Archive for: January 2014

جهان بینی دائی جان ناپلئونیستی و واقعیت سیاسی دوران ما

Share Button

در چهارچوب چنین نگاه منسوخی،  مداخله آمریکا درعراق، مداخله ایی برای غارت نفت توصیف میشود بدون اینکه مدعی زحمت اینرا بخود بدهد تا بداند اگر آمریکا بتواند تمام ذخایر نفتی عراق را هم یکجا به خاک خود انتقال دهد، باز جبران هزینه این مداخله نظامی را نخواهد کرد. چنین نگاهی “نقش جهانی” داشتن آمریکا را یا اصلاً درک نمیکند یا آنرا با معیارهای عصر مستعمراتی انطباق میدهد. چنین آدمی درهمبافتگی  بازار جهانی، که آمریکا متوجه کُل آن است و نه پاره اجزای آن، را درک نمیکند.عمو سام 2

جهان ما وارد دوره جدیدی از تحولات گردیده است که باید قوانین و کد های آنرا درک کرد.

این یک امر معمول است که وقتی آدم با یک کسی که  با اطلاعات کمی راجع به موضوعاتی  که نسبت به آنها  چندان اطلاع ندارد ولی اظهار نظر های قاطع ابراز میکند برمیخورد با یک حکم ساده:” طرف بی سواد است.” خود را راحت مینماید. ما کمتر عادت داریم این نادانی را به زاویه دید طرف و حتی منافع گروهی و یاشخصی اظهار نظر کننده نسبت دهیم.

از زمان ارسطو تا کانت تا امروز آنها که خردی داشته اند سعی کرده اند که بین عقلانیت نظری و عقلانیت عملی مرزبندی کنند. معنای عملی  این حرف، اینست که در برخی مسائل عملی و تجربی که شعور متعارف قادر به درک انهاست، یک سپور شهرداری میتواند معلوماتش بعلت تجارب عملی متعارفش از یک فیلسوف یا دانشمند فیزیک نظری یا استاد علوم سیاسی بیشتر باشد. عقلانیت عملی با تجربه زندگی تحصیل میشود و عقلانیت محض یا نظری از راه آگاهی به تئوریها علمی و نظریات فلسفی. در مورد اول شخص با نتیجه بیواسطه عملکرد خود کار دارد  و در حالت دوم با همخوانی ساتسها (صغرا و کبراها) های نظری و منطقی با هم.

با دوستانی برمیخورم که مرا متهم به راست شدن و طرفدار آمریکا شدن، چنان متهم میکنند آنچنانکه در سایق من خودم  با “جاوید شاهی ها” و “ولایت زده ها” و “غرب زده ها” برخورد میکردم. این برخورد را من به این حساب میگذارم که این دوستان تغیر پارایمی را که جهان ما پس از فروپاشی بلوک شرق رخ داده است و پس لرزه های آن همچنان بصورت ظهور بیناد گرایی، حرکت بسوی جهان تک نظامی و تحولات علمی و فنی همراه آن را که به این تغیر پارادایم شتاب داده و محرکه آنست را نمی بینند. ندیدن این تغیر پارادایم، ابداً ربطی به، با سواد و بی سواد بودن  آدمها ندارد. بلکه حاکی از نگاه به جهانی متغیر از پشت عینکی است که تغیرات را نمیتواند ببیند. و کمکی هم نمیکند که ما دسته های این عینک را اینطرف و آنطرف کرده یا خود عینک را یک یا دو سانتیمتر روی بینی امان بالا و پائین ببریم.

یک چنین نگاه تاریخ گذشته ایی، جهان را همچنان در عصر توسعه طلبی های استعماری می بیند و پیشرفته ترین این  نو نگاه ، دنیا را در عصر جهان دوقطبی و توسعه طلبی های امپریالیستی.

بسیاری از سیاسیتورزان یا تحلیلگران سیاسی، با چنین نوعی از نگاه که میراث  فهم سیاسی عصر امپراطوریهای استعماری بعنوان پارایم  فاز نخست توسعه سرمایه داری است، فازی  که مضمون آن در درجه نخست میخواهند رویدادها سیاسی را توضیح دهند و در نتیجه به آنچه میرسند تصویر واقعی دنیا ی کنونی نیست.

آنها درک نمیکنند که، دوران  توسعه افقی و ارضی سرمایه داری و معدن و زمین خواری بعنوان یک مرحله تاریخی یا یک پارادایم توسعه درعصر کنونی، با تمام قواعد و  کُدهای توصیفی و مشخصه های ساختاری خود مدتهاست که پایان یافته است. این مانند اینست که ما بخواهیم با یک چراغ نفتی حرارت یک فلز یا شبه فلز را به ۳۰۰۰ درجه سانتیگراد برسانیم. مهم نیست ما فیتیله را چقدر بالا بکشیم. همه منافع نفتی دنیا راهم اگر آتش بزنیم  با ان نوع دستگاه سوختی، هرگزچنین حرارتی ایجاد نخواهد کرد باید دنبال  انرژی سوختی شیمیایی یا فیزیک/شیمیایی  دیگری برای ایجاد چنین میزانی از حرارات بود.

در چهارچوب چنین نگاه منسوخی،  مداخله آمریکا درعراق، مداخله ایی برای غارت نفت توصیف میشود بدون اینکه مدعی زحمت اینرا بخود بدهد تا بداند اگر آمریکا بتواند تمام ذخایر نفتی عراق را هم یکجا به خاک خود انتقال دهد، باز جبران هزینه این مداخله نظامی را نخواهد کرد. چنین نگاهی “نقش جهانی” داشتن آمریکا را یا اصلاً درک نمیکند یا آنرا با معیارهای عصر مستعمراتی انطباق میدهد. چنین آدمی درهمبافتگی  بازار جهانی، که آمریکا متوجه کُل آن است و نه پاره اجزای آن، را درک نمیکند.

چنین نگاهی درک نمیکند که اگر آمریکا نبود پیمان ورشو و شوروی در آن دوران و تروریسم و بیناد گرایی دینی در این دوران چه بر سر دنیا می آوردند . کدام دولت در جهان قادر بود و هست جلوی هیتلرها و موسولینی ها و استالین های تازه به دوران را بگیرد؟. چنین نگاهی قربانیان جنگ و مداخله در افغنستان را می بیند ولی اینرا نمی بیند که اگر طالبان در این مدت مانده بود برای مردم افغانستان و دنیا چقدر هزینه داشت. ااگر همان صدام مانده بود برای مردم منطقه و خود عراق چقدر هزینه میداشت و اگر همین رژیم اسلامی خودمان بماند از ایران و ملت آن در ده سال آینده، بعنوان یک جامعه سالم و پویا چه خواهد ماند . حد اقل امروز این یاغیان دنیا میدانند که نیرویی درجهان وجود دارد که بحق و یا نا بحق اجازه نمیدهد تا آنها با قداره کشی ثبات دنیا را بهم بریزند. امروز دیگر ستمگران دنیا میدانند که به برکت نظم نوین جهانی دادگاهی بنام دادگاه هاگ و دادگاه سازمان ملل وجود دارد که میتواند حکام جنایتکاری  که در حق مردم خود به جنایت مرتکب میشوند را به پشت میز اتهام بکشاند. و در پشت سر این دادگاه سازمان ملل اقتدار غرب و در درجه اول آمریکا قرار دارد و نه روسیه یا بشار اسد و.. .

انگیزه نگارش این یاداشت، دیدن یاداشتی در گاردین دیروز بود. سیماس میلنه، یکی از مفسران آن نشریه  یاداشتی نوشته بود که اگر اسمش سییماس میلنه نبود، من فکر میکردم یکی از رفقای کهنه توده ای سابق در نشریه ارگان حزب کمونیست اتحاد شوروی، پراودا، این مقاله را به روسی نوشته و کیهان شریعتنمداری هم آنرا به انگلیسی برگردانده و درج کرده است.

فکر کردم این دیگر چه روزنامه نگاری است و فکر کردم شاید تازه به گاردین آمده است ولی وقتی بیوگرافی طرف را خواندم، دیدم نه! طرف از قلمزنان قدیمی گاردین است. او در این یاداشت خود همه اپوزیسیون ضد حکومت روسیه گرای یانوکویچ را ائتلافی مرکب از فاشیستها، اولترا ناسیونالیستها، آنتی سمیتزیست ها و کلان سرمایه داران میداند که از ستاد ناتو هدایت میشوند و سپس در آخر سر هم روضه شبه عاشورایی بریده شدن سر شهدای اخوان المسلمین  در مصر را توسط کودتا گران و  دیکتاتوری جدید مصر سر میدهد. از خواندن این یادداشت بواقع به حیرت دوچار شدم. نتوانستم بگویم طرف بیسواد است. نمیتوانم بگویم بیخبر است تنها چیزی که میتوانم بگویم اینست ممکنست سبیل طرف خیلی چرب شده باشد که این مقاله نوشته است!

ولی صرفنظر از یاداشت فوق، هستند کسانی که با معلومات عرضی و افقی زیاد از درک ساخت پیچیده و “آلی” سیاست در دوران ما عاجزند و همچنان در گذشه با معیارهای گذشته جهان امروز را میخواهند رصد کنند.

بعنوان اختتام کلام” باید بگویم یک عینک اوپتیکال، یک درجه دید دارد، یک جنبه آستیگماتیکال  داردو میتواندفتو کرومیک و رنگی هم باشد  و یا در عبور رنگها از خود تغیراتی در آنها ایجاد کند مانند پولاراید.

از زاویه درجه دقت خطوط ، یک عینک رنگی میتواند خطوط را کاملا دقیق نشان دهد ولی به رنگ که برسد رنگ را نتواند نشان دهد. و برعکس و همین حکم در باره آستیگماتیسم عینک هم صادق است. عینک نادرست آسیگماتیک، میتواند تصویر را به اندازه و رنگ واقعی نشان  دهد ولی وقتی خطوط و ابعاد را چنان بشکند و یا انحنا دهد که آدم نسبت ابعاد و خطوطرا درست نبیند.

فقط “باید به خدا پناه برد” اگر؛ نه درجه، نه رنگ نمایی و نه آستیگماتیسم شیشه عینک که ادم استفاده میکند درست باشد و دسته آنهم کج و کوله باشد و روی بینی هم درست ننشیند.

این توصیف بهیچ وجه اغراق نیست و در عرصه سیاسی مملکت ما آدمهایی با این نوع نگاه هستند و پر معلومات و گاه نام و و نشاندار هم هستند . مقاله مورد بحث گاردین در زیر هست کافی است فقط تیتر آنرا ببینید!

دایی ناپلئونیسم سیاسی امروز به متحد غیر رسمی استراتژیک رژیم و عصای موسای آن تبدیل گردیده است. و متآسفانه این دایی جان ناپلئونیسم در بین اپوزیسوین برانداز اگر از اصلاح طلبان بیشتر نباشد بهیچ وجه کمتر نیست.

In Ukraine, fascists, oligarchs and western expansion are at the heart of the crises

The story we’re told about the protests gripping Kiev bears only the sketchiest relationship with reality

The Gaurdian

Seumas Milne

Seumas Milne

We’ve been here before. For the past couple of months street protests in Ukraine have been played out through the western media according to a well-rehearsed script. Pro-democracy campaigners are battling an authoritarian government. The demonstrators are demanding the right to be part of the European Union. But Russia’s president Vladimir Putin has vetoed their chance of freedom and prosperity.

he Guardian, Wednesday 29 January 2014 20.31 GMT

Matt Kenyon 30 January

 

The Ukrainian faultine has the potential to draw in outside powers and lea to a strategic clash.’  Illustration by Matt Kenyo

The story we’ve heard in one form or another again and again – not least in Ukraine’s western-backed Orange revolution a decade ago. But it bears only the sketchiest relationship to reality. EU membership has never been – and very likely never will be – on offer to Ukraine. As in Egypt last year, the president that the protesters want to force out was elected in a poll judged fair by international observers. And many of those on the streets aren’t very keen on democracy at all.

You’d never know from most of the reporting that far-right nationalists and fascists have been at the heart of the protests and attacks on government buildings. One of the three main opposition parties heading the campaign is the hard-right antisemitic Svoboda, whose leader Oleh Tyahnybok claims that a “Moscow-Jewish mafia” controls Ukraine. But US senator John McCain was happy to share a platform with him in Kiev last month. The party, now running the city of Lviv, led a 15,000-strong torchlit march earlier this month in memory of the Ukrainian fascist leader Stepan Bandera, whose forces fought with the Nazis in the second world war and took part in massacres of Jews.

So in the week that the liberation of Auschwitz by the Red Army was commemorated as Holocaust Memorial Day, supporters of those who helped carry out the genocide are hailed by western politicians on the streets of Ukraine. But Svoboda has now been outflanked in the protests by even more extreme groups, such as “Right Sector”, who demand a “national revolution” and threaten “prolonged guerrilla warfare”.

Not that they have much time for the EU, which has been pushing Ukraine to sign an association agreement, offering loans for austerity, as part of a German-led drive to open up Ukraine for western companies. It was Viktor Yanukovych’s abandonment of the EU option – after whichPutin offered a $15bn bailout – that triggered the protests.

But Ukrainians are deeply divided about both European integration and the protests – largely along an axis between the largely Russian-speaking east and south (where the Communist party still commands significant support), and traditionally nationalist western Ukraine. Industry in the east is dependent on Russian markets, and would be crushed by EU competition.

It’s that historic faultline at the heart of Ukraine that the west has been trying to exploit to roll back Russian influence since the 1990s, including a concerted attempt to draw Ukraine into Nato. The Orange revolution leaders were encouraged to send Ukrainian troops into Iraq and Afghanistan as a sweetener.

Nato’s eastward expansion was halted by the Georgian war of 2008 and Yanukovych’s later election on a platform of non-alignment. But any doubt that the EU’s effort to woo Ukraine is closely connected with western military strategy was dispelled today by Nato’s secretary general, Anders Fogh Rasmussen, who declared that the abortive pact with Ukraine would have been “a major boost to Euro-Atlantic security“.

Which helps to explain why politicians like John Kerry and William Hague have been so fierce in their condemnation of Ukrainian police violence – which has already left several dead – while maintaining such studied restraint over the killing of thousands of protesters in Egypt since last year’s coup.

Not that Yanukovych could be mistaken for any kind of progressive. He has been backed to the hilt by billionaire oligarchs who seized control of resources and privatised companies after the collapse of the Soviet Union – and fund opposition politicians and protesters at the same time. Indeed, one interpretation of the Ukrainian president’s problems is that the established oligarchs have had enough of favours granted to an upstart group known as “the family”.

It’s anger at this grotesque corruption and inequality, Ukraine’s economic stagnation and poverty that has brought many ordinary Ukrainians to join the protests – as well as outrage at police brutality. Like Russia, Ukraine was beggared by the neoliberal shock therapy and mass privatisation of the post-Soviet years. More than half the country’s national income was lost in five years and it has yet fully to recover.

But nor do the main opposition and protest leaders offer any kind of genuine alternative, let alone a challenge to the oligarchy that has Ukraine in its grip. Yanukovych has now made sweeping concessions to the protesters: sacking the prime minister, inviting opposition leaders to join the government and ditching anti-protest laws passed earlier this month.

Whether that calms or feeds the unrest will be clear soon enough. But the risk of the conflict spreading – leading political figures have warned of civil war – is serious. There are other steps that could help defuse the crisis: the creation of a broad coalition government, a referendum on EU relations, a shift from a presidential to a parliamentary system and greater regional autonomy.

The breakup of Ukraine would not be a purely Ukrainian affair. Along with China’s emerging challenge to US domination of east Asia, the Ukrainian faultine has the potential to draw in outside powers and lead to a strategic clash. Only Ukrainians can overcome this crisis. Continuing outside interference is both provocative and dangerous.

