Archive for: January 2014

نوری المالکی با آتش بازی میکند

Opposition Says No to Ukraine on Power Share

نامه سرگشاده زیباکلام به رسایی

Share Button

 

چکیده :جناب احمدی نژاد پس از آغاز ریاست جمهوری شان در سال ۱۳۸۴ یکی از نخستین گام هایی که بر داشتند توقف برنامه ” کج دارو مریز ” اصلاح طلبان در برنامه های هسته ایی کشور بود. همچون جنابعالی و همفکرانتان که امروز ژنو را ” مصیبت عظما” می نامید، ایشان یک گا م هم از شما جلوتر رفته و برنامه ” کج دار و مریز” دوران خاتمی به سرپرستی آقای حسن روحانی بعنوان مذاکره کننده ایران با غربیها را ” خیانت” اعلام…

کلمه:

جمعه, ۴ بهمن, ۱۳۹۲
 بسمه تعالی

جناب حجت الاسلام حمید رسایی نماینده محترم مجلس شورای اسلامی زیده توفیقاته

با سلام و تحیات، حضرتعالی و برخی دیگر از برادران و خواهران اصولگرا به رویارویی شدیدی با توافق ژنو برخاسته اید. ظرف چند روزگذشته شماری از طرفداران آقای احمدی نژاد و اعضاء جبهه پایداری با تعابیری همچون ” هولوکاست “، ” ترکمنچای ” ،” ذلت بار” ، ” تسلیم” ، “سازش” ، “خفت آور” و … یاد کرده اند. حتی در اخبار آمده بود که بیش از ۶۰ تن از نمایندگان مجلس در مخالفت با ژنوآقای دکتر ظریف را به مجلس احضار کرده اند. حاجت به گفتن نیست که این جزء حق مسلم نمایندگان است تا بر عملکرد قوه مجریه نظارت داشته و به اصطلاح ” مو را از ماست بکشند”. در سطحی وسیع تر البته، این هم حق آحاد ملت است که در خصوص همه امور کشور از جمله توافق هسته ایی به بررسی و اظهارنظر موافق یا مخالف بپردازند. بعبارت دیگر، حق اظهار نظر در خصوص برنامه هسته ایی کشور صرفا محدود و منحصر به مخالفین توافق ژنو نمی تواند بشود. یقینا جنابعالی و دوستانتان تصدیق می فرمائید که همانطور که شما از این حق برخوردارید که تغییر در برنامه های هسته ای کشور و کند شدن آنها را ” ذلت بار” ، ” ترکمنچای” و … ارزیابی نمایند، دیگران هم علی القاعده می بایستی از این حق همچون شما و همفکرانتان برخوردار باشند که در خصوص این برنامه ها اظهارنظر نمایند.

جناب رسایی، یقینا انگیزه شما و همفکرانتان برای مخالفت با ژنو می بایستی بواسطه منافع ملی بوده باشد. شما باور دارید که فعالیت های هسته ایی برای ایران منافع مهمی در بر دارد و چون توافق ژنو محدودیت هایی برای این فعالیت ها ایجاد کرده لاجرم با آن به مخالفت برخاسته اید.سئوال بنده هم از جنابعالی و همفکرانتان دقیقا همین است: جناب رسایی، آن منافع و خیرات و مبراتی که برنامه هسته ایی برای کشور داشته کدام بوده است؟ این هزینه سنگینی که متجاوز از یک دهه است چه بصورت مستقیم و چه چندین برابر آن بصورت غیر مستقیقم ( بواسطه تحریم ها) برای برنامه هسته ایی مان می پردازیم، چه سود و چه حاصلی برای مصالح و منافع ملی و اقتصادی کشور در بر داشته ؟ ظرف یک دهه گذشته بسیاری از مسئولین محترم کشور هزاران بار در جریان مصاحبه ها، سخنرانی، همایش، مقالات ، میزگردها و غیره پیرامون پیشرفت های هسته ایی کشور و اینکه چگونه این دستاوردها مایه فخر و مباهات ایران شده اند، حجم انبوهی از مطالب را فرموده اند. اما سئوال بنده خیلی ساده است: مابه ازاء این دستاوردها برای توسعه و پیشرفت اقتصادی کشور کدام بوده است؟

جناب احمدی نژاد پس از آغاز ریاست جمهوری شان در سال ۱۳۸۴ یکی از نخستین گام هایی که بر داشتند توقف برنامه ” کج دارو مریز ” اصلاح طلبان در برنامه های هسته ایی کشور بود. همچون جنابعالی و همفکرانتان که امروز ژنو را ” مصیبت عظما” می نامید، ایشان یک گا م هم از شما جلوتر رفته و برنامه ” کج دار و مریز” دوران خاتمی به سرپرستی آقای حسن روحانی بعنوان مذاکره کننده ایران با غربیها را ” خیانت” اعلام کردند.

آن ” برنامه خائنانه ” را متوقف نمودند و اعلام داشتند که منبعد برنامه هسته ایی ایران با تمام توان و سرعت به پیش خواهد رفت. غرب، شرق، شمال و جنوب هم هرکاری می خواهند بکنند. بنده قصدم در اینجا تشریح مصیبت هایی که آن سیاست ظرف ۸ سال گذشته بر سر ایران آورده نیست. بلکه می خواهم اشاره ای به شاه بیت استدلال ایشان بنمایم که چرا گذشتگان را در خصوص هسته ایی ” خائن” می دانستند. به اعتقاد جناب آقای احمدی نژاد ، برنامه های هسته ایی ایران باعث می شوند تا ۲۵۰ صنعت و رشته اقتصادی دیگر در کشور فعال شوند. بنده ظرف ۸ سال گذشته بارها و بارها در نوشته ها ، سخنرانی ها و مناظره هایم ( از جمله با خود حضرتعالی) تقاضا نمودم که طرفداران فعالیت های هسته ایی ایران ، ۲۵۰ که جای خود دارد، ۵ تا از آن صنایع و رشته های اقتصادی جدید را که بواسطه فعالیت های هسته ایی در کشور بوجود میامدند را نام ببرند؟ اگر هدف ما تولید سلاح هسته ایی می بود ، در آنصورت اصرار بر اینکه این همه هزینه نمائیم توجیه می داشت. چرا که هیچ کشوری حاضر نیست به ما سلاح هسته ایی بفروشد. از صدر تا زیل آنرا خودمان می بایستی درداخل کشور می ساختیم. اما مقام معظم رهبری موکدا فرموده اند که ایران به هیچ روی در صدد ساخت سلاح هسته ایی نیست. هدف ما از برنامه هسته ایی مان استفاده صلح آمیز و تولید اورانیوم ۵ درصد غنی شده برای نیروگاه بوشهر و سایر نیروگاههایم هسته ایی تولید برق که در آینده در کشور خواهیم ساخت می باشد.

با این پیش فرض که هدف ما از فعالیت های هسته ایی تولید برق می باشد، در اینصورت این سئوال از منظر اقتصادی مطرح می شود که این مخارجات سرسام آوری که تولید سوخت نیروگاه هسته ایی در کشور داشته، هزینه برق تولید شده در بوشهر را چه کسی می بایستی بپردازد، مردم یا دولت؟ اگر هزینه برق تولید شده در بوشهر را وزارت نیرو بخواهد از مصرف کننده بگیرد، آیا هیچ مصرف کننده ایی توان پرداخت آنرا خواهد داشت؟ وقتی سوخت نیروگاه بوشهر می تواند توسط آژانس با هزینه ایی که هزاران بار ارزان تر از هزینه تولید آن در ایران است تامین شود، آیا اصرار ما بر اینکه خودمان آنرا در داخل و علی رغم غیر اقتصادی بودنش تولید کنیم، سئوال برانگیز نیست؟ همین وضعیت در خصوص رادیو داروها هم هست. اتفاقا یکی از دلائل شک و تردید غربیها به انگیزه ما هم همین اصرار مان مبنی بر تولید سوخت بوشهر در داخل کشور است با چنین هزینه سرسام آوری. امیدوارم نفرمائید که “نخواهند داد”. چون جناب دکتر علی اکبر خان صالحی بشما توضیح خواهند داد که چنین امری غیر ممکن خواهد بود. در عین حال می توانید مسیر را کوتاه تر نموده و نیم نگاهی به واردات بیش از ۵/۶ میلیون تن گندم از آمریکا در سال گذشته بیاندازید.

