Archive for: September 2013

دیپلماسی اسیمیتریک ایران و رئال دیپلماسی دنیا

Share Button

 بنظر من رفتار هیئت ایرانی  و سخنرانی آقای روحانی در مجمع عمومی جای زیادی برای خوشبینی نسبت به آن اعتدال و تعاملگرایی که آقای روحانی آنها را به تیتر مانیفست سیاسی خود تبدیل نموده است باقی نمیگذارد ولی من بر حسب تجربه این احتمال را بهیچوچه منتفی نمیدانم که سخنرانی آقای روحانی به قصد سِرو کردن در بازار داخلی و بازار کشورهای منطقه ترتیب یافته و سرهم بندی شده بود ولی هیئت دیپلماتیک ایران خود را برای بحث های جدی تری، ورای این شعارها و موعظه های ایدئو لوژیک و اعتقادی با طرفهای خود آماده کرده است.

Brest Litovsk

کنفرانس صلح برست لیتوسک بین آلمان و روسیه شوروی سال ۱۹۱۸

واژه اسیمتریستم و در حالت صفت(اسیمیتریک) بیشتر دررابطه با توضیح نوع جنگها  بکار گرفته میشود، در ادبیات سیاسی فارسی به “متعارف” ترجمه میشود. من ترجیحاً همان اصل انگلیسی آنرا در این یاداشت بکار میبرم.

قاعدتاً میبایستی یک تحلیل جامع از سخنرانی آقای روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل مینوشتم ولی چون میدانم خواننده کم حوصله، در وضعیت فعلی میخواهد لب مطلب را سریع بگیرد، به نگارش این یاداشت کوتاه بعنوان یک مبحث کلیدی ولی همچون مقدمه ایی بر چنان یاداشتی، اگر نوشته میشد، بسنده میکنم.

در یک جمله، دیپلماسی ایران، یک دیپلماسی “اسیمیتریک” یا نامتعارف است. به این معنا که زبان آن با زبان متعارف دیپلماتیک دنیا یکی نیست. این تفاوت در ساده ترین تعریف خود مانند اینست که شخصی در موقع معامله ازدلار حرف میزند ولی منظور او دلار آمریکاست که نرخ آن تقریباً معلوم است و طرف مقابل اوهم از دلار حرف بزند ولی منظور او دلار زیمبابو باشد که یک چند هزارم دلار آمریکا ارزش دارد بر همین روال پول عربستان است. یا کسی از شتر بعنوان وسیله منظور داشته باشد و دیگری از موتور سیکلت.

آقای روحانی مانند روسای جمهور سابق ایران در مجمع عمومی سخنرانی خود را با آیاتی از قرآن شروع کرد و با ذکر آیاتی  آنرا پایان داد که میتوان اینرا به این تشبیه کرد که مثلاً رئیس جمهور کره شمالی یا چین بیانید و سخنرانی خود را با گفته های لنین و استالین و مائو آغاز کنند و انتظار هم داشته باشند که مثلاً نماینده سوئد یا دانمارک، اُبهت گیر آن گفته های قصار شده، بَه بَه و چَه چَه بگویند. از این نظر بین آقای روحانی و احمدی نژاد و خاتمی هیچ تفاوتی نمیتوان قائل شد که من آنرا فقط،  نمودی از بسیاری نمودهای دیپلماسی”اسیمیتریک” نطام جمهور اسلامی میدانم. ولی قبل از ادامه بحث به یک اپیزود دیپلماتیک آغاز قرن گذشته اشاره میکنم.

پس از انقلاب اکتبر و به قدرت رسیدن بلشویکها و تأسیس روسیه شوری، جمهوری جوان شوراها(بزبان ادبیاتی کمونیستی)، از شرق و غرب و شمال وجنوب، از طرف همه کشورهای “امپریالیستی” آنروز در معرض مداخله مستقیم و غیر مستقیم نظامی واقع شد. بلشویکها که خود، از جمله با شعار صلح به میدان آمده بودند، در منکنه محاصره سیاسی، اقتصادی و نظامی افتاده و جمهوری جوان سرخشان در معرض سقوط قرار گرفته بود. لنین چاره کار و راه نجات را در امتیاز دهی به “امپریالیسم” آلمان و امضای قراداد صلح با آن کشور برای تجدید قوا در برابر سفیدهای مورد حمایت انگلیس، فرانسه و آمریکا و.. ، تشخیص داد. در آنموقع خود آلمان هنوز در حال جنگ با آن کشورها بود. کنفراس صلح در شهر “برست لیتوسک“* برگزار شد و “شوروی جوان” از حاکمیت خود بر لهستان که بخشی از قلمروی امپراطوری تزاری بود که به بلشویکها به ارث رسیده بود، گذشت تا به صلح دست یابد.

اپیزود مورد نظر من گذشتن بلشویکها از بخشی از قلمرو آنروز خود  بنفع آلمان نیست بلکه نحوه شرکت هیئت نمایندگی روسیه شوروی در این کنفرانس است.

هیئتی به رهبری تروتسکی وزیر دفاع وقت دولت روسیه شوروی مأمور عزیمت به برست لیتوسک و امضای قرار صلح میشود. لنین به تروتسکی میگوید که بهر قیمتی شده باید قرارداد صلح را امضاء کند.

من دنبال مطابقت تاریخی صلح برست با جریان تشکیل جلسه مجمع عمومی یا شورای امنیت و مذاکره ایران با ۵ + ۱ و در تنگنا افتادن ایران هم نیستم.

وقتی تروتسکی در ۱۹۱۸ با هیئت همراه خود ملبس به یونیفرمهای یخه بسته پشمی بلشویکی به کنفرانس برست لیتوسک وارد میشود، هیئت نمایندگی آلمان که در مذاکره دست بالا را داشته است، به هیئت روسی میگوید که اگر آنها بدون پوشیدن لباسهای رسمی دیپلماتیک [فراک بلند و کراوات و.. ، ) برای شرکت در جلسه بیایند، هیئت آلمانی حاضر به امضای معاهده صلح با آنها نمیشود. تروتسکی ماجرا را تلگرافی به لنین اطلاع میدهد. لنین در پاسخ تلگراف میزند که:” اگر از تو خواستند که لباس زنانه هم بپوشی، بپوش! ولی معاهده صلح را به امضاء برسان و بیا.

پیمان صلح معروف به” برست لیتوسک” که خفت بار و تحمیلی بود امضاء میشود و روسیه شوروی،  به برکت متارکه با آلمان “قیصری”، مجالی می یابد تا به سفیدها و پشتیبانان اروپایی آنها و مشکلات حاد اقتصادی داخلی  خود بپردازد.

برای یک لحظه فرض کنیم که تروتسکی نه تنها تن به پوشیدن لباس رسمی دیپلماتیک نمیداد بلکه در آغاز کنفرانس هم  شروع  به قرائت غرای بیانات لنین و جملات قصار مارکس و انگلس میکرد. اما، هم تروتسکی و هم لنین بعلت آشنایی با حقوق و عرف دیپلماتیک و درک “واقعبینانه اوضاع”، بجای قرائت  آیات  کمونیستی، اهداف پراگماتیستی ملی و “عرف” دیپلماتیک را ابزار و مبنای تعاملات خود با دنیا و همچون چراغ راهنمای دیپلماسی خود قرار داده بودند. این سیاست در دوران خروشچف تحت عنوان “همزیستی مسالمت آمیز” دو نظام تئوریزه شده و به دیپلماسی شوروی و روابطش با خارج ابعاد وسیعتر و تازه ایی داد.

روسیه شوروی که بعداً به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تغیر نام یافت از آنروز به بعد موازین “متعارف” یا “سیمیتریک” دیپلماتیک و زبان مرسوم آنرا تا پایان عمر و فروپاشی خویش، درعرصه دیپلماسی خود حفظ کرد.  تنها در عرصه آداب دیپلماتیک نبود که دیپلماتهای روسی متعارف بودند  بلکه در “زبان دیپلماتیک”خود هم بجای زبان اسیمیتریک ایدئولوژی مارکسیست لنینیستی، و قرائت آیات کمونیستی، زبان متعارف و مرسوم معاملات و تعاملات دیپلماتیک را بکار میبردند. و این شیوه کار و رویکرد، هم اجتناب ناپذیر،هم عملی و هم تنها راه رویکرد نتیجه بخش بود.

برای یک لحظه فکر کنیم که دیپلماسی روسیه شوروی آنروز، زبان ایدئولوژیک کمونیستی را، که در آن کمترین اجماعی روی الف بایش با طرفهای  خود در دنیا نداشت بکار میگرفت. اتحاد شوری در طول عمر خویش، چه در دیپلماسی خود، موفق و چه ناموفق بود، موفقیت یا ناکامی آن ربطی به  رفتار سیمیتریک و متعارف آن نداشت. اگر این دولت در مذاکرات سیاسی و نظامی خود با رقیبان غربی خود مشکل داشت نه به علت رفتار و مواضع نا متعارف یا اسیمیتریک و نامفهوم بودن زبان دیپلماتیک آن بلکه بعلت کم و زیاد بده بستانها و چانه زنی بود.

