Archive for: July 2013

اعتبار ۳٫۶ میلیاردی نفتی به سوریه

Share Button

چکیده:  معنی این قراداد یعنی بخشیدن حد اقل، ۳٫۶ میلیارد دلار نفت به دولت بشار اسد است. و از آنجا که خبر بسیار کوتاه و خلاصه تر از آنست که متناسب با موضوع باشد، در آن هیچ قیمتی برای نفت تحویلی به سوریه ذکر نشده است، این فقط میتواند به اینصورت تفسیر شود که ایران پذیرفته است تمامی نیاز نفتی سوریه را بشمول تمام نیاز ماشین جنگی آنرا تأمین کند. چون در اثر جنگ، منابع خود سوریه (۳۰۰ هزار بشکه تولید در روز)، متوقف شده یا میادین و خطوط انتقال نفتی آن در کنترول ارتش آزاد سوریه درآمده است. 

SYRIA-CONFLICT

گلوی فرشته “اعتدال” در چنگال دیو جنگ و خشونت و استبداد!

نهار نت لبنان،  دیروز سه شنبه ۱۰ مرداد* به نقل از خبرگزاری رسمی سوریه خبرداد داد: ” ایران موافقت کرد تا اعتباری معادل ۳٫۶ میلیارد دلار به ازای کسب مجوز برای سرمایه گزاری درسوریه در اختیار برای خرید نفت در اختیار آن کشور بگذارد. این موفقت نامه ( دوشنبه) در تهران … توسط طرف ایرانی و بانک مرکزی سوریه برای اعطای این وام ۳٫۶ میلیاردی، به امضاء رسید.”

این اولین بارنیست که چنین بذل و بخشش های کلانی نسبت به دولت سوریه میشود. و این اولین بار نیست که معلوم نیست و نمیشود که در پشت سر این تصمیم گیریهایی که پیامد آنها تنها به این بخشش های میلیاردی ختم نمیشود، چه ارگان و شخصیت فراقانونی ایستاده است که قادر است با دور زدن همه موازین قانونی و  بدون بحث  در مجلس و انعکاس در رسانه ها، یکروزه روی اعتباری بمیزان ۳٫۶ میلیارد دلار که بازگشت ناپذیر بودن آن از خود “شمس” هم اظهرالمن الشمس تر است تصمیم بگیرد.

باید پرسید در کدام کشور مدعی قانون گرایی و پارلمان دار در دنیا یک دولت  یا ارگان حکومتی  میتواند به الرأسه چنین تصمیمی گرفته و به اجرا بگذارد؟

این در شرایطی است که بنا به گزارش سایت تابناک دوشنبه، قریب ۲۰  روز است که بعلت عدم تأمین ارز کالاهای سفارشی و واردتی، هیچ کالایی از گمرکات کشور ترخیص نشده است که خطر جدی کمبود کالاهای اساسی را بدنبال خواهد داشت. عمده این کالاهای ترخیص نشده کالاهای اساسی مورد مصرف مردم از جمله داروهستند که کشتیهای حامل آنها همچنان روی آب ایستاده اند و قطعاً واردکننده باید هزینه توقف و تأخیر در تخلیه کالاهای آنها را  نیز که بی شک سر به جهنم خواهد زد باید بپردازد البته اگر اساساً تأمین ارزی ترخیص آنها رخ بدهد و آن کالاها قبل از فاسد شدن ترخیص شوند.  ولی اینها هنوز فرع بر قضیه اصلی است.

در پرانتز بگوبم؛ به مشکل عدم ترخیص کالای ذکر شده در فوق بد نیست، مسئله گران شدن نان هم اشاره کنیم چون احتمالاً بخشی از این  کالاهاب متوقف شده در بنادر کشور گندم میباشد. هردوی این خبرها به نقل از سایت تابناک است و در زیر این یادداشت درج شده است.

قضیه اصلی اینست که این ۳٫۶ میلیارد نفت، نه حتی برای مصرف سوخت مردم دربدر شده سوریه در این گرمای سوزان ۴۰ درجه ایی استوایی آنجا بلکه برای تأمین سوخت تانکها، هلی کوپترها و بمب افکن های سوریه است تا خانه های مردم را به تبدیل کنند تأمین میشود. این سوخت رسانی به ماشین جنگی رژیم اسد هزینه ایی خواهد داشت که صورت حساب آن سنگین تر از آنچه تصور میشود برای دولت آینده ایران، ” دولت امید و اعتدال” بعداً ارسال خواهد شد. حتی اینهم همه قضیه نیست. در متن خبر آمده است که اعطای این اعتبار برای “کسب مجوز سرمایه گذاری” در سوریه است! باید از آن مرجع و مقامی که این حاتم بخشی را کرده است پرسید؛ در شرایطی که همه کشورهای دنیا برای جذب سرمایه خارجی خود را به آب و آتش میزنند، آیا برای سرمایه گذاری کردن در یک کشور چنین پیش پرداختهایی لازم است؟ آیا دولت روسیه که پایگاه دریایی نظامی در سوریه دارد و متحد استراتریک  ۶۰ ساله رژیم سوریه است حاضر است در این کشور جنگ زده و بی آینده حتی یک کوپک،  و نه یک روبل هم، سرمایه گذاری کند؟ این مقام باید بگوید که این سرمایه گذاری مورد نظر که قطعاً دولتی است زیرا هیچ دیوانه ایی از بخش خصوصی سرمایه اش را به کوره جنگی سوریه نمی ریزد، در چه زمینه هایی باید صورت پذیرد.

تا چند روز دیگر مراسم تحلیف و نتفیذ دولت “امید و اعتدال” است و آقای روحانی رسماً مسئولیت دستگاه اجرایی کشور را بعهده خواهد گرفت. این وظیفه و مسئولیت اوست که از دولت قبل بخواهد تا نسبت به این تصمیم بزرگ که فقط چند روز به تحویل دولت به او گرفته شده،  ولی عواقبش متوجه دولت وی خواهد بود، توضیح دهد.

خودِ  آقای روحانی باید به مردم توضیح دهد که تا چه حد این بذل و بخشش نظامی/ استراتژیک/ اقتصادی مورد تأئید دولت او می باشد.

ایشان باید رأی دهندگان خویش و از طریق رسانه ها به مردم  توضیح دهد؛  این بذل و بخشش که در ذات خود، ادامه افراط در حمایت از یک رژیم مردم کُش است تا چه حد با برنامه دولت ” اعتدال” ایشان در انطباق است.

بدیهی است که نه آقای روحانی و نه آن مقامات فرا مملکتی که راجع به این حاتم بخشی ۳٫۶ میلیارد دلاری تصمیم گرفته اند هیچ توضیحی به مردم نخواهند داد همچنانکه منهم این خبر را نه از منابع داخلی بلکه از یک منبع لبنانی، به نقل از خبر گزاری رسمی رژیم سوریه گرفته ام.

معنی این قراداد یعنی بخشیدن حد اقل، ۳٫۶ میلیارد دلار نفت به دولت بشار اسد است. و از آنجا که خبر بسیار کوتاه و خلاصه تر از آنست که متناسب با موضوع باشد، در آن هیچ قیمتی برای نفت تحویلی به سوریه ذکر نشده است، این فقط میتواند به این صورت تفسیر شود که ایران پذیرفته است تمامی نیاز نفتی سوریه را بشمول  تمام نیاز ماشین جنگی آنرا تأمین کند. چون در اثر جنگ، منابع خود سوریه (۳۰۰ هزار بشکه تولید در روز)، متوقف شده یا میادین و خطوط انتقال نفتی آن در کنترول ارتش آزاد سوریه درآمده است.

ایران نه تنها پذیرفته است که نیاز سوختی سوریه را تأمین کند بلکه پذیرفته است که خرابیهای ناشی از جنگ وارد شده به تأسیسات اصلی و زیر بنایی ان کشور را نیز بعنوان “سرمایه گذاری” در آن کشور تأمین کند. همه اینها بدین معناست که پای دولت ما بیش از پیش به باتلاق جنگ سوریه و خصومت با مردم سوریه و جامعه عرب که همه مخالف آن رژیم هستند و همچنین جامعه جهانی (منهای روسیه و چین) کشانده شود. همه اینها بدین معناست که دولتی که وارد چنین هم پیوندی و همپیمانی استراتژیکی میشود هرگز قادر نخواهد بود نه با جامعه جهانی جانب “اعتدال” را بگیرد و نه با جامعه و مردم خود. زیرا الهه اعتدال را از پیش در پای دیو افراط، خشونت و جنگ قربانی کرده است.

برای رسیدن به این نتیجه گیری تلخ مدت زیادی لازم نیست. دولت “امید و اعتدال” آقای روحانی اگر نخواهد با اتکاء به آرای میلیونی مردمی خود در برابر این گونه تصمیم گیریهای پشت پرده وفراقانونی محکم بایستد خیلی زود امید مردم را به یأس تبدیل خواد کرد.

 

 

************

Iran Grants Syria $3.6-bln Oil Credit Line

by Naharnet Newsdesk ۱۳ hours ago

W460

Iran has agreed to supply Damascus with $3.6 billion in oil in exchange for the right to invest in the country, Syria’s state news agency SANA said on Tuesday.

“An agreement was signed (on Monday) in Tehran… by the Iranian and Syrian central banks, granting Syria a credit line worth $3.6 billion,” it reported.

The deal stipulates that Syria will pay back the cost of the oil loan “through Iranian investments of various kinds in Syria”, said SANA.

It did not elaborate on what kind of investments Tehran would make.

Iran is the main regional backer of Syrian President Bashar Assad, whose regime has fought for more than 28 months to crush a protest movement that morphed into a bloody insurgency after the army cracked down against dissent.

Oil production in Syria has crashed over the course of the country’s war, which the United Nations says has killed more than 100,000 people.

Previously a small energy exporter, Syria is now forced to import oil and by-products, Oil MinisterSleiman Abbas said in May.