جناب رسایی، نه تنها اصرار ما بر تولید سوخت هسته ایی (غنی سازی) در داخل کشور با توجه به هزینه سنگین آن هیچ توجیه اقتصادی ندارد، بلکه سایر مطالبی هم که تحت عناوین همچون “دستاوردهای غرورانگیز و افتخارآمیز هسته ای مان ” عنوان می شوند یکسویه و مبالغه آمیز هستند. از نظر صرف دانش علمی آنچه که ذیل غنی سازی صورت می گیرد، کشف یا روش علمی بوده که قریب به ۹۰ سال پیش توسط یکی از دانشمندان انگلیسی برای نخستین بار ابداع می شود. طرفه آنکه ما بگوئیم سانترفیوژهایی که ما توانسته ایم در ایران بسازیم پیشرفته تر هستند. آنهم بعید بنظر می رسد که در مقایسه با سانترفیوژهای کشورهای پیشرفته جایی بتوانند در عرصه بین المللی داشته باشند. هیچ بخشی از فعالیت های هسته ایی ما شکافتن مرزهای دانش و نوآوری محسوب نمی شوند. متاسفانه مخالفت غربیها با فعالیت های هسته ایی ما، بر روی این برنامه ها یک هاله ایی از درستی، حقانیت ،تعهد، غرور و رسالت ملی کشیده. مخالفت غربیها سبب شد که بسیاری از ما باورمان شود که چون بزعم خودمان غربیها دشمن پیشرفت و ترقی ما هستند، پس حتما فعالیت های هسته ایی ما حرکتی درست و به نفع مان است و بالاترین دلیلش هم همین مخالفت غربیهاست. این استدلال که “چون غربیها با برنامه های هسته ایی ما مخالفند پس این برنامه حکما می بایستی تحقق پیدا می کند” شوربختانه خیلی بیش از تحریم ها به ما ضرر و زیان وارد کرده. اساسا خود اینکه غربیها با برنامه های هسته ایی ما مخالف هستند، فی نفسه اشتباه است. غربیها با هر برنامه ما که بتواند مستقیم یا غیرمستقیم کاربرد نظامی پیدا کند مخالفت خواهند کرد. علت مخالفت آنها هم با برنامه هسته ایی ما محدود به بخش هایی می شود که می تواند کاربرد نظامی پیدا کند. در سایر بخشها آنها مستقیما یا از طریق آژانس حتی حاضر به همکاری هم هستند. آن بخش هایی هم که می توانند کاربرد نظامی داشته باشند را می شد با تمهیداتی بصورتی در کشور اجرا می کردیم که از همان ابتداء بجای رویارویی با همکاری خود غربیها صورت می گرفت. می شد از همان ابتدا اسباب اعتماد و اطمینان آنها را فراهم می کردیم همچنانکه امروز بعد از ده سال و خدا می داند چقدر خسارت به کشور داریم عملا انجام می دهیم. متاسفانه جدای از اینکه این پرسش ساده که آیا انجام برنامه های هسته ایی در ایران اساسا هیچ توجیه اقتصادی دارد یا نه، هیچوقت امکان مطرح شدن پیدا نکرد، اشکال اساسی دیگر آن بود که مع الاسف به کل مسئله هسته ایی از همان ابتدا به عنوان یک ابزار ایدئولوژیک برای رویارویی با غرب نگریسته شد. متاسفانه برنامه هسته ایی بعوض آنکه در خدمت مصالح و منافع ملی قرار گیرد، در خدمت مصالح و منافع ملی سیاسی خطی ، جناحی و ایدئولوژیک قرار گرفت. برنامه هسته ایی شد یک ابزاری در دست جریانات سیاسی برای اثبات انقلابی گری، متعهد بودن به انقلاب، ضدیت با غرب و با آمریکا و خود را برتر و بالاتر از رقیب دیدن. چه در گذشته یعنی درسال ۸۴ و توسط آقای احمدی نژاد و چه امروز که جنابعالی و همفکرانتان پرچم مخالفت با ژنو را به اهتزاز درآورده اید همواره اینگونه برخورد کرده اید که این فقط شما هستید که نسبت به نظام و مملکت درد دارید، تعهد دارید و شاهد این ” ظلم عظیم ” به مصالح و منافع ایران هستید. شاهد این “مماشات”، “عقب نشینی” و “تسلیم” مسئولین بزعم شما غربگرا یا مرعوب آمریکا، لیبرال، اصلاح طلب ، وابسته، سازشکار و عافیت طلب هستید که به قول خودتان ” پای بر روی همه دستاوردهای هسته ایی این ملت گذاردند”. متاسفانه مخالفت غربیها با برنامه هسته ایی مان (آنهم همانطور که گفته شد با بخشی از جنبه های آن که می تواند کاربرد نظامی داشته باشد ) سبب شد که دفاع از برنامه هسته ایی و پیشبرد آن بمثابه امری انقلابی تلقی شود و برعکس تلاش در جهت حل و فصل آن تنزل یا فتنه به حرکتی سازشکارانه ، غیر انقلابی و ضد مردمی. نه جناب رسایی، اتفاقا برعکس است. شما و دوستانتان بواسطه ضدیت غرب با برنامه هسته ایی مان ممکن است ظاهرا انقلابی تر و متعهد تر به نظر برسید. اما آنان که درد تعطیل شدن نیمی از واحدهای تولیدی کشور بواسطه تحریم ها را دارند؛آنان که نگران بیش از ۵ میلیون بیکاردر کشور هستند؛ آنان که نگران صف طولانی مهاجرت تحصیلکردها و نخبگان از کشور هستند؛ آنان که نگران افول بلندمدت سرمایه گذاری و توسعه در بخش انرژی کشور بواسطه تحریم ها و برداشت میلیارد ها دلار از منابع نفت و گازمتعلق به ایران توسط همسایگانمان بواسطه تحریم ها هستند؛ آنان که نگران پائین رفتن سرانه بهداشت و درمان و آموزش و پرورش کشور و قرار گرفتن ایران در ردیف کشورهای آفریقایی و توسعه نیافته هستند؛ آنان که نگران بالا رفتن منظم خط فقر هستند؛ آنان که نگران فقدان امکانات اولیه اطفاء حریق در یک شهر۱۲ میلیون نفری هستند؛ آنان که نگران مصیبت های زیست محیطی متعدد کشور هستند؛….. اگر جناب رسایی میزان تعهد و پای بندی شان به نظام و مملکت اتفاقا بیشتر از شما نباشد یقین بدانید کمتر هم نیست. منتهی اشکال اساسی آن است که حاضر نیستند ازنمد هسته ایی کلاه سیاسی به سر بگذارند.

کلام آخر جناب رسایی اینکه یقین بدانید که نمی شود برای همیشه فقط به تجلیل و تمجید از برنامه هسته ایی اجازه داد و جلوی نظرات دیگر را با قید و بند سانسورگرفت. مطمئن باشید که این زره و این جایگاه رفیعی که مخالفت غرب با برنامه هسته ایی مان برای شما وهمفکرانتان بوجود آورده، بالاخره یکروز کارآمدی اش را از دست خواهد داد و نظرات دیگری هم در خصوص هسته ایی ابراز خواهد شد. ماه هسته ایی یقینا روزی از پشت ابرها بدر خواهد آمد.

ایام بکام باد

صادق زیباکلام

دوم بهمن ماه هزاروسیصدونود دو

کامنت من،: مثل معروفی است که  با آنکه کر است میتوان جوری صحبت کرد که بشنود و بفهمد ولی با آنکه خود را به کری زده است هیچ کاری نمیتوان کرد اگر توپ هم بغل گوششدرکنند نخواهد شنید چون نمیخواهد بشنود. برای این دارو دسته ها؛ آنتی آمریکانیسم، انرژی هسته ایی، قرآن ، دین مذهب همه و همه ابزار کسب و قدرت هستند و تلاش برای توضیح  آنچه درست است است به آنها فقط آنهارا عصبی تر میکند.

اوکرائین بسوی قیام همگانی علیه رژیم

Share Button

در این پست، متواتراً آخرین اخبار قیام مردم اوکرائین علیه رژیم یانوکویچ

و آزاروف مرتباً تجدید و درج میشود.

در  اینجا این پست پایان می یابد تا گشایش پست بعد

۲۳۰۰ : یاکوچنکو رئیس جمهور به دو تن از رهبران اپوزیسیون پیشنهاد پست نخست وزیری و معاونت ریاست جمهوری را پیشنهاد کرد. این دو رهبر اپوزیسیون، به احتمال زیاد به این پیشنهاد پاسخ  مثبت  نخواهند داد. رئیس پلیس و ویزیر کشور معترضسن خایابانی ار به افراطگرایی متهم مرد و از مردم و دیگر معترضین خواست که هرکجا که میخواهند تظاهرات کنند ولی به افراطیون میدان استقلال نپیوندند. رئیس پلیس تهدهد  کرد که بالاخره مجبور به استفتفاده از  زور خواهد شد.