تصور اینکه اتحاد شوروی و همینطور طرفهای غربی آن میتوانستند با زبان ایدئولوژیک خاص خود، حتی یک میلیمتر روی عهدنامه ها و معاهدات خود با هم به توافق برسند تصوری غیر واقعی است. اتحاد شوری پس از استقرار، در عرصه بین المللی توانست با رقیبان غربی خود گامهای بسیار بزرگی برای تنظیم روابط بین المللی  و مسائل فیمابین از جمله: در ائتلاف ضد هیتلری، در سازمان ملل و فعالیت های آن، در محدود کردن گسترش سلاحهای هسته ای و تعداد کلاهکهای اتمی و پایان دادن به آزمایشات هسته ایی جدید در حالتهای وِیژه و قرار دادها موسوم به سالت ۱ و ۲ و ۳،  بردارد.

اتحاد شوروی و غرب میدانستند که عرصه تعاملات بین المللی، نه عرصه داد و ستد و یا تحمیل ارزشهای ایدئولوژیک بلکه عرصه تعاملات پراگماتیک روی مسائل محدود و بر اساس منافع متقابل، مشترک و جمعی میباشد و نه عرصه امر به معروف و نهی از منکر ایدئولوژیک.

پیراهن یخه آخوندی سیعد جلیلی، صالحی و آقای ظریف،** تا آنجا که بخودشان مربوط میشود کمترین ایرادی ندارد ولی نمایش آن در مجامع بین المللی با خود یک بار ایدئولوژیک دارد که گویای اینست که زبان و رفتار دیپلماتیک دیپلماتهای جمهوری اسلامی، نه زبان  سیمیتریک و متعارف بین المللی  و نه حتی زبان اسلامی، بلکه زبان روحانیت شیعه یا بزبان عامیانه زبان آخوندی است.

ممکنست که دیپلماتهای خارجی، پیام این پیراهنهای یخه آخوندی را نگیرد ولی یک تحلیلگر ایرانی آشنا به “اسیمیتریسم” حاکم بر نظام، بخوبی میداند این یخه پیراهنهای ظاهراً مظلوم و معصوم، با خود پیام ایدئولوژیک دارند همچنانکه آهنگ کلام آقای روحانی در هنگام قرائت آیات قرآنی در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل در روز گذشته نه حاکی از عرفان دینی بلکه از ایدئولوژی دینی بمعنای اسلام سیاسی ایشان حکایت میکرد.

این رفتار پوششی و گفتار هیئت دیپلماتیک ایران حاکی از اینست که، دیپلماسی ایران فاصله زیادی با “ایران محوریت” دارد. این رفتار حاکی از اینست که مواضع هیئت دیپلماتیک ایران تحت رهبری آقای روحانی و ظریف  به لحاظ ماهوی با مواضع این سه دهه جمهوی اسلامی و بخصوص با مواضع احمدی نژاد و مقام رهبری تفاوت اساسی ندارد بلکه آقای روحانی همان سیاست و مواضع را با زبان پاکیزه تری نسبت به زبان لومپنی آقای احمدی نژاد بکار میگیرد.

موعظه های اخلاقی و قصیده های آقای روحانی در رثای صلح، دموکراسی و و خشونت زدایی از روابط بین المللی با توجه به سوابق بسیار منفی جمهوری اسلامی در این عرصه ها، ادعای دموکرات بودن، صلحجو بودن و خشونت گریزی جمهوری اسلامی را بهیچ وجه به ذهن کسی القاء نکرده و کسی را به وجود و رعایت این ارزشهای عام در ایران اسلامی متقاعد نمیکند ولی میتواند نگاه تحقیر جمهوری اسلامی به این ارزشها  و دوگانگی رفتار و کلام آنرا به دیگران نشان دهد. مخصوصاً در آنجا که آقای روحانی از نظامی شدن فاز مبارزه در سوریه توسط مداخله گران خارجی و تروریستها نام میبرد در حالیکه حتی خود رژیم اسد هم تلویحاً قبول دارد که سرکوب خشونت بار اولیه اعتراضات مردمی در حما، درعا و حُمص و دیرالزور و.. ، اشتباه بوده است و همه دنیا میداند که این؛ رژیم اسد بود که راهپیمائی مسالمت آمیز  اعتراضی مردم را نه تنها با تفنگ بلکه با بمباران هوایی و توپخانه سنگین پاسخ داد. در همین زمینه تکرار میکنم که آقای ظریف بعنوان وزیر خارجه ایران، اولین کسی بود که با قطعیت از نقش”تروریستهای” سوری بعنوان پرتاپ کنندگان سلاح شیمیایی در آن کشورنام برد در حالیکه امروز با قطعیت روشن شده است که موشکهای حامل آن سلاحها، از منطقه تحت کنترول رژیم به منطقه تحت کنترول اپوزیسیون پرتاب شده، و تنها رژیم اسد داری چنان سلاح شیمیایی  و وسیله پرتاب آن میباشد.

وقتی مقامات غربی با تأکید و تکرار از مقامات ایرانی میخواهند که بجای حرف عمل تحویل بدهند معنای ساده این حرف اینست که موعظه ها و درسهاای اخلاقی بس است و عرصه دیپلماسی جهانی عرصه اقدامات و اهداف مشخص است نه شعار دهی که جای آن خیابانهای شهرها و یا سکوهای خطابه ها سیاسی و نطقهای انتخاباتی است.

نرمش قهرمانانه

تابلو یا لوگوی نرمش قهرمانانه دیپلماتیک

نتیجه:

بنظر من رفتار هیئت ایرانی  و سخنرانی آقای روحانی در مجمع عمومی جای زیادی برای خوشبینی نسبت به آن اعتدال و تعاملگرایی که آقای روحانی آنها را به تیتر مانیفست سیاسی خود تبدیل نموده است باقی نمیگذارد ولی من بر حسب تجربه، این احتمال را بهیچوچه منتفی نمیدانم که سخنرانی آقای روحانی به قصد سِرو کردن در بازار داخلی و بازار کشورهای منطقه ترتیب یافته و سرهم بندی شده بود ولی هیئت دیپلماتیک ایران خود را برای بحث های جدی تری، ورای این شعارها و موعظه های ایدئو لوژیک و اعتقادی با طرفهای خود آماده کرده است.

معنای این حرف متأسفانه این هم هست که دیپلماسی دولت ایران همچنان در چنبره اغفال کردن و فریب افکار عمومی داخلی خود و دو گانگی گفتاری و کرداری گرفتار است و طرفهای خارجی هم بر این نقطه ضعف آگاهند و از آن برای فشار به ایران بهره برداری میکنند.

حرف آخر اینکه با توجه به سخنرانی آقای روحانی اگر “آنرا” جدی گرفته و آنرا چراغ راهبرد واقعی خطوط دیپلماتیک دولت آقای روحانی بدانیم، باید بگوئیم که: هم آقای خاتمی در نگاشتن آن نامه در گاردین و دفاع تمام عیار از آقای روحانی عجله کرده است و هم آن پانصد چند نفری که با نامه تأئید آمیز خود در پشتیبانی و گفتن عجولانه اینکه حالا دیگر نوبت غرب است که کوتاه بیاید و تحریمها را بردارد …، چک سفید امضاء کرده اند.

پرسش اینست که چه اتفاق بزرگی افتاده است که “حالا دیگر نوبت غرب است …. “؟ سخنرانی آقای روحانی حاکی از این بود که، تغیری رخ نداده و قرار هم نیست اتفاقی بیافتد.

*

Treaty of Brest-Litovsk

The Treaty of Brest-Litovsk brought about the end of the war between Russia and Germany in 1918. The German were reminded of the harshness of Brest-Litovsk when they complained about the severity of the Treaty of Versailles signed in June 1919.

Lenin had ordered that the Bolshevik representatives should get a quick treaty from the Germans to bring about an end to the war so that the Bolsheviks could concentrate on the work they needed to do in Russia itself.

http://www.historylearningsite.co.uk/treaty_of_brest-litovsk.htm

**

خواننده حتی برای یک لحظه نباید فرم یخه آخوندی پیراهن دیپلماتهای ایرانی را با لباسهای ملی نمایندگان دیپلماتیک کشورهای دیگر را یکسان و هم گون فرض کند. در عرصه  سازمانهای بین المللی وابسته به سازمان ملل،  نمایندگیهای ملت ها و دو لت های مختلف خود را نه با هویت دینی و ایدئولوژیک بلکه با هویت ملی و از جمله با نشاندان آن از طریق لباس ملی که هویتی سیاسی، تاریخی و ژئوپولتیکی را نمادینه میکنند  خود را ظاهر میکنند و کاملاً پذیرفته شدنی است. البته سازمانهای مذهبی هم هستند مانند سازمان کشورهای اسلامی که هرچند آنها هم سیاسی هستند تا ایدئولوژیک ولی با این حال جایی در مجامع رسمی خود سازمان ملل ندارند.

