Archive for: May 2013

اگر امام هم کاندیدا بود به دلیل چند انتقاد رد صلاحیت میشد!

Share Button

مستحضر هستید که با ورود جناب آقای هاشمی به صحنه انتخابات چه شور و شوقی در میان مردم و چه امیدی در دل آنان به اصلاح امور و پیشرفت سریعتر کشور پیدا شد و با رد صلاحیت ایشان طبعا آن شور وشوق وآن امید از بین رفت

نامه اعتراضی مطهری به خامنه ای:

سایت ندای سبز آزادی

۰۵/۲۲/۲۰۱۳ – ۱۰:۴۰

علی مطهری، نماینده اصولگرای مجلس در نامه ای به آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی، رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی توسط شورای نگهبان را مورد اعتراض قرار داد.

این نامه ابتدا توسط سایت خبرآنلاین منتشر شد اما این سایت دقایقی بعد خبر را از خروجی خود حذف کرد. با این حال متن نامه در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی منتشر شده است.

آقای مطهری در این نامه با اعتراض به رد صلاحیت هاشمی نوشته است: حدس قوی دارم که اگر امام خمینی هم، به فرض حیات ، با نام مستعار در انتخابات شرکت می کردند صلاحیت شان رد می شد چون ایشان هم گاهی انتقاداتی داشتند.

او همچنین خواستار دخالت رهبر جمهوری اسلامی و حکم او برای بازگشت آیت الله هاشمی رفسنجانی به انتخابات شده است.

مطهری در مصاحبه ای با خبرگزاری مهر نیز به مقایسه سوابق سعید جلیلی و کاندیداهای رد صلاحیت شده پرداخته و گفته است:  آقای جلیلی با کمترین تجربه چرا تأیید صلاحیت شد؟ آیا با چهار تا ملاقات و مذاکره با خانم اشتون کسی می تواند رئیس جمهور شود؟

متن نامه مطهری به آیت الله خامنه ای به شرح ذیل است:

رهبر گرامی، آیت الله خامنه ای دامت بر کاته

با اهداء سلام،

در خصوص رد صلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی برای انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان ، به عرض می رساند این رد صلاحیت که با دو دلیل ناموجه ناتوانی جسمی و نقش داشتن در فتنه سال ۸۸ انجام شده است آسیب جدی به انتخابات آینده وارد خواهد کرد و حماسه سیاسی مورد نظر جناب عالی را محقق نخواهد ساخت. حدس قوی دارم که اگر امام خمینی هم، به فرض حیات ، با نام مستعار در انتخابات شرکت می کردند صلاحیت شان رد می شد چون ایشان هم گاهی انتقاداتی داشتند.

مستحضر هستید که با ورود جناب آقای هاشمی به صحنه انتخابات چه شور و شوقی در میان مردم و چه امیدی در دل آنان به اصلاح امور و پیشرفت سریعتر کشور پیدا شد و با رد صلاحیت ایشان طبعا آن شور وشوق وآن امید از بین رفت.

پیشنهاد می کنم با حکم حکومتی در تایید صلاحیت ایشان زمینه تحقق حماسه سیاسی مورد نظرآن رهبر عزیز را فراهم آورید و محذور احتمالی لزوم اقدام مشابه در باره آقای مشایی موجه به نظر نمی رسد زیرا قیاس این دو با هم قیاس مع الفارق است و رد صلاحیت به دلیل داشتن گرایش های فکری غیر اسلامی کار درستی است اما رد صلاحیت به دلیل منتقد بودن کار نادرستی است. اولی مشمول حکم حکومتی نمی شود و دومی مشمول می شود. برای جنابعالی آرزوی سلامت و توفیق بیشتر دارم.

رد صلاحیت سیاسی

مطهری به عنوان رییس ستاد اصولگرایان حامی آیت الله هاشمی رفسنجانی در گفت و گویی با خبرگزاری مهر نیز رویکرد شورای نگهبان در بررسی صلاحیت ها را مورد اعتراض قرار داد و سیاسی خواند.

علی مطهری با بیان اینکه به نظر من رد صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی و افرادی مانند آقای پزشکیان درست نبود، همان طور که تأیید صلاحیت آقای جلیلی درست نبود، ادامه داد: این امر نشان می دهد که رویکرد شورای نگهبان بیشتر سیاسی بوده تا اعتقادی و قانونی.

رییس ستاد اصولگرایان حامی هاشمی افزود: درباره رد صلاحیت آقای هاشمی دو دلیل آورده اند که هر دو باطل است. یکی ناتوانی جسمی و دوم نقش داشتن در فتنه.

مطهری ادامه داد: بنده پیشنهاد می کنم برای ارزیابی توان جسمی آقای هاشمی، یک مسابقه دو صدمتر بین ایشان و آقای جلیلی و یک مسابقه کشتی بین آقای هاشمی و آقای حداد برگزار کنند.

وی همچنین با اشاره به عملکرد هاشمی در آنچه که محافظه کاران “فتنه” می خوانند گفت: در مورد وقایع سال هشتاد و هشت هم در آن مناظره کذایی به آقای هاشمی و خانواده اش تهمت هایی زدند و وقتی ایشان درخواست وقت از صدا و سیما برای دفاع کرد به او وقت ندادند و طبعاً ایشان اعتراض داشت. آیا این می تواند مجوز رد صلاحیت باشد با وجود آن همه سابقه و تجربه؟

نماینده مجلس شورای اسلامی، با طرح این سوال که پزشکیان با دو دوره نمایندگی مجلس و یک دوره وزارت چرا رد صلاحیت شد؟ گفت: از آن طرف آقای جلیلی با کمترین تجربه چرا تأیید صلاحیت شد؟ آیا با چهار تا ملاقات و مذاکره با خانم اشتون کسی می تواند رئیس جمهور شود؟

وی در پاسخ به این سوال که  انتخابات را چگونه پیش بینی می کنید؟ گفت: با این وضعیت فکر نمی کنم آن حماسه سیاسی مورد نظر رهبر اتفاق بیفتد، چون حماسه و مشارکت بالا و شور و هیجان زمانی رخ می دهد که کاندیداهای حداکثری از طرف های حاضر در انتخابات حضور داشته باشند ولی وقتی کاندیدای حداکثری یک طرف یا دو طرف حضور نداشته باشند چنین اتفاقی نمی افتد.

وی در جواب این سوال که به نظر شما راه حل چیست؟ خاطرنشان کرد: به نظر من تنها راه حل این است که رهبر انقلاب با حکم حکومتی آقای هاشمی را تایید صلاحیت کنند و این دور از ذهن نیست چون آقای هاشمی پس از ثبت نام به ایشان گفته بودند اگر شما مخالف هستید من انصراف می دهم و ایشان گفته بودند من مخالف نیستم.

پایان مطلب

کامنت من:

اگر هاشمی رد نمی شد ،یا منتقدین باید از انتقاد نظام دست برمیداشتیم و بر آستانش بوسه میزدند یا باید هاشمی لعن میشد.

برعکس آنچه در ظاهر بنظر میرسد تفاوت راه و سلیقه هاشمی با خامنه ایی  نه  منحصر به امور جزیی بلکه راهبردی است و ریشه آن به عمق فلسفه سیاسی جریان هاشمی و جریان رهبری برمیگردد. بهترین نماد تفکر رهبری همان ۸ نفری هستند که تأئید صلاحیت شدند  و نمادین ترین آنها هم همان رضایی، قالبیباف و جلیلی هستند و رد صلاحیت هاشمی را باید به او و یارانش از صمیم قلب تبریک گفت. و اگر حتا رهبری هم پشیمان شده تن به خواهش مطهری داده و حکم حکومتی صادر کند و هاشمی به روند انتخابات بپیوندد، آنگاه باید در مورد او جداً شک کرد. این دو جریان دو گروه ناهمخون و مانعة الجمع هستند، همین.

اگر که مفتی شهرم به کفر فتوا داد

خود این گواه بر اعتقاد منست

بورس تهران یک بمب ساعتی زیر پایه اقتصاد ایران

Share Button
خلاصه کنم: ضررهای انباشته شده موسسات بورسی بورس تهران یک بمب اتمی ساعتی در زیر پایه اقتصاد ایران است که  شنیدن صدای تیک تاک آن به گوش کارشناسانه نیازی ندارد. دیر یازود این بمب منفجر خواهد شد کما اینکه بمب مسکن نیز.
سقوط
برآن بودم تا یادداشتی پیرامون وضعیت بورس تهران بنویسم که برای این منظور و دیدن  آخرین شاخص بورس به سایت بورس نیوز مراجعه کردم که نوشتار تحلیلی زیر توجهم را جلب کرد. این یادداشت کار مرا تا حدود زیادی کم کرد زیرا بسیاری از مطالبی را که من میخواستم بنویسم دو تن از کارشناسان بورس در یادداشت تحلیلی خود نوشته اند و من در این پیش کامنت کوتاه فقط به ناننوشته های آنان میپردازم.
از قریب دوسال قبل  تا امروز شاخص بورس تهران از قریب ۲۲۰۰۰ به ۴۵۰۰۰ رسیده است. این دو برابر شدن شاخص بورس  تهران اگر بازتاب سود دهی واحدهای اقتصادی در بورس بود باید آدم از شعف هلهله سر میداد و تاریخ اقتصاد دنیا آنرا بعنوان یک پدیده بیسابقه در تاریخ بورس جهان ثبت میکرد و دولت ایران هم بعنوان یک معجزه گر اقتصادی باید مدل اقتصاد جدید دنیا میشد. ولی متأسفانه این فربهی صوری شاخص بورس نه نشاندهنده توسعه اقتصادی وسود دهی واحدهای بورسی بلکه نشاندهنده یک بیماری کشنده اقتصادی است.
بزرگترین نقص بورس تهران نیمه دولتی، نیمه حکومتی بودن آنست و لاجرم بورس تهران قبل از آنکه یک بازار عرضه و تقاضا و یک وسیله توزین ارزش واقعی سهام واحد های ثبت شده در خود باشد صحنه ایی برای جابجا کردن “ثروت” هایی است که در اختیار دولت، نهادی دولتی و نهادهای زیرنظارت بیت رهبری است. از این رو بورس تهران نه بورس بمعنای واقعی کلمه بلکه میدان تره باری است که چند حاجی میدانی هر روز صبح راجع به قیمت میوه و سبزیجاتی که باید روزانه فروش برود در آن جا به سلیقه خود قیمت گذاری میکنند و از حساب و کتاب دقیق اقتصادی و حساب سود و زیان در آن خبری نیست.
در چنین میدانی نه مکانیسم بازار بلکه مدیران متنفذ دستگاه های دولتی و نیمه دولتی، سپاه و نهادهای گوناگون هستند که تصمیم میگرند. مثلاً فلان نهاد  پس از لخت کردن یک واحد صنعتی “صاحب شده” در جریان یا بنام خصوصی سازی، با یک تلفن رئیس سازمان تأمین اجتماعی و سازمان اقتصادی زیر مجموعه انرا(شرکت شستا) را وامیدارد تا مثلاً سهام سایپا یا ایران خودرو را بخرد. چنین زدو بندهایی در بورس تهران یک پدیده عادی است و بزرگترین قربانی آنهم سهامداران خصوصی، صندقهای بیمه و بازنشستگی و بانکهای دولتی هستند.
بی تردید اگر به حساب این مؤسسات بورسی رسیدگی شود، تعداد بسیار کمی از آنها میتوانند پاسخگوی ارزش بورسی سهام خود باشد. آنچه تا کنون این شرکتهای بورسی را از ورشکستی رهانیده است تورم افسار گسیخته ایست که دائماً بهای رسمی دارادیهای آنها را افزایش میدهد و تاب آوری آنها هم دقیقاً به این تورمی بستگی دارد که باید هر ساله بالاتر برود تا این مؤسسات بهای بورسی خود را حفظ کنند و زمین نخورند. در آنروز که اقتصاد کشور بهر دلیل نتواند یا نخواهد این روند تورمی را ادامه دهد فروریزی تمام عیار این بورس  تا سطحی که خشت روی خشت آن نماند  یک واقعیت فاجعه آمیز برای اقتصاد کشور خواهد بود.
بهر روی، خلاصه میکنم و فقط میگویم با شروع بحران ارزی و سقوط ارزش ریال در برابر ارزهای خارجی، بسیاری بانکها، افراد حقیقی،  صندوقهای بیمه و بازنشستگی مانند شستا دارائیهای ریالی خود را در این بورس گذاردند. اما افزایش ۱۰۰% ی شاخص بورس بهیچ وجه بازتاب سود دهی واحد های ثبت شده درآن نبود.
برای ارزیابی نتیجه این سرمایه گذاریهای سوخت شدنی فقط باید تصور کرد؛ وای بحال روزی که بعلت تشدید “رکود” تورمی و از میان رفتن انتظارات تورمی، سرمایه گذارانبورس؛ هم با سقوط ارزش دارئیهای ثابت این مؤسسات روبرو شوند و هم بدتر از آن چشمشانهم به زیاندهی پنهان این موسسات باز شود. د رآن هنگام این واحدها نه تنها سرمایه ایی در ته صندوقهای خود برای پرداختن به سهامداران نخواهند داشت بلکه بعید بنظر میرسد بتوانند حتی بخشی از بدهی های مورد اولویت حقوقی خود را مانند بدهی های انباشته شده مالیاتی، بیمه و حقوق و مزایای  پرداخت نشده کارکنان خود را بپردازند.
برای نمونه من فقط ایران خود رو را مثل میزنم و فقط تا آنجا که اطلاع دارم.
قریب ۳ سال پیش این موسسه بزرگ صنعتی کشور با مشکل پرداخت و نقدینگی روبرو شده بود. قرار شد که یک وام فوری و عاجل ۲ میلیون دلاری از سوی بانک مرکزی و دولت، هریک، یک میلیارد دلار بدهند تا آنرا ازبحران نجات دهند. در آنزمان بعلت ثبات نسبی نرخ دلار نه دولت و نه بانک مرکزی پروایی از بیان دلاری ارقام و اعداد، از جمله بدهیهای مؤسسات دولتی مانند وزارت نیرو(۶ میلیارد دلار)، معوقات بانکی(۵۰ میلیارد دلار) و (سازمان تأمین اجتماعی ۳ یا ۵ میلیارد دلار) نداشتند و بعد از سقوط ۳۰۰%ی ریال بود که این ارقام همه ریالی شدند تا کاهش ارزشی آن بدهیها را که بزیان طلبکاران بود را پنهان کنند.
همه اینها در حالی بود که همین ایران خود رو برای سایت مونتاژ یکی از تولیدات خود مبلغ ۲ میلیارد دلار در سوریه سرمایه گذاری کرده بود که هرگز موفق نشد حتی یک اتوموبیل هم به مشتریان خصوصی بفروشد و فقط ۳ دستگاه از آنرا یکی از شیخ نشینها خرید که روزنامه ایی که خبر آنرا درج کرد از آن بعنوان یک موفقیت نامبرد، با این استدلال که این نمونه فروش سر آغاز صدور آن نوع اتوموبیل به شیخ نشینها خواهد شد. و این درحالیست که بازار شیخ نشینها عرصه رقابت اتوموبیلهای شرق آسیا و امریکا و اروپاست و رقابت در آن بازارها قدرت پرواز عقاب را میخواهد و نه مگس را. من تردید دارم که بهای همان ۳ دستگاه  اتوموبیل هم دریافت شده باشد. اضافه کنم مدت کوتاهی پس از راه اندازی سایت مونتاژ، دولت سوریه تعرفه گمرکی واردات اتوموبیل را بی توجه به تعهدی که نسبت به ایران خود رو داشت بشدت کاهش داد که موجب ورود وسیع اتوموبیلهای خارجی به آن کشور شد. همین روزنامه نوشت که تنها مورد فروش این واحد، شرکت تاکسیرانی دمشق بوده است که با توجه به نیمه دولتی یا کنترول دولتی بر این شرکت تعاونی میتوان درک کرد که علت خرید آنها از ایران خودرو چه بوده است.
علاوه بر دمشق، ایران خود رو در ونزوئلا و مالزی نیز سرمایه گذاری کرده است که از چند و چون آن خبر ندارم ولی با توجه به بازار اتوموبیل دنیا که از آن تقریباً خبر دارم با قطعیت میگویم همه این سرمایه گذاریها را باید بر باد رفته تلقی کرد.
خلاصه کنم: ضررهای انباشته شده موسسات بورسی بورس تهران یک بمب اتمی ساعتی در زیر پایه اقتصاد ایران است که  شنیدن صدای تیک تاک آن به گوش کارشناسانه نیازی ندارد. دیر یازود این بمب منفجر خواهد شد کما اینکه بمب مسکن نیز.
فقط آنهایی از این مخمصه سونامیک اقتصادی شانس رهایی دارند که یا سرمایه اشان بصورت کالاهای مورد مصرف مردم است مثل نخود و لوبیا و شکر و برنج و یا آنها که توانسته اند دارائیهای خود را به ارزهای خارجی تبدل کنند  وچندان هم مهم نیست که این ارز خارجی روپیه پاکستان یا درهم امارات یا دلار آمریکا باشد زیرا که تفاوت زیان ارزها در مقایسه با سقوط ریال و پتانسیل سقوط بهای مستقلات(سقوط نسبی نسبت به نرخ تورم)، ناچیز خواهد بود.
پایان پیش کامنت من:

