Archive for: June 2014

بحر طویل یکی از سران سپاه که خواندنش بد نیست

Share Button

پیش کامنت:

این سرپاسدار میگوید که خط قرمز ما “منافع ملی است”. این شوخی ششلول بند  مقام عظمای رهبری دیگر قدری بی مزه بود.  باید از او  پرسید منافع ملی ما  مگر جیبهای گشاد شماست یا چفیه عربی مفام معظم رهبری که خط قرمز است؟. ولی از این بی مزگی بگذریم، بحر طولیش از این نظر با مزه است که به خواننده اطمینان میدهد که ملت ایران با کسانی طرف است که از تحولات منطقه و  دنیای امروز  بی اندازه پرت هستند و این خود امید به آزادی را در دل مشتاق آزادی  ملتمان زنده نگاه میدارد.

شیخ اسکناس دوست

 

خط قرمز سپاه ورود برای غریبه ها اکیداً ممنوع

سردار همدانی: ۱۰ هزار نفر از افرادی که با نظام سوریه می جنگیدند امروز بسیجی شده‌اند

فرمانده سابق سپاه محمدرسول الله(ص) گفت: ۱۰ هزار نفر از کسانی که مسلح شده بودند و با نظام سوریه می جنگیدند امروز بسیجی شده‌اند.

به گزارش خبرآنلاین، سردار حسین همدانی در مراسم یادبود سرداران، فرماندهان و شهدای گردان ۱۵۴ حضرت علی اکبر(ع) لشکر ۱۳۲ انصارالحسین(ع) همدان که شامگاه پنج شنبه ۵ تیرماه در باغ موزه دفاع مقدس استان همدان برگزار شد افزود: در حال حاضر ۱۰۰ نفر بسیجی آموزش دیده داریم که متقاضی حضور و جنگیدن در سوریه هستند و این در صورتی است که نیازی به اعزام نیرو نداریم.
سردار همدانی با اشاره به اینکه حزب‌الله مثل خورشید در جهان می‌درخشد، گفت: نسل جوان امروز، همان نسل جوان دوران انقلاب و دفاع مقدس است. کشور عراق مملو از جوانان مسلمانی است که آماده مبارزه با متجاوزان و دشمنان هستند.
وی افزود: خداوند وعده داده است که اگر مقاومت کنید و صبور باشید حتما پیروزی از آن شما است. بعد از لبنان و سوریه، در حال حاضر تشکل بسیج در عراق در حال شکل گیری و سازماندهی است. مسئولان عراقی دارند به این نتیجه می‌رسند که باید از مردم و نیروهای مردمی کمک بگیرند.
سردار همدانی با تاکید بر اینکه در ۱۴ استان سوریه بسیج شکل گرفته، افزود: حتم بدانید که بعد از لبنان و سوریه و با تشکیل بسیج، سومین فرزند انقلاب اسلامی ایران در عراق متولد می‌شود. دیگر این ایران نیست که مرگ بر آمریکا می‌گوید، بلکه همه ملت‌ها همصدا شده‌اند و شعار مرگ بر آمریکا سر می‌دهند.
سردار همدانی مقاومت و پیروزی مردم سوریه را رمز بیداری و همراهی آنها دانست و اظهار کرد: امروز نتیجه عملکرد شهدای خود را می‌توانیم در سوریه ببینیم. در حال حاضر در سوریه نیروهای جوانی از برادران اهل سنت داریم که بهترین عملکرد مدیریتی و نظامی را دارند و عاشق امام و انقلاب و سپاه هستند. در سوریه یک مرکز مطالعاتی درست شده است که با جمع‌آوری و پیاده‌سازی بیانات مقام معظم رهبری و بررسی و تحلیل، آنها را در تصمیم گیری‌ها لحاظ می کنند و نتیجه هم می‌گیرند.
در فهم صحیح موضوع تهاجم فرهنگی دچار انحراف شده‌ایم
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به بحث تهاجم فرهنگی گفت: متاسفانه ما تهاجم فرهنگی را در موضوعاتی مثل حجاب و مسائل دیگر خلاصه کرده‌ایم و از نکات اصلی و اساسی موضوع منحرف شده‌ایم. تهاجم فرهنگی واقعی را ما در سوریه دیدیم که چگونه با کار شبانه‌روزی و کار روی اعتقادات مردم، از ریشه و اصولی کار می‌کنند. دشمن برنامه داشت که طی سه ماه سوریه را بگیرد و در این مدت هم آنقدر کار رسانه‌ای و تبلیغاتی انجام داد که حتی برخی دانشگاه‌ها و اساتید ما هم اینطور اعلام می‌کردند که ما چرا باید به حزب بعث سوریه کمک کنیم!؟ اینقدر که کار فکری و فرهنگی دارد در این مباحث انجام می‌شود.
سردار همدانی با تاکید بر اینکه جنگ سوریه جنگ سنی با سنی است، خاطرنشان کرد: در سوریه فقط یک درصد شیعه هستند، ولی رسانه‌ها طوری وانمود می‌کنند که انگار شیعه با سنی می‌جنگد. باید آگاه باشیم که اینها تهاجم فرهنگی واقعی است.
این فرمانده دوران دفاع مقدس با اشاره به اعتراف ژنرال های آمریکایی به قدرت ایران امروز، اظهار کرد: آنها نمی دانند که منشا این قدرت کجاست.
وی افزود: امروزه ما در جبهه نظامی هیچ نگرانی نداریم و اصلا آسیب‌پذیر نیستیم. ایران نسبت به دوران هشت ساله دفاع مقدس، از نظر نظامی و نیروهای نظامی بسیار آماده تر و قوی تر است.
سردار همدانی با ابراز نگرانی از آسیب‌پذیری در جبهه‌های فرهنگی گفت: باید مراقب باشیم و بدانیم که در جبهه فرهنگی و جنگ نرم آسیب‌پذیر هستیم و باید کار اساسی انجام دهیم. احزاب و گروه های سیاسی باید بدانند که پیروزی برای ما در گروی وحدت ماست.
وی از منافع ملی به عنوان خط قرمز یاد کرد و ادامه داد: در زمان جنگ هم فرماندهان و نیروها از احزاب متفاوتی بودند ولی در جبهه همگی یکدل و یکصدا بودند و همین عامل وحدت رمز پیروزی ما بود.
این فرمانده دوران دفاع مقدس گفت: باید قدر امنیتی را که در کشور داریم، بیشتر بدانیم. امروز مردم عراق و سوریه و لبنان بهتر از هر کس دیگری می‌توانند برای ما بگویند که امنیت یعنی چه؟ آنها در حال حاضر بیشتر از هر چیز دیگری امنیت و آرامش می خواهند.
وی با تاکید بر اینکه اگر ایثار و شجاعت شهدای گرانقدر نبود، امروز در کشور امنیت وجود نداشت، اظهار کرد: اگر شهدا نبودند، کشور ما هم مثل عراق و سوریه و افغانستان می‌شد. شهدای ما در تمام دنیا الگو و نمونه شده‌اند و همه ملت‌ها یاد گرفته‌اند که رمز پیروزی و موفقیت، ایستادگی و مقاومت در راه آرمان‌هاست.
سردار همدانی به سن و سال کم و جوان بودن شهدا و فرماندهان در دوران دفاع مقدس اشاره کرد و افزود: در دوران جنگ کسانی بر مسند فرماندهی جنگ قرار گرفتند که ۳۰ سال یا کمتر داشتند، ولی با همین سن و سال کم، ویژگی‌ها و امتیازاتی داشتند که سبب مدیریت عالی آنها شده بود. بطوریکه وقتی فرمانی را صادر می‌کردند نیروهای تحت امر اطاعت از فرمان آنها را بر خود واجب می‌دانستند.
وی با اشاره به برخی شهدا و فرماندهان گردان حضرت علی اکبر(ع) همچون شهیدان سماوات، شکری‌پور، امیدی، مبارکی و دیگر شهیدان استان همدان، گفت: این فرماندهان در عین جوانی، خودشان را ساخته و پرداخته و پرورش داده بودند و همین خودسازی، عامل موفقیت و مدیریت آنها در جنگ بود.
سردار همدانی با تاکید بر اینکه حدود سه سال از بحران سوریه می‌گذرد، خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبری بصیرت را رمز پیروزی و موفقیت می‌دانند و امروز مردم سوریه به بصیرت و آگاهی رسیده‌اند و در راه رسیدن به این آگاهی و پیروزی هم هزینه‌ها و خسارات بسیاری را متحمل شده‌اند.نبود بصیرت عامل مهم شکست ملت‌هاست و هر جا که در طول تاریخ از دشمن ضربه خورده‌ایم، به خاطر بی‌بصیرتی بوده است و هر جا که ملت به آگاهی رسیده‌اند، توانسته‌اند بر دشمنان خود غلبه کرده و پیروز شوند.
این فرمانده دوران دفاع مقدس با تاکید بر اینکه برای ما، جنگیدن در شلمچه و سوریه فرقی نمی‌کند،افزود: در جنگیدن به دنبال هدفی والاتر هستیم که همان جنگ برای رضای خدا است و شهدای ما هم برای رضای خدا می‌جنگیدند. شهدای ما به بصیرت رسیده بودند و راه و مسیر و هدف خود را انتخاب کرده بودند.
سردار همدانی به اجرای عملیات‌های پراکنده گروهک تروریستی داعش اشاره کرد و ادامه داد: این نیروها همانهایی هستند که وقتی در سوریه ناکام ماندند، وارد عراق شدند. اینها کارهای نیستند. اینها یک مشت جیره خوارند که توسط پادشاه عربستان و دار و دسته وی که آمریکایی هستند مدیریت و تغذیه می‌شوند.
مدیریت حرکات تروریستی یکی است و تنها بازیگران عوض شده‌اند
این فرمانده دوران دفاع مقدس ادامه داد: در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران هم، صدام یک نیروی فریب خورده و بازیگر بود. همان کسانی که امروز این حرکات تروریستی را مدیریت می‌کنند، در آن دوران هم از صدام استفاده کردند. آنها یک روز در سوریه، یک روز در لبنان و یک روز هم در عراق به دنبال ایجاد فتنه هستند و در همه این فتنه ها هم کارگردان و بازیگردان یکی است و فقط بازیگران عوض شده‌اند.در این دوران هم گروهکی را به اسم داعش علم کرده‌اند که خودشان کاره‌ای نیستند. یک مشت فریب خورده هستند که به بازی گرفته شده‌اند.

 

روزهای مالکی و حضور ایران در عراق بشماره افتاده است: بخش چهارم

Share Button

هرچه بیشتر مقامات آمریکایی، انگلیسی ، آلمانی و خود سیاستمداران عراقی مانند ایاد علاوی به مالکی میگویند که تنها راه  خنثی کردن نیروهای جهادی و داعش تشکیل یک دولت نجات ملی است او فقط به راه حال نظامی فکر میکند و با توجه به اینکه ارتش عراق از هم پاشیده است درک این نکته سخت نیست تا بدانیم او در درجه اول به نیروهای سپاه ایران و در درجه دوم  به فرقه ایی کردن جنگ؛ با سنی و شیعه کردن آن و  وانمودن جنگِ بین رژیم خود و مردم عراق (غالباً سُنی)  به یک جنگ سنی و شیعه  که روح جانبازی را در شیعیان بوجود بیاورد، امید بسته است. ولی او نمیداند که پس از آزمون جمهوری اسلامی و آرمون دولت خود مالکی اگر شهدای کربلا هم زنده شده و دعوت به جهاد  علیه داعش کنند کسی بیاری همان حسین هم برنمیخیزد.

نخست وزیر عراق: جت های روسی  ورق جنگ را برمیگردانند!

A Russian Sukhoi Su-27 fighter

آقای مالکی میگوید که به روسیه سفارش جتهای جنگنده  سوخوی داده است که احتمالاً شبیه عکسهای فوق میباشند.

نوری المالکی مصاحبه ایی با  سرویسBBC عربی دارد که من خلاصه آنرا ذیلاً درج میکنم. فکر میکنم متن این مصاحبه را بعنوان یک سند مهم تاریخی باید به مراکز اسناد سیاسی مهم دنیا سپرد تا آیندگان بدانند چه کسانی با چه درجه از شعور بر سرنوشت ملتها فرمان رانده اند.

خلاصه بگویم در این مصاحبه مالکی به خبرنگار بی بی سی میگوید اگر دولتش جنگنده بمب افکن داشت و اگر آمریکاییها او را فریب نداده و هواپیماهای جنگنده بمب افکنی را که به عراق فروخته اند را زود تر تحویل داده و روند تحویل آنها را ِکش نمیدادند الان داعش و شورشیان سُنی پشت دروازه های بغداد  نبودند. او وعده میدهد که با خرید ضربتی چند فروند سوخوی روسی(جت شکاری بمب افکن)، دست دوم از روسیه و بلاروس، در دو سه روز آینده ، جذر و مد میدان جنگ دگرگون و مخالفان قلع و قمع خواهد شد.

بنظر من برای تحلیل این سخنان مالکی نه تحلیلگر نظامی، و نه تحلیلگر سیاسی لازم است بلکه  به یک روانپزشک نیاز است تا به این رهبر شیعان عراق بگوید چه خلبانی باید ظرف این دو سه روز آینده پرواز با این هواپیماها را یاد بگیرد، چه کادر فنی در عرض دو سه روز باید تربیت شود تا مسائل فنی و آماده سازی پرواز این هواپیماها را حل و فصل کند. و بعد از همه اینها این چند هواپیمای جنگنده کجا ها را میخواهند بکوبند؟ !  پاسخ این سئوالات را فقط خود مالکی و مشاور نظامی اش سردار سرلشگر قاسم سلیمانی میدانند.

نوری المالکی بلافاصه دو روز پس از فتوای آیت الله سیستانی که همراه با ورود ۲۰۰۰ تن از سپاهیان قدس ایران به عراق بود، بجای اینکه رسماً بدون رودربایستی بگوید که برای نجات خود به نیروهای ایرانی امید بسته است، گفت در عرض ساعات آینده با پیوستن  نیروهای داوطلب به ارتش عراق این ارتش پیروزیهای چشمگیری در نبرد با شورشیان کسب خواهند کرد.  او نخواست بگوید منظورش از داوطلبان همین سپاه قدس است. ولی فهمیدن این دشوار نیست که دوختن فقط یونیفورم نظامی و تهیه پوتین و سرویس خورد و خوراک و خواب برای این دهها هزار داوطلب نه چند ساعت و نه چند روز بلکه به چند ماه وقت نیاز دارد از آموزش رزمی چیزی نمیگویم. آنچه  پس این وعده پیروزیهای سریع در عمل پیش آمد این بود که ساعاتی پس از آن وعده های مالکی،  شورشیان چند شهر دیگر را بسرعت برق و بدون جنگیدن گرفتند و ارتش عراق هم براق آسا  بدون شلیک یک گلوله از مقابل آنها گریخت و آن ۲۰۰ نفر نیروی ویژه سپاه قدس ایران هم نتوانست کاری بکند.

حالا هم آقای مالکی ناخود آگاه بند را آب میدهد. نمیداند که شنونده ابله نیست و با شنیدن این حرفها اگر او را احمق و هزیان گو تلقی نکند پی میبرد که این هواپیماها با خلبانان ایران و یا اجیر از همان بلاروس یا آسای میانه و قفقاز به پرواز در خواهند آمد و از همان مناطق هم کادر فنی تأمین خواهد شد و درخواهد یافت که این هواپیماها حد اکثر کاری که قادرند بکنند تخریب خانه های مردم بر سر آنهاست نه نجات رزیم مالکی.

از این نقطه ببعد این مطرح میشود که این هویماهای معجزه آسا چه نیروی زمینی را پوشش خواهند داد؟ ارتش عراق که عملاً منحل شده است. پس میماند بمباران کور و تبدیل مناطق آزاد شده به خرابه هایی شبیه به حلب در سوریه. ولی اگر ارتش سوریهخ توانست با این بمبارانهای وحشیانه موفقیت نسبی  کسب کند یک دلیلش این بود که آن ارتش وا نرفته و منحل نشده و اراده سرکوبش با کپک فساد و ترس و بی اعتقادی کاملاً فلج نگردیده بود.

من قبلا تأکید کرده ام که ارتش عراق دوچار شکست نظامی نشده است چون این ارتش هرگز نجنگید تا شکست بخورد بلکه در اثر بی اعتقادی و فلج اخلاق نظامیگرانه فقط فرار کرد. فرار این ارتش باز تاب عدم اعتقاد جامعه به رژیم مالکی و نامشروعیتی رژیم اوست که این فقدان مشروعیت را با  بمباران مردم نمیتوان جبران کرد.

هرچه بیشتر مقامات آمریکایی، انگلیسی ، آلمانی و خود سیاستمداران عراقی مانند ایاد علاوی به مالکی میگویند که تنها راه  خنثی کردن نیروهای جهادی و داعش تشکیل یک دولت نجات ملی است او فقط به راه حال نظامی فکر میکند و با توجه به اینکه ارتش عراق از هم پاشیده است درک این نکته سخت نیست تا بدانیم او در درجه اول به نیروهای سپاه ایران و در درجه دوم  به فرقه ایی کردن جنگ؛ با سنی و شیعه کردن آن و  وانمودن جنگِ بین رژیم خود و مردم عراق (غالباً سُنی)  به یک جنگ سنی و شیعه  که روح جانبازی را در شیعیان بوجود بیاورد، امید بسته است. ولی او نمیداند که پس از آزمون جمهوری اسلامی و آرمون دولت خود مالکی اگر شهدای کربلا هم زنده شده و دعوت به جهاد  علیه داعش کنند کسی بیاری همان حسین هم برنمیخیزد.

