Archive for: April 2013

جنگ داخلی در عراق هم اکنون آغاز شده است!

Share Button

بلند پروازیهای فرا مرزی دستگاه رهبری ایران مانند بلند پروازیهای اتمی اش هزینه های بسیار سنگینی را برای مملکت رقم خواهد زد که ابعاد و میزان فاجعه بار بودن پیامدهای آنرا فقط خدا میداند.

ویدئو کلیپهای تظاهرات در کرکوک در مراسم نشیع جنازه  کشته شدگان درگیری های دیروز

سایت خبری نهار نت گزارش میدهد که نیروهای مسلح مخالف دولت بغداد  پس از ساعتها درگیری که ۵۴ تن کشته از دو طرف بجای گذارد، شهر«سلیمان بک» واقع در در شمال بغداد را کاملاً به تصرف خود درآوردند. این گزارش حاکی از این است که تمام نیروهای دولتی شهر را بکلی ترک کرده اند. گزارشهای دیروز حکایت از این داشت که ارتش از هلیکوپتر های توپدار علیه معترضین استفاده کرده است. وقتی کار دولت مالکی به استفاده از هلی کوپترهای  توپدار علیه معترضین غیر مسلح و یا حتی  مسلح به سلاحهای سبک و به تعداد محدود میکشد، معنای آن اینست که دولت مالکی نیروی رزمی قابل اعتمادی که در میدان عملیاتی زمینی و نفر به نفر، حریف مخالفین شود نداشته است و این همان راهی است که بشار اسد قریب دو سال پیش با به توپ بستن معترضین درعا و حما و حمص، در پیش گرفت با این تفاوت که دولت مالکی نه اقتدار سیاسی اسد، نه ارتشی مطیع و طایفه ایی شده مانند ارتش سوریه و نه یکپارچگی سیاسی  دستگاه حکومتی رژیم دمشق را دارد،  مضافاً اینکه هنوز نقش نظارتی سازمان ملل در عراق، اعتبار قانونی خود را همچنان دارا میباشد و این سازمان میتواند و حق دارد در امور داخلی عراق دخالت کند [ تا چه حد؟ من نمیدانم].

برخلاف شدت عمل دولت مالکی رئیس مجلس عراق، اسامه نُجیفی به نیروی مسلح  عراق هشدار داد که در برا بر مخالفین ازخود خویشنداری نشان داده و اوضاع را متشنج تر نکنند، همان هشداری که مارتین کوبلر نماینده سازمان ملل در امور عراق هم ، قبلاً داده بود.

حویجه

Iraqi protesters hold a sign reading “Revolution of free Iraqis” as others flash the victory sign during a demonstration in the northern Iraqi town of Hawijah, south of the ethnically mixed city of Kirkuk, on March 8, 2013. (AFP

در حرکتی بحران ساز تر؛ دو روز قبل، بدنبال بایکوت جلسات کابینه از طرف وزرای کرد، نوری المالکی وزیر خارجه دولت خود، هوشیار زیباری را که پست وزارتی خویش را در تمام دولتهای پس از سقوط صدام حفظ کرده بود، معزول و شهرستانی را بجای آن گمارد و اعلام کرد اگر وزرای کُرد با بازگشت به فعالیت وزارتی خویش به انجام وظیفه خود نپردازند همه آنها را عزل و جایگزین خواهد کرد.البته بعداً سایت خبری الجزیره خبر داد که این تصمیم لغو شده است و خود زیباری هم در مصاحبه ایی گفت که این تصمیم قابل اجرا نیست.

در همین حال خبرهای از “حویجه” حاکی از اینست که در آن شهر هم نیروهای مخالف دولت، کنترول یک ایستگاه پلیس را به دست گرفته اند. همین خبر گزاری از گسترش درگیریها ازحویجه و کرکوک به سایر مناطق حکایت دارد و یکی از سران عشایر منطقه تکریت به آژانس خبری فرانس پرس گفته است که؛ خطر خارج شدن درگیریها از کنترول وجود دارد.

این ساده اندیشی است اگر تصور شود دولت مالکی میتواند از نیروهای مسلح عراق، با بافت موزائیکی آن، بدون ایجاد خطر ازهم پاشاندن وحدت سازمانی و ساختاریش، از آن به میل خود استفاده کند. در چنین حالتی، تنشها و تفاوت های مذهبی و فرقه ایی و قومی، این ارتش را درصورت روی  در روی کردن آن با مردم، از داخل متلاشی خواهد کرد، ارتشی که برای درست کردن آن پس از صدام، صدها میلیارد دلار خرج شده است و در جامعه ایلی عشایری عراق که احزاب سیاسی آنهم چیزی جز مراکز ستادی فرقه های مذهبی و قومی نیستند یگانه لنگر سنگین ثبات سیاسی میتواند باشد.

بحران کنونی عراق را نباید جدا از تحولات منطقه دید بلکه بعنوان آنرا باید بخشی از آن جریانی دانست که هرچند مرکز ثقل آن عمدتاً سوریه و لبنان میباشد ولی بی هیچ تردیدی، امواج آن، دینامیکال ایران را نشانه گرفته است، دید و تلقی کرد. روزهای آینده، روزهای بسیار سرنوشت سازی نه تنها برای عراق بلکه برای کل منطقه است و بستگی به این دارد که بحران کنونی مهار خواهد شد و یا نه آنچنان که آن رهبر قبیله تکریتی گفته است از کنترول خارج میگردد.

بنظر من موازنه استراتریک در عراق و منطقه بطور قاطع بزیان ایران در حال بهم خوردن است. دیروز”تماّم سلام” نخست وزیرِ “درجریان انتصاب” لبنان، از بلوک ۱۴ مارس، خبر از کوتاه آمدن مخالفتها برای تشکیل دولتی غیر حزبی با ۲۴ وزیر داد و از دیدارش با نماینده حزب الله لبنان اظهار رضایت کرد. راه آمدن حزب الله لبنان در چنین مورد استراتژیکی را (عدم حضور در دولت که تا امروز هم بخشاً زیر کنترول اوست)؛  را نمیتوان به هیچ چیز جز آماده شدن تدریجی حزب الله برای کنار آمدن با سایر نیروهای سیاسی لبنان که همگی ضد حکومت اسلامی ایران هم هستند، تلقی کرد.

بلند پروازیهای فرا مرزی دستگاه رهبری ایران مانند بلند پروازیهای اتمی اش هزینه های بسیار سنگینی را برای مملکت رقم خواهد زد که ابعاد و میزان فاجعه بار بودن پیامدهایش را آنرا فقط خدا میداند.

 

 

W460

 توجه!  

آخرین خبر تا لحظه ایی پیش پنجشنبه ۲۵ آوریل

اسوط العراق:

نوری المالکی نسبت به خطر جنگ داخلی هشدار داد و خواهان گفتگوی ملی شد!

«««««««««««««««««««««

Gunmen Take Control of Iraqi Town after Deadly Fighting

by Naharnet Newsdesk ۷ hours ago

Gunmen seized control of Sulaiman Bek, a town north of Baghdad, following deadly fighting with Iraqi security forces on Wednesday, officials said.

Security forces have completely withdrawn from the area, which is now under the control of the gunmen, Shalal Abdul Baban, a local administrative official responsible for the area, told Agence France Presse.

Niyazi Maamar Oghlu, a member of the provincial council in Salaheddin province, where Sulaiman Bek is located, also said authorities had lost control of the town.

Both officials said a strategic road between Baghdad and Tuz Khurmatu, a town to the north of Sulaiman Bek, had been cut.

Clashes between security forces and protesters near Hawijah, in northern Iraq, left 53 people dead, and sparked a wave of revenge attacks in which dozens more have died.

Protesters have taken to the streets in Sunni-majority areas for more than four months, calling for the resignation of Prime Minister Nouri al-Maliki and decrying the alleged targeting of their minority community by the Shiite-led authorities.

The wave of violence that began on Tuesday is the deadliest to date linked to the protests.

پولشویی پولهای مواد مخدره حزبالله لبنان!

Share Button

 دو لبنانی دستگیر شده در آمریکا  متهم شده اند که به پولشوئی پولهای حاصله از قاچاق برون مرزی مواد مخدر توسط حزب الله اشتغال داشته اند.  حتی اگر دستگاه قضایی  و پلیس ایالات متحده هم نتواند این جرم قاچاق مواد مخدره و پولشویی را اثبات کند، من در واقعیت این مسئله کمترین تردیدی ندارم زیرا دقیقاً بیاد دارم که یکی از روحانیون مرتبط با حاکمیت در ایران، قریب ۷ سال پیش غرب را تهدید کرد که؛ ما تمام اروپا و آمریکا را با مواد مخدر اشباع میکنیم. حزب الله لبنان از رهبری ایران جدا نیست و فعالیت آنها جدا از همدیگر نمی باشد. قاچاقچی گری وپول شوئی؛ پولهای حاصله از قاچاقاق مواد مخدر توسط حزب الله را میتوان بخشی از استراتژی دولت ایران، حزب الله و دولت سوریه، علیه غرب دانست که هرچند بطور قطع موفقیتی در کمک به رژیم ایران و رژیم اسد در سوریه نخواهد داشت ولی  میتواند به مسئله ای جدی، حیثیتی و دیپلماتیک برای میهن ما تبدیل شود ولی از آن مهمتر، مسئله سقوط کشورمان و قدرت سیاسی آن به سطح  قاچاقچی گری بین المللی مواد مخدر، در دنیا، حائز اهمیت باشد. البته رژیم ایران از این آلوده شدن هراسی ندارد ولی ما ایرانیان چه؟ 

U.S. Accuses 2 Lebanese Exchange Firms of Laundering Money for ‘Hizbullah-Linked’ Drug Kingpin

 

by Naharnet Newsdesk ۳ hours ago

W460

The United States designated two Lebanese foreign exchange firms as significant money launderers on Tuesday, saying they “moved money for drug traffickers and benefited Hizbullah.”

The U.S. Treasury named Kassem Rmeiti & Co. For Exchange and Halawi Exchange Co. for sanctions which freeze any assets they have on U.S. soil and ban Americans and U.S. businesses from any transactions with them.

It said both had been used to move money by the Ayman Joumaa narcotics network, a primary target in recent years of U.S. law enforcement, since the Treasury cracked down on the Lebanese Canadian Bank in 2011 for its alleged money laundering activities.

After sanctions deprived the Lebanese Canadian Bank access to key parts of the global financial system, the Treasury said, the Joumaa group used Kassem Rmeiti and Halawi to move its money, including passing millions through other banks into the United States to buy used cars, which are then exported to West Africa.

Both were linked to Benin-based money launderers and drug groups, according to the Treasury.

Both were also tied by the Treasury to money transfers for Hizbullah or the party’s officials.

Halawi especially poses “a substantial threat to the U.S. and international financial systems,” the Treasury said, due to its “extensive illicit financial activity on behalf of a variety of international narcotics trafficking and money laundering networks.”

“Today’s action reflects the Treasury Department’s continuing commitment to target illicit financial networks that launder millions of dollars in funds for narcotics traffickers and that, in the process, provide substantial financial benefits to the terrorist organization Hizbullah,” the Treasury said in a statement.

عراق بسوی جنگ داخلی

Share Button

ایران در شرایطی نیست که با دخالت بیشتر خود بتواند بطور جدی روی موازنه نیرو در عراق تأثیر گذاری کند و فقط ممکن است پایش به بحران و چنان باتلاقی کشیده شود که بیرون آمدن از آن به هیچ وجه آسان نخواهد بود.  

 

 

برای دومین بار ظرف هفته گذشته  بین اهاالی شهرسُنی نشین هویجه و نیروهای نظامی دولت  مرکزی عراق درگیری مسلحانه رخ داده است. در درگیری قبلی که روز جمعه گذشته بوده ۲ نفر و این بار به روایت الشرق الاوسط ۲۳ تا ۲۶ نفر دیگر کشته و ۲۰  نفر در این درگیریها زخمی شده اند. بدنبال این درگیریها ۷۵ نفر نیز دستگیر شدند. این درگیریها در ادامه تنشی فرقه ای است که اینک چندین ماه  است  عراق را درخود گرفته ادامه داشته و نه تنها  چشم اندازی هم برای حل آن یافت نمیشود بلکه  با گذشت هر روز بر دامنه آن افزوده  هم میشود. سایت العربیه در بخش انگلیسی امروز خود نیز از کشته شدن ۱۵ نفر گزارش داده است که روشن نیست آنها شامل همین تعداد  کشته هایی هستند که الشرق الاوسط گزارش کرده است و یا کشته شدن آنها امروز رخ داده است.

بهر روی، تنش بین دولت نوری المالکی و معترضین استان الانبار و شهر کرکوک در شرایطی رخ میدهد که انتخابات شوراهای استانی و شهری هم در این کشور در جریان بوده  و تب سیاسی در کشور نسبتاً  بالا است. نتیجه انتخابات انجام یافته دیروز، تا ۴ روز دیگر اعلام میشود. ولی میزان شرکت کننده بسیار نازل و در مجموع در حد ۵۰%  بوده است که برای  انتخابات استانی میزان بسیار قلیلی است و از هر سو بدان بنگریم گویای کاهش چشمگیر آرای  جبهه ائتلافی شیعه به رهبری مالکی و جعفری و حکیم است.

نکته مهمتر در درگیریهای اخیر اینست که دولت مالکی نه از نیروهای انتظامی بلکه از نیروهای نظامی  برای سرکوبی اعتراضات کمک گرفته  و این بدین معناست که با این کار خود، کل ارتش عراق را در معرض خطر تجزیه قرار داده است. اُساما نجیفی رئیس پارلمان عراق  ضمن محکوم کردن سرکوب معترضین “هویجه” خواستار این شده است که معلوم شود چه کسی چنین دستوری را صادر کرده است و نماینده سازمان ملل، مارتین کوبلر، هم از دولت و نیروهای مسلح آن خواسته است که در برابر  این اعتراضات نهایت خویشتنداری را از خود نشان دهند که دولت عراق عکس این درخواست رفتار کرده است. مارتین کوبلر ، کروهی را برای تحقیق در اطراف درگیریها به منطقه فرستاده است.

اینک، ارتش شهر  هویجه را محاصره و بنا به گزارش العربیه مانع رسیدن مواد غذایی و حتی دارو بدانجا  شده است. ارتش از معترضین میخواهد که آنها یی را که بسوی  نیروهای آن آتش گشوده و نظامیان را کشته اند تحویل دهند و معترضین هم از ارتش میخواهند که آنها یی را که معرتضین را کشته اند تحویل معترضین دهند.

واقعیت اینست که به فرض (کاملاً محال) تحویل مجرمین یا تروریستها یا هرچه میخواهیم آنها را بنامیم به دولت یا ارتش؛ در شرایط سیاسی و اجتماعی کنونی عراق و در کوران بحران فرقه ایی در آن کشور، دولت مالکی و دستگاه قضایی  کشور، اگر انها را به مجازاتی که برای تروریستها در قانون منظور است برسانند در حکم کبریت زدن به انبار باروت تنش فرقه ایی و برافروختن حریق یک جنگ داخلی وسیع است و اگر با آنها هیچ کاری نکنند در حکم ورشکستگی سیستم قضایی عراق است و از آنسو نیز، معترضین خواهان مجازات آنهایی شده اند که بسوی مردم تیراندازی و آنها را کشته اند. مجازات قاتلان معترضین نیز امری است که مطلقاً از عهده دولت مالکی برنمی آید زیرا این درحکم سپر بلا کردن ارتش و خالی کردن پشت آن بلحاظ حقوقی و قانونی در چنین مواقعی است که  قطعاً موجب برداشته شدن حمایت دستگاه نظامی و انتظامی از پشت سر دولت مالکی میشود.

بنظر من اگر سازمان ملل که هنوز حق دخالت در امور عراق را دارد دخالت نکند و یا اینکه دولت مالکی با یک چرخش ۱۸۰ درجه ایی با مخالفین به تفاهم و تعامل نرسد هیچ نیرویی نمیتواند مانع وقوع یک جنگ داخلی که بیشک به تجزیه آن کشور منجر خواهد شد بشود.

