Archive for: August 2014

پوتینیسم خطری برای صلح جهانی

Share Button

ولادیمیر پوتین به سرنوشت همه دیکتاتورهای به بن بست رسیده تاریخ دوچار گردیده و برای خود راه بازگشتی باقی نگذارده است. او در این تصور است که با تروریسم هسته ایی و شانتاژ نظامی  سلاح نفت و گاز شاید بتواند با غرب و اوکرائین به نقطه ایی از توازن قوا و تعامل برسد که حیثیتش بین آن جامعه ۸۰% ی  کوک شده روس از بین نرود. حیثیت و اعتباری که از دست دادن آن بمعنی یک انقلاب واقعی در روسیه علیه رژیم پوتین و نظام دزد سالار تحت فرمانروایی اوست.

Vladimir Putin posters

ویژیگیهای دیکتاتوری پوتین را باید درک کرد تا به میزان  توان دمسازی آن با جهان پی برد

بدلایلی که در ادامه این بحث بدان خواهم پرداخت، دیکتاتوریهای امروز دنیا به نسبت پیوستگیهای بین المللی اشان و ویژگی ساختار قدرت و پایگاه اجتماعیشان؛ از جامعه و مردم تحت حاکمیتشان گذشته میتوانند به خطری جدی برای صلح و امنیت تمام دنیا تبدیل گردند.

نشانه های چنین خطری را نه در سطح نموداری سیاست روز و تعاملات پر نوسان و مقطعی آنها با دنیای آزاد بلکه در آن دینامیسم و محرکه پایداری باید دید که ازعمق ساختار آنها برخاسته و جهت یابی تکاملی اشان را تعین میکند و برآیند جمع اضدادی و بی آیندگی ساختاری آنها در جمع جامعه جهانی است. (INTERACTIONS).

رژیم پوتین یکی از این نوع دیکتاتوریهاست که متأسفانه بر روی زرادخانه عظیمی از سلاحهای کشتار جمعی نشسته و در کجراههِ “بن بستفرجامی” که برگزیده است، نمیتواند از راهی که او را نهایتاً به تروریسم هسته ایی و تهدیدِ به کار بردِ این زرادخانه میراند بازگرداند. پرداختن به مسئله ایی مانند پوتینیسم، بدون پرداختن به ویژگی دیکتاتوری آن چندان راه بجایی نمیبرد.

مفهومسازیهای سیاسی چند دهه گذشته بشمول مفهوم دیکتاتوری و دموکراسی نه در آکادمیهای علوم سیاسی وجامعه شناسی سیاسی بلکه در عرصه میدانی و مبارزه دو نظام کاپیتالیستی و کمونیستی توسط احزاب ایدئولوژیک و سیاسی انجام گرفته است که موارد تطبیقی و مصداقهای این مفاهیم نه با موازین جامعه شناسی سیاسی و تاریخی بلکه بر مبنای ذائقه و تعلقات سیاسی  خود آن مفهوم سازان شکل گرفته  و به فرهنگ سیاسی عوام هم تبدیل گردیده است. در ایران ما این مفهوم سازیها عمداتاً میراث حزب توده بوده است که بمرور به سایر جریانها به ارث رسیده است.

بطور نمونه، مفاهیمی مانند : نیروهای مترقی، دموکراتیک، حقوق بشری، ضد امپریالیستی چنان  دلبخواهی تعریف شده اند که مخرج مشترک همه آنها ضد غربی بودنشان است که تعین کننده معنای آنها گردیده. در این فرهنگ سیاسی، مفهوم دیکتاتوری نیز چنان تعریف شده که فقط دیکتاتوریهای (غالباً توسعه گرای غربگرا)  را شامل شده است. در این دائرة المعارف سیاسی ایدئو لوژیک نوشته  شده،  نه رژیم شوروی دیکتاتوری بوده است، نه رژیم کاسترو و  پوتین امروز هستند.

اگر این اغتشاش آفرینی مفهوم سازانه فقط به عرصه نظری منتهی میگردید شاید کم اهمیت گرفتن آن چندان مهم نبود ولی متأسفانه امروزه چون چنین اتیکتهای کلیشه ایی در جامعه ذهنیت سازی میکنند؛ با انگیزه سازی خود مستقیماً در موازانه نیروهای اجتماعی و پایگاهی بین المللی دیکتاتوریها یا نیروهای ضد دیکتاتوری ، صلح و ضد صلح تأثیر جدی میگذارند.

علاوه بر تعاریف خود ساخته از مفاهیم سیاسی یکی دیگر از بزرگترین نقایص این نگاه کلیشه ایی عمده کردن نمودها و اشکال کاربرد قهر و ناچیز سازی ماهیت پدیده قهر و زور است.

این نگاه کلیشه ایی برای القاء خود به ذهن جامعه ماهیت و جهتگیری قهر را پنهان و شکل استفاده از آنرا مطلق میسازد. مثلاً حمله اسرائیل برای سرکوب حماس در غزه را بر اساس تلفات و ضایعات انسانی آن تعریف کرده و علاوه بر مخدوش کردن مرز بین جنگ افروز و غیر جنگ افروز،  خطر حماس را که بخشی از یک جریان تروریستی و بنیاد گرایی با عمق استراتژیک جهانی با اهداف ایدئو لوژیک دینی است را  در کنارتلفات غیرنظامیان در اثر حمله اسرائیل قرار داده و برای این جریان شناسنامه ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی (مترقیانه) صادر میکند  تا  بتواند خطر پیروزی حماس را در تقویت بنیاد گرایی و دیکتاتوریهایی نظیر ایران، بشار اسد و روسیه،  برای مردم منطقه و دنیا نادیده گیرد.

بگذریم از اینکه از منظر خشونت محض هم، این حماس بوده و هست که با بکُشت دادن غیر نظامیان برای خود شهید سازی کرده تا به  کورهِ گفتمان ایدئولوژیک خود سوخت رسانی کند. حماس براحتی میتوانست بین خط جبهه و درگیری با جمعیت غیر نظامی فاصله ایجاد کند که ضایعات ناشی از درگیری فقط به نیروهای مسلح دو طرف محدود شود.

این نگاه ایدئولوژیک با نادیده گرفتن عمدی یا تقلیل دادن خطر پیروزی حماس بر اسرائیل، در حقیقت هزینه بلند مدت و دامنه  تأثیرجغرافیایی سیاسی و هزینه این پیروزی را برای منطقه و دنیا به محاق میسپارد.

این نگاه کلیشه ایی با لوٍث کردن اهمیت ویژه جهتگیری تاریخی و جهانی توسعه گرایانه دیکتاتوریهای نظیر حکومت  شاه، انور سادات و مبارک و … ، با اتیکت زنی عام دیکتاتوری بر همه آنها، مرز بین آنها با دیکتاتوریهای (طایفه ایی، خانوادگی، و دارو دسته محورِ) قذافی، ایدی امین بشار اسد و خامنه ای و پوتین را مخدوش میکند.

بنظر من با یک نگاه دقیق جامعه شناختی سیاسی، دیکتاتوری امروزی پوتین را نمیتوان حتی با دیکتاتوری هیتلری همسان دانست زیرا هیتلریسم بیان ناسیونالیسم ایدئولوژیک افراطی آلمان، و در هر حال آلمان محور بود در حالیکه پوتینیسم بیان منافع باندهای مافیایی قدرتی است که برای آنها نه روسیه بلکه فقط منافع دزد سالارانه خودشان مطرح است. نازیسم تجاوز کرد و اروپا را بخاک و خون کشاند تا آلمان را به قدرت فائقه جهانی تبدیل کند و پوتین در راه اینست که با دنیا به چالش و درگیری هسته ایی بر خیزد تا از منافع باند کلیپتوکرات(دزد سالار) حاکم به سر دستگی شخص خود بر روسیه دفاع کند.

قریب ۱۷۰ سال پیش جان استوارت میل** یکی از کلاسیکهای لیبرالیسم در توضیج دیکتاتوری اکثریت نوشت که این دیکتاتوری از دیکتاتوری اقلیت خطرناکتر است زیرا دیکتاتوری اقلیت؛ فقط ماشین سیاسی را علیه نافرمانی مردم و افراد جامعه بکار میگیرد اما نمیتواند فضای اجتماعی را برای اقلیت چندان خفقان آمیز کند ولی دیکتاتوری اکثریت، خفقان و سرکوب را تا زندگی پیرامونی و محیط خصوصی افراد گسترش میدهد.

پوپولیسم پوتین که در حقیقت خاک بچشمان مردم روسیه پاشیده است، پس حمله به کریمه و ضمیمه آنجا و دخالت  تجاوزگرانه به جنوب اوکرائین، بنا به برخی داده های آماری از حمایت نزدیک به ۸۰% جامعه روس برخوردار شده است. توده توسری خورده و عاری از رهبری جدی سیاسی روسیه چنان در دام پوپولیسم فاجعه آفرین پوتین افتاده است که فقط با گذشتن از پل جهنم و کباب شدن در کوره آن ممکنست بیدار شود البته اگر فرصت یابد و از هم نپاشد.

بنا به نوشته لوک هاردی خبر نگار گاردین در کتاب دولت مافیایی، دیکتاتوری پوتین امروزه ماشین بوروکراسی روسیه را  تا بیش از ۷۰%  تحت کنترول افرادی قرار داده است که مستقیماً ازک گ ب سابق آمده اند. رژیم پوتین، هم مُتد و هم نام سازمانی ک گ ب را تغیر داده است.  اگر  ک . گ .ب  سابق تحت کنترول دفتر سیاسی و کمیته مرکزی حزب کمونیست بود، FSB ، که جایگزین آن دستگاه مخوف پلیسی گردیده فقط تحت فرمان پوتین است. و این سازمان جدید بلحاظ پرسنل تا ۳ برابر قبلی گسترش یافته است. روش کار این سازمان اطلاعاتی جدید نیز تغیر یافته و نه بر اساس سرکوب سخت افزاری بلکه بر اساس نرم افزاری است. این سازمان بجای دستگیری و محاکمه و تبعید مخالفان پوتین، رسماً توسط جوخه های مرگ؛ مخالفین جدی رژیم را ترورکرده، بنیاد خانواده منتقدین را بهم میریزد، مانع کاریابی آنها میشود، حتی مشکلات و جریمه های ترافیکی پی درپی برای منتقدین ایجاد میکند، برای آنها رسوائیهای مالی و جنسی  ترتیب میدهد، منازل آنها را سرقت میکند و.. .

دیکتاتوری پوتین با کنترل کامل بر همه شبکه رسانه ای کشور و کنترول همه نبض های اقتصادی، احزاب سیاسی و نهاد های مدنی درکشور را به حیوانات مطیع سیرک دموکراسی روسی خود تبدیل کرده است. متدهای بکار گرفته شده توسط FSB *** چنان مرعوب و خُرد کننده بوده  و از آنچنان کارآئی بالایی برخوردارند که امید اینکه به آسانی یک مقاومت سیاسی در روسیه دربرابر ماجرا جوئیهای رژیم  شکل گرفته و اپوزیسیونی بوجود آید  را از انسان میگیرد.

هرچند تحریمهای غرب علیه روسیه تا کنون پر تأثیر بوده اند، به فرار وسیع سرمایه و کاهش سرمایه گذاری و فرار وسیع مغزها منجر شده اند ولی سیر حوادث اوکرائین و مداخلات خطرناک روسیه در آنکشور با چنان سرعتی پیش میروند که قبل از تأثیر گذاری جدی این تحریمها و بیدار شدن بدنه اجتماعی جامعه، ممکنست کار روسیه به یک رویارویی نظامی وسیع با اروپا و کل ناتو بکشد. همچنانکه گفته شد، این درحالیست که شانس پیدا شدن یک نیروی بازدارنده سیاسی در داخل روسیه بعلت دیکتاتوری (نرم افزارانه) پوتین تقیریباً صفراست و خطر بزرگ در همینجاست.

در موردی مانند جنگ اخیر غزه؛ اگر حمله اسرائیل برای مردم آنکشور توجیه واقعی نمی یافت یا اگر این حملات نتیجه مطلوب را نمیداد بیشک افکار عمومی و احزاب پارلمانی اسرائیل به دولت نتانیاهو، بی توجه به نفع و ضررموقتی و بی توجه به حیثیت سوزی، از طریق اعتراض عمومی و یا سلب صلاحیت پارلمانی و سایر مکانیسم های قانونی مانع ادامه سیاست دولت نتانیاهو میگردید. ولی در مورد روسیه و پوتین نه این و نه آن امکان وجود دارد.

