Archive for: May 2013

احتضار ریال و عزرائیل دلار!

Share Button

مأموریت تاریخی رئیس جمهور آینده، نه سامان دادن اقتصاد کشور بلکه اعلام رسمی ورشکستگی مملکت است. مأموریت رئیس جمهور آینده؛ اعلام ورشکستگی صنایع خودرو سازی، سازمان تأمین اجتماعی، تعطیل بازار بورس تهران و اعلام ورشکستگی تمام سیستم بانکی است.  

سقوط

اطلاعات بانکی و پولی هم فوق سّری شد؟ باید در انتظار سقوط مدام نرخ برابری ریال در برابر ارزهای خارجی باشیم.

به گزارش بینا سایت بانک و بیمه، تحقیق و تفحص از بانک مرکزی* متوقف شده است. معنای این توقف اینست که اطلاعات پولی و بانکی کشورهم مانند نقشه سایتهای اتمی، تحقیقات هسته ایی، سایت های موشکی و صنایع نظامی  و تأسیسات راداری، دیگر در زمره اسناد مافوق سری و طبقه بندی شده قرار داده شده اند. شاید تنها تفاوت دراین میان، این باشد که هدف از طبقه بندی کردن اطلاعات نظامی و هسته ای و.. ، جلوگیری از دسترسی”دشمن” خارجی وضعیت  آنهااست ولی هدف از سّری اعلام کردن دوفاکتوی اطلاعات پولی و بانکی و ممانعت حتی مجلس شورای اسلامی که اسماً رأس امور است ولی عملاً ته امورهم نیست، از تحقیق و تفحص در اوضاع بانک مرکزی پنهان سازی آشفتگی درونی این بانک و سیستم بانکی کشورو وضعیت وخیم ارزی از “دشمن” داخلی یعنی مردم است زیرا پنهان کردن اسراربانکی** امروزه برای دولتهای خارجی و موسسات تحقیقاتی بین المللی که وضعیت بانکی و پولی همه کشورهای دنیا را دقیقاً رصد میکنند هیچ زحمتی ندارد.

 درآستانه انتخابات این دوره ریاست جمهوری، فضای سیاسی کشورچنان حول رقابتهای جناحی و خُرده حسابهای مبتذل شخصی،  رد یا تأئید صلاحیتها و شعارهای ولایتمدارانه و کلیشه ایی متمرکز شده است که هیچیک از نامزدها ضرورتی برای پرداختن به طرح مشکلات اصلی مملکت و ارائه  رهیافتهای واقعی بجای شعارهای عوامفریبانه احساس نکردند.

آقای خامنه چندی پیش با صراحت و تأکید گفت که نامزدها در تبلغات انتخاباتی خود وعده هایی ندهند که در حیطه صلاحیت و اختیارات ریاست جمهوری نیست.

ولی نامزدها نیز بهتر ازهرکسی میدانند که هیچ تضمین واقعی و شرافتمندانه ایی در کمترین حد ممکن برای کمترین کارممکن نمیتوانند به مردم بدهند چون خودشان هم تضمینی نداشته ونگاه آنان فقط به کرسی ریاست جمهوری و کسب عنوان ازمعنا افتاده رئیس جمهور دوخته شده است. آنها ابایی از دادن وعده های نسیه ایی که انجامشان کلاً از حدود اختیارات ریاست جمهوری خارج است ندارند. زیرا بقول معروف این خان است که سر رشته امور را در دست دارد و مقام رئیس جمهور فقط تابلویی بر سر در عمارت نظام است و لذا آنها ترسی هم از فردا و از قرار گرفتن در معرض طعن و لعن و مذمت مردم بخاطر بد قولیهای خود ندارند. زیرا برای آنها مردم عددی نیستند و تعهد آنها جای دیگر و هدفشان چیز دیگری است. مگر آقای احمدی نژاد امروز چقدر پاسخگوی نیاوردن نفت برروی سفره مردم است، سفره ایی که نه تنها رنگ نفت را بخود ندید بلکه از همان نان بخورنمیری هم که در آن بود خالی و تکیده تر شد. امروز نه احمدی نژاد پاسخ میدهد و نه کسی هست که حتی زحمت پرسش را بخود داده و مسئولیت پذیری بخواهد.

ممکن است در فردای انتخابات این دوره رقیبان احمدی نژاد اورا به سیخ و صلابه کشند ولی قطعاً نه بخاطر عدم وفا به وعده هایش به مردم دردوران تبلیغات انتخاباتیش بلکه بخطر تصویه حسابهای شخصی .

از سردارسرلشگرپاسدار، محسن رضایی گرفته تا سردارسرتیپ قالیباف و سعید جلیلی و.. ، همه وعده میدهند که اشتغال ایجاد میکنند، کمر گرانی را خُرد میکنند، فساد را مهار میکنند  و مسیحا گونه بحران را حل میکنند و  ریال محتضر را نجات میدهند و.. .

امروز هر بقالی  و دستفرشی میداند که با کنار گذاردن نخبگان دلسوز و کارشناسان مملکت از فرایند تصمیم گیری و حتی مشاوره، فقط شیادانی میدان را تصرف میکنند که با دزدی و فساد میخواهند در کوتاه ترین مدت پولدارتر شوند و میل شهوانی به قدرت، ثروت و شهرت تنها موتور محرکه آنانست. امروز همه میدانند که که با این فساد و تقلب قانونی شده  در سازو کارانتخاباتی، بحث از سالم سازی فضای اقتصادی مملکت غیر ممکن است ودیو فساد مانند هیولایی تناور شونده میرود که آخرین بخشهای نیمه سالم بازمانده اقتصاد کشور را هم به کام خود کشیده  جذب کند.

امروزه کمتر کسی است که نداند تا هنگامیکه،  اعتماد عمومی به عرصه اقتصاد باز نگردد روند خروج سرمایه  و نیروی متخصص از کشور نه تنها متوقف نخواهد شد بلکه هر روز شتاب بیشتری  گرفته و از مملکت رمق کشی خواهد کرد.

امروز همه میدانند تا مسئله تحریمها حل نشود بحران اقتصادی و تورم که هنوز بهیچ وجه قد و قامت خود را نشان نداده است، حل شدنی نیست. همگان میدانند که حل مسئله تحریمها هم به مسئله اتمی و تعامل با دنیا بستگی دارد، میدانند که سیاست ماجراجویانه اتمی دولت ما و مداخله جوییهای فرامرزی تحریک آمیز و فزاینده آن در سوریه و لبنان در جهت عکس تنش زدایی عمل میکند.

هرروز بیش از روز پیش روشنتر میشود که چالش حکومت ما با دول منطقه و جهان نه تنها کاهش نخواهد یافت بلکه در حال افزایش یابی و تنش فزایی نیز هست.

اگر بفرض محال همین فرداهم مسئله اتمی حل شود تازه مسئله دخالت ایران در لبنان و سوریه و… مطرح خواهد شد. همه میدانند و باید بدانند که حتی اگر بجای سردار قالیباف، ولیعهد  خود خامنه ایی آقا مجتبی هم رئیس جمهور شود او در سمت و با عنوان “رئیس جمهوری” حق تصمیم گیری راجع به رابطه با غرب ، آمریکا، دول منطقه و کلاً سیاست خارجی و پرونده هسته ایی را ندارد هر چند بی تردید، او “بعنوان مشاور ” در بیت رهبری در تمام این مسائل صاحب رأی میباشد.

مسئله اینست که خط قرمز رهبری ، نگاهداشتن حق تصمیم گیری روی مسائل استراتژیک برای شخص ولی فقیه و رهبر کشوراست عدم واگذاری این حقوق به نهاد ریاست جمهوری صرفنظر از اینکه چه کسی در رأس این نهاد است یکی از محورهای بنیادین حکومت ولایی و اسلامی است و تا این حکومت هست اختیارات رئیس جمهور در حد اکثر خود از “شهردارکل ایران” بیشتر نخواهد شد.

مقام معظم و بیت رهبری مدیریت سیاست های کلان و راهبردی کشور را به هیچ نهادی از جمله ریاست جمهوری واگذار نخواهد کرد بشمول حق تعین و”انتخاب” رئیس جمهوری بجای مردم. حال یک رئیس جمهور با این زمینگیری  و دست و پا بستگی چگونه میتواند با کوه مشکلاتی که رهبری و شورای نگهبان و دستگاه قضای آفریده اند در افتاده و آنها را حل کند و چگونه بخود اجازه میدهد تا وعده حل بحران را بدهد فقط خدا میداند!

اینرا من قبلاً نوشته ام و باز، در اینجا بازنویسی میکنم که قریب ۴ ماه پیش یکی از شخصیتهای مهم شورای نگهبان که نامش یادم نیست در باره انتخابات پیش روی خیلی به صراحت گفت؛ نامزدهای این دوره، باید آن آرای بالای ۲۰ میلیونی را فراموش کنند، درانتخابات آینده حد اکثر آراء، حدود ۱۲ ـ ۱۳ میلیون خواهد بود. معنای ساده این حرف اینست که انتخابات و حق انتخاب کردن از این دوره به بعد به انتخابات دردرون حلقه وفاداران به حکومت و لایه های بی تفاوت جامعه محدود میشود. و تصور اینکه در همین محدوده هم رهبر اجازه انتخاب کردن و شدن به هواداران خود را بدهند تصوری  واهی است.

سعید جلیلی در مصاحبه تلویزیونی اش بمناسبت معرفی برنامه خویش میگوید؛ ما به حدود ۵۵ میلیارد ارز برای خریدهای خارجی خود احتیاج داریم و چیزی حدود ۴۵ میلیارد دلار صادرات غیر نفتی و معیانات نفتی داریم که با کمی صرفه جویی یا افزودن به صادرات در تجارت خارجی و موازنه پرداختهای خارجی خود میتوانیم  توازن ایجاد میکنیم.

آقای جلیلی اگر قدری و فقط قدری از تجارت خارجی آگاهی داشت میدانست که تجارت خارجی امروزمملکت به پوشش عملیات صرافی تبدیل شده است زیرا سود در تبدیل کالا به دلار است و نه در تجارت کالا و هیچ صرافی حاضر نیست ارزهای داخل صندق خود را به قیمتی که دولت و بانک مرکزی تعین میکند به آن بفروشد. ولی درعوض تجار وارد کننده که بخش زیادی از اعتبارات ارزی خود را زیرجُلی روانه بازار سیاه میکنند ارزهای درخواستی خود را با نرخهایی از بانک مرکزی یا مرکز مبادلات ارزی میگیرند که بانک مرکزی بخاطرسرخ نگهداشتن صورت خود و حفظ نرخهای مصنوعی، آنها را کمتر از نرخ واقعی اعلام کرده و نگاه میدارند. لذا فضای ساختگی ومصنوعی و دوگانگی نرخ طبیعی ارز، با این نرخهای آمرانه و شبه نظامی بانک مرکزی، فقط عرصه کسب و کار و بازار ارزی و پولی مملکت  را به فسادی باتلاقی و فرا گیر تبدیل میکند.

دولت آینده فقط در خواب ممکن است ببیند که تجار صادر کننده کالا بیایند و دلاری که هر روز از روز قبل گرانتر میشود را با نرخ تعین شده از سوی بانک مرکزی در اختیار دولت  یا آن بانک بگذارند.

اگر امروز دلار مرز ۵ و ۶ هزار تومان را نشکسته و بسوی ۱۰ هزار تومان اوج نگرفته است، نه ناشی از امنیتی کردن بازار ارز و تزریق مهندسی و مدیریت شده  و محدود ارز به بازار میناتوری  خیابان فردوسی و کوچه منوچهری است بلکه ناشی از قاچاق مرزی دهها میلیارد دلار کالایی است که ازصدور احشام زنده گرفته تا برنج، شکر، سوخت، طلای شمش و طلای قابل ذوب را شامل میشود، ناشی از ده ها میلیارد ارز صادراتی است که هرگز به مملکت بازنگشته و در همان کشورهای مقصد در بازار سیاه به فروش میرسند و پاسخ تقاضای بازار را میدهد، ناشی از به طمع افتادن گروهی از ایرانیان مهاجر و پولدار است که بوی کباب شنیده و با دلار بالای ۳۵۰۰ تومان هیجان زده  به خرید زمین و مستقلات  در داخل کشورافتاده اند غافل از اینکه آنها در آینده خواب آن ارزهایی را که به ایران فرستاده اند را هم با آن نرخ برابری در موقع ارسال به ایران را نخواهند دید.

