Archive for: July 2013

ما ایرانیها و آن مصریها!

Share Button

ـ اپوزیسون اصلی مصر پرچم عقاب نشان دوران سادات و مبارک و ناصر را هرروز بیشتر، در برابر پرچم سیاه، جماعة الاسلامی، سلفیستی و پرچم های اخوان المسلمینی، به نماد و نشان همبستگی ملی، به سمبل هوبت ملی و خواست مشترک خود تبدیل کردند در حالیکه در ایران، پرچم شیر و خورشید که پرچم ملی ما بود و فراورده رژیم شاهنشاهی هم نبود، به صورت کهنه حیض از طرف “نیروهای خیلی مترقی و خیلی دموکرات” ملکوک تلقی شد تا امروز که از روی ناچاری برای اینکه پرچم الله نشان ولایت فقیه را در مناستهای سیاسی و فرهنگی بلند نکنیم، پارچه های سبز رنگ علوی یا ارغوانی آقای روحانی برگزیده ائیم

پرچم عقاب نشان

من یادداشتهای متعدی را جع به درسهایی که ما ایرانیها میتوانیم از انقلاب ضد دیکتاتوری مصر، از رفتار و تجربیات جریانهایی سیاسی آنجا، از طرفندهای اسلامگرایان و ضد طرفندهای مخالفین انجا بگیریم؛ ظرف این دو سال و نیمی که از انقلاب ۲۵ ژانویه میگذرد نوشته ام. البته متأسفانه پیام این نوشتارها که میتوانست رهگشاینده باشد از محدوده کاربران این سایت تجاوز نکرده و به بحثی عمومی گذارده نشد. علت زیاد است و جای طرح آنها اینجا نیست. حالا میخواهم فهرست وار چند موارد قابل مقایسه را ذکر کنم.
ولی قبل از ذکر این موارد چند خبر تازه را میدهم:
دیوان عالی مصر حکم عزل دادستان سابق مصر، عبدل مگوئید محمود، را که مُرسی با زیر پا نهادن آئین نامه و نظامنامه قضایی صادر کرده بود را لغو و مجدداً وی را در پست خود ابقاء و در عوض حکم صادره از سوی مرسی برای “طلعت عبدالله ” را بجای او بی اعتبار اعلام کرد. با توجه به قدرت دادستان کل و اهمیت استقلال قضایی آن از دولت، این یک شکست بزرگ و از شکست گذشته، برای محمد مژسی خفت آوراست. البته اگر مرسی بماند تا این خفت را تحمل کند.
خبر دوم اینکه جنبش” تمرد” محمد البرادعی را به عنوان سخنگوی خود از جمله برای تماس با ارگانها و مقامات دولتی اعلام کرد. اهمیت این انتخاب با توجه به حساسیت زیادی که مُرسی نسبت به البرادعی دارد ماننداینست که در ایران ما، کروبی یا موسوی به نمایندگی از سوی ملت تعین شوند تا با دولت و ارگانهای دولتی مذاکره کنند.
آخرین خبرهای چند لحظه پیش عبارتند از استعفای سخنگویان رئیس جمهور و دولت.  تدارک برای راهپیایی بزرگ دیگری با هدف محاطه کردن کاخ رئیس جمهور ی در میدان اتحادیه و کاخ قدیم سلطنتی  از طرف جنبش “تمرد” درجریان است و اسلامیستها هم در اطراف مسجد الرایان مشغول تمرکز نیروهستند خبر آخر هم حاکی از اینست که رهبر حزب الجماعتةالسلامیه، افراطی ترین جریان اسلامی، ارتش را متهم موضعگیری بنفع سکولارها و کمونیستها کرده است.

 

و اما مقایسه دو انقلاب:

۱ ـ با اوج گیری انقلاب در ایران؛ شاه با خانواده اش به توصیه مقامات آمریکایی کشور را ترک کردند. در حالیکه در مصر، مبارک در اوج تظاهرات و پیش بینی سرنوشتی مانند زین العابدین بن علی در تونس گفت من و خانواده ام تحت هیچ شرایطی مملکت را ترک نخواهیم کرد.
او روی حرف خود ایستاد. نه خود او و نه هیچ یک از افراد خانواده اش مملکت را ترک نکردند، و در حالی که در خیابانهای مصر فریاد مبارک اعدام باید گردد طنین افکن بود.
۲ ـ ارتش مصر بجای اینکه با توپ و تانک بخیابانها بیاید و با مردم معترض وارد جنگ خیابانی شود، با یک تصمیم شجاعانه خود ابتکار سیاسی را بدست گرفت، مبارک را عزل و اورا زندانی کرد. ارتش با اینکار حساب خود را از دیکتاتوری جدا کرده هم ارتش را از انحلال نجات داد و هم حتی مبارک را و هم مملکت را از غلطیدن به ورطه استقرار حکومتی اسلامی مانند ایران ما . در ایران ما ارتش تا لحظه ایی که میتوانست در دفاع از دیکتاتوری ایستادگی کرد و اگر بیش از آنچه که کشت، نکشت؛ این را نه بحساب دل رحمی و مردم دوستی آن بلکه بحساب حرف شنوی فرماندهان ارتش از مقامات سفارت آمریکا دانست. در نتیجه، این ارتش نه درکنار مردم بلکه در رویارویی با آنها مشروعیت مردمی خود را از دست داد هرچند در بنیاد فلسفه سیاسی و دکترین نظامی خود ارتشی ملی بود. ولی آموخته بود که این دکترین ملی را از درون منشور آریامهری درک کرده و بفهمد و نه خارج از متن آن.
۳ ـ در مصر؛ اسلامگرایانی بر سرکار آمدند که رهبر آنها محمد مرسی قبلاً در آمریکا استاد دانشگاه بوده بود و اگر چه گفتمانی بنیادگرایانه داشتند ولی با چند دوره مشارکت پارلمانی، با سیاستورزی امروزی آشنایی داشتند. در ایران کسی رهبری انقلاب را بعهده گرفت که ۹۰% از طول عمر خویش را به آموزش و آموختن شرعیات و مسائل فقهی در حوزه های دینی و مساجد مشغول بوده بود، در عمر خود نه تاریخ انقلابات دنیا را مطالعه کرده بود، نه از ادبیات و فرهنگ دنیای مدرن اطلاعی داشت و فکر و ذکرش نگاه داشتن توده عامی”کوخ نشینان” در پشت سر خود از طریق زنده نگاهداشتن فرهنگ عاشورائی بود.
جامعه سیاسی مصر در برابر آن اسلامگرایان خارج دیده و تحصیل کرده از همان روز اول ایستاد در حالیکه روشنفکران سیاسی ما و احزاب و گروههای سیاسی میهن ما، برای کرنش کردن و دست بوسی در پیشگاه آن آخوندِ حتی شهر ندیده به نوبت در صفهای طولانی ایستادند البته فقط آنهائی اشان که شرف حضور یافته بودند.
۴ ـ در مصر، روشنفکران سیاسی، و فرهیختگان فرهنگ ساز جامعه، پس از احساس خطر جدید تا حدود بسیاری با نیروهای رژیم سرنگون شده ترک مخاصمه کرده و شروع به تمرکز و تجمع نیرو علیه این خطری کردند که با قدرت گرفتن اسلامگرایی همه دستآوردهای چند دهه ـ ی دوران مبارک و سادات را هم تهدید میکرد. در ایران ما حد اقل تا دوسال پس از انقلاب فریادهای ضد لیبرالی، ضد آمریکایی و اعدام باید گردد در خیابانهای شهرها طنین افکن بود و کمتر گروهی نگران خطر استبداد دینی بود چون هنوز نوبت خودش فرانرسیده بود تا تسلیم جر ثقیل اسلامی شود.
kh5kh14بنی صدر
۵ ـ در مصر، پس از انقلاب و با مستقر شدن شورای عالی نظامی، چپهای ایدئولوژیک و مذهبی مصر هم در میدان التحریر قاهره و میادین اسکندریه فریادهای: ـ سران ارتش اعدام باید گردند! یا، این ارتش مبارک منحل باید گردد! طنین انداز شده بود ولی توده عادی مردم و بویژه شهری چندان به این شعار ها توجه نکردند و با آن هم آهنگ نشدند.
شعارهای اعدامخواهی در ایران و اجرایی شدن آن توسط دادگاه های انقلاب، نه تنها شهوت کور انتقامجویی کور و بی منطق نیروهای اعدامخواه را تسکین نمیداد بلکه آنهارا بیشتر هم تحریص میکرد. در مصر شعار ارتش مبارکی منحل باید گردد عملی نشد ولی در ایران ارتش مدرن شاه منحل شد تا بجای آن ولگرد های خیابانی، هیت چیها، تعزیه گردانان و نوحه خوانان بسرعت در کمیته های انقلاب متشکل شدند تا بعداً سپاه پاسداران چند صد هزار نفری تشکیل دهند.
۶ ـ اپوزیسون اصلی مصر، پرچم دوران سادات و مبارک و ناصر را هرروز بیشتر، در برابر پرچم سیاه، جماعة الاسلامی، سلفیستی و پرچم های اخوان المسلمینی، به نماد و نشان همبستگی ملی، به سمبل هوبت ملی و خواست مشترک خود تبدیل کردند در حالیکه در ایران، پرچم شیر و خورشید که پرچم ملی ما بود و فراورده رژیم شاهنشاهی هم نبود، به صورت کهنه حیض از طرف “نیروهای خیلی مترقی و خیلی دموکرات”، ملکوک تلقی شد تا امروز که از روی ناچاری برای اینکه پرچم الله نشان ولایت فقیه را در مناستهای سیاسی و فرهنگی بلند نکنیم، پارچه های سبز رنگ علوی یا ارغوانی آقای روحانی برگزیده ائیم.
۷ ـ ملت مصر، پس از انقلاب، مبارک و خانوادش را به تاریخ سپرده و با هیولای استبداد اخوانی درگیر شد در حالیکه برای اکثر سازمانهای “خیلی دموکرات، خیلی ملی وخیلی مترقی ما” شلاق زدن به جنازه محمد رضا شاه و لجن مال کردن بازماندگانش بویژه رضا پهلوی از اولویت سیاسی و ایدئو لوژیک برخوردار بوده است.
۸ و سرانجام اپوزیسیون مصر با یکپارچگی خود و میدان ندادن به تفرقه گرایی، حماسه تظاهرات چند میلیونی ۳۰ ژوئن را آفرید که بقول ژنرال عبدل الفتاح السیسی در بیانیه ارتش، تحسین مصریان، مردم منطقه و جهانیان را بر انگیخت! و اپوزیسیون ایرانی قادر نیست در این این اروپا که در آن از آزادی عمل برخوردار است یک راهپیمایی ۵۰ نفره بدون تنش و کشمش برگزار کند.
۹ ـ و سر آخر، جامعه مصر از هر نظر از ایران ما عقب افتاده تر بوده است. ولی حد اقل در قیام حماسی خود علیه اسلامگرایی نشان دادند از ما ایرانیان بسی جلو تر هستند!
********************************
اخبار متعاقب تا بامداد فردا در یک جمله یا یک سطر!
۱ ـ وزیر ورزش هم استعفا داد و با اسعفای او تعداد وزرای استعفاء داده به ۶ تن رسید.
۲ ـ ۱۶ کشته و ۲۰۰ نفر مجروح در دانشگاه قاهره در اثر حمله اخوانیها! لینک زیر را ببینید!

