Archive for: June 2014

بحر طویل یکی از سران سپاه که خواندنش بد نیست

Share Button

پیش کامنت:

این سرپاسدار میگوید که خط قرمز ما “منافع ملی است”. این شوخی ششلول بند  مقام عظمای رهبری دیگر قدری بی مزه بود.  باید از او  پرسید منافع ملی ما  مگر جیبهای گشاد شماست یا چفیه عربی مفام معظم رهبری که خط قرمز است؟. ولی از این بی مزگی بگذریم، بحر طولیش از این نظر با مزه است که به خواننده اطمینان میدهد که ملت ایران با کسانی طرف است که از تحولات منطقه و  دنیای امروز  بی اندازه پرت هستند و این خود امید به آزادی را در دل مشتاق آزادی  ملتمان زنده نگاه میدارد.

شیخ اسکناس دوست

 

خط قرمز سپاه ورود برای غریبه ها اکیداً ممنوع

سردار همدانی: ۱۰ هزار نفر از افرادی که با نظام سوریه می جنگیدند امروز بسیجی شده‌اند

فرمانده سابق سپاه محمدرسول الله(ص) گفت: ۱۰ هزار نفر از کسانی که مسلح شده بودند و با نظام سوریه می جنگیدند امروز بسیجی شده‌اند.

به گزارش خبرآنلاین، سردار حسین همدانی در مراسم یادبود سرداران، فرماندهان و شهدای گردان ۱۵۴ حضرت علی اکبر(ع) لشکر ۱۳۲ انصارالحسین(ع) همدان که شامگاه پنج شنبه ۵ تیرماه در باغ موزه دفاع مقدس استان همدان برگزار شد افزود: در حال حاضر ۱۰۰ نفر بسیجی آموزش دیده داریم که متقاضی حضور و جنگیدن در سوریه هستند و این در صورتی است که نیازی به اعزام نیرو نداریم.
سردار همدانی با اشاره به اینکه حزب‌الله مثل خورشید در جهان می‌درخشد، گفت: نسل جوان امروز، همان نسل جوان دوران انقلاب و دفاع مقدس است. کشور عراق مملو از جوانان مسلمانی است که آماده مبارزه با متجاوزان و دشمنان هستند.
وی افزود: خداوند وعده داده است که اگر مقاومت کنید و صبور باشید حتما پیروزی از آن شما است. بعد از لبنان و سوریه، در حال حاضر تشکل بسیج در عراق در حال شکل گیری و سازماندهی است. مسئولان عراقی دارند به این نتیجه می‌رسند که باید از مردم و نیروهای مردمی کمک بگیرند.
سردار همدانی با تاکید بر اینکه در ۱۴ استان سوریه بسیج شکل گرفته، افزود: حتم بدانید که بعد از لبنان و سوریه و با تشکیل بسیج، سومین فرزند انقلاب اسلامی ایران در عراق متولد می‌شود. دیگر این ایران نیست که مرگ بر آمریکا می‌گوید، بلکه همه ملت‌ها همصدا شده‌اند و شعار مرگ بر آمریکا سر می‌دهند.
سردار همدانی مقاومت و پیروزی مردم سوریه را رمز بیداری و همراهی آنها دانست و اظهار کرد: امروز نتیجه عملکرد شهدای خود را می‌توانیم در سوریه ببینیم. در حال حاضر در سوریه نیروهای جوانی از برادران اهل سنت داریم که بهترین عملکرد مدیریتی و نظامی را دارند و عاشق امام و انقلاب و سپاه هستند. در سوریه یک مرکز مطالعاتی درست شده است که با جمع‌آوری و پیاده‌سازی بیانات مقام معظم رهبری و بررسی و تحلیل، آنها را در تصمیم گیری‌ها لحاظ می کنند و نتیجه هم می‌گیرند.
در فهم صحیح موضوع تهاجم فرهنگی دچار انحراف شده‌ایم
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به بحث تهاجم فرهنگی گفت: متاسفانه ما تهاجم فرهنگی را در موضوعاتی مثل حجاب و مسائل دیگر خلاصه کرده‌ایم و از نکات اصلی و اساسی موضوع منحرف شده‌ایم. تهاجم فرهنگی واقعی را ما در سوریه دیدیم که چگونه با کار شبانه‌روزی و کار روی اعتقادات مردم، از ریشه و اصولی کار می‌کنند. دشمن برنامه داشت که طی سه ماه سوریه را بگیرد و در این مدت هم آنقدر کار رسانه‌ای و تبلیغاتی انجام داد که حتی برخی دانشگاه‌ها و اساتید ما هم اینطور اعلام می‌کردند که ما چرا باید به حزب بعث سوریه کمک کنیم!؟ اینقدر که کار فکری و فرهنگی دارد در این مباحث انجام می‌شود.
سردار همدانی با تاکید بر اینکه جنگ سوریه جنگ سنی با سنی است، خاطرنشان کرد: در سوریه فقط یک درصد شیعه هستند، ولی رسانه‌ها طوری وانمود می‌کنند که انگار شیعه با سنی می‌جنگد. باید آگاه باشیم که اینها تهاجم فرهنگی واقعی است.
این فرمانده دوران دفاع مقدس با اشاره به اعتراف ژنرال های آمریکایی به قدرت ایران امروز، اظهار کرد: آنها نمی دانند که منشا این قدرت کجاست.
وی افزود: امروزه ما در جبهه نظامی هیچ نگرانی نداریم و اصلا آسیب‌پذیر نیستیم. ایران نسبت به دوران هشت ساله دفاع مقدس، از نظر نظامی و نیروهای نظامی بسیار آماده تر و قوی تر است.
سردار همدانی با ابراز نگرانی از آسیب‌پذیری در جبهه‌های فرهنگی گفت: باید مراقب باشیم و بدانیم که در جبهه فرهنگی و جنگ نرم آسیب‌پذیر هستیم و باید کار اساسی انجام دهیم. احزاب و گروه های سیاسی باید بدانند که پیروزی برای ما در گروی وحدت ماست.
وی از منافع ملی به عنوان خط قرمز یاد کرد و ادامه داد: در زمان جنگ هم فرماندهان و نیروها از احزاب متفاوتی بودند ولی در جبهه همگی یکدل و یکصدا بودند و همین عامل وحدت رمز پیروزی ما بود.
این فرمانده دوران دفاع مقدس گفت: باید قدر امنیتی را که در کشور داریم، بیشتر بدانیم. امروز مردم عراق و سوریه و لبنان بهتر از هر کس دیگری می‌توانند برای ما بگویند که امنیت یعنی چه؟ آنها در حال حاضر بیشتر از هر چیز دیگری امنیت و آرامش می خواهند.
وی با تاکید بر اینکه اگر ایثار و شجاعت شهدای گرانقدر نبود، امروز در کشور امنیت وجود نداشت، اظهار کرد: اگر شهدا نبودند، کشور ما هم مثل عراق و سوریه و افغانستان می‌شد. شهدای ما در تمام دنیا الگو و نمونه شده‌اند و همه ملت‌ها یاد گرفته‌اند که رمز پیروزی و موفقیت، ایستادگی و مقاومت در راه آرمان‌هاست.
سردار همدانی به سن و سال کم و جوان بودن شهدا و فرماندهان در دوران دفاع مقدس اشاره کرد و افزود: در دوران جنگ کسانی بر مسند فرماندهی جنگ قرار گرفتند که ۳۰ سال یا کمتر داشتند، ولی با همین سن و سال کم، ویژگی‌ها و امتیازاتی داشتند که سبب مدیریت عالی آنها شده بود. بطوریکه وقتی فرمانی را صادر می‌کردند نیروهای تحت امر اطاعت از فرمان آنها را بر خود واجب می‌دانستند.
وی با اشاره به برخی شهدا و فرماندهان گردان حضرت علی اکبر(ع) همچون شهیدان سماوات، شکری‌پور، امیدی، مبارکی و دیگر شهیدان استان همدان، گفت: این فرماندهان در عین جوانی، خودشان را ساخته و پرداخته و پرورش داده بودند و همین خودسازی، عامل موفقیت و مدیریت آنها در جنگ بود.
سردار همدانی با تاکید بر اینکه حدود سه سال از بحران سوریه می‌گذرد، خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبری بصیرت را رمز پیروزی و موفقیت می‌دانند و امروز مردم سوریه به بصیرت و آگاهی رسیده‌اند و در راه رسیدن به این آگاهی و پیروزی هم هزینه‌ها و خسارات بسیاری را متحمل شده‌اند.نبود بصیرت عامل مهم شکست ملت‌هاست و هر جا که در طول تاریخ از دشمن ضربه خورده‌ایم، به خاطر بی‌بصیرتی بوده است و هر جا که ملت به آگاهی رسیده‌اند، توانسته‌اند بر دشمنان خود غلبه کرده و پیروز شوند.
این فرمانده دوران دفاع مقدس با تاکید بر اینکه برای ما، جنگیدن در شلمچه و سوریه فرقی نمی‌کند،افزود: در جنگیدن به دنبال هدفی والاتر هستیم که همان جنگ برای رضای خدا است و شهدای ما هم برای رضای خدا می‌جنگیدند. شهدای ما به بصیرت رسیده بودند و راه و مسیر و هدف خود را انتخاب کرده بودند.
سردار همدانی به اجرای عملیات‌های پراکنده گروهک تروریستی داعش اشاره کرد و ادامه داد: این نیروها همانهایی هستند که وقتی در سوریه ناکام ماندند، وارد عراق شدند. اینها کارهای نیستند. اینها یک مشت جیره خوارند که توسط پادشاه عربستان و دار و دسته وی که آمریکایی هستند مدیریت و تغذیه می‌شوند.
مدیریت حرکات تروریستی یکی است و تنها بازیگران عوض شده‌اند
این فرمانده دوران دفاع مقدس ادامه داد: در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران هم، صدام یک نیروی فریب خورده و بازیگر بود. همان کسانی که امروز این حرکات تروریستی را مدیریت می‌کنند، در آن دوران هم از صدام استفاده کردند. آنها یک روز در سوریه، یک روز در لبنان و یک روز هم در عراق به دنبال ایجاد فتنه هستند و در همه این فتنه ها هم کارگردان و بازیگردان یکی است و فقط بازیگران عوض شده‌اند.در این دوران هم گروهکی را به اسم داعش علم کرده‌اند که خودشان کاره‌ای نیستند. یک مشت فریب خورده هستند که به بازی گرفته شده‌اند.

 

روزهای مالکی و حضور ایران در عراق بشماره افتاده است: بخش چهارم

Share Button

هرچه بیشتر مقامات آمریکایی، انگلیسی ، آلمانی و خود سیاستمداران عراقی مانند ایاد علاوی به مالکی میگویند که تنها راه  خنثی کردن نیروهای جهادی و داعش تشکیل یک دولت نجات ملی است او فقط به راه حال نظامی فکر میکند و با توجه به اینکه ارتش عراق از هم پاشیده است درک این نکته سخت نیست تا بدانیم او در درجه اول به نیروهای سپاه ایران و در درجه دوم  به فرقه ایی کردن جنگ؛ با سنی و شیعه کردن آن و  وانمودن جنگِ بین رژیم خود و مردم عراق (غالباً سُنی)  به یک جنگ سنی و شیعه  که روح جانبازی را در شیعیان بوجود بیاورد، امید بسته است. ولی او نمیداند که پس از آزمون جمهوری اسلامی و آرمون دولت خود مالکی اگر شهدای کربلا هم زنده شده و دعوت به جهاد  علیه داعش کنند کسی بیاری همان حسین هم برنمیخیزد.

نخست وزیر عراق: جت های روسی  ورق جنگ را برمیگردانند!

A Russian Sukhoi Su-27 fighter

آقای مالکی میگوید که به روسیه سفارش جتهای جنگنده  سوخوی داده است که احتمالاً شبیه عکسهای فوق میباشند.

نوری المالکی مصاحبه ایی با  سرویسBBC عربی دارد که من خلاصه آنرا ذیلاً درج میکنم. فکر میکنم متن این مصاحبه را بعنوان یک سند مهم تاریخی باید به مراکز اسناد سیاسی مهم دنیا سپرد تا آیندگان بدانند چه کسانی با چه درجه از شعور بر سرنوشت ملتها فرمان رانده اند.

خلاصه بگویم در این مصاحبه مالکی به خبرنگار بی بی سی میگوید اگر دولتش جنگنده بمب افکن داشت و اگر آمریکاییها او را فریب نداده و هواپیماهای جنگنده بمب افکنی را که به عراق فروخته اند را زود تر تحویل داده و روند تحویل آنها را ِکش نمیدادند الان داعش و شورشیان سُنی پشت دروازه های بغداد  نبودند. او وعده میدهد که با خرید ضربتی چند فروند سوخوی روسی(جت شکاری بمب افکن)، دست دوم از روسیه و بلاروس، در دو سه روز آینده ، جذر و مد میدان جنگ دگرگون و مخالفان قلع و قمع خواهد شد.

بنظر من برای تحلیل این سخنان مالکی نه تحلیلگر نظامی، و نه تحلیلگر سیاسی لازم است بلکه  به یک روانپزشک نیاز است تا به این رهبر شیعان عراق بگوید چه خلبانی باید ظرف این دو سه روز آینده پرواز با این هواپیماها را یاد بگیرد، چه کادر فنی در عرض دو سه روز باید تربیت شود تا مسائل فنی و آماده سازی پرواز این هواپیماها را حل و فصل کند. و بعد از همه اینها این چند هواپیمای جنگنده کجا ها را میخواهند بکوبند؟ !  پاسخ این سئوالات را فقط خود مالکی و مشاور نظامی اش سردار سرلشگر قاسم سلیمانی میدانند.