************************************

تابناک ۹ مرداد

۶ مرداد ۹۲ دوشنبه

ناهماهنگی بانک مرکزی و وزارت صنعت بر سر چیست؟
در حالی واردات کشور به دلیل ‌تخصیص نیافتن ارز، نزدیک بیست روز به تعطیلی رفته است که پیش از این نیز خبر توقف و کندی ثبت سفارش‌ها از سوی برخوردار منتشر شده بود. هرچند فعالان اقتصادی از ناهماهنگی بین بانک مرکزی و وزارت صنعت در این مورد خبر می‌دهند، دلیل این ناهماهنگی به هیچ وجه مشخص نیست.
کد خبر: ۳۳۴۹۵۶
تاریخ انتشار: ۰۶ مرداد ۱۳۹۲ – ۱۵:۵۴
تعطیلی سه هفته ای تجارت و احتمال افزایش شدید کالاهای اساسیدر حالی واردات کشور به دلیل ‌تخصیص نیافتن ارز، نزدیک بیست روز به تعطیلی رفته است که پیش از این نیز خبر توقف و کندی ثبت سفارش‌ها از سوی برخوردار منتشر شده بود. هرچند فعالان اقتصادی از ناهماهنگی بین بانک مرکزی و وزارت صنعت در این مورد خبر می‌دهند، دلیل این ناهماهنگی به هیچ وجه مشخص نیست.
به گزارش «تابناک»، در حالی که چندی پیش، خبر کندی یا در برخی موارد توقف ثبت سفارش‌ها برای واردات از سوی محمد حسین برخوردار، رئیس مجمع عالی واردات منتشر شد، اکنون رئیس کمیسیون واردات اتاق ایران، از تعطیلی سه هفته‌ای تجارت کشور خبر می‌دهد.مجیدرضا حریری امروز گفته است که روند واردات در سه هفته اخیر، متوقف شده‌ و بانک مرکزی از نزدیک بیست روز پیش، به هیچ وارد‌کننده‌ بخش خصوصی و بخش دولتی با هیچ نرخی ارز نداده است.وی اشاره کرد‌: این موضوع نه تنها شامل کالاهای اساسی‌ بلکه شامل دیگر کالا‌ها هم می‌شود. بواقع در این مدت، نه ارز مرجع به کالا‌ها اختصاص یافته و نه ارز مبادله‌ای.به گفته وی، همین موضوع باعث شده که کشور در حوزه‌های دارو و خوراک دام و طیور رسما دچار مشکلات اساسی شود.حریری درباره علت این امر خاطرنشان نمود: یک نوع بلاتکلیفی در موضوع واردات پدید آمده که‌ ناشی از اختلافات میان وزارت صنعت، معدن و تجارت و بانک مرکزی است.این در حالی است که پیش از این نیز محمد حسین برخوردار، رئیس مجمع عالی واردات به موضوع توقف ثبت سفارش‌ها از سوی وزارت صنعت و معدن و تجارت پرداخته بود. وی یک هفته پیش گفته بود: حدوداً از بیست روز پیش عملیات ثبت سفارش برای واردات به شکل محسوسی کند و در برخی مواقع متوقف شده است.برخوردار این امر را دلیل اصلی کاهش نرخ ارز در بازار آزاد دانسته و عنوان کرده بود که‌ این کندی یا توقف باعث شده، تقاضا برای ارز کاهش پیدا کند که طبیعتاً آثار خود را در پایین آمدن قیمت در بازار نشان داده است.

وی نیز درباره علت این توقف در ثبت سفارش‌ها اشاره به درگیری بانک مرکزی با وزارت صنعت و معدن و تجارت کرده و گفته بود: تا جایی که من می‌دانم، وزارت صنعت کار خود را مانند گذشته انجام می‌دهد، ولی در بخشی که بانک مرکزی باید منابع لازم را برای اختصاص به سفارش‌های ثبت شده، تعریف و تعیین کند، کار با مشکل روبه‌رو شده است.

این در حالی است که به گفته حریری، موضوع واردات و خلأیی که در این مدت در روند آن ایجاد شد، باعث می‌شود تأثیرات نامطلوبی ‌در آینده به ویژه در حوزه‌های دارو، کالاهای اساسی و خوراک دام و طیور ببینیم.

حریری در گفت‌وگو‌ با تابناک، اشاره کرد که علت دقیق این ناهماهنگی در میان وزارت صنعت و معدن و تجارت و بانک مرکزی روشن نیست و دقیقا معلوم نیست که مشکل ‌کجاست.

وی افزود: این یک پدیده شگفت انگیز است و در‌ بحث واگذاری نمایشگاه نیز دیدیم که یک چنین ناهماهنگی بین ارکان گوناگون دولت وجود دارد و من بنا بر رصد وقایع این امر را اعلام می‌کنم.

حریری ادامه داد: هم‌اکنون کشتی کالاهای اساسی در بنادر معطل تخلیه هستند و ‌تخلیه نکردن آن‌ها به دلیل مشکل عدم تخصیص ارز منجر به آن می‌شود که با خالی شدن انبارهای کالاهای اساسی و دارو در دو تا سه ماه آینده بهای کالا‌ها‌ اساسی افزایش پیدا کند. دلیل آن که اعلام شده بهای مرغ به ۱۰ هزار تومان می‌رسد نیز می‌تواند همین ‌باشد.

وی افزود: پیش از این دیدیم که وجود جناح‌های گوناگون با انگیزه‌های متفاوت منجر به بروز چنین مشکلاتی در اقتصاد کشور می‌شد، اما اکنون که دولت از یک رویکرد یکدست برخوردار است، دلیل این ‌ناهماهنگی‌ها اصلا مشخص نیست.

بر پایه این گزارش، هنوز دلیل نا‌هماهنگی بین وزارت صنعت و معدن و تجارت و بانک مرکزی در این باره نا‌مشخص است و دقیقا معلوم نیست ‌چرا بانک مرکزی از تخصیص ارز به واردات طفره می‌رود. این در حالی است که با ادامه این روند و توقف واردات کالاهای اساسی، دولت آینده عملا با انبارهای خالی روبه‌رو خواهد بود.

******************
تابناک
دوشنبه ۹ مررداد
به رغم تکذیب‌های دولتی مطرح شد:
هرچند مسئولان دولتی افزایش بهای نان را تا ماه‌های آینده منتفی دانسته بودند، دیروز رسما نشستی در کمیسیون اقتصادی مجلس و با حضور مسئولان وزارت صنعت و معدن و تجارت برگزار شده که طی آن افزایش بهای آرد و نان ‌بررسی ‌و رقم‌هایی نیز برای بهای جدید انواع نان پیشنهاد شده است.
کد خبر: ۳۳۵۱۶۲
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۳۹۲ – ۱۴:۵۴
ارقام پیشنهادی افزایش قیمت نان: بربری 800، لواش 250 تومان

هرچند مسئولان دولتی افزایش بهای نان را تا ماه‌های آینده منتفی دانسته بودند، دیروز رسما نشستی در کمیسیون اقتصادی مجلس و با حضور مسئولان وزارت صنعت و معدن و تجارت برگزار شده که طی آن افزایش بهای آرد و نان ‌بررسی ‌و رقم‌هایی نیز برای بهای جدید انواع نان پیشنهاد شده است.

به گزارش «تابناک»، در حالی که تا دیروز مسئولان دولتی از‌ افزایش نیافتن بهای نان تا ماه‌های آینده سخن می‌گفتند، نشست دیروز کمیسیون اقتصادی مجلس برای بررسی افزایش بهای نان برگزار ‌و طی آن قیمت‌هایی نیز برای این افزایش پیشنهاد شده است.

امروز رحیم زارع، سخنگوی کمیسیون اقتصادی گفته است، نشستی با حضور مسئولان وزارت صنعت برگزار شده که علل افزایش بهای نان و مشکلات خرید گندم و آرد موضوعات اصلی آن را تشکیل می‌داده است؛ جلسه‌ای که عباس قبادی، مدیر عامل شرکت بازرگانی دولتی نیز در آن بوده است.

در همین رابطه امروز عثمان احمدی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس گفته که روز گذشته نشستی با عباس قبادی، مدیر عامل شرکت بازرگانی دولتی در مجلس برگزار شده که موضوع آن، بررسی افزایش خرید تضمینی گندم و به تبع آن افزایش بهای نان بوده است.

هرچند احمدی نیز گفته که هم‌اکنون افزایش قیمتی در نان وجود ندارد، گفته‌ با توجه به این که بحث رقابتی در پخت نان شکل گرفته است، افزایش تک بعدی قیمت گندم و آرد موجب شکل‌گیری بازار سیاهی می‌شود که نانوا‌ها به دنبال آن آرد را مستقیم‌ می‌فروشند و صرفه اقتصادی این کار برای آنان بیشتر از فروش نان خواهد بود که برای جلوگیری از چنین رویه‌ای قیمت نان باید افزایش یابد تا این بازار سیاه به وجود نیاید.

وی درباره قیمت‌های پیشنهادی برای نان نیز گفته است: اگر قیمت فروش گندم را ۸۸۰ یا ۹۰۰ تومان فرض کنیم، می‌توان قیمت‌هایی را برای نان در نظر گرفت که هم‌اکنون در مرحله پیشنهاد است. نان سنگک با گندم ۸۸۰ تومان، ۹۲۵ تومان و برای گندم ۹۰۰ تومانی، ۹۴۰ تومان می‌شود. نان‌ بربری هم برای گندم ۸۸۰ و ۹۰۰ تومانی به ترتیب ۸۰۰ یا ۸۱۰ تومان خواهد شد. نان تافتون چانه ۲۸۰ گرمی نیز ۴۷۵ تومان و لواش هم ۲۵۰ تومان پیشنهاد شده است.

البته وی تأکید کرده ‌که این ارقام تنها پیشنهاد است.

از سوی دیگر، ‌پور ابراهیمی عضو دیگر کمیسیون اعلام کرده است: گزارشی را که توسط کمیسیون در این زمینه تهیه شده ‌به وزارت صنعت، کشاورزی و رئیس مجلس ارائه کردیم تا این دو وزارت‌خانه، نظر خود را در این زمینه بدهند تا بنا بر این گزارش جمع بندی مشخصی از وضعیت نان به دولت جدید ارائه کنیم.

این در حالی است که روز گذشته، عباس قبادی که خود مهمان کمیسیون اقتصادی بر سر موضوع افزایش قیمت نان بوده است، ساعاتی پیش از برگزاری این کمیسیون به صراحت افزایش بهای نان را منتفی دانسته بود و اعلام کرده بود: بحث افزایش بهای نان منتفی است و تا ماه‌های آینده هیچ افزایشی‌ نخواهیم داشت.

اکنون با توجه به آنکه حتی قیمت‌هایی نیز برای افزایش بهای نان پیشنهاد شده است، هیچ بعید نیست ‌در آینده نزدیک شاهد افزایش بهای نان باشیم.

در این میان نکته مهم آن ‌که این افزایش قیمت در قوت غالب خانوار ایرانی، آیا همراه با افزایش یارانه نان نیز خواهد بود یا خیر و آیا اساسا این یارانه به نان تعلق خواهد گرفت یا به آرد نانوایان.

پیش از این محمد‌‌رضا فرزین، دبیر ستاد هدفمندی یارانه‌ها، افزایش یارانه نان را بسته به افزایش بهای نان دانسته و گفته بود: در سال جاری در صورت افزایش دوباره بهای نان، پس از نهایی شدن بودجه و تعیین قیمت خرید تضمینی گندم، یارانه آن پرداخت می‌شود.

در همین رابطه، ‌پور ابراهیمی گفته است: در صورتی که بخواهیم کل هزینه افزایش تولید را از طریق افزایش قیمت نان پوشش دهیم، تقریبا ۶۰ درصد ‌بر ‌قیمت‌ها اثر خواهد گذاشت، ولی می‌توان بخشی از هزینه‌ها را طریق یارانه و بخشی را با افزایش قیمت و کل آن را از طریق یارانه پوشش داد که ما پیشنهادها و گزارش‌های لازم را به وزارت صنعت و کشاورزی فرستاده‌ایم تا نظر خود را در این زمینه اعلام کنند.

