Archive for: March 2013

US boosts aid to Syrian opposition, rebel fighters

پیاز هم دلار است!

Share Button

  هرچه سود قاچاق بیشتر، دامنه فسادآفرینی و گستردگی آن بیشتر خواهد شد. این قاچاق مرزی و آن تجارت خارجیِ”تبدیل به صرافیهای برون مرزی شده” تاآنجا ادامه خواهند یافت تا در اثر قحطی جنسی در داخل و “هیپر تورم”، دیگر کالایی برای صدور یا قاچاق به خارج باقی نمانده و این تصور که دستگاه گمرکی مملکت قادر به کنترول قاچاق مرزی خواهند شد فقط یک توهم میتواند باشد.

 
پیاز
قریب یکسال پیش در بحبوحه بحران ارزی و پلیسی شدن بازار ارزی منوچهری و خیابان فردوسی و «جمشید بسم الله” سازی دستگاه های امنیتی/ ارزی”، در چندین مورد نوشتم بزودی بُز، گوسفند، گاو و قاطر هم در آنسوی مرز با گوشت یا بار خود، یا هردو به دلار تبدیل خواهند شد و تب ارز داروی نظافت را هم در آنسوی مرز قابل تسعیر به دلار خواهد کرد.
هوشمندی زیادی لازم نبود و نیست تا درک کنیم نیاز ارزی، اعم از اینکه این نیاز برای یک بیمار مشرف بموت باشد یا نیاز یک مسافر یا دانشجوی خاج کشوری و یا نیاز سرمایه های فّرار از کشور؛ راه تأمین و ارضای خود را خواهند یافت. نیازی نیست تا درک کنیم که با بگیر وببند و محدود کردن فروش ارز به شعبه غیر رسمی بانک مرکزی (مرکز مبادلات ارزی)، این احتیاج ارزی نه تنها خود بخود برطرف نمیشود بلکه با ترسی که نسبت به گرانتر شدن آن در آینده می آفریند حتی بطور کاذب هم که شده بدان دامن هم زده خواهد شد. در همانموقع نوشتم کارکرد بازار ارزی کوچه منوچهری به دوبی، بغداد، هامبورگ و لندن انتقال خواند یافت و بخشی از آنهم به تجار و معامله گران با خارج واگذاشته خواهد شد.
با فسادی که بر سیستم بانکی، اداری و روابط بازرگانی مملکت حاکم است یگانه مکانیسمی که میتوانست مانع فساد وسیع تر در زمینه پولی و ارزی و قاچاق کالا برای تبدیل شدن به ارز خارجی شود، آزاد سازی کامل نرخ ارزهای خارجی بود حتی اگر دلار به سطح ۱۰ هزار تومان یا بیشتر هم میرسید که قطعاً میرسید ولی باز این راه سالم ترین راه ممکن بود.
حالا دولت و مقامات بانکی و” امنیتی/ارزی” تصمیم را بر صفت کردن تسمه های مبادلات و معاملات ارزی گرفته اند. این تصمیم مانع ۱۰ هزار تومان یا بیشتر شدن بهای دلار و به همین نسبت سایر ارزها در آینده نمیشود بلکه فقط راه گسترش قاچاق کالا و مسری شدن هرچه بیشتر فساد و رواج و زد و بند در عرصه بازرگانی خارجی خواهد شد. گرانتر شدن دلار به تعویق می افتد ولی وقتی یک شبکه بزرگ مافیایی ارزی شکل گرفت و هنگامی که برای کنترل قاچاق کالا از مرزها حتی همه نیروی سپاه و بسیج هم کفایت نکند و فساد و قاچاق زدگی چون غرقآبی همه این نهاد ها را هم در خود فرو برد آنگاه دیگر دلار در مرز ۱۰ هزار تومان هم متوقف نخواهد شد.
سایت ایلنا به نقل از رئیس اتحادیه بارفروشان علی حاج فتحعلی مینویسد:
“علت افزایش قیمت پیاز صادرات بی رویه از مرز عراق بود/ اعلام قیمت میوه های فصل”.
علی حاج فتح علی در گفتگو با خبرنگار ایلنا با بیان اینکه قیمت پیاز تا ۱۰ روز آینده کاهش می یابد اظهار داشت: علت افزایش قیمت پیاز طی روزهای گذشته صادرات بی رویه ان به عراق بود”.