این ارزها هستند، که با عرضه شدن در بازارسیاه و پنهان ارز، نرخ برابری دلار را تا کنون و موقتاً درزیر سقف ۴۰۰۰ تومان نگاه داشته اند و بالانس ارزی را در بازار تعین میکنند. ولی تصوری بسیار ساده اندیشانه است اگر فکر کنیم این جریان قاچاق کالا یا صادرات مجاز در همین سطح باقی خواهد ماند و مهاجرین خارج نشین ایرانی هم همچنان در تصور سرمایه گذاریهای سود آور، ارزهای خود را سرازیر داخل خواهند کرد. این روندها، در تمام زمینه ها، برخواهند گشت و چون امواجی سونامیک اقتصاد بیمار مملکت را زیر ضربه خُرد کننده خود خواهند گرفت.

ورود ارز جای خود را به فرار بیشتر سرمایه خواهد داد، کمبود کالا، نرخ تورم را در همین سال جاری به احتمال زیاد، ۳ رقمی خواهد کرد که این امر بنوبه خود قیمت کالاهای صادراتی و معالاً نرخ مابه ازای ارزی آن کالاها را افزایش خواهد داد که بمعنای ارز بازگشتی بسیار گرانتر و متناسب با قیمتهای تورمی خواهد بود. هرچه تورم شتاب بگیرد، دلار گرانتر خواهد شد و این روند به شتاب قاچاق کالا بخارج تا سرحد ایجاد قحطی در داخل ادامه خواهد یافت.

تفاوت نرخ رسمی و واقعی دلار چنان فسادی را در نظام بانکی، بازرگانی خارجی و گمرک کشور دامن بزند که تمام سپاه و بسیج ۲۰ میلیونی را هم به  درون گرداب نیرومند خود بکشاند.

مأموریت تاریخی رئیس جمهور آینده، نه سامان دادن  به اقتصاد کشور بلکه اعلام رسمی ورشکستگی مملکت است. مأموریت رئیس جمهور آینده؛ اعلام ورشکستگی صنایع خودرو سازی، سازمان تأمین اجتماعی، تعطیل بازار بورس تهران و اعلام ورشکستگی تمام سیستم بانکی  است.

در دوره ریاست جمهور آینده اقتصاد سیاه و پنهان چنان تناور خواهد شد که اقتصاد رسمی کشور را تحت کنترول و تابعیت کامل خود در آورد و اراده آهنین خود را چون یاسای چنگیزی به دولت کاغذی تحمیل کند. فرماندهی بانک مرکزی از دست جمشید بسم الله های ساختگی برادران اطلاعاتی به دستان جمشید بسم الله های واقعی، که بازار سیاه ارز را در اختیبار دارند و بر بازار حقیر و روبزوال دولتی و بانک مرکزی چیره گشته اند انتقال خواهد یافت. بانک مرکزی به تابعی از بازار پولی و ارزی ـ ای  که از آن نیرومند  تر است  تبدیل خواهد شد.

وقتی دکتر زیبا کلام میگوید که هاشمی نذرکرده بود رد صلاحیت شود هیچ احتیاجی به تأکید واصرار  بر قبولاندن آن نباید داشته باشد. هاشمی بخوبی میدانست که در چهار چوب و محدوده اختیارات جاری ریاست جمهوری هیچ مسیحایی در کسوت رئیس جمهور قادربه حل مشکلات مملکت نیست. هاشمی در صورت رئیس جمهور شدن هم زمانی قادر بود در حل مشکلات مملکت  موفق شود که اولاً میتوانست بدون ترس از شورش و اغتشاش و انقلاب، مردم را بطور واقعی به صحنه فراخواند و وضع فوق العاده وخیم کشور را با آنها در میان نهاده از آنها طلب ایثار و فداکاری کند.

او زمانی میتوانست مردم را برای نبرد با بحران به صحنه بکشاند که  با عبورد از اساتحکامات ساختار قدرت ولایی، اختیارات لازم برای حل بحران هسته ایی و تعامل با غرب و پایان دادن به ماجراجویی های فرامرزی را داشته باشد و کلید زندانها را هم در دست خود بگیرد و مراکز موازی قدرت را تحت کنترول در آورده و تعطیل کند. ولی او خوب میدانست که پست رئیس جمهوری اختیاراتی بیش از تدارکچی گری را در اختیار او نمیگذارد. و مقام رهبری از خط قرمز تقیسم  قدرتی که دیگر نهادینه شده است هرگز عبور نخواهد کرد.

مردم میهنمان باید برای روزهایی بسیار دشوار؛ دشوار تر از دوران جنگ ۸ ساله و جنگ دوم و اول جهانی آماده کنند. هرچه مشکلات داخلی افزون تر شود ماجراجویی های رهبری نظام هم افزونتر خواهند شد زیرا مقام رهبری فکر میکند اگر در سیاست هسته ایی و منطقه ایی به موفقیتی دست یابد میتواند مردم را به تحمل هزینه وحشتناک و غیر قابل تحمل آن واداشته  و آنها را توجیه و قانع کند. ولی مقام معظم رهبری در این هپروت اندیشی خود مملکت را به چنان روزسیاهی بکشاند که فتحعلی شاه و شاه سلطان حسین معروف را روسفید تاریخ کند.

میدانم برخی خوانندگان این سطور ممکنست این تصویر تیره را قدری اغراق بدانند ولی به آنها شوربختانه قول میدهم این روزهای تیره، زود تر از آنچه آنها  تصور میکنند فراخواهد رسید.

اینهم گزارش خبری بانک و بیمه که انگیزه نگارش این یاداشت شد.

* تحقیق و تفحص از بانک مرکزی متوقف شد

چهارشنبه ۰۸ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۲۳

بینا- رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس نسبت به ادعای کم کاری این کمیسیون در تحقیق و تفحص ها که در گزارش نظارتی مجلس مطرح شد واکنش نشان داد و گفت : ۱۲ تحقیق و تفحص به کمیسیون اقتصادی ارجاع شده که دو مورد آن را پس گرفتند و یکی از آنها رای نیاورد، تحقیق و تفحص از بانک مرکزی هم که رای آورد توسط هیات رئیسه متوقف شد.

به گزارش بنکر (Banker)، ارسلان فتحی پور رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس نسبت به گزارش حسین مظفر معاون نظارت مجلس شورای اسلامی که در گزارش خود تاکید کرده بود در بحث تحقیق و تفحص ها کمیسیون اقتصادی کمترین عملکرد را داشته است واکنش نشان داد.

وی گفت: ۱۲ تحقیق و تفحص به کمیسیون اقتصادی ارجاع شده که دو مورد آن را پس گرفتند و یکی از آنها رای نیاورد.

فتحی پور گفت: تحقیق و تفحص از بانک مرکزی هم که رای آورد توسط هیات رئیسه متوقف شد. هم اکنون هیات تحقیق و تفحص از ستاد سوخت تشکیل شده است و ۶ تحقیق و تفحص دیگر هم در زمان بررسی بودجه به کمیسیون ارایه شده است.

رئیس کمیسیون اقتصادی از هیات رئیسه و معاون نظارت خواست تا گزارشات دقیقی تهیه کنند تا حق کمیسیون ها ضایع نشود.

باهنر در پاسخ به فتحی پور گفت: کمیسیون اقتصادی جزو کمیسیون های پرکار مجلس است. اگر آمار و ارقامی داده می شود برا این است که تشویق شویم تا کارهای را سریعتر پیگیری کنیم./lمه

«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««

** در زمان شاه بانک مرکزی و ملی بیلان ماهانه میدادند  که در یافت آنها رایگان بود و در آن بیلانها تمام عمل کرد بانکی، موازنه تجاری، زخیره ارزی و وضع پشتوانه ارزی و میزان انتشار اسکناس با دقتی اعشاری گزارش میشد.

 توجه!

از کاربرانی که با نگارنده یاداشت نگاه مشابهی دارند ، انتظار میرود برای روشن کردن هرچه بیشتر بخش بیشتری از همم میهنانمان در انتشار این یادداشت بکوشند تا مردم بدانند با این انتخابات بسوی چه فاجعه ایی  میروند.

پوکر انتخاباتی دور نهم

Share Button

جلیلی، یک بلوف دیس اینفرماتیو و سردار سرتیپ قالیباف بعنوان آس انتخاباتی و دربان بیت قدرت خامنه ایی!

نباید اجازه داد چهره زشت سیاسی و بنیاد گرانمای افراطی سعید جلیل موجب خوش نمایی سردار قالیباف، این سر مهندسین سرکوب های دو دهه گذشته شود. قالیباف در تبلیغات و مصاحبه های خود چنان از برنامه آینده صحبت میکند که گویی او کاندیدای پست و مقام “ولایت فقیه” است و نه رئیس جمهوری که درجات تدارکچی گری او پس از احمدی نژاد به میزان زیادتری هم کاهیده است. قالیباف از بالا مأموریت دارد تا بخشی از وثایای جنبش های اعتراضی خفه شده و انتقادات ناشنیده را به اجرا بگذارد؛ اما به آنچنان روشی که بنام خود و نظام تمام شود و نه مطالباتی که با هزینه اشک و خون، زندان حصر و شکنجه از سوی مردم و نمایندگان اعتراضات مدنی آنها مطرح گشته اند.

توصیه میشود که بعلت طولانی بودن کلیپ ویدئویی قسمت اول آنرا که به قالیباف است ببینید. بخش دوم به خوشکوش مربوط است که او هم از چهرهای آدمکش و امنیتی است