گفتنی است، سال گذشته و در پی افزایش بهای نان پس از افزایش قیمت خرید تضمینی گندم، دولت مابه التفاوت بهای نان را به شکل یارانه اختصاص داد و ‌۲۸ هزار تومان برای کل سال یارانه نان به حساب خانوار‌ها ریخت.

****************
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۹۲, ساعت ۱۲:۴۴ بعد از ظهر

وام جدید جمهوری اسلامی برای سوریه به ارزش ۷ میلیارد دلار

جرس: جمهوری اسلامی ایران دوباره وامی به ارزش ۷ میلیارد دلار به سوریه ارائه می دهد.
به گزارش عصر ایران به نقل از روزنامه دولتی تشرین چاپ دمشق، “ادیب میاله” رئیس بانک مرکزی سوریه گفت: ایران همچنان از اقتصاد سوریه حمایت مالی می کند. ایران خط اعتباری (وام) به ارزش یک میلیارد دلار برای واردات کالا و وام دیگری به ارزش سه میلیارد دلار برای واردات نفت و فرآورده های نفتی مورد نیاز، در اختیار سوریه قرار داده است.

رئیس بانک مرکزی سوریه اضافه کرد: خط اعتباری (وام) یک میلیارد دلاری ایران به سوریه، در صورت به پایان رسیدن، دوباره شارژ خواهد شد.

وی افزود: علاوه بر این مبالغ، ایران سه میلیارد دلار دیگر نیز به سوریه در قالب خط اعتباری (وام) اختصاص می دهد. برای دریافت این وام ها در حال نهایی کردن اقدامات لازم هستیم.

سوریه قبل از این هم یک میلیارد دلار از ایران وام در قالب خط اعتباری دریافت کرده بود. در بهمن ۱۳۹۱ نیز دولت سوریه از سپرده گذاری ارزی ایران در این کشور برای تقویت ارزش پول ملی سوریه خبر داد. دولت ایران علاوه بر این، ۲۰۰ میلیون دلار وام برای بخش بهداشت و درمان سوریه اختصاص داده بود.

برخی رسانه های خارجی نیز گفته بودند از آنجا که سوریه به دلیل تحریم ها، نمی تواند از اروپا غلات خریداری کند؛ ایران برای این کشور از اروپا غله خریداری کرده است. نفت سوریه نیز تحریم شده است و ایران بخشی از نفت تولیدی این کشور را خریداری یا با محصولات نفتی مبادله می کند.

 

چهره بیرونی استبداد ولایی

Share Button

به نوشته  نشریه”اصوت المصریه به نقل ار پرس نی وی” مصر، حسین امیر عبدلاهیان”، مسئول روابط خارجی  با کشورهای عربی و آفریقایی در وزارت خارجه کشورمان، در گفتگو با پرس تی وی به مصریان و مقامات آنجا توصیه کرد که به آرای مردم احترام گذاشته، از “همه جناحها و گرایشهای مختلف آنجا خواست که با “دیالوگ” مسائل خود را حل کنند و با عقلانیت از خشونت و بحرانسازی بپرهیزند او گفت که خونریزی بیشتر اوضاع را فقط پیچیده تر خواهد کرد.
اگر آدم نمیدانست در ایران امروز و دیروز چه میگذرد و گذشته است، اگر از خفقان رسانه ای و از جنگ سایبری و ضد ماهواره ایی رژیم علیه نقل و انتقال آزاد اندیشه و اطلاعاتی خبر نداشت، اگر از چاپیدن بزرگ تاریخی میهنمان توسط نوقدرتان حاکم بی خبر بود،اگر از از بطری حواله دادن غرور آمیز سردار نقدی به مخالفان* اطلاعی نداشت که میگوید ما هم بطری میسازیم و هم آنرا خوب بکار میبریم خبری نداشت و فقط این بیانات ریا کارانه این مقام وزرات خارجه میشنید و یا بعنوان یک مصری معمولی و از دنیا بیخبر این توصیه های “مهرورزانه “مقام وزارت خارجه میهنمان را میشنید با خود میگفت : “عچب مملکتی خوبی! اگر دموکراسی هم هست باید اینچنیبن باشد!”

Mr, Jakil-Dr, Hyde

* خبر فوق را آقای حسین قاضایان چند روز پیش بعنوان بخش سانسور شده سخنان سردار نقدی در صفحه فیس بوک خود درج کرده بود.

Iranian official urges Egyptians to avoid post-Mursi violence

Tuesday, July 30, 2013 12:09 PM

 Iranian Foreign Minister for Arab and African Affairs Hossein Amir-Abdollahian has urged all factions in Egypt to avoid violence and enter a dialogue to end the crisis with wisdom.

Abdollahian told Press TV that “more bloodshed will only complicate matters further in Egypt,” reported the Iranian news agency.

He added that the best solution is to abide by the law and respect popular vote, stressing the importance of dialogue between the different factions.

Iran had expressed concerns with the violence that followed the ouster of Islamist President Mohamed Mursi in Egypt.

Egypt’s army ousted the democratically elected president on July 3, following mass demonstrations that were held across the country.

تونس بسوی انقلاب دوم!

آیا زیمبابو هم بسوی بهار میرود؟

Share Button

اتکای موگابه از نطر نظامی به  شبه نظامیانی است که عمدتاً از افراد قبیله خود او تشکیل شده است و همه آنها در اثر مصادره زمینهای سفیدپوستان به نان و نوا رسیده و به این خاطر نقشی ممتاز در جامعه یافته و بهر قیمت در پشت سر حزب زانو و شخص موگابه ایستاده اند. به لحاظ ایدئولوژیکی، رژیم موگابه؛ همانند رژیم ولایی ما در ایران، “دشمن” و “دساسیس” خارجی و نیروی سرنگون شده (سفید پوستان ) را محمل توجیه  و مبنای فلسفه قدرت و حاکمیت خود کرده است.

چانگرای

سه روز دیگر مردم زیمبابو به پای صندوق های رأی میروند به امید اینکه از شر دیکتاتور ۹۰ ساله خودشان که میخواهد ۴ سال دیگر، هم زنده بماند و هم فرمانروایی کند آزاد شوند. رقیب وی مورگان چانگرای، یک شخصیت اتحادیه ایی است که ۴ سال پیش هم با موگابه وارد رقابت شد. نتیجه انتخابات ریاست جمهوری باخت موگابه و پیروزی چانگرای بود. ولی پیروزی پارلمانی نامزدهای حزب چانگرایی عملی نبود و آنها بخشی از پارلمان را در اختیار گرفتند. ولی موگابه بجای واگذاری پست ریاست جمهوری، چماقداران خود را برای ضرب و شتم و مرعوب کردن رقیب خود اعزام کرد که نتیجه آن بیمارستانی شدن چانگرای با سرو کله خونین و مالین در اثر جراحات وارده بود. پس از بهبودی؛ مورگان چانگرای، ادامه ریاست جمهوری رابرت موگابه را نپذیرفت که سرانجام با وساطتت سازمان وحدت آفریقا، قدرت بین پست نخست وزیری، که وظیفه مدیریت سرویس و خدمات دولتی را عهده دار بود، و ریاست جمهوری، که همه اهرم های اصلی قدرت را در دست داشت، تقسیم شد. البته نخست وزیر جدید زیمبابو حتی برای تأمین بودجه سرویس و خدمات بعهده گرفته دولت خود نه به درآمد مالیاتی و یا حق الامتیازات دولتی مانند بهره برداری از معادن و سایر منابع طبیعی  که همه در کنترول رئیس جمهور موگابه میباشد، بلکه به کمکهای خارجی و در درجه اول اتحادیه اروپا متکی میباشد.

چندی پیش چانگرای در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت دیگر حاضر نیست که دردوره آینده شریک قدرت موگابه باشد و اطمینانی هم به برگزاری سالم انتخابات و یا پذیرش نتیجه آراء از سوی رابرت موگابه ندارد.

روزنامه “استار” *چاپ کانادا در گزارشی پبرامون انتخابات آینده زیمبابو مینویسد، موگابه  و حزب “زانو” ی وی هیچ احتیاجی ندارند تا رأی بیاورند تا خود را پیروز اعلام کنند. این روزنامه از زیمبابو بعنوان سرزمینی قفل شده در جنوب آفریقا، گرفتار در چنبر نظامی “دزد سالار ـ کلیپتو کراسی”، سرزمینی فراموش شده که توجه کسی را جلب نمیکند نام میبرد.

برای اینکه خواننده با فرهنگ و کاراکتر موگابه ، این چهره برجسته چپ دموکرات انقلابی دهه ۶۰ و.۷۰ آفریقا و یکی از نوچه های سیاسی ایدئولوژیک اتحاد شوروی سابق آشنا شود کافیست اظهار نظر او را راجع به رقیبش .. چانگرای ذکر کنم. او میگوید : ” چانگرای از سگ ترسوی عموی منهم ترسو تراست. هروقت به او چخ میکردم فرار میکرد. او مُرد بدون اینکه حتی  یکبار هم که شده یک شکاری(طعمه) بگیرد.  چانگرای هم خواهد مرد بدون اینکه رنگ پیروزی را ببیند.”

اتکای موگابه از نطر نظامی به  شبه نظامیانی است که عمدتاً از افراد قبیله خود او تشکیل شده است و همه آنها در اثر مصادره زمینهای سفیدپوستان به نان و نوا رسیده و به این خاطر نقشی ممتاز در جامعه یافته و بهر قیمت در پشت سر حزب زانو و شخص موگابه ایستاده اند. به لحاظ ایدئولوژیکی، رژیم موگابه؛ همانند رژیم ولایی ما در ایران، “دشمن” و “دساسیس” خارجی و نیروی سرنگون شده (سفید پوستان ) را محمل توجیه  و مبنای فلسفه قدرت و حاکمیت خود کرده است.

برای انتخابات پیش روی ریاست جمهوری و پارلمان که قرار است ۳ روز دیگر برگزار شود، گروه ناظران  سازمان “وحدت آفریقا” به تعداد ۶۰ نفر و به سرپرستی رئیس جمهور سابق نیجریه، “اولوسگون او باسانیو” به هراره پایتخت کشور آمده اند. ولی مانند بار قبل، حضور آنها هیچ تضمینی برای روند سالم انتخابات و انتقال احتمالی قدرت نخواهد بود. ولی بنظر من تصور اینکه جناح مورگان چانگرای به آسانی دور قبل مصادره کامل  نتیجه انتخابات از سوی موگابه را بپذیرد نیز چندان بدیهی نمی نماید. چانگرای طی ۴ سال نخست وزیری خود( هرچند مسلوب الاختیارولی با این حال)، فرصت داشته است تا به نیروهای اجتماعی حامی خود آرایشی مقاومت آمیز بدهد. اوضاع منطقه و جهان هم ظرف این ۴ سال تغیرات بسیاری کرده است که بسود موگابه عمل نمیکند.