چند هفته قبل هم دولت صدور پسته را بعلت کمیاب شدن آن در بازار محدود کرد که موجب اعتراض سلطان پسته ایران آقای عسگر اولادی گردید. عسگر اولادی و اتحادیه مربوطه اعتراض کرده و بحق گفتند که برای ایجاد چنین بازاری دهها سال زحمت کشیده شده است و با ممنوع شدن صادرات آن ایران برای همیشه بازار های خود را از دست خواهد داد. ولی آنچه در این بین مغفول ماند جنگ چند ماه پیش دولت و بانک مرکزی با همین اتحادیه صادر کنندگان پسته و مشخصاً عسگر اولادی بود که دولت اصرار داشت، تجار صادر کننده باید ارز حاصله از صادرات را به مرکز مبادلات ارزثی با نرخی که دولت تعین میکند بفروشند و اتحادیه زیر بار نمیرفت و نرفت. قضیه بعداً چگونه پیش رفته است خبری از آن نیست ولی قدر مسلم آنست که پول این پسته ها اگر تماماً در همان بازارهای اروپایی ماندگار نشده یا بفروش نرود هرگز به کشور باز نخواهد گشت.
در طی این مدت، خود رسانه های دولتی از ده ها مورد قاچاق؛ طلا، دام و سوخت از کشور به کشورهای مجاور پرده برداشته اند. پس از امنیتی شدن مسئله ارزی اگر این شتاب یابی قاچاق ارزی رخ نمیداد جای تعجب بود.
همین سایت ایلنا به نقل از رئیس اطاق بازرگانی مینویسد که در سال گذشته صادرات کالا به خارج ۲۴% افزونی داشته است و اظهار کننده و سایت مربوطه این خبر را بعنوان یک خبر مثبت تلقی کرده سعی در القاء آن به خواننده میکنند. من فکر میکنم صدور کالا با محاسبه قاچاق و با محاسبه میزان و کیفیت واقعی کالاهای صادراتی و نه”از نظر اظهار نامه های اعلام شده گمرکی” اگر در سال جدشته و جاری دو برابر یا بیشتر نشده نباشد کمتر نیست و بر این صادرات باید مقدار کاملاً نامعین صدور قاچاقی مرزی کالا را نیز افزود. جالب اینست که این ۲۴% هم در صورتی اعلام میشود که بنا به اظهار همین مقام، صدور “مشتقات یا معیانات گازی و محصولات پتروشیمی کاهش داشته است و معنی همین حرف هم یعنی بیشتر بودن آن میزان ۲۴%ی صادراتی. ولی حالا چرا معیانات گازی و محصولات پترو شیمیایی کاهش صادرات داشته اند پاسخ ساده تر از آن است که یک بقال ساده هم نتواند بدان پاسخ دهد. صنایع پتروشیمی و گازی چون دولتی هستند نمیتوانند با دست باز ارز حاصله از فروش محصولات خود را به کیسه شخصی سرازیر کنند و با نرخ دولتی “مرکز مبادله ارزی هم صادرات محصولات پترو شیمیایی صرف ندارد پس مدیران این صنایع ترجیح میدهند تا محصولاتی را صادر نکنند که هزینه تولیدشان بیشتر از ارز حاصله به نرخ دولتی است.
قریب دو ماه پیش اتحادیه مرغ داران با شادی اعلام کرد که یک قرارداد برای صدور تخم مرغ با روسیه بسته است. چندی نگذشت که در تبریز و کل آذر بایجان تخم مرغ کمیاب شد. بلافاصله دولت وارد عمل شد و صدور تخم مرغ را ممنوع کرد.
فرمانها و مصوبات دولتی برای ممنوعیت صدور کالا از این ببعد افزایش خواهند یافت و آخرین آن ممنوعیت صدور پیاز به عراق است که خبر آن در فوق آمد. بی تدبیری و از آن فراتر فقدان درک کارشناسانه و مسئولانه در مدیریت اقتصادی نظام، کار را به آنجا کشانده است که میخواهد کورمال کورمال و بطور عکس العملی و بشیوه عصر صفوی و نه قاجارهم، بازار را کنترول کند ولی اقتصاد باز و مرتبط با خارج ایران؛ اقتصاد بسته کره شمالی نیست. کره شمالی فقط با چین، متحد کمونیست خود و کره جنوبی دشمن اصلی خود هم مرز است حال آنکه تا بوده و بوده ساحل نشینان جنوبی کشور ما، هم قاچاقی و هم قانونی با تمام کشورهای ساحلی خلیج فارس داد و ستد داشته اند. ما با عراق، پاکستان، افغانستان کشور های حاشیه بحر خزر و ترکیه همجوار هستیم و اگر تمام مردم ایران هم به گارد های گمرکی دلسوز و سالم تبدیل شوند قادر به بستن مرزها و منافذ قاچاق آن نخواهند بود.
هرچه سود قاچاق بیشتر، دامنه فسادآفرینی و گستردگی آن بیشتر خواهد شد. این قاچاق مرزی و آن تجارت خارجیِ”تبدیل به صرافیهای برون مرزی شده” تاآنجا ادامه خواهند یافت تا در اثر قحطی جنسی در داخل و “هیپر تورم”، دیگر کالایی برای صدور یا قاچاق به خارج باقی نمانده و این تصور که دستگاه گمرکی مملکت قادر به کنترول قاچاق مرزی خواهند شد فقط یک توهم میتواند باشد.
پایان یاداشت
……………….
اخبار تکمیلی بعدی:
توقف صادرات تخم مرغ و روند کاهشی قیمت
۲۶ بهمن ۱۳۹۱

