Archive for: May 2013

مداحان خانه دار می‌شوند

Share Button

تا اواخر شهریور ماه این واحدهای مسکونی به مداحان متقاضی تحویل داده می‌شود/ مداحان تا فردا (دوشنبه ۱۶اردیبهشت) فرصت دارند که برای خانه دارشدن ثبت نام کنند.

مداحان خانه دار می‌شوند

درگفت‌وگو‌ با ایلنا اعلام شد:

۱۳۹۲-۰۲-۱۵, ۱۱:۰۱
تا اواخر شهریور ماه این واحدهای مسکونی به مداحان متقاضی تحویل داده می‌شود/ مداحان تا فردا (دوشنبه ۱۶اردیبهشت) فرصت دارند که برای خانه دارشدن ثبت نام کنند.

ایلنا: مدیر روابط عمومی خانه مداحان از واگذاری خانه به مداحان اهل بیت(ع) در پیشوای ورامین خبرداد.

جواد احمدی در گفت وگو با‌ ایلنا با اعلام این مطلب گفت: با توجه به توافق خانه مداحان با شرکت بلوک بتن شرق واحدهایی از پروژه مسکن مهر به مداحان واگذار می شود.

وی با اشاره به اینکه فعلا ۲۱۰ واحد مسکونی به مداحان واگذارمی شود، افزود: تاکنون ۱۸۰مداح و۳۰ تن ازشعرای آیینی ثبت نام کرده‌اند.

احمدی با بیان اینکه مسکن مهر پیشوای ورامین ۲۷۱۶ واحد مسکونی دارد، افزود: ‌از همین رو اگر متقاضیان بیشتری اقدام به ثبت نام کنند مشکلی وجود ندارد و اختصاص واحد مسکونی به مداحان به بیش از ۲۱۰ خواهد رسید.

وی متراژ این واحد‌های مسکونی را از ۶۰متر تا ۸۵ متر عنوان کرد و افزود: تا اواخر شهریور ماه این واحدهای مسکونی به مداحان متقاضی تحویل داده می‌شود.

مدیر روابط عمومی خانه مداحان افزود: مداحان تا فردا (دوشنبه ۱۶اردیبهشت) فرصت دارند که برای خانه دارشدن ثبت نام کنند.

پایان پیام
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
 خواستم طبق معمول کامنت خودم را روی این مطلب بگذارم دیدم این مطلب احتیاج به کامنت ندارد زیرا مداحان و روضه خوانان ولینعمتان  ملت ایرانند ! چه میتوان گفت؟!

کامنتی بر تشکیل دادگاه و محاکمه مهدی هاشمی

Share Button


 دو ماهه آینده تا یازدهمین  دور انتخابات ریاست جمهوری، مردم ایران شاهد تپق زدنهای بی بصیرت آمیز مقام معظم رهبری ایران خواهند بود. رهبر ایران در راهی است که نه تنها ولایت خود بلکه کل رژیم و نظام نکبت آفرینی، که ۳۴ سال پیش بینانگذاری شد را به شعله های حریق یک قیام طوفنده مردمی بسپارد. اگر رژیم بشار اسد در ماه های آینده از سقوط  رهید ، رژیم سید علی خامنه ایی  و جمهوری اسلامی او هم از نابودی نجات یافتنی خواهد بود

 

مهدی هاشمی

سایت العربیه امروز گزارش شروع دادگاه مهدی هاشمی را درج کرده است. همین سایت از حضور فائزه هاشمی در دادگاه نیز گزارش داده است.

تقارن زمانی تشکیل دادگاه هاشمی  با امواج رسانه ایی پیرامون آمدن و نیامدن پدرش آیت الله هاشمی به صحنه  رقابت انتخاباتی را نمیتوان به هیچوجه تصادفی دانست.

تمام مسئله از هنگام بازداشت وی و محکومیت خواهرش فائزه را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: “انتظار آقای خامنه ایی از خانواده هاشمی برای بیعت با رهبری و پیوستن به خیل حواریون  مطیع وی”. اینکه هاشمی، پسر و دخترش تا کجا حاضر به تسلیم  یا کوتاه آمدن شوند و آیا اساساً تصور تسلیم شدن و کوتاه آمدن در مخیله اشان وجود دارد یا ندارد  یک مسئله،  و برخورد رهبر جمهوری اسلامی که جز کرنش و اطاعت محض از دیگران نمیخواهد و نمی پذیرد،  مسئله دیگری است که مستلزم دو تحلیل از دو موضوع متفاوت است.