نوری المالکی بلافاصه دو روز پس از فتوای آیت الله سیستانی که همراه با ورود ۲۰۰۰ تن از سپاهیان قدس ایران به عراق بود، بجای اینکه رسماً بدون رودربایستی بگوید که برای نجات خود به نیروهای ایرانی امید بسته است، گفت در عرض ساعات آینده با پیوستن  نیروهای داوطلب به ارتش عراق این ارتش پیروزیهای چشمگیری در نبرد با شورشیان کسب خواهند کرد.  او نخواست بگوید منظورش از داوطلبان همین سپاه قدس است. ولی فهمیدن این دشوار نیست که دوختن فقط یونیفورم نظامی و تهیه پوتین و سرویس خورد و خوراک و خواب برای این دهها هزار داوطلب نه چند ساعت و نه چند روز بلکه به چند ماه وقت نیاز دارد از آموزش رزمی چیزی نمیگویم. آنچه  پس این وعده پیروزیهای سریع در عمل پیش آمد این بود که ساعاتی پس از آن وعده های مالکی،  شورشیان چند شهر دیگر را بسرعت برق و بدون جنگیدن گرفتند و ارتش عراق هم براق آسا  بدون شلیک یک گلوله از مقابل آنها گریخت و آن ۲۰۰ نفر نیروی ویژه سپاه قدس ایران هم نتوانست کاری بکند.

حالا هم آقای مالکی ناخود آگاه بند را آب میدهد. نمیداند که شنونده ابله نیست و با شنیدن این حرفها اگر او را احمق و هزیان گو تلقی نکند پی میبرد که این هواپیماها با خلبانان ایران و یا اجیر از همان بلاروس یا آسای میانه و قفقاز به پرواز در خواهند آمد و از همان مناطق هم کادر فنی تأمین خواهد شد و درخواهد یافت که این هواپیماها حد اکثر کاری که قادرند بکنند تخریب خانه های مردم بر سر آنهاست نه نجات رزیم مالکی.

از این نقطه ببعد این مطرح میشود که این هویماهای معجزه آسا چه نیروی زمینی را پوشش خواهند داد؟ ارتش عراق که عملاً منحل شده است. پس میماند بمباران کور و تبدیل مناطق آزاد شده به خرابه هایی شبیه به حلب در سوریه. ولی اگر ارتش سوریهخ توانست با این بمبارانهای وحشیانه موفقیت نسبی  کسب کند یک دلیلش این بود که آن ارتش وا نرفته و منحل نشده و اراده سرکوبش با کپک فساد و ترس و بی اعتقادی کاملاً فلج نگردیده بود.

من قبلا تأکید کرده ام که ارتش عراق دوچار شکست نظامی نشده است چون این ارتش هرگز نجنگید تا شکست بخورد بلکه در اثر بی اعتقادی و فلج اخلاق نظامیگرانه فقط فرار کرد. فرار این ارتش باز تاب عدم اعتقاد جامعه به رژیم مالکی و نامشروعیتی رژیم اوست که این فقدان مشروعیت را با  بمباران مردم نمیتوان جبران کرد.

هرچه بیشتر مقامات آمریکایی، انگلیسی ، آلمانی و خود سیاستمداران عراقی مانند ایاد علاوی به مالکی میگویند که تنها راه  خنثی کردن نیروهای جهادی و داعش تشکیل یک دولت نجات ملی است او فقط به راه حال نظامی فکر میکند و با توجه به اینکه ارتش عراق از هم پاشیده است درک این نکته سخت نیست تا بدانیم او در درجه اول به نیروهای سپاه ایران و در درجه دوم  به فرقه ایی کردن جنگ؛ با سنی و شیعه کردن آن و  وانمودن جنگِ بین رژیم خود و مردم عراق (غالباً سُنی)  به یک جنگ سنی و شیعه  که روح جانبازی را در شیعیان بوجود بیاورد، امید بسته است. ولی او نمیداند که پس از آزمون جمهوری اسلامی و آرمون دولت خود مالکی اگر شهدای کربلا هم زنده شده و دعوت به جهاد  علیه داعش کنند کسی بیاری همان حسین هم برنمیخیزد.

برای درک هذیان آمیز بودن و واکنشهای بسیار خام و نسنجیده و عکس العملی نوری المالکی، حتی روانپزشک بودن هم لازم نیست بلکه کافیست تا کسی بعنوان یک نگهبان در یک آسایشگاه روانی  مدتی کار کرده باشد که بداند این شخص به پرت و پلا گویی افتاده است. حال چگونه او انتظار دارد یک دوره دیگر هم رئیس جمهور شود؟ فقط خدا میداند. او و دولتمردان ایران ازجمله شیخ حسن روحانی رئیس جمهور، دائماً از خطر تروریسم و امکان سرایت آن به پرورندگانش هشدار میدهند. در تاریخ سیاست و جنگ، تروریسم و تروریست به جریانی گفته میشود که با تعدادی معدود با غافلگیری دست به عمل زده و در میرود. تروریسم فاقد پایگاه مردمی است و بنا براین به این شیوها ی مبارزه فردی و غافلگیرانه متوسل میشود. تروریسم نمیتواند بطور سازمانی در شبکه های  چند هزار یا چند ده یا چند صد هزار باشد! تروریسم وارد رویارویی جبهه ایی با قدرت حاکم  نمیشود چون این بمعنای نابودی اوست.

با قضاوت از روی همین اخبار رسانه های دنیا، شورش عراق با چند صد نفر از ۳۰۰ تا ۷۰۰ و تصرف موصل شروع شد. من فرض را بر صحت این گزاره خبری میگیرم و از این میگذرم ترتیب دادن چینین حمله ایی با چنین تعدادی بطور مخفی از دید جریانهای اطلاعاتی چقدر سخت است. اگز این جریان(داعش) تروریستی بوده و منطقاً جدا از مردم باید پس از این ضربه غافلگیرانه و تصرف شهر، پس از چند ساعت سریعاًً عقب مینشست و از رویارویی با قوای دولتی پرهیز میکرد. برای اداره  شهری دو میلیونی در شرایط جنگی؛ نه چندصد نفر بلکه چند هزار پرسنل نظامی و دیوانی هم کافی نیست.  این داعشی که با چند صد نفر شروع کرد، امروز بنوشته همین رسانه ها از جمله همین بی بی سی، تعداد کل نیروهای آن به ۱۰٫۰۰۰ در عراق و سوریه تجمین زده میشود که دائماً به اینسوی و آنسوی مرز رفت و آمد میکنند. اگر این تعداد را هم قبول کنیم که دیگر بحث تروریسم نیست، و وسعت اراضی تحت کنترول آنها را در نظر بگیریم پی میبریم که آنها توانسته اند دهها هزار نیروی جدید را طی همین مدت کوتاه بخود جذب کنند و از طرف جمعیت محلی اراضی آزاد شده هم با هیچگونه مقاومت منفی، مدنی و نظامی روبرو نشده اند. پس نتیجه این میشود که رژیم مالکی نه با داعش و تروریستهایی از این نوع بلکه با یک جنبش مردمی صدها بار عظمیم تر از داعشی است که از ان لولو خور خوره درست شده است بدون اینکه کشی بداند آن  چیست؟ اگر ر.زیم مفلوک مالکی یک ذره حمایت مردمی میداشت بایستی از این همه داوطلبان بتواند یک جنبش فعال چریکی و ایذایی در پشت خطوط داعش راه بیاندازد! ولی رژیم نتوانسته یک عکس العمل مردمی چند ده نفره هم علیه داعش ایجاد کند با اینکه خودش هم از ایدئولوژی استشهادی برخوردار است.

من در تحلیل داعش فقط یک نکته را میگویم که محتاج تدقیق بسیار است ولی پرداختن بدان، یاداشت را طولانی تر از اینکه هست میکند. آن نکته اینست که ؛ بدون استثناء همه جریانهای اسلامگرا، خود را جریانیهایی فرا ملی و فرا جغرافیایی و فراتاریخی  میدانند. جغرافیایی و تاریخی شدن آنها یعنی جغرافیایی و تاریخی کردن خدا و محمد و قرآن و دین و مذهب و لخت کردن عامیت جهانگرایی آنست. حماس، حزب الله، جمهوری اسلامی   و القاعده هرگز نپیذیرفتند و اعلام نکردند که جریانهای ملی بوده و میدان عمل خود را به یک کشور خاص و یک دوره تاریخی معین محدود میکنند. حتی در آنجاهم که این جریانها برحسب مقتضیات، شکل ملی بخود گرفته اند بلحاظ گفتمانی خود را  همچنان جریانی جهانی دانسته اند که قصد اسلامی کردن دنیا را دارند. محمود احمدی نژاد دائم از مدیریت امام زمانی جهان داد سخن میداد و این  ادعا رونوشتی دقیقاً مطابق اصل بود.

حال چگونه است که یکی از سرسخت ترین جریانهای بنیاد گرای اسلامی مأموریت ایمانی خود را به عراق و شامات محدود کرده و با نهادن چنین نامی بر روی خود، چنین صریح نقض غرض کرده است؟

ایمان الظواهری  رهبر القاعده، در همان اوایل ظهور داعش  با بدگمانی به این القاعده نوظهوری که ظرف فقط چند ماه القاعده سابقه دار او را در حاشیه قرار داده بود توصیه کرد که  در سوریه از جبهة النصرت پیروی کند. داعش نه تنها تمکین نکرد بلکه به جنگ با جبهة النصرة، پرداخت و او را از مناطق زیادی بیرون راند و تعدادی از فرماندهانش را کشت. این فشار داعش  به جبهتة النصرة، آنرا را چنان در تنگنائی قرار داد که مجبور شد تن به همکاری و تعامل با دیگر جریانهای اسلامیستی مرتبط با ارتش آزاد سوریه بدهد.  اینک مدتها است که جبهة النصرت دیگر با ارتش آزاد سوریه علیه رژیم اسد و داعش همکاری میکند. داعش اعلام کرد که جبهتة النصرة را بعنوان القاعده و امین الظواهری را بعنوان رهبر برسمیت نمیشناسد.

دیروز جبهتة النصرة در منطقه مرزی سوریه و عراق اعلام کرد که از این ببعد خود را تابع داعش میداند. از طرف ایمان الظواهری تا کنون در مورد  این موضعگیری جدید جبهة النصرت  هیچ اظهار نظری نشده است. ولی بعداً معلوم خواهد شد کدامیک از این دو  بردیای دورغین این سناریوی پیچیده گیج کننده بوده و میباشد.

سخن آخر اینکه اگر داعشی، با خط و ربط تروریستی اسلامگرایانه در واقع وجود داشته است، این داعش در عراق امروز به یک جنبش توده ایی مردمی با خواستها و مطالبات اجتماعی و سیاسی میلیونی تبدیل شده است.

………………………………

Iraqi PM Nouri Maliki: Russian jets will turn tide

A Russian Sukhoi Su-27 fighter
Mr Maliki says Iraq has ordered Sukhoi fighter jets from Russia, possibly similar to the one pictured

Iraq’s Prime Minister Nouri Maliki has told the BBC that he hopes jets from Russia and Belarus will turn the tide against rebels in the coming days.

“God willing within one week this force will be effective and will destroy the terrorists’ dens,” he said.

He said that the process of buying US jets had been “long-winded” and that the militants’ advance could have been avoided if air cover had been in place.

Isis and its Sunni Muslim allies seized large parts of Iraq this month.

Mr Maliki was speaking to the BBC’s Arabic service in his first interview for an international broadcaster since Isis  – the Islamic State in Iraq and the Levant – began its major offensive.

“I’ll be frank and say that we were deluded when we signed the contract [with the US],” Mr Maliki said.

“We should have sought to buy other jet fighters like British, French and Russian to secure the air cover for our forces; if we had air cover we would have averted what had happened,” he went on.

He said Iraq was acquiring second-hand jet fighters from Russia and Belarus “that should arrive in Iraq in two or

three days”.

An Iraqi Christian girl, of those who fled from Mosul, Iraq and other nearby towns, arrives at a social club in Ainkawa in IrbilThe conflict continues to displace people within Iraq – these Christian refugess arrived in Irbil on Thursday
Smoke billows from an area controlled by the Islamic State of Iraq and the Levant (Isis) between the Iraqi towns of Naojul and Tuz KhurmatuSmoke was seen in this Isis-held area between the northern towns of Naojul and Tuz Khurmato
Mourners carry the coffin of a victim killed by a suicide bomb attack in MahmoudiyahOther parts of Iraq are also suffering from violence – funerals were held in Mahmoudiyah for the victims of attacks on Wednesday

The government has struggled to hold back the militants’ advance from the north and west.

The US, which backs the Iraqi government, has stressed that the militants can only be defeated by Iraq’s own forces.

Iraq has also been receiving support from Iran, with whom its Shia Muslim leaders have close links.

Mr Maliki also confirmed that Syrian forces had carried out air strikes against Islamist militants at a border crossing between Iraq and Syria.

He said Iraq had not requested the strikes but that it “welcomed” them.

“They carry out their strikes and we carry out ours and the final winners are our two countries,” he said.

