Archive for: July 2014

عراق به کدام سوی میرود؟:۳

Share Button
دو نکته یکی آشکار و یکی پنهان در گفتگوی علاوی هست که جای اشاره دارد. اولین آن اینست که ایاد علاوی علیرغم همه این هشدارها، به آینده  ابراز خوشبینی میکند که بنظر من، این بمعنای اینست که سناریوی عراق تحت کنترول پیش میرود و نکته پنهان این گفتگو اینست که در آن، علاوی شیعه مذهب، از ظهور داعش و شورش القاعده عراقی و سُنیهای افراطی و خلافت ابوبکر البغدادی که آژیر گوش خراش خطر آن خواب همگان را در منطقه، غرب و ایران آشفته کرده  و آنها را به کابوس دوچار ساخته است  کمترین ابراز نگرانی از خود نشان نمیدهد و به آینده  ابراز خوش بینی هم میکند.
البته منهم نه تنها در این خوش بینی ایاد علاوی شریک هستم بلکه قدری هم بیش از او!

 بسوی فردوس آزادی یا جهنم تجزیه و جنگ فرقه ایی؟

یکی ازکاربران بر بخش دوم ازهمین سری یاداشتها “عراق به چه سوی میرود؟ ” دو کامنت گذارده بود. در نخستین آن این پرسش را مطرح کرده بود که: بالاخره نگفتی عراق به چه سوی میرود؟ دومین آنهم کامنت طعنه آمیزی بود که: بالاخره فهمیدیم لیبرال دموکراسی یعنی چه؟ً؟؟
قصد ندارم به متلکها یا پرسش های شخصی پاسخ دهم. ولی چون در این دوکامنت دو مسئله اساسی وجود دارد، پاسخ هردو را میدهم هرچند این پاسخها در لابلای نوشتارهای قبلی من ملحوظ هستند. در جواب “عراق بالاخره به چه سوی میرود؟:  در ذیل کامنت نوشتم: ” دینامیک تحولات سیاسی کنونی در عراق، این کشور را بسوی تجزیه سوق میدهد ولی نیروهای تأثیر گذار خارجی از ایران گرفته تا عربستان، خواهان آنند تا یکپارچگی کشور حفظ شود. منتها با تفاوتی که بعداً ذکر خواهم کرد؛ هریک از این دو قدرت تأثیر گذار خواهان آنچنان یکپارچگی سیاسی و ارضی در عراق هستند که مطلوب منافع آنان باشد”. ایران خواهان عراق یکپارچه تحت حکومت شیعه و آنهم آن بخشی از شیعه که تابع یا هماهنگ با هیئت حاکمه ایران است.
ایران حکومت ، مثلاً،  شیعه مقتدا صدر با ولایت فقیهی آیت الله سیستانی را هرگز بر نمی تابد و این منجمد شدن در اهداف راهبردی معطوف به عراق، سبب زمینگیر شدن رهبری ایران گردیده است.  نقش نوری المالکی که قاعدتاً باید برای ایران یک مهره قابل تعویض و تعامل با اهمیت تاکتیکی باشد برای رهبری ایران به یک هدف راهبردیِ استراتژیک تبدیل شده که تغیر او یعنی زیر و رو شدن سپهر موازنه استراتژِک قدرت  درعراق و درمنطقه بزیان ایران. تحولی که خط متارکه (با دشمن) را از آنسوی خلیج فارس و دجله وفرات به سواحل کرخه و کارون میکشاند و عربستان و آمریکا و اردن و امارات را به همسایگان غربی ما تبدیل میکند.
اهرام آنلاین امروز خلاصه گفتگوی ایاد علاوی (صدر ائتلاف الوطنیه) و نخست وزیر سابق را با روئیترز را درج کرده است که حرفهای او هم بطور غیر مستقیم؛ پاسخ به همین “عراق به چه سوی میرود ؟” میباشد.
ایاد علاوی میگوید اگر نوری المالکی نامزدی خود را برای پست نخست وزیری پس نگیرد، عراق را  در معرض تکه پاره  شدن قرار میگیرد. او برخورد دولت مالکی را در عملیات نظامی علیه پیکار جویان شمال کشور محکوم و آنرا مخرب و ناکارساز توصیف میکند. او میگوید استفاده از هواپیما علیه شورشیان بمعنی کوبیدن مردم عادی در کنار شورشیان است که ترکشهای آن کمانه کرده به خود حکومت مرکزی اصابت میکنند. او میگوید که دولت باید تکیه خود از روی عملیات نظامی هوائی وتوپخانه ایی برداشته روی دو محور کار اطلاعاتی و بر اساس دستیافتهای عملیات اطلاعاتی  هم رهیافت و رویکرد سیاسی متناسب را اتخاذ کند و در آنجا هم که استفاده از اسلحه و زور گریز ناپذیر میشود، از نیروهای ویژه و زبده زمینی بصورت عمل جراحی استفاده شود.  [ البته بنظر من ایاد علاوی بخوبی میداند که ارتش نوری المالکی فاقد ان روحیه رزمی برای چنین جنگ تن بتن خیابانی است و درست بهمین دلیل است که در هماهنگی با تهران و مسکو تمام استراتژی جنگی خود را روی ویران سازی و در بدر کردم مردم عادی متمرکز کرده است. او نورالمالکی را به صدام تشبیه میکند که با همان روش دیکتاتوری مردم را سرکوب میکند.
در رابطه به ترکیب دولت علاوی  بر این عقیده است که مالکی باید کنار برود ولی در عین حال تأکید میکند که مسئله؛ مسئله چهره ها و شخصیت ها نیست بلکه مسئله، تغیر اساسی سیاستها و راهبردها است. از نظر او سیاست راهبردی حکومت باید تغیر کند و قانون اساسی و نهاد ها و ارگان های حکومتی باید از ترویج فرقه گرایی به تحکیم کننده سکولار دموکراسی تغیر یافته و متحول شوند. از نگاه علاوی مهم نیست چه کسی با چه مذهبی در رأس دولت قرار گیرد مهم اینست که سیاست راهبردی آن رهبر دولت؛ سیاستی ملی، فراگیر، در برگیرنده و نه کنار گذارارنده باشد(جذبی و نه حذفی ـ مشارکتی و نه انحصاری).
تفاوت مورد اشاره من در بالا در مقایسه عربستان و ایران دقیقاً به این بخش آخر از نظریات اعلام شده علاوی برمیگردد. عربستان ، آمریکا و متحدین منطقه ایی آنها؛ عراق یکپارچه را می خواهند و برای آنها تفاوت نمیکند که این عراق یک پارچه را یک شیعی یا سُنی یا دهری مذهب ، یک عرب یا ترکمن و یا کرد مدیریت کند. اینها دست خود را کاملاً از این نظر باز گذارده اند و در بین مخالفین رژِیم مالکی با چنین رویکردی، از هر نوع نحله ی مذهبی و قومی هم دارند.
ایاد علاوی و رهبر حزب زیر زمینی شده بعث (که تازه در حال ظهور است) هردو شیعه مذهب هستند. جریان مقتدا صد هم با نقطه نظریاتی نزدیک به ایاد علاوی شیعه مذهب است و بعید است که روی کار آمدن هریک از اینها برای دول غربی و عربی مشکل ساز باشد ولی ایران مهره ایی جز مالکی، که تمام سرنخهای قدرت را در دست خود متمرکز کرده است و هرگونی تلاش برای جایگزین کردن او را برای خود مخاطره آمیز میداند زیر دربر دارنده ریسک اینست که در جریان هر تغیر و تعویضی کنترول عزل و نصب از دست رهبری ایران خارج شود.
دو نکته یکی آشکار و یکی پنهان در گفتگوی علاوی هست که جای اشاره دارد. اولین آن اینست که ایاد علاوی علیرغم همه این هشدارها، به آینده  ابراز خوشبینی میکند که بنظر من، این بمعنای اینست که سناریوی عراق تحت کنترول پیش میرود و نکته پنهان این گفتگو اینست که در آن، علاوی شیعه مذهب، از ظهور داعش و شورش القاعده عراقی و سُنیهای افراطی و خلافت ابوبکر البغدادی که آژیر گوش خراش خطر آن خواب همگان را در منطقه، غرب و ایران آشفته کرده  و آنها را به کابوس دوچار ساخته است  کمترین ابراز نگرانی از خود نشان نمیدهد و به آینده  ابراز خوش بینی هم میکند.
البته منهم نه تنها در این خوش بینی ایاد علاوی شریک هستم بلکه قدری هم بیش از او!
نمیخواهم با پرداختن به کامنت دوم آن کاربر محترم، راجع به لیبرال دموکراسی که جای آن اینجا نیست، بر حجم مطلب بیافزایم ولی بطور خلاصه میگویم لیبرال دموکراسی آئینی دگم و مقدس نیست بلکه ایدئولوژی طبقه متوسطی است که بسختی میتوان آنرا به جوامع عقب افتاده و سنتی احزاب متحجر با جهان بینی ابدی ازلی، تطبیق داد. تعیم غیر خلاق لیبرال دموکرسی به نیروهای ضد دموکراتیک در جوامعی که توازن نیروی سیاسی و اجتماعی شکننده است یعنی اتوبان سازی برای جریانهای ایدئولوژیک و اعتقادی آزادی ستیز. مطالعه یاداشت “نگاهی متفاوت به سازوکار انتخاباتی در جهان سوم” برای آشنایی بیشتر با آنچه مورد نظر منست را به علاقه مندان توصیه میکنم.
Allawi warns risk of Iraq’s dismemberment unless Maliki goes
Reuters , Saturday 5 Jul 2014

Former Iraqi prime minister Iyad Allawi called on incumbent Nuri al-Maliki on Saturday to give up his bid for a third term in power or risk the dismemberment of Iraq.

Maliki on Friday rejected a chorus of such calls since militants of a group now calling itself the Islamic State rampaged through swathes of Iraq and declared a mediaeval-style caliphate in land they control in Iraq and neighbouring Syria.

“I think it is time for Mr Maliki to leave the scene,” Allawi told Reuters in an interview in Istanbul.

“If he stays on, I think there will be significant problems in the country and a lot of troubles. I believe that Iraq would go the route of dismemberment, ultimately, if this happens.

“Definitely there will be more violence, the security situation will deteriorate,” added Allawi, a secular Shi’ite who took 21 seats in April’s national election with his secular bloc. During his political career Allawi has drawn support heavily from disaffected Sunnis, who have felt excluded from power during Maliki’s rule.

Maliki’s statement on Friday will complicate efforts to form a new government to unite the ethnically and religiously divided country, something parliament failed to achieve this week. It extends a political deadlock made all the more dangerous by the pressing threat to Iraq’s territorial integrity.

Allawi said Iraq needed a road map that prioritised reconciliation and the building of institutions, and that this was more important than the issue of who will be the next prime minister.

“It is not a matter of changing faces. It is a matter of agreeing on a road map, to get Iraq from where it is now to a brighter future. I think this road map should incorporate two important areas.

“One is the issue of reconciliation. The second is starting to lay down the ground to build the institutions of the state,” he added.

Still Hope” For Iraq

The leaders of the various political factions needed to create a government of national unity committed to such a road map, he said.

Allawi, who met Turkish officials during his visit, also called for a meeting of Iraq’s neighbours with the aim of preserving its unity and preventing the conflict spreading to other places.

He also criticised the government’s response to the insurgency, saying more stress should be put on intelligence work and political engagement with Iraq’s other communities, and that military activity should focused on “surgical attacks” by special forces.