من از آغاز بحران سیاسی در سوریه رفتار حکومت بشار اسد را در تمام عرصه ها تعقیب کرده ام. از مانورهای دیپلماتیک آن گرفته تا، ادبیات سیاسی بکار برده شده در رابطه با مخالفبین، نحوه بسیار بیسابقه سرکوب تا حد  بمباران شهرها و روستاها و به روایتی استفاده از سلاح شیمیایی علیه مردم، استفاده از نیروی حزب الله  لبنان و کارشناسان سرکوب سپاه پاسداران ایران، اپوزیسیون تراشی  و انکار کامل اپوزیسیون واقعی آن کشور و در مجموع روانشناسی و رفتار شناسی رژیم اسد، این رژیم را به دقت زیر ذره بین گذارده ام. نتیجه ایی که از همان آغاز از همه این ملاحظات دقیق مطالعاتی گرفتم این بود که رژیم اسد مطلقاً قصد مدارا و کنار آمدن با مخالفین رژیم خویش را ندارد و بهمین جهت در همان چندمین ماه نخست بحران در آن کشور به دفعات نوشتم که بحران سوریه را اسلحه حل میکند. و امروز پس از گذشت قریب  دو سال از گذار بحران سیاسی در آن کشور به جنگ داخلی، تجربه نشان میدهد که من بیراه نیاندیشده بودم.

موضوع این یادداشت سوریه نیست بلکه شباهت های جزء  به  جزء راهبردی سرکوبگری رژیم اسد و رهبری ایران است. رهبری ایران بهیچ وجه من الوجوه آماده این نیست که کمترین زاویه ایی را در رفتار اطرافیان خود یا شخصیت های سیاسی کشور با مشیت و اراده ولایی خویش را ببیند و تحمل کند. اطاعت مطلق تا سطح سفید دیدن سیاه و سیاه دیدن سفید؛ اگر مشیت رهبر چینن اقتضاء میکند، اینست انتظار آقای خامنه ایی از همگان از جمله هاشمی رفسنجانی، خاتمی و محمود احمدی نژاد و سایرین.

پس از پیروزی در سرکوب جنبش اعتراضی سبز در سطح کشور، آقای خامنه ای که مست باده فتح  و سر شار از کینه توزی بود با صراحت هاشمی را به “بی بصیرت” ی متهم کرد و این بی بصیرتی  را در رابطه با ترجیح انتخاب محمود احمدی نژاد  از سوی خود  بر هاشمی و شخص مورد نظر  هاشمی، “میر حسین موسوی”؛ بکار برد.

امروز پس از قریب سه سال و نیم همه دنیا دیگر میداند که آقای خامنه ایی با ترجیح دادن احمدی نژاد به موسوی و کروبی و بی بصیرت نامیدن هاشمی، هم تیشه به ریشه مملکت زد و هم تنه آن درختی  را که خود و رژیمش روی شاخه آن نشسته بودند، با “بی بصیرتی” کامل قطع کرد.

منطق حکم میکرد که برای ترمیم صدمات و باز گرداندن این قطار از ریل خارج شده و فاجعه مدیریتی دولت احمدی نژاد، یک باز بینی کامل از طرف آقای خامنه ایی نسبت به راه رفته شده طی این دوره انجام پذیرفته و از هاشمی، موسوی و کروبی دلجویی میشد. ولی رهبر جمهوری اسلامی بجای این رویکرد آشتی جویانه و مصلحت آمیز و حتی همراه با پوزش خواهی، قرار را بر تشدید فشار بر هاشمی، خاتمی، موسوی و کروبی نهاده است.

“بی بصیرتی”  تمام عیار رهبر جمهوری اسلامی در آنجا ابعاد فاجعه آمیز بخود میگیرد که نمیداند حتی اگر در خُرد کردن و تسلیم هاشمی هم موفق شود در حقیقت آتش بر آخرین و تنها قایق نجات  رژیم خویش افکنده است در حالی که شناگری هم بلد نیست.

دو ماهه آینده تا یازدهمین  دور انتخابات ریاست جمهوری، مردم ایران شاهد تپق زدنهای بی بصیرت آمیز مقام معظم رهبری جمهوری اسلامی خواهند بود. رهبر ایران در راهی است که نه تنها ولایت خود بلکه کل رژیم و نظام نکبت آفرینی، که ۳۴ سال پیش بینانگذاری شد را به شعله های حریق یک قیام طوفنده مردمی بسپارد. اگر رژیم بشار اسد در ماه های آینده از سقوط  رهید ، رژیم سید علی خامنه ایی  و جمهوری اسلامی او هم از نابودی نجات یافتنی خواهد بود.