http://iranesabz.se/?p=14222

انقلاب دوم مصر، انقلابی علیه دین ابزاری!

Share Button

وال استریت ژورنال با اشاره به ریزش سریع دولت مُرسی با استعفای ۵ تن از وزیران آن و مشاور نظامی اش ژنرال سامی عنان، و حمایت وزیر دفاعش از جنبش مردم، مینویسد که از شروع موضع گیری ارتش بنفع مردم در انقلاب منتهی به عزل حسنی مبارک دو هفته طول کشید تا آن رژیم سقوط کرد ولی این روند از هم پاشی برای مُرسی چند ساعت بیشتر نبود!

سیسی  و مُرسی

زمانی نخواهد گذشت تا جهانیان بدانند که آنچه امروز در مصر میگذرد بسیار فراتر از یک تحول سیاسی حتی به رادیکالترین معنای آن در این گوشه از جهانست.

تاریخ برای اولین بار چنین شانسی به یک ارتش داده است که تا این اندازه در قلب مردم جای گیرد و در عین حال کمتر چنین فرصتی به یک ملت داده است تاهمانند ۲ جان در یک قالب، “قالب ملی”، با نیروهای نظامی سرزمین خویش به چنین اجماع تاریخی و دوران سازی برسد.توضیح اینکه دو حزب سلفیست وجود دارد آندیگری حزب وطن است که انضعابی از جریان عمده سلفیستی است و متحد اخوان می باشد

وزیر دفاع مصر، دیروز حمایت خود را از بیانیه ارتش اعلام کرد. حزب سلفیست نور، بزرگترین حزب سلفیست مصر و حزب وسط از متحدین مُرسی نیز واکنشی مثبت به بیانیه ارتش نشان داده  و حزب نور خواهان انتخابات زودرس ریاست جمهوری و تجدید نظر در قانون اساسی شده است.

هزاران ساعت بحث های سیاسی و نشست های حزبی و فرا حزبی، باندازه چند ساعت نمایش قدرت میلیونی مردم  نمیتوانست هرگز از حزب ماوراء کنسرواتیو اسلامی سلفیست مصر یک چنین تشکیلات سربراهی که در برابر اراده مردم کرنش کند بسازد.

فقط دوسال قبل بود که بسیاری از افراد جنبش جوانان ۶ آوریل که آغازگر انقلاب ۲۵ ژانویه بودند درهمان روزهای نخستین پس از سرنگونی مبارک با فریاد اعدامخواهی خود نه تنها اعدام سران ارتش  را بلکه انحلال ارتش  را نیز طلب میکردند. و این درحالی بود که در آن شرایط فقط اسلامیستها از قدرت سازمانی لازم برای قبضه کردن قدرت کامل سیاسی برخوردار بودند. امروز جای آن اعدامخواهی ها و انحلال طلبی ها را احساسی از همبستگی ملی و متقابل پر کرده است. و نه تنها دیگر نفسی از کسی از این معترضان حتی از چپ ترینشان علیه ارتش در نمیاید، بلکه احساسی از همبستگی آهنین و غرور ملی جای آنرا گرفته است.

