Archive for: February 2014

ایران درگرداب تحولات منطقه

Share Button

حالا که آن جاذبه ایدئولوژی اسلامی کاملاً رنگ باخته است، دولت ما فقط با صرف دلارهای نفتی میخواهد نفوذ گذرای گذشته خود را در منطقه حفظ کند. اگر اتحاد شوری توانست با بذل و بخششهای میلیاردی  به کوبا، لهستان، آلمان شرقی، انگولا، موزامبیک و.. ، به قیمت فقر خود مردم روسیه واقمارش، امپرطوری قلابی خود را حفظ کند جمهوری اسلامی ما هم میتواند همچنان بشار اسد را در سوریه حزبالله را در لبنان و خود را در تهران بر سر پا نگاه دارد.

W460

Iranian Delegation Vows Anti-Terror Support for Lebanon, Says Hizbullah Role in Syria to  Protect

 Lebanon

نهار نت لبنان

در عملیات رزمی اصطلاحی هست که کار برد وسیعی میتواند داشته باشد و آنهم جنگ  یا پیروزی  پیریک است*. پیروزی پیریک  به آن چنان پیروزی ای میگویند که طرف پیروز در نبرد چنان خانه خراب میشود که پس از آن پیروزی دیگر از جا بر نخواهد خواست مانند کسی که به یک میلیون دلار رسیده و در چشم و همچشمی با یک سرمایه دار بزرگ همه آن پول را بدهد یک اتوموبیل لوکسبخرد که توی چشم رقیب یرود .

این اصطلاح اشاره به دو جنگ در دنیای آنتیک دارد که بین امپراطوری مقتدر روم  و پادشاه یونان در ۲۸۰ و ۲۷۹ ق م  رخ میدهد.  درجنگی که بین پیریوس و امپراطور رم رخ میدهد، منابع وذخایر استراتژیک پیریوس پادشاه یونان ابداً با امپرطوری روم قابل مقایسه نبوده است ولی شاه پیریوس که صفت پیریک  هم گرفته شده از آنست،  بقیمت از دست دادن همه منابعش موفق میشود این جنگ را مقطعی و موضعی ببرد در حالیکه برای تحکیم این پیروزی که هیچ، بلکه برای نگاه داشتن خودش هم دیگر نیرویی برایش باقی نمانده بوده است. پلوتارک مورخ باستان پیروزی پیریوس شاه را چنین توصیف میکند: ” دو ارتش متحارب از هم جدا شدند و گفته میشود  پیریوس شاه در پاسخ کسی که به او پیروزیش را تبریک گفته بود میگوید؛ تکرار یک چنین پیروزی، او را کاملاً نابود خواهد کرد. زیرا او بخش عمده نیروی خود، دوستان مهم  و فرماندهان برجسته خویش را در این جنگ از دست داده است. امروزه اصطاح جنگ یا پیروزی پیریک متداول شده است.

یادآوری نمونه های مشخص و نمونه وار تاریخی رویدادها از این جهت مفید هستند که به انسان کمک میکنند تا از فضای خیالی و مجازی بیرون آمده، درک ملموسی از از آنچه ممکن است  در حالتی مشابه  رخ دهد بیابد.

انقلاب اسلامی ۵۷ به دولت برخواسته از آن، یک حمایت بسیار وسیع مردمی داد که ازباور مذهبی مردم و نه از درک عقلانی، اجتماعی و سیاسی آنان  ناشی میگردید و این ذخیره ایی عظمیم ولی فرسایش یافتنی بود. با اتکاء بر این پشتوانه عمدتاً اعتقادی، دولت اسلامی به رهبری خمینی توانست جنگی پرهزینه بمدت ۸ سال  را با همسایه خود ادامه دهد. این انقلاب بخاطر پیام مذهبی خود از یکسو و مصاره کردن شعارهای ضد امپریالیستی که آنرا به  اصطلاح گنگ ضد استکباری تغیر داد و با اختراع اصطلاح مستضعف و مستکبر بعنوان بدیل شعار های عدالت خواهانه چپ، از سوی دیگر، توانست عمق و دامنه  استراتژیک خود را در تمام منطقه و حتی جهان گسترش دهد. آوازه انقلابیگری رژیم اسلامی و ستم ستیزی آن از خاورمیانه تا آنسوی اقیانوس آرام پیچیده بود و هواداران بسیاری را برای آن ایجاد کرده بود.

ولی آیا بر اساس چنین عمق استرتژیکی که در حقیقت کاذب و گذرا بود میشد یک طرح امنیت ملی و سیاست جاه طلبانه فراملی و فرا منطقه ایی را بنیاد گذاشته و تدوین کرد؟ پاسخ  بطور قطع منفی است.

لازم بود ۳۵ سال بگذرد تا  حتی خود رژیم هم دریابد که تاریخ مصرف تسعیر و تبدیل سرمایه ایدئولوژی دینی به نیروهای مؤثر سیاسی و عملیاتی پایان یافته است. زمان از دست رفته و پشتوانه مادی جایگزین هم ایجاد نشده است. دمیدن در شیپور دین، دیگر کمترین حرکتی در همان باورمندان دینی هم که فهمیده اند که فریب خورده اند ایجاد نمیکند تا چه رسد به بی باورن.

اتحاد جماهیر شوروی با کمونیسم خود، که مانند یک مذهب جدید در قرن بیستم، شاخکها یا ریشه های خود را تا اطراف و اکناف عالم گسترش داده بود، با فساد درونی، بی اصالتی و طراوتی ناماندگار که در آغاز از خود نشان داده بود، تمام پشتوانه جهانی خود را ظرف دو یا سه دهه از دست داد و مجبور شد بموازت فرسایش  جاذبه ایدئولوژیک خود، بیش از بیش بر زرادخانه هسته ایی و موشکی خویش افزوده بر سرنیزه تکیه کندو نیروی نظامی را جایگزین سلاح ایدئولوژیک خود کند. سوسیالیسم عصر برژنف دیگر نه از زبان پرولتاریا و زحمتکشان سراسر جهان بلکه از زبان نیروی نظامی پیمان ورشو با غرب سخن میگفت.

مسابقه  رقابت آمیزی که اتحاد شوروی با زیرساخت و فرا ساختار ناکار آمد خود در آن افتاده بود مسابقه ایی نبود که بلوک ورشو به رهبری شوروی، در برابر آن رقیب غربی که از پویایی بسیار دینامیک اقتصادی، فنی، علمی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار بود کمترین شانسی برای پیروزی در آن داشته باشد. این رقابت برای این بلوک که تلاش میکرد ظاهری برابرـ قدرت  و متوازن با غرب  از خود نشان دهد ویرانگرانه بود. طی این رقابت بی فرجام پیریک، از آمار تولیدات کشاورزی تا سنگ آهن تا تولید وسایل خانگی و … ، همه چیز در بلوک شوروی حیثیتی و ایدئولوژیک شده بود. در حالیکه مردم گرسنگی میکشیدند آمارها، بیشترین تولید سرانه تخم مرغ و مواد خوراکی را نشان میداد. در آمارها، تولید گندم شوروی تقریباً دو برابر آمریکا (نزدیک ۹۰ تن به ۵۰تن) بود ولی با اینحال شوروی وارد کننده غله  از آمریکا بود. تعداد پزشک دوبرابر سرانه در آمریکا بود ولی مردم از خدمات مناسب درمانی محروم بودند. بیکاری وجود نداشت و لی دهها سپور با جاروهای زواردررفته بجای  یک ماشین نظافت خیابانها را میروبیدند.

برای غرب و آمریکا، فتح فضا نه یک پروژه سیاسی ـ حیثیتی بلکه در درجه اول یک پروژه معطوف به سود آوری مادی بود. آمریکا از بابت هر دلاری که در پروژه هسته ایی خود صرف میکرد با فروش دستآوردهای جانبی آن  چند برابر در می آورد، با استقرار دهها قمر مخابراتی مصنوعی در مدار زمین و فروش خدمات سایبری آنها، با جذب بهترین مغزهای دنیا که هزینه اشان را کشورهای صادر کننده ایی مانند همین روسیه پرداخته بودند، از تلاشها و هزینه های تحقیقاتی  خود سود مادی میبرد حال آنکه مشابه همین پروژه ها برای روسیه فقط هزینه بود چونکه بعلت کرختی بازار و نظم اقتصادی متصلب دولتی خود قادر نبود از هزینه های انجام شده برای پروژه های فضایی خود،  بهره مادی و اقتصادی در تولید صنعتی ببرد.  بطور مثال برای شوروی اعزام گاگارین به فضا یک پروژه کمونیستی بود و نه پروژه تحقیقتی علمی و اقتصادی  و البته آوازه گری های موفقیتهای درخشان سیستم جهانی سوسیالیسم در فضای بسته آنروز دنیا، توانسته بود بخش زیادی از کاستی های شوروی و بلوک شرق  را در عرصه اقتصادی بپوشاند.  اتحاد شوروی توانست طی چند دهه با استفاده ابزاری از جنبشهای ضد استعماری و ضد امپیریالیستی، اقتصاد ایدئولوژیک خود را هم به  جهان سوم تحمیل کرده و عقب ماندگی تکنولوژیک و اقتصادی خود  نسبت به غرب را از این راه پنهان کند. اغراق نیست اگر بگوئیم بیش از ۹۰% فروش اتوموبیلهای لادا، موسکویچ و ولگا در دنیا فروش ایدئولوژیک بود نه رقابت آمیزیانه بازارمحور.

پیروزیهای اتحاد جماهیر شوروی در دهه های پس پیروزی انقلاب سوسیالیستی نمونه ای از  آن “پیروزی پیریک” بود که پلوتارک بخوبی آنرا توضیح داده است.  این پیروزی پیریک  نظام سوسیالیستی در روسیه، کار آن امپراطوری بزرگ را که در زمان تزار نیکولای دوم واقعاً یک قدرت اقتصادی رقیب برای انگلیس و آلمان آنروز شده بود بجایی رسانده است که امروز به یک شیخ نفتی بی دستار و لباده در اروپا تبدیل گردیده است. دولت کنونی روسیه مانند ایران با تکیه بر منابع نفتی خودو انتقال کاملاً غیر اقتصادی آن منابع به عرصه اقتصادی و نظامی وارد یک جنگ پیریک دیگر علیه غرب شده اند که سرنوشتی جز شکست و بجای گذاردن ویرانی بسیار از خود ندارند.

به بحث خود برگردم. انقلاب اسلامی توانست مانند اتحاد شوروی و با بهره گیری ابزاری از جاذبه اسلامگرایی اش که مدعی و متولی آن بود، برای خود طی یک دهه و یا بیشتر، نفوذی فرا منطقه ایی ایجاد کندولی این نفوذ “دین بنیاد“، که فرسایش یافتنی بوده و  تا به آخر هم دیگر فرسایش یافته است، فاقد کمترین پشتوانه مادی برای چنین بلند پروازیهای فرامرزی است. همچنانکه اتحاد شوری نتوانست متناسب با دامنه جهانی ایدئولوژی خود شالوده فنی و اقتصادی بیافریند که آن پیروزی ایدئولوژیک را ماتریالیزه کند، جمهوری اسلامی ما هم که به برکت انقلاب اسلامی، و سود جویی از حمله آمریکا به عراق و افغانستان توانست برای مدت خیلی کوتاهی در دنیا  و منطقه کوس لِمَن المُلکی بزند نتوانست این پیروزیهای شانسکی و الابختکی تاریخی را بر ای خود نهادینه کند.

حالا که آن جاذبه ایدئولوژی اسلامی کاملاً رنگ باخته است، دولت ما فقط با صرف دلارهای نفتی میخواهد نفوذ گذرای گذشته خود را در منطقه حفظ کند. اگر اتحاد شوری توانست با بذل و بخششهای میلیاردی  به کوبا، لهستان، آلمان شرقی، انگولا، موزامبیک و.. ، به قیمت فقر خود مردم روسیه واقمارش، امپرطوری قلابی خود را حفظ کند جمهوری اسلامی ما هم میتواند همچنان بشار اسد را در سوریه حزبالله را در لبنان و خود را در تهران بر سر پا نگاه دارد.

قریب دو ماه دیگر انتخابت ریاست جمهوری در لبنان است. در رابطه با آن انتخابات پروژه تشکیل دولت وحدت ملی لبنان مورد بحث و در حال اجراست. نخست وزیر جدید لبنان”تمّام سلام” از بلوک ۱۴ مارس کابینه خود را معرفی کرده است. در این کابینه حزب الله لبنان از ردیف اول به ردیف دوم هل داده شده است. ولی سایر اعضای ائتلاف به این تنزل جایگاه آن قانع نیستد و اصرار دارند شرط عدم دخالت آن در جنگ سوریه در بیانیه راهبردی دولت جدید گنجانینده  شود چنین شرطی در بیانیه راهبردی معروف به بعبدا**. در برابر، حزب الله  که اصرار دارد که بجای آن شرط  که بمعنای محدود کردن حزب الله و کنترول نهایی قدرت نظامی آنست، بر محور: مقاومت ـ مردم ـ ارتش تکیه شود که بمعنای برسمیت شناختن قدرت نظامی حزبالله در معادله مردم ـ مقاومت ـ ارتش  است. که منظور از مقاومت در اینجا همان  نیروی حزب الله است.

ولی مشکل حزب الله همان مشکلی است که روسیه در عصر برژنف و رژیم ایران در عصر خامنه ایی بدان دوچار هستند. یعنی برباد رفتن مشروعیت، جاذبه سیاسی و اعتقادی و رنگ باختن آن عللی که وجود  تاریخی و سیاسی آنان را توجیه میکرد.

حزب الله سعی دارد برخلاف جریان سیاست منطقه که به درگیری نظامی با اسرائیل “نه!” میگوید و همه بازیگران عمده منطقه و بیشترین بخش مردم هم  دیگراینرا پذیرفته اند،که حتی اگر این کشمکش ۱۰۰ سال دیگر هم ادامه یابد  باید از راه سیاسی حل شود، همچنان بر نظامی بودن مخاصمات با اسرائیل اصرار دارد، زیرا پذیرش خصلت نظامی مخاصمه با اسرائیل یعنی قبول مسلح بودن حزب الله بعنوان یکی از محور های مقاومت در برابر اسرائیل و تحمل آن و توجیه رابطه ویژه اش با ایران در افکار عمومی.

