Archive for: February 2014

انتظارات از سفر وزیر خارجه سوئد به ایران

Share Button

 بخش سوئدی سازمان عفو  بین المللی در نامه ایی از او میخواهد که در این سفر سه روزه خود، مسائل مربوط به حقوق بشر را مطرح کند. درعین حال که رابطه این کشور با ایالات متحده و بقیه دنیا درحال نرم شدن است، طبق اطلاعات سازمان عفو بین المللی بیش از ۶۰۰  انسان در سال ۲۰۱۳ اعدام شده اند که تقریباً دو برابر سال قبل است. طبق اطلاعات سازمان ملل، ایران پس از چین رکورد بیشترین اعدام را در جهان بخود اختصاص داده است.(من فکر میکنم اگر به نسبت جمعیت باشد، ایران اول است ح ت)original

داگنز نی هتر

یکشنبه ۲ فوریه

فردا دو شنبه، کال بیلت، وزیر خارجه برای یک بازدید رسمی عازم ایران میشود. او یکی از اولین سیاستمداران غربی است، که آن کشور را پس از بقدرت رسیدن رهبری سیاسی جدید در سال گذشته بازدید میکند.

رئیس جمهور حسن روحانی، به یک تهاجم دوستانه بسوی غرب مبادرت کرده است. ولی هنوز، اعدامها در ملأء عام  در این جمهوری سفت و سخت اسلامی یک پدیده عادی است.

عفو بین المللی انتظار دارد بیلت  این کاستی حقوق بشری را مورد انتقاد قرار دهد.  ولی او هیچ وعده ایی در باره چگونگی طرح این مسئله حرفی نمیدهد.

او به داگنز نی هتر می گوید  ما در این باره بحث خواهیم کرد. ولی حالا، من بیش از این چیزی نمیخواهم بگویم.  رسم ادب حکم میکند  که آدم چیزی را که میخواهد بگوید، نخست به آنکس که باید گفته شود بگوید.

بخش سوئدی سازمان عفو  بین المللی در نامه ایی از او میخواهد که در این سفر سه روزه خود، مسائل مربوط به حقوق بشر را مطرح کند. درعین حال که رابطه این کشور با ایالات متحده و بقیه دنیا درحال نرم شدن است، طبق اطلاعات سازمان عفو بین المللی بیش از ۶۰۰  انسان در سال ۲۰۱۳ اعدام شده اند که تقریباً دو برابر سال قبل است. طبق اطلاعات سازمان ملل، ایران پس از چین رکورد بیشترین اعدام را در جهان بخود اختصاص داده است.(من فکر میکنم اگر به نسبت جمعیت باشد، ایران اول است ح ت)

بسیاری اعدامها، دقیقا مانند شلاق زدنها که در ملأء عام و در خیابانها و میادین صورت میگیرد، با حضور تماچیان انجام میگیرد و محاکمات سریع و فرمایشی توصیف میشوند.

 الیزابت لوندگرن مسئول بخش سوئدی سازمان عفو بین المللی میگوید از روزیکه  ایران از انزوا گذشته خارج شده است، سکوت بربحث و مسئله حقوق بشر تا حد زیادی سایه انداخته است. حالا آدم دیگر فقط از بازرگانی ومسائل هسته ایی صحبت میکند. ولی مسئله حقوق بشر حتی یک ذره هم با روی کار آمدن رئیس جمهور روحانی بهتر نشده است که هیچ حتی اعدامها افزایش هم یافته اند.

در ماه ژوئن، آخوندی که کمتر محافظه کار است، روحانی، با کمال شگفتی،  برخلاف انتظار بالاترین مقام رهبری کشور انتخاب گردید. کارل بیت در این بازدید سه روزه خود، تحت شرایط جدیدی که با دولت جدید فراهم شده است، وزیر خارجه  جواد ظریف را ملاقات میکند. اینکه او با رئیس جمهورهم دیدار  خواهد کرد یا نه، باید منتظر ماند و دید.

او نمیخواهد بگوید که در این بازدید آیا به مسئله حقوق بشر در همان حد مسائل دیگراهمیت داده میشود یاد نه بلکه “میگوید که” همه مسائل مهم هستند.

وزیر خارجه، کارل بیلت، میگوید؛ ما اینک  در یک فاز تغیرفرایندی در ایران قرار داریم که خیلی محسوس است. در عین حال ما میدانیم که نیروهای قدرتمندی در جامعه ایران وجود دارند که با بد گمانی به این گشایش مینگرند. یک مسئله مهم البته اینست تلاش شود تا به این شفافیت برسیم که: این روند تا کجا پیش میرود؟ اینست آن دلیلی که من و دیگر وزرای خارجه در چنین موقعیتی قرار گرفته ائیم.

اما خطر این نیست که آدم با این دید و بازدیدها به رژیم مشروعیت بدهد؟  پاسخ او این است” من اعتقاد ندارم که اوضاع بهتر خواهد شد اگر آدم با آنها حرف نزده و به آنجا نرود. من عقیده ندارم که بازدید من در این مسئله، اهمیتی تأثیر گذار در اینجهت و یا خلاف آن داشته باشد.”

در این روزهای اخیر تظاهرات زیادی در میدان سرگلز استکهلم ، علیه سفر کارل بیلت از سوی ایرانیان تبعیدی برگزار گردیده است.

تظاهر کنندگان از جمله میگویند که ایران باید به همان صورتی که روزگاری آفریقای  جنوبی بایکوت شد بایکوت شود.

ولی کارلبیلت اعتقادی به  این گونه تحریمها ندارد بلکه برعکس فکر میکند بهتر است راجع به فیس بوک و توئیتر صحبت کند. ایرانیان یکی  از بیشترین ملل  استفاده کننده اینترنت در دنیا هستند این یک چیز بسیار خوبیست ولی او میگوید که محدودیتهایی  چشمگیری هم در این زمینه البته وجود دارد.

سفر بیلت به ایران، که اولین سفر یک وزیر خارجه سوئد پس از سفر آنا لیند در ۲۰۰۲  به ایران است، از طرف سوسیال دموکراتها  مورد حمایت قرار گرفت. بیلت در آستانه این سفر با بزرگترین حزب اپوزیسیون پارلمانی در باره آن گفتگو داشته است.

اوربان آلیم  سخنگوی سوسیال دموکراتها میگوید؛ من فکر میکنم که بسیار خوب است که او به ایران میرود و امکانات را برای گفتگو با رهبری ایران  بکار میگیرد و چون پنجره های زیادی برای گفتتگو وجود ندارد باید از این فرصت استفاده کرد.

او میگوید که باید با اعتماد به بیلت  نگاه کرد که او نظرات انتقادی نسبت به کاستهای حقوق بشری در آن کشور را مطرح خواهد ساخت.

اوربان آلیم میگوید؛ ما اطمینان داریم که او این امر را با چنان روشی  با رهبری جدید کشور مطرح خواهدساخت که آنها، آنرا بخوبی درک کنند. بسیار مهم است تا ببینیم با این اعدامها و زندانی کردن اپوزیسیون چه خواهد شد. دیپلماسی یعنی آدم با کسانی هم مذاکره کند که از عقیده آنها خوشش نمی آید.

