Archive for: November 2013

آقای فرجی دانا قرص و محکم بایستید! صادق زیباکلام

Share Button
اساتیدی را که به اجبار بازنشسته کرده اند،یا آنان را اخراج و ممنوع التدریس کرده اند به خدمت فراخوانید.اساتیدی را که بدون رعایت اصول وضوابط علمی و استخدامی بورسیه شده اند یا به استخدام دانشگاه درآمده اند را زیر نظر هیئتی صالح از اساتید همان دانشگاهها مورد یک بررسی مجدد قرار دهید.حتی اگر استیضاحتان کردند(که نخواهند کرد) و رای هم نیاوردید(که یقیناً خواهید آورد) دست کم نام شما در ردیف چهره ها و شخصیتهای وطن پرست ایران قرار خواهد گرفت.

zibaklam.farjidana

روزنامه ابتکار

پنجشنبه ۱۶ آبان

هنوز جوهر مهر و امضاءوزارت دکتر فرجی دانا خشک نشده بود که افراطیون اصولگرا در مجلس در برابر ایشان صف آرایی کردند، بهانه شان این است که چرا آقایان دکتر توفیقی و میلی منفرد را ایشان به سمت مشاور و معاون منصوب کرده اند . بهانه دیگرشان این بوده که چرا ایشان برای صدها دانشجوی ستاره دار مجوز ادامه تحصیل صادر کرده اند .آنقدر فشار وارد کرده اند که وزارت علوم مجبور شد پاسخ دهد که چند صد دانشجوی ستاره دارنبوده بلکه ۱۲۷ نفر بیشتر نبوده اند به عبارتی دیگر؛ کانه آقای فرجی دانا گناهی و خطایی مرتکب شده، بایستی به افراطیون توضیح دهند که تعداد ستاره دار ها که مجوز ادامه تحصیل دریافت کرده اند خیلی زیاد نبوده که جای نگرانی داشته باشد . این واقعاً جای تاسف است که فرزندان و دانشجویان این مملکت که چشم و چراغ و آینده این مملکت هستند به واسطه دلایل سیاسی از حق تحصیل -که از اولیه ترین و بدیهی ترین حقوق شهروندی است- محروم شده اند و آن وقت دولت جدید که بر آمده از رای مردم است می خواهد این حق کشی و این ظلم فاحش به حقوق هزاران شهروند مملکت را درست کند ، عده ای اعتراض نمایند که چرا دانشجویان ستاره دار دارند به دانشگاها باز می گردند ؟و آن وقت دولت آقای روحانی به جای آنکه قرص و محکم بایستد و بگوید که شما کار خطا کردید ،شما ظلم کردید، شما حقوق شهروندی آنان را به زیر پا گذاردید ،حالت عذر خواهی به خود گرفته و می گوید که چند صد تا نبوده و فقط ۱۲۰ تا یا ۱۳۰ تا بیشتر نبوده.نه جناب آقای فرجی دانا، مردم به دولت شما رای دادند که حتی یک دانشجوی ستاره دار هم دیگر در مملکت نماند.مردم به شما رای دادند که اساتید کشور که به جرم داشتن افکار و عقایدی در انتقاد از دولت و مسئولین، اخراج، بازنشسته یا ممنوع التدریس نشوند و آنان هم که اینگونه مورد ظلم واقع شده اند به دانشگاه بازگردند. و الا اگر همچنان خواهان این امر بوده اند که وزارت علوم دانشجویان را که مثل حکومت فکر نمی کنند از تحصیل محروم نماید می توانستند به آقای دکتر سعید جلیلی رای دهند.جناب فرجی دانا ! یقین بدانید که اگر در برابر تندروها عقب نشینی کنید و آقایان دکتر توفیقی و میلی منفرد راعزل نمایید،تندروها نه تنها از شما تشکر نخواهند کرد بلکه فردا باز به سراغتان خواهند آمد و خواهان اخراج مجدد همان ۱۲۷ دانشجوی ستاره دار خواهند شد.اگر این خواسته نامشروع آنها را هم برآورده سازید،پس فردا هم باز به سراغتان خواهند آمد و از شما می خواهند که حجت الاسلام آقای دکتر صدرالدین شریعتی رئیس قبلی دانشگاه علامه طباطبایی را مجددا ابقاء نمایید.

قرص و محکم بایستید و آنها را جدی نگیرید.البته که خواست و اراده مجلس تاج سرماست.البته که مجلس قطعا در راس همه امور است.اما کدام مجلس؟ مجلسی که نمایندگان آن منتخب اکثریت مردم باشند؟نمایندگانی که با ۵ درصد یا حتی کمتر از حوزه انتخابیه شان به مجلس راه یافته باشند،چگونه می توانند مدعی نمایندگی مردم آن حوزه را باشند؟ نمایندگانی که برخی از آنها۸۰ درصد و حتی ۹۰درصد مردم حوزه انتخابیه شان به آنها رای ندادند چگونه می توانند مدعی سخن گفتن از جانب مردم شوند؟

جناب فرجی دانا قرص و محکم باستید و به حول و قوه الهی و استعانت از پشتیبانی مردم از تهدیدات نمایندگان اقلیت تندرو هراسی به دل راه ندهید.حمایت کسر قابل توجهی از اساتید و دانشجویان کشور پشت شماست.قرص و محکم و با قاطعیت تمامی دانشجویان ستاره دار را به تحصیل بازگردانید.آنان هیچ گناهی و خطایی مرتکب نشدند.

اساتیدی را که به اجبار بازنشسته کرده اند،یا آنان را اخراج و ممنوع التدریس کرده اند به خدمت فراخوانید.اساتیدی را که بدون رعایت اصول وضوابط علمی و استخدامی بورسیه شده اند یا به استخدام دانشگاه درآمده اند را زیر نظر هیئتی صالح از اساتید همان دانشگاهها مورد یک بررسی مجدد قرار دهید.حتی اگر استیضاحتان کردند(که نخواهند کرد) و رای هم نیاوردید(که یقیناً خواهید آورد) دست کم نام شما در ردیف چهره ها و شخصیتهای وطن پرست ایران قرار خواهد گرفت.

med faraji dana.

 

از کنفرانس ژنو نتیجه ای حاصل نشد

حمایت شورای هماهنگی راه سبز امید از بازنگری در سیاست های گذشته

Share Button

 بیانیه ای به مناسبت ۱۳ آبان

سایت کلمه:

چکیده :در پایان، به هیئت نمایندگی ایران در مذاکرات جاری صمیمانه عرض می کنیم در این راه، بیش از هر چیز به خواست ملت، که به تصریح قانون اساسی، تجلی اراده الهی است متکی باشید و مطمئن باشید که تحقق مطالبات بر حق این مردم زجرکشیده اما مقاوم، موجب رضای خالق و سرافرازی و سربلندی شما خواهد بود…. 

+ کامنت این سایت روی بیانیه

یکشنبه, ۱۲ آبان, ۱۳۹۲

شورای هماهنگی راه سبز امید در بیانیه ای به مناسبت ۱۳ آبان و با اشاره به برنامه ها و دیدگاه های میرحسین موسوی و مهدی کروبی در حوزه سیاست خارج، و تاکید بر آنکه تداوم سیاست های نابخردانه دولت دهم اما، ایران را به دام قطعنامه های پیاپی سازمان ملل و تصمیم دول غربی برای اعمال تحریم های اقتصادی بیش تر انداخت تصریح کرده اند: جنبش سبز خواهان سیاست خارجی عقلانی و عزت مند مبتنی بر تعامل شفاف و سازنده با دنیا و طرد دیپلماسی ماجراجویانه و عوام فریبانه و ارتقاء شأن ملت بزرگ و تاریخی ایران در جهان است. ملتی که بسیار بیش از این شایسته احترام و تکریم در تمام جهان است. طرد خشونت، ترور، مداخلة سلطه جویانه در امور داخلی کشورها و احترام به حق تعیین سرنوشت برای همة ملت ها، نیازمند تغییر بنیادین نگرش ها در رابطه با امنیت ملی، منطقه ای و جهانی است که راه را بروی گسترش همکاری و تعامل بین ملت ها باز کند. جنبش سبز از هر اقدامی که در این جهت انجام شود استقبال می کند.

شورای هماهنگی در بیانیه ی خود با اشاره به مذاکرات هیات مذاکره کننده با امریکا به رییس جمهور یادآور شده است: استفاده از همه پرسی در مسائلی از این دست، بنا بر قانون اساسی، حقی است که می تواند از آن برای پیشبرد برنامه سیاست خارجی خود استفاده کنند. بدیهی است که این همه پرسی درباره چارچوب های کلی خواهد بود و نه جزئیات فرایندهای دیپلماتیک که در حیطه وظایف دستگاه های مربوطه است.

همچنین در این بیانیه آمده است: به هیئت نمایندگی ایران در مذاکرات جاری صمیمانه عرض می کنیم در این راه، بیش از هر چیز به خواست ملت، که به تصریح قانون اساسی، تجلی اراده الهی است متکی باشید و مطمئن باشید که تحقق مطالبات بر حق این مردم زجرکشیده اما مقاوم، موجب رضای خالق و سرافرازی و سربلندی شما خواهد بود.