“The element of using army and aircraft to hit at provinces cannot distinguish between civilian groups and military or terrorist groups; this can be very dangerous and backfire on the political situation,” he said.

Allawi said he believed there was “still hope” for Iraq to survive as a unified state.

“It’s not too late,” he said. “I believe we should reverse the situation, otherwise the country will drift into being dismembered, one way or another.”

For years Allawi has been an outspoken critic of Maliki, whom he has accused of acting like Saddam Hussein in trying to silence opposition.

Abu Bakr al-Baghdadi: The Isis chief with the ambition to overtake al-Qaida

آیا این خود مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) نیست؟

Share Button

از میان میلها

ناگفته پیداست که نظری جز نفی کلیت قضیه از سر تا پا، راجع به مطلب زیر ندارم. ولی فقط میخواهم واکنش بخشی از جامعه را ولو بخش ناچیزی از آنرا به ظهور ابوبکر البغدادی بعنوان خلیفه برحق مسلمین جهان در معرض نگاه بگذارم و اضافه کنم در پهنه وسیع گفتمان دینی، هر روضه خوانی برای خود یک مکتب دار و ولی فقیه و مهدی موعود است. اگر قرار باشد چرخ امورات دنیا بر مدار مهدی و وموعود گرایی بچرخد، رندان بسیارِ دیگری هستند که از مقام معظم رهبری و جنتی و مصباح یزدی ما رندتر و پاچه ورمالیده تر هستند. با سپردن امورات دنیا و سرزمینها بدانان جهان روی آسایش نخواهد یافت چون جنگ قدرت این جماعت را پایانی  ئبوده نیست.(ویدئو کلیپها را حتماً ببینید!)



..

” ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتا بل أحیاء عند ربهم یرزقون” 

گمان مبرید آنها که در راه  خدا می جنگند میمرند. آنها زنده اند و در درگاه الهی ارتزاق میکنند.

وقتی چشمم به آن قامت، هیبت و محاسن پیامبر گونه ابوبکرالبغدادی افتاد که با آن صلابت نبوی بر سکوی خطبه خطابت در مقام خیلفه مسلمین ظاهر شد و از مسلمانان جهان دعوت کرد تا با او بیعت کنند، این قامت پیامبر گونه، آن نگاه پررمز و اسرار او برایم غریبه نبود. تو گویی دیرآشنایی است که از کودکی و حتی از شکم مادرم با من بوده  و آیات الهی را در گوشم زمزه کرده است. آخر چگونه من میتوانستم حجة ابن الحسن العسگری(صوات االله علیه) را نشناسم ؟  او در نخستین خطبه مبارکش فرمود شما مرا به خلافت برگماردید، و اگر خطایی از من دیدید بمن یاد آور شوید! او حتی نخواست خود را برگزیده خدا بداند! او به مردم گفت شما مرا برگزیده ائید و شما حق دارید از من باز و خواست و مرا ارشاد کنید! آیا همین فروتنی پیامبر گونه، خود گواه حقانیت او نیست در هنگامی که با پیروزی ساعقه آسا بر کفر دنیا را به شگفتی واداشته است؟

بمجرد مشاهده هیبت الهی گونه اش نور الهی در قلب من تابیدن گرفت و گویی این خود جبرئیل است که ندا میدهد: ” یا ایها لذین آمنو…! این همان مهدی موعود است!

 در روایات و احادیث خوانده بودم که وقتی حضرتش ظاهر میشود فقط با چند سوار می آید و دنیا را فتح میکند.

آیا ظهور این مهدی با چند صد تن جان برکف جهادی که کمر یک ارتش ۹۰۰ هزار نفره ایی را که به ایران و آمریکا متکی بود شکست و ظرف فقط ۲۴ ساعت نه تنها دولت نوری المالکی بلکه جهانیان را شگفت زده کرد  برهان قاطع و پیام الهی مبنی بر حقانیت رسالت این بزرگوار مورد انتظار نیست و نبود؟ آیا ما مسلمانان به حجتی بیش از این نیاز داریم  تا دریابیم که دوران انتظار بسر آمده، عصرعدل و داد و حاکمیت اسلام محمدی فرا رسیده و پایان اسلام دروغین کاذبان دینی فرا رسیده  و دروغ، دشمنی، کلاهبرادری بنام دین و آخوندسالاری بنام اسلام بسر آمده است؟

من بعنوان یک مسلمان موعود گرا به دعوت مهدیمان لبیک گفته و با خلف این ذریه راستین پیامبر لبیک میگویم امیدوارم  اُمت اسلامی در لبیک گویی به دعوت الهی دوچار تأخیرنشود.!

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لاَ یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ

موعود گرای راستین

عراق بکدام سو میرود : ۲

Share Button

 یکی از مقامات روسیه چند روز پیش گفت که روسیه در برابر خطری که رژیم مالکی را تهدید میکند ساکت نخواهد ماند، این اولین بار است که پس از فروپاشی کمونیسم در روسیه، مقامات روسیه در باره کشوری مانند عراق با این لحن، لحنی که گویا موضوع آن حریم امینت ملی روسیه است  و نه کشوری که مدیریت آن هنوز زیر ملاحظات پارhگرافهای حقوقی قطعنامه های شورای امنیت قرار دارد، صحبت میکنند. این عکس العمل تند مسکو فقط حکایت از این دارد که مسکو در هماهنگی با ایران، پروژه جذب عراق را در حریم امنیت و دفاعی یا تهاجمی خود، پروژه ایی تحقق یافته تلقی میکرد و آنچه فقط لازم و باقی مانده بود تا این پروژه  از صورت بازیهای استتار شده کنونی خارج شده، با قد و قامت واقعی خویش، خود را نمایان سازد، برنده شدن نوری المالکی برای سومین دوره نخست وزیری بود. منتها آنچه را که هم آقای نوری المالکی، هم استراتژهای رهبری ایران، هم مسکو  در این سناریوی بظاهر خوش فرجام و کیفناک  تقریباً تحقق یافته ندیده بودند همان کدویی بود که مولوی شاعر بلند آوازه ما؛ کار از کار گذشته، غفلت ازآنرا برای کنیزک نگون بخت هلاکتبار وصف کرده بود.

 

این زلزله سیاسی که در عراق آغاز شده است به آنکشور محدود نخواهد ماند

بحرانی که سراسر عراق را از همه سو فر ا گرفته است میرود تا به یک سونامی از تحولات وسیع ژئواستراتژیک در منطقه منجر شود. ماهیت این بحران را بهیچوجه نباید  حتی با ماهیت تحولات بحرانی پس از حمله ناتو به عراق که منجربه سرنگونی صدام و حزب بعث شد یکی  گرفت زیرا در اثر آن حمله تغیرات واقعی بنیادی و پایدار در جایگاه ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک عراق رخ نداد و بر خلاف حضور  ظاهری آمریکا و غرب در آن کشور، بعلت پاره ایی پارامترهای اجتماعی، مذهبی و تاریخی از یکسو و از هم پاشیدگی شیرازه مملکت که موجب ایجاد خلأیی گردیده بود که نیروهای هوادار ایران آنرا پر کرده بودند، عراق هنوز تا تبدیل شدن به یکی از اقمار منطقه ایی غرب فاصله بسیاری داشت و از آن فاصله بسیارتر، فاصله تبدیل شدنش به یکی از پروکسی های غرب  و دول متحد آن درمنطقه بود.

پس از بحران اخیر و تقریباً  وارفتن خفت بار ارتش عراق در برابر نیروهای ضد مالکی (که من ابداً آنها را صرفاً داعش نمیدانم)، شرایط کاملاً جدیدی در این کشور پیدا شده است که میرود تا سمتگیری این کشور را در معادلات منطقه بطور کامل در آنسوی مرکز مختصات موازنه کنونی منطقه ایی قرار دهد. چنین تحولی نمیتواند همه جغرافیای نظامی و سیاسی منطقه اطراف کشور ما را زیر و زبر نسازد.

به گزارش نهار نت لبنان  و BBC  دیروز جمعه؛ نوری المالکی گفت که بهیچوجه از موضع خود برای گرفتن  پست نخست وزیری در دور جدید انتخاباتی صرفنظر نخواهد کرد و تسلیم نمیشود. این بمعنای اینست که اگر پارلمان  عراق در نشست ۴ روز آینده خود، او را عزل نکرده و یا نامزد دیگری را برای پست نخست وزیری معرفی کند، مسئله از را زور حل خواهد شد. و این بمعنای گشوده شدن دروازه جهنمی بروی  هواداران مالکی ونیروهای مداخله گر ایران در آنجاست که خاکسترشان هم از آنجا به خانه باز نخواهد گشت.

راز و رمز ایستادگی نوری المالکی بر انتخاب شدن مجدد به سمت نخست وزیری در این است که برای او در این موفق شدن یا شکست پارلمانی، تفاوت از مابین سکانداری کشتی سیاسی عراق تا پشت میله های زندان و شاید هم چوبه دار یا جوخه آتش باشد، و برای ایران هم از تبدیل شدن یکی از استانهای غیر رسمی اش به حساسترین و آسیب آفرین ترین خطوط امنیتی رژیم (من خط قرمز امنیتی رژیم را با خط امنیتی مملکت یکی نمیگیرم)،فاصله چندانی نیست.

تا آنجا که به سرنوشت لبنان و سوریه ، با سقوط رژیم مالکی مربوط میشود، جای بحث زیادی نیست که پس از مالکی نه عمر رژیم اسد چندان خواهد پائید نه حزب الله  دیگر در عرصه سیاسی لبنان بعنوان یکی نیروی سیاسی مسلح  در ان کشورباقی خواهند ماند.

یکی از مقامات روسیه چند روز پیش گفت که روسیه در برابر خطری که رژیم مالکی را تهدید میکند ساکت نخواهد ماند، این اولین بار است که پس از فروپاشی کمونیسم در روسیه، مقامات روسیه در باره کشوری مانند عراق با این لحن، لحنی که گویا موضوع آن حریم امینت ملی روسیه است  و نه کشوری که مدیریت آن هنوز زیر ملاحظات پارhگرافهای حقوقی قطعنامه های شورای امنیت قرار دارد، صحبت میکنند. این عکس العمل تند مسکو فقط حکایت از این دارد که مسکو در هماهنگی با ایران، پروژه جذب عراق را در حریم امنیت و دفاعی یا تهاجمی خود، پروژه ایی تحقق یافته تلقی میکرد و آنچه فقط لازم و باقی مانده بود تا این پروژه  از صورت بازیهای استتار شده کنونی خارج شده، با قد و قامت واقعی خویش، خود را نمایان سازد، برنده شدن نوری المالکی برای سومین دوره نخست وزیری بود. منتها آنچه را که هم آقای نوری المالکی، هم استراتژهای رهبری ایران، هم مسکو  در این سناریوی بظاهر خوش فرجام و کیفناک  تقریباً تحقق یافته ندیده بودند همان کدویی بود که مولوی شاعر بلند آوازه ما؛ کار از کار گذشته، غفلت ازآنرا برای کنیزک نگون بخت هلاکتبار وصف کرده بود.

 

Ukraine’s new defence minister promises Crimea victory

جنگ بین دو گروه شیعه با هم در کربلا

Share Button

دیلی تگراف بامداد امروز در گزارش نوشت که در نبرد بین  شیعیان طرفدار نوری الملکی و یک روحانی شیعه بنام محمود السرخی ۱۴ تن از دو طرف کشته شدند. این نشریه از این جنگ بعنوان  سرآغاز شکاف بین خود شیعیان نام برده است. ترجمه کامل گزارش و کامنت خودم را در زیر درج میکنم.