پایان گزارش خبری

کامنت من:

اولاً بگویم داگنز نی هتر در صدر نشریات اسکاندینای قرار داشته و بزرگترین روزنامه سنگین وزن سوئد است. که یاداشتهای آنرا باید فارغ از جنجالهای ژورنالیستی دید.  و باید اظافه کنم که کارل بیلت هم، هرچند ممکنست برای بسیاری ایرانیان چندان شناخته شده نباشد ولی او یکی از کارکشته ترین دیپلماتهای اروپایی  و حتی دنیا است که روی موضع گیری و اظهارت او باید خیلی دقت کرد. او عضو حزب راست میانه سوئد “مودراتها /Moderaterna” است و سابقه یک دوره نخست وزیری سوئد را نیز دارد.

بنظر من سفر او در چهار چوب یک تقسیم کار بین دول غربی در مذاکره  با ایران قراردارد. فکر نمیکنم او در این دیدار، چندان صحبتی راجع به برنامه هسته ایی با ایران داشته باشد ولی او با زبان خاص خود به رهبری ایران تفهیم خواهد کرد که در چشم انداز این تعاملات با غرب، بدون رعایت حقوق بشر در کشور، بدون دست برداشتن از تقویت باندهای تروریستی در منطقه، بدون خرابکاری در روند صلح خاورمیانه و بالاخره و مهمتر از هم بدون دست برداشتن از حمایت رژیم اسد در سوریه، پیوستن تمام عیار ایران به جامعه جهانی  و رفع کامل تحریمهای بین المللی چشم اندازی زیادی نخواهد داشت.

دیروز جان کری هم در دیدار با ظریف از او خواست تا کشورش به حل مسئله سوریه کمک کند، با توجه به اینکه آمریکا با قاطعیت روی حذف بشار اسد بطور کامل از روند حل مسئله تأکید دارد، درخواست او از ظریف، جز درخواست او از ایران برای تسلیم شدن به این خواست معنای دیگری ندارد. و این در حالیست که بقول یکی از سیاستمدارن  یا تحلیلگران مطرح  در روزهای پیش(یادم نیست که بود)، مسئله سوریه برای  رژیم ایران مسئله بود و نبود خودش است. و این یک حقیقت است. سقوط رژیم اسد در سوریه یعنی شمارش معکوس برای سقوط رژیم در ابران.

Kraven inför Bildts Iranresa

 

original

I morgon reser utrikesminister Carl Bildt på officiellt ­besök till Iran. Han är en av de första västpolitiker som besöker landet sedan den nya politiska ledningen kom till makten i fjol.

• President Hassan Rohani har inlett en charmoffensiv mot ­omvärlden. Men fortfarande är offentliga avrättningar vardag i den hårdföra islamiska republiken.

• Amnesty kräver att Bildt kritiserar bristen på mänskliga rättigheter. Men några löften om hur kritiken ska framföras vill han inte utfärda

– Vi ska ha en dialog om detta. Men mer än så vill jag inte säga nu. Det hör till artigheten att det man ska säga det säger man först till den man ska säga det till, säger Carl Bildt (M) till DN.

 I ett brev från Amnesty Internationals svenska sektion uppmanar människorättsorganisationen­honom att under tredagars­besöket lyfta en rad frågor som rör mänsk­liga rättigheter. Samtidigt som landets relationer med USA och resten av omvärlden nu tinas upp avrättades enligt Amnesty över 600 människor 2013 – vilket nästan är en fördubbling mot året innan. Enligt FN är Iran det land i världen, efter Kina, som avrättar flest människor i världen.

Många avrättningar sker utomhus, precis som spöstraff som ofta ges offentligt på gator och torg med många åskådare. Fängelserna överhopas av oppositionella, fackliga företrädare, författare och journalister. Rättegångarna beskrivs som summariska.

– Det har blivit väldigt tyst om mänskliga rättigheter sedan man plockade in Iran från kylan. Nu talar man bara om handel och kärnvapenfrågan. Men människorättsfrågan är inte ett dugg bättre sedan president Rohani tillträdde. Det har till och med varit fler avrättningar, säger Elisabeth Lundgren, tillförordnad generalsekreterare i svenska Amnesty.

I juni valdes den minst konservative kandidaten, mullan Hassan Rohani, överraskande till landets högste ledare. Carl Bildt ska under sitt tredagarsbesök träffa utrikesministern i landets nya politiska ledning, Javad Zarif. Om han också får träffa presidenten återstår att se.

– Jag vet inte exakt vilka personer jag ska få träffa, säger Carl Bildt.

Han vill inte gradera människorättsfrågor jämfört med andra ämnen under besöket, utan säger att ”alla frågor är viktiga”.

– Vi är nu inne i en förändringsprocess i Iran som är mycket tydlig. Samtidigt vet vi att det finns starka krafter i det iranska samhället som med stor misstro ser den här öppningen. En viktig fråga är förstås att försöka få klarhet i: Hur långt kan detta gå? Är reformpolitiken tillräckligt förankrad? Finns det förutsättningar att föra den här öppningen vidare? Det är därför jag är där och också andra utrikesministrar, säger Bildt.

Men finns det inte en risk att man legitimerar regimen genom att åka på ett sådant här besök?

–  Jag tror inte att det blir bättre i Iran för att man inte talar med dem eller inte åker dit. Jag tror inte att mitt besök har någon betydelse vare sig till eller från i den delen.

De senaste dagarna har flera demonstrationer mot Carl Bildts resa ägt rum av exiliranier i Stockholm. Senast i går på Sergels torg.

Demonstranterna anser bland annat att Iran borde bojkottas på samma sätt som Sverige en gång i tiden gjorde med Sydafrika.

Men Carl Bildt tror inte på sanktioner. Däremot tänker han tala om Facebook och Twitter.

– Iran är en av de mest internetanvändande nationerna som finns i den här delen av världen. Det är något som är bra, men det finns också påtagliga restriktioner, säger han.

Bildts Iranresa, den första av en svensk utrikesminister sedan Anna Lindh besökte landet 2002, får stöd av Socialdemokraterna. Bildt har inför resan haft samtal med riks­dagens största oppositionsparti.

–  Jag tycker att det är bra att han åker till Iran och utnyttjar möjligheten till samtal med den iranska ledningen eftersom det finns ett litet fönster till dialog, och då ska man utnyttja det, säger Urban Ahlin (S), utrikespolitisk talesperson.

Han säger sig lita på at Bildt kommer att utnyttja möjligheten att också framföra kritik mot landets bristande mänskliga rättigheter.

– Vi litar till att han kommer göra det på ett sätt som det iranska ledarskapet förstår. Det är oerhört viktigt vad som sker med avrättningarna och fängslandet av oppositionella. Diplomati handlar om att man ska samtala även med den vars åsikter man ogillar, säger Urban Ahlin.