هنگام آنست که اصلاحطلبان، آقای هاشمی و اصولگرایان واقع بین، آقای خاتمی و حتی موسوی و کروبی دریابند که این محتضر را  دیگرهیچ مسیحایی نمیتواند نجات دهد و بفکر تابوت و مرده شور باید بود.

محاکمه مهدی هاشمی، تخریب او، پدرش و خانواده آنها هم کمترین کمکی به رژیم نخواهد کرد بلکه برعکس هاشمی رفسنجانی و خانواده او را بیش از پیش در کنار و حتی در دل مردم جای خواهد داد.

گفتمان قدرت محور و گفتمان برنامه محور

Share Button

  ما ابتدا به ساکن نمیتوانیم این اتمهای سرگرادن در این کیهان پر تنش و کشش جاذبه ها و دافعه های همه سویه سیاسی را گروهبندی کنیم. ما نمیتوانیم آنها را سازماندهی کنیم بلکه باید با گفتمان سازی با طرح واقعی و عینی مسائل عینی و واقعی آن گفتمانهایی را پی ریزی کرده فرمولبندی کنیم که جهت ما اتمهای سیاسی را همسویه کنند. در فرایند این همسویی دیسکورسیو است که عرصه سیاست سازمان می یابد و از نقظه مولکولی چند مولکولی و سلولی آغاز میشود و تا مرحله انداموارگی کامل و نهاد و رهبر سازی پیش میرود. از اول نمیتوان از حزب سازی، گروه سازی و رهبر سازی شروع کرد. ما باید گفتمان سازی کنیم.

SNA_segment (1)

فضای سیاسی ایران را میتوان آکنده از اغتشاش در همه زمینه ها ترسیم کرد.  تا آنجا که به سیاست مربوط میشود، هر قوم و قبیله سیاسی بر اساس منافع گروهی خود اهداف یا برنامه هایی را در برابر خویش مینهد که خود آنها علت وجودی آن برنامه ها هستند و نه اینکه ضرورت برنامه ای علت وجودی و پیدایش آنها.

در مملکت ما سه نوع گفتمان وجود دارد و با این توضیح که منظور من از گفتمان هم “دیسکورس” بمعنای کتابی و کلاسیک آنست:

۱ ـ دیسکورس قدرت محور (که رایج ترین) دیسکورس در سپهر سیاسی میهن ماست: در راستا یا چهار چوب این دیسکورس، حتی  قرآن و اصول و فروع و دین و فقه تشیع چنان تفسیر و ترجمه میشود که از آن عبا و ردایی به قد و قواره آقای خامنه ایی درست شود. اصلاح طلبی  یا همان رفرمیسم چنان باب سلیقه تعریف و توصیف میشود که با مقتضیات فصلی و مصلحت های مقطعی  گروه های اصلاح طلبی که مدعی این دیسکورس هستند جور درآید. در چهارچوب این دیسکورس، از حلقه بگوشان بیت رهبری مانند حزب مردمسالاری به  رهبری آقای کواکبیان گرفته تا آن اصلاحطلبانی که به این دیسکورس بعنوان پله نخست تغیر نظام تحت رهبری(خود و فقط هم خود و نه رهبری دیگری) مینگرند را دربر میگیرد. بر این روال میتوان دیسکورسهای دموکراسی خواهی، حقوق بشری، ناسیونالیستی، فدرالیستی، کنسرواتیستی، لیبرالیستی، سوسیالیستی و کمونیستی را نیز افزود. همه این گفتمانها تا حد تقدسگرایی آسمانی تقدیس میشوند  فقط به یک شرط ساده و آنهم اینست که “من”، من نوعی مرشد و متولی آن باشم. آن سوسیالیسم، آن لیبرالیسم، آن اصلاحطلبی، آن … ، که در آنها، این؛ “من”  منِ همه جا محور پیشاپیش آن قرار نگیرم از درجه اعتبار خارج و بلاموضوع است.