ایران در شرایطی نیست که با دخالت بیشتر خود بتواند بطور جدی روی موازنه نیرو در عراق تأثیر گذاری کند و فقط ممکن است پایش به بحران و چنان باتلاقی کشیده شود که بیرون آمدن از آن به هیچ وجه آسان نخواهد بود.

در آخرین لحظه درج این یاداشت گزارشی هم در اهرام آنلاین مصر دیدم که از کشته شدن ۵۴ نفر، تعداد زیادی مجروح، مصادره مقدار زیادی اسلحه، آتش زدن دو خود روی نظامی، ربودن دو سرباز توسط مخالفین و و کشته شدن حد اقلذ دو افسر حکایت میکرد. متن انگلیسی در زیر درج شده است. سئوال اینک؛ مسئله اساسی اینست که حریق به دروازه های میهن ما رسیده است.  داستان ادامه خواهد داشت. فقط میتوان گفت آنها که” بادِ ” شیعه ـ سنی و اسلامگرایی کاشتند باید منتظر درویدن طوفان فرقه گرایی باشند. لبه تیز اسلامگرایی منطقه دیگر نه آمریکا و اسرائیل بلکه ایران شیعی را نشان گرفته است و این واقعتیتی است که هرچه زود تر درک شود بهتر است.

پایان مطلب

«««««««««««««««««««««««««««««

آخرین خبر از العربیه فارسی

دبی – العربیه.نت

خبرنگار العربیه در بغداد روز سه شنبه ۲۳-۴-۲۰۱۳ گزارش داد بر اثر حمله نیروهای عراقی به تجمعات اعتراضی در کرکوک ۱۰۰نفر کشته و صدها نفر دیگر زخمی شدند.

به گزارش العربیه پس از این حادثه افراد مسلح وابسته به قبایل مخالف نوری المالکی نخست وزیر عراق در خیابان های شهر کرکوک مستقر شده اند.

بر اساس این گزارش در حمله به محل اعتصاب معترضان در شهر کرکوک هلی کوپترهای عراقی شرکت داشته اند.

خبرنگار العربیه افزود که افراد مسلح وابسته به عشایر کرکوک برخی پست های بازرسی در این شهر را مورد حمله قرار دادند.

خبرگزاری فرانسه به نقل از یک منبع نظامی در عراق گزارش داد که در برخی مناطق شهر کرکوک از جمله “الحویجه” و “الریاض” منع آمد و شد برقرار شده است.

استان های الانبار صلاح‌الدین، دیالی، نینوا و کرکوک از ماهها پیش در اعتراض به سیاست‌های نوری المالکی نخست وزیر عراق ، شاهد اعتراضات سراسری بوده است.

در همین حال خبرگزاری فرانسه از کشته شدن ۴ نفر زخمی شدن ۱۳ تن دیگر بر اثر انفجار دو بمب در یکی از مساجد بغداد خبر داد.

یک منبع در وزارت کشور عراق این خبر را تایید کرده و گفته است که در جریان این انفجار ۴ نفر کشته و ۱۳ تن دیگر زخمی شده اند.

پایان گزارش خبری تحلیلی

kkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkk

یک  توضیح:

کپی تکستهای و منابع رسانه ایی انگلیسی بیشتر برای آرشیو خودم است. ولی البته برای دریافت جزئیات گزارشهای خبری  یا رفرنس میتواند آنها را مورد استفاده قرار داد و خوانندن آنها مفید میتواند باشد.

 

Iraqi Officials Say 23 Dead after Protests in Hawija

Sunni Muslim protests near Kirkuk turn violent

Iraqi soldiers surround an ambulance as it arrives at a hospital following clashes between security forces and anti-government protesters, allegedly infiltrated by militants, on April 23, 2013. Source: AFP Photo/Marwan Ibrahim

Iraqi soldiers surround an ambulance as it arrives at a hospital following clashes between security forces and anti-government protesters, allegedly infiltrated by militants, on April 23, 2013. Source: AFP Photo/Marwan Ibrahim

London, Asharq Al-Awsat—Clashes broke out earlier today, Tuesday, April 23, between Sunni protesters and Iraqi security forces. In a statement, Iraqi officials said that 23 people had died at a makeshift protest camp in the town square at Hawija, near Kirkuk, although other reports put the death toll at 26 or more.

The clashes come as part of an increase in violence and sectarian tension throughout the country. Last week’s provincial elections—the first to take place since US troops withdrew in 2011—were tainted by a wave of attacks.

This is the second time in a week that the small town of Hawija has been subject to violence. Similar events four days earlier, on Friday, resulted in two deaths. One of the dead in that attack was an Iraqi officer.

Since then, the town has been surrounded by security forces, which demanded that those responsible be handed over to the authorities.

Early on Tuesday, “joint forces entered the square in order to search for and arrest wanted men when the clashes with armed elements took place,” according to a statement from the Ministry of Defense.

A separate statement issued earlier in the day said that “the armed forces were … enforcing the law by using riot gear when they came under heavy fire.” This allegedly included being targeted by machine guns and sniper rifles.

The latest official statement confirmed that the military had killed 20 insurgents, arrested 75 others, and seized a large weapons cache. There is to be an investigation into “the reasons for this large amount of weapons” at a location that is “supposed to be a peaceful protest site.” It also confirmed that one officer and two soldiers had been killed in the clashes, with a further nine personnel suffering injuries, leaving the official number of dead at 23.

But local protesters say that they were unarmed when security forces stormed the town center, providing a conflicting narrative.

UN special envoy Martin Kobler made a statement denouncing the violence. “I encourage the Iraqi security forces to exercise the utmost self-restraint in

.maintaining law and order and the demonstrators to continue to preserve the peaceful character of the demonstrations,” he said.

«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««

اهرام آنلاین

««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««

اهرام آنلاین ۲۴ ۰۴

AFP , Wednesday 24 Apr 201

Protest-related violence kills 54 in Iraq

The death of 54 people and the resignation of two Sunni ministers are the outcome of bloody clashes in Iraq

A wave of clashes and attacks involving Iraqi security forces, protesters and their supporters on Tuesday left 54 people dead and prompted two Sunni ministers to quit, sending tensions soaring.

The unrest, which also included the kidnapping of a soldier by armed protesters, was the deadliest so far linked to demonstrations in Sunni areas that erupted more than four months ago.

The protesters have been demanding the resignation of Shiite Prime Minister Nuri al-Maliki and railing against the alleged targeting of their community by the authorities.

Apparently unrelated attacks on Sunni worshippers also killed 13 people, bringing the Tuesday death toll to 67.

Tuesday’s violence broke out before dawn when security forces entered an area where demonstrations have been held since January near Hawijah, west of Kirkuk province’s eponymous capital, according to senior army officers, who gave a toll of 27 people killed there and around 70 wounded.

But accounts differed as to the spark for the bloodletting in the northern Iraqi province.

One of the officers, a brigadier general for the area, said the operation was aimed at Sunni militants from a group known as the Naqshbandiya Army, and that security forces only opened fire after they were fired upon.

A second officer said 34 Kalashnikov assault rifles and four PKM machineguns were recovered at the scene.

Two soldiers were killed and seven wounded in the operation, while the rest of the casualties were a combination of protesters and militants, the officers said.

Protesters, however, insisted the army had provoked the clashes.

Security forces “invaded our sit-in today, burned the tents and opened fire indiscriminately and killed and wounded dozens of protesters,” Abdulmalik al-Juburi, a leader of the Hawijah sit-in, told AFP.

“We only have four rifles to protect the sit-in, and there are no wanted people among us,” Juburi said.

The dawn violence sparked revenge attacks.

Thirteen gunmen were killed carrying out attacks on army checkpoints in Kirkuk province, the army officers said.

“When they heard the news about the killed and wounded in the sit-in, sons of the tribes from all the villages in Kirkuk cut the roads and attacked checkpoints and military headquarters and took control of some of the checkpoints for a short time,” Juburi said, also putting the toll at 13 dead.

Armed protesters later killed six Iraqi soldiers and kidnapped a seventh near Ramadi, west of Baghdad, burned two armoured personnel carriers and held the soldier at the site of their sit-in on the highway, police First Lieutenant Ibrahim Faraj said.

Gunmen attacked checkpoints in the Sulaiman Bek area in Salaheddin province, sparking clashes in which five Iraqi soldiers and one gunman were killed, and six other gunmen wounded, said Ahmed Aziz, a member of the local municipal council.

And gunmen killed two federal police and wounded three in Fallujah, west of Baghdad, a police officer and a doctor said.

Two ministers quit in the wake of the initial violence on Tuesday, bringing the number of Sunni cabinet ministers who have resigned since March 1 to four.

An official from Deputy Prime Minister Saleh al-Mutlak’s office said education minister Mohammed Ali Tamim had resigned, while Parliament Speaker Osama al-Nujaifi later said science and technology minister Abdulkarim al-Samarraie told him by telephone he too was quitting.

Agriculture minister Ezzedine al-Dawleh quit on March 8 and finance minister Rafa al-Essawi did likewise on March 1.

Tuesday was not the first time that anti-government demonstrations in Iraq have turned deadly — security forces killed a protester in the northern city of Mosul on March 8, and eight demonstrators near Fallujah, west of Baghdad, on January 25.

Thirteen people were also killed in apparently unrelated attacks on Tuesday.

Two rounds of mortar fire hit a Sunni mosque in Muqdadiyah, northeast of Baghdad, killing nine people and wounding 25, police and a doctor said.

Earlier, two roadside bombs exploded as Sunni worshippers were leaving dawn prayers in south Baghdad, killing at least four people and wounding 14, an interior ministry official and a medic said.

العربیه

۲۴ ۰۴

Mediation attempt between Haweeja demonstrators and army failed

4/21/2013 5:26 PM

KIRKUK/ Aswat al-Iraq: The Joint Arab Meeting in Kirkuk said today that the mediation attempt between Haweeja MPs and the army failed, as expected, because the latter did not open blockade against the demonstrators’ square, demanding to hand over some demonstrators and ending arming the camp.

In a statement, copy received by Aswat al-Iraq, the blockade is still going on and the food and medical supplies are still not allowed by the army, despite tribal sheikhs’ calls to end the crisis.

“The pretext that all are occupied with the elections is over”, the statement added.

It concluded that “the blockade is a human tragedy that should not be made by the Iraqi army against the Iraqi people, because they are one people, either military or civilian”.

The demonstrators called to hand over the wanted persons from both sides, denouncing cutting off the routes and the arrest campaign made by the army against the Arabs for unknown reasons till now.

The Joint Arab Meeting in Kirkuk comprises of 20 Arab components

«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««

BAGHDAD/ Aswat al-Iraq: Election Commission spokesman Safa’ al-Mussawi said here today that 90% results of the provincial elections of 2013 will be announced within four days.

The remaining 10% shall be announced after solving all complaints, the spokesman added.

The Election Commission announced that participation percentage reached 50% of the total voters.

The voting started at 7 a.m.
before yesterday, Saturday, in all parts of Iraq, where 13.8 million Iraqi will vote in 12 provinces, out of 18.

Anbar and Ninewa elections were postponed for security reasons, while Kirkuk elections were postponed for legal and procedural differences.

As for the Kurdish region, the elections in Arbil, Sulaimaniya and Duhuk, shall be conducted separately.

This is the first election after US withdrawal, amid political crisis among the political blocs that lasted for 16 months.

«««««««««««««««««««««««««««««««««

Violence in Iraq kills 15 as backlash begins over Kirkuk incident

Wednesday, 24 April 2013

Dozens of people were killed and injured when Iraqi security forces stormed a Sunni Muslim anti-government protest camp in Hawija, near Kirkuk, on Tuesday. (Reuters)

Al Arabiya with Agencies –

Violence in Iraq killed 15 people on Wednesday, including 12 security force personnel and gunmen who died in attacks apparently launched in revenge for deadly clashes at a protest, officials said.

Tensions are rising since dozens of people were killed and injured when Iraqi security forces stormed a Sunni Muslim anti-government protest camp in Hawija, near Kirkuk, on Tuesday. The raid on the protest was followed by an attack on Iraqi army checkpoints.

Iraqi officials are meeting in Anbar, in the western region of Iraq, to discuss the crisis in Kirkuk, Al Arabiya’s correspondent reported on Wednesday.

Following the raid on the camp, coordination committees in Anbar called on tribesmen in the province to take up arms and remain on high alert.

Iraqi Premier Nuri al-Maliki has ordered the establishment of a fact-finding mission to investigate the details of the Hawija incident.

Meanwhile, Iraqi Parliament Speaker Osama al-Nujaifi labeled the incident in Hawija as a “catastrophe,” adding that the army’s action against the protesters was a “flagrant violation of the constitution.”

Nujaifi also questioned who gave the order for Iraqi forces to target protesters.

The truth remains a mystery

Until the fact-finding mission completes its task, the truth of what happened in Hawija will remain unclear, although dozens were killed and injured, Al-Arabiya’s correspondent reported.

Statements on what happened during the raid on Hawija are contradictory.

The defense ministry had said that its forces raided the anti-government protest camp to look for outlaws after two military checkpoints were attacked in the area of al-Rashad in the province.

According to the defense ministry’s statement, clashes occurred with armed men leading to fatalities and injuries on both sides. The statement added that dozens of armed men were arrested and weapons were seized.

Protesters however denied these accusations and said the army attacked them and opened fire with no provocation on their part.

Kirkuk’s provincial council condemned the alleged excessive violence practiced by security forces against protesters.

The council held parties that participated in negotiations and in carrying out the raid on the camp responsible because they did not coordinate together to reach a peaceful solution. The council also called on humanitarian organizations to intervene and aid the injured people.

A wave of anger

Anti-government protesters released two Iraqi soldiers they had seized near Ramadi, west of Baghdad, a protest organizer and a doctor said on Wednesday.

The soldiers were taken during a wave of revenge attacks for the incident in Hawija.

Abdulrazzaq al-Shammari, one of the organizers of the protests near Ramadi, said the two soldiers were turned over to a hospital in the city on Tuesday.

He also said the demonstrators were demanding that Iraqi soldiers withdraw from all cities in Anbar province, where Ramadi is located, and remain in their main bases.

Protesters have taken to the streets in Sunni-majority areas of Iraq for more than four months, calling for the resignation of Maliki and decryingthe alleged targeting of their minority community by the Shiite-led authorities

پایان

««««««««««««««««««««««

اسوط العراق

Aswat Al Iraq /  Politics ,  Baghdad


Call to put Martin Kobler into account, Iraqiya Alliance
4/22/2013 5:06 PM

BAGHDAD/ Aswat al-Iraq: Iraqiya Alliance called for putting UN representative to Iraq Martin Kobler for the violations taking place in the provincial elections last Saturday.

MP Ala’ Maki said, in a press conference here today, attended by Iraqiya leader Iyad Alawi, that the United Nations was one of the observers that took note of the violations.

 MP Hamid al-Mutlaq charged, in the press conference, “the government of utilizing its human and financial resources for a certain bloc to affect the results of the elections”.

On the other hand, Iraqiya Alliance called the government and the security forces to self restraint and immediately lifting the embargo against Haweeja demonstrators, as reported in the statement.

Today, Parliament Speaker Usama Nujaifi announced that a UN delegation left for Haweeja area, Kirkuk, to “have full knowledge of what is going on there”, adding that he sent a parliamentarian delegation to “open just and quick investigation in order to end the crisis”, amid mutual charges of the killings committed there.

 

.

گفتگویی با خدا!

