Archive for: June 2013

انتخابات پیش رو فاقد حداقل لوازم و استانداردهای شناخته شده است

Share Button

 

انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، هم برای مردم و هم برای حاکمیت، آزمون بزرگی است. مردم، فعالان سیاسی و همراهان جنبش سبز از این آزمون، سربلند بیرون آمده‌اند چرا که نشان دادند در سخت‌ترین شرایط، منافع ملی را برمصالح شخصی و گروهی و خواسته‌های عاجل خود مقدم می‌دارند. ایرانیان تغییرخواه و دموکراسی‌طلب می‌خواستند از روزنه‌ی کوچکی که ممکن بود، استفاده کنند. در مقابل، روند رد صلاحیت خیل عظیمی از نامزدهای عضویت در شوراهای شهر و روستا و نیز آقای هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری، نشان داد که حاکمان اقتدارگرا به چه میزان از تدبیر و عقلانیت و اعتدال و مدارا، در فاصله هستند و تا چه حد به منافع ملی بی‌توجهی نشان می‌دهند. اقتدارگرایان حاکم همچنین نشان دادند که حاضرند برای حفظ و تداوم اقتدار غیردموکراتیک خود، دست به هر کاری بزنند؛ هم جمهوریت نظام را به مسلخ قدرت ببرند و هم اسلامیت آن را بر باد دهند. رفتاری که به صراحت مورد اشاره و اعتراض مرحوم آیت الله منتظری و حجت الاسلام و المسلمین کروبی قرار گرفته است....

 

شورای هماهنگی راه سبز امید: انتخابات پیش رو فاقد حداقل لوازم و استانداردهای شناخته شده است

جمعه, ۱۰ خرداد, ۱۳۹۲

 مردم سبز نشان دادند بر خلاف حاکمیت منافع ملی را بر شخص و گروه ترجیح می دهد

چکیده :انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، هم برای مردم و هم برای حاکمیت، آزمون بزرگی است. مردم، فعالان سیاسی و همراهان جنبش سبز از این آزمون، سربلند بیرون آمده‌اند چرا که نشان دادند در سخت‌ترین شرایط، منافع ملی را برمصالح شخصی و گروهی و خواسته‌های عاجل خود مقدم می‌دارند. ایرانیان تغییرخواه و دموکراسی‌طلب می‌خواستند از روزنه‌ی کوچکی که ممکن بود، استفاده کنند. در مقابل، روند رد صلاحیت خیل عظیمی از نامزدهای عضویت در شوراهای شهر و روستا و نیز آقای هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری، نشان داد که حاکمان اقتدارگرا به چه میزان از تدبیر و عقلانیت و اعتدال و مدارا، در فاصله هستند و تا چه حد به منافع ملی بی‌توجهی نشان می‌دهند. اقتدارگرایان حاکم همچنین نشان دادند که حاضرند برای حفظ و تداوم اقتدار غیردموکراتیک خود، دست به هر کاری بزنند؛ هم جمهوریت نظام را به مسلخ قدرت ببرند و هم اسلامیت آن را بر باد دهند. رفتاری که به صراحت مورد اشاره و اعتراض مرحوم آیت الله منتظری و حجت الاسلام و المسلمین کروبی قرار گرفته است….

شورای هماهنگی راه سبز امید در بیانیه ای به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری پیش رو در بیانیه ای با تاکید بر اینکه “این انتخابات هم برای مردم و هم برای حاکمیت، آزمون بزرگی است” تصریح می کند: مردم، فعالان سیاسی و همراهان جنبش سبز از این آزمون، سربلند بیرون آمده‌اند چرا که نشان دادند در سخت‌ترین شرایط، منافع ملی را برمصالح شخصی و گروهی و خواسته‌های عاجل خود مقدم می‌دارند. ایرانیان تغییرخواه و دموکراسی‌طلب می‌خواستند از روزنه‌ی کوچکی که ممکن بود، استفاده کنند. در مقابل، روند رد صلاحیت خیل عظیمی از نامزدهای عضویت در شوراهای شهر و روستا و نیز آقای هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری، نشان داد که حاکمان اقتدارگرا به چه میزان از تدبیر و عقلانیت و اعتدال و مدارا، در فاصله هستند و تا چه حد به منافع ملی بی‌توجهی نشان می‌دهند. اقتدارگرایان حاکم همچنین نشان دادند که حاضرند برای حفظ و تداوم اقتدار غیردموکراتیک خود، دست به هر کاری بزنند؛ هم جمهوریت نظام را به مسلخ قدرت ببرند و هم اسلامیت آن را بر باد دهند. رفتاری که به صراحت مورد اشاره و اعتراض مرحوم آیت الله منتظری و حجت الاسلام و المسلمین کروبی قرار گرفته است.