Military and rebel sources say the strike took place inside Iraq, at the Qaim crossing, although Mr Maliki said it was carried out on the Syrian side.

Militant sources have been reporting for two days that Syrian jets hit the Iraqi side of Qaim, and also Rutba which is further inside Iraq.

The militants say 70 people were killed in the first attack and 20 in the second.

Fighting has been reported on Thursday, with Iraqi special forces flying into the university in the city of Tikrit and  clashes ensuing.

Also on Thursday, the charity War Child condemned the “gravest violations against children’s rights” in thecourse of the conflict, including “recruitment and use of children by armed groups”.

The charity also says it fears the “risk of sexual violence for children is extremely high”.

Fighting has been reported on Thursday, with Iraqi special forces flying into the university in the city of Tikrit and clashes ensuing.

Also on Thursday, the charity War Child condemned the “gravest violations against children’s rights” in the course of the conflict, including “recruitment and use of children by armed groups”.

The charity also says it fears the “risk of sexual violence for children is extremely high”.

line

Analysis: Jim Muir, BBC News, Irbil, northern Iraq

So far, the Iraqi army has been unable to launch a strategic counter-offensive to drive the rebels back.

The addition of three Iranian-backed Shia militias to its forces in the field has added to the perception that this is a Shia army fighting to impose Shia rule on Sunni areas.

Its chances of re-conquering the lost ground appear very slight. And if it did, it would be crushing and further displacing Sunni populations to plant the state flag on the smoking ruins.

It’s now taken for granted by most Iraqi politicians that the Sunnis have carved out their own area, and that things will never be the same.

Old battle lines redrawn

line

Mr Maliki is trying to form a new government but has rejected calls to create an emergency coalition which would include all religious and ethnic groups.

He said on Wednesday that forming a broad emergency government would go against the results of April’s parliamentary elections, which were won by his alliance of Shia parties.

Prominent Kurdish politician Barham Salih: “We need to empower the moderate Sunnis to take on Isis”

His political rival, Ayad Allawi, had proposed forming a national salvation government.

Meanwhile, Masoud Barzani, the leader of Iraqi Kurdistan visited the northern city of Kirkuk for the first time since it was seized by Kurdish forces earlier this month.

It fell into the hands of Kurdish fighters when Iraqi troops fled in the face of the Islamist advance.

Map showing areas controlled by ISIS-led militants in Iraq

Are you in Iraq? What do you think of the current situation? If you are happy to talk to a BBC journalist please email us athaveyoursay@bbc.co.uk Please use the word ‘Iraq’ in the subject heading.

Or complete the form below.

Al Maliki concedes political solution needed

Share Button

 Al Maliki has thus far publicly focused on a military response to the two-week crisis, and his latest comments were his clearest yet regarding finding a political solution. Earlier in an interview with the BBC, Al Maliki said the Syrian air force had carried out air strikes against militants on the Syrian side of the Al Qaim border crossing, not on the Iraqi side which was previously believed. He added that Iraq had purchased several used Sukhoi fighter jets from Belarus and Russia. The Iraqi leader said that while Baghdad did not request the Syrian strikes, he “welcomed” any such move against militants led by the jihadist Islamic State of Iraq and the Levant (ISIL).

 

  • Jordanian Foreign Minister Nasser Judeh (left), Saudi Arabia’s Foreign Minister Prince Saud Al Faisal (second left) and UAE Foreign Minister Shaikh Abdullah Bin Zayed Al Nahyan (right), listen as US Secretary of State John Kerry speaks to thepress before a meeting at the US Chief of Mission Residence in Paris on Thursday.

Hundreds of villagers fleeing violence crowd at checkpoint on the edge of Kurdish territory

Golf News

pPublished: 17:45 June 26, 2014

Baghdad: Prime Minister Nouri Al Maliki conceded Thursday that political measures were needed alongside military action to repel a Sunni insurgent offensive that has overrun swathes of Iraq and threatens to tear it apart. His remarks came during a meeting with visiting British Foreign Secretary William Hague, who reiterated Western calls for Iraqi leaders to unite in the face of a militant onslaught that has killed more than 1,000 people and displaced more than half a million.

On the ground, fighters continued to target key towns and infrastructure but security forces appeared to be performing better than in the initial days of the advance, when they largely wilted. “We should proceed in two parallel tracks,” Al Maliki told visiting British Foreign Secretary William Hague, according to a statement issued by the premier’s office. “The first one is work on the ground and military operations against terrorists and their gatherings,” he said. “The second one is following up on the political process and holding a meeting of the parliament (on time) and electing a head of parliament and a president and forming the government.”

Al Maliki has thus far publicly focused on a military response to the two-week crisis, and his latest comments were his clearest yet regarding finding a political solution. Earlier in an interview with the BBC, Al Maliki said the Syrian air force had carried out air strikes against militants on the Syrian side of the Al Qaim border crossing, not on the Iraqi side which was previously believed. He added that Iraq had purchased several used Sukhoi fighter jets from Belarus and Russia. The Iraqi leader said that while Baghdad did not request the Syrian strikes, he “welcomed” any such move against militants led by the jihadist Islamic State of Iraq and the Levant (ISIL).

Meanwhile, hundreds of Iraqi villagers fleeing advances by jihadist militants crowded at a checkpoint on the edge of the country’s Kurdish-controlled territory Thursday seeking shelter in the relative safety of the self-rule region. An insurgent artillery offensive against Christian villages in the north of Iraq on Wednesday sent thousands of Christians fleeing from their homes, seeking sanctuary in the Kurdish enclave. The shelling of a cluster of villages happened in an area known as Hamdaniya,75 kilometres from the frontier of the self-ruled Kurdish region.

تقاضای کمک رهبری حماس از حسن روحانی !

Share Button

نزدیکی حماس تا حد تسلیم به دولت ساحال غربی برهبری محمود عباس، بخشی از استراتژی تغیر چیدمان قدرت سیاسی و ژئوپولیتیک منطقه است که نیروی دینامیک آن، نه غرب، بلکه خودِ تضادهای کلاف در کلاف منطقه و جنبش طوفانی بهارعربی است ولی غرب و در رأس آن آمریکا، با شناختن دقیق این دینامیسم سونامیکال، از قدرت مهیب انفنجاری آن برای  ایجاد یک نظم جدید در منطقه بهره گرفته و بر موج آن آن طوفان کاملاً سوار است. آنها که خونسردی اوباما و دستگاه حاکمه آمریکا را در برابر پیشروی داعش در عراق سر سری گرفته اند، از رخدادهای آینده در تمامی منطقه بی اندازه حیرت زده خواهند شد.

پیش کامنتی بر یاداشت معنی دار سایت تابناک در مورد تقاضای خالد مشعل برای کمک ایران به حماس.

هنیه رهبر

 

اسماعیل هنیه در دیدار دوسال قبلش از ایران مقارن روی کار آمدن مرُی در مصر. شایان تذکر است که کراوات شیک هنیه در پشت دست رهبر قرار دارد و دیده نمیشود ولی چفیه فلسطینی عربی  مقام معظم رهبر مثل همیشه مکمل عماه اوست. 

اگر یاداشت زیر را یکی از سایتها و یا رسانه های اپوزیسیون، چه برانداز چه سبز مینوشت، مطلب چندان جدیدی نمیتوانست تلقی شود. ولی وقتی سایتی مانند تابناک(سایت منتسب به سردار و فرمانده سپاه در دوران جنگ؛ محسن رضایی) مینویسد، میتوان  آنرا انعکاس نظر بخش عمده ایی از حاکمیت و سران نظامی ایران  تلقی کرد. لذا باید هم آنرا بدقت خواند و هم در ابعاد معنای عملی آن در حوزه سیاست خارجی عموماً و منطقه ایی رژیم خصوصاً، دقت و اندیشه کرد. سایت تابناک نه میتواند و نه میخواهد تا همه نکبت دراماتیک محور سازیهای پوشالی ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی رژیم را طی این ۳۵ سال، که صدها میلیارد دلار از منابع مالی مملکت صرف آن شده، و از بوسنیا تا صنعا و دمشق  و بغداد را در بر میگیرد را گزارشگری کند.

بنظر من این دراماتیک نکبت آلود، با سقوط قریب الوقوع نوری المالکی در عراق میرود تا چون طوفانی مهیب تراز آنچه سواحل تایلند و کالیفرنیا  را زیرو رو کرد  صحنه سیاسی منطقه را کن فیکن کند. میرود تا  کاخ توهمات قدر قدرتی رژیم حاکم بر ممکلت ما را به افتضاح آمیز ترین شکل ممکن درهم بریزد. بنا به این گزارشِ تابناک، خالد مشعل از رئیس جمهور ایران، روحانی، رسماً  تقاضای کمک کرده است. من یقین دارم که خالد مشعل این نامه را نه در واقع به امید دریافت کمک از ایران ( آنچنانکه گزارشگر سایت تابناک فهمیده است زیرا از آغاز انقلاب تا امروز این گونه روابط و کمکها خارج از فضای علنی و رسانه ای، پنهانی رتق و فتق میشده است)، بلکه مخاطب اصلی این نامه  خودمردم نوار غزه  و جنگجویان حماس و جهاد اسلامی است تا به آنها از اینطریق بگوید: به آخر خط رسیده ائیم و راهی بجز تسلیم و دنباله روی از دولت محمود عباس و ساحل غربی نیست و این آخرین قایق نجات است.

دولت حماس دیگر کمترین شانسی برای باقی ماندن ندارد. خطری که در حال حاضر دولت حماس و سران آن تهدید میکند، دیگر نه حتی اسرائیل بلکه ژنرال السیسی و حکومت کنونی مصر است که با اعلام حماس بعنوان یک سازمان تروریستی، ماهها قبل از اینکه در جایگاه ریاست جمهوری هم قرارگیرد فرمان تخریب تمام گذرگاههای زیر زمینی نوارغزه را به صحرای سینا داد.

در اراده قاطعانه ژنرال السیسی برای منهدم کردن حماس همین بس که،  دستگاه قضایی مصر، ارتباط محمد مُرسی با حماس را جاسوسی برای یک نیروی خارجی طبقه بندی کرده و باستناد آن برای مُرسی تقاضای اعدام کرده است. برای درک اهمیت این نکته کافیست بیاد بیاوریم که تا چندی پیش، رابطه داشتن و کمک به حماس در تمام منطقه و در ممالک اسلامی، یک رویکرد انقلابی و امیتاز آفرین تلقی میشد که شهره آفرین بود. محافظه کارترین دولت ای عرب منطقه اگر رسماً و علناً از حماس حمایت نمیکردند جرعت فاصله گیری از آنرا هم نداشتند. در پرتو همین ترس از درافتادن با حماس بود که کسی، مانند حسنی مبارک که هم با آمریکا نرد دوستی میباخت هم با اسرائیل، اجازه داده بود بین سینا و نوار غزه صدها تونل زیر زمینی حفر شود که از مجرای آنان سلاح و مهمات به داخل نوار غزه قاچاق میشد و دستگاه استخبارات و ارتش مبارک هم چشمش را بروی آن میبست حال آنکه برخلاف قرار داد کمپ دیوید بود. زیرا رژیم مبارک با این چشم پوشی، سیاست غربگرایانه و اسرائیل دوستانه خود را بالانس میکرد.

چند ماه پس از سرکوب اخوان در مصر یکی از نزدیکان ژنرال عبدالفتاح السیسی گفت؛ پس از خُرد کردن اخوان المسلمین نوبت حماس خواهد بود.

معنای واقعی نامه علنی و رسانه ای شده خالد مشعل برای روحانی را، که او قطعاً انتظار پاسخ منفی هم برای درخواست کمک خود از آن دارد، بهیچ وجه نه از سطور آن بلکه از معنای نهفته در لابلای آنها باید دریافت.

همچنانکه گفتم خالد مشعل میخواهد  از این راه به هواداران حماس در ساحل غزه بگوید؛ دیگر شانسی و امیدی وجود ندارد. خالد مشعل اینقدر شعور دارد که بداند اگر در گذشته که موازنه نیرو در منطقه بنفع حماس بوده و آن سازمان به رغم حمایت دولت اسلامگرای اردوغان، حکومت سوریه و حزبالله و ایران اسلامی، هیچ غلطی نتوانسته بکند حالا که دیگر تمام کازه و کوزه موازانه نیرو در منطقه واژگون شده و بیشتر هم واژگون خواهد شد، کمکهای ایران هم کمکی به نجات آن سازمان نخواهد کرد هرچند من باور ندارم که حتی این کمکها اساساً قطع شده باشند. درک این مسئله ممکنست برای گزارشگر سایت تابناک دشوار باشد ولی برای خالد مشعل دشوار نیست.

نزدیکی حماس تا حد تسلیم به دولت ساحال غربی برهبری محمود عباس، بخشی از استراتژی تغیر چیدمان قدرت سیاسی و ژئوپولیتیک منطقه است که نیروی دینامیک آن، نه غرب، بلکه خودِ تضادهای کلاف در کلاف منطقه و جنبش طوفانی بهارعربی است ولی غرب و در رأس آن آمریکا، با شناختن دقیق این دینامیسم سونامیکال، از قدرت مهیب انفنجاری آن برای  ایجاد یک نظم جدید در منطقه بهره گرفته و بر موج آن آن طوفان کاملاً سوار است. آنها که خونسردی اوباما و دستگاه حاکمه آمریکا را در برابر پیشروی داعش در عراق سر سری گرفته اند، از رخدادهای آینده در تمامی منطقه بی اندازه حیرت زده خواهند شد.