 

 

John Kerry to meet Ukrainian opposition leaders in Germany

Share Button

US Secretary of State John Kerry to hold talks with ‘major figures in the Ukrainian opposition’ on the sidelines of the Munich Security Conference, senior State Department official confirms

 john-kerry_2464647b

۵:۱۵AM GMT 31 Jan 2014

 The Telegraph

In a major show of support for pro-democracy protesters in Ukraine, US Secretary of State John Kerry will meet with top opposition leaders for the first time in Germany, senior US officials said on Thursday.

On the sidelines of the Munich Security Conference opening this weekend, Kerry will “have an opportunity to have his first meeting with the major figures in the Ukrainian opposition” on Saturday, a senior State Department official said.

Among those slated to hold talks with the top US diplomat are UDAR (Punch) party leader and former boxing champion Vitali Klitschko and opposition politician Arseniy Yatsenyuk.

Kerry is also expected to meet Ukraine’s Eurovision Song Contest pop star winner Ruslana, who has been encouraging the protesters on Independence Square over the past weeks with free performances.

“We’ve been cautiously optimistic that this dialogue between the government and the opposition is beginning to bear fruit,” the US official told reporters on a conference call.

انقلاب دوم تونس یک رخداد با اهمیت دیسکورسیو

Share Button


و سخن آخر اینکه،  این تحولات در تونس، همانند تحولات مصر، حاصل نبردی سه ساله و همه جانبه بین اسلامگرایان شریعت خواه و جامعه مدنی بوده است که به پیروزی دومی بر اولی انجامیده و موضوع و مضمون این مبارزه نه منحصر به جامعه تونس بلکه مسئله ایی است که به اشکال مختلف گریبان گیر همه جوامع و ممالک اسلامی است، از اینرو، این پیروزی را اولاً بحق انقلاب دوم تونس و علاوه برآن ، آنرا باید یک پیروزی دیسکورسیو “گفتمانی” بر اسلام سیاسی میتوان تلقی کرد که ترکشهای پیروزی آن دیر یا زود به همه منطقه و جهان اسلام اصابت خواهد کرد. پیروزی مردم تونس در عزل دولت اسلامگرای النهضت و وادار ساختن اسلامگرایان آنجا به تن دادن به یک قانون اساسی مدرن و لیبرال دموکراتیک و پذیرفتن غیراسلامی بودن دستگاه دولت و امر سیاست در آن کشور فقط یک پیروزی برای مردم تونس نیست.

با فاصله گیری از اسلامگرایی، تونس بسمت دموکراسی لیبرال پیش میرود

نگارش تحلیلهایی راجع به تحولات سیاسی این سه ساله ی  تونس در برنامه ام بود که متاسفانه بعلت اولویت های دیگر مقدور نشد. بنظر من پس از مصر، تا آنجا که به نقش و سرنوشت اسلامگرایی در آینده منطقه و دنیا مربوط میشود تحولات تونس نیز اهمیت کاملاً تاریخی و حتی جهانی دارد زیرا پیامدها و بازخوردهای این تحولات به درون مرزهای تونس محدود نخواهد ماند کما اینکه مال مصر نمی ماند.

تحولات تونس شباهتها و تفاوتهایی با تحولات مصر دارد که توجه بدانها همانقدر اهمیت دارد که خود مسئله تغیرات این سه ساله:

۱ ـ تونس در زمان سرنگونی زین العابدین بن علی، نه تنها به لحاظ ساختار قدرت سیاسی، بلکه بلحاظ  فرهنگی و حقوق مدنی، یکی از لائیک ترین و  سکولارترین کشورهای اسلامی بود شاید از ترکیه جلو تر. اولین نتیجه این پیش زمینه سیاسی و فرهنگی این شد که اسلامگرایان تونسی نتوانستند انقلاب ضد دیکتاتوری در آن کشور را به انقلاب اسلامی، حق و اعتبار دینی را به حق و اعتبار سیاسی بقصد بهره برداری از باورهای دینی مردم تغیر دهند هرچند تونس آنقدرها هم سوپر مدرن نبود که سرآنجام در نخستین انتخابات پس از انقلاب  هم اسلامگرایان در آن بیشترین سهم را از آرای مردم کسب نکنند.

۲ ـ تفاوت پیروزی اسلامگرایان در تونس با مصر در این بود که در تونس نه سلفسیتها با آرای ۲۳%ی خود بلکه جریانهای چپ سنتی یا بجای مانده از آن چپ، متحد اسلامگریان شده و دولت تشکیل دادند و نیروهای لیبرال دموکرات و چپهای غیر سنتی و نیروهای وابسته به رژیم زین العابدین بن علی از همان روز نخست با قاطعیت در مقابل اسلامگریان ایستادند هرچند بدون  آن همبستگی ای که ائتلاف ملی مصر داشت. نتیجه این تقابل این شد که اسلامگرایان تا آن حد نتوانستند فرادستی یافته و مانند اخوان المسلمین در مصر تاخت و تاز کنند تا آنجا که خشم مردم را برانگیزند و سرنوشتی را نصیب خود کنند که با یک انقلاب ضد اسلامگرایی در ژوئیه سال قبل سرنگون شده و غیر قانونی شوند.

۳ ـ برخلاف مصر که در آنجا اسلامگرایان بعلت برتری قاطع خود، مجلس قانونگزاری و دولت را یکسره قبضه کردند،  اسلامگرایان  تونس به رهبری النهضت زیر ۵۰% بودند و لذا روند تدوین قانون اساسی جدید بعلت کشکمکش طولانی ، در موعد یکساله مقرر و بدون اینکه تمام هم شود به پایان رسید که باعث خشم مردم شد. نبرد در تونس بیش از آنکه در خیابانها انجام شود در درون سالن کنگره تدوین قانون اساسی جریان داشت. بخشی از نیروهای سکولار همان اول کنگره را ترک کردند و تقریباً بی نتیجه به  بسیج خیابانی پرداختند و برخی جناحهای آنهم که در کنگره ماندند بعلت قلت  نسبی خود نتوانستند در برابر اسلام گرایان ایستاده و از گنجاندیدن مواد شریعتگرایانه در قانون اساسی جلو گیری کنند. سرانجام در یک توازن شکننده بین جنبش خیابانی و مبازه پارلمانی برای قانون اساسی جدید، و پس از اعتصابات و اعتراضات خیابنی و تهدیدات فداراسیون قدرتمند اتحادیه های کارگری اسلامگرایان  در یک مهلت یک ماهه داده شده، هم به تغیر مواد شرعی در قانون اساسی تن دادند و هم به تشکیل یک دولت بیطرف تکنوکرات.

۴ ـ  نتیجه چنین فرایندی کشمکش آمیزی این شد که اسلامگرایان تونسی توانستند، هم جایگاه خود را درساختار در حال شکلگیری قدرتی که هنوز فرم کامل حقوقی بصورت حکومت (نه صرفاً دولت)  نیافته است حفظ کنند و هم توانستند رگه تشرع را در مجموعه قانون اساسی حد اقل در همان حد مصر بگنجانند امتیازی که به نسبت سکولار بودن جامعه تونس برای اسلامگرایان آنجا زیادتر از سهم اجتماعیشان بود. در مصر سکولار ها بیشتر از سهم اجتماعی خود در تدوین قانون اساسی و نیروی محرکه پشت آن سهم گرفتنند و در تونس برعکس. مصر با اینکه بمراتب از نظر مذهبی بودن مردم، از جامعه تونس مذهبی تر است، مشابه همان قدر قانون اساسی با مواد دینی بسته بندی شد که در تونس و نتیجه بلحاظ صرف حقوقی تقریباً یکسان و مشابه از آب درآمد. ولی اهمیت بسیار بیشتر تاریخی قانون اساسی مصر در اینست که در حقیقت این قانون اساسی تا ۹۰% بدست سکولاریستهای لیبرال اجرایی میشود و عملاً اسلامگرایان بعنوان نیروی سیاسی/اجتماعی پشت سر مواد اسلامی و شرعی قانون اساسی نیستند چون بیشترشان بجرم های تروریستی و جاسوسی در زندان و تحت تعقیب و غیر قانونی هستند ولی در تونس درحکومت و عرصه سیاسی حضور دارند و مطمئناً  در آینده با چنگ و دندان برای پیاده کردن آن مواد اسلامی که در قانون اساسی  گنجانیده اند خواهند جنگید. ولی در مصر بعلت چیرگی نسبتاً مطلق لیبرالها و سکولارها مواد اسلامی در قانون اساسی جنبه تزئینی خواهند یافت چون نیروی حقوقی و سیاسی واقعی در پشت سر آن مواد نیست که بر اجرای اکید آنها تأکید کند. تنها جریان اسلامی در صحنه حزب سلفیست نور است که انهم در بالنس با کشیشهای مسحییان قبطی همدیگر را خنثی میکنند.

۵ ـ در تونس ارتش و نیروهای امنیتی ضعیف بودند و نتوانستند مانند مصر در فرایند اسلامزدایی از عرصه سیاسی(و نه اجتماعی و فرهنگی)، نقشی مؤثر بازی کنند.

۶ ـ  اولین نبتجه اینکه هرچند جامعه مصر حتی ارتش آن از تونس بسیار مذهبی تر است ولی صحنه سیاسی بعلت حرفه ایی و مدرن بودن ارتش و بوروکراسی بجا مانده از دوران سادات و مبارک، ساختار قدرت سیاسی بمراتب غیر مذهبی ترو به ارزشهای سکولار دموکراتیک نزدیکتر خواهد بود و سریعتر هنجار های مدرن را پذیرا خواهد شد. دومین نتیجه اینکه جامعه تونس پس از این مصالحه ناشی از بالانس  شکننده قدرت (صلح مسلح)، روی تشکیل دولت فن سالار و مجموعه قانون اساسی مرض الطرفین تدوین شده،  با نبرد اسلامگرایان و سکولار ها در عرصه قدرت سیاسی ادامه خواهد یافت و روند دولت ملت /سازی و بورکراسی مدرن در آن کشور به آن سرعتی که انتظار میرود در مصر پیش رود پیش نخواهد رفت.

و سخن آخر اینکه،  این تحولات در تونس، همانند تحولات مصر، حاصل نبردی سه ساله و همه جانبه بین اسلامگرایان شریعت خواه و جامعه مدنی بوده است که به پیروزی دومی بر اولی انجامیده و موضوع و مضمون این مبارزه نه منحصر به جامعه تونس بلکه مسئله ایی است که به اشکال مختلف گریبان گیر همه جوامع و ممالک اسلامی است، از اینرو، این پیروزی را اولاً بحق انقلاب دوم تونس و علاوه برآن ، آنرا باید یک پیروزی دیسکورسیو “گفتمانی” بر اسلام سیاسی میتوان تلقی کرد که ترکشهای پیروزی آن دیر یا زود به همه منطقه و جهان اسلام اصابت خواهد کرد. پیروزی مردم تونس در عزل دولت اسلامگرای النهضت و وادار ساختن اسلامگرایان آنجا به تن دادن به یک قانون اساسی مدرن و لیبرال دموکراتیک و پذیرفتن غیراسلامی بودن دستگاه دولت و امر سیاست در آن کشور فقط یک پیروزی برای مردم تونس نیست.

انگیزه پرداختن به این یاداشت کوتاه، روی این مسئله بزرگ، توصیه جان کری به دولت جدید تونس بود که نسبتاً با لحنی که از جایگاهی شبیه پدر خواندگی توصیه کرده است که با تمام شدن کار قانون اساسی، هرچه زودتر انتخابات را برگزار و دولت جدید تشکیل  گردد. کری در این توصیه خود  تأکید میکند، صدای فریاد مردم در کرویدورهای حکومتی همانقدر باید بازتاب یابند که در خیابانها شنیده شده اند.

در ظاهر توصیه های جان کری هیچ نکته ای که خود بخود جلب توجه کرده و یا تحریک آمیز باشد نیست. ولی نفس این توصیه ، توصیه وزیر خارجه آمریکا، امپریالیسم جهان خوار و شیطان بزرگ دیروز، با این بی پروایی عملی به یک دولت عربی و با ملت مسلمان تأئیدی بر آنچه است که من چندین طی این سه سال از شروع بهار عربی، بارها بدان اشاره کرده ام. و آنهم اینست که بلحاظ جغرافیای سیاسی؛ ما دیگر نه با خاورمیانه عربی بلکه با خاورمیانه غربی ویا بهتر گفته شود خاور میانه آمریکایی روبرو هستم. امروزه دیگر شرکت مستقیم نمایندگان آمریکا، رفت آمد منظم و مکرر آنها به خاور میانه برای میانجی گری و یا شور و مشورت  کاملاً یکی امر عادی شده است. حضور و دیدار نمایندگان و دولتمردان آمریکایی، انگلیسی و فرانسوی با دولتمردان، قانونگزاران و رهبران جنبش های مدنی و NGO ها به  یک امر کاملاً طبیعی تبدیل گردیده است. تماس داشتن و کمک مادی و مشورتی از آمریکا گرفتن دیگر نه تنها یک تابو و بی ناموسی سیاسی نیست بلکه از نگاه بخش زیادی از جمعیت مدرن این کشورها،  گواهی بر، و میزانی برای قرار داشتن امر سیاست در جاده ای  درست و فارغ از  ماجراجویی وعربده های چالشگرانه انقلابی نمایانه است.

این تحول شگفت انگیز به خاور میانه محدود نیست، جان مک کین سناتور محافظه کار معروف آمریکا، در پشت سنگرهای میدان استقلال کیف روی سکوی سخنرانی میرود و فریاد میزند ای مردم اوکرائین: قانونگزاران و جامعه آمریکا و من ، مک کین با شما هستیم! و با فریاد شوق مردم و کف زدن دهها هزار جمعیت تظاهر کننده روبرو میشود. تعداد زیادی از دیپلمتها و نمایندگان هیئت های پارلمانی در اعتراضات توده ایی در کیف شرکت و با مردم ابراز همبستگی کردند. نظارت بنیاد کارتر بر انتخاباتهای پارلمانی و ریاست جمهوری یا رفراندمها  دیگر به  نشانه و معیاری برای سلامت فرایندهای رأی گیری در این کشورها تبدیل کردیده است. اظهار نظر برک اوباما در مورد چند و چون امر دولتمداری و سیاست در کشورهای جهان سوم همانقدر مورد توجه قرار میگیرد که اظهارات رهبران و بزرگترین مقام سیاسی این کشورها.  و همه اینها یک چیز را نشان میدهد؛ و آنهم پذیرفتن نقش غرب در مهندسی و معماری سیاسی دنیای جدید امیباشد و نه اینکه آن غرب به هجوم نو استعماری جدیدی دست زده است بلکه بعلت موفقیت نظام  سیاسی اجتماعی آن که توانسته است” بیشترین سعادت را برای بیشترین مردم” فراهم سازد ( این عبارت از جرمی بنتام پدر سیاسی لیبرالیسم است. ) نظام دموکراسی غربی، نظامی عاری از عیب نیست ولی آنچنانکه یکی از متفکرین سیاسی قرن گذشته گفت،  هنوز بدیل بهتری هم برای آن یافت نشده است. امروزه منشاء “ثروت ملل” برخلاف عصر آدام اسمیت و ریکاردو نه کارخانجات و زمین بلکه مغزهایی است که در لابراتورآرها ی دانشگاهی هر لحظه شگفتی می آفرینند و ثروت را با سرعتی دیجیتالی و نوری تولید میکنند. از رسوبات هیدرو کربنی  نفت و گاز تهیه میکند وسلولهای مادر را میسازند که میتوانند با آن ارگان سازی بیولوژیک بکنند.

در چنین دنیای جایی برای مرگ برآمریکا نیست.