متن کامل بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید به گزارش دبیرخانه این شورا به شرح زیر است:

به نام خدای توانا

سیزدهم آبان ماه هر سال، یادآور حادثه اشغال سفارت آمریکا در تهران توسط دانشجویان خط امام است. درباره درستی یا نادرستی این حرکت اعتراضی، و همچنین شیوه ادامه و حل و فصل نهایی آن، سخن بسیار گفته شده است. فارغ از مناقشاتی که در این باره وجود دارد و با تاکید بر این که شهروندان ایرانی که صاحبان اصلی این آب و خاک هستند، حق ارزیابی و نقد آن را (مانند هر بخش دیگری از کارنامه نظام جمهوری اسلامی) دارند، واقعیت این است که در آن زمان، رابطه دو کشور بواسطه خاطرات نه چندان دور مردم از حمایت همه جانبه دولت ایالات متحده آمریکا از نظام خودکامه و وابسته پهلوی (که کودتای ۲۸ مرداد تنها یک نمونه بارز آن بود)، در وضعیتی شکننده و غیردوستانه قرار داشت.

حوادثی مانند حمله نظامی طبس و حمایت های پنهان و آشکار از تجاوز نظامی عراق به خاک ایران، به این تضادها دامن زد و چشم انداز عادی سازی این رابطه را تیره و تار ساخت. با گذشت زمان اما، مواضع خصمانه دو کشور، راه را برای کانون های سیاسی افراط گرا، هم در ایران و هم در آمریکا هموار ساخت تا از آن، برای توجیه بقا و رفتار سیاسی خود سوء استفاده کنند. ترویج ایران هراسی در یک سو و سلطه تنفر از امریکا در سوی دیگر، بر فرهنگ سیاسی دو ملت سایه افکند و هنگامی که این مناقشه تاریخی به ابزار پیشبرد اهداف سیاستمدارانی که خط مشی سیاست خارجی خود را بر بنیانی کج نهاده بودند تبدیل شد، نتایجی بس زیانبار برای هر دو کشور و کشورهای منطقه پدید آورد.

در این میان اما، در هر دو کشور، همواره افراد و گروه هایی بوده اند که خواستار بازنگری در سیاست های جاری و حرکت به سوی روابطی مبتنی بر احترام متقابل اند. جنبش سبز مردم ایران و همراهان سربلند و دورنگر آن، از این جمله است. در برنامه ی انتخاباتی اقایان کروبی و موسوی در سال ۸۸ ، بر تنش زدایی، اعتمادسازی و برقراری روابط دوستانه و مبتنی بر احترام و منافع متقابل با دیگر کشورها؛ پای بندی به تعهدات بین المللی، مسئولیت پذیری و ایفای نقشی سازنده در برقراری صلح و امنیت جهان؛ و مشارکت در حل وفصل مسائل بین المللی از طریق گفتگو و مذاکرات سازنده، به عنوان بخشی از راهبردهای سیاست خارجی دولت آینده تأکید شد و به کارگیری سیاست خارجی فعال، کارآمد و قدرتمند از طریق اجماع ملی؛ سامان دهی به مدیریت و تقویت ساختار تصمیم گیری در سیاست خارجی؛ واقع گرایی و نفی هرگونه توهم، ماجراجویی، تندروی، افراط گرایی، تحجر و سطحی نگری در روابط خارجی کشور با جهان؛ و اهتمام به بسط و تعمیق مناسبات دوجانبه با کلیه کشورها مبتنی بر احترام و منافع متقابل، سرلوحه سیاست های خارجی آنها اعلام گردید.

بعد از حرکت اعتراضی میلیون ها ایرانی و شکل گیری جنبش سبز نیز، رهبران جنبش در «منشور» آن، نسبت به «نادیده گرفتن منافع ملی و ماجراجویی های عوام فریبانه در تعاملات بین المللی همراه با سوءاستفاده از اعتقادات استقلال طلبانه و ضدسلطة جهانی در میان اقشار گوناگون» به عنوان انحرافی زیانبار در مسیر حرکت جمهوری اسلامی هشدار دادند و اعلام کردند که «جنبش سبز در عین تأکید مصرانه بر حفظ استقلال و مرزبندی با نیروهای وابسته به قدرتهای بیگانة سلطه جو، نه انزواطلب و نه دیگرستیز است. برعکس، جنبش سبز با صراحت و شجاعت و نه در خفا و خلوت، به دنبال توسعة رابطه با تمام کشورهای جهان از طریق اعتمادسازی متقابل ملتهاست.» در «منشور» تأکید شد که «جنبش سبز خواهان سیاست خارجی عقلانی و عزت مند مبتنی بر تعامل شفاف و سازنده با دنیا و طرد دیپلماسی ماجراجویانه و عوام فریبانه و ارتقاء شأن ملت بزرگ و تاریخی ایران در جهان است. ملتی که بسیار بیش از این شایسته احترام و تکریم در تمام جهان است. طرد خشونت، ترور، مداخلة سلطه جویانه در امور داخلی کشورها و احترام به حق تعیین سرنوشت برای همة ملت ها، نیازمند تغییر بنیادین نگرش ها در رابطه با امنیت ملی، منطقه ای و جهانی است که راه را بروی گسترش همکاری و تعامل بین ملت ها باز کند. جنبش سبز از هر اقدامی که در این جهت انجام شود استقبال می کند.»

تداوم سیاست های نابخردانه دولت دهم اما، ایران را به دام قطعنامه های پیاپی سازمان ملل و تصمیم دول غربی برای اعمال تحریم های اقتصادی بیش تر انداخت. در همان زمان، میرحسین موسوی در یادداشتی پیرامون قطعنامۀ ۱۹۲۹ شورای امنیت سازمان ملل متحد (۱۶ تیرماه ۱۳۸۹) با عنوان «تحریم ها آخرین میخ را به تابوت چشم انداز بیست ساله خواهد کوبید» یادآور شد که پیشگیری از صدور چنین قطعنامه هایی با تکیه بر تدبیر و عقلانیت ممکن بود. در آن یادداشت آمده بود که تنگناهای فزاینده ای که بر ملت ما تحمیل شد، نتیجه ماجراجویی کسانی است که فحاشی و اهانت به کشورهای دیگر را به منظور مصرف داخلی برای عده ای کم اطلاع روا می دانند و «منافع خود و جناح خود را به جای منافع ملی جا می زنند.» موسوی، با کوله باری از تجربه اداره کشور در شرایط بحرانی، در همین زمان نسبت به پیامدهای تداوم آن رویه هشدار داد که «اگرچه درک این نکته ساده برای کسانی که اسیر منافع کوتاه مدت خویشند مشکل باشد، برای اینجانب مانند روز روشن است که این قطعنامه بر امنیت و اقتصاد کشور ما اثرخواهد گذاشت، تولید ناخالص را پائین خواهد آورد، بیکاری را بیش تر خواهد کرد، مردم را در تنگنای مشکلات بیش تر معیشتی و اجتماعی قرار خواهد داد، فاصله ما را ازکشورهای در حال رشد جهان بویژه کشورهای همسایه رقیب بیش تر خواهد ساخت و آخرین میخ را بر تابوت چشم انداز بیست ساله خواهد کوبید» و تأکید کرد که «آنچه در شرایط کنونی مهم است، اندیشیدن به راه حل هایی است که بتواند احتمالات خطر را برای استقلال، تمامیت ارضی و حقوق مشروع کشور به حداقل برساند و در عین حال پاسدار آزادی و حقوق شهروندان باشد که حفظ امنیت ملی بدون پشتوانه شهروندانی آزاد وآگاه ممکن نیست.» موسوی به شبکه های جنبش سبز پیشنهاد کرد که مشفقانه به راه حل هایی که می تواند به دفع این شر عارض گشته کمک کند بپردازند و اولین وضروری ترین راه حل و حتی فوری ترین آن را اطلاع رسانی صادقانه به ملت دانست: «این حق مردم است که ماهیت قطعنامه و تحریم های دیگری که در حال افزوده شدن به آن است بشناسند. باید آن ها بدانند این تحریم ها چه اثری بر سفره آن ها و روی نرخ بیکاری وتورم وتولید و پیشرفت کشور و امنیت می گذارد. اگر قرار است مردم در مقابل بحرانی که ناخواسته در حال ورود به آن هستند مقاومت کنند، ضرورت دارد که اعتماد آن ها جلب شود و اعتماد جز از طریق راستگویی حکومت و شفافیت اطلاعات بدست نمی آید.» وی همچنین بر تغییر چینش اعضای تیم مذاکره کننده تأکید کرد: «شرایط تازه ایجاب می کند که دایره مشاوران پرونده حساس هسته ای گسترده تر شود. تا آنجا که نویسنده اطلاع دارد بر خلاف دوران جناب آقای خاتمی، عده کمتر و کم تجربه تری درگیر این پرونده حساس هستند و به طور قطع یکی از دلایل ورود به این مرحله ناخوشایند و بحرانی تنگ بودن دایره مشاوران زبده است.» اما پبشنهاد مهم تر او، مراجعه به افکار عمومی بود: «در کشورهای موفق، دولت ها علیرغم برخورداری از مشروعیت ناشی از رعایت میثاق های ملی، سعی می کنند در چنین مواردی ازعقلانیت جمعی و حتی اجماع نسبی استفاده کنند. چه اشکالی دارد همچون پرونده گروگان های امریکائی، تصمیم گیری در مورد اصول حاکم بر سیاست هسته ای کشور به تصویب مجلس برسد، نه آن که مجلس درآخر کار با مصوبات فرمایشی، خرابکاری های تصمیم گیران را توجیه نماید. چرا باید چند نفر پنهان از نظر مردم در مورد پرونده هایی که به سرنوشت همه ملت مربوط است تصمیم بگیرند؟ مگر قرار نبود مردم حاکم بر سرنوشت خود باشند؟ چرا فکر کنیم که مردم باید با هرچه ما تصمیم گرفتیم موافق باشند؟ آیا اصل مربوط به رفراندوم جنبه زینتی دارد که هر زمان برای حل مسائل مهم کشور به آن اشاره می شود طوفانی از اتهام و توهین راه می افتد؟ آیا جای آن نیست که در موارد حساس نظر ملت را از این طریق پشت سر تصمیمات مهم قرار دهیم؟»؛ پیشنهادی که بار دیگر نیز در بیانیه «شورای هماهنگی راه سبز امید» به تاریخ ۲ ابان ۱۳۹۱ عنوان شد.