از بین دهها هزار تظاهرکننده و بست نشسته میدان تحریر فقط یک نفر به التیماتوم ارتش اعتراض داشت و اعتراض او هم به این بود که ۴۸ ساعت وقت دادن به حکومت مژرسی خیلی زیاد بوده است و میتواند به اخوانیها فرصت دهد تا در عرض این مدت دردسر بیافرینند. شاید او تا حدودی حق داشته باشد چون ساعاتی بعد از صدور بیانیه نظامی، هزاران تن از هواداران مرسی و اخوان به خیابان آمده و در حمایت از مُرسی تظاهرات کردند.

دفتر ریاست جمهوری اعلام کرد که بیانیه نظامی قبل از صدور، به اطلاع رئیس جمهور نرسیده است. اخوان المسلمین تنها سازمانی بود که نسبت به بیانیه ارتش واکنش منفی نشان داده و با عنوان دفاع از دموکرسی و سازو کار های دموکراتیک اعلام کرد که اجازه نخواهد داد با باز گشت نظامیان به قدرت، مصر به پیش از انقلاب برگردد. متقلابلاً ارتش دومین بیانیه نظامی خود را منتشر کرد که طی آن گفته شده است که کودتای نظامی در دکترین ارتش مصر جایی ندارد و ارتش نمیخواهد خود قدرت را بست بگیرد بلکه فقط برای حل بحران به طرفین دعوا فشار میآورد و در پایان این ۴۸ ساعت با راه حل پیشنهادی خود خواهد آمد..

پرچم دموکراسی در مصر روی شانه زنرالهای مصر که غرور آمیز آنرا حمل میکنند!
 

 

دیروز همزمان با صدور بیانیه نظامی، چهار هلیکوپتر نظامی با مانور های نمایشی حاکی از حمایتشان از مردم بر فراز میدان تحریر پرچمهای مصر به پرواز درآمدند که با هلهله  شاد مردم روبرو شد. نمایش پرچم ملی در مصر به نمادی ملی علیه اُمتگرایی اسلامیستی تبدیل گردیده است.

 

ژنرال سامی عنان رئیس سابق ستاد ارتش که پس از بازنشستگی تحمیلی توسط مُرسی، سمت تشریفاتی  مشاور نظامی رئیس جمهور را دریافت کرده بود، در یک مکالمه تلفنی با روزنامه الحیات، ضمن اعلام استعفای خود، گفت او در کنار مردم ایستاده است و از قبول هیچ مسئولیتی در این زمینه خود داری نمیکند حتی پست رئیس جمهوری.

ژنرال  هوایی بازنشسته و رقیب اصلی مُرسی در انتخابات ریاست جمهوری، احمد شفیق  در یک مصاحبه اعلام  کرد که اخوان المسلیمن حد اکثر تا یک هفته دیگر در رأس قدرت خواهد بود.

در همین حال نیروی انتظامی نیز ضمن اطلاعیه ایی حمایت خود را از مردم اعلام داشتند و بر تعهد خود نسبت به حفاظت از مراکز دولتی تأکید کرد.

 جبهه نجات ملی و جنبش تَمّرد از بیانیه ارتش استقبال کرده و آنرا نشانه قرار گرفتن ارتش در کنار مردم اعلام کردند و سخنگوی جبهه نجات ملی گفت دیگر تقاضاهای سابق معتبر نیست و این جبهه به کمتر از استعفای محمد مُرسی راضی نیست.

اول ژوئن

باید گفت که تظاهرات چند ده هزاری اخوانی هادر دفاع از باقی ماندن مُرسی در پست ریاست جمهوری پس از بیانیه ارتش، بر رأس پست ریاست جمهوری در درجه اول ناشی از درونگرایی تشکیلاتی و فرقه ایی و بیخبری آنان از تندی ضربان سیاسی جامعه مصر است و قبل از آنکه برای جنبش انقلابی موج دوم مصر یا نیروهای مسلح مسئله ساز باشد برای خود رهبری اخوان المسلمین مسئله ساز خواهد بود. زیرا این بخشهای فتوایی و دنباله روی اخوانی که در شبستانهای مساجد و در فضای قرنطینه ایی مسدودی که رهبران اخوالمسلین برای این مریدان اسلامزده  خود ایجاد کرده بودند تا مغرهای آنان را خوب شستشو بدهند، امروز ضرورت چنین عقب نشینی استراتژیکی را از سوی تشکیلاتی را که بدان اعتقاد کورکورانه داشته و حرف و آموزه های آنرا حقیقت محض دانسته و مشروعیتش را الوهی میدانسته اند را درک نمیکنند و نمیتوانند هم درک کنند.