Iran says nuclear talks failure would be ‘disaster’

Share Button

Ahead of 18 February negotiations in Munich over its nuclear programme, Iranian foreign minister says that country must ‘seize’ historic moment and build on success of last November’s landmark deal

AhramOnline

Reuters , Sunday 2 Feb 2014

Kerry.Zarif

US Secretary of State John Kerry (R) shakes hands with Iranian Foreign Minister Mohammad Javad Zarif after a ceremony at the United Nations in Geneva (Photo: Reuters)

Iran’s foreign minister held rare private talks with his US counterpart on Sunday and said it would be a “disaster” if Tehran did not turn a provisional agreement to defuse a decade-old dispute over its nuclear programme into a permanent deal.

In a sign of the thawing climate between the Islamic Republic and the West, Iran’s Mohammad Javad Zarif said he had held bilateral talks with US Secretary of State John Kerry, as well as with other ministers from the six powers negotiating with Tehran, during a three-day security conference in Munich.

His talks looked forward to negotiations starting in Vienna on Feb. 18 when Iran and the six powers will attempt over a period of six months to build on an interim agreement on Tehran’s nuclear activities to reach a definitive deal.

“What I can promise is that we will go to those negotiations with the political will and good faith to reach an agreement because it would be foolish for us to only bargain for six months,” Zarif told the conference.

“That would be a disaster for everybody – to start a process and then to abruptly end it within six months,” he said after his meeting with Kerry, who also pressed Zarif on Iran’s role in helping to end the conflict in Syria.

Zarif said Iran and the West had an historic opportunity to improve relations. “I think we need to seize it,” he said.

Iran insists its nuclear programme is entirely peaceful but Western countries have long suspected Tehran of seeking the ability to develop a nuclear weapon.

Under a landmark preliminary deal with the United States, Russia, China, Britain, France and Germany sealed last November, Iran agreed to halt its most sensitive nuclear operations in return for winning some relief from sanctions.

SANCTIONS

Kerry stressed to Zarif the importance of both sides negotiating in good faith and of Iran abiding by its commitments under the November deal, a US State Department official said.

The United States and the European Union have suspended some sanctions on Iran under the interim deal, but Kerry told Zarif the United States would continue to enforce other sanctions.

Kerry and Zarif have met several times since the election of Iranian President Hassan Rouhani, a relative moderate, last June paved the way for the thaw in ties with the West after years of confrontation and hostile rhetoric.

Zarif said Iran was ready to address important outstanding questions in the nuclear negotiations but added there was still a lack of trust on both sides, including mistrust among Iranians about the West’s intentions.

Zarif told Reuters on Saturday, however, that Iran was not prepared to give up research on centrifuges used to purify uranium as part of a final nuclear deal.

Zarif held out an olive branch to Saudi Arabia, Iran’s regional rival, saying he was ready for talks at any time.

“I believe Iran and Saudi Arabia share a common interest in a secure environment,” he said. “Neither one of us will benefit from sectarian divisions, neither one of us will benefit from extremism in this region … We can work together in order to have a safer neighbourhood. There is no need for rivalry.”

The head of the United Nations’ nuclear watchdog, Yukiya Amano, said possible military dimensions of Iran’s nuclear programme needed to be clarified and he said his agency also wanted to clarify the issue of small amounts of polonium-210 that had been produced by the Tehran research reactor.

“Polonium can be used for civil purposes like nuclear batteries but can also be used for a neutron source for nuclear weapons,” Amano told the Munich Security Conference.

COME CLEAN

Iran sealed a cooperation pact with the International Atomic Energy Agency last November, pledging to be more open about its nuclear activities. The IAEA and Iran are due to meet again in Tehran on Feb. 8 to discuss future measures.

Swedish Foreign Minister Carl Bildt, who is due to visit Tehran soon, urged Iran to “come clean” on its past nuclear activities, saying some intelligence agencies believed Iran had had a nuclear weapons programme until early 2003.

USSenator Christopher Murphy, a Democrat, told the conference he did not believe the USSenate would vote on a new Iran sanctions bill. President Barack Obama has threatened to veto any legislation that threatens the talks with Iran.

But Republican USSenator John McCain was more sceptical, saying Iran had a long history of deception.

“There are three components to nuclear weapons – warhead, delivery system and the material itself. They are… cheating on the first two without any constraint whatsoever,” he said.

A senior State Department official said Kerry had raised with Zarif his concerns about the delay in moving Syria’s chemical weapons to the port of Latakia and about humanitarian conditions on the ground, especially in besieged areas.

Kerry urged Iran, a staunch ally of President Bashar al-Assad, to play a constructive role in bringing an end to the three-year conflict, the official said, adding that Zarif made clear he did not have the authority to discuss Syria.

 

 

دولت اطاعت و تسلیم روحانی مشکلات را حل نخواهد کرد

Share Button

روحانی با آرای استقراضی از هاشمی و خاتمی به ریاست جمهوری رسید ولی من که ساعت به ساعت اخبار داخل را رصد میکنم، ظرف این  ۸ ماه از جلوس وی به تخت، ندیدم او بعنوان رئیس جمهور، دیداری رسمی که انعکاس رسانه ایی داشته باشد، با هاشمی که ناسلامتی عضو مجلس تشخیص مصلحت نظام هم هست و دیدار با او میتواند کاملاً توجیه سیاسی و مدیرتی هم داشته باشد، داشته است. از دیدار با خاتمی و دیگر اصلاحطلبانی که از او حمایت کردند میگذرم. در عوض آقای روحانی در راهپیمایی ۲۲ تیر را دیدم که با اظهارات خود علیه جنبش سبز و فتنه نامیدن آن عملاً بصورت رأی دهندگان خود تف انداخت بدون اینکه ذره ایی بروی خود بیاورد که آن ۱۸٫۵ میلیون، بخشی از آنهایی بودند که  در انتخابات ۸۸  همگی به موسوی و کروبی رأی داده بودند.

 

Mr, Jakil-Dr, Hyde

پس از تحلیف آقای روحانی و رئیس جمهور شدن رسمی ایشان، با گذشت هر روز، لحن برخی از تحلیگران سیاسی اصلاح طلب یا غیر اصولگرا نسبت به ایشان از دفاع قاطع بسوی انتقاد از وی و کوتاهیهایش گرایش یافت و هیچ جای تعجب هم ندارد. عقب نشینی  گام بگام روحانی  که از همان فردای سکانداریش شروع شد، با تعین کابینه جهت مشخص تری یافت. اگر برای کوتاهی او هیچ دلیلی نباشد، که هست و بسیار هم هست، همان انتخابِ آخوند پورمحمدی، سرجلاد کشتار معروف زندانیان سیاسی و اعدامهای دهه ۶۰  بعنوان وزیر دادگستری و پسر جنتی بعنوان وزیر ارشاد کافی بود. این انتخابها در آن پستها، زشت ترین دهن کجی روحانی، به آن ۱۸٫۵ میلیونی بود که علیرغم همه نارو خوردنها در همه انتخاباتهای این حکومت، با اعتماد کردن به هاشمی و خاتمی، بدون اینکه کمترین نظر مثبت خاصی نسبت به روحانی داشته و یا اساساً او را بشناسند به پای صندوقهای رأی آمدند و به او رأی دادند.