بنظر من سرنگونی یا عزل نوری المالکی فقط شروع شمارش معکوسی است که پژواک آهنگ آن تا فراسوی خاورمیانه هم خواهد رفت. من در روزهای آینده در ادامه یاداشتهایم با عنوان”روزهای مالکی و حضور ایران در عراق بشماره افتاده است“، نگارش سری یاداشت جدیدی را با عنوان “شمارش معکوس برای سرنگونی بشار آغاز گریده است” را شروع خواهم کرد.  توجه کاربران را از قبل بدان جلب میکنم. بنظر من هم اکنون این شمارش معکوس آغاز گردیده است.

پایان پیش کامنت و اینهم یادداشت تابناک:

در حاشیه نامه‌نگاری خالد مشعل برای رئیس جمهور ایران
خالد مشعل،رئیس دفتر سیاسی جنیش حماس در فلسطین،به رئیس جمهور،حسن روحانی نامه نوشته و از وی درخواست حمایت و کمک کرده است.درخواست کمکی که اجابت آن توسط رئیس جمهور ایران،مستلزم فراموش کردن رفتار و کردار امثال خالد مشعل در قبال ایران است. سه سالی که دوستان خالد مشعل،به حرم حضرت زینب(س) یورش ها بردند…
کد خبر: ۴۱۱۲۲۶
تاریخ انتشار:۰۵ تیر ۱۳۹۳ – ۲۱:۴۱-۲۶ June 2014

آقای مشعل، لطفاً به این سوال‌ها پاسخ دهید!یکی از روندهای قابل توجه در منطقه که از بیش از سه سال قبل و همزمان با آغاز درگیری ها در سوریه آشکار شد، روند فاصله گرفتن سازمان حماس از ایران و محور مقاومت در منطقه بود. روندی که بر خلاف انتظار رهبران حماس نتوانست نتیجه موردنظر آن ها را به همراه آورده و بازخوردهای منفی برایشان به بار آورد. نامه اخیر رئیس دفتر سیاسی این سازمان به رئیس جمهور ایران، دربردارنده نکات مهمی در این زمینه است.
به گزارش «تابناک»، امروز خبری در رسانه ها منتشر شد مبنی بر اینکه خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی سازمان فلسطینی حماس با ارسال نامه ای برای حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، به تشریح اقدامات اخیر صهیونیست ها علیه فلسطینیان پرداخته و از ایران درخواست حمایت و پشتیبانی بیشتر کرده است.
در این نامه که از سوی مرکز اطلاع رسانی فلسطین منتشر شده، مشعل درباره موج «مجازات های دسته جمعی» مستمر و روزافزون رژیم صهیونیستی که از ۱۰ روز پیش علیه فلسطینی ها در کرانه باختری و غزه آغاز شده سخن گفته و از رئیس جمهور و ملت ایران خواسته در راستای حمایت همیشگی خود از ملت فلسطین، بیش از پیش از «فلسطینیان و مبارزاتشان در مقابله با اشغالگران صهیونیست» حمایت شود و اقداماتی در این زمینه برای توقف حملات صهیونیست ها انجام گیرد.
بخش اصلی مسائل مورد اشاره مشعل، به اقداماتی مربوط است که رژیم صهیونیستی طی چند روز اخیر و در پی ناپدید شدن سه شهرک نشین نظامی ارتش این رژیم در منطقه اشغالی «الخلیل» انجام داده و به بهانه این اتفاق، اقدام به انجام حملاتی علیه مواضع حماس و همچنین علیه فلسطینی ها کرده است.
اما این نامه در شرایطی از سوی مشعل برای روحانی ارسال می شود که طی بیش از سه سال اخیر و در پی آغاز و سپس اوج گیری درگیری ها در سوریه، این سازمان خط خود را به کلی از ایران جدا کرده و با تصور اینکه در پی تحولات منطقه، یک «خاورمیانه اخوانی» – متشکل از دولت های وابسته به گروه های هم فکر این سازمان- تشکیل خواهد شد، ماندن در محور مقاومت را به صلاح خود ندید.
اکنون گویا مشعل فراموش کرده که خود و دیگر رهبران سازمان حماس، طی سال های اخیر مرکز توجه خود را به سوی ترکیه، قطر و مصر معطوف کرده و کار را به جایی رساندند که از رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه با عنوان «رهبر جهان اسلام» یاد کردند!
اما از چند ماه پیش و در پی وقوع تحولات جدی در روندهای جاری خاورمیانه، این رهبران خود را در وضعیت بغرنجی دیدند که نه راه پیش برای آن ها باقی گذاشته و نه راه پس. در حقیقت، ناکامی سیاست خارجی ترکیه در قبال سوریه و عدم موفقیت دولت آنکارا در براندازی اسد، تغییر پادشاه قطر و ملایم تر شدن سیاست منطقه ای این کشور و مهمتر از همه، سقوط محمد مرسی، رئیس جمهور مصر، عواملی بودند که سبب شدند حماس خود را به ناگاه در عرصه منطقه تنها ببیند.
حال همین تنهایی و نداشتن پشتیبان سبب شده همان افرادی که تا چند ماه پیش به کلی نسبت به ایران بی تفاوت شده و حتی در آشکار و نهان موضع گیری هایی را نیز علیه جمهوری اسلامی ایران اتخاذ می نمودند، بار دیگر دست نیاز به سوی ایران دراز کرده و راه نجات خود را در یاری گرفتن از ایران ببینند.
گویا جناب مشعل فراموش کرده که سیاست های سازمان متبوعش در فاصله گرفتن از محور مقاومت بود که سبب شد گروه های تکفیری در مناطق مهم درگیری در منطقه، از سوریه تا عراق قدرت گرفته و به مبارزه با کشورها و سازمان های عضو محور مقاومت بپردازد. طبیعی است که در این شرایط، رژیم اسرائیل دست خود را در منطقه باز دیده و می تواند با فراغ بال نقشه های توسعه طلبانه خود را علیه فلسطینی ها به اجرا بگذارد.
به عبارت دیگر، آنچه هم اکنون در سرزمین های اشغالی، از کرانه باختری گرفته تا غزه جریان دارد، نتیجه چیزی جز سیاست های فرصت طلبانه و قدرت طلبانه خود رهبران حماس نیست و اکنون آن ها باید نه تنها در برابر مردم خود، بلکه در برابر تمام بی گناهانی که به سبب بی مبالاتی آن ها در منطقه در معرض تهاجم تکفیری ها قرار گرفته اند نیز پاسخگو باشند.
در پایان، باید اشاره کرد که هرچند آرمان «مردم فلسطین» و مبارزه آن ها با رژیم صهیونیستی همواره برای ایران مورد احترام و حمایت بوده، اما سوال اینجاست که چگونه می توان یک بار دیگر به سازمانی اعتماد کرد که پس از سال ها اقامت در دمشق و برخورداری از انواع حمایت های دولت سوریه، به این دولت پشت کرده و سپس در مقابل آن قرار گرفت اعتماد کرد؟ چطور می توان به سازمانی که سال ها از حمایت ایران برخوردار بوده و سپس ترکیه و قطر را ولینعمت خود معرفی نمود، اعتماد کرد؟ شاید پاسخ به این سوالات بتواند هم برای خود رهبران حماس و هم برای ایران روشنگر مسائل مهمی باشد!

 

Syrian warplanes reportedly strike in Iraq, killing 57 civilians

Libyan renegade general Khalifa Haftar claims he is winning his war

Share Button

 But Haftar has signalled he may cast a wider net. “The main enemy,” he told the Saudi-owned newspaper Asharq al-Awsat last month, “is the Muslim Brotherhood,” whose affiliated political party holds the second largest number of seats in Libya’s congress, which is due to be replaced in elections on Wednesday. He vowed to purge Libya of the Islamist movement. This alarmed foreign diplomats concerned the country’s democratic trajectory may be at risk. Haftar now appears to be back-pedalling – when reminded of his remarks, he claimed not to be in favour of outlawing the Brotherhood. “We are not a copy of Egypt. If it happens in Egypt it does not mean it should happen here.”

General Khalifa Haftar
..

Man who launched offensive against Islamist militias says he has ‘broken the backbone of our enemies’

General Khalifa Haftar is coy about how many men he has directly under his command. Photograph: Esam Omran Al-Fetori/Reuters

On a heavily guarded base deep in rural eastern Libya, the renegade general who last month launched an offensive against Islamist militias and their suspected political backers plots a war he claims he is winning. The road to Khalifa Haftar’s redoubt is studded with checkpoints manned by sympathetic militiamen and members of the hollowed-out Gaddafi-era army the septuagenarian general says he is resurrecting. Billboards pay tribute to Haftar’s fighters killed in what he has dubbed operation Karama– dignity in Arabic.

Haftar’s campaign began in May with attacks on rival militias in Benghazi, while forces allied to him also overran parliament in Tripoli. Sections of the army have defected to the career soldier, as have some militia and tribal units.

Inside his compound, more than a dozen ageing tanks share space with pick-up trucks mounted with heavy artillery. Security is tight: visitors are frisked electronically several times, their belongings scrutinised. A recent suicide bombing attack on another base used by the retired general has left his people jittery.

Sitting in a dreary office – there is no electricity – along with various aides, Haftar maintains his war is going better than expected. “We have broken the backbone of our enemies,” he declares. As evidence, he claims the number of assassinations has decreased in Benghazi, Libya’s second city and the focus of his operation so far.

In fact, assassinations have continued according to local news reports, but where previously the victims were largely army and police officers, now they are mostly drawn from Islamist circles. The beleaguered security forces he contends were sidelined in favour of militias after the fall of Muammar Gaddafi in 2011 are now, he says, starting to “slowly return to life”.

The general is coy when asked how many men he has directly under his command. Instead, he mocks the chief of staff and ministry of defence in Tripoli. “They do not control anything except the few employees in their headquarters and the files on the tables in front of them. The rest of the army is with us.”

But sceptics say the balance of power in Benghazi has not changed significantly since Haftar began his offensive on 16 May with air and ground assaults on several militia bases, including that of Ansar al-Sharia, a hardline group the US state department designated a terrorist organisation in January. Ansar al-Sharia still man their checkpoint on the city’s western side. The February 17 brigade, also attacked by Haftar’s forces, retains its sprawling base.

Benghazi’s special forces, who declared support for Haftar, have skirmished with the militias he is targeting but the general himself has not yet been inside the city. “Ansar al-Sharia’s presence there and mine here cannot be compared,” he counters. “Our fighters are very close to their locations, unlike before. I’m moving between three places outside Benghazi. I’m not a fighter holding his rifle to keep the line.”

Key to Haftar’s strategy is attacking by air – there has been relatively little sustained fighting on the ground in Benghazi itself, most has taken place in its hinterland. One of his allies is Ezzedin Wakwak, a tribal militiaman widely considered to be the real power at the city’s airport, which has been closed to civilian flights since Haftar’s operation began. Haftar’s air force commander, Saqr Geroushi, claims they have 12 aircraft in total: eight MiG fighter jets and four Mi25 attack helicopters, all flown by Russian-trained members of the air forces who have joinedKarama. Several Benghazi residents, including some broadly supportive of the campaign, have criticised the use of air strikes in the city, particularly after a university building was damaged.

Haftar estimates that, with his current capabilities, the operation will take six months. “But if we receive military supplies from friendly countries the time will be less,” he says, an indication that such help has perhaps not yet materialised despite talk of Egyptian, Emirati and Saudi support. “We have not asked Egypt to conduct air raids in Libya, but if we need this we will ask for it without any hesitation.”

He claims to have “indirect contacts” with the US, and hints he believes support may be forthcoming. “I don’t think the Americans will stay away from this fight against terrorism. We are battling an enemy hated by the whole world.”

But Haftar has signalled he may cast a wider net. “The main enemy,” he told the Saudi-owned newspaper Asharq al-Awsat last month, “is the Muslim Brotherhood,” whose affiliated political party holds the second largest number of seats in Libya’s congress, which is due to be replaced in elections on Wednesday. He vowed to purge Libya of the Islamist movement. This alarmed foreign diplomats concerned the country’s democratic trajectory may be at risk. Haftar now appears to be back-pedalling – when reminded of his remarks, he claimed not to be in favour of outlawing the Brotherhood. “We are not a copy of Egypt. If it happens in Egypt it does not mean it should happen here.”

At times Haftar comes across as thin-skinned. He bristles at being described a rogue general. “We are not rebels because there is no state to rebel against. Our behaviour is disciplined, we are not a militia,” he says. “Our legitimacy is from the people.”

But many Libyans who support the idea of Karama say they have reservations about Haftar, a man whose chequered history – including a role in Gaddafi’s disastrous 1980s war in Chad before he defected and moved to the US – is well known. He has said he would run for president if the people demand it, comments that prompted comparisons with Abdel Fattah al-Sisi in Egypt.

Former allies accuse him of opportunism, a charge that clearly rankles, as does mention of those who appreciate the Karama campaign if not the man. “Who made the Karama?” he responds testily. “I’m not an opportunist, if I was, you would have already seen me in one of the senior positions in the state. I want to see my country safe and free in a democratic atmosphere. That is my goal so far.”