Arseniy Yatsenyuk (L) and head of the UDAR party Vitali Klitschko in Kiev (10 Dec 2013)

Arseniy Yatsenyuk (L) and Vitali Klitschko have been offered the positions of PM and deputy PM

1130:  مردم برای تصرف وزارت نیرو تلاش میکنند. یکی از وزراء از شکست مذاکرات خبر داده و افراطیون را مسئول شکست مذاکرات معرفی کرد. در برخی نقاط مردم پلیس را در مقرشان محاصره کرده اند/

Protesters block entrance to regional administration headquarters in Chernivtsi (25 January 2014)

Activists are blocking government buildings across the country

.1100: خبر از کیف پست و از دیروز میباشد ولی موارد آن تازه است. گزارش از تصرف ۴ ساختمان دولتی توسط انقلابیون خبر میدهد یکی از آنها ساختمان وزارت کشاورزی و دیگری  سیتی هال است

۱۴۰۰: خبرگزاری فرانس پرس که اهرام آنلاین آنرا نقل کرده است از  اشغال مراکز دولتی در بیش از ۱۱  استان دیگر خبر میدهد که ذکر نام تمام آنها را ضروری نمیدانم. از ناحیه غربی کشور تعداد بسیار زیادی به پایتخت آمده آند و جمعیت در جهت حرکت بسوی کاخ  یانوکویچ آرایش یافته است. رادیو بی بی سی انگلیسی به نقل از مقامات دولتی، معترضین را متهم کرد که برخی از آنان مسلح شده اند. فرانس پرس از بالارفتن روحیه تعرضی در بین معترضین حکایت گزارش میکند.  اگر بخواهم از روی سرعت گسترش اعتراضات که در رسانه های دنیا درج میشود قضا.ت کنم باید بگویم سرانجام رژ یم یانوکویچ فرو خواهد ریخت و توان و اراده ایی هم که از خود مقاومت نشان دهد نخواهد داشت. دیگر حتی ارتش هم حریف این دامنه وسیع اعتراضات نیست و سقوط رژیم ؛ هم قطعی و هم بنظر من مسئله حد اکثر چند روز است و نه حتی ماه.

۸۰۰ ۰: دولت معترضین را متهم کرد که دو افسر پلیس را دستگیر کرده اند و اخطار کرد فوری آنها را  آزاد نمایند

۰۸۰۰ : ویدئو کلیپ از دیروز از مخبر دیلی تلگراف که از وسعت منطقه سنگر بندی شده و تحت کنترل انقلابیون گزارش میدهد. عنوان خبر دیلی تلگراف :

 ۰۶۰۰ :    معترضین در استانهای مرکزی و غربی کشور چند مرکز دولتی تصرف کردند. در کیف هم پیکارجویان پلیس را زیر آتش فشفشه قرار دادند که پلیس فقط با آب پاش از خود دفاع کرد. معترضین کیف هم یک ساختمان دیگر دولتی را اشغال کردند. یک مهندس کارخانه که از شرق کشور آمده ، خانمی ۵۰ ساله است با تعداد زیادی کلاه ایمنی و دارو برای تظاهر کنندگان به آنها پیوست . اومیگوید هیچ راهی جز تغیر این رژیم فاسد نیست من آمده ام اینجا تا برای آینده برزندانم پیکار کنم. به وعده های یانوکویچ اطمینان نمیتوان کرد. از طرفی دیگر یانوکویچ وعده تغیرات و اعطای امتیازات زیادی را به مبارزین داد که بابی اعتنلیی مبارزان رو برو شد.

آمریکا: کنفرانس ژنو، ایران و اسد از زبان جان کری

Share Button

سرمایه گزاران خارجی وقتی ببینند کسانی با نگاه امثال نگارنده این یاداشت، که ۳۰ سال است جرئت دیدن میهنش را ندارد و آرزوی دیدن قبر پدر خود را هم باید بگور ببرد، توانست بدون ترس از دستگاههای امنیتی، بدون اجبار به تظاهر به پذیرش نظام، آزاد در پوشش و تفریح خود، بدون ترس از بگیر و ببند های خیابانی به مملکت خود باز گردد آنوقت تازه شروع به تجدید نظر در نگاه خود نسبت به ایران بعنوان یک جاذبه سرمایه گذاری میکنند. سرمایه گذار خارجی هر وقت ببیند که رهبران جنبش سبز؛ که بنا به آمار ساختگی خودِ رژیم هم ، حد اقل حدود ۱۵ میلیون آرای مردم را داشتند، میتوانند آزاد باشند و برنامه های خود را با مردم در میان بگذارند به وعده های آقای روحانی باور میکنند. هر وقت آنها دیدند که معتبر ترین امام جماعت نماز جمعه مملکت، آیت الله هاشمی بعنوان نخستین فرد مورد وثوق رهبر فقید انقلاب و از هزینه داده ها برای این انقلاب به سکوی نماز جمعه باز گشت آنوقت نشانه ها و احتمال تغیر و اصلاح اموررا می پذیرد.

دو صد گفته چون نیم کردار نیست

24rouhani-cnd01-articleLarge-v2

سخنرانی آقای روحانی در کنفرانس داووس، تقریباً  هم از سوی ناظران و دولتمردان خارجی و هم ناظران و تحلیگران داخلی مورد تأئید و تا حدی تحسین قرار گرفت. من برای  درک هورا کشیدن خارجی ها برای سخنرانی روحانی هیچ مشکلی ندارم ولی آنطور که این هورا کشی در داخل درک میشود آنرا درک نمیکنم  بلکه کلید فهم آنرا در این جمله کوتاه جان کری  میبینیم که درهمان کنفرانس داووس گفت:* ” او ( روحانی) بشما گفت که ایران قصد ساختن سلاح  هسته ای را ندارد. حالا ایران این فرصت را دارد تا با  عمل خود به این حرف دنیا را از تردید دربیاورد. “

صدها سال است آخوندهای ما به مردم حرفهای خوب زده اند و در این حرفه در تاریخ  تالی و هماوردی ندارند و مردم نجیب ما هم کمترین زحمتی بخود نداده و یا فرصتی نیافته اند تا در عمل ببینند روحانیون ما چقدر به موعظه های خویش، خودشان عمل میکنند. ولی من از برخی منتقدین داخلی در حیرتم که چرا باید بدون قرار دادن حرفهای شیرین و آهنگین بیان شده آقای روحانی در کنفرانس داووس  در متن بحران همه جانبه ایی که میهنمان را در بر گرفته و حکومت ساخته هم هست از خوشحالی جیغِ به به و چهچه سر دهند. آقای روحانی در شرایطی از امکان تبدیل شدن ایران به یکی از  ده کشور جهشگیر صنعتی دنیا صحبت میکند که کمترین زمینه اجتماعی، سیاسی،  و امنیتی  و کمترین زمینه اقتصادی برای تحقق این آرزو در شرایط کنونی و با وجود این حکومت وجود ندارد.

در آخرین نمونه دو زن بیگناه قربانی سیستم نا کار آمد آتش نشانی میشوند، در اهواز و تهران مردم از گاز سمی کربن چنان در حال اختناق هستند که اختناق سیاسی را فراموش کرده اند، همین روزها، خبر پشتِ خبر از اعدام در کردستان و اهواز و.. ، میرسد و ایران به نسبت جمعیت، رکورد اعدام را در جهان را دارد، از پذیرش نماینده حقوق بشر سازمان ملل خود داری میکند و بزرگترین صادر کننده مغز در دنیا است، مبارزان ضد اسد یا بقول خودشان معارضین را تروریست میخواند و یگانه نیروی ضد تروریست منطقه را هم رژیم بشار اسد میداند  در حالیکه که پیراهن شخصی های او فقط به بچه های توی شکم مادرشان تجاوز نکرده اند. نخست وزیر دوران جنگ را که بجزهورا کشان  رژیم،  صغیر و کبیر قبول داشته و در داخل و خارج به او ارج میگذارند  در “حصری” بدتر از زندان نگاه داشته  است، رئیس دو دوره مجلس شورای اسلامی که  با دهها سال مبارزه برای اسلام و آزادی از ستونهای این انقلاب بود، در زندان است. دهها روزنامه نگار که به مالشگری رهبر و بیت او نیافتاده اند در زندان هستند. صدها منتقد دیگر به صرف اننتقاد از رژیم و طرح مطالبات مردم زندانی هستند، قریب بیش ۴ میلیوین ایرانی  یا بدلایل سیاسی و یا اجتماعی، این رژیم را تحمل نکرده از مملکت گریخته، گاه با قبول خطرات جانی راه خارج را در پیش گرفته اند. اعتیاد، گرانی ، بیکاری ، افسردگی  همگانی بیداد میکند.  موسسات اقتصادی و تولیدی یکی پس از دیگری تعطیل میشوند و بجای آنها شبکه های اختلاس وسعت می یابند، بانکهای کشور فقط به ضرب حمایت دولتی و اقتدار امنیتی، ورشکستگی اشان پنهان شده است، نرخ برابری پول ملی با مهندسی امنیتی و اداری  به حد یک سوم  نرخ  ده سال پیش و در حد یک سیصدم  نرخ  زمان انقلاب رسیده است. حساب و کتاب از نظام پیمانکاری، سیستم بانکی، بیمه و مالیات و گمرکات مملکت رخت بر بسته است.