فرازهایی از سخنان جان کری به نقل از نهار نت لبنان:

جان کری دیروز چهار شنبه به دولت جدید و غیر حزبی تونس تأکید کرد هرچه سریعتر با برگزاری انتخابات، گام بعدی را برای گذاردموکراتیک کشور بردارد.  کری گفت دولت   و قانون اساسی جدید تونس پس از تشکیل اولی و تصویب  دومی، سه سال  پس از انقلاب بهار عربی، ” یک نقطه چرخش تاریخی در گذار دموکراتیک تونس میباشند”

کری گفت” او چشم به آینده دوخته است تا با نخست وزیر جدید مهدی جمعه  در این دوره سرنوشت ساز همکاری کند و میخواهد ببیند، همانگونه که صداهای زنان و مردن تونس در خیابانهای تونس شنیده شدند، این صداها در راهروها وسالنهای دولتی هم شنیده شوند.”.  

 ******************
آخرین کامنت:
بچه که بودم، مادربزرگم داستان اصحاب کهف را و غار معروفی را که آنها در آنجا برای ۴۰۰ سال متمادی بخواب رفته بودند را چند بار تعریف کرد. داستان اصحاب کهف و خواب ۴۰۰ ساله آنان، همیشه برای من یک داستان و افسانه بود. ولی با خواندن رجزهای سردار پاسدار جعفری در سایتهای داخلی کشور که وسیعاً هم بازتاب یافت دایر بر اینکه: “ما در رویای رویارویی نظامی با آمریکا هستیم”، فهمیدم داستان اصحاب کهف در دستگاه دیوانه سالار و مست از اعمال قدرت بر خود مردم، در حکومت ما داستان نیست بلکه یک واقعیت است.

…………….

Kerry Calls for Swift Elections in Tunisia

 

W460

by Naharnet Newsdesk ۱۶ hours ago

U.S. Secretary of State John Kerry Wednesday urged Tunisia’s new government of independents to organize elections swiftly as the next step in the country’s democratic transition.

The new leadership, which replaces the Islamist-led administration, took the oath of office Wednesday and is tasked with steering the country towards democracy.

Kerry said the new government and the adoption of a new constitution were a “historic milestone in Tunisia’s democratic transition” three years after the Arab Spring revolution.

“While Tunisia’s transition to democracy is not yet complete, these are very important steps. They are positive proof that

 

Tunisia’s democratic transition can succeed,” the top U.S. diplomat said in a statement.

Kerry said he looked forward to working with the new Prime Minister Mehdi Jomaa during “this critical period.”

Washington also welcomed the creation of an independent elections commission “and we encourage the new government to move quickly to set a date for early elections so that Tunisian citizens can choose their new leaders and determine the country’s future,” Kerry said.

“Just as men and women made their voices heard on the streets of Tunis, their voices must also be heard in the halls of government.”

 

Kremlin Wades Into Ukrainian Turmoi

نارنجک فساد ترکیه را فراموش کنید بمب اتمی اش منفجر شد

Share Button

من برآن بودم که در باره سفر رجب طیب اردوغان و انگیزه های این سفر در این شرایط سیاسی منطقه ایی، یاداشتی بنویسم که با افشای یک مورد جدید از رسوایی مالی و رشوه خواری در مورد خود اردوغان و پسرش در حریت روبرو شدم. اهمیت این افشاگری رسوایی جدید در اینست که در درجه اول خود اردوغان و پسرش هدف گرفته میشوند و نه چندان کمتر مهم، این است که این افشاگری از تریبون مجلس بعنوان یک چالش سیاسی از طرف اپوزیسیون عمده دولت برای اردوغان مطرح میشود.

ادبیاتی که کمال کلیچداراغلو با آن اردوغان را متهم میکند چنان خشن است که تردیدی باقی نمیگذارد که نه تنها کار دولت اردوغان ساخته است بلکه باید منتطر سرنوشتی مشابه رهبر اخوان المسلمین مصر محمد مُرسی برای او بود. او نه به سوء استفاده بلکه رسماً به دزدی و کشاندن پسر خود به دزدی متهم میشود. اگر رهبر حزب جمهوریخواه  مردم ترکیه  به ناک اوت کردن قطعی اردوغان اطمینان نداشت با این ادبیات راجع به این رسوایی و شخص اردوغان از تریبون مجلس صحبت نمیکرد.

این افشاگری خُرد کننده علیه طیب اردوغان هنگامی که او در سفر ایران است مرا یاد سفر چائوشسکو به ایران می اندازد که سه روز پس از آن آخرین سفر زندگیش سرنگون و سریعاً به جوخه آتش سپرده شد.

 n_61696_4 (1)

 رهبر اپوزیسیون اصلی در ترکیه از رسوایی مالی جدیدی پرده برگرفت

حریت ترکیه

سه شنبه ۲۸ ژانویه

هنوز گردو خاک طوفان رسوایی مالی  در ترکیه که به استعفاء سه وزیر، و دستگیری فرزندان و وابستگان به حلقه نخست اطراف رجب طیب اردوغان نخوابیده و تحقیق در اطراف آن ادامه دارد که دیروز  رهبرحزب عمده اپوزیسیون دولت اردوغان، جزب جمهوریخواه مردم ترکیه، با رو کردن یک سند جدید سوء استفاده علیه او و اعضای خانواده اش، که او رسماً از آن با عنوان دزدی نام میبرد، پرونده دزدی و سوء استفاده ۱۰۰ میلیون دلاری پسر اردوغان، خود او را به آلودگی در این فساد ها متهم میکند.

کمال کلیچدار اوغلو رهبر(CHP)، حزب جمهوری خواه مردم ترکیه، دیروز در یک جلسه پارلمانی خطاب به اردوغان، گفتار چندی پیش خود او را  در ارتباط با دزدی های اخیر  به او یادآوری میکند: “تو!(اردوغان) گفتی که هرگز نشنیده ایی دزدی به پسر خود دزدی بیاموزد ولی تو به پسر خودت  دزدی آموختی!”  او اضافه میکند: “TÜRGE V [ بنیاد خدمات به جوانان و آموزش ترکیه] ، یک حساب بانکی بشماره  ۲۰۰۲۰۰۰۱۵۰۰۱۵۸۰۱۳۲۳۹۶۷۵ در  وکیف بانک  دارد. من اول این سئوال را مطرح میکنم که آیا آن بنیاد چنین حسابی دارد؟ و سئوال بعدی؛ آیا  در شانزدهم ماه آوریل، ۹۹٫۹۹۹٫۹۹۰ دلار بحساب این بنیاد واریز شده است یا نه؟  آیا این مبلغ رشوه است؟ اجازه بده خود را با این راضی کنیم که  شما فقط در همین موارد یک بیانیه بدهید.”

رهبر حزب جمهوریخواه مردم CHP گفت اردوغان این بنیاد را به مرکز رشوه خواری تبدیل و پسر خود را واردشبکه این بیناد(TÜRGE V)  کرده است.

کلیچداراوغلو گفت:” این بنیاد توسط بلال اردوغان،اداره میشود. ما مشت بر هوا نمی کوبیم. تو به پسر خودت این امیتیاز را دادی که از این جایگاه سوء استفاده کند. تو [از بازرگانان] به ازای واگذاری مناقصه ها، مطالبه رشوه میکنی. تو گفتی هرگز نشنیده ایی که دزدی به پسر خود دزدی یاد دهد، این کار خود بخودی  آموخته شده انتقال مییابد ولی تو  خودت پسر خود را به رشوه خواری و فساد کشاندی! آیا تو میدانی چه گناهی مرتکب شده ایی؟”

کلیچداراوغلو ضمن نشان دادن عکسی با تاریخ پیش از  ۱۷ دسامبر  ۲۰۱۳ ، که او را در کنار رضا ظراب ( دلال ایرانی بازداشت شده ح ت) و برخی از دستگیرشدگان رسوائیهای مالی و وزرای مربوطه  نشان میدهد،  از نخست وزیر خواست که بی درنگ  با  ۴ تن از وزرای مربوطه برای  گزارش دهی راجع به این مسئله در مجلس حاضر شود.

کلیچداراوغلو گفت : ” رجب!  اگر ما با هم  ماشین رختشویی هم بیاوریم، نمیتوانیم  و کافی نیست تا این همه کثافت را از تو بزدائیم. تو باید بیدرنگ گزارشات این ماجرا را ارئه کنی! در غیر اینصورت من بر پیشانی تو خواهم نوشت سردسته دزدها .”

کلیچداراوغلو   گفت  که رجب طیب اردوغان دو دستگاه از بازرگانان  به ازای دادن تسهیلات  در منطقه اورلا  نزدیک ازمیرگرفته است  و درست پس از عزل استاندار آنجا و ادامه داد که : ” ـ من  علاقه اینها را به این ویلاهای لوکس با استخر درک نمیکنم. ”

او. همچنین یک  متن کتبی را خواند که نوشته یک مکالمه بین اردوغان و یک بازرگان در مورد ویلاهای اورلا است.

*************************************************************************

افزوده:

روزنامه “ینی شفق” ترکیه مدعی شد:اتحاد هواداران گولن و نئوکان های آمریکا علیه اردوغان

هواداران گولن به دنبال ساقط کردن اقتدار از طریق بوروکراسی هستند، پروژه عظیمی که در جریان انتخابات شهرداری‌ها و ریاست جمهوری در حال اجرا است و حمایت های ماورای آتلانتیکی، جبهه نئوکان ها و راست گرایان افراطی اسرائیل نیز آن را حمایت می کند.

اتحاد هواداران گولن و نئوکان های آمریکا علیه اردوغان

گروه جهان تدبیر: روزنامه ینی شفق ترکیه در گزارشی ، جماعت منتسب به فتح الله گولن را همپیمانان راست گرایان افراطی هوادار اسراییل معرفی کرده است که با برنامه ای از پیش تعیین شده به دنبل سرنگونی دولت اردوغان هستند.

به گزارش “تدبیر” ینی شفق ادعا کرده “بلیز میزتال”، اریک آدلمن و مورتون آبراموییچ از چهره های راست گرای افراطی هواداراسراییل و نئوکان های آمریکا کمپینی با هدف سرنگونی اردوغان به راه انداخته اند و تلاش می کنند تا دولت آمریکا را به سرنگونی وی و نجات متحد دیرین غرب (ترکیه) در ناتو از “چنگال” اسلام گرایان متقاعد کنند و به همین منظور گاه و بیگاه مقالاتی را در روزنامه واشنگتن پست به چاپ می رسانند.به ادعای این روزنامه ترک،نگارش مقاله توسط این سه نفر بخشی از تلاش جریانی است که از سال ۲۰۰۳ تاکنون،  سناریوهای مختلفی  برای کودتا در ترکیه  طراحی و آنکارا را تهدید به جنگ داخلی و درگیری های فرقه ای کرده اند.

به نوشته ینی شفق، موضوع، نوشتن مقاله توسط این سه فرد نیست بلکه این تلاش ها  نشان دهنده اتحادی است که راست گرایان افراطی اسرائیل آن را تشکیل داده اند. ینی شفق در ادامه به پیشینه اقدامات این جریان اشاره می کند و می نویسد: “برای نمونه میشل روبین در نوشته خود در سال ۲۰۰۷ تحت عنوان “آیا ترکیه یک رئیس جمهور اسلامی می‌خواهد”، ادعا کرده است که این انتخابات مهمترین انتخابات در ۵۰ سال اخیر است و همچنین اعلام داشته، اگر ورود سرمایه خارجی به ترکیه  متوقف شود، وضعیت اقتصادی ترکیه از سال ۲۰۰۱ نیز بدتر خواهد شد. ینی شفق در ادامه می نویسد: روبین پیشنهاد داده بود که اگر اردوغان به هشدارها توجه نکند، همراه با تظاهرات‌های خیابانی روندی  قضایی و سیاسی  علیه وی مورد استفاده قرار بگیرد. به ادعای این روزنامه، همین جریانات کنفرانسی با عنوان “واکاوی شریعت” را ترتیب دادند و در این کنفرانس ترکیه را قربانی قدرت ارتدوکس های اسلام گرا معرفی کردند و گفتند: امریکا باید هر چه سریع‌تر ترکیه را در فهرست کشورهای دشمن قرار دهد و در امور این کشور دخالت نماید زیرا میراث آتاتورک با تهدید مواجه است و برای جلوگیری از این روند نظامیان باید وارد عمل شوند و حزب عدالت و توسعه را کنار بزنند.

 ینی شفق می افزاید: افرادی همانند “دنیل پایپ” که برای سازمان اطلاعات اسرائیل کار می‌کردند، برنامه ها و اجتماعات مختلف را در کنار تبلیغات رسانه ای برای سرنگونی دولت ترکیه سازماندهی کردند و جنگ داخلی، تظاهرات‌های خیابانی و کودتا در ترکیه را برنامه ریزی می کردند. ینی شفق در ادامه  به آنچه رابطه میان جماعت گولن با جریان فوق الذکر می نامد پرداخته  و می نویسد: دعوای شدیدی میان جماعت و حکومت، وجود دارد و هدف، بازهم اردوغان و حزب عدالت و توسعه است. به اعتقاد نویسنده، هواداران گولن به دنبال ساقط کردن اقتدار از طریق بوروکراسی هستند، پروژه عظیمی که در جریان  انتخابات شهرداری‌ها و ریاست جمهوری در حال اجرا است و حمایت های ماورای آتلانتیکی، جبهه  نئوکان ها و راست گرایان افراطی اسرائیل نیز آن را حمایت می کند.

ینی شفق می افزاید: این کمپین که از  سال ۲۰۰۳ تاکنون به صورت مداوم ادامه داشته است، به گونه ای طراحی شده تا ترکیه را از لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تضعیف کند.

 ****************************************************************************************

Tosay zaman

PM son's TÜRGEV is where bribes go, CHP leader maintains

Kılıçdaroğlu holds a picture of the prime minister and several other ministers with graft suspect Reza Zarrab at an official event. (Photo: Today’s Zaman)
31 January 2014 /TODAY’S ZAMAN, ANKARA
Leader of the main opposition Republican People’s Party (CHP) has maintained that the Foundation of Youth and Education in Turkey (TÜRGEV), of which Prime Minister Recep Tayyip Erdoğan’s son Bilal Erdoğan is an executive board member, serves as a center where bribes are transferred by businessmen whose companies are granted public tenders, the Sözcü daily said on Friday.

“[TÜRGEV] is a center where bribes are collected against public tenders,” CHP leader Kemal Kılıçdaroğlu told the daily, maintaining that money acquired would be used to set up a parallel, alternative structure in the education system.

According to Kılıçdaroğlu, who says that Erdoğan has tampered with every state institution to cover up possible leaks about new corruption cases, the amount of corruption in the government is so big that it would not be possible to cover it up. “Soon we will make new announcements [about the corruption]. The prime minister should continue watching us,” the CHP leader said.

As part of a far-reaching graft probe that became public in December involving four former cabinet ministers and others, Bilal Erdoğan was sent a summons by one of the prosecutors leading the graft probe to give a statement regarding corruption allegations in which he is allegedly involved. But the prime minister’s son is under the protection of his father and did not respect the prosecutor’s call.

In the party’s group parliamentary meeting in the past week, Kılıçdaroğlu demanded to know if $99,999,990 was deposited into an account that TÜRGEV had at a public bank on April 26, 2013.

Noting that he has not yet received a response from Erdoğan regarding his claim about TÜRGEV, Kılıçdaroğlu said: “Prime Minister Erdoğan closely follows the money being transferred to the foundation; he personally provides financing [for the foundation]. He is presenting this [transfer of money to the foundation] as charity. No charity is conducted with ill-gotten money. We know very well why this money is being collected. They want to establish a new structure [in education]. Bilal Erdoğan meets with officials from the Ministry of Education from time to time. One feels the need to ask: ‘What does Bilal Erdoğan have to do with civil servants? Why do they come together? They want to set up a parallel structure in the area of education.”

In a previous news report that appeared in the Cumhuriyet daily on Wednesday, the bank account number Kılıçdaroğlu made reference to in his speech in the CHP group meeting was the first account TÜRGEV had in Vakıfbank, a public bank. The $99,999,990 deposited in this account was later transferred to another account in the same bank, the daily noted.