به گزارش کلمه، در بخشی از این بیانیه با بیان اینکه انتخابات پیش رو را فاقد حداقل لوازم و استانداردهای شناخته شده در مورد انتخابات آزاد، سالم و منصفانه می‌داند آمده است: دخالت و اعمال سلیقه‌ی دستگاه‌های نظارتی و اجرایی به شکلی که در روزهای اخیر شاهد بودیم، هم تضییع کننده‌ی حقوق اساسی ایرانیان است، هم خلاف قانون، و هم خلاف منافع ملی. اگر قانون به‌جای آن که ملاک و معیار عمل مسئولان باشد، همچون موم در دست آنان مستمسکی برای تثبیت قدرت باشد و بنا بر سلیقه‌ی سیاسی خود تفسیرش کنند، مشارکت پائین یا عدم شرکت شهروندان، از پیامدهای طبیعی و بدیهی به‌شمار می‌رود و مسئولیت آن برعهده‌ی حاکمیت است. آنان که سیطره‌ی خود را از مسیرهایی جز اعتماد به مردم، پای‌بندی به قانون اساسی، احترام به ضوابط رقابت دموکراتیک، آزادی، رأی و شعور مردم جستجو می‌کنند و جز با تمسک به ارعاب و خشونت و اسلحه و تداوم و تعمیق فضای امنیتی نمی‌توانند به اقتدار نامشروع خود ادامه دهند، باید در قبال عواقب شوم این رویه نیز مسئولیت بپذیرند

متن این بیانیه که نسخه ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

به‌نام خدا

هم میهنان عزیز، ایرانیان سرافراز، همراهان آگاه جنبش سبز

این روزها بیش از پیش از خردگریزی کسانی که در پی تحقق آرزویشان برای یکدست سازی قدرت هستند و کشور را به ورطه های خطرناک می رانند نگران و هراسناکیم، اما بیش از یک قرن مبارزه‌ی ملت ایران برای تحقق حاکمیت نظام سیاسی مبتنی بر رأی شهروندان آزاد و برابر، همواره با فراز و نشیب‌ها و کامیابی‌ها و ناکامی‌های گوناگون مواجه بوده است. نهاد انتخابات طی قرن گذشته، گاه راه تکامل پیموده و زمینه را برای مشارکت فراگیر ایرانیان در تعیین سرنوشت خود فراهم کرده، و گاه به ابزاری نمایشی تبدیل شده و بی‌تفاوتی نسبت به تحولات کشور را برانگیخته است. بیش از سی سال تجربه‌ی نظام نوپای جمهوری اسلامی نیز، شاهد همین فراز و فرودها در جایگاه، نقش و اهمیت انتخابات بوده است. این تجربه، بیش از هر چیز نشانگر این مهم است که حاکمیت حق مردم بر سرنوشت خویش، از راه انتخابات و صندوق رأی تحقق می‌یابد. در این میان، دو گفتمان به ظاهر معاند و متخاصم، با این حقیقت برآمده از تجربه‌ی جمعی بشری از در ناسازگاری درآمده‌اند: گفتمان براندازی و گفتمان اقتدارگرایی؛ اولی آن را اقدامی اصلاحی از طریق مبارزه‌ی مدنی مسالمت آمیز می‌داند و مانعی برای حرکت‌های تندروانه و پرخطر خویش، و دومی سعی می‌کند صندوق رأی را از ابزاری برای تبلور خواست شهروندان و امکانی برای ابراز نظر مردم، به وسیله‌ای نمایشی برای مشروعیت بخشی به خود تنزل دهد. این‌گونه، اقتدارگرایان می‌کوشند با مهندسی آراء، مانع هرگونه تحولی شوند که با ادامه‌ی سیطره‌ی انحصارطلبانه‌ی آنان بر مناصب قدرت در تضاد است. گفتمان حاکم بر جنبش سبز اما، تلاش برای دگرگونی تدریجی وضع ناگوار کشور با تکیه بر نیروی اجتماعی و خواسته‌های قانونی مردمان تغییرجو را در دستور کار خود قرار داده است. از این زاویه، هر فرصتی برای پیشبرد مطالبات به حق ایرانیان مغتنم است؛ خواسته‌هایی که از تحقق انتخابات آزاد و سالم تا عدالت و آزادی، و از پیشرفت تا استقلال و امنیت کشور را در بر می‌گیرد.

وضع کنونی کشور و انتخابات ریاست جمهوری پیش رو، ازجمله موضوعاتی است که لایه‌های اجتماعی گوناگون را درگیر ساخته است. در این خصوص، شورای هماهنگی راه سبز امید، به تأسی از همراهان در حصر جنبش سبز، از تصمیم‌گیری نخبه‌گرایانه یا فردمحور پرهیز کرده، و تا حد امکان، در پی تبیین موضعی بوده و هست که اولا، مبتنی بر گفتمان حاکم بر جنبش سبز و منشور آن باشد؛ و ثانیا، دیدگاه‌های احزاب، گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی همراه و همدل جنبش سبز، و نیز نظرات طیف گسترده و متنوع کنشگران و همراهان پای‌بند به گفتمان مذکور را لحاظ کند و درنظر گیرد. همین نگاه به سیاست‌ورزی است که براساس آن، همراهان سرافراز جنبش که این روزها به‌طور غیرقانونی در حبس و محدودیت‌های شدید قرار دارند، هویت خود را در «همراهی» آن تعریف کرده و می کنند؛ و این، نه صرفا از سر تواضع و فروتنی و پای‌بندی به ارز‌ش‌های اخلاقی در سیاست‌ورزی، که برخاسته از درکی صحیح از مفهوم شهروندمحوری سیاست در دنیای معاصر است؛ رویکردی که در انتخابات ۸۸نیز در شعارهای «هر شهروند، یک ستاد» و «هر شهروند، یک رسانه» تبلور یافت.