سقوط این دیکتاتور جان سخت میتواند سراغاز موجی از تغیرات جدید در قاره سیاه باشد و شاید هم  سرآغاز بهار افریقا.  این انتظار زیادی نیست ولی دلیلی هم برای عدم رخداد آن نیست.

پایان یداداشت

**************************************

*

Robert Mugabe, 89, may win Zimbabwe vote, fairly or not

After 33 years in power in the southern African republic of Zimbabwe, Mugabe prepares to extend his rule — by hook or by crook

Text size:IncreaseDecreaseReset
Share via EmailPrint
Report an Error
Save to Mystar

JEKESAI NJIKIZANA / AFP/GETTY IMAGES

Morgan Tsvangirai, Zimbabwe’s Prime minister and leader of the Movement for Democratic Change (MDC), holds a baby during an election campaign rally ahead of his country’s July 31 election.

By:  Feature Writer, Published on Fri Jul 26 2013
EXPLORE THIS STORY

He’s 89 years old, he may well be suffering from prostate cancer, and what he probably most needs now is a good, long rest.

But Robert Gabriel Mugabe is stalking the campaign trail once more, with his fussy diction, his wobbly gait, and his Grecian Formula hair.

(Just think: he’s in his 90th year — and still not a hint of grey.)

Not only that, Mugabe is also the odds-on favourite to prevail in presidential and parliamentary elections set for July 31, thereby extending his 33-year run as leader of the star-crossed southern African republic of Zimbabwe — by hook or by crook.

PhotosView gallery

  • Zimbabwean President Robert Mugabe, left, and his wife Grace wave to party supporters on his arrival to launch his ruling ZANU PF party's election manifesto in the capital Harare July 5, 2013.zoom

Unfortunately, the vote is expected to be so chaotic and possibly fraudulent that the official result will be difficult to credit.

Not that it matters to the president.

Mugabe and his venerable political vehicle, known as Zanu-PF, do not actually need to win in order to claim victory.

The betting among the experts is that the results will stand only if they favour Mugabe. If they don’t, he’ll declare himself the winner, anyway.

That’s what happened in 2008, the last time Zimbabweans trooped to the polls, braving a torrent of violence loosed by the regime that left more than 200 people dead. It’s widely believed that Morgan Tsvangirai, leader of the opposition Movement for Democratic Change, triumphed in the first round of voting that year — to no avail.

  • Zimbabweans Hope for Free, Fair and Peaceful ElectionZimbabweans Hope for Free, Fair and Peaceful Election

The count was halted, and Mugabe carried on in his self-appointed role as Zimbabwe’s president for life.

It could happen again.

“Will Zanu-PF surrender power?” asks John Campbell, an Africa expert at the New-York-based Council on Foreign Affairs. “I would say, ‘Not on your life.’”

Some might ask how much it matters.

After all, Zimbabwe nowadays is just a poor, landlocked kleptocracy perched in the hinterland of southern Africa, a place not many outsiders visit anymore and that no longer figures prominently in the news or the investment calculations of foreign businesspeople.

It wasn’t always so.

First as a white-ruled pariah territory called Rhodesia and later as a charter member of the club of front-line African states that resisted apartheid in South Africa, the country now known as Zimbabwe has long served as a sort of crucible for many of this planet’s most troubling political and racial challenges.

Mugabe enjoyed a degree of international stature from 1980, when he first took power, until the mid-1990s.

Zimbabwe, in the early days of Mugabe’s rule, was a mostly green and gorgeous land, where poinsettia and bougainvillea blossomed even in the cool highland winter and where blacks and whites seemed to get along peacefully, even in the wake of an internal bush war that had raged between them during the 1970s.

In those post-liberation days, Zimbabwe seemed like the fulfilment of Africa’s promise — a relatively prosperous place, blessed with radiant days, decent rain, plenty of Virginia tobacco and other cash crops and ruled by a man regarded by some as a visionary leader.

If Mugabe had quit while he was ahead, he might now be regarded with something approaching the reverence accorded South Africa’s Nelson Mandela.

But he didn’t and he ain’t.

“Mugabe is kind of a caricature of an African dictator,” says Rita Abrahamsen of the Graduate School of Public and International Affairs at the University of Ottawa. “He has been pretty ruthless.”

Mugabe’s penchant for brutal conduct should have been apparent from the early days of his rule, when he dispatched the notorious Fifth Brigade of the Zimbabwean army into the western lowlands of the country, to quell an uprising by several hundred armed militants.

Known as the Gukurahundi, the operation lasted several years and delivered wholesale terror to a region of Zimbabwe inhabited mainly by Ndebele people, members of the smaller of Zimbabwe’s two main ethnic groups.

Mugabe belongs to the dominant Shona tribe.

Upwards of 20,000 people died in a campaign of violence that lasted until 1984.

That was politics, Mugabe-style. His economic record has been no subtler.

In the 1990s, the former schoolteacher began expropriating white-owned farmland, often by force. That policy may well have had a just foundation — a small compact of white-skinned commercial farmers had long controlled the country’s best land, while a vastly larger population of blacks had nothing — but the result was riddled with corruption, cronyism, and gangland-style tactics.

The country descended into what seemed to be a spiral of hyperinflation, political repression and mortal fear, culminating in the presidential vote of 2008, a vote Mugabe almost certainly lost, at least on paper.

Yet he continued to rule, albeit with some concessions. Under mounting pressure from neighbouring leaders, Mugabe entered into a coalition with the MDC that saw Tsvangirai, now 61, take on the title of prime minister, while the opposition also assumed responsibility for the country’s finances — with no little success.

The country now uses the U.S. dollar as its official currency, a measure that has helped stabilize the dizzying inflation of recent years. Many Zimbabweans remain poor, but they are no longer starving.

“The country is definitely better off,” says Abrahamsen. “The opposition can claim much of the credit for the recovery. Paradoxically, it doesn’t help them much.”

Caught unawares by Mugabe’s snap election call late last month, the MDC is ill-prepared for the campaign now underway. It’s entirely possible the octogenarian president will win the vote with little need for intimidation tactics or electoral skulduggery.

“One of the issues that is difficult for some people to accept is that Mugabe remains extremely popular in Zimbabwe,” says Campbell.

Or he does in many rural areas, where he is still regarded as a national hero, the champion of black liberation who bested the country’s once dominant white-skinned elite, now reduced to a disempowered rump of perhaps 30,000 souls.

Five years after the country’s last presidential vote, Mugabe still holds all the power that really matters, including the declared support of both the police and the army. No one realistically expects this to change once Zimbabwe’s long-suffering voters have cast their ballots yet again.

“I’m quite gloomy,” says Campbell. “It seems to me the election will be a farce.”

By all accounts, the electoral machinery is a mess, outdated and probably gerrymandered to boot.

Sixty-three of Zimbabwe’s 210 parliamentary constituencies appear to contain more registered voters than there are inhabitants, as measured by the most recent census. Most of these ridings are in rural areas, where Mugabe’s support is keenest.

Huge numbers of young voters — a disaffected generation widely opposed to Mugabe — have been left off the registry.

One electoral watchdog estimates that roughly a million of the roughly 6 million registered voters are likely deceased or no longer living in Zimbabwe.

There’s more.

An advance poll conducted earlier this month for the benefit of police and soldiers — who will be on duty on election day — disintegrated into a shambles, with thousands denied their right to vote owing to shortages of ballot papers.

Tvsangirai, the MDC leader, says he is participating in the campaign “with a heavy heart.”

That is not surprising. What is more confounding is that he is participating at all. Perhaps he felt he had no choice.

“It would have been difficult for him to boycott the election,” says Abrahamsen. “He is the prime minister, after all.”

The best that can be said of the contest so far is that there has been little of the violence against opposition supporters that bloodied the run-up to elections five years ago. But some worry that disturbances may break out should Mugabe win in what seem to be suspicious circumstances.

“It’s not known if that will lead to widespread violence,” says Campbell.

One way or another, Mugabe seems destined to prolong his presidency yet again, while cementing his status as the dean of Africa’s post-colonial leaders. Love him or hate him, you can’t deny the tenacity or the wiles that have kept him in power so long.

“He’s had the required brutality, but he can read his country,” says Abrahamsen. “One has to admire him even as one doesn’t approve of him.”

اخوان المسلمین درپی شهیدسازی است

Share Button

چنین وضعیت و چنین موازنه نیرویی “حتی” اگر گواه عدم حقانیت سیاسی و مشروعیت ادعایی” اخوان نباشد، در کمترین معنای خود گواه اینست که اخوان در یک کشمکش سیاسی داخلی به جنگی جهادی و نابرابر دست زده است که نخستین ضرر غیر قابل جبران آن تعمیق شکاف در جامعه و ضرر سنگین تر آن شکستی پر تلفات است که به فرایند دموکراتیزاسیون جامعه لطمه جدی میزند. یکی از رهبران حزب سلفیست نور، متحد سابق اخوان، در یک مصاحبه چند روز پیش این سئوال را پیش کشیدکه؛ فرض کنیم دولت فعلی و مراجع نظامی تن به درخواست اخوان داده، محمد مُرسی را آزاد کنند و وی را به پست ریاست جمهوری باز گردانند. آیا او با وجود مخالفت میلیونی مردم بدون اینکه حمایت ارتش و نیروهای انتظامی  را با خود داشته باشد میتواند مملکت را اداره کند؟”

NSF

 Egyptian reform leader Mohammed El Baradei, center, speaks during a press conference following the meeting of the National Salvation Front, as former Egyptian presidential candidate, Hamdeen Sabahi, left, and former Egyptian Foreign Minister and presidential candidate, Amr Moussa, right, listen in Cairo, Egypt, Monday, Jan. 28, 2013 (Photo: AP)

جبهه نجات ملی، بزرگترین نیروی اپوزیسیون ضد مُرسی و اخوان در ساعات پایانی روزگذشته با صدور بیانیه ایی ضمن اظهار تأثر از کشته شدن ۷۴ تن از تظاهر کنندگان، تمام مسئولیت این کشته ها را به گردن اخوان المسلمین گذارد. این جبهه در بیانیه خود میگوید: “برای اخوان المسلمین، بخیابان آمدن میلیونها نفر درکشور علیه آن و در حمایت از نفشه راه برای گذار از وضع بحرانی کافی نبود. اخوان برای یک ماه متوالی است که هواداران خود را به تحصن در ربعا الدعاویه واقع [منطقه نصر سیتی] واداشته است و سعی در رویارویی با نیروهای انتظامی دارند. سخنرانان اخوان رسماً به هوادران خود میگویند که در وضعیت جهادی قرار گرفته اند و اگر کشته شوند به بهشت میروند. اخوان در ادامه این راه، هواداران خود را آگاهانه به تقابل با نیروهای امنیتی ترغیب میکند و در جستجوی اینست که با شهید آفرینی هرچه بیشتر حرارت کوره تشنج و درگیری با نیروهای امنیتی را همچنان داغ نگاه دارد از اینرو برای تحریک هرچه بیشتر طرفدارنش در تعداد کشته شده های هواداران خود اغراق میکند تا اوضاع را تشنج آمیز نگاه دارد. اخوان ادعا میکند که پلیس از سلاح و گلوله های واقعی علیه تظاهر کنندگان استفاده کرده است حال آنکه شاهدان عینی و وزیر کشوراین ادعا را تکذیب میکنند.