سون تسو، استراتژ و ژنرال برجسته چین باستان میگوید همه جنگها بر اساس فریب هستند. اگر صفوف نیروهایت منظم است وانمود  کن که در هرج و مرج هستند، اگر میخواهی از جناح راست حمله کنی وانمود کن که از چپ حمله میکنی، وقتی قوی هستی خود را ضعیف و وقتی ضعیف هستی خود را قوی نشان بده، سعی کن کوتاه ترین راه با سبک ترین تجیزات را انتخاب کرده و از پشت جبهه حریفت سر دربیاوری، سعی کن با استفاده از جاسوسهای یک بارمصرف که آنها را با اطلاعات گمراه سازانه انباشته ای و به کمینگاه حریف میفرستی تا دستگیر شده و آن اطلاعاتد را باز گوید، آنچنان این اطلاعات گمراه گننده را به حریف القاء کنی که با یقین بدانی؛ تاکتیکی که حریف بر اساس آن اطلاعات میگیرد آن خواهد بود که تو میخواستی. سون تسو برای سورپرایز کردن حریف اهمیت بسیار زیاد قائل است و بر این عقیده است که یک ژنرال ورزیده آن ژنرالی است که جنگ را بدون کارزار یا با کمترین هزینه ببرد و نه با کشت و کشتار. از طریق مانور، کسب اطلاعات دقیق و انتشاراطلاعات گمراه ساز و فریب دشمن و بلوفهای تاکتیکی.
بنظر من تا آنجا که به هنر فریب و دروغ مریوط میشود، آن جنگاور بزرگ قرن پنجم پیش از میلاد هیچ درسی برای حکومت ولایی ایران ندارد و شاید اگر زنده بود، از اینها هم باید می آموخت.
دستگاه مهندسی انتخاباتی رژیم الحق تا امروز که بیش از ۱۲ روز به انتخابات بیشتر نمانده است از پس این بازی پوکر انتخاباتی بخوبی برآمده است. یکی از آخرین کارتهای خوب بازی شده رژیم معرفیغیر مستقیم و رسانه ایی کردن سعید جلیلی و یا ولایتی بعنوان نامزد های مورد نظر خامنه ایی است. انتشار اینگونه اخبار دیس اینفرماتیو در سطح رسانه های داخلبی و خارجی چنان همه را در محدوده خود طلسم کرده است که کمتر کسی به این فکر میکند که ممکنست مطرح کردن این موجود خشن، عبوس و بد سابقه و علناً ماورای قشری، طرفندی باشد تا کسی مانند سردار سپاهی، امنیتی و سرکوب گر جنبش اعتراضی دانشجویی و یکی از سرمهندسین سرکوبهای اعتراضی در دو دهه گذشه یعنی سردارقالیباف، در مقایسه با وی چون شخصیتی مدرن، مردم دوست، شیک پوش و مردم دوست و دخترکُش بنظر آید.
رژیم، خود بیش ازهر کسی دیگری میداند تا په اندازه منفور است و اگر غیر از این بود هیچ دلیلی برای این فیلترهای استصوابی و نظارتی و تقلبات علنی و حیثت سوز، در انتخابات وجود نمیداشت. سید علی خامنه ایی میداند که مخالفت با او، نشان دادن فاصله از او یعنی حد اقل ۱۵ تا ۲۰ میلیون آرای مجانی و بهمین سادگی. مطمئناً اگر همزاد احمدی نژاد؛ اسفندیار رحیم مشایی رد صلاحیت نشده بود و اگر حریفی از اصلاح طلبان در برابر او نبود بیشک آرایی بالای ۳۰ میلیون می آورد، نه بخاطر خوش سابقه گی یا برنامه های جالبش بلکه فقط برای اینکه در جامعه انعکاس یافته است که او در خطی غیر از خط رهبر است و از خود برنامه های خود را دارد.
حال دستگاه تبلیغات دیس اینفرماتیو سید علی خامنه ایی با معرفی غیرمستقیم سعید جلیلی یعنوان کاندید اصلی نظام و کپی شخص رهبری میکوشد که علاوه بر ۵ یا ۶ میلیون آرای ثابت رژیم چند(؟) میلیونی هم رأی واقعی آن مردمی را که در تله این فکر که گویا سردار قالیباف ازجنس دیگری است افتاده اند را، برای این تک خال نم کرده رژیم و غلام حلقه بگوش بیت رهبری فراهم سازند تا پیروزی او در این مسابقه نمایشی، قدری حالت طبیعی بخود گرفته و برای آینده او هم به سرمایه ایی مردمی تبیدل شود.
نخستین اثربیرون آمدن قالیباف از جعبه شعبده بازی انتخاباتی، اینست که حد اقل برخی از ساده دلان باور خواهند کرد که: ” این انتخابات آنچنان هم که تبلیغ میشد تقلبی نبود”. چون اگر تقلب بود باید سعیدجلیلی که مورد نظر رهبر است بیرون می آمد و نه قالیباف که با رهبری و کل دستگاه حاکم زاویه دارد ومستقل تر است بیرون می آمد. نفس چنین گمراه سازی ایی تصویرگمراه کنندهِ دوگانگی دولت آینده را با دستگاه رهبری در ذهن مردم جا می انداخت. حال آنکه از ۶ کاندیدای باصطلاح اصول گرای تأئید شده تا آنجا که به میزان “بله قربان گویی گفتن” آنها مربوط است کمترین تفاوتی وجود ندارد. همه این ۶ بازیگر وظیفه دارند تا به بیننده تنوعی از نامزده های ماهیتاً تک قالبی و یک فرم را القاء کنند که کمترین واقعیتی ندارد.
قالیباف و یا با احتمال کمتری محسن رضایی وظیفه دارند بعنوان نامزدهایی که از اول چندان مورد نظر نبوده اند به صحنه بیانید و با دستی نسبتاً بازتر نسبت به روسای جمهور گذشته، چالشهای اتمی، تحریمها، شکاف حکومت و ملت، بحران عمیق و همه جانبه اقتصادی و.. ، مدیریت کنند بدون اینکه رهبر در رویکردهای خود تغیری نشان دهدو مسئولیت خرابکاریهای این دو دهه را بپذیرد. چنین رفتاری هم دولت آینده را مستقل از اراده رهبری معرفی میکند و هم دموکراتیک بودن نظام را نشان میدهد و هم مردم را وادار میکند که بنام خود برای نجات کشور برخیزند.
در همین حال هم بیت رهبری سیاست های تروریستی و صدورانقلاب خود را با همسویی با سوریه و حزب الله و جریانت مختلف شیعه در منطقه را تعقیب خواهد کرد و دولت هم مذاکرات هسته ایی، بحران اقتصادی و را مدیریت کرده و احتمالاً قدری هم فضای گشاد فرهنگی و اجتماعی را چاشنی سیاست های خود خواهد کرد.
اگر قالیباف نمودِ چهره و شخصیت دوگانه و غلط انداز رژیم است، سعید جلیلی نمودِ چهره عریان و شخصیت واقعی و بی ماسک وبزک رژیم و شخص رهبر است.
مأموریت قالیباف، که بعلت داشتن پست شهرداری و دور بودن از جنجالهای سیاسی و فراموش شدگی نقش سرکوبگرانه اش مناسب ترین شخص برای نشان دادن چهره جدیدی از نظام است، آغاز گری دور جدیدی از توهم پراکنی نسبت به کلیت نظام است. در حالیکه مأموریت سعید جلیلی به سایه فرستادن قالیباف و رضایی است تا چهره خشن گذشته و سابقه کثیفشان بخوبی دیده نشود و مأموریت او بیش از این نیست.
احتمال بسیار کمی وجود دارد که رئیس جمهور آینده ایران قالیباف نباشد ولی با قطعیت میتوان گفت که قطعاً سعید جلیلی هم نخواهد بود.
نباید اجازه داد چهره زشت سیاسی و بنیاد گرانمای افراطی سعید جلیل موجب خوش نمایی سردار قالیباف، این سر مهندسین سرکوب های دو دهه گذشته شود. قالیباف در تبلیغات و مصاحبه های خود چنان از برنامه آینده صحبت میکند که گویی او کاندیدای پست و مقام “ولایت فقیه” است و نه رئیس جمهوری که درجات تدارکچی گری او پس از احمدی نژاد به میزان زیادتری هم کاهیده است. قالیباف از بالا مأموریت دارد تا بخشی از وثایای جنبش های اعتراضی خفه شده و انتقادات ناشنیده را به اجرا بگذارد؛ اما به آنچنان روشی که بنام خود و نظام تمام شود و نه مطالباتی که با هزینه اشک و خون، زندان حصر و شکنجه از سوی مردم و نمایندگان اعتراضات مدنی آنها مطرح گشته اند.
افشای دو چهره نظامی امنیتی نم کرده رژیم: محمد باقر قالیباف و محسن رضایی یک وظیفه ملی و آزادیخواهانه است. آن نامزدهای دیگر بقدر کافی خود افشاگر هستند که محتاج به افشاگری نباشند.
پوکر ادامه خواهد داشت.

نگاهی به کنفرانس۲ استکهلم

Share Button

اگر قرار است گفتمانی ساخته شود مضمون آن نه خود دموکراسی خواهی و انتخابات آزاد که چند صد سال پیش در اروپا ساخته شد بلکه گفتمانسازی حول محور راهکارهای عملیاتی، سازمانگرانه برای تحقق انتخابات آزاد بعنوان یگانه سازو کار برای حاکم کردن اراده مردم است که برآیند آن دموکراسی است.

ما به گفتمان سازی روی سازوکار ها نیازمندیم و نه اصل هدف. سازو کاری که طی قریب ۱۲۰ سال هنوز بدان نرسیده ائیم. و طی این ۳۴ سال از آن دور تر هم شده ائیم. عیب کار کجاست؟ 


confrace 2شهریار آهی  ـ  فریدون احمدی

 نگاهی به کنفرانسِ “اتحاد برای دموکراسی در ایران”

برآن نیستم که به تحلیلِ عمیق، مضمونی و ماهوی این نشست بپردازم. مایل بودم میتوانستم این نکاتی را که در اینجا مطرح میکنم حضوری درهمان کنفرانس مطرح میکردم ولی متأسفاته از سه باری که برای استفاده از حق  همان۲ دقیقه ایی هم که در پرسش و پاسخ برای مستمعین در نظر گرفته شده بود، با اینکه دست خود را سه باربالا بردم، فقط یکبار فرصت یافتم نظرم را بگویم و آنهم در مورد مسئله ایی فرعی مانند کاندیداتوری مورد نظر رهبری نظام بود که من همچنان بر نظر ارجحیت قالیباف نسبت به سایرین توسط رهبری تأکید دارم*.

قبلاً بی فایده نمی دانم که بگویم در این کنفرانس بعنوان ناظر و با هزینه شخصی و به دعوت یکی از دوستان قدیمم شرکت کرده بودم. ولی هیچیک از این نکات کمترین تأثیری در ارزیابی من از این کنفرانس نخواهد داشت.

واقعیت خارج از کشور چنین است که معمولاً کنفرانسهای برون مرزی را میتوان به سه نوع کلی تقسیم کرد:

۱ ـ کنفرانسهایی که بیشتر سوداگرانه بوده و بیشتر برای خود آوازه گری بی پایه تشکیل میشود و بهمین دلیل هم در درعمل بیشتر به کمین گذاری شبکه های اطلاعاتی رژیم و ابزار اخلال آن تبدیل میشوند.

۲ ـ کنفرانسهایی که با انگیزه های ایدئولوژیک، قومی و سیاسی فرقه ایی و حزبی تشکیل میشوند، که نمیتوان برای برگزار کنندگان آن انگیزه های تنگ نظرانه شخصی قائل شد ولی حرف تازه ایی هم در هیچ زمینه ایی هم برای کل جامعه ما برای گفتن ندارند.

۳ ـ کنفرانسهایی که تلاشهایی جدی از سوی افرادی جدی و به انگیزه های سالم  میهن پرستانه برای یافتن راه و رهایی از این لابرینت بحرانیست، که مملکت ما بدان دوچار شده  برگزار میشوند.

من کنفرانس استکهلم را در ردیف کاته گوری سوم قرار میدهم زیرا سازمانگران عمده آنرا تقریباً از نزدیک میشناسم، تردیدی  در انگیزه های میهنی آنان ندارم، تردیدی در ظرفیت درک و تجربه سیاسی آنان ندارم و تلاش آنها را هم برای کسب و کار سیاسی و یا برای  خود آوازه گری نمی دانم.

ولی علیرغم این نگاه بسیار مثبت خود به شخصیت کارگردانان این کنفرانس، کاستی هایی در آن میبینم که اگر بر طرف نشوند این تلاشها نه تنها به نتیجه ایی نمیرسند بلکه  نتیجه منفی هم میدهند.

من در این یادداشت کوتاه فقط به بیان فهرست وار این کاستیها و برخی نکات قدری بسنده میکنم:

 یک حرکت در عرضه سیاسی در کلی ترین شکل خود به دو نوع تقسیم میشود:

 ۱ـ گفتمانسازی سیاسی

 ۲ ـ نهادسازی سیاسی.

شرط نخست برای گفتمانسازی سیاسی فعالیت فرد یا افرادی با ظرفیت گفتمانسازانه برای آن هدف است و گفتمان مورد بحث باید هم از نظر مضمونی و ماهوی از انسجام درونی و منطقی، جامع و مانع بر خوردار باشد تا بتواند به همه سئولاتی که مطرح میکند، پاسخ گوید والی نمیتوان هر طرح و یا نظری را  که پیامی دارد کلاً گفتمان دانست. شرط دوم، باید بتواند راهکارهای عملی و واقعبینانه و منطقی برای انتشار خود داشته باشد تا بتواند بستر ساز  باشد. شرط سوم و شاید مهمتر اینکه اگر یک طرح مدعی یک گفتمان باشد باید بداعت داشته باشد یعنی تا بحال کسی؛ حد اقل؛ آنرا به آن صورت مطرح نکرده باشد.

در اینجا این سئوال را در برابر خود باید بگذاریم که مگر دربین ما ایرانیان هم کسی هست که رسماً مدعی طرفداری از دیکتاتوری و ضد دموکراسی باشد که ما میخواهم ایده دموکراسی را مطرح کنیم و خود را غیر مستقیم متولی آنهم بدانیم؟ همین دیروز رادیو بی بی سی در برنامه بامدادی خود گزارش داد که مجاهدین خلق با شعار “دموکراسی و سکولارییسم و ایران غیر اتمی .. ” برای لابی زنی رسمی در بین دستگاه حاکمه آمریکا ثبت نام کرده است. من فکر نمیکنم اگر از حزب کمونیست و کارگری هم سئوال شود بجز خود، نیروی دیگری را دموکراسی خواه واقعی بداند. پس در این زمینه؛ ” اتحاد برای دموکراسی در ایران” هیچ پیام تازه ایی ندارد که دیگران را به آمدن در کنار یا بدنبال خود برای آن دعوت کند. بسیاری از جریانهای بسیار پر نفوذ درون جامعه نیز خود را کمتراز برگزار کنندگان این کنفرانس دموکراسی خواه نمیدانند. تنها تفاوت آنها با شرکت کنندگان در این کنفرانس رویکردهای عملیاتی، تاکتیکی آنهاست.

پس! اگر قرار است گفتمانی ساخته شود مضمون آن نه خود دموکراسی خواهی و انتخابات آزاد که چند صد سال پیش در اروپا ساخته شد بلکه گفتمانسازی حول محور راهکارهای عملیاتی، سازمانگرانه برای تحقق انتخابات آزاد بعنوان یگانه سازو کار برای حاکم کردن اراده مردم است که برآیند آن دموکراسی است.