برای درک هذیان آمیز بودن و واکنشهای بسیار خام و نسنجیده و عکس العملی نوری المالکی، حتی روانپزشک بودن هم لازم نیست بلکه کافیست تا کسی بعنوان یک نگهبان در یک آسایشگاه روانی  مدتی کار کرده باشد که بداند این شخص به پرت و پلا گویی افتاده است. حال چگونه او انتظار دارد یک دوره دیگر هم رئیس جمهور شود؟ فقط خدا میداند. او و دولتمردان ایران ازجمله شیخ حسن روحانی رئیس جمهور، دائماً از خطر تروریسم و امکان سرایت آن به پرورندگانش هشدار میدهند. در تاریخ سیاست و جنگ، تروریسم و تروریست به جریانی گفته میشود که با تعدادی معدود با غافلگیری دست به عمل زده و در میرود. تروریسم فاقد پایگاه مردمی است و بنا براین به این شیوها ی مبارزه فردی و غافلگیرانه متوسل میشود. تروریسم نمیتواند بطور سازمانی در شبکه های  چند هزار یا چند ده یا چند صد هزار باشد! تروریسم وارد رویارویی جبهه ایی با قدرت حاکم  نمیشود چون این بمعنای نابودی اوست.

با قضاوت از روی همین اخبار رسانه های دنیا، شورش عراق با چند صد نفر از ۳۰۰ تا ۷۰۰ و تصرف موصل شروع شد. من فرض را بر صحت این گزاره خبری میگیرم و از این میگذرم ترتیب دادن چینین حمله ایی با چنین تعدادی بطور مخفی از دید جریانهای اطلاعاتی چقدر سخت است. اگز این جریان(داعش) تروریستی بوده و منطقاً جدا از مردم باید پس از این ضربه غافلگیرانه و تصرف شهر، پس از چند ساعت سریعاًً عقب مینشست و از رویارویی با قوای دولتی پرهیز میکرد. برای اداره  شهری دو میلیونی در شرایط جنگی؛ نه چندصد نفر بلکه چند هزار پرسنل نظامی و دیوانی هم کافی نیست.  این داعشی که با چند صد نفر شروع کرد، امروز بنوشته همین رسانه ها از جمله همین بی بی سی، تعداد کل نیروهای آن به ۱۰٫۰۰۰ در عراق و سوریه تجمین زده میشود که دائماً به اینسوی و آنسوی مرز رفت و آمد میکنند. اگر این تعداد را هم قبول کنیم که دیگر بحث تروریسم نیست، و وسعت اراضی تحت کنترول آنها را در نظر بگیریم پی میبریم که آنها توانسته اند دهها هزار نیروی جدید را طی همین مدت کوتاه بخود جذب کنند و از طرف جمعیت محلی اراضی آزاد شده هم با هیچگونه مقاومت منفی، مدنی و نظامی روبرو نشده اند. پس نتیجه این میشود که رژیم مالکی نه با داعش و تروریستهایی از این نوع بلکه با یک جنبش مردمی صدها بار عظمیم تر از داعشی است که از ان لولو خور خوره درست شده است بدون اینکه کشی بداند آن  چیست؟ اگر ر.زیم مفلوک مالکی یک ذره حمایت مردمی میداشت بایستی از این همه داوطلبان بتواند یک جنبش فعال چریکی و ایذایی در پشت خطوط داعش راه بیاندازد! ولی رژیم نتوانسته یک عکس العمل مردمی چند ده نفره هم علیه داعش ایجاد کند با اینکه خودش هم از ایدئولوژی استشهادی برخوردار است.

من در تحلیل داعش فقط یک نکته را میگویم که محتاج تدقیق بسیار است ولی پرداختن بدان، یاداشت را طولانی تر از اینکه هست میکند. آن نکته اینست که ؛ بدون استثناء همه جریانهای اسلامگرا، خود را جریانیهایی فرا ملی و فرا جغرافیایی و فراتاریخی  میدانند. جغرافیایی و تاریخی شدن آنها یعنی جغرافیایی و تاریخی کردن خدا و محمد و قرآن و دین و مذهب و لخت کردن عامیت جهانگرایی آنست. حماس، حزب الله، جمهوری اسلامی   و القاعده هرگز نپیذیرفتند و اعلام نکردند که جریانهای ملی بوده و میدان عمل خود را به یک کشور خاص و یک دوره تاریخی معین محدود میکنند. حتی در آنجاهم که این جریانها برحسب مقتضیات، شکل ملی بخود گرفته اند بلحاظ گفتمانی خود را  همچنان جریانی جهانی دانسته اند که قصد اسلامی کردن دنیا را دارند. محمود احمدی نژاد دائم از مدیریت امام زمانی جهان داد سخن میداد و این  ادعا رونوشتی دقیقاً مطابق اصل بود.

حال چگونه است که یکی از سرسخت ترین جریانهای بنیاد گرای اسلامی مأموریت ایمانی خود را به عراق و شامات محدود کرده و با نهادن چنین نامی بر روی خود، چنین صریح نقض غرض کرده است؟

ایمان الظواهری  رهبر القاعده، در همان اوایل ظهور داعش  با بدگمانی به این القاعده نوظهوری که ظرف فقط چند ماه القاعده سابقه دار او را در حاشیه قرار داده بود توصیه کرد که  در سوریه از جبهة النصرت پیروی کند. داعش نه تنها تمکین نکرد بلکه به جنگ با جبهة النصرة، پرداخت و او را از مناطق زیادی بیرون راند و تعدادی از فرماندهانش را کشت. این فشار داعش  به جبهتة النصرة، آنرا را چنان در تنگنائی قرار داد که مجبور شد تن به همکاری و تعامل با دیگر جریانهای اسلامیستی مرتبط با ارتش آزاد سوریه بدهد.  اینک مدتها است که جبهة النصرت دیگر با ارتش آزاد سوریه علیه رژیم اسد و داعش همکاری میکند. داعش اعلام کرد که جبهتة النصرة را بعنوان القاعده و امین الظواهری را بعنوان رهبر برسمیت نمیشناسد.

دیروز جبهتة النصرة در منطقه مرزی سوریه و عراق اعلام کرد که از این ببعد خود را تابع داعش میداند. از طرف ایمان الظواهری تا کنون در مورد  این موضعگیری جدید جبهة النصرت  هیچ اظهار نظری نشده است. ولی بعداً معلوم خواهد شد کدامیک از این دو  بردیای دورغین این سناریوی پیچیده گیج کننده بوده و میباشد.

سخن آخر اینکه اگر داعشی، با خط و ربط تروریستی اسلامگرایانه در واقع وجود داشته است، این داعش در عراق امروز به یک جنبش توده ایی مردمی با خواستها و مطالبات اجتماعی و سیاسی میلیونی تبدیل شده است.

………………………………

Iraqi PM Nouri Maliki: Russian jets will turn tide

A Russian Sukhoi Su-27 fighter
Mr Maliki says Iraq has ordered Sukhoi fighter jets from Russia, possibly similar to the one pictured

Iraq’s Prime Minister Nouri Maliki has told the BBC that he hopes jets from Russia and Belarus will turn the tide against rebels in the coming days.

“God willing within one week this force will be effective and will destroy the terrorists’ dens,” he said.

He said that the process of buying US jets had been “long-winded” and that the militants’ advance could have been avoided if air cover had been in place.

Isis and its Sunni Muslim allies seized large parts of Iraq this month.

Mr Maliki was speaking to the BBC’s Arabic service in his first interview for an international broadcaster since Isis  – the Islamic State in Iraq and the Levant – began its major offensive.

“I’ll be frank and say that we were deluded when we signed the contract [with the US],” Mr Maliki said.

“We should have sought to buy other jet fighters like British, French and Russian to secure the air cover for our forces; if we had air cover we would have averted what had happened,” he went on.

He said Iraq was acquiring second-hand jet fighters from Russia and Belarus “that should arrive in Iraq in two or

three days”.

An Iraqi Christian girl, of those who fled from Mosul, Iraq and other nearby towns, arrives at a social club in Ainkawa in IrbilThe conflict continues to displace people within Iraq – these Christian refugess arrived in Irbil on Thursday
Smoke billows from an area controlled by the Islamic State of Iraq and the Levant (Isis) between the Iraqi towns of Naojul and Tuz KhurmatuSmoke was seen in this Isis-held area between the northern towns of Naojul and Tuz Khurmato
Mourners carry the coffin of a victim killed by a suicide bomb attack in MahmoudiyahOther parts of Iraq are also suffering from violence – funerals were held in Mahmoudiyah for the victims of attacks on Wednesday

The government has struggled to hold back the militants’ advance from the north and west.

The US, which backs the Iraqi government, has stressed that the militants can only be defeated by Iraq’s own forces.

Iraq has also been receiving support from Iran, with whom its Shia Muslim leaders have close links.

Mr Maliki also confirmed that Syrian forces had carried out air strikes against Islamist militants at a border crossing between Iraq and Syria.

He said Iraq had not requested the strikes but that it “welcomed” them.

“They carry out their strikes and we carry out ours and the final winners are our two countries,” he said.

Military and rebel sources say the strike took place inside Iraq, at the Qaim crossing, although Mr Maliki said it was carried out on the Syrian side.

Militant sources have been reporting for two days that Syrian jets hit the Iraqi side of Qaim, and also Rutba which is further inside Iraq.

The militants say 70 people were killed in the first attack and 20 in the second.

Fighting has been reported on Thursday, with Iraqi special forces flying into the university in the city of Tikrit and  clashes ensuing.

Also on Thursday, the charity War Child condemned the “gravest violations against children’s rights” in thecourse of the conflict, including “recruitment and use of children by armed groups”.

The charity also says it fears the “risk of sexual violence for children is extremely high”.

Fighting has been reported on Thursday, with Iraqi special forces flying into the university in the city of Tikrit and clashes ensuing.

Also on Thursday, the charity War Child condemned the “gravest violations against children’s rights” in the course of the conflict, including “recruitment and use of children by armed groups”.

The charity also says it fears the “risk of sexual violence for children is extremely high”.

line

Analysis: Jim Muir, BBC News, Irbil, northern Iraq

So far, the Iraqi army has been unable to launch a strategic counter-offensive to drive the rebels back.

The addition of three Iranian-backed Shia militias to its forces in the field has added to the perception that this is a Shia army fighting to impose Shia rule on Sunni areas.

Its chances of re-conquering the lost ground appear very slight. And if it did, it would be crushing and further displacing Sunni populations to plant the state flag on the smoking ruins.

It’s now taken for granted by most Iraqi politicians that the Sunnis have carved out their own area, and that things will never be the same.

Old battle lines redrawn

line

Mr Maliki is trying to form a new government but has rejected calls to create an emergency coalition which would include all religious and ethnic groups.

He said on Wednesday that forming a broad emergency government would go against the results of April’s parliamentary elections, which were won by his alliance of Shia parties.

Prominent Kurdish politician Barham Salih: “We need to empower the moderate Sunnis to take on Isis”

His political rival, Ayad Allawi, had proposed forming a national salvation government.

Meanwhile, Masoud Barzani, the leader of Iraqi Kurdistan visited the northern city of Kirkuk for the first time since it was seized by Kurdish forces earlier this month.

It fell into the hands of Kurdish fighters when Iraqi troops fled in the face of the Islamist advance.

Map showing areas controlled by ISIS-led militants in Iraq

Are you in Iraq? What do you think of the current situation? If you are happy to talk to a BBC journalist please email us athaveyoursay@bbc.co.uk Please use the word ‘Iraq’ in the subject heading.

Or complete the form below.

Al Maliki concedes political solution needed

Share Button

 Al Maliki has thus far publicly focused on a military response to the two-week crisis, and his latest comments were his clearest yet regarding finding a political solution. Earlier in an interview with the BBC, Al Maliki said the Syrian air force had carried out air strikes against militants on the Syrian side of the Al Qaim border crossing, not on the Iraqi side which was previously believed. He added that Iraq had purchased several used Sukhoi fighter jets from Belarus and Russia. The Iraqi leader said that while Baghdad did not request the Syrian strikes, he “welcomed” any such move against militants led by the jihadist Islamic State of Iraq and the Levant (ISIL).

 

  • Jordanian Foreign Minister Nasser Judeh (left), Saudi Arabia’s Foreign Minister Prince Saud Al Faisal (second left) and UAE Foreign Minister Shaikh Abdullah Bin Zayed Al Nahyan (right), listen as US Secretary of State John Kerry speaks to thepress before a meeting at the US Chief of Mission Residence in Paris on Thursday.

Hundreds of villagers fleeing violence crowd at checkpoint on the edge of Kurdish territory

Golf News

pPublished: 17:45 June 26, 2014

Baghdad: Prime Minister Nouri Al Maliki conceded Thursday that political measures were needed alongside military action to repel a Sunni insurgent offensive that has overrun swathes of Iraq and threatens to tear it apart. His remarks came during a meeting with visiting British Foreign Secretary William Hague, who reiterated Western calls for Iraqi leaders to unite in the face of a militant onslaught that has killed more than 1,000 people and displaced more than half a million.

On the ground, fighters continued to target key towns and infrastructure but security forces appeared to be performing better than in the initial days of the advance, when they largely wilted. “We should proceed in two parallel tracks,” Al Maliki told visiting British Foreign Secretary William Hague, according to a statement issued by the premier’s office. “The first one is work on the ground and military operations against terrorists and their gatherings,” he said. “The second one is following up on the political process and holding a meeting of the parliament (on time) and electing a head of parliament and a president and forming the government.”

Al Maliki has thus far publicly focused on a military response to the two-week crisis, and his latest comments were his clearest yet regarding finding a political solution. Earlier in an interview with the BBC, Al Maliki said the Syrian air force had carried out air strikes against militants on the Syrian side of the Al Qaim border crossing, not on the Iraqi side which was previously believed. He added that Iraq had purchased several used Sukhoi fighter jets from Belarus and Russia. The Iraqi leader said that while Baghdad did not request the Syrian strikes, he “welcomed” any such move against militants led by the jihadist Islamic State of Iraq and the Levant (ISIL).

Meanwhile, hundreds of Iraqi villagers fleeing advances by jihadist militants crowded at a checkpoint on the edge of the country’s Kurdish-controlled territory Thursday seeking shelter in the relative safety of the self-rule region. An insurgent artillery offensive against Christian villages in the north of Iraq on Wednesday sent thousands of Christians fleeing from their homes, seeking sanctuary in the Kurdish enclave. The shelling of a cluster of villages happened in an area known as Hamdaniya,75 kilometres from the frontier of the self-ruled Kurdish region.

تقاضای کمک رهبری حماس از حسن روحانی !

Share Button

نزدیکی حماس تا حد تسلیم به دولت ساحال غربی برهبری محمود عباس، بخشی از استراتژی تغیر چیدمان قدرت سیاسی و ژئوپولیتیک منطقه است که نیروی دینامیک آن، نه غرب، بلکه خودِ تضادهای کلاف در کلاف منطقه و جنبش طوفانی بهارعربی است ولی غرب و در رأس آن آمریکا، با شناختن دقیق این دینامیسم سونامیکال، از قدرت مهیب انفنجاری آن برای  ایجاد یک نظم جدید در منطقه بهره گرفته و بر موج آن آن طوفان کاملاً سوار است. آنها که خونسردی اوباما و دستگاه حاکمه آمریکا را در برابر پیشروی داعش در عراق سر سری گرفته اند، از رخدادهای آینده در تمامی منطقه بی اندازه حیرت زده خواهند شد.

پیش کامنتی بر یاداشت معنی دار سایت تابناک در مورد تقاضای خالد مشعل برای کمک ایران به حماس.

هنیه رهبر

 

اسماعیل هنیه در دیدار دوسال قبلش از ایران مقارن روی کار آمدن مرُی در مصر. شایان تذکر است که کراوات شیک هنیه در پشت دست رهبر قرار دارد و دیده نمیشود ولی چفیه فلسطینی عربی  مقام معظم رهبر مثل همیشه مکمل عماه اوست. 

اگر یاداشت زیر را یکی از سایتها و یا رسانه های اپوزیسیون، چه برانداز چه سبز مینوشت، مطلب چندان جدیدی نمیتوانست تلقی شود. ولی وقتی سایتی مانند تابناک(سایت منتسب به سردار و فرمانده سپاه در دوران جنگ؛ محسن رضایی) مینویسد، میتوان  آنرا انعکاس نظر بخش عمده ایی از حاکمیت و سران نظامی ایران  تلقی کرد. لذا باید هم آنرا بدقت خواند و هم در ابعاد معنای عملی آن در حوزه سیاست خارجی عموماً و منطقه ایی رژیم خصوصاً، دقت و اندیشه کرد. سایت تابناک نه میتواند و نه میخواهد تا همه نکبت دراماتیک محور سازیهای پوشالی ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی رژیم را طی این ۳۵ سال، که صدها میلیارد دلار از منابع مالی مملکت صرف آن شده، و از بوسنیا تا صنعا و دمشق  و بغداد را در بر میگیرد را گزارشگری کند.

بنظر من این دراماتیک نکبت آلود، با سقوط قریب الوقوع نوری المالکی در عراق میرود تا چون طوفانی مهیب تراز آنچه سواحل تایلند و کالیفرنیا  را زیرو رو کرد  صحنه سیاسی منطقه را کن فیکن کند. میرود تا  کاخ توهمات قدر قدرتی رژیم حاکم بر ممکلت ما را به افتضاح آمیز ترین شکل ممکن درهم بریزد. بنا به این گزارشِ تابناک، خالد مشعل از رئیس جمهور ایران، روحانی، رسماً  تقاضای کمک کرده است. من یقین دارم که خالد مشعل این نامه را نه در واقع به امید دریافت کمک از ایران ( آنچنانکه گزارشگر سایت تابناک فهمیده است زیرا از آغاز انقلاب تا امروز این گونه روابط و کمکها خارج از فضای علنی و رسانه ای، پنهانی رتق و فتق میشده است)، بلکه مخاطب اصلی این نامه  خودمردم نوار غزه  و جنگجویان حماس و جهاد اسلامی است تا به آنها از اینطریق بگوید: به آخر خط رسیده ائیم و راهی بجز تسلیم و دنباله روی از دولت محمود عباس و ساحل غربی نیست و این آخرین قایق نجات است.