ولادیمیر پوتین به سرنوشت همه دیکتاتورهای به بن بست رسیده تاریخ دوچار گردیده و برای خود راه بازگشتی باقی نگذارده است. او در این تصور است که با تروریسم هسته ایی و شانتاژ نظامی  سلاح نفت و گاز شاید بتواند با غرب و اوکرائین به نقطه ایی از توازن قوا و تعامل برسد که حیثیتش بین آن جامعه ۸۰% ی  کوک شده روس از بین نرود. حیثیت و اعتباری که از دست دادن آن بمعنی یک انقلاب واقعی در روسیه علیه رژیم پوتین و نظام دزد سالار تحت فرمانروایی اوست.

تا همین امروز نگاه نیروهای مدعی چپ نه تنها در میهن ما بلکه در دنیا و غالباً جهان سوم، به دیکتاتوری خشن کمونیستی روسی که حتی با تعاریف خود کلاسیکهای این مشرب سیاسی ایدئولوژیک هم خوانایی نداشت؛ چنان است که آنها حاضر نیستند ۷۰ سال حکومت استالینستی در امپراطوری روسیه را دیکتاتوری گروهی یا فردی بنامند در حالیکه از نظر مدعیان همین گرایش، حکومتهای انور سادات، حسنی مبارک، شاه، شیوخ عرب از شاخصهای دیکتاتوری در جهان بوده و هستند. این در حالیست که، اگر در ویژگی دیکتاتوری حزبی شوروی بخوبی تدقیق شود، حتی دیکتاتوری پینوشه در مقایسه با آن نظام را باید دموکراسی نامید. خشونت دیکتاتوری پینوشه از دوران کودتا و کسب قدرت که به کشتار و سرکوب مردم منجر شد بگذریم، در دوران پس از استیلا بهیچ وجه با رفتارسیاسی حکومتهای بلوک ورشو حتی در آزادترین آنها قابل مقایسه نیست. منتها آنچه دیکتاتوری پیوشه را شاخص و ضرب المثلی کرد در درجه اول فرادستی جریانهای چپ در عرصه مفهوم سازیهای عصر جنگ سرد در کشورهای جهان سوم و متأثر ازباصطلاح  سیستم جهانی سوسیالیسم بود. کمتر کسی هست که امروزه دیگر از خود بپرسد اگر سوسیالیسم در شیلی آنروز مستقر میشد هزینه اش برای مردم شیلی و آمریکای جنوبی چه میبود؟ کافیست به کارنامه  رژیمهای انتخابی برگزیده شده چاوز و جانشین او نیکولا مادورا در ونزوئلا و آنهم در دوران گشایش فضای سیاسی در دنیا نظر بیفکنیم وضع در نیکاراگوئه ساندینیستی هم از نظر فساد و قوم خویش بازی و طایفه گرایی از ونزوئلا بهتر نیست.

*Conceptualisation

** Wikypedia

In Mill’s view, tyranny of the majority is worse than tyranny of government because it is not limited to a political function. Where one can be protected from a tyrant, it is much harder to be protected “against the tyranny of the prevailing opinion and feeling.”[10] The prevailing opinions within society will be the basis of all rules of conduct within society; thus there can be no safeguard in law against the tyranny of the majority. Mill’s proof goes as follows: the majority opinion may not be the correct opinion. The only justification for a person’s preference for a particular moral belief is that it is that person’s preference. On a particular issue, people will align themselves either for or against this issue; the side of greatest volume will prevail, but is not necessarily correct.[12] In conclusion to this analysis of past governments, Mill proposes a single standard for which a person’s liberty may be restricted:

That the only purpose for which power can be rightfully exercised over any member of a civilized community, against his will, is to prevent harm to others. His own good, either physical or moral, is not a sufficient warrant . . . Over himself, over his body and mind, the individual is sovereign.

***  (Russia,s Federal Seurity Service  (FSB

جنایات جنسی درپناه دیوار آبروداری و شرمگینی

Share Button

 در زیر سطح  فریبِ این زلال آب

بنگر! چه دریا زلای و لجن آرمیده است

ح ت

 خلاصه ترجمه مطلب را بخواهم بگویم داستان دختری پاکستانی از یک محیط سنتی  در شهر رودرهام انگلیس است . او توضیح میدهد که چگونه در ده سالگی مورد تجاوز جنسی قرار گرفت و از ترس آبرو و بخاطر شرمزدگی نخواسته و نمیتوانسته مرد متجاوز را که در همسایگی آنها بوده  معرفی کند. او پس از ۱۸ سالگی به دانشگاه اکسفورد میرود و داری درجات بالای تحصیلی میگردد و سپس به هاروارد رفته و  در آنجا هم موفقیت  تحصیلی زیاد کسب میکند. او به استخئدام گلدمن ساخ، از معروفترین موسسات مالی جهان در می آید.

 او سپس به این فکر می افتد که به محل سابق زندگی خود در انگلیس  رودرهام برگشته و مردی را که به تجاوز کرده بود پس از متجاوز از بیش از ۱۵ سال به دادگاه بکشد. قضیه را با مادرش در میان میگذارد مادرش از تصمیم او عصبانی میشود چون فکر میکند که در صورت شکایت و برملا شدن سوء استفاده جنسی از دخترش آبرویشان میرود ولی  بوزینا نمی پذیرد و بدون اینکه تسلیم تهدید، تطمیع و یا التماسهای مرد متجاوز  هم بشود به پلیس شکایت میکند. مرد متجاوز به ۸ سال زندان محکوم میشود و با علنی شدن نام و محکومیت او سرو کله دختران و پسران دیگری هم که مورد تجاوز قرار گرفته اند پیدا میشوند که برخی شکایت میکنند.

پس از این افشاء و رسانه ایی شدن مورد بوزینا بشیر،  بسیاری موارد  مشابه دیگری از سوء استفاده جنسی خردسالان در بین جوامع پاکستانی انگلیس بعنوان رسوایی بزرگ رسانه ایی میشوند که در بین آنهاد موارد زیادی اینسست یعنی تجاوز از طرف نزدیکان و محارم وجود داشته است.

بوزینا بشیر  Ruzwana Bashir، این دختر شجاع پاکستانی توانسته است پرده کثیف پنهان سازی بی ناموسی عظیم را که در پس حجاب دین  و سنت اسلامی خوابیده است را بدرد و به دختران و پسران زیادی این جسارت را بدهد که در صورت تجاوز و سوء استفاده جنسی تسلیم شانتاژ و تابویهای رسم و رسومات دینی و قومی نشوند و مجرمین را به پلیس معرفی کنند.

گزارش زیر از گاردین است

The untold story of how a culture of shame

perpetuates abuse. I know, I was a victim

The extraordinary story of Ruzwana Bashir: the Oxford-educated entrepreneur brought up in a British-Pakistani community shares her own story to tear down the wall of silence around the exploitation of Asian girls
Ruzwana Bashir
A decade after leaving her home town of Skipton, Ruzwana Bashir finally felt able to return and testify against her abuser. Photograph: Kevin Abosch

Ruzwana Bashir

Share this article

It was with a lump in my throat and tears in my eyes that I read about the horrific cases of abuse and neglect revealed in the Rotherham report this week.

Much of the media coverage has focused on how men of mostly Asian descent preyed on vulnerable young white victims. The details of this abuse are awful. But what has largely been ignored is the report’s finding that sexual abuse has been systemically under-reported among Asian girls due to deeply entrenched cultural taboos – obscuring the reality that there is a similarly rampant problem of minority girls being abused by members of their own community.

I have first-hand knowledge of this problem. I’m coming forward to publicly share my own story in the hope that I can encourage others to do the same and help tear down the wall of silence that perpetuates further abuse.

I grew up in a small community of a few hundred British-Pakistanis in Skipton, less than 60 miles from Rotherham. When I was 10 a neighbour started sexually abusing me. Paralysed by shame, I said nothing.

At 18 I was fortunate enough to receive an offer to study at Oxford University. I was enthralled with the exciting new world around me and tried desperately to fit in. I replaced my traditional shalwar kameez with jeans. I bared my shoulders and cut my hair. I socialised more than I studied and became president of the Oxford Union.

An internship at Goldman Sachs led to a job in private equity in London, and after a few years I moved to the US to get my MBA from Harvard Business School. But all the while, I knew the girls I had grown up with didn’t have the same opportunities – and that my abuser was probably still preying on other children.

It was only after a decade away from Skipton that I was finally able to garner the courage to return and testify against my abuser. When I first told my mother about the abuse I’d suffered, she was absolutely devastated. The root of her anger was clear: I was heaping unbound shame on to my family by trying to bring the perpetrator to justice. In trying to stop him from exploiting more children, I was ensuring my parents and my siblings would be ostracised. She begged me not to go to the police station.

If I’d still been living in Skipton, surrounded by a community who would either blame me for the abuse or label me a liar, I’m not sure I could have rejected her demands.

Once the police began the investigation another victim came forward. Sohail described how he too had been abused almost 20 years before I was. Due to our combined testimony, the perpetrator was jailed for eight years.

Within a few weeks another young woman in the community, emboldened by the conviction, told the police that a relative had raped her for several years. It had started before Sara was in her teens. We have supported her through the process of taking this to court.

Although Sohail and I had removed a proven paedophile from the community and helped empower another woman to end her torture, we were not celebrated. On the contrary, we were shunned.

The Rotherham report cites a home affairs select committee finding that cases of Asian men grooming Asian girls did not come to light in Rotherham because victims “are often alienated and ostracised by their own families and by the whole community, if they go public with allegations of abuse”.

This was our experience exactly – and the experience of everyone I’ve since spoken to. In each situation, victims and their families faced tremendous pressure to drop their cases.

During our investigation it became clear that for three decades many other women had suffered at the hands of our abuser, but they had refused to testify against him because of the indelible stigma it would bring. I learned that the parents of at least one of the victims had known their child had been abused but had done nothing. We also discovered that the larger community had long been aware of rumours of abuse by my neighbour but had chosen to ignore them – even when Sohail had attempted to come forward several years earlier.

This refusal to condemn perpetrators persists even after their conviction. Soon after our case, another convicted sex offender was released back into our community and was accepted as if nothing had happened. It was clear that the same would happen with our abuser.

Much has been made about the religious background of the offenders in the Rotherham report. But this problem isn’t about religion race: it’s about a culture where notions of shame result in the blaming of victims rather than perpetrators.

Although painful to read, the Rotherham report presents an opportunity. It’s an opportunity for leaders in the British-Pakistani community to stand up and speak out about the sexual and physical abuse in their midst. The Asian community isn’t unique in having evil-doers, and the overwhelming majority of its men and women are good people who care about protecting others.

I am and always will be proud of my Pakistani heritage, but I firmly believe community leaders must take responsibility for the fact that the taboos that prevent others from identifying perpetrators and supporting victims enable further abuse. And those taboos must be challenged.

The report also presents an opportunity to overhaul the public institutions that have failed in their responsibility to protect the defenceless – which includes everyone from the police to schools to social services.

On multiple occasions, beginning when she was 12, Sara went to her local GP and to walk-in clinics wearing her hijab to get the morning-after pill. She was never asked if she needed help. When she approached the police to share her story the CPS initially told her it would not pursue the case because there was too little evidence. It’s a testament to her resolve that she pushed back, demanding a chance to seek justice.

The system failed her, just as it has thousands of other children of all backgrounds.

We now have the chance to change that, and there are four immediate steps we should take to address this problem.

First, we need better training of social workers and police to effectively identify victims. The Rotherham report cited that one of the reasons for the widespread under-reporting of abuse among minority communities was the authorities’ focus on communicating with male leaders, who ignored the problem. Women and girls need to be included in these conversations, and government officials need to broaden the scope of their inquiries.

Second, we need mandatory reporting by people of authority when they signs of potential sexual abuse. One of the most damning parts of the Rotherham report was that schoolteachers were discouraged from reporting potential cases. For Sara, mandatory reporting by doctors serving young children could have saved her years of abuse.

Third, we need improved support for victims when they come forward. Sara’s case has been drawn out for far longer than expected, during which time she has faced pressure to withdraw her testimony. She has been passed from one counsellor to another, and struggled to get the help she needs to overcome her trauma. We need a judicial process that recognises the cost of delayed prosecutions for victims and better counselling services.

Fourth, we need a single person in each community who is accountable for ensuring these and other relevant policies are implemented. There are a lot of people with partial responsibility for this problem, but for this to be an effective, coordinated, comprehensive response, we need one individual who takes full responsibility for ensuring child sex exploitation is addressed and who can be held accountable for real change.