ما به گفتمان سازی روی سازوکار ها نیازمندیم و نه اصل هدف. سازو کاری که طی قریب ۱۲۰ سال هنوز بدان نرسیده ائیم. و طی این ۳۴ سال از آن دور تر هم شده ائیم. عیب کار کجاست؟

بنظر من عیب کار اینست که ما بجای تلاش برای یافتن  و جا انداختن یک ساز و کارِ اجرایی و عملیاتی کردنِ گفتمان دموکراسی که مشارکت متناسب سیاسی را تسهیل کند به نهادزنی” مدعی دموکراسی” میپردازیم که معنای عملی آن سهم خواهی از قدرت در یک مشارکتِ “زور و یا زد و بند بنیاد” است. اگر “گفتمانسازی”، مدعی چیره سازی یک “نظر” است؛  “نهادسازی” مدعی قدرت  یا سهم خواهی می باشد که رقابت آمیز بوده و در این شرایط اگر درست طرح نشود میتواند مخرب و رقابت آفرین باشد. البته اگر  یک “نهادسازی” ای، ظرفیت و توان آنچه که مدعی آنست را داشته باشد کمترین اشکالی ندارد . لخ والسا در لهستان، سان سوچی در برمه، ماندلا و آ. ن. سی  در آفریقای جنوبی نهاد های پرقدرت جنبشی و سیاسی ایی بودند که مدعی قدرت شدند و توان تصاحب آنرا هم داشتند یا در مورد برمه دارند.

در این نهاد آفرینی باید به پتانسیلهای اجتماعی و سیاسی مدعیان و ظرفیتهای آنها توجه کرد که خود، مطرح کننده این پرسش است که: آیا آنها در جهت تبدیل شدن به یک منظومه سیاسی کامل هستند یا تبدیل شدن به یک ستاره مرکزی و یا یک سیاره اقماری در یک منظومه سیاسی که آنها در مرکز آن قرار ندارند و مرکز آنرا تشکیل نمیدهند؟  عدم درک این پتانسیل[فاصله یک کانون اقماری با مرکز ثقل طبیعی شکل گرفنه] موجب میشود که “مدعی” وارد رقابتی شود که از توان آن خارج است و سرانجام، به حاشیه رانده شدن بیشتر آنهم هم منجر خواهد شد.  بنظر من، این یک اصل تاکتیکی و استراتژیک است که هدف باید متناسب با “توان” برگزیده شود. در این رابطه حرف سون تسو؛ ژنرال و استراتژ نامدار چین را نقل میکنم که میگوید: نیروی خودت را بشناس و نیروی حریفت را هم بشناس! پیروزیت حتمی است. اگر نه نیروی خود و نه حریفت را بشناسی، نابودیت حتمی است و اگر نیم ـ نیم بشناسی، هم شانس پیروزی داری و هم شانس شکست.

وقتی از شناختن نیرو صحبت میکنیم، منظور شناخت نیرو تا “عمق استراتژیک” مطرح است و نه در سطح بالفعل، عملیاتی و میدانی تا آنجا که فقط یک چشم غیرمسلح میتواند ببیند*

بنظرمن” اتحاد برای دموکراسی درایران” ظرفیت های خوبی برای موفقیت دارد تا به کانونی برای”عمدتاً” ایرانیان برونمرزی تبدیل شود که پیامش در درون کشور هم بازتاب شود، ولی زمانی میتواند این پتانسیل را متحقق کند که خود و حریفان خود را نیز بشناسد و ادعایی در حد ظرفیت خود؛ “عمق استراتژیک خود و در برابرحریفان”، داشته باشد و اهدافی مطابق آن ظرفیت در برابر خود قرار دهد. در این رابطه باید اضافه کنم در نشستی با اهدافی گفتمانسانه،  تیپ افرادی که برگزیده میشوند تیپی فکر ساز و در نشستی با هدف نهاد سازی تیپی جمع میشوند که کنشگر  و سیاستورز باشند. من تمایز بین این دو تییپ را در نشست استکهلم ندیدم همچنانکه رسالت مشخص کنفرانس را هم از این دو نتوانستم تشخیص دهم.

متآسفانه در حالی که مسئله انتخابات و رد صلاحیت هاشمی در حال ایجاد تراکم طوفانی سونامیک در فضای سیاسی میهنمان گردیده که لحظه به لحظه نیرو میگیرد، این کنفرانس به سیاق گروههای کنفدراسیونی قبل از انقلاب  قدرت دیدن بحران جدی انتخابات و  نقش کاریزما شونده هاشمی رفسنجانی در این رابطه را نداشت و وقت بسیار کمی را بدان اختصاص داد هرچند این کاستی اساسی در مصاحبه با صدای آمریکا از سوی آقای آهی قدری ترمیم شده است.

کنفرانس استکهلم، بنظر من توانست ترکیب کیفی مناسبی از افراد را درخود گرد آورد که نه افرادی ساده بلکه بالنسبه چهره های “ری پرزنتاتیو (reprsentative)” بودند. یعنی هریک به نسبتهایی متفاوت و بنوعی بیانگر سلیقه و خواست  و یا  مطالبات گروههایی از جامعه بزرگ میهنمان بودند که به مجموع کنفرانس خصلتی “ملی” میداد. جمع استکهلم نه جمعی همگرایش بلکه میناتوری از جامعه متنوع سیاسی میهن ما منهای حکومتگران و نیروهای دموکراسی خواه دینی بود. اگر در این جمع بخش دموکراتهای مذهبی هم شرکت میکردند به لحاظ “صِرف ترکیبی”، میشد آنرا جمع کاملی از نمایندگان فکری تمامی جامعه و میناتوری تمام عیار از ملت ایران و میناتوری از یک جنبش  ملی بحساب آورد.

نقطه بسیار در خور توجه در این کنفرانس رسیدن سازماندهندگان آن به ایده چند کانونی اپوزیسیون است که من آنرا یکی از مهمترین دستآوردهای این جریان میدانم و بلحاظ اهمیت آن، در نوشتاری جدا گانه آنرا به بحث خواهم گذارد.

کاستی دیگر این نشست، کوتاهی جدی آن در یافتن راهی برای خنثی کردن رخنه گریهای خرابکارانه، تفرقه افکنانه، مانیپولاتیو و دیس اینفرماتیو دستگاه های اطلاعاتی رژیم میباشد. من بطور جدی براین اعتقادم که نسبتِ موفقیت هر بخش از اپوزیسیوین در مبارزه؛ رابطه مستقیم با “هنر” آن در خنثی کردن عملیات رخنه گرانه تخریبی، اطلاعاتی  و امنیتی رژیم از یکسو و بلند کردن سنگی به تناسب قدرت واقعی خود دارد.

طرفهای بازی در این پوکر انتخاباتی هنوز همه کارتهای خود را بازی نکرده اند و بنظر من سورپرایز های بیشتری در راه است.

پایان یاداشت.

*

من در روزهای پیش از انتخابات سعی میکنم این دلایل و اهمیت شناختن چهره واقعی مورد نظر هیئت حاکمه را در این انتخابات نوشتاری کنم.

**

نمونه برجسته ایبن کور بینی و ندیدن عمق استراتژیک نیروی حریف؛ در گیر شدن جزب الله و حکومت ما در سوریه است. که فقط میتوان با یادآوری شعر کنیزک و کدو در مثنوی مولوی گفت؛ نه رژیم ایران، نه حزب الله لبنان، نه اسد و نوری المالکی کدو را ندیده اند و عمق باتلاقی را که در آن فرو رفته اند را درک نکرده  و از توازن استراتژیک در این درگیری کاملاً بیخبرند.

 

 

 

اتحاد برای دموکراسی در ایران

کلیپ ویدئویی از صدای آمریکا

هاشمی رفسنجانی: تا جایی که مکلف به صبر و بردباری باشم تحمل می‌کنم

Share Button

 چکیده: رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سؤالی در مورد دلایل عدم تحمل وی توسط برخی افراد یا جریان‌های افراطی از اول انقلاب تاکنون گفت: بخشی از این بداخلاقی‌ها یا مخالفت‌ها، ناشی از تفاوت دیدگاه بنده در مورد نگاه اسلام به حقوق شهروندی با برخی از افرادی است که تحمّل این دیدگاه را نداشته و این موضوع سابقه‌ای به طول عمر انقلاب اسلامی دارد. در این خصوص مسائل و اسرار زیادی وجود دارد که اسرار نظام است و باید حفظ شود. …

کلمه:

شنبه, ۴ خرداد, ۱۳۹۲

رئیس مجمع تشخیص در دیدار جمعی از اعضای شورای مرکزی جمعیت فدائیان اسلام گفت: مصلحت نظام صبر در بی‌مهری‌ها، تحمل شرایط سخت و دشوار هجمه‌ها و بمباران تخریب‌ها و اهانت‌ها، را از قرآن آموخته‌ام و آن را یک اصل اسلامی می‌دانم به‌ویژه اینکه این صبر و استقامت در راه اصلاح، منافع و مصالح اسلام و مکتب اهل بیت(ع) باشد.

به گزارش انتخاب، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، امروز با ذکر این مطلب و با تبریک ایام ولادت حضرت علی (ع) و روز مقاومت و پایداری دزفول قهرمان به ویژه به مردم استان خوزستان، در پاسخ به ابراز تأسف حاضران در مورد مسائل اخیر ردّ صلاحیت‌ها، افزود: بنده هیچ‌گاه در طول عمرم به دنبال پست و مقامی نبوده‌ام و همواره مانند یک سرباز در خدمت انقلاب اسلامی و نظامی بوده‌ام که همراه با خیل عظیم مردم و دیگران به رهبری امام(ره) در راه تحقق آن مبارزه کرده و مصائب و رنج‌ها کشیده‌ام.

وی همچنین تأکید کرد: تا جایی که مکلّف به صبر و بردباری باشم، تحمّل می‌کنم.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سؤالی در مورد دلایل عدم تحمل وی توسط برخی افراد یا جریان‌های افراطی از اول انقلاب تاکنون گفت: بخشی از این بداخلاقی‌ها یا مخالفت‌ها، ناشی از تفاوت دیدگاه بنده در مورد نگاه اسلام به حقوق شهروندی با برخی از افرادی است که تحمّل این دیدگاه را نداشته و این موضوع سابقه‌ای به طول عمر انقلاب اسلامی دارد.

به گفته ی هاشمی، در این خصوص مسائل و اسرار زیادی وجود دارد که اسرار نظام است و باید حفظ شود.

وی در ادامه افزود: در دوره‌ای که ریاست مجلس شورای اسلامی را به عهده داشتم، اختلاف در تصویب قوانین بین شورای نگهبان و مجلس به حدّی رسید که در امور تقنینی کشور، نوعی بن‌بست ایجاد شدکه همین امر موجب شد امام(ره) دستور تأسیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رفع اختلاف بین شورای نگهبان و مجلس را صادر کردند که در آن زمان نوعی بن‌بست‌شکنی بود که هنوز هم ادامه دارد.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی گفت: کسانی که در دوران مبارزه حضور نداشتند و رنج و مشکلات مردم را نچشیده‌اند، امروز هم حضور مردم در عرصه‌ها را جدّی نگرفته و احساس می‌کنند هر آنچه که آنها از اسلام می‌فهمند باید ملاک رفتار و منش کشورداری باشد.

وی با اشاره به افتراق پیش آمده در کشور بین جناح‌های موسوم به اصولگرا و اصلاح‌طلب گفت: هرچند این دسته‌بندی‌ها لفظی و در حدّ اسم است و چپ‌های دیروز، راست‌های امروزند و بالعکس، ولی باید کشور را به سمت وحدت و نزدیک‌تر شدن این صف‌بندی‌های جناحی هدایت کرد تا نظام از ناحیه تهدیدات و تحریم‌های خارجی و افراطی‌گری‌های داخلی آسیب نبیند.

در آغاز این دیدار که اعضای هیأت مدیره تعاونی مطبوعات کل کشور نیز حضور داشتند، عبدخدایی دبیر جمعیت فدائیان اسلام در سخنانی با اشاره به سابقه مبارزاتی و مدیریتی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از قبل از انقلاب تاکنون با ابراز تأسف از اتفاقات اخیر در اعلام صلاحیت‌ها، گفت: امیدواریم کشور از خدمات جناب‌عالی در ادامه راه انقلاب محروم نماند.

حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سید مهدی طباطبایی نیز با اشاره به اینکه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی شخصیتی مدیر، مدبر، متدیّن و صادق هستند، گفت: ورود و خروج شما به عرصه انتخابات اخیر، حکیمانه و با صعه صدر و بزرگواری بود.

وی خطاب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی افزود: شور و شوقی که در کشور پس از اعلام حضور شما در انتخابات ایجاد شد، نشان می‌دهد که مردم هنوز هم به‌رغم همه تهمت‌ها و تخریب‌ها، یک روحانی مبارزه و وارسته و مدیر را مورد اعتماد و وثوق برای حل مشکلات عدیده کشور می‌دانند.

حجت‌الاسلام والمسلمین سید جعفر شبیری هم در این دیدار با اشاره به سوابق مبارزاتی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی گفت: صبر و تحمل ایشان در مقابل ناملایمات و توهین‌ها، مثال‌زدنی است و شما نشان دادید که مسائل و منافع و مصالح نظام و انقلاب و اسلام را مقدم بر همه چیز می‌دانید.