Nearly a month later, $50 million of the money was transferred back to the original account and four months later, $28 million more, according to Cumhuriyet. The report in Cumhuriyet provided no answers about to whom, from which account number and for what in return the wire transfers were made. But a large sum of money was withdrawn on Sept. 26, 2012, from the money deposited in the original account and TL 50 million ($21,800,000) was paid from this account to purchase the Fatih Cultural Center in a joint venture between the Ensar Foundation and TÜRGEV. Nearly TL 50 million of the money was, after being deposited in various accounts, deposited on July 2, 2012, into an account in Albaraka Türk.

 

***************************************************************************************

30 January 2014 /TODAY’S ZAMAN, ANKARA
A deputy from the main opposition Republican People’s Party (CHP) raised a parliamentary question on Thursday about claims that 57,000 square meters of public land had been allocated to the Foundation of Youth and Education in Turkey (TÜRGEV).

Prime Minister Recep Tayyip Erdoğan’s son, Bilal Erdoğan, is a member of TÜRGEV’s executive board. According to CHP İstanbul deputy Kadir Gökmen Öğüt, the Ministry of Finance owns a plot of 120,000 square meters in the Tuzla district of İstanbul, and there are rumors that some 57,000 square meters of that land was recently allocated to TÜRGEV. In his question to Parliament, Öğüt asked about the veracity of the rumors; if they were true, the deputy asked the prime minister to explain under what conditions the land was allocated to the foundation.

The rumors follow earlier claims raised by a Turkish media outlet that the Ümraniye Municipality in İstanbul illegally donated public recreational facilities to TÜRGEV. The Taraf daily reported on Tuesday that the Ümraniye Municipality donated several public buildings to TÜRGEV in 2013. The facilities had been opened by the municipality for the benefit of Ümraniye residents. However, the municipality donated the buildings to the foundation without notifying the proper authorities, according to the report. The report said the foundation then converted the buildings into a private kindergarten.

In addition, earlier this month, rumors surfaced in the Turkish media that Erdoğan had asked Ali Ağaoğlu, the chairman of a leading Turkish construction company, to donate 20 acres of land to the foundation in return for helping to resolve a legal dispute over public land that Ağaoğlu’s company wanted.

Claim: Hospitals to be allocated to TÜRGEV

Also on Thursday, claims emerged that a government plan to transfer two private hospitals in İstanbul and Ankara to the Health Ministry is actually aimed to allocate those hospitals to TÜRGEV, which then plans to turn them into private universities.

A sack law that includes an article for the transfer of the two hospitals established by Turkey’s Religious Affairs Directorate Foundation (Türk Diyanet Vakfı) was recently adopted in Parliament. Sack law is a term commonly used in Parliament to describe a package of unrelated revisions to laws that are lumped together for the purpose of fast-tracking legislative changes.

According to a related article in the law, the Health Ministry will pay the cost of the two hospitals to the foundation. Sources say the two hospitals will cost some TL 100 million.

According to claims, the Health Ministry is planning to allocate the two hospitals to TÜRGEV after they are transferred to the ministry. The hospitals will allegedly be used as the Faculty of Medicine at İbni Haldun University, a private university that TÜRGEV is planning to open soon.

In the meantime, the Religious Affairs Directorate staff is unhappy with the planned transfer of their hospitals to the Health Ministry. The hospitals offer low-cost health services to the staff. The Turkish Religious Affairs and Foundations Employees Union (Diyanet-Sen) Chairman Nuri Ünal said they are opposed to plans for the transfer of the hospitals. “I was previously informed that the hospitals would not be transferred and they would continue to provide health services in 2014. But Parliament has now passed this law,” he complained.

 ****************************************************************************************

“TÜRGEV [Service for Youth and Education Foundation of Turkey] has an account at Vakıfbank

… Republican People’s Party (CHP)   کلیچدار اوغلو
حریت ترکیه
January 29 2014, Your time is 07:27:37

Turkey, Iran to establish high level cooperation council during Erdoğan’s Tehran visit

A visit by President Rouhani to Turkey is also on the agenda, according to Iran’s Foreign Ministry. Iranian Foreign Ministry spokeswoman Afkham described the visit as ‘very important,' adding that Erdoğan will meet Khamenei, Rouhani and Zarif.

A visit by President Rouhani to Turkey is also on the agenda, according to Iran’s Foreign Ministry. Iranian Foreign Ministry spokeswoman Afkham described the visit as ‘very important,’ adding that Erdoğan will meet Khamenei, Rouhani and Zarif 

Turkish Prime Minister Recep Tayyip Erdoğan departed for Tehran Jan. 28 for his first meeting with Iranian President Hassan Rouhani. Turkey and Iran will sign an agreement to establish a high-level cooperation council during the visit, after Western countries eased sanctions on Tehran over an interim nuclear deal.

Paying a two day visit to Tehran, Erdoğan will hold talks with Rouhani, First Vice President Eshaq Jahangiri, and the religious leader Ayatollah Ali Khamanei. He will also deliver a speech at the international institute of the Iranian Foreign Ministry. According to Iran’s Foreign Ministry, a visit to Turkey by President Hassan Rouhani will also be on the agenda. Spokeswoman Marzihe Afkham described the visit as “very important.”

“Dialogue and contacts have entered a new phase, and we hope this trend continues. Besides serving the interests of the two countries, we hope [our dialogue] will serve the interests of the region as well,” Afkham said. Energy-hungry Turkey is planning to increase oil and gas imports from Tehran after the gradual lifting of sanctions on the Islamic republic’s energy sector after an interim nuke deal with the West.

However, a visiting U.S. official warned Ankara that companies should hold off making new business with Iran.

“Iran is not open for business … Businesses interested in engaging in Iran really should hold off. The day may come when Iran is open for business, but the day is not today,” David Cohen, the U.S. secretary for terrorism and financial intelligence, told reporters on Jan. 27. He was in Ankara for discussions at the Foreign Ministry on the implementation of the Joint Plan of Action (JPOA), which was agreed on by the P5+1, the European Union and Iran.

Syria messages

“What we are working toward is the possibility of a long-term, comprehensive resolution with the Iranians in which they demonstrate that their nuclear program is exclusively for peaceful purposes,” Cohen added.

Meanwhile, Erdoğan yesterday delivered messages on developments in Syria ahead of his trip, harshly criticizing the international community for its “inaction” on the regime’s “brutality against civilians.” Ankara will maintain its “humanitarian policies” on Syria, Erdoğan said, adding that Turkey’s attitude on Syria would “make history.”

“We’ll continue to defend the rights of the oppressed, despite all pressure and all sabotages,” he said, addressing his parliamentary group. “We’ll continue to carry aid to the oppressed [in Syria], as a responsibility of being a great state, despite some staging treacherous sabotages … Syria faces a heavy examination. As brothers of Syria, we will also put our stamp on history through our own examination,” Erdoğan added.

*************************************************************

Turkish main opposition voices new

graft claims

‘You are giving your son an advantage by using your position,’ says CHP leader. CİHAN photo

‘You are giving your son an advantage by using your position,’ says CHP leader. CİHAN photo

The main opposition party has voiced new graft claims against Prime Minister Recep Tayyip Erdoğan and his family with a question on a nearly $100 million transaction to the bank account of a foundation which counts the premier’s son, Bilal

Erdoğan, as one of its board members.

“TÜRGEV [Service for Youth and Education Foundation of Turkey] has an account at Vakıfbank: TR 20020001500158048013239675. Now I got questions for the prime minister: First, does TÜRGEV have such an account? And secondly, were 99,999,990 dollars transferred into this account on April 26? Is this money graft? Let’s satisfy our curiosity if you make a statement on these,” Kemal Kılıçdaroğlu, leader of the Republican People’s Party (CHP), said at a parliamentary group meeting yesterday.

The CHP head said Erdoğan had converted the foundation into a “center of graft” and pulled his own son into the graft network via TÜRGEV.

“It’s being run by Bilal Erdoğan. We are not beating the air. You are giving your son an advantage by using your position. You are asking for bribes [from businessmen] in return for pledging tenders. In one of your statements, you said: ‘I have never seen a thief learning how to steal from his son. It descends from father to son,’” Kılıçdaroğlu said. “You have pulled your own son into corruption and graft. Aren’t you aware what kind of a sin you have committed?”

Showing a picture taken three weeks before the Dec. 17, 2013, operation that showed Erdoğan and the now-arrested Reza Sarrab, along with other allegedly corrupt former ministers, Kılıçdaroğlu called the prime minister to immediately submit a summary of proceedings about four of his ministers to Parliament.

“Mr. Recep, even if we bring all washing machines together, they won’t be enough to clear the dirt on you. You should immediately send these proceedings. Otherwise I will write the title of ‘chief thief’ on your forehead,” he said.

Claiming that Erdoğan accepted two villas from a businessman in return for easing zoning restrictions in Urla, near İzmir, just after sacking the former governor for refusing to do so, Kılıçdaroğlu said, “I cannot understand their interests in villas; especially villas with pools.”

He also read the transcript of an alleged voice recording between Erdoğan and a businessman on the Urla villas.

            January/28/2014

*************************************************************************

Turkish PM Erdoğan slams media, investors, opposition

ANKARA

PM Erdoğan slams the local and international media, business groups, investors, opposition parties and the Gülen movement and calls them as ‘the losers’ lobby’ targetting his party

Prime Minister Recep Tayyip Erdoğan speaks during the Justice and Development Party's (AKP) group meeting in Ankara, Jan 28. AA photo

Prime Minister Recep Tayyip Erdoğan speaks during the Justice and Development Party’s (AKP) group meeting in Ankara, Jan 28. AA photo

Prime Minister Recep Tayyip Erdoğan has slammed what he called “the losers’ lobby” – local and international media, business groups, investors, opposition parties and the Fethullah Gülen movement – accusing them of targeting the Turkish economy and people in a bid to overthrow the government.

“Smear campaigns against Turkey have mostly been carried out by some circles inside Turkey. Certain media groups, some businessmen and business organizations, some civil society organizations and even the main opposition party and other political parties have unfortunately taken the task of smearing their own country and economy,” Erdoğan told lawmakers from his Justice and Development Party (AKP) at a parliamentary group meeting on Jan. 28.

The group is not just targeting the government and its policies but the entire Turkish economy, Erdoğan said, calling the move a “treasonous plan” aiming at tarnishing the credibility of the government.

He repeated his earlier accusations of treachery against the Turkish Industry and Business Association (TÜSİAD), saying conducting such a smear campaign against one’s own country would be regarded as an act of betrayal in every part of the world.

With the fight between Erdoğan and Gülen becoming bitterer, the statements coming from each side are also increasing in venom. Gülen recently gave two comprehensive interviews to leading international media, the BBC and the Wall Street Journal, amid the ongoing corruption and graft operation engulfing some of Erdoğan’s ministers and his close circles, including his own son.

The BBC and the Wall Street Journal have also borne the brunt of Erdoğan’s criticisms, with the Turkish leader turning the clock back to the 1930s to hint that they were part of Jewish capital.

“Who are the bosses of these newspapers? They recently did the same thing in England and [British Prime Minister David] Cameron immediately shut down newspapers. Then they have started to hit from America. The same mentality. We should know this mentality. With whom are they moving? Who are their partners?” asked Erdoğan.

Arguing that the country’s top business leaders had never been audited in the past and that they started to voice their unease when such auditing processes began, Erdoğan signaled that big holdings would be subjected to financial inspection.

Dismissing arguments that the government was threatening big capital through audits, Erdoğan said:

“We have no any plans to intimidate big capital. What we tell big capital is to be sincere and work properly. Informing against your own country… Forget about it. Do your work properly. We’ll give assessments on you as long as you do your work properly. If not, we have things to do.”

Those who are trying to portray the AKP as corrupt are holding secret talks to replace the government with another one that would not disturb them, Erdoğan said.

“The upcoming elections are local elections. You won’t get the results you are expecting. The AK Parti will win elections to enlighten the country. We will all stand firm. We will have more solidarity. The March 30 elections will mark a turning point for Turkey, for democracy and the national will,” he said.
It’s not important which candidate wins the elections but which party will win, Erdoğan said.

“[This is] because each municipality the AKP wins will have a meaning, because the losers’ lobby will get another blow from the people. Then there will be no obstacle before Turkey and its democracy and the resolution [of the Kurdish question]. We will take more democratization steps and make more reforms,” he said.

‘Islam is no one’s exclusive possession’

Erdoğan also criticized the Gülen movement without directly mentioning it by name, accusing the movement of “being hostile to its own country” and attempting “to steal the national will.”

“Islam is no one’s exclusive possession. Concepts such as serving and raising students are humanitarian concepts,” Erdoğan said. “Despite many of our sincere brothers, who have started with the love of service, the organization has preferred to become a tool for Turkey’s enemies.”

The prime minister said lies targeting him and his party were being distributed around Anatolia. “The biggest theft is the theft of the national will,” he said. “Those who attacked the national will on Dec. 17 [2013] with their fanatics within the judiciary cannot track corruption. They cannot fling the dirt of corruption at us. The losers of the ‘old Turkey’ are singing the tune of corruption as a choir. If you want to see corruption, go look in the mirror.”

 

انقلابی که دنیا را خواهد لرزاند ـ ۲

In concession to opposition, Ukraine repeals anti-protest laws; prime minister resigns

Share Button

The unraveling of the government has the potential to become a severe blow to Russian President Vladimir Putin, who strove to prop up Yanukovych and keep Ukraine from drawing closer to the West.

Washington Post

By , Updated: Tuesday, January ۲۸, ۹:۳۴ AM E-mail the writer

MOSCOW — Ukraine’s opposition movement gained ground Tuesday in its efforts to remake the country, with the resignation of the prime minister and his cabinet and the repeal of harsh new laws restricting freedom of speech and assembly.
Ukraine’s parliament, the Verkhovna Rada, invalidated the anti-demonstration laws hours after Prime Minister Mykola Azarov resigned. Passage of the legislation on Jan. 16 hadtriggered street clashes in the capital, Kiev, following months of protests against government corruption and the closer ties to Russia favored by President Viktor Yanukovych.

Video

In back-to-back moves aimed at defusing Ukraine’s political crisis, the prime minister resigned Tuesday and parliament repealed anti-protest laws that had set off violent clashes.

 

In Ukraine, a death and the thread of history

In Ukraine, a death and the thread of history

Will Englund ۴:۰۰ AM ET

Where Soviet dissidents once marched, a protest is relived.

The unraveling of the government has the potential to become a severe blow to Russian President Vladimir Putin, who strove to prop up Yanukovych and keep Ukraine from drawing closer to the West.

Parliament passed an amnesty bill Tuesday that would drop criminal liability for protesters who agree to leave the government buildings they have occupied during the demonstrations — but the opposition objected to its terms, and it is to be reconsidered Wednesday. Vacating public buildings has been a key government demand, but Oleh Tiahnybok, head of the opposition Svoboda party, said protesters would not leave the buildings they hold until Yanukovych’s Party of Regions also moves out — of the government.

Another leading opposition politician, Arseniy Yatsenyuk of the Fatherland Party, said he expects parliament to appoint a commission Wednesday to rewrite Ukraine’s constitution, potentially the most far-reaching of the reforms being broached this week.

Yanukovych said over the weekend that he would be willing to cede considerable power to parliament under a new constitution. Some of his opponents have suggested that he would be content to stay on as a figurehead if that is the only way to keep his job — and his immunity from prosecution.

He had offered Saturday to make Yatsenyuk prime minister, and another opposition leader, Vitali Klitschko, deputy prime minister. Both men, reluctant to be drawn into collaboration with Yanukovych, demanded further negotiations. Klitschko said Tuesday that he would not serve in a new government under Yanukovych.

