Archive for: July 2014

حماس ۳۰ غیر نظامی را اعدام کرد

Share Button

گزارش: حماس ۳۰ متهم به جاسوسی برای اسرائیل را در غزه تیر باران کرد

ژروزالم پست

۲۹/ ۰۷ /۲۰۱۴

Hamas

رسانه های فلسطینی گزاررش دمیدهند که حماس ۳۰ غیر نظامی را به  به همکاری با نیروهای اسرائیلی  متهم و آنها را اعدام کرد.

در اعدامهای اخیر، حماس اعلام کرد که یک شبکه جاسوسی را در منطقه شجاعیه کشف و پس از تحقیقات از آنها ۲۰ تن از اعضای آنرا اعدام کرده است. طبق گزارش حماس،این تحقیقات نشان داده است که معدومین دارای سلاح و تجهیزات ارتباطی مخصوص جاسوسی بوده اند.

قبلاً منابع فلسطینی نقل بودند که جناح مسلح حماس، عز الدین القسام،  مأمورین اطلاعاتی خود را با لباس مبدل برای کسب اطلاعات  از حرکتهای مشکوک بمیان مردم فرستاده است.

پایان گزارش:

کامنت من:

با توجه به شرایط جنگی در منطقه، اینگونه مجازات سنگین از سوی سازمانی مانند حماس قابل درک است هرچند روند رسیدگی و دادرسی به چنین اتهاماتی در چنین شرایطی مطلقاً نمیتواند سالم و مطابق آئین سالم دادرسی باشد تا چه رسد به احکام صادره آن. ولی آنچه من در اینجا میخواهم بگویم اینست که وقتی در چنین شرایطی عده های بخود جرئت میدهند که خطر چنین مجازاتهایی را خریده و تظاهرات کنند، وقتی شبکه های جاسوسی چند ده نفره کشف میشود که فعالین آن قطعاً از سرنوشت خود در صورت افشاءشدن آگاهی دارند، این امر، سوای جنبه حقوقی قضیه نشان از دامنه عصیان زدگی مردم در نوار غزه علیه حماس و جهاد اسلامی و …، دارد. این نخستین بار نیست که حماس دست به اعدامهای وسیع میزند قبلاً هم و حتی در شرایط غیر جنگی، حماس به اعدامهای وسیع پس از محاکمات چند ساعته دست زده است و در میان قربانیان ماشین اعدام آن تعداد اعدام شدگان اعضای الفتح در نوار غزه پس از سلطه این سازمان در آنجا کم نبوده اند.

بنظر من سر سختی حماس در ادامه جنگ* و شکستن دائمی آتش بس های مورد توافق و رد پیشنهادات متعدد برای آتش بسهای طولانی تر قبل از آنکه ناشی از روحیه جهادی حماس و متحدینش در نوار غزه باشد،  ناشی ازترس این سازمان از فوران و علنی شدن اعتراضات خود مردم غزه است. وارد شدن پای میانجی گران بین المللی به منطقه غزه موجب ریختن دیوار ترس شده و این فرصت را به نیروهای مخالف حماس در غزه میدهد تا اعتراضات خود را علنی سازند که در چنین صورتی حماس مانند هر حکومت جبار دیگری باید پاسخگوی، از جمله، چنین اعدامهایی باشد که تعداد آنها زیاد است. آنچه حماس بیش از اسرائیل از آن هراس دارد همین فرصت یابی نیروهای معترض به حماس در نوار غزه است.

بنظر من این عمده ترین عاملی است که از درون جنگ کنونی و آتش بس متعاقب آن بیرون خواهد آمد و بمعنای خاتمه کار حماس و باز خاست از سران آن خواهد بود.

جنگ کنونی را نباید تکرار جنگهای گذشته حماس با اسرائیل تلقی کرد. این جنگ پیامدهای سیاسی تحول آفرینی خواهد داشت که جنگهای گذشته نداشته اند.

ح ت

..

Report: Hamas executes alleged spies, shoots protesters in Gaza

By ARIEL BEN SOLOMON

07/29/2014 22:06

Palestinian media reports Hamas has executed more than 30 civilians accused of collaborating with Israel.

Hamas Photo: REUTERS

Hamas shot some 20 Palestinians on Monday night for protesting against Hamas for the massive destruction inflicted on their neighborhood in Shejaia by the IDF in the past weeks, Channel 10 reported on Tuesday.

 

Hamas claimed it had detected alleged “spies” in the area of Shejaia and said that they were executed after an investigation into some of them. Such investigations reportedly revealed weapons and communication devices in the possession of the “spies.”

In the past Palestinian sources have quoted Hamas’ armed wing, Ezaddin al-Qassam as saying that it has used agents in civilian clothes to monitor the movement of suspected informants

 

بازنشر نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی در مرداد ۱۳۸۸

Share Button

 

“افرادی این مطالب را به من گفته‌اند که دارای پست‌های حساس در این کشور بوده‌اند. نیروهای نام و نشان داری که تعدادی از آنها نیز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند. این افراد اظهار داشته‌اند، اتفاقی در زندان‌ها رخ داده است که چنانچه حتی اگر یک مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعه‌ای است برای جمهوری اسلامی که تاریخ درخشان و سپید روحانیت تشیع را تبدیل به ماجرای سیاه و ننگین می‌کند که روی بسیاری از حکومت‌های دیکتاتور از جمله رژیم ستمشاهی را سفید خواهد کرد.”

karoubi-hashemi-saham-news

منتشر شده در سه شنبه, ۲۹جولای , ۲۰۱۴ | ۱۲:۱۳ ق.ظ

برگرفته از سایت سحام نیوز

حضور محترم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری

با سلام و احترام

بعد از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری، حوادث تلخی به وجود آمد که به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوی جنابعالی، هم از سوی افراد، گروه‌ها و رسانه‌های مختلف به آن پرداخته شد.

از دستگیری‌های بی‌حساب و کتاب، از ضرب و شتم و وارد کردن جراحات تا شهادت فرزندان این کشور، از حمله به خانه‌های مردم تا فاجعه خونین کوی دانشگاه و برخوردهای خشن و وحشت‌انگیز حتی با خانم‌ها در سطح خیابان‌های شهر- که تاکنون سابقه نداشته است- رخ داد که بسیار قابل تامل و پیگیری است. آنچه در این میان مطرح است در خصوص برخی از رفتارهای شناعت‌آمیز است که اگر به طور متواتر از افراد مختلف که در روزهای اخیر آزاد شده‌اند، نشنیده بودم، باورشان حداقل برای من و شما که در طول قریب به نیم قرن سردی و گرمی روزگار را چشیده‌ایم سخت بود.

از برخوردهای خشن و بی‌محابا، بر سر مردم باتوم را خرد کردن، آنچنان که بعد از گذشت قریب به ۴۰ روز همچنان اوضاع شان غیرعادی است و عوارض آن روی بدنشان قابل مشاهده است.

هتاکی و ابراز دشنام و فحاشی رکیک به افراد و نثار نوامیس بازداشت‌شدگان و مردمی که برای نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهایی که در فرهنگ دینی و اسلامی هیچ یک از گروه‌ها جایی ندارد و نشان‌دهنده آن است که افرادی برای این کار استخدام شده‌اند که حتی با اصول بدیهی اسلام آشنایی ندارند و البته شایعاتی نیز مطرح شده که فعلا به آن نمی‌پردازم.

احتمالا همانطور که مطلع هستید در این خصوص چندی پیش نامه‌ای خطاب به ریاست محترم قوه قضائیه ارسال کردم و جمعه هفته جاری همین نکات را به وزیر معزول اطلاعات یادآور شدم که روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.

اما موضوعی را شنیده‌ام که هنوز از آن بر خود می‌لرزم. در دو روز اخیر که این خبر را شنیده‌ام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو که خود را برای خواب آماده می‌کردم. به بسترم رفتم ولی خدا شاهد است که بدون ذره‌ای مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت ۴ بامداد که مجددا بلند شدم کمی قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب کمی آرامم کند، حتی نماز صبح را نیز خواندم و تا نزدیکی‌های طلوع آفتاب خوابم نبرد.

افرادی این مطالب را به من گفته‌اند که دارای پست‌های حساس در این کشور بوده‌اند. نیروهای نام و نشان داری که تعدادی از آنها نیز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند. این افراد اظهار داشته‌اند، اتفاقی در زندان‌ها رخ داده است که چنانچه حتی اگر یک مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعه‌ای است برای جمهوری اسلامی که تاریخ درخشان و سپید روحانیت تشیع را تبدیل به ماجرای سیاه و ننگین می‌کند که روی بسیاری از حکومت‌های دیکتاتور از جمله رژیم ستمشاهی را سفید خواهد کرد.

گمان نمی‌کنم زندانیان دوران ۱۵ ساله مبارزات قبل از انقلاب که از افراد توده گرفته تا گروه‌های مسلح مبارز التقاطی تا اعضای نهضت آزادی و موتلفه و حزب ملل اسلامی که در زندان با هم زندگی کرده‌اند، دیده یا شنیده باشند.

اینجانب این مطالب را برای شما می‌نویسم و مصرانه می‌خواهم روی این قضیه اقدام و به صورتی که صلاح می‌دانید با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مطرح فرمایید و با جدیت پیگیر شود تا روشن گردد اگر چنین اتفاقی نیفتاده که ان‌شاءالله هم نیست و بعید می‌دانم باشد، اعلام شود، چرا که در همین جامعه امروز و توسط خود بچه‌های بازداشتی در رسانه‌ها و سایت‌ها در حال مطرح شدن است و معلوم نیست آیندگان چه قضاوتی با شاخ و برگ دادن آن خواهند کرد. همچنان که جمهوری اسلامی و روحانیت مظلوم نیز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خدای ناکرده رخ داده باشد، سریع با عوامل آن در هر جایگاهی برخورد و اعلام شود تا در شرایط فعلی که بازار شایعات داغ است، فرصت به فرصت‌طلبان داده نشود، همچنان که لازم است ترتیبی اتخاذ گردد تا این اقدام از سوی هیاتی عالیرتبه صورت گیرد تا افراد مورد بحث جرات بیان حقایق را داشته باشند چرا که شنیده‌ام تهدید شده‌اند که اگر مطلبی در این خصوص بیان نمایند، نابود خواهند شد.

جناب آقای هاشمی

اینجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و این همه فداکاری‌ها و شهادت‌ها و به قصد قربت الی الله، به‌رغم آنکه در شأن من نیز نمی‌باشد و به رغم همه مشغله‌ها و گرفتاری‌ها و به‌رغم آنکه می‌دانم به حیثیت اینجانب لطمه خواهد خورد، آماده‌ام مسوولیت تحقیق و بررسی جهت تعیین صحت و سقم این حوادث و اخبار رسیده را بر عهده گیرم و تعهد شرعی می‌نمایم بدون حب و بغض و با رعایت کمال انصاف به بررسی و ارائه گزارش بپردازم.

اما موضوع مطرح شده از این قرار است:

عده‌ای از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده‌اند به طوری‌که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده‌اند و در کنج خانه‌های خود خزیده‌اند.

با توجه به اهمیت مساله انتظار است این اقدام توسط هیاتی بی‌غرض و شفاف از طرف رئیس مجلس خبرگان رهبری مورد بررسی و پیگیری تا حصول نتیجه قرار گیرد. تا درسی برای آیندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشی از این دست ندهد تا آبروی نظام و امام و جمهوری‌اسلامی را بر باد ندهند و خدمات هزار ساله روحانیت را مخدوش نمایند. به عنوان آخرین مطلب نیز یادآور می‌شوم از این نامه دو نسخه تهیه گردیده که یکی مهر و موم شده برای جنابعالی ارسال و دیگری نزد بنده قرار دارد.

با آرزوی توفیق
مهدی کروبی
۷ مرداد ۸۸

به همین مناسبت، سحام اقدام به انتشار طرحِ یادمانِ این روز کرده است.

جشن مسلمان کُشی در چین بمناسبت حلول عید سعید فطر

Share Button

جشن مسلمان کُشی در چین بمناسبت روز عید سعید فطر

آیا مسلمانی هم پیدا میشود که از مسلمانان گرفتار در چین که روز عید فطر به روز عزای قربانی کردن آنها تبدیل گردیده دفاع کند و فریاد آنان در آن گوشه هایی از جهان باشد که ناله هایشان را قدرت رسیدن بدانجاها نیست، باشد؟
هیهات! چون فقط مسلمانان غزه مسلمانندو بحرین
گور پدر بقیه!

uighur-moslema-300x229

Dozens Dead as Knife-wielding Gang Attacks China Police, Employees

جوک روز عید فطر !

در چین! این تروریستهاها چاقو و کارد به ایستگاه پلیس حمله کرده اند. در نتیجه، به گفته مقامات پلیس محلی چین، دهها نفر از این تروریستهای چاقو بدست کشته شده اندکه . واقعاً تروریستهای چینی هم با تروریستهای خاور میانه فرق دارند چون مبارزان حماس با موشک  به مردم غیر نظامی حمله میکنند و در چین مسلمانان آنجا با کارد قصابی به پلیس سر تا پا مسلح چین!  تروریستهای چاقو بدستی که بجنگ قرارگاه پلیس میروند. ینهم فصل جدیدی در تاریخ تروریسم.

با پروردگارا تر بحق مقربان درگاهت مرا از تروریست اینتر نتی شدن یا تروریست مسلح به خود کار و قلم و مداد شدن در امان بدار!

 

Dozens Dead as Knife-wielding Gang Attacks China

Police, Employees

W460

by Naharnet Newsdesk ۱ hour ago

Dozens of people were killed and injured in a “terrorist attack” in China’s far western Xinjiang region, home to the mainly Muslim Uighur minority, state media reported Tuesday.

A knife-wielding gang attacked a police station and government offices in Shache county early Monday, the official Xinhua news agency said citing local police, and “dozens of Uighur and Han civilians were killed or injured.”

“Police officers at the scene shot dead dozens of members of the mob,” the report added.

“Initial investigation showed that it was a premeditated terror attack,” it said.

Beijing commonly blames separatists from Xinjiang for carrying out terror attacks which have grown in scale over the last year and spread outside the restive region.

Among the most shocking incidents was a market attack in Xinjiang’s capital Urumqi in which 39 people were killed in May, and a deadly rampage by knife-wielding assailants at a train station at Kunming in China’s southwest in March, which left 29 dead.

Rights groups accuse China’s government of cultural and religious repression they say fuels unrest in Xinjiang.

Beijing argues it has boosted economic development in the area and that it upholds minority rights in a country with 56 recognized ethnic groups.

http://www.naharnet.com/stories/en/140997-dozens-dead-as-knife-wielding-gang-attacks-china-police-employees

گزارش بعدی

Uighur Group Says Nearly 100 Casualties in China Clash

by Naharnet Newsdesk ۱ hour ago

W460

A clash in China’s far western region of Xinjiang, home to the country’s mostly Muslim Uighur minority, left nearly 100 people dead and wounded, an exile group said Wednesday.

Chinese state media reported late Tuesday that dozens of civilians and assailants were killed and injured in what it described as a “terrorist attack” in the region, saying a gang armed with knives and axes had attacked a police station and government offices, before moving on to a township.