Share Button

هنگامیکه خدا هم از کبریای منحوس و عرش خویش که در آنجا جز خشونت، تهدید، و وعده های پوچ بما زمینیان نیست، مگر نیم سوزهای گداخته و آتش سوزان جهنم  یا آنچنانکه دانته سروده است؛ در آن طبقات ۷ گانه قیفی فرم جهنمی که، هر طبقه پائینترش از طبقه بالاتر آن وحشتناکتراست، پایین، به میان ما زمینیان می آید و در قالب اصوات آسمانی موزیک، ظاهرشده و جان و روان انسان را نوازش میدهد و روح  آدمی را در خلسه ملکوتی بشری خود فرومیبرد، همه اینها در ردیف های نوتهای یکی از پیامبران راستین قرن هیجده یا آغاز عصر نو،« انتونیوویوالدی»آهنگساز نامدارایتالیا جان میگیرد و بجای تهدیدهای عقوبت اخروی پیامبران پیشین، زیبایی شکوهمند و پر جبروت بشری را در نوای موسیقی خود از سینه تاریخ بشری بیرون کشیده و ما را در فرکانسهای صوتی گاه بلند و گاه نجوا گونهِ موزیکال  و پر فراز و نشیب خود به وادی ناشناخته زیبایی انسان ـ خدا میکشاند؛ در اینجا روح انسان یکسره در اقیانوس زیبای عشق، و زیبایی زندگی چنان شناور شده، به اوج ابرهای رویا و خیال و بهشت این جهانی پرواز میکند که تو گویی چیزی بنام این جهان خاکی یا که آن جهان پر از شکنجه، عقوبت وغذاب  اخروی وجود ندارند.


Venus

تقدیم به کاربران عزیر ایران سبز: 

 

گریزی به دنیای بیشرمی و “ناموس” گریزی!

Share Button

 در عکس العملی اعتراضی به یکی از محاکمات ِ همزمانِ خویش؛ که در آن خانواده ای پرتستان به نا روا متهم میشود که با ممانعتِ پسرِخانواده از گرویدنش به کاتولیسیسم؛ اورا به خود کشی  وادار کرده اند, ولتر, میثاق مداراگری را مینگارد. او در میثاق مداراگری علیه اشکال گوناگون فناتیسم، ایدۀ مداراگری را بمیان کشیده و مطرح میکند. مناجات قطعه ای از این نوشتار است. این قطعه را من قریب ده سال پیش ترجمه کردم و بمناسبت پیامهای رهبران سبز آنرا در این سایت درج کردم و مجداً  آنرادر ذیل این یاداشت کوتاه انتقادی درج میکنم.

مرکل

  مناجات من!

با دیدن عکس لخت آنجلا مرکل صدراعظم دموکرات”مسیحی” فعلی آلمان، همراه با دو دوست دیگرش که فکر میکنم با اجازه خود آنها و شاید هم برای کوبیدن پتکی دیگر بر تابوی برهنه نمایی یا برهنه گری، در سرزمینی که قبرستان تابوها و زاد گاه تابو شکن ترین فیلسوف زمانه،  فردریک ویلهم نیچه، انتشار یافته است بفکر افتادم تا به تقلید از  مناجات ولتر با خدا؛ این نگاشته را بنگارم که مبنای این فکر، این عکس ارسالی است که بصورت اِ میل از دوستی دریافت کردم.

همواره عقیده داشته ام که شرم از ترس بیشرمی. و پایبندی آهنین به هنجارهای زنگ زده کهن تربیتی و سنتی نباید مانع از عریان سازی آن زشتیهای مهیب ضد انسانی ای باشد که خود را در پس هاله های تقدُس و تقدُس گرایی، تربیت و پاکیزگی دروغین زبانی پنهان میکنند.

برادرم که دو هفته پیش درگذشت، روزی برایم تعریف کرد که:«فلانی (از رفقای خیلی قدیم) »، یک روز پیش او، پس از مستی زیر گریه میزند و در پاسخ این سئوال که چرا با پدرشان در جوانی قطع رابطه کرده اند، این توضیح را میدهد که آنها در خانه اشان، ۷، برادر و خواهر بوده اند و پدرشان بدون استثناء به آنها به اشکال مختلفت و از کودکی تجاوز جنسی میکرده یا به نوعی با آنها عمل جنسی انجام میداده است. سئوال اینست که چرا انسانی در سنی نزدیک به ۵۰ سالگی و آنهم پس از مستی، پیش یک دوست قدیمی اش این اعتراف را باید بکند؟  تف بر این شرم باد که در پس آن، جنایات هولناک و سخت گفتنی نهفته است.

بزرگترین هنرِ بزرگترین هنرمند عصر رونسانس، میکل آنژ، “فرشی” کردن عرش، و زمینی کردن آسمان در قالب زیبانمایی تن و بدن انسانی است. میکل آنژ حتی آن هنگام که خدارا تصویر میکند او را بصورت انسانی با هیبتی شکوهمند، زیبا و پدرانه همانطور که در انجیل هم ترسیم شده است تصویر میکند.

و اینک اینهم مناجات من به درگاه او که با انسان شرمی را آفرید که حراست کننده آن برگی از درخت انجیر میتواند باشد!

AAAdam

 مناجات!

بارپروردگارا!

ای کسی که خالق اِنس و جنی و حرکت ناصواب هر جنبده ای در این کره خاکی ما که هیچ، در این هستی بی کرانی که کرانه هایش برای ما مخلوقات دو پا هرگز شناخته نخواهد شد! را ثبت میکنی و با کم لطفی، از نیکی های ما در میگذری، آنها را نمی بینی یا  آنها را ناچیز در دفترت ثبت میکنی! ولی پاسخ خُرده گناهان ما را با نیم سوزهای مهیبت میدهی، به درد دل من، گوش کن!

تو ! تو که خدایی!

 تو! بما  نرینه ها؛ غریزه و این آلت جنسی و تناسلی را دادی تا با آن لذت ببریم و به کیفت زندگی خویش غنا بخشیده، و زیبایی و عشق را با آن توام سازیم و نه  اینکه به اشکال مختلف با آن بهم تجاوز کنیم  و آن آلت و غریزه، به عقل  و اراده ما هم خصوصیت حیوانی داده بر آنهم چیره شود!

تو اینها را ندادی گه گروهی از ما انسانها، روی این زمین خاکی با ایجاد مؤسسه و ثبت حقوق کارشناسی روی اسباب و آلات جنسی ما، برای خود دکان سه نبش زده و به صرف چند متر چلوار بر دور سر، بنام آخوند و مسئله گو، صدها و شاید هزاران سال، صغیر و کبیر را بدوشند و از ما سواری بگیرند، مفت خوارگی کرده و راحت طلبانه زندگی کنند!

تو! ای خدا!

این آلات را به بشر ندادی تا بخاطر  وجود آنها صنف و حرفه ایی ساخته شود که صاحبان آن مدعی  مدیریت انحصاری نحوه استفاده از آنها گردیده و، خود و صنف خویش را تنها صنف و افراد زیصلاح برای مدیریت  آن بدانند.

بار پروردگارا! تو  آلات جنسی را بما دادی تا با آن لذت ببریم نه اینکه اگر دختران پاک و معصوم ما  که در دانشگا ها درس میخوانند خود را تسلیم  تجاوز نکردند و خود را در اختیار اساتید و روسای دانشگاه ها قرار ندادند اخراج شده، ستاره  دار گشته و یا اینکه از نمره کافی محروم شوند!*

خدایا! تو این آلات را ندادی که طلاب علوم دینی ما که باید درس اخلاق و مهار کردن مدنی و انسانی نفسانیات و غرایزمان را بما بدهند، در این عزبخانه های  مردانه علوم دینی  و در مساجدی که برای نیایش تو با پول مردم ساخته شده، بجای فرصت داشتن برای آمیزش جنسی طبیعی به لواط،؛ چه به میل یا که به عُنف با هم  برخیزند و بر مبنای چنان تجربیات سخت و نابهنجاری از زندگی جنسی خودشان در آن عزبخانه ها، به آدمها و اجتماع درس اخلاقیات و تماسهای جنسی بدهند و تئوریهای بیمارگونه خود را بعنوان آموزش امور جنسی که شامل همه گونه نابهنجاری جنسی؛ از تجاوز به پسران خردسال گرفته تا جماع با  مرغ و خروس و بز و گوسفند میشود را  به خورد مردم دهند.

بار خدایاً!

تُرا به خودت و مقربان درگاه احدیتت قسم! خودت را از پائین تنه ما و یا پائین تنه ما را از خودت کنار بکش و مطمئن باش که خود میدانیم چطور آنرا اداره و مدیریت کنیم و به همان ذات لایتناهیت میدانیم و احتیاجی هم به فرستادگان تو برای اداره امور این پائین تنه لعنتی خود نداریم! تو بالا را مدیریت کن، ما انسانها میدانیم پائین را بدون دخالت تو چگونه رتق و فتق کنیم!

بار پروردگارا! به سران سپاه ما بگو!  از قدرت بیکران خود علیه دختران و پسران بیگناه گرفتار شده استفاده نکرده و زنانی را که از فرط احتیاج و ترس تسلیم آنها شده اند، یا آنها یی را که  با زور و تهدید به خلوتگاه خود کشیده اند، برای تفریح خویش و ارضای میل شهوانی بیمار گونه خود، برهنه با کون و کپل عریان وادار به نماز جماعت و رکود و سجود های طولانی نکنند و بعد هم از آنها عکس بگیرند! و از آن عکسها برای تهدید آبروی آنها هم استفاده کنند.**

*اشاره به برنامه تجاوز و دام اندازی یک دختر دانشجو در دانشگاه زنجان در چند سال پیش است که شاهدین ماجرا و شخص شاکی مجازات و زندان شدند و معاون ریاست دانشگاه که متخطی بود بجای دیگری منتقل شده، پست دیگری گرفت.

** اشاره به عمل شنیع یکی از معاونین سران انتظامی بود که چهار زن را لخت و آنها را وادار به نماز و سجود و رکوع کرده  و عکس هم از آنها گرفته بود!

*** در مورد عادی بودن عمل لواط بین طلاب علوم دینی زیاد گفته شده است و یکی از آنها خاطرات یک دوست خود من است که در مدرسه سپهسالار تهران (قدیم) شاهد بوده است و یکی تجربه خود من در زندان. و گفتگوهایم با یک روحانی از دین برگشته است.

در سال ۵۵، دو مورد عمل لواط در بند ۴  زندان سیاسی در زندان قصر رخ داده و افشاء شد که بد جوری گند آن در آمد. در هردو مورد هم طرفین لواط، هردو طلبه یا آخوند بودند. قریب ۴۰۰ زندانی سیاسی بند ۴ زندان شماره یک قصر در آن سال این قضایا را شاهد بوده اند و انکار کردنی نیست.

Hava Va Adam

پایان مطلب

«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««

 همانطور که قبلاً گفتم من از این تکه از میثاق مدارگری ولتر خیلی خوشم آمد و آنرا از یک متن سوئدی ترجمه کردم.

 و اینهم مناجات ولتر:

بر گرفته از:

Från Bibeln till Blanche (Antologi)

Ur Traktat om toleransen

                                                  مناجات (میثاق مداراگری)

من دیگر به انسانها رو نمیکنم؛ به تو! توئی که جوهر و جانمایۀ همۀ  زنده ـ گانی، توئی که خدای همۀ جهان ها  و زمانها هستی روی میکنم.

اگر برای موجوداتِ ضعیفت؛ خَردگانِ فانی در این گسترۀ  گیتی  مجاز است, جسارتِ  از تو خواستن را !

از تو؛  که همۀ چیزها از توست؛  از تو؛  که حُکمت ابدی و لا تغیر است میخواهم :

تا کریمانه و شفقت آمیز به کاستی های سِرشته در طبیعتِ ما بما بنگری تا اشتبباهات ناچیزمان ما را به تباهی نکشاند؛ .

تو این قلب را بما ندادی تا با آن به یکدیگر نفرت  بورزیم؛ تو این دستها را بما ندادی تا همدیگر را بکشیم؛ این ها را دادی تا همیارانه بهم کمک کنیم ؛ تا بار جانکاه این زندگی را سبکبالانه بر دوش کشیم .

بگو! که: این تفاوت های جزئی در نوع پوششی که پیکر نزارمان را میپوشاند، آن تفاوتهای زبانهای نارسایمان؛ تفاوت های رسم و رسوماتِ عجیب و غریبمان،  تفاوتهای قوانین ناقصمان و اندیشه های حماقت آمیزمان، گونه گونگی شرایطِ زیست وشیوۀ زندگیمان که بنظر خودمان سرشار از تباین و تخالف است ولی در پیش تو همگونه اند؛  تمامی این تفاوتهای ناچیز که آن اتمها ئی را که انسانها نامیده میشوند تقسیم  و از هم  تفکیک میکنند، تبدیل به وجوه  تمایزاتِ  مولد نفرت و موجب پیگرد نشوند.

بگو تا آنها که در روزهنگام  به دُعایت  شمع میافروزند آنانی را که به  برگرفتی از انوارِ خورشیدت بسنده میکنند تحمل کنند؛ تا آنهائی که چلواری سفید بر روی  جامۀ هایشان میکشند، تا از این طریق، بگویند دوستت میدارند به آنها ئی که با همین معنا و منظور پشمینه خرقه ای  سیاه در برِ خویش میکشند نفرت نورزند.

بگو! علی السویه است که  انسانها  به  چه زبانی به دعا و نیایشت بر خیزند و اینکه توفیری بین آنها که بزبانِ جدید عبادتت میکنند با آنهائیکه با زبانِ قدیم اینکار را میکنند نیست.( انجیل جدید و تورات. ح ت)

بگو! که آنهائی که جامۀ ای قرمز یا  ارغوانی میپوشند و نعمت داشتن چند سکه گردِ فلزی از این نوع یا آن نوع را دارند میتوانند، دلخوش از آنچه آنان مکنت وبزرگیش میپندارندش، بی تبختر و تفاخر مطمطع شوند بی آنکه دیگران با حسد به آنان بنگرند، زیرا که در این زرق و برق ها نه چیز حسادت انگیزی وجود دارد و نه تفاخر آمیز.

 میباید انسانها بیاد داشته باشند که باهم برادرند! میباید آنها از قلدرسالاری بر انسانها  به همان سان و میزان بیزاری جویند که ازتالانگرئ راهزنانی که ثمره کاروکسبِ صلح آمیزمردمان راخشونت بار و هراس انگیزانه میربایند، میجویند!

اگرتازیانه جنگها اجتناب ناپذیر است مگذار از همدیگر متنفر باشیم ، مگذار در میانۀ عمیق ترینِ ادوار صلح همدیگر را تکه پاره کنیم  و بگذار تا از لحظه های گذرنده عمر بهمان میزان، وبا هزاران زبان گونا گون، از سیامی گرفته تا کالیفرنیائی بهره گیریم، سپاس از کرامتت که این این لحظات را بما عطا کردی!

 

پرسشی کوتاه از سید علی خامنه ایی، ازدیگران و سپس همگان!

Share Button

“جناب خامنه ایی!  شما و انقلاب اسلامی  شما چه به مردم داد که رژیم شاه نمیداد؟ و شاه، چه از مردم گرفت که شما، اسلام و انقلاب اسلامی شما بیش از آن رژیم، از آنها نگرفت ؟

1010
این سئوالی است نه تنها از مقام معظم رهبری بلکه سئوالی است از آنها که خود را ملی، ملی و مترقی، چپ مترقی،  ملی گرای دینی و روشنفکر دینی و ملی مذهبی میخوانند! سئوالی است از آنها که مستقیم و غیر مستقیم در انقلاب شرکت کردند، به نسبت اینکه از آن نمد که بوسعت ایران ما بود چه تعداد کلاه نصیبشان شده است؛  برخی همچنان آنرا دست آورد بزرگ تاریخی ملت ما میدانند و برخی به کلاه دست نیافته ها، آنچنان بی خیال از بازخواست تاریخ طفره میروند که نه  اجازه یا فرصت طرح این پرسش را به دیگران میدهند  و بسی کمتر؛ زحمت پاسخگویی  به خود را و نه خود با قدری زحمت، از خود میپرسند که ما با این انقلاب چه از دست دادیم و چه بدست آوریم؟ پرسش گری در این عرصه ها به موضوعات قُدسی و هموزن  احکام اولیه الهی تبدیل شده اند که آنها را فقط باید پذیرفت و جایی برای پرسشگرای در اطراف آنها نیست. همین و بس!