۲ ـ دیسکورس برنامه محور، چشم اندازمحور، طبقاتی و اجتماعی محور:

 در این دیسکورس، تحلیل مقرون به واقعیت از اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی و مسائل پیش روی جامعه است که تکلیف را تعین میکند نه آرایش نیروی از پیش تعین شده. راهبرد های تاکتیکی و استراتژی برخاسته برای حل مسائل مورد بحث است که به آدمها دیکته میکند که چه باید بکنند و چه نکنند، بدنبال آدمها و اشخاصی مناسب بروند که بر مسائل و راه حلها اشراف دارند، به بهترین وجهی شناخته شده اند، به بهترین وجهی میتوانند مسائل را طرح و با کم هزینه ترین روش پروسه حل آنها را میتوانند مدیریت کنند. تمام دموکراسی های جا افتاده غربی بدون کمترین استثنایی بطور عمده(و نه مطلق) این چنین عمل میکنند. در این دموکراسی ها برای  کسی و یا جریانی عبا و ردای مناسب سیاسی نمی دوزند بلکه آدمهایی را می یابند و در رأس ” یک جریان؛ حزبی، سیاسی و یا انتخاباتی قرار میدهند که قادرند برای آن وظیفه ایی که بعهده اشان می نهند واجد صلاحیت هستند.

۳ ـ حالتی بین دیسکورس اول و دیسکورس دوم:

در حقیقت دیسکورس اول  و این سوم حتی دیسکورس هم نیستند بلکه صاف و ساده تلاش های هژمونیک یا رهبری طلبانه ایی هستند که میخواهند گردونه ایام و سپهر سیاست را بنفع منافع قدرت طلبانه خود بگردانند. این خود محوری میتوان فردی ، جریانی و یا حزبی باشد.

حزب یا جریانی که بدین نحو برای کسب قدرت مبارزه میکند از خود و برای خود برنامه و تحلیل میدهد و چون این برنامه ها و تحلیل ها با سیر طبیعی رویدادها نمی خوانند، لاجرم کار به دست و پا زدنهایی میکشد که در آنها استفاده هر وسیله و روش نامشروعی مجاز شناخته میشود.

انگیزه طرح این بحث:

با دوستی صحبت میکردم از “اتمیزه شدن جامعه ایرانی” صحبت کرد. امری که منهم شدیداً بدان اعتقاد دارم. در عرصه سیاسی جامعه ایران ما نه تنها واحد های سیاسی اندامواره (ارگانیک) نداریم بلکه واحد های کوچکی هم که میل ترکیبی مولکولی یا شیمایی با هم داشته باشند نداریم. منافع گروهی، عده ایی را بهم نزدیک میکند و با رشد تفاوت  و تظاد منافع، آن گروه هم از هم پاشیده میشود. آن دستجاتی که در ایران بدانها حزب میگویند چیزی جز اتئلافهای مقطعی افراد و طوایف سیاسی نیستند. ما همه به اتمهایی تبدیل شده ائیم که قائم به ذات برای خود در این فضای آنارشیک سیاسی کج و معوج و زیگزاکی در حرکتیم و حتی تضادهای ما باهمدیگرهم برخاسته از جایگاه واقعی اجتماعی یا باور های نظری و اعتقادی  امان نیست بلکه از ذهنیت قدرت طلبانه و هژمونیکمان نشأت میگیرد.

در عرصه اجتماعی هم، نابحمد الله،  دیگر حتی نهاد “خانواده” هم بعنوان کوچکترین سلول اجتماعی در مملکت ما درحال درهم شکستن و اتمیزه شدن است.

حرف من اینست که ما ابتدا به ساکن نمیتوانیم این اتمهای سرگردان در این کیهان پر تنش و کشش جاذبه ها و دافعه های چندسویه سیاسی را گروهبندی کنیم. ما نمیتوانیم آنها را سازماندهی کنیم بلکه باید با گفتمان سازی، با طرح واقعی و عینی مسائل عینی و واقعی آن گفتمانهایی را پی ریزی کرده فرمولبندی کنیم که جهت ما اتمهای سیاسی را همسویه کند. در فرایند این همسویی دیسکورسیو است که عرصه سیاست سازمان می یابد و از نقظه مولکولی چند مولکولی و سلولی آغاز میشود و تا مرحله انداموارگی کامل و نهاد و رهبر سازی پیش میرود. از اول نمیتوان از حزب سازی، گروه سازی و رهبر سازی شروع کرد. ما باید گفتمان سازی کنیم. کار از پایه شروع میشود به بالا میرود و نه از بالا به پائین همین!

ضیافت انتخاباتی رهبر یا آش اشکنه انتخاباتی!