“Police officers at the scene shot dead dozens of members of the mob,” the official news agency Xinhua said of the violence, said to have occurred early Monday.

Xinhua did not give a precise breakdown of the casualties, and information in Xinjiang is often difficult to verify independently.

But Dilxat Raxit, a spokesman for the World Uyghur Congress, an exile group, said the toll had climbed significantly.

Citing local Uighur sources, he said in an e-mail: “Nearly 100 people were killed and wounded during the clash.”

The violence came, he added, when “Uighurs rose up to resist China’s extreme ruling policy and were met with armed repression resulting in dead and injured on both sides”.

Raxit had earlier said more than 20 Uighurs were killed and 10 wounded, while a total of 13 armed Chinese personnel were killed or wounded and about 67 people were arrested.

The violence took place in Shache county, or Yarkant in the Uighur language, near the edge of the Taklamakan desert in the west of the vast region.

Hotel and restaurant staff in Shache contacted by AFP said they had no knowledge of the incident.

According to Xinhua, it was “organized and premeditated”.

Beijing commonly blames separatists from Xinjiang for carrying out terror attacks which have grown in scale over the past year and spread outside the restive and resource-rich region.

Among the most shocking incidents was a market attack in Xinjiang’s capital Urumqi in May in which 39 people were killed, and a deadly rampage by knife-wielding assailants at a train station at Kunming in China’s southwest in March, which left 29 dead.

They came after a fiery vehicle crash at Tiananmen Square, Beijing’s symbolic heart, in October last year.

Rights groups and analysts accuse China’s government of cultural and religious repression which they say fuels unrest in Xinjiang, which borders Central Asia.

The government, however, argues it has boosted economic development in the area and that it upholds minority rights in a country with 56 recognized ethnic groups.

Beijing has also suggested that extremists in Xinjiang are influenced by radical groups outside China, though many foreign analysts are skeptical, pointing instead to Uighur dissatisfaction.

:

?Why Is Israel Losing a War It’s Winning

Share Button
An Israeli officer in a Hamas tunnel (Jack Guez/Reuters)
The Atlantic 

Things change, of course—the only constant in the Middle East is sudden and dramatic change—but as I write it seems as if Israel is losing the war in Gaza, even as it wins the battle against Hamas’s rocket arsenal, and even as it destroys the tunnels meant to convey terrorists underground to Israel (and to carry Israeli hostages back to Gaza).

This is not the first time Israel has found itself losing on the battlefield of perception. Why is it happening again? Here are six possible reasons:

1. In a fight between a state actor and a non-state actor, the non-state actor can win merely by surviving. The party with tanks and planes is expected to win; the non-state group merely has to stay alive in order to declare victory. In a completely decontextualized, emotion-driven environment, Hamas can portray itself as the besieged upstart, even when it is the party that rejects ceasefires, and in particular because it is skilled at preventing journalists from documenting the activities of its armed wing. (I am differentiating here between Hamas’s leadership and Gaza’s civilians, who are genuinely besieged, from all directions.)

2. Hamas’s strategy is to bait Israel into killing Palestinian civilians, and Israel usually takes the bait. This time, because of the cautious nature of its prime minister, Israel waited longer than usual before succumbing to the temptation of bait-taking, but it took it all the same. (As I’ve written, the seemingly miraculous Iron Dome anti-rocket system could have provided Israel with the space to be more patient than it was.) Hamas’s principal goal is killing Jews, and it is very good at this (for those who have forgotten about Hamas’s achievements in this area, here is a reminder, and also here and here), but it knows that it advances its own (perverse) narrative even more when it induces Israel to kill Palestinian civilians. This tactic would not work if the world understood this, and rejected it. But in the main, it doesn’t. Why people don’t see the cynicism at the heart of terrorist groups like Hamas is a bit of a mystery. Here is The Washington Poston the subject:

The depravity of Hamas’s strategy seems lost on much of the outside world, which — following the terrorists’ script — blames Israel for the civilian casualties it inflicts while attempting to destroy the tunnels. While children die in strikes against the military infrastructure that Hamas’s leaders deliberately placed in and among homes, those leaders remain safe in their own tunnels. There they continue to reject cease-fire proposals, instead outlining a long list of unacceptable demands.

3. People talk a lot about the Jewish lobby. But the worldwide Muslim lobby is bigger, comprising, among other components, 54 Muslim-majority states in the United Nations. Many Muslims naturally sympathize with the Palestinian cause. They make their voices heard, and they help shape a global anti-Israel narrative, in particular by focusing relentlessly on Gaza to the exclusion of conflicts in which Muslims are being killed in even greater numbers, but by Muslims (I wrote about this phenomenon here).

4. If you’ve spent any time these past few weeks on Twitter, or in Paris, you know that anti-Semitism is another source of Israel’s international isolation. One of the notable features of this war, brought to light by the ubiquity and accessibility of social media, is the open, unabashed expression of vitriolic Jew-hatred. Anti-Semitism has been with us for more than 2,000 years; it is an ineradicable and shape-shifting virus. The reaction to the Gaza war—from the Turkish prime minister, who compared Israel’s behavior unfavorably to that of Hitler’s, to the Lebanese journalist who demanded the nuclear eradication of Israel, to, of course, the anti-Jewish riots in France—is a reminder that much of the world is not opposed to Israel because of its settlement policy, but because it is a Jewish country.

5. Israel’s political leadership has done little in recent years to make their cause seem appealing. It is impossible to convince a Judeophobe that Israel can do anything good or useful, short of collective suicide. But there are millions of people of good will across the world who look at the decision-making of Israel’s government and ask themselves if this is a country doing all it can do to bring about peace and tranquility in its region. Hamas is a theocratic fascist cult committed to the obliteration of Israel. But it doesn’t represent all Palestinians. Polls suggest that it may very well not represent all of the Palestinians in Gaza. There is a spectrum of Palestinian opinion, just as there is a spectrum of Jewish opinion.

I don’t know if the majority of Palestinians would ultimately agree to a two-state solution. But I do know that Israel, while combating the extremists, could do a great deal more to buttress the moderates. This would mean, in practical terms, working as hard as possible to build wealth and hope on the West Bank. A moderate-minded Palestinian who watches Israel expand its settlements on lands that most of the world believes should fall within the borders of a future Palestinian state might legitimately come to doubt Israel’s intentions. Reversing the settlement project, and moving the West Bank toward eventual independence, would not only give Palestinians hope, but it would convince Israel’s sometimes-ambivalent friends that it truly seeks peace, and that it treats extremists differently than it treats moderates. And yes, I know that in the chaos of the Middle East, which is currently a vast swamp of extremism, the thought of a West Bank susceptible to the predations of Islamist extremists is a frightening one. But independence—in particular security independence—can be negotiated in stages. The Palestinians must go free, because there is no other way. A few months ago, President Obama told me how he views Israel’s future absent some sort of arrangement with moderate Palestinians:

[M]y assessment, which is shared by a number of Israeli observers … is there comes a point where you can’t manage this anymore, and then you start having to make very difficult choices. Do you resign yourself to what amounts to a permanent occupation of the West Bank? Is that the character of Israel as a state for a long period of time? Do you perpetuate, over the course of a decade or two decades, more and more restrictive policies in terms of Palestinian movement? Do you place restrictions on Arab-Israelis in ways that run counter to Israel’s traditions?

Obama raised a series of prescient questions. Of course, the Israeli government’s primary job at the moment is to keep its citizens from being killed or kidnapped by Hamas. But it should work to find an enduring solution to the problem posed by Muslim extremism. Part of that fix is military, but another part isn’t.

6. Speaking of the Obama administration, the cause of a two-state solution would be helped, and Israel’s standing would be raised, if the secretary of state, John Kerry, realized that such a solution will be impossible to achieve so long as an aggressive and armed Hamas remains in place in Gaza. Kerry’s recent efforts to negotiate a ceasefire have come to nothing in part because his proposals treat Hamas as a legitimate organization with legitimate security needs, as opposed to a group listed by Kerry’s State Department as a terror organization devoted to the physical elimination of one of America’s closest allies. Here is David Horovitz’s understanding of Kerry’s proposals:

It seemed inconceivable that the secretary’s initiative would specify the need to address Hamas’s demands for a lifting of the siege of Gaza, as though Hamas were a legitimate injured party acting in the interests of the people of Gaza — rather than the terror group that violently seized control of the Strip in 2007, diverted Gaza’s resources to its war effort against Israel, and could be relied upon to exploit any lifting of the “siege” in order to import yet more devastating weaponry with which to kill Israelis.

I’m not sure why Kerry’s proposals for a ceasefire seem to indulge the organization that initiated this current war. Perhaps because Kerry may be listening more to Qatar, which is Hamas’s primary funder, than he is listening to the Jordanians, Emiratis, Saudis, and Egyptians, all of whom oppose Hamas to an equivalent or greater degree than does their ostensible Israeli adversary. In any case, more on this later, as more details emerge about Kerry’s efforts. For purposes of this discussion, I’ll just say that Israel won’t have a chance of winning the current struggle against Hamas’s tunnel-diggers and rocket squads if its principal ally doesn’t appear to fully and publicly understand Hamas’s nihilistic war aims, even as it works to shape more constructive Israeli policies in other, related areas.

…………………………………………………………….

May Coment on the Article

I am not wholly agree with the author on his conclusion. I believe that Humas have both politically and militarily  has lost the battle this time

حماس در سراشیبی سقوط: ۳

Share Button

برای من بعنوان یک ایرانی میهن پرست و سپس لیبرال دموکرات و در آخر طرفدار حقوق بشر، (در صورت ناهمپوشی این سه محور) و با در در نظر گرفتن مرز بین جبهه جهانی تروریسم و استبداد با جبهه جهانی دموکراسی و سرفرازی ملی، اولویت تعین کننده با مصالح و منافع ملی میهن خودمان و قرار گرفتن در جبهه جهانی دموکراسی، حقوق بشر  و توسعه است. در آنجا که پای منافع و مصالح ملی در میان باشد جایی برای بمیان کشیدن موضوعات از منظر حقوق بشری و اخلاقی و احساساتی نمیتواند در میان داشته باشد همچنانکه برای یک فرد گرسنه نان اولویت است نه لباس. هرکس که مدعی سیاست ورزی است و دراین زمینه ادعائی دارد اگر غیر از این بگوید یا بخود دروغ میگوید یا به مردم. سیاست جز این نیست و هرکه غیر از این ادعا کند یا نمیداند، یا بخود دروغ میگوید و یا بمردم و  یا هرسه باهم.

Small_hamas_logo

BBC  در گزارشی از واکنش مردم اسرائیل به حمله نظامی کشورشان به نوار غزه: با ذکر شواهد نشان میدهد که تهاجم نظامی این بار ارتش اسرائیل به نوار غزه برخلاف دفعات پیش صفوف مردم را بنحو بی سابقه ایی در پشت سر دولت و ارتش متحد ساخته است. در این گزارش از جمله چنین نتیجه گیری میشود که:..” دلیل اینکه حماس با این تأثیر بخشی توانسته است اسرائیلی هارا متحد سازد اینست که به کانونهای اجماعی اسرائیلیان حمله کرده است، به: تل اویو،  فرودگاه بین المللی بن گوریون، به جوامع کشاورزی در نوار مرزی با غزه که در جناح چپ آرایش  سیاسی در کشور قرار دارند، با تونل سازی و ربودن و کشتن دانش آموزانی که از مدرسه به خانه میرفتند در جامعه ایی که جوانان در مرکز توجه ویژه قرار دارند.

اگر بخواهم این گزارش BBC را که مستنداً تنظیم شده  با یادداشت آقای زیبا کلام “ پیروزی اخلاقی «حماس» / صادق زیباکلام” در همین زمینه مقایسه کنم، باید بگویم یکی به فرش میزند و دیگری به عرش و هریک از این دو گزارشگری نگاتیوی از آن دیگریست. BBC  با ذکر شواهد از تأثیرات منسجم کننده این جنگ بر جامعه اسرائیل سخن میگوید و از اینکه حتی حزب رقیب نتانیا هو (کارگر) هم از حمله زمینی به غزه دفاع کرده است، وآقای زیبا کلام از پیروزی اخلاقی حماس وپیدایش تفرق آرا و  واگرایی جامعه اسرائیل در اثر این حمله نظامی سخن میگوید. البته در رسانه های داخل کشور اظهار نظر راجع به درگیری نظامی کنونی در غزه بسیار است و با کمی چشم پوشی میتوان گفت که از منتقدین دولت گرفته تا جناحهای فلسطین زده حکومتی همگی در یک خط و بستر مشترک و همسو با زسانه های دولتی به حمله نظامی اسرائیل  با ادبیات خاص خود تاخته اند. هیچیک از این مرثیه خوانانی که بر کشته های حماس و مردم غزه اشک میریزند نمیگویند چرا قطره ایی اشک بر قتل و عام بیش از یک ملیون مسلمانان جنوب سودان و منطقه دارفور نریختند و بر ستم ناگفتنی دولت چین بر مسلمانان ایغور، دولت میانمار بر مسلمانان آنجا و دولت فیلیپین با مسلمانان زیر ستم و تبعیض خود آهی و یا ناله ایی برنیاورند. آیا همه اینها بدین معنا نیست که برای نه تنها حکومت ما؛ که مسئله فلسطین و غزه را ابزاری، نه تنها ایدئولوژیک کرده است بلکه از این ایدئولوژی برای ملت و مملکت هم دکترین امنیتی و ایدئولوژی ملی ساخته است، حتی روشنفکران سیاسی  عوامزده  ماهم در این طلسم ضد ملی و ضد ایرانی چنان زمین گیر شده اند که گوئی، خود ملت ایران در غزه زیر بمب افکنی های اسرائیل قرار دارد و گوئیی در این بکشت دادن مردم غزه حماس نقشی ندارد. و گویی پرتاب دائمی موشک به مناطق مسکونی اسرائیل مباح و پاسخ اسرائیل به این موشک پراکنی و آدم ربایی زنای محسنه دو در حق سنگساری است.