تنها هاشمی و خاتمی نبودند که سرمایه سیاسی و اجتماعی خود رادر این معامله نافرجام بکار انداختند، بسیاری از چهره های قابل احترام سیاسی، حتی برخی از زندانیان سیاسی سبز، خارج نشینهایی از نوع نویسنده همین سطور و یا کسانی مانند  شاد روان رشید اسماعیلی که مورد احترام دوست و دشمن بود و در واپسین روزهای حیات خود با یک یاداشت توصیه کرد که به روحانی رأی داده شود  تا جائیکه خود روحانی هم با ژستی نمایشی، از در گذشت زود هنگام  او ابراز تأثر کرد در حالیکه این روزنامه نگار شجاع و مردم دوست، بخشی از دوران بیماری (سرطان ) خود را  در زندان همین رژیمی گذراند که آقای روحانی در آن دبیر کمیسیوین  امنیت ملی و نماینده شخص مقام معظم رهبری در آن بودند.

چندی پیش، من در یادداشتی با عنوان روحانی “مردم رهبری یا رژیم است نه مردم!”، نوشتم که مأموریت روحانی بیرون کشیدن ارابه به گل نشسته نظام و رهبری آنست نه متحقق کردن مطالبات مردم. در همان موقع هم که برای روحانی بعنوان نامزد پست ریاست جمهوری تبلیغ میکردم تردیدی در این امر نداشتم. البته  تصور هم نمیکردم که ایشان تا این اندازه  و به این سرعت هم  واداده و با رأی دهندگان بخود عهد شکنی کند.

روحانی با آرای استقراضی از هاشمی و خاتمی به ریاست جمهوری رسید ولی من که ساعت به ساعت اخبار داخل را رصد میکنم، ظرف این  ۸ ماه از جلوس وی به تخت، ندیدم او بعنوان رئیس جمهور، دیداری رسمی که انعکاس رسانه ایی داشته باشد، با هاشمی که ناسلامتی عضو مجلس تشخیص مصلحت نظام هم هست و دیدار با او میتواند کاملاً توجیه سیاسی و مدیرتی هم داشته باشد، داشته است. از دیدار با خاتمی و دیگر اصلاحطلبانی که از او حمایت کردند میگذرم. در عوض آقای روحانی در راهپیمایی ۲۲ تیر را دیدم که با اظهارات خود علیه جنبش سبز و فتنه نامیدن آن عملاً بصورت رأی دهندگان خود تف انداخت بدون اینکه ذره ایی بروی خود بیاورد که آن ۱۸٫۵ میلیون، بخشی از آنهایی بودند که  در انتخابات ۸۸  همگی به موسوی و کروبی رأی داده بودند.

این خلف وعده ها و عهد شکنی های روحانی آنقدر  برای همگان محسوس هست که شاید نیازی به این گونه توضیحات نباشد و منهم هدفم از این یاداشت توضیح  این واضحات نیست بلکه ذکر مقدمه ایی برای این نکته است که بگویم؛ منتقدین روحانی درجبهه مقابل هم هنوز از شکافتن ابعاد قضیه یا کوتاهی میکنند و یا احتیاط . کسانی مانند دکتر یبا کلام، احمد خرم و.. ،*  که انصافاً عهد شکنی و یا کوتاه آمدن روحانی  را بی مماشات به نقد کشیده اند، در این نقد خود که به لحاظ موردی و مضمونی کاملاً درست  و دقیق است، ناخود آگاه یا از روی احتیاط، تصویری از منظره جبهه بندی سیاسی در کشور به خوانندگان مطالب خود عرضه میکنند که بنحو بد فرجامی گمراه کننده است.

سالهاست که نقشه جبهه بندی سیاسی در کشور بر اساسِ ارائه تصویر دو جبهه بندی اصولگرایی و اصلاح طلبی ترسیم میگردد.  دراین جبهه بندی؛ پایه هرگونه نقد قدرت، فرض وجود یک جبهه نیمه مجعول و نیمه ساختگی بنام اصولگرا است که همه شرها از گور آن بیرون میزند که  در برابر اصلاح طلبان قرار میگیرد. من کمترین توهمی در مورد وجود اینچنین شّرِ ویرانگری که تیشه به ریشه مملکت میزند و اصلاحطلبان و سبزها و همه منتقدین  را هم مانع خود میداند ندارم. ولی بنظر من آنچه باید بی توهم تر بدان نگریسته شود اینست که در پس این جبهه به اصطلاح اصول گرا که بصورت یک نقاب نا مشخص درآمده است تا از مجرمین حکومتی تصویری مجرد و نامشخص ارائه کند، مقام عظمای رهبری ایستاده است که همه ابزار های قدرت را در دست دارد وتعین کننده پست های سیاسی، نظامی، امنیتی، قضایی و سطوح پائینتر از آنهم  بوده و رئیس جمهور ساز هم هست. اگر خامنه ایی رسماً شهردار و یا بخشدار هر شهر و قصبه و پلیس سر چهارراهها را هم تعین نمیکند علت اینست از ظرفیت وقت او خارج است و لزومی هم نمی بیند. برای او کافیست تا خطوط راهبردی مورد نظر خویش برای انتصابات را بدهد تا  برای گمشتگان او در ساختمان قدرت معلوم شود برای استخدام پاسبان و ژندارم و شهر دار و بخشدار چه ضوابطی را باید رعایت کنند.

موسوی و کروبی  و دهها تن از فعالان جنبش سبز در حصر و حبس هستند و از حق معمولی ملاقات و دسترسی به روزنامه و رادیو و تلویزیون، در حد زندانیان عادی هم محروم میباشند. کدام ساده لوحی است که بپذیرد کسی مثل اژه ایی یا لاریجانی در این مورد تصمیم میگیرند؟ هاشمی رفسنجانی بزعم مقام عظما، بی بصیرت،  پس از چند دوره ریاست جمهوری و رئیس مجلس و نماینده امام بودن در امور جنگ و دفاع، صلاحیتش در شورای نگهبان برای پست ریاست جمهوری رد میشود و ظاهراً به این بهانه که سنش زیاد است! اگر سنش زیاد است چرا باید عضو یا رئیس تشخیص مصلحت نظام باشد؟ چه فرق بین این مسئولیتها هست؟ سرمایه سیاسی و اجتماعی و مغز و تجربه سیاسی او معیار است یا قدرت بازوی او؟ مگراو بعنوان رئیس جمهور باید بیل و کلنگ بزند؟ مگر مسئولیت در شورای نگهبان که جنتی معروف با عمری بطول عمر کلاغ عضو آنست کمی مسئولیت میطلبد که او با آن سن باید همچنان بر آن ریاست داشته باشد؟ کدام ساده لوحی میتواند فکر کند رد صلاحیت هاشمی با دستور مستقیم رهبر نبوده است؟ کدام ساده لوحی است بپذیرد که، مصونیت فراقانونی جلادهای کهریزک جز از طرف رهبر و بیت او صادر نشده است.