جنگ بین نذورات بگیران و موقوفه خواران دیروز در کربلا حد اقل ۱۴ قربانی گرفت

ImageProxy9

نیروهای وفادار به نخست وزیر نوری المالکی  دیروز چهار شنبه با شبه نظامیان درشهر کربلا به جنگ پرداختند. این نشانه ایی از بروز شکاف در خود صفوف شیعیان میباشد.

خبرنگاران محلی در این شهر گزارش میدهند که حد اقل ۱۴ نفر در این درگیریها کشته شده اند. درگیری زمانی آغاز شد که نیروهای دولتی، به منزل روحانی شیعه محمود السرخی، یک روحانی محلی حمله کردند.

چنین بنظر میرسد که این حمله  نیروهای دولتی بخشی از  تلاش نوری المالکی و شیعیان وفادار به او برای به کنترول در آوردن بخشهای مختلف جامعه در نبردی است که او علیه شورشیان سُنی که در سراسر کشور دامنه یافته، آغاز کرده است.

روز چهارشنبه، نخست وزیر به شورشیان سُنی “عفو”  داد  با این هدف که  آنها را از نیروهای جهادی  که رهبری عملیات ضد دولتی را بدست دارند.جدا کند.  مالکی در بیانیه عفو خود اعلام کرد: ” من اعطای عفو  به  همه قبایل  و همه کسانی که برعلیه دولت اقدام کرده اند و همه آنها که “میخواهند بخود آیند” را مورد نظر قرار داده ام مگر آنهایی که در کشتار دست داشته اند.

ایران با برگرداندن جنگنده های سوخوی ۲۵ به عراق، به کمک آقای نوری المالکی شتافته است. این هواپیماها در سال ۱۹۹۱ و در آستانه حمله  ایالات متحده به عراق به ایران پرواز داده شدند.

در هفته های اخیر، رهبران  دولتی و مذهبی از شیعیان دعوت و اصرار کردند تا مسلح شده و علیه جهادیون داعش بجنگند.

آقای  سرخی علیه فتوایی که  رهبرعالیرتبه  شیعه آیت الله العظمی علی سیستانی دایر بر دعوت به “حفاظت” کشور داده بود سخنرانی کرده بود. در پاسخ به این فتوا هزاران تن از شیعیان مسلح شدند تا با شورش سُنی ها که از شمال  به سراسر کشور گسترش یافته است بجنگند.

روز چهار شنبه ؛ علی نجفی، فرزند یک روحانی رده بالای و از طرفدار آیت الله سیستانی در شهر نجف،این روحانی را متهم کرد که در صدد تحت کنترول درآوردن قبر امام عباس در کربلا است تا از فرصت بلبشوی ناشی از شورش سُنیها در روزهای اخیر که کشور را بسوی تجریه میرند برای قدرت گفتن خود استفاده کند.

منابع مقیم کربلا میگویند که سه شنبه شب نیروهای امنیتی به دفتر آقای السرخی حمله کردند. تک تیراندازان در پشت بام خانه وی  مستقر شدند و هلی کوپتر توپدار بر بالای خانه به پرواز در آمدند.

محافظین آقای السرخی که از سوی نیروهای دولتی مورد حمله قرار گرفته بودند به آتش آنان پاسخ داده و یک وسیله نقیل دولتی را به آتش کشیدند.

ایستگاه تلویزیون خصوصی ال سومریه  گزارش داد که متعاعقب این زدوخوردها، کربلا تحت  حالت فوق العاده نظامی شدید قرا گرفته است.

پایان گزاری خبری دیلی تلگراف.

****************

کامنت من:

۱ ـ بینی آدمها خیلی زود به بوهای متعفن عادت میکند. امروز دیگر تبدیل شدن منزل روحانیون به دژ های نظامی برای ما عادی شده است. چه در زمان صدام و چه شاه در ایران بندرت دولتمرد یا مقام عالیرتبه نظامی بود که یک پاسبان هم از آن محافظت کند.

۲ ـ مقام معظم چند روز پیش فرمودند که جنگ سُنی و شیعه دروغ است. با رخداد دیروز کربلا معلوم است که ایشان کاملاً درست فرمودند چون گویا جنگ؛ جنگ بین خود جنگسالاران شیعه و باندهای مختلف روحانیت شیعه بر سر قلمرو نفوذ است. مانند جنگ باند های مافیایی. سران مافیا برای تسلط بر کازینوها می جنگند و روحانیون شیعه بر سر موقوفات و وجوهات و نذورات این مقابر و زیارتگاهها. شوخی نیست مسئله، مسئله میلیاردها دلار در سال است.

۳ ـ با شروع نبرد برسر کنترل قبر حظرت عباس بین دو مدعی متولی گری آن، برای شیخ حسن روحانی رئیس جمهور مملکت ما که چند روز پیش گفت: ” ما با تمام امکانات خود از عتبات عالیات و.. دفاع خواهیم کرد و اجازه نخواهیم داد….” حالا این مشکل پیش می آید که سپاه و ارتش “ملی” ایران بفرمان ایشان بنفع کدامیک از موقوفه خواران و وجوهات گرد آوران و نذورات بگیران حرم حضرت عباس با تمام امکانات وارد جنگ خواهند شد؟

Shia rivals clash in Iraqi holy city of Karbala

At least 14 people reported killed as forces loyal to Prime Minister Nouri al-Maliki clash with supporters of Shia cleric Mahmoud al-Sarkhi

destroyed police trucks after clashes between fighters of the al-Qaida-inspired Islamic State of Iraq and the Levant and Iraqi security forces in central Tikrit

Destroyed police trucks after clashes between fighters of Isis and Iraqi security forces in central Tikrit Photo: AP

By Ruth Sherlock, Najaf

5:15PM BST 02 Jul 2014

Forces loyal to Iraqi Prime Minister Nouri al-Maliki fought with militiamen in the holy city of Karbala on Wednesday, in the first signs of a split within the Shia ranks.

Local journalists in the city reported that at least 14 people were killed when government forces staged a raid on the headquarters of Mahmoud al-Sarkhi, a local Shia cleric.

The attack appeared to be part of a move by Mr Maliki and his Shia led government to consolidate his grip on Shia sections of society, as he grapples against a Sunni insurgency that has swept across the north of the country

On Wednesday, the prime minister announced an “amnesty” in a bid to draw Sunni tribal support away from jihadist groups who have led the military advance.

“I announce the provision of amnesty for all tribes and all people who were involved in actions against the state” but who now “return to their senses”, excluding those involved in killings, Mr Maliki said.

Iran has come to Mr Maliki’s aid, reportedly returning Su-25 fighter planes to Iraq, which were flown to Iran in 1991 ahead of the US led bombardment of the country.

The government and Shia religious leaders have called on Shia support in recent weeks, urging them to take up arms against the jihadist from the Islamic State of Iraq and al-Sham.

Mr Sarkhi had spoken out against the fatwa by Iraq’s top cleric Grand Ayatollah Ali al-Sistani, whose call to “protect” the country caused thousands of Shia men to take up arms to fight the Sunni insurgency that is sweeping down from the north.

On Wednesday Ali Najafi, the son of a major pro-Sistani cleric in the nearby city of Najaf, accused the cleric of seeking to seize control of the Imam Abbas shrine in Karbala, in a bid to gain power during the last tumultuous weeks of insurgency which are threatening to tear Iraq apart.

Sources in Karbala said that on Tuesday night, security forces stormed Mr Sarkhi’s office. Snipers were positioned on rooftops and helicopter gunships flew overhead.

Mr Sarkhi’s guards reacted by attacking the government troops, setting fire to a Humvee.

The private al-Sumariyah tv station reported that Karbala was under a tight curfew as a result of the fighting.

منابع مقیم کربلا میگویند که سه شنبه شب نیروهای امنیتی به دفتر آقای السرخی حمله کردند. تک تیراندازان در پشت بام خانه وی  مستقر شدند و هلی کوپتر توپدار بر بالای خانه به پرواز در آمدند.

محافظین آقای السرخی که از سوی نیروهای دولتی مورد حمله قرار گرفته بودند به آتش آنان پاسخ داده و یک وسیله نقیل دولتی را به آتش کشیدند.

ایستگاه تلویزیون خصوصی ال سومریه  گزارش داد که متعقب این زدو خوردها کربلا تحت  حالت فوق العاده نظامی شدید قرا گرفته است

 

Zuhair Sharba, the keeper of the holy Imam Ali shrine in Najaf said: “We are expecting Sarkhi’s men to attack here too. We are defending Karbala with our men. This is competition for power.”

منابع مقیم کربلا میگویند که

عراق بکدام سو میرود؟

Share Button

ائتلاف شیعه، مالکی و نیروهای پروکسیکال و واسالی ایران در این ده ساله چنان قانون شکنی هایی کرده اند و به کارهای مباردت ورزیده اند که  دیگر مسئله از دست دادن دولت را برای خود به مسئله “بودن و نبودن” تبدیل کرده اند. بنا براین  پیش فرضها، که زمینه بسیار جدی دارند، من فکر میکنم بحران عراق بسوی حل نظامی پیش میرود. کودتای نظامی یا جنگ داخلی. دراین شرایط و در این رابطه حرف آخر را تفنگ و قدرت آتش خواهد زد. 

خبر تازه:

مهم!
  طبق گزارش دیلی تلگراف  در درگیری مسلحانه بین هواداران یک روحانی شیعه و نیروهای مسلح مالکی  حد اقل ۱۴ تن کشته شدند. متن ترجمه شده گزارش دیلی تلگراف را در اینجا زیر ببینید. 

و خبر تازه تر ۴ ژولای:

به گزارش نهار نت لبنان  و BBC امروز جمعه مالکی گفت که بهیچوجه از موضع خود برای گرفتن  پست نخست وزیری در دور جدید انتخاباتی صرفنظر نخواهد کرد و تسلیم نخواهد شد. این بمعنای اینست که اگر پارلمان در نشست ۵ روز آینده او را عزل نکند، مشئله از را زور حل خواهد شد. و این بمعنای گشوده شدن دروازه جهنمی بروی نیروهای مداخله گر ایران در آنجاست که خاکسترشان هم از آن به خانه باز نخواهد گشت.

 

[image]

In Karbala, a city revered by Shiites world-wide, the threat of an attack by Sunni rebels has mobilized thousands of volunteer fighters who have lost faith in the Iraqi government to protect them.

شیعیان برای نبرد در شهر مقدس عراق آماده میشوند

عکس از وال استریت: درکربلا شهر مقدس مورد اشتهار در دنیا،  قطع امید  کرده در حفاظت شهر از طرف نیروهای دولتی  هزاران نفر بسیج شده اند تا در برابر تهدید سنی مذهبان بایستند  

 برای درک چشم انداز تحولات کنونی عراق اکیداً لازم است که رویکرد و واکنش همه آن نیروهایی که بنحوی مستقیم و غیر مستقیم  در جهتگیری سیر حواث کنونی تأثیر تعین کننده دارند مورد سنجشگری بسیار دقیق قرار گیرد. موضعگیری خود مالکی، کردها و اپوزیسیون تحت رهبری ائتلاف الوطنیه (لیست العراقیه سابق به رهبری علاوی)، حزب الدعوه به رهبری حکیم و بالخره جیش مهدی و بازیگران خارجی تآثیر گذار: آمریکا عربستان، ایران، ترکیه و اردن .. حائز اهمیت است.

