Archive for: September 2013

این ۲۰ میلیارد یوروی بی صاحب مال کیست؟

Share Button

نشریه اقتصادی داگنز ایندوستری” سوئد به نقل از دیلی میل انگلیس خبر میدهد که؛ که یک محموله یورو به ارزش نجومی ۲۰ میلیارد، از سال ۲۰۰۷ در گمرک مسکو بلا تکلیف و بی صاحب مانده است که از سوی یک واحد بسیار بزرگ و مجهز امنیتی حفاظت میشود. برخی گمانه زنیها از این حکایت دارد که ممکن است این پولها متعلق به صدام حسین باشد. این محموله بی سابقه پول نقد، ۵ سال پس از اعدام صدام حسین، از فرانکفورت به مسکو انتقال داده شده است. برخی نیز بر این گمانه اند که این مقدار باور نکردنی پول نقد به دیکتاتور سابق لیبی تعلق دارد.  این پولها در ۲۰۰ پال ، هرکدام ۱۰۰ میلیون  یورو، بسته بندی شده اند. گمرک مسکو تا کنون چند بار برای یافتن صاحب این پولها اطلاعیه داده است ولی تعداد کسانی هم که مدعی آن  شده اند نتوانسته اند ادعای مالکیت خود را اثبات کنند. لذا این گمانه زنی هم وجود دارد که ممکنست این پولها به مافیای روسیه تعلق داشته باشد.

پایان خلاصه ترجمه گزارش داگنز ایندوستری

****************************************

و اما کامنت من:

این پولها نه میتواند به صدام و نه قذافی تعلق داشته باشند زیرا حوادث چنان برای این دو دیکتاتور سریع و و تقریباً غیر مترقبه پیش رفت که  آنها فرصتی برای نقد کردن اینهمه پول از حسابهای بانکی دولتهای خود نداشته اند. خروج اینهمه پول از حساب دولتی این دو دیکتاتوری نمیتوانسته پنهانی باشد زیرا ایندو دولت هرچه بوده اند در چهار چوب حسابداری ملی و بین بانکی اقتصاد کشور خود را رتق و فتق میکردند و هرگز هم نه تصور فرار خود را به اروپا نمیکردند و از آن کمتر اعدام خودشان را. پس از اعدام این  دو دیکتاتور، دولتهای روی کار آمده در این دو کشور بیشک میتوانسته اند با یک نگاه خروج این میزان عظیم پول را از حسابهای بانکی کشور خود در خارج  بصورت نقد را دریابند. این تصور که آنها این را ندیده اند و یا به سکوت گذارانده اند قدری شوخی بنظر میرسد زیرا علاوه بر خود وجه میتوانسته جنبه تبلیغاتی مثبت هم برای آنان داشته بوده باشد.

اگر فرض کنیم این پولها از حساب بانکی نقد و خارج شده بوده است، اینصورت هم تصورجابجایی و نقل و انتقال چنین حجمی از اسکناس  در ارتباط با لیبی ایها و عراقیها  در آنروزها که پرنده های آسمان این دو کشور هم رصد میشدند، از دید سرویسهای اطلاعاتی پنهان مانده باشد نیز واقع بینانه نیست زیرا بانکهای اروپایی و آمریکایی و کشورهای آسیایی پیشرفته، حتی خروج چندهزار دلار را حتما به پلیس اقتصادی خود  گزارش میدهند و جای تردیدی در این نیست.

و اما گمانه زنی آخر که این پول به مافیای روسیه میتواند تعلق داشته باشد نیز با عقل چور درنمی آید زیرا اولاً مافیای روس دلار از مملکت خارج میکند و دیوانه نیست که وارد کند و در ثانی مافیای روس اینقدر قدرت و نفوذ دارد که اگر با تهدید و سازمانگری نتواند جابجایی این چنین ارقامی را ترتیب دهد با رشوه در دستگاه امنیتی روسیه مسئله را حل کند.

و حرف اخر اینکه؛ چه وراث صدام و چه قذافی؛ پس از سرنگونی این  دو دیکتاتور، دربدر تر و درمانده تر از آن بودند که بتوانند دست به چنین عملیاتی بزنند و پسران صدام که هردو در درگیری کشته شدند، چند صد هزار دلار با خود داشتند که خبر آن رسانه ایی شد. اگر آنها ۲۰ میلیارد یورو  در حسابهای خویش در فرانکفورت داشتند این چند صد هزار دلار را با خود حمل نمیکردند که اطرافیانشان بطمع ضبط و تصاحب  آن پول، آنها را لو دهند.

پس از حذف این گمانه زنیها ی بی اساس، اگر کلاً اصل خیر درست باشد، باید به ۵ سال قبل برگشت و خبر کشف ۱۸٫۵ میلیارد دلار و طلا، در دو کامیون ،در ترکیه را که از ایران روانه سوریه و یا لبنان بود را یاد آوری کرد که نخست جنجال آفرید و بعد کسی نفهمید چطور شد که قضیه خوابید. این، فقط دولت ایران است که بعلت تحریم در این سالها مبالغ هنگفت نقد از مجاری غیر بانکی و توسط اشخاص حقیق جا بجا میکند که آن محموله ۱۸٫۵ میلیارد دلاریی یکی و این ۲۰ میلیارد یورو میتواند دومین آن باشد. این تصور که دولت وقت از ترس رسانه ای شدن خیر، قید این پولها را زده باشد به هیچ عنوان نا محتمل نمی باشد زیرا این تصور که در صورت مدعی شدن دولت ایران، هم افتضاح بار بیاید و هم دولت دزد سالار و مافیایی روسیه پولها را، هم مصادره کرده و حتی حق السکوت هم مطالبه کند خارج از تصور نیست.

این؛ وظیفه دولت آقای روحانی است که در اجرای وعده  انتخاباتی خود دایر بر شفاف سازی، هم قضیه آن ۱۸٫۵ میلیارد  کشف شده در ترکیه  و سرنوشته نهایی آنرا روشن کند و هم با گزارش دقیق از وضع حسابداری ارزی این ۸ ساله مملکت روشن کند که  اخبارچنین سرمایه های برباد رفته ایی از مملکت  صحت دارد یا ندارد.

و برای اینکه دولت آقای روحانی تن به چنین شفاف سازی ای بده راهی جز انتشار خبر کشف این ۲۰ میلیارد و یادآوری داستان آن ۱۸٫۵ میلیارد دلار کشف شده در ترکیه نیست.

Mystisk miljardlast i Moskva kan vara Saddam Husseins

Uppdaterad 2013-09-30 09:47. Publicerad 2013-09-30 09:45

Foto: TT

En last med 20 miljarder euro, motsvarande 173 miljarder kronor, i kontanter ligger sedan sex år tillbaka på Moskvas flygplats utan att någon har gjort anspråk på den. Pengarna misstänks vara Saddam Husseins undangömda förmögenhet. Det skriver Daily Mail.

Den enorma förmögenheten är fördelad på ۲۰۰ lastpallar med 100 miljoner euro i varje och vaktas av en gigantisk säkerhetsapparat.

Ryska tullen har krävt att den verkliga ägaren gör anspråk på förmögenheten, och många har också försökt. Ingen har dock ännu kunnat belägga sina anspråk, skriver Daily Mail.

Pengarna flögs till Moskva från Frankfurt i augusti 2007 utan någon angiven mottagare. Nu börjar misstankarna riktas mot Iraks förre diktator Saddam Hussein.

“Det är möjligt att pengarna kommer från Saddam Hussein”, säger en anonym underrättelsekälla till ryska medier.

Ingen har dock någon bra förklaring till varför den avsatte diktatorns pengar skulle skickas från Tyskland till Ryssland fyra år efter att han avsattes och åtta månader efter hans avrättning.

Det spekuleras också i att pengarna i själva verket kommer från Libyens förre diktator Muammar Gaddafi eller tillhör den ryska maffian.

 

دولتِ”اعتدال و امید”، از ادعا و آرزو تا واقعیت!

Share Button

آقای روحانی نباید خود را به کوچه علی چپ بزند و درمد نظر نداشته باشد که ۱۸ میلیون آرایی که به ایشان داده شد، در عمده ترین بخش خود، رأی عدم اعتماد به این نظام و بیش از همه به مقام رهبری آن بود. از آن ۱۴ میلیونی که حتی زحمت دادن این رأی عدم اعتماد را هم بخود ندادند صحبت نمیکنم.

درستی و صحت یک گزاره، یک طرح یک ادعا را از روی همخوانی منطقی درونی اجزاء آن با هم  و عاری از تناقض بودنش میتوان درک کرد. با واکاوی تناقضات و ناهمخوانیهای یک طرح، یافتن و تشخیص تناقضات موقتی، سهوی، کوچک و قابل رفع و تفکیک آنها از تناقضات ماهوی میتوان میزان درستی، اصالت و قابلیت اجرایی  یک طرح و ادعا را دریافت.

در حاشیه سفر آقای روحانی به نیویورک، اپیزود های کوچک و بزرگی زیادی رخ داد که با “معناشناسی” و  واکاوی آنها میتوان به قابلیت اجرایی شعار دولت اعتدال و امید پی برد. این اپیزود ها بسیارند و طرح تک تک آنها آسان نیست و لازم هم نمیباشد ولی من چند تا از آنها را که بیشتر توجهم را جلب کرده اند نام برده، زیر ذره بین میگذارم با این توضیح که رفرنس به آنها جنبه نقل به مضمون دارد و لزومی به یافتن تاریخ، منبع و جزئیات و نقل آنها نیز نمی بینم چون همه از آنها باخبرند.

۱ـ آقای ظریف در دیدار باگروهی از ایرانیان مقیم نیویورک گفتند:” ایرانیان خارج کشور نمایندگان جمهوری اسلامی و سیمای آن در خارج هستند و با وجود این ایرانیان ما احتیاج به صدا و سیما در خارج کشورنداریم. ایشان، کلاً در منغبت ایرانیان خارج کشور سخنان زیبایی گفتند و اصرار کردند که آنها به ایران بیایند و بروند و … .” نقل به مضمون.

یادم می آید که در سالهای آخر دوره دوم ریاست جمهوریشان، آقای خاتمی هم اصرار زیادی به بازگشت ایرانیان مقیم خارج داشتند و حتی صحبت ازطرح یک لایحه عفو برای این “گنهکاران مادرزادی ” بود که با گریختن از مملکت مرتکب خیانت شده بودند. معنی این حرف این بود که اینها باید میماندند تا در اوین و گوهردشت آب خنک خورده یا گلوله سرب مذاب طناول کنند تا محتاج “عفو هم، بخاطر به خارج گریختگی نباشند. پس از آن وعده های آقای خاتمی، شرایط چنان شد که چیزی نمانده بود که خود ایشان هم اوین نشین شده و به مصاحبه های تلویزیونی کشیده شود. اگر خود ایشانهم  بعدها به ماشین توابسازی سپرده نشد تا از وی فردی ذوب شده در ولایت ساخته شود، از ترحم آن ماشین عاری از ترحم نبود بلکه از احتیاط خود رئیس جمهور سابقمان بود.

