Archive for: August 2013

درسوریه چه میگذرد و چه گذشت؟

Share Button

باید با قاطعیت از عملیات  تنبیهی علیه رژیم اسد از سوی هر دولتی که میخواهد باشد حمایت کرد. باید بر علیه آن مقامات ایرانی که با موضع گیری قاطعانه روزهای اخیر خود بنفع رژیم اسد عملاً  به مردم سوریه، به آمریکا و دولت های دوست مردم سوریه اعلان جنگ داده اند و پروای هزینه بسیار سنگین فردای آنرا، برای مردم و میهنمانرا هم ندارند برخاست و آنها را افشاء کرد.

*******************************************

 تظاهرات عظیم مردم در شهر حمص علیه رژیم اسد. در شهرهای دیگر هم چنین بود. اسد و حامیان ایرانی آن با چه اطمینانی میگفتند که اسد مخالفین را در هم خواهد شکست؟ آیا منظور استفاده از سلاح غیرمتعارف شیمیایی و شبکه وسیع ستون پنجمی علیه مخالفین نبود؟

 

حمص تظاهرات

نخست به دو نکته مقدمتاً اشاره میکنم:

نکته اول: ما عادت کرده ائیم با استفاده از اتیکتهای سیاسی مشابه، تفاوتهای ماهوی پدیده های سیاسی را نادیده بگیرم.  دو نمونه از این اتیکتها: یکی اتیکت “دیکتاتوری” و دیگری “کودتا” است. برای ما کودتای سوم اسفند رضا شاه در همان قفسه ایی جا میگیرد که کودتای ایدی امین در اوگاندا، نوریگا در پاناما و عمر البشیر در سودان و قذافی در لیبی و با این دید کودتا، کودتاست و دینامیسم سیاسی و اجتماعی پس آن مهم نیست.

برای ما دیکتاتوریهای توسعه طلبی را که علیرغم اقتدارگرایی خشونت آمیزشان، راه توسعه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را [بنا به نمونه های؛ کره جنوبی، برزیل، مکزیک، شیلی، نظامیان ترکیه، نظامیان تایلند و اندونزی و شاه]، درممالک تحت فرمانروایی خود  هموار کرده اند با دیکتاتوریهای واپس گرایی چون صدام در عراق، زیادباره در سومالی، ایدی امین  در اوگاندا، عمر البشیردر سودان و سرانجام رژیم استبدادی ولایی خودمان که کشورتحت حکومتشان را به بن بستهای ویرانگر تاریخی کشانده اند، نیز در یک قفسه جا میگیرند.

تفاوت عمده یک دیکتاتوری توسعه گرا با یک دیکتاتوری “بن بست فرجام” در اینست که دیکتاتوریهای نوع نخست در تعامل و هماهنگی نسبی با توسعه جهان و دنیای پیشرفته قرار دارند و دومیها برغم حتی ظاهر گاهاً مدرن نمای خویش، در تقابل با این جهان. رژیم بشار اسد  در سوریه و دولت پوتین در روسیه نمونه وار ترین این نوع دیکتاتوریها هستند که با رنگ و لعابی از ظاهر سکولار یا پارلمانتاریسم صوری خود، ناظر خارجی را به بیراهه میکشانند. ولی نه آن ظاهر گول زننده پارلمانتاریستی روسی باید کسی را در سرشت و سرنوشت تاریخی دیکتاتوری پنهان روسیه به اشتباه بیاندازد و نه شیک پوشی بشار اسد و سکولاریسم ظاهری و بی ریشه آن.

از مسکو تا تهران، از تهران تا بغداد و دمشق با تفاوتهای چندی، ما با حکومتهایی روبرو هستیم که نه تنها دیکتاتوری هستند بلکه برغم تفاوتهای ظاهری خود از راهبردی مشابه در برابر مطالبات سیاسی و مدنی مردم پیروی میکنند. محور این راهبرد چنین است: “محدود، مهار و سرانجام محو” هرگونه جنبش ملی ومردمی است که هدفش استقرار نظامی دموکراتیک و پاسخگو باشد. در اجرای این راهبرد استفاده از هر ابزار و متدی و با هر شدتی جایز است.

برای واکاوی بیشتر مسئله به بحران سوریه برمیگردم.

امروزه از همه سو، از تهران تا مسکو نسبت به ظهور جریانهای تکفیری و جهادی در سوریه و از طریق آن درمنطقه هشدار داده میشود.

تا آنجا که به حکومت خود ما برمیگردد این هشدار ها را میتوان بسیار وقیحانه توصیف کرد زیرا انقلاب اسلامی ایران و استبداد ولایی برآمده از آن پیشقراول خشونت سیاسی، کشتارهای فله ایی، دست و پا قطع کردن، سنگسار، وتروریسم درون مرزی و برون مرزی حکومتی، قتلهای سریالی، تجاوزات جنسی به محکومین سیاسی بنام اسلام بوده است. قتل و عام زندانیان سیاسی، قتل های زنجیره ای ، تشکیل واحدهای جهادی و گروههای مرگ، ترورهای برون مرزی و..، سالها قبل ازاینکه دنیا نامی از بن لادن و الظواهری و القاعده و ملا عمر شنیده باشد، در میهن ولایی ما پایه گذاری شدند.

عکس یکی از گروهای جهادی ایران عازم غزه*

قریب دوسال و نیم پیش که نخستین اعتراضات در شهر درعای سوریه بخاطر بازداشت یک دختر ۱۵ ساله گرافیکی که دیوار نویسی یا دیوار کشی ( نقاشی روی دیوار) ضد رژیم کرده بود شروع شد کُل جمعیت تظاهرات کننده از چند هزار تجاوز نمیکرد و تا مدتها هم کلاً خبری از شعارهای براندازنده علیه رژیم نبود بلکه خواست آزادی زندانیان سیاسی و مطالباتی در این حد مطرح بود تا آنجا که اوباما در یک سخنرانی بمناسبت رویداهای تونس ولیبی و مصر، گفت:” من بشار اسد را میشناسم او مرد اصلاحات است.” همه دنیا در انتظار این بود تا بشار اسد دست به اصلاحات دموکراتیک بزند و بحثی از جنگ و انقلاب علیه او نبود. یکی از روزنامه های* آنروز  در تفسیر خود بر “سخنرانی مهم و مورد انتظار بشار اسد” برای معرفی برنامه های اصلاحی او نوشت که وعده های داده شده، هم ناکافی و هم بسیار دیر بود. روزنامه دیگری نوشت؛ سخنرانی اسد رونوشتی از سخنرانی حسنی مبارک و زین العابدین بن علی بود.

در واقع در دو یا سه سخنرانی “مهم” وعده داده شده و مورد انتظار از بشار اسد، هیچ نکته تازه ایی که گواه درک اوضاع از سوی وی یا آمادگی او برای ایجاد فضای باز سیاسی باشد وجود نداشت. او فقط به آزادی تعدادی از بازداشت شدگان تظاهرات آنروزها فرمان داد و نه آزادی زندانیان سیاسی. در عوض درهمین زمان مردم حما جنازه خواننده جوان رپ معروف خود، ابراهیم کاشوش** را یافتند که زبانش از بیخ و گلویش تا نیمه بریده  شده بود.

چندی پیش از این وقایع، بشار اسد در پاسخ به پرسش یک خبرنگار خارجی که از وی پرسید؛ شما نمیترسید از اینکه بهار عرب به سوریه هم بیاید؟ او پاسخ داد: ” نه! چون سوریه محور مقاومت است و مردم از حکومت من حمایت میکنند.” اینهم از شوخی های تلخ تاریخ با مردم سوریه است که؛ دولتی خود را محور مقاومت میداند که در مدت ۴۰ سال حتی یک گلوله هم بسوی اسرائیل شلیک نکرده و مرزهای آن امن ترین مرز اسرائیل است. ولی همین دولت و دولت ایران بعنوان پشتیبان اصلی آن وعده میدهند که اگر آمریکا بمباران کند آنها اسرائیل را از صفحه روزگار محو خواهند کرد!** عجبا ! معلوم نیست که اینها چرا تا کنون این کاری را که میتوانسته اند نکرده اند با اینکه برنامه محو اسرائیل هرگز از اهداف چشم اندازی استراتژیک و دکترین سیاسی و اعتقادی آنها حذف نشده است.

طی چند ماه از آغاز تظاهرات در شهرهای درعا، حما، حُمص و ..، مردم بارها تقاضای مجوز راهپیمایی قانونی کردند ولی هرگز چنین مجوزی نگرفتند مگر یکبار که استاندار تازه منصوب شده درعا چنین اجازه ایی را داد. در تظاهرات مجاز آن جمعه بنا به گزارش اکثر رسانه های روز دنیا قریب ۴۰۰ هزار نفر علیه رژیم شرکت کردند که نزدیک به ۸۰% جمعیت شهر بود. رژیم اسد بلافاصله آن استاندار را برکنار و با اعزام توپخانه سنگین، تانک، هلی کوپترهای توپدار و سرانجام باجنگنده  بمب افکن پاسخ مردم را داد. تظاهراتهای بعدی، دیگر نه با گلوله و تفنگ بلکه با توپخانه سنکین و بمباراان هوایی پاسخ داده شدند. تا این مرحله در تمام تظاهرات نه خبری از اسلحه و مقاومت مسلحانه بود و نه خبری از شعار های جهادی و تکفیری و این را از روی عکسها و ویئو کلیپهای تظاهرات آن روز بخوبی میتوان درک کرد.

نخستین هسته مقاومت مسلحانه با فراریکی از افسران ارتش اسد بنام ” سرگرد حسین هرموش”* به ترکیه آغاز شد که آنهم نه در عمل فقط بصورت طرح بود. چند ماه بعد سرگرد “حسین هرموش” در یک تله گزاری در داخل خاک ترکیه ربوده و به دمشق انتقال یافته و پس از تلویزیونی شدن اعدام شد. در نخستین بیانیه ایی این افسر میهن پرست در یوتیوب انتشار داد کمترین بحثی از شعارهای اسلامیستی نبود. خواننده خود میتواند حدس بزند بر سر آن افسر ارتش چه باید رفته باشد. از این پس فرار از ارتش دولتی و پیوستن به “ارتش آزاد سوریه ” که فرماندهی آنرا پس از هرموش یک سرگرد غیر رزمی(اسعد) خلبان بعهده گرفته بود وسعت گرفت. ریزش از دولت اسد تا پناهنده شدن رفیق و همدوره او ژنرال طلاس[فرزند وزیر دفاع معروف دوران حافظ اسدمصطفی طلاس] و نخست وزیر و حتی خواهر وی، گسترش یافت در مدتی کوتاه دهها ژنرال ارتش به ارتش آزاد افسران سوری پیوستند.

بشار اسد و شرکای ایرانی و روسی او بیکار ننشستند. آنها نخست، استیصال آمیز شروع به اُپوزیسیون سازی کردند که اغلب شکل مضحکی هم بخود میگرفت  که نمونه آن  در دو کنفرانس برگزار شده “اپوزیسیون برانداز” در یکی از مجللترین هتلهای و سپس در یکی از سالنهای پارکی در اطراف اطراف دمشق با مجوز دولتی خود را نشان داد ، و بعد هم دیدار بسیار حقارت آمیزسران این اپوزیسیون از مسکو و تهران بود.

دولت دمشق به سرکوب وحشیانه جنبش مسالمت آمیز اعتراضی مردم و همزمان اپوزیسیون سازی موازی بسنده نکرد بلکه با اعزام و استفاده از “سابوتورهای ـ ستون پنجم”ی خود بدرون تشکیلاتی که فقط ظرف چند ماه عجولانه و بدون آمادگی و زمینه قبلی ساخته شده بود، تا توانست در روند شکل گیری این اپوزیسون خرابکاری کرد. در ظرف چند ماه، کنفرانس پشت کنفرانس، در نیکوزیا، استانبول، آنتالیا و پاریس تشکیل شد،  مسئله عمده این کنفرانسها کرسی ریاست بر جنبشی بود که این سران ریاستخواه نفوذ چندانی بر آن نداشتند.

جنگ قدرت بین سران اپوزیسیون برون مرزی، میدان مانور را نه تنها بیش از پیش برای ستون پنجم رژیم اسد، عوامل “ک. گ. ب” ای مرکب از چپ های سابق سوری و مهره های امنیتی اطلاعاتی جمهوری اسلامی، باز کرد بلکه این اپوزیسیون را بیش از پیش به تنها جریان سازمان یافته در درون خود، یعنی اخوان المسلمین سوریه وابسته کرد. رهبر تشکیلات تازه تأسیس شده” شورای ملی سوریه” ظاهراً یک آکادمسین تحصیلکرده فرانسه(برهان غلیون) بود ولی در عمل تمام شورا در کنترول اخوان قرار داشت. آنهایی که در داخل “شورا” با نفوذ زیاده از حد اخوان مخالف بودند برای بالانس کردن قدرت در این “شورا”، سران ایلی و قبیله ایی سوریه را بداخل آن کشاندند. بموازات این فرایند، قطر، عربستان، ترکیه و.. ، نیز دنبال مهره کاریهای خود بودند. روند سقوط اپوزیسیون سوری بدینجا پایان نیافت در عرصه میدانی تحت آن شرایط فوق پلیسی جریانی بنام ” کمیته هماهنگ کننده مبارزات داخل کشور” شکل گرفته بود که این اپوزیسیون درونمرزی، اپوزیسیون خارج کشور را قبول نداشت. بگمان من این کمیته هماهنگی تحت کنترول دستگاه اطلاعاتی رژیم بود زیرا فقط یک شخص کاملاً نا آشنا به مسئله میتواند تصور اینرا بکند که در کشوری پلیسی مانند سوریه،  کمیته ایی با هزاران عضو در داخل کشور برای مبارزه علیه رژیم آن تشکیل شود. از اینرو بود که چه رژیم اسد، چه ایران و چه مسکو و حسن نصرالله با قاطعیت از پیروزی اسد سخن میگفتند و هنوز هم میگویند.