دولت حماس دیگر کمترین شانسی برای باقی ماندن ندارد. خطری که در حال حاضر دولت حماس و سران آن تهدید میکند، دیگر نه حتی اسرائیل بلکه ژنرال السیسی و حکومت کنونی مصر است که با اعلام حماس بعنوان یک سازمان تروریستی، ماهها قبل از اینکه در جایگاه ریاست جمهوری هم قرارگیرد فرمان تخریب تمام گذرگاههای زیر زمینی نوارغزه را به صحرای سینا داد.

در اراده قاطعانه ژنرال السیسی برای منهدم کردن حماس همین بس که،  دستگاه قضایی مصر، ارتباط محمد مُرسی با حماس را جاسوسی برای یک نیروی خارجی طبقه بندی کرده و باستناد آن برای مُرسی تقاضای اعدام کرده است. برای درک اهمیت این نکته کافیست بیاد بیاوریم که تا چندی پیش، رابطه داشتن و کمک به حماس در تمام منطقه و در ممالک اسلامی، یک رویکرد انقلابی و امیتاز آفرین تلقی میشد که شهره آفرین بود. محافظه کارترین دولت ای عرب منطقه اگر رسماً و علناً از حماس حمایت نمیکردند جرعت فاصله گیری از آنرا هم نداشتند. در پرتو همین ترس از درافتادن با حماس بود که کسی، مانند حسنی مبارک که هم با آمریکا نرد دوستی میباخت هم با اسرائیل، اجازه داده بود بین سینا و نوار غزه صدها تونل زیر زمینی حفر شود که از مجرای آنان سلاح و مهمات به داخل نوار غزه قاچاق میشد و دستگاه استخبارات و ارتش مبارک هم چشمش را بروی آن میبست حال آنکه برخلاف قرار داد کمپ دیوید بود. زیرا رژیم مبارک با این چشم پوشی، سیاست غربگرایانه و اسرائیل دوستانه خود را بالانس میکرد.

چند ماه پس از سرکوب اخوان در مصر یکی از نزدیکان ژنرال عبدالفتاح السیسی گفت؛ پس از خُرد کردن اخوان المسلمین نوبت حماس خواهد بود.

معنای واقعی نامه علنی و رسانه ای شده خالد مشعل برای روحانی را، که او قطعاً انتظار پاسخ منفی هم برای درخواست کمک خود از آن دارد، بهیچ وجه نه از سطور آن بلکه از معنای نهفته در لابلای آنها باید دریافت.

همچنانکه گفتم خالد مشعل میخواهد  از این راه به هواداران حماس در ساحل غزه بگوید؛ دیگر شانسی و امیدی وجود ندارد. خالد مشعل اینقدر شعور دارد که بداند اگر در گذشته که موازنه نیرو در منطقه بنفع حماس بوده و آن سازمان به رغم حمایت دولت اسلامگرای اردوغان، حکومت سوریه و حزبالله و ایران اسلامی، هیچ غلطی نتوانسته بکند حالا که دیگر تمام کازه و کوزه موازانه نیرو در منطقه واژگون شده و بیشتر هم واژگون خواهد شد، کمکهای ایران هم کمکی به نجات آن سازمان نخواهد کرد هرچند من باور ندارم که حتی این کمکها اساساً قطع شده باشند. درک این مسئله ممکنست برای گزارشگر سایت تابناک دشوار باشد ولی برای خالد مشعل دشوار نیست.

نزدیکی حماس تا حد تسلیم به دولت ساحال غربی برهبری محمود عباس، بخشی از استراتژی تغیر چیدمان قدرت سیاسی و ژئوپولیتیک منطقه است که نیروی دینامیک آن، نه غرب، بلکه خودِ تضادهای کلاف در کلاف منطقه و جنبش طوفانی بهارعربی است ولی غرب و در رأس آن آمریکا، با شناختن دقیق این دینامیسم سونامیکال، از قدرت مهیب انفنجاری آن برای  ایجاد یک نظم جدید در منطقه بهره گرفته و بر موج آن آن طوفان کاملاً سوار است. آنها که خونسردی اوباما و دستگاه حاکمه آمریکا را در برابر پیشروی داعش در عراق سر سری گرفته اند، از رخدادهای آینده در تمامی منطقه بی اندازه حیرت زده خواهند شد.

بنظر من سرنگونی یا عزل نوری المالکی فقط شروع شمارش معکوسی است که پژواک آهنگ آن تا فراسوی خاورمیانه هم خواهد رفت. من در روزهای آینده در ادامه یاداشتهایم با عنوان”روزهای مالکی و حضور ایران در عراق بشماره افتاده است“، نگارش سری یاداشت جدیدی را با عنوان “شمارش معکوس برای سرنگونی بشار آغاز گریده است” را شروع خواهم کرد.  توجه کاربران را از قبل بدان جلب میکنم. بنظر من هم اکنون این شمارش معکوس آغاز گردیده است.

پایان پیش کامنت و اینهم یادداشت تابناک:

در حاشیه نامه‌نگاری خالد مشعل برای رئیس جمهور ایران
خالد مشعل،رئیس دفتر سیاسی جنیش حماس در فلسطین،به رئیس جمهور،حسن روحانی نامه نوشته و از وی درخواست حمایت و کمک کرده است.درخواست کمکی که اجابت آن توسط رئیس جمهور ایران،مستلزم فراموش کردن رفتار و کردار امثال خالد مشعل در قبال ایران است. سه سالی که دوستان خالد مشعل،به حرم حضرت زینب(س) یورش ها بردند…
کد خبر: ۴۱۱۲۲۶
تاریخ انتشار:۰۵ تیر ۱۳۹۳ – ۲۱:۴۱-۲۶ June 2014

آقای مشعل، لطفاً به این سوال‌ها پاسخ دهید!یکی از روندهای قابل توجه در منطقه که از بیش از سه سال قبل و همزمان با آغاز درگیری ها در سوریه آشکار شد، روند فاصله گرفتن سازمان حماس از ایران و محور مقاومت در منطقه بود. روندی که بر خلاف انتظار رهبران حماس نتوانست نتیجه موردنظر آن ها را به همراه آورده و بازخوردهای منفی برایشان به بار آورد. نامه اخیر رئیس دفتر سیاسی این سازمان به رئیس جمهور ایران، دربردارنده نکات مهمی در این زمینه است.
به گزارش «تابناک»، امروز خبری در رسانه ها منتشر شد مبنی بر اینکه خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی سازمان فلسطینی حماس با ارسال نامه ای برای حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، به تشریح اقدامات اخیر صهیونیست ها علیه فلسطینیان پرداخته و از ایران درخواست حمایت و پشتیبانی بیشتر کرده است.
در این نامه که از سوی مرکز اطلاع رسانی فلسطین منتشر شده، مشعل درباره موج «مجازات های دسته جمعی» مستمر و روزافزون رژیم صهیونیستی که از ۱۰ روز پیش علیه فلسطینی ها در کرانه باختری و غزه آغاز شده سخن گفته و از رئیس جمهور و ملت ایران خواسته در راستای حمایت همیشگی خود از ملت فلسطین، بیش از پیش از «فلسطینیان و مبارزاتشان در مقابله با اشغالگران صهیونیست» حمایت شود و اقداماتی در این زمینه برای توقف حملات صهیونیست ها انجام گیرد.
بخش اصلی مسائل مورد اشاره مشعل، به اقداماتی مربوط است که رژیم صهیونیستی طی چند روز اخیر و در پی ناپدید شدن سه شهرک نشین نظامی ارتش این رژیم در منطقه اشغالی «الخلیل» انجام داده و به بهانه این اتفاق، اقدام به انجام حملاتی علیه مواضع حماس و همچنین علیه فلسطینی ها کرده است.
اما این نامه در شرایطی از سوی مشعل برای روحانی ارسال می شود که طی بیش از سه سال اخیر و در پی آغاز و سپس اوج گیری درگیری ها در سوریه، این سازمان خط خود را به کلی از ایران جدا کرده و با تصور اینکه در پی تحولات منطقه، یک «خاورمیانه اخوانی» – متشکل از دولت های وابسته به گروه های هم فکر این سازمان- تشکیل خواهد شد، ماندن در محور مقاومت را به صلاح خود ندید.
اکنون گویا مشعل فراموش کرده که خود و دیگر رهبران سازمان حماس، طی سال های اخیر مرکز توجه خود را به سوی ترکیه، قطر و مصر معطوف کرده و کار را به جایی رساندند که از رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه با عنوان «رهبر جهان اسلام» یاد کردند!
اما از چند ماه پیش و در پی وقوع تحولات جدی در روندهای جاری خاورمیانه، این رهبران خود را در وضعیت بغرنجی دیدند که نه راه پیش برای آن ها باقی گذاشته و نه راه پس. در حقیقت، ناکامی سیاست خارجی ترکیه در قبال سوریه و عدم موفقیت دولت آنکارا در براندازی اسد، تغییر پادشاه قطر و ملایم تر شدن سیاست منطقه ای این کشور و مهمتر از همه، سقوط محمد مرسی، رئیس جمهور مصر، عواملی بودند که سبب شدند حماس خود را به ناگاه در عرصه منطقه تنها ببیند.
حال همین تنهایی و نداشتن پشتیبان سبب شده همان افرادی که تا چند ماه پیش به کلی نسبت به ایران بی تفاوت شده و حتی در آشکار و نهان موضع گیری هایی را نیز علیه جمهوری اسلامی ایران اتخاذ می نمودند، بار دیگر دست نیاز به سوی ایران دراز کرده و راه نجات خود را در یاری گرفتن از ایران ببینند.
گویا جناب مشعل فراموش کرده که سیاست های سازمان متبوعش در فاصله گرفتن از محور مقاومت بود که سبب شد گروه های تکفیری در مناطق مهم درگیری در منطقه، از سوریه تا عراق قدرت گرفته و به مبارزه با کشورها و سازمان های عضو محور مقاومت بپردازد. طبیعی است که در این شرایط، رژیم اسرائیل دست خود را در منطقه باز دیده و می تواند با فراغ بال نقشه های توسعه طلبانه خود را علیه فلسطینی ها به اجرا بگذارد.
به عبارت دیگر، آنچه هم اکنون در سرزمین های اشغالی، از کرانه باختری گرفته تا غزه جریان دارد، نتیجه چیزی جز سیاست های فرصت طلبانه و قدرت طلبانه خود رهبران حماس نیست و اکنون آن ها باید نه تنها در برابر مردم خود، بلکه در برابر تمام بی گناهانی که به سبب بی مبالاتی آن ها در منطقه در معرض تهاجم تکفیری ها قرار گرفته اند نیز پاسخگو باشند.
در پایان، باید اشاره کرد که هرچند آرمان «مردم فلسطین» و مبارزه آن ها با رژیم صهیونیستی همواره برای ایران مورد احترام و حمایت بوده، اما سوال اینجاست که چگونه می توان یک بار دیگر به سازمانی اعتماد کرد که پس از سال ها اقامت در دمشق و برخورداری از انواع حمایت های دولت سوریه، به این دولت پشت کرده و سپس در مقابل آن قرار گرفت اعتماد کرد؟ چطور می توان به سازمانی که سال ها از حمایت ایران برخوردار بوده و سپس ترکیه و قطر را ولینعمت خود معرفی نمود، اعتماد کرد؟ شاید پاسخ به این سوالات بتواند هم برای خود رهبران حماس و هم برای ایران روشنگر مسائل مهمی باشد!

 

Syrian warplanes reportedly strike in Iraq, killing 57 civilians

Share Button

Al-Maliki, a Shiite, accused Sunnis of collaborating with militants and slammed the call to have a national salvation government that would remove him from power.

“Iraq is facing a cross-border terrorist attack that is supported by some neighboring countries,” al-Maliki said in a televised speech.

He appealed to his Shia constituency by saying he is adhering to the wishes of Shiite religious leader Ali Sistani, who called for volunteers to support the Iraqi army and government.

U.S. Secretary of State John Kerry downplayed al-Maliki’s rejection of a salvation government, saying it wasn’t something the United States had talked to him about specifically.

To the contrary, he said al-Maliki, is committed to the electoral process and creation of a new government that the United States has supported.

“And he committed to moving forward with the constitutional processes of government formation, and that is precisely what the United States was encouraging,” Kerry said. “He also called on all Iraqis to put aside their differences, to unite in their efforts against terrorism.”

Meanwhile, a U.S. official told CNN that Iran is flying surveillance drones over Iraq. It’s not known from where they are being launched.

Iran is believed to be providing small arms and ammunition to Iraq, as well as providing intelligence to al-Maliki’s government, the official said.

June 25, 2014 — Updated 1920 GMT (0320 HKT

Syrian warplanes reportedly strike in Iraq, killing 57 civilians

By Mohammed Tawfeeq, Holly Yan and Chelsea J. Carter, CNN)

Source: CNN

STORY HIGHLIGHTS

NEW: Iraq denies Syrian planes attacked border towns

Local official says warplanes hit markets and fuel stations

U.S. official says Iran is flying surveillance drones over Iraq

Prime Minister slams Sunnis and the call for a salvation government

Baghdad, Iraq (CNN) — Reports that Syrian warplanes carried out a cross-border attack on Iraqi towns this week is further evidence of the blurring between the two countries’ borders as they face an offensive by Islamic extremists.

At least 57 Iraqi civilians were killed and more than 120 others were wounded by what local officials say were Syrian warplanes that struck several border areas of Anbar province Tuesday.

These border cities are among those under the control of the Islamic State in Iraq and Syria, or ISIS, which seeks to create an Islamic caliphate that encompasses portions of Iraq in Syria.

MAPS: How to understand the crisis

Reports of the Syrian incursion into Iraq is a reminder that the civil war in Syria and the unrest in Iraq are not isolated, but linked in ways that threaten the security of both.

 Iraq’s ethnic divideIraq’s ethnic divide

 Kerry to Iraq: ‘Words are cheap’ Iraqi Kurdish leader on region’s future

Sabah Karkhout, head of Iraq’s Anbar provincial council, told CNN that Tuesday’s air attacks struck markets and fuel stations in areas such as Rutba, al-Walid and Al-Qaim.

“Unfortunately, (the) Syrian regime carried out barbarian attacks against civilians in Anbar province,” he said Wednesday.

Karkhout said he was certain the warplanes were Syrian because they bore the image of the Syrian flag.

“Also, the planes flew directly from Syrian airspace and went back to Syria,” he said.

Local officials said residents used scopes and other equipment to see details on the warplanes.

Iraq’s military spokesman, Maj. Gen. Qassim Atta, denied reports that Syrian warplanes struck inside Iraq’s border towns.

“We know our airspace. We have not recorded or registered infiltration of our air space from foreign jets, and all the warplanes and helicopters flying over Iraq airspace are Iraqis,” he told CNN.

The head of the United Nations Assistance Mission for Iraq, Nickolay Mladenov, told reporters Wednesday that the warplanes that bombed the Iraqi cities were not Iraqi jets, but he did not have information beyond that.

Syrian state media called the reports of a cross-border incursion “completely baseless” allegations made by “malicious media outlets,” citing a “Syrian media source.”

CNN is seeking a response from the Syrian government in Damascus.

Iraq’s border region has been targeted by Syria in the past — as the Syrian conflict escalated in 2012, there was at least one instance where rockets fired from Syria landed in Al-Qaim.

Iraq’s Foreign Ministry said at the time that it was ready to respond in the event of additional attacks from Syria, but the Iraqi government was noticeably quiet after Tuesday’s incursion.

The claims come as Iraqi forces continue fighting radical Sunni militants from ISIS.

Inside Syria, the government, for the most part, appears to have avoided directly targeting ISIS, even though the group’s positions are well known. Only in the last week did the Syrian regime intensify strikes on Raqqa, a city in Syria’s interior that is considered ISIS’s headquarters.

 Kerry pledges ‘intense’ support in Iraq ISIS launches social media campaign Why should Americans worry about ISIS?

Warplanes carried out seven raids on Raqqa on Wednesday, killing at least 12 people, including a woman and child, the opposition Syrian Observatory for Human Rights said.

Whether the strikes signify a concerted effort by Syria to intensify its fight against ISIS is yet to be seen. It is also unclear whether the Syrian strikes in Iraq were a unilateral action or were coordinated with the Iraqi government.

Al-Maliki slams Sunnis

The sectarian rift in Iraq may have widened Wednesday when Iraqi Prime Minister Nuri al-Maliki blamed his political rivals for “coordinating” the crisis.

Al-Maliki, a Shiite, accused Sunnis of collaborating with militants and slammed the call to have a national salvation government that would remove him from power.

“Iraq is facing a cross-border terrorist attack that is supported by some neighboring countries,” al-Maliki said in a televised speech.

He appealed to his Shia constituency by saying he is adhering to the wishes of Shiite religious leader Ali Sistani, who called for volunteers to support the Iraqi army and government.

U.S. Secretary of State John Kerry downplayed al-Maliki’s rejection of a salvation government, saying it wasn’t something the United States had talked to him about specifically.

To the contrary, he said al-Maliki, is committed to the electoral process and creation of a new government that the United States has supported.