Some of these policies are already being implemented. But they are not being implemented everywhere, and they are not being implemented quickly enough.

The biggest risk of this terrible situation is that once the shock of this report dissipates, it will get swept under the rug, just like three previous reports in Rotherham. We cannot let that happen. We don’t need any further reports: we need system-wide change in the way we approach fighting sexual abuse against children of all backgrounds. This is not a problem in Rotherham or a problem in Oxford or a problem in Rochdale. This is a problem in the United Kingdom. And we need to tackle it together.

In the words of Edmund Burke, “The only thing necessary for the triumph of evil is for good [people] to do nothing.” Let’s not be those people.

Some names have been changed to protect anonymity.

Ruzwana Bashir is the co-founder and CEO of Peek.com.
Ruzwana Bashir is the co-founder and CEO of Peek.com. Michelle Drewes Photograph: Michelle Drewes/PR

Biography:

Ruzwana Bashir is co-founder and CEO of Peek.com, the one-stop shop to discover and book activities. She previously worked at Gilt Groupe, Blackstone and Goldman Sachs. She has an MBA from Harvard Business School where she was a Fulbright scholar, and a BA from Oxford where she was president of the Oxford Union.

 

Iran counts $22 billion in forex abuses under Ahmadinejad

Share Button

“Huge amounts of currency at a prime exchange rate was given to importers who, after investigation, it became clear that some of them are not real, meaning they had no foreign existence,” Kazem Palizdar, head of the office for coordinating the fight against economic corruption, to;d Industry and Development Monthly.

Iran Pulse

View Pulse Map 

نبض ایران


A currency exchange dealer counts US dollar banknotes for a client at a shop in northern Tehran, Oct. 3, 2010. (photo by REUTERS/Morteza Nikoubazl)

Iran counts $22 billion in forex abuses under Ahmadinejad

An Iranian official tasked with fighting corruption has said that in the final three years of the administration of former President Mahmoud Ahmadinejad, $22 billion in exchange-rate abuses took place, with companies using access to government-subsidized exchange rates to to buy luxury items or resell goods at a free market rate and pocket the difference.

Summary⎙ Print An Iranian official has claimed that companies made millions taking advantage of Iran’s subsidized exchange rate in the final years of the Ahmadinejad administration.
Author Arash KaramiPosted August 27, 2014

“Huge amounts of currency at a prime exchange rate was given to importers who, after investigation, it became clear that some of them are not real, meaning they had no foreign existence,” Kazem Palizdar, head of the office for coordinating the fight against economic corruption, to;d Industry and Development Monthly.

Palizdar continued, “They would get a large amount of currency at a prime rate to acquire essential goods. Not only did they not do this, but we realized that these import companies did not even exist. It’s not clear where this currency went.”

He continued, “Other companies would get currency at a prime rate, meaning 1,226 toman per dollar, in order to import essential goods, but when the goods were imported they were sold at free market prices. These companies had 100% profits and sometimes more.”

Palizdar went on to describe a third type of violation, in which companies would acquire dollars through the prime exchange rate and instead of buying essential goods, the purpose for which the prime rate is offered by the government, they would buy luxury items, such as high end cars.

According to Palizdar, “From the end of [Iranian calendar year] 1389 [the beginning of 2011], … this crisis pretty much continued until the beginning of [President Hassan] Rouhani’s administration.”

He continued, “During this era, the price of currency had a lot of fluctuations that could be said to be bigger than a lot of the current violations. Meaning, events took place such that it is not clear what happened to the currency resources of the country.”

“During these years, the Central Bank has made $22 billion of currency interventions in the market. [Rouhani’s Vice President Eshag] Jahangiri has made a reference to this in Kermanshah, and we are currently investigating it.”

Khabar Online, which picked up the interview, described Palizadar as a low level official whose picture does not appear anywhere and suggested that his claims have no political motivations.

Since Rouhani’s election, Iran’s annual inflation rate has decreased by 20%, in comparison to Ahmadinejad’s last month in office, which saw an inflation rate of 45%. The current administration has been active in uncovering some of the corruption under the management of the previous administration.

In regard to claims by Ahmadinejad-era officials, Palizdar said, “They say this currency has been distributed and the exchange rate dealers outside of the country in United Arab Emirates, Iraq and Turkey distributed [the currency] so that, in their words, a balance would be created in Tehran’s market.”

Read more: http://www.al-monitor.com/pulse/originals/2014/08/iran-22-billion-exchange-rate-violations.html#ixzz3BlbBBflY

//

دردام ملی نمایی قلابی رژیم نیفتیم

Share Button

اینک با روی کار آمدن شخص دیگری غیر از آنکه مورد اطمینان و انتظار رهبری ایران است، بنظر میرسد، یکبار دیگر موارد  مورد مناقشه و حل نشده ای که تا چند روز پیش برای سالها خائنانه  به سکوت برگزار شده بودند، دوباره مطرح میشوند.

Allawi8.jpgNouri al-Maliki with Bush, June 2006, cropped.jpg

اگر آدم با دقتی وسواس آمیزانه به مانورهای  رژیم در مقاطع و مناسبت های مختلف توجه نکند، احتمال اینکه در اثر ساده لوحی  در تله مانورهای آن بیفتد بسیار زیاد است.

در جریان انتخابات ۲۰۱۰ عراق و پیشی گیری ایاد علاوی رقیب سکولار و مستقل نوری المالکی، با ۹۱ کرسی پارلمانی در برابر ۸۹ رأی، دستگاه حاکمه ایران که از این نتیجه انتخاباتی به سرگیجگی دوچار  شده بود، به  چنان واکنشهای  دست میزد که فقط  مختص تعادل از دست دادگان است. ازجمله این واکنشها طرح ناگهانی و بی موقع ادعای غرامت جنگی از عراق، پس یک سکوت کامل ۶ ساله بود که شامل دوره ۴ ساله اول نخست وزیری  مالکی و دوساله جعفری میگردید  که هردو از بلوک شیعه و وابسته به رهبریی ایران بودند.

 در این زمینه برخی از سایتهای وابسته به هیئت حاکمه از جمله سایت تابناک در آنهنگام صراحتاً نوشتند حالا که ایاد علاوی قرار است نخست وزیر شود مسئله  درخواست غرامت جنگی باید در دستور کار دولت قرار گیرد.(نقل به مضمون از تابناک آنزمان).

رژیم که بهیچ وجه انتظار پیشی گرفتن یک شخصیت عراقی(حتی شیعه هم، چون علاوی شیعه است) مخالف هئیت حاکمه ایران را نداشت و فکر میکرد دیگر با اتکاء به آرای اکثریت شیعی عراق و وزیدن به احساسات ضد آمریکایی، با برانگیختن احساست مذهبی و پان اسلامیستی در آن کشور، بزرگترین رودست را به آمریکا و نیروهای ائتلاف  زده است و برای سوار شدن بر موج غرور کاذب پان اسلامیستی نوع شیعی خود در ایران موفق به ربودن  جام زرین پیروزی در بزرگترین مسابقه ژئواستراتژیک منطقه ایی شده است، از این نتیجه غیر قابل انتظار انتخاباتی دستخوش شوک مغزی گردید .

ولی چندی نگذشت که رژیم بخود آمده  توانست با لابی زنی، رشوه دهی، تطمیع، تهدید و هزار و یک طرفند دیگر و با کمک گرفتن از جیش مهدی و اتئلاف شیعه یا مجبور کردن آنها به حمایت از مالکی و جلب کردها برای حزب دولت قانونِ “اقلیتیِ” نوری المالکی، اکثریت پارلمانی درست کرده و برای او حد نصاب لازم را فراهم کند. حالا برای کسب این حد نصاب پارلمانی برای مالکی دستگاه حاکمه ایران چقدر امتیازات سیاسی  و شخصی به نمایندگان  خریدنی  پارلمانی و دیگر متنفذین سیاسی عراق مایه گذاری کرده بود هنوز جزء  اسرار است ولی احتمال اینکه درآینده با تغیرات در جریانِ کنونی در آن کشور این راز از پرده  بیرون افتد کم نیست. بهر حال با رسیدن پای نوری المالکی به رکابِ قدرت دولتی در عراق یرای دور دوم زمزمه غرامت جنگی هم چنان به محاق  رفت که گویی مسئله ایی به این نام هرگز وجود نداشته است.

اینک با روی کار آمدن شخص دیگری غیر از آنکه مورد اطمینان و انتظار رهبری ایران است، بنظر میرسد، یکبار دیگر موارد  مورد مناقشه و حل نشده ای که تا چند روز پیش برای سالها خائنانه  به سکوت برگزار شده بودند، دوباره مطرح میشوند.

نشریه اسوط العراق گزارش میدهد که محمد جواد ظریف، با هوشیار زیباری وزیر خارجه عراق ملاقات و ازجمله: “… هردو طرف به مسئله آبراه شط العرب و مرزهای آبی و زمینی و اهمیتشان برای دولت تازه عراق پرداختند”.

آقای ظریف اولاً باید به ملت ایران توضیح دهد چرا نام اروند رود  از نو در اسناد بین دو دولت ایران و عراق به شط العرب  تغیر یافته و چرا اگر مسئله مبهمی خارج از قرارداد الجزیره بین ایران و عراق مطرح بوده است در دوران سالهای عسلی رهبری ایران با مالکی و جعفری حل نشده است؟

آقای ظریف همچنین باید به ملت ایران توضیح دهند که آیا آن هواپیماهای سوخوی ۲۵ فرستاده شده به عراق برای کمک به نخست وزیر معزول آن، به ایران بازخواهند گشت یا توسط دولت جدید عراق مصادره خواهند شد؟

آقای ظریف همچنین باید گزارش کاملی از قراردادهای نفتی و گازی بین دوکشور و میزان بهره برداری از این مناطق فلات قاره ایی(میادین گازی و نفتی مشترک) از سوی عراق در دوران مالکی در عراق و احمدی نژاد در ایران، و همچنین مقایسه آن با میزان بهره بردار ی ایران از همین منابع و در همین دوره به مردم ایران بدهند.

همچنین در سالهای اخیر، صبحت فراوانی از ایجاد خطوط انتقال گاز برای تحویل گاز به عراق، سوریه و لبنان و حتی انتقال برق به این سه کشور در میان بوده است. آقای ظریف بجای مذاکره روی آبراه اروندرود بهتر است  به ملت ایران گزارش دهند که این صحبهتا تا کجا عملی شده و هزینه ایی که ایران یکطرفه برای کارهای تدارکاتی و احتمالاً اجرایی این  خطوط انتقال گاز و برق  متحمل شده است چقدر است؟

 ….. Both sides tackled Shatt-al-Arab water runway and the ground and water borders

اگر جناب ظریف، نخست به این سئوالات پاسخ بدهند بهتر است تا بخواهند از سرمایه سازی رژیم شاه در حل مسئله آبراه اروند رود و تعین خطوط مرزی ایران با عراق برای یک تنش آفرینی جدید حاصله از تغیر وضیعت سیاسی در عراق مسئله سازی کنند؟

طرح این موارد از جمله مسئله شط العرب یا اروند رود، اگر از زاویه منافع ملی و حسن همجواری  باشد بسیار عالی است ولی در چنین صورتی نخست باید به سکوت خیانت آمیز این ۱۲ ساله رژیم در این زمینه ها رسیدگی شود؟ رژیم باید به مردم بگوید  اگر در این موارد، مناقشه و عدم تفاهمی بوده و هست چرا در این مسائل مورد مناقشه، بمدت ۱۰ سال تمام  سکوت اختیار کرده  بوده است؟ چرا  آنموقع که ایران در موقعیت بسیار قوی تری قرار داشت که نه تحریمها رژیم را این چنین به فلاکت انداخته بودند، نه  کفگیر ذخیره ارزی این چنین به ته دیگ خورده بود، این مسائل مطرح نشدند؟ چرا آنموقع  که مملکت ۱۵۰ میلیارد دلار(ذخیره ارزی) ودرآمد سالیانه ارزی ای معادل ۱۳۰ میلیارد دلار داشت این مسائل مطرح نشدند؟

منطق حکم میکرد؛ آنهنگام که دولت دوست ایران در بغداد برسرکار بود این مسائل حل میشدند نه حالا که اجماعی منطقه ایی علیه رژیم شکل گرفته است و طرح چنین مسائلی در شرایط کنونی در حکم اعلام جنگ به همه دول منطقه است  سر این تابوت برداشته و این جسد  ده ساله کالبد شکافی شود!