در عرصه عملیات نظامی درون مرزی نیز وضع بهتر نبود. سرکوب بسیار وحشیانه از هوا و زمین و همراه با متُدهای بگیر و ببند پلیسی، امکان تشکیل گردانهای سازمان یافته و منضبط نظامی را نمیداد زیرا رخنه در آنها برای عوامل رژیم تحت پوششهای مختلف آسان بود. شاید تنها واحدهایی که نسبتاً رخنه ناپذیر مانده بودند گروههای محلی بودند که بعلت آشنایی همدیگر از هم رخنه ناپذیر تر بودند ولی این میلیشیای محلی و تفنگ بدست که برای تهیه چند فشنگ در مضیقه بود قادر به رویارویی با ارتش و سایر واحدهای سرکوبِ دارای ستاد هماهنگی  نظامی و شبه نظامیان “الشبیحه” نبودند.

در یک کلام پتانسیل جنبش ضد رژیم؛ ملی و میلیونی ولی سازماندهی آن زیر صفر بود. و این نکته ای است که فقط به سوریه محدود نمیشود بلکه ویژگی بارز جنبش دموکراسی خواهی در ایران و روسیه هم هست. نفوذ وسیع دستگاه های اطلاعاتی بر زمینه اختلافات سیاسی گروهی و طایفه ایی مانع جدی در راه سازماندهی یک جنبش یکپارچه ملی و دموکراتیک در این کشورها میشود. و  نقطه ضعف جنبش دموکراسی خواهی و نقطه قدرت رژیمهای این کشورها نیز دقیقاً در اینجاست.

اگر بشار اسد، مقامات پشتیانی کننده آن در ایران و مسکو از پیروزی قطعی بشار اسد بر مخالفین سخن میگویند ادعای آنها نه  بر اساس اعتبار و مشروعیت مردمی رژیم اسد بلکه بر اساس اطمینان به کنترول آهنین آن رژیم بر سیر حوادث آنجاست. ساده ترین پرسش اینست، در آنهنگام که تظاهرات صدهها هزار نفری در شهرهای عمده و میلیونها نفری در سراسر سوریه علیه رژیم اسد میشد و از حمایت قوی ترین جریانهای سیاسی منطقه و دولتهای عرب هم برخوردار بود، مقامت سوری، ایرانی و حزب الله لبنان و روسیه با چه اطمینان خاطری و برچه مبنایی از پیروزی قطعی اسد بر مخالفین سخن میگفتند؟ جز اینکه انها از آمادگی قاطع خود برای سرکوب جنبش مردم سوریه از جمله با سلاح شیمیایی از یکسو و توسل به شبکه های نفوذی وسیع”ستون پنجمی” خود در درون اپوزیسیون امید داشتند.؟

سئوالی دیگری که در اینجا پیش می آید اینست که اگر با این توضیحات، در این کشور افق سیاسی و مبارزه تا این اندازه تاریک و یأس آمیز است، پس چه باید کرد؟ من سعی خواهم کرد در پایان این نوشتار، بدین مسئله پاسخ دهم ولی قبل از آن باز به خود بحران سوریه برمیگردم.

بشار اسد در ماههای آغازین بحران، آنهنگام که بحران در حال گذار از اعتراضات میلیونی خیابانی به مبارزات مسلحانه بود، در چند مصاحبه و سخنرانی تکرار کرد که  مبارزه در سوریه علیه رژیم او نه به دموکراسی بیشتر بلکه به  از هم پاشیدگی مملکت و جنگ فرقه ایی منجر خواهد شد، که به سراسر منطقه و فراسوی مرزهای سوریه گشترش خواهد یافت.

در این ادعای آنروز بشار اسد یک نکته واقعی وجود داشت، که نه بر اساس دینامیسم خود بحران؛ بلکه در کشاندن کاملاً مهندسی شده آن به چنین مرحله  ایی بود بنحوی که اولاً حتی پس از هم پاشیده شدن سوریه هم میدان عمل و مانور برای خود نیروهای باقیمانده فرقه ایی اسد، شیعیان مورد پشتیبانی ایران و حزب الله لبنان همچنان باز بماند  تا هم درسی برای غرب باشد که از هیچ حرکت دموکراسی خواهانه ایی در ایران یا روسیه از ترس بدتر شدن اوضاع پشتیابنی نکند و هم بعد از فروپاشی آن کشور؛ ایران و روسیه ، مانند مورد افغانستان بتوانند با کارت القاعده و گروههای جهادی همچنان بازی کرده و از آمریکا و کلاً غرب باجگیری کنند، زیرا در  چنان صورتی این گروهای جهادی دست پرورده ایران و حزبالله میباشند که میدان سوریه را عرصه تاخت و تاز خود میکنند.

واقعیتی است که هر ایدئولوژی مبارزاتی به نسبت و مقتضای گفتمان و پیام و امید و انتظار آفرینی های خود، انرژی رزمی معینی در کوشندگان سیاسی یا عقیدیتی منتسب به خود می آفریند. ایدئولوژی نابِ دینی”فنا فی اللهی” از نوع القاعده و طالبانی که فرد انسان را به صفر و خدا را کمال مطلوب و مقصود کرده، آخرتگرایی را بجای دنیاگرایی مینشاند، این جهان را هیچ و آن جهان را همه چیز میکند، آنچنان انرژی رزمی و خود فداسازی ایی در فرد”کوک شده،القاء و تلقین” شده ایجاد میکند که نه جان خودش برایش مهم است و نه کل جمعیت جهان. و بدین دلیل است که جوانان انتحاری این نحله اعتقادی، براحتی به امید و انتظارِ رفتن به جهانی بنیاداً بهتر، کمربند انتحاری میبندند و خود را منفجر میکنند. قربانبان این متُد رزمی ضد انسانی وضد تاریخی، اکثراً جوانان هستند. من حتی برای نمونه یک فرد انتحاری ۳۰ یا ۴۰ ساله در میان این قربانیان ندیده ام.

در مقابل این تیپ جهادی، گروهها دیگری هستند که دارای ایدئولوژی این جهانی، بواقع یا نادرست، با سمت گیری انسانگرایانه، دموکراسی خواهانه و موافق تاریخ قرار دارند. این امر موضوعی شناخته شده است از جمله برای رژیم بشار اسد و ایران که پایه استراتژی راهبردی خود را برای مقابله باجهان و جنبش مردمی تا حدود زیادی بر اساس آن بنا نهاده اند.

با تشدید سرکوب و افزایش هزینه مبارزه برای دموکراسی، نیروهایی که با انگیزه های استشهادی شارژ شده اند باقی میمانند و آنها که به سائقه مطالبات مدنی و سیاسی به جنبش کشیده شده اند و تا پای جان حاضر به رفتن بر سر آرمان خویش نیستند، بمرور کنار رفته و حذف میشوند. حال اگر این سرکوب گری خشن با عملیات پنهانی  توطعه آمیز و ستون پنجمی همران باشد که میشود، نتیجه برای “ستاد مهندسی”  کننده، عالی و چند برابر میشود.

در سوریه رژیم از یکسو بر شدت سرکوب افزود و از سوی دیگر  با ظرفیت تمام از ستون پنجم خود در داخل اپوزیسیون سوریه برای تخریب و تنزل آن بهره برد.

دیپلماسی هماهنگ رژیم سوریه و متحدین بین المللی آنهم در این راستا، دفاع دیپلماتیک را در عرصه جهانی، سازمان ملل و شورای امنیت، سازمان کشورهای غیر متهد وسازمان کشورهای اسلامی برای آن  پوشش داند.

رژیم اسد آگاهانه سرکوب مخالفین را چنان مدیریت کرد که آن جنبش مردمی و اپوزیسیونی را که میتوانست و میتواند مقبولیت مردمی و جهانی  بیاید و مردم را رهبری کند از صحنه خارج و میدان را برای مخالفین جهادی و تکفیری خود باز بگذارد.

بر اساس استراتژی راهبردی در پیش گرفته شده از سوی رژیم سوریه، با رشد نیروهای جهادی و تکفیری بعنوان جریان عمده و فرادست مخالف رژیم دمشق؛ برای نیروهای دموکراسی خواه و غرب و دول مخالف رژیم اسد؛ دیگر، گزینه نه انتخاب بین دموکراتهای سوری و رژیم اسد بلکه بین القاعده و تکفیریها و رژیم اسد میبایستی میشد. و احتیاج به تفکر زیادی نیست که نتیجه را دریابیم.

در متن چنین سناریویی غرب و نیروهای مخالف اسد هیچ چاره ایی جز تن دادن به حکومت بشار اسد نداشتند. آنها سرخورده و شکست خورده و اطمینان بخود از دست داده تر از همیشه، میبایستی تن به دیکتاتوری خانوادگی اسد و حضور سنگین ایران اسلامی و روسیه در مملکت خود دهند بدون اینکه کمترین روزنه امیدی در افق سیاسی مملکت برای آنها وجود داشته باشد.

استفاده از بمب شیمیایی گاز کشنده سارین که منجر به  کشته شدن قزیب ۱۴۵۰ تن و هزاران آسیب دیده شد، مرحله جدیدی در راستای این استراتژی راهبردی بود. اگر فرض را بر این بگیریم که رژیم این بمب را بکار برده است این خود دلیلی بر نتیجه گیریها و استدلال فوق است که رژیم اسد بر سرکوب می افزاید تا نیروههای کمتر رزمی تر را از صحنه خارج کند و اگر فرض را براین بگیریم که نیروهای جهادی از این بمب شیمیایی استفاده کرده اند، باز اینهم در راستای استراتژی رژیم است زیرا ثابت شدن این امر، منطقاً توجه دیگران را به خطر بسیار بزرگتر جهادیون و تکفیریهای مخالف اسد معطوف کرده و راه این استدلال را باز میکند که در برابر این نیروهای کور خطرناک چاره ایی جز تعامل و مصالحه با رژیم اسد نیست.

ولی آنچه من میتوانم تصور کنم گزینه سومی است که احتمال آنرا باید بیش از همه دانست. بنظر من این بمبها ممکنست غیر مستقیم از طریق مجاری نفوذی رژیم دمشق یا تهران در اختیار جهادیون گذارده شده تا با بکار بردن آن بنام مخالفین اسد با یک تیر دو نشان را بزنند هم در دل مردم وحشت بیشتری ایجاد کند و هم چهره مخالفین اسد را کریه نشان دهند.

آنچه رژیم اسد، ایران و روسیه  در این رابطه نتوانسته اند درک کنند و چون بومرانگ مرگ بخود آنها برمیگردد اینست که با تکنولوژی امروز آنالیز دقیق موارد، نوع ساخت، منشاء تأمین مواد اولیه شیمیایی، حتی خریدار و فروشنده آن، نوع کپسولهای شاخته شده و.. ، نشان خواهند داد که این مواد اگر در کارخانجات صنایع نظامی رژیم اسد هم ساخته نشده اند یا از ایران و یا از روسیه آمده اند. درک این نکته دشوار نیست تا بدانیم که نیروهای جهادی ممکن است تردیدی در استفاده از بمب اتم هم علیه اهداف خود بخویش راه ندهند ولی آنها بهیچ وجه در شرایطی نیستند که بمب اتم بسازند. و تصور نمیشود که برای ساختن بمب های شیمیایی هم امکانات  لازم را داشته باشند. اگر دول غربی توانسته اند حتی سیلوهای موشکی شیمیایی رژیم اسد را دقیقاً نقشه گیری و شناسایی کنند، صد بار بهتر میتوانند تأسیس جایگاه یا کارخانه ایی را، از سوی یک نیروی سیال، پنهانی و متحرک مانند نیروهای جهادی شناسایی کنند. روی این اصل وقتی اوباما و جان کری میگویند که دولت آمریکا بر اساس شنود مکالماتی ضبط شده، و سایر اطلاعات سرویسهای جاسوسی خود مطمئن هستند که رژیم اسد بکاربرنده  و طراح استفاده این بمبهای شیمیای  بوده است، نباید با تردید به این ادعای آنها نگریست. دولت آمریکا درسهای خود را از عراق گرفته است و بگمان من اشتباهات خود درعراق را دیگر تکرار نمیکند چون جامعه جهانی و خود مردم آمریکا هم کمترین نرمشی در برابر چنین ادعایی اگر ساختگی باشد نشان نخواهند داد. دولت آمریکا بخشی از مدارک غیر طبقه بندی شده خود را دال بر دست داشتن رژیم اسد در این جنایت آشکار کرده است ولی قدر مسلم اینست که اطلاعات طبقه بندی شده ایی هم وجود دارد که از درون خود دستگاه حاکمه اسد، ایران و یا مسکو در اختیار دارند که افشای آنها یعنی لو دادن عواملی که این اطلاعات را به آمریکا رسانده اند. یکی از دلایل اصرار پوتین بر ساختگی بودن مدارک دولت آمریکا اینست تا آن دولت درمنکنه انتشار این اسناد طبقه بندی شده قرار گیرد تا مسکو بداند در اندرون آن چه خبر است و مسیر درز اطلاعات را ردیابی کند! ولی بنظر من همین مدارک غیر طبقه بندی شده هم برای اقناع افکار عمومی دنیا کافی خواهند بود.