گرچه در آن زمان به واسطه چیرگی توهم های تودرتو بر ذهنیت مسئولان کشور، به هشدارها و پیشنهادهای جنبش سبزو دیگران خیر خواهان کشور نه تنها بی توجهی بلکه هجمه شد، گذشت زمان، نتایج شوم اتخاذ رویه های نابخردانه در سیاست خارجی را آشکار ساخت و شهروندان ایرانی که بیش از مسئولان نظام، تنگناهای به وجود آمده را در زندگی روزمره لمس می کردند، در جریان انتخابات ۲۴ خرداد امسال، به بازگشت سیاست های همراه با تدبیر و عقلانیت رأی دادند. اینک، هم دولت ایران و هم دولت های محوری طرف مذاکره، به این نتیجه رسیده اند که ادامه رویه های تخاصمی گذشته به نفع منافع ملی و بین المللی آنها نیست و برای رسیدن به نقطه اجماع ملی در کشورهای خود، به افکار عمومی مراجعه می کنند تا راه را بر غوغاسالاری جنگ طلبان و افراط گرایانی که سعی می کنند با تکیه بر امکانات تبلیغاتی و کانون های فشار از منافع گروهی خود و نه ملت های خود حفاظت کنند، ببندند. «شورای هماهنگی راه سبز امید»، ضمن حمایت قاطع از روند بازنگری در سیاست های گذشته و تلاش دولتمردان در گشایش راه هایی برای تعامل سازنده با جامعه بین المللی، تذکر چند نکته را بر خود لازم می داند:

به رئیس جمهور محترم یادآور می شویم که استفاده از همه پرسی در مسائلی از این دست، بنا بر قانون اساسی، حقی است که می تواند از آن برای پیشبرد برنامه سیاست خارجی خود استفاده کنند. بدیهی است که این همه پرسی درباره چارچوب های کلی خواهد بود و نه جزئیات فرایندهای دیپلماتیک که در حیطه وظایف دستگاه های مربوطه است.

اطلاع رسانی درباره اهداف روند بازسازی رابطه با جهان به مردم، که کشور و آینده آن متعلق به آنهاست، ضروری است و موجب تقویت همبستگی ملی و حمایت مردمی میشود. شهروندان ایران زمین، محرم ترین افراد برای آگاهی از آنچه قرار است اتفاق بیفتد هستند. بدیهی است که در این زمینه هم، کسی انتظار ندارد نسبت به پایبندی به اصول دیپلماسی و توافق های به دست آمده در جریان مذاکرات بی توجهی اعمال گردد.

پیشبرد اهداف سازنده دولتمردان در ساماندهی به عرصه سیاست خارجی، بدون توجه به ضرورت ساماندهی همزمان به قلمروهای گوناگون مسئولیت‌های دولت در عرصه سیاست داخلی، ممکن نیست. تنها دولت هایی در مذاکرات مربوط به عرصه های بین المللی موفق هستند که به پشتوانه اجماع داخلی و حمایت مردم خویش مستظهر باشند.عقب نشینی در مقابل استمراررفتارهای اقتدارگرایانه افراطیون در عرصه سیاست داخلی شرایط را برای افزایش فشار انها در عرصه سیاست خارجی و تخریب دستاوردهای کنونی را مهیا میکند.باید در عین این خیال خام را از ذهن بخشی از گروه های فشار و باندهای قدرت -که برای چندمین بار وزن آنها در میان مردم در انتخابات اخیر روشن شد- زدود که می توان با قدرت های جهانی به «نرمش قهرمانانه» تن در داد اما در داخل به اعمال سیاست «داغ و درفش» ادامه داد.

توسل به تدبیر حکم می کند در مذاکرات تاریخی و پراهمیت کنونی، با تلاش مضاعف رییس جمهور منتخب مردم در راستای تحقق وعده های انتخاباتی و تامیت حقوق مندرج در فصل سوم قانون اساسی,همبستگی ملی تقویت شده ودر مقابل اهرم های فشار و برگ های برنده کم تری در دست طرف مقابل بماند. تداوم نقض اشکار حقوق شهروندی و حصر غیرقانونی، غیرشرعی و غیراخلاقی آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد و نیز حبس زندانیان سیاسی مانع تقویت همبستگی ملی, مغایر منافع ملی و موجب تنزل جایگاه کشور در جامعه جهانی است. آزادی بی قید و شرط و سریع این دلسوزان منافع بلندمدت این آب و خاک، راه را برای تنش زدایی همزمان و پایدار در عرصه داخلی و خارجی هموار و موضع کشور در مذاکرات را تقویت میکند.

در پایان، به هیئت نمایندگی ایران در مذاکرات جاری صمیمانه عرض می کنیم در این راه، بیش از هر چیز به خواست ملت، که به تصریح قانون اساسی، تجلی اراده الهی است متکی باشید و مطمئن باشید که تحقق مطالبات بر حق این مردم زجرکشیده اما مقاوم، موجب رضای خالق و سرافرازی و سربلندی شما خواهد بود.

شورای هماهنگی راه سبز امید

۱۲ ابان ۱۳۹۲

**************************************

کامنت من:

در کل بیاینه ایی خوب و به لحاظ موضوعی بسیار ضروری که باید از شورای هماهنگی بخاطر آن تشکر کرد.  ولی تا انجا به ما فعالین سیاسی طرفدار دموکراسی و حقوق بشر مربوط میشود چه سبز چه سرخ و چه آبی، فرا رویاندن این بحث تا سطح یک گفتمان ملی و طرح کنندگان آن (چه اشخاص حقیقی و چه حقوقی)، از وظیفه گذشته یک رهیافت و شاید تنها رهیافتی است که میتواند نه تنها به یک گفتمان تحول آفرین ملی و مطرح کردن و شناساندن اجتماعی جریانها و چهره های نمادین آن  منجر شود بلکه میتواند رهیافتی باشد که ملت را از یتیم وارگی سیاسی مصیبت زای کنونی خارج کند. بدون یک گفتمان راهبردی و بدون نمادینه شدن بیانگران حقیقی و حقوقی چنین گفتمانی انتظار یک بسیج ملی برای یک تحول سیاسی پندار و توهم است.

 

First session in Morsi’s trial passes without major clashes

دولت عراق بازار نفتی ایران را میرباید

Share Button

نهارنت لبنان به نقل از خبر گزار ی مهر مینویسد که بیژن زنگنه  وزیر نفت ایران، دولت عراق را مورد  انتقاد قرار داده است  که با سوء استفاده از تحریم  صادرات و فروش نفت ایران ، جای انرا در بازارهای جهانی گرفته است و طبق همین گزارش خبری صادرات ایران از ۲٫۵ میلیون بشکه در روز به ۱٫۲ میلیون بشکه در روز رسیده است. ولی آقای زنگنه نخواسته بگوید که در همین دوره صادرات نفت عراق با تصرف بازارهای ایران از زیر ۲ میلیون بشکه در روز به بالای ۳ میلیون در روز  افزایش یافته و همچنان در حال افزایش است و حتی هیچ تضمینی نیست که در صورت برداشته شدن تحریمها هم ایران بتواند بازارهای قدیمی خود را از عراق پس بگیرد.

این بدیهی است که دولت نوری المالکی نه بر اساس اخوت اسلامی و ولایت شیفتگی بلکه بر اساس مصلحت ملی و حفظ قدرت حزب خود در عراق عمل میکند کما اینکه حماس در شرایط مشابه چنین کرد و با موضع گیری در برابر رژیم سوریه بطرف عربستان و مصر( در دوران کوتاه مدت اخوان ) رفته و به حکومت ما و مقام رهبری لگد زد.

دولت ایران  چه احمدی  نژاد و چه دولت آقای روحانی مطالبات غرامت جنگی دولت ما را از عراق قربانی رابطه اش با دولت نوری المالکی کرده و عملاً با این کار رسماً و علناً به منافع ملی ما خیانت کرده و میکنند، و این در حالیست که مغاذله دولت مالکی با ایران موقتی ولی همخوابگی آن با غرب و دولتهای عرب مخالف ایران همیشگی و استراتژیک بوده خواهد بود.

دولت ما و آقای روحانی، همین چند ماهه به انتخابات جدید در عراق فرصت دارد تا با حسن رابطه با دولت مالکی مسئله غرامت جنگی صد ها میلیارد دلاری خود را حل کند چون پس از انتخابیات آینده در عراق  و یا حتی انتخابات پس از آن و پس از آن کمترین شانسی برای گرفتن این غرامتها نخواهد بود.