لازم به تکرار نیست که دیدن منظره  خانه های خراب شده بر سر ساکنین غزه قلب هر انسانی را درد می آورد و بنظر من حتی قلب سنگ نتانیاهو را. ولی مگر عملیات تروریستی و موشکی حماس نیست که چنین پاسخ سختی را به اسرائیل تحمیل کرده است؟ ممکنست گفته شود حماس حق دارد برای خارج شدن از وضع نه جنگ و نه صلح کنونی و اِشغال شدگی دست به اسلحه ببرد، ولی پاسخ اینست آیا جنگیدن با یک نیروی اشغالگر اولاً: مستلزم سپر بلا کردن مردم عادی و غیر نظامی است؟ آیا در انتخاب مبارزه مسلحانه بعنوان یک استراتژی مبارزاتی، فقط مسئله روی دنده غیرت ایستادن است یا نتیجه بخشی آنهم مطرح، تعین کننده و مهم است؟

در پاسخ به سئوال نخست زمانی مرثیه خوانان روشنفکرنمای ما و حکومتی امان حق دارند تا جامعه خویش را در سوگ مردم غزه پاره کنند که اسرائیل بدون اقدامات تحریک  آمیز (پروواکاتیو) علیه آن دست به حمله یا بمب افکنی بزند. در پاسخ به سوال دوم، تجربه این چند ده ساله  پیکار فلسطینیان و حتی دول عربی با اسرائیل نشان داده است که مشکل خاورمیانه و فلسطین راه حل نظامی و از آن کم نتیجه تر تروریستی ندارد. جنبش فلسطین با آنهمه سوابق و محبوبیت بیین المللی و منطقه ایی خود موفق نشد و حماس بنیاد گرای اسلامی نیز قطعاً موفق نخواهد شد. سطح کاهش یابنده حمایت از مردم غزه و حتی کل فلسطین در جهان، منطقه و در خود کشورهای عرب همسایه فلسطین، بی تفاوتی افزایش یافته به عملیات نظامی اسرائیل علیه غزه و شناخته شدن حماس بعنوان یک سازمان تروریستی در جهان نشان میدهد که راهبرد تروریستی بعنوان استراتژی مبارزه با اشغالگری اسرائیل بطور قطع شکست خورده است. تنها امتیازی که حماس بر سپتامبر سیاه، العاصفه، الصاعقه، الفتح .. ، داشت و بخوبی هم از آن بهره گرفت انگیزش آفرینی شهادت طلبانه دینی بود که این اسلامیزه کردن مبارزه هم دیگر به سنگ خورده و دسته خود را میشکند.

پیکارجویی با انگیزشهای جهادی در جهان اسلام و بویژه در منطقه، دیگر امروز از طرف داعش، جبهة النصرت و دیگر فرقه های جدید الظهور جهادی علیه اسلام شیعی و حکومت اسلامی ایران، حزب الله لبنان و رژیمهای دمشق و بغداد جهت یافته و اسرائیل و آمریکا میروند تا بعنوان دشمن به محاق فراموشی سپرده شود. این دیگر نکته پنهانی نیست که هزاران تن از جوانان عرب مقیم اروپا و آمریکا به سوریه و عراق رفته اند تا با نسروهای شیعی بجنگند.

آمریکا که تا همین یکسال پیش عمده ترین آماج حرکتهای جهادی بود امروز به میانجیگر عمده بین دولتها، جناحها و گروههای متحارب در منطقه تبدیل شده است.  در غزه، جان کری وزیر خارجه آمریکا، نقش میانجی گر بین حماس و اسرائیل را بازی میکند نقشی که مشابه آنرا از مدتها پیش درعراق، لبنان، دارفور، افغانستان  و برخی کشورهای  دیگر آفریقایی بعهده گرفته بوده است. تنها کاری که جان کری هنوز نکرده است میانجی گری بین ایمان الظواهری و ابوبکر بغدادی است تا آنها نیز تشویق شوند اسلحه را کنار گذارده و دور میز مذاکره بنشینند و روی مبارزه با شیعه گرایی ایرانی باهم بتوافق برسند.

متآسفانه رسانه های دنیا  تصویری عمقی از وقایع منطقه به خوانندگان خود نمیدهند و بعلت پیچیدگی اوضاع نمیتوانند بدهند زیرا توده روزنامه خوان یا اخبار گوش کن عادات دارد در مسیر تفکر سنتی خود آگاهی یابی کند. ژورنالیسم  بازاری که انعکاس تنظیم شده ی همین تفکر و داوری  جا افتاده عمومی  است بیش از آنچه تصور میشود سطحی و احساسی است. قلمروی اطلاع رسانی این ژورنالیسم  بطور عمده  چهار چوب شعور سطحی و مبتنی بر تحربه ناقص و غیر پالوده شده تاریخی خود مردم امی باشد که موروثیت یافته است. این شعور موروثی کاذب که از مبارزه مسجد و کلیسا علیه دولت عرفی و مدرنیته شروع شد  تا به مبارزه  با کاپیتالیسم استثمار گر رسید و از آنجا به درک سوسیالیستی و کمونیستی و سرانجام در بستری واحد با اسلامگرایی ضد غربی و ضد لیبرال امروز قرار گرفت، ترجمان خود را از مسئله خاورمیانه، موجودیت اسرائیل و نقش رهبری غرب و آمریکا بدهد و در چهار چوب این ترجمان غرب ستیزانه داواری کند که حق و ناحق در کجاست.

چنین نگرش به ارث رسیده ازعصر مبارزات ضداستعماری(در بهترین حالت) تغیرات سه دهه گذشته را نمیتواند در ک کند و نمیتواند درک کند که دنیای مدرن امروز در گیر واپسین پیکار خود با جهان کهن است و اسرائیل هرچه هست به این جهان و حماس هرچه هست بدان جهان تاریخ گذشته تعلق دارد. این تفکر درک نمیکند که امروز پس فرو پاشی کمونیسیم، بار دیگر جهان به یک آرایش دو قطبی غیر رسمی جدیدی روبروست که یک طرف آن غرب  و هنجارهای عام فرهنگ غربی در عرصه سیاسی و حقوق انسانی است، و در طرف دیگر جبهه کاملاً واحدی که محور آن جمهوری اسلامی ایران، روسیه، و..، میباشد. حماس  چیزی جز پروکسی ایران و روسیه در منطقه نیست و پیروز شدن آن چه بصورت اخلاقی ، چه بصورت نظامی و یا سیاسی در این جنگ بهر صورت و با هر عنوان، یعنی تقویت جبهه جهانی استبداد و تروریسم.

باید گفته شود که وقتی از پیروزی فرضی حماس بر اسرائیل سخن میرود نه پیروزی واقعی آن بلکه آن تصویر کاذبی است که رسانه های دنباله روی افکار عمومی  دنیا از جنگ حماس با اسرائیل میدهند و چشم بروی عدول حماس از همه موازین و مقررات جنگی مندرج در کنوانسیون ژنو میبندند.

اگر حماس بخواهد فقط بخشی از ملاحاظات و مقررات جنگی کنوانسیون ژنوراجع به حقوق غیر نظامیان را رعایت کند حتی ۲۴ ساعت نمیتواند در مقابل ارتش اسرائیل مقاومت کند تا چه رسد به چند روز.

آیا تردیدی در این هست که اگر روسیه ، ایران، حماس ، حزب الله  در این نبرد برنده شوند بمعنای باخت و تضعیف جبهه دموکراسی درجهان است؟ |آیا کسی میتواند ادعا کند که تضعیف اقتدار جهانی آمریکا به معنای اقتدار یابی روسیه میباشد که نظام آن ترکیبی از دیکتاتوری حزب کمونیستی، استبداد تزاری و فساد مافیایی است؟ و بهمین سان  قدرت گیری نظام لومپن آخوندیسم حاکم بر ایران که قدرت یابی آن یعنی ستم بیشتر بر مردم ایران؟

آیا از منظر صرف منافع ملی و نه همبستگی اسلامیستی، فلسطین پرستانه، تردیدی در این هست که بین منافع و امنیت ملی ما با امنیت و منافع ملی اسرائیل هیچ تضاد جدی وجود ندارد؟

با توجه به اینکه پرچم فلسطین گرایی و  پشتیبانی ازحماس نه در دست روشنفکران فلسطین دوست میهنمان بلکه در دست هارترین جناحهای قدرت طلب حکم است، آیاکمترین تردیدی هست که برنده شدن فرضی حماس در پیکارش علیه اسرائیل بهر صورتی که باشد، مساوی تضعیف کل جبهه میانه روی و شلح در منطقه و تقویت روحی و سیاسی جبهه تروریسم و افراطگرایی دینی در منطقه و تقویت استبداد در داخل خود مملکت ما میباشد؟

برای من بعنوان یک ایرانی میهن پرست و سپس لیبرال دموکرات و در آخر طرفدار حقوق بشر(در صورت نا همپوشی این سه محور)  با در نظر گرفتن مرز بین جبهه جهانی تروریسم و استبداد با جبهه جهانی دموکراسی و سرفرازی ملی، اولویت تعین کننده با مصالح و منافع ملی میهن خودمان و قرار گرفتن در جبهه جهانی دموکراسی، حقونق بشر و توسعه است. در آنجا که پای منافع و مصالح ملی در میان باشد جایی برای بمیان کشیدن موضوعات از منظر حقوق بشری و اخلاقی و احساساتی نمیتواند در میان داشته باشد همچنانکه برای یک فرد گرسنه نان اولویت است نه لباس. هرکس که مدعی سیاست ورزی است و دراین زمینه ادعائی دارد اگر غیر از این بگوید یا بخود دروغ میگوید یا به مردم. سیاست جز این نیست!

واضح تر بخواهم گفته باشم جبهه جهانی دموکراسی که خود آفریننده هنجارها و موازین حقوقی حاکم بر جهان امروز است، دقیقاً بعلت قدرت و برتری تاریخی و مادیش نیازی به زیر پا گذارن حقوق، اخلاقیات، مفاد کنوانسیونهای بین المللی و هنجارهای مدرن جامعه جهانی که خود ایجاد کرده و از آن پاسداری میکند  ندارد. این؛ جبهه استبداد و تروریسم است که نمیتواند، حتی در آنجا که  ممکنست حق داشته باشد، این حق طلبی خود را بزبان حقوقی و مرسوم دنیای آزاد و جامعه جهانی آزاد بیان کند. چنین سازو کارهایی با سرشت تاریخی آن ناهمساز است حال این نیروی هنجار شکن، میخواهد روسیه پوتین باشد یا جمهوری اسلامی سید علی خامنه ایی یا حزب الله سید حسن نصرالله و یا حماس.

در جریان سرنگونی محمد مُرسی کمتر رسانه ایی در دنیا بود که در تنظیمات خبری خود راجع به مصر مرتباً و مکرر،عنوان” پرزیدنتِ دموکراتیک انتخاب شده” را به نام محمد مرسی نچسباند. این رسانه ها از وال استریت ژورنال گرفته تا گاردین و بی بی سی و سی ان ان، هرگز بخود زحمت ندادند که بگویند این پرزیدنت دموکراتیک انتخاب شده با فتاوی دینی و با آرای ۱/۴  از سنتی ترین بخشهای مردم  مصر بخاطر پروفیل مذهبی و ارتجاعی اش به ریاست جمهوری رسیده بود و اگر حرکت نظامیان مصر را، با نادیده گرفتن جنبش ۳۰ میلیونی مردمی پشت سر آن، کودتای نظامی هم  فرض کنیم؛ قضاوت یک میهن پرست مصری در این میان چه میتواند باشد؟ بر حسب سابقه و شاخص های تاریخی، حرکت نظامیان مصر یک کودتا بود ولی بلحاظ مضمون و ماهیت اجتماعی و سمت گیری تاریخی چه بود؟

در نظم مدرن جهانی کودتا قانون شکنانه و مضموم  است ولی اگر اخوان المسلمین  فقط چند ماه دیگر مانده بود، و اگر ارتش، در همین مدت حکومت اخوانی ها و مرسی، در برابر او هوشیارانه مقاومت نکرده و به مردم علامت نداده بود، نه تنها مصر ۸۰ میلیونی بلکه امروز تمام خاورمیانه اخوانیزه و اسلامیزه  شده بود. آیا در چنین حالتی همین ها که دیروز فریاد وا کودتا را بلند کردند، ازجمله بخشی از جامعه روشنفکری ما، شکوه سر نمیدادند که آمریکا از تجربه طالبان درس نگرفت  و این بار امپراطوری یا خلافت اسلامی سراسری را درمنطقه بیناد گذاشت؟ و در چنان حالت مفروضی چه نیروی بین المللی میتوانست از پی آن چنان خلافت اسلامی که گلوی انرژی جهانی را باضافه تمام مساجد و منابر دینی دنیا را هم در در اختیار داشت، بایستاد و سینه سپر کند؟ سوئد یا نروژ یا روسیه یا هند؟

با خود صادق باشیم! روی مصالح مملکت همانطور رفتار کنیم که با شغل و معشیت و زندگی خود میکنیم. برای یک لحظه فکر کنیم کودتای نوژه موفق میشد و مملکت ما این ۳۵ سال حکومت شیادان را با این هزینه سنگین از سر نمی گذراند. آیا کشتاری که در جریان موفقیت آن کودتا رخ میداد از کشتاری که این رژیم ظرف این ۳۵ سال به مملکت تحمیل کرد بیشتر بود؟ آیا سرنوشت ما از آنچه امروز داریم بدتر میشد؟

سخن کوتاه وقتی مسئله بودن و یا با خفت نابود شدن در میان است، جایی برای طرح مسائل از زوایای فرعی تر نیست. امروز ارتش اسرائیل بفرض به قانون شکنی های جنگی هم دست زند؛ که برای رسیدگی به آنهم ارگانهای قانونی بین المللی وجود دارد، آیا  ارتکاب این جرم این از زاویه منافع ملی آن حتی از زاویه منافع ملی ما ایرانیان بهتر است یا اینکه حماس در این جنگ به پیروزی سیاسی، نظامی و اخلاقی دست یافته و موفق شود این جنگ را بداخل اسرائیل بکشاند؟

دفاع از حماس و ظلمی که بر مردم غزه میرود، اگر در  ممالک غربی که طعم تلخ حکومت دینی را نچشیده اند اگر ذره ایی محمل اخلاقی و سیاسی داشته باشد در ایران  آخوند/مافیا زده  ما ابداً قابل توجیه نیست.

توضیح پایانی: بنا داشتم این بخش را به بخش پایانی و توضیح اینکه چرا حماس هم اکنون مبارزه را باخته است بپردازم که عملاً نشد و فکر کنم تا روزی که آتش بس دائمی بر قرار شود که تلاشها همه در این جهت است و در صورت استقرار آتشبس دائمی، دیگر حماس پس از چنان آتش بسی، حماس امروز نخواهد بود بلکه بخشی از پروسه مصالحه احتمالی و تنش زدایی خواهد شد.

 پیروزی اخلاقی «حماس» / صادق زیباکلام

کد خبر: ۴۹۲۱۲ | تاریخ خبر: ۰۱/۰۵/۱۳۹۳ نسخه چاپی | ارسال به دوستان
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران – تهران
آنچه مسلم است دیر یا زود، آتش بس در «غزه» برقرار خواهد شد. هم وزرای خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا به قاهره رفته اند و هم دبیرکل سازمان ملل رفته است. آمریکایی ها اگرچه حسب ظاهر از اسراییل حمایت می کنند، اما یقینا در پشت درهای بسته با زبان دیگری با رهبران آن کشور سخن می گویند.

اسراییلی ها تا همین جا هم متوجه شده اند نه تنها به هدف اعلام شده اصلی خود نرسیده اند، بلکه هرروز که می گذرد در «جنگ افکار عمومی» متحمل شکست های بیشتر و بیشتری می شوند.

تنها پیروزی ای که آنها تاکنون -بعدازظهر سه شنبه- به دست آورده اند، کشف یک تونل زیرزمینی متعلق به «حماس» بوده است.