Iraqi-Iranian foreign ministers discuss current Iraqi situation

8/24/2014 5:58 PM

BAGHDAD/ Aswat al-Iraq: Iraqi foreign minister Hoshiar Zebari and his Iranian counterpart Mohammed Jawad Zareef discussed here today bilateral relations and the current situation in Iraq.

During a meeting this afternoon, Zebari reviewed to Zareef the current political circumstances in Iraq and the international support, as well as bilateral relations and means of developing them according to current political and security situations, foreign ministry’s statement pointed out.

Both sides tackled Shatt-al-Arab water runway and the ground and water borders were also reviewed due to their importance to the new coming Iraqi government.

Minister Zareef expressed his regret for the huge numbers of victims, hoping that Iraq will try to find a unified front to counter attack terrorism.

روضه خوانی که در اثر شورحسینی فقط بطرف زنان غش میکرد

Share Button

لطیفه ایی هست بین مردم که میگویند روضه خوانی بود که هنگام روضه خوانی هروقت به بریدن سر سید الشهدا میرسید، چنان شور حسینی او را میگرفت که غش میکرد ولی از شگفتیها این بود که این روضه خوان همیشه بسمت چپ منبر که بخش زنانه بود  روی زنها غش میکرد. البته این لطیفه بیش از آنکه یک لطیفه باشد بنوعی یک واقعیت است و به یک روضه خوان مشخص هم محدود نمیشود و آنها همیشه بطرف زنها غش میکنند.

حماس ۱۸ نفر را که ادعا میکند با اسرائیل همکاری کرده اند را اعدام کرد

در این ویدئو کلیپ یکی از سران حماس در ترکیه از اعدام ۱۸ تن در روزهای گذشته توسط حماس در غزه خبر داده و ضمناً رسماً اعتراف میکند  که حماس رسماً دستور ربودن و کشتن آن ۳ جوان اسرائیلی را داده است.

Hamas has executed 18 people accused of collaborating with Israel. Elsewhere, Hamas’s exiled West Bank leader claimed responsibility for the kidnapping and killing of three Israeli teenagers in July. WSJ’s Mark Kelly reports. Image: Reuters

ولی این شیوه روضه خوانی و غش کردن یکطرفه، به روضه خوانان حرفه ایی محدود نمیشود بلکه  با انقلاب اسلامی بهمن، روضه خوانان سرخ  مملکت روی روضه خوانان چند تومانی زمان آن خدا بیامبرز را سفید کردند. این روضه خوانان طراز نوین که اخیراً جنگ غزه غیرت حماس پرستانه آنها را بشدت بجوش آورده است شروع به طومار نویسی و گرد آوری امضاء در محکومیت دولت خبیث، منحوث، ملعون و جنایتکار صهیونیستی کردند.

این طومار نویسی ها از طرف این مداحان یا پامنبری های سرخ وطنی در حالی انجام میشود که در سوریه، طرف ۳ سال سرکوب و کشتار، که  رژیم اسد در آنجا به تظاهرات مردم با بمب افکنی، تانک و توپ، بشکه های احتراقی و سلاحهای شیمیایی پاسخ داد و تعداد کشتار آن طبق آمار سازمان منلل تا کنون به قریب ۲۰۰٫۰۰۰ رسیده، یعنی ۰٫۰۱% آنچه در غزه توسط تهاجم اسرائیل. این شورزدگان عاشورایی غزه برای کشتار مردم سوریه توسط بشار اسد غش که هیچ حتی عطسه هم نکرده و کمترین اعتراضی از سوی آنان به این کشتارها نشد در بین این ۲۰۰ هزار کشته در سوریه، دهها هزار زن و کودک وجود داشت و اکثریت آنان مردم عادی بودند که توسط بمبارانها کور رژیم کشته شده بودند. آنها نه به سپر زنده و انسانی مبارزان تبدیل شده بودند و نه موشک انداز بودند و نه آدم ربا و تروریست.

W460

بنظر میرسد که این کودکان سوری هم سزاوار طومار نویسی و مرثیه خوانی باشندولی روضه خوانان سرخ وطنی ما به آن طرف پرده،  فقط بسوی غزه غش میکنند.

 تنها در سوریه نیست که مردم عادی توسط داس مرگ رژیم اسد درو میشوند، در همان غزه ایی که این تعزیه گردانان چپ وطنی برای کشته های آنجا شیون میکنند، دولت حماس ظرف این یک ماه  بیش از ۵۰ نفر را به اتهام همکاری با اسرائیل اعدام کرده است؟ این در حالیست که حتی اگر جرم این متهمین ۱۰۰% هم محرز بوده باشد، حکم نهایی اعدام آنها باید اولاً توسط محمود عباس بعنوان رئیس دولت قانونی فلسطین تأئید میگردیده و در ثانی ما ایرانیها که اینهمه محاکمات فرمایشی و چند ساعته و اعدامهای فوری را توسط رژیم حاکم خودمان دیده ائیم چقدر باید از شرافت و اخلاق بدور باشیم که چشم بروی اعدام  ۵۰  ببندیم و  در کنار سایر جنایات حماس آنرا نا دیده بگیریم؟

آیا این روضه خوانان چپ میتوانند حتی یک نمونه نشان دهند که همان دولت صهیونیستی ملعون یکی از صدها عرب فلسطینی دستگیر شده بخاطر همکاری با حماس و جهاد اسلامی را، حتی در آنجا که مدارک ترور و قتل آنها محرز بوده است به این سرعت به حبسی طولانی محکوم کرده باشد؟ از اعدام نمیگویم که در اسرائیل ممنوع است.

در همین دوره ایی که عزاداران سرخ وطنی برای کشته های حماس و کشته شدگان آن مردمی که در حقیقت؛ توسط رهبری حماس، همگی از طفل چند روزه تا پیرمرد ۹۰ ساله و زنان حامله به بادی گارد و محافظین رهبران حماس و موشک پراکنان آن تبدیل شده بودند، تا قربانی شدن آنها، برای اسرائیل هزینه اخلاقی بین المللی ایجاد کند، در ایالت سین کیانک چین  ۵۹ مظنون و ۳۷ تن از مردم عادی ایالت  ایغور توسط نیروهای امنیتی کشته شدند. خدا میداند چه تعداد از صدها دستگیر شده دیگر در زندانهای آنجا در سکوتی قبرستانی اعدام و یا زیر دستگاه تواب سازی خُرد شوند. در گزارش مربوطه گفته میشود که بخاطر ریش داشتن جوان یک خانواده پلیس به خانه آنها حمله میکند و همه فامیل را دستگیر میکند.

آیا شد که غیرت حقوق بشری و صلح طلبانه این رفقا؛ و نه تنها رفقا هم، بلکه آن فعالین اصلاح طلب و سبزی هم که جدا گانه طومار نویسی کرده، مطلب نوشتند و اعتراض کردند به این کشتارها در سوریه و چین بجوش بیاید؟

فقط میتوانم بگویم صد رحمت به آن کیهانچی معروف بی آبرو  که بی نقاب و تظاهر،  فقط از یکطرف غش میکند و تعهدی هم نسبت به سمت راست منبر مصیبت خوانی خود ندارد.

http://online.wsj.com/search/term.html?KEYWORDS=Xinjiang+Uighurs&mod=DNH_S

*************************

یک روز پس از درج یاداشت فوق که در آن من پیش بینی اعدامهای وسیع را در چین کرده بودم، امروز خبرگزاریها از اعدام ۸ ایغور مسلمان در چین خبرد ادند. این بیشک و متأسفانه آخرین سری از این نوع اعدامها نخواهد بود. فکر نمی کنم کمترین اعراض که هیچ حتی خبر این اعدام در رسانه های داخلی درج شود.

China Executes 8 for Xinjiang ‘Terrorist Attacks’

by Naharnet Newsdesk 3 hours ago
Comment 0
W460
China executed eight people for “terrorist attacks” in the violence-wracked northwestern region of Xinjiang, state media said Saturday, with one or more of the condemned convicted for a suicide car crash at Beijing’s Tiananmen Square.

The announcement by the official Xinhua news agency said the eight were involved in five different cases connected to Xinjiang, where Beijing says separatist militants are behind a string of attacks that have rocked China in recent months.

Xinhua said one of the cases included “the terrorist attack in the Tian’anmen Square in Beijing”, a reference to a brazen assault last October in the heart of the capital in which a car rammed into people on the iconic square before bursting into flames.

Two tourists were killed alongside the three attackers in an attack that Beijing blamed on Xinjiang separatists.

The Xinhua report did not state how many of the eight executed were convicted in connection with the Tiananmen attack.

The other cases cited included convictions for establishing a terrorist organization, attacks on police and officials and the manufacture of explosives.

The latest executions underscore the tough approach authorities are taking to increasingly brazen and violent incidents.

The Tiananmen attack was one of several that have rocked China since last year, and which Beijing has blamed on Xinjiang separatists.

The far-western region is the resource-rich homeland of the Uighurs and other groups, and periodically sees ethnic tensions and discontent with the government burst into violence.

In March a horrific knife assault at a railway station in the southern city of Kunming left 29 dead and 143 wounded.

Two months later 39 people were killed, along with four attackers, and more than 90 wounded when assailants threw explosives and ploughed two off-road vehicles through a crowd at an Urumqi market.

Chinese courts, which are controlled by the ruling Communist Party and have a near-perfect conviction rate, frequently impose death sentences for terrorism offences.

The executions and sentencings are part of a crackdown that comes after Beijing vowed a year-long campaign against terrorism in the wake of the Urumqi market attack.

In June, 13 people were executed for Xinjiang linked terrorist attacks.

Beijing does not say how many people it executes each year. But independent estimates put the total around 3,000 in 2012, a figure higher than all other countries combined.

Exile groups say cultural oppression and intrusive security measures imposed by the Chinese government are the main causes of tension, along with immigration by China’s Han ethnic majority, which they say has led to decades of discrimination and economic inequality.

Beijing, however, stresses ethnic harmony in Xinjiang and says the government has helped improve living standards and developed its economy.

******************************************

China Says Violent Xinjiang Uprising Left Almost 100 Dead

In Addition to 59 Suspected Terrorists Killed by Police, 37 Civilians Died in Clashes

By

JAMES T. AREDDY

CONNECT

Updated Aug. 3, 2014 1:11 p.m. ET

Chinese soldiers in front of the Id Kah Mosque, in Kashgar, on Thursday. China has increased security in many parts of Xinjiang. Getty Images

SHANGHAI—Chinese police gunned down 59 people and arrested 215 during a violent uprising last week in the Xinjiang region, the government said Sunday, in a statement that shed fresh light on what dissident groups had earlier described as a major clash in the area.

In coordinated predawn actions on July 28, unnamed assailants attacked civilians, state buildings and vehicles in two Xinjiang towns, including Elixhu, according to police descriptions reported by the government-run Xinhua news agency.

The agency said 37 civilians were among the 96 people who were killed during the attack. Sunday’s statement called the assailants terrorists and said the attack had foreign support.

The new figures, which emerged from a high-level meeting of the Communist Party over the weekend in Xinjiang, according to Xinhua, illustrate the seriousness of continued violence in China’s largely Muslim province of Xinjiang. The area abuts Central Asia and has seen minor clashes reported weekly.

The Xinhua report said assailants displayed banners declaring a “holy war” and were coordinated by a banned group called East Turkestan Islamic Movement that China’s government says aims to make Xinjiang independent. Sunday’s report said civilians were stopped at roadblocks and slashed with knives if they refused to join the rally.

The mastermind of the attack was Nuramat Sawut, the report said. Xinhua described him as the local leader of the movement and responsible in the past year for spreading audio and video calls for separatism and religious extremism. Mr. Sawut wasn’t reachable and Xinhua’s report didn’t say whether he specifically participated in the attacks.

The report didn’t say where overseas the group had obtained assistance, though in the past China’s government has cited training of separatists by religious extremists in Pakistan.

Ethnic tensions between Han Chinese migrants and Xinjiang’s Turkic-speaking, mostly Muslim Uighur ethnic group have remained high for years, with religious, political and economic overtones.

But as violence has at times spilled outside Xinjiang and appeared to target civilians, China’s government in May launched a one-year crackdown on terrorism and has since reported numerous raids, arrests and clashes, often involving Uighurs.

Uighurs complain that Han Chinese control the government and economy, crimp religious activity and are too aggressive with policing. China’s government cites its financial investments in the region.and says only a small majority of Xinjiang’s people are responsible for the troubles.

During last week’s clash, near the city of Yarkand, took place a day before the mostly Muslim area was set to celebrate the end of Ramadan.