Azarov, the prime minister who resigned Tuesday, was a leading skeptic about a proposed trade agreement with the European Union. He said the pact came bristling “with thorns,” and his view seemed to have prevailed in late November, when Yanukovych abruptly walked away from the deal.

Yanukovych then sought help for Ukraine’s battered economy from Putin, whoresponded with a $15 billion aid package.

In Moscow, Russian officials said Tuesday that aid could now be in jeopardy, depending on political developments in Ukraine.

The protests in Kiev started Nov. 21, almost immediately after Yanukovych abandoned the deal with Europe. Unlike protesters in Russia in recent years, demonstrators in Kiev dug in and created a barricaded encampment that police have been unable to budge.

After parliament passed the anti-protest laws — on a voice vote less than a minute after they were introduced — clashes with police began to develop on nearby Hrushevsky Street. At least four demonstrators were killed.

New protests broke out almost simultaneously in western Ukraine and, over just a few days, spread even to the eastern, Russian-speaking heartland of Yanukovych’s Party of Regions.

 

دولت افلیج روحانی موفق نخواهد شد

Share Button

اقتدار گرایانی هم که فکر میکردند روحانی خواهد توانست زیر پای سبزها و اصلاح طلبان و هاشمی را خالی کرده و بحساب قاعده اجتماعی آنان برای خود وزنه مستقل سیاسی ایجاد کند، دیدند که روحانی بیش از پیش رنگ و انگ اصلاحطلبانه بخود میگرد هر چند خودش هم  با این انگ و رنگ رابطه خوبی ندارد. آنها دیدیند موفقیت روحانی در نگاه مردم و جهانیان یعنی موفقیت خط هاشمی، خاتمی و اثباتِ حقانیت بی چون و چرای سران جنبش سبز که در حصر هستند. پس بقول معروف: “دیگی که برای من نجوشد هفتاد سال سیاه میخواهم که نجوشد.”

 ضعف آقای روحانی و دولتش از فلج آنست و او با عصای وام گرفته راه میرود

آقای احمد خرم وزیر راه دولت دوم خاتمی مصاحبه ایی با نشریه آرمان دارد که من آنرا دیروز از سایت کلمه  کپی کردم. چکیده مصاحبه وی در همین تیتر کلمه خلاصه میشود:” عقب نشسنی دو لت در مقابل تند روها خیانت است و روحانی و دولت قاطعانه تصمیم نمیگیرد.”

آقای خرم اولین کسی نیست که با این صراحت  از کوتاه آمدن و و وادادگی دولت روحانی در مقابل اقتدارگرایان انتقاد میکند. بسیاری دیگر که با شور و شوق از نامزدی او در انتخابت ۹۲ بخاطرشعارها و برنامه های انتخاباتیش حمایت کرده و موجب آرای ۱۸٫۵ میلیونی او شدند نیز با استناد به موارد مشخص کوتاه آمدن  تسلیم آمیز او در مقابل تمامیت خواهانی که با چنگ و دندان علیه انتخاب او جنگیده بودند، او را مورد سرزنش انتقادی قرار میدهند.

من تصمیم ندارم موارد مورد انتقاد آنان را با زبان و انشائی دیگر در اینجا بازنویسی کنم ولی برآنم تا بر تکیه بر منطق و دینامیسم شکل گرفته در جریان تلاشهای دولت نشان دهم که چرا آقای روحانی در برنامه ها و اجرای وعده های خود به مردم موفق نخواهد شد.

قبل از وارد شدن به اصل بحث، به یک نکته بسیار مهم اشاره میکنم که خود باید موضوع یک مقاله مستقل باشد ولی اشاره به آن در اینجا لازم است. آن اینست که بنظر من دولت روحانی؛  در عرصه خارجی دولت حل مسئله هسته ایی و بیرون کشیدن نظام از آن باتلاقی  است که طی دوره احمدی نژاد بدان رانده شده است. یعنی مدیریت بحران هسته ایی بنفع نظام و نه الزاماً  بسود مردم، بنحوی که نظام بدون آبرو باختگی از این مخمصه بیرون بیاید. روحانی از منظر منافع مردم در کار حل این معضل نیست، وظیفه او نجات آبروی رژیم  با سازمان دادن یک عقب نشینی نا مفتضحانه و حساب شده است.

در زمینه داخلی هم مأموریت وی حل مشکلات اقصادی با هدف تحکیم نظام و جایگاه رهبری در آنست  که در اثر فساد و سوء مدیریت دولت احمدی نژاد مملکت و نه تنها نظام را در آستانه فروپاشی مالی و خوابیدن چرخ اقتصادی اش قرار داده بود و در این زمینه هم با مدیریتی که نظام از مخمصه خارج شود و نه الزاماً مشکلات مردم حل شود. حال اگر حل این مسائل نه در خدمت تحکیم نظام و جایگاه اقتدار گریان بلکه برعکس موجب تضعیف آنان شود بهتر است این مسائل حل نشوند.

و اما چرا او  بگمان من در همین دو مأموریت خود هم موفق نخواهد شد!؟

مقدمه اول: در کشورهای توسعه یافته چه  نوع اروپایی چه آمریکا یا آسیایی و اقیانوسیهآنها، بعنوان مدل دولت های پیشرفته با سازو کارهای کاملاً مدرن، تعداد احزاب سیاسی (معمولاً پارلمانی) انگشت شمار هستند در حالیکه در کشورهای تازه به آزادی رسیده ای مانندعراق پس از سقوط صدام،  ماههای نخست پس از انقلاب در ایران، مصر پس از سقوط مبارک و لبنان و تونس امروز .. ، تعداد احزاب سیاسی گاه به صد و بیشتر هم میرسید. همین احزاب را هم به لحاظ نوع چسبندگی سازمانی اشان طبقه بندی کردن واقعاً دشوار است و هیچ متدد جامعه شناسانه سیاسی برای چنین  طبقه بندی ایی وجود ندارد چون چنین خودحزب خوانده هایی باندهایی محفلی با علقه های خصوصی هسند تا احزابی ایدئولوژی یا برنامه محور. از یک طرف آدم میبیند که یک حزب (چند ده نفره و صد نفره)، هرچند داری یک برنامه یا پلاتفرم سیاسی است ولی چسبی که اعضای آنرا بهم میچسباند چسب برنامه و ایدئولوژی آنها نیست بلکه چسب ارتباطاتی دیگر است که ناخواسته خود را پشت سر ماسک یک گفتمان یا برنامه سیاسی پنهان کرده اند. و دهها “حزب !” با همان خط و ربط وجود دارد که جمع شدن همه این جمعیعتهای بظاهر همگفتمان سیاسی و تبدیل آنها به یک حزب مدرن از لهیم کردن سنگ ، چرم وفولاد بهم دشوار تر است . دلیل میتواند این باشد که یک حزبی درست شده با شعار الف و در آن حزب یک هرم رهبری  عشیره ایی و قدرتی شکل گرفته که جز با از بین رفتن  خود آن حزب از خر رهبری پیاده نمیشود. وضعیت حزب و حزب سازی در ایران ما بطور نمونه داستان سفرنامه گالیور(جاناتان سویفت) را به  ذهن متبادر میکند که در آن گالیور به دو دهکده میرسد که صدها سال با هم خصومت و جنگ داشته اند چون در این یک، مردم تخم مرغ را از سر و  در آن دیگری از ته می شکسته و می پخته اند.

مقدمه دوم: در دنیای امروز صدها هزار کالای مصرفی هست که تمام فروشگاههای دنیا از آنهایی که در لندن هستند تا آنهایی  که در موگادیشو در سومالی، هر فروشگاهی آن اجناس را بر حسب نوع، اندازه و مارک و.. ، طبقه بندی کرده و در قفسه های مربوطه میگذارد. تقریبا غیر ممکن است جنسی در دنیا تولید شده باشد که نتوان آنرا در یک طبقه بندی قرار داد. دلیل آنهم ساده است برای اینکه مصرف کنندگان طبقه بندی شده اند و مثلاً مواد شوینده را همه مردم دنیا استفاده میکنند، گروهی این نوع و گروهی آن نوع با این حجم یا با آن حجم با این عطر و بو یا با دیگری و.. . هیچ تولید کننده ای نیست که کالایی را فقط برای خود و اطرافیانش تولید کند.

در کشورهای صنعتی دنیا تولید فکر سیاسی هم مانند تولید  هرکالا برای گروهی مصرف کننده است که معمولاً هم بازار آن از قبل ارزیابی شده است.  تولید کننده مطمئن است که اگر آن کالای فکری را تولید و بازار یابی کند حتماً گروهی مصرف کننده خواهد داشت این خودِ فکر است که باید بفروش برسد نه دلال یا  شخص تولید کننده آن. اگر هم یک کالا بقدرلازم نتواند مصرف کننده بیابد خود بخود از دایره بازار حذف میشود و با تعویض نوع بسته بندی هم نمیتوان بی کیفیتی و  یا عدم استقبال  یک کالایی را پنهان و آنرا به مشتریان قالب کرد. مردم در کشورهای پیشرفته با نوع فکر تولید شده و فایده مندی آن کار دارند و بسیار کمتر و تا حد صفر، که چه کسی آنرا تولید کرده است. در این کشورها تولیدات فکری تقریباً از همان قاعده ایی در بازار پیروی میکنند که کالاهای مصرفی. دلیل هم ساده است چون مصرف کننده کالاهای فکری عادت کرده اند هر کالای فکری را هم به اعتبار فایده مندی مصرفی آن بخرند و عقلانیت مصرفی در این زمینه کاملاً بر بازار تولیدات فکری چیره است. برعکسِ کشورهای پیشرفته؛ تولید کننده و تولیدات فکری و در درجه اول اندیشه های سیاسی در کشورهای نا توسعه یافته سیاسی، نه شعور یا عقلانیت مصرفی و آگاهی طلب مشتریان ؛ بلکه رسوباتی سلایق قومی، قبیله ایی، فامیلی، خانوادگی، آنتی و پاتیهای موجود و  سوابق و ذهنیت های درست یا نادرست تاریخی را هدف بازار یابی خود قرارمیدهد. اگر در کشورهای توسعه یافته اصل محتوا و کیفیت فکر تولید شده  است که تعین کننده موفقیت آن تفکر یا دیسکورس در بازار میشود، در کشورهای توسعه نیافته سیاسی؛ ارتباطات، شکل و فرم و خصوصیات ظاهری است. بزبان ساده در آن یک ضوابط و در این یک روابط تعین کننده است هر چند هردو مورد؛ این کالا بصورت ایده عرضه بازار میشوند. فکر نمیکنم ۹۰% توده ایهای ضد مائوئیست هرگز میدانستند مائوئیسم چیست و بالعکس. مع الوصف فد جذب شده، در آن یک خانوادگی و موروثی توده ایی  و در این یک مائو ئیست میماند. مگر سیاست را رها میکرد

در کشورهای توسعه نیافته، بلحاظ سیاسی بالقوه به اندازه همه آنهائی که کمترین اندیشه یا علاقه سیاسی دارند حزب سیاسی  وجود دارد . حالا اگر تعداد به میلیون نمیرسد زمینه اش فراهم نیست والی عدم چنین وضعی بمعنای فقدان امکان بالقوه آن نیست.

مقدمه ۳: با توجه به آن دو مقدمه فوق، در کشورهای توسعه یافته از نظر سیاسی معمولاً دو جریان نیرومند قطب بندی شده سیاسی وجود دارد , و در حائل بین آندو قطب عمده، احزاب کوچک دیگر. که رابطه اینها همه با هم، توازنی را در تنظیم قدرت ایجاد میکنند که به آن چک اند بالانس میگویند. بهمان میزان که آن دو قطب عمده تضعیف شوند، بی ثباتی سیاسی پیش می آید، که نتیجه آن دولتهای مستعجل و بحران زده ای است که نمیتوانند تصمیمات استراتژیک و بلند مدت بگیرند و به اجرا بگذارند چون ممکنست فردا سقوط کنند. در این نظامها همه این احزاب؛ بر محوریت منافع ملی، حفظ ثبات سیاسی، رعایت قانون اساسی و حفظ و تحکیم اقتدار نهاد های حکومتی متفق القولند. و بحثی از سرنگونی نظام، فتنه علیه نظام و..  هم در میان نیست  زیراکه مسائل جامعه بموازات پیش آمدنشان از طریق همان چک اند بالانس  و مکانیسمهای پارلمانی و قانونی حل میشوند. در بسیاری از دموکراسی های نوع غربی بجای خرده احزب کوچک معمولاً یک جریان سنتریست هست که این نیروی سنتریستی فقط بخاطر موازنه شکننده آن دو قطب عمده  میتواند خود را حفظ  کرده و اغلب نقش آفرین هم بشود. چون هریک از آن دوقطب تلاش میکنند که این جریان وسط یا سنتریست را به متحد استراتژیک یا حد اقل تاکتیکی خود تبدیال کنند. در متن چنین رابطه ایی تعاملات دموکراتیک، نقش سازنده خود را بازی میکنند. حال اگر بهر دلیلی؛  خللی جدی، مثلا با رسوایی خُرد کننده سیاسی و یا انشعابات داخلی .. ، یکی از این دو قطب از بین برود یا زیادی تضعیف شود نقطه مرکز یا مرکز مختصات نظام سیاسی و وضعیت آن نیروی سنتریستی هم تغیر مکان داده و آن بالانس قبلی بهم میخورد. در چنین شرایطی آن حزب یا جریان سنتریست دیگر نه نقش آفرین بلکه به دنباله رو آن تک قطب باقی مانده که دیگر قطب هم نیست بلکه شاکله هرم قدرت است تبدیل خواهد شد.

نتیجه:

با عطف به مقدمه های فوق، آقای روحانی با گفتمانی وارد کار زار انتخاباتی شد که در اصل نه محتوا محور بلکه نظام محوربود. بسته بندی پیامهای آن برای جلب آرای مردم، برای نزدیک کردن آنها به نظام و رهبری آن ، برای یافتن مجال تنفس بقصد برون رفت از بحران بود. برای ترمیم رابطه با دنیای خارج با رعایت اصلِ حفظ حیثیت نظام  بنحوی که انگ و رنگ مردمی و مشروعیت انتخاباتی داشته باشد یا بخود بگیرد تا مذاکره با غرب و تعطیل فلان سایت هسته ایی اراده واحد رهبری و مردم تلقی شود، بود. کما اینکه سه نامزد ولایتمدار دیگر هم تقریباً همان برنامه ایی را داشتند که روحانی داشت.

پیش از انتخابات، رهبری نظام و کل هئیت حاکمه در چنان موقعیتی قرار گرفته بود که چاره ایی جز تجدید نظر در سیاستهای گذشته نداشت. ولی این تجدید نظر باید بنحوی انجام میگرفت که ارکان نظام که هیچ بلکه رنگ و فرم در و پنجره و مخصوصاً نمای خارجی آنهم عوض نشود و هیچ مهره اساسی در ساختار قدرت هم حذف نشده و هیچ مهره نامحرمی هم وارد ساختار قدرت نگردد.

گفتمان انتخاباتی آقای روحانی گفتمانی “سنتریستی یامرکز گرایانه ” بود و بهترین بیان آخوندی آنهم، همان “دولت تدبیر و امید” بود که یک بار ارزشی را هم به ذهن تداعی میکند. ولی اشکال بنیادی که سبب فلج این رویکرد مرکز گرایانه یا سنتریستی آقای روحانی  شد و میشود اینست که ساختار قدرت اجرایی در ایران ولایی نه دو قطبی بلکه تک قطبی و یا هرمی است که سنتریسم را بی معنا و فلج میسازد. در یکطرف این قطب گروهی قلیل قراردارند که همه ابزار قدرت واقعی:  نظامی ، امنیتی، قضایی، اقتصادی تبلیغاتی را نه تنها در اختیار دارند بلکه از آن ابزارها خود خواسته و فراقانونی  بمیل خودهم استفاده کرده و پاسخگو هم  نیستند. در طرف  دیگر، آن جریانی که باید قطب بالانس کننده باشد، نه اجازه و نه جرئت یک تجمع حتی چند نفره را  هم ندارد.  این امر مثل اینست که روی یک خر یک خورجینی باشد که در یکطرف آن گونی نمکی بوزن ۱۵۰ کیلو و در طرف  دیگر آن، یک گونی پنبه  به وزن ۱۰ کیلو باشد. حال آن بیچاره ایی که روی این خر، در وسط این خورجین نشسته است را اگر با قیر هم به پالان خر چسبانده وپاهایش را هم از زیر با طناب بهم بسته باشند  بازهم نمیتواند تعادل خود را حفظ کند و بسوی وزنه سنگینتر که در این مثال گونی نمک است کله پا میشود.