روزهای مالکی و حضور ایران درعراق درشماره است: بخش سوم

روزهای مالکی و حضور ایران درعراق بشماره افتاده است: بخش دوم

Share Button

توجه! یادداشتی است راجع به عراق. قریب دو سال پیش با عنوان” در عراق چه میگذرد” نوشتم. با قدری ویرایش صرفاً نوشتاری آنرا بجای بخش دوم “روزهای مالکی و حضور ایران در عراق بشماره افتاده است” درج و مطالعه انرا به علاقمندان توصیه میکنم. بعلت طولانی بودن آن از افزودن هر کامنتی بدان خود داری میکنم هرچند کامنت گذاری و به روز کردن مضمونی آنرا نیز لازم میدانم.  

درلیست دو سازمان جهانی فسادسنجی کشورهای دنیا، ایران ردیف ۱۱۰(۱۳۳)* و عراق ردیف ۱۴۳(۱۶۹)* از ۱۵۰(۱۷۴)* را دارند و هردو کشور در زمره فاسد ترین کشورهای جهان محسوب میشوند. در چنین کشوری با چنین درجه ایی از فساد، تصور وفاداری حزبی و پارلمانی نمایندگان به پیمانهای خود، مخصوصاً اگر شانس انتخاب شدن دیگر نداشته باشند، ناشی از ساده اندیشی است. یکی از ایراداتی که مخالفین به دولت مالکی به او میگیرند گسترش کنترول ناپذیر فساد طی دو دوره نخست وزیری او و بلوک انئلاف شیعه حامی او است.

عتتتتتتتتراق
قریب یکماه است که اوضاع عراق متلاطم است. برای بسیاری این تلاطم مانند بارانی تند در یک هوای آفتابی است در حالیکه چنین نیست. دوره دوم نخست وزیری مالکی با بحران و جنگ قدرت علنی آغاز شد و تا امروز که بیش از ۳ سال ۹ ماه از انتخابات پارلمانی و قریب ۳ سال ۳ ماه از نخست وزیری دومین دوره او میگذرد، روزی نبوده است که بحران سیاسی گریبان دولت او را رها کرده باشد.
ریشه اصلی این بحران مزمن در تلاش مالکی برای انحصاری کردن قدرت درکشوری است که در آنجا: بعلت موزائیک مذهبی، قومی، روابط سنتی و ریشه دار پان عربیستی، قرار داشتن در مدار ژئوپولیتیک خاورمیانه ایی و عربی، قرار گرفتن در دایره نفوذ آمریکا پس جنگ خلیج فارس، دیپلماسی فعال منطقه ایی ترکیه پس از بهار عربی؛ یکدست و انحصاری کردن قدرت حتی برای مدتی کوتاه پاسخ نمیدهد. اگر صدام توانست بمدت بیش از دو دهه درعراق دیکتاتوری کند مجموعه شرایط به گونه دیگری بود.

پس از انتخابات اخیر، دولت مالکی در راستای قبضه کردن قدرت در مشورت تنگاتنگ، تا حد دستور گرفتن از تهران بر خروج نیروهای آمریکائی پای فشرد زیرا فکر میکرد که حضور نیروهای آمریکایی در عراق اجازه استقرار دیکتاتوری را به او نمیدهد.
با استفاده از قانونِ «بعث زدایی» از بوروکراسی کشوری، لشگری و قضایی که مالکی با موافقت رقیبان سیاسی امروز خود از مجلس گذرانده بود، او نه تنها بعثی ها و همه هواداران و منتسبین به رژیم سابق را حذف و از مشارکت سیاسی فعال و احراز مشاغل مهم دولتی در کشور محروم کرد بلکه او با استفاده از این قانون که خود نظارت و اجرای آنرا بعهده دارد به حذف بسیاری از رقیبان غیر بعثی خود هم پرداخت. نمونه آن حذف تعدادی از کاندایداهای لیست العراقیه در انتخابات گذشته و سلب صلاحیت تعدادی از انتخاب شدن نیز بود. از حذف طارق الهاشمی و صالح مطلق چیزی نمیگویم.
او در انتخابات مارس ۲۰۱۰ با ۸۹ رای در برابر ۹۱ رأی ایاد علاوی، توانست علیرغم کسر کرسی های حزب خود نسبت به ایاد علاوی، به کمک ائتلاف شیعه موسوم به«ائتلاف ملی عراق(حکیم و جعفری)» و جنبش صدریست و حزب الاحرار و جلب آرای کردهای شمال، حد نصاب لازم آرای پارلمانی را برای احراز پست نخست وزیری خودتأمین کند.
ولی اشتباهی که ایران ونوری المالکی، همانند همه دیکتاتورهای تشنه قدرت، مرتکب شدند این بود که فکر میکردند در عراق با کسب آرای مورد نیاز پارلمانی بر اساس زد و بند و رشوه دهی میتوان این آراء را مانند رفراندم قانون اساسی ایران و انتخاباتهای پس از آن؛ به قدرت واقعی بلامنازع سیاسی و اجتماعی تبدیل کنند. همان اشتباهی که مُرسی هم در برگزاری رفراندم مصر مرتکب شد. ولی اینجا عراق بود و نه ایران.
در عراق بعلت حضورِ «هنوز» فعال عوامل رژیم سابق در بخشهای وسیعی از کشور، مقاومت خستگی ناپذیر جمیعیت سُنی در برابر استیلاجویی دولت مرکزی شیعه و امتناع از جذب شدن در آن، حضور نیروهای آمریکایی، فقدان اجماع وسیع ملی پشت سر نوری المالکی که حتی همه شیعیان عراق را هم پشت سر خود نداشت، وجود جمیعیت از نظر سیاسی فعال قومی کرد؛ تلاش برای پیاده کردن پروژه نوع ایرانی ولایی هدفی کاملاً دست نایافتنی بود و، منتهی شدن آن تلاشهای بیهوده به بحران فراگیر سیاسی، فرقه ایی، قومی و کنونی نمی بایست غیر قابل انتظار باشد.
بنظر من؛ که خود انتظار بروز چنین بحرانی را از همان زمان انتخابات عراق داشتم هم آمریکا که نیروهایش سال گذشته عراق را ترک کردند و هم انگلیس که قبل از آن، استان بصره و منطقه جنوبی را با خیال راحت به اسلامیست های صدریست سپرد و خارج شده بود، دقیقاً میدانستند که این تلاش مالکی و سایر پروکسی های ایران چون کلافی مرگبار بر دور گردن خود آنها خواهد پیچید. حال اینکه چقدر برای رسیدن به این نقطه برنامه ریزی شد بود و چقدر این بحران برحسب  پیش زمینه های دینامیک تحول آفرین پیش گفته، رخ داد فقط مسئله گمانه زنی میتواند باشد.
کردهای عراقی که نخست بعلت مواضع ناسیونالیستی و تمرکز طلبانه ی لیست العراقیه ـ ی ایاد علاوی با ۱۹ کرسی پارلمانی خود از نخست وزیری مالکی حمایت کرده بودند، خیلی زود با او سرشاخ شدند. مقتدا صدر و صدریست ها هم نتوانستند انحصار طلبی تهاجمی و شتابزده مالکی را برای تمرکز بیشترین پست های حساس اجرایی در دستهای خود تحمل کنند و چندی پس از دادن رأی ۴۰ نماینده پارلمانی خود به او، از او فاصله گرفته و پس از مدتی کشمکش سیاسی، سرانجام همسو با لیست العراقیه(ایاد علاوی) و کردهای بارزانی تصمیم گرفتند علیه مالکی امضای پارلمانی جمع کرده و او را عزل کنند.
این جبهه ضد مالکی تردیدی درموفقیت خود برای تأمین حد نصاب آرای لازم برای استیضاح و سپس عزل مالکی نداشت زیرا مبنای موضعگیری نمایندگان خود را بر بلوک بندیهای دوران انتخابات و منسوبیت و تعلقات حزبی آن نمایندگان گذارده بود که آنها بواسطه آن تعلقات حزبی و با حمایت احزاب و بلوکها ی مربوطه به پارلمان راه یافته بودند، غافل از اینکه اینجا عراق بود و هست و نه انگلیس، آمریکا و فرانسه که در آنجا پیوند نمایندگان پارلمانی با احزاب مربوطه اشان مانند عقد شرعی و دائمی بین ما مسلمانان است.
من همانموقع با رصد کردن سایتهای دولتی ایران، از بیخیالی مقامات ایرانی و خود نوری المالکی و ائتلاف شیعه نسبت به احتمال استیضاح و عزل قریب الوقوع او و سقوط دولتش حیرت زده بودم. زیرا سقوط دولت مالکی، سقوط معمولی یک کابینه در یک کشور معمولی نبود بلکه بهم خوردن یک موازنه استراتزیک در عراق بود که پیامد آن برای ایران و ائتلاف شیعه عراق سهمگین و برای دول عربی منطقه و آمریکا یک پیروزی بزرگ استراتژیک علیه ایران بود.
در حالیکه بسیاری از رسانه های منطقه( یکی از آنها الشرق الاوسط) با اطمینان از جمع آوری بیش از حد لازم امضاء نمایندگان علیه مالکی مینوشتند، ایاد علاوی لیست مازاد بر نیاز امضاء، را در اختیار رئیس جمهور قرار داد تا او آنرا به پارلمان داده و رئیس پارلمان نخست وزیر را به مجلس احضار، مجلس او را استیضاح و سپس عزل کند.

لحن رسانه های دولتی ایران دراین هنگام چنان عاری از تشویش بود که هر ناظری را به سرگیجه دوچار میکرد.
دو روز پس از تسلیم لیست استیضاح به رئیس جمهور، طالبانی در برابر تعجب همگانی اعلام کرد که تعداد امضاها در لیست کافی نیست چون تعداد قابل ملاحظه ایی از نمایندگان، امضا های خود را پس گرفته و حتی به او گفته اند که تحت فشار و رودربایستی آنرا امضاء کرده اند. سئوال این بود و هست که راز قضیه در کجا بود؟  آیا، این امضاء کردنها و پس گرفتن ها که موازنه پارلمانی را براحتی بهم میزند در عرصه جامعه هم میتواند موازانه نیروی اجتماعی را هم بهمان سادگی بهم بریزد و بحران زدایی یا بحران سازی کند؟