کویت با وزن سیاسی و بین المللی ناچیز خود غرامت حمله صدام به خود را پس می گیرد. سئوال اینست که دولت ما چرا باید از حق خود بگذرد در حالیکه وضع اقتصادی عراق  از وضع نکبت بار اقتصادی ما بسیار بهتر است.

حبیب تبریزیان

*************************

Iran Criticizes Iraq for Increasing Crude Exports

by Naharnet Newsdesk Yesterday

W460

Iran’s Oil Minister says Iraq has increased its crude oil exports to compensate for a fall in Iranian exports as a result of sanctions over Tehran’s suspected nuclear program, calling the policy “not friendly at all.”

Bijan Namdar Zanganeh is quoted by the semiofficial Mehr news agency Saturday as saying that Iraq’s oil policies are to Iran’s detriment.

Iran’s oil exports are believed to have fallen from about 2.5 million to over 1.2 million barrels a day as a result of a Western oil embargo against Iran over Tehran’s uranium enrichment program.

The U.S. and its allies fear that Iran may ultimately be able to develop a nuclear weapon, a charge Iran denies.

Iran generally enjoys good relations with Iraq’s Shiite-led government.

رفراندم قانون اساسی در مصر

Share Button

پیش نوبس قانون اساسی مصر که توسط کمیته ۵۰ نفری مرکب از احزاب سیاسی، جامعه مدنی و دانشگاهی، جنبش زنان و جوانان، اتحادیه های کارگری و دهقانی، جامعه مسیحی و الاحضر، هنرمندان و نویسندگان و روزنامه نگاران مراجع قضائی و حقوقی تنظیم گردیده است؛ روز ۳ دسامبر یعنی دو ماه دیگر به همه پرسی گذاشته خواهد شد. در همان زمان انتخابت پارلمانی نیز برگزار میشود. دولت مصر از جوامع مدنی داخلی و خارجی دعوت کرده است  تا برای نظارت بر رفراندم و انتخابات مصر اگر مایلند نماینده معرفی کنند. دولت مصر مهلت ثبت نام را از ۲ تا ۹ نوامبر تعین کرده است.

مقاسیه کنیم با ایران خودمان!

***************************************

Egypt Electoral Commission receives civil society requests to monitor polls

Civil society organizations wishing to monitor upcoming referendum and election polls should submit requests to the Supreme Electoral Commission by 9 November

اهرام آنلاین

دوم نوامبر ۱۳

-

File photo: Men queue outside a polling station to vote during the final stage of a referendum on Egypt’s 2012 constitution in Bani Sweif, about 115 km (71 miles) south of Cairo December 22, 2012 (Photo: Reuters)

From 2 November until 9 November, the Supreme Electoral Commission will receive requests from both local and international civil society organizations that wish to monitor the upcoming referendum and election polls.

The applications for monitoring permits will apply to the constitutional referendum as well as to the upcoming parliamentary elections. The Commission, headed by Judge Nabil Salib, will receive applications daily from 9:00 AM to 4:00 PM.

A 50-member committee is currently amending the 2012 constitution, which is scheduled to be put to a national referendum after it is submitted for approval by interim president Adly Mansour on 3 December.

The referendum and the parliamentary elections come as part of the new roadmap set after the ouster of former president Mohamed Morsi on 3 July.

The Commission’s spokesperson Hisham Mokhtar said that the organizations approved for monitoring will be announced by 17 November. The approved organizations will then be offered codes through which monitors can be registered on the Supreme Electoral Commission’s website before 27 November. By 5 December the monitors will be offered permits to observe referendum and election polls.

در سوریه و عراق چه خبر است؟

Share Button

واما نکته ایی که جواد ظریف در دیدار خود با داود اغلو در رابطه با “داور نهایی بودن صندوقهای رأی” گفت، هیچ رهیافت تازه ای نیست. معنای آن اینست که اپوزیسیون سوریه با پذیرش انجام یک انتخابات که مکانیسم آن در اختیار رژیم اسد است، با پس گرفتن شرط و شروط قبلی خود دایر بر کنار رفتن اسد، که عملاً رسمیت دادن به مشروعیت آن رژیم و قانون اساسی آن از جمله حق حاکمیت حکومت فعلی است، عملاً خود را منحل اعلام کرده و تن به انتخاباتی دهد که از درون آن فقط خود بشار اسد بیرون می آید و در این امر تردیدی  هم نیست زیرا اولاً حصول کمترین اجماعی که مردم مخالف رژیم در این انتخابات شرکت کنند وآنهم با نامزد واحدی، از ناممکنات و محالات  است. بنابراین، اظهار اینکه صندوقهای رأی روی سرنوشت سیاسی سوریه داوری کنند شعاری است که معنای عملی آن با معنای بیانی آن کاملاً مغایر و متفاوت است. 

Turkish FM Davutoğlu rejects claims of cooperation with Israel in strike against Syrian base

روزنامه های حریت ترکیه و الاهرام مصر گزارشهای تحلیلی نسبتاً مفصلی از بازدید ظریف وزیر خارجه ایران از ترکیه و دیدار وی با مقامات آنجا از حمله داود اغلو دارند. هردو نشریه نوشته اند افزایش خطرفرقه ای شدن جنگ در سوریه هردو کشور را بهم نزیدک کرده است. یکی از محور های مذاکره، مسئله کنفرانس ۲ ژنو است که طرف ایرانی اظهار اشتیاق کرده است در آن شرکت کند. طرف ترکیه هم از لزوم مشارکت ایران، عراق و شرکت فعال روسیه در این کنفرانس سخن رانده است. همین روزنامه ها مینویسند: “ولی مشکل طرفین توافق روی هئیت نمایندگی اپوزیسیون سوریه است که باید در این کنفرانس شرکت کند.”

جواد ظریف در مذاکره با داود اغلو بر نظر ایران دایر بر: “حق سوریها در شکل دادن به اوضاع سیاسی داخلی خود از طریق صندوق آراء ” تأکید کرده است. هردو طرف از خطر قدرت گرفتن جریانهای “جبهة النصرة” و ” دولت امارات عراق و شام” در سوریه و حتی درعراق که هردو به نوعی القاعده را در مناطق درگیری نمایندگی میکنند، احساس خطر میکنند.  این دو جریان القاعده ایی اخیراً موفقیتهای نظامی زیادی در منطقه جنوب سوریه، درمجاورت خاک ترکیه کسب کرده اند.

در اینکه هردو دولت ایران و ترکیه نگران حضور پر رنگ شونده القاعده در منطقه هستند تردیدی نیست ولی این به این معنی نیست که میزان و نوع نگرانی این دو دولت از یک نوع است. ترکیه از طریق اخوان المسلمین سوریه که آن نیز حضور پُر رنگی در مناطق جنگی از جمله روی برخی نیروهای جهادی دارد، تا آن اندازه نگران این جریانها نیست که با مصالحه، تن به ابقای رژیم اسد بدهد زیرا در بلند مدت ترکیه بدلایل بسیار از پس القاعده برخواهد آمد، در درجه نخست از طریق قطع خطوط تدارکاتی  آنان و در درجه دوم از طریق نیروهای اسلامی مرتبط بخود در خاک سوریه، حال آنکه تن دادن به ادامه حکومت رژیم اسد یک باخت استرتژیک غیر قابل جبران برای این کشور است.

و اما نکته ایی که جواد ظریف در دیدار خود با داود اغلو در رابطه با “داور نهایی بودن صندوقهای رأی” گفت، هیچ رهیافت تازه ای نیست. معنای آن اینست که اپوزیسیون سوریه با پذیرش انجام یک انتخابات که مکانیسم آن در اختیار رژیم اسد است، با پس گرفتن شرط و شروط قبلی خود دایر بر کنار رفتن اسد، که عملاً رسمیت دادن به مشروعیت آن رژیم و قانون اساسی آن از جمله حق حاکمیت حکومت فعلی است، عملاً خود را منحل اعلام کرده و تن به انتخاباتی دهد که از درون آن فقط خود بشار اسد بیرون می آید و در این امر تردیدی  هم نیست زیرا اولاً حصول کمترین اجماعی که مردم مخالف رژیم در این انتخابات شرکت کنند وآنهم با نامزد واحدی، از ناممکنات و محالات  است. بنابراین، اظهار اینکه صندوقهای رأی روی سرنوشت سیاسی سوریه داوری کنند شعاری است که معنای عملی آن با معنای بیانی آن کاملاً مغایر و متفاوت است. انتخابات در سوریه حتی اگر درآزاد ترین شرایط هم، در وضعیت کنونی برگزار شود یعنی رژیم بعثی سوریه با تمام ماشین سرکوب و حزبی خود باقی بماند. این گزینه، گزینه ای نیست که از طرف اپوزیسیون سوریه و دول حامی آن ازجمله ترکیه پذیرفته شود و با قدرت یابی نیروهای جهادی نیز این امر غیر ممکن تر میشود. از این رو دولت ایران از این شعار بخاطر ظاهر فریب بودن آن ابزارگرایانه استفاده میکند. این رویکرد از آنجا که با واقعیات موجود نمی خواند قابل فروش به طرفهای داخلی و خارجی مخالف رژیم اسد نخواهد بود و میتوان گفت دولت اقای روحانی و وزیر خارجه آن با دست خالی برای شرکت در روند حل مسائل رفته اند و با دست خالی هم برخواهند گشت.