اخوان المسلمین هواداران خود را وامیدارد تا به اماکن و مراکز دولتی و نیروهای  انتظامی و نظامی حمله کنند.

جبهه نجات ملیNSF خواهان تشکیل سریع یک کمیته تحقیقاتی قضایی است تا به تحقیقات پیرامون موارد حمله همه طرفهای در مظان اتهام  پرداخته شود  و از جمله تحقیق در مورد صحت ادعای وزیر کشور. جبهه ضمناً از رئیس جمهور موقت میخواهد که به روند انتقال قدرت شتاب بخشد.

پایان خلاصه بیانه NSF

****************

کامنت من:

رسانه های بیطرف مصر از جمله الاهرام و المصری الیوم تعداد تظاهرات کننگان موافق بیانیه ژنرال السیسی را میلیونها (فقط در قاهره) و تعداد جمعیت طرفدار اخوان را صدها هزار برآورد کرده بودند با این توضیح که بخش زیادی از همین تعداد جمعیت هم جمعیت اتوبوسی بودند که از اطراف حتی از استانهای دیگر آورده شده بودند.

پر واضح است که بخش عمده مردم در تأئید بیانیه ارتش و نقشه راه آن در پشت سر دولت انتقالی و علیه اسلامگریان ایستاده اند. نیروهای نظامی و مسلح کشور، نه صرفاً با آمریت نظامی بلکه با تمایل واقعی و از موضع دموکراسی خواهانه در کنار مردم علیه اخوان المسلمین ایستاده اند. متحدین خود اخوان المسلمین آنرا تنها گذارده یا جانب مخالفینش را گرفته اند و یا اینکه بیطرفی اختیار کرده اند.

چنین وضعیت و چنین موازنه نیرویی “حتی” اگر گواه عدم حقانیت سیاسی و مشروعیت ادعایی” اخوان نباشد، در کمترین معنای خود گواه اینست که اخوان در یک کشمکش سیاسی داخلی به جنگی جهادی و نابرابر علیه دولتی که در بدبینانه ترین قضاوت از حمایت نیمی از مردم برخوردار است دست زده است که نخستین ضرر غیر قابل جبران آن تعمیق شکاف در جامعه و ضرر سنگین تر آن شکستی پر تلفات است که به فرایند دموکراتیزاسیون جامعه لطمه جدی میزند. یکی از رهبران حزب سلفیست نور، متحد سابق اخوان، در یک مصاحبه چند روز پیش این سئوال را پیش کشید که؛ فرض کنیم دولت فعلی و مراجع نظامی تن به درخواست اخوان داده، محمد مُرسی را آزاد کنند و وی را به پست ریاست جمهوری باز گردانند. آیا او با وجود مخالفت میلیونی مردم بدون اینکه حمایت ارتش و نیروهای انتظامی  را با خود داشته باشد میتواند مملکت را اداره کند؟”

بنظر من سرسختی پرهزینه اخوان المسلمین در برابر مردم و نیروهای نظامی و انتظامی فقط یک چیز را بوضوح نشان میدهد و آن اینست که ارتش اگر قدری در حرکت خود برای عزل محمد مُرسی تأخیر کرده بود، فرصت را برای باز گرداندن اوضاع بحالت عادی برای همیشه از دست داده بود. باید در نظر داشت که برابر اطلاعات جسته و گریخته که به مطبوعات درز کرده است، اخوان و شخص مُرسی نه تنها در تبانی با حماس بوده است بلکه بطور خصوصی و پنهانی از کشورهای خارجی اسلحه خریده و در اختیار آن زندانیانی گذارده است که بکمک حماس در جریان قیام مردم علیه مبارک زندان را شکسته و و فرار کرده اند*. بسیاری از تروریستهایی که در صحرای سینا به قرارگاه های نظامی و پلیس حمله میکنند همانهایی هستند در جریان آن فرار بزرگ به کمک حماس و مرسی از زندان گریخته اند. چنین بنظر میرسد که تحقیقات مقامات امنیتی در اطراف توطئه های پنهانی اخوان در دوره ریاست جمهوری مُرسی نیز بسی بیش از آن است که انتظار میرفته است.

سرچشمه ایی را توانست بستن به بیل

چوآن چشمه پر شد نشاید گرفتن به پیل

جانسختی اخوان المسلمین فقط نشان میدهد که ارتش مصر سرِ چشمه ـ ی توطئه بزرگ علیه مصر را از طرف آن جریان اسلامگرا بموقع گرفت. ممکن است این سرسختی اخوان المسلمین به  قربانیان بیگناهی و حتی بسیار بیانجامد، ولی هیچ نتیجه گیری ایی از این اشتباه امیز تر از این نیست که بگویئم برای اجتناب از این هزینه ها ارتش نباید مُرسی را عزل میکرد. باید با یقین بدانیم که اگر مرسی عزل نمیشد چندی نمیگذشت که همه ارتش مصر و اپوزیسون دولت اخوان برای همیشه چنان “عزل” میشدند که جز نامی از آنها در تاریخ بجای نمی ماند.

در این نبرد نابرابری که اخوان بر ادامه آن اصرار دارد، کمترین شانسی برای آن وجود ندارد و حتی شهید آفرینی آنهم نمیتواند مشروعیت عاشورایی و جهادی برایش ایجاد کند زیرا دیگر جریانهای اسلامی حتی جریان فوق  افراطی جماعة الاسلامیه هم دیگر با آن نیست. سرسختی هزینه ساز اخوان فقط به ژرفش بیداری تاریخی ملت مصر نسبت به این جریان “دین کسبی و دین ابزاری” می انجامد.

ضمناً برابر خبرگزاری ترکی انادولو، .معاون دبیر کل سازمان همکاریهای اسلامی که با وزیر خارجه مصر نبیل فهمی ملاقات کرده است به وی گفته شده است که نماینگان شورای ملی حقوق بشر با رئیس جمهور معزول محمد مرسی در روز جمعه ملاقات کرده است.

*

The Turkish Anadolu news agency has quoted Ekmeleddin Ihsanoglu, secretary-general of the Organization of Islamic Cooperation (OIC), as saying that he met with Egyptian Foreign Minister Nabil Fahmy on Saturday, who told him that he and two representatives of the National Council for Human Rights visited deposed President Mohamed Morsy on Friday, but did not brief him of more details.

 

NSF mourns deaths, says ‘can’t help’ but blame the MuslimBrotherhood

NSF calls for a private investigation into the Friday, Saturday violence, and to hold
accountable all those responsible
Ahram Online , Sunday 28 Jul 2013

The National Salvation Front (NSF) expressed Saturday its ‘deepest sorrow’ for the murder of at least 74 Egyptians in clashes Friday night and early Saturday.

The NSF assured in a statement that the top priority for all the country’s institutions and political parties, regardless of their views, should be protecting the lives of Egyptians and respecting basic human rights, especially the right to live.

The group, which was the main Egyptian opposition coalition under Morsi, said that they “can’t help” but blame and condemn the Muslim Brotherhood for the deaths.

According to the NSF, the Brotherhood “has gathered its supporters in Rabaa Al-Adawiya [sit-in in Cairo’s Nasr City] for a month now and claims that confronting the armed forces and the police, attacking private and governmental institutions, and endangering the lives of the Egyptian citizens is jihad for God, and they will receive martyrdom if they [die] in these attacks.”

The NSF has also accused the Brotherhood of adopting an “inciting hostility approach” by exaggerating the numbers of deaths and injuries during the clashes. The Brotherhood, as described by the NSF, is seeking to “increase the conflicts, and cause more innocent Egyptian casualties.”

The NSF has urged for the immediate formation of an independent judicial commission to investigate the facts of the attacks, including investigation of the official statement by the Minister of Interior on Saturday along with the statements of the witnesses and injured.

“Based on reports of the committee, all those responsible must be held accountable, including the minister of interior, if it is proven that the security forces were involved in excessive use of force against protesters,” NSF declared.

Ending the statement, the NSF stated that the “leaders of the Muslim Brotherhood were not content that millions of Egyptians [on Friday] took to the streets nationwide to confirm their adherence to the roadmap, announced on 3 July,” and thus the Muslim Brotherhood will try to “exploit the current strife to fuel more conflict and refuse national reconciliation.”

The NSF has urged the security forces to be alert to the Brotherhood’s intentions and to ‘exercise the utmost restraint when dealing with protesters.”

Hamdeen Sabbahi, President of the Egyptian Popular Current party and one of three figures chosen by the NSF to initiate dialogue with the interim president and his cabinet to ensure a swift transition, has echoed the same statements via his official Twitter account.

Egypt’s General Prosecutor Hesham Barakat has opened an investigation into the overnight clashes.

Interior Minister Mohamed Ibrahim said on Saturday that the Muslim Brotherhood is “purposefully causing a crisis”, denying that the police opened fire on pro-Morsi demonstrators. However, eyewitnesses told Ahram Online that the police did in fact open fire on Morsi loyalists.

The Muslim Brotherhood, the group from which deposed President Morsi hails, has claimed that the police used live ammunition in an attempt to disperse the nearly month-long sit-in, which started on 28 June and has become open-ended since Morsi’s ouster on 3 July.

The Brotherhood stated that they would continue to protest until Morsi is reinstated despite the rising death toll, refusing to acknowledge the army’s roadmap, which was declared after Morsi’s overthrow.

The armed forces’ roadmap, which defines the ongoing transitional period and ends after the coming presidential elections, saw Morsi ousted and replaced by Head of the High Constitutional Court Adly Mansour

Morsi has been held incommunicado since his overthrow.

Millions took to the streets across Egypt on Friday to respond to Defense Minister’s Abdel Fattah El-Sisi’s calls to mandate the army and police to crackdown on “violence and terrorism.” Concurrently, hundreds of thousands of Morsi’s supporters also voiced support for Morsi.

Clashes erupted in Alexandria on Friday and in Cairo’s Nasr City the early hours of Saturday,leaving scores of deaths, most of whom were supporters of Morsi.