توصیه من بعنوان یک خارج کشوری، که نه آن موقع به دعوت های آقای خاتمی اطمینان کردم و نه امروز به وعده های آقای  ظریف اطمینان میکنم اینست که بهتر است آقای ظریف زمانی چنین مهربانانه با ایرانیان مقیم خارج صحبت کنند که زندانهای ایران از زندانیان سیاسی خالی شده باشد و تکلیف آنها هم که در کهریزک جوانان مردم را کشتند، زهرا بنی یعقوب را در کمیته همدان کشتند زهرا کاظمی را در اوین کشتند و.. ، روشن شود. زمانی دعوتهای آقای ظریف جدی گرفته میشود که میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی و خانم دکتر رهنورد، نه بعنوان سران فتنه بلکه بعنوان رهبران سیاسیِ”حداقل” بخشی از مردم با احترام به مواضع سیاسی اشان و بدون محدودیت های امنیتی از حصر خارج شده و برای این ۳ سال زندان و حصرشان هم به ملت و نه صرفاً خود آنها، توضیح داده شود. یا حد اقل مانند دولت ترکیه، آن رفتاری با این رهبران جنبش مسالمت آمیز سبز بشود که دولت ترکیه با اوجلان، تروریستی که مسئول خون ده هزار از مردم عادی و افراد ارتش ترکیه است رفتار شود، مانند او بتوانند مصاحبه مطبوعاتی کنند و نمایندگان رسانه های خارجی را بحضور بپذیرند و پیام صلح و آشتی ملی بدهند.

۲ـ آقای روحانی در سخنرانی خود در مجمع عمومی از حق مردم سوریه و بحرین برای دموکراسی، احترام به صندوقهای رأی، و راه حل سیاسی برای عبور ازبحران، از جمله در دو کشور سوریه و بحرین سخن میگویند در حالیکه حکومت ما در بحرین، شیعیانی را که به رهبری حزب وفاق، داری فراکسیون پارلمالنی در بحرین بودند، به تحریم پارلمان و صندوقهای رأی و نافرمانی مدنی و قیام مسلحانه فرامیخواند و به آنها کمک لوژیستکی میدهد و از اینطرف در جهنم استبداد زده سوریه که رژیم اسد از همان آغاز، تظاهرات مسالمت آمیز مردمی راکه فقط اصلاحات میخواستند و نه انقلاب و قیام مسلحانه، به توپ بست! و با بمب افکن بمباران کرد، چه مستقیم توسط سپاه قدس و چه غیر مستقیم از طریق حزب الله لبنان، کمک میکند و بخش عمده هزینه جنگ در سوریه را میپردازد.

آقای ظریف بعنوان وزیرخارجه ایران اسلامی باید بداند که جنبش اعتراضی مردم سوریه با دستگیری یک دختر “گرافیتگر” (دیوار نویسی و نقاشی دیواری) جوان ۱۶ یا ۱۹ ساله که علیه بشار اسد دیوار نویسی کرده بود، در شهر درعا آغاز گردید و چندی بعد مأمورین امنیتی رژیم زبان یک خواننده رپ را که آواز ضد بشار اسد خوانده بود را از بیخ حلق بریدند و گلویش را با کارد پاره کردند تا دیگر کسی از این رپ ها نخواند، آغاز شد.

جناب وزیر خارجه ایران باید بداند که صحنه های شهرهای ویران شده سوریه و هزاران کلیپ های ویدئویی حکایت از بمباران سنگین هوایی و توپخانه توسط رژیم میکنند و نه  از عملیات تروریستی. و دولت ما در پشت سر این بمبارانها و کشتار ها ایستاده است و در همان حال از حل مسالمت آمیز سیاسی مسئله سخن میگوید!

جناب رئیس جمهور ما در سخنرانی خود از اسرائیل میخواهد که به قرار داد ( NPT) بپیوندد در حالیکه نظام سیاسی آن کشور که هیچ، حتی برای رعایت اکید حقوق زندانیان فلسطینیی که در اسرائیل آدم کشی و عملیات تروریستی کرده اند[ما میتوانیم این عملیات را مبازه مسلحانه و عادلانه و.. بنامیم]، نیز نظارت قانونی و حقوق بشری وجود دارد. آقای ظریف هرچه بخواهند میتوانند ادعا کنند ولی دستگاه قضایی اسرائیل آن دستگاهی است که اهود اولمرت (نخست وزیر سابق) را بخاطر جرم و یا حتی اتهامی کوچک از تخت صدارت به پای میز محاکمه کشاند و تا بحال در ده ها مورد سربازان و یا شهروندان اسرائیلی را بخاطر ارتکاب جرم علیه فلسطینان به دادگاه کشانده و به زندان محکوم کرده است. یک نمونه چنین رفتاری دیروز اتفاق اقتاد که ارتش اسرائیل**  دو سرباز را بخاطر کتک زدن یک فلسطینی بازداشت شده تحویل دادگاه داد. جناب روحانی باید بداند که اگر اسرائیل بمب اتم هم دارد که “هنوز هیچ کس هم با قطعیت نمیداند دارد یا ندارد و کمتر کسی هم داشتن آنرا تأئید میکند”، این دولت زیر نظارت “پارلمانی” است که در آن پارلمان اعراب فلسطینی، حزب کمونیست موافق فلسطینها واعراب یهودی هم نماینده دارند و این کشور تا کنون هیچ کشور دیگری تهددید به نابودی و حذف کردن از روی کره زمین نکرده است، امری که برای دولت ما روزمره و عادیست.

در آن مملکت هر لحظه که فلسطینیهای مقیم و یا اعراب آنجا اراده کنند میتوانند اجازه گرفته و برای هرچه که میخواهند و علیه هرکسی  مایلتد تظاهرات کنند، در روزنامه هایشان، در چهار چوب موازین رسانه ایی در همه کشورهای دموکراتیک، هرچه میخواهند بنویسند. در این کشور نه یک روزنامه نگار تا کنون بخاطر نوشتن زندانی شده است و نه یک روزنامه بخاطر آنچه نوشته  تعطیل گردیده است. در زندانهای اسرائیل تا کنون به کسی هم، صد البته، تجاوز جنسی نشده است.

در این کشور صدها انجمن مدنی و حقوق بشری و زیست محیطی و دهها حزب سیاسی چپ، راست و مذهبی آزادانه فعالیت میکنند و با ذره بین حرکات دولتشان را زیر مداقحه میگذارند و مترصدند تا دولتشان کمترین گافی بدهد تا آنرا زیر ضربه انتقاد بگیرند.

در آن کشور عالیترین ارگان قدرت اجرایی دولت، و رئیس جمهور در آنجا تشریفاتی است و  هیچ قدرت فرا قانونی مثل “مقام معظم رهبری” ما وجود ندارد که “خودش”  را خدای قانون و بر فراز قانون اساسی مملکت قرار داده باشد.

در آن کشور نمایندگان پارلمانیش قبل از نامزد شدن، از فیلترینگِ چندلایه نظارت استصوابی خبرگان و کنترولهای استصوابی دستگاه های اطلاعاتی و نظامی نمیگذرن تا سپس  به رأی مردم گذارده شوند از این روست که اعراب فلسطینی و مسلمانان آنجا هم که تابعیت اسرائیلی دارند در پارلمان نماینده دارند و علنا با سیاستهای انضمام گرانه و تجاوز کارانه دولتشان مخالفت میکنند بدون اینکه ترسی از داغ و درفش حکومت داشته باشند و مجبور به تواب شدن در پشت صفحه تلویزیون شوند و یا مورد تهدید علنی و رسمی به تحمل بطری از طرف سران سپاه*  قرار گیرند.

در آن کشور برای هیچ یک از زندانیان فلسطینی محدودیتی برای نوشتن، تحصیل، مطالعه و تماس با خارج وجود ندارد.

جناب روحانی اگر این نکات را بهتر از من نداند کمتر از منهم نمیداند، از اینروست که زمانی “ایران” میتواند برای اسرائیل تکلیف کند که به پیمان( NPT ) بپیوندد که “حد اقل” آن آزادیها و حقوقی را که زندانیان متهم به ترور و نه شهروندان عادی اسرائیلی، در آنجا دارند برای مردم عادی مملکت خودمان تأمین کنند تا مردم ایران یک نفس راحتی بکشند و بگویند که ما خوشبختانه از همان حقی برخورداریم که زندانیان فلسطینی در اسرائیل دارند.

من نمی دانم واقعاً آقای روحانی که از سازو کارِ فیلتر در فیلتر انتخاباتی مملکتمان بخوبی مطلع هستند و بخوبی میدانند انتخابات در ایران ولایی ما، در غیاب احزاب سیاسی آزاد، در غیاب نهادهای مدنی، در غیاب رسانه های آزاد، در غیاب نهاد های صنفی و حرفه ایی مانند شبکه سندکایی و اتحادیه ایی مستقل و از همه مهمتر در غیاب یک دستگاه قضایی قانونگرا و مستقل انجام میشود، چطور بخود اجازه میدهد تا از تریبون مجمع عمومی از دموکراسی و انتخابات آزاد در ایران سخن بگوید و از اسرائیل هم بخواهند که به پیمان منع گسترش سلاح های هسته ایی بپیوندد. آیا بهتر نیست که چنین توصیه هایی از طرف کشوری صورت گیرد که کارنامه ایی به سیاهی کارنامه ایران اسلامی در زمینه حقوق بشر، دموکراسی و شلم شوربای قانونی و حقوق مدنی ندارد؟

آیا قصیده سرایی آقای روحانی در رثای دموکراسی و اقتدار صندوقهای رأی در ایران، دهن کجی به دموکراسی و کاهانیدن ساز و کارهای انتخاباتی به فقط صندق آراء، صرفنطر ازپیش شرطها و شرایط وجودی آنها،  دهن کجی به دنیا و مردم خودمان نیست؟ آیا معنی فرمایشات آقای روحانی این نیست که: ای مردم ایران! دموکراسی همین است که ما داریم و داشته ائیم و کوپن شما هم برای آزادی بیش از اینها نیست؟

پس جناب روحانی! اگر این دموکراسی است آنچه در مالزی، کره جنوبی، شیلی و ترکیه  و اسرائیل هست چیست؟ از اسکاندیناوی و انگلیس و هلند مثال نمیزنم.

متأسفانه تناقض در برنامه دولت امید و اعتدال آقای روحانی بیش از آنست که بتوان آنرا بعنوان یک طرح “جامع و مانع” پیاده شدنی و مبرا از تناقضات بنیادی دانست.

حداقل انتظاری که میتوان از دولت آقای روحانی داشت اینست که به نسبت رفع این تناقضات در برنامه دولتِ “امید و اعتدال” راجع به مقولانی مانند گفتگوی ملی، راه حل سیاسی و اجتناب از خشونت، دموکراسی و .. اظهار نظر کند.

آقای روحانی نباید خود را به کوچه علی چپ بزند و درمد نظر نداشته باشد که ۱۸ میلیون آرایی که به ایشان داده شد، در عمده ترین بخش خود، رأی عدم اعتماد به این نظام و بیش از همه به مقام رهبری آن بود. از آن ۱۴ میلیونی که حتی زحمت دادن این رأی عدم اعتماد را هم بخود ندادند صحبت نمیکنم.