اینک و با توجه به آنچه در جریان انتخابات ریاست جمهوری رخ داده (از عدم امکان نامزدی آقای خاتمی تا ردصلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی)، همراهان شما در «شورای هماهنگی راه سبز امید، ملاحظات خود را به شرح زیر تقدیم می‌کنند:

وضعیت و موقعیت کنونی کشور، چه در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، و چه در عرصه‌ی بین‌المللی، نشانگر شرایطی بس پرمخاطره است. تنگناهایی که زندگی روزمره‌ی مردم ما را از تلاش برای ارتقای مادی و معنوی خود، خانواده و جامعه به صحنه‌ی مبارزه برای بقا تنزل داده است. این وضع، حاصل بی‌تدبیریهایی است که طی هشت سال گذشته و تحت حاکمیت اقتدارگرایان و نیز دولتی ناکارآمد و غوغاسالار از یک‌سو، و فشارهای بین‌المللی از سوی دیگر به ایرانیان تحمیل شده است. چهار سال پیش، همراهان جنبش سبز، درغلتیدن به چنین ورطه‌ای را نه پیشگویی، که براساس تجربه و عقل، پیش‌بینی و اعلام کردند. درحالی‌که اقتدارگرایان مدعی بصیرت، کوته‌بینانه به‌دنبال یکدست سازی حاکمیت بودند و بدین منظور، توسل به هر وسیله ای، حتی مهندسی و دستبرد در آراء و خیانت به مشارکت مدنی مردم و کودتای انتخاباتی و سرکوب و خشونت را مجاز شمردند؛ و آنچه نباید بشود، شد.

همراهان سرافراز و محصور جنبش سبز همواره بر مطالبه محور بودن جنبش سبز تاکید کرده اند.اقای موسوی هر بار سخن از انتخابات شده، در پاسخ به آن تاکید داشته اند: «به مطالبات توجه داشته باشید و آن را اصل بدانید.» آقای کروبی نیز بارها به ضرورت پیگیری مطالبات در جهت تمکین حاکمیت نسبت به حق مردم در تعیین سرنوشت شان تاکید کرده اند. از همین زاویه، و مبتنی بر دیدگاه‌ آنان و نیز جوهر منشور جنبش سبز، گفتمان سبزها، گفتمان «مطالبه محور» بوده و خواهد بود. مخالفت با تمرکز قدرت اقتصادی، سیاسی و امنیتی غیرپاسخگو در دست هر فرد یا گروه، و در شرایط کنونی نظامیان و سازمان‌های امنیتی؛ تلاش برای حل مسائل ایران در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی؛ مسئولیت پذیری دولتمردان در قبال بهبود وضع معیشتی تمامی شهروندان به‌خصوص لایه‌های نابرخوردار؛ بسط آزادی‌ها در قلمروهای سیاسی، مدنی و خصوصی؛ تحقق حاکمیت ملی از طریق انتخابات آزاد، سالم و منصفانه ؛ توجه به حقوق اساسی و مدنی اقوام، و اقلیت‌های مذهبی و دینی و مخالفت با اعمال اراده معطوف به قدرت در محیط‌های آموزشی مانند حوزه‌های علمیه، مدارس و دانشگاه‌ها از خواسته‌های جنبش سبز بوده و خواهد بود.

حاکمیت اراده‌ی مردم که احترام آن در قانون اساسی نیز مورد تأکید قرار گرفته، از راه‌های گوناگونی متجلی می‌شود که انتخابات یکی از مهم‌ترین آنهاست. تلاش برای برپایی انتخابات آزاد، سالم وعادلانه، لازمه‌ی ایفای نقشی مؤثر و نه نمایشی برای نهاد انتخابات در جهت آشکار ساختن خواست شهروندان است. اما درحالی‌که پرونده‌ی پرابهام و آکنده از سوال انتخابات ۸۸ بسته نشده، این بار نیز رفتار مجریان و ناظران بر انتخابات نشان داد که راهی جز قانون گریزی و اعمال نظر و تحمیل سلیقه بر آرای مردم نمی‌شناسند. مهندسی انتخابات این‌بار چنان بی‌پروا و آشکارا صورت گرفت که حتی صدای اعتراض و پرسش طیفی از همراهان حکومت و محافظه‌کاران را نیز بلند ساخت.

تحولات هفته های اخیر، بار دیگر اثبات کرد که نظارت استصوابی چیزی نیست جز تهی کردن قانون از جوهره اصلی ان و اعمال سلیقه ها ی خاص که در جهت منافع اقتدارگرایان به کار گرفته می شود. ورود آقای هاشمی رفسنجانی به رقابت‌های انتخاباتی، روزنه‌ی امیدی بود که از طریق آن، بازگرداندن قطار پیشرفت و توسعه‌ی کشور به مسیر خود، حاکمیت اعتدال بر کشور، و بازگشت عقلانیت به فرآیندهای تصمیم‌گیری کلان ممکن می‌شد. اجماع گسترده‌ی فراجناحی پیرامون ایشان شکل گرفته بود؛ اجماعی برخاسته از این ارزیابی که آقای هاشمی می‌تواند مردمان ناراضی از وضع موجود را یک گام به تحقق خواسته‌های مشروع و قانونی خود نزدیک کند. نامزدی ایشان فرصتی را فراهم ساخته بود که روند مخرب و شیوه‌ی پرهزینه و خطرآفرین کنونی در اداره‌ی کشور تغییر کند. بر این اساس، شورا نیز با وجود آن که ملاحظات عدیده ای در مورد نگرش اقتدارگرایان نسبت به انتخابات داشت و خطر اقدام نابخردانه ای از جنس آنچه را که در سال ۱۳۸۸ صورت گرفت جدی می دانست، با امعان به ضرورت بهرگیری از هر فرصتی که امکان گسترش مبارزه مدنی مسالمت آمیز را فراهم آورد، از این رویکرد استقبال کرد. تمامیت‌خواهان اما امکان تغییرات مثبت را با ردصلاحیت رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در جمهوری اسلامی، سدّ کردند. اصراری ضدملی بر تداوم اقتدارگرایی و خودکامگی.

انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، هم برای مردم و هم برای حاکمیت، آزمون بزرگی است. مردم، فعالان سیاسی و همراهان جنبش سبز از این آزمون، سربلند بیرون آمده‌اند چرا که نشان دادند در سخت‌ترین شرایط، منافع ملی را برمصالح شخصی و گروهی و خواسته‌های عاجل خود مقدم می‌دارند. ایرانیان تغییرخواه و دموکراسی‌طلب می‌خواستند از روزنه‌ی کوچکی که ممکن بود، استفاده کنند. در مقابل، روند رد صلاحیت خیل عظیمی از نامزدهای عضویت در شوراهای شهر و روستا و نیز آقای هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری، نشان داد که حاکمان اقتدارگرا به چه میزان از تدبیر و عقلانیت و اعتدال و مدارا، در فاصله هستند و تا چه حد به منافع ملی بی‌توجهی نشان می‌دهند. اقتدارگرایان حاکم همچنین نشان دادند که حاضرند برای حفظ و تداوم اقتدار غیردموکراتیک خود، دست به هر کاری بزنند؛ هم جمهوریت نظام را به مسلخ قدرت ببرند و هم اسلامیت آن را بر باد دهند. رفتاری که به صراحت مورد اشاره و اعتراض مرحوم آیت الله منتظری و حجت الاسلام و المسلمین کروبی قرار گرفته است.

شورای هماهنگی راه سبز امید، انتخابات پیش رو را فاقد حداقل لوازم و استانداردهای شناخته شده در مورد انتخابات آزاد، سالم و منصفانه می‌داند. دخالت و اعمال سلیقه‌ی دستگاه‌های نظارتی و اجرایی به شکلی که در روزهای اخیر شاهد بودیم، هم تضییع کننده‌ی حقوق اساسی ایرانیان است، هم خلاف قانون، و هم خلاف منافع ملی. اگر قانون به‌جای آن که ملاک و معیار عمل مسئولان باشد، همچون موم در دست آنان مستمسکی برای تثبیت قدرت باشد و بنا بر سلیقه‌ی سیاسی خود تفسیرش کنند، مشارکت پائین یا عدم شرکت شهروندان، از پیامدهای طبیعی و بدیهی به‌شمار می‌رود و مسئولیت آن برعهده‌ی حاکمیت است. آنان که سیطره‌ی خود را از مسیرهایی جز اعتماد به مردم، پای‌بندی به قانون اساسی، احترام به ضوابط رقابت دموکراتیک، آزادی، رأی و شعور مردم جستجو می‌کنند و جز با تمسک به ارعاب و خشونت و اسلحه و تداوم و تعمیق فضای امنیتی نمی‌توانند به اقتدار نامشروع خود ادامه دهند، باید در قبال عواقب شوم این رویه نیز مسئولیت بپذیرند.

راه برون‌رفت از وضع کنونی اما، پناه بردن به دامن یأس و نومیدی یا بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت فردی و جمعی نیست. تجربه‌ی اخیر نشان داد با وجود تبلیغات فراوان اقتدارگرایان، جنبش اعتراضی زنده و رو به گسترش است و به محض این که امکانی مسالمت‌آمیز برای تغییر بیابد، محکم و موثر به میدان می‌آید. سبزها در آینده نیز در هر فرصتی که فراهم شود در میدان سیاست‌ورزی حاضر خواهند بود و در جهت تحقق مطالبات مردم، خواهند کوشید. انتخابات اگر انتخابات باشد در آن شرکت می کنیم, اما عدم شرکت در انتخابات به اندازه‌ی شرکت در انتخابات، حق شهروندان است و کسی نمی‌تواند این حق را از ایرانیان بستاند. اگر حاکمان اقتدارگرا درهای صندوق‌های رای را بر فکر و ایده شهروندان ببندند، سبزها همچنان در کنش‌های جمعی خویش، مطالبات خود را مطرح، گفتمان و هویت خود را منتشر، و فضای سیاسی ـ اجتماعی کشور را به اشکال گوناگون از حضور سبز خویش متاثر می‌کنند. بازخوانی تجربه‌ی اخیر بر درستی گفتار و توصیه‌ی راهبران سبزمان صحه می‌گذارد که «امید» بذر هویت ماست. این‌بار نیز «امید» به تغییر وضع موجود، چنان هویت سبز را در برابر چشمان بهت‌زده متقلبان و خیانت‌کاران به حق مردم متجلی ساخت که راهی جز رسوا ساختن خویش در برابر آن ندیدند. پاسداری از «امید»، پیشه کردن صبوری، و پرهیز از یأس و کناره‌گیری از سیاست‌ورزی در جامعه مدنی، بیش از هر زمان، ضروری می‌نماید؛ اهمیت ایستادگی در برابر کردار ضدملی اقتدارگرایان که نتوانند این سرزمین را به آتش کشند، و مام میهن را قربانی شیفتگی خود به قدرت کنند. سبزها همچنان خانه‌های خویش را «قبله» قرار می‌دهند و آگاهی بخشی و نوع‌دوستی و مودت و مدارا را در برابر تقلب و قدرت‌طلبی و خشونت حاکمان، تعقیب می‌کنند. سبزها همچنین، آگاهانه و امیدوارانه، راه‌های بدیل سیاست‌ورزی انتخابات محور را خواهند پیمود؛ نیز، اصلاح‌طلبی صبورانه و جامعه‌محور را با توسل به شبکه‌های اجتماعی و ضمن آگاهی بخشی پی خواهند گرفت و تسلیم صحنه‌آرایی‌ خطرناک و بازی انتخابات نمایشی نخواهند شد.