حتی اگر فرض بگیریم آن تونل گذرگاه مهمی برای مبارزان فلسطینی از نوار «غزه» به سرزمین های اشغالی بوده است، دست کم یک دو جین تونل مشابه آن وجود دارد. به علاوه حفر مجدد چنین گذرگاه هایی، خیلی به تکنولوژی پیشرفته نیاز ندارد. فی الواقع اسراییل در نبرد سنگین و سرنوشت ساز بر سر به دست آوردن افکار عمومی متحمل شکست سنگینی شده است.

حتی در خود آن کشور هم علیه عملیات «غزه»، مخالفت و انتقادات جدی به راه افتاده است. اما چرا چنین شد و چرا محاسبه نتانیاهو و همکارانش در حمله به «غزه» درست از آب درنیامد؟ چرا حملات سنگین هوایی، دریایی و حالا هم ورود به «غزه» با امکانات زرهی و امکانات سنگین نتوانسته دستاورد چندانی برای دولت دست راستی تندرو در تل آویو به همراه آورد؟ اسراییلی ها تصور می کردند با بمباران هوایی اماکن و ساختمان هایی که محل پرتاب راکت از جانب مقاومت می بود و با تحت فشار قراردادن ساکنان «غزه»، آنها هم متقابلا به «حماس» فشار وارد می کنند و «حماس» هم مجبور می شود راکت پراکنی را متوقف کرده و آتش بس را بپذیرد.

تصور دیگر اسراییلی ها آن بود که اگر هم فرضا ساکنان «غزه» روی نیروهای جهادی فشار وارد نمی کردند، دست کم خودشان مناطقی را که اسراییلی ها اعلام می کردند، تخلیه می کردند و نیروهای اشغالگر می توانستند آن مناطق را هدف قرار داده و «حماس» را زمینگیر کنند بدون به بارآمدن تلفات انسانی و مشکلاتی که از نظر افکار عمومی بین المللی برایشان به راه افتاده است.

اما هیچ کدام از انتظارات یا محاسبات اسراییلی ها درست از آب درنیامد. مردم «غزه» با وجود بمباران شدید، نداشتن آب، برق، غذا و دارو و بالاتر از همه با وجود بیم کشته شدن در نتیجه بمباران ها حاضر نشدند روی «حماس» فشار بیاورند که پرتاب موشک به سرزمین های اشغالی را متوقف کند. آن شرایط هولناک را تحمل کردند اما همچنان از «حماس» و سایر گروه های مقاومت، پشتیبانی می کنند.

بر خلاف تصور اسراییلی ها، آتش خشم فلسطینی ها در نتیجه ازبین رفتن خانه و کاشانه شان و با وجود ازدست دادن عزیزانشان، به جای اینکه به سمت «حماس» برود اتفاقا به سمت اسراییلی ها رفت. بمباران شدید مناطق مسکونی به جای اینکه باعث ترس و وحشت فلسطینی ها شده و آنان را به پای میز مذاکره و پذیرش آتش بس سوق دهد، نتیجه عکس به بار آورده است.

از یک سو عزم و اراده ساکنان «غزه» را در دفاع از سرزمینشان و در نتیجه ادامه راکت پراکنی، استوار تر کرده و از دیگرسو، بغض، کینه و نفرت آنان از اسراییلی ها را افزایش داده است. «از قضا سرکنگبین، صفرا فزود» و «روغن بادام» «خشکی» به بار آورده است. از قضا گلوله باران ها، کشته شدن ها، خراب شدن منازلشان روی ساکنین شان، آوارگی، بی آبی و بی غذایی، آنگونه که اسراییلی ها تصور می کردند که باعث شود مردم، راکت پراکنی «حماس» را مسوول و مقصر بدانند و شکاف بین مبارزان و توده مردم به وجود بیاید، نتیجه دیگری به بار آورده است.

برداشت بسیاری از رسانه های بین المللی که در «غزه» هستند حکایت از آن دارد که محبوبیت «حماس» در میان مردم «غزه» -با وجود همه اتفاقات اخیر- افزایش هم یافته است.

هیچ یک از رسانه های بین المللی حتی یک مورد نتوانستند گزارش کنند که یکی از ساکنان «غزه» از «حماس» خواسته باشد، موشک های خود را به سوی سرزمین های اشغالی پرتاب نکنند تا اسراییل هم دست از حملات خود بردارد.

شکست اخلاقی اسراییلی ها را به شکل دیگری هم می توان ملاحظه کرد. آنها از مردم «غزه» خواسته اند که محله ها و مناطق مشخصی را تخلیه کنند اما فلسطینی ها این کار را هم حاضر نشدند انجام دهند و با وجود گلوله باران خانه هایشان، حاضر به تخلیه مناطق مورد درخواست اسراییلی ها نشدند.

به عبارت دیگر، ساکنان «غزه» حاضر نشده اند «حماس» را تنها بگذارند و حتی بالاتر از آن، عملا خودشان را سپر «حماس» و مبارزان مقاومت کرده اند. نتیجه آنکه اگر اسراییلی ها خواسته باشند «غزه» را به اشغال درآورند، ناگزیر هستند خانه به خانه و کوچه به کوچه، «غزه» را تصرف کنند. «غزه» اگرچه از بُعد مسافتی منطقه بزرگی نیست اما اشغال آن یعنی کنترل باریکه ای که طول آن به اندازه تهران تا کرج است و عرض آن به اندازه تجریش تا میدان ونک. در چنین محدوده ای نزدیک به دومیلیون نفر زندگی می کنند که جملگی در یک نکته متفق القول هستند: دشمنی با اسراییل! اسراییلی ها هیچ تمایلی به اشغال «غزه» ندارند و این اقدام برای آنان یادآور سال هایی بود که هرروز با دومیلیون فلسطینی درگیری داشتند.

زاویه دیگری که پیروزی «حماس» را نشان می دهد موضوع آتش بس است. برخلاف اسراییلی ها، «حماس» که می بیند از حمایت مردمش و البته حمایت افکار عمومی جهانی برخوردار است هیچ اصرار و عجله ای برای پذیرش آتش بس ندارد. برعکس، این اسراییلی ها هستند که بدون به دست آوردن هدف اصلی شان، خواهان یک جور خروج آبرومندانه از مهلکه هستند.

اما «حماس» یک فهرست بلندبالا شامل دست کم ۱۰خواسته به مصری ها داده که بند اول آن، برداشته شدن محاصره «غزه» است. بندهای دیگر نیز هرکدام برای اسراییلی ها ایضا مصیبت بار است؛ از آزادی رهبران «حماس» گرفته تا لغو محدودیت ورود و خروج از «غزه» و…. در نهایت باید به تلفات اسراییلی ها اشاره داشت. گفته می شود دست کم ۲۸ نظامی کشته شده اند. این برای اسراییلی ها تلفات بسیار سنگینی به شمار می رود. فراموش نکنیم اسراییلی ها برای آزادی «گیلعاد شلیط» که سربازی ساده بیش نبود، حاضر به آزادی بیش از هزار زندانی فلسطینی شدند. در خبرها رسما اعلام شده یک افسر هم به دست فلسطینی ها افتاده است. حتی اگر او زنده نباشد و جسدش را یافته باشند باز هم اهرم خوبی برای معامله با اسراییلی هاست. مجموعه این ملاحظات سبب شده اسراییلی ها تمایل خیلی بیشتری برای برقراری آتش بس داشته باشند تا فلسطینی ها. البته گفتن این حرف از نظر انسانی و عاطفی سخت است اما فلسطینی ها چیز بیشتری برای ازدست دادن ندارند. عملا هرچه داشته اند مورد هجوم اسراییل قرار گرفته، پس اصراری برای برقراری آتش بس ندارند. زندگی در زندان بزرگی به نام «غزه محاصره شده»، خیلی برای ساکنان آن شیرینی ندارد که خواسته باشند به هر قیمتی دوباره به ثبات، آرامش و آتش بس برسند.
منبع: شرق

عراق به کدام سوی میرود: ۹

Share Button

گام گذاشتن در این مسیر نمیتواند فقط تصمیم خود نوری المالکی باشد. بی شک او علائم لازم را از تهران و مسکو دریافت داشته است و برای تبدیل عراق به سوریه ایی دهها بار خونینتر و ویرانتر  خود را آماده کرده است. او در آن روی سکه عقب نشینی نه یک شکست سیاسی پارلمانی و حزبیِ گذرا بلکه جوخه اعدام و طناب دار را مشاهده کرده و رهبری ولایی ایران نیز در عقب نشینی الزاماً مرگبار نوری  المالکی، شکست استراتژی پروکسی سازی شیعی خویش را که  پیش درآمد سقوط خود نظام است را میبیند. روی این اصل نه مالکی میتواند با زبان قانون و مطابق با سازو کارهای دموکراتیک عقب بنشیند و نه رژیم ایران میتواند شاهد سقوط یکی از عمده واسالها و پروکسیهای منطقه ای خود باشد.  مسئله “بودن یا نابود” شدن است.   

barrel_bomb_0

بمب سوختی یا بشکه ایی (barrel bombs )

واکنشهای نوری المالکی به بحران عمیقی که عراق، کشور تحت مدیریتش را فراگرفته است را میتوان به چیزی فرا تر از ضرب المثل الغریق یتشبث بکل حشیش،، بلکه به کسی که رفلکس نوری در آب را پرکاهی انگاشتته و سراسیمه بسوی آن دست و پا میزند تعبیر کرد.

برای اثبات درستی این قضاوت بظاهر تند، من  ۶ گزارش خبری؛ hcدیلی استار و نهار نت لبنان، العربیه انگلیسی، فرانس پرس و  دیلی تلگراف را در زیر میآورم و در پی یا همراه هر کلیپ خبری کامنت خود را میگذارم.

۱ ـ دیلی استار بنقل از فرانس پرس(۱) گزارش میدهد که بمباران مناطق غیر نظامی توسط جنگنده های نیروی هوایی عراق به مرگ ۷۵  غیر نظامی منجر شده است. منبع مورد استنادهم دیده بانان بین المللی حقوق بشر هستند. از این تعداد، حد اقل ۱۷ تن در اثر بشکه های حاوی مواد احتراقی کشته شده اند. این بشکه ها ارزانتر از بمب های معمولی هستند ولی دقت هدفگیری آنها کمتر است و بهمین دلیل اثر آنها روی تلفات غیر نظامیان بیشترمیباشد. این بشکه های احتراقی در سطحی وسیع در سرکوب مخالفین در سوریه بکار میروند. این بمب ها از مواد گوناگون سوختی، بازی، مواد مورد استفاده در کودهای شیمیایی با اثرات احتراقی و سوزنده بار گذاری میشوند.

در گزارش دیدبانان حقوق بشر، از کشورهایی که به عراق کمک نظامی میکنند خواسته شده است که از مسلح کردن عراق با چنین بمبهایی دست بردارند.

همینکه رژیم مالکی با این سبعیت کورغیر نظامیان مناطق تحت کنترول مخالفین را بمباران میکند و بجای اتخاذ یک رویکرد آشتی جویانه ملی، مانند همتای سوری خود فقط به سرکوب پیکار جویان ضد دولتی میپردازد بمعنای اینست که او اصولابه گزینه  دیگری جز راه حل نظامی نمی اندیشد. در حالیکه حاصل استراتژی استفاده وسیع از نیروهای هوایی برای ویران سازی مناطق خارج از کنترول دولت در سوریه، نه پیروزی رژیم بلکه ویرانی وسیع شهرها و آوارگی میلیونی مردم مناطق جنگ زده بوده است. این استراتژی ضد بشری، سقوط رژیم اسد را به تأخیر انداخته است بدون اینکه  ذره ایی ماندگاری آنرا تأمین و تضمین کرده بلکه بر حجم پرونده جنایی او افزوده که در فردای این جنگ باید پاسخ این جنایات خود را پس دهد.

توسل دولت مالکی به نیروی هوایی و بمباران وسیع مردم، فقط ضد مردمی بودن رژیم او را نمایان نمیکند بلکه استیصال او از بسیج حتی نیروهایی که هوادارش هم هستند را نیز نشان میدهد. این بمبارانها نشان میدهند که؛ اولاً همان گروههای شبه نظامی شیعه که  در روزهای نخست تهاجم شورشیان در خیابانهای بغداد و کربلا و سامره رجز خوانان مارش مسلحانه میرفتند، دیگر با وعده های بهشت حاضر نیستند این دنیای  جهنمی را از دست بدهند و شربت شهادت را بخاطر حفظ رژیم فاسد مالکی و ائتلاف شیعه او بنوشند لذا خبری از آنها در جبهه های نبرد با شورشیان نیست و همه وظیفه مبارزه با قیام مردم بعهده جنگنده های سوخوی افتاده  است و دوماً؛ این خود نشان میدهد که رژیم در عرصه میدانی  چنان فلج شده است که اگر این مناطق را با بمباران شبانه روزی به قبرستان هم تبدیل کند نیرویی که بتواند بدون ترس به این مناطق اعزام کرده تا اقتدار دولت را در آنجاها مستقر سازند را در اختیار ندارد.

این بمبارانها فقط به انزاوی بیشتر رژیم مالکی و کیفر سنگین تر او منجر گردیده و سقوط  آنرا حتمی تر میسازد. فقط یک جنایتکاری که همه راههای عقب نشینی را بسته می بیند به چنین دست و پا زدنهای مأیوسانه ایی متوسل میشود.

بنظر من مالکی در آنروی سکه عقب نشینی نه صرفاً یک باخت سیاسی بلکه طناب دار و جوخه اعدام را میبیند. اینست راز سر سختی او و رهبری ایران هم در شکست و عقب نشینی مالکی بعنوان یکی از مهمترین پروکسیهایی که روی آن سرمایه گزاری هنگفت کرده است یعنی فرو ریزی استراتژی پروکس سازی شیعی.

syria-barrel-bomb-stats (1) بشکه های مرگ که در سوریه استفاده شده اند. تاریخ نمودار معلوم نیست:

۱ ـ تعداد قربانیان جان باخته در اثر این بشکه های احتراقی ۲۰۳۲۵ نفر

۲ ـ تعداد مجروحین ناشی از استفاده رژیم اسد از این بشکه ها ۱۰۲۰۰۰

۳ ـ وزن هر بشکه که از ترکیبات مختلف شیمیایی میباشد بین ۱۶۰ تا ۱۰۰۰ کیلو گرم است

۴ ـ تعداد بشکه های انداخته شده به مناطق خارج از کنترول دولت پس از قرارداد ژنو ۲۹٫

……………………………….

دیلی تلگراف گزارشی دارد با عنوان: رهبر عراق، نوری المالکی فشار ایران را برای کنار گیری خود رد کرد.

این نشریه به نقل از دو تن از سران ائتلاف شیعه که نخواسته اند نامشان فاش شود، گزارش میدهد که در روزهای گذشته سردار قاسم سلیمانی در دیداری با مالکی  به او توصیه نموده است که کنار رفته و بگذارد تا شخص دیگری از ائتلاف شیعه جای وی را بگیرد. اما بنا بگزارش همین نشریه مالکی از پذیرش این توصیه امتناع  ورزیده است.