“And he committed to moving forward with the constitutional processes of government formation, and that is precisely what the United States was encouraging,” Kerry said. “He also called on all Iraqis to put aside their differences, to unite in their efforts against terrorism.”

Meanwhile, a U.S. official told CNN that Iran is flying surveillance drones over Iraq. It’s not known from where they are being launched.

Iran is believed to be providing small arms and ammunition to Iraq, as well as providing intelligence to al-Maliki’s government, the official said.

Is Baghdad ready for an ISIS attack?

Meanwhile, on the outskirts of Baghdad, the eerie emptiness of a major highway raises questions about whether the capital would be prepared for a militant invasion.

The Iraqi military insists it’s ready to beat back ISIS if the fighters reach Baghdad.

A post-battle video purportedly shows army forces celebrating a victory over ISIS just west of Baghdad. The bodies of two militants are draped over the hood of a Humvee.

“Look at those ISIS! We killed them!” one man says in the video.

But the opponents are formidable. ISIS fighters have captured cities and towns across Iraq in its effort to create an Islamic state.

And the highway from Baghdad to Abu Ghraib in Anbar province showed few signs of readiness for ISIS.

No tanks or big guns could be seen, CNN’s Nic Robertson said. What used to be a thriving roadside marketplace now looks like a deserted wasteland.

It’s unclear what lies farther down the highway, but images on the Internet suggest a dire situation. Photos posted by ISIS show two soldiers sitting cross-legged on the ground, guns pointed at their heads.

At least six civilians were killed and 21 wounded Wednesday when an Iraqi military helicopter fired two rockets on a mosque and nearby house in central Ana, in Anbar province, according to police and health officials.

Most of the injured were children, who were attending a course on the Quran inside the targeted mosque, the officials said.

At least 12 people were killed and 46 others were wounded when a suicide bomber exploded in a popular coffee shop in Mahmoudiya, south of Baghdad, followed by several mortar rounds attacked several locations nearby.

At least four people were killed and 11 others were wounded when a car bomb exploded in an outdoor market in Rahimawa in northern Kirkuk, police officials in Kirkuk told CNN.

Who has what?

Maj. Gen Atta said security forces had regained control of two key border crossings after briefly losing them to the militants.

Atta said Iraqi forces, aided by Sunni tribes, retook al-Walid, which connects Iraq with Syria. He also said Iraqi forces regained the Trebil border crossing between Iraq and Jordan.

He also said that all towns between Samarra and Baghdad, 80 miles (129 kilometers) to the south, are in the hands of Iraqi security forces.

But large swaths of Iraq, particularly in the north and west, have fallen from government control to the hands of ISIS.

U.S. officials say they think ISIS now has as many as 10,000 fighters in Iraq and Syria. But is unknown, officials say, exactly how many are in Iraq because it’s not clear how many go back and forth across the Syrian border and how many loyalists have joined ISIS as it has taken over various towns.

The spread of ISIS

Jordanian Foreign Minister Nasser Judeh said he fears the strength of radical militants could spill further across borders.

“We’ve been saying for a while that the rise and spread of extremism and the politics of exclusivity will threaten the security of the entire region,” Judeh told CNN’s Becky Anderson.

“The root cause of ethnic and sectarian division, the root cause of instability and the rise and spread of terrorism and extremism has to be addressed.”

Libyan renegade general Khalifa Haftar claims he is winning his war

Share Button

 But Haftar has signalled he may cast a wider net. “The main enemy,” he told the Saudi-owned newspaper Asharq al-Awsat last month, “is the Muslim Brotherhood,” whose affiliated political party holds the second largest number of seats in Libya’s congress, which is due to be replaced in elections on Wednesday. He vowed to purge Libya of the Islamist movement. This alarmed foreign diplomats concerned the country’s democratic trajectory may be at risk. Haftar now appears to be back-pedalling – when reminded of his remarks, he claimed not to be in favour of outlawing the Brotherhood. “We are not a copy of Egypt. If it happens in Egypt it does not mean it should happen here.”

General Khalifa Haftar
..

Man who launched offensive against Islamist militias says he has ‘broken the backbone of our enemies’

General Khalifa Haftar is coy about how many men he has directly under his command. Photograph: Esam Omran Al-Fetori/Reuters

On a heavily guarded base deep in rural eastern Libya, the renegade general who last month launched an offensive against Islamist militias and their suspected political backers plots a war he claims he is winning. The road to Khalifa Haftar’s redoubt is studded with checkpoints manned by sympathetic militiamen and members of the hollowed-out Gaddafi-era army the septuagenarian general says he is resurrecting. Billboards pay tribute to Haftar’s fighters killed in what he has dubbed operation Karama– dignity in Arabic.

Haftar’s campaign began in May with attacks on rival militias in Benghazi, while forces allied to him also overran parliament in Tripoli. Sections of the army have defected to the career soldier, as have some militia and tribal units.

Inside his compound, more than a dozen ageing tanks share space with pick-up trucks mounted with heavy artillery. Security is tight: visitors are frisked electronically several times, their belongings scrutinised. A recent suicide bombing attack on another base used by the retired general has left his people jittery.

Sitting in a dreary office – there is no electricity – along with various aides, Haftar maintains his war is going better than expected. “We have broken the backbone of our enemies,” he declares. As evidence, he claims the number of assassinations has decreased in Benghazi, Libya’s second city and the focus of his operation so far.

In fact, assassinations have continued according to local news reports, but where previously the victims were largely army and police officers, now they are mostly drawn from Islamist circles. The beleaguered security forces he contends were sidelined in favour of militias after the fall of Muammar Gaddafi in 2011 are now, he says, starting to “slowly return to life”.

The general is coy when asked how many men he has directly under his command. Instead, he mocks the chief of staff and ministry of defence in Tripoli. “They do not control anything except the few employees in their headquarters and the files on the tables in front of them. The rest of the army is with us.”

But sceptics say the balance of power in Benghazi has not changed significantly since Haftar began his offensive on 16 May with air and ground assaults on several militia bases, including that of Ansar al-Sharia, a hardline group the US state department designated a terrorist organisation in January. Ansar al-Sharia still man their checkpoint on the city’s western side. The February 17 brigade, also attacked by Haftar’s forces, retains its sprawling base.

Benghazi’s special forces, who declared support for Haftar, have skirmished with the militias he is targeting but the general himself has not yet been inside the city. “Ansar al-Sharia’s presence there and mine here cannot be compared,” he counters. “Our fighters are very close to their locations, unlike before. I’m moving between three places outside Benghazi. I’m not a fighter holding his rifle to keep the line.”

Key to Haftar’s strategy is attacking by air – there has been relatively little sustained fighting on the ground in Benghazi itself, most has taken place in its hinterland. One of his allies is Ezzedin Wakwak, a tribal militiaman widely considered to be the real power at the city’s airport, which has been closed to civilian flights since Haftar’s operation began. Haftar’s air force commander, Saqr Geroushi, claims they have 12 aircraft in total: eight MiG fighter jets and four Mi25 attack helicopters, all flown by Russian-trained members of the air forces who have joinedKarama. Several Benghazi residents, including some broadly supportive of the campaign, have criticised the use of air strikes in the city, particularly after a university building was damaged.

Haftar estimates that, with his current capabilities, the operation will take six months. “But if we receive military supplies from friendly countries the time will be less,” he says, an indication that such help has perhaps not yet materialised despite talk of Egyptian, Emirati and Saudi support. “We have not asked Egypt to conduct air raids in Libya, but if we need this we will ask for it without any hesitation.”

He claims to have “indirect contacts” with the US, and hints he believes support may be forthcoming. “I don’t think the Americans will stay away from this fight against terrorism. We are battling an enemy hated by the whole world.”

But Haftar has signalled he may cast a wider net. “The main enemy,” he told the Saudi-owned newspaper Asharq al-Awsat last month, “is the Muslim Brotherhood,” whose affiliated political party holds the second largest number of seats in Libya’s congress, which is due to be replaced in elections on Wednesday. He vowed to purge Libya of the Islamist movement. This alarmed foreign diplomats concerned the country’s democratic trajectory may be at risk. Haftar now appears to be back-pedalling – when reminded of his remarks, he claimed not to be in favour of outlawing the Brotherhood. “We are not a copy of Egypt. If it happens in Egypt it does not mean it should happen here.”

At times Haftar comes across as thin-skinned. He bristles at being described a rogue general. “We are not rebels because there is no state to rebel against. Our behaviour is disciplined, we are not a militia,” he says. “Our legitimacy is from the people.”

But many Libyans who support the idea of Karama say they have reservations about Haftar, a man whose chequered history – including a role in Gaddafi’s disastrous 1980s war in Chad before he defected and moved to the US – is well known. He has said he would run for president if the people demand it, comments that prompted comparisons with Abdel Fattah al-Sisi in Egypt.

Former allies accuse him of opportunism, a charge that clearly rankles, as does mention of those who appreciate the Karama campaign if not the man. “Who made the Karama?” he responds testily. “I’m not an opportunist, if I was, you would have already seen me in one of the senior positions in the state. I want to see my country safe and free in a democratic atmosphere. That is my goal so far.”

روزهای مالکی و حضور ایران درعراق درشماره است: بخش سوم

Share Button

مالکی فکر میکند که با تروریسم! ترویسم! کردن و تلاش برای نمایاندن جنبش مردمی و فراگیر مردم عراق علیه رژیم دیکتاتوری خود، و سخنرانی های غراء و هشدار باشهای تکراری در مورد خطر تروریسم،ضرورت رعایت قانون اساسی و غیر قانون اساسی خواندن تشکیل دولت فراجناحی و فرا فرقه ایی میتواند هراس از تروریسم را پرورانده  و در سایه آن هراس، رژیم خود را نجات دهد، او فکر میکند، با لفاظیهای پوچ و چندش آور در مورد لزوم حفظ حرمت  قانونی اساسی که در غرب  از مقدسات مدنی و سیاسی بشمار میرود، این روح احترام به قانون اساسی را در خدمت رژیم فاسد و فرقه گرای خود بگیرد. 

Iraqi Prime Minister Nouri al-Maliki.Iraqi prime minister rejects pleas for government of ‘national salvation’

نخست وزیر عراق درخواستهای تشکیل دولت نجات ملی را رد کرد

گاردین:

مالکی گفت:” دعوت به دولت اضطرارملی یک کودتا علیه قانون اساسی و فرایند سیاسی است، این کوششی از سوی آنهائیست که علیه قانون اساسی هستند و میخواهند فرایند نوپای دموکراتیک را نابود و آرای مردم را بدزدند.”

“The call to form a national emergency government is a coup against the constitution and the political process,” he said. “It is an attempt by those who are against the constitution to eliminate the young democratic process and steal the votes of the voters.

نور المالکی طی سخنانی که از بیشتر رسانه های دنیا* پخش شد، تشکیل دولتی فرا فرقه ایی را مخالف قانون اساسی و آنرا درحکم کودتایی علیه قانون اساسی که مطلقاً مردود میباشد دانست.  معنی این حرف اینست که او به تمامی پیشنهادات و توصیه های آمریکا  و انگلیس پاسخ منفی داده است.

چنین بنظر میرسد که قاعده تاریخ در مورد سرنوشت دیکتاتوریها بار دیگر یا برای چندمین بار درعراق تکرار میشود. برک اوباما و جان کری گفتند و تکرار کردند بحران عراق راه حل نظامی ندارد و تنها راه برون رفت از آن تشکیل دولت فراگیر ملی است. این تنها اوباما و جان کری نبودند که چنین گفتند بلکه همه تحلیلگران بی شیله پیله دنیا در این چند روز، انحصار طلبی، فساد وسرسپرگی دولت مالکی به فرمانراوایان تهران را ریشه بحران عراق دانسته و راه حل را نیز در کناره گیری او و مشارکت همه جریانهای عمده مذهبی، قومی و سیاسی در ساختار حکومتی و تشکیل دولتی فراگیر و غیر فرقه ایی دانسته اند. چنین خواستی را اوباما به  این صورت بیان کرد که اگر خود عراقیها با خودشان کنار نیایند و مملکت را یکپارچه نگاه ندارند،  تمام ارتش آمریکا هم  قادر به نگهداری عراق یکپارچه نخواهد بود.

این درحالیست که نوری الماالکی و تفنگچی های او از شکست قریب الوقوع شورشیان بکمک نیروهای مردمی خبر میدهند، درحالیکه هیچ خبری از نیروهای مردمی در میدان پیکار نیست، جز حمله هلی کوپتر های توپدار و بمب افکن های نیروی هوایی دولت. هیچ کس هم نمیپرسد که این شورشیان در کوچه پس کوچه های شهرها میجنگند و نه در فضای باز و یا سنگر گرفته در دژهای نظامی که کوبیدنشان به بمب افکن نیاز داشته باشد و نیروهای نظامی دولت مالکی هم بدون شلیک گلوله ایی فقط فرار را بر قرار  ترجیح میدهند.

کری وزیر خارجه آمریکا در سفرش به مالکی فهماند که بدون تشکیل یک دولت فراگیر ملی عبور از بحران ممکن نیست و کمک آمریکا برای دفع تهاجم داعش و افراطیون سنی مطلقاً مستلزم تشکیل دولتی فرافرقه ایی است.

در برابر این توصیه جان کری و برک اوباما؛ نوری المالکی بلافاصله بیانیه داد که در آن تنها روی خطر تروریسم  که منطقه را تهدید میکند تأکید شده است. او بدون اینکه بروی خود بیاورد که که این؛ رژیم اوست که با انحصار طلبی خود به تروریسم سوخت رسانی میکند، دعوت آمریکا و انگلیس را به تشکیل یک دولت فراگیر فرا فرقه ایی در حکم کودتا علیه قانون اساسی نامید و آنرا کالاً مردود دانست.

مالکی همچنان در این توهم است که دولتهای منطقه و غرب را از گسرش تروریسمِ داعش و القاعده بترساند غافل از اینکه غرب و دولتهای منطقه بهتر از او، هم القاعده و هم تروریسم را میشناسند.

مسئله نوری المالکی و  رژیم ایران حفظ وضعیت کنونی در ساختار حکومتی عراق است که بر اساس آن همه قدرت به دست نوری المالکی وشرکای اوست که دیگر حتی شیعیان عراق را هم نمایندگی نمیکنند. تمام استراتژی منطقه ایی و جهانی رژیم ایران براساس رابطه برادر خواندگی با رژیم مالکی تنظیم شده است و پذیرش دولت ائتلاف ملی از سوی نالکی یعنی فاصله گرفتن از ایران  و حتی پیوستن به دولتهای منطق علیه آن، یعنی شکست کامل آن استراتژی که ستون اصلی حاکمیت ایران را تشکیل میدهند. پذیرش شکست این استراتژی درحکم پذیرش انحلال جمهوری اسلامی است و لذا تعجبی ندارد اگر مالکی بعنوان یک پروکسی یا آدمک پرورش یافته حکومت ایران نخواهد و اجازه نداشته باشد این تنها نسخه شفا بخش آمریکا برای عراق را که عملاً در حکم تخریب ستون حاکمیت رژیم ولایی بر ایرانست را بپذیرد.

مالکی فکر میکند که با تروریسم! ترویسم! کردن و تلاش برای نمایاندن جنبش مردمی و فراگیر مردم عراق علیه رژیم دیکتاتوری خود، و سخنرانیهای غراء و هشدار باشهای تکراری در مورد خطر تروریسم، ضرورت رعایت قانون اساسی و غیر قانون اساسی خواندن تشکیل دولت فراجناحی و فرا فرقه ایی میتواند هراس از تروریسم را پرورانده  و در سایه آن هراس، رژیم خود را نجات دهد، او فکر میکند، با لفاظیهای پوچ و چندش آور در مورد لزوم حفظ حرمت   قانونی اساسی  که در غرب  از مقدسات مدنی و سیاسی بشمار میرود، این روح احترام به قانون اساسی را در خدمت رژیم فاسد و فرقه گرای خود بگیرد. 

این قداست آفرینی کاسبکارانه قانون اساسی توسط مالکی در حالیست که هیچکس به اندازه او و رژیمش قانون اساسی و پیمانهای سیاسی و اجتماعی پسا صدام را با بی اعتنایی بی اعتبار و بی سکه نکرده است.

نوری الملکی با رد پیشنهاد جان کری و برک اوباما برای تشکیل یک دولت وفاق ملی عملاً پای حکم نه تنها سقوط خود بلکه پای حکم اعدام خویش را امضاء کرده است. هیچ مسیحایی را یارای نجات رژیم او نیست و مسئله ایی که امروز عراق با آن روبروست بسی بیش از داعش  و شورشیان سُنی مذهب است.

Iraq PM Maliki rejects emergency ‘salvation’ government

Such calls represented a “coup against the constitution and an attempt to end the democratic experience”, he warned

The US has led appeals to the country’s political leaders to rise above sectarian and ethnic divisions.

Government forces have been unable to recapture the territory seized by the rebels this month.

Almost half of the 300 US military advisers assigned to help the Iraqi security forces have arrived.

Fighting was reported to have continued on Wednesday, with an attack by rebels on the Balad airbase, about 80km (50 miles) north of Baghdad.

Meanwhile, the crisis in Iraq is being discussed by Nato leaders meeting in Brussels. They have been joined by US Secretary of State John Kerry, who has just returned from a two-day visit to Baghdad and Irbil.

He has announced he will be going to Saudi Arabia on Friday to hold further talks on the crisis.

Mr Kerry said Mr Maliki was “following through” on commitments to move forward on the process of government formation.

‘Dangerous goals’

In his weekly televised address, Mr Maliki called on “all political forces to reconcile” in the face of a “fierce terrorist onslaught”.

