دیگر کم رنگتر می شد و حتی به حداقل می رسید. و قانون و اجرای قانون سال به سال مظهریت بیشتری می یافت. درست برخلاف رویه ای که در این سی و چهار سال باعث شده ما به معبری از نقطه ی آغازین یک جامعه ی مدنی نیز ورود نکنیم. در یک قلم به زبونی و خفت نمایندگان مجلس دقیق شوید. کجاست “مدرّس”ی که در زمان رضا شاه به تجلی درآمد و از اقتدار او نهراسید؟ و در قلم بعدی به خمیرگونگی دستگاه قضا بنگرید!
۱۱ – اگر انقلاب نمی شد، جنگی درنمی گرفت و بهترین و صادق ترین و قانع ترین جوانان ما شهید و مجروح نمی شدند و سالها به اسارت نمی رفتند و امروز صحیح و سالم در کنار ما بودند و همانها شتاب رشد کشورشان را صد چندان می کردند.
۱۲ – اگر انقلاب نشده بود، امروز حجاب بانوان از اعتباربیشتری بهره داشت. چرا که آزاد بود و اختیاری. و حتماً حرمت و احترام فراوان تری نیز داشت. برخلاف امروز که متأسفانه با خدشه ی اجبارِ حاکمیت، آسیب بسیار دیده است.
۱۳ – اگر انقلاب نمی شد، حتماً خدای خوب به ما لبخند بیشتری می زد. و راههای کشف نشده را پیش پای ما می گشود. برخلاف امروز که ما او را به خاک انداخته ایم و از جانب او برای خود او و مردم بی پناه و گرفتار این سرزمین تعیین تکلیف می کنیم.
و اما سخن پایانیِ من: افسوس که ما انقلابیون، از نعمت عقل، بهره ی فراوانی نداشتیم. و با انقلابی غیرضروری، بختِ مهیا و عنقریبِ خود را تاراندیم. جوری که هم خود را و سرمایه های خود را تباه کردیم، و هم اعتبار خدا و دین خدا را در این ملک فروکاستیم.
محمد نوری زاد
دهم بهمن ماه سال نود و یک

یاوه بافیهای اُمت ساز شیخ!

Share Button

حساب خمینی غلط نبود، ایران در آنروزها ۷۰ هزار پارچه روستایی داشت و هر روستا حد اقل یک آخوند و پیش نماز..، ایران نزدیک به ۲ هزار (اگر اشتباه نکنم) شهر و شهرستان داشت که هرکدام صد ها ملا و آخوند و روضه خوان داشتند. ایران ده ها هزار مسجد داشت که هر کدام کلی خدمه داشتند. هزاران امامزاده هریک، یک متولی داشت. ۴ زیارتگاه بزرگ قم ، شاه عبدالعظیم، شاه چراغ و مشهد خود دهها هزار خدمه و موقوفه خوار داشتند و… . اگر این جمعیت طفیلی را با خانواده هایشان حساب کنیم در همان زمان شاه هم تعداد آنها شاید نزدیک به ۱۰% جمعیت کشور بالغ میشد.