خود رئیس جمهور یک سوم آرائی که با آرای استقراضی و عاریه ایی دو تن از چهره های مردمی منتقد، به رئیس جمهوری رسیده، و آن یکسوم  آرای وی هم اینک  به یک ششم یا شاید کمتر تقلیل یافته است  میخواهد بجای عمل به وعده ها، با موعظه هایی که با مواعظ رئیس جمهور قبلی نه ماهواً بلکه فقط به لحاظ فرم و ادبیات خود فرق دارد، این اوضاع بحرانی  را درست کرده و سر و سامان دهد  بدون اینکه کمترین دستکاری ای در ستونهای حتی نیمه اصلی مدیریتی کشور و ساز و کار های قبلی ایجاد کند. در چنین شرایطی آقای روحانی از سرمایه گذاران خارجی دعوت میکند که بیایند در ایران سرمایه گذاری کرده و به آنها وعده های خوب و گشودن پنجره بسوی دنیا را میدهد. آقای روحانی نمیداند که نمایندگان دولتهای شرکت کننده در کنفرانس داووس، جمعیت نماز جمعه نیستند که با این بحر طویل ها افسون و جادو بشوند. آنها با عمل دولت ایران کار دارند. آنها اگر نشانه های واقعی و عملی نه حرفهای قشنگ ببینند اطمینانشان جلب میشود. آنها وقتی ببینند کسانی با نگاه امثال نگارنده این یاداشت، که ۳۰ سال است جرئت دیدن میهنش را ندارد و آرزوی دیدن قبر پدر خود را هم باید بگور ببرد، توانست بدون ترس از دستگاههای امنیتی، بدون اجبار به تظاهر به پذیرش نظام، آزاد در پوشش و تفریح خود ، بدون ترس از بگیر و ببند های خیابانی به مملکت خود باز گردد آنوقت تازه شروع به تجدید نظر در نگاه خود نسبت به ایران بعنوان یک جاذبه سرمایه گذاری میکنند. سرمایه گذار خارجی هر وقت ببیند که رهبران  جنبش سبز؛ که بنا به آمار ساختگی خودِ رژیم هم  حد اقل حدود ۱۵ میلیون آرای مردم را داشتند، میتوانند آزاد باشند و برنامه های خود را با مردم در میان بگذارند به وعده های آقای روحانی باور میکنند. هر وقت دیدند که معتبر ترین امام نماز جمعه مملکت آیت الله هاشمی بعنوان نخستین فرد مورد وثوق رهبر  فقید انقلاب و از هزینه داده ها برای این انقلاب به سکوی نماز جمعه باز گشت آنوقت  نشانه ها و احتمال  تغیر  و اصلاح اموررا می پذیرد.

نیویورک تایمز یادداشتی بسیار خواندنی در تفسیر سخنان روحانی دارد که بسیار گویاست و با آن هلهله و چلچله دیگران برای سخنان او متفاوت است. در متن این یاداشت لینک مصاحبه جان کری با العربیه  نیزهست که بسیار شفاف صحبت کرده و موضع آمریکا را در بیشتر موارد نسبت به ایران و سوریه و کنفرانس ژنو ۲ توضیح میدهد. او در این مصاحبه دقیقاً میگوید که با عمل دولت ایران کار دارد و نه با حرفهای قشنگ. او ایران را متهم میکند که افراد سپاه آن در سوریه در کنار ارتش اسد میجنگند، از تروریسم حزب الله پشتیبانی میکند، و رژیم اسد را بعنوان متحد ایران ستاد تروریسم در منطقه  میداند و در همان حال اداعای نقش سازنده  نیزدارد و میخواهد در ژنو ۲ شرکت کند بدون اینکه سند نهایی ژنو یک را دال بر لزوم نشکیل دولت انتقالی را پذیرفته باشد. جان کری قاطعانه هرگونه نقشی را برای رژیم اسد در حکومت آینده سوریه نفی میکند و در پاسخ مصاحبه گر، راجع به تماس ارگانهای اطلاعاتی غربی از جمله آمریکا با رژیم اسد برای مقابله با تروریسم، او خود رژیم اسد را مرکز گرانشی و ثقل تروریسم  میداند و انتشار این شایعه را اقدامی دیس اینفرماتیو از سوی رژیم اسد میداند. او به دخالتهای ایران در یمن، لبنان و … اشاره میکند که موجب نا امنی منطقه میشود.  گزارشگر نیویورک تایمز در پایان نتیجه میگرد که جان کری و روحانی در رابطه با سوریه، گویا از دو کشور متفاوت صحبت میکنند. چان کری در پاسخ مصاحبه کننده که میپرسد، آیا با حل شدن مسئله هسته ایی، مشکل شما با ایران حل میشود، قاطعانه میگوید نه. او حرف نهایی خود را تکرار میکند که ایران باید به حرفهایش عمل کند.

در پایان من شنیدن بیش از یکبار مصاحبه جان کری و خواندن یاداشت نیویورک تایمز را به آشنایان به زبان انگلیسی و علاقمندان به موضوع اکیداً توصیه میکنم. آرزو میکردم که رئیس جمهور ما دکتر حسن روحانی هم قدری با این زبان آشنایی میداشت تا خود، این مصاحبه را شنیده  و کنفرانس داووس را با سکوی نماز جمعه  یکی نپندارد.

توجه!

با تسخیر چند مرکز دولتی در چند استان در اوکرائین؛ اعتراضات در آن کشور بسوی یک قیام همگانی پیش میرود

من با استفاده ازآخرین اخبار سعی  دارم در این زمینه که بنظرم چرخ و فلک موازنه قدرت را در دنیا بهم میریزد و ممکنست به خود روسیه هم سرایت کند خبر رسانی کنم

Black smoke and fireballs rise over Kiev (25 January 2014)

برای مشاهده آخرین آخبار اوکرائین به لینک بروز و ساعت شونده زیر مراجعه نمائید یا اینجا را کلیک کنید!

اوکرائین بسوی قیام همگانی علیه رژیم

EXCLUSIVE: Kerry says Assad not ready for solution

 

By Staff Writer | Al Arabiya News
Thursday, 23 January 2014

In an exclusive interview with Al Arabiya from Geneva, U.S. Secretary of State John Kerry ramped up his criticism of Syrian President Bashar al-Assad, calling him “the single biggest magnet for terrorists” and the only person who stands in the way of peace and the future of Syria.

Speaking with Al Arabiya’s Rima Maktabi, Kerry said President Assad has refused to accept a political transition that will see him leave power.

“Yesterday you had 40 countries and organizations all of which with the exception of one were talking about a transition government and the need to have a change in Syria. The one that refused to talk about it was obviously the Assad regime,” Kerry said.

He said there’s no way that the opposition is ever going to consent to Assad being part of any future government.

“Assad needs to put Syria in front of Assad. This should not be about one man, one family; this should be about all the people of Syria and the future of Syria,” Kerry said.

The U.S. secretary of state pointed out that the world would protect Assad’s Allawite religious sect from persecution if he steps down.

Watch full interview here

Read the transcript

“I say to any of the Allawites who are fighting with the belief that somehow only Assad can protect them: that is not true; Assad is putting them at risk today. He is putting all of Syria at risk today.”

“He is responsible for the potential disintegration of Syria,” Kerry added.

People within the Assad’s regime who don’t have blood on their hands, he said, could continue to be part of a government transitional process.

Engaging Iran

In regards to Iran, the secretary of state said Washington continues to be wary of its involvement in the Syrian conflict and that it can only judge Iran’s actions, not words.

“Iran has to be engaged realistically and on a basis of honesty. Iran understands that the Geneva I communiqué calls for a transition government with full executive authority by mutual consent,” Kerry said.

Iran refused to embrace that standard as a precondition to attend Geneva II and has said its absence as an “influential party” will lead the Geneva II conference to failure.

“Iran clearly, has IRGC (Iranian Revolutionary Guard Corps) personnel on the ground in Syria conducting military affairs,” Kerry said, adding that Tehran “is the principal supporter of its client, terrorist organization called Hezbollah.”

Kerry said Hezbollah is the “principal difference” in the fighting that is taking place on the ground in Syria.