ایرانیها پیشنهاد ایالت متحده را طرد کردند؟

روحانی و اوباما در مقر سازمان ملل

اُتوریته پدرانه و اُتوریته دیوسیرتانه (پاترنال و دمونیکال اُتوریتی)

Share Button

مبارزه با انقلاب هراسی در سایه  تجربیات تحولات اروپای شرقی و مصر و تونس در سالهای اخیر از دیگر وظایف  نیروهای تحول طلب است.  این تحول طلبی  به لحاظ راهبردی در مقابل جریان اصلاحطلبی قرار نمیگیرد بلکه از ظرفیتهای آن حد اکثر استفاده را  برای استقرار یک نظام دموکراتیک در کشور باید بکند. 

Ayatollah Ali Khamenei

آیت الله دست غیب و لزوم پاسخگو بودن رهبری نه تنها در آن دنیا به خدا بلکه در این دنیا به مردم هم!

آیت الله دستغیب در جلسه تفسیر قرآن خویش با بیانتاتی بمناسبت انتخابات ریاست جمهوری که در سایت کلمه درج شده و منهم آنرا در این سایت کپی کردم، از لزوم پاسخگویی دولت و مقام رهبری، چه در برابر خدا و چه به  مردم سخن رانده است. موضع ارشادی وانتقادی حضرت آیت الله دستغیب نسبت حاکمیت نکته تازه ایی نیست  ولی اشاره صریح ایشان به الزامی بودن  پاسخگویی “رهبری” به مردم،  مخصوصاً در شرایطی که سفینه جمهوری اسلامی در اثر سوء مدیریتها و خود کامگی آقای خامنه ایی به گِل نشسته و شیرازه مملکت در آستانه فروپاشی قرار دارد که هزینه بیرون آمدن آنرا هم  از این منجلاب فقط خدا میداند و نسلهای آینده مملکت، که آنرا خواهند پرداخت، نکته ایست که نباید از آن سرسری گذشت.

برای واکاویِ قدری عمیقتر اظهار نظر این مرجع مورد احترام، من قدری به ریشه مسئله و جایگاه رهبری و در حاشیه به جایگاه خود آقای دستغیب برمیگردم.

هانا آرنت فیلسوفه آلمانیِ قرن گذشته در توضیح “اتوریته” اولاً سابقه سنتی این پدیده یا رابطه را شرح میدهد واز آن گذشته به وضعیت کنونی کارکرد و بروز آن برمیگردد. او در توضیحات خود از از فرایند تحول آمیز تاریخی “اتوریته” به شرح انواع آن میپردازد. در توضیح آرنت از اتوریته، تنها گذشته و حال این پدیده یا رابطه تحلیل نمیشود بلکه به توضیح انواع آن نیز پرداخته میشود.

در نگاه هانا آرنت، اتوریته از اتوریته معلم و استاد بر شاگرد تا ریش سفید قوم و فامیل شروع میشود تا به انواع اتوریته در عرصه سیاسی و انواع دیکتاتوریها خاتمه میبابد.

قریب ۴۰۰ سال پیش از مسیح، افلاطون نیز از اتوریته قانون بجای اتوریته افراد و اشراف سخن گفت که هسته گفتمان جمهوریت اوست. امروز ما شاهد آن هستیم که اراده و فرمان ولی فقیه در سرزمین ما مانند یاسای چنگیزی به “روح القوانین”  نظام حاکم برمملکت تبدیل گردیده است و نه از قانون  یا  قانون اساسی و حتی قرآن، بلکه از وی بعنوان “فصل الخطاب” نام برده میشود. در زمان شاه از شعار”چه فرمان یزدان، چه فرمان شاه” سخن گفته میشد، ولی حتی همان فرمانهای همایونی در آن رژیم هم در بیشترین سهم خود با بسیاری موازین قانونی و حقوقی خوانایی داشتند حال آنکه فرمان و اراده  ولی فقیه فعلی هیچ حساب و کتاب مشروط کننده ایی ندارد.

در دادگاههای نظامی رژیم گذشته حد اقل در ظاهر ۹۰% موازین قانونی و حقوقی مدرن رعایت میشد ولی در این نظام، کسی مانند قاضی مرتضوی یا سلف وی لاجوردی با تکیه بر حمایت بی قید و شرط رهبری، میگیرند، شکنجه میکند و میکشند و در مواردی هم حکم تجاوز میدهند و بی مجازات، راست راست راه میروند و به ریش ملت و قانون هم میخدند.

در ادبیات سیاسی ایران اتوریته را “اقتدار” ترجمه کرده اند ولی من بعلت وسواس در معنای دقیق علمی این واژه از همان کلمه انگلیسی اتوریته استفاده میکنم.

به بیان آرنت اتوریته میتواند منشاء گوناگون داشته باشد. اتوریته ی یک بزرگ  و ریش سفید قوم، استاد، پیشوای مذهبی[مانند همین آقای دستغیب] از قماش اتوریته های سنتی هستند که هنوز هم در جوامع مدرن تا حدود بسیاری نقش کار کردی  مثبت دارند.  در برابر این نوع  اتوریته، اتوریته سیاسی نظامی، رژیمهای “تمامیت خواه” و اقتدار گرا قرار دارد، چه آنهایی که با ابزار حزبی و چه با ابزار غیر حزبی اعمال اقتدار میکنند و در پس اتوریته آنها، ساختار واقعی قدرت سخت افزارانه نهفته است.

گفتمان انقلاب اسلامی و ولایت فقیه، با زور سرنیزه و گشتهای خیابانی و نیروی بسیج شروع نشد بلکه در پس و پیشینه چهره امروز آن، اتوریته کاملاً معنوی روحانیت و گفتمان دینی که قرائتی خیال انگیز از یک نظام سیاسی و حاکمیت روحانیت و استقرار این نوع اتوریته   به مردم میداد، آغاز گردید.

این؛ توده های عادی مردم بودند که به انگیزه این دریافت خیال انگیزانه خود، از حاکمیت “روحانیت” علیه رژیم اقتدارگرای مدرن و سکولار شاه به خیابانها آمدند، و با این حضور میلیونی خود، “اتوریته” نیمه سنتی و نیمه مدرن رژیم شاهنشاهی را درهم شکستند و با زوال آن اتوریته، اتوریته ی “در آغاز” کاملاً روحانی نظام اسلامی و رهبری آنرا جایگزین اتوریته سخت افزاری سیاسی نظامی امنیتی شاه کردند. در چنین شرایط بود که جمهوری اسلامیِ تازه شکل گرفته و رهبر کاریسماتیک آن، از: “میزان رأی ملت است”، سخن میگفت و ملت؛ غافل از آنکه، منظور امام از”او” فقط آن” اُمتی” بود که با نظام جدید بیعت کرده بودند و نه ” ملت” بمعنای مدرن کلمه یعنی همه شهروندان این مرز و بوم.

از آنروز که جمهوری اسلامی شکل گرفت، در زیر پوست این دو قرائت متفاوت از مردم ایران، در قالب مفاهیم ” اُمت و ملت”، توضیح آن تنشهای ساختاری ایی قرار دارد که نه تنها پس از ۳۴ سال گریبان جامعه ما را رها نکرده اند بلکه با زوال اتوریته روحانی و دینی رهبری نظام و عریان شدگی دنیوی بودن و دنیاگرایی افراطی آن، روز بروز هم تشدید گریده اند. در زیر پوسته نرم ومخملین “روحانیت و دیانت نظام، تناقض بین درکِ اُمت وار از مردم و درک ملت وار” از آنها، شکل بس پیچیده ایی به ساخنار قدرت در میهن ما داده است.

فرایند زوال اتوریته روحانی و دینی که حتی پیش از انقلاب بصورت اعمال خشونت جریان اسلامی علیه دگراندیشان که در جریان تظاهرات مردمی نمودار شده بود، پس از انقلاب با اعدامهای گروهی، بگیر و ببندهای وسیع و خود سرانه، شکنجه و زندان و تبدیل جرثقیلها در خیانبانهای شهرها به ابزار عمده اعمال “اتوریته” نظام، شتابی بیشتر بخود گرفت.

در اثر شکاف بین مردم و حکومت، و اعمال قدرت برآن بخش جمعیت کشور که جزء این اُمت و تبعاً “میزان” بحساب نمی آمدند، اتوریته معنوی آغازین رهبری نظام به مرض لاعلاج تسعیر و تبدیل خود بخودی روزافزون، از اتوریته روحانی، معنوی و دینی به اتوریته جبارانه ماشین سرکوب دوچار شد.

جامهِ نرم روحانیت از تن خشن و غیر انسانی نظام جمهوری اسلامی بر افتاده و رژیم چنان از این زیور جعلی لخت شد که بسیاری از فرزانگان خود این جریان هم در دوران ۸ ساله اخیر، اعتراف کردند که نه از جمهوریت  نظام چیزی باقی مانده است و نه از اسلامیت آن و پیدایش جریان اصلاح طلبی در درون نظام درحقیقت تقلایی بود برای زنده نگاه داشتن آن اتوپی بر باد رفته اتوریته دینی و معنوی در کنار اتوریته مدرن مبتنی بر یک گفتمان سیاسی مدرن.