بنظر من این خبر که به احتمال بسیار قوی، عمداً و حساب شده در اختیار دیلی تلگراف گذارده شده است، یک شگرد دیس اینفرماتیو از طرف رژیم طراحان جنگ روانی ایران است تا در صورت رد شدن مالکی در روند مذاکرات و رأی گیری پارلمانی در روزهای آینده، و یا در اثر عواملی دیگر مانند گسترش شورش اجتماعی و یا شورش نظامی، رژیم ایران بتواند ادعا کند که موافق ادامه نخست وزیری مالکی نبوده است. برای اثبات این ادعا  توجه  به رابطه دولت مالکی  با سران ایران و کمکهایی با ماهیت استراتژیک از سوی ایران به آن توجه داشت زیرا نحوه، زمان و نوع این کمکها ابداً معنای اینرا نمیدهد که رژیم تهران خود را برای عزل مالکی آماده کرده باشد.

سایت خبری اسوط العراق از دیدار شمخانی در همین سفر  اخیرش به عراق با  ایاد ال ـ سمارائی  لیدر حزب اسلامی عراق گزارش میدهد. این حزب در حقیقت شاخه عراقی اخوان المسلمین است. با توجه به انزوای اخوان المسلمین در کل منطقه و قرار گرفتن این جریان در زیر ضربه از هر سو، حتی از سوی داعش و شورشیان سنی، میتوان علت اینکه چرا سردار شمخانی رئیس شورای امنیت ملی ایران سراغ این شخص و حزب او رفته است را دریافت.

میتوان با قطعیت گفت که شمخانی بعنوان فرستاده رهبری ایران بر آن بوده است تا در این مأموریت از وضعیت بحرانی این جریان بنیادگرای سُنی، خصومت آن با دولتهای عربستان، مصر، امارات و.. ، بهره گرفته و بین سُنی مذهبان عراق شکاف ایجاد کند غافل از اینکه همین وضع بحرانی اخوان المسلمین به همین حزب و رهبر آن اجازه نمیدهد که راه  محمد مُرسی را در پیش گرفته و پنهانی با ایران شیعی و مورد تنفر اعراب و سُنی ها هماهنگی و همپیمانی نشان دهد. من این احتمال را بسیار میدانم که شمخانی با وعده های مادی و سیاسی بسیار کلان به دیدار رهبر حزب اسلامی عراق رفته است. چرا اینرا میگویم؟ چونکه همزمان خود نوری المالکی نیز دور روز قبل، با سران قبایل سنی ایالات؛ نینوا، انبار، تکریت و صلاح الدین دیدار کرده و با وضعی اضطرار انگیز به آنها پیشنهاد کرده بود که در صورت کمک به نیروهای  دولتی علیه داعش و آزاد سازی شهرهای موصل و تکریت و سایر مناطقِ  خارج شده از کنترول دولتی هر آنچه آنها بخواهند بدانها میدهد از جمله هر مقدار و هرنوع سلاح. نحوه برخورد و پیشنهاد دهی مالکی به این سران قبایل سُنی [همانها که با عنوان نیروهای بیدار گشته در ۲۰۶ به آمریکائیها علیه القاعده کمک کرده بودند]، مرا یاد نامه معمر القذافی به دیوید کامرون در چند روز پیش از حمله ناتو به لیبی نوشته بود. گاردین در گزارش پیرامون این نامه نوشت که قذافی طی این نامه به کامرون مینویسد، هرآنچه آنها (ناتو) میخواهد او میدهد و تسلیم است فقط به او اجازه دهند که بصورت یک فیگور تشریفاتی [مانند خود ملکه انگلیس]، در رأس قدرت  در لیبی بماند. کامرون بمجرد دریافت این نامه، برخلاف رأی اکثریت پارلمانی و حزبی خویش دستور حمله به لیبی را صادر میکند. او بعداها میگوید که با دریافت آن نامه دانست که قذافی روحیه خود را باخته است و ضربه پذیر میباشد.

نحوه برخورد مالکی با سران قبایلی که دیگر رژیم  او را رفته می انگارند و مسئله اشان  نه امتیازات کوچک بلکه تقسیم قدرت و سهم گیریِ پس از اوست، اگر از آن نامه قذافی رقت آور تر نبود کمتر هم نبود.

…………………………

آژانس خبری فرانس پرس:

فرانس پرس گزارش میدهد که امروز پنجشنبه، سعدون دولیمی، وزیر دفاع نوری المالکی با داشتن نامه ایی از سوی مالکی برای ولادیمیر پوتین که از جمله حاوی لیستی از نیازهای تسلیحاتی رژیم است عازم روسیه شده است. در گزارش آمده است که او علاوه بر دیدار با پوتین با وزیر دفاع روسیه نیز دیدار و راجع به نیازهای تسلحیاتی عراق با وی گفتگو کرده است.

خبر گزاری روسی اینتر فاکس گزارش میدهد که طی این دیدار های قرادادی برای تحویل  ۱۰ فروند جنگنده سوخوی ۲۵ (Su-25) و ۳۵ فروند هلی کوپتر های Mi-35 به امضاء رسید. بموجب این توافقنامه،

مقادیر متنابه دیگری جنگ افزار های سنگین و وسایل زرهی و موشکی تا پایان تابستان [یعنی چند هفته دیگر ح ت] تحویل دولت عراق میشود.

طبق روال جاری نقل و انتقال دولتها، نوری المالکی بعنوان نخست وزیری که آخرین روزهای دولت خود را میگذراند و حتی اگر بعداً هم در پست خود هم ابقاء گردد، به لحاظ قانونی نقش دولت محتضر یا در حال رفتن را دارد لذا نباید دست به انعقاد قرادادهایی بزند که داری پیامدهای دنباله دار مهم  سیاسی برای کشور بوده  و یا وابستگی تسلیحاتی ایجاد میکنند و دولت آینده را در برنامه و عملی انجام یافته بگذارد  این کار او یعنی برای دولت آتی برنامه استراتژیک به ارث نهادن . 

وقتی نوری المالکی به چنین تصمیمات استراتژیکی، چند روز و یا چند هفته پیش از انقضای دوره نخست وزیری اش دست میزند یعنی یا اطمینان قطعی دارد که ماندنی است و یا مصمم است در برابر آرای پارلمانی عیله خود بایستد. در هر دو حال اصرار او بر ماندن فقط به تعمیق بحران کنونی عراق منجر شده و جنگ قومی و فرقه ایی را در کشور گسترش میدهد و خطر تجزیه کشور را واقعیت می بخشد.

نوری المالکی کمترین شانسی برای آشتی با رقیبان و مخالفین خود، چه کردها و چه سنی های شورشی ندارد و اگر بخواهد و بتواند روی گزینه نظامی تکیه کند باید خود را برای یک رویارویی نظامی بلند مدت و گسترده که به ویرانی و تجزیه کشور خواهد انجامید آماده کند و این امر بدون حمایت فعال و به معرکه  جنگی کشاندن ایران نخواهد بود.

گام گذاشتن در این مسیر نمیتواند فقط تصمیم خود نوری المالکی باشد. بی شک او علائم لازم را از تهران و مسکو دریافت داشته است و برای تبدیل عراق به سوریه ایی دهها بار خونین تر و ویرانتر  خود را آماده کرده است. او در آن روی سکه عقب نشینی نه یک شکست سیاسی پارلمانی و حزبیِ گذرا بلکه جوخه اعدام و طناب دار را مشاهده کرده و رهبری ولایی ایران نیز درعقب نشینی الزاماً مرگبار نوری  المالکی، شکست استراتژی پروکسی سازی شیعی خویش را که  پیش درآمد سقوط خود نظام  است  را میبیند. روی این اصل نه مالکی میتواند با زبان قانون و مطابق با سازو کارهای دموکراتیک عقب بنشیند و نه رژیم ایران میتواند شاهد سقوط یکی ازعمده واسالها و پروکسیهای منطقه ای خود باشد.  مسئله “بودن یا نابود” شدن است.  

Iraq leader Nouri al-Maliki ‘rejected Iran’s pressure to step down

Shiite politicians say Iraq’s Prime Minister Nouri al-Maliki was under pressure from top ally to quit

Nouri al-Maliki ordered an airborne assault designed to seize back control of Tikrit university
AP

5:34AM BST 24 Jul 2014

Iraq’s Prime Minister Nouri al-Maliki rejected an attempt by Iran to persuade him to step down, senior Iraqi politicians said Wednesday, underlining his determination to defy even his top ally to push for a third term in office and further exacerbating the country’s political crisis.
Al-Maliki has for weeks been resisting growing pressure for him to step aside, including from former Shiite political allies and from Iraq’s top Shiite spiritual authority. His critics see the Shiite prime minister as too divisive to form a government that can win support from the Sunni minority against the militant-led Sunni insurgency that has seized control of a large swathe of the country.
But the recent meeting between al-Maliki and Iran’s pointman in Iraq, senior General Ghasem Soleimani, was the first sign that Iran also believed he should go. Iran was crucial for al-Maliki in winning a second term four years ago, when Tehran used leverage over Shiite parties to ensure their backing for him during gruelling negotiations over a government at the time.
Al-Maliki’s rejection of the Iranian pressure puts Tehran in an unclear position, effectively posing it the choice of relenting to his remaining in the post or of hiking up pressure.
The two politicians told The Associated Press that Soleimani tried to persuade al-Maliki to drop his bid to stay in office during a recent meeting in Baghdad. Al-Maliki refused, arguing that his political bloc won the largest number of parliament seats in April elections, giving him the right to form the next government, said the politicians, both senior figures in Shiite factions. One of them attended the meeting and the other said he was briefed about it later

..

………………..

Russia delivering weapons to Iraq

 Russia and Iraq in 2012 signed contracts worth $4.2 billion to supply 36 of the Mi-28 attack helicopters and 48 of the Pantsir units (Reuters)
By AFP | Moscow Thursday, 24 July 2014

Russia has begun supplying military helicopters and fighters jets to Iraq, a report said Thursday, as Iraq’s defense minister visited Moscow to press for equipment to thwart a jihadist offensive.

“A number of contracts with Iraq have entered into force and are being fulfilled,” the Interfax news agency quoted a source in Russia’s defense export establishment as saying.

Deliveries of Mi-35 helicopter gunships and Su-25 fighters that provide close air support for ground troops have begun, added the source.

Iraq also has contracts for Mi-28 attack helicopters and mobile Pantsir-S1 surface-to-air and anti-aircraft artillery systems.

Russia’s ambassador to Baghdad Ilya Mogunov had previously said he believed up to 10 Sukhoi fighter jets would be delivered by the end of the summer.

Later it signed contracts for six Mi-35 helicopters and Su-25 fighters.

Iraqi officials said Wednesday that Defense Minister Saadun al-Dulaimi had left for Moscow in a bid to step up military cooperation.

“Dulaimi will meet the Russian defense minister and other officials to urge them to provide Iraq with weapons, equipment and modern military aircraft,” Staff Lieutenant General Mohammed al-Askari told AFP.

The Russian defense industry source told Interfax that given the increased tensions following the downing of a Malaysian passenger jet over a region in Ukraine controlled by pro-Russia rebels, Washington may pressure Baghdad to cancel its orders for Russian weaponry.

Despite the billions of dollars spent on training and equipment by the United States during its eight-year occupation, Iraq’s million-strong army completely folded when insurgents attacked last month.

Within days, the Islamic State jihadist group and allied Sunni factions conquered Iraq’s second city of Mosul and large swathes of the north and west.

The front lines have since stabilized and Baghdad has already received intelligence assistance from Washington and Sukhoi warplanes from Russia and Iran.

 

…………………………………

Iraq Defense Minister Heads to Moscow with Wish List

by Naharnet Newsdesk ۱۰ hours ago

W460

Iraq’s defense minister flew to Moscow on Wednesday to ask his counterpart for military equipment, as his forces struggle to hold off a jihadist-led Sunni militant offensive, a spokesman said. “Defense Minister Saadun al-Dulaimi left Baghdad for Moscow,” Staff Lieutenant General Mohammed al-Askari told Agence France Presse. He said the minister was carrying a letter from Prime Minister Nuri al-Maliki to Russian President Vladimir Putin “explaining the security and political situation in Iraq and the need to strengthen military cooperation”. “Dulaimi will meet the Russian defense minister and other officials to urge them to provide Iraq with weapons, equipment and modern military aircraft,” Askari said. Despite the billions of dollars spent on training and equipment by the United States during its eight-year occupation, Iraq’s million-strong army completely folded when insurgents attacked last month. Within days, the Islamic State jihadist group and allied Sunni factions conquered Iraq’s second city of Mosul and large swathes of the north and west. The front lines have since stabilized and Baghdad has already received intelligence assistance from Washington and Sukhoi warplanes from Russia and Iran. Shiite militias with ties to Tehran have also joined the armed forces on the battlefield, in some cases even taking the lead. But Baghdad has yet to claim a significant victory over the jihadists and the government has complained that its pleas for foreign help were going unheeded.

……

Iraq PM Seeks Sunni Tribal Help in Battling Insurgency

W460

 

by Naharnet Newsdesk Yesterday
Iraqi Prime Minister Nuri al-Maliki met several Sunni tribal leaders on Tuesday in a renewed bid to gain their support in battling a raging jihadist-led Sunni insurgency. Maliki, a Shiite, has had a troubled relationship with Iraq’s Sunni tribes, who in 2006 began helping the government fight al-Qaida-linked Sunni militants, but who now accuse him of sectarian discrimination. The Iraqi premier’s fresh overtures to tribal chiefs comes amid an onslaught spearheaded by Islamic State Sunni militants that has taken swathes of the country in recent weeks. “He stressed that the tribe was and still is the foundation for protecting the security of areas against the dangers that threaten them, particularly terrorists,” a statement from Maliki’s office said. “Prime Minister Nuri al-Maliki added that the government would provide the tribes with everything they need to defend their areas.” From late 2006, when Iraq’s bloody sectarian war was around its peak, some Sunni tribes began siding with U.S. forces against the often brutal tactics of their al-Qaida-linked coreligionists. The American military started paying the militiamen regular salaries, and called them the “Sons of Iraq”. In Arabic, they were referred to as the Sahwa, or “Awakening”, forces, and numbered around 100,000 at their peak. The move was seen as crucial to the decline of violence in Iraq from 2008 onwards and helped provide jobs for the country’s Sunni minority, dampening resentment against the Shiite-led government. But since U.S. forces handed over responsibility for the Sahwa to Iraqi authorities, the militiamen have alleged poor treatment, delayed payment and a failure of the Shiite-led government to follow through on a promise to incorporate them into the civil service and conventional security forces. Maliki’s office said he had met tribal chiefs from Sunni strongholds in the Anbar, Salaheddin, Nineveh and Kirkuk provinces, and that they had asked for a “bigger role in countering the terrorists, and for help with weapons and training.” Maliki agreed to form committees to meet their requests, his office said.