شیخ
مملکت ما کاستیهای بسیاری در بسیاری زمینه ها دارد. ولی در این میان کاستی کار تحقیقاتی جدی از همه چشمگیر تر است و در بین این کاستیهای کار تحقیقاتی، تحقیقات جامعه شناسی خاص ایران، جامعه شناسی دینی، تاریخی و در رابطه با آن به تحقیق کشیدن نقش روحانیت شیعه در شکال دهی به نوع ویژه روانشناسی و رفتار اجتماعی ما از همه چشمگیر تر است.
قریب ۲۹ سال است در این اروپا، از دور و نزدیک با کلیسا و روحانیت مسیحیی و جماعت دیندار این دیار کم و بیش آشنا شده ام.
در اروپای مسیحی، کلیسا اینقدر متمول است که کارش به رندی و کلاشی نمیکشد. از همه آنهایی که غسل تعمید میگیرند، مالیات کلیسایی و همچنین از مردم مالیات برای هزینه کفن و دفن گرفته میشود و همه این امور چنان دیوانی و بوروکراتیزه شده اند که اصحاب کلیسا اگر از بقیه مردم تأمین تر نباشند کمتر تأمین نیستند و کلیسای مسیحی دیگر دستگاهی مستقیماً صدقه خوار و وجوهات بگیر نیست.
با دوستانی سُنی مذهب نیز آشنا بوده ام که میگفتند در مذهب اهل سنت اصلاً آخوند به این معنا که در شیعه هست وبه این کثرت وجود ندارد، و ما به عیان اینرا در کردستان و بلوچستان و ترکمن صحرای خودمان هم می بینیم. آنها مراسم عاشورا تاسوعایی ندارند، سنیه زنی ندارند، روضه سکینه، زینب حضرت عباس ندارند صدها هزار نفر مداح، و روضه خوان و کفشکن حرمهای امامان و امامزاده ها ندارند، هزاران تکیه دار و هیئت مذهبی ساز ندارند، ده هزار زیارت خوان و تربت و مهر و تسبیح فروش در حاشیه مراکز زیارتی ندارند و… . آنها این همه صدقات و وجوهات گوناگون ندارند. این همه حوزه های علمیه و طلبه خانه یا عزب خانه ندارند و… .
تأثیر اجتماعی چنین ارتش چند صد هزار نفری یا میلیونی طفیلی روی زندگی اجتماعی جامعه را نباید بهیچ وجه متناسب با کمیت جمعیتی آنان هم بحساب آورد. حتی پیش از انقلاب هم هر ملا و آخوند یا پیش نماز هر دهی بیشتر از ارباب و کدخدای ده بر ذهیت مردم اثر گذاری میکرد.
آنروزها که رادیو بغداد سخنرانیهای خمینی را علیه شاه پخش میکرد یعنی حدود۴۰ سال پیش، روزی او در یکی از همین سخنرانیها خود گفت: ” ما ۳۰۰ هزار آخوند و طلبه داریم، اگر اینها همگی علیه شاه قیام کنند، شاه که نمیتواند همه اینها را زندان کند. (خطاب به روحانیون و طلاب) چرا بلند نمیشوید؟ چرا قیام نمیکنید؟”
حساب خمینی غلط نبود، ایران در آنروزها ۷۰ هزار پارچه روستایی داشت و هر روستا حد اقل یک آخوند و پیش نماز.. ، ایران نزدیک به ۲ هزار(اگر اشتباه نکنم) شهر و شهرستان داشت که هرکدام صد ها ملا و آخوند و روضه خوان داشتند. ایران ده ها هزار مسجد داشت که هر کدام کلی خدمه داشتند. هزاران امامزاده هریک، یک متولی داشت. ۴ زیارتگاه بزرگ قم، شاه عبدالعظیم، شاه چراغ و مشهد خود دهها هزار خدمه و موقوفه خوار داشتند و… . اگر این جمعیت طفیلی را با خانواده هایشان حساب کنیم در همان زمان شاه هم تعداد آنها شاید نزدیک به ۱۰% جمعیت کشور بالغ میشد. واین ۱۰% جمعیت، جمعیتی منفعل و مخاطب نبود بلکه خطیب، فعال و ذهیت ساز و فرهنگ(دینی) ساز بود. مارکس بدرستی این صنف اجتماعی را در کنار سایر اقشار پارازیت جامعه قرار داده بود که از خود فرهنگ خاص خود را به درون جامعه تراوش میدهند.
بهر حال وجود یک چنین لایه صنفی بزرگ اثر گذاری در جامعه ـ ی دین و مذهب زده ایران ایجاب میکند که موضوع یک کار تحقیقی جامعه شناسانه قرار گیرد و آثار آن در شکل دهی به فرهنگ مردم آسیب شناسی شود تا بتوان برای خنثی کردن آثار مخرب آن کاری کرد.
خواننده، از این گفته ها نباید چنین نتیجه گیری کند که نویسنده این سطور مخالف دین و روحانیت بطور مطلق است چون بهیچ عنوان نه تنها چنین نیست بلکه بر عکس هم هست. چون دین و روحانیت در صورت کار کرد درست، مانند نقش کلیسای پروتستان در امریکا یا اسکاندیناوی و المان، نه تنها بحال جامعه مضر نیست بکه مأمنی برای تسلی آدمهایی است که به خدا و مقدسات باور مند هستند. و این باور مندی آنها نه تنها کمترین ضرری هم بجامعه نمیزند بلکه ترمزی برای آسیب های اجتماعی می باشد. در بین خانواده های باور مند مسیحی میزان طلاق، الکلیسم، اعتیاد، فقر، افسردگی، فساد، از هم پاشیدگی خانوادگی و… ، در مقایسه با عیر دینداران بسیار کمتر است. اینقدر که مؤسسات دینی و کلیسا خدمت خیره ایی و اجتماعی مفید و بدون آوازه گری انجام میدهند، غیر دینداران انجام نمیدهند.
لذا آنچه مورد ایراد است طبیعت پارازیتی و فساد آفرین بخشی از روحانیت شیعه بویزه بخش حکومتی آن در میهن ما است و نه دین یا روحانیت بطور کلی. ناگفته نگذارم در بین روحانیون شیعه نیز چهره هایی فرهیخته وجود داشته و دارد که من حساب آنها را با روحانیت حاکم و دینفروش مخلوط نمیکنم. شخصیت برجسته و وارسته ایی مانند شادروان منتظری را نمیتوان با این گروه یکدست گرفت. روحانیونی مانندآیات عظام دستغیب، بیات زنجانی، صانعی، امجد و.. را نیز از این گروه باید جدا کرد. اینها به نیازهای ضرور دینی مردم پاسخ میدهند که نیازی طبیعی است و در همه جوامع سالم هم وجود دارند و وجود خواهند داشت.
غرض و انگیزه نوشتن این یاداش کوتاه اِ میلی بود که گرفتم که در بالا با حذف تکست توهین آمیز آن، آنرا درج کردم. و در همین رابطه به سخنرانی معروف پیش کسوت مذهبی مطهری رجوع میکنم که در رابطه با سنت ملی باستانی ما چهار شنبه سوری، روی منبرعربده میکشید که: «مگر شما خرهستید که از این کارهای احماقانه و خرانه میکنید و از روی آتیش میپرید و میگوئید: زردی من از تو! سرخی تو از من. این «عالِم» دینی که چند ده یا صدها تًن کاغذ با ارزش را مصرف اراجیف بی ارزش خود کرده بود نمیداند که این سنتهای ملی و فرهنگی بخشی از ملاط و خمیره پیوستگی تاریخی و ملی است که بدون آن ملاط ها ملت، انسجام و هویت ملی، وجود ندارد. بدون آنها، همه آدمیان این سرزمین به گله« اُمت» تبدیل شده و در اُمت واحدی که معنا و موجودیت واقعی ندارد محو میشوند بدون اینکه آن هویت دینی ای که میخواهد بدانها تحمیل شود را بپذیرند. اگر غیر این بود نه امپراطوری اسلامی بنی عباس و بنی امیه از هم میپاشید، نه اتومان اسلامی عثمانی که بخش وسیعی از جنوب اروپا و تمامی شمال آفریقا و شبه جزیره عربستان را شامل میشد از هم می پاشید و نه این همه فرقه ـ فرقه دینی بوجود می آمد.
۳۴ سال است که حکومت ما به همه گونه مالشگری برای مسلمانان جهان و منطقه و رهبران آنها دست زده است تا بلکه مفهوم «اُمت» را به آنها بجای هویت ملی اشان تنقیه ذهنی کند ولی موفق نشده است و نتیجه آن تلاشها فقط تضعیف بافت عاطفه ملی خود ما ایرانیان بوده است و میلیاردها دلاری که در این کژراهه مصرف شده است.
اینهم عکسی که ایران را بیشتر به دنیا معرفی کرد:
شلاق
به انبوه تماچیان این منظره چندش آور در اطراف و پشت بامها نگاه کنید تا بهتر از فرهنگی که این دین فروشان خود بی دین به جامعه تحمیل و تزریق کردند پی ببریدً

ایران و انگلیس: دو دستآورد پزشکی که دنیا را تکان خواهد داد

Share Button

روزنامه دیلی تلگراف امروز سه شنبه ار دو دستآرد بزرگ در زمینه پزشکی فنی و سرطان خبر داد. دستآورد نخست به ایران تعلق دارد که  به اختراع ماشین قطع دست و انگشت در ایران است و دومی یک دستآورد جهش آمیز پزشکی در زمینه مهار کردن بیماری سرطان است که ظرف ۵ سال آینده کاربردنی خواهد شد. پرسش اینست که آیا این اختراع شگرف قرن در ایران برای اختلاسهای هزاران میلیارد تومانی هم بکار میرود و یا آن مختلسین فقط حق دستیابی به آن دستآورد پزشکی انگلیسی را خواهند داشت اگر تومور سرطانی بگیرند.
انگشت
Iran unveils finger amputating machine for use on thieves
Iran has unveiled its latest innovation in criminal punishment – a machine that cuts off the fingers of thieves.

برابر گزارش خبرگزاری ایسنا، این ماشین در جریان قطع دست انگشتان یک دزد در هفته گذشته در شیراز به معرض تماشا گذارده شد.
و اما خبر دوم راجع به پیشرفت امید بخش در زمینه مهار سرطان است که در همین نشریه درج شده است.
برابر این خبر، نقشه DNA تومور سرطانی اجازه میدهد تاتومور سرطانی مورد درمان و تحت کنترل قرار گرفته و به برکت این روش انقلابی درمانی که ظرف ۵ سال آینده بکار گرفته خواهد شد بیماری سرطان از یک بیماری کشنده به یک بیماری مهار شدنی معمولی تبدیل میشود.

دیلی تلگراف سه شنبه ۲۹ ژانویه
DNA map offers hope on cancer treatments
Cancer will become a manageable disease rather than a death sentence thanks to a revolutionary treatment which will be available within five years, British specialists predictDNABy Stephen Adams, Medical Correspondent10:00PM GMT 28 Jan 2013105 Comments
All patients will soon have their tumour’s DNA, its genetic code, sequenced, enabling doctors to ensure they give exactly the right drugs to keep the disease at bay.
Doctors hope it will be an important step towards transforming some types of cancer into a chronic rather than fatal disease.
The technique could enable terminally ill patients, who can currently expect to live only months, to carry on for a decade or more in relatively good health, according to specialists at the Institute of Cancer Research in London.
“We should be aspiring to cure cancer, but for people with advanced disease, it will be a question of managing them better so they survive for much longer – for many years,” said Prof Alan Ashworth, chief executive of the institute.
“Cancer often appears in people who are old, and if we can keep them alive long enough for them to die of something else, then we are turning cancer into a chronic disease.”