آقای روحانی روزی که آن شعارها را داد، بایستی میدانست بدون وجود مکانیسم چنین (Check And  Balance) ی او کمترین شانسی برای موفقیت ندارد. او اندیشیده بود که با این شعارها و برنامه و خطابه ها آنچنان نیروی مرکزی مستقلی، مستقل از آنها که او را به قدرت رسانده بودند (اصلاح طلبان و سبزها و بخش کوچکی از اصولگرایان واقعی) برای خود بسازد که او را قادر خواهد ساخت تعادل خود را با اتکاء به مشروعیتی که از آرای انتخاباتی برای خود کسب کرده است، برنامه خود را بعنوان برنامه یک مهره مورد احترام نظام و رهبری و بنام نظام و رهبری به مرحله اجرا بگذارد؛ با این شیوه هم بخشی از مردم را بسوی نظام میکشاند و هم با اجرای برنامه خود از جمله حل مسئله هسته ایی منتقدین نظام را خلع سلاح و آرای استقراضی  خود را به آرای واقعی برای خویش تبدیل میکند مانند محللی که دست از سر خاتون برنداشت.

ولی آقای روحانی نتوانست برای خود نیروسازی کند، نتوانست با اتکاء به دیگر قطبی که با حمایتش به رئیس جمهوری رسیده بود در رابطه خود با ساختار قدرت توازنی ایجاد کند که اجرای برنامه هایش را میسر سازد. او نتوانست؛ اگر هم به اصلاح طلباان، سبزها و هاشمی که با حمایتشان از او، وی را به ریاست جمهوری رسانده اند اتکاء نمیکند، اقلاً مستقیماً جنبش های مدنی را بنام خود چنان تقویت کند که جای آنها را گرفته  بالانس کننده قدرت او در مقابل تمامیت خواهان در این چک اند بالانس قدرت باشد.

اقتدار گرایانی هم که فکر میکردند روحانی خواهد توانست زیر پای سبزها و اصلاح طلبان و هاشمی را خالی کرده و بحساب قاعده اجتماعی آنان برای خود وزنه مستقل سیاسی ایجاد کند، دیدند که روحانی بیش از پیش رنگ و انگ اصلاحطلبانه بخود میگرد هر چند خودش هم  با این انگ و رنگ رابطه خوبی ندارد. آنها دیدیند موفقیت روحانی در نگاه مردم و جهانیان یعنی موفقیت خط هاشمی، خاتمی و اثباتِ حقانیت بی چون و چرای سران جنبش سبز که در حصر هستند. پس بقول معروف: “دیگی که برای من نجوشد هفتاد سال سیاه میخواهم که نجوشد.”

روحانی بالانس را از دست داده است. و در مقابل حمله گله وار کفتارهای اقتدارگرا  بی دفاع است زیرا او چنان شخصیتی نیست که راضی شود مأمور اجرای برنامه اصلاحطلبان شده رسماً و جسورانه دست در دست آنها نهاده و توپ را به میدان اقتدارگرایان و رهبری بیاندازد که یا او را عزل کنند و یا اینکه تن به برنامه هایش بدهند.

پس کسانی مانند آقای احمد خرم و یا زیبا کلام، دکتر خزئلی و دیگرانی که نامشان را بیاد ندارم، که روحانی را متهم به کند کاری و فقدان قاطعیت میکنند، در این اشتباه هستند که از یک افلیج انتظار دوی ماراتون دارند.

دولت قاطعانه تصمیم نمی‌گیرد

Share Button

چکیده :من معتقدم دولت تصمیمات قاطع‌تر و سریع‌تر بگیرد و اگر این مساله غفلت کند آسیب می‌بیند. اکنون دولت قاطعانه تصمیم نمی‌گیرد و قاطعانه تصمیماتش را به اجرا نمی‌گذارد. در بحث انتخاب فرمانداران و بخشداران در بحث انتخاب معاونان وزرا دولت به آهستگی حرکت می‌کند؛شاید دو سال آینده برای تصمیم گیری دولتمردان خیلی دیرباشد. به هر حال اگر فکر می‌کنند نمی‌توانندپاسخگوی الزامات دولتمردی باشند نباید مسئولیت قبول می‌کردند. این وضعیت دولت را محدود و ناتوان می‌کند. معتقدم با این دید دولت قادر نیست که ادامه دهد….

(من در روزهای آینده کامنتی بر این مطلب خواهم نوشت .ح تبریزیان)

احمد خرم: عقب‌نشینی دولت مقابل تندروها خیانت است

این روزها سوال نمایندگان مجلس از وزرای دولت یازدهم تبدیل به یکی از حاشیه‌سازترین اخبار رسانه‌ها شده است تا جایی که روحانی در جمع نمایندگان استان گیلان با گلایه از این روال، آن را بی‌سابقه خواند.

نماینده مردم تهران حمید رسایی در یادداشت خود خبر از تهدید وزرا به استعفا داده است. ظاهرا این نماینده مجلس از گلایه رئیس جمهور و مشاور ارشدش نگران است. به گفته برخی فعالین سیاسی، او نگران است که عملکرد دولت یازدهم حمایتهای او و دوستانش از دولت دهم را به زیر سوال ببرد. همه آن اتفاقات گذشت، خانه ملتی که رشد اقتصادی صفر و منفی دولت رفیق و همراه را نمی‌دید اکنون به تعبیر کارشناسان، به هر بهانه‌ای وزرا را به کمیسیون‌ها فرا می‌خواند و از آنها پاسخ سوالاتی را می‌خواهد که شاید بتوان ادعا کرد ارتباطی با حوزه مسئولیت وزیر مربوطه ندارد مانند طیب نیا وزیر اقتصاد که به ادعای خود نمایندگان نه سوالا تی که از او پرسیده شد، شباهتی به حوزه فعالیتش داشت و نه بحثی مرتبط قلمداد می‌شد. او به خاطر اظهارات رئیس بانک مرکزی پاسخگو شد و کارت زرد گرفت. برای درک ارتباط دولت و مجلس احمد خرم، وزیر سابق راه که زمانی استیضاح سیاسی را به چشم خود دیده است با آرمان به گفت‌وگو نشست.

مشروح مصاحبه احمد خرم در ادامه آمده است:

برخی از نمایندگان مجلس انتقاد از عملکرد خود در زمینه سوال از وزرا را به تعبیرهایی شبیه دانسته‌اند. آنگونه که کارشناسان ادعا می‌کنند نحوه برخورد مجلس با دولت یازدهم متفاوت از دولت‌های نهم و دهم است؟

نکات مهمی که می‌شود در خصوص رابطه دولت و مجلس مطرح کرد این است که نمایندگان محترم مجلس نهم هنوز باور نکرده اند که هر نماینده‌ای که بر کرسی‌های مجلس نشست نماینده اکثریت مردم محسوب می‌شود چون مجلس یک نهاد ملی محسوب می‌شود بنابراین باید به آنان یادآور شدکه تصمیم‌گیری‌ها در مجلس بر اساس دیدگاه‌های جناحی و شخصی صورت نمی‌گیرد. به هر حال باید گفت که این در باور برخی نمایندگان هنوز جا نیفتاده است. از موضع مجلس نباید برخورد شخصی و جناحی با مسائل ملی می‌شود. این رویکرد قطعا به پایه‌های دموکراسی لطمه می‌زند.

نکته بعدی که در خصوص رابطه دولت و مجلس باید ذکر شود در این راستاست که اکنون ۷ ماه از انتخابات ریاست جمهوری گذشته است اما بخش زیادی از نمایندگان هنوز باور نکرده‌اند مردم به رویکردها و سیاست‌های قبلی نه گفتند و تغییری صورت پذیرفته است. سوم اینکه به نظرمی‌رسد جناح اکثریت مجلس قبل از اینکه یک سال ازعملکرد دولت بگذرد و بعد عملکرد دولت را به قضاوت بنشینند در همان یکی دو ماه نخست به قضاوت نشستند.

آنها تصمیم گرفتند به شکلی پیش بروند که این دولت یک دوره بیشتر فعالیت نکند. یعنی بخشی از مجلس درصدد است که دولت روحانی را یک دوره بیشتر حفظ نکند چون اگر غیر از این بود و روال منطقی و تکیه کردن بر عملکرد دولت بخواهد دنبال شود نباید در عرض چهار یا پنج ماه تعداد زیادی از وزرای دولت تحت پروژه‌ای به نام سوال از وزرا به مجلس فراخوانده شوند. همگان آگاهند که این حق مجلس است که از دولت سوال کند اما دولت‌های نهم و دهم که دولت اصولگرا بود تکیه‌گاه‌های مختلف کشور از جمله اقتصاد، صنعت، تولید، اشتغال و مسائل اجتماعی را به مرز مشکلات جدی رساند. نه تنها به این مرز رساند بلکه از آن گذر کرد و بر شدت مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی افزود به نحوی که امروز ۸ سال کار دولت‌های نهم و دهم و ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی دیده نمی‌شود گویی که در این چند ساله اصلا مشکلی وجود نداشته است.

همین نمایندگان که امروز دولت پاسخگو می‌خواهند در هشت سال گذشته آنچنان که باید و شاید حساسیتی بر کار نظارتی خود به طور ملموس نشان نداده‌اند. به تعبیری عده‌ای از فعالان سیاسی آن‌طور که مردم انتظار داشتند مجلس در بزنگاه از ابزار نظارتی خود در مورد عملکرد دولت‌های نهم و دهم استفاده نکرد و گاهی اتفاقی هم که رخ می‌داد با ملاحظه‌کاری به استقبال آن می‌رفتند. می‌توانم این رویکرد را با چند مثال ساده خدمت شما عرض کنم؛ یک موجی در مجلس در مخالفت با اقدامات نادرست دولت آغاز می‌شد و بخشی از نمایندگان که با دولت رابطه داشتند تحت عنوان ریش‌سفیدی آن را جمع می‌کردند .به تعبیر شما یه سوژه مطرح می‌شد اما چون دولت از خودشان محسوب می‌شد و تعبیر برخی از اصولگرایان دولت و مجلس یکدست بود و به سرعت آن مشکل به هر نحوی حل شده و از خطاهای دولت به دلایل جناحی چشم پوشی می‌شد.

یعنی شما معتقدید که دولت و مجلس یکدست به‌رغم داشتن محاسن زیاد می‌تواند سبب معایبی هم باشد؟

می‌خواهم روند پیدایش فساد در دولت گذشته با چند مثال برای شما توضیح بدهم. ببینید شما در سفرهای استانی می‌بینید که کمتر از ۳۰ درصد قول‌های دولت قبل عملی می‌شد در حالی که درآمد سالانه ارزی دولت به بیش از ۴ برابر در آمدهای ارزی دولت‌های هفتم و هشتم می‌رسید. نمونه روشن‌اش کلنگ‌های است که تحت عنوان احداث پتروشیمی‌ها در استان‌ها زده می‌شد. کلنگ ساخت حدود۳۰پتروشیمی در شهرستان‌های مختلف زده شد. امروز شما بپرسید چه تعداد از پتروشیمی افتتاح یا در آستانه بهره برداری است. ببینید نمایندگان محترم مجلس در حد حرف هم حاضر نشدند در مورد اقدامات دولت گذشته بحث کنند نه اعتراض و نقدپیگیرانه از دولت؛ بالاخره باید با عملکرد سال‌های دولت‌های نهم و دهم یک برخوردی از مجلس صورت می‌گرفت که به تعبیر بسیاری از ناظران هیچ اتفاقی رخ نداد. به عقیده بسیاری از فعالین سیاسی دولتی که در شهرستان‌ها وعده می‌دهد و کاری انجام نمی‌دهد خانه ملت را ناراحت می‌کند اما در هشت سال گذشته خبری از پیگیری و رسیدگی به‌موقع از انجام وعده‌های رئیس دولت‌های نهم و دهم نبود. قطعا اگر یک روال قاعده‌مند بین مجلس و دولت حاکم بود، مجلس باید از دولت‌های نهم و دهم به صورت جدی‌تری بازخواست می‌کرد. مثال دیگری که باید ذکر کرد این است که رئیس جمهور گذشته و وزیر راه و شهرسازی دولتش اعلام کردند سالی ۱۰۰۰ کیلومتر راه‌آهن ساخته اند. سالی ۱۰۰۰ کیلومتر راه‌آهن را امروز ما نمی‌بینیم.

واقعیت این است که عملکرد دولت‌های نهم و دهم در ساخت راه‌آهن کلا ۹۰۰کیلومتر است آن هم در ۸ سال؛ این آمار نشان می‌دهد سالی ۱۰۰۰ کیلومتر ساخته شد یعنی ۹۰۰ کیلومتر در هشت سال؛ در دولت دوم آقای خاتمی رکورد ساخت راه‌آهن سالی ۵۰۰ کیلومتر بود. شما شاهد بودید که یک پروژه‌ای که سال۸۱ شروع شد و سال ۸۴ تمام شد ۱۰۰۰ کیلومتر فقط یک پروژه احداث راه‌آهن بود. در برنامه چهارم دیده شد که با توجه به افزایش قیمت نفت بشود سالی ۱۰۰۰ کیلومتر کار کرد؛ دولت خاتمی با میانگین ۲۲ میلیارد دلار در سال کار می‌کرد این در حالی است که دولت احمدی نژاد با میانگین ۱۰۰ میلیارد دلار کار کرد. یعنی انتظار این بود که باتوجه به افزایش در آمد دولت سرعت انجام پروژه‌های عمرانی به حداقل ۳ برابر برسد. مساله‌ای که اکنون دولت یازدهم با آن درگیر است انجام پروژه‌های نیمه‌تمام است این پروژه‌ها هزینه‌های زیادی را روی دوش دولت هر ساله قرار می‌دهدکه آثار اقتصادی و تورمی آن هرساله گریبانگیر دولت خواهد بود. متاسفانه نشد حرکتی از سوی دولت گذشته رخ ندهد و اعتراضی هم از سوی نمایندگان دیده شود.یکی از اعتراض‌های نمایندگان استان‌ها و شهرستان‌ها به بحث بودجه انقباضی بسته شدن و کاهش سهم برخی از استان‌ها از بودجه بود. آن نماینده‌ها باید بدانند عدم انجام وعده‌های دولت گذشته بار مالی را روی دولت فعلی نهاده است که عمل به آن برای دولت لازم است بنابراین دولت ناچار است بودجه سال ۹۳ را به شکل فعلی ارائه دهد. بنابراین ملاحظه می‌کنید نمایندگان محترم باید آن سال‌ها اعتراض و استعفا می‌کردند نه اکنون.