نه اینکه جناح و جبهه ای با ویژگیهای اصولگرایانه در ساحت  قدرت سیاسی مملکت وجود ندارد، نه! ولی واقعیت اینست که این جبهه اصولگرایی چیزی جز یک فراکسیون فرا قانونی با قدرت و اختیارات نامحدود در عرصه حاکمیت و حکومتگری نیست که رهبری آنرا شخص مقام عظمای رهبری بعهده دارد. خامنه ایی نه رهبر مملکت بلکه رهبر فراکسیونی است که حتی اصولگرایی ابزاری خود را هم فقط بعنوان سلاح، بهانه و توجیه سرکوب مخالفین بشمول اصلاحطلبان بکارد میبرد و الی در قاموس او اصولی جز شهوت قدرت و کنترول بر ثروت مملکت وجود ندارد. این فراکسیون صاحب قدرت فرا قانونی، برای مدیریت آن بخشهایی وسیعی از مردم که کمترین اعتمادی به رژیم ندارند، در مواقع انتخاباتی وکلای تسخیری مورد وثوق خود را به آنها معرفی میکند که از بین آنها یکی را  که کمتر ضد مردمی  یا ملایمتر بگویم غیر مردمی است بعنوان وکیل خود برگزینند. و روحانی دقیقاً وکیلی تسخیری و تحمیلی ای بود که مردم از بین بدها و بدترینها اورا برگزیدند.

استراتژی رژیم که تبعیت ازآنرا با ظرافت به منتقدین خود القاء میکند اینست که با قائل شدن به یک چنین جبهه بندی مصنوعی و غیر واقعی، خود را بر فراز منظومه حکومتی کل کشور قرار دهد و این تصور را در ذهنیت مردم  جا انداخته و نهادینه کند که رهبر یا ولی فقیه چه حالا و چه در فردایی که آقازاده این سمت را عهده دار شود پدر ملت، قدرتی مافوق قدرت سه گانه و نماد همبستگی ملی کل ملت است مانند ملکه انگلیس یا پادشاه هلند یا امپراطور ژاپن. تلقین و یا بی پرده تر گفته شود، اماله چنین تصویری به کله مردم در بخشهایی وسیعی از جامعه این امید را میپروراند که شاید یک ولی فقیه بهتری در آینده بر سر کار بیاید و در چهار چوب همین نظام همه مشکلات حل شود. اگر فقط ذره ایی از معجون این تصور هم به ذهنیت مردم تنقیه  شود، برای رژیم کافیست. زیرا این بازی اصول گرایی و اصلاح طلبی میتواند بمرور زمان و  با تغیر چهره ها و نقشها تا حد یک گزینه پذیرفته شده کامل شود.

و اما آخرین سخن با آقای روحانی:

ایشان باید بداند که زود تر از آنچه تصور میشده، ÷حمایت صاحبان آن  آرای ۱۹ میلیونی  را از دست  داده است. و اینرا قدرتهای بین المللی بهتر از هرکسی میدانند و در تعامل خود با دولت روحانی به میران حمایت مردمی او حساب میکنند  و این تبدیل شدن به نماینده خامنه ایی بجای رئیس جمهور بودن را می بینند.

رئیس جمهوری که دیگر حمایت مردم را ندارد هرچه هم نرم،خندان و خوش مشربانه حرف بزند و بحرطویل بسازد، قدرتهای مقابل به پشتوانه مردمی او نگاه میکنند نه فقط زبان فصیح و ادبیات او.

من فقط یک نمونه ذکر میکنم. کارل بیلدت وزیر خارجه سوئد که من او را چرچیل زمانه میدانم در آستانه سفر خود به ایران، در پاسخ اینکه تا چه حد به ادامه این سیاست خارجی دولت ایران اطمینان دارید، پاسخ داد من نمیتوانم هنوز پاسخ دهم. و این حرف یعنی دول غربی همچنان با عدم اعتماد به دیپلماسی تعامل دولت روحانی مینگرند و فریب لبخندهای ملیح روحانی و شوخ بودن وزیر خارجه او جواد ظریف را نمیخورند.

بنظر من، امروز دیگر میتوان گفت که وجاهت و اعتبار آقای روحانی برای قدرتهای خارجی هم در حد همان سعید جلیلی یعنی ۳ میلیون آرای شخص رهبر ویا اگر کسی مایل است بخواند، اصولگرایان تقلیل یافته است. چنین میزانی از حمایت برای تعامل با قدرتهای جهانی کفایت نمیکند و از این رو من با قطعیت میگویم آقای روحانی بدنبال عهد شکنی در پیمانش با مردم، در وعده هایش نسبت به حل سرافرازمندانه مسئله هسته ایی هم در خواهد ماند. اگر رهبر حاضر شود بخاطر به بن بست رسیدن نظام و خود، تمام جام زهر را یکضرب بنوشد او لنگ را در برابر حریف بطور کامل خواهد انداخت و تا آنجا در تسلیم پیش خواهد رفت که قذافی با تحویل دادن مأموران امنیتی خودش و تعطیل همه سایتهای اتمی اش پیش رفت و اگر با تصور چنین دور نمایی مایل به سرکشیدن شوکران تسلیم کامل نشود، به همین ماجراجویی تا نابودی مملکت یا روبرو شدن با قیام مردم  ادامه داده پیش خواهد رفت.

*  آقای زیبا کلام در فیس بوک خود و آقای احمد  خرم با یک نشریه داخلی که در سایت کلمه باز نشر شده بود انتقادات نسبتاً  تندی نسبت به روحانی داشتند. و امروز آقای علی بردبار در سایت کلمه یاداشت انتقادی خوبی در همین زمینه داشت.

 

بی خبری در پایین، تنهایی در بالا

Share Button

 

چکیده :باید دولتمردان فکری به حال این گسست بکنند و صرف اینکه اعلام کنند که به ما اعتماد کنید را کافی ندانند. یا گزارشی بدهند، یا به قدرت گیری جامعه مدنی کمک کنند تا خودشان نیز از قِبَل این مدنیت به ارتباطی سازمان یافته با بخش حامی خود دست یابد و یا اینکه نتایج منفی قطع ارتباط خود با جامعه را انتظار بکشد….