Assailants with knives rampaged through town slashing people and smashing symbols of government power, state media said. In its initial reporting on the attack, Xinhua had said dozens of civilians were killed while at least 36 cars were smashed or set on fire. The initial report also called it “an organized, premeditated and carefully planned terrorist attackof vile nature and tremendous violence.”

Later in the week, assailants, identified by Chinese authorities as Uighurs, knifed to death the government-appointed imam of Id Kah Mosque in the nearby city of Kashgar. On Friday, police in Xinjiang had shot dead nine suspected terrorists and captured another in Xinjiang’s Hotan prefecture.

 

Sunnis do not believe Abadi is solution to Iraq’s crises

Share Button

 He added, “One of the main conditions for dialogue with Abadi is the trial of Maliki along with his complete political system, as well as its security, military and political leaders in all of Anbar, in addition to every individual who had anything to do with Maliki’s war against Anbar. Sunnis must be granted all the rights they were demanding during the protests that took place before the military operations. … If Abadi makes the initiative showing his goodwill, the military council will also show its goodwill through its own initiative.”

Iraq Pulse


Smoke rises from debris and a burnt car after a house was destroyed in a bomb attack in Fallujah, July 19, 2014. (photo by REUTERS)

Sheikh Mohammed al-Bajari, a member of the local council in Fallujah — the city west of Baghdad in Anbar province that has been under heavy shelling and military operations for over 18 months now — said he does not believe “Prime Minister Nouri al-Maliki stepping down and Haider al-Abadi designated to form the new government will solve the Sunnis’ problem with the federal government in Baghdad.”

Summary⎙ Print Members of the local council in Anbar province say that replacing Nouri al-Maliki with Haider al-Abadi will not solve the problems Sunnis have endured under Maliki’s rule.
Author Omar al-JaffalPosted August 21, 2014

Translator(s)Cynthia Milan

Bajari described Maliki’s stepping down and Abadi’s designation as “a simple change of faces.”

Both Sunni and Shiite political blocs believe Maliki’s methods of exclusion against Sunnis in Iraq, besides limiting the political decision-making to himself, aggravated the security situation.”

Since last December, Anbar province has been witnessing large-scale military operations, conducted by the army against the Islamic State (IS), after the army had scattered the tents of the protesters who raised their demands to the central government for being subjected to several injustices such as random arrests.

However, Bajari, who does not blame Maliki alone, told Al-Monitor over the phone, “Sunni officials and deputies were the main reason behind the Sunnis’ tragedy and the ongoing war that resulted in hundreds of victims. The complete political process started off wrong.” He said, “The constitution was written in a chaotic manner, making Iraq and its people suffer several crises.”

Bajari said, “The demands of the citizens of Anbar included the annulment of the constitution, writing a new one and restructuring the armed forces on a professional and patriotic basis. We also demanded the annulment of the de-Baathification law and the release of the innocent people who were arrested, as well as the annulment of Article 4 of the Anti-Terrorism Law. These demands require a firm decision; Abadi will not be able to achieve this.”

“Replacing Maliki with Abadi, or anyone else, is not going to solve the tragedy suffered by Iraqis in general, and Sunnis in particular,” said Bajari, stressing, “There should be a trial against Maliki and his entire political system for all the crimes he committed against the Iraqis.”

Another member of Fallujah’s local council, Muthni al-Aani, seems rather more flexible than Bajari. Aani thinks there should be negotiations with the government, but limits these negotiations to whom he called “rebels.”

He told Al-Monitor over the phone, “Only the rebels have the right to negotiate with the government. They are the ones leading the revolution, and they will decide whether or not to negotiate with the government.” He said, “Generally speaking, as local officials, we have witnessed the bloodshed and crimes committed by Maliki against Sunnis. Yet, neither Abadi nor any other politician, whether Sunni or Shiite, objected to Maliki’s unspeakable crimes against humanity.”

A member of the general military council for the tribal rebels in Anbar, who wished to remain anonymous, told Al-Monitor, “The military council for tribal rebels in Anbar is waiting for an initiative showing the new prime minister’s goodwill. This initiative should include withdrawing all army divisions, militias and SWAT forces from Anbar completely. It should also grant all displaced families and families of the martyrs and wounded compensation for all the psychological, material and moral sufferings they have endured for the past months.”

He added, “One of the main conditions for dialogue with Abadi is the trial of Maliki along with his complete political system, as well as its security, military and political leaders in all of Anbar, in addition to every individual who had anything to do with Maliki’s war against Anbar. Sunnis must be granted all the rights they were demanding during the protests that took place before the military operations. … If Abadi makes the initiative showing his goodwill, the military council will also show its goodwill through its own initiative.”

Political analyst Ali Ismail Dalimi who lives in Anbar province told Al-Monitor, “Sunnis do not see a solution to their crises in replacing Maliki with a new prime minister. … The Sunnis are a group of tribal sheikhs, rebels and citizens who are determined to start restructuring the political process. If the constitution is not rewritten from scratch, the Sunnis will never stop their revolution.”

He said, “This is the actual reality. Thousands of orphans and widows and thousands of displaced citizens will not accept that the situation goes back to the way it was before the revolution. They will not accept a political system similar to Maliki’s system and that of wrongful methods.”

Read more: http://www.al-monitor.com/pulse/originals/2014/08/sunnis-solution-abadi-maliki-problems.html#ixzz3B7HOLRT1

نقش ژئو استراتژیک* کردها در تحولات جاری منطقه

Share Button

 تصور اینکه که سُنیها و شیعیان عراق که ویروس سخت جان مذهب زدگی فرقه گرایانه تا عمق اجتماع آنان ریشه دوانیده است بتوانند در چهار چوب تفاهم و تعامل فرقه ای بر بی اعتمادی  نسبت بهم غلبه کرده و با هم عراق متحد و دموکراتیک را بسازند تصوری مطلقاً خطاست ولی چنین رسالتی از جانب کردها که حساسیت کمتری نسبت به آنها در بین نحله های مختلف مذهبی، قومی و سیاسی وجود دارد و طی دوران پسا صدام، با شیعیان، سنیها، مسیحیان و ترکمنهای کشور و بشتر احزاب سیاسی؛ جناحاً یا کلاً، در تماس و تعامل بوده اند، نه تنها  برآورد شدنی بلکه یگانه راهی است که عراق برای اجتناب از متلاشی و غرق شدن در جنگهای فرقه ایی پایان نیافتنی در برابرخود دارد.

طرحی رهیافتی و راهبردی برای اجتناب از خطر فروپاشی سیاسی و اجتماعی

Kurdistan Workers Party (PKK) fighters walk on the way to their new base in northern Iraq 

نیویورک تایمز در شماره دوشنبه ۱۸ اوت، در گزارشی پیرامون مسلح شدن آوارگان جنگی یزیدی در اثر هجوم  اسلامگرایان به شهر سنجر، مینویسد که این آورگان بکمک پیشمرگه های کرد  و رزمندگان PKK  شروع به مسلح شدن کرده اند و به تشویق کردها برآنند تا به شهر و دیار خود برگردند و در مقابل تهاجم داعش بایستند. این نشریه شرحی از جزئیات آموزش یزیدیها توسط کردهای پیشمرگه وPKK میدهد. در منطقه ایی که آنها پناه گرفته اند بلندگوهایی با صدای بلند  آوراگان جنگی را مخاطب قرار داده تکرار میکنند که داعشی ها مادرانتان را کشتند و به دختران و خواهرانتان تجاوز کردند! مسلح شوید و در برابر آنها بایستید!

این نشریه سپس چنین ادامه میدهد: ” وارد شدن  PKK، سازمانی که توسط آمریکا تروریست اعلام شده بوده است به جنگ علیه دولت اسلامی نشان میدهد که چگونه ظهور تکاندهنده جهادیون اثری گیج کننده و دگرگون ساز بر معادلات  دیپلماتیک و ائتلافات  گذشته ایجاد کرده است. ایالات متحده بطور رسمی رابطه ایی با  PKK ندارد، ولی، همینکه این گروهِ نسبتاً قدرتمند در سنجر حضور یافته است، در جائی که تهاجم پیشمرگه های کردعلیه نیروهای جهادی با ضربات محدودهوایی آمریکا پوشش داده میشود، ممکنست رویکرد خصمانه سابق دستخوش تغیر شود.

برخی از فرماندهان در کمپ های آموزشی از پیکارجویان PKK ترکیه میباشند  که آمده اند تا سربازگیری جدید کرده و به آنان آموزش نظامی دهند.  محمد مورا، یک یزیدی ۶۲ ساله، یکی از داوطلبان جنگیدن با داعش میگوید او میخواهد با دولت اسلامی که پسر او را در سنجر ربوده است بجنگد او توضیح میدهد: ” PKK  بما کمک کرد تا از منطقه بگریزیم و به اینجا که امن است برسیم، پس چرا ما به آنها ملحق نشویم؟”

ظاهر خبر فوق ممکنست پیام ویژه ایی نداشته باشد ولی اگر بیاد آوریم، در حالی PKK، جریانی تروریست اعلام شده از سوی آمریکا، در جنگ خود با داعش از پوشش هوایی جنگنده های همان دولت برخوردار شده، یارگیری کرده و میتواند پایگاههای آموزشی برای آوارگان جنگی تشکیل دهد حال آنکه  ارتش آزاد سوریه  سه سال است از آمریکا فقط تقاضای اسلحه (بطور عمده ضد تانک و ضد هوایی) میکند و آمریکا به این بهانه که ممکنست این سلاحها بدست تروریستها بیافتند تا همین چند ماه پیش خود داری ورزیده بود، میتوانیم اهمیت رویکرد آمریکا  در رابطه به کمک رسانی به کردها و تجهیز آنها را درک کنیم.

برای درک بیشتر اهمیت خبر فوق لازمست همچنین بیاد بیاوریم که در این جنگ از آنهمه گروههای جهادی و استشهادی شیعه که در روزهای نخستِ تهاجم دولت اسلامی در خیابانهای بغداد و بصره و سامره و کربلا نمایشات رزمی خیابانی میدادند کمترین خبری نیست، گویی آنها هرگز وجود نداشته اند.

کردهای عراق از بدو شروع ضد حمله خود به نیروهای جهادی از کمک تسلیحاتی آمریکا و بعداً انگلیس، آلمان، فرانسه و حتی ایتالیا برخوردار شدند.، شایان توجه اینکه بخش عمده اسلحه تحویلی به آنها (باحتمال قوی با مشاورت آمریکا)از زرادخانه و انبارهای ارتش عراق تأمین شد که خودش تقاضای تسلیحاتی دارد. این در حالی بود و هست که کمترین خبری از شرکت ارتش عراق در این جنگی که  خطوط جبهه های آن (بنظرمن)  دقیقاً معلوم نیست و فضای میدان آن غبار آلود تراز آنست که بتوان تصویری واقعی از نیروهای واقعی و نه نیروهای ساخته شده در فضای رسانه ایی و مجازی، آن بدست داد.

حمایت هوایی آمریکا از کردها و روانه ساختن سیل اسلحه به کردستان به بهانه کمک آنها در مبارزه علیه جهادیون در حالی است که درخواست دولت مالکی را برای پشتیبانی هوادئی از ارتش عراق و تحویل اسلحه بی پاسخ گذاشته شده است. این بی اعتنایی به دولت مرکزی عراق و ارتش ۹۰۰٫۰۰۰ نفری آن و گذاردن همه کارتهای پشتیبانی در سبد کردها و پیشمرگه های نامنظم آنها، نشانه اینست که آمریکا بطور کامل هم از دولت مالکی و هم از ارتش عراق قطع امید کرده است. معنای این سیاست آمریکا را باید عمیق تر از آنچه در سطح بنظر میرسد دریافت. حمله داعش و افراطیون سنی ازموصل، تکریت، و کل استان انبار و نینوا (فلوجه و رمادی) آغاز شد و طی دو ماه  دولت آمریکا از پاسخ به دولت مالکی برای کمک  طفره رفت بدون اینکه بگوید کمک نخواهد کرد. ولی بمجرد نزدیک شدن جهادیون به کردستان، بلافاصله سیل کمک به دولت آن اقلیم شروع گردید.  امروز، همه توجه به کردستان متمرکز شده است  گوئی  توافقی نانوشته وجود دارد که نامی از دیگر مناطق اشغال شده برده نشود.