اعلام حکومت نظامی از طرف مُرسی یک خود کشی سیاسی

Share Button

Port saeed
پاسخ مردم به اعلام حکومت نظامی از سوی مُرسی در شهرهای پورت سعید و اسماعیلیه!(عکس ازالعربیه انگلیسی)

در مراسم خاکسپاری کشته شدگان این سه روز اخیر صد ها هزار نفر در شهرهای آشوب زده با شعارهایی تند علیه اسلامیستها و مُرسی شرکت کردند. چنین موج عظیم اعتراضی با این روحیه جسارت آمیز رزمی و تعرضی، موجی نیست که بکمک ارتشی مردد و دو دل ، حتی اگر به آن فرمان هم داده باشند، بتوان آنرا مهار کرد. محمد مُرسی با اعلام حکومت نظامی در این سه شهر فقط موجب برافروخته تر شدن موج اعتراضات مردم شد بدون اینکه بتواند کمترین اثر مرعوب کننده ایی در مردم بگذارد. او با اینکار نه تنها بی قدرتی خود بلکه بی درایتی سیاسی و مدیریتی خویش را به نمایش گذارد.

Mrtyr.Portsaeed
عکس: تظاهرات در اسکندریه از «اهرام انلاین دوشنبه»

سرنگون! سرنگون باد حکومت اخوان المسلمین، سرنگون باد مُرسی. برو کنار! ما مردم هستیم! اینها از جمله شعارهائی بودند که امروز هزاران تن از مردم اسکندریه که با نشستن روی ریلهای راه آهن شهر قطارهارا متوقف کرده و با ایجاد راه بندان در بلوار اصلی شهر ترافیک شهر را مختل کرده بودند میدادند. روزنامه وال استریت ژورنال امروز نوشت در وضعیت کنونی و با توجه به تعداد کثیر کشته ها و تشنج سیاسی کشور موضع اپوزیسیون جبهه نجات ملی تقویت شده است. این روزنامه ادامه میدهد که؛ ولی ممکن است اپوزیسیون در ارزیابی قدرت خود دوچار اشتباه محاسبه شود و نیروی خود را در رویارویی با اسلامگریان بیش از حد ارزیابی کند.
راه آهن اسکندریه
اهرام آنلاین: اعتصاب نشسته مردم روی ریل راه آهن ایستگاه مرکزی اسکندریه

بنظر من حتی اگر اپوزیسیون آن قدرت را نداشته باشد که با بسیج مردم مُرسی را وادار به کناره گیری کند، مرسی هم بطور قطع، نه آن قدرت را دارد که اپوزیسیون را از خیابانها جمع کند و نه آن انبوه صد ها هزار نفری مردم را که بیشتر آنان را جوانان تشکیل میدهند بسادگی از مطالبات خود دست برخواهند داشت.
من دو ماه پیش دو یاداشت با عنوان انقلاب دوم مصر آغاز شده است نوشتم که با توجه به رخدادهای کنونی در مصر به صحت ارزیابی خود از اوضاع سیاسی آن کشور در ان روز بیشتر اطمینان می یابم.
دیروز مرسی در یک حرکت دیکتاتور مآبانه، در سه شهر ساحلی سوئز: اسکندریه، پورت سعید و اسماعیلیه بمدت سی روز حکومت نظامی شبانه اعلام کرد. اقدامی اشتباه آمیز تر از این نمیتوان تصور کرد. این اقدام در حکم آخرین میخ به تابوت دولت مُرسی بعنوان دولتی برآمده از آرای مردم بود. این اقدام در شرایطی صورت میگیرد که مَرسی قدرت اجرای این حکومت نظامی را ندارد.
پس از اعلام حالت فوق العاده از سوی مُرسی، فرمانده نظامی منطقه اسکندریه طی بیانیه ایی اعلام کرد که در ۳ روز آینده شهر را آرام خواهد کرد. ولی او در عین حال در همین اطلاعیه اعلام کرد که ارتش مانع تظاهرات مسالمت آمیز مردم نمیشود و بر علیه مردم اقدامی نمیکند زیرا خود را بخشی از مردم میداند. لحن بیانیه خطاب به آشوبگران قاطع و خطاب به مردم دلگرم کننده بود. آنچه از بیانیه ارتش ادراک میشود اینست که ارتش علیه تظاهرات کنندگان متوصل به زور نخواهد شد. من حتی فکر میکنم ارتش از این فرصت برای نزدیکتر کردن خود به نیروهای معترض و مردم، و غیر مستقیم علیه خود مُرسی، بهره برداری هم خواهد کرد.
در مراسم خاکسپاری کشته شدگان این سه روز اخیر صد ها هزار نفر در شهرهای آشوب زده با شعارهایی تند علیه اسلامیستها و مُرسی شرکت کردند. چنین موج عظیم اعتراضی با این روحیه جسارت آمیز رزمی و تعرضی، موجی نیست که بکمک ارتشی مردد و دو دل ، حتی اگر به آن فرمان هم داده باشند، بتوان آنرا مهار کرد. محمد مُرسی با اعلام حکومت نظامی در این سه شهر فقط موجب برافروخته تر شدن موج اعتراضات مردم شد بدون اینکه بتواند کمترین اثر مرعوب کننده ایی در مردم بگذارد. او با اینکار نه تنها بی قدرتی خود بلکه بی درایتی سیاسی و مدیریتی خویش را به نمایش گذارد.
در پاسخ به فرمان حکومت نظامی از سوی مُرسی و همزمان دعوت از اپوزیسیون به گفتگوی ملی از طرف وی برای خواباندن بحران، رهبران «جبهه نجات ملی» ضمن رد قاطع دعوت رئیس جمهور از مردم دعوت کردند که به تظاهرات خود تا تحقق آرمانهای انقلابشان ادامه دهند. آنها از مردم دعوت کردند برای جمعه آینده به تظاهرات عظیم دست زنند. آنها در بیانیه جوابیه خود اعلام کردند که دعوت مُرسی بی محتوا و پوچ است زیرا هیچ دستور مذاکره ایی ندارد و معلوم نیست هدف از این گفتگو چیست. آنها اعلام کردند که اعلام حکومت نظامی از سوی مُرسی علیه مردم معترض خطاست و بحران تعمیق شونده مصر فقط راه حل سیاسی دارد. آنها از مُرسی خواستند اداره حکومت را به یک کمیته نجات ملی واجد وجاهت ملی بدهد.
در شهر اسکندریه دقیقاً همزمان با ساعت اعلام شده حالت فوق العاده ، سازمانهای محلی اپوزیسیون از مردم دعوت کردند تا به خیابان بیایند.
برای مَرسی راهی جز کناره گیری یا تبدیل شدن به مجری برنامه اپوزیسیون وجود ندارد. ادامه جبهه گیری در برابر شورش و اعتراض عمومی میتواند به سرنوشت بدی برای او منجر شود.
ضمناً من فکر نمیکنم اپوزیسیون هم به هیچ عنوان بخواهد یا بتواند رهبری کشور را بعهده گیرد زیرا آنموقع همین بلا را اسلامگرایان بر سر خود آنان خواهند آورد. بهترین گزینه ایی که اپوزیسیون در برابر خود دارد اینست که با فشار همه سویه برنامه های خود را به دست اسلامگرایانی که از اعتدال برخوردارند پیاده کنند زیرا با این روش مانع از واکنش نیروی اجتماعی آنان میشوند.
…………….
خبر تکمیلی و شاید هم قدری خنده دار!
اهرام آنلاین در آخرین گزارش خود از شهرهای سوئز ، اسماعیلیه و پورت سعید مینویسد نه تنها مردم اعلام حکومت نظامی بعد از ساعت ۹ شب را در شهرهای اعلام شده نادیده گرفتند بلکه برخی از جوانان هم بازی فوتبال شبانه راه انداختند. عکس در سایت الجزیره مردم را نشان میدهند که با نظامیان و پلیس مخلوط شده اند و روابط دوستانه بنظر میرسد.
……………..
تکمیلی. آخرین خبر
دیلی تلگراف سشنبه ۲۹ ژانویه
علیرغم حکومت نظامی و دستور فرماندهی دایر بر اجرای آن، ارتش کنار ایستاد تا در این هر سه شهر مردم به اعتراض خود ادامه دهند.
بی بی سی هم در برنامه انگلیسی خود،این بی خیالی ارتش را در برابر ادامه تظاهرات در این سه شهر گزارش کرد.
گزارش زیر هم از اهرام آنلاین است
به خطوط های لایت شده تکست انگلیسی زیر هم نگاه کنید!
s,es عکس از سایت الجزیره