تلاش حزب الله و ایران برای  داغ نگاه داشتن  کوره گفتمان نظامیگرانه علیه اسرائیل، دیگر در لبنان نه تنها طرفداری ندارد تا توجیه جریانی بنام حزبالله باشد، بلکه برای بخشهای زیادی از سُنی مذهبان لبنانی و سوری و مسیحیان آنجا ایران و پروکسی آن حزب الله جای اسرائیل و دشمن صهیونیستی را گرفته اند.

n this Oct. 22, 2012, file photo, Lebanese Army soldiers deploy after overnight clashes between Sunni and Shiite gunmen in Beirut, Lebanon.(AP Photo/Hussein Malla)

Lebanon, France finalize $3 billion arms deal: report 

الشرق الاوسط

 

بد نیست یادآوری کنم که درحالیکه ایران با کمکهای میلیاردی خود حزب الله  را تقویت میکند، دوماه قبل عربستان سعودی یک کمک ۳ میلیارد دلاری به ارتش لبنان داد تا خود را تجهیز کند. فرانسه بلافاصله پذیرفت که سلاح های پیشرفته و هلیکوپتر در اختیار ارتش لبنان قرار دهد. ترافیک بین پاریس و بیروت و ریاض در چند ماه گذشته چند برابر شده است. محور پاریس، ریاض و بیروت شاهد دید و بازدیدهایی بسیاری است که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری لبنان برای حزب الله لبنان و ایران خوش یُمن بنظر نمیرسد.

علاء الدین بروجردی فرستاده وزارت خارجه کشورمان در رأس هیئتی، پس از دیدار از دمشق به بیروت رفت و در آنجا با میشل سلیمان دیدار داشت تا مثل همیشه ضرورت اتحاد علیه دشمن صهیونیستی را به او یاد آوری کند ولی مقامات لبنانی بیش از آنکه بفکر دشمن صهیونیستی باشند بفکر خلاص شدن از شر حزب الله  هستند که تاریخ مصرفش دیگر تمام شده است. برای سُنی ها و مسیحیان لبنان، شیعه ها مسئله نیستند بلکه نایب و کارگزار ایران بودن حزب الله مسئله است.

این همه قضیه نبود. اوضاع در جبهه نظامی در سوریه هم برخلاف آنچه در ظاهر ممکنست دیده شود، بزیان رژیم اسد، حزب الله و ایران در حال تحول بنیادی است. جناح القاعده ایی دولت امارات عراق و شاماتISIS زیر ضربات دیگر نیروهای جهادی که در حال حاضر با هم علیه رژیم اسد ائتلاف کرده اند، موقعیت خود را از دست داده و در بسیاری نقاط عقب رانده شده است. وحدت عمل نظامی بیشتری بین پیکارجویان ضد رژیم بوجود آمده است و سخن از یک حمله سراسری در بهار برای آزاد سازی دمشق در میان است.

*

Pyrrhic victory is a victory with such a devastating cost that it is tantamount to defeat. Someone who wins a Pyrrhic victory has been victorious in some way; however, the heavy toll negates any sense of achievement or profit (another term for this would be “hollow victory”, or “a ruinous situation”).

Etymology[

The phrase Pyrrhic victory is named after Greek King Pyrrhus of Epirus, whose army suffered irreplaceable casualties in defeating the Romans at Heraclea in 280 BC and Asculum in 279 BC during the Pyrrhic War. After the latter battle, Plutarch relates in a report by Dionysius:

The armies separated; and, it is said, Pyrrhus replied to one that gave him joy of his victory that one more such victory would utterly undo him. For he had lost a great part of the forces he brought with him, and almost all his particular friends and principal commanders; there were no others there to make recruits, and he found the confederates in Italy backward. On the other hand, as from a fountain continually flowing out of the city, the Roman camp was quickly and plentifully filled up with fresh men, not at all abating in courage for the loss they sustained, but even from their very anger gaining new force and resolution to go on with the war.

** 
اعلامیه یا بیانیه بعبدا(نام  کاخ ریاست جمهوری لبنان) ، بیانیه ایست که احزاب سیاسی لبنان پس در گیریهای نظامی در بخشهای مجاور مرز سوریه امضآء کردند که بموجب آن هم پذیرفتند از آلوده کردن لبنان به بحران سوریه خود داری کنند. و در پلیمیک های سیاسی از ادبیات خصمانه اجتناب کنند و…. . در آنموقع حزبالله هنوز نمیدانست که در آینده مجبور خواهد شد بکمک اسد برود و لذا زیر این بیانیه را امضاء کرد . حالا همه احزاب سیاسی اجرای این اعلامیه را از سوی حزب الله طلب میکنند. معنی اجرای این بیانیه برای حزب الله یعنی تنها گذاردن رژیم اسد در سوریه و سرشکشته شدن در لبنان است. علاء الدین بروجردی هم برای همین به لبنان رفته است تا سلیمان را متقاعد کند که از گنجانیدن بیانیه بعبدا در منشور راهبردی دولت جدید خود داری کند. ولی عکس فوق و نگاه بی اعتنای سلیمان نشن میدهد که دیپلماتهای ایران مانند دوران پولداری و نیاز Wellcom نیستند.!
افزوده:

Suleiman Draws New ‘Equation,’ Balances between Baabda Declaration and National Pact

by Naharnet Newsdesk ۶ hours ago

W460

President Michel Suleiman said Friday that the land, people and common values formed the country’s “permanent equation,” stressing that the Baabda Declaration was similar to the National Pact.

“The land, people and common values form the golden and permanent equation for the nation,” Suleiman said in a speech at the “My land: a promising future” conference held at the Holy Spirit University of Kaslik.

“The Baabda Declaration has become part of the nation’s principles and similar to the National Pact,” he said.

The National Pact of 1943 is an agreement that laid the foundation of Lebanon as a multi-confessional state.

Under the Baabda Declaration, which was adopted in June 2012 during a national dialogue session headed by Suleiman, the rival March 8 and 14 camps agreed to keep Lebanon away from the policy of regional and international conflicts.

They also agreed to back the Lebanese army both financially and morally as the guarantor of civil peace and national unity.

Suleiman is insisting on making the Baabda Declaration the basis of the new government’s policy statement. But the Hizbullah-led March 8 alliance, including Speaker Nabih Berri, who is the head of the Amal movement, is holding onto the people-army-resistance equation.

The Declaration “transcends the policy statements of governments. Everyone will need it and seek to implement it,” the president said in his speech in a clear retort to Berri, who said in remarks published on Friday that he would “not give up or reach a settlement on any single letter of (the resistance) letters.”

Suleiman also urged the members of the committee drafting the policy statement not to hold onto “fixed equations that obstruct the approval” of the blueprint.

Suleiman called for a commitment to constitutional events such as holding the presidential and parliamentary elections on time.

He urged the new government of Prime Minister Tammam Salam to approve the new electoral draft-law.

Suleiman rejected terrorism and called on confronting arms proliferation.

The path towards arming the military began through the $3 billion Saudi grant and will continue through intentional conferences in France and Italy, he said.

 

Elections don’t always lead to democracy, says Kerry

Share Button

“A democracy is not defined solely by an election,” the top US diplomat argued

“You can have a democratically elected government, but you don’t have democratically-instituted reforms that actually give you a democracy, a full, practicing, functioning democracy,” Kerry said.

Kerry

US Secretary of State John Kerry (Photo: Reuters)
 
AFP, Thursday 27 Feb 2014
US Secretary of State John Kerry spoke passionately Wednesday about the “incredible yearning for modernity” sweeping across the world, warning that free elections do not necessarily usher in true democracy in many countries.

The months of protests in Ukraine that led to the ousting of president Viktor Yanukovych were just one example of “people power” in recent months.

Such protests were “a reflection of this incredible yearning for modernity, for change, for choice, for empowerment of individuals that is moving across the world, and in many cases moving a lot faster than political leadership is either aware of or able to respond to,” the top US diplomat told a small group of reporters.

The ousting of Yanukovych, like July’s toppling of Egypt’s first democratically elected president Mohamed Morsi, proved that elections by themselves were not always enough, according to Kerry.

“A democracy is not defined solely by an election,” the top US diplomat argued.

“You can have a democratically elected government, but you don’t have democratically-instituted reforms that actually give you a democracy, a full, practicing, functioning democracy,” Kerry said.

“And what you have in many places is a general election, a popular election, absent reform, present with great corruption, great cronyism and a huge distortion of democratic process.”

Since the start of the so-called Arab Spring in 2011, the United States has sought to support countries and their fledgling democracies as they emerge from under decades of autocratic rule.

But many Middle Eastern and North African nations are still grappling with the fallout of their political upheavals, and the overall results of democracy building have been patchy.

Washington froze most of its military aid to Egypt in October after the interim leaders failed to turn the country back towards democracy following Morsi’s fall, which the Obama administration has pointedly refused to term “a coup.”

Kerry said that what had happened in Egypt was “a significant movement away from democracy by decree.”

Yanukovych was elected in close presidential elections in 2010 in the former Soviet satellite.

He narrowly defeated his 2004 Orange Revolution co-leader Yulia Tymoshenko, who he later threw behind bars.

“In Ukraine, you had this incredible kleptocracy going on, with no real representation, no voice for the opposition, no willingness to listen to the opposition, in fact they jailed them instead. That’s not democracy,” Kerry said.

به رئیس جمهور ایران اسلامی حجة الاسلام حسن روحانی

Share Button

جناب روحانی در کمتر مورد از موارد دزدی و رشوه خواری هایی که در ترکیه برملا شده و بحران آفریده است پای دولت ایران اسلامی ما و عوامل آن در میان نیست. من از شما که نزدیک به دو دهه در صدر امنیتی ترین ارگان نظام بوده ائید میپرسم: آیا آنچه شما از نگاه مردم ایران پنهان میکنید از نگاه دستگاه های امنیتی خود ترکیه، اسرائیل، قطر، سرویسهای اطلاعاتی غربی بشمول آمریکا و انگلیس و فرانسه وروسیه هم پنهان است؟ اگر بگوئید پنهان است و خواهد بود پاسخ من اینست که؛ دروغ میگوئید! و خود هم میدانید که دروغ میگویئد. اگر بگوئید پای مأموران دولت ما در میان نبوده و نیست هم،  دروغ  بزرگتری گفته ائید!

 

 

جناب حجةالاسلام حسن روحانی رئیس جمهور ایران اسلامی! این دومین نامه ایست که بعنوان یک ایرانی، یکی از مبلغین شما در انتخابات ۹۲، کسی که فکر میکرد شما غیر از سایر آخوندهای حکومتی هستنید مینویسم! انتظار ندارم پاسخم را بدهید زیرا دیده ام که شما پاسخ بسیار بزرگترها از مرا هم که استخوانی برای این جمهوری “خواص” شما شکسته بوده اند  را نداده ائید در حالیکه اگر قورباغه حوض فلان منتقد “اصولگرا” به وک وک بیفتد شما شرط ادب و وظیفه میدانید که بلافاصله و با فروتنی پاسخ گوئید.

من این نامه را خطاب بشما ولی در حقیقت برای فردایی که شما دیگر رئیس جمهور نیستید مینویسم. ولی نخست به تقلید از شما روضه خوانان سعی میکنم با یک روضه ای برای آن ۵  نفر مرزبان بیگناه کشورمان آغاز کنم چون ظاهراً جیش العدل تهدید کرده است که بزودی یکی از آنها را خواهد کشت.

جناب روحانی در جریان یک گروگان گیری در یک مدرسه در روسیه در اوایل حکومت همین پوتین یا پدر خوانده او یلتسین، تروریستهای چچن صد ها تن از بچه های مردم و معلمین بیگناه را به گرگان گرفتند. رژیم روسیه که ضرب و شصت نشان دادن به چچنی ها و “واندادگی” در انظار دنیا به تروریستها، برایش از جان صدها کودک و معلم بیگناه مهمتر بود، ترجیح داد بجای مدارا  و سیاستگری با گرونگیرها با گروه ضربت  نظامی وارد عمل شود چون کشتن تروریستها از نجات جان آن کودکان معصوم برایش مهمتر بود.  میخائیل گورباچف با مقایسه رفتار دولت های غربی با دولت روسیه  در موارد مشابه  در مصاحبه ایی در این رابطه همانوقت گفت: آخر برای آنها جان  هر انسان ارزش دارد ولی برای ما بی ارزش است.”  واقعیت اینست که کینه توزی و انتقام کشی  تا حد شخصی، بنیادی ترین فلسفه اعتقادی رژیمی است که شما اینک  رئیس جمهورش هستید. این روشی بوده است که جمهوری اسلامی ما در موارد مشابه در پیش گرفته است.

جناب روحانی دولت شما بجای وارد شدن به مذاکره با همان تروریستها که مسئول تروریست شدن آنها هم خود رژیم شماست، بنا دارد با گروه ضربت خود وارد عمل شود و لذا  از پیش میتوان گفت که نتیجه  چنین رویکردی کشته شدن آن ۵ مرزبان بیچاره است. حتی اگر شما موفق هم بشوید با حمله نظامی آنها را آزاد کنید، این اقدام  نتیجه ایی جز تداوم سیکل انتقام گیری نخواهد داشت .  در حقیقت قاتل احتمالی آن ۵ نفر مرزبان نه جیش العدل بلکه نظامیگرانه اندیشی مسئولین حکومت متبوع شماست. اگر بجای آن مرزبانان، خود شما  هم که رئیس جمهور هم هستید به گروگان گرفته میشدید، بی اعتنا بجان شما، ضرب شصت نشان دادن به گروگانگیران اولویت قطعی و تنها گزینه بود.