اما نیازی به استدالال نیست که اگر کسی نخواهد به این پرسش ساده دوران ما برای ما ایرانیان پاسخ دهد، با گذشته رو راست نیست و بنا بر این کمترین اطمینانی هم نیست که با آینده  هم روراست باشد و محال است که بتواند  هم باشد. این پاسخ دردرجه اول متوجه رهبر جمهوری اسلامی است :

“جناب خامنه ایی!  شما و انقلاب اسلامی  شما چه به مردم داد که رژیم شاه نمیداد؟ و شاه، چه از مردم گرفت که که شما، اسلام و انقلاب اسلامی شما بیش از آن رژیم، از آنها نگرفت ؟

این پرسش ساده زمانی اینگونه شفاف برای من مطرح شد که ویدئو کلیپ جشن تکلیف دختران ۱۰ ـ ۱۲ ساله را در مدارس دختران میهنمان دیدم و به نقل از کسی شنیدم که پدر و مادری با دختر ۸ ساله خود در یکی از مدارس ابتدایی مشکل پیدا کرده بوده اند. علت اینست که در مدرسه برای آنها  از سربریدن امام حسین و تیر زدن حرمله به گلوی علی اصغرحسین  تعریف کرده اند و این بچه حالا شبها کابوس دارد و روانش بهم ریخته است و پدر و مادر او هم جرئت اینکه به بچه کوچک بگویند: ” بچه جان اینها همه مزخرفاتی است که صد ها سال برای عده ایی  ناندانی بوده است و حالا آن نادانی برایشان به سیلوی اسکناس تبدیل شده است.”

 پدر و مادر بچه پیش معلم میروند و میگویند این چه مسائلی است برای بچه های کوچک میگوئید ؟ آنها نمیتوانند جذب کنند! معلم پاسخ میدهد دست ما نیست، بخشنامه و دستورالعمل آموزشی است!

هرگز، حتی برای لحظه ایی نباید دوچار این توهم شد که رژیم ولایت فقیه تحت رهبری سید علی خامنه ایی با این؛ تعلیمات کپی شده از الگوهای فاشیستی و کمونیسم نوع کره شمالی  و چینی در صدد  مؤمن سازی و خدا باورسازی بچه های مردم و نسل های آینده هستند! اینها در پی هیپونز و افسون کردن نوباوگان میهن ما هستند تا از آنها آدمکهی کوکی، روبوتهای مطیع جمهوری اسلامی بسازند. باند مافیایی حاکم بر آنست تا از این کودکان معصوم؛ لاجوردی ها، طائب ها، نقدی ها، فیروز آبادیها،رادانها و قالیبافهای آینده را بسازد. نسلی بسازد که در صورت لزوم بتواند با مردم ایران  آن کند، که قاضی مرتضوی با جوانان مردم در کهریزک، حسینیانها و پورمحمدی ها در اوین دهه ۶۰ و بشار اسد در سوریه با فرزاندان آن مملکت کردند و میکند. رژیم برای فردا آدم کش تربیت میکند! نه شهروندان آگاه به وظیفه مدنی و ایرانشهری خود!

پایان یاداشت: حتماً کلیپ زیر را ببینید . بشنوید!

 «««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««

برگزاری جشن تکلیف دانش آموزان سوم ابتدایی شاهد فاطمه الزهرا(س) خراسان شمالی
 دانش آموزان پایه سوم این دبستان با امضای پیمان نامه تکلیف ،قرائت شهادتین ،عبور از دروازه قرآن و مشارکت در جشنواره نیکوکاری اولین روز از بهار معنوی زندگی خود را جشن گرفتند. به گزارش روابط عمومی مدیریت آموزش و پرورش شهرستان بجنورد،جشن تکلیف ۶۰ نفر دانش آموز پایه سوم ابتدایی دبستان شاهد فاطمه الزهرا (س) با حضور مسئولین آموزش و پرورش استان، شهرستان و بنیاد شهید و امور ایثارگران بجنورد در محل تالار حافظ برگزار شد. بنا بر این گزارش زیارت و اقامه نماز جماعت ظهر و عصر دانش آموزان در حرم مطهر سید عباس بن موسی(ع) و قرائت پیمان نامه با شهدای شهرستان بجنورد از جمله مهمترین و جذّاب ترین برنامه های جشن تکلیف این دبستان بود.
 گفتنی است اجرای گروه های سرود و تواشیع با موضوعات تربیتی ،بیان اصول و فروع دین در قالب شعر و هنرهای نمایشی و قرائت نیایش از دیگر برنامه های این جشن معنوی به شمار می رفت.

به همت دبستان دخترانه سما خمین (عفاف) برگزار گردید:

 

جشن تکلیف دانش آموزان پایه سوم

جشن عفاف 2

مراسم جشن تکلیف دانش آموزان پایه سوم دبستان دخترانه عفاف سما با حضور مسئولین دانشگاه آزاد اسلامی خمین و آموزشکده سما، مدیریت و آموزش و پرورش شهرستان خمین و هیأت همراه و خانواده دانش آموزان برگزار گردید.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی خمین، مراسم جشن تکلیف دانش آموزان پایه سوم دبستان دخترانه عفاف سما در تاریخ چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۱ در سالن آمفی تئاتر این واحد دانشگاهی برگزار گردید.

در این مراسم معنوی و صمیمی پس از اجرای مراسم حاملان قرآن، سمیرا مرتضوی مدیر دبستان دخترانه سما خمین، ضمن خیرمقدم به میهمانان حاضر، این روز زیبا و به یاد ماندنی را به دانش آموزان و خانواده های آنها تبریک گفت و با آرزوی سلامت و سعادت برای آنها و توفیق عمل به فرایض دینی و تقوای الهی، از تلاش های همکاران خود و مسئولین دانشگاه در برگزاری این مراسم تقدیر کرد.

در ادامه برنامه حجت الاسلام اصغری مسؤل دفتر فرهنگ دانشگاه آزاد اسلامی خمین به بیان اهمیت نماز، روزه و  اصول و فروع دین برای دانش آموزان پرداخت.

همچنین گروه های سرود دانش آموزان کالاسهای سوم و پنجم دبستان به صورت جداگانه سرودهای خود را برای حاضرین اجرا کردند و مسابقات و برنامه های جذاب و متعددی برگزار گردید.

درپایان نیز سوگندنامه دانش آموزان پایه سوم قرائت گردید و پس از اهداء جوایز و لوح یادبود، نماز وحدت همزمان با اذان ظهر اقامه گردید.

توجه!  اگر ویدئو کلیپ زیر اتوماتیک  با کلیک فلش باز  نشد. آنرا کپی و در محل آدرس کپی کنید تا باز شود. دیدن آن واقعاً لاز م است.

 

دیدن لینک زیر را هم  جساراتاً توصیه میکنم

 

http://iranesabz.se/?p=12491

 

 

 

عبدی: صندقهای رای ترازو هستندنه قدرت!

Share Button

کلا اکثر جناح‌های جامعه دچار توهم اند و این توهم از سال ۸۷ و ۸۸ شروع شد. نقدی که همیشه به اصلاح طلبان داشته ام این است که دوستان فشارشان را روی صندوق می گذارند. آنها باید قدرتشان را در جامعه داشته باشند و سپس آن تبدیل به رای کنند. در غرب اگر ۴ رای جابجا شود دعوای جدی صورت می گیرد چون آرا برآمده از قدرت هستند. اما در جاهای دیگر اینطور نیست.

برگرفته ازسایت آینده

۳۰ فروردین ۹۲

عباس عبدی در گفت و گو با «اعتماد»:صندوق رای، قدرت نیست ترازو ست

عباس عبدی در گفت و گو با «اعتماد»:صندوق رای، قدرت نیست ترازو ست

گروه سیاسی- محمدحسین مهرزاد: «چه باید کرد؟» این سوالی است که اصلاح طلبان در تمام سال های حیات سیاسی شان جز در موارد معدود هرگز پاسخ واحدی برای آن پیدا نکرده اند. امروز نیز در مواجهه با انتخابات ریاست جمهوری با همین سوال سخت مواجهند. عباس عبدی تحلیلگری است که اگرچه عنوان اصلاح طلب را همراه دارد اما همواره به دور از دلبستگی سال ها پیش خود تلاش می کند تا به نقد رفتار اصلاح طلبان بپردازد. یکی از رفتارهایی که همیشه مورد نقد قرار گرفته چگونگی روبه رو شدن اصلاح طلبان با صندوق رای است. در این گفت وگو تلاش کردیم تا بهترین رفتار اصلاح طلبان را از زبان عبدی بشنویم. با وجود اختلاف نظرهای جدی او با راس هرم اصلاحات سخنان عبدی مثل همیشه خواندنی است.
آیا تنها راه اصلاح طلبی از صندوق رای عبور می کند؟
صندوق رای و اصلاح طلبی را باید دو مقوله جدا از هم دانست. به این معنا که اصلاح طلبی قبل از صندوق رای باید وضعیت و رفتار خود را مشخص کند و لزوما ربطی به صندوق رای ندارد. اصلاح طلبی مبتنی بر ویژگی هایی از جمله افزایش مشارکت، مشارکت حداکثری (به این معنا که حداکثر افراد جامعه بتوانند مشارکت اجتماعی و سیاسی کنند که انجام اقدامات کم هزینه شرط لازم آن است) پرهیز از خشونت پرهیز از رفتارهای پرریسک و…. الان قصد ورود به ویژگی ها آن ندارم در هفته نامه آسمان طی چندین یادداشت در این باره مفصل شرح داده ام. از سوی کسی که اصلاح طلب است لزوما مقابل سیستم نیست. ممکن است نظام چنین تلقی از آن داشته باشد اما اصلاح طلبی به اصلاح و تقویت سیستم اجتماعی و سیاسی کمک می کند. در این صورت نکته کلیدی این است که این فرایند در بهترین حالت از طریق صندوق رای نتیجه می دهد. پس مقدمات اصلاحات امور دیگر است اما بهترین شکل به نتیجه رسیدن صندوق رای است. اگر این صندوق وجود داشته باشد همیشه این شیوه راه موثر برای اصلاح طلبی هموار است مثل امتحان می‌ماند که بهترین راه برای تعیین برترین‌هاست ولی هدف اصلی امتحان دادن نیست هدف اصلی درس خواندن است ولی سنجش آن از طریق امتحان صورت می‌گیرد..

بهترین شیوه همین است؟
کم هزینه ترین است. اصلاحات در جامعه بسته شکل می گیرد. جامعه باز کمتر احتیاج به اصلاحات بنیانی دارد. در جامعه بسته فقط مردم نیستند که از درک واقعیات محروم می شوند بلکه حکومت ها هم همیشه دچار اشتباه می شوند. بنابراین صندوق کم هزینه ترین و اصلی ترین راه برای به ثمر رسیدن اهداف است.

شما گفتید که در حکومت های نسبتا بسته ممکن است حاکمیت هم اشتباه کند. جامعه تحت کنترل نمی تواند برآورد صحیحی از خود به اداره کنندگانش بدهد؟
شما خرداد ۷۶ را تصور کنید. ذهنیت حکومت این بود که نامزد مورد نظر رای دارد و بر اساس همان ذهنیت رفتارهایش را تنظیم می کرد اما نتیجه نشان داد ذهنیت آنها با واقعیت فاصله بسیار زیادی دارد بنابراین صندوق رای حکومت و اپوزیسیون را همزمان از خطا بیرون می آورد. یکی از کلیدی ترین شیوه های اصلاحات هم عمل کردن بر اساس آگاهی است. وقتی می گوییم آگاهی منظورمان این است که من و شما چه از رفتار مردم چه می‌فهمیم. برای این باید به اجتماع رجوع کرد. در همین جریان اخیر هم خیلی ها فکر می کنند رای بالایی دارند.

اگر تحت عنوان اصلاح طلب بخواهیم ساختارها را تغییر دهیم باید قدرتی داشته باشیم که به پشتوانه آن اصلاحات را آغاز کنیم
کاملا درست است. صندوق رای قدرت نیست. صندوق رای ترازوست باید وزن خود را قبل از آن داشت البته وزن واقعی و نه برگ رای تنها. آنها که می خواهند به صرف صندوق رای اصلاحات را آغاز کنند در اشتباه هستند. صندوق رای بستر و شیوه‌ای برای تعیین میزان قدرت واقعی دیگری است.

محصول یا بستر؟
صندوق باید نتیجه را نشان دهد. مثالی می زنم. یک برگه چک بنده، شما و یک بازرگان معتبر هیچ تفاوت ظاهری با هم ندارند. اما از نظر مخاطب این سه کلا با هم متفاوت هستند چون موجودی حساب ما سه نفر تفاوت دارد. صندوق رای مثل چک است اما باید چیزی پشتش باشد. این اشتباهی است که دولت فعلی هم آن را مرتکب شده است. دولت کنونی فکر میکند در برابر اصولگرایان رای دارد و با اتکا به آن می خواهد در برابر کسانی بایستد که قدرت دارند. آن رای در برابر این قدرت دود می شود و به هوا می رود. باید قدرت در جامعه داشته باشیم تا آن قدرت تبدیل به رای شود. و این از طریق صندوق رای شدنی است.

الان اصلاح طلبان آن قدرتی که می گویید را دارند؟
خیر.

پس توهم دارند؟
کلا اکثر جناح‌های جامعه دچار توهم اند و این توهم از سال ۸۷ و ۸۸ شروع شد. نقدی که همیشه به اصلاح طلبان داشته ام این است که دوستان فشارشان را روی صندوق می گذارند. آنها باید قدرتشان را در جامعه داشته باشند و سپس آن تبدیل به رای کنند. در غرب اگر ۴ رای جابجا شود دعوای جدی صورت می گیرد چون آرا برآمده از قدرت هستند. اما در جاهای دیگر اینطور نیست.

اعتبار رای اصلاح طلبان سال ۸۸ خودش را نشان نداد؟
نه. آن اتفاقات به زودی افول کرد. اگر قدرت داشت افول نمی کرد.

وقتی هزینه ها افزایش یافت اعتراضات هم کم شد اما دلیل بر عدم اعتبار نیست.
پس برای چه وارد میدان شدند؟ چطور زمان انقلاب هر چقدر هم هزینه بالا می رفت باز مردم می آمدند؟

سال ۸۸ قرار نبود کسی انقلاب کند. به همین دلیل قیاس شما بین اتفاقات سال ۸۸ و قبل از انقلاب نمی تواند درست باشد.
من هم موافقم که سال ۸۸ کسی نمی خواست انقلاب کند. معنایش این است که قدرت شما در یک چهارچوب از پیش تعیین شده است. شما ممکن است بخواهید بروید پیک نیک. برای به پیک نیک رفتن ممکن است صد نفر از دوستانتان اعلام آمادگی کنند. اما اگر بخواهید به جنگ بروید از همان صد نفر دو نفر هم پای کار نیستند. روی آن صد نفر نباید برای جنگ حساب کرد پس قدرتتان متناسب با همان رفتار است. ان رفتارها ریشه دیگری داشت. وقتی شما روی افرادی که به خیابان می آورید کنترل ندارید نتیجه اش همین می شود که دیدیم. در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ طبق آمار بیش از ۱۰۰ نفر کشته شدند(آن زمان که چند هزار نفر گفته شد) اما مردم ذره ای نه عقب نشینی کردند و نه خط مشی خود را تغییر ندادند. پس از آن اتفاق کسی اسلحه به دست نگرفت. چون کسی که آنها را به خیابان آورده بود توانست کنترلشان کنند. دستور داد سر اسلحه ارتشی ها گل بگذارند و مردم هم همین کار را می کردند. فقط و فقط زمانی باید مردم را به خیابان آورد که بتوان کنترلشان کرد. اگر رهبر سیاسی گفت فقط تا سر فلان چهار راه بیایید مردم باید بپذیرند. چرا که می دانند اگر از حرف او تخطی کنند همه دستاوردهای قبلی از دست می رود. پس رهبری سیاسی یک حرکت خیابانی باید مورد قبول همه باشد و تابع او باشند. اشکال سال ۸۸ هم دقیقا همینجا بود.