مدیر عامل اتحادیه مرغداران مرغ تخم گذار از توقف موقتی صادرات تخم مرغ از ۱۸ بهمن ماه به دلیل افزایش تقاضا خبر داد و گفت: قیمت تخم مرغ در بازار مصرف نسبت به روزهای گذشته ۱۰۰ تومان کاهش یافته که در صورت ادامه این روند صادرات فردا ۲۶ بهمن ماه از سر گرفته می شود.
هدایت اصغری اعلام کرد: قیمت تخم مرغ در تمام استان های کشور در دامنه تعریف شده تفاهم نامه ۶۶۰۰ تا ۷۴۰۰ تومان بوده است.
وی با اشاره به اینکه بر اساس تفاهم نامه امضا شده که تنظیم بازار، واردات و صادرات تخم مرغ به اتحادیه مرغداران مرغ تخم گذار واگذار شده است، گفت: برای هر شانه تخم مرغ معمولی ۶۶۰۰ تومان قیمت حداقل و ۷۴۰۰ تومان قیمت حداکثر تعیین شده است که در صورت افزایش قیمت بازار از نرخ سقف، باید با ملاحظات تنظیم بازار صادرات کاهش یابد.
مدیر عامل اتحادیه مرغداران مرغ میهن تاکید کرد: چناچه مغازه داران تخم مرغ را بیش از شانه ای ۷۴۰۰ تومان بفروشند، متخلف هستند و با آنها برخورد خواهد شد.
اصغری از مصرف کنندگان خواستار شد: در صورت مشاهده گران فروشی، مورد مربوطه را به اتحادیه یا دستگاه های نظارتی گزارش کنند.
وی خاطر نشان کرد: از ۲۶ آذر ماه تا ۱۸ بهمن ماه امسال مجوز صادرات ۱۸ هزار تن تخم مرغ صادر شد که ۱۷ هزار تن از محموله های صادراتی به کشورهای متقاضی ارسال شد.
او افزود: در پی افزایش تقاضای مصرف از ۱۸ بهمن ماه صادرات این محصول برای تنظیم و کنترل بیشتر بازار متوقف شده است.
به گفته مدیر عامل اتحادیه مرغداران مرغ تخم گذار در صورتی که فردا هم مانند امروز روند کاهش قیمت تخم مرغ ادامه یابد، صادرات تخم مرغ از سر گرفته می شود.
وی خاطر نشان کرد: امروز ۲۵ بهمن ماه هر کیلوگرم تخم مرغ معمولی در مرغداری ۲۷۰۰ تا ۲۹۰۰ تومان خریداری شد و در بازار مصرف ۳۴۰۰ تا ۳۶۰۰ تومان به فروش رفت. همچنین هر شانه تخم مرغ معمولی در بازار مصرف امروز ۶۶۰۰ تا ۷۴۰۰ تومان فروخته شد.
اصغری گفت: با توجه به حجم بسیار خوب تولید تخم مرغ و کاهش نرخ میانگین آن هیچ نگرانی برای افزایش قیمت این محصول در کشور وجود ندارد.
………………………………
مرغ منجمد هم مرغ گرم را ارزان نکرد/ قارچ ۸۰۰۰ تومان شد
بازرگانی – فارس نوشت:
گزارش میدانی از افزایش قیمت قارچ تا ۸هزار تومان طی هفته اخیر و همچنین عدم کاهش قابل توجه قیمت مرغ حکایت دارد.
چندی پیش یداله صادقی رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت در خصوص افزایش قیمت مرغ گفته بود تمام سعی ما این است تا با افزایش عرضه مرغ منجمد قیمت مرغ گرم را بین ۵۲۰۰ تا ۵۵۰۰ تومان حفظ کنیم . این در حالیست که در حال حاضر قیمت مرغ گرم در نمایشگاه بهاره ۵۷۰۰ تومان عرضه می شود.
همچنین قیمت مرغ گرم در میادین میوه و تره بار با قیمت هر کیلوگرم ۶۰۰۰ تومان عرضه می شوند. این در حالی است که این کالا در سطح شهر به قیمت ۶۲۰۰ تا ۶۵۰۰ در روز پنج شنبه به فروش رسید.
هر شانه تخم مرغ نیز در میادین میوه و تره بار به قیمت ۷۲۰۰ تومان عرضه می شود.
* افزایش ۱۵۰۰ تومانی قارچ در یک هفته
بنایراین گزارش هر کیلوگرم قارچ که در هفته گذشته در خرده فروشی های سطح شهر به قیمت ۶۵۰۰ تومان عرضه می شد به قیمت ۸۰۰۰ تومان رسیده است و در میادین میوه و تره‌بار نیز به قیمت ۶۴۰۰ تومان عرضه می شود.
………………………
ایسنا
شنبه ۱۲ اسفند
غضنفری در گفت‌وگو با ایسنا:
پتروشیمی‌ها بدون تامین نیاز صنایع داخلی حق صادرات ندارند
» سرویس: اقتصادی – صنعت، معدن، تجارت
شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۱ – ۰۷:۳۱
در حالی مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی از ایجاد مشکل برای واحدهای پتروشیمی به دلیل ممنوعیت صادرات محصولاتشان خبر داده که وزیر صنعت، معدن و تجارت تاکید کرده که واحدهای پتروشیمی بدون تامین نیاز صنایع داخلی حق صادرات محصولات خود را ندارند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، یکی از گروه‌های محصولی که در فهرست محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های صادراتی قرار گرفته محصولات پتروشیمی است. براین اساس وزارت صنعت، معدن و تجارت چند ماه پیش به دنبال کمبود مواد اولیه پتروشیمی در بازار داخلی و همچنین افزایش شدید قیمت این مواد صادرات برخی از این محصولات را به منظور تامین نیاز صنایع داخلی محدود و ممنوع کرد.
وزارت صنعت، معدن و تجارت همچنین تاکید کرد که واحدهای پتروشیمی بدون تامین نیاز صنایع داخلی حق صادرات محصولات خود را نخواهند داشت.
ممنوعیت صادرات محصولات پتروشیمی در حالی رخ داده که واحدهای پتروشیمی امید داشتند همزمان با نوسان نرخ ارز در کشور با صادرات محصولاتشان به سودهای هنگفتی دست پیدا کنند.
از سوی دیگر مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی اخیرا با اشاره به این‌که ممنوعیت‌های صادرات برای واحدهای پتروشیمی مشکل ایجاد کرده است، گفته که “وزارت صنعت معدن و تجارت به تعهدات خود درباره صادرات پتروشیمی عمل نکرده است.”
به گفته عبدالحسین بیات “قرار این بود پس از دو بار عرضه کالا در بورس ممنوعیتی در صادرات وجود نداشته باشد، اما این موضوع رعایت نشده است.”
اما در واکنش به این اظهارات وزیر صنعت، معدن و تجارت در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا با رد احتمال ورشکستگی یا تعطیلی واحدهای پتروشیمی به دلیل محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های صادراتی گفت: هر محصول پتروشیمی که موظف بوده نیاز بازار داخلی را تامین کند و این کار را انجام داده است هیچ محدودیتی بر سر راه صادراتش نیست.
وی افزود: هر شرکتی در این زمینه مشکلی دارد به ما مراجعه کند تا وضعیتش را بررسی کنیم. تنها محدودیتی که در مورد واحدهای پتروشیمی وجود دارد این است که آن‌ها باید نیاز تولیدکنندگان داخلی را درخصوص مواد اولیه تامین کنند و می‌توانند مازاد محصولات خود را نیز صادر کنند.
در تازه‌ترین اظهارنظر نیز علی‌اصغر رمزی، مسئول کمیته تخصصی تنظیم محصولات پتروشیمی گفته هیچ مشکلی بابت صدور مجوز صادرات محصولات پتروشیمی مازاد بر نیاز داخل وجود ندارد و‌ در ماه‌های اخیر ۴۸ فقره مجوز صادرات با تنا‍ژ ۷۷۳ هزار و ۲۰۰ تن برای واحدهای تولیدی فعال در این حوزه صادر شده است.
نکته جالب اینجاست که واحدهای پتروشیمی در شرایطی تاکنون تلاش داشته‌اند که از شرایط پیش آمده برای نرخ ارز حداکثر استفاده را ببرند که به گفته رییس سازمان توسعه تجارت واحدهای پتروشیمی هنوز به تعهد خود در زمینه عرضه ارز حاصل از صادراتشان به مرکز مبادلات ارزی عمل نکرده‌اند و اگر آن‌ها ارز خود را وارد این مرکز کنند نرخ ارز در بازار کاهش بیشتری را تجربه خواهد کرد.