در همین حال با اشاره به انهدم تأسیسات تولید سلاحهای شیمیایی، بشاراسد دریک مصاحبه، اخیرا گفت: “امروز سوریه به پیکان مبارزه علیه تروریسم در منطقه تبدیل گردیده است”. من قبلاً در مورد معنا و مضمون این نقش و موضعگیری نوشته ام.

قضیه ساده است. از روز نخست بروز بحران، استراتژی رژیم اسد و متحدین ایرانی و روسی اش این بود که اوضاع سوریه را به سمت و سوئی برانند و مملکت را به باتلاقی بکشانند که فقط خود آنها قادر به بیرون کشیدن آن از آن باشند. در همان ماههای نخست بحران در سوریه، بشاراسد گفت؛ اگر سوریه دستخوش بحران شود  تمام منطقه به جهنم تبدیل خواهد شد و هیچ کشوری از ترکش شعله های آتش آن برکنار نخواهد ماند.

ولی من فکر میکنم ارزیابی اسد و متحدین ایرانی آن در این زمینه به دلایل بسیار با واقعیت تطبیق نمیکند و محاسبه ایی کاملاً بی پایه است.

رژیم اسد از همان آغاز بحران در سوریه با چنان شدت بی سابقه ایی در تاریخ، به سرکوب جنبش مردم دست زد که تحت آن شرایط فقط گروههای جهادی میتوانستند تاب بیاورند و نه نیروهایی که بخاطر ساختن مملکت و با هدف کمترین هزینه برای عبور به دموکراسی مبارزه میکردند. در نتیجه، بمرور زمان حتی آن بخش از مبارزه مسلحانه که توسط نظامیان جدا شده از ارتش رژیم بنام ” ارتش آزاد سوریه” تشکیل گریده بود، نتوانست در برابر ویران سازی تمام عیار مناطقی که در کنترول خود داشت از سوی توپخانه سنگین، بمباران هوایی و حملات موشکی رژیم که منجر به فرار میلیونی مردم از مناطق جنگی شد، تاب بیاورد و به تدریج میدان را بسود نیروهای سخت جان و مرگ طلب جهادی ترک کرد.

امروز رژیم سوریه با آن نیروهایی روبروست که از اول حضور آنها را در کشور، محور و شرط اساسی پیروزی و ماندگاری خود  قرارداده بود. هدف ساده بود: قطبی کردن شرایط تا آنجا که مخالفین بین رژیم اسد و نیروهای جهادی یکی را برگزینند.

آنچه که رژیم اسد و دولت ایران و روسیه، در این معادله، روی آن حساب نکرده بودند وهنوز هم درنیافته اند اینست که در یک ارزیابی استرتژیک ـ به گمان من ـ دول حامی اپوزیسیون و خود اپوزیسیون سوریه، تن به این گزینه دوقطبی نخواهند داد. آنها به رژیم اسد در سرکوب القاعده کمک نخواهند کرد و اجازه خواهند داد تا کشور حتی تا مرحله فروپاشی پیش رود و آنگاه گزینه خود را پیش کشیده و آنرا به بقایای رژیم اسد و حامیان ایرانی و روسی آن تحمیل خواهند کرد.

در این میان محو کردن خطر قریب به یک هزار تن مواد شیمیایی کشتارجمعی، بخشی از مقدمات اجرای چنین برنامه ایست. حصول توافقی در میانه این راه غیر ممکن نیست ولی آنچه بنظر من کاملاً بعید بنظر میرسد قبول ادامه حکومت بشار اسد پس از محو سلاحهای شیمیایی بعنوان بخشی از چنین توافقی است.

در چنین شرایطی نوری المالکی رئیس جمهور عراق هم به آمریکا رفته است تا با مقامات آنجا برای دریافت کمک در مبارزه خود با القاعده مذاکره کند. دوسال پیش که آمریکا برنامه خروج نیروهای خود ازعراق را پیش کشید و صحبت از باقی ماندن تعداد معینی از نیروهای آموزشی و مستشاری آن در عراق بود، دولت مالکی برخلاف تمایلِ بخش زیادی از نیروهای سیاسی عراق از جمله دولتِ خودمختار کُردستان و لیست العراقیه  منتسب به ایاد علاوی، با بامبول درآوردن روی مسئله، عملاً تن به ادامه حضور نیروهای آمریکایی که حضور آنها متوازن کننده قدرت سیاسی و تعامل دموکراتیک درعراق و بازدارنده ظهور مجدد القاعده درآن کشور بود، نداد.

نوری المالکی و دولت ایران خوشحال از اینکه با خروج آمریکائیها ازعراق صحنه برای آنها گشوده تر و زمینه برای انحصاری کردن قدرت بلا مانع تر میشود، این خروج را یک پیروزی اعلام نشده برای خود میدانستند. در نتیجه آن تمامیت خواهیِ دولت مالکی و درپشت سر آن دولت ایران، امروز عراق در آستانه فرورفتن به باتلاق جنگ داخلی و دائمی شدن خشونت های فرقه ایی قرار گرفته است. تفاوت اساسی موج تروریسم روزانه کنونی با موج تروریسم پس از سقوط صدام در اینست که موج اول در شرایط خوشبینی و امیدواری مردم و نیروهای سیاسی به آینده، واپسین تقلاهای نیروهای خشونت گرا و یا بقایای نیروهای بعثی طرفدار صدام تلقی میشد ولی موج دوم در شرایطِ ناامیدی عمومی به اوضاع  و آینده، فساد و بی اعتباری همه نیروهای سیاسی و بیشتر از همه خود دولت و حتی مجلس تحت کنترول مالکی و ائتلاف شیعه آن و نفرت از حضور ایران در آن کشور، بوجود آمده است. موج اول رو به فروکشی میرفت ولی این موج رو به شتابگیری و در آمیزی با اعتراضات توده ایی میباشد. دولت مالکی طوفانی را درو میکند که باد آنرا طی دو دوره ریاست جمهوری خود کاشته است. و این طوفان جز با رفتن خود او آرام نخواهد گرفت.

در چنین شرایطی نوری المالکی، درمانده و گرفتار در بحرانی خود آفریده، برای دریافت کمک به آمریکا میرود. قبل از حرکت او به آمریکا، بیشتر رسانه های منطقه و دنیا که سفر او را وسیعاً باز تاب دادند نوشتند که او برای گرفتن کمکهای وسیع تسلیحاتی و امنیتی برای مقابله با تروریسم به دیدار اوباما و مقامات آمریکا میرود. او دیروز کوتاه ترین دیدار را با خود اوباما داشت. اوباما در یک اظهار کوتاه و مبهم دیپلماتیک دیروز جمعه گفت: “ما روی کار مشترک برای مقابله با موج فزاینده خشونت های فرقه ایی که به القاعده میدان داده است و نحوه دفع آن صحبت کردیم.”

اوباما خاطر نشان کرد که جریان القاعده بر فعالیت خود درعراق افزوده است، و او با رئیس جمهور مالکی راجع به لزوم پی ریزی یک ساختار “مشارکت آمیزِ فراگیر” و “دموکراتیک” صحبت کرده است. “مشارکت فراگیرِ دموکراتیک”، آن جام زهری است که دولت مالکی از روز نخست از نوشیدن آن طفره رفته است و معنای نوشیدن آن در درجه اول شرکت دادن نیروهایی  در قدرت است که آنها نه حضور ایران را در عراق میپذیرند و نه کمک عراق را به رژیم سوریه و نه فاصله اش را با جامعه عرب.

اگر نوری المالکی مانند همتای سوری خود فکر میکند با “لولوی” پروبال گرفتن القاعده درعراق میتواند آمریکا را به حمایت از دولت فاسد و غیر دموکراتیک و فرقه ایی خود وادارد کاملن در اشتباه است. و این اشتباهی است که دولت ایران، هم در آن سهیم است و هم مهندس آنست.

زیباکلام: آقای روحانی بداند موفقیت دولتش در گرو ایستادگی است نه عقب نشینی

Share Button

رای عدم اعتماد مجلس به صالحی پاسخی به یک گام عقب نشینی دولت بود

کلمه:

پنجشنبه, ۹ آبان, ۱۳۹۲

 چکیده :صادق زیباکلام معتقد است تقابل های اخیر با دولت حسن روحانی مشابه تقابل جناح موسوم به راست با دولت سید محمد خاتمی است. از سوی دیگر حمید رضا ترقی این دیدگاه را رد کرده و می‌گوید: «این تحلیل ها با واقعیت همخوانی ندارد.» برخی تحلیلگران سیاسی انتقادات اخیر اصولگرایان به دولت درباره عملکرد دستگاه دیپلماسی…

صادق زیباکلام معتقد است تقابل های اخیر با دولت حسن روحانی مشابه تقابل جناح موسوم به راست با دولت سید محمد خاتمی است. از سوی دیگر حمید رضا ترقی این دیدگاه را رد کرده و می‌گوید: «این تحلیل ها با واقعیت همخوانی ندارد.»

برخی تحلیلگران سیاسی انتقادات اخیر اصولگرایان به دولت درباره عملکرد دستگاه دیپلماسی و حمله به دولت به خاطر مذاکره با آمریکا را در راستا تقابل با دولت تفسیر می کنند و این رویکرد را همانند رویکرد جناح راست پس از انتخابات دوم خرداد ۷۶ می دانند. این تحلیلگران عدم رای اعتماد مجلس اصولگرا به برخی وزرای کابینه روحانی را هم در این راستا می دانند.