تداوم وضع کنونی همراهان در حبس جنبش سبز، به‌ویژه آقایان کروبی و موسوی، و خانم رهنورد، به نفع جامعه و حتی حاکمیت نیست. تنها گناه آنان این است که آنچه را امروز بر ایران می‌رود، پیش بینی و حاکمان را نسبت به وقوع آن زنهار و هشدار می‌دادند. شورای هماهنگی راه سبز امید خواهان آزادی بی قید و شرط و فوری اقایان کروبی، موسوی و خانم رهنورد و سایر زندانیان جنبش سبز است. در شرایطی که حبس دو نامزد معترض انتخابات گذشته و بازداشت بسیاری از فعالان ستادهای انتخاباتی آنان، به‌صورت غیرقانونی ادامه دارد؛ نشریات زیر سانسورند و روزنامه‌نگاران تحت تهدید مستمر؛ و نیز منتقدان سیاسی و تغییرخواهان در معرض احضار و ارعاب پیوسته، ادعای برگزاری انتخابات آزاد را هیچ شهروند آگاه، ناظر منصف و داور مستقلی نخواهد پذیرفت. چنان‌که ادعای برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی، وقتی حتی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آن ردصلاحیت شده، به گونه ای غیر قابل باور می شود که مورد اعتراض سیاستمداران با تجربه و مورد اعتماد حاکمیت نیز قرار میگیرد.

از همراهان استوار و امیدوار جنبش سبز آموخته‌ایم که رهرو صبور «راه سبز امید» باشیم. بر پیمان خود با آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد، و دیگر زندانیان و همراهان جنبش سبز تا دستیابی به ایرانی آزاد، امن و آباد، به پشتوانه‌ی نیروی اجتماعی ایرانیان تغییرخواه، و از مسیر انتخابات آزاد و سالم و منصفانه، ا

پایان مطلب

««««««««««««««««««««««««««

کامنت من برای فردا

چه کسانی به مرحله دوم می‌روند؟

Share Button

ـ حمایت از آقای روحانی بار معنایی متفاوتی در مقایسه با حمایت از آقای عارف خواهد داشت. زیرا آقای روحانی همیشه خود را متفاوت از جناح‌ها تعریف کرده و بیشتر نزدیک به آقای هاشمی بوده است. بنابراین حمایت اصلاح‌طلبان از آقای روحانی به منزله آن است که در برابر سایر نامزدهای اصولگرا و نیز وضعیت پیش آمده برای آقای هاشمی از او حمایت خواهند کرد. ولی در مورد آقای عارف چون باید به عنوان نامزد اصلاح‌طلب و نماینده آنان معرفی شود و از آنجا که اصلاح‌طلبان خودشان از پیش تصمیمی برای معرفی ایشان نگرفته بودند، لذا گمان نمی‌کنم که الآن هم بتوانند به عنوان نامزد خاصی همچون آقای خاتمی از ایشان حمایت کنند. در نهایت گمان می‌کنم که در ابتدا دو طرف را حمایت کنند تا هفته آخر، هر کس زمینه رأی‌آوری بیشتری داشت از او حمایت کنند، و احتمال می‌دهم که فردی که رأی کمتری دارد نیز به نفع دیگری کنار رود، و اگر نرود، بعداً متضرر خواهد شد

 برگرفته از سایت “آینده”

مصاحبه

گفتگو با نشریه مثلث

۱۱ خرداد ۱۳۹۲

– شورای نگهبان اسامی ۸ نامزد انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرد، به نظر شما آرایش سیاسی در رقابت پیش رو چگونه رقم می‌خورد؟

ـ واقعیت این است که آرایش سیاسی در انتخابات باید انعکاس مطلوبی از آرایش سیاسی واقعی جامعه باشد، ولی به دلیل محدودیت‌هایی که در احراز صلاحیت‌ها وجود دارد، برخی از گرایش‌های موجود اصولاً ثبت‌نام نمی‌کنند، برخی هم با نامزد اصلی خود نمی‌آیند، برخی هم که می‌آیند، احراز صلاحیت نمی‌شوند، در نتیجه می‌بینیم که یکی از گرایش‌ها چندین نامزد دارند، و چندین گرایش فاقد یک نامزد یا نامزد خاص خود هستند. این مسأله منجر به اختلال در موضع‌گیری‌ها می‌شود، مثلاً مردم نمی‌دانند آقای غرضی چه کسی را می‌خواهد نمایندگی کند؟ آقای حداد یا ولایتی یا قالیباف که در یک ائتلاف بودند، چرا همه آنان کماکان مانده‌اند؟ و قس علی‌هذا.
علی‌رغم این در این انتخابات دولت فاقد نماینده است. اگر اصولگرایان دولت را از خود ندانند و مسئولیت کارهای او را نپذیرند، این سوال را چگونه پاسخ خواهند داد که؛ دولتی که تا این حد رأی داشته، چرا در این انتخابات نامزد ندارد؟ طرفدارانش چه کار باید کنند؟ آیا باید به اصولگرایان رای دهند که معلوم نیست رأی این اصولگرایان در انتخابات پیش چقدر بود، که الآن ۵ نامزد دارند؟ بخشی از اصلاح‌طلبان هم نامزد اجماعی خود را ندارند، و مجبورند میان آقای عارف و روحانی یکی را برگزینند، البته با دو رویکرد متفاوت. بخشی هم عملاً فعالیت نخواهند کرد. البته نوعی رقابت نزد اصولگرایان مشاهده می‌شود. ولی این‌ها درصد چندانی از جامعه را نمایندگی نمی‌کنند، جناح رادیکال آن پیرامون آقای جلیلی و جناح سنتی‌تر پیرامون ولایتی متمرکز خواهند شد. آقای قالیباف هم تا حدی چشم به نیروهای میانه و منفرد اصولگرایان و نیز بخشی از مردم عادی دارد.
– فضای انتخابات چند قطبی می‌شود؟