لطفاً فورواردنمائید!

««««««««««««««««««««««««««««««

نظر دو کارشناس در آستانه اعلام نتایج بررسی صلاحیت کاندیداها

بورس نیوز
۳۱ اردیبشت ۲۲ می
رییس جمهور بعدی چه اثری بر بورس خواهد داشت؟
در حال حاضر، متغیرهای اقتصادی کشور آنچنان به مرز بحران نزدیک شده اند که ایجاد بهبود در آنها مستلزم اجماع نظر در سطوح بالای نظام پیرامون تغییر آنهاست و آمدن یا رفتن یک فرد به عنوان رییس جمهور نمی تواند معجزه خاصی در کوتاه مدت ایجاد نماید.
شرایط کنونی اقتصادی و نوسانات موجود در تصمیم گیری ها بیش از همه، تنها به نفع گروهی از سرمایه گذاران خواهد بود چراکه به طور کلی بازیگران اصلی اقتصادی چه در حوزه بورس و چه خارج از آن به خوبی می دانند که دستیابی به سودهای کلان تنها و تنها در شرایط بحرانی و ایجاد نوسانات امکان پذیر است و بحث انتخابات و اثرات ناشی از آن بسیار کمتر از آن است که چنین شرایطی را به ارمغان آورد.

رییس مؤسسه حسابرسی دایارایان با بیان این مطالب در گفتگو با خبرنگار بورس نیوز پیرامون بهترین شرایط برای آینده بازار سرمایه عنوان کرد: با همه این اوصاف آنچه که بدیهی به نظر می رسد این است که چنانچه رییس جمهور آینده کشور، فردی عاقل و به دور از خرد ستیزی باشد، می توان به مهار امواج تخریب اقتصادی امیدوار بود. چراکه هیچ اقتصادی در جهان نمی تواند در شرایط حاکمیت بحران سیاسی پایدار بماند.

غلامحسین دوانی ادامه داد: بنابراین اگر قرار است بازار سرمایه از این پس نیز روی خوش به خود ببیند، باید حرکت به سمت اقتصادی سامان یافته و دارای چشم انداز روشن در دستور کار دولتمردان قرار گیرد. حال آنکه مدت زمانی است با وجود رشد موشک وار شاخص بورس، کمتر شاهد حضور چنین اقتصادی بوده ایم.

وی پیرامون میزان اثرگذاری فرد انتخاب شونده به عنوان رییس جمهور بر ثبات اقتصادی کشور گفت: طبیعی است، هر فردی که بتواند سکان اقتصادی کشور را به سمت مسیری درست هدایت کند، بیشترین اثرگذاری را بر پارامترهای گوناگون اقتصادی خواهد گذاشت. چراکه کشور ما در حال حاضر در چنان شرایط ویژه ای قرار دارد که هر گونه تصمیم نابخردانه ای می تواند به فلج شدن اقتصاد کشور ختم شود، حال آنکه در شرایط فعلی نیز به نوعی زمین گیر هستیم.

این حسابرس معتمد سازمان بورس با اشاره به عدم تناسب میان رشد شاخص بازار سرمایه و وضعیت اقتصادی کشور عنوان کرد: همه اعداد در اقتصاد معنا دارند، بنابراین شاخص ۴۵ هزار واحدی در اقتصادی که عمده بخش های تولیدی آن به نحوی تعطیل است، امری غیر منطقی به نظر می رسد و حکایت از آن دارد که بازی ها و سیاست گذاری های فراوانی در چگونگی حرکت بورس دخالت دارند.

وی در خاتمه با بیان برخی از مشکلات و معظل های کنونی اقتصاد و پیش روی دولت آینده گفت: در همه جای دنیا ضریب جینی و ضریب فاصله طبقاتی بیانگر روند تداوم توسعه آن کشور است که متأسفانه در چند سال اخیر هر دوی این پارامترهای اقتصادی در شرایط بسیار نامساعدی قرار گرفتند؛ به طوری که فاصله طبقاتی اقشار گوناگون جامعه به بیش از ۲۰ واحد رسیده است. همه این موارد، مشکلاتی است که حل آن در آینده توسط یک سیاست گذاری مناسب، باید در دستور کار دولتمردان قرار گیرد.

دبیر کانون نهادهای سرمایه گذاری اما با نگاهی دیگر به اثرات شرایط سیاسی در بازار سرمایه، گفت: به نظر می رسد فعالان بازار بی دلیل نگران شرایط آینده بورس هستند و متأسفانه در اغلب موارد شاهد واکنش شدید و البته منفی بازار سرمایه نسبت به اخبار و اطلاعات سیاسی چه در حوزه داخلی و چه در زمینه خارجی هستیم.

بهروز خدارحمی ادامه داد: اما در مقابل با وجود نقدینگی فزاینده در کشور و نرخ تورم در جامعه، شرایط کلی حاکم بر بازار سرمایه نوید آینده ای امیدوار کننده را به سرمایه گذاران می دهد.

وی اضافه کرد: مطالب عنوان شده به این معنا نیست که اقتصاد کشور رو به بهبود است، بلکه وضعیت نسبی مناسب بازار سرمایه در مقایسه با دیگر بازارها را بیان می کند. چراکه هم در بحث جذب نقدینگی و هم در موضوع خنثی کردن اثر مخرب تورم، ورود به حوزه بورس یکی از اصلی ترین راه حل ها است.

این مقام مسئول بار دیگر با اشاره به اثر اندک انتخابات ریاست جمهوری بر روند معاملاتی بورس گفت: در حال حاضر، متغیرهای اقتصادی کشور آنچنان به مرز بحران نزدیک شده اند که ایجاد بهبود در آنها مستلزم اجماع نظر در سطوح بالای نظام پیرامون تغییر آنهاست و آمدن یا رفتن یک فرد به عنوان رییس جمهور نمی تواند معجزه خاصی در کوتاه مدت ایجاد نماید.

خدارحمی در خاتمه عنوان کرد: تنها حوزه ای که بالا رفتن قیمت ها و تورم در آن موجب نگرانی نمی شود، حوزه بازار سرمایه است و با توجه به جذب عرضه های اخیر توسط فعالان بازار، می توان گفت این حوزه از پتانسیل های مناسبی برای رشد برخوردار است و نگرانی پیرامون آینده آن کمی غیرمنطقی به نظر می رسد.

«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««

ابنهم یک یادداشت دیگر از یک کارشناس اقتصادی دیگر:

سایت بنک و بیمه

تاثیر کاهش ارزش پول ملی بر بورس |
چهارشنبه ۰۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۲۲
بینا- این روزها شاهد یک گسستگی در تمام زمینه‌های اقتصادی و بازارهای مالی و پولی هستیم. بانک‌ها سودی که به سپرده‌گذاران خود می‌دهند کمتر از نرخ تورم است.

اعطای تسهیلات هم در یک چرخه خودتنظیمی صورت نمی‌گیرد. بیمه هم نقش مهمی در اقتصاد کشور ندارد و سهم آن نسبت به تولید ناخالص بسیار پایین است؛ اما بازار سرمایه وضعیت دیگر دارد. در شرایط فعلی به جرات می‌توان ادعا کرد که گسستی جدی در اقتصاد و بورس که پیشخوان آن است به‌وقوع پیوسته است. برخی بورس را «حبابی» می‌دانند و برخی نیز رشد آن را نشانه اقتصادی «پویا» می‌دانند که متاسفانه این‌گونه نیست. بورس کشور در اوایل سال گذشته حدود ۱۶۰‌میلیارد‌دلار ارزش داشته اما از ابتدای سال‌جاری تاکنون این رقم به ۶۰‌میلیارد‌دلار رسیده است. افزایشی که شاهد آن هستیم، ناشی از یک فعالیت درون‌جوش نیست بلکه نشات‌گرفته از یک عامل برون‌زا به نام «مشکل اقتصادی» است. درواقع این رشد فقط به‌واسطه کاهش ارزش پول ملی کشور به دست آمده است. بورس در سال گذشته حدود ۱۶۰‌میلیارد‌دلار ارزش داشت که این ارزش باید در حال حاضر هم به همین میزان باشد که البته نیست؛ حال اگر بخواهیم با این وضعیت یک بنگاه اقتصادی را با قیمت قبل از کاهش ارزش پول ملی خریداری کنیم دیگر امکان‌پذیر نیست. از این‌رو باید گفت، شاخص بورس هنوز به‌درستی افزایش را نشان نمی‌دهد و جا دارد که این افزایش ادامه داشته باشد. یعنی باید انتظار داشته باشیم که کاهش ارزش پول ملی خود را در افزایش شاخص بورس به‌طور کامل ظاهر کند.  وقتی دولت اعلام می‌کند که شرکت‌های پالایشگاهی باید ۲۶درصد از درآمد خود را به صندوق توسعه ملی واریز کنند، توقفی در رشد شاخص ایجاد می‌شود اما باز هم با این قانون، شاخص بورس کار خود را دنبال می‌کند تا به ارزش واقعی خود دست یابد. البته این موضوع هیچ ربطی به مدیریت بورس ندارد بلکه یک عامل و متغیر برون‌زاست که در اقتصاد شکل گرفته و باید در بازارهای مالی مثل بازار سرمایه که بورس نماد آن است خود را اصلاح کند و به حد و جایگاه واقعی خود برسد. اگر خلاف این جریان اتفاقی رخ دهد باید شاهد نوساناتی باشیم که در حال حاضر به خوبی نمایان است. با این حال شاخص بورس کماکان رشد خواهد داشت چرا که هنوز ارزش‌های واقعی صنعت نشان داده‌ نشده است. در‌صورتی که شاخص بیش از این رشد کند، زیانی اتفاق نمی‌افتد. زیان زمانی در اقتصاد ملی شکل گرفت که پایه‌های کاهش ارزش پول ملی کشور سیاستگذاری شد. برای وضوح بیشتر این مساله می‌توان مصداقی آورد، زمانی که ارزش پول ملی به این میزان کاهش نیافته بود سهام یک شرکت لبنیاتی در بورس ارزش بسیار خوبی داشت اما امروز که این کاهش رخ داده است، این امر باعث رکود در ارزش سهام شرکت لبنیاتی شده و از ارزش سهام آن کاسته شده است و دیگر نمی‌توان با این کاهش ارزش پول این شرکت را با همان امکاناتی که تا قبل از این داشته است بنا کرد. متاسفانه این اتفاق برای آحاد جامعه نیز رخ داده و قدرت خرید آنها نیز کاهش یافته و به عبارتی جامعه به سمت فقر بیشتر گام برداشته است.  اگر کاهش ارزش پول را بپذیریم که اتفاق افتاده و قطعی است، شاخص بورس باید افزایش یابد. البته این کاهش را دولت و مجلس پذیرفته‌اند. به عبارت دیگر نهاد قوه‌مجریه و قانونگذار با تعیین نرخ ۲۴۵۰‌تومان برای ارز، رسما کاهش صد‌درصدی ارزش پول ملی کشور را پذیرا شده‌اند. در حال حاضر بحث حباب در بورس مبنای علمی ندارد و باید در انتظار افزایش شاخص و رشد آن باشیم. تا آنجایی که به میزان کاهش ارزش پول ملی، افزایش در شاخص بورس نیز صورت گرفته و تخلیه این کاهش، موجب افزایش در شاخص بورس خواهد بود.  در مجموع شاخص بورس از دو عامل تاثیر می‌پذیرد:
۱- عامل درونی که عامل درون‌زاست به این‌معنا که در صورت ارتقای سطح کیفیت و افزایش میزان تولید، افزایش صادرات و افزایش شیفت کاری ارزش شرکت و قیمت سهم آن نیز افزایش خواهد یافت و شاخص بورس نیز به‌تبع آن رشد صعودی خواهد داشت.
۲- عامل برون‌زا که شکل‌گیری آن در اختیار سازمان و بنگاه‌های اقتصادی نیست، بلکه در اختیار نظام تصمیم‌گیر در سطح کلان کشور یعنی دولت و مجلس است. این اتفاق هم با کاهش ارزش پول رخ داده است. این عامل موجب می‌شود تا شاخص بورس افزایش یابد. همین دو دلیل کافی است که بگوییم افزایش شاخص بورس تحت‌تاثیر دلیل دوم یعنی عامل برون‌زاست. به عبارت دیگر کاهش ارزش پول باعث افزایش شاخص شده و عامل درونی یعنی افزایش تولید، ارتقای کیفیت، افزایش شیفت کاری، ایجاد اشتغال جدید و… تاثیری در این افزایش نداشته‌اند. یعنی شوک بیرونی عامل اصلی در افزایش شاخص بورس بوده است.  بورس به‌تنهایی نمی‌توانست شاخص را تا این حد افزایش دهد بلکه کاهش ارزش پول ملی باعث این رشد شده است. پس در این وضعیت رشد شاخص بورس ارتباطی با اقتصاد پویا ندارد. در حال حاضر ما شاخص مثبتی در اقتصاد نداریم تمام شاخص‌های اقتصادی منفی هستند. تولید، اشتغال، تورم و… از حد تعادل خارج شده‌اند. این افزایش شاخص بورس بالیدن ندارد. بحث انحرافی را نباید مطرح کرد که چون اقتصاد فعال است شاخص بورس نیز فعال شده و رو به تزاید است و از آن تعبیر به آیینه اقتصاد شود. بلکه باید بپذیریم که شاخص بورس با این افزایش، در حال تعادل‌سازی خود با این اقتصاد نابسامان است و تلاش می‌کند خود را با کاهش ارزش پول ملی تطبیق دهد و این موضوع ارتباطی به ظرفیت‌های درون بنگاه‌های اقتصادی ندارد.