میتوان چنین نتیجه گرفت که بموازات ریزش نظام و محو شدن افسونِ “ملت/ اُمت” امروزه، رهبری نظام مانده است و ماشین نظامی امنیتی سپاه و بسیج و دستگاههای “یاسایی” قضایی و امنیتی در اختیارش، بعنوان یگانه پایه و سکوی “اتوریته” خود. صرف نظر از نوع پیچیده و ترکیبی اعمال اتوریته، رژیم عملً به ورطه دیکتاتوری تمامیت گرای جهان سومی و از نوع ایدئولوژیک آن سقوط کرده است و برای حفظ خود، دیگر ابزاری جز “زور” در اختیار ندارد.

مسئله اینست که همه رژیمهای ایدئولوژیک در فرایند شکل گیری خود، پس از اینکه از سریر حمایت مردمی “ایدئولوژک” خود به  تخت اقتدار نظامی و سیاسی کوچ کردند، همچنان پوسته ایدئولویک ساختار قدرت خود را حفظ میکنند زیرا این تنها پوششی است که آنها برای توجیه مشروعیت و انسجام قدرت و ساختار خود در اختیار دارند. از رژیم کره شمالی گرفته تا موگابه در زیمبابو، و صدام و بشار اسد در عراق و سوریه و سرانجام ایران اسلامی ما، همه تا روز مرگ خویش به ایدئولوژی خود چسبیده و می چسبند هرچند دیگر این ایئولوژی حتی از ویژیگیهای خود تهی شده و به ابزار صِرف قدرت گروههای مدعی متولیگری آن و طبقات جدید برآمده از انقلابات و تغیرات ساخنار قدرت تبدیل گردیده اند.

پیچیدگی بیشتر ایدئولوژی دینی نظام اسلامی حاکم بر مملکت ما، در مقایسه با نوع ایدئولوژی سیاسی و ملیِ:  بعثی، فاشیستی و کمونیستی در این است که آن ایدئولویهای “اتوریتاتیو”  یا اقتدار گرا، در توضیح منشاء قدرت و اتوریته خود، به سوابق تاریخی و یا بستر و نیروهای اجتماعی  معینی استناد کرده یا میکنند و رژیمی مانند رژیم حاکم بر ایران علاوه بر همه آن مستندات اجتماعی، تاریخی و سیاسی، امضای خدا و مقدسین را در زیر شناسنامه خویش و کتاب آسمانی را بعنوان “روح القوانین” مورد ارجاع خود را نیز دارد.

خلاصه کنم: امروز آقای خامنه ایی بعنوان رهبر نظام به ماشین نظامی امنیتی سرکوب، “سپاه و بسیج و ضمایم ” آنها نیاز دارد و این؛ تنها ستون مورد اتکاء وی می باشد، و در مقابل، ماشین نظامی امنیتی سرکوب هم به همین تابلو یا پوستهِ  هرچند تهی از محتوا شده “اتوریته” روحانی و دینی در کسوت مقام معظم رهبری نیازمند است. اگر کارکرد آن ماشین نظامی امنیتی، خفه کردن هر جنبش اعتراضی مردمی است و حفظ سکوت گرورستانی است، حتی به کمک نمایشات نظامی و نمایش موشکهای بالستیک* که ظاهراً اهداف فرامرزی و فرا قاره ایی دارند، کارکرد “فصل الخطابِ ” یا “مقام معظم رهبری” حفظ آن فضای روانشناختی بجا مانده و رسوب کرده “اتوریته” روحانی، دینی و سیاسی عرصه ساختار قدرت و بر فراز آن است تا از واگرایی آن جلوگیری کند.

نقش واهمیت کار کردی نیروی نظامی و امنیتی برای نظام روشن است ولی اهمیت عامل دوم، یعنی “رهبری” مورد اجماع، در اینست که برپا داشتن و حفظ آن از علنی شدن تناقضات و چالشهای درونی ساختار قدرت و کل نظام و جدایی قطعی آن از قاعده اجمتاعیش و از هم پاشیدگی آن جلو گیری میکند. اتوریته پوک شده خامنه ایی از بار روحانی و دینی خود هنوز بعنوان ملاط نگاه دارنده نظام عمل میکند. شکسته شدن این اتوریته، بمعنای فررویزی درونی نظام است زیرا با فروپاشی آن، دیگر محور یا “فصل الخطابی” نیست که این سامانه در شُرف ریزش را سرپا نگه دارد.  و مأموریت اصلی آقای روحانی هم همین ممانعت از اضمحلال اتوریته “مقام ” رهبری و یتیم و بی سرپرست شدن نظام است.

سامانه نظام مبتنی بر ولایت فقیه چون قلعه ایی شنی است که با بادی میتواند از هم بپاشد زیرا نه تنها چنین بادی تتمه ترس و احتیاط جامعه را از به چالش کشیدن  آن زایل میکند بلکه به اجزاء و زیر مجموعه های نظام هم نشان میدهد که این ستون دیگر برای آنها قابل اتکاء نیست و این سقف بعنوان یک سرپوش دیگر پایدار نخواهد ماند.

 اپوزیسیونی که هیچ کس در جامعه به حرفش گوش نمیدهد و آوازهایش یکنواخت و تکراری شده است آن موج یا تند بادی نیست که میتواند این باروی شنی را از هم بپاشد، ولی اعلام علنی ملزم بودن رهبری به پاسخگویی به ملت از سوی مرجعی چون آیت الله دست غیب و آنهم در این شرایط بحرانی که سکوی “اتوریته” رهبر در اثر تعمیق بحران اقتصادی، سیاسی دیپلماتیک و اجتماعی به لرزش افتاده است، اگر عمومیت یابد، آن تند بادی است که میتواند به سلطه سلطانی آقای خامنه ایی و ولایت فقیه برای همیشه پایان دهد و این است آن قدرت دینامیکی که در این  گونه نقد قدرت  و از این جایگاه قرار دارد. آنچه نیروهای تحول طلب میتوانند در این شرایط و دراین راستا انجام دهند، انعکاس دادن هرچه بیشتر چنین پیامها تا سطحی است که به جریانی “پرسشگرانه و خواهان پاسخگویی” از رهبر در جامعه منجر شود.

هزینه اقتدار گرایی و خودکامگی آقای خامنه ایی بخصوص در این ۸ ساله گذشته برای مملکت و ملت، جبران ناشدنی است و مردم آثار سونامیک واقعی  آنرا  فقط در آینده احساس خواهند کرد چون هنوز سوء مدیریت این دو دهه آثار خود را کاملاً نشان نداده است. بنابر این، طرح لزوم پاسخگویی مقام رهبری در این شرایط حساس تاریخی و سیاسی، اهمیت راهبردی و دینامیسمی تحول آفرین دارد و این؛ آن وظیفه بزرگی است که در شرایط کنونی بعهده نیروهای تحول طلب قرار دارد که خواهان تغیرات بنیادی هستند، خواه این تحولات به شکل گورباچفی روسیه باشد یا بشکل بهار عربی یا انقلابات مخملی اروپای شرقی. اپوزیسیون  برونه مرزی نیز بجای کنگره و کنفرانس گذاردن و برگزاری نمایشهای خیابانی چند ده نفره،  با نیت الترناتیو سازی و براندازی، بهتر است از ظرفیت های موجود در درون کشور و در درون خود نظام برای اهداف خویش  استفاده کنند.

مبارزه با انقلاب هراسی در سایه تحولات اروپای شرقی و مصر و تونس در سالهای اخیر از دیگر وظایف نیروهای  تحول طلب است. این تحول طلبی  به لحاظ راهبردی در مقابل جریان اصلاحطلبی قرار نمیگیرد بلکه در کنار یا پشت سر آن، از ظرفیتهایش برای ایجاد شرایط بهتری  برای مبارزه حد اکثر استفاده را  برای استقرار یک نظام دموکراتیک در کشورباید بکنند.

آقای خامنه ایی و ابوابجمعی حکومتی وی سعی دارند که با فرصت روی کار آمدن آقای حسن روحانی که توانسته است تا حدودی چهره ایی مردمی برای خود بسازد، خود را از میراث داری تمام ماتَرک فاجعه بار این حکومت ۲۰ و چند ساله به کنار کشند و بگذارند که آقای روحانی بعنوان رئیس جمهور، با برجسته کردن نقش جمهوریت نظام و اتکاء به مردم که کم کم دارد ملت نامیده میشود و بمعنای مدرن آنهم، سفینه نظام را از به گل نشستگی کنونی خارج کرده تا رهبری نظام و هیئت حاکمه، امواج مخاطره آمیز فعلی  را از سر گذرانده، بسلامتی برهند تا بعداً، شاکله آن خود، بعنوان پدر روحانی همه احادِ “ملت/ اُمت” ایران اسلامی، بر فراز حکومت، خود را همچنان نگاه دارد و در صورت لزوم تدریجاً تن به یک مشروطه دینی و ۱۰۰% موروثی بجای نابود و سرنگون شدن بدهند.