 ……………………………………………………………………………………………………………

Iraq airstrikes claiming heavy civilian toll: HRW

Agence France Presse
BAGHDAD: Iraqi government airstrikes against jihadists, some with the use of barrel bombs, have killed at least 75 civilians since the start of June, Human Rights Watch said Wednesday. The New York-based rights group said hundreds of civilians had also been wounded in such strikes since June 6. “The government’s airstrikes are wreaking an awful toll on ordinary residents,” HRW’s deputy Middle East director Joe Stork said in a statement. The watchdog documented 75 civilian deaths in four cities since last month’s launch of a sweeping military offensive by the jihadist Islamic State of Iraqand Greater Syria (ISIS) and allied Sunni armed groups. At least 17 of the deaths had resulted from the use of barrel bombs. The crude devices, which the Syrian regime has also used against rebels over the past two years, are barrels stuffed with fertilizer, shrapnel or any improvised explosive mix. They are much cheaper than conventional weapons but less accurate. “Despite repeated government denials, government forces have resumed the use of the deadly barrel bombs in populated areas of Fallujah,” HRW said. “Governments that are helping Iraq in its military campaign should pull back their aid until Iraqi forces and any other groups supporting them end their indiscriminate attacks on civilians,” Stork said. Iraq has received military assistance in various forms from the United States and Iran in its battle against ISIS advances north of the capital that at one point looked like threatening Baghdad. The HRW report also said that hospitals in the cities of rebel-held Fallujah and Baiji had repeatedly come under attack by Iraq’s air force.

Read more: http://www.dailystar.com.lb/News/Middle-East/2014/Jul-23/264844-iraq-airstrikes-claiming-heavy-civilian-toll-hrw.ashx#ixzz38NR8T1EC (The Daily Star :: Lebanon News :: http://www.dailystar.com.lb)

………………………………………………………………………..

Iraq Air Strikes Claiming Heavy Civilian Toll

by Naharnet Newsdesk ۱ hour ago

W460

Iraqi government air strikes against jihadists, some with the use of barrel bombs, have killed at least 75 civilians since the start of June, Human Rights Watch said Wednesday. The New York-based rights group said hundreds of civilians had also been wounded in such strikes since June 6. “The government’s air strikes are wreaking an awful toll on ordinary residents,” HRW’s deputy Middle East director Joe Stork said in a statement. The watchdog documented 75 civilian deaths in four cities since last month’s launch of a sweeping military offensive by the jihadist Islamic State (IS) and allied Sunni armed groups. At least 17 of the deaths had resulted from the use of barrel bombs. The crude devices, which the Syrian regime has also used against rebels over the past two years, are barrels stuffed with fertilizer, shrapnel or any improvised explosive mix. They are much cheaper than conventional weapons but less accurate. “Despite repeated government denials, government forces have resumed the use of the deadly barrel bombs in populated areas of Fallujah,” HRW said. “Governments that are helping Iraq in its military campaign should pull back their aid until Iraqi forces and any other groups supporting them end their indiscriminate attacks on civilians,” Stork said. Iraq has received military assistance in various forms from the United States and Iran in its battle against IS advances north of the capital that at one point looked like threatening Baghdad. The HRW report also said that hospitals in the cities of rebel-held Fallujah and Baiji had repeatedly come under attack by Iraq’s air force.

ننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن

Iraq leader Nouri al-Maliki ‘rejected Iran’s pressure to step down

Shiite politicians say Iraq’s Prime Minister Nouri al-Maliki was under pressure from top ally to quit

Nouri al-Maliki ordered an airborne assault designed to seize back control of Tikrit university
AP

5:34AM BST 24 Jul 2014

Iraq’s Prime Minister Nouri al-Maliki rejected an attempt by Iran to persuade him to step down, senior Iraqi politicians said Wednesday, underlining his determination to defy even his top ally to push for a third term in office and further exacerbating the country’s political crisis.
Al-Maliki has for weeks been resisting growing pressure for him to step aside, including from former Shiite political allies and from Iraq’s top Shiite spiritual authority. His critics see the Shiite prime minister as too divisive to form a government that can win support from the Sunni minority against the militant-led Sunni insurgency that has seized control of a large swathe of the country.
But the recent meeting between al-Maliki and Iran’s pointman in Iraq, senior General Ghasem Soleimani, was the first sign that Iran also believed he should go. Iran was crucial for al-Maliki in winning a second term four years ago, when Tehran used leverage over Shiite parties to ensure their backing for him during gruelling negotiations over a government at the time.
Al-Maliki’s rejection of the Iranian pressure puts Tehran in an unclear position, effectively posing it the choice of relenting to his remaining in the post or of hiking up pressure.

The two politicians told The Associated Press that Soleimani tried to persuade al-Maliki to drop his bid to stay in office during a recent meeting in Baghdad. Al-Maliki refused, arguing that his political bloc won the largest number of parliament seats in April elections, giving him the right to form the next government, said the politicians, both senior figures in Shiite factions. One of them attended the meeting and the other said he was briefed about it later.

..

Iraq Defense Minister Heads to Moscow with Wish List

by Naharnet Newsdesk ۱۰ hours ago

W460

Iraq’s defense minister flew to Moscow on Wednesday to ask his counterpart for military equipment, as his forces struggle to hold off a jihadist-led Sunni militant offensive, a spokesman said.

“Defense Minister Saadun al-Dulaimi left Baghdad for Moscow,” Staff Lieutenant General Mohammed al-Askari told Agence France Presse.

He said the minister was carrying a letter from Prime Minister Nuri al-Maliki to Russian President Vladimir Putin “explaining the security and political situation in Iraq and the need to strengthen military cooperation”.

“Dulaimi will meet the Russian defense minister and other officials to urge them to provide Iraq with weapons, equipment and modern military aircraft,” Askari said.

Despite the billions of dollars spent on training and equipment by the United States during its eight-year occupation, Iraq’s million-strong army completely folded when insurgents attacked last month.

Within days, the Islamic State jihadist group and allied Sunni factions conquered Iraq’s second city of Mosul and large swathes of the north and west.

The front lines have since stabilized and Baghdad has already received intelligence assistance from Washington and Sukhoi warplanes from Russia and Iran.

Shiite militias with ties to Tehran have also joined the armed forces on the battlefield, in some cases even taking the lead.

But Baghdad has yet to claim a significant victory over the jihadists and the government has complained that its pleas for foreign help were going unheeded.

……

Iraq PM Seeks Sunni Tribal Help in Battling Insurgency

W460

 

by Naharnet Newsdesk Yesterday
Iraqi Prime Minister Nuri al-Maliki met several Sunni tribal leaders on Tuesday in a renewed bid to gain their support in battling a raging jihadist-led Sunni insurgency. Maliki, a Shiite, has had a troubled relationship with Iraq’s Sunni tribes, who in 2006 began helping the government fight al-Qaida-linked Sunni militants, but who now accuse him of sectarian discrimination. The Iraqi premier’s fresh overtures to tribal chiefs comes amid an onslaught spearheaded by Islamic State Sunni militants that has taken swathes of the country in recent weeks. “He stressed that the tribe was and still is the foundation for protecting the security of areas against the dangers that threaten them, particularly terrorists,” a statement from Maliki’s office said. “Prime Minister Nuri al-Maliki added that the government would provide the tribes with everything they need to defend their areas.” From late 2006, when Iraq’s bloody sectarian war was around its peak, some Sunni tribes began siding with U.S. forces against the often brutal tactics of their al-Qaida-linked coreligionists. The American military started paying the militiamen regular salaries, and called them the “Sons of Iraq”. In Arabic, they were referred to as the Sahwa, or “Awakening”, forces, and numbered around 100,000 at their peak. The move was seen as crucial to the decline of violence in Iraq from 2008 onwards and helped provide jobs for the country’s Sunni minority, dampening resentment against the Shiite-led government. But since U.S. forces handed over responsibility for the Sahwa to Iraqi authorities, the militiamen have alleged poor treatment, delayed payment and a failure of the Shiite-led government to follow through on a promise to incorporate them into the civil service and conventional security forces. Maliki’s office said he had met tribal chiefs from Sunni strongholds in the Anbar, Salaheddin, Nineveh and Kirkuk provinces, and that they had asked for a “bigger role in countering the terrorists, and for help with weapons and training.” Maliki agreed to form committees to meet their requests, his office said.

Iraq Air Strikes Claiming Heavy Civilian Toll

by Naharnet Newsdesk ۱ hour ago

W460

Iraqi government air strikes against jihadists, some with the use of barrel bombs, have killed at least 75 civilians since the start of June, Human Rights Watch said Wednesday. The New York-based rights group said hundreds of civilians had also been wounded in such strikes since June 6. “The government’s air strikes are wreaking an awful toll on ordinary residents,” HRW’s deputy Middle East director Joe Stork said in a statement. The watchdog documented 75 civilian deaths in four cities since last month’s launch of a sweeping military offensive by the jihadist Islamic State (IS) and allied Sunni armed groups. At least 17 of the deaths had resulted from the use of barrel bombs. The crude devices, which the Syrian regime has also used against rebels over the past two years, are barrels stuffed with fertilizer, shrapnel or any improvised explosive mix. They are much cheaper than conventional weapons but less accurate. “Despite repeated government denials, government forces have resumed the use of the deadly barrel bombs in populated areas of Fallujah,” HRW said. “Governments that are helping Iraq in its military campaign should pull back their aid until Iraqi forces and any other groups supporting them end their indiscriminate attacks on civilians,” Stork said. Iraq has received military assistance in various forms from the United States and Iran in its battle against IS advances north of the capital that at one point looked like threatening Baghdad. The HRW report also said that hospitals in the cities of rebel-held Fallujah and Baiji had repeatedly come under attack by Iraq’s air force.

Putin Increases Penalties For ‘Illegal’ Street Rallies

Share Button

……………………. 

he Kremlin’s website says the minimum punishment for violating the laws on demonstrations more than twice during a six-month period will be a fine of between 600,000 rubles and 1 million rubles ($17,000 and $28,400(

By RFE/RL

July 22, 2014

Russian President Vladimir Putin signed several laws on July 22, increasing liability for separatism and violation of regulations for holding rallies.

The Kremlin’s website said on July 22 that the new penalty for separatist calls will be a fine of between 10,000 and 30,000 rubles ($285 and $855).

The maximum punishment for the felony will be imprisonment of up to four years.

Previous legislation had a penalty of three years in jail.

Publicly calling for separatism on the Internet, or by using online resources, will be punished by up to 480 hours of community service and a maximum of five years in jail.

There was previously no punishment for online calls for separatism.

The Kremlin’s unrecognized annexation of Crimea from Ukraine in March has sparked numerous critical articles that were published on the Internet.

Another law signed by Putin on July 22 increased the punishments for people who violate the rules for organizing and holding street protests.

The Kremlin’s website says the minimum punishment for violating the laws on demonstrations more than twice during a six-month period will be a fine of between 600,000 rubles and 1 million rubles ($17,000 and $28,400).

It said the harshest penalty for the felony will be imprisonment of up to five years.

The law also allows police cordons to be set up during street rallies in order to “prevent and stop mass disturbances” caused by such rallies.

Additionally, the law makes it illegal to hold gatherings near territories and objects that require special safety and security control, including railways, energy lines, state borders, and areas close to presidential residences.

One more law signed by Putin on July 22 makes it mandatory to store data of Russian citizens inside the country only.

Under the law, from 2016 all Internet companies will have to move Russian data onto servers based in Russia.

The Kremlin said earlier the law is aimed at protecting data.

Critics said it is an attack on social networks, namely Facebook, Twitter and YouTube, all U.S.-based companies.

 

حماس در سرا شیبی سقوط: ۲

Share Button

بر چنین متنی، عَلم و کتل دینی و مقدسات مذهبی به پرچم نبرد سیاسی تبدیل میشود و شهادت طلبی در جنگ ها جای اجتناب از ایراد یا تحمل تلفات انسانی را میگیرد. در چنین متنی تشکیلاتی مانند حماس بخش عمده کمکهایی را که از دنیا میگیرد بجای صرف کردن برای مردم  صرف موشک سازی و موشک پراکنی و تونل سازی میکند در حالیکه از ایجاد پناهگاه برای مردم خود که دائماً آنها را در معرض جنگهای ناخواسته قرار میدهد، خود داری میورزد زیرا کوره ایدئولوژی مذهبی و ضد اسرائیلی او به سوخت انسانی و شهید سازی نیاز دارد. در این جنگ اسیمیتریک حماس بجای سنگر کنی و ایجاد خاکریز از خانه های مردم، از بیمارستانها، مساجد، مدارس بعنوان خاکریز  تهاجمی و دفاعی برای توپخانه و سکوهای موشکی خود استفاده میکند تا بتواند با به کشت دادن غیر نظامیان، ارتش اسرائیل را به کشتن آنان و بمباران اماکن عمومی  متهم کند.

Gaza

بنظر من همه تحلیلهای رسانه های کوچک و بزرگ دنیا و منطقه ما که تحولات خاورمیانه، بخش عمده آفریقا و شرق اروپا بشمول روسیه را بررسی و تحلیل میکنند داری این کاستی هستند که نمیتوانند همه رخدادهای مهم چند ساله اخیر را که بخش عمده ژئو پولیتک دنیا را در بر میگیرد در متن و زمینه واحدی، چون شکل گیری فرایندی کاملاً بهم پیوسته و برخوردار از دینامیسم واحدی در نظر بگیرند. البته احاطه بر همه رخدادها و قراردادن آنها در جایگاه واقعی اشان در این فرایند تحول آفرین و دوران ساز نیز کار ساده ایی نیست. انتقال اخبار رخدادها به اطاقهای فکردولتهای مختلف دنیا و مراکز تحقیقاتی استراتژیک تحت تأثیر دیدگاه های فردی و تضارب منافع متفاوت دولتی و گروهی به آن هماهنگی کاملی که باید بیان دقیق واقعیت باشد نیز منجر نمیشود. خلاصه کنم این کاستی اجتناب ناپذیر سبب شده است که قدرت دینامیک تحولات ناشی از بهار عرب، چرخش اوکرائین از شرق به غرب و حادثه اخیر سرنگونی هواپیمای مالزیایی و پیامدهای دراماتیک مورد انتظار آن اهمیت خود را آنچنان که باید نشان ندهند و  اهمیت هر یک از این رخدادها برای خود و بر حسب روال تغیرات سیاسی دهه های گذشته مورد سنجش قرار گیرند.

آنچه من از این مقدمه میخواهم نتیجه بگیرم اینست که دنیا با این تحولات وارد مرحله جدیدی(پارادایمی جدید) گردیده است که بسیاری احکام گذشته دیگر اعتبار خود را بکلی از دست داده اند. آثار و عقبه های دیسکورس جنگ سرد و جهان دوقطبی بسرعت جای خود را به دیسکورس همگرایی جهانی میدهئد و نقش دولتهای تنش آفرین نظیر روسیه در دنیا بسرعت تنزل می یابد.

در چنین متن وزمینه واحدی که مورد نظر منست، تفکیکِ: روسیه با جاه طلبیهای بی پشتوانه جهانی اش، ایران اسلامی که تحت حاکمیت ولی فقیه برای خود نقش جهانی و منطقه ایی قائل است، اسلامگرایی بعنوان ابزار سیاسی در چالشهای ملی و منطقه ایی و بین المللی، القاعده و تروریسم،  تروریسم اتمی کره شمالی و ایران و .. ، از همدیگر در این فرایند واحد ضد تاریخی و ضد مدنی امکان ندارد. همه اینها بُردارهایی از یک مجموعه فرایندی واحد میباشند. همه اینها پاره محرکه های یک موتوریک واحد هستند هرچند در اشکال نموداری و بیانی خود تفاوتهای زیادی از خود نشان میدهند.