برداشت شما از نحوه رفتار مجلس با دولت یازدهم چیست؟

تمام مواردی که اشاره کردم نشان می‌دهد رفتار با دولت یازدهم ظاهرا سیاسی است. نکته مهمی که باید بدان اشاره کرد این است که این حق مجلس است که نمایندگان از دولت حمایت کنند. این حق مجلس است که وزرا را به خاطر عملکردشان استیضاح کنند منتهی باید به تاریخ‌های قبل برگردیم و ببینیم این مجلس تا کجا توانسته است از حق خویش به درستی استفاده کند. مجلسی که قول می‌دهد از دولت حمایت و همراه آن باشد در ۶ ماه گذشته وزرای زیادی را به مجلس فراخوانده و گاها از آنها سوالاتی بی‌ارتباط با حوزه تخصصی‌شان و شاید سیاسی پرسیده است. همگان استحضار دارند که یک وزیر تا بخواهد به حوزه تخصصی و وزارتخانه‌اش تسلط پیدا کند، مدتی زمان می‌برد. بحث سوال از وزرا در طول این مدت کوتاه بسیار عجیب و شاید بتوان ادعا کرد که جناحی و سیاسی است و رئیس جمهور هم به شدت کارت زرد‌ها و نحوه استیضاح وزرا اعتراض می‌کند. این نشان از آن دارد که واقعیت‌های دیگری وجود دارد. نکته دیگری که باید عرض کنم این است که مجلس آیین‌نامه داخلی‌اش را اصلاح کرد و این اصلاح آیین‌نامه را مجلس اصولگرا انجام داد. آن نکته‌ای که در آیین‌نامه تصویب شد این است که اگر از هر وزیری سوال مطرح شود و مجلس قانع نشود به صورت اتوماتیک مجلس به سمت استیضاح وزیر حرکت می‌کند. باید دانست مجلس مظهر دموکراسی است و نباید روالی را به وجود آورد که رویکرد مبتنی بر دموکراسی محدود شود چنانکه تصور شود برخی نمایندگان به ظاهر دنبال نوعی دیکتاتوری پارلمانی هستند. رویکردی که قطعا وجود ندارد اما برخی رفتارها در ظاهر موجب می‌شود این مساله در اذهان تجلی یابد. منظور از این دو کلمه این است که هر روز یک نماینده مجلس سعی داشته باشد با انجام چند سوال که غالبا بی‌ارتباط با فعالیت‌های وزراست؛ به نوعی وزیر را در اتخاذ تصمیمش محدود یا پشیمان سازد. این امر امنیت روانی و مدیریتی دولت را آسیب‌زا می‌کند.

برخی از فعالین سیاسی معتقدند که هدف بخش تندرو مجلس مشغول کردن دولت به کارهای غیر ضرور یا به نوعی وادار به عقب‌نشینی کردن دولت از شعارهایش است؟

کارشناسان بر این باورند در شرایط کنونی هرگونه حرکتی که دولت را وادار به عقب‌نشینی از اصول اساسی و وعده‌های به‌حقی که به مردم داده موجب شود که دولت دست به عصا حرکت کند، این کمک به منافع ملی نیست. ظاهرا هدف تندروها هم همین است که دولت را وادار به عقب‌نشینی کنند. اگر وزیر هم استیضاح شود یا کارت زرد بگیرد چون براساس وظیفه اصلی نظارتی نیست، تنها می‌تواند یک هدف داشته باشد و آن سنگ‌اندازی مقابل راه دولت است. از طرفی دیگر دولتی که نتواند شعارها و وعده‌هایش را عملی کند بی‌تردید به شدت ضربه خواهد خورد. این رویکرد در شرایط بحرانی کشور عدم توجه به منافع ملی محسوب می‌شود. بی‌تردید بخشی از مجلس منافع جناحی را دنبال می‌کند اگر کسی کوچکترین علاقه‌ای به کشور داشته باشد قطعا در شرایط فعلی از دولت حمایت خواهد کرد. این که می‌گویند با اعتراض به سوال‌های متعدد که از دولت صورت می‌گیرد به مجلس توهین صورت می‌گیرد حرف درستی محسوب نمی‌شود. من فکر می‌کنم یکی از مسائلی که باعث شده است که برخی از نمایندگان درصحنه مخالفت با دولت حضور پیدا کنند اتفاقا باید بگویم دلیل‌اش موفقیت دولت در ایجاد فضای مثبت بین المللی است. ایجاد نظم و انضباط مالی و تاکید بر این انضباط موجب شده است برخی از نیروها و باندهایی که ازموقعیت بی‌نظمی دولت گذشته سود می‌بردند اکنون از به وجود آمدن وضع فوق ناراضی و ناخشنودند. بنابراین واکنش منفی از خود نشان می‌دهند.

معتقدید که هدف طیف تندرو فقط متوقف کردن دولت است ؟

خیر من فکر می‌کنم که آنها برای مجلس بعدی اسبشان را زین کرده‌اند. حضور اصولگرایان در مجلس دهم مستلزم ناکار آمد جلوه دادن دولت یازدهم است. ببینید هر دولتی که روی کار آمده است مجلس بعدی هماهنگ با دولت آینده روی کار آمده؛ اکنون آنها می‌خواهند که مجلس بعدی همراه دولت و از جناح دولت نباشدبنابراین تمام تلاش اصولگرایان در مجلس فعلی ناکارآمد جلوه دادن دولت است. این یک بخش از مساله است. اما ما بحث این را نداریم که دولت یازدهم ۱۰۰ درصد دارد درست عمل می‌کند. بی‌تردید انتقادات فراوانی به دولتمردان و اقداماتشان وارد است. من به عنوان یک آدم اجرایی بارها از عملکرد اجرایی دولت انتقاد کرده ام.به آنها گفته ام که در شرایط بحرانی دست به عصا حرکت نکنید اگر در این شرایط دست به عصا حرکت کنید بی‌تردید اولین بازنده میدان سیاست شمائید. یک دولتمرد باید قاطع تصمیم بگیرد و قاطع تصمیمات‌اش را اجرا کند.

شما می‌گویید دولت قاطعانه تصمیم نمی‌گیرد ودر عین حال تصمیماتش را قاطعانه اجرا نمی‌کند.منطق این انتقاد شما چیست؟

من معتقدم دولت تصمیمات قاطع‌تر و سریع‌تر بگیرد و اگر این مساله غفلت کند آسیب می‌بیند. اکنون دولت قاطعانه تصمیم نمی‌گیرد و قاطعانه تصمیماتش را به اجرا نمی‌گذارد. در بحث انتخاب فرمانداران و بخشداران در بحث انتخاب معاونان وزرا دولت به آهستگی حرکت می‌کند؛شاید دو سال آینده برای تصمیم گیری دولتمردان خیلی دیرباشد. به هر حال اگر فکر می‌کنند نمی‌توانندپاسخگوی الزامات دولتمردی باشند نباید مسئولیت قبول می‌کردند. این وضعیت دولت را محدود و ناتوان می‌کند. معتقدم با این دید دولت قادر نیست که ادامه دهد.

آیا تغییر در قوه مجریه کشور به حل مشکلات کشورکمک خواهد کرد؟

معتقدم تغییری که در بطن قوه مجریه دولت ایجاد شده است؛ با وضعیتی که آقای روحانی دولت را تحویل گرفته است باید برای مردم روشن شود. باید آقای روحانی وتک تک وزرا و مشاوران برای مردم توضیح دهند که چه چیزی را از دولت قبل دریافت کرده اند. معتقدم ۵ درصد بحران‌ها و مسائلی که وجود دارد بیان نشده است. به واقع دولت یازدهم نتوانسته است واقعیات موجود را به مردم منتقل کند. اگر این مساله را روشن نکنند که چه چیزی را تحویل گرفته اند؛ و تا یکسال دیگر به کجا می‌رسند. این قطعا آثار و تبعات منفی خواهد داشت. ما مواجه بودیم با تحویل گرفتن دولت از سوی رئیس جمهور سابق در سال ۸۴ با ۲۵هزار میلیارد تومان جاری کشور آقای احمدی نژاد در هر گزارشی که به مردم داد عنوان کرد که دولت کوچک شده است. دولت کوچک شده یعنی اینکه هزینه جاری یا باید پائین بماند یا ثابت بماند. در این هشت سال دولت احمدی نژاد فقط چند ماه آن هم ابتدای سال ۹۲ که ۲۵درصد افزایش حقوق و دستمزد را شاهد بودیم؛ از سال ۸۴ تا ۹۱ هیچ سالی افزایش حقوق دستمزد بیش از ۱۰درصد نبوده است میانگین افزایش حقوق ودستمزد در دولت‌های نهم و دهم حدود ۱۰ درصد بوده است. یعنی در هشت سال ۶۰ درصد با ضریبی که می‌خورد. شما باید ۶۰درصد افزایش هزینه‌های جاری می‌داشتید یعنی ۱۵ هزار میلیارد تومان اضافه می‌شد تا پایان سال ۹۱ جمعا هزینه‌های جاری باید می‌شد ۴۰ هزار میلیارد تومان من تخفیف می‌دهم شما بگوئید ۵۰ هزار میلیاردتومان هزینه جاری کشور؛ حال هزینه‌های جاری کشور امسال ۱۴۰هزار میلیارد تومان محاسبه شده است . حال ماهزینه‌های جاری سال قبل را محاسبه می‌کنیم این عملکرد حدود ۱۱۰ هزار میلیارد تومان بوده است. ۱۱۰ هزار میلیارد سال ۹۱، ۴/۴برابر سال ۸۴ است من می‌گویم حداقل حجم دولت به بالای دو برابر رسیده است. من دو تا مثال می‌زنم ببینید وزارت نفت در سال ۸۴ تحویل دولت نهم شد با ۷۰ تا ۸۰ هزار پرسنل خبره و مدیران مجرب بعد از ۸ سال همان آقای زنگنه وزارت نفت را تحویل گرفت با بیش از ۲۲۰ هزار نفر پرسنل و کاهش تولید نفت به زیر یک میلیون بشکه؛ این هزینه‌ها افزایش پیدا کرده و دولت بزرگ‌تر شده است. بنابراین تولید باید بیشتر می‌شد که بعد از هشت سال کاهش پیدا کرده است. یعنی حجم دولت ۷/۳برابر شده است.

شما می‌بینید که وابستگی نفت در ابتدای برنامه چهارم حدود ۵۴ درصد بود قرار بود در جریان برنامه چهارم کاهش پیدا کند و طی دو برنامه قرار بود به صفر برسد اکنون برنامه چهارم تمام شده و برنامه پنجم هم به نیمه رسیده است. به نظر شما آیا وابستگی ما به نفت کاهش پیدا کرده ؟ باید عرض کنم وابستگی ما به نفت حدود ۸۰ درصد رسیده است. خلاصه بگویم هیچ کاری در خصوص خود کفایی طبق این دو برنامه صورت نگرفته است.یعنی تمام پول نفت صرف مسائل جاری کشور می‌شود . این لطمه غیر قابل جبران است؛ چرا مجلس هشتم و نهم که این اعداد و ارقام را در اختیار داشت پیگیری نکرد؛ که امروز به خاطر جابه‌جایی چند معاون وزیر و استاندار پیگیر است. البته من همه مجلس را نمی‌گویم بلکه جناح تندرو مجلس را می‌گویم چرا این انتقاد وارد است که چرا کل مجلس در سال‌های گذشته سکوت کرده بود. اکنون به واسطه این اتفاقات انتظار می‌رود که دولت یازدهم این واقعیت‌ها را با افکار عمومی در میان بگذارد چون تندروها هیچ‌گاه واقعیت‌ها را نخواهند گفت. برخی نمایندگان می‌گویند که احساس تکلیف می‌کنیم، اما به باور دلسوزان و نمایندگان وظیفه‌شناس احساس تکلیف چیزی نیست که یک سال و ۶ ماه نصیب آنها شده باشد.

 

انقلابی که دنیا را خواهد لرزاند

Share Button

انقلاب مردم  مصر و اوکرائین نشان داد که: ” انقلاب بد است!” یک کلیشه از کار افتاده و تاریخ گذشته است. نشان داد دریافت کمک برای کسب آزادی و دموکراسی از غرب و مشخصاً آمریکا دیگر یک تابو و قداست شکنی نیست. نشان داد که در موازنه قدرت در دنیا چنان تغیراتی رخ داده است که حرف آخر را دموکراسیهای اروپایی  و آمریکا میزنند ونه پوتین و دولت چین. نشان داد جنبش طبقه متوسط میتواند بکمک این نیرو و گرایش حاکم بر جهان که دموکراسی خواهی است مستقیماً شعار های سیاسی حد اکثری خود را مطرح کند بدون اینکه از جنگ و گریز تاکتیکی برای کسب خرده امتیازات و پاره پیروزیها دست بردارد. و این انقلاب برای ما مردم و کنشگران سیاسی ایرانی این پیام را دارد که از تار عنکبوت گفتمان عصر جهان دو قطبی، آمریکا ستیزی بیمار گونه و ابزاری شده بیرون بیائیم و بدون پروا از انگ و رنگ فریاد زنیم : ای جهان! ای آمریکا! ای اروپا! ما میخواهیم عضوی از خانواده بزرگ دموکراسی در این دنیا باشیم . برای ما انقلاب دیگر شکست دادن و تحقیر آمریکا نیست بلکه فقط سرنگونی رژیمی است که با ابزار کردن دین و مذهب، آخوندهایی را بر ما حاکم کرده است که حتی آخوند واقعی هم نیستند بلکه شیادانی هستند که دین را مصادره به مطلوب کرده و از کسوت روحانی برای خود زره پوش سیاسی ساخته اند. 

Kiev new year tree protests

دیگر سخن از اعتراضات در پایتخت اوکرائین، کیف و آنهم فقط در میدان استقلال آن در میان نیست، سخن از قیامی است که سراسر اوکرائین را فرا گرفته است. دنیا اگر امروز نداند شاید در آینده ایی نزدیک بیدار شود و دریابد که سنگر سازان میدان استقلال کیف و تیرکمانداران و منجنیق چیانِ کوکتل مولوتوفی آنجا، دست به حماسه ایی زده اند که نه تنها  گامهای نهایی خود، برای سرنگونی یکی از سه دیکتاتوری بجا مانده از دوران جنگ سرد و جهان دوقطبی، در قاره ایی که گهواره دموکراسی و فرهنگ دموکراتیک در جهان است را برمیدارد، بلکه با این ضربه خود به حساس تربن  نقطه هیولای استبداد زنده مانده دراین جهان، سهمگین ترین ضربه را به کانونی ترین نقطه آن، یعنی روسیه  وارد میسازد.  دیکتاتوری نیمه مرعی پوتین بر روسیه که امروز که به دژ ارتجاع و استبداد و غیر مستیقم به تروریسم در جهان  تبدیل گردیده است، از این ضربه و شدت آن چگونه بخود آمده، برخیزد و یا اینکه بتواند اصولاً برخیزد، مسئله است که باید پس پیروزی کامل قیام مردم اوکرائین بدان پرداخت.

انقلاب در جریان اوکرائین بنظر من ، همانند انقلاب دو م مصر رخدادی با ابعاد تاریخی و دوران سازانه خواهد بود. انقلاب دوم مصر برهبری طبقه متوسط و وسیع ترین اقشار آگاه جامعه آنجا رخ داد و نقش بی همتای ارتش مصر در همراهی با این اقشار مدرن و تبدیل شدن آن به بازوی نظامی دموکراتیک ترین بخش جامعه مدنی و سیاسی آنجا چون طنین ناقوسی بود که آغازِ پایان کار اسلامگرایی را در جهان بشارت داد. از عملیات تروریستی اخوانیستها و شبکه های ترور آنها که کام شیرین مردم مصر را بخاطر پیروزیشان ،موقتا تلخ میکنند، ابداً نباید دوچار ترس  و تردید شد. این تروریسم برخلاف حادثه ۱۱ سپتامر نه نمودی از زایش و فراررویی یک جریان بلکه نشانه ی دردها و تقلاهای احتضار تروریسم و اسلامگرایی است. تروریسم در مصر فقط فعالانه گور تروریسم و اسلامگرایی را حفر میکند زیرا حکومتی که در مصر برسر کار آمده است، هرچند حکومتی قانونگرا و کاملاً مردمی و ومدرن است ولی تجربه و آمادگی مقابله  با تروریسم را بیش از هر کشور دیگری در دنیا داراست و با تروریسم چنان بیرحمانه برخورد خواهد کرد که تالی آنرا تا کنون کسی تجربه نکرده است و این حکومت در سرکوب قاطعانه اسلامگرایی از حمایت همه نیروهای آزادی دوست و مدرن مصر، منطقه و جهان برخوردار است.