According to the Syrian Observatory for Human Rights at least 130,000 people have been killed since March 2011 when the uprisings against Assad began. The year 2013 was the deadliest, with 73,000 fatalities.

Several countries, Kerry said, are willing to send peace-keeping forces to a future Syria. The United States, however, is unlikely to send in troops.

“I don’t think it would be appropriate I don’t think anyone believes that American troops should be on the ground. There are many countries whose troops could be accepted and would be able to be there as peace keepers. I have no question of that.”

Although the United States considers Iran a state sponsor of terrorism, reaching a nuclear deal with it was in the interest of the region.

“I am absolutely certain without a reasonable doubt that Saud Arabia, Turkey , Jordan, all countries in the region are safer today from the threat of the Iranian nuclear weapon than they were before the agreement that we made,” Kerry said.

If Iran does not execute the commitments it made with Western powers, “the military option of the united states is ready and prepared to do what it would have to do,” Kerry said.

“It wouldn’t be a wise choice for Iran. We are convinced that we are on the right track because clearly the world would rather see us settle this peaceful rather than have a military confrontation,” he said.

***************************************************************************************************************************************************

U.S. and Iran Offer Clashing Accounts of the Civil War in Syria

نیویورک تایمز 

 DAVOS, Switzerland — Secretary of State John Kerry and President Hassan Rouhani of Iran offered clashing accounts on Thursday of the civil war in Syria, and the role that Tehran is playing in the conflict.

The contrasting assessments illustrated the chasm that still separates the United States and Iran on Middle East issues even as they have agreed on a temporary accord to freeze much of Iran’s nuclear program.

In an interview here with the news agency Al Arabiya, Mr. Kerry said that it was time for Iran to match its words about the need for a peaceful solution to the war in Syria with deeds. If Iran wants to play a stabilizing role in Syria, Mr. Kerry suggested, it should stop sending paramilitary forces there and rein in its proxies who are fighting with President Bashar al-Assad’s forces against the rebels.

“Iran has I.R.G.C. personnel on the ground in Syria conducting military affairs,” Mr. Kerry said, using the abbreviation for Iran’s Islamic Revolutionary Guards Corps. Mr. Kerry also said that Iran was the main supporter of Hezbollah, the Lebanese militia, which he asserted was “the principal difference in the fighting that has taken place on the ground in Syria.”

Launch media viewer
At a forum in Switzerland, President Hassan Rouhani of Iran on Thursday referred to rebels in Syria as “ruthless killers.” Michel Euler/Associated Press

But the Iranian president offered an assessment that differed so radically it was difficult to imagine that he was talking about the same country. Echoing arguments used by Mr. Assad, Mr. Rouhani suggested that terrorism, not power-sharing with the opposition, was the main issue.

“All of us should work to push terrorists out of Syria,” Mr. Rouhani said in an address to the World Economic Forum in this Alpine village. Though he described the insurgents who had taken up arms against the Syrian president as “ruthless killers,” Mr. Rouhani made no mention of the arms or personnel Iran had sent to Syria or of Hezbollah’s role.

The dueling accounts pointed to the deeper, compartmentalized nature of American-Iranian relations. Though Mr. Kerry has had extensive negotiations with Iran’s foreign minister, Mohammad Javad Zarif, the Obama administration’s discussions with the Iranians, including its back-channel talks, have focused almost entirely on the nuclear issue.

There was no indication that the tentative efforts to find common ground on the nuclear question had laid the basis for a broader accommodation on regional disputes. If anything, the interim agreement on Iran’s nuclear program called to mind the sort of arms control accords the White House reached with the Kremlin during the chillier days of the Cold War, in which Moscow and Washington sought to limit their nuclear arms even as they waged proxy wars and competed for influence in the third world.

The contrasting American and Iranian assessments came a day after the peace talks on Syria opened in Montreux with a defiant speech from a Syrian government official. Mr. Kerry acknowledged in his interview on Thursday that there were no indications that Mr. Assad was prepared to vacate his post. “He’s not ready at this point in time,” Mr. Kerry said.

Mr. Kerry also did not present a clear blueprint for how he hoped to persuade Mr. Assad to change his mind, beyond mobilizing international pressures.

Multimedia Feature: Timeline on Iran’s Nuclear Program

Yet it was Mr. Rouhani who was on the diplomatic offensive. Describing himself as an advocate of “prudent moderation,” Mr. Rouhani said he sought “constructive engagement” with Iran’s neighbors and pledged that his country had no intention of acquiring nuclear weapons, speaking to a packed auditorium that included some Israeli participants and Catherine Ashton, the European Union’s foreign policy chief.

John Chipman, chief executive of the London-based International Institute for Strategic Studies, said Mr. Rouhani’s speech was in essence “an application to rejoin the international community.”

“His buzz-terms were ‘prudent moderation’ and ‘constructive engagement,’ ” said Mr. Chipman, who was in the audience. “He is saying: Trust me as a leader.”

Yet Israeli leaders attending Davos took exception to Mr. Rouhani’s comments, saying they represented a missed opportunity and were intended to mislead world opinion. “Rouhani is continuing with the Iranian show of deception,” Prime Minister Benjamin Netanyahu said in remarks relayed by his office in Jerusalem.

Mr. Rouhani’s conciliatory tone certainly did not represent a convergence with the United States on Syria, the most urgent Middle East crisis.

Mr. Kerry suggested that Iran might yet play a role in the Syria peace talks if it publicly embraced the mandate for Swiss peace talks, which calls for the establishment of a transitional administration that could run the country if Mr. Assad agreed to yield power.

But Mr. Rouhani appeared to show no interest in that possibility. Instead, he again echoed the Assad government’s arguments calling for “free and fair elections” and stating that “no outside power” should seek to determine Syria’s future.

 ***************************************************************************************************************

*

“He told you that Iran has no intention of building a nuclear weapon,” Mr. Kerry said in aspeech to the World
Economic Forum. “Starting now, Iran has the opportunity to prove these words beyond all doubt to the world.”

………..

……..

Kiev Protests Take Dark Turn

انقلاب دوم اوکرائین مخملی نخواهدبود:بخش ۹

Share Button

 چه این سناریویِ قدری اغراقگونه و چه سناریویی دیگر اجرا شود، بنظر من یک امر حتمی است و آنهم پایان کار یانوکویچ و آزاروف و پایان سلطه روسیه بر اوکرائین میباشد که باید منتظر بازخورد این تحولات در خود روسیه و مسکو بود. و، تحولات اوکرائین برای دولت جمهوری اسلامی ما هم این پیام را دارد که دوران مطرح بودن روسیه بعنوان یک قدرت جهانی، حتی اروپایی  به پایان خود نزدیک گردیده است.

اخبار جدید از کیف حاکی از توافق روی یک آتش بس دو روزه یا حد اقل کاهش خشونت است. یانوکویچ از سران اپوزیسیون برای مزاکره اضطراری دعوت و پس از ۴ ساعت مذاکره با آنها، با آتش بس و آزادی بازداشت شدگان موافقت کرد.  بموازات مذاکرات یانوکویچ  با سران اپوزیسیون، پلیس ضد شورش هم با شورشیان روی یک آتش بس دو روزه به توافق رسید. وال استریت ژورنال مینویسد اما تظاهر کنندگان به اینکه یانو کویج روی قول خود برای رعایت آتش بس بماند اعتمادی ندارند. بنا به گزارش همین روزنامه کنترل در بخشهایی از کشور از دست او خارج شده است. مردم در ۵ استان مرکزی و غربی کشور به استانداریها هجوم برده و مراکز استان را اشغال کردند و در شهر لیوف در اشغالگران استاندار را وادار به امضای استعفای خود کردند. این استاندار سپس اعلام کرد که زیر فشار فیزیکی و تهدید مخالفین تن به استعفاء داده است.

از سوی دیگر شورشیان کیف روز پنجشنبه با دریافت نیروهای کمکی وسیع از سوی مردم حلقه سنگر بندیهای خود را گسترش داده و آنها را تحکیم کردند آنها خط سنگر خود را به خیابان بانکوایا توسعه دادند که بسوی ساختمان رئیس جمهوری نزدیکتر است. در عکسهای انتشار یافته، ابتکار شورشیان در ساختن منجنیقهای ابتدایی برای پرتاب کوکتل مولوتوف های بزرگتر و تا فاصله های دور تر دیده میشود. میدان استقلال کیف و خیابان منتهی به پارلمان کاملا به صحنه جنگی تبدیل گردیده است و همه جا دود و آتش است.