*حیدر مستخدمین‌حسینی . کارشناس اقتصادی

 

 

پس لرزه های اقتصادی رد صلاحیت هاشمی

Share Button

 نخستین بازخورد فاجعه رد صلاحیت هاشمی همین فردا در بازار ارزی خود را نشان خواهد داد. فکر نمیکنم سرازیر کردن تعدادی از افراد “امنیتی ارزی” حد اکثر با چند صد هزار دلار به این سیاه بازیهای بازار ساختگی ارزی در حاشیه کوچه منوچهری یا خیابان فردوسی موفق شود سر مردم را شیره مالی کند. پانیک ارزی و اقتصادی گریبان ریال داران را خواهد گرفت و هجوم مردم برای تبدیل داراییهای ریالی اشان به داریی جنسی و یا دلار وضعی سونامیک بخود خواهد گرفت.

dollar-0

کمتر کسی هرچند بیسواد در وخامت اوضاع اقتصادی مملکت تردید دارد ولی کمتر کسی از عمق ناپیدای وخامت آنهم با خبر است. واقعیت آنست که شکافهای مرگباردر بدنه اقتصادی مملکت یکی دو تا نیست. وزارت نیرو و سازمان تأمین اجتماعی و تعدادی از بانکها فقط با سرنگ کمکهای دولتی و بانک مرکزی بر سر پا هستند. این درست است که معوقات ۱۰۰هزار میلیارد تومانی بانکها بعلت تورم ۴۰% ی عملاً بحساب سپرده گذاران نصف شده است ولی بدهکارانی که پشتشان به کوه اُحد مافیای قدرت است قصد ندارند همین بدهیهای یک چهارم شده را بپردازند و تعدادی از بانکها در مسیر هستند که دیر یا زود حتی برای پرداختهای جاری و هزینه خود هم در خواهند ماند مگر اینکه دولت به اندازه کاغذ روزنامه ی کشور اسکناس چاپ کرده و ارزش واقعی تعهدات مالی آنها را با تورم سازی ۳ رقمی کاهش دهد. تمام صنایع خودروسازی بدون استثناء ورشکست و ناکارآمدهستند و در پرداخت بدهیهای خود به قطعه سازانی که بدون ادامه فعالیت آنها، ادامه حیات خود این صنایع ناممکن است، درمانده اند. ورشکستگی رسمی و علنی صنایع خودروسازی و پیوستن چند صد هزار کارگر بیکار به بیکاران فعلی فقط مسئله زمان است و نه شدن یا نشدن.

میزان بدهی خود دولت به بانکها و بخش خصوصی یا نیمه دولتی بالغ برصدها هزار میلیارد تومان است که نه میتواند آنرا از محل فروش نفت پرداخت کند که صدور آن به یکسوم رسیده و طبق گزارشها، سنای آمریکا طرح قطع کامل صادرات آنرا هم دارد و نه از محل فروش طلاهایی که ارزش آنها سقوط کرده و به دو سوم بهای خریداری شده رسیده است. و برای سکه های آنها هم دیگر مشتری باقی نمانده است چون مملکت اشباع از سکه شده است. همین دیروز سایتهای اقتصادی و زرگری و صرافی نوشتند چنان هجوم بیسابقه ایی برای فروش سکه در بازارایجاد شده است که تعین کف آتی قیمت سکه را ناممکن ساخته است. همه فروشنده اند و خریداری وجود ندارد. البته این امکان هست که با مشاهده اوضاع بسیار تیره اقتصادی پس از رد صلاحیت هاشمی مردم ترجیح دهند تا از روی ناچاری همان سکه ها را نگاه دارند تا پاک باخته تر نشوند ولی کم نیستند کسانی هم که این امکان را دارند تا این سکه های خود را به دلاریا اورو و اگر نشد روپیه پاکستان و درهم امارات تبدیل کنند تا با تنزل نرخ برابری ریال و تنزل نسبی قیمت سکه بیش از این متضرر نشوند ولی در هر حال جلوی گرایش عمومی بالا رفتن نرخ دلار و سقوط آزاد ریال را هیچ نیرویی نمیتواند بگیرد.

بنظر من نرخ ده هزارتومانی دلار در ماههای آینده بهیچوجه دور از انتظار نیست. دلار ده هزار تومان فقط بمعنی گران شدن این برگ اسکناس سبز رنگ نیست بلکه بمعنای گران شدن برنج، گندم، شکر و..، بهمین نسبت نیز هست.  قریب یکسال پیش اسدلله عسگراولادی رئیس اطاق بازرگانی، سهواً در یک مصاحبه گفت که مردم به قحطی دوچار میشوند. من در آن موقع این نظر او را اغراق آمیز تلقی کردم ولی اینک دیگر در فرارسیدن قحطی کمترین تردیدی برایم باقی نمانده است چون با بالا رفتن نرخ برابری دلار بخش عظیمی از کالاهای قابل صادرات، به خارج صادر و یا قاچاق خواهند شد. این  بمعنی تبدیل شدن تمام جمعیت مناطق مرزی به قاچاچیان کالا است که از شیرمرغ و جان آدمیزاد را به آنسوی مرزها قاچاق خواهند کرد تا  بدلار و درهم تبدیل کرده به متقاضیان دلاری، که در داخل کشور بدان دسترسی ندارند بفروشند. تمام سپاه پاسداران هم با بسیج میلیونی قادر به جلو گیری از این موج سونامیک قاچاق کالا به خارج نخواهد شد.

نخستین بازخورد فاجعه رد صلاحیت هاشمی همین فردا در بازار ارزی خود را نشان خواهد داد. فکر نمیکنم سرازیر کردن تعدادی از افراد “امنیتی ارزی” حد اکثر با چند صد هزار دلار به این سیاه بازیهای بازار ساختگی ارزی در حاشیه کوچه منوچهری یا خیابان فردوسی موفق شود سر مردم را شیره مالی کند. پانیک ارزی و اقتصادی گریبان ریال داران را خواهد گرفت و هجوم مردم برای تبدیل داراییهای ریالی اشان به داریی جنسی و یا دلار وضعی سونامیک بخود خواهد گرفت.

باید گفت: باش تا که صبح دولتت بدمد!  کین همه از نتایج سحر است.

دوستان کاربر!  متآسفانه ارتباط من با سایت بالاترین قطع شده است و امکان دیگری هم برای انتشار و درج وسیعتبر این یاداشتها که برای نوشتنشان از خواب، خورک،  استراحت و سلامتی ام میزنم  ندارم . شما لطف کنید در صورت پسندیدن مطالب، انها را فوروارد کنید تا به تعداد بیشتری از هم میهنمان ما اطلاعرسانی شود.

توجه!

یاداشت بعدی که تا چند ساعت دیگر نوشته خواهد شد راجع به بورس تهران خواهد بود!

نوشته شد!

بورس تهران یا بمب ساعتی در زیر پایه اقتصاد ایران

http://iranesabz.se/?p=13240

سقوط انقلاب از تارک گفتمان دینی به منجلاب لومپن وارگی

Share Button

 حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی باید گواهی این رد صلاحیت و نپذیرفته شدن خویش را به این دارالفساد قاب کرده بعنوان سند نا همخوانی و ناهمخویشی خود از فرقه فساد زده که زندگی خویش را در جوار آنها به سیاهی و آلودگی گذرانده بود،  برای فرزندان خود باقی گذارد. این رد صلاحیت در من هزاران هزار چون من و میلیونها ایرانی احترامی نسبت به هاشمی برانگیخت که قبلاً هرگز از ان برخوردار نبود. از صمیم قلب به هاشمی میگویم! جناب هاشمی به خانواده ده ها میلیونی گریزندگان و برگششتگان از این خانه فساد خوش آمدی

هاشمی-رفسنجانی-ح

رد صلاحیت هاشمی آخرین فصل از زندگی ناقص الخلقه ایی بود که توان و ظرفیت ماندگاری نداشت و ۳۴ سال بناحق دوام آورد و مردم را با اداعاهای موهوم خود فریفت. رد صلاحیت هاشمی بستن فصلی از تاریخ میهن ماست که با شریعتگرایی شیخ فضل الله نوری و سپس میزا کوچک خان ، نواب صفوی آغاز شد و در پایان شاخه شاخه شدن خود به مجاهدین خلق، مجاهدین انقلاب اسلامی و مشارکت و اصلاحات  منتهی گردید.

فرجام این کابوسی که با رویا و توهمات دینی آغاز شده بود جز حکومت “لومپنکراتیک” امروز نبود و این سرنوشتی بود که منطق تحول این گفتمان از روز نخست در زهدان تاریخ آن کاشته بود و رهایی نایافتنی بود.

جریان انقلاب اسلامی، هاشمی را هم تحمل نکرد و اگر تحمل میکرد گفتی داشت همچنانکه منتظری را نتوانست تحمل کند زیرا این گفتمان ریشه در منجلاب و مرداب تاریخ میهن ما دارد و نه در چشمه ساران حیاتزای آن. نه تنها هاشمی نمیتوانست و نمیتواند رئیس جمهور این  ناجمهور لومپن تباران و اوباش صفتان باشد بلکه اسفندیار رحیم مشایی هم نمیتواند و نمیتوانست این ناجمهور نکبت آفرین را نمادینه  و نمایندگی کند.

با این یقین که هاشمی و رحیم مشایی هریک به نحوی رد صلاحیت خواهند شد، من خود را اماده کرده بودم که با صدای بانگ زنم و بنویسم که رئیس جمهورمناسب این امپراطوری فساد و لجن آلود کسی جز طائب، پور محمدی، قالیباف و رضایی نمیتواند باشند؛ همچنانکه شادروان منتظری نمیتوانست سر کلانتر قلعه سابق باشد. شهر نو رئیسی میطلبید از تبار قالیبافها، رضائیها و پورمحمدیها و ولایتی ها و حداد عادلها.

من رد صلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی را از صمیم قلب به وی و خانواده و دوستان و هوادارانش تبریک میگویم.

حال با مردم ایران است تا چه راهکاری برای پس گرفتن میهن دزدیده شده خود از این  قطاع الطریقانی که حتی جسارت راهزنی هم نداشته و ندارند بلکه قدرت و هنر آنها در شیادی و عوامفریبی آنهاست بیابند و قطعاً خواهند یافت.

حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی باید گواهی این رد صلاحیت و نپذیرفته شدن خویش را به این دارالفساد قاب کرده بعنوان سند نا همخوانی و ناهمخویشی خود از فرقه فساد زده که زندگی خویش را در جوار آنها به سیاهی و آلودگی گذرانده بود،  برای فرزندان خود باقی گذارد. این رد صلاحیت در من هزاران هزار چون من و میلیونها ایرانی احترامی نسبت به هاشمی برانگیخت که قبلاً هرگز از ان برخوردار نبود.

از صمیم قلب به هاشمی میگویم! جناب هاشمی به خانواده ده ها میلیونی گریزندگان و برگششتگان از این خانه فساد خوش آمدی!

این یاداشت کوتاه نخستین واکنش احساسی من  که احساس عمومی و مشترک مردم ایران به رد صلاحیت هاشمی نیز هست میباشد.  فردا تحلیل سیاسی خود را از این رد صلاحیت  و تبعات آن خواهم  نوشت. ولی انچه اولویت دارد آثار  بلافاصله سونامیک این رد صلاحیت بر وضعیت وخیم  اقتصادی و مخصوصاً ارزی مملکت است که لرزش های مافوق ده ریشتری آن اقتصاد ایران را زیر و زبر خواهد کرد و اگر ذره ایی هم امید به بهبود اوضاع  برای فردای روی کارآمدن هاشمی در بازار ایران  و جامعه باقی مانده بود  آنرا اینک دیگر بر باد رفته باید بحساب آورد. هیچ ارتشی و هیچ سپاهی هر چند میلیونی نخواهد توانست مانع فرار شنتابناک سرمایه از کشور شود. هیچ ترمزی قادرنخواهد بود از اوج گیری نامحدود نرخ ارزهای خارجی بویژه دلار جلو گیری کند و اینها مطا لبی است که من در یاداشتی که بلافصله  نوشتن آنرا شروع  خواهم کرد توضیح میدهم.

لطف کرده فوروارد کنید چون من دیگر به بالاترین دسترسی ندارم.

در برابرحمله سایبری اطلاعات رژیم، ضد حمله را سازمان دهیم!

Share Button

بنظر من، رژیم در فردای این انتخابات؛ دولت “خیانت ملی” را بجای “دولت اجماع ملی” بر تخت ناجمهوریت حکومت خواهد نشاند. ولی با این کار نه در دنیا ذره ایی مشروعیت کسب خواهد کرد و نه در داخل کشور و بر عکس رسوا تر از همیشه خواهد شد و ریزش آن شدتی بی سابقه خواهد گرفت.