گسست دولت از بدنه حامی؛ زمینه ها و تهدیدها

کلمه: 

چهارشنبه, ۹ بهمن, ۱۳۹۲

کلمه- علی بردبار:

کسانی که می خواهند دولت در اجرای وعده ها و برنامه هایش مشارکت مثبت داشته باشند چه راهی دارند؟ دولت چه برنامه ای برای بهره گیری از سرمایه مردمی رای دهندگانش دارد و اصلا فکری برای این ارتباط دارد؟

برای پاسخ به این پرسش، نقبی کوتاه به دولت اصلاحات بزنیم. آن دولت از حمایت بیشتر و رای بالاتر و قاطع تری نسبت به دولت فعلی آقای روحانی برخوردار بود. در عین حال قدرت سرکوب و برخورد بخش انتصابی قدرت کمتر از امروز بود و کارهایی که امروز به راحتی قوه قضائیه و نهادهای امنیتی و نظامی انجام می دهند را به هزار مکافات انصار حزب الله با نام گروه های خودسر و لباس شخصی سازمان می دادند. همچنین تفکر حاکم بر دولت، با وجود احزابی مانند جبهه مشارکت تا حدی، بخشی از حامیان و همفکرانش را به صورت سازمان یافته در اختیار داشت و می توانست با آنها کار کند. اما دولت فعلی نه به حزب قابل توجهی نزدیک است، و نه ساز و کار سازمانی و یا شبکه ای دیگری برای ارتباط با حامیانش دارد. با وجود همه امتیازاتی که دولت اصلاحات در ارتباط با حامیانش داشت، باز هم این ارتباط به شدت ناکافی و ضعیف بود و یکی از دلایل سرخوردگی وسیع اکثر حامیان اصلاحات در سال های واپسین دولت خاتمی، گسسته بودن این ارتباط و نتایج منفی حاصل از آن قطع ارتباط بود.

بسیاری از فعالان به خاطر دارند که در آن زمان برخی فعالیت ها با نیت کمک به دولت صورت می گرفت، اما بعد پیغام های پیدا و پنهان و پالس های رسیده از دولت، اظهار دلخوری از آن کنش ها بود.

در واقع در دولتی که به نسبت دولت امروز مواضع سیاسی مشخص تر و معین تری داشت، باز هم بدنه هوادار در سردرگمی بود که برای کمک به دولت در برابر اصلی ترین مانع و رقیبش در بخش های انتصابی قدرت چه کاری باید انجام دهد تا فردا روز ناکامی دولت در اجرای برنامه اش بخاطر کار طرفدران موفقیتش در جامعه عنوان نشود. این مساله به مرور حامیان اصلاحات در میان جامعه را منفعل کرد و دولت و اصلاحات که متاسفانه بر اساس تحلیل برخی سیاسیون اصلاحات در آن زمان قائل به آرامش در پایین و چانه زنی در بالا و در واقع کنار گذاشتن مردم از تحولات سیاسی بودند، بخش انتخابی قدرت را ضعیف و نحیف و بدون حامی در برابر لویاتان قدرت انتصابی تنها گذاشتند و شد آنچه شد.

آن سابقه و تاریخچه شاید امروز به کار دولت آقای روحانی بیاید. افراد فعال در شبکه های اجتماعی و سیاسی بسیاری را می شناسیم که بعضا درباره یک کنش سیاسی با یکدیگر بحث دارند که آیا آن کنش منجر به تقویت دولت در پیگیری وعده هایش می شود یا خیر. بحثی که معمولا سرانجامی ندارد و راهی برای نتیجه گیری نسبتا قطعی در آن باره وجود ندارد.

از سویی این ویژگی ممکن است به این شائبه برخی افراد دامن بزند که اساسا دولت خودش آن وعده هایش را جدی نمی داند و رهایشان کرده است. این بخش قطعا از بین حامیان دولت کم خواهند شد.

بخش دیگری ممکن است دست به عملی زند که بعدا ببیند در برابر دولت قرار گرفته و به این ترتیب بدون قصد و برنامه قبلی، بخشی از حامیان موفقیت دولت در برابر آن قرار بگیرند.

بخش دیگری هم ممکن است همانند اواخر دولت اصلاحات، خسته و منفعل عطای دغدغه هایشان را به لقای خود ببخشند و از سیاست و حضور در صحنه ای که روحانی بر آن تاکید داشت، بُریده شوند.

در برابر این تحلیل ممکن است افرادی در دولت دو گونه پاسخ داشته باشند.

یکی مدل پاسخی که آقای نوبخت به عنوان سخنگوی دولت داشت و گفت مردم به دولت خود اعتماد کنند. معنای دیگر این حرف این است که مردم کاری نکنند و منتظر نتیجه عمل دولت باشند. گذشته از آنکه این برنامه بر اساس تجارب تاریخی ناکارآمد است و نیز خلاف نظری است که آقای روحانی داشت که مردم با تداوم حضورشان در صحنه سیاست باید مطالباتشان را پی گیری کنند، این سیاست مستلزم ارائه گزارش گاه به گاه دولت درباره مطالبات مردم است. به عنوان مثال دولت به خوبی می داند که حل مساله حصر و زندانیان سیاسی یک مطالبه جدی از دولت است و اگرچه دولت در اینباره همه ی اختیار را ندارد، اما هم در اینباره وعده هایی داده است و هم اینکه وجود این دولت درصد قابل توجهی از مطالبه گران این خواست بدیهی و قانونی را منتظر و مردد کرده است که چه کاری بکنند. اصلا این دولت به زبانی به مخاطبان خود بگوید که در این باره چه نظری دارد. این که منطقی نیست که نهادی، آن هم به نام دولت که همواره بنا بر ذاتی که دارد باید تحت پرسش و پی گیری مردمی و مدنی باشد، به مردم بگوید شما به من اعتماد کنید، تحت این عنوان که ما مرد عمل هستیم و نه حرف، گزارشی ندهد، از سوی دیگر هیچ نشانه ای مبنی بر ایجاد تغییر هم دیده نشود و روندهای غلط پیش از دولت جدید همچنان باقی بماند.

پاسخ و در واقع نقد دیگر به این تحلیل هم می تواند این باشد که اساسا دولت قائل به تحلیل دوگانگی قدرت در ایران نیست. اگر این حرف در تریبون های رسمی گفته شود که به سبب دروغ بودن، نکوهیده اما قابل درک است. اما اگر واقعا کسی در دولت اینگونه فکر می کند که بسیار بد خواهد شد. چون نشان می دهد که دولت در نقطه صفر تحلیلی است و قطعا در آینده در اجرای برنامه هایش شکست خواهد خورد. البته این احتمال بسیار ضعیف است. وقتی دولتمردان در لفافه می گویند که عدم اجرای برخی وعده ها به سبب عدم اجماع در حاکمیت است، یعنی آنکه بخش دیگر قدرت با موضوع کنار نیامده است و این یعنی پذیرش وجود “دیگری” در قدرت یا همان دوگانگی در حاکمیت که ناشی از دوگانگی در منابع مشروعیت حکومت در قانون اساسی و ساختار کلی حاکمیت و روند تاریخی نظام است که بخشی از قدرت خود را از مردم و بخشی دیگر را به زعم خود از آسمان می گیرد و برای هرکدام از این منابع ساز و کار کسب قدرت جداگانه ای را در کنار هم تعبیه کرده است.

به هر تقدیر باید دولتمردان فکری به حال این گسست بکنند و صرف اینکه اعلام کنند که به ما اعتماد کنید را کافی ندانند. یا گزارشی بدهند، یا به قدرت گیری جامعه مدنی کمک کنند تا خودشان نیز از قِبَل این مدنیت به ارتباطی سازمان یافته با بخش حامی خود دست یابد و یا اینکه نتایج منفی قطع ارتباط خود با جامعه را انتظار بکشد.