در نشست پارلمانی دوشنبه گذشته که اولین نشست پارلمانی جدید بود، نوری المالکی که به لابی سازی ایران برای برنده شدن خود امید بسیار بسته و بدان متکی بود برخلاف انتظار خویش نه تنها نتوانست به آن نتیجه ایی که میخواست یعنی انتخاب شدن در همان نشست اول بعنوان نخست وزیر برسد بلکه مجلس پس ازنیمساعت تعطیل و نشست بعدی خود را در این شرایط فوق اضطراری به هفته بعد موکول کرد. گذاردنِ خود یکهفته مدت برای نشست بعدی نشان از این دارد که مالکی خیلی با آنچه میخواست فاصله دارد و محتاج زیرکاری زیاد تری  و یا کلاً تغیر استراتژی.

تصورنمی شود از جلسه هفته آینده و جلسات پس از آنهم هم آبی داغ شود.

نوری المالکی علیرغم وضع بسیار نامساعد سیاسی خود از هرجهت، کمترین نشانه ای که بر کمترین آمادگیش برای کنار رفتن و یا تن  دادن  یک به دولت فراگیر دلالت کند از خود نشان نمیدهد. او دیروز با یک ژستی که کپی رفتار بشاراسد در سوریه و در وضعیت مشابه بود عفو عمومی اعلام کرد. معنی ساده این ژست اینست که او بجای دراز کردن دست خود بسوی منتقدین و مخالفین خود،  برداشتن گام جدی و بزرگ و گردن نهادن به توصیه آمریکا و سیستانی و انگلیس و احزاب مخالف برای تشکیل یک دولت نجات ملی و تقسیم قدرت؛ همچنان مصمم است؛ با مراجعه مستقیم  به  جامعه بزیان رقبای سیاسی و دور زدن دیگر مدعیان سیاسی، با دادن خرده امیتازات بی اهمیت حتی بمعنای تاکتیکی؛ بحران را از طریق زور  وقوه قهریه حل کند. تلاش سرسام آور برای بسیج سریع چنان میلیشیای شیعه ایی که پشت سر او در یک جنگ فراگیر بایستد و دریافت هواپیما جنگی از ایران بخوبی اینرا نشان میدهد.

تحویل یا ارسال هواپیماهای  شکاری بمب افکن سوخو از سوی ایران، با آن پنهان کاری های ابلهانه که خیلی زود تر از آنچه انتظار میرفت فاش شد، نشان میدهد که برنامه ریزی تیم ایرانی و عراقی مدیریت بحران تا چه حد با اشتباه محاسبه همراه بوده است. این سناریوی ناشیانه چنان با دست و پا چلفتی تنظیم شده بود که من در همان نگاه اول به خبر خرید هواپیماهای جنگی سوخو از بلاروسی و روسیه، نوشتم این یک صحنه سازی برای تحویل هواپیماهایی است که زمان جنگ به ایران پرواز داده شده اند. بیش از سه روز نگذشت که واقعیت قضیه بهمان صورت که من تحلیل کرده بودم رخ داد و با زمانی بمراتب کوتاه تر از آنچه انتظار میرفت. درست درآمدن این پیش بینی را من بهیچوجه بحساب تیز هوشی تحلیلی خود نمیگذارم بلکه بحساب ناشیانه بودن طرح و نحوه اجرای این سناریو میدانم که روزنه ایی بسوی دشت توان مدیریتی طراحان و مجریان آن است از تهران تا مسکو.

نوری المالکی دیروز پس از اعلام عفو عمومی که بنظر من کمترین تأثیری در نرمش مخالفان نخواهد داشت، در یک مصاحبه گفت که راه حل بحران نه دولت فراگیرملی، بلکه اتحاد پشت سر دولت او برای سرکوب شورش است. او قادر نیست بداند که با چنین سماجتی که برای باقی ماند در قدرت میکند، حتی میتواند در موضع بسیاری از نیروهای تأثیر گذار نسبت به همان شورشیان تٍأیری معکوس و بزیان خود ایجاد کند و بجای ایجاد اتحاد در پشت سر خود موجب  تجمع بیشتر نیرو واتحاد بیشتر مخالفین در پشت سر نیروهای شورشی گردد.

مالکی با این مصاحبه نشان داد که مصمم است بحران را با زور نیروی مسلح و در درجه نخست استفاده از وسیع نیروی هوایی فرونشاند که این خود نشان از ضعف پایگاه مردمی او دارد. راهبردی که ۱۸۰ درجه با رهیافت مورد نظر منتقدین او، آمریکا و بسیاری از متحدین سابق خودش در تناقض است. سر سختی مالکی نمیتواند موجب نرم شدن کردها، مقتدا صدر و حتی  آیت الله سیستانی نسبت به او گردد که خواهان تشکیل سریع دولتی فراگیر شده اند. چنین رویکردی نیز نمیتواند فاصله آمریکا و مالکی را که تشکیل دولت نجات ملی را برای شرط اساسی شرکت نیروهای خود در عملیات نظامی علیه شورشیان نهاده است، بیشتراز اینکه هست نکند. این رویکرد نمیتواند امریکا و دیگران را به این فکر نیاندازد که برای برکنار کردن او تدبیردیگری  نیاندیشند.

سماجت مالکی درخود مرکز بینی خویش برای مدیریت بحران بروشنی نشان میدهد که با ادامه رهبری او بهیچ وجه شانسی برای حل مسالمت بحران وجود نداشته و روند گسترش خشونت و جنگ داخلی بطور قطع بر روند صلح  و آشتی غلبه خواهد کرد.

نوری المالکی زمانی و در شرایطی بر حل مسله از راه زور تأکید میکند، که وضعیت نیروهای نظامی تحت فرمان او از یکماه قبل نه بهتر است و نه میزان پشتیبانی سیاسی از او بیشتر شده است. برعکس، همه حوادث این سه هفته بمعنای فرسایش جدی نیروهای او و اتوریته سیاسی اش میباشد.

در اینجا این سئول بسیار مهم مطرح میشود که آیا او با این اشتباده محاسبه و رویگرانی از دیدن واقعیت مشاعر خود را از دست داده است یا امید بجای دیگری بسته است؟

بنظر من او کاملاً  قادر به دیدن  و درک فرسودگی و ضعف ارتش و فرسایش پایگاه سیاسی خود هست ولی او امید به ایران و روسیه بسته است و در این تردیدی نیست. ولی سئوال مهمتری که در این رابطه پیش می آید اینست که نوری المالکی و ایران تا کجا میتوانند در برابر فرایند حقوقی و سازو کار های پارلمانی درجریانی مقاومت کنند که بسوی صلب صلاحیت او پیش میرود؟ آیا اینهمه سرسختی معنایش این نیست که او حاضر است حتی از فرایند تصمیم گیری پارلمانی نیز با اتکا به نیروی مسلح چه مال خودش چه شبه نظامیان شیعه و چه سپاه پاسداران ایران عبور کرده و در برابر تصمیم پارلمان بایستد که معنای آن چیزی جز کودتای نظامی نیست.

تأکید میکنم با جنجال و بلبشویی که جلسه نخست پارلمان را فرا گرفت بهیچ وجه انتظار نمیرود که مالکی کمترین شانسی برای گرفتن رأی اعتماد مجلس شو. اینکه او چه خواهد کرد؟  یک سئوال و مسئله بسیار جدی است.

دیروز نماینده سازمان ملل و نماینده آمریکا پس از بی نتیجه ماندن اجلاس پارلمانی، بشدت هشدار دادند که زمان برای مهار بحران در حال از دست رفتن است.

من جز این نمیتوانم بگویم که چه ایران و چه مالکی در وضعیتی قرار گرفته اند که از دست دادن قدرت را نه یک شکست ساده سیاسی و باقی ماندن درصحنه بعنوان اپوزیسیون، بلکه یک چرخش استراتژیکی میدانند که نه تنها حیات سیاسی آنها بلکه حتی حیات فیزیکی آنها را تهدید میکند.

ائتلاف شیعه، مالکی و نیروهای پروکسیکال و واسالی ایران در این ده ساله چنان قانون شکنی هایی کرده اند و به کارهای مباردت ورزیده اند که  دیگر مسئله از دست دادن دولت را برای خود به مسئله “بودن و نبودن” تبدیل کرده اند. بنا براین  پیش فرضها، که زمینه بسیار جدی دارند، من فکر میکنم بحران عراق بسوی حل نظامی پیش میرود. کودتای نظامی یا جنگ داخلی. دراین شرایط و در این رابطه حرف آخر را تفنگ و قدرت آتش خواهد زد.

ولی سئوال آخردر این رابطه اینست که اگر چنین شود هزینه آن برای ایران، ملت و رژیم حاکم آن چه خواهدبود؟ پاسخ من اینست که بیشتر آنچه که میتوان در حال کنونی تصورش را کرد.

سوخوهای روسی ایرانی از آب درآمدند!

Share Button

این هواپیماهایی که به عراق ارسال میشود دارایی شخصی آنهایی نیست که به ارسال آنها به عراق تصمیم میگیرند. اینها بخش ناچیزی از آن غرامت هزاران میلیارد دلاری میباشد که دولت ما بخاطر رابطه فرقه ایی و واسال گونه اش با رژیم نوری المالکی، مطالبه آنرا به محاق فراموشی سپرده است و حال با تحویل رایگان این هواپیما و قطعاً تأمین خدمات پروازی، فنی، تجهیزاتی آن و هزینه عملیاتی آنرا نیز بحساب جیب ملت متقبل خواهدشد. 

Fighter aircraft, from online video

جتهای جنگی ایران  برای کمک به جنگ علیه داعش  بکار گرفته شدند

رادیو وسایت BBC لحظاتی پیش خبر دادند: که جتهای جنگی ایران در عراق وارد عملیات نظامی شدند. بگفته BBC   دلایل غیر قابل انکاری وجود دارد که ایران هواپیماهای جت سوخو تحویل عراق داده است.

 برابر تحلیل انستیتوی مطالعات استرتژیک IISS لندن تحویل سری های بعدی هواپیماها از طرف ایران خواهد بود.

 یک فیلم ویدئویی که روی صفحه اینترنت ظاهر شد اینرا نشان میدهد. ایران این جتها را به عراق تحویل میدهد تا در ضد حمله علیه شورشیان سنی که از طرف Isis هدایت میشوند بکار گرفته شوند. دلایل بسیار غیر قابل انکاری در ارسال این هواپیما به عراق وجود دارد. روسیه نیز چند فروند  از این هواپیماها راچند روز پیش به عراق تحویل داد. در لندن گفته میشود پارتی های بعدی تحویل شده در این ماه (اول ژولای) از طرف ایران میباشد.”

قضاوت اینکه ارسال این هواپیماها که بمعنای وارد شدن مملکت ما به جنگی است که خارج شدن از آن دیگر با دولت ما نخواهد بود، به نوع  تعلقات سیاسی هرکسی مربوط میشود ولی ورای اینکه عقیده و سلیقه شخصی هر کس در این زمینه چیست، هزینه ای که در این میان گذارده میشود دیگر فردی و منحصر به تأئید کنندگان این سیاست جنگ طلبانه نیست بلکه دامن همه ملت و مملکت را میگیرد.  فرا تر از این، این هواپیماهایی که به عراق ارسال میشود دارایی شخصی آنهایی نیست که به ارسال آنها به عراق تصمیم میگیرند. اینها بخش ناچیزی از آن غرامت هزاران میلیارد دلاری میباشد که دولت ما بخاطر رابطه فرقه ایی و واسال گونه اش با رژیم نوری المالکی، مطالبه آنرا به محاق فراموشی سپرده است و حال با تحویل رایگان این هواپیما و قطعاً تأمین خدمات پروازی و فنی و تجهیزاتی آن، هزینه عملیاتی آنرا نیز بحساب جیب ملت متقبل خواهدشد.