SNA_segment (1)

آخرین یادداشت من ازسری یادداشتهای با عنوان :”پوکر انتخاباتی”حساس ترین گره احتمالی مبارزه انتخاباتی، یعنی فراترنرفتن هاشمی بسوی کرسی ریاست جمهوری را پیش بینی کرده بودم. دلیل قطعی من برای نرسیدن هاشمی به آنجایی که ملت میخواهد یعنی کرسی ریاست جمهوری بردو پایه استواراست. اولین آن اینست که چه خود خامنه ایی و چه دو تن از فرماندهان عالیرتبه سپا ه در چند روز گذشته از: “تدارک  دشمن برای بی رونق کردن انتخابات، مشارکت نازل و دلسرد کردن مردم ” سخن رانده اند. این درحالی است که کاندیداتوری هاشمی همه جامعه ایران را بوجد انتخاباتی آورده و نوید حماسه شدن واقعی مشارکت ۹۰% مردم را میدهد. از راست اصول گرا تا چپ های مارکسیست و ناسیول سکولار؛ از سبزها تا اصلاح طلبان تا روحانیت غیر حکومتی به این موج شوق انگیز انتخاباتی کشانده شده اند. پس چه دلیلی دارد که سرداران و فرماندهان سپاه و شخص رهبری نگران عدم مشارکت مردم باشند؟ جز اینکه این نگرانی آنها ناشی خواب شومی است که آنها برای تبدیل این رویای ملی به کابوس ملی دیده اند؟ جزاین میتواند باشد که میخواهد بجای “دولت اجماع ملی”، “دولت گوش بفرمان خیانت ملی” را مهندسی کرده آنرا چون آدمکی کوکی بر سریر ریاست جمهوری بنشانند؟

دومین دلیل من برای قطعی دانستن این تدارک شوم، امنیتی و نظامی کردن خیابانهای تهران است و دستگیری برخی از طرفداران دولت دکتر احمدی نژاد و مهندس مشایی.

چنین بنظر میرسد که ارتجاع و استبداد از دوجناح به دوجبهه ای که بیان و تبلور اراده مردم اند حمله خود را آغاز کرده اند. از اینسو به هاشمی با جنگ خبری / روانی ی تأئید یا رد صلاحیت شدن و با تهدید، بستن ستاد انتخاباتی جوانان طرفدار او، و از طرف دیگر حمله به نیروهای هوادار دولت و بروایتی دستگیری تعدادی از یاران احمدی نژاد است که مصمم به برگذاری بی تقلب انتخابات بوده و از خود نیز نامزد انتخاباتی مورد حمایت بخشی از مردم  را دارد.

حمله اردوی استبداد به فستیویوال پرشکوه انتخاباتی مردم، به امنیتی کردن فضای سیاسی، ازحمله سایبری به سایتهایی که بنحوی منعکس کننده نظرات و نگاههای این دو جریان(هاشمی ـ مشایی) هستند آغاز شده است.  اگر قرار است انتخابات بی تقلب و بدون آمریت حکومتی و مهندسی نظامیان و امنیتی ها برگزار شود چه جای نگرانی باید باشد که این تدارکات امنیتی را ایجاب کند؟

یادداشت مورد بحث فوق را من در شبکه اجتماعی”بالاترین “گذاردم. با خوشحالی دیدم استقبال بی سابقه ایی از آن شد. ۳۳ یا ۳۵ امتیاز گرفت و ۸۸ کلیک خورد که برای یک مطلب داغ نشده در بالاترین زیاد است. مطلب قبلی من یک مطلب بمراتب کم اهمیتر و غیر سیاسی بود که با امتیازی خیلی کمتر به بخش لینکهای داغ رفته بود. برای من معما بود و هست که منجمد کردن این مطلب انتخاباتی چرا؟

بعلت سوءظنی که درمن بیدار شده بود سعی کردم یک اطلاعیه راجع به خطر حملات سایبری و اختلال در رسانه ها و سایت های اجتماعی بدهم که متوجه شدم دسترسی ام به  سایت بالاترین بکلی قطع شده است و تلاشهای بعدی منهم بی ثمر بود. فکر کردم شاید بالاترین قفل شده است. به دوستی زنگ زدم و از او پرسیدم که پاسخ داد او مشکلی با بالاترین ندارد. بلافاصله به کتابخانه محل دویدم در آنجا پس از راه انداختن کامپیوترم متوجه شدم که در کل سیستم آن اختلال ایجاد شده است. رفتم پشت کامپیوتر کتابخانه با هر سختی ایی بود آن اطلاعیه را از آن کامپیوتردرسایت بالاترین گذاردم. اشکال این بود که کامپیوتر کتابخانه زبان فارسی نداشت. بهر صورت هنوز هم دسترسی ام به برخی سایت ها و بالاترین ناممکن است.

پس از این توضیح که آنرا لازم دانستم به توضیحی خیلی فشرده در مورد متدی جاسوسی و ضد جاسوسی برای گمراه سازی میپردازم که فکر میکنم آشنایی با ان در شرایط فعلی فوق العاده مهم است.

دیس اینفرماسیون، که ضدِ اینفرماسیون است عملیات فریب و گمراه سازی در عرصه  نظامی و حتی اقتصادی و دیپلماتیک میباشد. ولی میدان جاسوسی و ضد جاسوسی عرصه عمده کاربردی آن است.  برای دولتها اینقدر که گردآوری اطلاعات مهم است، دو چندان تزریق شبه اطلاعات، اطلاعات مغشوش، اطلاعات قلابی و گمراه کننده به دشمن مهمتر است. با تزریق اطلاعات دروغین به حریف درحقیقت، استراتژیکی و تاکتیک او را تعین میشود. زیرا کارپایه  راهبرد ی اوبنحوی که مطابق میل باشد تنظیم و نصب میشود.

این مُتد برای رژیمهایی که از شبکه اطلاعاتی وسیع برخوردارند بویژه رژیمهای دیکتاتوری که منابعی بی حساب و دستی باز برای خرج کردن، اِعمال فشار، انحصار خبرپراکنی،مواد و ابزارشستشوی مغزی دارند؛ بسی کم هزینه تر و پر نتیجه تر است تا کسب اطلاعات. البته عملیات دیس اینفرماسیون با اینفرماسیون یا اطلاعات گیری فید بک شده درهر دوری  از گرش منظم تر و کارآتر میشود. ک گ ب ، رژیم ایران، بشار اسد و بسیاری دیکتاتوریهای مشابه از این نظر رکورد جهانی دارند. آلمان هیتلری، دولت فاشیستی موسولینی، خونتای برمه و تقریباً همه دولتهای کمونیسی سابق از این نظر همه رکورد دار بودند. امروزه رژیم ولائی ما از این نظر سرآمد همه آنهاست چون خرج کردن زیاد را با سرکوب وحشیانه و متدهای شستشوگری مغزی  بخوبی تجربه شده را با هم ترکیب کرده است.

بنا به دلایل فوق، هیچ کنشگر سیاسی حتی برای یک لحظه نباید به مصونیت خویش، در برابر تأثیر پذیری مستقیم و غیر مستقیم این لیزرنیرومند دیس اینفرماسیون رژیم اطمینان داشته باشد. این ماشین مخوف دیس اینفرماسیون برای روزهایی مانند امروز تدارک و تنظمیم شده است. دقیقاً از اینرو بود که من از مدتها قبل از شروع انتخابات، منتظر حمله سایبری دستگاه های اطلاعاتی رژیم بودم و باید انتظار داشت این حملات سایبری شدت هم بگیرند.

پاسخ به اینکه آیا، رژیم آن نتیجه ای را که میخواهد از این شگرد کثیف و شکست خورده بگیرد میتواند بگیرد، پاسخ یک نه قاطع است حتی اگر در روش خود بطورعملیاتی و تاکتیکی هم موفق شود. هزینه این جنگولک بازیهای امنیتی، برای رژیم نه هزینه اطلاعاتی بلکه هزینه سیاسی و ایدئو لوژیک است که عمق پلاتفرم و سکویی را که روی آن ایستاده است مین گذاری کرده و یا سریعاً فرسایش میدهد.

بنظر من، رژیم در فردای این انتخابات؛ دولت “خیانت ملی” را بجای “دولت اجماع ملی” بر تخت ناجمهوریت حکومت خواهد نشاند. ولی با این کار نه در دنیا ذره ایی مشروعیت کسب خواهد کرد و نه در داخل کشور و بر عکس رسوا تر از همیشه خواهد شد و ریزش آن شدتی بی سابقه خواهد گرفت.

رژیم هزینه این تدابیر جاسوسی و امنیتی و نظامی را بصورت سیاسی و حیثیتی خواهد پرداخت که پایان آن ورشکستگی حتمی است.

و اما در پایان توصیه من به همه علاقمندان به فرایند انتخاباتی دوره کنونی اینست که برای اجتناب از تله های دیس اینفرماتیو: برای کسب خبر اکیداً به منابع اصلی و سایتها ی شناسنامه دار مراجعه کنند و فریب شعارهای ظاهری دموکراسی خواهانه  منابعی که  شناسنامه حقیقی و حقوقی آنها معلوم نیست و چهره های پشت سر آنها در پشت نامهای مستعار و عکسی های فتوشاپی  پنهان شده اند را نخورند. از نظر من سایتهای نمونه زیر از آن نوع سایتهای قابل اطمینان و مرجعی هستند که بعنوان رفرنس میتوانند مورد استفاده قرار گیرند:

۱ ـ کلمه

۲ ـ سحام نیوز

۳ ـ مشارکت

۴ ـ نوروز

ذکر این نمونه ها بمعنی رد دیگر سایتها نیست بلکه در درجه اول به این معناست که  ضریب دقت مطالب در این سایتها در درج ئاخبار و گرازشهای خبری بالاست و کمتر توی تله دیس اینفرماسیون رژیم می افتند هرچند مایه ای ایدئولوژیک و اسلامی دارند ولی درشرایط کنونی این امر نقطه ضعفی نیست.

نکته مورد تأکید بیشتر اینکه، برای حملات بیشتر سایبری و بمبارانهای خبری دیس اینفرماتیو بیشتر آماده باشیم.

اطلاعیه سایت:با دیو سانسور بجنگیم و پیروز شویم!

Share Button


اطلاعیه سایت ایران سبز

با دیو سانسور و اختناق خبری رژیم بجنگیم! دسایس دیس اینفرماتیو(گمراه سازانه) آنرا از طریق مراجعه به منابع اصلی و مورد وثوق خبری جنبش انتخاباتی مردمی و مرتبط با هاشمی خنثی کنیم!

ما مردمیم! دهها میلیونی و با هم هستیم! ما محکوم به پیروز شدنیم  اگر نمیخواهیم شرمنده تاریخ باشیم و باید پیروز شویم تا در برابر فرزندان امروز و فردای خود شرمنده نباشیم! 

با دیو سانسور بجنگیم!

قدرت میلیونی جنبش آزادی خواهی ایران این توان را دارد که با ارتباط گیری خبری خود از محدود ترین مجاری با هیولای سانسور رژیم بجنگند و پیروز هم بشود. از اطلاع رسانی مستقیم دهن به دهن گرفته تا تلفن و اینترنت..

تجربه نشان داده است که هرگاه رژیم در کار توطئه ای علی مردم بوده است، ارتباطات آنها را با هم قطع یا آنها را کند  یا در مسیر آن بگونه ایی اخلال کرده است. با چنین شبیخوانهای اخلالگرانه ایی در مسیر اطلاع رسانی از سوی رژیم فقط میتوان از راه بکار گیری امکانات فردی، گروهی  و ارتباطات محیط کاری، محیط اجتماعی مبارزه کرد.

من به سهم خودم سعی میکنم طی این مدت انتخابات اخبار و اطلاعات انخاباتی و دسایس تمامیت خواهان  را در کمترین فرصت ۲۴ ساعته  منعکس کنم.

بسهم خود از دوستان کار برهم انتظار دارم در انعکاس اطلاعاتی که من با شب نخوابی و انرژی گذاردن برای تعقیب مسئله  و رد یابی همه کانالهایی که میدانم به لحاظ اطلاعی رسانی مفید هستند، میگذارم بکوشند.

دوستان! از هم اکنون رژیم شروع به مسدود کردن کانالهای ارتباطی خبری و کند کردن شبکه اطلاع رسانی مردمی کرده است. این احتمال که در کار سایت های اینترتی منتقد  خود هم اخلال کند بسیار است. تا آنجا که به این سایت(ایران سبز ) مربوط میشود من پیشگیریهای لازم را انجام داده ام تا مانند سایت قبلی (سبز در سوئد) مورد دستبرد  و هک و مصادره  واقع نشود. ولی در صورت چنین اتفاقی علاقمندان را به صفحه فیس بوک و توئیتر خود ارجاع میدهم.

پابینده ایران زنده باد مردم ایران

آدرس فیس بود :

Habib Tabrizian

آدرس تویتر:

htabrizian

:

علی شکوری راد: این انتخابات آخرین فرصت برای نجات کشور است

Share Button

چکیده:خلق شگفتی از جانب مردم ایران این‌بار به حدی است که با اقبال خود یک فرد سالخورده و کاملا شناخته‌شده را پدیده خود ساخته‌اند. البته باید گفت پدیده اصلی این انتخابات خود مردم هستند که با وجود همه تنگناها وقتی اراده می‌کنند و به سمتی متمایل می‌شوند که غیرمنتظره‌ترین رخداد را از دل امکانات محدود پدید می‌آورند. ما هرگز فکر نمی‌کردیم ثبت‌نام آقای هاشمی در ساعت پایانی مهلت ثبت‌نام چنین موج‌آفرین شود. پس از مدت‌ها شادی و شعف در میان مردم فراگیر شد. ... 

کلمه:

سه شنبه, ۳۱ اردیبهشت, ۱۳۹۲

شکوری راد بر این باور است که آقای هاشمی شناخته شده و امتحان پس داده است. نیازی به معرفی به مردم ندارد. گفتمان امروز او و برنامه کاری‌اش باید به مردم رسانده شود که بخش بزرگ آن از طریق برنامه‌های تلویزیونی انجام خواهد شد. فقط باید قدری برای مقابله با تخریب‌های رقبای بی‌تقوا سازماندهی و کار شود.

تایید صلاحیت نامزدها روز سه‌شنبه اعلام می‌شود و تکلیف امیدهای اصلاح‌طلبان برای اصلاح امور کشور از سوی آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در این دوره از انتخابات روشن می‌شود. امیدهایی که به گفته علی شکوری راد آخرین «فرصت» هم باشد.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب معتقد است: «این انتخابات و حضور هاشمی شاید آخرین فرصت نه تنها برای اصلاح‌طلبان و احیای اصلاح‌طلبی بلکه برای نجات کشور باشد.» برای همین است که شکوری راد در گفت و گو با روزنامه  بهار می‌گوید: «اگر امروز با تمام قوا به میدان نیاییم، معلوم نیست فردا فرصت دیگری پیش رویمان قرار بگیرد.»