زیباکلام: رای عدم اعتماد مجلس به صالحی پاسخی به یک گام عقب نشینی دولت بود

صادق زیباکلام استاد دانشگاه در گفتگو با فرارو با بیان اینکه رای عدم اعتماد مجلس به صالحی امیری پاسخی به یک گام عقب نشینی دولت بود گفت: دولت باید بداند که اگر در مقابل زیاده خواهی ها عقب نشینی های کند، نه تنها جناح راست به لاک مصالحه جویی نمی رود بلکه گارد حمله می گیرد. بنابراین آقای روحانی باید بداند موفقیت دولتش در گرو ایستادگی است نه عقب نشینی.

وی آغاز روند فشار بر دولت را مشابه فشارها در دوره پس از دوم خرداد ارزیابی کرد و گفت: اگر به عقب برگردیم یعنی به ماه های پس از دوم خرداد۷۶، مشاهد می کنیم که تا چه اندازه فضایی که اکنون در آن به سر می بریم مشابهه آن فضا است.

وی افزود: در انتخابات ریاست جمهوری ۲ خرداد ۷۶ جناح راست، همچون انتخابات ریاست جمهوری ۲۴ خرداد ۹۲ غافل گیر شدند چرا که انتظار رای ۲۲ میلیونی سید محمد خاتمی را نداشتند، کما اینکه انتطار پیروزی حسن روحانی در انتخابات ۲۴ خرداد را نداشتند.

این تحلیل گر مسائل سیاسی تصریح کرد: بنابراین آن زمان جناح راست در پی شوکی که از این شکست دریافت کرده بود، در بهت و حیرت فرو رفته بود مدتی به لاک خودش رفت و تا مدتی صدای چندانی از آنها شنیده نمی شد، هر چند این سکوت موقتی بود آنها بعد از مدتی کم کم متوجه شدند که قدرتشان تنها متکی به رای مردم نیست پس بنابراین فارغ از رای و نظر مردم آنها هم چنان توان زورآزمایی دارند.

وی تاکید کرد: بنابراین از آن نقطه به بعد جناح راست از لاک دفاعی خود خارج شدند و پس از آن شاهد بروز بحران هایی در روند حرکتی دولت اصلاحات بودیم.

زیباکلام ادامه داد: بعد از آن هم شرایط را برای دولت آقای خاتمی آنقدر تنگ کردند که این دولت در تحقق همه وعده هایش ناکام ماند که همین امر موجی از ناامیدی در طبقه متوسط به پایین جامعه از توان اصلاح طلبان در عرصه حکومت داری به وجود آورد بنابراین شاید انتقال رای مردم از دولت اصلاحات به دولت مهروز احمدی نژاد ریشه در همین سنگ اندازی های جناح راست داشته باشد.

ترقی: این تحلیل ها جوسازی است

اما معاون امور بین الملل حزب موتلفه اسلامی در گفتگو با فرارو در مخالفت با این اظهار نظر و تحلیل هایی از این دست گفت: طرح موضوعاتی همچون تکرار تاریخ، یا آغاز تقابل با دولت همانند آنچه که دولت اصلاحات مدعی آن بود و آغاز مانع تراشی‌هایی منتقدان اصولگران در مسیر دولت را به هیچ وجه قبول ندارم و معتقدم از اصل تحلیل‌هایی این چنینی با واقعیت همخوانی ندارند.

حمید رضا ترقی، گفت: طرح تحلیل‌هایی از این دست جوسازی‌های بی‌جهتی است که از سوی جریانات تندروی اصلاح طلب مطرح می‌شود تا هر صدایی غیر از صدای دولت را خفه کنند.

وی افزود: طبیعتا تلاش برای ساکت کردن صدای منتقدان با طرح ادعای آغاز تقابل با دولت هم، با معیار‌ها و ارزش‌های حاکم بر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مغایر است و هم، با شعارهای دولت آقای روحانی.

ترقی با بیان اینکه دولت آقای روحانی با شعار اعتدال سر کار آمد و انتظار می‌رود که به این شعار هم پایبند باشد و پایبندی خودرا در عمل نشان دهد گفت: یکی از شاخصه‌های اعتدال نقد پذیری و تحمل صدای منتقدان است. تلاش دولت و همراهانش برای ساکت کردن صدای منتقدان آن هم با جوسازی و طرح ادعای تقابل با دولت هیچ نسبتی با اعتدال ندارد.

این فعال سیاسی با تاکید بر اینکه تقابل با دولت با شاکله روحیه اصولگریان هم مغایرت دارد گفت: موضوعاتی از این دست با بزرگ نمایی کردن نقد‌ها و ایرادات به اشکالات دولت بیشتر توسط جریان‌های تندروی اصلاح طلب با هدف حذف رقیب از صحنه سیاسی و هموار کردن میدان را برای تاخت وتاز‌های بعدی مطرح می‌شود.

زیباکلام: تاریخ در حال تکرار شدن است!

زیباکلام در ادامه گفتگو با اشاره به فضای پس از انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری و فضای پس از آن گفت: نمی خواهم بگویم تاریخ در حال تکرار شدن است اما تشابه هایی زیادی وجود دارد که فضای پس از ۲۴ خرداد ۹۲ یادآور فضای پس ۲ خرداد ۷۶ می شود.

این استاد دانشگاه افزود: با این حال این دو فضا تفاوت های هم دارند از جمله آنکه جناح راست آن زمان و اصولگریان اکنون نسبت به گذشته خیلی ضعیف تر شده است و آن یکپارچگی سابق را به دلیل انشقاق ها و انشعاب ها ندارد. از سوی دیگر کشور با بحران هایی روبرو است مهمترین آن بحران اقتصادی، که این بحران در دوره پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲ خرداد وجود نداشت تورم آن زمان به ۴۵ درصد نرسیده بود و دولت هزاران میلیارد تومان کسری بودجه نداشت.

وی ادامه داد: بنابراین اصولگریان اکنون پذیرفته اند که کشور با چنین بحران اقتصادی روبرو است از این رو باید به دولت فرصت داد که از این بحران برای آینده خود اصولگریان هم که شده عبور کنند. با این حال این اجازه اصولگریان در ایجاد تحول تنها محدود به عرصه اقتصادی می شود و آنها در ازای فراهم کردن این فرصت می خواهند عرصه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و… را تحت کنترل داشته باشند و مانع از تحقق شعارهای دولت در این حوزه ها شوند.

زیباکلام تصریح کرد: ممکن است که اکنون دولت این بده بستان اصولگرایان را درک کرده باشد اما یقینا باید به این درک هم برسد که نمی شود در عرصه اقتصادی موفق شود اما در عرصه سیاسی و اجتماعی نه و به طور کلی نمی شود موفقیت در یک عرصه را فدای عرصه دیگر کرد به این معنا که چون کشور در حوزه های اقتصادی و سیاست خارجی با بحران روبرو تمرکز دولت بر این دو عرصه باشد و موفقیت در این دو عرصه می تواند بر ناکامی ها در سایر حوزه ها سرپوش بگذارد.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: موفقیت دولت حسن روحانی در عرصه اقتصادی گره خورده است به موفقیت در عرصه سیاست داخلی و خارجی، گره خورده است به عرصه فرهنگی و اجتماعی و ناکامی در یک عرصه با ناکامی در عرصه های دیگر همراه خواهد بود.

وی گفت: آقای روحانی باید بداند دست روی دست گذاشتن هیچ کمکی به پیشرفت نمی کند. او باید بداند که اگر می خواهد شرایطی مشابه آقای خاتمی را پیدا نکند ضروری است با اتکا به آرای ۱۹ میلیونی خود ارتباط بیشتری با مردم داشته باشد و از کلی گویی و در لفافه صحبت کردن پرهیز کند.

این تحلیل گر مسائل سیاسی افزود: روحانی نمی تواند گامی از پیش بردارد بدون آنکه اوضاع و احوال را آنطور که هست بگوید و اینکه تصور کند که اگر در مقابل خواسته های زیاده خواهانه مخالفان عقب نشینی کند آنها را به تعامل وامی دارد سخت در اشتباه است. این جناح بارها ثابت کرده است که در مقابل یک گام عقب نشینی رقیب دو گام پیش روی می کند.

ترقی: برخی فکر می‌کنند معنای تعامل با دولت سکوت در برابر همه اقدامات آن است

ترقی در ادامه درباره طرح انتقاداتی که به اصولگریان پیرامون تلاش دولت برای مذاکره با آمریکا و رفع تنش و اختلافات با این کشور در ماه‌های گذشته مطرح می‌شود نیز گفت: متاسفانه بعضی‌ها تصورشان این است که ما هیچ دشمنی با آمریکا نداشته و نداریم پس نباید بگوییم بالای چشم آمریکا ابرو است.

معاون امور بین الملل حزب موتلفه اسلامی با بیان اینکه این عده که معتقدند، معنای همراهی و تعامل با دولت سکوت در برابر تمامی اقدامات دولت است گفت: تاکید بر دشمنی میان ایران و آمریکا حرف دسته و گروه خاص نیستی، حرف ملت است. مردم ایران نمی‌توانند به سادگی جنایت‌های ۶۰ ساله گذشته آمریکا علیه کشورشان را فراموش کنند تا دولت‌های دو کشور بخواهند مذاکره‌ای با یکدیگر داشته باشند.