پس از روضه  خوانی پیشاپیش برای کشته شدن این مرزبانان بی گناه، حتماً از روشدن یک نوار ضبط مکالمه تلفنی دیگر بین رجب طیب اردوغان و پسرش که حکایت از رشوه خواری او و آلودگی خانوادگی اش به دزدی و رشوه خواری،آنچنان که رقیبان او را متهم کرده و میکنند، مطلع هستید.  بر حسب محتوای این نوار شنود و ضبط شده، طیب اردوغان رسماً به پسر خود “بلال اردوغان” تلفنی میگوید: ” ۱۰ میلیون (دلار) کم است قبول نکن !”  پسرش  از او میپرسد این ۳۰ میلون را دیگر نتوانستم جایی تقسیم کنم و … .

جناب روحانی این ده میلون دلاری که برای طیب اردوغان کافی نیست در ارتباط با کشیدن یک خط لوله نفتی از ایران به ترکیه است. این تنها مورد رشوه دهی و رشوه خواری نیست که در آن ایران اسلامی ما  یکطرف ماجرا است. در جریان دستگیری “رضا ضراب” دلال و کارچاق کن و ” مأمورتحریم دور زن” ایران اسلامی ما، که عملاً در نقش خزانه دار  خصوصی بانک مرکزی و دولت ما در دوران آقای احمدی نژاد بوده است، ایشان متهم است که فقط در یک فقره ۳۰۰ میلیون دلار به ایران قاچاق کرده است.

جناب روحانی شما باید بدانید که در دوران سلسله قاجار هم  اداره خزانه مملکت این گونه  به اشخاص حقیقی و فیزیکی فاقد رسمیت حقوقی واگذار نمیشده است تا چه رسد به دوره پهلوی که هیچ رئیس بانک مرکزی یا وزیر داریی هم حق نداشت در مقام شخص حقیقی حتی یک دلار از خزانه مملکت را در اختیار خود داشته باشد.

جناب رئیس جمهور ایران اسلامی! نه آن ۱۰ میلیون  دلارمختصر ر شوه به پسر طیب اردوغان تنها مورد رشوه دهی افشائ شده  است و نه آن ۳۰۰ میلیون دلار قاچاق شده [که البته مصادره شده و دولت ترکیه را شیرین کام کرد] اولین و آخرین  از مورد  میباشد. این رشته سر دراز دارد که همچنان رو به باز شدن است.

جناب حجةالاسلام حسن روحانی! در غرب ایران که زادگاه من است ضرب المثلی است که من با قدری رعایت ادب آنرا میگویم: “سوراخی که از خودت نیست  ( بته خار دار) گََوَن هم توی آن بگذاری عیبی ندارد. ” و مصداق این ضرب المثل بیت المال و خزانه مملکت ماست. آیا آنهنگام که شما یا مقام معظم رهبری برای وجه یک منبر رفتن برای خویش روی چند تومن چانه زنی میکردید هم اینجور بذل و بخشش مینمودید و از میلیونها و میلیارد ها دلار میگذشتید؟

جناب روحانی من کاملاً  میتوانم تصور کنم که شما در این مدت کوتاه خدمت خود بعنوان رئیس جمهور، تقصیری در این رشواه خواریها و رشوه دهی ها ندارید که البته در مقام  سرپرستی شورای امینت ملی ، قضاوتی روی جنابعالی ندارم. چون تا کنون هم چیزی گفته نشده است. ولی پرسش من بعنوان یک شهروند ایرانی از جنابعالی اینست که تا کی شما میخواهید سوء استفاده های دوران رئیس جمهور قبلی آقای احمدی نژاد را بپوشانید؟ شما برای این پنهانکاری از ملت چه بهانه ایی دارید؟ آیا روزی که شما نامزد پس ریاست جمهوری شدید وعده ندادید که با مردم شفاف سخن بگوئید؟

جناب روحانی در کمتر مورد از موارد دزدی و رشوه خواری هایی که در ترکیه برملا شده و بحران آفریده است پای دولت ایران اسلامی ما و عوامل آن در میان نیست. من از شما که نزدیک به دو دهه در صدر امنیتی ترین ارگان نظام بوده ائید میپرسم: آیا آنچه شما از نگاه مردم ایران پنهان میکنید از نگاه دستگاه های امنیتی خود ترکیه، اسرائیل، قطر، سرویسهای اطلاعاتی غربی بشمول آمریکا و انگلیس و فرانسه وروسیه هم پنهان است؟ اگر بگوئید پنهان است و خواهد بود پاسخ من اینست که؛ دروغ میگوئید! و خود هم میدانید که دروغ میگویئد. اگر بگوئید پای مأموران دولت ما در میان نبوده و نیست هم،  دروغ  بزرگتری گفته ائید!

جناب حجة الاسلام روحانی چرا حقیقت را با مردم در میان نمیگذارید و حد اقل خطر باجگیری و حق سکوت گیری دستگاه های اطلاعتی تمام کشورهای پیش گفته را با صادقانه  حرف زدن با مردم از بین نمیبرید؟ جناب روحانی! شما با پنهان کاری خود از مردم خودمان، عملاً راه را برای فشار و حق السکوت و باجگیری سرویسهای اطلاعاتی خارجی که از ماجرا اطلاع دارند باز میکنید و حاضرید که تن به حق السکوت دهی بدهید ولی با مردم خودمان صادقانه سخن نگوئید. با این کار، شما خود را در سطح  سردسته بخش کوچکی از حاکمیت مافیایی بر میهن ولایت زده امان قرار میدهید. اگر واقعاً شما در این سطح نیستید: اسناد قراردادهای نفتی و خرید طلا و نقل و انتقال دلار و طلا را طی این ۸ ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد انتشار دهید! اگر این اسناد از نگاه  دستگاه اطلاعاتی شیخ قطر و دوبی پنهان نیست چرا باید از نگاه مردم فلک زده ما پنهان بماند؟

و سخن آخر اینکه ؛ جناب روحانی کلاف فساد و دزدی و رشوه خواری درترکیه در کشمکش بین جناحهای مختلف قدرت میرود که خارج هرگونه کتنرولی گشوده شود. اگر دولت شما نخواهد پیشا پیش اسناد و مدارک مرتبط به دولت ما را در این فساد بزرگ و تاریخی نشان دهد، دیر یا زود  اسناد و نوار آنها هم بیرون خواهد آمد و من اصل را بر این میگذارم که اگر  تا کنون نقش دولت ما و مأموران و عوامل آن  بیش از این چند فقره افشاء نشده است، چرب شدن سبیل حق السکوت بگیران  امنیتی دولت های مربوطه است. ولی  برای این باج دهی هاهم نقطه پایانی است و برای همیشه با حق السکوت دادن نمیتوان حقیقت را پنهان کرد.

با احترام

حبیب تبریزیان

پایان نامه

**************************************************************

افزوده شده پس از نگارش نامه

 

روحانی: برخی با عنوان دور زدن تحریم‌ها، پول ملت را برداشتند

BBC فارسی

پنج شنبه ۲۷ فوریه ۲۰۱۴ – ۰۸ اسفند ۱۳۹۲

حسن روحانی رئیس جمهور ایران در سخنانی در هرمزگان از وجود فساد در کشور انتقاد کرده و کلاهبرداری سه هزارمیلیارد تومانی را به مراتب بیشتر دانسته است.

آقای روحانی گفته است که یک گروه با عنوان دور زدن تحریم ها “منافع ملی را دور زدند و پول ملت را برداشتند.” وی در اشاره به کلاهبرداری سه هزار میلیارد تومانی اخیر، گفته است که همان موقع “دهان‌ها ازاین میزان باز بود و اکنون ۹ هزار میلیارد تومان است.”

آقای روحانی در عین حال اضافه کرده که “تازه مطمئن نیستیم که این ۹ هزار میلیارد تومان همه‌اش باشد و ممکن است چیزهای دیگری هم باشد که بعدا کشف شود.”

پرونده فساد سه هزار میلیارد تومانی مشهور به “بزرگترین فساد مالی” تاریخ ایران نزدیک دو سال پیش به جریان افتاد. چهار متهم اصلی این پرونده از جمله مه‌آفرید خسروی، بنیان‌گذار شرکت امیر منصور آریا به اعدام محکوم شدند و حکم اعدام آنان توسط دیوان عالی کشور تایید شده است.

بنابرگزارش قوه قضائیه ایران از ۳۹ متهم این پرونده، چهار نفر به اعدام، دو نفر به حبس ابد و بقیه متهمان به تحمل حبس‌های ۲۵ سال، ۲۰ سال، ۱۰ سال و پایین‌تر محکوم شده‌اند.

یکی از متهمان این پرونده، محمودرضا خاوری، مدیرعامل پیشین بانک ملی ایران است که به کانادا رفته است. به گفته مقام‌های قوه قضائیه ایران، آقای خاوری به طور غیابی محاکمه شده است.

آقای روحانی با اشاره به پرونده بابک زنجانی هم گفته که یک گروه با عنوان دور زدن تحریم‌ها “منافع ملی را دور زدند و پول ملت را برداشتند”

آقای زنجانی تاجر خبرسازی است که نام او در جریان فعالیت‌های مالی مرتبط با دورزدن تحریم های بین المللی در انتقال پول حاصل از فروش نفت ایران به ایران مطرح شده است. مقامات قضایی او را به کلاهبرداری از سازمان های دولتی متهم کرده‌اند و او روز دوشنبه ۹ دی (۳۰ دسامبر ۲۰۱۳) توسط دادستانی کل کشور بازداشت و در زندان اوین حبس شد.

برخی آمارها از بدهی دو میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلاری آقای زنجانی به دولت حکایت دارد و آقای روحانی گفته است که “همه این پول نه این که یک محموله نفت خام بدهیم که ببرند و بفروشند بلکه بخش بزرگی از آن پول نقدی است که به او داده بودند که بدهی‌های ما را پرداخت کند.”

آقای روحانی از مردم خواسته است که از گرفتن یارانه نقدی انصراف دهند

آقای روحانی گفته که “این صحیح نیست که یک عده مردم رنج بکشند و عده‌ای با حیله و به بهانه تحریم‌ها، بیت المال را غارت کنند.”

آخرین افزوده به نقل از حریت ترکیه:

حریت ترکیه امروز جمعه ۲۸ فوریه گزارش داد که همه متهمین به فساد در ترکیه بشمول رضا ضراب آزاد شدند. رضا ضراب متهم بود که که برای انتقال غیر قانونی پول به ایران بمقامات ترک رشوه پرداخت کرده است. سئوال اینست که دولت ما چقدر برای آزادی او پرداخته است؟  نه آقای روحانی و نه دیگری دراین زمینه چیزی نخواهند گفت.

Zarrab allegedly gave bribes to Barış Güler, Kaan Çağlayan, and former Halkbank General Manager Süleyman Aslan in order to facilitate the transactions of money and gold between Turkey, Iran and Russia. 

زیبا کلام: جعل تاریخ یا تئوری دایی یجان ناپلئونی

Share Button

جناب بنی اسدی!
با شعار و تئوری‌های توطئه، با ادبیات ضد یهودی و صهیونیستی می‌توان تهییج احساسات نمود، اما با شعار و مشتی تئوری‌های دایی جان ناپلئونی نمی‌شود تاریخ را جعل نمود. جدای از اینکه تقسیم سرزمین فلسطین (و نه کشور مستقل فلسطین) به دو کشور مستقل فلسطین و اسرائیل با رأی مجمع عمومی سازمان ملل صورت گرفته، بسیاری از اعراب هم اسرائیل را به رسمیت شناخته‌اند. سازمان آزادی‌بخش فلسطین و پارلمان فلسطینی‌ها هم رسماً اسرائیل را در مرزهای ۱۹۴۸ (و نه مرزهایی که امروز دارد) به رسمیت شناخته‌اند. به نظر می‌رسد که ما کاسه داغ‌تر از آش شده‌ایم. بعلاوه ممکن است برخی فلسطینی‌های تندرو شعار نابودی اسراییل را بدهند اما اکثریت فلسطینی‌ها به همراه اعراب و یک میلیارد و چند صد مسلمان همه تلاششان نه در جهت نابودی اسراییل که در جهت تأسیس یک کشور مستقل فلسطینی در کنار اسراییل می‌باشد.

زیبا کلام
جناب آقای غلامرضا بنی اسدی
هیئت تحریریه روزنامه وزین خراسان
با سلام و تحیات، حضرت‌عالی ستون «بدون موضوع» مورخه اول اسفند روزنامه خراسان را اختصاص داده بودید به موضوع «اسرائیل» تحت عنوان «آقای زیباکلام! ما «ا.س.ر.ا.ء.ی.ل» را به رسمیت نمی‌شناسیم»[https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10152232548899767]. ظرف یک هفته گذشته که این سخن در جلسه مناظره بسیج دانشگاه امام صادق (ع) مطرح گردیده[https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10152224841049767]، خیل عظیمی از نویسندگان و هم‌وطنان، بنده را مورد مذمت شدید و بعضاً همراه با توهین و دشنام و تهدید قرار داده‌اند. مطلب جنابعالی البته بسیار مؤدبانه بود که علی‌القاعده از یک نویسنده و روزنامه‌نگار متشخص و حرفه‌ای انتظاری جز این هم نمی‌رفت؛ اما پیرامون اصل موضوع و پرسش‌هایی که از بنده در آن یادداشت کرده‌اید.

جناب بنی اسدی عزیز!
در جامعه ما نسبت به موضوع «اسرائیل» و تاریخ سرزمین فلسطین آن‌قدر بی‌اطلاعی غریبی وجود دارد که به وصف نمی‌گنجد. مجموع دانش تاریخی ما در مورد سرزمین فلسطین، تاریخ و گذشته آن بعلاوه موضوع «اسرائیل» یا به روایت جنابعالی «ا.س.ر.ا.ء.ل» خلاصه می‌شود در انبوهی از شعار و شعار و بازهم شعار.