متن این گفت و گو در پی می آید:

ارزیابی شما از حضور آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در انتخابات ریاست‌جمهوری چیست؟ 
حقیقتا شگفت‌آور است. آقای هاشمی از هم‌اکنون پدیده این انتخابات شده است. یک پدیده استثنایی با ویژگی‌های خاص خودش. برخلاف پدیده‌ها که معمولا ناشناخته‌اند و کشف می‌شوند، به‌نظر می‌رسد خلق شگفتی از جانب مردم ایران این‌بار به حدی است که با اقبال خود یک فرد سالخورده و کاملا شناخته‌شده را پدیده خود ساخته‌اند. البته باید گفت پدیده اصلی این انتخابات خود مردم هستند که با وجود همه تنگناها وقتی اراده می‌کنند و به سمتی متمایل می‌شوند که غیرمنتظره‌ترین رخداد را از دل امکانات محدود پدید می‌آورند. ما هرگز فکر نمی‌کردیم ثبت‌نام آقای هاشمی در ساعت پایانی مهلت ثبت‌نام چنین موج‌آفرین شود. پس از مدت‌ها شادی و شعف در میان مردم فراگیر شد. درست مثل پیروزی تیم‌ملی فوتبال ایران در برابر استرالیا در سال ۷۶ که در دقایق آخر اتفاق افتاد. من این را تفضل الهی می‌دانم به ملت ایران. به‌نظر می‌رسد، این اجابت دعایی‌ست که یکی از مراجع معظم تقلید قم، دو هفته پیش با خط خود برای آقای خاتمی فرستاده بودند. «یا من اذا تضایقت الامور… . ‌ای خدایی که هنگامی کارها به تنگنا برمی‌خورند دری برای رفع آن می‌گشایی که به وهم نمی‌آید بر محمد و آلش درود فرست و بگشای بر من دری خارج از چارچوب وهم در این تنگنای کارم، یا ارحم الراحمین.» ظاهرا خدا در این تگنا این در را باز کرده است.
حضور هاشمی توانسته است در اردوگاه آشفته اصولگرایان سراسیمگی ایجاد کند؟ آیا این سراسیمگی می‌تواند درنهایت موجب وحدت اصولگرایان در مقابل هاشمی شود؟
بله، امکانش هست، ولی بعید است. شما می‌گویید اصولگرایان ولی من می‌پرسم کدام اصولگرا؟ اصولگرا اگر جست‌وجو کنیم، همان اصلاح‌طلب‌ها هستند. احمدی‌نژاد، طی این هشت سال به جناح راست عنوان اصولگرا داد ولی آن‌ها را از اصل ریشه‌کن کرد. دیگر چه اصلی برای آن‌ها باقیمانده است و به چه اصلی پایبند هستند که کسی بخواهد آن‌ها را اصولگرا بنامد. جناح راست با اشتباه بزرگ دنباله روی از احمدی‌نژاد و اعتماد به او هم دنیای خود را باخت و هم آخرت خود را از دست داد. رشته‌ای که اکنون برای نجات آن‌ها آویخته است، هاشمی است. این فرصت برای آن‌ها به‌وجودآمده است که به آن چنگ بزنند و خود را نجات بدهند. این را نیروهای معتدل‌تر و با تجربه‌تر آن‌ها خوب می‌فهمند، ولی شیپور رادیکال‌ها به صدا در آمده تا مجال فکر‌کردن را از آن‌ها بگیرند. آن‌ها مدام بر طبل‌هایشان می‌کوبند و با تمام توان در شیپورهایشان می‌دمند تا هیمنه خود را از دست ندهند، بلکه بتوانند هوادارانشان را نگه دارند. به‌نظر من این روش آن‌ها جواب نخواهد گرفت و دیر یا زود شاهد هزیمت اردوگاه آن‌ها خواهیم بود. روحانیت اصیل با هاشمی است. رزمندگان اصیل با هاشمی هستند. فرهنگیان، دانشگاهیان، کارگران و سایر اقشار، صنعت و بازار، زنان و جوانان، کارمندان و مدیران حتی اگر از نظر سیاسی راست‌گرا باشند، هاشمی را در کنار خود می‌بینند، نه در مقابل. اگر وحدت بخواهند حول‌محور هاشمی‌شدنی است، نه در مقابل او. جریانی که نام خود را اصولگرا گذاشته و به دلیل نداشتن هیچ اصلی به سی شعبه تقسیم شده و سی نامزد برای انتخابات بیرون داده است که هیچ‌یک دیگری را قبول ندارد، اگر دو روز هم زیر یک سقف جمع شوند، روز سوم سقف را روی سر خود خراب خواهند کرد.
در مقابل هاشمی نقطه وفاق اصلاح‌طلبان قرار گرفته است؟ پیش‌بینی شما از اجماع حداکثری اصلاح‌طلبان روی گزینه هاشمی چیست؟ 
اصلاح‌طلبان اگرچه دوره سختی و فشارهای زیادی را از سر گذرانده‌اند، اما تجربه‌های خوبی را به دست آورده‌اند و پخته‌تر از گذشته عمل می‌کنند. آن‌ها وقتی به موانع سخت برخورد کردند مطالبات حداکثری را فرو گذاشته وخواسته‌های حداقلی را محور قرار داده‌اند. حول‌محور این مطالبات حداقلی است که هاشمی برای آن‌ها محل اجماع حداکثری شده است. آن‌ها که تا چند سال پیش منتقد هاشمی بوده‌اند وقتی احمدی‌نژاد را دیدند و تجربه کردند، پی به ظرفیت‌های آقای هاشمی برای ایجاد امنیت و رفاه برای کشور و ملت برده‌اند و اکنون به او امید بسته‌اند. این عقلانیت و اعتدال آسان به دست نیامده است و اصلاح‌طلبان بخوبی قدر آن را می‌دانند و آن را به آسانی از دست نخواهند داد. فکر می‌کنم اجماع درباره هاشمی از اجماع درباره خاتمی و موسوی گسترده‌تر خواهد شد تا حدی که بتوان آن را نزدیک به یک اجماع ملی قلمداد کرد. من حقیقتا این احتمال را می‌دهم که تا روز انتخابات التهابات بخش رادیکال جناح مقابل فروکش کند و آن‌ها نیز در خانه‌هایشان آرام بگیرند و منتظر فردایی بهتر بشوند که خود و خانواده‌هایشان نیز از آن بی‌نصیب نخواهند ماند. ما اصلاح‌طلبان باید توجه داشته باشیم که رفع نگرانی و جذب اصولگرایان مضطرب و ملتهب که انتخابات پیش‌رو را کابوس می‌بینند و آرامش دادن به آن‌ها به صلاح نزدیک‌تر است تا دامن‌زدن به تقابل با آن‌ها و تهدید آن‌ها به حذف.
به‌هرحال اصلاح‌طلبان در دوره‌ای منتقد سیاست‌های هاشمی بوده‌اند؛ هاشمی تغییر کرده یا اصلاح‌طلبان که امروز این دو به هم رسیده‌اند؟ 
در حقیقت، روزگار و شرایط تغییر کرده است. تجربه‌ها بیشتر و همان‌طور که گفتم مطالبات حداقلی شده است. ممکن است فکرها چندان عوض نشده باشد، ولی تحمل‌ها بیشتر و رویکردها و روش‌ها تغییر کرده‌اند. هاشمی پس از دور ماندن از قدرت، استقلال یافت و به‌خصوص در سال‌های اخیر در کنار مردم قرار گرفت. رسانه‌های رسمی علیه او به‌کار افتادند و برخی دستگاه‌ها او را نیز مانند سایر مردم تحت فشار قرار دادند. فرزندان او نیز مانند سایر مردم به زندان رفتند. هاشمی فشارها را تحمل کرد ولی در کنار مردم ماند. هاشمی ۹۲ دیگر هاشمی ۸۴ نیست. اصلاح‌طلبان نیز در این مدت پی بردند که برای اصلاحات درون‌زا نیاز به یاری اشخاص قدرتمندی چون هاشمی دارند. سختی شرایط هاشمی و اصلاح‌طلبان را به هم نزدیک کرده است، اما این به معنی این نیست که هاشمی و اصلاح‌طلبان، به معنی خاص اصلاح‌طلب، یکی شده‌اند. یک دست هاشمی در دست حاکمیت و دست دیگرش در دست اصلاح‌طلبان و مردم است. این مزیت هاشمی بر خاتمی در این برهه است؛ بنابراین نباید از هاشمی خواست که مانند خاتمی اصلاح‌طلب باشد و مثل او عمل کند. البته، اگر معنای عام اصلاح‌طلبی را منظور کنیم، نه تنها هاشمی بلکه بسیاری از نیروهای جناح راست نیز اصلاح‌طلب هستند.
برخی نگرانی‌ها در بین اصلاح‌طلبان درباره تکرار تجربه سال ۱۳۸۴ و شکست هاشمی در انتخابات در مقابل رقیب وجود دارد؟ تحلیل شما چیست؟ 
من چنین نگرانی‌ای را در بین مردم و اصلاح‌طلب‌ها سراغ ندارم. اجماع درباره هاشمی در بین اصلاح‌طلب‌ها کامل است بلکه دامنه‌اش به داخل اردوگاه جناح راست نیز کشیده شده است. همه نامزدهای اصلاح‌طلب و میانه به نفع هاشمی کنار خواهند رفت، حتی کسانی مانند ولایتی، قالیباف و ابوترابی که پایگاه بعضا مشترک با هاشمی دارند، بعید است در صحنه رقابت باقی بمانند. شرایط به نحو غریبی برای پیروزی آقای هاشمی در همان مرحله اول فراهم است.
به نظر شما، نیروهای اجتماعی اصلاح‌طلب این‌بار به شکل حداکثری از هاشمی حمایت می‌کنند یا باز مثل سال‌۸۴ منفعلانه عمل می‌کنند؟
تا چند ماه پیش بدنه اصلاح‌طلب جامعه تمایلی به شرکت در انتخابات نشان نمی‌داد و به همین دلیل، ما نیز تمایل به معرفی نامزد در انتخابات نداشتیم. کم‌کم گزارش‌هایی از جامعه و به‌خصوص شهرستان‌ها به ما رسید که مردم از این وضعیت خسته شده‌اند و تمایل پیدا کرده‌اند که از فرصت انتخابات استفاده شود. این تمایل با طرح احتمال نامزدی خاتمی، در مرکز هم قوت گرفت و به‌تدریج فراگیر شد. بنابراین آنچه اتفاق افتاد نه ناشی از تصمیم مرکزیت اصلاح‌طلبان، بلکه ناشی از فشار بدنه اصلاح‌طلبان به‌خصوص در شهرستان‌ها بود؛ بنابراین دلیلی ندارد که نگران عملکرد آن‌ها باشیم. بدنه روشنفکری اصلاح‌طلبان اگرچه دیر با اجماع همراه شد، ولی خیلی خوب و محکم جلو آمده است. بسیاری از آن‌هایی هم که تمایل داشتند خاتمی بیاید حالا که هاشمی آمده است، راضی‌تر به‌نظر می‌رسند، زیرا تحلیل می‌کنند که در شرایط امروز کشور دست هاشمی برای اصلاح باز‌تر و موانع پیش روی او کمتر از خاتمی خواهد بود.
نامزدی هاشمی چقدر به بازگشت اصلاح‌طلبان به فضای سیاسی کشور و امکان گفت‌وگوی معطوف به سازگاری، کمک می‌کند؟ 
چند ماه پیش که به دیدار هاشمی رفته بودیم خیلی ما را ترغیب می‌کرد که باب گفت‌وگو با طرف مقابل را باز کنیم. ما هم اگرچه بی‌تمایل نبوده‌ایم، ولی چندان پیگیری نکردیم. فکر می‌کنم هاشمی خواهد توانست به این فرآیند کمک کند. گفت‌وگو اصلی‌ترین راه رفع مشکلات کشور است. معمولا کسی که در موضع قدرت است راحت‌تر می‌تواند در گفت‌وگو پیشدستی کند. ما تلاش خواهیم کرد در این مسیر قدم پیش بگذاریم.
برخی تحلیل‌گران معتقدند آرای منفی هاشمی بالاست و با ثبت‌نام او این آراء به سبد رقبایش ریخته می‌شود. تحلیل شما چیست؟ 
آرای منفی هاشمی بالا بود، ولی حالا نیست. رفتار و گفتار هاشمی در چهار سال گذشته بسیاری از آرای منفی او را شسته و از بین برده است. هاشمی تا حد زیادی رنگ مردم به خود گرفته است. البته نمی‌گویم کامل، ولی وضع او اکنون به گونه‌ای است که ما کاملا امیدواریم که در همان مرحله اول پیروز انتخابات باشد.
آقای عبدی در تحلیلی گفته هاشمی برای ماندن در انتخابات نیامده گرچه ممکن است ناچار به ماندن شود. تحلیل شما چیست؟ آیا هاشمی جدی وارد انتخابات شد و برای تاثیر‌گذاری آمده یا احتمال انصراف او وجود دارد؟ 
نه. آقای هاشمی نیامده که برود. چنین تصوری درباره هاشمی بی‌معنی است. هاشمی تصمیم شجاعانه‌ای گرفته و امید را در دل مردم زنده کرده است. دلیلی ندارد بخواهد انصراف بدهد. البته او برای جنگ و دعوا نیامده، برای کمک آمده است. خیلی هم جدی و پای کاراست. این را در ملاقاتی که چند روز پیش با او داشتیم، کاملا حس کردم. اگر چیزی جدی نباشد همان حرف آقای عبدی ‌است.
در این انتخابات با انحلال حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تقریبا می‌توان گفت اصلاح‌طلبان تشکیلات سازمان یافته حزبی برای فعالیت انتخاباتی ندارند. چقدر این مسئله بر فعالیت جریانات اصلاح‌طلب در انتخابات تاثیر‌گذار است؟ 
مجاهدین انقلاب را نمی‌دانم، ولی جبهه مشارکت منحل نشده است. یک حرفی زده‌اند، ولی نه محاکمه‌ای انجام شده، نه حکمی ابلاغ شده است. جبهه مشارکت عملامنحل نشده است، فقط دفترش را به‌طور غیرقانونی پلمب کرده‌اند. دفتر را می‌توانند پلمب و تعطیل کنند ولی نمی‌توانند دل‌هایی که به هم وصل، افکاری که به هم مرتبط و دست‌هایی که در دست هم هستند از هم جدا کنند. ما در حال حاضر مشکل تشکیلاتی نداریم. در همین چند روز، به دلیل انگیزه و همدلی بسیاری که وجود دارد ارکان ستاد هاشمی شکل گرفته و در بسیاری از استان‌ها و شهرستان‌ها پایه کار گذاشته شده است. تا آنجا که اطلاع دارم، آن‌ها منتظر مرکز نمانده‌اند خودشان کارها را شروع کرده‌اند تا پس از آن با مرکز هماهنگ شوند.
آقای هاشمی شناخته شده و امتحان پس داده است. نیازی به معرفی به مردم ندارد. گفتمان امروز او و برنامه کاری‌اش باید به مردم رسانده شود که بخش بزرگ آن از طریق برنامه‌های تلویزیونی انجام خواهد شد. فقط باید قدری برای مقابله با تخریب‌های رقبای بی‌تقوا سازماندهی و کار شود.
با توجه به عدم حضور اصلاح‌طلبان در ۴ سال گذشته آیا این روند به فاصله بین این جریان با مردم منجر شده است؟
نه. گفتمان اصلاح‌طلبی گفتمان غالب امروز جامعه است و اصلاح‌طلبان بیشترین پایگاه اجتماعی را در جامعه دارند. اصلاح‌طلبان اگرچه در سال‌های اخیر تشکیلات و رسانه آزاد نداشته‌اند، اما از ارتباط با مردم باز نمانده‌اند. افراد شاخص به‌خصوص خاتمی و نیز موسوی و کروبی تا قبل از دوران حصر نقش رسانه را برای آن‌ها ایفا کرده‌اند.
اصلاح‌طلبان چقدر می‌توانند توان اجتماعی خود را پشت آقای هاشمی بسیج کنند؟ 
خیلی زیاد. زمینه این کار کاملا فراهم است. مردم خودشان مشتاق هستند و پای کار آمده‌اند.