**********************************

*

Egyptian Homeland Security: Brotherhood and allies bought arms from abroad

Sat, 27/07/2013 – 14:16

  
bein al-sarayat<br /><br />

 The Giza Prosecution has received a copy of the investigations conducted by Egyptian Homeland Security into the clashes that took place between supporters and opponents of President Mohamed Morsy in the districts of Bein al-Sarayat and al-Bahr al-Aazam, as well as on Giza Bridge, which left 36 people dead and 500 others injured.
The investigations revealed that the leaders of the Muslim Brotherhood and their allies, who are being detained for 15 days pending investigation, are implicated in murder and attempted murder of citizens, that they have funded their supporters to take the country into a “dark tunnel,” and that they provided them with weapons to kill innocent people, all within a plan to reinstate the deposed regime.
Judicial sources told Al-Masry Al-Youm that prosecutors will go to al-Aqrab prison to face the defendants with evidence on 30 June, the date their incarceration could be renewed.
Investigations also revealed that the defendants paid masked and armed terrorists to take positions on roofs of buildings near Cairo University and Giza Bridge and shoot at citizens, pointing out that this was part of a plan called “Plight to Overthrow of the Regime.”
Egyptian Homeland Security is investigating further the role that former Minister of Supply Bassem Ouda played in the events of the al-Bahr al-Aazam and al-Mahatta streets, as a preliminary investigation showed that he took part in a march from al-Nahda Square to al-Bahr al-Aazam Street, then the armed elements stood on Giza Bridge and started shooting citizens in the eyes and the chest.
Investigations also showed that those “extremist” elements killed the two citizens whose bodies were found in the al-Orman public park, which confirms that jihadists were behind those killings.
Egyptian Homeland Security said that members of the Guidance Bureau and the Freedom and Justice Party, with their allies who are jailed in the al-Aqrab prison, sent the groups that filled al-Nahda Square and Giza Bridge to control these vital areas, which prompted the residents of al-Bahr al-Aazam, Bein al-Sarayat, and al-Mahatta to resist them.
It added that millions of pounds were paid by the defendants to purchase weapons from abroad, and that they paid their supporters to carry out their plan to reinstate the former regime, which was confirmed when Hazem Abu Ismail was arrested at his home in Dokki with LE1.25 million in cash in his possession.
Investigations also found out that the defendants told their supporters this was a jihad in the name of God, and for the victory of Islam, and that the Brotherhood’s plan was aimed to distort the military and paralyze the country with the bloodshed that it had planned.
The detainees are Hazem Abu Ismail, leader of the Salafi al-Raya Party, Helmy al-Gazzar, a leading figure of the Freedom and Justice Party, Abdel Moneim Abdel Maqsoud, the lawyer for the Muslim Brotherhood, and former MP Mohamed al-Omda.
Prosecutors ordered the seizure of their bank accounts, and banned them from accessing their funds.
Also banned from accessing their funds are Saad al-Katatny, head of the Freedom and Justice Party, and Rashad Baioumy, deputy supreme guide of the Muslim Brotherhood, who were released pending investigation into the Bein al-Sarayat case.

 

پیام تاریخی انقلاب دوم مصر و پیام انقلاب اسلامی ما!

Share Button

تاریخ بیاد ندارد که در عرض فقط ۲۴ ساعت، مرکز و ثقل قدرت حاکمیت از ارتش، کلانتریها و پاسگاههای ژاندرمری و دادگاهها و دستگاه قضای مدرنِ الگوبرداری شده از مدل دستگاه قضایی فرانسه به مساجد و تکایا و حسینه ها انتقال یافته و قضات تحصیلکرده و دانشگاه دیده جای خود را به مداحان و روضه خوانان، پلیس آموزش دیده (پاسبان ها حد اقل یکسال و افسران ۳ سال پس از آزمونهای دشوار) جای خود را به ولگردان و بیکاره هایی که یکشبه درکمیته های مساجد متشکل شده بودند بدهند، و جای نهادهای انتظامی و ضابطین دادگستری را بگیرند
تحریر و السیسیImageProxy.1
اگر پدیده انقلاب را صرفنظر از نتایج خوب و بد آن به تغیرات ناگهانی که در ساختار سیاسی و اقتصادی اجتماعی یک جامعه وارد میاورد تعبیر کنیم و اگر عمق هرانقلاب را هم با ژرفا و سرعت رخداد آن تغیرات در نظر بگیریم، انقلاب اسلامی ایران و انقلاب دوم مصر را میتوان در زمره انقلابی ترین انقلابات تاریخ معاصر جهان بحساب آورد. بجرعت میتوان گفت که هیچ انقلابی در تاریخ بشر ثبت نشده است که مانند انقلاب اسلامی ۵۷ ما, بند بندِ بافتهای ساختار جامعه و هنجارهای آنرا، از عرصه سیاسی گرفته تا ارتباط خانوادگی تا رفتار مدنی و دینی آنرا با این سرعت و عمق دگرگون کرده باشد. تاریخ بشر بیاد ندارد هیچ انقلابی اینهمه از دستآوردهای فرهنگی، سیاسی، دیوانسالاری، مدیریتی خرد و کلانِ مملکتی در عرض ۲۴ ساعت بر باد رود و جای خود را به عکس برگردان تاریخی خود داده باشد. ظرف چند روز ریش توپی و پرپشت، چادر و چاقچور و کثافت زدگی و فقیر و بدبخت نمایی و بدبخت پرستی(آنهم از نوع کاذبش) هنجار؛ و ریشتراشی، شیک پوشی فرنگ رفتگی و تحصیل کردگی برای مردان، آزاد پوشی برای زنان، نابهنجار قلمداد گردد.
تاریخ بیاد ندارد که در عرض فقط ۲۴ ساعت، مرکز و ثقل قدرت حاکمیت؛ از ارتش، کلانتریها و پاسگاههای ژاندرمری و دادگاهها و دستگاه قضای مدرنِ الگوبرداری شده از مدل دستگاه قضایی فرانسه به مساجد و تکایا و حسینه ها انتقال یافته و قضات تحصیلکرده و دانشگاه دیده جای خود را به مداحان و روضه خوانان و پلیس آموزش دیده (پاسبان ها حد اقل یکسال و افسران ۳ سال پس از آزمونهای دشوار) جای خود را به ولگردان و بیکاره هایی که یکشبه درکمیته های مساجد متشکل شده بودند بدهند، و جای نهادهای انتظامی و ضابطین دادگستری را بگیرند. تاریخ بیاد ندارد که در مدتی کوتاه دانشگاها و مراکز آموزشی عمدتاً به مراکز دین آموزی و دین تربیتی تبدیل شوند و صحنه بزرگترین و قدیمی ترین دانشگاه مملکت که آخوندها برعلیه آن ۸۰ ـ ۹۰ سال مبارزه کرده بودند، به قرار گاه بزرگترین و رسمی ترین مراسم عبادی سیاسی (نماز جمعه) و سرانجام به گورستان شهدا تبدیل گردد. تاریخ بیاد ندارد که امیران دوره ستاد و دانشگاه جنگ دیده و از هفتخوان آزمونهای مختلف گذشته برای تاج و ستاره دار شدن و به امیری رسیدن، جای خود را به سپهبدان چند ماهه امیرلشگرشده هایی بدهند که بسیاری از آنان دیپلم معمولی هم نداشته اند، بدهند.
تاریخ بیاد ندارد که روضه خوانانی که اغلبشان مدرک ششم ابتدایی را هم نداشته اند بر کرسیهای قضاوتی تکیه زنند و ظرف چند دقیقه روی زندگی و جان آدمها تصمیم بگیرند که تا ۲۴ساعت قبل از آن، قضاتی با درجات عالی دانشگاهی بر آنها نشسته بودند که با وسواسی حقوقی جرم را تعریف و حکم را برمجرم جاری میکردند.
در این زیرو رو شدگی انقلابی در میهن ما فقط عالم سیاست نبود که دگر گون شد بلکه این نوع و نحله “گفتمان و فلسفه زندگی” بود که تغیر یافت. انقلاب ما انقلابی دینی بود و لاجرم باید هم هنجارهای دینی در تمامی عرصه های زندگی جای هنجار های مدنی را میگرفت حتی در آداب جماعت و لواطگری.
هرچند این تغیر زیرو رو کننده انقلابی نشان داد که در حقیقت یک طرفند ناخود آگاه تاریخ بود تا بنام انقلاب دینی “همه چیز” ملت از آنها گرفته شود و همه حقوق انسانی اشان از آنان سلب گردد. انقلاب اسلامی ما بر خلاف انقلاب فرانسه که فقط وظیفه خلع ید قدرت سیاسی اشرافیت درباری و فئودالی را در برابر خود قرار داده بود و یا برخلاف انقلاب روسیه که قدرت سیاسی و اقتصادی را میخواست؛ حاکمیت بلامنازع بر جان و مال و حتی ناموس و دستآوردهای هزاران ساله فرهنگی و چند صد ساله سیاسی ملت را نشانه گرفته بود و بچیزی کمتر ازاین قانع نبود.
حال پس ازگذشت ۳۴ سال که انقلاب اسلامی به اهداف اصلی خود “واقعا” رسیده است دیگر ارزشهای دوان انقلاب شروع به رنگ باختن کرده است و رژیم به دنبال ثبات و نهادینه کردن ابد مدت آنچه گرفته و بدست آورده است میباشد.
در طی این انقلاب و حکومت برآمده از آن، هرآنچه از رژیم گذشته میتوانست به ارث ماندنی، حفظ کردنی باشد توسط نو حاکمان محو  و منهدم گردید زیرا با فلسفه وجودی آن انقلاب خوانایی نداشت. زدن اتیکت طاقوتی و شاهنشاهی بر این دستآوردهای فرا ساختاری؛ از هنر و فرهنگ گرفته تا تجربیات و تشکیلاتهای دیوانی و مدیریتی یکسره مهر باطله خورد و بدین ترتیب بود که بیشتر تجربه آموزشی و تعلیم و تربیتی، تجارب دیوانسالاری و مدیریتی، انباشت تجربه فن سالاری در حوزه قضایی، مالیاتی، بانکداری و اقتصادی در عرض مدت کوتاهی بر باد رفت تا نمونه و بدیلهای اسلامی آنها، باب میل و منافع تازه به قدرت رسیدگان و بی توجه به تجربیات عام بشری در این زمینه ها از نو و منطبق با منافع حکومت یافتگان ساخته شود.
انقللاب دینی ۵۷ هفت ایران که بنیاد فلسفه آن در حقیقت نه حتی دین بلکه یک گفتمان سرهم بندی شده ایی بود که با هدف توجیه بزرگترین کلاهبرداری تاریخی و با هدف استقرار مالک الرقابی و خداوندگاری دستگاه روحانیت حاکم بر مملکت بزرگ و قدیمی ما ساخته و پرداخته شده بود، تاریخ مصرفی بیشتر از مدتی که برای تثبیت کردن و جاسازی این غنیمت تاریخی لازم بود نداشت.

نباید انتظاری غیر از این داشت که آنها که در انقلاب اسلامی کلاه ملت ایران را بنام دین و گفتمان دینی برداشتند، پس از برگشت ناپذیر کردن اوضاع، همه آن توجیهات و احکام مورد استناد گذشته را چون کهنه حیض به درون مستراح تاریخ پردات کنند.