* آقای مجتبی واحدی درفیس بوک خود  به  اصل سخنرانی سردار جعفری در یکی از جلسات یا سخنرانیها  اشاره داشت که ایشان از جمله گفته بود: سپاه هم بطری میسازد و هم خوب آنرا بکار میبرد. کنچکاوان به صحت و اصالت این خبر میتوانند به خود آقای واحدی مراجعه نمایند.

**

اسرائیل دو سرباز را به زدن فلسطینی چشم بسته متهم کرد

Israel charges two soldiers with beating bound Palestinian

Palestinians push a burning tire during clashes with Israeli soldiers on the 13th anniversary of the second Palestinian "Intifada", or uprising against Israeli occupation, outside Ofer, an Israeli military prison near the West Bank city of Ramallah, Friday, Sept 27, 2013. (AP Photo/Majdi Mohammed)

Palestinians push a burning tire during clashes with Israeli soldiers on the 13th anniversary of the second Palestinian “Intifada”, or uprising against Israeli occupation, outside Ofer, an Israeli military prison near the West Bank city of Ramallah, Friday, Sept 27, 2013. (AP Photo/Majdi Mohammed)

September 29, 2013 10:27 PM

Palestinians push a burning tire during clashes with Israeli soldiers on the 13th anniversary of the second Palestinian “Intifada”, or uprising against Israeli occupation, outside Ofer, an Israeli military prison near the West Bank city of Ramallah, Friday, Sept 27, 2013. (AP Photo/Majdi Mohammed)

JERUSALEM: The Israeli military has charged two soldiers with beating up a blindfolded and bound Palestinian detainee, the army said on Sunday.

According to the charges, brought before a military court last Monday, the soldiers were guarding a Palestinian man who was being held at a military base in May 2012 after illicitly entering Israel from the Palestinian Gaza Strip.

A statement from the military said the Palestinian had been placed “bound and blindfolded” in an isolated room, where two soldiers had beaten him while another filmed the incident.

The third soldier has since concluded his military service, but is expected to be indicted following a hearing, the army said, along with a fourth former soldier who stood guard outside the room.

The military said the soldiers had not yet entered a plea. A lawyer representing one of the soldiers could not be reached for comment, but he was quoted on the Israeli Haaretz website as saying his client denied the allegations.

Read more: http://dailystar.com.lb/News/Middle-East/2013/Sep-29/233005-israel-charges-two-soldiers-with-beating-bound-palestinian.ashx#ixzz2gJsKm5av

(The Daily Star :: Lebanon News :: http://www.dailystar.com.lb)

اپوزیسیون سودان متحد میشود

Share Button

سقوط رژیم اسلامی عمر البشیر یک نمونه دیگر از رژیمهایی است که با دین و بنام دین به قدرت رسیدند و فقط فاجعه آفریدند و پس از اعلام دیروز کناره گیری دولت النهضت در تونس و سقوط اخوان در مصر،. سقوط حکومت اسلامی عمر البشیر پیروزی بزرگ دیگری برای دمکراسی در منطقه است و نه تنها بخاطر تغیرات سیاسی مستقیم بلکه مضمون دیسکورسیو آن که صد ها بار مهمتر از دست آورد سیاسی آنست.

Mideast Sudan

 

 مردم در مراسم تدفین صلاح سانحوری که۳ روز پیش توسط نیروهای رژیم کشته شد، شعارهایی علیه رژیم میدهند، 

روزنامه سودان تریببون، دیروز در گزارشی خبری از متحد شدن اپوزیسیون سودان  برای سرنگونی رژیم عمر البشیر خبر داد.  نیروهای پیوسته به این ائتلاف که خود را: “نیروهای هماهنگ برای تغیر در سودان” نامگذاری کرده است و تشکیل خود را طی بیانیه ایی اعلام کرد از احزاب و جزیانهای ذیل تشکیل میگردد:   اپوزیسیونی درونی حزب حاکم کنگره ملی، اتحادیه پزشکان، حقوقدانان، دانشگاهیان خارطوم، معلمان  و NGO ها.

در حرکتی دیگر که گزارش آن در اهرام آن لاین آمده است تعدادی از اعضای ناراضی خود حزب حاکم و از جمله تعدادی از ژنرالهای بازنشسته و دولتمردان گذشته طی نامه ایی سرکوب خشن تظاهرات کنندگان روزهای اخیر را نقض غرض از استقرار حکومت اسلامی و تخطی از احکام اسلامی دانسته اند که منظور نخست از استقرار حکومت اسلامی در کشور بوده است.

در همین حال حزب کنگره مردم ( یک حزب اسلامی به رهبری حسن ترابی رهبر اسلامی معروف)، از پیوستن به این ائتلاف به بهانه اینکه اجرای شرع  و اسلام در دستور کارشان نیست خود داری کرد. 

یک حزب تند روی اسلامی بنیاد گرا هم از دولت عمر البشیر خواست که برنامه ریاضت اقتصادی خود را لغو کند.

قریب ۸ روز است که بدنبال برنامه ریاضت اقتصادی که به دو برابر شدن قیمت سوخت منجر شده است موج تطاهرات  بخشهای زیادی از کشور را فرا گرفته است  که به کشته شدن حدود ۲۰۰ نفر تا کنون منجر گردیده است. همه نشانه ها حکایت است نیرومند تر شدن جنبش اعتراضی است. ولی از سوی دیگر عمر البشیر که خود فرماندهی ارتش را نیز بعهده دارد و از طرف دادگاه بین المللی بخاطر جنایت علیه بشریت تحت تعقیب می باشد، بعید است به آسانی تن به تسلیم شدن بدهد. بسیاری از سران دولت و ارتش نیر در جنایات بزرگی شرکت داشته اند که آینده آنها را برایشان تیره نشان میدهد. لذا باید متأسفانه شاهد تشدید خشونت رژیم علیه جنبش مردم بود. 

جریان  ( حزب کنگره مردم)حسن الترابی هم دیر یا زود زیر فشار درون و بیرون، مانند اخوان المسلمین مصر که چند هفته بعد به جنبش اعتراضی مردم پیوست، به جنبش خواهد پیوست وگرنه محو خواهد شد. 

سقوط رژیم اسلامی عمر البشیر بمعنای یک نمونه دیگر از رژیمهایی است که با دین و بنام دین به قدرت رسیدند و فقط فاجعه آفریدند و پس از اعلام دیروز کناره گیری دولت النهضت در تونس و سقوط اخوان در مصر،. سقوط حکومت اسلامی عمر البشیر پیروزی بزرگ دیگری برای دمکراسی در منطقه است و نه تنها بخاطر تغیرات سیاسی مستقیم آن بلکه  بخاطرمضمون دیسکورسیو آن که صد ها بار مهمتر از دست آورد سیاسی آنست

سودان تایمز

۲۸ سپتامبر

Opposition and civil groups to coordinate action to overthrow Bashir’s

regime


September 28, 2013 (KHARTOUM) – Five days after the start of anti-austerity protests in Sudan, opposition forces, youth organisations and trade unions announced the formation of a joint body to coordinate their peaceful activities to bring down the government of president Omer Al-Bashir.

The Coordination of Sudanese Change Forces, according to a communiqué released in Khartoum on Saturday includes the opposition parties members of National Consensus Forces, trade unions of doctors, teachers, democratic lawyers, Khartoum University and the Alliance of Civil Society Organisations.

The communiqué demanded the regime to dissolve its executive and legislative bodies and to hand over the power to a transitional and inclusive government to administrate the country during an interim period.

The signatories said the death toll during the past five days reached 116 victims, adding that this bloody crackdown is consistent with the regime’s repressive policy practiced in Darfur, Blue Nile and Nuba Mountains, but also eastern and northern parts of the country since 1989.

The coordination further demanded to stop the armed conflicts in the different regions, and to lay out the basis of sustainable peace through a comprehensive reconciliation process addressing the root causes of the Sudanese crisis.

The opposition political parties demand since last year to form a national government and a transitional parliament to govern the country during an interim period where an inclusive conference is held to settle the regional conflicts and to agree on principles of a democratic government.

The government of president Omer Al-Bashir failed since the secession of South Sudan in July 2011 to hold a national conference to prepare a new constitution, as the opposition forces say no democratic regime can be founded under the rule of the National Congress Party which controls all the country’s institutions.

The Popular Congress Party of Hassan Al-Turabi disagrees with the other opposition forces on the role of religion in politics as its leader insists that an Islamic constitution should be adopted after the fall of the current regime.

A group of hard-line Islamists existing in parallel to the state’s official clerical authority called the Legitimate League of [Muslim] Clerics and Preachers in Sudan on Saturday issued a statement urging the government to remove the recent austerity measures.

The group of the rigorist Muslim scholars also called to form a new government excluding all those who reject the rule of the Islamic legislation.

(ST)

 

بیداری اسلامی در تونس به کابوس انجامید!

Share Button

پس از قریب دو سال نتش و کشاکش بین نیروهای سکولار تونس و اسلامگرایان تمامیت خواه و شریعتگرا به رهبری “النهضت” یا اخوان المسلمین این کشور، سرانجام النهضت تن به نوشیدن جام زهبر کنار رفتن و آماده شدن برای تقسیم قدرت شد. تنها جیزی که میتوان در این زمینه گفت اینست که اگر النهضت بعدها هم به همین صورت خردمندی و واقع بینی بخرج دهد میتواند جنبش اخوان المسلمین را از ورشکستی قطعی در کشوری که از همه کشور های اسلامی غیر اسلامی تر بود نجات دهد.

 در مقایسه با مصر میتوان گفت که آنچه را که در آن کشور ارتش مصر با ، نخست التیماتوم و سپس عزل محمد مرسی انجام داد، در تونس فدراسیون نیرومند اتحادیه کارگری کشور با تهدید به اعتصاب سراسری بدان رسید چون ارتش تونس ضعیفتر و غیر سیاسی تر از آنست که اراده ساقط کردن  دولت و قدرت انجام انرا داشته باشد. ولی از این نکته مهمتر،  این  استکه  بدانیم این فدراسیون اتحادیه های کارگری،  نه در یکسااله پس از انقلاب بهاری  دراتونس بلکه از زمان حکومت غربگرای حبیب بورقیبه و سلف آن همین زین العابدین بن علی پایه ریزی شده بوده است. پایه ریزی ای که مشابه آنرا، هم ما در زمان انقلاب اسلامی و پیش از آن داشتیم ولی شبکه سندیکایی  ساخته شده در زمان شاه که برغم خمودگی سیاسی اش به لحاظ ساختاری مدرن بود میتوانس بر آسانی مانند همین شبکه سندیکایی تونس به یک ارگان پر قدرت سندیکایی مبدل شود که ترمز ی برای سلطه استبداد دینی گردد ولی آن شبکه سندیکایی توسط اسلامگرایان چپ و راست از یکسو و چپ کمونیتی  از سوی دیگربا عنوان و انگیزه شورا وانجمن سازی بجای آن منهدم شد تا امروز که جای خود را به “.. خانه” کارگر ـ ی داده است که وظیفه عمده اشد ترتیب دادن مراسم عبادی و مذهبی است.

تن دادن النهضت به انحلال دولت و مجلس موسسان و آماده شدنش برای تشکیل یک کابینه بیطرف و غیر وابسته، را میتوان خاموش شدن آخرین فانوس آن چراغانی ای دانست که مقام معظم رهبری ما از آن بعنوان بیداری اسلامی نام برده و هنوز هم! میبرند.