همچنین بهبهانی رئیس هیأت مدیره تعاونی مطبوعات کل کشور در این دیدار، گزارشی از مشکلات و موانع پیش روی این تعاونی را در عرصه اطلاع‌رسانی و مطبوعات کشور به اطلاع رساند.

مهندسی انتخابات از پیش از انتخابات شروع شده است

Share Button

چکیده :اردشیر امیرارجمند سخنگوی شورای هماهنگی سبز امید در گفت و گو با شبکه آنلاین ۲۵ خرداد با انتقاد از رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی گفته است که حکم حکومتی جایگاه حقوقی ندارد. وی می گوید: مهندسی انتخابات قبل از انتخابات صورت گرفته و نبود رقابت یک انتخابات را از معنای خود خارج می کند. امیرارجمند معتقد است با حذف کاندیدای اصلی اصلاح طلبان و جنبش سبز نظام انتخابات را از معنای خود خارج کرده است. …

جمعه, ۳ خرداد, ۱۳۹۲

اردشیر امیرارجمند سخنگوی شورای هماهنگی سبز امید در گفت و گو با شبکه آنلاین ۲۵ خرداد با انتقاد از رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی، با اشاره به درخواست های صورت گرفته برای حکم حکومتی، گفته است که حکم حکومتی جایگاه حقوقی ندارد.

وی می گوید: مهندسی انتخابات قبل از انتخابات صورت گرفته و نبود رقابت یک انتخابات را از معنای خود خارج می کند. امیرارجمند معتقد است با حذف کاندیدای اصلی اصلاح طلبان و جنبش سبز نظام انتخابات را از معنای خود خارج کرده است.

 

پیش بسوی حماسه تحریمی، “رهبرشکن”!

Share Button

سید علی خامنه ایی با این کار خود که آنرا از مجرای شورای گوش بفرمان نگهبان به اجرا گذاشت؛ آخرین اتیکت رنگ و رو رفته اسلامیت و ایرانیت، اخلاقگرایی و شرافتمندی را از درو دیوار این کاخی که در آن دیگر آجری روی آجر از آن عمارت پرآوازه اسلامی و هویت قلابی و ادعایی آن باقی نمانده است، برکند وآغاز رسمی سلطنت شخصی خود را به مردم ایران و جهان اعلام داشت

Iran is Burning

در مصاحبه ای با خبر آنلاین که متن آنرا ذیلاً درج میکنم، صادق زیبا کلام از چهره های دانشگاهی و سیاسی نزدیک با هاشمی میگوید که هاشمی نذر کرده بود که رد صلاحیت شود. او اضافه میکند که هاشمی از هیچ کاندیدایی حمایت نخواهد کرد. در پاسخ به وضعیت عارف و روحانی او میگوید اینها وضعیت دشواری دارند. اگر بمانند رأی نخواهند آورد و اگر صحنه را ترک کنند با وضعیت دشوار سیاسی و اجتماعی روبرو میشود. در مورد کاندیدای دولت او میگوید احمدی نژاد بیخود امید بسته است که دروضعیت رحیم مشایی با حکم حکومتی تجدید نظرشده و او تأئید شود.

تمامی نکاتی که زیبا کلام دراین مصاحبه اظهار داشته است، دقیقاً نکاتیست که من انتظار آنرا داشتم و اگر غیر از این بود، یا باید در انتظارت خود بنحوی بنیادی تجدید نظر میکردم یا در تشخیص خود از نقش تاریخی و سیاسی هاشمی رفسنجانی.  تمام این فرایند را، من فرایندِ  فروریزی آخرین ستون کاخی میدانم که ۳۴ سال پیش بنام جمهوری اسلامی بر پایه توهمات اعتقادی ساخته شد. هزینه تجربه این توهمات برای میهن ما آنچنان بوده است که هرگز جبران نخواهد شد. اگر امپراطوری عظیم روسیه تزاری به موش آزمایشگاهی تاریخ تبدیل شد تا جهانیان بدانند، نظام کمونیستی یک توهم سیاسی و تاریخیست، تخریب آخرین نشانه و نماد جمهوری اسلامی به فرمان سیدعلی خامنه ایی، به جهان اسلام و آن بخش از مردم ما که امیدی نظام سازانه و سیاسی به جمهوری اسلامی اسلامی داشتند، آنها که دنیای واقعی را با مواعظ مذهبی و تصویر وهمی خود از یک مدینه فاضله اسلامی اشتباه گرفته و روی این دنیای خیال انگیز اسلامی عمری سرمایه گذارده بودند اینکه با سطل آب بسیار سردی که سید علی خامنه ایی بر سر آنان ریخت باید بیدار شوند و بیدار هم میشود.

زیبا کلام از به دشواری افتادن کار روحانی و عارف سخن میگوید ولی من  اضافه میکنم که بحران سیاسی عمیقی که دامن نظام راگرفته بود اینک وارد چنان بحران اخلاقی و اعتقادی ژرفی میشود که که حتی تظاهر به مسلمان بودن و شرف داشتن، ایرانی بودن، و در عین حال در درون این نظام باقی ماندن، فقط به یک شکلک کمیک، مسخره  و بسیار مبتذل تبدیل خواهد شد. من از عارف و روحانی نمیگویم، رضایی و قالییباف چگونه میتوانند همچنان در صحنه  وسن این نمایش به افتضاح کشیده شده بمانند و باد به غبغب بیاندازند و بگویند ما مسلمانیم و ما در دفاع مقدس چنین و چنان کرده ایم، یا دروغ میگویند و یا آن دفاع برای اینها مقدس نبوده است و بوی کباب قدرت این تیپ افراد را بدان جلب کرده بوده است؟

سید علی خامنه ایی با این کار خود که آنرا از مجرای شورای گوش بفرمان نگهبان به اجرا گذاشت؛ آخرین اتیکت رنگ و رو رفته اسلامیت و ایرانیت، اخلاقگرایی و شرافتمندی را از درو دیوار این کاخی که در آن دیگر آجری روی آجر از آن عمارت پرآوازه اسلامی و هویت قلابی و ادعایی آن باقی نمانده است، برکَند وآغاز رسمی سلطنت شخصی خود را به مردم ایران و جهان اعلام داشت. رضایی، قالیباف و سایرینی که فقط پوستر های قلابی این نمایش مسخره و پوکربازی بدون بُرد بوده اند، دیگر نمیتوانند بنام اسلام، بنام ایران، بنام شرف و انسانیت در این خیمه شب بازی رنگ باخته بمانند. آنها فقط میتوانند به عنوان … و کارچاق کن ارباب و ولینعمت خود به بازی در این نمایش تهوع انگیز و چندش آور سیاسی، که کارگردان آن کسانی مثل جنتی و مصباح هستند ادامه دهند ولی باید بدانند که  باختشان در این بازی بمراتب بیش از آنست که حساب کرده اند. این باخت تا ابد  حتی گریبان نبیره های آنها را هم رها نخواهد کرد.

اظهارات زیبا کلام را در کلیت خود جز”تحریم این نمایش انتخاباتی” نباید و نمیتوان تلقی کرد. هرچند قبل از زیبا کلام، خود خامنه ایی و برخی از فرماندهان سپاه از هفته ها قبل، از زاویه ای دیگر این تحریم را اعلام کرده بودند. آنها در سخنان هشدار آمیز خود از تلاش “دشمن” برای  بی رونق کردن انتخابات و دلسرد کردن مردم سخن رانده بودند وکسی  که در همان موقع معنای این حرفها را درست درک کرده بوده است، نه از رد صلاحیت هاشمی تعجب میکند و نه مشایی. خامنه با این کار خود عمق لجنوارگی حکومت خود را به نمایش گذاشت و فقط اگر کسی کاملاً کور باشد و از نعمت بویایی هم بی بهره در تشخیص این لجن وارگی در می ماند.

سید علی خامنه ایی و شرکاء آتشی برای مردم افروختند که گذشتن از حریق آن نشان میدهد چه کسی ایرانی، مسلمان، باشرف است و چه کسی بیگانه با این خصوصیات. این دیگر بعهده مهره های حاشیه رژیم است که تصمیم بگیرند که آیا میخواهند از این آتش گذشته به دامن شرف باز گردند یا نه میخواهند چون گدایان  برحاشیه این سفره قدرت  که از گوشت و خون مردم ایران رنگین شده است نشسته و شکمی از عزا ی قدرت درآورند.

ملت بزرگ ایران بسوی تحریم این نمایش مسخره میرود!

در تدارک آن بکوشیم!

پابان پیش کامنت من:

«««««««««««««««««««««««««««««

خبر آنلاین

دوم خرداد ۹۲

 

صادق زیباکلام در گفت و گو با خبرآنلاین: هاشمی برای رد صلاحیت شدن نذر کرده بود/ احمدی‌نژاد وقت خود را تلف می‌کند، بنا نیست نامزد دولت در انتخابات باشد 

انتخابات – استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران معتقد است آیت الله هاشمی رفسنجانی از هیچ کاندیدایی حمایت نخواهد کرد.

صادق زیباکلام در گفت و گو با خبرگزاری خبرآنلاین ضمن بیان پیش بینی خود از واکنش هاشمی رفسنجانی به نتیجه اعلام شده از سوی شورای نگهبان گفت: آقای هاشمی هیچ واکنشی نشان نخواهند داد و از امروز به دنبال ادای نذر خود می روند. ایشان حقیقتا نذر کرده بودند که از سوی شورای نگهبان تایید صلاحیت نشوند؛ این را من براساس اخبار موثق می گویم.

هاشمی از ابتدا هم قصد شرکت و ثبت نام در انتخابات را نداشت
وی افزود: هاشمی از ابتدا هم قصد شرکت و ثبت نام در انتخابات را نداشت. از سوی دیگر نمی توانست وضع مملکت و نظام را به این شکل فعلی ببیند، نظامی که عمری برای آن زحمت کشیده بود را رها کند بنابراین بین دو رویکرد متناقض بودند از یک سو نسبت به کشور و مردم احساس دین و تکلیف می کردند از سوی دیگر مطمئن بودند که با شرایط فعلی راه دشواری را پیش رو دارند در نهایت هم دیدیم که از بین این دو رویکرد به وجدان شان پاسخ دادند جلو آمدند تا وضع کشور را سامان ببخشند حال اینکه رد صلاحیت شدند به نظر من این چیزی است که خودشان هم می خواستند چون به تکلیف و دین شان عمل کردند و نذر کرده بودند که رد شوند.
این فعال سیاسی اصلاح طلب با تاکید براینکه آیت الله هاشمی چاره ای جز آمدن نداشت، در خصوص اینکه آیا رد صلاحیت هزینه ای سنگین در سابقه سیاسی ایشان محسوب نمی شود، گفت: این را باید از کسانی که ایشان را رد صلاحیت کردند پرسید. آنچه ما می دانیم این است که ایشان چاره ای جز آمدن نداشتند و وضع به گونه ای می دیدند که تنها چاره را در حضور خود می دانستند.
وی در خصوص احتمال صدور حکم حکومتی برای تایید صلاحیت هاشمی نیز اظهار کرد: حکم جکومتی صادر نمی شود اما اگر صادر شود هم ایشان به هیچ وجه از آن تمکین نمی کند.
زیباکلام در پاسخ به این سوال که رییس مجمع تشخیص از کدامیک از کاندیداهای حاضر حمایت خواهند کرد، گفت: معتقدم ایشان سکوت خواهند کرد و از هیچ کاندیدایی حمایت نمی کنند.

پیش بینی آرایش نامزدهای اصولگرا
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در تحلیل خود از آرایش سیاسی اصولگرایان نیز تصریح کرد: آقایان سعید جلیلی و علی اکبر ولایتی آرایش سیاسی جریان اصولگرا را تشکیل خواهند دارد و رهبران اصولگرا در نهایت بر روی یکی از این گزینه ها به اجماع می رسند.

انتخابات دو قطبی نیست
وی با بیان اینکه در انتخابات پیش رو قطب بندی جریانات سیاسی را شاهد نخواهیم بود، ادامه داد: دیگر چهره های اصولگرا مانند آقای حدادعادل و قالیباف و غرضی هیچ شانسی در این انتخابات ندارند و هیچ گروهی از اصولگرایان نیز به سمت آنها متمایل نخواهند شد. هرچند هنوز تصمیم نهایی رهبران این جریان اعلام نشده است ولی تصور می کنم ظرف چند روز آینده در نهایت از بین جلیلی و ولایتی به یک کاندیدا برسند و با همان کاندیدا هم وارد شوند و مردم هم به همان رای دهند.
زیباکلام همچنین با اشاره به احراز صلاحیت نشدن کاندیدای دولت از سوی شورای نگهبان و واکنش احمدی نژاد مبنی بر پیگیری این موضوع از سوی رهبرانقلاب، گفت: آقای احمدی نژاد فقط وقت خودش را تلف می کند و به هیچ نتیجه ای نخواهد رسید. دولت بنا نیست در این انتخابات حضور داشته باشد و هیچ حکم حکومتی هم به نفع کاندیدای دولت صادر نخواهد شد.