اشتراک‌گذاری:

 

سراشیبی بی انتهای بهای سکه!

Share Button

اما نکته جالب این است که با انتشار خبر آغاز تحویل سکه از اول خرداد ماه قیمت سکه به شدت کاهش پیدا کرده به طوریکه امروز قیمت هر سکه به مرز یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان افت کرده است. یعنی تنها طی دو روز بیش از ۵۰ هزار تومان کاهش قیمت در بازار سکه ایجاد شده است. … . این بار به نظر می رسد محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی بر خلاف روشن بینی های قبلی خود نتوانسته روند نزولی ارزش طلا را پیش بینی کند و در عمل با اجرای طرح پیش فروش به خریداران ۵۰۰ هزار سکه بالغ بر ۳۰ میلیارد تومان زیان تحمیل کرده است.

خبر آنلاین

دو شنبه ۳۰ اردیبشت ۲۰ می

پیش فروش شش ماهه، تحویل سه ماهه / زیان ۱۰ تا ۶۰ هزار تومانی پیش خریداران سکه 

بازار مالی – بانک مرکزی سکه هایی را که در اسفند ماه به صورت شش ماهه پیش فروش کرده بود در اول خرداد و به صورت سه ماهه تحویل می دهد.

علی پاکزاد: افت شدید قیمت طلا در بازار جهانی در ماه های اخیر در عمل پیش فروش سکه های بانک مرکزی را با شکست مواجه کرده است. اشتباه محاسباتی این بانک باعث شد که بانک مرکزی مجبور شود بر خلاف فازهای قبلی پیش فروش سکه این بار سکه هایی که برای دوره شش ماهه پیش فروش شده بودند را سه ماهه تحویل دهد.
آخرین دور پیش فروش سکه توسط بانک مرکزی در هشتم اسفند سال ۹۱ آغاز شد. روز پیش فروش سکه ها یک میلیون و  ۲۵۰ هزار تومان قیمت گذاری شده بودند. قیمت هر سکه در بازار به حدود ۱٫۵ میلیون تومان رسید ولی  از آن روز به بعد قیمت طلا در بازار داخلی به تبعیت از بازار جهانی طلا سیر نزولی پیدا کرده و همچنان پایین می رود.
در هشتم اسفند ماه سال ۹۱ قیمت هر اونس طلا در بازار جهانی معادل ۱۵۹۵ دلار بود و هر دلار آمریکا در بازار آزاد با قیمتی معادل ۳۸۰۰ تومان مورد معامله قرار می گرفت.
روند کاهش قیمت ها به گونه ای بوده است که متوسط قیمت هر اونس طلا دربازار جهای طی اردیبهشت ماه امسال به ۱۴۸۸ دلار رسیده است. این وضعیت تا حدی در مورد قیمت دلار نیز صادق است، قیمت هر دلار دربازار آزاد در این روزها به حدود ۳۵۰۰ تومان کاهش پیدا کرده است.
البته مقاومت بازار در مقابل کاهش قیمت ها به گونه ای بوده است که متوسط قیمت سکه بهار آزادی در مقایسه با اسفند ماه سال ۹۱ در اردیبهشت ماه تنها ۵ درصد کاهش را به ثبت رسانده است، اما نکته جالب این است که با انتشار خبر آغاز تحویل سکه از اول خرداد ماه قیمت سکه به شدت کاهش پیدا کرده به طوریکه امروز قیمت هر سکه به مرز یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان افت کرده است. یعنی تنها طی دو روز بیش از ۵۰ هزار تومان کاهش قیمت در بازار سکه ایجاد شده است.
با توجه به این وضعیت اگر قیمت ها در روز نخست خرداد ماه در همین حدود باقی بماند برای کسانی که سکه را با قیمت یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان پیش خرید انجام داده اند سود صفر قابل محاسبه است و اگر مبنای هزینه خواب پول طی دوره سه ماهه را در منظر بگیریم، پیش خریداران این سکه ها طی سه ماه معادل ۵ درصد ( یک چهارم سود ۲۰ درصدی سیستم بانکی برای یک سال)، زیان کرده اند که رقمی معادل ۶۰ هزار تومان است.
البته وضعیت پیش خریداران سکه های یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومانی وضعیت بهتری دارند، زیرا با توجه به قیمت های جاری این افراد از نظر حسابداری نزدیک به ۵۰ هزار تومان سود کرده اند و در مقایسه با نرخ سود بانکی با لحاظ کردن هزینه فرصت عدم سپرده گذاری بانکی به ازای هر سکه خریداری شده ۱۰ هزار تومان ضرر کرده اند.
این بار به نظر می رسد محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی بر خلاف روشن بینی های قبلی خود نتوانسته روند نزولی ارزش طلا را پیش بینی کند و در عمل با اجرای طرح پیش فروش به خریداران ۵۰۰ هزار سکه بالغ بر ۳۰ میلیارد تومان زیان تحمیل کرده است.
وضعیت بهتر پیش خریداران نیم سکه
البته در این میان وضعیت پیش خریداران نیم سکه وضعیت بهتری دارند. در طرح پیش فروش بانک مرکزی در اسفند ماه بالغ بر ۳۴۴ هزار نیم سکه پیش فروش شده در زمان آغاز طرح یعنی هشتم اسفند ماه قیمت هر نیم سکه معادل ۷۷۰ هزار تومان بوده است وقیمت پیش فروش معاد ۶۳۲ هزار تومان در نظر گرفته شد، در ۱۴ اسفند و بعد از تعدیل قیمت پیش فروش به حدود ۶۰۵ هزار تومان کاهش پیدا کرده است.
در حال حاضر فیمت هر نیم سکه در بازا معادل ۶۵۰ هزار تومان است که برای دور اول پیش خریداران سود حسابداری حدود ۱۸ هزار تومان و زیان اقتصادی (با لحاظ کردن هزینه فرصت سپرده گذاری بانکی مبلغ پیش خرید نیم سکه) معادل ۱۳۶۰۰ تومانی قابل محاسبه است و برای پیش خریداران نیم سکه ها بعد از کاهش قیمت در ۱۴ اسفند نیز سود ۴۵ هزار تومانی و با لحاظ کردن هزینه فرصت سودی ۱۳۴۰۰ تومانی قابل محاسبه است.
در هر دوصورت می توان گفت پیش خریداران سکه بر خلاف دوره های قبل نتوانستند از سودهای ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومانی به ازای خرید هر سکه برخوردار شوند و البته با توجه به عدم استقبالی که از این دوره پیش فروش شاهد بودیم می توانیم بگوییم فعالان بازار و مردم بهتر از رئیس کل بانک مرکزی آینده بازارهای ارز و طلا را پیش بینی می کنند.
پایان مطلب
«««««««««««««««
کامنت من:
از متن یادداشت:
«این بار به نظر می رسد محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی بر خلاف روشن بینی های قبلی خود نتوانسته روند نزولی ارزش طلا را پیش بینی کند و در عمل با اجرای طرح پیش فروش به خریداران ۵۰۰ هزار سکه بالغ بر ۳۰ میلیارد تومان زیان تحمیل کرده است.»
من نمیدانم گزارشگر خبر آنلاین از کدام روشن بینی رئیس بانک مرکزی حرف میزند! این آدم قریب ۱۵۰ تن طلا را ظرف این دو سال با قیمت بالا (۱۷۰۰ ـ ۱۸۰۰) دلار هر اونس خریده تا آنها را ظرف ۱۵ سال آینده به ملت نجیب بصورت سکه بفروشد و پول انرا به چاله پر نشدنی کسر بودجه دولت بریزد. من فکر نمیکنم او با معشیت خانواده خود اینچنین معامله کند. بانک مرکزی میتوانست در همین کلاهبرداری بزرگ خود قدری مسئولیت نشان داده اقلاً همین طلاها را بصورت شمش به مردم بفروشد تا آنها بتوانند در صورت نیاز آنرا به قیمتی نزدیک نرخ طلا در دنیا به همین طلا فروشان بفروشند نه اینکه آن طلا ها را سکه کرده گرانتر به مردم بفروشد که آنها نتوانند آنرا به قیمت طلای خالص بفروشند.
پایان مطلب
««««««««««««««««««««««««««««

سکه به زیر یک میلیون تومان سقوط می‌کند؟

| چاپ |
دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۵۹
بینا- جدول قیمت انواع سکه و ارز در بازار در روز دوشنبه منتشر شد.

به گزارش بنکر (Banker)، قیمت هر قطعه سکه تمام بهار آزادی طرح جدید در بازار تهران امروز دوشنبه یک میلیون و ۱۶۷ هزار تومان، طرح قدیم یک میلیون و ۱۳۰ هزار تومان، نیم سکه ۶۲۸ هزار تومان، ربع سکه ۳۸۷ هزار تومان و گرمی ۲۷۸ هزار تومان اعلام شد.
همچنین نرخ هر گرم طلای زرد ۱۸ عیار در بازار ۱۱۰ هزار و ۶۰۰ تومان و قیمت هر اونس طلا در بازارهای جهانی ۱۳۴۸ دلار است.
فعالان بازار ارز، نرخ هر دلار آزاد را برای فروش ۳ هزار و ۴۵۵ تومان، هر یورو را ۴ هزار و ۴۹۵ تومان، هر پوند را ۵ هزار و ۳۵۰ تومان و هر درهم امارات را ۹۴۵ تومان اعلام کردند.

جدول قیمت سکه و ارز
نوع سکه یکشنبه- قیمت (تومان) دوشنبه- قیمت (تومان)
سکه‌تمام‌طرح‌جدید ۱۱۹۷۰۰۰ ۱۱۶۷۰۰۰
سکه تمام طرح‌قدیم ۱۱۵۰۰۰۰ ۱۱۳۰۰۰۰
نیم سکه ۶۳۵۰۰۰ ۶۲۸۰۰۰
ربع سکه ۳۹۱۰۰۰ ۳۸۷۰۰۰
۱ گرمی ۲۸۰۰۰۰ ۲۷۸۰۰۰
هر گرم‌طلای۱۸عیار ۱۱۲۳۰۰ ۱۱۰۶۰۰۰
نوع ارز قیمت (تومان)
دلار آمریکا ۳۴۸۵ ۳۴۵۵
یورو ۴۵۳۰ ۴۴۹۵
پوند انگلیس ۵۳۶۰ ۵۳۵۰
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««

تــوجـه!

اینهم معرکه گیری نیروهای امنیتی /ارزی! گول نخورید دلار ارزان نمیشود! هروقت یقین کردید که هاشمی پیروز میشود میتوانید تازه به تثبیت نرخ دلار در سطح فعلی و اطراف آن اطمیمنان کنید در غیر اینصورت هرگونه گمانه زنی روی نرخ دلار اشتباه است. دستگاه امنیتی با کمک بانک مرکزی و بکار گیری مختصری دلار سعی دارند بر جو روانی بازار اثر بگذارند ولی این مختصر تزریقهای قطره چکانی دلار از سوی بانک مرکزی عطش میلیاردی متقاضیانی را که میخواهند میلیون میلیون از کشور خارج کنند تسکین نمی دهد.
پایان پیش کامنت:
خبر آنلاین
ساعتی پیش:
معرکه دلالان دلار 

بازار مالی – اقتصاد ایرانی نوشت:

چند دقیقه تا اذان ظهر مانده اما خورشید پشت ابرها پنهان شده تا هوای بهاری، مانع از بروز گرمای نیمروزی در پایتخت شود. کمی پایین تر از میدان فردوسی در تقاطع خیابان منوچهری اما بازار داغی به پا شده است. جمعیتی چندصد نفری دور هم جمع شده اند و بازار سرپایی فروش ارز را با محوریت دلالان تشکیل داده اند.

چند جوان که در سکویی ایستاده اند و از بالا به جمعیت اطراف خود نگاه می کنند به نوبت هدایت بازار را به دست می گیرند. فریادهای بلند آن ها بدون بلندگو هم فضا را پر کرده و هیجان بالایشان در تهییج جمعیت نقش دارد. هرکدام یک یا دو گوشی موبایل در دست دارند و دائما در حال مکالمه هستند. این نسل از فروشندگان دلار که با رقم های بالا هم سرو کار دارند، روش های جدیدی را به کار می بندند. آن ها به مانند حراج های بورسی، ارز را با بالاترین قیمت می فروشند. با فریادهای خود نرخ پایه را برای فروش بسته های دلار اعلام می کند و پیشنهادها را از داخل جمعیت، اعلام می کند و با شنیدن بالاترین پیشنهاد، کار معامله را تمام می کنند اما از رد و بدل شدن ریال و دلار در این میدان خبری نیست. فروشنده جوان جهتی دیگر را برای مبادله پول به خریدار نشان می دهد و او را به سمت شخص دیگری هدایت می کند.