خوزه مانوئل بروسو، دبیر اتحادیه اروپا طی مصاحبه ایی به یانوکویچ نسبت به تشدید خشونت علیه معترضین هشدار داد و طی یک مکالمه تلفنی بر پیامدهای این خشونتهای حکومت علیه مردم هشدار خود را تکرار کرد . آ نجلا مرکل  نیز با سخنانی تند اعمال خشونت علیه تظاهر کنندگان را محکوم و از آن ابراز خشم کرد. جو بایدن، سخنگوی کاخ سفید نیز به یانوکویچ هشدار داد که با مخالفین به توافق برسد و به خشونت علیه آنها پایان دهد.

در تحلیل رخدادهای خشونت آمیز این دو روزه کیف و ارزیابی موازنه نیرو، بنظر من تغیرات قابل پیش بینی در روانشناسی جنگی و رزمی میدان درگیری اهمیت درجه اول را دارد که سرنوشت پیکار حکومت و مردم را از روی آن میتوان پیش بینی کرد.  از دو حمله موقتی و نا پیگرانه پلیس برای ایجاد شکاف در سنگر بندیهای مخالفین گذشته، باید گفت عکسهای و ویدئو کلیپهای انتشار یافته، پلیس را بیشتر در حالت دفاعی با سپر هایی که بهم چسبیده است تا آنها را از گزند کوکتل مولوتفها و قلوه سنگهای بزرگ حفظ کند نشان میدهد.  خود این حالت دفاعی پلیس کافیست تا به مردم جسارت بیتشر داده و از اعتماد بنفس پلیس و مقات نصمیم گیرنده بکاهد. ویکتور یانوکویچ رئیس جمهور و میکولای آزاروف نخست وزیر او، باید حد اقل این قدر فهم فرماندهی میداشتند که بدانند اگر پلیس را با آن تهدیها و قانون وضع کردنهای شداد و غلاظ علیه مخالفین به میدان میفرستند، و اگر تهدید به استفاده از قدرت آتش و کار برد زور و اسلحه گرم میکنند، اگر به این تهدید خود جدی عمل نکنند دیگر بعنوان لیدر مملکت و صاحب اختیار ماشین دولتی اعمال قهر، اقتدار خود را از دست خواهند داد و روحیه مخالفین را بنحوی بازگشت ناپذیر تهاجمی تر خواهند کرد. ولی از سوی دیگر موضعگیری سران دول اروپایی و کاخ سفید و در مجموع وضعیت دنیا و اروپا به گونه ایی نیست که رهبران کیف دستشان برای آنچه تهدید کرده اند باز باشد. این نکته را کوکتل مولوتوف اندازهای میدان استقلال حتی بهتر رهبران خودشان دریافته اند که چنین تسلیم ناپذیر به مقاومت در این سرمای شبه قطبی کیف علیه رژیم ادامه میدهند. باید در روزهای آینده منتظر گسترش اعتراضات بود و من بعید نمیدانم در مرحله ایی؛ شورشیان با حمله تعرضی نه تنها پلیس ضد  شورش را از برابر خود بروبند بلکه تا کاخ ریاست جمهوری رفته و با همان شیوه که استاندار لویف را مجبور به استعفا کردند، یانوکویچ را هم با استعفا وادار سازند. ولی چه این سناریوی قدری اغراقگونه و چه سناریویی دیگر اجرا شود، بنظر من یک امر حتمی است و آنهم پایان کار یانوکویچ و آزاروف و پایان سلطه روسیه بر اوکرائین میباشد که باید منتظر بازخورد این تحولات در روسیه و مسکو بود.  و تحولات اوکرائین برای دولت جمهوری اسلامی ما هم این پیام را دارد که دوران مطرح بودن روسیه بعنوان یک قدرت جهانی، حتی اروپایی  به پایان خود نزدیک گردیده است.

 

بی بی سی انگلیسی

Ukraine unrest: Opposition sceptical over crisis talks

 

 دیلی تلگراف امروز

Unrest erupts across west of Ukraine

Anti-government protesters seize government buildings in cities in western Ukraine, forcing at least one regional governor to resign

A protester stands in front of the Ukrainian police during the anti-government protest in Kiev

انقلاب دوم اوکرائین مخملی نخواهد بود: بخش ۸

زیبا کلام: آرای روحانی ، آرای هاشمی و خاتمی بود

Share Button
متأسفانه باید بگویم بله همین‌طور است و تفاوت دیگر آقای روحانی با آقای خاتمی همین است که آقای خاتمی هیچ‌گاه حاضر نشد تن به پوپولیسم بدهد و مطالبی بگوید که باعث تهییج افکار عمومی و مخاطبین ایشان شود؛ اما به نظر می‌رسد آقای روحانی متأسفانه هر از گاهی دمی به خمره می‌زند و ابایی از پوپولیسم ندارد که نمونه بارز و تأسف‌بار آن همین مطالبی بود که در خوزستان گفتند. به نظر من بیان این صحبت‌ها از سوی ایشان بسیار نامناسب بود و برای افراد تحصیل‌کرده و کتاب‌خوان جامعه فارغ از اینکه صحبت ایشان هیچ واقعیتی نداشت درعین‌حال تأسف‌آور هم بود.

شباهتها و تفاوتهای خاتمی و روحانی

صدای ایران- یکی از دلایل برخی افراد که در ۲۴ خرداد ۹۲ رأی خود را به نام حسن روحانی نوشتند حمایت سید محمد خاتمی و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از ایشان بود. آنها معتقد بودند روحانی قرابت زیادی به آقای خاتمی دارد و حتی شباهت‌هایی نیز میان این دو دیده می‌شود. اکنون‌که پنج ماه از شروع به‌ کار دولت آقای روحانی می‌گذرد سراغ یکی از حامیان ایشان در زمان انتخابات ریاست جمهوری رفتیم تا نسبت میان خاتمی و روحانی را با تشریح شباهت‌ها و تفاوت‌های آنها با یکدیگر روشن سازد. دکتر صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار صدای ایران ضمن تمیز شباهت‌ها و تفاوت‌های رئیس‌جمهور فعلی با رئیس‌جمهور اسبق کشورمان به بیان اولین انتقاد جدی خود نسبت به آقای روحانی پرداخت. آنچه در ادامه می‌خوانید گفتگوی خبرنگار صدای ایران با صادق زیباکلام است.

صدای ایران : آقای دکتر! خیلی‌ها معتقدند میان آقای روحانی و خاتمی شباهت‌هایی وجود دارد. جنابعالی چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی میان آقای روحانی و خاتمی می‌بینید؟

زیباکلام: شباهت‌ها بیشتر در عرصه بین‌الملل و تا حدودی هم در عرصه داخلی خود را نشان می‌دهد. زمانی که آقای خاتمی در خرداد ۷۶ به رئیس‌جمهوری رسیدند دنیا و به‌خصوص غربی‌ها شگفت‌زده شدند. چرا که برای اولین بار شاهد رئیس‌جمهوری در ایران بودند که برای آمریکا و غربی‌ها آرزوی مرگ، نیستی و نابودی نمی‌کرد. آنها شاهد ظهور رئیس‌جمهوری در ایران بودند که دست دوستی و مودت به‌طرف دنیا دراز کرده بود و صحبت از مفاهمه و گفتگوی تمدن‌ها می‌کرد. آقای روحانی تا حدود زیادی یادآور آن گفتمان هستند و به نظر من این موضوع مهم‌ترین شباهت ایشان با آقای خاتمی است.

اما در عرصه داخلی تشابهات میان این دو نفر تا حدود زیادی کم می‌شود. آقای خاتمی روی آزادی مطبوعات، آزادی اندیشه و حاکمیت قانون خیلی تاکید داشتند، اما آقای روحانی روی این موضوعات خیلی تاکید و اصرار ندارند و از این موضوع می‌توان به‌عنوان تفاوت آقای خاتمی و روحانی یادکرد.

تفاوت دیگر اینکه آقای خاتمی نگران نبودند که اصولگرایان درباره ایشان و موضع‌گیری‌ها و گفتمان ایشان چه واکنشی نشان می‌دهند؛ اما آقای روحانی دقیقاً برعکس هستند و به نظر می‌رسد دغدغه زیادی دارند که موضع‌گیری‌هایشان اگر به مذاق اصولگرایان خوشایند نباشد آنها چه واکنشی نشان خواهند داد.

آقای خاتمی درمجموع ابایی در گفتن آنچه که فکر می‌کردند به نفع کشور است نداشتند؛ اما به نظر می‌رسد آقای روحانی دغدغه زیادی دارند که سخنانشان باعث تحریک و موضع‌گیری جناح راست نشود. در خصوص انتخاب همکاران نیز میان این دو نفر تفاوت وجود دارد. آقای خاتمی مصر بودند که همکارانشان در خط فکری خودشان باشد؛ اما به نظر می‌رسد آقای روحانی تا حدودی از این بابت با آقای هاشمی رفسنجانی شباهت دارند. چرا که در هر دو دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی هم شاهد حضور وزرا و افرادی بودیم که به منتهی‌الیه جناح راست متعلق بودند و هم شاهد حضور دگراندیشان و کسانی بودیم که متعلق به جناح چپ بودند. به‌عبارت‌دیگر تاکید آقای هاشمی بیشتر روی کارایی و کارآمدی بود.