ـ گمان نمی‌کنم که فضای سیاسی چون انتخابات پیش قطبی شود، هرچند همیشه حدی از قطبیت هست. مهم‌ترین موضوعی که امکان قطبیت پیرامون آن هست، مسأله هسته‌ای است که دو دبیر شورای عالی امنیت ملی با دور رویکرد متفاوت در دو طرف این قطب در انتخابات هستند. نیروهای طرفدار سیاست موجود کوشیده‌اند که قطبیت را میان آقای جلیلی و روحانی درباره این مسأله شکل دهند. به نظرم این کار را به هر دلیلی انجام می‌دهند اشتباه می‌کنند، زیرا بر فرض که جلیلی رأی آورد، این کار چه کمکی به ادامه این راه می‌کند، مگر الآن کسی جلوی آن ایستاده است؟ ولی اگر روحانی رأی آورد و یا رأی جلیلی خیلی کم شود، در این صورت این دوگانه‌سازان آیا می‌پذیرند که مردم به آن سیاست رأی منفی داده و باید سیاست تغییر کند؟ به نظر من سرنوشت سیاست هسته‌ای را نباید به انتخابات گره زد، این به نفع کشور نیست، هرچند مطمئن هستم اگر گره زده و دو قطبی شود، نتیجه آن نخواهد بود که تندروها فکر می‌کنند.
– آیا روحانی و عارف حاضر می‌شوند به نفع هم کنار روند؟ اگر بروند چه می‌شوند؟ نروند چه خواهد شد؟ اصلا جنس سیاسی آقایان روحانی و عارف با هم مشترک است؟ یعنی می توان هر دو جریان اصلاحات را نمایندگی می‌کنند؟

ـ حمایت از آقای روحانی بار معنایی متفاوتی در مقایسه با حمایت از آقای عارف خواهد داشت. زیرا آقای روحانی همیشه خود را متفاوت از جناح‌ها تعریف کرده و بیشتر نزدیک به آقای هاشمی بوده است. بنابراین حمایت اصلاح‌طلبان از آقای روحانی به منزله آن است که در برابر سایر نامزدهای اصولگرا و نیز وضعیت پیش آمده برای آقای هاشمی از او حمایت خواهند کرد. ولی در مورد آقای عارف چون باید به عنوان نامزد اصلاح‌طلب و نماینده آنان معرفی شود و از آنجا که اصلاح‌طلبان خودشان از پیش تصمیمی برای معرفی ایشان نگرفته بودند، لذا گمان نمی‌کنم که الآن هم بتوانند به عنوان نامزد خاصی همچون آقای خاتمی از ایشان حمایت کنند. در نهایت گمان می‌کنم که در ابتدا دو طرف را حمایت کنند تا هفته آخر، هر کس زمینه رأی‌آوری بیشتری داشت از او حمایت کنند، و احتمال می‌دهم که فردی که رأی کمتری دارد نیز به نفع دیگری کنار رود، و اگر نرود، بعداً متضرر خواهد شد. ضمن آنکه با کنار نرفتن هم رأی چندانی به دست نخواهد آورد. البته اگر آقای جهانگیری پذیرفته بود که حاضر شود و زودتر از ساعت ۵ بعد از ظهر روز شنبه برای ثبت‌نام اقدام کرده بود وضعیت قطعاً به صورت دیگری درمی‌آمد. متاسفانه ایشان وقتی تصمیم می‌گیرند ثبت نام کنند که آقای هاشمی وارد می‌شوند و آقای جهانگیری هم به احترام ایشان از ثبت‌نام منصرف می‌شوند.
– سران جریان اصلاحات (خاتمی و موسوی خوئینی‌ها) از عارف یا روحانی حمایت می کنند؟ هاشمی رفسنجانی چه طور؟

ـ با توجه به سیاست کلی آنان که شرکت در انتخابات و رأی دادن است، گمان می‌کنم که در نهایت از یکی از این دو نامزد حمایت کنند، ولی ممکن است این حمایت به صورت ضمنی باشد، یعنی از طریق افراد و گروه‌های نزدیک، و یا دیدار و ملاقات و… ولی حمایت صریح را هم منتفی نمی‌دانم. در هر حال غیر از افراد شاخص و اصلی اصلاحات سایرین ساکت نخواهد نشست.
– نظر شما درباره نامزدی آقای غرضی چیست؟ اگر بماند سبد رأی او چقدر خواهد بود؟ (در قیاس با مهرعلیزاده سال ۸۴)