در همین رابطه حمله ۳ روز پیش مشترک، هوایی از طرف آمریکا و زمینی از سوی کردها برای آزاد سازی سد بزرگ موصل بسیار معنی دار است. این منطقه  در بخش سنی و عرب نشین عراق قرار دارد و لذا عملیات آزاد سازی سد و منطقه اطراف آن بمعنی گسترش دادن منطقه تحت کنترول پیش مرگه های کرد به فراسوی منطقه کرد نشین استو در واقع نوعی گسترش قلمروی ارضی است . این سناریو را بتمامی زمانی میتوان بهتر درک کرد که بعلت تهدید سد دیگری  در قلب عرق ..؟.  عملیات مشترک آمریکا و پیش مرگه های کرد برای تحکیم وضعیت حفاظتی آن سد در جریان است. همه اینها به این معناست که پیشمرگه های کرد نقش ارتش فدرال بعهده گرفته اند.

ارتش عراق که در همه این پیکارها به حاشیه رانده شده است برای خود نشان دادن خود و خارج شدن از این وضع خفت آور، دو روز پیش از ضد حماله خود برای آزاد سازی تکریت خبر داد. برای بار دوم است که این ارتش برای ابراز وجود و عقب نماندن از پیشمرگه های کرد و نیروهای مسلح ایلیاتی، به تکریت حمله میکند و پیشا پیش هم لافزنانه از پیروزی قریب الوقوع خود حرف میزند. ولی برابر گزارشهای خبری، ۳ ضد حمله آن به این شهر با مقاومت شدید جهادیون و عقب نشینی (بخوان فرار) ارتش عراق در مقابل آنها انجامیده است.

ارتش فاسد و روحیه باخته عراق بطور کامل قابلیت رزمی خود را از دست داده است(اگر اصولاً چنین قابلیتی داشته است) و ارتشی نیست که بتواند مورد اعتماد آمریکا و بخشهای ناوابسته به ایرانِ در جامعه عراق قرار گیرد. و دقیقاً همین عامل است که تعین کننده نقش ژئواستراتژیک* ارتش پیشمرگه کردها است. ارتش عراق با وضعیت کنونی راهی جز منحل شدن و ادغام بخشهای سالم آن به ارتش پیش مرگه و احتمالاً تحت فرماندهی نظامیان کرد ندارد. در چنین فرایندی است که، بگمان من، اقلیت قومی کرد میرود تا به اکثریت (وزنی و کمی) سیاسی و نظامی در عراق جدید تبدیل گردد.

این؛ تنها ارتش عراق نیست که بسوی انحلال پیش میرود بلکه نهادهای ساختاری دولتی، حقوقی و سیاسی ایجاد شده طی دوره مالکی در کشور و قبل او او جعفری، همه دوچار چنین تحولی خواهند شد زیرا تمام این نهادها، نهادهائی سکتارین (فرقه ایی) و باند بازانه، زیر نفوذ ائتلاف شیعه و ایران قرار دارند که ادامه حیات و حضور آنها در عرصه سیاسی عراق  فقط یک مانع در شکلگیری یک (زیر و فرا)ساختار سیاسیِ ملی و دولت مدرن در عراق میگردد.

در چنین شرایطی است که دولت اقلیم کردستان عراق که از آسیبهای فرقه گرایانه، اسلامزدگی، اعمال نفوذهای ولایتمداران ایرانی و فسادهای دولت مرکزی بر کنار بوده و یکی از امن ترین و مرفه ترین نقاط منطقه میباشد، فرصتی برای ایفای  یک نقش تاریخی  یافته است. نقشی که آنرا(همانطور که در یاداشت قبلی نوشتم) مانند  نقش پروس در متحد کردن آلمان تحت رهبری بیسمارک در پایان قرن گذشته، به متحدد و مدرن کننده عراق تبدیل خواهد کرد.

 تصور اینکه که سُنیها و شیعیان عراق که ویروس سخت جان مذهب زدگی فرقه گرایانه تا عمق اجتماع آنان ریشه دوانیده است بتوانند در چهار چوب تفاهم و تعامل فرقه ای بر بی اعتمادی  نسبت بهم غلبه کرده و با هم عراق متحد و دموکراتیک را بسازند تصوری مطلقاً خطاست ولی چنین رسالتی از جانب کردها که حساسیت کمتری نسبت به آنها در بین نحله های مختلف مذهبی، قومی و سیاسی وجود دارد و طی دوران پسا صدام، با شیعیان، سنیها، مسیحیان و ترکمنهای کشور و بشتر احزاب سیاسی؛ جناحاً یا کلاً، در تماس و تعامل بوده اند، نه تنها  برآورد شدنی بلکه یگانه راهی است که عراق برای اجتناب از متلاشی و غرق شدن در جنگهای فرقه ایی پایان نیافتنی در برابرخود دارد.

قریب دو ماه پیش همین نشریه (نیویورک تایمز) یک گزارش طولانی راجع به اوضاع منطقه داشت که در آن، رویکردِ راهبردی جدید آمریکا در رابطه با بحران منطقه را عدم درگیری مستقیم، و در عوض استفاده از پروکسی های منطقه ایی بجای نیروهای خودِ آمریکا  برای مدیریت چالشها دانسته بود. با تدقیق در صحنه پیکار در عراق و همچنین لیبی میتوان نمودهای اجرائی شدن این راهبرد جدیدِ، نه تنها آمریکا بلکه ناتو را در منطقه دید. ولی  اگر استفاده از پروکسیهای منطقه ایی را فقط در کمکِ آمریکا به جریانهای ضد جهادی در عراق نیز خلاصه کنیم فقط یک قدمی خود را دیده ائیم و نه چشم انداز چنین رویکردِ استراتژیکی و پیامدهای عظیم آنرا، از جمله تأثیر آنرا روی تحولات آینده میهن خودمان

باید دلایل کافی برای تقویت نظامی کردها، حتی PKK، وجود داشته باشد تا تسلیح، تجهیز و سازماندهی نظامی آنها  تا حد یک ارتش تمام عیار و کلاسیک و  در سطح حقوق کامل یک دولت برخوردار از رسمیت بین المللی از سوی غرب  قابل درک شده و توجیه سیاسی و قانونی بیابد.

در جریان این تجهیز و راه افتادن کاروان هوائی تسلیح پیشمرگه های کرد، آمریکا و خود دولت اقلیم کرد چنان عمل کردند و میکنند که گوئی دولتی بمعنای دولت فدرال عراق، مستقر در بغداد، وجود ندارد. دولت مالکی که برای بارگیری یک نفتکش از طرف کردها جنجال بپا میکرد، در برابر این نظامی شدن تمام عیار کردستان به فلج زبانی و مغزی دوچار شده و بخاطر شکست های خفت آورش زبانش کاملاً علیه آمریکا و کردها بسته شده است.

واقعیت اینست که قدرت گیری دولت اقلیم کردستان را؛ هم بلحاظ نقش سیاسی و هم نظامی آن باید بفال نیک گرفت زیرا در عراق امروز نه تنها دولت مالکی و شخص او بلکه تمام ساختار حکومتی آن بشمول ارتش، نیروی انتظامی، پارلمان و دیگر زیرمجموعه هایش، مشروعیت و اتوریته خود را از دست داده اند. آنها چاره جز این ندارند تا فقط نظاره گره تدبیر امور کشور توسط آمریکا، دولت اقلیم کردستان، انگلیس و تا حدودی فرانسه باشند.

در این میان غیب شدن کامل سپاه قدس ایران از صحنه سیاسی امنیتی عراق، که  همواره حضورش در آن کشور از سوی سران سپاه و دیگر ارگانهای وابسته به مرکز قدرت، لافزنانه و تبختر آمیز؛ نمودِ منطقه ایی و حتی فرامنطقه ایی شدن قدرت ایران اسلامی و اقتدار فرامرزی آن نشان داده میشد، در این شتاب سرگیجه آور تحولات عراق، از صفحه ی سایت ها و رسانه ای منطقه و دنیا  شایان توجه جدی است.

در آغاز هجوم نیروهای ضد مالکی که به داعش نسبت داده شد، اخبار جسته گریخته ایی از حضور سپاه قدس برای دفاع از اماکن مقدس انتشار میافت. برخی از حضور ۲ و برخی از ۲۰ هزار نیروی قدس خبر میدادند و برخی نیز فقط از حضور مشاوران نظامی ایران. ولی با انتقال خط آتش از سامره به اربیل و سد موصل و شهر سنجر، دیگر خبری از سپاه قدس نیست. من فکر میکنم تا یکماه دیگر که مالکی رسماً قدرت را تحویل میدهد نه تنها اثری از حضور افراد سپاه قدس ایران در عراق نباشد بلکه دهها  و شاید هم صدها هزار از شبه نظامیان شیعه و امنیتی های نزدیک به نوری المالکی  هم جل و پلاس خود را برای مهاجرت و اقامت دائمی در ایران، در عراق جمع خواهند کرد تا عازم ایران شوند.

تصویر فوق زمانی قدری کامل تر میشود که نگاهی هم به وضع کردهای ترکیه بیاندازیم.

در انتخابات اخیر ترکیه برای نخستین بار  حزب دموکراتیک مردم (HDP) که شاخه سیاسی و غیر رسمی PKK  میباشد، صلاح الدین دمیراتز را  بعنوان نامزد  خود برای پست ریاست جمهوری معرفی کرد. این حزب( دمیراتز) قریب ۹٫۸% آرای شرکت کنندگان را بخود اختصاص داد که  برای حزبی که تا کنون در جایگاه  نماینده یک اقلیت قومی جایی در صحنه سیاسی و رقابتهای انتخاباتی در سطح ریاست جمهوری نداشته  بسیار توجه برانگیز است این حزب توانست آرای بخشهای دیگری از جوامع غیر کرد را  نیز در این انتخابات جذب کند.  بنا بر این  پیروزی این حزب، صرفاً به این ۹٫۸%  آراء خلاصه نشده و اهمیت اصلی موضوع در فرارفتن از خط و مرزهای قومی و ویژگی سراسری یافتن یافتن توسط این حزب است.

بنا به گزارش فرانس پرس، در روزهای گذشته  بمناسبت سی امین سال تشکیل  PKK، هیئتی از طرف رهبری حزب دموکراتیک مردم شاخه سیاسی غیر رسمیPKK،  با  عبدالله اوجلان رهبر کاریسماتیک  کردهای ترکیه، با او در زندان، در جزیره امرالی واقع در دریای مرمره دیدار کرد. اوجلان در این دیدار ضمن ابراز رضایت از نتیجه انتخابات گفت با این انتخابات دموکراتیک ما وارد یک فرایند مصالحه ملی شده ائیم و ترکیه انتخاباتی دموکراتیک را پشت سر نهاده است که PKK، با میزان آرای خود در آن  به پیروزی مهمی دست یافته است. او در پیامی بهمین مناسبت گفت که حزب او مصمم به شرکت در فرایند دموکراتیزاسیون ترکیه بوده و برآنست تا از یک حزب کردی به بزرگترین حزب سیاسی سراسری ترکیه و اپوزیسیون عمده در کشور و در آینده حزب حاکم  تبدیل شود. او با اطمینان خاطر گفت کهPKK، به این هدف خواهد رسید.

بنظر من این هدف چشم اندازی اوجلان هماندقدر با واقعیت  وضعیت سیاسی ترکیه مطابقت دارد که هدف نا ابراز شده کردهای عراق. واقعیت اینست که هم در عراق و هم در ترکیه احزاب سنتی چه مذهبی مانند حزب عدالت و توسعه اردوغان و چه حزب (اتاتورکیست)جمهوریخواه  نمیتوانند بعلت سوابق و گفتمانشان، وزن کنونی خود را در صحنه سیاسی کشورحفظ کنند. حزب عدالت و توسعه اردوغان بعلت فساد و در اثر بیداری جامعه و زوال رانتِ رایگان  دین و مذهب، قادر به حفظ جایگاه خود نخواهد بود و حزب جمهوریخواه مردم هم بعلت سابقه چند ده ساله همکاریهایش با دولتهای کودتایی و نظامی سابق و ناتوانی اش در پیکار سیاسی و ایدئولوژیک با جریان  اسلامگرایی در برابر چنین جریان انرژیکی قدرت رقابت ندارد.

چنین شرایطی برای کردها بعنوان نیرویی که هم با این و هم با آنطرف همپوشی سازنده دارد، و بعلت گرویدن بخشهای میانی جامعه: روشنفکران، دانشجویان، زنان و جوانان و (حد اقل) بخشی از کارگران و اتحادیه های آنان فرصتی تاریخی در پیش دارد  تا با مانور و استفاده حد اکثر از رقابتِ سه جریان آشتی ناپذیر در صحنه سیاسی ترکیه: جناح اردوغان (حزب عدالت و توسعه)، جناح فتح الله گولن و ناسیونالیستهای اتاتورکیست بهترین جایگاه سیاسی را در ترکیه بیابد.