The three Suez Canal cities of Suez, Ismailia and Port Said are witnessing mass demonstrations in defiance of the regional curfew that was announced Sunday night by President Mohamed Morsi after several days of violent clashes.
On Monday evening, thousands demonstrating in each city chanted anti-Morsi and anti-Muslim Brotherhood slogans, ignoring the 9pm to 6am curfew mandated by Morsi, who also imposed a state of emergency on the embattled cities.

The shops and street cafes of Suez are still open, according to an Ahram Online reporter. The army, for its part, is not interfering or trying to impose the curfew.

In Ismailia, residents organised football games in front of the governorate headquarters in a show of defiance, reported privately-owned newspaper El-Badil.

Thousands are also demonstrating in the city of Port Said, chanting that they will not accept such “undemocratic measures” after the January 25 revolution, and holding President Morsi responsible for the killings over the past few days. Demonstrators also demanded the interior minister be replaced.

Neither the army nor police have interfered.

Port Said has lost at least 39 of its citizens during clashes with police over the past two days. Violence erupted on Saturday after a court verdict was issued giving 21 Port Said residents the death sentence for involvement in the Port Said football violence of last year, which left more than 70 fans of Ahly football club dead.

Suez and Ismailia also witnessed clashes with police on Friday, the day marking the second anniversary of the January 25 revolution, during demonstrations.

Violent clashes have continued sporadically in all three cities, as well as in other cities and governorates around Egypt such as Damanhour, Alexandria and Kafr El-Sheikh. At the time of writing, clashes were ongoing in Cairo.

The president has called for an immediate national dialogue, which started on Monday and included several political party representatives. The umbrella opposition group the National Salvation Front, which includes key leftist and liberal actors, rejected the invitation, describing it as a “fake” dialogue.
 

محبیان: حصر موسوی و کروبی به انتخابات ربطی ندارد

Share Button

چکیده :ظاهرا برداشت عمومی این است که مواضع آن‌ها و تغییر عدم مشاهده هر تغییری در رفتارشان نشانگر این مساله است که آن‌ها همچنان اصرار به صحت ادعاهای قبلی خود دارند که این تحت هیچ شرایطی پذیرفتنی نیست. اگر تغییر به معنای واقعی مشاهده شود، آن زمان است که نظام هم به فکر تغییر شرایط شان خواهد افتاد. اگر آقایان موسوی و کروبی تغییر موضع بدهند، هیچ کس نمی‌تواند نسبت به تغییر احتمالی شرایط شان انتقاد یا اعتراضی داشته

موسوی.کروبی
سایت کلمه:
دوشنبه, ۹ بهمن, ۱۳۹۱
حصر با هیچ متر و معیاری به انتخابات ریاست جمهوری ربط پیدا نمی‌کند
امیر محبیان سر دبیر رسالت: نظام انتظار دارد موسوی و کروبی به توقعاتشان تن دهند تا شرایط حصر عوض شود

کلمه – گروه خبر: پس از آنکه برخی از چهره های شاخص موتلفه در خصوص میرحسین موسوی و مهدی کروبی اظهار نظر کردند، امیر محبیان از یادداشت نویسان روزنامه رسالت می گوید: بحث حصر موضوعی حکومتی – قانونی است که تصمیم گیری در مورد آن بستگی به تصمیماتی در سطحی بالا‌تر از چهره‌های سیاسی داشته و خارج از تصمیم آنان است.

محبیان در حالی می گوید این موضوع حکومتی – قانونی است که طی دو سال گذشته تاکنون هیچیک از مقامات قضایی کشور در این خصوص اظهار نظر نکرده اند و موسوی و کروبی بدون هیچ حکم و تشکیل محکمه ای در حصر خانگی به سر می برند و از حداقل امکانات یک زندانی معمولی نیز محروم هستند.

این حصر بعد از آن انجام شد که احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در خطبه های نماز جمعه اظهار داشت: “کاری که قوه قضائیه می‌تواند انجام دهد و من فکر می‌کنم که در اندیشه است که انجام بدهد، این است که ارتباط اینها را به کلی از مردم قطع کند. در خانه آنها باید بسته شود، رفت و آمدهایشان محدود شود، نتوانند پیام بدهند و پیام بگیرند و تلفن و اینترنت آنها باید قطع شود و در خانه خود باید زندانی شوند.”

محبیان اظهار نظرهای اخیر در مورد موسوی و کروبی را شخصی دانسته و بر این باور است که کدهای جدی در این خصوص مشاهده نکرده است.

به گزارش کلمه از این گفت و گو که با عصر ایران انجام شد، وی می گوید: ولی در باب اینکه فتنه چیست و شاخص آن کدام است و چه کسانی فتنه گر محسوب می‌شوند؟ طبعاً به عنوان یک مبحث مفهومی ممکن است بحث‌هایی از سوی چهره‌های شناخته شده مطرح گردد که بر حسب تعریف آن‌ها از مفهوم فتنه و چگونگی تطبیق مفهوم با مصداق اختلافاتی بین افراد وجود دارد؛ ولی اینکه ادبیات آن در حال تغییر است و این را مبنای تغییر در سیاست‌ها تلقی نماییم؛ کدهای بیشتر و جدی تری لازم است که فعلا من آن‌ها را مشاهده نکرده‌ام.

این یادداشت نویس روزنامه رسالت معترف است که مساله حصر باید بخوبی مدیریت شود که هزینه ای به کشور تحمیل نکند.

او می افزاید: با این وجود در خصوص حصر موسوی و کروبی باید گفت که شرایطی که در سال ۸۸ تحمیل شد، وضعیتی را به وجود آورد که منتهی به این حصر شد. به نظر من برای «تغییر احتمالی» شرایط آن‌ها باید منتظر ماند و دید که چه اتفاق هایی قرار است بیفتد و مسؤولان با توجه به بررسی تحرکات چه تصمیمی اتخاذ خواهند کرد. البته نکته مشخصی که نباید فراموش شود، این است که این مساله، یکی از مسایل مهم پیرامون ماست و به همین دلیل باید سعی کنیم تا به خوبی مدیریت شود تا هزینه‌ای به کشور تحمیل نشود.

محبیان تغییر موضع موسوی و کروبی را عاملی می داند که می تواند شرایط حصر را تغییر دهد و اظهار می دارد که وضعیت موجود این است که نظام انتظار مشخصی از افرادی دارد که به هر حال در این ۳ سال به عنوان «سران فتنه» خوانده می‌شوند و این طبیعی است که انتظارات را به طور آشکار علنی کند و البته این توقع را هم داشته باشد که اشخاص مورد نظر به آن تن دهند.