با نگاه به عکسهای دو فروند جت شکاری سوخوی شماره گزاری شده  که با شماره ۵۶ در بدنه آنها و علامت پرچم دایره مانندن ایران از روی بدنه آن یک پاک شده اولاً معلوم میشود آن هواپیماهایی که ادعا میشد عراق از روسیه ۲۴ ساعته خریده هواپیماهای رنگ شده یا علامت زدوده شده ایرانی بوده اند ولی سئوال بزرگ اینست که این پنهان کاری که بوی خیانت میدهد تا کجا میتوانسته پنهان بماند و از چشم کی میبایستی پنهان شود؟ جز ملت خودمان!Image released by IISS showing jet serial numbers

The IISS says that the serial numbers on the aircraft seen in a video posted online by the Iraqi Ministry of Defence correspond with known serial numbers of aircraft in the
.Iranian fleet
اینستیوی مطالعات استراتژیک لندن میگوید که شماره روی هواپیمایی که  وزارت دفاع عراق علکس آنرا در اینترنت انتشار داده است مطابق با شماره هواپیمایی ایرانی است..

 

تا اینجای قضیه مربوط به خیانتی است که پنهانی و در سکوت علیه مصالح ملی ما انجام میشود ولی این همه قضیه نیست. در بعد سیاسی و انسانی و جنگی، تأکید دولت مالکی برای دریافت هواپیما و تسلیم شدن دولت ما به ارسال این جنگنده ها نشان از این دارد که استراتژِی جنگی دولت مالکی و مشاوران ایرانی آن؛ همچنانکه قبلاً هم گفته ام، استفاده وسیع از بمباران مناطق تحت کنترول پیکارجویان ضد مالکی است. اولین معنای این راهبرد جنگی اتخاذ شده اینست که تمام ارتش چند صد هزار نفر مالکی و نیروی ویژه قدس که اینهمه در باره سلحشوری و شهادت طلبی آن رجز خوانی میشود، آمادگی برخورد با چند صد یا چند هزار شورشی غیر منظم را ندارد. اشتباده است اگر گفته که  شود تعداد شورشیان بیش از چند هزار است زیرا در این صورت دیگر شورشی درکار نیست بلکه یک قیام وسیع مردمی در میان است که در این صورت هم؛ ارتش و نیروی هواهی ما یک قیام مردمی را مستقیماً سرکوب ومردم را زیر بمباران وسیع قتل و عام میکند و باتوجه به اینکه همه قیام کنندگان هم  مرد جنگی نیستند ولو اینکه از پیکار جویان حمایت کنند، استفاده وسیع از نیروی هوایی فقط ذلیلی نیروی زمینی و پیاده ایران و مالکی را نشان میدهد.

 نیروی هوایی استقراضی مالکی از ایران که  بی شک خدمه پروازی ایرانی هم آنرا عملیاتی خواهند کرد، از تاکیتک زمین سوخته و بمباران کور پیروی خواهند کرد. ولی بنظر من این تاکتیک که موقتاً در سوریه جواب داد در عراق بعلت بحران سیاسی در درون خود حاکمیت و دخالت دول منطقه و غرب جواب نخواهد داد و به باتلاقی شدن میدان جنگ برای ایران منجر خواهد شد. و من با تأسف پیش بینی میکنم که این ماجراجویی هزینه زیادی را روی دست ملت و میهن ما خواهد گذارد.

توجه!

مطالعه مطلب لینک زیر را نیز که در همین زمینه است ، توصیه میکنم.

مسئله ساختگی خرید سوخوی روسی مالکی و خیانت بزرگ هیئت حاکمه ایران

‘Iranian attack jets deployed’ to help Iraq fight Isis

By Jonathan MarcusBBC diplomatic correspondent
A video posted online appeared to show the fighter jets in Iraq

Iran has supplied Iraq with attack jets to help it counter an offensive by Sunni rebels led by the Islamist group Isis, strong evidence suggests..

Russia supplied an initial delivery of the aircraft just a few days ago.

But analysts at the International Institute for Strategic Studies (IIS

S) in London say that a further delivery, on 1 July, originates from Iran.

This means that the US – which has also sent aircraft to Iraq – is operating alongside Iran in this conflict.

The US has deployed drones and helicopters to Iraq and is actively gathering intelligence on the advance by the Islamic State in Iraq and the Levant (Isis). Washington is also supplying Iraq’s existing air force with Hellfire missiles.

In this case adversity has made for strange bed-fellows.

Image released by IISS showing jet serial numbersThe IISS says that the serial numbers on the aircraft seen in a video posted online by the Iraqi Ministry of Defence correspond with known serial numbers of aircraft in the Iranian fleet.
Image comparing jetsMr Dempsey of the IISS notes that “the camouflage scheme visible on the three aircraft is also identical to that currently applied to Iranian Su-25s; a scheme not adopted by any other operators.” He says there appear to have been attempts to conceal the original markings “with evidence of key positions being painted over. This includes the location of Iranian roundels on the side of the air intakes along with a large proportion of the tail fin normally occupied by a full serial number, the Iranian flag and the IRGC insignia.”

Joseph Dempsey, an analyst for the IISS’s Military Balance publication, has carefully studied video of the aircraft released by the Iraqi authorities.

He told the BBC that he believes that some of the aircraft – Sukhoi Su-25 “Frogfoot” ground attack jets – operating in Iraq are indeed Iranian.

“Imagery analysis,” he says, “makes this the most logical conclusion. The markings, serial numbers and camouflage all fit with what we know of the Iranian fleet.”

Iran maintains a small number of Su-25 aircraft, operated by the Iranian Revolutionary Guard Corps (IRGC).

Ironically, the majority of these aircraft used to be part of the Iraqi Air Force – seven Su-25s sought refuge in Iran during the First Gulf War.

Contrary to Iraqi wishes, these aircraft were retained and later brought into Iranian service.

Of course it is much harder to determine who is actually flying the aircraft.

Mr Dempsey says that “while Iraq may retain some capability, having operated the aircraft in the past, any pilots would not have had any flying experience for at least 11 years.

“So it would strongly suggest that some level of external support is required,” he says.

******************************

 

اینهم گزارش نهارنت لبنان  در همین زمینه

Experts Say Iraq’s New Warplanes Likely from Iran

!

W460

Three Sukhoi ground attack jets shown landing in Iraq in a video released by the defense ministry are likely from Iran, a think tank said Wednesday.

Iraq has purchased more than a dozen Sukhoi jets from Russia in a bid to bolster its forces in their battle against a sweeping militant offensive that has overrun large areas of five provinces.

On Tuesday, the defense ministry said a second group of five Sukhoi aircraft had arrived in the country, implicitly as part of the Russian deal.

The online statement was accompanied by a video showing Su-25s landing in Iraq.

But the London-based International Institute for Strategic Studies said its analysts believe the jets came from Iran.

IISS said Iranian Su-25s are given “a narrow range of six-digit serial numbers” and that the two digits painted on the three planes shown in the video correspond to the final digits of Iranian serial numbers.

IISS also posted side-by-side photos of one of the aircraft in the video and an Iranian Su-25, showing that the numbers and camouflage pattern are the same.

“Attempts to conceal original operator markings are also apparent, with evidence of key positions being painted over,” IISS said.

“This includes the location of Iranian roundels on the side of the air intakes along with a large proportion of the tail fin.”

Additionally, the three aircraft carried wing-mounted fuel tanks, indicating that they were flown in, while the first group of aircraft delivered under the Russian deal arrived disassembled in a cargo plane.

IISS also noted that most of Iran’s Su-25s are actually from the air force of executed dictator Saddam Hussein, with seven Iraqi planes having escaped east during the Gulf War in 1991.

The two countries fought a 1980-88 war in which Iraq used its Su-25s against Iran, but the governments of the two Shiite-majority states have grown close since Saddam’s overthrow in 2003.

 

 

.

 

اعلام جنگ داعش علیه القاعده!

Share Button

امرزو پس از سه هفته که من با یک محاسبه منطقی نوشتم که داعش چالشی برای القاعده خواهد شد، روزنامه الشرق الاوسط در یادداشتی با عنوان ” اعلام خلیفه گری داعش یعنی اعلام جنگ با القاعده” به نقل از یک کارشناس در مسائل و گروههای جهادی و عضو شوای ائتلاف ملی سوریه مینویسد: ” عبدلرحمن ال ـ حاج، عضو ائتلاف ملی سوریه  و کارشناس روی گروههای جهادی، به الشرق الاوسط گفت: “یکی از آنهایی که با اعلام این “خلیفه گری ” سخت ترین ضربه ها را خواهد خورد امین الظواهری است که با این رخداد او خود را درجایی میبیند که شاگرد او از او طلب پشتیبانی و بیعت میکند.”

A gunman in the Syrian city of Raqqa waves an Isis flag - 29 June 2014

در پوکر خونینی که در عراق آغاز شده  نتیجه برد و باختش بودن یا نیست شدن است، کمتر تحلیلگیری هرچند زبردست، میتواند موثقاً و مستند بگوید چه کارتهایی در دست چه بازیگرانی هست و این بازی خونین “بود و نبود” چگونه پیش خواهد رفت. بنظر من حتی روسیه هم با تمام دم ودستگاه عریض و طویل اطلاعاتی خود نمیداند معرکه گردان بازی دقیقاً کیست و چه آس هایی در آستین خود دارد که تک تک بر زمین خواهد زد.

بنظر من فقط غرب به رهبری آمریکا و در هماهنگی باعربستان و احتمالاً ترکیه، مصر، قطر و امارات بر صحنه پیکار یا بازی مسلطند و برای هرگونه واکنشی از طرف یا طرفهای مقابل خود آماده اند تا کارت مناسب را زمین زده وحرکت مناسب را بموقع انجام دهند.

با قدری دقت در واکنشهای عکس العملی نوری المالکی، ایران و روسیه و اظهارات در حد هذیان گویی آنان، با قطعیت میتوان گفت که آنها بطور کامل کنترول خود را بر بازی از دست داده و طبق مانورهای هدفمندانه طرف مقابل چون حیوان بدام افتاده ایی  جست و خیز میکنند.

سون تسو ژنرال نامدار چین باستان میگوید: یک ژنرال زیردست آنست که به مغر و استراتژی دشمن حمله کرده او را چنان گیج کند که بتواند بدون جنگیدن براو چیره شود. بنظر میرسد که آنچه اینروزها درعراق رخ میدهد این آموزه هوشمندانه اوست.

فقط کافیست به فریاد کمک خواهی وحشتزده  نوری المالکی در روزهای نخست حمله شورشیان ضد دولتی نگاهی بیاندازیم که از آمریکا، قبایل سنی مذهب و پیشمرگه های کرد درخواست کمک میکرد. آمریکا که نخست خود را دست پاچه و غافلگیر شده نشان میداد بعداً با خونسردی غیر قابل تصور و دست بدست کردن و ژست های مثبت و منفی بسیار سرانجام بدفعات صراحتاً اعلام کرد تا خودِ سیاستمداران عراقی روی تشکیل یک دولت “فراگیر نجات ملی” توافق نکنند، آن دولت هیچ گام عملی نظامی علیه شورشیان  برنخواهد داشت. و این نوری المالکی که دوسال قبل با یک جان سختیِ مغرورانه، در برابر درخواست آمریکا برای اعطای مصونیت قضایی به نیروی مستشاری آن ایستاده بود، دو هفته پیش  ظرف چند ساعت تسلیم شد و برفراز سر پارلمان و هئیت دولت خود، شخصاً امضای خود را زیر پیمان اعطای مصونیت قضایی به نیروی مستشاری آمریکا گذارد. مشابه همان موافقتنامه ایی که آیت الله خمینی در پانزده خرداد آنرا کاپیتالاسیون نام گذارده بود.