خاموش شدن این فانوس را میتوان بعنوان درخشان تر شدن ستاره سکولاریسم  دموکراتیک در منطقه دانست که تشعشعات آن در منطقه هم چنان پرتو اکنی خواهد کرد.  

لازم بیادآوری ایست که کابینه ائتلافی اسلامیستی النهضت  تا کنون به کمک عصای دو جریان بنیاداً چپ سنتی  تونس بر سر کار مانده  و اکثریت پارلمانی یافته بود! دو جریانی که تقریباً در تمام کشورهای منطقه وجود دارند و هم اکنون در سوریه هم در کنار اسد برای نجات آن در تلاشند.

اهرام آنلاین

۲۸ سپتامبر ۷ مهر

اسلامیست های حاکم در تونس تن به کنار رفتن دادند

Ghannouchi, head of the Ennahda party, raises his finger after casting his vote in Tunis

Rached Ghannouchi, the head of the moderate Islamist Ennahda party, raises his ink-stained finger after casting his vote at a polling station in Tunis (Photo: Reuters)

پس از مذاکراتی که از هفته قبل بین دولتِ تحت رهبری اسلامیستهای تونس با اپوزیسیون سکولار(تونس) انجام شد، دولت اسلامیست حاکم پذیرفت که استعفأ داده و جای خود را به یک کابینه موقت که انتخابات جدیدی را برگزار خواهد کرد بسپارد.

بنا به اظهار نظر یکی ازبلند پایگان حزب حاکم، این مذاکرات معطوف به پایان دادن بحرانی بود که چندین هفته است گریبان دولت ائتلافی اسلامیستی و جریانهای سکولار را گرفته و خطر توقف و پس زدن گذار به دموکراسی را در این کشور شمالی آفریقا بوجود آورده بوده است.

 سه هفته میانجیگری فدراسیون نیرومند اتحادیه های کارگری ( UGTT) بین اپوزیسیون و حرب حاکم النهضت (اخوان المسلمین تونس. ح ت) نتیجه داده و به رضایت ائتلاف حاکم به کنار رفتن منجر گردید. طبق توافق انجام شده استعفای دولت راه را برای تشکیل یک کابینه بیطرف و غیر حزبی  که تاریخ انتخابات (هم مجلس تدوین قانون اساسی و هم ریاست جمهوری. ح ت) جدید را تعین میکند، هموار خواهد کرد.

 لطفی زیتون، یکی از رهبران النهضت: ” گفت که النهضت طرح استفای دولت و برگزاری انتخابات را برای برون رفت کشور از بحران پذیرفته و مذاکرات بین طرفین، از دوشنبه یا سه شنبه آینده برای اجرای آن مجددا از سر گرفته میشود. یک منبع دیگر نیز از موافقت النهضت  با انحلال دولت خبر داده است.

از زمان سرنگونی دیکتاتور تونس، زین العابدین بن علی در ۲۰۱۱ ، بدنبال اعتراضات خیابانی علیه فرمانروایی او، تونس درجبهه های مختلف با  با  سلطه اسلامگرایان در گیر پیکار است.

اپوزیسیون ؛ النهضت را متهم میکند میخواهد موازین اسلامی خود  را به یکی از سکولارترین مللِ جهان اسلام تحمیل کند.

با این وجود  مرحله گذار در  تونس در مقایسه با مصر که در آنجا ارتش رئیس جمهور را برکنار کرد و در لیبی که در آنجا  حکومت مرکزی همچنان میکوشید تا گروههای مسلح رقیب را تحت کنترول در آورد، تا کنون بطور کلی مسالمت آمیز بوده است.

بحران تونس در ماه ژولای با کشته شدن یکی از رهبران اپوزیسیون  توسط اسلامیستها به قتل رسید آغاز شد که منجر به خیابان آمدن اپوزیسیون علیه دولت النهضت که خواهان برکناری دولت آن بودند گردید.

پایان گزراش خبری اهرام ان لاین
شنبه ۲۸ سپتامبر

***************************************************************************

Government Reportedly Agrees to Resign After Talks Begin

 

Rached Ghannouchi, January 2012. Image credit: Tunisia Live

28 September 2013 11:49 am | Tristan Dreisbach | 0

Rached Ghannouchi, January 2012. Image credit: Tunisia Live

The Tunisian government has reportedly agreed to begin direct talks with opposition parties in the coming days and will announce its commitment to resign, according to reports from several media outlets.

Radio station Mosaique FM reported late Friday that several leaders of the governing Ennahdha party, including party head Rached Ghannouchi, affirmed that the talks would begin this coming week.

“The dialogue will start on Monday or Tuesday,” Ennahdha representative Lotfi Zitoun told Reuters. “Ennahdha has accepted the plan without conditions to get the country out of the political crisis.”

The government will formally announce its commitment to resign when talks begin, according to Mosaique.

It is currently unclear whether the ruling coalition has accepted in full the roadmap proposal for dialogue advanced by the country’s largest labor union and three other civil society groups. Ennahdha had previously stated that it accepted the initiative in principle, but the union had demanded that it accepted the details of the plan.

The union’s roadmap includes a three-week deadline for the government’s resignation after direct talks begin.

Tunisia has been locked in a political stalemate since the assassination opposition politician Mohamed Brahmi on July 25

– See more at: http://www.tunisia-live.net/2013/09/28/government-reportedly-agrees-to-resign-after-talks-begin/#sthash.s9srEpB5.dpuf

القاعده سوری یا بخشی از سپاه قدس جمهوی اسلامی؟ ۳

Share Button

  از کامنت من: 

این ستون پنجم فقط تحت عناوین افراطی و جهادی میتوانست برای استقلال خود از ارتش آزاد سوریه و اجتناب از کنترول نظارتی بهانه داشته باشد.

در بخش اول این یاداشت نوشتم که صحنه سازی عملیات جنگی و انتحاری قلابی نمایشی بنام این گروهها برای آوازه گری برای آنان، برای دستگاهای اطلاعاتی اسد، ایران و حزب الله کمترین زحمتی ندارد ولی در عوض کنترول این گونه عملیات صحنه سازی شده برای ارتش آزاد سوریه  که منابع محدودی بوِیژه از نظر اطلاعاتی دارد تقریباً غیر ممکن است.

 220px-Friends_of_the_Syrian_People_Meeting_in_Turkey

کنفرانس دوستان سوریه در نیویورک

احمد جبرا رهبر اپوزیسیون عمده سوریه” ائتلاف ملی سوریه”، ضمن رد افراطگرایان گفت که آنها در صدد دزدیدن انقلاب سوریه هستند. او رژیم را بخاط ر نقشش در این جریان مورد سرزنش قرار داد.

او این اظهارات را خطاب به دوستان بین المللی سوریه ـ که پشتیبان پیکارجویان سوری در مبارزه اشان برای سرنگونی بشار اسد هستند ـ و در نیویورک گردهم امده اند ابراز داشت.

جبرا گفت :”مردم سوریه صلح، مدارگری، میانه روی و همزیستی  میخواهند.

او افزود که :” پیدیده افراطگرایی  با حمایت و برنامه ریزی رژیم ظاهر شد که  روی استحاله انقلاب از آزادیخواهی به جنگ داخلی و فرقه ایی به قمار دست زد.

 او گفت: “رژیم سوریه، تعدادی از سازمانهای تروریستی افراطی را ایجاد و مسلح کرده و آنها را در مناطقی استقرارداد که نیروهای  خودش میباید آن مناطق را تخلیه میکردند و گروههای دیگری نیز از مرزها گذشته و آمدند، تا انقلاب را بدزدند.

تعداد نامعلومی از جنگجویان خارجی به سوریه سرازیر شدند تا به شورشیان جهادی از قبیل گروه وابسته به القاعده؛ جبهة النصرة و دولت امارات عراق و شامات  بپیونددند (  ). این گروه شامل جنگجویانی از اروپا، خاور میانه و چچن میباشد.

پیکار جویان سوری، نخست از آنها که آمده بودند تا بدانها بپیوندند و مشتاق برای اسلحه،  تجربه رزمی  برخوردار بودند استقبال کردند. ولی در ماههای اخیر، روابط بین آنها به تنش کشیده شد که در چند مورد به برخوردهای مسلحانه کشیده  شده است.

این هفته، برخی از بزرگترین واحد های این سازمانهای جهادی، یک ائتلاف بین خود ازجمله با “النصرة” تشکیل دادند که، ائتلاف اصلی سوریه به رهبری جربا را نمی پذیرند.

جربا، در حاشیه اجلاس مجمع  عمومی به همایش دوستان سوریه گفت که تعداد افراطگرایان”،  بعلت بی تفاوتی جامعه جهانی که وظیفه خود را نسبت به مردم سوریه فراموش نموده افزایش یافته است”.

اپوزیسیون، پیاپی از حامیان بین المللی خویش خواسته است که آنها را به سلاح مجهز کند ولی غرب از ترس اینکه سلاحهای تحویلی به دست گروه النصرة،  که از سوی بیشتر کشورهای اروپایی بعنوان یک جریان تروریستی شناخته میشود  بیافتند،  تمایلی به اینکار نشان نداده است.

برغم این ناکامیها، جبرا اصرار دارد که تنها راه حل مناقشه عزل بشار اسد میباشد.

او میگوید: ” تا رژیم سقوط نکرده است هیچ چشم اندازی برای سوریه وجود ندارد.””

اضافه میکند: “هرگاه او برود، سوریها به آزادی  خویش رسیده  و صلح و هماهنگی اجتماعی نیز باز خواهد گشت.”

پایان گزارش نهار نت

********************************

کامنت  من:

کردهای سوریه به روایتی تا قبل از شروع انقلاب در آن کشور، حتی از حقوق نابعیت شهروندی هم محروم بودند. با آغاز انقلاب که به اعتراضات میلیونی کشید، آنان از شرکت در جنبش اعتراضی خود داری کردند. رژیم اسد بعنوان پاداش به آنان، حق تابعیت سوری را اعطاء کرد.

پس از چندی با بالا گرفتن انقلاب و واردد شدن آن به فاز مسلحانه، به یکباره خبر آمد که نیروهای اسد تمام مناطق کرد نشین را تخلیه کرده اند بدون اینکه حتی سلاحهایشان را با خود ببرند و کردها جای آنها را گرفته اند. با شنیدن خبر، قضیه برای من روشن شد. رژیم اسد، به نیروهای خود در مناطقی احتیاج داشت که از سوی ارتش آزاد سوریه زیر فشار بود او کمترثین نگرانی ای از جانب کردها نداشت. رزیم اسد بخوبی میدانست که اگر بر انقلاب پیروز شود پس گرفتن همان امتیاز ناچیز از کردها برایش کمترین زحمتی ندارد و اگر مغلوب انقلاب شود، چه بهتر که ازهم اکنون یک شاخ برای حکومت پس از خود بکارد. کردها که دیند نیروهای رژیم همه قرارگاههای خود تخلیه کرده اند آنها را اشفال،سلاحهای آن قرارگاها را هم مصادره و از خود میلیشیا درست کردند.