الان جریان سیاسی اصلاحات چقدر رای دارد؟حتی با تمام ظرفیت ها
انها نمی توانند با تمام ظرفیت ها بیایند. هر گروهی در ایران تعدادی رای به نسبت ثابتی دارد. برای هر کدام می شود چند میلیونی کنار گذاشت. ولی اضافه بر آن را باید در جریان انتخابات زنده کرد. برای این کار باید معلوم کنند چه مطالباتی را می توانند پاسخ دهند. این مطالبات هم در حوزه مردم است و هم در حوزه حاکمیت. یعنی هر گروهی که می خواهد وارد بازی شود باید نسبت خود را با مطالبات مردم و مخدودیت‌های حاکمیت روشن کند. نمی شود شما فقط مطالبات سبد رای خود را در نظر بگیری و طرف حاکمیت را بی پاسخ بگذارید. این دیگر نامش انتخابات نیست. بنابراین اصلاح طلبان باید در مثلثی عمل کنند که دارای سه راس حاکمیت و مردم و خودشان است. آنچه امروز برایشان اتفاق افتاده این است که محدودیت های راس قدرت به دلیل رفتار گذشته بیشتر شده است. در نتیجه نمی توان گفت چقدر رای دارند چون رای آنان به این بر می گردد که آنها چقدر بتوانند در این مثلث بازی کنند. اگر همه با هم حضور یابند در بهترین حالت می توانند با کاندیدایشان به دور دوم بروند.

همه با هم یعنی آقای خاتمی کاندیدا شوند؟
نه خیر. کاندیداتوری ایشان که منتفی است.این هم یکی از خیالات برخی از دوستان است. اصلاح طلبان می خواهند در انتخابات این حکومت بیایند. در انتخابات این حکومت آقای خاتمی ۸ سال رئیس جمهور بوده و الان ۴ سال است یک دیدار با رهبری نداشته است. چگونه این ممکن است؟

سایر اصلاح طلبان این شانس را دارند که به دور دوم بروند؟
این به برنامه هایشان و نیز به اتحادشان بر می گردد. روی افراد نباید زوم کرد. رای سه وجه دارد. این اشتباه فاحش اصلاح طلبان است که فقط روی افراد زوم می کنند. مگر سال ۷۶ آقای خاتمی به معنای امروز فرد شناخته شده ای بود؟ یا احمدی نژاد سال ۸۴ چنین چهره ای بود؟ سه عامل در رای آوردن تاثیر دارد: فردی، گروهی و جریانی. عامل فردی کم اهمیت ترین مساله است. همین الان اگر آقای خاتمی به عنوان شناخته شده ترین نیرو کاندیدا شود و عامل جریانی و گروهی نداشته باشد(که در عمل دارد) پنج میلیون رای بیشتر ندارد.

بالاخره این افراد باید پتانسیل جذب دو عامل دیگر را هم داشته باشند.
تشکیلات و نیروهایی که می توانند روی یک نفر جمع شوند مشترک است. تشکیلات ممکن است از هر کسی دفاع کند و فرد چندان جایگاه ویژه ای ندارد. این برای اصلاح طلبان فاجعه است که همواره دور یک نفر جمع شده اند. فلسفه اینکه کسی دوبار بیشتر نمی تواند به صورت متوالی رییس جمهور شود همین است. عامل گروهی(تشکیلات و طرفداران پای کار) از فردی مهمتر است اما از همه مهمتر عامل جریانی است. البته بستگی به فرد و پتانسیل او هم دارد.

در سال ۸۸ هر سه عامل را داشتیم.
بله. اما طرف مقابل هم هر سه عامل را داشت. اینطور نبود که او دستش خالی باشد. هر دو در هر سه عامل روبروی هم ایستادند. اگر امروز بخواهیم وضع اصلاح طلبان را ببینیم باید این سه عامل را بررسی کنیم. کسی ممکن است عامل فردی اش ضعیف باشد اما در دو عامل دیگر قدرت داشته باشد. اگر آقای خاتمی را می توان نامزد کرد چرا مهندس موسوی را هم نتوان به عنوان کاندیدا معرفی کرد. فراموش نکنید بخش عمده ای از شهرت و محبوبیت آقای خاتمی محصول دو دوره ریاست جمهوری اوست و اگر رئیس جمهور نبود این محبوبیت را نداشت. کسی نمی تواند سوار آن شهرت شود و سیستمی را که موجب این شده در نظر نگیرد. اگر فرد بخواهد نامزد شود باید از برخی از جریان های پشت سرش فاصله بگیرد. سال ۸۸ هم این اشکال وارد بود. نامه ای که من به آقای دکتر میردامادی نوشتم هم در همین راستا بود. جریان را وقتی می توان به راه انداخت که متناسب آن زمینه سیاسی و قدرتش هم وجود داشته باشد.

در وضعیت امروز آیا جریان اصلاحات همچنان باید پایبند به صندوق باشد؟
شما می توانید صندوق را انتخاب می کنید. ملزم به کاری نیستید. مساله مهم انتخاب شماست.

صندوق دو وجه دارد. یکی شرکت کردن در انتخابات مانند کاری که آقای خاتمی در دماوند و انتخابات مجلس انجام داد و وجه دیگر معرفی کاندیدا و مبارزه برای کسب قدرت است.
البته ایشان آن کار را پیگیری نکرد و به آن شکل رای دادن ارزش چندانی نداشت مگر آن که مقدمه کارهای بعدی می شد. هیچ قاعده اولیه ای در سیاست برای الزام آور بودن انجام یک رفتار خاص وجود ندارد. در سیاست هیچ اجباری پیش از عقل نیست. باید راه را انتخاب کرد. اهداف و توانایی ها معلوم است و متناسب با آن باید راه را انتخاب کرد. با جمع بندی وضعیت موجود باید ببینند حضور در انتخابات به صرفه هست یا نه.

شما به صرفه می دانید؟
طبعاّ. مشکل این است که اصلاح طلبان به عنوان یک گروه اجتماعی نمی دانند به دنبال چه چیزی هستند. نه به این معنا که هیچ کدام نمی دانند. اما مجموعه غالب آنها واقعا نمی داند چه می خواهد. تضادهای عجیب و غریبی دارند. حالا فرض کنیم که شرکت نکنند. از این شرکت نکردن چه چیزی عایدشان می شود؟ ما که دلایل ترجیح مشارکت را می گوییم. انها هم دلایلی اگر دارند بگویند.

یکی از مصایب یا شاید هم مزایای اصلاحات همین است. آنها طیف های گسترده ای هستند که از اپوزیسیون درون ساختاری تا معتقدین جدی به قانون اساسی را در خود دارند. در این جمع اختلاف نظر طبیعی نیست؟
عامل این نداستنی که عرض کردم گستردگی طیف ها نیست. عامل این مساله جای دیگری است. عاملش این است که آنها حرکت واحدی ندارند و هر کس مسیر خود را می رود. وقتی یک راهپیمایی وجود دارند از هر کوچه ای که وارد خیابان شوید همان مسیر را می روید اما یک میدان را در نظر بگیرید که هر کس به یک سمت میرود. شما هم وقتی وارد میدان شوید گیج می شوید و یک مسیری را می روید. علت این تشتت و پراکندگی نبود جریان است.

پس اساسا اطلاق جریان به آن چیزی که امروز تحت عنوان اصلاحات وجود دارد اشتباه است؟
جریان اصلاحات در ۴ سال گذشته فاقد موفقیت بوده است. به دلیل تناقضاتی که در آن به وجود آمده است. رفتارهای سال ۸۸ آنان جواب نداده و قابل درک نیست. آنها یا باید فراتر از نظام بروند و اپوزیسیون کامل یا منفعل شوند که این یک انتخاب است یا باید همچون گذشته باشند و مسیر تعاملی خود را با حفظ مواضع داشته باشند. اگر بخواهد در این مسیر باشند با آن رفتارها نمی توانند. نمی توان در هر دو عرصه حضور داشت. نمی شود کاری کرد که هم آن طرفی ها هورا بکشند هم این طرف فضای حضور بدهد. غیر طبیعی نیست که حکومت هم از آنان استقبال نکند. ضمن اینکه سوت و کف زدن آن طرف هم بازی است و آنها به دنبال نان خودشان هستند.

این تناقض چگونه باید حل شود؟
اصلاح طلبان باید انتخاب کنند. برخی از دوستان می گویند نظام ما هستیم. ولی فراموش نکنیم که ما در سیاست با آنچه روبرو هستیم چیز دیگری است. باید در این چهارچوب تحلیل کرد. این که در زندان باشیم و بیانیه های تندی علیه این و آن بنویسیم شاید یک راه باشد ولی اگر همزمان خواستار حضور در قدرت شویم قطعا اشکال دارد. اگر می خواهید در قدرت باشید چرا چنین حرف می زنید؟ اگر به کسی بگویید خائن در امانت است دیگر نمی توانید پولتان را در اختیار آن فرد قرار دهید. نمی شود کسی را دزد بدانید و کلید خانه تان را در اختیار او بگذارید. وقتی کسی اینچنین حرف می زند نمی تواند در انتخاباتش شرکت کند چون همان قدرت مردود از نظر او پشتیبان انتخابات اوست. دوستان ما نمی توانند این تناقض را حل کنند و برای حل آن متوسل می شوند به ساختار حقوقی حکومت. به لحاظ حقوقی بنده هم نقد دارم اما آنچه فعلا وجود دارد حقیقت قدرت است و در این حیطه دوستان نمی توانند حضور یابند مگر اینکه سیاست خود را تغییر دهند.

این سردرگمی بین بدنه اجتماعی اصلاح طلبان هم دیده می شود. از کجا باید تغییر را اعمال کرد؟
باید افرادی که دچار تناقض هستند به چالش کشیده شوند. این ها وارد این چالش نمی شوند. کار روزنامه نگاری همین است. باید این دوستان را در برابر تناقض هایشان به چالش کشید اما دوستان ما از این به چالش کشیده شدن فراری هستند. مثلا دوستان آقای خاتمی قبل از این که ایشان در انتخابات مجلس رای دهد می گفتند اجماع شده که رای ندهیم. بعد ایشان رای داد اما کسی نپرسید که یا اجماع ساختگی بوده یا مهمترین فرد اجماع به آن پایبند نیست. همه کپ کردند بعد گفتند ۶ ماه دیگر می فهمید ایشان چه کار بزرگی کرد. اگر بناست ۶ ماه دیگر بفهمیم باید سکوت کنیم تا بفهمیم. یکی از دلایلی که خرداد ۷۶ اصلاح طلبان پیروز شدند این بود که این تشتت و از هم گسیختگی در انها وجود نداشت و صدر و ذیل مطالبشان به هم می‌خورد. اما وقتی که در زندان ستاد انتخاباتی بزنیم قضیه جور دیگری می‌شود. یا درک ما ناقص است و وارد فاز جدیدی از دانش سیاسی شده ایم.

تغییری که فرمودید چگونه باید اعمال شود؟
قطعا به این زودی ها نمی توانند خود را از این تناقضات رها کنند اما به نظر می رسد پس از انتخابات کار راحت تر باشد. من معتقدم اصلاح طلبان اگر به طرح مشترکی نرسند در این انتخابات به شدت ضربه خواهند خورد. اگر در دور قبل فقط خاتمی رای داد این دوره بسیاری از آنان رای می‌دهند و بالاتر از این هم شرکت می کنند. من با اطمینان می گویم بخشی از بدنه اصلاحات در ستادهای دیگر فعالیت خواهند کرد نه از این بابت که آنها را قبول داشته باشند به خاطر اینکه آنها می خواهند زندگی کنند. حس می کنند اگر دو اصولگرا حاضر هستند چرا باید الف که بدتر است رئیس جمهور شود؟ حس می کنند که اگر در شهرش فعال باشد می تواند زمبنه را برای فعالیت باز کند اما اگر در خانه بنشیند هیچ چیزی در دستش نیست. دلایل عملی متعددی هم هست. همین الان این اتفاق افتاده و بخشی از بدنه اصلاحات در ستادهای دیگرا دیده می شوند. این ها دلایل خاص خودشان را دارند. وقتی در ستاد می روند سعی می کنند توجیه کنند. حضورشان در ستاد اصلاح طلبان هم قربه الی الله نبوده است. در سیاست باید دنبال موارد ملموس و عینی گشت. در صورت ادامه این وضع بعد از مدتی دیگر کسی برای اصلاح طلبان نمی ماند.

ثمره این اتفاق چیست؟
انها باید هیزم خودشان را بیاورد و نان خودشان را بپزند اما می خواهند یا برنده شوند یا اصلا نیایند. آنها اگر از ابتدا خواستار حضور در انتخابات بودند باید از قبل مقدماتش را فراهم می کردند. آقای خاتمی می بایست در سال ۹۱ مساله اش را با قدرت حل می کرد. ایشان رایش را داد می توانست آن را پایه قرار دهد. اگر می خواست بیاید باید این کارها را انجام می دادند. اما این کارها را نکرده اند و می خواهند در انتخابات هم باشند. ما نمی دانیم خدا این چیزها را در کجای علم سیاست آفریده که ما نمی‌فهمیم.

آنچه به عنوان جریان اصلاحات وجود دارد باید حول چه محوری خودش را اصلاح کند؟
من سال گذشته از ابتدای بهار پیگیر این پیشنهاد بودم. آقای خاتمی نمی تواند به تنهایی محور اصلاحات باشد. ویژگی های مثبتی دارد اما قادر به رهبری یک جریان سیاسی نیست و متاسفانه طبعش هم سیاسی نیست. متاسفانه به این دلیل که شما اگر چنانچه طبع سیاسی نداشته باشی ایرادی ندارد اما در دنیای سیاست باید این ویژگی را داشته باشید. پیشنهاد من این بود که ترکیبی از آقایان خاتمی، عبدالله نوری و موسوی خوئینی ها محور قرار گیرند. بعد یک کمیته سی چهل نفری را جمع کنند بیانیه بدهند و خیلی روشن انتقادات و نظرات خود را در باره همه امور مطرح کنند. این سه نفر ویژگی های مکملی دارند و ترکیب خوبی می‌شد. آقای خاتمی پذیرفتند که این بار را به تنهایی بردارند در حالی که تحمل این کار سخت بود.

دو نفر دیگر پیشنهاد شما را قبول کرده بودند؟
اجازه دهید در باره جزییات بیشتر سخنی نگویم. باید آقای خاتمی از آن دو نفر دعوت می کرد. انها که پیشنهاد نمی‌کردند. بر اساس آن چهارچوب باید از دیگرا دعوت می شد که نشد.

آخرین باری که با آقای خاتمی ملاقات داشتید چه زمانی بود؟
قرن بیستم میلادی!

این جریانی که از نظر شما سردرگم است باید با صندوق ریاست جمهوری چه کار کند؟
بهتر این است که پشت یک نامزد بایستند. احتیاجی هم نیست خودشان را به آب و اتش بزنند. سه نکته را باید به همین ترتیبی که می گویم رعایت کنند: اول این که سعی کنند مشارکت عمومی افزایش یابد. این را از ذهنشان بیرون بیاورند که حاکمیت از مشارکت بالا سو استفاده می کند. هر چه رای بیشتر بدهند کسانی که رای داده اند رنگ خود را به چهره نظام می زنند. حکومت‌ها بعد از انتخاابات هر کاری که بخواهند نمی توانند انجام دهند اما مشارکت بالا خطرات زیادی را از سر کشور رفع می کند. دومین هدف این باشد که حرف خودشان را بزنند و راه را برای حضور موثرتر در آینده باز کنند. آنها سال ۸۸ به دنبال این دو موضوع نبودند اگر رعایت می کردند قطعا امروز رئیس جمهور بعدی از آنان بود. هدف سوم هم این باشد که فرد منتخب آنها پیروز شود. اما این ها فقط دنبال هدف سوم هستند. سال ۷۶ هم دقیقا بر اساس همین سه هدف وارد شدند و البته پیروزی را بدست آوردند. دقیقا باید در همین چهارچوب حرکت کنند. از اینکه رایشان کم باشد نترسند. مگر آنها که رایشان کم بود مرده اند؟ هنوز هم زنده اند و فعالیت سیاسی می کنند. برخی حرف هایی می زنند مانند اینکه کسی را کاندیدا کنیم که نظام با رد صلاحیتش مجبور به پرداخت هزینه شود. از نظر من این ها رفتار سیاسی اصلاح طلبانه نیست.