برآورد فعالان بازار از ایجاد این بازار داغ فروش ارز از سوی دلالان و صرافان را دلیلی بر پیش بینی آن ها از نزول قیمت ها می دانند. این فروشندگان دلار را با قیمت ۳ هزار و ۴۵۰ تومان عرضه می کردند در حالی که تابلو صرافی ها چند قدم بالاتر از این هیاهو، قیمت ۳ هزار و ۴۸۰ تومان را نشان می داد.

بازار ارز که از ابتدای سال جاری نوسانات جزئی را از سرگذرانده و کمترین التهاب را داشته است از هفته گذشته با کاهش قیمت مواجه شد و زنگ خطر را  برای سرمایه گذاران به صدا در آورد از همین رو بسیاری از صرافان تصمیم گرفته اند، روشی دیگر را در پیش بگیرند. به نظر می رسد تحلیل آن ها از آینده بازار بر کاهش قیمت دلار استوار است که تمایل بیشتری به فروش نشان می دهند.

پایان مطلب
«««««
««««««««««««««««««««««««««««««««««««
بانک و بیمه:
گزارش بازار سکه و طلا از احمد وفادار | چاپ |
دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۴۳
بینا- رئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران گفت: قیمت طلا در بازار تهران ده هزار تومان در هر گرم کاهش یافت.

به گزارش بنکر (Banker)، احمد وفادار با بیان مطلب بالا گفت: قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار با ده هزار تومان گاهش نسبت به روز گذشته به گرمی ۱۰۸ الی ۱۰۹ هزار تومان رسید.
وی افزود: علت کاهش قیمت طلا در بازار تهران پایین آمدن ۴۴ دلاری نرخ طلا در بازار های جهانی است.
وی با اشاره به اینکه نرخ بیکاری در امریکا کاهش یافته و به همان میزان ارزش سود سهام افزایش یافته اظهار داشت: پایین آمدن قیمت طلا در بازارهای جهانی به خاطر افزایش ارزش دلار امریکا می باشد و بازار ایران نیز متاثر از بازارهای جهانی است.
رئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران قیمت طلا در بازار تهران را برای امروز دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۹۲ به این شرح اعلام کرد:
طلای ۱۸ عیار هر گرم ۱۰۹ هزار تومان
سکه طرح قدیم یک میلیون و ۱۳۰ هزار تومان
سکه طرح جدید یک میلیون و ۱۶۵ هزار تومان
نیم سکه ۶۲۵ هزار تومان
ربع سکه ۳۸۷ هزار تومان
هر مثقال طلای ۱۷ عیار ۴۷۵ هزار تومان

 پایان مطلب

»»»»»»»»»»»»»»

آقای بهمنی! تکلیف ذخایر طلا چه می شود؟

۱۴:۴۱ – ۱۳۹۲/۲/۳۰کد خبر: ۱۶۱۲
Banker – سیاست تبدیل ذخایر ارزی به طلا پیش از اعمال تحریم ها هم از سوی دولت مطرح و اعمال شده بود

به گزارش بنکر (Banker)،  محمود بهمنی در حاشیه جلسه هفته گذشته هیات دولت اعلام کرد که ذخایر طلای کشور به حدی زیاد است که برای ۱۵ سال آینده طلا خریداری کرده ایم. در شرایطی که قیمت طلا در بازارهای جهانی از یک ماه گذشته رو به افول گذاشته و حدود ۲۳۰ دلار در هر اونس ارزان شده است، ارزش دارایی های طلایی کشور نیز کاهش یافته است. بانک مرکزی که بخش قابل توجهی از ذخایر کشور را به طلا تبدیل کرده است حالا معلوم نیست با ادامه نزول قیمت طلا و کاهش ارزش ذخایر، چه سیاستی را در پیش می گیرد.
بانک مرکزی طی سال های اخیر بارها از سیاست تبدیل ذخایر ارزی کشور به طلا استفاده کرده است. از همان روزهای ابتدایی فعالیت دولت نهم هم که تحریم های اقتصادی آغاز نشده بود، از این سیاست به عنوان تدبیری برای حفظ ذخایر کشور سخن گفته شد. دولت حتی در مقطعی تغییر ذخایر ارزی از دلار به یورو را مطرح کرده بود.
براساس گزارش اقتصاد ایرانی، در طول این سال ها اما دائما بر تبدیل بخشی از دخایر ارزی به طلا تاکید شد. بعد از اعمال تحریم ها و ایجاد مشکل در نقل و انتقال پول این موضوع جدی تر شد به گونه ای که بخش مهمی از پول نفت و گاز صادراتی کشور از طریق طلا به کشور وارد شده است. محمود بهمنی رسما اعلام کرده است که بانک مرکزی هم ارز کشورهای خریدار انرژی ایران را می پذیرد و هم از تهاتر با طلا استقبال می کند.
نکته مهم این است که به غیر از محدودیت های نقل و انتقال پول، دولت از همان ابتدا تمایل فراوانی به تبدیل ذخایر ارزی به طلا داشت. در سال های ابتدایی دولت نهم هم در مقطعی اعلام شد که با تدبیر دولت بخشی از دخایر ارزی به طلا تبدیل شده است اما مدتی پس از آن بعد از بروز بحران اقتصادی در غرب، ارزش طلا نیز کاهش یافت هرچند که آمار و اطلاعاتی از این تبدیل ذخایر و زمان آن اعلام نشده است و نمی توان تخمین دقیقی از آن داشت.

 

خبرهای مرتبط:

 

 

پوکر انتخاباتی دور هفتم:بسوی تقلب بزرگ!

Share Button

اجماعی که امروز در پشت سرهاشمی رفسنجانی در حال شکل گرفتن است از یک اجماع  وسیع انتخاباتی وسیع بسی فراتر تر رفته، و میرود تا به یک اجماع فراگیر “ملی” که نه صرفاً اراده  اکثریت مردم، بلکه  اراده “واحد ملی” آنان را متبلور سازد. امروز هاشمی رفسنجانی نه نماینده اصلاحطلبان، نه سبزها، نه اصولگرایان واقعی، بلکه نماد و نماینده “ملت بزرگ ایران” و اراده انتخاباتی آنهاست که میرود علیه اراده باند ضد ملی، ضد مردمی و مافیایی حاکم، خود را به خرمن آتش سیاوشی این آزمون تاریخی بزند. بیشک جریان اسفندیار رحیم مشایی و دولت نیز برغم همه تفاوتهای گفتمانی خود با این اراده ملی و مظهر آن، در نهایت بخشی از  این جریان و شط واحد آن خواهد بود یا خواهد شد و سرنوشتش نیز در مشارکتش در این آزمون تاریخی رقم خواهد خورد. 

acs

رای من کو؟

وقتی یک نفر با تیپی مانند الکاپون، سردسته معروف مافیای شکاگو در دهه ۳۰ پشت میز بازی پوکر مینشیند  طرف بازی او باید کاملاً آماده باشد که اگر بُرد؛ در آخرین دورِ بازی، جناب الکاپون و ششلول بندهایش هفت تیر هایشان را بکشند و روی پیشانی برنده بگذاراند، و با چند تا مشت و لگد و فحش های آبدار، در ملایمترین حالت، به برنده امر کنند: ـ فلان فلان شده پولارو بذار روی میز و گم شو! ـ قضیه به این سادگی است. در چنین شرایطی فقط جناب آلکاپون زمانی تن به باخت خواهد داد که بداند در پشت سر حریف نه تنها قاعده قابل احترام و رعایت برد و باخت بازی بلکه نیرویی دیگر وجود دارد که از اجرا و رعایت آن  قواعد ومقررات بازی با اقتدار، به موقع و بهر قیمت صیانت میکند.

روزنامه واشنکتن پست امروز که من کپی کامل انگلیسی آنرا ذیلاً در میکنم زیر سر تیتر درشت خود:” سپاه پاسداران انقلاب نسبت به احتمال آشوبهای پسا انتخاباتی ماه ژوئیه (خرداد) هشدار میدهد” از جمله مینویسد:

« یک فرمانده ارشد سپاه پاسداران انقلاب، هشدار داد که نیروهایش برای انتخابات ماه آینده ریاست جمهوری در حال آماده باش کامل هستند تا با نا آرامی های احتمالی برخورد کنند. فرمانده مزبور با نامعلوم دانستن نتیجه انتخابات، روز گذشته یکشنبه؛ تند ترین هشدارهای را نسبت به هر تلاشی دیگر برای تجدید اعتراضات خیابانی ابراز داشت.»

«اظهارات سرداررسول سنایی راد، بر رشته ای از تدابیرمرعوب کننده مقامات ایرانی علیه گروههای  اپوزیسیون که ممکنست مناسبت انتخاباتی را برای اعتراضات احتمالی مورد استفاده قرار دهند دلالت دارد.”

در ادامه گزارش، این نشریه از فضای بسته ایی که در اطراف و برای فعالیت انتخاباتی منتقدین رهبری نظام ایجاد شده است، از مشایی و احمدی نژاد گرفته تا هاشمی رفسنجانی مینویسد و گزارش میدهد که احتمال بسته شده اینترنت که هم اکنون هم سرعتش مثل حلزون کُند شده است و احتمال بسته شدن و فیلترینگ کامل سایت های عمومی از قیبل فیسبوک و توئیتر را محتمل دانسته است.

امروزه دیگر در جمهوری های تحت سلطه سرجوخگان  خود ژنرال کرده کشور های آفریقایی هم رسم شده است که بهنگام انتخابات از ناظرین بین المللی دعوت میکنند تا برای نظارت بر سلامت روند انتخاباتی  و صحت نتیجه آن در کشور های تحت حکومت خود تأئیدیه مراجع بی طرف بین المللی را داشته باشند. چنین ناظرینی در انتخابات مصر، روسیه، لیبی، تونس،  چند کشور آفریقای مرکزی و غربی و میانمار(برمه)، حضور داشتند.

وقتی میتوان از یک چنین نیروی کم هزینه ایی برای اجتناب از اعتراضات به ناسالمی جریانات انتخاباتی کمک گرفت چرا دولتی که مدعی الوهیت و قداست آسمانی است نباید برای اجتناب از خون و خونریزی ها و بگیر و ببند های احتمالی و ایجاد شکافهای عمیقتر سیاسی از آن استفاده کند؟ آیا مقام معظم رهبری ما  و شورای نگهبان خیلی با شرف ما از محمد مُرسی و اخوان المسلمین مصر، از نوری المالکی عر اق، از “النهضت” تونس، از اسلامگرایان لیبیایی مسلمان تر و در قانونگرایانی، معتبر تر هستند؟

چرا باید برای هر انتخاباتی ششلوبندهای هئیت حاکمه و مدعی العمومهای آن [که در عمل مدعی الخصوص بیت رهبری هستند]  پیشاپیش  با زبان خط و نشان کشی و تهدید و “دشمن ـ دشمن کردن” به میدان بیایند؟ تاکی دست دشمن استکباری باید از دست بهترین و برجسته ترین چهرهای نظام بیرون بیاید و تا کی؟  چه دلیلی هست و چرا نباید فکر کنیم که دست دشمن از آستین عبای رهبر برای نابودی ممکت بیرون نمی آید؟ چه کسی بهتر از رهبر و باند او میتواند ایران را به چنان نکبتی بیاندازد که حتی امپراطور قطر ۲۰۰ هزاری هم به آن امر و نهی کند؟

۳۴ سال پس انقلابی که مدیران آن بنام قدوسیت و آسمانی بودنش، تسمه از پشت مخالفین و دگر اندیشان؛ از کمونیستها تا لیبرالها، از نهضتی ها  خلق مسلمانها ومسلمانان مبارز، از مجاهدین انقلاب اسلامی تا مشارکتی ها و سرانجام از نخست وزیر و رئیس مجلس دوران پس انقلاب و جنگ کشیدند، هنوز سایه تهدید تپانچه های شلولبندهای مافیای حاکم بالای سر شرکت کنندگان در هر انتخاباتی هر چند کوچک و بی اهمیت چون یک انجمن اسلامی و یا نظام پزشکی کشور و اطاق بازرگانی گرفته تا شوراهای شهر و استان و مجلس و ریاست جمهوریش  قراردارد؟

 آیا اینست معنای آن ثبات و اقتدار حاکمیت و حکومت اسلامی ایران که سید علی خامنه ایی آنرا به ترجیح بند موعظه هایش تبدیل کرده است؟

انتخابات دوره یازده هم فراز جدید از تهدیدات  ششلول بندهای مافیای قدرت را بوجود آورده است. زیرا این بار تهدید؛ از تهدید علیه نخست وزیر دوران جنگ و رئیس مجلس انقلاب و اصلاحطلبان گذشته، متوجه دومین شخصیت نظام، چه در دوره آیت الله خمینی و چه پس از آنست و بعد از آنهم شخص مورد نظر ریاست جمهوری که زمانی بصیرتش مورد تأئید رهبر و انتخابش انتخاب خود او بوده است می باشد.

اگر قرار است جای همه این چهره های بالای نظام و برآمده از دل انقلاب در چنین جایگاهی باشد،  و همه ی آنها آدمک های “دشمن”، پس! از آن انقلاب دیگر چه باقی مانده است؟ آیا همه این انقلاب، دادن هزاران شهید در انقلاب و قریب یک ملیون  در جنگ، سه دهه تحریم، مضایق اقتصادی و نظام کوپنی برای این بود که جنتی و یزدی و علم الهدا و سرجوخگان ژنرال شده ـ مانند دکترشدگان این نظام ـ بیایند، بخورند، بچاپند، بر این ملت آقایی کنند و روضه خوانی که قبل از انقلاب برای ۵ تا تک تومنی در مازندران و گرگان روضه خوانی میکرد خود را “مقام معظم رهبری” و ولینعمت  ملت بخواند؟

فقط یک دیوانه و آدم خود شیفته و مالیخولیایی مانند “مقام معظم رهبری” میتواند فکر کند که این ملت حاضر بوده است  با تحمل این هزینه ها، رژیم مدرن پهلوی را براندازد تا تاج محمد رضا شاهی را با عمامه ایشان و نام فارسی دربار را با عنوان عربی “بیت” رهبری عوض کند.

تهدیدات این فرمانده سپاه که در نوع خود نخستین هم نیست  فقط بر یک چیز دلالت دارد: تدارک تقلبی بزرگ و بمراتب بزرگتر از تقلب انتخاباتی ۸۸ .