آن رشته مرکزی که همه این الیاف را بهم پیوند میزند رویا رویی با جهانی است که بسوی همگرایی بر اساس هنجار های حقوق بشری، لیبرال دموکراتیک و سکولار پیش میرود . رویا رویی با جهانی که دیگر نمیخواهد رابطه قدرتها و دولتها بر اساس زرادخانه های اتمی و بزرگی نیروی نظامی آنان باشد بلکه میخواهد رقابت سالم غیر نظامی و عاری از خشونت  به موتور و محرکه فرایند جهانی شدن تبدیل گردد. در برابر چنین فرایندی، جبهه جهانی تنش و تشنج  که در این رقابت  سالم و سازنده علمی، فنی و در جهت رفاه آفرینی برای مردم خود عقب مانده است و بعلت گفتمان غیر سازنده و تاریخ گذشته خویش شانس همگام شدن سازنده  با جامعه جهانی را ندارد کوشش میکند تا همه ارث و میراث شوم تاریخ: از مذهبی تا سیاسی و قومیتی را برای ایجاد تنش و تشنج، تقابل بجای تعامل، ستیزجویی بجای مدارگری را برای  یافتن میدان مانور برای خویش و تحمیل خود به جامعه جهانی از راه  باجگیری بکار  گیرد.

بر چنین زمینه ای است که در یکجا این روند شکل ناسیونالیسم افراطی اسلاو  و روسی بخود میگرد، در جای دیگری شیعه گری ولایی و شهادت طلبی عاشورایی، در جای دیگری القاعده و طالبان میشود و در جای دیگری چپ برابر طلب ضد امپریالیستی. اشکال نموداری این فرایند در اینجا و در آنجا بلحاظ زمینه اجتماعی، فرهنگی، تاریخی، جغرافیایی کاملاً متفاوت است ولی جوهر ضد مدنی و ضد تاریخی و بافتمان فکری راهبردی آن یکی می باشد.

این جریان تنش و تنش، خود را به آب و آتش میزند تا  تنور گفتمان آمریکاد ستیزی، اسرائیل ستیزی، عدالت طلبی قلابی نوع اسلامیستی و کمونیستی را همچنان داغ نگه دارد زیرا که خود آن تنها متولی این کوره روبخاموشی و پرچمدار گفتمان آن میباشد.

در متن چنین شرایطی است که مفهوم جنگ اسیمیتریک (جنگ نا متعارف) به برجسته ترین شکل تاریخی خود، خویش نمایی میکند. من ترجیحاً بجای واژه جنگ، از تقابل استفاده میکنم که در برگیرنده همه گونه اشکال رویارویی است. بر چنین متنی، عَلم و کتل دینی و مقدسات مذهبی به پرچم نبرد سیاسی تبدیل میشود و شهادت طلبی در جنگ ها جای اجتناب از ایراد یا تحمل تلفات انسانی را میگیرد. در چنین متنی تشکیلاتی مانند حماس بخش عمده کمکهایی را که از دنیا میگیرد بجای صرف کردن برای مردم غزه  صرف موشک سازی و موشک پراکنی و تونل سازی میکند در حالیکه از ایجاد پناهگاه برای مردم خود که دائماً آنها را در معرض جنگهای ناخواسته قرار میدهد، خود داری میورزد زیرا کوره ایدئولوژی مذهبی و ضد اسرائیلی او به سوخت انسانی و شهید سازی نیاز دارد. در این جنگ اسیمیتریک حماس بجای سنگر کنی و ایجاد خاکریز دفاعی یا تهاجمی از خانه های مردم، از بیمارستانها، مساجد، مدارس بعنوان خاکریز  تهاجمی و دفاعی برای توپخانه و سکوهای موشکی خود استفاده میکند تا بتواند با به کشت دادن غیر نظامیان، ارتش اسرائیل را به کشتن آنان و بمباران اماکن عمومی  متهم کند در حالیکه اگر  دولت اسرائیل هم بجای صرف دهها میلیارد دلار برای تهیه پناهگاه برای مردمش،  میخواست مانند حماس، خانه های مردم و اماکن عمومی را بی دفاع گذارده یا از آن بدتر؛ آنها را به سنگر و استحکامات نظامی تبدیل کند، تا کنون از جمعیت اسرائیل چیزی باقی نمانده بود.

جان انسانها صرف نظر از اینکه عرب یا اسرائیلی باشند ارزشمند است و گرفتن آن خلاف طبیعت بشری و ارزش سوز است. ولی برای یک لحظه تصور کنیم اگر حماس داری آن قدرت آتشی بود که ارتش اسرائیل دارد، و اگر مردم اسرائیل بی پناهگاه بودند تا کنون و ظرف همین ۱۴ روز جنگ چه بر سر اسرائیل و مردم آن آمده بود؟

ایسیمتریسم صفتی صرفاً برای جنگ نیست. استفاده از ارزشها و انگیزشهای دینی نیز نوعی ابزار استراتژیک در جنگ است. تقدیس مرگ و تحقیر زندگی نیز خود یک ابزار جنگی ایسیمتریک است.

تمام استراتژی راهبردیِ نه تنها حماس و حزب الله، و القاعده بلکه کل جبهه تنش و تشنج و تروریسم جهانی که روسیه و ایران در مرکز آن قرار دارند در تقابل ایسیمتریک با غرب و دولتهای غربگرای منطقه خلاصه میشود. در این رینگ بُکس یکی با دستکش و دیگری با پنجه بوکس میجنگد و از خود مقررات ویژه خویش را در رینگ به اجرا میگذارد. برای آن کس که به بوکس بعنوان یک ورزش مینگرد و نه کشتن رقیب بهر وسیله ممکن، چنین نبردی آسان نیست.

آنچه تا امروز به روسیه، ایران، حزب الله لبنان، حماس، القاعده و طالبان اجازه داده است تا همچنان جهان را به تردید و بلاتکلیفی در حالتی از موازنه مبتنی بر توان ایسیمتریک در برابر توان سیمتریک   asymmetric – symmetric نگاه دارند، همین استراتژی تقابل ایسیمتریک بوده است.

بنا به دلایلی که در بخش بعدی و پایانی این یاداشت خواهم آورد. این استراتژی ایسیمتریک؛ با جنگ کنونی غزه،؛ با ظهور داعش بعنوان یک رقیب مخوف برای القاعده به رهبری امین الظواهری، با ظهور خلیفه اسلام درعراق و شامات در برابر ولی فقیه و ولی امر مسلمین جهان(خامنه ایی) در ایران، با سرنگونی فاجعه بار و بس هزینه ساز هواپیمای مالزیایی (برای روسیه) و چرخش اوکرائین از شرق به غرب، با شکست تجربه انقلاب اسلامی در ایران و شکست سریع آن از شمال آفریقا تا عراق، افغانستان، یمن، سومالی، مالی و حتی ترکیه دیگر بطور قطع با شکست تاریخی روبرو شده است. تأکید من روی صفت تاریخی معطوف به اینست که این جریان دیگر قادر نیست با هیچ ترفندی برای خود نیرو آفرینی و توان یابی کند. رمق تاریخی آن کاملاً به مصرف رسیده است و مدعیان تاریخی آنهم، تکنیک و اسلوب خنثی سازی آنرا فرا گرفته اند.

اسلامی که روزی نردبان قدرت برای روحانیون قدرت طلب در ایران شد دیگر به سکوی اعدام و ورطه مرگ برای در پیش گرفتگان این استراتژی تبدیل گردیده است.

حماس قبل از جریان دیگری در منطقه طعم شکست این استراتژی را خواهد چشید زیرا بیش از هر جریان دیگری هم از این استراتژی تا کنون بهره گرفته است.

?Can Putin Survive

Share Button

Can Putin Survive?

Ultimately, politicians who miscalculate and mismanage tend not to survive. Putin miscalculated in Ukraine, failing to anticipate the fall of an ally, failing to respond effectively and then stumbling badly in trying to recoup. His management of the economy has not been exemplary of late either, to say the least. He has colleagues who believe they could do a better job, and now there are important people in Europe who would be glad to see him go. He must reverse this tide rapidly, or he may be replaced. 

MONDAY, JULY 21, 2014 – 16:05  Print  Text Size

Stratfor

By George Friedman

There is a general view that Vladimir Putin governs the Russian Federation as a dictator, that he has defeated and intimidated his opponents and that he has marshaled a powerful threat to surrounding countries. This is a reasonable view, but perhaps it should be re-evaluated in the context of recent events.

Ukraine and the Bid to Reverse Russia’s Decline

Ukraine is, of course, the place to start. The country is vital to Russia as a buffer against the West and as a route for delivering energy to Europe, which is the foundation of the Russian economy. On Jan. 1, Ukraine’s president was Viktor Yanukovich, generally regarded as favorably inclined to Russia. Given the complexity of Ukrainian society and politics, it would be unreasonable to say Ukraine under him was merely a Russian puppet. But it is fair to say that under Yanukovich and his supporters, fundamental Russian interests in Ukraine were secure.

This was extremely important to Putin. Part of the reason Putin had replaced Boris Yeltsin in 2000 was Yeltsin’s performance during the Kosovo war. Russia was allied with the Serbs and had not wanted NATO to launch a war against Serbia. Russian wishes were disregarded. The Russian views simply didn’t matter to the West. Still, when the air war failed to force Belgrade’s capitulation, the Russians negotiated a settlement that allowed U.S. and other NATO troops to enter and administer Kosovo. As part of that settlement, Russian troops were promised a significant part in peacekeeping in Kosovo. But the Russians were never allowed to take up that role, and Yeltsin proved unable to respond to the insult.

Putin also replaced Yeltsin because of the disastrous state of the Russian economy. Though Russia had always been poor, there was a pervasive sense that it been a force to be reckoned with in international affairs. Under Yeltsin, however, Russia had become even poorer and was now held in contempt in international affairs. Putin had to deal with both issues. He took a long time before moving to recreate Russian power, though he said early on that the fall of the Soviet Union had been the greatest geopolitical disaster of the 20th century. This did not mean he wanted to resurrect the Soviet Union in its failed form, but rather that he wanted Russian power to be taken seriously again, and he wanted to protect and enhance Russian national interests.

The breaking point came in Ukraine during the Orange Revolution of 2004. Yanukovich was elected president that year under dubious circumstances, but demonstrators forced him to submit to a second election. He lost, and a pro-Western government took office. At that time, Putin accused the CIA and other Western intelligence agencies of having organized the demonstrations. Fairly publicly, this was the point when Putin became convinced that the West intended to destroy the Russian Federation, sending it the way of the Soviet Union. For him, Ukraine’s importance to Russia was self-evident. He therefore believed that the CIA organized the demonstration to put Russia in a dangerous position, and that the only reason for this was the overarching desire to cripple or destroy Russia. Following the Kosovo affair, Putin publicly moved from suspicion to hostility to the West.

The Russians worked from 2004 to 2010 to undo the Orange Revolution. They worked to rebuild the Russian military, focus their intelligence apparatus and use whatever economic influence they had to reshape their relationship with Ukraine. If they couldn’t control Ukraine, they did not want it to be controlled by the United States and Europe. This was, of course, not their only international interest, but it was the pivotal one.

Russia’s invasion of Georgia had more to do with Ukraine than it had to do with the Caucasus. At the time, the United States was still bogged down in Iraq and Afghanistan. While Washington had no formal obligation to Georgia, there were close ties and implicit guarantees. The invasion of Georgia was designed to do two things. The first was to show the region that the Russian military, which had been in shambles in 2000, was able to act decisively in 2008. The second was to demonstrate to the region, and particularly to Kiev, that American guarantees, explicit or implicit, had no value. In 2010, Yanukovich was elected president of Ukraine, reversing the Orange Revolution and limiting Western influence in the country.

Recognizing the rift that was developing with Russia and the general trend against the United States in the region, the Obama administration tried to recreate older models of relationships when Hillary Clinton presented Putin with a “restart” button in 2009. But Washington wanted to restore the relationship in place during what Putin regarded as the “bad old days.” He naturally had no interest in such a restart. Instead, he saw the United States as having adopted a defensive posture, and he intended to exploit his advantage.

One place he did so was in Europe, using EU dependence on Russian energy to grow closer to the Continent, particularly Germany. But his high point came during the Syrian affair, when the Obama administration threatened airstrikes after Damascus used chemical weapons only to back off from its threat. The Russians aggressively opposed Obama’s move, proposing a process of negotiations instead. The Russians emerged from the crisis appearing decisive and capable, the United States indecisive and feckless. Russian power accordingly appeared on the rise, and in spite of a weakening economy, this boosted Putin’s standing.

The Tide Turns Against Putin

Events in Ukraine this year, by contrast, have proved devastating to Putin. In January, Russia dominated Ukraine. By February, Yanukovich had fled the country and a pro-Western government had taken power. The general uprising against Kiev that Putin had been expecting in eastern Ukraine after Yanukovich’s ouster never happened. Meanwhile, the Kiev government, with Western advisers, implanted itself more firmly. By July, the Russians controlled only small parts of Ukraine. These included Crimea, where the Russians had always held overwhelming military force by virtue of treaty, and a triangle of territory from Donetsk to Luhansk to Severodonetsk, where a small number of insurgents apparently supported by Russian special operations forces controlled a dozen or so towns.

If no Ukrainian uprising occurred, Putin’s strategy was to allow the government in Kiev to unravel of its own accord and to split the United States from Europe by exploiting Russia’s strong trade and energy ties with the Continent. And this is where the crash of the Malaysia Airlines jet is crucial. If it turns out — as appears to be the case — that Russia supplied air defense systems to the separatists and sent crews to man them (since operating those systems requires extensive training), Russia could be held responsible for shooting down the plane. And this means Moscow’s ability to divide the Europeans from the Americans would decline. Putin then moves from being an effective, sophisticated ruler who ruthlessly uses power to being a dangerous incompetent supporting a hopeless insurrection with wholly inappropriate weapons. And the West, no matter how opposed some countries might be to a split with Putin, must come to grips with how effective and rational he really is.

Meanwhile, Putin must consider the fate of his predecessors. Nikita Khrushchev returned from vacation in October 1964 to find himself replaced by his protege, Leonid Brezhnev, and facing charges of, among other things, “harebrained scheming.” Khrushchev had recently been humiliated in the Cuban missile crisis. This plus his failure to move the economy forward after about a decade in power saw his closest colleagues “retire” him. A massive setback in foreign affairs and economic failures had resulted in an apparently unassailable figure being deposed.

Russia’s economic situation is nowhere near as catastrophic as it was under Khrushchev or Yeltsin, but it has deteriorated substantially recently, and perhaps more important, has failed to meet expectations. After recovering from the 2008 crisis, Russia has seen several years of declining gross domestic product growth rates, and its central bank is forecasting zero growth this year. Given current pressures, we would guess the Russian economy will slide into recession sometime in 2014. The debt levels of regional governments have doubled in the past four years, and several regions are close to bankruptcy. Moreover, some metals and mining firms are facing bankruptcy. The Ukrainian crisis has made things worse. Capital flight from Russia in the first six months stood at $76 billion, compared to $63 billion for all of 2013. Foreign direct investment fell 50 percent in the first half of 2014 compared to the same period in 2013. And all this happened in spite of oil prices remaining higher than $100 per barrel.