 تبدیل شدن از یک حزب و جریان قومی به یک جریان ملی برای PKK، دشوار نیست. ایدئولوژی طبقاتی و چپ آن این نرمش پذیری دیسکورسیو را به آن  میدهد تا به آسانی به یک حزب قدرتمند سوسیال دموکرات مدرن تبدیل شود. بنظر من این آن راهی است که مورد نظر اوجلان و رهبری حزب اوست. بنظر من اگر نلسون ماندلا زندانی  جزیره روبرت آیلند توانست به پیامبر آشتی ملی و قهرمان صلح در آفریقای جنوبی تبدیل شود، اوجلان، زندانی جزیره  امرالی ترکیه هم میتواند همان نقش را در این منطقه بازی کند.

شاید در آینده با همین دیدگاه نظر خود را راجع به کردهای ایران نیز نوشتاری و درج کنم.

* منظور از نقش ژئواستراتژیک، جایگاه یک نیرو، یک جنبش  و یا یک دولت بلحاظ وزن نظامی ـ سیاسی در تعاملات و رویاروئی های منطقه و جهانی است.

**********************************************************

PPK Conflict with Turky coming to end; says Kurdish Leader

afp.com / DPA / Boris Roessler

Demonstrators hold up flags with the portrait of Kurdish leader Abdullah Öcalan as they take part in a rally on August 9, 2014 in Frankfurt am Main, Germany

The outlawed Kurdistan Workers Party’s 30-year conflict with Turkey is coming to an end, the group’s jailed leader said on Saturday, hailing the start of a new democratic process in the country.

The PKK, which for three decades fought a bloody insurgency for self-rule for Turkey’s Kurdish minority that cost 40,000 lives, launched its armed struggle on August 15, 1984.

But the group’s jailed leader Abdullah Ocalan said in a statement from his cell on the prison island of Imrali in the Sea of Marmara that Turkey was now on the verge of “historic developments” after last week’s presidential elections.

“On the occasion of the 30th anniversary of our struggle, I want to state that we are on the verge of historic developments,” Ocalan said in a statement quoted by the Firat news agency, which is close to the PKK.

“This 30-year war is — through a major democratic negotiation — at the stage of coming to an end.”

“The process of democratic negotiations has a profound meaning, historically and socially,” he added.

He said that the process could become a model for solving conflicts not only in Turkey “but in the entire region”.

– ‘No longer a utopia’ –

 

AFP / Adem Altan

 

Turkey’s president-elect Recep Tayyip Erdogan (C) waves at people after Friday prayers in Ankara, on August 15, 2014

Ocalan’s statement follows a meeting on Friday on Imrali between him and representatives of the pro-Kurdish People’s Democratic Party (HDP).

The presidential election was won by Prime Minister Recep Tayyip Erdogan, but the HDP’s candidate Selahattin Demirtas polled a respectable 9.8 percent in what Ocalan said was a breakthrough for Turkish democracy.

He said that the HDP was capable of becoming the main opposition to Erdogan, and even one day replacing his ruling AK party in government.

“With these results, the HDP, with its broadest base will be today’s democratic opposition and the future’s democratic ruling party,” Ocalan said.

The election had opened the way to clear “extreme nationalist and fascist policies” from Turkey, he said.

Ocalan said that the new period of transition was about “moving the idea of a democratic Turkey from a utopia to a reality”.

During the presidential election campaign, Demirtas tried to expand the appeal of the HDP to encompass not just Kurds but secular Turks attracted by its socialist, pro-women and pro-gay message.

Erdogan has also sought to ease tensions with the Kurdish minority by implementing reforms, notably on the use of the Kurdish language.

His government launched clandestine peace talks with Ocalan in 2012 but the talks stalled in September when the rebels accused the government of failing to deliver on reform.

 

AFP / Adem Altan

 

Supporters of newly elected Turkish president Recep Tayyip Erdogan hold their smartphones as they listen to his speech during the celebrations of his victory in Ankara on August 10, 2014

Parliament last month adopted a new reform bill aimed at kick-starting the talks, which was hailed by Ocalan.

The moves come as PKK rebels and other Kurdish fighters play a lead role in combatting the advance of Islamic State (IS) militants in northern Iraq.

In his message from prison, Ocalan hailed the fighters from the PKK, Iraqi Kurdish peshmerga and other Kurdish fighting units who have joined forces against the IS, saying they were “resisting for the sake of our freedom”.

The PKK is still classified as a terrorist group not just by Turkey but also the United States and the European Union, complicating its role in the US-backed Kurdish actions against IS.

The PKK’s military leader Murat Karayilan, who heads the armed PKK rebels at their Kandil Mountain base in northern Iraq, called this month for a “national resistance front” between Kurdish groups to combat the jihadists.

*******************************************************************
Fox  News

..

http://www.foxnews.com/opinion/2014/08/21/iraq-future-why-next-22-days-are-critical/

Tunisian Defense Minister: War on terror requires patience

Share Button

The military can also be credited with safeguarding and guaranteeing the National Constituent Assembly elections which today is working with the same determination [as the military] to complete the second stage of democratic transition after Tunisia has made great strides on its democratic course. Tunisia now has a constitution, an Independent Electoral High Commission and a set date for the next elections. I believe that all this paves the way for real democracy and the establishment of a state of law, freedom, justice and citizenship in Tunisia.

Tunisian Minister of National Defence Ghazi Jeribi speaks during a press conference at the Government Palace in Tunis, Tunisia on 17 July 2014. (EPA/Mohamed Messara)

London, Asharq Al-Awsat—Minister of National Defense Ghazi Jeribi highlighted Tunisia’s efforts against terrorism, acknowledging that the war on terror is an asymmetrical war that requires patience.

Speaking to Asharq Al-Awsat, Jeribi said that Tunisia is on course for “true democracy,” citing the Tunisian military’s commitment to political neutrality as one of the reasons for this development. He also acknowledged that the Tunisian military establishment is facing a number of tests, not least confronting terrorism and protecting the country’s borders, but said that the military will be able to meet challenges.

In a rare interview, the Tunisian Defense Minister spoke to Asharq Al-Awsat about the country’s war on terror, Tunisian attempts to secure its borders with Algeria and the recent resignation of Army Chief of Staff Mohamed Salah Hamdi.

Asharq Al-Awsat: The success of the Tunisian political experience can be attributed to the military, which distanced itself from political decision-making and is committed to the principle of political neutrality. But how long can the military keep up with this political neutrality? Is it time for change?

Ghazi Jeribi: The Tunisian military establishment is committed to defending its independence from politics and politicians and is committed to complete neutrality and remaining equidistant from all political parties and factions in the country, and as far as possible from political debates. This is because it has remained steadfast and committed to its primary mission according to the law and national duty. Moreover, this is a positive neutrality based on defending legitimacy and protecting the country from all internal and external threats.

Consequently, the military has contributed to a large extent to protecting the first stage of democratic transition by guaranteeing the normal course of life, socially and economically, as well as protecting state institutions and vital installations . . .as well as protecting Tunisia land and sea borders and airspace.

The military can also be credited with safeguarding and guaranteeing the National Constituent Assembly elections which today is working with the same determination [as the military] to complete the second stage of democratic transition after Tunisia has made great strides on its democratic course. Tunisia now has a constitution, an Independent Electoral High Commission and a set date for the next elections. I believe that all this paves the way for real democracy and the establishment of a state of law, freedom, justice and citizenship in Tunisia.

Q: Does the resignation of the head of the Tunisian army Mohamed Salah Hamdi have anything to do with the controversy surrounding the army’s performance?

Army Chief of Staff Mohamed Salah Hamdi’s submitted his resignation for personal reasons and I took the decision to accept this based on Chapter 27 of the military code on the basis that he has passed the retirement age and had been granted two one-year extensions to his military career on an exceptional basis.

I would like to take this occasion to express my thanks and appreciation to all officers, non-commission officers and soldiers who have served their country with sincerity and loyalty. The appointment of new army Chief of Staff Ismail Al-Fathali comes within the framework of changing positions and because change in strategy sometimes requires a change in personnel. The new Chief of Staff meets the conditions and capabilities required of him and have the attributes and capabilities to succeed in this post.

Q: Is Tunisia’s military establishment successfully coping with the demands of the war on terrorism, particularly given the human losses that it has suffered?

The war on terror is not a traditional war between two regular armies; it is an asymmetrical war between a regular army and extremist organizations that rely on surprise. This requires a review of organizations and strategies until these extremist organizations are being combatted in the appropriate manner . . .including forming new combat units and taking advantage of the experience of fraternal and friendly countries that have passed through the same ordeal.

Overall, the war on terror requires a lot of patience and the losses that we have suffered should not discourage us from uprooting the scourge of terrorism.

Q: Has Tunisia intensified its cooperation with security agencies in the recent period, in line with the increasing terrorist presence in the country?

Cooperation with security agencies is ongoing and has been strengthened in response to the nature of the threats we are facing during the current period. We have put in place new mechanisms to guarantee close coordination and facilitate intelligence sharing. As for field operations, new specialized units have been created to intervene in urban and non-urban environments to combat terrorism. Recent operations have confirmed the efficiency of these new specialized units.

Over the past few weeks, a number of changes have taken place within the military institution, including strengthening counter-terrorism intelligence gathering; creating a special unit to monitor terrorist groups; creating a unit to look at ways that these gangs recruit members; and using recently acquired armored vehicles in operations.

Q: Tunisia’s borders with Libya are increasingly porous, particularly given the escalating security unrest taking place in the neighboring country. To what extent can Tunisia’s military secure the border region?

It is difficult for any country to completely and absolutely secure its land borders. Following the security deterioration in Libya, Tunisia’s military establishment has been able to put into place a security mechanism that allowed it to secure its borders, despite the difficulties caused by the influx of refugees [from Libya] in the recent period.

The transformations taking place in the region, as well as the high frequency of smuggling, increasing rates of organized crime and cross-border infiltration and terrorism, has created a complex security situation on the Tunisian-Libyan borders. In addition to this, Libya is still in the process of a difficult transition phase, trying to stabilize the political scene in the country. We are all committed today to resolving the issues that arose during the 2011 revolution, and the subsequent arms smuggling, to put in place an effective and vigilant military and security system and make the border region safe.

Q: There is talk about security cooperation between Tunisia and Algeria to confront the border issues together. Have any military or security pacts been signed?

Tunisian-Algerian military cooperation is being looked at with great interest from both sides. We have worked to support and develop this and move towards true partnership in the fields of training and exchanging experience, including responding to the requirements of the two national armies and enhancing their operational capabilities.

In response to the nature of the current stage, a security agreement was signed between Tunisia and Algeria in May in the fields of combatting cross-border terrorism and organized crime. This agreement revolves around four points; securing control of the border; coordinating field operations and establishing operational coordination over border security; establishing partnership in the fields of sharing information and intelligence; exchanging experience and expertise in the fields of border security and increased specialized training.

This is an abridged version of an interview originally published in Arabic.

It’s a French woman’s duty to wear a bikini, says ex-minister

Share Button
     
   
     
 

Ms Morano, 51, has provoked a political row by complaining that she had seen a Muslim woman sitting on a French beach in headscarf, long-sleeved tunic and trousers while her husband stripped off and bathed in the sea.

“When you choose to come to a country of secular laws like France, you have an obligation to respect our culture and the liberty of women. Or you go somewhere else,” Ms Morano wrote on her Facebook page.

She published a blurred picture that she had taken at the weekend of the woman in the headscarf sitting on a beach. Alongside, she published a photograph of the 1950s and 1960s sex symbol Brigitte Bardot wearing a bikini. 

   Islamophobia row as Sarkozy supporter hits out at Muslim on beach in headscarf

PARIS

Indrpendent

Tuesday 19 August 2014

Ms Morano, 51, has provoked a political row by complaining that she had seen a Muslim woman sitting on a French beach in headscarf, long-sleeved tunic and trousers while her husband stripped off and bathed in the sea.

“When you choose to come to a country of secular laws like France, you have an obligation to respect our culture and the liberty of women. Or you go somewhere else,” Ms Morano wrote on her Facebook page.

She published a blurred picture that she had taken at the weekend of the woman in the headscarf sitting on a beach. Alongside, she published a photograph of the 1950s and 1960s sex symbol Brigitte Bardot wearing a bikini.

The picture taken by Nadine Morano: of a woman in a headscarf sitting on a beach

The picture taken by Nadine Morano: of a woman in a headscarf sitting on a beachMs Morano is a centre-right politician, and fervent supporter of ex-President Nicolas Sarkozy, who has been accused of exploiting far-right themes in the past.  Her remarks provoked an avalanche of comments on social media and reactions from politicians which sometimes crossed normal party boundaries.