در اینجا نباید به سادگی از واکنش مقامات ایران از جمله وزیر خارجه جدیدمان آقای محمد جواد ظریف در اعلام قاطع اینکه تروریستهای تکفیری و جهادی عامل بکار بردن بمب شیمیایی بوده اند گذشت. اگر حتی نیروهای جهادی و تکفیری بکار برنده این بمب ها هستند، از چه مجرایی و چگونه آقای ظریف میتواند ظرف کمتر از ۱۰ ـ ۲۰ ساعت اعلام کند که آنها اینکار را کرده اند. آیا این واکنش قاطع و شتابزده ناشی از مهندسی کل مسئله و آگاهی بر آن از قبل نیست ؟ من نمیخواهم بگویم آقای ظریف اگاهانه چنین اتهامی را وارد کرده است بلکه بر این اعتقادم که نیروهای دست اندر کار این مهندسی مرگ، در داخل سپاه و اطلاعات آن، با آگاهی کاملاً از پیش برنامه ریزی شده، بلافاصله چنین حکمی را روی میز وزیر خارجه جدید دولت ” اعتدال و امید ” گذارده اند. هزینه سنگین چنین انکار و اتهامی، در آینده به گردن آقای ظریف و روحانی خواهد افتاد.

“دولت پنهان” در دولتِ رسمی ما بی هیچ شکی شریک جنایتی است که در سوریه اتفاق افتاده و می افتد. آمریکا بحق واکنش نشان خواهد داد زیرا متأسفانه تنها نیرویی درجهان است که قابلیت و قدرت واکنش به چنین تروریسم دولتی ای را دارد. اگر آمریکا در این زمینه و این مورد نتواند و یا نخواهد واکنش نشان دهد معنای آن اینست که نه تنها مردم سوریه، ایران و روسیه باید تسلیم باجگیری سلاح شیمیایی و درآینده، اتمی شوند بلکه جهان به گروگان رژیمهای تروریست ایران و سوریه و حامی آنها روسیه در خواهد آمد.

محافظه کاری مصلحت طلبانه در این زمینه، خود داری از محکوم کردن رژیم اسد و ایران و حزب الله لبنان با اخلاق دموکراتیک و انسانگرایانه قرابتی ندارند.

بدتر از انفعال سیاسی، شرکت در کارنوالهای سازمان داده شده بنام دفاع از صلح و عملاً در دفاع از رژیمهای اسد و ایران است که معنای واقعی آن جانبداری از کار برد سلاح شیمیایی توسط رژیم اسد علیه مردم است. کارنوالهایی که با لوژیستیک مالی و سازمانی رژیم های ایران و سوریه بحرکت در می آیند نیز کمترین قرابتی با دموکراسی خواهی و صلح طلبی ندارند.

باید با قاطعیت از عملیات  تنبیهی علیه رژیم اسد از سوی هر دولتی که میخواهد باشد حمایت کرد. باید بر علیه آن مقامات ایرانی که با موضع گیری قاطعانه روزهای اخیر خود بنفع رژیم اسد، عملاً  به مردم سوریه، به آمریکا و دولت های دوست مردم سوریه اعلان جنگ داده اند و پروای هزینه بسیار سنگین فردای آنرا، برای مردم و میهنمانرا هم ندارند برخاست و آنها را افشاء کرد.

برای دریافت تصویری کامل از آنچه در سوریه گذشته است و سعی کردم تا آنرا نشان دهم به لینکهای زیر نیز رجوع کنید! اهمیت مسئله آنقدر هست که قدری از وقت خود را روی این مسئله بگذاردید.

یکدست بی صداست!

*

 http://iranesabz.se/?p=141

**

سرگرد حسین هرموش در حال قرائت بیانیه خود. او در این بیانیه خود از مردم و حقوق آنها سخن میگوید و تا آنچا که میتوان از ترجمه انگلیسی آن فهمید به حضور عوامل ایران در عرصه سیاسی سوریه اعتراض میکند.

http://www.youtube.com/watch?

و اینچنین امید و آرزوی ملت به گلوله های توپ بسته شدند و صدای تفنگها جای فریاد های آزادیخواهانه را گرفتند.


***

ویدئو کلیپ خواننده جوانی که پس از اجرای این کنسرت زبانش ازبیخ و گلویش دریده شد. جسد او روز بعد از این آوازخوانی یافته شد . نامش ابراهیم کاشوش است. فضای حاکم بر این کنسرت، فضایی بود که در آغاز بر جنبش ملی و دموکراتیک مردم  سوریه حاکم بود. مقایسه کنید آیا شباهتی و قرابتی بین این فضا با تروریسم و تکفیریسم در آن میتوانید بیابید؟

***

هشدار فیروزآبادی به آمریکا و انگلیس

کد خبر: ۳۴۱۴۷۶تاریخ انتشار: ۰۶ شهریور ۱۳۹۲ – ۲۲:۴۴

رییس ستاد کل نیروهای مسلح با تبیین پیامدهای حمله احتمالی آمریکا و هم‌پیمانان آن به سوریه تاکید کرد: هر اقدام نظامی علیه سوریه، صهیونیست‌ها را به کام آتش خواهد کشاند.

ایران دربرابر حمله به سوریه ساکت نمی‌نشیند!

Share Button

سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ادامه داد: در این گفتگو ها که قرار است پیام ملت و دولت ایران به مقامات دو کشور ابلاغ شود تاکید خواهد شد که ایران با هر نوع دخالت نظامی در هر سطحی از سوی قدرتهای بیگانه به شدت مخالف است و در مقابل این دخالت ها اگر احیانا اقدامی صورت گیرد، ساکت نخواهد نشست و از تمام ظرفیت خود برای مقابله با این دخالت ها استفاده خواهد کرد.

وی ادامه داد: پیام ملت ایران این است که ما همچنان از جبهه مقاومت با همه توان دفاع می کنیم و از حقوق ملت فلسطین در مقابل رژیم اشغالگر قدس حمایت خواهیم کرد و عزم ما در این حمایت محکم تر شده است.

سیاسی > مجلس

سخنگوی کمیسیون امنیت ملی:
هیات پارلمانی ایران با مقامات ارشد سوریه، لبنان و حزب الله دیدار می‌کند/ ایران دربرابر حمله به سوریه ساکت نمی‌نشیند
سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی خبر داد که سه نفر از اعضای این کمیسیون به منظور ابلاغ پیام ملت و پارلمان  ایران به مسئولان ارشد کشورهای لبنان و سوریه صبح امروز به این دو کشور سفر کردند تابه آنها آعلام کنند که ایران در برابر حمله نظامی به سوریه ساکت نخواهد نشست.

سید حسین نقوی حسینی در گفتگو با خبرنگار پارلمانی مهر، با اشاره به سفر سه تن از اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی به لبنان و سوریه اظهارداشت: این سفر امروز صبح به ریاست علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و همراهی فتح الله حسینی و جواد کریمی قدوسی اعضای این کمیسیون آغاز شد.

وی گفت: سفر هیات پارلمانی ابتدا به لبنان انجام می‌شود و اعضای هیات دیدارهایی را با مقامات ارشد این کشور و حزب الله لبنان خواهند داشت. سپس به سوریه سفر خواهند کرد و با مقامات عالی رتبه سوریه دیدار و گفتگو می کنند.

سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ادامه داد: در این گفتگو ها که قرار است پیام ملت و دولت ایران به مقامات دو کشور ابلاغ شود تاکید خواهد شد که ایران با هر نوع دخالت نظامی در هر سطحی از سوی قدرتهای بیگانه به شدت مخالف است و در مقابل این دخالت ها اگر احیانا اقدامی صورت گیرد، ساکت نخواهد نشست و از تمام ظرفیت خود برای مقابله با این دخالت ها استفاده خواهد کرد.

وی ادامه داد: پیام ملت ایران این است که ما همچنان از جبهه مقاومت با همه توان دفاع می کنیم و از حقوق ملت فلسطین در مقابل رژیم اشغالگر قدس حمایت خواهیم کرد و عزم ما در این حمایت محکم تر شده است.

نقوی با اشاره به بهانه آمریکا و غرب مبنی بر استفاده سوریه از سلاح شیمیایی برای حمله به این کشور، گفت: ما این بهانه را واهی می دانیم. آمریکا در حمله به عراق نیز وجود سلاح کشتار جمعی را بهانه قرار داد اما در نهایت بعد از حمله و کشتار تعداد زیادی از مردم این کشور هیچ نشانی از سلاح کشتار جمعی پیدا نکردند. هم اکنون هم همین بهانه را مستمسکی برای حمله به سوریه قرار داده اند در حالی که تولید کننده سلاح شیمیایی خود آنها هستند که این سلاح ها را در دست دوستان خود که معارضان سوری هستند قرار می دهند.

نماینده ورامین گفت: هیات پارلمانی ایران پس از سفر ۵ روزه خود، عصر چهارشنبه به ایران باز می‌گردند و گزارش خود از سفر را به رئیس مجلس، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و در صورت صلاح دید هیات رئیسه در اختیار نمایندگان قرار خواهند داد.

*****************************************

کامنت من:

 هیئت پارلمانی موضع ایران را در قبال بحران سوریه تعین کرده و از هم اکنون به دولتهای حمله کننده به سوریه اعلام جنگ داده است. سئوال اینست که جای دولت آقای روحانی در این اعلام موضع کجاست؟

دوسال پیش خواننده جوان این رپ موزیک ضد بشر با بریدن زیان و سپس گلویش کشتند

Uploaded on Jul 2, 2011

Response from the streets of Hama to Bashar’s speech, with additional music & translation added by the Creative Syrian Revolution. The singer “Ibrahim Qashoush” was reported to be killed in Hama on 3 July 2011 by regime mercenaries, they cut his throat to try to stop his chant spreading. Please spread this to prove them wrong and show their violence will never defeat us. Additional Music & Translation added by the Creative Syrian Revolution – http://www.facebook.com/CreativeSyria

Top Comments

بدون تردید دولت سوریه ازبمب شیمیایی استفاده کرده است: داود اوغلو

Share Button

ترکیه اعلام کرد که فقط نیروهای رژیم سوریه ” چنین سیستم پیچیده ایی” را که مستلزم پرتاب سلاح های شیمیایی  با این دقت است را در اختیار دارند.

: Turkey
آسوششیدت فرانس پرس
۳۰ اوت ۱۳
 آمریکا میگوید اسناد غیر قابل انکاری دارد که نشان میدهد مقامات نظامی سوری فرمان استفاده از بمب های شیمیایی گاز سارین را داده اند. انها میگویند که دستگاه های شنود آنها صدای فرماندهان سوری را در این زمینه نیزر ضبط کرده است.

دولت ترکیه میگوید که سرویسهای اطلاعاتی آن مدارک غیر قابل انکاری دال بر کاربرد سلاح شیمیایی از سوی ارتش بشار اسد علیه مردم دارد. ارتش آزاد سوریه نیز اینرا میگوید.

متأسفانه دولت، رهبر و مقامات نظامی ایران نه تنها بدون هیچ دلیلی رژیم اسد را در این زمینه تبرئه و مخالفین را مقصر میدانند، بلکه پیاپیش حکم نابودی مخالفین و رژیم صهیونیستی را صادر کرده و وعده داده اند که منطقه را به جهنمی برای آمریکا و اسرائیل تبدیل خواهند کرد.

روزهای آینده نشان خواهد داد که منطقه برای که؟ به جهنم تبدیل خواهد شد.

به باور من این بار رژیم ایران و دولت سوریه و حزبالله لبنان و حتی دولت روسیه گز نکرده پاره کرده اند و هزینه چنین اشتباه محاسبه ایی بسیار بالا خواهد بود.

*******************************۸۸۸۸۸

Turkey’s state agency obtains detailed information about chemical attacks in Syria

ANKARA – Anadolu Agency

Syrian army soldiers are seen deployed in the Jobar neighbourhood of Damascus on August 24, 2013. AFP Photo

Turkey’s state-run Anadolu Agency has reportedly obtained detailed information about Aug. 21 chemical attacks in Syria that killed hundreds, including the list of army forces that took part in the attacks.

The chemical attacks was allegedly conducted by Syrian regime forces simultaneously from two centers on Aug. 21 at around 2.45 a.m. and targeted residential areas and some zones between Duma-Harasta and Zamalka in East and West Ghouta.

The 155th Missile Brigade, including the 51st, 52nd, 577th, 578th, 579th and 1097th missile troops, as well as a technical support team, were allegedly involved in the attacks, the agency said.

Some 15 to 20 missiles with chemical warheads were fired by the 155th Missile Brigade in Kufeyte and forces from the 4th Armored Division on Qasyoun Mountain.

FROG-7/Luna and/or M600 missiles were fired from Kufeyte, while rockets with a 15-to-70-kilometer range were fired from Qasyoun.

Anadolu did not explain where it obtained the information from. Many countries, including Turkey, have blamed the Syrian government for the

attack, but there has not yet been any definitive evidence showing which side was responsible for the deadly raid.

****************************************

 

 

Turkey said on Friday that information collected by its secret services meant there was “no doubt” that the Syrian regime was behind a chemical attack on August 21.

Turkish Foreign Minister Ahmet Davutoglu told a press conference: “From our point of view, based on evidence gained by our intelligence services and experts… there is no doubt, it is clear the regime is responsible.”

Turkey has continually pointed the finger at those loyal to Bashar al-Assad since the deadly attack but this is the first time Ankara has used evidence from its intelligence services to back up the claim.