جناب بنی اسدی!
با شعار و حماسه‌سرایی، نه واقعیت‌ها را می‌شود تغییر داد و نه به طریق اولی تاریخ را. متأسفانه حجم آگاهی‌های تاریخی ما در خصوص کشور به قول شما «غاصب اسرائیل» و غصب سرزمین فلسطین آن‌قدر اندک است و نازل است که ما حتی نمی‌دانیم که در طی ۴۰۰۰ سال تاریخ مدون بشر منطقه‌ای که امروزه به آن فلسطین می‌گوییم به‌صورت کشور یا سرزمینی مستقل وجود نداشته. در تمامی این ۴۰۰۰ سال فلسطین بخشی از امپراتوری‌ها و قدرت‌های بزرگ دوران باستان ازجمله امپراتوری بابلی‌ها، آشوری‌ها، ایرانی‌ها، یونانی‌ها و بالاخره رومی‌ها بوده. نزدیک به ۸۰۰ سال جزء امپراتوری بزرگ روم بوده و با ظهور اسلام در قرن هفتم میلادی به مدت قریب به ۷۰۰ سال می‌شود بخشی از امپراتوری اسلام. با افول خلافت عباسی و ظهور امپراتوری عثمانی در قرن پانزدهم میلادی فلسطین می‌شود بخشی از امپراتوری بزرگ عثمانی که به‌عنوان «سنجک شام» (شامل سوریه، لبنان، اردن و فلسطین) از قسطنطنیه (استانبول امروزی) اداره می‌شده. مرکز این «سنجک» یا «استان» شام یا دمشق بوده. با فروپاشی امپراتوری عثمانی در پایان جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۸، فلسطین بعد از قریب به ۵۰۰ سال به قیمومیت انگلستان درمی‌آید تا سال ۱۹۴۸ که مجمع عمومی سازمان ملل رأی به تقسیم آن به دو کشور مستقل یهودی یا اسراییل و فلسطین می‌دهد. در تمامی این ۴۰۰۰ سال تنها مقاطعی که فلسطین به‌صورت سرزمین یا به تعبیر امروزه کشوری مستقل اداره می‌شده اتفاقاً مقاطعی بوده که یهودی‌ها ساکن آن بوده‌اند و حکومت در دست آنان بوده.

جناب بنی اسدی!
ما نه‌تنها این بدیهیات تاریخی را نمی‌دانیم، بلکه اصولاً نمی‌دانیم که چه شد، چرا و چگونه موضوع فلسطین سر از سازمان ملل درآورد؟ چه رسد به اینکه بدانیم که اساساً ۴۰۰۰ سال تاریخ سرزمین فلسطین چگونه بوده، یهودی‌ها از کی به آنجا مهاجرت کرده و ساکن می‌شوند، در آنجا چه می‌کردند، چگونه و در چه زمانی در فلسطین حکومت و فرمانروایی تشکیل دادند، چرا از آن سرزمین اخراج شدند، چرا بازگشتند، چرا دومرتبه و سه مرتبه از آن سرزمین اخراج شدند، چه زمانی برای آخرین بار ازآنجا اخراج شدند، در نزدیک به دو هزار سالی که بعد از آخرین اخراجشان از سرزمین فلسطین به اروپا آورده شدند وضعیت آنان چگونه بود، در طول قرون‌وسطی بر آنان چه گذشت، با شروع رنسانس و آغاز مدرنیته وضعیت آنان چگونه شد، انقلاب صنعتی و آغاز عصر جدید به همراه انقلاب کبیر فرانسه چه تأثیری بر آنان گذارد، چه شد که اساساً بعد از قریب به ۲۰۰۰ سال زندگی در اروپا میلیون‌ها یهودی در پایان قرن نوزدهم به آمریکا، کانادا، آرژانتین، استرالیا و فلسطین مهاجرت کردند و…هزار و یک پرسش و سؤال دیگر. هرگز هم حاضر نشده‌ایم ذره‌ای تاریخ سرزمین فلسطین را بدانیم. همه دانش ما پیرامون ۴۰۰۰ سال تاریخ یهودیت و سرزمین فلسطین خلاصه می‌شود در مشتی تئوری‌های توطئه و فرضیات دایی جان ناپلئونی در خصوص توطئه‌ها و نقشه‌های شوم، پلید، مخفی و زیرزمینی صهیونیست‌ها به همراه قدرت‌های استعماری و داستان‌های جن و پری. همه داستان‌سرایی‌ها و تئوری‌های توطئه ما هم خلاصه می‌شود به ده، بیست، سی سال اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم. مابقی آن ۴۰۰۰ سال تاریخ هم از دید ما نه اهمیتی دارند و نه موضوعیتی پیدا می‌کنند. نیمی از دانش ما در مورد ۴۰۰۰ سال تاریخ خاورمیانه خلاصه می‌شود در تئوری‌های توطئه دایی جان ناپلئونی پیرامون یهودی‌های خبیث صهیونیست و نیم دیگر هم در شعارهای پرطمطراق که در نوشته جنابعالی موج می‌زد؛ اما عرض کردم جناب بنی اسدی اگر همه اقیانوس‌ها را هم شما مملو از تئوری‌های توطئه و شعارهای رنگارنگ علیه اسرائیلی‌ها و صهیونیست‌های جانی و تجاوزگر بنمایید، چیزی از آن ۴۰۰۰ سال متأسفانه عوض نمی‌شود.

ثانیاً، اگر شما به آنچه که می‌گویید ایمان‌دارید و یقین دارید که درست است و به‌حق، چرا در برابر صدها کتاب، مقاله، رساله، همایش، سخن‌رانی…که در این ۳۴ سال بعد از انقلاب علیه اسرائیل غاصب و جنایتکار که ظالمانه کشور فلسطین را به اشغال خود درمی‌آورد، علیه صهیونیزم، علیه نقشه‌های پلید انگلستان، علیه نقشه‌ها و توطئه‌های مرموز صهیونیست‌های مزدور و جنایتکار، علیه یهودیت و مسیحیت تحریف‌شده، علیه… نوشته‌اید، اجازه نمی‌دهید کتاب «تولد اسرائیل» چاپ شود؟ سه سال است که این کتاب به ارشاد رفته اما به آن مجوز انتشار نمی‌دهند.

جناب بنی اسدی!
این کتاب نه تحلیل است، نه نظریه‌پردازی، نه تجزیه‌وتحلیل تاریخی، بلکه صرفاً تاریخ است. چرا به جای جلوگیری از چاپ آن، ممیزی ارشاد نمی‌فرمایند که کجای این کتاب غلط است؟ دروغ است، کذب است، نادرست است، جعل‌شده و قس علی‌هذا. البته بنده وضعیت ارشاد را درک می‌کنم. چرا که اگر آنچه که در این کتاب آمده درست باشد، در آن صورت نه‌تنها بخشی بلکه همه آنچه که در ایران پیرامون اسباب و علل به وجود آمدن اسرائیل و تاریخ فلسطین، توطئه‌ها و نقشه‌های صهیونیست‌های جنایتکار گفته می‌شود، با سؤال‌های بنیادی روبرو خواهد شد. اگر هم حرف‌های جنابعالی و هم‌فکرانتان درست باشد، در آن صورت مطالب کتاب «تولد اسرائیل» با مشکل روبرو می‌شود. متأسفانه نمی‌شود که هم آنچه شما می‌گویید حقیقت داشته باشد و هم آنچه که در «تولد اسرائیل» آمده.

جناب بنی اسدی!
با شعار و تئوری‌های توطئه، با ادبیات ضد یهودی و صهیونیستی می‌توان تهییج احساسات نمود، اما با شعار و مشتی تئوری‌های دایی جان ناپلئونی نمی‌شود تاریخ را جعل نمود. جدای از اینکه تقسیم سرزمین فلسطین (و نه کشور مستقل فلسطین) به دو کشور مستقل فلسطین و اسرائیل با رأی مجمع عمومی سازمان ملل صورت گرفته، بسیاری از اعراب هم اسرائیل را به رسمیت شناخته‌اند. سازمان آزادی‌بخش فلسطین و پارلمان فلسطینی‌ها هم رسماً اسرائیل را در مرزهای ۱۹۴۸ (و نه مرزهایی که امروز دارد) به رسمیت شناخته‌اند. به نظر می‌رسد که ما کاسه داغ‌تر از آش شده‌ایم. بعلاوه ممکن است برخی فلسطینی‌های تندرو شعار نابودی اسراییل را بدهند اما اکثریت فلسطینی‌ها به همراه اعراب و یک میلیارد و چند صد مسلمان همه تلاششان نه در جهت نابودی اسراییل که در جهت تأسیس یک کشور مستقل فلسطینی در کنار اسراییل می‌باشد.

می‌ماند این نکته که در مورد مردم ایران فرموده بودید که «میلیون در میلیون ایرانیان حق‌طلب اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسند و… .» من نمی‌دانم آیا هرگز نظرسنجی صورت گرفته که چند درصد از مردم ایران اسرائیل را به رسمیت می‌شناسند و چند درصد نمی‌شناسند؟ از آن مهم‌تر اینکه در خصوص «غده سرطانی بودن اسراییل و ضرورت از بین بردن این غده» فرموده بودید. نمی‌دانم جناب بنی اسدی آیا تاکنون نظرسنجی صورت گرفته که چند در صد از مردم ایران اعتقاددارند که ایران اسلامی می‌بایستی اسراییل را نابود نماید؟ مطمئن هستید که کسر قابل‌توجهی از مردم ایران با شما هم‌عقیده بوده و خواهان نابودی اسراییل می‌باشند؟ بگذریم که نفس این رسالت که ایران می‌بایستی اسراییل را از بین ببرد، معلوم نیست توسط کدام نهاد و مرجع بین‌المللی یا اسلامی به جمهوری اسلامی ایران واگذارشده است؟

پایان یاداشت

*******************************************

کامنت من:

اگر کسی کر باشد میتوان با فریاد زدن یا شکلک درآوردن چیزی را که میخواهی به او بگویی، بفهمانی. ولی به کسی که خودش را به کری میزند با زور توپ و تانک هم نمیتوانی چیزی بگویی و بفهمانی. جناب دکتر زیبا کلام! چیزی بنام دشمن صهیونیستی و اسرائیل غاصب که مستوجب نابودی است فی نفسه وجود ندارد. آنچه وجود دار د این دکان پر برکت سه نبشه ای است که بنام “مبارزه با صهیونیسم” درست شده و درآمدش از درامد آستان قدس رضوی به اضافه تمام نفت مملکت هم بیشتر است. شما به این آقایان میخواهی بگویی تابلو را پائین بکش و مغازه را تعطیل کن! میبخشی ها! ساده ایی

 

دلارهای بی صاحب ایران، منشاء دعوای اخیر در ترکیه

Share Button

جا دارد در اینجا من(ح ت) اشاره کنم که موضوع این ۱۰ میلیون دلار رشوه ایی که اردوغان به پسرش میگوید کافی نیست، احداث یک خط لوله نفتی از ایران است**. و این اولین بار نیست که در رابطه با رسوایی رشوه خواری و مالی در ترکیه، پای ایران بمیان می آید. به جرئت میتوان گفت بیشتر موارد موضوع دعواهای اخیر در ترکیه، دلارهای سرگردان و بی صاحب ایران بوده است که باعث  چنین جنگی گردیده است و تأسف آور اینجاست که در مملکت ما، همه در این باره سکوت کرده اند*.

Supporters of Turkey's main opposition Republican People's Party (CHP) shout slogans against the government during a demonstration on February 26, 2014 on Istiklal Avenue in Istanbul. AFP PHOTO/OZAN KOSE

Supporters of Turkey’s main opposition Republican People’s Party (CHP) shout slogans against the government during a demonstration on February 26, 2014 on Istiklal Avenue in Istanbul. AFP PHOTO/OZAN KOSE

فسادی پر دامنه ایی که برملاشدن آن گریبان ترکیه را گرفته است و هرروز مدرک و سند جدیدی در باره آن انتشار می یابد، بعلت سخت شدن مواضع جناحهای سیاسی ترکیه نسبت بهم نه تنها سر آرامش گرفتن ندارد بلکه هر روز بیش از روز گذشته ژرفش می یابد. دیروز خیابانهای استانبول صحنه برخورد هزاران نفر تظاهر کننده ایی بود که علیه فساد و خود کامگی اسلامگرایان جناح اردوغان به خیابانها آمده بودند. اگر فقط این تظاهرات خیابانی نمود و عارضه بحران ناشی از رسوایی مالی بود میشد از آن گذشت.  ولی بموازات آن، دولت اردوغان یک جنگ علنی را علیه آزادی رسانه ایی و اینترنتی نیز اعلام کرده است که علاوه بر واکنش وسیع اعتراضی جامعه رسانه ایی ترکیه صدای اعتراض اتحادیه اروپا را هم در آورده است. اعلام جنگ اردوغان فقط به آزادی رسانه ایی و اینترنتی مربوط نشده و دامن دستگاه قضایی و پلیس را هم گرفته است.

رجب طیب اردوعان در ماه گذشته دو لایحه قانونی به مجلس تسلیم کرد و آنها را از تصویب گذراند که امضای نهایی آنها برای رئیس جمهور هم حزبی خود طیب اردوغان، عبدالله گل هم دشوار بود تا آنجا که در پاسخ اصحاب مطبوعاتی روی آن دو لایحه به ِمن وِمن افتاده بود. یکی از این دولایحه دست دولت را برای جابجایی قضات ومدیریت دستگاه قضایی باز کرده و دستگاه اجرایی را بر دستگاه قضایی در موقعیتی بالاتر قرار میدهد و لایحه دوم به دولت اجازه میدهد اینترنت را فیلتر کند.عبدالله گل در پاسخ خبرنگارانی که به او برای تصویب این لایحه ایراد گرفته بودند گفت من اگر آنرا تأئید نمی کردم این لایحه دوباره به مجلس برمیگشت و مجدداً تصویب میشد و اجرایی شدن آن دیگر از اختیار من هم خارج میشد.

طیب اردوغان با افشای هر مورد جدیدی از فساد صدهها تن دیگر از پلیس و قضات را جابجا کر ده است. و هرکس دست به یک افشاگری بزند در مظان اتهامات گونا گون قرار میگیرد.

هفته پیش من با دو برادر ترک که یکی طرفدار فتح الله گولان و دیگری طرفدار اردوغان بود صحبت میکردم. اولاً چیزی نمانده بود که بجان هم بیفتند و کارشان به فحش کاری بکشد. آنکه طرفدار فتح الله گولن بود میگفت اردوغان برجسته ترین قضات را به کارهای غیر قضایی دفتری واداشته است. و هزاران افسر پلیس را به کارهایی غیر از عملیاتی که به پلیس مربوط میشود و یا ساده تر، آنها یی را که نقش فعال در افشای فساد داشته اند را اخراج کرده است.