Map showing areas controlled by ISIS-led militants in Iraq

But the Shia prime minister gave no promise of greater representation in government for the minority Sunni Arab community, whose anger at what they say are his sectarian and authoritarian policies has been exploited by jihadist militants from the Islamic State in Iraq and the Levant (Isis).

Mr Maliki said forming an emergency administration that included all religious and ethnic groups would go against the results of April’s parliamentary elections, which were won by his State of Law alliance.

“The dangerous goals of forming a national salvation government are not hidden,” he said. “It is an attempt by those who are against the constitution to eliminate the young democratic process and steal the votes of the voters.”

Mr Maliki committed to start forming a new governing coalition by 1 July.


*************************************

Iraqi prime minister rejects pleas for government of ‘national salvation’

Despite international pressure, Nouri al-Maliki says calls are an attack on Iraq’s constitution and young democratic process

Iraqi prime minister Nouri al-Maliki

Nouri al-Maliki has rejected international appeals for a new inclusive government as a coup against Iraq’s constitution. Photograph: Brendan Smialowski/AP

The Iraqi prime minister has rejected the creation of a government of “national salvation” despite pleas from the US and Britain to form a more inclusive administration to fight a growing insurgency of jihadists and disaffected Sunnis.

Nouri al-Maliki, who has been criticised for putting Shia sectarian interests ahead of national goals, struck an uncompromising tone in his weekly national address.

“The call to form a national emergency government is a coup against the constitution and the political process,” he said. “It is an attempt by those who are against the constitution to eliminate the young democratic process and steal the votes of the voters.”

Maliki’s electoral bloc won the most seats by far in April’s parliamentary elections with 92 seats, nearly three times as many as the next biggest party, and he won 720,000 personal votes. But Maliki fell short of a majority in Iraq‘s 328-seat council of representatives, and has had to court the support of rivals in order to form a government. Parliament is due to begin its first session by 1 July.

Maliki gave only a vague call for “all political forces to reconcile”. His remarks came a day after the first of up to 300 US military advisers arrived in Iraq. The Pentagon has ruled out a combat role, and the advisers’ main job is to evaluate Iraqi forces and not to turn the tide against the militants, the Pentagon spokesman Rear Admiral John Kirby said.

The US-trained army has buckled under the jihadist offensive in northern Iraq, giving up cities such as Mosul and Tikrit. Kirby said the US had expanded its surveillance flights over Iraq, with manned and unmanned aircraft, and was conducting 30 to 35 sorties daily.

In the latest fighting, insurgents surrounded a massive airbase, known as Camp Anaconda under US occupation, and struck it with mortars. Witnesses said the airbase near the town of Yathrib, about 60 miles (90km) north of Baghdad, had been surrounded on three sides.

Elsewhere, the Islamic State in Iraq and the Levant (Isis) is consolidating its hold on the Iraq-Syria border. The al-Nusra Front, al-Qaida’s affiliate in Syria, has pledged loyalty to Isis, which it battled for months in factional fighting. The move clears the way for a joint push to take control of both sides of the frontier between eastern Syria and western Iraq, removing a threat to Isis.

“They are rivals, but both groups are jihadists and extremists,” said Rami Abdel Rahman, director of the Syrian Observatory for Human Rights.

At least 13 people were killed and 25 were wounded when a suicide bomber detonated a device at an outdoor market south of Baghdad. No group claimed responsibility for the attack, but it bore the hallmarks of Sunni militants who have long targeted Shia civilians.

Iraq’s predicament is to be discussed at a Nato meeting in Brussels. John Kerry, the US secretary of state, who urged Maliki to form a broad government when he was in Baghdad, discussed Iraq with Catherine Ashton, the EU’s foreign policy chief, and other European foreign ministers.

Angela Merkel, the German chancellor, said Iraq should be pressured to usher in a new inclusive government. In a speech to parliament, she said: “We need a government in Iraq that embraces all parts of the population. For years this has not happened and because of this the pressure needs to be raised.”

……………………………………….

۲در عراق چه میگذرد؟

خرداد. ۲۱ سیاسی – تحلیلی Comments Off — مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Share Button

After Capture of Mosul, Militants Extend Control in Iraq

By SUADAD AL-SALHY and ALAN COWELLJUNE

11, 2014

Burned vehicles belonging to Iraqi security forces on Wednesday, the day after Sunni insurgents seized control of the city of Mosul. Credit Reuters

BAGHDAD — In a lightning advance, Sunni militants who overran the northern Iraqi city of Mosul as government forces abandoned their posts pressed south toward Baghdad on Wednesday, occupying facilities in the key oil refining town of Baiji and seizing the city of Tikrit without facing much resistance, security officials and residents said.

Insurgents also raided the Turkish consulate in Mosul and seized the consul general and 47 other Turkish citizens, including special-forces soldiers and three children of diplomats, the Turkish prime minister’s office said. The development raised the possibility that Turkey, a NATO ally that borders both Syria and Iraq, would become directly involved in the fast-moving crisis in northern Iraq.

JUNE 10, 2014

…………….

<iframe width=”۴۸۰″ height=”۳۷۳″ frameborder=”۰″ scrolling=”no” marginheight=”۰″ marginwidth=”۰″ id=”nyt_video_player” title=”New York Times Video – Embed Player” src=”http://graphics8.nytimes.com/bcvideo/1.0/iframe/embed.html?videoId=100000002932429&playerType=embed”></iframe>

…….

………….


,,,,,,,,,,,,,,,


ISIS has honed its hit-and-run tactics in what the British Army call Fighting In Built-Up Areas (FIBUA) in Syria, and has more of a stomach for the close-quarter mayhem that this entails.

The Iraqi army lacks FIBUA training and no longer has UK or US forces to call upon, nor does it have the intelligence collection and exploitation capability needed to find, fix and destroy ISIS.
—–

As a result of the violence, thousands of families are fleeing or have already fled Mosul, causing gridlock on the choked roads leading towards Kurdistan, which shares a border with Nineveh province, of which Mosul is the capital.

The Governor of Mosul, Athil Al-Nujaifi, was one of those who fled, and he is now reported to be in Duhok, Kurdistan. Iraqi soldiers who fled Mosul have asked the Kurdish militia, the Peshmerga, for protection. On Monday, Nujaifi made a televised plea to the people of Mosul to fight ISIS, and only narrowly escaped being trapped in his provincial headquarters in the city after ISIS surrounded it late Monday.

The Peshmerga is currently deployed on the outskirts of Mosul, waiting for orders from Kurdistan Regional Government President Massoud Barzani. The Peshmerga’s reaction to the violence in Mosul will be a significant indicator of how Erbil intends to manage the situation.

Osama Al-Nujaifi, the Sunni speaker of Iraqi’s parliament and an outspoken critic of Maliki, described Iraqi Army and police personnel’s’ abandonment of their posts in Mosul as “a dereliction of duty.” Nujaifi said he had asked the US ambassador in Baghdad for help in order to stop what he described as “a foreign invasion by ISIS.”

However, there will be a good deal of domestic and international political concern about declaring the state of emergency, which in reality means granting Maliki even more sweeping powers. And once he has those powers, many will worry that he will find it hard to give them up.

In the meantime, Maliki is coming under pressure from his political opponents, who are asking how ISIS has managed to achieve such a series of devastating operational successes: first Fallujah, then Ramadi, and now Mosul.

The attack on Mosul is a strategic, military and propaganda victory for ISIS. It is a strategic, military and propaganda disaster for Baghdad.

Maliki has also called on the international community to support Iraq in its war against ISIS—he specifically called on the United Nations, the European Union and the Arab League to support Iraq while it fights ISIS. Quite how he expects them to do this is not clear.

……………………………………………………..
Iraq: A proxy battleground in a regional war
Members of Leagues of the Righteous in Karbala
Leagues of the Righteous – an Iranian-backed Shia militia operating in Iraq
Continue reading the main story
Struggle for Iraq

In 60 secs: Iraq election Watch
Bloodshed and strife
Will election deepen divisions?
Parties vie for spoils of Basra
Sectarian violence in Iraq is at some of its highest levels for years – and there is evidence the country is becoming a battleground for regional players in a wider struggle for supremacy, as the BBC’s Nahed Abouzeid reports from Baghdad.

When I met “Abou Ali” for the first time, it was after a drawn-out process of exchanging messages through a third party to arrange the time and place.

Abou Ali – not his real name – and his comrade never introduced themselves during my first encounter with the Hezbollah Brigades in Iraq. My natural curiosity as a journalist was the sole reason for wanting to meet the group face-to-face.

Unlike the Leagues of the Righteous (LoR, or Asaib Ahl al-Haqq), another Shia militia that is becoming very visible on the political and security scene, Iraqis talk about the Hezbollah Brigades as a “phantom organisation”. However the policy of secrecy they have jealously guarded until now seems to be changing.

The Brigades are gradually adopting a more assertive public profile, partly through organising open protests and public events.

For example they recently called a demonstration in central Baghdad to protest against an Iraqi newspaper (Al-Sabah Al-Jadeed) and its editor-in-chief for publishing a cartoon of Iran’s supreme leader Ayatollah Ali Khamenei.

“We are the Kataeb Brigades. We scored in Syria accolades,” chanted one flag-waving group of supporters as they marched right in front of the security forces. The troops were there only to keep guard around the area.

Two directions
Since the war in Syria spilled across the borders to the east (Iraq) and west (Lebanon), the trading of accusations in Baghdad is becoming shriller.

Shia officials openly accuse Saudi Arabia of financing Sunni extremists in the region, whereas Iraqi Sunnis often accuse the government of Nouri al-Maliki of power-grabbing to help Iran advance its regional agenda.

Hezbollah Brigades rally in Baghdad
Iraq’s Hezbollah Brigades are becoming more of a visible presence
This mutual mistrust between Shia majority and large Sunni minority appears to have been vindicated lately by reports that Riyadh’s decision to withdraw the so-called “Syria File” (the handling and shaping of Saudi policy on the Syrian conflict) from the intelligence chief Prince Bandar Bin Sultan – seen by some as supportive of jihadist rebel groups – marked a strategic shift.

Such reports reinforced a popular sentiment in Iraq that there are elements in Saudi Arabia who are masterminding what they consider to be a regional war against Shia Islam.

Media leaks of a planned military deal between Baghdad and Tehran worth billions of dollars sparked an outcry amongst Iraq’s Sunni opposition and the international community alike.

Although the Maliki government did not confirm such leaks, they never denied them either.

National media organisations that are at odds with the central government turned their attention to the conflict raging in Iraq’s western province of Anbar, suggesting that Iranian weapons could potentially be used against the Sunni community at large, not only Sunni militants who had taken control of some areas.

Similar concerns were directly put to Prime Minister Maliki when he visited Washington in November in an attempt to expedite US military shipments to Iraq.

‘Plots and conspiracies’
A news website close to Iraq’s Shia Islamist Sadrist movement published an article a couple of months ago, talking about an undeclared plan of action between Tehran and Baghdad for a propaganda offensive against Riyadh.

Continue reading the main story

Start Quote

I don’t think I can get myself to vote for a Sunni candidate yet… It’s a question of trust”

Shia army officer
My Hezbollah Brigades contact, Abou Ali, smiled when I told him about the article, and said: “What I am about to show you has nothing to do with that.”

Iraq’s Hezbollah media presence has until now been subtle and calculated. They seldom publish statements about the political or security situation in the country, and never give interviews. I was allowed to see their latest video before the Brigades published it on their website.

The video, describe by the Brigades as the pinnacle of their own intelligence efforts, names individuals and organisations (including commercial and political entities) some of which lead all the way to the top tier of Saudi leadership (including members of the royal family).

It alleges plotting and conspiring against Iraq and talks about indoctrination and training camps for potential jihadists inside Saudi Arabia, before being despatched to either Iraq or Syria.

Irrespective of whether or not such allegations can be proven, it shows the extent to which deep-rooted sectarian sentiments are taking hold in Iraqi society.

Just before the election campaign kicked off, a high-ranking Shia army officer told me: “I know it’s wrong to think this way, but I don’t think I can get myself to vote for a Sunni candidate yet… It’s a question of trust.”

‘Threat to coexistence’
The leader of the LoR, Sheikh Qais al-Khazali, told me during his first interview with an international media organisation: “Whether we like it or not we are now part of a war between two axes: Iran-Iraq-Syria on one side and US-Turkey-Saudi Arabia on the other.”

Sheikh Qais al-Khazali
Sheikh al-Khazali: Like it or not, we are part of a war between two axes
Although relatively new compared to the Hezbollah Brigades (some members of which claim to have launched their first insurgency in a 1993 coup attempt against Saddam Hussein), LoR owe their prominence to a deal they struck with the government in 2010

*****************************’

ISIL Strengthened on Syria Border after Qaida Unit Joins it

by Naharnet Newsdesk ۲۳ hours ago

W460

The local unit of Al-Qaida’s Syrian branch in the tinderbox town of Albu Kamal on the Iraqi border pledged loyalty Wednesday to the Islamic State of Iraq and the Levant, giving ISIL control over both sides of the frontier.

The move is also significant because it reflects how ISIL is fast gaining the upper hand in eastern Syria, where it has been locked in combat with fighters from Al-Qaida franchise Al-Nusra Front and allied local rebels virtually all year.

Al-Nusra’s oath of loyalty in Albu Kamal comes days after Iraqi security forces abandoned Al-Qaim, just across the border, and ISIL and other Sunni militants seized it on Saturday.

ISIL, which aspires to create an Islamic state that straddles Iraq and Syria, has spearheaded a lightning jihadist offensive that has already captured swathes of territory north and west of the capital.

ISIL waded in to Syria’s civil war in the spring of last year on the side of rebels seeking to oust President Bashar Assad, but its systematic abuses and quest for hegemony quickly turned Syrian rebels, including Islamists, against it.

As a result, fighting broke out in January between ISIL and Syrian rebels, which eventually drew Al-Nusra in against its fellow jihadist organization.

Despite the fighting, which has killed hundreds, activists say the offensive in Iraq has empowered the group, partly because its fighters have captured large amounts of heavy weaponry from fleeing Iraqi troops.

On Wednesday, Al-Nusra’s Albu Kamal branch “pledged loyalty to ISIL,” said Observatory director Rami Abdel Rahman.

“They are rivals, but both groups are jihadist and extremists. This move will create tension now with other rebel groups, including Islamists, in the area,” said Abdel Rahman.

An ISIL jihadist confirmed the reports on Twitter, posting a photo showing an Egyptian Al-Nusra Front commander shaking hands with an ISIL leader of Chechen origin.

An opposition activist in Albu Kamal told AFP via the Internet that “there is a lot of tension, and the situation is only going to get worse.”

Using a pseudonym for security reasons, Hadi Salameh also said the merger would “cause a big problem with the local tribes, who will not welcome this change.”

Another activist said the move comes days after local rebel brigades who had been working with Al-Nusra signed a declaration demanding that it take a clear stance against ISIL.

“The loyalty oath (to ISIL) comes after tension between Al-Nusra and the local rebels,” said Abdel Salam al-Hussein.

He also said hundreds of thousands of people, including displaced families from neighboring Iraq as well as flashpoint areas in Syria, are living in Albu Kamal, and that it would be a “catastrophe” if fighting broke out in the town.

Hussein said: “ISIL fighters are now positioned at the entrance of Albu Kamal, on the Iraqi side.”

Meanwhile, Deir Ezzor province’s rebel spokesman Omar Abu Leyla warned that “Albu Kamal is a red line.” If ISIL fighters cross over from Iraq, he said the opposition “Free Syrian Army will fight them.”

Rebels fighting ISIL and the Assad regime distributed amateur video footage of a rebel parade in Albu Kamal, which Abu Leyla described as a warning to the jihadists positioned just across the border.

Abu Leyla complained that “the FSA has received no external support at all, even though we are fighting ISIL.”

Separately Wednesday, the Syrian air force raided ISIL-controled Raqa in the north of the country and Muhassen in the east.

In Raqa, “12 civilians, including a woman and a child, were killed in the air strikes. Not one strike directly hit an ISIL position.”

The Assad regime has rarely targeted ISIL-held areas, except in recent days after the group and other Sunni militants launched an offensive in Iraq, wresting control of Mosul and other pars of Iraq.

A Syrian government newspaper reiterated frequent regime claims that the United States and Israel are behind the rising violence, and that they are vying to “divide Syria along sectarian and religious lines.”

 

 

.

In exchange for British hostage Peter Moor, thousands of LoR members were admitted into the heart of the Iraqi military.

Most of them now form the elite special force called the Golden Brigade, linked directly to the prime minister’s office, and which has become one of the most feared military units in the country.

Extremist radio and satellite TV stations on both sides of the sectarian divide have become tools of this war. A BBC documentary Freedom to Broadcast Hate – in both Arabic and English explored this battle of words in some depth.

Grand Ayatollah Ali Sistani, Iraq’s most senior Shia cleric, denounced such tactics as a threat to peaceful coexistence in Iraq. In a handwritten letter to the BBC, he put the responsibility squarely in the hands of the leaders and authorities to prevent these tools from inflicting further damage.

Sunni spiritual leader Abdel Malik al-Saadi also wrote to the BBC condemning these channels as “instruments of the occupation whose sole aim is to spread their venom through insulting the Prophet’s Sahaba (close companions of Muhammad venerated by Sunnis) and Ahl-elbeit (close kin of the Prophet revered by Shia) alike.

 

روزهای مالکی و حضور ایران درعراق بشماره افتاده است: بخش دوم

Share Button

توجه! یادداشتی است راجع به عراق. قریب دو سال پیش با عنوان” در عراق چه میگذرد” نوشتم. با قدری ویرایش صرفاً نوشتاری آنرا بجای بخش دوم “روزهای مالکی و حضور ایران در عراق بشماره افتاده است” درج و مطالعه انرا به علاقمندان توصیه میکنم. بعلت طولانی بودن آن از افزودن هر کامنتی بدان خود داری میکنم هرچند کامنت گذاری و به روز کردن مضمونی آنرا نیز لازم میدانم.  