حسن روحانی و محمدرضا عارف در شرایط سختی قرار دارند
زیباکلام با اشاره به اسامی احراز صلاحیت شدگان ریاست جمهوری از سوی شورای نگهبان، اظهار داشت: دو حق وجود دارد، اول حق شورای نگهبان که باید نامزدها را انتخاب و به منِ صادق زیباکلام بگوید تو می‌توانی به این افراد رای بدهی و نمی توانی به افراد دیگر رای بدهی. حق دوم برای خود صادق زیباکلام است که می تواند از بین اسامی اعلام شده به کسی رای بدهد یا ندهد.
وی با اشاره به احراز صلاحیت نشدن آقای هاشمی و باقی ماندن حسن روحانی و عارف در صحنه انتخابات از میان چهره های اصلاح طلب، گفت: حسن روحانی و محمدرضا عارف در شرایط سختی قرار دارند، اگر بگویند در انتخابات شرکت نمی کنند و انصراف دهند دچار مشکلات زیادی در عرصه اجتماعی و سیاسی می شوند و اگر بگویند حضور دارند با این حقیقت تلخ روبرو می شوند که کسی به آنها رای نمی دهد.
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ادامه داد: حتی اگر آقایان هاشمی و خاتمی از اصلاح طلبان بخواهند که رای خود را به سبد این دو چهره بریزند دردی دوا نمی شود چرا که با حذف آقای هاشمی از انتخابات تکلیف اصلاح طلبان عملا روشن شد و کاندیداهای حاضر تاثیری در وضعیت اصلاح طلبان ایجاد نخواهند کرد.

 

»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

 

هرسخن جایی و هر نکته مکانی دارد!

Share Button

ما با رژیمی سرو کار داریم که مخوفترین دستگاه های اطلاعاتی و دیس اینفرماتیو را در اختیار دارد و حق نداریم ساده لوح باشیم. سایت گویا نیوز باید پاسخ دهد که درج چنین یادداشتی در چنین شرایطی را با چه دلیلی توجیه میکند.

images (1)

وقتی دریک جمعی یک نفر خیلی نابجا با یک سخن بظاهر از روی غفلت کسی را خراب میکند این تخریب را میتوان هم به نیت آگاهانه طرف و هم از روی غفلت حمل کرد.
در شرایط جنگی ودوره های خطیر سیاسی چنین غفلتهایی میتواند نه از روئ شلختگی بلکه یک بظاهرگاف سیاسی و امنیتی باشد که، یک مبارز سیاسی بر حسب خطیر بودن شرایط باید آن جانب را که شرط احتیاط است مورد توجه قراردهد و نه با خوش خیالی بحساب رفتار روحی افراد .
امروزه بخش زیادی از گازهای سمی تخریبی و تفرقه افکن در فضای سیاسی؛ که غالباً خود را در پشت سرنشرخاطرات بیغرضانه، تحلیلهای معصومانه، پرونده یابیهای تحقیقات سیاسی و.. انتشار می یابند، توسط دستگاههای اطلاتی رژیم تولید و یا بازتولید و تکثیر میشوند. من از نمونه سابقه نوشتاری خودم شروع میکنم.
در انتخابات ۸۴ که صحبت از کاندیداتوری موسوی بود من یک نامه لجن مال کننده سرگشاده خطاب به میر حسین موسوی نوشتم. بعد هم مسئله نامزدی او منتفی شد و منهم تسکین یافتم. طی این دو دهه فعالیت نوشتاری دهها مطلب و صد ها کامنت علیه هاشمی نوشته ام. ولی امروز در موضع دفاع از هاشمی و نامزدی او هستم و دیروزهم در موضع دفاع از موسوی و کروبی بودم. یک رسانه عمومی حق ندارد آن نوشته های آنروزی مرا امروز علیه موسوی و یا هاشمی درج کند.
فرض را بر این میگیرم که من درعنفوان جوانی روزی مست کرده در خیابان شهر عربده ایی هم کشیده ام. بیرون کشیدن آن خاطره و سند سازی از آن دوران جوانی من هرچند اگر به لحاظ حقوقی یا پیشینه شناسی رفتاری من ممکنست لازم و در حالت عادی ممکنست زیاد قابل ایراد هم نباشد ولی در شرایط کنونی فقط یک معنی دارد و آنهم انتقال آن سابقه مذموم ۴۰ سال قبل من به صحنه حمایتهای انتخاباتی و گرفتن این نتیجه است که این شخص همان کسی است که روزی مست کرده درخیابانها عربده کشیده است و حالا از یک آیت الله دفاع میکند.
فرض دیگری را مطرح میکنم: فرض کنیم یک جنایتکار خانه ایی را به قصد کشتن ساکنین آن به آتش کشیده است و تیم آتش نشانی برای اطفای حریق فرا میرسد و مأموری برای نجات ساکنین از نردبان بالا رفته تن به آتش میدهد تا آنها را نجات دهد. فرض دوم را بر این میگیرم این شخص درموردی راهزنی کرده، یا از آن بدتر به کسی هم تجاوز کرده است و .. . چقدر درست است که در این لحظه حریق، آدم فریاد بزند آی.. مردم! این شخص دزد و متجاوز است .. او را دستگیر کنید!
چگونه میتوان پی برد: آنکس که این طرفدر هاشمی را در این شرایط خطیر سیاسی انتخاباتی با این فضایی که دیده ایم و می بینیم، با این صف آرایی و قطب بندی که ناظر آن هستیم، تخریب میکند، آیا از روی انتقامجویی و یا برآشفتگی شخصی قابل درک، از نظر عاطفی و روانی میکند و یا نه! حساب شده دنبال هدف بعدی است و مأموریتی را انجام میدهد؟ مأموریت تخریب کسی که اینروزها اکثرمردم با چشم باز و شناخت نسبتاً دقیق ازسابقه او دنبال وی افتاده اند و کاری هم فعلاً با گذشته ها ندارند. دنبال کسیکه پا به صحنه انتخاباتی نهاده تا فضای بهتری برای مردم ایجاد کند و مملکت را نجات دهد و این مردم امید به او بسته اند.
اگر مسئله هدف دوم است باید پرسید این تخریب هاشمی در شرایط کنونی بسود چه کسی است؟ بسود جنبش دموکراسی خواهانه مردم یا بسود مافیای قدرتی که پشت سرهمه همان کشتارها و قتلهای سیاسی این سه دهه هم بوده است؟
آیا با تخریب هاشمی؛ از این کویر و شنزارسیاسی کنونی سبزه زارِ آلترناتیوهای دموکراتیک میروید یا نه! خمودگی سیاسی بیشتر ایجاد میگردد! و خدمت مجانی به هیولای استبداد انجام میشود.
ضربالمثلی هست که میگوید: هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
من به اظهارت، بیانیه ها و یا نوشتارهایی که از روی مظلوم وارگی و ستمدیگی و دردکشیدگی؛ از بار عصبیت بیانی برخوردارند کمتر ایراد میگیرم زیرا خودم هم گاه بگاه عنان خویش را بدست این احساسات سرکشی که، از تجربه های تلخ گذشته برمیخیزند میسپارم تا جایی که گاهی ظرافت و نظافت کلامی را هم رعایت نمیکنم. ولی در آنجا که مسئله، جدی تر و اضاع خطیرتراست بهیچوجه نظم عقلانی و محاسبه دقیق سیاسی را فدای پرخاشگری احساساتی خود جوش خویش نمی کنم.
علت نوشتن این یاداشت که بنظر من موضوع آن از نظرروش شناسی(متدولوژی) اطلاعاتی و امنیتی برای فعالین سیاسی فوق العاده مهم است، کامنتی بود که دوستی در انتقاد به یکی از یادداشتهای من دردفاع ازهاشمی درذیل یاداشت مربوطه گذارده بود. او دراین یاداشت به نوشتاری افشاگرانه با عنوان” اکبر قاتل”، توسط آقای “مهدی اصلانی” استناد کرده و لینک* مطلب را هم داده بود. من اصل را بر این میگذارم که اکبرهاشمی رفسنجانی؛ “اکبر قاتل” که هیچ، سرمیرغضب کشتار های دهه ۶۰ است. من به همه آنهایی که در این کشتارهای عزیز یا عزیزانی را از دست داده اند ازجمله به خودم حق میدهم تا گاه بگاه تسلیم احساسات انتقامجویه و کینه ورزانه شوم. ولی حتی برای یک ثانیه این حق را به یک رسانه، یک سایت اینترنتی، به یک رادیو نمیدهم تا درلحظه ایی نامناسب و مکان و موقعیتی نابجا از این احساسات ابراز شده سند سازی کرده و آنها را وسیله تخریب سیاسی کسی قرار دهد که مطلقاً در این هنگام و شرایطی این چنین نباید انجام گیرد، حتا اگر این اظهارات عصبی علیه او، به لحاظ حقوقی و قضایی برحق باشند طرح آنها از لحاظ سیاسی در این شرایط خیانت محض به مردم میباشد.
نوشتار تخریبگرانه آقای اصلانی را من از آن سری نوشتارهایی میدانم که تحت شرایطی قابل طرح در محاکم صالحه هستند و تحت شرایطی هم قابل طرح درکارزار سیاسی. ولی در شرایط کنونی میهن ما طرح این نوع مطالب نه از نظرقضایی قابل قبول است و بسیار کمتر از آن، از نظر سیاسی. من فکر میکنم اگر خشم و عصبیت آقای اصلانی زمینه و پیشنه درست** هم دارد، باید سید علی خامنه ایی را نشانه رود که همه جلادان آن روزهای سیاه را در کنف حمایت خود گرفته و از آنها علیه هاشمی استفاده میکند؛ ازسردار رضایی گرفته تاسردار قالیباف و پور محمدی و رئیسی و ولایتی و.. .
بقول یک ضرب المثل سوئدی آقای اصلانی “به یک پرنده اشتباهی شلیک میکند.” همانطور که گفتم ابراز اینگونه خشم و عصبیت از ناحیه زخم دیدگان این سه دهه قابل قبول است ولی وقتی در چنین شرایطی چنین عصبیتی در سایتی مثل “گویا نیوز” انتشار میابد برای من معنای امنیتی و اطلاعاتی می یابد که فقط سوء ظن منطقی مرا برمی انگیزد. گذشتن از چنین سوء ظن های منطقیِ بحقی، شایسته آنهایی که خود را کنشگر و مبارز سیاسی میدانند نیست. باید دانست که بخش زیادی از عملیات اطلاعاتی رژیم در پوششهای دیگری از قبیل: تصادفات رانندگی، دستگیریهای اتفاقی بخاطر دلایلی الکی، دزدی، لو دادنهای ناشی از غفلت و سهل انگاری و.. رخ میدهند تا آن عملیات اطلاعاتی هرگز نتوانند رد یابی شوند.
یک دزد به خانه شما می آید علاوه وسایل قیمتی شما دفترتلفن و کامپویتر کهنه شما را هم می دزد در حالیکه او سرقت همه آن وسایل را برای پوشش دادن به دزدی کامپوترو دفتر تلفن شما انجام داده است.
ما با رژیمی سرو کار داریم که مخوفترین دستگاه های اطلاعاتی و دیس اینفرماتیو را در اختیار دارد و حق نداریم ساده لوح باشیم. سایت گویا نیوز باید پاسخ دهد که درج چنین یادداشتی در چنین شرایطی را با چه دلیلی توجیه میکند.http://www.youtube.com/watch?v=Nrmc460CgZI

*
http://news.gooya.com/politics/archives/2013/05/160265.php
**
من زخمی شدگان این رژیم را اخلاقی نمیدانم حتی اگر خُرد شده و به مهره های رژیم تبدیل شده باشند ولی باید بگویم همه انهایی هم که از زندانهای این رزیم و رژیم قبلی پس از سالها زندان و شکنجه هم آزاد شدند ، بی تعهد آزاد نشدند و بخشی برای نجات از مرگ یا زندانها ی طولانی با تعهد خدمت آزاد شدند. تشخیص این گروه از گروه دیگر مستلزم دقت در زندگی پس از زندان انهاست.

 

زیباکلام: ضربه رد صلاحیت هاشمی غیرقابل جبران است

Share Button

 زیباکلام گفت: شورای نگهبان این حق را برای خودش قائل است که برای هفتاد و پنج میلیون ایرانی تعیین تکلیف کند و بگوید به چه کسی میتوانید رای دهید و به چه کسی نمی توانید رای دهید. شورای نگهبان این را حق خود می داند. اما ما به عنوان یک شهروند از حق دیگری برخورداریم که به عنوان انسان به ما اعطا شده که به هر کسی که خودمان میخواهیم رای دهیم نه به هر کسی که شورای نگهبان می گوید. اساس و بنیان مردمسالاری بر این نکته ساده قرار گرفته که مردم آزاد هستند به هرکس که تشخیص می دهند رای بدهند نه به کسانی که شورای نگهبان تعیین می کند. 