 اگر رهبری اخوان تن به انتظار این بخش از توده احشام گونه خود داده و دنبال آنها برود باید خود را با شاخ گاو نیروی ارتشی که از حمایت توده های وسیع میلیونی شهری برخوردار است درگیر کند که معنای آن نابودی کامل است و اگر تن به عقب نشینی دهد، قداست و الوهیت دینی و مرجعیتت سیاسی ـ مذهبی خود را بر باد داده است. از اینرو باید گفت در هر صورت درمصر  آینده، پس از کنار رفتن مُرسی، پرونده  سازمان و یا جنبش اخوان المسلیمن برای همیشه بعنوان بزرگترین، پیشکسوتنرین و قدیمی ترین تشکیلات اسلامی منطقه و جهان، بسته است.

ضمناً عصر دیروز ساعاتی پس از بیانیه ارتش، نیروی انتظامی قاهره اعلام کرد که ۱۵ تن از محافظین خیرات شاطر ، رهبر اخوان المسلمین را بجرم داشتن اسلحه غیر مجاز بازداشت کرده است.

بنظر من جای اخوان المسلمین را در مصرِ فردا؛ احزاب میانه رو اسلامی با قد و قواره و ادعاهای کمتری پر خواهند کرد و گفتمان کنسرواتیستی آنرا هم حزب سلفیست نور که از قدمت، تجربه و ریشه ۸۰ ساله اخوان برخوردار نیست بعهده خواهد گرفت.

گاردین امروز مینویسد که سقوط اخوان المسلمین ممکنست به رانده شدن جوانان این جریان بسوی افراطگرایی منجر شود. این احتمال هم زیاد است که با سقوط مُرسی جناحهای مختلف اخوان بجان هم بیفتند و هر کس دیگری را مسئول سقوط او بداند و چنین جدالی در درون آن به نجزیه اش منجر شود.

وال استریت ژورنال با اشاره به ریزش سریع دولت مُرسی با استعفاهای ۵ تن از وزیران آن و مشاور نظامی اش، و حمایت وزیر دفاعش از جنبش مردم، مینویسد که از شروع موضع گیری ارتش بنفع مردم در انقلاب منتهی به عزل حسنی مبارک دو هفته طول کشید تا آن رژیم سقوط کرد ولی این روند از هم پاشی برای مُرسی چند ساعت بیشتر نبود!

ضمن تأئید کامل نتیجه گیری گزارشگر وال استریت ژورنال باید به آن اضافه کنم که این گزارشگر باید سرعت سرایت موج دوم این بهار عربی را که؛ بنظر من، بسرعت در منطقه و شاید قبل از همه به ترکیه برسد را باید به این  نتیجه گیری خود می افزود. موج دوم بهار عرب تازه آغاز گردیده است و شگفتی های بسیار از خودنشان خواهد داد!

حیرت من از اینست که چگونه است که جامعه سیاسی و رسانه ایی ما توجهی را که لازمست به جنبشی که میتواند تبعاتش فضای سیاسی میهن ما را هم تحت تأثیر قرار دهد، نشان نمیدهد. من اینرا؛ هم بحساب بیخبری و بی اطلاعی میگذارم و هم بعنوان ترس از دادن تحلیلی که ممکنست سیر حوادث بعداً آنرا تأئید نکند. و این یعنی فقدان آن جسارتی که ما بدان نیاز داریم. جسارتی که باید با بهره برداری از رخدادهای مصر به انتقال درسهای تأثیر گذارده آن به میهنمان  و مردم کمک کند تا سریعتر راه خود را بیابند.

توجه! اخبار متعاقب تا ساعات آینده!

ـ لحظه ای پیش الاهرم خبر استعفای وزیر خارجه را هم منتشر کرد.

ـ دو حزب متحد اخوان؛ حزب سلفیست نور و حزب وسط در بیانیه ایی مشترک خواهان برگزاری زود رس انتخابات ریاست جمهوری شدند!

ـ ائتلاف اسلامیستها به رهبری اخوان طی بیانیه ایی گفت که ارتش نباد جانبدارانه و در سیاست دخالت کند و باید به دموکراسی و مشروعیتهای دموکراتیک احترام بگذارد

******************************

المصری الیوم:

میدان التحریر با شنیدن بیانیه ارتش از شادی منفجر شد

Tahrir Square erupts in joy after Egypt army statement

On Mon, 01/07- 17:49

Tahrir Square Mon, 01/07/2013 <br /><br />

Aly el-Malky

AFP
Egypt Independent
Thousands of protesters erupted in joy on Monday after the military said it would intervene if the people’s demands were not met in 48 hours, an AFP journalist said, after millions took to the streets to call on President Mohamed Morsy to step down.

“Come down Sissi, Morsy is not my president,” they protesters chanted, urging the country’s minsiter of Defence, Abdel Fattah al-Sissi, to intervene.