صدای ایران : آیا از این منظر می‌توان گفت آقای خاتمی بیشتر متعلق به پایگاه روشنفکری جامعه است و آقای روحانی بیشتر رویکردی پراگماتیستی به سیاست دارد؟

زیباکلام: دقیقاً همین‌طور است. آقای خاتمی بیشتر روی جنبه‌های فکری و پایبندی همکاران ایشان بر توسعه سیاسی و جامعه مدنی اصرار داشتند؛ اما به نظر می‌رسد از این بابت آقای روحانی تا حدود زیادی به آقای هاشمی شباهت دارند. به‌طوری‌که در دولت ایشان هم تفکرات راست وجود دارد که سمبل آن آقای رحمانی فضلی وزیر کشور و همچنین وزیر دفاع است و هم افرادی همچون دکتر فرجی دانا، دکتر محمدعلی نجفی، دکتر توفیقی و بیژن نامدار زنگنه در دولت حضور دارند.

صدای ایران : آقای دکتر! برخی‌ها معتقدند رگه‌هایی از پوپولیسم آقای احمدی‌نژاد در آقای روحانی نیز وجود دارد. شاهد مثال این عده سخنان اخیر آقای روحانی در جمع مردم خوزستان است که فرمودند توافق ژنو به معنای تسلیم شدن شرق و غرب در مقابل ملت ایران است. آیا شما هم با نظر این عده موافقید؟

زیباکلام: باکمال تأسف با این موضوع موافقم. چرا که امیدوارم بودم در پاسخ به چنین سؤالی پاسخ منفی بدهم؛ اما متأسفانه باید بگویم بله همین‌طور است و تفاوت دیگر آقای روحانی با آقای خاتمی همین است که آقای خاتمی هیچ‌گاه حاضر نشد تن به پوپولیسم بدهد و مطالبی بگوید که باعث تهییج افکار عمومی و مخاطبین ایشان شود؛ اما به نظر می‌رسد آقای روحانی متأسفانه هر از گاهی دمی به خمره می‌زند و ابایی از پوپولیسم ندارد که نمونه بارز و تأسف‌بار آن همین مطالبی بود که در خوزستان گفتند. به نظر من بیان این صحبت‌ها از سوی ایشان بسیار نامناسب بود و برای افراد تحصیل‌کرده و کتاب‌خوان جامعه فارغ از اینکه صحبت ایشان هیچ واقعیتی نداشت درعین‌حال تأسف‌آور هم بود.

صدای ایران : آقای دکتر! ما بعد از هشت سال دوران اصلاحات شاهد حضور فردی به نام آقای احمدی‌نژاد بودیم. آیا این امکان وجود دارد و چطور ممکن است بعد از ریاست جمهوری آقای روحانی (۴ یا ۸ سال) دوباره فردی همچون احمدی‌نژاد روی کار بیاید؟

زیباکلام: اگر آقای روحانی نتواند موضوع هسته‌ای را حل کند و تغییر و تحولات بنیادین دست‌کم در حوزه اقتصاد به وجود بیاورد، این اتفاق ممکن است روی دهد و فردی پوپولیست در جناح راست روی کار بیاید.

صدای ایران : برخی کارشناسان معتقدند عمر سیاسی آقای احمدی‌نژاد تمام‌شده است. به نظر شما آیا امکان بازگشت ایشان به عرصه سیاست کشور وجود دارد یا خیر؟

زیباکلام: با توجه به کارنامه آقای احمدی‌نژاد که خود اصولگرایان هم مجبور شدند اذعان کنند خیلی غم‌انگیز بوده و با توجه به اینکه آقای احمدی‌نژاد نشان داد حاضر نیست از آقای مشایی جدا شود، بنده معتقدم علی‌رغم دارایی‌های خیلی زیادی که آقای احمدی‌نژاد برای اصولگرایان دارد عمر سیاسی ایشان به سر آمده است.

اگر به هر دلیلی آقای روحانی نتواند در ۴ سال پیش‌رو موفق شود و دوردست اصولگرایان بیفتد اصولگرایان قطعاً فردی مانند آقای سعید جلیلی که اطاعت محض دارد را مطرح خواهند کرد. چرا که اشکال اساسی آقای احمدی‌نژاد جدا از وابستگی به رحیم مشایی این بود که احمدی‌نژاد هر از گاهی مستقل فکر می‌کرد و مستقل عمل می‌نمود و برای اصولگرایان که اطاعت صد در صد می‌خواهند چنین چیزی باب میل نبود.

برگرفته از صفحه فیس بود دکتر زیبا کلام.

کامنت من:

به شهادت همین سایت من بیش از ده مقاله و یک مصاحبه اینترنتی و نزدیک به یکصد کامنت در اینجا و آنجا در دفاع از نامزدی آقای روحانی دارم. فکر نمیکنم مأمورین تبلیغاتی خود آقای روحانی هم به اندازه منِ خارج نشینی که ۳۰ سال است رنگ مملکت خودرا ندیده است، برای رئیس جمهور شدن ایشان اینقدر انرژی گذارده باشند. اگر تأئیدِ ،در درجه اول هاشمی رفسنجانی، نبود من محال بود برای کسی  مانند آقای روحانی تبلیغ کنم چون ایشان طی حد اقل این بیست سال مهره ثابت مورد حمایت مقام رهبری بوده است که وی با “بی بصیرتی”غیر قابل تصوری مملکت را به فاجعه کشانده و بزرگترین جرم او هم رئیس جمهور سازی احمدی نژاد، فرد مورد وثوق خود بوده است، با این تصور که او “با بصیرت” است.

بهمین اعتبار، من تنها آدمی از مدافعین روحانی بوده ام که باصدای بلند پس از اعلام نتیجه آراء داد زدم و نوشتم که دراین انتخابات هم تقلب شد و حیرت آور آنکه با توافق خود رئیس جمهور جدید هم تقلب شد و هنوز هم بر این باور خود هستم. زیرا آقای روحانی میدانست، همچنانکه همه میدانند، که هرچه آرای او بیشتر میشد؛ اعتباری برای او نمی آفرید ولی وزن هاشمی را در عرصه سیاسی چنان افزونتر میساخت که توازن قدرت را در کشور بهم زده و در کل ساختار قدرت سرسام و سرگیجه ایجاد میکرد. آقای روحانی به کم و زیاد بودن آرای خود توجهی نداشت چون میدانست این آراء مال او نیست و دیگران هم آرای او را بحساب او نمیگذارند. او میدانست که آراء او در این انتخابات، آرای منفی به مقام معظم رهبری است که شخص او  یعنی روحانی، نماینده دائمی ایشان در مهمترین ارگان امنیتی کشور یعنی شورای امنیت ملی هستند و بمدت نزدیک به دو دهه بوده اند.

اما آنچه دکتر زیبا کلام نگفت این بود که آقای روحانی نه در تعامل با غرب به یک تفاهمی که برای مردم سرور آفرین باشد موفق خواهد شد و نه در انجام وعده هایی که به مردم داده است. دلیل عمده این بد بینی من اینست که آقای روحانی، هم اینک حمایت بخش زیادی از رأی دهندگان بخود را از دست داده است. و اگر فرضاً پادشاه عربستان با آن لحن آمرانه و تحقیر آمیز میگوید: نماینده جمهوری اسلامی نباید در کنفرانس ژنو باشد و چنین هم میشود که او میگوید، و پس از ۲۴ ساعت که دعوتنامه برای دولت ما از طرف دبیر کل سازمان ملل ارسال شده است پس گرفته میشود، این فقط نشانه کوچکی از این است که دنیا دریافته است که زیر پای رئیس جمهور جدید ایران در بین جامعه خالی شده و او دیگر فقط نماینده آقای خامنه ایی است و نیابتی از سوی مردم ایران ندارد.

دنیا با رئیس جمهوری که از حمایت مردم خود برخوردار باشد نمیتواند این چنین تحقیر امیز رفتار کند. و اگر اسرائیل و ۵+۱ هم با اعتماد بنفس زیاد و از موضع قدرت با روحانی و ظریف صحبت کنند میدانند که روحانی امروز دیگر روحانی فردای ۲۲ خرداد نیست و مردم ایران خفیف شدن او و نماینده  دیپلماسی اش را خفیف شدن خود نمیداند بلکه تحقیر شدن رهبر بر خود تلقی میکند..