دیو شهوت قدرت پرستی روحانیت شیعی ایران که با حاکمیت یافتن خود به ارضای کامل رسیده است  اینک دیگر در جستجوی آرامش است. و اعتناعی هم ندارد که هزینه دولتمدار شدن آن برای این مملکت چقدر بوده است.
پس؛ انقلاب اسلامی ما نه تنها چیزی را نساخت و نمیتوانست بسازد بلکه همه آنچه را هم که از آن رژیم قبل هم نگاه داشتنی و قابل توسعه دادن بود را تخریب و نابود کرد. از پول ملی گرفته تا مدارک تحصیلی دانشگاهی و تا تجربه و انباشتگی مدیریتی. به این اعتبار، انقلاب اسلامی ما یکی از انقلابی ترین انقلابات دنیا بود.
دومین انقللابی که آنهم یکی از انقلابی ترین انقلابات دنیا میباشد، انقلاب درجریان مصر است که میتوان آنرا عکس برگردان انقلاب اسلامی ایران دانست.
تاریخ بیاد ندارد که هیچ انقلابی در حفظ دستاوردهای گذشته سرزمین خود، حتی در آنجا که این دستآوردها مهر و نشان دیکتاتور سرنگون شده ایی مانند مبارک را دارند، تا این حد جدی و مسئولانه رفتار کرده باشد.
قریب دو سال نیم است که مصر در تب و تاب انقلاب میسوزد. کافیست بدانیم طی این دوسال نیم تعداد کشته شدگان این انقلاب از آغاز تا امروز آن، از حدود ۲۰۰۰ نفر تجاوز نمیکند. یعنی قدری کمتر نصف آن زندانیانی که بفرمان امام خمینی ظرف ۲ ـ۳ روز در سال ۶۷ در زندانهای کشور اعدام شدند. حتی کمتر اعدامهای سرانه این ۳۴ ساله حکومت ما. کمتر انقلابی در دنیا رخ داده است که تا این حد در قربانی گرفتن از انسانها ملاحظه کار بوده باشد. حال اگر اسلامگریان مصر پس از سرنگون شدن بخواهند برای خود تاریخ خونین و شهادت طلبانه بجا بگذارند و برای آینده خودعاشورا سازی کنند، مسئله دیگری است.
از صرفه جویی در جان آدمها میگذریم. طی قریب ده سال حکومت خود، حسنی مبارک توانست مصر را به یک جاذبه توریستی شناخته شده تبدیل کند. در سال ۲۰۱۱ که انقلاب شد، میزان ارز حاصله از توریسم برای این کشور ۱۳٫۵ میلیارد دلار بود که بر عکس درآمد نفتی ما، با گذشت زمان بیشتر و بیشتر هم میشد. هرچند دو سال و نیم تلاطم سیاسی به این منبع درآمد ارزی مصر لطمه زد ولی کاهش در آمد توریستی را نمیتوان بحساب تغیر سیاست انقلاب کرده ها دانست بلکه این خود توریستها بودند که جانب احتیاط را داشتند و کمتر به مصر سفر میکردند. قریب ۸ ماه پیش یکی از افراطی ترین شاخه های سلفیست مصر حکمی صادر کرد که به موجب آن هرکس مزاحم توریستها شود، یا بخاطر آزاد پوشی آنان یا به بهانه مشروب خواری و یا بهانه های دیگرمزاحمت ایجتد کند، علیه انقلاب عمل کرده است. طی این مدت ۲٫۵ سال متلاطمِ پس از انقلاب برای هیچ توریستی در مصر کمترین مزاحمتی ایجاد نشده است حتی خیلی کمتر از کشوری مانند تونس که سکولار ترین کشور غربی است.
انقلاب مصر، ارتش مصر را منحل و سران آنرا اعدام نکرد بلکه پس از مدتی تنش با آن، امروز با درآمیختن آن با مردم و ایجاد پیوند خونی بین آن و جامعه سیاسی منتقد قدرت، هم آن ارتش مبارک ساخته را به بخشی از تحول انقلابی تبدیل کرده و روانشناسی آنرا زیرو رو کرده است و هم خود، آغوش خویش را برای در برگرفتن آن با تمامی گرمایی که از سینه یک ملت برمیخیزد باز کرده است. همین فرایند مردمی شدن در دستگاه انتظامی نیز رخ داده است. در تظاهرات دیروز میدان التحریر یکی از امیران دستگاه انتظامی با یونیفرم کامل خود صفوف خود را ترک میکند و به تظاهر کنندگان معمولی میدان تحریر می پیوندد که با فریاد های هیجان انگیز مردم ربروی میشود، هرچند او در شرایطی اینکار را کرده است که کل دستگاه انتظامی قبلاً با ملت درآمیخته بوده است و قبلاً هزاران نفر از افراد آن، اوقات خارج از خدمت خود را در صفوف تظاهرات کنندگان ضد مُرسی میگذرانده اند. خود این ابتکارات میتواند تمام روحیه دیکتاتور زدگی را از پیکر این دستگاه آمریت و اقتدار حکومتی بزداید و زمینه را برای مدنی و دموکراتیزه کردن کل رفتار و سبک کار آن پایه ریزی کند.
انقلاب ایران حتی پرچم شیروخورشید نشانی را که یادگار انقلاب مشروطه ما بود را با پرچم اسلامی، که نقش “الله” و نه یزدان یا خدا هم بر آن نقش شده است را تعویض کرد. این درحالی است که مردم مصر امروزه پرچم خود را که قدمت و پیشینه ایی کمتر از پرچم ملی ما دارد بعنوان گرامی ترین نماد ملی خود عزیز میدارند و راهپیمایی های میلیونی مصریهای پرچم بدست اینرا بخوبی نشان میدهد.
انقلاب مصر با برجسته کردن جایگاه دستگاه قضایی و ایستادن در پشت سر مقاومت آن در برابر دست اندازیهای اخوانیها به حوزه اقتدار آن؛ توانست نه تنها این ستون از ستونهای عمده دموکراسی را تقویت کند بلکه با پیوند دادن آن به مجموعه:  ارتش ـ ملت ـ احزاب سیاسی مترقی و مدرن ـ دستگاه قضایی و دولت، و برگزیدن رئیس جمهور موقت از درون آن، این دستگاه را نیز بسوی مردمی شدن بیشتر و استقلال عمل و اقتدار بیشتر در مقابل ارگانهای دیگر حاکمیت جایگاه آنرا بدرجات زیادی در جامعه و ساختار قدرت ارتقاء داد. دستگاه قضایی مصر که از کوران این درآمیختگی با مردم و انقلاب بیرون میآید بی شک این زمینه را یافته است تا یکی از سالمترین و مردمی ترین دستگاه های قضایی امروز دنیا بشود. مقاومت این دستگاه چه قبلاً در بر ابر مبارک و چه بعداً در مقابل اسلامگریان، واقعاً تحسین انگیز بوده است. دستگاه قضایی مصر از بالا تا پائین بارها از فرمانهای مُرسی سرپیچی کرد و بارها به اعتصاب و راهپیمایی خود سری و خودکامگی او دست زد. روآوردن قضات که معمولاً نمونه قانونگرایی خشک هستند، به اعتراضات خیابانیف در تاریخ اعتراضت مردمی دنیا چندان پیشینه دارنیست.

tahrir_5
امروز ملت مصر همه آنچه از رژیم قبلی حفظ کردنی است نه تنها حفظ میکند بلکه با انرژی جوشان خود، به جوان سازی آنها نیزمیپردازد.
به معنای فوق انقلاب مصر نیز یکی از انقلابی ترین انقلابهای دنیاست که با خود پیام سازنگی و بالندگی فراگیر اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و رفتاری و ارتباطی را دارد. مردم و جامعه مصر در روزهای پس از این انقلاب از جنس دیگری خواهند بود. همسویی مشترک شگفت انگیزی که امروز بین مردم، دستگاه دولتی، ارتش، قضایی، پلیس، جامعه سیاسی، روشنفکری، هنری و کارگری شکل گرفته است در تاریخ دنیا بی سابقه است. فقط باید امیدوار بود که این روند در آینده نیز برهمین بستر همچنان ادامه یابد که دلیلی برای عکس آن وجود ندارد.

دو عکسی که همه چیز را میگویند

Share Button

هرچه زیر پای اخوان المسلمین در میان جامعه خالی تر میشود، این گروه بیشتر ماهیت شیادی و شارلاتانیسم دینی خود را نشان میدهد و حالا تمام کارتهای خود روی شهید سازی گذارده است. ولی فکر نمیکنم کسی به کشته هایی که آنها عالماً و عامداً بعنوان آخرین شانش خود بدان چنگ میندازند و از جمعیت افسون شده هوادار خود هم مایه میگذارد بگرید. به این عکس زیر نگاه کنید بقدر کافی گویاست:

قرآن

دیروز میلیونها مصری به دعوات ژنرال السیسی برای ایستادگی در برابر تروریسم پاسخ مثبت دادند و خیابانهای شهرهای مصر را بصورت کنسروی از هوده های در هم فشرده درآوردند. اخوان هم هر چه در توان داشت جمعیت اتوبئسی را از اطراف و اکناف به قاهره کشاند که خبرگزاریها ها آنرا صد ها هزاری ذکر کردند. به عکس زیر هم از جمعیت ضد اسلامگرایان نگاه کنید.

تحریر11
توضیح اینکه موج دوم انقلاب در تونس هم اکنون آغاز شده است و مضمون آن مخالفت با اخوان المسلمین تونس (النهضت) است که رهبری دولت ائتلافی را دارد.
دیروز نخستین جرقه های موج دوم انقلاب در لیبی هم با تظاهرات صدها نفر علیه اخوان در شهر بنغازی زده شد. این تظاهرات که باید انتظار گسترش آنرا داشت بخاطر ترور یکی از چهره های انقلابی خوشنام ضد قذافی برگزار شد. در این تظاهرات دو تن از شخصیتهای دولتی و پارلمانی هم شرکت کردند.

تونس بسوی انقلاب ضد اسلامیستی

در مصر؛انقلاب ادامه دارد!

Share Button

 انقلاب مصر به رهبری مترقی ترین نیروهای سیاسی جامعه که بلوغ سیاسی شگفت انگیز خودشان را، نخست با متحد شدنشان در “جبهه نجات ملی” و و سپس، پاسخ دادنشان به فراخوان جنبش جوانان “تمرد” و سرانجام حمایتشان از دعوت ژنرال السیسی برای راهپیمایی اعتراضی یا حمایتی از ارتش، بر ای فردا جمعه، نشان دادند میرود تا به یک نقطه عطف چرخش تاریخی نه تنها در منطقه و تاریخ مصر بلکه در جهان تبدیل گردد.

تمرد4

برای کاشتن هر نوعی از سبزی کافیست تا انسان چند سانتیمتر زمین را بکند ولی برای کاشتن یک درخت گاهی یک متر هم کافی نیست. ریشه سبزی پس از یک فصل در زمین محو میشود ولی ریشه درخت عرضی و عمقی گسترش مییابد.

ملت مصر در کار کاشتن جنگل است و بعلت نوع  چالشی که با آن روبروست، چالشی که هم عمق هزار ساله تاریخی دارد و هم عمق تفکر دینی و فرهنگی، وارد پیکاری گردیده است که مشابه آنرا فقط انقلابات بورژوا دموکراتیک قرون ۱۸ و نوزده  دنیا و بویژه اروپا و آنهم نه با این ژرفا شاهد بوده اند. در آن انقلابات توده های به پا خواسته، به رهبری بورژوازی انقلابی تنها بر آن نبود تا سلاطین را برافکند و یا قدرت آنها را مشروط کند بلکه بموازات آن، بر آن بود تا دست کلیسا را نیز از قدرت سیاسی کوتاه کند.