Davutoglu added that only the forces of the Syrian regime possessed the “sophisticated systems” needed to fire the chemical weapons with such precision.

Syria’s opposition has accused Assad’s regime of launching a massive chemical bombardment in the early hours of August 21 which, it said, left up to 1,300 people dead.

The minister also called on the international community to “present an initiative which would end the war in Syria”, in apparent reference to any multilateral action against Syria.

He also criticised the lack of agreement internationally.

“Unfortunately after 10 days (since the attack), we have not been able to reach an agreement,” he said, adding that if the August 21 attack went unpunished, the Syrian regime would continue its policy of “massacres”.

Turkey, which is a member of NATO, is opposed to the Syrian regime, its former ally, and is committed to joining an international response, even without a consensus.

Earlier this week, Turkish protestors took to the streets to try and halt any response to Syria.

اسلام علوی بیشتر میکشد یا اسلام تکفیری؟

Share Button

عکسهای زیر مربوط به بمباران شیمیایی اخیر رژیم بشار اسد نیست. اینها دستآوردهای پیروزیهای آن در دهکده های بایدا، رأس النبی و بانیاس است که وبلاگ نویس، تاریخ رخداد آنها را ذکر نکرده است. آیا کسی که با کودکان این ۳ روستا چنین کرده است ابایی از این دارد که نه یکهزار بلکه میلیونها تن را طعمه گاز مرگبار سارین کند؟  اغراق نیست اگر بگوئیم برای مجرم دانستن رژیمهایی نظیر بشار اسد و رژیم ایران، با توجه به پیشینه آنان و تا آنجا که به قضاوتی وجدانی و نه صرفاً حقوقی  مربوط میشود، هیچ مدرکی لازم نیست. سابقه انها مخصوصاً در آنجا که خواسته اند از مردم خود زهر چشم بگیرند، بهترین و قاطعترین مدرک  علیه آنهاست. اگر القاعده تک تک و یا چند چند میکشد رژیمهای نظیر بشار اسد و پدر خوانده ایرانی آن حاضرند دست به کشتاری میلیونی بزنند تا بمانند. ماندن در قدرت آخرین کلام و منطق وجودی آنهاست.

وبلاگ نویسی که این عکسها را از وبلاگ وی گرفته ام، عمار عبدلحمید نام دارد. او یک لیبرال سوری و فعال دموکراسی خواه و حقوقوق بشری است که ازسپتامبر ۲۰۰۵ به آمریکا مهاجرت کرده است. او بنیانگذار” بنیاد طورا” است که هدفش گسترش گفتمان لیبرال دموکراسی است.  برای آشنایی با پروفیل سیاسی و فکری وبلاگ نویس و فعال دموکراسی خواه فوق، بازدید لینکهای زیر را توصیه میکنم. توضیح اینکه با نامبرده هیچ آشنایی ندارم فقط وبلاگ وی را در اینترنت یافتم.
ح تبریزیان

What Tharwa Wants, Tharwa Is.

Since its quiet launch in Syria in 2001, the Tharwa Foundation has been slowly working to immerse herself in midst of the revolutionary potential swelling in that country and across the Broader Middle East and North Africa region. In doing this, Tharwa has always stood in favor of nonviolent change and dedicated her activities and programs to enabling and empowering the emerging liberal democratic voices, while recognizing that working for the development of liberal democratic states and societies in the region will not be a short-term project, but a challenge that needs to be confronted methodically for generations to come. Tharwa plans to rise up to the challenge, by…

Challenging the Status Quote

Ammar Abdulhamid is a liberal Syrian pro-democracy activist whose anti-regime activities led to his exile in September of 2005. He currently lives in Silver Spring, Maryland, with his wife, Khawla Yusuf, and their children, Oula (b.1986) and Mouhanad (b. 1990). He is the founder of theTharwa Foundation, a nonprofit dedicated to democracy promotion. His personal website and entries from his older blogs can be accessed
Lest we forget, this is the reality of what is happening in Syria today: genocide. The images below are the villages of Byada and Raas Al-Nabea in Banyas.

 

More information on the current Alawite militias carrying out the ethnic cleansing campaign in Banyas has also surfaced.
The group spearheading the effort is called the Syrian Resistance and is headed by one Mihrac Ural (https://www.facebook.com/mihrac.ural.1?fref=ts), AKA Al-Kayyal (the weigher) and also Ali Kayyali, the fellow we recently saw in a leaked video (http://youtu.be/y0P4rhRjR9I) calling for ethnic cleansing as part of a “cleanse and liberate” approach to consolidate Alawite hold on the coastal regions in Syria.
Mihrac is the leader of the Popular Front for the Liberation of Iskandarone, an organization created by the late Hafiz Al-Assad to “liberate” and retrieve the Hatay region from Turkey. The movement was nothing more than a propaganda stunt really and was rendered obsolete during the rapprochement with Turkey under Bashar Al-Assad. But the growing rift between the two sides since the onset of the revolution breathed a new life into the movement and transformed into a fanatical Alawite militia fighting to maintain Assad rule and seeking to cultivate support for his regime among the Alawite community in Hatay. Mihrac himself is a communist, but religious Alawite figures such as Sheikh Mouaffac Ghazal among others are also playing their part in the new movement.

In this video from March 2013, we can see Mihrac and his people introduce themselves defiantly at a time when their campaign was being planned. Their message is simple: we are poor, we are not receiving military or financial support from anyone, and we do what we do because we believe in the cause (link from a Youtube channel affiliated with the group) http://youtu.be/yWiA7KqacNk (this is another link to the view from a rebel YouTube channel:http://youtu.be/dXOGqT3gB3Y) Of course, pro-Assad militias re supported logistically and financially by the Assad regime.
In this video, we see Mihrac speaking at a funeral of a local militiaman following the massacre in Al-Bayda promising to fight on against the terrorists of the Empty Quarter (reference to Saudi Arabia support to rebels) under the leadership of Bashar Al-Assad http://youtu.be/SJeLuV1j2GE
This is an older video of Mihrac (January 2013) with English subtitleshttp://youtu.be/PwnQ4-D2cOQ
Another leaked video from Banyas shows Alawite militias abusing and transporting the corpse of a captive to unknown whereaboutshttp://youtu.be/IyOE_BngaS8

جمهوری اسلامی در مسیر ورشکستگی

Share Button

بنا به گفتهٔ اکبر هاشمی رفسنجانی، دولت حدود ۱۰۰۰ تریلیون تومان بدهکار است: «هم اکنون دولت به مردم ۵۰۰ هزار میلیارد تومان بدهکار است. همچنین ۲۰۰ هزار میلیارد تومان به بانک‌ها، ۵۰ هزار میلیارد بابت اوراق مشارکت و ۲۰۰ میلیارد هم حقوق عقب افتاده بنگاه‌ها و پیمانکاران است». (مهر ۷ اردیبهشت ۱۳۹۲) وضعیت پیمانکاران کشور به گونهٔ است که انجام بسیاری از طرح‌ها را نمی‌توانند بر عهده بگیرند و سپاهیان بی‌رقیب برندهٔ طرح‌ها هستند.

محمود احمدی‌نژاد در میان اسفندیار رحیم مشایی (راست) و محمدرضا رحیمی

محمود احمدی‌نژاد در میان اسفندیار رحیم مشایی (راست) و محمدرضا رحیمی

 از رادیو فردا

۱۳۹۲/۰۶/۰۷

دولت حسن روحانی اعلام کرده است که در صد روز اول وضعیت کشور را به مردم گزارش خواهد داد. شاید بهترین و شفاف‌ترین گزارش دولت به مردم که مفاد آن هم در کارزارهای انتخاباتی و هم در مباحث مربوط به وزرا در مجلس مطرح شده اعلام ورشکستگی نهاد حکومت باشد، اتفاقی که در صورت تداوم وضعیت موجود رخ خواهد داد.

این امر به مردم و دولت کمک می‌کند تا وضعیت خود را شفاف و به خوبی درک و برای برون‌رفت از آن برنامه‌ریزی کنند (عین کاری که امروز در شهر دیترویت در ایالت میشیگان آمریکا در جریان است). اعلام ورشکستگی پایان کار نیست، بلکه آغازی دوباره است.

البته لازمهٔ این امر آن است که کاست حکومتی فعلی مسئولیت خود را در ایجاد این وضعیت بپذیرد. معمولا بلندمرتبه‌ترین مدیران یک شرکت ورشکسته پس از اعلام ورشکستگی از ادامهٔ کار خودداری می‌کنند، ولی چنین رفتاری در مقامات جمهوری اسلامی در صورت عدم موفقیت به چشم نمی‌خورد.

علائم ورشکستگی

ورشکستگی در معنای حقوقی آن یعنی وضعیتی که یک شخص حقیقی یا حقوقی با فرض عدم تغییر یک‌بارهٔ شرایط موجود (مثل بردن لاتاری) نتواند دیون خود را بپردازد. شخص حقوقی یا حقیقی ممکن است ظرفیت‌های بی‌شماری برای پرداخت دیون خود داشته باشد، اما صرف ظرفیت برای رهایی از ورشکستگی کافی نیست، بلکه باید امکان بالفعل کردن ظرفیت‌ها وجود داشته باشد. برای مثال، کشوری مثل ایران دارای ذخایر انرژی بسیاری است، اما وقتی سرمایه‌گذاری در استحصال صورت نگیرد و تکنولوژی و مدیریت شایسته برای استخراج در دست نباشد این سرمایه به کار نخواهد خورد.

تفاوتی که میان دولت‌ها و اشخاص حقوقی دیگر وجود دارد آن است که دولت‌ها می‌توانند با چاپ اسکناس و قرض گرفتن از بانک مرکزی همچنان ورشکستگی خود را پنهان کنند یا اعلام ورشکستگی خود را به تاخیر بیندازند. این البته بدان معنا نیست که برخی از دولت‌ها در شرایط ورشکستگی قرار ندارند. برای مثال، دولت زیمبابوه سال‌هاست ورشکسته شده است، اما با تورم‌های چند هزار درصدی از اعلام آن و برنامه‌ریزی برای پس از آن طفره می‌رود.

صرف بالا بودن قرضهٔ دولتی نیز دلیل ورشکستگی یک دولت نیست. برای نمونه، دولت فدرال ایالات متحده حدود ۱۷ تریلیون دلار مقروض است، اما اقتصاد آمریکا در چند سال اخیر رشدی حدود دو درصدی داشته، نرخ تورم حدود یک تا دو درصد بوده، نرخ بیکاری رو به کاهش بوده و ارز ملی ارزش خود را حفظ کرده است. دولت آمریکا به تعهدات خود عمل می‌کرده و طرح‌های آغاز شده با بودجهٔ فدرال نیمه‌تمام رها نشده‌اند. رشد اقتصادی و تحت کنترل بودن شرایط موجود این امید را ایجاد می‌کند که دولت بتواند دیون خود را در آینده پرداخت کند. اما در ایران نرخ تورم و بیکاری در حال افزایش، نرخ رشد در حال کاهش (تا منفی ۵٫۴ درصد) و ارزش ارز ملی در برابر دیگر ارزها رو به کاهش بوده است.

نشانه‌ها

بسیاری از نشانه‌های ورشکستگی در حکومت جمهوری اسلامی به چشم می‌خورد:

۱.  کسری قابل توجه بودجه

مخارج و درآمدهای حکومت جمهوری اسلامی با هم همخوانی ندارند. کسری بودجه عظیم، ناکافی بودن ارز و دشواری واردات، نحوه اجرای هدفمندی یارانه‌ها، تورم کمرشکن (دارای سومین رتبه در میان کشورها)، تعطیلی واحدهای تولیدی، فساد همه‌گیر (ایران در میان ده کشور بالای فهرست فساد مالی است)، هزینهٔ کمرشکن جنگ در سوریه و باج‌دهی در دنیا برای خرید هم‌پیمان همه دست در دست هم حکومت و جامعه را به سمت ورشکستگی پیش می‌برند. همان طور که اتحاد جماهیر شوروی ورشکسته و سپس فروپاشیده شد، ایران نیز در دورهٔ حکومت اسلامگرایان دارد رو به ورشکستگی می‌رود.

دولت تنها ۱۴ هزار میلیارد تومان کسری پرداخت یارانه‌ها دارد (تفاوت میان ۴۲ هزار میلیارد تومان پرداختی و ۲۸ هزار میلیارد تومان دریافتی دولت از گران شدن حامل‌های انرژی). سال گذشته دولت بیش از ۵۰ هزار میلیارد تومان کسری بودجه داشته است. حدود ۱۹ هزار میلیارد تومان از منابع تعریف شده در بودجه وجود خارجی ندارد، اما برای آن مصارف تعیین شده است. یک سوم بودجه سال ۹۲ غیرواقعی است و درآمدهای دولت باید از ۲۱۰هزار میلیارد تومان در اصلاحیه بودجه به ۱۴۰هزار میلیارد تومان اصلاح شود. (معاون بودجه معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی دولت احمدی‌نژاد، ایسنا ۱ شهریور ۱۳۹۲) به همین دلیل، کف‌گیر دولت در پرداخت یارانه‌ها به ته دیگ خورده است. دولت چند ماهی است دیون خود را به بانک جهانی نپرداخته است.