ـ نمی‌دانم آقای غرضی چه کسانی را نمایندگی می‌کند. ولی رأی آقای مهرعلیزاده فرق می‌کرد، در مناطق آذری رأی بالایی داشت ولی آقای غرضی حتی چنین موقعت ویژه‌ای را هم ندارد. اگر جریان نسبی بوجود آمده در ادامه حضور آقای هاشمی حتی تا حدودی در حمایت از آقای روحانی شکل بگیرد، گمان نمی‌کنم که آقای غرضی رأی قابل توجهی بیاور اصولاً هنوز هم نمی‌دانم چرا آمده؟ هم ورودش و هم تأیید صلاحیتش (در مقایسه با برخی دیگر از افراد مثل آقای پزشکیان یا سعیدی‌کیا یا محمد شریعتمداری) این حضور خیلی عجیب و باور نکردنی است.
– سه دیپلمات در میدان رقابت حضور دارند نگاه مردم به آنها چگونه خواهد بود؟

ـ تفاوت‌های دیگر میان این سه نفر (جلیلی، ولایتی، روحانی) بیش از این وجه اشتراک شغلی آنان است. گمان نمی‌کنم که مردم به صفت این اشتراک به آنان نگاه مشترکی داشته باشند. البته به دلیل اهمیت روابط خارجی در این دور از انتخابات ممکن است، توجه به آنان و نظرات آنان در باره روابط خارجی و مساله هسته‌ای و تحریم‌ها بیشتر باشد.
– جلیلی از حمایت چه پایگاه‌های اجتماعی برخوردار می‌شود؟

ـ آقای جلیلی، همان ادبیات و نگرش آقای احمدی‌نژاد را در میان نیروهای جوان طرفدار نوع خاصی از بینش انقلاب دارد. در واقع ایشان بیش از آنکه پایگاه اجتماعی داشته باشند، پایگاه سیاسی دارند. برخی از نیروها که از سرنوشت احمدی‌نژاد سرخورده هستند، ولی کماکان می‌خواهند بر همان ایده‌ها پایبند باشند، به همراه نیروهای طرفدار آقای مصباح دور آقای جلیلی حلقه زده‌اند. هرچند طرفداران آقای مصباح به دلیل وضعیت پیش آمده برای آقای لنکرانی و از روی ناچاری در این حلقه حضور دارند.
– محسن رضایی ۸۴، ۸۸ و ۹۲ چه تفاوت هایی با هم دارند؟

ـ آقای رضایی استخوان‌دارتر از آن است که در این سال‌ها تغییری کرده باشد. ایشان در پی آشنایی با شیوه‌هایی برای کسب نظر مردم و رأی‌آوری است. به نظرم این کار را در این دور بهتر از دفعات پیش انجام می‌دهد، ولی آشنایی با این شیوه‌ها برای کسب موفقیت کافی نیست، هرچند برای بالا رفتن مقداری رأی بد نیست.
– برخی کارشناسان می گویند محسن رضایی و حسن روحانی پدیده انتخابات خواهند بود، نگاه آرای خاکستری به این دو نامزد چیست؟

ـ واقعیت این است که اظهارنظر قطعی درباره انتخابات و پدیده‌های آن سخت است، چون هنوز هم من به یک نظرسنجی معتبر و حتی نیمه معتبر دسترسی نیافته‌ام تا بخواهم استنتاجی قابل توجه و دقیق برای اظهار نظر کنم. ولی گمان نمی‌کنم که آقای رضایی چنین شانسی را داشته باشد، زیرا نه در گفتار او و نه در حامیانش چنین تحولی را نمی‌بینیم. در حالی که آقای روحانی ظرفیت شخصی و از آن مهمتر جریانی را دارد که طبقه متوسط و اصلاح‌طلبان از او حمایت کنند. و این جریان از چند روز پیش نیز راه افتاده است.
– قالیباف می‌تواند از رأی تشکیلاتی جریان اصولگرا برخوردار شود؟ چقدر در قیاس با سایر نامزدهای اصولگرا قدرت جذب آرای خاکستری را دارد؟

ـ در گفتگوی پیشین با مثلث درباره آقای قالیباف گفتم که مشکل ایشان در انتخابات چیست که با آقای حداد و ولایتی ائتلاف کرده. ائتلافی که اکنون به رقابت تبدیل شده است! دلیل آن هم نیازی بود که هرکدام برای حضور در این جمع سه نفری داشتند. ولی آقای قالیباف نمی‌تواند از جریان اصولگرا حمایت چشمگیری را جلب کند. چون به لحاظ سیاسی در درون این جریان فعال نیست. مهم‌ترین شانس وی این بود که اصلاح‌طلبان و نامزد دولت نباشند، الآن هم اگر اصلاح‌طلبان و بسیاری از طبقه متوسط بسیج شوند و از روحانی حمایت کنند، شانسی برای آقای قالیباف نمی‌ماند. ولی اگر آقای روحانی اوج نگیرد، آقای قالیباف شانس بهتری از سایر نامزدهای دیگر خواهد داشت. برداشت من این است که چنین شانسی به آقای قالیباف رو نمی‌کند. مواضع دو سه هفته اخیر ایشان، از نظر سیاسی بی‌موقع تلقی شد و ریزش زیادی در آرایش ببار آورد.
– نگاه مردم به ولایتی چیست؟ ولایتی ۸۴ با ولایتی ۹۲ چه تفاوت ها و شباهت‌هایی دارد؟ ولایتی سال ۸۴ تا آخر در میدان نماند، این مسئله روی آرای وی چه اثری دارد؟ چه طیف‌هایی از او حمایت می‌کنند؟