بهترین نشانه برخورد قاطعانه دولت مصر، برخورد قاطع نیروی امنیتی آن با تظاهرات انتحاری در خیابانهای قاهره، و در سینا  با تروریستها و رفتار با حماس است. و جامعه جهانی هم خیلی خونسردانه با درو شدن تروریستها در این کشور برخورد میکند، نه فریادی برمی آورد و نه کیفر خواستی برای ارتش  و دولت مصر صادر میکند.

من از روز آغاز تحولات اوکرائین آنرا از نزدیک رصد کردم که نتیجه آن علاوه بر کپی تعدادی زیادی از گزارشهای رسانه های جهانی  در همین سایت است، سریال تحلیلی خبری: “انقلاب دوم اوکرائین مخملی نخواهد بود” از خودم نیز هست که با نهمین بخش آن و وارد شدن قیام مردم به مرحله سرنگونی رژیم ویکتور یانوکویچ  پایان یافت. در این مدت علاوه بر گزارشهای شنیداری بی بی سی و برخی دیگر از رسانه های صوتی دنیا، بجز تایمز مالی که خواندنش پولی است تقریباً اکثر گزارشهای نشریات اینترنتی دنیا  را مانند: وال استریت ژورنال، نیویورک تایمز،، گاردین، دیلی تلگراف، اهرام آنلاین وکیف پست را با دقت خوانده ام. وهدفم هم از تذکر این پیگیری وسیع مسئله، گزافه گویی نیست بلکه ذکر تعجبم از این مسئله است که چگونه همه گزارشگران و تحلیلگران این رسانه های بزرگ دنیا با فاصله زیادی عقب حوادث اوکرائین حرکت کرده اند و تا آنجا که امروز در بسیاری از آنها حتی اخبار قیام مردم اوکرائین تیتر صفحه اول آنهاهم نیست زیرا این رسانه ها به گزارش خبر داغ کشته شدن ۴۹ نفر در مصر بمناسبت سومین  سالگرد  انقلاب ضد دیکتاتوری آنجا مشغولند و یا با خبر جدا شدن رئیس جمهور فرانسه از زنش و کشته شدن چند مأمور امنیتنی در کابل در اثر یک عمل انتحاری.

بنظر من انقلاب کنونی مردم اوکرائین که شکل قیام عمومی علیه دولتی را یافته است که بنوعی پارادوکسال، محصول سازو کارهای قانونی و دموکراتیک هم هست، حامل پیامهایی برای همه دنیاست که بنظر من این پیامها درست دریافت نشده اند  و شاید مدتی طول کشد تا گرفته شوند. من ذیلاً خطوط عمده این پیامها را توضیح میدهم.

۱ ـ  قیام انقلابی مردم اوکرائین، مقاومت شبانه روزی مردم اعتراضی کیف در میدان استقلال در شرایط سرمای  شبه قطبی این منطقه، سنگر بندیهای معترضین با کسیه های برف، رویارویی آنان از پشت سنگر بندیهای هایی که با تلاش شبانه روزی آنها را ساخته اند، بستن شکافهای ایجاد شده در آنها توسط حملات هراز گاهی پلیس ضد شورش و حتی گسترش دادن دیواره های سنگرها در شرایط مقابله دائمی با پلیس ضد شورش، پاسخ دادن به باران کپسول های گاز اشک آور، گلوله های پلاستیکی و در برخی موارد گلوله های جنگی، آب پاشی فشار قوی پلیس، در این سرمای زمستانی به معترضین، باران متقابل کوکتل مولوتوف، به آتش کشیدن هزاران حقله لاستیک از سوی مدافعین سنگرها برای خنثی کردن  اثرات کپسول های گازی اشک آور، استفاده از پرتاب گرهای ابتکاری منجنیق مانند و حتی تیرکمانهای  بزرگ و.. ، تنها حماسه آفرینی مردمی که آزادی واقعی میخواهند و در تله ۱۵ میلیارد اعانه پوتین و گاز ارزان روسی هم نمی افتند نیست.

آفرینش چنین حماسه ایی ۵ یا ده سال قبل در یکی از نزدیکترین  کشورهای اقماری روسیه  اگر نه محال، حد اقل غیر قابل تصور بود. و آنچه امروز چنین حماسه ایی را ممکن ساخته است تغیر بنیادی موازنه قوا در جهان و در درجه اول اروپا به زیان روسیه است. فرادستی قاطع آمریکا و اروپا در مدیریت سیاسی جهان هرروز بیش از روز قبل میدان عمل نیروهای استبدادی در جهان را محدود تر میکند و آنها دیگر دستهای باز، برای گرفتن و کشتن و بگلوله بستن مخالفین خویش، در کشور های تحت حاکمیت خود را ندارند و اگر بکُشند، در این جهانی که بیش از پیش از دستگاه قضایی و دادگستری جهانی برخوردار میشود و دیوان لاهه و دادگاههای ویژه سازمان ملل ناظر بر جنایات جنگی و ضد بشری در آن هستند، با  این دستگاه قضایی جهان روبرو میشوند.

۲ ـ دومین پیام تاریخی انقلاب اوکرائین برای ملل استبداد زده اینست که باید با این کلیشه سازی که انقلابات، الزاماً و همیشه با خون و خونریزی همراه بوده و به استبدادهای جدید و حتی خشن تر می انجامند وداع کنند. انقلابات دموکراتیک ملی معاصردیگر از پشتوانه وسیع  جهانی برخوردارند و این گونه انقلابات، با پیشگامی اقشار مدرن شهری و نهادهای مدنی و سیاسی دموکراتیک، نه دنبال مطالبات صرفاً طبقاتی یا قومی بلکه  دنبال آزادی و زندگی انسانی هستند و در تقابل میدانی هم پارامتر حمایت غرب، در آنها هر روزه مؤثر تر گشته و از شدت ضربه رژیمهای دیکتاتوری میکاهد.

دست رد گذاردن مردم اوکرائین به بذل و بخشش های داش مشتی وارانه پوتین و سر سختی در مطالبه دموکراسی واقعی از طرف آنان گواه همین امر است. و در همین رابطه سومین پیام انقلاب اوکرائین اینستکه مردم اوکرائین نه با آرایش طبقاتی بلکه با آرایش ملی و دموکراتیک به صحنه آمدند، از جنگ دهقانی و اعتصابات کارگری در این قیام همگانی خبری نیست و شگفت آمیز ترین و جدیدترین و معنا دارترین این انقلاب اینست که مردم اوکرائین برای پیوستن به جامعه اروپا بپا برخاسته اند. تاریج بیاد ندارد که ملتی با چنین هدفی علیه دولتی که دو یا سه سال پیش خود برگزیده، به قیام برخیزد بخاطر اینکه آن دولت از اروپا فاصله میگیرد یا گرفته است. این مهمترین پیام انقلاب اوکرائین است البته اگر درست درک شود. این؛ یعنی بشر امروز خود را، نه در جهانی تقسیم شده به مللی که از منظر تقابل و تضاد منافع با هم تعامل دارند بلکه در جهانی که مردم آن منافع خود را درهمگرایی هر بیشتر  در چهار چوب منافع مشترک جستجو میکنند. و پیام مستتر در این پیام اینست که مرکز و نقطه گرانشی و کانونی این گرایش جهانی و دوران ساز اروپا و آمریکامیباشند. این یک، بخاطر سنن ریشه دار فرهنگ دمکراتیکش و آن یک بخاطر بزرگترین و نیرومنترین لوکوموتیو دموکراسی بودنش در جهان امروز. میدانم که گوینده این حکم ممکنست با گفتن آن، به آمریکا پرستی متهم شود، ولی هیچ گونه شیفتگی در این ارزیابی نسبت به آمریکا نیست بلکه قضیه به این سادگی است که آمریکا با اقتصاد نیرومند خود اثر گذارنده ترین نیرو، بر روند شکل گیری حرکت سیاسی و اقتصادی در دنیاست و برعکس چند دهه قبل آمریکا دیگر نفعی در حمایت از دیکتاتوریهای کمونیسیم ستیز وابسته بخود، مانند دوران جنگ سرد و دنیای دوقطبی ندارد.

گسترش دموکراسی در جهان از میدان مانور چین و روسیه میکاهد و بر میدان آمریکا و اروپا می افزاید. اگر در مدار آمریکا هنوز رژیمهایی هستند که کم یا بیش (نمونه کشورهای منطقه خلیج فارس) با روشهای اقتدارگرانه حکومت میکنند، این امر توضیحات جامعه شناختی خود را دارد و با دیکتاتور دانستن حکام این منطقه نمیتوان آنرا توضیح داد. عربستان فرضاً جامعه ای بسیار محافظه کار دارد که در برابر گواهینامه رانندگی گرفتن زنها هم واکنش منفی نشان میدهد و دخالت آمرانه پادشاه این کشور برای تغیر این فرهنگ سنتی؛ فقط رژیم را در برابر جامعه سنتی مقتدر قبیله ایی این کشور قرار میدهد. جامعه عربستان با صنعتی شدن و شکل گیری طبقات مدرن فاصله زیادی دارد هرچند سطح آموزش در آن کشور از سطح بسیار کشورهای اروپایی هم جلو تر است ولی تحصیل کرده عربستان، اگر دکتر و مهندس است مهندس آن کسی مانند بن لادن و از سران قبیله ای است قبل از اینکه دکتر یا مهندس باشد. این؛  میزان درس خواندگی و سطح تحصیلات جامعه نیست که بستر توسعه دموکراتیک آنرا میسازد بلکه تغیر ساختار اقتصادی و به تبعیت آن، ساختار جمعیتی و از جمله لزوم نیاز جامعه در بکار گرفتن نیروی کاری زنان است که آزادی آفرین است.

۳ ـ جای آن دارد که روی خصلت ملی و دموکراتیک انقلاب اوکرائین تکیه کنم. این انقلاب از طرف احزاب سیاسی اوکرائین که خود بنوعی محصول  نظام گذشته هستند یا جنبش کارگری و اجتماعی سازمان داده نشد، این انقلاب مستقیماً با خواستی سیاسی و ملی و تقریباً خود جوش، در واکنش به امتناع دولت یانوکویچ – بازاروف از امضای قراداد بازرگانی و گمرکی با اتحادیه اروپا و چرخش بسوی روسیه از سوی آن دولت آغاز شد. صدا خفه کن ۱۵ میلیاردی پوتین و وعده گاز ارزان هم کمترین تزلزلی در اراده انقلابیون اوکرائین وارد نکرد. این خواست، خواستی نیست که از درون یک جنبش کارگر ی و یا روستایی و اقشار فرودست یک جامعه برخیزد. سطح شعار فقط حد اعلای ترکیب و سطح رهبری انقلاب اوکرائین را نشان میدهد. در میدان استقلال کیف پرچم اتحادیه اروپا و آمریکا در اهتراز است و بسیاری از دیپلماتهای اروپای به درون تظاهر کننگان رفتند و برای آنها سخنرانیهای تشویق آمیز کردند که با اعتراض یانوکویچ هم روبرو شد ولی خود این امر، دو تغیر تاریخی مهم را در گفتمان تحولِ دوران ما را نشان میدهد؛ نخستین آن اینست که:  در رابطه بودن با دول اروپایی و آمریکا برای کسب آزادی، دیگر گناه، تابو و قداست شکنی نیست. و در درجه دوم نشان میدهد که دولت اوکرائین هم علیرغم حق حاکمیت خود (sovereign) که هیچ شهروند اوکرائینی هم از آن نمیگذرد، از دریافت حمایت علنی و رسمی دول اروپایی و آمریکا نه تنها ابایی نداشته و خجالت هم نمیکشد بلکه حاضر است با آغوش باز مک کین؛ سناتور محافظه کار آمریکا را د رمیان خودبپذیرد و کرسی خطابه را به او واگذارد تا او به قیام کنندگان اوکرائینی باصدای رسا فریاد زند: ” دولت آمریکا با شماست! قانوگزاران آمریکا باشما هستند! مردم آمریکا با شماست و من، مک کین باشما هستم!”  حضور این سناتور آمریکایی در بین انقلابیون اوکرائینی خود یک تغیر دُورانی در روند تحول جهانی است. برای اینکه اهمیت آنرا دریابیم مجسم کنیم که، نه نماینده ایی از آمریکا هم، بلکه نماینده ای از سوئد، دموکراترین و بی طرفترین کشور دنیا، در جریان اوج اعتراضات جنبش سبز به درون تظاهر کنندگان میآمد و فریاد میزد این مردم سبز منِ سوئدی، دولت سوئد، با شما هستیم! چنین رخداد تصور ناپذیری، کار نیرویهای امنیتی را ساده میکرد چون بی درنگ آن جمعیت ۳ میلیونی و بیگانه ستیز تظاهر کننده، به ۳۰۰ هزار تقیلیل می یافت بدون اینکه حتی زوری علیهشان بکار رفته باشد. و آن ۳۰۰ هزار دیگر هم با توپخانه رسانه ای حکومت وحتی مقدس نماهای سیاسی منتقد دولت، همچون زنای محسنه سیاسی معرفی میشد و جامعه ما هم آنرا بعنوان یک خلاف شرع میپذیرفت.

امروز دیگر جان کری وزیر خارجه آمریکا نه بعنوان وزیر خارجه ابر قدرت جهانخوار آمریکا، بلکه بعنوان یک کارچاق کن سیاسی مقبول العامه در خاورمیانه هرروزه اینطرف و آنطرف میرود و از طرف مردم هم نه تنها غریبه بحساب نمی آید بلکه عریانترین اظهار نظر های او در مورد مسایل داخلی این کشور ها هم کمترین عکس العمل منفی در مردم هم ایجاد نمیکند و کسی از آن نمیتواند بعنوان یک انگ سیاسی منفی علیه منتقدین حکومت ها استفاده کند.

نتیجه:

انقلاب مردم  مصر و اوکرائین نشان داد که کلیشه: ” انقلاب بد است!” یک کلیشه از کار افتاده و تاریخ گذشته است. نشان داد دریافت کمک برای کسب آزادی و دموکراسی از غرب و مشخصاً آمریکا دیگر یک تابو و قداست شکنی نیست. نشان داد که در موازنه قدرت در دنیا چنان تغیراتی رخ داده است که حرف آخر را دموکراسی های اروپایی  و آمریکا میزنند ونه پوتین و دولت چین. نشان داد جنبش طبقه متوسط میتواند بکمک این نیرو و گرایش حاکم بر جهان که دموکراسی خواهی است مستقیماً شعار های سیاسی حد اکثری خود را مطرح کند بدون اینکه از جنگ و گریز تاکتیکی برای کسب خرده امتیازات و پاره پیروزیها دست بردارد. و این انقلاب برای ما مردم و کنشگران سیاسی ایرانی این پیام را دارد که از تار عنکبوت گفتمان عصر جهان دو قطبی، آمریکا ستیزی بیمار گونه و ابزاری شده بیرون بیائیم و بدون پروا از انگ و رنگ فریاد زنیم : ای جهان! ای آمریکا! ای اروپا! ما میخواهیم عضوی از خانواده بزرگ دموکراسی در این دنیا باشیم . برای ما انقلاب دیگر شکست دادن و تحقیر آمریکا نیست بلکه فقط سرنگونی رژیمی است که با ابزار کردن دین  و مذهب، آخوندهایی را بر ما حاکم کرده است که حتی آخوند واقعی هم نیستند بلکه شیادانی هستند که دین را مصادره به مطلوب کرده و از کسوت روحانی برای خود زره پوش سیاسی ساخته اند.