 

کلمه:

 

چهار شنبه ۲ خرداد

پنجشنبه, ۲ خرداد, ۱۳۹۲

 چکیده : چطور می شود از بنیان جمهوری اسلامی دفاع کرد و آن را برای نسل های آینده ارزشمند دانست وقتی خودتان با دست خودتان یکی از معماران آن را زیر سوال بردید. برای دو روز حاکمیت بیشتر ضربه ای به جمهوری اسلامی وارد شد که غیر قابل جبران است. …

صادق زیباکلام، استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاسی می گوید موضوع رد صلاحیت هاشمی از زمان ثبت نام او آغاز شد زیرا اصولگرایان مشاهده کردند که ثبت نام او باعث به وجود آمدن یک موج شده و می رود تا دوم خرداد دیگری ایجاد کند. لذا تنها راهی که حاکمیت می توانست مانع از سونامی هاشمی شود، رد صلاحیت او بود.

زیباکلام در گفت و گویی با شبکه آنلاین ۲۵ خرداد با هشدار نسبت به عملکرد شورای نگهبان گفت که مقوله تعیین صلاحیت در جمهوری اسلامی به شکلی درآمده که نیازمند اصلاحات اساسی است.

به گزارش ندای سبز آزادی، او اظهارات مقامات و شخصیت های محافظه کار نظیر اینکه “صلاحیت افراد احراز نشد” و یا “رد صلاحیت شدگان برای فعالیت های دیگر مناسب هستند” را بازی با کلمات دانست و هشدار داد که جمهوری اسلامی نمی تواند با ادامه این رویه، افرادی را که دارای اختلاف نظر سیاسی هستند حذف کند. زیرا به گفته او یک نارضایتی عمیق در اقشار تحصیلکرده جامعه به وجود آمده است و این وضع نمی تواند ادامه پیدا کند.

این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه نارضایتی ها در بلند مدت تاثیرات خود را آشکار می کند گفت: همانطور که در کشورهای مختلف و از جمله کشور خودمان شاهد خیزش های مردمی بودیم، تبعات فاصله گرفتن از مردمسالاری خود را نشان خواهد داد.

زیباکلام گفت: شورای نگهبان این حق را برای خودش قائل است که برای هفتاد و پنج میلیون ایرانی تعیین تکلیف کند و بگوید به چه کسی میتوانید رای دهید و به چه کسی نمی توانید رای دهید. شورای نگهبان این را حق خود می داند. اما ما به عنوان یک شهروند از حق دیگری برخورداریم که به عنوان انسان به ما اعطا شده که به هر کسی که خودمان میخواهیم رای دهیم نه به هر کسی که شورای نگهبان می گوید. اساس و بنیان مردمسالاری بر این نکته ساده قرار گرفته که مردم آزاد هستند به هرکس که تشخیص می دهند رای بدهند نه به کسانی که شورای نگهبان تعیین می کند.

او در بخش دیگری از سخنانش گفت: رد صلاحیت هاشمی در کوتاه مدت هیچ مساله ای به وجود نمی آورد و سعید جلیلی یا ولایتی هم رییس جمهوری می شوند و ده – بیست میلیون رای هم برایشان به صندوق ریخته خواهد شد و مسوولان هم ابراز شادمانی خواهند کرد و خواهند گفت که یکبار دیگر مشت محکمی بر دهان دشمنان زدیم! اما رد صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی در بلند مدت یک شکاف عمیق در جمهوری اسلامی ایجاد می کند و به اعتبار نظام صدمه اساسی می زند . هیچ توجیهی نمی توان مطرح کرد که چرا هاشمی رفسنجانی رد صلاحیت شد.

این استاد دانشگاه می افزاید: چطور می شود از بنیان جمهوری اسلامی دفاع کرد و آن را برای نسل های آینده ارزشمند دانست وقتی خودتان با دست خودتان یکی از معماران آن را زیر سوال بردید. برای دو روز حاکمیت بیشتر ضربه ای به جمهوری اسلامی وارد شد که غیر قابل جبران است.

پایان مطلب

««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««

کامنت من

زیبا کلام  در نام بردن از جلیلی و ولایتی بعنوان کاندیدای انتخابی خامنه ایی در اشتباه است. بنظر من سردار پاسدار محمد باقر قالیباف سرکوبگر جنبشهای  اعتراضی دانشجویی و تنظیم کننده نامه اخطاری ضد خاتمی در دهه ۸۰ شخص مورد نظر و آس رهبر است. اهمیت این نکته در این است که توجه معترضین به دو شخص پیش گفته و سوابق کثیف آنها متمرکز شده و قالیباف از افشاء شدن برکنار میماند و با سابقه بهتری به مردم معرفی میشود.

زیبا کلام باید میگفت که ادامه کاندیداتوری بقیه نامزدها و کسی که از میان آنها برگزیده خواهد شذ یعنی تأئید این تصمیم گیری خبرگان بجای آن ۷۰ میلیون از طرف آنها است. این یعنی این آدمکی که قرار است سر تدارکچی شود از هم اکنون ورقه صقارت ملت و نوکری خود را امضاء کرده است. برای توضیح چنین خیانتی در یافتن کلمات در مانده ام. خیانت این کاندیدا ها از خامنهایی و آن خبرگان بیشتر نباشد کمتر نیست.

دولت خیانت به حقوق ملت در راه است.

««««««««««««««««««««««««««««««««««««

توجه! 

دیدن مطلب این لینک را هم توصیه میکنم!

http://iranesabz.se/?p=13285

 

اختصاصی/هاشمی در بین اعضاء ستادش: مایوس نشوید

Share Button

با این کوی مشکلات هرکس که راضی به پذیرفتن مسوولیت باشد باید ابتدا قصدش را پرسید که با این بودجه بدون منابع چگونه می خواهد ۲۵ درصد حقوق کارمندان را افزایش دهد؟ دولتی که بیش از ۵۰۰ هزار میلیارد تومان به بانک ها و پیمانکاران بدهکار است را چگونه می خواهد اداره کند؟

برگرفته از: سایت جهش

اول خرداد ۹۲

به گزارش پایگاه خبری جهش، آیت الله هاشمی رفسنجانی در دیدار با اعضاء ستاد خود ضمن تشکر از آنها، مطالبی را بیان نمودند که بصورت اختصاصی منتشر می گردد:

– خدمت رهبری هم رفتم و گفتم در انتخابات نامزد نمی شوم تا اگر ایشان فکری درباره کسی در نظر دارند انجام دهند.

– اشاره کردم نگفتم نمی آیم. همین یک جمله کافی بود که لشکرکشی سنگینی کنند. پس از آن بود که سیل نامه ها و تلفن ها از نجف، قم و مشهد که همه از مراجع بزرگ بودند برای نامزدی بنده آغاز شد. چطور می توانستم اینقدر مستبد به رای خودم باشم که به آنها و به خصوص این جوانان نه بگویم؟
– من خود می دانم نباید می آمدم و در جلسات خصوصی هم گفتم که اینها را از هرکس بهتر می شناسم.
– یک روز قبل از نامنویسی این تفکر بر من افتاد که دیگر نمی توان در برابر مردم مقاومت کرد. اینکه شخصا چه کردم بماند چون از آن حرف در می آید. پس از ثبت نام تا نیمه شب بیدار ماندم و به شرایط که ما در داخل و بیرون کشور داریم و این آدم هایی که بوق به دست دارند و البته تک تک آنها را با تفکرات و امیالشان می شناسم فکر کردم.
– با این کوی مشکلات هرکس که راضی به پذیرفتن مسوولیت باشد باید ابتدا قصدش را پرسید که با این بودجه بدون منابع چگونه می خواهد ۲۵ درصد حقوق کارمندان را افزایش دهد؟ دولتی که بیش از ۵۰۰ هزار میلیارد تومان به بانک ها و پیمانکاران بدهکار است را چگونه می خواهد اداره کند؟
– پولی نمانده و اگر هم باشد قابل انتقال به داخل نیست. پول های خارجی را خوشبینانه به چین دادیم و آنها با دریافت هزینه ای آن را به یوآن تبدیل کردند و بعد هم گفتند به جای پول کالا می دهیم و بعد از آن هم گفتند نه هر کالایی، بلکه آنچه خودمان تعیین می کنیم می دهیم. هند هم آمده نفت ما را با قیمتی خیلی ارزان می خرد اما حاضر نیست حتی روپیه بپردازد. این گزارش وزیر بازرگانی و رییس کل بانک مرکزی است که در یکی از جلسات تلخ مجمع آمدند و گفتند.
– ما کشاورزی کوچکی داریم. با سم های چینی محصولات پارسال و امسال را از دست دادیم حالا ببینید مردمی که داروی چینی می خورند چه می کشند. چند سال پیش با یک تمام بهترین داروهای دنیا را می خریدیم. وضع دارو و غذا این شده و هیچکس نمی داند فردا چه می شود.
– کاسب وقتی جنس می دهد باید جایگزین آن را بخرد اما نمی داند فردا باید به چه قیمتی جایگزین کند و ناچار آن را نگه می دارد.
– افتخاراتی که ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب داشت کتمان شدنی نیست و ایران کشوری عزیز بود. من خودم با ماشین همه کشورهای اروپایی را گشتم و رانندگی کردم. از این کشور به آن کشور می خواستم بروم فقط پاسپورت را نشان می دادم. حالا به جایی رسیدیم که مردم امروز می ترسند زن خودشان را با خود به سفر خارجی ببرند چون بی اهانتی می شود.
– در مجلس سنای آمریکا دو طرح خطرناک وجود دارد؛ منتظر انتخابات بودند که تکلیف روشن شود و گویا از این پس فعال می شوند. می خواهند سیستان و بلوچستان و و آذربایجان را تجزیه کنند. بعد هم قرار است اگر اسراییل به ایران حمله نظامی کرد به او کمک نظامی کنند. شاید جنگ روانی باشد اما به قول علما هر احتمالی برای انسان تکلیف می آورد.
– به نظرم بدتر از این حتی با سناریو و راه های تخریبی از پیش تعیین شده نمی شد کشور را اداره کرد. با این وضع اگر کسی راضی باشد که مسوولیت بپذیرد باید خیلی از خود ایثار نشان دهد.
– نمی خواهم وارد فضای اظهارات و تبلیغات آنها شوم اما نادانی انسان را اذیت می کند. اینها نمی فهمند دارند چه می کنند؟ حتی اگر دشمنی و رقابت هم داشته باشند عقل می گوید که بگذارید بیاید و بعد رسوا کنید. می گذاشتید مردم با امید پای صندوق می آمدند و بعد از ۶ ماه متوجه می شدند که همه چیز دارد گرانتر می شود. نمی دانند کسی بود که خود را قربانی کند و سپس راه را برای دیگران باز کند. همانطور که پس از جنگ خیلی از نمایندگان به من می گفتند از مقام مطالبه به مقام پاسخگویی نقل مکان نکن اما به خدا توکل کردم.
– همان تجربه پس از جنگ را با مقداری تغییرات یک فرمول قابل حل است. خارجی ها آن دوره به من می گفتند easy man چون خیلی کم طول کشید که درهای خارج به روی ما باز شد. الان هم می شود آن تجربه را به آسانی انجام داد اما با این تفاوت که مردم آن موقع دلسوز بودند. این همه خصومت و افتراق در جامعه وجود نداشت.
– پس از راه اندازی ستادها پیغام دادند که ما با اصلاح طلبان کار نمی کنیم و ستاد اصولگرایان راه اندازی شد. این یعنی در جمع آنها هم انسان عاقل زیادی وجود دارد.
– فکر نمی کردم با آمدنم در کشور موج ایجاد شود. فکر می کردم مثل گذشته باشد. مردم به یاس رسیده بودند که ناگهان موج ایجاد شد.
– مایوس نشوید. در هیچ حالتی انسان نباید دچار یاس شود. برای ما هم این حالت قابل تصور نبود. ممکن است اندکی با تاخیر ضررها ادامه یابد اما روزی می رسد آنها که باید می آیند. اگر نگرانی باشد تنها از طرف دشمنان خارجی است که البته جدی است.
– امید است که در شرایط موجود تصمیم جدی بگیرند و فرصتی دیگر ما و مردم داده شود و خودم امیدوار هستم. از همه مردم هم می خواهم که امیدشان تبدیل به یاس نشود و آرامش خود را حفظ کنند. به هرحال ما چاره ای نداریم و آنها که این کار را کردند نیازی به دشمن خارجی ندارند چرا که مشکلات از درون در حال وقوع است.
– نباید ضربه ای متوجه نظام شود. یکی از ضروری ترین کارها این بود که حماسه سیاسی رهبری محقق شود که نشد و مقدمه حماسه اقتصادی بود.
*****
اسحاق جهانگیری با حالت بغض:
– جریان افراطی که کار کشور را به اینجا رساند فکر نمی کند ظرف یک هفته موج ایجاد شود. موج بلند را که دید به فکر افتاد با استوانه انقلاب برخورد کند. برای ما که هنوز به جمهوری اسلامی باور داریم جزو تلخ ترین روزهای زندگی مان است.
– در کدام دانشگاه مدیریت آمده که سن بالا یا پایین در مدیریت تاثیر دارد؟ ممکن است کسی صبح تا شب بدود اما نتواند یک تصمیم درست برای کشور بگیرد.***
مجید انصاری:
– ردصلاحیت قهرمان بزرگ تاریخ ایران آن هم به بهانه کهولت سن یکی از تلخ ترین طنزهای روزگار است. از آن طنزهایی که در قرن یک بار برای طنزپردازان فرصتش پیش می آید. این کار از سوی کسانی انجام شده که به دلیل کهولت سن دستاویز همه طنزهای پیامکی دنیا هستند.
– بگویند هاشمی در کدام عرصه مطرح بوده و نتوانسته؟ بگویند خودشان چند جلسه در مجمع غیبت داشتند و با چقدر تاخیر می آیند و با چند ساعت تعجیل می روند؟
– تروریست های حیثیتی امروز حق دارند عصبانی باشند. وقتی خبر نظرسنجی بسیج را خواندند که هاشمی ۵۷ درصد رای قطعی و حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد هم افزوده خواهد داشت و در مرحله اول با ۷۰ درصد پیروز انتخابات خواهد بود به صرافت برای تغییر روند انتخابات افتادند.