Share Button

بنظر من هیچ یک از نامزدهای انتخاباتی مطرح کنونی؛ بجز سردار سابق سپاه و دکتر شده بعدی، سرکوبگر اعتراضات دانشجویی دهه ۷۰ در مقام فرمانده نیروهای انتظامی، یکی از امضاء کنندگان نامه معروف سران سپاه علیه سید محمد خاتمی و شهردار خوش قیافه و شیک پوش، کم ریش و پشم  کنونی سردارسرتیپ دکتر محمد باقر قالیباف دارای این ویژگیها نیستند.
نامزدهای پست ریاست جمهوری 11

رهبر جمهوری اسلامی در موارد متعدد در ماههای گذشته بر مشارکت حماسی انتخاباتی مردم در یازدهمین دوره ریاست جمهوری پیش روی که قریب یک ماه نیم دیگر قرار است برگزار شود [و به ضرس قاطع با مدیریت مستقیم ترسپاه و اطلاعات آن نسبت به اداوار پیشین انجام خواهد شد]، با تأکید بر مشارکت همه سلایق تأکید نموده است.
این مشارکت همه سلایق سیاسی، حماسی و حد اکثری را من به چیزی جز برگزاری یک ضیافت آش اشکنه از طرف آقای سید علی خامنه ایی نمیتوانم تفسیر کنم. آنچه این ساده و ارزانترین آش، در فرهنگ غذایی ما ایرانیان را به غذای متنوع این سفره چرکین و تهوع آور تبدیل میکند، افزودن قدری بقولات متنوع از لپه و عدس و ماش گرفته تا انواع نخود و لوبیا، به مقداری بسیار کم به آن و متنوع کردن سفره ضیافت انتخاباتی اقتدارگرایان به رهبری خود مقام ولایی از این طریق است.
و اما علیرغم تنوع صوری این آش اشکنه انتخاباتی مقام رهبری، ۴ نوع عمده کاندیداتوری انتخاباتی در این نمایش کاملاً مهندسی شده از قبل،  که اجازه مشارکت در آن را خواهند داشت میتوان مفروض دانست:
۱ ـ کاندیدای اصلی مقام معظم یا “آس” انتخاباتی ایشان:
ویژگیهای عمده این “آس” انتخاباتی اینست که وی باید از افراد ۱۰۰% مورد اطمینان مقام رهبری باشد، بهیچ وجه من الوجوه دارای عقبه سیاسی نبوده و کاملاً برخلاف احمدی نژاد فاقد شبکه سیاسی مستقل از خود بوده و دارای چنان سوابق پنهان و نیمه پنهان افتضاح آمیز و قابل افشائی باشد که چون شمشیر داموکلوس بالای سر وی آویزان نگاه داشته شده تا فرصت سرپیچی از وی گرفته شود و امکان کمترین انحرافی از اراده و مشیت مقام معظم را نداشته باشد، خوش تیپ و جوان پسند بوده و ژستهای مدرن نما داشته باشد تا بتواند نسل جوان را جذب کند. این شخص باید در سالهای اخیر فقط پست های خدماتی، غیرسیاسی داشته بوده که او را از آلودگی های رایج و حساسیت برانگیز سیاسی و امنیتی تحریک آمیز مبرا کند باشد.
بنظر من هیچ یک از نامزدهای انتخاباتی مطرح کنونی؛ بجز سردار سابق سپاه و دکتر شده بعدی، سرکوبگراعتراضات دانشجویی آغازدهه ۸۰ در مقام فرمانده نیروهای انتظامی، یکی از امضاء کنندگان نامه معروف سران سپاه علیه سید محمد خاتمی و شهردار خوش قیافه، شیک پوش و کم ریش و پشم کنونی، سردارسرتیپ دکتر محمد باقر قالیباف دارای این ویژگیها نیستند.
مقام رهبری، ایشان را با شعارهای مصادره به مطلوب شده از جریان اصلاحات و گروه احمدی نژاد، مجهز به کارت سفیدِ ( کارت بلانچ) اختیارات ویژه، برای مذاکره با غرب و آمریکا روی ایجاد رابطه عادی و تعاملگرانه، معامله روی پروژه هسته ایی، حتی معامله روی سوریه، حزب الله لبنان و عراق بمیدان خواهد فرستاد.
۲ ـ کاندیداهای مصرف شدنی:
این تیپ کاندیداها برای رنگین سازی سفره ضیافت انتخاباتی ودرعین حال همچون مواد کمکی برای مهندسی بعدی و بهتر انتخابات به میدان می آیند. کاندیداتوری آدمهایی چون سردار سرلشگر پاسدار دکتر محسن رضایی، پور محمدی، منوچهر متکی، حداد عادل و دکتر ولایتی از این جنس است. اینها می آیند تا در صورت لزوم با صرفنظر کردن از آرای قلیل خود بنفع “آس” انتخاباتی مقام معظم، برای کاندیدای مورد نظر مشارعلیه، هم آرایی بیشتر وهم وجاهت مردمی بیشتری ایجاد کنند.
۳ ـ کاندیدای گروه انحراف:
نامزد این گروه همان کاندیدای دولت احمدی نژاد میباشد. بنظرمن برخلاف انتظار عموم، بهیچ وجه چندان قطعی هم نیست که این شخص، اسفندیار رحیم مشایی باشد. ولی چه مشایی یا چه یک کاندیدای نقابداردار دولت احمدی نژاد؛ استراتژی ستاد مهندسی انتخاباتی بیت رهبری معطوف به خنثی کردن خطر برنده شدن این گروه است که ممکنست در صورت برنده شدن یا حتی شکست توأم با آرای زیاد، تمام شاکله قدرت و نظام را به زلزله بالای ۱۰ ریشتری دوچار کرده که آجر روی آجر از آن باقی نگذارد.
۴ ـ کاندیداهای مصرفی نوع دوم:
این گروه شامل کاندیداهای شبه اصلاحطلبی یا نیمه اصلاحطلبی میشود که هدف از مشارکت دادن آنها جذب مقداری از آرای انتخاباتی و بالقوه نامزد گروه احمدی نژاد است بصورتی که نه تنها کاندیدای دولت نتواند آرای اقشار متوسط جامعه شهری را جلب کند بلکه شکست انتخاباتی آن با چنان وِیژگی و حاشیه هایی توأم کند که این گروه و سران آن، کلاً بعنوان یک نیروی مطرح در عرصه سیاسی کشور برای همیشه حذف شوند. وظیفه این نوع نامزدها علاوه جذب بخشی از آرای کاندیدای دولت، ممانعت از اینست که با شهرت سازیِ تعلق کاندیدای آن به طبقه متوسط شهری، با وجاهت یابی آن مقابله کنند تا این انتساب و اتیکت جعلی را انحصاراً برای کاندیدای مورد نظر مقام رهبری یعنی (بنظر من) سردار سابق سپاه محمد باقرقالیباف نگاهدارند.