چرا بزرگتر؟ زیرا  اجماعی که امروز در پشت سرهاشمی رفسنجانی در حال شکل گرفتن است از یک اجماع  وسیع انتخاباتی وسیع بسی فراتر تر رفته، و میرود تا به یک اجماع فراگیر “ملی” که نه صرفاً اراده  اکثریت مردم، بلکه  اراده “واحد ملی” آنان را متبلور سازد. امروز هاشمی رفسنجانی نه نماینده اصلاحطلبان، نه سبزها، نه اصولگرایان واقعی، بلکه نماد و نماینده “ملت بزرگ ایران” و اراده انتخاباتی آنهاست که میرود علیه اراده باند ضد ملی، ضد مردمی و مافیایی حاکم، خود را به خرمن آتش سیاوشی این آزمون تاریخی بزند. بیشک جریان اسفندیار رحیم مشایی و دولت نیز برغم همه تفاوتهای گفتمانی خود با این اراده ملی و مظهر آن، در نهایت بخشی از این جریان و شط واحد آن خواهد بود یا خواهد شد و سرنوشتش نیز در مشارکتش در این آزمون تاریخی رقم خواهد خورد. 

در برابر این اراده تاریخی ملی، باندهای اقتدارگرا و مافیایی به آسانی تسلیم نخواهند شد. و اظهارت این فرمانده سپاه بازتاب تدارکی است که رژیم برای خفه کردن آن اراده ملی از هم اکنون دیده است.

مردم ایران باید ازهم اکنون برای پاسخگویی به چنین خفقان سازی ای آمادگی کامل داشته باشند و بدانند که تا ابد نمیتوانند در زیر سایه طپانچه های این ششلول بندان زندگی کنند.

«««««««««««««««««««««««««««««««««« 

Iran’s Revolutionary Guard warns against possible post-election turmoil in Jun

By Associated Press, Published: May 19

TEHRAN, Iran — A senior commander in Iran’s Revolutionary Guard has warned that his forces will be on watch for possible unrest after next month’s presidential election, calling the outcome “unpredictable” and sending the strongest message yet against any attempts to revive street protests, media reported Sunday.

The comments by Col. Rasool Sanaeirad point to a wide-ranging effort by Iranian authorities to intimidate

opposition groups that could use the June 14 voting for possible political demonstrations.

Pro-reform groups have been under relentless pressure and crackdowns since major protests following the disputed re-election of President Mahmoud Ahmadinejad in 2009. Ahmadinejad is not running in this election because Iran’s constitution bars him from seeking a third term.

But the entry of former President Akbar Hashemi Rafsanjani into the race has re-energized reformists and brought backlash from hard-liners. The Guardian Council, a group controlled by the ruling clerics, vets all candidates and a final ballot list is expected on Tuesday.

Sanaeirad was quoted Sunday as saying the “election is unpredictable,” but did not elaborate.

He also warned that a “possible riot in Tehran could spread” to other regions, claiming chances for turmoil are heightened because Iran is for the first time holding both presidential and municipal balloting at the same time.

The remarks further suggest that more security controls could be imposed before the election, such as restrictions on the Internet, which was used as the critical tool by the opposition Green Movement in 2009.

Sanaeirad’s comments were published in several papers, including the pro-reform Bahar daily.

Despite frequent denials by officials that Internet service will be reduced during the elections, many Web users have complained that services have become very slow and many websites have been blocked, including the pro-Rafsanjani Aftabnews.ir and Meyarnews.com, a site backing another hopeful contender, Ahmadinejad’s close aide, Esfandiar Rahim Mashaei.

On Friday, a member of the influential parliamentary committee of national security and foreign policy, Mohammad Saleh Jokar, said the government will block “enemies” using the Internet to “instigate people as we witnessed in 2009.”

The pro-reform Aftab daily mocked the snail’s pace of the Internet, calling it “escargot” and suggesting authorities would be better off to fully halt the net.

Iranians use proxy servers and other methods to bypass censors and access many popular websites, including Facebook and Twitter, and news sites such as BBC and Voice of America.

Presumed candidates on the ballot include Rafsanjani and rivals supported by the ruling clerics, such as top nuclear negotiator Saeed Jalili, Tehran mayor Mohammad Bagher Qalibaf and former foreign minister Ali Akbar Velayati.

A major question is whether the Guardian Council will clear Ahmadinejad’s choice, Mashaei. His chances are severely hampered by his association with the president, who has fallen out of favor with the ruling theocracy over his challenges to the authority of Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei.

On Friday, Council chief Ayatollah Ahmad Jannati said the body may disqualify candidates who seek full relations with the United States. Jannati mocked nominees who hope the international sanctions over Tehran’s disputed nuclear program will end if the country restores relations with the U.S.

No high-profile candidate has proposed full restoration — Tehran and Washington have had no diplomatic ties since 1979 — but Rafsanjani has suggested that better relations are possible.

Copyright 2013 The Associated Press. All rights reserved. This material may not be published, broadcast, rewritten or redistributed.

توطئه ای جدید برای مهندسی انتخابات در پیش است؟

Share Button

– آقای احمدی نژاد با سرمایه گذاری بر کاندیداتوری یار غارش جناب رحیم مشایی ، اقدامات بحث بر انگیز و سخنان تهدید آمیزی را جهت فشار برای ممانعت از رد صلاحیت مشایی صورت داده است. ایشان به تهدید متقابل مجلسیان و ذی نفوذان به پیگیری تخلفات وقعی نمی نهد و حتی امکان برکناری خود را بواسطه رای به عدم کفایت سیاسی نادیده می انگارد. به نظر می رسد که ایشان خود را آماده اقدامی به ظاهر انتحاری کرده و نتنها دربرابر حملات و تهدیدات حاکمیت به محاکمه و برکناری مرعوب نمی شود بلکه متاثر از شخصیت یک دنده و ستیزه جویش گویی لجوجانه به تقابل ایستاده است.

entekhabat0

طرح ریزی توطئه ای بزرگ

توقع دارند که احمدی نژاد رفتار غیر معمولی به رد صلاحیت مشایی از خود بروز دهد/لزوم برگزاری انتخابات در موعد مقرر نیز توجیه اقدام مدبرانه رهبری تبلیغ شده و البته اسم رمز عملیات است…

بدیهی است که به صحنه انتخابات آمدن آقای هاشمی رفسنجانی خوشایند حاکمیت و اساسا اصولگرایان نیست. برشمردن علل این تقابل در حوصله این مختصر نبوده و البته شاید آنچنان واضح میباشد که جذابیتی نیز برای خواننده ندارد.

– هر چند که جبر روزگار حکم به شکست سیاست های غلط و تدبیرهای ظالمانه و سست دغلکاران می دهد و دیر یا زود چنین خواهد شد لیک به نظر میرسد جبهه ضد ملت حتی تاب تحمل آقای رفسنجانی در مقام ریاست جمهوری را ندارد. لذا بسیاری تحلیل گران و ناظران در این چند روز به بررسی احتمالات اقدامات حاکمیت در تقابل با اراده ملت پرداخته اند و با رصد جبهه بندی ها تلاش در برملا کردن نقشه ایشان دارند تا شاید بتوان با آمادگی بیشتر موانع احقاق کف اراده ملی در این شرایط را بی اثر کنند. افشاگری هایی که شاید عنصر عمده پیشگیری از اجرای برنامه های امنیتی و یا حداقل تقلیل شدت آنها باشد.

انگیزه این مقال نیز چنین است.

– با مرور سخنان رهبر جمهوری اسلامی در ماههای اخیر به تکرار ظاهرا نابجای « لزوم برگزاری انتخابات در موعد مقرر» برمی خوریم. تاکید مکرری که به نظر در این سطح و با این تعدد چندان لازم به ذکر نبوده و نیست. از سوی دیگر بارها ایشان در اشارات مستقیم و یا کنایه ناخرسندی خویش را از مواضع آقای هاشمی رفسنجانی ابراز داشته اند و همگان به دلایل نارضایتی و خشم رهبر نسبت به امکان ریاست جمهوری آقای رفسنجانی واقفند.

– شخصیتهای شناخته شده مدعی اصولگرایی و مهره های کلیدی حاکمیت که ردپاهایشان در تخلفات سال هشتاد و هشت نیز در نقش های مختلف دیده شده بود چندی است که پیش بینی های نا متناسبی با شرایط می کنند. ایشان متفق القول معتقد به میزان اندک اقبال عمومی نسبت به کاندیتاتوری آقای رفسنجانی هستند و شکست سنگینی معادل مرگ سیاسی برای ایشان پیش بینی می کنند. در صورتیکه هم وابستگی های ایشان به دستگاههای اطلاعاتی و هم مشاهده جو عمومی حتی رجوع به نظر سنجی سایتهای اصولگرا لاجرم اطلاعاتی خلاف این مدعیات بدستشان داده است. به نظر می رسد ایشان اتفاقات نامعمولی را در چند روز آینده برنامه ریزی کرده اند که بصورت محرمانه نزدشان مانده و به اتکای طراحی هایی شوم چنین غیب گویی می کنند.

– آقای احمدی نژاد با سرمایه گذاری بر کاندیداتوری یار غارش جناب رحیم مشایی ، اقدامات بحث بر انگیز و سخنان تهدید آمیزی را جهت فشار برای ممانعت از رد صلاحیت مشایی صورت داده است. ایشان به تهدید متقابل مجلسیان و ذی نفوذان به پیگیری تخلفات وقعی نمی نهد و حتی امکان برکناری خود را بواسطه رای به عدم کفایت سیاسی نادیده می انگارد. به نظر می رسد که ایشان خود را آماده اقدامی به ظاهر انتحاری کرده و نتنها دربرابر حملات و تهدیدات حاکمیت به محاکمه و برکناری مرعوب نمی شود بلکه متاثر از شخصیت یک دنده و ستیزه جویش گویی لجوجانه به تقابل ایستاده است.

– سران سپاه پاسداران به وضوح از مهندسی انتخابات می گویند. عنوانی که در سال هشتاد و هشت انکارش می کردند و مظلومنمایانه خود را متهمین بی گناه می نمایاندند. ایشان خود را مبری از دخالت در انتخابات هشتاد و هشت می خواندند اما امروز مدعی مهندسی انتخابات هستند. به گونه ای که حتی رییس جمهور منتخبشان نیز دربرابر این موضع سپاه جبهه گیری کرد. سرداران و ایادیشان احمدی نژاد را فاقد کفایت سیاسی می خوانند و از سوی دیگر هاشمی رفسنجانی را نیز نماینده فتنه گران لقب داده اند.

اما مجموعه چینش و جبهه بندی های فوق به نظر آبستن حادثه نا معمولی است. حادثه ای از جنس انتخابات هشتاد و هشت که اینبار کمر به تحقیر آقای رفسنجانی و سرخوردگی بیشتر میانه روان و منتقدین بسته اند.

سناریوی محتمل این است :

بدیهی است که ایشان برای اجرای نقشه دخالت در شمارش آرا علاوه بر شورای نگهبان به مجریان انتخابات نیز نیاز دارند. این ابزار را در انتخابات گذشته بواسطه منتفع بودن وزارت کشور در آن فرایند جعل آرا در اختیار داشتند اما امسال البته نه تنها مشایی بلکه هر کس دیگری بعنوان شخص مورد توافق مشترک دولت با حاکمیت، گزینه مطلوب نبوده و تحمل نمیشود.

ایشان توقع دارند که احمدی نژاد بنا به شخصیت متکبرش رفتار غیر معمولی در عکس العمل به رد صلاحیت مشایی از خود بروز دهد که نوعا حمله به ارکان حاکمیت تعبیر شود. این خود دستاویز برنامه ریزان برای کوتاه کردن دست احمدی نژاد در اجرای انتخابات خواهد بود. بعبارتی با تبلیغات بسیار احمدی نژاد را فاقد صلاحیت اجرای انتخابات می خوانند و مدعی خواهند شد که جهت رفع شبهه جانبداری دولت ، وظیفه خطیر اجرای انتخابات به عهده معتمدان سپرده می شود.

ولو با عدم واکنش احمدی نژاد به رد صلاحیت مشایی ، جو سازی تبلیغاتی علیه وی و یا هر چیز دیگری دستاویز حکم حکومتی رهبری خواهد بود تا ایادی سپاه پاسداران عملا در غیاب دولت منحصرا مجری انتخابات باشند.

لزوم برگزاری انتخابات در موعد مقرر نیز توجیه اقدام مدبرانه رهبری تبلیغ شده و البته اسم رمز عملیات است.

فی الواقع معضل تعویق انتخابات و کارشکنی دولت در آن تنها بواسطه شایعه پراکنی های نزدیکان بیت مطرح شده و هر از چندی با اشارات نا موجه رهبری یا شایعات مضحکی چون هماهنگی احمدی نژاد با خاتمی و رفسنجانی این مسئله بی اساس را تمدید و برجسته می کنند تا اذهان عمومی را آماده اقدامات مقتضی شان کرده باشند.

امیدوارانه و خوشبینانه آرزو مندیم که حاکمیت فارغ از خدعه و نیرنگ به اراده ملت گردن بنهد و در فضایی آرام و بدون تنش ایران را بسوی ساحل آرامش و سربلندی راهی کند. آرامش و سر بلندی که بی حاکمیت اراده ملت و آزادی تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی ممکن نیست.

پایان مطلب

«««««««««««««««««««««««««««««««««««««

کامنت من:

یاداشت تحلیلی خوب یود ولی بنظر من که اوضاع را دقیقاً از همه طرف رصد میکنم، بخشی ۵۰% ی از آنچه بود که میتواند رخ دهد. مقام رهبری بر آنست که در این انتخابات “تهدید را به فرصت” تبدیل کرده از شر همه دگر اندیشان خود را خلاص کند. بنظر من آقای هاشمی رفسنجانی از صندوق آراء، با آرایی ۳ تا ۴ میلیونی، شکت خورده و تحقیر شده بیرون خواهد آمد و قدرت اعتراض هم نخواهد داشت زیر هم رژیم و هم مردم خواهند گفت: اگر شما به صحت و سلامت فرایند انتخاباتی اطمینان نداشتی چرا مردم را منطر کردی و به پای صندوقهای دستکاری شده کشاندی. ایشان پس از چنین شکستی خانه نشین خواهد شد، پسرش مهدی هم محض خالی نبودن عریضه چند سالی زندانی خواهد گرفت و بقیه داستان به سکوت کردن خود وی برمیگردد و بستگی خواهد داشت.
پاسخ به این دریدگی حکومت یکی است! ایجاد یک گفتمان فرا گیر ملی برای عبور از ولایت و جمهوری اسلامی. الترناتیو فرو پاشی مملکت است.
ولی با همه این احوال تا روز انتخابات باید شدیداً بنفع انتخاب ایشان باید تبلیغ و فعالیت کرد. ما کار خودمان را خواهیم کرد و رژیم هم تقلب خود را!