وی اعتراف دارد که ظاهرا برداشت عمومی این است که مواضع آن‌ها و تغییر عدم مشاهده هر تغییری در رفتارشان نشانگر این مساله است که آن‌ها همچنان اصرار به صحت ادعاهای قبلی خود دارند که این تحت هیچ شرایطی پذیرفتنی نیست. اگر تغییر به معنای واقعی مشاهده شود، آن زمان است که نظام هم به فکر تغییر شرایط شان خواهد افتاد. اگر آقایان موسوی و کروبی تغییر موضع بدهند، هیچ کس نمی‌تواند نسبت به تغییر احتمالی شرایط شان انتقاد یا اعتراضی داشته باشد.

در حالی که برخی از اصلاح طلبان شرط شرکت در انتخابات را رفع حصر و حبس ها دانسته اند، محبیان می گوید مساله حصر هیچ ربطی به انتخابات ندارد و می افزاید: بحث انتخابات و مباحث مربوط به انتخابات مهم‌ترین اتفاقی است که هر کشور و جامعه‌ای با آن مواجه می‌شود و اهمیت مساله به قدری است که همه افراد و دستگاه‌های مختلف باید خود را ملزم ببیند تا شرایطی ایده آل را برگزاری انتخابات فراهم کنند. با وجود اهمیت حصر و توجهی که فضای سیاسی نسبت به این پدیده نشان می‌دهد، باید گفت که با هیچ متر و معیاری به انتخابات ریاست جمهوری ربط پیدا نمی‌کند و نمی‌توان گفت که تاثیرگذاری خاصی بر انتخابات خواهد داشت.

محبیان بدون اشاره به بسترهایی که منجر به حوادث بعد از انتخابات ۸۸ شد، می افزاید: به هر حال این دو چهره از ۲۳ خرداد ماه سال ۸۸ کارهایی انجام داده و به کارهای خود اصرار داشتند و به همین دلیل مشکلاتی برای نظام و جامعه به وجود آوردند . لذا طبیعی است که تصمیم به حاشیه نشین کردن و حتی حذفشان را تصمیمی غیرمنطقی نخوانیم.

این اظهارات در حالی بیش از سه سال است در هر تریبونی عنوان می شود که موسوی و کروبی تا بحال حق دفاع از خود را نداشته اند.

وی با تحلیل شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه می گوید: لایه‌هایی در جامعه وجود دارد که اعتقادشان بر این است که تغییر در شرایط می‌تواند باعث شود تا مردم واکنش مناسب تری به انتخابات ریاست جمهوری داشته باشند و به همین دلیل معتقدند که نظام و حاکمیت بهتر است با در نظر گرفتن این شرایط وضعیتی به وجود آورد تا انتخاباتی پرشور و با مشارکت بالا برگزار شود.

محبیان بر این باور است که این انتظار و خواسته در شرایطی مطرح می‌شود که نظام هیچ علاقه‌ای به حضور حامیان جنبش موسوم به جنبش سبز در انتخابات ندارد و به همین دلیل بعید است که برای حضور آن‌ها در انتخابات دنبال تعدیل مواضع خود باشد.

وی که خود را نماینده نظام می داند می افزاید: االبته اگر آنهایی که به هر حال اشتباهاتی داشتند، واقعا در رفتار خود نشان بدهند که تغییر کرده‌اند و متوجه شده‌اند که کجای کارشان ایراد داشت، نظام از حضورشان استقبال خواهد کرد.

نزدیک به دوسال است زهرا رهنورد و میرحسین موسوی و مهدی کروبی در زندان خانگی به سر می برند و ارتباطات آنها با بیرون قطع شده است. در این مدت خانواده ماه ها از آنان بی خبر بوده اند و یا ملاقات های نامنظم و ارتباطات تلفنی بسیار اندک داشته اند. اخیرا نیز دختران موسوی از دیدار با پدر و مادر خود محروم هستند و حتی در چند هفته اخیر امکان گفت و گوی تلفنی نیز نداشته اند. با این حال هیچ یک از مقامات رسمی کشور تا کنون حاضر به تعیین وضعیت حقوقی میرحسین و کروبی و رهنورد نشده است و مشخص نیست بر اساس چه قانونی و با چه حکمی از طرف حکومت بر موسوی و کروبی و رهنورد اعمال محدودیت شده است.

نگاهی به اوضاع منطقه۱۲

Share Button

عـــــــــــــــــراقیان
عراق:
اعتراضات مردمی دامنه میگیرد و سطح مطالبات معترضین بالاتر میرود. در آخرین مرحله از بحران، صالح المطلق معاون سُنی مذهب مالکی تهدید کرد که اگر خشونت علیه تظاهرکنندگان ادامه یابد از پست خود کناره گیری خواهد کرد. او در بیانیه خود گفت شلیک نیروهای نظامی و انتظامی بسوی مردم معترض یعنی راندن کشور بسوی جنگ داخلی.
جبهه صدریستها نیز قبلاً بعنوان اعتر اض از وزرای خود در کابینه مالکی خواست تا از شرکت در کمیته ویژه کابینه برای رسیدگی به بحران خود داری کنند.
مسعود بارزانی که در رأس هیئت بلند پایه ایی از دولت اقلیم کردستان در کنفرانس بین المللی داوُس شرکت داشت از سازمان ملل و شورای امینت خواست تا دیر نشده برای جلوگیری از بحران در عراق مداخله کند بویژه اینکه عراق هنوز تحت پروتکل نظارتی و مقررات سازمان ملل و شورای امینت قرار دارد. علاوه بر مسعود بارزانی یکی از سران مذهبی سُنی هم از سازمان ملل خواست تا در بحران عراق دخالت کند.
در عکس العمل به بحران، نوری المالکی هیئت خود ساخته ایی را به نمایندگی از استان الانبار ملاقات و با آنها که در حقیقت اعضای حزب خود وی بودند، در باره بحران گفتگو کرد. این رفتار سَمبَل کارانه و ساده گیری بحران از سوی مالکی با واکنش تند معترضین الانبار روبرو شد که مالکی را به طفره روی و غیر جدی بودن در وعده هایش متهم کرده و گفتند که ملاقات کننگان نماینده مردم الانبار نیستند.
بنظر من با کشته شدن بیش از ۵ نفر و گسترش موج اعتراض بحران سیاسی عراق تا سقوط و حتی مجازات نوری المالکی و حلقه نزدیک او ادامه خواهد یافت. موازنه نیرو در عراق بزیان مالکی عمل میکند در حالیکه این کشور در دو ماه آینده انتخابات ایالتی برگزار خواهد کرد. در چنین فضایی رخداد هر امکانی محتمل است بجر تثبیت بیشتر دولت مالکی.