The former leader of the Socialist party, Harlem Désir, said that Ms Morano “had a point”. A beach should, he said, be a place of liberty for all, he said. Another centre-right former minister, Valérie Pécresse, criticised Ms Morano’s definition of “freedom”. “As long as they’re not breaking the law, people should be allowed to wear whatever they want,” she said.

The Communist politician Ian Brossat said it was clear that “xenophobia never goes on holiday, even on the beach”.

Ms Morano said that she had witnessed the incident at an unnamed French resort.

“The man got into his swimming trunks, showing off his well-made body, while she sat quietly on the sand dressed from head to toe,” she wrote. “He went off alone towards the sea. Delighted to be having a swim, he waved to his submissive companion as she sat entirely surrounded by people in swimsuits.

“He had the right to strip off and swim, She didn’t. To see that in the country which invented human rights was exasperating!”

One blogger, Fouzia Rakza Bouzaoui, said that Ms Morano should “worry about the 20,000 sexual assaults in France every year (that’s only the number reported) rather than talking about the submission of a woman she does not even know and who might have made this choice herself.”

The president of the National Observatory against Islamophobia, Abdallah Zekri, said that Ms Morano was playing on the confusion between Islamic headscarves and full-length veils like burkas. Both are referred to by the same word, voile. Only full-length veils which obscure the face are banned under French law. “How is wearing a headscarf on a beach not respecting the laws of the Republic?” he asked.

Ms Morano is one of a group of politicians in the Union pour un Mouvement Populaire who have been accused of trying to resist the rise of Marine Le Pen’s far-right Front National by borrowing – or even outdoing – their anti-Islamic rhetoric.

In a radio interview she insisted that she was making an argument for women’s rights not an argument against Islam. “We have to help these submissive women,” she said. “There is no point in pulling a veil over our own faces. No religion has the right to impede the progress which has been so dearly won in France.”

Islamic State repels Iraqi military’s 3rd attempt to retake Tikrit

Share Button

The Iraqi military and the government have been unable to regain control of large areas lost in Ninewa, Salahaddin, and Diyala provinces after the Islamic State and its allies began their offensive on June 10. Mosul, Iraq’s second largest city, and other major towns and cities in northern and central Iraq are firmly under the control of the Islamic State or contested 

Kurdish fighters stand guard at the Mosul Dam in Mosul in northern Iraq August 19, 2014.  REUTERS-Stringer

By BILL ROGGIOAugust 19, 2014

One day after suffering a defeat at the Mosul dam by the Peshmerga and US and Iraqi forces, the Islamic State and its allies beat back an Iraqi Army assault that was designed to retake control of the central city of Tikrit. The Islamic State and its allies have now repelled three Iraqi military attempts to regain Tikrit, the capital of Salahaddin province, which has been out of government control for more than two months.

Earlier this morning, Iraqi forces launched “a wide military campaign to liberate the city of Tikrit from the Islamic State,” All Iraq News Agency reported. “The security forces will liberate the city and eliminate the ISIL [Islamic State] terrorists,” an Iraqi official told the news agency.

But the Iraqi forces, which attacked Tikrit from several directions, broke off their assault by the afternoon after taking “heavy machine gun and mortar fire” from the south, and encountering “landmines and snipers” west of the city, Reuters reported.

“Residents of central Tikrit said by telephone that Islamic State fighters were firmly in control of their positions and patrolling the main streets,” Reuters noted.

The Islamic State and its Baathist allies in Saddam Hussein’s home town of Tikrit have defeated two other attempts by the Iraqi military and supporting militias to reestablish government control of the provincial capital, which fell to the Islamic State and its allies on June 11.

At the end of June, Iraqi forces air assaulted into Tikrit University to the north of the city while ground forces advanced from the south. That offensive stalled and Iraqi forces withdrew from the city after heavy fighting.

And on July 15, Iraqi soldiers and supporting militias advanced on the city from the south, but withdrew one day later after being drawn into a deadly complex ambush that included IED traps, suicide bombers, and snipers.

The latest failed Tikrit offensive highlights the poor state of the Iraqi armed forces. The military has often been forced to cobble together units since at least four of Iraq’s 16 regular army divisions are no longer viable. The Long War Journal estimates that at least seven divisions have been rendered ineffective since the beginning of the year [see Threat Matrix report, US advisers give dark assessment of state of Iraqi military].

In many areas of Iraq, the military is fighting alongside poorly trained militias who are ill-suited to conducting offensive operations. Additionally, SWAT and special forces, while highly trained and likely more motivated than regular forces, are often being misused as infantry.

The Iraqi military and the government have been unable to regain control of large areas lost in Ninewa, Salahaddin, and Diyala provinces after the Islamic State and its allies began their offensive on June 10. Mosul, Iraq’s second largest city, and other major towns and cities in northern and central Iraq are firmly under the control of the Islamic State or contested.

The Islamic State also holds most of Anbar as well as northern Babil province. Fallujah and other cities and towns fell after the Islamic State went on the offensive in Anbar at the beginning of January. The Iraqi military has been unable to retake areas in Anbar lost earlier this year. Half of Ramadi, the provincial capital, is said to be under the Islamic State’s control. The military recently airlifted 4,000 militiamen to Ramadi, a further indication that the two Iraqi divisions stationed in Anbar, the 1st and the 7th, are no longer cohesive fighting forces.

The only places where the Islamic State and its allies have lost ground are in some areas of northern Iraq where they encroached into territory controlled by the Kurdish Peshmerga. Earlier this month, the Islamic State took over the Mosul Dam, the city of Sinjar, and a series of towns and villages north and east of Mosul after the Peshmerga retreated, often without a fight. The Peshmerga recently retook the Mosul Dam and those same villages, but only after the US military intervened and launched a series of airstrikes that targeted Islamic State armored personnel carriers, technicals, convoys, mortar pits, and other military targets.

Read more: http://www.longwarjournal.org/archives/2014/08/islamic_state_repell.php#ixzz3AtfFfo6n

********************************

Islamic State video purports to show beheading of U.S. journalist

Earlier, Iraqi forces halted a short-lived offensive on Tuesday to recapture Tikrit, home town of executed dictator Saddam Hussein, due to fierce resistance from Islamic State fighters.

Buoyed by an operation to recapture a strategic dam from the militants after two months of setbacks, Iraqi army units backed by Shi’ite militias launched their offensive shortly after dawn on Tikrit, a city 130 km (80 miles) north of Baghdad which is a stronghold of the Sunni Muslim minority. But officers in the Iraqi forces’ operations room said by mid-afternoon that the advance had stopped. South of Tikrit, the government side came under heavy machinegun and mortar fire from the militants, a group of Arab and foreign fighters hardened by battle both in Iraq and over the border .in Syria’s civil war, the officers told Reuters. To the west, landmines and snipers frustrated efforts to get closer to the city center in the latest in a series of attempts to drive out the militants. Residents of central Tikrit said by telephone that .Islamic State fighters were firmly in control of their positions and patrolling the main street

1 OF 7. Kurdish fighters stand guard at the Mosul Dam in Mosul in northern Iraq August 19, 2014.

BY AHMED RASHEED AND MICHAEL GEORGY

BAGHDAD Tue Aug 19, 2014 7:24pm ED

(Reuters) – Islamist militants fighting in Iraq released a video on Tuesday which purported to show the beheading of American journalist James Foley and U.S. officials said they were working to determine its authenticity.

The video, titled “A Message to America,” was released a day after Islamic State, an al Qaeda offshoot that has overrun large parts of Iraq, threatened to attack Americans “in any place.”

“We have seen a video that purports to be the murder of U.S. citizen James Foley by ISIL,” White House National Security Council spokeswoman Caitlin Hayden said in a statement. “The intelligence community is working as quickly as possible to determine its authenticity.”

“If genuine, we are appalled by the brutal murder of an innocent American journalist and we express our deepest condolences to his family and friends,” she said.

Islamic State militants also claimed in the video to be holding U.S. journalist Steven Sotloff and said his life depended on U.S. President Barack Obama’s next move. The video was posted after Obama resumed air strikes in Iraq for the first time since the end of the U.S. occupation in 2011.

“The life of this American citizen, Obama, depends on your next decision,” said a masked man in the video posted on social media sites, speaking English with a British accent as he held a prisoner the video named as Sotloff, who went missing in northern Syria while he was reporting in July 2013.

Foley was kidnapped on Nov. 22, 2012, in Syria by unidentified gunmen.

A Twitter account set up by Foley’s family said on Tuesday: “We know that many of you are looking for confirmation or answers. Please be patient until we all have more information, and keep the Foleys in your thoughts and prayers.”

In another video on Tuesday, Islamic State spoke of a holy war with the United States and said it would emerge victorious over the “crusader” America. It showed footage of Obama and King Abdullah of Saudi Arabia, as well as attacks on U.S. soldiers.

FIERCE RESISTANCE

Earlier, Iraqi forces halted a short-lived offensive on Tuesday to recapture Tikrit, home town of executed dictator Saddam Hussein, due to fierce resistance from Islamic State fighters.

Buoyed by an operation to recapture a strategic dam from the militants after two months of setbacks, Iraqi army units backed by Shi’ite militias launched their offensive shortly after dawn on Tikrit, a city 130 km (80 miles) north of Baghdad which is a stronghold of the Sunni Muslim minority.

But officers in the Iraqi forces’ operations room said by mid-afternoon that the advance had stopped.

South of Tikrit, the government side came under heavy machinegun and mortar fire from the militants, a group of Arab and foreign fighters hardened by battle both in Iraq and over the border in Syria’s civil war, the officers told Reuters.

To the west, landmines and snipers frustrated efforts to get closer to the city center in the latest in a series of attempts to drive out the militants. Residents of central Tikrit said by telephone that Islamic State fighters were firmly in control of their positions and patrolling the main streets.

Sunni Muslim fighters led by the Islamic State swept through much of northern and western Iraq in June, capturing the Sunni cities of Tikrit and Mosul as well as the Mosul Dam, a fragile structure which controls water and power supplies to millions of people down the Tigris river valley.

On Monday, fighters from Iraq’s Kurdish autonomous region said they had regained control of the hydro electric dam with the help of U.S. air strikes. Obama announced that the dam had been retaken.

The Pentagon said U.S. fighter aircraft conducted two air strikes near the Mosul Dam in the last day. One destroyed an Islamic State checkpoint.

Obama ordered the U.S. air strikes earlier this month, he said, to protect Americans and prevent a genocide in a conflict that has forced hundreds of thousands of Iraqis to flee their homes, including from the Yazidi and Christian religious minorities.

The Islamic State has concentrated on taking territory for its self-proclaimed caliphate both in Syria, where it is also fighting the forces of President Bashar al-Assad, and in Iraq. Unlike al Qaeda, the movement from which it split, it has so far steered clear of attacking Western targets in or outside the region.

Coinciding with the Kurdish advances, Damascus government forces have stepped up air strikes on Islamic State positions in and around the city of Raqqa – its stronghold in eastern Syria.

Analysts believe Assad – who is firmly in control in the capital more than three years into the civil war – is seizing the moment to show his potential value to Western states that backed the uprising against him but are now increasingly concerned by the Islamic State threat.

The Islamic State added new fighters in Syria at a record rate in July, according to the Syrian Observatory for Human Rights, which monitors the conflict. About 6,300 men – ۸۰ percent of them Syrian and the rest foreigners – joined last month, Rami Abdelrahman, founder of the Observatory, told Reuters.

 

GERMANY WEIGHS ARMS

The Islamic State’s successes since June have alarmed governments both in the West and in the region.

German Foreign Minister Frank-Walter Steinmeier said on Tuesday that Germany would decide this week whether to send arms to Iraqi Kurds, suggesting it might be irresponsible to do nothing.

Saudi Arabia’s Grand Mufti Sheikh Abdulaziz Al al-Sheikh, the highest religious authority in the country, said on Tuesday that the Islamic State and al Qaeda were “enemy number one of Islam” and not in any way part of the faith.

Efforts are under way in Baghdad to form a new government that will unite the majority Shi’ites with the Sunnis and Kurds in halting the Islamic State insurgency that threatened to tear the country apart.

In Geneva, the United Nations refugee agency announced a major aid operation to get supplies to more than half a million people displaced by fighting in northern Iraq.

(Additional reporting by Stephanie Nebehay in Geneva and Tom Perry in Beirut; Writing byDavid Stamp and Jim Loney; Editing by Anna Willard, Giles Elgood and Howard Goller)

 

..