این ملیشیای کرد با رژیم اسد جنگی نداشت چون او مناطق کردنشین را باضافه تسلیحات جنگی در آنها را برای کردها گذارده و رفته بود، لذا این ملیشا که فقط کارش نمایش تفنگچیهای جنگ ندیده خود در منطقه آرام کرد نشین سوریه بود، فقط مانع از حضور ارتش آزاد سوریه در  این مناطق به آسان تصرف شده خویش میگشت.

در آغاز بین این کردها و جهادیون هم صلح و صفای کامل برخور دار بود و جهادیون تمایلی به فعالیت درمنطقه کردستان سوریه نشان نمیدادند. این تاکتیک رژیم مرا واداشت تا رابطه جهادیون را با ارتش آزاد از طریق اخبار صحنه مبارزه را مورد تدقیق بیشتر قرار دهم  و نتیجه ای که گرفتم این بود که؛  رژیم نه تنها از کُردها برای شاخ سازی،علیه ارتش آزاد سوریه استفاده میکند بلکه، با ایجاد گروههای جهادی:  یا با  حمایت غیر مستقیم از آنهایی که هستند و یا احتمالاً، از طریق  نفوذ در آنها، کوشش میکند تا هم با عملیات خرابکارانه و آنجام جنایتات نفرت انگیز تروریستی در مردم احساس انزجار نسبت به انقلابیون ایجاد کند و هم، با نفوذ دادن عوامل خود در این واحدهای بظاهر جهادی؛ که  با پوشش انقلابیگری جزء نیروهای انقلاب محسوب شده و از اینطریق از مصونیت نظارتی برخوردار میشوند، عملاً در پشت صوف وجبهه ارتش آزاد، ستون پنجم خود را بکارد و سازماندهی کند.

این ستون پنجم فقط تحت عناوین افراطی و جهادی میتوانست برای استقلال خود از ارتش آزاد سوریه و اجتناب از کنترول نظارتی بهانه داشته باشد.

در بخش اول این یاداشت نوشتم که صحنه سازی عملیات جنگی و انتحاری قلابی نمایشی بنام این گروهها برای آوازه گری برای آنان، برای دستگاهای اطلاعاتی اسد، ایران و حزب الله کمترین زحمتی ندارد ولی در عوض کنترول این گونه عملیات صحنه سازی شده برای ارتش آزاد سوریه  که منابع محدودی بوِیژه از نظر اطلاعاتی دارد تقریباً غیر ممکن است.

بهر حال امروزه با اعلام جدایی رسمی این جریانهای بظاهر اسلامیستی، ظاهراً کار به نقطه پایان این بازی رسیده است. دو احتمال در این زمینه وجود دارد. احتمال اول اینست که این جریانهای ساختگی چنان در مناطق حنگی و آزاد شده مسلط گشته اند که قصد رویارویی با ارتش آزاد سوریه و بنام “جهاد”علیه  نیروهای وابسته به غرب و سکولار را دارند و احتمال دیگر اینست که این آرایش تقابل آمیز نیرو و اعلام جدایی رسمی از ارتش آزاد سوریه و اپوزیسیون رسمی ناشی از افشاء و بی اثر شدن و حتی در تله افتادن این گروههاست.

بعنوان آخرین دلیل خود برای قلابی دانستن این القاعده ها، این پرسش را مطرح میکنم که هزینه  گزاف جنگی اینها از کجا تأمین میشود. منبع بودجه ارتش آزاد کاملا روشن است. عربستان، قطر و امارت و تا حدودی هم منابع غربی و شاید هم کمی ترکیه آنرا تأمین میکنند. ولی اینها چه و ازکجا؟

بی تردید باید در انتظار تحولات تازه ایی در صحنه نبرد بود که میتواند یا نشانگر پیشروی و یا پس روی ارتش آزاد سوریه باشد. من بعید میدانم دول غربی که مشابه چنین جریانی را پس از جنگ دوم در لهستان، اوکرائین، کشورهای بالتیک آزموده اند، در دام چنین تله ایی افتاده باشند. این احتمال که سرویسهای اطلاعاتی غرب و ترکیه و اعراب حاشیه خلیج، این تله گذاری رژیم اسد، تهران و سوریه را به دامی برای گرفتار کردن خود آنها تبدیل کرده باشند هم کم نیست.

بعنوان ختم کلام؛ امروز میشل سلیمان  رئیس جمهور لبنان در اظهاراتی که انعکاس رسانه ایی زیاد یافت اعلام کرد که بزودی همه لبنانیها از هر گروه و فرقه از سوریه به کشور برمیگردند و او نیروهای حزب الله را هم مشمول این بازگشت اعلام کرد. کدام عوامل سبب شده است که حزب الله از سوریه  عقب نشینی کند؟ این امر میتواند بر یکی از این سه معنی دلالت داشته باشد: ۱ ـ مأموریت رزمی حزب الله پایان یافته است که بمعنای خُرد کردن نیروهای مسلح اپوزیسیون سوریه است. ۲ ـ چشم انداز جنگ چنان بزیان رژیم تبره شده ااست که شانسی برای نجات آن نیست. ۳ ـ در جریان سفر روحانی و ظریف به نیویورک و توافق شوارای امنیت و روسیه وآمریکا سرنوشت سوریه تعین شده است.

القاعده سوریه! شعبه سپاه قدس ۲

Share Button

حدود دو هفته قبل یاداشتی باعنوان “القاعده سوریه شعبه سپاه قدس” نوشتم که البته برای نخستین بار نبود که به این موضوع میپرداختم ولی آن یاداشت جامعترین نوشتار، در محدوده دلایلی که داشتم در این زمینه بود. امروز نهارنت لبنان اظهارت  جربا، رهبر شورای ائتلاف سوریه را که در نیویورک خطاب به نمایندگان” کشورهای دوست مردم سوریه” (گروه کشورهایی که از اپوزیسیون سوریه حمایت میکنند)را  درج کرده است که جربا در توضیحات خود تقریباً همان گمانه زنی مرا در این زمینه، بلکه قدری مشخص تر مطرح میکند و مشخصاً انگشت اتهام را بسوی رژیم سوریه  بعنوان طارح، معمار و مهندس این جریانهای افراطی تروریستی معرفی میکند. تنها تفاوتی که  گزاره های آن نوشتار من  با اظهارات جربا دارد اینست که او فقط سرویس اطلاعاتی سوریه و بشار اسد را عامل این “القاعده سازی ” میداند و معرفی میکند ولی من سپاه قدس و در پس آن روسیه و حزب الله را “القاعده ساز ” در سوریه  طراح اصلی این پدیده میدانم. فردا این یاداشت النهار را ترجمه و کامنت مبسوط خود را نیز بر آن خواهم نوشت.

ح تبریزیان

Extremists ‘Stealing Revolution’, Says Syria Rebel Chief

by Naharnet Newsdesk ۵ hours ago

W460

The head of the key Syrian opposition National Coalition, Ahmad Jarba, has denounced extremists he said were trying to “steal our revolution”, and blamed the regime for supporting them.

He made the comments in an address in New York to representatives from the Friends of Syria — international backers of the rebels seeking to overthrow President Bashar Assad.

“The Syrian people support peace and moderation, tolerance and coexistence,” Jarba said.

“The phenomenon of extremism appeared with the support and planning of the regime, which has gambled on the transformation of a revolution for freedom into a civil and sectarian war,” he added.

The Syrian regime “created and armed numerous terrorist organizations and left them a place in the regions from which it has been removed,” he said.

“Other groups have come across the borders to steal our revolution.”

An unknown number of foreign fighters has streamed into Syria to join jihadist rebel groups such as the Al-Qaida-affiliated Al-Nusra Front and Islamic State of Iraq and the Levant (ISIL).

They include fighters from Europe, the Middle East and Chechnya.

Rebels initially welcomed the jihadist groups and the foreign fighters who joined them, eager for weapons and battle experience.

But in recent months, relations have been tense, particularly between ISIL and non-jihadist rebel factions, which have clashed on occasion.

This week, some of the biggest non-jihadist battalions formed an alliance that includes Al-Nusra, and announced their rejection of the Coalition that Jarba heads.

He told the meeting, on the sidelines of the U.N. General Assembly, that extremism “has increased because of the indifference of the international community, which has failed in its duties to the Syrian people”.

The opposition has repeatedly called on its international backers to provide it with weapons, but the West has been reluctant to do so for fear of the arms falling into the hands of groups such as Al-Nusra, which is listed as a “terrorist” organization by much of the West.

Despite setbacks, Jarba insisted that the only solution to the conflict would be Assad’s departure.

“There is no horizon for the Syrians before the fall of the regime,” he said.

“When it goes, Syrians will regain their freedom and civil peace and harmony will be restored.”

رتبه ایران در عرصه های مختلف در دنیا

Share Button
ادامه سقوط رتبه‌های اقتصادی ایران در جهان
شاید زمانی به تمسخر گفته می‌شد که ایران به زودی تبدیل به زیمبابوه می‌شود و در نرخ تورم رتبه زیمبابوه را خواهد گرفت. اگر آن زمان همه این‌ها گونه‌ای از اغراق برای نشان دادن وخامت اوضاع بود، امروز دیگر نمی‌توان به این لطیفه قدیمی خندید، بلکه شاید باید برای به واقعیت پیوستن آن گریست!
کد خبر: ۳۴۳۸۹۲
تاریخ انتشار: ۱۸ شهریور ۱۳۹۲ – ۰۹:۵۰ – ۰۹ September 2013

آیا مهم است که ایران جای زیمبابوه را در تورم گرفته؟شاید زمانی به تمسخر گفته می‌شد که ایران به زودی تبدیل به زیمبابوه می‌شود و در نرخ تورم رتبه زیمبابوه را خواهد گرفت. اگر آن زمان همه این‌ها گونه‌ای از اغراق برای نشان دادن وخامت اوضاع بود، امروز دیگر نمی‌توان به این لطیفه قدیمی خندید، بلکه شاید باید برای به واقعیت پیوستن آن گریست!

به گزارش «تابناک»، مدت‌هاست موضوع ‌آمار و ارقام و اعلام و انتشار آن‌ها در کشور به ‌بحث جدلی تبدیل شده است، به گونه‌ای که بسیاری از منتقدان را بر آن داشته بی‌محابا به آمار دولتی و انتشار آن‌ها ایراد گرفته و در بسیاری از موارد آن‌ها را زیر سؤال ببرند.

این در حالی است که هنوز مراجع مشخص برای انتشار آمار و اطلاعات به خصوص در حوزه اقتصادی دقیقا مشخص نیست و ‌گاه دو یا چند مرجع، اقدام به انتشار آمار پیرامون یک مورد خاص و با اعداد و ارقام متفاوت می‌کنند.

همین امر منجر به آن شده ‌که رویه بدبینی و انکار و تردید در ‌آمار و اطلاعات منتشره از سوی ارگان‌های داخلی، به یک رویه معمول تبدیل شده و در ‌‌نهایت هر آنچه از سوی نهادهای دولتی منتشر شود، در خوش‌بینانه‌ترین حالت به مانند یک گزارش برای بایگانی ـ و نه گزارشی قابل تأمل برای بررسی و کار‌شناسی ـ نگاه شود.