دیروز رئیس حزب جمهوری خواه مردم  CHP، کمال کلیچ دار اغلو در سخنرانی پارلمانی خود با تکرار اتهام دزدی و راهزنی به اردوغان نوار جدیدی ر ا رو کرد که طی آن اردوغان به پسرش تلفنی میگوید؛ ۱۰ میلیون کم است باید بیشتر بدهند.  کلیچ اغلو حرف گذشته خود را تکرار کرد و گفت؛ اردوغان تو به خانواده خودت هم رحم نکردی  و آنها به شرکت در دزدی کشیدی! حالا میگویی این نوار  اصالت ندارد! استحکام آن از کوه آرارات هم بیشتر است.

یکی دیگر از رهبران همین حزب CHP در پاسخ خبرنگاری که به او میگوید که؛ اردوغان گفته است این نوارها ساختگی هستند، میگوید، اگر اردوغان این نوارها را تکذیب نکند که باید یک ماشین کرایه کند و مستقیم به زندان برود! شما چه انتظاری  از او دارید؟

جا دارد در اینجا من(ح ت) اشاره کنم که موضوع این ۱۰ میلیون دلار رشوه ایی که اردوغان به پسرش میگوید کافی نیست، احداث یک خط لوله نفتی از ایران است**. و این اولین بار نیست که در رابطه با رسوایی رشوه خواری و مالی در ترکیه، پای ایران بمیان می آید. به جرعت میتوان گفت بیشتر موارد موضوع دعواهای اخیر در ترکیه، دلارهای سرگردان و بی صاحب ایران بوده است که باعث  چنین جنگی گردیده است و تأسف آور اینجاست که در مملکت ما، همه در این باره سکوت کرده اند*.

بهر حال این رسوایی که در آغاز در سطح بحث های مطبوعاتی و جدلهای پارلمانی مطرح بود امروز به سطح خیابانها کشیده شده است و میرود تا از سطح سیاسی گذشته تا  عمق بافتمان اجتماعی نفوذ کند. زیرا در این دعوا، پارامترهای بسیار متنوعی عمل میکنند که هر یک خاستگاه اجتماعی، سیاسی و گفتمانی متفاوتی دارند. سکولاریستهای که از اسلامگرایان زخمی هستند، ارتشی که همه بازیگران سیاسی در صحنه زخمی شده است، اسلامگرایانی که خودشان روبروی هم ایستاده اند، کهنه سیاستمدارانی که مورد قبول نسل جوان نیستند و تا به آخر و رقابتهای فراحزبی و شخصی. و همه اینها میرود تا با بحران اقتصادی هم همراه گردد.

بنظر من ترکیه وارد مرحله ایی از بحران سیاسی و اجتماعی شده است که به آسانی از آن بیرون نخواهد آمد. در همین چند ماهه نرخ برابری لیر ترکیه هم نسبت به ارزهای خارجی بیش از ۱۵% تنزل یافته است و دو روز پیش کارشناسان مالی اتحادیه اروپا هم نظر دادند که رشد اقتصادی امسال ۲۰۱۴ ترکیه به حد مورد انتظار ۳% نخواهد رسید و حد اکثر ۲٫۵% خواهد بود.و این در حالی است که آشوب اجتماعی رخ ندهد که احتمال رخدادن آن هست.

من سه یادداشت قابل استفاده از تودی زمان TODAY’S ZAMANو حریت ترکیه را در زیر  کپی کرده ام که مطالعه آنها به دریافت یک تصویر بهتر از بحران سیاسی ترکیه کمک میکند.

*  ضمناً چون همانطور گفتم از آنجا که جنگ جناحهای سیاسی امروز ترکیه تا حدودی روی دلار های بی صاحب ایران است،  فردا من یک نامه  سرگشاده که دومین نامه من ***بعنوان یک شهروند وبلاگ نویس است  در این زمینه به رئیس جمهورم کشورمان حجة الاسلام  حسن روحانی خواهم نوشت. میدانم که ایشان نخواهد خواند و ترتیب اثر هم نخواهد داد ولی به لحاظ ثبت در حافظه تاریخ بد نیست تا در آینده، ایشان و دیگران نگویند که نمی دانستیم. مطالعه این نامه را به دوستان توصیه میکنم.

***

به حجة الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور ایران اسلامی:

به رئیس جمهور ایران اسلامی حجة الاسلام حسن روحانی

****************************************

**

26 February 2014 /İSTANBUL, TODAY’S ZAMAN WITH REUTERS
A second audio recording, presented as the voice of Turkish Prime Minister Tayyip Erdoğan asking his son not to accept an amount of money on offer in a business deal but to hold out for more, was published on YouTube by an anonymous poster using a pseudonym on Wednesday.

In the leaked voice recording, uploaded to YouTube and announced on Twitter by Haramzadeler, an unidentified Twitter user who has been leaking voice recordings of high-level state authorities, Erdoğan is allegedly heard talking with his son Bilal Erdoğan and telling him to reject $10 million from Sıtkı Ayan, the owner of Som Petrol, which had been granted tax-free incentives by the government to build new oil pipelines from Iran, saying that the amount was too low.

“Don’t take it. Whatever he has promised us, he should bring this. If he is not going to bring that, there is no need,” the voice on the latest recording, presented by a user under the pseudonym Haramzadeler as that of Erdoğan, says.

“The others are bringing. Why can’t he bring? What do they think this business is? … But don’t worry they will fall into our lap,” the voice says.

“We are going to check whether the tapes are fake or not and no statement is planned at the moment,” a senior government official told Reuters.

The recordings, which appeared within days of the ruling AK Party’s official launch of a campaign for local elections at the end of March, are the latest and potentially most damaging allegations in a graft scandal that Erdoğan has cast as concocted to unseat him.

Late on Monday, his office released a statement describing the first recordings as “completely untrue and the product of an immoral montage.”

*************************************

Tapes are ‘as real as Ararat’: Main opposition CHP leader

The CHP leader played the leaked phone conversation, allegedly between Prime Minister Recep Tayyip Erdoğan and his son Bilal Erdoğan, into the microphone during the meeting. AA Photo

The CHP leader played the leaked phone conversation, allegedly between Prime Minister Recep Tayyip Erdoğan and his son Bilal Erdoğan, into the microphone during the meeting. AA Photo

 

 

 

 

The head of the main opposition Republican People’s Party (CHP), Kemal Kılıçdaroğlu, has claimed that the leaked voice recording of a conversation between the prime minister and his son is genuine.

“We verified them with three or four different sources. These tapes are as real as Mount Ararat or Mount Erciyes,” Kılıçdaroğlu, told his lawmakers at his parliamentary group meeting Feb. 25.

During the meeting, the CHPleader played the leaked phone conversation, allegedly between Prime Minister Recep Tayyip Erdoğan and his son Bilal Erdoğan, into the microphone.

“You transferred dollars, euros, and Turkish Liras using cars and trucks. But new things will be disclosed soon. My advice to you: Take a helicopter and flee abroad and resign. Those who rob the state cannot stay in the Prime Ministry. We can no longer have Recep Tayyip Erdoğan as the prime minister. The government has lost its legitimacy,” he said.

“What saddens me most is to see Erdoğan make his own children a part of his theft,” Kılıçdaroğlu added. “Be sure that I do not feel sorry for Erdoğan, but for his children. Isn’t it a pity for them that you have involved them in your theft?”

The prime minister had complained that even his cryptographic telephones had been eavesdropped on, but Kılıçdaroğlu said this was no defense. “These cryptographic telephones have not been given to you to cover up your corruption. They were given to you to conduct state affairs,” he said.

The main opposition leader recalled that a WikiLeaks document revealed in 2010 claimed that Erdoğan had eight bank accounts in Switzerland. Erdoğan strongly denied the allegations.

“A liar cannot be the prime minister. It’s the first time in our history that we see a prime minister robbing his people,” Kılıçdaroğlu said.

Parliament TV interrupted its broadcast of the CHP group meeting when Kılıçdaroğlu started to play the leaked tape between Erdoğan and his son. The CHP leader later criticized Parliament Speaker Cemil Çiçek for the decision and also slammed the media organizations that followed Parliament TV’s lead.

“The entire family could be in dirt up to their neck and you won’t see it. The entire world will see, but you won’t … You will have the same responsibility the chief thief has,” he said.

February/25/2014

 

 

****************************************************

26 February 2014 /İSTANBUL, TODAY’S ZAMAN
Main opposition Republican People’s Party (CHP) spokesman Haluk Koç has said that Prime Minister Recep Tayyip Erdoğan has lost his legitimacy over a recently leaked voice recording in which Erdoğan is allegedly heard telling his son to dispose of vast amounts of cash amid an ongoing graft scandal. According to Koç, if Erdoğan does not resign, he will drag the country into social, economic and political chaos.

In the voice recording, which was uploaded to YouTube on Monday evening, Erdoğan allegedly briefs his son on police raids ongoing at the time and asks him to “zero” at least $1 billion in cash stashed at five houses. The conversation allegedly took place on Dec. 17, 2013, as police raided a number of locations in a corruption investigation that has implicated businessmen, high-level bureaucrats, the chief of a state-run bank and the sons of four ministers.

At a press conference at Parliament on Wednesday, Koç said that the official records of the telephone conversations should be released by the Telecommunications Directorate (TİB) as soon as possible. “Lies, conspiracies … Leave all this behind. The date and length of those conversations should be revealed. The TİB should reveal this. It can find the answers to those questions in the official records,” Koç said.

Koç said that this is the first time that a prime minister of the Turkish Republic has faced allegations of robbery and corruption, adding that the allegations are very serious.

Koç said the prime minister’s relatives mentioned in the recording should declare their wealth as soon as possible. Repeating his claim that the prime minister has lost his legitimacy, Koç argued that his failure to resign would lead to political, economical and social stagnation across the country. Koç added that the scandal has, unfortunately, made Turkey look to the world like a banana republic.

Koç said Erdoğan’s denial of the recording’s authenticity was predictable; if he hadn’t denied it, Koç said, he might as well have gotten in a car and driven to prison. “He is currently stuck between these two choices. … If he doesn’t resign, he will stain Turkey’s image before the entire world, as he has done to himself.”

Former Culture and Tourism Minister Fikri Sağlar, also of the CHP, claimed to have a wealth of experience in voice recordings. “In the period when I was a minister, I had access to voice recordings of Korkmaz Yiğit. We did many studies with objective experts to determine whether those recordings were fake or not. I listened the recording of Erdoğan and his son. I also asked some experts. They said that the recording is not a fake and that it has not been dubbed. Yesterday [on Tuesday], the prime minister said, ‘They even wiretapped the cryptophones.’ This telephone conversation is a fact.”

Sağlar said that the recording is authentic. The prime minister should leave politics and never return, he continued, adding that he should also give an account of his deeds before the judiciary.

Former CHP leader Deniz Baykal, who is currently a CHP deputy, said during an event in İstanbul on Tuesday evening that the local elections on March 30 cannot cleanse the government of corruption. The corruption and bribery scandal has been deepening with every passing day, Baykal said, calling on President Abdullah Gül to intervene in the scandal before it is too late.

CHP Deputy Chairman Erdoğan Toprak called the alleged phone conversation between Erdoğan and his son “perilous.” Toprak pointed out that the Telecommunications Directorate (TİB) can prove the recordings’ authenticity or lack thereof. “The prime minister has lost his credibility,” Toprak said.

Meanwhile, Cengiz Hortoğlu, chairman of the Anatolian Alevi-Bektaşi Federation, said that the truth should not be covered up. “The investigation should not be manipulated. Those who are investigating the recording should do their work in an objective manner without any outside pressure.” Difficult days await Turkey if the recording is found to be authentic, Hortoğlu said, adding that Turkey’s international image would be ruined.

Revolutionary Socialist Workers’ Party (DSİP) co-chair Şenol Karakaş said that Erdoğan expects people to believe that a law giving the government control over the judiciary will benefit them. According to Karakaş, if the voice recording is authentic, the only solution to the current crisis is an early general election.

 

 

 

بحران در ونزوئلا همچنان ادامه دارد

Share Button

افزوده شده بعدی:

Women's anti-government march in Caracas

Hundreds of people took part in an anti-government march led by women in Caracas

 گزارش امروز BBC  از تظاهرات در کاراکاس. به نعداد صدهها نفر که گزارشگرBBC از جمعیت  گزارش داده نگاه کنید و به عکسی که ضمیمه کرده است. بهر حال موضوع گزارش تظاهرات مخالفین رژیم در کاراکاس است به رهبری زنان. اضافه کنم که اپوریسیون پیشنهاد مذاکره ملدورو را برای رفع بحران رد کرد.

**************

Venezuela Unrest Grows

Repression, in Venezuela, comes not only in the form of tear gas and rubber bullets. The government has also mobilized its sprawling propaganda apparatus — newspapers and radio stations, half a dozen TV stations, hundreds of websites — in a concerted campaign of vilification to demonize the protest leaders as a shadowy fascist cabal in cahoots with American imperialists.

nytlogo379x64

By FRANCISCO TORO

PROTESTS have rocked Venezuela in recent weeks, but no one seems to agree on why huge numbers of people have suddenly taken to the streets. Some observers see the demonstrations as a verdict on food and medicine shortages, inflation and economic stagnation. Others see them as the tantrum of a retrograde former elite bent on nullifying the results of the last election. The government, for its part, is sticking to the old script: Venezuela is falling victim to a fascist conspiracy cooked up by American officials who are terrified of its revolutionary aspirations.

Yet none of these competing explanations capture what’s unique about this latest outpouring of anger. Venezuela’s protests are, in a way, self-referential: Faced with a government that systematically equates protest with treason, people have been protesting in defense of the very right to protest.

The crisis started on Feb. 4, when a group of student activists in the Andean city of San Cristóbal took to the streets to protest the crime wave ravaging their campus. The Police Department’s failure to respond to the sexual assault of a first-year student sent students out en masse to demand that the state protect them.