درلیست دو سازمان جهانی فساد سنجی کشورهای دنیا، ایران ردیف ۱۱۰(۱۳۳)* و عراق ردیف ۱۴۳(۱۶۹)* از ۱۵۰(۱۷۴)* را دارند و هردو کشور در زمره فاسد ترین کشورهای جهان محسوب میشوند. در چنین کشوری با چنین درجه ایی از فساد، تصور وفاداری حزبی و پارلمانی نمایندگان، مخصوصاً اگر شانس انتخاب شدن مجدد نداشته باشند، ناشی از ساده اندیشی است. یکی از ایراداتی که مخالفین به دولت مالکی میگیرند گسترش کنترول ناپذیر فساد طی دو دوره نخست وزیری او و بلوک ائتلاف شیعه است.
برای دستگاه های اطلاعاتی ایران، مانند دیگر دیکتاتوری های مشابه؛ استفاده از فساد، پرونده سازی، و تله گذاری فساد و آلوده سازی: از زن بارگی و بچه بازی گرفته تا قمار بازی، اعتیاد، ارتشاء، شنود و ضبط مکالماتی که حیثیت سوز و جنگ افروز میتوانند باشند، یک تاکتیک مؤثر خفه سازی، خرید، تطمیع و تهدید مخالفین است. بطور نمونه دستگاه اطلاعاتی ولادیمیر پوتین در آخرین انتخابات پارلمانی روسیه که منجر به نیمچه بهار روسیه شد، مکالمه تلفنی یکی از چهره های رهبری و زندان کشیده اپوزیسیون را ضبط کرده بود که او در آن گفتگوی تلفنی به همطراز سازمانی یا جنبشی خود(حقوق بشر و دموکراسی و.. ) رکیک ترین فحشهای پائین تنه ایی را میداد که چرا او، چنین کرده و چرا چنان نکرده است. درست در شب فردایی که قرار بود این دو دوست اپوزیسیونی معروف در فردای آن، تظاهرات یکصد هزار نفره ایی را بعنوان اعتراض به تقلب انتخاباتی حزب «روسیه واحد» پوتین، برگزار کنند و از همه دنیا هم خبرنگار دعوت کرده بودند، این نوار از رسانه های روسیه پخش شد. دستگاه های اطلاعاتی ایران اگر در این زمینه از گشتاپوی هیتلری، استخبارت بشار اسد و ک. گ. ب. ورزیده تر نباشند وامانده تر نیستند. و در پشت سر پس گرفتنهای امضاء استیضاح مالکی هم چیزی جز این تاکتیک صدا خفه کن و خرید آرای پارلمانی نمیتوانست باشد. ولی در این رابطه باز این سئول تکرار و مطرح میشود که آیا این تاکتیک صدا خفه کن و فشار که صدای منتقدین و معترضین سیاسی را میتواند خفه کند، قادر به تغیردادن موازنه اجتماعی و سیاسی نیرو در سطح جامعه هم هست؟ آیا از میدان بدر کردن مخالفین سیاسی و یکدست کردن قدرت سیاسی میتواند نارضایتی میلیونی مردم را به: تبعیضات قومی و مذهبی، فساد، قوم و خویش بازی در توزیع پستها و مشاغل دولتی، فقدان آزادی، فقدان خدمات اجتماعی، اعتراض به عقب ماندگی، بیکاری، و… را هم فرونشاند؟
در اینجا یک توضیح بسیار مهم و شایان توجه ضروریست.
شاه کلید این توضیح فقط یک واژه است؛ واژه «دشمن». پس از انقلاب اسلامی خودمان، «ضد انقلاب»، طاغوت، استکبار شرق و غرب، که به اقتضای مصالح نظام تعمیمات و شمولیت آن گسترش داده شده و یا تغیر میافت، لولوی وحدت آفرین «دشمن» بود. این «دشمن» آفرینی، و مفروض دانستن «دشمن» نیروهای بسیار متخالف و متعارضی را در پشت سر حکومت اسلامی با شعار «همه باهم» قرار داد که بخش بزرگی از  خود آنها با رژیم ولایی و اسلامی مسئله جدی داشتند ولی مع الوصف در عین حال با مخالفان همین رژیم مخالف« تر» بودند.
یک چنین صف بندی و آرایش سیاسی ای، انعکاس آرایش اجتماعی و طبقاتی واقعی جامعه نبود و استراتژی راهبردی استنتاج شده از آن نیز نیمتوانست با آرایش طبقات و گروه های اجتماعی و منافع آنان منطبق باشد، بلکه این صف آرایی قبل از آنکه یک آرایش مبارزاتی اجتماعی ـ سیاسی باشد یک صف آرایی اعتقادی تاریخی و حاصل افسون گفتمان پهلوی ستیزی و آمریکا ستیزی کوری بود که طی چند دهه ذهنیت جامعه سیاسی ایران را تسخیر کرده بود و بجای «ره بردن» به اتخاذ یک راهبرد استراتژیکِ  دموکراسی و ترقی خواهانه، به«چاه بُرد» یک استراتژی مملکت و ملت سوزانه منتهی شد.
نزدیک به ۳۴ سال از انقلاب اسلامی میگذرد و و منتقدین رژیم هنجره خودرا در دفاع از حقوق بشر و دموکراسی پاره میکنند ولی همین دموکراسی خواهان هنوز هم که هنوز است نمیخواهند بپذیرند که در این مملکتی که آنها برایش سنگ دموکراسی به سینه میزنند؛ میلیونهایی هستند که همان رژیم سابق را میپسندند  و میخواهند بدون اینکه سلطنت طلب هم باشند. این دوستان سینه چاک حقوق بشر و دموکراسی خواه، نمی پذیرند که اگر قرار است ایران دموکراسی بشود حق است و باید این هواداران رژیم گذشته نیز بتوانند در فرایند این دموکراسی سازی مفروض شرکت داشته باشند.
اگر بعلت سلطه استبداد دینی امکان این مشارکت سیاسی دموکراتیک در دوران این سرکوب ۳۴ ساله میسر نگشته است حالا که آن نیروهای انقلابی دیروز همگی به ضد انقلاب امروزتبدیل شده و عملاً در کنارنیروهای همان رژیم سابق نهاده شده اند  جا دارد که همگان نه در حرف بلکه عملاً هم دموکراسی خواه و هوادار حقوق بشر شده بپذیرند که ایران متعلق به همه ایرانیان باید باشد و با پذیرش این حکم بدیهی کوشش شود تا زمینه چنین مشارکتی حداقل در فضای دنیای مجازی و محیط خارج کشوری فراهم شده و پذیرفته شود تا برای خودی و ناخودی کردن  دیگر مرزی غیر از باور به هنجار های دموکراتیک مرزدیگری باقی نماند تا  فرهنگ حذف  و نابردباری که ما را به اتمیزه شدن همگانی و واگرایی تمام عیار رانده و دیگر خود جامعه را تهدید میکند پایان داده شود.

در دکترینِ«دشمن » که اپوزیسیون را هنوز در طلسم خود زمینگیر کرده و آنرا از متحدین طبیعی اش جدا میکرد؛ آمریکا و اسرئیل ستیزی دو ضلع و زاویه تکمیل کننده پهلوی ستیزی و مثلث ستیز بودند. این «دشمن» سازی موجب خلق  ناسیونالیسمی مبتذل گردید که تا سطح پیوند عشیره ایی قبیله ایی و امامزاده یا شمر سازی تنزل یافته و بسیاری سیاست ورزان مخالف رژیم را واداشت که دهها و صدها بار بیش از آن انرژی ای که صرف مبارزه  بااستبداد دینی میکنند صرف دفاع از حق مسلم فن آوری هسته ایی و غنی سازی و حتی حق ساختن و داشتن بمب اتمی کنند و ار اینهم فراتر رفته اعلان پیشمرگ شدن بنفع ایران اسلامی در صورت حمله آمریکا و اسرائیل نمایند. این گفتمان سراسر متحجر و مافوق ارتجاعی موجب شد تا برنده جایزه صلح نوبلی که آن جایزه را بخاطر شهرتش در دفاعش از حقوق زنان وحقوق بشر گرفته بود به دوره گردی سیاسی در اروپا و آمریکا بپردازد و در موعظه های خود، از همخوانی و انطباق اسلام با دموکراسی سخنرانی کند.
روی دیگر این گفتمان سراسر ماورای ارتجاعیِ«دشمن» مشترک؛ روسیه و چین پرستیِ(روسو فیلیسم)رسماً چپگرایانه و شرق گرایی خجولانه نوع اسلامیستی می باشد که رسوب زمخت و نا زدودنی آن، پس از فرو پاشی کمونیسیم و پایان جنگ سرد هم، در ناخود آگاه سیاسیون ما وجود دارد و از طریق ا گفتمان موروثی  این جامعه ـ ی سیاسی شبه روشنفکری، در ذهنیت متعارف جامعه عادی هم دائماً تزریق شده، خود را باز تاب داده و بخوبی مورد بهره برداری رژیم واقع میشود و حاصل آنهم دائی جان ناپلئونیسم سیاسی غالب است.
انقلاب عراق هم اگر بتوانیم آنرا یک انقلاب بدانیم ، تئوری استفاده از؛ لولوی «دشمن» را در اختیار رژیم شیعه گرای نوری المالکی قرار داد. اولین لولو و «دشمن» آن «بعثسیم» صدامی بود که با تصویب قانونی موسوم به «بعث زدایی»، با تأئید کامل همین احزاب پارلمانی که امروز مخالف دولت مالکی هستند، تصویب شد.
افتادن به ورطه«دشمن» سازی ایدئو لوژیک از بعث، توسط ائتلاف دولتی شیعه به رهبری مالکی، باعث شد که مخالفین امروزمالکی خود را از بخش بزرگی از متحدین بالقوه خویش در مبازه اشان علیه تمامیت خواهی او جدا کنند.
دولت نوری المالکی مانند رژیم ایران، روسیه، سوریه و به نوعی دیگر اخوان در مصر، توانست به یاری اثر معجزه آسای لولویِ«دشمن» بعنوان یک راهبرد استراتژیک، بیشترین نیروی تاکتیکی و عملیاتی رادرآن لحظه ایی که برای تثبیت و تحکیم قدرت خود لازم داشت در پشت سر خود گرد آورده و بکمک این اتحاد نانوشته و یکطرفه وگرد آوری متحدین موقتی و مصرف شدنی؛ مخالفین عمده و استراتژیک خود را بزانو در آورد. در این آرایش مهندسی شده نیرو، اپوزیسیون ضد مالکی با قطعی  گرفتن اولویت ضدیت و مبارزه با نیروهای رژیم سرنگون شده گذشته، ناخود آگاه به پیاده نظام ائتلاف حاکم شیعه تبدیل گردید همچنانکه نیروی پهلوی ستیز ایرانی نیز از هر فرقه و سنخ سیاسی ذخیره و سوخت مصرفی رژیم اسلامی حاکم  کنونی شد.
امروزهم، ۳۴ سال پس از انقلابی که معلوم شد نباید میشد و رژیمی که با همه عیوبش نباید سرنگون میگردید، در بین بخشی از اپوزیسیون، دشمنی با پهلویسم هنوز هم در اولویت قرار دارد. حال آنکه در قاموس پیکار سیاسی، دوست و دشمن دائمی وجود ندارد. بلکه فقط دشمن، دشمنتر و دشمنترین و.. ، وجود دارد.
لولوی باد کنکی ترسناک «دشمن»، دشمنی که ملاط و بافتمان ناسیونالیسمی دگردیس و مبتذل شده را تشکیل میدهد، منتقدین و اپوزیسیون رژیم را به نقطه ایی رانده است که در بازشناسی و رصد جایگاه واقعی خود در منظومه فلکی سیاست و تاریخ به مقیاس ملی و بین المللی کاملاً وامانده و راه گم کرده است.
همانطور که نمیتوان مانع یکه تازی سلطنت طلبان درهر اعتراض و اکسیون سیاسی ما ایرانیان علیه رژیم شد، در اعتراضات اخیر عراق هم امکانی برای جلو گیری از پیوستن صدها هزار نفر از طرفداران رژیم سرنگون شده بعثی به موج اعتراض مردم نه وجود داشت و نه ممانعت از چنین مشارکتی منطقی بود. اگر معترضین میخواستند زیر شانتاژ رژیم مالکی از هواداران رژیم سابق بعنوان «دشمن» اصلی، فاصله بگیرند عملاً علیه آن دشمن شکست خورده و ضعیف درکنار «دشمنتر»ی قرا میگرفتند که هم دریده، مهاجم، قویتر و هم بالفعل تر بود.
بلافاصله پس پیام همصدایی و حمایت «عزت ابراهیم الدوری»، معاون سابق صدام، به معترضین عراقی، اولین کسی که در برابر این دشمن ـ لولو جا خورد مقتدا صدر بود که بیانیه داد و گفت که معترضین نباید اجازه دهند تا صفوفشان با وابستگان به رژیم سابق مخلوط شود و پرچم رژیم سابق را بلند کنند. همان واکنشی که ما متحدین سابق و منتقدین فعلی رژیم، نسبت به سلطنت طلبان، همیشه نشان میدهیم و همان رفتاری که سلطنت طلبان ما، مانند بعثی های امروز عراق در هر اکسیون سیاسی میکنند.