درلیست دو سازمان جهانی فسادسنجی کشورهای دنیا، ایران ردیف ۱۱۰(۱۳۳)* و عراق ردیف ۱۴۳(۱۶۹)* از ۱۵۰(۱۷۴)* را دارند و هردو کشور در زمره فاسد ترین کشورهای جهان محسوب میشوند. در چنین کشوری با چنین درجه ایی از فساد، تصور وفاداری حزبی و پارلمانی نمایندگان به پیمانهای خود، مخصوصاً اگر شانس انتخاب شدن دیگر نداشته باشند، ناشی از ساده اندیشی است. یکی از ایراداتی که مخالفین به دولت مالکی به او میگیرند گسترش کنترول ناپذیر فساد طی دو دوره نخست وزیری او و بلوک انئلاف شیعه حامی او است.

عتتتتتتتتراق
قریب یکماه است که اوضاع عراق متلاطم است. برای بسیاری این تلاطم مانند بارانی تند در یک هوای آفتابی است در حالیکه چنین نیست. دوره دوم نخست وزیری مالکی با بحران و جنگ قدرت علنی آغاز شد و تا امروز که بیش از ۳ سال ۹ ماه از انتخابات پارلمانی و قریب ۳ سال ۳ ماه از نخست وزیری دومین دوره او میگذرد، روزی نبوده است که بحران سیاسی گریبان دولت او را رها کرده باشد.
ریشه اصلی این بحران مزمن در تلاش مالکی برای انحصاری کردن قدرت درکشوری است که در آنجا: بعلت موزائیک مذهبی، قومی، روابط سنتی و ریشه دار پان عربیستی، قرار داشتن در مدار ژئوپولیتیک خاورمیانه ایی و عربی، قرار گرفتن در دایره نفوذ آمریکا پس جنگ خلیج فارس، دیپلماسی فعال منطقه ایی ترکیه پس از بهار عربی؛ یکدست و انحصاری کردن قدرت حتی برای مدتی کوتاه پاسخ نمیدهد. اگر صدام توانست بمدت بیش از دو دهه درعراق دیکتاتوری کند مجموعه شرایط به گونه دیگری بود.

پس از انتخابات اخیر، دولت مالکی در راستای قبضه کردن قدرت در مشورت تنگاتنگ، تا حد دستور گرفتن از تهران بر خروج نیروهای آمریکائی پای فشرد زیرا فکر میکرد که حضور نیروهای آمریکایی در عراق اجازه استقرار دیکتاتوری را به او نمیدهد.
با استفاده از قانونِ «بعث زدایی» از بوروکراسی کشوری، لشگری و قضایی که مالکی با موافقت رقیبان سیاسی امروز خود از مجلس گذرانده بود، او نه تنها بعثی ها و همه هواداران و منتسبین به رژیم سابق را حذف و از مشارکت سیاسی فعال و احراز مشاغل مهم دولتی در کشور محروم کرد بلکه او با استفاده از این قانون که خود نظارت و اجرای آنرا بعهده دارد به حذف بسیاری از رقیبان غیر بعثی خود هم پرداخت. نمونه آن حذف تعدادی از کاندایداهای لیست العراقیه در انتخابات گذشته و سلب صلاحیت تعدادی از انتخاب شدن نیز بود. از حذف طارق الهاشمی و صالح مطلق چیزی نمیگویم.
او در انتخابات مارس ۲۰۱۰ با ۸۹ رای در برابر ۹۱ رأی ایاد علاوی، توانست علیرغم کسر کرسی های حزب خود نسبت به ایاد علاوی، به کمک ائتلاف شیعه موسوم به«ائتلاف ملی عراق(حکیم و جعفری)» و جنبش صدریست و حزب الاحرار و جلب آرای کردهای شمال، حد نصاب لازم آرای پارلمانی را برای احراز پست نخست وزیری خودتأمین کند.
ولی اشتباهی که ایران ونوری المالکی، همانند همه دیکتاتورهای تشنه قدرت، مرتکب شدند این بود که فکر میکردند در عراق با کسب آرای مورد نیاز پارلمانی بر اساس زد و بند و رشوه دهی میتوان این آراء را مانند رفراندم قانون اساسی ایران و انتخاباتهای پس از آن؛ به قدرت واقعی بلامنازع سیاسی و اجتماعی تبدیل کنند. همان اشتباهی که مُرسی هم در برگزاری رفراندم مصر مرتکب شد. ولی اینجا عراق بود و نه ایران.
در عراق بعلت حضورِ «هنوز» فعال عوامل رژیم سابق در بخشهای وسیعی از کشور، مقاومت خستگی ناپذیر جمیعیت سُنی در برابر استیلاجویی دولت مرکزی شیعه و امتناع از جذب شدن در آن، حضور نیروهای آمریکایی، فقدان اجماع وسیع ملی پشت سر نوری المالکی که حتی همه شیعیان عراق را هم پشت سر خود نداشت، وجود جمیعیت از نظر سیاسی فعال قومی کرد؛ تلاش برای پیاده کردن پروژه نوع ایرانی ولایی هدفی کاملاً دست نایافتنی بود و، منتهی شدن آن تلاشهای بیهوده به بحران فراگیر سیاسی، فرقه ایی، قومی و کنونی نمی بایست غیر قابل انتظار باشد.
بنظر من؛ که خود انتظار بروز چنین بحرانی را از همان زمان انتخابات عراق داشتم هم آمریکا که نیروهایش سال گذشته عراق را ترک کردند و هم انگلیس که قبل از آن، استان بصره و منطقه جنوبی را با خیال راحت به اسلامیست های صدریست سپرد و خارج شده بود، دقیقاً میدانستند که این تلاش مالکی و سایر پروکسی های ایران چون کلافی مرگبار بر دور گردن خود آنها خواهد پیچید. حال اینکه چقدر برای رسیدن به این نقطه برنامه ریزی شد بود و چقدر این بحران برحسب  پیش زمینه های دینامیک تحول آفرین پیش گفته، رخ داد فقط مسئله گمانه زنی میتواند باشد.
کردهای عراقی که نخست بعلت مواضع ناسیونالیستی و تمرکز طلبانه ی لیست العراقیه ـ ی ایاد علاوی با ۱۹ کرسی پارلمانی خود از نخست وزیری مالکی حمایت کرده بودند، خیلی زود با او سرشاخ شدند. مقتدا صدر و صدریست ها هم نتوانستند انحصار طلبی تهاجمی و شتابزده مالکی را برای تمرکز بیشترین پست های حساس اجرایی در دستهای خود تحمل کنند و چندی پس از دادن رأی ۴۰ نماینده پارلمانی خود به او، از او فاصله گرفته و پس از مدتی کشمکش سیاسی، سرانجام همسو با لیست العراقیه(ایاد علاوی) و کردهای بارزانی تصمیم گرفتند علیه مالکی امضای پارلمانی جمع کرده و او را عزل کنند.
این جبهه ضد مالکی تردیدی درموفقیت خود برای تأمین حد نصاب آرای لازم برای استیضاح و سپس عزل مالکی نداشت زیرا مبنای موضعگیری نمایندگان خود را بر بلوک بندیهای دوران انتخابات و منسوبیت و تعلقات حزبی آن نمایندگان گذارده بود که آنها بواسطه آن تعلقات حزبی و با حمایت احزاب و بلوکها ی مربوطه به پارلمان راه یافته بودند، غافل از اینکه اینجا عراق بود و هست و نه انگلیس، آمریکا و فرانسه که در آنجا پیوند نمایندگان پارلمانی با احزاب مربوطه اشان مانند عقد شرعی و دائمی بین ما مسلمانان است.
من همانموقع با رصد کردن سایتهای دولتی ایران، از بیخیالی مقامات ایرانی و خود نوری المالکی و ائتلاف شیعه نسبت به احتمال استیضاح و عزل قریب الوقوع او و سقوط دولتش حیرت زده بودم. زیرا سقوط دولت مالکی، سقوط معمولی یک کابینه در یک کشور معمولی نبود بلکه بهم خوردن یک موازنه استراتزیک در عراق بود که پیامد آن برای ایران و ائتلاف شیعه عراق سهمگین و برای دول عربی منطقه و آمریکا یک پیروزی بزرگ استراتژیک علیه ایران بود.
در حالیکه بسیاری از رسانه های منطقه( یکی از آنها الشرق الاوسط) با اطمینان از جمع آوری بیش از حد لازم امضاء نمایندگان علیه مالکی مینوشتند، ایاد علاوی لیست مازاد بر نیاز امضاء، را در اختیار رئیس جمهور قرار داد تا او آنرا به پارلمان داده و رئیس پارلمان نخست وزیر را به مجلس احضار، مجلس او را استیضاح و سپس عزل کند.

لحن رسانه های دولتی ایران دراین هنگام چنان عاری از تشویش بود که هر ناظری را به سرگیجه دوچار میکرد.
دو روز پس از تسلیم لیست استیضاح به رئیس جمهور، طالبانی در برابر تعجب همگانی اعلام کرد که تعداد امضاها در لیست کافی نیست چون تعداد قابل ملاحظه ایی از نمایندگان، امضا های خود را پس گرفته و حتی به او گفته اند که تحت فشار و رودربایستی آنرا امضاء کرده اند. سئوال این بود و هست که راز قضیه در کجا بود؟  آیا، این امضاء کردنها و پس گرفتن ها که موازنه پارلمانی را براحتی بهم میزند در عرصه جامعه هم میتواند موازانه نیروی اجتماعی را هم بهمان سادگی بهم بریزد و بحران زدایی یا بحران سازی کند؟

درلیست دو سازمان جهانی فساد سنجی کشورهای دنیا، ایران ردیف ۱۱۰(۱۳۳)* و عراق ردیف ۱۴۳(۱۶۹)* از ۱۵۰(۱۷۴)* را دارند و هردو کشور در زمره فاسد ترین کشورهای جهان محسوب میشوند. در چنین کشوری با چنین درجه ایی از فساد، تصور وفاداری حزبی و پارلمانی نمایندگان، مخصوصاً اگر شانس انتخاب شدن مجدد نداشته باشند، ناشی از ساده اندیشی است. یکی از ایراداتی که مخالفین به دولت مالکی میگیرند گسترش کنترول ناپذیر فساد طی دو دوره نخست وزیری او و بلوک ائتلاف شیعه است.
برای دستگاه های اطلاعاتی ایران، مانند دیگر دیکتاتوری های مشابه؛ استفاده از فساد، پرونده سازی، و تله گذاری فساد و آلوده سازی: از زن بارگی و بچه بازی گرفته تا قمار بازی، اعتیاد، ارتشاء، شنود و ضبط مکالماتی که حیثیت سوز و جنگ افروز میتوانند باشند، یک تاکتیک مؤثر خفه سازی، خرید، تطمیع و تهدید مخالفین است. بطور نمونه دستگاه اطلاعاتی ولادیمیر پوتین در آخرین انتخابات پارلمانی روسیه که منجر به نیمچه بهار روسیه شد، مکالمه تلفنی یکی از چهره های رهبری و زندان کشیده اپوزیسیون را ضبط کرده بود که او در آن گفتگوی تلفنی به همطراز سازمانی یا جنبشی خود(حقوق بشر و دموکراسی و.. ) رکیک ترین فحشهای پائین تنه ایی را میداد که چرا او، چنین کرده و چرا چنان نکرده است. درست در شب فردایی که قرار بود این دو دوست اپوزیسیونی معروف در فردای آن، تظاهرات یکصد هزار نفره ایی را بعنوان اعتراض به تقلب انتخاباتی حزب «روسیه واحد» پوتین، برگزار کنند و از همه دنیا هم خبرنگار دعوت کرده بودند، این نوار از رسانه های روسیه پخش شد. دستگاه های اطلاعاتی ایران اگر در این زمینه از گشتاپوی هیتلری، استخبارت بشار اسد و ک. گ. ب. ورزیده تر نباشند وامانده تر نیستند. و در پشت سر پس گرفتنهای امضاء استیضاح مالکی هم چیزی جز این تاکتیک صدا خفه کن و خرید آرای پارلمانی نمیتوانست باشد. ولی در این رابطه باز این سئول تکرار و مطرح میشود که آیا این تاکتیک صدا خفه کن و فشار که صدای منتقدین و معترضین سیاسی را میتواند خفه کند، قادر به تغیردادن موازنه اجتماعی و سیاسی نیرو در سطح جامعه هم هست؟ آیا از میدان بدر کردن مخالفین سیاسی و یکدست کردن قدرت سیاسی میتواند نارضایتی میلیونی مردم را به: تبعیضات قومی و مذهبی، فساد، قوم و خویش بازی در توزیع پستها و مشاغل دولتی، فقدان آزادی، فقدان خدمات اجتماعی، اعتراض به عقب ماندگی، بیکاری، و… را هم فرونشاند؟
در اینجا یک توضیح بسیار مهم و شایان توجه ضروریست.
شاه کلید این توضیح فقط یک واژه است؛ واژه «دشمن». پس از انقلاب اسلامی خودمان، «ضد انقلاب»، طاغوت، استکبار شرق و غرب، که به اقتضای مصالح نظام تعمیمات و شمولیت آن گسترش داده شده و یا تغیر میافت، لولوی وحدت آفرین «دشمن» بود. این «دشمن» آفرینی، و مفروض دانستن «دشمن» نیروهای بسیار متخالف و متعارضی را در پشت سر حکومت اسلامی با شعار «همه باهم» قرار داد که بخش بزرگی از  خود آنها با رژیم ولایی و اسلامی مسئله جدی داشتند ولی مع الوصف در عین حال با مخالفان همین رژیم مخالف« تر» بودند.
یک چنین صف بندی و آرایش سیاسی ای، انعکاس آرایش اجتماعی و طبقاتی واقعی جامعه نبود و استراتژی راهبردی استنتاج شده از آن نیز نیمتوانست با آرایش طبقات و گروه های اجتماعی و منافع آنان منطبق باشد، بلکه این صف آرایی قبل از آنکه یک آرایش مبارزاتی اجتماعی ـ سیاسی باشد یک صف آرایی اعتقادی تاریخی و حاصل افسون گفتمان پهلوی ستیزی و آمریکا ستیزی کوری بود که طی چند دهه ذهنیت جامعه سیاسی ایران را تسخیر کرده بود و بجای «ره بردن» به اتخاذ یک راهبرد استراتژیکِ  دموکراسی و ترقی خواهانه، به«چاه بُرد» یک استراتژی مملکت و ملت سوزانه منتهی شد.
نزدیک به ۳۴ سال از انقلاب اسلامی میگذرد و و منتقدین رژیم هنجره خودرا در دفاع از حقوق بشر و دموکراسی پاره میکنند ولی همین دموکراسی خواهان هنوز هم که هنوز است نمیخواهند بپذیرند که در این مملکتی که آنها برایش سنگ دموکراسی به سینه میزنند؛ میلیونهایی هستند که همان رژیم سابق را میپسندند  و میخواهند بدون اینکه سلطنت طلب هم باشند. این دوستان سینه چاک حقوق بشر و دموکراسی خواه، نمی پذیرند که اگر قرار است ایران دموکراسی بشود حق است و باید این هواداران رژیم گذشته نیز بتوانند در فرایند این دموکراسی سازی مفروض شرکت داشته باشند.
اگر بعلت سلطه استبداد دینی امکان این مشارکت سیاسی دموکراتیک در دوران این سرکوب ۳۴ ساله میسر نگشته است حالا که آن نیروهای انقلابی دیروز همگی به ضد انقلاب امروزتبدیل شده و عملاً در کنارنیروهای همان رژیم سابق نهاده شده اند  جا دارد که همگان نه در حرف بلکه عملاً هم دموکراسی خواه و هوادار حقوق بشر شده بپذیرند که ایران متعلق به همه ایرانیان باید باشد و با پذیرش این حکم بدیهی کوشش شود تا زمینه چنین مشارکتی حداقل در فضای دنیای مجازی و محیط خارج کشوری فراهم شده و پذیرفته شود تا برای خودی و ناخودی کردن  دیگر مرزی غیر از باور به هنجار های دموکراتیک مرزدیگری باقی نماند تا  فرهنگ حذف  و نابردباری که ما را به اتمیزه شدن همگانی و واگرایی تمام عیار رانده و دیگر خود جامعه را تهدید میکند پایان داده شود.