اوضاع سوریه خواب روسیه را آشفته کرده است!

Protest at Mursi’s residence, after his son ‘insulted’ officer

Share Button
&nbsp
Mursi’s sons have been a source of disturbance to their father lately, already facing with growing popular anger over deteriorating economic and political conditions.

 By AL ARABIYA

Several officers of Egypt’s central security forces staged a protest Friday outside the home of President Mohammed Mursi in the Eastern Province in solidarity with a colleague officer who was reportedly insulted and intimidated by a son of the president.

Lieutenant Ahmed Hamdi, assigned to guard the president’s house engaged in a verbal altercation on Friday with Mursi’s youngest son, Abdullah, who ended up threatening him that he will be “kicked out of his job,” the privately-owned daily Youm 7 reported.

The incident occurred when Mursi’s son and one of his friends were stopped at the gate of Mursi’s residence because the BMW car they were driving did not have a presidential plate, according to the report.

Displeased son of the president reportedly shouted the officer: “Don’t you know who I am?” before threatening that if he doesn’t open the gate he would be fired from him job.

In a bid to ease the situation, Mursi’s other son, Osama, called the officer to apologize on behalf of his brother.

But Hamdi rejected the apology and complained to the head of the central securities in the eastern province.

Mursi’s sons have been a source of disturbance to their father lately, already facing with growing popular anger over deteriorating economic and political conditions.