پیام «عزت ابراهیم الدوری” در بدترین موقعی که ممکن بود، اعلام و پخش شد. این پیام حربه ایی بدست نوری المالکی داد تا با آن، منتقدین خود را به همراهی و همسرایی با وابستگان رژیم سابق و عوامل دولتهای خارجی متهم کند. این پیامِ عزت ابراهیم حتی نمیتواند روی کُردها و توده شیعه مذهبی که از نوری المالکی خسته شده اند و ترجیح میدهند با اپوزیسوین سُنی مذهب و کرد علیه دولت او مبارزه کنند اثر منفی یا تردید آمیز نسبت به اعتراضات کنونی بجای نگذارد. در صورتیکه اگر امروزه به حزب بعث هم اجازه فعالیت سیاسی کاملاً آزاد داده شود، شاید نتواند بیش از ۱۰ یا ۲۰ درصد رأی بیاورد و علاوه بر این، تصور اینکه پس از آزمون سیاسی این ده ساله پس ازسقوط صدام، این حزب بعث همان حزب سابق باشد خطاست؛ کما اینکه رضا پهلوی، محمد رضا شاه نیست و اگر خود شاه هم زنده بود پس از این همه تحولات نمیتوانست آن شاه سابق باشد.
دولت مالکی و ایران از حربه جزامی گونه «وابستگان به رژیم سابق » حد اکثر استفاده را علیه مخالفین رژیمهای «شیعه ابزار» خود میکنند ولی اشتباه محاسبه آنها در اینست که نمیدانند، رابطه بعثی ها و هواداران رژیم صدام بلحاظ سنخیت مذهبی، قومی، قبیله ایی اشان و بواسطه ناسیونالیسم عربی و ضد آمریکایی صدام؛ با بخش وسیعی از جامعه سُنی مذهب، ارتباطی ریشه دار است و این شانتاژها اگر نتیجه معکوس نداشته باشد آن نتیجه ایی را که مورد انتظار مالکی و رژیم ایرانست را نخواهد داد.
در مقایسه با رابطه سلطنت طلبان ایرانی با جامعه ایران باید گفت که ارتباط وابستگان و هواداران رژیم پادشاهی پهلوی با جامعه ایران نه ارتباطی مذهبی و  طایفه ای، بلکه مدنی و سیاسی و لاجرم به مراتب سُست تر بود.
اتهام و شانتاژ در آمیختن با «دشمن»، در عراق هم اکنون رنگ باخته است و نه تنها بخاطر وضعیت خاص جامعه عراق و نحوه سرنگونی رژیم صدام بلکه بخاطر نگاه سایر دولت های منطقه که دیگر حساسیتی روی «بعثیسم» صدامی ندارند چون میدانند شاخ آن شکسته شده است.
جنبش ضد نوری المالکی از مرحله آنتی پاتی ضد بعثی عبور خواهد کرد و کسانی مثل مقتدا صدر هم اگر نخواهند قطار جنبش کنونی را از دست بدهند باید بدان بپیوندند.
در دو روز گذشته؛ هم تظاهرات صدها هزار نفری مردم و هم راه بندانها و اعتصابات نشسته در سراسر عراق گسترش یافته و بعلت مقاومت و ایستادگی پارلمان و بسیاری استانداران و وزراء در برابر دولت مالکی و حمایت علنی آنان از تظاهرات، پشم اقتدار و اتوریته او چنان ریخته است که بسیار بعید است بتواند تهدید خود را دایر بر استفاده از نیروی نظامی علیه معترضین و برای باز کردن اتوبان منتهی به دمشق و عَمان عملی کند. تظاهرات به بغداد و بصره کشیده شده است و اطفای حریق آن از پس نیروهای نظامی هم دیگر برنمی آید.
کلاف مرگی که لحظه به لحظه به اطراف رژیم مالکی پیچیده میشود فراتر از سرنگونی ساده دولت او خواهد رفت و معلوم نیست بکجا ختم شود. ولی یک چیز از هم اکنون مسلم است. سقوط او قطعی و ضربه این سقوط میتواند بخشی از طرح تغیر رژیم در ایران نیز باشد. زیرا سرمایه گذاری سیاسی، نظامی و امنیتی ایران در عراق بیش از آنست که رژیم بتواند آنرا بسادگی از سر بگذراند. در دو ماه آینده قراراست انتخابات ایالتی در عراق برگزار شود و همه احزاب برای شرکت در آن تدارک وسیعی دیده اند. تنشِ ناشی از رقابتهای انتخاباتی میتواند به یک قیام واقعی علیه نوری المالکی تبدیل شود اگر البته او با استیضاح کنونی پارلمانی تن به عزل خود ندهد. کمترین شانسی برای بقای سیاسی او نیست و ایران مهره ذخیره و نسوخته دیگری هم در عرصه سیاسی عراق جز او ندارد.
درتوضیح «دشمن» بعنوان یک لولو اضافه کنم که برخی از سران اخوان المسلمین و دولت مُرسی هم، درجریان تظاهرات چند ماهه گذشته، جبهه نجات ملی را متهم به وابستگی به قدرتهای برون مرزی و رژیم سابق کردند. اشتباه تاکتیکی بزرگ مخالفین مُرسی و اسلامگرایان مصر، در اینست که علیرغم ضعف خود در برابر رقیب اسلامگرای خویش، هنگامی که پای به مشارکت کشاندن نیروی میلیونی احمد شفیق بمیان می آید، آنها ناخواسته در ضدیت با آن، در کنار همین اسلامگرایان اخوانی قرار میگیرند. تراژدی قضیه اینجاست که، درحالیکه خطر استبداد دینی، استبدادی صد بار بدتر از دیکتاتوری مبارک، مصر را تهدید میکند، یکی از خواستهای اصلی تظاهر کنندگان اخیر میدان التحریر در روزهای اول، تجدید محاکمه سران نظامی بود. یعنی همان چیزی که اسلامگیرایان از خدا خواسته اشان است. تظاهرات چیان میدان التحریر نه تنها علیه شرکت هواداران رسمی وعلنی رژیم سابق، در تظاهرات خود بودند و نه تنها هواداران شفیق را بلکه امرموسی را هم که سالها بود از آن رژیم جدا شده و درموضع انتقادی نسبت به آن قرار داشت را نیز در این طیف قرار میدادند که برای ما یاد آور مخالفت چپها و مجاهدین ایران با دولت موقت بازرگان می باشد.
در سوریه بشاراسد و پدرش با لولوی«دشمن» صهیونیستی، چنان بر پشت مردم نشسته وبمدت بیش از ۴۳ سال لگام استبداد فاشیستی خود را بر دهان مردم سوریه محکم کردند که اگر اسرائیل  سوریه را اشغال کرده بود، یکصدم آن ظلمی را که این پدر و پسر به مردم سوریه کردند به مردم آن کشور نمیکرد.
در روسیه دولت پوتین با «دشمن» سازی از آمریکا و ناسیونالیسمی قلابی، پوتین محور و عوامانه، با به چالش گیری غرب و گرفتن ژستهای ابرقدرت مآبانه برآنست غرور کاذب در مردم آفریده و به تزار جدید روس تبدیل شود بدون اینکه توسعه گرایی آن دیسپوت مدرن ۱۰۰ سال قبل و فرهنگ بالای تزاریستی رومانف ها را داشته باشد. دولت پوتین چندی پیش با گذراندن قانونی جریمه ایی معادل ۹۰۰۰ دلار برای تظاهرات غیر قانونی از پارلمان گذراند و نسبت به مخالفان خود دقیقاً با روشهای مافیایی عمل میکند. از ترور مخالفین تا زندانی کردنهای طولانی در تبعید گرفته تا محاکمات کاملاً فرمایشی توسط دادگاههای سنت دار عصر استبداد کمونیستی. و بکار گیری تله گذاریهای حیثیت سوز اطلاعاتی برای خفه کردن صدای مخالفین.
جامعه منفعل، فاسد شده، به پوچی و بی هویتی رسیده( آنِمیکال)* روسیه بعید است بتواند در برابراین ک. گ. ب ایی کهنه کار تربیت شده عصر برژنف قد راست کند.
*
http://www.worldaudit.org/corruption.htm
* درجه بندی فوق از ارگان جهانی سنجش فساد و میزان دموکراسی در دنیا گرفته شده است
http://www.transparency.org/cpi2012/results
برابر مؤسسه شفافیت بین المللی ایران از نظر فساد ردیف ۱۳۳ و عراق ردیف ۱۶۹ از بین ۱۷۴ کشور می باشند.
Anomie
یک حالت روانی احساس پوچی، بیهویتی، بی تفاوتی به محیط و هم چیز.
این مفهوم روانشناختی فردی را امیل دورکهیم جامعه شناس برجسته فرانسوی آغاز قرن پیش به حوزه روانشناسی اجتماعی کشاند که میتواند برای ما ایرانیها و سایر مارگزیدگان حکومت های ایده ئولوژیک و اعتقادی، در بررسی اجتماعی مفید باشد. رژیم های شخصیت کُش چنان از آحاد جامعه غرور و غزت نفس و هویت زدایی میکنند که روح جمعگرایی انسانی در جامعه کشته میشود.
بنظر من جامعه ایران ما نمونه یک جامعه انومیکال است.

لبنان برای حزب الله ناامن میشود

Share Button

سیراج الدین؛ سخنگوی بریگاد عبدالله عَظّم روحانی لبنانی منتسب به القاعده، حزب الله لبنان را تهدید کرد که تا هنگامیکه در سوریه و لبنان امنیت و آرامش برقرار نشود حزب الله هم در استحکامات خود در لبنان امنیت نخواهد داشت.
سیراج الدین ذوریقات ، سخنگوی بریگاد عبدالله عَظّم امروز سه شنبه به حزب الله لبنان هشدار داد که به آن جریان اجازه احساس امنیت داده نخواهد شد مگر اینکه به دخالتش در سوریه پایان دهد. او خطاب به حزب الله لبنان گفت؛ هدفگیری جاسوس شما ( ژنرال و رئیس دستگاه امنیتی) اثبات کرد که شما در امان نخواهید بود مگر اینکه امنیت به لبنان برگردد. سراج الدین یک روحانی لبنانی است که در اختفاء و خارج از لبنان زندگی میکند. او این کامنت توئیتری خود را در اشاره به آخرین حادثه فوق الذکر و مورد اشاره اش در لبنان ذکرکرد.

این کامنت یک روز پس از حمله انتحاری  به پشت بازرسی و یک کافه در منطقه  طیونه  از توابع داهیه  که  جزء استحکامات مرکزی حزب الله بحساب می آید روی صفحه توئیتر نمایان گردید. … .

پایان ترجمه خلاصه گزارش نهار نت.

W460

کامنت من:

باقضاوت از نحوه و نوع پوشش این روحانی سنی یا القاعده ایی (سیراج الدین)، و قضاوت از نوع ریش توپی و بزرگ، عمامه شکیل و  آن محاسن پر جذبه  و جاذبه و قرآن بزرگی که روی میز دارد و لحن قاطعانه اش، من فکر میکنم او از سید حسن نصرالله و یا روحانیون حاکمه مملکت ما مانند مقام معظم رهبری امان، یا جنتی و شرکاء، مسلمانتر باشد و بهمین جهت او و بریگاد شهادت طلبش، نه تنها از پشتیبانی  القاعده بلکه قطعاً از امداد های غیبی و الطاف خفیه الهی هم در پیکار با حزبالله  باید برخوردار باشد از این روی، در پیروزی قطعی این جریان واقعاً  اسلامی منتسب به این روحانی ( بریگاد عَظّم) بر حزب الله نباید تردید داشت.

Azzam Brigades to Hizbullah: You Won’t Enjoy Safety until Security Returns to Syria, Lebanon People

Naharnet.Lebanon

24/06

The Qaida-linked Abdullah Azzam Brigades on Tuesday warned Hizbullah that its strongholds in Lebanon will not know safety if the party does not end its military intervention in neighboring Syria.

“The targeting of your agent (General Security chief Abbas) Ibrahim and the (attacks) you witnessed in your Dahieh (region) only confirm that you will not enjoy safety until security returns to the people of Syria and Lebanon,” Sirajeddine Zureiqat, a fugitive Lebanese cleric who has been described as AAB’s spokesman, said on his Twitter account.

Zureiqat described his tweets as “comments on the latest incidents in Lebanon.”

His remarks come one day after a suicide car bombing occurred near an army checkpoint and a packed cafe in the Tayyouneh area on the peripheries of Dahieh, a Hizbullah bastion, killing one person and wounding 20 others.

Monday’s attack was the second in four days. On Friday, a suicide bomber detonated an explosives-rigged car at a security checkpoint in the Bekaa area of Dahr al-Baydar, killing one person and wounding several others.

Maj. Gen. Ibrahim’s convoy was only 200 meters away from the blast, but it is still not clear if he was the target of the attack.

“The Iranian party (Hizbullah) ignores the fact that its aggression against the Sunni community in Syria and Lebanon has antagonized the Sunni community,” Zureiqat said.

“But we tell the Iranian party: Your battle is not only with us anymore but rather with the Sunni community in Syria and Lebanon,” he added.

Referring to the latest attacks, Zureiqat noted that Sunnis in Syria and Lebanon are seeking to “strike” Hizbullah, which “has brought this upon itself through its adventures in Syria.”

“The latest bombings are clear evidence that your war is not against takfiri organizations as you claim, as the majority of Sunnis have started defending themselves with their own means,” the fugitive cleric added.

Zureiqat had announced Abdullah Azzam Brigades’ responsibility for the twin bombing that rocked the Iranian embassy in Beirut on November 19, 2013.

Hizbullah’s strongholds in Beirut’s southern suburbs and the Bekaa have been recently targeted by around 10 deadly bombings, which were claimed by Sunni extremist groups who blamed the party for sending thousands of fighters into Syria to support President Bashar Assad’s regime against rebels seeking to oust him.

 

روزهای دولت مالکی و حضور ایران در عراق بشماره افتاده است: بخش نخست

Share Button

تحولات کنونی عراق بخشی از آن تحولات بسیار وسیعی است که منطقه خاور میانه  ما را دستخوش خود ساخته است. من؛ در درجه اول با خوشبینی کامل به این تحولات مینگرم و در درجه دوم آنرا بازتاب تغیر پارادیم تحول در منطقه و در جهان کنونی میدانم که ساده نگری بدان چشمان ما را می بنند و از درک ویژیگی های این تغیرات عاجز میکند.برای درک این تغیر پارادایم، بیش از آنچه به معلومات اکادمیک و گسترده نیاز باشد به خلاقیت نقادانه روشنفکرانه نیازمند است.

 تغیر پارادایمک تحولات کنونی منطقه و جهان را باید درک کرد

طبق گزارش خبری BBC بزرگترین پالایشگاه عراق “بایجی Baiji ” در شمال عراق دیروز کاملاً به تصرف شورشیان داعش در آمد. این پالایشگاه یک سوم سوخت مصرفی عراق را پالایش  و تأمین میکند این درحالیست که بخاطر محاصره ده روزه گذشته این پالایشگاه، هم اکنون در عراق جیره بندی سوخت به اجرا گذارده شده است. نیروهای شورشی بسوی تصرف یکی از بزرگترین سدهای عراق حدیثه پیش میروند. پیکار جویان ضد مالکی کنترول کامل مرز سوریه ، اردن  و بخشی ازمرز عربستان با عراق را در دست گرفته اند. در خبر دیگری،  ژنرال فرماندهی که برای آزادسازی  موصل تعین شده بود ساعتی پس از اینکه در یک مصاحبه تلویزیونی اعلام کرد که بزودی موصل را آزاد خواهد کرد، خود به اربیل پایتخت کردستان عراق متواری و پناهنده شد.

پیشروی پیکار جویان همچنان ادامه دارد و برای اکثر ناظران نیز لحظه بلحظه روشنتر میشود که داعش آن  چیزی یا آن نیرویی نیست که در آغاز تصور میشد.  در یادداشتهای پیشین، من سعی کردم گمانه های خود را در این زمینه بیان کنم.

در روزهای اخیر جیش المهدی  به رهبری مقتدا صدرکه نام خود را به بریگاد صلح تغیر داده است در خیابانهای بغداد با سلاحهای نیمه سنگین مارش رزمی هزاران نفری برگزار کرد که اکثر سایتهای خبری آنرا منعکس کردند. رژه مسلحانه بریگاد صلح که خارج از کنترل و مدیریت دولت مرکزی و ارتش تحت فرمان نوری المالکی است، بیش از اینکه یک چالش برای پیکار جویان سُنی باشد، موازی سازی نظامی در برابر دولت مرکزی تحت رهبری مالکی و اقتدار  او است. بریگاد صلحِ مقتدا صدر تا کنون نه با سُنیهای پیکارجو و نه با داعش درگیری  و برخورد نظامی ناشته است.