لبنان:
بحران سیاسی در این کشور روی محور مدل انتخاباتی متمرکز شده است که در آن بلوک ۸ مارس و مسیحیان افراطی یا مذهبی از سیستم سهمیه ایی مذهبی یا فرق مذهبی حمایت میکنند به این ترتیب که هر فرقه مذهبی به نسبت جمعیت خود کرسی پارلمانی داشته باشد. بلوک ۱۴ مارس برعکس، از هر نفر یک رأی و بطور «فرقه شکنانه» حمایت میکند. برخی هم مثل رهبر دروزیها و حزب سوسیالیست ترقیخواه جنبلات از مدلی ترکیبی و میانه پشتیبانی میکنند. تغیر مدل انتخاباتی بمعنای تغیر موازنه نیروی پارلمانی است که هزینه آن تماماً به گردن حزب الله و متحد مسیحی او میشل اون خواهد افتاد.
سوریه:
رژیم اسد همچنان سیاست القاعده ایی کردن مخالفین خود را با تشدید سرکوب تعقیب میکند. تشدید بمبارانهای سنگین هوایی و دشوار کردن مقاومت در برابر آن، شانس ماندگاری نیروهای جهادی را افزایش داده و شانس عملیاتی نیروهای میانه رو را تقلیل میدهد. این سیاست هدفش اینست که در پایان؛ مردم، مخالفین و غرب و دول متحد اپوزیسوین مجبور شوند بین القاعده و خود رژیم اسد یکی را برگزینند.
بنظر من این استراتژی اسد و متحدین روسی و ایرانی او با شکست روبرو خواهد شد. زیرا با برافکندن اسد که دارای متحدین برون مرزی و مشروعیت (هرچند بسیار قلیل) نسبی ملی و بین المللی است، خُرد کردن نیروهای جهادی بعلت بافت جامعه سوریه و موقعیت ژئوپولتیک آن آسان خواهد بود و غرب برخلاف اظهارت ظاهری اش ترسی از آنها ندارد. از همه اینها گذشته برخلاف ظاهر ادامه این جنگ فرسایشی به زیان رژیم سوریه و ایران که بخشی از هزینه سنگین جنگ را میپردازد تمام میشود.

Front

مصر:
بحران مصر نیز با کشته شدن ۳۲ نفر و زخمی شدن بیش از ۳۰۰ نفر که معلوم نیست چند تای آنها نیز بمیرند وارد فاز تازه ایی شده است. وارد شدن دو تیم فوتبال رقیب با هواداران وسیع توده ایی خود (تیمهای الاهلی ـ المصری) به میدان کشمکش سیاسی و کشته شدن ده ها تن از هواداران الاهلی و محکوم به اعدام شدن( رأی دادگاه پورت سعید) دیروز ۲۱ نفر از تیم رقیب به مرگ، کنترول اوضاع دشوار تر میشود.
مُرسی بجای برخورد واقع بینانه و مشارکت دادن مخالفین در حل بحران، به استفاده از حربه تهدید معترضین و متهم کردن آنها به ارتباط با رژیم سابق و رفتار جنایی متوسل شده است. مُرسی در حالی به چنین تهدیدی متوسل میشود که فاقد اتوریته کامل فرماندهی بر نیروهای انتظامی و نظامی است. او خود نمیداند چقدر از دلهای نظامیان پیش رژیم سابق و چقدر پیش اپوزیسون و چقذر پیش اسلامگرایان است. دامنه شورش بحدی است که یا باید با یک کشتار و سرکوب وسیع خاموش شود و یا با یک مصالحه سیاسی با اپوزیسیوین و ترک روش های اسلامیستی و انحصار طلبانه. که ظاهراً برای هیچ یک از ایندو راه، زمینه ایی نیست لذا میتوان گفت بحران سیاسی مصر ادامه خواهد یافت.
در آخرین تحول سیاسی، «جبهه نجات ملی» اپوزیسیون سکولار ـ لیبرال دولت مُرسی، ۵ شرط برای شرکت خود انتخابات آینده پیش کشیده است که فقط در صورت اجابت آنها از سوی مُرسی در انتخابات شرکت میکند. این جبهه تهدید کرده است که در صورت عدم پذیرش شروط خود نه تنها در انتخابات شرکت نخواهد کرد بلکه با راه اندازی اعترضات وسیع خیابانی به آن پاسخ خواهد گفت.
خلاصه این شروط به قرار زیر است:
۱ ـ جبهه ضمن همدردی در سوگ شهدا، خواهان تشکیل یک کمیته تحقیقاتی مستقل برای رسیدگی به مسئله است. جبهه استفاده از زور و نیروی نظامی علیه اعتراضات مردمی را محکوم میکند و خواهان رسیگی به خونریزی روز جمعه گذشته ومجازات متخلفین است..
۲ ـ جبهه خواهان تشکیل یک کمیته حقوقی برای رسیدگی به قانون اساسی مسخ و بی صورت شده فعلی است تا بیدرنگ اصلاح شود. جبهه خواهان آنست که در صورت عدم تصحیح قانون اساسی کنونی، همان قانون سال ۱۹۷۱ دوباره بطور موقت برقرار شود.
۳ ـ جبهه خواهان تشکیل یک دولت نجات ملی است تا بتواند با برخورداری از حمایت وسیع مردمی تضمین کند که اهداف انقلاب پیگری و متحقق شوند بویژه در عرصه های معیشتی مردم که در اثر سیاست های ریاست جمهور در چند ماه گذشته بوخامت گرائیده و همچنین در سایر زمینه های عدالت اجتماعی است.
۴ ـ جبهه خواهان توقف سیاست اقتدارگرایانه ای است که با «بیانیه قانون اساسی» آغاز و بصورت تهاجم به نهاد های قضایی و عزل و نصب های قضات ادامه یافته است
۵ ـ اخوان المسلمین که یکسال است بدون هیچ توجیه و مجوز قانونی به درون سیستم مدیریتی و اجرائی مملکت خزیده است باید بصورت یک جریان رسمی سیاسی تحت نظام حقوقی و مقرارت قانونی مملکت قرار گیرد.
پایان نقل شرایط جبهه نجات ملی به نقل از اهرام انلاین
……..
بنظر من بین آن اهداف ایدئولوژیکی که اسلامگریان مصر برهبری مُرسی و اخوان تعقیب میکنند و مطالبات مخالفین فاصله متری و کیلومتری نیست بلکه فاصله ای دیسکورسیو و بنیاداً متفاوت است. اسلامگریان مصر حتی پراگماتیست هایشان، نشانی از آمادگی برای پذیرش یک نظام مبتنی بر سازو کار های جوامع عرفی و مدرن نشان نمیدهند و مخالفین هم به کمتر از یک نظام سکولار که در آن دین و مذهب از ساختار قدرت جدا بوده و به ابزار گرایی و تبدیل سرمایه دینی به سرمایه سیاسی پایان داده شده باشد قانع نیستند. نه اسلامگریان برای تحمیل اراده خود نیروی کافی دارند و نه جامعه تا آن حد بیدار شده است تا اپوزیسوین سکولار حریف اسلامگرای خود را کنار بزند. تا کنون ارتش بیطرف مانده است و بنظر نمیرسد به این آسانی هم خود را وارد معرکه کند. چنین وضعی فقط بزیان اسلامگرایان است که مسئولیت دولتی دارند ولی قدرت کافی برای اجرای برنامه های خود ندارند. بحران اقتصادی کشور هم دولت مصر را به منابع و کشورهایی محتاج کرده است که بهیچ روی حامی سیاست های اسلامیستی مُرسی نیستند.
لینکهای مورد استفاده:

http://en.aswataliraq.info/(S(ap0wo345qhgx4w55ls1bb3qa))/Default.aspx

http://www.aljazeera.com/news/middleeast/

http://www.aljazeera.com/news/middleeast/2013/01/2013126102141482997.html

http://www.naharnet.com/stories/en/69876-saniora-says-al-mustaqbal-to-make-comprehensive-electoral-proposal

عسگراولادی در میان اصولگرایان تنها نیست

Share Button

عبدی
وقتی کسی مثل آقای عسگراولادی که یکی از استوانه‌های اصولگرایی است این‌گونه برخورد می‌کند خود یک نشانه است. آقای عسگراولادی یک نفر نیست او به دلیل یکسری ویژگی‌های شخصی جرات این را پیدا کرده که این حرف‌ها را بیان کند. شهامت و استقلال آقای عسگراولادی آنقدر زیاد بوده که این حرف‌ها را بزند، خیلی‌ها هستند که یا این شهامت را ندارند یا این استقلال را ندارند. ولی متناسب با این اعتقاد عمل می‌کنند. به همین دلیل دیر یا زود شاهد تولد نوزادی از دل این بحران‌های موجود در جناح حاکم خواهیم بود.