پایان یادداشت.

«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««

خلاصه برنامه سردار پاسدار و فرمانده نیروی انتظامی سابق در دوران سرکوبهای دانشگاهی و گشتهای عفت و عصمت خیابانی به زبان ساده. ایشان میفرمایند اگر رئیس جمهور شوم مملکت را آنچنان اداره میکنم که نیروی انتظامی را در اول دهه ۸۰ اداره کردم.  (ح تیریزیان)
مطالبات معلمان را می‌دانم و برای آنها برنامه دقیق دارم

قالیباف: معیارم در انتصاب‌ها شایستگی و عشق به نظام و ولایت

فقیه است

قالی با و حداد عادل
خبرگزاری تسنیم: عضو ائتلاف پیشرفت تأکید کرد: روند معقول و اصولی انتصاب‌ها این است که فرد مسئول‌ باید به نظام اسلامی و ولایت فقیه عشق بورزد و همچنین مدیر لایق و کارآمدی باشد. با احراز این دو شرط دیگر اینکه فردی مخالف من یا موافق من است، مهم نیست.
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم, محمدباقر قالیباف عضو ائتلاف پیشرفت اصولگرایان در دیدار جمع کثیری از معلمان که به مناسبت روز معلم انجام شد، ضمن تشریح مشکلات مختلف موجود در کشور، به مشکلات این قشر پرداخت و برنامه‌های خود برای ارتقای وضعیت معلمان را ارائه کرد.محمدباقر قالیباف ضمن تبریک میلاد با سعادت حضرت زهرا (س) و روز زن تصریح کرد: وقتی نام معلم شنیده می‌شود، در ذهن هر انسان منصفی تبلور پاکی‌ها، زیبایی‌ها، صبر، محبت، صداقت و قناعت نقش می‌بندد.

شهردار تهران همچنین با تاکید بر این که هر مسیر و راهی در زندگی به جز هدف رشد و تعالی انسان در این دنیا، باطل است، گفت: ما این مهم را از بزرگان دین، فقها، ائمه اطهار (ع) و اهل بیت (ع) آموخته‌ایم و اگر در نظام اسلامی که با این همه مجاهدت و مبارزه شکل گرفته است، هدفی غیر از این را دنبال کنیم، مسیر را گم کرده‌ایم.