*

هفته پیش در جریان رزیه نظامی سپاه بمناسبت سالگرد جنگ ۸ ساله، از نسل جدیدی از موشکهای بالستیک پرده برداری شد. در سالهای اخیر سپاه دست به مانورها  و نمایشاتی میزند که بظاهر هدفش دشمان انسوی مرزهاست ولی درحقیقت مخاطاب واقعی آنها خود مردم اایران هستند. سپا نه ننتها میخواهد سایه ترسناک  قدرت خود را چون شمشیر دموکلوس بر سر مردم نگاه دارد بلکه میخواهد با حفظ جو نظامیگرانه از یکسو یک احساس کاذبی از ناسیونالیسم  دنیا ستیزانه را  در جامعه نگاه دارد که ضرورت وجودی خود را به ذهن جامعه ترزیق و تلقین کند. بدون وجود چنین جو نظامیگرانه ایی ادامه فضای خفقان کنونی  و تاخت و تاز نیروهای اقتدار طلب امکانپزیر نیست . لذا هدف از همه عربده کشی های ضد خارجی و نمایشات قدرت نظامی محافل نظامی ایران و رهبران  آنهم خود جامعه ایران است و نه اسرائیل یا غرب و دول وابسته به غرب در منطقه.

آیت الله دستغیب: رهبری در برابر خدا و مردم مسئول و پاسخگوس

Share Button

اگر کسی در شهری شکنجه شد وزیر، رییس جمهور و رهبری همه مسئولند

کلمه

یکشنبه, ۳۱ شهریور, ۱۳۹۲

چکیده :از ابتدا که بنده به عنوان نماینده مردم در مجلس خبرگان انتخاب شدم، بر این اعتقاد بودم و هنوز هم هستم که خبرگان باید بر زیر مجموعه‌ى رهبرى نظارت کند. این را بارها گفته‌ایم و باز هم مى‌گوییم و امروز هم که بنا به جهاتى در جلسات خبرگان شرکت نمى‌کنیم، در بیانیه‌هایى که منتشر مى‌کنیم، مى‌گوییم. …

آیت الله دستغیب می گوید: قاضى و رئیس دادگسترى و رئیس جمهور و تا برسد به حضرت رهبرى، همه مسؤل کارهاى خود و زیردستانشان هستند. کسى که رهبر مى‌شود، نزد خداى تعالى مسؤل است و بى‌شک مورد سؤال قرار مى‌گیرد، و همچنین است در نزد مردم، همان طور که پیامبر و امیرالمؤمنین و همه امامان در پیشگاه خدا مورد سؤال قرار مى‌گیرند.

به گزارش کلمه، آیت الله دستغیب بر ضرورت نظارت بر مجموعه رهبری تاکید کرد و افزود: از ابتدا که بنده به عنوان نماینده مردم در مجلس خبرگان انتخاب شدم، بر این اعتقاد بودم و هنوز هم هستم که خبرگان باید بر زیر مجموعه‌ى رهبرى نظارت کند. این را بارها گفته‌ایم و باز هم مى‌گوییم و امروز هم که بنا به جهاتى در جلسات خبرگان شرکت نمى‌کنیم، در بیانیه‌هایى که منتشر مى‌کنیم، مى‌گوییم.

وی در ادامه اظهار داشت: بنده از کسى تقلید نمى‌کنم و حکم شرعى را که قطع به صحت آن دارم و مورد اتفاق همه‌ى فقها است، بیان مى‌کنم. گاهى بعضى از آقایان فقها درباره بیانیه‌هاى ما مى‌گویند: نظر ما هم عین همین است و همین را مى‌خواهیم.

این مرجع تقلید که از حسن روحانی برای برای انتخابات حمایت کرده بود، افزود: بنده هیچ توقعى از هیچ کس ندارم. این طور نیست که اگر از جناب آقاى روحانى حمایت کردیم، توقع و انتظارى از ایشان داشته باشیم یا بخواهیم سفارش کسى را بکنیم. لکن مانند روال همیشگى خود به ایشان هم مى‌گوییم که مواظب باشید؛ وزراى ایشان هم باید مواظب باشند. باید مواظب زیردستانشان هم باشند. اگر در شهرى کسى را شکنجه کنند، علاوه بر عوامل و امراى این کار، شخص وزیر و رئیس جمهور هم مسؤلند. باید اشراف کامل داشته باشند. در نامه‌اى که امیرالمؤمنین علیه السلام به مالک اشتر، به عنوان فرماندار مصر نوشتند، تذکراتى به او دادند که همه‌ى مسؤلین کشور باید به آن توجّه کنند.

وی که در جلسه تفسر قران سخن می گفت با اشاره به انتخابات ۲۴ خرداد ریاست جمهوری اظهار داشت: بنده در انتخابات شرکت کردم چون امید داشتم کسى انتخاب شود که بتواند کارهاى خوبى انجام دهد. اگر امید نداشتیم، شرکت نمى‌کردیم و از کسى هم نمى‌ترسیم، همان طور که قبلا شرکت نکردیم.

این مرجع تقلید به مسئولیت افراد در قبال دیگران و جامعه پرداخت و گفت: به همه دوستان عزیز سفارش مى‌کنیم که اگر پست مهمى نصیبتان شد، بدانید که مسؤل زیردستانتان هستید. همان طور که یک مرد مسؤل رفتار همسر و فرزندانش است و باید با آنها خوش رفتارى کند، هر کس رئیس اداره یا روستا یا شهر یا استانى شد، نسبت به زیردستانش و نسبت به اموال بیت المال مسؤل است.

وی در ادامه اظهار داشت: قاضى و رئیس دادگسترى و رئیس جمهور و تا برسد به حضرت رهبرى، همه مسؤل کارهاى خود و زیردستانشان هستند. کسى که رهبر مى‌شود، نزد خداى تعالى مسؤل است و بى‌شک مورد سؤال قرار مى‌گیرد، و همچنین است در نزد مردم، همان طور که پیامبر و امیرالمؤمنین و همه امامان در پیشگاه خدا مورد سؤال قرار مى‌گیرند.

آیت الله دستغیب شیرازی در خصوص وظایف دولت در برابر مردم گفت: وقتى رئیس جمهور وزیران را انتخاب مى‌کند، هم مسؤل وزرا است و هم مسؤل معاونان و مدیرانى است که وزرا انتخاب مى‌کنند و هم مسؤل کسانى است که آنان تعیین مى‌کنند، تا پایین‌ترین جزء. وزرا هم همین طور، مسؤل رفتار تمام افراد زیر مجموعه‌ى خویشند. همچنان که در هشت سال گذشته هم مسؤل بودند.

وی با اشاره به ضرورت امر به معروف و نهی از منکر در این سخنان که در سایت مسجد قبا منتشر شد، افزود: بنده در انتخابات شرکت کردم چون امید داشتم کسى انتخاب شود که بتواند کارهاى خوبى انجام دهد. اگر امید نداشتیم، شرکت نمى‌کردیم و از کسى هم نمى‌ترسیم، همان طور که قبلا شرکت نکردیم. در بیانیه‌اى هم که نوشتیم تذکر دادیم و بر سر حرف خود هستیم، امّا این طور هم نیست که بگوییم اگر کسى خلافى کرد، با او مى‌جنگیم. ما فقط امر به معروف و نهى از منکر مى‌کنیم و هر جا لازم ببینیم تذکّر مى‌دهیم و تذکّرات خویش را تکرار مى‌کنیم. وظیفه ما همین است، ولى هرگز در صدد تحریک دیگران و مبارزه با کسى نیستیم.

وی اظهار داشت: براى ما مهم نیست که کسى استاندار یا شهردار یا رئیس هر جا بشود که با ما خوب باشد. مهم این است که همه‌ى مسؤلین به حکم شرع عمل کنند و ملتزم به قانون و جوابگوى مردم باشند. اگر کسى خواسته‌اى داشته باشد و حقّش را بخواهد، به کجا باید مراجعه کند؟ در این چند سال گذشته بعضى مى‌آمدند و مى‌گفتند: هر جا مى‌رویم کسى جوابمان را نمى‌دهد. خود ما هم در جریان حمله به مسجد، به هر کجا نامه مى‌نوشتیم، کسى جوابگویمان نبود. کسى باید رئیس شود که خود را در پیشگاه خدا مسؤل و نزد مردم جوابگو بداند.

این مرجع تقلید در خاتمه اظهار داشت: ما بى هیچ چشم داشتى مثل همیشه فقط امر به معروف و نهى از منکر مى‌کنیم و مى‌دانیم حرفمان به آنجاهایى که باید برسد، مى‌رسد و کسانى که باید بشنوند، مى‌شنوند.

**********************************************

توجه! 