اما حال که بر سر اطلاعات و آمار داخل، چنین بلایی آمده است، باید درباره ‌‌گزارش‌های نهادهای بین‌المللی چه ‌گفت؟ آیا‌‌ همان قدر که گزارش‌های داخلی مورد بی‌اعتنایی قرار می‌گیرند، این گزارش‌ها نیز مورد انکار و بی‌توجهی واقع می‌شوند یا کسی هست که در پایان درباره آمار و اطلاعاتی که هر ساله و بعضا هر چند ماه از سقوط رتبه‌های اقتصادی ایران در میان کشورهای جهان منتشر می‌شود، کوچک‌ترین توجهی داشته باشد؟

یکی از همین گزارش‌ها که بیشتر مانند بسیاری دیگر از بررسی‌ها و آمار و اطلاعات نهادهای بین‌المللی حتی به دید کاغذ پاره هم به آن نگاه نمی‌شود، گزارش شاخص رقابت‌پذیری اقتصادی در جهان است که هر ساله از سوی مجمع جهانی اقتصاد منتشر شده و رتبه کشور‌ها را در بسیاری از زمینه‌های اقتصادی از درآمد سرانه و شاخص‌های کلان گرفته تا بهره‌وری نیروی کار و خرد‌ترین مسائل اقتصادی ‌بررسی ‌می‌‌کند.

متأسفانه در چند سال گذشته، رتبه کشور ما در مجموع شاخص‌های مورد اشاره و بررسی این گزارش نزولی بوده ‌و امسال نیز تداوم روند نزولی کشور در بسیاری از شاخص‌ها دیده می‌شود.

ایران در سال جاری با یک پله دیگر سقوط در مجموع شاخص‌های رقابت‌پذیری در رتبه ۸۲ جهانی در بین ۱۴۸ کشور قرار گرفته، ‌در حالی که بسیاری از کشورهای جهان، تقریبا در رتبه‌های سال گذشته خود ‌مانده‌اند. همچنین ایران در هر سه شاخص کارآمدی، خلاقیت و نیازهای اولیه تنزل رتبه داشته است.

آیا مهم است که ایران جای زیمبابوه را در تورم گرفته؟

از سوی دیگر، نگاهی به وضعیت و روند حرکتی کشور، نشان می‌دهد که در هر دو مقیاس ثبات (ثبات اجتماعی و محیطی، سیاسی و اقتصادی) ایران روندی نزولی را در یک سال اخیر پیموده است.

همچنین نگاهی به وضعیت کلی ایران در بررسی امسال، نشان از آن دارد که کشور در یک سال گذشته، نه تنها در بسیاری از شاخص‌ها نزول داشته، ‌بلکه در برخی موارد تنزل رتبه‌ای ایران به شدت بد‌تر از سال گذشته بوده است، به گونه‌ای که میانگین رده بندی و مقایسه آن با یک سال گذشته، نشان می‌دهد که ایران از رتبه ۶۶ به رتبه ۸۲ سقوط کرده است.

در میان شاخص‌های مورد مطالعه، ایران در شاخص بهره‌وری نیروی کار با رتبه ۱۴۵ ‌‌ چهارمین کشور با بهره‌وری بسیار پایین در نیروی کار رده‌بندی شده است!

آیا مهم است که ایران جای زیمبابوه را در تورم گرفته؟

شاید جالب‌ترین نکته در بررسی وضعیت کلی ایران، مواردی است که گزارش مجمع جهانی اقتصاد از مهم‌ترین موانع کسب و کار در کشور از آن یاد کرده است. در رأس این موانع، بی‌ثباتی در سیاست‌ها، مقررات تنظیمی نرخ ارز، دسترسی به سرمایه و سرمایه‌گذاری، تورم و بروکراسی ناکارآمد دولتی قرار دارد.

آیا مهم است که ایران جای زیمبابوه را در تورم گرفته؟

این گزارش سرشار از آمار و اطلاعاتی است که با جزئیات و در بسیاری از شاخص‌ها، رتبه ایران را در مقایسه با همسایگان، کشورهای منطقه و کشورهای کل جهان قرار داده است؛ رتبه‌بندی‌هایی که نشان‌دهنده وضعیت تحول و پیشرفت در جامعه‌ای است که اساسا نگاه به آمار و اطلاعات و تأکید و توجه به آن‌ها مدت‌هاست دیگر برای کسی معنا ندارد.

به راستی، آیا برای کسی مهم است که ایران در‌ گزارش، رتبه ۱۴۸ یعنی آخرین رتبه را در میان کشورهای مورد مطالعه در نرخ تورم به دست آورده ‌و پایین‌تر از کشورهایی چون مالاوی، گینه و زیمبابوه ایستاده است؟! آیا کسی این گزارش‌ها را نگاه می‌کند؟!

بهار عرب به سودان هم رسید

Share Button

رژیم عمر البشیر خواهد رفت ولی متأ سفانه بجز جریان اسلامی حسن ترابی، “اخوان المسلمین سودان”، جریان و یا سازمان سیاسی توانمند دیگری که بتواند مبارزه را برای سرنگونی رژیم و باز سازی سیستم دولتی و اقتصاد مملکت، سازمان دهد وجود ندارد. و این کاستی دقیقاً آن برگ برنده ایی است که رژیمهایی نظیر عمر البشبر در سودان، بشار اسد در سوریه و قذافی در لیبی روی آن حساب میکنند و میکردند. آنها شرایط را به چنان درجه ای از آشفتگی و هرج و مرج میرسانند که در پایان کسی جز خود آنها وجود نداشته باشد  که بتواند به اوضاع سرو سامان دهد.

hassanTorabi.0

حسن ترابی رهبر جریان عمده اسلامی سودان و رقیب عمر البشیر. حسن ترابی از بازیگران سیاسی این چند دهه اخیر سودان بوده و در روی کار آوردن عمر البشیر و در کودتاهای گذشته نقش داشته است. پس مدتی سرشاخ شدن با ژنرال بشیر و زندان بودن هنوز یکی از صحنه گردانهای سیاسی سودان  است. ولی با وسعت گرفتن جنبش روشن خواهد شد که آیا او توانسته است تصویر تیره گذشته خود را تنزیه کند یانه به سرنوشت اخوان مصر دوچار خواهد شد.

چند رور است بدنبال لغو یارانه سوخت که منجر به افزایش قیمتی ۱۰۰%ی در بهای آن گردید، موجی از اعتراض خارطوم و ام دورمان را فرا گرفته است. البته بروز این اعتراضات غیر قابل انتظار نبود و من ازهمان دو سال پیش، همزمان با تحولات مصر و بدنبال جدایی جنوب سودان از کشور نوشتم که دیر یا زود بهار عرب به سودان هم میرسد. در اینکه رژیم عمر البشیر رژیمی فاسد و سرکوب گر است کمتر کسی دوچار ابهام است ولی چرا این بهار چنین دیر به سودان رسید دلایلی چندی وجود دارد که مهمترین آن خستگی مردم سودان از کودتاها و انقلابات پیاپی این چند دهه در درجه اول، مقابله شمال و جنوب بود که به نحوی همبستگی شمال را در برابر “جنوبی” که جدا شد و با خود دو سوم منابع نفتی سودان را هم از کشور جدا کرد در درجه دوم و جذب بخش یزرگ جمعیت کشور به بدنه بورکراسی دیوانی و نظامی که عملاً عمده ترین بخش نیروی فعال جامعه را به “نوکر دولت” و به نوعی ـ  طبقه ممتاز اگر نتوانیم بگوئیم ـ  طبقه ای که سر در سفره نفت نشسته و منافعش در تداوم رژیم بود، دلیل سوم این تأخیر آمدن بهار عرب در سودان است و بعنوان آخرین دلیل، از دادن بخش عمده درآمد نفتی و هزینه جنگی با قبایل جدایی طلب جنوب و سواحل نیل، آن واپسین فششار هایی بودند که صبر جامعه را لبریز کردند میتوان نام برد.

تورم در سودان به ۴۰% رسیده و هیچ چشم اندازی هم برای برون رفت سودان از بحران تحت رهیری ژنرالی که خودش بخاطر جنایات جنگی اش و نسل کشی، تحت تعقیب دادگاه بین المللی میباشد وجود ندارد. در واکنش به اعتراضات رژیم اینترنت را کاملاً قطع کرده و به دستور وزارت آموزش هم، همه مدارس و دانشگاهها تا پایان سپتامبر بسته شده اند که من فکر نمیکنم تا سرنگونی عمر البشیر هم دیگر باز شوند.

مسئله مهم اینست که عمر البشیر و اطرافیانش از ترس جان خودشان هم که شده هیچ چاره ایی جز تشدید سرکوب و مقاومت در برابر مردم و خواست  آنان ندارند. اکثر  دولتمردان سودان یا تحت تعقیب دادگاه بین المللی هستند و در فردای سرنگونی به دادگاه های جنایی سپرده میشوند و بعید است کشوری هم به آنها پناهندگی سیاسی بدهد.
در تظاهرات روزهای اخیر ، طبق آمارهای رسمی تا کنون ۹ نفر به قتل رسیده اند. با عطف به وضعیت های مشابه در تونس و مصر و لیبی و سوریه باید انتظار داشت که در سودان هم دامنه تظاهرات در روزهای آینده گسترش یابد و هم بر تعداد مصدومین و مقتولین افزوده شود.
رژیم عمر البشیر خواهد رفت ولی متأ سفانه بجز جریان اسلامی حسن ترابی “اخوان المسلمین سودان”،  جریان و یا سازمان سیاسی توانمندی که بتواند مبارزه را برای سرنگونی رژیم و باز سازی سیستم دولتی و اقتصاد مملکت، سازمان دهد وجود ندارد. و این کاستی دقیقاً آن برگ برنده ایی است که رژیمهای دیکتاتوری افراطی و واپس گرا، نظیر عمرالبشبر در سودان، بشار اسد در سوریه و قذافی در لیبی و رژیم ولایی در ایران، روی آن حساب میکنند و میکردند. آنها شرایط را به چنان درجه از آشفتگی، ویرانی و هرج و مرج میرسانند که در پایان کسی جز خود آنها وجود نداشته باشد تا بتواند به اوضاع سرو سامان دهد.
در چنین شرایطی فقط نیروهای خارجی و یا منطقه ایی مسئول میتوانند روی سیر حوادت داخلی این کشورها تأثیر سازنده بگذارند ولی البته هستند کشورهایی نظر خود جمهوری اسلامی ما ، سوریه و روسیه و تا حدودی چین و عراق که خواهان ثبات یابی و سامان یابی این کشورهای بحران زده نیستند زیر سامانیابی پسا بحران در این کشور ها آن چیزی نیست که مطلوب طبع آنها و در راستای منافع آنان باشد.


……………………………………………………………………………………….
اخبار بعدی:
نهار نت گزارش میدهد که در درگیریهای جدید تعدادکشته ها به ۲۹ رسیده است.