ان کاندیدایی که می گویید پشت سرش بایستند کیست؟
من ترکیب آقای جهانگیری و آقای نجفی را پیشنهاد می کنم. آقای هاشمی و خاتمی هم از این دو حمایت کنند. طبعا حمایت آقای هاشمی و خاتمی هم باشد برخی از افراد و نامزهای موجود هم کنار می کشند.

اما این دو نفر تا امروز هیچ تحرک انتخاباتی نداشته اند
دقیقا دلیل اینکه من این دوستان را معرفی می کنم همین است. بقیه کاندیداها اول آمده اند بعد می گویند حالا همه از من حمایت کنند. اگر این کار را کرده بودند قبولشان نداشتم.

دیر نشده است؟
بله. بارها گفته شده که دیر می شود. اگر در همین هفته هم این کار انجام شود خوب است. آقای خاتمی هر چه سریعتر بیانیه انصرافش را منتشر کند. این دو نفر هم بروند و با حکومت حرفشان را بزنند. در این صورت شانسشان زیاد می شود. آیا چهار سال پیش کسی فکر می کرد زمان به این سرعت بگذرد و وقایع به گونه ای باشد که آنها در برابر یک انتخابات ریاست جمهوری دیگر در نظام جمهوری اسلامی قرار بگیرند؟ آقایان فکر می کردند کار تمام است. فکر اینجا را نکرده بودند. این مملکت از این ۴ سال ها بسیار گذرانده است. ان شاالله عمر آقای هاشمی و خاتمی بلند باشد اما مگر قرار است تا ۱۰۰ سالگی این دوستان باز هم هر وقت صحبت ریاست جمهوری شد سراغ آنها برویم؟ اتفاقا به نظر من این دو بیرون از قامت ریاست جمهوری نقش موثرتری دارند. این ضعف دوستان ماست که همه دنبال این چهره ها هستند که پشتشان قایم شوند.

سوال من این است که چگونه جریان اصلاحات نتوانسته در تمام این ۱۶ سال یک نفر را در حد آقای خاتمی چهره کند تا امروز دستش خالی نباشد؟
همه نیروهای دیگر می توانند چهره باشند. این اشتباهی است که قبلا نهضت آزادی هم کرد و دوستان ما می خواهند آن را تکرار کنند. روزی که آقای احمدی نژاد آمد از صد نمره دو هم نمی گرفت اما امروز چهره شده است. دیگری شهردار تهران شده و از این طریق چهره شده است. دوستان رفته اند سایت راه اندازی کرده اند برای دعوت از خاتمی در بهترین حالت دقیقه ای دو امضا جمع می کنند. ماندلا یک دوره رئیس جمهور شد و کنار رفت. اثرش از روسای جمهور بعدی خیلی بیشتر است. اطرافیان آقای خاتمی باعث شدند ایشان که روزی با گفت و گوی تمدن ها در اوج عزت و احترام داخلی و بین المللی بود امروز برای کاندیداتوری از رد صلاحیت هراس داشته باشد. کارشان این شد که یک چهره بین المللی را به اینجا کشاندند.

بالاخره قبول کنید که بخشی از این فرایند محصول محدودیت های تحمیلی بود
کوهنورد وقتی کوهنورد است که بتواند از سختی ها عبور کند. قرار نیست کسی تپه فتح کند و مدال بگیرد. اصلاحات این همه نیرو دارد. من نمی دانم آقای نجفی چه چیزی کمتر از خاتمی دارد؟ فقط اینکه خاتمی ۸ سال رئیس جمهور بوده است.
برای بازسازی این جریان باید چه کرد؟
من امیدی ندارم که در کوتاه مدت بازسازی کنند. در این انتخابات اگر کاری موثر نکنند و از این دو نفر یا هر کس دیگری که منطقا بتواند حضور داشته باشد حمایت نکنند و وحدت نداشته باشند اختلاف بسیار زیاد خواهد شد و این به نفع حکومت هم نیست.

در ظاهر که باید به نفع آنها باشد
نکته کلیدی همینجاست. حکومت علی رغم اختلافاتی که با اصلاح طلبان دارد بدش نمی آید آنها متحدا در انتخابات باشند. از باب خیرخواهی برای اصلاح طلبان نیست. آنها می خواهند یک انتخابات رقابتی داشته باشند و می دانند بدون حضور اصلاح طلبان به این خواسته نمی رسند. دوستان اطراف آقای خاتمی هم این را فهمیده اند اما تصور می کنند به دلیل این خواسته حاکمیت نهایتا به حضور ایشان تن می دهد. من معتقدم حاکمیت آن فضا را نمی دهد اما در سطح بعدی همراهی می کند. ما نباید از منافع طرف مقابل پرهیزکنیم.
منتشر شده در اعتماد ۲۶-۱-۱۳۹۲

 

 

سایت”آینده”

 

لبنان، سوریه، حزب الله و معادلات قدرت در منطقه!

Share Button

سفر پنهانی دوهفته پیش سید حسن نصرالله به ایران را باید در متن این زمینه دید. سید حسن نصرالله قرار  است دردو هفته آینده راجع به این سفر به ایران و اهداف آن جلسه مطبوعاتی تلویزیونی داشته باشد. من قبلاً نوشته بودم که حزب الله در همان راهی قرار گرفته است که از یکسال پیش توسط حماس در پیش گرفته شد. هزینه ایستان در برابر موج گرایش به غرب و جامعه عرب در منطقه نیرومند تر از آنست که حزب الله در برابر سونامی آن بتواند بایست.

hhhhZZZZ

Members of the Lebanese pro-Syrian Popular Committees pose for a photograph at the Lebanon-Syria border, near the northeastern Lebanese town of al-Qasr, Lebanon on Friday, April 12, 2013 (AP Photo/Bilal Hussein)

دیروز مجداداً جلسه دوستان سوریه با شرکت تعداد کمی از نیروهای مرکزی این جبهه حمایتی نشکیل شد که شرکت کنندگان از جمله آمریکا تصمیم خود را بر افزایش کیفی و کمی میزان کمک های خود به اپوزیسیون سوریه  را اعلام کردند که این به معنای ادامه تزلزل ناپذیر پشتیبانی این حامیان و گویای اراده جدی آنان به سرنگونی  رژیم بشار اسد می باشد. در همین حال بشار اسد در یک مصاحبه تلویزیونی با یکی از کانالهای سوری اظهار داشت :” ما هیچ گزینه ای جز پیروزی نداریم.”

من بارها گفته ام و هر بار جدی تر میگویم که رژیم اسد، در یک شباهت و همگونی راهبردی با حکومنت ایران، بر این باور است که میتواند با پولاریزاسیون نیروها جامعه و پشت جبهه استراتژیک آنان، بنحوی که در یک طرف القاعده و نیروهای بنیاد گرای اسلامی و در طرف دیگر خود رژیم است؛ غرب، دولتهای محافظه کار عرب، ترکیه ، مردم و نیروهای ناراضی نیمه اپوزیسیونی داخلی را وادارد که مابین بد و بد تر، جانب رژیم اسد را گرفته و آنطرف را رها کنند. این همان راهبردی است که اقتدار گرایان ایران در سیاست داخلی هم از آن پیروی میکنند. یعنی تراشیدن یک اپوزیسیون یا گزینه وحشتنا کتر تا مردم و جهانیان را وادارند در برابر چنان گزینه ایی،  به حاکمیت همین رژیم تن داده  و بپذیرند،  تغیرات تا آنجایی که خود رژیم منفذهای آنرا باز میکند بهترین و بی درد سر ترین گزینه است ولو برای رسیدن به یک جامعه آزاد این راه ده ها سال طول بکشد.

تا آنجا که به سوریه مربوط میشود بنظر من، تا هنگامیکه نطفه یک دولت دموکراتیک در زهدان اپوزیسوین کنونی بسته نشود که اطمینان آفرین باشد تاغرب با قاطعیت حتی کمک مستقیم نظامی  از آن پشتیبانی کند، جنگ داخلی سوریه ادامه خواهد یافت و ادامه این جنگ نه تنها ضرری برای  کشورهای دوست سوریه ندارد بلکه فقط راه نفوذ هربیشتر آنها را بعنوان دوستان اعراب و جنبش دموکراتیک آنان به منطقه باز خواهد کرد. ادامه این جنگ بار سنگینی روی شانه دول عربی یا غربی حامی اپوزیسیون سوریه نمیگذارد ولی کمر اقتصاد ایران بعنوان بزرگترین کمک کننده به دولت اسد را، در هم میشکند.

مسئله نه چندان کم اهمیت تر دیگر در این رابطه، بن بستی است که این جنگ داخلی در کنار مسائل دیگر برای جزب الله بوجود آورده است که موجودیت آنرا بعنوان یک سازمان واحد تهدید میکند. الشرق الاوسط در یاداشتی از بروز شکافهای جدی در درون این سازمان بویژه پس از کشته شدن تعدادی از افراد آن در سوریه خبر میدهد که بهیچ وجه غیر قابل انتظار نبود ازجمله برای خود من.

 این روزنامه از شکل گیری سه جریان متفاوت در درون این سازمان اطلاع میدهد: ۱ ـ آنها که میگویند حزب الله با کشیده شدن به ماجرای سوریه از هدف اصلی خود که مبارزه با اسرائیل است دور شده است و باید  خود را روی مبارزه با اسرائیل متمرکز کند. ۲ ـ آنهایی که میگویند ما در سوریه فقط باید از حرم حضرت زینب در دمشق دفاع کنیم .۳ ـ آنها که هم اکنون بعلت همجواری زمینی و جغرافیایی در منطقه الکوثر،  از توابع حمص، [احتمالاً بعلت تقارب مذهبی اقلیت شیعه آن منطقه و شاید هم ارتباطات خونی و طایفه ایی] درحال پیکار با نیروهای اپوزیسوین هستند. نخستین نتیجه چنین واگرایی ای تنزل روحیه رزمی و فرسایس مبانی اعتقادی افراد این سازمان خواهد بود. نباید فراموش کرد که هم اکنون در خود لبنان هم صرفنظر از مسائل سوریه، موازنه قدرت در درون ساختارقدرت سیاسی لبنان بنحو نمایانی بزیان حزب الله بهم خورده است و این نکته را بخوبی میتوان در واکنش خیلی انفعالی و تسلیم آمیز حزب الله در جریان سقوط دولت ۸ مارسی میقاتی و جایگزین شدن آن با جناح رقیب ۱۴ مارسی مشاهده کرد. در جریان تشکیل دولت جدید توسط “تمّام سلام” که از جبهه رقیب حزب الله است، این تشکیلات بسیار محتاطانه و تسلیم آمیز برخورد کرد و اجباراً کاندیدارتوری تمام سلام را تأئید کرد که این یعنی سرکشیدن جام زهر.

سفر پنهانی دوهفته پیش سید حسن نصرالله به ایران را باید در متن این زمینه دید. سید حسن نصرالله قرار  است دردو هفته آینده راجع به این سفر به ایران و اهداف آن جلسه مطبوعاتی تلویزیونی داشته باشد. من قبلاً نوشته بودم که حزب الله در همان راهی قرار گرفته است که از یکسال پیش توسط حماس در پیش گرفته شد. هزینه ایستان در برابر موج گرایش به غرب و جامعه عرب در منطقه نیرومند تر از آنست که حزب الله در برابر سونامی آن بتواند بایستد.

فقط بشار اسد و و جمهوری اسلامی ایران ماست که ابائی از پرداخت هزینه ای در مقیاس تاریخی نداشته و  حاضرند سرسختانه   در جهت مخالف این سونامی تغیرات بایستند!

شکوری راد:رفع حصر، عدم دخالت نظامیان، آزادی زندانیان سیاسی،احزاب و مطبوعات خواست ماست

Share Button

» متن بدون سانسور مصاحبه علی شکوری راد

رفع حصر، عدم دخالت نظامیان در سیاست و آزادی زندانیان سیاسی و احزاب و مطبوعات خواست اولیه ماست

چکیده :ما هنوز اعتماد نداریم ولی ظرفیت بالایی در خود می‌بینیم که در شرایط ناعادلانه هم شانس پیروزی داریم. انتخابات همین الان هم مهندسی می‌شود اما در لفافه است و توسط ظواهری از قانون پوشانده می‌شود اما وقتی ببینند اوضاع از دستشان خارج می‌شود ممکن است مهندسی انتخابات علنی شود. ما علی‌رغم همه مهندسی ها با آمدن آقای خاتمی می‌توانیم برنده…

کلمه:

 

Kaleme News

کلمه – گروه خبر: عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت گفت: آزادی زندانیان سیاسی، آزادی احزاب و مطبوعات، از حصر خارج شدن آقایان موسوی و کروبی و عدم دخالت نظامیان در سیاست خواسته‌های اولیه و قطعی ماست.

علی شکوری راد در مصاحبه ای با ایسنا که بخش هایی از آن امکان انتشار در این خبرگزاری را نیافت و متن کامل آن در اختیار کلمه قرار گرفت، درباره شرایط کنونی جریان اصلاحات اظهار کرد: فشارهای زیادی به اصلاح‌طلبان وارد شده است که یا باید آنها را سرخورده و مایوس میکرد یا به سمت رادیکالیسم و انقلاب سوق میداد اما اتفاقا بزرگترین دستاورد ما این است که گفتمان اصلاح‌طلبی را هنوز حفظ کرده‌ایم و نگذاشتیم چه به سود سرخوردگی و چه به نفع رادیکالیسم از دست برود.

از دو سو به اصلاحات می گویند فتنه؛ منافقین و برخی طرفداران جریان حاکم

وی با بیان اینکه جریان اصلاحات از دو سو تحت فشار قرار دارد افزود: این فشار از طرف حاکمیت به این شکل است که نمی‌خواهد تن به اصلاح دهد و فشارها و برخوردهای سال‌های اخیر از این رو است. فشار دیگر از سوی کسانی است که می‌گویند تلاش اصلاحطلبان نتیجه‌ای نخواهد داشت وبه همین علت ما از دو طرف متهم به فتنه می‌شویم یکی از طرف منافقین و دیگر از طرف برخی از طرفداران حاکمیت؛ البته منظر این دو با یکدیگر متفاوت است.

شکوری راد ادامه داد: واژه فتنه را ابتدا رجوی به کار برد اما امروز کسانی آن را به کار می‌برند که خود را نقطه مقابل او می‌دانند. از واژه فتنه علیه اصلاح طلبان استفاده می کنند در حالی که “فتنه” تعریف حقوقی روشنی ندارد و در قوانین جزایی ما چیزی درباره این واژه وجود ندارد. از این واژه استفاده می‌کنند چون چیزی که در قانون جرم شناخته می‌شود نمی‌توانند به اصلاح‌طلبان نسبت دهند چیزی نسبت می‌دهند که درباره آن تعریفی در قوانین وجود ندارد.