برگرفته از سایت آینده

۷ بهمن ۱۳۹۱
مصاحبه عبدی مندرج در نشریه اعتماد
گروه: سیاسی
* شما در آخرین تحلیلی‌تان عزم دولت برای حضور در انتخابات را بسیار جدی دانسته بودید عزمی جدی‌تر از یک دولت مستقر برای از دست ندادن قدرتش چرا؟
دولت هیچ چاره‌یی ندارد جز اینکه با تمام توانش وارد انتخابات شود، به این دلیل که وضع مملکت را به جایی رسانده‌اند که اگر دوره بعدی، دولتی مخالف آنها سر کار بیاید تمام مسوولیت وضعیت فعلی را به طور عادی متوجه دولت کنونی خواهند کرد. بنابراین این دولت چاره‌یی ندارد جز اینکه تمام توان و ابزارهای سیاسی و اقتصادیش را به کار گیرد و اجازه ندهد کسانی که منتقد جدی آن هستند روی کار بیاند.
* برخی از تحلیلگران اختلافات دولت و اصولگرایان خیلی کمتر از بروز و ظهورات رسانه‌یی آن می‌دانند شما این اختلافات را چقدر جدی می‌دانید؟
این اختلاف نه تنها جدی است که بالاتر از جدی است اما وجود این اختلاف جدی به این معنا نیست که یکی از طرفین اختلاف، ذی‌حق است و دیگری باطل. هر دوی آنها می‌توانند بر خطا باشند. اصولگرایانی که در حال حاضر منتقد دولت هستند به خوبی متوجه‌اند که ادامه وضع موجود و ادامه سیاست‌های این دولت که به این اصولگراها هم اعتنایی ندارد در واقع ادامه وضعیتی است که آنها چوبش را می‌خورند بدون آنکه نان آن را بخورند. به همین دلیل هیچ چاره‌یی ندارند که این دوره ریاست‌جمهوری دولت را از دست گروه موجود بیرون بیاورند.
* اما لازمه تحقق چنین هدفی برخورداری از یک انسجام و هماهنگی است چیزی که ما اصلا در جبهه اصولگرایان نمی‌بینیم. همین امروز آقای مکارم‌شیرازی به نیروهای ارزشی هشدار داده بود که اگر دست از اختلاف برندارند با مشکلات جدی روبه‌رو خواهند شد. چرا اصولگرایان با یک کاندیدا به مصاف دولت نمی‌روند آیا آنها نمی‌دانند که تکثر کاندیداها به نفع دولتی‌هاست؟
این اشکالی که شما می‌گویید درست است. مساله این است که افراد این جناح همه دوست دارند که رییس‌جمهور بشوند. نامزدی در انتخابات را سنگ مفت و گنجشک مفت می‌دانند. هر کدام گمان می‌کنند در صورت نامزد شدن و تحت هیچ شرایطی چیزی از دست نمی‌دهند. همه آنها حریص به رییس‌جمهور شدنند. مشکل دیگر این است که آنها هیچ نگرش ایجابی و اجماعی بر سر اینکه می‌خواهند با سیاست خارجی، اقتصاد، منتقدان اصلاح‌طلب و وضعیت اجتماعی و فرهنگی کشور چه کار کنند ندارند همه آنها فقط در اینکه با این دولت بد هستند اشتراک دارند نه اینکه چه برنامه‌یی دارند. اگر همین الان از آنها بپرسید چه برنامه‌یی دارید، یا هیچ ندارند یا اگر هم داشته باشند به برنامه‌های هم‌دیگر ربطی ندارد. یا آنقدر کلی است که همه عناوین آن در قانون اساسی آمده و چیز جدیدی نیست. همه آنها می‌گویند اگر احمدی‌نژاد رییس‌جمهور شده چرا ما نتوانیم بشویم و بر همین اساس میزان شانسی بودن انتخاب شدن ریاست‌جمهوری را خیلی زیاد می‌دانند و فکر می‌کنند بخت می‌تواند با آنها یار شود.
* محل نزاع جدی دیگری میان جبهه پایداری با سایر اصولگرایان وجود دارد. امروز رییس دفتر آقای مصباح گفته بود حداد عادل با پیوستن به ۱+۲ مثل آب شیرینی است که به نهر شوری ریخته شده و دیگر قابل استفاده نیست. این اختلافات را به دلیل نزدیکی جبهه پایداری به دولت می‌دانید یا اینکه اساسا آن را گسل مستقلی ارزیابی می‌کنید ؟
در سیستم‌های مبتنی بر سهم‌خواهی، افراد وجه مشترکی برای اداره جامعه ندارند و بیشتر به دنبال این هستند که چه چیزی گیرشان می‌آید. این رفتارهای سهم‌خواهانه هم در سیستم‌های رانتی شکل ‌می‌گیرد. در این موارد اساس بر تفرقه است نه بر وحدت. یعنی اگر وحدتی شد شما باید تعجب کنید. اینها وحدت‌شان روی دشمنی با اصلاحات شکل گرفته بود. وقتی این نقطه اشتراک را در نظر نگیرید اختلافات‌شان عیان می‌شود. الان در دل همین جبهه پایداری دو شاخه قم و تهران وجود دارد، بعدها هم ممکن است شاخه حسن‌آباد و کهریزک هم از آنها منشعب شوند.
* شما در میان اصولگرایان کسی را می‌بینید که بتواند در مقابل کاندیدای دولت عرض اندام کند؟
این بستگی به وضعیت انتخابات دارد اگر در انتخابات اصلاح‌طلبان حضور حداقلی و قابل قبولی داشته باشند که بتوانند برخی از اهداف دولت را خنثی کنند به نظر من انتخابات حالت سه قطبی پیدا می‌کند. در آن صورت اصولگرایان مخالف دولت می‌توانند با حداقل رایی که دارند قطب جدی شوند اما چنانچه اصلاح‌طلبان را در حداقل‌ها تحمل نکنند در این صورت اگر نیروهای دولتی بتوانند نامزدی جدی بیاورند و حضور سیاسی جدی داشته باشند در غیاب اصلاح‌طلبان انتخابات تا حدودی یک‌قطبی می‌شود و دولتی‌ها برنده می‌شوند. و اگر دولتی‌ها را هم مثل انتخابات مجلس نهم رد صلاحیت کنند در این صورت انتخابات کم رمقی در پیش خواهد بود و در این صورت باید ببینیم کدام یک از اصولگریان خوش‌شانس‌تر خواهد بود؟
* این اصولگراهایی که ما امروزه آنها را در چنین وضعی می‌بینیم رقیب قدری برای اصلاح‌طلب‌ها بودند، ناتوانی آنها را در مقابل دولت چگونه می‌بینید؟ اینها همان کسانی هستند که توانستند اصلاح‌طلبان را زمین‌گیر کنند.