Earlier in February, Mursi’s son, Omar, withdrew from taking up a job with a firm affiliated to the civil aviation ministry after the news outraged the public, considering it a form of nepotism.

Omar Mursi’s decision to drop his post at the Holding Company for Airports and Air Navigation highlights the influence Egypt’s independent media yield over the country’s leaders in the post-revolutionary stage.

The Future of Hezbollah

Share Button

 The report quotes one Hezbollah commander as saying: “If Bashar goes down we’re next”. Elsewhere, Filkins quotes another leader acknowledging that a Hezbollah commander has died in Syria “performing his jihad duties”. Later on, another party source contends, “The Arab countries are spending money to destroy Syria and Hezbollah.”
 
الشرق الاوسط
By Adel Al Toraifi On February 27, 2013
In a lengthy report published by the New Yorker magazine this week, the famous journalist Dexter Filkins wrote about the growing concerns within Hezbollah circles about the ongoing civil war in Syria, where the Assad regime is fighting for survival with the support of its allies in Iran, Lebanon, and Iraq.

Filkins, who spent some time in Beirut’s southern suburbs and in the border regions adjacent to Syria, was able to talk with some Hezbollah fighters and even attended the memorial services of some elements who had died while fighting alongside the Syrian regime in its efforts to quell the uprising.

The report quotes one Hezbollah commander as saying: “If Bashar goes down we’re next”. Elsewhere, Filkins quotes another leader acknowledging that a Hezbollah commander has died in Syria “performing his jihad duties”. Later on, another party source contends, “The Arab countries are spending money to destroy Syria and Hezbollah.”

The picture portrayed by Filkins reflects a party feeling threatened and anxious as the Syrian warfare approaches its own strongholds. There is a state of self-containment and mistrust among the Hezbollah leadership, with nihilistic tendencies dominating all discussions and talk of a final battle and death before surrender. For more than two years Hezbollah the party has tried to distance itself—in the media—from the course of events in neighboring Syria, while its leader, Hassan Nasrallah, has launched statements in support of his Syrian ally, calling for “resistance” and opposition to the Israeli enemy. However, this rhetoric has not succeeded in justifying Nasrallah’s position towards the human suffering that the Syrian regime has caused.

Inside Lebanon, Hezbollah gained the acceptance and appreciation of some due to its “resistance” work and its talk of liberating the land, and its popularity rose sharply following the Israeli withdrawal in 2000. The party reached heroic status in some parts of the Arab world even after igniting a costly thirty day war with Israel in 2006. However, part of this burgeoning popularity was subjected to a strong setback after Hezbollah’s military invasion of Beirut and other areas in 2008, which some saw as an attempt to intimidate the Sunni community and the party’s opponents from other sects. At the time, Hezbollah justified its actions by describing them as a response to attempts to link the party to several assassinations that had recently been carried out against opposition Lebanese figures, most notably Rafik Hariri, the late Lebanese prime minister. Even so, some popular circles remained understanding or silently accepting of Hezbollah’s position, but since the outbreak of the events in Syria the party has found itself in an unprecedented moral dilemma.

The overwhelming tendency of the Arab street sympathizes with the Syrian demonstrations, and Hezbollah’s inexcusable stance alongside the Syrian regime has generated a kind of frustration and anger towards the party. It seems that Hezbollah has decided to stand in line with a regime that kills its own citizens, and has even opted to send its own elements to participate in the civil war of a neighboring country. When the so-called “Arab Spring” broke out, the Hezbollah leadership adopted the official Iranian stance in support of regime change, but as the uprisings continued Syria changed the rules of the game, whereby Hezbollah sided with the Assad regime at the expense of the unarmed Syrian citizens. This can be considered the critical moment when the party lost its regional popularity, and transformed into a sectarian and ideological opponent for broad sectors of the region. There is no doubt that Hezbollah is currently going through its most difficult days. It is no longer considered a hero in the Arab world but rather the odious enemy of the masses themselves, who used to boast of the party’s achievements a few years ago. These losses—at least for the foreseeable future—could change the position of Hezbollah and its forces not only in Lebanon but in the whole region; a region that is strongly against the party’s participation in the killing of innocent people. Perhaps Hezbollah’s leaders never imagined that all their achievements would one day transform into a heavy burden, but the most important question today is: What is the future of Hezbollah in light of what has happened?