The government’s response was a brutal police crackdown, not against the rape suspect, but against the student protesters. The security forces sprayed the protesters with tear gas; two students were arrested. The next day, a larger demonstration hit the streets of San Cristóbal to protest the previous day’s violence, and student activists in a second city, Maracaibo, joined them in solidarity, only to be harshly beaten and tear-gassed by the National Guard in return. Fifty students were wounded on Day 2.

As the cycle of protests, repression and protests-against-repression spread, the focus of protest began to morph. What was at stake, the students realized, was the right to free assembly.

Repression, in Venezuela, comes not only in the form of tear gas and rubber bullets. The government has also mobilized its sprawling propaganda apparatus — newspapers and radio stations, half a dozen TV stations, hundreds of websites — in a concerted campaign of vilification to demonize the protest leaders as a shadowy fascist cabal in cahoots with American imperialists.

The claim is outlandish, yet its ceaseless repetition reveals that to the Venezuelan government, all dissent is treason. Such a regime has little trouble justifying the use of violence against its opponents.

It’s striking that the government has now settled on “fascists” as the favored epithet to attack dissenters. It seems as if President Nicolás Maduro can’t finish a sentence without denouncing a fascist. The irony appears to be lost on Mr. Maduro, who seems to have forgotten that one of the cornerstones of actual fascism is the refusal to recognize the legitimacy of dissenting opinions.

It’s this intolerance of opposing views, and violent repression, that Venezuela’s students are now mobilized against. Today, after 13 deaths, 18 alleged cases of torture and over 500 arrests, the protest movement has snowballed into a nationwide paroxysm of anger that puts the government’s stability in question.

The protests’ lack of structure has given them resilience, but also an anarchic edge. There is no single leader in a position to give the movement strategic direction. Its favored protest tactic — the improvised barricade to isolate given neighborhoods from the outside world — appears self-defeating at best, as some of these barricades have led to violence.

The government’s response, however, has been grossly disproportionate — ranging from an almost inexhaustible supply of tear gas and plastic bullets to the use of armored personnel carriers, tanks and paramilitary shock troops on motorcycles. At one point, the Venezuelan Air Force had its Russian-built Sukhoi fighter jets circle above San Cristóbal to cow rock-throwing kids.

The challenge now is to mold the great indignation of the last few weeks into a coherent, nimble, organized political organization able to stand up for all Venezuelans’ basic rights. Henrique Capriles, the leader of Venezuela’s moderate opposition, has made his pitch. In a speech to a large rally in Caracas last Saturday, Mr. Capriles, flanked by high-profile student leaders, made an impassioned call for an end to nighttime protests, roadblocks and other tactics liable to court violence.

Few outside the rally heard him, however, because government pressure ensured that no broadcast media carried coverage of the event: one more reason to believe the government is invested in a strategy of escalation.

Hugo Chávez was never shy about goading the opposition into a fight. He understood that confrontation was the best way to rally his hard-core supporters while consolidating autocratic control over society. Mr. Maduro, his chosen successor, certainly absorbed that lesson.

But Mr. Chávez also had an instinctive feel for the limits of such tactics and never engaged in repression on this scale. It’s that politician’s grasp of the pitfalls of going too far, too fast that seems lacking in Mr. Maduro. What’s clear, though, is that Venezuela’s students will not stand by passively while basic human rights are flouted. As their protest chant ha

********************************************************************************************

Venezuela: Calls for peace amid rallies

Governor Henrique Capriles, an opposition leader who ran against Venezuelan president Nicolas Maduro in 2012, rejected talks with the president as the death toll from protests rose to thirteen (Bloomberg). More than five hundred people have been charged over the unrest, which began on February 12 with protests over shortages, high inflation, and rising crime, and is now considered the biggest challenge to Maduro’s ten-month-old government (Reuters). Protestors plan to march on the Cuban embassy on Tuesday, accusing Havana of “interfering” in Venezuela, and on Monday they caused traffic jams after erecting barricades on major streets in Caracas and elsewhere (AP).

Analysis

“Repression, in Venezuela, comes not only in the form of tear gas and rubber bullets. The government has also mobilized its sprawling propaganda apparatus—newspapers and radio stations, half a dozen TV stations, hundreds of websites—in a concerted campaign of vilification to demonize the protest leaders as a shadowy fascist cabal in cahoots with American imperialists. The claim is outlandish, yet its ceaseless repetition reveals that to the Venezuelan government, all dissent is treason,” writes Francisco Toro in the New York Times.

“In Ukraine, the European Union has pressured the government to reach a compromise with the opposition. Venezuelans are getting no such help from the neighbors. Only Colombia, Chile and Panama have objected to the crackdown. The rest of the hemisphere doesn’t have even a passing interest in human rights when the violations come from the left. The Organization of American States is supposed to defend civil liberties, but since Chilean Socialist José Miguel Insulza took the OAS helm in 2005, it has earned a disgraceful record as a shill for Cuba,” writes Mary O’Grady in the Wall Street Journal.

Danger lies in discontent in the barrios and pueblos, the hillside slums and dusty villagesthat comprise core support. It almost sank the revolution a month after Chávez’s death from cancer last March when Maduro, despite lopsided advantages in money, media and institutional control, managed just a narrow, contested election victory over opposition leader Henrique Capriles. That was a sign that government patronage and handouts—jobs, subsidies, houses, electrical goods—were no longer sufficient compensation for the shortages, inflation and crime,” writes Rory Carroll for the Guardian

آیا جمهوری اسلامی حکومتی ناتوان و از هم پاشیده است؟

Share Button

در حوزه نخبگان سیاسی٬ حکومت تنها نیروهای نظامی و امنیتی را در کنار خود دارد و بقیه نیز تحت ارعاب دائمی زندگی می‌کنند. وقتی رئیس جمهور سابق کشور ممنوع الخروج باشد، تصاویر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از تلویزیون دولتی قابل پخش نباشد، نخست وزیر دوران خمینی و رئیس سابق مجلس در حصر قرار داشته باشند و بخش قابل توجهی از مدیران نظام نیز به دلیل فساد ممنوع‌الخروج (تا چهار هزار نفر) و تحت تعقیب باشند٬ حساب دیگر نیروهای فعال سیاسی روشن است. جمهوری اسلامی از حیث نقض حقوق بشر در وجوه مختلف این موضوع همیشه در میان ۱۰ کشور بالای فهرست‌ها قرار دارد. در فساد و عدم شفافیت رتبه جمهوری اسلامی در حال نزول بوده است.

مجید محمدی ـ رادیو فردا
۱۳۹۲/۱۲/۰۵

دولت هند قصد دارد فهرست کشورهای خارجی مشمول امتیازات دریافت روادید (در قالب صدور ویزا به هنگام ورود) را افزایش دهد؛ بدین ترتیب، از این پس ۱۸۰ کشور می‌توانند از تسهیلات دریافت روادید به محض ورود به خاک کشور هند بهره‌مند شوند. تا کنون یازده کشور از این امکان برخوردار بودند. بر اساس تصمیم جدید دولت هند، از این پس هشت کشور از تسهیلات دریافت روادید در هنگام ورود بهره‌مند نخواهند شد: پاکستان، سودان، افغانستان، عراق، نیجریه، سریلانکا، سومالی و ایران. (تابناک ۲۳ بهمن ۱۳۹۲)

نگاه بسیاری از کشورها و شرکت‌های بزرگ به دولت ایران بسیار شبیه و نگاه دولت هند است. هند با ایران روابط اقتصادی گسترده‌ای دارد. با این حال، این روابط مانع از قرار دادن ایران در فهرست کشورهایی با دولت‌های ناتوان یا از هم پاشیده مثل عراق، سودان و پاکستان نشده است. اکثر شرکت‌هایی نیز که خواهان روابط با جمهوری اسلامی هستند نه در پی همکاری متقابل یا انتقال تجربه و تکنولوژی بلکه فروش محصولات خود هستند.

دولت ناتوان و از هم پاشیده: ویژگی‌ها و نشانه‌ها

دولتی که فاقد یکی از پنج شرط بنیادی زیر و ناتوان از انجام برخی مسئولیت‌های اصلی خود است٬ دولت ناتوان و از هم پاشیده خوانده می‌شود:

۱) از دست دادن کنترل سرزمینی در محدوده مرزها مثل دولت‌های افغانستان، سومالی، و پاکستان که تنها در مناطقی از کشور می‌توانند حاکمیت خود را اعمال کنند؛ دولت‌های عراق، افغانستان، سوریه و پاکستان قلمرو سرزمینی خود را بمباران می‌کنند که این یعنی بر همه قلمرو سرزمینی خود حاکمیت ندارند.

۲) فرسایش اقتدار مشروع برای تصمیم‌گیری‌های لازم و به جریان انداختن و اعمال این تصمیمات (مثل نیجریه، سریلانکا، و پاکستان)؛

۳) ناتوانی از ارائه خدمات عمومی به سراسر کشور که با نیازهای ابتدایی شهروندان (غذا، پوشاک، مسکن، بهداشت، آموزش عمومی، محیط زیست سالم) سروکار دارد (مثل سومالی، سودان، پاکستان، و عراق).

۴) ناتوانی در تعامل با کشورهای دیگر و جامعه بین‌المللی (سومالی).

۵) تبدیل شدن سرزمین به محل شکل گیری، آموزش و صدور تروریسم به کشورهای دیگر (مثل افغانستان، سومالی، پاکستان، و عراق).

دولت جمهوری اسلامی (نه به معنای قوه مجریه آن بلکه به معنای مجموعه حکومت) اکنون کم و بیش دارای شرایط دوم و سوم و پنجم است. حکومت فاقد اقتدار مشروع برای تصمیم گیری‌های لازم و اجرای آنها (بالاخص در حوزه‌های اقتصادی)، ناتوان از ارائه خدمات عمومی (آموزش، بهداشت، تغذیه، و حمل و نقل) و منشا صدور تنش و بحران و تروریسم به کشورهای دیگر است. علت این امر نیز فساد گسترده، ناکارآمدی، اداره امور توسط یک مافیا، افول شرایط اقتصادی، برنامه مشکوک هسته‌ای، و فعالیت‌های تروریستی آن در داخل و خارج کشور است.

نشانه‌ها

در قلمرو خدمات عمومی تنها به آمارهای مربوط به تغذیه که توسط مقامات جمهوری اسلامی عرضه شده نگاه کنید: «میانگین مصرف میوه و سبزی تازه در کشور یک سوم میزان لازم است و ۴۷ میلیون ایرانی این محصولات را به میزان کافی مصرف نمی‌کنند. هر فرد باید روزانه پنج نوبت میوه و سبزیجات تازه مصرف کند، در حالی که ۸۸ درصد مردم ما کمتر از این میزان میوه و سبزی می‌خورند.» (رضا ملک‌زاده، معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت،)؛ «۲۴ درصد جمعیت ایران غذای کافی ندارند.» (علیاکبر سیاری، معاون وزیر بهداشت، فارس ۳ اسفند ۱۳۹۲)؛ میزان مصرف مواد غذایی در میان خانوارهای شهرنشین ایرانی پس از آغاز طرح هدفمندسازی یارانه‌ها در سال ۱۳۸۹ تا ۱۸ درصد کاهش یافته است… هر خانوار ایرانی در سال ۸۸ سالانه سه میلیون تومان صرف خوراک می‌کرده که این رقم در سال ۹۱ به ۷. ۵ میلیون تومان افزایش پیدا کرده که نشان می‌دهد خانواده‌ها تقریبا دو برابر هزینه کرده‌اند و در عین حال سبد کالاهای غذاییشان نیز خالی‌تر شده است.» (خبر آنلاین، ۵ اسفند ۱۳۹۲) دو سوم جمعیت کشور نیز زیر خط فقر زندگی می‌کنند.

در حوزه بهداشت وضع بهتر از این نیست: «پنج میلیون سیگاری داریم که سالانه ۱۱ هزار نفر از آنان فوت می‌کنند… ۲۴ میلیون نفر یا چاقند یا اضافه وزن دارند، ۱۰ میلیون حاشیه‌نشین بهداشت ندارند و ۲۱ درصد مردم دچار اختلال روانی هستند.» (علی‌اکبر سیاری، معاون وزیر بهداشت، فارس ۳ اسفند ۱۳۹۲) موارد ابتلا به سرطان در حال افزایش و سن ابتلا به سرطان پایین رفته است.

مهاجرت عظیم انسانی، ریزش نخبگان، نقض گسترده حقوق بشر، بی‌اهمیت شدن قانون، توسعه نامتوازن، عدم مشروعیت حکومت، فقر گسترده، و فساد گسترده نشانه‌های فرسایش اقتدار مشروع برای تصمیم‌گیری‌های لازم و به جریان انداختن و اعمال این تصمیمات هستند. سیل مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور بالاخص از سال ۱۳۸۸ و سرکوب جنبش سبز همچنان ادامه دارد و تخمین زده می‌شود که سه تا پنج میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی می‌کنند.

در حوزه نخبگان سیاسی٬ حکومت تنها نیروهای نظامی و امنیتی را در کنار خود دارد و بقیه نیز تحت ارعاب دائمی زندگی می‌کنند. وقتی رئیس جمهور سابق کشور ممنوع الخروج باشد، تصاویر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از تلویزیون دولتی قابل پخش نباشد، نخست وزیر دوران خمینی و رئیس سابق مجلس در حصر قرار داشته باشند و بخش قابل توجهی از مدیران نظام نیز به دلیل فساد ممنوع‌الخروج (تا چهار هزار نفر) و تحت تعقیب باشند٬ حساب دیگر نیروهای فعال سیاسی روشن است. جمهوری اسلامی از حیث نقض حقوق بشر در وجوه مختلف این موضوع همیشه در میان ۱۰ کشور بالای فهرست‌ها قرار دارد. در فساد و عدم شفافیت رتبه جمهوری اسلامی در حال نزول بوده است.