وی تصریح کرد: اصلاح طلبان چه کرده‌اند که اشتباه بوده است؟ تنها خواسته‌ های ما اجرای قانون، رعایت حقوق شهروندی، تنش‌زدایی در سطح بین‌الملل، پرهیز از تصمیمات خلق‌الساعه و در پیش گرفتن ادبیات مدارا با مردم از سوی حکومت است. ما خواسته‌هایی داریم که نمی‌توانیم از آنها تبری بجوییم چون خواسته‌های به حقی است. اگر اصلاح‌طلبان جرمی مرتکب شده‌اند باید عنوان حقوقی آن را مطرح می‌کنند اما فتنه را که تعریف حقوقی ندارد مطرح میکنند تا کار خود را پیش ببرند و به همین علت ما هم اساسا نمی‌دانیم متهم به چه چیزی هستیم

حاکمیت نمی‌خواهد به اصلاحات تن دهد

این فعال سیاسی اصلاحطلب در پاسخ به اینکه چرا اصلاح طلبان به خواسته های خود دست نیافته اند اظهار کرد: مخاطب اصلاحات چه کسی است؟ منظور از اصلاحات این است که روندهای اعمال حاکمیت اصلاح شود. وقتی دم از اصلاحات می‌زنیم، اینطور نیست که یقه یک نفر را بگیریم و بگوییم چه کار کند و چه نکند بلکه منظور اصلاح روندهاست و مهم‌ترین آن اجرای قانون است. اگر به خواسته‌هایمان نرسیدیم به خاطر این است که مخاطب ما یعنی حاکمیت نمی‌خواهد به اصلاحات تن دهد و به همین دلیل به برخورد با اصلاح‌طلبان روی می‌آورد و برخورد با اصلاح‌طلبان باعث رادیکالیزه شدن فضا می‌شود.

وی ادامه داد: ما در مجلس ششم کاری خلاف قانون انجام ندادیم اما رد صلاحیت شدیم و این رد صلاحیت ها فضا را رادیکال کرد و طبیعی است این فضا مورد بهره‌برداری کسانی قرار بگیرد که با اصل نظام مشکل دارند اما این مساله ما نیست، مساله کسانی است که این فضا را به وجود آوردند. فعالیت سیاسی پاسخ قضایی یا پاسخ شورای نگهبان را نمی طلبد.

خاتمی سال ۸۰ نمی خواست کاندیدا شود

شکوری راد با انتقاد از برخی برخورد های حاکمیتی ادامه داد: آقای خاتمی نمی‌خواست دور دوم(انتخبات سال ۸۰) کاندیدا شود چون می‌گفت موانعی پیش پای من می‌گذارند که نمی‌توانم از راه بردارم. یکی از این موانع شورای نگهبان بود که مصوبات مجلس را رد می‌کرد، دیگری دستگاه قضا که با مطبوعات و احزاب و فعالان سیاسی برخورد می‌کرد در حالی که جرمی مرتکب نشده بودند. ترور آقای حجاریان، غائله کنفرانس برلین، توقیف نشریات که آقای مهندس موسوی از آن به عنوان توقیف فله ای یاد کرد، همه این ها کارهایی است که علیه اصلاح‌طلبان انجام شد.

وی با بیان اینکه ما همچنان به اصلاحات امیدواریم ادامه داد: چراکه هیچ جایگزینی برای اصلاحات نداریم، یا باید سرخورده شویم و بگویم کاری نمی‌شود کرد که این با منطق مسلمانی و تعهد به منافع ملی سازگاری ندارد یا اینکه به سمت براندازی و رادیکالیسم برویم که این به هیچ وجه گزینه ما نیست. اصلاح‌طلبی برای ما تنها گزینه است، هرچند شرایط بسیار دشوار است و بسیاری از نیروهای اصلاح‌طلب به سمت ناامیدی رانده شده‌اند اما به عنوان کنشگران سیاسی که عهده‌دار بخشی از کار هستیم، می‌گوییم هنوز امید هست اگرچه شرایط بسیار تاریک و مبهم است، اما ما به دنبال کورسویی امید بخش هستیم.

وی در این باره که آیا شما معتقدید که اصلاح طلبان در مسیر خود دچار اشتباه نشده اند و همۀ مشکلات ناشی از حاکمیت است؟ گفت: هیچ فعالیت سیاسی بدون اشتباه نیست. مشارکت از زمان تاسیسش تا کنون یعنی در این ۱۵ سال قطعا اشتباهات سیاسی داشته است اما آنها اشتباهاتی نبوده که منجر به صدور حکم انحلال شود. انحلال یک تشکیلات باید براساس وقوع جرم باشد و در دادگاه به آن رسیدگی شود. در این صورت دادگاه هم باید برای اثبات جرم به متهم اجازه دفاع دهد و این کار تاکنون صورت نگرفته و کیفرخواستی هم مطرح نشده است.

خطاهایی کرده ایم که در برابر هوادارانمان باید پاسخگو باشیم و نه حاکمیت

شکوری راد ادامه داد: من قبول می‌کنم هم خودم و هم مشارکت در فعالیت‌ها اشتباه سیاسی داشته‌ایم اما اینها اشتباه بوده، نه جرم و از قضا اشتباهات ما هم از نوعی نبوده که جریان حاکم امروز بخواهد مدعی آن باشد. ما اگر هم خطایی کردیم باید به هوادارانمان پاسخگو باشیم. نهایت اشتباه ما در برابر حاکمیت اشتباه محاسباتی ما بوده و این بوده که سرعت حرکت خود را متناسب با ظرفیت حاکمیت تنظیم نکردیم و اشتباه ما این بوده که به سختی موانعی که پیش رویمان بود توجه کافی نداشتیم و مطالباتمان به دیوار سخت برخورد کرد اما با همه اینها ما چیزی جز قانون نخواسته‌ایم و تعامل ما با حاکمیت چیزی جز احترام نبوده است.

وی گفت: اینکه ما در برابر حاکمیت دچار اشتباه فاحشی شده‌ایم من هرگز نمی‌پذیرم. حاکمیت در مقابل ما اشتباهات زیادی مرتکب شده اما ما نه. ممکن است بخش‌هایی از حاکمیت احترامی بیش از آن چه ما نسبت به آنان داشته‌ایم، انتظار داشته است؛ که خوب این را شاید با سماحت بتوان پذیرفت، مثلا برخی مطالبات را به تعویق می‌انداختیم و اصلاح‌طلبان رابیش از آن چه کنترل کردیم کنترل می‌کردیم، این‌ها را می‌شود پذیرفت و اشتباهات ما شاید در همین زمینه‌ها بوده باشد ولی اشتباه به معنای این که ما خطایی مرتکب شده‌ایم که مستلزم چنین برخوردی از سوی حاکمیت با ما باشد به هیچ وجه چنین خطایی را مرتکب نشده‌ایم.

اصلاحات بدون گفتگو پیش نمی رود

این فعال سیاسی تصریح کرد: موضع من همواره این بوده است که باید با طرف مقابل تعامل و گفت‌وگو کنیم هرچند این گفت وگو حتی در دوران اصلاحات و چه پس ازآن خوب پیش نرفت، اما من به سهم خود بسیار تلاش کرده‌ام و با بخش‌های مختلف حاکمیت بویژه بیت رهبری خیلی تعامل داشته‌ام اما متاسفانه باید بگویم اگر از طرف ما کوتاهی و سردی وجود داشته این سردی و کوتاهی از طرف حاکمیت بیشتر بوده است اما با همه اینها معقتدم راه اصلاحات از گفت‌وگو می‌گذرد. اصلاحات پیش نمی‌رود بدون اینکه گفت‌وگویی با حاکمیت و طرف مقابل‌مان انجام دهیم.

وی با تاکید بر ضرورت گفت وگو اظهار کرد: متاسفانه گفت‌وگوی اصلاح طلبان و حاکمیت تنها به دو سطح محدود شده است یکی به سطح زندانیان و متهمان قضایی با بازجوها و دیگری گفت‌وگوی محدودی که آقای هاشمی با رهبری در این موضوع انجام می‌دهد و در هیچ جای دیگری هیچ گفت‌وگوی سیستماتیک و برنامه‌ریزی شده‌ای وجود ندارد، مشکل اصلی ما فقدان گفت‌وگو است و همین باعث افزایش سوءتفاهم‌ها میشود.

آنچه خاتمی مطرح کرد، شرط نبود، حداقل‌های یک انتخابات بود

این عضو حزب مشارکت در پاسخ به اینکه محمد خاتمی شروطی برای شرکت در انتخابات مجلس نهم مطرح کرده بود اما امروز بدون اینکه این شروط تحقق یافته باشد شما می خواهید در انتخابات شرکت کنید، گفت: آنچه آقای خاتمی مطرح کرده بود شرط نبود. حداقل‌های یک انتخابات آزاد بود، اما تحقق پیدا نکرد. خود آقای خاتمی هم گفتند که اینها شرط نیست ولی قبول دارم که در جامعه به عنوان شرط مطرح شد.

وی تصریح کرد: آقای خاتمی گفتند اگر حداقل های یک انتخابات آزاد تحقق پیدا کند ما نیز در انتخابات شرکت می‌کنیم اما نشد و ما هم شرکت نکردیم. اما امروز ناگزیریم بگوییم که به صحنه می‌آییم برای تحقق این مطالبات.اگر آن زمان آن گونه بیان شد به این علت بود که فکر می‌کردیم در تعامل با حاکمیت بتوانیم به تفاهم برسیم و آنها پیش از انتخابات این شرایط را فراهم کنند اما متوجه شدیم آنها نمی‌خواهند این شرایط را مهیا کنند لذا امروز اینها تبدیل به مطالبات ما شده‌است، آزادی زندانیان سیاسی، آزادی احزاب و مطبوعات، از حصر خارج شدن آقایان موسوی و کروبی و عدم دخالت نظامیان در سیاست خواسته‌های اولیه و قطعی ماست.

شکوری راد افزود: برای تحقق این مطالبات وارد عرصه می‌شویم چون متوجه شدیم در تعامل با حاکمیت اینها را به‌دست نمی‌آوریم. بنابراین می‌خواهیم از طریق حضور در انتخابات و کسب قدرت سیاسی آنها را تحقق ببخشیم، بیان این مطالب براساس یک خوش‌بینی نسبت به طرف مقابل بود که تحقق پیدا نکرد.

رهبری باید ارتفاع بگیرد

وی نبود تحزب را به عنوان یکی از مشکلات ساختاری کشور عنوان کرد و افزود: در قانون اساسی تحزب به رسمیت شناخته شده است ولی در سیاست‌های کلی نظام تحزب عملا پذیرفته نشده است. قدرت حاکم حزب را برنمی‌تابد و این باعث می‌شود نتوانیم دیالوگ مناسبی داشته باشیم. طبیعی است در نظامی که رهبر دارد، رهبری باید ارتفاع بگیرد و در ذیل آن رقابت بین جناح‌ها و احزاب برقرار شود اما درجایی که فرمانده سپاه، آقای عزیز جعفری چند ماه پس از نصب صراحتا می‌گوید که “ما اصولگرایی را مقارن نظام می‌دانیم” و با این سخن سپاه را در راستای حمایت از اصولگرایان قرار می‌دهد و هیچ اعتراضی از جانب کسی حتی رهبری صورت نمی‌گیرد و عملا به همین روش ادامه داده میشود، رقابت بین اصلاح طلبان و اصولگرایان دیگر معنای خود را از دست می‌دهد.

شکوری راد گفت: امروز نیز عرصه رقابت عرصه عادلانه‌ای نیست و با این حال خیلی نجیبانه است که ما می‌خواهیم در انتخابات شرکت کنیم. ما در سال ۸۸ اعتمادمان را به سیستم برگزاری انتخابات از دست دادیم و به همین خاطر در انتخابات مجلس نهم شرکت نکردیم. اما در این فاصله زمانی گفت‌وگوهایی که در بین اصلاح طلبان شکل گرفت و این که اصلاحات مهمترین گذرگاهش انتخابات است ما را متقاعد کرد که اگر حداقل‌هایی وجود داشته باشد باز بهترین گزینه شرکت در انتخابات است. امروز هم استراتژی‌ ما شرکت در انتخابات است مگر اینکه به این نتیجه برسیم که انتخابات، انتخابات نیست چه به لحاظ پارامترهای سیاسی، چه نظارتی و چه اجرایی.

انتخابات همین حالا هم مهندسی می‌شود اما …

وی تصریح کرد: ما هنوز اعتماد نداریم ولی ظرفیت بالایی در خود می‌بینیم که حس می‌کنیم که در شرایط ناعادلانه هم شانس پیروزی داریم. انتخابات همین الان هم مهندسی می‌شود. یعنی از ابزار حاکمیت برای تاثیرگذاری بر رقابت همین الان هم استفاده می‌شود. اما در لفافه است و توسط ظواهری از قانون پوشانده می‌شود اما وقتی ببینند اوضاع از دستشان خارج می‌شود ممکن است مهندسی انتخابات علنی شود. ما علی‌رغم همه مهندسی ها با آمدن آقای خاتمی می‌توانیم برنده باشیم.

وی افزود: باور ما این است که اگرآقای خاتمی وارد عرصه شود، براساس برآوردهای میدانی و نظرسنجی‌های کمی و کیفی و حتی نظرسنجی‌های نهادهای حاکمیتی آقای خاتمی با اختلاف زیاد نسبت به بقیه در صدر است و به همین دلیل مجاب شده‌ایم علی‌رغم ناعادلانه بودن عرصه انتخابات وارد شویم. البته آقای خاتمی هنوز چیزی نگفته اند ولی امیدواریم. در روزهای اخیر نسبت به گذشته به آمدن ایشان امیدوارتر شده‌ایم.

اول خاتمی، دوم هاشمی، سوم عدم شرکت

این عضو مشارکت در پاسخ به اینکه اگر محمدخاتمی به هر دلیلی(رد صلاحیت یا عدم تمایل) کاندیدا نشود وضعیت اصلاح طلبان چه خواهد شد گفت: ما شرایط حاضر را عادلانه نمی‌بینیم ولی با این وجود گزینه‌ای داریم که می‌تواند شرایط را به نفع ما رقم بزند و این گزینه آقای خاتمی است. بنابراین نگاه ما به انتخابات و شرکت ما با حضور آقای خاتمی است و بدون خاتمی رای ما با یک استثنا، عدم حضوراست.

وی ادامه داد: اگر به هر دلیلی آقای خاتمی منصرف شود یا مانع حضورش شوند نمی‌توانیم سراغ کاندیداهایی برویم که برای معرفی آنها از نظر زمانی و مادی به امکانات بسیاری نیاز است در حای که حتی اجازه برگزاری کنگره یا تجمع هم به ما داده نمی‌شود. آقای خاتمی نیاز به معرفی ندارد و اگر اعلام حضور کند ظرف سه روز ستادهای خودجوش در سراسر کشور فعال می‌شود و نیاز به منابع مالی متمرکز هم ندارد و بنابراین از آقای خاتمی چیزی جز اعلام حضور نمی‌خواهیم. موج حمایت از خاتمی ظرف مدت کوتاهی ایجاد می‌شود و به همین دلیل می‌گوییم ما با آقای خاتمی می‌آییم چون می‌تواند از موانع و دیوارهایی که در مقابل ما هست عبور کند.

شکوری راد افزود: ما افراد بسیاری در حد ریاست جمهوری داریم ولی فرصت معرفی آنها را نداریم. اگر شرایط نرمال بود اصراری به نامزدی آقای خاتمی نداشتیم، اما شرایط نرمال نیست و آقای خاتمی می‌تواند این فقدان امکانات سازمانی، مادی و اجرایی ما را پوشش دهد.

وی تصریح کرد: عدم حضور آقای خاتمی برای ما گزینه عدم شرکت در انتخابات را پیش‌رو می‌گذارد و تنها یک استثنا وجود دارد و آن آقای هاشمی است. احتمال حضور ایشان کم است اما منتفی نیست. شاید اخیراً بیشتر هم شده است. در بحرانها ایشان نشاط بیشتری برای حضور پیدا می کند. اگر آقای هاشمی بیاید علی‌رغم اینکه ممکن است به اندازه‌ی آقای خاتمی رای نداشته باشد اما چون فرد شناخته شده‌ای است و نیاز به معرفی به مردم ندارد شانس خوبی برای پیروزی دارد. ایشان پایه رای ده میلیونی در سال ۸۴ را دارند. فکر می‌کنیم چهره‌ای که آقای هاشمی بویژه در ۴ سال اخیر از خود نشان داده و علی رغم حضور در حاکمیت، جانب مردم را گرفته و نظرات راهگشا ارئه داده است، آرای منفی که ایشان به عنوان “کاندیدای حاکمیت موجود” بودن داشت از دست داده و همین برای آقای هاشمی یک فرصت رقابت بسیار خوب ایجاد می‌کند.