.. وی با بیان اینکه منظور این نیست که راه و مترو نسازیم بلکه این است که این ها وسیله‌اند و هدف رشد و تعالی است، افزود: هرچند که در حال حاضر ارزیابی‌ها این گونه نیست اما اگر این مهم اتفاق افتاد، آن مدیر موفق تلقی می‌شود.

وی با اشاره به اقدامات فرهنگی و اجتماعی شهرداری و لزوم فعالیت در راستای رشد و تعالی انسان تأکید کرد: ‌معتقدم تلاش‌های ما در شهرداری و در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌، اقدامات روبنایی است چرا‌که افزایش تعداد صندلی سینما و افزایش تیراژ کتاب‌ها هر‌چند که بخشی از فرهنگ است اما به معنای انجام کار فرهنگی نیست؛ این موارد تنها بستر و زمینه لازم برای کار فرهنگی هستند.

قالیباف افزود: کار فرهنگی یعنی آموزش و پرورش؛ آموزشی که غایت و هدف آن پرورش جان انسان‌ها و سوق دادن آنها به سوی تعالی معنوی است. در فرهنگ دینی برای آموزش هدف غایی و نهایی نجات انسان‌هاست، از این جهت است که گفته‌اند پیامبران آموزگاران حقیقی بشریت هستند و تمام معلمان ادامه دهنده مسیر پیامبران الهی هستند؛ چون با پرورش روح و جان انسان‌ها یک جامعه سروکار دارند.

*** سه شیفت کار کردن معلمان با کرامت آنها سازگار نیست

شهردار تهران با انتقاد از این که اکنون بیشتر معلمان در کشور ما به دلیل دغدغه معیشتی دو شغله‌اند و اگر  این طور نباشد، قادر به اداره زندگی نیستند، گفت: معلمان ما به دنبال رزق حلال هستند و جز این که برای گذران زندگی دو شغله باشند یا چند شیفت کار کنند، راه دیگری ندارند.

قالیباف افزود : سه شیفت کار کردن معلمان با کرامت آنها سازگار نیست.

*** مظلومیت فرهنگ در وضعیت معلمان نمایان است

شهردار تهران با تاکید بر اهمیت فرهنگ در یک جامعه به ویژه جامعه دینی تصریح کرد: فرهنگ مظلوم است. دلیل اینکه معلمان در تنگنای معیشتی هستند، نگاه نادرستی است که به فرهنگ وجود دارد. فرهنگ مظلوم است و مظلومیت فرهنگی هم در وضعیت معلمان نمایان است. ما نگاهمان را باید به فرهنگ تغییر دهیم. فرهنگ اساس قدرت ملی ماست. فرهنگ مصرف کننده نیست. تولید فرهنگی مولد قدرت ملی است. با این نگاه باید وضعیت معلمان در همه حوزه ها تغییر کند. چرا باید وضعیت کسانی که در حوزه‌های دیگر فعالند، بهتر از معلمان باشد. این نشانه مظلومیت فرهنگ است.

شهردار تهران، سخنانش را این طور ادامه داد که اعتقاد راسخ و باور عمیقش بر کار فرهنگی است و منابع انسانی را مهم‌ترین موضوع کشور می‌داند.

وی یاد آور شد: اولین اتفاقی که در دوران مدیریتم در نیروی انتظامی افتاد، افتتاح یک دانشگاه تمام عیار پلیس در منطقه ۲۲ تهران بود که حدود ۱۸ ماه طول کشید و ثمرات بسیار زیادی برای نیروی انتظامی دربرداشت. [کامنت من:  ثمره این دانش عظیم ۱۸ تیرو حمله با دانشگاه و کوی دانشگاه و راه اندازی کهریزک و پدیده شردار رادان است]

..

..

وی افزود: ما در دهه ۸۰ هم نفت را ۱۰ دلاری فروختیم و هم ۱۲۰ دلاری، ولی تفاوتی در کیفیت و سطح زندگی مردم ایجاد نشد. اینکه ما بزرگترین سرمایه‌های مادی و انسانی را در اختیار داریم و نمی‌توانیم از آنها به نحو درستی استفاده کنیم، ناشی از فقدان یک مدیریت کارآمد و عقلانی است که بتواند این از این سرمایه‌ها به درستی استفاده کند.

در اینجا به صراحت عرض می‌کنم اگر توفیق خدمت پیدا کنم، این رویه‌ها را برهم خواهم زد و معیارم در به کارگیری افراد تنها شایستگی و باور و تعلق خاطر آنها به انقلاب و ولایت خواهد بود.”