 در اینکه نوری المالکی با تمام ابوابجمعی خود در روزهای آینده و حد اکثر هفته های آینده از قدرت برای همیشه برکنار خواهد گردید (حد اقل من ) دوچار تردید نیستم ولی سئوال بسیار مهمتر از رفتن نوری المالکی و رژیمش اینست: همینکه بریگاد صلح مقتدا صدر در خیابنهای بغداد، مستقل از کنترول ارتش و نیروهای امنیتی تحت فرمان مالکی رژه چند هزار نفری مسلحانه اجرا میکند؛ همینکه ژنرال فرماندهی که برای آزاد سازی موصل مأموریت می یابد سر از اربیل برای پناهندگی در می آورد؛ همینکه چند هزار شورشی  با رماندن گله وار ارتش نهصد هزار نفری دولت مالکی، ظرف دو هفته تا دروازه بغداد پیش میروند و روز بروز مناطق جدید و جدید تری را اشغال میکنند؛ همینکه این نیروهای باصطلاح شورشی تکفیری مورد استقبال مردم واقع میشوند و قبایل عراقی این ریسک را میپذیرند که با چنین نیروی بظاهر خوفناکی دست دوستی و اتحاد بدهند چه چیزی را بجز ژرفای فساد، پوسیدگی و کپک زدگی رژیم ائتلاف شیعی نوری المالکی را نشان میدهد؟ آیا بجز حکومت ما، چه قدرت ونیروی تأثیر گذار دیگری فراهم کننده این وضعیت بوده و تا این حد سنگین روی این اسب مردنی شرطبندی کرده است؟ رژیم مالکی خواهد رفت ولی جا دارد با دیدی جامعه شناسانه به این پدیده پوسیدگی و اضمهلال نگریسته شده و درسهای قانونمندانه و قابل تعمیم آن استنتاج و تعمیم داده شوند.

تحولات کنونی عراق بخشی از آن تحولات بسیار وسیعی است که منطقه خاور میانه  ما را دستخوش خود ساخته است. من؛ در درجه اول با خوشبینی کامل به این تحولات مینگرم و در درجه دوم آنرا بازتاب تغیر پارادیم تحول در منطقه و در جهان کنونی میدانم که ساده نگری بدان چشمان ما را می بنند و از درک ویژیگی های این تغیرات عاجز میکند.برای درک این تغیر پارادایم، بیش از آنچه به معلومات اکادمیک و گسترده نیاز باشد به خلاقیت نقادانه روشنفکرانه نیازمند است.

 من در ادامه این نوشتار که آنرا بعنوان مقدمه عرضه میکنم، تحولات عراق و منطقه را  با همین  پارادایمکال و تحت عنوان یاداشت ادامه خواهم داد. دوستان را به خواندن این یاداشتها دعوت میکنم زیرا در متن هیمن تغیر پارادیم است که خطوط تحولات آتی میهن ما نیز روشن و تعین میشود.

اضافه میکنم که درج کلیپهای سایتها و نشریات خارجی جنبه آرشیوی و رفرنسی دارد.

ح تبریزیان

  ;CCNNN

EXCLUSIVE: Iraqi Kurdistan leader Massoud Barzani says ‘the time is here’ for self-determination

By Mick Krever, CNN

Iraqi Kurdish President Massoud Barzani gave his strongest-ever indication on Monday that his region would seek formal independence from the rest of Iraq.

“Iraq is obviously falling apart,” he told CNN’s Christiane Amanpour in an exclusive interview. “And it’s obvious that the federal or central government has lost control over everything. Everything is collapsing – the army, the troops, the police.”

“We did not cause the collapse of Iraq. It is others who did. And we cannot remain hostages for the unknown,” he said through an interpreter.

“The time is here for the Kurdistan people to determine their future and the decision of the people is what we are going to uphold.”

Iraqi Kurdish independence has long been a goal, and the region has had autonomy from Baghdad for more than two decades, but they have never before said they would actually pursue that dream.

But the latest crisis, in which Sunni extremists have captured a large swath of Iraqi territory on the border of Iraqi Kurdistan, seems to have pushed the Kurds over the edge.

“Now we are living [in] a new Iraq, which is different completely from the Iraq that we always knew, the Iraq that we lived in ten days or two weeks ago.”

“After the recent events in Iraq, it has been proved that the Kurdish people should seize the opportunity now – the Kurdistan people should now determine their future.”

Barzani said that he would make that case to U.S. Secretary of State John Kerry when they meet in Erbil Tuesday; America is a close Kurdish ally, but opposes independence for the region.

“I will ask him, ‘How long shall the Kurdish people remain like this?’ The Kurdish people is the one who is supposed to determine their destiny and no one else.”

Fractious relations with Baghdad

A reconciliation, Barzani said, could be possible “if there was understanding between Shias and Sunnis, and if there is a guarantee of a true partnership in the authority.”

“But the situation has been very complicated. And the one who’s responsible for what happened must step down.”

Amanpour asked if Barzani meant Prime Minister al-Maliki.

“Of course. He is the general commander of the army. He builds the army on the ground of personal loyalty to him, not loyalty to the whole country. And he monopolizes authority and power. He led the military, and this is the result.”

Iraqi Kurdistan has long had a fractious relationship with Baghdad; the region has had autonomy from the rest of Iraq for more than two decades.

Kurdistan even has its own military forces, the Peshmerga, which are now busy fighting ISIS extremists; next to the Iraqi military, which has looked awkward and unprofessional defending the country, the Peshmerga seems remarkably skilled.

Amanpour asked Barzani whether Iraqi Prime Minister Nouri al-Maliki had asked for Kurdish military support.

“The prime minister has not asked us. On the contrary, he rejected every offer to assist.”

Indeed, Barzani said, he warned al-Maliki about the impending ISIS threat long before they toppled the major Iraqi city of Mosul, near the Iraqi Kurdish border.

“I did warn Mr. Prime Minister not only a couple of days, but a few months before the fall of Mosul. I did warn him but he did not take the warning seriously. And I have many witnesses to that effect that I did warn him.”

Not everything that has happened, he told Amanpour, was done by ISIS; but because the extremists have the organization and the resources, they are seizing upon general discontent with al-Maliki.

“People in those areas found that the opportunity was there to revolt against that wrongful policy.”

“That is the public anger. And it’s important to distinguish between what are legitimate rights and what terrorists are trying to accomplish.”

The United States, ‘a true friend’

Iraqi Kurdistan and the United States have a close relationship, cemented by the American no-fly zone enforced over the region during the 1990s to protect the Kurds from Saddam Hussein.

When Barzani meets with Secretary of State Kerry on Tuesday, he will no doubt be hoping that that relationship – and America’s investment in Iraqi Kurdistan – will help convince Kerry of the need for independence.

“The United States has been a true friend and we Kurds have shown that we deserve that friendship.”

“The success of the region of Kurdistan was the only success that resulted from American policies.”

“And the United States has given opportunity to all Iraqis to build a modern, democratic state; pluralistic state; federal state. But, unfortunately, the others were not able to seize the same opportunity.”

Amanpour asked Barzani whether he thought the 300 military advisers the U.S. is sending to Iraq “can change the balance of power on the ground?”

“I do not believe so. I do not believe that this will change the balance of power. And this issue cannot be resolved by military means.”

“It’s a political issue that has to be dealt with politically. And after that, a military resolution can be easier to accomplish if there was a political agreement and political power.”

An uncertain future for Kirkuk

In defending Iraqi Kurdistan from ISIS, Barzani may also have seized on an opportunity. The Peshmerga have recently taken control of Kirkuk, an oil-rich region that the Kurds consider to be an integral part of their territory.

“We never had any doubt at any time that Kirkuk is part of Kurdistan,” he said.

The Iraqi constitution sets out a very specific process whereby the future of Kirkuk – whether in Kurdistan or the rest of the country – should be determined, involving a census of the area and then a referendum.

“For the last ten years, we have been waiting to have that article applied, but we haven’t seen any seriousness from the central government. And since we have new developments in Iraq now, this is what brought about the new situation with Kirkuk coming back to Kurdistan.”

“We haven’t done this referendum yet, but we will do and we will respect the opinion of the citizens even if they refuse to have Kurdistan as an independent state.”

************************************

Iraq crisis: Key oil refinery ‘seized by rebels’

Breaking news

Iraq’s biggest oil refinery at Baiji, north of Baghdad, is reported to have been fully captured by Sunni rebels.

The refinery had been under siege for 10 days with the militant offensive being repulsed several times.

The refinery supplies a third of Iraq’s refined fuel and the battle has already led to petrol rationing.

Insurgents, led by the group Isis, are expanding their control of towns in the north and west and have captured all border crossings to Syria and Jordan.

They are also bearing down on a vital dam near Haditha.

A rebel spokesman said the Baiji refinery, in Salahuddin province, would now be handed over to local tribes to administer.

The BBC’s Jim Muir in Irbil, northern Iraq, says the capture of the refinery is essential if the rebels are to keep control of the areas they have conquered and to supply the captured city of Mosul with energy.

 

***********************

Iraq’s Sadrists defend military parade amid fears of sectarian war

Shi’ite leader says some of the displayed weapons are spoils from previous fight against US, others locally manufactured

Volunteers for the newly formed "Peace Brigades" participate in a parade in the Shi’ite stronghold of Sadr City, Baghdad, Iraq, on Saturday, June 21, 2014. (AP Photo/Karim Kadim)

Volunteers for the newly formed “Peace Brigades” participate in a parade in the Shi’ite stronghold of Sadr City, Baghdad, Iraq, on Saturday, June 21, 2014. (AP Photo/Karim Kadim)

Baghdad, Asharq Al-Awsat—A prominent Shi’ite movement in Iraq has defended a military parade it organized in the country’s capital Baghdad on Saturday amid heightened fears of widespread sectarian conflict breaking out across the country.

The event, organized by the Sadrist Movement, showed off heavy weapons such the ‘Moqtada 1,’ a missile named after the movement’s leader Moqtada Al-Sadr, and comes as the Sunni jihadist group the Islamic State of Iraq and Syria (ISIS) continues its advance from western and northern regions in Iraq towards Baghdad.

In a statement on Sunday, Sadr thanked the participants in the parade and slammed satellite TV stations, particularly Shi’a ones, for “ignoring the parade.” He stressed that the Peace Brigades—the new armed group he has asked to be formed in order to fight the ISIS advance—should not be given any “sectarian denomination.”

Sadr was the leader of another armed Shi’a militia group, the Mahdi Army, which he suspended in 2012, and which was prominent during the sectarian conflicts that exploded in the country in 2006–۲۰۰۸٫

The Iraqi government has not commented on the paraded weapons, which observers said included missiles and artillery that could only belong to an official army.

A senior Sadrist figure denied the weapons were taken from the Iraqi army. “Most of the weapons displayed during the parade of the Peace Brigades belong to the Promised Day Brigade which was exempted by Sadr from suspension when he decided to suspend the Mahdi Army,” Mohammed Al-Khafaji, a senior figure in the Sadrist Movement, told Asharq Al-Awsat.

He said that the Promised Day Brigade was “one of the most prominent arms of resistance against the American occupation of Iraq and managed to collect many of the weapons left by the Americans, which became spoils of war,” adding that the Brigade “has the right to use” these weapons.

“Some of the weapons were made in Baghdad, as the Promised Day Brigade has an infrastructure which it built during its resistance of the [US-led] occupation. And today we are seeing the dangers starting to surround Iraq anew, and this obliges us to defend again the land, [its] honor, religion and doctrine,” Khafaji added, referring to ISIS’s threats to destroy Shi’a shrines and holy places.

He added: “Taking on this mission is therefore one of the factors that will help prevent the eruption of a civil war, and this is the responsibility of Sunnis as much as it is the responsibility of Shi’ites.”

Speaking about fears that such weapons would be used in any domestic conflict, Khafaji said: “All Iraqis, Sunnis and Shi’ites, are now facing a common enemy which is ISIS and the terrorist organizations, which are not associated with a religion or a sect.

He added: “Our Sunni brothers are fighting these gangs in their areas.”

Khafaji sought to calm fears regarding the Peace Brigades and said that Sadr’s instructions were for them to “coordinate with the [official Iraqi] security apparatuses, according to the relevant directives issued by the [Shi’ite religious] authority.”

The Sadrist Movement’s defense of the parade has come despite a number of Shi’ite religious leaders recently calling for weapons-possession to remain limited to authority of the state and its security apparatuses, and not with civilians.

Meanwhile, a number of news websites have circulated photographs of Ismail Hafez al-Lami—known as “Abu Deraa”—a militant leader accused of committing atrocities against Sunnis, and known as “the Zarqawi of the Shi’ites,” in reference to the leader of Al-Qaeda in Iraq Abu Musab Al-Zarqawi.

Abu Deraa was seen and photographed on Saturday during a parade in Baghdad’s Sadr City, staged as a show of force in response to the ISIS advance.

Speaking to Asharq Al-Awsat on condition of anonymity, an Iraqi security source said that “the Abu Deraa issue” had been “blown out of proportion,” saying it was used during the period 2006–۲۰۰۸ as part of the tug-of-war between Al-Qaeda on the Sunni side and the then Mahdi Army on the Shi’ite side.

The source added: “There are strict instructions now, particularly from the Shi’ite religious leaders, not to get bogged down in any such issues because the situation in the country no longer brooks this, and any sectarian escalation in the light of what is happening, given the underperformance of the military institution, will mean serious consequences for those who adopt or promote such ideas.”

..