پس از امضای این  قرارداد از سوی مالکی، صد ها مشاور نظامی و تعدادی هوپیماهای تجسسی و ردگیری و رزمی  بی خلبان وارد خاک و آسمان عراق شدند، ولی نه برای دفاع از مالکی بلکه برای “دفاع از سفارت آمریکا و دیپلماتهای” آن کشور و فکر میکنم در روزهای آینده بر تعداد آنها هم افزوده خواهد شد. آمریکا با گذشت هر روز، با قاطعیت و صراحت بیشتری میگوید که تا هنگامیکه دولت نجات ملی[ که در عمل یعنی عزل خود مالکی و کنار رفتن ائتلاف شیعه کنونی] تشکیل نشود، به هیچگونه اقدام نظامی علیه” داعش” و شورشیان اقدام نخواهد. و من در همینجا میگویم در صورت کنار رفتن مالکی و تشکیل دولت نجات ملی، دیگر جنگی و داعشی نخواهد ماند تا آمریکا با آن بجنگد! وقتی لحاف ملا برده شود همه جنجالها هم فروخواهد نشست.

امرزو پس از سه هفته که من با یک محاسبه منطقی نوشتم که داعش چالشی برای القاعده خواهد شد، روزنامه الشرق الاوسط در یادداشتی با عنوان ” اعلام خلیفه گری داعش یعنی اعلام جنگ با القاعده” به نقل از یک کارشناس در مسائل و گروههای جهادی و عضو شوای ائتلاف ملی سوریه مینویسد:

” عبدلرحمن ال ـ حاج، عضو ائتلاف ملی سوریه  و کارشناس روی گروههای جهادی، به الشرق الاوسط گفت: “یکی از آنهایی که با اعلام این “خلیفه گری ” سخت ترین ضربه ها را خواهد خورد امین الظواهری است که با این رخداد، او خود را درجایی میبیند که شاگرد او از او طلب پشتیبانی و بیعت میکند.”

پیشمرگه های کرد هم به کمک آمدند! اما نه کمک به نوری المالکی و ارتش او بلکه برای آزادی سازی  و تصرف مناطق کرد نشین مورد دعوا با دولت مرکزی . آنها کرکوک و مناطق بیشتری را در اطراف آن گرفتند که خواب تصرف آنجا ها را هم قبلاً نمی دیدند بدون اینکه حتی تق و پوقی بین آنها و شورشیان رخ دهد.

مقتدا صدر هم با جیش المهدی خود آمد! ولی او بنام مبارزه با شورشیان نیروهای خواب رفته خود را بیدار و بسیج کرده  به خیابانها آورد ، نه برای  کمک به نوری المالکی بلکه برای رویارویی پارلمانی و احتمالاً خیابانی با او در آینده اگر لازم افتد و نوری المالکی بهیچ وجه درموقعیتی نیست که با گشودن جبهه ای در برابر مقتدا صدر در دو و یا سه جبهه بجنگد که بمعنای تسریع نابودی خود است.

نوری المالکی امید داشت که امروز از مجلس عراق حکم نخست وزیری دوره سوم خود را دریافت دارد و خدا میداند که او، رژیم ایران و روسیه چقدر برای اینکار و تا چه مدت کار پشت جبهه ایی و لابی سازی پارلمانی کرده بودند که با خروج  گروه ایادعلاوی و کردها از جلسه امروز پارلمان و خطر امتناع بسیاری از نمایندگان  از رأی دادن به مالکی، جلسه تعطیل و جلسه بعدی به یکهفته بعد موکول شد و این درحالیست که آیت الله سیسانی معتبرترین مرجعیت شیعه در عراق و شاید در جهان، طی فتوایی از سیاستمداران و پارلمانتاریستهای عراق خواسته بود هرچه زود تر دولتی فراگیر تشکیل دهند و انتخاب نخست وزیر و رئیس جمهورو و رئیس مجلس را به تعویق نیاندازند.

معنای عملی به تعویق افتادن جلسه مجلس اینست که آن نمایندگانی که در دادن رأی مثبت به نوری مالکی بین شک و تردید (فرصت طلبانه) یا (مصلحت طلبانه ) قرار داشته اند با مشاهده چرخش سریع اوضاع بزیان وی، در نشست بعدی  و یا نشست بعد از بعدی، علیه او رأی خواهند داد و از اینرو من فکر میکنم مالکی شانس برنده شدن در پارلمان را بطور قطع از دست داده است و تنها شانس او کودتای نظامی  بکمک سپاه مستأصل قدس است که از خود رئیس جمهور درمانده تر شده و در تله گیر کرده است.

مسئله دادن و ندادن رأی اعتماد مجلس به دولت مالکی درعراق را نبابد یک پدیده عادی سیاسی مانند  دیگر کشورها که یک نخست وزیر میرود و یکی دیگر میآید تلقی کرد ویا حتی با یک فرض، در مقایسه با ایران، شبیه رفتن احمدی نژاد و آمدن موسوی  یا کروبی، بلکه این جابجایی در دولت عراق در شرایط کنونی، مانند رفتن احمدی نژاد و آمدن مسعود رجوی است. یعنی چرخش کامل اوضاع فلکی سیاسی عراق و تغیرات وضعیت ژئواستراتژیک و ژئوپولیتیک آنکشور است، یعنی تبدیل این استان “سابقاً” غیر رسمی ایران اسلامی و حکومت واسالی آن که سران نظامی سپاه ما بدان می بالیدند، به متحد نزدیک عربستان و امارات و آمریکا و انگلیس است! یعنی استقرار آمریکا در آنسوی مرزهای غربی  ما!

سناریوی داعش سازی تنها ایران و سوریه را نشانه نگرفته است بلکه بنظر من اهدافی بسیار فراتر از این دارد. من در همان آغاز بحران عراق نوشتم که ظهور داعش از جمله چالشی برای امین الظواهری و القاعده است. اگر میخواستم و بخواهم گمانه زنی های خود را در این زمینه تماماً بیان کنم با تصور جاری و عمومی نسبت به این تحولات چندان همخوان و همسو نیست لذا از فراتر رفتن در این زمینه میگذرم.

امرزو پس از سه هفته که من با یک محاسبه منطقی نوشتم که داعش چالشی برای القاعده خواهد شد، روزنامه الشرق الاوسط در یادداشتی با عنوان ” اعلام خلیفه گری داعش یعنی اعلام جنگ با القاعده” به نقل از یک کارشناس در مسائل و گروههای جهادی و عضو شوای ائتلاف ملی سوریه مینویسد: ” عبدلرحمن ال ـ حاج، عضو ائتلاف ملی سوریه  و کارشناس روی گروههای جهادی، به الشرق الاوسط گفت: “یکی از آنهایی که با اعلام این “خلیفه گری ” سخت ترین ضربه ها را خواهد خورد امین الظواهری است که با این رخداد، او خود را درجایی میبیند که شاگرد سابق او از او طلب پشتیبانی و بیعت میکند.”

این گفته عبدلرحمن الحاج  نشان میدهد آنچه که من قبلاً گفته بودم نه تنها بی زمینه و اغراق گویی نبود  بلکه کاملاً منطقی بنظر میرسد. ولی آنچه  من بر این نتیجه منطقی میتوانم در اینجا بیافزایم در درجه نخست، یادآوری اینست که من از دو سال پیش به تکرار نوشتم که سرویسهای اطلاعاتی غرب در عمق گروههای جهادی و القاعده رخنه کرده اند و در درجه دوم اینست که، ظهور داعش  تنها چالشی برای  القاعده نیست بلکه شاخ مهیبی است که اول از همه علیه ایرانی که نخستین دولتی است که رسماً ادعای علمداری اسلام را کرده است  تیز و راست شده است. [دولتهای اسماً اسلامی پاکستان و موریتانی و.. را نمیتوان دولتهای اسلامی بمعای ایدئولوژیک دانست چون آنها ادعای فرا ملی  و “اُمتی” نداشتند]

اگر حکومت اسلامی بر حق است؛  بین دوخلیفه اسلام یکی در تهران و یکی در عراق و شامات، فقط  یکی از آنها میتواند برحق بوده و مدعی نمایندگی خداوند یگانه روی زمین باشد. حکومت اسلامی بمعنی ایدئو لوژیک مرزجغرافیایی نمی شناسد و جهان گرا است. و ابوبکر البغدادی تا بحال نشان داده است که هم از الظواهری مسلمانتر است و هم از مقام معظم رهبری!

جنگ داخلی یا کشمکش درونی القاعده خیلی زود تر از آنچه تصور میشود بسود “خلیفه برحق مسلمین” ابوبکر البغدادی” پایان خواهد یافت و نبرد با خلیفه تهران که خود را ولی فقیه و رهبرحکومت اسلامی میداند آغاز خواهد شد. بسیار بعید بنظر میرسد ملت ایران که تن به اُمت شدگی نداده است در این نبردی که به او مربوط نیست شرکت کند و یا ۱۰  تا ۲۰ میلیون مردمان سُنی مذهب سرزمین ما که ۳۵ سال از رژیم مدعی اسلام علوی و شیعی حاکم ستم دیده اند، در نبرد این دو خلیفه جانب خلیفه ایی را بگیرند که امتحان بسیار بدی پس داده و جنایات نابخشودنی بسیاری  مرتکب شده است .

پایان یادداشت. [توجه! به مطلب  زیر یاداشت الشرق الاوسط که از نهار نت لبنان است هم حتماً نگاهی بیاندازید!.

ISIS caliphate declaration of war against Al-Qaeda

Analysts tell Asharq Al-Awsat that ISIS leader Abu Bakr Al-Baghdadi has eclipsed Al-Qaeda emir Ayman Al-Zawahiri as international leader of jihad

A member loyal to the Islamic State in Iraq and Syria (ISIS) waves an ISIS flag in Raqqa June 29, 2014. (Reuters)

A member loyal to the Islamic State in Iraq and Syria (ISIS) waves an ISIS flag in Raqqa June 29, 2014. (Reuters)

Beirut, Asharq Al-Awsat—The formal declaration by the Islamic State of Iraq and Syria (ISIS) of an Islamic caliphate, with ISIS leader Abu Bakr Al-Baghdadi as caliph, looks set to create an inter-Islamist war between the militant group and Al-Qaeda and its affiliates.

ISIS on Sunday declared “an Islamic caliphate” in territory under its control in Syria and Iraq, proclaiming Baghdadi as “imam and caliph for Muslims everywhere.” ISIS, which has also changed its name to the “Islamic State,” is in control of large swathes of Syrian and Iraqi territory, extending from Al-Bab city in the Aleppo countryside (eastern Syria) to Diyala governorate (eastern Iraq).

“One of those hit the hardest by the declaration of the caliphate will be the leader of Al-Qaeda, Ayman Al-Zawahiri, who could find himself forced to pledge support to his disciple (Baghdadi),” Syrian National Coalition member and jihadist groups expert Abdulrahman Al-Haj toldAsharq Al-Awsat.

Baghdadi had originally pledged allegiance to Al-Qaeda but subsequently declared war on the Al-Nusra Front, the Al-Qaeda affiliate in Syria.