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

اهرام آنلاین پنجشنبه ۲۶ سپتامبر

Sudan’s Arab Spring? Public anger rises against Bashir, again 

 

Could the current wave of protests against Omar Al-Bashir regime lead to an Arab Spring uprising in Sudan?
Bassem Aly , Thursday 26 Sep 2013
Sudan

Protesters burn tires and close the highway to northern cities amid a wave of unrest over the lifting of fuel subsidies by the Sudanese government, in Kadro, 15 miles (24.14 kilometers) north of downtown Khartoum, Wednesday, Sept. 25, 2013. (AP Photo)

 

Sudanese President Omar Al-Bashir entered a new societal confrontation this week after the government suspended subsidies on petroleum products, as if problems with neighbouring Juba and Darfur and the International Criminal Court (ICC) arrest warrant against Al-Bashir were not enough to shake the regime’s stability.

Tyres were burned, and anti-government slogans were chanted as hundreds of demonstrators took the streets of Sudan to express rejection to a decision influencing their day-to-day lives.

Those scenes cannot be regarded as unique for the people of Sudan, for a wave of wide-range demonstrations against price hikes and austerity measures adopted by government hit Khartoum in 2012.

The government succeeded in containing, through security channels, and arresting hundreds of protesters. Student-led protests also emerged in 1994 against the same cause.

This time, analysts left room for anger to rise, or probably for the regime to collapse, against Al-Bashir who seized power in 1989 after staging a military coup.

Don’t play on economy strings

The consequences of the government move appeared unaffordable, more than the decision itself. Oil prices reached 20.8 Sudanese pounds ($4.71) a gallon from 12.5 ($2.83), while diesel became worth 13.9 pounds ($3.15) instead of 8.5 pounds ($1.93).

On Tuesday, a day after the decision, furious protesters stormed the ruling National Congress Party headquarters in the city of Omdurman. “I saw the building’s three floors on fire as people fled,” a witness told AFP, saying many were carrying looted furniture. However, there were no reports of human casualties.

Hundreds of protesters took the streets of cities of Omdurman, Khartoum, Nyala, and Wad Madani.

Protesters shouted “Freedom, Freedom!” and “The people want the fall of the regime!” Meanwhile, police forces fired teargas and buckshot and beat them with clubs to disperse the protests, according to eyewitnesses.

Moez Ali, a Sudanese political commentator and blogger, spoke to Ahram Online on the economic prospective of the ongoing crisis. “As it has done for so many years, the government has mismanaged state funds and that’s why it’s facing a deficit.”

Ali believed that the government is dealing with a huge budget deficit and hence feels that lifting fuel subsidies will “plug the hole in the budget.” He stated that the last government budget was mostly allocated to defence and security purposes (80 percent), while education and health care received 2 percent and 3 percent, respectively.

The military budget is used to fund the government’s attempts to squash the rebellions in the Blue Nile State, South Kordofan State and Darfur, and is also used to feed the governments notorious National Intelligence and Security Service (NISS) that ensures its grip on power, Ali argued.

“Unsurprisingly, the government never planned for a Sudan without oil and made desperate last minute desperate attempts at a gold industry in the northern part of the country, which is now starting to cause tribal conflicts. It’s all about running out of options,” the Sudanese blogger concluded.

Sudan lost billions of dollars in oil revenues following the independence of South Sudan in 2011, taking with it about 75 percent of production’s income.

‘World should not see it’

Internet access was cut off across Sudan on Wednesday, causing a total blackout.

Renesys Corp., the company managing internet services, did not confirm whether it was regime-planned and “some very catastrophic technological failure.”

There are reports of what seemed like an official bid to harden media coverage, the US-based Committee to Protect Journalists said, calling for the restoration of Sudan’s connection.

Hani Raslan, an analyst for the Cairo-based Al-Ahram Centre for Political and Strategic Studies, pointed out that the regime has a long history of censorship over newspapers and media outlets as part of its “security approach” to all political affairs.

“The regime, which is affiliated to the Muslim Brotherhood, lost its political legitimacy after failing in everything it did; Al-Bashir keeps talking all the time about foreign conspiracies and the final outcome is nothing but wars, poverty and famines all over the country,” Raslan asserted.

Al-Bashir is facing hard times in front of the international community as he is wanted by the ICC on crimes against humanity committed in Sudan’s western Darfur region, where roughly 300,000 people have died since 2003 in clashes between regime-supported tribes and rebels.

The government decided on Wednesday to shut down schools in Khartoum until the end of September. Deputy Head of the Sudanese Parliament Samiya Ahmed Mohamed called the opposition to understand the measures “with objectivity,” semi-official Sudan Media Center (SMC) reported.

He received an invitation to attend the New York-based- UN General Assembly, but the US State Department said that Al-Bashir should present himself to the ICC before going to the UN headquarters, a position rejected by Sudan.

Arab Spring inspires fury?

Until now, at least 29 people have been confirmed dead in three days of rioting, according to medical officials. Other estimates, yet to be confirmed, claim that more than 20 have lost their lives.

Protesters in Gezira state, south of the capital, called for the removal of Al-Bashir, who has stayed in office for more than twenty years. Moreover, protesters blocked roads in several places such as Kadro district, 25 kilometres away from Khartoum.

In a statement published in Arabic, the US embassy in Khartoum urged all sides to avoid further violence and “respect civil liberties and the right to peaceful assembly.” “In these difficult moments, it is necessary for all sides to show restraint and prudence,” the embassy asserted.

Raslan expected the difficulty of a regime change for at the meantime because of its “security militias” present inside the state security apparatus, along with division among members of the opposition that hardens larger mobilisation.

“This time it might be different. The scale of protests is much larger and the price increases are much more than last time. I think it will materialise into something significant. I also think the protests started to topple the regime, they were just triggered by the lifting of fuel subsidies,” Ali answered differently.

 

 

سوریه و ایران طراح ترور رفیق حریری

Share Button

خلاصه ایی از ماجرا: گزارش زیر از نهارنت راجع به ترور رفیق حریری نخست وزیر لبنان است که قریب ۸ سال پیش در اثر یک بمب گذاری تروریستی نیرومند به قتل رسید و علاوه بر وی ۲۲ نفر دیگر هم از مردم عادی و محافظینش به قتل رسیدند. نخست گمان میرفت که دست سوریه در این ترور در کار بوده است و همین سوء ظن نسبت به سوریه باعث بروز موج عظیم اعتراضی به حضور نظامی آن کشور در لبنان شد که منجر به خروج نیروهای ۴۰ هزار نفری رژیم دمشق از آن کشور گردید. پرونده این ترور به دادگاه بین المللی هاگ احاله شد که پس از سالها تحقیق این دادگاه، برای ۴ نفر از افراد حزب الله لبنان بعنوان عوامل این ترور حکم بازداشت صادر کرد ولی حزب الله لبنان از تحویل آنها به دادگاه سر باز زد و حسن نصرالله در یک سخنرانی گفت آن دستی را که بسوی افراد حزب الله دراز شود لز بازو قطع میکند. حال پس از گذشت سه سال از صدور آن حکم جلب برای نفرات حزب الله، امروز نهار نت به نقل از مقامات دادگاه بین المللی هاگ میگویند که ایران و حزب الله طرح را مهندسی و هدایت کرده اند و حزب الله فقط مجری عملیات بوده است. در این رابطه یک مأمور سیا اطلاعات بیشتری ارائه میدهد و نام سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران نیز در این رابطه بعنوان یکی از طراحان این ترور بمیان می آید. مسئله اینست که  این امر میتواند به صدور حکم رسمی جلب برای این فرمانده سپاه گردد که چالش حقوق جدیدی برای حکومت ایران ایجاد میکند. 

ح تبریزیان

گزارش: دادگاه هاگ دلایل قانع کننده ایی در اختیار دارد که دال بر شرکت رژیم ایران و سوریه در قتل رفیق حریری است

by Naharnet Newsdesk 
۲۵ Sept

W460

سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس

 مجله نیویورک تایمز مینویسد که دادگاه ویژه برای لبنان شواهد قانع کننده ایی دال بر مشارکت ایران و رژیم پرزیدنت بشار اسد در عمل تروریستی ۲۰۰۵ لبنان  که در طی آن، نخست وزیر  وقت لبنان ، رفیق حریری  به قتل رسید در اختیار دارد.

در این گزارش گفته میشود که؛ احتمالاً حزب الله لبنان ماشه عملیات را کشیده است، ولی آن سازمان نمیتوانسته بدون تأئید سوریه و ایران و پشتیبانی لوژیستیک  آنها این کا را انجام داده باشد.

این مجله می افزاید  که مجریان این قتل تلفنی در اختیار داشته اند  که، قبل و پس از عملیات، ۱۲ بار از طریق آن با ایران تماس تلفنی صورت گرفته است.

بازرسان دادگاه ویژه هاگ برای لبنان، در صدد تحقیقات پیرامون این هستند  تا با تحقیق از سرویس اطلاعاتی ایران روشن کنند که عوامل این ترور  با چه کسانی در ایران تماس گرفته اند .

در ضمن از همین مجله نقل میشود که یک مأمور عالیرتبه سیا  گفته است که  عوامل قتل تا چند دقیقه پیش از اجرای عملیات  با عوامل اطلاعاتی ایران مکالمه داشته اند که شنود شده است.

همین مقام سیا میگوید که اگر معلوم شود که جمهوری اسلامی ایران در انجام این جنایت  شریک بوده است،  پای فرمانده نیروهای ویژه قدس سپاه پاسداران ایران سردار قاسم سلیمانی، میبایستی در  این قتل در میان بوده باشد.

از۴ تن از اعضای حزب الله لبنان بعنوان متهمین  مورد سوء ظن  در این بمب گذاری که  در ۱۴ فوریه ۲۰۰۵ انجام   شد توسط دادگاه ویژه برای لبنان نام برده شده اند ولی حزب مزبور این اتهامات را تکذیب کرده و از تحویل انان به دادگاه خود داری میکند.

T

غرامات جنگ تحمیلی، بخشیدنی نیست!

Share Button

پیش کامنت من بر مسئله غرامت جنگ تحمیلی  و بموجب قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت:

محافل نظامی امنیتی  کشور و در پشت سر همه آنها مقام رهبری  و پیش از  او خود آیت الله خمینی بمدت بیش از ۳۴ سال، از اهرم “آمریکا ستیزی” ایدئولوژیک بعنوان یکی از ابزارهای استراتژیک خویش برای فشار بر آن بحشهایی از جامعه و جامعه سیاسی که این گفتمان ایدئولوژیک را از خود ندانسته و با آن مخالف بودند،  برای به حاشیه راندن آنها استفاده کرده اند. چیره سازی گفتمان “مرگ بر آمریکا”  بر فضای کشور تنها بمعنای مرگ بر آمریکا نیست بلکه آنروی سکه استبداد ولایتمدارانه و ذوب گشتگی در ولایت است که در پشت و روی این سکه، سیطره فعال مایشائی محافل امنیتی و نظامی و مافیای اقتصادی قرار دارد که میداند با شکسته شدن این طلسم مهمترین ابزار سروری خود را در ساختار نظام از دست میدهد.

بچالش کشیدن همه قدرت های بزرگ غربی به عناوین مختلف، درعمل دور کردن مملکت از مغناطیس تأثیر گذارنده بلوک غرب بر موازنه داخلی قدرت در داخل کشور میباشد.