 

 

من قلدرم حکم میکنم!

Share Button

از میان اِمیل های رسیده

مرا مستبد بدانید, مرا دیکتاتور بنامید ، باز هم حکم میکنم …..

برای نجات و سعادت ملت ایران التماس نمیکنم ، بلکه حکم میکنم …
https://plus.google.com/photos/110051362866118408205/albums/5794694748218437633/5794694753345084402برای نجات فرزندانتان از ابله و وبا و بیماری ، حکم میکنم …..برای زدودن جهل و خرافات و بیسوادی ، حکم میکنم …..برای رساندن ایران به جایگاه شایسته اش در جهان ، حکم میکنم …..برای آسایش و پیشرفت و رفاه همه ایرانیان ، حکم میکنم …..برای باسواد شدن و دستیابی به دانش و بینش ، حکم میکنم …..مرا دیکتاتور بنامید ، باز هم حکم میکنم …..برای نجات جان شما از دست راهزنان و دزدان ، حکم میکنم …..

برای نجات ایران از تجزیه و برای یکپارچگی میهن ، حکم میکنم …..

برای کوتاه کردن دست انگلیس و روسیه ،از مال و جان و ناموستان ، حکم میکنم …..

برای نجات افکارتان از چنگ خرافات آخوندی ، حکم میکنم …..

مرا مستبد بدانید ، ولی باز هم من حکم میکنم …..برای داشتن ایرانی متمدن و پیشرفته و قدرتمند ، حکم میکنم ……

برای ساختن دبستان و دانشگاه و راه آهن و کارخانه ، حکم میکنم …..

برای آزاد ساختن دست زنان ازچادربرای استقلال آنها ،حکم میکنم …..

هر تهمتی را به جان میخرم ،مستبد و قلدر و دیکتاتور میگردم ، اما ……

برای سربلندی و بزرگی و شکوه ایران و احترام و قدرت ایرانی باز هم 

حکم میکنم ….. ر ۳/۱۴/ 

 
 
  1.  
بعد یک عمر تازه فهمیدم چرا به رضا شاه می گفتند رضا قلدر!
پادشاه مملکت می رفته زمان حرکت قطارها رو هم چک می کرده تا اگر تاخیر داشتند دهن رییس راه آهن رو سرویس می کرده!
آخه آدمی با این نظم و ترتیب رو نباید از ممکلت بیرون انداخت؟!
تازه پسرش رو هم همراهش می برده تا یادش بده!
http://www.opednews.com/populum/uploaded/smile-train-on-time-3986-20100102-182.jpg
اینجوری خوبه! 
http://www.fardanews.com/files/fa/news/1391/12/9/137471_588.jpg
 

دو بدین چنگ و دو بدان چنگال

بهر نذری  و سهم امام،

صدقات یا که خمس و ذکات 

در حرم  یا که تکیه یا مسجد و منبر

یا که در سفره  سکینه  و زینب و هاجر

بهر اسنکناسهای ریز و درشت و رنگارنگ، 

زبر و چالاک همچو شیر غرانا!

صدقات

خامنه‌ای روزهای سختی را می‌گذراند…

Share Button

خامنه‌ای که در عین ادعاهای کبریایی‌اش همواره به خود اجازه داده است در هر مسئله سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور، از تدریس موسیقی و علوم انسانی و هنر و سینما گرفته تا رشد جمعیت و زاد و ولد و بگیر و ببندها و حبس و قتل معترضان و کارهای ریز و درشت سه قوه قضاییه و مقننه و مجریه کشور دخالت کند، طبعا نمی‌تواند در مقوله انتخابات بی‌طرف بماند. در مورد انتخابات ریاست جمهوری به خصوص او همه تلاش خود را به کار برده است تا هیچ کس دیگری جز فرد مورد نظر او از صندوق سر بر نیاور

 

یک شنبه ۱۷ جمادی الثانی ۱۴

۳۴هـ – ۲۸ آوریل ۲۰۱۳

علی خامنه‌ای روزهای سختی را می‌گذراند. او که در طول «ولایت» ۲۴ ساله‌اش در هنر مردم‌داری، دوست‌یابی و دوست‌نگهداری نبوغ بی‌نظیری از خود به نمایش گذاشته امروز بیش از هر زمانی تنها شده است. او نه فقط همه یاران قدیم خود را (به شمول اکبر هاشمی رفسنجانی که او را به ولایت رساند) از دست داده است، بلکه از سرکشی‌ها و تمردهای آخرین نوچه