در این باره شق دیگری به نظر نمی رسد و امیدواریم که دولتمردان متوجه دلنگرانی مثبت و همدلانه این نقدها باشد.

 

 

 

هشدار ارتش اوکرائین به یانوکویچ به چه معناست؟

Share Button

چکیده.. بنظر من این بیانیه ارتش اوکرائین را میتوان به التیماتوم فرماندهی ارتش مصر به محمد مُرسی در مصر درجریان اعتراضات مردم به حکومت وی تشبیه کرد. اگر این بیانیه خطاب به اوپوزیسیون رژیم صادر شده بود میشد گفت که ارتش خود را برای دخالت بنفع یانوکویچ رئیس جمهورآماده کرده و به اپوزیسیون هشدار میدهد. با توجه به اینکه قبلاً ارتش اوکرائین اعلام کرده بوده است که قصد وارد شدن در سیاست را ندارد، در ساده ترین تعبیر صدور این بیانیه، تشویق مخالفین رژیم اوکرائین است که؛ مطمئن باشند ارتش بکمک نیروهای انتظامی و امنیتی و پلیس ضدشورش نخواهد آمد همان کاری که ارتش مصر هم طی دو یا سه بیانیه انجام داد که عملاً نیروهای انتظامی تحت  فرمان رئیس جمهور مصر را در برابر میلیونها تن معترض مصری، در یک رویارویی نابرابر بزیان نیروهای انتظامی تنها گذارد که معألاً به شکاف در نیروهای امنیتی و انتظامی تحت نظر وزارت کشور و پیوستن بخشی از آنان به مردم منجر شد.

Ukrainian protesters warm up themselves on the barricade during ongoing protests in Kiev, Ukraine. P

طوفانی که از کیف آغاز شده است بدانجا محدود نخواهد ماند. 

فرماندهی ارتش اوکرائین در یک بیانیه خطاب با یانوکویچ، توصیه کرد که سریعاً  گامهایی برای آرام کردن اوضاع بردارد. در این بیانیه آمده است که ادامه بحران کنونی امنیت اوکرائین را بخطر انداخته است.

بنظر من این بیانیه ارتش اوکرائین را میتوان به التیماتوم فرماندهی ارتش مصر به محمد مُرسی در مصر درجریان اعتراضات مردم به حکومت وی تشبیه کرد. اگر این بیانیه خطاب به اوپوزیسیون رژیم صادر شده بود میشد گفت که ارتش خود را برای دخالت بنفع یانوکویچ رئیس جمهورآماده کرده و به اپوزیسیون هشدار میدهد. با توجه به اینکه قبلاً ارتش اوکرائین اعلام کرده بوده است که قصد وارد شدن در سیاست را ندارد، در ساده ترین تعبیر صدور این بیانیه، تشویق مخالفین رژیم اوکرائین است که؛ مطمئن باشند ارتش بکمک نیروهای انتظامی و امنیتی و پلیس ضدشورش نخواهد آمد همان کاری که ارتش مصر هم طی دو یا سه بیانیه انجام داد که عملاً نیروهای انتظامی تحت  فرمان رئیس جمهور مصر را در برابر میلیونها تن معترض مصری، در یک رویارویی نابرابر بزیان نیروهای انتظامی تنها گذارد که معألاً به شکاف در نیروهای امنیتی و انتظامی تحت نظر وزارت کشور و پیوستن بخشی از آنان به مردم منجر شد.

در حالیکه یانوکویچ همه آن امتیازاتی را که مخالفین میخواسته اند به آنها داده است بجز استعفای خود، درخواست ارتش از او برای “برداشتن گامهای سریع برای آرام کردن اوضاع” هیچ معنایی نمیتواند جز این داشته باشد که او باید به آخرین درخواست مخالفین یعنی تسلیم استعفاء نامه خود پاسخ دهد تا اوضاع آرام شود زیرا مخالفین به کمتر از استعفای رئیس جمهور راضی نیستند.

بعید است که نیروهای انتظامی این پیام ارتش را نگیرند و از آن بعید تر اینست که نفهمند که در برابر اعتراضات مردم از حمایت ارتش برخوردار نیستند.

درسی که انقلاب درجریان کنونی اوکرائین به ما میدهد اینست، که رژیم های دیکتاتوری که میتوانند با دستکاری و مهندسی صندوق آراء غالباً از این صندوقها پیروز بیرون بیانید و قادرند با استفاده از ابزارهای دستگاههای اجرایی و منابع آنها بخش کثیر میلیونی مردم را به پای صندوقهای رأی بکشانند، در موقع چنین قیامها و یا شورشهایی بهیچوجه قادر به بخیابان کشاندن یک دهم آن نیروی رأی دهنده بخود یا نامزدهای مورد نظر خود یا برنامه های خود، در شرایط یک رویارویی جدی میدانی و خیابانی نیستند. و متقابلاً این درس را هم به اپوزیسیون یا منتقدین چنینرژیمهایی استبدادی میدهد که برنده بیرون آمدن از صندوقهای انتخاباتی بمعنی دسترسی به ماشین اقتدار دولتی و حکومتی نیست. اینرا دولت خاتمی در دو دوره ریاست جمهوری خود نشان داد و بنظر من دولت روحانی دو چندان بیشتر ناکارآمدی خود را در مقایسه با خاتمی، در برابر اعمال فشار و اقتدار تمامیت خواهان در میهن ما نشان خواهد داد.

 بنظر من، اهمیت بیانیه یا التیماتوم ارتش اوکرائین فقط به آنچه گفته شد محدود نیست. هرچند من خیلی بعید میدانم ارتش اوکرائین مانند ارتش مصر به مردم پیوسته و یانوکویچ را عزل کند و یا حد اقل اگر هم به چنین کاری دست زند تا چنان سطحی از مداخله سیاسی پیش رود زیرا در مصر دولت مُرسی و اخوان المسلمین، صرفنظر از دسترسی اشان به بخش عمده ماشین اقتدار دولت  از خود،  یک تشکیلات شبه نظامی و تروریستی ای داشتند که اگر ارتش دیر جنبیده بود آنها یک سپاه پاسداران اخوان المسلمینی را ولو تحت عنوان گارد رئیس جهموری و یا عناوین دیگر در برابر ارتش سازمان داده بودند. بنا بر این مداخله ارتش اوکرائین برای عزل یانوکویچ  در مقایسه با مصر دوران مُرسی چندان ضروری بنظر نمیرسد و همین حالت فرسایشی کنونی توان نیروهای انتظامی را تحلیل میبرد و نهایتاً به پیوستن بخشی از آنها به مردم منجر میشود البته اگر یانوکویچ سماجت کرده و استعفاء ندهد.