ـ ایشان حضور چندانی در سیاست نداشته که فرقش را بتوان دید و یا اصولا بتوان گفت فرقی کرده یا نه. مشکل ایشان این است که بصورت فردی می‌خواهد رییس جمهور شود و این خواست برای وی قابل تصور نیست. نماندن تا آخر هم نقطه ضعف هر سیاستمداری است که با ماندن نوبت بعد لزوما ترمیم نمی‌شود. بویژه آن که قرار هم باشد کنار روند. انتظار می‌رود که آقای ولایتی در نهایت خود را به عنوان نامزد بخشی از نیروهای اصولگرا مثل موتلفه، تحمیل کند. ولی این نیروها رأی چندان قابل توجهی که فرد را رییس جمهور کنند ندارند، و ممکن است موجب پرهیز سایر نیروها در حمایت از وی هم بشود. به لحاظ شخصیتی هم قادر به جذب آرای چندانی نیست، لذا گمان نمی‌کنم میان سه نفر اول انتخابات باشد. ورود وی به انتخابات از موضع انفعالی بود. جز بخشی از نیروهای اصولگرا که نامزد اختصاصی خود را به هر دلیلی نداشته‌اند (و این هم ناشی از ضعف این نیروها بوده) کس دیگری از ایشان حمایت نخواهد کرد.
– حداد آیا تا آخر می ماند؟

ـ آقای حداد ممکن است تا آخر بماند، چون کنار رفتن و ماندنش برای سایرین تفاوت چندانی نمی‌کند.
– چرا ائتلاف ۱+۲ به نتیجه نرسید؟

ـ در گفتگوی پیشین با شما در این باره توضیح دادم. این سه نفر سه رویای گوناگون را در یک بستر می‌دیدند. و هرکدام در پی شرایطی بودند که دیگری به دلیلی مجبور به ترک صحنه به نفع آنان شود، که این شرایط محقق نشد. اجازه دهید همان مطلب را که پیش از ثبت‌نام بود را در اینجا تکرار کنم.
در آنجه گفتم که: ” هر کس می خواهد در این ائتلاف تنور خود را گرم کند مثلا آقای قالیباف برای حضور در انتخابات دو مشکل دارد، یک مشکلش شاید با ساختار قدرت باشد که به نظرم هنوز نمی توان گفت که کاملا به او اعتماد داشته باشند چون روز سه شنبه قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ هم رأی خود را از او برداشتند، به همین علت آقای قالیباف نفر چهارم شد. دوم اینکه آقای قالیباف بدنه تشکیلاتی جریان اصولگرا را با خود ندارد و از لحاظ فردی نیز در سطحی نیست که فارغ از دو مولفه یادشده بتواند نامزد پیروز لقب گیرد. بنابراین او می خواهد در کنار آقای حداد مشکل اول و با آقای ولایتی مشکل دوم را حل کند، فرضش هم این است که هر سه با هم هستند و آخر هم که نظرسنجی شود رتبه او با فاصله زیاد بالاتر است. از سویی دیگر فرض آقایان ولایتی و حداد این است که با قالیباف همراه شوند تا نهایتا با تقویت قالب ائتلاف، وی اجازه ورود پیدا نکند اما رأی او را به دست آورند اما واقعیت این است که در انتخابات غیر حزبی ایران آرأی اشخاص قابل انتقال به غیر نیستند، باید دور این ذهنیت را خط قرمز کشید که مثلا فلان فرد یک رأیی دارد مثل پولی که در جیبش است و می تواند آن را به کسی دیگر واگذارد یا آنکه این کار را نکند. در مجموع وضعیت آقای قالیباف از حیث رای‌آوری اصلا قابل مقایسه با آقایان حداد و ولایتی نیست و این سه به لحاظ ماهیتی هم یک سنخ نیستند؛ نهایتاً ائتلاف ۱+۲ هم به نظرم ثمر چندانی ندارد، اگر هم کسی کنار برود آن فرد آقای قالیباف نیست؛ مگر اینکه آقای قالیباف مجوز ورود کسب نکند، آن وقت می کوشد یکی از آقایان ولایتی و حداد را تقویت کند که البته این کار هم کمکی به آقایان ولایتی یا حداد نمی کند.”

– انتخابات یک مرحله می شود یا دو مرحله‌ای؟

ـ اگر آقای روحانی در وضعیتی قرار گیرد که پتانسیل ایجاد شده بر اثر رد صلاحیت آقای هاشمی و نیز انتظارات موجود در جامعه پشت وی قرار گیرد، یک مرحله‌ای می‌شود، در غیر این صورت گمان می‌کنم دو مرحله‌ای خواهد شد.
– اگر دو مرحله ای شود، شانس کدام نامزدها برای صعود به آن مرحله بیشتر است؟

ـ برداشت کنونی من این است که اگر وضع قبلی حاصل نشود آقای روحانی، قالیباف و جلیلی به ترتیب شانس حضور در مرحله دوم را دارند. ولی فراموش نکنیم که همه اینها فقط یک حدس و گمان براساس داده‌هایی است که نه دقیق است و نه قابل تعمیم، و لذا پاسخ های من را نباید چندان معتبر دانست، شاید پاسخ هیچ کس معتبر نباشد، زیرا باید براساس مستندات حرف زد. مستنداتی که در دسترس نیست یا اساساً وجود ندارد. در آمریکا روزی چند نظرسنجی معتبر در دسترس بود، در اینجا سالی یکی هم در دسترس نیست. با این حال می‌کوشم که آرزوهایم را در قالب تحلیل نگویم، بلکه آنچه را که براساس همین شواهد ناقص و براساس دانش و تجربه‌ام می‌توانم به آن برسم عرضه کنم. شاید اظهارات من در گفتگوی پیشین نشانه‌هایی از این احتیاط و در ضمن صحت نظر را در خود داشته باشد.

منتشر شده در نشریه مثلث ۱۱-۳-۱۳۹۲