“The caliphate means that all Muslims in the world should pledge allegiance to one caliph. This means that Al-Baghdadi has become more important than Al-Zawahiri and all leaders of jihadist organizations in the world,” Haj added.

The announcement of the ISIS caliphate was made by ISIS spokesman Abu Mohammed Al Adnani. In the recorded statement, Adnani says it is incumbent on all Muslims across the world to pledge allegiance to Al-Baghdadi—who ISIS now calls Caliph Ibrahim.

Syrian military analyst Abdul-Nasser Al-Ayed told Asharq Al-Awsat that Zawahiri had been eclipsed by Baghdadi as a jihadist leader. “Baghdadi controls a large geographic area, and Zawahiri does not even have 10 percent of this,” Ayd said.

He added that Baghdadi’s overshadowing of Zawahiri could see ISIS “attracting the

attention of jihadists around the world who will flock to fight under his command, particularly as major successes often influence public opinion.”

Both Haj and Ayed concurred that this new “Islamic State” would seek to expand and capture more territory, hoping its successes would attract other jihadist groups to align with it.

“It is likely that the geographic boundaries of the organization will expand to include neighboring countries such as Turkey, Jordan and Lebanon, in addition to the [Palestinian] occupied territory,” Ayed said.

“Al-Baghdadi belongs to the third generation of the Al-Qaeda organization, which follows the strategy of annexing provinces,” he added.

ISIS originally emerged in Syria, fighting against the Assad regime. However the Islamist group quickly turned against its moderate opponents, fighting a war on two fronts. ISIS has subsequently moved across the border to Iraq, where it has taken control of vast territory with the support of some Sunni Arab tribesman.

Speaking about the next step after the declaration of the Islamic State, Ayed told Asharq Al-Awsat: “The next stage for the organization will be to focus on building a network of services in the areas under its control to win the sympathy of the local residents through providing electricity, water and security.”

“The priority will be to strengthen the signs of a state,” he added.

But, according to Haj, this will not reduce the level of violence of the ISIS fighters. “They will exercise greater violence toward civilians and the other [Islamist] organizations,” he said, adding: “The speech by [Abu Mohammed] Al-Adnani [spokesman for the “Islamic state”] endorsed violence against foes and opened the way for further escalation.”

In the recording, Adnani addressed Islamist and jihadist groups saying: “By God, we cannot find for you a religious reason to lag behind in supporting this state. Today, fie on Rawafid [Shi’ites], Sahawat [Awakening movement] and apostates. Today the nations of infidelity in the West shiver in fear. Here is the dream which has come true.”

The Al-Nusra Front, which is affiliated to Al-Qaeda, is the most prominent competitor to ISIS on the jihadist scene, particularly in Syria. But according to Ayed: “The Al-Nusra Front is on its way to degeneration and collapse after ISIS has become the most influential power in the jihadist arena.”

|**************************************************

Abdullah Azzam Brigades Threaten Hizbullah

with ‘Successive Rounds of Terrorism’

إقرأ هذا الخبر بالعربیة

by Naharnet Newsdesk ۷ hours ago

W460

The Qaida-linked Abdullah Azzam Brigades on Tuesday demanded Hizbullah to withdraw from Syria “before it is too late,” vowing to carry out “successive terrorist acts until security is restored” in the war-torn neighboring country.

“I tell Iran’s party to quickly withdraw from Syria before it is too late,” the Brigades’ spokesperson Sheikh Sirajeddine Zouraykat wrote on his official account on social media website Twitter.

“When we bombed – with God’s help – the Iranian embassy, and then (Iran’s) cultural center to secure victory for the oppressed in Syria and Lebanon and to respond to the aggression, they called this terrorism,” he said.

“And if terrorism is the answer to your crimes, expect more successive terrorist acts that will make you forget all previous rounds until security is restored in Syria,” the Brigade’s spokesperson warned.

Zouraykat elaborated on what he considers to be the party’s activities in Lebanon and Syria: “Hizbullah’s terrorism in Lebanon was manifested in the attack on al-Taqwa and al-Salam mosques in Tripoli (in northern Lebanon), in burning down the Bilal (bin Rabah) mosque in Abra (neighborhood in the southern city of Sidon), in killing sheikhs and youngsters on the streets, and in arbitrary arrests.”

Meanwhile, the “terrorism” of Iran’s party in Syria according to the Brigades was manifested in “killing women and children in Aleppo, in besieging Eastern Ghouta (near Damascus), in occupying al-Qalamoun (on the border), in shelling peaceful citizens in southern Damascus, and in continuing to support (Syrian President) Bashar (Assad).”

Zouraykat also considered that Hizbullah was behind the bombing attacks that targeted former Prime Minister Rafik Hariri, former army chief Francois al-Hajj, late MP Walid Eido, journalist and activist Samir Kassir, slain chief of the Intelligence Bureau of the Internal Security Forces Wissam al-Hassan, former Finance Minister Mohammed Shatah, and “a long list that the Lebanese are aware of.”

The Abdullah Azzam Brigades had claimed the deadly attack that targeted the Iranian embassy in the southern suburbs of Beirut in November.

At least 23 people were killed and 150 wounded in the Bir Hassan twin suicide blasts.

The extremist group also claimed the two suicide bombings that went off near an Iranian cultural center in Beirut’s southern suburbs in February 2014.

The blasts killed six people and wounded over 130 others.

The Brigades have repeatedly called on Hizbullah to withdraw from Syria and the release of Islamist inmates in Roumieh prison in order to stop the attacks on the party’s stronghold.

S.D.B.

Y.R.

**************************************

تابناک ۰۲ ژولای
با توجه به وجود اختلاف بر سر انتخاب دوباره مالکی، گزینه‌های دیگری مانند ابراهیم الجعفری رهبر ائتلاف هم پیمان ملی، عادل عبدالمهدی، عضو مجلس اعلا و صالح الفیاض مشاور امنیت ملی و فارق نجم از رهبران حزب الدعوه و احمد الچلبی، رهبر کنگره ملی عراق مطرح شده‌اند، ولی اختلافات بین فهرست‌ها، باعث شد که جلسه از نصاب بیفتد و به هفته آینده موکول شود.
کد خبر: ۴۱۲۵۵۴
تاریخ انتشار:۱۰ تیر ۱۳۹۳ – ۱۳:۳۴-۰۱ July 2014

تاکید ائتلاف دولت قانون بر ادامه نخست‌وزیری نوری المالکی

نخستین جلسه پارلمان جدید عراق در حال برگزاری است.؛ پارلمانی که پس از بیست و چند روز بحران امنیتی در این کشور تشکیل می‌شود تا بر ضرورت ادامه روندهای سیاسی و دموکراتیک در این کشور و همچنین مبارزه بر تروریسم تأ‌کید کند. پارلمان جدید عراق موظف است ‌دولت جدید این کشور را تشکیل بدهد تا دولت جدید بتواند با عزمی راسخ به مقابله با تهدیدهای تروریستی علیه این کشور برخیزد.
به گزارش «تابناک»، تحلیلگران بر این باورند که تا کنون و پیش از برگزاری نخستین نشست پارلمان‌، اعضای پارلمان عراق، طی نشستی ‌روی چند گزینه از جمله نوری المالکی که بیشترین کرسی‌های پارلمانی را از آن خود کرده توافق صورت گرفته است؛ اما با توجه به وجود اختلاف بر سر انتخاب دوباره مالکی گزینه‌های دیگری مانند ابراهیم الجعفری رهبر ائتلاف هم پیمان ملی، عادل عبدالمهدی، عضو مجلس اعلا و صالح الفیاض مشاور امنیت ملی و فارق نجم از رهبران حزب الدعوه و احمد الچلبی رهبر کنگره ملی عراق مطرح شده‌اند ولی اختلافات بین فهرست‌ها باعث شد که جلسه از نصاب بیفتد و به هفته آینده موکول شود.‌کرد‌ها هم سه گزینه از جمله برهم صالح، فواد معصوم و نجم الدین کریم را که استاندار کرکوک است،‌ به ریاست‌جمهوری عراق مطرح کردند.

۱۴: ۱۲ منابع آگاه در داخل پارلمان عراق از خروج نمایندگان ائتلاف کردستان، اسامه النجیفی و صالح المطلک خبر می‌دهند. ‌۱۶۵ نماینده در صحن مجلس ‌مانده‌اند.

* بهاء الاعرجی خطاب به مهدی الحافظ رئیس سنی (مسن‌ترین فرد) پارلمان: تو در برابر تاریخ در برابر تعویق جلسه یا ادامه آن مسئول هستی.

‫* ابراهیم الجعفری خواستار تعویق جلسه مطابق موعد مقرر شد.

* ابراهیم الجعفری گفت: گروه‌های سیاسی به زمان بیشتری برای انتخاب هیأت رئیسه پارلمان نیاز دارند.

جلسه پارلمان عراق به دلیل به حد نصاب نرسیدن پس از تنفس نیم ساعته به هفته آینده موکول شد.

۱۴: ۱۰ گفته می‌شود که کاظم الصیادی از نمایندگان ائتلاف دولت قانون با اشاره به فروش نفت به اسرائیل نمایندگان کرد را خائن نامیده است.

۱۴: ۰۰ حنان الفتلاوی، نماینده ائتلاف دولت قانون اسامه النجیفی رئیس پارلمان سابق را عامل تعطیلی نیم ساعته مجلس دانست و افزود: اسامه النجیفی خواستار نیم ساعت استراحت برای مشورت ‌و جلسه پارلمان عراق پس از نیم ساعت تنفس دوباره آغاز شد.

۱۳: ۵۲ منابع وابسته به ائتلاف ملی از پافشاری ائتلاف دولت قانون بر نامزدی نوری المالکی و مخالفت با دو نامزد دیگر برای پست نخست وزیری خبر دادند.

۱۳: ۵۰ ادای سوگند نمایندگان: آلا طالبانی از نمایندگان مجلس جدید سوگند نامه را قرائت کرد. سوگند نامه به زبان‌های عربی و کُردی قرائت شد.

نیم ساعت تنفس در نشست پارلمان عراق اعلام شد. از مجموع ۳۲۸ نماینده ۲۵۵ نماینده در جلسه امروز پارلمان عراق حضور پیدا کرده‌اند.

۱۳: ۴۵ حضور «اسامه النجیفی» در پارلمان: «اسامه النجیفی» رئیس سابق پارلمان عراق و رئیس ائتلاف «متحدون» که در رسانه‌ها گفته شده بود، نشست امروز پارلمان را به دلیل اختلاف با مالکی تحریم کرده است، وارد ساختمان پارلمان شد تا در نشست امروز حضور یابد. مهدی الحافظ «طبق قانون اساسی به عنوان مسن‌ترین نماینده، ریاست نخستین جلسه را بر عهده گرفت.

‌«ایاد علاوی» غائب نشست پارلمان: ائتلاف الوطنیه به ریاست «ایاد علاوی» که پیش از این اعلام کرده بود نشست امروز را تحریم می‌کند، از حضور در این نشست خودداری کرد و تا به این لحظه خود را به ساختمان پارلمان نرسانده است. او در دوره پیش نیز به تحریم نشست‌های پارلمان و هیأت دولت معروف بود.