وی افزود: مگر می‌شود چون دولت تصمیم گرفته است با آمریکا مذاکره کند از مردم بخواهیم هر نوع واکنش قلبی و واقعی خود در قبال این کشور را متوقف کنند یا مثلا به سر دادن شعار مرگ بر آمریکا پایان دهند. اساسا با کدام مجوز می‌توان به مردم گفت که از ابراز احساسات علیه آمریکا منع شده‌اند.

ترقی ادامه داد: بنابراین در همین راستا ممکن است عده‌ای از مردم انتقاداتی را نسبت به سیاست‌های در پیش گرفته شده از سوی دولت به خصوص در قبال آمریکا مطرح کرده یا مطرح کنند که این انتقادات به هیچ وجه به معنای تقابل با دولت نیست. اتفاقا طرح این انتقادات به نفع دولت هم محسوب می‌شود و می‌توان قدرت چانه زنی دولت در مذاکرات را بالا ببرد.

وی با تاکید بر اینکه منتقدان به سیاست خارجی دولت با اصل مذاکره ایران و آمریکا مخالفتی ندارند گفت: مذاکراتی که میان ایران و آمریکا شکل گرفته است اساسا برای رفع دشمنی میان دو کشور نیست این مذاکرات تنها برای حل برخی سوء تفاهمات و منازعات است.

معاون امور بین الملل حزب موتلفه اسلامی با بیان اینکه حال چون مذاکراتی میان ایران و آمریکا شکل گرفته است باید تاریخ دشمنی‌های آمریکا با ملت ایران را به فراموشی سپرد یک اشتباه بزرگ است گفت: اصلا کسی چه کسی به دولت چنین اجازه‌ای را می‌دهد که دشمنی با آمریکا را نادیده بگیرد و به نوعی این کشور را برای ۶۰ سال دشمنی با ملت ایران ببخشد.

وی درباره راه‌های پایان دشمنی ایران و آمریکا نیز گفت: طبیعتا راه پایان دشمنی دو کشور‌‌ همان راهی است که امام راحل و مقام معظم رهبری بر آن تاکید داشته و دارند و آن عذرخواهی رسمی از ملت ایران، پایان دادن به سال‌ها دشمنی با ملت ایران، آزاد کردن اموال بلوکه شده ایران و توقف تمام تحریم‌های ظالمانه خواهد بود.

ترقی در خاتمه با تاکید بر اینکه اصولگریان بنای تقابل با دولت را ندارند گفت: دولت متاسفانه با مشکلات جدی روبرو است که مهم‌ترین آن مشکلات اقتصادی است هرچند مشکلات سیاسی و اجتماعی به جای خود برای دولت دردسر آفرین است بنابراین دولت با مشکلات بالقوه‌ای که نمی‌تواند با فرافکنی مسوولیت آن را به گردن جریانات سیاسی منتقد بیندازد به نظر می‌رسد اصلاح طلبان تندرو هم قصد اقداماتی در آینده دارند که اکنون با طرح موضوعاتی از این دست که اصولگرایان روند تقابل با دولت را آغاز کرده‌اند دست پیش گرفته‌اند تا بحران‌هایی خود ساخته را به گردن رقیب بیاندازند.

پایان مطلب

****************************

کامنت من:

هیچ چیزی از این مسلم و مبرهن تر نیست که اقتدارگرایان و در رأس همه آقای خامنه ایی قصد عقب نشینی ندارند و از فرصت روی کار آمدن حسن روحانی میخواهند برای حل مسائل فلج کننده ایی استفاده کنند که خودشان و رئیس جمهور برگزیده اشان برای مملکت بوجود آورده اند. آن لحظه ایی که حسن روحانی این مسائل را حل کند، یا باید به”تدارکچی” گوش بفرمان نظام تبدیل شود و یا کناره گیری کند و یا در عمل او را مانند چند ماهه پایانی دولت احمدی نژاد عملاً برکنار نگاه میدارند. این تصور که رژیم تسلیم آرای مردم در انتخابات ۹۲ شود، بی پایه ترین توهمی است که کسی بدان میتواند دوچار شود. از اینرو بسیار مهم است ؛ همانطور که دکتر زیبا کلام میگوید، روحانی عقب ننشیند چون طرف مقابل مرزی برای عقب نشینی آن قائل نیست مگر تا تسلیم کامل او. عقب نشینی روحانی یعنی از دست دادن جایگاه مردمی آن و از دست دادن حمایت مردمی یعنی تبدیل شدن به آبدارچی اقتدار گرایان و مقام رهبری. اقتدار گریان فقط در مقابل ایستادگی روحانی جا خواهند زد و حرمت آرای ۱۹ میلیونی او را نگاه خواهند داشت.

 

چگالی مشروعیت و اقتدار نظام! – بخش یک

Share Button

 بدون اینکه مبانی و منشاء اتوریته و مشروعیت رژیم را دقیقاً شناسائی کنیم هرگز حریف آن نخواهیم شد و مانند کوری در تاریکی یک شبستان دنبال شکافی برای خروج خویش خواهیم گشت درحالیکه رندان حاکم به ریش ما و کورمالی بی نیتجه ما میخندند.