۲.  طرح‌های نیمه‌تمام

هنر دولت احمدی‌نژاد ایجاد سر وصدا و راضی کردن همه با راه‌اندازی طرح‌هایی بود که یا اکثرا به اتمام نرسیدند یا ناقص به انجام رسیدند (مثل راه‌آهن شیراز- اصفهان). در پایان کار دولت احمدی‌نژاد ۴۰ هزار طرح نیمه‌تمام وجود دارد (جام جم، ۲۲ مرداد ۱۳۹۲) که هزاران میلیارد تومان برای آنها هزینه شده، اما نه اشتغال با ثبات ایجاد کرده‌اند و نه بازدهی دارند و معلوم هم نیست کی به پایان می‌رسند. این طرح‌ها تا پایان سال ۹۰ حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان هزینهٔ دیرکرد داشته‌اند. (همشهری، ۱۵ فروردین ۱۳۹۱)

بنا به گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، تنها ۲۸ درصد طرح‌ها در دورهٔ احمدی‌نژاد به پایان رسیده‌اند (همان جا). اگر سی سفر استانی احمدی‌نژاد را ضرب در چهار کنیم (چهار دورهٔ این سفرها که در نهایت تکمیل هم نشد) می‌شود ۱۲۰ سفر استانی. فرض کنیم در این سفرها دولت به طور متوسط حدود ۲۰۰ مصوبه داشته است و باز فرض کنیم همهٔ این مصوبات طرح بوده‌اند که می‌شود ۲۴ هزار طرح. ۳۶ هزار طرح دیگر نیز باید مصوبات جلسات دولت در تهران بوده باشند تا در نهایت  ۷۲ درصد طرح‌ها- به گزارش مجلس- در دورهٔ احمدی‌نژاد به انجام نرسیده باشد. در دو دههٔ گذشته مدام از سهم بودجهٔ عمرانی کاسته و بر سهم بودجه‌های جاری افزوده شده است، از حدود ۵۰ درصد به حدود ۲۵ درصد. (معاون حقوقی، امور مجلس و استان‌های معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس‌ جمهور، فارس، ۲ شهریور ۱۳۹۲)

۳.  خالی بودن خزانه

عیسی کلانتری، وزیر کشاورزی دولت‌های رفسنجانی و خاتمی و از مشاوران روحانی، از خالی بودن خزانه، خالی بودن انبارها و خالی بودن بنادر سخن گفته است. (روزنامه قانون، ۱۶ تیر ۱۳۹۲) دولت احمدی‌نژاد دولت کارت اعتباری بود. خرج می‌کرد تا نه تنها قدرت پرداخت باقی نماند، بلکه تا حدی که شرکت کارت اعتباری، کارت مربوطه را ملغی کند.

بنا به گزارش رئیس مجمع تشخیص مصلحت، «پولی نمانده و اگر هم باشد قابل انتقال به داخل نیست. پول‌های خارجی را خوش‌بینانه به چین دادیم و آنها با دریافت هزینه‌ای آن را به یوآن تبدیل کردند و بعد هم گفتند به جای پول کالا می‌دهیم و بعد از آن هم گفتند نه هر کالایی، بلکه آن چه خودمان تعیین می‌کنیم می‌دهیم. هند هم آمده نفت ما را با قیمتی خیلی ارزان می‌خرد، اما حاضر نیست حتی روپیه بپردازد. این گزارش وزیر بازرگانی و رئیس کل بانک مرکزی است که در یکی از جلسات تلخ مجمع آمدند و گفتند». (هاشمی رفسنجانی، پارسینه ۲ خرداد ۱۳۹۲)

حتی سرمایه‌گذاری‌های کلان حکومت به علت مدیریت ضعیف پروژه‌ها به بهره‌برداری نرسیده است. آمارهای رسمی منتشر شده توسط شرکت ملی نفت ایران نشان می‌دهد که در سال ۱۳۸۹، ۹۰ و ۹۱ به ترتیب ۱۶، ۲۰ و حدود ۱۰ میلیارد دلار در فازهای پارس جنوبی هزینه شده است، اما در طول سه سال گذشته حتی یک مترمکعب هم افزایش تولید و استخراج گاز با راه‌اندازی فازهای جدید در پارس جنوبی حاصل نشده است. (مهر ۲ اردیبهشت ۱۳۹۲)

حتی درآمد فروش نفت در بانک‌های خارجی بلوکه شده و در دسترس دولت قرار نمی‌گیرد. در یکی از موارد رسانه‌ای شده سه هزار میلیارد تومان از وجوه حاصل از فروش وزارت نفت در یکی از بانک‌های مالزی بلوکه شده است. (فارس ۴ شهریور ۱۳۹۲)

۴.  بدهی‌ها

بنا به گفتهٔ اکبر هاشمی رفسنجانی، دولت حدود ۱۰۰۰ تریلیون تومان بدهکار است: «هم اکنون دولت به مردم ۵۰۰ هزار میلیارد تومان بدهکار است. همچنین ۲۰۰ هزار میلیارد تومان به بانک‌ها، ۵۰ هزار میلیارد بابت اوراق مشارکت و ۲۰۰ میلیارد هم حقوق عقب افتاده بنگاه‌ها و پیمانکاران است». (مهر ۷ اردیبهشت ۱۳۹۲) وضعیت پیمانکاران کشور به گونهٔ است که انجام بسیاری از طرح‌ها را نمی‌توانند بر عهده بگیرند و سپاهیان بی‌رقیب برندهٔ طرح‌ها هستند.

۵.  فرسایش ذخایر

دولت احمدی‌نژاد تا حدی که می‌توانسته ذخایر مالی عمومی را تهی کرده است: «نسبت ذخایر سازمان تامین اجتماعی از ۳٫۷۵ در سال ۸۰ به ۱٫۰۶ رسیده است یعنی اگر امروز حق بیمه قطع شود سازمان تامین اجتماعی تنها توان یک سال پرداخت هزینه‌ها را دارد». (علی ربیعی وزیر پیشنهادی کار، تعاون و رفاه، الف ۱۹ مرداد ۱۳۹۲) صندوق‌های پس‌انداز میان‌نسلی همه ورشکسته‌اند: «۴۷ درصد جمعیت کشور در حوزه تأمین اجتماعی و شستا هستند ولی اکنون شرایط طوری است که تمام صندوق‌های ما ورشکسته‌اند». (وزیر پیشنهادی کار، رفاه و تعاون اجتماعی در پاسخ به سؤالات اعضای مجلس در مورد وضعیت شستا و تأمین اجتماعی، تابناک، ۲۳ مرداد ۱۳۹۲)

۶.  عدم ادای تعهدات

این ورشکستگی از عدم ادای تعهدات دولت کاملا نمایانگر است: «طبق قانون، حداقل مستمری مددجویان بهزیستی باید ۳۰ درصد حقوق پایه (۱۵۰ هزار تومان) باشد، در حالی که این مستمری هم اکنون ۴۰ هزار تومان است و این یعنی نیم دلار؛ در حالی که حداقل کالری لازم برای زنده ماندن یک فرد، یک دلار در روز است». (رئیس انجمن دفاع از حقوق معلولان، ۱۹ مرداد ۱۳۹۲) چهل درصد از معلولان که بیکار هستند باید با این مستمری زندگی کنند که البته نمی‌توانند و مجبورند باری بر سر خانواده‌های خود باشند و از دیگران یاری بگیرند.

۷.  بیکاری

اگر شهروندان یک جامعه فعال باشند در عین داشتن قرض امید می‌رود که دیون خود را ادا کنند. اما کشور ظرفیت تولید شغل خود را از دست داده است. بیکاری نه تنها گریبان کارگران، بلکه گریبان اصناف کشور را گرفته است: «طی ۱۰ سال گذشته بیش از یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر از افراد شغل خود را از دست داده‌اند و به جرگه بیکاران پیوسته‌اند». (قاسم نوده فراهانی، رئیس شورای اصناف کشور، ایلنا، ۲۲ مرداد ۱۳۹۲) بنا به گفتهٔ کارشناسان اقتصادی، در طول هشت سال دولت احمدی‌نژاد علی‌رغم پیوستن میلیون‌ها جوان به بازار کار خالص تولید شغل در سال حدود ۱۴ هزار بوده است. در حد فاصل میان سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ حدود ۹۰۰ هزار نفر از تعداد شاغلان زن کم شده است. (مسعود نیلی، دنیای اقتصاد ۳۰ تیر ۱۳۹۲) بنا به پیش‌بینی مقامات دولت روحانی، در چهار سال آینده ۵ میلیون نفر نیز به جمع بیکاران خواهند پیوست.

خرج کردن از کیسهٔ ملت

جمهوری اسلامی نه در قد و قامت یک رژیم سیاسی در قالب دولت- ملت ایران، بلکه یک شرکت سهامی است که اکثریت مردم ایران سهمی در آن ندارند. سهامداران این شرکت “خودی‌ها” هستند. آنها کشور را به صورت یک شرکت اداره می‌کنند و صدالبته هر جا کم بیاورند از کیسهٔ ملت و نسل آینده خرج می‌کنند (وام‌ها و چاپ اسکناس، کسب و کار در بازار قاچاق و فروش منابع کشور به ثمن بخس). اگر امکان فروش منابع چند نسل آینده از حکومت سلب شود رفتار عقلانی در شرایط موجود اعلام ورشکستگی حکومت (و نه ملت و کشور) است. منبعی از منابع کشور نمانده که از دسترس تاراج حکومت خارج مانده باشد. اخیرا به فروش خاک کشور اقدام کرده‌اند.

سخنان مهم فرمانده کل سپاه پاسداران درباره حوادث سوریه

Share Button

سردار سرلشکر محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت:برخی دولت‌های منطقه و رژیم‌های مرتجع عربی که از حمله نظامی به سوریه حمایت می‌کنند نیز باید بدانند که آتش این جنگ‌طلبی دامن همه جنگ‌افروزان و حامیان آنها را خواهد گرفت.وی افزود سوریه به قتلگاه و معرکه‌ای بسیار خطرناک‌تر از ویتنام و در واقع مبدل به ویتنام ۲ برای آمریکا خواهد شد. + کامنت من!

jAAFARI
کد خبر: ۳۴۱۴۸۴
تاریخ انتشار: ۰۶ شهریور ۱۳۹۲ – ۲۳:۰۹
سخنان مهم فرمانده کل سپاه پاسداران درباره حوادث سوریه

فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: صهیونیست‌ها باید بدانند که حمله نظامی آمریکا به سوریه نه تنها به نجات این رژیم جعلی از چنگ مقاومت منجر نخواهد شد، بلکه حمله به سوریه به معنای نابودی قریب‌الوقوع اسرائیل خواهد بود.سردار سرلشکر محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با  تسنیم با اشاره به تهدیدهای اخیر آمریکا مبنی بر حمله نظامی به سوریه گفت: دولت آمریکا و برخی متحدانش طی سالهای اخیر از طریق حمایت‌های همه‌جانبه و مجهز کردن تروریست‌ها به انواع و اقسام سلاح‌ها به دنبال ضربه‌زدن به خط مقاومت در منطقه بودند و هم‌اکنون به نظر می‌رسد پس از شکست مفتضحانه سناریوی جنگ نیابتی از سوی تروریست‌ها از ملت مقاوم سوریه، به تهدید نظامی مستقیم روی آوردند.وی تاکید کرد: آمریکایی‌ها علیرغم تجربه‌های تلخ فراوان در افغانستان و عراق، در صورت اقدام نظامی علیه سوریه، دومینوی شکست‌های خود را تکمیل کرده و فضاحت‌بارترین شکست تاریخی را تجربه خواهند کرد و سوریه به قتلگاه و معرکه‌ای بسیار خطرناک‌تر از ویتنام و در واقع مبدل به ویتنام ۲ برای آمریکا خواهد شد.فرمانده کل سپاه پاسداران با اشاره به اینکه به نظر می‌رسد دولت آمریکا بار دیگر تحت تاثیر لابی صهیونیست‌ها وارد تهدید به حمله نظامی شده است، گفت: صهیونیست‌ها باید بدانند که حمله نظامی آمریکا به سوریه نه تنها به نجات این رژیم جعلی از چنگ مقاومت منجر نخواهد شد بلکه حمله به سوریه به معنای نابودی قریب‌الوقوع اسرائیل خواهد بود.سرلشکر جعفری با اشاره به بهانه‌جویی آمریکا در تهدید دروغین استفاده از سلاح‌ شیمیایی توسط دولت سوریه گفت: مردم جهان به ویژه مسلمانان منطقه هنوز بهانه دروغین آمریکا برای حمله نظامی به عراق را فراموش نکرده‌اند، آنجا که آمریکا با ادعای وجود تسلیحات کشتار جمعی در عراق به این کشور حمله کرد و پس از سالها حضور نظامی و قتل‌عام هزاران نفر از مردم غیرنظامی و بیگناه عراق اعلام کرد که در برآورد اطلاعاتی خود اشتباه کرده و چنین سلاح‌هایی در عراق وجود خارجی نداشته و در نهایت مجبور به عذرخواهی از افکار عمومی دنیا شد.وی اضافه کرد: برخی دولت‌های منطقه و رژیم‌های مرتجع عربی که از حمله نظامی به سوریه حمایت می‌کنند نیز باید بدانند که آتش این جنگ‌طلبی تنها به سوریه محدود نخواهد شد و دامن همه جنگ‌افروزان و حامیان آنها را خواهد گرفت.
**************************************************
کامنت من:
۳۴ سال تاریخ جمهوری اسلامی ما شاهد اظهارات نظرهای غیر مسئولانه ایی از سوی مقامات بالای نظام  بوده است که هزینه های بسیار سنگینی روی شانه مردم  و مملکت گذارده بدون اینکه مقام اظهار نظر کننده، از خود دیناری برای آن هزینه داده باشد.
برجسته ترین نمونه های چنین اظهاراتی، فتوای قتل سلمان رشدی از سوی آیت الله خمینی و انکار هولوکاست از سوی رئیس جمهور وقت آقای احمدی نژاد بوده است. اگر من به این فهرست بخواهم بیافزایم و چنانچه حافظه ام یاری کند، لیست این فرمایشات سنگین قیمت بسیار طولانی خواهد شد ولی فقط به سخنان یکی از روحانیون حکومتی  در قریب  ۷ ـ۸ سال پیش اشاره میکنم که در آستانه تهدیدات  تحریمی غرب نمود. این روحانی تهدید کرد که چنانچه غرب دست به تحریم ایران بزند، ایران تمام اروپا و آمریکا را غرق در مواد مخدر خواهد کرد. آرزو میکردم که لینک این اظهار نظرآن مقام روحانی حکومتی را که در یکی از همین سایت های رسمی و به احتمال زیاد “بازتاب” آنروز بود را داشتم تا در اینجا آنرا می آوردم. یک لحظه تصور کنیم که این اظهار نظر در آنروزها جدی گرفته شده بود و پس از ترجمه در یکی از رسانه های بزرگ دنیا منعکس میشد.
حال نوبت سردار جعفری است که در مقام “فرمانده وزارت خارجه” یا فرمانده عالی دیپلماسی کشور، از نابود کردن اسرائیل خبر دهد. برای کسی که با قدرت تخریبی مواد انفجاری سرو کار دارد ولو  در ساده ترین نوع آن که باروت یا تی ان تی باشد، این فکر پیش می آید که منظور سردار فرمانده وزرات خارجه ما،  نابود کردن اسرائیل با بمب اتمی  یا سلاحهای شیمیایی باید باشد! والی چگونه اسرائیل میتواند در صورت جنگی بین یک ائتلاف غربی و دول منطقه با رژیم سوریه  ظرف چند روز نابود و از صفحه روزگار محوشود؟
در عین حال، سئوالی که در اینجا میتواند مطرح شود اینستکه اگر اسرائیل نابود شدنی بود چرا سوریه آنرا طی این ۴۰ سال ادامه وضعیت جنگی  نابود نکرده و سرزمینهای خود را آزاد نساخته است؟ چرا رژیم سوریه آن کشور صهیونیستی را پس از بمباران تأسیسات هسته ایی خود توسط آن، آنرا نابود نکرد؟ چرا پس از همین حمله چند ماه پیش آن به انبار موشکی در حال  نقل و انتقال خود توسط حزب الله یا برای حزب الله  آنرا نابود نکرد؟ چرا در جریان اشغال جنوب لبنان و جنگ ۳۳ زوزه با حزب الله لبنان آنرا نابود نکرد؟
برای تآثیر گذاری بلوف هم باید حد و حدودی قایل شد. علاوه بر آن باید دانست که بلوف زدن گاه میتواند بسیار گران تمام شده و بلوف زننده را از میدان بلوف خارج کرده، در عمل انجام شده قرار داده و به عملیاتی که برای آن  فاقد کمترین آمادگی است وارد کند. تهدیدات سرادار جعفری از این نوع بلوفهاست که اگر طرفهای مقابل بخواهند، با برجسته کردن آن میتوانند نیروهای مسلح حکومت ما را به میدانی بکشانند که در آن نه باد هوا و … در بازار مسگران بلکه گلوله های واقعی حرف آخر را میزنند و در چنان میدانی توازن واقعی نیرو آنچنان به زیان ایران و سوریه منفی است که بحث از جنگی طولانی فقط  یک توهم هذیان آلود است.
سردار جعفری و قبل از وی تعداد دیگری از فرماندهان و بلندپایگان نظام از ویتنامی کردن جنگ سوریه سخن رانده اند. اینها با این اظهارات بی پایه خود نشان میدهند که تا چه پایه از قدرت مردمی و حمایت جهانی افکار عمومی از جبهه آزادیبخش ویتنام و دولت ویتنام شمالی و شخصیت اسطوره ایی هوشه مین و ژنرال جیاپ؛ فاتح دژ دین بین فو بی اطلاع هستند. جبهه آزادیبخش ویتنام در حالی با ارتش آمریکا و ویتنام جنوبی و متحدین آن می جنگید که حمایت توده های میلیونی مردم،  نه تنها ویتنام بلکه حمایت صد ها میلیونی مردم جهان را در پشت سر خویش داشت و در بدترین ادوار بمبارانهای  هوایی  آمریکائیها هم هرگز بخود اجازه نداد تا مردم ویتنام را در آنسوی خط جبهه و مدار جغرافیایی جنوب و شمال بمباران کند. ویتنام شمالی و جبهه آزادیبخش ویتنام در قلب مردم جای داشتند و برای آنان سربازان آزادی بودند و نه تفنگچی ها و لباس شخصیهای بیت رهبری ما و یا “شبیحه” های رژیم  بشار اسد که هم تجاوز میکنند هم میکشند، هم سر میبرند، هم تکه تکه میکنند و هم بی هیچ مراعاتی از زمین و از هوا مردم را بمباران میکنند. اگر سردار پاسدار جعفری از “سومالیایی” کردن سوریه بکمک حزب الله لبنان سخن میگفت شاید میشد آنرا جدیتر تلقی کرد و البته تا هم اکنون هم رژیم اسد با کوبیدن بخش های دموکراتیک جنبش و میدان دادن به جهادیون تا حدود زیادی در این مسیر حرکت کرده است.
  تاریخ به یاد ندارد که حکومتی و ارتش آن بتوانند هم زمان در دوجبهه داخلی علیه مردم خویش، و هم در خارج با نیرویی حتی  کم توان  تر ازخویش بجنگد و پیروز شود.
علاوه بر همه اینها مگر کسی یا مقامی از حمله یا هجوم زمینی به سوریه سخن گفته است که در اینطرف هیاهو راه افتاده است که سوریه به ویتنام و قتلگاه متجاوزین تبدیل میشود؟! این گونه اظهارات سخیف نشان میدهد که اظهار نظر کنندگان حتی زحمت مطالعه اخبار این روزها را هم بخود نداده به رجز خوانی افتاده اند.
چه رسانه های جهانی، چه مقامات اروپایی و آمریکایی فقط از احتمال حمله موشکی و با احتمال کمتری، بمباران هوایی و احتمالی کمتر از آن دو، ایجاد منطقه پرواز ممنوع سخن  گفته اند. حالا سردار فرمانده وزارت خارجه ما از کدام ویتنام سخن میگوید خدا میداند! مگر اینکه منظور از ویتنامیزه کردن سوریه تشدید جنگ و کشتار علیه خود مردم سوریه باشد که احتمال آن را میتوان جدی گرفت.
با قضاوت از روی فضا و روانشناسی جنگی که طی این دو سال نیم در سوریه و به تبعیت از آن در منطقه شکل گرفته است، بنظر من در صورت وقوع حمله هوایی از سوی دول غربی و با حمایت دول  مخالف رژیم اسد در منطقه، این حملات فقط تا آنجا ادامه خواهد یافت تا با فلج کردن و از کار انداختن ماشین جنگی و سرکوب رِژیم اسد راه پیشروی بلامانع ارتش آزاد سوریه را  هموار سازد. و منظور من در اینجا از ارتش آزاد سوریه هم نه نیروهای جهادی و و تکفیری بلکه اپوزیسیون دموکراتیک رژیم است. در این سناریو باید این احتمال را هم داد که در اثر بروز شکاف در درون جبهه حاکمیت و یا تعمیق شکافهای موجود، اقدامی از درون  آن و یا با هماهنگی درون و بیرون علیه رژیم اسد شکل بگیرد. در هر حال سیر حوادث به صورتی که پیش رود، سوریه ویتنام که هیچ حتی عراق هم نخواهد شد.
رژیم اسد ماندنی نیست و هنگام آنست که مردم و منتقدین نظام  از مقام رهبری  ودولت آقای روحانی بخواهند توضیحی برای صرف ۱۷ میلیارد دلار *هزینه جنگی جنگ سوریه از سوی دولت ما  و بحساب خزانه مملکت بدهند و علاوه برآن راجع به سرنوشت ده ها میلیارد دلار سرمایه گذاریهای بخش دولتی ، نیمه دولتی و خصوصی ایران در آن کشور با توجه به سیاست خصمانه ایی که دولت ما در قبال اپوزیسیون سوریه دارد نیزبه مردم بدهند.
*
روزنامه لیبراسیون چاپ فرانسه هفته قبل: نقل BBC  امروز.
*******************************
 افزوده: 

اسرائیل علیه هرگونه حمله از سوی حزب الله به دمشق هشدار داد

Israel Warns Damascus against Any Attack by Hizbullah

4 ساعت  پیش نهار نت لبنان
۱۳٫۵۵ پنجشنبه ۲۹ اوت

W460

امروز پنجشنبه، اسرائیل  نسبت به هرگونه حمله ایی از سوی حزب الله علیه آن کشور در روزهای آـینده به تلافی حمله مورد انتظار غرب هشدار داده و اعلام کرد که آن دولت دمشق را برای چنین حمله ایی(از سئوی حزبالله) مقصر خواهد دانست.

 ژروزالم پست به نقل از سوی یک مقام رسمی  مینویسد: “آنها نمیتوانند به این بازی ادامه دهند که  گویا حزب الله به نوعی  عمل کننده ایی مستقل است. “

این مقام رسمی افزوده است که حزبالله در هماهنگی تنگاتنگ با رژیم بشار اسد عمل میکند  و این:” در واقع ایران است که رهبری ارکستر و هماهنگ کننده عملیات آنست.”

همین مقام اسرائیلی تأکید کرده است:” ما با قدرت تمام واکنش نشان داده و خود را گرفتار این تفاوت های مصنوعی نمیکنیم.”

************************************************************

Assad: Syria Will Defend Itself against Any Aggression

by Naharnet Newsdesk ۳۹ minutes ago

W460

President Bashar Assad said Thursday that Syria will defend itself against any attacks, as Washington and its allies mull military action in response to the alleged use of chemical arms.

“Syria will defend itself in the face of any aggression, and threats will only increase its commitment to its principles and its independence,” the embattled leader told a visiting delegation of Yemeni politicians, according to state television.

“Syria, with its resistant people and valiant army, is determined to wipe out terrorism which is being backed by Israel and Western nations to serve their own purposes of sowing division in the region, fragmenting its people and forcing them into submission,” he said in his first reaction to the potential U.S. strikes.

“The people are the guarantors of victory and that is what is happening in Syria,” said Assad, whose regime uses the terms “terrorism” or “terrorists” to describe the rebels battling to end his rule.

گاو و گوسفند هم دلار میشوند ۲

Share Button

مدتهاست  که  دیگربحران اقتصادی ایران  ابعادی سیاسی و اجتماعی یافته است و فقط یک موج همبستگی ملی که بر اعتماد به دولت مبتنی و متکی باشد میتواند همکاری و همراهی مردم را برای گشودن گره های اصلی بحران فراهم سازد. متأسفانه بنظر من آقای روحانی در همین مدت کوتاه نتوانسته است علائم لازم را برای برانگیختن چنین موجی در جامعه به مردم بدهد. با اتکاء صرف به ابزارهای قانونی و اقتدار اداری، بر آمدن از پس مشکلات اقتصادی مملکت غیر ممکن است.

dolar

در بحبوحه بگیر و ببندهای دلالان ارزی و تهدید صرافان و ارزبازان در دو سال گذشته، من با استناد به منابع داخلی بارها نوشتم که ” گاو و گوسفند هم دلار هستند” استناد من در این زمینه، به اخبار جسته و گریخته ایی بود که از قاچاق احشام* به کشورهای همسایه گزارش میشد. در سری یادداشتهایی پیرامون بحران ارزی نوشتم که با محدود کردن بازار ارز منوچهری و فرودوسی و امنیتی کردن مسئله، تجارت خارجی مملکت به پوششی برای عملیات صرافی و خروج ارز تبدیل خواهد شد و قاچاق کالا از مرز برای تأمین تقاضای ارزی متقاضیان، شدت و دامنه خواهد گرفت. خطر بوجود آمدن شبکه های قاچاق مرزی برای تهیه دلار در درجه اول در اینست که بسیاری از کالاهای اساسی که با ارز(در آنموقع) مرجع وارد شده اند بصورت قاچاق از مرزخارج میشوند تا به دلار تبدیل شده و در آنسوی مرز به متقاضیان ارزی فروخته شود. برای درک این مسئله دانش وسیع اقتصادی هم لازم نیست. خطر دوم که از خطر نخست آسیب آفرین تر است، پیدایش گروهها و باندهای قاچاق مرزی است، بویژه با توجه به فضای نامناسب کسب و کا و عدم اعتماد مردم به فردای خود و سطح بیکاری زیاد، تعداد دست اندرکاران قاچاق افزایش خواهد یافت و حتی “بفرض اینکه” روزی اقتصاد مملکت هم سامان گیرد، کشاندن میلیاردها میلیارد نقدینگی و جمعیت بکار افتاده در این اقتصاد سیاه را نمیتوان به آسانی از نو به مجرای کسب و کار سالم کشاند و از این بدتر، این اقتصاد سیاه بعلت قدرت ارزی و حجم نجومی خود اقتصاد سفید یا سالم کشور را نیز به زیر مجموعه خود تبدیل خواهد کرد و کنترول مکانیسم پولی و نقدینگی را غیر مستقیم در اختیار خواهد گرفت. البته وقتی به اقتصاد سیاه و پنهان اشاره میکنم، منظور تنها قاچاق ارزی و مرزی و تجارت سیاه سفته بازانه نیست بلکه آن مجموعه تناروی از نقدینیگی بکار افتاده در اقتصاد زیر زمینی است که هم مکانیسم عرضه و تقاضا را میتواند فلج کند و هم با نقدینگی هنگفت خود سیاست های مدیریتی مقامات بانکی و مالی کشور را میتواند خنثی و بلا اثر سازد.