در دکترینِ«دشمن » که اپوزیسیون را هنوز در طلسم خود زمینگیر کرده و آنرا از متحدین طبیعی اش جدا میکرد؛ آمریکا و اسرئیل ستیزی دو ضلع و زاویه تکمیل کننده پهلوی ستیزی و مثلث ستیز بودند. این «دشمن» سازی موجب خلق  ناسیونالیسمی مبتذل گردید که تا سطح پیوند عشیره ایی قبیله ایی و امامزاده یا شمر سازی تنزل یافته و بسیاری سیاست ورزان مخالف رژیم را واداشت که دهها و صدها بار بیش از آن انرژی ای که صرف مبارزه  بااستبداد دینی میکنند صرف دفاع از حق مسلم فن آوری هسته ایی و غنی سازی و حتی حق ساختن و داشتن بمب اتمی کنند و ار اینهم فراتر رفته اعلان پیشمرگ شدن بنفع ایران اسلامی در صورت حمله آمریکا و اسرائیل نمایند. این گفتمان سراسر متحجر و مافوق ارتجاعی موجب شد تا برنده جایزه صلح نوبلی که آن جایزه را بخاطر شهرتش در دفاعش از حقوق زنان وحقوق بشر گرفته بود به دوره گردی سیاسی در اروپا و آمریکا بپردازد و در موعظه های خود، از همخوانی و انطباق اسلام با دموکراسی سخنرانی کند.
روی دیگر این گفتمان سراسر ماورای ارتجاعیِ«دشمن» مشترک؛ روسیه و چین پرستیِ(روسو فیلیسم)رسماً چپگرایانه و شرق گرایی خجولانه نوع اسلامیستی می باشد که رسوب زمخت و نا زدودنی آن، پس از فرو پاشی کمونیسیم و پایان جنگ سرد هم، در ناخود آگاه سیاسیون ما وجود دارد و از طریق ا گفتمان موروثی  این جامعه ـ ی سیاسی شبه روشنفکری، در ذهنیت متعارف جامعه عادی هم دائماً تزریق شده، خود را باز تاب داده و بخوبی مورد بهره برداری رژیم واقع میشود و حاصل آنهم دائی جان ناپلئونیسم سیاسی غالب است.
انقلاب عراق هم اگر بتوانیم آنرا یک انقلاب بدانیم ، تئوری استفاده از؛ لولوی «دشمن» را در اختیار رژیم شیعه گرای نوری المالکی قرار داد. اولین لولو و «دشمن» آن «بعثسیم» صدامی بود که با تصویب قانونی موسوم به «بعث زدایی»، با تأئید کامل همین احزاب پارلمانی که امروز مخالف دولت مالکی هستند، تصویب شد.
افتادن به ورطه«دشمن» سازی ایدئو لوژیک از بعث، توسط ائتلاف دولتی شیعه به رهبری مالکی، باعث شد که مخالفین امروزمالکی خود را از بخش بزرگی از متحدین بالقوه خویش در مبازه اشان علیه تمامیت خواهی او جدا کنند.
دولت نوری المالکی مانند رژیم ایران، روسیه، سوریه و به نوعی دیگر اخوان در مصر، توانست به یاری اثر معجزه آسای لولویِ«دشمن» بعنوان یک راهبرد استراتژیک، بیشترین نیروی تاکتیکی و عملیاتی رادرآن لحظه ایی که برای تثبیت و تحکیم قدرت خود لازم داشت در پشت سر خود گرد آورده و بکمک این اتحاد نانوشته و یکطرفه وگرد آوری متحدین موقتی و مصرف شدنی؛ مخالفین عمده و استراتژیک خود را بزانو در آورد. در این آرایش مهندسی شده نیرو، اپوزیسیون ضد مالکی با قطعی  گرفتن اولویت ضدیت و مبارزه با نیروهای رژیم سرنگون شده گذشته، ناخود آگاه به پیاده نظام ائتلاف حاکم شیعه تبدیل گردید همچنانکه نیروی پهلوی ستیز ایرانی نیز از هر فرقه و سنخ سیاسی ذخیره و سوخت مصرفی رژیم اسلامی حاکم  کنونی شد.
امروزهم، ۳۴ سال پس از انقلابی که معلوم شد نباید میشد و رژیمی که با همه عیوبش نباید سرنگون میگردید، در بین بخشی از اپوزیسیون، دشمنی با پهلویسم هنوز هم در اولویت قرار دارد. حال آنکه در قاموس پیکار سیاسی، دوست و دشمن دائمی وجود ندارد. بلکه فقط دشمن، دشمنتر و دشمنترین و.. ، وجود دارد.
لولوی باد کنکی ترسناک «دشمن»، دشمنی که ملاط و بافتمان ناسیونالیسمی دگردیس و مبتذل شده را تشکیل میدهد، منتقدین و اپوزیسیون رژیم را به نقطه ایی رانده است که در بازشناسی و رصد جایگاه واقعی خود در منظومه فلکی سیاست و تاریخ به مقیاس ملی و بین المللی کاملاً وامانده و راه گم کرده است.
همانطور که نمیتوان مانع یکه تازی سلطنت طلبان درهر اعتراض و اکسیون سیاسی ما ایرانیان علیه رژیم شد، در اعتراضات اخیر عراق هم امکانی برای جلو گیری از پیوستن صدها هزار نفر از طرفداران رژیم سرنگون شده بعثی به موج اعتراض مردم نه وجود داشت و نه ممانعت از چنین مشارکتی منطقی بود. اگر معترضین میخواستند زیر شانتاژ رژیم مالکی از هواداران رژیم سابق بعنوان «دشمن» اصلی، فاصله بگیرند عملاً علیه آن دشمن شکست خورده و ضعیف درکنار «دشمنتر»ی قرا میگرفتند که هم دریده، مهاجم، قویتر و هم بالفعل تر بود.
بلافاصله پس پیام همصدایی و حمایت «عزت ابراهیم الدوری»، معاون سابق صدام، به معترضین عراقی، اولین کسی که در برابر این دشمن ـ لولو جا خورد مقتدا صدر بود که بیانیه داد و گفت که معترضین نباید اجازه دهند تا صفوفشان با وابستگان به رژیم سابق مخلوط شود و پرچم رژیم سابق را بلند کنند. همان واکنشی که ما متحدین سابق و منتقدین فعلی رژیم، نسبت به سلطنت طلبان، همیشه نشان میدهیم و همان رفتاری که سلطنت طلبان ما، مانند بعثی های امروز عراق در هر اکسیون سیاسی میکنند.

پیام «عزت ابراهیم الدوری” در بدترین موقعی که ممکن بود، اعلام و پخش شد. این پیام حربه ایی بدست نوری المالکی داد تا با آن، منتقدین خود را به همراهی و همسرایی با وابستگان رژیم سابق و عوامل دولتهای خارجی متهم کند. این پیامِ عزت ابراهیم حتی نمیتواند روی کُردها و توده شیعه مذهبی که از نوری المالکی خسته شده اند و ترجیح میدهند با اپوزیسوین سُنی مذهب و کرد علیه دولت او مبارزه کنند اثر منفی یا تردید آمیز نسبت به اعتراضات کنونی بجای نگذارد. در صورتیکه اگر امروزه به حزب بعث هم اجازه فعالیت سیاسی کاملاً آزاد داده شود، شاید نتواند بیش از ۱۰ یا ۲۰ درصد رأی بیاورد و علاوه بر این، تصور اینکه پس از آزمون سیاسی این ده ساله پس ازسقوط صدام، این حزب بعث همان حزب سابق باشد خطاست؛ کما اینکه رضا پهلوی، محمد رضا شاه نیست و اگر خود شاه هم زنده بود پس از این همه تحولات نمیتوانست آن شاه سابق باشد.
دولت مالکی و ایران از حربه جزامی گونه «وابستگان به رژیم سابق » حد اکثر استفاده را علیه مخالفین رژیمهای «شیعه ابزار» خود میکنند ولی اشتباه محاسبه آنها در اینست که نمیدانند، رابطه بعثی ها و هواداران رژیم صدام بلحاظ سنخیت مذهبی، قومی، قبیله ایی اشان و بواسطه ناسیونالیسم عربی و ضد آمریکایی صدام؛ با بخش وسیعی از جامعه سُنی مذهب، ارتباطی ریشه دار است و این شانتاژها اگر نتیجه معکوس نداشته باشد آن نتیجه ایی را که مورد انتظار مالکی و رژیم ایرانست را نخواهد داد.
در مقایسه با رابطه سلطنت طلبان ایرانی با جامعه ایران باید گفت که ارتباط وابستگان و هواداران رژیم پادشاهی پهلوی با جامعه ایران نه ارتباطی مذهبی و  طایفه ای، بلکه مدنی و سیاسی و لاجرم به مراتب سُست تر بود.
اتهام و شانتاژ در آمیختن با «دشمن»، در عراق هم اکنون رنگ باخته است و نه تنها بخاطر وضعیت خاص جامعه عراق و نحوه سرنگونی رژیم صدام بلکه بخاطر نگاه سایر دولت های منطقه که دیگر حساسیتی روی «بعثیسم» صدامی ندارند چون میدانند شاخ آن شکسته شده است.
جنبش ضد نوری المالکی از مرحله آنتی پاتی ضد بعثی عبور خواهد کرد و کسانی مثل مقتدا صدر هم اگر نخواهند قطار جنبش کنونی را از دست بدهند باید بدان بپیوندند.
در دو روز گذشته؛ هم تظاهرات صدها هزار نفری مردم و هم راه بندانها و اعتصابات نشسته در سراسر عراق گسترش یافته و بعلت مقاومت و ایستادگی پارلمان و بسیاری استانداران و وزراء در برابر دولت مالکی و حمایت علنی آنان از تظاهرات، پشم اقتدار و اتوریته او چنان ریخته است که بسیار بعید است بتواند تهدید خود را دایر بر استفاده از نیروی نظامی علیه معترضین و برای باز کردن اتوبان منتهی به دمشق و عَمان عملی کند. تظاهرات به بغداد و بصره کشیده شده است و اطفای حریق آن از پس نیروهای نظامی هم دیگر برنمی آید.
کلاف مرگی که لحظه به لحظه به اطراف رژیم مالکی پیچیده میشود فراتر از سرنگونی ساده دولت او خواهد رفت و معلوم نیست بکجا ختم شود. ولی یک چیز از هم اکنون مسلم است. سقوط او قطعی و ضربه این سقوط میتواند بخشی از طرح تغیر رژیم در ایران نیز باشد. زیرا سرمایه گذاری سیاسی، نظامی و امنیتی ایران در عراق بیش از آنست که رژیم بتواند آنرا بسادگی از سر بگذراند. در دو ماه آینده قراراست انتخابات ایالتی در عراق برگزار شود و همه احزاب برای شرکت در آن تدارک وسیعی دیده اند. تنشِ ناشی از رقابتهای انتخاباتی میتواند به یک قیام واقعی علیه نوری المالکی تبدیل شود اگر البته او با استیضاح کنونی پارلمانی تن به عزل خود ندهد. کمترین شانسی برای بقای سیاسی او نیست و ایران مهره ذخیره و نسوخته دیگری هم در عرصه سیاسی عراق جز او ندارد.
درتوضیح «دشمن» بعنوان یک لولو اضافه کنم که برخی از سران اخوان المسلمین و دولت مُرسی هم، درجریان تظاهرات چند ماهه گذشته، جبهه نجات ملی را متهم به وابستگی به قدرتهای برون مرزی و رژیم سابق کردند. اشتباه تاکتیکی بزرگ مخالفین مُرسی و اسلامگرایان مصر، در اینست که علیرغم ضعف خود در برابر رقیب اسلامگرای خویش، هنگامی که پای به مشارکت کشاندن نیروی میلیونی احمد شفیق بمیان می آید، آنها ناخواسته در ضدیت با آن، در کنار همین اسلامگرایان اخوانی قرار میگیرند. تراژدی قضیه اینجاست که، درحالیکه خطر استبداد دینی، استبدادی صد بار بدتر از دیکتاتوری مبارک، مصر را تهدید میکند، یکی از خواستهای اصلی تظاهر کنندگان اخیر میدان التحریر در روزهای اول، تجدید محاکمه سران نظامی بود. یعنی همان چیزی که اسلامگیرایان از خدا خواسته اشان است. تظاهرات چیان میدان التحریر نه تنها علیه شرکت هواداران رسمی وعلنی رژیم سابق، در تظاهرات خود بودند و نه تنها هواداران شفیق را بلکه امرموسی را هم که سالها بود از آن رژیم جدا شده و درموضع انتقادی نسبت به آن قرار داشت را نیز در این طیف قرار میدادند که برای ما یاد آور مخالفت چپها و مجاهدین ایران با دولت موقت بازرگان می باشد.
در سوریه بشاراسد و پدرش با لولوی«دشمن» صهیونیستی، چنان بر پشت مردم نشسته وبمدت بیش از ۴۳ سال لگام استبداد فاشیستی خود را بر دهان مردم سوریه محکم کردند که اگر اسرائیل  سوریه را اشغال کرده بود، یکصدم آن ظلمی را که این پدر و پسر به مردم سوریه کردند به مردم آن کشور نمیکرد.
در روسیه دولت پوتین با «دشمن» سازی از آمریکا و ناسیونالیسمی قلابی، پوتین محور و عوامانه، با به چالش گیری غرب و گرفتن ژستهای ابرقدرت مآبانه برآنست غرور کاذب در مردم آفریده و به تزار جدید روس تبدیل شود بدون اینکه توسعه گرایی آن دیسپوت مدرن ۱۰۰ سال قبل و فرهنگ بالای تزاریستی رومانف ها را داشته باشد. دولت پوتین چندی پیش با گذراندن قانونی جریمه ایی معادل ۹۰۰۰ دلار برای تظاهرات غیر قانونی از پارلمان گذراند و نسبت به مخالفان خود دقیقاً با روشهای مافیایی عمل میکند. از ترور مخالفین تا زندانی کردنهای طولانی در تبعید گرفته تا محاکمات کاملاً فرمایشی توسط دادگاههای سنت دار عصر استبداد کمونیستی. و بکار گیری تله گذاریهای حیثیت سوز اطلاعاتی برای خفه کردن صدای مخالفین.
جامعه منفعل، فاسد شده، به پوچی و بی هویتی رسیده( آنِمیکال)* روسیه بعید است بتواند در برابراین ک. گ. ب ایی کهنه کار تربیت شده عصر برژنف قد راست کند.
*
http://www.worldaudit.org/corruption.htm
* درجه بندی فوق از ارگان جهانی سنجش فساد و میزان دموکراسی در دنیا گرفته شده است
http://www.transparency.org/cpi2012/results
برابر مؤسسه شفافیت بین المللی ایران از نظر فساد ردیف ۱۳۳ و عراق ردیف ۱۶۹ از بین ۱۷۴ کشور می باشند.
Anomie
یک حالت روانی احساس پوچی، بیهویتی، بی تفاوتی به محیط و هم چیز.
این مفهوم روانشناختی فردی را امیل دورکهیم جامعه شناس برجسته فرانسوی آغاز قرن پیش به حوزه روانشناسی اجتماعی کشاند که میتواند برای ما ایرانیها و سایر مارگزیدگان حکومت های ایده ئولوژیک و اعتقادی، در بررسی اجتماعی مفید باشد. رژیم های شخصیت کُش چنان از آحاد جامعه غرور و غزت نفس و هویت زدایی میکنند که روح جمعگرایی انسانی در جامعه کشته میشود.
بنظر من جامعه ایران ما نمونه یک جامعه انومیکال است.

لبنان برای حزب الله ناامن میشود

Share Button

سیراج الدین؛ سخنگوی بریگاد عبدالله عَظّم روحانی لبنانی منتسب به القاعده، حزب الله لبنان را تهدید کرد که تا هنگامیکه در سوریه و لبنان امنیت و آرامش برقرار نشود حزب الله هم در استحکامات خود در لبنان امنیت نخواهد داشت.
سیراج الدین ذوریقات ، سخنگوی بریگاد عبدالله عَظّم امروز سه شنبه به حزب الله لبنان هشدار داد که به آن جریان اجازه احساس امنیت داده نخواهد شد مگر اینکه به دخالتش در سوریه پایان دهد. او خطاب به حزب الله لبنان گفت؛ هدفگیری جاسوس شما ( ژنرال و رئیس دستگاه امنیتی) اثبات کرد که شما در امان نخواهید بود مگر اینکه امنیت به لبنان برگردد. سراج الدین یک روحانی لبنانی است که در اختفاء و خارج از لبنان زندگی میکند. او این کامنت توئیتری خود را در اشاره به آخرین حادثه فوق الذکر و مورد اشاره اش در لبنان ذکرکرد.

این کامنت یک روز پس از حمله انتحاری  به پشت بازرسی و یک کافه در منطقه  طیونه  از توابع داهیه  که  جزء استحکامات مرکزی حزب الله بحساب می آید روی صفحه توئیتر نمایان گردید. … .

پایان ترجمه خلاصه گزارش نهار نت.

W460

کامنت من:

باقضاوت از نحوه و نوع پوشش این روحانی سنی یا القاعده ایی (سیراج الدین)، و قضاوت از نوع ریش توپی و بزرگ، عمامه شکیل و  آن محاسن پر جذبه  و جاذبه و قرآن بزرگی که روی میز دارد و لحن قاطعانه اش، من فکر میکنم او از سید حسن نصرالله و یا روحانیون حاکمه مملکت ما مانند مقام معظم رهبری امان، یا جنتی و شرکاء، مسلمانتر باشد و بهمین جهت او و بریگاد شهادت طلبش، نه تنها از پشتیبانی  القاعده بلکه قطعاً از امداد های غیبی و الطاف خفیه الهی هم در پیکار با حزبالله  باید برخوردار باشد از این روی، در پیروزی قطعی این جریان واقعاً  اسلامی منتسب به این روحانی ( بریگاد عَظّم) بر حزب الله نباید تردید داشت.

Azzam Brigades to Hizbullah: You Won’t Enjoy Safety until Security Returns to Syria, Lebanon People

Naharnet.Lebanon

24/06

The Qaida-linked Abdullah Azzam Brigades on Tuesday warned Hizbullah that its strongholds in Lebanon will not know safety if the party does not end its military intervention in neighboring Syria.

“The targeting of your agent (General Security chief Abbas) Ibrahim and the (attacks) you witnessed in your Dahieh (region) only confirm that you will not enjoy safety until security returns to the people of Syria and Lebanon,” Sirajeddine Zureiqat, a fugitive Lebanese cleric who has been described as AAB’s spokesman, said on his Twitter account.

Zureiqat described his tweets as “comments on the latest incidents in Lebanon.”

His remarks come one day after a suicide car bombing occurred near an army checkpoint and a packed cafe in the Tayyouneh area on the peripheries of Dahieh, a Hizbullah bastion, killing one person and wounding 20 others.