To begin with, it must be noted that Hezbollah, despite its grave losses, still has some allies both inside and outside of Lebanon, particularly among some minority circles who feel threatened. Above this, the party boasts an arsenal of weapons and popular Shi’ite support, both of which encourage it to pursue military force within its immediate surroundings. But nevertheless, these factors are being genuinely under threat with the Syrian armed opposition forcing Hezbollah to defend its border positions. In the event of the fall of the Assad regime, there are no guarantees that the war will not spread towards Hezbollah’s areas of influence inside Lebanon, and the party could soon find itself confronted by many forces greater than it. Perhaps it is necessary to consider the party’s alternatives following the fall of its traditional ally, which used to provide it with a safe passage financially and militarily from Iran.

Here we should not forget that Hezbollah was founded before the consolidation of Iranian-Syrian relations, and that the party itself originally fought battles with the Syrians to impose itself as a military reality parallel to—but independent of—the Syrian army.

During the years that preceded the Israeli withdrawal from southern Lebanon, Hezbollah used to declare that it alone had the final say in what was going on. Nevertheless, the party—which was established mainly for military purposes—has been unable, ever since dominating the Lebanese government in 2004, to put itself forward as a political alternative to the Lebanese state, despite the best efforts of its Iranian stepfather. Perhaps this is what is concerning Hezbollah at the current moment, namely that it will be forced to change its radical course to become more conciliatory and accepting in the Lebanese environment, in order to regain its popularity in the wider region. In other words, Hezbollah today has to choose between fighting a regional war to regain what it has lost in terms of its moral and military presence, or to follow the “peaceful” road and change its philosophy, if not its leadership, which has lost all its former legitimacy. At this moment, no one is able to predict, but it would be surprising if Hezbollah remained as it is after all that has happened. We have become accustomed to the party—as an extension of Iran—changing its policies and even its leaders in order to protect Iranian interests first and foremost, and only then the interests of the party.

Some might think that it would be difficult for Iran to get rid of a charismatic personality like Hassan Nasrallah, but there are historical precedents to suggest that the Iranian regime does not mind sacrificing its men in order to preserve its interests. Perhaps such a scenario is unlikely at the current moment, where it can be said that Nasrallah has transformed into a symbol for the party and the Shi’ite’s struggle for “resistance”. However, past experience suggests that the removal of certain personalities does not mean their retirement but rather their assassination, as regimes only seek to protect their interests, not their loyal men.

A Hezbollah activist recently appeared on television warning of the danger of the Al-Nusra Front in Syria and its alleged links to Al-Qaeda, claiming that this is evidence of the armed Syrian uprising deviating from its course. The activist then accused Gulf entities of supporting a “Sunni jihad” threatening minorities.

In truth it is interesting that Hezbollah leaders have begun to scaremonger by portraying others as jihadists, while the same rhetoric applies to them.

During his last recorded appearance, Nasrallah argued that his party would not tolerate any attempts to curb its influence, and that it would fight to the end. There is no doubt that Nasrallah meant what he said, or that he is ready to sacrifice the innocent in order to retain the influence of his party, just as Assad is doing now. Indeed it is sad that those currently in control of the fate of Syria and Lebanon are people who believe that when it comes to history, they will have the last word.

Adel Al Toreifi
Adel Al Toraifi [1]
Adel Al Toraifi is the Editor-in-Chief of Asharq Al-Awsat and Editor-in-Chief of Al Majalla magazine. As a specialist in Middle Eastern affairs his research focuses on Saudi-Iranian relations, foreign policy decision making in the Gulf and IR theories on the Middle East. Mr Al-Toraifi is currently a PhD candidate at the London School of Economics and Political Science.

Egypt’s army and presidency: A delicate dance