در حوزه تروریسم نه تنها حکومت رسما اعلام می‌کند از دور به اقداماتی علیه دشمنان خود می‌پردازد («گزینه نظامی مدنظر آنها حمله موشکی و هوایی به مناطق حساس و هسته‌ای است اما خود آنها هم می‌دانند که ما با این اقدام رهایشان نمی‌کنیم و از درون آنها را تهدید خواهیم کرد.» فرمانده سپاه، فارس، ۲۹ بهمن ۱۳۹۲) بلکه در عمل نیز به اقدامات تروریستی در کشورهای دیگر مثل هند و تایلند دست یازیده است. هم‌پیمانان جمهوری اسلامی نیز در اکثر نقاط دنیا به اقدامات تروریستی دست زده‌اند. به همین دلیل است که دولت هند ایران را در کنار سومالی و پاکستان قرار می‌دهد.

سازوکار جبرانی

حکومت جمهوری اسلامی تا کنون با سرکوب شدید رفوزگی، ناکارآمدی و ناتوانی خود را پنهان کرده است. نگاه امنیتی به همه امور از این ناتوانی و ناکارآمدی ناشی می‌شود. در موردی از مسائل اجتماعی و گردهمایی‌های عمومی نیست که حکومت به قوای قهریه تمسک پیدا نکند، از بازداشت کارگران در حال اعتصاب به خاطر درخواست عدم دریافت مزد تا جلوگیری از نمایش یک فیلم در یکی از سالن‌های تهران (آخرین آنها نمایش فیلم «من عصبانی نیستم»)، از محروم کردن دانشجویان از تحصیل تا تخریب حسینیه‌های دراویش، و از ترور و آزار بهاییان تا بازداشت مسیحیانی که در خانه به عبادت می‌پردازند.

رژیم سوسیالیست پوپولیستی ونزوئلا در بحران

Share Button

مردم  در خیابانها شروع به مانع سازی کرده  و جاده های اصلی منتهی به کاراکاس، والنسیا و مارا چیبو را با تخته پاره و مبلهای کهنه مسدود کرده اند . این در حالیست که رهبر اپوزیسیون  هنریو کاپریلز از معترضین خواسته بود که به فراخوان شبکه های اجتماعی برای مسدود کردن راه ها توجه نکنند. تشهر کنندگان دیروز صبح با قابلمه  تابههای خالی به خیابانها آمده و با نواختن بدانها و تولید سر و صدا اعتراض خود را ابراز میکردند.

 تظاهرات مخالفین دولت و ضد تظاهرات  دولتی ها امروز هم در کاراکاس و برخی دیگر از شهرهای  ونزوئلا ادامه یافت. سیر حوادث  در ونزوئلا  حاکی از آنست که  شورش مردم در ونزوئلا  شبیه همان  مسیر ی را طی میکند که در اوکرائین طی شد و منجر به سقوط رژیم  موافق روسیه یانوکویچ  در آنجا گردید.

تا کنون در خشونتهای اعتراضی ۱۳ نفر کشته شده اند. رژیم کنونی ونزوئلا نه قادر به سرکوب اعتراضات است و نه مانند یک جامعه بالغ سیاسی  نوع غربی توان مدیریت این گونه اعتراضات مدنی را دارد.  آرایش نیرو هم اکنون بصورتی اتفاق می افتند که   که جامعه بدان عادت ندارد و از این  رو است که اگر دولت نتواند این تظاهرات خیابانی را  در مرحله جنینی  اش سرکوب  و خاموش کند  تا سرنگونی رژیم هم پیش  خواهد رفت. اگر تنش خیابانی ادامه یابد بعید بنظر میرسد که دولت مادرو بنواند آن جمعیتی را هم که اکنون با اتکاء به اقتدار و مشروعت دولت به خیابانها می آورد به خیابانها بکشاند. با گسترش اعتراضات پلیس هم نمیتواند اعتراضات را جمع کند و احتمالاً یا به خشونت بیشتر وادار خواهد شد که شورش را شعله ورتر خواهد کرد و یا گام بگام عقب خواهد نشست و مانند اوکرائین میدان را به معترضین واخواهد نهاد. به میدان کشیدن ارتش هم مسئله را حل نخواهد کرد. با توجه به کمبود کالا در فروشگاهها و بحران اقتصدی مزمنی که جامعه ونزوئلا با آن روبروست، جان بدر بردن رژیم نیکولاس مادورو بسیار بعید بنظر میرسد.

پایان خبر و کامنت با استفاده از گزارشBBC. ح تبریزیان

۲۴ February 2014 Last updated at ۱۸:۳۷ GMT

Demonstrators block a street with a traffic sign during a protest against the government of Venezuelan President Nicolas Maduro, in Caracas on 24 February, 2014

Anti-government protesters in Venezuela have erected barricades in the capital, Caracas.

They placed burning rubbish and furniture on main roads in an attempt to bar access to the city.

Opposition leader Henrique Capriles had earlier asked his supporters not to follow a call for a “national blockade” circulated on social media.

The blockades are the latest in a series of opposition protests in which 13 people have died.

There have been reports of similar blockades in the cities of Maracaibo and Valencia.

Protesters also banged pots and pans in the early hours of the morning to show their opposition to the government of President Nicolas Maduro.

They say they will continue with their wave of protests, which started more than two weeks ago, until Mr Maduro resigns.

More than 130 people have been injured and an opposition leader, Leopoldo Lopez, has been arrested on charges of inciting violence.

A cyclist goes through a road blocked to protest against the government of Venezuelan President Nicolas Maduro in San Cristobal on 23 February, 2014
Roadblocks have also been erected in San Cristobal, in Tachira state

Leopoldo Lopez handed himself

in to the authorities during a rally

on 18  february

Leopoldo Lopez is escorted by the national guard after he turned himself in, during a demonstration in Caracas, on 18 February, 2014
Lilian Tintori, wife of opposition leader Leopoldo Lopez, holds a poster during a protest against the government of Venezuelan President Nicolas Maduro in Caracas on 22 February, 2014
Mr Lopez’s wife has been calling for the release of her husband at marches attended by thousands

Spreading discontent

The recent unrest started in the western states of Tachira and Merida, where students took to the streets angered by Venezuela’s high crime rate and economic woes, including record inflation and shortages of basic goods.

After the arrest of a number of student leaders, the protests quickly spread to the capital, Caracas.

A largely peaceful march led by Mr Lopez snaked through the streets of the capital on 12 February demanding their release.

After the bulk of the demonstrators had returned home, a small group clashed with police.

In the melee that followed, three people were shot dead by unidentified gunmen.

The opposition blamed pro-government motorcycle gangs for the killings, while Mr Maduro said the attackers were “fascists”.

Since then, another 10 people have also died in protest-related violence across the country.

The government has blamed Mr Lopez for the unrest and accused him of trying to topple the government with the help of the US Central Intelligence Agency (CIA).

A protester carries a Venezuelan flag during a march for peace in downtown Caracas February 23, 2014The government has mobilised its supporters and called for rival pro-government marches
Venezuela's President Nicolas Maduro speaking on 23 February, 2014President Maduro has dismissed the protests as “right-wing agitation”

After an arrest warrant was issued for him, Mr Lopez handed himself in to the authorities during a march attended by thousands of his supporters.

He has since been charged with intentional arson, inciting violence, damage to public property and conspiracy.

Since his arrest on Tuesday, there have been daily demonstrations demanding his release.

There have also been rival marches by supporters of the government, which have also drawn thousands of people.

President Maduro, meanwhile, has called for a “national peace conference” to be held this week.

Mr Maduro said he would meet opposition leader Henrique Capriles on Monday as part of a routine gathering with governors and mayors, but Mr Capriles has not yet confirmed his attendance at the meeting.

 

روسیه بر سر دوراهی: تشدید اختناق یا انقلاب

Share Button

ایدئو لوژی ناسیونالیسم، در دوران ما میرود تا چهره دیگری از خود نشان دهد چهره ایی که متناسب دوران جهانگرایی است. ناسیونالیسم  برخلاف ایدئولوژیهای دیگر یک بنیاد فلسفی تعریف شده ثابت ندارد. ناسیونالیسم در حقیقت بسط مفهوم خانواده در امتداد تاریخ  تکامل اجتماعی بشریت است که  تغیر شکل میدهد ولی زوال یافتنی نیست. ناسیونالیسم، هم بار تحولات مدرن ساختاری را دارد و هم بار میراث تاریخی و هم رمانتیسم تاریخی را. ولی این ناسیونالیسم اگر در هر مقطع تاریخی درست تعریف نشود از طرف شیادانی از قماش پوتین، میلوسویچ، موگابه و تازه ناسیونالیست شده های ولایتمدار در میهن خودمان که پس از سه دهه اُمت سازی از ملت ما، حالا دیگر “ملت بزرگ ایران و تمدن هزاران ساله “آنرا ترجیح بند اظهارات خود کرده و برای فریب مردم بکار میگیرند.

Russia Opposition Trial

هر رژیم دیکتا توری ظرفیتی نرم و سخت افزاری برای مهار نارضایتی عمومی جامعه خود دارد. این ظرفیت به نسبت نوع دیکتاتوری و ویژگیهای آن و به نسبت زیرکی سیاسی و توان مدیریتی دیکتاتور میتواند تا منتها علیه خود به مطلوب ترین(most optimal) حد ظرفیت کار آئی خود بکار گرفته شود اگر رژیم یانوکویچ نتوانست بیش از اینکه کُشت بکُشد برای این بود که نمیتوانست، اگر او نتوانست با روش نرم افزاری نوع K.G.B  ای خود مانند پوتین در روسیه، مخالفین خویش را مرعوب، تطمیع و یا بهر وسیله دیگری ساکت یا آنها را بی اعتبار کرده  و رودروری هم قرار دهد ، بدلیل ویژیگی رشد اپوزیسیون اوکرائین  بود که نتوانست. اپوزیسیون اوکرائین علاوه بر تجربه پسا کمونیسم و جدایی از شوروی و انقلاب نارنجی ده سال پیش، از یک سنت ریشه دار ناسیونالیسم کهن نیز برخوردار بود.

در زیمبابو، کره شمالی، میانمار، سوریه، و..، دیکتاتور های بوده و هستند که هریک به شیوه خود و متفاوت از دیگران توانسته اند برای برای حفظ قدرت، ظرفیت  مطیع سازی مردم  را  که در اختیار داشته اند به نهایت  آن  بکار اندازند. رژیم دیکتاتوری موگابه در زیمبابو  با روشهای پوپولیستی سفید ستیزانه و مصادره های فاجعه بار املاک سفیدان و توزیع آن بین سیاهانی که هرگز نتوانسته اند از آن زمینها استفاده بهینه هم بکنند رژیم فاسد خود را بصورت یک روبین هود معرفی و شعور اقشار فرودست کشور را تخدیرو کرخت کرده است.  در کره شمالی حد اکثرِ سرکوب سخت افزاری با حد اکثر استفاده از متُد گوسفند سازی ملت چنان ترکیب شده است که ظرفیت مورد استفاده ماندگاری  آن دیکتاتوری را به نقطه نزدیک به ۱۰۰% آن نزدیک کرده است.

نتیجه ای که از این مقدمه میخواهم بگیرم اینست که هرچه یک دیکتاتوری “بهینه تر“از ابزار های اقتدارخود، چه سخت و چه نرم افزاری، بیشتر و کارآمدتر استفاده کند، میتواند آستانه سقوط خود  را به آینده دورتر انتقال دهد و هرچه تحولات ضرور جامعه با این روشها  به تعویق افتند، فرسودگی بافتمان اجتماعی بیشتر شده و تحول آینده، هم دردناکتر و هم مخاطره آمیز تر خواه شدد. یک جامعه در چنین سیکل استبدادی میتواند کارش تا انحطاط و فروپاشی کامل هم پیش برود. بطور مثال معمر قذافی  چنان خود را به محور تمام ماشین حکومتی تبدیل کرده بود که  که فقط خود او یا وراثش در رأس قدرت  قادر بودند انسجام جامعه را نگاه دارند و در نتیجه با سقوط او هیچ دستگاهی که قادر به کارکرد باشد  در مملکت وجود نداشت. اگر در سوریه بشار اسد، چند حزب فرمایشی و یا فرقه سیاسی مذهبی توانسته بود دوام یابد در لیبی همانها هم وجود نداشتند. در مقطع انقلاب در لیبی حتی اخوان المسلمین و القاعده هم نسبت به سایر کشورهای منطقه عقب تربودند. امروز بقای دولت لیبی از این امر ناشی میشود که حتی برای نمونه یک گروه سیاسی و یا سیاسی نظامی که بتواند یک شهر را اداره کند وجود ندا رد تا چه رسد به کل کشور را.  در لیبی امروز هر گروه ده یا بیست نفره ایی برای خود در حوزه خود دولت است و دولت علی زیدان هم مرکز تلاقی یا ملتقای این جامعه از هم پاشیده است و دوام خود را مدیون این آنارشی تمام عیار است و نه قدرت خود. تا آنجا که من اوضاع لیبی را رسد کرده ام، امروز؛ این دولتهای غربی هستند که در سکوت و موازی با این صحنه بلبشوی همگانی در کار زیرسازی یک دولت مرکزی با ارتش و پلیس، دستگاههای سیاسی و نهاد های اداری برای لیبی هستند. اگر تا کنون دولت علی زیدان سقوط نکرده است علت اینست که نیرویی هم که آنرا ساقط کند و جای آن بنشیند وجود ندارد.  بهر حال غرض از ذکر این نمونه ها این نتیجه گیری است که هرچه دیکتاتوری ها * موٍثر تر و کارآمدتر عمل کنند هزینه نهایی آن برای ملتها بیشتر خواهد بود.