On the streets of Cairo, cars beeped their horns and waved Egyptian flags after the army statement.

The powerful General Abdel Fattah al-Sissi issued a pressing ultimatum to President Morsy in a televised audio statement on Monday afternoon, calling on political forces to bridge Egypt’s growing divide and agree on an inclusive roadmap for the country’s future within 48 hours.

“If the demands of the people are not realised within the defined period, it will be incumbent upon [the armed forces]…to announce a road map for the future,” said Sissi.

ژنرال عبدلفتاح السیسی بیانیه ارتش را در تلویزیون میخواند

ارتش مصر ۴۸ ساعت برای حل بحران سیاسی فرصت داد!

Share Button

اگر هیچ راه حال متقابل قابل قبولی ظرف ۴۸ ساعت آینده برای  بحران جاری یافت نشود نیروهای مسلح با ” راه نقشه ” خود؛  بری آینده سیاسی مصر  بمیان خواهد آمد

Ahram Online, Monday 1 Jul 2013

El Sisi

Defense Minister Abdel Fattah al-Sisi (Photo: Reuters

نیروی مسلح مصر امروز دوشنبه با صدور یک بیانیه تلویزیونی به نیروهای سیاسی،۴۸ ساعت فرصت داد تا ” به خواستهای مردم جامعه عمل بپوشانند”، در غیر اینصورت،نیروهای مسلح “رهیافت” خود را برای کشورکه جمیع احزاب سیاسی را در بر خواهد گرفت را عرضه خواهد کرد.

در این بیانیه گفته میشود که: ” نیروهای مسلح مایل نیستند که خود درگیر مسائل سیاسی کنند و از نقش خود در فرایند دموکراتیزاسیون کشور  راضی هستند”، بیانیه تأکید میکند:” که امنیت ملی مصردر یک خطر بزرگ قرار گرفته است که نیروهای مسلح را وادار میسازد که بر حسب اجرای مسئولیتی که بعهده آن نهاده شده دست، در این شرایط که امنیت کشور تهدید میشود دست به اقدام بزنند.

بیانیه میگوید:” نیروهای مسلح  یک  زمانبندی معینی را برای آشتی و پایان دادن به بحران جاری در برابر همه نیروهای سیاسی و دستگاه اداری کشور قرار داده بودند که تا عصر دیروز(یکشنبه) مدت آن منقضی گردید، بدون اینکه پیشرفتی مشاهده گردد. در نتیجه مردم مصر بخیابانها امدند.”

بیانیه اضافه میکند: “تلف کردن بیشتر وقت فقط باعث افتراق و خصومت بیشتر میگردد، امری که نیروهای مسلح نسبت به آن هشدار داده بودند.”

برابراین بیانیه، فقدان اجماع ملی موجب گردید تا مردم با اراده تمام تصمیم بگیرند که به خیابان بیایند،” بنحوی که تحسین همگان را چه در سطح کشور ، چه منطقه و چه بین المللی برانگیخت.”

بیانیه ادامه میدهد:” که تلف کردن بیشتر وقت به قطبی شدن بیشتر جامعه می انجامد، لذا لازمستتا همه احزاب سیاسی منافع عمومی را در صدر منافع دیگر قرار دهند.”

بیانیه چنین می افزاید: “نیروهای مسلح یکبار دیگر تکرار میکنند که خواستهای مردم باید برآورده شود: ” از اینرو بعنوان آخرین فرصت، ۴۸ ساعت برای اجرای این امر فرصت داده میشود تا این بار تاریخی که ملت با آن روبروست به مقصد برسد.”

 **************

کامنت من:

قریب یکسال و نیم پیش نوشتم و باز تکرار میکنم، پرچم دموکراسی در مصر  دردست ارتش آن قرار گرفته است و هرچند  وضع مانند دوسال قبل نیست ،  با اینحال هنوز هم پرچم دیکتاتوری هرچند با نقش و نگارهای دیگر بدست برخی نیروهای مدعی دموکراسی!  افتاده است هرچند بسیاری در عرض این دو سال بهوش آمده اند ولی هنوز از میدان التحریر شعار هایی علیه نظامیان بگوش میرسد ولی خوشبختانه فریاد های اعدام خواهی خاموش گشته اند. این درحالی است که اگر همین ارتش نبود، اسلامگرایان تمام مصر را تا بحال خورده بودند و  همه این دموکراتهاتی کتابی  را امشی کرده بودند.

**********************

آخیرین خبرها:

 ـ نیروهای امنیتی مصر ۱۵ تن از بادی گارد های  رهبر اخوالمسلمین (خیرات شاطر ) را بجرم داشتن اسلحه بازداشت کردند(منبع اهرام آنلاین)

  ـ احمد شفیق رقیب انتخاباتی محمد مُرسی روز دوشنبه امروز گفت که ، ظرلف یک هفته آینده فرمانروایی اخوان المسلمین بر مصر پایان خواهد یافت!