من برای فردا یک کامنتی بر این اظهار نظر آقای دستغیب دارم که مطالعه آنرا به علاقمندان توصیح میکنم.( ح تبریزیان)

عنوان آنرا شاید : “اتوریته پاتریالکال و اتوریته دمونیکال( اتوریته پدروارگی یا پدارانه و اتوریته دیوسیرتانه و مردم ستثیزیانه)

چند نکته در مورد نامه آقای روحانی

Share Button

من در یاداشتی پیرامون مصاحبه آقای روحانی با  NBC، قبلاً نوشتم؛ بهتر است آقای روحانی با دنیا و قبل از دنیا با مردم  خودمان با صداقت صحبت کنند. از آنجا که من از حد اقل از ۳ سال پیش دقیقاً اوضاع بحرین و سوریه را تعقیب میکنم می بینم که آقای روحانی متأسفانه دنیا را خام  و بی خبر انگاشته و فقط نقطه نظرهای حق بجانبانه دولت متبوع خود را مطرح میکند که با سابقه ایی که ناظران سیاسی و دولتمردان ذیربط از مسائل دارند، بسیار متفاوت است. 

rohani2

لزومی نمی بینم  که یاداشت آقای روحانی  در نیویورک تایمز را ترجمه کنم چون این نامه در اکثر رسانه های داخلی به فارسی ترجمه شده است. درج متن اصلی آن از نیویورک تایمز در زیرهم بخاطر داشتن یک رفرنس موثق برای مراجعات بعدی است  تا برای مطالعه. ولی اولین نکته ایی که در این نامه بنظرم رسید این بود که آقای روحانی خیلی مهربان و معتدلانه به جامعه جهانی توصیه میکند که در سوریه و بحرین “دیالوگ ملی” برگزار شود و ایشان دیالوگ ملی را به “درستی”  بهترین و تنها سازوکار سازنده برای حل تنش های بحرانزای سیاسی در این دو کشور میداند.

سئوالی که بلافاصله   با اشاره به توصیه های سازنده ایشان به ذهن خواننده ی آشنا به موضوع متبادر میشود اینست که چرا؟ آقای روحانی این دیالوگ ملی را در درجه اول از ایران شروع نمیکنند؟ و چرا پیشنهاد چنین دیالوگی را به مقام معظم رهبری که با مدیریت و رهبریت بیست و چند ساله “خودمحورانه” و ایران بر باد ده خویش به چنین وضعی فلاکتباری کشانده است نوصیه نمیکند  تا ایشان برای دیالوگ ملی فراخوان داده و از ناراضیان مملکت، از اقلیتهای قومی و مذهبی سرکوب شده  از احزاب سیاسی خفه شده، از جامعه روزنامه نگاری مثله شده با ساطور سانسور و زندان کردن روزنامه نگاران و…  دعوت کند؟

آیا وجود قریب ۴ میلیون فرار ی از مملکت گریخته که “اروپا و آمریکا و اقیانوسیه  نشین شده اند” خود نشانده این نیست که مملکت ما بیش از آندو کشور مورد اشاره آقای روحانی به دیالوگ ملی نیاز دارد؟ آیا وجود صدهها زندانی سیاسی و جو امنیتی و پلیسی در سراسر کشور گواه این نیست که مملکت ما به دیالوگ ملی نیاز دارد؟ آیا در حصر بودن دو کاندیدای مردمی و مردمی ترین کاندیداهای ریاست جمهوری ای که ایران اسلامی ما در طول عمر ۳۴ ساله خود  بخود دیده است، نشاندهنده این نیست که مملکت ما نیاز به دیالوگ ملی دارد؟

از لزوم دیالوگ ملی برای خودمان گذشته آقای روحانی بعنوان عضو یا رئیس شورای امنیت ملی در سالهای طولانی (که من مدت زمان آنرا دقیقاً نمیدانم)، باید بداند که این بشار اسد بود که با استفاده از بمب افکن و توپخانه سنگین و هلیکوترهای توپدار در سرکوب اعتراضات صلح آمیز مردم، راه “دیالوگ ملی ” را  در کشور خود بست  و آنهم در شرایطی  که کمترین خبری  از وجود القاعده و جبهتة النصرة و “دولت امارات شام و عراق” در عرصه مبارزات مردمی  نبود و تنها جریان اسلامی در نهضت مطالباتی( نه حتی بر اندازنده) مردم سوریه،  اخوان المسلمینی بود که پیروزی سازمانها و احزاب برادر آن در مصر و تونس و اردن و مراکش* موجی از شور و شیفتگی در رهبری نظام ایجاد کرد  تا آنجا که از سوی مقام معظم رهبری؛ نام «بیداری اسلامی» بخود گرفت و فقط  در سوریه بود که این “بیداری اسلامی” از سوی دولت ما و رهبری مافوق دولتی آن اتیکت تروریستی دریافت کرد.  آقای روحانی باید بداند که این سرکوب بی سابقه جنبش مطالباتی مردم در سوریه نمیتوانسته بدون اطلاع مقامات بالای نظام و از جمله در مقامات شورای امنیت ملی ما انجام و اجرا شده باشد.

آقای روحانی “باید” بداند که قریب ۳ سال قبل؛ ولیعهد بحرین خود را به آب و آتش زد تا شیعیان بحرین به رهبری حزب “الوفاق” را که  با داشتن ۱۸ نماینده در مجلس بحرین، یک حزب پارلمانی هم بود، به دیالوگ ملی بکشاند ولی بخاطر تحریکات و مداخلات ایران در آن کشور، حزب الوفاق بجای پذیرش دیالوگ ملی، تدارک شورش و قیام مسلحانه گذارد و باندهای تحریک شده شیعه  از سوی ایران در آن کشور، کار را به عملیات تروریستی کشاندند که منجر به مداخله  نیروی نظامی امارات عربی و عربستان شد که با بحرین دارای پیمان امنیتی هستند.

آیا آقای روحانی با طرفهای مورد خطاب خود میتواند چشم در چشم، مداخلات و تحریکات فرقه ایی حکومت متبوع خود را در بحرین، یمن، عربستان، لبنان  و عراق انکار کند؟

من در یاداشتی پیرامون مصاحبه آقای روحانی با  NBC، قبلاً نوشتم؛ بهتر است آقای روحانی با دنیا و قبل از دنیا با مردم  خودمان با صداقت صحبت کنند و مجدداً روی این نکته در آن نوشته تأکید می کنم. از آنجا که من، حد اقل از ۳ سال پیش، دقیقاً اوضاع بحرین و سوریه را تعقیب میکنم می بینم که آقای روحانی متأسفانه دنیا را خام  و بی خبر انگاشته و فقط نقطه نظرهای حق بجانبانه دولت متبوع خود را مطرح میکند که با سابقه ایی که ناظران سیاسی و دولتمردان زی ربط از مسائل دارند، بسیار متفاوت است.

* پیروزی لخوان المسلمین در اردن، مراکش و کوبت پبروزی پارلمانی بود و نه انقلابی که رژیمها ی این سه کور را براندازد. ولی نفس فرصت یافتن همین پیروزی پارلمانی  نشان میدهد که میزان دموکراسی در بحرین و اردن و مراکش تا چه حد از مملکت ما بیشتر است.

Why Iran seeks constructive engagement

First, we must join hands to constructively work toward national dialogue, whether in Syria or Bahrain. We mustcreate an atmosphere where peoples of the region can decide their own fates. As part of this, I announce my government’s readiness to help facilitate dialogue between the Syrian government and the opposition.

By Hassan Rouhani, Published: September ۲۰

Hassan Rouhani is president of Iran.

Three months ago, my platform of “prudence and hope” gained a broad, popular mandate. Iranians embraced my approach to domestic and international affairs because they saw it as long overdue. I’m committed to fulfilling my promises to my people, including my pledge to engage in constructive interaction with the world.

The world has changed. International politics is no longer a zero-sum game but a multi-dimensional arena where cooperation and competition often occur simultaneously. Gone is the age of blood feuds. World leaders are expected to lead in turning threats into opportunities.

The international community faces many challenges in this new world — terrorism, extremism, foreign military interference, drug trafficking, cybercrime and cultural encroachment — all within a framework that has emphasized hard power and the use of brute force.

We must pay attention to the complexities of the issues at hand to solve them. Enter my definition of constructive engagement. In a world where global politics is no longer a zero-sum game, it is — or should be — counterintuitive to pursue one’s interests without considering the interests of others. A constructive approach to diplomacy doesn’t mean relinquishing one’s rights. It means engaging with one’s counterparts, on the basis of equal footing and mutual respect, to address shared concerns and achieve shared objectives. In other words, win-win outcomes are not just favorable but also achievable. A zero-sum, Cold War mentality leads to everyone’s loss.

Sadly, unilateralism often continues to overshadow constructive approaches. Security is pursued at the expense of the insecurity of others, with disastrous consequences. More than a decade and two wars after 9/11, al-Qaeda and other militant extremists continue to wreak havoc. Syria, a jewel of civilization, has become the scene of heartbreaking violence, including chemical weapons attacks, which we stronglycondemn. In Iraq, 10 years after the American-led invasion, dozens still lose their lives to violence every day. Afghanistan endures similar, endemic bloodshed.