رژیم ولایی ایران، پوتین در روسیه، موگابه در زیمبابو، از نمونه های چنین دیکتاتوریهایی هستند. هرچند در زیمبابو مانند ایران ما اعدام و بگیر و ببند فله ایی وجود ندارد و در روسیه، دومایی هست که نمایندگان آن در ظاهر بصورت دموکراتیک  و در انتخاباتی آزاد برگزیده شده اند و خود پوتین با آرایی بیش از ۷۰% به ریاست جمهوری برگزیده شده و نمیتوان گفت که تقلب بمعنای شناخته شده کلمه در پیروزی او رخ داده است با اینحال چنین وضعتیتی نا دوام است . آنچه در روسیه بعنوان ابزار اقتدار پوتین بکار گرفته شده است، روشهای بسیار مؤثر از هم پاشاندن و مرعوب سازی و تخریب اپوزیسیون بوده است. رژیم پوتین در این راه توانسته همه نفوذ مخالفین خود را چنان به  نزدیک صفر تقلیل دهد که امروز در روسیه جریانی که بتواند در بحرانی ترین حالت ۲۰% مردم را هم دنبال خود بکشد وجود ندارد. در این زمینه کافیست به خودوروفسکی الیگارش معروف نفتی روسیه و رقیب سیاسی پوتین اشاره کنیم که حتی پس از آزادی و خارج شدن از کشور هم  گفت که او دیگر حاضر به فعالیت سیاسی نیست. معلوم نیست دستگاه مطیع سازی مافیایی پوتین با او چه کرده است که در خارج از کشور هم  نفسی از او بر نیامد و در نمی آید. اگر همین حکم را بخواهیم به ایران تعمیم بدهیم، درکنار چوبه های اعدام و دستگاههای بگیر و ببند اطلاعاتی، رژیم توانسته است اپوزیسیون را کاملاً زمینگیر کرده وعمده ترین بخش مرجیعیت را چنان وادار به سکوت کند که بجز معدودی از آنها نفسی از هیچیک برنمی آید با اینکه همه  مراجع میدانند این رژیم با کارهای خود بذر دین ستیزی در جامعه پاشیده و می پاشد و فعالیت جنبش سبز و اصلاحطلبان هم عمدتاً به دنیای مجازی یا امید بستن به  مهره های عقلانی تر در درون خود رژیم محدود گریده  است.

در روسیه امروز اعدام برافتاده است ولی پوتین و دستگاه مافیایی او هر کس را که مزاحم دیده اند براحتی ترور کرده اند. دهها روزنامه نگار و قاضی طی سالهای حکومت پوتین به تیر غیب مافیای حکومتی گرفتار شده اند. ولی سئوال بزرگی که مطرح است این میباشد که آیا حکومت پوتین قادر به ادامه دیکتاتوری بزک شده  خود در روسیه خواهد بود؟ پاسخی که من به این سئوال میدهم قاطعانه منفی است.

دیروز پلیس ضد شورش و امنیتی روسیه قریب ۱۰۰ نفر را که بعنوان اعتراض علیه پوتین در مقابل یک دادگاه که معترضین به انتخابات ناسالم سال قبل را محاکمه میکرد گرد آمده بودند، را بازداشت کرد. هر چند نه تعداد بازداشت شدگان توجه برانگیز است نه موضوع بازداشت آنها ولی در ورای این ساده بودن مسئله، این نکته قرار دارد که در یک دیکتاتوری، هر اقدام ضد آزادی حکومتی، اقدامات  شدیدتر و ضد آزادی بیشتری را ایجاب میکند. مانند قاتلی که برای فرار از لو رفتن قتلی که مرتکب گردیده، مجبور به ارتکاب قتلهای دپگری میشود.  بازگشت از مسیر دیکتاتوری، بویژه آنکه اگر آن دیکتاتوری “نا توسعه گرا ” *هم باشد اگر  محال نباشد دشوار تر از آنست که بتوان تصور آنرا کرد زیرا در مراحلی و در شرایطی، اختیار بازگشت از دیکتاتوری، تا حدود زیادی از دست خود دیکتاتورها  هم خارج میشود مانند یک گاری که به شیب تند افتاده باشد و به عوامل خارجی و بیرون ساختار و اپوزیسیون آن  و بسیاری عوامل سخت کنترول شدنی مربوط میشود، و نه دیگر خود دیکتاتور.

بطور مثال اگرامروزه رژیم بشار اسد، واقعاً و صادقانه هم عزم بازگشت کند و اگر بفرض محال، همه نیروهای تأثیر گذار خارجی هم بخواهند  با رژیم مصالحه کنند، اپوزیسیون سوریه از چنان رهبریت واحد و مقتدری برخوردار نیست که بتواند تن به سازش و مصالحه بدهد. امتیازی که آفریقای جنوبی به رهبری ماندلا، لهستان به رهبری لخ والسا، میانمار به رهبری  سان سوچی  و هند به رهبری گاندی و.. ، داشتند به آن کشورها شانس گذاری نسبتاً مسالمت آمیز از دیکتاتوری و استعمار بسوی دموکراسی  را داد. وجود اجماع  دررهبری جنبش مردمی بود که خود را در کاریسمای رهبرانشان نشان میداد.این گذار کم هزینه را امکانپذیر ساخت.

یکی از عوارض جانبی و مخرب دیکتاتورهای سخت جان،  دقیقاً  این نکته است که آنها زمانی به فراست و فکر مصالحه می افتند که خود قبلاً جلیقه نجات خود را هم سوزانده و عناصر منتقد خویش و بالقوه مصالحه گر را از کار انداخته و یا بی اعتبار کرده اند. در مقطع سقوط شاه هیچ شخصیت و  نیرویی  نبود که بتواند مصالحه کند. حتی اگر خود خمینی هم اگر بفرض محال میخواست  مصالحه کند قادر نبود تا بداد شاه برسد و اگر خمینیستها هم  پرچم سرنگونی رازمین میگذاردند، مجاهدین خلق آنرا برمیداشتند، اگر مجاهدین خلق زمین میگذاشتند فدائیان واگر همه اینها زمین میگذاشتند نیروهای قومی تجزیه طلب آنرا بلند میکردند.

حال پس از سقوط دیکتاتوری  در اوکرائین، باید انتظار بازخورد آن در روسیه بود. دیکتاتوری زمانی در اوکرائین و با خفت آمیز ترین وجهی برای پاترون (قیم یا سرپرست) آن ، روسیه، سقوط کرد که خود روسیه در بحران اقتصادی عمیق،   بسوی بحران  اجتماعی و بناگزیر سیاسی پیش میرود. رژیم پوتین یا باید بیش از گذشته به سرکوب علنی و تشدید شونده علیه مخالفین، تا کنار گذاردن همه سازو کارها و روشهای ظاهراً مدنی و قانونی پیش برود؛ البته اگر البته بتواند و فرصت یابد و یا باید کوتاه آمده و راه را برای جنبشی که او را برخواهد انداخت باز کند. اگر بسوی تشدید استبداد علنی پیش برود باید آماده یک انفجار خونین اجتماعی  هرچند با مدتی تأخیر، ولی بمراتب بدتر از اوکرائین باشد و اگر کوتاه بیاید توسط موج نارضایتی عمومی و مخالفت سیاسی روبیده خواهد شد.

رژیم پوتین بیش از آن در درون خود بحران ذخیره کرده است که بتواند غول بحران رشد یافته درزهدان  رژیم خویش را با یک زایمان طبیعی به زمین بگذارد. در کنار همه ابزارهای نرم سرکوب، رژیم پوتین از ناسیونالیسم روسی و اسلاوی برای خنثی کردن نارضایتی بخشهایی از مردم و مخالفین به مؤتز ترین وجهی تا کنون بهره برداری کرده است. این ناسیونالیسم ارتجاعی و دنیا ستیز، از رسوبات گفتمان امپریالیسم ستیزی عصر سوسیالیسم روسی نیز همچنان بهره برداری  ابزاری میکند. ولی حباب این ناسیونالیسم در اوکرائین ترکید چون قلابی بود ودر روسیه هم خواهد ترکید. مردم اوکرائین علیرغم فقر و بیکاری و هزار بدبختی دیگر، با شعار پیوستن به اروپا  بپا خاستند و این نخستین بار در تاریخ تحولات سیاسی کشورها در دنیاست که ملتی با چنین شعاری قاره گرایانه  که حامل یک بار فرهنگی و سیاسی و تاریخی سنگینی است بپا میخیزد.

ایدئولوژی ناسیونالیسم، در دوران ما میرود تا چهره دیگری از خود نشان دهد چهره ایی که متناسب دوران جهانگرایی است. ناسیونالیسم  برخلاف ایدئولوژیهای دیگر یک بنیاد فلسفی تعریف شده ثابت ندارد. ناسیونالیسم در حقیقت بسط مفهوم خانواده درامتداد تاریخ  تکامل اجتماعی بشریت است که  تغیر شکل میدهد ولی زوال یافتنی نیست. ناسیونالیسم، هم بار تحولات مدرن ساختاری را  در  خود دارد و هم بار میراث  تمدن تاریخی و هم رمانتیسم تاریخی را. ولی این ناسیونالیسم اگر در هر مقطع تاریخی درست تعریف نشود از طرف شیادانی از قماش پوتین، میلوسویچ، موگابه و تازه ناسیونالیست شده های ولایتمدار در میهن خودمان که پس از سه دهه اُمت سازی از ملت ایران  حالا دیگر “ملت بزرگ ایران و تمدن هزاران ساله “آنرا ترجیح بند اظهارات خود کرده و برای فریب مردم  آنرا بکار میگیرند.

من در آینده سعی خواهم کرد در حد بضاعت خودم این مفهوم سیاسی مهم را قدری باز کنم با این توضیح که مسئله ناسیونالیسم برای ما فقط یک نظریه سیاسی نیست بلکه ایدئولوژی پیکار است و تنها ایدئولوژی ای که بسیجگرانه و رهیافتی است.

انگیزه نگارش این یاداشت بازداشت آن ۱۰۰ تن معترض روسی بود.

 

Russia Detains 100 as Court Sentences Anti-Putin Activists

by Naharnet Newsdesk ۳ hours ago

Russian police detained at least 100 protesters on Monday outside a Moscow court where a judge was set to sentence activists for a protest against President Vladimir Putin.

The eight defendants were found guilty on Friday of taking part in mass riots and hitting policemen at a rally ahead of Putin’s inauguration in 2012.

The case is part of a harsh crackdown on the opposition protest movement since Putin returned to the Kremlin for his third term. Most of the defendants have been held in custody since 2012.

Amnesty International called Friday’s guilty verdict a “hideous injustice” and condemned the hearings as a “show trial”.

The court had postponed the sentencing until Monday in a move viewed by the opposition as an attempt to avoid publicity during Sunday’s closing ceremony of the Winter Olympic Games in Sochi.

On Monday, several hundred supporters gathered outside the court shouting slogans as security forces and riot police ordered them to disperse.

More than 100 people were detained for public order offenses, the RIA Novosti news agency reported, citing Moscow police. Some of those detained wore prison uniforms, while one wore a Putin mask.

Two members of protest punk band Pussy Riot who were released from prison in December, Nadezhda Tolokonnikova and Maria Alyokhina, came to support the defendants.

Protest leader Alexei Navalny was among those detained, writing on Twitter that police were “detaining people without any reason”.

The high-profile case was opened after street clashes on May 6, 2012, when tens of thousands marched through Moscow in protest at Putin’s return to the Kremlin.

Judge Natalya Nikishina said Monday as she began reading out the sentence that the defendants “took part in mass riots, their shared blame is established and proved”.

The clashes on central Bolotnaya Square led to dozens of arrests and injuries on both sides. Investigators have said the opposition planned to overthrow the government and destabilize the country.

Why are emerging markets in political turmoil

Share Button

I don’t agree with him that only Venezuela was making that mistake until recently. Populism has been the bread and butter of emerging market politicians in the last few years. They were able to get by unnoticed thanks to strong capital flows. Economists Dani Rodrik and Arvind Subramanian are right in arguing that, with the end of the global liquidity flush and the accompanying credit boom, emerging markets are simply reaping what they sowed.

Hurriyet

Monday,February 24 2014, Your time is 07:47:50

EMRE DELİVELİ

The fighting between Prime Minister Recep Tayyip Erdoğan and Islamic cleric Fethullah Gülen seems to have come to a halt. Investors are happy, as they feel that the conflict has been resolved for good, with Erdoğan having emerged victorious.

They could be making a fatal mistake. Maybe, we are just in the middle of a temporary ceasefire in trench warfare. This paper’s editor-in-chief Murat Yetkin, who is known to be well-connected in Ankara, argues that the second round will kick off after March 2, the deadline for replacing candidates for the upcoming local elections.

Turkey is not the only country in political turmoil. While Ukraine seems to have cooled down, there are still violent conflicts in Venezuela and Thailand. In addition, South Africa, Nigeria, Russia, Argentina, Brazil and Bosnia have experienced significant public unrest during the last few months.

Each of these countries is under unique circumstances. After all, “all happy families are alike; each unhappy family is unhappy in its own way.” However, could it be coincidence that all these countries are experiencing political turmoil around the same time? Similarly, it is highly unlikely that “international powers” are trying to destabilize them all, as Erdoğan is claiming. Maybe, they share common factors.

Paul Krugman notes the revival of macroeconomic populism among developing countries. According to academics Rudiger Dornbusch and Sebastian Edwards, who coined the term in 1991, this is “an approach to economics that emphasizes growth and income distribution and deemphasizes the risks of inflation and deficit finance, external constraints.” Krugman simplifies it as “the belief that the orthodox rules never apply.”

I don’t agree with him that only Venezuela was making that mistake until recently. Populism has been the bread and butter of emerging market politicians in the last few years. They were able to get by unnoticed thanks to strong capital flows. Economists Dani Rodrik and Arvind Subramanian are right in arguing that, with the end of the global liquidity flush and the accompanying credit boom, emerging markets are simply reaping what they sowed.

The countries hit with political turmoil have another defining characteristic: In all except Thailand and Ukraine, ruling parties have been in office for at least a decade, as emphasized by economics consultancy Capital Economics. Incumbents’ wear and tear is well-known, but the standard narrative cannot answer the question “why now?”

A paper titled “Political Booms, Financial Crises” offers an explanation: The authors argue that “governments concerned about their reputation and popularity ride the benefits of credit booms and delay corrective actions to prevent crises.” They note that crises in emerging markets, unlike those in developed countries, are preceded by a strong increase in government support.

If they are right, the recent political unrest in several countries may just be the tip of the iceberg for a couple. I hope Turkey is not one.

February/24/2014