 

پوکر انتخاباتی دور هشتم

Share Button

تا روزیکه بخشهایی از این اپوزیسیون همچنان برادعاهای تاریخی خویش اصرار دارد و این ادعاهای تاریخی، حقوقی را، سیاسی کرده به عرصه عملیاتی و مبارزه روزانه میکشاند کمترین امیدی برای تشکیل یک “جبهه وسیع ملی” نیست و بدون چنین جبهه ایی هم مملکت بسوی متلاشی شدن پیش خواهد رفت بدون اینکه از این متلاشی شدن چیزی جز نابودی هم عاید سردمداران کنونی بشود.

ace2

از دولت اجماع ملی به دولت خیانت ملی

بنظر من رد صلاحیت هاشمی بهیچوجه غیر منتظره نبود. البته من احتمال بیشتر را بر این میدادم که رژیم پس از حذف مشایی، هاشمی را تنها به میدان رقابت انتخاباتی بکشد و با تقلبی خیلی وسیع، آرای او را چیزی حدود ۳ یا ۴ میلیون اعلام و او را خفت زده خانه نشین کند. و از هاشمی هم انتظار داشتم که با خواندن دست حریف در آخرین ساعات انتخاباتی خود را از این بازی کنار کشیده و طرف را در حیرت چکنم باقی بگذارد. در صورت چنان تقلب عریانی و حاکی از بی اعتنای ای، نه هاشمی در آن موقعیت بود که مردم را بخیابان بکشد و نه مردم هم پس از تجربه سرکوبهای ۸۸ حاضر به خطر کردن میشدند. حالا چرا رژیم راه میان بر را گرفته و یک ضرب او را رد صلاحیت کرده است اینرا به چیزی جز اینکه خامنه ایی در ترس و تردید تکرار حوادث ۸۸ با وسعتی بیشتر بوده است نمیتوان تفسیر کرد.

قریب ۲ ماه پیش یکی از اعضای شورای نگهبان و شاید هم همین کدخدایی در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت نامزدها آن آرای بالای ۲۰ میلیونی را فراموش کنند!. دراین انتخابات آراء شکسته میشود و اکثر نامزدها ۱۰ تا ۱۲ میلیون رأی خواهند آورد. این اظهار نظر در آنروز برای من قدری نامفهوم بود نفهمیدم منظور طرف، دور اول است یا دور دوم؟ ولی اینک، در پرتو رد صلاحیتها درک میکنم که این مهندسی از ماهها پیش از خیمه شب بازیهای نمایشیِ رسیدگی به صلاحیتها، مهندسی شده بوده است. خامنه ایی در آخرین سخنرانیهای خود در این اواخر مرتباً از توطئه دشمن برای بی رونق کردن انتخابات سخن میگفت که با شور بیدارشده انتخاباتی مردم در اثر کاندیداتوری هاشمی و مشایی چندان خوانایی نداشت. حد اقل دو تن از فرماندهان سپاه نیز در مورد توطعه دشمن برای دلسرد کردن مردم نسبت به انتخابات سخنرانی و اظهار نظر کردند اگر این اظهار نظرها را با امنیتی کردن خیابانها در روزهای اخیر و سخت گیری به زندانیان سیاسی و بگیر و ببند ها کنار هم قرار دهیم پی میبریم کمترین جای شگفتی برای حذف هاشمی یا با  رد صلاحیت یا با روش دیگر نبابد بوده باشد.

و اما از این رد صلاحیت چه نتیجه ایی میتوان گرفت؟

ساده ترین نتیجه گیری و غلط ترین آن اینست که این رد صلاحیت را صرفاً به رقابت بین اضولگرایان و اصلاحطلبان، اصولگرایان با هاشمی و یا هاشمی با خامنه ایی تقلیل دهیم.

واقعیت پشت این رد صلاحیت اینست که نظام به رهبری خامنه ایی به نقطه ایی رسیده است که  هزینه حفظ نقاب اسلام و انقلاب اسلامی دیگر برایش از مزایای داشتن آن  بمراتب بیشتر شده است. این نقطه هنوز پایان کار نظام نیست.

هیئت حاکمه به رهبری خامنه ایی با کنار گذاردن هاشمی فقط یکی از ستونهای سیاسی، شخصیتی و نمادین انقلاب را منهدم نکرد بلکه او ازاین انتخابات به بعد با جامعه شهری و اقشار متوسط، روشنفکران و جامعه جهانی که با استبداد ولایی نمیتوانند کنار آیند، بطور کامل قطع ارتباط کرده و در برابر همه آنها ایستاده و خود را برای عواقب آن [ که برآورد درستی  هم از آن ندارد] خود را آماده کرده است.

من بارها گفته ام که رژیم اسد در سوریه سیاستی را در پیش گرفته است که راهبرد فرا استراتژیک برگزیده آن عبارت از القاعده ایی کردن تنش سیاسی در آن کشور می باشد. محور این راهبرد حذف کامل اپوزیسیون ملی غیر رادیکال و خفه کردن صدای هر منتقد، به نحوی است که صحنه سیاسی سوریه بین القاعده و متحدین آن از یکسو و رژیم اسد از سوی دیگر چنان تقسیم شود تا مردم بین این رژیم بد با آن آلترناتیو بدترمجبور به تن دادن به اولی شوند. رهبری حکومت ما هم نه تنها آن دکترین امنیتی را بتمام معنا  قبول دارد بلکه من فکر میکنم این بشار اسد است که این دکترین را از رهبری ایران گرفته است و نه بالعکس.

کنار گذاردن هاشمی به این آسانی و بدون هیج توضیح منطقی را نباید بهیچوجه حمل بر خطای راهبردی یا تاکتیکی رژیم  و نفهمیدن رهبر تلقی کرد بلکه باید آنرا چنین درک کرد که ظاهر سازی و تظاهر به مدارا با مخالفین در جمهوری اسلامی جای خود را به عریانترین شکل استبداد داده است و این بمعنای هگلی، یعنی برونزایی یا فرارویی پتانسیلهای “شدنی” درونِ این نظام؛ یعنی پیکرگیری تمام عیار یک “استبداد لومپنکراتیک” که خصوصیات خود را، نه بعدها پس از تولد بلکه در همان نطفه بندی لحظات نخست در زهدان تاریخی اش کسب کرده است.

معنای این حرف اینست که رژیم در مسیرآن افراطگرایی مدنیت ستیزانه ای افتاده است که ذاتی آنست و انتظار برگشت آن از این راه بسیار ساده لوحانه است. ولی باید اضافه کنم که محاسبات رژیم بطور کامل غلط و نتایج آنهم ، برعکس آن از آب درخواهند آمد که خامنه ایی و شرکاء فکر میکنند. و البته شرط اینکه این حکم کاملاً درست  از آب درآید فقط اینست که منتقدین نظام هم که از این انتخابات به بعد، باید آنها را به صراحت “اپوزیسیون”نامید درست حرکت کنند. این درست حرکت کردن چیست؟ من بمرور تا هفته های پس ازاین انتخابات نظر خودم را در این زمینه خواهم گفت. فقط در اینجا میگویم که همه این اپوزیسیون باید با توهمات اصلاحطلبانه و مداراگرانه خود با باند خامنه ایی خدا حافظی کند و از میدان افسون گفتمان انقلاب و جبهه واحد تاریخی آن بطور کامل خارج شود. امروز دیگر با این آخرین آزمون، اکثریت عظیم مردم ایران خارج از گفتمان انقلاب بهمن ۵۷ قرار گرفتند چه خود بدانند و چه ندانند.

بزرگترین خطای استراتژیک این “اپوزیسیون” این میتواند باشد که بخواهد با دمیدن نفس در پیکر عفونی شده انقلاب ۵۷ از موضع آن با نظام برخورد کرده و مدعی میراث داری آن انقلاب و ماترک سنگین و غیر قابل حمل آن شود. امروز  رژیم هم  نمیتواند مدعی آن گفتمان شود چون فاقد کمترین ویژیگیها برای، انقلابی و اسلامی خواندن خویش است واز آن اسلامیت ادعایی سند وسجلی جز آن عمامه های سیاه و سفید برایش بجا نمانده است که کمترین مایه ایی از روحانیت دینی و اعتقادی هم درآن نیست و هر شیادی میتواند با چند هزار تومان به آن کسوت درآید.

تا آنجا که به اپوزیسیون هم مربوط میشود باید این نکته را دقیقاً بداند که بدون یک “اجماع ملی” نمیتوان نیروی کافی برای تحولات دموکراتیک را سامان داد و چنین اجماعی هم با گفتمانهای اعتقادی و ایدئو لوژیک و اصرار بر طلبکاریهای تاریخی و هزمونی اعتقادی و ایدئولوژیک حاصل نمیشود.

تا روزیکه بخشهایی از این اپوزیسیون همچنان برادعاهای تاریخی و هژمونی اعتقادی و ارمانی خویش اصرار دارد و این ادعاهای تاریخی و حقوقی را، سیاسی کرده، به عرصه عملیاتی و مبارزه روزانه میکشاند کمترین امیدی برای تشکیل یک “جبهه واحد وسیع ملی” نیست و بدون چنین جبهه ایی هم، مملکت بسوی متلاشی شدن پیش خواهد رفت بدون اینکه از این متلاشی شدن چیزی جز نابودی عاید سردمداران کنونی بشود.

آخرین نکته اینکه؛ یک اجماع ملی وسیع نمیتواند مرزهای خودش بسوی نیروهای حاکمه کشانده و با آنها همپوشی بیابد چنین راهبردی آینده ندارد و ذکر دلایل آنرا من به آینده محول میکنم.

واپسین سخن هم اینست که فریب رسانه های رژیم را در تبلیغات انتخاباتی [پسا سلب صلاحیتهای] کنونی نباید خورد. فریبی که بی بی سی هم از رفتن به تله آن در امان نیست. این رادیو بخش زیادی از برنامه صبحگاهی امروز خود را به معرفی و تحلیل جلیلی بعنوان کاندیدای اصلی رژیم اختصاص داده بود. نظر من اینست که رژیم یک چهره نابرگزیده شده را تابلو و ضربه گیر انتقادات میکند تا چهره اصلی خود را از لجن مال شدن توسط منتقدین تا آخرین لحظه در امان نگاه دارد. بنظر من کاندیدای اصلی خامنه ایی شخص دیگریست که فقط در آخرین لحظات از او پرده برداری خواهد کرد.

توجه! همانطور که قبلاً اطلاع داده بودم در اثر خرابکاریهای اینترنتی دسترسی من به بلاترین که کانل پخش وسیع یادداشتهایم بود، نمیتوانم این یادداشت ها را که برای نوشتنشان شب و روزم را میگذارم وسعیتر از سایت خود انتشار دهم . برای انتشار وسیعتر آنها به همت شما کاربرانی که با نظر مثبت آنها را مطالعه میکنید نیاز است. ما همه رسانه ایم و باید باشیم والی دیو استبداد همچنان برما چیره خواهد ماند.