The unilateral approach, which glorifies brute force and breeds violence, is clearly incapable of solving issues we all face, such as terrorism and extremism. I say all because nobody is immune to extremist-fueled violence, even though it might rage thousands of miles away. Americans woke up to this reality 12 years ago.

My approach to foreign policy seeks to resolve these issues by addressing their underlying causes. We must work together to end the unhealthy rivalries and interferences that fuel violence and drive us apart. We must also pay attention to the issue of identity as a key driver of tension in, and beyond, the Middle East.

At their core, the vicious battles in Iraq, Afghanistan and Syria are over the nature of those countries’ identities and their consequent roles in our region and the world. The centrality of identity extends to the case of our peaceful nuclear energy program. To us, mastering the atomic fuel cycle and generating nuclear power is as much about diversifying our energy resources as it is about who Iranians are as a nation, our demand for dignity and respect and our consequent place in the world. Without comprehending the role of identity, many issues we all face will remain unresolved.

Why Iran seeks constructive engagemen

I am committed to confronting our common challenges via a two-pronged approach.First, we must join hands to constructively work toward national dialogue, whether in Syria or Bahrain. We must create an atmosphere where peoples of the region can decide their own fates. As part of this, I announce my government’s readiness to help facilitate dialogue between the Syrian government and the opposition.
Second, we must address the broader, overarching injustices and rivalries that fuel violence and tensions. A key aspect of my commitment to constructive interaction entails a sincere effort to engage with neighbors and other nations to identify and secure win-win solutions.We and our international counterparts have spent a lot of time — perhaps too much time — discussing what we don’t want rather than what we do want. This is not unique to Iran’s international relations. In a climate where much of foreign policy is a direct function of domestic politics, focusing on what one doesn’t want is an easy way out of difficult conundrums for many world leaders. Expressing what one does want requires more courage.After 10 years of back-and-forth, what all sides don’t want in relation to our nuclear file is clear. The same dynamic is evident in the rival approaches to Syria.This approach can be useful for efforts to prevent cold conflicts from turning hot. But to move beyond impasses, whether in relation to Syria, my country’s nuclear program or its relations with the United States, we need to aim higher. Rather than focusing on how to prevent things from getting worse, we need to think — and talk — about how to make things better. To do that, we all need to muster the courage to start conveying what we want — clearly, concisely and sincerely — and to back it up with the political will to take necessary action. This is the essence of my approach to constructive interaction.As I depart for New York for the opening of the U.N. General Assembly, I urge my counterparts to seize the opportunity presented by Iran’s recent election. I urge them to make the most of the mandate for prudent engagement that my people have given me and to respond genuinely to my government’s efforts to engage in constructive dialogue. Most of all, I urge them to look beyond the pines and be brave enough to tell me what they see — if not for their national interests, then for the sake of their legacies, and our children and future generations.

http://www.washingtonpost.com/opinions/president-of-iran-hassan-rouhani-time-to-engage/2013/09/19/4d2da564-213e-11e3-966c-9c4293c47ebe_story.html

این جام تلخ زهر و درماندگی اخوان تونس

Share Button

 خلاصه :

پس از اینکه  دولت که النهضت یا اخوان المسلمین تونس رهبری آنرا دارد با پیشنهاد فدراسیون اتحادیه کارگری که  درکار میانجی گری بین مخالفین و دولت را بعهده دارد، برای  کناره گیری و سپردن دولت به یک کابینه  تکنو کرات را رد کرد، فدراسیون اتحادیه کارکری  النهضت را به مبهم گویی و وعده های دو پهلو و ابهام آمیز متهم کرد  و اعلام داشت با اعتصاب سراسری با دولت حاکم که مورد تأئید عموم نیست  مقابله خواهد کرد. اپوزیسیون تونس خواهان انحلال مجلس باز بینی قانون اساسی و انحلال دولت است تا تحت نظارت و مدریبت یک دولت تکنوکرات هم مجلس باز نگری قانون اساسی و هم  انتخابات ریاست جمهوری انجام شود. تنش در تونس پایان نخواهد یافت. اگر النهضت تن به  خواسته های مخالفین دهد تا سطح یک حزب ۲۰ تا ۳۰  درصدی غیر تأثیر گذار سقوط خواهد کرد و اگر تن به تسلیم ندهد به نوعی شبیه به مصر به زمین کشیده خواهد شد. 

ح ت

تحلیل مفسلتر اوضاع تونس را به روزهای آینده واگذار میکنم.

Tunisia Islamists urged to fully accept crisis planSeptember 21, 2013 02:00 PM (Last updated: September 21, 2013 02:59 PM)

Agence France Presse
Tunisian mediator and Secretary General of the Tunisian General Labour Union (UGTT) Houcine Abbassi speaks during a press conference to announce the result of its latest bid to mediate an end to the crisis on September 21, 2013 in Tunis. AFP PHOTO / FETHI BELAID
Tunisian mediator and Secretary General of the Tunisian General Labour Union (UGTT) Houcine Abbassi speaks during a press conference to announce the result of its latest bid to mediate an end to the crisis on September 21, 2013 in Tunis. AFP PHOTO / FETHI BELAID
A+ A-

TUNIS: Mediators in Tunisia’s protracted political crisis urged the ruling Islamist party on Saturday to fully accept their roadmap for the way forward, saying its response so far had been “ambiguous”.

The Ennahda party had issued a statement on Friday saying it accepted the blueprint for the formation of a government of independents and a national dialogue to finalise a new constitution and clear the way for elections.

But the mediators, who include the powerful UGTT trade union confederation as well as the employers’ organisations Utica, said the party’s response contained “ambiguities” and failed to clearly endorse all elements of the plan.

“We consider that the Ennahda statement is ambiguous and allows for manoeuvres, interpretations and multiple readings,” said UGTT secretary general Houcine Abassi.

“We can’t accept their agreement, as half of the roadmap is not given a precise response,” he told a news conference.

The opposition has yet to give any public response to the blueprint, but Abassi said it had given its agreement.

The plan sets a three-week deadline for the formation of a cabinet of independents to replace the current Ennahda-led government after the launch of a national dialogue between the two sides.

It also sets a four-week deadline for the adoption of a new electoral law, the announcement of a timetable for fresh elections and the completion of a long-delayed draft constitution.

In its response, Ennahda gave a tighter deadline for the completion of the draft charter but did not spell out its position on the timetable for a new government.

Prompt replacement of the existing administration has been a persistent demand of the mainly secular opposition throughout the crisis triggered by the July 25 assassination of opposition MP Mohamed Brahmi, an attack that was blamed on hardline Islamists.

The opposition says Ennahda has failed to rein in jihadists, whose influence has grown since the 2011 uprising that toppled veteran president Zine El Abidine Beni Ali, and has not improved economic conditions

Read more: http://dailystar.com.lb/News/Middle-East/2013/Sep-21/232095-tunisia-talks-end-in-stalemate-after-assassination.ashx#ixzz2fXMPHHOU
(The Daily Star :: Lebanon News :: http://www.dailystar.com.lb)

اپوزیسیون سوریه پیشنهاد میانجیگری روحانی را رد کرد

Share Button

اپوزیسیون سوریه پیشنهاد آقای روحانی رابرای میانجی گری بین خود و رژیم اسد را رد کرده و از ایران خواست بجای آن، نیروهای خود را که در کنار ارتش بشار اسد و حزب الله لبنان علیه آنها می جنگند از سوریه خارج کند و به کمکهای خود به رژیم اسد پایان دهد.  اپوزیسیون سوریه در بیانیه خود که در اکثر رسانه های امروز منطقه درج شده است، میگوید که ایران، خود بخشی از مسئله است و نه راه حل آن.

کامنت من:

مسئله تنها حضور مستقیم و غیر مستقیم ایران در سوریه نیست بلکه آقای جواد ظریف، وزیر خارجه آقای روحانی در نخستین روزهای انتصاب خود پیش از آنکه  حتی خود رژیم بشار اسد راجع به استفاده از سلاح شیمیایی اظهار نظری بکند اعلام کرد که استفاده از سلاح شیمیایی کار تروریستها بوده است و ایران از ماهها قبل از انتقال مواد شیمیایی مرگبار به سوریه اطلاع  داشته و آنرا از طریق سویس به آمریکا هم اطلاع داده است. هنوز مرکب اظهارات آقای ظریف روی صفحه روزنامه ها خشک نشده سردار پاسدار جعفری در یک خطابیه غرا اظهار داشت که ایران تا به آخر در کنار سوریه ایستاده است*. هنوز داغی این خبرها از بین نرفته، خبر امظای پیمان بزرگ اعتبار چند میلیارد دلاری ایران برای پر کردن بازار و انبار های سوریه از کالاهای  اساسی و دارو و سایر مایحتاج عمومی به عرصه رسانه های دنیا میرسد. چیزی از اینها نگذشته ویدئو کلیپ مصاحبه یک فرمانده سپاه از سپاه قدس در ” دی ولت” آلمان پخش میشود که از کمکهای آموزشی، تسلیحاتی و عملیاتی سپاه ایران به رژیم سوریه خبر میدهد.**

لیست این چندگانگی و تناقضات را در عرصه دیپلماتیک و سیاسی  کشورمان میتوان ادامه داد و از جمله، تلاشهای افتضاح آمیز کنفرانس گذاری سه گانه پرخرج در  گرانترین  هتل تهران، برای اپوزیسون ساختگی مضحک سوریه در دوران  احمدی نژاد و صالحی را یاد آور شد.