ولی تا همین حد  دخالت ارتش و چراغ سبز آن به مخالفین؛ با فرض اینکه ارزیابی من از موضعگیری ارتش درست باشد، نمیتواند مستقیماً ارتش روسیه  را  که پیوند های تاریخی ریشه داری با ارتش اوکرائین دارد، تحت تأثیر قرار ندهد. اگر آن نیروی بالقوه مخالفتی که در روسیه علیه رژیم پوتین وجود دارد مانند اپوزیسیون اوکرائین یکپارچه و و بهمان میزان سرسخنانه به خیابانهای  روسیه بییند نیروهای امنیتی و سرکوب پلیس ضد شورش آن کشور هم حریف مخالفین نخواهد شد ولو اینکه این مخالفین معترض اکثریت جامعه روس هم نباشند کما اینکه بهیچ وجه چندان قطعی هم نیست که اکثریت مردم اوکرائین هم مخالف یانوکویچ باشند یا اگر هم مخالف باشند اهل بخیابان ریختن و تظاهرات باشند. ولی این مردم رأی داده به یانوکویچ حتی در منطقه زادگاهی او که گفته میشد بیشترین حمایت مردمی را در آنجاها دارد (شرق و جنوب کشور، بخشهای روسی زبانان)؛ حاضر نشدند بخاطر او اطاقهای گرم خانه را ول کرده و به خیابانها بیایند  آن معدود تظاهراتی هم که اتوبوسی و ساندیس وار سازمان داده شده بود، در مقابل آرایش رزمی و تهاجمی مخالفین چنان حقیر بود که بیش از آنکه برای رئیس جمهور اعتبار بیافریند اورا بی اعتبارتر کرد. اگر این توده معترض اقلیت هم باشد، توده ایست که سرمای نزدیک به ۱۶ تا ۲۰ درجه استثنایی امسال را بمدت دو ماه، شبانه روزی در خیابانها و میدان استقلال تحمل کرد و خیابانهای کیف و میدان “التحریر” آنجا را ترک نکرد.

دیروز گفته شد که جان کری قراراست امروز شنبه با سران اپوزیسیون  اوکرائین در آلمان دیدار کند. دیروز، او خطاب به یانوکویچ گفت که با مخالفین به توافق برسد. کیست که نداند این حرف یعنی آقای یانوکویچ استعفاء بده و برو! روز قبل از آنهم کاترین آشتون به کیف رفت بود تا با یانوکویچ  و سران مخالفین دیدار و مذاکره کند.  این در حالی است که روسیه قدرت و جرئت اعزام یک دیپلمات خود را برای دخالت در اوضاع اوکرائین ندارد. زیرا چنین دیپلماتی از سوی مخالفین پذیرفته نخواهد شد و اگر هم با یانوکویچ دیدار کند فقط باعث سرسختی و خشم بیشر مخالفین خواهد شد.

در افق سیاسی تحولات کنونی اوکرائین باید آن روز را از هم اکنون دید  که مقامات اتحادیه اروپا و آمریکا برای مدیریت بحران مشابهی بین پوتین و اپوزیسیون روسیه، بین بروکسل و برلین و مسکو رفت آمد کنند.

بر این موج مهیب بحران سیاسی که گریبان حکومت  در اوکرائین را گرفته است باید افزود که اوضاع  اقتصادی  روسیه، تنها حامی دولت یانوکویچ، از نظر اقتصادی هم  بسرعت در حال خراب شدن است. فرار سرمایه  از کشور و موج خرید ارزهای خارجی، بانک مرکزی روسیه را به دفاع از نرخ برابر ی روبل واداشته است. روزنامه  نروژی اقتصادی (فینانس آویسن)هگنار آنلاین  از سقوط بی سابقه نرخ روبل به سطح ۴۸٫۵ در برابر یورو بعنوان یک سقوطی به پائینترین نقطه از نظر تاریخی اشاره میکند و اظهار نظر رئیس بانک مرکزی روسیه را نقل میکند که گفته است اگر لازم شود آنقدر ارز خارجی، از هر نوع به بازار تزریق خواهد کرد تا جلوی سقوط روبل را بگیرد. ولی در کشور بوروکرات و مافیا زده ای چون روسیه، مانند ایران ما، مدیریت یک بحران پولی و ارزی از طریق استفادهِ صرف از مکانیسمهای پولی مرسوم پولی ممکن  یا آسان نیست و معلوم هم نیست استفاده از ابزار دستگاههای امنیتی و اقتدار بوروکراتیک برای حفظ ارزش پول ملی تا چه حد و تا کجا بتوانند  پیش رفته و موفق شوند ولی اگر هم موفق شوند مدیریت بورکراتیک را چنان بر نظام پولی سوار میکنند که باز گرداندن اوضاع پولی بوضع طبیعی آسان نخواهد بود زیرا بمجرد اینکه  فشار ابزار های مهندسی ارزی  تقلیل یابد نرخ برابری  پولی، جهشی، بزیان پول ملی آنقدر تغیر میکند تا آنرا به  توازن واقعی اش (پس تلاطم روانی بازار) برگرداند. ولی بهر حال این دستپاچگی بانک مرکزی روسیه را باید بعنوان یک نشانه بحران جدی در اقتصاد روسیه تلقی کرد که در اثر رویدادهای سیاسی کنونی به سوی وخیم تر شدن میرود.

در کلیپ ویدئویی زیر دیمیتری بولاتوف از رهبران تظاهرکنند گان  نشان میدهد که پس از ربوده شدن گونه شکنجه شده است او تعریف میکند که ربایندگان که  گوش او را بریده و پوست صورتش را کنده، لهجه روسی داشته اند. او میگوید که  رباینگان او را به صلیب کشده  و یسختی شکنجه کرده اند. کلیپ از سایت الجزیره است.

Ukraine Army Calls on President to Take ‘Urgent Steps’ to Ease Crisis

by Naharnet Newsdesk ۱۴ hours ago

W460

Ukraine’s army on Friday called on embattled President Viktor Yanukovych to take “urgent steps” to ease the political crisis in the ex-Soviet country.

“Laying out their civil position, servicemen and employees of Ukraine’s armed forces… called on the commander-in-chief to take urgent steps within the limits of existing legislation with a view to stabilizing the situation in the country and reaching consent in society,” a statement from the defense ministry said.

****************************************************************

Russlands sentralbank vil forsvare rubelen

 Russlands sentralbank varsler drastiske tiltak for å stanse fallet i kursen på rubler.

Artikkel av: NTB (HegnarOnline) – 30.1.14 13:46

Om nødvendig vil sentralbanken sprøyte inn ubegrensede mengder utenlandsk valuta for å stanse kursfallet.

Rubelen falt onsdag ettermiddag til historisk lave 48,30 mot euro og svekket seg også mot amerikanske dollar. Det bratte kursfallet har ført til spekulasjoner om at planene om å gjøre kursen på rubler flytende innen 2015 må utsettes.

Sentralbanken i Moskva bruker en såkalt kurv der dollar og euro inngår for å fastlegge sin pengepolitikk. Bare i løpet av januar har den russiske valutaen svekket seg med mer enn 6 prosent, og torsdag morgen sto rubelen i 41,165 mot denne kurven. (©NTB)

 

“””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””‘