Putin’s popularity at home soared after the successful Sochi Winter Olympics and after the Western media made him look like the aggressor in Crimea. He has, after all, built his reputation on being tough and aggressive. But as the reality of the situation in Ukraine becomes more obvious, the great victory will be seen as covering a retreat coming at a time of serious economic problems. For many leaders, the events in Ukraine would not represent such an immense challenge. But Putin has built his image on a tough foreign policy, and the economy meant his ratings were not very high before Ukraine.

Imagining Russia After Putin

In the sort of regime that Putin has helped craft, the democratic process may not be the key to understanding what will happen next. Putin has restored Soviet elements to the structure of the government, even using the term “Politburo” for his inner Cabinets. These are all men of his choosing, of course, and so one might assume they would be loyal to him. But in the Soviet-style Politburo, close colleagues were frequently the most feared.

The Politburo model is designed for a leader to build coalitions among factions. Putin has been very good at doing that, but then he has been very successful at all the things he has done until now. His ability to hold things together declines as trust in his abilities declines and various factions concerned about the consequences of remaining closely tied to a failing leader start to maneuver. Like Khrushchev, who was failing in economic and foreign policy, Putin could have his colleagues remove him.

It is difficult to know how a succession crisis would play out, given that the constitutional process of succession exists alongside the informal government Putin has created. From a democratic standpoint, Defense Minister Sergei Shoigu and Moscow Mayor Sergei Sobyanin are as popular as Putin is, and I suspect they both will become more popular in time. In a Soviet-style struggle, Chief of Staff Sergei Ivanov and Security Council Chief Nicolai Patryushev would be possible contenders. But there are others. Who, after all, expected the emergence of Mikhail Gorbachev?

Ultimately, politicians who miscalculate and mismanage tend not to survive. Putin miscalculated in Ukraine, failing to anticipate the fall of an ally, failing to respond effectively and then stumbling badly in trying to recoup. His management of the economy has not been exemplary of late either, to say the least. He has colleagues who believe they could do a better job, and now there are important people in Europe who would be glad to see him go. He must reverse this tide rapidly, or he may be replaced.

Putin is far from finished. But he has governed for 14 years counting the time Dmitri Medvedev was officially in charge, and that is a long time. He may well regain his footing, but as things stand at the moment, I would expect quiet thoughts to be stirring in his colleagues’ minds. Putin himself must be re-examining his options daily. Retreating in the face of the West and accepting the status quo in Ukraine would be difficult, given that the Kosovo issue that helped propel him to power and given what he has said about Ukraine over the years. But the current situation cannot sustain itself. The wild card in this situation is that if Putin finds himself in serious political trouble, he might become more rather than less aggressive. Whether Putin is in real trouble is not something I can be certain of, but too many things have gone wrong for him lately for me not to consider the possibility. And as in any political crisis, more and more extreme options are contemplated if the situation deteriorates.

Those who think that Putin is both the most repressive and aggressive Russian leader imaginable should bear in mind that this is far from the case. Lenin, for example, was fearsome. But Stalin was much worse. There may similarly come a time when the world looks at the Putin era as a time of liberality. For if the struggle by Putin to survive, and by his challengers to displace him, becomes more intense, the willingness of all to become more brutal might well increase.

Read more: Can Putin Survive? | Stratfor
Follow us: @stratfor on Twitter | Stratfor on Facebook

گامهای دشوارلیبی بسوی دموکراسی

Share Button

آزمون پر فراز و نشیب  و پر هزینه کنونی در لیبی را میتوان بخشی از “به آزمون گذاری و فرصت دهی به اسلامیستها” تلقی کرد تا آنها آخرین تتمه اعتبار خود را در این امتحان تاریخی نزد مردم از دست بدهند. در مصر چنین شد و در لیبی نیز چنین خواهد شد. پیکاری که امروز در لیبی در جریان است حلقه ایی از مبارزه وسیع جهانی ضد تروریسم  و ضد بنیاد گرایی ابزار گرایانه دینی است که محور آن مسکو، ایران، حزب الله لبنان و سوریه  میباشد. این محور به گمان من کاملاً بهم ریخته است و دیگر سر هم کردنی نیست. 

واپسین نفسهای احتضار آمیز اسلامگرایی

 

دیروز پس از یک روز تأخیر نتایج  نهایی انتخابات پارلمالنی لیبی شمارش شد. برابر گزارش ساعاتی پیش نهار نت لبنان، نیروهای لیبرال و لیبرال مذهبی بیشترین کرسیهای پارلمانی را از آن خود کردند. البته میزان شرکت در کل لیبی ۴۲% واجدین شرایط بود و بنظر من این قلت نسبی شرکت کننده در یک انتخابات پارلمانی در کشوری با جمعیت سنتی نه تنها یک نقیصه نیست بلکه یک امیتاز است زیرا وقتی در یک جامعه دین زده و قبیله ای اکتریت واجدین شرایط شرکت میکنند دیگر آن انتخابات را نه انتخابات پارلمانی بلکه انتخابات سر دستگان دینی و قومی و طابفه ایی باید حساب کرد. زیرا استفاده دموکراتیک از حق شهروندی مشارکت در یک انتخاباتی پارلمانی مستلزم آگاهی رأی دهنده به حقوق شهر وندی خویش است امری که رعایت آن در جوامع عقب مانده بیش از یک توهم نیست.

بهر حال در این انتخابات اسلامگرایان با ۳۲ کرسی اقلیت  و لیبرالها با ۵۰ کرسی اکثریت پارلمانی را تشکیل میدهند. بنا به گزارش نهانت بین ۲۵ تا ۲۸ کرسی نیز به فدرلیستهای ضد اسلامگرایان تعلق گرفته است.  نتیجه ۱۲ کرسی هم بعلت مخدوش بودن آراء اعلام نشده است. بقیه آراء هم  به شخصیهتای غیرایدئولوژیک منفرد تعلق یافته است.

در نخستین انتخابات پارلمانی در لیبی پس از سرنگونی قذافی، که عجولانه در شرایط تسلط جو اسلامگرایی رخ داد، اسلامگریان توانستند با محوری کردن شعار ها و مسائل دینی اکثریت  کرسیها را درکنگره ملی سراسری ”  GNC ” اشغال کنند. این کنگره طی نزدیک به دوسال فعالیت خود کارنامه ایی قدرت طلبانه، انحصار طلبانه و ارتجاعی از خود بجا گذارد که از یکسو موجب دلزدگی  عمومی از مشارکت در فرایند دموکراتیک سیاسی وساختار ساز شد در کشور گردید ولی از سوی دیگر موجب بیداری بخشهای وسیعتری از جامعه نسبت به خطر قدرت طلبی حریصانه اسلامگرایان و چیرگی آنان بر حیات سیاسی جامعه گردید. اسلامگرایان لیبی و در مرکز ان اخوان المسلمین که عرصه رقابت دموکراتیک را برای خود باخته میدید روز بروز به روشهای تروریستی و خشونت طلبانه متوصل گردید که همین خشونت گرایی بیش از پیش موجب فرسایش پایگاه اجتماعی آن گردید.

با قطعیت نمیتوان  گفت که ذخیره اجتماعی این جریان  جان سخت ضد اجتماعی به این آسانی پایان یافته است ولی با قطعیت میتوان گفت که بخشهای متوسط جامعه لیبی کاملاً بیدار گشته و مصمم است از مملکت اسلامیسم زدایی کند. در این پیکار مردم لیبی از  حمایت سایر دولتهای شمال آفریقا نظر مراکش، تونس و مصر و نیجر و چاد برخوردارند.

در بنغازی اسلامگرایان با گروه شبه نظامی ژنرال خلیفه حفتر که مبتکر “عملیات کرامتمندی”  علیه اسلامگرایان است زدو خوردی روزانه  دارد که بی کشت و کشتار نیست. در طرابلس هم از دوهفته پیش اسلامگرایان به فرودگاه بین المللی کشور که از زمان سقوط قدافی تا کنون در اختیار گروه شبه نظامی ضد اسلامیستی زینتان که جهت گیری لیبرال دارد  بوده است موجب حدداقل ۵۰ تن کشته و صد ها زخمی از دو طرف گردیده  و خسارتی معادل صد ها میلیون دلار را به فرودگاه و هواپیماهای پارک شده در ترمینال آنجا ببار اورده است.  شبه نظامیان زیتنان که در مقابل اسلامگریان قرار داشته و مدافع فرودگاه است امروز با پیوستن یک گروه از شبه نظامیان شهر دیگری بنام میسترا  تقویت شده و توانست نیروهای اسلامگریان را به هزیمت وادارد.

ولی بنظر من در درجه اول؛ صرف نظر  از این پیروزیها و شکست های تاکتیکی آنچه که مهم میباشد اینست که اسلامگرایان لیبی با توسل به خشونت گری، ترور و آدم ربایی؛ با جامعه متعارف لیبی که  خواهان امنیت وآرامش است، فاصله گرفته و هرچه فاصله میگرد موقعیت نیروهایشان بیشتر تضعیف میگردد. و در درجه دوم؛ توهمی بیش نیست اگر تصور شود که مصر، مراکش، تونس، فرانسه، انگلیس و ایتالیا که این همه در پشت صحنه با مسائل لیبی درگیر شده اند و در کار ساختن یک ارتش ملی و پلیس برای آن هستند به آسانی اجازه دهند که لیبی به چنگ اسلامگریان بیفتند.

آزمون پر فراز و نشیب  و پر هزینه کنونی در لیبی را میتوان بخشی از “به آزمون گذاری و فرصت دهی به اسلامیستها” تلقی کرد تا آنها آخرین تتمه اعتبار خود را در این امتحان تاریخی  نزد مردم از دست بدهند. در مصر چنین شد و در لیبی نیز چنین خواهد شد. پیکاری که امروز در لیبی در جریان است حلقه ایی از مبارزه وسیع جهانی ضد تروریسم  و ضد بنیاد گرایی ابزار گرایانه دینی است که محور آن مسکو، ایران، حزب الله لبنان و سوریه  میباشد. این محور به گمان من کاملاً بهم ریخته است و دیگر سر هم کردنی نیست.

موازنه نیرو در سطح جهانی از هرلحاظ به زیان گفتمان اسلامگرایی چه بشکل القاعده ای، چه اخوانی و چه ایران ولایی آن  و در کل مناطق مورد درگیری، کاملاً بهم خورده است. پس از مدتها رخوت در جبهه های  جنگ در سوریه، نیروهای ضد بشار اسد در روزهای اخیر، با کشتن ۲۰۰ نفر از نظامیان بشار اسدد ظرف فقط دو روز و در یک جبهه؛ و با تصرف مناطق استراتژیک جدید از جمله یکی از بزرگترین میادین گازی کشور به پیروزیهای چشمگیری دست یافته اند.

آمریکا رسماً کمکهای مستقیم نظامی خود را به ارتش ملی سوریه آغاز کرده است و اینهم توهم است اگر تصور شود که آمریکا بدون اطمینان خاطر از پیروزی مخالفین بر رژیم اسد وارد یک چنین چالش علنی و جانبدارانه ایی گریده است.

قبلاً گفته ام و باز تکرار میکنم که با سقوط مالکی در عراق که جایی از تردید در آن نیست، رژیم اسد مدت زیادی دوام نخواهد آورد. از بخت بد بشاراسد و رژیم ایران، حادثه سرنگونی هواپیمای مالزیایی در جنوب اوکرائین به چنان مسئله بزرگی برای نه تنها رژیم پوتین بلکه برای کل روسیه بعنوان عضوی از جامعه بین المللی تبدیل شده است که میتواند در میان و بلند مدت نتایج بس زیر و زبر کننده ایی در توازن استراتژیک نیرو در جهان  بمعنای سقوط جایگاه جهانی و منطقه ایی روسیه بجا گذارد و در کوتاه مدت برای نیروهای ضد اسلامیستی در عراق و سوریه و و لیبی فرصتی ایجاد کرده است که بر تعرض خود بیفزایند.

یک توضیح: قبلاً وعده داده بودم که بخش دوم حماس بسوی سقوط را  بنویسم که هوای آفتابی تابستانی و هوس آب تنی روزنه مانع از نوشتن و مطلب گذاری بسیاق سابق است. ولی در روزهای آینده بدان خواهم پرداخت. علاوه بر آن اتفاق سرنگونی هواپیمای مالزیایی  را نیز  میتوان بعنوان یکی ازتحول آفرین ترین حادثه های دهه کنونی تلقی کرد که ارائه تحلیلی دقیق از پیامد های آن نه برای من بلکه برای زبردست ترین تحلیگران سیاسی دنیا هم  در لحظه حاضر ممکن نیست زیرا سنجش دینامیک آن در وضعیت سیال و ومتغیر کنونی دنیا آسان نیست ولی شاید بتوان عمده ترین تأثیرات آنرا بر آب و هوای سیاسی کنونی دنیا پیش بینی کرد که یکی از آنها سقوط حتمی جایگاه جهانی و منطقه ایی روسیه است.

در حد بضاعت خود به این موضوع هم در روزهای آینده خواهم پرداخت.

ح ت

….

Liberals Set to Oust Islamists in Libya

Parliament

by Naharnet Newsdesk ۳۱ minutes ago

W460

Liberal factions appear to be the big winners in Libya’s new parliament after the announcement of election results on Monday, analysts said.

The electoral commission finally announced the results of the winners of individual seats in the June 25 poll a day late and at a time when rival factions are involved in clashes for control of Tripoli airport.

But the future make-up of the 200-seat parliament will only be known after the formation of political blocs, since the vote was open only to “individual candidates” and lists were barred.

Commentators say liberals will fill most seats in the new parliament, unlike the former assembly which was dominated by Islamists.

“According to my estimates, the Islamists have not won more than 30 seats,” a Benghazi deputy, Younes Fannouch, told Agence France Presse.

He added that he believed the liberal National Allied Forces party had won more than 50 seats.

In the east of the country, he added, supporters of the federal system, and hostile to the Islamists, had probably won between 25 and 28 seats.

Fannouch said the remainder of the seats will have gone to “independents” like himself who are “opposed to Islamic politics.”

Another deputy, Ali Tekbali, affirmed: “The majority of those elected have no ideological allegiance.”

No date has yet been set for the new parliament to sit.

Twelve of the 200 seats have not been attributed as the vote in certain polling stations was annulled due to suspected electoral fraud.

The election was marred by a poor turnout, violence and the murder of a leading women’s rights activist.

Authorities had hoped the poll would ease the political turmoil and rising lawlessness gripping Libya since its 2011 revolution which ousted longtime strongman Moammar Gadhafi.

But only 42 percent of 1.5 million registered voters turned out, according to the commission, with several MPs elected with less than 1,000 votes.

The outgoing General National Congress, elected in July 2012 polls, had been mired in controversy and accused of monopolizing power.

The crisis came to a head when members of the GNC in February, when its term was due to expire, decided to extend their mandate until December.

That sparked street protests and forced lawmakers to announce the June election.