اول ژوئن
چند سال پیش، رئیس سابق “موساد” در اشاره به حماس، در یک مصاحبه گفت: ” در برخورد با یک جریان تروریستی ما فقط نمیتوانیم به ازهم پاشاندن تشکیلات آن با زور و سرکوب قناعت کنیم. تشکیلات یک جریان را میتوان با اعمال زور منهدم کرد ولی ایدئولوژی آنرا نمیتوان. با ایدئولوژی آن باید با ابزار مشابه مقابله کرد وگرنه آن تشکیلات دو باره خود را باز سازی میکند.” (نقل به مضمون).
۲۵۰۰ سال پیش از رئیس سابق موساد، سون تسو ژنرال نامدار چینی ۵( قرن پیش از میلاد) گفت، یک ژنرال ورزیده آن نیست که با شمشیر آخته به دشمن حمله کرده از کُشته پشته میسازد بلکه ژنرال خوب آن ژنرالی است که به مغز و استراتژی حریف خود حمله میکند و آنرا به چنان آشفتگی میرساند که پیروزی بر او بدون کُشت و کشتار عملی میشود.
این دو حکم تاریخی را، بسته به شرایط میتوان به همه درگیریهای نظامی و سیاسی تعمیم داد و نتیجه لازم را از آن گرفت. ولی قبل از ادامه بحث، بخود اجازه میدهم به این دو حکم فوق یک توضیح بیفزایم: ” هرچه یک سازمان یا جریان سازمانی/ ایدئولوژیک بلحاظ تشکیلاتی داری استحکام بیشتر باشد، لزوم فرسودنِ ایدئولوژیکی و حیثیتی آن، برای از پای درآوردنش بیشتر و تعین کننده تر میشود. هرچه یک جریان ایدئولوژیک، استحکام ایدئولوژیک بیشتری داشته و از زمینه اجتماعی و سیاسی مطلوب تری برخوردار باشد، لزوم متلاشی کردن کامل سازمانی آن با اعمال زور الزاماً بیشتر است! این حکم و رابطه تعین کننده نرمی و سختی دیکتاتوریها است چه دیکتاتوریهای توسعه طلب و چه فرقه و واپسگرا.
مشروعیت و مقبولیت ایدئولوژیک یک رژیم به آن رژیم اجازه میدهد تا از دستگاه سرکوب کمتر استفاده کند و بالعکس. مقبولیت و مشروعیت هم الزاماً بمعنی اصالت و حقانیت داشتنِ تاریخی و مردمی بودن یک ایئولوژی نیست بلکه میتواند ناشی از یک شورزدگی گذرای سیاسی و اجتماعی باشد مانند مورد انقلاب بهمن ایران ما و اکتبر روسیه کمونیستی.
رژیم شاه از آن جهت سقوط نکرد که از لحاظ امنیتی، نظامی و یا اقتصادی دوچار بحران شده بود بلکه این عرصه ها نقاط قدرت آن رژیم بودند. آنچه رژیم شاه را از پای درآورد، آن؛ مشروعیت سیاسی ای بود که آن رژیم [ به غلط یا درست که مسئله دیگریست] با کودتای عاشورایی شده ۲۸ مرداد، از دست داده بود. رژیم شاه، نه تنها مشروعیت سیاسی خود را، بویژه بین بخشی وسیعی از اقشار متوسط جامعه که فقط به فقدان دموکراسی می اندیشیدند، از دست داده بود بلکه با رواج گفتمان چپ، در چند دهه پس از جنگ، دوچار بحران ایدئولوژیک و مشروعیت تاریخی نیز گردیده بود، ایدئولوژی ای که بتواند بدان مشروعیت تاریخی و اتوریته ملی بدهد.
در آن دوران، ناسیونالیسم از هر نحله اش به یک ایدئولوژی مهجور و ناپسند تبدیل گردیده بود و گفتمان غالب گفتمان انترناسیونالیسم بود که به نوعی اُمت گرایی اسلامی، پان اسلامیسم و پان عربیسم را نیز دربر میگرفت تا جائیکه “بریگادهای ژاپنی مارکسیست” در همبستگی با جنبش فلسطین، با تجهزیات کامل تروریستی از هواپیما در فرودگاه بن گورین تل آویو پیاده میشوند و مردم را به گلوله میبندند و خود به گلوله بسته میشوند. جمیله بوپاشای الجزایری و آنجلا دیویس آمریکایی به چهره های نمادین زن انقلابی در دنیا تبدیل میشوند و “کارلوس” تروریست موسوم به شغال ونزوئلایی به قهرمان فلسطینیها.
در چنین شرایطی، شاه برخلاف امواج جاذبه نیرومند این جریانهای عمیقاً ضد ناسیونالیستی و ملی ستیزانه، پرچم ناسیونالیسم ایرانی را که بنظر روشنفکر چپ انترناسیونالیست، چپ مذهبی پان اسلامیست و پان عرب شده، مذهبی سنتی اُمت و آخرتگرای ما؛ کپک زده میآمد را بلند میکند، جشن دو هزار و پانصد ساله میگیرد و در تاریخگرایی، کوروش زده شده بنیاد شاهنامه بنا میکند و هزاره فردوسی میگیرد. این در حالیست که عبارت استبداد ۲۵۰۰ ساله سلطنتی ترجیح بند افاضات روشنفکر ایرانی است.
مشروعیت تاریخی و سیاسی رژیم شاه در این موجِ “اریب و انحرافی تاریخی”، هرچند گذارنده، تاب نمی آورد و ارتش و دستگاه نیرومند نظامی آن که کلاً نه برای مقابله با قیام و شورش مردم بلکه با روانشناسی آموزشی و تربیتی خاص نظامی، برای مقابله با تهدید خارجی تربیت شدده بوده است، به یکباره در برابر موج اعتراضاتِ مردم (ی) که بسرعت و در اثر همسوشدگی همه نیروهای سیاسی مختلف الجهت سیاسی کشور، ولی یک جهته برای براندازی آن؛ تاریخ ستیز، شاه ستیز، ناسیونالیسم ستیزگردیده ودوچار افسونزدگی دینی و ایدئولوژیک شده بودند فرو میپاشد.
نمونه دیگر هرچند با جهتگیری تاریخی کاملاً معکوس با رژیم شاه، سقوط رژیم کمونیستی اتحاد شوروی است.
اتحاد جماهیبر شوری، بزرگترین قدرت هسته ایی جهان با پیمان ورشو و ارتش سرخ و دستگاه مخوف “ک. گ. ب” ایش، گرفتار در رکود مزمن اقتصادی، نخست با جنبش “پرولتاریایی!” همبستگی در لهستان روبرو میشود و پس آن با شکست خُرد کننده ارتشش در افغانسان از مشتی مجاهد افغانی که به افسانه شکست ناپذیری ارتش سرخ مهر باطله زدند و پس از آن دو شکست، فروپاشی دیوار برلین و سرانجام گسیختن یکی پس از دیگریِ متحدانش، ایدئو لوژی کمونیسم را به همانجایی رساند که تا دو دهه پیش از آن ناسیونالیسم( بحق و ناحق) رسیده بود.
فرو پاشی ایدئولوژیک کمونیسم نه ناشی از ـ ازهم پاشیدن ارتش سرخ و پیمان ورشو بلکه در اثر شکسته شدن طلسم اتوریته اجتهادی و ایدئولوژیکی کمونیسم رخ داد، درهم شکستنی که یکباره اراده؛ پلیس و ارتش کمونیستی را برای سرکوب مردم درهم شکست و باور آنها را به ناباوری تبدیل کرد.
اتوریته و مشروعیت کمونیسم که با پیش زمینه ها و شکستهای فوق در هم شکست: ۱ ـ در فاز نخست؛ در سرنگونی رژیم تزاری و سپس، ۲ ـ در جنگ کبیر “میهنی!” وپیروزی ارتش سرخ و “آزاد سازی!” بخش وسیعی از اروپای شرقی از چنگ فاشیسم هیتلری، و ۳ ـ تبدیل شدن روسیه شوری به اتحاد جماهیر شوروی؛ آوانگارد تهاجمی و باروی دفاعی “سیستم جهانی سوسیالیسم” بعنوان یکی از دو ابر قدرت جهان، و ۴ ـ دست آوردها و موفقیتهای فضایی و تبدیل شدن به نخستین کشوری که فضا نورد به کیهان فرستاد و با “خود رونده ـ لوناخود” یکی از دو کشوری بود که سطح ماه را فتح کرد، منبعث شده و حقانیتی تردید ناپذیر یافته بود. این دست آوردها در حقیقت لالایی های خواب آوری بودن که ملت روسیه  رابه چنان خواب سنگینی فرو برد که تا چند دهه بعد که کاستیهای نظام سوسیالیستی خود را نشان داد، متوجه شبیخون شبح سرخ به منافع ملی و تاریخی خود و عقب ماندگی وحشتناکش خویش از بقیه دنیا نشد.
ماشین سرکوب پلیسی، دستگاه مغز شویی (مانوپیولاسیون) سیاسی و ایدئولوژیکِ حزب کمونیست و سایر حوادث سیاسی دنیا، دیگر هرگز به ملت روسیه مجال نداد تا از خود بپرسد اگر تزار نمی افتاد چه میشد؟ و در آنصورت ملت روس چه سرنوشتی میداشت و میتوانست داشته باشد؟
من فقط در اینجا به نقل از لنین بگویم که در آن دوران، روسیه تزاری دموکراسی نداشت ولی یکی از شتابناکترین نرخِ رشد صنعتی و تراکم سرمایه صنعتی در جهان را داشت.
پس از انقلاب و چیرگی کمونیسم، ملت روسیه هرگز دیگر فرصت نیافت تا از خود بپرسد اگر تزار ساقط نمیشد و کمونیستها پیروز نمیشدند، آیا روسیه باز هم ۲۰ میلیون از جوانان خود را در جنگ دوم جهانی بکشت  میداد؟ با فرض ادامه و شرکت پیروزمندانه روسیه تزاری در جنگ اول و دوم جهانی، آیا روسیه تزاری از غنائم مستعمراتی که بدان امکان میداد به قدرتی جهانی تبدیل شود باز میماند؟ آیا اگر تزاریسم در روسیه باقی مانده بود، روسیه دیرتر از بقیه کشورهای مشابه و همطراز خود به دموکراسی میرسید؟ آیا این کشوربزرگ دوچار تسلسل کور این “شبه دموکراسی” که در حقیقت مافیا کراسی است میشد؟ آیا روسیه شانسی کمتراز اسپانیا، پرتقال، امپراطوری عثمانی، چک و لهستان برای دموکراسی شدن و توسعه موزون اقتصادی میداشت؟
ملت روسیه از خود هرگز نپرسید و دیگر فرصت نیافت تا بپرسد که آیا این” قدرت جهانی” شدن، امکانی هم به شهروندان روسیه داد تا در دنیای آزاد مانند شهروندان قدرت رقیب(آمریکا) با گردنهایی افراشته جهانگردی کرده و روبل های خود را با همان نرخی تسعیر کنند که دلار آمریکا؟
ملت روسیه هرگز فرصت نیافت تا مسکن حقیر خود را که یکی از نازل ترین، هم به لحاظ کیفی و هم مساحنی، در مقایسه با ایران، ترکیه و پاکستان (آنروز و نه امروز) بود، بسنجد، تا صفهای طولانی تخم مرغ و مرغ و .. ، و سطح بسیار نازل سرانه مصرف پروتئین و قفسه های خالی فروشگاههای خود را، خودفروشی زنان و دخترانش را به ازای چند آدامس یا جوراب نایلون، دلار سیاه و چند برابری با قیمت بانکی و رسمی مقایسه کرده تا به ارزش و هزینه واقعیِ؛ موشک و سفینه هوا کردن و به قدرت اتمی تبدیل شدن حکومت خود پی ببرد. در واقع همین دست آوردها هم نه دست آوردی برای روسیه بلکه وسیله ای برای سیطره بوروکراسی حزبی و نظامی شد. نه افسران عالیرتبه ارتش و نه بلند پایگان و حتی اعضای ساده حزبی، در فقر و محرومیت ملت روس شریک نبود.
امروز ملت روسیه با عقب افتادگی بسیار مزمن خود در مقایسه با: ترکیه، هند و مالزی و فیلیپین و گرفتار شدن در سیکل فساد سیاسی و اقتصادی، هزینه آن غفلت زدگی و فریب خوردگی تاریخی خود را میپردازد. و صورت هزینه ای که آینده در برابر ما ایرانیان نیز خواهد نهاد اگر از آنچه در برابر ملت روسیه نهاده است بیشتر نباشد کمتر نیست. از اینرو؛ آسیب شناسی این بیماریِ ملت و مملکت سوز مهلک تاریخی، برای کاستنِ حد ممکن از هزینه های آتی، و آمادگی و توانایی برای رویارویی مؤثر با چالشی که حاکمیت ولایی برای توسعه ملی ما ایجاد کرده است، و با توجه به توضیحات فوق، برای ما مدعیان دموکراسی خواهی و میهن پرستی در ایران اهمیت سرنوشت ساز دارد.
بدون اینکه مبانی و منشاء اتوریته و مشروعیت رژیم را دقیقاً شناسائی کنیم هرگز حریف آن نخواهیم شد و مانند کوری در تاریکی یک شبستان دنبال شکافی برای خروج خویش خواهیم گشت درحالیکه رندان حاکم ناظر بر تلاش بی ثمرمان، به ریش ما و کورمالی بی نیتجه ما میخندند.
بخش دوم این یاداشت به منشاء مشروعیت سیاسی، تاریخی و اعتقادی (ایدئولوژیک) رژیم و آسیب شناسی آن خواهد پرداخت.