بهر روی با خواندن گزارش درج شده در زیر در سایت تابناک راجع به رواج قاچاق دام زنده به خارج کشور، این مختصر را نوشتم و اضافه میکنم که بنظر من دیر یا زود آثار روانی امیدوار کننده وعده وعید های آقای روحانی و انتظار آفرینی های آن رنگ خواهند باخت و بحران ارزی، خود را با شدتی بیش از گذشته نشان خواهد داد.آقای روحانی و وزیر خارجه دولت وی در موضعگیریهای روزهای نخستین کار خود، چه در ارتباط با بحران سوریه و چه تأکید بر حفط و ادامه پروسه غنی سازی بعنوان یک حق ملی، پیامهای امید وار کننده ایی به مردم و طرفهای خارجی ندادند هر چند اظهارت انجام شده با زبانی کاملاً متفاوت از زبان عامیانه و غیر دیپلماتیک آقای احمدی نژاد بود. ولی آنچه مردم و دنیات از دولت ما میطلبند نه تنها زبان و ادبیات سیاسی مناسب بلکه آمادگی جدی برای تعاملات مبتنی بر واقع بینیی و حول محور منافع ملی است و نه ایدئولوژیکی. تأکید بر تعهد استراتژیک نسبت به حز الله لبنانو دولت بشار اسد و ذکر آنها بعنوان خطوط قرمز دولت قرابتی با دیپلماسی مبتنی بر منافع ملی ندارد.

بحران اقتصادی ایران  دیگر ابعادی سیاسی و اجتماعی یافته است و فقط یک موج همبستگی ملی که بر اعتماد به دولت مبتنی و متکی باشد میتواند همکاری و همراهی مردم را برای گشودن گره های اصلی بحران فراهم سازد. متأسفانه بنظر من آقای روحانی در همین مدت کوتاه نتوانسته است علائم لازم را برای برانگیختن چنین موجی در جامعه به مردم بدهد. با اتکاء صرف به ابزار های قانونی و اقتدار اداری، بر آمدن از پس مشکلات اقتصادی مملکت غیر ممکن است.

*

http://iranesabz.se/?p=10912

 

پشت پرده قاچاق دام از زبان نماینده مجلس

افزایش تقاضا برای گوشت دام ایرانی به دلیل مرغوبیت آن مختص کشور عراق نیست، خریداران، دام‌های ایران را از طریق خاک عراق به کشور کویت نیز قاچاق می‌کنند. آنچه کاملا مشهود است اینکه ادامه این رویه در ماه‌های آینده می‌تواند قیمت گوشت را دوباره با افزایش روبه‌رو کند.
پشت پرده قاچاق دام از زبان نماینده مجلس
تاریخ انتشار: ۰۶ شهریور ۱۳۹۲
زنگنه از قسم خلاف خوردن تا افتخار مدیریتی کشوردر حالی که وزارت جهاد کشاورزی، صادرات دام به خارج از کشور را از اواخر سال۹۰ ممنوع کرد، خروج غیر قانونی دام زنده از مرزهای غربی که همزمان با تقویت ارزش دینار عراقی در مقابل ریال ایران طی ماه‌های اخیر شدت گرفت همچنان ادامه دارد و این امر به عنوان یکی از دلایل افزایش قیمت دام زنده و به دنبال آن گوشت قرمز در سطح بازار مطرح شده است.به گزارش تابناک، افزایش تقاضا برای گوشت دام ایرانی به دلیل مرغوبیت آن مختص کشور عراق نیست گفت و گوی یکی از رسانه ها با برخی دامداران منطقه اورامانات که دارای یکی از سرسبزترین مراتع کشور برای چرای دام است، حاکی است که خریداران، این دام‌ها را از طریق خاک عراق به کشور کویت نیز قاچاق می‌کنند. آنچه کاملا مشهود است اینکه ادامه این رویه در ماه‌های آینده می‌تواند قیمت گوشت را دوباره با افزایش روبه‌رو کند.غلامرضا نوری قزلچه در این باره به خبرنگار پارلمانی تابناک گفت: زمانی که در خارج از کشور فضایی برای فروش با قیمت بالاتر از داخل وجود دارد، دامدار تمایل پیدا می کنند که محصول خود را صادر کند البته این کار را واسطه ها انجام می دهند و بیشتر سود به جیب آنها می رود. چون قیمت گوشت در کشورهای همسایه بالاتر است و در داخل نیز قیمت تمام شده دام زنده افزایش یافته، این مسیر هموار شده است که قاچاق دام بیشتر از گذشته شود. وی افزود: ما با قاچاق دام مخالف هستیم و از مسئولین مربوطه این تقاضا داریم که جلوی قاچاق دام را بگیرند. اگر چه با توجه به شرایط موجود سود کمی عاید دامداران می شود اما این امر قاچاق دام را توجیه نمی کند. دلیل اصلی این است که واسطه ها هستند که این سودها را می برند و این کار بازار داخل را با مشکل مواجه می کند. عضو کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی اظهار دشت: تولید گوشت یک فعالیت اقتصادی است. یک نهاده دارد و محصولی تولید می شود. محصول به فروش رفته باید جوابگوی هزینه ها باشد و از طرفی سود متعارفی به تولید کننده برسد. اگر این فرایند ناقص باشد و دامدار به سود خود نرسد دامدار تا حدودی می تواند دوام بیاورد و از سرمایه خود هزینه کند. عضو کمیسیون حمایت از تولید ملی گفت:  اگر می خواهیم محصول ارزان قیمتی داشته باشیم تا اقشار کم درآمد هم بتوانند از آن استفاده کنند یک راه این است که در قیمت نهاده ها به دامدار کمک کنیم و نهاده را با قیمت پایین تر در اختیار دامدار قرار دهیم تا قیمت تمام شده کاهش یابد. یا اینکه به محصول تولید شده سوبسید و یارانه بدهیم تا محصول با قیمت پایین تری در بازار عرضه شود و یا اینکه به مصرف کننده سوبسید بدهیم. نماینده مردم بستان آباد تاکید کرد: از نظر اقتصادی بهترین کمک و یارانه ای که دولت می تواند داشته باشد تا تعادل بازار را نیز بر هم نزند، کمک و یارانه دادن به تولید است که در اغلب کشورها نیز این روش رایج است، اما متاسفانه در کشور ما هنوز به این موضوع اهمیت داده نشده است. این نماینده در پایان یادآور شد: برای نجات و رونق تولید و بخش کشاورزی و تامین امنیت غذایی کشور باید نسبت به یارانه تولید توجه ویژه داشته باشیم که این هم به نفع تولید کننده است و هم به نفع مصرف کننده.

ظریف نسبت به عواقب اقدام نظامی در سوریه هشدار داد!

Share Button

پیش کامنت من:

سایت کلمه یادداشتی خبری ـ تفسیری از اظهارات آقای محمد جواد ظریف، وزیر خارجه جدید کشورمان، در مکالمه تلفنی با گیدو وستروله، وزیر خارجه آلمان دارد که  در آن مکالمه آقای ظریف به همتای آلمانی خود نسبت به هرگونه مداخله خارجی در سوریه هشدار داده است.

من نتوانستم از درج این یادداشت و کامنت آن خود داری کنم.

بنظر من آقای ظریف قدری ملایمت بخرج داده است . او میباید به وزیر خارجه آلمان میگفته است که اساساً به آمریکا و انگلیس و فرانسه چه مربوط است که پرزیدنت بشار اسد بمب شیمیایی روی سر مردم خود ریخته است؟ تا کی باید این دول استکباری خود را وکیل و وصی مردم کشورهای دیگر بدانند. مگر پرزیدنت بشار اسد روی سرِ آمریکایی ها ، انگلیسیها و فرانسویها بمب گاز سمیِ کشنده ریخته که اینقدر به اینها برخورده است که میخواهند دولت برادر سوریه ایی ما را تنبیه کنند؟

اصلاً به این دولتهای قلدر و زور گوی استکباری چه مربوط است که حکومت سوریه حق و حقوق حیوانی را هم نسبت به جمعیت “بعث وند” خود رعایت نمیکند تا چه رسد به حقوق بشر و این مزخرفات استکباری؟

ح تبریزیان

*********************************************

کلمه:

چهارشنبه, ۶ شهریور, ۱۳۹۲

ظریف نسبت به عواقب اقدام نظامی در سوریه هشدار داد/ سازمان ملل بازرسی کند

چکیده :در حالی که همچنان امریکا بر طبل جنگ می کوبد، وزیر امور خارجه کشورمان در تماس تلفنی با گیدو وستروله، وزیر امور خارجه آلمان درباره تحولات جدید سوریه گفت‌وگو و تبادل نظر کرد. …

در حالی که همچنان امریکا بر طبل جنگ می کوبد، وزیر امور خارجه کشورمان در تماس تلفنی با گیدو وستروله، وزیر امور خارجه آلمان درباره تحولات جدید سوریه گفت‌وگو و تبادل نظر کرد.

به گزارش ایلنا، دکتر محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران با محکوم کردن کاربرد سلاح شیمیایی در سوریه، تکمیل شدن روند بازرسی‌های سازمان ملل متحد در این خصوص را خواستار شد.

او هم‌چنین با محکوم کردن احتمال انجام عملیات نظامی خارجی علیه کشور سوریه، شتاب‌زده نبودن و تعجیل نکردن در تصمیم‌گیری‌ها را خواستار شده و نسبت به عواقب هرگونه اقدام نظامی و وخیم‌تر شدن اوضاع هشدار داد.

وزیر امور خارجه کشورمان هم‌چنین بار دیگر بر ضرورت ممانعت از تهدید به استفاده از زور و توسل به راه‌های مسالمت‌آمیز با هدف جلوگیری از فراگیر شدن تنش و آتش‌افروزی در منطقه تاکید کرد.

این در حالی است که چاک هیگل، وزیر دفاع آمریکا گفته که نیروهای نظامی ایالات متحده آماده‌اند که در صورت دستور باراک اوباما، رئیس‌جمهور به اقدام نظامی لازم دست بزنند.

به گزارش بی بی سی، آقای هیگل تاکید کرده: “ما آماده‌ایم. ما نیروهایمان را مستقر کرده‌ایم تا هر گزینه‌ای را که مورد نظر رئیس‌جمهور است به انجام برسانیم.”

همزمان، جی کارنی سخنگوی کاخ سفید نیز گفته که “هیچ تردیدی” وجود ندارد که دولت سوریه عامل حمله شیمیایی هفته گذشته در دمشق بوده و “در مقیاس وسیع” از چنین سلاح هایی استفاده کرده است.

شرایط امکان تداوم اعتدال‌گرایی در عرصه سیاسی

Share Button

 چکیده :اعتدال‌گرایی یک گفتمان نیست، بلکه یک روش و خط‌مشی در عرصه سیاسی است. درک نادرست از مفهوم گفتمان در سال‌های اخیر عبارت بوده از ساخت‌وپرداخت ارادی شبکه‌ای انسجام‌یافته از مفاهیم، که مقاصدی را در عرصه سیاسی تعقیب می‌کند. به‌کرات از ساختن یک گفتمان می‌شنویم که مقصود از آن، جهد جمعی صاحبان قلم و فکر و فعالان سیاسی برای تمهید یک منظومه فکری جاذبه‌افکن در عرصه سیاسی است. در حالی که گفتمان به‌معنای عمیق کلمه، پیکرهای کلان معنایی است که بازتاب شکاف‌های عمیق و عینی در سطح اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هستند. …

Hassan_Rouhani_2

کلمه:

چهارشنبه, ۶ شهریور, ۱۳۹۲

غلامرضا کاشی در یادداشتی در روزنامه شرق در خصوص شرایط امکان تداوم اعتدال‌گرایی در عرصه سیاسی نوشته است:

۱- اعتدال‌گرایی یک گفتمان نیست، بلکه یک روش و خط‌مشی در عرصه سیاسی است. درک نادرست از مفهوم گفتمان در سال‌های اخیر عبارت بوده از ساخت‌وپرداخت ارادی شبکه‌ای انسجام‌یافته از مفاهیم، که مقاصدی را در عرصه سیاسی تعقیب می‌کند. به‌کرات از ساختن یک گفتمان می‌شنویم که مقصود از آن، جهد جمعی صاحبان قلم و فکر و فعالان سیاسی برای تمهید یک منظومه فکری جاذبه‌افکن در عرصه سیاسی است. در حالی که گفتمان به‌معنای عمیق کلمه، پیکرهای کلان معنایی است که بازتاب شکاف‌های عمیق و عینی در سطح اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هستند.