آن توده بپاخواسته اروپای آنروز در جریان انقلاب خویش (مانند مورد فرانسه) ارتش انقلاب و یا گارد جمهوری خود را تشکیل داد ولی امروز انقلاب مصر ارتشی را بخدمت دموکراتیزاسیون جامعه گرفته است که از بسیاری جهات پیش شرطهای یک ارتش مدرن و مردمی را داشته است و دارد و با مشارکتش دراین انقلاب چنان در تارهای نسوج احساسات و عاطفه ملی نفوذ نموده که آنرا به مردمی ترین و دموکراتیک ترین ارتش حرفه ایی دوران ما تبدیل کرده است.

انقلاب مصر به رهبری مترقی ترین نیروهای سیاسی جامعه که بلوغ سیاسی شگفت انگیز خودشان را، نخست با متحد شدنشان در “جبهه نجات ملی” و و سپس، پاسخ دادنشان به فراخوان جنبش جوانان “تمرد” و سرانجام حمایتشان از دعوت ژنرال السیسی برای راهپیمایی اعتراضی یا حمایتی از ارتش، بر ای فردا جمعه، نشان دادند میرود تا به یک نقطه عطف چرخش تاریخی نه تنها در منطقه و تاریخ مصر بلکه در جهان تبدیل گردد.

فقط اگر آدم از دنیای کلیشه ایی خود بیرون بیاید میتواند عمق تحولاتی که امروز در مصر درجریان است را درک کند. امروز ژنرالهای مصر نه بر شانه توده های القاء شده و یا ساندیس خور و یا توده فتوایی جامعه، بلکه بر روی شانه آگاهترین و مترقی ترین نیروهای طبقاتی و جنبش وسیع مدنی کشور؛ جنبش زنان،  جوانان، هنرمندان و فرهنگسازان مصر، مارش انقلابی خود علیه ارتجاع دینی و دین ابزاری سیاسی آغاز کرده است.

در جنبش انقلابی مصر امروز که دست در دست ارتش خود گذارده است، این؛ گله های مردم نیستند که  گوسفندواربا شعار هایی از قبیل: “ما همه پیرو توایم خمینی گوش بفرمان توایم خمینی” و این گونه حرکات توده های تحمیق و افسون شده به خیابان می آیند. این؛ آگاه ترین بخش جامعه است که با تجربه ایی که طی دو سال از اسلامگرایان و اسلامگرایی دارد برآنست تا با اراده ایی تزلزل ناپذیر از تبدیل شدن دین به ابزار قدرت سیاسی و کلاهبرداری با استفاده افسون دینی جلو گیری کند.

زنان مصر

اگر آن زنانی که این روزها د رانبوه میلیونی خود بخیابانهای شهرهای مصر می آیند فقط خانمهای مانیکور و ماتیک زده و بی حجاب مصر  بودند، میشد گفت، اینها؛ همان نیروهای هوادار رژیم سرنگون شده مبارک هستند که حالا فرصت یافته به خیابان آمده اند. حال آنکه در انبوه میلیونی مردم مصر، این زنان و مردانی هستند که با شکل و شمایل دیندارانه و اکثراً روزه دار به خیابانها می آیند تا علیه دم و دستگاه کاسبکاری دینی اخوان المسلمین و سایر اسلامگرایان تشنه قدرت اعتراض کنند. از این بهتر نمیتوان نمونه ایی برای تجدد طلبی در بین توده عادی مردم یافت. درحالیکه فرهنگ و خلق و خوی پنهان در پشت نقاب ظاهراً مدرن آن خانم های پودر و ماتیک زده را نمیتوان براساس ظاهری آنان مدرن نامید کما اینکه در انقلاب اسلامی ما کم نبودند آن تیپ زنان مدرن نما یا مردان کراوتی که یکشبه به حاجیه خانمها و جاجی آقاهای طرفدار خمینی تبدیل شدند و ظاهر مدرنشان پنهان کننده کپک زدگی فکری و فرهنگیشان بود.

در مصر در حال دگرگونی کنونی امروز، حرکت اعتراضی توده عادی مردم را که نمیخواهند سازمانهای و نهاد های دینی بنام دین تکلیف دنیای آنها را تعین کنند، ولو اینکه زنان شرکت کننده با مقنعه و و مردان  ریش و پشم در این جنبش شرکت کنند را میتوان با قاطعیت” مدرن و تجدد خواهانه” نامید زیرا تجدد خواهی دین ستیزی نیست بلکه جدا کردن دین از دنیا و در درجه اول از دنیای سیاست است.

پس از اعلام حمایت جنبش تمرد از فراخوان ژنرال السیسی؛ نهاد ریاست جمهوری هم از مردم خواست که فردا به حمایت از ارتش به خیابانها بیایند. پس از این دو؛ فدراسیون کل اتحادیه های کارگری مصر هم که ۵ میلیون عضو دارد از اعضای خود خواست تا در پشتیبانی از دعوت السیسی برای فردا جمعه به خیایانها آمده در تظاهرات ضد تروریستی شرکت کنند. تنها سه جریان این حرکت را تأئید نکرده اند یکی حزب سلفیست نور است و دیگری “سوسیالیستهای انقلابی” و “جنبش ۶ آوریل” است. تکلیف اولی روشن است و لی دومی را میتوان بعنوان” سازمان فدائیان خلق اکثریت” مصر تلقی کرد که متأسفانه در جریان انتخابات ریاست جمهوری هم از محمد مژرسی  در برابر احمد شفیق حمای کردند.

من متعاقباً ذیل همین پست اخبار کوتاه و حمایتی از راهپیمایی فردا را منعکس میکنم. انتظار اینست که تظاهرات فردا از تظاهرات ۳۰ ژوئن گسترده تر شود. چند کانال تلویزیونی مصر تمام برنامه های خود را قطع کرده اند تا به تظارهات فردا پوشش بدهند.

************************

افزوده ها به ترتیب زمان:

سخنگوی ارتش: دعوت السیسی ادامه انقلاب ۳۰ ژوئن است.

احمد علی؛ سخنگوی ارتش در صفحه فیسبوک نیروهای مسلح نوشت: ” دعوت وزیر دفاع، عبدل فتاح السیسی برای راهپیمایی جمعه، ادامه انقلاب شکوهمند ۳۰ ژوئن را به نمایش میگذارد  که مشروعیت خود را  از خلق بزرگ مصر گرفت.”

در بیانیه ارتش گفته میشود: “دعوت  از مردم برای راهپیمایی صبح جمعه یاد آور صحنه انقلاب تاریخی مردم است که آنها همواره جهانیان را با آرمانهای اصیل و مشروع  خود برای تغیر و دموکراسی از مجاری صلح آمیز شگفت زده کرده اند… هرچند برخی تلاش زیادی بکار بردند تا عکس اینرا نشان دهند.”

 علی در ادامه مینویسد :” آشتی ملی تنها راه برای مصر است تا از این برهه حساس تاریخی بگذرد.” او در عین حال علیه ” انحراف از اعتراضات مسالمت آمیز فردا جمعه”  هشدار داد. … او تأکید کرد که: “خشونت و تروریسم با قاطعیت  پاسخ داده خواهد شد.”

Military spokesperson: Sisi’s call to continue 30 June revolution

Thu, 25/07/2013 – 16:48

  Defense Minister Abdel Fattah al-Sisi’s call for a rally in Tahrir Square Friday represents a “continuation…of the glorious revolution of 30 June, which derived its legitimacy from the great Egyptian people,” military spokesperson Ahmed Ali said on his official Facebook page.
“The call for a [rally] on Friday morning comes to recall the historical revolutionary scene of the people of Egypt, who have always dazzled the world with their genius and their legitimate aspirations for change, reform and democracy through peaceful means…after some exerted great efforts to prove the opposite to the world,” the statement read.

Ali denied claims by Muslim Brotherhood leaders that Sisi’s Wednesday speech represented a “threat.”

“The commander-in-chief of the armed forces…did not bear a threat to particular political parties, but came as a national initiative to combat violence and terrorism,” he claimed.

Ali said terrorism threatened “the gains of the revolution and security.”

“The commander-in-chief of the armed forces’ call came to complete the efforts of the institution of the presidency for national reconciliation and transitional justice to implement the future map, which is one of the achievements of the glorious revolution of 30 June.”

Ali claimed reconciliation represented “the only way for Egypt to pass this sensitive stage.”

The military spokesperson meanwhile warned against “deviation away from peaceful protests” on Friday, with both pro and anti-Morsy protesters planning mass rallie across Egypt.

Violence or terrorism would be “confronted with decisiveness and strength,” Ali stressed.

 

فدراسیون ۵ میلیونی اتحادیه های کارگری مصر در کنار ارتش

Share Button

فدراسیون کل اتحادیه های کارگری مصر که ۵ میلیون عضو دارد از اعضای خود خواست تا به حمایت از دعوت ژنرال عبدل الفتاح السیسی برای مبارزه با تروریسم  روز جمعه به خیابان بیایند.

این فدراسیون  اتحادیه های کارگری که ۵ میلیون عضو دارد، اعلام کرد که همه سندیکاها، اتحادیه ها کارگری، اتحادیه های محلی استانی در سراسر کشور، در تظاهرات روز جمعه شرکت خواهند جست.

این فدراسیون در بیانیه خود که بدنبال سخنرانی ژنرال السیسی انتشار داد، گفت که  شرکت در این تظاهرات به تقویت نقشه راه دولت جدید و آینده ایی بهتر برای مردم مصر کمک خواهد کرد.
دبیر کل فدراسیون اتحادیه های کارگری مصر جبالی المراقی به ” المصر الیوم” گفت که کارگران قاهره در برایر ساختمان مرکزی  اتحادیه در خیابان رامسس روز جمعه پس از مراسم عبادی جمعه اجتماع خواهند کرد تا بطرف میادین راهپیمایی کنند.
او افزود که این  فراخوان تا لحظه پایان سخنرانی ژنرال السیسی معتبر خواهد بود. 
Al-Masry Al-Youm
ETUF: Five million workers will take part in Friday protests
The Egyptian Trade Union Federation (ETUF) has announced the participation of five million workers in Friday’s protests called for by Defense Minister abdel Fattah al-Sisi to authorize the armed forces to fight terrorism.
The union, which has five million members, said all of its trade unions, syndicate committees, and local unions across all governorates will take part in the demonstrations.
In a statement issued after Sisi’s speech, the union said that their participation in the protests will help reinforce the roadmap and achieve a better future for the people.
ETUF head Gebali al-Maraghy told Al-Masry Al-Youm that workers in Cairo will gather in front of the union headquarters on Ramsis Street after Friday prayers, then head to Tahrir Square. Workers in other governorates will gather in front of local union headquarters and head to nearby squares.
He said that calls concerning their participation have not stopped since Sisi’s speech ended.
Edited translation from Al-Masry Al-Youm