شکوری راد همچنین گفت: اگر آقای هاشمی نیاید ما هیچ گزینه دیگری سراغ نداریم که چشم انداز اجماع و رأی آوری داشته باشد و ناگزیر به گزینه عدم مشارکت باز می‌گردیم. یافتن چنین فردی دشوار بنظر می رسد.

وی تصریح کرد: البته رد صلاحیت آقای خاتمی پروژه خیلی سنگینی برای طرف مقابل است و اگر آقای خاتمی بیاید و رد صلاحیت شود فاتحه حماسه سیاسی را باید خواند. امکان ندارد که آقای خاتمی بیاید و رد صلاحیت شود بعد انتظار داشته باشند۵۰ میلیون نفر در انتخابات شرکت ‌کنند، این اصلا امکان ندارد. بنابراین رد صلاحیت آقای خاتمی خیلی دغدغه نیست.

قدرت اجتماعی داریم، لزومی ندارد که حتما در حاکمیت باشیم

وی در ادامه درباره بدنه اجتماعی جریان اصلاحات اظهار کرد: ما قدرت حاکمیتی نداریم ولی قدرت اجتماعی مان به هیچ وجه کمتر از گذشته نیست و فکر می‌کنم امروز اصلاح طلبان قویترین بخش از جامعه‌اند. در انتخابات مجلس نهم انسجام خوبی داشتیم و اگر این انسجام واجماع را حفظ کنیم سرمایه خوبی است. لزومی ندارد که حتما در حاکمیت باشیم که دارای قدرت شویم، اصلاح طلبان دارای قدرت اجتماعی هستند و کسی نمی‌تواند آنها را نادیده بگیرد. کما اینکه همین الان هم همه چیز متوقف به تصمیم اصلاح‌طلبان است.

این فعال اصلاح طلب افزود:کمتر از ۶۰ روز تا انتخابات مانده و کاندیدای اصولگرایان و جناح دولت هنوز مشخص نشده است یعنی همه منتظر اعلام نظر از سوی آقای خاتمی‌اند. همه متوقفند تا ببیند کاندیدای اصلاح‌طلبان چه کسی می‌شود و آنگاه تصمیم بگیرند، این قدرت ماست.

وی ادامه داد: چهار سال تمام تلاش شد تا اصلا‌ح‌طلبان فراموش شوند اما نه تنها فراموش نشدند بلکه مطرح‌ترین نیروهای سیاسی در جامعه‌اند. متاسفانه اصولگرایان سنتی به محاق رفته‌اند و جایگزین آن دولت و طرفداران دولت شده‌اند. اما آنطور که از سخنان اخیر آقای مصباح بر می‌آید آنها متوقف شده‌اند به تصمیم اصلاح‌طلبان. اگر بیایند در این صورت ناگریز خواهند بود با بقیه اصولگرایان و حامیان دولت ائتلاف کنند و اگر اصلاح‌طلبان با کاندیدای اصلی نیایند آنها کاندیدای خودرا مطرح می‌کنند و این نشان می‌دهد یک پای انتخابات اصلاح‌طلبان‌اند.

شکوری راد درباره اینکه آیا ممکن است اصلاح طلبان دوباره همچون سال ۸۸ از حمایت خاتمی به حمایت از شخص دیگری متمایل شوند گفت: در شرایطی چنین اتفاقی می‌افتد که جایگزین آقای خاتمی کسی مثل آقای موسوی باشد. (چنین فردی ندارید؟)داریم ولی امکانات ما اجازه نمی‌دهد. گزینه‌های ما منحصر هست در آقای خاتمی و با احتمال کمتر آقای هاشمی.

جبهه مشارکت و هاشمی رفسنجانی به هم نزدیک شده اند

وی در پاسخ به اینکه در سال های گذشته مشارکتی ها هجمه های تندی علیه هاشمی رفسنجانی انجام می دادند چرا امروز از او حمایت میکنید، هاشمی تغییر کرده است یا مشارکتی ها؟ گفت: هجمه نبوده، انتقاد بوده است.هردو تغییر کرده اند. اگر اینطور فکر کنیم که بین آقای هاشمی و مشارکتی ها در گذشته فاصله بوده است، این فاصله از طرف هر دو کاهش پیدا کرده است. ما به سختی موانع که برخورد کردیم احساس کردیم که هاشمی می‌تواند مددکار ما باشد و آقای هاشمی هم وقتی با موانعی در درون حاکمیت مواجه شد، متوجه شد که مشارکت می‌تواند برای او یک پشتوانه باشد. ما در مقابل سختی طرف مقابل به هم رسیدیم در عین حال که تغییرات نرم‌افزاری هم صورت گرفته است.

موسوی و کروبی از حق خود دفاع قانونی کردند

وی درباره اینکه در صورت تکرار تجربه انتخابات سال ۸۸ اصلاح طلبان چگونه عمل خواهند کرد؟ پاسخ داد: بستگی به برخورد حاکمیت دارد. اگر حاکمیت از سه روز قبل از انتخابات احکام بازداشت اصلاح‌طلبان را صادر کرده باشد و فردای روز انتخابات دفاتر احزاب اصلی را مورد هجوم قرار دهد فضا رادیکال می‌شود. اگر دو روز پس از انتخابات آقای احمدی نژاد اعلام میتینگ نمی‌کرد و صدا و سیما با تمام امکانات آن را پوشش نمی‌داد و اگر آقای احمدی‌نژاد طرفداران رقیب را خس و خاشاک نمی خواند و احساسات را جریحه‌دار نمی‌کرد خیلی از اتفاقات پیش نمی‌آمد. حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ عمدتا توسط طرف مقابل بوجود آمد و اصلاح‌طلبان مظلوم واقعه بودند نه محرک. آقای موسوی و کروبی نیز مظلوم بودند و از حق خود دفاع کردند و از راه‌ های ‌قانونی این کار را انجام دادند. آنها هیچ اقدام غیرقانونی مرتکب نشدند و تاکنون هم ‌کسی هیچ جرمی را نتوانسته به آنان نسبت دهد.

وی در ادامه اظهار کرد: وقتی یک عضو شورای نگهبان می‌گوید «بوی انحراف بشنویم رد صلاحیت می‌کنیم» این غیرقانونی‌ترین اظهار نظر یک عضو شورا است. یعنی این انتخابات انتخابات نیست و مشکلات ۸۸ همچنان وجود دارد. من دولت را منحرف می‌دانم اما انحراف جرم نیست. علی‌رغم اینکه من خود به دولت انتقادات بسیار جدی‌تری دارم اما با دولت نمی‌توان به ادعای انحراف برخورد قانونی یا قضایی کرد، باید جرمی مطرح شود وگرنه من معتقدم شورای نگهبان خود منحرف است، آقای مصباح خود منحرف است و روزنامه کیهان سردسته منحرفین است و فتنه گر هم خودشانند. انحراف بار حقوقی ندارد و اگر بنده به کسی بگویم منحرف، از نظر حقوقی جرمی مرتکب نشده‌ام زمانی جرم مرتکب شده‌ام که جرمی را بدون سند به کسی نسبت دهم و چون انحراف تعریف حقوقی ندارد و جرم نیست به دولت این اتهام را میزنند و خودشان هم از تعقیب قضایی مبرا هستند در مورد فتنه که به اصلاح‌طلبان نسبت می‌دادند هم این گونه بود و این بازی کردن در فضای غبارآلود است.

وی درباره دولت اظهار کرد: دولت یک موقعیت دوگانه دارد. نگاهش به اصلاح‌طلبان این است که اگر آقای خاتمی و اصلاح‌طلبان به صحنه بیایند شانس تایید صلاحیت کاندیدای آنها افزایش پیدا میکند چون اصولگرایان سنتی توان رقابت با اصلاح طلبان را ندارند و ناگزیر خواهند شد به سمت وحدت بروند. در این صورت دولت تقریبا دست بالا را دارد، اگر اصول‌گرایان با کاندیدای واحد بخواهند بیایند کاندیدای آنها کسی نزدیک به دولت خواهد بود. اما گزینه ما چون آقای خاتمی است دغدغه‌ای از اینکه چه کسی مقابلش قرار می‌گیرد نداریم.

وی گفت: آقای خاتمی دلش می‌خواهد کشور را از این ورطه نجات دهد و فکر می‌کنم کسی که می‌تواند این کار انجام دهد آقای خاتمی است.نظر همۀ مشارکتی‌ها هم همین است.

رابطه رهبری با خاتمی

شکوری راد اظهار کرد: آقای خاتمی تمایل دارد برای نجات کشور قدمی بردارد اما اینکه برای نامزدی تردید دارد به این خاطر است که ایشان علاوه بر این که قانونمدار هستند نجابت خاصی هم دارند که در دوران ریاست جمهوریشان به نمایش گذاشتند. فکرمی کنم اطمینانی که رهبری به پایبندی ایشان داشتند در هیچ دورۀ دیگری به کسی نداشته اند. ایشان بیش از حد قانون، ملتزم به نظرات رهبری بود. آقای خاتمی با نظرات ایشان مخالفت داشتند ولی در عمل حرمت نگه می داشتند و نظرات ایشان را لحاظ می کردند. نزدیکان رهبری هم اذعان دارند که هیچ‌کس به اندازه آقای خاتمی حرمت رهبری را پاس نداشته است. ایشان هرگز به سمت چالش با رهبری پیش نرفت و نمی‌خواهد در چنین موقعیتی قرار بگیرد. بدیهی است با اختیاراتی که رهبری در ساختار حکومت دارند اصلاحات اساسی بدون همراهی ایشان به سرانجام نمی‌رسد.

وی گفت: اما آقای خاتمی به خاطر همین نجابت ملاحظه دارد که در موضع تقابل با رهبری قرار نگیرد. ایشان همکاری و حمایت رهبری را لازمۀ اصلاح امور می داند. واقعاً هم همین طور است. آقای خاتمی با رهبری در نحوۀ اداره کشور اختلاف نظر دارد و بر این باور است که رویکردهایی که در اداره کشور وجود دارد به بن‌بست رسیده اند. ایشان اگر احساس کند که رهبری تجدید نظری در این رویکردها خواهند کرد، بی آنکه اعلام شود این احساس بوجود آید که چنین تغییری ممکن است رخ دهد، به گمان من می‌آید. ولی ظاهراً هنوز نشانه ای در این مورد بروز نیافته است و چنین احساسی پدید نیامده است. ایشان نمی‌خواهد و فایده ای در آن نمی بیند که خود را در مقابل رهبری قرار دهد. بدیهی است با اختیاراتی که رهبری دارد تقابل یعنی بن بست، یعنی توقف برنامه ها، یعنی بی حاصلی برنامه.

خاتمی به دنبال تغییر رویکردهاست

این فعال اصلاح طلب ادامه داد: اختلاف نظر ما با آقای خاتمی این است که می گوئیم شما بیایید و اگر آمدید، رد صلاحیت نشدید و با رأی مردم رییس جمهور شدید لاجرم رویکردها تغییر خواهد کرد. اما به هر حال ما نمی‌توانیم این احساس را به ایشان تحمیل کنیم و به همین خاطر هنوز ایشان متقاعد به آمدن نشده اند. این انتظار ما شاید تا زمان ثبت نام ادامه پیدا کنند. برداشت من این است که آنچه لازمۀ تصمیم آقای خاتمی برای آمدن است نه اعلام و نه تضمین کسی و چیزیست. او می خواهد احساس کند که می تواند مفید واقع شود. به همین دلیل است که با دقت به سخنان همۀ آنها که هر روز به دیدارش می روند گوش می دهد. چه آنها که او را دعوت به آمدن می کنند و چه آنها که به هر دلیل با نامزدی او مخالفند.

وی درباره اینکه آیا تاکنون خاتمی دیداری با رهبری داشته‌اند گفت: نه. هنوز این کار صورت نگرفته و شاید مقدمه این کار همان باشد که گفتم.

شکوری راد در پایان گفت: من در روزهای اخیر امیدوارتر شده‌ام و احتمال آمدن آقای خاتمی افزایش پیدا کرده است و فکر می‌کنم با آمدن ایشان تغییرها آغاز خواهد شد. امید ما به آینده زیاد است. اصلاح‌طلبان می‌توانند کشور را از این ورطه که در آن گرفتار است نجات دهند

یک اطلاعیه و کامنتی برآن!

Share Button

مرگ هراس انگیز نیست ولی در شرایطی که انسان میخواهد بیشتر با عزیزانش باشد و آنهایی را که سالهاست ندیده است، در واپسین لحظات وداع ببیند و میخواهد بهنگام رفتن، آنها را بر بالین خویش داشته تا واپسن کلام خود را با آنها در میان نهد و آنها نیستند، و هنگامی که واپسین نفسها به صخره  سخت گشته سینه ای که همواره نرم و مهربان و سرشار از عشق به دیگران و سرزمین خویش بوده است خورده چون امواج دردرون دیواره های محکم آن می شکنند و از برآمدن سرپیچی کرده، باز میگردند و  با این بازگشت از کوتاهی زمان، و عمر و بی رحمی زمانه پرده برمیگیرد سوگ آفرین تر و غم انگیزنر میشود. با این حال زندگی کردن  با یک زندگی مرده و از درون تهی گشته بعلت ناتوانی نیز چندان مزیتی نیست و در چنین شرایطی، انسان با آغوش باز عفریت مرگ را چون فرشته نجات به آغوش میکشد.

مرگ هراس انگیز نیست ولی چگونه مردن! و مرده زندگی کردن، میتواند ترسناک یا که غم آفربن تر باشد. 

صبحگاه شنبه ۶ آوریل دو هفته پیش، برادر کوچکترم، مسعود تبریزیان پس از قریب پنج سال بیماری و چندین سکته مغزی در در شهر بُروس سوئد درگذشت. فقدانش برای فرزندانش، همسرش و من که برادر بزرگ او هستم تلخ است بویژه اینکه او دومین برادرکوچکتر من بود که پیش از من زندگی را ترک کرد. ولی مرگش از آنرو برایم غم انگیز تر بود که میدانستم او بعنوان زندانی سیاسی سابق و یک فعال سیاسی میهن دوست، آزادیخواه و مدافع حقوق بشر آرزو داشت که سرنگونی رژیم استبداد ولایی حاکم بر میهنمان و جمع شدن حاکمیت دروغ و فرمانروایی رمالان، وجوهات بگیران سابق و کاخ نشین شده امروز را ببیند و دنیا را ترک کند.

تنها لحظاتی که در دیدارهای کوتاهم از او در بیمارستان سایه لبخندی و نشانه ایی از ارضای خیال و خاطر در او می دیدم ؛ لحظاتی بود که با ایماء و اشاره  و طبعاً به اغراق برای خوشحالی او به او میفهماندم : رژیم در حال رفتن است! میدانستم خبری بهتر از این برای او نیست. قیافه اش باز میشد، تو گوئی درد، جانش را و خاطرات سخت روانش را ترک میکردند. برای او در آن واپسین ماههای زندگی، اشارات و کنایات من دایر بر قریب الوقوع بودن رفتن رژیم تأثیری جادویی و دمی مسیحایی داشت

او آرزو های بسیار داشت، نه برای خویش بلکه برای میهنمان و مردمش.

او به این آرزو هایش نرسید، خانواده، دوستان و بستگانش را گذارد و رفت. من امید وارم  بجای او و همه آنهایی که با این آرزو درغربت از دنیا رفتند چنین روز پر شکوهی را بیبینم. و تردیدی ندارم که اگر منهم نبینم نسل کنونی و میهن ما این روز تاریخی شونده را دیر یا زود در میهنمان جشن خواهد گرفت.

یادش  همواره برایم عزیز خواهد بود.

خانواده مسعود

حبییب تبریزیان

 نهم آوریل دو هزار و سیزده

سوئد گوتنبرگ

۱۹ آوریل ۲۰۱۳

۲۹ فروردین ۹۲