۲- در ایران با دو پیکربندی کلان گفتمانی مواجهیم: نخست گفتمانی که همساز با سنت از هویت جمعی برمبنای معنویت دینی دفاع می‌کند،‌ خواهان یکپارچگی حول‌وحوش باورها و مناسک دینی است، تابع الهیاتی دوگانه‌ساز بر مبنای دارالمومنین و دارلکفر ساخته شده، آخرت‌گرا و مدافع یک حکومت تماما دینی در عرصه سیاسی است. در مقابل با سازه گفتمانی دیگری مواجهیم که همساز با سازوکارهای مدرن، دنیاگراست، ‌برای این جهان موضوعیت قایل و کثرت‌گراست، از صورت‌بندی‌های مستقل از دین دفاع می‌کند و در عرصه سیاسی مدافع سکولاریسم و نظم دموکراتیک است. اعتدال یک بازیگر زبانی است که می‌تواند در این شقاق گفتمانی نقش‌هایی ایفا کند. تلاش برای تبدیل‌کردن اعتدال به یک گفتمان با این سودای ناممکن پشتیبانی می‌شود که گویا می‌توان در شکاف عمیق میان دو اردوگاه سنت‌گرا و مدرن،‌ عرصه سومی پدید آورد.

۳- در منظر نظریه گفتمان می‌توانیم از معنای اعتدال در شبکه تنازعات گفتمانی در ایران بپرسیم. به‌جای رجوع به معنای تحت‌الفظی این مفهوم، یا حتی به جای رجوع به معنای آن در اندیشه و علم سیاست، باید از نحوه تکوین و تکامل معنایی اعتدال در زمینه خاص ایران بپرسیم. اعتدال واژه‌ای است که در بستر تنازع میان دو گفتمان رادیکال پیش‌گفته در ایران ظاهر شد. در مقابل ستیز میان دو اردوگاه سنت‌گرا و مدرن، اعتدال در روایت دولت سازندگی و در نیمه‌ دهه ۷۰، به منزله گفتاری ظاهر شد که تلاش داشت گروه‌ها و گفتارهای مدافع الگوی سنتی یا مدرن را تحقیر کند و زبانی برای حل‌وفصل نهایی منازعه در میدان عمل پدید آورد. به این معنا هدف ایجاد یک موازنه منفی در عرصه سیاسی بود.
۴- گفتار اعتدالی دو دهه پیشینه دارد اما در تولید یک هژمونی و قدرت اجتماعی ناموفق بوده است. برآمدن کاندیدای منادی اعتدال در انتخابات اخیر حاصل ضرورت‌های ناشی از فشارهای بین‌المللی و محدودیت‌های داخلی بوده است. این ضرورت‌ها موقتا تاثیر تنازع دو گفتمان پیش‌گفته را در عرصه سیاست به تعلیق انداخته است. ناکامی دولت اعتدالی یا فراهم‌آمدن هر امکان تازه‌ای برای بیرون‌آمدن از فشار برای دو جریان آموزه‌پرداز مدرن و سنتی، می‌تواند اعتدال‌گرایی را بی‌معنا کند.

۵- به‌جای گفتمان اعتدال باید از نقش اعتدال‌گرایی در تنازعات رادیکال گفتمانی در ایران پرسید. تاکنون اعتدال‌گرایی مدعی بوده که هردو گفتار سنت‌گرا و مدرن را می‌تواند تحت عنوان افراط‌گرایی به‌کلی در عرصه عمومی طرد و نفی کند. اما تجربه تاریخی نشانگر ناکامی در این زمینه است. به‌نظر می‌آید فرصت تاریخی امروز برای اعتدال‌گرایی باید مصروف استراتژی تازه‌ای شود. فراهم‌کردن زمینه برای تنازع مدنی میان ساختارهای گفتمانی در ایران امروز؛ به جای سودای پایان‌بخشیدن به تنازعات، باید امکانات حیات مدنی برای هردو فراهم شود. جانبداری ساختارهای سیاسی از هریک از این دو به حداقل رسانیده شود و به جای آن فرصت‌های حیات مدنی هریک فراخ‌تر شود. اعتدال‌گرایی می‌تواند بسترساز حضور و رقابت این هردو در عرصه مدنی باشد. به این معنا اعتدال‌گرایی بسترساز گسترش عرصه عمومی در ایران خواهد بود. می‌توان از این استراتژی تحت عنوان موازنه مثبت به جای موازنه منفی پیشین سخن گفت. اعتدال‌گرایی هرچه بیشتر بتواند ساختار سیاسی را در این منازعه از بازیگر به داور تبدیل کند، امکان حیات و تداوم خود را تضمین کرده است. نتیجه آنکه گفتمان اعتدال‌گرایی باید بسترساز ارجاع هردو جریان سنت‌گرا و مدرن به حوزه اجتماعی و فرهنگی باشد. تاثیر این هردو در عرصه سیاسی اجتناب‌ناپذیر است اما هرچه این تاثیر با واسطه باشد و کمتر ساختارهای قانونی و بوروکراتیک را تحت‌تاثیر قرار دهد، حیات اعتدال‌گرایی را بیشتر تضمین خواهد کرد.

۶- در صورت پذیرش این نکته که اعتدال‌گرایی نه یک گفتمان بلکه یک خط‌مشی است، می‌توان برای تقویت و تداوم آن، آموزه‌های خاصی را پرورید. از جمله گذر از تصویر غایت‌اندیش در عرصه سیاسی و جایگزینی رویکرد موازنه‌بخش، تعریف مجدد قانون به‌منزله‌ داور منازعه و نه بازیگر، روی‌آوردن به رویکردهای کثرت‌گرا در حوزه عمومی و…، مباحثی که به جای دغدغه جاذبه‌افکنی و هژمونی‌شدن در عرصه عمومی، تلاش می‌کند بازسازی ساختارهای رسمی را مطمح‌نظر قرار دهد. تلاشی که به جای تکیه بر تبلیغات به مباحث تخصصی و راهبردی نظر دارد.

**************************************************

Aristotle_Altemps_22

کامنت من:

تحلیلی درست و فشرده. ما در شیمی اسید و باز داریم و در فیزیک و مکانیک میدان مغناطیسی مثبت و منفی. نه با رقیق کردن[موازنه منفی] باز و اسید میتوان خاصیت شیمیایی این دو ماده شیمیایی را از بین برد و نه با کاستن از بار مغنا طیسی اجسام تفاوت مثبت و منفی بار مغناطیسی دو جسم را.

در زبان فارسی یا عربی ضرب المثل “خیرالامور اوسطها” را داریم که فکر میکنم از فلسفه قدیم ارسطویی به زبان ما وارد شده است. ارسطو از حد میانی بین افراط و تفریط در حوزه رفتار و اخلاق سخن میگوید که آنرا ” راه طلایی” نام میدهد.  در ارتباطات روزمره هم، مردم حد اقل در زبان از اعتدال بعنوان روش درست زندگی نام میبرند.

و حالا در میهن ما دولتی روی کار آمده است که خود را دولت اعتدال و امید نام نهاده است. همانطور که نویسنده یادداشت فوق بدرستی متذکر میشود، با اعتدال گرایی که یک روش است و نه دیسکورس” گفنمان” نمیتوان ماهیت متفاوت دیسکورسیو ” گفتمانی” شکافهای طبیعی در درون یک جامعه را از بین برد بلکه فقط  با برسمیت شناختن این دیسکورسها است که میتوان “موازنه مثبت” ایجاد  و در جامعه حالت موازنه پایدار ایجاد کرد. تناقض کار و سرمایه، خدا پرستی و ناخدا پرستی را با موعظه گری و ملایم کردن لحن و تزئین آن  لحن با چاشنی یک تبسم ملیح نمیتوان حل کرد بلکه این تضاد منافع یا تضاد گفتمان را باید برسمیت شناخت و با احترام حقوقی و حقیقی با آن رفتار کرد.

اگر دولت ” امید و اعتدال، همچنانکه نویسنده بدرستی استدلال کرده است، نخواهد زمینه پذیرش و حضور رسمی  دو گفتمان “دینگرایی” و” سکولاریسم” را در جامعه فراهم کند، پروژه ” اعتدالگرایی” راه بجایی نخواهد برد. با خفه کردن  نیروهای سکولار و نادیده گرفتن آنها، هر چند با زبان نرم افزارانه بجای زبان سخت افزاری، نمیتوان روی تفاوتها و شکافهای طبیعی اجتماعی پل زد.

ح تبریزیان

 

 

اصرار ترکیه بر واکنش به جنایت علیه بشریت در سوریه

Share Button

  از کامنت من : “دشوار نیست که آدم از روی موضعگیریهای دستگاه دیپلماسی کشورمان و اظهار نظرهای سران سپاه  از جمله سردار جزایری که من در یاداشت قبلی خود  در مورد سوریه به آن پرداختم،  به عینه ببیند که میهن ما به ورطه بحرانی کشیده میشود که هم برای آن در حکم شرکت در جنایتی بزرگ علیه بشریت است که هزینه آن نهایتاً به گردن مردم  و میهن ما خواهد افتاد و هم میتواند مملکت ما را وارد یک رویارویی نظامی با بزرگترین قدرتهای جهانی و دول منطقه کند که هم از آن سرافکنده و هم شکست خورده بیرون بیاید.

 

واد اوغلو

حریت ـ ترکیه

سه شنبه ۲۷ اوت

وزیر خارجه ترکیه داود اغلو گفت که حمله گاز سمی در هفته گذشته در سوریه که موجب کشته شدن صدها نفر گردید، یک “جنایت علیه بشریت” میباشد و آزمونی برای جامعه بین المللی است تا چه واکنشی نسبت به آن نشان میدهد.
.”
ایالات متحده با فراخوان وسیعی برای عکس العمل نشان دادن به حمله ۲۱ اوت روبروست. در شدیدترین بیانات خود در روز دوشنبه، حان کری گفت؛  پرزیدنت برک اوباما معتقد است که کسانی که از سلاح شیمیایی استفاده کردند باید” پاسخگو” باشند.

داود اوغلو، به خبرنگاران گفت : ” این یک جنایت علیه بشریت است و نباید بی پاسخ بماند، آنچه لازم است انجام شود باید انجام گیرد.” او افزود که مانند  بسیاری دولتهای دیگر،  ترکیه نیز حکومت بشار اسد را مسئول این حمله میداند.”  .. ” امروز، بوضوح روز آزمایش برای جامعه بین المللی است که با یک آزمون روبرو شده است.”.

داوداوغلو تأکید کرد که آنکارا ترجیح میدهد که شورای امینت به یک موضع واحد روی برخورد با سوریه در این زمینه برسد. او قبلاً گفته بود؛ با این حال اگر حصول چنین اجماع بین المللی امکانپذیر نشود؛  ترکیه به هرگونه ائتلاف بین المللی خواهد پیوست.

داود اوغلو زمانی این اظهارات را ابراز داشت که برای یک دیدار از ۲۷ تا ۲۸ اوت  عازم عربستان سعودی بود تا راجع به بحران منطقه با مقامات آن دولت گفتگو کند.

بحرانِ جاری در سوریه و مصر و همچنین روابط عربستان و ترکیه موضوع بحث داوداغلو با وزیر خارجه عربستان سعودی، فیصل بن عبدالعزیز خواهد بود.  .

ترکیه، عضوی از  ناتو که با سوریه هم مرز است به  یکی از منتقدین سرسخت بشاراسد طی بحران دو سال نیمه گذشته آن کشور تبدیل گریده است. این کشور، نیم میلیون پناهنده سوری را پناه داده و شورشیان سوری در خاک آن خود را سازمان میدهند.

دواوداغلو همچنین گفت که روز دوشنبه با همتای روسی خود لاوروف  نیز در این زمینه گفتگو کرده و موضع دولت متبوع خود را برای او توضیح داده  و به وی گفته است که اگر دولت سوریه برای عمل خود پاسخی درخور نگیرد دنیا باید برای خشونت های بسیار بدتری خود آماده کند

.

کامنت من:

W460

در حالیکه هرروزه  دولتهای بیشتری که برخورد مسئولانه ای هم نسبت به موضعگیریهای خود در مسائل بین المللی دارند، رژیم بشار اسد را بکار برنده سلاح شیمیایی علیه مردم میدانند، وزیر خارجه دولت جدید آقای روحانی ؛ محمد جواد ظریف بلافاصله پس اتتشار خبر این جنایت، تروریستهای مخالف رژیم (غیر تروریست) بشار اسد را، بدون در دست داشتن کمترین سندی، در این زمینه مقصر دانسته و آنها را بکار برنده این سلاح کشتار دست جمعی دانست.

امروز هم  آقای عباس عراقچی سخنگوی وزارت خارجه کشورمان در ملاقات با نماینده سازمان ملل جفری فلتمن (آمریکایی)، هشدار داد که هرگونه اقدام نظامی علیه دولت سوریه، تمام منطقه را به ورطه بحران نابودی میکشاند.

دشوار نیست که آدم از روی موضعگیریهای دستگاه دیپلماسی کشورمان و اظهار نظرهای سران سپاه  از جمله سردار جزایری که من در یاداشت قبلی خود  در مورد سوریه  به آن پرداختم،  به عینه ببیند که میهن ما به ورطه بحرانی کشیده میشود که هم برای آن در حکم شرکت در جنایتی بزرگ علیه بشریت است که هزینه آن نهایتاً به گردن مردم  و میهن ما خواهد افتاد و هم میتواند مملکت ما را وارد یک رویارویی نظامی با بزرگترین قدرتهای جهانی و دول منطقه کند که هم از آن سرافکنده و هم شکست خورده بیرون بیاید.

گناه ارتکاب یک چنین ماجراجویی ای تنها بعهده رژیم و دولت “امید و اعتدال” نیست بلکه بعهده جامعه سیاسی ما از موافقین  تا مخالفین  نظام نیز هست. سکوت جامعه سیاسی میهن ما  در زمینه خطری که برای کشورمان  در کمین نشسته است در حکم خیانت  به کشور میباشد.