 

موج دوم بهارعربی شکوفه میدهد!

Share Button

دستآوردهای ضد دیکتاتوری مردم مصر، عمدتاً برای خودشان بعنوان نوعی دموکراسی باوسعت و عمقی که مناسب حال و هوای جامعه سنتی مصر است باقی خواهد ماند و حدود تأثیر آن در منطقه و جهان زیر و روکننده نمیتواند باشد. ولی سرنگونی یک دولت یا حکومت اسلامی و مدعی اسلام آنهم در مملکتی که اسلامگرائیش پدرخوانده اسلامگرایی و بنیاد گرایی دینی درتمام ممالک اسلامی دنیاست رخدادی نیست که فقط در درون مرزهای مصر باقی بماند.

موج دوم5

 دیروز مردم مصر، علیه اسلام گرایان حاکمی که طی ۲ سال تلاش کرده بودند تا با استفاده از اعتقادات مذهبی مردم، انقلاب اسلامی و اسلام ویژه خویش را بجای  انقلاب ضد دیکتاتوری ۲۵ ژانویه بگذارند در سراسر کشور به خیابانها آمدند تا نشان دهند، آن ۲۲ میلیون امضائی که برای استعفای رئیس جمهور اخوان المسلمین  کرده بودند، برخلاف آنچه سخنگوی دولت مُرسی و خود او گفتند، آرای بی پشتوانه  روی کاغذ نبودند. آرائی بودند که معادل نیروی میدانی و خیابانی  خود را داشتند.

اخوان المسلمین و دیگر اسلامگرایان که از دو هفته قبل از تاریخ مقررِ اعتراض میلیونی جنبش “َتمّرُد”(۳۰ ژوئن ـ دیروز)، برای مرعوب کردن مخالفین، نماز جمعه های این دوهفته را به فرصتی برای قدرت نمائیِ مرعوب کننده  خودتبدیل کرده بودند، دیروز خود، مرعوب شده از سیل خروشان میلیونی جمعیت، به درون خیمه هایی خزیدند که در محوطه و اطراف یکی از مساجد سلفیستی برای نشان دادن حمایت خود از رئیس جمهورشان و به تقلید از جنبش جوانان میدان التحریر، برپا کرده بودند.

تظاهرات میلیونی دیروز مردم مصر بیشک در تاریخ مردم خاورمیانه بعنوان سر آغاز خیزش  مردم دریکی از مسلمان ترین کشورهای منطقه و بنوعی ام القراء اسلام و بحق واتیکان آن، علیه اسلام سیاسی و ابزاری شدن دین و سوء استفاده از باورهای دینی مردم بود.

بیشک محمد مُرسی رفتنی است و اگر سماجت کند، با سماجت خود فقط با دست خویش برعمقِ گور خود و اسلامگرائی می افزاید چون او دیگر کمترین شانسی برای ماندن ندارد و فرصت ها را از دست داده است. ارتش و نیروهای انتظامی مصرموضع بیطرفی حمایت آمیز از جنبش مردم را اتخاذ کرده اند و اسلامگریان حاکم هم، از خود نیروی ضربتی برای بخانه فرستادن مردم از طریق سرکوب را ندارد.

Mideast Egypt

Graffiti depicting Egypt’ President Mohamed Morsi on a outer wall of the presidential palace in Cairo. Hundreds of thousands thronged the streets of Cairo and cities around the country Sunday and marched on the presidential palace, filling a broad avenue for blocks, in an attempt to force out the Islamist president. Photograph: Hassan Ammar/AP

کاملاً قابل تصور است که باقرار گرفتن اسلامیستهای حاکم در موضع باخت، بخشهای غیر سخت جان و غیر ایدئولوژیک تر آن ریزش کند و ترس از هزینه فردای پس از سقوط مرسی بسیاری از اخوانیستها را وادارد تا تغیر موضع هم بدهند. اگر مرسی مقاومت کند خود و اخوان المسلمین را نابود کرده است و اگر تسلیم شود در فرایند دموکراتیزاسیون مصر؛ به یک حزب ۴ ـ ۵ %ی پارلمانی تقلیل خواهد یافت که در منکنه سازوکارهای دموکراسی پارلمانی، خشونتگرایی و آمریت دینی خود را از دست خواهد داد.