یک دلیل مشخص این است که اصولگرایان با کسی طرفند که چیزی برای از دست دادن ندارد. آنها برای حذف اصلاح‌طلب‌ها روی این موج سوار شدند اما کنترل موج دست موج‌سوار نیست. موج او را به هر طرف که بخواهد می‌برد و به صخره می‌کوبد. مشکل اصولگرایان برای عدم مقابله جدی با احمدی‌نژاد فقط به نداشتن قدرت کافی برنمی‌گردد آنها به لحاظ ذهنی نمی‌دانند چطور باید مساله را حل کنند. چگونه باید با کسی که به صورت ایدئولوژیک و مطلق از او حمایت کردند برخورد کنند. الان باید در درجه اول مساله را درون خودشان حل کنند. آنها اگر مساله را برای خودشان حل کنند برای برخورد با دولت مشکل چندانی ندارند ولی در غیر این صورت به نظر نمی‌رسد این مشکل به سادگی قابل حل باشد. نحوه برخورد مجلس مثال خوبی برای اثبات این حرف است. مجلس یک سال است که درباره عزل مرتضوی وارد شده و دولت هم مدام کار خودش را کرده است. در حالی که از نظر عقلانی مجلس یا نباید وارد ماجرا می‌شد یا اگر هم وارد می‌شد باید با اقتدار عمل می‌کرد. وقتی یک وزنه ۲۰۰ کیلویی روی زمین است و چشمم می‌بیند عقلم هم می‌رسد که نباید آن را بردارم تا دیسک کمرم عود کند لذا معقول است که از ابتدا بگویم نمی‌توانم این وزنه را بردارم، اصولگرایان این درایت را نشان ندادند. همه اینها نشان‌دهنده دردهای پیش از زایمان است.
به چه معنا ؟
بخش قابل توجهی از جناح حاکم مجبور می‌شود یک تجدیدنظر اساسی در نگرش خود نسبت به رفتار‌های سیاسی و حکومتداری انجام دهد چرا که روند اتفاقات به آنها ثابت کرده که ادامه این سیاست‌ها به بن‌بستی جدی می‌خورد.
* شما نشانه‌یی از رسیدن به این نقطه می‌بینید؟
بله. وقتی کسی مثل آقای عسگراولادی که یکی از استوانه‌های اصولگرایی است این‌گونه برخورد می‌کند خود یک نشانه است. آقای عسگراولادی یک نفر نیست او به دلیل یکسری ویژگی‌های شخصی جرات این را پیدا کرده که این حرف‌ها را بیان کند. شهامت و استقلال آقای عسگراولادی آنقدر زیاد بوده که این حرف‌ها را بزند، خیلی‌ها هستند که یا این شهامت را ندارند یا این استقلال را ندارند. ولی متناسب با این اعتقاد عمل می‌کنند. به همین دلیل دیر یا زود شاهد تولد نوزادی از دل این بحران‌های موجود در جناح حاکم خواهیم بود.
* شما فرمودید احمدی‌نژاد چیزی برای از دست دادن ندارد. هر وقت هم که ایشان می‌خواهد به صورت زنده در تلویزیون صحبت کند یا به مجلس برود در افکار عمومی حالت تعلیق و انتظاری به وجود می‌آید چرا که ایشان را مستعد گفتن حرف‌های خاصی می‌دانند. به طوری که آقای باهنر قبل از مصاحبه تلویزیونی ایشان گفته بود امیدواریم به خیر بگذرد. واقعا آقای احمدی‌نژاد برگی برای رو کردن و توانی برای عرض اندام دارد ؟
حرف این نیست که او چیزی برای عرض اندام دارد یا ندارد. مساله این است که طرف مقابلش چیزی برای عرض اندام ندارد. اگر پلیس در محل نتوانست جلوی کسی را بگیرد هر کسی قادر به انجام هر عملی خواهد شد. ولی اگر پلیس اقتدار قانونی خود را نشان داد و آن وقت کسی جلویش ایستاد می‌توانیم درباره سوال شما بحث کنیم. ما درباره مجلسی حرف می‌زنیم که بارها و بارها ده‌ها مصوبه دولت را غیرقانونی اعلام کرده و حتی نتوانسته یک‌بار مساله تحویل سر موقع لایحه بودجه را با این دولت حل کند. معنای این حرف‌ها این نیست که دولتی‌ها خیلی قوی‌اند بلکه مجلس است که ضعیف و ناتوان است. من یقین دارم اگر مجلس یک ذره از خودش قدرت نشان بدهد طرف مقابل عقب‌نشینی خواهد کرد. کسی که کار خلاف قانون می‌کند منطقا باید دادگاهی شود اگر نشد نشانه قدرت قانون‌شکن نیست. بلکه نشانه ضعف قانون است.
* فرمودید غیبت اصلاح‌طلبان از عرصه انتخابات شانس اصولگرایان را برای تقابل با کاندیدای دولت افزایش می‌دهد آیا فارغ از اینکه اجازه شرکت به اصلاح‌طلب‌ها داده می‌شود یا نه، فکر می‌کنید این جناح در انتخابات حاضر خواهد شد؟
نمی‌توان گفت اصلاح‌طلبان تصمیم دارند در انتخابات شرکت نکنند، آنها بی‌تصمیم هستند. اگرمی‌گویند فقط با آقای خاتمی شرکت می‌کنند منظورشان این است که نمی‌خواهند در انتخابات شرکت کنند اما به نظر من برای حضور اصلاح‌طلب‌ها مشکلی وجود ندارد نهایتا جلوی آنها را می‌گیرند که این هم دیگر مساله اصلاح‌طلب‌ها نیست. مهم این است که آنها رفتاری از خود نشان بدهند که کسی مثل آقای عسگراولادی هم به این نتیجه برسد که رفتار آنها قابل دفاع است. اما اصلاح‌طلب‌ها انتظارات نادرستی از انتخابات دارند. مشکل این دو گروه (اصولگرایان و اصلاح‌طلب‌ها) بر خلاف دولتی‌ها این است که سردرگمی جدی دارند.
* چهره‌یی در میان اصلاح‌طلبان سراغ دارید که بتواند در انتخابات شرکت کند و کاندیدای مورد حمایت احمدی‌نژاد را شکست بدهد؟
از الان نباید حرف از شکست دادن بزنیم. هیچ مسابقه مستمری وجود نداشته که گروه‌ها در آن وزن‌کشی شده باشند. نباید از این زاویه وارد انتخابات شد. مانند سال ۷۵-۷۶ باید رفتار کرد یعنی باید تلقی این باشد که انتخاباتی در پیش است ما هم باید شرکت کنیم. به احتمال زیاد رای نمی‌آوریم شاید هم آوردیم. از این زاویه به نظر من خیلی خوب است افراد واجد صلاحیت هم هستند. پیشنهاد من آقای دکتر نجفی است که الان هم در شورای شهر است.
* دولتی‌ها با چه کاندیدایی می‌آیند. نظر سنجی‌هایی که منتشر می‌کنند بیانگر این است که هر فردی که احمدی‌نژاد از او حمایت کند شانس بیشتری از اصولگرایان دارد این کاندیدا از نظر شما چه کسی خواهد بود؟
این نظرسنجی‌ها را باید در کوزه گذاشت، چرا که به طور کلی در شرایط فعلی جواب نمی‌دهد. مساله ما باید یک نگاه تحلیلی باشد. از شواهد و قراین برمی‌آید که دولت اسبش را زین کرده، به گونه‌یی می‌کوشند که نهادهای رسمی هم نتوانند کاندیدایش را رد صلاحیت کنند. نامزد آنها هم خانوادگی و فرقه‌یی خواهد بود چرا که اینها متکی به یک پایگاه اجتماعی ثابتی نیستند. قاعدتا آقای مشایی است و اگر او نتواند بیاید حتما آدم‌های دیگری دارند که بیاورند من زیاد آنها را نمی‌شناسم.
منتشر شده در اعتماد ۵-۱۱-۱۳۹۱