Monday’s attack was the second in four days. On Friday, a suicide bomber detonated an explosives-rigged car at a security checkpoint in the Bekaa area of Dahr al-Baydar, killing one person and wounding several others.

Maj. Gen. Ibrahim’s convoy was only 200 meters away from the blast, but it is still not clear if he was the target of the attack.

“The Iranian party (Hizbullah) ignores the fact that its aggression against the Sunni community in Syria and Lebanon has antagonized the Sunni community,” Zureiqat said.

“But we tell the Iranian party: Your battle is not only with us anymore but rather with the Sunni community in Syria and Lebanon,” he added.

Referring to the latest attacks, Zureiqat noted that Sunnis in Syria and Lebanon are seeking to “strike” Hizbullah, which “has brought this upon itself through its adventures in Syria.”

“The latest bombings are clear evidence that your war is not against takfiri organizations as you claim, as the majority of Sunnis have started defending themselves with their own means,” the fugitive cleric added.

Zureiqat had announced Abdullah Azzam Brigades’ responsibility for the twin bombing that rocked the Iranian embassy in Beirut on November 19, 2013.

Hizbullah’s strongholds in Beirut’s southern suburbs and the Bekaa have been recently targeted by around 10 deadly bombings, which were claimed by Sunni extremist groups who blamed the party for sending thousands of fighters into Syria to support President Bashar Assad’s regime against rebels seeking to oust him.

 

روزهای دولت مالکی و حضور ایران در عراق بشماره افتاده است: بخش نخست

Share Button

تحولات کنونی عراق بخشی از آن تحولات بسیار وسیعی است که منطقه خاور میانه  ما را دستخوش خود ساخته است. من؛ در درجه اول با خوشبینی کامل به این تحولات مینگرم و در درجه دوم آنرا بازتاب تغیر پارادیم تحول در منطقه و در جهان کنونی میدانم که ساده نگری بدان چشمان ما را می بنند و از درک ویژیگی های این تغیرات عاجز میکند.برای درک این تغیر پارادایم، بیش از آنچه به معلومات اکادمیک و گسترده نیاز باشد به خلاقیت نقادانه روشنفکرانه نیازمند است.

 تغیر پارادایمک تحولات کنونی منطقه و جهان را باید درک کرد

طبق گزارش خبری BBC بزرگترین پالایشگاه عراق “بایجی Baiji ” در شمال عراق دیروز کاملاً به تصرف شورشیان داعش در آمد. این پالایشگاه یک سوم سوخت مصرفی عراق را پالایش  و تأمین میکند این درحالیست که بخاطر محاصره ده روزه گذشته این پالایشگاه، هم اکنون در عراق جیره بندی سوخت به اجرا گذارده شده است. نیروهای شورشی بسوی تصرف یکی از بزرگترین سدهای عراق حدیثه پیش میروند. پیکار جویان ضد مالکی کنترول کامل مرز سوریه ، اردن  و بخشی ازمرز عربستان با عراق را در دست گرفته اند. در خبر دیگری،  ژنرال فرماندهی که برای آزادسازی  موصل تعین شده بود ساعتی پس از اینکه در یک مصاحبه تلویزیونی اعلام کرد که بزودی موصل را آزاد خواهد کرد، خود به اربیل پایتخت کردستان عراق متواری و پناهنده شد.

پیشروی پیکار جویان همچنان ادامه دارد و برای اکثر ناظران نیز لحظه بلحظه روشنتر میشود که داعش آن  چیزی یا آن نیرویی نیست که در آغاز تصور میشد.  در یادداشتهای پیشین، من سعی کردم گمانه های خود را در این زمینه بیان کنم.

در روزهای اخیر جیش المهدی  به رهبری مقتدا صدرکه نام خود را به بریگاد صلح تغیر داده است در خیابانهای بغداد با سلاحهای نیمه سنگین مارش رزمی هزاران نفری برگزار کرد که اکثر سایتهای خبری آنرا منعکس کردند. رژه مسلحانه بریگاد صلح که خارج از کنترل و مدیریت دولت مرکزی و ارتش تحت فرمان نوری المالکی است، بیش از اینکه یک چالش برای پیکار جویان سُنی باشد، موازی سازی نظامی در برابر دولت مرکزی تحت رهبری مالکی و اقتدار  او است. بریگاد صلحِ مقتدا صدر تا کنون نه با سُنیهای پیکارجو و نه با داعش درگیری  و برخورد نظامی ناشته است.

 در اینکه نوری المالکی با تمام ابوابجمعی خود در روزهای آینده و حد اکثر هفته های آینده از قدرت برای همیشه برکنار خواهد گردید (حد اقل من ) دوچار تردید نیستم ولی سئوال بسیار مهمتر از رفتن نوری المالکی و رژیمش اینست: همینکه بریگاد صلح مقتدا صدر در خیابنهای بغداد، مستقل از کنترول ارتش و نیروهای امنیتی تحت فرمان مالکی رژه چند هزار نفری مسلحانه اجرا میکند؛ همینکه ژنرال فرماندهی که برای آزاد سازی موصل مأموریت می یابد سر از اربیل برای پناهندگی در می آورد؛ همینکه چند هزار شورشی  با رماندن گله وار ارتش نهصد هزار نفری دولت مالکی، ظرف دو هفته تا دروازه بغداد پیش میروند و روز بروز مناطق جدید و جدید تری را اشغال میکنند؛ همینکه این نیروهای باصطلاح شورشی تکفیری مورد استقبال مردم واقع میشوند و قبایل عراقی این ریسک را میپذیرند که با چنین نیروی بظاهر خوفناکی دست دوستی و اتحاد بدهند چه چیزی را بجز ژرفای فساد، پوسیدگی و کپک زدگی رژیم ائتلاف شیعی نوری المالکی را نشان میدهد؟ آیا بجز حکومت ما، چه قدرت ونیروی تأثیر گذار دیگری فراهم کننده این وضعیت بوده و تا این حد سنگین روی این اسب مردنی شرطبندی کرده است؟ رژیم مالکی خواهد رفت ولی جا دارد با دیدی جامعه شناسانه به این پدیده پوسیدگی و اضمهلال نگریسته شده و درسهای قانونمندانه و قابل تعمیم آن استنتاج و تعمیم داده شوند.

تحولات کنونی عراق بخشی از آن تحولات بسیار وسیعی است که منطقه خاور میانه  ما را دستخوش خود ساخته است. من؛ در درجه اول با خوشبینی کامل به این تحولات مینگرم و در درجه دوم آنرا بازتاب تغیر پارادیم تحول در منطقه و در جهان کنونی میدانم که ساده نگری بدان چشمان ما را می بنند و از درک ویژیگی های این تغیرات عاجز میکند.برای درک این تغیر پارادایم، بیش از آنچه به معلومات اکادمیک و گسترده نیاز باشد به خلاقیت نقادانه روشنفکرانه نیازمند است.

 من در ادامه این نوشتار که آنرا بعنوان مقدمه عرضه میکنم، تحولات عراق و منطقه را  با همین  پارادایمکال و تحت عنوان یاداشت ادامه خواهم داد. دوستان را به خواندن این یاداشتها دعوت میکنم زیرا در متن هیمن تغیر پارادیم است که خطوط تحولات آتی میهن ما نیز روشن و تعین میشود.

اضافه میکنم که درج کلیپهای سایتها و نشریات خارجی جنبه آرشیوی و رفرنسی دارد.

ح تبریزیان

  ;CCNNN

EXCLUSIVE: Iraqi Kurdistan leader Massoud Barzani says ‘the time is here’ for self-determination

By Mick Krever, CNN

Iraqi Kurdish President Massoud Barzani gave his strongest-ever indication on Monday that his region would seek formal independence from the rest of Iraq.

“Iraq is obviously falling apart,” he told CNN’s Christiane Amanpour in an exclusive interview. “And it’s obvious that the federal or central government has lost control over everything. Everything is collapsing – the army, the troops, the police.”

“We did not cause the collapse of Iraq. It is others who did. And we cannot remain hostages for the unknown,” he said through an interpreter.

“The time is here for the Kurdistan people to determine their future and the decision of the people is what we are going to uphold.”

Iraqi Kurdish independence has long been a goal, and the region has had autonomy from Baghdad for more than two decades, but they have never before said they would actually pursue that dream.

But the latest crisis, in which Sunni extremists have captured a large swath of Iraqi territory on the border of Iraqi Kurdistan, seems to have pushed the Kurds over the edge.

“Now we are living [in] a new Iraq, which is different completely from the Iraq that we always knew, the Iraq that we lived in ten days or two weeks ago.”

“After the recent events in Iraq, it has been proved that the Kurdish people should seize the opportunity now – the Kurdistan people should now determine their future.”

Barzani said that he would make that case to U.S. Secretary of State John Kerry when they meet in Erbil Tuesday; America is a close Kurdish ally, but opposes independence for the region.

“I will ask him, ‘How long shall the Kurdish people remain like this?’ The Kurdish people is the one who is supposed to determine their destiny and no one else.”

Fractious relations with Baghdad

A reconciliation, Barzani said, could be possible “if there was understanding between Shias and Sunnis, and if there is a guarantee of a true partnership in the authority.”

“But the situation has been very complicated. And the one who’s responsible for what happened must step down.”

Amanpour asked if Barzani meant Prime Minister al-Maliki.

“Of course. He is the general commander of the army. He builds the army on the ground of personal loyalty to him, not loyalty to the whole country. And he monopolizes authority and power. He led the military, and this is the result.”

Iraqi Kurdistan has long had a fractious relationship with Baghdad; the region has had autonomy from the rest of Iraq for more than two decades.

Kurdistan even has its own military forces, the Peshmerga, which are now busy fighting ISIS extremists; next to the Iraqi military, which has looked awkward and unprofessional defending the country, the Peshmerga seems remarkably skilled.

Amanpour asked Barzani whether Iraqi Prime Minister Nouri al-Maliki had asked for Kurdish military support.

“The prime minister has not asked us. On the contrary, he rejected every offer to assist.”

Indeed, Barzani said, he warned al-Maliki about the impending ISIS threat long before they toppled the major Iraqi city of Mosul, near the Iraqi Kurdish border.

“I did warn Mr. Prime Minister not only a couple of days, but a few months before the fall of Mosul. I did warn him but he did not take the warning seriously. And I have many witnesses to that effect that I did warn him.”

Not everything that has happened, he told Amanpour, was done by ISIS; but because the extremists have the organization and the resources, they are seizing upon general discontent with al-Maliki.

“People in those areas found that the opportunity was there to revolt against that wrongful policy.”

“That is the public anger. And it’s important to distinguish between what are legitimate rights and what terrorists are trying to accomplish.”

The United States, ‘a true friend’

Iraqi Kurdistan and the United States have a close relationship, cemented by the American no-fly zone enforced over the region during the 1990s to protect the Kurds from Saddam Hussein.

When Barzani meets with Secretary of State Kerry on Tuesday, he will no doubt be hoping that that relationship – and America’s investment in Iraqi Kurdistan – will help convince Kerry of the need for independence.

“The United States has been a true friend and we Kurds have shown that we deserve that friendship.”

“The success of the region of Kurdistan was the only success that resulted from American policies.”

“And the United States has given opportunity to all Iraqis to build a modern, democratic state; pluralistic state; federal state. But, unfortunately, the others were not able to seize the same opportunity.”

Amanpour asked Barzani whether he thought the 300 military advisers the U.S. is sending to Iraq “can change the balance of power on the ground?”

“I do not believe so. I do not believe that this will change the balance of power. And this issue cannot be resolved by military means.”

“It’s a political issue that has to be dealt with politically. And after that, a military resolution can be easier to accomplish if there was a political agreement and political power.”

An uncertain future for Kirkuk

In defending Iraqi Kurdistan from ISIS, Barzani may also have seized on an opportunity. The Peshmerga have recently taken control of Kirkuk, an oil-rich region that the Kurds consider to be an integral part of their territory.

“We never had any doubt at any time that Kirkuk is part of Kurdistan,” he said.

The Iraqi constitution sets out a very specific process whereby the future of Kirkuk – whether in Kurdistan or the rest of the country – should be determined, involving a census of the area and then a referendum.

“For the last ten years, we have been waiting to have that article applied, but we haven’t seen any seriousness from the central government. And since we have new developments in Iraq now, this is what brought about the new situation with Kirkuk coming back to Kurdistan.”

“We haven’t done this referendum yet, but we will do and we will respect the opinion of the citizens even if they refuse to have Kurdistan as an independent state.”

************************************

Iraq crisis: Key oil refinery ‘seized by rebels’

Breaking news

Iraq’s biggest oil refinery at Baiji, north of Baghdad, is reported to have been fully captured by Sunni rebels.

The refinery had been under siege for 10 days with the militant offensive being repulsed several times.

The refinery supplies a third of Iraq’s refined fuel and the battle has already led to petrol rationing.

Insurgents, led by the group Isis, are expanding their control of towns in the north and west and have captured all border crossings to Syria and Jordan.

They are also bearing down on a vital dam near Haditha.

A rebel spokesman said the Baiji refinery, in Salahuddin province, would now be handed over to local tribes to administer.

The BBC’s Jim Muir in Irbil, northern Iraq, says the capture of the refinery is essential if the rebels are to keep control of the areas they have conquered and to supply the captured city of Mosul with energy.

 

***********************

Iraq’s Sadrists defend military parade amid fears of sectarian war

Shi’ite leader says some of the displayed weapons are spoils from previous fight against US, others locally manufactured

Volunteers for the newly formed "Peace Brigades" participate in a parade in the Shi’ite stronghold of Sadr City, Baghdad, Iraq, on Saturday, June 21, 2014. (AP Photo/Karim Kadim)

Volunteers for the newly formed “Peace Brigades” participate in a parade in the Shi’ite stronghold of Sadr City, Baghdad, Iraq, on Saturday, June 21, 2014. (AP Photo/Karim Kadim)

Baghdad, Asharq Al-Awsat—A prominent Shi’ite movement in Iraq has defended a military parade it organized in the country’s capital Baghdad on Saturday amid heightened fears of widespread sectarian conflict breaking out across the country.

The event, organized by the Sadrist Movement, showed off heavy weapons such the ‘Moqtada 1,’ a missile named after the movement’s leader Moqtada Al-Sadr, and comes as the Sunni jihadist group the Islamic State of Iraq and Syria (ISIS) continues its advance from western and northern regions in Iraq towards Baghdad.

In a statement on Sunday, Sadr thanked the participants in the parade and slammed satellite TV stations, particularly Shi’a ones, for “ignoring the parade.” He stressed that the Peace Brigades—the new armed group he has asked to be formed in order to fight the ISIS advance—should not be given any “sectarian denomination.”

Sadr was the leader of another armed Shi’a militia group, the Mahdi Army, which he suspended in 2012, and which was prominent during the sectarian conflicts that exploded in the country in 2006–۲۰۰۸٫

The Iraqi government has not commented on the paraded weapons, which observers said included missiles and artillery that could only belong to an official army.

A senior Sadrist figure denied the weapons were taken from the Iraqi army. “Most of the weapons displayed during the parade of the Peace Brigades belong to the Promised Day Brigade which was exempted by Sadr from suspension when he decided to suspend the Mahdi Army,” Mohammed Al-Khafaji, a senior figure in the Sadrist Movement, told Asharq Al-Awsat.

He said that the Promised Day Brigade was “one of the most prominent arms of resistance against the American occupation of Iraq and managed to collect many of the weapons left by the Americans, which became spoils of war,” adding that the Brigade “has the right to use” these weapons.

“Some of the weapons were made in Baghdad, as the Promised Day Brigade has an infrastructure which it built during its resistance of the [US-led] occupation. And today we are seeing the dangers starting to surround Iraq anew, and this obliges us to defend again the land, [its] honor, religion and doctrine,” Khafaji added, referring to ISIS’s threats to destroy Shi’a shrines and holy places.

He added: “Taking on this mission is therefore one of the factors that will help prevent the eruption of a civil war, and this is the responsibility of Sunnis as much as it is the responsibility of Shi’ites.”

Speaking about fears that such weapons would be used in any domestic conflict, Khafaji said: “All Iraqis, Sunnis and Shi’ites, are now facing a common enemy which is ISIS and the terrorist organizations, which are not associated with a religion or a sect.

He added: “Our Sunni brothers are fighting these gangs in their areas.”

Khafaji sought to calm fears regarding the Peace Brigades and said that Sadr’s instructions were for them to “coordinate with the [official Iraqi] security apparatuses, according to the relevant directives issued by the [Shi’ite religious] authority.”

The Sadrist Movement’s defense of the parade has come despite a number of Shi’ite religious leaders recently calling for weapons-possession to remain limited to authority of the state and its security apparatuses, and not with civilians.

Meanwhile, a number of news websites have circulated photographs of Ismail Hafez al-Lami—known as “Abu Deraa”—a militant leader accused of committing atrocities against Sunnis, and known as “the Zarqawi of the Shi’ites,” in reference to the leader of Al-Qaeda in Iraq Abu Musab Al-Zarqawi.

Abu Deraa was seen and photographed on Saturday during a parade in Baghdad’s Sadr City, staged as a show of force in response to the ISIS advance.

Speaking to Asharq Al-Awsat on condition of anonymity, an Iraqi security source said that “the Abu Deraa issue” had been “blown out of proportion,” saying it was used during the period 2006–۲۰۰۸ as part of the tug-of-war between Al-Qaeda on the Sunni side and the then Mahdi Army on the Shi’ite side.

The source added: “There are strict instructions now, particularly from the Shi’ite religious leaders, not to get bogged down in any such issues because the situation in the country no longer brooks this, and any sectarian escalation in the light of what is happening, given the underperformance of the military institution, will mean serious consequences for those who adopt or promote such ideas.”

..