سئوالی که باقی میماند اینست که آیا آقای روحانی در رویکرد دیپلماتیک جدید مورد ادعای خود جدیست؟ اگر جدیست چگونه میخواهد بین کسانی که آنها را تروریست میخواند و میداند و دولت تحت مدیریتش به طرفهای آن تروریستها پول و اسلحه و کمکهای عملیاتی  و حمایت مطلق دیپلماتبک میدهد چگونه میخواهد میانجی گری کند؟

اگر آقای روحانی میخواهد که دنیا پیامش را جدی بگیرد کمکی نمیکند که با بیان فصیح و روی گشاده خود از تغیر آب و هوای سیاسی دنیا، از گذار از دوران جنگ و خشونت به میانه روی سخن بگوید زیرا ظرف این چند ماه که هیچ ظرف این یک دهه هم هیچ تغیری اتفاق نیفتاده است که چنین چرخشهای دیپلماتیکی را توجیه کند. بهتر است آقای روحانی به جهان اعلام کند  کمر مردم ایران زیر بار تحریمها و فساد شکست و ابرای نجات کشور: ” جمهوری اسلامی ایران سیاست شکست خورده چالشگرانه خود به کنار نهاده و میخواهد با جهان به تفاهم و تعامل برسد”. فقط چنین پیامی میتواند در قلب مردم دنیا بنشیند زیرا بوی صذاقت و نه فریب میدهد.

 

Syria Opposition Rejects Rowhani Mediation Offer

“It would be more useful if the Iranian leadership withdrew its military experts and fighters from Syrian territory,” the Coalition said.

by Naharnet Newsdesk ۳۷ minutes ag

W460

Syria’s opposition National Coalition on Saturday rejected an Iranian offer to broker talks with the regime, saying the bid was “not serious” and calling Tehran “part of the problem.”

“The Iranian initiative is not serious and lacks political credibility,” the key opposition grouping said in a statement.

The comments came after Iranian President Hassan Rowhani said Thursday that his government was willing to “facilitate dialogue” between the Syrian government and opposition fighters.

“We must join hands to constructively work toward national dialogue, whether in Syria or Bahrain. We must create an atmosphere where peoples of the region can decide their own fates,” Rowhani wrote in a column in The Washington Post.

But the Syrian opposition said it was skeptical that Iran, a staunch ally of President Bashar Assad, could broker talks, calling Tehran “part of the problem.”

“It would be more useful if the Iranian leadership withdrew its military experts and fighters from Syrian territory,” the Coalition said.

The Syrian opposition has long alleged that Iran has sent military personnel to help Assad’s forces in their fight against the rebels.

Iran is also a key backer of Hizbullah, which has sent fighters to bolster Syria’s armed forces in key battles, notably their recapture of the strategic central town of Qusayr in June.

And Tehran has helped bolster the regime by providing funds to the cash-strapped government.

  

————————————————————————

**

————————————————————————-

*

Iranian Military Chief: ‘We Will Support Syria To The End’

Business Insider
Iran will support Syria “until the end” in the face of possible US-led military strikes, the chief of Iran’s elite “Quds Force unit was quoted Thursday by the media as saying 

Iran is Syria’s main regional ally and some analysts believe a wider goal of US President Barack Obama’s determination to launch a strike against the Damascus regime is to blunt Tehran’s growing regional influence and any consequent threat to Washington ally Israel.

“The aim of the United States is not to protect human rights … but to destroy the front of resistance (against Israel),” Quds Force commander Qassem Soleimani was quoted as saying.

“We will support Syria to the end,” he added in a speech to the Assembly of Experts, the body that supervises the work of supreme leader Ayatollah Ali Khamenei.

He did not elaborate on the nature of the support and Iran has constantly denied allegations by Western powers that it has sent military forces to prop up President Bashar al-Assad’s embattled regime.

A year ago, the chief of Iran’s Revolutionary Guards, Mohammad Ali Jafari, said that members of the Quds Force foreign operations unit were in Syria but only to provide Assad’s government with “counsel andadvice”.

Soleimani accused the US of using its claims that Syria’s forces had unleashed chemical weapons on civilians last month as a “pretext” to try to topple Assad’s regime.

Iran’s Defence Minister Hossein Dehqan, meanwhile, ruled out sending troops or weapons to Syria.

“The Syrians do not need us to provide them with weapons because they have a defensive anti-aircraft system themselves,” he was cited in the local media as saying.

President Hassan Rowhani said Iran will do “everything to prevent” an attack on the Syrian regime, according to extracts from statements he made before the Assembly of Experts published in the media.

“Any action against Syria is against the interests of the region but also against the friends of the United States in this region,” he said.

“Such action will help nobody.”

The US, France and other countries accuse Assad’s forces of launching chemical weapons attacks on the outskirts of Damascus on August 21, which they say killed hundreds.

Obama is seeking congressional backing as well as broader international support for punitive strikes on Assad’s regime.

Iran has warned that any military action against Syria risks sparking a broader regional conflagration.

Copyright (2013) AFP. All rights reserved.

 

Read more: http://www.businessinsider.com/iranian-military-chief-we-will-support-syria-to-the-end-2013-9#ixzz2fVo68lgo

Read more: http://www.businessinsider.com/iranian-military-chief-we-will-support-syria-to-the-end-

2013-9#ixzz2fVmbcHDO

Video Reveals Key Iranian Role in Syrian Civil War

Remarkable footage includes insight into daily routine of Iranian fighters in Syria, includes interview with Iranian commander.
First Publish: 9/15/2013, 1:07 PM

(Illustration) Iranian Revolutionary Guard

(Illustration) Iranian Revolutionary Guard
Reuters

Remarkable footage has emerged of Iranian military forces on the ground in Syria, fighting alongside pro-government militias.

Shia Iran is the Assad regime’s closest ally, along with the Hezbollah terrorist group, and Iranian support is nothing new. But whilst Hezbollah has officially acknowledged that its fighters are actively engaged in battle on behalf of the Assad regime, Iranian officials always maintained that any Iranian presence in Syria and support for the Assad regime was limited to logistical support and “military advisers,” away from the front lines.

But footage had emerged in the past few days indicating that Iranian involvement goes far further, and appears to corroborate rebel claims that soldiers from the Iranian army and Revolutionary Guards are present on the ground, and playing a direct role in the fighting.

The first piece of footage was aired by the BBC on Friday, and showed armed men on the ground, speaking fluent Farsi (Persian), directing military operations and engaging in battle. Experts branded it the “most significant evidence yet” that Iranian forces were playing a direct role in fighting Syrian rebels.

But an even more remarkable clip has been shown by the DutchNieuswsuur TV channel, which gives an in-depth glimpse into the activities of Iranian troops on the ground in some of Syria’s front-lines, as they train, coordinate and fight alongside pro-government militias.

The footage includes a one-on-one interview with a local Iranian commander, in which he explains why in his view Iranian forces have been more effective at commanding “civilian militias” than the Syrian army itself. Those militias were set up to supplement the increasingly overstretched Syrian army  in its battle against rebel forces.

He criticizes the Syrian military for its reliance on “force” to enforce its orders, and contrasts it with the more “respectful” approach taken by the Iranian commanders – an approach he says has made them more popular among the militias than the Syrian army.

The film also shows how Iranian soldiers are winning hearts and minds among local civilians: handing out sweets to children and making contact with the local population – in contrast to the Syrian military’s conduct.

“Their army vehicles race part, without any consideration for the local population,” laments the Iranian commander.

But there is a hint that such goodwill is a purely military decision, as opposed to genuine goodwill, with hints of historical Iranian-Arab antagonism still apparent in one particular “off camera” incident.

“When we came, there were no human beings. They had deserted the village,” says one soldier, prompting his comrade to joke that “there are still no humans, only Arabs!”

The Iranian commander claims that many apart from being directed by his forces, pro-government militiamen fighting on behalf of the Assad regime were trained in Iran.

“They’re familiar with our customs, and that makes cooperation easier,” he says.

Offering an insight into the motivation of Iranian fighters in Syria, he characterizes the conflict as a “holy war” – illustrating how Islamist fundamentalism is playing an important role on both sides of the increasingly sectarian clash between the Shia-backed government and Sunni rebels.

“This front we’re fighting at now is not a front where the Syrian army is at war with the Syrian people,” he says.

“The current war in Syria is that of Islam versus the nonbelievers. Good versus evil” with Iran, Hezbollah and various other Shia “holy warriors” on the side of Islam, and a confederation of Saudi Arabia, the Gulf States, western powers and Israel in the camp of the “unbelievers.”

 

 

القاعده سوریه! یا شعبه ایی از سپاه قدس

شورشیان در برابر شورشیان در سوریه: وال استریت