انقلابی که در مصر امروز در جریان است  در حقیقت عکس برگردان  انقلاب اسلامی ایران ماست. این دو انقلاب داری یک وجه مشترک جالب توجه میباشند و آنهم وظیفه دو گانه ایست که این دو انقلاب ، برخلاف همه انقلابات صرفاً سیاسی، بعهده خود گرفته بودند. این وظیفه دوگانه یکی سرنگونی دیکتاتوریها در هریک از این دوکشور؛ و جایگزین سازی آن بود و دیگری تدوین و تنظیم یک دکترین و  گفتمان کشورداری، حکومت ورزی، وطرح چشم انداز آرمانی و تاریخی برای آینده بود.  در نقش وظیفه نسخت این جایگزینی در میهن ما ایران، بصورت روی کار آوردن یک استبدادی دینی، و بمراتب سرکوبگرانه تر از قبل اتفاق افتاد. و در مصر،با آنچه در این یکساله اخیر گذشته است و چشم اندازی که گشوده است، میتوان گفت که به جایگزینی دیکتاتوری با نوعی دموکراسی انجامید و یا خواهد انجامید.

وظیفه دوم و بسیار مهمتر این دو انقلاب؛ زیرو رو کردن َفَلکِ یا سپهر گفتمان ایدئولوژیک، آرمانیِ و دکترین ملی  و کشور داری در این دو کشوربود.

انقلاب اسلامی ما در نقش وظیفه اول خود، جایگزینی دیکتاتوری توسعه گرای پهلوی با استبداد قهقرایی دینی و حاکمیت روحانیت معمم و مکلا را بجای دولتمردان و تکنوکراتهای کراواتی، دانشگاه دیده و فرنگ دیده را دربرابر خود قرار داده بود و در نقش وظیفه دوم خویش؛  جایگزین کردن گفتمان و ایدئولوژی اسلام سیاسیِ مدنیت، ستیز و امت سازِخود را بجای ناسیونالیسم  ایرانی عصر پهلوی  را.

وظیفه نخست وظیفه ای سیاسی و وظیفه دوم، وظیفه ای تاریخی بود. این دوگانگی، دوگانگی ای میباشد که در همه یا دیگر انقلابات معاصر دنیا وجود نداشته است.

انقلاب کنونی مصر بعنوان عکس برگردان انقلاب اسلامی ما، در نقش نخست خود برآنست تا هیولای استبداد دینی را قبل از آنکه تثبیت شود سرنگون کند و با سرنگونی آن وظیفه سیاسی خود را انجام دهد و در همانحال با جانشینی ناسیونالیسم مصری (و نه عربی هم)، بجای گفتمان ضد ملی و اُمتگرای اسلامیستی، به جنگ چند ده ساله بین اُمتگرایی اسلامیستی و ناسیونالیسم مصری در جامعه مصر برای همیشه پایان دهد.

دستآوردهای ضد دیکتاتوری مردم مصر، عمدتاً برای خودشان بعنوان نوعی دموکراسی باوسعت و عمقی که مناسب حال و هوای جامعه سنتی مصر است باقی خواهد ماند و حدود تأثیر آن در منطقه و جهان زیر و روکننده نمیتواند باشد. ولی سرنگونی یک دولت یا حکومت اسلامی و مدعی اسلام آنهم در مملکتی که اسلامگرائیش پدرخوانده اسلامگرایی و بنیاد گرایی دینی درتمام ممالک اسلامی دنیاست رخدادی نیست که فقط در درون مرزهای مصر باقی بماند.

سرنگونی اخوان المسلمین  در مصر، در زادگاه  خویش که بدون استثناء در تمام کشورهای عربی و حتی غیرعربی مانند ترکیه شبکه دارد؛ و دکترین و فلسفه بنیادین آن اتحاد امُت اسلامی بجای “ملت ـ دولت” سازی بوده و هست، انقلابی برای همه ملل مسلمان  و آزاد شدن آنان از طلسم دین سیاسی و تغیر دهنده نگاه آنان به دین و کارکرد نهاد دینی است. این نه یک انقلاب ساده بلکه سر آغاز یک رُنسانس واقعی فکری و فرهنگی است.

با چه سرعتی، امواج این رنسانس منطقه و دنیای اسلام را بگیرد به نیروهای روشنگر سیاسی در ممالک اسلامی بستگی دارد. ولی میتوان گفت که تأثیر رخدادهای امروز مصر در تونس، سودان، لیبی و ترکیه سریع و مستقیم خواهد بود.

**************************

تیتر سایتها و نشریات منطقه در امروز صبح راجع به خیزش مردم مصر:

اهرام آنلاین:           Millions of Egyptians turn out nationwide for anti-Morsi rallies; 7 dead in violence

نهارنت لبنان:

Five Dead in Egypt as Protests Call for Morsi to Go

W460

دیلی استار لبنان:    Egypt locked in standoff after millions rally against Mursi

دیلی تلگراف لندن:

Egypt gripped by vast protests in challenge to Morsi rule

Egypt witnessed a show of popular force greater than that which unseated Hosni Mubarak last night as hundreds of thousands of protesters massed in Cairo to demand the resignation of his successor.

وال استریت ژورنال:

Widespread Opposition Protests Grip Egypt

Biggest Demonstrations Since Mubarak’s Ouster Urge Morsi to Step Down, Call Early