تنشهای بین حکومت ایران با غرب و بین حکومت با جامعه و مشکلات اقتصادی و معیشتی و اجتماعی جامعه، در میهن ما فقط با دست دولتی و رئیس جمهوری قابل حل است که از حمایت مردم برخوردار باشد. و آقای روحانی دیگر این حمایت مردمی را از دست داده است در درجه اول بخاطر اینکه او با آرای مردم انتخاب شد ولی بخاطر این انتخاب در برابر کسی به کرنش افتاد و سجده سپاس بجای آورد که اراده فراقنونی اش رئیس جمهور شدن او نبود و نمیخواست او انتخاب شود زیرا او از طرف هاشمی و خاتمی به مردم معرفی شده بود و دیگر همه میدانستند آرای او یعنی آرای هاشمی و خاتمی.

من به سرنوشت تحقق وعده های آقای روحانی بد بین هستم و اگر هم او با غرب به تفاهمی، حتی خفت آور هم برسد که احتمال آنرا بعید نمیدانم ، ناشی از همین فقدان مشروعیت مردمی علیرغم  برخورداری ازمشروعیت حقوقی وی است. و برخلاف آنچه تبلیغ میشود من فکر میکنم اراده شخص رهبر بر توافق تا حد تسلیم محض در پرونده هسته ای است زیرا در این کوره راه برای نظام راه دیگری باقی نمانده است و چرخ و فلک سیاسی دنیا و منطقه هم بسرعت علیه حکومت ما در تغیر است از اوکرائین تا ترکیه و غزه و لبنان و.. ، مشروط بر اینکه در پشت صفحه چنین  تسلیم نامه ایی پاراگرافی سری مبنی بر رعایت حقوق بشر و باز کردن فضای سیاسی و … نباشد. رهبری ایران حاضر به به زباله انداختن همه مقدسات خود هست اما تن به رعایت حقوق بشر تحت فشار غرب نخواهد داد و اینست گرفه واقعی و در پشت سر پرونده هسته ایی.

انقلاب دوم اوکرائین مخملی نخواهد بود: بخش ۷

Share Button

حال چنین بنظر میرسد که اوضاع نه تنها از دست ویکتور یانوکویچ خارج گردیده است بلکه میرود تا از دست  رهبران اپوزیسیون هم خارج شود. بنظر من اگر او سریعا استعفاء ندهد کار را به یک جنگ واقعی داخلی هم میکشاند البته اگر ارتش و نیروهای امنیتی از او پیروی کنند و به اپوزیسیون نپیوندند.

.

…………….

Ukraine Protest

در حالت عادی، خیابان گروژیوسکی زیبا ترین خیابان کیف میباشد که با قلوه سنگ فرش شده است. اما در این چند روزه تمام این قلوه سنگها برای مقابله با پلیس کنده شده اند و در یکسو پلیسهای ضد شورش با سپرهای خود ایستاده اند و در سوی دیگر شورشیان که پشت سنگرهای خود مخفی شده واز آنجا کوکتل مولوتوف و سنگ قلوه ها را بسوی پلیس پرتاب میکنند. بین ایندو نیروی متحارب خط حائلی به طول ۱۲ متر ایجاد شده است که خط آتش دو طرف است و به هیچ یک از طرفین تعلق ندارد و میتوان گفت که منطقه مرکزی کیف به صحنه جنگ بیشتر شبیه گردیده است تا ان میدان و خیابانی که تا چند هفته پیش بود.

روزی که یانوکویچ فرمان حمله به توده جوانان متعرض را داد من همانموقع در یافتم  و نوشتم که سیر حوادث بسوی خشونتی غیر قابل کنترول پیش میرود. ولی تصور اینر نمیکردم که رهبر اوکرائین تا این حد ابله باشد که کار را به این سرعت به جنگ و گریزی با توده های معترضی بکشاند که برای آنها فقط بمثابه تمرین نظامی و آماده شدن برای جنگ خیابانی است وعلاوه بر آن، کارزاری که به آنها روحیه و جسارت ایستادگی در برابر پلیس میدهد و انعکاس اعتراضات آنها را در دنیا و داخل کشور بیشتر و بیشتر میسازد. امری که بدانها بیشتر روحیه میدهد. بلحاظ اصول فرماندهی یا رهبریت، خطایی بزرگتر از این نیست که از پلیس و سایر نیروهای سرکوب فقط برای ترساندن در حد مترسک استفاده کنی در حالی که خود را برای ادامه کار تا به آخر خط آماده نکرده ایی و بدتر از آن به نیروهایی فرمان حمله میدهی که به آنها اعتماد کافی نداری. کسی که برای مرعوب سازی هفت تیر میکشد باید برای شلیک کردن و کشتن هم اماده باشد والی خود میتوان قربانی هفت تیرکشی خویش شود. و این آن خطایی بود که یانوکویچ مرتکب شد. البته معلوم نبود شلیک کردن هم خطایی بمراتب بزرگتر نباشد وقتی حساب کار تا به اخر محاسبه نشده است.

حال چنین بنظر میرسد که اوضاع نه تنها از دست ویکتور یانوکویچ خارج گردیده است بلکه میرود تا از دست  رهبران اپوزیسیون هم خارج شود. بنظر من اگر او سریعا استعفاء ندهد کار را به یک جنگ واقعی داخلی هم میکشاند البته اگر ارتش و نیروهای امنیتی از او پیروی کنند و به اپوزیسیون نپیوندند.

باتلاق سوریه کم بود باتلاقی ده بار مرگبارتر، پوتین را به گرداب مرگ خود میکشاند. نه بانوکویچ و نه کرملین در این رویارویی با قیام کنندگان کیف شانسی بر ای موفق شدن ندارند. هزینه چه خواهد بود به این بستیگی دارد که چه طور و با چه نظمی عقب بنشینند.

ح ت

Protesters fighting police in Kiev, 20 Jan 14

Riot police in Kiev, 20 Jan 14

Protesters fighting police in Kiev, 20 Jan 14

Pitched Battle Turns Kiev Street into Virtual Warzone

by Naharnet Newsdesk

In normal times, Grushevsky Street is one of the nicest avenues in Ukraine’s capital Kiev. But now its cobble stones have been ripped out by demonstrators to use as weapons in their standoff with police.

Separated by twenty meters (yards) of no-man’s land and protected by meters-high barricades, protesters and the Ukranian security forces are engaged in a pitched battle that has turned an area in the center of Kiev into a virtual warzone.

The protesters protect themselves behind barricades built around the burned-out wrecks of police buses torched on Sunday night.

Police stand on the upper part of Grushevsky street, forming several lines and covering themselves with their riot shields.

The clashes of the last two days have devastated a central area of the city, with one of the streets littered with used stun grenades and the wreckage of buses burned by the protesters.

The violence has shredded the years of peace that the wide boulevards of the capital had known following Ukraine’s momentous 2004 Orange Revolution.

Near the recent battle scene is one of the most famous landmarks of Kiev: the stadium of the Dynamo Kiev football side named after the great Soviet and Ukrainian football coach Valeriy Lobanovsky.

On Monday some protesters managed to climb atop the stadium gate, pelting the police below with Molotov cocktails.

“We are going to stay here until our demands are met on the annulment of the laws” restricting rallies, said one demonstrator, Yaroslav Putilin, 46.

Protesters equipped themselves with ad hoc shields made of metal sheeting and wooden sticks in anticipation of further clashes with police.

Some even built a giant catapult to allow them to fling heavier rocks at the security forces.

The area echoed with the thud of stun grenades and the deafening drumming of groups of mostly elderly protesters with sticks on metal.

At one point, heavily armed riot police entered the no man’s land area between the barricades to hurl the stones thrown by demonstrators back up them.

They also hurled stun grenades and on occasion used tear gas and rubber bullets against the protesters.

Police also used water cannon. With temperatures at minus 10 degrees Celsius (14 degrees Fahrenheit), the water froze on the street, further complicating movement.

But this did not discourage the most radical Ukranians who hid right behind the barricades and emerged occasionally to lob projectiles at the security forces.

Dozens of police buses appeared behind the main contingent of the riot police Monday evening, raising the prospect they could try and boost their numbers and oust the protesters.

In a stark warning, prosecutor general Viktor Pshonka declared that the mass riots were a “crime against the state”.

The main protest hub remains on Independence Square some five minutes walk away from the scene of the clashes.

The square and the adjacent Khreshchatyk street are now covered in tents erected by protesters. The smell of the smoke from the wood used to heat them hangs heavy in the air.

Away from the main protest hub however, life in Kiev is still continuing relatively normally, with shops and businesses still working.

SourceAgence France Presse