در حالی که مقامات نظام طی بیش از سی سال برای قدرتمندترین ممالک غربی شاخ و شانه کشیده اند از مطالبه غرامت جنگی از عراق  که حق مسلم  و طلب ایران بود که قطعنامه شورای امنیت هم بر آن صحه نهاده است به انحای مختلف شانه خالی کرده اند زیرا طرح مطالبه این غرامت، خلاف محاسبات و منافع آن مافیای اقتصادی  نظامی و امنیتی است که با محافل حاکم در عراق دست در دست هم دارند. 

پس از انتخابات ۴ سال پیش عراق که در آن لیست “العراقیه ” بر “دولت قانون ” نوری المالکی پیشی گرفت، همین محافل نظامی امنیتی که دوچار دستپاچگی شده بودند و خطر روی کار آمدن ایاد علاوی در عراق آنها را وحشت زده کرده بود، بلافاصله از خواب طولانی خود بیدار شده و برای مدتی بیاد غرامات جنگی افتادند که در برخی سایتهای مرتبط با این محافل، مسئله به روز گشته و از نو طرح شد. ولی  با شکست ایاد علاوی در تشکیل کابینه،  که در پشت سر آن،  دست  همین محافل در کار بود مجدداً مسئله به محاق رفت.  حالا مجداً به دلایلی این مسئله در حال مطرح شدن است. مطلب زیر از سایت “خبرآنلاین” در همین زمینه است. و جا دارد از سپاه پاسدران و رهبری نظام که اینقدر در خود توان و قدرت میبیند که برای بزرگترین قدرتهای جهانی و قدرتهای منطقه ایی متحد آنها و اسرائیل  شاخ و شانه بکشند و از موضع قدرت با آنها برخورد کنند هیج دلیلی وجود ندارد که در برابر عراق که دوست حکومت ایران هم هست، احساس ضعف کرده و از غرامت جنگ تحمیلی بگذرند مضافا اینکه، این ارث پدری آنان نیست که از مطالبه آن صرفنظر کنند. این غرامات، غرامات جنگی است که صدمات  و آثار آن هنوز در گوشه و کنار میهن ما بچشم میخورند. اینک که عراق در حال پرداخت غرامت جنگی به کویت میباشد که تجاوز به آن کشور چند سال پس از خاتمه جنگ با ایران بوده است جا دارد که دولت ما این طلب معوقه را بی درنگ مطا لبه کند. رهبری مملکت و دولت به میل خود این کار را نخواهند کرد. این امر بدون فشار سیاسی از پائین و فشار افکار عمومی به پیش نخواهد رفت. به این دلایل باید افزود که با اجرای تحریمهای بین المللی علیه ایران، دولت عراق فرصت طلبانه، از فرصت سوء استفاده کرده و بخش زیادی از بازار نفتی ایران را بخود اختصاص داد و در اوپک هم بخاطر کاهش عملی سهمیه تولید ایران بعلت تحریمها، تا توانست بر تولید خویش افزود تا جائیکه امروزه در اوپک جای ایران را بعنوان دومین تولیدکننده نفت گرفته است و پیش بینی میشود که تا ۵ سال آینده در تولید به پای عربستان برسد. صرفنظر کردن از این غرامت جنگی مخصوصا در این شرایط بحران اقتصادی و مضیقه ارزی برای کشور نه تنها هیچ توجیه عقلی و منطقی ندارد بلکه خیانتی بزرگ به منافع ملی است که با عربده کشیهای مبارزه جویانه رهبری ایران و محافل نظامی آن برای دنیا بهیچ وجه خوانایی ندارد. 

خواننده عزیزی که این سطور را میخوانی! در انتشار این موضوع که بخشی از مبارزه با استبداد است کوتاهی نکن!

ح تبریزیان

پایان کامنت

غرامت جنگ تحمیلی؛سرنوشت نامعلوم حق ۸ ساله ایرانی ها

سیاست > دیپلماسی – حالا دو دهه از روزهایی که بعد از قبول قطعنامه ۵۹۸ رزمندگان در جبهه های جنگ در بهت و حیرت خبر آن را شنیدند و گریستند می گذرد.

محمود عزیزی: حالا دو دهه ازروزهایی که رژیم بعث، بعد از پذیریش قطعنامه به ایرانی ها مجددا حمله کرد می گذرد.حالا دو دهه از روزهایی که رزمنده های دیروز، با یادآوری آن خاطرات آن سالها -یعنی پایان جنگ و تصمیم امام به پذیرش قطعنامه- هنوز داغ دلشان تازه می شود واز برخی چهره های قدیمی سیاسی که نظرشان در پذیرش امام تاثیر گذار بود، دلخورند می گذرد.

فتیله یک پرونده

جدا از جنبه های حماسی و میهنی موضوع،دریافت غرامت جمهوری اسلامی ایران درهمه ۲۴ سال اخیریک موضوع مورد بحث در میان سیاسیون ورسانه ها بوده که گاه فتیله اش بالا کشیده می شود وگاه تا مدتها فراموش می شود.

 دریافت غرامت مصلحت امروز ما نیست

اظهار نظر اخیرمعاون فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفت وگو با خبرآنلاین در خصوص اینکه«مصلحت ما این است که غرامت خود را از عراق در آینده نزدیک بگیریم»، باردیگر این موضوع را به میانه بحث های سیاسی- رسانه ای کشید.
حمید رضا مقدم فر درگفت وگوی خود با خبرآنلاین تاکید کرد که صحنه امروز عراق و مشکلاتی که همچنان این کشور با آن دست و پنجه نرم می کند، شاید ظرفیت پیگیری {دریافت غرامت} را نداشته باشد.

مقدم فر، تصریح کرد: عراق امروز هم پیمان ما است و دوستی استراتژیک با جمهوری اسلامی ایران دارد. «شاید مصلحت این باشد که پیگیری موضوع دریافت غرامت از عراق به آینده موکول شود.» اینجا را ببینید.

قطعنامه ای برای تامل

هشتمین قطعنامه‌ای که شورای امنیت سازمان ملل از ابتدای جنگ تحمیلی به ایران صادر کرد، قطعنامه ۵۹۸ بود.همه قطعنامه‌های قبلی را دیپلمات​های ایرانی به سرعت رد کردند، اما در ابتدای صدور قطعنامه ۵۹۸ به علت نکات مثبتی که در این قطعنامه گنجانده شده بود ایران اعلام کرد که  جای بحث و مذاکره در این قطعنامه می‌بیند و آن را نه رد کرد و نه قبول؛سرانجام یک سال بعد در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۶۷ این قطعنامه مورد قبول جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.

چرا نمی شود غرامت گرفت؟

اظهارنظر مقدم فر اگر چه متکی به مصلحت اندیشی هایی که مبنایش روابط امروز ایران و عراق است،اما پیش از این کمال خرازی وزیر امور خارجه دولت اصلاحات در گفت وگویی تاکید کرده بود که براساس قطعنامه ۵۹۸ ایران توانایی دریافت غرامت را ندارد.

او در گفت وگو با ماهانه مدیریت ارتباطات بابیان اینکه با قطعنامه ۵۹۸ نمی‌توان از عراق غرامت گرفت، افزود:«شورای امنیت که تحت سلطه آمریکا و سایر کشورهایی بود که در دوران جنگ به صدام کمک می‌کردند، اقدامی در برابر گزارش دبیرکل انجام نداد، در حالی که گرفتن غرامت نیاز به صدور قطعنامه دیگری داشت که با اشاره به گزارش دبیرکل، عراق را موظف به پرداخت غرامت کند.» اینجا

 بند ۷ 

استناد خرازی به بند ۷ قطعنامه است که در آن عنوان شده «ابعاد خسارات وارده در خلال منازعه و نیاز به تلاشهای بازسازی با کمکهای مناسب بین المللی پس از خاتمه درگیری تصدیق می گردد و در این خصوص از دبیرکل درخواست می کند که هیأت کارشناسان را برای مطالعه موضوع بازسازی و گزارش به شورای امنیت تعیین نمایند. »
خرازی با اشاره به این بند می گوید:« دبیرکل باید هیأتی را به دو کشور بفرستد تا میزان خسارات دو طرف را معین کند و سپس قطعنامه می‌خواست که صندوقی بین المللی تأسیس شده و از وجوه آن خسارات‌ طرفین جبران شود. شورای امنیت نمی‌خواست مشخص شود چه کسی متجاوز بوده و چه کسی باید غرامت بدهد، بلکه می‌خواست خسارات طرفین جبران گردد، آن هم از صندوقی که هیچ وقت تشکیل نشد و قرار بود کشورها در آن پول بریزند تا به طرفین داده شود. روح حاکم بر این قطعنامه این بود که جنگ را تمام کنند و صدام را نجات دهند.این هنر دیپلماسی ایران بود که پس از جنگ از همین فضای نامطلوب، براساس شرایط پیش آمده پس از حمله عراق به کویت استفاده و کاری کند که صدام توسط دبیرکل سازمان ملل به عنوان متجاوز معرفی شود. در زمانی که من نماینده ایران در سازمان ملل بودم، تلاش زیادی انجام گرفت تا آقای «دکوئیار» دبیرکل وقت سازمان ملل هیأتی برای بررسی علل وقوع جنگ تشکیل داد و در نهایت هیأت مزبور اعلام کرد که رژیم عراق جنگ را آغاز کرده است و بنابراین عراق کشور متجاوز است.»

پیش بینی غرامت نشده
سردار حسین علایی فرمانده سالهای دور نیروی دریایی سپاه نیز پیش از این در گفت وگویی نظری مشابه با خرازی را محتاطانه مطرح کرده بود و گفته بود:«در قطعنامه ۵۹۸ به چگونگی پرداخت غرامت و خسارت ناشی از تجاوز عراق به ایران اشاره‌ای نشده است و تکلیف آن نامشخص است.»

از مجموع این قطعنامه۱۰ بندی مواردی چون آتش بس فوری، تعین یک تیم ناظر،بازگرداندن اسرای جنگی،تفویض اختیار به یک هیات بی طرف برای تحقیق راجع به مسئولیت منازعه، تعیین ابعاد خسارت وارده از بقیه مهمتر است.
در شرایطی که عراق غرامت کشور کویت را بعد از جنگ چند روزه اش را پرداخته است، شنیدن این خبر برای افکار عمومی چندان خوشایند و مورد پذیرش نیست. بعد از حمله عراق به کویت کشورهای عضو دائمی شورای امنیت در همان قطعنامه اول عراق را مجبور کردند که خسارت و غرامت‌های ناشی از اشغال کویت را بپردازد. بر این اساس پس از سقوط صدام، دولت عراق تاکنون ۳۶ میلیارد دلار به کشور کویت پرداخته است.شاید همین خبرها است که موجب می شود کاربران خبرآنلاین در ذیل اظهار نظر معاون فرهنگی سپاه به سخنان وی اعتراض کنند.

مستند به تصمیم کمیته ویژه سازمان ملل در سال ۱۹۹۰، خسارت مستقیم ناشی از تجاوز عراق به کشور ایران حدود ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد شده که خسارت غیرمستقیم ناشی از جنگ چیزی در حدود ۳۰۰ میلیارد دلاراست.

آنهایی که دستی در اقتصاد دارند با شنیدن این ارقام سریع  به تبدیل این رقم با قیمت دلار می پردازند و البته طبیعی است که از اینکه بشنوند نمی توانند غرامتی دریافت کنند عصبانی شوند.