سازمان تروریستی حماس بذر مرگ میکارد

Share Button

در پرتو این انگیزه شناسی یافتن پاسخ این معما که چه نیروهایی در پشت سر این جنایت ایستاده اند و میتوانند ایستاده باشند دشوار نیست. من بعید میدانم تمام رهبری حماس در پشت سر این جنایت باشد. پشت سر این جنایت کشانی هستند که حتی از نزدیکی حماس به الفتح راضی نیستند و این نیروها خارج از محور ایران، حزب الله لبنان، رژیم بشار اسد و نوری المالکی نیست.

An Israeli woman holds a sign with the images of the three missing Israeli teenagers in Tel vai

An Israeli woman holds a sign showing images of the Israeli teenagers at a rally in Tel Aviv on Sunday. Photograph: Baz Ratner/Reuters
جیل عدشاعر ۱۶ ساله، اایال یفره ۱۹ ساله و نفتالی فرانکل ۱۶ ساله. در ساعت ۵ صبح امروز در قبرستان مودی این در کنار هم دفن شدند.
***
 جنازه سه پسر بچه جوان اسرائیلی که قریب ۱۸ روز پیش در ساحل غربی رود اردن ناپدید شده بودند یافته شد. اسرائیل بلافاصله حماس را متهم به این جنایت تروریستی کرده و از شناسایی دو تن از قاتلین خبر داد.

کشتن این جوانان با هر منطقی فاقد هر گونه معنا و منطق سیاسی است حتی بمعنی تروریستی کلمه. این جنایت را فقط با عنوان جنایت میتوان نام گذاری کرد و بس، نه حتی تروریسم که یک بار سیاسی دارد. ولی چند نکته در اطراف این جنایت هولناک قابل تأمل و ذکر است.

۱ ـ این جنایت هنگامی رخ میدهد که روابط حماس با دولت  الفتح محمود عباس در حال عادی شدن بود و قرار بود آن دو تشکیلات فلسطینی دولت موقت ائتلافی تشکیل دهند تا پس از ۶ ماه آن دولت، انتخابات پارلمانی برگزار کند. ارتکاب این جنایت مانع جدی در راه تشکیل این دولت ائتلافی است زیرا برای محمود عباس و دولت غربی رود اردن شریک جرم شدن در چنین جنایت بزرگی از راه مشارکت سیاسی با تشکیلاتی که متهم  به آنست میتواند به قیمت پایان راهی باشد که طی بیش از ۳ دهه برای صلح و تعامل صلح آمیز بین اسرائیل و دولت ساحال غربی طی شده و در حکم اعلام جنگ علیه اسرائیل است.

۲ـ این جنایت زمانی رخ میدهد که روابط مصر با اسرائیل که بدنبال تحولات مصر بسردی گرائیده بود با انتخاب رئیس جمهور جدید آن کشور در حال عادی شدن بود؛ عادی شدنی که نیاز مبرم مصر برای بیرون آمدن از قریب ۳ سال تشنج اجتماعی و سیاسی است که اقتصاد مملکت را فلج و بزرگترین بخش ارز  آور آن یعنی توریسم را به رکود کامل کشانده است.

۳ ـ این جنایت زمانی رخ میدهد که اسرائیل با پوزش خواهی رسمی از ترکیه  بخاطر حمله به کاروان دریائی غزه که به مرگ تعدادی از اتباع آن کشور منجر شد و پذیرش پرداخت غرامت راه عادی شدن رابطه با ترکیه را طی میکند.

و بلاخره مهمتر از آن ۳ نکته فوق:

۴ ـ این جنایت زمانی رخ میدهد که با پیشروی شورش ضد مالکی در عراق و گرفتار شدن ایران در آنجا که قادر نیست دیگر در دوجبهه عراق و سوریه مانند گذشته بکمک متحدین خود بشتابد، هم وضع دولت مالکی، هم بشار اسد بخاطر محروم شدن از کمک جنگجویان شیعه عراقی و دولت مالکی و بخطر افتادن پل هوایی کمکهای نظامی ایران به سوریه با سقوط مالکی بنحو خطر ناکی دشوار شده است.

در چنین شرایطی دمیدن نفسی تازه به جو اسرائیل ستیزی و چیره کردن مسئله و بحث درگیری اعراب و اسرائیل، حتی برای زمانی گذرا، آن عصای  معجزه آسای موسی است که طراحان این جنایت اندیشیده اند که میتواند توجه افکار عمومی مردم منطقه را به دشمن ساختگی مشترک متوجه کند.

در پرتو این انگیزه شناسی یافتن پاسخ این معما که چه نیروهایی در پشت سر این جنایت ایستاده اند و میتوانند ایستاده باشند دشوار نیست. من بعید میدانم تمام رهبری حماس در پشت سر این جنایت باشد. پشت سر این جنایت کسانی هستند که حتی از نزدیکی حماس به الفتح راضی نیستند و این نیروها خارج از محور ایران، حزب الله لبنان، رژیم بشار اسد و نوری المالکی نیست.

**********************

افزوده شده لحظه ایی پیش.

شازمان اطلاعاتی اسرائیل شن بن با ۱۸ ساعت کار فشرده و رد یابی لحظه به لحظه تروریستهای عضو حمس از طرق ماکالمات تلفنی قربانبان با پلیس تا لحظه ربوده شده، عکس و مشخاصات دو تروریست را انتشار داد.

Shin Bet piecing together moment by moment account of kidnapping

07/01/2014 12:50

Security sources weigh multiple evaluations, one of which is that the kidnappers killed the boys immediately upon realizing a call to police had been made; IDF awaits cabinet decision on whether to destroy kidnappers’ homes.

The Shin Bet [Israel Security Agency] has spent the past 18 days piecing together a moment by moment account of what occurred to the three Israeli teenagers kidnapped and murdered by two Hamas men in Hebron last month.

Security evaluations are that the teenagers were murdered a short time after being kidnapped, as they sat in the back seat of the vehicle they had entered thinking they were hitching a ride.

Although other evaluations continue to be weighed, according to this view, a phone call by one of the boys to the police to try and report the kidnapping triggered an immediate and tragic end to their lives. The kidnappers then headed towards Halhul, north of Hebron, and buried the boys in a field three kilometers from the town.

In a hurry to get rid of the bodies, the kidnappers quickly buried them before going into hiding, most likely in the region.

..

An Israeli woman holds a sign with the images of the three missing Israeli teenagers in Tel vai

Bodies of three missing Israeli teenagers found in West Bank

Naftali Frankel, Gilad Shaar and Eyal Yifrach were kidnapped while hitchhiking back from their religious schools

An Israeli woman holds a sign showing images of the Israeli teenagers at a rally in Tel Aviv on Sunday. ePhotograph: Baz Ratner/Reuters

The bodies of three missing Israeli teenagers who disappeared almost three weeks ago have been found buried in a shallow grave under rocks in a valley close to the southern West Bank city of Hebron.

Following the discovery of the bodies the Israeli prime minister, Binyamin Netanyahu, blamed Hamas for the murders, warning the militant group will pay a heavy price for the deaths. “Hamas is responsible, and Hamas will pay … [They] were kidnapped and murdered in cold blood by wild beasts,” Netanyahu said in a statement.

Israeli soldiers and civilian volunteers found two bodies at 5pm on Monday in a shallow grave covered with boulders, later uncovering a third body. Although there was no immediate confirmation of their identity, both the location, close to where they went missing, and the number of bodies pointed inescapably to it being the remains of the three teenagers.

“The bodies are currently going through forensic identification. The families of the abducted teens have been notified,” a senior spokesman for the army said on Monday evening.

Eyal Yifrach, 19, Gilad Shaar, 16, and Naftali Frankel, 16, went missing while hitchhiking back from their religious schools in settlements on the West Bank on 10 June.

According to reports in the Israeli media on Monday it appeared the three were killed shortly after being abducted near the Gush Etzion junction in the southern West Bank. The same reports suggested they were shot in the car they got into, which was later discovered abandoned and burned out.

“There can be no forgiveness for the killers of children and those who sent them. Now is the time to act,” Israel‘s economy minister, Naftali Bennett, said in a statement.

Separately, Palestinian president Mahmoud Abbas called an emergency meeting to discuss the killings.

A senior Hamas spokesman, however, denied the group’s involvement. “Only the Israeli version of the events has been published,” said Sami Abu Zuhri. “Israel is attempting to make way for aggression against us, against the Hamas … No Palestinian group, Hamas or any other group, has taken responsibility for the action, and thus the Israeli version can’t be trusted.”

The hunt for the three missing youths has seen several hundred Palestinians rounded up in a massive operation – often without charge or connection to the kidnapping – and five Palestinians, including a number of minors, killed.

The official announcement by the Israeli military and the Shin Bet security agency that the bodies had been found followed hours of swirling rumours in Israel where the hunt for the missing youths has galvanised Israeli society, prompting round-the-clock coverage and large rallies – the most recent in Tel Aviv on Sunday – calling for their release.

An army spokesman said the bodies had been buried in a field near the village of Halhul just north of one of the entrances to Hebron.

Binyamin Proper, who was among the civilian volunteers who found the bodies, told Channel 2 TV that a member of the search party “saw something suspicious on the ground, plants that looked out of place, moved them and moved some rocks and then found the bodies. We realised it was them and we called the army.”

Outside the home of Eyal Yifrach, one of the missing teenagers, the street was packed with Orthodox Jews, standing behind a police barricade and listening to the news on the radio.

An elderly woman who declined to give her name to the Guardian wept as she spoke of the deaths of the teenagers. “We need to do to them as they have done to us,” she said. “We see lots of Arabs in the malls, in the shops. We don’t do what they do. They used to eat with us and now they kill us.”

Yvette, 36, a neighbour, said: “When the Arabs are doing the killing the world stays silent, it is always Israel [who is criticised].”

On the streets surrounding the neighbourhood, families stood on balconies. Everyone was listening to a radio. TV cameras were directly outside the Yifrach house, which was closed off.

The case prompted a massive manhunt by soldiers, police and members of Israel’s domestic intelligence agency, Shin Bet. As the search went on concerns mounted for the teenagers’ safety, amid pointed and grim reminders in the Israeli media that West Bank kidnapping victims historically have often been killed shortly after their abduction.

The abduction of the three youths has also become a heated political issue both on the domestic and international political front, with Palestinian leaders accusing the Israeli government of using it as an excuse to smash the new Palestinian unity government backed by Hamas.

However, even within Palestinian circles close to Abbas, concerns had been growing over the potential fallout that would follow the revelation that the teenagers had been kidnapped or killed by militants associated with – or members of – Hamas, with one official telling the Guardian the unity government would be dead in the water.

US President Barack Obama condemned what he called the “senseless” murder of the teenagers and warned against actions that could further “destabilise” the situation. “The United States condemns in the strongest possible terms this senseless act of terror against innocent youth,” Obama said in a written statement.

In a statement issue by his office British prime minister David Cameron said: “I am deeply saddened by the news that the bodies of the three Israeli boys … have been found … This was an appalling and inexcusable act of terror perpetrated against young teenagers. Britain will stand with Israel as it seeks to bring to justice those responsible.”

In Nof Ayalon, where Naftali Frankel lived, groups of friends, family and neighbours of the 16-year-old walked arm and arm through the quiet streets.

The contrast as the residents gathered at the local synagogue was palpable to El Ad a short drive away. Both male and female sides of the synagogue were packed but largely quiet, unlike the scenes at the Yifrach neighbourhood.

A 16-year-old fellow student of Frankel, sat outside on a bench smoking, said that although many had criticised the three students for hitch-hiking, he knew many pupils at the Yeshiva they attended and the killings would not stop him or them from doing it.

“I am mad, but I am not going to get too excited about it,” he said. Asked what he wanted the aftermath of the killings to be he said: “Peace.”